گذار دموکراتیک
"ما عادلانهترین و حقخواهانهترین جنگ جهان را پیش میبریم" [بخش چهارم] ... جنگ تحمیلی ٣٠ – ۴٠ ساله علیه ما همزمان جنگ تحمیلی ناتو علیه ماست. دولت ترک یکی از اعضای ناتو است و با کمک نظامی-سیاسی ناتو علیه ما جنگ میکند ... 🆔 @GozarDemocratic
"ما عادلانهترین و حقخواهانهترین جنگ جهان را پیش میبریم" [بخش چهارم]
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در گفتوگو با روزنامه هاولاتی به ارزیابی منطقه امن در مناطق مرزی شمال و شرق سوریه با ترکیه و روابط میان نیروهای انقلابی روژاوا و ایالات متحده آمریکا پرداخته است. بخش چهارم گفتوگوی هاولاتی با جمیل باییک به این شرح است:
هاولاتی: شما توافق آمریکا-ترکیه را برای ایجاد منطقه امن در روژآوا و شمال سوریه چگونه ارزیابی میکنید؟
باییک: ما در رسانهها از این توافق اطلاع پیدا کردیم و آن را شنیدیم. متعاقبا اطلاعاتی به دست ما رسید. ما در این رابطه آشکارا اعلام میکنیم که ما این توافقنامه را که از افکار عمومی و رسانهها شنیدهایم، همانند پیمانی میبینیم که منافع کوردها را مبنا قرار نمیدهد، و بر مبنای حساسیتهای دولت ترک آماده شده است. و با توجه با اطلاعات کلی موجود در دست ما، این پیمان بدینگونه شناخته میشود. بدون تردید مدیریت روژآوا، مدیریت شمال و شرق سوریه تمایلی به جنگ علیه ترکیه ندارد. به منظور روی ندادن جنگ، به شیوهای منعطف به این مسئله نزدیک میشوند. آمریکا نیز هم با آنها و هم با ترکیه در ارتباط است. برخورد آنها نشاندهنده رویکردی بدون جنگ و دستیابی به صلح است. این مسئله را نیز چند بار به افکار عمومی اطلاع دادهاند. هر چند احتمال دارد تمامی آنچه که در رسانهها آمده است، درست نباشد، یا اطلاعات کمی در این رابطه به دست ما رسیده باشد. اما از نظر ما این پیمان به شدت بر مبنای خواستههای ترکیه تنظیم شده است. دولت ترک بعد از انعقاد این توافق مواردی را تحمیل کرده است. آشکار است که از طریق این پیمان تلاش دارد این نکته را بر کرسی بنشاند که در شمال سوریه از حق سخنگویی برخوردار است. شمال سوریه به آنها ارتباط دارد، متعاقبا از طریق تحمیل مطالبات جدید دیگر، سیستم دمکراتیک تاسیس شده در شرق و شمال سوریه را نابود نماید. یک هفته بعد از توافقنامه، خود اردوغان به چنین مسئلهای اشاره کرده و گفت این قدم نخستین است. این توافق برای اشغال شمال سوریه، برای درهم شکستن مدیریت شمال سوریه، به عنوان نخستن گام نگریسته میشود. و گرنه، ترکیه این گام را برای امنیت مرزی، ممانعت از ایجاد مشکل برای ترکیه و شمال سوریه، برای آشتی و صلح برنداشته است. بر عکس، ترکیه تلاش دارد آرامترین منطقه در خاورمیانه را به اشغال خود درآورد و همان اقداماتی را که در عفرین انجام داد، تبهکاران وابسته به خود را در آنجا به حاکمیت برساند.
به منظور حفظ امنیت مرزی احتمال دارد مدیریت روژآوا دست به چنین توافقی زده باشند. احتمال دارد که در زمینه و شرایط جنگی به منظور آنکه مرزها دچار بیثباتی نشده و مرز باعث مشکلی برای هیچ یک از طرفین نشود به این توافقنامه دست زده باشند. زیرا در شرایط جنگی در هر منطقهای احتمال دارد مشکلات متفاوت و ناخواستهای روی دهند. اما هدف دولت ترک امنیت مرزی نیست. هیچ کسی دولت ترکیه را در این مناطق تهدید نمیکند. هدف دولت ترکیه اینست که کوردها در شمال و شرق سوریه به هیچ گونه حقوق دمکراتیکی دست نیافته و سوریه دمکراتیک نشود. و این در حالیست که در شمال سوریه، اعراب، سریانیها، چچنها، ترکمنها، ارمنیان و تمامی گروهها و خلقهای دیگر به شیوهای دمکراتیک و آزادانه در درون یک سیستم همزیستی دارند. در تمامی سوریه، این منطقه، آرامترین و دمکراتیکترین منطقه است. بین خلقهای ساکن در این منطقه مشکلی در میان نیست. روژآوا هیچ کسی را تهدید نمیکند. اما دولت ترکیه سیستم دمکراتیک و آزاد و دمکراتیزاسیون سوریه را به عنوان تهدیدی علیه خود قلمداد میکند. دولت ترکیه مخالف دمکراتیزاسیون در سوریه است. زیرا سیستم ترکیه، یک سیستم فاشیستی و غیر دمکراتیک است. مخالف دستیابی کوردها به حقوق خودشان میباشد. درصدد نابودی و از میان برداشتن کوردهاست. به همین دلیل مسئله دولت ترک، ایجاد یک منطقه امن در مرز نیست. این پیمان را به عنوان قدمی برای مطامع خود و نیز تحمیل این مسئله میبیند که در ترکیه از حق سخنگویی و اعمال نظر و مشروعیت در این زمینه برخوردار بوده و از همین رو این پیمان را امضا کرده است. اکنون نیز که این پیمان را مشروعیت بخشیده است، تلاش دارد آن را مجددا تنظیم نماید، تهدید میکند که اگر خواسته های دیگر این کشور مورد پذیرش قرار نگیرد، روژآوا، شمال و شرق سوریه را اشغال خواهد کرد. به همین دلیل ما این توافقنامه را توافقنامهای اصولی و صحیح ارزیابی نمیکنیم.
از نظر ما، این پیمان نمیتواند به حل و فصل مشکلات منجر شود. این توافقنامه از تلاش برای زمینهچینی و اشغالگری و فریب چیزی بیش نیست. برخورد آمریکا نیز بر این امر مبتنی است که تاثیر ترکیه به عنوان عضوی از ناتو را همانند تاثیر خود بر منطقه ارزیابی میکند، قادر به درک حیات آزاد و دمکراتیک کوردها، اعراب
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در گفتوگو با روزنامه هاولاتی به ارزیابی منطقه امن در مناطق مرزی شمال و شرق سوریه با ترکیه و روابط میان نیروهای انقلابی روژاوا و ایالات متحده آمریکا پرداخته است. بخش چهارم گفتوگوی هاولاتی با جمیل باییک به این شرح است:
هاولاتی: شما توافق آمریکا-ترکیه را برای ایجاد منطقه امن در روژآوا و شمال سوریه چگونه ارزیابی میکنید؟
باییک: ما در رسانهها از این توافق اطلاع پیدا کردیم و آن را شنیدیم. متعاقبا اطلاعاتی به دست ما رسید. ما در این رابطه آشکارا اعلام میکنیم که ما این توافقنامه را که از افکار عمومی و رسانهها شنیدهایم، همانند پیمانی میبینیم که منافع کوردها را مبنا قرار نمیدهد، و بر مبنای حساسیتهای دولت ترک آماده شده است. و با توجه با اطلاعات کلی موجود در دست ما، این پیمان بدینگونه شناخته میشود. بدون تردید مدیریت روژآوا، مدیریت شمال و شرق سوریه تمایلی به جنگ علیه ترکیه ندارد. به منظور روی ندادن جنگ، به شیوهای منعطف به این مسئله نزدیک میشوند. آمریکا نیز هم با آنها و هم با ترکیه در ارتباط است. برخورد آنها نشاندهنده رویکردی بدون جنگ و دستیابی به صلح است. این مسئله را نیز چند بار به افکار عمومی اطلاع دادهاند. هر چند احتمال دارد تمامی آنچه که در رسانهها آمده است، درست نباشد، یا اطلاعات کمی در این رابطه به دست ما رسیده باشد. اما از نظر ما این پیمان به شدت بر مبنای خواستههای ترکیه تنظیم شده است. دولت ترک بعد از انعقاد این توافق مواردی را تحمیل کرده است. آشکار است که از طریق این پیمان تلاش دارد این نکته را بر کرسی بنشاند که در شمال سوریه از حق سخنگویی برخوردار است. شمال سوریه به آنها ارتباط دارد، متعاقبا از طریق تحمیل مطالبات جدید دیگر، سیستم دمکراتیک تاسیس شده در شرق و شمال سوریه را نابود نماید. یک هفته بعد از توافقنامه، خود اردوغان به چنین مسئلهای اشاره کرده و گفت این قدم نخستین است. این توافق برای اشغال شمال سوریه، برای درهم شکستن مدیریت شمال سوریه، به عنوان نخستن گام نگریسته میشود. و گرنه، ترکیه این گام را برای امنیت مرزی، ممانعت از ایجاد مشکل برای ترکیه و شمال سوریه، برای آشتی و صلح برنداشته است. بر عکس، ترکیه تلاش دارد آرامترین منطقه در خاورمیانه را به اشغال خود درآورد و همان اقداماتی را که در عفرین انجام داد، تبهکاران وابسته به خود را در آنجا به حاکمیت برساند.
به منظور حفظ امنیت مرزی احتمال دارد مدیریت روژآوا دست به چنین توافقی زده باشند. احتمال دارد که در زمینه و شرایط جنگی به منظور آنکه مرزها دچار بیثباتی نشده و مرز باعث مشکلی برای هیچ یک از طرفین نشود به این توافقنامه دست زده باشند. زیرا در شرایط جنگی در هر منطقهای احتمال دارد مشکلات متفاوت و ناخواستهای روی دهند. اما هدف دولت ترک امنیت مرزی نیست. هیچ کسی دولت ترکیه را در این مناطق تهدید نمیکند. هدف دولت ترکیه اینست که کوردها در شمال و شرق سوریه به هیچ گونه حقوق دمکراتیکی دست نیافته و سوریه دمکراتیک نشود. و این در حالیست که در شمال سوریه، اعراب، سریانیها، چچنها، ترکمنها، ارمنیان و تمامی گروهها و خلقهای دیگر به شیوهای دمکراتیک و آزادانه در درون یک سیستم همزیستی دارند. در تمامی سوریه، این منطقه، آرامترین و دمکراتیکترین منطقه است. بین خلقهای ساکن در این منطقه مشکلی در میان نیست. روژآوا هیچ کسی را تهدید نمیکند. اما دولت ترکیه سیستم دمکراتیک و آزاد و دمکراتیزاسیون سوریه را به عنوان تهدیدی علیه خود قلمداد میکند. دولت ترکیه مخالف دمکراتیزاسیون در سوریه است. زیرا سیستم ترکیه، یک سیستم فاشیستی و غیر دمکراتیک است. مخالف دستیابی کوردها به حقوق خودشان میباشد. درصدد نابودی و از میان برداشتن کوردهاست. به همین دلیل مسئله دولت ترک، ایجاد یک منطقه امن در مرز نیست. این پیمان را به عنوان قدمی برای مطامع خود و نیز تحمیل این مسئله میبیند که در ترکیه از حق سخنگویی و اعمال نظر و مشروعیت در این زمینه برخوردار بوده و از همین رو این پیمان را امضا کرده است. اکنون نیز که این پیمان را مشروعیت بخشیده است، تلاش دارد آن را مجددا تنظیم نماید، تهدید میکند که اگر خواسته های دیگر این کشور مورد پذیرش قرار نگیرد، روژآوا، شمال و شرق سوریه را اشغال خواهد کرد. به همین دلیل ما این توافقنامه را توافقنامهای اصولی و صحیح ارزیابی نمیکنیم.
از نظر ما، این پیمان نمیتواند به حل و فصل مشکلات منجر شود. این توافقنامه از تلاش برای زمینهچینی و اشغالگری و فریب چیزی بیش نیست. برخورد آمریکا نیز بر این امر مبتنی است که تاثیر ترکیه به عنوان عضوی از ناتو را همانند تاثیر خود بر منطقه ارزیابی میکند، قادر به درک حیات آزاد و دمکراتیک کوردها، اعراب
گذار دموکراتیک
"ما عادلانهترین و حقخواهانهترین جنگ جهان را پیش میبریم" [بخش چهارم] ... جنگ تحمیلی ٣٠ – ۴٠ ساله علیه ما همزمان جنگ تحمیلی ناتو علیه ماست. دولت ترک یکی از اعضای ناتو است و با کمک نظامی-سیاسی ناتو علیه ما جنگ میکند ... 🆔 @GozarDemocratic
، سریانیها و دیگر خلقها و دمکراتیزاسیون سوریه نیست، برعکس، حساسیتهای ترکیه را که دشمن کوردها و دشمن دمکراسی است را مد نظر قرار میدهد. دیدارها هنوز نیز در جریان هستند اما دولت ترکیه تهدیدات خود را روزانه ادامه میدهد. بدیهی است که هیچگونه راهکاری مبتنی بر حل و فصل از سوی دولت ترک متصور نیست. لازم است همه براین نکته واقف باشند. کوردها، عربها، سریانها و همه باید این مسئله را درک کنند. به همین دلیل باید کوردها، دوستان آنها در این منطقه و نیروهای دمکراسیخواه در سطح جهان خود را برای مبارزه علیه اشغالگری دولت ترک آماده کنند. با حمایت و تقویت مبارزه در چنین سطحی، از طریق اتحاد در مبارزه باید حملات ارتش را درهم شکست. اکنون این وظیفه بر دوش تمامی نیروهای دمکراسیخواه، آزادیخواه و دوستان کوردها افتاده است. کوردها علیه داعش به نبرد پرداختند، هزاران نفر به شهادت رسیدند. همراه با نیروهای ائتلاف به نبرد دست زدند. اکنون نیروهای ائتلاف نیز از مسئولیت اخلاقی و سیاسی برخوردار هستند. دولت ترک با داعش همکاری کرد، و این کوردها بودند که داعش را درهم شکستند. اکنون حساسیتهای دولت ترک -که به هر نحو ممکن با داعش و تبهکاران همکاری نمود و همچنان نیز همکاری مینماید- با خوشبینی مورد استقبال قرار گرفته است، اما مطالبات دمکراتیک کوردها و آزادی کوردها که با داعش مبارزه کردند، بیش از ده هزار شهید دادند، هزینههای بسیار سنگینی را متحمل شدند، اکنون نادیده گرفته میشود. برخورد کنونی با کوردها- که با داعش به نبرد پرداختند- اکنون به هیچ نحوی از انحا مایه پذیرش نیست. این مسئله بزرگترین بیاخلاقی سیاسی است، بزرگترین بیوجدانی و دورویی تاریخ جهانی است.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
کوردها علیه داعش نه فقط در سوریه بلکه در عراق نیز به نبرد برخاستند. در شنگال ایزدیان در معرض یک نسلکشی قرار داشتند. اگر در شنگال ایزدیان دچار نسل کشی میشدند، چه کسانی متهم و مقصر بودند؟ متهمان آن عراق، حزب دمکرات کوردستان و نیروهای بینالمللی بودند. اگر کسانی نمیبودند که این حملات را متوقف نمایند، در پیشگاه تاریخ گناهکار شناخته میشدند. گریلاهای کورد و متعاقبا واحدهای مدافع زنان و یگانهای مدافع خلق از روژآوا وارد منطقه شنگال شده و این قتلعام را متوقف نمودند. به همین نحو، نیروهای بسیاری که در مقابل این نسلکشی گناهگار هستند، از گناه بدون موضعگیری در مقابل این نسلکشی رهایی یافتند. اگر کوردها داعش را متوقف نمیکردند، هیچ کس نمیتوانست در مقابل داعش ایستادگی نماید و سوریه و عراق را نیز به طور کامل کنترل میکردند. ترکیه نیز به دولتی تبدیل میشد که داعش را تحت کنترل داشت. زیرا حامی داعش بود. در خاورمیانه هیچ کس نمیتوانست در مقابل آن ایستادگی نماید و غیر قابل کنترل میشد. همه نیز بر این نکته واقف هستند که داعش در کوبانی با نخستین هزیمت خود روبرو شد. اگر داعش قادر به کنترل کوبانی شده بود، هیچ کس نمیتوانست آن را کنترل نماید. به همین دلیل ما توافق ترکیه و آمریکا را در رابطه با موضوع امنیت مرزی روژآوا و شمال شرق سوریه به عنوان توافقنامهای درک میکنیم که صلح و امنیت را با خود به همراه ندارد. ما این توافق را به عنوان گشایش راهی برای اشغال شمال-شرق سوریه مینگریم که از این طریق میخواهند سیستم دمکراتیک موجود در این منطقه را از میان برداشته و نابود کنند. باید این توافق را به عنوان پذیرش مطالبات ترکیه قلمداد نماییم که دشمن دمکراسی و آزادی بوده و همکار و حامی داعش نیز بوده است. بدون تردید ما اوضاع را رصد و کنترل میکنیم. نیروهای دمکراسیخواه و خلق این اوضاع را نظاره میکنند. دولت ترک صراحتا دم از اشغالگری میزند. در مواجهه با چنین وضعیتی بدون تردید خلقمان، ما و همه باید در مقابل این اشغالگری موضعگیری نمایند و به مقاومت دست بزنند. نه فقط کوردها بلکه باید تمامی خلقهای خاورمیانه باید این حاکمیت را که به بلای تمامی بشریت بدل شده است، به زبالهدانی انداخته و ان را از میان بردارند.
هاولاتی: برخی از رهبران جنبش شما از سوی آمریکا به ترور متهم شدهاند. از سوی دیگر آمریکا به حمایت نظامی یگانهای مدافع خلق که علیه داعش مبارزه میکند دست میزند. آیا ارتباط بین یگانهای مدافع خلق و آمریکا به معنای ارتباط شما با امریکا نیز میباشد؟
باییک: نتایج سیاست امریکا مبنی بر متهم نمودن مسئولات پ.ک.ک/ ک.ج.ک/ و نیروهای مدافع خلق به شیوهای آشکارا نشان میدهد که این کشور از جنگ دولت ترک علیه ما حمایت مینماید. اخذ تصمیم دستگیری رفقای ما از طریق اختصاص جایزه، گامی برای مشروعیت بخشیدن به جنگ پلید دولت ترک علیه جنبش آزادیخواه خلق کورد میباشد. دولت ترک در جنگ خود علیه خلق کورد دچار دشواریهای فراوان بود و رسواییهای فراوانی را در سطح جهانی به جان خریده بود. آمریکا از طریق اتخاذ چنین تصمیمی و اختصاص جایزه از جنگ دولت ترک علیه ما حمایت نمود. باید این تصمیم آمریکا را بدینگونه تفسیر کرد. اما از سوی دیگر همانگونه که شما نیز اشاره نمودید نیروهای روژآوا، شمال و شرق سوریه که بر مبنای خط مشی رهبر آپو حرکت کرده و مبارزه آزادیخواهی خلق کورد را تداوم میبخشند، با آمریکا در ارتباط هستند. درست است که آمریکا به انها تسلیحات میدهد، اما این کمکها را در راستای منافع خود انجام میدهد. کسانی که علیه داعش به نبرد پرداختند و داعش را درهم شکستند همین نیروها بودند. اما نزدیکی یگانهای مدافع خلق و یگانهای مدافع زنان با آمریکا به معنای نزدیکی ما با امریکا نیست و چنین ارتباطی نیز وجود ندارد؛ به هیچ شیوهای. روزانه از طریق بیانیه اعلام میکنند که آنها حامی مبارزه ترکیه علیه تروریسم هستند. از ترکیه حمایت میکنند. در بعد سیاسی و معنوی از آنها حمایت میکنند. به هر نحو ممکن از طریق تکنولوژی و سلاح به ترکیه کمک میکنند. تمامی هواپیماهای جنگی ترکیه، هواپیماهای آمریکایی هستند. بخش بزرگی از تسلیحات جنگی آنها متعلق به امریکا و ناتو است. حاکمیت آ.ک.پ تبلیغات کرده و میگوید که تسلیحات نظامی خودمان را تولید میکنیم. اما این مسئله نیز از واقعیت امر چیزی نمیکاهد. سلاحهای استراتژیکی که ماشین جنگی ترکیه را به پیش میبرند یا بخشهای اصلی این سلاحها را از خارج وارد میکنند. جنگ با سلاحهای تولیدی نمیتواند ادامه داشته باشد. میگویند که خودمان هواپیماهای اکتشافی بدون سرنشین را تولید کردهایم، اما دوربینهای آن، دوربینهای دید در شب و تمامی ملزومات آن از خارج وارد میشود. تمامی تکنولوژیهای این هواپیماها از خارج وارد میشود. جنگ تحمیلی ٣٠ – ۴٠ ساله علیه ما همزمان جنگ تحمیلی ناتو علیه ماست.
کوردها علیه داعش نه فقط در سوریه بلکه در عراق نیز به نبرد برخاستند. در شنگال ایزدیان در معرض یک نسلکشی قرار داشتند. اگر در شنگال ایزدیان دچار نسل کشی میشدند، چه کسانی متهم و مقصر بودند؟ متهمان آن عراق، حزب دمکرات کوردستان و نیروهای بینالمللی بودند. اگر کسانی نمیبودند که این حملات را متوقف نمایند، در پیشگاه تاریخ گناهکار شناخته میشدند. گریلاهای کورد و متعاقبا واحدهای مدافع زنان و یگانهای مدافع خلق از روژآوا وارد منطقه شنگال شده و این قتلعام را متوقف نمودند. به همین نحو، نیروهای بسیاری که در مقابل این نسلکشی گناهگار هستند، از گناه بدون موضعگیری در مقابل این نسلکشی رهایی یافتند. اگر کوردها داعش را متوقف نمیکردند، هیچ کس نمیتوانست در مقابل داعش ایستادگی نماید و سوریه و عراق را نیز به طور کامل کنترل میکردند. ترکیه نیز به دولتی تبدیل میشد که داعش را تحت کنترل داشت. زیرا حامی داعش بود. در خاورمیانه هیچ کس نمیتوانست در مقابل آن ایستادگی نماید و غیر قابل کنترل میشد. همه نیز بر این نکته واقف هستند که داعش در کوبانی با نخستین هزیمت خود روبرو شد. اگر داعش قادر به کنترل کوبانی شده بود، هیچ کس نمیتوانست آن را کنترل نماید. به همین دلیل ما توافق ترکیه و آمریکا را در رابطه با موضوع امنیت مرزی روژآوا و شمال شرق سوریه به عنوان توافقنامهای درک میکنیم که صلح و امنیت را با خود به همراه ندارد. ما این توافق را به عنوان گشایش راهی برای اشغال شمال-شرق سوریه مینگریم که از این طریق میخواهند سیستم دمکراتیک موجود در این منطقه را از میان برداشته و نابود کنند. باید این توافق را به عنوان پذیرش مطالبات ترکیه قلمداد نماییم که دشمن دمکراسی و آزادی بوده و همکار و حامی داعش نیز بوده است. بدون تردید ما اوضاع را رصد و کنترل میکنیم. نیروهای دمکراسیخواه و خلق این اوضاع را نظاره میکنند. دولت ترک صراحتا دم از اشغالگری میزند. در مواجهه با چنین وضعیتی بدون تردید خلقمان، ما و همه باید در مقابل این اشغالگری موضعگیری نمایند و به مقاومت دست بزنند. نه فقط کوردها بلکه باید تمامی خلقهای خاورمیانه باید این حاکمیت را که به بلای تمامی بشریت بدل شده است، به زبالهدانی انداخته و ان را از میان بردارند.
هاولاتی: برخی از رهبران جنبش شما از سوی آمریکا به ترور متهم شدهاند. از سوی دیگر آمریکا به حمایت نظامی یگانهای مدافع خلق که علیه داعش مبارزه میکند دست میزند. آیا ارتباط بین یگانهای مدافع خلق و آمریکا به معنای ارتباط شما با امریکا نیز میباشد؟
باییک: نتایج سیاست امریکا مبنی بر متهم نمودن مسئولات پ.ک.ک/ ک.ج.ک/ و نیروهای مدافع خلق به شیوهای آشکارا نشان میدهد که این کشور از جنگ دولت ترک علیه ما حمایت مینماید. اخذ تصمیم دستگیری رفقای ما از طریق اختصاص جایزه، گامی برای مشروعیت بخشیدن به جنگ پلید دولت ترک علیه جنبش آزادیخواه خلق کورد میباشد. دولت ترک در جنگ خود علیه خلق کورد دچار دشواریهای فراوان بود و رسواییهای فراوانی را در سطح جهانی به جان خریده بود. آمریکا از طریق اتخاذ چنین تصمیمی و اختصاص جایزه از جنگ دولت ترک علیه ما حمایت نمود. باید این تصمیم آمریکا را بدینگونه تفسیر کرد. اما از سوی دیگر همانگونه که شما نیز اشاره نمودید نیروهای روژآوا، شمال و شرق سوریه که بر مبنای خط مشی رهبر آپو حرکت کرده و مبارزه آزادیخواهی خلق کورد را تداوم میبخشند، با آمریکا در ارتباط هستند. درست است که آمریکا به انها تسلیحات میدهد، اما این کمکها را در راستای منافع خود انجام میدهد. کسانی که علیه داعش به نبرد پرداختند و داعش را درهم شکستند همین نیروها بودند. اما نزدیکی یگانهای مدافع خلق و یگانهای مدافع زنان با آمریکا به معنای نزدیکی ما با امریکا نیست و چنین ارتباطی نیز وجود ندارد؛ به هیچ شیوهای. روزانه از طریق بیانیه اعلام میکنند که آنها حامی مبارزه ترکیه علیه تروریسم هستند. از ترکیه حمایت میکنند. در بعد سیاسی و معنوی از آنها حمایت میکنند. به هر نحو ممکن از طریق تکنولوژی و سلاح به ترکیه کمک میکنند. تمامی هواپیماهای جنگی ترکیه، هواپیماهای آمریکایی هستند. بخش بزرگی از تسلیحات جنگی آنها متعلق به امریکا و ناتو است. حاکمیت آ.ک.پ تبلیغات کرده و میگوید که تسلیحات نظامی خودمان را تولید میکنیم. اما این مسئله نیز از واقعیت امر چیزی نمیکاهد. سلاحهای استراتژیکی که ماشین جنگی ترکیه را به پیش میبرند یا بخشهای اصلی این سلاحها را از خارج وارد میکنند. جنگ با سلاحهای تولیدی نمیتواند ادامه داشته باشد. میگویند که خودمان هواپیماهای اکتشافی بدون سرنشین را تولید کردهایم، اما دوربینهای آن، دوربینهای دید در شب و تمامی ملزومات آن از خارج وارد میشود. تمامی تکنولوژیهای این هواپیماها از خارج وارد میشود. جنگ تحمیلی ٣٠ – ۴٠ ساله علیه ما همزمان جنگ تحمیلی ناتو علیه ماست.
دولت ترک یکی از اعضای ناتو است و با کمک نظامی-سیاسی ناتو علیه ما جنگ میکند. تا کنون نیز آمریکا و اروپا حزب کارگران کوردستان را در لیست ترور نگاه داشتهاند. آیا در اروپا یا در آمریکا در جایی، تا کنون اقدامی از سوی پ.ک.ک انجام شده است که به ضرری را متوجه مردم نماید؟ چنین مسئلهای اصلا وجود ندارد. به منظور شادکردن دولت ترک، پ.ک.ک را در لیست ترور نگاه داشتهاند. همه از چنین مسالهای اطلاع دارند. سیاسیها در اروپا در سخنان خود و نه در مجامع عمومی، میگویند که حق با شماست، پ.ک.ک تروریست نیست، اما بنابه دلایل سیاسی دولتهای ما، حکومتهای ما اینگونه موضعگیری میکنند. واقعیت اینگونه است. اما ارتباط امریکا به یگانهای مدافع خلق بدین معنا نیست که ما با امریکا در ارتباط هستیم. چنین ارتباطی وجود ندارد. برعکس، آمریکا با سیاستهای خود از دولت ترک حمایت میکند و علیه خلق کورد جنگی مبتنی بر نسلکشی را به پیش میبرد. حمایت آمریکا از دولت ترک به معنای حمایت از سیاستهای نسلکشی دولت ترک علیه کوردهاست. جنگی را که دولت ترک علیه ما مدیریت میکند، حمله علیه تمامی آحاد خلق کورد است، حمله علیه شمال، جنوب و روژهلات و روژآوای کوردستان است.
بدیهی است که این حملات صرفا علیه پ.ک.ک نبوده و دولت ترک علیه کوردها در هر منطقهای سیاست تجاوزکارانه را ادامه داده و این اقدام را نیز در راستای نابودی نیروهایی که هم اکنون با آنها نیز ارتباط دارد، انجام میدهد. اما سیاستهای آمریکا نیز در راستای حمایت از سیاستهای دولت ترکیه برای نسلکشی کوردهاست. پیوندهای موجود در روژآوا و جنوب کوردستان نیز این واقعیت را تغییر نمیدهد. جنگ نابودگرانه در بزرگترین بخش کوردستان علیه مبارزه آزادیخواهی خلق، به معنای جنگ نابودگرانه علیه تمامی کوردهاست. اگر این مسئله را بدینگونه درک نکنند، این امر به معنای غفلتی تاریخی خواهد یود.
هاولاتی: از نظر آمریکا مطمئنترین نیرو در سوریه یگانهای مدافع خلق هستند. آیا ارتباط آمریکا با یگانهای مدافع خلق دلیلی برای عدم ایجاد رابطه مستقیم شما با آمریکا شده است؟ آیا شما میتوانید ایجاد رابطه مستقیم یا غیر مستقیم با آمریکا را مورد پذیرش قرار دهید؟
باییک: همه میدانند که آمریکا با نیروهای انقلابی در شمال-شرق سوریه و روژآوا ارتباط دارد. در نتیجه مبارزه علیه داعش چنین ارتباطی ایجاد شد و این ارتباط همچنان نیز ادامه دارد. بدون شک نوع برخورد ایدئولوژیک انقلابیون روژآوا و آمریکا به یکدیگر شباهتی ندارند. اما در مقابله با داعش بسیاری از نیروها با یکدیگر به همکاری پرداختند. همانگونه که در مبارزه علیه هیتلر ایستارهای مخالف با یکدیگر نیز، به همکاری یا همدیگر میپرداختند، در مبارزه با داعش نیز چنین وضعیتی شکل گرفت. ما علیه داعش به مبارزه پرداختیم. در شنگال، در کرکوک، در مخمور ما مبارزه کردیم. ما در مقابله با حملات داعش در هولیر ایستادگی کردیم. اما نیروی اصلی که در عراق داعش را متوقف نمود گریلاهای نیروهای مدافع خلق و یژاستار بودند. اگر در شنگال قتلعامی گسترده شکل نگرفته باشد، بدین دلیل بوده است که نیروهای مدافع خلق و یژاستار عملیات آنها را متوقف کردند. به همین دلیل نیز همه اطلاع دارند که پ.ک.ک علیه داعش مبارزه نمود. جهانیان این مسئله را دیدند. به همین دلیل یکی از موثرترین نیروهایی که علیه داعش مبارزه نمود، جنبش ما میباشد. اما ما با نیروهای ائتلاف به عنوان بخشی از این نیروها ارتباطی نداشتیم، به همین دلیل این موضع و برخورد ما ارتباطی مستقیم با آمریکا را موجب نشد. به طور غیر مستقیم نیز ارتباطی برقرار نکردیم، اما این ارتباط با برخی از کشورهای دیگر و خصوصا کشورهای اروپا از طریق برخی از نمایندگان ما صورت پذیرفت. این کشورها تلاش نمودند تا ایستارهای ما را در رابطه با خاورمیانه درک کنند. آنها تمایل داشتند تا نوع برخورد ما را در این رابطه درک کنند. در اروپا کوردها حضور دارند، اطلاع دارند که کوردها از جنبش آزادیخواهی ما، از رهبر آپو حمایت میکنند. از حمایت و نوع برخورد کوردها در اروپا اطلاع دارند. اروپا و جامعه جهانی نیز جنبش آزادیخواهی کوردها را میشناسد.
متعاقب مبارزه علیه داعش با برخی از کشورهای اروپایی مناسباتی برقرار شد. با روسیه نیز مناسباتی ایجاد شد. اما ارتباط مستقیم یا غیر مستقیمی با آمریکا برقرار نشد. صرفا در زمان انجام دیدارها با یکی از طرفین از ما نیز خواسته شد که نامهای را به آمریکا نوشته و ما نیز این این نامه را نوشتیم. ما نامهای را به مقامهای امریکا نوشتیم، در این نامه به شیوهای تصریح شده نحوه نگرش خود را به خاورمیانه و بدون آنکه دستخوش نگرانی سیاسی شویم نوشتیم. غیر از این مورد هیچ ارتباطی با امریکا نداشتیم. اما ارتباط نیروهای انقلابی روژآوا با رهبر آپو، پایبندی آنان به رهبر آپو امری است که از ان اطلاع دارند. از سوی دیگر تمامی جهان از این مسئله
بدیهی است که این حملات صرفا علیه پ.ک.ک نبوده و دولت ترک علیه کوردها در هر منطقهای سیاست تجاوزکارانه را ادامه داده و این اقدام را نیز در راستای نابودی نیروهایی که هم اکنون با آنها نیز ارتباط دارد، انجام میدهد. اما سیاستهای آمریکا نیز در راستای حمایت از سیاستهای دولت ترکیه برای نسلکشی کوردهاست. پیوندهای موجود در روژآوا و جنوب کوردستان نیز این واقعیت را تغییر نمیدهد. جنگ نابودگرانه در بزرگترین بخش کوردستان علیه مبارزه آزادیخواهی خلق، به معنای جنگ نابودگرانه علیه تمامی کوردهاست. اگر این مسئله را بدینگونه درک نکنند، این امر به معنای غفلتی تاریخی خواهد یود.
هاولاتی: از نظر آمریکا مطمئنترین نیرو در سوریه یگانهای مدافع خلق هستند. آیا ارتباط آمریکا با یگانهای مدافع خلق دلیلی برای عدم ایجاد رابطه مستقیم شما با آمریکا شده است؟ آیا شما میتوانید ایجاد رابطه مستقیم یا غیر مستقیم با آمریکا را مورد پذیرش قرار دهید؟
باییک: همه میدانند که آمریکا با نیروهای انقلابی در شمال-شرق سوریه و روژآوا ارتباط دارد. در نتیجه مبارزه علیه داعش چنین ارتباطی ایجاد شد و این ارتباط همچنان نیز ادامه دارد. بدون شک نوع برخورد ایدئولوژیک انقلابیون روژآوا و آمریکا به یکدیگر شباهتی ندارند. اما در مقابله با داعش بسیاری از نیروها با یکدیگر به همکاری پرداختند. همانگونه که در مبارزه علیه هیتلر ایستارهای مخالف با یکدیگر نیز، به همکاری یا همدیگر میپرداختند، در مبارزه با داعش نیز چنین وضعیتی شکل گرفت. ما علیه داعش به مبارزه پرداختیم. در شنگال، در کرکوک، در مخمور ما مبارزه کردیم. ما در مقابله با حملات داعش در هولیر ایستادگی کردیم. اما نیروی اصلی که در عراق داعش را متوقف نمود گریلاهای نیروهای مدافع خلق و یژاستار بودند. اگر در شنگال قتلعامی گسترده شکل نگرفته باشد، بدین دلیل بوده است که نیروهای مدافع خلق و یژاستار عملیات آنها را متوقف کردند. به همین دلیل نیز همه اطلاع دارند که پ.ک.ک علیه داعش مبارزه نمود. جهانیان این مسئله را دیدند. به همین دلیل یکی از موثرترین نیروهایی که علیه داعش مبارزه نمود، جنبش ما میباشد. اما ما با نیروهای ائتلاف به عنوان بخشی از این نیروها ارتباطی نداشتیم، به همین دلیل این موضع و برخورد ما ارتباطی مستقیم با آمریکا را موجب نشد. به طور غیر مستقیم نیز ارتباطی برقرار نکردیم، اما این ارتباط با برخی از کشورهای دیگر و خصوصا کشورهای اروپا از طریق برخی از نمایندگان ما صورت پذیرفت. این کشورها تلاش نمودند تا ایستارهای ما را در رابطه با خاورمیانه درک کنند. آنها تمایل داشتند تا نوع برخورد ما را در این رابطه درک کنند. در اروپا کوردها حضور دارند، اطلاع دارند که کوردها از جنبش آزادیخواهی ما، از رهبر آپو حمایت میکنند. از حمایت و نوع برخورد کوردها در اروپا اطلاع دارند. اروپا و جامعه جهانی نیز جنبش آزادیخواهی کوردها را میشناسد.
متعاقب مبارزه علیه داعش با برخی از کشورهای اروپایی مناسباتی برقرار شد. با روسیه نیز مناسباتی ایجاد شد. اما ارتباط مستقیم یا غیر مستقیمی با آمریکا برقرار نشد. صرفا در زمان انجام دیدارها با یکی از طرفین از ما نیز خواسته شد که نامهای را به آمریکا نوشته و ما نیز این این نامه را نوشتیم. ما نامهای را به مقامهای امریکا نوشتیم، در این نامه به شیوهای تصریح شده نحوه نگرش خود را به خاورمیانه و بدون آنکه دستخوش نگرانی سیاسی شویم نوشتیم. غیر از این مورد هیچ ارتباطی با امریکا نداشتیم. اما ارتباط نیروهای انقلابی روژآوا با رهبر آپو، پایبندی آنان به رهبر آپو امری است که از ان اطلاع دارند. از سوی دیگر تمامی جهان از این مسئله
اطلاع دارد که بخشی از کادرهایی که پیش از این در میان صفوف نیروهای ما قرار داشتند بعد از تغییر وضعیت سوریه، در روژآوا و سوریه، عازم این منطقه شده و به انقلاب روژآوا پیوسته و در این انقلاب وظایف متفاوت خود را به جای می آورند. زیرا پیش از این در میان صفوف نیروهای ما، هزاران رفیق روژآوایی حضور داشتند. رزمندگان، فرماندهان و رهبران نیروهای ما بودند. بعد از آنکه در سوریه، در روژآوا وضعیتی دگرگون کننده آفریده شد، خواستند که به این بخش از کوردستان بروند. ما نیز این مسئله را درک کرده و با خوشبینی از ان استقبال کردیم. ما قبول نمودیم که بخشی از رزمندگان، کادرها و نیز رفقای مدیریت ما به روژآوا عازم شوند. در چنین وضعیتی، در جریان نبردی که مبارزه سیاسی و نظامی انجام میشد، نمیشد درخواست آنها را رد نمود. کسانی که پیش از این گریلاهای پ.ک.ک بودند؛ در میان صفوف جنبش آزادیخواهی قرار داشتند، اکنون در روژآوا، در شمال-شرق سوریه در عرصههای نظامی و سیاسی و اجتماعی مسئولیتهای خود را انجام داده و آمریکا، اروپا و ترکیه نیز از این مسئله اطلاع دارد. چنی مسئلهای طبیعی است. در میان جنبش ما هزاران روژآوایی حضور داشتند، در چنین شرایطی امکان نداشت که ما تمامی این نیروها را در نزد خودمان نگاه میداشتیم.
ما عادلانهترین و حقخواهانهترین جنگ جهان را پیش میبریم. رهبر آپو پیش از آنکه اسیر شود، در برهههای بسیاری گفته است که ما حقخواهانهترین مسئله را به پیش برده و میتوانیم با هر طرفی در این رابطه ملاقات و دیدار داشته باشیم. رهبر آپو هیچگاه نگفته است که با این دولت و فلان طرف دیداری صورت نمیگیرد. با هر کسی و هر طرفی که خواست دیدار و ملاقات انجام داد و به مسئله خود اشاره نمود. در جنگ رهایی بخش ملی، پاکترین مبارزه را انجام داد که با حداقل جرایم جنگی و کمترین اشتباه همراه بوده است. ما میتوانیم از این مساله به راحتی سخن بگوییم. در بعد ایدئولوژیک و سیاسی ما صحیحترین خطمشی را برگزیدهایم به همین دلیل رهبر آپو گفته است ما میتوانیم در مورد خودمان با هر کسی به راحتی صحبت کنیم. با مسلمانها، مسیحیان و یهودیان به راحتی ارتباط برقرار کنیم. میتوانیم با روسیه، با انگلستان، آمریکا، چین و ژاپن و هر کشور دیگر در میان بگذاریم. رهبر آپو پیش از آنکه به اسارت درآید، به دولت ترک نیز گفته بود که مسئولی، مقامی را از سوی خودتان بفرستید و ما به بحث و گفتگو خواهیم پرداخت. به همین دلیل از نظر ما ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با امریکا مشکلی نیست، ما هیچگونه ارتباطی را رد نمیکنیم. ما میتوانیم با هر کسی گفتگو کرده و ایستارهای خود را بازگو کنیم. مبارزه ما، مبارزهای حق طلبانه بوده و میتوانیم که در این رابطه گفتگو کنیم. هیچ کس نمیتواند ما را از این مبارزه حق خواهانه بازدارد. ما هیچگونه مراوده و ارتباطی را رد نمیکنیم. ما اماده هستیم که به شیوهای مستقیم یا غیر مستقیم با هر کسی دیدار داشته باشیم. چه با انگلستان باشد، چین، روسیه، امریکا یا هر طرف دیگری، ما برای مراوده با هر طرفی آماده هستیم. ما با دولت ترک ارتباط برقرار کردیم و این در حالیست که با آنها در جنگ هستیم. با آنها دیدار کردیم. در چنین شرایطی، ما میتوانیم با تمامی دولتهای منطقهای دیدار و مراوده داشته باشیم. با تمامی دولتهای اقلیمی دیدار داشته باشیم. با تمامی کشورهای منطقه در ارتباط هستیم. با تمامی کشورهای منطقه دیدار داشتهایم. از همین رو ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با آمریکا برای ما مسئله نیست. زمانی که لازم باشد، زمانی که شرایط مناسب وجود داشته باشد، ارتباط میتواند برقرار گردد.
-----
ادامه دارد
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ما عادلانهترین و حقخواهانهترین جنگ جهان را پیش میبریم. رهبر آپو پیش از آنکه اسیر شود، در برهههای بسیاری گفته است که ما حقخواهانهترین مسئله را به پیش برده و میتوانیم با هر طرفی در این رابطه ملاقات و دیدار داشته باشیم. رهبر آپو هیچگاه نگفته است که با این دولت و فلان طرف دیداری صورت نمیگیرد. با هر کسی و هر طرفی که خواست دیدار و ملاقات انجام داد و به مسئله خود اشاره نمود. در جنگ رهایی بخش ملی، پاکترین مبارزه را انجام داد که با حداقل جرایم جنگی و کمترین اشتباه همراه بوده است. ما میتوانیم از این مساله به راحتی سخن بگوییم. در بعد ایدئولوژیک و سیاسی ما صحیحترین خطمشی را برگزیدهایم به همین دلیل رهبر آپو گفته است ما میتوانیم در مورد خودمان با هر کسی به راحتی صحبت کنیم. با مسلمانها، مسیحیان و یهودیان به راحتی ارتباط برقرار کنیم. میتوانیم با روسیه، با انگلستان، آمریکا، چین و ژاپن و هر کشور دیگر در میان بگذاریم. رهبر آپو پیش از آنکه به اسارت درآید، به دولت ترک نیز گفته بود که مسئولی، مقامی را از سوی خودتان بفرستید و ما به بحث و گفتگو خواهیم پرداخت. به همین دلیل از نظر ما ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با امریکا مشکلی نیست، ما هیچگونه ارتباطی را رد نمیکنیم. ما میتوانیم با هر کسی گفتگو کرده و ایستارهای خود را بازگو کنیم. مبارزه ما، مبارزهای حق طلبانه بوده و میتوانیم که در این رابطه گفتگو کنیم. هیچ کس نمیتواند ما را از این مبارزه حق خواهانه بازدارد. ما هیچگونه مراوده و ارتباطی را رد نمیکنیم. ما اماده هستیم که به شیوهای مستقیم یا غیر مستقیم با هر کسی دیدار داشته باشیم. چه با انگلستان باشد، چین، روسیه، امریکا یا هر طرف دیگری، ما برای مراوده با هر طرفی آماده هستیم. ما با دولت ترک ارتباط برقرار کردیم و این در حالیست که با آنها در جنگ هستیم. با آنها دیدار کردیم. در چنین شرایطی، ما میتوانیم با تمامی دولتهای منطقهای دیدار و مراوده داشته باشیم. با تمامی دولتهای اقلیمی دیدار داشته باشیم. با تمامی کشورهای منطقه در ارتباط هستیم. با تمامی کشورهای منطقه دیدار داشتهایم. از همین رو ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با آمریکا برای ما مسئله نیست. زمانی که لازم باشد، زمانی که شرایط مناسب وجود داشته باشد، ارتباط میتواند برقرار گردد.
-----
ادامه دارد
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مەراسیمی شەشەمین ساڵڕۆژی گیان بەختکردنی شەهید #ئارین و شەهید #ڕێڤان
هێڵی ئارین و ڕێڤان هێڵی سەرکەوتنە
🆔 @GozarDemocratic
هێڵی ئارین و ڕێڤان هێڵی سەرکەوتنە
🆔 @GozarDemocratic
رووداوی کوشتنی فەرماندەیەکی سوپا هیچ پەیوەندی بە ئێمەوە نییە
لەچەند رۆژی رابردوودا لەلایەن ژمارەیەک میدیای شەڕی تایبەتی رژێمی داگیرکەری ئێران و تۆڕە کۆمەڵایەتیەکان و هەندێک میدیای سێبەر، بە بێ بوونی بەڵگە تۆمەتی ناڕەوا دەخەنە پاڵ پژاک و یەرەکە. ئەو تۆمەتانە بە مەبەستی رەوایەت بەخشین بە ملیتاریزەکردنی رۆژهەڵاتی کوردستان ئەنجام دەدرێت.
لەو چوارچێوەیەدا رووداوی کوشتنی فەرماندەیەکی پلەبەرزی سوپای داگیرکەری ئێران، لەناوچەی شنۆی رۆژهەڵاتی کوردستان کە هەندێک لەمیدیا و لایەنەکان گرێ دەدەن بە پژاک و یەرەکەوە؛ بۆ رای گشتی رادەگەیەنین کە ئەو رووداوە هیچ پەیوەندییەکی بە ئێمەوە نەبووەو هەر جۆرە بڵاوکراوەیەک بە راست نابینین.
ناوەندی چاپەمەنی و راگەیاندنی #یەرەکە
٠٥\١٠\٢٠١٩
http://pjak.eu/ku/?p=5809
🆔 @GozarDemocratic
لەچەند رۆژی رابردوودا لەلایەن ژمارەیەک میدیای شەڕی تایبەتی رژێمی داگیرکەری ئێران و تۆڕە کۆمەڵایەتیەکان و هەندێک میدیای سێبەر، بە بێ بوونی بەڵگە تۆمەتی ناڕەوا دەخەنە پاڵ پژاک و یەرەکە. ئەو تۆمەتانە بە مەبەستی رەوایەت بەخشین بە ملیتاریزەکردنی رۆژهەڵاتی کوردستان ئەنجام دەدرێت.
لەو چوارچێوەیەدا رووداوی کوشتنی فەرماندەیەکی پلەبەرزی سوپای داگیرکەری ئێران، لەناوچەی شنۆی رۆژهەڵاتی کوردستان کە هەندێک لەمیدیا و لایەنەکان گرێ دەدەن بە پژاک و یەرەکەوە؛ بۆ رای گشتی رادەگەیەنین کە ئەو رووداوە هیچ پەیوەندییەکی بە ئێمەوە نەبووەو هەر جۆرە بڵاوکراوەیەک بە راست نابینین.
ناوەندی چاپەمەنی و راگەیاندنی #یەرەکە
٠٥\١٠\٢٠١٩
http://pjak.eu/ku/?p=5809
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
دوو چەکداری حیزبی دیموکراتی کوردستان(#حدک) بەناوی #پەکەکەوە کاری چەتەگەری دەکەن
هەفتەی ڕابردوو دوو چەکداری حزبی دیموکراتی کوردستان(حدک) لە قەزای کۆیە لە کەمپی سەربازی خۆیان چوونەتە دەرەوە و هێرشیان کردووەتە سەر هاوڵاتیانی گوندی شیلێان و بەناوی گەریلاکانی پەکەکەوە کاری چەتەگەریان کردوە
دوو چەکداری حزبی دیموکراتی کوردستان ( حدک) لە ڕێکەوتی ٢٢ مانگی ڕابردوو لە قەزانی کۆیە لە کەمپەکەی خۆێان دەچنە دەرەوە و هێڕشی گوندی شیلی نزیک کەمەپی دیموکرات دەکەن و ١٦ هاوڵاتی ئەو گوندە بۆ ماوەی زیاتر لە ٥ کاتژمێر بە بارمتە دەگرن و دوای ئەشەکنجەدان و بێڕێزیەکی زۆری هاوڵاتیانی گوندەکە پارەو مۆبایلەکانیان دەدزن و جارێکی تر دەگەڕێنەوە ناو کەمپەکە.
ئەو دوو چەکدارەی حیزبی دیموکراتی کوردستان لە کاتی ئەنجامدانی ئەوکردەوە دڕندانەیە خۆیان وەک گەریلای پەکەکە بە هاوڵاتیانی ئەو گوندە ناساندەوە.
ئێمە وەک تیمی ئاژانسی هەواڵی فورات (ANF) بە پێوستمان زانی لە نزیکەوە بەدواداچوون بۆ ڕووداوەکە بکەین و خۆمان گەیاندە ئەو شوێنەی کە ئەو دوو چەکدارەی حزبی دیموکرات بە ناوی پەکەکەوە کاری چەتە گەری و دزیان کردووە.
هاوڵاتی ئازاد قەساب یەکێکە لەو کەسانەی کە لەلایەن چەکدارانی دیموکراتەوە بە بارمتە گیرا بوو، ڕووداوەکە بەم شێوەیە بۆ ئاژانسی هەواڵی فورات (ANF) دەگێرێتەوە:" ئێوارە بوو لە ماڵی خۆمان بووم لە گوندی شیلی ئەوندەم زانی دوو چەکدار لە سەر دێوارەوە چەکیان لێمان ڕاکێشا و پێیان وتین مەجوڵێن. ئێمە پەکەکەین دەتانکوژین، بەم شێوەیە من و گەنجێکی تر کە شوانی مەڕەکانمانە دەستگیریان کردین، سوکایەتی زۆریان پێ کردین فیشەکیان تەقاندە بن دەست و پێمان پارە و مۆبایلیان لێمان سەند و ئەشەکنجەیان داین".
هەروەها ئازاد قەساب وتیشی، "ئێمەیان بردە گوندی شیلی بۆ ماڵی شوانەکەی ئێمە. لەوی دەستبەسەریان کردین. هەرکەسێک هاتبا بە هاناشمانەوە دەستگیریان دەکرد. زیاتر لە ١٦ کەسیان دەستگیر کرد و بێڕێزو و سوکایەتیەکی زۆیان پێ کردین و هەموومانیان لە ژووڕیک زیندانی کرد و بۆ چەندین جار دەستڕیژی گولەیان کرد و هـەمێشە دووبارەیان دەکردوە و خۆیان بە پەکەکە دەناساند"
ئەو هاوڵاتیە وتیشی زیاتر لە ٥ کاتژمێر دەستگیرکراون، بەڵام لە زانییان هێزەکانی ئاسایش پۆلیس دێت ڕایان کرد و خۆیان کردە ناو کەمپی دێموکراتەوە، لە کۆتاییدا ڕاستیەکان ئاشکرابوون کە ئەو چەکدارانە پێشمەرگەی دیموکرات بوون. هەر لەویش لە قەڵای دیموکرات لەلاین هێزەکانی ئاسایشی کۆیەوە دەستگیر کران.
ڕۆژی دوای ڕووداوکە عەلی عەبدوڵا بەرپرسی قەزای کۆیە ڕایگەیاند:" ئەو دووکەسەی هێڕشی کردووەتە سەر هاوڵاتیانی گوندی شیلیان، ئەندامی حزبی دیموکرات بوون و لە ئیستادا دەستگیر کراون و پراوی لێکۆلێنەوەیان بۆ کراوەتەوە"
ئەوەی لە کۆتاییدا وەک پرسیار دەمێنێتەوە ئەوەیە ئایە بۆچی دەبێت پێشمەرگەی دیموکرات بە ناوی گەریلای پەکەکەوە کاری چەتەگەری و تێکدەرانەی بەم شێوەیە بکەن؟. دەکرێت ئەو بابەتە خوێندەوەی هەمە جۆری بۆ بکرێت، بەڵام تا ئیستا بەرپرسانی حزبی دیموکرات هێچ ڕوونکردنەوەیەکیان لەبارەی بڕووداوەکە بۆ ڕای گشتی بڵاونەکردووتەوە.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هەفتەی ڕابردوو دوو چەکداری حزبی دیموکراتی کوردستان(حدک) لە قەزای کۆیە لە کەمپی سەربازی خۆیان چوونەتە دەرەوە و هێرشیان کردووەتە سەر هاوڵاتیانی گوندی شیلێان و بەناوی گەریلاکانی پەکەکەوە کاری چەتەگەریان کردوە
دوو چەکداری حزبی دیموکراتی کوردستان ( حدک) لە ڕێکەوتی ٢٢ مانگی ڕابردوو لە قەزانی کۆیە لە کەمپەکەی خۆێان دەچنە دەرەوە و هێڕشی گوندی شیلی نزیک کەمەپی دیموکرات دەکەن و ١٦ هاوڵاتی ئەو گوندە بۆ ماوەی زیاتر لە ٥ کاتژمێر بە بارمتە دەگرن و دوای ئەشەکنجەدان و بێڕێزیەکی زۆری هاوڵاتیانی گوندەکە پارەو مۆبایلەکانیان دەدزن و جارێکی تر دەگەڕێنەوە ناو کەمپەکە.
ئەو دوو چەکدارەی حیزبی دیموکراتی کوردستان لە کاتی ئەنجامدانی ئەوکردەوە دڕندانەیە خۆیان وەک گەریلای پەکەکە بە هاوڵاتیانی ئەو گوندە ناساندەوە.
ئێمە وەک تیمی ئاژانسی هەواڵی فورات (ANF) بە پێوستمان زانی لە نزیکەوە بەدواداچوون بۆ ڕووداوەکە بکەین و خۆمان گەیاندە ئەو شوێنەی کە ئەو دوو چەکدارەی حزبی دیموکرات بە ناوی پەکەکەوە کاری چەتە گەری و دزیان کردووە.
هاوڵاتی ئازاد قەساب یەکێکە لەو کەسانەی کە لەلایەن چەکدارانی دیموکراتەوە بە بارمتە گیرا بوو، ڕووداوەکە بەم شێوەیە بۆ ئاژانسی هەواڵی فورات (ANF) دەگێرێتەوە:" ئێوارە بوو لە ماڵی خۆمان بووم لە گوندی شیلی ئەوندەم زانی دوو چەکدار لە سەر دێوارەوە چەکیان لێمان ڕاکێشا و پێیان وتین مەجوڵێن. ئێمە پەکەکەین دەتانکوژین، بەم شێوەیە من و گەنجێکی تر کە شوانی مەڕەکانمانە دەستگیریان کردین، سوکایەتی زۆریان پێ کردین فیشەکیان تەقاندە بن دەست و پێمان پارە و مۆبایلیان لێمان سەند و ئەشەکنجەیان داین".
هەروەها ئازاد قەساب وتیشی، "ئێمەیان بردە گوندی شیلی بۆ ماڵی شوانەکەی ئێمە. لەوی دەستبەسەریان کردین. هەرکەسێک هاتبا بە هاناشمانەوە دەستگیریان دەکرد. زیاتر لە ١٦ کەسیان دەستگیر کرد و بێڕێزو و سوکایەتیەکی زۆیان پێ کردین و هەموومانیان لە ژووڕیک زیندانی کرد و بۆ چەندین جار دەستڕیژی گولەیان کرد و هـەمێشە دووبارەیان دەکردوە و خۆیان بە پەکەکە دەناساند"
ئەو هاوڵاتیە وتیشی زیاتر لە ٥ کاتژمێر دەستگیرکراون، بەڵام لە زانییان هێزەکانی ئاسایش پۆلیس دێت ڕایان کرد و خۆیان کردە ناو کەمپی دێموکراتەوە، لە کۆتاییدا ڕاستیەکان ئاشکرابوون کە ئەو چەکدارانە پێشمەرگەی دیموکرات بوون. هەر لەویش لە قەڵای دیموکرات لەلاین هێزەکانی ئاسایشی کۆیەوە دەستگیر کران.
ڕۆژی دوای ڕووداوکە عەلی عەبدوڵا بەرپرسی قەزای کۆیە ڕایگەیاند:" ئەو دووکەسەی هێڕشی کردووەتە سەر هاوڵاتیانی گوندی شیلیان، ئەندامی حزبی دیموکرات بوون و لە ئیستادا دەستگیر کراون و پراوی لێکۆلێنەوەیان بۆ کراوەتەوە"
ئەوەی لە کۆتاییدا وەک پرسیار دەمێنێتەوە ئەوەیە ئایە بۆچی دەبێت پێشمەرگەی دیموکرات بە ناوی گەریلای پەکەکەوە کاری چەتەگەری و تێکدەرانەی بەم شێوەیە بکەن؟. دەکرێت ئەو بابەتە خوێندەوەی هەمە جۆری بۆ بکرێت، بەڵام تا ئیستا بەرپرسانی حزبی دیموکرات هێچ ڕوونکردنەوەیەکیان لەبارەی بڕووداوەکە بۆ ڕای گشتی بڵاونەکردووتەوە.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
رووداوی کوشتنی فەرماندەیەکی سوپا هیچ پەیوەندی بە ئێمەوە نییە لەچەند رۆژی رابردوودا لەلایەن ژمارەیەک میدیای شەڕی تایبەتی رژێمی داگیرکەری ئێران و تۆڕە کۆمەڵایەتیەکان و هەندێک میدیای سێبەر، بە بێ بوونی بەڵگە تۆمەتی ناڕەوا دەخەنە پاڵ پژاک و یەرەکە. ئەو تۆمەتانە…
ی.ر.ک: رویداد کشته شدن فرمانده سپاه هیچ ارتباطی به ما ندارد
مرکز اطلاعرسانی یگانهای مدافع روژهلات کوردستان در مورد کشته شدن یک فرمانده سپاه استعمارگر جمهوری اسلامی در منطقه شنو روژهلات کوردستان اطلاعیهای منتشر کرد
ی.ر.ک در رابطه با کشته شدن یک عنصر بلندپایه سپاه استعمارگر ایران در منطقه شنو اطلاعیهای منتشر کرده است.
در اطلاعیه ی.ر.ک آمده است:"در چند روز گذشته برخی از رسانههای جنگ ویژه رژیم اشغالگر ایران و شبکههای اجتماعی و برخی از رسانههای وابسته به آنان بدون ارائه مدارک مستدل تهمتهای ناروایی را به پژاک و ی.ر.ک وارد میکنند. این افتراها با هدف مشروعیت بخشی به میلیاریزه کردن روژهلات کوردستان طرح شدهاند.
در این چهارچوب رویداد کشته شدن یک فرمانده بلند پایه سپاه استعمارگر ایران در منطقه شنو روژهلات کوردستان که برخی از رسانهها و جریانها آنرا به پژاک و ی.ر.ک منتسب میکنند؛ برای اطلاع افکار عمومی اعلام میکنیم که این رویداد هیچگونه ارتباطی به ما ندارد و انتشار هرگونه اطلاعیهای را تکذیب میکنیم.".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مرکز اطلاعرسانی یگانهای مدافع روژهلات کوردستان در مورد کشته شدن یک فرمانده سپاه استعمارگر جمهوری اسلامی در منطقه شنو روژهلات کوردستان اطلاعیهای منتشر کرد
ی.ر.ک در رابطه با کشته شدن یک عنصر بلندپایه سپاه استعمارگر ایران در منطقه شنو اطلاعیهای منتشر کرده است.
در اطلاعیه ی.ر.ک آمده است:"در چند روز گذشته برخی از رسانههای جنگ ویژه رژیم اشغالگر ایران و شبکههای اجتماعی و برخی از رسانههای وابسته به آنان بدون ارائه مدارک مستدل تهمتهای ناروایی را به پژاک و ی.ر.ک وارد میکنند. این افتراها با هدف مشروعیت بخشی به میلیاریزه کردن روژهلات کوردستان طرح شدهاند.
در این چهارچوب رویداد کشته شدن یک فرمانده بلند پایه سپاه استعمارگر ایران در منطقه شنو روژهلات کوردستان که برخی از رسانهها و جریانها آنرا به پژاک و ی.ر.ک منتسب میکنند؛ برای اطلاع افکار عمومی اعلام میکنیم که این رویداد هیچگونه ارتباطی به ما ندارد و انتشار هرگونه اطلاعیهای را تکذیب میکنیم.".
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تداوم خشونت ساختاری بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود 🆔 @GozarDemocratic
تداوم خشونت ساختاری بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود
امرزوه اولین مسئلهای را که میتوان از چشمانداز خشونت تشخیص داد این است که در گسترهای فراتر از جامعه و در تاروپود آن ژرف رخنه کرده است. خشونت مفهومی ایدئولوژیک است که با فرسودگی بافتهای اخلاقی- سیاسی جامعه رابطهی تنگاتنگی دارد. امروزه جامعهای که در آن حضور داریم در بدترین وضعیت خود بهسر میبرد و موجودیتش در خطر است و به بحرانی ساختارین مبدل گشته است. اگر بهطور پیوسته معظلات اساسی جامعه که خشونت و خشونتورزی یکی از شاخصههای اصلی آن است، بزرگ و سرطانی میگردد این امر بدان معناست که کشتن جامعه را در پی دارد. این ادعا که دولت و شاخههای آن پاسداران جامعه میباشند نگرشی مغلطهانداز است چونکه مجریان قانون اساسی در جهان کنونی و عامل انبوه خشونت در عصر جدید دولت و در راس آن دولت-ملت است.
دولت –ملت با انحصار خشونت ورزی در حیطه ی اقتدار خویش همواره در جامعه بی بصیرتی را نسبت به زنان رواج داده که جهت شکستن چنین بیبصیرتی نسبت به زنان و برطرف سازی آن، مستلزم تلاش وسیع روشنفکرانه و فروپاشاندن ذهنیت مردسالار حاکم بر اذهان عمومی میباشیم. پژوهش و واشکافی در مورد مسائل زنان که خشونت بارزترین جلوهی آن است، جهت گره گشایی از مشکلات عمیق اجتماعی موجود، امری است که حائز اهمیت فراوانی میباشد.
جهت راه برون رفت از خشونت ومسائل حول–محور آن بایستی دارای تعریفی دال بر اینکه خشونت دارای ابعاد مختلف میباشد بود. به طور کلی خشونت به دو شیوه در جامعه خویش را نمایان میسازد
مستقیم که فیزیکی-فرهنگی (ضرب وشتم، قتل، گرسنگی گذاشتن، آزار های جنسی با شیوههای مختلف، ممانعت از حق تحصیل، مردانه شدن هنجارهای اجتماعی و..) را شامل میگردد که دراکثر موارد فاعل آن معلوم میباشد.
بعد دیگر خشونت فاعل آن مجهول یا مخاطب آن سیستم میباشد که میتوان آن را خشونت ساختاری (تعصبات ملی –مذهبی- توطئه های داخلی و فقر فراگیر اجتماعی و...) تعریف نمود.
تداوم خشونت ساختاری که بایستی بهتر برآن تامل نمود، بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود. اساسی ترین خشونت ساختاری در زندگی بشری نظمی است که در آن جایگاه زن به عنوان کنیز، ضعیفه وجنس دوم تعیین میشود واین نوع خشونت بسیار به شیوهای قاعدهمند وسیستماتیک با اهداف ومنفعت ذهنیت مردسالاری بهکار گرفته میشود. همانطور که رهبرآپو نیز میگویند، ازبین بردن این نگرش نسبت زنان همانند شکافتن اتم است.
ذهنیت مردسالاری با بهرهگیری از شریعت وسنت دیرین حاکم بر جامعه تمامی اشکال خشونت ( مستقیم-غیرمستقیم) را با نگاهی جنسیت گرایانه وتفاوت جنسیتی در تمامی ادوار تاریخی و از همان آغاز شکلگیری ذهینت هیرارشیک تا به امروز که جهان مدرن و مدرنیته میباشد ،مشروع و موجه ساخته است. البته لازم به ذکر است که جهان مدرنیته همان راهی را میپیماید که دین گشوده است چونکه این دین ومبانی او بوده که با توجه به منافع جنسیت گراینهی خویش دستنشان کرده که چه اعمالی در برابر زنان خشونت محسوب گشته ویا نگشته است. برای نمونه چند همسری، کودک همسری، زنان به عنوان غنیمت جنگی در جنگهای اسلامی، حق طلاق، کالا و اموال نمودگی زنان در حیطه قدرت مرد، کارگر ارزان وکارخانهی تولید باارزشترین کالای نظام یعنی بچه و....در حوزهی تعریف خشونت از دیدگاه دین قرار نمیگیرد واین اعمال را مشروع والهی تلقی نمودهاند.
این واقعیتی جامعه شناختی است که امروزه هر مرد از حقوق بسیاری نسبت زنان برخوردار است وحق کشتن زنان از جمله این حقوق میباشد. روزانه دختران بسیاری به ویژه در ایران وشرق کردستان اقدام به خودکشی مینمایند که این واقعیت غیرقابل انکار میباشد. اکثریت قریب بهاتفاق روابطی که ذهنیت مردسالار تعریف نموده دارای کاراکتر آزار رسانی و تجاوزند که این دو درحوزه ی تعاریف خشونت جای میگیرند. چون در چار چوب اجتماعی، خانواده به مثابهی میکرو دولت بوده که مرد در آن برای خویش دنیایی اقتدارمدار ساخته و تمامی اهداف دولت را به اجرا درآورده که مهمترین آن، زن را به عنوان مدل نقش آفرینی (بردگی) برای تمام جامعه آماده کردن میباشد.
سرمنشاء تمامی خشونتهای به کار گرفته در برابر زنان تبعیض بوده که آن نیز شاخص اصلی مردسالاری است و تبعیض علیه زنان، نمود شاخص اصلی نظام قدرت میباشد. تبعیض در تمامی مراحل زندگی وعرصههای اجتماعی –سیاسی و اقتصادی جامعه به ویژه در موقعیتی که زنان با آن تعریف میگردند خود را نمایان میسازد. ازهمان بدو تولد تا آخرین لحظات عمر خویش همواره با تبعیض هایی که به هنجارهای اجتماعی مبدل شدهاند مواجه میشوند. از آموزش گرفته تا بهداشت ونیازهای اساسی وجایگاه اجتماعی-سیاسی رنگ و بویی جنسیتگرایانه داشته و به سبب هویت و مسائل مشترک میان زنان، زنی را نمیتوان یافت که خارج از این حیطه تعریف شده قرار گرفته باشد. تنزل موقعیت زنان
امرزوه اولین مسئلهای را که میتوان از چشمانداز خشونت تشخیص داد این است که در گسترهای فراتر از جامعه و در تاروپود آن ژرف رخنه کرده است. خشونت مفهومی ایدئولوژیک است که با فرسودگی بافتهای اخلاقی- سیاسی جامعه رابطهی تنگاتنگی دارد. امروزه جامعهای که در آن حضور داریم در بدترین وضعیت خود بهسر میبرد و موجودیتش در خطر است و به بحرانی ساختارین مبدل گشته است. اگر بهطور پیوسته معظلات اساسی جامعه که خشونت و خشونتورزی یکی از شاخصههای اصلی آن است، بزرگ و سرطانی میگردد این امر بدان معناست که کشتن جامعه را در پی دارد. این ادعا که دولت و شاخههای آن پاسداران جامعه میباشند نگرشی مغلطهانداز است چونکه مجریان قانون اساسی در جهان کنونی و عامل انبوه خشونت در عصر جدید دولت و در راس آن دولت-ملت است.
دولت –ملت با انحصار خشونت ورزی در حیطه ی اقتدار خویش همواره در جامعه بی بصیرتی را نسبت به زنان رواج داده که جهت شکستن چنین بیبصیرتی نسبت به زنان و برطرف سازی آن، مستلزم تلاش وسیع روشنفکرانه و فروپاشاندن ذهنیت مردسالار حاکم بر اذهان عمومی میباشیم. پژوهش و واشکافی در مورد مسائل زنان که خشونت بارزترین جلوهی آن است، جهت گره گشایی از مشکلات عمیق اجتماعی موجود، امری است که حائز اهمیت فراوانی میباشد.
جهت راه برون رفت از خشونت ومسائل حول–محور آن بایستی دارای تعریفی دال بر اینکه خشونت دارای ابعاد مختلف میباشد بود. به طور کلی خشونت به دو شیوه در جامعه خویش را نمایان میسازد
مستقیم که فیزیکی-فرهنگی (ضرب وشتم، قتل، گرسنگی گذاشتن، آزار های جنسی با شیوههای مختلف، ممانعت از حق تحصیل، مردانه شدن هنجارهای اجتماعی و..) را شامل میگردد که دراکثر موارد فاعل آن معلوم میباشد.
بعد دیگر خشونت فاعل آن مجهول یا مخاطب آن سیستم میباشد که میتوان آن را خشونت ساختاری (تعصبات ملی –مذهبی- توطئه های داخلی و فقر فراگیر اجتماعی و...) تعریف نمود.
تداوم خشونت ساختاری که بایستی بهتر برآن تامل نمود، بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود. اساسی ترین خشونت ساختاری در زندگی بشری نظمی است که در آن جایگاه زن به عنوان کنیز، ضعیفه وجنس دوم تعیین میشود واین نوع خشونت بسیار به شیوهای قاعدهمند وسیستماتیک با اهداف ومنفعت ذهنیت مردسالاری بهکار گرفته میشود. همانطور که رهبرآپو نیز میگویند، ازبین بردن این نگرش نسبت زنان همانند شکافتن اتم است.
ذهنیت مردسالاری با بهرهگیری از شریعت وسنت دیرین حاکم بر جامعه تمامی اشکال خشونت ( مستقیم-غیرمستقیم) را با نگاهی جنسیت گرایانه وتفاوت جنسیتی در تمامی ادوار تاریخی و از همان آغاز شکلگیری ذهینت هیرارشیک تا به امروز که جهان مدرن و مدرنیته میباشد ،مشروع و موجه ساخته است. البته لازم به ذکر است که جهان مدرنیته همان راهی را میپیماید که دین گشوده است چونکه این دین ومبانی او بوده که با توجه به منافع جنسیت گراینهی خویش دستنشان کرده که چه اعمالی در برابر زنان خشونت محسوب گشته ویا نگشته است. برای نمونه چند همسری، کودک همسری، زنان به عنوان غنیمت جنگی در جنگهای اسلامی، حق طلاق، کالا و اموال نمودگی زنان در حیطه قدرت مرد، کارگر ارزان وکارخانهی تولید باارزشترین کالای نظام یعنی بچه و....در حوزهی تعریف خشونت از دیدگاه دین قرار نمیگیرد واین اعمال را مشروع والهی تلقی نمودهاند.
این واقعیتی جامعه شناختی است که امروزه هر مرد از حقوق بسیاری نسبت زنان برخوردار است وحق کشتن زنان از جمله این حقوق میباشد. روزانه دختران بسیاری به ویژه در ایران وشرق کردستان اقدام به خودکشی مینمایند که این واقعیت غیرقابل انکار میباشد. اکثریت قریب بهاتفاق روابطی که ذهنیت مردسالار تعریف نموده دارای کاراکتر آزار رسانی و تجاوزند که این دو درحوزه ی تعاریف خشونت جای میگیرند. چون در چار چوب اجتماعی، خانواده به مثابهی میکرو دولت بوده که مرد در آن برای خویش دنیایی اقتدارمدار ساخته و تمامی اهداف دولت را به اجرا درآورده که مهمترین آن، زن را به عنوان مدل نقش آفرینی (بردگی) برای تمام جامعه آماده کردن میباشد.
سرمنشاء تمامی خشونتهای به کار گرفته در برابر زنان تبعیض بوده که آن نیز شاخص اصلی مردسالاری است و تبعیض علیه زنان، نمود شاخص اصلی نظام قدرت میباشد. تبعیض در تمامی مراحل زندگی وعرصههای اجتماعی –سیاسی و اقتصادی جامعه به ویژه در موقعیتی که زنان با آن تعریف میگردند خود را نمایان میسازد. ازهمان بدو تولد تا آخرین لحظات عمر خویش همواره با تبعیض هایی که به هنجارهای اجتماعی مبدل شدهاند مواجه میشوند. از آموزش گرفته تا بهداشت ونیازهای اساسی وجایگاه اجتماعی-سیاسی رنگ و بویی جنسیتگرایانه داشته و به سبب هویت و مسائل مشترک میان زنان، زنی را نمیتوان یافت که خارج از این حیطه تعریف شده قرار گرفته باشد. تنزل موقعیت زنان
گذار دموکراتیک
تداوم خشونت ساختاری بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود 🆔 @GozarDemocratic
به پسترین مرحلهی آن یعنی کالا شدگی جنسیتی وبرچسبهایی مانند ابزار تبلیغاتی تجاری وابزار تحریک مستمر در امور تبلیغاتی وامورات سیاسی در مدرنیتهی کاپتالیستی ومبدل شدن به فایده بخشترین بردهی عصرکاپتالیستی، نقطهی اوج خشونت در برابرزنان است که منفعت سرشاری را با خود به همراه دارد. رهبرآپو دراین مورد دارای تحلیلی این چنین بوده که زنان در خطرناکترین وحساسترین لحظات تاریخی خویش بهسر میبرند.
متاسفانه به هنگام بحث دربارهی خشونت دیدگاه ونگرشهای مختلفی سربرآورده که با توجه به موقعیت ومنافع شان دارای نواقص جدی بوده که اکثر اوقات بافت اجتماعی جامعه بر نظریات آنان موثرند. این نگرشهای نهادهای دولتی– خاندان وخانواده- ادیان و.. از هم منفکاند، این باعث کوری وبیبصیرتی در واقعیت موجود در اعمال خشونت می گردد. این موضوع اکثرا در نگرش ونظریات روشنفکران و سیاستمداران ایرانی نیز به شیوهای بسیار آشکار نمایان میگردد وسبب ژرفا یافتن هرچه بیشتر مسائل در درون جامعه میگردند.
رژیم استبدادی ایران دولتی مقتدر و دارای تاریخی پیشینهای بوده که هموراه پایههای اقتدار خویش را با به بردگی کشاندن زنان و تبعیض جنسیتی محکم واستوار نموده است. این نظام در بطن خویش خشونت را درونی سازی و همچون چماغی در برابر زنان و جامعه در تمامی ادوار حاکمیت خویش به کار گرفته است و خشونت واستثمار را به انحصار درآورده است. نظام حاکم با استفاده از بافت سنتی – مذهبی و احکام شرعی و آیین شریعت خشونت را امری رایج وضروری فرض نموده وبا شعار خشونت برای تداوم تمامی اعمال غیر انسانی خویش را لاپوشالی نموده است. به موازات آن به شیوهای بسیار نرم و پنهانی به صورت سیستماتیک با سو استفاده از تابوهای حاکم در جامعه و با اغفال افکار عمومی زنان را در چنگال افکار خویش قرار داده و سعی نموده جهت نرمالیزه نمودن تابو وخشونت موجود در قبال زنان در جامعه از زنان در راستای تعمق خشونت ورزی حاکم نهایت استفاده را کرده واز این طریق خواهان سهیم نمودن آنان در اعمال خشونت برزنان میباشد که وجود خواهران زینب، بسیج زنان در تمامی عرصه ها و مبلغان آیینی زن در دانشگاهها ومدارس و زنان ارتشی و سپاهی در اکثر نقاط کشور... افکار پلید دولت ایران را آشکار مینماید.
رژیم ایران با اتکا بر ایدوئولوژی شیعیگرایی ولایت فقیه رنگ ولعابی مردانه به ساختار حکومتی خویش داده واین را امری بسیار طبیعی وحق مسلم مردان با مُهر الهی تلقی نموده است. دولت مستبد ایران ازهمان اولین مرحلهی دولت خویش یعنی هخامنشیان تا به امروز یعنی دولت – ملت با ریاست جمهوری روحانی، نگاهی ابزاری به زنان داشته وجهت به تسلیم کشاندن ارادهی جامعه از زنان بهرهکشی نموده است. این حقیقتی اجتناب ناپذیر میباشد که با اوج گرفتن تنشهای سیاسی –اقتصادی در ساختار حکومتی ایران میزان اعمال خشونت در تمامی ابعاد زندگی زنان و به دنبال آن تمامی جامعه به شیوهای چشمگیر روندی افزایشی به خویش میگیرد. این موضوع مسئلهای تازه نبوده و تاریخ قدرت طلبی ایران سرشار از این خشونت ورزیها میباشد. برای نمونه بعد ازانقلاب ۱۳۵۷ در دهههای ۶۰-۷۰ شمسی زندانیان سیاسی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته که تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام، حاملگی و مادر بودن اجباری، عقیم شدن اجباری، فروختن کودکان به خانواده های نشناس و آزار جسمی و جنسی کودکان به شیوهی دستمالی کردن آنان که اصطلاحی عامیانه در میان جامعه بوده و شنیدن توهین وتهدیدهای جنسی با موجه نمودن اینکه شماها غنایم جنگی اسلام بوده وبرای ما حلال میباشید و... از نمونههای بارز این خشونتها میباشد.
امروزه در جامعه کنونی جوامع ایران و شرق کردستان نیز به سبب شرایط نامساعد اقتصادی واجتماعی که حاصل ناکارآمدی وبیلیاقتی سران و کاربهدستان دولت میباشد در مردابی فرو رفتهاند که در صورت هر نوع تقلا کردنی بهتر در این مرداب فروخواهند رفت وگرفتار خواهند شد. دولت ایران واپسین نفسهای اقتدر خویش را کشیده است به همین دلیل از اعمال هر نوع خشونتی در قبال زنان دریغ نورزیده واجتناب نخواهد کرد. وضعیت وخیم زندانیان سیاسی زن در زندانهای ایران به ویژه در اوین، قرچک و قزلحصار و افزایش شکنجه و آزار جنسی به ویژه بعد انتخابات ۱۳۸۸ و نارضایتی خلق از تقلب در انتخابات،کاهش سن ازدواج و ترویج کودک همسری و به عنوانی دیگر فروختن کودکان و محروم نمودن آنان از دوران کودکی وخط باطلی بر خیال و رویاهای کودکانه آنان کشیدن، افزایش قتل به ویژه قتلهای ناموسی وخودکشی با دلایلی مانند فقر و بیکاری، افزایش فحشا و اعتیاد در میان زنان وجوانان و... از دغدغههایی بوده که امروزه گریبانگیر تمامی جوامع ایرانی وشرق کردستان شده است و موجب تشنجی اجتماعی گشته است. متاسفانه اعمال خشونت بر زنان در شرق کردستان روندی رو به افزایش به خود گرفته که افزایش آمار خودکشی و قتل زنان در ش
متاسفانه به هنگام بحث دربارهی خشونت دیدگاه ونگرشهای مختلفی سربرآورده که با توجه به موقعیت ومنافع شان دارای نواقص جدی بوده که اکثر اوقات بافت اجتماعی جامعه بر نظریات آنان موثرند. این نگرشهای نهادهای دولتی– خاندان وخانواده- ادیان و.. از هم منفکاند، این باعث کوری وبیبصیرتی در واقعیت موجود در اعمال خشونت می گردد. این موضوع اکثرا در نگرش ونظریات روشنفکران و سیاستمداران ایرانی نیز به شیوهای بسیار آشکار نمایان میگردد وسبب ژرفا یافتن هرچه بیشتر مسائل در درون جامعه میگردند.
رژیم استبدادی ایران دولتی مقتدر و دارای تاریخی پیشینهای بوده که هموراه پایههای اقتدار خویش را با به بردگی کشاندن زنان و تبعیض جنسیتی محکم واستوار نموده است. این نظام در بطن خویش خشونت را درونی سازی و همچون چماغی در برابر زنان و جامعه در تمامی ادوار حاکمیت خویش به کار گرفته است و خشونت واستثمار را به انحصار درآورده است. نظام حاکم با استفاده از بافت سنتی – مذهبی و احکام شرعی و آیین شریعت خشونت را امری رایج وضروری فرض نموده وبا شعار خشونت برای تداوم تمامی اعمال غیر انسانی خویش را لاپوشالی نموده است. به موازات آن به شیوهای بسیار نرم و پنهانی به صورت سیستماتیک با سو استفاده از تابوهای حاکم در جامعه و با اغفال افکار عمومی زنان را در چنگال افکار خویش قرار داده و سعی نموده جهت نرمالیزه نمودن تابو وخشونت موجود در قبال زنان در جامعه از زنان در راستای تعمق خشونت ورزی حاکم نهایت استفاده را کرده واز این طریق خواهان سهیم نمودن آنان در اعمال خشونت برزنان میباشد که وجود خواهران زینب، بسیج زنان در تمامی عرصه ها و مبلغان آیینی زن در دانشگاهها ومدارس و زنان ارتشی و سپاهی در اکثر نقاط کشور... افکار پلید دولت ایران را آشکار مینماید.
رژیم ایران با اتکا بر ایدوئولوژی شیعیگرایی ولایت فقیه رنگ ولعابی مردانه به ساختار حکومتی خویش داده واین را امری بسیار طبیعی وحق مسلم مردان با مُهر الهی تلقی نموده است. دولت مستبد ایران ازهمان اولین مرحلهی دولت خویش یعنی هخامنشیان تا به امروز یعنی دولت – ملت با ریاست جمهوری روحانی، نگاهی ابزاری به زنان داشته وجهت به تسلیم کشاندن ارادهی جامعه از زنان بهرهکشی نموده است. این حقیقتی اجتناب ناپذیر میباشد که با اوج گرفتن تنشهای سیاسی –اقتصادی در ساختار حکومتی ایران میزان اعمال خشونت در تمامی ابعاد زندگی زنان و به دنبال آن تمامی جامعه به شیوهای چشمگیر روندی افزایشی به خویش میگیرد. این موضوع مسئلهای تازه نبوده و تاریخ قدرت طلبی ایران سرشار از این خشونت ورزیها میباشد. برای نمونه بعد ازانقلاب ۱۳۵۷ در دهههای ۶۰-۷۰ شمسی زندانیان سیاسی مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته که تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام، حاملگی و مادر بودن اجباری، عقیم شدن اجباری، فروختن کودکان به خانواده های نشناس و آزار جسمی و جنسی کودکان به شیوهی دستمالی کردن آنان که اصطلاحی عامیانه در میان جامعه بوده و شنیدن توهین وتهدیدهای جنسی با موجه نمودن اینکه شماها غنایم جنگی اسلام بوده وبرای ما حلال میباشید و... از نمونههای بارز این خشونتها میباشد.
امروزه در جامعه کنونی جوامع ایران و شرق کردستان نیز به سبب شرایط نامساعد اقتصادی واجتماعی که حاصل ناکارآمدی وبیلیاقتی سران و کاربهدستان دولت میباشد در مردابی فرو رفتهاند که در صورت هر نوع تقلا کردنی بهتر در این مرداب فروخواهند رفت وگرفتار خواهند شد. دولت ایران واپسین نفسهای اقتدر خویش را کشیده است به همین دلیل از اعمال هر نوع خشونتی در قبال زنان دریغ نورزیده واجتناب نخواهد کرد. وضعیت وخیم زندانیان سیاسی زن در زندانهای ایران به ویژه در اوین، قرچک و قزلحصار و افزایش شکنجه و آزار جنسی به ویژه بعد انتخابات ۱۳۸۸ و نارضایتی خلق از تقلب در انتخابات،کاهش سن ازدواج و ترویج کودک همسری و به عنوانی دیگر فروختن کودکان و محروم نمودن آنان از دوران کودکی وخط باطلی بر خیال و رویاهای کودکانه آنان کشیدن، افزایش قتل به ویژه قتلهای ناموسی وخودکشی با دلایلی مانند فقر و بیکاری، افزایش فحشا و اعتیاد در میان زنان وجوانان و... از دغدغههایی بوده که امروزه گریبانگیر تمامی جوامع ایرانی وشرق کردستان شده است و موجب تشنجی اجتماعی گشته است. متاسفانه اعمال خشونت بر زنان در شرق کردستان روندی رو به افزایش به خود گرفته که افزایش آمار خودکشی و قتل زنان در ش
گذار دموکراتیک
تداوم خشونت ساختاری بدون پشتیبانی دین میسر نخواهد بود 🆔 @GozarDemocratic
هرهایی همچون ایلام، سنندج و کرمانشاه،کشته شدن کولبران در مناطق مرزی و افزایش کودک همسری،کودکان کار و... در این مناطق اثباتی است بر این ادعا.
تمامی این خشونتها در شرایطی رخ میدهند که درقانون اساسی ایران که همانا مجریان اصلی آن همان هایی هستند که در افزایش این روندها دستهای آلوده به خون دارند، در ماده ۳۸ و ۵۷۸ شکنجه و آزار جنسی در هر صورتی برای گرفتن اعتراف ممنوع بوده و با مجازات روبه روخواهند شد و همچنین مطابق قانون۱۰۴۱ ازدواج کودکان زیر ۱۳-۱۵ ممنوع میباشد. اما هر روز شاهد ازدواج کودکان زیر ۱۰سال میباشیم که دچار اختلات روحی و روانی شده و در دنیایی قرار گرفته که با خیالهای کودکانهشان در ستیز و تضاد میباشد، این نشان از کاهش ملاک و معیار بافتهای اخلاقی- سیاسی جامعه ایران وشرق کردستان میباشد.
متاسفانه ذهنیت مردسالار ایران به سبب نگاه جنسیت گرایانهی خویش به جامعه از درد وآلام والتیاماتی که زنان از خشونت در قبالشان به کار گرفته میشود و رنجیده و آزرده خاطر میگردند غمی به دل نداشته و در این راستا دارای رویکردی واقع بینانه نمیباشد چونکه بانیان اصلی این مسائل و متهم اصلی در این راستا ذهنیت حاکم مردسالار یعنی نظام ایران میباشد.
برهمین مبنا ما به عنوان جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان و ایران(کژار) همواره با اتکا بر ایدئولوژی جامعهی دمکراتیک و اکولوژیک و رهایی زن که رهبرآپو به جامعه هدیه نمودهاند، خویش را سازماندهی نموده و مبارزه مشترک و اتحاد و انسجام را با تمامی اشکال مبارزه و مقاومت به هر نحوی شالوده فعالیتهای سازمانی خویش قرار داده و خط مشی را برای خویش مشخص نمودهایم. سعی نموده که با ارتقا سطح دانش وآگاهی زنان در تمامی عرصهها، در میان جامعه نفوذ کرده و آنان را جهت فروپاشی پایههای اقتدار ذهنیت مردسالار حاکم در ایران سازماندهی نموده و دارای موضعی رادیکال در برابر خشونت ورزیهایی که نظام حاکم اعمال مینماید باشیم. چون براین حقیقت واقف بوده که ارتقا سطح دانش زنان و مبارزه مشترک تمامی آنها در هر موقعیت وجایگاهی که باشند( از زنان خانه دار گرفته تا کسانی در اماکن عمومی حضور دارند) یگانه راه رهایی و برونرفت از مسائل حادتر گشتهی زنان در نظام حاکم و نهادینه و درونی سازی کردن مقاومت و مبارزه در میان زنان میشود.
دراین راستا کژار در ۲۵-۸-۲۰۱۸ جهت چارهیابی تمامی مسائل زنان که خشونت یکی از شاخههای آن میباشد، پروژهای را پیشکش جوامع زنان ایران و شرق کردستان کرد در مادههایی که در آن دست نشان کرده بودند مبارزه با کودک همسری وشکنجه و تجاوز به زندانیان سیاسی و همچنین تغییر و از نو ایجاد قانون اساسی بنا بر ذهنیتی دمکراتیک وبرابر و... از مواردی بوده برآن تاکید ورزیده بودند وشالوده مبارزه خویش قرار داده است وسعی نموده که با فراگیر نمودن عرصهی مبارزاتی در تمامی نهادهای جامعه حملهای فراگیر را جهت فروپاشی پایههای اقتدار دولت ایران سازماندهی نماید. اکنون در تابستان ۲۰۱۹ با برگزاری کمپین وبا شعار(در مقابل خشونت متحد شو، مبارزه کن وآزاد شو) جهت مبارزه با خشونت در قبال زنان خویش را سازماندهی نموده و تا کنون با استقبال گرمی از سوی اکثر زنان مواجه گشته است. همچنین براین امر واقف میباشد که برگزاری چنین کمپینی الهامی خواهد بود برای تمامی زنان در اکثر نقاط دنیا برای برگزاری چنین کمپینی، چون از این واقعیت غافل نبوده که مسائل وخشونتی که در برابر تمام زنان به کار گرفته میشود مشترک و دارای یک منشا که همان ذهنیت مردسالار جنسیتگرا میباشد. برگزار نمودن کمپینی از جانب زنان نیجریه که آنان نیز در مردابی وخیمتر گرفتار این ذهنیت شدهاند، جهت صیانت ورزی از زنان در قبال خشونت زنان، مصداق این ادعا میباشد و مطمئنا این آغاز مرحلهای نوین برای ارتقاء سطح مبارزاتی زنان در آینده خواهد بود.
جامعه زنان آزاد شرق کوردستان « کژار »
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
تمامی این خشونتها در شرایطی رخ میدهند که درقانون اساسی ایران که همانا مجریان اصلی آن همان هایی هستند که در افزایش این روندها دستهای آلوده به خون دارند، در ماده ۳۸ و ۵۷۸ شکنجه و آزار جنسی در هر صورتی برای گرفتن اعتراف ممنوع بوده و با مجازات روبه روخواهند شد و همچنین مطابق قانون۱۰۴۱ ازدواج کودکان زیر ۱۳-۱۵ ممنوع میباشد. اما هر روز شاهد ازدواج کودکان زیر ۱۰سال میباشیم که دچار اختلات روحی و روانی شده و در دنیایی قرار گرفته که با خیالهای کودکانهشان در ستیز و تضاد میباشد، این نشان از کاهش ملاک و معیار بافتهای اخلاقی- سیاسی جامعه ایران وشرق کردستان میباشد.
متاسفانه ذهنیت مردسالار ایران به سبب نگاه جنسیت گرایانهی خویش به جامعه از درد وآلام والتیاماتی که زنان از خشونت در قبالشان به کار گرفته میشود و رنجیده و آزرده خاطر میگردند غمی به دل نداشته و در این راستا دارای رویکردی واقع بینانه نمیباشد چونکه بانیان اصلی این مسائل و متهم اصلی در این راستا ذهنیت حاکم مردسالار یعنی نظام ایران میباشد.
برهمین مبنا ما به عنوان جامعه ی زنان آزاد شرق کردستان و ایران(کژار) همواره با اتکا بر ایدئولوژی جامعهی دمکراتیک و اکولوژیک و رهایی زن که رهبرآپو به جامعه هدیه نمودهاند، خویش را سازماندهی نموده و مبارزه مشترک و اتحاد و انسجام را با تمامی اشکال مبارزه و مقاومت به هر نحوی شالوده فعالیتهای سازمانی خویش قرار داده و خط مشی را برای خویش مشخص نمودهایم. سعی نموده که با ارتقا سطح دانش وآگاهی زنان در تمامی عرصهها، در میان جامعه نفوذ کرده و آنان را جهت فروپاشی پایههای اقتدار ذهنیت مردسالار حاکم در ایران سازماندهی نموده و دارای موضعی رادیکال در برابر خشونت ورزیهایی که نظام حاکم اعمال مینماید باشیم. چون براین حقیقت واقف بوده که ارتقا سطح دانش زنان و مبارزه مشترک تمامی آنها در هر موقعیت وجایگاهی که باشند( از زنان خانه دار گرفته تا کسانی در اماکن عمومی حضور دارند) یگانه راه رهایی و برونرفت از مسائل حادتر گشتهی زنان در نظام حاکم و نهادینه و درونی سازی کردن مقاومت و مبارزه در میان زنان میشود.
دراین راستا کژار در ۲۵-۸-۲۰۱۸ جهت چارهیابی تمامی مسائل زنان که خشونت یکی از شاخههای آن میباشد، پروژهای را پیشکش جوامع زنان ایران و شرق کردستان کرد در مادههایی که در آن دست نشان کرده بودند مبارزه با کودک همسری وشکنجه و تجاوز به زندانیان سیاسی و همچنین تغییر و از نو ایجاد قانون اساسی بنا بر ذهنیتی دمکراتیک وبرابر و... از مواردی بوده برآن تاکید ورزیده بودند وشالوده مبارزه خویش قرار داده است وسعی نموده که با فراگیر نمودن عرصهی مبارزاتی در تمامی نهادهای جامعه حملهای فراگیر را جهت فروپاشی پایههای اقتدار دولت ایران سازماندهی نماید. اکنون در تابستان ۲۰۱۹ با برگزاری کمپین وبا شعار(در مقابل خشونت متحد شو، مبارزه کن وآزاد شو) جهت مبارزه با خشونت در قبال زنان خویش را سازماندهی نموده و تا کنون با استقبال گرمی از سوی اکثر زنان مواجه گشته است. همچنین براین امر واقف میباشد که برگزاری چنین کمپینی الهامی خواهد بود برای تمامی زنان در اکثر نقاط دنیا برای برگزاری چنین کمپینی، چون از این واقعیت غافل نبوده که مسائل وخشونتی که در برابر تمام زنان به کار گرفته میشود مشترک و دارای یک منشا که همان ذهنیت مردسالار جنسیتگرا میباشد. برگزار نمودن کمپینی از جانب زنان نیجریه که آنان نیز در مردابی وخیمتر گرفتار این ذهنیت شدهاند، جهت صیانت ورزی از زنان در قبال خشونت زنان، مصداق این ادعا میباشد و مطمئنا این آغاز مرحلهای نوین برای ارتقاء سطح مبارزاتی زنان در آینده خواهد بود.
جامعه زنان آزاد شرق کوردستان « کژار »
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryentv
♦️ڕێوڕەسمی سێ شەڕڤان یەپەگە بە بەشداری دایکانی ئاشتی لە سنە بەڕێوەچوو
🔸رۆژی رابردوو ژمارەیەک لە دایکانی ئاشتی رۆژهەڵاتی کوردستان و هاوڵاتیان چوونە سەردانی ماڵی شەهید موحەمەدئەمین ئەمیری لە شارۆچکەی دێولانی سەر بە شاری سنە.
🔸لەو رێورەسمەدا دایکانی ئاشتی وێڕای بیرهێنانەوەی گیانبەختکردووانی ئازادی یادی شەهیدان دیاکۆ ئیلام، بەرفین چلچەمە و هاوڕێ لەیلاخ-یان بەرز راگرت.
🔸دایکی هاوڕێ لەیلاخ لە ڕێوڕەسمەکەدا وتی رۆڵەکەی من و هەڤاڵانی وڵاتپارێز و نیشتمانپەروەر بوون و لە ڕێگای گەیشتن بە بڕواکانیان گیانیان فەدا کرد. من بە رۆڵەکەم سەربەرزم کە لە گەڵ هەڤاڵانی لە دژی چەتەکانی داعش تێکۆشا.
🔸موحەمەد ئەمین ئەمیری ناسراو بە هاوڕێ لەیلاخ لە شارۆچکەی دێولان لە دایکبوو ئەو شەڕڤانەی ئازادی کوردستان لە گەڵ هەڤاڵی خۆی فەرید لەشکەری ناسراو بە بەرفین چل چەمە لە دووی ئوکتوبەری ٢٠١٥ و دیاکۆ ئیلام لە ساڵی ٢٠١٦ لە ریزی شەرڤانانی یەپەگە لە رۆژاوای کوردستان لە شەڕ دژی چەتەکانی داعش گیانیان بەختکرد.
@aryentvnews
🔸رۆژی رابردوو ژمارەیەک لە دایکانی ئاشتی رۆژهەڵاتی کوردستان و هاوڵاتیان چوونە سەردانی ماڵی شەهید موحەمەدئەمین ئەمیری لە شارۆچکەی دێولانی سەر بە شاری سنە.
🔸لەو رێورەسمەدا دایکانی ئاشتی وێڕای بیرهێنانەوەی گیانبەختکردووانی ئازادی یادی شەهیدان دیاکۆ ئیلام، بەرفین چلچەمە و هاوڕێ لەیلاخ-یان بەرز راگرت.
🔸دایکی هاوڕێ لەیلاخ لە ڕێوڕەسمەکەدا وتی رۆڵەکەی من و هەڤاڵانی وڵاتپارێز و نیشتمانپەروەر بوون و لە ڕێگای گەیشتن بە بڕواکانیان گیانیان فەدا کرد. من بە رۆڵەکەم سەربەرزم کە لە گەڵ هەڤاڵانی لە دژی چەتەکانی داعش تێکۆشا.
🔸موحەمەد ئەمین ئەمیری ناسراو بە هاوڕێ لەیلاخ لە شارۆچکەی دێولان لە دایکبوو ئەو شەڕڤانەی ئازادی کوردستان لە گەڵ هەڤاڵی خۆی فەرید لەشکەری ناسراو بە بەرفین چل چەمە لە دووی ئوکتوبەری ٢٠١٥ و دیاکۆ ئیلام لە ساڵی ٢٠١٦ لە ریزی شەرڤانانی یەپەگە لە رۆژاوای کوردستان لە شەڕ دژی چەتەکانی داعش گیانیان بەختکرد.
@aryentvnews
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️امروز سومین سالگرد جانباختن ١٢ گریلا نیروهای مدافع شرق کردستان ی.ر.ک در استان کرماشان است، گریلاهایی کە با مقاومتی قهرمانانە و ارادەای پولادین جنگیدند، تا بار دیگر در تاریخ قیام های کردستان خط بطلانی کشیدە باشند بر خیانت و تسلیمیت.
@aryentvfarsi
@aryentvfarsi
Forwarded from اتچ بات
نامه سرگشاده م.س.د به دبیر کل سازمان ملل متحد و نماینده سازمان ملل در امور سوریه
مجلس سوریه دمکراتیک (م.س.د) نامهای برای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل و گیر پیترسون نمایندهی سازمان ملل در امور سوریه فرستاد.
مجلس سوریهی دمکراتیک در مورد به حاشیه راندن نمایندگان شمال و شرق سوریه در کمیتهی تدوین قانون اساسی سوریه، نامهای سرگشاده برای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل و گیر پیترسون نمایندهی سازمان ملل در امور سوریه فرستاد.
این نامه در سایت مجلس سوریه دمکراتیک منتشر شد.
متن نامه به این شرح است:
"نامهای سرگشاده برای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل و گیر پیترسون نمایندهی سازمان ملل در امور سوریه:
علیرغم تلاشهای سازمان ملل برای پایان دادن به تنشها و ایجاد یک راه حل، اما بحران سوریه در نهمین سال همچنان ادامه دارد. اخیرا کمیتهی تدوین قانون اساسی توسط سه جریان ایجاد شد، اما خودمدیریتی دمکراتیک از این کمیته حذف شد. همان طور که میدانید شمال و شرق سوریه تنها منطقهای است که در مقابل سازمان فاشیستی داعش و النصره سایر طیفهای وابسته به آنها ایستاد و مدلی را ارائه نمود که سوریه به آن نیازمند است. هم زمان امنیت و آسایش داخلی را ایجاد کرد. همچنین نیروهای سوریهی دمکراتیک با هزاران شهید، داعشی را از بین برد که مانند بیماری خطرناک برای سرتاسر جهان بود. به همراه نیروهای ائتلاف بینالمللی برای همهی بشریت و جوامع دمکراتیک پیروزی را به ارمغان آورد.
میدانید که مبارزات در همان سطح برای خشک کردن سرچشمهی خشونت و از میان برداشتن ریشهی ایدئولوژی و هستههای پنهانی داعش ادامه دارد. در نتیجهی این مبارزات اکنون منطقهای امن ایجاد شده است که به قوانین بینالمللی احترام میگزارد و دخالت در امور همسایگان را رد میکند. در منطقه خودمدیریتی مدنی وجود دارد که متعلق به همهی گروهها و خلقهای شمال و شرق سوریه است و به بیش از ۵ میلیون سوری خدمترسانی میکند که حدود ۳۰ درصد از خاک سوریه را تشکیل میدهند.
علاوه بر آن آغوش خود را برای هزاران سوری دیگر باز کرده است که به دلیل جنگ آواره شدهاند و در حال پیشرفت میباشد. علاوه بر اینها خودمدیریتی دمکراتیک مسئولیت حدود ۷۰ هزار تبهکار داعشی و خانوادههایشان را که تعدادی از آنها دارای شناسنامهی سوری هم نیستند، را به عهده دارد. این تعداد برای خودمدیریتی هزینهی بسیاری به همراه دارند و امنیت منطقه و جهان را با خطر مواجه میکند.
همچنین ما از چارهیابی سیاسی و مکانیسم گفتگو حمایت میکنیم. ما ایجاد کمیتهی تدوین قانون اساسی و حذف نمایندگان شمال و شرق سوریه را بسیار شگفت انگیز میدانیم. حذف نمایندگان مجلس سوریه دمکراتیک و شمال و شرق سوریه نقض حقوق ماست. این اقدام به معنی حذف نمایندگان ۱۱ هزار شهید است که برای امنیت و آسایشسوریه و منطقه و جهان جان خود را فدا کردهاند. ما این اقدام را ناعادلانه میدانیم. ما میبینیم برخی جریانات در این کمیته شرکت کردهاند که هیچ تاثیری در وضعیت سوریه ندارند و به همین دلیل خلقهای منطقه اعم از عرب، کورد، سوریان، آشور، ارمن، چرکس و ترکمن این اقدام را نمیپذیرند. این اقدام نشان میدهد که نیتی برای ایجاد امنیت و آرامش در منطقه ندارند. در مورد کسانی که میگویند "نمایندهی منطقه ی ما هستند"، در حقیقت این افراد از طرف مردم ما به عنوان نماینده پذیرفته نشدهاند و هیچ مسئولیتی ندارند و حتی نیروی لازم برای این کار را نیز ندارند.
آقایان گوترش و پیترسون:
امیدوار بودیم آقای پیترسون بتواند با همهی نیروها و طیفهای سوریه مشاوره کند و با آنها مذاکره کرده و توافقی ایجاد نماید. اما ما هنوز به نقش سازمان ملل و آقای پیترسون باور داریم و میتواند برابری را ایجاد کند، همچنین از نقش شمال و شرق سوریه حمایت کند و در ازای سوریه و خلقهای سوریه و ایجاد امنیت و آرامش، تغییراتی دمکراتیک ایجاد کند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
مجلس سوریه دمکراتیک (م.س.د) نامهای برای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل و گیر پیترسون نمایندهی سازمان ملل در امور سوریه فرستاد.
مجلس سوریهی دمکراتیک در مورد به حاشیه راندن نمایندگان شمال و شرق سوریه در کمیتهی تدوین قانون اساسی سوریه، نامهای سرگشاده برای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل و گیر پیترسون نمایندهی سازمان ملل در امور سوریه فرستاد.
این نامه در سایت مجلس سوریه دمکراتیک منتشر شد.
متن نامه به این شرح است:
"نامهای سرگشاده برای آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل و گیر پیترسون نمایندهی سازمان ملل در امور سوریه:
علیرغم تلاشهای سازمان ملل برای پایان دادن به تنشها و ایجاد یک راه حل، اما بحران سوریه در نهمین سال همچنان ادامه دارد. اخیرا کمیتهی تدوین قانون اساسی توسط سه جریان ایجاد شد، اما خودمدیریتی دمکراتیک از این کمیته حذف شد. همان طور که میدانید شمال و شرق سوریه تنها منطقهای است که در مقابل سازمان فاشیستی داعش و النصره سایر طیفهای وابسته به آنها ایستاد و مدلی را ارائه نمود که سوریه به آن نیازمند است. هم زمان امنیت و آسایش داخلی را ایجاد کرد. همچنین نیروهای سوریهی دمکراتیک با هزاران شهید، داعشی را از بین برد که مانند بیماری خطرناک برای سرتاسر جهان بود. به همراه نیروهای ائتلاف بینالمللی برای همهی بشریت و جوامع دمکراتیک پیروزی را به ارمغان آورد.
میدانید که مبارزات در همان سطح برای خشک کردن سرچشمهی خشونت و از میان برداشتن ریشهی ایدئولوژی و هستههای پنهانی داعش ادامه دارد. در نتیجهی این مبارزات اکنون منطقهای امن ایجاد شده است که به قوانین بینالمللی احترام میگزارد و دخالت در امور همسایگان را رد میکند. در منطقه خودمدیریتی مدنی وجود دارد که متعلق به همهی گروهها و خلقهای شمال و شرق سوریه است و به بیش از ۵ میلیون سوری خدمترسانی میکند که حدود ۳۰ درصد از خاک سوریه را تشکیل میدهند.
علاوه بر آن آغوش خود را برای هزاران سوری دیگر باز کرده است که به دلیل جنگ آواره شدهاند و در حال پیشرفت میباشد. علاوه بر اینها خودمدیریتی دمکراتیک مسئولیت حدود ۷۰ هزار تبهکار داعشی و خانوادههایشان را که تعدادی از آنها دارای شناسنامهی سوری هم نیستند، را به عهده دارد. این تعداد برای خودمدیریتی هزینهی بسیاری به همراه دارند و امنیت منطقه و جهان را با خطر مواجه میکند.
همچنین ما از چارهیابی سیاسی و مکانیسم گفتگو حمایت میکنیم. ما ایجاد کمیتهی تدوین قانون اساسی و حذف نمایندگان شمال و شرق سوریه را بسیار شگفت انگیز میدانیم. حذف نمایندگان مجلس سوریه دمکراتیک و شمال و شرق سوریه نقض حقوق ماست. این اقدام به معنی حذف نمایندگان ۱۱ هزار شهید است که برای امنیت و آسایشسوریه و منطقه و جهان جان خود را فدا کردهاند. ما این اقدام را ناعادلانه میدانیم. ما میبینیم برخی جریانات در این کمیته شرکت کردهاند که هیچ تاثیری در وضعیت سوریه ندارند و به همین دلیل خلقهای منطقه اعم از عرب، کورد، سوریان، آشور، ارمن، چرکس و ترکمن این اقدام را نمیپذیرند. این اقدام نشان میدهد که نیتی برای ایجاد امنیت و آرامش در منطقه ندارند. در مورد کسانی که میگویند "نمایندهی منطقه ی ما هستند"، در حقیقت این افراد از طرف مردم ما به عنوان نماینده پذیرفته نشدهاند و هیچ مسئولیتی ندارند و حتی نیروی لازم برای این کار را نیز ندارند.
آقایان گوترش و پیترسون:
امیدوار بودیم آقای پیترسون بتواند با همهی نیروها و طیفهای سوریه مشاوره کند و با آنها مذاکره کرده و توافقی ایجاد نماید. اما ما هنوز به نقش سازمان ملل و آقای پیترسون باور داریم و میتواند برابری را ایجاد کند، همچنین از نقش شمال و شرق سوریه حمایت کند و در ازای سوریه و خلقهای سوریه و ایجاد امنیت و آرامش، تغییراتی دمکراتیک ایجاد کند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
خودمدیریتی کوردها سوریه را تجزیه نمیکند/ ما مبارزه و جنگ بقای کوردها را به پیش میبریم" [بخش پنجم و پایانی]
... اگر ترکیه در جنگ جهانی سوم بتواند جنبش آزادیخواهی خلق کورد را سرکوب نماید، تصور میکند که میتواند منطقهای را که در میثاق ملی مشخص شده است تحت کنترل خود قرار دهد و در این منطق کشتار کوردها را ادامه بدهد ...
🆔 @GozarDemocratic
... اگر ترکیه در جنگ جهانی سوم بتواند جنبش آزادیخواهی خلق کورد را سرکوب نماید، تصور میکند که میتواند منطقهای را که در میثاق ملی مشخص شده است تحت کنترل خود قرار دهد و در این منطق کشتار کوردها را ادامه بدهد ...
🆔 @GozarDemocratic
"خودمدیریتی کوردها سوریه را تجزیه نمیکند/ ما مبارزه و جنگ بقای کوردها را به پیش میبریم" [بخش پنجم و پایانی[
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان به پرسشهای سامان مجید از روزنامه هاولاتی در رابطه با تحولات آتی در سوریه، حل مسئله کورد در این کشور، محاصره کمپ مخمور و وضعیت باشور کوردستان پاسخ داده است. بخش پنجم و پایانی گفتوگوی هاولاتی با جمیل باییک به این شرح است:
هاولاتی: آینده سوریه و جنگ علیه ترور در منطقه را چگونه پیش بینی میکنید؟ آیا احتمال دارد که داعش یا نیرویی شبیه داعش بار دیگر ظهور نماید؟ اگر احتمال دارد، در آنصورت کوردها باید چکار کنند؟
باییک: قبل از هر چیز در صدد اعلام این مسئله هستم؛ هنوز جنگ جهانی سوم در خاورمیانه خاتمه نپذیرفته است و این جنگ همچنان ادامه دارد. زیرا توافقی که موازنه نهایی را ایجاد کرده و به جنگ خاتمه دهد، هنوز ایجاد نشده است. جنگ تا مدتی دیگر ادامه خواهد یافت. اما نباید هیچ کس منتظر خاتمه جنگ در کوتاه مدت باشد؛ از همین رو تعامل و برخورد بر مبنای چنین انتظاری اشتباه است. اگر کوردها در این صورت سیاست انتظار را پیشه کنند، دستاوردها و سنگرهای کنونی را نیز از دست میدهند. از همین رو لازم است کوردها دریابند که جنگ در خاورمیانه تا مدتی دیگر نیز ادامه یافته و از این رو باید ارتباطات و سیاستهای خود را بر مبنای این مسئله استوار کنند. سیاستهای جنگی و تمامی حملات دولت ترک علیه کوردها قرار دارد. دولت ترک در زمینه و زمانه جنگ جهانی سوم تلاش دارد تا اجازه ندهد کوردها قدرتمندانه در عرصه [سیاسی] سر بلند نمایند. در این رابطه نیز هر تلاشی را انجام داده و تحریکات لازم را انجام میغدهند. کوردها باید به خوبی بر این مسئله وقوف داشته باشند.
داعش و نیرهایی همانند داعش در میان واقعیت خاورمیانه را نمیتوان به تمامی از میان برداشت، چنین نیروهایی نابود نخواهند شد. آنچه که داعش و نیروهایی همانند داعش را خلق کرد، مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در خاورمیانه بودند؛ نیروهای مدرنیست-سرمایهداری و همکاران آنها که واقعیت خاورمیانه را درک نمیکنند، ارتباطات کسانی که صرفا به منافع خود میاندیشند، وضعیت سیاسی که آنها ایجاد کردهاند و موازنههایی که همواره آنها باعث اعتراضات بسیاری از بخشها شدهاند. نیروهای متفاوتی مانند داعش و النصره از این شرایط سود جسته و آن را مورد بهره برداری خود قرار میدهند. به همین دلیل باید سیستم دمکراتیکی از اقتصاد، اجتماع و سیاست را آفرید که از خلق و ظهور سازمان داعش و سازمانهایی مانند داعش ممانعت به عمل آورد. اگر بتوان چنین سیستم دمکراتیکی را آفریده و آن را به موفقیت برسانند، در آن زمان است که از ظهور نیروهایی مانند داعش و جبهه النصره که خارج از مدار بشریت قرار دارند، ممانعت به عمل میآید. در آنصورت نمیتوانند مسائل و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را مورد بهره برداری خود قرار دهند. در غیر اینصورت سازمانهایی مانند داعش همچنان بقای خود را حفظ میکنند.
در سوریه هم اکنون نیز داعش حضور دارد. حافظ الاسد در زمان اوج قدرت خود نیز در جنوب شرق این کشور حاکمیت را کاملا در دست نداشت. جنوب شرق سوریه، مخالف رژیم بود. باید این واقعیت را درک کرد. این مسئله برآمده از اختلافات بین سوریه و عراق است. گفته میشود که از آنجا که عشایر این منطقه سنی هستند، از سوی صدام حسین دستگیر میشوند، چنین شایع کرده بودند. اما مشکل از این فراتر بود. مسئله نه فقط چنین وضعیتی بود که به صدام نسبت داده شود. یا وضعیت به گونهای نبود که بتوان آن را به اختلافات بین عراق و سوریه نسبت داد. حکومت کنونی عراق و سوریه رابطه دارند، اما هم اکنون نیز در جنوب شرق سوریه، هم داعش خود را تقویت می کند و هم از وجود آن نیز در هراس است. جنوب شرق سوریه و منطقه همجوار آن در عراق، پایگاهی است که داعش آن را متعلق به خود میداند. از سوی دیگر، سیاستهای ترکیه میتواند زمینه را برای ایجاد سازمانی بدین شیوه ایجاد نماید.
یکی از دلایل وقوع مشکلات بین آمریکا و ترکیه، مصر بود. حضور اخوان المسلمین در مصر به داعش و سازمانهایی همانند آن در سوریه جسارت میبخشد. به همین دلیل آمریکا از کودتا در مصر حمایت نمود. برای ایجاد توقف در چنین جنبشهایی، لازم است زمینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدون تاثیرگذاری شوند. در وضعیت کنونی حاکمیت آ.ک.پ در ترکیه و خصوصا تمامی سخنرانیها و ارزیابیهای اردوغان، زمینه ساز ایجاد سازمانهایی مانند داعش میشوند. چنین سخنان و ارزیابیهایی تمامی مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک آنها را ایجاد کرده و آنها را واجد حق نشان میدهد.
اگر سخنان حاکمیت کنونی ترکیه، گفتهها و ارزیایبهای آنان زمینهساز ایجاد داعش و سازمانهایی مانند داعش میشود، میتوان گفت سازمانهایی مانند دا
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان به پرسشهای سامان مجید از روزنامه هاولاتی در رابطه با تحولات آتی در سوریه، حل مسئله کورد در این کشور، محاصره کمپ مخمور و وضعیت باشور کوردستان پاسخ داده است. بخش پنجم و پایانی گفتوگوی هاولاتی با جمیل باییک به این شرح است:
هاولاتی: آینده سوریه و جنگ علیه ترور در منطقه را چگونه پیش بینی میکنید؟ آیا احتمال دارد که داعش یا نیرویی شبیه داعش بار دیگر ظهور نماید؟ اگر احتمال دارد، در آنصورت کوردها باید چکار کنند؟
باییک: قبل از هر چیز در صدد اعلام این مسئله هستم؛ هنوز جنگ جهانی سوم در خاورمیانه خاتمه نپذیرفته است و این جنگ همچنان ادامه دارد. زیرا توافقی که موازنه نهایی را ایجاد کرده و به جنگ خاتمه دهد، هنوز ایجاد نشده است. جنگ تا مدتی دیگر ادامه خواهد یافت. اما نباید هیچ کس منتظر خاتمه جنگ در کوتاه مدت باشد؛ از همین رو تعامل و برخورد بر مبنای چنین انتظاری اشتباه است. اگر کوردها در این صورت سیاست انتظار را پیشه کنند، دستاوردها و سنگرهای کنونی را نیز از دست میدهند. از همین رو لازم است کوردها دریابند که جنگ در خاورمیانه تا مدتی دیگر نیز ادامه یافته و از این رو باید ارتباطات و سیاستهای خود را بر مبنای این مسئله استوار کنند. سیاستهای جنگی و تمامی حملات دولت ترک علیه کوردها قرار دارد. دولت ترک در زمینه و زمانه جنگ جهانی سوم تلاش دارد تا اجازه ندهد کوردها قدرتمندانه در عرصه [سیاسی] سر بلند نمایند. در این رابطه نیز هر تلاشی را انجام داده و تحریکات لازم را انجام میغدهند. کوردها باید به خوبی بر این مسئله وقوف داشته باشند.
داعش و نیرهایی همانند داعش در میان واقعیت خاورمیانه را نمیتوان به تمامی از میان برداشت، چنین نیروهایی نابود نخواهند شد. آنچه که داعش و نیروهایی همانند داعش را خلق کرد، مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در خاورمیانه بودند؛ نیروهای مدرنیست-سرمایهداری و همکاران آنها که واقعیت خاورمیانه را درک نمیکنند، ارتباطات کسانی که صرفا به منافع خود میاندیشند، وضعیت سیاسی که آنها ایجاد کردهاند و موازنههایی که همواره آنها باعث اعتراضات بسیاری از بخشها شدهاند. نیروهای متفاوتی مانند داعش و النصره از این شرایط سود جسته و آن را مورد بهره برداری خود قرار میدهند. به همین دلیل باید سیستم دمکراتیکی از اقتصاد، اجتماع و سیاست را آفرید که از خلق و ظهور سازمان داعش و سازمانهایی مانند داعش ممانعت به عمل آورد. اگر بتوان چنین سیستم دمکراتیکی را آفریده و آن را به موفقیت برسانند، در آن زمان است که از ظهور نیروهایی مانند داعش و جبهه النصره که خارج از مدار بشریت قرار دارند، ممانعت به عمل میآید. در آنصورت نمیتوانند مسائل و مشکلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را مورد بهره برداری خود قرار دهند. در غیر اینصورت سازمانهایی مانند داعش همچنان بقای خود را حفظ میکنند.
در سوریه هم اکنون نیز داعش حضور دارد. حافظ الاسد در زمان اوج قدرت خود نیز در جنوب شرق این کشور حاکمیت را کاملا در دست نداشت. جنوب شرق سوریه، مخالف رژیم بود. باید این واقعیت را درک کرد. این مسئله برآمده از اختلافات بین سوریه و عراق است. گفته میشود که از آنجا که عشایر این منطقه سنی هستند، از سوی صدام حسین دستگیر میشوند، چنین شایع کرده بودند. اما مشکل از این فراتر بود. مسئله نه فقط چنین وضعیتی بود که به صدام نسبت داده شود. یا وضعیت به گونهای نبود که بتوان آن را به اختلافات بین عراق و سوریه نسبت داد. حکومت کنونی عراق و سوریه رابطه دارند، اما هم اکنون نیز در جنوب شرق سوریه، هم داعش خود را تقویت می کند و هم از وجود آن نیز در هراس است. جنوب شرق سوریه و منطقه همجوار آن در عراق، پایگاهی است که داعش آن را متعلق به خود میداند. از سوی دیگر، سیاستهای ترکیه میتواند زمینه را برای ایجاد سازمانی بدین شیوه ایجاد نماید.
یکی از دلایل وقوع مشکلات بین آمریکا و ترکیه، مصر بود. حضور اخوان المسلمین در مصر به داعش و سازمانهایی همانند آن در سوریه جسارت میبخشد. به همین دلیل آمریکا از کودتا در مصر حمایت نمود. برای ایجاد توقف در چنین جنبشهایی، لازم است زمینههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدون تاثیرگذاری شوند. در وضعیت کنونی حاکمیت آ.ک.پ در ترکیه و خصوصا تمامی سخنرانیها و ارزیابیهای اردوغان، زمینه ساز ایجاد سازمانهایی مانند داعش میشوند. چنین سخنان و ارزیابیهایی تمامی مشروعیت سیاسی و ایدئولوژیک آنها را ایجاد کرده و آنها را واجد حق نشان میدهد.
اگر سخنان حاکمیت کنونی ترکیه، گفتهها و ارزیایبهای آنان زمینهساز ایجاد داعش و سازمانهایی مانند داعش میشود، میتوان گفت سازمانهایی مانند دا
عش میتوانند تداوم و بقای خود را حفظ کنند. و این در حالی است که شما میپرسید که آیا امکان دارد که داعش بار دیگر در صحنه قد علم نماید؟ داعش خاتمه نپذیرفته است. بلکه موجودیت داعش محدود شده است، اما رهایی از دست آن، کاملا منوط به تدابیر سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.با ایجاد یک خاورمیانه دمکراتیک، با دمکراتیک شدن کشورها چنین امری انکان پذیر میگردد. زیرا کشورهای دمکراتیک چنین فرصتهایی را برای سوءاستفاده از این موضوعات ایجاد میکنند.
از نظر ما در خاورمیانه هم جنگ ادامه خواهد یافت و هم سازمانهایی مانند داعش دوباره ایجاد میشوند. باید کوردها نیز برای چنین رویدادهایی آمادگی داشته باشند. در رابطه با این موضوع، اتحاد کوردها مهمترین مسئله است. باید مسائل و مشکلات بین کوردها به پایینترین سطح خود تقلیل پیدا کند. داعش حمله نمود، چیزی نمانده بود که هولیر و کرکوک را به اشغال خود درآورد. همه میدانند که در شنگال چه روی داد. هر چقدر بین احزاب سیاسی تفرقه نیز وجود داشت، اما از آنجا که در رابطه با این حملات با روح و موضوعی مشترک عمل نمودند، این حملات درهم شکسته شد. زیرا در این فرایند، کوردها با برخورداری از تفکرات متفاوت نیز به گریلا کمک نمودند. گریلا با چنین روحیهای نبردی هوشمندانه را علیه داعش مدیریت نمود. در این رابطه باید دریافت که در زمانی که جنگ در خاورمیانه ادامه دارد، داعش و النصره تهدید به شمار میروند، باید کوردها بر روابط داخلی بین خودشان متمرکز شوند. نباید علیه یکدیگر جبهه بگیرند. باید مشکلات خود را به شیوهای منعطف حل نمایند. البته که در این میان کنگره ملی و اتحاد ملی ترجیح داده میشود. باید بر این موارد متمرکز شد. اما از آنجا که ما کنگره ملی را ایجاد نکردهایم، اتحاد ملی شکل نگرفته است، نباید از این ایده که باید مناسبات کوردها بهتر شود و تحکیم یابد پا پس کشید. باید روابط بین کوردها بهتر شود. در این رابطه لازم است که رسانههای کوردی، روشنفکران کورد، نویسندگان، هنرمندان و سازمانهای اجتماعی با دقت در این رابطه عمل نمایند و نقش و مسئولیت خود را ایفا نمایند.
در عراق، تهدیدات همچنان ادامه دارند. بارزانی مدتی پیش با انتشار اعلامیهای بیان نمود که داعش در عراق مجددا در حال تقویت میباشد. گزارشها و بیانیههای دیگری از این دست منتشر شدند. در روژآوا و شمال-شرق سوریه، هستههای مخفی داعش وجود دارند و علیه آن مبارزه در جریان است. به کرکوک حمله شد. در این رابطه کوردها باید از واقعیت این تهدید در باشور کوردستان و خصوصا کرکوک تا شنگال- که از انها به عنوان منطقه میانی نام برده میشود- اطلاع داشته و نسبت به آن حساس باشند. داعش میتواند از وضعیت موجود در این مناطق به عنوان فرصتی برای خویش استفاده نماید. با استفاده از نام برخی از گروههای دیگر درصدد باشد که در این مناطق که به آن مناطق مورد مناقشه گفته میشود، حاکمیت یابد. از سوی دیگر دولت ترک در کرکوک و در برخی از نواحی دیگر کوردستان تلاش دارد تا حاکمیت یابد. نیروهای دولت ترک در بعشیقه حضور دارند، در تل عفر تلاش دارد حاکمیت خود را نهادینه نماید. زمانی که بر تمامی این موارد توجه شود، کردها باید قدرتمند ظاهر شوند، نباید تضعیف شوند، باید پیوندهای سیاسی خود را تقویت نمایند و در بعد نظامی از امادگی برخوردار بوده و بتوانند تمامی حملات را درهم شکنند.
هاولاتی: از نظر شما حل مسئله کورد در شمال سوریه باید چگونه باشد؟ به منظور دستیابی به راه حل چه راهکارهایی را انتخاب میکنید؟
باییک: ما در سوریه نه فقط خواهان حل مسئله کورد، بلکه حل تمامی مسائل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر مبنای دمکراتیزه کردن سوریه هستیم. در این چارچوب ما بر این باور هستیم که خودمدیریتی شمال-شرق سوریه به مبنایی برای دمکراتیزاسیون در سوریه منجر خواهد شد. با ذهنیت دولتهای خاورمیانه امکان ندارد که مشکلات و مسائل حل و فصل شوند. ذهنیت و عقلانیت دولت یا دولت-ملت سرچشمه مشکلات است. عقلانیت دولت-ملت محوری هویتهای متمایز اتنیکی و دینی متفاوت را سرکوب مینماید، آنها را سرکوب مینماید، آنها را از میان بر میدارد و به نوبه خود بر مسائل و مشکلات میافزاید.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
از نظر ما در خاورمیانه هم جنگ ادامه خواهد یافت و هم سازمانهایی مانند داعش دوباره ایجاد میشوند. باید کوردها نیز برای چنین رویدادهایی آمادگی داشته باشند. در رابطه با این موضوع، اتحاد کوردها مهمترین مسئله است. باید مسائل و مشکلات بین کوردها به پایینترین سطح خود تقلیل پیدا کند. داعش حمله نمود، چیزی نمانده بود که هولیر و کرکوک را به اشغال خود درآورد. همه میدانند که در شنگال چه روی داد. هر چقدر بین احزاب سیاسی تفرقه نیز وجود داشت، اما از آنجا که در رابطه با این حملات با روح و موضوعی مشترک عمل نمودند، این حملات درهم شکسته شد. زیرا در این فرایند، کوردها با برخورداری از تفکرات متفاوت نیز به گریلا کمک نمودند. گریلا با چنین روحیهای نبردی هوشمندانه را علیه داعش مدیریت نمود. در این رابطه باید دریافت که در زمانی که جنگ در خاورمیانه ادامه دارد، داعش و النصره تهدید به شمار میروند، باید کوردها بر روابط داخلی بین خودشان متمرکز شوند. نباید علیه یکدیگر جبهه بگیرند. باید مشکلات خود را به شیوهای منعطف حل نمایند. البته که در این میان کنگره ملی و اتحاد ملی ترجیح داده میشود. باید بر این موارد متمرکز شد. اما از آنجا که ما کنگره ملی را ایجاد نکردهایم، اتحاد ملی شکل نگرفته است، نباید از این ایده که باید مناسبات کوردها بهتر شود و تحکیم یابد پا پس کشید. باید روابط بین کوردها بهتر شود. در این رابطه لازم است که رسانههای کوردی، روشنفکران کورد، نویسندگان، هنرمندان و سازمانهای اجتماعی با دقت در این رابطه عمل نمایند و نقش و مسئولیت خود را ایفا نمایند.
در عراق، تهدیدات همچنان ادامه دارند. بارزانی مدتی پیش با انتشار اعلامیهای بیان نمود که داعش در عراق مجددا در حال تقویت میباشد. گزارشها و بیانیههای دیگری از این دست منتشر شدند. در روژآوا و شمال-شرق سوریه، هستههای مخفی داعش وجود دارند و علیه آن مبارزه در جریان است. به کرکوک حمله شد. در این رابطه کوردها باید از واقعیت این تهدید در باشور کوردستان و خصوصا کرکوک تا شنگال- که از انها به عنوان منطقه میانی نام برده میشود- اطلاع داشته و نسبت به آن حساس باشند. داعش میتواند از وضعیت موجود در این مناطق به عنوان فرصتی برای خویش استفاده نماید. با استفاده از نام برخی از گروههای دیگر درصدد باشد که در این مناطق که به آن مناطق مورد مناقشه گفته میشود، حاکمیت یابد. از سوی دیگر دولت ترک در کرکوک و در برخی از نواحی دیگر کوردستان تلاش دارد تا حاکمیت یابد. نیروهای دولت ترک در بعشیقه حضور دارند، در تل عفر تلاش دارد حاکمیت خود را نهادینه نماید. زمانی که بر تمامی این موارد توجه شود، کردها باید قدرتمند ظاهر شوند، نباید تضعیف شوند، باید پیوندهای سیاسی خود را تقویت نمایند و در بعد نظامی از امادگی برخوردار بوده و بتوانند تمامی حملات را درهم شکنند.
هاولاتی: از نظر شما حل مسئله کورد در شمال سوریه باید چگونه باشد؟ به منظور دستیابی به راه حل چه راهکارهایی را انتخاب میکنید؟
باییک: ما در سوریه نه فقط خواهان حل مسئله کورد، بلکه حل تمامی مسائل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر مبنای دمکراتیزه کردن سوریه هستیم. در این چارچوب ما بر این باور هستیم که خودمدیریتی شمال-شرق سوریه به مبنایی برای دمکراتیزاسیون در سوریه منجر خواهد شد. با ذهنیت دولتهای خاورمیانه امکان ندارد که مشکلات و مسائل حل و فصل شوند. ذهنیت و عقلانیت دولت یا دولت-ملت سرچشمه مشکلات است. عقلانیت دولت-ملت محوری هویتهای متمایز اتنیکی و دینی متفاوت را سرکوب مینماید، آنها را سرکوب مینماید، آنها را از میان بر میدارد و به نوبه خود بر مسائل و مشکلات میافزاید.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
مشکل جنگهای مذهبی در جریان است. این مشکل ذهنیتهای غیر دمکراتیک است. در کشوری دمکراتیک جوامع متمایز اتنیکی و مذهبی میتوانند با هویت و فرهنگ خود آزادانه زندگی کنند. و این امر فقط به دمکراتیک بودن آنها مرتبط است. در این میان لازم نیست که هیچ کس بر مبنای دینی حاکمیت را در دست داشته باشد، هیچ کس درصدد از میان برداشتن هویتهای دیگر بر نیامده و بر این مبنا برای بدست گرفتن حاکمیت تلاش نورزند. هیچ دین و باوری تلاش نداشته باشد تا بر باورها و ادیان دیگر حاکمیت یابد. لازم است که در چنین جامعهای زن آزادی داشته باشد. در این رابطه ما براین باوریم که حل تمامی این مشکلات از طریق دمکراتیک شدن امکان پذیر است. خودمدیریتی هویتها و فرهنگهای متمایز، بدین معناست که تمام بخشها بر پایهای دمکراتیک به فعالیت بپردازند. خودمدیریتی کوردها سوریه را تجزیه نمیکند. زمانی که هویتهای اتنیکی متمایز به خودمدیریتی دست یابند، سوریه دچار تجزیه نمیشود بلکه اتحاد را تحکیم میبخشد. زمانیکه اجتماعات با باورها و ادیان متمایز بر مبنای اصالت خود زندگی نمایند، با باورهای خود زندگی نمایند، چنین امری جامعه را تجزیه نمیکند.
هر کس به دیگران احترام بگذارد، درک متقابل شکل گرفته و کسی درصدد اعمال حاکمیت بر دیگری نباشد، در اینصورت است که کشور دمکراتیک خواهد شد. این کشور یکپارچه خواهد شد، این کشور در حوزههای گوناگون، در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقویت میشود. ما راه حل را در این مسئله میبینیم. در این چارچوب باید در سوریه قانون اساسی موجود باشد که تمامی بخشهای جامعه را از طریق توافق دمکراتیک به یکدیگر نزدیک نماید. در این رابطه باید رهبری دولت نیز بر مبنای دمکراتیک خود را تغییر دهد، درچارچوب یک قانون اساسی دمکراتیک، در دمکراتیک شدن سوریه نقش و وظایف خود را به جای آورد. از نظر ما درست است که کوردها و تمامی نیروها در روژآوا، میتوانند با رژیم سوریه مراوده داشته و در چارچوب اتحاد سوریه به دنبال دستیابی به راه حل باشند. چنین تلاشهایی باید از سوی رژیم سوریه و از سوی کوردها، از سوی رهبری شمال و شرق سوریه نیز انجام شوند. زیرا در خاتمه باید در درون سوریه به دنبال راه حل برآمده و سوریه مبنا قرار داده شود. اما از سوی دیگر سوریه نیز باید کوردها را با هویت و فرهنگ خود بپذیرد تا کوردها در منطقه خود به آزادانه زندگی کنند. برخورد پیشین تلاش داشت تا کوردها را تحت کنترل خود قرار دهد، این جنبش باید بداند که عقلانیت و هوشمندی ملت-دولت واجد هیچگونه منفعتی برای هیچ کس نیست. اتحاد سوریه نیز خارج از این مسئله نیست، و در صورت تداوم چنین رویکردی متحمل زیانهای فراوانی میشود.
حاکمیت موجود باید این مسئله را درک نماید. ٨ سال گذشته بسیاری از مسائل را تغییر داده است، سوریه کاملا دگرگون شده است، در سوریه مشکلات سنگین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایجاد شدهاند. برای حل این مسائل نباید بر رویکرد پیشین متمرکز شد. لازم است برخوردی دیگر، تعاملی منعطف را در این باره نشان داد. بدون تردید برخورد النصره و سازمانهای دیگری که میگویند ما این کار و آن کار را میکنیم، امکان ندارد. در سوریه هر کسی میتواند دست به سازماندهی خود بزند، میتواند با اعتقادات و فرهنگ خود زندگی نماید، اما نمیتوان اعتقادات خود را بر هیچ کس دیگری تحمیل نمود. نمیتوان با چنین عقلانیتی و سازمانی عمل نمود که اعتقادات و باورهای خود را بر دیگران تحمیل مینماید. در این رابطه امکان ندارد که بتوان برخورد جبهه النصره، اخوان المسلمین را که درصدد تحمیل اعتقادات خود هستند، پذیرفت. با دمکراتیک شدن، هر هویتی، هر فرهنگی، هر اعتقادی میتواند با آزادی حق حیات داشته باشد. در این رابطه رژیم سوریه یکطرفه درصدد اقداماتی برآمده است. اما از برداشتن گامهای دمکراتیک در هراس است. براین باور هستند که در صورت برداشتن چنین گامهایی به مسائل پایان داده و نجات مییابند، نیات دیگری دارند، چنین برخوردی تنگ نظرانهای وجود دارد. باید از چنین سخنانی دست بردارند. ما به گونه دیگری براین باور هستیم که در صورتیکه سوریه گامهای دمکراتیک را برداشته و اگر در این رابطه برخورد خوبی صورت پذیرد، بیش از این تضعیف نشده و در موقعیت قدرتمندتری خواهند گرفت. در این صورت است که موقعیت آنها در برابر کسانی که با آنها در جنگ هستند، بهتر خواهد شد.
ما طرفدار توافق و مذاکره هستیم. ما خواهان این هستیم اما باید دمکراتیک شدن روی دهد، خصوصا که باید دمکراسی محلی ایجاد شود. از سوی دیگر، باید کوردها با هویت و فرهنگ خود، به خودمدیریتی دست یابند. شمال سوریه باید به خودمدیریتی دست یابد. باید در سوریه چند منطقه خودمدیریتی ایجاد شوند و این مسئله به تضعیف سوریه منجر نخواهد شد. در این رابطه اگر سوریهای واجد مناطق خودمدیریتی باشد، اگر واجد دمکراسی محلی باش
مشکل جنگهای مذهبی در جریان است. این مشکل ذهنیتهای غیر دمکراتیک است. در کشوری دمکراتیک جوامع متمایز اتنیکی و مذهبی میتوانند با هویت و فرهنگ خود آزادانه زندگی کنند. و این امر فقط به دمکراتیک بودن آنها مرتبط است. در این میان لازم نیست که هیچ کس بر مبنای دینی حاکمیت را در دست داشته باشد، هیچ کس درصدد از میان برداشتن هویتهای دیگر بر نیامده و بر این مبنا برای بدست گرفتن حاکمیت تلاش نورزند. هیچ دین و باوری تلاش نداشته باشد تا بر باورها و ادیان دیگر حاکمیت یابد. لازم است که در چنین جامعهای زن آزادی داشته باشد. در این رابطه ما براین باوریم که حل تمامی این مشکلات از طریق دمکراتیک شدن امکان پذیر است. خودمدیریتی هویتها و فرهنگهای متمایز، بدین معناست که تمام بخشها بر پایهای دمکراتیک به فعالیت بپردازند. خودمدیریتی کوردها سوریه را تجزیه نمیکند. زمانی که هویتهای اتنیکی متمایز به خودمدیریتی دست یابند، سوریه دچار تجزیه نمیشود بلکه اتحاد را تحکیم میبخشد. زمانیکه اجتماعات با باورها و ادیان متمایز بر مبنای اصالت خود زندگی نمایند، با باورهای خود زندگی نمایند، چنین امری جامعه را تجزیه نمیکند.
هر کس به دیگران احترام بگذارد، درک متقابل شکل گرفته و کسی درصدد اعمال حاکمیت بر دیگری نباشد، در اینصورت است که کشور دمکراتیک خواهد شد. این کشور یکپارچه خواهد شد، این کشور در حوزههای گوناگون، در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تقویت میشود. ما راه حل را در این مسئله میبینیم. در این چارچوب باید در سوریه قانون اساسی موجود باشد که تمامی بخشهای جامعه را از طریق توافق دمکراتیک به یکدیگر نزدیک نماید. در این رابطه باید رهبری دولت نیز بر مبنای دمکراتیک خود را تغییر دهد، درچارچوب یک قانون اساسی دمکراتیک، در دمکراتیک شدن سوریه نقش و وظایف خود را به جای آورد. از نظر ما درست است که کوردها و تمامی نیروها در روژآوا، میتوانند با رژیم سوریه مراوده داشته و در چارچوب اتحاد سوریه به دنبال دستیابی به راه حل باشند. چنین تلاشهایی باید از سوی رژیم سوریه و از سوی کوردها، از سوی رهبری شمال و شرق سوریه نیز انجام شوند. زیرا در خاتمه باید در درون سوریه به دنبال راه حل برآمده و سوریه مبنا قرار داده شود. اما از سوی دیگر سوریه نیز باید کوردها را با هویت و فرهنگ خود بپذیرد تا کوردها در منطقه خود به آزادانه زندگی کنند. برخورد پیشین تلاش داشت تا کوردها را تحت کنترل خود قرار دهد، این جنبش باید بداند که عقلانیت و هوشمندی ملت-دولت واجد هیچگونه منفعتی برای هیچ کس نیست. اتحاد سوریه نیز خارج از این مسئله نیست، و در صورت تداوم چنین رویکردی متحمل زیانهای فراوانی میشود.
حاکمیت موجود باید این مسئله را درک نماید. ٨ سال گذشته بسیاری از مسائل را تغییر داده است، سوریه کاملا دگرگون شده است، در سوریه مشکلات سنگین سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایجاد شدهاند. برای حل این مسائل نباید بر رویکرد پیشین متمرکز شد. لازم است برخوردی دیگر، تعاملی منعطف را در این باره نشان داد. بدون تردید برخورد النصره و سازمانهای دیگری که میگویند ما این کار و آن کار را میکنیم، امکان ندارد. در سوریه هر کسی میتواند دست به سازماندهی خود بزند، میتواند با اعتقادات و فرهنگ خود زندگی نماید، اما نمیتوان اعتقادات خود را بر هیچ کس دیگری تحمیل نمود. نمیتوان با چنین عقلانیتی و سازمانی عمل نمود که اعتقادات و باورهای خود را بر دیگران تحمیل مینماید. در این رابطه امکان ندارد که بتوان برخورد جبهه النصره، اخوان المسلمین را که درصدد تحمیل اعتقادات خود هستند، پذیرفت. با دمکراتیک شدن، هر هویتی، هر فرهنگی، هر اعتقادی میتواند با آزادی حق حیات داشته باشد. در این رابطه رژیم سوریه یکطرفه درصدد اقداماتی برآمده است. اما از برداشتن گامهای دمکراتیک در هراس است. براین باور هستند که در صورت برداشتن چنین گامهایی به مسائل پایان داده و نجات مییابند، نیات دیگری دارند، چنین برخوردی تنگ نظرانهای وجود دارد. باید از چنین سخنانی دست بردارند. ما به گونه دیگری براین باور هستیم که در صورتیکه سوریه گامهای دمکراتیک را برداشته و اگر در این رابطه برخورد خوبی صورت پذیرد، بیش از این تضعیف نشده و در موقعیت قدرتمندتری خواهند گرفت. در این صورت است که موقعیت آنها در برابر کسانی که با آنها در جنگ هستند، بهتر خواهد شد.
ما طرفدار توافق و مذاکره هستیم. ما خواهان این هستیم اما باید دمکراتیک شدن روی دهد، خصوصا که باید دمکراسی محلی ایجاد شود. از سوی دیگر، باید کوردها با هویت و فرهنگ خود، به خودمدیریتی دست یابند. شمال سوریه باید به خودمدیریتی دست یابد. باید در سوریه چند منطقه خودمدیریتی ایجاد شوند و این مسئله به تضعیف سوریه منجر نخواهد شد. در این رابطه اگر سوریهای واجد مناطق خودمدیریتی باشد، اگر واجد دمکراسی محلی باش