«این فقط «واژه»ها نیستند که مهربان میشوند، شادمانی به ارمغان میآورند، آشوب میآفرینند، تلخ تر از زهر میشوند، رنج میپراکنند. «تن»ها هم «لحن» و «اثر» دارند: چشمانی که آرام بر هم گذاشته میشوند، دستانی که در بر میگیرند، لبانی که گَزیده می شوند، و شانه هایی که فرو می افتند.»
#ابراهیم_سلطانی
🆔 @hessetazee chnl
#ابراهیم_سلطانی
🆔 @hessetazee chnl
❤6💯3
تا میروی شروع کنی و به گود برگردی، ناگهان ضربهها شروع میشوند و طعنهها شروع میشوند و آزار دادنها شروع میشوند... انگار که این مردم با آدمِ تسلیمشده و گوشهی رینگ افتاده هیچکاری ندارند! تو زمانی در کانون توجهشان قرار میگیری و مهم میشوی که از تماشای درماندگیات ناامیدشان کردهباشی و بلند شدهباشی و ایستادهباشی و برای هدفی در حال نبرد باشی...
#نرگس_صرافیان_طوفان
🆔 @hessetazee chnl
#نرگس_صرافیان_طوفان
🆔 @hessetazee chnl
❤3
مثل جمعههاست دنیا
گرد و پر از حیرانی!
هر چه می رویم نمیرسیم
هر چه بر می گردیم و نگاه میکنیم
تنهاییست و تنهایی!
شک ندارم خدا دنیا را، در یک عصر جمعه
خلق کرده!
بدون گوشه
بدون کنج
گرد و پر از تنهایی!
#حامد_نیازی
🆔 @hessetazee chnl
گرد و پر از حیرانی!
هر چه می رویم نمیرسیم
هر چه بر می گردیم و نگاه میکنیم
تنهاییست و تنهایی!
شک ندارم خدا دنیا را، در یک عصر جمعه
خلق کرده!
بدون گوشه
بدون کنج
گرد و پر از تنهایی!
#حامد_نیازی
🆔 @hessetazee chnl
💔2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غمم این است که چون ماه نو انگشت نمایی
ورنه غم نیست که در عشق تو رسوای جهانم
آواز: #ثمین_قربانی
#دستگاه_شور
🆔 @hessetazee chnl
ورنه غم نیست که در عشق تو رسوای جهانم
آواز: #ثمین_قربانی
#دستگاه_شور
🆔 @hessetazee chnl
❤5
.
شنیدم می باری! از آسمان؛ از دل ابرها!
حالا که تصمیم گرفته ای بر زمین های تشنه مان بباری؛ بمان و ببار!
آن قدر ببار تا دیگر چشم های ما نبارد
و قلب هایمان شکوفا شود
لازم است باریدنت آرزوی کودکان سرزمینم نباشد. ان ها باید آرزوهای دیگری داشته باشند؛ آرزوهایی از جنس بالندگی
ببار! بسیار ببار !
رودها خشک شدند و دریاچه ها ناپدید
و از ما کاری ساخته نیست.
#راحله_اصغری
🆔 @hessetazee chnl
شنیدم می باری! از آسمان؛ از دل ابرها!
حالا که تصمیم گرفته ای بر زمین های تشنه مان بباری؛ بمان و ببار!
آن قدر ببار تا دیگر چشم های ما نبارد
و قلب هایمان شکوفا شود
لازم است باریدنت آرزوی کودکان سرزمینم نباشد. ان ها باید آرزوهای دیگری داشته باشند؛ آرزوهایی از جنس بالندگی
ببار! بسیار ببار !
رودها خشک شدند و دریاچه ها ناپدید
و از ما کاری ساخته نیست.
#راحله_اصغری
🆔 @hessetazee chnl
❤16😢3💔1
کجا رسد
به تو مکتوب
گریهآلودم...؟!
که باد هم
نبَرَد
کاغذی که نم دارد..
#صائب_تبریزی
🆔 @hessetazee chnl
به تو مکتوب
گریهآلودم...؟!
که باد هم
نبَرَد
کاغذی که نم دارد..
#صائب_تبریزی
🆔 @hessetazee chnl
❤5
اینهمه فساد و ویرانی طبیعی نیست! اینهمه خشکشدن، آلودگی، نباریدن! اینهمه کمبود انرژی، آب، برق! اینهمه آتش گرفتن، سوختن...
کمر به نابودی ایران بستهاند! وگرنه تالابهای چندهزارساله و جنگلهای چندین میلیونساله را که نمیشود راحت از پای در آورد! نمیشود راحت به مردمی که سراسر امیدند قبولاند که هیس! فریاد بزنی که چه؟ صدایت به کجا میرسد؟ نمیشود راحت دریاچهای را خشکاند که از پرآبیاش شکایت میکردهاند پیش از این!
طبیعی نیست! طبیعی نیست این حجم از ویران شدن! طبیعی نیست اینهمه به قعر کشاندن و نابود کردن! کدامین گروه از کدامین جغرافیا کمر همت به نابودیِ این خاک و این مردم بستهاند؟! میخواهیم شاد باشیم، اما سوال اینجاست که چگونه؟ چگونه باید خودمان را به نفهمیدن بزنیم؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
🆔 @hessetazee chnl
کمر به نابودی ایران بستهاند! وگرنه تالابهای چندهزارساله و جنگلهای چندین میلیونساله را که نمیشود راحت از پای در آورد! نمیشود راحت به مردمی که سراسر امیدند قبولاند که هیس! فریاد بزنی که چه؟ صدایت به کجا میرسد؟ نمیشود راحت دریاچهای را خشکاند که از پرآبیاش شکایت میکردهاند پیش از این!
طبیعی نیست! طبیعی نیست این حجم از ویران شدن! طبیعی نیست اینهمه به قعر کشاندن و نابود کردن! کدامین گروه از کدامین جغرافیا کمر همت به نابودیِ این خاک و این مردم بستهاند؟! میخواهیم شاد باشیم، اما سوال اینجاست که چگونه؟ چگونه باید خودمان را به نفهمیدن بزنیم؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
🆔 @hessetazee chnl
😢19❤9
منم ایران!
گهی در آتشی سوزان
گهی بازیچهی دستان نااهلان...
منم ایران! منم پیشینهای پربار،
تاریخی تماما عزت و پیکار...
ایرانم!
سرای ببر و شیرانم!
نه بزدلها و بیدلها!
نه جاهلها!
وطنگاه دلیرانم
کمر بستند نابودم کنند اما؛
مگر خورشید را با چادری تیره
اگر از دیدها خارج؛
اگر تا مدتی پنهان؛
ولی نابود، نه! هرگز!
من ایرانم! به پوزِ بچه گرگی آب اقیانوس من ناپاک و چرکآلود، نه! هرگز!
منم مانای جاویدان! منم در بادها، طوفان!
منم کوروش، منم کاوه، منم پیروز هر میدان!
منم کابوس ضحاکان...
منم ایران! منم ایران! منم ایران!
#نرگس_صرافیان_طوفان
🆔 @hessetazee chnl
گهی در آتشی سوزان
گهی بازیچهی دستان نااهلان...
منم ایران! منم پیشینهای پربار،
تاریخی تماما عزت و پیکار...
ایرانم!
سرای ببر و شیرانم!
نه بزدلها و بیدلها!
نه جاهلها!
وطنگاه دلیرانم
کمر بستند نابودم کنند اما؛
مگر خورشید را با چادری تیره
اگر از دیدها خارج؛
اگر تا مدتی پنهان؛
ولی نابود، نه! هرگز!
من ایرانم! به پوزِ بچه گرگی آب اقیانوس من ناپاک و چرکآلود، نه! هرگز!
منم مانای جاویدان! منم در بادها، طوفان!
منم کوروش، منم کاوه، منم پیروز هر میدان!
منم کابوس ضحاکان...
منم ایران! منم ایران! منم ایران!
#نرگس_صرافیان_طوفان
🆔 @hessetazee chnl
❤19
قايقِ بى نقشه…
عزیز من سلام
این نامه برای توئه،
برای تویی که روزگار،
مثل یه قایق،
انداختت وسط هر طوفانی که بلد بود.
برای تویی که از بچگی تا همین امروز
هی مسیر عوض کردی،
هی موج خوردی،
هی باد اومد سمتت
نه از روی انتخاب،
از روی اتفاق.
هرکی نگاهت کرد گفت: «تو محکمی.»
بدون اينکه بفهمه
محکم بودن انتخابت نبود،
شرایطت بود.
تو قایقی بودی
که هیچوقت آرامش دريا نصیبش نشد،
یا موج بلند بوده،
یا باد برعکس،
یا ساحلی که رسیدی،
مالِ تو نبود.
و با همهی اینا،
تو هنوز غرق نشدی…
فقط یهکم خستهای،
خسته از اینکه همیشه
باید مسیر پیدا میکردی،
حتی وقتی دلت میخواست فقط
یه جای امن پهلو بگیری.
عزیز من…
من نمیخوام بهت جهت بدم
فقط میخوام بدونی
من میبینمت…
با همهی موجهایی که دیدی
و با همهی موجهایی که تنها رد کردی.
من میفهممت…
#علي_قاضي_نظام
🆔 @hessetazee chnl
عزیز من سلام
این نامه برای توئه،
برای تویی که روزگار،
مثل یه قایق،
انداختت وسط هر طوفانی که بلد بود.
برای تویی که از بچگی تا همین امروز
هی مسیر عوض کردی،
هی موج خوردی،
هی باد اومد سمتت
نه از روی انتخاب،
از روی اتفاق.
هرکی نگاهت کرد گفت: «تو محکمی.»
بدون اينکه بفهمه
محکم بودن انتخابت نبود،
شرایطت بود.
تو قایقی بودی
که هیچوقت آرامش دريا نصیبش نشد،
یا موج بلند بوده،
یا باد برعکس،
یا ساحلی که رسیدی،
مالِ تو نبود.
و با همهی اینا،
تو هنوز غرق نشدی…
فقط یهکم خستهای،
خسته از اینکه همیشه
باید مسیر پیدا میکردی،
حتی وقتی دلت میخواست فقط
یه جای امن پهلو بگیری.
عزیز من…
من نمیخوام بهت جهت بدم
فقط میخوام بدونی
من میبینمت…
با همهی موجهایی که دیدی
و با همهی موجهایی که تنها رد کردی.
من میفهممت…
#علي_قاضي_نظام
🆔 @hessetazee chnl
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسابقه نده!
☀️☀️☀️
ما از ابتدا برای رقابت تربیت شدهایم. شاگرد اول آن کسی بود که از دوستترین دوستِ خودش هم جلو بزند و ما ناگزیر بودیم بالاخره در گردنهای، همتیمیها را جا بگذاریم چون یک نفر آقای گل بود، چون یک نفر رتبه برتر بود و این ولع مسابقه حالا در کف خیابانهای ما هم قابل تماشاست. انگار کسی مجبورمان کرده که پشت سر دیگری نمانیم و معیار برایمان رسیدن نیست بلکه جلوزدن است.
*
برای بیرونآمدن از این حرصِ جمعیِ مسابقه و رقابت؛
تو مسابقه نده!
چون قبلۀ اهلِ مسابقه، «خط پایان» است
و معیارشان برای رضایتمندی
جلوبودن از «دیگری»
*
اهل مسابقه
«خود» و «اکنون» را نمیفهمند!
#حسام ایپکچی
🆔 @hessetazee chnl
☀️☀️☀️
ما از ابتدا برای رقابت تربیت شدهایم. شاگرد اول آن کسی بود که از دوستترین دوستِ خودش هم جلو بزند و ما ناگزیر بودیم بالاخره در گردنهای، همتیمیها را جا بگذاریم چون یک نفر آقای گل بود، چون یک نفر رتبه برتر بود و این ولع مسابقه حالا در کف خیابانهای ما هم قابل تماشاست. انگار کسی مجبورمان کرده که پشت سر دیگری نمانیم و معیار برایمان رسیدن نیست بلکه جلوزدن است.
*
برای بیرونآمدن از این حرصِ جمعیِ مسابقه و رقابت؛
تو مسابقه نده!
چون قبلۀ اهلِ مسابقه، «خط پایان» است
و معیارشان برای رضایتمندی
جلوبودن از «دیگری»
*
اهل مسابقه
«خود» و «اکنون» را نمیفهمند!
#حسام ایپکچی
🆔 @hessetazee chnl
❤1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به خودت اهمیت بده، وگرنه لابهلای این زندگی از بین میری و هیچکسی هم متوجه نمیشه...
خود_مراقبتی_روانی_عاطفی
🆔 @hessetazee chnl
خود_مراقبتی_روانی_عاطفی
🆔 @hessetazee chnl
❤3👌2😢1
🆔 @hessetazee chnl
-کسی اینجاست؟
من، از شب مینویسم.
از غمها و ناگفتههایی که هرگز دست کسی به آنها نرسید،
لمس نشدند،
در آغوش کشیده نشدند،
بوسیده نشدند!
از امیدها و هذیانهای پارهپارهای
که هرلحظه کوچکتر و دورتر شدند،
سبز نشدند
بلکه دفن شدند.
از مهرهایی که زنجیر شدند.
من،
از عمق تنهایی حرف میزنم؛
از دردی که تا گیجگاه بالا میآید
و بغضی که در گلو پنجه میکشد.
از دستهای سردِ سقوط کرده،
از نگاههای خالی،
از قلبهای آهنی
و سیگارهای تحلیل رفته.
من از جنونِ مغزها
و سِرِّ چشمها مینویسم.
پس کجاست روشناییِ ناچیزی
که لای این نکبتِ پیچدر پیچِ زندگی قایم شده؟!!!
-کسی اینجاست؟
من، از شب مینویسم.
از غمها و ناگفتههایی که هرگز دست کسی به آنها نرسید،
لمس نشدند،
در آغوش کشیده نشدند،
بوسیده نشدند!
از امیدها و هذیانهای پارهپارهای
که هرلحظه کوچکتر و دورتر شدند،
سبز نشدند
بلکه دفن شدند.
از مهرهایی که زنجیر شدند.
من،
از عمق تنهایی حرف میزنم؛
از دردی که تا گیجگاه بالا میآید
و بغضی که در گلو پنجه میکشد.
از دستهای سردِ سقوط کرده،
از نگاههای خالی،
از قلبهای آهنی
و سیگارهای تحلیل رفته.
من از جنونِ مغزها
و سِرِّ چشمها مینویسم.
پس کجاست روشناییِ ناچیزی
که لای این نکبتِ پیچدر پیچِ زندگی قایم شده؟!!!
❤4