توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد
✍ #سیامند_موعینی
🆔 @GozarDemocratic
✍ #سیامند_موعینی
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد ✍ #سیامند_موعینی 🆔 @GozarDemocratic
توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد
✍ #سیامند_موعینی
توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد. خروج حکومت ترامپ از برجام، زمینە همکاریهای تجاری و اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی و تا حدود زیادی با سایر کشورها را دچار اختلال نمودە است. پیشبینیهای ایران در ارتباط با سازوکار ارتباط مالی با اتحادیه اروپا، درنهایت امر بههیچوجه نتوانسته به نتایج مورد نظر حاکمان ایران نزدیک شود. هماهنگی میان آمریکا و روسیە و تحریمهای آمریکا علیه ایران، خزانه ایران را از بخش بزرگی از درآمدها محروم کردە و بە بنبست و ورشکستگی اقتصادی نزدیک نموده است. همزمان تحولاتی که در نتیجه حماقت و کمخردی سیاسی برنامهریزان و حاکمان ایران در عبور از خط قرمزهای بینالمللی شکلگرفته، امنیت و اقتصاد جهانی را تهدید کردە و آمریکا را بە حالت آمادەباش درآورده است. همزمان نشستهای منطقەای کە با پیشقدمی عربستان سعودی و بخشی از کشورهای خلیج صورت پذیرفت، رژیم حاکم بر ایران را بە عنوان دولت حامی تروریسم معرفی نمود. عملکرد و مداخلات ایران در منطقە موجب گردید کە واشینگتن خود را در موقعیتی ببیند کە برای رویارویی و مقابلە با ایران و گروەهای وابستە بە آن، در سوریە با روسها هماهنگی گستردهتری بنماید. هزینه این امر نیز پذیرفتن نقش و جایگاه بیشتر روسیە در آیندە سوریە است. در همین حال روسها مایل بودند و نشان دادند کە آمادە معاملە با آمریکا و اسرائیل در مورد تضعیف نقش و تاثیر رژیم ایران در سوریە هستند. این اوضاع زمینه را برای مشارکت روسیە در نشست سە جانبە در قدس آماده نمود و این بدان معناست کە ما شاهد تحولی مهم در سیاست روسیە در منطقە هستیم.
در این مرحلە حاکمان و دیپلماتهای ایران کە از واسطەگری اروپاییها سود میجویند تا زمان بیشتری کسب نمایند، بر روی نقش ژاپن، آلمان و سوئیس نیز حساب باز کردند. در این شرایط بود که رژیم دریافت پیش از آنکە سر میز مذاکرات با آمریکا بنشیند، در حال از دست دادن کلیدیترین برگ برندهی خود یعنی نقش ویژهاش در سوریە و همچنین در سطح منطقه و در روابط بینالدولی است. میز مذاکرهای یکجانبه که هدف آن درمرحله نخست تغییر رفتار و رویکرد رژیم حاکم و درنهایت تسلیم نمودن آن است. اروپاییها منتظر هستند و به رژیم ایران پشت نمودند، چرا کە اولویت آنها حمایت از قدرت و منافع خود است.
فشارهایی که تحت نام FATF در جریان است، قرار دادن سپاە پاسداران در لیست گروەهای تروریستی، ممانعت از خرید نفت برای هشت کشور مصرفکننده عمدهی نفت ایران و تحریمهای دیگر همچون تحریم پتروشیمی ایران و تحریم مهرەهای کلیدی نظام، وضعیت شکنندهای را برای اقتصاد ایران پدید آورده است، این موضوع رژیم را در موقعیتی سخت و پیچیده قرار میدهد. ادامە روند زورگویی و قدرتنماییها و امتداد بحران و استمرار تحریمها، رژیم ایران را مجبور بە عقبنشینی و یا تسلیم خواهد نمود. به نظر میرسد که رئیسجمهور آمریکا قصد دارد برجام را نادیده گرفتە و بهکلی از بین ببرد، و این نشان میدهد کە آمریکا دارای اهدافی گستردهتر و راهبردیتر در برابر ایران است. از جانب دیگر به نظر میرسد که رژیم ایران سناریوی برای بازتعریف مناسبات سیاسی-اجتماعی درون ایران مبنی میلیتاریزە نمودن در پیشگرفته است و راه برونرفت از بحران را از طریق نظامی-امنیتی نمودن تمامی عرصههای زیستی و سیاسی جامعه میجوید. در این صورت مجبور خواهند شد فضای داخل ایران را هر چە بیشتر میلیتاریزە نمودە و این امر با وجود بحرانها و فسادهای گستردهی اقتصادی- اجتماعی و سیاسی رژیم و همزمان وجود خطر بروز جنگ با آمریکا و تحریمهای شدید موجود، احتمال بروز نارضایتیهای اجتماعی در داخل کشور را مهیا مینماید. در چنین وضعیتی حاکمان جمهوری استبدادی اسلامی ایران قادر بە کنترل کشور نخواهند بود.
درهرصورت بحران مشروعیت سیاسی- اقتصادی، دامن حاکمان دیکتاتور و تمامیتخواه ایران را گرفتە، هرچند هم بە قدرت و توان نظامی-امنیتی خویش باور داشته باشند، در نبود فضایی دموکراتیک و آزاد در ایران، دیگر توان مدیریت کشور را ندارند. رویکردهای سلبی همچون اعدام، سرکوب، شکنجه، استبداد و عوامفریبی نمیتواند مانع از بروز تغییرات بنیادین در ایران گردند. به تعریفی دیگر راه برونرفت از این بحرانها روزبهروز سختتر و رژیم بە سراشیبی سقوط نزدیکتر میشود.
در صورت عدم وجود و از میان رفتن رژیم اسلامی ایران، پدید آمدن جایگزین واقعی و عملی بستگی بە شرایط و آرایش نیروهای موجود در میدان سیاسی ایران دارد. جامعەای سکولار و دموکراتیک کە تمامی آحاد جوامع ایرانی را در آغوش بگیرد، توان حل مشکلات پساجمهوری اسلامی را خواهد داشت، در غیر این صورت افکار و احزاب پوسیده و رنگرو باختهای همچون شو
✍ #سیامند_موعینی
توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد. خروج حکومت ترامپ از برجام، زمینە همکاریهای تجاری و اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی و تا حدود زیادی با سایر کشورها را دچار اختلال نمودە است. پیشبینیهای ایران در ارتباط با سازوکار ارتباط مالی با اتحادیه اروپا، درنهایت امر بههیچوجه نتوانسته به نتایج مورد نظر حاکمان ایران نزدیک شود. هماهنگی میان آمریکا و روسیە و تحریمهای آمریکا علیه ایران، خزانه ایران را از بخش بزرگی از درآمدها محروم کردە و بە بنبست و ورشکستگی اقتصادی نزدیک نموده است. همزمان تحولاتی که در نتیجه حماقت و کمخردی سیاسی برنامهریزان و حاکمان ایران در عبور از خط قرمزهای بینالمللی شکلگرفته، امنیت و اقتصاد جهانی را تهدید کردە و آمریکا را بە حالت آمادەباش درآورده است. همزمان نشستهای منطقەای کە با پیشقدمی عربستان سعودی و بخشی از کشورهای خلیج صورت پذیرفت، رژیم حاکم بر ایران را بە عنوان دولت حامی تروریسم معرفی نمود. عملکرد و مداخلات ایران در منطقە موجب گردید کە واشینگتن خود را در موقعیتی ببیند کە برای رویارویی و مقابلە با ایران و گروەهای وابستە بە آن، در سوریە با روسها هماهنگی گستردهتری بنماید. هزینه این امر نیز پذیرفتن نقش و جایگاه بیشتر روسیە در آیندە سوریە است. در همین حال روسها مایل بودند و نشان دادند کە آمادە معاملە با آمریکا و اسرائیل در مورد تضعیف نقش و تاثیر رژیم ایران در سوریە هستند. این اوضاع زمینه را برای مشارکت روسیە در نشست سە جانبە در قدس آماده نمود و این بدان معناست کە ما شاهد تحولی مهم در سیاست روسیە در منطقە هستیم.
در این مرحلە حاکمان و دیپلماتهای ایران کە از واسطەگری اروپاییها سود میجویند تا زمان بیشتری کسب نمایند، بر روی نقش ژاپن، آلمان و سوئیس نیز حساب باز کردند. در این شرایط بود که رژیم دریافت پیش از آنکە سر میز مذاکرات با آمریکا بنشیند، در حال از دست دادن کلیدیترین برگ برندهی خود یعنی نقش ویژهاش در سوریە و همچنین در سطح منطقه و در روابط بینالدولی است. میز مذاکرهای یکجانبه که هدف آن درمرحله نخست تغییر رفتار و رویکرد رژیم حاکم و درنهایت تسلیم نمودن آن است. اروپاییها منتظر هستند و به رژیم ایران پشت نمودند، چرا کە اولویت آنها حمایت از قدرت و منافع خود است.
فشارهایی که تحت نام FATF در جریان است، قرار دادن سپاە پاسداران در لیست گروەهای تروریستی، ممانعت از خرید نفت برای هشت کشور مصرفکننده عمدهی نفت ایران و تحریمهای دیگر همچون تحریم پتروشیمی ایران و تحریم مهرەهای کلیدی نظام، وضعیت شکنندهای را برای اقتصاد ایران پدید آورده است، این موضوع رژیم را در موقعیتی سخت و پیچیده قرار میدهد. ادامە روند زورگویی و قدرتنماییها و امتداد بحران و استمرار تحریمها، رژیم ایران را مجبور بە عقبنشینی و یا تسلیم خواهد نمود. به نظر میرسد که رئیسجمهور آمریکا قصد دارد برجام را نادیده گرفتە و بهکلی از بین ببرد، و این نشان میدهد کە آمریکا دارای اهدافی گستردهتر و راهبردیتر در برابر ایران است. از جانب دیگر به نظر میرسد که رژیم ایران سناریوی برای بازتعریف مناسبات سیاسی-اجتماعی درون ایران مبنی میلیتاریزە نمودن در پیشگرفته است و راه برونرفت از بحران را از طریق نظامی-امنیتی نمودن تمامی عرصههای زیستی و سیاسی جامعه میجوید. در این صورت مجبور خواهند شد فضای داخل ایران را هر چە بیشتر میلیتاریزە نمودە و این امر با وجود بحرانها و فسادهای گستردهی اقتصادی- اجتماعی و سیاسی رژیم و همزمان وجود خطر بروز جنگ با آمریکا و تحریمهای شدید موجود، احتمال بروز نارضایتیهای اجتماعی در داخل کشور را مهیا مینماید. در چنین وضعیتی حاکمان جمهوری استبدادی اسلامی ایران قادر بە کنترل کشور نخواهند بود.
درهرصورت بحران مشروعیت سیاسی- اقتصادی، دامن حاکمان دیکتاتور و تمامیتخواه ایران را گرفتە، هرچند هم بە قدرت و توان نظامی-امنیتی خویش باور داشته باشند، در نبود فضایی دموکراتیک و آزاد در ایران، دیگر توان مدیریت کشور را ندارند. رویکردهای سلبی همچون اعدام، سرکوب، شکنجه، استبداد و عوامفریبی نمیتواند مانع از بروز تغییرات بنیادین در ایران گردند. به تعریفی دیگر راه برونرفت از این بحرانها روزبهروز سختتر و رژیم بە سراشیبی سقوط نزدیکتر میشود.
در صورت عدم وجود و از میان رفتن رژیم اسلامی ایران، پدید آمدن جایگزین واقعی و عملی بستگی بە شرایط و آرایش نیروهای موجود در میدان سیاسی ایران دارد. جامعەای سکولار و دموکراتیک کە تمامی آحاد جوامع ایرانی را در آغوش بگیرد، توان حل مشکلات پساجمهوری اسلامی را خواهد داشت، در غیر این صورت افکار و احزاب پوسیده و رنگرو باختهای همچون شو
گذار دموکراتیک
توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد ✍ #سیامند_موعینی 🆔 @GozarDemocratic
ونیستها و عظمت طلبان و ناسیونالیستها که خود پسماندەهای افکار دولت – ملت و بر سازندهی دوبارهی استبداد تاریخی ایرانی هستند، زمینەی ادامە روند دیکتاتوری و استبداد را به وجود خواهند آورد.
مسئلە وجود هویت سیاسی، حیاتی است و در جامعەای با ضعف ذهنیتی و مکانیسمهای دموکراتیک و سکولار در مراحلی هم که با بحران و مشکلات سیاسی و اجتماعی روبرو میگردد، باز نیز به خاطر نبود و فقر فلسفی و ضعف فضای اندیشهورزی در جامعه، در صورت بروز انقلاب در جامعه مجبور به بازتولید ساختارهای غیر دموکراتیک پیشین البته با مقداری تغییر میگردد. تلاش برای برساختن هویت شهروندی در مرحلە اولیە، یکی از وظایف مهم سیاستهای دموکراتیک است. هرچند دیدگاهها و تعاریف متفاوتی از هویت شهروندی وجود دارد، اما در جامعەی پسادیکتاتوری و مرحلە گذار بە جامعەای دموکراتیک، مستلزم شرایط و مکانیسمهای مختلفی است کە بایست در موقع مناسب مورد توجە واقع شود. پروژە دموکراتیزە کردن جامعە مستلزم خلق زنجیرەای همپوشان میان مبارزات دموکراتیک و خلق هویت سیاسی مشترک میان سوژەهای دموکراتیک است. مسئلە هویت و ارادە خلقهای ایران برای بخشی از ناسیونالیستهای که تمایل شدیدی به افکار عظمتطلبانه، شونیستی و باستانگرایانهی ایرانی دارند، قابلدرک نیست. این افراد و احزاب برای روند دموکراتیزاسیون و همزیستی سالم و برابر مانعی جدی در آیندە محسوب خواهند شد.
ذهنیت حاکمیت ایران که آمیختە بە «شونیسم مذهبی» است از درک دموکراسی عاجز ماندە و راەحلی برای چارەجویی معضلات دموکراتیک ندارد. دموکراسی علیه الیگارشی، مسألەایست کە قدرت مرکزی حتی قادر بە شنیدنش نیست، جنبش خلق کورد نیرو و توان خود را از مطالبات آزادیخواهانه و دموکراتیک خود میگیرد. میدانیم کە سیاست شهروندگرا، رفراندوم را چون سپردن قدرت بە هر شخصی بدون در نظر گرفتن صلاحیت او تعریف میکند، یعنی بە همگان بە گونەای برابر مینگرد. این همان معنایی است کە عبارات دموکراسی و آریستوکراسی در یونان باستان داشتند و تا قرن هجدهم حفظش نمودند. در دورهی خاتمی و پس از آن در دورهی روحانی با بەکار بردن الفاظ و واژگانی همچون دموکراسی، حقوقشهروندی، حقوق و مساوات بە «دموکراسی فرمانروایی» کمک کردە و بەنام دموکراسی پایەهای حکومتی توتالیتر و دیکتاتور را محکمتر نمودند. در این دوران سعی بر آن بود، پوسیدگی ساختارین و ایدئولوژیک رژیم نمایان نگردد و حالت کُمای رژیم را برای مقطعی کوتاه پوشیدە نگە دارند. درواقع هدف این بوده و هست که افکار عمومی را در فراموشی و اغوایی کە از راه مصادرەی واژهی دموکراسی پدیدآمده حفظ نمایند. بدین ترتیب، سیاست بەاصطلاح دموکراتیک اسلامی، بە نفع شکلی آریستوکراتیک و الیگارشیک از حکومت کە تدریجا بە دموکراسی نیابتی و وکالتی اسلامی نزدیک میشد، ناپدید گردید. در حالت کلی ذهنیت، عظمتطلبان و شونیستهای ایرانی یا بەاصطلاح الیت جامعە، با نگاهی امنیتی بە هویتهای مختلف ایرانی مینگرند و برای مقدس نگە داشتن مرزهای قراردادی ایران از هر نوع پایمالی ارزشهای دموکراتیک چشم پوشیدە و این نوع نگرش بستر را برای دیکتاتوری هموار نمودە و خود نیز قربانی این نگرش سیاسی میشوند. میبینیم که مردم آمال و آرزوهای دموکراتیک خود را مرتبا بە سطح و گسترهی خیابان و جامعه میآورند؛ از مطالبات صنفی گرفتە تا خواستهای سیاسی دموکراتیک را شامل میشود. هنگامیکه اعتراضات مردمی علیە حاکمان پدید میآید و چارچوبهای تحلیلی جامعهشناسان حکومتی نیز برای فهم آنچە رخ دادە، ناکافی و ضعیف عمل مینمایند و بە جبهەی حاکمیت پیوستە و برای بقای سیستم بە حالت گارد درمیآیند. این سپر دفاعی شدن روشنفکران و دانشگاهیان، حضور و بروز موقعیت بە اصطلاح روشنفکر سیاست زدەی ایرانی را نشان میدهد.
حرفەزدایی از سیاست، رفتن بە سوی فرمانروایی شهروندان بە نام ایدەآلی کە ازاینپس حس مشترك اکثر افراد را شکل میدهد، ضرورتی تاریخی است. در این موقعیت شهروندان با اتخاذ خطمشی آزادی و دموکراسیخواهانه حول محور جنبشی دموکراتیک برای دور راندن الیگارشی با تمامی نیروها و احزابی که برای برساخت ایرانی آزاد تلاش و مبارزه مینمایند، توانایی مقابله و مبارزه با رژیم را خواهند داشت. سیاست شهروندگرا نیرویش را از نارضایتی مشروع از سیاست جناحی و در بستر تاریخی طولانیتر از آمال دموکراتیک میگیرد. تسلط و حاکم بودن تمامی اشخاصی کە خواهان آن هستند که مجموعەای از تدابیر سیاسی را جایگزین سیاست کنند، با بینش و رویکرد دموکراتیک فاصلە زیادی گرفتە و زیربنای جامعە دموکراتیک را در معرض خطر دیکتاتوری قرار دادە است و ادامە این روند، موجبات قدرت گرفتن الیت سیاسی را مهیا مینماید. مسلما مسائل باید به دست متخصصان حل شوند، همزمان ادارە امور و مشارکت عمومی در مسائل امری است الزامی و دموکراتیک. برای به وجود آوردن دموکراسی که علیە الیگارشی است و ب
مسئلە وجود هویت سیاسی، حیاتی است و در جامعەای با ضعف ذهنیتی و مکانیسمهای دموکراتیک و سکولار در مراحلی هم که با بحران و مشکلات سیاسی و اجتماعی روبرو میگردد، باز نیز به خاطر نبود و فقر فلسفی و ضعف فضای اندیشهورزی در جامعه، در صورت بروز انقلاب در جامعه مجبور به بازتولید ساختارهای غیر دموکراتیک پیشین البته با مقداری تغییر میگردد. تلاش برای برساختن هویت شهروندی در مرحلە اولیە، یکی از وظایف مهم سیاستهای دموکراتیک است. هرچند دیدگاهها و تعاریف متفاوتی از هویت شهروندی وجود دارد، اما در جامعەی پسادیکتاتوری و مرحلە گذار بە جامعەای دموکراتیک، مستلزم شرایط و مکانیسمهای مختلفی است کە بایست در موقع مناسب مورد توجە واقع شود. پروژە دموکراتیزە کردن جامعە مستلزم خلق زنجیرەای همپوشان میان مبارزات دموکراتیک و خلق هویت سیاسی مشترک میان سوژەهای دموکراتیک است. مسئلە هویت و ارادە خلقهای ایران برای بخشی از ناسیونالیستهای که تمایل شدیدی به افکار عظمتطلبانه، شونیستی و باستانگرایانهی ایرانی دارند، قابلدرک نیست. این افراد و احزاب برای روند دموکراتیزاسیون و همزیستی سالم و برابر مانعی جدی در آیندە محسوب خواهند شد.
ذهنیت حاکمیت ایران که آمیختە بە «شونیسم مذهبی» است از درک دموکراسی عاجز ماندە و راەحلی برای چارەجویی معضلات دموکراتیک ندارد. دموکراسی علیه الیگارشی، مسألەایست کە قدرت مرکزی حتی قادر بە شنیدنش نیست، جنبش خلق کورد نیرو و توان خود را از مطالبات آزادیخواهانه و دموکراتیک خود میگیرد. میدانیم کە سیاست شهروندگرا، رفراندوم را چون سپردن قدرت بە هر شخصی بدون در نظر گرفتن صلاحیت او تعریف میکند، یعنی بە همگان بە گونەای برابر مینگرد. این همان معنایی است کە عبارات دموکراسی و آریستوکراسی در یونان باستان داشتند و تا قرن هجدهم حفظش نمودند. در دورهی خاتمی و پس از آن در دورهی روحانی با بەکار بردن الفاظ و واژگانی همچون دموکراسی، حقوقشهروندی، حقوق و مساوات بە «دموکراسی فرمانروایی» کمک کردە و بەنام دموکراسی پایەهای حکومتی توتالیتر و دیکتاتور را محکمتر نمودند. در این دوران سعی بر آن بود، پوسیدگی ساختارین و ایدئولوژیک رژیم نمایان نگردد و حالت کُمای رژیم را برای مقطعی کوتاه پوشیدە نگە دارند. درواقع هدف این بوده و هست که افکار عمومی را در فراموشی و اغوایی کە از راه مصادرەی واژهی دموکراسی پدیدآمده حفظ نمایند. بدین ترتیب، سیاست بەاصطلاح دموکراتیک اسلامی، بە نفع شکلی آریستوکراتیک و الیگارشیک از حکومت کە تدریجا بە دموکراسی نیابتی و وکالتی اسلامی نزدیک میشد، ناپدید گردید. در حالت کلی ذهنیت، عظمتطلبان و شونیستهای ایرانی یا بەاصطلاح الیت جامعە، با نگاهی امنیتی بە هویتهای مختلف ایرانی مینگرند و برای مقدس نگە داشتن مرزهای قراردادی ایران از هر نوع پایمالی ارزشهای دموکراتیک چشم پوشیدە و این نوع نگرش بستر را برای دیکتاتوری هموار نمودە و خود نیز قربانی این نگرش سیاسی میشوند. میبینیم که مردم آمال و آرزوهای دموکراتیک خود را مرتبا بە سطح و گسترهی خیابان و جامعه میآورند؛ از مطالبات صنفی گرفتە تا خواستهای سیاسی دموکراتیک را شامل میشود. هنگامیکه اعتراضات مردمی علیە حاکمان پدید میآید و چارچوبهای تحلیلی جامعهشناسان حکومتی نیز برای فهم آنچە رخ دادە، ناکافی و ضعیف عمل مینمایند و بە جبهەی حاکمیت پیوستە و برای بقای سیستم بە حالت گارد درمیآیند. این سپر دفاعی شدن روشنفکران و دانشگاهیان، حضور و بروز موقعیت بە اصطلاح روشنفکر سیاست زدەی ایرانی را نشان میدهد.
حرفەزدایی از سیاست، رفتن بە سوی فرمانروایی شهروندان بە نام ایدەآلی کە ازاینپس حس مشترك اکثر افراد را شکل میدهد، ضرورتی تاریخی است. در این موقعیت شهروندان با اتخاذ خطمشی آزادی و دموکراسیخواهانه حول محور جنبشی دموکراتیک برای دور راندن الیگارشی با تمامی نیروها و احزابی که برای برساخت ایرانی آزاد تلاش و مبارزه مینمایند، توانایی مقابله و مبارزه با رژیم را خواهند داشت. سیاست شهروندگرا نیرویش را از نارضایتی مشروع از سیاست جناحی و در بستر تاریخی طولانیتر از آمال دموکراتیک میگیرد. تسلط و حاکم بودن تمامی اشخاصی کە خواهان آن هستند که مجموعەای از تدابیر سیاسی را جایگزین سیاست کنند، با بینش و رویکرد دموکراتیک فاصلە زیادی گرفتە و زیربنای جامعە دموکراتیک را در معرض خطر دیکتاتوری قرار دادە است و ادامە این روند، موجبات قدرت گرفتن الیت سیاسی را مهیا مینماید. مسلما مسائل باید به دست متخصصان حل شوند، همزمان ادارە امور و مشارکت عمومی در مسائل امری است الزامی و دموکراتیک. برای به وجود آوردن دموکراسی که علیە الیگارشی است و ب
گذار دموکراتیک
توافق هستەای ایران با گروه 1+5 کارکرد خود را از دست دادە و برجام در وضعیتی بحرانی قرار دارد ✍ #سیامند_موعینی 🆔 @GozarDemocratic
رای مقابله با مدیریتهای که بر مبنای فنسالاری و برتریت تکنوکراتها و الیت خود را تعریف و حاکم بر جامعه میبینند، باید سیاست رهاییبخش نوینی را در پیش گرفت که مبتنی بر مرئی نمودن و از میان مجموعەی از مناسبات سلطە است و همزمان و همراستا با آن نیز تکیه و تاکید نمودن بر بینش و ساختارهای که پیکربندی خود را بر اساس مناسبات «مدیریت دموکراتیک» که ماهیت و عملکردهای اجتماعی خویش را بدور از اصل «سلطه و تابعیت»، تنظیم و تعیین مینمایند، میباشد. مدیریتی دموکراتیک که بدون مرتبە و طبقهبندی و از راە پویا و هشیاری بودن نسبت بە آنتاگونیسمهای درون جامعە چە طبقاتی و اتنیکی و همزمان جنسیتی کە از ظهور بازنخواهند ایستاد، پدید میآید.
بر اساس همین مناسبات و نگرش سیاسی است کە در جامعە پسا جمهوری اسلامی بستر دموکراتیک بنا نهادە خواهد شد. لذا آلترناتیو و جایگزینی اختلافات و تفاوتمندیهای موجود در موزاییک فرهنگی و زیستی جامعەی ایران در حقیقت، احترام گذاردن بە فضای دموکراتیک جامعە و دوری از ذهنیت شونیستی حاکمیت کە از سیستم دولت- ملت سرچشمە میگیرد است. این امر برساخته نخواهد شد مرگر بر مبنای خودمدیریتی دموکراتیک، همگرایی و درک دموکراسی. برای جامعەای سکولار و دموکراتیک در عرصە جهانی نیز، لازم است که تمامی آحاد جامعە و بخصوص قسمی از الیت جامعە کە هنوز درک از دموکراسی و جامعەای آزاد را با دیدگاه سیستم دولتی مینگرند بر نگرش خویش بازنگری نمودە و واقعیات سیاست و جامعە را با دیدی کلیتمندانه و ادراکمند نگریستە و از تنشهای ناسالم برای دوران پساتوتالیتریسم خودداری نمایند. عدم در پیشگرفتن ساختار و ذهنیت دموکراتیک، بستر را برای چالشها و تضادهای آیندە مهیا مینماید.
منبع آلترناتیو شماره75
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بر اساس همین مناسبات و نگرش سیاسی است کە در جامعە پسا جمهوری اسلامی بستر دموکراتیک بنا نهادە خواهد شد. لذا آلترناتیو و جایگزینی اختلافات و تفاوتمندیهای موجود در موزاییک فرهنگی و زیستی جامعەی ایران در حقیقت، احترام گذاردن بە فضای دموکراتیک جامعە و دوری از ذهنیت شونیستی حاکمیت کە از سیستم دولت- ملت سرچشمە میگیرد است. این امر برساخته نخواهد شد مرگر بر مبنای خودمدیریتی دموکراتیک، همگرایی و درک دموکراسی. برای جامعەای سکولار و دموکراتیک در عرصە جهانی نیز، لازم است که تمامی آحاد جامعە و بخصوص قسمی از الیت جامعە کە هنوز درک از دموکراسی و جامعەای آزاد را با دیدگاه سیستم دولتی مینگرند بر نگرش خویش بازنگری نمودە و واقعیات سیاست و جامعە را با دیدی کلیتمندانه و ادراکمند نگریستە و از تنشهای ناسالم برای دوران پساتوتالیتریسم خودداری نمایند. عدم در پیشگرفتن ساختار و ذهنیت دموکراتیک، بستر را برای چالشها و تضادهای آیندە مهیا مینماید.
منبع آلترناتیو شماره75
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
خاورمیانه، بنبست سیاسی و یکهتازی جنگ!
#ریوار_آبدانان (عضو شورای ریاست کل ک_ج_ک)
نیروهای استیلاجوی جهانی در یک دههی گذشته تلاششان این بوده که رقابت و نبرد سلطهخواهانهی خود را در ورای مرزهای خود متمرکز نمایند. این نیروها صرفا به جنگ مستقیم اقتصادی علیه هم بسنده کرده و نمیخواهند شعلههای جنگ جهانی سوم را به درون مرزهای ملی خود بکشانند. از همین رو خاورمیانه را به کانون کشاکشهای خود مبدل ساختهاند.
🆔 @GozarDemocratic
#ریوار_آبدانان (عضو شورای ریاست کل ک_ج_ک)
نیروهای استیلاجوی جهانی در یک دههی گذشته تلاششان این بوده که رقابت و نبرد سلطهخواهانهی خود را در ورای مرزهای خود متمرکز نمایند. این نیروها صرفا به جنگ مستقیم اقتصادی علیه هم بسنده کرده و نمیخواهند شعلههای جنگ جهانی سوم را به درون مرزهای ملی خود بکشانند. از همین رو خاورمیانه را به کانون کشاکشهای خود مبدل ساختهاند.
🆔 @GozarDemocratic
جنگ جهانی سوم در خاورمیانه
جنگ جهانی سوم هنوز مکانهای فراوانی برای اشاعهی هرچه بیشتر خود در جغرافیای خاورمیانه دارد. این جنگ برخلاف ظاهر گسسته و نامتمرکزی که دارد، بیشتر از جنگ جهانی اول و دوم قابلیت اشاعهی مکانی و زمانی دارد. هرچند فرصتی تاریخی برای انقلابهای دموکراتیک خلقها فراهم آمده، اما اشتهای نیروهای قدرتطلب منطقهای و جهانی برای رشد فاشیسم، بقای دیکتاتوری و ضدانقلابیگری روز به روز بیشتر میشود. از همین رو ملتها و نیروهای سیاسی خاورمیانه چارهای جز آمادهسازی خود برای دورانی به مراتب دشوارتر ندارند. صلح، بدون دموکراسی قابل برقراری نیست و دموکراسی نیز بدون پیروزی در این جنگ سلطهطلبانهی جهانی امکانپذیر نیست.
هم ابرقدرتهای جهانی و هم دولتهای ایران، ترکیه، عربستان، اسرائیل و دیگر قدرتهای خاورمیانهای درصدد بودهاند رقابتها و جنگهای خود را در ابعاد نیابتی و در زمین کشورهای ضعیفتری نظیر عراق، سوریه، افغانستان و یمن انجام دهند. اما پیداست که این استراتژی نیروهای جهانی و منطقهای رفتهرفته وارد فاز شکننده و غیرقابل کنترلی میشود. به نظر میرسد نیروهای بومی و نیابتی خاورمیانهای که در جبههی پیشین جنگ جهانی کنونی مشغول نبردند، میخواهند و ناچارند که رفته رفته «کشاکش بزرگ» را برعهدهی قدرتهای بزرگ منطقهای و جهانی قرار دهند. زیرا سطح جنگ و درگیریهای کنونی که در ابعاد کوچک و مقطعی انجام میشوند، قادر نشده توازن نوینی را در کل خاورمیانه رقم بزند. این امر نیروهای جهانی و منطقهای را ناچار از مداخلهی هرچه بیشتری خواهد ساخت.
حمله به تأسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی و افزایش تنش ایران با آمریکاـ عربستان و دیگر کشورهای عربی حوزهی خلیج، نشانگر این است که جنگ و درگیری در خاورمیانه دارای قابلیت صعودی بسیاری است. کشورهایی که تاکنون خود را امن و بهدور از تلاطم میپنداشتند، مدتهاست عملا وارد جنگ شدهاند. اکنون حتی یک کشور بدون بحران شدید داخلی در خاورمیانه وجود ندارد. دولتها عملا از حالت عادی خارج شده و به ستادهای بحران مبدل شدهاند. تاکنون هراس از عواقب ویرانگر جنگ مستقیم، دولتهای خاورمیانهای و نیروهای جهانی را ناگزیر از اتخاذ رفتار احتیاطآمیز در قبال همدیگر نموده بود. اما حساسیتها چنان به اوج رسیده که بهراحتی میتوان صدای آژیر قرمز را در کل منطقه شنید.
جنگ جهانی سوم هنوز مکانهای فراوانی برای اشاعهی هرچه بیشتر خود در جغرافیای خاورمیانه دارد. این جنگ برخلاف ظاهر گسسته و نامتمرکزی که دارد، بیشتر از جنگ جهانی اول و دوم قابلیت اشاعهی مکانی و زمانی دارد. هرچند فرصتی تاریخی برای انقلابهای دموکراتیک خلقها فراهم آمده، اما اشتهای نیروهای قدرتطلب منطقهای و جهانی برای رشد فاشیسم، بقای دیکتاتوری و ضدانقلابیگری روز به روز بیشتر میشود. از همین رو ملتها و نیروهای سیاسی خاورمیانه چارهای جز آمادهسازی خود برای دورانی به مراتب دشوارتر ندارند. صلح، بدون دموکراسی قابل برقراری نیست و دموکراسی نیز بدون پیروزی در این جنگ سلطهطلبانهی جهانی امکانپذیر نیست.
هم ابرقدرتهای جهانی و هم دولتهای ایران، ترکیه، عربستان، اسرائیل و دیگر قدرتهای خاورمیانهای درصدد بودهاند رقابتها و جنگهای خود را در ابعاد نیابتی و در زمین کشورهای ضعیفتری نظیر عراق، سوریه، افغانستان و یمن انجام دهند. اما پیداست که این استراتژی نیروهای جهانی و منطقهای رفتهرفته وارد فاز شکننده و غیرقابل کنترلی میشود. به نظر میرسد نیروهای بومی و نیابتی خاورمیانهای که در جبههی پیشین جنگ جهانی کنونی مشغول نبردند، میخواهند و ناچارند که رفته رفته «کشاکش بزرگ» را برعهدهی قدرتهای بزرگ منطقهای و جهانی قرار دهند. زیرا سطح جنگ و درگیریهای کنونی که در ابعاد کوچک و مقطعی انجام میشوند، قادر نشده توازن نوینی را در کل خاورمیانه رقم بزند. این امر نیروهای جهانی و منطقهای را ناچار از مداخلهی هرچه بیشتری خواهد ساخت.
حمله به تأسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی و افزایش تنش ایران با آمریکاـ عربستان و دیگر کشورهای عربی حوزهی خلیج، نشانگر این است که جنگ و درگیری در خاورمیانه دارای قابلیت صعودی بسیاری است. کشورهایی که تاکنون خود را امن و بهدور از تلاطم میپنداشتند، مدتهاست عملا وارد جنگ شدهاند. اکنون حتی یک کشور بدون بحران شدید داخلی در خاورمیانه وجود ندارد. دولتها عملا از حالت عادی خارج شده و به ستادهای بحران مبدل شدهاند. تاکنون هراس از عواقب ویرانگر جنگ مستقیم، دولتهای خاورمیانهای و نیروهای جهانی را ناگزیر از اتخاذ رفتار احتیاطآمیز در قبال همدیگر نموده بود. اما حساسیتها چنان به اوج رسیده که بهراحتی میتوان صدای آژیر قرمز را در کل منطقه شنید.
جهان عرب و استراتژی شکستخوردهی اسلامگرایی تندرو
تحولات سیاسی جهان عرب در سالهای اخیر طوری بود که توان بالقوهی کشورهای عربی را در زمینهی بازترسیم خاورمیانهی نوین به هدر داد. خیزشهای دموکراتیک مردمی در کشورهای عربی به دلیل تصادم دوباره با دیوار استبداد سنتی و رادیکالیسم ناشی از اسلام سیاسی، دچار فرصتسوزی گشت. جهان عرب بهواسطهی استراتژی شکستخوردهی اسلامگرایی تندرو، خود را به شدت آسیبپذیر نمود. عملکرد القاعده، طالبان، داعش و اخوانالمسلمین تنها به شکست خود این جریانات نیانجامید بلکه شکست دوران دولتـ ملتهای اسلامگرای خاورمیانهای را نیز رقم زد. ایران و ترکیه نیز بهعنوان دو نیروی مدعی حاکمیت بر خاورمیانه به دلیل بلندپروازیهای سیاسی و دشمنی روزافزون با دموکراسی، به شدت دچار اتلاف نیرو شدهاند.
ایران، پرتلاطمتر و بیثباتتر از همیشه
شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به اوج شکنندگی رسیده است. حاشیههای امنی که جمهوری اسلامی برای خود ایجاد کرده بود یکی پس از دیگری در حال تضعیف و نابودی هستند. ماهیت خاورمیانهی کنونی، «بحران و جنگ» و نام دیگر ایران نیز «بنبست» میباشد.
ائتلاف جهانی و منطقهای گستردهای علیه ایران شکل گرفته و رفته رفته گارد خشنتری در برابر ایران نشان داده میشود. هرچه ایران با کشورهای خاورمیانهای تنش بیشتری پیدا میکند، کار نیروهای جهانی برای سیاستگذاری جهت فشردن حلقهی محاصره بر گرداگرد ایران و رام کردنش آسانتر میشود.
آمریکا و همپیمانانش قصد دارند ایران را با فشار، به سر میز مذاکره بکشانند. درصددند به نسبت برجام اینبار محدودههای تنگتری برای ایران ترسیم کنند. حتی اگر رژیم ایران بازگشت به میز مذاکره با آمریکا را نوعی گزینهی ترجیحی و انتخاب آزادانه برای خود برشمارد اما واقعیت این است که چنین مذاکرهی احتمالیای تنها نوعی تحمیل و تندردادن خواهد بود. به نظر میرسد جریان محافظهکار قدرت در ایران به خوبی متوجه این بنبست شده است! اگر ایران قصد نشستن نداشته باشد قطعا به سمت انزوایی بسیار سخت سوق داده خواهد شد.
اعلان آمادگی روحانی برای بازگشت به مذاکره با آمریکا در صورت برداشتن تحریمها نشانگر این است که نظام ایران متوجه شکست استراتژی چهلسالهی اخیر خویش است. روحانی در نشست سازمان ملل اظهار داشت که «راهکار مسائل عبارت است از دموکراسی در داخل و دیپلماسی در خارج»! اما این دموکراسی داخلی در کجای سیاستهای دولت وی قرار دارد؟! این دموکراسی شعاری حتی با قویترین تلسکوپها هم در سپهر سیاسی دولتهای خاورمیانهای و ازجمله ایران قابل مشاهده نیست.
روحانی به درستی مشخص کرده که مشکل ایران و دیگر کشورهای فرسودهشدهی خاورمیانه، «نبود دموکراسی» است. اما تناقض تاریخی ایران نیز همین «تشخیص درست مسئله در مقاطع بحرانزدگی» و «اصرار عامدانه بر عدم حل مسئله» است. روحانی نیز مانند اسلافش بیش از همه به فعالیت پیشگیری از شکلگیری دموکراسی و ستیزه با مطالبات بهحق مردم پرداخته است.
تحولات سیاسی جهان عرب در سالهای اخیر طوری بود که توان بالقوهی کشورهای عربی را در زمینهی بازترسیم خاورمیانهی نوین به هدر داد. خیزشهای دموکراتیک مردمی در کشورهای عربی به دلیل تصادم دوباره با دیوار استبداد سنتی و رادیکالیسم ناشی از اسلام سیاسی، دچار فرصتسوزی گشت. جهان عرب بهواسطهی استراتژی شکستخوردهی اسلامگرایی تندرو، خود را به شدت آسیبپذیر نمود. عملکرد القاعده، طالبان، داعش و اخوانالمسلمین تنها به شکست خود این جریانات نیانجامید بلکه شکست دوران دولتـ ملتهای اسلامگرای خاورمیانهای را نیز رقم زد. ایران و ترکیه نیز بهعنوان دو نیروی مدعی حاکمیت بر خاورمیانه به دلیل بلندپروازیهای سیاسی و دشمنی روزافزون با دموکراسی، به شدت دچار اتلاف نیرو شدهاند.
ایران، پرتلاطمتر و بیثباتتر از همیشه
شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران به اوج شکنندگی رسیده است. حاشیههای امنی که جمهوری اسلامی برای خود ایجاد کرده بود یکی پس از دیگری در حال تضعیف و نابودی هستند. ماهیت خاورمیانهی کنونی، «بحران و جنگ» و نام دیگر ایران نیز «بنبست» میباشد.
ائتلاف جهانی و منطقهای گستردهای علیه ایران شکل گرفته و رفته رفته گارد خشنتری در برابر ایران نشان داده میشود. هرچه ایران با کشورهای خاورمیانهای تنش بیشتری پیدا میکند، کار نیروهای جهانی برای سیاستگذاری جهت فشردن حلقهی محاصره بر گرداگرد ایران و رام کردنش آسانتر میشود.
آمریکا و همپیمانانش قصد دارند ایران را با فشار، به سر میز مذاکره بکشانند. درصددند به نسبت برجام اینبار محدودههای تنگتری برای ایران ترسیم کنند. حتی اگر رژیم ایران بازگشت به میز مذاکره با آمریکا را نوعی گزینهی ترجیحی و انتخاب آزادانه برای خود برشمارد اما واقعیت این است که چنین مذاکرهی احتمالیای تنها نوعی تحمیل و تندردادن خواهد بود. به نظر میرسد جریان محافظهکار قدرت در ایران به خوبی متوجه این بنبست شده است! اگر ایران قصد نشستن نداشته باشد قطعا به سمت انزوایی بسیار سخت سوق داده خواهد شد.
اعلان آمادگی روحانی برای بازگشت به مذاکره با آمریکا در صورت برداشتن تحریمها نشانگر این است که نظام ایران متوجه شکست استراتژی چهلسالهی اخیر خویش است. روحانی در نشست سازمان ملل اظهار داشت که «راهکار مسائل عبارت است از دموکراسی در داخل و دیپلماسی در خارج»! اما این دموکراسی داخلی در کجای سیاستهای دولت وی قرار دارد؟! این دموکراسی شعاری حتی با قویترین تلسکوپها هم در سپهر سیاسی دولتهای خاورمیانهای و ازجمله ایران قابل مشاهده نیست.
روحانی به درستی مشخص کرده که مشکل ایران و دیگر کشورهای فرسودهشدهی خاورمیانه، «نبود دموکراسی» است. اما تناقض تاریخی ایران نیز همین «تشخیص درست مسئله در مقاطع بحرانزدگی» و «اصرار عامدانه بر عدم حل مسئله» است. روحانی نیز مانند اسلافش بیش از همه به فعالیت پیشگیری از شکلگیری دموکراسی و ستیزه با مطالبات بهحق مردم پرداخته است.
ترکیه، بیماری در حال احتضار
فروپاشی درونی حزب نژادپرست عدالت و توسعه (آ.ک.پ) و انشعابات متعدد در درون آن نتیجهی اصرار رژیم دیکتاتوری اردوغان بر جنگ و فاشیسم است. توان سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی رژیم ترکیه به لحظات پایانی خود رسیده است. اصرار وی بر جنگ، درماندگی و ترسش از عواقب ویرانگر سیاستهای شکستخوردهی مقاطع قبلی را بهخوبی نشان میدهد.
یگانه فرصتی که برای حل مسائل ترکیه وجود دارد، توسل به راهکار چارهجویانهی دموکراتیکی است که رهبر آپو (عبدالله اوجالان) سالهاست مطرح کرده است. گریز ترکیه از پذیرش راهکار چارهجویانهی رهبر آپو و اصرار این رژیم بر کوردستیزی تنها روند بحران، فروپاشی و شکست ترکیه را تسریع خواهد کرد.
با توجه به تشدید ریزش و فروپاشی درونی حزب نژادپرست عدالت و توسعه به نظر نمیرسد که نیروهای جهانی بازهم اشتباه اتکا به نیروهای سیاسی اسلامگرایی نظیر حزب عدالت و توسعه را تکرار نمایند. کمااینکه نیروهای جهانی دچار بنبست سیاسی چگونگی تعامل با ترکیهی فرورفته در فاشیسم شدهاند. آنها نه با ترکیهی کنونی میتوانند بهسر ببرند و نه بدون آن میتوانند برنامهی خود را در منطقه پیاده سازند. شاید با اتکا به تجاربی که جنگ جهانی اول و دوم برای اروپا و نیروهای جهانی داشت، بزنگاه تاریخی خاورمیانه نیز عبارت از «فروپاشیدن فاشیسم شبههیتلری اردوغان و تشکیل یک اتحادیهی دموکراتیک در سطح ترکیه و کشورهای همسایهی آن» باشد.
اظهار خرسندی و شادی روحانی از انجام جلسات آستانه و همکاری با ترکیه و روسیه و اینکه رژیم اسد به دوران پیش از جنگ کنونی بازگشت نماید و بر مناطق خودگردان شمالی و شرقی حاکمیت برقرار نماید، نشانگر این است که دولت وی و حکومت جمهوری اسلامی تا چه حد از راهحل سیاسی گریزان است و رفتاری به دور از خردمندی و بیگانه با واقعیت نوین خاورمیانه دارد. هم پروژهی توسعهی جغرافیک رژیم ترکیه در خاورمیانه و هم پروژهی صلح هرمز ایران که یک بازی زبانی بیش نیست هیچکدام نمیتوانند موفق باشند. زیرا نظم جهانی از بنیان در حال فروریزی و تغییر است. آنهایی که در خاورمیانه بر عدم تغییر اصرار میورزند زیر آوار تغییرات ناخواسته و شدید، خفه خواهند شد.
اردوغان همچنان منطقهی شمال و شرق سوریه که تنها منطقهی آزاد، دموکراتیک، خودگردان و امن خاورمیانه است را به عنوان تهدید نشان میدهد. او آدرسی اشتباه به جهانیان نشان میدهد. جامعهی جهانی اگر میخواهد خطر را ریشهکن کند باید پیش از هرچیز دست از حمایت دیکتاتورهای کوردستیز خاورمیانه بردارد. زیرا کوردها تنها نیروییاند که در امر زدودن خاورمیانه از استبداد و رادیکالیسم اسلام سیاسی و سلطهطلب دارای عزم، شفافیت و برنامه هستند. رفتارهای سیاسی ترکیه نشان داده که تا وقتی رژیم ترکیه با وضعیت کنونی خود باقی بماند، همیشه خطر زادهشدن جریانات فاشیستی نظیر داعش وجود خواهد داشت. همچنانکه دولت عثمانی در دوران جنگ جهانی اول یک کانون خطرساز بهشمار میرفت امروزه نیز ترکیه مرکز پرورش ترور در خاورمیانه و صدور آن به جهان است. ثبات منطقهی خودگردان دموکراتیک شمال و شرق سوریه، مبارزات دموکراتیک خلق کورد در شمال کوردستان و اوجگیری مقاومت و جنگ گریلاهای پ.ک.ک علیه رژیم فاشیست و اشغالگر ترکیه عواملی فوقالعاده حیاتی برای شکلگیری خاورمیانهی دموکراتیکی میباشند که خلقهای منطقه خواهان آن هستند.
فروپاشی درونی حزب نژادپرست عدالت و توسعه (آ.ک.پ) و انشعابات متعدد در درون آن نتیجهی اصرار رژیم دیکتاتوری اردوغان بر جنگ و فاشیسم است. توان سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی رژیم ترکیه به لحظات پایانی خود رسیده است. اصرار وی بر جنگ، درماندگی و ترسش از عواقب ویرانگر سیاستهای شکستخوردهی مقاطع قبلی را بهخوبی نشان میدهد.
یگانه فرصتی که برای حل مسائل ترکیه وجود دارد، توسل به راهکار چارهجویانهی دموکراتیکی است که رهبر آپو (عبدالله اوجالان) سالهاست مطرح کرده است. گریز ترکیه از پذیرش راهکار چارهجویانهی رهبر آپو و اصرار این رژیم بر کوردستیزی تنها روند بحران، فروپاشی و شکست ترکیه را تسریع خواهد کرد.
با توجه به تشدید ریزش و فروپاشی درونی حزب نژادپرست عدالت و توسعه به نظر نمیرسد که نیروهای جهانی بازهم اشتباه اتکا به نیروهای سیاسی اسلامگرایی نظیر حزب عدالت و توسعه را تکرار نمایند. کمااینکه نیروهای جهانی دچار بنبست سیاسی چگونگی تعامل با ترکیهی فرورفته در فاشیسم شدهاند. آنها نه با ترکیهی کنونی میتوانند بهسر ببرند و نه بدون آن میتوانند برنامهی خود را در منطقه پیاده سازند. شاید با اتکا به تجاربی که جنگ جهانی اول و دوم برای اروپا و نیروهای جهانی داشت، بزنگاه تاریخی خاورمیانه نیز عبارت از «فروپاشیدن فاشیسم شبههیتلری اردوغان و تشکیل یک اتحادیهی دموکراتیک در سطح ترکیه و کشورهای همسایهی آن» باشد.
اظهار خرسندی و شادی روحانی از انجام جلسات آستانه و همکاری با ترکیه و روسیه و اینکه رژیم اسد به دوران پیش از جنگ کنونی بازگشت نماید و بر مناطق خودگردان شمالی و شرقی حاکمیت برقرار نماید، نشانگر این است که دولت وی و حکومت جمهوری اسلامی تا چه حد از راهحل سیاسی گریزان است و رفتاری به دور از خردمندی و بیگانه با واقعیت نوین خاورمیانه دارد. هم پروژهی توسعهی جغرافیک رژیم ترکیه در خاورمیانه و هم پروژهی صلح هرمز ایران که یک بازی زبانی بیش نیست هیچکدام نمیتوانند موفق باشند. زیرا نظم جهانی از بنیان در حال فروریزی و تغییر است. آنهایی که در خاورمیانه بر عدم تغییر اصرار میورزند زیر آوار تغییرات ناخواسته و شدید، خفه خواهند شد.
اردوغان همچنان منطقهی شمال و شرق سوریه که تنها منطقهی آزاد، دموکراتیک، خودگردان و امن خاورمیانه است را به عنوان تهدید نشان میدهد. او آدرسی اشتباه به جهانیان نشان میدهد. جامعهی جهانی اگر میخواهد خطر را ریشهکن کند باید پیش از هرچیز دست از حمایت دیکتاتورهای کوردستیز خاورمیانه بردارد. زیرا کوردها تنها نیروییاند که در امر زدودن خاورمیانه از استبداد و رادیکالیسم اسلام سیاسی و سلطهطلب دارای عزم، شفافیت و برنامه هستند. رفتارهای سیاسی ترکیه نشان داده که تا وقتی رژیم ترکیه با وضعیت کنونی خود باقی بماند، همیشه خطر زادهشدن جریانات فاشیستی نظیر داعش وجود خواهد داشت. همچنانکه دولت عثمانی در دوران جنگ جهانی اول یک کانون خطرساز بهشمار میرفت امروزه نیز ترکیه مرکز پرورش ترور در خاورمیانه و صدور آن به جهان است. ثبات منطقهی خودگردان دموکراتیک شمال و شرق سوریه، مبارزات دموکراتیک خلق کورد در شمال کوردستان و اوجگیری مقاومت و جنگ گریلاهای پ.ک.ک علیه رژیم فاشیست و اشغالگر ترکیه عواملی فوقالعاده حیاتی برای شکلگیری خاورمیانهی دموکراتیکی میباشند که خلقهای منطقه خواهان آن هستند.
نیروهای انقلابی دموکراتیک تنها امید خاورمیانهاند
نیروهای سیاسیای میتوانند از بحران و بنبست کنونی خاورمیانه گذار کنند که در امر نظام آلترناتیوی که لازم است جایگزین وضع موجود شود، از شفافیت بالایی برخوردار باشند؛ همچنین تفکر و ارادهی لازم را در امر نهادینهسازی برنامهی سیاسی و مدل اجتماعی خود در جامعه داشته باشند. پیداست که تنها دموکراتیکترین پروژهها میتوانند جوامع تشنهی آزادی، صلح و ثبات خاورمیانه را با خود همراه و همنوا سازند. هیچ یک از دولتهای خاورمیانه با وضع کنونی خود قادر نیستند جوامع و مطالبات آنها را با پروژههای کنونی خود همراه و سازگار نمایند. در این زمینه نیروهای غیردولتی انقلابی و مردمی که قادر باشند برنامههای دموکراتیک خود را در جامعه به خوبی شناسانده و پایگاه اجتماعی کسب کنند قادر خواهند بود در خاورمیانهی آینده باقی بمانند. اکنون خاورمیانه بیش از همیشه به نیروهای دموکراسیخواه انقلابی نیاز دارد؛ زیرا آتش کنونی میتواند کل این منطقه را به یک ویرانهی کامل مبدل گرداند.
http://pjak.eu/fa/?p=5536
🆔 @GozarDemocratic
نیروهای سیاسیای میتوانند از بحران و بنبست کنونی خاورمیانه گذار کنند که در امر نظام آلترناتیوی که لازم است جایگزین وضع موجود شود، از شفافیت بالایی برخوردار باشند؛ همچنین تفکر و ارادهی لازم را در امر نهادینهسازی برنامهی سیاسی و مدل اجتماعی خود در جامعه داشته باشند. پیداست که تنها دموکراتیکترین پروژهها میتوانند جوامع تشنهی آزادی، صلح و ثبات خاورمیانه را با خود همراه و همنوا سازند. هیچ یک از دولتهای خاورمیانه با وضع کنونی خود قادر نیستند جوامع و مطالبات آنها را با پروژههای کنونی خود همراه و سازگار نمایند. در این زمینه نیروهای غیردولتی انقلابی و مردمی که قادر باشند برنامههای دموکراتیک خود را در جامعه به خوبی شناسانده و پایگاه اجتماعی کسب کنند قادر خواهند بود در خاورمیانهی آینده باقی بمانند. اکنون خاورمیانه بیش از همیشه به نیروهای دموکراسیخواه انقلابی نیاز دارد؛ زیرا آتش کنونی میتواند کل این منطقه را به یک ویرانهی کامل مبدل گرداند.
http://pjak.eu/fa/?p=5536
🆔 @GozarDemocratic
نشریهی شمارهی 27 زنان شرق منتشر گردید
این شماره زنان شرق به پدیده کودکهمسری و تبعات و پیامدهای آن در ایران اختصاص دارد.
در این شماره مقالاتی در باب کودکهمسری، نقش دولت، قانون و مناسبات قومی وقبیلهای وجود دارد در عین حال به راههای ریشهکن نمودن این پدیده نیز پرداخته شده است.
🆔 @GozarDemocratic
این شماره زنان شرق به پدیده کودکهمسری و تبعات و پیامدهای آن در ایران اختصاص دارد.
در این شماره مقالاتی در باب کودکهمسری، نقش دولت، قانون و مناسبات قومی وقبیلهای وجود دارد در عین حال به راههای ریشهکن نمودن این پدیده نیز پرداخته شده است.
🆔 @GozarDemocratic
سمیناری سیاسیی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان( #پژاک )،کۆمیتەی یۆتۆبۆری بۆ هەڤاڵ #ئەهوەن_چیاکۆ ئەندامی دەستەی بەڕێوەبەری #کۆدار
🆔 @GozarDemocratic
https://youtu.be/T-0JnqjUfvI
🆔 @GozarDemocratic
https://youtu.be/T-0JnqjUfvI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پژمان تاڵ ناسراو بە کارۆ سنە
محل شهادت: کوبانی
پنجمین سال شهید شدنت را بە روح آزادی تبریک می گویم.
شهید_نامرن🌹🌹🌹🌹
🆔 @GozarDemocratic
محل شهادت: کوبانی
پنجمین سال شهید شدنت را بە روح آزادی تبریک می گویم.
شهید_نامرن🌹🌹🌹🌹
🆔 @GozarDemocratic
هەشتەمین ساڵوەگەڕی شەهادەتی فەرماندەی HPG
ڕۆستەم_جودی
27/9/2011 خواکوڕک
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
شهید_نامرن🌹🌹🌹🌹
🆔 @GozarDemocratic
ڕۆستەم_جودی
27/9/2011 خواکوڕک
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
شهید_نامرن🌹🌹🌹🌹
🆔 @GozarDemocratic
پژاک بازیگری کارا، کارآزموده و توانمند در میدان مبارزات انقلابی است
#سرهلدان_چیا، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان- #پژاک در مورد همایش گفتگوی ملی روژهلات کوردستان که در روزهای اخیر در شهر استکهلم – سوئد برگزار شد، گفتگویی را با برنامه (لاپهره) که از رادیو (دهنگی وهلات) پخش میگردد، صورت داد، در این راستا چکیدهای از مصاحبه یاد شده را جهت اطلاع مخاطبان تنظیم و ارائه میدهیم.
🆔 @GozarDemocratic
#سرهلدان_چیا، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان- #پژاک در مورد همایش گفتگوی ملی روژهلات کوردستان که در روزهای اخیر در شهر استکهلم – سوئد برگزار شد، گفتگویی را با برنامه (لاپهره) که از رادیو (دهنگی وهلات) پخش میگردد، صورت داد، در این راستا چکیدهای از مصاحبه یاد شده را جهت اطلاع مخاطبان تنظیم و ارائه میدهیم.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پژاک بازیگری کارا، کارآزموده و توانمند در میدان مبارزات انقلابی است #سرهلدان_چیا، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان- #پژاک در مورد همایش گفتگوی ملی روژهلات کوردستان که در روزهای اخیر در شهر استکهلم – سوئد برگزار شد، گفتگویی را با برنامه (لاپهره) که از رادیو…
پژاک بازیگری کارا، کارآزموده و توانمند در میدان مبارزات انقلابی است
#سرهلدان_چیا، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان- #پژاک در مورد همایش گفتگوی ملی روژهلات کوردستان که در روزهای اخیر در شهر استکهلم – سوئد برگزار شد، مصاحبه ای را با برنامه (لاپهره) که از رادیو (دهنگی وهلات) پخش میگردد، صورت داد، در این راستا چکیدهای از مصاحبه یاد شده را جهت اطلاع مخاطبان تنظیم و ارائه میدهیم.
عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – پژاک، سرهلدان چیا در ابتدای سخنانش با اشاره به اینکه: آغاز به کار چنین همایشی در سطح ملی در مورد مسئله کورد در شرق کوردستان و ایران امری بجا و حتی ضروری است. رژیم استبدادی اسلامی ایران از داخل و خارج دچار بحران شدید شده و قادر به حل مشکلات بنیادین و نهادینهی خود نیست. رژیم به لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی ایدئولوژیک دچار مشکل و بحران ساختاری عمیق است و حتی دخالتهای سیاسی و نظامی رژیم در کشورهای منطقه باعث عمیقتر شدن مشکلات شده است. یکی از دلایل سرپا ماندن رژیم در قدرت، خارج از مولفههای خارجی، ضعیف بودن اپوزیسیون ایرانی است. اگر اپوزیسیونی منسجم و کارا وجود داشته باشد، رژیم استبدادی اسلامی ایران نمیتواند همچنان بر سیاستهای اشتباه و بحرانآفرین خود اصرار کند. در مورد شرق کوردستان و در سالهای گذشته اپوزیسیون کوردی به دلیل دوری از یکدیگر و واگرایی شدید حوزههای سیاسی و تفکری نتوانسته بودند، دور یک میز جمع شوند و همین مسئله باعث قویتر شدن رژیم استبدادی اسلامی ایران و ضربه زدن به منافع خلق کورد در شرق کوردستان میگردید. برای همین برگزاری چنین همایشی در مورد مسئله کورد در روژهلات کوردستان از اهمیت خاصی برخوردار است و توان آن را دارد اپوزیسیون کوردی را بار دیگر دور یک میز جمع کرده و موجبات همگرایی و اتخاذ تصمیمات سیاسی مشترک در برابر رژیم اشغالگر اسلامی ایران را به وجود آورد.
عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان در ادامه گفت که: ما اکنون در شرق کوردستان دارای چندین حزب با حوزهی تفکری و ایدئولوژیهای متفاوت هستیم و البته ما با نگاهی مثبت به این موضوع مینگریم. وجود احزاب با افکار و گرایشها و دیدگاههای متفاوت از نمودهای ملتهای مدرن است و باعث میشود که مردم با گرایشها و افکار متفاوت خود در دموکراتیک کردن شرق کوردستان نقش خود را ایفا کنند. در این راستا مکانیسمی که میتواند راهگشا باشد این است که احزاب یا اپوزیسیون کوردی حول مسائل مشترک یک جبهه مشترک را تشکیل دهند. این جبهه میتواند در چارچوب یک کنگره و یا در حد یک پلاتفرم باشد. این همگرایی در مورد مسائل مشترک در مرحله گذار امری اجتنابناپذیر است. در وضعیت فعلی اگر ما نتوانیم در مورد مسائل مشترک، سیستمی مشترک که همه گروهها خود را در آن ببینند به تفاهم برسیم، در ایران و بهویژه در شرق کوردستان به مشکل و بحران بر خواهیم خورد.
سرهلدان چیا، عضو مجلس پژاک در ادامه به چگونگی اتخاذ استراتژی مشترک و برساخت نیروی دفاعی مشترک پرداخت و گفت: در چنین همایش مشورتی، باید نقاط مشترک سیاسی و استراتژیک مشخص باشد، بهطور مثال یکی از آنها استراتژی مشترک درباره اینکه ما پس از نابودی رژیم چه نوع سیستم سیاسی و اجتماعی میخواهیم و اینکه بتوانیم نیروهای نظامی خود را زیر چتری مشترک جمع کنیم، برای اینکه این نیروها در آینده وسیلهای در جهت جنگ داخلی نشوند چه راهکارهای را باید اتخاذ نماییم. چیزی که ما امروز در جنوب کوردستان همچنان شاهد آن هستیم و در حال تکرار شدن است. در صورت هرگونه تغییری در شرق کوردستان نیروهای نظامی مشترک باید در چارچوبی ملی و نه حزبی و با دیالوگ میان احزاب باید سازماندهی گردد. از نقاط دیگری که بتوان به آن اشاره کرد، دیپلماسی مشترک است که باعث تحکیم جایگاه و پایگاه سیاسی و اجتماعی، خلق کورد نهتنها در شرق کوردستان بلکه در سراسر ایران میگردد و اگر ما بهعنوان احزاب دارای همگرایی معنامندی باشیم میتوانیم در فضای سیاسی داخل ایران با قدرت هرچهتمامتر از مواضع خلقمان دفاع کنیم. برای حل مسائل و گفتگو با دیگر ملتهای ایرانی و حتی ارتباط با خارج احتیاج به دیپلماسی همگن و همگرا داریم. از دیگر وسایلی که به آن نیاز داریم ایجاد یک خبرگزاری مشترک است چون خبرگزاریهای حزبی، جوابگویی نیازهای ما را ندارند و گهگاه خبرهای مندرج در خبرگزاریها به این دلیل که مشترک و منسجم نیستند، موجبات تخریب و سوءاستفادهی رژیم را فراهم نماید. برای همین ایجاد یک خبرگزاری مشترک در آینده، مهم و ضروری است.
عضو مجلس پژاک سرهلدان چیا در پایان صحبتهایش با اشاره به اینکه: پژاک هنگامیکه بحث از استراتژی «خط سوم» مینماید درواقع صحبت از دفاع همهجانبه از منافع خلق کورد است. اکنون در شرایطی بسر میبریم که رژیم استبدادی اسلامی، توانایی پاسخگویی به نیازهای سیاسی-اقتصادی جوامع ایرانی را ندارد و حتی نمیتواند
#سرهلدان_چیا، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان- #پژاک در مورد همایش گفتگوی ملی روژهلات کوردستان که در روزهای اخیر در شهر استکهلم – سوئد برگزار شد، مصاحبه ای را با برنامه (لاپهره) که از رادیو (دهنگی وهلات) پخش میگردد، صورت داد، در این راستا چکیدهای از مصاحبه یاد شده را جهت اطلاع مخاطبان تنظیم و ارائه میدهیم.
عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان – پژاک، سرهلدان چیا در ابتدای سخنانش با اشاره به اینکه: آغاز به کار چنین همایشی در سطح ملی در مورد مسئله کورد در شرق کوردستان و ایران امری بجا و حتی ضروری است. رژیم استبدادی اسلامی ایران از داخل و خارج دچار بحران شدید شده و قادر به حل مشکلات بنیادین و نهادینهی خود نیست. رژیم به لحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی ایدئولوژیک دچار مشکل و بحران ساختاری عمیق است و حتی دخالتهای سیاسی و نظامی رژیم در کشورهای منطقه باعث عمیقتر شدن مشکلات شده است. یکی از دلایل سرپا ماندن رژیم در قدرت، خارج از مولفههای خارجی، ضعیف بودن اپوزیسیون ایرانی است. اگر اپوزیسیونی منسجم و کارا وجود داشته باشد، رژیم استبدادی اسلامی ایران نمیتواند همچنان بر سیاستهای اشتباه و بحرانآفرین خود اصرار کند. در مورد شرق کوردستان و در سالهای گذشته اپوزیسیون کوردی به دلیل دوری از یکدیگر و واگرایی شدید حوزههای سیاسی و تفکری نتوانسته بودند، دور یک میز جمع شوند و همین مسئله باعث قویتر شدن رژیم استبدادی اسلامی ایران و ضربه زدن به منافع خلق کورد در شرق کوردستان میگردید. برای همین برگزاری چنین همایشی در مورد مسئله کورد در روژهلات کوردستان از اهمیت خاصی برخوردار است و توان آن را دارد اپوزیسیون کوردی را بار دیگر دور یک میز جمع کرده و موجبات همگرایی و اتخاذ تصمیمات سیاسی مشترک در برابر رژیم اشغالگر اسلامی ایران را به وجود آورد.
عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان در ادامه گفت که: ما اکنون در شرق کوردستان دارای چندین حزب با حوزهی تفکری و ایدئولوژیهای متفاوت هستیم و البته ما با نگاهی مثبت به این موضوع مینگریم. وجود احزاب با افکار و گرایشها و دیدگاههای متفاوت از نمودهای ملتهای مدرن است و باعث میشود که مردم با گرایشها و افکار متفاوت خود در دموکراتیک کردن شرق کوردستان نقش خود را ایفا کنند. در این راستا مکانیسمی که میتواند راهگشا باشد این است که احزاب یا اپوزیسیون کوردی حول مسائل مشترک یک جبهه مشترک را تشکیل دهند. این جبهه میتواند در چارچوب یک کنگره و یا در حد یک پلاتفرم باشد. این همگرایی در مورد مسائل مشترک در مرحله گذار امری اجتنابناپذیر است. در وضعیت فعلی اگر ما نتوانیم در مورد مسائل مشترک، سیستمی مشترک که همه گروهها خود را در آن ببینند به تفاهم برسیم، در ایران و بهویژه در شرق کوردستان به مشکل و بحران بر خواهیم خورد.
سرهلدان چیا، عضو مجلس پژاک در ادامه به چگونگی اتخاذ استراتژی مشترک و برساخت نیروی دفاعی مشترک پرداخت و گفت: در چنین همایش مشورتی، باید نقاط مشترک سیاسی و استراتژیک مشخص باشد، بهطور مثال یکی از آنها استراتژی مشترک درباره اینکه ما پس از نابودی رژیم چه نوع سیستم سیاسی و اجتماعی میخواهیم و اینکه بتوانیم نیروهای نظامی خود را زیر چتری مشترک جمع کنیم، برای اینکه این نیروها در آینده وسیلهای در جهت جنگ داخلی نشوند چه راهکارهای را باید اتخاذ نماییم. چیزی که ما امروز در جنوب کوردستان همچنان شاهد آن هستیم و در حال تکرار شدن است. در صورت هرگونه تغییری در شرق کوردستان نیروهای نظامی مشترک باید در چارچوبی ملی و نه حزبی و با دیالوگ میان احزاب باید سازماندهی گردد. از نقاط دیگری که بتوان به آن اشاره کرد، دیپلماسی مشترک است که باعث تحکیم جایگاه و پایگاه سیاسی و اجتماعی، خلق کورد نهتنها در شرق کوردستان بلکه در سراسر ایران میگردد و اگر ما بهعنوان احزاب دارای همگرایی معنامندی باشیم میتوانیم در فضای سیاسی داخل ایران با قدرت هرچهتمامتر از مواضع خلقمان دفاع کنیم. برای حل مسائل و گفتگو با دیگر ملتهای ایرانی و حتی ارتباط با خارج احتیاج به دیپلماسی همگن و همگرا داریم. از دیگر وسایلی که به آن نیاز داریم ایجاد یک خبرگزاری مشترک است چون خبرگزاریهای حزبی، جوابگویی نیازهای ما را ندارند و گهگاه خبرهای مندرج در خبرگزاریها به این دلیل که مشترک و منسجم نیستند، موجبات تخریب و سوءاستفادهی رژیم را فراهم نماید. برای همین ایجاد یک خبرگزاری مشترک در آینده، مهم و ضروری است.
عضو مجلس پژاک سرهلدان چیا در پایان صحبتهایش با اشاره به اینکه: پژاک هنگامیکه بحث از استراتژی «خط سوم» مینماید درواقع صحبت از دفاع همهجانبه از منافع خلق کورد است. اکنون در شرایطی بسر میبریم که رژیم استبدادی اسلامی، توانایی پاسخگویی به نیازهای سیاسی-اقتصادی جوامع ایرانی را ندارد و حتی نمیتواند
گذار دموکراتیک
پژاک بازیگری کارا، کارآزموده و توانمند در میدان مبارزات انقلابی است #سرهلدان_چیا، عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان- #پژاک در مورد همایش گفتگوی ملی روژهلات کوردستان که در روزهای اخیر در شهر استکهلم – سوئد برگزار شد، گفتگویی را با برنامه (لاپهره) که از رادیو…
مشکلات و فساد نهادمند موجود درون ارکان نظام را ریشهکن کند و همراستا با آن نیروهای منطقهای و فرا منطقهای نیز قادر به حل این مشکلات نتنها نیستند بلکه عمق و گسترهی بحران را هر چه بیشتر گستردهتر میکنند. ما در اوایل انقلاب خلقهای ایران، شاهد هضم شدن بعضی جریانات در داخل رژیم استبدادی اسلامی ایران بودیم و حتی بعضی از آنها با همکاری دول خارجی مشغول جنگ مسلحانه با رژیم شدند و درنهایت با پایان جنگ هشتساله و کمتر شدن فاصله نیروهای منطقهای با رژیم، کلیه نیروهای که مشغول درگیری با رژیم بودند بهنوعی از میدان خارج شدند و حتی از لحاظ سیاسی و نظامی تصفیه و بیتأثیر شدند. در حال حاضر جنگ میان نیروهای منطقهای و فرا منطقهای و حکومت استبدادی حاکم بر ایران در بیرون و درون مرزهای ایران در جریان است در این چارچوب، نه تغییر و مداخلات که نیروهای منطقهای و فرا منطقهی در ذهن دارند به نفع جوامع ایرانی است و نه ماندن و موجودیت رژیم استبدادی اسلامی ایران به این شکل پاسخگوی خواستههای بهحق مردم ایران و خلق کورد است. پژاک بازیگری کارا، کارآزموده و توانمند در میدان مبارزات انقلابی است و خود را دارای جایگزینهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی تحت نام «خودمدیریتی دموکراتیک» میباشد و بر آن نیز اصراری معنامند و راهبردی دارد. این مشکلی با گفتگوی ما با دیگر احزاب کوردی در حل مسئله کورد در ایران ایجاد نمیکند و بهعکس میتواند ما را در دست یافتن به توافقی برای ایجاد یک سیستم هماهنگ یاری رساند. سیستمی در مورد آن بحث میکنیم باید موردتوافق همه طرفین و احزاب کوردی باشد، مشکلات خلق ما را حل کند و موازین حقوق بشری را رعایت کند و بتواند چارچوبی مدرن و دموکراتیک را برای خلق کورد و خلقهای ایران به همراه بیاورد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹یادبود شهدای ماه سپتامبر حزب کارگران کوردستان
🔻کمیته شهدای حزب کارگران کوردستان با انتشار بیانیهای یاد و خاطره شهدای منطقه خاکورک در ماه سپتامبر را که در راه مبارزه آزادی کوردستان به شهادت رسیدهاند گرامیداشت.
بيشتر بخوانيد ...
🔗 https://bit.ly/2npJFKw
🆔 @andpersian
🔻کمیته شهدای حزب کارگران کوردستان با انتشار بیانیهای یاد و خاطره شهدای منطقه خاکورک در ماه سپتامبر را که در راه مبارزه آزادی کوردستان به شهادت رسیدهاند گرامیداشت.
بيشتر بخوانيد ...
🔗 https://bit.ly/2npJFKw
🆔 @andpersian
ANF News
یادبود شهدای ماه سپتامبر حزب کارگران کوردستان
کمیته شهدای حزب کارگران کوردستان، یاد و خاطره رستم جودی عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک و عضو کمیته رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان، علی شیر کوچگیری عضو شورای نظامی نیروهای مدافع خلق، یژاستار و چیچک کیچی ...