گذار دموکراتیک
دولت ملت و سیستم شکنجه ✍ #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
دولت ملت و سیستم شکنجه
✍ #اهون_چیاکو
شکنجە بە تعریف رایج و مرسوم آن بە عملی گفتە میشود کە بهصورت آگاهانە برای درد و آزار رساندن فیزیکی و روحی بە فرد و جامعە اعمال میشود، بدون تردید در بسیاری از مواقع درون ساختارهای دولتی و اقتدارطلب از شکنجە بهعنوان ابزاری جهت اعتراف گیری از مخالفین و متهمین جهت همکاری و انصراف از مخالفت و مبارزە با این نیروها استفاده میشود، ولی این بدین معنا نیست کە شکنجە را صرفا بە شکنجەهای عریان روحی و فیزیکی مخالفان و متهمان در زندان محدود نمود، این نوع شکنجەها صرفا نمودی عریان از کلیت مفهوم شکنجە است کە در سطح زندگی روزانە و اجتماعی از سوی نیروهای مستبد اعمال میشود.
باید شکنجە را با مفهوم کلی آن و نحوە اعمال آن بر فرد و جامعە مورد واکاوی قرار دهیم و صرفا درک از شکنجە را محدود بە پشت دیوارهای زندان و بازداشتگاههای مخوف کە جهت شکستن ارادە مخالفین و اعتراف گیریهای اجباری و وادار کردن فرد بە قبول اتهامات وارده جهت پروندە سازی تصور ننماییم. درواقع نیروهای استیلاگر میخواهند این تقلیل دهی در مورد مفهوم شکنجە را بر فرد و جامعە بقبولانند تا شکنجە با مفهوم کلی آن درک نگردد. دولت و حکومت استعمارگر و استیلاگر اسلامی ایران نە تنها دارای مخوفترین بازداشتگاهها و زندانها برای اعمال هولناکترین شکنجەها است؛ بلکە تمام حوزههای حیات اجتماعی خلقها و جوامع ایران را بە یک زندان و شکنجەگاە تبدیل کردە است کە در این نوشتار سعی میشود نظری بر جنبههای متعدد آن بیفکنیم.
پدیدە شکنجە و روند تاریخی آن
ابتدا لازم میدانم سیری بر تاریخ پدیدە شکنجە داشتە باشم. ما در دوران جامعە طبیعی و نوسنگی شاهد دادهها و شواهدی کە وجود «شکنجە» را دلالت نمایند، نیستیم اما با گذار بە جامعە مردسالار و هیرارشیک در کنار دیگر نامطلوبیها، پدیدە شکنجە هم هویدا میشود، بویژە بر روی زنان، مگر میتوان راندن زن از سوژەگی دوران جامعە طبیعی و نوسنگی را بدون اعمال شکنجە روحی و روانی بە ابژە شدەگی دوران جامعە مردسالار، هیرارشیک، طبقاتی و استعمارگری صورت داد؟ آیا این ابژەگی تحمیل شدە بر زن خود نوعی شکنجە نیست؟
بدون تردید با گذار جامعە هیرارشیک بە جامعە طبقاتی و دولتی در درون شهر، پدیدە شکنجە برای تراکم و انباشت قدرت و سرمایە از سوی خاندانها و کاهنان تشدید مییابد، یعنی تمدن مرکزی کە از «تثلیث شهر، طبقە و دولت» تکوین یافته، زندگی را برای زنان و طبقات تحتانی جامعه بە شکنجەگاهی تبدیل مینماید و کودکان هم به یکی از قربانیان این سیستم شکنجەگر مبدل میشوند، آیا قربانی کردن کودکان در پیشگاه شاهان و کاهنان کە دادهها و روایات بسیاری دال بر اعمال این شکنجە و جنایت وجود دارد را میتوان از دایرە سیستم شکنجە گر خارج نمود؟
با تکوین دولتشهرها و سیستم طبقاتی در درون آنها، راه بر کولونیالیسم(استعمارگری) بدوی گشودە شد و خاندانهای بزرگ جهت گسترش حوزههای قدرت خود بە یکدیگر تاختند و شهرها و جوامع مغلوب مورد شکنجە و آزار قدرتهای غالب و فاتح قرار گرفتند، حملە «گیلگامیش» بە کوهستانهای «زاگرس» و کشتن «هومبابا» با همکاری و خیانت «آنکیدو» را نمیتوان تنها یک داستان و متون متولوژیک عاری از واقعیت قلمداد نمود، در بنیان هر متن متولوژیک یک واقعیت اجتماعی هم نهفتە است. آیا حملە «سارگون» آکادی برای فتح جوامع مجاور جهت ایجاد امپراتوری خاندانی را میتوان بدون اعمال شکنجە بر جوامع متصور شد؟
ما شاهد تصاویر گلی و نقش برجسته تصلیب و پوست کندن انسانها توسط «آشوری»ها هستیم کە بر افراد ممالک مفتوحە و اسیران جنگی اعمال شدە است، آیا میتوانیم در کنار این همە آثار شکنجە، شکنجەهای روانی را بر جوامع به ویژه زنان، کهنسالان و کودکان در آن زمان را متصور نشویم؟ آیا ساخت بناهای عظیم توسط بردگان وادار شدە بە کار اجباری و تا حد مرگ را میتوان نوعی شکنجە قلمداد ننمود؟ همگی ما شنیدەایم کە در ساخت اهرام مصر و طرحهای مشابە چگونە بردگان بیجان و نیمەجان را بدون هیچ ترحمی در لابهلای دیوارها و سنگها میگذاردند.
حتی نمیتوانیم اعمال شکنجە در تاریخ را در برابر پیروان ادیان در دوران بردهداری، مانند شکنجە پیروان «ابراهیم» از سوی «نمرود» و راندن آنها از سرزمینشان بە سرزمینهای غربت و مصائبی را کە در طول راە دچار آن میشوند، راندن «موسی» و پیروانش توسط «فرعون»، بە صلیب کشیدن «عیسی» و پیروانش، شکنجە یاران «محمد» در بدو اسلام مانند اعمال شکنجەهای طاقتفرسا بر عمارها، سمیەها، بلالها و … را از نظر دور داشت؟
همچنین در دوران فئودالیته کە دیگر دین بە ایدئولوژی طبقە حکام و سیستم تمدن مرکزی و قدرتگرا تبدیل شدە در خاورمیانە زیر لوای اسلام قدرتگرا شاهد نمونههای بارزی از شکنجەهای فردی و اجتماعی و روحی هستیم کە نمونههایی همانند قتلعام و ذبح قبیلە «بنی قریضە» در زمان خود محمد، قتلعام
✍ #اهون_چیاکو
شکنجە بە تعریف رایج و مرسوم آن بە عملی گفتە میشود کە بهصورت آگاهانە برای درد و آزار رساندن فیزیکی و روحی بە فرد و جامعە اعمال میشود، بدون تردید در بسیاری از مواقع درون ساختارهای دولتی و اقتدارطلب از شکنجە بهعنوان ابزاری جهت اعتراف گیری از مخالفین و متهمین جهت همکاری و انصراف از مخالفت و مبارزە با این نیروها استفاده میشود، ولی این بدین معنا نیست کە شکنجە را صرفا بە شکنجەهای عریان روحی و فیزیکی مخالفان و متهمان در زندان محدود نمود، این نوع شکنجەها صرفا نمودی عریان از کلیت مفهوم شکنجە است کە در سطح زندگی روزانە و اجتماعی از سوی نیروهای مستبد اعمال میشود.
باید شکنجە را با مفهوم کلی آن و نحوە اعمال آن بر فرد و جامعە مورد واکاوی قرار دهیم و صرفا درک از شکنجە را محدود بە پشت دیوارهای زندان و بازداشتگاههای مخوف کە جهت شکستن ارادە مخالفین و اعتراف گیریهای اجباری و وادار کردن فرد بە قبول اتهامات وارده جهت پروندە سازی تصور ننماییم. درواقع نیروهای استیلاگر میخواهند این تقلیل دهی در مورد مفهوم شکنجە را بر فرد و جامعە بقبولانند تا شکنجە با مفهوم کلی آن درک نگردد. دولت و حکومت استعمارگر و استیلاگر اسلامی ایران نە تنها دارای مخوفترین بازداشتگاهها و زندانها برای اعمال هولناکترین شکنجەها است؛ بلکە تمام حوزههای حیات اجتماعی خلقها و جوامع ایران را بە یک زندان و شکنجەگاە تبدیل کردە است کە در این نوشتار سعی میشود نظری بر جنبههای متعدد آن بیفکنیم.
پدیدە شکنجە و روند تاریخی آن
ابتدا لازم میدانم سیری بر تاریخ پدیدە شکنجە داشتە باشم. ما در دوران جامعە طبیعی و نوسنگی شاهد دادهها و شواهدی کە وجود «شکنجە» را دلالت نمایند، نیستیم اما با گذار بە جامعە مردسالار و هیرارشیک در کنار دیگر نامطلوبیها، پدیدە شکنجە هم هویدا میشود، بویژە بر روی زنان، مگر میتوان راندن زن از سوژەگی دوران جامعە طبیعی و نوسنگی را بدون اعمال شکنجە روحی و روانی بە ابژە شدەگی دوران جامعە مردسالار، هیرارشیک، طبقاتی و استعمارگری صورت داد؟ آیا این ابژەگی تحمیل شدە بر زن خود نوعی شکنجە نیست؟
بدون تردید با گذار جامعە هیرارشیک بە جامعە طبقاتی و دولتی در درون شهر، پدیدە شکنجە برای تراکم و انباشت قدرت و سرمایە از سوی خاندانها و کاهنان تشدید مییابد، یعنی تمدن مرکزی کە از «تثلیث شهر، طبقە و دولت» تکوین یافته، زندگی را برای زنان و طبقات تحتانی جامعه بە شکنجەگاهی تبدیل مینماید و کودکان هم به یکی از قربانیان این سیستم شکنجەگر مبدل میشوند، آیا قربانی کردن کودکان در پیشگاه شاهان و کاهنان کە دادهها و روایات بسیاری دال بر اعمال این شکنجە و جنایت وجود دارد را میتوان از دایرە سیستم شکنجە گر خارج نمود؟
با تکوین دولتشهرها و سیستم طبقاتی در درون آنها، راه بر کولونیالیسم(استعمارگری) بدوی گشودە شد و خاندانهای بزرگ جهت گسترش حوزههای قدرت خود بە یکدیگر تاختند و شهرها و جوامع مغلوب مورد شکنجە و آزار قدرتهای غالب و فاتح قرار گرفتند، حملە «گیلگامیش» بە کوهستانهای «زاگرس» و کشتن «هومبابا» با همکاری و خیانت «آنکیدو» را نمیتوان تنها یک داستان و متون متولوژیک عاری از واقعیت قلمداد نمود، در بنیان هر متن متولوژیک یک واقعیت اجتماعی هم نهفتە است. آیا حملە «سارگون» آکادی برای فتح جوامع مجاور جهت ایجاد امپراتوری خاندانی را میتوان بدون اعمال شکنجە بر جوامع متصور شد؟
ما شاهد تصاویر گلی و نقش برجسته تصلیب و پوست کندن انسانها توسط «آشوری»ها هستیم کە بر افراد ممالک مفتوحە و اسیران جنگی اعمال شدە است، آیا میتوانیم در کنار این همە آثار شکنجە، شکنجەهای روانی را بر جوامع به ویژه زنان، کهنسالان و کودکان در آن زمان را متصور نشویم؟ آیا ساخت بناهای عظیم توسط بردگان وادار شدە بە کار اجباری و تا حد مرگ را میتوان نوعی شکنجە قلمداد ننمود؟ همگی ما شنیدەایم کە در ساخت اهرام مصر و طرحهای مشابە چگونە بردگان بیجان و نیمەجان را بدون هیچ ترحمی در لابهلای دیوارها و سنگها میگذاردند.
حتی نمیتوانیم اعمال شکنجە در تاریخ را در برابر پیروان ادیان در دوران بردهداری، مانند شکنجە پیروان «ابراهیم» از سوی «نمرود» و راندن آنها از سرزمینشان بە سرزمینهای غربت و مصائبی را کە در طول راە دچار آن میشوند، راندن «موسی» و پیروانش توسط «فرعون»، بە صلیب کشیدن «عیسی» و پیروانش، شکنجە یاران «محمد» در بدو اسلام مانند اعمال شکنجەهای طاقتفرسا بر عمارها، سمیەها، بلالها و … را از نظر دور داشت؟
همچنین در دوران فئودالیته کە دیگر دین بە ایدئولوژی طبقە حکام و سیستم تمدن مرکزی و قدرتگرا تبدیل شدە در خاورمیانە زیر لوای اسلام قدرتگرا شاهد نمونههای بارزی از شکنجەهای فردی و اجتماعی و روحی هستیم کە نمونههایی همانند قتلعام و ذبح قبیلە «بنی قریضە» در زمان خود محمد، قتلعام
گذار دموکراتیک
دولت ملت و سیستم شکنجه ✍ #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
هایی کە توسط لشکرکشیهای اسلام بعد از او، لشکرکشیهای بنیامیە بویژە بە فرماندهی اشخاص سفاکی مانند «حجاج بن یوسف» و… کە دارای اعمال شکنجەهای دهشتناک بودە است همچنین در زمان استقرار خلافت عباسی شاهد شکنجەهایی با مواردی مشخص مانند شکنجە «بابک خرمدین»، «منصور حلاج» و یارانشان هستیم و در کنار این موارد شکنجەهای گستردە فردی و جمعی، روحی و فیزیکی هستیم. در دوران استقرار عثمانی، صفوی و حکومتهای متعاقب آنهم شاهد موارد مشخص و فضای عمومی زجرآور و توام با شکنجە هستیم. در غرب نیز در انجام «اسکولاستیک» مسیحی در چارچوب تمدن مرکزی و در دوران تفتیش عقاید شاهد شکنجەهای دهشتناکی همانند سوزاندن، بە صلیب کشیدن، بە گیوتن سپردن و… کە سوزاندن «برونو» از موارد بارز آن میباشد، هستیم.
بدون تردید تمدن مرکزی و قدرتگرا در کنار هجمە بە زنان، انسان و جامعە آزاد، طبیعت هم عنصر سوم اعمال شکنجە و هجمە است، بدون تردید نمیتوان طبیعت، جامعە، انسان و بویژە زنان ر از هم منفک نمود و هرگونە هجمە و اعمال شکنجە بر هریک از این عناصر دیگری را نیز دربر می گیرد. افراد و جوامع خواهان حیاتی آزاد و قرار گرفتن در خارج از گسترە این سیستم شکنجه گر باشند، ناچار بە کوهها و دشتها پناە ببرند و مشقاتی متحمل شوند کە نمیتوان این را نیز بخشی از شکنجە سیستم حاکم قلمداد ننمود و این تنها مبارزە و مقاومت است که بە مشقات اسکان در دشت و کوە تسکین بخشیدە است.
شکنجە در عصر مدرنیتە کاپیتالیسم
بدون تردید همانطور کە در عصر مدرنیتە کاپیتالیسم تراکم، تمرکز قدرت و سرمایە بە حد اعلاء رسیده و اعمال شکنجە در حوزەهای فردی و اجتماعی از لحاظ جسمی و روحی شدت بیشتری یافته است و حتی شکنجەگری بە یک حرفە مبدل شده و دورههای آموزشی برای کارکنان شکنجەگر دایر شد، ابزارها و فناوری شکنجە بازتولید و اماکن و زندانهای مخوف انفرادی و عمومی ساختە شدند. یعنی فناوری، رویەهای آموزشی و معماری را هم در راستای خدمت به ارتقای پدیدە شکنجە بە کار بستند. البتە نەتنها شکنجههای عریان و در اماکن محدود، بلکە مدرنیتەی کاپیتالیسم با سە پایە نگهدارندە و اساسی خود یعنی «کاپیتالیسم، دولت-ملت و صنعتگرایی» گسترە حیات بشر را بە زندان و شکنجە تبدیل میکند.
کاپیتالیسم بهعنوان یکی از سە پایە مدرنیتە سرمایه داری با سە مرحلە خود یعنی مرکانتالیسم(بازاربستگرایی یا سوداگری)، کاپیتالیسم صنعتی و سرمایە مالی و رویکردهای سیاسی و استعمارگرایانەی خود و منطبق با این مراحل یعنی کولونیالیسم، امپریالیسم و گلوبالیسم خود مروج خشونت و شکنجە بودە است.
مگر کسی می تواند پیشبرد کولونیالیسم، رویکرد سیاسی کاپیتالیسم در دوران مرکانتالیسم ، تجارت مبتنی بر سود را بە عنوان مرحلە اول کاپیتالیسم، در آفریقا، استرالیا، آمریکا، هندوستان و …، باوجود ضبط موارد متعدد اعمال شکنجە مربوط بە این دوران را بدون اعمال شکنجە روحی و جسمی بە فرد و جامعە این سرزمینهاا متصور شود. امپریالیسم بهعنوان رویکرد سیاسی مرحلە دوم مدرنیتە کاپیتالیسم یعنی سرمایه داری صنعتی، وضعیت حیات انسان را بغرنجتر کرد کە در این دورە خاورمیانە هم طعمە استعمارگری گردید. در این دوران ما شاهد بروز دو جنگ جهانی گستردە و تعداد بیشماری جنگ منطقەای و محلی هستیم کە هر یک از این جنگها در گسترە خود شکنجەگاهی را برای فرد و جامعە در هردو بعد جسمی و فیزیکی ایجاد نمود. بناهایی مخوف و ابزارآلات شکنجە در این مرحلە بە وحشتناکترین سطح خود رسید و چنان شگردهایی برای شکنجە بەکار بستە شد کە زبان از گفتن و تعریف آن عاجز میماند. امروزە استعمار نو با نقاب گلوبالیسم (جهانیشدن) بهعنوان رویکرد سیاسی مرحلە سوم کاپیتالیسم یعنی سرمایە مالی و از طریق مجازی کردن پول و پیکار برای کسب پول و سود بیشتر از طریق بازارهای بورس جزر و مد رسیدن بە سرمایه را بە یک شکنجه گاە تبدیل کردە و فشارهای روانی و روحی بی نهایتی را بە جامعە تحمیل نمودە، بلکە کل حوزههای حیات را برای اکثریت جامعە بە یک فضای زندان مانند تبدیل کردە است.
دولت ـ ملت
دولت ـ ملت یکی دیگر از سە پایە نگهدارندە مدرنیتە کاپیتالیسم، کە ساختاری طراحی شدە برای کسب سود و قدرت است، باهدف برساخت ملت تک تیپ و از میان برداشتن هزاران فرهنگ، ملیت و زبان متفاوت شده است. با ماشین بروکراسی غولآسای خود بە قول «ماکس وبر» “قفس آهنینی” برای جامعە ساختە است. بیشتر از هر دورانی فاصلە طبقە و ملیت فرادست و فرودست را ازدیاد و تعمیق بخشیدە و وسیلەای سیاسی برای بروز جنگهای جهانی، منطقەای و محلی از طریق فاشیسم و شونیسم طبقاتی و ملی بودە است. آیا میتوان تمام این رویکردها و ستمهای صورت گرفتە توسط دولت ـ ملت، بویژە در خاورمیانە را اسباب اعمال شکنجەهای فردی و اجتماعی ازلحاظ جسمی و روحی برنشمرد؟ در کنار آن واقفیم کە در هیچ یک از اشکال دولت بە اندازە دوران دولت ـ ملت اماکن و ا
بدون تردید تمدن مرکزی و قدرتگرا در کنار هجمە بە زنان، انسان و جامعە آزاد، طبیعت هم عنصر سوم اعمال شکنجە و هجمە است، بدون تردید نمیتوان طبیعت، جامعە، انسان و بویژە زنان ر از هم منفک نمود و هرگونە هجمە و اعمال شکنجە بر هریک از این عناصر دیگری را نیز دربر می گیرد. افراد و جوامع خواهان حیاتی آزاد و قرار گرفتن در خارج از گسترە این سیستم شکنجه گر باشند، ناچار بە کوهها و دشتها پناە ببرند و مشقاتی متحمل شوند کە نمیتوان این را نیز بخشی از شکنجە سیستم حاکم قلمداد ننمود و این تنها مبارزە و مقاومت است که بە مشقات اسکان در دشت و کوە تسکین بخشیدە است.
شکنجە در عصر مدرنیتە کاپیتالیسم
بدون تردید همانطور کە در عصر مدرنیتە کاپیتالیسم تراکم، تمرکز قدرت و سرمایە بە حد اعلاء رسیده و اعمال شکنجە در حوزەهای فردی و اجتماعی از لحاظ جسمی و روحی شدت بیشتری یافته است و حتی شکنجەگری بە یک حرفە مبدل شده و دورههای آموزشی برای کارکنان شکنجەگر دایر شد، ابزارها و فناوری شکنجە بازتولید و اماکن و زندانهای مخوف انفرادی و عمومی ساختە شدند. یعنی فناوری، رویەهای آموزشی و معماری را هم در راستای خدمت به ارتقای پدیدە شکنجە بە کار بستند. البتە نەتنها شکنجههای عریان و در اماکن محدود، بلکە مدرنیتەی کاپیتالیسم با سە پایە نگهدارندە و اساسی خود یعنی «کاپیتالیسم، دولت-ملت و صنعتگرایی» گسترە حیات بشر را بە زندان و شکنجە تبدیل میکند.
کاپیتالیسم بهعنوان یکی از سە پایە مدرنیتە سرمایه داری با سە مرحلە خود یعنی مرکانتالیسم(بازاربستگرایی یا سوداگری)، کاپیتالیسم صنعتی و سرمایە مالی و رویکردهای سیاسی و استعمارگرایانەی خود و منطبق با این مراحل یعنی کولونیالیسم، امپریالیسم و گلوبالیسم خود مروج خشونت و شکنجە بودە است.
مگر کسی می تواند پیشبرد کولونیالیسم، رویکرد سیاسی کاپیتالیسم در دوران مرکانتالیسم ، تجارت مبتنی بر سود را بە عنوان مرحلە اول کاپیتالیسم، در آفریقا، استرالیا، آمریکا، هندوستان و …، باوجود ضبط موارد متعدد اعمال شکنجە مربوط بە این دوران را بدون اعمال شکنجە روحی و جسمی بە فرد و جامعە این سرزمینهاا متصور شود. امپریالیسم بهعنوان رویکرد سیاسی مرحلە دوم مدرنیتە کاپیتالیسم یعنی سرمایه داری صنعتی، وضعیت حیات انسان را بغرنجتر کرد کە در این دورە خاورمیانە هم طعمە استعمارگری گردید. در این دوران ما شاهد بروز دو جنگ جهانی گستردە و تعداد بیشماری جنگ منطقەای و محلی هستیم کە هر یک از این جنگها در گسترە خود شکنجەگاهی را برای فرد و جامعە در هردو بعد جسمی و فیزیکی ایجاد نمود. بناهایی مخوف و ابزارآلات شکنجە در این مرحلە بە وحشتناکترین سطح خود رسید و چنان شگردهایی برای شکنجە بەکار بستە شد کە زبان از گفتن و تعریف آن عاجز میماند. امروزە استعمار نو با نقاب گلوبالیسم (جهانیشدن) بهعنوان رویکرد سیاسی مرحلە سوم کاپیتالیسم یعنی سرمایە مالی و از طریق مجازی کردن پول و پیکار برای کسب پول و سود بیشتر از طریق بازارهای بورس جزر و مد رسیدن بە سرمایه را بە یک شکنجه گاە تبدیل کردە و فشارهای روانی و روحی بی نهایتی را بە جامعە تحمیل نمودە، بلکە کل حوزههای حیات را برای اکثریت جامعە بە یک فضای زندان مانند تبدیل کردە است.
دولت ـ ملت
دولت ـ ملت یکی دیگر از سە پایە نگهدارندە مدرنیتە کاپیتالیسم، کە ساختاری طراحی شدە برای کسب سود و قدرت است، باهدف برساخت ملت تک تیپ و از میان برداشتن هزاران فرهنگ، ملیت و زبان متفاوت شده است. با ماشین بروکراسی غولآسای خود بە قول «ماکس وبر» “قفس آهنینی” برای جامعە ساختە است. بیشتر از هر دورانی فاصلە طبقە و ملیت فرادست و فرودست را ازدیاد و تعمیق بخشیدە و وسیلەای سیاسی برای بروز جنگهای جهانی، منطقەای و محلی از طریق فاشیسم و شونیسم طبقاتی و ملی بودە است. آیا میتوان تمام این رویکردها و ستمهای صورت گرفتە توسط دولت ـ ملت، بویژە در خاورمیانە را اسباب اعمال شکنجەهای فردی و اجتماعی ازلحاظ جسمی و روحی برنشمرد؟ در کنار آن واقفیم کە در هیچ یک از اشکال دولت بە اندازە دوران دولت ـ ملت اماکن و ا
گذار دموکراتیک
دولت ملت و سیستم شکنجه ✍ #اهون_چیاکو 🆔 @GozarDemocratic
بزارهای شکنجە ساخته و تولید نشدە، زندانهای فردی و عمومی بە کار بستە نشدە و اعمال شکنجە عریان جسمی و روحی صورت نگرفتە است.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
صنعتگرایی
صنعتگرایی(اندوستریالیسم) یکی دیگر از سە پایە مدرنیتە کاپیتالیسم یکی از ابزارهای کسب سود و قدرت، از بدو پیدایش و بویژە اکنون کە بە حد نهایی خود رسیدە نیز اسباب یک شکنجە فردی، عمومی و از لحاظ جسمی و فیزیکی را فراهم آوردە است، ابتدا باید گفت در بدو ظهور خود کارگاههای کار اجباری، طولانیمدت و طاقتفرسا بودن آن، بسیار بیش از زندانها بە مرکز شکنجە روحی و جسمی کارگران و زحمتکشان تبدیل کردە بود، تولید ابزارآلات جنگی از مسلسلها و سلاحهای خودکار گرفتە تا سلاحهای شیمیایی، اتمی و لیزری کە در جنگها بکار بردە شدە بود و همچنین تولید ابزارآلات شکنجە و کشتارهای صنعتی کە هولوکاست نمونە بارز آن است، ساخت زندانهای مخوف از وظایف این پایە مدرنیتە کاپیتالیسم جهت مغلوب کردن جامعە و کسب سود و قدرت بیشتر بودە است. امروزە با مدگرایی و پیامهای بازرگانی و تبلیغاتی فرد و جامعە را چنان دچار وسوسە و نوسانات روحی و روانی نمودە کە مبتلایان بە مدگرایی هر لحظە حیاتشان عکس صورت ظاهریشان بە یک شکنجە روحی و روانی تبدیل شدە، بویژە اگر فرد دارای جایگاه طبقاتی پایین و متوسط باشد. با صنعتی نمودن عرصههای ورزش، هنر و سکس و همچنین ایجاد دنیای مجازی و ابزارهای مختص بە آن حیات را بە چنان زندان و شکنجەگاهی تبدیل کردە کە دیگر نیازی بە زندان و شکنجە در اماکن محدود و بە سیاق قبل نیست، بدون تردید تمامی اینها برای کسب سود و قدرت بیشتر و خارج کردن مخالفان و کنشگران خود در مقابل خود و دایرە مبارزە از سوی سیستم است. کاری کە قبلا از طریق زندانها و شکنجەهای عریان فیزیکی صورت میگرفت. میتوان گفت شکنجە و بویژە شکنجە روحی و روانی را بە یک امر عمومی و اجتنابناپذیر تبدیل نمودە است. اختلالات روانی هواداران ورزشی دوآتشه، بویژە فوتبال، تولید آثار کممایه و زرد، در حوزە هنر صنعتی، مانکن سازیها، تنفروشی و مافیاگرایی کە در محور «صنعتی سکس» صورت میگیرد، زنان دچار شکنجههای روحی هولناکی میگردند و مصداق نوعی شکنجه است. سیستم با ابزارهای دنیای مجازی خود ایده الهایی از یک زندگی صرفا بیولوژیک، روزمرە، لیبرال و خودشیفته و خودمحور میسازد کە فرد در دنیای حقیقی بە دنبال آن است که یا بە آن میرسد و یا بە آن نمیرسد. در صورت نرسیدن از طمع عدم دست نیافتن بە آن دچار اختلالات روانی میگردد.
اگر تخریبات زیست محیطی صورت گرفته توسط سیستم صنعتگرایی موجود که به شکل تولید گازهای گلخانەای، تولید فراوردههای هرمونی و شیمیایی، فعالیتهای هستەای و … را هم در نظر بگیریم باید بپذیریم تمدن مرکزی و مدرنیتە کاپیتالیسم با سە پایە نگهدارندە خود یعنی «کاپیتالیسم، دولت ـ ملت و صنعتگرایی» نمود معاصر آن یعنی جنگ نرم و اعمال خشونت علیە جامعە است و خشونت نیز بخشی از دستگاه شکنجه است. بنابراین تنها راە صحیح زیستن، مبارزە بی وقفە در برابر خشونت و شکنجە و پرهیز از ابزار شدگی برای این سیستم ضد انسانی و ضداجتماعی است.
شکنجە و روند تاریخی آن در ایران
مردمان سلسلە رشتەکوههای زاگرس مدتزمان مدیدی در جنگ و مقاومت در برابر هجمە تمدن مرکزی از سوی دولت-شهرهای سومر و امپراتوریهای دیگر قرار داشتند و با تشکیل «کنفدراسیون ماد» امپراتوری آشور را فروپاشیدند ولی بعد از مدت کوتاهی دچار هجمە و مظالم از سوی نمایندە نو تاسیس تمدن مرکزی در جغرافیای خود گشتند.
دولت هخامنشی و موسس آن «کورش و داریوش» رویە اعمال شکنجە را بر مخالفین خود تدوام بخشیدند، زجرکش کردن «فرورتیش و گئومات» و هزاران نفر از پیروان آنها و اعمال شکنجەهای هولناک موارد ثبت شدە در تاریخ میباشند. مرثیه خوانیها، داد و فغانهایی کە هنوز هم در فرهنگ مردم این مناطق باقی است، گویای اثرات باقیماندە از درد و شکنجەهای اجتماعی است کە در حافظە و ناخودآگاە این مردمان بهجا ماندە است. آیا میتوان کشتن «مانی» و زجرکش نمودن آن را از طریق پوست کندن وی، کشتن «مزدک» و پیروانش، استقرار سیستم طبقاتی خشک ساسانی و را در دوران امپراتوری ساسانی را از موارد شکنجە ذکر نکرد؟
در ادوار پس از امپراتوری ساسانی هم با موارد متعددی از شکنجەهای فردی و عمومی ـ اجتماعی، روبهرو هستیم. هرچند کە هژمونی استیلاگر عربی ـ اسلامی، ترک ـ اسلامی و مغولی شیوهای مختص به خود را در اعمال شکنجە داشتند، ولی نفوذ وزرا و خاندانهای اشراف ایرانی بە درون ساختار عباسی، سلجوقی، مغولی، تاتاری و تیموری ، شیوه های شکنجەگرانە سنت قدرت ایرانی هم برای اعمال شکنجەهای دهشتناک منسوخ نگشت و تجارب خود را در اختیار این نیروها قرار دادند.
کشتارها و شکنجەهای دوران صفویان از سلاخی کردن، میل کشیدن بر روی چشمان مخالفین و مغلوبین با آهن گداختە، خفەکردن کودکان با فروبردن پارچەی گلوله شده در حلقوم آنها معروف شده است. از حدقه در آوردن چشم کە نمونە بارز و مرسوم جنایتهای «آقا محمدخان» در کرمان بود و اندا
صنعتگرایی
صنعتگرایی(اندوستریالیسم) یکی دیگر از سە پایە مدرنیتە کاپیتالیسم یکی از ابزارهای کسب سود و قدرت، از بدو پیدایش و بویژە اکنون کە بە حد نهایی خود رسیدە نیز اسباب یک شکنجە فردی، عمومی و از لحاظ جسمی و فیزیکی را فراهم آوردە است، ابتدا باید گفت در بدو ظهور خود کارگاههای کار اجباری، طولانیمدت و طاقتفرسا بودن آن، بسیار بیش از زندانها بە مرکز شکنجە روحی و جسمی کارگران و زحمتکشان تبدیل کردە بود، تولید ابزارآلات جنگی از مسلسلها و سلاحهای خودکار گرفتە تا سلاحهای شیمیایی، اتمی و لیزری کە در جنگها بکار بردە شدە بود و همچنین تولید ابزارآلات شکنجە و کشتارهای صنعتی کە هولوکاست نمونە بارز آن است، ساخت زندانهای مخوف از وظایف این پایە مدرنیتە کاپیتالیسم جهت مغلوب کردن جامعە و کسب سود و قدرت بیشتر بودە است. امروزە با مدگرایی و پیامهای بازرگانی و تبلیغاتی فرد و جامعە را چنان دچار وسوسە و نوسانات روحی و روانی نمودە کە مبتلایان بە مدگرایی هر لحظە حیاتشان عکس صورت ظاهریشان بە یک شکنجە روحی و روانی تبدیل شدە، بویژە اگر فرد دارای جایگاه طبقاتی پایین و متوسط باشد. با صنعتی نمودن عرصههای ورزش، هنر و سکس و همچنین ایجاد دنیای مجازی و ابزارهای مختص بە آن حیات را بە چنان زندان و شکنجەگاهی تبدیل کردە کە دیگر نیازی بە زندان و شکنجە در اماکن محدود و بە سیاق قبل نیست، بدون تردید تمامی اینها برای کسب سود و قدرت بیشتر و خارج کردن مخالفان و کنشگران خود در مقابل خود و دایرە مبارزە از سوی سیستم است. کاری کە قبلا از طریق زندانها و شکنجەهای عریان فیزیکی صورت میگرفت. میتوان گفت شکنجە و بویژە شکنجە روحی و روانی را بە یک امر عمومی و اجتنابناپذیر تبدیل نمودە است. اختلالات روانی هواداران ورزشی دوآتشه، بویژە فوتبال، تولید آثار کممایه و زرد، در حوزە هنر صنعتی، مانکن سازیها، تنفروشی و مافیاگرایی کە در محور «صنعتی سکس» صورت میگیرد، زنان دچار شکنجههای روحی هولناکی میگردند و مصداق نوعی شکنجه است. سیستم با ابزارهای دنیای مجازی خود ایده الهایی از یک زندگی صرفا بیولوژیک، روزمرە، لیبرال و خودشیفته و خودمحور میسازد کە فرد در دنیای حقیقی بە دنبال آن است که یا بە آن میرسد و یا بە آن نمیرسد. در صورت نرسیدن از طمع عدم دست نیافتن بە آن دچار اختلالات روانی میگردد.
اگر تخریبات زیست محیطی صورت گرفته توسط سیستم صنعتگرایی موجود که به شکل تولید گازهای گلخانەای، تولید فراوردههای هرمونی و شیمیایی، فعالیتهای هستەای و … را هم در نظر بگیریم باید بپذیریم تمدن مرکزی و مدرنیتە کاپیتالیسم با سە پایە نگهدارندە خود یعنی «کاپیتالیسم، دولت ـ ملت و صنعتگرایی» نمود معاصر آن یعنی جنگ نرم و اعمال خشونت علیە جامعە است و خشونت نیز بخشی از دستگاه شکنجه است. بنابراین تنها راە صحیح زیستن، مبارزە بی وقفە در برابر خشونت و شکنجە و پرهیز از ابزار شدگی برای این سیستم ضد انسانی و ضداجتماعی است.
شکنجە و روند تاریخی آن در ایران
مردمان سلسلە رشتەکوههای زاگرس مدتزمان مدیدی در جنگ و مقاومت در برابر هجمە تمدن مرکزی از سوی دولت-شهرهای سومر و امپراتوریهای دیگر قرار داشتند و با تشکیل «کنفدراسیون ماد» امپراتوری آشور را فروپاشیدند ولی بعد از مدت کوتاهی دچار هجمە و مظالم از سوی نمایندە نو تاسیس تمدن مرکزی در جغرافیای خود گشتند.
دولت هخامنشی و موسس آن «کورش و داریوش» رویە اعمال شکنجە را بر مخالفین خود تدوام بخشیدند، زجرکش کردن «فرورتیش و گئومات» و هزاران نفر از پیروان آنها و اعمال شکنجەهای هولناک موارد ثبت شدە در تاریخ میباشند. مرثیه خوانیها، داد و فغانهایی کە هنوز هم در فرهنگ مردم این مناطق باقی است، گویای اثرات باقیماندە از درد و شکنجەهای اجتماعی است کە در حافظە و ناخودآگاە این مردمان بهجا ماندە است. آیا میتوان کشتن «مانی» و زجرکش نمودن آن را از طریق پوست کندن وی، کشتن «مزدک» و پیروانش، استقرار سیستم طبقاتی خشک ساسانی و را در دوران امپراتوری ساسانی را از موارد شکنجە ذکر نکرد؟
در ادوار پس از امپراتوری ساسانی هم با موارد متعددی از شکنجەهای فردی و عمومی ـ اجتماعی، روبهرو هستیم. هرچند کە هژمونی استیلاگر عربی ـ اسلامی، ترک ـ اسلامی و مغولی شیوهای مختص به خود را در اعمال شکنجە داشتند، ولی نفوذ وزرا و خاندانهای اشراف ایرانی بە درون ساختار عباسی، سلجوقی، مغولی، تاتاری و تیموری ، شیوه های شکنجەگرانە سنت قدرت ایرانی هم برای اعمال شکنجەهای دهشتناک منسوخ نگشت و تجارب خود را در اختیار این نیروها قرار دادند.
کشتارها و شکنجەهای دوران صفویان از سلاخی کردن، میل کشیدن بر روی چشمان مخالفین و مغلوبین با آهن گداختە، خفەکردن کودکان با فروبردن پارچەی گلوله شده در حلقوم آنها معروف شده است. از حدقه در آوردن چشم کە نمونە بارز و مرسوم جنایتهای «آقا محمدخان» در کرمان بود و اندا
ختن افراد مخالف بە دیگهای پر از روغن سرخ شدە توسط «خواجە تاجدار» و قتلعام و اعمال شکنجەهای فجیع و وحشتناک در دورە قاجار بر مخالفین بلاخص بر «پیروان بهایی» نمونەای دیگر از رویکردهای شکنجە سنتی ایرانی توسط آخرین نمایندە سیستم پاتریمونالیستی(حکومت پدرمیراثی) ایرانی است. بەدلیل خصوصیات برجستە پدرسالارانە و پیرسالارانە و اشراف مابانەی این دوران، زنان، کودکان و طبقات و اقشار تحتانی عناصر ضربەپذیر قربانیان این سیستم شکنجه گر در سرتاسر تاریخ ایران بوده اند.
شکنجە در لوای دولت ـ ملت ایرانی
دورە اول پهلوی:
پایان و انقراض قاجار زمینە ظهور دولت ـ ملت ایران و وارد شدن موقعیت ایران بە فاز دولت ـ ملت شد. رضاخان بعد از کودتای سوم اسفند ١٢٩٩ با همکاری انگلیس، پس از عزل سید ضیاءالدین طباطبایی که از کاراکترهای اصلی کودتا بود بە پست نخستوزیری میرسد. در ابتدا باوجودی که دم از جمهوری میزند ولی با مخالفت شخصیتهاب سنتی- مذهبی و سکولار همانند مدرس، مصدق و همچنین وسوسەهای فردی و ارادە معطوف بە قدرت، همچنین با تشویق افراد و نشریه های پان ایرانیست و شونیسم متمایل بە فاشیسم و با همکاری امپریالیسم، سال ١٣٠٤ هجری شمسی با تلفیقی از قدرت سنتی و پاتریمونیالیستی ایرانی کە شاە در راس هرم قرار میگیرد. با قدرتگرایی مدرن و برگرفتە از معیارهای مدرنیتە کاپیتالیسم و بالاخص پایەی دولت ـ ملت آن سیستمی نوین و بە مراتب شکنجەگرتر از قبل را دامنگیر خلقها و سرزمینهای مستعمرە دولت ـ ملت ایران گردانید.
رضاخان و دولت ـ ملت نو تاسیس ایرانی ابتدا تمام تمایلات، مبارزات و جنبشهای رهاییبخش خلقهای ایران را سرکوب کرد، بدون تردید این خشونت بدون اعمال شکنجەهای مضاعف نمیتواند قابلتصور باشد. در سال ١٣١٠ رضاخان بعد از سرکوبهای دهە نخست قرن ١٤ شمسی دورە نوینی از شکنجە را آغاز کرد. بسیاری از روسا و انسانهای بانفوذ را دستگیر و با اعمال شکنجەهای دشوار به حبسهای طولانیمدت محکوم نمود، بسیاری از این اشخاص در زندانها تحت شکنجە های طاقتفرسا جان باختند و تعدادی از آنها بعد از پایان کار رضاخان در شهریور ١٣٢٠ آزاد شدند؛ بویژە در کردستان بسیاری از آزادشدگان مصیبتهای زندان و برخورد شکنجەگرانە دوران زندان را در قالب داستان، خاطرات و شعر بازگو کردەاند کە شخصا بسیاری از آنها را مطالعە کردە و منزجر گشتەام. از سوی دیگر در سطح جامعە برای ساختن فرد و جامعە تک تیپ و منطبق با خواستهای دولت ـ ملت ایرانی، خلقها و سرزمینهای مستعمرە خود را با شکنجەهای روانی و جسمی فجیعی مواجە ساخت.
رضاخان و سیستم دولت ـ ملت ایرانی بعد از سرکوب ندای رهاییبخش خلقهای ایران بە قلعوقمع کردن دگراندیشان و بویژە عناصر چپ پرداخت و با دستگیر و زندانی کردن این افراد آنها را تحت شکنجەهای هولناک قرار داد، گروە ٥٣ نفرە با رهبری «تقی ارانی» یکی از این موارد است کە تعدادی از آنها از جملە تقی ارانی بعد از تحمل شکنجە بە مرگ محکوم و اعدام گشتند و افراد آزاد شدە موارد متعددی از اعمال شکنجە صورت گرفتە بر خود و همبندیهای خود را بازگو کردەاند. بدون تردید علاوه بر شکنجەهای درون زندانی، در خارج از آن نیز خانوادههای زندانیان دچار شکنجەهای روحی و روانی عمیقی گشتەاند و در بسیاری موارد از سوی دولت مورد تهدید قرارگرفتهاند، همچنین فضای بە وجود آمدە رعب و وحشت در دو دهه از دیکتاتوری رضاشاە و دولت ـ ملت ایرانی جامعە را با شکنجە مواجهە نمودە است.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
شکنجە در لوای دولت ـ ملت ایرانی
دورە اول پهلوی:
پایان و انقراض قاجار زمینە ظهور دولت ـ ملت ایران و وارد شدن موقعیت ایران بە فاز دولت ـ ملت شد. رضاخان بعد از کودتای سوم اسفند ١٢٩٩ با همکاری انگلیس، پس از عزل سید ضیاءالدین طباطبایی که از کاراکترهای اصلی کودتا بود بە پست نخستوزیری میرسد. در ابتدا باوجودی که دم از جمهوری میزند ولی با مخالفت شخصیتهاب سنتی- مذهبی و سکولار همانند مدرس، مصدق و همچنین وسوسەهای فردی و ارادە معطوف بە قدرت، همچنین با تشویق افراد و نشریه های پان ایرانیست و شونیسم متمایل بە فاشیسم و با همکاری امپریالیسم، سال ١٣٠٤ هجری شمسی با تلفیقی از قدرت سنتی و پاتریمونیالیستی ایرانی کە شاە در راس هرم قرار میگیرد. با قدرتگرایی مدرن و برگرفتە از معیارهای مدرنیتە کاپیتالیسم و بالاخص پایەی دولت ـ ملت آن سیستمی نوین و بە مراتب شکنجەگرتر از قبل را دامنگیر خلقها و سرزمینهای مستعمرە دولت ـ ملت ایران گردانید.
رضاخان و دولت ـ ملت نو تاسیس ایرانی ابتدا تمام تمایلات، مبارزات و جنبشهای رهاییبخش خلقهای ایران را سرکوب کرد، بدون تردید این خشونت بدون اعمال شکنجەهای مضاعف نمیتواند قابلتصور باشد. در سال ١٣١٠ رضاخان بعد از سرکوبهای دهە نخست قرن ١٤ شمسی دورە نوینی از شکنجە را آغاز کرد. بسیاری از روسا و انسانهای بانفوذ را دستگیر و با اعمال شکنجەهای دشوار به حبسهای طولانیمدت محکوم نمود، بسیاری از این اشخاص در زندانها تحت شکنجە های طاقتفرسا جان باختند و تعدادی از آنها بعد از پایان کار رضاخان در شهریور ١٣٢٠ آزاد شدند؛ بویژە در کردستان بسیاری از آزادشدگان مصیبتهای زندان و برخورد شکنجەگرانە دوران زندان را در قالب داستان، خاطرات و شعر بازگو کردەاند کە شخصا بسیاری از آنها را مطالعە کردە و منزجر گشتەام. از سوی دیگر در سطح جامعە برای ساختن فرد و جامعە تک تیپ و منطبق با خواستهای دولت ـ ملت ایرانی، خلقها و سرزمینهای مستعمرە خود را با شکنجەهای روانی و جسمی فجیعی مواجە ساخت.
رضاخان و سیستم دولت ـ ملت ایرانی بعد از سرکوب ندای رهاییبخش خلقهای ایران بە قلعوقمع کردن دگراندیشان و بویژە عناصر چپ پرداخت و با دستگیر و زندانی کردن این افراد آنها را تحت شکنجەهای هولناک قرار داد، گروە ٥٣ نفرە با رهبری «تقی ارانی» یکی از این موارد است کە تعدادی از آنها از جملە تقی ارانی بعد از تحمل شکنجە بە مرگ محکوم و اعدام گشتند و افراد آزاد شدە موارد متعددی از اعمال شکنجە صورت گرفتە بر خود و همبندیهای خود را بازگو کردەاند. بدون تردید علاوه بر شکنجەهای درون زندانی، در خارج از آن نیز خانوادههای زندانیان دچار شکنجەهای روحی و روانی عمیقی گشتەاند و در بسیاری موارد از سوی دولت مورد تهدید قرارگرفتهاند، همچنین فضای بە وجود آمدە رعب و وحشت در دو دهه از دیکتاتوری رضاشاە و دولت ـ ملت ایرانی جامعە را با شکنجە مواجهە نمودە است.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
دورە دوم پهلوی
همانطور کە میدانیم در چارچوب برنامە و خواست امپریالیسم و سیاست انگلیس، سال ١٣٢٠ بە سبب تمایل و همکاری رضاخان با حکومت هیتلر نازی در چارچوب پروژە آریای شرقی و غربی مابین هیتلر و رضاشاە، رضاخان توسط متفقین عزل و تبعید شد. این امر موجبات بروز خلاء حکومت و قدرت را در ایران ایجاد نمود . در بحبوحەی این خلاء فرصتی برای رهایی خلقها فراهم شد و منجر بە تاسیس جمهوریهای آذربایجان و کوردستان و گشودن فضای نسبتا بازی با توجە بە آن مقطع برای دگراندیشان و جنبشهای دموکراتیک و چپ شد.
هرچند انگلیس پس از عزل رضاخان از بیم این کە مبادا ابتکار عمل به دست خلقها و جنبشهای دموکراتیک و سوسیالیست قرار گیرد، بلافاصله زمینە بە مسند قدرت نشستن «محمدرضا» و به تختنشینی او را در ایران فراهم کرد. ولی تحکیم پایههای قدرت او چند سال به درازا کشید و در نتیجه کماکان این خلأ قدرت ادامە داشت. وی پس از کسب فرصت با تمام امکانات، نیروی نظامی و دیپلماتیک خود بە جنبش دموکراتیک خلقها بویژە خلقهای آذری و کورد تاخت و بە قتل عامهای گستردەای به ویژە در آذربایجان، تبریز و اعدامهای وسیع بویژە اعدام رهبران جنبش کوردستان پرداخت. علاوه براین دستگیری و متواری کردن فعالین این جنبشها بخشی از سیاستهای وی بود. در درون زندانها بە اعمال شکنجەهای جسمی و روحی و در کل جامعە با ایجاد جو رعب و وحشت شکنجە روحی و روانی بە مراتب شدیدتری از دورە پیشین اعمال نمود. پساز سرکوب جنبشهای رهاییبخش خلقها دیگر بیش از پیش فرصت ممنوع نمودن فعالیت جریانهای مخالف مانند حزب تودە بە بهانە سوءقصد بە شاە در سال ١٣٢٧ بە دست آورد و در چارچوب این ممنوعیت، اقدام به کشتارهای وسیع، دستگیری، زندانی کردن و شکنجە های دشوار نمود و در این شرایط محمدرضا شاە دهەی نخست سلطه خود را بە پایان رسانید ولی همچنان در فکر برساخت سیستم شکنجەگرتر و مقتدرتر بود.
تنها اقدامی کە میتوانست بهطور نسبی مانع این دیکتاتوری سه دههای گردد، طرحی بود کە از سوی «رزم آرا» مطرح شد کە در آن بە «مجالس ولایتی و ایالتی» دوران مشروطە و بر یک سیستم باز و منعطفتری اصرار داشت که نهایتا از سوی مصدق و کاشانی بە مثابە نمایندگان شوونیسم سکولار و مذهبی ایرانی ممانعت و با شکست روبرو گردید. مصدق در نتیجە کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ قربانی این سیستم شکنجه گر شد کە در تکوین آن ایفای نقش نمودە بود.
بعد از کودتای ٢٨ مرداد دیگر راە بر دیکتاتوری محمدرضا شاە گشودە شد و با تاسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) بهعنوان یکی از مخوف ترین سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی جهان، تاسیس نهاد و بنای مدرن زندانهایی همانند زندان اوین و بەکاربستن ابزارآلات و حرفە شکنجە در هردو بعد روانی و جسمی یک سیستم مخوف و مدرن شکنجە در ایران دائر شد. با ذکر نام ساواک و اوین، ناخن کشیدنها، تیرباران، انفرادی و حبسهای طولانیمدت، فشارهای روحی به اذهان خطور میکند. چە آنانی کە با آن مواجە گشتەاند و چە آنانی کە شرح آن را شنیدە و یا خواندهاند.
در این سە دهه، مبارزان فراوانی از مبارزات رهاییبخش خلقها، بویژە خلق کورد و جنبشهای چپ، سوسیالیست، کمونیست، جریانات اسلامی بە زندانها افتاده و مورد شکنجە قرارگرفتهاند، شمار بسیاری از آنان تیرباران شدند و سناریوهایی هم برای مشروع جلوە دادن این اقدامات ساختند. همانند جریان تیرباران «بیژن جزنی» و همراهان او. خارج از زندان را نیز برای خانواده های زندانیان بە یک زندان روحی و روانی بزرگ تبدیل کردند. برای ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه، سرکوب، کشتن و کشیدن جنازە در خیابانها بخشی از اقدامات ضد انسانی آنان بود. برخورد با جنازە زندەیاد «سلیمان معینی» رهبر جنبش ٤٦ و ٤٧ کردستان و اقدامات مشابە دربرابر مبارزین دیگر خلقها از نمونههای جنایات آنان محسوب میشود.
همچنین دورە محمدرضا شاە دورە تکوین دولتـ ملت ایران با مرکزیت و محوریت قرار دادن ملت فارس در آموزش، بروکراسی اداری و … بود، این هم بە معنای تکوین شهروند ایرانی با غالبیت ارزشهای فرهنگی و زبانی فارس تلفیق شدە با ارزشهای سرمایه داری لیبرال، این فشارهای زیاد بر موقعیت فرهنگی اجتماعی را بر فرد و جوامع ایران بود. اقتصاد متمرکز و سودمحور در سیر توسعە شهرها و پیشبرد شگردهای اندوستریالیسم فشارهای خود را بر محیط زیست و جامعە را آغاز مینمود، فاصلە طبقاتی هر روز بیشتر از پیش باعث گسترش فقر همراە با زاغەنشینی شهری و مشقت زندگی روستایی برای مردم میشد.
زن همچنان قشر شکننده و مورد آزار این وضعیت بود. دهە سوم و پایان دیکتاتوری محمد رضا شاە دهە ورود سرمایهداری بە دورە سوم خود یعنی سرمایە مالی بود. هرچند محمد رضا شاە سعی داشت کە سریعا خود را با این مقطع سرمایهداری تطبیق دهد ولی فرصت کافی را به دست نیاورد. در کل در کنار شکنجەهای خشن و عریان در این دورە، اعمال خشونت و
دورە دوم پهلوی
همانطور کە میدانیم در چارچوب برنامە و خواست امپریالیسم و سیاست انگلیس، سال ١٣٢٠ بە سبب تمایل و همکاری رضاخان با حکومت هیتلر نازی در چارچوب پروژە آریای شرقی و غربی مابین هیتلر و رضاشاە، رضاخان توسط متفقین عزل و تبعید شد. این امر موجبات بروز خلاء حکومت و قدرت را در ایران ایجاد نمود . در بحبوحەی این خلاء فرصتی برای رهایی خلقها فراهم شد و منجر بە تاسیس جمهوریهای آذربایجان و کوردستان و گشودن فضای نسبتا بازی با توجە بە آن مقطع برای دگراندیشان و جنبشهای دموکراتیک و چپ شد.
هرچند انگلیس پس از عزل رضاخان از بیم این کە مبادا ابتکار عمل به دست خلقها و جنبشهای دموکراتیک و سوسیالیست قرار گیرد، بلافاصله زمینە بە مسند قدرت نشستن «محمدرضا» و به تختنشینی او را در ایران فراهم کرد. ولی تحکیم پایههای قدرت او چند سال به درازا کشید و در نتیجه کماکان این خلأ قدرت ادامە داشت. وی پس از کسب فرصت با تمام امکانات، نیروی نظامی و دیپلماتیک خود بە جنبش دموکراتیک خلقها بویژە خلقهای آذری و کورد تاخت و بە قتل عامهای گستردەای به ویژە در آذربایجان، تبریز و اعدامهای وسیع بویژە اعدام رهبران جنبش کوردستان پرداخت. علاوه براین دستگیری و متواری کردن فعالین این جنبشها بخشی از سیاستهای وی بود. در درون زندانها بە اعمال شکنجەهای جسمی و روحی و در کل جامعە با ایجاد جو رعب و وحشت شکنجە روحی و روانی بە مراتب شدیدتری از دورە پیشین اعمال نمود. پساز سرکوب جنبشهای رهاییبخش خلقها دیگر بیش از پیش فرصت ممنوع نمودن فعالیت جریانهای مخالف مانند حزب تودە بە بهانە سوءقصد بە شاە در سال ١٣٢٧ بە دست آورد و در چارچوب این ممنوعیت، اقدام به کشتارهای وسیع، دستگیری، زندانی کردن و شکنجە های دشوار نمود و در این شرایط محمدرضا شاە دهەی نخست سلطه خود را بە پایان رسانید ولی همچنان در فکر برساخت سیستم شکنجەگرتر و مقتدرتر بود.
تنها اقدامی کە میتوانست بهطور نسبی مانع این دیکتاتوری سه دههای گردد، طرحی بود کە از سوی «رزم آرا» مطرح شد کە در آن بە «مجالس ولایتی و ایالتی» دوران مشروطە و بر یک سیستم باز و منعطفتری اصرار داشت که نهایتا از سوی مصدق و کاشانی بە مثابە نمایندگان شوونیسم سکولار و مذهبی ایرانی ممانعت و با شکست روبرو گردید. مصدق در نتیجە کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ قربانی این سیستم شکنجه گر شد کە در تکوین آن ایفای نقش نمودە بود.
بعد از کودتای ٢٨ مرداد دیگر راە بر دیکتاتوری محمدرضا شاە گشودە شد و با تاسیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) بهعنوان یکی از مخوف ترین سازمانهای جاسوسی و اطلاعاتی جهان، تاسیس نهاد و بنای مدرن زندانهایی همانند زندان اوین و بەکاربستن ابزارآلات و حرفە شکنجە در هردو بعد روانی و جسمی یک سیستم مخوف و مدرن شکنجە در ایران دائر شد. با ذکر نام ساواک و اوین، ناخن کشیدنها، تیرباران، انفرادی و حبسهای طولانیمدت، فشارهای روحی به اذهان خطور میکند. چە آنانی کە با آن مواجە گشتەاند و چە آنانی کە شرح آن را شنیدە و یا خواندهاند.
در این سە دهه، مبارزان فراوانی از مبارزات رهاییبخش خلقها، بویژە خلق کورد و جنبشهای چپ، سوسیالیست، کمونیست، جریانات اسلامی بە زندانها افتاده و مورد شکنجە قرارگرفتهاند، شمار بسیاری از آنان تیرباران شدند و سناریوهایی هم برای مشروع جلوە دادن این اقدامات ساختند. همانند جریان تیرباران «بیژن جزنی» و همراهان او. خارج از زندان را نیز برای خانواده های زندانیان بە یک زندان روحی و روانی بزرگ تبدیل کردند. برای ایجاد رعب و وحشت در میان جامعه، سرکوب، کشتن و کشیدن جنازە در خیابانها بخشی از اقدامات ضد انسانی آنان بود. برخورد با جنازە زندەیاد «سلیمان معینی» رهبر جنبش ٤٦ و ٤٧ کردستان و اقدامات مشابە دربرابر مبارزین دیگر خلقها از نمونههای جنایات آنان محسوب میشود.
همچنین دورە محمدرضا شاە دورە تکوین دولتـ ملت ایران با مرکزیت و محوریت قرار دادن ملت فارس در آموزش، بروکراسی اداری و … بود، این هم بە معنای تکوین شهروند ایرانی با غالبیت ارزشهای فرهنگی و زبانی فارس تلفیق شدە با ارزشهای سرمایه داری لیبرال، این فشارهای زیاد بر موقعیت فرهنگی اجتماعی را بر فرد و جوامع ایران بود. اقتصاد متمرکز و سودمحور در سیر توسعە شهرها و پیشبرد شگردهای اندوستریالیسم فشارهای خود را بر محیط زیست و جامعە را آغاز مینمود، فاصلە طبقاتی هر روز بیشتر از پیش باعث گسترش فقر همراە با زاغەنشینی شهری و مشقت زندگی روستایی برای مردم میشد.
زن همچنان قشر شکننده و مورد آزار این وضعیت بود. دهە سوم و پایان دیکتاتوری محمد رضا شاە دهە ورود سرمایهداری بە دورە سوم خود یعنی سرمایە مالی بود. هرچند محمد رضا شاە سعی داشت کە سریعا خود را با این مقطع سرمایهداری تطبیق دهد ولی فرصت کافی را به دست نیاورد. در کل در کنار شکنجەهای خشن و عریان در این دورە، اعمال خشونت و
فشار روانی عمومی هم بر کل جامعە وجود داشت و جامعە دچار شکنجە و آزار روحی بیشتری گشتە بود.
دورە جمهوری اسلامی
قبضەکردن قدرت از سوی جمهوری اسلامی ایران و به انحصار درآوردن رنج و مبارزە خلقها بعدا از انقلاب ١٣٥٧ بە مدت چهار دهە متمادی یک سیستم شکنجەگر در حوزەی فردی و عمومی، با رویەهای خشک و عریان، نرم و هدفمند از لحاظ روانی و جسمی دامنگیر خلقها و جوامع بە استعمار و استثمار کشیده شده نموده است.
این رژیم در همان اوان کسب قدرت، با تمام وجود یک فضای زجرآور و توام با رعب و وحشت ایجاد کرد، زندانهای پیشین و نوساختە را مملو از مخالفین و منتقدین کرد، رویەهای جدیدی از شکنجە را بە روشهای کلاسیک شکنجە در سنت قدرتگرایی ایرانی و رویەهای مدرن دورە پهلوی افزود. اعدامهای نمایشی، انواع شکنجەهای جسمی و روحی، تجاوز بە زندانیان، تجاوز بە دختران باکرە قبل از اعدام، حقارتهای کلامی و… از شگردهای این رژیم شکنجەگر از بدو تاسیس تاکنون بودە است.
ولی این رژیم همانند سلف خود و تلفیق شیوههای خود با روشهای شکنجە مدرنیتە کاپیتالیسم و سە پایە آن، نە تنها درون زندانها و بیرون آن برای خانواده های زندانی، بلکە کل حوزههای حیات جامعه را بە حوزە شکنجە جمعی مبدل کردە است. با اتخاذ و اعمال سیاستهای تمامیتخواهانە و اقتدارطلبانە در داخل و خارج از ایران کل جامعە را در یک شکنجە روانی فراگیر گرفتار نمودە است. امنیت روانی جامعه را نیز با ایجاد رعب و وحشت در داخل و ترس از وقوع جنگ و آسیبپذیری در خارج مورد تحدید قرار داده است. جنگ افروزیهای رژیم در منطقە، باعث عدم استقرار و ثبات جسمی و روانی در میان خلقهای ایران و مردم منطقه گردیده است.
بیکاری، فقر، عدم وجود امنیت موجب اختلالات روانی و تحمل زجر مضاعف بر مردم گشتە است. بیمسئولیتی عمیق و هدفمند در برابر محیط زیست در چارچوب اهداف نظامی رژیم از جملە در زمینە ساخت سلاحهای موشکی و تلاش برای دست یافتن بە سلاحهای اتمی، همچنین سدسازیهای بی رویە و موارد دیگر موجب عدم استشمام هوای سالم برای فرد و جامعە گشتە است. آلودگیهای تحمیلی رژیم بر محیط زیست، در کنار آلودگیهای اجتماعی کە دولت مستبد و فاشیست ایران مسبب آن است، شکنجە را بە تمامی لحظەهای حیات اجتماعی تعمیم دادە است. از سوی دیگر با سیاستهای مردسالارانە و ملیگرایانەی خود حیات را برای زنان و ملتهای غیرفارس بە بزنگاهی دهشتناک و وخیم تبدیل کردە است، با تلفیقی از سیاستهای سرمایدارانە کە «شئ شدگی زن» را به عنوان کالایی جهت کسب سود و قدرت میسر گرداندە، با قوانین و مفاهیم مذهبی و مردسالارانە حجیم ترین فشار و شکنجە را بر زنان وارد میسازد. همچنین با منع آموزش به زبان و فرهنگ مادری، محروم گردانیدن ملتها از حق تعیین سرنوشت خود، ایجاد حس خود کمبینی و خود بزرگبینی در چارچوب روابط کاراکتر استعمارگر و استعمار زدە، برای ملتهای مستعمرە در برابر استعمار دولت ـ ملت ایرانی موجبات عمیقتر شدن بحران شده است. تحقیر روزافزون طبقات فرودست و کارگران در برابر طبقات فوقانی و مرفە سبب ساز یک شکنجە عمومی و روانی گردید کە تنها مبارزە میتواند معنابخش رهایی از آن باشد. آن هم مبارزەای منسجم و مستمر برای فروپاشی و براندازی این سیستم شکنجەگر و استقرار سیستمی دموکراتیک که تعارضات و نابرابریهای جنسیتی، طبقاتی و ملی را از میان بردارد تنها راه برونرفت از بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود است.
منبع: آلترناتیو شماره 75
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دورە جمهوری اسلامی
قبضەکردن قدرت از سوی جمهوری اسلامی ایران و به انحصار درآوردن رنج و مبارزە خلقها بعدا از انقلاب ١٣٥٧ بە مدت چهار دهە متمادی یک سیستم شکنجەگر در حوزەی فردی و عمومی، با رویەهای خشک و عریان، نرم و هدفمند از لحاظ روانی و جسمی دامنگیر خلقها و جوامع بە استعمار و استثمار کشیده شده نموده است.
این رژیم در همان اوان کسب قدرت، با تمام وجود یک فضای زجرآور و توام با رعب و وحشت ایجاد کرد، زندانهای پیشین و نوساختە را مملو از مخالفین و منتقدین کرد، رویەهای جدیدی از شکنجە را بە روشهای کلاسیک شکنجە در سنت قدرتگرایی ایرانی و رویەهای مدرن دورە پهلوی افزود. اعدامهای نمایشی، انواع شکنجەهای جسمی و روحی، تجاوز بە زندانیان، تجاوز بە دختران باکرە قبل از اعدام، حقارتهای کلامی و… از شگردهای این رژیم شکنجەگر از بدو تاسیس تاکنون بودە است.
ولی این رژیم همانند سلف خود و تلفیق شیوههای خود با روشهای شکنجە مدرنیتە کاپیتالیسم و سە پایە آن، نە تنها درون زندانها و بیرون آن برای خانواده های زندانی، بلکە کل حوزههای حیات جامعه را بە حوزە شکنجە جمعی مبدل کردە است. با اتخاذ و اعمال سیاستهای تمامیتخواهانە و اقتدارطلبانە در داخل و خارج از ایران کل جامعە را در یک شکنجە روانی فراگیر گرفتار نمودە است. امنیت روانی جامعه را نیز با ایجاد رعب و وحشت در داخل و ترس از وقوع جنگ و آسیبپذیری در خارج مورد تحدید قرار داده است. جنگ افروزیهای رژیم در منطقە، باعث عدم استقرار و ثبات جسمی و روانی در میان خلقهای ایران و مردم منطقه گردیده است.
بیکاری، فقر، عدم وجود امنیت موجب اختلالات روانی و تحمل زجر مضاعف بر مردم گشتە است. بیمسئولیتی عمیق و هدفمند در برابر محیط زیست در چارچوب اهداف نظامی رژیم از جملە در زمینە ساخت سلاحهای موشکی و تلاش برای دست یافتن بە سلاحهای اتمی، همچنین سدسازیهای بی رویە و موارد دیگر موجب عدم استشمام هوای سالم برای فرد و جامعە گشتە است. آلودگیهای تحمیلی رژیم بر محیط زیست، در کنار آلودگیهای اجتماعی کە دولت مستبد و فاشیست ایران مسبب آن است، شکنجە را بە تمامی لحظەهای حیات اجتماعی تعمیم دادە است. از سوی دیگر با سیاستهای مردسالارانە و ملیگرایانەی خود حیات را برای زنان و ملتهای غیرفارس بە بزنگاهی دهشتناک و وخیم تبدیل کردە است، با تلفیقی از سیاستهای سرمایدارانە کە «شئ شدگی زن» را به عنوان کالایی جهت کسب سود و قدرت میسر گرداندە، با قوانین و مفاهیم مذهبی و مردسالارانە حجیم ترین فشار و شکنجە را بر زنان وارد میسازد. همچنین با منع آموزش به زبان و فرهنگ مادری، محروم گردانیدن ملتها از حق تعیین سرنوشت خود، ایجاد حس خود کمبینی و خود بزرگبینی در چارچوب روابط کاراکتر استعمارگر و استعمار زدە، برای ملتهای مستعمرە در برابر استعمار دولت ـ ملت ایرانی موجبات عمیقتر شدن بحران شده است. تحقیر روزافزون طبقات فرودست و کارگران در برابر طبقات فوقانی و مرفە سبب ساز یک شکنجە عمومی و روانی گردید کە تنها مبارزە میتواند معنابخش رهایی از آن باشد. آن هم مبارزەای منسجم و مستمر برای فروپاشی و براندازی این سیستم شکنجەگر و استقرار سیستمی دموکراتیک که تعارضات و نابرابریهای جنسیتی، طبقاتی و ملی را از میان بردارد تنها راه برونرفت از بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجود است.
منبع: آلترناتیو شماره 75
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد
عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت.
🆔 @GozarDemocratic
عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت. 🆔 @GozarDemocratic
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد
عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت.
باران بریتان عضو مجلس حزب حیات آزاد کردستان«پژاک» در برنامهی هفتگی خط سوم از شبکهی تلویزیونی آرین گفت: مجمع عمومی سازمان ملل و تمامی نهادهای وابسته بدان در سراسر جهان توان چارهیابی مشکلات و معضلات خلقها را ندارند. مذاکرهی احتمالی میان دولت آمریکا و رژیم استعمارگر ایران و میانجگری اروپا هیچ ارتباطی با مسایل و معضلات خلقهای ایران نداشته و نخواهد داشت.
بریتان در ابتدا گفت: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها در سراسر جهان ندارد. این نهاد در واقع به مانند هفتاد و سه مجمع عمومی ماقبل هیچ مکانیزم اجرایی ندارد. تنها در راستای پیشبرد سیاستها و اهداف تعیین شدهی دولتهایی که در جنگ جهانی دوم به پیروزی رسیدند، فعالیت مینماید. در حال حاضر بخش عظیمی از نهادهایی که به سازمانهای دولتی وابسته میباشند و در راس آنها سازمان ملل نقش و کارکرد خود را به دلیل بحرانهای موجود نظام سرمایهداری از دست دادهاند. این نهادها توان چارهیابی مشکلات و معضلات خلقها در سراسر جهان را ندارند.
وی در ادامه افزود: تابلوی خاورمیانه در وضعیت کنونی با توجه به سیاستهای نیروهای هژمونیک و دولت-ملتهای منطقهای و فرامنطقهای، خاورمیانه را با بحرانهای عمیقتری مواجه میسازد. جنگهای نیابتی و کنترل شده فاز نوینی به خود میگیرد. بحرانها عمیقتر و جنگها دامنگستر خواهند شد.
بریتان اظهار نمود: یکی از کشورهایی که در عمیقتر شدن بحران و جنگ در منطقه نقش اساسی را ایفا میکند، رژیم استعمارگر ایران میباشد. جمهوری اسلامی ایران بیشتر از سهدهه است که سرمایهگذاریهای هنگفتی در برخی از کشورهای منطقه نموده است. جنگهایی که در یمن، عراق، سوریه و…اتفاق افتاده را بایستی تا حدودی نتیجهی این رویکرد ارزیابی نمود. استراتژی بنیاننهادن نیروهای اخلالگر در منطقه که مجری مطالبات ایران باشند، اشاعهی تفکر و ذهنیت شیعهگرایی در منطقه با هدف افزایش هژمونی در منطقه، عمیقتر شدن اختلافات با عربستان نیز از نتایج همین رویکرد میباشند.
عضو مجلس پژاک در ادامه گفت: ۴۰ سال است که میان دولت آمریکا و رژیم ایران هیچ اعتمادی وجود ندارد تا زمینهی لازم برای مذاکرات میان آمریکا و رژیم ایران ایجاد شود. البته این به معنای نبود مذاکرات در مقاطع گذشته نیست. رژیم ایران در مرحلهی کنونی خواهان تدوام وضعیت تنش تا انتخابات آمریکا در سال ۲۰۲۰ است. به احتمال زیاد تنشها و بحرانها ژرفتر هم خواهند شد. رژیم ایران با سیاستهای خود خواهان تنشهاآلودکردن وضعیت موجود تا مرز جنگ است و البته نه خود جنگ. رژیم ایران به هیچ وجه خواهان شرکت در مذاکراتی نیست که نشاتگرفته از موضع ضعف باشد.
بریتان اظهار نمود: رژیم ایران خواهان مذاکره با آمریکا است اما تمام تلاشش بر این است که در موضع ضعف این مذاکرات صورت نپذیرد. آمریکا و اروپا خواهان تحدید هژمونی رژیم ایران در منطقه، تضعیف فعالیتهای موشکی ایران و ایجاد ایرانی اهلی و رامشده هستند.
بریتان گفت: خامنهای به خوبی میداند که مذاکرات در شرایط کنونی به مانند جام زهری میباشد که میتواند رژیم را در ورطهی نابودی قرار دهد. این در حالیست که اصرار بر وضعیت موجود هم میتواند برای جمهوری اسلامی گران تمام شود.
بریتان به گفتهی روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر به دموکراسی در داخل و دیپلماسی در خارج اشاره و خاطرنشان ساخت: گنجایش و ظرفیت گشایش دموکراتیک در دولت ایران در حد صفر میباشد. دولت ایران به هیچ وجه ظرفیت تغییرات دموکراتیک را ندارد. رژیم استعمارگر ایران تمامی فرصتها جهت گشایش دموکراتیک را از دست داده است. در شرایط کنونی تمامی درهای دیپلماسی در منطقه بر ایران به جز ترکیه و عراق و البته نه کلیت عراق بسته شده است. آخرین بیانیه تروئیکای اروپایی نیز تیر خلاصی بر پیکر بیجان برجام بود. در کل سیاست خارجی دولت ایران دچار فروپاشی بسیار جدی شده است. واقعیت دولت ایران در شرایط کنونی فاصلهای کیهانی با دیپلماسی در خارج و دموکراسی در داخل دارد.
وی در ادامه خاطرنشان ساخت: بدانیم که حتی اگر قرار باشد مذاکرهای هم صورت پذیرد، در راستای چارهیابی بحرانهای موجود در داخل ایران که خلقها با آن روبرو هستند، نخواهد بود. از سوی دیگر خلقها و جنبشهای آزادیخواه و در کل اپوزسیون به هیچ وجه نبایستی چشمانتظار حمله احتمالی آمریکا و تغییرات خیالی مترتب بر آن باشند. انتظار تغییروتحول در داخل از سوی خود رژیم هم آب در هاون کوبیدن خواهد بود. بنابراین اصل اساسی اتکای بر توان ذ
عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت.
باران بریتان عضو مجلس حزب حیات آزاد کردستان«پژاک» در برنامهی هفتگی خط سوم از شبکهی تلویزیونی آرین گفت: مجمع عمومی سازمان ملل و تمامی نهادهای وابسته بدان در سراسر جهان توان چارهیابی مشکلات و معضلات خلقها را ندارند. مذاکرهی احتمالی میان دولت آمریکا و رژیم استعمارگر ایران و میانجگری اروپا هیچ ارتباطی با مسایل و معضلات خلقهای ایران نداشته و نخواهد داشت.
بریتان در ابتدا گفت: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها در سراسر جهان ندارد. این نهاد در واقع به مانند هفتاد و سه مجمع عمومی ماقبل هیچ مکانیزم اجرایی ندارد. تنها در راستای پیشبرد سیاستها و اهداف تعیین شدهی دولتهایی که در جنگ جهانی دوم به پیروزی رسیدند، فعالیت مینماید. در حال حاضر بخش عظیمی از نهادهایی که به سازمانهای دولتی وابسته میباشند و در راس آنها سازمان ملل نقش و کارکرد خود را به دلیل بحرانهای موجود نظام سرمایهداری از دست دادهاند. این نهادها توان چارهیابی مشکلات و معضلات خلقها در سراسر جهان را ندارند.
وی در ادامه افزود: تابلوی خاورمیانه در وضعیت کنونی با توجه به سیاستهای نیروهای هژمونیک و دولت-ملتهای منطقهای و فرامنطقهای، خاورمیانه را با بحرانهای عمیقتری مواجه میسازد. جنگهای نیابتی و کنترل شده فاز نوینی به خود میگیرد. بحرانها عمیقتر و جنگها دامنگستر خواهند شد.
بریتان اظهار نمود: یکی از کشورهایی که در عمیقتر شدن بحران و جنگ در منطقه نقش اساسی را ایفا میکند، رژیم استعمارگر ایران میباشد. جمهوری اسلامی ایران بیشتر از سهدهه است که سرمایهگذاریهای هنگفتی در برخی از کشورهای منطقه نموده است. جنگهایی که در یمن، عراق، سوریه و…اتفاق افتاده را بایستی تا حدودی نتیجهی این رویکرد ارزیابی نمود. استراتژی بنیاننهادن نیروهای اخلالگر در منطقه که مجری مطالبات ایران باشند، اشاعهی تفکر و ذهنیت شیعهگرایی در منطقه با هدف افزایش هژمونی در منطقه، عمیقتر شدن اختلافات با عربستان نیز از نتایج همین رویکرد میباشند.
عضو مجلس پژاک در ادامه گفت: ۴۰ سال است که میان دولت آمریکا و رژیم ایران هیچ اعتمادی وجود ندارد تا زمینهی لازم برای مذاکرات میان آمریکا و رژیم ایران ایجاد شود. البته این به معنای نبود مذاکرات در مقاطع گذشته نیست. رژیم ایران در مرحلهی کنونی خواهان تدوام وضعیت تنش تا انتخابات آمریکا در سال ۲۰۲۰ است. به احتمال زیاد تنشها و بحرانها ژرفتر هم خواهند شد. رژیم ایران با سیاستهای خود خواهان تنشهاآلودکردن وضعیت موجود تا مرز جنگ است و البته نه خود جنگ. رژیم ایران به هیچ وجه خواهان شرکت در مذاکراتی نیست که نشاتگرفته از موضع ضعف باشد.
بریتان اظهار نمود: رژیم ایران خواهان مذاکره با آمریکا است اما تمام تلاشش بر این است که در موضع ضعف این مذاکرات صورت نپذیرد. آمریکا و اروپا خواهان تحدید هژمونی رژیم ایران در منطقه، تضعیف فعالیتهای موشکی ایران و ایجاد ایرانی اهلی و رامشده هستند.
بریتان گفت: خامنهای به خوبی میداند که مذاکرات در شرایط کنونی به مانند جام زهری میباشد که میتواند رژیم را در ورطهی نابودی قرار دهد. این در حالیست که اصرار بر وضعیت موجود هم میتواند برای جمهوری اسلامی گران تمام شود.
بریتان به گفتهی روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل مبنی بر به دموکراسی در داخل و دیپلماسی در خارج اشاره و خاطرنشان ساخت: گنجایش و ظرفیت گشایش دموکراتیک در دولت ایران در حد صفر میباشد. دولت ایران به هیچ وجه ظرفیت تغییرات دموکراتیک را ندارد. رژیم استعمارگر ایران تمامی فرصتها جهت گشایش دموکراتیک را از دست داده است. در شرایط کنونی تمامی درهای دیپلماسی در منطقه بر ایران به جز ترکیه و عراق و البته نه کلیت عراق بسته شده است. آخرین بیانیه تروئیکای اروپایی نیز تیر خلاصی بر پیکر بیجان برجام بود. در کل سیاست خارجی دولت ایران دچار فروپاشی بسیار جدی شده است. واقعیت دولت ایران در شرایط کنونی فاصلهای کیهانی با دیپلماسی در خارج و دموکراسی در داخل دارد.
وی در ادامه خاطرنشان ساخت: بدانیم که حتی اگر قرار باشد مذاکرهای هم صورت پذیرد، در راستای چارهیابی بحرانهای موجود در داخل ایران که خلقها با آن روبرو هستند، نخواهد بود. از سوی دیگر خلقها و جنبشهای آزادیخواه و در کل اپوزسیون به هیچ وجه نبایستی چشمانتظار حمله احتمالی آمریکا و تغییرات خیالی مترتب بر آن باشند. انتظار تغییروتحول در داخل از سوی خود رژیم هم آب در هاون کوبیدن خواهد بود. بنابراین اصل اساسی اتکای بر توان ذ
گذار دموکراتیک
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت. 🆔 @GozarDemocratic
اتی خودمان خواهد بود.
استراتژی خط سوم از لحاظ سیاسی و ایدوئولوژیک پیروزی را به ارمغان میآورد
بریتان در ادامه افزود: در برخی موارد دولت ترکیه و دولت ایران بخصوص در مورد سوریه به یکدیگر نیاز دارند. اصرار بر وضعیت عدم چارهیابی مسایل در سوریه با توجه به شرایطی که ترکیه و ایران در آن به سر میبرند هیچ نتیجهای دربرنخواهد داشت. از سوی دیگر اصرار بر وضیعت کنونی و پیشبرد سیاستهای کنونی و محافظهکاری از سوی هر دو دولت در داخل هم هیچ نتیجهای در برنخواهد داشت. در شرایط کنونی با توجه به بحرانهایی که هر دولت با آنها دست به گریبانند، هیچ نیرو و توانی در مقابل خلق کورد و تغییرات دموکراتیک در سوریه و روژاوا را نخواهند داشت. تدوین قانون اساسی بدون لحاظ قرار دادن خلق کورد و خلقهای سوریه هیچ نتیجهای نخواهد داشت. در سوریه بدون مدنظر دادن خلق کورد نه جنگ، نه صلح و نه قانون اساسی به نتیجهای نخواهد رسید.
باران بریتان عضو مجلس حزب حیات آزاد کردستان پژاک در پایان برنامهی خط سوم خاطر نشان ساخت: خلق کورد باید بر موضع خط سوم اصرار ورزد. استراتژی خط سوم از لحاظ سیاسی و ایدوئولوژیک پیروزی را به ارمغان میآورد. اراده و اتکا به نیروی ذاتی اهداف را تحقق میبخشد. اصرار بر خط سوم روژاوای دموکراتیک و آزاد را به ارمغان آورده است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
استراتژی خط سوم از لحاظ سیاسی و ایدوئولوژیک پیروزی را به ارمغان میآورد
بریتان در ادامه افزود: در برخی موارد دولت ترکیه و دولت ایران بخصوص در مورد سوریه به یکدیگر نیاز دارند. اصرار بر وضعیت عدم چارهیابی مسایل در سوریه با توجه به شرایطی که ترکیه و ایران در آن به سر میبرند هیچ نتیجهای دربرنخواهد داشت. از سوی دیگر اصرار بر وضیعت کنونی و پیشبرد سیاستهای کنونی و محافظهکاری از سوی هر دو دولت در داخل هم هیچ نتیجهای در برنخواهد داشت. در شرایط کنونی با توجه به بحرانهایی که هر دولت با آنها دست به گریبانند، هیچ نیرو و توانی در مقابل خلق کورد و تغییرات دموکراتیک در سوریه و روژاوا را نخواهند داشت. تدوین قانون اساسی بدون لحاظ قرار دادن خلق کورد و خلقهای سوریه هیچ نتیجهای نخواهد داشت. در سوریه بدون مدنظر دادن خلق کورد نه جنگ، نه صلح و نه قانون اساسی به نتیجهای نخواهد رسید.
باران بریتان عضو مجلس حزب حیات آزاد کردستان پژاک در پایان برنامهی خط سوم خاطر نشان ساخت: خلق کورد باید بر موضع خط سوم اصرار ورزد. استراتژی خط سوم از لحاظ سیاسی و ایدوئولوژیک پیروزی را به ارمغان میآورد. اراده و اتکا به نیروی ذاتی اهداف را تحقق میبخشد. اصرار بر خط سوم روژاوای دموکراتیک و آزاد را به ارمغان آورده است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت. 🆔 @GozarDemocratic
heli 3 baran beritan
<unknown>
🎧
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد
عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت.
🆔 @GozarDemocratic
#باران_بریتان: ماهیت و فلسفهی وجودی مجمع عمومی سازمان ملل هیچ پیوند و ارتباطی با مشکلات و معضلات خلقها ندارد
عضو مجلس « #پژاک» به ارزیابی هفتاد وچهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل و سیاستهای رژیم ایران در منطقه پرداخت.
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryentv
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️دایکانی ئاشتی سەردانی ماڵی دایکی شەهید زاگرۆس بەرزەوانیان کرد
🔹ژمارەیەک لە دایکانی ئاشتی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، بۆ ڕێزلێنان لە یادی گیانبەختکردوانی ڕێگەی ئازادی سەردانی ماڵی دایکی شەهید زاگرۆس بەرزەوانیان کرد لە کرماشان.
🔹لە گوندی زەردەی ناوچەی داڵاهۆی پارێزگای کرماشان، دایکانی ئاشتی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، سەردانی ماڵی دایکی گەریلای گیان بەختکردوو شەهرام ڕۆستەمی ناسراو بە زاگرۆس بەرزەوان یان کرد.
🔹لەم دیدارەدا دایکانی ئاشتی بە دروشمی #شەهید_نامرێ ڕێزیان لە یادی گیان بەختکردوانی ڕێگای ئازادی گرت و لەچکێکی سپییان کە نیشانەی "بەرخۆدانی دایکانی تێکۆشەری گەلی کوردە" پێشکەشی دایکی شەهید زاگرۆس کرد.
🔹شەهرام ڕۆستەمی ناسراو بە "زاگرۆس بەرزەوان" گەریلای هێزەکانی پاراستنی گەل "HPG" لە سەرەتای مانگی ئاگوستی ٢٠١٩ دا لە ئەنجامی شەڕێکی قارەمانانە لە بەرامبەر سوپای داگیرکەریی تورکیا لە ناوچەی شرناخی باکوری کوردستان لەگەڵ سێ گەریلایتردا گیانیان بەختکرد.
@aryentvnews
🔹ژمارەیەک لە دایکانی ئاشتی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، بۆ ڕێزلێنان لە یادی گیانبەختکردوانی ڕێگەی ئازادی سەردانی ماڵی دایکی شەهید زاگرۆس بەرزەوانیان کرد لە کرماشان.
🔹لە گوندی زەردەی ناوچەی داڵاهۆی پارێزگای کرماشان، دایکانی ئاشتی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، سەردانی ماڵی دایکی گەریلای گیان بەختکردوو شەهرام ڕۆستەمی ناسراو بە زاگرۆس بەرزەوان یان کرد.
🔹لەم دیدارەدا دایکانی ئاشتی بە دروشمی #شەهید_نامرێ ڕێزیان لە یادی گیان بەختکردوانی ڕێگای ئازادی گرت و لەچکێکی سپییان کە نیشانەی "بەرخۆدانی دایکانی تێکۆشەری گەلی کوردە" پێشکەشی دایکی شەهید زاگرۆس کرد.
🔹شەهرام ڕۆستەمی ناسراو بە "زاگرۆس بەرزەوان" گەریلای هێزەکانی پاراستنی گەل "HPG" لە سەرەتای مانگی ئاگوستی ٢٠١٩ دا لە ئەنجامی شەڕێکی قارەمانانە لە بەرامبەر سوپای داگیرکەریی تورکیا لە ناوچەی شرناخی باکوری کوردستان لەگەڵ سێ گەریلایتردا گیانیان بەختکرد.
@aryentvnews
گذار دموکراتیک
چاوپێکەوتنێکی گرنگی هەڤاڵ #جەمیل_بایک لەگەڵ ڕۆژنامەی هاوڵاتی 🆔 @GozarDemocratic http://hawlati.co/page_detail?smart-id=9057
"اتحاد بین کوردها تضمین کننده دستاوردهای کوردها در هر چهار بخش کوردستان است" [بخش نخست]
اتحاد بین کوردها و مبارزه در هر چهار بخش، تضمین کننده دستاوردهای کوردها در هر چهار بخش کوردستان است.
از نظر ما تقسیم و تجزیه تحت عنوان کوردها امری درست و واقعی نیست، در میانه اوضاع دشوار جنگ سوم جهانی، کوردها در یک بخش به تنهایی نمیتوانند به نتیجهای دست یابند. اتحاد بین کوردها و مبارزه در هر چهار بخش، تضمین کننده دستاوردهای کوردها در هر چهار بخش کوردستان است.
جمیل باییک، ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان، به پرسشهای روزنامه هاولاتی در باشور کوردستان پاسخ داد. مشروح مصاحبه جمیل باییک با این روزنامه بدین شرح است.
هاولاتی: چند هفته قبل مسئولان کنفدرالیسم جوامع کوردستان و خصوصا مراد کاراییلان و شما در پیامهایی به باشور کوردستان اشاره کردید. حکومت اقلیم کوردستان به پیامهای شما چگونه پاسخ دادند؟
باییک: تحت عنوان جنبش آزادیخواهی کورد ما اتحاد بین کوردها را در خاورمیانه که جنگ جهانی سوم در ان در جریان است، بسیار مهم ارزیابی مینماییم. در جریان جنگ جهانی اول کوردها ضعیف ظاهر شدند، زیرا کوردها نه پیشاهنگی داشتند و نه کوردستان یک واحد بود، و کوردستان به چهار بخش تقسیم و در هر یک از این بخشهای کوردستان سیاستهای نسل کشی اعمال گردید. اکنون در خاورمیانه جنگ جهانی سوم در جریان است. جنگی در جریان است که تلاش دارند تا موازنه پیشین از میان رفته و موازنه جدیدی ایجاد گردد. این امر، همزمان بدین معناست که در تمامی خاورمیانه موقعیت و موضعهای جدیدی تاسیس شوند. در چنین وضعیتی کوردها که در جریان جنگ اول جهانی به شیوهای منفی تحت تاثیر وضعیت موجود و موازنه بعد از اتمام جنگ اول جهانی قرار گرفته و متحمل نسل کشی شدند، فرصتها و امکاناتی ایجاد گردید. اما اکنون در خاورمیانه، جنگ جهانی سوم در جریان است. تمامی کشورهای منطقه در این جنگ حضور دارند؛ و خصوصا در این میان دولت ترک که پرچمدار دشمنی با کوردهاست، در شرایط جنگ جهانی سوم به منظور ممانعت از هر گونه راهکار پلیدی را در پیش گرفته و به محک آزمون میکشد. در مقابله با مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد در هر منطقهای، اعلام جنگ نموده است. دولت ترکیه دریافته است که کوردها سازماندهی شدهاند، به یک نیروی سیاسی تبدیل شده و وارد ائتلافهای مختلفی شدهاند. دولت ترک اکنون دریافته است که اگر از چنین امری ممانعت به عمل نیاید، در میان شرایط جنگ جهانی سوم کوردها در خاورمیانه میتوانند به یک موقعیت سیاسی مستحکم دست یافته و در نتیجه آن، از سیاست مبتنی بر نسل کشی کوردها ممانعت به عمل آورده و در نهایت مانع از دستیابی ترکها به این هدف شوند. به همین دلیل علیه خلق کورد اعلان جنگ نموده است. دولت ترکیه یک استراتژی منحصر بفرد دارد، از طریق نسل کشی کوردها درصدد است که کوردستان را به محل انتشار و ترویج ملیت ترک تبدیل نماید. شمال سوریه، جنوب کوردستان نیز در میانه بخشی از این هدف قرار دارند. در چنین شرایطی که هم فرصتهای بزرگ کوردها برای نفع بردن افزایش یافته است، هم دشمن نیز با محدود نمودن دستاوردهای کوردها، فشارها را تشدید نموده است، بدون تردید ما پیامهای مهمی را به تمامی سازمانهای کوردها ارسال میکنیم. در چنین شرایطی شکاف و تفرقه و جنگ بین کوردها نه فقط به پراتیک کوردها ضرر میرساند، به تمامی آحاد خلق کورد و احزاب کورد نیز ضرر میرساند. اما ما تفرقه و جنگ بین کوردها را صحیح و اصولی ارزیابی نمیکنیم. در میان شرایط و اوضاع جنگ سوم جهانی، کوردها نمیتوانند در یک بخش از کوردستان به تنهایی به اهداف خود دست یابند. در این میان تنها اتحاد و مبارزه کوردها در تمامی بخشهای کوردستان تضمین کننده دستاوردها و اهداف کوردهاست. به دلیل شرایط و اوضاع سیاسی و جنگ در خاورمیانه، ما مسئولیت تاریخی خود را برعهده گرفته و نه فقط برای حکومت جنوب کوردستان، بلکه پیامهای مثبت و مبتنی بر اتحاد را به تمامی احزاب سیاسی کورد ارسال مینماییم. ما اعلام میکنیم که باید مشکلات داخلی با ذهنیت مبتنی بر دمکراسی حل و فصل شوند.
از سوی دیگر، از طریق این پیامها میخواهیم که سیاستهای دولت ترک و برخی از قدرتهای دیگر را از درهم شکنیم. زیرا این قدرتهای درصدد هستند که کوردها به جنگ با یکدیگر دست بزنند. خصوصا که در این میان دولت ترک تلاش دارد تا نیروهای سیاسی باشور کوردستان و جنبش آزادیخواهی کورد را علیه یکدیگر تحریک کرده و به جنگ با یکدیگر وادارد. از طریق تضعیف کوردها دولت ترک تلاش میکند تا حاکمیت و اقتدار خود را بر کردها تحکیم بخشد. ما نمیخواهیم که در چنین دامی گرفتار شویم. ما میخواهیم که سیاستهای دولت ترک را خنثی کنیم، زیرا آنها سیاستهای مبتنی بر دشمنی با کوردها را پش برده و هدف آنها نسل کشی کوردهاست. به همین دلیل فراخوانی را به احزاب سی
اتحاد بین کوردها و مبارزه در هر چهار بخش، تضمین کننده دستاوردهای کوردها در هر چهار بخش کوردستان است.
از نظر ما تقسیم و تجزیه تحت عنوان کوردها امری درست و واقعی نیست، در میانه اوضاع دشوار جنگ سوم جهانی، کوردها در یک بخش به تنهایی نمیتوانند به نتیجهای دست یابند. اتحاد بین کوردها و مبارزه در هر چهار بخش، تضمین کننده دستاوردهای کوردها در هر چهار بخش کوردستان است.
جمیل باییک، ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان، به پرسشهای روزنامه هاولاتی در باشور کوردستان پاسخ داد. مشروح مصاحبه جمیل باییک با این روزنامه بدین شرح است.
هاولاتی: چند هفته قبل مسئولان کنفدرالیسم جوامع کوردستان و خصوصا مراد کاراییلان و شما در پیامهایی به باشور کوردستان اشاره کردید. حکومت اقلیم کوردستان به پیامهای شما چگونه پاسخ دادند؟
باییک: تحت عنوان جنبش آزادیخواهی کورد ما اتحاد بین کوردها را در خاورمیانه که جنگ جهانی سوم در ان در جریان است، بسیار مهم ارزیابی مینماییم. در جریان جنگ جهانی اول کوردها ضعیف ظاهر شدند، زیرا کوردها نه پیشاهنگی داشتند و نه کوردستان یک واحد بود، و کوردستان به چهار بخش تقسیم و در هر یک از این بخشهای کوردستان سیاستهای نسل کشی اعمال گردید. اکنون در خاورمیانه جنگ جهانی سوم در جریان است. جنگی در جریان است که تلاش دارند تا موازنه پیشین از میان رفته و موازنه جدیدی ایجاد گردد. این امر، همزمان بدین معناست که در تمامی خاورمیانه موقعیت و موضعهای جدیدی تاسیس شوند. در چنین وضعیتی کوردها که در جریان جنگ اول جهانی به شیوهای منفی تحت تاثیر وضعیت موجود و موازنه بعد از اتمام جنگ اول جهانی قرار گرفته و متحمل نسل کشی شدند، فرصتها و امکاناتی ایجاد گردید. اما اکنون در خاورمیانه، جنگ جهانی سوم در جریان است. تمامی کشورهای منطقه در این جنگ حضور دارند؛ و خصوصا در این میان دولت ترک که پرچمدار دشمنی با کوردهاست، در شرایط جنگ جهانی سوم به منظور ممانعت از هر گونه راهکار پلیدی را در پیش گرفته و به محک آزمون میکشد. در مقابله با مبارزه آزادیخواهانه خلق کورد در هر منطقهای، اعلام جنگ نموده است. دولت ترکیه دریافته است که کوردها سازماندهی شدهاند، به یک نیروی سیاسی تبدیل شده و وارد ائتلافهای مختلفی شدهاند. دولت ترک اکنون دریافته است که اگر از چنین امری ممانعت به عمل نیاید، در میان شرایط جنگ جهانی سوم کوردها در خاورمیانه میتوانند به یک موقعیت سیاسی مستحکم دست یافته و در نتیجه آن، از سیاست مبتنی بر نسل کشی کوردها ممانعت به عمل آورده و در نهایت مانع از دستیابی ترکها به این هدف شوند. به همین دلیل علیه خلق کورد اعلان جنگ نموده است. دولت ترکیه یک استراتژی منحصر بفرد دارد، از طریق نسل کشی کوردها درصدد است که کوردستان را به محل انتشار و ترویج ملیت ترک تبدیل نماید. شمال سوریه، جنوب کوردستان نیز در میانه بخشی از این هدف قرار دارند. در چنین شرایطی که هم فرصتهای بزرگ کوردها برای نفع بردن افزایش یافته است، هم دشمن نیز با محدود نمودن دستاوردهای کوردها، فشارها را تشدید نموده است، بدون تردید ما پیامهای مهمی را به تمامی سازمانهای کوردها ارسال میکنیم. در چنین شرایطی شکاف و تفرقه و جنگ بین کوردها نه فقط به پراتیک کوردها ضرر میرساند، به تمامی آحاد خلق کورد و احزاب کورد نیز ضرر میرساند. اما ما تفرقه و جنگ بین کوردها را صحیح و اصولی ارزیابی نمیکنیم. در میان شرایط و اوضاع جنگ سوم جهانی، کوردها نمیتوانند در یک بخش از کوردستان به تنهایی به اهداف خود دست یابند. در این میان تنها اتحاد و مبارزه کوردها در تمامی بخشهای کوردستان تضمین کننده دستاوردها و اهداف کوردهاست. به دلیل شرایط و اوضاع سیاسی و جنگ در خاورمیانه، ما مسئولیت تاریخی خود را برعهده گرفته و نه فقط برای حکومت جنوب کوردستان، بلکه پیامهای مثبت و مبتنی بر اتحاد را به تمامی احزاب سیاسی کورد ارسال مینماییم. ما اعلام میکنیم که باید مشکلات داخلی با ذهنیت مبتنی بر دمکراسی حل و فصل شوند.
از سوی دیگر، از طریق این پیامها میخواهیم که سیاستهای دولت ترک و برخی از قدرتهای دیگر را از درهم شکنیم. زیرا این قدرتهای درصدد هستند که کوردها به جنگ با یکدیگر دست بزنند. خصوصا که در این میان دولت ترک تلاش دارد تا نیروهای سیاسی باشور کوردستان و جنبش آزادیخواهی کورد را علیه یکدیگر تحریک کرده و به جنگ با یکدیگر وادارد. از طریق تضعیف کوردها دولت ترک تلاش میکند تا حاکمیت و اقتدار خود را بر کردها تحکیم بخشد. ما نمیخواهیم که در چنین دامی گرفتار شویم. ما میخواهیم که سیاستهای دولت ترک را خنثی کنیم، زیرا آنها سیاستهای مبتنی بر دشمنی با کوردها را پش برده و هدف آنها نسل کشی کوردهاست. به همین دلیل فراخوانی را به احزاب سی
گذار دموکراتیک
چاوپێکەوتنێکی گرنگی هەڤاڵ #جەمیل_بایک لەگەڵ ڕۆژنامەی هاوڵاتی 🆔 @GozarDemocratic http://hawlati.co/page_detail?smart-id=9057
اسی و حکومت باشور کوردستان ارسال کردیم. پیام و فراخوانهای ما ادامه مییابند. ما نیز این رویکرد را تداوم میبخشیم. ما ارسال نامهها را ادامه میدهیم. از این طریق میخواهیم که در شرایطی که به اندازه فرصتها و امکانات، مستعد خطر و تهدید نیز میباشد، از مشکلات کاسته و آنها را از میان برداریم و پیوندهایمان را تصحیح نماییم.
طبیعیتر از این اقدام، اقدامی یافت نمیشود. زیرا سخن ما بر مبنای واقعیت است. در خاورمیانه برخی حتی تا کنون نیز از اردو و موقعیت خاص بخود برخوردار نیستند. اکنون نیز مشخص نیست که آینده و وضعیت ترکیه، سوریه، عراق و ایران به کجا منتهی میشود. با تداوم منازعات، جنگ ادامه مییابد. هیچ نشانی نیست که تصریح نماید که در آیندهای نزدیک جنگ خاتمه یابد. بدون تردید این وضعیت برای کوردها هم فرصت بوده و هم نیز با خود خطر بهمراه خواهد آورد. در چنین وضعیتی، در وضعیتی که بین نیروهای سیاسی کورد، مشکلاتی در جریان است، چگونه میتوان پذیرفت که ما تماشاگر صرف بوده یا بپذیریم که این مشکلات همچنان تداوم یافته یا عمیقتر شوند؟ چگونه میتوان این مسئله را نادیده پنداشت؟ به همین دلیل ما فراخوان دادیم. این فراخوان ما به شیوهای کاملا مثبت پاسخ خود را دریافت نکرد. بدون گمان در سطوح پایین دیدارها ادامه دارند، ارتباطات قطع نشدهاند. پیامهایی را که از طرق منابع آشکار و صریح ارسال میکنیم، بدون گمان به مخاطبان اصلی میرسند. از سوی دیگر ارتباطات در سطوح بالا نیز رد و بدل میشوند. در داد وستد پیامها مسئلهای منفی مشاهد نمیشود. گفته میشود که برخی مسائل را مد نظر قرار میدهند. اما ما نمیتوانیم بگوییم که نسبت به پیامهای ما، حکومت باشور کوردستان پاسخی داده است. از طریق دوستان مشترکمان، از طریق دوستانی که طرفین با آنها ارتباط دارند، پیامهایی رد و بدل میشوند. برخورد با این پیامها منفی نیستند. بدون تردید اما این بدین معنا نیست که مشکلات موجود حل و فصل شدهاند. زیرا که در سیاستورزی در میان کوردها رهیافتی خلق شده است. زمانی که به شیوهای آشکار با یکدیگر سخن میگویند یا پیامهایی را رد و بدل مینمایند، برخورد نزدیک یا قطع ارتباط مشاهده نمیشود. رویکردی بدین شیوه ایجاد شده است، اما در عمل مسائلی دیگری روی میدهند. چنین وضعیتی در جریان است. به همین دلیل پیامهای منعطف از طریق دوستان مشترک یا با واسطه رد و بدل شده و در عمل و در سیاست پاسخ درخور خود را نمییابند. به همین دلیل ما به شیوهای واقعی و در عمل پاسخ مثبتی را برای فراخوان خود نیافتهایم.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
طبیعیتر از این اقدام، اقدامی یافت نمیشود. زیرا سخن ما بر مبنای واقعیت است. در خاورمیانه برخی حتی تا کنون نیز از اردو و موقعیت خاص بخود برخوردار نیستند. اکنون نیز مشخص نیست که آینده و وضعیت ترکیه، سوریه، عراق و ایران به کجا منتهی میشود. با تداوم منازعات، جنگ ادامه مییابد. هیچ نشانی نیست که تصریح نماید که در آیندهای نزدیک جنگ خاتمه یابد. بدون تردید این وضعیت برای کوردها هم فرصت بوده و هم نیز با خود خطر بهمراه خواهد آورد. در چنین وضعیتی، در وضعیتی که بین نیروهای سیاسی کورد، مشکلاتی در جریان است، چگونه میتوان پذیرفت که ما تماشاگر صرف بوده یا بپذیریم که این مشکلات همچنان تداوم یافته یا عمیقتر شوند؟ چگونه میتوان این مسئله را نادیده پنداشت؟ به همین دلیل ما فراخوان دادیم. این فراخوان ما به شیوهای کاملا مثبت پاسخ خود را دریافت نکرد. بدون گمان در سطوح پایین دیدارها ادامه دارند، ارتباطات قطع نشدهاند. پیامهایی را که از طرق منابع آشکار و صریح ارسال میکنیم، بدون گمان به مخاطبان اصلی میرسند. از سوی دیگر ارتباطات در سطوح بالا نیز رد و بدل میشوند. در داد وستد پیامها مسئلهای منفی مشاهد نمیشود. گفته میشود که برخی مسائل را مد نظر قرار میدهند. اما ما نمیتوانیم بگوییم که نسبت به پیامهای ما، حکومت باشور کوردستان پاسخی داده است. از طریق دوستان مشترکمان، از طریق دوستانی که طرفین با آنها ارتباط دارند، پیامهایی رد و بدل میشوند. برخورد با این پیامها منفی نیستند. بدون تردید اما این بدین معنا نیست که مشکلات موجود حل و فصل شدهاند. زیرا که در سیاستورزی در میان کوردها رهیافتی خلق شده است. زمانی که به شیوهای آشکار با یکدیگر سخن میگویند یا پیامهایی را رد و بدل مینمایند، برخورد نزدیک یا قطع ارتباط مشاهده نمیشود. رویکردی بدین شیوه ایجاد شده است، اما در عمل مسائلی دیگری روی میدهند. چنین وضعیتی در جریان است. به همین دلیل پیامهای منعطف از طریق دوستان مشترک یا با واسطه رد و بدل شده و در عمل و در سیاست پاسخ درخور خود را نمییابند. به همین دلیل ما به شیوهای واقعی و در عمل پاسخ مثبتی را برای فراخوان خود نیافتهایم.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
محاصره حکومت باشور کوردستان بر کمپ آوارگان مخمور، اعمال محاصره علیه تمامی آحاد خلق کورد دیده میشود. محاصره علیه کمپ مخمور همانند محاصره بر جنبش آزادیخواهی نشان داده میشود. آنها میدانند که این کمپ ضعیف ترین بخشی است که با جنبش آزادیخواهی در ارتباط است. با محاصره این کمپ، علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد موضع گرفته شده است و از این طریق پیامی را ارسال کردهاند. آشکار است که این راهکار نیز رویکرد صحیحی نیست. از همین رو امکان ندارد بگویم که پیامهای مثبت ما برای حکومت اقلیم کوردستان، پاسخ درخور خود را یافته باشد.
هاولاتی: در پیامی شما اشاره کردید که نیروهای پیشمرگه علیه شما موضع گرفتهاند. منظور شما از این گفته چه بود و آیا بعد از این گفته شما، این وضعیت همچنان ادامه دارد؟
باییک: بلی، از بهار سال ٢٠١٩ به بعد، مشاهده شده است که پیشمرگههای حزب دمکرات کوردستان تلاش دارند تا علیه نیروهای گریلا موضع گرفته و تلاشهایی را بدین منظور انجام دادند و در برخی از مناطق موضع نیز گرفتند. همچنین اعلام نمودند که میخواهند در برخی از مناطق ایست بازرسی ایجاد کنند، ایجاد پستهای بازرسی در مناطق مورد اشاره آنها به معنای محاصره نیروهای گریلا بود و از سوی ما قابل قبول نبود. در سال ٢٠١٨ نیز دولت ترک مناطق لیلکان و خاکورک را مورد حمله قرار داده بود و مناطقی را در این نواحی اشغال کرده بود. از همین رو دولت ترک تلاش دارد تا در سال ٢٠١٩ این مناطق را توسعه بخشیده و حملات اشغالگرانه را تداوم بخشد.
در منطقه خاکورک فعالیتها و اقدامات عملی بدین شیوه صورت پذیرفتند، نیز دولت ترک نیروهای خود را در شکیف و برخی دیگر از مناطق خاکورک مستقر کرد. همچنین دولت ترک تلاش دارد تا در برخی از تپههای مجاور و نزدیک به نیروهای گریلا اشغالگری خود را تشدید نماید. در چنین زمانی که دولت ترک حملات سنگینی را علیه نیروهای گریلا ادامه میدهد، ما دریافتیم که حزب دمکرات کوردستان پیشمرگههای خود را به مناطق مجاور پایگاهها و مناطق گریلا سوق داده و در این مناطق علیه نیروهای گریلا موضع گرفته است. چنین برخوردی واقعا خطرناک است. بدون گمان ما با دفت این تحرکات را رصد میکنیم. از یک سو دولت ترک مجموعه عملیاتی را تحت عنوان عملیات پنجه ١، ٢ و ٣ ترتیب داده و به مناطق گریلا حمله مینماید، از سوی دیگر استقرار نیروهای پیشمرگه حزب دمکرات کوردستان در مناطق نزدیک به نواحی گریلا به معنای تحت محاصره قرار دادن گریلا میباشد و بدون تردید این مسئله را نمیتوان پذیرفت. امکان ندارد که ما چنین وضعیتی را وضعیتی عادی قلمداد کنیم. زیرا این تحرکات در زمان افزایش حملات دولت ترک انجام میشود و ما ناچار هستیم که این تحرکات نظامی را به شیوه متمایزی ارزیابی نماییم. اما ما اعلام نمودیم که علیه ایجاد پستهای بازرسی بوده و این مسئله به معنای محاصره نیروهای گریلا بوده و در مقابل آن واکنش نشان میدهیم. در زمانی که دولت ترک درصدد محاصره ما برامده است، استقرار نیروهای حزب دمکرات کوردستان- که با دولت ترک پیوندهای بسیار نزدیک دارد- از طرف ما مایه پذیرش نیست. در بسیاری از مناطق پیشمرگهها به تحرکاتی دست زدند. در خاکورک، خنیره، مناطق اطراف لولان، در بهدینان، در منطقه گاره نیز به تحرکاتی دست زدند. همچننی در برخی از مناطق نیروهای ویژه را به منطقه اعزام کردند. علیه نیروهای گریلا سنگر گرفتند و این امر نیز به معنای محاصره نیروهای ما است. چنین وضعیتی برای ما هشدار دهنده بود. ما بر مبنای مسئولیت ملی خود با دقت و هوشمندی نسبت به این مسئله توجه و واکنش نشان دادیم. ما تلاش می کنیم که عدم رضایت خودمان را این عمل بر مبنای معیارهایمان نشان دهیم. اما این تحرکات را به سطحی رساندند که امکان نداشت که در این رابطه برخوردی نزم و منعطف نشان بدهیم. لازم بود که با حساسیت در این رابطه عمل نماییم. زیرا سنگرهای ایجاد شده در موقعیتی هستند که میتوانند زمینههای جنگ را مهیا نمایند. به نام جنبش آزادیخواهی، تحت عنوان جنبشی که مبارزه مینماید امکان ندارد که برخی از موارد را بپذیریم. به همین دلیل زمانی که این نیروها وارد مناطقی شدند، ما آشکارا موضع خود را نشان داده و اعلام نمودیم که ما چنین امری را نمیپذیریم.
در برخی از مناطق اگر چنین رویهای را در پیش گیرند، عملا به معنای اعلان جنگ خواهد بود. جنگها از این طریق روی میدهند. اگر شما، مسئلهای را که طرف دیگر قبول نمینماید، و حتما در مقابل آن واکنش نشان میدهد، تحمیل نمایید، آن زمان است که جنگ شروع میشود. ایجاد موضع و سنگرسازی و استقرار شماری از نیروها موقعیتی را ایجاد کرد که بین ما و حزب دمکرات کوردستان، احتمال داشت جنگی را آغاز نماید. از یک سو آقای مسعود بارزانی میگوید دیگر برادر کشی امکان ندارد. از سوی دیگر تلاشها برای محاصره نیروهای گریلا که تح
محاصره حکومت باشور کوردستان بر کمپ آوارگان مخمور، اعمال محاصره علیه تمامی آحاد خلق کورد دیده میشود. محاصره علیه کمپ مخمور همانند محاصره بر جنبش آزادیخواهی نشان داده میشود. آنها میدانند که این کمپ ضعیف ترین بخشی است که با جنبش آزادیخواهی در ارتباط است. با محاصره این کمپ، علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد موضع گرفته شده است و از این طریق پیامی را ارسال کردهاند. آشکار است که این راهکار نیز رویکرد صحیحی نیست. از همین رو امکان ندارد بگویم که پیامهای مثبت ما برای حکومت اقلیم کوردستان، پاسخ درخور خود را یافته باشد.
هاولاتی: در پیامی شما اشاره کردید که نیروهای پیشمرگه علیه شما موضع گرفتهاند. منظور شما از این گفته چه بود و آیا بعد از این گفته شما، این وضعیت همچنان ادامه دارد؟
باییک: بلی، از بهار سال ٢٠١٩ به بعد، مشاهده شده است که پیشمرگههای حزب دمکرات کوردستان تلاش دارند تا علیه نیروهای گریلا موضع گرفته و تلاشهایی را بدین منظور انجام دادند و در برخی از مناطق موضع نیز گرفتند. همچنین اعلام نمودند که میخواهند در برخی از مناطق ایست بازرسی ایجاد کنند، ایجاد پستهای بازرسی در مناطق مورد اشاره آنها به معنای محاصره نیروهای گریلا بود و از سوی ما قابل قبول نبود. در سال ٢٠١٨ نیز دولت ترک مناطق لیلکان و خاکورک را مورد حمله قرار داده بود و مناطقی را در این نواحی اشغال کرده بود. از همین رو دولت ترک تلاش دارد تا در سال ٢٠١٩ این مناطق را توسعه بخشیده و حملات اشغالگرانه را تداوم بخشد.
در منطقه خاکورک فعالیتها و اقدامات عملی بدین شیوه صورت پذیرفتند، نیز دولت ترک نیروهای خود را در شکیف و برخی دیگر از مناطق خاکورک مستقر کرد. همچنین دولت ترک تلاش دارد تا در برخی از تپههای مجاور و نزدیک به نیروهای گریلا اشغالگری خود را تشدید نماید. در چنین زمانی که دولت ترک حملات سنگینی را علیه نیروهای گریلا ادامه میدهد، ما دریافتیم که حزب دمکرات کوردستان پیشمرگههای خود را به مناطق مجاور پایگاهها و مناطق گریلا سوق داده و در این مناطق علیه نیروهای گریلا موضع گرفته است. چنین برخوردی واقعا خطرناک است. بدون گمان ما با دفت این تحرکات را رصد میکنیم. از یک سو دولت ترک مجموعه عملیاتی را تحت عنوان عملیات پنجه ١، ٢ و ٣ ترتیب داده و به مناطق گریلا حمله مینماید، از سوی دیگر استقرار نیروهای پیشمرگه حزب دمکرات کوردستان در مناطق نزدیک به نواحی گریلا به معنای تحت محاصره قرار دادن گریلا میباشد و بدون تردید این مسئله را نمیتوان پذیرفت. امکان ندارد که ما چنین وضعیتی را وضعیتی عادی قلمداد کنیم. زیرا این تحرکات در زمان افزایش حملات دولت ترک انجام میشود و ما ناچار هستیم که این تحرکات نظامی را به شیوه متمایزی ارزیابی نماییم. اما ما اعلام نمودیم که علیه ایجاد پستهای بازرسی بوده و این مسئله به معنای محاصره نیروهای گریلا بوده و در مقابل آن واکنش نشان میدهیم. در زمانی که دولت ترک درصدد محاصره ما برامده است، استقرار نیروهای حزب دمکرات کوردستان- که با دولت ترک پیوندهای بسیار نزدیک دارد- از طرف ما مایه پذیرش نیست. در بسیاری از مناطق پیشمرگهها به تحرکاتی دست زدند. در خاکورک، خنیره، مناطق اطراف لولان، در بهدینان، در منطقه گاره نیز به تحرکاتی دست زدند. همچننی در برخی از مناطق نیروهای ویژه را به منطقه اعزام کردند. علیه نیروهای گریلا سنگر گرفتند و این امر نیز به معنای محاصره نیروهای ما است. چنین وضعیتی برای ما هشدار دهنده بود. ما بر مبنای مسئولیت ملی خود با دقت و هوشمندی نسبت به این مسئله توجه و واکنش نشان دادیم. ما تلاش می کنیم که عدم رضایت خودمان را این عمل بر مبنای معیارهایمان نشان دهیم. اما این تحرکات را به سطحی رساندند که امکان نداشت که در این رابطه برخوردی نزم و منعطف نشان بدهیم. لازم بود که با حساسیت در این رابطه عمل نماییم. زیرا سنگرهای ایجاد شده در موقعیتی هستند که میتوانند زمینههای جنگ را مهیا نمایند. به نام جنبش آزادیخواهی، تحت عنوان جنبشی که مبارزه مینماید امکان ندارد که برخی از موارد را بپذیریم. به همین دلیل زمانی که این نیروها وارد مناطقی شدند، ما آشکارا موضع خود را نشان داده و اعلام نمودیم که ما چنین امری را نمیپذیریم.
در برخی از مناطق اگر چنین رویهای را در پیش گیرند، عملا به معنای اعلان جنگ خواهد بود. جنگها از این طریق روی میدهند. اگر شما، مسئلهای را که طرف دیگر قبول نمینماید، و حتما در مقابل آن واکنش نشان میدهد، تحمیل نمایید، آن زمان است که جنگ شروع میشود. ایجاد موضع و سنگرسازی و استقرار شماری از نیروها موقعیتی را ایجاد کرد که بین ما و حزب دمکرات کوردستان، احتمال داشت جنگی را آغاز نماید. از یک سو آقای مسعود بارزانی میگوید دیگر برادر کشی امکان ندارد. از سوی دیگر تلاشها برای محاصره نیروهای گریلا که تح
میل جنگ است، انجام میشود. نباید هیچ کسی منتظر باشد تا ما این امر را قبول کنیم. بدون تردید ما در این رابطه حساسیت داریم. در برخی از مناطق ما به شیوهای دقیق و حساب شده عمل نمودیم و اعتراض ما در این راستا حساب شده بود. اما در برخی از مناطق ما صراحتا نشان دادیم که ما چنین امری را نپذیرفته و در صورت اقدام به چنین عملی، جنگ روی میدهد. در این چارچوب در مناطقی که احتمال شروع جنگ میرفت، اندکی عقبنشینی کردند، از شمار نیروهای خود کاسته و در برخی از مناطق نیز عقب نشینی نمودند. اما هم اکنون نیز در برخی از مناطق نیروهای پیشمرگه برای بحران آفرینی در مناطق ما حضور دارند. این اقدامات در زمانی روی میدهند که دولت ترک دست به حمله میزند، میگوید که ما نیروهای گریلا را به محاصره در آورده این، ما نیروهای گریلا را از میان برمیداریم، آنها را نابود میکنیم، و بدیهی است که این مسئله را قبول نخواهیم کرد.
حضور ما در این کوهها تازگی ندارد، از ابتدای سال ١٩٨٠ ما در این کوهها حضور داریم. در سال ١٩٨٢ ما در لولان با نیروهای حزب دمکرات کوردستان در این منطقه حضور داشتیم. آنها در آن زمان علیه صدام مبارزه میکردند و از آن زمان ما با آنها در ارتباط هستیم. به همین دلیل نباید بر هیچ کس مشتبه شود که حضور ما در این کوهها تازگی دارد. زمانی که هیچ کسی در این کوهها حضور نداشت و هیچ کس در این کوهها حاکمیت نداشت، ما در آن جا بودیم. ما از این مناطق برای آزادی خلق کورد مبارزه را شروع کردیم. در جریان این مبارزه نیز با آنها در ارتباط بودیم. در زمانی که در خاورمیانه جنگ همچنان در جریان است، ما علیه دولت ترک به نبرد میپردازیم و در زمانی که در خاورمیانه وضعیت و آینده هیچ دولتی معلوم نیست، برای ما مایه پذیرش نیست که حزب دمکرات کوردستان بدین شیوه با ما تعامل و برخورد داشته باشد. نیروهای خود را در مناطقی مستقر مینماید. سنگر گرفتن و استقرار در منطقه گریلا که ٣٠-۴٠ سال است در آنها حاکمیت دارد، نزدیک شدن به مناطق و پایگاههای حساس گریلا، محاصره این نواحی به هیچ وجه مایه پذیرش نیست و اگر در این میان تعامل و برخوردی درست و اصولی اتخاذ نشود، نتایج دیگری را به دنبال خواهد داشت.
از نظر ما باید حزب دمکرات کوردستان در این رابطه با حساسیت و دقت لازم عمل نماید. نه فقط حزب دمکرات کوردستان، بلکه تمامی احزابی که در حکومت جنوب کوردستان مشارکت دارند، باید در این رابطه حساسیت داشته باشند. زیرا در زمینه و زمانه جنگ جهانی سوم، در فرایندی که در خاورمیانه موازنه سیاسی هنوز نا مشخص میباشد، دشمنان کوردها برای از میان برداشتن دستاوردهای کوردها وارد عمل شدهاند، بسیار بسیار مهم است که پیوندها و ارتباطات کوردها منفی نباشند.
حتی با وجود نواقص و کاستیهایشان نیز، کورد اکنون واجد نیرویی سیاسی و نظامی هستند. کوردها اکنون واجد مناسبات دیپلماتیک هستند. بسیار مهم است که در چنین برههای علیه یکدیگر نبوده و با یکدیگر وارد نبرد نشوند. بدون تردید اتحاد ملی حایز اهمیت است. هدف اساسی نیز این است، اما در زمینه و زمانه موجود، دشمنی نورزیدن با یکدیگر حتی از جنگ نکردن با یکدیگر نیز مهمتر است. در این رابطه ما حساسیت و دقت خاص خود را داریم و لازم است که همه نیز در این رابطه حساسیت و دقت لازمه را داشته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
حضور ما در این کوهها تازگی ندارد، از ابتدای سال ١٩٨٠ ما در این کوهها حضور داریم. در سال ١٩٨٢ ما در لولان با نیروهای حزب دمکرات کوردستان در این منطقه حضور داشتیم. آنها در آن زمان علیه صدام مبارزه میکردند و از آن زمان ما با آنها در ارتباط هستیم. به همین دلیل نباید بر هیچ کس مشتبه شود که حضور ما در این کوهها تازگی دارد. زمانی که هیچ کسی در این کوهها حضور نداشت و هیچ کس در این کوهها حاکمیت نداشت، ما در آن جا بودیم. ما از این مناطق برای آزادی خلق کورد مبارزه را شروع کردیم. در جریان این مبارزه نیز با آنها در ارتباط بودیم. در زمانی که در خاورمیانه جنگ همچنان در جریان است، ما علیه دولت ترک به نبرد میپردازیم و در زمانی که در خاورمیانه وضعیت و آینده هیچ دولتی معلوم نیست، برای ما مایه پذیرش نیست که حزب دمکرات کوردستان بدین شیوه با ما تعامل و برخورد داشته باشد. نیروهای خود را در مناطقی مستقر مینماید. سنگر گرفتن و استقرار در منطقه گریلا که ٣٠-۴٠ سال است در آنها حاکمیت دارد، نزدیک شدن به مناطق و پایگاههای حساس گریلا، محاصره این نواحی به هیچ وجه مایه پذیرش نیست و اگر در این میان تعامل و برخوردی درست و اصولی اتخاذ نشود، نتایج دیگری را به دنبال خواهد داشت.
از نظر ما باید حزب دمکرات کوردستان در این رابطه با حساسیت و دقت لازم عمل نماید. نه فقط حزب دمکرات کوردستان، بلکه تمامی احزابی که در حکومت جنوب کوردستان مشارکت دارند، باید در این رابطه حساسیت داشته باشند. زیرا در زمینه و زمانه جنگ جهانی سوم، در فرایندی که در خاورمیانه موازنه سیاسی هنوز نا مشخص میباشد، دشمنان کوردها برای از میان برداشتن دستاوردهای کوردها وارد عمل شدهاند، بسیار بسیار مهم است که پیوندها و ارتباطات کوردها منفی نباشند.
حتی با وجود نواقص و کاستیهایشان نیز، کورد اکنون واجد نیرویی سیاسی و نظامی هستند. کوردها اکنون واجد مناسبات دیپلماتیک هستند. بسیار مهم است که در چنین برههای علیه یکدیگر نبوده و با یکدیگر وارد نبرد نشوند. بدون تردید اتحاد ملی حایز اهمیت است. هدف اساسی نیز این است، اما در زمینه و زمانه موجود، دشمنی نورزیدن با یکدیگر حتی از جنگ نکردن با یکدیگر نیز مهمتر است. در این رابطه ما حساسیت و دقت خاص خود را داریم و لازم است که همه نیز در این رابطه حساسیت و دقت لازمه را داشته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
چاوپێکەوتنی هەڤاڵ #جەمیل_بایک لەگەڵ ڕۆژنامەی هاوڵاتی (بەشی دووەم) http://hawlati.co/page_detail?smart-id=9113 🆔 @GozarDemocratic
"دست برخی افراد به خون گریلاها آغشته است که هیچ کس جوابگوی آن نیست" [بخش دوم]
باید حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان باید از این مسائل اطلاع داشته باشند، بر روی این مسئله تمرکز کرده و مانع از اقدامات افراد و کسانی شوند که با میت در ارتباط بوده و دست آنان به خون گریلا آغشته است.
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در گفتوگو با روزنامه هاولاتی به ارزیابی نفوذ میت در میان احزاب حاکم بر باشور کوردستان و نقش فعالیتهای مشترک برخی از این احزاب با سازمان جاسوسی ترکیه علیه جنبش آزادیخواهی کوردستان پرداخت. باییک خواستار توقف کمکهای استخباراتی احزاب جنوب به رژیم کوردستیز ترکیه شد. بخش دوم گفتوگوی هاولاتی با جمیل باییک به این شرح است.
هاولاتی: در برخی ازپیامهای خود گفته بودید که مشکلات بین شما و حزب دمکرات کوردستان چندان عمیق نیستند که قابل حل و فصل نباشند. بین شما و حزب دمکرات کوردستان چه مشکلاتی وجود دارد؟
باییک: پیش از هر چیز لازم است اشاره شود که بین ما و حزب دمکرات کوردستان تمایز در نوع برخورد و ایدئولوژی وجود دارد. در بعد خط ایدئولوژیک و سیاسی ما جنبشهایی متمایز از یکدیگر هستیم. تمایز در نوع برخورد سیاسی و ایدئولوژیک بدون تردید برخوردهای متمایز را در مواجهه با رویدادهای سیاسی به دنبال خواهد داشت. این مسئله در رابطه با موضوع و شرایط متمایز، موضعگیریهای عملی و برخوردهای متمایز سیاسی را با خود به همراه دارد. به همین دلیل ما و حزب دمکرات کوردستان در رابطه با بسیاری از موضوعات از ایستار و برخوردهای متمایزی برخوردار هستیم. این تمایزها امروز نیز وجود داشته و فردا نیز حضور خواهند داشت. آنچه که در این میان مهم است موضعگیریهای متمایز در نگرش و ایستار به چه نحوی مدیریت شوند. ما طرفدار این مسئله هستیم که با مشکلات نشات گرفته از نگرشای متمایز از طریق گفتگو، همراه با ارتباط و در چاترچوب دمکراتیک به حل و فصل دست یابند. از نظر ما اگر نوع برخورد بر مبنای اساسی ایدئولوژیک و سیاسی مبتنی باشد، آن زمان است که از طریق راه حل مشکلات، در چارچوبی دمکراتیک با تلاش ایدئولوژیک سیاسی ممکن میگردد. این امر حایز اهمیت است، اما دشمنان کوردها، نیروهایی که تلاش دارند کوردها را در چارچوب حاکمیت استعماری مبتنی بر کشتار قرار بدهند، تلاش دارند تمایزات ایدئولوژیک سیاسی بین نیروهای سیاسی کوردها را به طرق مختلف مورد استفاده و بهره برداری قرار داده و تعمیق بخشند و ان را به سوی وضعیت جنگی سوق دهند. در این رابطه اگر برخوردی با دقت نسبت به چنین وضعیتی نشان داده نشود، آن زمان است که مشکلات در زمینههای متمایز نمیتوانند به حل و فصل دست یافته و میتوانند تشدید شده و به دشمنی و خصومت بدل شوند. به همین دلیل پیش از هر چیز ما میگوییم که لازم است ایستارهای متمایز، تمایزات ایدئولوژیک و سیاسی در زمینه خود مورد ارزیابی واقع شده و در این چارچوب آن برخوردی برای تلاش جهت از میان برداشتن آن انجام شود و در راستای این تلاش ایدئولوژیک سیاسی قرار داده شوند. از نظر ما لازم است که تمایزات نگرشی خارج از زمینه خود بازنمایی نشوند، مورد مبالغه قرار نگرفته در زمینههای متمایز مورد ارزیابی قرار نگیرند. به همین دلیل بدون آنکه در معرض تاثیرات نیروهای سیاسی خارجی قرار گیرند، باید بر این مسئله واقف شد که دشمنان کوردها خواهان جنگ افروزی بین کوردها بوده و تلاش دارند در این زمینه عمل نمایند. در واقع در رابطه با تشدید برخی از مشکلات بین ما حزب دمکرات کوردستان، سهم دولت ترک تعیین کننده است. به دلیل نحوه برخورد دولت ترک تمایزات نگرشی و دیگر تمایزات [بین ما و حزب دمکرات کوردستان] به تنش تبدیل شده و در معرض برخورد با یکدیگر قرار گرفته میشوند. از نظر ما چنین زمینهای نباید وجود داشته باشد.
بین ما و حزب دمکرات کوردستان در برخی از موضوعات ایستارهای متمایزی وجود دارند. برای نمونه؛ نگرش سیاسی ما در رابطه با شنگال و روژآوا متمایز از یکدیگر است. از سوی دیگر در رابطه با حل مشکلات عراق نیز ایستارهای متمایزی داریم. در رابطه با مشکلات بین کوردها در جنوب کوردستان نیز نگرشهای متمایزی داریم. از سوی دیگر ایستارهای ما در رابطه با خاورمیانه نیز متمایز میباشد. همانگونه که اشاره کردم، زمانی که نگرشها از زمینه خود جدا شده و زمانی برخی از نیروها وارد عمل میشوند، آنزمان است که مشکلات تعمیق میشوند. برای نمونه؛ نگرش ما در روژآوا با یکدیگر متمایز است. در واقع این مسئله، امری طبیعی به شمار میرود. ما چنان برخوردی از خودمان نشان دادیم که در زمینه دمکراتیک مسائل و مشکلات حل و فصل شوند. ما طرفدار این مسئله هستیم که در روژاوا تمامی سازمانها به شیوهای آزادانه و مستقل خود را سازماندهی کرده و فعالیت نمایند. ما چنین برخوردی را همواره نشان دادهایم. ما خواهان خود مدیریتی شن
باید حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان باید از این مسائل اطلاع داشته باشند، بر روی این مسئله تمرکز کرده و مانع از اقدامات افراد و کسانی شوند که با میت در ارتباط بوده و دست آنان به خون گریلا آغشته است.
جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان در گفتوگو با روزنامه هاولاتی به ارزیابی نفوذ میت در میان احزاب حاکم بر باشور کوردستان و نقش فعالیتهای مشترک برخی از این احزاب با سازمان جاسوسی ترکیه علیه جنبش آزادیخواهی کوردستان پرداخت. باییک خواستار توقف کمکهای استخباراتی احزاب جنوب به رژیم کوردستیز ترکیه شد. بخش دوم گفتوگوی هاولاتی با جمیل باییک به این شرح است.
هاولاتی: در برخی ازپیامهای خود گفته بودید که مشکلات بین شما و حزب دمکرات کوردستان چندان عمیق نیستند که قابل حل و فصل نباشند. بین شما و حزب دمکرات کوردستان چه مشکلاتی وجود دارد؟
باییک: پیش از هر چیز لازم است اشاره شود که بین ما و حزب دمکرات کوردستان تمایز در نوع برخورد و ایدئولوژی وجود دارد. در بعد خط ایدئولوژیک و سیاسی ما جنبشهایی متمایز از یکدیگر هستیم. تمایز در نوع برخورد سیاسی و ایدئولوژیک بدون تردید برخوردهای متمایز را در مواجهه با رویدادهای سیاسی به دنبال خواهد داشت. این مسئله در رابطه با موضوع و شرایط متمایز، موضعگیریهای عملی و برخوردهای متمایز سیاسی را با خود به همراه دارد. به همین دلیل ما و حزب دمکرات کوردستان در رابطه با بسیاری از موضوعات از ایستار و برخوردهای متمایزی برخوردار هستیم. این تمایزها امروز نیز وجود داشته و فردا نیز حضور خواهند داشت. آنچه که در این میان مهم است موضعگیریهای متمایز در نگرش و ایستار به چه نحوی مدیریت شوند. ما طرفدار این مسئله هستیم که با مشکلات نشات گرفته از نگرشای متمایز از طریق گفتگو، همراه با ارتباط و در چاترچوب دمکراتیک به حل و فصل دست یابند. از نظر ما اگر نوع برخورد بر مبنای اساسی ایدئولوژیک و سیاسی مبتنی باشد، آن زمان است که از طریق راه حل مشکلات، در چارچوبی دمکراتیک با تلاش ایدئولوژیک سیاسی ممکن میگردد. این امر حایز اهمیت است، اما دشمنان کوردها، نیروهایی که تلاش دارند کوردها را در چارچوب حاکمیت استعماری مبتنی بر کشتار قرار بدهند، تلاش دارند تمایزات ایدئولوژیک سیاسی بین نیروهای سیاسی کوردها را به طرق مختلف مورد استفاده و بهره برداری قرار داده و تعمیق بخشند و ان را به سوی وضعیت جنگی سوق دهند. در این رابطه اگر برخوردی با دقت نسبت به چنین وضعیتی نشان داده نشود، آن زمان است که مشکلات در زمینههای متمایز نمیتوانند به حل و فصل دست یافته و میتوانند تشدید شده و به دشمنی و خصومت بدل شوند. به همین دلیل پیش از هر چیز ما میگوییم که لازم است ایستارهای متمایز، تمایزات ایدئولوژیک و سیاسی در زمینه خود مورد ارزیابی واقع شده و در این چارچوب آن برخوردی برای تلاش جهت از میان برداشتن آن انجام شود و در راستای این تلاش ایدئولوژیک سیاسی قرار داده شوند. از نظر ما لازم است که تمایزات نگرشی خارج از زمینه خود بازنمایی نشوند، مورد مبالغه قرار نگرفته در زمینههای متمایز مورد ارزیابی قرار نگیرند. به همین دلیل بدون آنکه در معرض تاثیرات نیروهای سیاسی خارجی قرار گیرند، باید بر این مسئله واقف شد که دشمنان کوردها خواهان جنگ افروزی بین کوردها بوده و تلاش دارند در این زمینه عمل نمایند. در واقع در رابطه با تشدید برخی از مشکلات بین ما حزب دمکرات کوردستان، سهم دولت ترک تعیین کننده است. به دلیل نحوه برخورد دولت ترک تمایزات نگرشی و دیگر تمایزات [بین ما و حزب دمکرات کوردستان] به تنش تبدیل شده و در معرض برخورد با یکدیگر قرار گرفته میشوند. از نظر ما چنین زمینهای نباید وجود داشته باشد.
بین ما و حزب دمکرات کوردستان در برخی از موضوعات ایستارهای متمایزی وجود دارند. برای نمونه؛ نگرش سیاسی ما در رابطه با شنگال و روژآوا متمایز از یکدیگر است. از سوی دیگر در رابطه با حل مشکلات عراق نیز ایستارهای متمایزی داریم. در رابطه با مشکلات بین کوردها در جنوب کوردستان نیز نگرشهای متمایزی داریم. از سوی دیگر ایستارهای ما در رابطه با خاورمیانه نیز متمایز میباشد. همانگونه که اشاره کردم، زمانی که نگرشها از زمینه خود جدا شده و زمانی برخی از نیروها وارد عمل میشوند، آنزمان است که مشکلات تعمیق میشوند. برای نمونه؛ نگرش ما در روژآوا با یکدیگر متمایز است. در واقع این مسئله، امری طبیعی به شمار میرود. ما چنان برخوردی از خودمان نشان دادیم که در زمینه دمکراتیک مسائل و مشکلات حل و فصل شوند. ما طرفدار این مسئله هستیم که در روژاوا تمامی سازمانها به شیوهای آزادانه و مستقل خود را سازماندهی کرده و فعالیت نمایند. ما چنین برخوردی را همواره نشان دادهایم. ما خواهان خود مدیریتی شن
گذار دموکراتیک
چاوپێکەوتنی هەڤاڵ #جەمیل_بایک لەگەڵ ڕۆژنامەی هاوڵاتی (بەشی دووەم) http://hawlati.co/page_detail?smart-id=9113 🆔 @GozarDemocratic
گال هستیم. ما خودمان را در مقابل ایزدیان مسئول میبینیم، زیرا همواره موجودیت آنها مورد تهدید است. زمانی که شنگال مورد حمله واقع شد، نیروهای گریلا و مانع از نسلکشی ایزدیان شدند. به همین دلیل ما خود را در رابطه با این مسئله مسئول میبینیم. از نظر ما، باید موقعیت شنگال باید مانند دوران قبل از حمله داعش در ٣ اگوست سال ٢٠١۴ نباشد. ما میخواهیم خودمدیریتی این منطقه هم از سوی حکومت مرکزی عراق و هم از سوی حزب دمکرات کوردستان تضمین گردد. ما این مسئله را درست ارزیابی نمیکنیم که حکومت مرکزی و حکومت جنوب کوردستان در این منطقه از حاکمیت مرکزی برخوردار باشند. ما خواستار خودمدیریتی این منطقه هستیم.
منظور و هدف ما اینست که هم در مقابل حکومت مرکزی و هم جنوب کردستان، از خودمدیریتی برخوردار باشد. بدون تردید میتواند با عراق و هم با حکومت فدرالیسم کردستان ارتباطات و مناسبات خود را داشته باشد، اما باید کوردهای ایزدی در این منطقه از حق بیان و تصمیم گیری در این منطقه برخوردار باشند. در رابطه با موقعیت سیاسی شنگال نیز ما با حزب دمکرات کوردستان نگرشهای متمایزی داریم. حزب دمکرات کوردستان خواهان برقراری حاکمیت خود در این منطقه است. تلاش دارد تا به موقعیت زمانی قبل از سال ٢٠١۴ بازگردد. آیا چنین امری امکان پذیر است؟ در این منطقه نسل کشی روی داد. همه باید این مسئله را بپذیرند. تمامی کوردها در رابطه با تبدیل شنگال به یک منطقه خودمدیریتی مسئولیت دارند، و در این رابطه این مسئولیت صرفا متوجه ما نیست. حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان و همه در این رابطه مسئولیت دارند. در این چارچوب ما با این مسئله نزدیک میشویم. مسئله خودمدیریتی را در این منطقه تشویق کرده و از آنها حمایت مینماییم. در این منطقه نخست نیروهای مدافع خلق ه.پ.گ حضور داشتند، متعاقبا ما از این منطقه عقب نشستیم. خصوصا بعد از آنکه داعش در این منطقه نابود شد و نیروهای ی.ب.ش و ی.ژ.ش توانستند خود را به چنان سطحی ارتقا دهند که بتوانند از شنگال محافظت نمایند، نیروهای مدافع خلق از منطقه عقب نشستند.
هاولاتی: در رابطه با این موضوع پیوندهای حزب دمکرات کوردستان و ترکیه سبب ایجاد مشکلات میشوند. دولت ترک چند بار این منطقه را بمباران نمود. ذکی شنگالی در این منطقه به شهادت رسید. حزب دمکرات کوردستان در این رابطه اعتراضی نکرد، این مسئله را عادی قلمداد میکند. علت این طبیعی ارزیابی کردن را از سوی حزب دمکرات کوردستان چگونه ارزیابی میکنید؟
باییک: در رابطه با روژآوا، همانگونه که اشاره کردم، ما نگرشهای متمایزی داریم. در عفرین شورای میهنی کوردستان سوریه ا.ن.ک.س به شرکای دولت اشغالگر دولت ترک تبدیل شدند. ما در این رابطه منتظر هستیم که حزب دمکرات کوردستان، شورای میهنی کوردستان سوریه (ا.ن.ک.س) را از موقعیت خارج نماید و با کوردهای روژآوا در هماهنگی عمل نماید. در این منطقه نیروهای شورای میهنی کوردستان سوریه ا.ن.ک.س و نیروهای کورد میتوانند با یکدیگر فعالیت و عمل نمایند. هر کسی میتواند سازماندهی خود را ایجاد نماید و در چارچوب دمکراتیک در سیستم سیاسی مشارکت نماید. اما آنها نمیخواهند در مرحله گذار سیاسی دمکراتیک حضور داشته باشند. تلاش دارند تا در این موقعیت برتری کسب کنند. در میانه چنین برخوردی است که مترصد اشغال دولت ترک بوده تا روژآوا را به آنها تقدیم کنند. در رابطه با مسائل دیگری نیز ما ایستارهای متمایزی داریم. از سوی دیگر حزب دمکرات کوردستان در جنوب کوردستان جوانانی را که از روژآوا گریختهاند سازماندهی نموده است. نیرویی نظامی را با حضور آنها سازماندهی کرده است و درصدد سوق دادن آنها به این مناطق بوده است و چنین مسئلهای را تحمیل مینماید. در این چارچوب درک میشود که چرا این مسئله قابل قبوا نیست. زیرا نتیجه و تجربه دو نیروی نظامی در جنوب کوردستان کاملا مشهود و مقابل دیدگان ماست. کوردها در روژآوا خواهان تکرار این مسئله نبوده و این امر قابل درک است. مسائل و مشکلاتی از این قبیل از طریق بحث و گفتگو در چارچوبی توافق شده قابل حل میباشند. از سوی دیگر بحثها و مشاجرات در عرصه رسانهای باعث ایجاد جوی منفی شدهاند. حل مسائل را با بن بست مواجه مینمایند. این مسئله نیز از طریق عقلانیت میتواند حل و فصل شود.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
منظور و هدف ما اینست که هم در مقابل حکومت مرکزی و هم جنوب کردستان، از خودمدیریتی برخوردار باشد. بدون تردید میتواند با عراق و هم با حکومت فدرالیسم کردستان ارتباطات و مناسبات خود را داشته باشد، اما باید کوردهای ایزدی در این منطقه از حق بیان و تصمیم گیری در این منطقه برخوردار باشند. در رابطه با موقعیت سیاسی شنگال نیز ما با حزب دمکرات کوردستان نگرشهای متمایزی داریم. حزب دمکرات کوردستان خواهان برقراری حاکمیت خود در این منطقه است. تلاش دارد تا به موقعیت زمانی قبل از سال ٢٠١۴ بازگردد. آیا چنین امری امکان پذیر است؟ در این منطقه نسل کشی روی داد. همه باید این مسئله را بپذیرند. تمامی کوردها در رابطه با تبدیل شنگال به یک منطقه خودمدیریتی مسئولیت دارند، و در این رابطه این مسئولیت صرفا متوجه ما نیست. حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان و همه در این رابطه مسئولیت دارند. در این چارچوب ما با این مسئله نزدیک میشویم. مسئله خودمدیریتی را در این منطقه تشویق کرده و از آنها حمایت مینماییم. در این منطقه نخست نیروهای مدافع خلق ه.پ.گ حضور داشتند، متعاقبا ما از این منطقه عقب نشستیم. خصوصا بعد از آنکه داعش در این منطقه نابود شد و نیروهای ی.ب.ش و ی.ژ.ش توانستند خود را به چنان سطحی ارتقا دهند که بتوانند از شنگال محافظت نمایند، نیروهای مدافع خلق از منطقه عقب نشستند.
هاولاتی: در رابطه با این موضوع پیوندهای حزب دمکرات کوردستان و ترکیه سبب ایجاد مشکلات میشوند. دولت ترک چند بار این منطقه را بمباران نمود. ذکی شنگالی در این منطقه به شهادت رسید. حزب دمکرات کوردستان در این رابطه اعتراضی نکرد، این مسئله را عادی قلمداد میکند. علت این طبیعی ارزیابی کردن را از سوی حزب دمکرات کوردستان چگونه ارزیابی میکنید؟
باییک: در رابطه با روژآوا، همانگونه که اشاره کردم، ما نگرشهای متمایزی داریم. در عفرین شورای میهنی کوردستان سوریه ا.ن.ک.س به شرکای دولت اشغالگر دولت ترک تبدیل شدند. ما در این رابطه منتظر هستیم که حزب دمکرات کوردستان، شورای میهنی کوردستان سوریه (ا.ن.ک.س) را از موقعیت خارج نماید و با کوردهای روژآوا در هماهنگی عمل نماید. در این منطقه نیروهای شورای میهنی کوردستان سوریه ا.ن.ک.س و نیروهای کورد میتوانند با یکدیگر فعالیت و عمل نمایند. هر کسی میتواند سازماندهی خود را ایجاد نماید و در چارچوب دمکراتیک در سیستم سیاسی مشارکت نماید. اما آنها نمیخواهند در مرحله گذار سیاسی دمکراتیک حضور داشته باشند. تلاش دارند تا در این موقعیت برتری کسب کنند. در میانه چنین برخوردی است که مترصد اشغال دولت ترک بوده تا روژآوا را به آنها تقدیم کنند. در رابطه با مسائل دیگری نیز ما ایستارهای متمایزی داریم. از سوی دیگر حزب دمکرات کوردستان در جنوب کوردستان جوانانی را که از روژآوا گریختهاند سازماندهی نموده است. نیرویی نظامی را با حضور آنها سازماندهی کرده است و درصدد سوق دادن آنها به این مناطق بوده است و چنین مسئلهای را تحمیل مینماید. در این چارچوب درک میشود که چرا این مسئله قابل قبوا نیست. زیرا نتیجه و تجربه دو نیروی نظامی در جنوب کوردستان کاملا مشهود و مقابل دیدگان ماست. کوردها در روژآوا خواهان تکرار این مسئله نبوده و این امر قابل درک است. مسائل و مشکلاتی از این قبیل از طریق بحث و گفتگو در چارچوبی توافق شده قابل حل میباشند. از سوی دیگر بحثها و مشاجرات در عرصه رسانهای باعث ایجاد جوی منفی شدهاند. حل مسائل را با بن بست مواجه مینمایند. این مسئله نیز از طریق عقلانیت میتواند حل و فصل شود.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️
یکی از مشکلات اصلی نیز رابطه با ترکیه است. ترکیه بر حمله اصرار داشته و تلاش دارد تا مبارزه آزادیخواهی در شمال کوردستان را نابود نماید، و در این میان حزب دمکرات کوردستان از طریق نحوه برخورد و موضعگیریهای خود، سیاستهای فاشیستی آ.ک.پ/ م.ه.پ را تقویت مینماید. این حملات را مشروعیت میبخشد. در هر فرصتی تکرار میکنند که ما نه علیه کوردها، بلکه علیه تروریسم هستیم. در این چارچوب رابطه بین حزب دمکرات کوردستان و دولت ترکیه قابل مشاهده است. به توجیه تراشی دست میزنند. سخن ما این نیست که حکومت جنوب کوردستان با ترکیه ارتباطی نداشته باشد، مرز مشترکی وجود داشته و ارتباط وجود دارد، اما باید ویژگی این رابطه نه علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد باشد. در این رابطه نیز مشکلاتی وجود دارد. ، حزب دمکرات کوردستان در رابطه با این موضوع در چارچوب تحمیل دولت ترک فرصتهای اشغالگری و حمله را در اختیار دولت ترک قرار میدهند، زمانی که دولت ترک دست به حمله میزند، حزب دمکرات کوردستان نیز، حزب کارگران کوردستان را به عنوان هدف نشان میدهد. بدون تردید این مسئله میان ما به معضلی تبدیل شده است.
از نظر ما، برخی از مشکلات موجود میتوانند حل و فصل شوند، از شدت برخی از مشکلات نیز میتواند کاسته شود. اگر نوع برخورد دولت ترک و برخی دیگر از نیروها مد نظر واقع نشود، آنزمان است که مسائل و مشکلات نشات گرفته از تمایزات سیاسی و ایدئولوژیک میتوانند مورد بحث و گفتگو واقع شوند. از طریق گفتگو میتوانند حل و فصل شوند. کوردها میتوانند از طرق بحث و گفتگو زمینه حل مسائل و مشکلات بین خود را ایجاد نمایند. ما این نوع برخورد را همواره ادامه میدهیم. در وضعیتی که در خاورمیانه معادلات قدیمی در حال فروپاشی هستند و معادلات جدید ایجاد می شوند، در زمینه و زمانه جنگ جهانی سوم که نه فقط وضعیت خاورمیانه و نیز موقعیت هیچیک از کشورها مشخص نمیباشد، از نظر ما مسائل و مشکلات داخلی را میتوانیم قبل از حادتر شدن آنها حل و فصل نموده و از شدت مشکلات غیر قابل حل نیز میتوان کاست.
هاولاتی: حملات دولت ترک علیه مناطق حفاظتی میدیا تشدید شدهاند. شما نیز نسبت به حضور جاسوسهای میت در میان حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان اشاره کردید. بعد از این پیام شما، هیچ فردی از این دو حزب نسبت به پیام شما موضعگیری ننمود. آیا این جاسوسی همچنان ادامه دارد؟
باییک: ما خواهان اعلام این موضع هستیم که میت اکنون در تمامی مناطق کوردستان در حال سازماندهی خود است. در وهله نخست در بهدینان، در مناطق تحت نفوذ حزب دمکرات کوردستان تلاش میکند تا در تمامی مناطق تحت نفوذ این حزب، خود را سازماندهی نماید. پیش از این نیز در تلاش بودند تا در مناطق تحت نفوذ اتحادیه میهنی نیز چنین اقدامی را انجام دهند. اخیرا نیز مشاهده میشود که در مناطق تحت نفوذ اتحادیه میهنی اقدامات میت افزایش یافته است. ما این مسئله را نه به عنوان تبلیغات، یا گفتهای صرف به عنوان ظن ابراز میداریم. ما کاملا بر این مساله وقوف داریم که میت در جنوب کوردستان به طور گستردهای در حال سازماندهی خود میباشد. چنین مسئلهای وضعیت دشوار و پر مرارتی را ایجاد مینماید. در حقیقت نیز مسئلهای نیست که به سادگی از آن گذشت که یک سازمان اطلاعاتی بدین شکل گسترده وارد بخشی از کوردستان گشته و وارد منطقهای شده است که کوردها در آن از حاکمیت و موقعیت سیاسی برخوردار هستند. در سال ٢٠١٧ دو مسئول میت را دستگیر کردیم. واحدهای ضد اطلاعاتی ما دو مسئول را که دستگیر کردند اطلاعاتی را از آنها گرفته بودند. آنها اطلاع دادهاند که میت خصوصا با حزب دمکرات کوردستان در منطقه بهدینان از پیوندهای بسیار نزدیکی برخوردار است. طبق اطلاعات مسئولات میت، اتحادیه میهنی همپای حزب دمکرات کوردستان با آنها همکاری نکرده است اما در وضعیت موجود کنونی، در منطقه تحت نفوذ حزب دمکرات کوردستان و هم منطقه تحت نفوذ اتحادیه میهنی در حال گسترده کردن سازمان اطلاعاتی خود میباشد. ما اطلاع داریم که با پاراستن همکاری دارند. بدلیل آنکه اتحادیه میهنی دچار تفرقه بوده و مرکب از چندین بخش است، میت نه در تمامی بخشهای اتحادیه میهنی، بلکه در بخشهایی از سازمان اطلاعاتی زانیاری نفوذ کرده باشد. خصوصا که در این میان نشانههای جدی وجود دارند که طبق آن، برخی از افراد زانیاری که در منطقه قندیل مسئولیت دارند، با سازمان میت همکاری دارند. حمله به مناطق قندیل این مسئله را تایید مینماید. در این رابطه ما سرنخهایی را به دست آوردهایم. وضعیت در میان حزب دمکرات کوردستان بسیار خطرناک است. ما اطلاع نداریم که رهبری مرکزی حزب دمکرات کوردستان تا چه اندازه از این مسئله اطلاع دارد که ارتباط میت-پاراستن در چه سطحی است، چارچوب و عمق این ارتباط به چه نحوی بوده و نتیجه این پیوند به کجا ختم میشود؟ اما ما اطلاع داریم که پرسنل پاراستن و میت
یکی از مشکلات اصلی نیز رابطه با ترکیه است. ترکیه بر حمله اصرار داشته و تلاش دارد تا مبارزه آزادیخواهی در شمال کوردستان را نابود نماید، و در این میان حزب دمکرات کوردستان از طریق نحوه برخورد و موضعگیریهای خود، سیاستهای فاشیستی آ.ک.پ/ م.ه.پ را تقویت مینماید. این حملات را مشروعیت میبخشد. در هر فرصتی تکرار میکنند که ما نه علیه کوردها، بلکه علیه تروریسم هستیم. در این چارچوب رابطه بین حزب دمکرات کوردستان و دولت ترکیه قابل مشاهده است. به توجیه تراشی دست میزنند. سخن ما این نیست که حکومت جنوب کوردستان با ترکیه ارتباطی نداشته باشد، مرز مشترکی وجود داشته و ارتباط وجود دارد، اما باید ویژگی این رابطه نه علیه جنبش آزادیخواهی خلق کورد باشد. در این رابطه نیز مشکلاتی وجود دارد. ، حزب دمکرات کوردستان در رابطه با این موضوع در چارچوب تحمیل دولت ترک فرصتهای اشغالگری و حمله را در اختیار دولت ترک قرار میدهند، زمانی که دولت ترک دست به حمله میزند، حزب دمکرات کوردستان نیز، حزب کارگران کوردستان را به عنوان هدف نشان میدهد. بدون تردید این مسئله میان ما به معضلی تبدیل شده است.
از نظر ما، برخی از مشکلات موجود میتوانند حل و فصل شوند، از شدت برخی از مشکلات نیز میتواند کاسته شود. اگر نوع برخورد دولت ترک و برخی دیگر از نیروها مد نظر واقع نشود، آنزمان است که مسائل و مشکلات نشات گرفته از تمایزات سیاسی و ایدئولوژیک میتوانند مورد بحث و گفتگو واقع شوند. از طریق گفتگو میتوانند حل و فصل شوند. کوردها میتوانند از طرق بحث و گفتگو زمینه حل مسائل و مشکلات بین خود را ایجاد نمایند. ما این نوع برخورد را همواره ادامه میدهیم. در وضعیتی که در خاورمیانه معادلات قدیمی در حال فروپاشی هستند و معادلات جدید ایجاد می شوند، در زمینه و زمانه جنگ جهانی سوم که نه فقط وضعیت خاورمیانه و نیز موقعیت هیچیک از کشورها مشخص نمیباشد، از نظر ما مسائل و مشکلات داخلی را میتوانیم قبل از حادتر شدن آنها حل و فصل نموده و از شدت مشکلات غیر قابل حل نیز میتوان کاست.
هاولاتی: حملات دولت ترک علیه مناطق حفاظتی میدیا تشدید شدهاند. شما نیز نسبت به حضور جاسوسهای میت در میان حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان اشاره کردید. بعد از این پیام شما، هیچ فردی از این دو حزب نسبت به پیام شما موضعگیری ننمود. آیا این جاسوسی همچنان ادامه دارد؟
باییک: ما خواهان اعلام این موضع هستیم که میت اکنون در تمامی مناطق کوردستان در حال سازماندهی خود است. در وهله نخست در بهدینان، در مناطق تحت نفوذ حزب دمکرات کوردستان تلاش میکند تا در تمامی مناطق تحت نفوذ این حزب، خود را سازماندهی نماید. پیش از این نیز در تلاش بودند تا در مناطق تحت نفوذ اتحادیه میهنی نیز چنین اقدامی را انجام دهند. اخیرا نیز مشاهده میشود که در مناطق تحت نفوذ اتحادیه میهنی اقدامات میت افزایش یافته است. ما این مسئله را نه به عنوان تبلیغات، یا گفتهای صرف به عنوان ظن ابراز میداریم. ما کاملا بر این مساله وقوف داریم که میت در جنوب کوردستان به طور گستردهای در حال سازماندهی خود میباشد. چنین مسئلهای وضعیت دشوار و پر مرارتی را ایجاد مینماید. در حقیقت نیز مسئلهای نیست که به سادگی از آن گذشت که یک سازمان اطلاعاتی بدین شکل گسترده وارد بخشی از کوردستان گشته و وارد منطقهای شده است که کوردها در آن از حاکمیت و موقعیت سیاسی برخوردار هستند. در سال ٢٠١٧ دو مسئول میت را دستگیر کردیم. واحدهای ضد اطلاعاتی ما دو مسئول را که دستگیر کردند اطلاعاتی را از آنها گرفته بودند. آنها اطلاع دادهاند که میت خصوصا با حزب دمکرات کوردستان در منطقه بهدینان از پیوندهای بسیار نزدیکی برخوردار است. طبق اطلاعات مسئولات میت، اتحادیه میهنی همپای حزب دمکرات کوردستان با آنها همکاری نکرده است اما در وضعیت موجود کنونی، در منطقه تحت نفوذ حزب دمکرات کوردستان و هم منطقه تحت نفوذ اتحادیه میهنی در حال گسترده کردن سازمان اطلاعاتی خود میباشد. ما اطلاع داریم که با پاراستن همکاری دارند. بدلیل آنکه اتحادیه میهنی دچار تفرقه بوده و مرکب از چندین بخش است، میت نه در تمامی بخشهای اتحادیه میهنی، بلکه در بخشهایی از سازمان اطلاعاتی زانیاری نفوذ کرده باشد. خصوصا که در این میان نشانههای جدی وجود دارند که طبق آن، برخی از افراد زانیاری که در منطقه قندیل مسئولیت دارند، با سازمان میت همکاری دارند. حمله به مناطق قندیل این مسئله را تایید مینماید. در این رابطه ما سرنخهایی را به دست آوردهایم. وضعیت در میان حزب دمکرات کوردستان بسیار خطرناک است. ما اطلاع نداریم که رهبری مرکزی حزب دمکرات کوردستان تا چه اندازه از این مسئله اطلاع دارد که ارتباط میت-پاراستن در چه سطحی است، چارچوب و عمق این ارتباط به چه نحوی بوده و نتیجه این پیوند به کجا ختم میشود؟ اما ما اطلاع داریم که پرسنل پاراستن و میت
در کنسولگری هولیر نشستهای مشترکی را برگزار میکنند. اعضای میت که دستگیر شدهاند، خود به این مسئله اعتراف کردهاند. اعلام کردهاند که آنها در کنسولگری ترکیه در هولیر نشستهای منظمی را برگزار کردهاند. نیز اعتراف کردهاند که چه کسانی در این نشستها شرکت داشتهاند.
نیز ما میتوانیم به دقت بر این مسئله انگشت بگذاریم که حملات هواپیماهای جنگی بدون اکتشاف دقیق امکان پذیر نیست. ما نمیگوییم قطعا امکان پذیر نیست، اما ما میدانیم که در حملات انجام شده کشف نقطه به نقطه صورت گرفته است. نقاط به صورت دقیق مشخص شده و این مکانها از طریق هواپیماهای اکتشافی بدون سرنشین تایید شده و متعاقبا هواپیماها ان را بمباران میکنند. در این رابطه ما تجربه داریم، زیرا ما در بطن این نبرد قرار داریم. ما به خوبی در مییابیم که چه اتفاقی روی داده است. در عین حال تلفاتی را متحمل شدهایم، اما از تجربه نیز برخوردار شدهایم.
یکی از نتایج مهمی که ما از این آسیبها تجربه گرفتهایم اینست که در بخش مهمی این حملات، اطلاعات منطقهای به دست ترکها میرسد. پیش از این حملات با غلبه نیروهای حزب دمکرات کوردستان انجام میشد. اما اکنون در مناطق نزدیک به اتحادیه میهنی نیز چنین حملاتی انجام میشود. این امر نیز نشان میدهد که اکنون در میان صفوف سازمان اطلاعاتی اتحادیه میهنی نیز عدهای با میت همکاری دارند. اگر میت در میان سازمانهای اطلاعاتی[جنوب کوردستان] نفوذ نداشته باشد، ممکن نیست که در بهدینان، گاره، قندیل یا مناطق دیگر دست به سازماندهی زده و کسب اطلاع نماید. اگر میت مستقیما با کوردها در این مناطق دست به سازماندهی بزند، کار آسانی به نظر نمیرسد. این مسئله متفاوتی است. در نواحی مرزی قاچاق و کولبری در جریان است، برخی به ترکیه رفت و آمد دارند. میت تلاش دارد تا این افراد را سازماندهی نماید. بر این افراد تاکید بسیار دارند. برخی از آنها را شناسایی نموده و برخی را نیز دستگیر کردهایم. اما امکان ندارد که میت مستقیما خود در بهدینان یا در منطقه قندیل در چنین سطحی خود را سازماندهی کرده باشد. به همین دلیل از نظر ما هم اکنون نیز برخی از افراد در صفوف حزب دمکرات کوردستان با میت در ارتباط هستند.
در زانیاری نیز احتمال دارد که مدیریت یا مدیریت میانی رابطهای با میت نداشته باشد، اما کسانی وجود دارند که با میت در ارتباط هستند. میت از طریق آنان اطلاعات مربوط به قندیل و اطراف آن را اخذ میکند. برخی از حملات نشان میدهند که در چنین چارچوبی این حملات انجام شدهاند. به همین دلیل ما حملات هوایی را مورد تحلیل قرار داده و نحوه این حملات را مورد بررسی قرار میدهیم. خلاصه کنم؛ وضعیت اطلاعاتی-جاسوسی از این قرار است. در واقع این وضعیت حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان نیز وضعیتی نیست که مایه پذیرش باشد. دست برخی افراد به خون گریلاها آغشته است که هیچ کس جوابگوی آن نیست. به همین دلیل ما میگوییم که باید حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان باید از این مسائل اطلاع داشته باشند، بر روی این مسئله تمرکز کرده و مانع از اقدامات افراد و کسانی شوند که با میت در ارتباط بوده و دست آنان به خون گریلا آغشته است. در عین حال گفته میشود که چنین ارتباطی وجود ندارد، نه پاراستن و نه زانیاری از چنین ارتباطی [ با میت] برخوردار نیستند و این به معنای چشم بستن بر واقعیات است. به همین دلیل ما اعلام میداریم که هم مدیریت مرکزی حزب دمکرات کوردستان و هم اتحادیه میهنی کوردستان و هم رهبری حکومت جنوب کوردستان در کل، لازم است که به شیوهای جدی بر گفتهها و ادعاهای ما تمرکز کرده و این مشکلات را حل نمایند و وضعیت کنونی را که برای تاریخ کوردستان و دو حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان منفی قلمداد میشود از میان بردارند و در این رابطه با مسئولیت پذیری رفتار نمایند. این مسئله صرفا انتظار ما نیست، تمامی خلقمان منتظر چنین اقداماتی است. همچنین ما و میهن دوستان درون صفوف حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان خواستار از میان برداشتن چنین وضعیتی هستیم. نه فقط ما بلکه خلق، نیروها و گروههای داخل این و حزب نیز از این مسئله نارحتند. این مسئله را نمیپذیرند، و نباید نیز این مسئله را بپذیرند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
نیز ما میتوانیم به دقت بر این مسئله انگشت بگذاریم که حملات هواپیماهای جنگی بدون اکتشاف دقیق امکان پذیر نیست. ما نمیگوییم قطعا امکان پذیر نیست، اما ما میدانیم که در حملات انجام شده کشف نقطه به نقطه صورت گرفته است. نقاط به صورت دقیق مشخص شده و این مکانها از طریق هواپیماهای اکتشافی بدون سرنشین تایید شده و متعاقبا هواپیماها ان را بمباران میکنند. در این رابطه ما تجربه داریم، زیرا ما در بطن این نبرد قرار داریم. ما به خوبی در مییابیم که چه اتفاقی روی داده است. در عین حال تلفاتی را متحمل شدهایم، اما از تجربه نیز برخوردار شدهایم.
یکی از نتایج مهمی که ما از این آسیبها تجربه گرفتهایم اینست که در بخش مهمی این حملات، اطلاعات منطقهای به دست ترکها میرسد. پیش از این حملات با غلبه نیروهای حزب دمکرات کوردستان انجام میشد. اما اکنون در مناطق نزدیک به اتحادیه میهنی نیز چنین حملاتی انجام میشود. این امر نیز نشان میدهد که اکنون در میان صفوف سازمان اطلاعاتی اتحادیه میهنی نیز عدهای با میت همکاری دارند. اگر میت در میان سازمانهای اطلاعاتی[جنوب کوردستان] نفوذ نداشته باشد، ممکن نیست که در بهدینان، گاره، قندیل یا مناطق دیگر دست به سازماندهی زده و کسب اطلاع نماید. اگر میت مستقیما با کوردها در این مناطق دست به سازماندهی بزند، کار آسانی به نظر نمیرسد. این مسئله متفاوتی است. در نواحی مرزی قاچاق و کولبری در جریان است، برخی به ترکیه رفت و آمد دارند. میت تلاش دارد تا این افراد را سازماندهی نماید. بر این افراد تاکید بسیار دارند. برخی از آنها را شناسایی نموده و برخی را نیز دستگیر کردهایم. اما امکان ندارد که میت مستقیما خود در بهدینان یا در منطقه قندیل در چنین سطحی خود را سازماندهی کرده باشد. به همین دلیل از نظر ما هم اکنون نیز برخی از افراد در صفوف حزب دمکرات کوردستان با میت در ارتباط هستند.
در زانیاری نیز احتمال دارد که مدیریت یا مدیریت میانی رابطهای با میت نداشته باشد، اما کسانی وجود دارند که با میت در ارتباط هستند. میت از طریق آنان اطلاعات مربوط به قندیل و اطراف آن را اخذ میکند. برخی از حملات نشان میدهند که در چنین چارچوبی این حملات انجام شدهاند. به همین دلیل ما حملات هوایی را مورد تحلیل قرار داده و نحوه این حملات را مورد بررسی قرار میدهیم. خلاصه کنم؛ وضعیت اطلاعاتی-جاسوسی از این قرار است. در واقع این وضعیت حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان نیز وضعیتی نیست که مایه پذیرش باشد. دست برخی افراد به خون گریلاها آغشته است که هیچ کس جوابگوی آن نیست. به همین دلیل ما میگوییم که باید حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان باید از این مسائل اطلاع داشته باشند، بر روی این مسئله تمرکز کرده و مانع از اقدامات افراد و کسانی شوند که با میت در ارتباط بوده و دست آنان به خون گریلا آغشته است. در عین حال گفته میشود که چنین ارتباطی وجود ندارد، نه پاراستن و نه زانیاری از چنین ارتباطی [ با میت] برخوردار نیستند و این به معنای چشم بستن بر واقعیات است. به همین دلیل ما اعلام میداریم که هم مدیریت مرکزی حزب دمکرات کوردستان و هم اتحادیه میهنی کوردستان و هم رهبری حکومت جنوب کوردستان در کل، لازم است که به شیوهای جدی بر گفتهها و ادعاهای ما تمرکز کرده و این مشکلات را حل نمایند و وضعیت کنونی را که برای تاریخ کوردستان و دو حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان منفی قلمداد میشود از میان بردارند و در این رابطه با مسئولیت پذیری رفتار نمایند. این مسئله صرفا انتظار ما نیست، تمامی خلقمان منتظر چنین اقداماتی است. همچنین ما و میهن دوستان درون صفوف حزب دمکرات کوردستان و اتحادیه میهنی کوردستان خواستار از میان برداشتن چنین وضعیتی هستیم. نه فقط ما بلکه خلق، نیروها و گروههای داخل این و حزب نیز از این مسئله نارحتند. این مسئله را نمیپذیرند، و نباید نیز این مسئله را بپذیرند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic