Forwarded from ⌜𝐘𝐀𝐎𝐈🌍𝐖𝐎𝐑𝐋𝐃❶⌟
ترجمه ی فارسی چپتر 0 و 1 این مانگای درام😟، تراژدی😭، روانشناسانه🧐 و جزو مانگاهای برتر ( امتیاز 9.5 در سایت Mangago)، و فوق العاده محبوب با افتخار تقدیم به شما 😍💦💦🌙
از چنل 🎭Yaoiiworld♟
#Saezuru_Tori_wa_Habatakanai_farsi
🆔 @yaoiiworld
از چنل 🎭Yaoiiworld♟
#Saezuru_Tori_wa_Habatakanai_farsi
🆔 @yaoiiworld
⌜𝐘𝐀𝐎𝐈🌍𝐖𝐎𝐑𝐋𝐃❶⌟
ترجمه ی فارسی چپتر 0 و 1 این مانگای درام😟، تراژدی😭، روانشناسانه🧐 و جزو مانگاهای برتر ( امتیاز 9.5 در سایت Mangago)، و فوق العاده محبوب با افتخار تقدیم به شما 😍💦💦🌙 از چنل 🎭Yaoiiworld♟ #Saezuru_Tori_wa_Habatakanai_farsi 🆔 @yaoiiworld
این مانگا جزو اولین کارهایی بود که خوندم و هنوز هم از نظرم توی داستان پردازی و شخصیت پردازی رقیب نداره.
اگر تا به حال فرصت نشده، پس حالا زمان خوبیه که بخونیدش🤘🏼
#پیشنهادی
#مانهوا_مانگا
اگر تا به حال فرصت نشده، پس حالا زمان خوبیه که بخونیدش🤘🏼
#پیشنهادی
#مانهوا_مانگا
Forwarded from 𝑼𝒌𝒊𝒚𝒐 ꍈ
🧊 ترجمه ی اهنگ:
« مردم ناپدید میشن، مثل یک بازتاب روی چاله ی پر از آب
نور تار چراغ راهنما قرمز شده
بلند گویی که به دسته زیر چراغ شهر آویزونه هنوزم داره آهنگی رو پخش میکنه که پر از دروغه.
مدام پشت سر هم ، به نظر میرسه که دیگه خراب شده.
اون لبخند تنها و اون رایحه شیرین
و احساساتی که در عمق چشم ها پنهان شدن
مثل قطره های کوچیکی از روی پنجره به پایین سقوط میکنند
اگر آسمون دست از گریه کردن برداره احتمالا تو پرواز میکنی به جایی که باید بهش تعلق داشته باشی
میخوام با تو برای همیشه به دام قفس پرنده ای بیوفتم
که مدام بهم یاد آوری میکنه تو برای پرواز ساخته نشدی، تو متعلق به همینجایی
عاشقا بهم نزدیک میشن تا زیر یک چتر باشند
چشمام رو میبندم
همه ی اون نشونه های همیشگی دوباره به سمتم هجوم میارند
من راهی مه آلود رو در شب انتخاب کردم
زمانی رو که صرف کردیم تا بهم پشت کنیم
و دروغهایی که روی لب هامون داشتیم
همشون به راحتی رویاهای منو نابود میکنن
اگر بزارم که صدام شنیده بشه ، بارونی که روی تو میبیاره متوقف میشه
میخوام با تو برای همیشه به دام یه قفس پرنده بیوفتم
که مدام یادآوری میکنه برای پرواز ساخته نشدیم
ما رازهامون رو پشت صدای بارون مخفی کردیم
به بیرون از پنجره نگاه نکن
قلبت رو اینجا نگه دار
اگر آسمون دست از گریه کردن برداره احتمالا تو پرواز میکنی به جایی که باید بهش تعلق داشته باشی
میخوام با تو برای همیشه به دام یه قفس پرنده ای بیوفتم که
مدام بهم یاد آوری میکنه تو برای پرواز ساخته نشدی، تو متعلق به همین جایی
ما هنوز نمیتونیم فردا رو به تصویر بکشیم
ما چشم هامون رو ، رو به گذشته ای میبندیم که راه برگشتی نداره
میخوام با تو برای همیشه به دام یه قفس پرنده بیوفتم
فقط ما دوتا توی این دنیا ، همونطور که میخواستیم
توی یه قفس پرنده ، و به خواب بریم . :) »
#HICH ༄
⚣─@Webtoonparadise··
« مردم ناپدید میشن، مثل یک بازتاب روی چاله ی پر از آب
نور تار چراغ راهنما قرمز شده
بلند گویی که به دسته زیر چراغ شهر آویزونه هنوزم داره آهنگی رو پخش میکنه که پر از دروغه.
مدام پشت سر هم ، به نظر میرسه که دیگه خراب شده.
اون لبخند تنها و اون رایحه شیرین
و احساساتی که در عمق چشم ها پنهان شدن
مثل قطره های کوچیکی از روی پنجره به پایین سقوط میکنند
اگر آسمون دست از گریه کردن برداره احتمالا تو پرواز میکنی به جایی که باید بهش تعلق داشته باشی
میخوام با تو برای همیشه به دام قفس پرنده ای بیوفتم
که مدام بهم یاد آوری میکنه تو برای پرواز ساخته نشدی، تو متعلق به همینجایی
عاشقا بهم نزدیک میشن تا زیر یک چتر باشند
چشمام رو میبندم
همه ی اون نشونه های همیشگی دوباره به سمتم هجوم میارند
من راهی مه آلود رو در شب انتخاب کردم
زمانی رو که صرف کردیم تا بهم پشت کنیم
و دروغهایی که روی لب هامون داشتیم
همشون به راحتی رویاهای منو نابود میکنن
اگر بزارم که صدام شنیده بشه ، بارونی که روی تو میبیاره متوقف میشه
میخوام با تو برای همیشه به دام یه قفس پرنده بیوفتم
که مدام یادآوری میکنه برای پرواز ساخته نشدیم
ما رازهامون رو پشت صدای بارون مخفی کردیم
به بیرون از پنجره نگاه نکن
قلبت رو اینجا نگه دار
اگر آسمون دست از گریه کردن برداره احتمالا تو پرواز میکنی به جایی که باید بهش تعلق داشته باشی
میخوام با تو برای همیشه به دام یه قفس پرنده ای بیوفتم که
مدام بهم یاد آوری میکنه تو برای پرواز ساخته نشدی، تو متعلق به همین جایی
ما هنوز نمیتونیم فردا رو به تصویر بکشیم
ما چشم هامون رو ، رو به گذشته ای میبندیم که راه برگشتی نداره
میخوام با تو برای همیشه به دام یه قفس پرنده بیوفتم
فقط ما دوتا توی این دنیا ، همونطور که میخواستیم
توی یه قفس پرنده ، و به خواب بریم . :) »
#HICH ༄
⚣─@Webtoonparadise··
این استیکر رو قبلا سفارش داده بودم و تازه به دستم رسید. این اثر کاملا من رو هیجان زده میکنه، برای همین تصمیم گرفتم که اینجا هم راجع بهش صحبت کنم :)
" خیانت تصویر" یا " این یک پیپ نیست" اثر رنه ماگریت، یک نقاشی رئال و رنگ روغنی از یک پیپ هست، که هنرمند زیر اون به فرانسوی نوشته " این یک پیپ نیست". در نگاه اول کاملا مخاطب رو متعجب میکنه اما با کمی دقت میتونیم متوجه بشیم، چیزی که میبینیم در حقیقت تصویر پیپ هست نه خود پیپ :)
این نقاشی آغازی برای سبک و فلسفه ی فرا واقع گرایی یا همون سورئالیسم هست.
#نوشته_آزاد
" خیانت تصویر" یا " این یک پیپ نیست" اثر رنه ماگریت، یک نقاشی رئال و رنگ روغنی از یک پیپ هست، که هنرمند زیر اون به فرانسوی نوشته " این یک پیپ نیست". در نگاه اول کاملا مخاطب رو متعجب میکنه اما با کمی دقت میتونیم متوجه بشیم، چیزی که میبینیم در حقیقت تصویر پیپ هست نه خود پیپ :)
این نقاشی آغازی برای سبک و فلسفه ی فرا واقع گرایی یا همون سورئالیسم هست.
#نوشته_آزاد
درخت خرمالویی که قطع شد
Luciano Pavarotti, The John Alldis Choir, Wandsworth School Boys… – Turandot / Act 3 : "Nessun dorma!"
Nessun dorma_هیچکس نخوابد
دلم نمیاد از این قطعه هیچ حرفی نزنم. پس این هم از داستان شب قبل از خوابتون.:))
این قطعه یک آریا از اپرای توران دخت اثر پوچینی هست که پاواروتی عزیز با صداش به اون جلای خاصی بخشیده.
این اپرا برگرفته از داستان هزار و یک شب هست: داستان راجع به توراندخت در چین هست که از مردها متنفره، اما به اصرار پدرش مراسم خواستگاری برگذار میشه و توراندخت شرط میذاره که خواستگار ها باید به سه معماش جواب بدند وگرنه کشته میشند.
تا اینکه امیرزاده ای به اسم کالاف یا خَلَف هر سه معما رو جواب میده و توراندخت خیلی ناراحت میشه، اما کالاف که دختر رو خیلی دوست داشته، بهش فرصتی دوباره میده و میگه:" اگر بتونی تا قبل از سپیده دم فردا اسم من رو پیدا کنی، میتونی من رو بکشی"
توراندخت به همه دستور میده که به دنبال اسمش بگردند و اون شب اون فریاد میزنه که " هیچکس نخوابد"
شب به سختی صبح میشه اما توراندخت نمیتونه اسمش رو پیدا بکنه پس شکست رو قبول میکنه و وقتی پسر اون رو به آغوش میگیره و میبوسه، توراندخت فریاد میزنه:" یافتم... نام او عشق است".
✨ترجمه:
هیچکس نمیخوابد! هیچکس نمیخوابد!
تو هم همینطور, آه شاهزاده خانم
در اتاق سردت
به لرزش ستارگان بنگر
با عشق و امید!
اما اسرار من در درونم پنهان است
نام مرا هیچکس نمیداند
نه, نه, تنها روی لبانت آن را خواهم گفت
زمانی که خورشید بدرخشد
و بوسه من خواهد شکست
سکوتی را که برایم ساخته بودی
(هیچکس نام او را نمیداند
و ما افسوس باید بمیریم)
آه ای شب، برو، ستارههایت را بچین
ستاره هایت را بچین! در سپیده دم من خواهم برد
پیروز خواهم شد! پیروز خواهم شد!
#نوشته_آزاد
#پیشنهادی
#music
دلم نمیاد از این قطعه هیچ حرفی نزنم. پس این هم از داستان شب قبل از خوابتون.:))
این قطعه یک آریا از اپرای توران دخت اثر پوچینی هست که پاواروتی عزیز با صداش به اون جلای خاصی بخشیده.
این اپرا برگرفته از داستان هزار و یک شب هست: داستان راجع به توراندخت در چین هست که از مردها متنفره، اما به اصرار پدرش مراسم خواستگاری برگذار میشه و توراندخت شرط میذاره که خواستگار ها باید به سه معماش جواب بدند وگرنه کشته میشند.
تا اینکه امیرزاده ای به اسم کالاف یا خَلَف هر سه معما رو جواب میده و توراندخت خیلی ناراحت میشه، اما کالاف که دختر رو خیلی دوست داشته، بهش فرصتی دوباره میده و میگه:" اگر بتونی تا قبل از سپیده دم فردا اسم من رو پیدا کنی، میتونی من رو بکشی"
توراندخت به همه دستور میده که به دنبال اسمش بگردند و اون شب اون فریاد میزنه که " هیچکس نخوابد"
شب به سختی صبح میشه اما توراندخت نمیتونه اسمش رو پیدا بکنه پس شکست رو قبول میکنه و وقتی پسر اون رو به آغوش میگیره و میبوسه، توراندخت فریاد میزنه:" یافتم... نام او عشق است".
✨ترجمه:
هیچکس نمیخوابد! هیچکس نمیخوابد!
تو هم همینطور, آه شاهزاده خانم
در اتاق سردت
به لرزش ستارگان بنگر
با عشق و امید!
اما اسرار من در درونم پنهان است
نام مرا هیچکس نمیداند
نه, نه, تنها روی لبانت آن را خواهم گفت
زمانی که خورشید بدرخشد
و بوسه من خواهد شکست
سکوتی را که برایم ساخته بودی
(هیچکس نام او را نمیداند
و ما افسوس باید بمیریم)
آه ای شب، برو، ستارههایت را بچین
ستاره هایت را بچین! در سپیده دم من خواهم برد
پیروز خواهم شد! پیروز خواهم شد!
#نوشته_آزاد
#پیشنهادی
#music
بالاخره تصویر زمینه گوشیم رو بعد از یک سالی عوض کردم و حالا دلم نمیاد از این شخص حرف نزنم.
" لسلی چونگ" که اون رو با شاهکار" بدرود معشوقه ی من" شناختم؛ و با" شاد با یکدیگر" و " روزهای وحشی بودن" شیفته اش شدم.
در نهایت زندگیش دلیلی شد که تا مدت های زیادی نوشته های من توی دفتر خاطراتم، با این جمله ها شروع بشند:
《لسلی چونگ عزیز، نه تو فهمیدی و نه من، اما" چرا باید اینجوری باشه؟". حالا یه روز دیگه با همون سوال همیشگی...》
Farewell my... :))
" لسلی چونگ" که اون رو با شاهکار" بدرود معشوقه ی من" شناختم؛ و با" شاد با یکدیگر" و " روزهای وحشی بودن" شیفته اش شدم.
در نهایت زندگیش دلیلی شد که تا مدت های زیادی نوشته های من توی دفتر خاطراتم، با این جمله ها شروع بشند:
《لسلی چونگ عزیز، نه تو فهمیدی و نه من، اما" چرا باید اینجوری باشه؟". حالا یه روز دیگه با همون سوال همیشگی...》
Farewell my... :))