HSEFAM
1.47K subscribers
230 photos
70 videos
67 files
62 links
مرکز ایمنی فام (شرکت راهبران سلامت، ایمنی، محیط)
021-44852175-6
Email: training@hsefam.ir
www.hsefam.ir
Download Telegram
گزارش_نهایی_سقوط_هواپیمای_اوکراینی_@hsefam.pdf
15 MB
گزارش نهایی سقوط هواپیمای اوکراینی - HSEFAM@
روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه‌ای - HSEfam@
ابراز احساسات لازم است ولی کافی نیست!
بارندگی شدید در شمال کرمان به وقوع سیلاب در منطقه راور و گلباف و قطع برق تعدادی روستا در این مناطق منجر می‌شود و بلافاصله بعد از این اتفاقات، گروه‌های عملیاتی به‌منظور برق‌دار کردن مناطق خاموش شده در همان ساعات اولیه به محل اعزام می‌شوند. با تشدید مجدد بارندگی، نیرو‌های عملیاتی در حال کاربر روی شبکه برق در سیلاب گرفتار و در این میان شش تن از کارکنان زحمتکش جان خود را از دست می‌دهند.
اتفاقات بعدی از یک الگوی ثابت و آشنا تبعیت می‌کند. سیل پیام‌های تکراری به راه می‌افتد. معاون اول محترم رئیس‌جمهور تأکید می‌کنند "لازم است مسئولان ذی‌ربط به‌خصوص وزیر نیرو و استاندار کرمان در اسرع وقت به وضعیت خانواده‌های مصیبت‌زده رسیدگی کنند و کمک‌های لازم را در خصوص مراسم ترحیم و تدفین انجام دهند"، سخنگوی محترم دولت با هشتک سایبر هاکا می‌نویسد: "تابه‌حال افتادن شاه‌توت را دیده‌ای!؟ که چگونه سرخی‌اش را با خاک قسمت می‌کند [هیچ‌چیز مثل افتادن دردآور نیست] من کارگرهای زیادی را دیدم از ساختمان که می‌افتادند شاه‌توت می‌شدند"، استاندار محترم کرمان می‌نویسند "در دقایق اولیه پس از دریافت خبر، دستور اقدام سریع و پس از تلاش فراوان موفق به کشف اجساد قربانیان شده‌اند"، معاون محترم توانیر ضمن شهید خدمت محسوب کردن جان باختگان برق کرمان به دستور وزیر محترم نیرو جهت استخدام همسران و بازماندگان عزیزان جان‌باخته در حادثه سیل گلباف در شرکت توزیع برق خبر می‌دهد و ...
ولی طبق معمول باگذشت تنها دو روز، این فاجعه تلخ کم‌کم به دست فراموشی سپرده می‌شود همان‌گونه حادثه سقوط اتوبوس حامل دانشجویان شریف، حادثه سقوط اتوبوس سربازان پادگان صفر پنج کرمان, حادثه معدن زغال‌سنگ زمستان یورت آزادشهر، قطار نیشابور و ایستگاه هفت‌خوان، سیل شیراز، حادثه تالار مانگه‌شه‌و سقز، فاجعه پلاسکو، اتوبوس دانشجویان دانشگاه آزاد، فاجعه پرواز شماره ۳۷۰۴ هواپیمایی آسمان به مقصد یاسوج، زلزله ورزقان و سرپل و ذهاب و ... از خاطره‌ها محو شدند بدون اینکه کوچک‌ترین ردپایی از آن‌ها در ارتقاء سطح ایمنی کشور باقی بماند.
از آنجائی که از دو دهه اخیر افتخار همکاری با عزیزان زحمتکش در حوزه ایمنی برق کشو من‌جمله شرکت‌های تولید، انتقال، توزیع و ... داشته و دارم در کنار ابراز همدردی صمیمانه با خانواده آسیب دیدگان و همکاران عزیزم در شرکت‌های توزیع، مایلم موارد زیر را یادآوری کنم:
1. بدون شک حادثه فوق نه حادثه اول در نوع خود و نه آخرین آن خواهد بود، بروز بارندگی شدید، قطع جریان برق و اعزام گروه‌های عملیات فرایند معمولی است که نه گستره جغرافیایی خاص و نه محدوده زمانی مشخص می‌شناسد. این حادثه در اردیبهشت در استان کرمان رخ داد و می‌تواند در مردادماهی در مازندران، در مهرماهی در استان آذربایجان شرقی، در دی‌ماهی در استان خوزستان، در اسفندماهی در استان فارس و ... نیز تکرار شود. لازم است همکاران عزیزم در شرکت مادر تخصصی توانیر و شرکت توزیع برق کرمان حادثه فوق را باحوصله کامل، با رویکرد تقصیر محوری – نه مقصر محوری- و با بهره‌گیری از انواع روش‌ها روزآمد به‌صورت جامع تحلیل و نتایج آن را در اختیار سایر شرکت‌های مرتبط قرار دهند.
2. به همه شرکتهای مشابه در همه استان های کشور توصیه می کنم با توجه به امکان بروز چنین حادثه در هر کجای ایران، با استفاده از انواع تکنیک های مدرن به شناسایی و ارزیابی ریسک خطر یادشده اقدام نمائید. در این راستا استفاده از ابزارهای نظیر Fault Tree Analysis و Bow Tie Analysis می تواند مفید واقع گردد.
3. به همه شرکت‌های مشابه توصیه می‌نمایم درصورتی‌که شرایط اضطراری شرکت‌های خود را شناسایی و اقدام به Emergency Response Plans مرتبط کرده‌اند موارد یادشده به‌دقت موردبازنگری قرار داده - با توجه به موقعیت جغرافیایی و سوابق بارش‌های شدید و سیلاب‌های فصل در استانی نظیر کرمان بعید می‌دانم که همکاران من در واحدهای HSE سیل و سیلاب‌ها را جزء شرایط اضطراری خود پیش‌بینی نکرده و ERP های مرتبط را تهیه نکرده باشند - و اگر در این زمینه اقدامی نکرده‌اند در اسرع وقت اقدامات لازم را انجام دهند.
4. تجارب بیش از دو دهه همکاری من با شرکت‌های مشابه در سطح کشور نشان می‌دهد یکی از دلایل بروز این‌گونه حوادث، ضعف در فرهنگ ایمنی پرسنل من‌جمله مدیران ارشد و بالأخص در دیمانسیون "اولویت تولید و ادامه فعالیت بر ایمنی" می‌باشد. وجود ضعف در این بعد باعث می‌شود که مدیران و پرسنل بر اساس باورهای ایثارگرانه و گاها" تحت تأثیر فشارهای خارج سازمانی دست به اقداماتی متهورانه، ماجراجویانه و ریسک‌پذیری بالا بزنند. در همین راستا پیشنهاد می‌کنم وضعیت فرهنگ ایمنی خود را سنجیده و ضمن شناسایی نقاط قابل‌بهبود خود برای ارتقاء آن‌ها برنامه‌ریزی نمایند.
5. بارها تأکید کرده‌ام که صنعت برق به دلیل چهار خصوصیت اصلی استفاده از نیروی فوق‌العاده خطرناک برق، کار مداوم در ارتفاع و استفاده فراوان از خودرو به همراه شرایط اضطراری فراوان نظیر لزوم عملیات در یخبندان، باد، باران و برف شدید، وجود فشارهای فراوان مثلاً برای بهره‌برداری از یک پست در یک ایام خاص ازیک‌طرف و ضرورت اقدام در چنین شرایطی از طرف دیگر، جزء پرریسک ترین صنایع در همه جای دنیا محسوب می‌شود. به همین دلیل به همه همکاران خود در شرکت‌های تولید، توزیع، انتقال و صنایع مرتبط توصیه می‌کنم که صنعت برق جای "فردین بازی" نیست، لطفاً هیجانات خود را در کنار خانواده‌های خود در پارک‌ها و اماکن تفریحی ایمن تخلیه کنید.

با احترام- ایرج محمدفام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من در این ساختار احساس طفیلی بودن می کنم.
@hsefam
فقط گیتار رو با خودت نبر
این روزها شاید یکی از مهم‌ترین اخبار جامعه، اخبار سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری کشور باشد. امسال نیز خیل شیفتگان از اقصا نقاط کشور با تیپ و قیافه، سن، جنس و برنامه‌های عجیب‌وغریبشان در طول 5 روز فرصت ثبت‌نام با هر مشقتی که بود خود را به ساختمان وزارت کشور رساندند و به‌انحاءمختلف خود و ایده‌های نابشان را در معرض نمایش گذاشتند. این دفعه به نظر می‌آید همه آمده‌اند؛ خانم موتورسیکلت‌سوار، مرد کفن‌پوش، لیدر فوتبال، متخصص پوست و مو، چاه‌کن با بیلش، احمدی‌نژاد کت قرمز، کودک 10 ساله، کابینت ساز! باصفا، نوسترآدموس و ... و حتی عباس مو قشنگ نیز از قافله عقب نمانده است.
نحوه آمدن کاندیداها نیز این بار متفاوت‌تر از بقیه سال‌ها بود. یکی با دو نوه‌ها و آن دیگری با همسر محترمشان وارد می‌شوند، یکی از نرده‌های وزارت کشور بالا می‌رود و آن‌یکی با محافظان دست به زنش در جلو وزارت کشور گردوخاکی به پا می‌کند، یکی دیگر با پلاکی مخدوش، بزرگ‌ترین فلافل فروش کشور هم با ریموت و ...
امسال هر کاندیدای برای جلب آراء بیشتر شعارهای جالبی نیز انتخاب کرده‌اند؛ یکی حرف از تشکیل دولت تحول و عدالت اقتصادی می زند آن یکی می گوید دولت راحت خوران را تأسیس خواهم کرد یکی از تعطیلی وزارت خارجه می‌گوید، حتی در این میان شعارهایی نظیر عوض کردن خط ریش، وزیر کردن پسر خود، دادن وعده پرداخت چند هزار یورویی ماهیانه به همگان و ... نیز شنیده می‌شود.
اما جدا از این بازار مکاره‌ای که هر چهار سال یک‌بار راه می‌افتد تعداد اندکی هستند که تائید صلاحیتشان توسط شورای نگهبان با قطعیت بیشتری همراه بوده و این‌ها همان‌های هستند که احتمالاً از ماه‌ها پیش برنامه‌های خود را چیده و حتی اعضاء دولت احتمالی‌شان را نیز انتخاب کرده و یا در حال انتخاب کردنشان هستند و روی سخن من در این متن با همین بزرگواران است.
همان‌گونه که می‌دانید کشور ایران در سالیان اخیر تقریباً هیچ ماهی نبوده است که با یک بحران جدی مواجه نبوده باشد؛ اعتراضات آبان ماه، زلزله کرمانشاه و سرپل ذهاب، سیل شیراز و گلستان، حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی، هجوم ملخ‌ها، سقوط هواپیمای اوکراینی، فاجعه پلاسکو، شیوع ویروس کرونا و ده‌ها بحران کوچک و بزرگ مشابه تنها نمونه بسیار کوچکی از ده‌ها بحران رخ‌داده در چند سال اخیر کشور می‌باشد که تنها یکی از آن‌ها می‌توانست کشور را با آینده‌ای مبهم و بسیار دوار مواجه سازد که البته در بعضی موارد نیز ساخت.
کاندیداهای محترم ریاست جمهوری!
حتماً مستحضرید که بروز این‌گونه بحران‌ها برخلاف شعارهای معمول بعضی از مدیران محترم مرتبط کشور، تنها مختص کشور ما نبوده و اغلب کشورها به اشکال مختلف آن‌ها را تجربه می‌کنند. آتش‌سوزی جنگل‌های استرالیا (۲۰-۲۰۱۹)، آتش‌سوزی کلیسای نوتردام پاریس 2019، طوفان متیو ۲۰۱۶، آتش‌سوزی مندوسینو در کالیفرنیا، فاجعه هسته‌ای فوکوشیما دائیچی، زمین‌لرزه 9 ریشتری سندای ژاپن۲۰۱۱، فاجعه ورزشگاه هیلزبورو انگلستان ۱۹۸۹، حملات نوامبر ۲۰۱۵ پاریس و ... نمونه مشابه ای از بحران‌ها در سطح جهانی در سالیان اخیر بوده است.
حتماً مستحضر هستید که سپردن مدیریت این‌گونه بحران‌ها به دست افراد صرفاً بر اساس میزان مشارکت و همکاری‌شان در ستادهای انتخاباتی شما، نه‌تنها می‌تواند آینده سیاسی شمارا با تهدیدات جدی مواجه کند بلکه می‌تواند کشور را با شورای های فراوان روبرو سازد.
ریاست‌جمهور محترم آینده کشور! حتماً به‌خوبی می‌دانید امروزه مدیریت بحران‌های طبیعی و انسان‌ساخت در کشورهای توسعه‌یافته، مبتنی بر دانش، تخصص، تجربه، بهره‌گیری از کار تیمی، استفاده از تجارب موفق همه کشورهای دنیا، اطمینان بر اصول متقن علمی، استفاده از متدها و روش‌های روزآمد بین‌المللی و مهم‌تر از همه این‌ها باور و اعتقاد قلبی به اصول یادشده می‌باشد.
حال با توجه به مطالب فوق و به‌عنوان یک معلم با اتکا به دانش و تجربه خود و همکارانم در حوزه ایمنی و مدیریت بحران کشور، ضمن بر حذر داشتن حضرتعالی از سپردن مدیریت این بخش بحرانی کشور صرفا به مدیران بازنشسته، نمایندگان بازمانده از مجلس، شرکاء سیاسی و ... تنها یک خواسته از حضرت‌عالی دارم:
لطفاً، لطفاً و لطفاً سکان‌داری مدیریت بحران کشور را به صاحبان آن بسپارید!
ایرج محمدفام
@hsefam
افزونگی و قطعی برق وزارت خارجه هنگام ملاقات با مقام چینی
افزونگی در علوم مهندسی من‌جمله مهندسی ایمنی عبارت است از قرار دادن زیر بخش‌های مشابه در یک سامانه به‌صورت موازی به‌طوری‌که عملکرد کلی سامانه در شرایط اضطرار یا خطا تضمین شود. سامانه در این تعریف می‌تواند یک موجودیت فیزیکی یا یک سامانه عملیاتی باشد. افزونگی‌ها می‌توانند از نوع افزونگی سخت‌افزاری (Hardware Redundancy)، افزونگی نرم‌افزاری (Software Redundancy)، افزونگی اطلاعاتی (Information Redundancy) و افزونگی زمانی (Time Redundancy) باشد. مرسوم‌ترین و پراستفاده‌ترین افزونگی‌ها در مهندسی ایمنی از نوع سخت‌افزاری می‌باشند. در این نوع از افزونگی با اضافه كردن سخت‌افزارهای جدید سعی می‌شود كه جلوى ازکارافتادن سیستم گرفته شود. این سخت‌افزارهای اضافه‌شده همانند یکدیگر هستند و هیچ عملیات اضافه‌تری را انجام نمی‌دهند. برای افزونگی سخت‌افزار روش‌های مختلفی وجود دارد كه مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:
1. غیرفعال (ایستا) - Passive or Static
2. فعال (پویا) Active or Dynamic
3. ترکیبی Hybrid
ایرج محمدفام
افزونگی و قطعی برق وزارت خارجه هنگام ملاقات با مقام چینی - @hsefam
کاش لبنان می بودیم!
انفجار بندر بیروت عصر روز ۴ اوت ۲۰۲۰ (۱۴ مرداد ۱۳۹۹) یعنی حدود 10 ماه پیش رخ داد و امروز (۱۴ خرداد ۱۴۰۰) بازپرس پرونده انفجار بندر بیروت اعلام کرد که تحقیقات فنی درباره این پرونده رو به اتمام است لازم به ذکر است که در این حادثه یکی از سه فرضیه مطرح هدف قرار گرفتن بندر از طریق موشک بود.
حادثه آتش سوزی در پالایشگاه تهران ساعت ۱۹:۳۵ دوازدهم خردادماه 1400 به وقوع پیوست و صبح روز ۱۳ خرداد ۱۴۰۰،‏ (یعنی در کمتر از چند ساعت) اعلام گردید عمدی بودن حادثه حریق پالایشگاه تهران مطرح نیست!!!
حداقل تحقیقات حادثه (Incident Incestigation) را بازیچه قرار ندهید.
ایرج محمدفام
حادثه انفجار در شرکت صنایع شیمیایی نارگستر سپاهان در 2 خرداد، حادثه ناو لجستیکی و آموزشی خارک در 11 خرداد، حادثه پایگاه چهارم شکاری دزفول در 11 خرداد، آتش‌سوزی گسترده در پالایشگاه تهران در ۱۲ خرداد تنها گوشه‌ای از حوادث فاجعه‌بار کشور در یک بازه 10 روزه می‌باشد. در کنار موارد یادشده حوادثی نظیر حادثه در تأسیسات هسته‌ای نطنز در 21 فروردین و ... کنجکاوی زیادی را در زمینه عمدی بودن آن‌ها برای کارشناسان ایمنی ایجاد کرده است. هرچند که در اغلب موارد یادشده مسئولان امر به‌صورت بسیار شتاب‌زده و گاها تعجب‌برانگیز، عمدی بودن اغلب آن‌ها را رد کرده‌اند ولی اصول متقن علم ایمنی بر ضرورت تحقیقات ریشه‌ای حوادث یادشده به‌صورت اصولی و توسط تیم های کاملاً مستقل و همچنین انجام ارزیابی ریسک‌های امنیتی برای صنایع مهم و استراتژیک کشور تأکید و پافشاری می‌کند. لزوم انجام این‌گونه ارزیابی‌های مبتنی بر اصول علمی و نه صرفاً حراستی! برای صنایع حیاتی و بحرانی نظیر پالایشگاه‌های نفت و گاز، پتروشیمی‌ها، صنایع فولاد، کشتیرانی، دفاعی، نیروگاه‌های برق و سدها بیشتر احساس می‌شود.
ایرج محمدفام
@hsefam

*واکسیناسیون کووید-۱۹ و اثر پِلتزمن*

🔹اثر پلتزمن به افتخار Sam Peltzman، استاد اقتصاد خُرد دانشگاه شیکاگو نام‌گذاری شده است. این اثر (Peltzman effect) نظریه‌ای است که می‌گوید "افراد پس از انجام اقدامات امنیتی (یا ایمنی)، بیش‌تر از پیش به رفتارهای خطرناک رو می‌آورند". این بدان معناست که، افراد در صورت احساس امنیت بیش‌تر، رفتارهای پرخطر بیش‌تری ممکن است بروز دهند.

🔸مقاله‌ای در نشریه علمی Annals of Internal Medicine منتشر شد که در آن محققین دانشگاه نیویورک به این موضوع پرداخته‌اند که پس از انجام واکسیناسیون، مردم کم‌تر اقدامات پیشگیرانه از جمله استفاده از ماسک یا فاصله‌گذاری فیزیکی را انجام می‌دهند و یک‌ حس امنیت کاذبِ نسبت به ایجاد ایمنی گله‌ای دارند و این مسئله بر خلاف انتظاری که از واکسیناسیون می‌رود می‌تواند بصورت پارادوکس موجب افزایش تعداد مبتلایان شود.

🔸آنها نتیجه گرفتند که چنین نتیجه معکوسی به‌علت اثر پلتزمن رخ داده است، بنابراین پیشنهاد کردند برای پیشگیری از این معضل، باید به مردم حقایق لازم برای ادامه رعایت پروتکل‌های بهداشتی را گوشزد نمود که می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

۱- ایمنی حداکثری بلافاصله پس از تزریق دوز اول و حتی دوز دوم واکسن ممکن است به‌دست نیاید و احتمالا ایمنی حداکثری نیازمند گذشت چندین هفته از زمان تزریق دوز بوستر باشد.

۲- ایمنی در اثر واکسن کامل نیست و هیچ واکسنی ادعا ندارد که ۱۰۰٪ عدم ابتلا پس از واکسیناسیون می‌دهد، هرچند خطر ابتلا به انواع شدید بیماری، بستری شدن در بیمارستان و مرگ‌ومیر به‌صورت قابل ملاحظه‌ و چشمگیری کاهش خواهد یافت.

۳- ضمنا همه واکسن‌ها به یک میزان مؤثر نیستند و میزان پیشگیری از ابتلا به کووید۱۹ (بخصوص بدون علامت) در آنها بین ۵۰ تا حدود ۹۵ درصد ذکر شده است. یعنی بین ۵ تا ۵۰ درصد افراد واکسینه شده ممکن است دچار بیماری شوند که عمدتا بدون علامت و یا خفیف تا متوسط است. در این بین افراد بدون علامت خطرناکترین ناقلین اجتماعی خواهند بود چون فکر نمی‌کنند پس از واکسن برای دیگران پیام‌آور بیماری باشند.

۴- همه واکسن‌ها علیه همه گونه‌های ویروس SARS-CoV-2 کارآمد نیستند و برخی سوش‌ها ممکن است با درصد نسبتا قابل توجهی از اثر ایمنی برخی واکسن‌ها فرار کنند.
@hsefam
ارگونومی در دورکاری و کار همراه .pdf
12.1 MB
ارگونومی در دورکاری و کار همراه .pdf
Audio
Audio from Fam
ضریب هوش شرافتمندانه DQ یک مزیت رقابتی
(DECENCY QUOTIENT)

برای اولین بار اجی بانگا مدیر ارشد MASTER CARD ( فردی که در دوره ده ساله مدیریتش درامد مستر کارت را شش برابر کرد) ضریب هوش شرافتمندانه DQو نقش ان در کسب و کار را مطرح کرد.
در گذشته تاثیر هوش ریاضی IQ و هوش هیجانی EQ بر همگان مشخص شده بود
از دیدگاه جدید هوش شرافتمندانه اگر به هوش منطقی و هوش هیجانی اصافه شود میتواند مزیت رقابتی بزرگی را ایجاد نماید.
هوش شرافتمندانه رفتاری است مبتنی بر صداقت شفافیت و گفتار و کرداری نیکو و خودداری از دروغ تقلب و بدگفتاری میباشد.
از دیدگاه اجی بانگا رهبرانی که شرافت انسانی را با سایر هوشمندیها ترکیب نمایند میتوانند به رهبران بزرگ و متمایزی تبدیل شوند که اعتماد کارکنان مشتریان و تامین کنندگان خود را جلب میکنند.
در هسته اصلی این هوشمندی تعهد اخلاقی قرار دارد.
IQ+EQ+DQ= COMPETTETV ADVANTAGE مزیت رقابتی
وقتی کلیه ذینفعان احساس اعتماد وحفظ منافعشان را میکنند کسب و کار دچار تحول شگرفی خواهد شد.
در دوره اجی بانگا در مستر کارد کمپین حمایت شصت میلیون نفری از بیماران سرطانی شکل گرفت .
Audio
Audio from Fam
تاوان خیانت فورد
فارغ از آنکه، شرکتی بین‌المللی با ۱۰۰ سابقه یا کسب‌وکاری کوچک و محلی باشید، زمانی که بحران فرا می‌رسد، آن‌طور که جنی بریتون باور، مالک یک کسب‌وکار کوچک تولید بستنی می‌گوید، باید اقداماتی سریع، قاطع و شفاف انجام دهید که مردم را در اولویت نخست بگذارد و افکار عمومی را در اولویت دوم.
«روابط تجاری مانند روابط شخصی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل است.» این سخن جان لمپ، مدیرعامل لاستیک‌سازی بریجستون در دهه ۲۰۰۰ میلادی است. اعتماد و احترام متقابل، رمز موفقیت کسب‌وکار در ارتباط با مشتریان و شرکای تجاری‌اش است؛ موضوعی که خودروسازی فورد پس از ۱۰۰ سال فعالیت موفق در بازار، نادیده گرفت و تاوانش را داد.
در آغاز سال ۱۹۹۶، وکلای حقوق فردی و مشاوران ایمنی ترافیک متوجه افزایش چشمگیر حوادث واژگونی خودرو در آمریکا شدند (۳۰ مورد حادثه در آن زمان که برخی منجر به فوت بودند). در بسیاری از این موارد، خودروی واژگون شده فورد اکسپلورر با لاستیک‌های فایراستون ای‌تی‌ایکس بودند. مشخص شد که در گرمای زیاد جاده و رانندگی‌های طولانی‌مدت با سرعت بالا در بزرگراه‌ها، الیاف دیواره لاستیک‌ها جدا می‌شوند و شاسی‌بلند‌های فورد را چپ می‌کنند.
بحران و خدشه‌دار شدن اعتماد ذی‌نفعان ممکن است گریبان هر شرکت و کسب‌وکاری را بگیرد. اما شیوه واکنش به آن اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از شرکت‌هایی که در تاریخ متوجه عیب در محصولاتشان شده‌اند، به دلیل واکنش به‌موقع به آن (جمع‌آوری محصول، رفع عیوب، عذرخواهی از مردم و ...) دوباره دورانی از رونق را شروع کرده‌اند.
بسیاری از شرکت‌ها، چنین اقداماتی را در چند روز و حتی در برخی موارد ظرف چند ساعت انجام داده‌اند، اما تا چهار سال بعد از آن حوادث، هیچ فراخوانی برای جمع‌آوری لاستیک‌های فایراستون ای‌تی‌ایکس داده نشد. حتی در آن زمان هم (فوریه ۲۰۰۰)، شروع تحقیقات بازرسان فدرال آمریکا باعث شد رهبران شرکت فورد و فایراستون (از زیرمجموعه‌های بریجستون) وادار به واکنش شوند.
اجتناب از واکنش به‌موقع به موضوع، شرایط دشواری برای فورد و فایراستون رقم زد. وکلا آماده بودند که به نمایندگی از قربانیان حوادث سال‌های ابتدایی (به‌ویژه ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷) پرونده‌های دادخواهی خود را به دادگاه بفرستند. آن‌ها قصد نداشتند یافته‌هایشان درباره میزان پایداری شاسی‌بلند‌های فورد و لاستیک‌های فایراستون برای این شرکت‌ها فاش شود و به همین دلیل، ارائه گزارش‌هایشان به نهاد‌های دولتی را به تعویق انداخته بودند. البته بازرسان به دولت و بی‌طرفی‌اش هم اعتماد نداشتند. آن‌ها نگران بودند که مثل بسیاری از پرونده‌های مشابه، دولت بخواهد پرونده‌ها را به‌سرعت مختومه اعلام کند و مطالبات قربانیان کم‌اثر باقی بماند.
با این حال، تا انتهای سال ۱۹۹۷، یکی از وکلای شاکیان عنوان کرد: «مجموعه شکایت‌هایی که او در ارتباط با مرگ‌های ناشی از ناپایداری لاستیک به دادگاه تقدیم کرده است، باید فورد و فایراستون را نسبت به این مشکل، هوشیار کرده باشد.» حتی اگر این تلنگر هم کافی نبود، فایراستون تا سال ۱۹۹۸ باید به دلیل افزایش شمار مطالبات خسارت گارانتی برای لاستیک‌های ای‌تی‌ایکس خود، هوشیار می‌شد. تا ۱۹۹۹، فورد نیازی به «هوشیار شدن» نداشت. تا آن زمان برخی از مدیران ارشد شرکت از ناکارآمدی لاستیک‌های فایراستون در خودرو‌های فروخته شده در برخی بازار‌های بین‌المللی هم اطلاع یافته بودند.
با این حال، هیچ اتفاقی نیفتاد. البته نمی‌توان چنین موضوعی را ادعا کرد. همچنان تصادفات ادامه می‌یافتند و شمار قربانیان بالا می‌رفت. زمانی که سازمان ایمنی ترافیک بزرگراه‌های ملی آمریکا بالاخره تصمیم به شروع تحقیقات خود گرفت (اوایل سال ۲۰۰۰)، با گزارش‌های ۲۰۰ مرگ ناشی از ترکیدگی لاستیک مواجه بود. تقریبا ۹۵ درصد این حوادث پس از ۱۹۹۶ روی داده بودند.
حتی در آن برهه هم ۶ ماه دیگر زمان برد تا در نهایت فورد و فایراستون برای فراخوان ۵/ ۱۴ لاستیک‌های باقی‌مانده در جاده‌ها به توافق برسند. طولانی شدن واکنش به حوادث به این دلیل بود که رهبران این دو شرکت، بیشتر وقت خود را صرف این موضوع کردند که چه کسی مقصر است و در نتیجه چه کسی باید مسوولیت درد و رنج قربانیان را بر عهده بگیرد. آن‌ها اولویت را رها کردند: اتخاذ اقدامات مناسبی برای پایان درد و رنج‌های آینده در کوتاه‌ترین زمان ممکن.
فورد، فایراستون را به نقص در لاستیک‌سازی متهم می‌کرد. فایراستون هم فورد را به چند مورد از جمله طراحی ضعیف سقف خودروها، بیش‌فرمانی (oversteer) و ناپایداری خودرو و همچنین استاندارد‌های پایین برای فشار لاستیک متهم می‌کرد. فورد فشار باد مناسب لاستیک‌ها را ۲۶ پوند بر اینچ مربع (psi) تعیین کرده بود و فایراستون فشار مناسب را ۳۰ پوند بر اینچ مربع می‌دانست.
در نهایت، تصمیم‌گیری درباره مقصر واقعی این حوادث، برعهده قربانیان و خانواده‌های آن‌ها است، اما آنچه اهمیت دارد، درک پیامد‌های فقدان مدیریت بحران و رهبری مناسب کسب‌وکار در شرایط بحرانی است. فورد و فایراستون، به دلیل فقدان مدیریت مناسب، در معرض خطرات بسیاری قرار گرفتند.
تا پایان سال ۲۰۰۱ و زمان پایان تحقیقات و فراخوان محصولات، ۲۷۰ نفر در حوادث واژگونی ناشی از ترکیدگی لاستیک جان باخته و ۸۰۰ نفر نیز مجروح شده بودند. فورد در آن سال، متحمل ۵/ ۵ میلیارد دلار زیان شد و فایراستون فرآیند نوسازی شرکت خود را آغاز کرد که ۲ میلیارد دلار هزینه داشت.
فارغ از زیان‌های سنگین، فورد تصمیم به برکناری مدیرعامل خود گرفت. مدیرعامل و معاون فایراستون نیز استعفا دادند. فایراستون همچنین کارخانه دیکیتور خود را در ایالت ایلینوی تعطیل کرد (جایی که لاستیک‌های معیوب در آنجا تولید شده بود). تعطیلی کارخانه ۲۰۰میلیون دلار ضرر در پی داشت و ۱۵۰۰ نفر را بیکار کرد.
در پایان، این شرکت‌ها روی‌هم رفته بسیار بیشتر از یک‌میلیارد غرامت برای مختومه کردن هزاران شکایت پرداخت کردند. بریجستون (شرکت مادر فایراستون) هم به همکاری ۱۰۰ ساله با فورد پایان داد. این موضوع را جاکوز ناصر، مدیرعامل وقت فورد و ۶ ماه پیش از اخراجش اعلام کرد. مدیرعامل جدید بریجستون، جان لمپ در بیانیه‌ای عنوان کرد: «روابط تجاری مانند روابط شخصی مبتنی بر اعتماد و احترام متقابل است. ما به این نتیجه رسیدیم که دیگر نمی‌توانیم تامین‌کننده لاستیک‌های فورد باشیم؛ چرا که بنیان روابط ما از بین رفته است.»
در بیانیه‌های دو شرکت واژه «اعتماد» بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند. اگر رهبران این شرکت‌ها همین میزان اعتماد و احترام را برای عموم (مشتریانشان) قائل بودند، شاید افراد کمتری جان خود را از دست می‌دادند و افراد بسیاری هنوز شغلشان را داشتند. فارغ از آنکه، شرکتی بین‌المللی با ۱۰۰ سابقه یا کسب‌وکاری کوچک و محلی باشید، زمانی که بحران فرا می‌رسد، آن‌طور که جنی بریتون باور، مالک یک کسب‌وکار کوچک تولید بستنی می‌گوید، باید اقداماتی سریع، قاطع و شفاف انجام دهید که مردم را در اولویت نخست بگذارد و افکار عمومی را در اولویت دوم.