This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اندیشمند برجسته، مروج حسابداری علمی،😳
نخستین استاد حسابداری در ایران،🤔
موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران،🤔
صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی و
صاحب بسیاری از عظمتهای فردی و اجتماعی
دکتر فضل الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون شادروان فضل الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلال همایی و آقای مبارکهای کسب فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و فوق لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.
بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.
دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبهای با مجله حسابدار (دکتر فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقالهای در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...) چنین می نویسد:
"همیشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جایی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعیتی پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره مند شوم. بدین ترتیب عملا به قلمروحسابداری وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدریس رشته های حسابداری و حسابرسی دانشیار می پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."
" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من حسابداری می دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی از شرایط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند."
سالها حسابداری به عنوان رشتهای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمیشد. تا سال 1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی شد. ... متاسفانه در ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و حسابداری را در سطح سایر رشتههای دانشگاه به حساب نمیآوردند... . محتوای رشته حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور، سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد، و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس میشده است و اگر حسابداری را رشتهای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس خانه داری، گلهداری و باغداری پیدا میشوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.
دو - سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و رشته های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم. بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب و استخدام یک نفر دانشیار اقدام کنند."
" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور، میباید دانشکدهای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور 1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسهای پرشور و با مخالفتهای بسیار، بالا خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور، بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته ای از دانش ناشی میشد
نخستین استاد حسابداری در ایران،🤔
موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران،🤔
صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی و
صاحب بسیاری از عظمتهای فردی و اجتماعی
دکتر فضل الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون شادروان فضل الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلال همایی و آقای مبارکهای کسب فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و فوق لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.
بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.
دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبهای با مجله حسابدار (دکتر فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقالهای در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...) چنین می نویسد:
"همیشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جایی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعیتی پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره مند شوم. بدین ترتیب عملا به قلمروحسابداری وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدریس رشته های حسابداری و حسابرسی دانشیار می پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."
" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من حسابداری می دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی از شرایط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند."
سالها حسابداری به عنوان رشتهای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمیشد. تا سال 1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی شد. ... متاسفانه در ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و حسابداری را در سطح سایر رشتههای دانشگاه به حساب نمیآوردند... . محتوای رشته حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور، سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد، و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس میشده است و اگر حسابداری را رشتهای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس خانه داری، گلهداری و باغداری پیدا میشوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.
دو - سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و رشته های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم. بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب و استخدام یک نفر دانشیار اقدام کنند."
" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور، میباید دانشکدهای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور 1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسهای پرشور و با مخالفتهای بسیار، بالا خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور، بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته ای از دانش ناشی میشد
زنگ تفریح😄
رابرت داوینسن قهرمان مشهور گلف وقتی در یک مسابقه قهرمان شد، زنی بهسوی او دوید و گفت: بچه مریضی دارم و به من کمک کن وگرنه بچهام میمیرد.
رابرت بلافاصله همه پولی رو که برنده شده بود به آن زن داد. هفته بعد یکی از مقامات ورزش گلف با رابرت تماس گرفت و به او گفت خبر بدی برایت دارم آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه مریض داشته باشد رابرت داوینسن در پاسخ گفت خدارو شکر که هیچ بچهای مریض نبوده که در حال مرگ باشه این که خیلی خبر خوبیه.
"" چقدر دنیا را زیبا میکنند انسانهایی که بیهیچ توقعی مهربانند.""❤️❤️🌸🌸🌺🌺❤️❤️
رابرت داوینسن قهرمان مشهور گلف وقتی در یک مسابقه قهرمان شد، زنی بهسوی او دوید و گفت: بچه مریضی دارم و به من کمک کن وگرنه بچهام میمیرد.
رابرت بلافاصله همه پولی رو که برنده شده بود به آن زن داد. هفته بعد یکی از مقامات ورزش گلف با رابرت تماس گرفت و به او گفت خبر بدی برایت دارم آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه مریض داشته باشد رابرت داوینسن در پاسخ گفت خدارو شکر که هیچ بچهای مریض نبوده که در حال مرگ باشه این که خیلی خبر خوبیه.
"" چقدر دنیا را زیبا میکنند انسانهایی که بیهیچ توقعی مهربانند.""❤️❤️🌸🌸🌺🌺❤️❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎀فقط يڪ بار
🎀فرصت زندگي كردن هست
🎀حواست باشد
🎀به اين روزهايي كه ديگر بر نمي گردند!
🎀حواست باشد
🎀به ڪوتاهيِ زندگي 🍂
امروزتـــــــــــــــون زیبا😊🌹
@guilanacc
🎀فرصت زندگي كردن هست
🎀حواست باشد
🎀به اين روزهايي كه ديگر بر نمي گردند!
🎀حواست باشد
🎀به ڪوتاهيِ زندگي 🍂
امروزتـــــــــــــــون زیبا😊🌹
@guilanacc
👤داستان فوق العاده جذاب و انگیزشی
مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين
گرفته بود و به اين فکر ميکرد که آيا ميتواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضاي پرداخت بر اساس قرارداهاي بسته شده را داشتند.
ناگهان پيرمردي کنار او روي نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خيلي ناراحتي.»
بعد از شنيدن حرفهاي مدير، پيرمرد گفت: «من ميتونم کمکت کنم.»
نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت: «اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع ميتوني پولي که بهت قرض دادم رو برگردوني.» بعد هم از آنجا دور شد.
مدير شرکت در حال ورشکستگي، يک چک 500000 دلاري در دستش ديد که امضاء جان دي. راکفلر داشت، يکي از ثروتمندترين مردان روي زمين.
با خود فکر کرد: «حالا ميتونم تمام مشکلات مالي شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»
اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جاي امني نگه دارد. همين که ميدانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازهاي براي نجات شرکت پيدا کرد. توانست از طلبکاران براي پرداختهاي عقبافتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهيها را تسويه کند و شرکت به سودآوري دوباره رسيد.
دقيقاً يک سال بعد از اتفاقي که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روي همان نيمکت نشست. راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را براي او تعريف کند، پرستاري آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد: «گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار ميکند و به مردم ميگويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم براي نجات شرکت را به او داده بود .
@guilanacc
مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين
گرفته بود و به اين فکر ميکرد که آيا ميتواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضاي پرداخت بر اساس قرارداهاي بسته شده را داشتند.
ناگهان پيرمردي کنار او روي نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خيلي ناراحتي.»
بعد از شنيدن حرفهاي مدير، پيرمرد گفت: «من ميتونم کمکت کنم.»
نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت: «اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع ميتوني پولي که بهت قرض دادم رو برگردوني.» بعد هم از آنجا دور شد.
مدير شرکت در حال ورشکستگي، يک چک 500000 دلاري در دستش ديد که امضاء جان دي. راکفلر داشت، يکي از ثروتمندترين مردان روي زمين.
با خود فکر کرد: «حالا ميتونم تمام مشکلات مالي شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»
اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جاي امني نگه دارد. همين که ميدانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازهاي براي نجات شرکت پيدا کرد. توانست از طلبکاران براي پرداختهاي عقبافتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهيها را تسويه کند و شرکت به سودآوري دوباره رسيد.
دقيقاً يک سال بعد از اتفاقي که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روي همان نيمکت نشست. راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را براي او تعريف کند، پرستاري آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد: «گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار ميکند و به مردم ميگويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم براي نجات شرکت را به او داده بود .
@guilanacc
💎دانستنیهای مالی💎
💡تعاریف اختلاس، تقلب، پولشویی، تبانی، کلاهبرداری، تخلف، جرم چیست؟💡
✅ اختلاس : به برداشت غیر قانونی اموال دولتی و یا غیردولتی که بدست کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت صورت میگیرد گفته میشود.
اختلاس گونهای از کلاهبرداری محسوب میشود که بیشتر به صورت برنامهریزیشده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران صورت میگیرد.
✅ تقلب: تقلب شــامل اقدامات عمدى است و انســانى مرتكب آن مىشود كه شروع به استفاده از فريب، نيرنگ و حيلهگرى كرده است و مىتواند در دو گونه از ظاهرسازى طبقه بندى گردد
تقلب يك تلاش انسانى است كه فريب، هدف، شدت گرفتن آرزو، ريسك دســتگيرى، تخطى از اعتماد، توجيه عقلى و مواردى از اين دســت را شــامل میشود.
✅ پولشويي: پولشویی یعنی مشروع جلوه دادن پولهایی که از راههای غیرقانونی و نامشروع بهدست میآیند با استفاده از روشهایی که باعث پنهان شدن منشأ غیرقانونی آن پولها میشوند.
✅ تباني: تَبانی یا زدوبند توافق بین دو یا چند نفراست که گاهی اوقات به صورت سری وغیر قانونی وگاهی با فریبکاری، اغفال، کلاهبرداری از حقوق قانونی افراد وگاهی توسط قانون خاص، اغفال یا بدست آوردن مزایای غیر منصفانه صورت میگیرد.
✅ كلاهبرداري: كلاهبردراي عبارت است از بردن مال ديگري از طريق توسل توام با سوء نيت به وسايل يا عمليات متقلبانه بنا بر اين براي تحقق جرم كلاهبرداري، توسل به وسايل متقلبانه براي فريب مالباخته ضرورت دارد و به عبارت ديگر كلاهبردار بايد مرتكب مانور متقلبانه شود.
✅ تخلف: تخلف اصطلاحا به عملی گفته میشه که بیشتر یا کمتر از حد مجاز عملی انجام بشه. مثل تخلف از سرعت مجاز یا تخلف مالیاتی بعضی از تخلفات جرم محسوب میشن.
✅ جرم: هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب میشود.
💡تعاریف اختلاس، تقلب، پولشویی، تبانی، کلاهبرداری، تخلف، جرم چیست؟💡
✅ اختلاس : به برداشت غیر قانونی اموال دولتی و یا غیردولتی که بدست کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت صورت میگیرد گفته میشود.
اختلاس گونهای از کلاهبرداری محسوب میشود که بیشتر به صورت برنامهریزیشده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران صورت میگیرد.
✅ تقلب: تقلب شــامل اقدامات عمدى است و انســانى مرتكب آن مىشود كه شروع به استفاده از فريب، نيرنگ و حيلهگرى كرده است و مىتواند در دو گونه از ظاهرسازى طبقه بندى گردد
تقلب يك تلاش انسانى است كه فريب، هدف، شدت گرفتن آرزو، ريسك دســتگيرى، تخطى از اعتماد، توجيه عقلى و مواردى از اين دســت را شــامل میشود.
✅ پولشويي: پولشویی یعنی مشروع جلوه دادن پولهایی که از راههای غیرقانونی و نامشروع بهدست میآیند با استفاده از روشهایی که باعث پنهان شدن منشأ غیرقانونی آن پولها میشوند.
✅ تباني: تَبانی یا زدوبند توافق بین دو یا چند نفراست که گاهی اوقات به صورت سری وغیر قانونی وگاهی با فریبکاری، اغفال، کلاهبرداری از حقوق قانونی افراد وگاهی توسط قانون خاص، اغفال یا بدست آوردن مزایای غیر منصفانه صورت میگیرد.
✅ كلاهبرداري: كلاهبردراي عبارت است از بردن مال ديگري از طريق توسل توام با سوء نيت به وسايل يا عمليات متقلبانه بنا بر اين براي تحقق جرم كلاهبرداري، توسل به وسايل متقلبانه براي فريب مالباخته ضرورت دارد و به عبارت ديگر كلاهبردار بايد مرتكب مانور متقلبانه شود.
✅ تخلف: تخلف اصطلاحا به عملی گفته میشه که بیشتر یا کمتر از حد مجاز عملی انجام بشه. مثل تخلف از سرعت مجاز یا تخلف مالیاتی بعضی از تخلفات جرم محسوب میشن.
✅ جرم: هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب میشود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هدف از تهیه صورت های مالی تلفیقی
طبق بند 8 استاندار حسابداری شماره 18 صورتهای مالی تلفيقی و حسابداری سرمايهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، در مواردی كه واحد تجاری فرعی تحت كنترل واحد تجاری اصلی قرار ميگيرد، صورتهای مالي واحد تجاری اصلی به تنهايی تصوير كامل وضعيت مالی، عملکرد مالی و جریانهای نقدی آن را نشان نمی دهد. استفاده كنندگان صورتهای مالی واحد تجاری اصلی برای تصميم گيريهای اقتصادی و ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت به اطلاعاتی درباره وضعيت مالی، عملكرد مالی و جريانهای نقدی گروه نياز دارند. اين نياز از طريق صورتهای مالی تلفيقی تأمین میشود كه اطلاعات مالی مربوط به گروه را به عنوان يك شخصيت اقتصادی واحد و بدون توجه به مرزهای قانونی شخصيتها حقوقی جداگانه ارائه می كند.
همچنین طبق بند 8 همین استاندارد، استفاده كنندگان اصلی صورتهای مالی تلفيقی، سرمايهگذاران در واحد تجاری اصلی هستند زيرا آنان از طريق منافع خود در واحد تجاری اصلی، در گروه واحدهای تجاری نيز منافعی دارند. با اينحال، صورتهای مالی تلفيقی، اطلاعات مفيدی برای ساير استفاده كنندگان فراهم ميآورد.
برای مثال، بستانكاران يا وام دهندگانی كه وثيقه طلب آنها در يكی از واحدهای تجاری گروه قرار دارد نياز به مراجعه به صورتهای مالی واحد تجاری مربوط دارند. با اين حال همين استفاده كنندگان ممكن است برای ارزيابی توان مالی گروه از صورتهای مالی تلفيقی استفاده كنند تا در مورد وثيقه مؤثر طلب خود و همچنين چشمانداز ادامه رابطه با واحد تجاری قضاوت نمایند. توان مالی گروه برای بستانكاران واحدهای تجاری فرعی به خاطر وابستگی متقابل اين واحدها دارای اهميت است، زيرا حتی در نبود ضمانتهای متقابل رسمی، فشارهای تجاری ممكن است موجب شود واحد تجاری اصلی از واحدهای تجاری فرعی در قبال بستانكاران حمايت مالی کند.
@guilanacc
طبق بند 8 استاندار حسابداری شماره 18 صورتهای مالی تلفيقی و حسابداری سرمايهگذاری در واحدهای تجاری فرعی، در مواردی كه واحد تجاری فرعی تحت كنترل واحد تجاری اصلی قرار ميگيرد، صورتهای مالي واحد تجاری اصلی به تنهايی تصوير كامل وضعيت مالی، عملکرد مالی و جریانهای نقدی آن را نشان نمی دهد. استفاده كنندگان صورتهای مالی واحد تجاری اصلی برای تصميم گيريهای اقتصادی و ارزیابی وظیفه مباشرت مدیریت به اطلاعاتی درباره وضعيت مالی، عملكرد مالی و جريانهای نقدی گروه نياز دارند. اين نياز از طريق صورتهای مالی تلفيقی تأمین میشود كه اطلاعات مالی مربوط به گروه را به عنوان يك شخصيت اقتصادی واحد و بدون توجه به مرزهای قانونی شخصيتها حقوقی جداگانه ارائه می كند.
همچنین طبق بند 8 همین استاندارد، استفاده كنندگان اصلی صورتهای مالی تلفيقی، سرمايهگذاران در واحد تجاری اصلی هستند زيرا آنان از طريق منافع خود در واحد تجاری اصلی، در گروه واحدهای تجاری نيز منافعی دارند. با اينحال، صورتهای مالی تلفيقی، اطلاعات مفيدی برای ساير استفاده كنندگان فراهم ميآورد.
برای مثال، بستانكاران يا وام دهندگانی كه وثيقه طلب آنها در يكی از واحدهای تجاری گروه قرار دارد نياز به مراجعه به صورتهای مالی واحد تجاری مربوط دارند. با اين حال همين استفاده كنندگان ممكن است برای ارزيابی توان مالی گروه از صورتهای مالی تلفيقی استفاده كنند تا در مورد وثيقه مؤثر طلب خود و همچنين چشمانداز ادامه رابطه با واحد تجاری قضاوت نمایند. توان مالی گروه برای بستانكاران واحدهای تجاری فرعی به خاطر وابستگی متقابل اين واحدها دارای اهميت است، زيرا حتی در نبود ضمانتهای متقابل رسمی، فشارهای تجاری ممكن است موجب شود واحد تجاری اصلی از واحدهای تجاری فرعی در قبال بستانكاران حمايت مالی کند.
@guilanacc
💸اهداف به كار بردن كاربرگ حسابرسی:👇👇👇
١- به كارهای حسابرسی سازمان داده و كليه مراحل حسابرسی را هماهنگ می كنند .
٢- در بررسی كارهای انجام شده به وسيله كاركنان حسابرسی به شريك مدير و حسابرس ارشد كمك می كند
٣- مداركی كه جهت دفاع از گزارش حسابرسان فراهم ميسازند .
۴- اطلاعات مورد نياز را برای تهيه اظهارنظرهای مالياتی، بورس اوراق بهادار و ساير موسسات دولتی فراهم ميسازد .
۵- به عنوان راهنما در رسيدگيهای بعدی مورد استفاده قرار می گیرند
@guilanacc
١- به كارهای حسابرسی سازمان داده و كليه مراحل حسابرسی را هماهنگ می كنند .
٢- در بررسی كارهای انجام شده به وسيله كاركنان حسابرسی به شريك مدير و حسابرس ارشد كمك می كند
٣- مداركی كه جهت دفاع از گزارش حسابرسان فراهم ميسازند .
۴- اطلاعات مورد نياز را برای تهيه اظهارنظرهای مالياتی، بورس اوراق بهادار و ساير موسسات دولتی فراهم ميسازد .
۵- به عنوان راهنما در رسيدگيهای بعدی مورد استفاده قرار می گیرند
@guilanacc
زنگ تفریح😋
حتماا بخونید💥💥💥💥💥⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️
گویند از مردی که صاحب گستردهترین فروشگاههای زنجیرهای در جهان است پرسیدند:
«راز موفقیت شما چه بوده؟»
او در پاسخ گفت :
"زادگاه من انگلستان است.
در خانوادهی فقیری به دنیا آمدم و چون خود را به معنای واقعی فقیر میدیدم، هیچ راهی به جز گدایی کردن نمیشناختم.
روزی به طرف یک مرد متشخص رفتم و مثل همیشه قیافهای مظلوم و رقتبار به خود گرفتم و از او درخواست پول کردم.
وی نگاهی به سراپای من انداخت و گفت: به جای گدایی کردن بیا با هم معاملهای کنیم.
پرسیدم : چه معاملهای ...!؟
گفت: ساده است.
یک بند انگشت تو را به ده پوند میخرم.
گفتم: عجب حرفی میزنید آقا، یک بند انگشتم را به ده پوند بفروشم ...!؟
- بیست پوند چطور است؟
- شوخی می کنید؟!
- بر عکس، کاملا جدی می گویم.
- جناب من گدا هستم، اما احمق نیستم.
او همچنان قیمت را بالا میبرد تا به هزار پوند رسید.
گفتم: اگر ده هزار پوند هم بدهید، من به این معاملهی احمقانه راضی نخواهم شد.
گفت: اگر یک بند انگشت تو بیش از ده هزار پوند میارزد، پس قیمت قلب تو چقدر است؟
در مورد قیمت چشم، گوش، مغز و پای خود چه میگویی؟
لابد همهی وجودت را به چند میلیارد پوند هم نخواهی فروخت!؟
گفتم: بله، درست فهیمیدهاید.
گفت: عجیب است که تو یک ثروتمند حسابی هستی، اما داری گدایی میکنی ...!
از خودت خجالت نمیکشی .!؟
گفتهی او همچون پتکی بود که بر ذهن خوابآلود من فرود آمد.
ناگهان بیدار شدم و گویی از نو به دنیا آمدهام اما این بار مرد ثروتنمدی بودم که ثروت خود را از معجزهی تولد به دست آورده بود.
از همان لحظه، گدایی کردن را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم زندگی تازهای را آغاز کنم ..."
🔴 قصه ها برای بیدار کردن ما نوشته شدند،
اما تمام عمر، ما برای خوابیدن از آنها استفاده کردیم
@guilanacc
حتماا بخونید💥💥💥💥💥⚡️⚡️⚡️⚡️⚡️
گویند از مردی که صاحب گستردهترین فروشگاههای زنجیرهای در جهان است پرسیدند:
«راز موفقیت شما چه بوده؟»
او در پاسخ گفت :
"زادگاه من انگلستان است.
در خانوادهی فقیری به دنیا آمدم و چون خود را به معنای واقعی فقیر میدیدم، هیچ راهی به جز گدایی کردن نمیشناختم.
روزی به طرف یک مرد متشخص رفتم و مثل همیشه قیافهای مظلوم و رقتبار به خود گرفتم و از او درخواست پول کردم.
وی نگاهی به سراپای من انداخت و گفت: به جای گدایی کردن بیا با هم معاملهای کنیم.
پرسیدم : چه معاملهای ...!؟
گفت: ساده است.
یک بند انگشت تو را به ده پوند میخرم.
گفتم: عجب حرفی میزنید آقا، یک بند انگشتم را به ده پوند بفروشم ...!؟
- بیست پوند چطور است؟
- شوخی می کنید؟!
- بر عکس، کاملا جدی می گویم.
- جناب من گدا هستم، اما احمق نیستم.
او همچنان قیمت را بالا میبرد تا به هزار پوند رسید.
گفتم: اگر ده هزار پوند هم بدهید، من به این معاملهی احمقانه راضی نخواهم شد.
گفت: اگر یک بند انگشت تو بیش از ده هزار پوند میارزد، پس قیمت قلب تو چقدر است؟
در مورد قیمت چشم، گوش، مغز و پای خود چه میگویی؟
لابد همهی وجودت را به چند میلیارد پوند هم نخواهی فروخت!؟
گفتم: بله، درست فهیمیدهاید.
گفت: عجیب است که تو یک ثروتمند حسابی هستی، اما داری گدایی میکنی ...!
از خودت خجالت نمیکشی .!؟
گفتهی او همچون پتکی بود که بر ذهن خوابآلود من فرود آمد.
ناگهان بیدار شدم و گویی از نو به دنیا آمدهام اما این بار مرد ثروتنمدی بودم که ثروت خود را از معجزهی تولد به دست آورده بود.
از همان لحظه، گدایی کردن را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم زندگی تازهای را آغاز کنم ..."
🔴 قصه ها برای بیدار کردن ما نوشته شدند،
اما تمام عمر، ما برای خوابیدن از آنها استفاده کردیم
@guilanacc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسابرسی:
فارغ التحصیلان رشته حسابداری قادرند در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می شوند :
حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه می دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می کنند.
حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در موسسات حسابرسی مشغول کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت و هیات مدیره شرکت می باشند.
در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می باشند.
👉@GuilanAcc💰👈
فارغ التحصیلان رشته حسابداری قادرند در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می شوند :
حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه می دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می کنند.
حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در موسسات حسابرسی مشغول کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت و هیات مدیره شرکت می باشند.
در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می باشند.
👉@GuilanAcc💰👈
نبوی🤔 را به عنوان مدیری موفق میشناسیم. وی مولفی برجسته بود. چاپ مکرر کتابهایش در طول 40 سال گذشته و انبوه متقاضی برای آنها حاکی از اهمیت و ارزش کاربردی تالیفاتش است. نبوی معلمی دانشمند و توانا بود که دانش وسیعش از مطالعات گستردهاش در زمینههای مختلف پدید آمده بود.
عزیز نبوی فرزند میربابا نبوی از فرهیختگان و آزادیخواهان آذربایجان در صدر مشروطه است. ایشان در بیان شرح حال خود میگوید:
« در سال 1311 در بندرانزلی متولد شدم، اما در تهران زندگی کردم. نخست لیسانس حقوق و پس از آن فوقلیسانس علوم اداری و سرانجام در اولین دوره دکترا در ایران، دکترای اقتصاد گرفتم و در سال 1340(1960 میلادی) موفق به اخذ درجه دکترای علوم اداری با تخصص در زمینه حسابداری از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شدم. استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه تهران، استاد دانشکده اقتصاد و بانکداری دانشگاه ملی و بنیانگذار و رئیس موسسه عالی حسابداری بودم. افتخارم این است که هزاران جوان تحصیلکرده برای کشورم تربیت کردهام. از سال 1355 به بعد استاد دانشگاه کشور سوئیس بودم و در دانشگاه اروپایی سوئیس روش علمی تحقیق، حسابداری مالی و حسابداری مدیریت تدریس کردم.» دکتر عزیز نبوی خدمات دولتی را در وزارت امور اقتصادی و دارایی آغاز کرد و سالها در مقام مشاور عالی وزارت دارایی، مشاور مالی وزارت کشور و مشاور مالی وزارت پست و تلگراف و تلفن بهکار مشغول بود. مدیریت مجله تجارت دانشکده حقوق و علوم اقتصادی دانشگاه تهران، عضویت در هیئت مدیره انجمن حسابداران قسم خورده ایران، سردبیری مجله بانکها در وزارت دارایی و نمایندگی دولت ایران در کنفرانس جهانی امور مالی در ایتالیا در سال 1964 میلادی از دیگر اموری بود که ایشان به آنها اشتغال داشت. او ایده ایجاد یک دانشکده را داشت، آن را اجرا کرد و موفق هم بود. تاسیس موسسه عالی حسابداری در سال 1343 کاری بزرگ و دشوار بود که آن را به انجام رساند و با آموزش حسابداری در سطح دانشگاهی و تخصصی موجب شد که دگرگونی شگرفی در کار و زندگی شمار زیادی از جوانان آن روزگار پدید آید. زنده یاد دکتر عزیز نبوی ذهنی پر از ایده داشت: تحقیق، تالیف، ساخت و کارآفرینی. حاصل کار دکتر نبوی، دانشآموختگان موسسهعالی حسابداری هستند که بسیاری از آنها در کار و زندگیشان موفقند. وجود شمار قابل توجهی استاد دانشگاه در ایران و کشورهای دیگر، وجود شمار بیشتری حسابدار حرفهای و وجود شمار مدیران بسیار در بین آنها نشانه موفقیت ایشان است. دکتر عزیز نبوی را میتوان یکی از پایهگذاران آموزش حسابداری نوین در ایران بهشمار آورد. دکتر نبوی علاوه بر 30 سال تدریس در دانشکدههای مختلف در ایران، آمریکا و سوئیس، پژوهشگر و مولف مجموعه دوجلدی اصول حسابداری است که تاکنون چندینبار تجدید چاپ شدهاست. ویژهگی اصلی این دوره دوجلدی پرداختن به تمامی جنبههای حسابداری و کوشش در انطباق مطالب با اوضاع و احوال ایران است. ایشان مولف کتاب اصول حسابرسی و اصول حسابداری دولتی است و دارای تالیفات متعدد به زبان انگلیسی و فرانسه میباشد. زندهیاد دکتر عزیز نبوی روز شنبه 10 آبان 1382 وفات یافت و در شهر مونترو سوئیس به خاک سپرده شد. از ایشان سه فرزند، دو پسر و یک دختر باقی مانده است.
@guilanacc
عزیز نبوی فرزند میربابا نبوی از فرهیختگان و آزادیخواهان آذربایجان در صدر مشروطه است. ایشان در بیان شرح حال خود میگوید:
« در سال 1311 در بندرانزلی متولد شدم، اما در تهران زندگی کردم. نخست لیسانس حقوق و پس از آن فوقلیسانس علوم اداری و سرانجام در اولین دوره دکترا در ایران، دکترای اقتصاد گرفتم و در سال 1340(1960 میلادی) موفق به اخذ درجه دکترای علوم اداری با تخصص در زمینه حسابداری از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی شدم. استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه تهران، استاد دانشکده اقتصاد و بانکداری دانشگاه ملی و بنیانگذار و رئیس موسسه عالی حسابداری بودم. افتخارم این است که هزاران جوان تحصیلکرده برای کشورم تربیت کردهام. از سال 1355 به بعد استاد دانشگاه کشور سوئیس بودم و در دانشگاه اروپایی سوئیس روش علمی تحقیق، حسابداری مالی و حسابداری مدیریت تدریس کردم.» دکتر عزیز نبوی خدمات دولتی را در وزارت امور اقتصادی و دارایی آغاز کرد و سالها در مقام مشاور عالی وزارت دارایی، مشاور مالی وزارت کشور و مشاور مالی وزارت پست و تلگراف و تلفن بهکار مشغول بود. مدیریت مجله تجارت دانشکده حقوق و علوم اقتصادی دانشگاه تهران، عضویت در هیئت مدیره انجمن حسابداران قسم خورده ایران، سردبیری مجله بانکها در وزارت دارایی و نمایندگی دولت ایران در کنفرانس جهانی امور مالی در ایتالیا در سال 1964 میلادی از دیگر اموری بود که ایشان به آنها اشتغال داشت. او ایده ایجاد یک دانشکده را داشت، آن را اجرا کرد و موفق هم بود. تاسیس موسسه عالی حسابداری در سال 1343 کاری بزرگ و دشوار بود که آن را به انجام رساند و با آموزش حسابداری در سطح دانشگاهی و تخصصی موجب شد که دگرگونی شگرفی در کار و زندگی شمار زیادی از جوانان آن روزگار پدید آید. زنده یاد دکتر عزیز نبوی ذهنی پر از ایده داشت: تحقیق، تالیف، ساخت و کارآفرینی. حاصل کار دکتر نبوی، دانشآموختگان موسسهعالی حسابداری هستند که بسیاری از آنها در کار و زندگیشان موفقند. وجود شمار قابل توجهی استاد دانشگاه در ایران و کشورهای دیگر، وجود شمار بیشتری حسابدار حرفهای و وجود شمار مدیران بسیار در بین آنها نشانه موفقیت ایشان است. دکتر عزیز نبوی را میتوان یکی از پایهگذاران آموزش حسابداری نوین در ایران بهشمار آورد. دکتر نبوی علاوه بر 30 سال تدریس در دانشکدههای مختلف در ایران، آمریکا و سوئیس، پژوهشگر و مولف مجموعه دوجلدی اصول حسابداری است که تاکنون چندینبار تجدید چاپ شدهاست. ویژهگی اصلی این دوره دوجلدی پرداختن به تمامی جنبههای حسابداری و کوشش در انطباق مطالب با اوضاع و احوال ایران است. ایشان مولف کتاب اصول حسابرسی و اصول حسابداری دولتی است و دارای تالیفات متعدد به زبان انگلیسی و فرانسه میباشد. زندهیاد دکتر عزیز نبوی روز شنبه 10 آبان 1382 وفات یافت و در شهر مونترو سوئیس به خاک سپرده شد. از ایشان سه فرزند، دو پسر و یک دختر باقی مانده است.
@guilanacc
تعدیلات سنواتی👇
براساس استانداردهاي حسابداري ايران، تعديلات سنواتي يعني اقلام مربوط به سنوات قبل كه در تعديل مانده سود (زيان) انباشته ابتداي دوره منظور ميگردد، به اقلامي محدود ميشود كه از تغيير در رويه حسابداري و اصلاح اشتباه ناشي گردد. اثر تعديلات سنواتي بايد از طريق اصلاح مانده سود (زيان) انباشته ابتداي دوره در صورتهاي مالي منعكس گردد. اقلام مقايسهاي صورتهاي مالي نيز بايد ارائهي مجدد شود، مگر آنكه اين امر عملي نباشد. در چنين شرايطي موضوع بايد در يادداشتهاي توضيحي افشا شود. همچنين ميزان و ماهيت اقلام تشكيلدهنده تعديلات سنواتي و دلايل توجيهي تغيير در رويهي حسابداري و همچنين اين امر كه اقلام مقايسهاي صورتهاي مالي ارائهي مجدد شده است (يا عملي نبودن ارائه مجدد) بايد در يادداشتهاي توضيحي افشا گردد.
1⃣ تغيير در رويه حسابداري
براي نيل به خصوصيت كيفي قابل مقايسه بودن صورتهاي مالي ، ثبات رويه در نحوه عمل حسابداري طي هر دوره مالي و نيز از يك دوره مالي به دوره مالي بعد ضروري است. از اينرو، نبايد در رويههاي حسابداري تغييري صورت گيرد مگر اينكه به علت رجحان رويه جديد بر رويه پيشين، از نظر ارائـه مطلوبتر صورتهاي مالي واحد تجاري، تغيير در رويه حسابداري قابل توجيه باشد يا اينكه تغيير به موجب قوانين آمره يا استانداردهاي حسابداري جديد، الزامي شود. يكي از مشخصات تغيير در رويه حسابداري اين است كه اين تغيير، حاصل گزينش بين دو يا چند روش حسابداري است. چنانچه معامله يا رويدادهايي كه از نظر ماهيت با معاملات و رويدادهاي قبلي به روشني متفاوت است، لزوم اتخاذ يك روش جديد يا تعديل روش موجود را ايجاب كند، اين اتخاذ يا تعديل روش تغيير رويه حسابداري محسوب نميشود.
2⃣ اصلاح اشتباه
ممكن است در دورهي جاري اشتباهاتي مربوط به صورتهاي مالي يك يا چند دوره مالي گذشته كشف گردد. اين اشتباهات ميتواند ازجمله، ناشي از موارد زير باشد:
الف. اشتباهات رياضي،
ب. اشتباه در بكارگيري رويههاي حسابداري،
ج. تعبير نادرست يا ناديده گرفتن واقعيتهاي موجود در زمان تهيه صورتهاي مالي، د. تغيير از يك رويه غير استاندارد حسابداري به يك رويه استاندارد حسابداري، و ﻫ. موارد تقلب.
اصلاح اين اشتباهات در صورتي كه بااهميت نباشد، در سود يا زيان خالص دورهي جاري منظور ميگردد. در مواردي ممكن است صورتهاي مالي منتشر شده يك يا چند دوره قبل شامل اشتباهات بااهميتي باشد كه تصوير مطلوب را مخدوش و در نتيجه قابليت اتكاي صورتهاي مالي مزبور را كاهش دهد. اصلاح چنين اشتباهاتي نبايد از طريق منظور كردن آن در سود و زيان سال جاري انجام گيرد، بلكه بايد با ارائـه مجدد ارقام صورتهاي مالي سال(هاي) قبل به چنين منظوري دست يافت. درنتيجه، مانده افتتاحيه سود (زيان) انباشته نيز بدين ترتيب تعديل خواهد شد.
تعديلات سنواتي ناشي از اصلاح اشتباهات همچنين به عنوان آخرين قلم در صورت سود و زيان جامع منعكس ميشود
@guilanacc
براساس استانداردهاي حسابداري ايران، تعديلات سنواتي يعني اقلام مربوط به سنوات قبل كه در تعديل مانده سود (زيان) انباشته ابتداي دوره منظور ميگردد، به اقلامي محدود ميشود كه از تغيير در رويه حسابداري و اصلاح اشتباه ناشي گردد. اثر تعديلات سنواتي بايد از طريق اصلاح مانده سود (زيان) انباشته ابتداي دوره در صورتهاي مالي منعكس گردد. اقلام مقايسهاي صورتهاي مالي نيز بايد ارائهي مجدد شود، مگر آنكه اين امر عملي نباشد. در چنين شرايطي موضوع بايد در يادداشتهاي توضيحي افشا شود. همچنين ميزان و ماهيت اقلام تشكيلدهنده تعديلات سنواتي و دلايل توجيهي تغيير در رويهي حسابداري و همچنين اين امر كه اقلام مقايسهاي صورتهاي مالي ارائهي مجدد شده است (يا عملي نبودن ارائه مجدد) بايد در يادداشتهاي توضيحي افشا گردد.
1⃣ تغيير در رويه حسابداري
براي نيل به خصوصيت كيفي قابل مقايسه بودن صورتهاي مالي ، ثبات رويه در نحوه عمل حسابداري طي هر دوره مالي و نيز از يك دوره مالي به دوره مالي بعد ضروري است. از اينرو، نبايد در رويههاي حسابداري تغييري صورت گيرد مگر اينكه به علت رجحان رويه جديد بر رويه پيشين، از نظر ارائـه مطلوبتر صورتهاي مالي واحد تجاري، تغيير در رويه حسابداري قابل توجيه باشد يا اينكه تغيير به موجب قوانين آمره يا استانداردهاي حسابداري جديد، الزامي شود. يكي از مشخصات تغيير در رويه حسابداري اين است كه اين تغيير، حاصل گزينش بين دو يا چند روش حسابداري است. چنانچه معامله يا رويدادهايي كه از نظر ماهيت با معاملات و رويدادهاي قبلي به روشني متفاوت است، لزوم اتخاذ يك روش جديد يا تعديل روش موجود را ايجاب كند، اين اتخاذ يا تعديل روش تغيير رويه حسابداري محسوب نميشود.
2⃣ اصلاح اشتباه
ممكن است در دورهي جاري اشتباهاتي مربوط به صورتهاي مالي يك يا چند دوره مالي گذشته كشف گردد. اين اشتباهات ميتواند ازجمله، ناشي از موارد زير باشد:
الف. اشتباهات رياضي،
ب. اشتباه در بكارگيري رويههاي حسابداري،
ج. تعبير نادرست يا ناديده گرفتن واقعيتهاي موجود در زمان تهيه صورتهاي مالي، د. تغيير از يك رويه غير استاندارد حسابداري به يك رويه استاندارد حسابداري، و ﻫ. موارد تقلب.
اصلاح اين اشتباهات در صورتي كه بااهميت نباشد، در سود يا زيان خالص دورهي جاري منظور ميگردد. در مواردي ممكن است صورتهاي مالي منتشر شده يك يا چند دوره قبل شامل اشتباهات بااهميتي باشد كه تصوير مطلوب را مخدوش و در نتيجه قابليت اتكاي صورتهاي مالي مزبور را كاهش دهد. اصلاح چنين اشتباهاتي نبايد از طريق منظور كردن آن در سود و زيان سال جاري انجام گيرد، بلكه بايد با ارائـه مجدد ارقام صورتهاي مالي سال(هاي) قبل به چنين منظوري دست يافت. درنتيجه، مانده افتتاحيه سود (زيان) انباشته نيز بدين ترتيب تعديل خواهد شد.
تعديلات سنواتي ناشي از اصلاح اشتباهات همچنين به عنوان آخرين قلم در صورت سود و زيان جامع منعكس ميشود
@guilanacc
سن بازنشستگی زنانِ حسابدار، بر اساس بند یک ماده 76 قانون تامین اجتماعی، 55 سال است که در این حالت فرد بیمه شده با داشتن حداقل 20 سال سابقه پرداخت حق بیمه میتواند بازنشسته شود؛ در صورتی که مستمری استحقاقی فرد بر اساس این بند کمتر از حداقل حقوق سال مربوط باشد تا حداقل حقوق ارتقا خواهد یافت.😊😊
@guilanacc
@guilanacc
حساسیت شغل حسابداری😎
در رده بندی مشاغل سخت جراحی رتبه اول و خلبانی رتبه دوم را دارند. جالب است بدانید حسابداری در ردیف پنجم قرار گرفته است😎 و این یعنی یک حساسیت خیلی مهم .😊
شاید یک حسابدار با جان افراد کاری نداشته باشد ولی با سرنوشت چرا! یک حسابدار خوب در ایران و عرصه بین المللی می تواند با اجرای خیلی خوب، کسب و کار و حیات آن را نجات دهد و یک اجرای ضعیف هم می تواند مجموعه را به ورطه نابودی بکشاند. شاید اولین سوالی که به ذهن شما خطور کند، دخالت عوامل دیگر است.
یعنی با خود تصور کنید فقط حسابداری تاثیر گذار نیست و دیگر عوامل هم تاثیرات خاص خود را دارند، من هم با شما موافقم ولی یک نکته بسیار مهم را نباید فراموش کنید و آن اینکه هر اتفاق و رویدادی باید توسط حسابداری به ثبت برسد و اگر این اتفاق نیقتد سیستم حسابداری بجای بهبود، مخرب عمل می کند.
متاسفانه برخی از کارفرمایان با عدم اعتماد به بخش حسابداری و افشا نکردن اطلاعات مهم باعث کم تحرکی این بخش در مجموعه خود می شوند که می تواند منجر به غرق کسب و کار به جز دیگر مشکلات مالیاتی گردد.
اگر شرایط خاص و دلایل به ظاهر توجیهی را کنار بگذاریم ، به چند پارامتر مهم می رسیم که من در قالب ۷ باید و نباید برای شما ارائه می کنم .
این موارد باعث رمز گشایی از برخی مشکلات دارد و چه بسا حسابداران عزیز با رعایت آنها بتوانند عملکرد خود را در این شغل حساس چند برابر کنند.
@guilanacc
در رده بندی مشاغل سخت جراحی رتبه اول و خلبانی رتبه دوم را دارند. جالب است بدانید حسابداری در ردیف پنجم قرار گرفته است😎 و این یعنی یک حساسیت خیلی مهم .😊
شاید یک حسابدار با جان افراد کاری نداشته باشد ولی با سرنوشت چرا! یک حسابدار خوب در ایران و عرصه بین المللی می تواند با اجرای خیلی خوب، کسب و کار و حیات آن را نجات دهد و یک اجرای ضعیف هم می تواند مجموعه را به ورطه نابودی بکشاند. شاید اولین سوالی که به ذهن شما خطور کند، دخالت عوامل دیگر است.
یعنی با خود تصور کنید فقط حسابداری تاثیر گذار نیست و دیگر عوامل هم تاثیرات خاص خود را دارند، من هم با شما موافقم ولی یک نکته بسیار مهم را نباید فراموش کنید و آن اینکه هر اتفاق و رویدادی باید توسط حسابداری به ثبت برسد و اگر این اتفاق نیقتد سیستم حسابداری بجای بهبود، مخرب عمل می کند.
متاسفانه برخی از کارفرمایان با عدم اعتماد به بخش حسابداری و افشا نکردن اطلاعات مهم باعث کم تحرکی این بخش در مجموعه خود می شوند که می تواند منجر به غرق کسب و کار به جز دیگر مشکلات مالیاتی گردد.
اگر شرایط خاص و دلایل به ظاهر توجیهی را کنار بگذاریم ، به چند پارامتر مهم می رسیم که من در قالب ۷ باید و نباید برای شما ارائه می کنم .
این موارد باعث رمز گشایی از برخی مشکلات دارد و چه بسا حسابداران عزیز با رعایت آنها بتوانند عملکرد خود را در این شغل حساس چند برابر کنند.
@guilanacc
اضافه کاری = ساعات اضافه کاری * ۱۴۰% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
ماده ۵۹ – در شرايط عادي ارجاع كار اضافي به كارگر با شرايط ذيل مجاز است : الف – موافقت كارگر ب – پرداخت ۴۰% اضافه بر مزد هر ساعت كار عادي.
تعطیل کاری =ساعات تعطیل کاری * ۱۴۰% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
ماده ۶۲ – روز جمعه، روز تعطيل هفتگى كارگران با استفاده از مزد مى باشد.
كارگرانى كه به هر عنوان به اين ترتيب روزهاى جمعه كار مى كنند، در مقابل عدم استفاده از تعطيل روز جمعه ۴۰% اضافه بر مزد دريافت خواهند كرد.
شب کاری = ساعات شب کاری * ۱۳۵% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
ماده ۵۸ – برای هر ساعت کار درشب تنها به کارگران غیر نوبتی ۳۵% اضافه بر مزد ساعت کار عادی تعلق می گیرد.
کارهای نوبت کاری
۱-کار نوبت کاری که بین صبح وعصر قرار میگیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * ۱۱۰% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
۲-کار نوبت کاری که بین صبح وعصر وشب قرار گیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * ۱۱۵% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
۳-کار نوبت کاری که صبح وشب یا عصر وشب قرار گیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * ۱۲۲٫۵% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
(ساعات شب کاری از ۲۲ تا ۶ بامداد می باشد)
در رابطه با محاسبه ي مزاياي پايان خدمت و عيدي ؛
سنوات = تعداد روزهاي كاركرد * ۳۶۵ روز / حقوق پایه
ماده ۲۴ – كارفرما مكلف است به كارگري كه مطابق قرارداد، يكسال يا بيشتر ……. براساس آخرين حقوق مبلغي معادل يكماه حقوق به عنوان مزاياي پايان كار .
عيدي = دو برابر پايه حقوق مشروط به اينكه از سه برابر حداقل حقوق همان سال بيشتر نباشد .
اگر بيشتر نبود = دو برابر پايه حقوق
اگر بيشتر بود = روزهاي كاركرد * ۳۶۵ / ۳ * حداقل پايه حقوق
نحوه محاسبه حقوق ماهیانه ( ماده ۳۷ قانون کار )
برابر مفاد قانون مدني جمهوري اسلامي ، ماه شمسي ۳۰ روز است، لذا در قانون کار ، مزد و مزاياي متعلقه به کارگر بر مبناي ۳۰ روز محاسبه ميگردد. البته پرداخت مزد و مزاياي متعلقه ، در ماههاي ۳۱ روزه تقسيم بر ۳۰ شده و در عدد ۳۱ ضرب ميگردد و طبيعتا در ماههاي ۲۹ روزه نيز بر عدد ۳۰ تقسيم شده و در ۲۹ ضرب ميگردد . يعني تعيين حقوق و دستمزد بر مبناي ماه ۳۰ روزه ، و پرداخت آن بر مبناي تعداد روزهاي ماه انجام ميگردد. به اين معني که وقتي از سوي شورايعالي کار ، حداقل مزد کارگران اعلام ميگردد ، اين مبلغ بر مبناي ماه شمسي ( ۳۰ روزه ) اعلام شده ، ولي هنگام پرداخت آن بايستي به تناسب تعداد روزهاي ماه مورد نظر محاسبه گردد.
با توجه به اينكه ساعات كاري در روز ۷ ساعت و ۲۰ دقيقه ميباشد پس هر شخص بايد در ماه ۳۰ تا ۷٫۳۳ كار كند كه ميشود ۲۲۰ ساعت حالا اگه جمعه ها و نصف روز پنج شنبه ها و ساير روزهاي تعطيل رو ازش كم كنيم ميشود خالص كاركرد شخص .
مثلا وقتي شخصي در ماه ۱۸۰ ساعت كار ميكند و كل حقوق يك ماه را دريافت ميكند در واقع قسمتي از حقوق كه دريافت ميكند بابت ساعاتي است كه شخص فعاليتي نداشته.
در قانون کار ۴۴ ساعت کار در هفته اعلام شده و یک روز جمعه هم استراحت ولی حقوق پرداخت میشود پس:
۴۴ ساعت / ۶ روز کاری =۷٫۳۳ که همان ۷ ساعت و بیست دقیقه میشود.
خوب روز جمعه هم باید حقوق پرداخت شود پس مشخص شد روز کاری از نظر قانون کار ۷٫۳۳ است و این را در ۳۰ روز ضرب کنید عدد۲۲۰ ساعت در ماه بدست خواهد آمد که شما حقوق ماهانه فرد را بر اساس ۳۰ روز یا ۲۲۰ ساعت محاسبه میکنید
@guilanacc
ماده ۵۹ – در شرايط عادي ارجاع كار اضافي به كارگر با شرايط ذيل مجاز است : الف – موافقت كارگر ب – پرداخت ۴۰% اضافه بر مزد هر ساعت كار عادي.
تعطیل کاری =ساعات تعطیل کاری * ۱۴۰% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
ماده ۶۲ – روز جمعه، روز تعطيل هفتگى كارگران با استفاده از مزد مى باشد.
كارگرانى كه به هر عنوان به اين ترتيب روزهاى جمعه كار مى كنند، در مقابل عدم استفاده از تعطيل روز جمعه ۴۰% اضافه بر مزد دريافت خواهند كرد.
شب کاری = ساعات شب کاری * ۱۳۵% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
ماده ۵۸ – برای هر ساعت کار درشب تنها به کارگران غیر نوبتی ۳۵% اضافه بر مزد ساعت کار عادی تعلق می گیرد.
کارهای نوبت کاری
۱-کار نوبت کاری که بین صبح وعصر قرار میگیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * ۱۱۰% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
۲-کار نوبت کاری که بین صبح وعصر وشب قرار گیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * ۱۱۵% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
۳-کار نوبت کاری که صبح وشب یا عصر وشب قرار گیرد
حقوق = ساعات نوبت کاری * ۱۲۲٫۵% * ۲۲۰ ساعت / حقوق پایه
(ساعات شب کاری از ۲۲ تا ۶ بامداد می باشد)
در رابطه با محاسبه ي مزاياي پايان خدمت و عيدي ؛
سنوات = تعداد روزهاي كاركرد * ۳۶۵ روز / حقوق پایه
ماده ۲۴ – كارفرما مكلف است به كارگري كه مطابق قرارداد، يكسال يا بيشتر ……. براساس آخرين حقوق مبلغي معادل يكماه حقوق به عنوان مزاياي پايان كار .
عيدي = دو برابر پايه حقوق مشروط به اينكه از سه برابر حداقل حقوق همان سال بيشتر نباشد .
اگر بيشتر نبود = دو برابر پايه حقوق
اگر بيشتر بود = روزهاي كاركرد * ۳۶۵ / ۳ * حداقل پايه حقوق
نحوه محاسبه حقوق ماهیانه ( ماده ۳۷ قانون کار )
برابر مفاد قانون مدني جمهوري اسلامي ، ماه شمسي ۳۰ روز است، لذا در قانون کار ، مزد و مزاياي متعلقه به کارگر بر مبناي ۳۰ روز محاسبه ميگردد. البته پرداخت مزد و مزاياي متعلقه ، در ماههاي ۳۱ روزه تقسيم بر ۳۰ شده و در عدد ۳۱ ضرب ميگردد و طبيعتا در ماههاي ۲۹ روزه نيز بر عدد ۳۰ تقسيم شده و در ۲۹ ضرب ميگردد . يعني تعيين حقوق و دستمزد بر مبناي ماه ۳۰ روزه ، و پرداخت آن بر مبناي تعداد روزهاي ماه انجام ميگردد. به اين معني که وقتي از سوي شورايعالي کار ، حداقل مزد کارگران اعلام ميگردد ، اين مبلغ بر مبناي ماه شمسي ( ۳۰ روزه ) اعلام شده ، ولي هنگام پرداخت آن بايستي به تناسب تعداد روزهاي ماه مورد نظر محاسبه گردد.
با توجه به اينكه ساعات كاري در روز ۷ ساعت و ۲۰ دقيقه ميباشد پس هر شخص بايد در ماه ۳۰ تا ۷٫۳۳ كار كند كه ميشود ۲۲۰ ساعت حالا اگه جمعه ها و نصف روز پنج شنبه ها و ساير روزهاي تعطيل رو ازش كم كنيم ميشود خالص كاركرد شخص .
مثلا وقتي شخصي در ماه ۱۸۰ ساعت كار ميكند و كل حقوق يك ماه را دريافت ميكند در واقع قسمتي از حقوق كه دريافت ميكند بابت ساعاتي است كه شخص فعاليتي نداشته.
در قانون کار ۴۴ ساعت کار در هفته اعلام شده و یک روز جمعه هم استراحت ولی حقوق پرداخت میشود پس:
۴۴ ساعت / ۶ روز کاری =۷٫۳۳ که همان ۷ ساعت و بیست دقیقه میشود.
خوب روز جمعه هم باید حقوق پرداخت شود پس مشخص شد روز کاری از نظر قانون کار ۷٫۳۳ است و این را در ۳۰ روز ضرب کنید عدد۲۲۰ ساعت در ماه بدست خواهد آمد که شما حقوق ماهانه فرد را بر اساس ۳۰ روز یا ۲۲۰ ساعت محاسبه میکنید
@guilanacc