♦️ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭی ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯿﺶ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺣﻀﺎﺭ ﮔﻔﺖ: «ﺍﺯ ﻣﯿاﻥ ﺷﻤﺎ ﺧﺎﻧﻣﻬﺎ ﻭ ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ، ﮐﺴﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻪ، ﯾﻪ ﺁﺩﻡ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﻭ ﻣﻮﻓﻖ؟»
ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ! ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ حرفهایش را ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ: «ﺑﺎ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﯿﻞ، ﯾﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿم و ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﺭ. ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﯾﻪ ﺳﺎﻝ ﻧﺸﺪﻩ، ﻃﻌﻢ ﻭﺭﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ﺭﻭ ﭼﺸﯿﺪﯾﻢ! ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻟﻢ ﺍﺯ ﺗﯿﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺭﺳﺶ! ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺭﻓﯿﻖ، ﺑﻪ راهمون ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ. این بار ﯾﻪ ﺍﯾﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﻭﺭﺷﮑﺴﺖ ﺷﺪﯾﻢ! ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ! ﺭﻓﯿﻖ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺟﺪﺍ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯽ ﮐﺎﺭﺵ! ﻣﻦ موندم ﻭ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻮﻡ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻮﻡ، ﺷﺮﮐﺖ ﺟﺪﯾﺪ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ، ﺍﻣﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ. ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺣﺠﻢ ﺿﺮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺭﺳﯿﺪ! ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻮﻡ ﻣﺴﺘﺎﺻﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯽ یه ﺷﻐﻞ کارمندی!
ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﮔﯿﺮ ﻭ ﺩﺍﺭ، ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ ﻭ ﮐﺎﺭﻣﻮﻥ ﺗﺎ ﺻﺎﺩﺭﺍﺕ ﮐﺎﻻ ﻫﻢ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺩﺩﻫﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﯾﻬﻮ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻟﻌﻨﺘﯽ، همسرم را ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ! ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺗﻌﺎﺩﻝ مالی رو ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ! ﺷﺮﮐﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮﯼ ﭼﺎﻟﻪ ﻭﺭﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ ﺩﻭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺑﺪﻫﯽ! ﺷﮑﺴﺖ ﭘﺸﺖ ﺷﮑﺴﺖ! ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﻮﻣﻮﺭ ﻣﻐﺰﯼ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ، یه ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺩﻭﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻼﻕ فوری ﻣﻨﺠﺮ ﺷﺪ! ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﺭ ﻣﺮﺯ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ، ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺷﺮﮐﺖ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺟﺪﯾﺪ. ﺍﻭﻟﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ ﺑﯽ ﺭﻭﯾﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺎ، ﻣﺤﺼﻮﻟﻤﻮﻥ ﺍﻓﺖ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻭﺭﺷﮑﺴﺖ ﺷﺪﯾﻢ.
ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺣﺒﺲ ﺭﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﮔﺬﺭﻭﻧﺪﻡ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﻤﻮﻥ ﻫﻤﺶ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺷﺪ! ﺷﮑﺴﺘﻬﺎ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻨﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻮﺩﻡ! ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺣﺒﺲ، ﺑﺎﺯ ﮐﺎﺭ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﻭ ﺍﺳﺘﺎﺭﺕ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ این بار ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﯾﻢ. ﺷﺮﮐﺘﻤﻮﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮﯼ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﻭﺿﻌﻤﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ. ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺭﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ، ﺍﺯ ﭼﺎﻟﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪﻡ. ﺍﻻﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﻦ ﺩﻩ ﺷﺮﮐﺖ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺷﺪﻩ ﯾﻪ ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ ﺑﺰﺭﮒ، ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭﭘﺮﺳﻨﻞ. ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎیش، ﺍﺯ ﺣﻀﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪﯾﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺩﻡ. ﻋﺬﺍﺏ ﮐﺸﯿﺪﻡ. ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻨﻮ ﻃﯽ ﮐﻨﻪ؟ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮑﺮﺩ! ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﺮﯾﺒﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﭘﺎﺋﯿﻦ: «ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﻻﻥ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻡ.»
@HAPcom💫
ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﻧﺪ! ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ حرفهایش را ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ: «ﺑﺎ ﺳﻪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﻬﺎﯼ ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺤﺼﯿﻞ، ﯾﻪ ﺷﺮﮐﺖ ﭘﺸﺘﯿﺒﺎﻧﯽ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿم و ﺍﻓﺘﺎﺩﯾﻢ ﺗﻮﯼ ﮐﺎﺭ. ﺍﻣﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﯾﻪ ﺳﺎﻝ ﻧﺸﺪﻩ، ﻃﻌﻢ ﻭﺭﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﯽ ﺭﻭ ﭼﺸﯿﺪﯾﻢ! ﺭﻓﯿﻖ ﺍﻭﻟﻢ ﺍﺯ ﺗﯿﻢ ﺟﺪﺍ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺭﺳﺶ! ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺭﻓﯿﻖ، ﺑﻪ راهمون ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ. این بار ﯾﻪ ﺍﯾﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﻢ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺟﻮﺍﺏ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﻭﺭﺷﮑﺴﺖ ﺷﺪﯾﻢ! ﺍﯾﻦ ﺩﻓﻌﻪ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ! ﺭﻓﯿﻖ ﺩﻭﻡ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺟﺪﺍ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯽ ﮐﺎﺭﺵ! ﻣﻦ موندم ﻭ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻮﻡ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻮﻡ، ﺷﺮﮐﺖ ﺟﺪﯾﺪ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ، ﺍﻣﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﺬﺷﺖ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ. ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺣﺠﻢ ﺿﺮﺭﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﯿﻢ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺭﺳﯿﺪ! ﺭﻓﯿﻖ ﺳﻮﻡ ﻣﺴﺘﺎﺻﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﭘﯽ یه ﺷﻐﻞ کارمندی!
ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﮔﯿﺮ ﻭ ﺩﺍﺭ، ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺠﺎﺭﺕ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﻭ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﯿﻢ ﻭ ﮐﺎﺭﻣﻮﻥ ﺗﺎ ﺻﺎﺩﺭﺍﺕ ﮐﺎﻻ ﻫﻢ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩ. ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﺩﺩﻫﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﯾﻬﻮ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻟﻌﻨﺘﯽ، همسرم را ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ! ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺑﻬﻢ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﺗﻌﺎﺩﻝ مالی رو ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ! ﺷﺮﮐﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮﯼ ﭼﺎﻟﻪ ﻭﺭﺷﮑﺴﺘﮕﯽ ﺑﺎ ﺩﻭ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺑﺪﻫﯽ! ﺷﮑﺴﺖ ﭘﺸﺖ ﺷﮑﺴﺖ! ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﯿﮑﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﻮﻣﻮﺭ ﻣﻐﺰﯼ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ، یه ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺩﻭﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻼﻕ فوری ﻣﻨﺠﺮ ﺷﺪ! ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﺭ ﻣﺮﺯ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻟﮕﯽ، ﺑﺎ ﭘﺴﺮ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺷﺮﮐﺖ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺟﺪﯾﺪ. ﺍﻭﻟﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻭﺍﺭﺩﺍﺕ ﺑﯽ ﺭﻭﯾﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺟﻨﺲ ﻣﺎ، ﻣﺤﺼﻮﻟﻤﻮﻥ ﺍﻓﺖ ﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻭﺭﺷﮑﺴﺖ ﺷﺪﯾﻢ.
ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﺣﺒﺲ ﺭﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﺭﮔﯿﺮﯼ ﺑﺎ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭﻫﺎﯼ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﮔﺬﺭﻭﻧﺪﻡ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﻤﻮﻥ ﻫﻤﺶ ﻣﺼﺎﺩﺭﻩ ﺷﺪ! ﺷﮑﺴﺘﻬﺎ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﻨﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻮﺩﻡ! ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺣﺒﺲ، ﺑﺎﺯ ﮐﺎﺭ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﻭ ﺍﺳﺘﺎﺭﺕ ﺯﺩﯾﻢ ﻭ این بار ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﯾﻢ. ﺷﺮﮐﺘﻤﻮﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮﯼ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻭ ﻭﺿﻌﻤﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ. ﻣﻦ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺭﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ، ﺍﺯ ﭼﺎﻟﻪ ﺑﺪﻫﯽ ﻫﺎ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪﻡ. ﺍﻻﻥ ﺷﺮﮐﺖ ﻣﻦ ﺩﻩ ﺷﺮﮐﺖ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺷﺪﻩ ﯾﻪ ﻫﻠﺪﯾﻨﮓ ﺑﺰﺭﮒ، ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭﭘﺮﺳﻨﻞ. ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﺯ ﺣﺮﻓﻬﺎیش، ﺍﺯ ﺣﻀﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪﯾﺪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺩﺍﺩﻡ. ﻋﺬﺍﺏ ﮐﺸﯿﺪﻡ. ﺁﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﺿﺮ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﺯﻡ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻨﻮ ﻃﯽ ﮐﻨﻪ؟ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺩﺳﺘﺸﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﮑﺮﺩ! ﻣﺮﺩ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩﺭ ﺧﻨﺪﻩ ﺑﻠﻨﺪﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺗﺮﯾﺒﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﭘﺎﺋﯿﻦ: «ﺧﯿﻠﯽ ﻫﺎﺗﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﻻﻥ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺍﻣﺎ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺴﯿﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻃﯽ ﮐﺮﺩﻡ.»
@HAPcom💫
✅ از همين امروز تلاش كنيد تا در پنج زمينه ي زير، هر روز حداقل يك درجه پيشرفت كنيد.
تسلط بر جسم:
ورزش، تغذيه، كنترل وزن، رسيدگي به ظاهر بدن، ترك سيگار، قهوه و وابستگي هاي جسماني ديگر.
تسلط بر هيجانات:
خشم، پرخاشگري، عصبانيت، افسردگي، دمدمي مزاجي، نااميدي، خوشي هاي بي اساس، لذت جويي با پيامدهاي منفي.
تسلط بر مسائل مالي:
تعادل بين دخل و خرج، اقتصاد در مصرف و مديريت مالي زندگي.
تسلط بر زمان:
مديريت زمان، جلو افتادن از برنامه ها، پيگيري كارها و به موقع عمل كردن.
تسلط بر روابط:
مديريت روابط بين فردي و اجتماعي خود با ديگران
(دوستان، خانواده، فاميل و رفت و آمدهاي ديگر).
@HAPcom
تسلط بر جسم:
ورزش، تغذيه، كنترل وزن، رسيدگي به ظاهر بدن، ترك سيگار، قهوه و وابستگي هاي جسماني ديگر.
تسلط بر هيجانات:
خشم، پرخاشگري، عصبانيت، افسردگي، دمدمي مزاجي، نااميدي، خوشي هاي بي اساس، لذت جويي با پيامدهاي منفي.
تسلط بر مسائل مالي:
تعادل بين دخل و خرج، اقتصاد در مصرف و مديريت مالي زندگي.
تسلط بر زمان:
مديريت زمان، جلو افتادن از برنامه ها، پيگيري كارها و به موقع عمل كردن.
تسلط بر روابط:
مديريت روابط بين فردي و اجتماعي خود با ديگران
(دوستان، خانواده، فاميل و رفت و آمدهاي ديگر).
@HAPcom
👍1
✅۵درسی که از گیاهان میتوانیم بیاموزیم
درس اول:
رشد کردن ناگهانی رخ نمیدهد.شما برای رشد کردن باید روی خودتان سرمایه گذاری کنید،ازخودتان مراقبت کنید و به میزان رشدتان توجه کنید
درس دوم:
شما مجبورید از ناحیه امن خود خارج شوید،این بخشی جدایی ناپذیر از رشد کردن است،شما کار اشتباهی نکرده اید فقط به یک گلدان بزرگتر نیاز دارید،از بزرگ شدن نترسید،بزرگ فکر کنید و بزرگ رویا پردازی کنید
درس سوم:
از دست دادن بخشی از زندگی است،بسیاری از گیاهان برگهایشان زا از دست می دهند تا جا برای برگ های جدید باز شود،چیزهلی غیرضروری را دور بریزید و یادبگیرید تمام چیزهایی که انرژی شما را در راه رشد کردن میگیرند رها کنید و فقط خودتان باشید
درس چهارم:
هرکجا که انرژی خود را مصرف کنید،از همان جا رشد خواهید کرد،گیاهان به آب و نور احتیاج دارنداما هر کدام نیازهای منصر به فرد و زمان های متفاوتی برای رشد کردن دارند، با دقت به نیازهای خود گوش دهید تا شکوفا شوید
درس پنجم:
ریشه های شما مهم هستند، تجربیات گذشته شما باورها و نوع نگاهتان به جهان را شکل می دهند،به این معنی نیست که دیگر کاری از دست شما برنمی آید یا گذشته مانع پیشرفتتان می شود.روراستی،صداقت و پذیرش کلید اصلی حل مشکلات است.برای اینکه تغییر کنید اول باید بپذیرید که شرایط فعلی خوب نیست
@HAPcom💫
درس اول:
رشد کردن ناگهانی رخ نمیدهد.شما برای رشد کردن باید روی خودتان سرمایه گذاری کنید،ازخودتان مراقبت کنید و به میزان رشدتان توجه کنید
درس دوم:
شما مجبورید از ناحیه امن خود خارج شوید،این بخشی جدایی ناپذیر از رشد کردن است،شما کار اشتباهی نکرده اید فقط به یک گلدان بزرگتر نیاز دارید،از بزرگ شدن نترسید،بزرگ فکر کنید و بزرگ رویا پردازی کنید
درس سوم:
از دست دادن بخشی از زندگی است،بسیاری از گیاهان برگهایشان زا از دست می دهند تا جا برای برگ های جدید باز شود،چیزهلی غیرضروری را دور بریزید و یادبگیرید تمام چیزهایی که انرژی شما را در راه رشد کردن میگیرند رها کنید و فقط خودتان باشید
درس چهارم:
هرکجا که انرژی خود را مصرف کنید،از همان جا رشد خواهید کرد،گیاهان به آب و نور احتیاج دارنداما هر کدام نیازهای منصر به فرد و زمان های متفاوتی برای رشد کردن دارند، با دقت به نیازهای خود گوش دهید تا شکوفا شوید
درس پنجم:
ریشه های شما مهم هستند، تجربیات گذشته شما باورها و نوع نگاهتان به جهان را شکل می دهند،به این معنی نیست که دیگر کاری از دست شما برنمی آید یا گذشته مانع پیشرفتتان می شود.روراستی،صداقت و پذیرش کلید اصلی حل مشکلات است.برای اینکه تغییر کنید اول باید بپذیرید که شرایط فعلی خوب نیست
@HAPcom💫
👍1
تا امروز از کدام یک از خدمات کانال استفاده کرده اید؟
Anonymous Poll
39%
از ربات آزمون افسردگی و اضطراب
29%
از مشاوره مستقیم با استاد خوری
32%
از دوره رشد اعتماد به نفس
📌تفاوت اضطراب و اختلال اضطراب
✅اضطراب: یک واکنش طبیعی به یک موقعیت دشوار
❌اختلال اضطراب: یک واکنش غیرمنتظره حتی برای فعالیت های روز مره
✅اضطراب: یک رویداد خاص باعث تحریک اضطراب می شود
❌اختلال اضطراب: واکنشِ ترس، تناسبی با محرک ندارد حتی گاهی بی دلیل است
✅اضطراب: شروع، وسط و پایان مشخصی دارد
❌اختلال اضطراب: ایندور احساس می شود که پایان ندارد و می تواند ماه ها ادامه داشته باشد
✅اضطراب: می تواند شما را به سمت داشتن عملکرد بهتر هل دهد
❌اختلال اضطراب: منجر به رفتارهای دفاعی می شود
✅اضطراب: تکنیک های تن آرامی یا ریلکسیشن جواب می دهد
❌اختلال اضطراب: باعث بروز علائم روانی و جسمی می شود(افکار مزاحم یا تپش قلب)
✅شما میتوانید جهت آگاهی از میزان اضطرابتان و درمان آن از طریق ربات زیر اقدام کنید:
@HAPcom1_bot
✅اضطراب: یک واکنش طبیعی به یک موقعیت دشوار
❌اختلال اضطراب: یک واکنش غیرمنتظره حتی برای فعالیت های روز مره
✅اضطراب: یک رویداد خاص باعث تحریک اضطراب می شود
❌اختلال اضطراب: واکنشِ ترس، تناسبی با محرک ندارد حتی گاهی بی دلیل است
✅اضطراب: شروع، وسط و پایان مشخصی دارد
❌اختلال اضطراب: ایندور احساس می شود که پایان ندارد و می تواند ماه ها ادامه داشته باشد
✅اضطراب: می تواند شما را به سمت داشتن عملکرد بهتر هل دهد
❌اختلال اضطراب: منجر به رفتارهای دفاعی می شود
✅اضطراب: تکنیک های تن آرامی یا ریلکسیشن جواب می دهد
❌اختلال اضطراب: باعث بروز علائم روانی و جسمی می شود(افکار مزاحم یا تپش قلب)
✅شما میتوانید جهت آگاهی از میزان اضطرابتان و درمان آن از طریق ربات زیر اقدام کنید:
@HAPcom1_bot
♦️جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود .
یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است ، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت :
اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا دیگه مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !
حرف های مافوق ، اثری نداشت ، سرباز اینطور تشخیص داد که باید به نجات دوستش برود .
اون سرباز به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد ، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت ، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :
من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه ، خوب ببین این دوستت مرده !
خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی !
سرباز در جواب گفت : قربان البته که ارزشش را داشت .
افسر گفت : منظورت چیه که ارزشش را داشت !؟ می شه بگی ؟
سرباز جواب داد : بله قربان ، ارزشش را داشت ، چون زمانی که به او رسیدم ، هنوز زنده بود ، نفس می کشید ، اون حتی با من حرف زد !
من از شنیدن چیزی که او بهم گفت الان احساس رضایت قلبی می کنم .
اون گفت : جیم ... من می دونستم که تو هر طور شده به کمک من می آیی !!!
«ازت متشکرم دوست همیشگی من»
@HAPcom
یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است ، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند .
مافوق به سرباز گفت :
اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا دیگه مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی !
حرف های مافوق ، اثری نداشت ، سرباز اینطور تشخیص داد که باید به نجات دوستش برود .
اون سرباز به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد ، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند .
افسر مافوق به سراغ آن ها رفت ، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :
من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه ، خوب ببین این دوستت مرده !
خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی !
سرباز در جواب گفت : قربان البته که ارزشش را داشت .
افسر گفت : منظورت چیه که ارزشش را داشت !؟ می شه بگی ؟
سرباز جواب داد : بله قربان ، ارزشش را داشت ، چون زمانی که به او رسیدم ، هنوز زنده بود ، نفس می کشید ، اون حتی با من حرف زد !
من از شنیدن چیزی که او بهم گفت الان احساس رضایت قلبی می کنم .
اون گفت : جیم ... من می دونستم که تو هر طور شده به کمک من می آیی !!!
«ازت متشکرم دوست همیشگی من»
@HAPcom
📌کجا درس بخونيم بهتره؟
✅ جاهایی که رفت و آمد زیاده درس نخونید. چون سریع حواستون پرت میشه و نمی تونید درست و حسابی تمرکز کنید.
✅ اگر تو محل مطالعه تلویزیون یا کامپیوتر دارید، اونا رو به جای دیگه ای منتقل کنید. چون هم فضای اتاق بیشتر می شه و هم یه وقت وسوسه نمی شید که ازشون استفاده کنید.
✅ در محیط مطالعه از همراه داشتن موبایل حتی در حالت سکوت یا به بهونه ی گرفتن وقت ،پرهیز کنید. اگه نمی تونید گوشی رو از خودتون جدا کنید ، موقعی که درس می خونید ، حتما خاموشش کنید.
✅ زودتر از موعد محیط مطالعه رو ترک نکنید و به بودن در اون عادت کنید . چون هر بار که تو درس خوندن وقفه بندازید، ذهنتون تمرکزش رو از دست می ده و به همین راحتی بازده مطالعه کم می شه. به علاوه باید چند دقیقه ای رو هم صرف مرور کردن چیزهایی بکنید که قبلا خونده بودید.
✅موقع درس خوندن نه دراز بکشید و نه راه برید. یک میز و صندلی مناسب برای درس خوندن در نظر بگیرید و خودتون رو بهش محدود کنید، چون با پشت میز نشستن ، تمرکز بیش تری خواهید داشت
@HAPcom💫
✅ جاهایی که رفت و آمد زیاده درس نخونید. چون سریع حواستون پرت میشه و نمی تونید درست و حسابی تمرکز کنید.
✅ اگر تو محل مطالعه تلویزیون یا کامپیوتر دارید، اونا رو به جای دیگه ای منتقل کنید. چون هم فضای اتاق بیشتر می شه و هم یه وقت وسوسه نمی شید که ازشون استفاده کنید.
✅ در محیط مطالعه از همراه داشتن موبایل حتی در حالت سکوت یا به بهونه ی گرفتن وقت ،پرهیز کنید. اگه نمی تونید گوشی رو از خودتون جدا کنید ، موقعی که درس می خونید ، حتما خاموشش کنید.
✅ زودتر از موعد محیط مطالعه رو ترک نکنید و به بودن در اون عادت کنید . چون هر بار که تو درس خوندن وقفه بندازید، ذهنتون تمرکزش رو از دست می ده و به همین راحتی بازده مطالعه کم می شه. به علاوه باید چند دقیقه ای رو هم صرف مرور کردن چیزهایی بکنید که قبلا خونده بودید.
✅موقع درس خوندن نه دراز بکشید و نه راه برید. یک میز و صندلی مناسب برای درس خوندن در نظر بگیرید و خودتون رو بهش محدود کنید، چون با پشت میز نشستن ، تمرکز بیش تری خواهید داشت
@HAPcom💫
👍1
به نظر شما اصلی ترین دلیل اختلاف میان زوجین چیست؟
Anonymous Poll
52%
پایین بودن سطح آگاهی زوجین
9%
اختلاف سطح چه از نظر مالی چه تحصیلی
18%
دخالت خانواده ها
22%
عدم مراجعه به مشاور در زندگی
@HAPcom
به نظر شما اصلی ترین دلیل اختلاف میان زوجین چیست؟
❌برخی از دلایل اختلاف میان زوجین و ریشه یابی آن
۱.پایین بودن سطح آگاهی زوجین
✅عوامل:
عدم برخورداری از تربیت وآموزش صحیح درخانواده
نداشتن سواد و پایین بودن میزان مطالعه و آگاهی
عدم داشتن اطلاعات کافی نسبت به روحیه ی جنس مخالف
نداشتن خودشناسی و عدم آگاهی از احساسات انسانی که موجب بروز قضاوت ها خواهد شد
نداشتن اعتقاد به مشاور و آموزش و متکی بودن به معلومات خود
مراوده با افراد سطح پایین و مخرب
۲.اختلاف سطح چه از نظر مالی چه تحصیلی:
این مورد هم از موارد بسیار مهم در ایجاد شکاف میان زوجین می باشد که البته اختلاف سطح از نظر تحصیل به مراتب بسیار مهم تر از اختلاف سطح از نظر مالی است
۳.دخالت خانواده ها
✅عوامل:
مستقل نبودن زن و مرد و وابستگی زیاد به خانواده پس از ازدواج
عدم داشتن درک صحیح والدین نسبت به زندگی مستقل فرزند خود
تغییر رفتار و کاهش شدید محبت فرزندان به والدین پس از ازدواج
عدم پیشرفت پس از ازدواج که موجب بروز دخالت های دیگران می شود
۴.عدم مراجعه به مشاور در زندگی
✅عوامل:
باور به اینکه هیچکس نمی تواند به ما کمک کند
خود دانا پنداری
باور به اینکه مراجعه به مشاور فقط باید درلحظاتی که درلب پرتگاه هستیم باشد
مشکلات مالی
نداشتن اعتقاد به آموزش
نداشتن قدرت پذیرش اشتباهاتمان
نداشتن هدف برای زندگی
@HAPcom💫
۱.پایین بودن سطح آگاهی زوجین
✅عوامل:
عدم برخورداری از تربیت وآموزش صحیح درخانواده
نداشتن سواد و پایین بودن میزان مطالعه و آگاهی
عدم داشتن اطلاعات کافی نسبت به روحیه ی جنس مخالف
نداشتن خودشناسی و عدم آگاهی از احساسات انسانی که موجب بروز قضاوت ها خواهد شد
نداشتن اعتقاد به مشاور و آموزش و متکی بودن به معلومات خود
مراوده با افراد سطح پایین و مخرب
۲.اختلاف سطح چه از نظر مالی چه تحصیلی:
این مورد هم از موارد بسیار مهم در ایجاد شکاف میان زوجین می باشد که البته اختلاف سطح از نظر تحصیل به مراتب بسیار مهم تر از اختلاف سطح از نظر مالی است
۳.دخالت خانواده ها
✅عوامل:
مستقل نبودن زن و مرد و وابستگی زیاد به خانواده پس از ازدواج
عدم داشتن درک صحیح والدین نسبت به زندگی مستقل فرزند خود
تغییر رفتار و کاهش شدید محبت فرزندان به والدین پس از ازدواج
عدم پیشرفت پس از ازدواج که موجب بروز دخالت های دیگران می شود
۴.عدم مراجعه به مشاور در زندگی
✅عوامل:
باور به اینکه هیچکس نمی تواند به ما کمک کند
خود دانا پنداری
باور به اینکه مراجعه به مشاور فقط باید درلحظاتی که درلب پرتگاه هستیم باشد
مشکلات مالی
نداشتن اعتقاد به آموزش
نداشتن قدرت پذیرش اشتباهاتمان
نداشتن هدف برای زندگی
@HAPcom💫
👍3
❌علائم افسردگي در كودكان و نوجوانان :
١- اندوه ، اشك ، گريه مداوم
٢- نااميدي
٣- كاهش انگيزه فعاليت
٤- خستگي مداوم و انرژي تحليل رفته
٥- انزواي اجتماعي و ارتباط ضعيف با ديگران
٦- اعتماد به نفس پايين و احساس گناه
٧- حساس شدن و زود رنجي
٨- افزايش بي قراري ، خشم و تنفر
٩- اشكال در ارتباط با ديگران
١٠- غيبت هاي مكرر از مدرسه و محيط اجتماعي و عدم انجام تكاليف مدرسه
١١- شكايت هاي مكرر از بيماري هاي جسمي نظير سردرد و دل درد
١٢- تمركز ضعيف بر روي مطالب
١٣- اختلال عمده در خواب و خوراك
١٤- افكار و رفتار دال بر خودكشي
١٥- سخن گفتن در زمينه رفتن از خانه و يا تلاش در اين جهت
✅شما میتوانید جهت آگاهی از میزان افسردگیتان و درمان آن از طریق ربات زیر اقدام کنید:
@HAPcom1_bot
١- اندوه ، اشك ، گريه مداوم
٢- نااميدي
٣- كاهش انگيزه فعاليت
٤- خستگي مداوم و انرژي تحليل رفته
٥- انزواي اجتماعي و ارتباط ضعيف با ديگران
٦- اعتماد به نفس پايين و احساس گناه
٧- حساس شدن و زود رنجي
٨- افزايش بي قراري ، خشم و تنفر
٩- اشكال در ارتباط با ديگران
١٠- غيبت هاي مكرر از مدرسه و محيط اجتماعي و عدم انجام تكاليف مدرسه
١١- شكايت هاي مكرر از بيماري هاي جسمي نظير سردرد و دل درد
١٢- تمركز ضعيف بر روي مطالب
١٣- اختلال عمده در خواب و خوراك
١٤- افكار و رفتار دال بر خودكشي
١٥- سخن گفتن در زمينه رفتن از خانه و يا تلاش در اين جهت
✅شما میتوانید جهت آگاهی از میزان افسردگیتان و درمان آن از طریق ربات زیر اقدام کنید:
@HAPcom1_bot
👍1
♦️مردی چهار پسر داشت . آن ها را به ترتیب به سراغ یک درخت گلابی فرستاد که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود . پسر اول در زمستان ، دومی در بهار ، سومی در تابستان و پسر چهارم در پاییز به کنار درخت رفتند . سپس پدر همه را فراخواند و از آن ها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند ، درخت را توصیف کنند .
پسر اول گفت : درخت زشتی بود ، خمیده و در هم پیچیده . پسر دوم گفت : نه . درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن . پسر سوم گفت : نه . درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین و باشکوه ترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام . پسر چهارم گفت : نه !!! درخت بالغی بود پربار از میوه . پر از زندگی و زایش !
مرد لبخندی زد و گفت : همه شما درست گفتید ، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید ! شما نمی توانید درباره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید . همه حاصل آنچه هستند و لذت ، شوق و عشقی که از زندگی شان برمی آید ، فقط در انتها نمایان می شود . وقتی همه فصل ها آمده و رفته باشند ! اگر در " زمستان " تسلیم شوید ، امید شکوفایی " بهار " ، زیبایی " تابستان " و باروری " پاییز " را از کف داده اید !
مبادا بگذارید درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصل های دیگر را نابود کند ! زندگی را فقط با فصل های دشوارش نبین ؛ در راه های سخت پایداری کن ، لحظه های بهتر بالاخره از راه می رسند !
@HAPcom💫
پسر اول گفت : درخت زشتی بود ، خمیده و در هم پیچیده . پسر دوم گفت : نه . درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن . پسر سوم گفت : نه . درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین و باشکوه ترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام . پسر چهارم گفت : نه !!! درخت بالغی بود پربار از میوه . پر از زندگی و زایش !
مرد لبخندی زد و گفت : همه شما درست گفتید ، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید ! شما نمی توانید درباره یک درخت یا یک انسان بر اساس یک فصل قضاوت کنید . همه حاصل آنچه هستند و لذت ، شوق و عشقی که از زندگی شان برمی آید ، فقط در انتها نمایان می شود . وقتی همه فصل ها آمده و رفته باشند ! اگر در " زمستان " تسلیم شوید ، امید شکوفایی " بهار " ، زیبایی " تابستان " و باروری " پاییز " را از کف داده اید !
مبادا بگذارید درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصل های دیگر را نابود کند ! زندگی را فقط با فصل های دشوارش نبین ؛ در راه های سخت پایداری کن ، لحظه های بهتر بالاخره از راه می رسند !
@HAPcom💫