#تاریخ_علم
📆 ۹ مهر مصادف با 1 October
زادروز اتو رابرت فریش
اتو رابرت فریش فیزیکدان هستهای اتریشی بود که در ویَن متولد شد. او به همراه خالهی خود، لیز مایتنر، فروپاشی اورانیوم بمباران شده توسط نوترون به عناصر سبکتر را توضیح دادند. او این فرآیند را شکافت نامید. در حدود سالهای 1934 تا 1939 مایتنر در استکهلم و رابرت فریش در کپنهاگ زیر نظر نیلز بور، کسی که مشاهدات آنها را به ایالات متحده رساند و توجه آلبرت انیشتین را جلب کرد، کار میکردند. فریش در بین سالهای 1940 تا 1943 همراه جیمز چادویک به تحقیقات پرداختند. او همچنین رئیس گروه مجمع انتقادی در پروژه لوس آلاموس (1943-1946) بود. پس از جنگ جهانی دوم او به نویسندگی کتب علم فیزیک اتمی برای مردم عادی روی آورد.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۹ مهر مصادف با 1 October
زادروز اتو رابرت فریش
اتو رابرت فریش فیزیکدان هستهای اتریشی بود که در ویَن متولد شد. او به همراه خالهی خود، لیز مایتنر، فروپاشی اورانیوم بمباران شده توسط نوترون به عناصر سبکتر را توضیح دادند. او این فرآیند را شکافت نامید. در حدود سالهای 1934 تا 1939 مایتنر در استکهلم و رابرت فریش در کپنهاگ زیر نظر نیلز بور، کسی که مشاهدات آنها را به ایالات متحده رساند و توجه آلبرت انیشتین را جلب کرد، کار میکردند. فریش در بین سالهای 1940 تا 1943 همراه جیمز چادویک به تحقیقات پرداختند. او همچنین رئیس گروه مجمع انتقادی در پروژه لوس آلاموس (1943-1946) بود. پس از جنگ جهانی دوم او به نویسندگی کتب علم فیزیک اتمی برای مردم عادی روی آورد.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۱ مهر مصادف با 3 October
سالگرد فوت لئون لدرمن
لئون لدرمن فیزیکدان آلمانیتبار امریکایی بود که به همراه ملوین شوارتس و جک اشتاینبرگر، به جایزۀ نوبل فیزیک ۱۹۸۸ دستیافتند. این جایزه بهسبب مطالعۀ ذرات بنیادی با استفاده از نوترینوها، و کشف نوترینوی موئونی به ایشان اعطا شد. در ۱۹۶۱، لدرمن، اشتاینبرگر، و شوارتس با استفاده از آشکارساز عظیمی با ده تُن وزن، برای نخستینبار در جهان، باریکهای از نوترینوها را، که شامل تعداد کمی نوترینو بود، شناسایی کردند. بهکمک این باریکه، آنها نوترینوی موئونی را کشف کردند که نوترینویی از نوع جدید بود. همچنین نیروی هستهای ضعیف و ساختار کوارکی ماده را بررسی کردند.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۱ مهر مصادف با 3 October
سالگرد فوت لئون لدرمن
لئون لدرمن فیزیکدان آلمانیتبار امریکایی بود که به همراه ملوین شوارتس و جک اشتاینبرگر، به جایزۀ نوبل فیزیک ۱۹۸۸ دستیافتند. این جایزه بهسبب مطالعۀ ذرات بنیادی با استفاده از نوترینوها، و کشف نوترینوی موئونی به ایشان اعطا شد. در ۱۹۶۱، لدرمن، اشتاینبرگر، و شوارتس با استفاده از آشکارساز عظیمی با ده تُن وزن، برای نخستینبار در جهان، باریکهای از نوترینوها را، که شامل تعداد کمی نوترینو بود، شناسایی کردند. بهکمک این باریکه، آنها نوترینوی موئونی را کشف کردند که نوترینویی از نوع جدید بود. همچنین نیروی هستهای ضعیف و ساختار کوارکی ماده را بررسی کردند.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
انجمن علمی فیزیک گیلان
#تاریخ_علم سالروز درگذشت ماکس پلانک @GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۲ مهر مصادف با 4 October
سالروز درگذشت ماکس پلانک
ماکس پلانک فیزیکدان آلمانی بود که به سبب تدوین نظریۀ کوانتومی در سال ۱۹۰۰، به جایزۀ نوبل فیزیک ۱۹۱۸ دست یافت. تحقیقاتش در زمینۀ طرز تابش انرژی از اجسام داغ، او را به این نکته رهنمون ساخت که گسیل انرژی را فقط بهصورت مقادیر تقسیم ناپذیری با نام «کوانتوم» در نظر بگیرد که بزرگی آنها متناسب با بسامد تابش است. این کشفِ او را تحولی در خلاف جهت فیزیک کلاسیک، و آغاز راهی نوین در علم تلقی میکنند. اندازهگیریهای توزیع بسامد تابش جسم سیاه، که ویلهلم وین در سال ۱۸۹۳ آن را عملی ساخت؛ نشان داد که هرچه دما بالاتر میرود، مقدار قلۀ انرژی گسیلشده هم بهطرف بسامدهای بالاتر میل میکند. این نکته را میتوان بهصورت تغییر رنگ تابشی مشاهده کرد که از جسم تابناک گسیل میشود. تابشی که در دمای کم از جسم تابناک گسیل میشود به هررنگ سرخ است، اما با افزایش دمای جسم، قلۀ انرژی گسیل شده بهطرف بسامدهای بیشتر میل میکند و رنگ تابش به طرف زرد و سپس سفید گرایش مییابد. وین تلاش کرد قانون تابشی به دست آورد که انرژی گسیلشده را با بسامد و دما مرتبط سازد، ولی در سال ۱۸۹۶ به قانون تابشی دست یافت که منحصراً در بسامدهای زیاد اعتبار داشت. بعد از او، لرد ریلی به معادلۀ مشابهی دست یافت که برای تابش گسیلشده در دماهای کم معتبر بود. پلانک با ادغام این دو قانون تابش، به فرمولی دست یافت که برای انرژی تابشی مشاهده شده در هر دما و بسامد اعتبار دارد. دسترسی به این فرمول متضمن این فرض بود که انرژی تابشی را بهصورت حاصل جمع تعدادی متناهی از واحدهای گسستۀ انرژی، با نام کوانتوم، در نظر بگیرند. انرژی هر کوانتوم را این معادله مشخص میکند: ε = hv، که درآن v بسامد تابش و h مقداری ثابت است. این مقدار ثابت را اکنون یکی از ثابتهای بنیادی طبیعت میدانند و آن را ثابت پلانک مینامند. با ارتباط مستقیمی که بین انرژی تابش و بسامد آن فراهم شد، مشاهدۀ اینکه تابشی با انرژی بیشتر دارای توزیع بسامد بالاتری است توضیحپذیر شد. نظر پلانک مبنی بر اینکه باید انرژی را نه بهصورت موج، بلکه بهصورت ذرات تقسیم ناپذیر در نظر گرفت، عقیدۀ پذیرفته شده مبنی بر موجی بودن تابش را نقض میکرد. طولی نکشید که این نظر انقلابی پذیرفته شد. آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ با استفاده از نظریۀ کوانتومی پلانک برای پدیدۀ فتوالکتریک توضیحی بهدست داد. نیلس بور، فیزیکدان دانمارکی، در سال ۱۹۱۳ نظریۀ کوانتومی را با موفقیت برای توضیح ساختار اتم بهکار برد. اینگونه ابتکارها در دهۀ ۱۹۲۰، هنگامیکه ماهیت دوگانۀ موجی و ذرهای هم برای انرژی و هم برای ماده بهروشنی نشان داده شد، بهصورت دستگاه کامل مکانیک کوانتومی تکامل یافت. ثابت پلانک ثابتی بنیادی، با نماد h، است که از تقسیم انرژی یک کوانتوم تابش الکترومغناطیسی بر بسامد تابش آن بهدست میآید.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۲ مهر مصادف با 4 October
سالروز درگذشت ماکس پلانک
ماکس پلانک فیزیکدان آلمانی بود که به سبب تدوین نظریۀ کوانتومی در سال ۱۹۰۰، به جایزۀ نوبل فیزیک ۱۹۱۸ دست یافت. تحقیقاتش در زمینۀ طرز تابش انرژی از اجسام داغ، او را به این نکته رهنمون ساخت که گسیل انرژی را فقط بهصورت مقادیر تقسیم ناپذیری با نام «کوانتوم» در نظر بگیرد که بزرگی آنها متناسب با بسامد تابش است. این کشفِ او را تحولی در خلاف جهت فیزیک کلاسیک، و آغاز راهی نوین در علم تلقی میکنند. اندازهگیریهای توزیع بسامد تابش جسم سیاه، که ویلهلم وین در سال ۱۸۹۳ آن را عملی ساخت؛ نشان داد که هرچه دما بالاتر میرود، مقدار قلۀ انرژی گسیلشده هم بهطرف بسامدهای بالاتر میل میکند. این نکته را میتوان بهصورت تغییر رنگ تابشی مشاهده کرد که از جسم تابناک گسیل میشود. تابشی که در دمای کم از جسم تابناک گسیل میشود به هررنگ سرخ است، اما با افزایش دمای جسم، قلۀ انرژی گسیل شده بهطرف بسامدهای بیشتر میل میکند و رنگ تابش به طرف زرد و سپس سفید گرایش مییابد. وین تلاش کرد قانون تابشی به دست آورد که انرژی گسیلشده را با بسامد و دما مرتبط سازد، ولی در سال ۱۸۹۶ به قانون تابشی دست یافت که منحصراً در بسامدهای زیاد اعتبار داشت. بعد از او، لرد ریلی به معادلۀ مشابهی دست یافت که برای تابش گسیلشده در دماهای کم معتبر بود. پلانک با ادغام این دو قانون تابش، به فرمولی دست یافت که برای انرژی تابشی مشاهده شده در هر دما و بسامد اعتبار دارد. دسترسی به این فرمول متضمن این فرض بود که انرژی تابشی را بهصورت حاصل جمع تعدادی متناهی از واحدهای گسستۀ انرژی، با نام کوانتوم، در نظر بگیرند. انرژی هر کوانتوم را این معادله مشخص میکند: ε = hv، که درآن v بسامد تابش و h مقداری ثابت است. این مقدار ثابت را اکنون یکی از ثابتهای بنیادی طبیعت میدانند و آن را ثابت پلانک مینامند. با ارتباط مستقیمی که بین انرژی تابش و بسامد آن فراهم شد، مشاهدۀ اینکه تابشی با انرژی بیشتر دارای توزیع بسامد بالاتری است توضیحپذیر شد. نظر پلانک مبنی بر اینکه باید انرژی را نه بهصورت موج، بلکه بهصورت ذرات تقسیم ناپذیر در نظر گرفت، عقیدۀ پذیرفته شده مبنی بر موجی بودن تابش را نقض میکرد. طولی نکشید که این نظر انقلابی پذیرفته شد. آلبرت اینشتین در سال ۱۹۰۵ با استفاده از نظریۀ کوانتومی پلانک برای پدیدۀ فتوالکتریک توضیحی بهدست داد. نیلس بور، فیزیکدان دانمارکی، در سال ۱۹۱۳ نظریۀ کوانتومی را با موفقیت برای توضیح ساختار اتم بهکار برد. اینگونه ابتکارها در دهۀ ۱۹۲۰، هنگامیکه ماهیت دوگانۀ موجی و ذرهای هم برای انرژی و هم برای ماده بهروشنی نشان داده شد، بهصورت دستگاه کامل مکانیک کوانتومی تکامل یافت. ثابت پلانک ثابتی بنیادی، با نماد h، است که از تقسیم انرژی یک کوانتوم تابش الکترومغناطیسی بر بسامد تابش آن بهدست میآید.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۳ مهر مصادف با 5 October
سالگرد فوت ویلیام لاسل
ویلیام لاسل ستاره شناس آماتور انگلیسی بود که با دارایی خود به ساخت یک رصدخانه در استارفیلد، نزدیک لیورپول پرداخت. او تلسکوپ 24 اینچی خود را ساخت و تجهیزات بخار محور را در آن تعبیه کرد. این تلسکوپ اولین تلسکوپ در اندازهی خود بود که میتوانست ردیابی ستارهها را آسان سازد. لاسل تریتون، قمر نپتون و آریل و آمبریل از قمرهای اورانوس را کشف کرد. بعدتر لاسل یک تلسکوپ با قطر 48 اینچ با همان طراحی قبلی را ساخت و برای مشاهدهی آسمان بطور شفافتر آن را به مالت برد.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۳ مهر مصادف با 5 October
سالگرد فوت ویلیام لاسل
ویلیام لاسل ستاره شناس آماتور انگلیسی بود که با دارایی خود به ساخت یک رصدخانه در استارفیلد، نزدیک لیورپول پرداخت. او تلسکوپ 24 اینچی خود را ساخت و تجهیزات بخار محور را در آن تعبیه کرد. این تلسکوپ اولین تلسکوپ در اندازهی خود بود که میتوانست ردیابی ستارهها را آسان سازد. لاسل تریتون، قمر نپتون و آریل و آمبریل از قمرهای اورانوس را کشف کرد. بعدتر لاسل یک تلسکوپ با قطر 48 اینچ با همان طراحی قبلی را ساخت و برای مشاهدهی آسمان بطور شفافتر آن را به مالت برد.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
انجمن علمی فیزیک گیلان
#خبر نشان نوبل در در دستان سایوکورو مانابه، کلاوس هلسمان و جورجیو پاریسی @GuilanPhysics
#خبر
نشان نوبل در در دستان سایوکورو مانابه، کلاوس هلسمان و جورجیو پاریسی
سرانجام دیروز ۱۳ مهر مصادف با ۵ اکتبر، آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایز ده میلیون کرونی نوبل فیزیک ۲۰۲۱ را به پاس مشارکتهای پیشگامانه در زمینه سیستمهای پیچیده فیزیکی به طور مشترک به سه فیزیکدان این عرصه اهدا کرد.
نیمی از این جایزه به "سایوکورو مانابه" آمریکایی-ژاپنی و "کلاوس هلسمان" آلمانی، به پاس نقش مهمشان در "مطالعه مدل سازی فیزیکی آب و هوای زمین، اندازه گیری تغییرات و پیش بینی قابل اطمینان گرمایش زمین" دریافت نمودن و نیم دیگر این جایزه به "جرجیو پاریسی" ایتالیایی به دلیل نقش درخشان وی در "کشف اثر متقابل بینظمی و نوسانات در سیستمهای فیزیکی از مقیاس اتمی تا سیارهای" به ایشان اهدا شد.
"تورس هانس هانسون" رئیس کمیته نوبل فیزیک در خصوص جوایز امسال گفت: «اکتشافاتی که امسال به رسمیت شناخته میشود نشان میدهد که دانش ما در مورد آب و هوا بر اساس یک بنیان علمی مستحکم استوار است، بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق مشاهدات.»
کمی بیشتر با برندگان نوبل آشنا بشیم:
1⃣ آب و هوای زمین یکی از سیستم های پیچیده ای است که برای بشر اهمیت حیاتی دارد. "سایوکورو مانابه" نشان داد که چگونه افزایش سطح دی اکسید کربن در جو منجر به افزایش درجه حرارت در سطح زمین می شود. در دهه ۱۹۶۰، او توسعه مدلهای فیزیکی آب و هوای زمین را رهبری کرد و اولین فردی بود که تعامل بین تراز تابشی و انتقال عمودی تودههای هوا را کشف کرد. کار او پایه و اساس توسعه مدلهای آب و هوایی فعلی را ایجاد کرد.
2⃣ حدود ده سال بعد "کلاوس هسلمان" مدلی را ایجاد کرد که آب و هوا را به هم متصل میکند؛ بنابراین به این سوال پاسخ میدهد که چرا مدلهای آب و هوایی با وجود تغییرپذیری و هرج و مرج آب و هوا میتوانند قابل اعتماد باشند. او همچنین روشهایی را برای شناسایی سیگنالهای خاص(اثر انگشت) ایجاد کرد که هم پدیدههای طبیعی و هم فعالیتهای انسانی در آب و هوای او نقش دارند. از روشهای او برای اثبات افزایش دما در جو به دلیل انتشار دی اکسید کربن توسط انسان استفاده شده است.
3⃣ در حدود سال ۱۹۸۰ "جورجیو پاریسی" الگوهای پنهان را در مواد پیچیده بینظم کشف کرد. اکتشافات وی یکی از مهمترین مشارکتها در نظریه سیستمهای پیچیده است. آنها درک و توصیف بسیاری از مواد و پدیدههای مختلف و ظاهراً کاملاً تصادفی را نه تنها در فیزیک بلکه در زمینه های بسیار متفاوت دیگر مانند ریاضیات، زیست شناسی،علوم اعصاب و یادگیری ماشین نیز ممکن میسازند.
برندگان امسال همگی به ما کمک کردهاند تا بینش عمیقتری از خواص و تکامل سیستمهای فیزیکی پیچیده داشته باشیم.
✍ رضا خیراندیش
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک دانشگاه گیلان
@GuilanPhysics
نشان نوبل در در دستان سایوکورو مانابه، کلاوس هلسمان و جورجیو پاریسی
سرانجام دیروز ۱۳ مهر مصادف با ۵ اکتبر، آکادمی سلطنتی علوم سوئد جایز ده میلیون کرونی نوبل فیزیک ۲۰۲۱ را به پاس مشارکتهای پیشگامانه در زمینه سیستمهای پیچیده فیزیکی به طور مشترک به سه فیزیکدان این عرصه اهدا کرد.
نیمی از این جایزه به "سایوکورو مانابه" آمریکایی-ژاپنی و "کلاوس هلسمان" آلمانی، به پاس نقش مهمشان در "مطالعه مدل سازی فیزیکی آب و هوای زمین، اندازه گیری تغییرات و پیش بینی قابل اطمینان گرمایش زمین" دریافت نمودن و نیم دیگر این جایزه به "جرجیو پاریسی" ایتالیایی به دلیل نقش درخشان وی در "کشف اثر متقابل بینظمی و نوسانات در سیستمهای فیزیکی از مقیاس اتمی تا سیارهای" به ایشان اهدا شد.
"تورس هانس هانسون" رئیس کمیته نوبل فیزیک در خصوص جوایز امسال گفت: «اکتشافاتی که امسال به رسمیت شناخته میشود نشان میدهد که دانش ما در مورد آب و هوا بر اساس یک بنیان علمی مستحکم استوار است، بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق مشاهدات.»
کمی بیشتر با برندگان نوبل آشنا بشیم:
1⃣ آب و هوای زمین یکی از سیستم های پیچیده ای است که برای بشر اهمیت حیاتی دارد. "سایوکورو مانابه" نشان داد که چگونه افزایش سطح دی اکسید کربن در جو منجر به افزایش درجه حرارت در سطح زمین می شود. در دهه ۱۹۶۰، او توسعه مدلهای فیزیکی آب و هوای زمین را رهبری کرد و اولین فردی بود که تعامل بین تراز تابشی و انتقال عمودی تودههای هوا را کشف کرد. کار او پایه و اساس توسعه مدلهای آب و هوایی فعلی را ایجاد کرد.
2⃣ حدود ده سال بعد "کلاوس هسلمان" مدلی را ایجاد کرد که آب و هوا را به هم متصل میکند؛ بنابراین به این سوال پاسخ میدهد که چرا مدلهای آب و هوایی با وجود تغییرپذیری و هرج و مرج آب و هوا میتوانند قابل اعتماد باشند. او همچنین روشهایی را برای شناسایی سیگنالهای خاص(اثر انگشت) ایجاد کرد که هم پدیدههای طبیعی و هم فعالیتهای انسانی در آب و هوای او نقش دارند. از روشهای او برای اثبات افزایش دما در جو به دلیل انتشار دی اکسید کربن توسط انسان استفاده شده است.
3⃣ در حدود سال ۱۹۸۰ "جورجیو پاریسی" الگوهای پنهان را در مواد پیچیده بینظم کشف کرد. اکتشافات وی یکی از مهمترین مشارکتها در نظریه سیستمهای پیچیده است. آنها درک و توصیف بسیاری از مواد و پدیدههای مختلف و ظاهراً کاملاً تصادفی را نه تنها در فیزیک بلکه در زمینه های بسیار متفاوت دیگر مانند ریاضیات، زیست شناسی،علوم اعصاب و یادگیری ماشین نیز ممکن میسازند.
برندگان امسال همگی به ما کمک کردهاند تا بینش عمیقتری از خواص و تکامل سیستمهای فیزیکی پیچیده داشته باشیم.
✍ رضا خیراندیش
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک دانشگاه گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۵ مهر مصادف با 7 October
سمت پنهان ماه
در سال ۱۹۵۹ برای اولین بار از سمت پنهان ماه عکسبرداری شد و این عکسها که توسط کاوشگر لونا-۳ (luna-3) گرفته شده بودند، به زمین ارسال شدند. سَمت پنهان ماه نیمکرهای از کرهی ماه است که بهطور دائمی از کرهی زمین رویگردان است. سمت رو به زمین از کرهی ماه را سمت پیدای ماه مینامند. لونا-۳ پس از عبور از ماه موفق به ثبت ۲۹ عکس طی ۴۰ دقيقه، از فاصله حدود ۶۵۰۰۰ كيلومتری سطح ماه شد.
اين عكسها ۷۰ درصد سطح يک نيمكره ماه را پوشش میدادند. فضاپيمای كاوشگر بعد از گرفتن اين عكسها به سمت زمين بازگشت. ارسال تصاوير به دليل كاهش توان الكتريكی ماهواره به دشواری انجام میشد، اما سرانجام ۱۷ عكس به زمين مخابره شد. سرانجام در ۱۸ اکتبر ۱۹۵۹ لونا-۳ به زمین بازگشت و گمان میرود که در جوّ زمين سقوط كرده و نابود شده باشد.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۵ مهر مصادف با 7 October
سمت پنهان ماه
در سال ۱۹۵۹ برای اولین بار از سمت پنهان ماه عکسبرداری شد و این عکسها که توسط کاوشگر لونا-۳ (luna-3) گرفته شده بودند، به زمین ارسال شدند. سَمت پنهان ماه نیمکرهای از کرهی ماه است که بهطور دائمی از کرهی زمین رویگردان است. سمت رو به زمین از کرهی ماه را سمت پیدای ماه مینامند. لونا-۳ پس از عبور از ماه موفق به ثبت ۲۹ عکس طی ۴۰ دقيقه، از فاصله حدود ۶۵۰۰۰ كيلومتری سطح ماه شد.
اين عكسها ۷۰ درصد سطح يک نيمكره ماه را پوشش میدادند. فضاپيمای كاوشگر بعد از گرفتن اين عكسها به سمت زمين بازگشت. ارسال تصاوير به دليل كاهش توان الكتريكی ماهواره به دشواری انجام میشد، اما سرانجام ۱۷ عكس به زمين مخابره شد. سرانجام در ۱۸ اکتبر ۱۹۵۹ لونا-۳ به زمین بازگشت و گمان میرود که در جوّ زمين سقوط كرده و نابود شده باشد.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۶ مهر مصادف با 8 October
زادروز اجنار هرتزپرونگ
اجنار هرتزپرونگ ستاره شناس دانمارکی بود که از کارهای او میتوان دسته بندی انواع ستارهها را نام برد. او انواع ستارهها را طبق ارتباط دمای سطح(یا رنگ سطح) آناها با روشنایی مطلق آنها طبقه بندی کرد. چند سال بعد از آن، هنری راسل این رابطه را به صورت گرافیکی در آنچه که امروزه به عنوان نمودار هرتزپرونگ-راسل شناخته میشود، نشان داد که یکی از اساس مطالعه تکامل ستارهای است. همچنین هرتزپرونگ در سال ۱۹۱۳ مقایس درخشندگی نوع خاصی از ستارهها به نام متغیر سِیفید(Cephied variable star) را تعیین کرد.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۶ مهر مصادف با 8 October
زادروز اجنار هرتزپرونگ
اجنار هرتزپرونگ ستاره شناس دانمارکی بود که از کارهای او میتوان دسته بندی انواع ستارهها را نام برد. او انواع ستارهها را طبق ارتباط دمای سطح(یا رنگ سطح) آناها با روشنایی مطلق آنها طبقه بندی کرد. چند سال بعد از آن، هنری راسل این رابطه را به صورت گرافیکی در آنچه که امروزه به عنوان نمودار هرتزپرونگ-راسل شناخته میشود، نشان داد که یکی از اساس مطالعه تکامل ستارهای است. همچنین هرتزپرونگ در سال ۱۹۱۳ مقایس درخشندگی نوع خاصی از ستارهها به نام متغیر سِیفید(Cephied variable star) را تعیین کرد.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۷ مهر مصادف با 9 October
زادروز کارل شورزچایلد
شورزچایلد اختر فیزیکدان نظری آلمانی بود که در پیشرفت علم نجوم قرن بیستم مشارکت عملی و نظری داشت. او استفاده از عکاسی را برای اندازه گیری ستارگان توسعه داد. وی همچنین با معرفی یک معادله انحراف که آن را “Seidel Eikonal” مینامد؛ انحراف هندسی سامانههای نوری را با استفاده از اشعههای نوری مورد برسی قرار داد. او در حالی که در جبهه روسیه در حین خدمت سربازی بود، دو راه حل اولیه معادلات نسبیت عام انیشتین را محاسبه کرد؛ یکی در فضای خالی ایزوتوپیک ایستا که جرمی سنگین را احاطه کرده است (مانند سیاهچاله) و دیگری داخل جسمی با بدنه کروی و متقارن با چگالی ثابت که مستقیما به تحقیقات مدرن در مورد سیاهچالهها منجر شد. همچنین شعاع شورزچایلد در سیاهچالهها که بیان میکند هر جسمی شعاعش از این مقدار کمتر باشد تبدیل به سیاهچاله میشود، به نام کارل شورزچایلد نامگذاری شده است.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۷ مهر مصادف با 9 October
زادروز کارل شورزچایلد
شورزچایلد اختر فیزیکدان نظری آلمانی بود که در پیشرفت علم نجوم قرن بیستم مشارکت عملی و نظری داشت. او استفاده از عکاسی را برای اندازه گیری ستارگان توسعه داد. وی همچنین با معرفی یک معادله انحراف که آن را “Seidel Eikonal” مینامد؛ انحراف هندسی سامانههای نوری را با استفاده از اشعههای نوری مورد برسی قرار داد. او در حالی که در جبهه روسیه در حین خدمت سربازی بود، دو راه حل اولیه معادلات نسبیت عام انیشتین را محاسبه کرد؛ یکی در فضای خالی ایزوتوپیک ایستا که جرمی سنگین را احاطه کرده است (مانند سیاهچاله) و دیگری داخل جسمی با بدنه کروی و متقارن با چگالی ثابت که مستقیما به تحقیقات مدرن در مورد سیاهچالهها منجر شد. همچنین شعاع شورزچایلد در سیاهچالهها که بیان میکند هر جسمی شعاعش از این مقدار کمتر باشد تبدیل به سیاهچاله میشود، به نام کارل شورزچایلد نامگذاری شده است.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۸ مهر مصادف با 10 October
زادروز لستر هالبرت ژرمر
لستر ژرمر به همراه همکارش کلینتون جوزف دیویسون در سال ۱۹۲۷ آزمایشی انجام دادند که ابتدا خواص موجی الکترون را نشان داد. آنها نشان دادند که پرتو الکترونهایی که توسط کریستال پراکنده شدهاند، الگوی پراش مشخصه یک موج را ایجاد میکند. این آزمایش فرضیه لوئیس-ویکتور دوبروی، بنیانگذار مکانیک موج را مبنی بر اینکه الکترون باید خواص یک موج الکترومغناطیسی و یک ذره را نشان بدهد تایید کرد. ژرمر همچنین گرماشناسی، فرسایش فلزات و فیزیک تماس را نیز مطالعه میکرد.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۸ مهر مصادف با 10 October
زادروز لستر هالبرت ژرمر
لستر ژرمر به همراه همکارش کلینتون جوزف دیویسون در سال ۱۹۲۷ آزمایشی انجام دادند که ابتدا خواص موجی الکترون را نشان داد. آنها نشان دادند که پرتو الکترونهایی که توسط کریستال پراکنده شدهاند، الگوی پراش مشخصه یک موج را ایجاد میکند. این آزمایش فرضیه لوئیس-ویکتور دوبروی، بنیانگذار مکانیک موج را مبنی بر اینکه الکترون باید خواص یک موج الکترومغناطیسی و یک ذره را نشان بدهد تایید کرد. ژرمر همچنین گرماشناسی، فرسایش فلزات و فیزیک تماس را نیز مطالعه میکرد.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۱۹ مهر مصادف با 11 October
سالگرد درگذشت جیمز پرسکوت ژول
جیمز ژول فیزیکدان انگلیسی ثابت کرد اشکال مختلف انرژی مکانیکی، الکتریکی و گرما اساسا یکسان هستند و میتوان آنها را از یکی به دیگری تغییر داد. بنابراین او اساس قانون حفظ انرژی، اولین قانون ترمودینامیک، را تشکیل داد. او در سال ۱۸۴۰ رابطه بین جریان الکتریکی، مقاومت و میزان حرارت تولید شده را کشف کرد؛ در سال ۱۸۴۹ نظریه جنبشی گازها را ابداع کرد و یک سال بعد معادله مکانیکی گرما را اعلام کرد. ژول بعدها با ویلیام تامسون اثر ژول-تامسون را کشف کرد. واحد SI انرژی یا کار، ژول (نماد J) به نام اون نامگذاری شده است که به عنوان کار انجام شده در هنگامی که نیروی ۱ نیوتون فاصله ۱ متر را در جهت نیرو میپیماید تعریف میشود.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۱۹ مهر مصادف با 11 October
سالگرد درگذشت جیمز پرسکوت ژول
جیمز ژول فیزیکدان انگلیسی ثابت کرد اشکال مختلف انرژی مکانیکی، الکتریکی و گرما اساسا یکسان هستند و میتوان آنها را از یکی به دیگری تغییر داد. بنابراین او اساس قانون حفظ انرژی، اولین قانون ترمودینامیک، را تشکیل داد. او در سال ۱۸۴۰ رابطه بین جریان الکتریکی، مقاومت و میزان حرارت تولید شده را کشف کرد؛ در سال ۱۸۴۹ نظریه جنبشی گازها را ابداع کرد و یک سال بعد معادله مکانیکی گرما را اعلام کرد. ژول بعدها با ویلیام تامسون اثر ژول-تامسون را کشف کرد. واحد SI انرژی یا کار، ژول (نماد J) به نام اون نامگذاری شده است که به عنوان کار انجام شده در هنگامی که نیروی ۱ نیوتون فاصله ۱ متر را در جهت نیرو میپیماید تعریف میشود.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
انجمن علمی فیزیک دانشگاه گیلان برگزار میکند.
🔻 آیین معارفه دانشجویان جدیدالورود رشته فیزیک🔻
با حضور
جناب دکتر پناهی، ریاست محترم دانشکده علوم پایه
جناب دکتر بابائی، نماینده فرهنگی دانشکده علوم پایه
جناب دکتر طاهرپرور، مدیر گروه رشته فیزیک
و جمعی از دانشجویان برتر
📅 زمان: چهارشنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۰
🕚 از ساعت ۱۶:۳۰ الی ١۸
🔗 لینک شرکت در مراسم:
https://www.rooydad.guilan.ac.ir/ch/room1
🔐 برای ورود به جلسه با درج کامل نام و نام خانوادگی خود به عنوان میهمان وارد شوید.
🔴حضور دانشجویان ورودی۱۴۰۰ در این مراسم الزامیست🔴
@GuilanPhysics
🔻 آیین معارفه دانشجویان جدیدالورود رشته فیزیک🔻
با حضور
جناب دکتر پناهی، ریاست محترم دانشکده علوم پایه
جناب دکتر بابائی، نماینده فرهنگی دانشکده علوم پایه
جناب دکتر طاهرپرور، مدیر گروه رشته فیزیک
و جمعی از دانشجویان برتر
📅 زمان: چهارشنبه ۲۱ مهر ماه ۱۴۰۰
🕚 از ساعت ۱۶:۳۰ الی ١۸
🔗 لینک شرکت در مراسم:
https://www.rooydad.guilan.ac.ir/ch/room1
🔐 برای ورود به جلسه با درج کامل نام و نام خانوادگی خود به عنوان میهمان وارد شوید.
🔴حضور دانشجویان ورودی۱۴۰۰ در این مراسم الزامیست🔴
@GuilanPhysics
#تاریخ_علم
📆 ۲۰مهر مصادف با 12 October
سالگرد درگذشت لویس باس
، ستاره شناس آمریکایی. (26 اکتبر 1846 – 12 اکتبر 1912)
لویس باس ستاره شناس آمریکایی، بیشتر به خاطر گردآوری دو فهرست از ستارهها در سالهای ۱۹۱۰ - ۱۹۳۷ شناخته شده است. در سال ۱۸۸۲، او یک ماموریت اعزامی به شیلی را برای مشاهده یک گذر از زهره رهبری کرد. در حدود سال ۱۸۹۵ باس شروع به تهیهی یک فهرست کلی از ستارگان کرد و موقعیتها و حرکت آنها را بیان کرد. پس از سال ۱۹۰۶، این پروژه با حمایت موسسه Carnegie، واشنگتن دی سی همراه بود و با کارکنان بیشتر، او ستارگان شمالی از آلبانی و ستارگان جنوبی از آرژانتین را مشاهده کرد. با دادههای جدید، کاتالوگهایی را که در گذشته گردآوری کرده بود تصحیح کرد و در سال ۱۹۱۰ فهرست عمومی اولیه ۶۱۸۸ ستاره را منشتر کرد. کار ناتمام پس از مرگ او توسط پسرش بنیامین در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۲۰مهر مصادف با 12 October
سالگرد درگذشت لویس باس
، ستاره شناس آمریکایی. (26 اکتبر 1846 – 12 اکتبر 1912)
لویس باس ستاره شناس آمریکایی، بیشتر به خاطر گردآوری دو فهرست از ستارهها در سالهای ۱۹۱۰ - ۱۹۳۷ شناخته شده است. در سال ۱۸۸۲، او یک ماموریت اعزامی به شیلی را برای مشاهده یک گذر از زهره رهبری کرد. در حدود سال ۱۸۹۵ باس شروع به تهیهی یک فهرست کلی از ستارگان کرد و موقعیتها و حرکت آنها را بیان کرد. پس از سال ۱۹۰۶، این پروژه با حمایت موسسه Carnegie، واشنگتن دی سی همراه بود و با کارکنان بیشتر، او ستارگان شمالی از آلبانی و ستارگان جنوبی از آرژانتین را مشاهده کرد. با دادههای جدید، کاتالوگهایی را که در گذشته گردآوری کرده بود تصحیح کرد و در سال ۱۹۱۰ فهرست عمومی اولیه ۶۱۸۸ ستاره را منشتر کرد. کار ناتمام پس از مرگ او توسط پسرش بنیامین در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید.
✍ امیرمحمد سیمی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
انجمن علمی فیزیک گیلان
#خبر نظریهای جدید برای تشخیص نور در تاریکی خلا @GuilanPhysics
#خبر
نظریهای جدید برای تشخیص نور در تاریکی خلا
سیاهچالهها نقاطی از فضا-زمان با جاذبه بسیار زیاد هستند. دانشمندان در ابتدا تصور میکردند که هیچ چیز از جمله نور نمیتواند از مرز این پدیدههای عظیم بگریزد.
از زمان ارائه نظریه عمومی نسبیت که امکان وجود سیاهچالهها را تایید میکند، ماهیت دقیق این پدیده مورد سوال است. از جمله معروفترین یافتهها در مورد سیاهچالهها پیشبینی استیون هاوکینگ است که میگوید که برخی ذرات در لبه سیاهچالهها ساطع میشوند.
همچنین عملکرد خلا مورد بررسی دانشمندان بوده است. در اوایل دهه 1970 میلادی، همزمان با ارائه این نظریه هاوکینگ که نور میتواند از جاذبه سیاهچالهها بگریزد، فیزیکدان کانادایی فلانی پیشنهاد کرد که یک آشکارساز نوری که به اندازه کافی شتاب دارد میتواند نور را در خلا مشاهده کند.
تحقیقات جدید در دانشگاه دارتموث این نظریه را با ارائه جزئیاتی برای تولید و مشاهده نوری که تصور میشد غیر قابل مشاهده است، پیش میبرد.
مایلز بلنکو، یکی از محققان این تحقیق میگوید: «به نظر میرسد که این یافتهها امکان ایجاد نور در خلا را نشان میدهند. انگار که ما چیزی را از هیچ تهیه کردیم.»
در فیزیک کلاسیک خلا عدم وجود هرگونه ماده، نور و انرژی تلقی میشود. اما در فیزیک کوانتوم خلا پر از فوتونهایی است که به طور متناوب به وجود میآیند و از بین میروند. با این حال اندازهگیری چنین نوری غیر ممکن است.
با توجه به اینکه علم در حال حاضر نشان میدهد که مشاهده نور در خلا امکان پذیر است، تیم تحقیقاتی به دنبال یافتن راهی عملی برای تشخیص فوتونها بودند.
در آزمایشی که برای این کار طراحی شده، یک غشای الماس مصنوعی به اندازه تمبر که حاوی آشکارساز نور نیتروژنی است درون یک جعبه بسیار سرد معلق است که ایجاد خلا میکند. سپس غشا با شتاب زیادی شروع به حرکت میکند.
هویی وانگ، محققی که مقاله مربوط به این نظریه را در دوران کارشناسی خود نوشته بود، میگوید حرکت الماس فوتون تولید میکند. در اصل تنها کاری که باید انجام دهید این است که چیزی را آن قدر تکان دهید تا فوتونهای درهمتنیده تولید شود.
این مطالعه که توسط بنیاد ملی علوم پشتیبانی میشود اولین آزمایشی است که از چند آشکارساز برای تقویت شتاب و افزایش حساسیت تشخیص نور استفاده میکند. همچنین نوسان الماس اجازه میدهد تا آزمایش در فضایی قابل کنترل با شتاب شدید انجام شود.
هویی وانگ میگوید: «فوتونهای تشخیص داده شده توسط غشای الماسی جفت هستند. ایجاد شدن فوتونهای جفت و درهمتنیده ثابت می کند که این فوتونها درون خلا ایجاد شدهاند و منبع دیگری ندارند.»
نور تشخیص داده شده دارای فرکانس مایکروویو است و به همین دلیل با چشم قابل مشاهده نیست. ولی بلنکو و وانگ امیدوارند که این کار به درک بیشتر نیروهای فیزیکی کمک کند. این تحقیق ممکن است به پیش بینی هاوکینگ در مورد تابش سیاهچاله ها از طریق تحقیقات اینشتین کمک کند.
بلنکو می گوید: «بخشی از مسئولیت و لذت نظریهپردازان مطرح کردن ایده ها است. ما تلاش می کنیم نشان دهیم که انجام این آزمایش امکانپذیر است. چیزی که تا به امروز بسیار دشوار بوده است.»
✍ زهرا حبیب زاده
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک دانشگاه گیلان
@GuilanPhysics
نظریهای جدید برای تشخیص نور در تاریکی خلا
سیاهچالهها نقاطی از فضا-زمان با جاذبه بسیار زیاد هستند. دانشمندان در ابتدا تصور میکردند که هیچ چیز از جمله نور نمیتواند از مرز این پدیدههای عظیم بگریزد.
از زمان ارائه نظریه عمومی نسبیت که امکان وجود سیاهچالهها را تایید میکند، ماهیت دقیق این پدیده مورد سوال است. از جمله معروفترین یافتهها در مورد سیاهچالهها پیشبینی استیون هاوکینگ است که میگوید که برخی ذرات در لبه سیاهچالهها ساطع میشوند.
همچنین عملکرد خلا مورد بررسی دانشمندان بوده است. در اوایل دهه 1970 میلادی، همزمان با ارائه این نظریه هاوکینگ که نور میتواند از جاذبه سیاهچالهها بگریزد، فیزیکدان کانادایی فلانی پیشنهاد کرد که یک آشکارساز نوری که به اندازه کافی شتاب دارد میتواند نور را در خلا مشاهده کند.
تحقیقات جدید در دانشگاه دارتموث این نظریه را با ارائه جزئیاتی برای تولید و مشاهده نوری که تصور میشد غیر قابل مشاهده است، پیش میبرد.
مایلز بلنکو، یکی از محققان این تحقیق میگوید: «به نظر میرسد که این یافتهها امکان ایجاد نور در خلا را نشان میدهند. انگار که ما چیزی را از هیچ تهیه کردیم.»
در فیزیک کلاسیک خلا عدم وجود هرگونه ماده، نور و انرژی تلقی میشود. اما در فیزیک کوانتوم خلا پر از فوتونهایی است که به طور متناوب به وجود میآیند و از بین میروند. با این حال اندازهگیری چنین نوری غیر ممکن است.
با توجه به اینکه علم در حال حاضر نشان میدهد که مشاهده نور در خلا امکان پذیر است، تیم تحقیقاتی به دنبال یافتن راهی عملی برای تشخیص فوتونها بودند.
در آزمایشی که برای این کار طراحی شده، یک غشای الماس مصنوعی به اندازه تمبر که حاوی آشکارساز نور نیتروژنی است درون یک جعبه بسیار سرد معلق است که ایجاد خلا میکند. سپس غشا با شتاب زیادی شروع به حرکت میکند.
هویی وانگ، محققی که مقاله مربوط به این نظریه را در دوران کارشناسی خود نوشته بود، میگوید حرکت الماس فوتون تولید میکند. در اصل تنها کاری که باید انجام دهید این است که چیزی را آن قدر تکان دهید تا فوتونهای درهمتنیده تولید شود.
این مطالعه که توسط بنیاد ملی علوم پشتیبانی میشود اولین آزمایشی است که از چند آشکارساز برای تقویت شتاب و افزایش حساسیت تشخیص نور استفاده میکند. همچنین نوسان الماس اجازه میدهد تا آزمایش در فضایی قابل کنترل با شتاب شدید انجام شود.
هویی وانگ میگوید: «فوتونهای تشخیص داده شده توسط غشای الماسی جفت هستند. ایجاد شدن فوتونهای جفت و درهمتنیده ثابت می کند که این فوتونها درون خلا ایجاد شدهاند و منبع دیگری ندارند.»
نور تشخیص داده شده دارای فرکانس مایکروویو است و به همین دلیل با چشم قابل مشاهده نیست. ولی بلنکو و وانگ امیدوارند که این کار به درک بیشتر نیروهای فیزیکی کمک کند. این تحقیق ممکن است به پیش بینی هاوکینگ در مورد تابش سیاهچاله ها از طریق تحقیقات اینشتین کمک کند.
بلنکو می گوید: «بخشی از مسئولیت و لذت نظریهپردازان مطرح کردن ایده ها است. ما تلاش می کنیم نشان دهیم که انجام این آزمایش امکانپذیر است. چیزی که تا به امروز بسیار دشوار بوده است.»
✍ زهرا حبیب زاده
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک دانشگاه گیلان
@GuilanPhysics
📌 انجمن علمی فیزیک دانشگاه گیلان برگزار میکند.
💢دومین سمینار مجازی گروه فیزیک
🔹 موضوع سمینار:
همگرایی گرانشی به وسیله سیاهچالههای شتابدار
🎙 سخنران:
جناب دکتر محمد جهانی
(پژوهشکده فیزیک، پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
🗓 تاریخ برگزاری:
چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰
⏰زمان:
ساعت ۱۶ الی ۱۸
🔸 برگزاری سخنرانی به صورت آنلاین در محیط اسکای روم مىباشد.
🔗 لینک شرکت در برنامه
-------------------------------------
🔸 ارتباط با ما:
🆔 @guilanphysics
🔸 صفحه ما در اینستاگرام:
🆔 Guilanphysics
-------------------------------------
#سمینار
#سمینار_مجازی
@Guilanphysics
💢دومین سمینار مجازی گروه فیزیک
🔹 موضوع سمینار:
همگرایی گرانشی به وسیله سیاهچالههای شتابدار
🎙 سخنران:
جناب دکتر محمد جهانی
(پژوهشکده فیزیک، پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
🗓 تاریخ برگزاری:
چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰
⏰زمان:
ساعت ۱۶ الی ۱۸
🔸 برگزاری سخنرانی به صورت آنلاین در محیط اسکای روم مىباشد.
🔗 لینک شرکت در برنامه
-------------------------------------
🔸 ارتباط با ما:
🆔 @guilanphysics
🔸 صفحه ما در اینستاگرام:
🆔 Guilanphysics
-------------------------------------
#سمینار
#سمینار_مجازی
@Guilanphysics
#تاریخ_علم
📆 ۲۶ مهر مصادف با 18 October
زادروز پاسکوال جردن
ارنست پاسکوال جردن، فیزیکدان آلمانی بود که در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی مکانیک کوانتومی را با استفاده از ماتریسها بیان کرد و نشان داد که چگونه میتوان نور را متشکل از کوانتاهای گسسته انرژی دانست.
وی بعدتر به همراه پائولی و ویگنر، در حالی که در ابتدای پیشرفت خود در زمینه علمی بود؛ در مطالعه برهم کنش الکترون-فوتون مکانیک کوانتومی مشارکت کرد که اکنون به آن الکترودینامیک کوانتومی میگویند.
او همچنین برنده مدال ماکس پلانک شده است.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics
📆 ۲۶ مهر مصادف با 18 October
زادروز پاسکوال جردن
ارنست پاسکوال جردن، فیزیکدان آلمانی بود که در اواخر دهه ۱۹۲۰ میلادی مکانیک کوانتومی را با استفاده از ماتریسها بیان کرد و نشان داد که چگونه میتوان نور را متشکل از کوانتاهای گسسته انرژی دانست.
وی بعدتر به همراه پائولی و ویگنر، در حالی که در ابتدای پیشرفت خود در زمینه علمی بود؛ در مطالعه برهم کنش الکترون-فوتون مکانیک کوانتومی مشارکت کرد که اکنون به آن الکترودینامیک کوانتومی میگویند.
او همچنین برنده مدال ماکس پلانک شده است.
✍ حمیده بابائی
تیم تحریریه انجمن علمی فیزیک گیلان
@GuilanPhysics