بخوانید و انگیزه بگیرید☺️👇👇
داستان جالب موفقیت یک حسابدار
مینا شکیبا با مدرک دیپلم حسابداری و با دو سال تجربه حسابداری هم اکنون سرپرست حسابداری یک شرکت پیمانکاری و بازرگانی در صنعت مخابرات است ،شاید باور کردنش کمی مشکل باشد ولی حقیقت دارد.
خانم شکیبا روزی که به موسسه سرمایگان آمد فقط دیپلم حسابداری داشت و یک دنیا انگیزه و اشتیاق برای موفقیت در حرفه حسابداری.
به او می گویند ما نمی توانیم شما را بپذیریم چون کسانی می توانند در این کارگاه ثبت نام کنند که حداقل لیسانس حسابداری داشته باشند، ولی خانم شکیبا هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد و به مسئول ثبت نام می گوید من می خواهم با مدیر موسسه صحبت کنم .
جلسه گفتگو برقرار می شود خانم شکیبا قاطعانه درخواست حضور درکارگاه راهبردی نوابغ حسابداری را می کند و می پذیرد نتیجه کار هر چه باشد او هیچ گونه حرفی و اعتراضی نخواهد داشت .در کارگاه ثبت نام می کند دوره را به پایان می رساند ،از همه مصمم تر ،با انگیزه تر ،حتی جالبه بدونید،در بعضی از مهارتها از کارشناسان حسابداری هم عملکرد بهتری از خود نشان می دهد.
بعد از پایان یافتن دوره نوابغ حسابداری، خودباوری و اعتماد به نفس اش دو چندان می شودو از واحد اشتغال موسسه درخواست می کند برای شاغل شدنش اقدام کنند.
واحد اشتغال موسسه او را به چندین فرصت شغلی معرفی می کند و به موقع در مصاحبه های شغلی حاضر می شود، مصاحبه می کند ولی پاسخی دریافت نمی کند ، درخواست می کند باز هم به او فرصت های شغلی معرفی کنند، خودش یکبار می گفت: هر چه مرا نکشد قوی ترم می کند وی با عکس العمل های منفی مصاحبه کنندگان مواجه می شود ولی ذره ای یاس و تردید به خودش راه نمی دهد و پرانگیزه و مشتاق به انجام مصاحبه های شغلی ادامه می دهد.
سرانجام بعد از یکماه و نیم شرکتی واقع در منطقه ملا صدرای تهران از او دعوت به مصاحبه دوم می کند، برای حضور در مصاحبه از موسسه سرمایگان مشاوره می گیرد و به مصاحبه می رود و پس از خارج شدن از مصاحبه شرح ماجرا را به موسسه این چنین گزارش می کند :
سه نفر بودند، مدیرعامل، مدیر امور اداری و مشاور مالی ، با من صحبت کردند و سختی های کار را گوش زد کردند و مسئولیت ها و شرح وظایف را برایم تشریح کردند. من هم در مقابل گفتم برایتان انجامشان می دهم ،به من این فرصت را بدهید .مصاحبه کنندگان به هم نگاه کردند و من از سیمایشان تشخیص دادم که به همکاری با من رضایت دارند ولی نمی خواهند مستقیما در مصاحبه به من بگویند و مصاحبه به اتمام رسید و گفتند با من تماس می گیرند و نتیجه را اعلام می کنند . بالاخره فردای آن روز منشی شرکت تماس می گیرد و از او برای همکاری دعوت می کند.
خانم شکیبا با عزم و اراده ای راسخ ، باور به تواناییهای خود، توکل به خدا و پشتکار و سیمایی مشتاق و ارزش آفرین این موفقیت را برای خودش محقق می کند و در این ماجرا متوجه می شویم اگر کسی بخواهد هیچ مانعی نمی تواند جلوی پیشرفت و موفقیت اش را بگیرد.
خانم شکیبا به مدت ۲ سال است که تمام کارهای آن شرکت را با موفقیت به انجام می رساند ،کارهای جاری، تکالیف قانونی، تهیه گزارش های حسابداری به موقع، همه را به خوبی به پایان می برد و چند وقت پیش که او را دیدند،می گفت :روزی ۱ تا ۲ ساعت روی خودش کار می کند، مطالعه می کند، یاد می گیرد.
از او پرسیدند چرا ادامه تحصیل نمی دهی ؟ پاسخ داد برادری دارم که خرج تحصیل او به عهده من است و به امید خدا اگر فرصتی شود در آینده ادامه تحصیل هم خواهم داد👏👏👏
خانم شکیبا استعدادی الهی است، هم خودش از نتیجه زحمات ارزشمندش بهره مند است، هم جامعه و هم خانواده، اومی تواند الگوی خیلی ها در زندگی ،کار و اجتماع قرار بگیرد او با وجود محدودیت ها، هیچگاه از رسیدن به هدف و آرمانش غافل نبوده است.
انسان وقتی متعهد به انجام کاری می شود همه نیروهای الهی از او حمایت می کنند تا او موفق شود
دوستان امیدوارم از این متن برداشت مثبت و سازنده ای کرده باشین🙂
@GuilanAcc
داستان جالب موفقیت یک حسابدار
مینا شکیبا با مدرک دیپلم حسابداری و با دو سال تجربه حسابداری هم اکنون سرپرست حسابداری یک شرکت پیمانکاری و بازرگانی در صنعت مخابرات است ،شاید باور کردنش کمی مشکل باشد ولی حقیقت دارد.
خانم شکیبا روزی که به موسسه سرمایگان آمد فقط دیپلم حسابداری داشت و یک دنیا انگیزه و اشتیاق برای موفقیت در حرفه حسابداری.
به او می گویند ما نمی توانیم شما را بپذیریم چون کسانی می توانند در این کارگاه ثبت نام کنند که حداقل لیسانس حسابداری داشته باشند، ولی خانم شکیبا هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد و به مسئول ثبت نام می گوید من می خواهم با مدیر موسسه صحبت کنم .
جلسه گفتگو برقرار می شود خانم شکیبا قاطعانه درخواست حضور درکارگاه راهبردی نوابغ حسابداری را می کند و می پذیرد نتیجه کار هر چه باشد او هیچ گونه حرفی و اعتراضی نخواهد داشت .در کارگاه ثبت نام می کند دوره را به پایان می رساند ،از همه مصمم تر ،با انگیزه تر ،حتی جالبه بدونید،در بعضی از مهارتها از کارشناسان حسابداری هم عملکرد بهتری از خود نشان می دهد.
بعد از پایان یافتن دوره نوابغ حسابداری، خودباوری و اعتماد به نفس اش دو چندان می شودو از واحد اشتغال موسسه درخواست می کند برای شاغل شدنش اقدام کنند.
واحد اشتغال موسسه او را به چندین فرصت شغلی معرفی می کند و به موقع در مصاحبه های شغلی حاضر می شود، مصاحبه می کند ولی پاسخی دریافت نمی کند ، درخواست می کند باز هم به او فرصت های شغلی معرفی کنند، خودش یکبار می گفت: هر چه مرا نکشد قوی ترم می کند وی با عکس العمل های منفی مصاحبه کنندگان مواجه می شود ولی ذره ای یاس و تردید به خودش راه نمی دهد و پرانگیزه و مشتاق به انجام مصاحبه های شغلی ادامه می دهد.
سرانجام بعد از یکماه و نیم شرکتی واقع در منطقه ملا صدرای تهران از او دعوت به مصاحبه دوم می کند، برای حضور در مصاحبه از موسسه سرمایگان مشاوره می گیرد و به مصاحبه می رود و پس از خارج شدن از مصاحبه شرح ماجرا را به موسسه این چنین گزارش می کند :
سه نفر بودند، مدیرعامل، مدیر امور اداری و مشاور مالی ، با من صحبت کردند و سختی های کار را گوش زد کردند و مسئولیت ها و شرح وظایف را برایم تشریح کردند. من هم در مقابل گفتم برایتان انجامشان می دهم ،به من این فرصت را بدهید .مصاحبه کنندگان به هم نگاه کردند و من از سیمایشان تشخیص دادم که به همکاری با من رضایت دارند ولی نمی خواهند مستقیما در مصاحبه به من بگویند و مصاحبه به اتمام رسید و گفتند با من تماس می گیرند و نتیجه را اعلام می کنند . بالاخره فردای آن روز منشی شرکت تماس می گیرد و از او برای همکاری دعوت می کند.
خانم شکیبا با عزم و اراده ای راسخ ، باور به تواناییهای خود، توکل به خدا و پشتکار و سیمایی مشتاق و ارزش آفرین این موفقیت را برای خودش محقق می کند و در این ماجرا متوجه می شویم اگر کسی بخواهد هیچ مانعی نمی تواند جلوی پیشرفت و موفقیت اش را بگیرد.
خانم شکیبا به مدت ۲ سال است که تمام کارهای آن شرکت را با موفقیت به انجام می رساند ،کارهای جاری، تکالیف قانونی، تهیه گزارش های حسابداری به موقع، همه را به خوبی به پایان می برد و چند وقت پیش که او را دیدند،می گفت :روزی ۱ تا ۲ ساعت روی خودش کار می کند، مطالعه می کند، یاد می گیرد.
از او پرسیدند چرا ادامه تحصیل نمی دهی ؟ پاسخ داد برادری دارم که خرج تحصیل او به عهده من است و به امید خدا اگر فرصتی شود در آینده ادامه تحصیل هم خواهم داد👏👏👏
خانم شکیبا استعدادی الهی است، هم خودش از نتیجه زحمات ارزشمندش بهره مند است، هم جامعه و هم خانواده، اومی تواند الگوی خیلی ها در زندگی ،کار و اجتماع قرار بگیرد او با وجود محدودیت ها، هیچگاه از رسیدن به هدف و آرمانش غافل نبوده است.
انسان وقتی متعهد به انجام کاری می شود همه نیروهای الهی از او حمایت می کنند تا او موفق شود
دوستان امیدوارم از این متن برداشت مثبت و سازنده ای کرده باشین🙂
@GuilanAcc
☃☃☃☃☃☃☃☃☃☃☃
در لحاف فلک افتاده شکاف
پنبه میریزد از این کهنه لحاف
☃☃☃☃☃☃☃☃☃☃☃
اولین بارش برف سال ۹۵ رو بهتون تبریک میگیم 😊☃
#رشت
95/9/3
@GuilanAcc
در لحاف فلک افتاده شکاف
پنبه میریزد از این کهنه لحاف
☃☃☃☃☃☃☃☃☃☃☃
اولین بارش برف سال ۹۵ رو بهتون تبریک میگیم 😊☃
#رشت
95/9/3
@GuilanAcc
هدف صورتهاي مالي
هدف صورتهاي مالي عبارت از ارائـه اطلاعاتي تلخيص و طبقهبندي شده درباره وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي واحد تجاري است كه براي طيفي گسترده از استفادهكنندگان صورتهاي مالي در اتخاذ تصميمات اقتصادي مفيد واقع گردد.
صورتهاي مالي همچنين نتايج وظيفه مباشرت مديريت يا حسابدهي آنها را در قبال منابعي كه دراختيارشان قرار گرفته منعكس ميكند. استفادهكنندگان صورتهاي مالي، براي اتخاذ تصميمات اقتصادي، غالباً خواهان ارزيابي وظيفه مباشرت يا حسابدهي مديريت ميباشند. تصميمات اقتصادي مزبور به عنوان نمونه شامل مواردي از قبيل فروش يا حفظ سرمايهگذاري در واحد تجاري و انتخاب مجدد يا جايگزيني مديران ميباشد.
از آنجا كه صورتهاي مالي عمدتاً بيانگر اثرات مالي رويدادهاي گذشته است و لزوماً دربرگيرنده اطلاعات غيرمالي نيست، تمام اطلاعات مورد لزوم استفادهكنندگان را جهت اتخاذ تصميمات اقتصادي فراهم نميآورد. با اينحال، صورتهاي مالي نيازهاي اطلاعاتي مشترك اغلب استفادهكنندگان را رفع ميكند.
اطلاعات ارائه شده درصورتهاي مالي مشمول محدوديتهاي مختلف ديگري نيز هست. اطلاعات مالي تحت تأثير ابهامات موجود قرار ميگيرد زيرا دربرگيرنده براوردها بوده و اثـر معاملات بين دورههاي مالي مشخص تخصيص يافته است. اطلاعاتي را كه نميتوان برحسب واحد پول بيان كرد در متن صورتهاي مالي قابل انعكاس نميباشد. به علاوه، اطلاعـات مندرج در صورتهاي مالي عمدتـاً تاريخي است، زيرا مرتبط بـا وضعيت مالي در يك تاريخ معين و عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي براي يك دوره گذشته ميباشد.
هدف صورتهاي مالي عبارت از ارائـه اطلاعاتي تلخيص و طبقهبندي شده درباره وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي واحد تجاري است كه براي طيفي گسترده از استفادهكنندگان صورتهاي مالي در اتخاذ تصميمات اقتصادي مفيد واقع گردد.
صورتهاي مالي همچنين نتايج وظيفه مباشرت مديريت يا حسابدهي آنها را در قبال منابعي كه دراختيارشان قرار گرفته منعكس ميكند. استفادهكنندگان صورتهاي مالي، براي اتخاذ تصميمات اقتصادي، غالباً خواهان ارزيابي وظيفه مباشرت يا حسابدهي مديريت ميباشند. تصميمات اقتصادي مزبور به عنوان نمونه شامل مواردي از قبيل فروش يا حفظ سرمايهگذاري در واحد تجاري و انتخاب مجدد يا جايگزيني مديران ميباشد.
از آنجا كه صورتهاي مالي عمدتاً بيانگر اثرات مالي رويدادهاي گذشته است و لزوماً دربرگيرنده اطلاعات غيرمالي نيست، تمام اطلاعات مورد لزوم استفادهكنندگان را جهت اتخاذ تصميمات اقتصادي فراهم نميآورد. با اينحال، صورتهاي مالي نيازهاي اطلاعاتي مشترك اغلب استفادهكنندگان را رفع ميكند.
اطلاعات ارائه شده درصورتهاي مالي مشمول محدوديتهاي مختلف ديگري نيز هست. اطلاعات مالي تحت تأثير ابهامات موجود قرار ميگيرد زيرا دربرگيرنده براوردها بوده و اثـر معاملات بين دورههاي مالي مشخص تخصيص يافته است. اطلاعاتي را كه نميتوان برحسب واحد پول بيان كرد در متن صورتهاي مالي قابل انعكاس نميباشد. به علاوه، اطلاعـات مندرج در صورتهاي مالي عمدتـاً تاريخي است، زيرا مرتبط بـا وضعيت مالي در يك تاريخ معين و عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي براي يك دوره گذشته ميباشد.
Forwarded from Accountant
کتاب_اصول_حسابداری١_@Hesabdarکانال_ح.pptx
860.5 KB
#زنگ_تفریح
مرد نقاشی در شهری کوچکی زندگی میکرد که تابلوهای بسیار زیبایی میکشید و به قیمت گرانی تابلوها را به فروش میرساند.
روزی یکی از همسایگان نقاش به او گفت: با هر تابلوی نقاشی که میکشی پول زیادی می گیری آدمهای فقیر زیادی در همسایگی ما هستند چرا به این همسایگان فقیرت کمک نمی کنی؟ از قصاب محل یاد بگیر، با آنکه وضع مالی خوبی ندارد هر روز چند قسمت گوشت را مجانی به خانوادههای فقرا میدهد! پیر مرد نقاش گفت ولی من پولی ندارم که به کسی کمک کنم.
همسایه مرد نقاش که نا امید شده بود با ناراحتی خانه او را ترک کرد و به بد گویی پشت سر نقاش پرداخت. پس از مدتی مرد نقاش بیمار شد ودر تنهایی و کم محلی همسایگان از دنیا رفت. طی مراسمی ساده مراسم دفن انجام شد. بعد از چند روز مردم با کمال تعجب دیدند که مرد قصاب دیگر کمکی به فقرا نمیکند! با تعجب از او علت کمک نکردنش را پرسیدند.
قصاب گفت پیرمرد نقاش همیشه پول گوشتها را به من میداد و میگفت بین فقرا تقسیم کن!
"هرگز نمی توانیم با ظاهر کسی را قضاوت کنیم و مراقب قضاوتهای نادرستمان باشیم"
مرد نقاشی در شهری کوچکی زندگی میکرد که تابلوهای بسیار زیبایی میکشید و به قیمت گرانی تابلوها را به فروش میرساند.
روزی یکی از همسایگان نقاش به او گفت: با هر تابلوی نقاشی که میکشی پول زیادی می گیری آدمهای فقیر زیادی در همسایگی ما هستند چرا به این همسایگان فقیرت کمک نمی کنی؟ از قصاب محل یاد بگیر، با آنکه وضع مالی خوبی ندارد هر روز چند قسمت گوشت را مجانی به خانوادههای فقرا میدهد! پیر مرد نقاش گفت ولی من پولی ندارم که به کسی کمک کنم.
همسایه مرد نقاش که نا امید شده بود با ناراحتی خانه او را ترک کرد و به بد گویی پشت سر نقاش پرداخت. پس از مدتی مرد نقاش بیمار شد ودر تنهایی و کم محلی همسایگان از دنیا رفت. طی مراسمی ساده مراسم دفن انجام شد. بعد از چند روز مردم با کمال تعجب دیدند که مرد قصاب دیگر کمکی به فقرا نمیکند! با تعجب از او علت کمک نکردنش را پرسیدند.
قصاب گفت پیرمرد نقاش همیشه پول گوشتها را به من میداد و میگفت بین فقرا تقسیم کن!
"هرگز نمی توانیم با ظاهر کسی را قضاوت کنیم و مراقب قضاوتهای نادرستمان باشیم"
نکته:
پولی که بعنوان دارایی نگهداری میشود اما استفاده از آن به یک مورد خاص محدود شده است نباید بعنوان وجه نقد تلقی گردد زیرا بعنوان یک ابزار عمومی مبادله در اختیار قرار نگرفته است .
از جمله این اقلام عبارتنداز :
1- مانده مسدود شده حساب بانکی
2- وجه نقد تخصیص یافته برای بازپرداخت بدهی(سپرده وجوه استهلاکی اوراق قرضه)
3- چکها و اسناد وعده دار
4- تمبرهای پستی
5- حسابهای پس انداز بلند مدت
که پنج مورد فوق باید به ترتیب در گروههای زیر طبقه بندی شوند:
سایر داراییها - سرمایه گذاری بلند مدت - مطالبات - ملزومات - سرمایه گذارییها.
پولی که بعنوان دارایی نگهداری میشود اما استفاده از آن به یک مورد خاص محدود شده است نباید بعنوان وجه نقد تلقی گردد زیرا بعنوان یک ابزار عمومی مبادله در اختیار قرار نگرفته است .
از جمله این اقلام عبارتنداز :
1- مانده مسدود شده حساب بانکی
2- وجه نقد تخصیص یافته برای بازپرداخت بدهی(سپرده وجوه استهلاکی اوراق قرضه)
3- چکها و اسناد وعده دار
4- تمبرهای پستی
5- حسابهای پس انداز بلند مدت
که پنج مورد فوق باید به ترتیب در گروههای زیر طبقه بندی شوند:
سایر داراییها - سرمایه گذاری بلند مدت - مطالبات - ملزومات - سرمایه گذارییها.
رویای یک حسابدار:👇👇
از چارچوب گزارشگری گذشتم 🚶
هوا بس تازه بود
رد پای 👣همه ی استانداردها بود
همه چیز مطلوب بود، تاییدیه ها مثبت➕ بود،
خنکای صبحگاهی منها➖ برنمي داشت،
همه چیز جمع ➕بود
ساختمان دل استهلاک نداشت
اصول ، مفاهیم و مفروضات
در دامن دشت های سبز حساب غوطه می خوردند
همه چیز موزون بود
سرمایه فقط اهدایی و سود سال های سال انباشته
بین مالکین و مدیران جدایی نبود.
نم نم باران 💦بر صورت خیس بدهکار می نشست.
منظره ای بس شگرف
و بستانکاری شرمسار😓 از بستانکاری
از ورای آینده ای امید بخش و نورانی🌞
ذخیره ای در کار نبود
خورشید☀️ آن چنان می تابید
که هیچ سایه ای یارای مقاومت نداشت
همه چیز شفاف بود
نظارت مرده بود ،کنترل رفته بود،
جرم را سوزانده بودند و تقلب مغلوب بود .....
چه رویای خوبیست برای یک حسابدار 🌹🌺🌹
@GuilanAcc
از چارچوب گزارشگری گذشتم 🚶
هوا بس تازه بود
رد پای 👣همه ی استانداردها بود
همه چیز مطلوب بود، تاییدیه ها مثبت➕ بود،
خنکای صبحگاهی منها➖ برنمي داشت،
همه چیز جمع ➕بود
ساختمان دل استهلاک نداشت
اصول ، مفاهیم و مفروضات
در دامن دشت های سبز حساب غوطه می خوردند
همه چیز موزون بود
سرمایه فقط اهدایی و سود سال های سال انباشته
بین مالکین و مدیران جدایی نبود.
نم نم باران 💦بر صورت خیس بدهکار می نشست.
منظره ای بس شگرف
و بستانکاری شرمسار😓 از بستانکاری
از ورای آینده ای امید بخش و نورانی🌞
ذخیره ای در کار نبود
خورشید☀️ آن چنان می تابید
که هیچ سایه ای یارای مقاومت نداشت
همه چیز شفاف بود
نظارت مرده بود ،کنترل رفته بود،
جرم را سوزانده بودند و تقلب مغلوب بود .....
چه رویای خوبیست برای یک حسابدار 🌹🌺🌹
@GuilanAcc
در چه صورتی، افراد میتوانند چک را برگشت بزنند؟
اگر اشخاص با یکی از این موارد مانند نبودن وجه نقد یا کافی نبودن آن، صدور دستور عدم پرداخت وجه چک به بانک از طرف صاحب حساب، تنظیم چک به صورت نادرست از قبیل عدم مطابقت امضا، اختلاف در مندرجات چک و قلمخوردگی و نیز صدور چک از حساب مسدود مواجه شدند، میتوانند چک را برگشت بزنند.
اما نکته مهم آن است که وصف کیفری و حقوقی زمانی مطرح میشود که دارنده چک برگشتی، نسبت به مدت زمان قابل قبول برای طرح شکایت آگاهی ندارد.
به موجب ماده ۱۱ قانون صدور چک، مهلت شکایت کیفری علیه صادرکننده چک ۲ دوره ۶ ماهه است.
منظور از این دو دوره، حداکثر تا ۶ ماه پس از تاریخ صدور چک است که دارنده چک میتواند آن را برگشت زده و گواهی عدم پرداخت دریافت کند. بنابراین اگر در این مدت، دارنده چک آن را به بانک ارایه نداده و مقدمات شکایت را فراهم نکند، این مهلت از بین میرود و دیگر قابل تعقیب کیفری نیست. ۶ ماه دوم از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت است.
اگر دارنده چک در مهلت ۶ ماه پس از تاریخ صدور، چک را به بانک برده و در صورت نبود وجه نقد در حساب، آن را برگشت زده و گواهی عدم پرداخت از طرف بانک صادر شود، از این تاریخ وی نیز ۶ ماه وقت رسیدگی کیفری در محاکم دادگستری را خواهد داشت.
این در حالی است که اگر دارنده چک در مهلتهای یادشده، اقدامی انجام ندهد، دیگر امکان شکایت کیفری و محکوم کردن صادرکننده چک به مجازاتهایی که در قانون ذکر شده است، وجود ندارد و میتوان از طریق طرح دعوای حقوقی و تقدیم دادخواست به دادگاه صالح تنها به طلب مادی و خسارتهای وارده دست یافت که این امر مستلزم جریان طولانی دادرسی است و دارندگان چک بیمحل تمایل چندانی به استفاده از آن را ندارند.
@GuilanAcc
اگر اشخاص با یکی از این موارد مانند نبودن وجه نقد یا کافی نبودن آن، صدور دستور عدم پرداخت وجه چک به بانک از طرف صاحب حساب، تنظیم چک به صورت نادرست از قبیل عدم مطابقت امضا، اختلاف در مندرجات چک و قلمخوردگی و نیز صدور چک از حساب مسدود مواجه شدند، میتوانند چک را برگشت بزنند.
اما نکته مهم آن است که وصف کیفری و حقوقی زمانی مطرح میشود که دارنده چک برگشتی، نسبت به مدت زمان قابل قبول برای طرح شکایت آگاهی ندارد.
به موجب ماده ۱۱ قانون صدور چک، مهلت شکایت کیفری علیه صادرکننده چک ۲ دوره ۶ ماهه است.
منظور از این دو دوره، حداکثر تا ۶ ماه پس از تاریخ صدور چک است که دارنده چک میتواند آن را برگشت زده و گواهی عدم پرداخت دریافت کند. بنابراین اگر در این مدت، دارنده چک آن را به بانک ارایه نداده و مقدمات شکایت را فراهم نکند، این مهلت از بین میرود و دیگر قابل تعقیب کیفری نیست. ۶ ماه دوم از تاریخ صدور گواهی عدم پرداخت است.
اگر دارنده چک در مهلت ۶ ماه پس از تاریخ صدور، چک را به بانک برده و در صورت نبود وجه نقد در حساب، آن را برگشت زده و گواهی عدم پرداخت از طرف بانک صادر شود، از این تاریخ وی نیز ۶ ماه وقت رسیدگی کیفری در محاکم دادگستری را خواهد داشت.
این در حالی است که اگر دارنده چک در مهلتهای یادشده، اقدامی انجام ندهد، دیگر امکان شکایت کیفری و محکوم کردن صادرکننده چک به مجازاتهایی که در قانون ذکر شده است، وجود ندارد و میتوان از طریق طرح دعوای حقوقی و تقدیم دادخواست به دادگاه صالح تنها به طلب مادی و خسارتهای وارده دست یافت که این امر مستلزم جریان طولانی دادرسی است و دارندگان چک بیمحل تمایل چندانی به استفاده از آن را ندارند.
@GuilanAcc
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌨سلام🌨
❄️صبح زیبای برفی تون بخیر❄️
🌨🌨
☃
الهی دلاتون گرم 🌞
تنتون سالم😊😊
❄️صبح زیبای برفی تون بخیر❄️
🌨🌨
☃
الهی دلاتون گرم 🌞
تنتون سالم😊😊
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اندیشمند برجسته، مروج حسابداری علمی،😳
نخستین استاد حسابداری در ایران،🤔
موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران،🤔
صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی و
صاحب بسیاری از عظمتهای فردی و اجتماعی
دکتر فضل الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون شادروان فضل الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلال همایی و آقای مبارکهای کسب فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و فوق لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.
بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.
دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبهای با مجله حسابدار (دکتر فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقالهای در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...) چنین می نویسد:
"همیشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جایی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعیتی پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره مند شوم. بدین ترتیب عملا به قلمروحسابداری وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدریس رشته های حسابداری و حسابرسی دانشیار می پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."
" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من حسابداری می دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی از شرایط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند."
سالها حسابداری به عنوان رشتهای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمیشد. تا سال 1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی شد. ... متاسفانه در ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و حسابداری را در سطح سایر رشتههای دانشگاه به حساب نمیآوردند... . محتوای رشته حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور، سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد، و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس میشده است و اگر حسابداری را رشتهای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس خانه داری، گلهداری و باغداری پیدا میشوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.
دو - سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و رشته های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم. بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب و استخدام یک نفر دانشیار اقدام کنند."
" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور، میباید دانشکدهای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور 1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسهای پرشور و با مخالفتهای بسیار، بالا خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور، بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته ای از دانش ناشی میشد
نخستین استاد حسابداری در ایران،🤔
موسس دانشکده مدیریت و علوم اداری دانشگاه تهران،🤔
صاحب تالیفات ارزشمند در رشته حسابداری و حسابرسی و
صاحب بسیاری از عظمتهای فردی و اجتماعی
دکتر فضل الله اکبری در دوم اردیبهشت سال 1300 هجری شمسی برابر با سوم ماه رمضان المبارک سال 1339 هجری شمسی در شهر گلپایگان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در شهر گلپایگان و دوره دبیرستان را در دبیرستانهای ادب، صارمیه و سعدی اصفهان طی کرد. همزمان با طی دوره دبیرستان و حتی قبل از آن به تحصیل علوم قدیمه نزد پدربزرگ مادریش مرحوم حاج فخرالعلما پرداخت و پس از آن در اصفهان از محضر استادانی چون شادروان فضل الله همایی و برادر دانشمند ایشان استاد جلال همایی و آقای مبارکهای کسب فیض کرد. وی حساب و ریاضی و حساب سیاق نقدی و جنسی را نزد پدربزرگ و پدر فرا گرفت. دکتر فضل الله اکبری بعد از دریافت دیپلم متوسطه، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و از این دانشکده لیسانس گرفت. سپس در شرکت ملی نفت استخدام شد و همزمان با مرحوم حییم در تهیه فرهنگ لغات انگلیسی به فارسی همکاری داشت. وی در اوایل دهه 1330 در موسسه علوم اداری و بازرگانی دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و فوق لیسانس علوم اداری و بازرگانی دریافت داشت. به دنبال آن با استفاده از بورس تحصیلی به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه استانفورد به تحصیل پرداخت و در رشته مدیریت بازرگانی با گرایش حسابداری دکترا دریافت کرد.
بعد از اخذ مدرک دکترا به ایران مراجعت کرد و در موسسه علوم اداری به تدریس پرداخت و در سال 1337 به عنوان اولین مدرس حسابداری با درجه دانشیاری به عضویت هیئت علمی دانشکده حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد.
دکتر اکبری در مورد این دوره از زندگی خود در مصاحبهای با مجله حسابدار (دکتر فضل الله اکبری، 1378، سرگذشت یک استاد و سرگذشت یک علم)، و بعد در مقالهای در سال 1378 درباره چگونگی شروع تدریس حسابداری در دانشگاه تهران برای چاپ در مجله حسابرس (دکتر فضل الله اکبری، 1378، چگونگی تدریس حسابداری...) چنین می نویسد:
"همیشه فکر می کنم آدمی تا اندازه ای به جایی راه می برد که مقدر است . سرانجام هم وضعیتی پیش آمد که بتوانم از بورسی در این رشته بهره مند شوم. بدین ترتیب عملا به قلمروحسابداری وارد شدم... پس از مراجعت از خارج، دانشگاه تهران اعلا م کرد که برای تدریس رشته های حسابداری و حسابرسی دانشیار می پذیرد و من برای این کار داوطلب شدم."
" من تنها داوطلب بودم. ... باید اذعان کنم در آن زمان دو- سه نفری بودند که بیش از من حسابداری می دانستند و تجربه بیشتری هم داشتند، ولی چون داشتن درجه دکتری یکی از شرایط استخدام بود با وجود علا قه ای که داشتند، واجد شرایط و داوطلب نشدند."
سالها حسابداری به عنوان رشتهای قابل قبول برای تدریس در دانشگاه شناخته نمیشد. تا سال 1333 در هیچ دانشگاه و موسسه آموزش عالی حسابداری رسماً تدریس نمی شد. ... متاسفانه در ایران آن زمان، اغلب افراد به جهت عدم اطلا ع کافی از محتوای دروس مزبور، علوم مالی و حسابداری را در سطح سایر رشتههای دانشگاه به حساب نمیآوردند... . محتوای رشته حسابداری، اهمیت و لزوم آن در انتظام امور سازمانها و تاثیر آن در پیشرفت کشور، سالها همچنان ناشناخته باقی ماند. در سال 1334 که داوطلب تدریس حسابداری در دانشگاه شدم، یکی از اولیای دانشگاه گفت شک دارد جایگاه تدریس حسابداری در دانشگاه باشد، و اضافه کرد در گذشته هم حسابداری در سال ششم رشته تجارت دبیرستانها تدریس میشده است و اگر حسابداری را رشتهای دانشگاهی بشناسیم بزودی داوطلبانی هم برای تدریس خانه داری، گلهداری و باغداری پیدا میشوند؛ دانشگاه را تدریس حساب کافی است.
دو - سه سالی طول کشید تا با مراجعات مکرر و مستمر، ارائه شرح دروس حسابداری و رشته های مختلف آن، اهمیت و فرق آن را با حساب و ریاضی توجیه کنم و توضیح دهم. بالا خره قرار شد در دانشکده حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران برای انتخاب و استخدام یک نفر دانشیار اقدام کنند."
" در طول سال 1342 توضیحاتم رئیس وقت دانشگاه تهران را متقاعد و مصمم کرد که دانشگاه تهران، مانند بسیاری از مهمترین دانشگاههای جهان، و به لحاظ نیاز کشور، میباید دانشکدهای برای آموزش و تحقیقات مدیریت داشته باشد. در ابتدای شهریور 1343 شادروان دکتر صالح رئیس دانشگاه، در جلسهای پرشور و با مخالفتهای بسیار، بالا خره تاسیس دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی را به تصویب شورایعالی فرهنگ رسانید.... مخالفتها با تاسیس این دانشکده، اولین در نوع خود در کشور، بیشتر از ناشناخته بودن مدیریت به عنوان رشته ای از دانش ناشی میشد
زنگ تفریح😄
رابرت داوینسن قهرمان مشهور گلف وقتی در یک مسابقه قهرمان شد، زنی بهسوی او دوید و گفت: بچه مریضی دارم و به من کمک کن وگرنه بچهام میمیرد.
رابرت بلافاصله همه پولی رو که برنده شده بود به آن زن داد. هفته بعد یکی از مقامات ورزش گلف با رابرت تماس گرفت و به او گفت خبر بدی برایت دارم آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه مریض داشته باشد رابرت داوینسن در پاسخ گفت خدارو شکر که هیچ بچهای مریض نبوده که در حال مرگ باشه این که خیلی خبر خوبیه.
"" چقدر دنیا را زیبا میکنند انسانهایی که بیهیچ توقعی مهربانند.""❤️❤️🌸🌸🌺🌺❤️❤️
رابرت داوینسن قهرمان مشهور گلف وقتی در یک مسابقه قهرمان شد، زنی بهسوی او دوید و گفت: بچه مریضی دارم و به من کمک کن وگرنه بچهام میمیرد.
رابرت بلافاصله همه پولی رو که برنده شده بود به آن زن داد. هفته بعد یکی از مقامات ورزش گلف با رابرت تماس گرفت و به او گفت خبر بدی برایت دارم آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه مریض داشته باشد رابرت داوینسن در پاسخ گفت خدارو شکر که هیچ بچهای مریض نبوده که در حال مرگ باشه این که خیلی خبر خوبیه.
"" چقدر دنیا را زیبا میکنند انسانهایی که بیهیچ توقعی مهربانند.""❤️❤️🌸🌸🌺🌺❤️❤️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎀فقط يڪ بار
🎀فرصت زندگي كردن هست
🎀حواست باشد
🎀به اين روزهايي كه ديگر بر نمي گردند!
🎀حواست باشد
🎀به ڪوتاهيِ زندگي 🍂
امروزتـــــــــــــــون زیبا😊🌹
@guilanacc
🎀فرصت زندگي كردن هست
🎀حواست باشد
🎀به اين روزهايي كه ديگر بر نمي گردند!
🎀حواست باشد
🎀به ڪوتاهيِ زندگي 🍂
امروزتـــــــــــــــون زیبا😊🌹
@guilanacc
👤داستان فوق العاده جذاب و انگیزشی
مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين
گرفته بود و به اين فکر ميکرد که آيا ميتواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضاي پرداخت بر اساس قرارداهاي بسته شده را داشتند.
ناگهان پيرمردي کنار او روي نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خيلي ناراحتي.»
بعد از شنيدن حرفهاي مدير، پيرمرد گفت: «من ميتونم کمکت کنم.»
نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت: «اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع ميتوني پولي که بهت قرض دادم رو برگردوني.» بعد هم از آنجا دور شد.
مدير شرکت در حال ورشکستگي، يک چک 500000 دلاري در دستش ديد که امضاء جان دي. راکفلر داشت، يکي از ثروتمندترين مردان روي زمين.
با خود فکر کرد: «حالا ميتونم تمام مشکلات مالي شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»
اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جاي امني نگه دارد. همين که ميدانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازهاي براي نجات شرکت پيدا کرد. توانست از طلبکاران براي پرداختهاي عقبافتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهيها را تسويه کند و شرکت به سودآوري دوباره رسيد.
دقيقاً يک سال بعد از اتفاقي که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روي همان نيمکت نشست. راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را براي او تعريف کند، پرستاري آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد: «گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار ميکند و به مردم ميگويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم براي نجات شرکت را به او داده بود .
@guilanacc
مدير شرکتي روي نيمکتي در پارک نشسته بود و سرش را بين
گرفته بود و به اين فکر ميکرد که آيا ميتواند شرکتش را از ورشکستگي نجات دهد يا نه. بدهي شرکت خيلي زياد شده بود و راهي براي بيرون آمدن از اين وضعيت نداشت. طلبکارها دائماً پيگير طلب خود بودند. فروشندگان مواد اوليه هم تقاضاي پرداخت بر اساس قرارداهاي بسته شده را داشتند.
ناگهان پيرمردي کنار او روي نيمکت نشست و گفت: «به نظر مياد خيلي ناراحتي.»
بعد از شنيدن حرفهاي مدير، پيرمرد گفت: «من ميتونم کمکت کنم.»
نام مدير را پرسيد و يک چک براي او نوشت و داد به دستش و گفت: «اين پول رو بگير. يک سال بعد همين موقع بيا اينجا و اون موقع ميتوني پولي که بهت قرض دادم رو برگردوني.» بعد هم از آنجا دور شد.
مدير شرکت در حال ورشکستگي، يک چک 500000 دلاري در دستش ديد که امضاء جان دي. راکفلر داشت، يکي از ثروتمندترين مردان روي زمين.
با خود فکر کرد: «حالا ميتونم تمام مشکلات مالي شرکت رو در عرض چند ثانيه برطرف کنم.»
اما تصميم گرفت فعلاً چک را نقد نکند و آن را در جاي امني نگه دارد. همين که ميدانست اين چک را دارد، اشتياق و توان تازهاي براي نجات شرکت پيدا کرد. توانست از طلبکاران براي پرداختهاي عقبافتاده فرصت بگيرد. چند قرارداد جديد بست و چند سفارش فروش بزرگ دريافت کرد. در عرض چند ماه توانست تمام بدهيها را تسويه کند و شرکت به سودآوري دوباره رسيد.
دقيقاً يک سال بعد از اتفاقي که در پارک برايش پيش آمده بود، با چک نقد نشده به پارک رفت و روي همان نيمکت نشست. راکفلر آمد اما قبل از اينکه بخواهد چک را به او بازگرداند و داستان موفقيتش را براي او تعريف کند، پرستاري آمد و راکفلر را گرفت و فرياد زد: «گرفتمش!» بعد به مدير نگاه کرد و گفت: «اميدوارم شما را اذيت نکرده باشد. اين پيرمرد هميشه از آسايشگاه فرار ميکند و به مردم ميگويد که راکفلر است.»
مدير تازه فهميد اين پول نبود که شرايط او را تغيير داد بلکه اعتماد به نفس به وجود آمده در او بود که قدرت لازم براي نجات شرکت را به او داده بود .
@guilanacc
💎دانستنیهای مالی💎
💡تعاریف اختلاس، تقلب، پولشویی، تبانی، کلاهبرداری، تخلف، جرم چیست؟💡
✅ اختلاس : به برداشت غیر قانونی اموال دولتی و یا غیردولتی که بدست کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت صورت میگیرد گفته میشود.
اختلاس گونهای از کلاهبرداری محسوب میشود که بیشتر به صورت برنامهریزیشده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران صورت میگیرد.
✅ تقلب: تقلب شــامل اقدامات عمدى است و انســانى مرتكب آن مىشود كه شروع به استفاده از فريب، نيرنگ و حيلهگرى كرده است و مىتواند در دو گونه از ظاهرسازى طبقه بندى گردد
تقلب يك تلاش انسانى است كه فريب، هدف، شدت گرفتن آرزو، ريسك دســتگيرى، تخطى از اعتماد، توجيه عقلى و مواردى از اين دســت را شــامل میشود.
✅ پولشويي: پولشویی یعنی مشروع جلوه دادن پولهایی که از راههای غیرقانونی و نامشروع بهدست میآیند با استفاده از روشهایی که باعث پنهان شدن منشأ غیرقانونی آن پولها میشوند.
✅ تباني: تَبانی یا زدوبند توافق بین دو یا چند نفراست که گاهی اوقات به صورت سری وغیر قانونی وگاهی با فریبکاری، اغفال، کلاهبرداری از حقوق قانونی افراد وگاهی توسط قانون خاص، اغفال یا بدست آوردن مزایای غیر منصفانه صورت میگیرد.
✅ كلاهبرداري: كلاهبردراي عبارت است از بردن مال ديگري از طريق توسل توام با سوء نيت به وسايل يا عمليات متقلبانه بنا بر اين براي تحقق جرم كلاهبرداري، توسل به وسايل متقلبانه براي فريب مالباخته ضرورت دارد و به عبارت ديگر كلاهبردار بايد مرتكب مانور متقلبانه شود.
✅ تخلف: تخلف اصطلاحا به عملی گفته میشه که بیشتر یا کمتر از حد مجاز عملی انجام بشه. مثل تخلف از سرعت مجاز یا تخلف مالیاتی بعضی از تخلفات جرم محسوب میشن.
✅ جرم: هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب میشود.
💡تعاریف اختلاس، تقلب، پولشویی، تبانی، کلاهبرداری، تخلف، جرم چیست؟💡
✅ اختلاس : به برداشت غیر قانونی اموال دولتی و یا غیردولتی که بدست کارمندان و کارکنان دولت یا وابسته به دولت صورت میگیرد گفته میشود.
اختلاس گونهای از کلاهبرداری محسوب میشود که بیشتر به صورت برنامهریزیشده، منظم و پنهان و بدون رضایت و آگاهی دیگران صورت میگیرد.
✅ تقلب: تقلب شــامل اقدامات عمدى است و انســانى مرتكب آن مىشود كه شروع به استفاده از فريب، نيرنگ و حيلهگرى كرده است و مىتواند در دو گونه از ظاهرسازى طبقه بندى گردد
تقلب يك تلاش انسانى است كه فريب، هدف، شدت گرفتن آرزو، ريسك دســتگيرى، تخطى از اعتماد، توجيه عقلى و مواردى از اين دســت را شــامل میشود.
✅ پولشويي: پولشویی یعنی مشروع جلوه دادن پولهایی که از راههای غیرقانونی و نامشروع بهدست میآیند با استفاده از روشهایی که باعث پنهان شدن منشأ غیرقانونی آن پولها میشوند.
✅ تباني: تَبانی یا زدوبند توافق بین دو یا چند نفراست که گاهی اوقات به صورت سری وغیر قانونی وگاهی با فریبکاری، اغفال، کلاهبرداری از حقوق قانونی افراد وگاهی توسط قانون خاص، اغفال یا بدست آوردن مزایای غیر منصفانه صورت میگیرد.
✅ كلاهبرداري: كلاهبردراي عبارت است از بردن مال ديگري از طريق توسل توام با سوء نيت به وسايل يا عمليات متقلبانه بنا بر اين براي تحقق جرم كلاهبرداري، توسل به وسايل متقلبانه براي فريب مالباخته ضرورت دارد و به عبارت ديگر كلاهبردار بايد مرتكب مانور متقلبانه شود.
✅ تخلف: تخلف اصطلاحا به عملی گفته میشه که بیشتر یا کمتر از حد مجاز عملی انجام بشه. مثل تخلف از سرعت مجاز یا تخلف مالیاتی بعضی از تخلفات جرم محسوب میشن.
✅ جرم: هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب میشود.