گذار دموکراتیک
1.59K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
پژاک و تجدد انقلاب سوسیالیستی در ایران ✍🏻 #گلاویژ_اورین 🆔 @GozarDemocratic
آوانگارد شد. از سویی دیگر منحصر ماندن به جغرافیای کوردستان این احزاب را هر چه بیشتر در انزوا قرار داد. در حالی که احزاب کوردی از نظر فکری و سیاسی و حتی اجتماعی در حدی بودند که می‌توانستند از مرزهای کوردستان فراتر رفته و هویتی ایرانی داشته باشند. البته در برنامه و اساسنامه‌ی این احزاب موردی که بر آن تاکید شده، ایرانی بودن می‌باشد ولی در عمل، شاهد محدودیت افزاینده این احزاب، در حوزه‌ی کوردستان می‌باشیم.

مورد دیگری که باید مورد انتقاد قرار گیرد، این است که احزاب مذکور همان‌طور که دولت‌های حاکم بر کوردستان، کوردها را تقسیم و طبقه بندی کرده‌اند، به همین منوال خود را از حقیقت یکپارچه کوردستان مجزا کردند و محدوده‌ی مبارزه به همین علت نتوانست از یک شهر و منطقه‌ای کوچک متجاوز کند و گسترش یابد.

هدف از مطالب ذکر شده، شکل‌گیری پیش‌زمینه‌ای برای چرایی نیاز به وجود حزبی مانند حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در ذهن خواننده باشد و همچنین نشان دهیم کدامین خواسته‌های جامعه ایرانی را برآورده خواهد ساخت. در ضمن، مقاله‌ی حاضر در پی این نخواهد بود که حزبی را برتر از احزاب دیگر قلم داده و در بازی کلیشه‌ای سیاه و سفید بیفتد. متاسفانه در حال حاضر کوردها به‌دلیل وجود چنین شیوه‌ی فکری نتوانسته‌اند متحد شوند. به همین علت بایستی احزاب کوردی در وهله اول، دیدگاه خویش را نسبت به همدیگر و به بیانی دیگر بدبینی‌ها و پیش قضاوت‌های دیکته شده را به کناری نهاده و با دیدی واقع‌گرایانه و علمی به مسئله‌ی کورد نگاه کنند. در غیر این صورت رژیم‌های حاکم بر کوردستان با سوءاستفاده از نیات این احزاب را در راستای مصالح خویش بکار خواهند گرفت. این مقاله به نوعی پاسخگویی به کسانی است که تحت نام انتقاد سعی در تهمت و افترا و بدنام کردن احزابی می‌کنند که به گمانشان سدی بزرگ سر راه مبارزاتشان است و در واقع دزد خانه را رها کرده‌اند تا بر سر میراث بجنگند!! هرکس اگر به نوبه‌ی خود مبارزه می‌کرد و با مسئولیت‌پذیری، باری را به دوش می‌کشید، در حال حاضر کو ردها توانسته بودند به حق مسلم خویش دست یابند.

ابتدا باید نگاه اوریانتالیستی یعنی از دید کشورهای غربی و روشنفکرانش جامعه‌ی شرقی را تحلیل کردن را تغییر داد. دیدگاهی که باید تغییر یابد این است که کوردها هم می‌توانند با تکیه بر ریشه تاریخی خویش باری دیگر وارد عرصه‌ی سیاست، علم و روشنگری شوند. تجربه‌های تلخ تاریخ کوردستان، بارها به ما گوشزد کرده است که با اتکا به نیروی ذاتی خود می‌توان به حقیقت دست یافت. در سایه‌ی حقیقت دیگران، نمی‌توان زندگی‌ای آزاد داشته باشیم. با زندگی‌ای اشتباه و پر از خطا نمی‌توان آزاد زندگی کرد. بیشتر پیشاهنگان جنبش‌های کوردی افرادی روشنفکر و رهبرانی توانا بوده‌اند ولی به دلیل وجود چنین انگاره‌ای، متاسفانه همواره یکه و تنها در میدان کارزار مانده‌اند و مورد حمایت کمتری قرار گرفته‌اند. البته در تاریخ پیشاهنگان و رهبران ایران نیز به چنین نمونه‌هایی برمی‌خوریم که علی‌رغم مبارزاتشان در برابر سلطه‌ی سیستم خسروانی، بدون پشتوانه مانده‌اند. این تراژدی در همان حال که نیاز به تحلیل جامعه‌شناختی دارد از سویی دیگر از شیوه مبارزه‌ی، آن‌ها هم سرچشمه می‌گیرد. اشتباه اساسی در این است که در دولت‌های مرکزی به دنبال چاره‌یابی گشته‌اند و مبارزه را از آنجا آغاز کرده‌اند. درحالی‌که مبارزه‌ای به پیروزی دست خواهد یافت که از بطن جامعه برخیزد. نقطه‌ی شروع اهمیت فراوانی برای جنبش‌های انقلابی دارد و تا پایان هم سرنوشت‌ساز خواهد بود. همان‌طور که در بالا هم به آن اشاره شد نباید جنبش‌ها جامعه را بر طبق خواسته‌های خویش طبقه‌بندی کنند و بدین ترتیب به بخشی از جامعه محدود بمانند. پیشاهنگی برای تمامی اقشار جامعه و ساخت اتحادی درونی، رمز پیروزی جنبش و سازمان‌ها بوده و هست. مورد دیگر اینکه نباید جامعه کوردستان را با دیگر جوامع مورد قیاس قرار داد و هر بار در کاستی‌ها را اغراق کرد و یا ویژگی‌های مثبت آن را نادیده گرفت. بدیهی‌ست وظیفه اساسی سازمان‌ها، سازماندهی و آموزش خلق‌هاست. اگر دولت-ملت‌ها خلق‌ها را مدیریت می‌کنند و بردگی را بر آن‌ها تحمیل می‌کنند، جنبش‌های مردمی نباید چنین دیدگاهی نسبت به جامعه خویش داشته باشند. با رساندن خلق‌ها به سطحی از آزادی فکری می‌توان جامعه را به شیوه خودمدیریتی به آزادی در سطح ابژکتیو و عینی رساند و همچنین سیاست را در اشتراک فرد فرد جامعه در امر سیاسی به تحقق رساند. کوتاه سخن اینکه بایستی احزاب کوردی دیدگاه خود را نسبت به جامعه و شیوه مدیریت آن تغییر دهند و گرنه در اساس سیاست و ساختارهای دیگر تغییر چندانی اتفاق نخواهد افتاد.


🆔 @GozarDemocratic


⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️

امروزه رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان به عنوان رهبر و پیشاهنگی سیاسی و ایدئولوژیک دارای افکار و پروژه‌هایی در جهت مدیریت صحیح جوامع است. اگر احزاب دیگر کوردی دارای دیدگاهی اوریانتالیستی نبودند و پیش‌داوری‌ها را به حاشیه رانده بودند در حال حاضر موفق به درک حقیقی اوجالان شده بودند. اوجالان هم مانند بیشتر روشنفکران و فیلسوفان جامعه کوردستان و هم‌ با حقیقت تاریخی این خطه‌ی کهنسال وجود و تعالی پیدا کرده است. اگر مطالعه‌ای دقیق در ایدئولوژِی وی شود، به وضوح دیده خواهد شد که خاورمیانه و حتی جهان به وجود چنین فیلسوفی نیازی مبرم دارد و در واقع تشنه است. اگر ما با طرز تفکر غربی به شرق بنگریم، وجود چنین فیلسوفی را انکار خواهیم کرد. در حقیقت این به معنای انکار خویش نیز می‌باشد. دیگر مورد مهم این که وجود جنبشی کوردی که بتواند تمام جهان را تغییر دهد و داشتن ادعایی چون زندگی‌ای دیگر ممکن است، هنوز در نزد ما انسان‌های این سرزمین مورد قبول واقع نشده است. همان‌طور که در بالا هم بحث از آن رفت، انقلاب سوسیالیستی شوروی تاثیرات زیادی بر جا گذاشت و انسان‌های زیادی حاضر شدند که جان خود را فدا کنند و تا به بهترین ایده‌های یک زندگی برابر و دموکراتیک دست یابند. هر تغییری در انقلاب سوسیالیستی، در نقاط دیگر جهان نیز، همان تغییرات را به همراه داشت. پس امری بدیهی ست که خلق‌ها تحت تاثیر مبارزات همدیگر قرار گیرند و متحد شوند. رهبر خلق کورد از نظر تئوریک و پارادیم گامی جلوتر برداشته و توانسته علت فروپاشی انقلابی که بعد از 70 سال نتوانست سرپا بماند را تحلیل کرده و هم‌زمان با این ارزیابی از نظر پراکتیکی سرنوشت جنبش سوسیالیستی را دگرگون کرد. پس حزب کارگران کوردستان هم می‌تواند و در آن حد است که بر جنبش‌های دیگر تأثیرگذار باشد. همان‌طور هم شد و با شروع انقلاب روژاوای کوردستان کسانی که هنوز به زندگی سوسیالیستی و دموکراسی معتقد بودند و علی‌رغم نظام سرمایه داری ایمانی راسخ به تغییراین زندگی داشتند، رو به سوی روژاوا کردند. انترناسونالیست‌ها تنها برای جنگیدن در جبهه‌های جنگ نیامدند بلکه سیستم دموکراتیک و بسیار متفاوت از سیستم جهانی موجود را سرلوحه مبارزه خویش در جنگ علیه داعش قرار دادند. به نظر آن‌ها چنین سیستمی نباید مورد تعرض قرار گیرد و بایستی در سراسر جهان به شیوه‌های مختلف بسط و گسترش یابد. موردی که باید به آن اشاره کرد این است که اگر از نقاط مختلف جهان انسان‌های آزادی‌خواه نسبت به ایدئولوژِی و فلسفه‌ی رهبر اوجالان این همه رغبت نشان می‌دهند چرا احزاب کوردی که همان آب را می نوشند و همان هوا را تنفس می‌کنند و یک خاک را تسهیم می‌کنند، به این اندازه ابراز علاقه نمی‌کنند. اینکه هر کس مجبور است این ایدئولوژِی را بپذیرد، چنین تحمیلی در دنیای امروزی غیرممکن است. بسیار واضح است که آقای اوجالان به عنوان فیلسوفی شرقی، به سبب حصری که نظام سرمایه‌داری سعی دارد بر افکار آزادی‌خواهانه‌ی وی تحمیل کند، از سوی روشنفکرانی که ادعای مبارزه با استعمار و استکبار دارند، مورد مطالعه و تحقیق قرار نمی‌گیرد. عدم اعتماد به خویش و ملت خویش به حدی است که گوش خود را از شنیدن هر حقیقتی بر حذر می‌دارند. به نوعی احزاب کوردی خود را در محدوده‌ای تنگ‌نظرانه حصر و حبس می‌کنند و حتی خود نیز از تفسیر این علم، بیم و هراس دارند.

حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) نیز از بطن مطالبات و خواسته‌های آزادی‌خواهانه خلق کورد در شرق کوردستان پا به عرصه وجود نهاده است. همچنین محصول خواسته‌های حق‌طلبانه‌ی شرق کوردستان برای آزادی رهبر و پیشاهنگی چون رهبر اوجالان می‌باشد. این نقد که پژاک حزبی وابسته به پ ک ک است بسیار کلاسیک و تنگ‌نظرانه است. آن وقت باید تمامی جنبش‌هایی که با موجی از انقلاب سوسیالیستی شوروی به پا خاستند را نیز مورد نقد قرار دهیم. تابحال شاهد چنین انتقادی نبوده‌ایم و برعکس کسانی که به نوعی خود را با شرایط آن زمان وقف نداده بودند، مورد انتقاد و سرزنش قرار گرفته‌اند. اگر امری عادی و مثبت تلقی می‌گردد بایستی چنین دیدگاهی نیز نسبت به پیشرفت و اشاعه‌ی پ ک ک داشت. اشتباه در این است که انقلاب پ ک ک در شمال کوردستان، مجزا از حقیقت کوردستان مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. احزاب سیاسی کوردی، به سبب اینکه نتوانسته‌اند به جنبشی ملی و کوردستانی تبدیل شوند، در محدوده‌ای تنگ‌تر باقی مانده‌اند. در حالی که کوردها هم می‌توانند همانند جنبش‌های دیگر جهان، سرچشمه الهام مبارزه برای خلق‌های دیگر باشند. نادیده گرفتن این مسئله، راه مبارزه کوردستان را دشوارتر و حتی امکان‌ناپذیرتر خواهد کرد. با کلی‌نگری و انکار حقیقت موجود نمی‌توان به نتیجه پایایی هم رسید. کوردستانی بودن، تنها منحصر به یک بخش کوردستان نمی‌باشد. اگر کوردها در پراکتیک انحصار کوردستان را مشروع دانسته و همراه با دولت-ملت‌های حاکم به آن جامه عمل بپوشانند، نمی‌توا
ن ویژگی های ایرانی بودن را دارا بود. ایرانی بودن به معنای انکار کوردستانی بودن نیست. ناسیونالیسم ایرانی یا بهتر بگوییم ناسیونالیسم فارسی با وجود تفاوت‌مندی‌های خلق‌های ایرانی سعی دارد درحالتی تک‌هویتی باقی بماند. البته این حقیقت است که ناسیونالیسم کوردی هم می‌تواند راه را بر ملی گرایی فارسی بگشاید.

اگر حزب حیات آزاد کوردستان پژاک را به نوعی گذر از انتقاداتی که بیان شدند تعریف کنیم به جا خواهد بود. اینکه پژاک تمامی تجربه‌های دیگر احزاب را تحلیل و به عرصه عمل رسانده است، اغراق‌آمیز خواهد بود. ولی یافتن گره‌های کور مشکلات و موانع پیش روی احزاب سیاسی در شرق کوردستان و ایران، می‌تواند منجر به ‌حل و چاره‌یابی موانع پیش رو باشد. تحلیل صحیح، نیمی از چاره‌یابی‌ست. پژاک می‌تواند حزبی کوردی و سوسیالیست را برای خود الگوی مبارزه قرار دهد، همان‌طور که در بالا به تآثیرات مثبت اشاعه‌ی سوسیالیسم جهانی اشاره شد. فکر و ایدئولوژی‌ای که اجتماعی باشد و هدف آن یافتن آلترناتیو برای زندگی آزاد باشد، شانس اشاعه و گستردگی آن، افزون‌تر خواهد بود. برخلاف بعضی از دیدگاه‌ها، چنین فلسفه‌ای در ایران بستر و زمینه‌ای مناسب جهت دموکراتیزه کردن جوامع خواهد داشت و دارد. امروزه فلسفه‌ی ملت دموکراتیک نه تنها در روژاوای کوردستان و در شمال شرق سوریه به‌ویژه در میان عرب‌ها و دیگر ملت‌ها و مذاهب بسط یافته است. پیوند میان کوردها و اعراب در طول تاریخ به طوری آسیب دیده بود که هیچ امیدی به ترمیم این شکاف وجود نداشت. در حالی که با اتحاد میان کوردها و اعراب و حتی دیگر اتنیک‌های موجود در خاک سوریه، مبارزه‌ای بی‌همتا در برابر سیاهی نیروهای داعشی و ذهنیت تاریک‌پرستانه شد. با این حساب، در بستری همانند جامعه ایران که سالیان سال، گهواره‌ی انقلاب و دگرگونی‌هایی بوده است، چه مانعی بر سر راه دارد که نتواند سیستم ملت دموکراتیک را در آغوش بگیرد!؟ هر چند پژاک به عنوان جنبشی نوپا، نتوانسته است این سیستم را آن طور که باید باشد، به جامعه برساند ولی باید دانست که هم می‌تواند تجربه موجود در شمال و شرق سوریه را عملی کند هم با توجه به مطالبات و پیش‌زمینه‌هایی که جامعه کوردی و حتی ایرانی دارد، مورد نظر قرار دهد و بر این مبنا، گام‌هایی انقلابی بردارد. البته پژاک تنها 14 سال تجربه نیست بلکه بر مبنای تاریخ مبارزاتی چند هزار ساله‌ی خلق‌های ایرانی در برابر سیستم‌های خسروانی، شکل گرفته است. شیرازه‌ی تمامی قیام‌ها و مقاومت‌های خلق‌های ایرانی است، بدین سبب در مدت کوتاهی توانست ناامیدی‌ها و سرخوردگی‌هایی که نسبت به انقلاب و مبارزه در میان ایرانیان و به‌ویژه کوردها حاصل گشته بود را به چراغ امیدی مبدل سازد. با قیام‌های 3 اسفند خلق کورد در شرق کوردستان، در محکوم نمودن توطئه بین‌المللی علیه رهبر اوجالان، نیاز به پیشاهنگ و سازماندهی، احزاب کوردی را ناچار کرد که بار دیگر عملکرد گذشته خود را به بوته نقد گذاشته و تغییراتی در شیوه‌ی سازماندهی خویش ایجاد کنند. درست زمانی که دولت‌های ارتجاعی و سنتی خاورمیانه و حتی دولت‌های غربی بر این ایده بودند که کوردها را در عهدنامه‌های ساختگی‌شان دفن کرده‌اند و گویا توطئه به نتیجه رسیده است، کوردها به این خوش خوابی‌شان پایان دادند. نه تنها پژاک که هر حزب دیگری که این خروش خلق‌ مبارز را می‌دید، سعی در پاسخگویی به آن برمی‌آمد.

در بالا به کوردستانی بودن اشاره شد. یکی از علل اساسی عدم موفقیت احزاب کوردی، این است که مبارزات خویش را به بخشی از کوردستان، منحصر کرده‌اند. این همان ذهنیت دولت‌گرا است. با انحصار خلق‌ها در چهاردیواری دولت-ملت، ملتی برتر برمی‌گزیند و بهترین‌ها را لایق آن می‌داند و بدین ترتیب قادر خواهد بود حکومت زور و ستم خود را سرپا نگه دارد. یعنی با انکار قشری بیشتر از جامعه سعی در مدیریت آن دارد. کردها در چارچوب دولت-ملت به طور محسوس چنین اقدامی نکرده‌اند ولی محبوس کردن خود در بخشی از کوردستان حتی خود را در شهر یا منطقه‌ای مرکزی کردن، به نوعی نمایندگی دولت-ملت در چارچوبی محلی می‌باشد. این انتقاد به معنای انکار محلی بودن نیست. محلی بودن زمانی معنادار است و مورد پذیرش قرار می‌گیرد که ملی بودن را به‌طور صحیح و بجا درک کرده و عملی نموده است. در غیر این صورت هرگونه اعمالی که تحت نام محلی‌بودن در برنامه و اساس‌نامه‌های احزاب قرار می‌گیرد، آن‌ها را هر چه بیشتر تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی قرار خواهد داد و شانس بسط و گسترش را از دست خواهد داد. پژاک برای اولین بار توانست با ایستاری منتقدانه بر ناسیونالیسم ایرانی و کوردی، بخش‌های دیگر کوردستان را نیز در مبارزات خویش سهیم کند. اتحاد میان کوردها را بیشتر خواهد کرد و مفهوم مرزهای ساختگی میان بخش‌های مختلف کوردستان را هم از نظر فکری و هم از نظر جغرافیایی فرسایش خواهد داد. شرایط امروز کوردستان، نسبت به صد سال پیش که کوردها در چا
رچوبی تنگ مبارزه می‌کردند، تغییرات بغرنجی به خود دیده است. با تحلیل این شرایط می‌توان گفت که همانند تاثیرات دیالکتیکی و دو جانبه، هر تغییری در بخشی از کوردستان، بخش‌های دیگر را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. دستاوردهای موجود در هر بخشی را باید دستاورد و ارزش‌های بخش دیگر دانست و بدون مجزا کردن از هم به بطن مسئله نگاه کرد.

اگر با نگاهی متفاوت به شکل گیری پژاک بنگریم، تفاوت فاحش آن را می‌توانیم در شیوه مبارزه و چگونگی ایدئولوژِی آن ببینیم. در گذشته احزاب کوردی بیشتر بر روی شکل‌گیری و تحلیل شخصیت جامعه کوردستان تمرکز و تأمل کامل را نداشته‌اند. مبارزه با متدی بسیار کلی شکل گرفته است و جزئیات جامعه‌شناختی نادیده گرفته شده است. با الهام از افکار آزادی‌خواهانه‌ی رهبر اوجالان می‌توان گفت که برای اولین بار جنبشی سوسیالیستی تا این حد به تحلیل‌های جامعه‌شناسانه رغبت می‌ورزد و نه‌تنها در سطحی تئوریک، در زندگی روزمره آن‌را به عنوان معیاری اخلاقی قرار می‌دهد. در کنار این تحلیل ژرف شخصیتی می‌توان به اهمیت آزادی زنان اشاره کرد که مبنای همین تحلیل جامعه‌شناختی می‌باشد. فرق و تفاوت اساسی فلسفه آپویی در مسئله زنان تنها در سطح کوردستان نمونه‌ای نادر نمی‌باشد، بلکه در سطح جهان و نسبت به دیگر جنبش‌های سوسیالیستی نوگرایی به همراه دارد. در تاریخ جنبش‌های ایرانی، مشارکت زنان همواره به اشکال مختلف وجود یافته است. ولی متاسفانه نتوانسته از ذهنیت جنس دوم و ضعیفه نگری نظام حاکم گذار کند و با آن مبارزه‌ای بیرون از محدوده‌ی از پیش تعیین شده به پیش برد. تجربه و آزمون‌های جنبش‌های زنان در کوردستان و ایران را نباید دست کم و نادیده گرفت ولی باید ایستارها و شیوه مبارزات فردی، لیبرال و مدرنیست را که از واقعیت جامعه زنان ایران فاصله گرفته است را نیز مورد انتقاد قرار داد و انحراف موجود را تصحیح کرد. انتقاد به معنای انکار این جنبش‌ها نمی‌باشد؛ ولی پژاک در عملی‌نمودن آزادی زن و مبنا قرار دادن آن در تمامی عرصه‌های مبارزاتی توانسته است در صدر احزابی قرار گیرد که ایده‌ی سوسیالیسم رئال را مورد نقد قرار دهد. سوسیالیسم رئال مبارزه‌ی طبقاتی و بعدها ملی را همواره در اولویت قرار داده و در برابر هر گونه مطالبات به حق زنان برای دستیابی به حقوق خود، مانع بود و بهانه‌تراشی نمود. هنگامی هم که مسائل ملی و حتی جنگ و مبارزه به نتایجی دست یافت، این بار از خودگذشتگی‌ها و فداکاری‌هایی زنان در راه مبارزه‌ی ملی، هیچ انگاشته می‌شود و مطالباتشان را خارج از منفعت‌های ملی و مذهبی تلقی می‌کنند و کرده‌اند. به همین جهت سیستم ملت دموکراتیک که پژاک بر آن مصر بوده و امروزه در بدنه سازمان‌دهی کودار عینی گشته است، الویت بخشیدن به آزادی زن را در صدر تمامی مبارزات خویش قرار داده است و آن را به روز یا سالی دیگر موکول نکرده است. بطوری که بر این باور است با انقلاب زنان در جامعه می‌توان راه انقلاب بزرگ اجتماعی و ذهنیتی را در پیش گرفت. همچنین مشت رد بر ذهنیت جنسیت‌گرا می‌نهد که زنان به عنوان ویترین حزبی بکار گرفته می‌شوند و در عرصه پراکتیکی هیچ استعدادی از خود نشان نمی‌دهند و یا بهتر بگوییم اجازه داده نمی‌شود که آن طور که هست و می‌خواهد در مورد سرنوشت خود تصمیم گیری کند. سرکوب احساسات و استعدادهای زنان در جامعه ایرانی تا چه حد ذهنیت جنسیت گرا و مردسالار را طمع‌کارتر کرده است از آمار تکان دهنده خشونت‌هایی که علیه زنان به وجود می‌آیند، می‌توان بهتر به عمق مسئله و اهمیت آن پی برد.

سوسیالیسم کوردی شکلی تازه به خود گرفته و در حدی است که می‌تواند پرچم سوسیالیسم حقیقی و دموکراسی را در سراسر جهان به اهتزاز درآورد. سوسیالیسمی که از ابعاد تنگ‌نظرانه ی محلی و ملی گرا گذر کرده و هدف آن پیشاهنگی برای تمامی خلق‌های آزادیخواه می‌باشد. این حقیقتی است که امروزه جهان با چشم خود می‌بیند و شاهد آن است که نمی‌توان از آن چشم پوشی کرد. سوسیالیسم کوردی که پژاک و کودار نیز در ایران و شرق کوردستان سعی در پراکتیزه کردن آن دارد، مفهومی کلیشه ای و قالب گرفته نیست. در همان حال که از لحاظ ایدئولوژیکی و پارادایمی دارای معیارهای جامعه‌ی اخلاقی و سیاسی است، در پروسه و مقطع‌های مختلف سیاسی نیز حالتی انعطاف پذیر به خود می‌گیرد و تاکتیک‌های سیاسی‌اش را با توجه به شرایط موجود در جهان و منطقه تغییر می‌دهد. در غیر این صورت به سرنوشت سوسیالیسم رئال دچار خواهد شد که نتوانست اراده‌ی مستقل بودن و دگراندیشی را از خود نشان دهد و به ضمیمه ای از نظام سرمایه داری تبدیل شد. در تاریخ احزاب کوردی در ایران و کوردستان شاهد این اشتباهات بوده‌ایم که نتوانسته‌اند در خارج از محدوده‌ی دولت ملت حاکم به مبارزه با آن برخیزند یا عمری کوتاه در این مبارزه داشته‌اند. همیشه در درون نظامی که گویا با آن مبارزه کرده‌اند به دنبال راهیابی گشته‌اند که باعث شده خود نیز به بخشی
از آن مبدل شوند. در آخر باید گفت انتظاراتی که جنبش‌ها از نظام دولت ملت دارند، سرابی بیش نیست و به هیچ وجه نمی تواند گویای حقیقت باشد. هر ملتی در صورتی آزادانه خواهد زیست که به نیروی ذاتی خویش ایمان و اعتماد داشته باشد و برای تقویت این روحیه، آموزش و تعلیم فکری و ایدئولوژیکی را اساس قرار دهد. ایده‌ی زندگی‌ای دیگر و تغییر فلسفه‌ی زندگی بی شک با تغییر ذهنیت موجود میسر است. در غیر این صورت با کلمه های قلمبه سلمبه ی تبلیغاتی که اساسی اجتماعی ندارند نه می‌توان سوسیالیست حقیقی شد و نه می‌توان به آزادی جامعه‌ی دموکراتیک، اکولوژیک و آزادی زن ایمان داشت. در صورتی این ایده‌ی آزادی‌خواهانه با حقیقت پیوند خواهد خورد که افراد جوامع این تغییرات ذهنیتی را زمینه ای جهت پیشرفت جامعه خویش ببینند و برای رسیدن به آن مبارزه و از خودگذشتگی کنند. جامعه با افراد آن دموکراتیک می‌شود، تا زمانی که هر فردی از جامعه به این نیاز حیاتی پی نبرد، نمی‌توان دست به دگرگونی‌های بنیادین زد.

منبع: #آلترناتیو شماره 73



🆔 @GozarDemocratic
تن فروشی، مصداق خشونت علیه زنان


تن فروشی یکی از چالشهای مهم جهان است و با توجه به میزان آسیب دیدگی ناشی از این معضل نحوه برخورد با این پدیده اجتماعی در کشورهای مختلف متفاوت است. تن فروشی که یکی از مصادیق خشونت علیه زنان است در سالهای اخیر به شیوه ای سیستماتیک در جامعه ایران رواج یافته است.


✍🏻 #روژان_روژهلات




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تن فروشی، مصداق خشونت علیه زنان تن فروشی یکی از چالشهای مهم جهان است و با توجه به میزان آسیب دیدگی ناشی از این معضل نحوه برخورد با این پدیده اجتماعی در کشورهای مختلف متفاوت است. تن فروشی که یکی از مصادیق خشونت علیه زنان است در سالهای اخیر به شیوه ای سیستماتیک…
تن فروشی، مصداق خشونت علیه زنان



✍🏻 #روژان_روژهلات





تن فروشی یکی از چالشهای مهم جهان است و با توجه به میزان آسیب دیدگی ناشی از این معضل نحوه برخورد با این پدیده اجتماعی در کشورهای مختلف متفاوت است. تن فروشی که یکی از مصادیق خشونت علیه زنان است در سالهای اخیر به شیوه ای سیستماتیک در جامعه ایران رواج یافته است. در سیستم ایران و بر اساس ساختار ایدئولوژیکی آن جایگاه زنان در حد وسیعی تنزل یافته و زنان در بخشهای صنعت، کشاورزی، بهداشت، دستگاه قضا و در کل اکثریت زنان از متن جامعه رانده شده و به سوی چهار دیواری خانه ها هدایت شده اند و جامعه مردسالار و حاکمیت، زنان را بیش از پیش به انقیاد کشیدند. با تصویب قوانین اجباری همانند حجاب و اجرایی نمودن آن، سران حکومت با تمام توان در جهت بی اراده ساختن و بی هویت سازی زنان تلاش نمودند و این باور غلط را که مردان می باید مخارج زندگی زنان را تامین نمایند را در فرهنگ جامعه تثبیت نمودند. بدین گونه و به این بهانه زنان را در حصار دیوارهای خانه محبوس کردند و زنان مجبور شدند به جای فراگیری مهارتهای خاص و استقلال اقتصادی در بسیاری موارد از سر ناچاری به راههای دیگری کشیده شوند. در ایران زنان بی سرپرست یا بدسرپرست و یا زنان سرپرست خانواده که دولت در حمایت از آنان کوتاهی نموده بیش از همه در معرض پدیده تن فروشی قرار دارند. به طور کلی می توان گفت محدودیتهای اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی زنان را بالاجبار در مسیر تن فروشی قرار می گیرند و تبعات آن آسیبهای روحی و روانی عمیق است.

قوانین حاکم بر ایران بر مبنای نابرابری طبقاتی، جنسیتی و قومی نگاشته شده و این نابرابریها به ویژه تبعیضهای جنسیتی موجب آسیبهای اجتماعی بر اقشار مختلف مردم به ویژه جامعه زنان گردیده و ضربات مهلکی بر جایگاه و شان انسانی زنان وارد آورده است. نوع نگاه به پدیده های جنسی در ایران همانند سایر کشورهای دیگر به یک منبع تجارت سودآور مبدل شده است. حاکمان سیاسی به کمک نهادهای گوناگون و با برچسب مذهب تلاش می کنند از طریق خانه ها و شبکه های تیمی زنان را در مسیر فحشا قرار دهند و در بسیاری از شهرهای بزرگ این سیاست به شکلی کاملا نظامند اجرایی می گردد.

تن فروشی پس از انقلاب و در طول چهل سال روند رو به رشدی در جامعه ایران داشته و به دنبال آن بر میزان بیماریهای مقاربتی و ویروسی همچون ایدز نیز افزوده شده است. علاوه بر فقر اقتصادی، فقر فرهنگی نیز در افزایش پدیده تن فروشی تعیین کننده بوده است. یکی از دلایل این پدیده محدودیت های سیستم مذهبی ایران است که مردم را از هر نظر محدود ساخته است. بنابراین اگر در یک جامعه برابری و عدالت جنسیتی وجود داشته باشد و زنان و مردان به طور یکسان در اجتماع حضور یابند بدون شک شاهد چنین بحرانهایی نخواهیم بود. عقده های روحی و روانی، طلاق، اعتیاد به مواد مخدر، سست شدن تعهدات در محیط خانواده، بیکاری، پایین بودن سطح تحصیلات، سوابق جرم و جنایت، افزایش حاشیه نشینی و مهاجرت، ازدواج اجباری، زندگی در محلات جرم خیز، حضور در بین افراد ناباب و از همه مهمتر محدود کردن زنان و دختران از دلایل روی آوردن به فحشا است.

برای رفع این پدیده در جامعه ایران می باید موقعیتهای شغلی و اجتماعی برابری برای زنان و مردان در نظر گرفته شود واز زنان آسیب دیده که در معرض خشونت قرار دارند، حمایت شود. ارتقای فرهنگ جامعه و حذف محدودیتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زنان و ایجاد بسترهای کار و حضور و مشارکت فعال آنان در تمامی حوزه های اجتماعی می تواند تعیین کننده باشد. تغییر قوانین در راستای احقاق حقوق زنان، تثبیت جایگاه زنان در جامعه و تغییر دیدگاهها و نگرشهای تبعیض آمیز نسبت به زنان در جامعه می تواند در ریشه کن نمودن تن فروشی در ایران موثر واقع گردد. زیرا زنان ابزار ارضای امیال جنسی مردان نیستند و دارای مقام و کرامت انسانی هستند و جسم و روحشان فقط متعلق به خود آنها می باشد.



www.kjar.online



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دوران کالکان: دمکراسی بدون کنشگری امکان پذیر نیست – بخش نخست رهبر آپو گفته است که زبان دمکراسی کنشگری است. دمکراسی بدون کنشگری امکان پذیر نیست. به همین دلیل از طریق مبارزه، فعالیت، آگاهی و سازماندهی می‌توان زنده ماند و موجودیت خود را حفظ نمود. 🆔 @GozarDemocratic
دوران کالکان: دمکراسی بدون کنشگری امکان پذیر نیست – بخش دوم



دوران کالکان عضو شورای رهبری حزب کارگران کردستان پ.ک.ک بیانیه‌ی متشکل از هفت مادەی رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان به افکار عمومی که به پیوندهای بین کرد و ترک‌ها در دفاعیات خود برای دادگاه حقوق بشر اروپا اشاره کرده بود را ارزیابی کرد.

- رهبر آپو پیش از این اظهار داشته بود که جمهوری ترکیه به موصل - کرکوک که بخشی از میثاق ملی هستند چشم داشته و در صدد است این دو منطقه را از کردستان در عراق منفک نماید و برای توسعە طلبی خود انها را ناچار به زندگی زیر دستی نماید، امروز نیز فاشیسم آ.ک.پ - م.ه.پ نیز با تاسی به میثاق ملی تلاش دارد تا جنوب کردستان را اشغال نمایند. در این چارچوب شما در ارتباط با تزویر تبلیغاتی حول میثاق ملی چه نظری دارید؟

در ارتباط با موضوعات تاریخی باید به خوبی رویدادها و فرایندهایی را که در جریان جنگ جهانی اول، بعد از جنگ، رویدادهایی را که جنبش کمالیستی در جریان آن جمهوری ترکیه را تاسیس نمود و با حاکمیت انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها به توافق دست یافتند را مورد ارزیابی قرار دهد. در مقابل توافق انگلستان و فرانسه، ائتلاف ترک و آلمان‌ها فروپاشید. امپراتوری عثمانی درهم شکست. در مقابل آن با پیشاهنگی مصطفی کمال، جمهوری ترکیه تاسیس شد. مرزهای دولت‌شدگی بر قلمرویی که ترک‌ها و کردها در آن زندگی می کردند، تعیین گردید و به این مرزها عنوان میثاق ملی اطلاق شد؛ بر مبنای این میثاق ملی نیز به فعالیت و اقدامات خود دست زدند. بعد از دستیابی به مقطعی در این تلاش‌ها و اقدامات، به توافق دست یافتند. دیدارها آغاز گشته و چند بار عازم لوزان شدند. جنبش کمالیستی که در نتیجه ائتلاف با انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها قدرت گرفته بود، به توافقاتی با آنان دست زد. درصدد خاتمه نبرد و دست یابی به نتیجه برآمدند.

در آخرین لحظات به توافق دست یافتند. مرزهای جمهوری ترکیه مشخص گردید. مرزهای حاکمیت انگلیس و فرانسه نیز مشخص شدند. پیش از آن در سال 1920 در معاهده آنکارا مرزهای ترکیه و سوریه مشخص شده بود. متعاقب آن در ژوئن سال 1926 مرزهای جمهوری ترکیه و انگلستان نیز که امروزه از آن به عنوان مرزهای عراق یاد می گردد مشخص گشتند. این مرزها هیچگاه خطوط مشخصی برای انها تعین نشد اما همواره نیز وجود داشتند. رهبران انگلستان و جمهوری ترکیه در این رابطه نیز به توافق دست یافتند. میثاق ملی در محدودە این مرزها نبود و قلمرویی که ترک‌ها در آن زندگی می کنند، در درون آن قرار داده شد، اما تمامی سرزمین‌های کردها در آن گنجانده نشد. بخشی از خاک و قلمرو کردها تحت حاکمیت فرانسویان قرار گرفته و بخش مهمی نیز تحت حاکمیت انگلیسی‌ها قرار گرفت. در حقیقت؛ بعد از جنگ جهانی اول، جنگ در خاورمیانه به جنگ تقسیم کردستان بدل شد. جنگ بر سر کردستان به توافق بر سر موصل و کرکوک بدل شد. آنچه را امپراتوری عثمانی مشخص ساخته بود، ولایت موصل بود، زیرا تمامی جنوب کردستان ذیل ولایت موصل گنجانده شده بود. متعاقبا آن شهرها را هدف قرار دادند و از هم جدا کردند و تمامی این اقدامات نیز بر مبنای کشتار صورت پذیرفت. زمانی که تمامی این موارد را همانند پازلی در کنار یکدیگر قرار داده و همه را ذیل ولایت موصل تصور نماییم، در می‌یابیم که بخش بزرگ آن متشکل از کردها هستند. اما اگر آن را همانند شهرهایی همچون کرکوک، هولیر، دهوک، سلیمانی و موصل از هم منفک و جدا کرد، می‌توان دریافت که چرا امروز موصل چنین جمعیت کمی از کردها را در خود جای داده است. مناطقی از هولیر و سلیمانی را که کردها در آن از اکثریت برخوردار هستند از مراکز شهری هولیر و سلیمانی جدا می‌کنند و از این طریق تلاش می کنند که موصل نیز در این میان تقسیم گردد. تقسیم ولایت‌ها تا به این حد، بخشی از جنگ استعماری است. بدین شیوه کشتار و قتل عام تداوم یافت. تداوم این امر با شیوەهای اداری، تقسیم اتحاد و همبستگی کردها به منظور ممانعت از حاکمیت کردها در سطحی وسیع نشان دهنده انجام و تداوم این شیوه‌ها است.

از نحوه اقدامات و فعالیت‌ها در ارتباط با موضوع موصل و کرکوک اطلاعات کافی در دست است. سیستمی را که جمعیت اقوام درصدد بود در عرصه بین المللی ایجاد نماید، بیشترین تمرکز را بر این مساله داشت. ترکیه قبلا به رسمیت شناخته شده بود، اما به دلیل جنگ داخلی، جنگ و منازعه حول تقسیم کردستان، گسترش اقدامات امپریالیستی و جنگ حاکمیت بر کردستان راه را بر دگرگونی این وضعیت باز کرد. ذهنیت فاشیستی، نژاد پرستی و مبتنی بر کشتاری که بر جمهوری ترکیه سلطه یافته بود، تمامی سرزمین‌های کردها و ترک‌ها را همانند عرصه تاسیس ملت ترک تحت لوای حاکمیت نژاد پرستی ترک‌ها قلمداد می‌کرد. به سرعت خود را همانند نیرویی ضد کردها نشان دادند. این جمهوری زمانی که از حاکمیت خود آگاهی یافت تلاش نمود تا کشتار ارامنه، آسوریان، سریانی و کردها همانند دوره اتحاد و ترقی مجددا
گذار دموکراتیک
دوران کالکان: دمکراسی بدون کنشگری امکان پذیر نیست – بخش نخست رهبر آپو گفته است که زبان دمکراسی کنشگری است. دمکراسی بدون کنشگری امکان پذیر نیست. به همین دلیل از طریق مبارزه، فعالیت، آگاهی و سازماندهی می‌توان زنده ماند و موجودیت خود را حفظ نمود. 🆔 @GozarDemocratic
آغاز نماید. زمانی که کردها دریافتند که فریب داده شده‌اند، واکنش نشان دادند. در سال‌های 1920 در کوچگری مقاومت آغاز شد، در 1925 در آمد و اطراف آن در منطقه‌ای وسیع شیخ سعید مقاومت را شروع کرد. ذهنیت شوونیستی، فاشیستی و نژاد پرستانەای که بر جمهوری ترکیه حاکمیت یافته بود، با مشاهده مقاومت کردها دچار واهمه شد. از یک سوی با انگلستان و فرانسه حول تقسیم کردستان در نبرد بود و از سوی دیگر با درک مقاومت کردها با ترس از دست دادن کردستان بیشتر دچار واهمه شد.

در آخرین لحظات حول این موضوع با آنها به توافق دست یافت. با فرانسوی‌ها به امضای معاهده دست زدند، در سال 1926 نیز با انگلستان معاهده‌ای را امضا نمود. موصل را به انگلیسی‌ها دادند، از طرف دیگر خواستند که انگلیسی‌ها نیز دست از حمایت از مقاومت کردها بردارند. مناطق اطراف کوبانی و قامیشلو را به فرانسویان داده و از آنان نیز خواستند که از مقاومت کردها حمایت ننماید. در مقابل آن، خواستند قلمرویی را که از آن تحت عنوان میثاق ملی یاد می‌شد از حاکمیت جمهوری ترکیه خارج شود. معاهده و توافق حول این مساله بود؛ مباحثه و گفتوگو، فعالیت‌های داخلی و آشوب‌هایی که طی سال‌های دهه 1920 در قاهره آغاز شده بودند، توجه آنان را به توافقی امپریالیستی معطوف نمود که کردستان را انکار نمایند. کردستان تقسیم شد. در ارتباط با موضع کشتار کردها، تمامی این دولت‌ها توافق نمودند. بر این مبنا مدیریت مشترکی ایجاد شد. ما در ارتباط با وجود مدارک مکتوب چنین اقداماتی اطلاع نداریم. اما در عرصه عملی مشخص شده است که مدیریت و توافقی مشترک در جریان است. این مدیریت و تواق مشترک چه بود؟ نخست؛ هیچ دولتی بدون اجازه دولت‌های دیگر، در بخش خود هیچ حقوقی را به کردها اعطا ننماید. دوم؛ از کردهای ساکن در چارچوب دولت‌های دیگر حمایتی نشود و از قیام و مقاومت کردها هیچگونی پشتیبانیی به عمل نیاید؛ همانگونه که پیشتر امپراتوری‌های عثمانی و ایران [در مقابل کردها متحد بودند] و مقاومت کردها را در زاگرس در هم شکسته بودند. این بار نیز دولت‌های انگلیس و فرانسه با جمهوری ترکیه، سوریه و عراق و ایران در این زمینه به اتحاد دست یافته و مقاومت کردها را مورد حمله قرار دهند. از این طریق کردستان را به اتفاق یکدیگر اداره نمایند. این مساله در قالب پیمان بغداد و متعاقبا در قالب پیمان سنتو به اجرا گذارده شد. براین مبنا در ارتباط با موضوع مدیریت این مساله نیز به توافق رسیدند. نبرد مهمی حول تقسیم کردستان در جریان بود.





🆔 @GozarDemocratic


⬇️⬇️⬇️
⬆️⬆️⬆️


خصومت با کردها، تقسیم کردستان، انکار و امحای ملت کرد، سیستمی جهانی است. در زمان دستیابی به هژمونی جهانی، سیستم مدرنیته سرمایه داری این ذهنیت و این سیاست ظهور پیدا کرد. با جنگ جهانی اول، کردستان تقسیم شد. باید این مساله به خوبی درک کرد. اکنون نیز بر همان مبانی به اقدام دست زده و بر مبنای الزامات معاهدات آن دوره به توافق دست می زنند. اما کردها این مساله را نپذیرفتند. در شمال، جنوب، غرب و شرق کردستان به مقاومت دست زدند. قیام‌ها درهم شکستند اما بعد از گذشت 5 سال، 10 سال مجددا پا به عرصه گذاشتند. آخرین بار در اواسط دهه 1970 در شمال کردستان، با پیشاهنگی رهبر آپو مقاومت حزب کارگران کردستان آغاز شد. این مقاومت منطقه‌ای و مختص به یک بخش از کردستان نیست. این مقاومت مقاومتی ملی بوده و میهن و مرزهای تحمیلی جنگ اول جهانی را در هم می‌شکند. با چنین هدفی، مرزهای حاکمیتی و دولت‌ها نمی‌توانند مانند دوره‌های پیشین مدیریت مشترکی را داشته باشند. حاکمیت خود را تداوم بخشیده و نمی‌توانند اختیار‌دار مرزهای خود باشند.

در چنین وضعیتی که بر مبنای یکپارچگی کردستان و آزادی کردها قوام گرفته است، امکان دمکراتیزاسیون دولت‌های منطقه ای و اتحاد ملی پدیدار شده است. رهبر آپو این مساله را مورد ارزیابی قرار داد، حزب کارگران کردستان آن را مورد ارزیابی قرار داده است. نشان دادند که میثاق ملی به عنوان قراردادی مورد توافق مورد اهمال واقع شده است و مدیریت جمهوری ترکیه به کردها خیانت نموده است. مشخص شد که دولت چگونه به کردها خیانت ورزیده است و چگونه آن‌ها را مورد کشتار قرار داده است. براین مبنا است که واقعیات تاریخی آشکار می‌شوند.

برای خاتمه دادن به این مساله و از میان برداشتن این توضیحات، سیستم مدرنیته سرمایه‌داری جهانی نیز به حمله دست زده است. مدیران فاشیست جمهوری ترکیه بیش از همه به چنین اقداماتی دست می‌زنند. در برهه اخیر، آ.ک.پ نیز چنین مساله‌ای را تداوم می‌بخشد. آ.ک.پ با م.ه.پ دست به ائتلاف زده است. آ.ک.پ در ابتدا در موضع اپوزیسیون دولت بود. از همین رو نیز عرصه‌های مخالفت دولت را به خوبی می‌شنا‌خت. اطلاع داشت که درمقابل سیستم جمهوری ترکیه، نیرویی که می تواند به نتیجه دست یابد کردها هستند. به همین دلیل نیز توجه خود را به کردها و کردستان معطوف نمود. طیب اردوغان زمانی که شهرداری استانبول را در دست داشت گزارشی را در ارتباط با کردها آماده کرده و اعلام داشت که محل منازعه، مساله کردستان است. اردوغان به این مساله اشاره داشت که تا زمانیکه کردها آزاد نشوند این ذهنیت و سیاست فاشیستی در درون دولت تغییر نخواهد کرد. اما زمانی که درهای قدرت به سوی آ.ک.پ گشوده شد، این نیروها به ائتلاف دست یافتند. آ.ک.پ خود به معیار ذهنیت و سیاست فاشیستی و کشتارگر کردها تبدیل و این سیاست را مبنایی برای اقدامات بعدی خود قرار داد. دولت نیز در مقابل، درهای اقتدار را بر روی آ.ک.پ گشود.

اما آ.ک.پ نیز این مساله را دریافت: با سیاست‌های منفعل گذشته که در درون مرزهای جمهوری ترکیه محدودیت یافته‌اند، بیش از این قادر نیستند به ممانعت از مقاومت کردها پرداخته و بیش از این نمی توانند در مقابل جنبش آزادیخواهی کردستان قرار گرفته و آن را متوقف نمایند. به همین دلیل مواضع سیاسی و نظامی خود را نیز تغییر دادند. به این مساله توجه کردند که؛ چرا پیش از این با انگلستان و فرانسویان به توافق دست یافته بودند؟ تا مقاومت کردها را درهم شکنند. به منظور درهم شکستن قیام کردها با آنها به توافق دست زده بودند. آ.ک.پ دریافت که با توافقات موجود نمی‌توانند کردها را درهم شکنند. آنزمان مناطق اطراف قامشلو را به فرانسویان داده بودند. موصل را به انگلیسی‌ها داده بودند و فرصت یافته بودند که مقاومت‌های آمد و درسیم و آگری را درهم بشکنند. اکنون وضعیت به گونه دیگری شده است. تا زمانیکه جنوب و روژاوای کردستان در وضعیت کنونی باشند، نمی‌توانند مقاومت در شمال کردستان را خاتمه دهند. مقاومت در شمال، در جنوب و روژآوا به ایجاد مناطق آزاد شده‌ای منتهی گردید. در عراق و سوریه عملا در تنگنا قرار گرفتند. فرانسه، انگلستان و آمریکایی‌هایی که آن‌ها را تحت تاثیر قرار داده و آن‌ها را مدیریت می‌نمایند، نیز در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند. اکنون روژاوا در عرصه سیاسی ظهور کرده است. تا زمانی که وجود داشته باشند نمی‌توانند در شمال کردستان به کشتار و قتل عام کردها دست بزنند. نمی توانند فرهنگ و زبان کردها و کردستان را انکار نمایند. برای تداوم کشتار و قتل عام به چه اقدامی دست می‌زنند؟ بدین منظور لازم است به تجربه روژاوا و جنوب کردستان خاتمه دهند. جمله اردوغان مبنی بر اینکه ما اشتباه کردیم حاکی از این امر است. در جنوب کردستان با مدیریت هولیر به توافق دست یافته‌اند و علیه حزب کارگران کردستان ائتلافی را شکل داده‌اند. موجودیت ان را به رسمیت شناختەاند.
قانون اساسی عراق را پذیرفته‌اند. با پذیرش قانون اساسی، مدیریت منطقه اقلیم کردستان را نیز به رسمیت شناخته‌اند. نمی خواهند این مساله در روژاوا نیز قبول نمایند. به منظور محدود کردن این مسائل و تغییر روند امور، حزب کارگران کردستان را بهانه قرار می‌دهند. تحت عنوان مبارزه با ترور، تلاش دارند تا مرزهای میثاق ملی را مجددا تحت کنترل بگیرند. چرا؟ درصدد هستند تجربه روژاوا و جنوب کردستان را از میان برداشته و می‌خواهند مانع از نفع بردن مقاومت شمال کردستان از این مناطق شوند. در سال 1925 با ایجاد شکاف در مقاومت کردها در شمال کردستان این مقاومت را به بن بست کشاندند اما دیگر با خیانت و فروش آن این مساله امکان پذیر نیست. کردها قدم‌هایی به جلو گذارده و خود را سازماندهی نموده‌اند. آزادی کردها به نیرویی مهم و موثر تبدیل شده است. در این وضعیت نمی‌توانند مقاومت در شمال کردستان را خاتمه بخشند. به منظور خاتمه دادن به آن درصدد هستند تا موجودیت کردها در جنوب و روژآوای کردستان را از میان بردارند.

از طریق اشغالگری می خواهند تا کشتار و قتل‌عام را تداوم بخشند. به همین دلیل نیز این روند از اشغال عفرین آغاز و تا خاکورک تداوم داشته است، و این بدین معناست که جمهوری ترکیه درصدد است تمامی سرزمین کردها را به اشغال درآورد.

از طرف دیگر دولت ترک دریافته است که اروپا و آمریکا همانند دوره‌های گذشته کشتار کردها را نمی‌پذیرند. این دولت‌ها حتی اگر تشکیل دولتی از سوی کردها را نیز قبول ننمایند، خودمدیریتی جنوب کردستان را پذیرفته‌اند. اکنون نیز مجبور به پذیرش خودمدیریتی روژاوا بوده و آن را نیز قبول کرده‌اند. همانند دوره‌های گذشته در صدد خاتمه دادن به آن نیستند، بلکه درصدد تضعیف و اشغال هستند. نه به منظور ایجاد سرزمین و مدیریت مشترک کرد و ترک، بلکه به منظور کشتار کردها و حمله به عفرین و برادوست، درصدد است تا میثاق ملی را ایجاد نماید. این حملات، حملاتی اشغالگرانه و استعمارگرانه است.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
#سیامەند_موعینی: دەکرێت ئەمڕۆ درێژە بە شۆڕشی گەلانی ئێران بدرێتەوە



هاوسەرۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان- #پژاک بە گرنگییەوە باس لە یەکێتیی نێوان هێز و لایەنەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەکات و پێیوایە، کە ئەمڕۆ دەرفەتێکی گونجاو و زێڕین بۆ کورد هەڵکەوتووە، بۆ ئەوەی بتوانێت بە هیواو و ئامانجەکانی بگات، دەشڵێت: دەکرێت ئەمڕۆ درێژە بە شۆڕشی ١٩٧٩ی گەلانی ئێران بدرێتەوە.



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#سیامەند_موعینی: دەکرێت ئەمڕۆ درێژە بە شۆڕشی گەلانی ئێران بدرێتەوە هاوسەرۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان- #پژاک بە گرنگییەوە باس لە یەکێتیی نێوان هێز و لایەنەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەکات و پێیوایە، کە ئەمڕۆ دەرفەتێکی گونجاو و زێڕین بۆ کورد هەڵکەوتووە،…
#سیامەند_موعینی: دەکرێت ئەمڕۆ درێژە بە شۆڕشی گەلانی ئێران بدرێتەوە



هاوسەرۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان- #پژاک بە گرنگییەوە باس لە یەکێتیی نێوان هێز و لایەنەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەکات و پێیوایە، کە ئەمڕۆ دەرفەتێکی گونجاو و زێڕین بۆ کورد هەڵکەوتووە، بۆ ئەوەی بتوانێت بە هیواو و ئامانجەکانی بگات، دەشڵێت: دەکرێت ئەمڕۆ درێژە بە شۆڕشی ١٩٧٩ی گەلانی ئێران بدرێتەوە.




پەیوەندییەکانی نێوان ئەمریکا و ئێران ڕۆژ بە ڕۆژ ئاڵۆزیی زیاتر بەخۆیەوە دەبینێت، چەندە ئەو ئاڵۆزییانەش جێی سەرنج بێت، هێندەش فۆکسەکان دەچێتە سەر کورد، ئایا کورد تا چەند خۆی بۆ هەر گۆڕانکارییەک ئامادەکردووە کە لە ئێراندا بێتە پێشەوە؟ تا چەند گرنگە هێزەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان لەم دۆخەدا یەکگرتووبن، پارتی ژیانی ئازادی کوردستان-پژاک، کە یەکێکە لە لایەنەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان، پرۆژەی بۆ ئەم دۆخە چییە، سیامەند موعینی، هاوسەرۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان-پژاک لە چاوپێکەوتنێکدا لەگەڵ ڕۆژنیوز، وڵامی ئەم پرسانە و چەند پرسێکی دیکەی دایەوە.


دەقی چاوپێکەوتنەکە:

- دۆخی ئێستای ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان چۆن هەڵدەسەنگێنن؟

"دەکرێت ئەمڕۆ درێژە شۆڕشی ساڵی ١٩٧٩ی گەلانی بدرێتەوە"

سیامنەد موعینی: ئێران لە قۆناغی گەمارۆی ئابوورییدایە، بە دۆخێکی نائاساییدا تێپەڕدەبێت، ئەو ڕەوشە دەرەنجامی سیاسەتێکی ٤٠ ساڵەیە لە ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستاندا، بەتایبەتیش سیاسەتی هەناردەکردنی شیعەی دوانزە ئیمامی بۆ دەوروبەری خۆی، ئەوە هەندێک وایکردووە کە نەتەوە و دەوڵەتەکانی دەوروبەر هەموو بکەونە ژێر مەترسیی ئەو هەژموونگەراییەی سیاسەتی کۆماری ئیسلامیی ئێرانەوە، بۆیە لەم قۆناغەدا لە ڕەوشێکی نائاساییدایە، ڕەوشێکە ڕۆژ بەڕۆژ بەرەو خراپبوون دەچێت، ئەو گەمارۆیانەش هێندەی دیکە دۆخی ئێرانی لە بواری ئابووریی، سیاسیی، نێودەوڵەتی و دیپلۆماتییەوە خستووەتە دۆخێکی زۆر مەترسیدار بۆ سەرانی کۆماری ئیسلامیی ئێران، ئەوەش بێگومان دەرفەت دەخولقێنێت بۆ گەلانی ئێران کە بتوانن بە ئازادیی خۆیان بگەن، کە ٤٠ ساڵە کەوتوونەتە ژێر دەسەڵاتی هەژموونخوازی سیستمێکی تۆتالیتار و دیکتاتۆرەوە، دەکرێت ئەمڕۆ درێژە شۆڕشی ساڵی ١٩٧٩ی گەلانی بدرێتەوە و بە ئەنجامی خۆی بگات.



-لە داهاتووی ئێران، ئایا ئایندەی کورد بەکوێ دەگات؟ لە ئەمڕۆ وە تاچەند هێزە سیاسییەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان ئامادەکارییان کردووە؟

"کاتێک سیستمی دەوڵەت-نەتەوە دەکەوێتە قەیرانەوە ڕۆڵی کورد دەردەکەوێت"

سیامەند موعینی: کورد هەمیشە فاکتەرێکی بنەڕەتیی بووە لە گۆڕانکارییەکانی سیستمی دەوڵەت-نەتەوە لە ناوچەکەدا، نەک هەر لە ئێران، بەڵکو لە عێراق، سوریا و تورکیاش، کاتێک سیستمی دەوڵەت-نەتەوە دەکەوێتە قەیرانەوە ڕۆڵی کورد دەردەکەوێت، ئێمە دەزانین کە کورد لە قۆناغی ئێستادا تاڕادەیەک وەک نەتەوەیەکی بەهێز دەرکەوتووە، ڕۆڵی چارەسەری دەبێت لەو ئاڵوگۆڕانەی کە هەم لە ڕۆژهەڵاتی ناوەڕاست و هەم لە ئێرانیش دێتە پێشەوە، بە بڕوای من لە ئێران کورد بەهێزترین و ڕێکخراوتریین هێزە لە هەموو ئێراندا، ویست و خواستەکانیان دیارە، کە خۆی لە ئازادیی، یەکسانیی و نەتەوەیی دەبینێتەوە، لەو چوارچێوانەدا کورد دەتوانێت پێشەنگی زۆر بزووتنەوە بکات لە ئێراندا.

- ئەو ئەرکانەی لەم دۆخەدا بەتایبەتی دەکەونە سەر شانی لایەنە کوردییەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان و ئۆپۆزسیۆنەکانی ئێران چییە؟

"گرنگە کورد لە بواری سیاسەت و ڕێکخستنەوە یەک دەنگ بێت"

سیامەند موعینی: گرنگە کورد لە بواری سیاسەت و ڕێکخستن و بوارە جیاوازەکانی دیکەشەوە یەک دەنگ بێت، بەتایبەت لەو ئاڵوگۆڕانەی کە لە قۆناغی هەستیاری ئەمڕۆدا ڕوودەدەن، گرنگە کورد بتوانێت بە یەکدەنگ و یەک خواست ڕووبەڕووی سیستەمی دەوڵەت ببێتەوە یان هەر سیستمێک کە دوای کۆماری ئیسلامیی ئێرانیش بێتە ئاراوە، لەو بڕوایەدام کە ئەمە دەرفەتێکی گونجاو و زێڕینە بۆ کورد هەڵکەوتووە، بۆ ئەوەی بتوانێت بە هیواو و ئامانجەکانی بگات، بۆیە گرنگە هێزە سیاسییەکان بە گشتیی پشتیوانی یەکتر بن.

- لە ڕابردوودا ئێوە وەک پژاک ڕاتانگەیاندبوو کە ئامادەکاریتان بۆ هەر گۆڕانکارییەک کردووە کە لە ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستاندا بێتە پێشەوە، هیچ پرۆژەیەکتان بۆ ئەم دۆخەی ئێستا و بۆ یەکگرتنی لایەنە کوردییەکان هەیە؟

"پرۆژەیەکی ١٠ خاڵیمان پێشکەشکردووە"

سیامەند موعینی: ئێمە پرۆژەیەکی ١٠ خاڵیمان بۆ هەماهەنگیی زیاتری نێوان لایەنە سیاسییەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان پێشکەشکردووە، بۆ ئەو پرۆژەیەش سەردانی زۆربەی حزبەکانی ڕۆژهەڵاتمان کردووە و لە میدیاش بڵاومانکردووەتەوە، لەو پرۆژەیەدا باسی چەند خاڵێکی سەرەکییمان کردووە، کە زۆر گرنگە بۆ داهاتووی کوردستان یەکێک لەو خاڵانەش، نەمانی هێزی میلشیا و گرێدراویی حزبە، پێمان وایە کە دەبێت هێزێکی نیشتیمانیی هەبێت، کە دەسکەوتەکانی ئازادیی بپارێزێت، وە پەیامیش بە دەوڵەتە داگیرکەرەکان و فاشیزمی ناوچەکە و بە دۆ
گذار دموکراتیک
#سیامەند_موعینی: دەکرێت ئەمڕۆ درێژە بە شۆڕشی گەلانی ئێران بدرێتەوە هاوسەرۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان- #پژاک بە گرنگییەوە باس لە یەکێتیی نێوان هێز و لایەنەکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەکات و پێیوایە، کە ئەمڕۆ دەرفەتێکی گونجاو و زێڕین بۆ کورد هەڵکەوتووە،…
ستی خۆشی بگەیەنێت، کە کورد بە گشتیی گەیشتووەتە قۆناغێکی باڵای سیاسیی و دەتوانێت تا سەرکەوتنیش خەباتی خۆی درێژە پێبدات.

- بۆچوونی لایەنەکانی دیکەی ڕۆژهەڵاتی کوردستان لەسەر پرۆژەکەتان چی بووە؟ دەتوانێت چی بۆ ئێستای ڕۆژهەڵاتی کوردستان بهێنێت؟

"دەکرێت باس و گفتوگۆی لەسەر بکرێت و ئاڵوگۆڕیشی بەسەردا بێت"

سیامەند موعینی: دەکرێت باس و گفتوگۆی لەسەر بکرێت و ئاڵوگۆڕیشی بەسەردا بێت بەپێی بارودۆخ و بۆچوونی جیاوازی حیزبەکانی دیکەش، چونکە ئەوە پرۆژەیەکە پژاک یەک لایەنانە پێشکەشی کردووە و لە دیالۆگی حزبی جیاوازدا دەتوانرێت خاڵی جیاوازیشی بۆ زیادبکرێت یان کەم بکرێتەوە، بەڵام ئەوانەی کە گرنگن هەموو کەس دەبێت بزانێت پرۆژەکەی ئێمە بە گشتی بیری لێکراوەتەوە و لە بەرژەوەندیی سیاسەتی کوردستاندایە، یەکێک لە خاڵەکان ئەوەیە کە هەموو حزبەکان نوێنەرایەتی هەڵبژێرن و لە چوارچێوەیەکدا بۆ سیاسەت لە ئاستی نێودەوڵەتیدا ئەوان بچن دیالۆگ بکەن بەناوی ڕۆژهەڵاتی کوردستانەوە نەک بەناوی حزبی سیاسییەوە، هێزێکی ڕێکخراوی هاوبەشمان هەبێت کە بتوانێت پاراستنی دەسکەوتەکان بکات نەک ببێتە میلشیای حزبی.

"دەمانەوێت هێزێکی ڕێکخراوی هاوبەش دروستبکەین، بۆ ئەوەی ئەگەر حزبێک لەگەڵ حزبێکی دیکە کێشەیان بۆ دروستبوو ڕۆڵەی ئەو گەلە بە کوشت نەدەن، کوردستان ئەزموونی زیاتر لە ٦٠ ساڵی یەکتر کوشتنی هەیە ئەنجامەکەشی تا ئێستا نەبووە بە هیچ، دەسەڵاتی باشوری کوردستان نموونەکەیە کە بەناوی کوردایەتیی ڕیفراندۆمیان کرد و نیوەی خاکی کوردستانیان ڕادەستی داگیرکەرانی کوردستان کرد، ئەوە چ کوردایەتییەکە کە نیوەی خاکی کوردستان بە ئاسانی ڕادەست دەکەن؟ بۆیە گرنگە ئێستا کوردی ئازاد و نیشتیمانپەر و داواکاری خۆی ڕوونبکاتەوە، کە بۆ پاراستنی نیشتمانی خۆی خەبات و تێکۆشان دەکات".

- باستان لە گرنگیی یەکڕیزیی کورد کرد هەم بۆ ڕۆژهەڵاتی کوردستان و بۆ سەرتاسەری کوردستان، گرفتەکانی بەردەم یەکێتیی کورد چین؟

"ئەو سیاسەتەی لە باشوری کوردستان بەڕێوەدەچێت سیاسەتێکی نیشتیمانیی نییە و کۆیلایەتییە"

سیامەند موعینی: هەندێک بەرژەوەندیی ئابووریی بنەماڵەیی و شەخسیی هەیە لە چوارچێوەی حزبیدا، بووە بە بەربەست لەبەردەم لەیەکنزیکبوونەوەی حزبە سیاسییەکان، ناڵێم کورد هەمووی وەکو یەک بیربکاتەوە ئەوە شتێکی خەیاڵییە، بەڵام کورد دەتوانێت لە پرۆسەیەکی مێژووییدا بۆ گەیشتن بە ئامانجەکانی بۆ لاوازکردنی شۆفێنیزم و لاوازکردن و دەرکردنی داگیرکاریی لە کوردستان بەیەکەوە هەنگاو بنێن، وە لە پرۆسەیەکی دیموکراتیدا گەل بتوانێت بڕیاری خۆی لەسەر بۆچوون و پارادایمی جیاواز لەنێوان حیزبەکاندا بدات و لە چوارچێوەی فەلسەفەی جیاوازدا نرخاندنیان لەسەر بکات، بەڵام ئێستا قۆناغێکی هەستیار هاتووەتە پێشەوە پێویستە حزبەکانیش ئەو هەستیارییە لەبەرچاو بگرن و هەنگاو بۆ ئاشتیی و لێنزیکبوونەوە و تێگەیشتن لە یەکتر بنێن، کە باسی حزبە سیاسییەکان دەکەم، باسی ئەوانە ناکەم کە کۆیلەی دەسەڵاتن، چونکە هەندێک حزبی سیاسی هەیە کۆیلەی دەسەڵاتە و بووەتە ئامراز و بەکاردەهێندرێن و بوونەتە ڕێنیشاندەری دەوڵەتانی ئێران و تورکیا.

"ئەو سیاسەتەی لە باشوری کوردستان بەڕێوەدەچێت سیاسەتێکی نیشتیمانیی نییە و کۆیلایەتییە، ئەوەش تەنها خزمەت بە داگیرکەرانی کوردستان دەکات و تەمەنیان درێژ دەکات، چونکە ئەو سیستمانە بەرەو کۆتایی دەڕۆن، بۆیە گرنگە کورد لە پرۆسەی نوێدا ببێتە نمووەنە نەک هەر بۆ وڵاتانی دەوروبەر و ئێران و عێراق، بەڵکو بۆ هەموو ناوچەکە ببێتە مۆدێلێکی دیموکراتییی، کە ئەو پرۆسەیە بتوانێت ئازادیی و یەکسانیی دەستەبەر بکات، بێ ئەوەی مرۆڤەکان لەوە بترسن کە دەسەڵات زیندانیان دەکات یان دەخرێنە ژێر فشاری سیاسیی و ئابوورییەوە".


ROJNEWS


https://tv.rojnews.news/videolar/chawpekawtn-syamand-mw3iny.mp4

🆔 @GozarDemocratic
انقلاب و آزادی قبل از هر چیز با ایجاد شخصیت منطبق با این مفاهیم تحقق پذیر است.

با شخصیتی آشفته و شکست خورده از سوی دشمن (استعمار و استبداد) پیروزی تحقق ناپذیر است.

برای تضمین پیروزی لازم است، شخصیتی را که از سوی دشمن (استعمار و استبداد) شکست خورده است، شکست دهیم و شخصیتی نو خلق کنیم.

از سوی سرمایداری، استعمار و ارتجاع داخلی حملات زیادی برای وارونه نشاندادنم صورت گرفتەاند و میگیرند. برای خنثی کردن این حملات دو صلاح را به کار بردەام. اول: شخصیتم دوم: سازماندهی و معیارهای آن.



✍🏻 #اهون_چیاکو

🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
ک.ج.ک: قدرت‌های جنوب کردستان باید موضع‌گیری نمایند


ک.ج.ک: از قدرت‌های سیاسی جنوب کردستان درخواست می‌کنیم دربرابر حملات اشغالگران موضع خود را معلوم سازند و از اشخاصی که استخبارات به ترکیه می‌دهند جلوگیری نمایند.



ریاست مشترک شورای رهبری کنگره‌ی جوامع کردستان ک.ج.ک درباره‌ی حملات دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیه‌ای کتبی منتشر کرد.

متن بیانیه‌ی ک.ج.ک به شرح زیر است:

" در نتیجه‌ی حملات حاکمیت آ.ک.پ - م.ه.پ علیه مناطق حفاظتی مدیا و جنوب کردستان تعداد بسیاری از غیر نظامیان به قتل رسیده‌اند. سکوت پ.د.ک، ی.ن.ک و مسئولین اقلیم کردستان در برابر این حملات غیرقابل قبول است.

دولت اشغالگر ترکیه در تحرکات اشغالگرانه‌ی خویش در خاکورک حملات علیه غیر نظامیان را افزایش داده است. به ویژه در حملات هوایی غیرنظامیان را به قتل می‌رساند. اشخاصی که در گوشین، کورتک و خاکورک به قتل رسیده‌اند را گرامی می‌داریم و مراتب تسلیت خویش را به خانواده‌ی آن‌ها اعلام می‌کنیم. کشتارها به بخشی از اقدامات اشغالگرانه‌ مبدل شده است و سعی دارند که مناطق مسکونی غیرنظامیان را تخلیه نمایند. بیانیه‌ی مقامات جنوب کردستان و بعضی از رسانه‌های جنوب کردستان که این کشتار‌ها را بمانند درگیری ارزیابی می‌کنند راه را بر مشروعیت بخشی به حملات دولت ترکیه می‌گشاید.

کشتار غیرنظامیان در کورتک را به مانند درگیری در میان ارتش ترکیه و نیروهای گریلا بازتاب می‌دهند در حالیکه در کورتک که این افراد به قتل رسیده‌اند هیچ نقطه‌ی نیروهای گریلا وجود ندارد. غیر نظامیان بر راه آسفالت به قتل رسیدند. در این منطقه هم واحد نظامی ارتش ترکیه وجود ندارد، با نشان دادن قتل غیرنظامیان بمانند درگیری، صرفا حملات دولت ترکیه را مشروعیت می‌بخشند.

در نتیجه‌ی حملات حاکمیت آ.ک.پ - م.ه.پ علیه مناطق حفاظتی مدیا و جنوب کردستان تعداد بسیاری از غیر نظامیان به قتل رسیده‌اند. سکوت پ.د.ک، ی.ن.ک و مسئولین اقلیم کردستان در برابر این حملات غیرقابل قبول است. هیچ دلیلی برای سکوت قدرت‌های سیاسی و مسئولین ( جنوب کردستان) وجود ندارد. با سکوت مقامات و قدرت‌های سیاسی کنونی در برابر کشتار غیرنظامیان ادعای آن‌ها به عنوان نمایندگان خلق زیر سوال خواهد رفت.

حملات اشغالگری آ.ک.پ – م.ه.پ نه تنها علیه پ.ک.ک است،‌ موضع دولت دولت ترکیه در زمان رفراندوم استقلال جنوب کردستان و هرج‌ومرج‌های کرکوک آشکار هستند. به عقیده‌ی آن‌ها موصل، کرکوک و تمامی جنوب کردستان از آن آن‌هاست. بدین شکل جنوب کردستان را اشغال می‌کنند. هنگامیکه این واقعیت وجود داشته باشد، ‌سکوت در برابر حملات قتل‌عام‌ها به معنای مشارکت در آن‌هاست.

قدرت‌های سیاسی تنها در حملات اشغالگری مشارکت نمی‌کنند، بلکه با همکاری با سازمان‌های استخباراتی مناطق گریلایی را هدف قرار می‌دهند. با همکاری سازمان میت (استخبارات ترکیه) سعی دارند مکان نیروهای گریلا را یافته و آن‌ها را هدف قرار دهند. ده‌ها مورد بدین شکل رویداده‌اند. اطلاعات بسیاری در این باره داریم و همچنین سندهایی در دست داریم که نشان می‌دهند سازمان‌های استخباراتی جنوب کردستان با سازمان میت همکاری می‌کنند. اعلام می‌کنیم، به چنین وضعیتی اجازه نخواهیم داد، اقدامات لازم را انجام داده و از مسئولین آن حساب خواهیم خواست.

ارائه‌ی اطلاعات به دشمنان نیروهای کرد توسط قدرتی سیاسی غیر قابل قبول است. از قدرت‌های سیاسی جنوب کردستان درخواست می‌کنیم در برابر حملات اشغالگران موضع خویش را معلوم نمایید و از اشخاصی که استخبارات به ترکیه می‌دهند جلوگیری نمایند.

از تمامی خلق جنوب کردستان، سازمان‌های مدنی و نیروهای دمکراسی درخواست می‌کنیم که در برابر تحرکات اشغالگری در جنوب کردستان صدای خود را بلند کنید، در برابر اشخاصی که علیه جنبش آزادی خواهی با دشمنان همکاری می‌کنند موضعی شفاف را اتخاذ نموده و از مبارزاتمان علیه اشغالگری و حملات حمایت نمایید."


ANF


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
چ دۆستێکمان نیە جگە لە قەندیل

✍🏻 #هونەر_تۆفیق

ئەگەر هارفی مۆریس و جۆن لوج ٫ جارێکی تر سەرلەنوێ بەسەرهاتی کورد لەم سەردەمەدا بنووسنەوە ٫ ڕەنگە لەبری ناونیشانی کتێبەکەیان بۆ کورد ( جگە لەچیاکان هیچ دۆستێکیان نیە ) ئەمجارە بڵێن : جگە لە قەندیل کورد هیچ دۆستێکی نیە ۰

نە مەهاباد و نەئامەد و هەولێر لە ئێستادا وەک قەندیل پایتەخت و سەنتەری پرسی کورد نین ۰ قەندیل هەر حەشارگە و سەنگەری چەند سەد گەریلایەک نیە وەک لە میدیا تورکی و هاوئاوازە کوردیەکانیەوە وێنادەکرێت ۰ بەڵکە مەڵبەندێکی ستراتیژی پەیوەست بە ئەمنی قەومی گەلێکەوەیە کەناوی کوردە و دابەشە بەسەر ئێران و عێراق و تورکیا و سوریادا ۰

بەر لە دروستبوونی داعش ئەو رەهەندە سەربازی و ستراتیژیانەی قەندلیمان لە وتارێکدا باسکردبوو کە تەنیا جارە لەمێژووی کورددا ؍ هێزێکی سیاسی و سەربازی کورد توانیبێتی مەترسی جدی لەسەر چوار دەوڵەت دروست بکات و لە چیایەکەوە کە ناوی قەندیلە هێڵی ئەمنە قەومیەکانیان بشکێنێت و لەناو خاکی خۆیاندا لە باشووری زاگرۆسەوە بە درێژایی سنووری عێراق ئێران تا قەندیل ٫ لەوێشەوە لە نێوان عێراق تورکیا و تورکیا سوریاوە تا عەفرین بەهەردوو دیوی سنوورەکاندا ناوچەی نفوز و هێزی ئەو قەندیلەبێت۰

ئەزموونی کۆنترۆڵکردنی سانا و تۆکمەی رۆژاڤا ئەو بۆچوونەی سەلماند کە قەندیل چ سەنتەرێکی ستراتیژی کوردە کە بەهەموو جیوگرافیا سیاسیەکەی کوردستاندا رابگات و ببێتە ناوەندێکی بەرگریکار و فریاگوزاری سەربازی لەهەر کورێ ی کوردستاندا بێت ۰ جگە لە ئەزموونی رۆژاڤا ٫ بەتەنگەوە هاتنی قەندیل بۆ باشووریش لە شەنگال و مەخمور و کەرکوک هەمان دۆستبوون و سەنتەربوونی ئەو چیایە بۆ کورد دەسەلمێنێت ۰

دیارە ئەوەی کەمێک هوشیاری سەربازی هەبێت و لە سەنگەر و جوڵەی هێز و سوپا تێبگات ٫ لەوەش تێدەگات لەناو ئاڵۆزیەکانی ناوچەکەدا چەند مەحاڵە قەندیل بڕوخێت یان داگیربکرێت ۰ چونکە قەندیل جگە لەوەی تەنیا دۆستی کوردە لەهەمان کاتدا کەوتۆتە چەقی ململانێ و ئاڵۆزیەکانی ناوچەکەوە ۰ کەوتنی قەندیل دەکاتە پچڕانی شیرازەی ئەو ئارامیە سەربازیەی لەناوچەکەدا تەنیا لە کوردستاندا دەبینرێت کە نەدۆست نە دژ بە خۆرئاوا و ئەمریکایە ۰ تێکدانی ئەو شیرازەیە تێکدانی بەڵانسی دیدی نەدۆست نەدوژمنیەکەیە بۆ خۆرئاوا و هاوپەیمانەکانیان لە ناوچەکەدا۰

تێنەگەیشتنی سیاسی هەرێمی کوردستان لەم هاوکێشەیەی کە بەستراوەتەوە بە قەندیلەوە ٫ یان لێکدانەوەی جیوگرافی بۆ قەندیل کە بریتی یە لە چەند گوندێک لەناو چیایەکی عاسی و سەختدا ٫ توشی ئەو هەڵانەیان دەکات کە پێیان وابێت موراعات کردنی تورکیا وەک دراوسێیەکی ئابووری شایەنی ئەوەیە پشت بکرێتە قەندیل و چاودابخرێت لەو هێرشە بێ سوودانەی تورکیا دەیکاتە سەری ۰ لەبەرچاو نەگرتنی ئەوەی کە روخانی قەندیل هەرەس و روخانی ستراتیژ و توانای نەتەوەیەکە لەپێناو رازی کردنی دڵی دەوڵەتێکدا کەرازی نیە بەخێمەک لە ناوەراستی ئەفریقیادا تۆ هەتبێت (وەک دیمرێل دەیگوت) ئێستا چۆن بەتۆ رازی دەبێت لەپاش روخانی تەنیا دۆستەکەت (چیای قەندیل) مافی ژیانت هەبێت ؟



🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پۆرترە

شەهید زەینەب کناجی ناسراو بە #زیلان
شەهید لەتیفە سەلامەت ناسراو بە #زیلان_پەپولە



🆔 @GozarDemocratic
Awazé Çîya_Pepulé
BeÅŸir SARUHAN
Awazê Çîya

🎼 Pepûle



بەیادی گیان بازی و فیداکاری شەهید #زیلان_پەپولە

شەهیدان دوێنێ و ئەمڕۆو ئایندەمانن


🆔 @GozarDemocratic