فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور
اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور از بحران، دولت استبدادی اسلامی ایران را در تمامی حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دچار عمیقترین بنبستها، بحرانها و آشفتگیهای ساختاری نموده است.
🆔 @GozarDemocratic
اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور از بحران، دولت استبدادی اسلامی ایران را در تمامی حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دچار عمیقترین بنبستها، بحرانها و آشفتگیهای ساختاری نموده است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور…
فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور
اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور از بحران، دولت استبدادی اسلامی ایران را در تمامی حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دچار عمیقترین بنبستها، بحرانها و آشفتگیهای ساختاری نموده است. در این میان دامنهی بحرانهای مرگبار به کل حوزههای حیات اجتماعی و زیستیِ فرد به فرد شهروندان ایرانی گسترش یافته است. این امر موجبات بروز فقر در زمینههای فکری، اندیشهورزی و زیستی را نیز فراهم نموده است. این فقر تحت تأثیر تکانههای مرگبار سیاسی ـ اقتصادی هر روز عرصه را بر خلقهای ایرانی تنگتر نموده است. بنابراین وظیفهی تاریخی خلقهای ایران این است که رهیافت دموکراتیک از بحرانهای موجود را با توسل به آگاهی و اراده وجودی خویش بیابد. جامعه و اجتماعات انسانی تنها منبع تعیینکننده و نیرو بخش برای گسترش و نیل به رهایی و آزادی جمعی میباشد.
سیاستهای تنشزایانهی نظام استبدادی کنونی ایران در داخل و خارج از ایران، وارد فاز «سیاستهای جنگافروزانه» گشته و جز دو راهی «تسلیمپذیری یا جنگ و نابودی» راهی برای حاکمیت باقی نمانده است. نکته حائز اهمیت این است که برعکس تبلیغات دروغین ماشین فرسوده مطبوعاتی و رسانهای رژیم، موازنه سیاسی به نفع ابرقدرتها تغییر نموده و امکان فراوانی وجود دارد که در این وادی خلقهای ایران نیز متحمل عواقب فلاکتبار آن گردند. در عرصهی دیپلماتیک اصطکاک سیاسی مستمر رژیم با کشورهای همسایه دور و نزدیک، ایران را منزوی ساخته است. در حوزهی اقتصادی، سرمایهگذاران خارجی و داخلی تقریبا میتوان گفت وجود ندارد، تولیدات کشاورزی، مسکن و صنعت از رونق افتاده و طرحهای تولیدی و عمرانی اکثرا متوقف گشتهاند. کاهش درآمدهای نفتی برای رژیم بدل به یک چالش بزرگ گردیده است؛ چرا که اقتصاد ایران یک اقتصاد رانتی و نفتی است. تمامیتخواهی و خودمحوری دولتی در اقتصادِ بیرمق و پر از فساد و مافیا، ریشه در ذهنیت فاشیستی نظام و ساختار غارتگر آن دارد. باید توجه داشت بحران موجود تنها به محدود شدن منابع مالی اقتصادی ایران بر اثر تحریمها باز نمیگردد، بلکه تفکرات شوونیستی حاکم در حوزه اقتصاد و ساختار قدرت سبب عمیق شدن هر چه بیشتر بحران گردیده است. تمامی سیاستگذاریها تحتالشعاع منافع قدرتطلبانه و مرکزگرایانهی مافیاهای مالی و اقتصادی درون رژیم قرار گرفته و در این میان جوامع ایرانی قربانیان اصلی و بزرگ این امر هستند.
رهاورد رقابت برای قدرت از سویی منجر به سوداگری عناصر رأس هرم قدرت و بروز زنجیره و سریالهایی از اختلاس، کلاهبرداریهای بزرگ و کلان مالی شده و از سوی دیگر برآیندی جز فقر، گرسنگی، اعتیاد، خودکشی، بیکاری، رکود و تورم افسارگسیخته را برای خلقهای ایران بدنبال نداشته است. تمامی تبلیغات شرکتها و رسانههای نظام در خصوص عزت و افتخار جمهوری اسلامی ایران، با واقعیت وجودی بحرانهای موجود اجتماعی، فرسنگها فاصله دارد. مسئله چالش برانگیز، عدم مدیریت توانمند و دموکراتیک اقتصاد و اجتماع است. لذا چالش مقابله با فاسد به معنای ابرچالش وجودی نظام در رأس کلیهی بحرانهای موجود در ایران وجود دارد؛ زیرا تمامی برخوردها و رفتارهای نظام حاکم در هر حوزهای، سیاسی و قدرتگرایانه و استبدادی است.
قطع یقین جنگ جهانی سوم که علیه خلقکورد و رهبر اوجالان آغاز و کوردستان سالهاست مرکز آن است، مدتهاست با رسیدن به اواسط عمر خود، نوک پیکان را هرچه بیشتر بسوی ایران نشانه رفته است. این جنگ فقط با تحقق موضوع تغییر ساختار سیاسی-اقتصادی ایران یا از طریق جنگ یا تسلیمپذیری به پایان خود نزدیک خواهد شد. به دلیل کنشهای امپریالیستی و منفعتطلبانه از جانب سرمایهداری بینالدولی و همراستا و در تقابل با آن اتخاذ رویکردهای بسته و استبدادی مرتجع از سوی رژیم استبدادی ایران، امید چندانی به حل و بروز فراشدی دموکراتیک در وضعیت بحرانی موجود، وجود ندارد. با نگاهی گذرا به عملکرد رژیم در حوزهی داخلی و روابط خارجی، به هیچ شکل نشانهای از توجه به تبعات اجتماعی تصمیمات اشتباه و بحران آفرین خویش را نمیتوان مشاهده نمود. مناقشه بر سر سلطه با چاشنی مقولات هستهای و موشکی و گسترش حوزهِ نفوذ و قدرت در یمن، فلسطین، لبنان، سوریه و عراق انطباقی با ادعای «سال رونق تولید» ندارد. در این میان هنگامی که ایران کاملا از برجام خارج گردید، آنگاه مرحلهی جدیدی از بازی جنگ و سلطه آغاز خواهد شد، زیرا ایران و قدرتهای امپریالیستی بینالدولی درحالی که هر دو بشدت آلوده بحرانهای بیامان هستند، در فضایی کاملا پر تنشی قرار دارند. اما باید توجه داشت که بروز و شرکت در چنین جنگی هیچگاه
اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور از بحران، دولت استبدادی اسلامی ایران را در تمامی حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دچار عمیقترین بنبستها، بحرانها و آشفتگیهای ساختاری نموده است. در این میان دامنهی بحرانهای مرگبار به کل حوزههای حیات اجتماعی و زیستیِ فرد به فرد شهروندان ایرانی گسترش یافته است. این امر موجبات بروز فقر در زمینههای فکری، اندیشهورزی و زیستی را نیز فراهم نموده است. این فقر تحت تأثیر تکانههای مرگبار سیاسی ـ اقتصادی هر روز عرصه را بر خلقهای ایرانی تنگتر نموده است. بنابراین وظیفهی تاریخی خلقهای ایران این است که رهیافت دموکراتیک از بحرانهای موجود را با توسل به آگاهی و اراده وجودی خویش بیابد. جامعه و اجتماعات انسانی تنها منبع تعیینکننده و نیرو بخش برای گسترش و نیل به رهایی و آزادی جمعی میباشد.
سیاستهای تنشزایانهی نظام استبدادی کنونی ایران در داخل و خارج از ایران، وارد فاز «سیاستهای جنگافروزانه» گشته و جز دو راهی «تسلیمپذیری یا جنگ و نابودی» راهی برای حاکمیت باقی نمانده است. نکته حائز اهمیت این است که برعکس تبلیغات دروغین ماشین فرسوده مطبوعاتی و رسانهای رژیم، موازنه سیاسی به نفع ابرقدرتها تغییر نموده و امکان فراوانی وجود دارد که در این وادی خلقهای ایران نیز متحمل عواقب فلاکتبار آن گردند. در عرصهی دیپلماتیک اصطکاک سیاسی مستمر رژیم با کشورهای همسایه دور و نزدیک، ایران را منزوی ساخته است. در حوزهی اقتصادی، سرمایهگذاران خارجی و داخلی تقریبا میتوان گفت وجود ندارد، تولیدات کشاورزی، مسکن و صنعت از رونق افتاده و طرحهای تولیدی و عمرانی اکثرا متوقف گشتهاند. کاهش درآمدهای نفتی برای رژیم بدل به یک چالش بزرگ گردیده است؛ چرا که اقتصاد ایران یک اقتصاد رانتی و نفتی است. تمامیتخواهی و خودمحوری دولتی در اقتصادِ بیرمق و پر از فساد و مافیا، ریشه در ذهنیت فاشیستی نظام و ساختار غارتگر آن دارد. باید توجه داشت بحران موجود تنها به محدود شدن منابع مالی اقتصادی ایران بر اثر تحریمها باز نمیگردد، بلکه تفکرات شوونیستی حاکم در حوزه اقتصاد و ساختار قدرت سبب عمیق شدن هر چه بیشتر بحران گردیده است. تمامی سیاستگذاریها تحتالشعاع منافع قدرتطلبانه و مرکزگرایانهی مافیاهای مالی و اقتصادی درون رژیم قرار گرفته و در این میان جوامع ایرانی قربانیان اصلی و بزرگ این امر هستند.
رهاورد رقابت برای قدرت از سویی منجر به سوداگری عناصر رأس هرم قدرت و بروز زنجیره و سریالهایی از اختلاس، کلاهبرداریهای بزرگ و کلان مالی شده و از سوی دیگر برآیندی جز فقر، گرسنگی، اعتیاد، خودکشی، بیکاری، رکود و تورم افسارگسیخته را برای خلقهای ایران بدنبال نداشته است. تمامی تبلیغات شرکتها و رسانههای نظام در خصوص عزت و افتخار جمهوری اسلامی ایران، با واقعیت وجودی بحرانهای موجود اجتماعی، فرسنگها فاصله دارد. مسئله چالش برانگیز، عدم مدیریت توانمند و دموکراتیک اقتصاد و اجتماع است. لذا چالش مقابله با فاسد به معنای ابرچالش وجودی نظام در رأس کلیهی بحرانهای موجود در ایران وجود دارد؛ زیرا تمامی برخوردها و رفتارهای نظام حاکم در هر حوزهای، سیاسی و قدرتگرایانه و استبدادی است.
قطع یقین جنگ جهانی سوم که علیه خلقکورد و رهبر اوجالان آغاز و کوردستان سالهاست مرکز آن است، مدتهاست با رسیدن به اواسط عمر خود، نوک پیکان را هرچه بیشتر بسوی ایران نشانه رفته است. این جنگ فقط با تحقق موضوع تغییر ساختار سیاسی-اقتصادی ایران یا از طریق جنگ یا تسلیمپذیری به پایان خود نزدیک خواهد شد. به دلیل کنشهای امپریالیستی و منفعتطلبانه از جانب سرمایهداری بینالدولی و همراستا و در تقابل با آن اتخاذ رویکردهای بسته و استبدادی مرتجع از سوی رژیم استبدادی ایران، امید چندانی به حل و بروز فراشدی دموکراتیک در وضعیت بحرانی موجود، وجود ندارد. با نگاهی گذرا به عملکرد رژیم در حوزهی داخلی و روابط خارجی، به هیچ شکل نشانهای از توجه به تبعات اجتماعی تصمیمات اشتباه و بحران آفرین خویش را نمیتوان مشاهده نمود. مناقشه بر سر سلطه با چاشنی مقولات هستهای و موشکی و گسترش حوزهِ نفوذ و قدرت در یمن، فلسطین، لبنان، سوریه و عراق انطباقی با ادعای «سال رونق تولید» ندارد. در این میان هنگامی که ایران کاملا از برجام خارج گردید، آنگاه مرحلهی جدیدی از بازی جنگ و سلطه آغاز خواهد شد، زیرا ایران و قدرتهای امپریالیستی بینالدولی درحالی که هر دو بشدت آلوده بحرانهای بیامان هستند، در فضایی کاملا پر تنشی قرار دارند. اما باید توجه داشت که بروز و شرکت در چنین جنگی هیچگاه
گذار دموکراتیک
فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور…
به سود خلقهای ایران نیست.
به نظر میرسد رژیم استبدادی ایران، تشدید و برساخت فضای نظامی- امنیتی(ملیتاریزه) در شرق کوردستان بر رونق اقتصادی و توسعهیافتگی این مناطق ارجحتر و متقدمتر میداند، لذا اقشار اجتماعی، بویژه کولبران بهعنوان قربانی و ابزاری جهت برقراری سلطه و حاکمیت نظامی سپاه پاسداران در شرق کوردستان انتخاب میشوند. رژیمهای تمامیتخواه ایران و ترکیه دارای سناریوهای مشترکی علیه خلق کورد هستند. این امر بهویژه از سال 2006 تاکنون بیشتر و همسوتر شده است. مسلما تشکیل کمیته راهبردی مشترک اقتصادی و امضای سند همکاریهای راهبردی و نیز برگزاری هر شش ماه نشست دوجانبهی ایران و ترکیه درواقع بخش پوستهای ضدیت آنان با جنبش آزادیخواهی خلق کورد است. درب همپیمانی ایران ـ ترکیه همچنان بر پاشنهی خصومت علیه کوردها میچرخد. میتوان گفت تضادها و تنشهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی بسیار زیاد و لزوما تاریخی میان رژیم فاشیستی ترکیه و رژیم استبدادی اسلامی ایران وجود داشته و دارد، اما فصل مشترک هر دو رژیم تصاحب و حاکمیت مستقیم بر منطقهی ژئواستراتژیک و ژئوپولتیکِ کوردستان میباشد.
در روزهای اخیر رژیم استبدای اسلامی ایران برای فریب و انحراف افکار عمومی و همچنین هراس از تأثیرگذاری و گسترش جنبش آزادیخواهی خلق کورد، ناچار به برگزاری دو کنگره یعنی «کنگره شهدای کوردستان» و «کنگره مشاهیر کورد» در شهرستان سنندج نمود. برگذاری چنین کارناوالهای پوشالی در راستای مقابله، خنثی و بیتاثیر نمودن مخالفتهای اجتماعی خلقی و محافل روشنفکری و سیاسی صورت میگیرد. برگزاری این کنگرهها یا بهتربگوییم کارناوالهای پوشالی درحالی است که حق آموزش به زبان کوردی در قانون اساسی رژیم وجود ندارد و سیاستهای آسیمیلاسیون(همگونسازی) فرهنگی در مقیاسی عظیم و گسترده تمامی خلقهای ایران را به وضعیتی فاجعهبار دچار نموده است. دعوت شخصیتهای هنری کورد به کنگرهها و سوءاستفادهی ابزاری از آنها به مثابه دژکوب جهت درهمشکستن دژ مقاومت خلق کورد، همانا تکرار سناریوی شکستخورده دولت فاشیستی ترکیه در سال 2013 است. لذا چنین کنگره هایی در سراسر ایران در صددند اندیشه شوونیستی را در برابر اندیشهی آزادیخواهانه برسازد. هر فعال سیاسی و اجتماعی باید این امر را درک نماید که این کارناوالهای بهظاهر هنری و لوکس در بطن خود انکار موجودیت و هویت خلقهای ایران و بخصوص کورد را میپرورانند.
بدون شک ارائه راهکارهای برونرفت از روند سقوط اجتماعی کنونی در ایران و شرق کوردستان، اساسیترین وظیفه تاریخی در مسیر رهایی ملتهای ایران است. هر راهکاری بر مبانی دموکراسی محلی ارادهمند و تحقق ملت دموکراتیک استوار باشد، از جانب جنبش آزادیخواهی خلقمان و کودار پذیرفته خواهد شد. بسیاری از سازمانها و نهادهای مدنی، حقوق بشری و روشنفکران با هدف برونرفت از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مشغول فعالیتند، اما این تلاشها کافی، یکپارچه و همسو نمیباشد؛ لذا تمامی این نهادها بهعنوان پیشاهنگان تودههای خلقی بهتر است ابتکار عمل اجتماعی سازمانی را بدست گرفته و با حرکت در مسیر تشکیل سازمانهای مردم نهاد و خودجوش و با اقدامات دموکراتیک کمیتههای مردمی «نه به اعدام»، «آزادی زندانیان سیاسی و مدنی»، «حفاظت از محیط زیست» و «رفع بحرانهای اجتماعی» گام بردارند. وجود بحران و مسئله در زمینههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوق بشری یک واقعیت انکارناپذیر است که کلید حل آن در دست خود جامعه میباشد. چهبسا سرانی که در رأس هرم قدرت حاکمیت میباشند، حتی وجود بحران و بحرانیبودن وضعیت سیاسی و زیستی در ایران را انکار نمایند. بعنوان مثال اکثر سران حکومتی وجود زندانی سیاسی را تکذیب میکنند. لذا در چنین فضای خودانکارگرانه و بنبستگونهای، پیشبرد حرکتهای اجتماعی مدرن تنها اصل تعیینکننده ادامهی حیات اجتماعی و سیاسی خلق کورد و خلقهای ایران میباشد.
در حوزه فعالیتی و مبارزاتی احزاب و جنبشهای ایرانی و کوردستانی، ایجاد «پلاتفرم اتحاد نیروهای دموکراتیک و روشنفکران» گریزناپذیر است. زیرا تنها ایجاد این پلاتفرم میتواند مکمل مبارزه سازمانهای مدنی و مردمنهاد و پشتیبان آنها گردد و مهر تأییدی باشد بر داعیه مبارزه آزادیخواهانه احزاب، سازمانها و روشنفکران. خمیرمایه اصلی این پلاتفرم باید «دموکراسی رادیکال» با اتکای بر سیاست دموکراتیک در راستای بازآفرینی حرکتهای مدنی باشد. قدر مسلم مشارکت ننمودن فعالانهی هر حزب و جریانی سیاسی از این وظیفه تاریخی، آن سازمان و حزب را بهصورتی طبیعی از چرخه مبارزاتی و مشارکت دموکراتیک اجتماع خارج خواهد ساخت. هدف اساسی پلاتفرم، پیشبرد دموکراسی، حل بحرانهای اجتماعی و ایجاد خودمدیریتی دموکراتیک با توجه به اصل عدم تمرکز و انحصار قدرت در ایران فردا خواهد بود. این رویه اخلاقی ـ سیاسی، تمامی
به نظر میرسد رژیم استبدادی ایران، تشدید و برساخت فضای نظامی- امنیتی(ملیتاریزه) در شرق کوردستان بر رونق اقتصادی و توسعهیافتگی این مناطق ارجحتر و متقدمتر میداند، لذا اقشار اجتماعی، بویژه کولبران بهعنوان قربانی و ابزاری جهت برقراری سلطه و حاکمیت نظامی سپاه پاسداران در شرق کوردستان انتخاب میشوند. رژیمهای تمامیتخواه ایران و ترکیه دارای سناریوهای مشترکی علیه خلق کورد هستند. این امر بهویژه از سال 2006 تاکنون بیشتر و همسوتر شده است. مسلما تشکیل کمیته راهبردی مشترک اقتصادی و امضای سند همکاریهای راهبردی و نیز برگزاری هر شش ماه نشست دوجانبهی ایران و ترکیه درواقع بخش پوستهای ضدیت آنان با جنبش آزادیخواهی خلق کورد است. درب همپیمانی ایران ـ ترکیه همچنان بر پاشنهی خصومت علیه کوردها میچرخد. میتوان گفت تضادها و تنشهای سیاسی اقتصادی و اجتماعی بسیار زیاد و لزوما تاریخی میان رژیم فاشیستی ترکیه و رژیم استبدادی اسلامی ایران وجود داشته و دارد، اما فصل مشترک هر دو رژیم تصاحب و حاکمیت مستقیم بر منطقهی ژئواستراتژیک و ژئوپولتیکِ کوردستان میباشد.
در روزهای اخیر رژیم استبدای اسلامی ایران برای فریب و انحراف افکار عمومی و همچنین هراس از تأثیرگذاری و گسترش جنبش آزادیخواهی خلق کورد، ناچار به برگزاری دو کنگره یعنی «کنگره شهدای کوردستان» و «کنگره مشاهیر کورد» در شهرستان سنندج نمود. برگذاری چنین کارناوالهای پوشالی در راستای مقابله، خنثی و بیتاثیر نمودن مخالفتهای اجتماعی خلقی و محافل روشنفکری و سیاسی صورت میگیرد. برگزاری این کنگرهها یا بهتربگوییم کارناوالهای پوشالی درحالی است که حق آموزش به زبان کوردی در قانون اساسی رژیم وجود ندارد و سیاستهای آسیمیلاسیون(همگونسازی) فرهنگی در مقیاسی عظیم و گسترده تمامی خلقهای ایران را به وضعیتی فاجعهبار دچار نموده است. دعوت شخصیتهای هنری کورد به کنگرهها و سوءاستفادهی ابزاری از آنها به مثابه دژکوب جهت درهمشکستن دژ مقاومت خلق کورد، همانا تکرار سناریوی شکستخورده دولت فاشیستی ترکیه در سال 2013 است. لذا چنین کنگره هایی در سراسر ایران در صددند اندیشه شوونیستی را در برابر اندیشهی آزادیخواهانه برسازد. هر فعال سیاسی و اجتماعی باید این امر را درک نماید که این کارناوالهای بهظاهر هنری و لوکس در بطن خود انکار موجودیت و هویت خلقهای ایران و بخصوص کورد را میپرورانند.
بدون شک ارائه راهکارهای برونرفت از روند سقوط اجتماعی کنونی در ایران و شرق کوردستان، اساسیترین وظیفه تاریخی در مسیر رهایی ملتهای ایران است. هر راهکاری بر مبانی دموکراسی محلی ارادهمند و تحقق ملت دموکراتیک استوار باشد، از جانب جنبش آزادیخواهی خلقمان و کودار پذیرفته خواهد شد. بسیاری از سازمانها و نهادهای مدنی، حقوق بشری و روشنفکران با هدف برونرفت از بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مشغول فعالیتند، اما این تلاشها کافی، یکپارچه و همسو نمیباشد؛ لذا تمامی این نهادها بهعنوان پیشاهنگان تودههای خلقی بهتر است ابتکار عمل اجتماعی سازمانی را بدست گرفته و با حرکت در مسیر تشکیل سازمانهای مردم نهاد و خودجوش و با اقدامات دموکراتیک کمیتههای مردمی «نه به اعدام»، «آزادی زندانیان سیاسی و مدنی»، «حفاظت از محیط زیست» و «رفع بحرانهای اجتماعی» گام بردارند. وجود بحران و مسئله در زمینههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حقوق بشری یک واقعیت انکارناپذیر است که کلید حل آن در دست خود جامعه میباشد. چهبسا سرانی که در رأس هرم قدرت حاکمیت میباشند، حتی وجود بحران و بحرانیبودن وضعیت سیاسی و زیستی در ایران را انکار نمایند. بعنوان مثال اکثر سران حکومتی وجود زندانی سیاسی را تکذیب میکنند. لذا در چنین فضای خودانکارگرانه و بنبستگونهای، پیشبرد حرکتهای اجتماعی مدرن تنها اصل تعیینکننده ادامهی حیات اجتماعی و سیاسی خلق کورد و خلقهای ایران میباشد.
در حوزه فعالیتی و مبارزاتی احزاب و جنبشهای ایرانی و کوردستانی، ایجاد «پلاتفرم اتحاد نیروهای دموکراتیک و روشنفکران» گریزناپذیر است. زیرا تنها ایجاد این پلاتفرم میتواند مکمل مبارزه سازمانهای مدنی و مردمنهاد و پشتیبان آنها گردد و مهر تأییدی باشد بر داعیه مبارزه آزادیخواهانه احزاب، سازمانها و روشنفکران. خمیرمایه اصلی این پلاتفرم باید «دموکراسی رادیکال» با اتکای بر سیاست دموکراتیک در راستای بازآفرینی حرکتهای مدنی باشد. قدر مسلم مشارکت ننمودن فعالانهی هر حزب و جریانی سیاسی از این وظیفه تاریخی، آن سازمان و حزب را بهصورتی طبیعی از چرخه مبارزاتی و مشارکت دموکراتیک اجتماع خارج خواهد ساخت. هدف اساسی پلاتفرم، پیشبرد دموکراسی، حل بحرانهای اجتماعی و ایجاد خودمدیریتی دموکراتیک با توجه به اصل عدم تمرکز و انحصار قدرت در ایران فردا خواهد بود. این رویه اخلاقی ـ سیاسی، تمامی
گذار دموکراتیک
فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور اوضاع سیاسی ـ اقتصادی ایران که شالوده آن بر بنیان استبداد عمیق و لزوما تاریخی برساخته شده است، در قالب بحرانهای اجتماعی و ذهنیتی بروز نموده و بدلیل خصلت ضد دموکراتیک راهکارهای ارائه شده از جانب رژیم برای عبور…
احزاب و سازمانها را در زمینهای دموکراتیک و غیرمتمرکز گردهم خواهد آورد.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، کودار باور دارد که میتوان برای آزادی خلقهای ایران پیشاهنگی و مشارکت دموکراتیک را بر منافع تنگ حزبی ـ سازمانی ارجحیت داد و دستاوردهای مشترک زیادی را با توسل به «خرد جمعی مشترک و آزاد» خارج از دایره قدرتـدولت کسب نمود. این تنها شانس همگان برای استفاده از فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور است.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، #کودار
15/7/2019
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، کودار باور دارد که میتوان برای آزادی خلقهای ایران پیشاهنگی و مشارکت دموکراتیک را بر منافع تنگ حزبی ـ سازمانی ارجحیت داد و دستاوردهای مشترک زیادی را با توسل به «خرد جمعی مشترک و آزاد» خارج از دایره قدرتـدولت کسب نمود. این تنها شانس همگان برای استفاده از فرصت تاریخی موجود برای نیل به دموکراسی خلقمحور است.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، #کودار
15/7/2019
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
#پژاک، پدیدهای نوین در حوزهی سیاسی
✍🏻 #زاگروس_مانی
در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی نوین در حوزهی فرهنگ سیاسی در ایران و میان احزاب دیگر قلمداد نمود؟
در این راستا برای پاسخگویی به پرسش پیشروی ابتدا توضیحی کوتاه از مفهوم پدیده و مولفههای شناختی آن میدهیم. سپس به این موضوع میپردازیم که آیا پژاک در ساخت سیاسی-اجتماعی یک پدیده به شمار میآید یا تنها شکلی تغییر یافته از ساختارهای حزبی کلاسیک است.
🆔 @GozarDemocratic
✍🏻 #زاگروس_مانی
در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی نوین در حوزهی فرهنگ سیاسی در ایران و میان احزاب دیگر قلمداد نمود؟
در این راستا برای پاسخگویی به پرسش پیشروی ابتدا توضیحی کوتاه از مفهوم پدیده و مولفههای شناختی آن میدهیم. سپس به این موضوع میپردازیم که آیا پژاک در ساخت سیاسی-اجتماعی یک پدیده به شمار میآید یا تنها شکلی تغییر یافته از ساختارهای حزبی کلاسیک است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#پژاک، پدیدهای نوین در حوزهی سیاسی ✍🏻 #زاگروس_مانی در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی…
#پژاک، پدیدهای نوین در حوزهی سیاسی
✍🏻 #زاگروس_مانی
در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی نوین در حوزهی فرهنگ سیاسی در ایران و میان احزاب دیگر قلمداد نمود؟
در این راستا برای پاسخگویی به پرسش پیشروی ابتدا توضیحی کوتاه از مفهوم پدیده و مولفههای شناختی آن میدهیم. سپس به این موضوع میپردازیم که آیا پژاک در ساخت سیاسی-اجتماعی یک پدیده به شمار میآید یا تنها شکلی تغییر یافته از ساختارهای حزبی کلاسیک است.
پدیده
واژهی پدیده که معادل لاتین آن Phenomenon است واژهایست یونانی که در اصل به معنای چیزی که ظاهر میشود و قابل رویت است. واژهی فارسی پدیده صورتی از واژهی پارسی میانه «پددیدگ» است که از دو جزء پَد (به) + دیدَگ (دیده) گرفته شده و به معنای دیدارپذیر است. در علوم انسانی نیز پدیده به آنچه اطلاق میشود که دارای واقعیتی مدرک و یا قابل ادراک باشد. در زبان جامعهشناسی کلمهی پدیده به یک واقعیت اجتماعی به هر شکل و صورت که باشد و صرفا با توجه به مسلمبودنش برای همگان، عینی بودن و تردید ناپذیریاش، اطلاق میشود.
منظور از پدیدههای اجتماعی وقایع یا حوادث و یا هر امر اجتماعیست که قابل توصیف و تبیینِ علمی باشد. برای جامعهشناس پدیدههای اجتماعی ناشی از خصلتهای جمعی، خانوادگی، طبقاتی و یا ملّی هستند و در حکم نتایجی از اعمال متقابل افراد و نفوذ اجتماعات بر افراد تلقی میشوند. نکتهی اساسی که باید در نظر داشت این است که پدیده یا پدیدههای سیاسیـ اجتماعی با توجه به شرایط زمانی و مکانی و زمینههای فکری و ادراکی مردم شکل میگیرند. بدین معنی که ظهور یک پدیده وابسته به آرزوها و یاسها، کمبودهای اجتماعی و فرد و کارا نبودن ساختارهای اجتماعی-سیاسی پیشین است. شاید بتوان گفت که اصل کنش و واکنش در به وجود آمدن آن نقش بسزایی دارد. اما بروز یک پدیده تنها یک واکنش در برابر کنشِ پیشین نیست. چرا که اگر پدیدهی رویداده را تنها واکنشی به کنشِ سیاسیـ اجتماعی پیشین که کارایی و کارویژهی خود را در عرصهی اجتماعی از دست داده قلمداد نمایم در این حالت آن را نمیتوان پدیده نامید. دلیل این امر آن است که ساختار و ماهیتی نوین را به وجود نیاورده در واقع باز تعریفی از ساختار پیشین است. یکی از ویژگیهای مهم پدیده نوظهور بودن آن است؛ در غیر این صورت گفتمانیست در میان گفتمانهای پیشین، البته با کمی تغییر در شکل بیرونی.
در طول تاریخ معاصر احزاب و نیروهای موجود در ایران و شرق کوردستان شاهد پدیدهای حزبی که از قواعد و معیارهای نظری و عملکردی گذشته فراتر رَوَد، نبودهایم. بیشتر شاهد تغییرات شکلی در تاسیس احزاب هستیم. به نوعی واکنش در مقابل احزاب پیشین سبب تولد یک حزب میگردید. به عنوان مثال پس از کودتای 28 مرداد 1332 خورشیدی که بر علیه حکومت دکتر مصدق رویداد، برای جامعه و دگراندیشان این پرسش پیش آمد که چرا حزب توده علیرغم توانایی نظامی و سازماندهی و نفوذ گستردهای که در میان خلق داشت، هیچگونه تلاشی برای مقابله با کودتا ننمود. پرسشهایی از این دست سبب بازخوانی و تغییراتی در فضای ذهنی و در نهایت نمود آنها در احزاب جدیدی گردید که در دههی 40 خورشیدی تاسیس گردیدند. احزاب تازه تاسیسِ چپِ دههی 40 واکنشی بودند به وابستگی شدید حزب توده به اتحاد جماهیر شوروی و همچنین خفقانی که پس از کودتای 1332 از جانب حکومت پهلوی و وابستگی حکومت به ایالات متحدهی آمریکا به وجود آمده بود.
با تمامی تلاشها و شهادتهایی که در این راه بهوجود آمد، باید گفت که این احزاب نیز راهبرون رفت از وضعیت موجود را نیافتند. چرا که آنها با تاکید بیش از حد بر خطمشی مسلحانه و در اولویتِ دوم قراردادن سازماندهی اقشار مختلف مردم، در ادیبات و عقلانیت سیاسی خویش، ناخودآگاه از همان الگو و عقلانیت پیشین تبعیت کردند. الگو و عقلانیتی که جایگاه والایی در عرصهی عمل و فکر برای حزب در نظر میگرفت. عقلانیتی که حزب را سروَر و فَرای خلق میپنداشت. در حقیقت بازتعریفی از ساختارهای ذهنی و عملکردیِ قدیمیست که بر پایه و اصل شبانپنداری، پدرخواندگی، دانای مطلق بودنِ خود به عنوان حزب یا دولت، برساختهشدهاند. در مقابل، نقش و جایگاه خلق در حد تودهای بیادراک و به دور از تعقل که احساسی، ناآگاه و بهدور از عقلانیت میباشند در نظر گرفته شد. بر همین مبنا احزاب رفتار و عملکردهای پدرمآبانهی خود را موجه و روا میپنداشتند. این چنین دیدگاه در واقع افق غالب بیشتر احزاب در ایران به حساب میآید، تفاوتی در چپ یا راست بودن آنها وجود نداشت.
در مورد احزاب در شرق کوردستان باید بیان کرد که بیشتر آنها به نوعی وابستهی فکری احزاب مرکز بودند، البته با این تفاوت که در برخی از احز
✍🏻 #زاگروس_مانی
در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی نوین در حوزهی فرهنگ سیاسی در ایران و میان احزاب دیگر قلمداد نمود؟
در این راستا برای پاسخگویی به پرسش پیشروی ابتدا توضیحی کوتاه از مفهوم پدیده و مولفههای شناختی آن میدهیم. سپس به این موضوع میپردازیم که آیا پژاک در ساخت سیاسی-اجتماعی یک پدیده به شمار میآید یا تنها شکلی تغییر یافته از ساختارهای حزبی کلاسیک است.
پدیده
واژهی پدیده که معادل لاتین آن Phenomenon است واژهایست یونانی که در اصل به معنای چیزی که ظاهر میشود و قابل رویت است. واژهی فارسی پدیده صورتی از واژهی پارسی میانه «پددیدگ» است که از دو جزء پَد (به) + دیدَگ (دیده) گرفته شده و به معنای دیدارپذیر است. در علوم انسانی نیز پدیده به آنچه اطلاق میشود که دارای واقعیتی مدرک و یا قابل ادراک باشد. در زبان جامعهشناسی کلمهی پدیده به یک واقعیت اجتماعی به هر شکل و صورت که باشد و صرفا با توجه به مسلمبودنش برای همگان، عینی بودن و تردید ناپذیریاش، اطلاق میشود.
منظور از پدیدههای اجتماعی وقایع یا حوادث و یا هر امر اجتماعیست که قابل توصیف و تبیینِ علمی باشد. برای جامعهشناس پدیدههای اجتماعی ناشی از خصلتهای جمعی، خانوادگی، طبقاتی و یا ملّی هستند و در حکم نتایجی از اعمال متقابل افراد و نفوذ اجتماعات بر افراد تلقی میشوند. نکتهی اساسی که باید در نظر داشت این است که پدیده یا پدیدههای سیاسیـ اجتماعی با توجه به شرایط زمانی و مکانی و زمینههای فکری و ادراکی مردم شکل میگیرند. بدین معنی که ظهور یک پدیده وابسته به آرزوها و یاسها، کمبودهای اجتماعی و فرد و کارا نبودن ساختارهای اجتماعی-سیاسی پیشین است. شاید بتوان گفت که اصل کنش و واکنش در به وجود آمدن آن نقش بسزایی دارد. اما بروز یک پدیده تنها یک واکنش در برابر کنشِ پیشین نیست. چرا که اگر پدیدهی رویداده را تنها واکنشی به کنشِ سیاسیـ اجتماعی پیشین که کارایی و کارویژهی خود را در عرصهی اجتماعی از دست داده قلمداد نمایم در این حالت آن را نمیتوان پدیده نامید. دلیل این امر آن است که ساختار و ماهیتی نوین را به وجود نیاورده در واقع باز تعریفی از ساختار پیشین است. یکی از ویژگیهای مهم پدیده نوظهور بودن آن است؛ در غیر این صورت گفتمانیست در میان گفتمانهای پیشین، البته با کمی تغییر در شکل بیرونی.
در طول تاریخ معاصر احزاب و نیروهای موجود در ایران و شرق کوردستان شاهد پدیدهای حزبی که از قواعد و معیارهای نظری و عملکردی گذشته فراتر رَوَد، نبودهایم. بیشتر شاهد تغییرات شکلی در تاسیس احزاب هستیم. به نوعی واکنش در مقابل احزاب پیشین سبب تولد یک حزب میگردید. به عنوان مثال پس از کودتای 28 مرداد 1332 خورشیدی که بر علیه حکومت دکتر مصدق رویداد، برای جامعه و دگراندیشان این پرسش پیش آمد که چرا حزب توده علیرغم توانایی نظامی و سازماندهی و نفوذ گستردهای که در میان خلق داشت، هیچگونه تلاشی برای مقابله با کودتا ننمود. پرسشهایی از این دست سبب بازخوانی و تغییراتی در فضای ذهنی و در نهایت نمود آنها در احزاب جدیدی گردید که در دههی 40 خورشیدی تاسیس گردیدند. احزاب تازه تاسیسِ چپِ دههی 40 واکنشی بودند به وابستگی شدید حزب توده به اتحاد جماهیر شوروی و همچنین خفقانی که پس از کودتای 1332 از جانب حکومت پهلوی و وابستگی حکومت به ایالات متحدهی آمریکا به وجود آمده بود.
با تمامی تلاشها و شهادتهایی که در این راه بهوجود آمد، باید گفت که این احزاب نیز راهبرون رفت از وضعیت موجود را نیافتند. چرا که آنها با تاکید بیش از حد بر خطمشی مسلحانه و در اولویتِ دوم قراردادن سازماندهی اقشار مختلف مردم، در ادیبات و عقلانیت سیاسی خویش، ناخودآگاه از همان الگو و عقلانیت پیشین تبعیت کردند. الگو و عقلانیتی که جایگاه والایی در عرصهی عمل و فکر برای حزب در نظر میگرفت. عقلانیتی که حزب را سروَر و فَرای خلق میپنداشت. در حقیقت بازتعریفی از ساختارهای ذهنی و عملکردیِ قدیمیست که بر پایه و اصل شبانپنداری، پدرخواندگی، دانای مطلق بودنِ خود به عنوان حزب یا دولت، برساختهشدهاند. در مقابل، نقش و جایگاه خلق در حد تودهای بیادراک و به دور از تعقل که احساسی، ناآگاه و بهدور از عقلانیت میباشند در نظر گرفته شد. بر همین مبنا احزاب رفتار و عملکردهای پدرمآبانهی خود را موجه و روا میپنداشتند. این چنین دیدگاه در واقع افق غالب بیشتر احزاب در ایران به حساب میآید، تفاوتی در چپ یا راست بودن آنها وجود نداشت.
در مورد احزاب در شرق کوردستان باید بیان کرد که بیشتر آنها به نوعی وابستهی فکری احزاب مرکز بودند، البته با این تفاوت که در برخی از احز
گذار دموکراتیک
#پژاک، پدیدهای نوین در حوزهی سیاسی ✍🏻 #زاگروس_مانی در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی…
اب قضیهی حزب با ناسیونالیسم کاذب و یا عشیرهگرایی تلفیق گردیده که خوانش خاص سیاسی، خط مشی مشخص، راهکار برای برون رفت و جایگزین در صورت تغییر حکومت را در خود نداشت.
به نظر میرسد که یکی از دلایلی که مانع برساخت پدیدهای در حوزهی حزبی در کوردستان و ایران شده است؛ جدایی ساختارین و عمیقی میباشد که میان خلق و احزاب وجود دارد. با نگاهی به تاریخ تحزب در ایران درخواهیم یافت که با برخورد سیاسیون و تجار ایرانی با فضای صنعتی و اقتصادی غرب بهنوعی عقدهی حقارت و حس خود کمبینی در میان آنها شکل گرفت. این موضوع بعدها تبدیل به نوعی ادبیات وابستگی و سرخوردگی در میان سیاسیون شد. در این بستر و فضای ذهنی بود که اولین احزاب شکل گرفتند. نکته اینجاست که شکلگیری تحزب در ایران نه در راستای آگاهی طبقاتی، اجتماعی و پدید آوردن و گسترش سوژه و جامعهای خردمند و خودآگاه، بلکه به نوعی گرتهبرداری ناقصی بود که از مدل غربی صورت گرفت. هدف اصلی آنها مهندسی اجتماعی، سیاست و اقتصاد خلقهای ایران به سبک اروپایی بود. در این راستا حزب را مانند تمامی کالاهای وارداتی دیگر از خارج وارد کردند. تفکر و ذهنیت حاکم بر احزاب در برخورد با مردم، آمرانه، پندوار و دستوری بود. این تلقی بهوجود آمد که بهنوعی خود را مغز متفکر و خلق را بدنی فرض نمودند که هیچ عقلانیتی از خود ندارد. بدین صورت رابطهای به شکل سلطه و تابعیت در ادبیات سیاسی احزاب بهوجود آمد. این موضوع بعدها باعث گسست فکری و ایدئولوژیکی میان احزاب و مردم شد. شکاف آن چنان عمیق شد که احزاب به جای آنکه پاسخی به خواستههای خلق شوند و در همان حالت به بار معنایی و خرد سیاسی آنها بیفزایند، موجبات نادیده گرفتن، تزریق و اشاعهی خواستههای حزبی خود آنها گردیدند.
به نظر میرسد یکی از دلایلی که پس از انقلاب 1357 و تاکنون سبب بنبست و انزوای سیاسی احزاب ایران و شرق کوردستان گردیده است، همین فاصله و گسل میان حزب و خلق است. این گسست از شهروندان و خلق علتالعلل آن شد که احزاب در انتظار بروز رخداد و یا دخالت خارجی در ایران باشند و این احزاب نیز با مداخلهای سریع، سهمی از قدرت را به خود اختصاص دهند. در این نوع برخورد جایی برای سازماندهی خلقی و آگاهیبخشی به آنها وجود ندارد.
پژاک جوان ، پدیدهای نوین
هدف از بازگو کردن موضوعات و آسیبهایی که در حوزهی تحزب در ایران و شرق کوردستان بیان این موضوع بود که برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران دیگر با راهکارهایی که فاقد توانایی گشایش در عرصهی سیاسیـ اجتماعیاند، نمیتوان متوسل شد. در حقیقت در این بسترها بود که حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) پدید آمد. پژاک با اشراف بر تاریخ تحزب در ایران و شرق کوردستان و تحلیل وضعیت موجود منطقهای و تغییرات و نقش سرمایهداری بینالمللی در گسترهی جهان امروز و منطقه، پا به عرصهی پر تلاطم سیاسی-اجتماعی گذارد. پژاک بر این امر واقف بود که با گفتمان سنتی نمیتوان پاسخگوی مسائل و مشکلات امروز شد. بر این اساس نقطهی پرگار نقد خود را حول محور تاریخ تحزب و آسیبشناسی احزاب مختلف گذارد. در این چارچوب پژاک با دقت نظر متوجه مشکلاتی بنیادین در ساختارهای پیشین حزبی گردید که سبب انحرافات بزرگی در مسیر تکوین سیاسی-اجتماعی جامعه شدهاند. بر همین مبنا در صدد رفع آنها بر آمد. شاید بتوان موارد زیر را به عنوان عمده مسائلی نام برد که در نگرش سنتی به امرسیاسی بیان نمود:
1. انقطاع عاطفی و زیستی با خلق و در پیشگرفتن تفکر حزبِ خدایی و سروریت بر مردم (رعایای سیاسی)
2. عدم اعتقاد به خرد، آگاهی و ادراکات جمعی که سبب بروز این توهم در حوزهی سیاسی گردید که یک حزب میتواند گفتمان غالب و فصلالختامی برای تمامی تنوعات باشد.
3. عدم خوانش صحیح از تاریخ، باورداشتها، خواستهها، تمایلات و روندهای اجتماعی خلقهای ایران موجب گردید که احزاب کلاسیک به جای اتکا به نیرو و تواناییهای بالقوهی خلق به دنبال یاریگرفتن از دولتهای منطقهای و فرامنطقهای باشند. این موضوع باعث وابستگی شدید به دولتهایی گردید که چنین احزابی به آنها اتکا نموده بودند. انحراف از اینجا آغاز شد که خواستههای قدرت و دولتهای سرمایهداری بر منافع خلقی ارجحیت پیدا میکرد و حزب مربوطه نیز به تدریج و با گذر زمان رفتار، داد و ستدهایی الهام گرفته از دولت با مردم را سرلوحهی کار خویش قرار داد.
4. در نظر نگرفتن نقشویژهی عامل انسانی بهعنوان عامل تعیینکننده که برسازنده و گسترشدهندهی فضاهای فکری-زیستی دموکراتیک در تمامی عرصهها است.
در راستای پیونددادن و کاهش دوگانگیهای موجود در فضای سیاسی حاکم، پژاک کل جامعهی انسانی را به عنوان سوژهی آگاه قلمداد میکند. تفاوت میان تئوری و عمل و بهویژه گسست میان خلق و حزب، پژاک را بر آن داشت که خلق را به سوژه بودن هر فرد در جامعهی کوردستان مبدل نموده و روی سیاستهای خود را خطاب
به نظر میرسد که یکی از دلایلی که مانع برساخت پدیدهای در حوزهی حزبی در کوردستان و ایران شده است؛ جدایی ساختارین و عمیقی میباشد که میان خلق و احزاب وجود دارد. با نگاهی به تاریخ تحزب در ایران درخواهیم یافت که با برخورد سیاسیون و تجار ایرانی با فضای صنعتی و اقتصادی غرب بهنوعی عقدهی حقارت و حس خود کمبینی در میان آنها شکل گرفت. این موضوع بعدها تبدیل به نوعی ادبیات وابستگی و سرخوردگی در میان سیاسیون شد. در این بستر و فضای ذهنی بود که اولین احزاب شکل گرفتند. نکته اینجاست که شکلگیری تحزب در ایران نه در راستای آگاهی طبقاتی، اجتماعی و پدید آوردن و گسترش سوژه و جامعهای خردمند و خودآگاه، بلکه به نوعی گرتهبرداری ناقصی بود که از مدل غربی صورت گرفت. هدف اصلی آنها مهندسی اجتماعی، سیاست و اقتصاد خلقهای ایران به سبک اروپایی بود. در این راستا حزب را مانند تمامی کالاهای وارداتی دیگر از خارج وارد کردند. تفکر و ذهنیت حاکم بر احزاب در برخورد با مردم، آمرانه، پندوار و دستوری بود. این تلقی بهوجود آمد که بهنوعی خود را مغز متفکر و خلق را بدنی فرض نمودند که هیچ عقلانیتی از خود ندارد. بدین صورت رابطهای به شکل سلطه و تابعیت در ادبیات سیاسی احزاب بهوجود آمد. این موضوع بعدها باعث گسست فکری و ایدئولوژیکی میان احزاب و مردم شد. شکاف آن چنان عمیق شد که احزاب به جای آنکه پاسخی به خواستههای خلق شوند و در همان حالت به بار معنایی و خرد سیاسی آنها بیفزایند، موجبات نادیده گرفتن، تزریق و اشاعهی خواستههای حزبی خود آنها گردیدند.
به نظر میرسد یکی از دلایلی که پس از انقلاب 1357 و تاکنون سبب بنبست و انزوای سیاسی احزاب ایران و شرق کوردستان گردیده است، همین فاصله و گسل میان حزب و خلق است. این گسست از شهروندان و خلق علتالعلل آن شد که احزاب در انتظار بروز رخداد و یا دخالت خارجی در ایران باشند و این احزاب نیز با مداخلهای سریع، سهمی از قدرت را به خود اختصاص دهند. در این نوع برخورد جایی برای سازماندهی خلقی و آگاهیبخشی به آنها وجود ندارد.
پژاک جوان ، پدیدهای نوین
هدف از بازگو کردن موضوعات و آسیبهایی که در حوزهی تحزب در ایران و شرق کوردستان بیان این موضوع بود که برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران دیگر با راهکارهایی که فاقد توانایی گشایش در عرصهی سیاسیـ اجتماعیاند، نمیتوان متوسل شد. در حقیقت در این بسترها بود که حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) پدید آمد. پژاک با اشراف بر تاریخ تحزب در ایران و شرق کوردستان و تحلیل وضعیت موجود منطقهای و تغییرات و نقش سرمایهداری بینالمللی در گسترهی جهان امروز و منطقه، پا به عرصهی پر تلاطم سیاسی-اجتماعی گذارد. پژاک بر این امر واقف بود که با گفتمان سنتی نمیتوان پاسخگوی مسائل و مشکلات امروز شد. بر این اساس نقطهی پرگار نقد خود را حول محور تاریخ تحزب و آسیبشناسی احزاب مختلف گذارد. در این چارچوب پژاک با دقت نظر متوجه مشکلاتی بنیادین در ساختارهای پیشین حزبی گردید که سبب انحرافات بزرگی در مسیر تکوین سیاسی-اجتماعی جامعه شدهاند. بر همین مبنا در صدد رفع آنها بر آمد. شاید بتوان موارد زیر را به عنوان عمده مسائلی نام برد که در نگرش سنتی به امرسیاسی بیان نمود:
1. انقطاع عاطفی و زیستی با خلق و در پیشگرفتن تفکر حزبِ خدایی و سروریت بر مردم (رعایای سیاسی)
2. عدم اعتقاد به خرد، آگاهی و ادراکات جمعی که سبب بروز این توهم در حوزهی سیاسی گردید که یک حزب میتواند گفتمان غالب و فصلالختامی برای تمامی تنوعات باشد.
3. عدم خوانش صحیح از تاریخ، باورداشتها، خواستهها، تمایلات و روندهای اجتماعی خلقهای ایران موجب گردید که احزاب کلاسیک به جای اتکا به نیرو و تواناییهای بالقوهی خلق به دنبال یاریگرفتن از دولتهای منطقهای و فرامنطقهای باشند. این موضوع باعث وابستگی شدید به دولتهایی گردید که چنین احزابی به آنها اتکا نموده بودند. انحراف از اینجا آغاز شد که خواستههای قدرت و دولتهای سرمایهداری بر منافع خلقی ارجحیت پیدا میکرد و حزب مربوطه نیز به تدریج و با گذر زمان رفتار، داد و ستدهایی الهام گرفته از دولت با مردم را سرلوحهی کار خویش قرار داد.
4. در نظر نگرفتن نقشویژهی عامل انسانی بهعنوان عامل تعیینکننده که برسازنده و گسترشدهندهی فضاهای فکری-زیستی دموکراتیک در تمامی عرصهها است.
در راستای پیونددادن و کاهش دوگانگیهای موجود در فضای سیاسی حاکم، پژاک کل جامعهی انسانی را به عنوان سوژهی آگاه قلمداد میکند. تفاوت میان تئوری و عمل و بهویژه گسست میان خلق و حزب، پژاک را بر آن داشت که خلق را به سوژه بودن هر فرد در جامعهی کوردستان مبدل نموده و روی سیاستهای خود را خطاب
گذار دموکراتیک
#پژاک، پدیدهای نوین در حوزهی سیاسی ✍🏻 #زاگروس_مانی در این مقاله سعی بر آن است که لزوم تشکیل و پدید آمدن حزب حیات آزاد کوردستان- پژاک را با توجه به بسترهای تاریخ سیاسی تحلیل و ارزیابی نماییم. در واقع سوال محوری این است که آیا میتوان پژاک را یک پدیدهی…
به این سوژه نموده که دارای خرد، خواسته، اندیشمندی سیاسی و آگاهمند از تاریخ است. در واقع پژاک تمامی خلق کوردستان را به مثابهی سوژهی آگاه و کنشگر در نظر گرفت. این چنین دیدگاهی سبب میشود که حزب و عملکرد و رفتار حزب در دایرهی نقدِ مداوم خلق قرار گیرند. در این مرحلهی نوین هم حزب پیشبرنده است و هم خلق پیشران. خلق و انسان کورد دیگر به عنوان ابزار تولید مشروعیت و ابزاری برای به دست آوردن قدرت و یا نفوذ قلمداد نمیشوند. در واقع سوژهی آگاهِ کورد دیگر چنین اجازهای را به او نمیدهد. پس رابطهی متقابل و تعاملی میان حزب، خلق و انسان زیرمجموعهی اجتماع به واسطهی گفتمانی که پژاک حامل آن بود، به وجود آمد. البته این مناسبات به واسطهی آگاهیبخشی به جامعه میسر میگردد. باید دانست که جامعهی مخاطب دارای توازنی نابرابر در حوزهی ذهنیتی و خودآگاهی است. بنابراین پژاک برای تسریع در این امر و در برگرفتن تمامی اقشار، باورداشتها و جنسیتها اقدام به ارائهی برنامه و سیستمی شد که روند آگاهی و آگاهسازی، راهبرون رفت و مشارکت مستقیم مردم را در راستای تبلور اندیشه و عقلانیت سیاسیـ اجتماعی به نام سیستم جامعهی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) به خلق کوردستان و دیگر خلقهای ایران ارائه داد.
پژاک در راستای تکرار ننمودن و پرهیز از بازآفرینی تجربهی گذشتهی احزاب سنتی که به دلیل اعتقاد به اعمال تغییر از بالا در دام اقتدارگرایی و گسست فکری-زیستی از خلق و نادیده گرفتن توانایی خلق گردیدند؛ «استراتژی خط سوم» را مطرح نموده و در برنامهی اجرایی خود قرار داده است. خطسوم بر این امر تاکید دارد که نباید به قدرتهای سرمایهداری بینالدولی و دولتهای مستبد منطقهای اتکا نموده و طلب پشتیبانی کرد، بلکه باید خطسوم یا همان قدرت مردمی و عامل انسانی خودآگاه را اساس و منشاء اتوریتهی سیاسی و سیاستورزی قرار داد. در پیش گرفتن این راهبرد سبب ترمیمِ انحراف تاریخی در حوزهی سیاسی میگردد. اتخاذ چنین موضوعی انقلابی در مقابل سرمایهداران و اقتدارطلبانی که به واسطهی تحلیلگران، مفسران و احزاب وابسته، عقلانیت و توانایی سیاسی جامعه را به رسمیت نمیشناختند و انسان و جامعهی انسانی را به عنوان مفعول و کنشپذیر استنباط میکردند و خود را فاعل و کنشگر سیاسی میپنداشتند، محسوب میگردد.
منبع؛ آلترناتیو 73
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
پژاک در راستای تکرار ننمودن و پرهیز از بازآفرینی تجربهی گذشتهی احزاب سنتی که به دلیل اعتقاد به اعمال تغییر از بالا در دام اقتدارگرایی و گسست فکری-زیستی از خلق و نادیده گرفتن توانایی خلق گردیدند؛ «استراتژی خط سوم» را مطرح نموده و در برنامهی اجرایی خود قرار داده است. خطسوم بر این امر تاکید دارد که نباید به قدرتهای سرمایهداری بینالدولی و دولتهای مستبد منطقهای اتکا نموده و طلب پشتیبانی کرد، بلکه باید خطسوم یا همان قدرت مردمی و عامل انسانی خودآگاه را اساس و منشاء اتوریتهی سیاسی و سیاستورزی قرار داد. در پیش گرفتن این راهبرد سبب ترمیمِ انحراف تاریخی در حوزهی سیاسی میگردد. اتخاذ چنین موضوعی انقلابی در مقابل سرمایهداران و اقتدارطلبانی که به واسطهی تحلیلگران، مفسران و احزاب وابسته، عقلانیت و توانایی سیاسی جامعه را به رسمیت نمیشناختند و انسان و جامعهی انسانی را به عنوان مفعول و کنشپذیر استنباط میکردند و خود را فاعل و کنشگر سیاسی میپنداشتند، محسوب میگردد.
منبع؛ آلترناتیو 73
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
هیئتی از روژاوا به دیدار خانواده شهید دیار غریب رفتند
هیئتی از روژاوای کردستان به دیدار با خانوادهی شهید دیار غریب در شهر سلیمانیه رفتند.
هیئتی متشکل از غریب حسو ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک، ولیده بوتی ریاست مشترک شورای خانواده شهدا، منور خالد سخنگوی انجمن کانتون قامشلو، شاهوز حسن ریاست مشترک پ.ی.د، لقمان احمی ریاست حزب سبز و تلال محمد ریاست مشترک حزب صلح از روژاوای کردستان به دیدار با خانوادهی شهید دیار غریب (هلمت) در شهر سلیمانیه رفتند.
ولیده بوتی به نمایندگی از این هیئت اعلام کرد، " ما به عنوان انقلاب روژاوای کردستان از شهادت رفیق هلمت بسیار اندوهگین شدیم. پیمان خویش را دوباره میکنیم که به راه و روش شهدا ادامه خواهیم داد تا به آرزوی شهدایمان دستیابیم. "
دایه سعده مادر شهید خلق روژاوای کردستان را سپاس گفته و اعلام کرد، " امیدواریم بر راه شهدا باقی مانده و راه رفیق هلمت را به موفقیت برسانید."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هیئتی از روژاوای کردستان به دیدار با خانوادهی شهید دیار غریب در شهر سلیمانیه رفتند.
هیئتی متشکل از غریب حسو ریاست مشترک کنگره جامعه دمکراتیک، ولیده بوتی ریاست مشترک شورای خانواده شهدا، منور خالد سخنگوی انجمن کانتون قامشلو، شاهوز حسن ریاست مشترک پ.ی.د، لقمان احمی ریاست حزب سبز و تلال محمد ریاست مشترک حزب صلح از روژاوای کردستان به دیدار با خانوادهی شهید دیار غریب (هلمت) در شهر سلیمانیه رفتند.
ولیده بوتی به نمایندگی از این هیئت اعلام کرد، " ما به عنوان انقلاب روژاوای کردستان از شهادت رفیق هلمت بسیار اندوهگین شدیم. پیمان خویش را دوباره میکنیم که به راه و روش شهدا ادامه خواهیم داد تا به آرزوی شهدایمان دستیابیم. "
دایه سعده مادر شهید خلق روژاوای کردستان را سپاس گفته و اعلام کرد، " امیدواریم بر راه شهدا باقی مانده و راه رفیق هلمت را به موفقیت برسانید."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
از روزه مرگ 14 ژوئیه تا نخستین گلوله
مقاومت حزب کارگران کردستان که در ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۸۲ با روزه مرگ آغاز شد و وارد خیز بلند 15 آگوست شد، اکنون در ۳۵ سالگرد خود در کردستان و خاورمیانه وارد مقاومتی پرشور شده است.
🆔 @GozarDemocratic
مقاومت حزب کارگران کردستان که در ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۸۲ با روزه مرگ آغاز شد و وارد خیز بلند 15 آگوست شد، اکنون در ۳۵ سالگرد خود در کردستان و خاورمیانه وارد مقاومتی پرشور شده است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
از روزه مرگ 14 ژوئیه تا نخستین گلوله مقاومت حزب کارگران کردستان که در ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۸۲ با روزه مرگ آغاز شد و وارد خیز بلند 15 آگوست شد، اکنون در ۳۵ سالگرد خود در کردستان و خاورمیانه وارد مقاومتی پرشور شده است. 🆔 @GozarDemocratic
از روزه مرگ 14 ژوئیه تا نخستین گلوله
مقاومت حزب کارگران کردستان که در ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۸۲ با روزه مرگ آغاز شد و وارد خیز بلند 15 آگوست شد، اکنون در ۳۵ سالگرد خود در کردستان و خاورمیانه وارد مقاومتی پرشور شده است.
گروهی از دانشجویان تحت عنوان آپویی در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۷۸ در روستای فیس، در منطقه لیجه از توابع آمد کنگرەای را تاسیس و موجودیت سازمانی تحت عنوان حزب کارگران کردستان را اعلام کردند. بعد از اعلام موجودیت حزب کارگران کردستان، دولت فاشیست و اشغالگر ترک، به طور ویژهای دست به حمله علیه مناطق مرعش، درسیم، خارپوت، چولیک، دیلوک، آمد، الیه، ماردین و اورفا زد؛ کادرهای حزب کارگران کردستان در این مناطق فعال بودند. بدین شیوه قتلعام های جدیدی بر تاریخ کشتارهای دولت ترک افزود. در ۱۲ سپتامبر سال ۱۹۸۰ فرماندهی ارتش وقت ترکیه، کنعان اورن، در مسند امور قرار گرفته و با قرائت بیانیهای اعلام نمود که ارتش به کودتا دست زده است.
با کودتای ۱۲ سپتامبر در ترکیه و کردستان حملاتی وسیعی علیه جنبشهای انقلابی آغاز شد. هزاران نفر دستگیر و صدها هزار نفر تحت بازجویی قرار گرفتند. خصوصا در مقابله با رژیم انکارگر و استعمارگر، جنبش آزادیخواهی کرد با حرکت دمکراتیک و ملی خود سکوت دهها ساله کردستان را به آگاهی و هوشیاری ملی و اجتماعی تبدیل کرد. جوانان کرد نخستین افرادی بودند که حول مبارزه حزب کارگران کردستان به سازماندهی دست زده و به مشارکتی وسیع در آن دست زدند.
با مبارزه حزب کارگران کردستان مشخص شد که خلق کرد رژیم موجود را قبول نمیکند. رژیم کودتای ۱۲ سپتامبر بسیار سخت و متصلب در مخالفت خود با خواستههای جامعه تاکید داشت. در نتیجه آن جنبش جوانان در ترکیه در کوتاه مدت سرکوب شده بود. در کردستان نیز خصوصا شهرها و روستاهایی را که مبارزه پ.ک.ک در آن نواحی قدرتمند ظاهر شده بود به زندان تبدیل کرده بودند.
شکنجه های شدید بر زندانیان اعمال میشد. در آن زمان حزب کارگران کردستان را به امید آزادی خلق کرد بدل شده بود و آن را به شدت مورد حمله قرار میدادند. مناطقی که مبارزه آزادیخواهی کردها در آن قدرتمند بود، از جمله مناطق اورفا، ماردین، الیه و آمد، آماج این حملات قرار گرفته بودند. کسانی که اندک ارتباطی با پ.ک.ک داشتند تا افراد فعال در این حزب دستگیر شدند. این افراد به دلیل حمایت از پ.ک.ک دستگیر و مجازات میشدند.
در کردستان و در میان خلق این تصور که این دولت قادر است به هر عملی دست زند، هیچ کس نمیتواند در مقابل این دولت مقاومت کند به شدت تثبیت گردید. چنین تصوری در زندانها نیز وجود داشت. در زندان آمد با شکنجه های سنگین و شدت سرکوبهای روانی، چنین سیاستی علیه زندانیان نیز اعمال میشد. میگفتند، شما قادر به انجام هیچ عملی نیستید، تسلیم تقدیر مقدر شماست، آنچه که پش از این انجام شده است، اشتباه بوده است، با این اقدامات نتایج دیگری به منصه ظهور خواهد رسید، پایان این جنبش را منظر باشید.
با این سیاست، پشیمانی، خود انکاری و سیاست مبتنی بر تسلیم در بسیاری از زندانها تحمیل شد. بدین شیوه درصدد بودند که هم در زندانها و هم در جامعه، اجازه ظهور و بروز هیچگونه نارضایتی را در ارتباط با کودتای ۱۲ سپتامبر نداده و ترکیه و کردستان را از طریق سیاستهای رژیم الیگارشیک و مبتنی بر انکار به جغرافیایی همانند باغ گلی بدون خار تغییر دهند. ژنرالهای کودتای ۱۲ سپتامبر در چنین وضعیتی، به سان فرماندهان رومی با حسی از پیروزی مطلق عمل میکردند. در رسانه ها نیز این پیروزی مطلق خود را اعلام داشتند.
اعتصاب غذای سال ۱۹۸۱
در سال ۱۹۸۱ در زندان شماره ۵ آمد، زندانیان پرونده پ.ک.ک علیه فشارها و خشونت دولت کودتا دست به مقاومت زده و به اعتصاب غذا دست زدند. در این اعتصاب که به منظور برخورداری زندانیان از حقوق دفاع سیاسی و مقابله با شکنجه آغاز شده بود، در نهایت علی ارَک بدلیل خونریزی معده جان خود را از دست داد. اما از آنجا که این اعتصاب غذا به خوبی سازماندهی نشده بود درهم شکست. بعد از این اعتصاب غذا، ارتش و گاردهای رژیم کودتای نظامی، شدت فشار و سرکوب را در شدیدترین وجه خود پیگیری نمودند.
نوروز و مظلوم دوغان
مظلوم دوغان، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کردستان با مشاهده شدت سیاستهای خشونت آمیز و شکنجهای که علیه ارزشهای انسانی اعمال میشدند، بر دیوارهای زندان آمد اینگونه نوشت: تسلیم شدن خیانت است، مقاومت پیروزی است. متعاقبا در ۲۱ مارس ۱۹۸۲ با سه کبریت، نوروز را شادباش گفته و زندگی خود را پایان بخشید. یکی از کادرهای پیشاهنگ جنبش بدین شیوه نشان داد که اراده مبارزه آزادیخواهی کردها، قابل شکست نبوده و این اراده تسلیم نخواهد شد. بعد از اقدام این عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک، با درخواست گسترش مقاومت در زندان آمد از سوی مظلوم دوغان، فرهاد کورتای، نجمی اونر، محمد زنگین و اشرف آنیک در شام
مقاومت حزب کارگران کردستان که در ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۸۲ با روزه مرگ آغاز شد و وارد خیز بلند 15 آگوست شد، اکنون در ۳۵ سالگرد خود در کردستان و خاورمیانه وارد مقاومتی پرشور شده است.
گروهی از دانشجویان تحت عنوان آپویی در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۷۸ در روستای فیس، در منطقه لیجه از توابع آمد کنگرەای را تاسیس و موجودیت سازمانی تحت عنوان حزب کارگران کردستان را اعلام کردند. بعد از اعلام موجودیت حزب کارگران کردستان، دولت فاشیست و اشغالگر ترک، به طور ویژهای دست به حمله علیه مناطق مرعش، درسیم، خارپوت، چولیک، دیلوک، آمد، الیه، ماردین و اورفا زد؛ کادرهای حزب کارگران کردستان در این مناطق فعال بودند. بدین شیوه قتلعام های جدیدی بر تاریخ کشتارهای دولت ترک افزود. در ۱۲ سپتامبر سال ۱۹۸۰ فرماندهی ارتش وقت ترکیه، کنعان اورن، در مسند امور قرار گرفته و با قرائت بیانیهای اعلام نمود که ارتش به کودتا دست زده است.
با کودتای ۱۲ سپتامبر در ترکیه و کردستان حملاتی وسیعی علیه جنبشهای انقلابی آغاز شد. هزاران نفر دستگیر و صدها هزار نفر تحت بازجویی قرار گرفتند. خصوصا در مقابله با رژیم انکارگر و استعمارگر، جنبش آزادیخواهی کرد با حرکت دمکراتیک و ملی خود سکوت دهها ساله کردستان را به آگاهی و هوشیاری ملی و اجتماعی تبدیل کرد. جوانان کرد نخستین افرادی بودند که حول مبارزه حزب کارگران کردستان به سازماندهی دست زده و به مشارکتی وسیع در آن دست زدند.
با مبارزه حزب کارگران کردستان مشخص شد که خلق کرد رژیم موجود را قبول نمیکند. رژیم کودتای ۱۲ سپتامبر بسیار سخت و متصلب در مخالفت خود با خواستههای جامعه تاکید داشت. در نتیجه آن جنبش جوانان در ترکیه در کوتاه مدت سرکوب شده بود. در کردستان نیز خصوصا شهرها و روستاهایی را که مبارزه پ.ک.ک در آن نواحی قدرتمند ظاهر شده بود به زندان تبدیل کرده بودند.
شکنجه های شدید بر زندانیان اعمال میشد. در آن زمان حزب کارگران کردستان را به امید آزادی خلق کرد بدل شده بود و آن را به شدت مورد حمله قرار میدادند. مناطقی که مبارزه آزادیخواهی کردها در آن قدرتمند بود، از جمله مناطق اورفا، ماردین، الیه و آمد، آماج این حملات قرار گرفته بودند. کسانی که اندک ارتباطی با پ.ک.ک داشتند تا افراد فعال در این حزب دستگیر شدند. این افراد به دلیل حمایت از پ.ک.ک دستگیر و مجازات میشدند.
در کردستان و در میان خلق این تصور که این دولت قادر است به هر عملی دست زند، هیچ کس نمیتواند در مقابل این دولت مقاومت کند به شدت تثبیت گردید. چنین تصوری در زندانها نیز وجود داشت. در زندان آمد با شکنجه های سنگین و شدت سرکوبهای روانی، چنین سیاستی علیه زندانیان نیز اعمال میشد. میگفتند، شما قادر به انجام هیچ عملی نیستید، تسلیم تقدیر مقدر شماست، آنچه که پش از این انجام شده است، اشتباه بوده است، با این اقدامات نتایج دیگری به منصه ظهور خواهد رسید، پایان این جنبش را منظر باشید.
با این سیاست، پشیمانی، خود انکاری و سیاست مبتنی بر تسلیم در بسیاری از زندانها تحمیل شد. بدین شیوه درصدد بودند که هم در زندانها و هم در جامعه، اجازه ظهور و بروز هیچگونه نارضایتی را در ارتباط با کودتای ۱۲ سپتامبر نداده و ترکیه و کردستان را از طریق سیاستهای رژیم الیگارشیک و مبتنی بر انکار به جغرافیایی همانند باغ گلی بدون خار تغییر دهند. ژنرالهای کودتای ۱۲ سپتامبر در چنین وضعیتی، به سان فرماندهان رومی با حسی از پیروزی مطلق عمل میکردند. در رسانه ها نیز این پیروزی مطلق خود را اعلام داشتند.
اعتصاب غذای سال ۱۹۸۱
در سال ۱۹۸۱ در زندان شماره ۵ آمد، زندانیان پرونده پ.ک.ک علیه فشارها و خشونت دولت کودتا دست به مقاومت زده و به اعتصاب غذا دست زدند. در این اعتصاب که به منظور برخورداری زندانیان از حقوق دفاع سیاسی و مقابله با شکنجه آغاز شده بود، در نهایت علی ارَک بدلیل خونریزی معده جان خود را از دست داد. اما از آنجا که این اعتصاب غذا به خوبی سازماندهی نشده بود درهم شکست. بعد از این اعتصاب غذا، ارتش و گاردهای رژیم کودتای نظامی، شدت فشار و سرکوب را در شدیدترین وجه خود پیگیری نمودند.
نوروز و مظلوم دوغان
مظلوم دوغان، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کردستان با مشاهده شدت سیاستهای خشونت آمیز و شکنجهای که علیه ارزشهای انسانی اعمال میشدند، بر دیوارهای زندان آمد اینگونه نوشت: تسلیم شدن خیانت است، مقاومت پیروزی است. متعاقبا در ۲۱ مارس ۱۹۸۲ با سه کبریت، نوروز را شادباش گفته و زندگی خود را پایان بخشید. یکی از کادرهای پیشاهنگ جنبش بدین شیوه نشان داد که اراده مبارزه آزادیخواهی کردها، قابل شکست نبوده و این اراده تسلیم نخواهد شد. بعد از اقدام این عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک، با درخواست گسترش مقاومت در زندان آمد از سوی مظلوم دوغان، فرهاد کورتای، نجمی اونر، محمد زنگین و اشرف آنیک در شام
گذار دموکراتیک
از روزه مرگ 14 ژوئیه تا نخستین گلوله مقاومت حزب کارگران کردستان که در ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۸۲ با روزه مرگ آغاز شد و وارد خیز بلند 15 آگوست شد، اکنون در ۳۵ سالگرد خود در کردستان و خاورمیانه وارد مقاومتی پرشور شده است. 🆔 @GozarDemocratic
گاه ۱۸ مه بدنهای خود را به مشعل تبدیل کرده و با به آتش کشیدن خود راه را برای آغاز روزه مرگ ۱۴ ژوئیه هموار کردند.
آغاز روزه بزرگِ مرگ
محمد خیری دورموش عضو دیگر کمیته مرکزی پ.ک.ک در ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۲ در روز دادگاهی گروه اورفای پ.ک.ک بیرق مقاومت مظلوم دوغان در زندان آمد را بر دوش گرفته و آن را با شعار روز بزرگ مرگ در زندان برافراشت. محمد خیری دورموش چنین گفت: من امروز در این سالن در ارتباط با آیندەمان سخنان مهمی را بر زبان خواهم راند. پیش از هر چیز میخواهم این نکته را اعلام کنم؛ ما اعضای این جنبش، در مقابل تمامی مسائل و مشکلات پ.ک.ک و کردستان در بالاترین سطح مسئول هستیم. شما نیز ما را در مقابل این مسئولیت پذیری به اعدام محکوم میکنید. در چنین شرایطی، به رغم آنکه شما در مقابل این وضعیت با بیقیدی برخورد میکنید، در حالی که مشکلات جدی فرا روی ما قرار گرفتهاند، در مقابل وظایف و مسئولیتهای ما به مانعی مبدل شدهاید. ما قادر نیستیم خودمان و جنبشمان را حفظ کنیم. حتی نیمی از حقوقمان را که شما به داشتن آن اذعان دارید برای ما قایل نیستید. بر ما و رفقایمان شکنجەهای وحشیانەای را اعمال میکنید، دهها نفر از رفقای ما کشته شدهاند، صدها نفر از رفقایمان معلول و برخی نیز مفقود الاثر مانده و معلوم نیست که چه تعداد از رفقایمان نیز کشته نشده باشند. در مقابل چنین وضعیتی من مسئولم. این مساله را بخوبی درک کنید و شاهد باشید. نمیخواهم موضع شما را در سالن دادگاه علیه شکنجه ارزیابی کنم. شما خودتان همکاران شکنجهگران هستید. تمامی مسائل مبرهن و آشکار بوده و انکار این مسائل غیرممکن است. فداشدن مظلوم دوغان و خود سوزی چهار نفر از رفقایمان شاهدی بر این مدعاست. دیگر بس است. بلی؛ من فریاد میزنم که دیگر بس است. از امروز به بعد من روزه مرگ را آغاز میکنم.
کمال و علی و...
در میان زندانیانی که در سالن دادگاه سخنان خیری دورموش را میشنیدند، کمال پیر، علی چیچک و متعاقبا، سه زندانی دیگر نیز به روزه مرگ پیوستند. با مشاهده رفتار و حرکت زندانیان از سوی قاضی، وی کمال پیر را مورد خطاب قرار داده و می پرسد کمال تو نیز به روزه مرگ میپیوندی؟ کمال پیر اظهار میدارد؛ بدوت هیچ تردیدی من نیز به روزه مرگ میپیوندم. پیش از این بارها گفته بودم که گر یک نفر این بیرق را برافرازد من دومین نفر خواهم بود؛ و اکنون در اینجا در این سالن در مقابل شهود اعلام میدارم که من نیز به روزه مرگ میپیوندم. میخواهم بگویم که ما تعلل کردیم، میبایست پیش از این دست به روزه مرگ میزدیم. با این وجود در چنین روز تاریخی، دست زدن به چنین اقدامی بسیار معنادار است.
علی چیچک نیز سخن گفته و اظهار میدارد: به نام یک میلیتان جنبش پ.ک.ک واهمهای ندارم، از این مساله دوری نکرده و اعلام میکنم به نام یک جوان کرد، یک انقلابی و یک ملیتان پ.ک.ک پیمان میبندم که تا آخرین نفس خود، به اقدامی دست زنم که شایسته خلق کردستان و حزبم باشم. پیمان میبندم که به روزه مرگی بپیوندم که رفیق خیری دورموش اعلام کرده است.
پیوستن عاکف به روزه مرگ
عاکف که در زمان دادگاهی در سالن دادگاه نبود، به همراه یکی دیگر از رفقای خود در زندان به کاروان روزه مرگ پیوست. اسد اوکتای ییلدریم که در زندان آمد، نماینده رژیم نظامی کنعان اورن بود، طی همان دو روز عاکف ییلماز را به بند ۳۶ انتقال داد که خیری دورموش، کمال و علی چیچک نیز در آنجا بودند. مشاور اکتای ییلدریم به نام علی عثمان آیدین شکنجه گر گفت: او را نیز به بند ۳۶ انتقال دهید تا این بند به گورستان آپوچی ها بدل شود. ییلماز نیز پاسخ داده و اظهار داشت: دیگر آن زمان گذشته است. اکنون نوبت ما فرا رسیده است. زمامداری شما رو به خاتمه است. باهم خواهیم دید که اینجا به گورستان چه کسانی تبدیل میشود. کمال پیر در ۵۷ روز ماراتن حیات جدید، به سوی افقهای آزادی پرواز کرد، در ۶۴ روز خیری دورموش نیز به کمال پیر پیوست. در روز ۶۴ عاکف ییلماز و در روز ۶۵ نیز علی چیچک به کاروان جاودانان پیوستند.
مقاومتی که در زندان با اعتصاب غذای علی ارک آغاز شده بود با مظلوم دوغان و گروه چهار نفره تداوم یافت، با روزه عظیم مرگ در ۱۴ ژوئیه به اوج خود رسید. این مقاومتهای پی در پی در آفرینش روح مقاومت پ.ک.ک به نشانەهای بسیار مهمی تبدیل شدند. در ۱۵ اگوست ۱۹۸۴ نیز در الیه و شمزینان این روح مقاومت به نخستین گلوله انتقام بدیل گردید و به واقعیت پیروزی مبارزه آزادیخواهی کرد بدل گردید که ۴۱ سال است ادامه دارد.
ادامه دارد...
ANF
🆔 @GozarDemocratic
آغاز روزه بزرگِ مرگ
محمد خیری دورموش عضو دیگر کمیته مرکزی پ.ک.ک در ۱۴ ژوئیه ۱۹۸۲ در روز دادگاهی گروه اورفای پ.ک.ک بیرق مقاومت مظلوم دوغان در زندان آمد را بر دوش گرفته و آن را با شعار روز بزرگ مرگ در زندان برافراشت. محمد خیری دورموش چنین گفت: من امروز در این سالن در ارتباط با آیندەمان سخنان مهمی را بر زبان خواهم راند. پیش از هر چیز میخواهم این نکته را اعلام کنم؛ ما اعضای این جنبش، در مقابل تمامی مسائل و مشکلات پ.ک.ک و کردستان در بالاترین سطح مسئول هستیم. شما نیز ما را در مقابل این مسئولیت پذیری به اعدام محکوم میکنید. در چنین شرایطی، به رغم آنکه شما در مقابل این وضعیت با بیقیدی برخورد میکنید، در حالی که مشکلات جدی فرا روی ما قرار گرفتهاند، در مقابل وظایف و مسئولیتهای ما به مانعی مبدل شدهاید. ما قادر نیستیم خودمان و جنبشمان را حفظ کنیم. حتی نیمی از حقوقمان را که شما به داشتن آن اذعان دارید برای ما قایل نیستید. بر ما و رفقایمان شکنجەهای وحشیانەای را اعمال میکنید، دهها نفر از رفقای ما کشته شدهاند، صدها نفر از رفقایمان معلول و برخی نیز مفقود الاثر مانده و معلوم نیست که چه تعداد از رفقایمان نیز کشته نشده باشند. در مقابل چنین وضعیتی من مسئولم. این مساله را بخوبی درک کنید و شاهد باشید. نمیخواهم موضع شما را در سالن دادگاه علیه شکنجه ارزیابی کنم. شما خودتان همکاران شکنجهگران هستید. تمامی مسائل مبرهن و آشکار بوده و انکار این مسائل غیرممکن است. فداشدن مظلوم دوغان و خود سوزی چهار نفر از رفقایمان شاهدی بر این مدعاست. دیگر بس است. بلی؛ من فریاد میزنم که دیگر بس است. از امروز به بعد من روزه مرگ را آغاز میکنم.
کمال و علی و...
در میان زندانیانی که در سالن دادگاه سخنان خیری دورموش را میشنیدند، کمال پیر، علی چیچک و متعاقبا، سه زندانی دیگر نیز به روزه مرگ پیوستند. با مشاهده رفتار و حرکت زندانیان از سوی قاضی، وی کمال پیر را مورد خطاب قرار داده و می پرسد کمال تو نیز به روزه مرگ میپیوندی؟ کمال پیر اظهار میدارد؛ بدوت هیچ تردیدی من نیز به روزه مرگ میپیوندم. پیش از این بارها گفته بودم که گر یک نفر این بیرق را برافرازد من دومین نفر خواهم بود؛ و اکنون در اینجا در این سالن در مقابل شهود اعلام میدارم که من نیز به روزه مرگ میپیوندم. میخواهم بگویم که ما تعلل کردیم، میبایست پیش از این دست به روزه مرگ میزدیم. با این وجود در چنین روز تاریخی، دست زدن به چنین اقدامی بسیار معنادار است.
علی چیچک نیز سخن گفته و اظهار میدارد: به نام یک میلیتان جنبش پ.ک.ک واهمهای ندارم، از این مساله دوری نکرده و اعلام میکنم به نام یک جوان کرد، یک انقلابی و یک ملیتان پ.ک.ک پیمان میبندم که تا آخرین نفس خود، به اقدامی دست زنم که شایسته خلق کردستان و حزبم باشم. پیمان میبندم که به روزه مرگی بپیوندم که رفیق خیری دورموش اعلام کرده است.
پیوستن عاکف به روزه مرگ
عاکف که در زمان دادگاهی در سالن دادگاه نبود، به همراه یکی دیگر از رفقای خود در زندان به کاروان روزه مرگ پیوست. اسد اوکتای ییلدریم که در زندان آمد، نماینده رژیم نظامی کنعان اورن بود، طی همان دو روز عاکف ییلماز را به بند ۳۶ انتقال داد که خیری دورموش، کمال و علی چیچک نیز در آنجا بودند. مشاور اکتای ییلدریم به نام علی عثمان آیدین شکنجه گر گفت: او را نیز به بند ۳۶ انتقال دهید تا این بند به گورستان آپوچی ها بدل شود. ییلماز نیز پاسخ داده و اظهار داشت: دیگر آن زمان گذشته است. اکنون نوبت ما فرا رسیده است. زمامداری شما رو به خاتمه است. باهم خواهیم دید که اینجا به گورستان چه کسانی تبدیل میشود. کمال پیر در ۵۷ روز ماراتن حیات جدید، به سوی افقهای آزادی پرواز کرد، در ۶۴ روز خیری دورموش نیز به کمال پیر پیوست. در روز ۶۴ عاکف ییلماز و در روز ۶۵ نیز علی چیچک به کاروان جاودانان پیوستند.
مقاومتی که در زندان با اعتصاب غذای علی ارک آغاز شده بود با مظلوم دوغان و گروه چهار نفره تداوم یافت، با روزه عظیم مرگ در ۱۴ ژوئیه به اوج خود رسید. این مقاومتهای پی در پی در آفرینش روح مقاومت پ.ک.ک به نشانەهای بسیار مهمی تبدیل شدند. در ۱۵ اگوست ۱۹۸۴ نیز در الیه و شمزینان این روح مقاومت به نخستین گلوله انتقام بدیل گردید و به واقعیت پیروزی مبارزه آزادیخواهی کرد بدل گردید که ۴۱ سال است ادامه دارد.
ادامه دارد...
ANF
🆔 @GozarDemocratic
توهم مبارزه با حجاب اختیاری با قوه قهریه
✍🏻 #آوین_آوستا
چالش رژیم ایران با "حجاب اجباری" هر روز وارد مرحله جدیدی می گردد. پس از جرم محسوب شدن کشف حجاب در ایران، اکنون زمان اجرایی نمودن آن فرا رسیده است. تحت فشار قرار دادن فعالین حجاب اختیاری و گرفتن اعترافات اجباری از آنان در تلویزیون، حبس آنان در سلولهای انفرادی و فشار بر خانواده های آنان در روزهای اخیر به یکی از مباحث روز در ایران تبدیل شده و این اقدام رژیم ایران باعث واکنش و صدور بیانیه عفو بین الملل در مورد رفتار رژیم با این فعالین بوده است. هر چند بعد از گذشت چهل سال از این چالش و کشمکش میان رژیم و مخالفان حجاب اجباری، دولت در تلاش برای ایجاد جو تهدید و ارعاب در جامعه است اما پیداست نتایج معکوسی در برداشته است. در چهل سال گذشته با وجود فشار و سرکوبهای فیزیکی و خشونت علیه زنان و تنگتر شدن عرصه سیاسی و حقوقی بر آنان، روحیه مبارزه و مقاومت آنان برای رفع نابرابریهای جنسیتی افزایش یافته و بلوغ فکری و سیاسی آنان تقویت شده است. بنابراین صدور بیانیه بر رفتارهای ایران در قبال زنان تاثیر چندانی نخوهد داشت و نیاز به مواضع رادیکالتری وجود دارد و از سوی دیگر این سطح مبارزات زنان و استمرار آن است که می تواند تاثیرگذار باشد. پیداست اعمال خشونت و قوانین ضد زن در موضع زنان برای مبارزه علیه نابرابریهای اجتماعی نمی کاهد و زنان ایران سالهاست هرگز از مطالبات حقوقی خود سربازنزده اند و از هر روزنه ای برای درهم شکستن دیوارهای ضخیم استبداد و خودکامگی مذهبی استفاده نموده اند و در نبردی بسیار نابرابر بر بر سر حقوقشان مبارزه می کنند.
#گذاردموکراتیک
🆔 @GozarDemocratic
✍🏻 #آوین_آوستا
چالش رژیم ایران با "حجاب اجباری" هر روز وارد مرحله جدیدی می گردد. پس از جرم محسوب شدن کشف حجاب در ایران، اکنون زمان اجرایی نمودن آن فرا رسیده است. تحت فشار قرار دادن فعالین حجاب اختیاری و گرفتن اعترافات اجباری از آنان در تلویزیون، حبس آنان در سلولهای انفرادی و فشار بر خانواده های آنان در روزهای اخیر به یکی از مباحث روز در ایران تبدیل شده و این اقدام رژیم ایران باعث واکنش و صدور بیانیه عفو بین الملل در مورد رفتار رژیم با این فعالین بوده است. هر چند بعد از گذشت چهل سال از این چالش و کشمکش میان رژیم و مخالفان حجاب اجباری، دولت در تلاش برای ایجاد جو تهدید و ارعاب در جامعه است اما پیداست نتایج معکوسی در برداشته است. در چهل سال گذشته با وجود فشار و سرکوبهای فیزیکی و خشونت علیه زنان و تنگتر شدن عرصه سیاسی و حقوقی بر آنان، روحیه مبارزه و مقاومت آنان برای رفع نابرابریهای جنسیتی افزایش یافته و بلوغ فکری و سیاسی آنان تقویت شده است. بنابراین صدور بیانیه بر رفتارهای ایران در قبال زنان تاثیر چندانی نخوهد داشت و نیاز به مواضع رادیکالتری وجود دارد و از سوی دیگر این سطح مبارزات زنان و استمرار آن است که می تواند تاثیرگذار باشد. پیداست اعمال خشونت و قوانین ضد زن در موضع زنان برای مبارزه علیه نابرابریهای اجتماعی نمی کاهد و زنان ایران سالهاست هرگز از مطالبات حقوقی خود سربازنزده اند و از هر روزنه ای برای درهم شکستن دیوارهای ضخیم استبداد و خودکامگی مذهبی استفاده نموده اند و در نبردی بسیار نابرابر بر بر سر حقوقشان مبارزه می کنند.
#گذاردموکراتیک
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
#زیلان_وژین: نیروهای شرق کردستان از هر مرحلهای آمادهتر هستند.
ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان، #پژاک در برنامهی این هفتهی خط سوم گفت: اگر توافقات میان دولت ترکیه و حکومت ایران با محوریت و بر اساس نابودی خلق کورد انجام پذیرد ما نیز در رویکردهای پیشین خود بازنگری خواهیم نمود. اگر قرار بر بروز جنگ باشد، عمق و گستره ی آن از جنگ قندیل به مراتب زیادتر و شدیدتر خواهد بود.
در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون aryen TV زیلان وژین ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان پژاک یاد و خاطرهی شهدای ۱۴ جولای 1982 و تمای شهدای این ماه را گرامی و بر تحقق اهداف و آرمانهای آنان سوگند یاد نمود.
وژین در ابتدا خاطر نشان ساخت: مقاومت تاریخی شهدای زندان “آمد” بار دیگر در مقاومت لیلا گوون و در زندان اوین با عدم پذیرش تسلیمیت شیرین علمهولی، فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی و رفقایش نمود یافت.
زیلان وژین یاد و خاطرهی شهدای حماسهی قندیل را گرامی و افزود: سال 2011 سالی تاریخی برای خلق کورد بود. ضربات مهلک وسنگینی بر سپاه پاسداران وارد شد که در نتیجه، رژیم استعمارگر ایران مجبور به عقب نشینی گردید. رژیم فاشیست ترکیه و حکومت استبدادی ایران در زمان حماسهی قندیل به هیچ توافقی دست نیافتند. حال در تلاش برای توافقاتی جدید علیه پژاک هستند. اما باید بدانند ما در وضعیت کنونی نسبت به سال ۲۰۱۱ توانمندتر و نیرومندتر هستیم. نیروهای شرق کردستان از هر زمانی بیشتر و آمادهتر در عمق جغرافیای شرق کردستان قرار دارند.
وی ضمن هشدار به رژیم استعمارگر ایران در رابطه با درگیریهای اخیر میان سپاه پاسدارن و یگانهای دفاع از شرق کردستان YRK، خاطر نشان ساخت: از ۲۰۱۱ تا کنون میان ما و رژیم آتش بس بوده است. اما رژیم استعمارگر ایران تاکنون هیچگاه به این آتشبس پایبند نبوده و حملاتی را علیه نیرویهای شرق کردستان انجام داده است. ما برای حل مسئلهی کورد پروژههایی در سال ۲۰۱۸ ارائه نمودیم که هنوز بر همان نقشه راه خود اصرار میورزیم. اما اگر توافقات میان دولت ترکیه و حکومت ایران با محوریت و بر اساس نابودی خلق کورد انجام پذیرد ما نیز در رویکردهای پیشین خود بازنگری خواهیم نمود. ما تاکنون خواستار وقوع جنگ در جبههی شرق کردستان نبودیم، اما اگر قرار بر بروز جنگ باشد این جنگ دیگر مانند سابق نخواهد بود و عمق، شدت و گستره آن از جنگ قندیل به مراتب شدیدتر خواهد بود. نمایندگی ارادهی خلق کورد برای ما اساسیترین اصل وجودی محسوب می گردد.
ریاست مشترک پژاک در رابطه با روابط دیپلماتیک میان برخی از احزاب شرق کردستان با رژیم استعمارگر ایران گفت: شواهد تاریخ به ما میآموزد تا با قرائتی صحیح از تاریخ در رابطه با زمان و مکان روابط گام برداریم. اگر هر حزبی در راستای آزادی کلیت کردستان گامهای سیاسی و عملی ننهد، نمیتواند نمایندهی راستین و واقعی خلق کورد باشد. زمانی که هجمهای همهجانبه از جانب استعمارگران کردستان در برابر خلق کورد صورت می گیرد، در همان زمان نیز روابط گرم دیپلماتیک نیز برقرار می گردد. تضعیف احزاب شرق کردستان از اساسیترین پایه های توافقات میان دولت ترکیه و دولت ایران میباشد. چنین روابطی میان برخی از احزاب شرق کردستان و رژیم استعمارگر ایران نه در راستای حل مسائل سیاسی- اجتماعی خلق کورد بلکه تنها برای یافتن نقاط ضعف آن احزاب توسط رژیم میباشد.
وی در ادامه به اتحاد و هم راستایی احزاب در شرق کردستان اشاره و افزود: دیار غریب نمود خط اتحاد و همگرایی کردها است. با وحدت احزاب شرق کردستان میتوان راه دیار غریب را تداوم بخشید. در وضعیت کنونی ایجاد کمیتههای مشترک در میان احزاب همچون کمیتههای دیپلماسی، فرماندهی راهبردی و عملیات مشترک، رسانه و… میتواند جوابگوی حل مسئلهی کورد در شرق کردستان باشد. نقشه راه پژاک که پروژهای استراتژیک میباشد و تنها راهحل چارهیابی حل مسائل کورد در شرق کردستان است.
وژین در پایان برنامه نیز در رابطه با شهادت دیار غریب گفت: حلقهی مبارزات خلق کورد و جنبشآزادیبخش آپویی روز به روز بزرگتر و گسترش مییابد. دیگر مبارزات خلقکورد و آزادیخواهان در مرحلهی تاریخ ساز قرار دارد. استعمارگران و نوکران جنوب کردستان با شهید نمودن دیار غریب، جنبش آزادیخواه آپویی و خلق کورد را مورد هدف قرار دادند. دیار غریب با مبارزات خود خواستار ریشهکن نمودن خط خیانت و استعمارگری در کردستان بود.صیانت خلق کورد از شهید “هلمت” نشان از وفاداری به راه شهید دیار و نیرومندتر شدن مبارزات در برابر استعمارگری و خیانت میباشد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان، #پژاک در برنامهی این هفتهی خط سوم گفت: اگر توافقات میان دولت ترکیه و حکومت ایران با محوریت و بر اساس نابودی خلق کورد انجام پذیرد ما نیز در رویکردهای پیشین خود بازنگری خواهیم نمود. اگر قرار بر بروز جنگ باشد، عمق و گستره ی آن از جنگ قندیل به مراتب زیادتر و شدیدتر خواهد بود.
در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون aryen TV زیلان وژین ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان پژاک یاد و خاطرهی شهدای ۱۴ جولای 1982 و تمای شهدای این ماه را گرامی و بر تحقق اهداف و آرمانهای آنان سوگند یاد نمود.
وژین در ابتدا خاطر نشان ساخت: مقاومت تاریخی شهدای زندان “آمد” بار دیگر در مقاومت لیلا گوون و در زندان اوین با عدم پذیرش تسلیمیت شیرین علمهولی، فرزاد کمانگر و فرهاد وکیلی و رفقایش نمود یافت.
زیلان وژین یاد و خاطرهی شهدای حماسهی قندیل را گرامی و افزود: سال 2011 سالی تاریخی برای خلق کورد بود. ضربات مهلک وسنگینی بر سپاه پاسداران وارد شد که در نتیجه، رژیم استعمارگر ایران مجبور به عقب نشینی گردید. رژیم فاشیست ترکیه و حکومت استبدادی ایران در زمان حماسهی قندیل به هیچ توافقی دست نیافتند. حال در تلاش برای توافقاتی جدید علیه پژاک هستند. اما باید بدانند ما در وضعیت کنونی نسبت به سال ۲۰۱۱ توانمندتر و نیرومندتر هستیم. نیروهای شرق کردستان از هر زمانی بیشتر و آمادهتر در عمق جغرافیای شرق کردستان قرار دارند.
وی ضمن هشدار به رژیم استعمارگر ایران در رابطه با درگیریهای اخیر میان سپاه پاسدارن و یگانهای دفاع از شرق کردستان YRK، خاطر نشان ساخت: از ۲۰۱۱ تا کنون میان ما و رژیم آتش بس بوده است. اما رژیم استعمارگر ایران تاکنون هیچگاه به این آتشبس پایبند نبوده و حملاتی را علیه نیرویهای شرق کردستان انجام داده است. ما برای حل مسئلهی کورد پروژههایی در سال ۲۰۱۸ ارائه نمودیم که هنوز بر همان نقشه راه خود اصرار میورزیم. اما اگر توافقات میان دولت ترکیه و حکومت ایران با محوریت و بر اساس نابودی خلق کورد انجام پذیرد ما نیز در رویکردهای پیشین خود بازنگری خواهیم نمود. ما تاکنون خواستار وقوع جنگ در جبههی شرق کردستان نبودیم، اما اگر قرار بر بروز جنگ باشد این جنگ دیگر مانند سابق نخواهد بود و عمق، شدت و گستره آن از جنگ قندیل به مراتب شدیدتر خواهد بود. نمایندگی ارادهی خلق کورد برای ما اساسیترین اصل وجودی محسوب می گردد.
ریاست مشترک پژاک در رابطه با روابط دیپلماتیک میان برخی از احزاب شرق کردستان با رژیم استعمارگر ایران گفت: شواهد تاریخ به ما میآموزد تا با قرائتی صحیح از تاریخ در رابطه با زمان و مکان روابط گام برداریم. اگر هر حزبی در راستای آزادی کلیت کردستان گامهای سیاسی و عملی ننهد، نمیتواند نمایندهی راستین و واقعی خلق کورد باشد. زمانی که هجمهای همهجانبه از جانب استعمارگران کردستان در برابر خلق کورد صورت می گیرد، در همان زمان نیز روابط گرم دیپلماتیک نیز برقرار می گردد. تضعیف احزاب شرق کردستان از اساسیترین پایه های توافقات میان دولت ترکیه و دولت ایران میباشد. چنین روابطی میان برخی از احزاب شرق کردستان و رژیم استعمارگر ایران نه در راستای حل مسائل سیاسی- اجتماعی خلق کورد بلکه تنها برای یافتن نقاط ضعف آن احزاب توسط رژیم میباشد.
وی در ادامه به اتحاد و هم راستایی احزاب در شرق کردستان اشاره و افزود: دیار غریب نمود خط اتحاد و همگرایی کردها است. با وحدت احزاب شرق کردستان میتوان راه دیار غریب را تداوم بخشید. در وضعیت کنونی ایجاد کمیتههای مشترک در میان احزاب همچون کمیتههای دیپلماسی، فرماندهی راهبردی و عملیات مشترک، رسانه و… میتواند جوابگوی حل مسئلهی کورد در شرق کردستان باشد. نقشه راه پژاک که پروژهای استراتژیک میباشد و تنها راهحل چارهیابی حل مسائل کورد در شرق کردستان است.
وژین در پایان برنامه نیز در رابطه با شهادت دیار غریب گفت: حلقهی مبارزات خلق کورد و جنبشآزادیبخش آپویی روز به روز بزرگتر و گسترش مییابد. دیگر مبارزات خلقکورد و آزادیخواهان در مرحلهی تاریخ ساز قرار دارد. استعمارگران و نوکران جنوب کردستان با شهید نمودن دیار غریب، جنبش آزادیخواه آپویی و خلق کورد را مورد هدف قرار دادند. دیار غریب با مبارزات خود خواستار ریشهکن نمودن خط خیانت و استعمارگری در کردستان بود.صیانت خلق کورد از شهید “هلمت” نشان از وفاداری به راه شهید دیار و نیرومندتر شدن مبارزات در برابر استعمارگری و خیانت میباشد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
اتچ بات
#زیلان_وژین: نیروهای شرق کردستان از هر مرحلهای آمادهتر هستند. ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان، #پژاک در برنامهی این هفتهی خط سوم گفت: اگر توافقات میان دولت ترکیه و حکومت ایران با محوریت و بر اساس نابودی خلق کورد انجام پذیرد ما نیز در رویکردهای پیشین…
#Zîlan_Vejîn: Hêzên rojhilatê kurdistanê li her demê zêdetir amadene
Zîlan Vejîn hevseroka partî jîyana azadî kurdistan, #PJAK di bernama HÊLÎ3 a vê heftyê got: ger hevdîtin û lihevgirina rejîma îran û dewleta turkîyê li ser esasê têk birina gelê kurd be helwêstê me jî wek berê nabe û eger şerek destpê bike kûrahî û dijwarîya wê li şerê qendîlê berfirehtir bibe.
Di bernama vê heftê a HÊLÎ3 ya aryen tv Zîlan Vejîn hevseroka partî jîyana azadî kurdistanê, PJAKê şehîdê 14 temûzê bibîr anî û sonda berdewam û pêkanîna armancê wan dubare kir.
Vejîn di destpêka axaftinê xwe wiha got: berxwdana dîrokîya şehîdên zîndanê Amedê îro dîsa di berxwedana Lêyla Guven û di zîndanê Evîn de di kesayeta Şîrîn Elem hulî û Ferzad kemange û hevalên wê derket holê.
Vejîn şehîdê destana qendîlê bibîr anî û wiha got: sala 2011 salek dîrokî ji bo gelê kurd bû. Darbên pir giran li sipaha pasdarana îranê ket û di encamde rejîma dagirkera îranê mecbûr ma gav paş bavêje. Rejîma faşîst a turkîye û hikûmeta despot a îranê di pêvajoya şerê qendîlê neghîştin tu hevgirtinek. Lê niha hewl didin li ser esasê dijayetî bi PJAKê re bighîjin tifaqekî. Lê divê baş bizanin rewşa me ya heyî li gorî 2011 bihêztire. Hêzên rojhilatê kurdistanê li her demê zêdetir û amadetir li rojihilatê kurdistanê de cîh digrin.
Zîlan vejîn di berdewama nirxandinê xwe hişyarî da rejîma dagirkera îranê û di derbarê pêvçûnên dawî li navbera sipah û yekîneyên parastina rojhilat YRK wiha got: li sala 2011 şûnve di navbera me û rejîma îranê agirbest hebû lê dewleta îranê tû car ev tişt pêk nehanî û êrîşê hêzê me kir. Me ji bo çareser kirina mesela kurd sala derbas bûyî projeyek pêşkêş kir û niha jî em ser vê tiştê îsrar dikin. ger hevdîtin û tifaqa rejîma îran û dewleta turkîyê li ser esasê têk birina gelê kurd be helwêstê mejî wek berê nabe û eger şerek destpê bike kûrahî û dijwarîya wê li şerê qendîlê berfirehtir be. Nûnertîya îrada gelê kurd yek ji eslê me yê bingehîne.
Hevseroka PJAKê di bara hevdîtinên dîplomatîk di navbera hinek hizbên rojhilat û îranê wiha nirxand: divê li gor zeman û mekan pêngavê rast li gorî xwendinek rast ji dîrokê were avêtin. Ger hizbek ji bo azadîya hemû kurdistan pêngavên sîyasî û piratîkî nevêje nikare bibe nûnerê rasteqîneyê gelê kurd. Di pêvajoyek ku li her alî ve êrîşek dijî gelê kurd li alîyê dagirkeran ve tê meşandin di vê demê de têkîlyê dîplomatîk pêk tê. Lewaz kirina hizbên rojhilatê kurdistanê yek ji lingê esasî yê lihevkirinê di navbera îran û tirkîyê ye. Têkîlyên bi vî rengî ne li ser esasê çareser kirina pirsgirêka gelê kurde belkû tenê ji bo vergirtina zanyarî li ser xalê lewaz yê wan partîyane.
Vejîn di bara yekitıya hizbên rojhilatê kurdistanê wiha got: Dîyar Xerîb nûnerê xeta yekîtîya kurdane. Bi ava kirina yekîtî di navbera hizbên rojhilatê kurdistanê mirov dikare rêya Dîyar Xerîb bedewam bike. Di rewşek wiha da ava kirina komîtê hevbeş di navbera hizban wek komîta dîplomasî, çalakîyên hevbeş û xebatê ragihandinê dikare bibe bersivek ji bo çareser kirina pirsgirêka kurd li rojhilatê kurdistanê. Neqşe rêya PJAKê projeyek stratejîk ku dikare wan pirsgirêka çareser bike.
Zîlan vejîn di dawîya nirxandinê xwe wiha got: xeleka tekoşîna gelê kurd û tevgera azadîxwaza Apoyî roj bi roj berfirehtir dibe. Edî tekoşîna gelê kurd û azadîxwaza di qonaxek dîrokîye. Dagirker û nokerên başûrê kurdistanê bi hedef kirina Dîyar Xerîb tevgera azadîya kurdistanê hedef girtin. Şehîd Helmet bi tekoşîna xwe hewl da xeta xîyanet û dagirkeryê di kurdistanê de têk bibe. Xwedî derketina gelê kurd li şehîd Helmet tê watayê bihêz bûna tekoşîna li beramberê dagirkerî û ixanetê.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Zîlan Vejîn hevseroka partî jîyana azadî kurdistan, #PJAK di bernama HÊLÎ3 a vê heftyê got: ger hevdîtin û lihevgirina rejîma îran û dewleta turkîyê li ser esasê têk birina gelê kurd be helwêstê me jî wek berê nabe û eger şerek destpê bike kûrahî û dijwarîya wê li şerê qendîlê berfirehtir bibe.
Di bernama vê heftê a HÊLÎ3 ya aryen tv Zîlan Vejîn hevseroka partî jîyana azadî kurdistanê, PJAKê şehîdê 14 temûzê bibîr anî û sonda berdewam û pêkanîna armancê wan dubare kir.
Vejîn di destpêka axaftinê xwe wiha got: berxwdana dîrokîya şehîdên zîndanê Amedê îro dîsa di berxwedana Lêyla Guven û di zîndanê Evîn de di kesayeta Şîrîn Elem hulî û Ferzad kemange û hevalên wê derket holê.
Vejîn şehîdê destana qendîlê bibîr anî û wiha got: sala 2011 salek dîrokî ji bo gelê kurd bû. Darbên pir giran li sipaha pasdarana îranê ket û di encamde rejîma dagirkera îranê mecbûr ma gav paş bavêje. Rejîma faşîst a turkîye û hikûmeta despot a îranê di pêvajoya şerê qendîlê neghîştin tu hevgirtinek. Lê niha hewl didin li ser esasê dijayetî bi PJAKê re bighîjin tifaqekî. Lê divê baş bizanin rewşa me ya heyî li gorî 2011 bihêztire. Hêzên rojhilatê kurdistanê li her demê zêdetir û amadetir li rojihilatê kurdistanê de cîh digrin.
Zîlan vejîn di berdewama nirxandinê xwe hişyarî da rejîma dagirkera îranê û di derbarê pêvçûnên dawî li navbera sipah û yekîneyên parastina rojhilat YRK wiha got: li sala 2011 şûnve di navbera me û rejîma îranê agirbest hebû lê dewleta îranê tû car ev tişt pêk nehanî û êrîşê hêzê me kir. Me ji bo çareser kirina mesela kurd sala derbas bûyî projeyek pêşkêş kir û niha jî em ser vê tiştê îsrar dikin. ger hevdîtin û tifaqa rejîma îran û dewleta turkîyê li ser esasê têk birina gelê kurd be helwêstê mejî wek berê nabe û eger şerek destpê bike kûrahî û dijwarîya wê li şerê qendîlê berfirehtir be. Nûnertîya îrada gelê kurd yek ji eslê me yê bingehîne.
Hevseroka PJAKê di bara hevdîtinên dîplomatîk di navbera hinek hizbên rojhilat û îranê wiha nirxand: divê li gor zeman û mekan pêngavê rast li gorî xwendinek rast ji dîrokê were avêtin. Ger hizbek ji bo azadîya hemû kurdistan pêngavên sîyasî û piratîkî nevêje nikare bibe nûnerê rasteqîneyê gelê kurd. Di pêvajoyek ku li her alî ve êrîşek dijî gelê kurd li alîyê dagirkeran ve tê meşandin di vê demê de têkîlyê dîplomatîk pêk tê. Lewaz kirina hizbên rojhilatê kurdistanê yek ji lingê esasî yê lihevkirinê di navbera îran û tirkîyê ye. Têkîlyên bi vî rengî ne li ser esasê çareser kirina pirsgirêka gelê kurde belkû tenê ji bo vergirtina zanyarî li ser xalê lewaz yê wan partîyane.
Vejîn di bara yekitıya hizbên rojhilatê kurdistanê wiha got: Dîyar Xerîb nûnerê xeta yekîtîya kurdane. Bi ava kirina yekîtî di navbera hizbên rojhilatê kurdistanê mirov dikare rêya Dîyar Xerîb bedewam bike. Di rewşek wiha da ava kirina komîtê hevbeş di navbera hizban wek komîta dîplomasî, çalakîyên hevbeş û xebatê ragihandinê dikare bibe bersivek ji bo çareser kirina pirsgirêka kurd li rojhilatê kurdistanê. Neqşe rêya PJAKê projeyek stratejîk ku dikare wan pirsgirêka çareser bike.
Zîlan vejîn di dawîya nirxandinê xwe wiha got: xeleka tekoşîna gelê kurd û tevgera azadîxwaza Apoyî roj bi roj berfirehtir dibe. Edî tekoşîna gelê kurd û azadîxwaza di qonaxek dîrokîye. Dagirker û nokerên başûrê kurdistanê bi hedef kirina Dîyar Xerîb tevgera azadîya kurdistanê hedef girtin. Şehîd Helmet bi tekoşîna xwe hewl da xeta xîyanet û dagirkeryê di kurdistanê de têk bibe. Xwedî derketina gelê kurd li şehîd Helmet tê watayê bihêz bûna tekoşîna li beramberê dagirkerî û ixanetê.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
مقاومت زندان آمد، شکست خط خیانت
ظهور جنبش آپویی مصادف با دورانی بود که سخن گفتن از هویت و فرهنگ کردی ممنوع بود. دولت اقتدارگرا و فاشیست ترکیه با تنگ کردن عرصه برای هویتهای موجود در ترکیه از جمله کردها در تلاش برای استحاله فرهنگی و نسل کشی فیزیکی ملتها بود تا بدین گونه حوزه ی اقتدار خویش را بسط دهد.
✍🏻 #دیلان_جودی عضو شورای هماهنگی #کژار
🆔 @GozarDemocratic
ظهور جنبش آپویی مصادف با دورانی بود که سخن گفتن از هویت و فرهنگ کردی ممنوع بود. دولت اقتدارگرا و فاشیست ترکیه با تنگ کردن عرصه برای هویتهای موجود در ترکیه از جمله کردها در تلاش برای استحاله فرهنگی و نسل کشی فیزیکی ملتها بود تا بدین گونه حوزه ی اقتدار خویش را بسط دهد.
✍🏻 #دیلان_جودی عضو شورای هماهنگی #کژار
🆔 @GozarDemocratic