این گلپسر دو ساله داره تولید محتوا میکنه. دو ساله داره حرفهای سیاس جوزف رو ناشیانه و ضخیم قرقره میکنه و در عین حال طوری نشون میده انگار منبعش چیز دیگهست یا خودش همهی اینها رو فهمیده. ادعای بهترین بودن داره و مستقیماً از سیاس جوزف استفاده میکنه برای سئو و بالا رفتن.
یک نمونهی ریز دیگه از دزدیهاش اونجا بود که در تایپ کردن جو روگان گفت «ESTP از کاراکتر خیلی حرف میزنه» در حالی که این ادعا هیچ منبعی جز سیاس جوزف نداره.
من اینجا وکیل مدافع کسی نیستم، برام اهمیتی هم نداره کی داره چکار میکنه. یک نکتهی بزرگی این وسط وجود داره که میخوام بهش اشاره کنم.
تا زمانی که ما به خودمون زحمت ندیم، فقط لیاقت فریب رو خواهیم داشت. فریبکار هم تنها مقصر نیست.
یک نمونهی ریز دیگه از دزدیهاش اونجا بود که در تایپ کردن جو روگان گفت «ESTP از کاراکتر خیلی حرف میزنه» در حالی که این ادعا هیچ منبعی جز سیاس جوزف نداره.
من اینجا وکیل مدافع کسی نیستم، برام اهمیتی هم نداره کی داره چکار میکنه. یک نکتهی بزرگی این وسط وجود داره که میخوام بهش اشاره کنم.
تا زمانی که ما به خودمون زحمت ندیم، فقط لیاقت فریب رو خواهیم داشت. فریبکار هم تنها مقصر نیست.
❤29
GrumpyAlienChannel
این گلپسر دو ساله داره تولید محتوا میکنه. دو ساله داره حرفهای سیاس جوزف رو ناشیانه و ضخیم قرقره میکنه و در عین حال طوری نشون میده انگار منبعش چیز دیگهست یا خودش همهی اینها رو فهمیده. ادعای بهترین بودن داره و مستقیماً از سیاس جوزف استفاده میکنه برای…
ولی از اونجایی که من منطقیترین آدم دنیام، باید بگم که محتوای تایپینگ مشاهیر ایشون بد نیست؛ حداقل تا حدی از سیاس جوزف، مخصوصاً این اواخر، بهتره.
❤23
استقلال هویت واقعی، از آن فردگرایانه
(البته صحبت از استقلال نشانهی عملگراییه)
❤22
آزی ظاهراً آدم جالبی نبود. دیو هم خیلی ازش متنفر بود.
ولی یک غم عمیقی به دلم نشست وقتی خبر مرگش رو شنیدم.
یاد رابطهی خودم با تردستها افتادم. من اونها رو جدی نمیگیرم، اونها کلی دغدغهی کودکانه دارن. بعد از یک مدت که بهم میپریم و همدیگه رو زیر سوال میبریم، آخر قطع رابطه میکنیم و همهچیز رو میریزم پشتسرم و یادم میره کی بود و چی گفت و چه کرد.
هیچوقت ازشون چیزی به دل نگرفتم، هیچوقت رنجشون رو به رسمیت نشناختم. اما حداقل حملههایی به هم کردیم که در ادامهی راه به درد جفتمون خورد.
امیدوارم روح آزی در امان و رحمت خدا باشه؛ فارغ از تمام حواشی و گفتهها و کردهها.
ولی یک غم عمیقی به دلم نشست وقتی خبر مرگش رو شنیدم.
یاد رابطهی خودم با تردستها افتادم. من اونها رو جدی نمیگیرم، اونها کلی دغدغهی کودکانه دارن. بعد از یک مدت که بهم میپریم و همدیگه رو زیر سوال میبریم، آخر قطع رابطه میکنیم و همهچیز رو میریزم پشتسرم و یادم میره کی بود و چی گفت و چه کرد.
هیچوقت ازشون چیزی به دل نگرفتم، هیچوقت رنجشون رو به رسمیت نشناختم. اما حداقل حملههایی به هم کردیم که در ادامهی راه به درد جفتمون خورد.
امیدوارم روح آزی در امان و رحمت خدا باشه؛ فارغ از تمام حواشی و گفتهها و کردهها.
❤27
Nightmare
Ozzy Osbourne
با سرعت میدوم ولی به هیچکجا نمیرسم
نور رو میبینم ولی هرگز بهش نمیرسم
امیدوارم وقتی صبح رسیده بود، بیدار شم
نور رو میبینم ولی هرگز بهش نمیرسم
امیدوارم وقتی صبح رسیده بود، بیدار شم
❤22
مگنیتو(ENTP) خطاب به میستیک(INFJ):
تو میخوای توسط دیگران پذیرفته بشی، درحالی که نمیتونی خودت رو بپذیری
تو میخوای توسط دیگران پذیرفته بشی، درحالی که نمیتونی خودت رو بپذیری
❤39
من پنج ساله دارم تمام زندگیام رو برای این سیستم میذارم. شب و روزم صرف فهم و تشخیص و پیدا کردن راه و فهم کامل بوده. محتوای کلی آدم رو دیدم؛ کتابهای مربوطه رو تا جای لازم نگاه انداختم و تا اینجای کار فهمم رو در مقام توصیف و صورتبندی و اینکه سیستم چطور کار میکنه به ۹۰ درصد رسوندم. زین پس میخوام انرژیام رو بذارم روی تشخیص تایپ افراد در تعامل، با مصاحبه و در فیلم و سریال و آثار هنری.
نکتهای این وسط وجود داره که گفتنش واجبه.
دوستانی بعد از چندسال دنبال کردن این سیستم از طرف من یا هرکس دیگه همچنان دارن در تشخیص پرت میزنن. سر جلسه به من میگن «بچههای همین گروه با جزوهی سیاس جوزف من رو xNTJ تایپ کردن» آخر در میاد تایپ واقعی فرد INTP بوده. یعنی ۱۸۰ درجه اشتباه زده.
در وهلهی اول توصیهی من اینه که به هرکسی در تایپ کردن اعتماد نکنید. نمیخوام خودم رو بهتر و بالاتر نشون بدم اما واقعیت اینه که با صدها و هزارها آدم جهتمند ارتباط داشتم و قطعاً دقتی که من میتونم بهتون بدم رو هرکسی نمیتونه. این علم هنوز چیزی تحت عنوان متخصص نداره ولی خودتون میتونید تشخیص بدید کی بارشه کی نه.
ثانیاً برای تایپ کردن به جزوهی سیاس جوزف و این دست چیزها اعتماد نکنید؛ مخصوصاً درمورد تایپ خودتون. برید دنبال متن اصلی کتاب و بعدش ارتباط بدید با جهان واقع و حیطهی عمل. برخی افراد که جزوه نوشتن، صرفاً اولیات رو گفتن که داخل کتابها هم هست، اگر مثل خود سیاس جوزف مفاهیم رو عوض نکرده باشن و خرابش کنن. ایشون بر اساس الگوهای ذهنی که براش به مرور درست شده خیلی از اوقات حتی با متود تایپ نمیکنه. پس نمیتونید با اون جزوات مثل ایشون تایپ کنید.
ثالثاً تایپ کردن فقط به متود نیست. من چندماهه دارم صد خودم رو میذارم برای اعتبارسنجی خود متود و ساختن متودهای دیگه برای تشخیص سریع و بهینه.
اول یک دوره درست کردم برای آموزش تشخیص تایپ؛ بعدش که داشتم نمونه میدادم بر اساس لیست مشاهیر خودم، کمکم متوجه شدم چقدر مشاهیر رو اشتباه زدم، بااینکه علمم کافی و فهمم درست بود. بعدش رجوع کردم به کتابها و منابع اصلی و برای هرکدوم از مشاهیر بیشتر از دو ساعت وقت گذاشتم و نهایتاً متوجه شدم دوره و پکیج من باید کامل و دقیق و درست باشه. با دوتا توصیف و سهتا نشانه هم نمیشه درست گفت. در جلسات وقت و آزادی دارم که تایپ طرف رو بیرون بکشم؛ اینجا یک مصاحبهست و سوالات نه همیشه مرتبط که باهاشون آشنام. در جلسهی تایپینگ دقتم بالای نود درصده و اینجا شاید پنجاه درصد. کلی وقت گذاشتم و چیزهای جدیدی برای تایپینگ مشاهیر بدست آوردم.
اول اینکه فقط متود کافی نیست، مخصوصاً اگر میخوای سریعتر تشخیص بدی.
دوم اینکه باید حداقل یکساعت وقت بذاری و یکساعت اعتبارسنجی کنی.
سوم باید الگوهای ذهنیات رو مرور درست بالا ببری و شکل بدی.
چهارم باید هر حرف و حرکتی رو به عنوان نشانه بتونی تشخیص بدی.
بنابراین جهتم رو پیدا کردم و یک تصمیم گرفتم.
تا شش ماه آینده، یعنی تا بهمن، من در تشخیص تایپ همه در هرجایی استاد میشم و همهی فهم خودم رو از سیستم کامل میکنم و اینکار رو به یک چکپوینت میرسونم. اگر تا اونموقع چیزهایی رو نفهمیده بودم یا نقصی داشتم کامل بهتون توضیح میدم که بدونید از کجا ادامه بدید.
من از کاری که درش شفافیت نباشه، یا نیاز باشه بخاطر منافع یا دفاع از ایگوی خودم به نادرست پافشاری کنم بدم میاد. میخوام اشتباهات گذشته رو اقرار و اصلاح کنم؛ میخوام هرجا دیدم حرفم اشتباه بوده عذرخواهی و راهم رو عوض کنم؛ میخوام در خدمت «درست» باشم و به بیطرفانهترین حالت ممکن کارهام رو جلو ببرم. نمیخوام قضاوتم تحت تأثیر ضعفها و زندگی شخصیم قرار بگیره. در این کار، من مهم نیستم؛ یونگ و هیچکدوم از افراد مهم نیستن. مهم اینه که آگاهی چیه، ذهن موجود آگاه چطور کار میکنه و تایپ هرکس «واقعاً» چیه.
اگر کسی داخل گروه و کانال من خودش رو به عنوان متخصص یا کسی که صلاحیت حدس زدن داره تبلیغ کرد، همونجا شک کنید. من هنوز اونقدر به خودم اطمینان ندارم که اینها با دوتا جمله دکترای اینکار رو گرفتن.
نکتهای این وسط وجود داره که گفتنش واجبه.
دوستانی بعد از چندسال دنبال کردن این سیستم از طرف من یا هرکس دیگه همچنان دارن در تشخیص پرت میزنن. سر جلسه به من میگن «بچههای همین گروه با جزوهی سیاس جوزف من رو xNTJ تایپ کردن» آخر در میاد تایپ واقعی فرد INTP بوده. یعنی ۱۸۰ درجه اشتباه زده.
در وهلهی اول توصیهی من اینه که به هرکسی در تایپ کردن اعتماد نکنید. نمیخوام خودم رو بهتر و بالاتر نشون بدم اما واقعیت اینه که با صدها و هزارها آدم جهتمند ارتباط داشتم و قطعاً دقتی که من میتونم بهتون بدم رو هرکسی نمیتونه. این علم هنوز چیزی تحت عنوان متخصص نداره ولی خودتون میتونید تشخیص بدید کی بارشه کی نه.
ثانیاً برای تایپ کردن به جزوهی سیاس جوزف و این دست چیزها اعتماد نکنید؛ مخصوصاً درمورد تایپ خودتون. برید دنبال متن اصلی کتاب و بعدش ارتباط بدید با جهان واقع و حیطهی عمل. برخی افراد که جزوه نوشتن، صرفاً اولیات رو گفتن که داخل کتابها هم هست، اگر مثل خود سیاس جوزف مفاهیم رو عوض نکرده باشن و خرابش کنن. ایشون بر اساس الگوهای ذهنی که براش به مرور درست شده خیلی از اوقات حتی با متود تایپ نمیکنه. پس نمیتونید با اون جزوات مثل ایشون تایپ کنید.
ثالثاً تایپ کردن فقط به متود نیست. من چندماهه دارم صد خودم رو میذارم برای اعتبارسنجی خود متود و ساختن متودهای دیگه برای تشخیص سریع و بهینه.
اول یک دوره درست کردم برای آموزش تشخیص تایپ؛ بعدش که داشتم نمونه میدادم بر اساس لیست مشاهیر خودم، کمکم متوجه شدم چقدر مشاهیر رو اشتباه زدم، بااینکه علمم کافی و فهمم درست بود. بعدش رجوع کردم به کتابها و منابع اصلی و برای هرکدوم از مشاهیر بیشتر از دو ساعت وقت گذاشتم و نهایتاً متوجه شدم دوره و پکیج من باید کامل و دقیق و درست باشه. با دوتا توصیف و سهتا نشانه هم نمیشه درست گفت. در جلسات وقت و آزادی دارم که تایپ طرف رو بیرون بکشم؛ اینجا یک مصاحبهست و سوالات نه همیشه مرتبط که باهاشون آشنام. در جلسهی تایپینگ دقتم بالای نود درصده و اینجا شاید پنجاه درصد. کلی وقت گذاشتم و چیزهای جدیدی برای تایپینگ مشاهیر بدست آوردم.
اول اینکه فقط متود کافی نیست، مخصوصاً اگر میخوای سریعتر تشخیص بدی.
دوم اینکه باید حداقل یکساعت وقت بذاری و یکساعت اعتبارسنجی کنی.
سوم باید الگوهای ذهنیات رو مرور درست بالا ببری و شکل بدی.
چهارم باید هر حرف و حرکتی رو به عنوان نشانه بتونی تشخیص بدی.
بنابراین جهتم رو پیدا کردم و یک تصمیم گرفتم.
تا شش ماه آینده، یعنی تا بهمن، من در تشخیص تایپ همه در هرجایی استاد میشم و همهی فهم خودم رو از سیستم کامل میکنم و اینکار رو به یک چکپوینت میرسونم. اگر تا اونموقع چیزهایی رو نفهمیده بودم یا نقصی داشتم کامل بهتون توضیح میدم که بدونید از کجا ادامه بدید.
من از کاری که درش شفافیت نباشه، یا نیاز باشه بخاطر منافع یا دفاع از ایگوی خودم به نادرست پافشاری کنم بدم میاد. میخوام اشتباهات گذشته رو اقرار و اصلاح کنم؛ میخوام هرجا دیدم حرفم اشتباه بوده عذرخواهی و راهم رو عوض کنم؛ میخوام در خدمت «درست» باشم و به بیطرفانهترین حالت ممکن کارهام رو جلو ببرم. نمیخوام قضاوتم تحت تأثیر ضعفها و زندگی شخصیم قرار بگیره. در این کار، من مهم نیستم؛ یونگ و هیچکدوم از افراد مهم نیستن. مهم اینه که آگاهی چیه، ذهن موجود آگاه چطور کار میکنه و تایپ هرکس «واقعاً» چیه.
اگر کسی داخل گروه و کانال من خودش رو به عنوان متخصص یا کسی که صلاحیت حدس زدن داره تبلیغ کرد، همونجا شک کنید. من هنوز اونقدر به خودم اطمینان ندارم که اینها با دوتا جمله دکترای اینکار رو گرفتن.
❤41
میخوام دوتا دورهی اصلیم(آموزش تشخیص تایپ و یونگ از پایه) رو تبدیل کنیم به جامعترین و خفنترین منابعی که برای این سیستم پیدا میکنید.
جفتشون از چیزی که قول داده بودم طولانیتر و بهتر داره میشه. مخصوصاً آموزش تشخیص تایپ.
دارم خودم رو نابود میکنم که سرمایهگذاری شما بیهوده و اشتباه نباشه. هنوز در تایپ کردن مشاهیر آنچنان خوب نیستم؛ میخوام بهترین باشم و هرچیزی در این پروسه فهمیدم رو بهتون بگم.
میخوام بهتون یاد بدم مفاهیم و کتابها و گفتهها چطور در ساحت عمل و سر جلسه و مصاحبه قراره منجر به پیدا کردن تایپ فرد، با دقت صددرصد بشه.
در این چند سال کلی بهتون قول دادم و خیلیها رو شکستم. اما بیشترش رو بهتون میدم.
نگران نباشید.
فقط کمی صبر کنید که من اون اطمینان از خودم رو بدست بیارم.
الان تمرکز کردم روی کارم و از لحاظ مالی واقعاً نیاز به حمایت دارم و نمیخوام به پول فکر کنم.
لطفاً شما هم یک کمکی بکنید، حتی شده در حد معرفی یا اشتراک کاربران ویژه. ❤️
جفتشون از چیزی که قول داده بودم طولانیتر و بهتر داره میشه. مخصوصاً آموزش تشخیص تایپ.
دارم خودم رو نابود میکنم که سرمایهگذاری شما بیهوده و اشتباه نباشه. هنوز در تایپ کردن مشاهیر آنچنان خوب نیستم؛ میخوام بهترین باشم و هرچیزی در این پروسه فهمیدم رو بهتون بگم.
میخوام بهتون یاد بدم مفاهیم و کتابها و گفتهها چطور در ساحت عمل و سر جلسه و مصاحبه قراره منجر به پیدا کردن تایپ فرد، با دقت صددرصد بشه.
در این چند سال کلی بهتون قول دادم و خیلیها رو شکستم. اما بیشترش رو بهتون میدم.
نگران نباشید.
فقط کمی صبر کنید که من اون اطمینان از خودم رو بدست بیارم.
الان تمرکز کردم روی کارم و از لحاظ مالی واقعاً نیاز به حمایت دارم و نمیخوام به پول فکر کنم.
لطفاً شما هم یک کمکی بکنید، حتی شده در حد معرفی یا اشتراک کاربران ویژه. ❤️
❤43
این آهنگه از زبان یک ESFPئه(نمیدونم تایپ خواننده همینه یا چی)
ولی جالبه؛ معلوم نیست از خودش بدش میاد، عاشق خودشه، میخواد طرف برگرده، میخواد جاش رو پر کنه، یا کلاً از رابطه ناامیده.
یکی از آهنگهای مورد علاقهی خودمه البته؛ ولی خیلی عجیب و جالبه
ولی جالبه؛ معلوم نیست از خودش بدش میاد، عاشق خودشه، میخواد طرف برگرده، میخواد جاش رو پر کنه، یا کلاً از رابطه ناامیده.
یکی از آهنگهای مورد علاقهی خودمه البته؛ ولی خیلی عجیب و جالبه
❤23
بنظرم استقلال شخصیت مهمترین دستاورد انسان بعد از ۲۰ سالگیه
وقتی واقعاً آزاد میشیم که زندگی و تصمیمات ما «برای» دیگری(آدمها و اتفاقات و چیزها) نباشه.
از وقتی که دنیا میایم، در جهان دیگران زندگی میکنیم؛ ارزشها، باورها، کینهها، جبههها و ذهنیاتشون به ما خورانده میشه.
بعد از مدتی که شورش میکنیم و از بند اونها آزاد میشیم، اکثر اوقات صرفاً در «تقابل» با اونها قرار گرفتیم و میخوایم هرچیزی که اونها گفتن رو کنار بذاریم و شبیه اونها نباشیم؛ در حالی که همچنان در نسبت با دیگری زندگی میکنیم.
تجربهی شخصی من این بوده:
تاوقتی که محرکهای زندگی من در نسبت یا با توجه به دیگری بوده هیچوقت رنگ آرامش و موفقیت رو ندیدم.
چون بین جهان درون و بیرون، توهم تقابل داشتم و با زندگی بر اساس اون توهم، بهش دامن زدم و بین خودم و جهان فاصله ایجاد کردم.
تاوقتی که همهچیز رو شخصی کنم و برداشتم تحت تأثیر هویتم باشه، ضعیفم و نمیتونم نگاه درست داشته باشم. هر اتفاقی بیفته فکر میکنم درمورد منه. هرکس هرکاری بکنه و هرچیزی بگه فکر میکنم با من بوده یا بخاطر فلان رفتار و حرکتم. همین موضوع باعث میشه ناخودآگاه حس کنم دنیا دور من میچرخه و نهایتاً موضوعات خیلی ساده برام بزرگ و حساس و سخت میشه.
و در آخر، زندگی و پرورش هویت در نسبت با دیگری، اصالت رو از من میگیره و با اون آدم و پدیده تعریفم میکنه. من آخرش میشم «اونی که از فیلم اینتراستلار بدش میاد». به چیزهایی عواطف شدید پیدا میکنم که برای من نه اهمیتی قائلن و نه حتی یک دقیقه در روز به من اختصاص میدن.
امروز اربابم فلان فیلم و فلان خوانندهست، فردا اربابم میشه دشمن و نقطهی مقابل اون فیلم و خواننده.
هرچقدر تأثیرپذیرتر باشم، بردهترم.
یکی از تناقضات روحانیت غربی امروز همینه؛ منبع رو از آسمان میگیره و در تو میذاره. در عین حال یک قدم اساسی برای تعالی روح، خارج شدن از خوده.
وقتی واقعاً آزاد میشیم که زندگی و تصمیمات ما «برای» دیگری(آدمها و اتفاقات و چیزها) نباشه.
از وقتی که دنیا میایم، در جهان دیگران زندگی میکنیم؛ ارزشها، باورها، کینهها، جبههها و ذهنیاتشون به ما خورانده میشه.
بعد از مدتی که شورش میکنیم و از بند اونها آزاد میشیم، اکثر اوقات صرفاً در «تقابل» با اونها قرار گرفتیم و میخوایم هرچیزی که اونها گفتن رو کنار بذاریم و شبیه اونها نباشیم؛ در حالی که همچنان در نسبت با دیگری زندگی میکنیم.
تجربهی شخصی من این بوده:
تاوقتی که محرکهای زندگی من در نسبت یا با توجه به دیگری بوده هیچوقت رنگ آرامش و موفقیت رو ندیدم.
چون بین جهان درون و بیرون، توهم تقابل داشتم و با زندگی بر اساس اون توهم، بهش دامن زدم و بین خودم و جهان فاصله ایجاد کردم.
تاوقتی که همهچیز رو شخصی کنم و برداشتم تحت تأثیر هویتم باشه، ضعیفم و نمیتونم نگاه درست داشته باشم. هر اتفاقی بیفته فکر میکنم درمورد منه. هرکس هرکاری بکنه و هرچیزی بگه فکر میکنم با من بوده یا بخاطر فلان رفتار و حرکتم. همین موضوع باعث میشه ناخودآگاه حس کنم دنیا دور من میچرخه و نهایتاً موضوعات خیلی ساده برام بزرگ و حساس و سخت میشه.
و در آخر، زندگی و پرورش هویت در نسبت با دیگری، اصالت رو از من میگیره و با اون آدم و پدیده تعریفم میکنه. من آخرش میشم «اونی که از فیلم اینتراستلار بدش میاد». به چیزهایی عواطف شدید پیدا میکنم که برای من نه اهمیتی قائلن و نه حتی یک دقیقه در روز به من اختصاص میدن.
امروز اربابم فلان فیلم و فلان خوانندهست، فردا اربابم میشه دشمن و نقطهی مقابل اون فیلم و خواننده.
هرچقدر تأثیرپذیرتر باشم، بردهترم.
یکی از تناقضات روحانیت غربی امروز همینه؛ منبع رو از آسمان میگیره و در تو میذاره. در عین حال یک قدم اساسی برای تعالی روح، خارج شدن از خوده.
❤35
خب
سامان ویلسون رو اشتباه زدم
چندوقت پیش داشتیم برای اینستاگرام پست درست میکردیم که دوتا تردست رو باهم مقایسه کنیم، گفتم اول اعتبارسنجی کنم که سورنا و ویلسون واقعاً تردستن یا نه.
به ایشون که رسیدم همون اول فهمیدم مدیریته.
یعنی ESTJ ESTP ENTJ ENFJ
عملگرایی که خیلی واضحه، پس میرسیم به دوتا تایپ وسط. بعدش مطمئن شدم Se Niیوزره که فرقی برای ادامه نمیکرد.
اما موقتاً وارد لیست درویش کردم که بعداً برم سراغش؛ چون شبیه تایپهای ادراکی بود و شبیه به صنعتگران.
تا همین دیشب نزدیک دو ساعت وقت گذاشتم و به نتیجهای رسیدم که باورم نمیشد و الان هم گیجم.
خیلی روی دستاورد شخصی و فرمول و سیستم تأکید داره؛ روی برندسازی و بیزینس ساختن. Te Fi از سر و روش میباره.
خودم شوکه شدم که دریاداره؛ اما هیچ احتمال دیگری وجود نداره متأسفانه :))
مستقیم
عملگرا
روشمند
نتیجه
پیشرو
سامان ویلسون رو اشتباه زدم
چندوقت پیش داشتیم برای اینستاگرام پست درست میکردیم که دوتا تردست رو باهم مقایسه کنیم، گفتم اول اعتبارسنجی کنم که سورنا و ویلسون واقعاً تردستن یا نه.
به ایشون که رسیدم همون اول فهمیدم مدیریته.
یعنی ESTJ ESTP ENTJ ENFJ
عملگرایی که خیلی واضحه، پس میرسیم به دوتا تایپ وسط. بعدش مطمئن شدم Se Niیوزره که فرقی برای ادامه نمیکرد.
اما موقتاً وارد لیست درویش کردم که بعداً برم سراغش؛ چون شبیه تایپهای ادراکی بود و شبیه به صنعتگران.
تا همین دیشب نزدیک دو ساعت وقت گذاشتم و به نتیجهای رسیدم که باورم نمیشد و الان هم گیجم.
خیلی روی دستاورد شخصی و فرمول و سیستم تأکید داره؛ روی برندسازی و بیزینس ساختن. Te Fi از سر و روش میباره.
خودم شوکه شدم که دریاداره؛ اما هیچ احتمال دیگری وجود نداره متأسفانه :))
مستقیم
عملگرا
روشمند
نتیجه
پیشرو
❤29
کار INTP ارائهی فهم جدید و جهانشموله که تمام شواهد رو در یک خط قرار بده.
اون Te nemesis در واقع نگرانی درمورد کلی نبودن احکام و نبود توجیه برای وجود شواهده...
اون Te nemesis در واقع نگرانی درمورد کلی نبودن احکام و نبود توجیه برای وجود شواهده...
❤30
GrumpyAlienChannel
خب سامان ویلسون رو اشتباه زدم چندوقت پیش داشتیم برای اینستاگرام پست درست میکردیم که دوتا تردست رو باهم مقایسه کنیم، گفتم اول اعتبارسنجی کنم که سورنا و ویلسون واقعاً تردستن یا نه. به ایشون که رسیدم همون اول فهمیدم مدیریته. یعنی ESTJ ESTP ENTJ ENFJ عملگرایی…
باز دارم نگاه میکنم البته
هنوز نهایی نشده
هنوز نهایی نشده
❤19
GrumpyAlienChannel
خب سامان ویلسون رو اشتباه زدم چندوقت پیش داشتیم برای اینستاگرام پست درست میکردیم که دوتا تردست رو باهم مقایسه کنیم، گفتم اول اعتبارسنجی کنم که سورنا و ویلسون واقعاً تردستن یا نه. به ایشون که رسیدم همون اول فهمیدم مدیریته. یعنی ESTJ ESTP ENTJ ENFJ عملگرایی…
میخوام پروسهی تایپ کردن این ویلسون رو براتون بذارم که حداقل یک راهنمایی وجود داشته باشه و از پروسه باخبر باشید:
اول این پیام گفتم «اول فهمیدم مدیریته» یعنی خیلی مطمئن بودم.
من چندوقته تاوقتی که تمام حرفهای اون آدم با عقلم جور در نیاد ول نمیکنم. یک وسواس عجیبی بوجود اومده برام. اگر جور در بیاد با اون تایپ که هیچ، اگر نیاد این چندکار رو میکنم:
اولین قدم اینه که به همون چیزی که بیشتر از همه بهش مطمئن بودم شک میکنم.
اینجا خیلی مطمئن بودم مدیریته، بنابراین مدیریت رو خط زدم. چرا؟ چون حرفهاش به معبد قلب نزدیکتر بود تا بدن. مخصوصاً اونجا که میگه رابطهی خوب درش دعوا(دراما) زیاده.
اگر روشمنده، مستقیمه، عملگراست و Se Ni یوزر، پس یا دریاداره یا شکارچی. بااینکه شکارچی این شکلی ندیدم باید فرضش رو حداقل در نظر بگیرم و با دریادار مقایسه کنم.
بعدش تمام چیزهایی که دیدم رو با عینک شکارچی بودن دوره میکنم که ببینم منطقی میشه یا نه.
و برای همینه که مشاهیر داخل لیستها شبیه یویو بالا و پایین میرن و نهایتاً وارد لیست اطمینانم میشن که هنوز معرفی و افتتاح نشده...
اول این پیام گفتم «اول فهمیدم مدیریته» یعنی خیلی مطمئن بودم.
من چندوقته تاوقتی که تمام حرفهای اون آدم با عقلم جور در نیاد ول نمیکنم. یک وسواس عجیبی بوجود اومده برام. اگر جور در بیاد با اون تایپ که هیچ، اگر نیاد این چندکار رو میکنم:
اولین قدم اینه که به همون چیزی که بیشتر از همه بهش مطمئن بودم شک میکنم.
اینجا خیلی مطمئن بودم مدیریته، بنابراین مدیریت رو خط زدم. چرا؟ چون حرفهاش به معبد قلب نزدیکتر بود تا بدن. مخصوصاً اونجا که میگه رابطهی خوب درش دعوا(دراما) زیاده.
اگر روشمنده، مستقیمه، عملگراست و Se Ni یوزر، پس یا دریاداره یا شکارچی. بااینکه شکارچی این شکلی ندیدم باید فرضش رو حداقل در نظر بگیرم و با دریادار مقایسه کنم.
بعدش تمام چیزهایی که دیدم رو با عینک شکارچی بودن دوره میکنم که ببینم منطقی میشه یا نه.
و برای همینه که مشاهیر داخل لیستها شبیه یویو بالا و پایین میرن و نهایتاً وارد لیست اطمینانم میشن که هنوز معرفی و افتتاح نشده...
❤30
دوست دارید ویدیوی بعدی درمورد synchronicity باشه؟
مبحث خیلی جالبیه بنظرم
مبحث خیلی جالبیه بنظرم
❤35
تحلیل کهنالگویی کاپیتان آمریکا و مرد آهنی بر اساس فیلمها
یک پسر لاغر و ناتوانه که بلندپروازیهاش بر محدودیتهای جسمانیاش غلبه کرده
چیزهایی زیادی میخواد و اونها رو در جهت نجات آدمها دنبال میکنه. همین ویژگی به چشم سازمان میاد و با تکنولوژی بهش اون توانایی جسمانی رو میدن که آرمانش رو به واقعیت بدل کنه.
شباهت ایشون و سوپرمن چیه؟ نماد یک ملت و کشورن
با اراده و برتری شناخته میشن و خوشقلب و آزادن
در مقابل، تونی استارک واقعاً کیه؟
یک آدم نابغه که از هوش و پول برای اثبات عدم نیاز به قدرت ماورایی استفاده میکنه و روبروی ترسهاش میایسته. دائم در حال حرکته برای داشتن صلاحیت، قویتر شدن و اجرای مستقل عدالت.
یاد کی افتادید؟ آفرین! بتمن
دغدغهی حکیمانه در کاپیتان آمریکا و سوپرمن اینطور نمود داره:
بااینکه از همه بطور ذاتی یا جسمی بهترن، میخوان در کنار دیگران باشن و همه رو درک کنن. پوشش مخفی بیشتر ابرقهرمانها، اون روی قویتر و بهترشونه؛ اما مثلاً برای سوپرمن، در واقع یک آدم عادیه که میتونه از طریق شباهت به همه نزدیک بشه.
دغدغهی نخبهای در بتمن و آیرن من:
میخوان تفاوت و برتری بر اساس زحمات و شایستگی خودشون باشه. میخوان خودشون عامل تفاوت با دیگری باشن. اون تواناییها نه از سیارهی دیگری اومده و نه سازمانی بهشون داده؛ خودشون بهش رسیدن.
تفاوت بین ساربان و تردست همینه...
توجه کنید که نتیجهی این تحلیلها، لزوماً تایپ این کاراکترها رو نمیگه و صرفاً برای شناخت بیشتر سیستم و تایپهاست.
یک پسر لاغر و ناتوانه که بلندپروازیهاش بر محدودیتهای جسمانیاش غلبه کرده
چیزهایی زیادی میخواد و اونها رو در جهت نجات آدمها دنبال میکنه. همین ویژگی به چشم سازمان میاد و با تکنولوژی بهش اون توانایی جسمانی رو میدن که آرمانش رو به واقعیت بدل کنه.
شباهت ایشون و سوپرمن چیه؟ نماد یک ملت و کشورن
با اراده و برتری شناخته میشن و خوشقلب و آزادن
در مقابل، تونی استارک واقعاً کیه؟
یک آدم نابغه که از هوش و پول برای اثبات عدم نیاز به قدرت ماورایی استفاده میکنه و روبروی ترسهاش میایسته. دائم در حال حرکته برای داشتن صلاحیت، قویتر شدن و اجرای مستقل عدالت.
یاد کی افتادید؟ آفرین! بتمن
دغدغهی حکیمانه در کاپیتان آمریکا و سوپرمن اینطور نمود داره:
بااینکه از همه بطور ذاتی یا جسمی بهترن، میخوان در کنار دیگران باشن و همه رو درک کنن. پوشش مخفی بیشتر ابرقهرمانها، اون روی قویتر و بهترشونه؛ اما مثلاً برای سوپرمن، در واقع یک آدم عادیه که میتونه از طریق شباهت به همه نزدیک بشه.
دغدغهی نخبهای در بتمن و آیرن من:
میخوان تفاوت و برتری بر اساس زحمات و شایستگی خودشون باشه. میخوان خودشون عامل تفاوت با دیگری باشن. اون تواناییها نه از سیارهی دیگری اومده و نه سازمانی بهشون داده؛ خودشون بهش رسیدن.
تفاوت بین ساربان و تردست همینه...
توجه کنید که نتیجهی این تحلیلها، لزوماً تایپ این کاراکترها رو نمیگه و صرفاً برای شناخت بیشتر سیستم و تایپهاست.
❤27
❤23