گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
باییک: هدف اساسی درهم شکستن فاشیسم است - بخش سوم
جمیل باییک: رهبر آپو میخواهد از جنگ ممانعت به عمل آورد. خواهان جنگ بین دولت و کردها نیست. نه کردها و دولت سوریه، و نه کردها و دولت ترکیه. هدف رهبر آپو براین امر قوام گرفته است که کردها، به حنگ باوری نداشته باشند. پروژه سوریه دمکراتیک را در کانون قرار داده
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان به پرسشهای ما پاسخ داد.
- مساله مهم هر دو دیدار با رهبر آپو سوریه بود، خصوصا نیروهای سوریه دمکراتیک. زیرا در ارتباط با این مساله نیز عدەای درصدد طرح شبهه هستند، شما می توانید در این رابطه به جزئیات شاره داشته باشید؟
- رهبر آپو در هر دو دیدار خود با وکلا و هم در ملاقات با برادرش به مساله سوریه اشاره می نماید. معلوم کرد که مسائل و مشکلات موجود در شمال سوریه چگونه میتواند به راه حل دست یافته و چگونه برخوردی با آنها دارد. در ارتباط با بیانیەهای رهبر آپو نیز شبهەهای مطرح کردەاند. مانند اینکه در ارتباط با سوریه معاملەای در جریان است، بدون شک این شبهه و در رابطه این موضوع چنین امری امکان ندارد که ما از چنین موضوعی سخن بگوییم. اما گفتەهای رهبر آپو در ارتباط با سوریه، شمال سوریه و روژآوا و کردها برای ایجاد زمینه حل و فصل دمکراتیک در سوریه است. زیرا رهبر آپو سوریه را به خوبی می شناسد. اجتماع سوریه، خلقهای ساکن در سوریه و ذهنیت دولت آن را به خوبی می شناسد، ویژگیهای روشنفکران سوریه را به خوبی می شناسد. کردها را نیز به خوبی می شناسد، نیازمندیهای کردها را به خوبی می شناسد. از سوی دیگر توازن نیروهای بین المللی در خاورمیانه و سوریه را به درستی درک می کند. وضعیت اپوزیسیون سوری را می شناسد. رهبر آپو به مدت 20 سال در سوریه سکونت داشته و در سیاست این کشور حضور داشته است. وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، موازنه و پیوندهای سیاسی در سوریه را به خوبی درک می کند. از سوی دیگر در ارتباط با سوریه از اندیشه و بینشی گسترده و منسجم برخوردار است. از بینشی عمیق و گسترده در ارتباط با کردها برخوردار است. ترکیه را به خوبی می شناسد. در چارچوب این واقعیت است که رهبر آپو میخواهد در فرایند راه حل مسائل سوریه جای بگیرد. به منظور حل و فصل مسائل سوریه رهبر آپو هیچ بازیگر بهتری از رهبر آپو یافت نمی شود. ایستارها و ارزیابی های رهبر آپو راه را بر حل و فصل می گشاید.
هم اکنون در شمال سوریه و در سیستم سوریه، تنها راهکار حل و فصل، راه حل اداره شمال سوریه است. نیروهای دمکراتیک و خلقهای شمال سوریه در آنجا حضور دارند. آنها هم در چارچوب خط رهبر آپو عمل می نمایند. از ملت دمکراتیک، دمکراتیزاسیون سوریه در چارچوب دمکراتیزاسیون سخن گفته و در ان چارچوب از خود مدیریتی دمکراتیک سخن می گویند، خود مدیریتی نیز به دمکراسیهای منطقه ای وابسته است. درصدد هستند زنان در عرصه اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار باشند. تلاش دارند تا اعتقاد، هویت، ارزشها و ... همگی با هم در درون خودمدیریتی تجلی یابند. تمامی این ارزیابی ها و تعامل با مساله در ارتباط با حل و فصل مساله سوریه است. در وضعیت کنونی آیا با نوع تعامل رژیم سوریه مسائل و مشکلات موجود در سوریه می توانند حل و فصل شوند؟ مساله کرد، مساله دمکراتیزاسیون می تواند از آن طریق حل و فصل شود؟ تبهکارانی که با ترکیه در ارتباط هستند، نیروهای ارتش آزاد سوریه OSO ، آیا میتوانند راه حلی را ایجاد کنند؟ با وجود سازمانهایی مانند داعش در سوریه کدام مساله می تواند به راه حل منجر شود؟ هر یک از ین گروهها در صدد تحمیل خود هستند، تعامل نیروهای بین المللی در راستای توافق قرار ندارد.، زیرا آنها به منافع خود فکر می کنند. در چارچوب منافع خود سیاست ورزی می کنند... در چارچوب دمکراتیزاسیون سوریه باید به حقوق تمامی افرا احترام گذارده شود، رهبر آپو این مساله را به خلقهای شمال سوریه نشان می دهد.
رهبر آپو میخواهد از جنگ ممانعت به عمل آورد. خواهان جنگ بین دولت و کردها نیست. نه کردها و دولت سوریه، و نه کردها و دولت ترکیه. هدف رهبر آپو براین امر قوام گرفته است که کردها، به حنگ باوری نداشته باشند. پروژه سوریه دمکراتیک را در کانون قرار داده است تا نیروها به جنگ با یکدیگر دست نزده و هر فردی به حقوق خود دست یابد. رهبری در دیدارهای خود این تفکرات خود را در ارتباط با سوریه بیان کرده است. مسائل را درک کرده است. در سوریه بین کردها و دولت، بین ترکیه و کردها، بین نیروهای بین المللی و ترکیه و کردها بحران وجود دارد. بین بیشتر این نیروها، وضعیت هم دیگر لغزاندن و هم دیگر را حذب کردن وجود دارد و این هم بحران را به دنبال دارد. رهبر آپو درصدد است از این نقطه حل و فصل را بیاغازد.
جمیل باییک: رهبر آپو میخواهد از جنگ ممانعت به عمل آورد. خواهان جنگ بین دولت و کردها نیست. نه کردها و دولت سوریه، و نه کردها و دولت ترکیه. هدف رهبر آپو براین امر قوام گرفته است که کردها، به حنگ باوری نداشته باشند. پروژه سوریه دمکراتیک را در کانون قرار داده
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان به پرسشهای ما پاسخ داد.
- مساله مهم هر دو دیدار با رهبر آپو سوریه بود، خصوصا نیروهای سوریه دمکراتیک. زیرا در ارتباط با این مساله نیز عدەای درصدد طرح شبهه هستند، شما می توانید در این رابطه به جزئیات شاره داشته باشید؟
- رهبر آپو در هر دو دیدار خود با وکلا و هم در ملاقات با برادرش به مساله سوریه اشاره می نماید. معلوم کرد که مسائل و مشکلات موجود در شمال سوریه چگونه میتواند به راه حل دست یافته و چگونه برخوردی با آنها دارد. در ارتباط با بیانیەهای رهبر آپو نیز شبهەهای مطرح کردەاند. مانند اینکه در ارتباط با سوریه معاملەای در جریان است، بدون شک این شبهه و در رابطه این موضوع چنین امری امکان ندارد که ما از چنین موضوعی سخن بگوییم. اما گفتەهای رهبر آپو در ارتباط با سوریه، شمال سوریه و روژآوا و کردها برای ایجاد زمینه حل و فصل دمکراتیک در سوریه است. زیرا رهبر آپو سوریه را به خوبی می شناسد. اجتماع سوریه، خلقهای ساکن در سوریه و ذهنیت دولت آن را به خوبی می شناسد، ویژگیهای روشنفکران سوریه را به خوبی می شناسد. کردها را نیز به خوبی می شناسد، نیازمندیهای کردها را به خوبی می شناسد. از سوی دیگر توازن نیروهای بین المللی در خاورمیانه و سوریه را به درستی درک می کند. وضعیت اپوزیسیون سوری را می شناسد. رهبر آپو به مدت 20 سال در سوریه سکونت داشته و در سیاست این کشور حضور داشته است. وضعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، موازنه و پیوندهای سیاسی در سوریه را به خوبی درک می کند. از سوی دیگر در ارتباط با سوریه از اندیشه و بینشی گسترده و منسجم برخوردار است. از بینشی عمیق و گسترده در ارتباط با کردها برخوردار است. ترکیه را به خوبی می شناسد. در چارچوب این واقعیت است که رهبر آپو میخواهد در فرایند راه حل مسائل سوریه جای بگیرد. به منظور حل و فصل مسائل سوریه رهبر آپو هیچ بازیگر بهتری از رهبر آپو یافت نمی شود. ایستارها و ارزیابی های رهبر آپو راه را بر حل و فصل می گشاید.
هم اکنون در شمال سوریه و در سیستم سوریه، تنها راهکار حل و فصل، راه حل اداره شمال سوریه است. نیروهای دمکراتیک و خلقهای شمال سوریه در آنجا حضور دارند. آنها هم در چارچوب خط رهبر آپو عمل می نمایند. از ملت دمکراتیک، دمکراتیزاسیون سوریه در چارچوب دمکراتیزاسیون سخن گفته و در ان چارچوب از خود مدیریتی دمکراتیک سخن می گویند، خود مدیریتی نیز به دمکراسیهای منطقه ای وابسته است. درصدد هستند زنان در عرصه اجتماعی و سیاسی تاثیرگذار باشند. تلاش دارند تا اعتقاد، هویت، ارزشها و ... همگی با هم در درون خودمدیریتی تجلی یابند. تمامی این ارزیابی ها و تعامل با مساله در ارتباط با حل و فصل مساله سوریه است. در وضعیت کنونی آیا با نوع تعامل رژیم سوریه مسائل و مشکلات موجود در سوریه می توانند حل و فصل شوند؟ مساله کرد، مساله دمکراتیزاسیون می تواند از آن طریق حل و فصل شود؟ تبهکارانی که با ترکیه در ارتباط هستند، نیروهای ارتش آزاد سوریه OSO ، آیا میتوانند راه حلی را ایجاد کنند؟ با وجود سازمانهایی مانند داعش در سوریه کدام مساله می تواند به راه حل منجر شود؟ هر یک از ین گروهها در صدد تحمیل خود هستند، تعامل نیروهای بین المللی در راستای توافق قرار ندارد.، زیرا آنها به منافع خود فکر می کنند. در چارچوب منافع خود سیاست ورزی می کنند... در چارچوب دمکراتیزاسیون سوریه باید به حقوق تمامی افرا احترام گذارده شود، رهبر آپو این مساله را به خلقهای شمال سوریه نشان می دهد.
رهبر آپو میخواهد از جنگ ممانعت به عمل آورد. خواهان جنگ بین دولت و کردها نیست. نه کردها و دولت سوریه، و نه کردها و دولت ترکیه. هدف رهبر آپو براین امر قوام گرفته است که کردها، به حنگ باوری نداشته باشند. پروژه سوریه دمکراتیک را در کانون قرار داده است تا نیروها به جنگ با یکدیگر دست نزده و هر فردی به حقوق خود دست یابد. رهبری در دیدارهای خود این تفکرات خود را در ارتباط با سوریه بیان کرده است. مسائل را درک کرده است. در سوریه بین کردها و دولت، بین ترکیه و کردها، بین نیروهای بین المللی و ترکیه و کردها بحران وجود دارد. بین بیشتر این نیروها، وضعیت هم دیگر لغزاندن و هم دیگر را حذب کردن وجود دارد و این هم بحران را به دنبال دارد. رهبر آپو درصدد است از این نقطه حل و فصل را بیاغازد.
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
با تعامل و نوع برخورد خویش، درصدد است این وضعیت را از میان بردارد. دو دیدار رهبر آپو نیز در ارتباط با وضعیت کنونی سیاسی در سوریه است. به احتمال فراوان دولت اعتراض و عدم رضایت خود را از سیاست کردها در مورد سوریه اعلام می نماید. البته رهبری در هر دیداری، در هر گفتوگو و سخنرانی و هر عدم رضایتی، و از هر گونه ارزیابی نتایجی را استنتاج میکند. شما در صدد گفتن چیزی هستید، اما رهبری نیت ها و مقاصد آن را درک می کند. از این به بعد، می بیند که در اینجا وضعیتی بغرنج در جریان است، همه در این وضعیت بغرنج قرار داشته ودرصدد است از این طریق حل و فصل را در کانون مسائل قرار دهد. اما زمانی که درصدد این مساله بر می آید تلاش دارد تا برای حقوق کردها و خلقهای دیگر نیز احترام گذاشته شود.
خواهان آنست که در سوریه، با رژیم و دولت سوریه درصدد دستیابی به راه حلی برای صلح باشند، اما باید این مساله با اطمینان و در چارچوب قانونی اساسی سوریه دمکراتیک باشد. راه حل خود مدیریتی دمکراتیک را در این راستا مطرح نموده است. پیشنهاد مینماید که دمکراسی محلی با تضمین قانون اساسی همراه باشد. اما هیچگاه نخواسته است که کردها دست از حقوق خود بردارند یا سوریه این مساله را بر مبنای خواستهای خود حل و فصل نمایند، یا حل و فصلی بر مبنای خواستهای ترکیه در دستور کار قرار گیرد که حقوق کردها را به رسمیت نشناسد یا حل و فصلی که بر مبنای حقوق و خواستهای دیگر خلقها نبوده یا رژیمی خودکامه که با فشار تبهکاران وابسته به ترکیه باشد. رهبر آپو هیچ یک از این موارد را نمی خواهند.
رهبر آپو سیستمی را که در آن حقوق کردها را تضمین ننماید نمی پذیرند. به همین دلیل است که زمانی که می گوید که در سوریه با رژیم این کشور، با دولت، اگر حل و فصلی امکان پذیر باشد باید در چارچوب قانون اساسی باشد، زمانی که از تضمین حقوق کردها سخن می گوید منظورش آنست که در هر منطقه ای این حقوق تضمین شود. در ترکیه نیز باید حقوق کردها در قانون اساسی تضمین شود، در هر جایی باید این حقوق تضمین شوند. در صورتیکه این حقوق تضمین نشوند، ذهنیت این حاکمیتها که با پارامترهای قرن بیستم ایجاد شده اند و از ان طریق فکر می کنند، با دشمنی و عداوت کردها و قتل و کشتار کردها تداوم می یابد.
🆔 @GozarDemocratic
👇👇👇
خواهان آنست که در سوریه، با رژیم و دولت سوریه درصدد دستیابی به راه حلی برای صلح باشند، اما باید این مساله با اطمینان و در چارچوب قانونی اساسی سوریه دمکراتیک باشد. راه حل خود مدیریتی دمکراتیک را در این راستا مطرح نموده است. پیشنهاد مینماید که دمکراسی محلی با تضمین قانون اساسی همراه باشد. اما هیچگاه نخواسته است که کردها دست از حقوق خود بردارند یا سوریه این مساله را بر مبنای خواستهای خود حل و فصل نمایند، یا حل و فصلی بر مبنای خواستهای ترکیه در دستور کار قرار گیرد که حقوق کردها را به رسمیت نشناسد یا حل و فصلی که بر مبنای حقوق و خواستهای دیگر خلقها نبوده یا رژیمی خودکامه که با فشار تبهکاران وابسته به ترکیه باشد. رهبر آپو هیچ یک از این موارد را نمی خواهند.
رهبر آپو سیستمی را که در آن حقوق کردها را تضمین ننماید نمی پذیرند. به همین دلیل است که زمانی که می گوید که در سوریه با رژیم این کشور، با دولت، اگر حل و فصلی امکان پذیر باشد باید در چارچوب قانون اساسی باشد، زمانی که از تضمین حقوق کردها سخن می گوید منظورش آنست که در هر منطقه ای این حقوق تضمین شود. در ترکیه نیز باید حقوق کردها در قانون اساسی تضمین شود، در هر جایی باید این حقوق تضمین شوند. در صورتیکه این حقوق تضمین نشوند، ذهنیت این حاکمیتها که با پارامترهای قرن بیستم ایجاد شده اند و از ان طریق فکر می کنند، با دشمنی و عداوت کردها و قتل و کشتار کردها تداوم می یابد.
🆔 @GozarDemocratic
👇👇👇
👆👆👆
رهبر آپو بر این موارد کاملا واقف است؛ در قرن بیستم انسانهایی که در خاورمیانه در درون سیستم دولت ملت زندگی می کنند، دشمن کردها هستند. ذهنیت، سیاست و درک رهبری از محو و نابودی کردها درکی کامل و بسنده است. این ذهنیت و اعمال این سیاست باید سریعا به اجرا درآیند. به همین دلیل با قانون اساسی دمکراتیک درصدد هستند که این حقوق تضمین کردند، بادین شیوه تعامل و نوع برخورد خود را نشان داده ست. زمانی که این مساله را بیان می کند، می خواهد که در درون مرزهای سیاسی موجود، این مساله را حل نماید.
- در ارتباط با مساله روز، توازنی که هم حساسیتهای ترکیه و هم حساسیتهای کردها را با راه حلی مبتنی بر قانون اساسی در نظر بگیرد، چگونه می تواند محقق شود؟ آیا امکان پذیرست که ترکیه دست از مناطق اشغال شده بردارد؟ عقب نشینی نماید؟ به جای نیروهای منطقەای، نیروهای بین المللی از چه نقشی برخوردار هستند؟
بدون تردید آسان نیست که بتوان با نوع برخوردهای موجود، توازنی بر مبنای منافع هر یک از طرفین برقرار کرد. این امر نیازمند یک ذهنیت دمکراتیک است. رهبری به همین دلیل بر ذهنیت دمکراتیک تمرکز می نماید. زمانی که از حل و فصل مبتنی بر قانون اساسی سخن می گوید، در ارتباط با راه حل دمکراتیک است. اگر حل و فصل قانون اساسی دمکراتیک امکان داشته باشد، موازنه از سوی همگان پذیرفته شد و می تواند تبعات اجرایی داشته باشد. به همین دلیل نیز بەخشی از پروژه و سیاست خود را نمایان کردە است. نمی گویند، هر چە را کە می گویم باید مطلقا همان باشد. رژیم نیز نمی تواند بگوید اوضاع باید بر وفق دوران پیشین اداره خودمدیریتی برگردد. ترکیه نیز نمی تواند بگوید که کردها در این منطقه نمی توانند از خود مدیریتی برخوردار باشند، یا گروههای اپوزیسیون نمی توانند بگویند در مخالفت با کردها ما باید از حقوق برخوردار شویم.
یا در اینجا [سوریه] نیروهای بین المللی نمی توانند بگویند که اگر در اینجا سیستمی وجود داشته باشد، باید تحت نظر و دنبالەرو ما باشد. بر مبنای منافع ما حرکت نماید. از این زاویه، سیاستهای هر یک از طرفین که تاکنون به اجرا درآمدەاند، عدم دستیابی به راه حل را در برداشته و اکنون باید دست از این سیاستهای خود بردارند. بدون گمان باید ترکیه دست از اشغالگری عفرین بردارد. ترکیه نباید در سوریه هیچگونه مداخلهای داشته باشد. تنها راه ممکن بهبودی روابط سوریه و ترکیه است. سوریه جدید نباید دشمن و خصم ترکیه باشد. غیر از این نباید ترکیه چشمداشت و انتظارات دیگری داشته باشد. بدون تردید نیازمند سیستمی است که از پیوندهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خوبی برخوردار باشد، می توان انتظار داشت که در چنین صورتی سوریه دشمن ترکیه نباشد. اما اگر دمکراتیزاسیون مانند دشمنی با ترکیه مشاهد شود، اگر برخورداری از حقوق کردها مانند دشمنی با ترکیه مشاهده شود، هیچ موازنەای بر مبنای حساسیتهای طرفین ایجاد نمی شود.
رهبری می گوید کردها محدودیتی را در راه بازگرداندن مقبره شاه سلیمان به مکان پیشین خود ایجاد نمیکنند. اگر دولت ترک در صدد است این مساله را از طریق جنگ انجام دهد،در اشتباه است، برعکس، باید به جای آن با کردها به توافق برسد، از طریق گفتوگو میتوان این مساله را حل کرد. کردها هیچگاه نسبت به ارزشهای ملی و فرهنگی ملتهای دیگر بی احترامی نکردەاند، نسبت به تمامی کشورها احترام گذاشته اند. کردها صرفا خواهان آزادی خود و حیات دمکراتیک خود هستند. با خودمدیریتی خود، موقعیتی سیاسی را آفریدەاند که از آن طریق خود را اداره می کنند. در صورتیکه مورد احترام واقع شوند کردها نیز می توانند با ترکیه مذاکره کنند، همزیستی داشته باشند، حتی با رژیم موجود نیز می توانند در صورتیکه مورد احترام واقع شوند، همزیستی داشته باشند. درواقع هیچ مشکلی بین کردها و خلقهای عرب و سریانی وجود ندارد. با عربها امروزه در شمال سوریه سیستم مشترکی را ایجاد کردەاند، همزیستی دارند. ترکها، داعش و نیروهای دیگر هر چقدر که خواسته باشند که کردها و اعراب را در مقابل یکدیگر قرار دهند، بازهم موفق نشده اند. اتحاد کردها و عربها، اتحاد کردها و سریانی ها ایجاد شده است.
ذهنیت مبتنی ملت دمکراتیک توسعه و گسترش می یابد. از این زاویه، از طریق ذهنیت دمکراتیک میتوان در ارتباط با حساسیتهای تمامی نیروها اندیشید. ترکیه و کردها می توانند حساسیتهای یکدیگر را درک کنند. کردها می توانند حساسیتهای نیروهای سوری، یعنی نیروهای رژیم را نیز گوش بدهند. زیرا در برهەهایی این تصور درست می شود که کردها در صدد تجزیه سوریه هستند. برخی از طرفین، درصدد درست کردن چنین تصوری از سوی نیروهای کرد هستند. اما کردها نه خواهان تجزیه سوریه، ترکیه، عراق و ایران هستند. چنین مسالەای در جریان نیست. در ارتباط با دمکراتیزاسیون این کشورها، در ارتباط با دمکراتیزاسیون خاورمیانه درصدد حل و فصل مسائل برآمدەاند. در صورت د
رهبر آپو بر این موارد کاملا واقف است؛ در قرن بیستم انسانهایی که در خاورمیانه در درون سیستم دولت ملت زندگی می کنند، دشمن کردها هستند. ذهنیت، سیاست و درک رهبری از محو و نابودی کردها درکی کامل و بسنده است. این ذهنیت و اعمال این سیاست باید سریعا به اجرا درآیند. به همین دلیل با قانون اساسی دمکراتیک درصدد هستند که این حقوق تضمین کردند، بادین شیوه تعامل و نوع برخورد خود را نشان داده ست. زمانی که این مساله را بیان می کند، می خواهد که در درون مرزهای سیاسی موجود، این مساله را حل نماید.
- در ارتباط با مساله روز، توازنی که هم حساسیتهای ترکیه و هم حساسیتهای کردها را با راه حلی مبتنی بر قانون اساسی در نظر بگیرد، چگونه می تواند محقق شود؟ آیا امکان پذیرست که ترکیه دست از مناطق اشغال شده بردارد؟ عقب نشینی نماید؟ به جای نیروهای منطقەای، نیروهای بین المللی از چه نقشی برخوردار هستند؟
بدون تردید آسان نیست که بتوان با نوع برخوردهای موجود، توازنی بر مبنای منافع هر یک از طرفین برقرار کرد. این امر نیازمند یک ذهنیت دمکراتیک است. رهبری به همین دلیل بر ذهنیت دمکراتیک تمرکز می نماید. زمانی که از حل و فصل مبتنی بر قانون اساسی سخن می گوید، در ارتباط با راه حل دمکراتیک است. اگر حل و فصل قانون اساسی دمکراتیک امکان داشته باشد، موازنه از سوی همگان پذیرفته شد و می تواند تبعات اجرایی داشته باشد. به همین دلیل نیز بەخشی از پروژه و سیاست خود را نمایان کردە است. نمی گویند، هر چە را کە می گویم باید مطلقا همان باشد. رژیم نیز نمی تواند بگوید اوضاع باید بر وفق دوران پیشین اداره خودمدیریتی برگردد. ترکیه نیز نمی تواند بگوید که کردها در این منطقه نمی توانند از خود مدیریتی برخوردار باشند، یا گروههای اپوزیسیون نمی توانند بگویند در مخالفت با کردها ما باید از حقوق برخوردار شویم.
یا در اینجا [سوریه] نیروهای بین المللی نمی توانند بگویند که اگر در اینجا سیستمی وجود داشته باشد، باید تحت نظر و دنبالەرو ما باشد. بر مبنای منافع ما حرکت نماید. از این زاویه، سیاستهای هر یک از طرفین که تاکنون به اجرا درآمدەاند، عدم دستیابی به راه حل را در برداشته و اکنون باید دست از این سیاستهای خود بردارند. بدون گمان باید ترکیه دست از اشغالگری عفرین بردارد. ترکیه نباید در سوریه هیچگونه مداخلهای داشته باشد. تنها راه ممکن بهبودی روابط سوریه و ترکیه است. سوریه جدید نباید دشمن و خصم ترکیه باشد. غیر از این نباید ترکیه چشمداشت و انتظارات دیگری داشته باشد. بدون تردید نیازمند سیستمی است که از پیوندهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خوبی برخوردار باشد، می توان انتظار داشت که در چنین صورتی سوریه دشمن ترکیه نباشد. اما اگر دمکراتیزاسیون مانند دشمنی با ترکیه مشاهد شود، اگر برخورداری از حقوق کردها مانند دشمنی با ترکیه مشاهده شود، هیچ موازنەای بر مبنای حساسیتهای طرفین ایجاد نمی شود.
رهبری می گوید کردها محدودیتی را در راه بازگرداندن مقبره شاه سلیمان به مکان پیشین خود ایجاد نمیکنند. اگر دولت ترک در صدد است این مساله را از طریق جنگ انجام دهد،در اشتباه است، برعکس، باید به جای آن با کردها به توافق برسد، از طریق گفتوگو میتوان این مساله را حل کرد. کردها هیچگاه نسبت به ارزشهای ملی و فرهنگی ملتهای دیگر بی احترامی نکردەاند، نسبت به تمامی کشورها احترام گذاشته اند. کردها صرفا خواهان آزادی خود و حیات دمکراتیک خود هستند. با خودمدیریتی خود، موقعیتی سیاسی را آفریدەاند که از آن طریق خود را اداره می کنند. در صورتیکه مورد احترام واقع شوند کردها نیز می توانند با ترکیه مذاکره کنند، همزیستی داشته باشند، حتی با رژیم موجود نیز می توانند در صورتیکه مورد احترام واقع شوند، همزیستی داشته باشند. درواقع هیچ مشکلی بین کردها و خلقهای عرب و سریانی وجود ندارد. با عربها امروزه در شمال سوریه سیستم مشترکی را ایجاد کردەاند، همزیستی دارند. ترکها، داعش و نیروهای دیگر هر چقدر که خواسته باشند که کردها و اعراب را در مقابل یکدیگر قرار دهند، بازهم موفق نشده اند. اتحاد کردها و عربها، اتحاد کردها و سریانی ها ایجاد شده است.
ذهنیت مبتنی ملت دمکراتیک توسعه و گسترش می یابد. از این زاویه، از طریق ذهنیت دمکراتیک میتوان در ارتباط با حساسیتهای تمامی نیروها اندیشید. ترکیه و کردها می توانند حساسیتهای یکدیگر را درک کنند. کردها می توانند حساسیتهای نیروهای سوری، یعنی نیروهای رژیم را نیز گوش بدهند. زیرا در برهەهایی این تصور درست می شود که کردها در صدد تجزیه سوریه هستند. برخی از طرفین، درصدد درست کردن چنین تصوری از سوی نیروهای کرد هستند. اما کردها نه خواهان تجزیه سوریه، ترکیه، عراق و ایران هستند. چنین مسالەای در جریان نیست. در ارتباط با دمکراتیزاسیون این کشورها، در ارتباط با دمکراتیزاسیون خاورمیانه درصدد حل و فصل مسائل برآمدەاند. در صورت د
مکراتیزاسیون خاورمیانه، از تندی و تصلب مرزها کاسته می شود. نوع برخورد کردها نه حاکی از ایجاد یک دولت است؛ آنچه که می تواند مانع از هر گونه ملیت پرستی شود، دمکراتیزاسیون است. اگر این مناطق دمکراتیزه شوند، دولتهای موجود نیز نمی توانند نسبت به تجزیه کشورهایشان دغدغه داشته باشند. اگر این کشورها دمکراتیزه شوند، تمایل به دولتخواهی، ملیت پرستی در میان کردها و دیگر نیروها نیز از میان می رود.
بدون گمان اکنون در منطقه جنگ سوم جهانی در جریان است، به همین دلیل نیز نیروهای بین المللی از تاثیرگذاری فراوانی برخوردارند. امریکا و روسیه از تاثیر فراوانی برخوردارند. ترکیه و آمریکا با یکدیگر ارتباط دارند. با مصر، سعودی نیز ارتباط دارند. روسیه با ایران و سوریه در ارتباط است. پیوندهای روسیه و ایران گسترده هستند. به همین دلیل نیز، در سیاست منطقەای روسیه و ایران با یکدیگر همگام و همراه هستند. به رغم وجود مشکلاتی مقطعی در سوریه بین ایران و روسیه، این دو از سیاستهای مشترکی برخوردارند. زیرا ایران و روسیه کشورهای هم مرز هستند و مرز مشترک دارند. به همین دلیل نیز ایران در خاورمیانه برای روسیه کشوری مهم تلقی می شود. روسیه میخواهد این ارتباطات تداوم داشته باشند. تعمیق گردند. نیروهای منطقەای نیز حایز نقش خود هستند. اما نیروهای منطقەای مانند بخشی از نیروهای خارجی، سیاستهای خود را در سوریه به پیش می برند.
اکنون نیز در ابعاد اقتصادی، نظامی و سیاسی روسیه و آمریکا برای تاثیرگذاری از پتانسیل زیادی برخوردار هستند. درچنین وضعیتی قادر به تعیین تحولات سیاسی بوده و بر آن تاثیرگذار باشند. به همین دلیل نیز بوده باشد، سیاستهای آنان حایز اهمیت است. زمانی که بە ایستار و تداخل منفی دست بزنند حل و فصل مسائل و مشکلات آسان نخواهد بود. از این زاویه، باید نیروهای بین المللی نیز در حل و فصل مسائل، بدون موضع نبوده و همانگونه که همیشه من من می کنند، مسائل و مشکلات را خاتمه یافته قلمداد نکنند. برای حل و فصل مسائل و مشکلات می توانند. با ایستاری مثبت نسبت بە مسائل برخورد نمایند. اما زمانی که صرفا از منافع سخن می گویند، راحت نیست که از حل مسائل صحبت کرد. در چنین وضعیتی لازم است که نیروی خلقها به عرصه پای بگذرد. اگر نیروی خلق ها، سازماندهی آنان، مبارزه مشترک آنها سازنده باشد، سیاست نیروهای منطقەای و بین المللی که فقط بر مبنای منافع آنها قرار گرفته است، می تواند این مساله را دریافته و مشکلات را حل و فصل نمایند.
- آقای عبدلله اوجالان رهبر خلق کرد در ارتباط با مسائل چهار سال گذشته میگوید 'بسیار ناگوار، بسیار بد' و خواسته است که در ارتباط با بیانیه منتشر شده در نوروز سال 2013 بیشتر تفکر شود، شفاف شود و ادامه داشته باشد. شما در این رابطه چه امیدی دارید؟ با ویژگی حکومت کنونی آیا چنین امری امکان پذیر است؟
- رهبری با موضعی که از خود نشان می دهد که جنگ چهار ساله ای که در ترکیه ادامه داشته است، این کشور را به کجا رسانده است، دلیلی که ترکیه اکنون به بن بست رسیده است نیز در همین سیاست نهفته است. وی می گوید بدیل این امر، این تفکراتی که در بیانیه نوروز سال 2013 بر آنها انگشت گذاشته بود می تواند این آلترناتیو را تعمیق نموده و آن را هر چه بهتر به مرحله اجرایی درآورد. رهبر آپو می گوید: غیر از دمکراتیزاسیون در ترکیه، راهی دیگری برای حل و فصل مسائل ترکیه موجود نیست. تنها راه حل و فصل مسائل در ترکیه حل مساله کرد بر مبنای دمکراتیزاسیون است. فراخوان رهبری بر این مبناست. این فراخوان خطاب به نیروهای دمکراسی است. خطاب به آن دسته از نیروهای سیاسی است که از پتانسیل دمکراتیک شدن برخوردار بوده و نسبت به آن تمایل نیز دارند.
زیرا تا زمانی که دمکراتیزاسیون و نوع برخورد دمکراتیک در جریان نباشد، اجرایی کردن بیانیه نوروز سال 2013، تعمیق و بسط و گسترش آن، به منظور دستیابی به یک آلترناتیو غیر ممکن است. اگر نیروهای دمکراتیک از بیانیه نوروز سال 2013 صیانت مینمودند، کسانی که خواهان حل مسائل از طریق قدرت نرم و نه جنگ بودند، این بیانیه میتوانست وارد مرحله اجرایی شود. نیروهای اقتصادی ترکیه نیز در این میان جای دارند. در سیاست موجود اقتصاد در ترکیه نیز به بن بست رسیده است. زیرا تا زمانیکه مساله کرد به راه حلی دست نیابد، بحران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تداوم خواهد یافت. در چنین وضعیتی مسائل و مشکلات اقتصادی دشوارتر می شوند. از این زاویه است که دمکراتیزاسیون با حاکمیت کنونی امکان پذیر نمی باشد. آیا حاکمیت موجود از ذهنیت دمکراتیک برخوردار است؟ کاملا به اثبات رسانده است که از ذهنیتی دمکراتیک برخوردار نیست. انتظار و امید از این حاکمیت برای دمکراتیزاسیون مانند این است انتظار داشته باشی قاطر بزاید. اما اگر نیروهای دمکراسیخواه به مبارزهای موثر دست بزنند، مبارزه دمکراسیخواهی را توسعه بخشند، آن زمان است که می ت
بدون گمان اکنون در منطقه جنگ سوم جهانی در جریان است، به همین دلیل نیز نیروهای بین المللی از تاثیرگذاری فراوانی برخوردارند. امریکا و روسیه از تاثیر فراوانی برخوردارند. ترکیه و آمریکا با یکدیگر ارتباط دارند. با مصر، سعودی نیز ارتباط دارند. روسیه با ایران و سوریه در ارتباط است. پیوندهای روسیه و ایران گسترده هستند. به همین دلیل نیز، در سیاست منطقەای روسیه و ایران با یکدیگر همگام و همراه هستند. به رغم وجود مشکلاتی مقطعی در سوریه بین ایران و روسیه، این دو از سیاستهای مشترکی برخوردارند. زیرا ایران و روسیه کشورهای هم مرز هستند و مرز مشترک دارند. به همین دلیل نیز ایران در خاورمیانه برای روسیه کشوری مهم تلقی می شود. روسیه میخواهد این ارتباطات تداوم داشته باشند. تعمیق گردند. نیروهای منطقەای نیز حایز نقش خود هستند. اما نیروهای منطقەای مانند بخشی از نیروهای خارجی، سیاستهای خود را در سوریه به پیش می برند.
اکنون نیز در ابعاد اقتصادی، نظامی و سیاسی روسیه و آمریکا برای تاثیرگذاری از پتانسیل زیادی برخوردار هستند. درچنین وضعیتی قادر به تعیین تحولات سیاسی بوده و بر آن تاثیرگذار باشند. به همین دلیل نیز بوده باشد، سیاستهای آنان حایز اهمیت است. زمانی که بە ایستار و تداخل منفی دست بزنند حل و فصل مسائل و مشکلات آسان نخواهد بود. از این زاویه، باید نیروهای بین المللی نیز در حل و فصل مسائل، بدون موضع نبوده و همانگونه که همیشه من من می کنند، مسائل و مشکلات را خاتمه یافته قلمداد نکنند. برای حل و فصل مسائل و مشکلات می توانند. با ایستاری مثبت نسبت بە مسائل برخورد نمایند. اما زمانی که صرفا از منافع سخن می گویند، راحت نیست که از حل مسائل صحبت کرد. در چنین وضعیتی لازم است که نیروی خلقها به عرصه پای بگذرد. اگر نیروی خلق ها، سازماندهی آنان، مبارزه مشترک آنها سازنده باشد، سیاست نیروهای منطقەای و بین المللی که فقط بر مبنای منافع آنها قرار گرفته است، می تواند این مساله را دریافته و مشکلات را حل و فصل نمایند.
- آقای عبدلله اوجالان رهبر خلق کرد در ارتباط با مسائل چهار سال گذشته میگوید 'بسیار ناگوار، بسیار بد' و خواسته است که در ارتباط با بیانیه منتشر شده در نوروز سال 2013 بیشتر تفکر شود، شفاف شود و ادامه داشته باشد. شما در این رابطه چه امیدی دارید؟ با ویژگی حکومت کنونی آیا چنین امری امکان پذیر است؟
- رهبری با موضعی که از خود نشان می دهد که جنگ چهار ساله ای که در ترکیه ادامه داشته است، این کشور را به کجا رسانده است، دلیلی که ترکیه اکنون به بن بست رسیده است نیز در همین سیاست نهفته است. وی می گوید بدیل این امر، این تفکراتی که در بیانیه نوروز سال 2013 بر آنها انگشت گذاشته بود می تواند این آلترناتیو را تعمیق نموده و آن را هر چه بهتر به مرحله اجرایی درآورد. رهبر آپو می گوید: غیر از دمکراتیزاسیون در ترکیه، راهی دیگری برای حل و فصل مسائل ترکیه موجود نیست. تنها راه حل و فصل مسائل در ترکیه حل مساله کرد بر مبنای دمکراتیزاسیون است. فراخوان رهبری بر این مبناست. این فراخوان خطاب به نیروهای دمکراسی است. خطاب به آن دسته از نیروهای سیاسی است که از پتانسیل دمکراتیک شدن برخوردار بوده و نسبت به آن تمایل نیز دارند.
زیرا تا زمانی که دمکراتیزاسیون و نوع برخورد دمکراتیک در جریان نباشد، اجرایی کردن بیانیه نوروز سال 2013، تعمیق و بسط و گسترش آن، به منظور دستیابی به یک آلترناتیو غیر ممکن است. اگر نیروهای دمکراتیک از بیانیه نوروز سال 2013 صیانت مینمودند، کسانی که خواهان حل مسائل از طریق قدرت نرم و نه جنگ بودند، این بیانیه میتوانست وارد مرحله اجرایی شود. نیروهای اقتصادی ترکیه نیز در این میان جای دارند. در سیاست موجود اقتصاد در ترکیه نیز به بن بست رسیده است. زیرا تا زمانیکه مساله کرد به راه حلی دست نیابد، بحران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تداوم خواهد یافت. در چنین وضعیتی مسائل و مشکلات اقتصادی دشوارتر می شوند. از این زاویه است که دمکراتیزاسیون با حاکمیت کنونی امکان پذیر نمی باشد. آیا حاکمیت موجود از ذهنیت دمکراتیک برخوردار است؟ کاملا به اثبات رسانده است که از ذهنیتی دمکراتیک برخوردار نیست. انتظار و امید از این حاکمیت برای دمکراتیزاسیون مانند این است انتظار داشته باشی قاطر بزاید. اما اگر نیروهای دمکراسیخواه به مبارزهای موثر دست بزنند، مبارزه دمکراسیخواهی را توسعه بخشند، آن زمان است که می ت
وان در راستای دمکراتیزاسیون قدمهایی را برداشت.
دشوار است که این حاکمیت گامهایی را در راستای دمکراتیزاسیون بردارد. با این سیاست جنگی هیچ مساله ای حل نخواهد شد. اگر در سطحی که گفته می شود، با این سیاستهایی ترکیه را به سوی فروپاشی سوق می دهد، مبارزه دمکراسیخواهی به پیش برده شود، عشق و اراده به دمکراسی در عرصه سیاسی جای گیرد و دمکراتیزاسیون به امری لازم بدل گردد، میتوان به ایجاد تحولاتی امید بست. اما برای این منظور باید نیروهای دمکراسیخواه تقویت گشته و قدرت یابند. باید نیروهای دمکراسیخواه مبارزه را توسعه ببخشند. به همین دلیل نیز، از حاکمیت موجود، چشمداشت امید حل و فصل مبتنی بر دمکراسی و برداشتن قدم در این چارچوب اشتباه است. از نگاه رهبر آپو، از سوی ما امیدی وجود دارد که نیروهای دمکراسیخواه بتوانند مبارزەای مشترک را به پیش برند و به صاحبان اصلی بیانیه نوروز سال 2013 تبدیل شوند. از سوی دیگر نیروهای دمکراتیک و انقلابی می توانند از این بیانیه صیانت نماید. در ترکیه تا زمانی که ذهنیت دمکراتیک ایجاد نشود، مساله کرد به راه حلی دست نمی یابد.
هر قدرتی در مسند حاکمیت قرار داشته باشد مهم نیست، اما مساله اینست که بدون نشست و گفتوگو مسائل حل نمی شوند. بدون ایجاد ذهنیتی دمکراتیک، بدون ایجاد دمکراتیزاسیون امکان ندارد که مشکلات و مسائل به راه حل دست یابند. اگر راه حلی امکان پذیر بود طی 10 سال اخیر به نتیجه دست می یافت. همراه با بحران و جنگ شدید نیز هیچ قدمی برداشته نشد. زیرا ذهنیت بر اساس گونەای از دشمنی سخت علیه کردها استوار گشته است. باید این ذهنیت در هم شکسته شود. این دشمنی نیز از طریق ذهنیت دمکراتیک میتواند درهم شکسته شود. تا زمانی که ذهنیت دمکراتیک ایجاد نشود، این ذهنیت ضد کردی، دشمنی با کردها در ترکیه درهم شکسته نمی شود. به همین دلیل نیز تا زمانی که این ذهنیت درهم شکسته نشود، هیچ مسالهای حل نخواهد شد. در این عرصه نیز بدون مبارزه دمکراتیک، بدون ائتلاف نیروهای دمکراسیخواه، بدون مبارزه، چشمداشت حل و فصل فریبی بیش نیست. از سوی کردها این بدین معناست که در قربانگاه خود، خود را زیر چاقوی سلاخی ببرند.
تنها راه رهایی از این چاقوی سلاخی مبارزه برای دمکراتیکزاسیون است. نمی توان از این حقەها چشمداشت چیزی را داشت. با مبارزه برای دمکراسیخواهی این مسائل به حل و فصل خواهند رسید. بدون گمان این امر نیز صرفا با مبارزه کردها امکان پذیر نیست. مبارزه مشترک نیروهای دمکراسیخواه کرد و دیگر نیروهای دمکراسی ترکیه، روح بیانیه نوروز را می تواند فعلیت بخشد. بیانیه سال 2013 در آن زمان نیز افق نیروهای دمکراسیخواه را ترسیم می کرد و اکنون نیز همان نقش را دارد. تمامی تلاشهای رهبری در امرالی مبتنی براین امر است که مبارزه دمکراسیخواهی در ترکیه، زمینه این مبارزه را تقویت کند. تا زمانی که چنین زمینەای ایجاد نگردد مساله کرد به راه حلی دست نمی یابد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دشوار است که این حاکمیت گامهایی را در راستای دمکراتیزاسیون بردارد. با این سیاست جنگی هیچ مساله ای حل نخواهد شد. اگر در سطحی که گفته می شود، با این سیاستهایی ترکیه را به سوی فروپاشی سوق می دهد، مبارزه دمکراسیخواهی به پیش برده شود، عشق و اراده به دمکراسی در عرصه سیاسی جای گیرد و دمکراتیزاسیون به امری لازم بدل گردد، میتوان به ایجاد تحولاتی امید بست. اما برای این منظور باید نیروهای دمکراسیخواه تقویت گشته و قدرت یابند. باید نیروهای دمکراسیخواه مبارزه را توسعه ببخشند. به همین دلیل نیز، از حاکمیت موجود، چشمداشت امید حل و فصل مبتنی بر دمکراسی و برداشتن قدم در این چارچوب اشتباه است. از نگاه رهبر آپو، از سوی ما امیدی وجود دارد که نیروهای دمکراسیخواه بتوانند مبارزەای مشترک را به پیش برند و به صاحبان اصلی بیانیه نوروز سال 2013 تبدیل شوند. از سوی دیگر نیروهای دمکراتیک و انقلابی می توانند از این بیانیه صیانت نماید. در ترکیه تا زمانی که ذهنیت دمکراتیک ایجاد نشود، مساله کرد به راه حلی دست نمی یابد.
هر قدرتی در مسند حاکمیت قرار داشته باشد مهم نیست، اما مساله اینست که بدون نشست و گفتوگو مسائل حل نمی شوند. بدون ایجاد ذهنیتی دمکراتیک، بدون ایجاد دمکراتیزاسیون امکان ندارد که مشکلات و مسائل به راه حل دست یابند. اگر راه حلی امکان پذیر بود طی 10 سال اخیر به نتیجه دست می یافت. همراه با بحران و جنگ شدید نیز هیچ قدمی برداشته نشد. زیرا ذهنیت بر اساس گونەای از دشمنی سخت علیه کردها استوار گشته است. باید این ذهنیت در هم شکسته شود. این دشمنی نیز از طریق ذهنیت دمکراتیک میتواند درهم شکسته شود. تا زمانی که ذهنیت دمکراتیک ایجاد نشود، این ذهنیت ضد کردی، دشمنی با کردها در ترکیه درهم شکسته نمی شود. به همین دلیل نیز تا زمانی که این ذهنیت درهم شکسته نشود، هیچ مسالهای حل نخواهد شد. در این عرصه نیز بدون مبارزه دمکراتیک، بدون ائتلاف نیروهای دمکراسیخواه، بدون مبارزه، چشمداشت حل و فصل فریبی بیش نیست. از سوی کردها این بدین معناست که در قربانگاه خود، خود را زیر چاقوی سلاخی ببرند.
تنها راه رهایی از این چاقوی سلاخی مبارزه برای دمکراتیکزاسیون است. نمی توان از این حقەها چشمداشت چیزی را داشت. با مبارزه برای دمکراسیخواهی این مسائل به حل و فصل خواهند رسید. بدون گمان این امر نیز صرفا با مبارزه کردها امکان پذیر نیست. مبارزه مشترک نیروهای دمکراسیخواه کرد و دیگر نیروهای دمکراسی ترکیه، روح بیانیه نوروز را می تواند فعلیت بخشد. بیانیه سال 2013 در آن زمان نیز افق نیروهای دمکراسیخواه را ترسیم می کرد و اکنون نیز همان نقش را دارد. تمامی تلاشهای رهبری در امرالی مبتنی براین امر است که مبارزه دمکراسیخواهی در ترکیه، زمینه این مبارزه را تقویت کند. تا زمانی که چنین زمینەای ایجاد نگردد مساله کرد به راه حلی دست نمی یابد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زنان و سمبلها -1- ميتوان بگوييم که سمبل, فرم پيشين فکر قبل از ريختن به قالب اصطلاحات ميباشد 🆔 @GozarDemocratic
زنان و سمبلها -3-
اينکه سمبلها در نتيجه کدام شرايط مادي آفريده شدهاند با اهميت ميباشد. نيروهاي اقتدار که آناليز جوامع را صورت دادهاند, جامعه را پايبند ساخته, از پشت به دنبال خود کشيده و جهت اينکه بر اساس اهداف خود بهکار بگيرد, در آفريدن سمبلها نيز در مرحله مهارتيابي قرار گرفته است. تعابير نيروهاي اقتدار طبق خودشان؛ مسيحيت, هويت زن را که صدها هزار سال اولين اجتماعيشدن انسان را آفريد, همچنين پاکشدگي, بيصدايي و بود و نبود مريم مادر را در سمبل زني که زياد مشخص نيست صدها سال خفه کرد. به زنان خارج از آن همچون "ماگدلنا" و يا "جادلار" که قبل از مسيحيت اعتقاد الهه مادر را زنده نگه داشته دستيازي کردند. هر ايدئولوژي که حامل سرکوبگري است خوب يا بد با آفريدن سمبلهاي زن, موجبات قطبشدن و رويارويي زنان را صورت داده است. هم براي خوب يک سمبل را جستجو کرد هم براي بد. در دستانش چيزهاي آماده و اينکه واقعيت سمبلها بيانگر چه چيزي است را نيز هميشه همچون معمايي رها ساخت.
همراه با رشد نظامهاي جامعه حاکميتمدار مرد, در عين حال, سمبلها بهصورت تأثيرگذارندهها درآمدند که تقسيمکننده نقشها هستند. نقش و جايگاه هر کسي در زندگي چيست؟ پرسش آن, هميشه جوابهايي را حاصل شد که ناخودآگاه را فعال و زندگي را مشخص ساخت. بهعنوان مثال؛ در مدت اخير در يکي از کشورهاي اروپا علايم ترافيک و... نيز دست به تغييراتي زده شد. جهت رهگذران, علايمي که در تابلوها کشيده شده بود سالهاست که تنها با عکس يک مرد نشان داده شده و ميشود. در کنارش, عکس يک زن اضافه شد. و يا در تابلوييهايي که عکسهاي مادر با بچه وجود دارد, عکس پدر موجود نيست. چنين ناخودآگاهي که نگاه بچه را تنها متعلق به مادر و يک واقعيت زندگي نشان داده به صورت آفريدن سمبلي درآمده است. و اين سالهاست با خويگرفتن مداوم بدون عادتکردن نگاه کرده تنها يکي از هزاران سمبلي است که موجب ميشود عملکرد و ناخودآگاهمان را ناآگاهانه بر روي تأثيرات باز بگذاريم. همانند اين بسياري پديده ديگر وجود دارند. رنگها, شغلها, برخي قالبهاي رفتاري و... در اين معنا سمبلها جزو مهمترين ابزارهايي هستند که انساني را که ذهنيت سرکوب آفريده تجزيه کرده, قالبهاي جنسيتگرا, محرکهاي حاکميت و عادتهاي قد خمکردن را بهطور مداوم توليد کرده, احيا نموده و مانع بازخواست آن ميشود؛ چکيدهاش بوده و مختصرترين شرح آن است.
سمبلها بااهميت هستند. هر اندازه که بتوانيد بر سمبلهايتان معناي جالب بار کنيد, با برقراري ارتباط با آن به پديدهها و شخصيتها نيز به همان اندازه معناي حياتي بار مينماييد. مخالف شما نيز ميخواهد سنگينترين ضربه را با واردساختن بر سمبولهايتان به شما وارد کند. سياستها بر روي زدن و يا زدهشدن از سمبل اعمال ميشوند. يا نيز با سمبلها موفق گشته و افکار بر روي شکستخوردن با آنها به جنگ ميپردازند. يک خلق در ابتدا با سمبلهايش به اشغال درميآيد. در ابتدا سمبلها را از زندگي پاک کرده و عقب نگه داشته ميشوند. در مقابل اينها, سمبلهاي تازه و آلترناتيو ايجاد ميکنند. سپس بهتدريج به سمبلهاي قديمياش هجوم ميبرند. تمام بديها و لعنتها را بر سمبلهاي قديمي خلق نسبت داده ميشود. از اين لحاظ, هنگامي که نگاه ميکنيم نقش ديگر سمبلها در توليد را نيز ميتوانيم ببينيم. ذهنيتي که ميگويد «اگر حامل سمبلهايم نشوي, پايبند آنها نيستي, ديگري هستي, مخالف هستي.» خود را تا زمان زيادي با سمبلها افاده ميکند. در تمدني که ذهنيت سرکوبگر ايجاد کرده هنگامي که جايي به اشغال درآمده و يا ضربه ميخورد در ابتدا به سمبلها هجوم ميآوردند. مثلاً عثمانيها هنگامي که شهري را بهدست ميآوردند به پرنسس آن شهر تجاوز ميکردند. اين فتح سمبليک آن شهر است. زدن سمبليک ميباشد. در اينجا ديدگاه سرکوبگر که خلقها و شهرها را همچون زن تعريف ميکرد تعيينکننده بود. حمله به سمبلها که در تاريخ, فرهنگ و اعتقاد يک خلق جاي گرفته بودند, نيروي اعمال سياست بر جامعه و يا جوامعي است که به سمبلها پايبند ميباشند. اين را يا با برانگيختن ترس يا بهشکلي با ايجاد فشار و يا با بيتأثيرسازي انجام ميدهد. آگاهي, نيرو, جسارت و اراده در کجا سمبليزه ميشوند, از آنجا خواسته ميشود که شسته شوند. اگر سمبل تسليم گرفته ميشود, قشر پايبند به سمبل نيز به تسليم درميآيند. حداقل حسابهاي نيروهاي سنتي سرکوبگر, دولتگرا و اقتدارگرا چنين ميباشند. بهعنوان مثال هدف قراردادن مقاومت خلقهاي سرکوبشده و Che که سمبل عصيان جوانان ميباشد از سوي سيستم کاپيتاليسم با چنين حسابي رشد يافت. به اسارت درآوردن رهبر آپو که سمبل آزاديخواهي و استقلال کرد و خلقهاي خاورميانه ميباشد طي يک توطئه بينالمللي با چنين هدفي به اجرا درآمد. امروز با تمام خشونتش حملاتي که بر عليه PKK که سازمان وي ميباشد چنين هدفي
اينکه سمبلها در نتيجه کدام شرايط مادي آفريده شدهاند با اهميت ميباشد. نيروهاي اقتدار که آناليز جوامع را صورت دادهاند, جامعه را پايبند ساخته, از پشت به دنبال خود کشيده و جهت اينکه بر اساس اهداف خود بهکار بگيرد, در آفريدن سمبلها نيز در مرحله مهارتيابي قرار گرفته است. تعابير نيروهاي اقتدار طبق خودشان؛ مسيحيت, هويت زن را که صدها هزار سال اولين اجتماعيشدن انسان را آفريد, همچنين پاکشدگي, بيصدايي و بود و نبود مريم مادر را در سمبل زني که زياد مشخص نيست صدها سال خفه کرد. به زنان خارج از آن همچون "ماگدلنا" و يا "جادلار" که قبل از مسيحيت اعتقاد الهه مادر را زنده نگه داشته دستيازي کردند. هر ايدئولوژي که حامل سرکوبگري است خوب يا بد با آفريدن سمبلهاي زن, موجبات قطبشدن و رويارويي زنان را صورت داده است. هم براي خوب يک سمبل را جستجو کرد هم براي بد. در دستانش چيزهاي آماده و اينکه واقعيت سمبلها بيانگر چه چيزي است را نيز هميشه همچون معمايي رها ساخت.
همراه با رشد نظامهاي جامعه حاکميتمدار مرد, در عين حال, سمبلها بهصورت تأثيرگذارندهها درآمدند که تقسيمکننده نقشها هستند. نقش و جايگاه هر کسي در زندگي چيست؟ پرسش آن, هميشه جوابهايي را حاصل شد که ناخودآگاه را فعال و زندگي را مشخص ساخت. بهعنوان مثال؛ در مدت اخير در يکي از کشورهاي اروپا علايم ترافيک و... نيز دست به تغييراتي زده شد. جهت رهگذران, علايمي که در تابلوها کشيده شده بود سالهاست که تنها با عکس يک مرد نشان داده شده و ميشود. در کنارش, عکس يک زن اضافه شد. و يا در تابلوييهايي که عکسهاي مادر با بچه وجود دارد, عکس پدر موجود نيست. چنين ناخودآگاهي که نگاه بچه را تنها متعلق به مادر و يک واقعيت زندگي نشان داده به صورت آفريدن سمبلي درآمده است. و اين سالهاست با خويگرفتن مداوم بدون عادتکردن نگاه کرده تنها يکي از هزاران سمبلي است که موجب ميشود عملکرد و ناخودآگاهمان را ناآگاهانه بر روي تأثيرات باز بگذاريم. همانند اين بسياري پديده ديگر وجود دارند. رنگها, شغلها, برخي قالبهاي رفتاري و... در اين معنا سمبلها جزو مهمترين ابزارهايي هستند که انساني را که ذهنيت سرکوب آفريده تجزيه کرده, قالبهاي جنسيتگرا, محرکهاي حاکميت و عادتهاي قد خمکردن را بهطور مداوم توليد کرده, احيا نموده و مانع بازخواست آن ميشود؛ چکيدهاش بوده و مختصرترين شرح آن است.
سمبلها بااهميت هستند. هر اندازه که بتوانيد بر سمبلهايتان معناي جالب بار کنيد, با برقراري ارتباط با آن به پديدهها و شخصيتها نيز به همان اندازه معناي حياتي بار مينماييد. مخالف شما نيز ميخواهد سنگينترين ضربه را با واردساختن بر سمبولهايتان به شما وارد کند. سياستها بر روي زدن و يا زدهشدن از سمبل اعمال ميشوند. يا نيز با سمبلها موفق گشته و افکار بر روي شکستخوردن با آنها به جنگ ميپردازند. يک خلق در ابتدا با سمبلهايش به اشغال درميآيد. در ابتدا سمبلها را از زندگي پاک کرده و عقب نگه داشته ميشوند. در مقابل اينها, سمبلهاي تازه و آلترناتيو ايجاد ميکنند. سپس بهتدريج به سمبلهاي قديمياش هجوم ميبرند. تمام بديها و لعنتها را بر سمبلهاي قديمي خلق نسبت داده ميشود. از اين لحاظ, هنگامي که نگاه ميکنيم نقش ديگر سمبلها در توليد را نيز ميتوانيم ببينيم. ذهنيتي که ميگويد «اگر حامل سمبلهايم نشوي, پايبند آنها نيستي, ديگري هستي, مخالف هستي.» خود را تا زمان زيادي با سمبلها افاده ميکند. در تمدني که ذهنيت سرکوبگر ايجاد کرده هنگامي که جايي به اشغال درآمده و يا ضربه ميخورد در ابتدا به سمبلها هجوم ميآوردند. مثلاً عثمانيها هنگامي که شهري را بهدست ميآوردند به پرنسس آن شهر تجاوز ميکردند. اين فتح سمبليک آن شهر است. زدن سمبليک ميباشد. در اينجا ديدگاه سرکوبگر که خلقها و شهرها را همچون زن تعريف ميکرد تعيينکننده بود. حمله به سمبلها که در تاريخ, فرهنگ و اعتقاد يک خلق جاي گرفته بودند, نيروي اعمال سياست بر جامعه و يا جوامعي است که به سمبلها پايبند ميباشند. اين را يا با برانگيختن ترس يا بهشکلي با ايجاد فشار و يا با بيتأثيرسازي انجام ميدهد. آگاهي, نيرو, جسارت و اراده در کجا سمبليزه ميشوند, از آنجا خواسته ميشود که شسته شوند. اگر سمبل تسليم گرفته ميشود, قشر پايبند به سمبل نيز به تسليم درميآيند. حداقل حسابهاي نيروهاي سنتي سرکوبگر, دولتگرا و اقتدارگرا چنين ميباشند. بهعنوان مثال هدف قراردادن مقاومت خلقهاي سرکوبشده و Che که سمبل عصيان جوانان ميباشد از سوي سيستم کاپيتاليسم با چنين حسابي رشد يافت. به اسارت درآوردن رهبر آپو که سمبل آزاديخواهي و استقلال کرد و خلقهاي خاورميانه ميباشد طي يک توطئه بينالمللي با چنين هدفي به اجرا درآمد. امروز با تمام خشونتش حملاتي که بر عليه PKK که سازمان وي ميباشد چنين هدفي
گذار دموکراتیک
زنان و سمبلها -1- ميتوان بگوييم که سمبل, فرم پيشين فکر قبل از ريختن به قالب اصطلاحات ميباشد 🆔 @GozarDemocratic
را داراست. همچنين در طول سال گذشته کاريکاتورهايي که در رابطه با حضرت محمد در روزنامههاي اروپا منتشر شدند, با چنين هدفي صورت گرفت. سنت سرکوبگر و دولتگرا که با ذهنيت يعني "اگر ميخواهي يک واقعيت را از جاي حساس بزني, بايستي به سمبلهايش تهاجم ببري" حرکت ميکنند در مقابل خلقها سياست خود را نيز بر اين اساس نهادينه ميسازند. نيروي اجتماعيشدن را تجزيه کرده جهت رشد فردگرايي بيمرز و تعميقکردن يک پايه مهم سياست را نيز چنين ايجاد ميکند. به عنوان مثال خلق کرد تمام رنج و نيرويش را در هويت رهبر آپو تقديس کرده و معنا ميبخشد. اگر از همپاشيدگي اجتماعي خلق کرد خواسته ميشود, بهتسليم درآوردن ارزشهايي که در اطراف آن هويت تحقق يافتهاند طلبيده ميشود. در تمام سيستمهاي اجتماعي عظمتيابي و يا پستشدن با سمبلها روي داده است. محوريت زن همراه با درآمدن از يک فرم اجتماعي دوران آناارکيل, اينچنين تحول يافته بود. سمبلهايي که عقل سرکوبگر به ارزشهاي خود نسبت داده و بر اين اساس تعالي بخشيده, دور از دستيازي نگه داشته و هنگاميکه براي آنها پايههاي حقوقي, سياسي, اقتصادي و نظامي را ايجاد کرد, در درون مبارزه خوارديدن, پستکردن و ازبينبردن ارزشها, مسووليتها و سمبلهاي جوهري سرکوبشدهها, خلقها و زنان قرار گرفت.
بهخاطر اينکه موضوع اصلي نوشته ما در مورد چگونگي انجام اين مبارزه در مورد سمبولها در مقابل زن زن ميباشد, ميتوانيم بيشتر به جزييات آن بپردازيم.
سنني که با سمبلها رشد يافته و احيا گشتهاند, هميشه در مورد زنان صورت گرفتند. کدام سنتها؟ چرا سنن احياگر و چرا نابودگر؟ سنتها کدام سمبلها را حامل بوده و زنده نگه داشته است؟ سنني که زن را زن و زن را بهصورت زندگي درآوردهاند, چگونه زير هزاران سال و قتلعامهاي خونين دفن شده بود؟ و بر روي اين دفنگاه, زنانگي و زندگي معيوبگشته, کدام "مردانگي قوي" سازماندهي شد؟ کدام "زندگي آزاد" آفريده شد؟ "مرد عاقل" چگونه بر عقل زن و سنتهايش غالب گشت؟ بر روي اين شکست, زندگي به کدام سنن و سمبلها محکوم گشت؟ هنگاميکه زن بهتمامي زندگي و با زندگي بوده چگونه زندگي به بعضي سمبلها تقليل يافت؟ زن از دنياي بيمرز خود, دنياي فکر, عاطفه, حسکردن و فهميدنش گسسته و سمبلهايش به حبس درآمده و در مزار دفن شدند؟ سمبلها را چه کسي ميآفريند؟ چه کسي بهکار ميگيرد؟ چه کسي رانتگري سمبلها را ايجاد کرده و مکانش را عوض ميکند؟ چه کسي مشقتش را ميکشد؟ جهت فهم سمبلها, جايگاه منطق سمبليزهکردن ارزشهايمان در بردگي ما, پاسخهايمان, سوالهاي حياتي لازم همگي نيز. سمبلشدن ناموس, اعتقاد, صداقت, خوشبختي! سمبلبودن بسياري پديده و موضوع که مطابق مقتضيات جنگ و يا عقل مرد اولويت کسب کرده! و حملکردن سمبلشدن! حملکردن تاکتيک و زنجيزش براي روح, دل و عواطف يک سمبل در طول زندگي! ناپديدشدن و رفتن در هنگام منصرفشدن از حملکردن بار سنن و يا سمبليزهشدن يا نيز در هنگامي که نيرويش کفايت نکرده, در سايه سمبلهاي جديدي که ذهن مرد با سرعت بسياري ايجاد کرده است! شکستخوردن! محوکردن از روي صفحه زندگي!
ادامه دارد...
✍🏻 کومینار
🆔 @GozarDemocratic
بهخاطر اينکه موضوع اصلي نوشته ما در مورد چگونگي انجام اين مبارزه در مورد سمبولها در مقابل زن زن ميباشد, ميتوانيم بيشتر به جزييات آن بپردازيم.
سنني که با سمبلها رشد يافته و احيا گشتهاند, هميشه در مورد زنان صورت گرفتند. کدام سنتها؟ چرا سنن احياگر و چرا نابودگر؟ سنتها کدام سمبلها را حامل بوده و زنده نگه داشته است؟ سنني که زن را زن و زن را بهصورت زندگي درآوردهاند, چگونه زير هزاران سال و قتلعامهاي خونين دفن شده بود؟ و بر روي اين دفنگاه, زنانگي و زندگي معيوبگشته, کدام "مردانگي قوي" سازماندهي شد؟ کدام "زندگي آزاد" آفريده شد؟ "مرد عاقل" چگونه بر عقل زن و سنتهايش غالب گشت؟ بر روي اين شکست, زندگي به کدام سنن و سمبلها محکوم گشت؟ هنگاميکه زن بهتمامي زندگي و با زندگي بوده چگونه زندگي به بعضي سمبلها تقليل يافت؟ زن از دنياي بيمرز خود, دنياي فکر, عاطفه, حسکردن و فهميدنش گسسته و سمبلهايش به حبس درآمده و در مزار دفن شدند؟ سمبلها را چه کسي ميآفريند؟ چه کسي بهکار ميگيرد؟ چه کسي رانتگري سمبلها را ايجاد کرده و مکانش را عوض ميکند؟ چه کسي مشقتش را ميکشد؟ جهت فهم سمبلها, جايگاه منطق سمبليزهکردن ارزشهايمان در بردگي ما, پاسخهايمان, سوالهاي حياتي لازم همگي نيز. سمبلشدن ناموس, اعتقاد, صداقت, خوشبختي! سمبلبودن بسياري پديده و موضوع که مطابق مقتضيات جنگ و يا عقل مرد اولويت کسب کرده! و حملکردن سمبلشدن! حملکردن تاکتيک و زنجيزش براي روح, دل و عواطف يک سمبل در طول زندگي! ناپديدشدن و رفتن در هنگام منصرفشدن از حملکردن بار سنن و يا سمبليزهشدن يا نيز در هنگامي که نيرويش کفايت نکرده, در سايه سمبلهاي جديدي که ذهن مرد با سرعت بسياري ايجاد کرده است! شکستخوردن! محوکردن از روي صفحه زندگي!
ادامه دارد...
✍🏻 کومینار
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹یسری رجب: بایستی مسئولین عراق علیه اشغالگری ترکیه اقدام نمایند
🔻یسری رجب نمایندەی پارلمان عراق در کنفرانسی خبری علیه اشغالگری دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیەای قرائت کرده و از نخست وزیر و ریاست پارلمان عراق درخواست کرد علیه اشغالگری اقدام نمایند.
🔻 یسری رجب عضو فراکسیون نسل نو در پارلمان عراق در طی کنفرانسی خبری که در پارلمان عراق برگزار شد، علیه اشغالگری دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیەای قرائت کرد.
🔻 یسری رجب اظهار داشت، با توجه به مادەی ۱۱ قانون اساسی عراق اشغالگری دولت ترکیه، نقض احترام و استقلال دولت عراق بوده و افزود: " با توجه به مادەی ۱۰۹ و بخش دوم مادەی ۱۱۰ قانون محافظت از مرزها وظیفەی اساسی حکومت عراق است. بر این اساس باید عادل عبدالمهدی که فرماندهی نیروهای مسلح عراق را بر عهده دارد بایستی به وظیفەی خویش عمل نموده و به سکوت خود پایان دهد. بایستی حدودی را برای اشغالگری دولت ترک تعیین نمود."
🔻 در ادامه رجب با اشاره به حملات دشوار دولت ترکیه در جنوب کردستان گفت، " دولت ترکیه بشکلی مداوم به مرزهای عراق تجاوز نموده و ۳۵ کیلومتر به خاک جنوب کردستان وارد شده است. "
🔻 یسری رجب اعلام کرد، در نتیجەی حملات دولت ترکیه تاکنون دهها تن کشته و زخمی شدهاند. همچنین زیان مادی بسیاری را در پی داشته است.
🔻 یسری رجب در ادامه سخنان خویش با اشاره به قیام خلق شیلادزه علیه اشغلگری گفت، " با وجود اعتراضات و قیام اهالی منطقه علیه اشغالگری دولت ترک، مثال آشکار آن قیام خلق شیلادزه، اما تاکنون حکومت عراق و اقلیم کردستان موضعی نشان نداده و سکوت کردهاند. "
🔻 همچنین یسری رجب نامەی را به ریاست پارلمان عراق نوشته و درخواست کرد از راه وزیر امور خارجەی عراق سفیر ترکیه در عراق را احضار نمایند تا نامەی اعتراضی را به وی اعلام نموده و حدودی را برای اشغالگری دولت ترکیه تعیین کنند.
🆔 @anfpersian
🔻یسری رجب نمایندەی پارلمان عراق در کنفرانسی خبری علیه اشغالگری دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیەای قرائت کرده و از نخست وزیر و ریاست پارلمان عراق درخواست کرد علیه اشغالگری اقدام نمایند.
🔻 یسری رجب عضو فراکسیون نسل نو در پارلمان عراق در طی کنفرانسی خبری که در پارلمان عراق برگزار شد، علیه اشغالگری دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیەای قرائت کرد.
🔻 یسری رجب اظهار داشت، با توجه به مادەی ۱۱ قانون اساسی عراق اشغالگری دولت ترکیه، نقض احترام و استقلال دولت عراق بوده و افزود: " با توجه به مادەی ۱۰۹ و بخش دوم مادەی ۱۱۰ قانون محافظت از مرزها وظیفەی اساسی حکومت عراق است. بر این اساس باید عادل عبدالمهدی که فرماندهی نیروهای مسلح عراق را بر عهده دارد بایستی به وظیفەی خویش عمل نموده و به سکوت خود پایان دهد. بایستی حدودی را برای اشغالگری دولت ترک تعیین نمود."
🔻 در ادامه رجب با اشاره به حملات دشوار دولت ترکیه در جنوب کردستان گفت، " دولت ترکیه بشکلی مداوم به مرزهای عراق تجاوز نموده و ۳۵ کیلومتر به خاک جنوب کردستان وارد شده است. "
🔻 یسری رجب اعلام کرد، در نتیجەی حملات دولت ترکیه تاکنون دهها تن کشته و زخمی شدهاند. همچنین زیان مادی بسیاری را در پی داشته است.
🔻 یسری رجب در ادامه سخنان خویش با اشاره به قیام خلق شیلادزه علیه اشغلگری گفت، " با وجود اعتراضات و قیام اهالی منطقه علیه اشغالگری دولت ترک، مثال آشکار آن قیام خلق شیلادزه، اما تاکنون حکومت عراق و اقلیم کردستان موضعی نشان نداده و سکوت کردهاند. "
🔻 همچنین یسری رجب نامەی را به ریاست پارلمان عراق نوشته و درخواست کرد از راه وزیر امور خارجەی عراق سفیر ترکیه در عراق را احضار نمایند تا نامەی اعتراضی را به وی اعلام نموده و حدودی را برای اشغالگری دولت ترکیه تعیین کنند.
🆔 @anfpersian
ANF News
یسری رجب: بایستی مسئولین عراق علیه اشغالگری ترکیه اقدام نمایند
یسری رجب عضو فراکسیون نسل نو در پارلمان عراق در طی کنفرانسی خبری که در پارلمان عراق برگزار شد، علیه اشغالگری دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیەای قرائت کرد. یسری رجب اظهار داشت، با توجه به ما...
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
باییک: هدف اساسی درهم شکستن فاشیسم است - بخش چهارم و پایانی
جمیل باییک: هدف اساسی در آینده پیش رو درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است. شعارهایی که تمامی نیروهای دمکراسیخواه در ترکیه را به هم می رساند، درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است.
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان به پرسشهای ما پاسخ داد.
- رهبر خلق کرد در این دیدارها میگوید صلح شرافتمندانه و راه حل مبتنی بر سیاست دمکراتیک مبنا به شمار می روند. در کوتاه مدت نشانەهای آن را می بینید؟
- فرصتهای یک صلح شرافتمندانه، حل و فصلی بر اساس سیاست دمکراتیک رهبر آپو در مقایسه با قبل بیشتر شدەاند. در ترکیه تشدید مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به بن بست رسیده و همین امر دستیابی به حل و فصل را در در دسترستر مینماید. زیرا عاملی که باعث شد تمامی این مسائل به بن بست برسند مساله کرد است. تا زمانیکه مساله کرد به راه حل دست نیابد، مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، دیپلماتیک ترکیه به ثبات نخواهند رسید. عدم دست یابی به راه حل مساله کرد، مانع ترکیه به شمار رفته و روز به روز این مساله بیشتر درک می گردد. دولت ترک تمامی امکانات و فرصتها را در اختیار جنگ قرار داده و درصدد است آن را از طریق جنگ حل نماید که در نهایت از این طریق نیز موفق نخواهد شد. از همین رو حل و فصل هر چه زودتر مساله کرد لازم به نظر می رسد. آنچه که دشوار و مساله آفرین است ذهنیت است. در بعد عینی، زمینه حل و فصل مساله کرد فرارسیده است، از نظری که آن را مورد نظر قرار دهیم. اما ذهنیت کلاسیک دولت، الیگارشیای که همچنان نیز دولت را در دست دارد، بر مبنای ذهنیت مبتنی بر کشتار کردها و جنگ استوار است. اما از نظر ما در صورتیکه مبارزه انجام شود حل و فصل بعید و دور از دسترس نیست. هر اندازه که مبارزه گسترش یابد، حل و فصل نیز به همان اندازه در دسترس تر قرار می گیرد. اگر مبارزه نماییم، نیروهای دمکراسی نیز با آن همگام باشند، سیاست دمکراتیک سازنده بوده و صلح شرافتمندانه امکان پذیر می گردد، به امری ناگزیر مبدل خواهد شد. با مبارزه به شدت به پیش برده شود، دولت ترک تمامی امکانات خود را در اختیار جنگ قرار داده است، براین باور است که از طریق ظلم و سرکوب مساله را حل و فصل می نماید، از این مساله رهایی می یابد. دیگر ممکن نیست که مبارزه آزادی کردها که دهها سال است ادامه دارد، بر مبنای هویت خود به تفکری عمیق تبدیل شده است، معنای حیات آزاد و دمکراتیک را دریافته است، حق چیست، حقوق کدام است؛ امکان ندارد که کردها از این مطالبات منع شوند.
دشوارشدن مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تشدید و وخامت مسائل سیاست خارجی، از یک سوی حل و فصل رادیکال را به دنبال دارد. با تشدید و وخامت مسائل، راه حلها نیز رادیکال تر می شوند. در این راستا می توان مترصد درد و آلام، دشواری و زحمات بود، اما تا زمانی که مبارزه ادامه داشته باشد، شرایطی را که در آن بتوان مشکلات را به صورت ریشەای حل و فصل نمود؛ با گستردگی و تعمق حل و فصل دمکراتیک را به دنبال خواهد داشت و این مساله افزایش یافته است. روز به روز این زمینه تقویت می گردد. بدون تردید این راه حل صرفا بدنبال تشدید بحرانها نخواهد آمد. در چنین وضعیتی زمانی که مبارزه توسعه و بسط و گسترش یابد، حل و فصل نیز بدون بازگشت خواهد بود. از این زاویه با گفتن حملات سنگین هستند، دشواریها فراوانند، نمی توانیم توجیهی برای دور نگە داشتن خود از مبارزه داشته و نتیجەای در بر نخواهد داشت. برعکس، هر اندازه که مبارزه وجود داشته باشد، براین باوریم که این حملات درهم شکسته شده و راه حل بنیادی و ریشەای را می توانیم ارائه بدهیم. مبارزه کردها طی دهها سال، چنین زمینه و تجربەای را برای ما خلق کرده است. خارج از پیشنهادات ارائه شده از سوی رهبر آپو و خلق کرد، امکان ندارد که مسائل ترکیه، سوریه و خاورمیانه حل و فصل شوند.
- اوجالان در آخرین دیدار خود گفت که او منتظر است که اعتصاب غذا و روزه مرگ پایان یابد، 'من با اهمیت زیادی اعلام میکنم، کار اصلی از این بە بعد شروع خواهد شد و با تعمق و ارادە همراە من باشید و این امید را هم دارم'. در این پیام باید انسان چگونە بە 'کار اصلی از این بە بعد شروع خواهد شد' نگاە کند و آن را درک کند؟
- رهبر آپو به رفقای زندان امید فراوانی بسته است. زیرا هزاران نفر هستند؛ افرادی هستند که در جریان مبارزه قرار داشته و بهایی دادهاند. اگر آنها در مسیر رهبری قرار داشته باشند؛ اگر در این مسیر تعمقی ایدئولوژیک و سیاسی ایجاد نمایند، اما فکر میکند که آنچه که در زندان می گذرد، در دمکراتیزاسیون ترکیه، در حل و فصل مساله کرد و دمکراتیزاسیون خاورمیانه از ط
جمیل باییک: هدف اساسی در آینده پیش رو درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است. شعارهایی که تمامی نیروهای دمکراسیخواه در ترکیه را به هم می رساند، درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است.
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان به پرسشهای ما پاسخ داد.
- رهبر خلق کرد در این دیدارها میگوید صلح شرافتمندانه و راه حل مبتنی بر سیاست دمکراتیک مبنا به شمار می روند. در کوتاه مدت نشانەهای آن را می بینید؟
- فرصتهای یک صلح شرافتمندانه، حل و فصلی بر اساس سیاست دمکراتیک رهبر آپو در مقایسه با قبل بیشتر شدەاند. در ترکیه تشدید مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی به بن بست رسیده و همین امر دستیابی به حل و فصل را در در دسترستر مینماید. زیرا عاملی که باعث شد تمامی این مسائل به بن بست برسند مساله کرد است. تا زمانیکه مساله کرد به راه حل دست نیابد، مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، دیپلماتیک ترکیه به ثبات نخواهند رسید. عدم دست یابی به راه حل مساله کرد، مانع ترکیه به شمار رفته و روز به روز این مساله بیشتر درک می گردد. دولت ترک تمامی امکانات و فرصتها را در اختیار جنگ قرار داده و درصدد است آن را از طریق جنگ حل نماید که در نهایت از این طریق نیز موفق نخواهد شد. از همین رو حل و فصل هر چه زودتر مساله کرد لازم به نظر می رسد. آنچه که دشوار و مساله آفرین است ذهنیت است. در بعد عینی، زمینه حل و فصل مساله کرد فرارسیده است، از نظری که آن را مورد نظر قرار دهیم. اما ذهنیت کلاسیک دولت، الیگارشیای که همچنان نیز دولت را در دست دارد، بر مبنای ذهنیت مبتنی بر کشتار کردها و جنگ استوار است. اما از نظر ما در صورتیکه مبارزه انجام شود حل و فصل بعید و دور از دسترس نیست. هر اندازه که مبارزه گسترش یابد، حل و فصل نیز به همان اندازه در دسترس تر قرار می گیرد. اگر مبارزه نماییم، نیروهای دمکراسی نیز با آن همگام باشند، سیاست دمکراتیک سازنده بوده و صلح شرافتمندانه امکان پذیر می گردد، به امری ناگزیر مبدل خواهد شد. با مبارزه به شدت به پیش برده شود، دولت ترک تمامی امکانات خود را در اختیار جنگ قرار داده است، براین باور است که از طریق ظلم و سرکوب مساله را حل و فصل می نماید، از این مساله رهایی می یابد. دیگر ممکن نیست که مبارزه آزادی کردها که دهها سال است ادامه دارد، بر مبنای هویت خود به تفکری عمیق تبدیل شده است، معنای حیات آزاد و دمکراتیک را دریافته است، حق چیست، حقوق کدام است؛ امکان ندارد که کردها از این مطالبات منع شوند.
دشوارشدن مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تشدید و وخامت مسائل سیاست خارجی، از یک سوی حل و فصل رادیکال را به دنبال دارد. با تشدید و وخامت مسائل، راه حلها نیز رادیکال تر می شوند. در این راستا می توان مترصد درد و آلام، دشواری و زحمات بود، اما تا زمانی که مبارزه ادامه داشته باشد، شرایطی را که در آن بتوان مشکلات را به صورت ریشەای حل و فصل نمود؛ با گستردگی و تعمق حل و فصل دمکراتیک را به دنبال خواهد داشت و این مساله افزایش یافته است. روز به روز این زمینه تقویت می گردد. بدون تردید این راه حل صرفا بدنبال تشدید بحرانها نخواهد آمد. در چنین وضعیتی زمانی که مبارزه توسعه و بسط و گسترش یابد، حل و فصل نیز بدون بازگشت خواهد بود. از این زاویه با گفتن حملات سنگین هستند، دشواریها فراوانند، نمی توانیم توجیهی برای دور نگە داشتن خود از مبارزه داشته و نتیجەای در بر نخواهد داشت. برعکس، هر اندازه که مبارزه وجود داشته باشد، براین باوریم که این حملات درهم شکسته شده و راه حل بنیادی و ریشەای را می توانیم ارائه بدهیم. مبارزه کردها طی دهها سال، چنین زمینه و تجربەای را برای ما خلق کرده است. خارج از پیشنهادات ارائه شده از سوی رهبر آپو و خلق کرد، امکان ندارد که مسائل ترکیه، سوریه و خاورمیانه حل و فصل شوند.
- اوجالان در آخرین دیدار خود گفت که او منتظر است که اعتصاب غذا و روزه مرگ پایان یابد، 'من با اهمیت زیادی اعلام میکنم، کار اصلی از این بە بعد شروع خواهد شد و با تعمق و ارادە همراە من باشید و این امید را هم دارم'. در این پیام باید انسان چگونە بە 'کار اصلی از این بە بعد شروع خواهد شد' نگاە کند و آن را درک کند؟
- رهبر آپو به رفقای زندان امید فراوانی بسته است. زیرا هزاران نفر هستند؛ افرادی هستند که در جریان مبارزه قرار داشته و بهایی دادهاند. اگر آنها در مسیر رهبری قرار داشته باشند؛ اگر در این مسیر تعمقی ایدئولوژیک و سیاسی ایجاد نمایند، اما فکر میکند که آنچه که در زندان می گذرد، در دمکراتیزاسیون ترکیه، در حل و فصل مساله کرد و دمکراتیزاسیون خاورمیانه از ط
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
ریق مبارزەای دشوار امکان دارد. زیرا دگرگونیهای بزرگ تاریخی را صاحبان اندیشه ایجاد کردەاند. امروزه ما در درون فرایندی تاریخی قرار داریم. خاورمیانه با انقلاب جدید خود، تاریخ جدید خود، از طریق نیروی تفکر خود ایجاد خواهد شد و خط رهبر آپو این خاورمیانه جدید را خواهد ساخت. به همین دلیل نیز رهبر آپو در آن تعمق داشته است، که رفقای زندان بر خط مشی وی تمرکز داشته و در این مسیر به صاحبان این عشق بزرگ تبدیل شوند. درمسیر رهبری حرکت نمایند، این امر نیز نه فقط برای کردها، بلکه برای تمامی خلقهای خاورمیانه پیروزی بزرگی را به همراه خواهد داشت. رهبر آپو به منظور ایضاح تفکرات خود و اقداماتی که باید انجام دهند واجد چه معنایی است، پیش از این نیز بر زبان آورده بود. انچه را که چهل سال است که انجام دادهایم، آمادگی و تمهید بودەاند، آنچه که اصل است از این به بعد انجام خواهیم داد.
بدیهی است؛ اندیشەهای رهبر آپو و پروژەهای او از هم اکنون به بعد در دستور کار قرار خواهند گرفت. خط مشی ایدئولوژیک رهبر آپو، پروژەهای سیاسی وی در ارتباط با بسط و گسترش سیاسی در خاورمیانه بیش از پیش مشهود و تعیین کننده خواهند بود. از این بعد، از آنجا پروژەهای رهبری از چنین آیندهای برخوردارند، به منظور تاثیرگذاری بیشتر باید اجرایی شوند. به منظور آنکه از نتایج بزرگتری و وسیعتری برخوردار شوند، درصدد است تا رفقای زندان با تعمقی بیشتر و شایسته با وی همراه و همگام باشند. زیرا در خاورمیانه، در ترکیه و کردستان، سالهای آینده با گسترش افقهای فکری وی تعیین کننده خواهند بود. کسانی که در این تفکرات برای مسائل کردستان، ترکیه و خاورمیانه به پاسخی بدل شوند، سمت و سوی آینده را تعیین خواهند کرد.
بحران، کائوس معنای تفکرات جدید است؛ نشان میدهد که بحران آفرینان، عدم دستیابی به راه حل را با خود به همراه دارند، بدین منظور نیز نیازمند فراخوان و تفکرات جدید هستیم. به همین دلیل است که رهبر آپو تفکرات جدیدی را مطرح کردەاند. زمانی که این تفکرات با بحران عجین می گردند، راه را بر تحولات جدیدی می گشایند. رهبر آپو فرایند بحران، را به عنوان امری سازنده و آفرینشگر ارزیابی می کند. او واقعیات را در جامعه شناسی آزادی شفاف می نماید. اکنون کردستان، ترکیه و خاورمیانه در چنین فرایندی قرار دارند. جوهره جدیدی در حال ظهور است زیرا فرم و شیوە قبلی متلاشی و متزلزل شدە است. رهبر آپو این مساله را پیش روی قرار داده است که فرم و شیوەی پیشین از چه کیفیتی برخوردار باشد، چگونه ایجاد شود و.. به همین دلیل رهبر آپو درصدد است تا رفقای زندان با نیروی اندیشه وی، با موضعگیری وی، با خط رهبری همگام گشته آن را پیگیری کرده و از آن دفاع کرده و آن را اجرایی نمایند. از سوی دیگر، از همگان می خواهد مانند حقی، کمال و تمامی دیگر شهدا به رفقای راستین وی بدل شوند. منظور از 'اصل از اکنون به بعد'، اینست. مشخص می نماید که اصل از اکنون به بعد، تفکرات وی می توانند راه را بر تحولات بزرگ بگشایند، به همین دلیل نیز خصوصا می خواهد که عمق این تفکرات به آزمون گذاشته شوند، با این تفکرات زیسته و عشق خود را در این رابطه تحکیم بخشند.
- کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان از اکنون به بعد چگونه ادامه مییابد؟
- در مرحله پیشین کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان با پیروزی به پایان رسیده است. اما از سوی دیگر باید برای آزادی کردستان تحولات بزرگی ایجاد شود. انزوا کاملا خاتمه نیافته است، اما درهای امرالی اندکی گشوده شدەاند. فاشیسم کاملا در هم نشکسته است، اما دچار تنگنا شده است. تا زمانی که این موارد به طور کامل تحقق نیابند، دمکراتیزاسیون ترکیه و آزادی کردستان امکان ندارد. البته کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان چنان مبارزهای نیست که در کوتاه مدت به نتیجه دست یابد. زیرا آزادی کردستان، درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند. به همین منظور نیز باید فاشیسم را به عقب نشینی واداشت. در این راستا حصر اندکی شکسته است و فاشیسم در تنگنا قرار گرفته است.
فرصتهای تداوم حصر دچار تنگنا شده اند. دو دیدار رهبر آپو با وکلا، یک دیدار با خانواده نشان میدهند که درهای امرالی اندکی گشوده شدهاند، اکنون دیگر امکان تداوم حصر مانند دوره پیش امکان ندارد، نمادهای ایدئولوژیک و سیاسی و اجتماعی آن تضعیف شده اند. در چنین وضعیت نامشروعی رفتارهای خارج از حقوق از سوی جامعه مورد پذیرش قرار نمی گیرند. مطالباتی که دولت ترک باید پایبند به قانون اساسی و قوانین خود باشد به نیرویی در افکار عمومی بدل شده است. از این بعد، میتوان دید که مبارزه علیه حصر پیروزی بزرگی را به دنبال داشته است. رهبری گفته است به هدف رسیده است. تضعیف نمادهای ایدئولوژیک، سیاسی و اجتماعی حصر، نشان نق
بدیهی است؛ اندیشەهای رهبر آپو و پروژەهای او از هم اکنون به بعد در دستور کار قرار خواهند گرفت. خط مشی ایدئولوژیک رهبر آپو، پروژەهای سیاسی وی در ارتباط با بسط و گسترش سیاسی در خاورمیانه بیش از پیش مشهود و تعیین کننده خواهند بود. از این بعد، از آنجا پروژەهای رهبری از چنین آیندهای برخوردارند، به منظور تاثیرگذاری بیشتر باید اجرایی شوند. به منظور آنکه از نتایج بزرگتری و وسیعتری برخوردار شوند، درصدد است تا رفقای زندان با تعمقی بیشتر و شایسته با وی همراه و همگام باشند. زیرا در خاورمیانه، در ترکیه و کردستان، سالهای آینده با گسترش افقهای فکری وی تعیین کننده خواهند بود. کسانی که در این تفکرات برای مسائل کردستان، ترکیه و خاورمیانه به پاسخی بدل شوند، سمت و سوی آینده را تعیین خواهند کرد.
بحران، کائوس معنای تفکرات جدید است؛ نشان میدهد که بحران آفرینان، عدم دستیابی به راه حل را با خود به همراه دارند، بدین منظور نیز نیازمند فراخوان و تفکرات جدید هستیم. به همین دلیل است که رهبر آپو تفکرات جدیدی را مطرح کردەاند. زمانی که این تفکرات با بحران عجین می گردند، راه را بر تحولات جدیدی می گشایند. رهبر آپو فرایند بحران، را به عنوان امری سازنده و آفرینشگر ارزیابی می کند. او واقعیات را در جامعه شناسی آزادی شفاف می نماید. اکنون کردستان، ترکیه و خاورمیانه در چنین فرایندی قرار دارند. جوهره جدیدی در حال ظهور است زیرا فرم و شیوە قبلی متلاشی و متزلزل شدە است. رهبر آپو این مساله را پیش روی قرار داده است که فرم و شیوەی پیشین از چه کیفیتی برخوردار باشد، چگونه ایجاد شود و.. به همین دلیل رهبر آپو درصدد است تا رفقای زندان با نیروی اندیشه وی، با موضعگیری وی، با خط رهبری همگام گشته آن را پیگیری کرده و از آن دفاع کرده و آن را اجرایی نمایند. از سوی دیگر، از همگان می خواهد مانند حقی، کمال و تمامی دیگر شهدا به رفقای راستین وی بدل شوند. منظور از 'اصل از اکنون به بعد'، اینست. مشخص می نماید که اصل از اکنون به بعد، تفکرات وی می توانند راه را بر تحولات بزرگ بگشایند، به همین دلیل نیز خصوصا می خواهد که عمق این تفکرات به آزمون گذاشته شوند، با این تفکرات زیسته و عشق خود را در این رابطه تحکیم بخشند.
- کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان از اکنون به بعد چگونه ادامه مییابد؟
- در مرحله پیشین کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان با پیروزی به پایان رسیده است. اما از سوی دیگر باید برای آزادی کردستان تحولات بزرگی ایجاد شود. انزوا کاملا خاتمه نیافته است، اما درهای امرالی اندکی گشوده شدەاند. فاشیسم کاملا در هم نشکسته است، اما دچار تنگنا شده است. تا زمانی که این موارد به طور کامل تحقق نیابند، دمکراتیزاسیون ترکیه و آزادی کردستان امکان ندارد. البته کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان چنان مبارزهای نیست که در کوتاه مدت به نتیجه دست یابد. زیرا آزادی کردستان، درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه پیوند تنگاتنگی با یکدیگر دارند. به همین منظور نیز باید فاشیسم را به عقب نشینی واداشت. در این راستا حصر اندکی شکسته است و فاشیسم در تنگنا قرار گرفته است.
فرصتهای تداوم حصر دچار تنگنا شده اند. دو دیدار رهبر آپو با وکلا، یک دیدار با خانواده نشان میدهند که درهای امرالی اندکی گشوده شدهاند، اکنون دیگر امکان تداوم حصر مانند دوره پیش امکان ندارد، نمادهای ایدئولوژیک و سیاسی و اجتماعی آن تضعیف شده اند. در چنین وضعیت نامشروعی رفتارهای خارج از حقوق از سوی جامعه مورد پذیرش قرار نمی گیرند. مطالباتی که دولت ترک باید پایبند به قانون اساسی و قوانین خود باشد به نیرویی در افکار عمومی بدل شده است. از این بعد، میتوان دید که مبارزه علیه حصر پیروزی بزرگی را به دنبال داشته است. رهبری گفته است به هدف رسیده است. تضعیف نمادهای ایدئولوژیک، سیاسی و اجتماعی حصر، نشان نق
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
ض حقوق و غیر مشروع بودن حصر بوده و در تمامی جهان باعث محکومیت و رسوایی این اقدام گشته و مبارزه برای پایان کامل حصر را تقویت کرده است. آنچه که از اکنون به بعد باید انجام داد اینست که از طریق راهکارهای دیگر این فرایند تداوم یابد. مقاومت زندانها در تضعیف فاشیسم نقش خود را ایفا کرده است. میخواهم مشخص کنم که در این بعد، مادران روسری سپیدمان، برای بازکردن درهای امرالی و تضعیف فاشیسم نقش خود را ایفا کردند، بار دیگر با ادای احترام و عشق به این مادرانمان درود می فرستیم.
بدون شک کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان خاتمه نیافته است. انزوا نه فقط به شمال کردستان، نه فقط به کردها، بلکه ترکیه، سوریه، عراق و جنوب کردستان و ایران و تمامی خاورمیانه ارتباط دارد. فاشیسم در ترکیه نه فقط برای خلقهای ترکیه، بلکه برای خلقهای خاورمیانه نیز همان معنا را دارد. این فاشیسم به معنای حمله به نیروهای دمکراتیک خاورمیانه است. در ترکیه تضعیف فاشیسم با تضعیف فاشیسم در سراسر خاورمیانه ارتباط دارد. از این رو، مبارزه برای پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان باید از سوی تمامی خلقها به پیش برده شود. تا زمانی که کردستان آزاد نشود ترکیه دمکراتیک نخواهد شد. از این زاویه، مبارزه برای آزادی کردستان، مبارزه برای دمکراتیزاسیون و آزادی تمامی خلقهای خاورمیانه است. این کارزار در تمامی بخشهای کردستان، در سوریه، در عراق و در تمامی خاورمیانه با شعارهای جدا با متدهای متمایز تداوم می یابد.
در برهه آینده درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه هدف اصلی است. زیرا درهم شکستن فاشیسم، دمکراتیزاسیون ترکیه درهم شکستن حصر و آزادی کردستان است. از این رو، خصوصا در برهەای نزدیک لازم است که تمامی نیروهای دمکراتیک ترکیه با شعار درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه به هم بپیوندند. به همین دلیل ما تمامی نیروهای دمکراسیخواه ترکیه را فرامیخوانیم که مبارزه درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه را توسعه بخشند. لازم است در این چارچوب هدف تمامی فعالیتها درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه باشد. البته در کردستان و در بخشهای دیگر کردستان نیز مبارزه برای درهم شکستن فاشیسم، دمکراتیزاسیون ترکیه، مبارزه آزادی و دمکراسی در ترکیه با یکدیگر همگام خواهند بود. مبارزه برای آزادی کردستان منبع اصلی نیروی مبارزه دمکراتیزاسیون در ترکیه است. از این زاویه ما از تمامی نیروهای دمکراسی می خواهیم که در ترکیه، با محوریت ترکیه حول شعار درهم شکستن فاشیسم، ترکیه را دمکراتیزه نمایند، و به اتحاد دست یابند. با تمامی این موارد فشارها در کردستان بسیار شدید هستند.
کردها مبارزه آزادیخواهی را همچنان به پیش می برند. برای آزادی خلق کرد مبارزه میکنند. از این زاویه، دوره قبل از مبارزه برای آزادی کردها همچنان تداوم دارد. در مقابله با این حملات که متوجه کردهاست، این مقاومت همچنان ادامه خواهد یافت. خصوصا در کردستان خشونت شدید دولت را شاهد هستیم. دادگاهها، پلیس به تمامی علیه کردها به ابزاری اصلی برای حملات استعمارگری و کشتارگر مبدل شده اند. وضعیت به جایی رسیده است که با بر زبان آوردن کرد، کردستان افراد دستگیر می شوند. حفظ مبارزه آزادی کردها به بزرگترین گناه بدل شده است. اکنون هزاران سیاستمدار دمکرات دستگیر شدهاند، بخش بزرگی از این دستگیر شدگان برای آزادی کردها، برای دمکراسی و به دلیل مبارزه سیاسی دستگیر شدهاند. از این زاویه همراه با تداوم مبارزه برای درهم شکستن انزوا، علیه این دستگیرشدگان، فشار، دستگیری و شکنجه در جریان داشته و باید در کردستان این مبارزه بسط و گشترش یابد.
رهبر آپو زمانی که می گوید باید مبارزه گسترش یابد، این امر تنها از طریق مبارزه زندانها محقق نمی شود، درصدد است که براین نکته انگشت بگذارد که باید در میان سطوح اجتماعی نیز باید راهکارهای متمایز و مختلف پیگیری شوند. رهبری در پیام خود که برای لیلا گوون ارسال داشته بود از گاندی سخن گفت؛ یعنی جامعه در زمینەای مشروع میتواند فعالیتها و کنش ورزیهای بسیار حماسی را رقم بزند. از طریق راهکارها و متدهای غنی میتوان مبارزه کرد، این پیام رهبری است. در کردستان نیز برای مبارزه دلایل بسیاری در دست است. فشارها و ستمگریها بر کردستان بسیار زیاد هستند، آنوقت با چنین ستمی، با رویەهای غیر حقوقی، با بیعدالتی این ستمگریها انجام می شوند، اما از سوی دیگر میتوان با راهکارها و متدهایی که می توانند بسیاری را به یکیدگر برسانند، حول این ستمگریها به مقاومت دست زد. در چارچوب اهدافی که میتواند بخشهای فراوانی را به هم پیوند دهند، مبارزهای چند بعدی می تواند توسعه یابد.
بدون شک کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان خاتمه نیافته است. انزوا نه فقط به شمال کردستان، نه فقط به کردها، بلکه ترکیه، سوریه، عراق و جنوب کردستان و ایران و تمامی خاورمیانه ارتباط دارد. فاشیسم در ترکیه نه فقط برای خلقهای ترکیه، بلکه برای خلقهای خاورمیانه نیز همان معنا را دارد. این فاشیسم به معنای حمله به نیروهای دمکراتیک خاورمیانه است. در ترکیه تضعیف فاشیسم با تضعیف فاشیسم در سراسر خاورمیانه ارتباط دارد. از این رو، مبارزه برای پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان باید از سوی تمامی خلقها به پیش برده شود. تا زمانی که کردستان آزاد نشود ترکیه دمکراتیک نخواهد شد. از این زاویه، مبارزه برای آزادی کردستان، مبارزه برای دمکراتیزاسیون و آزادی تمامی خلقهای خاورمیانه است. این کارزار در تمامی بخشهای کردستان، در سوریه، در عراق و در تمامی خاورمیانه با شعارهای جدا با متدهای متمایز تداوم می یابد.
در برهه آینده درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه هدف اصلی است. زیرا درهم شکستن فاشیسم، دمکراتیزاسیون ترکیه درهم شکستن حصر و آزادی کردستان است. از این رو، خصوصا در برهەای نزدیک لازم است که تمامی نیروهای دمکراتیک ترکیه با شعار درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه به هم بپیوندند. به همین دلیل ما تمامی نیروهای دمکراسیخواه ترکیه را فرامیخوانیم که مبارزه درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه را توسعه بخشند. لازم است در این چارچوب هدف تمامی فعالیتها درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه باشد. البته در کردستان و در بخشهای دیگر کردستان نیز مبارزه برای درهم شکستن فاشیسم، دمکراتیزاسیون ترکیه، مبارزه آزادی و دمکراسی در ترکیه با یکدیگر همگام خواهند بود. مبارزه برای آزادی کردستان منبع اصلی نیروی مبارزه دمکراتیزاسیون در ترکیه است. از این زاویه ما از تمامی نیروهای دمکراسی می خواهیم که در ترکیه، با محوریت ترکیه حول شعار درهم شکستن فاشیسم، ترکیه را دمکراتیزه نمایند، و به اتحاد دست یابند. با تمامی این موارد فشارها در کردستان بسیار شدید هستند.
کردها مبارزه آزادیخواهی را همچنان به پیش می برند. برای آزادی خلق کرد مبارزه میکنند. از این زاویه، دوره قبل از مبارزه برای آزادی کردها همچنان تداوم دارد. در مقابله با این حملات که متوجه کردهاست، این مقاومت همچنان ادامه خواهد یافت. خصوصا در کردستان خشونت شدید دولت را شاهد هستیم. دادگاهها، پلیس به تمامی علیه کردها به ابزاری اصلی برای حملات استعمارگری و کشتارگر مبدل شده اند. وضعیت به جایی رسیده است که با بر زبان آوردن کرد، کردستان افراد دستگیر می شوند. حفظ مبارزه آزادی کردها به بزرگترین گناه بدل شده است. اکنون هزاران سیاستمدار دمکرات دستگیر شدهاند، بخش بزرگی از این دستگیر شدگان برای آزادی کردها، برای دمکراسی و به دلیل مبارزه سیاسی دستگیر شدهاند. از این زاویه همراه با تداوم مبارزه برای درهم شکستن انزوا، علیه این دستگیرشدگان، فشار، دستگیری و شکنجه در جریان داشته و باید در کردستان این مبارزه بسط و گشترش یابد.
رهبر آپو زمانی که می گوید باید مبارزه گسترش یابد، این امر تنها از طریق مبارزه زندانها محقق نمی شود، درصدد است که براین نکته انگشت بگذارد که باید در میان سطوح اجتماعی نیز باید راهکارهای متمایز و مختلف پیگیری شوند. رهبری در پیام خود که برای لیلا گوون ارسال داشته بود از گاندی سخن گفت؛ یعنی جامعه در زمینەای مشروع میتواند فعالیتها و کنش ورزیهای بسیار حماسی را رقم بزند. از طریق راهکارها و متدهای غنی میتوان مبارزه کرد، این پیام رهبری است. در کردستان نیز برای مبارزه دلایل بسیاری در دست است. فشارها و ستمگریها بر کردستان بسیار زیاد هستند، آنوقت با چنین ستمی، با رویەهای غیر حقوقی، با بیعدالتی این ستمگریها انجام می شوند، اما از سوی دیگر میتوان با راهکارها و متدهایی که می توانند بسیاری را به یکیدگر برسانند، حول این ستمگریها به مقاومت دست زد. در چارچوب اهدافی که میتواند بخشهای فراوانی را به هم پیوند دهند، مبارزهای چند بعدی می تواند توسعه یابد.
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
از این زاویه زمانی که در می یابیم که درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه می تواند ادامه یابد، ما همراه با تداوم این مبارزه هستیم که علیه مبارزات ما کردها و مبارزات آزادیخواهی ما در جریان است. بر این مبنا در دمکراتیزاسیون ترکیه هر کس باید وظیفه خود را بر عهده گرفته و مبارزه علیه انزوا را ادامه بخشد.
انزوا همواره در دستور کار خلق کرد قرار داشته است. برای کردها مبارزه علیه انزوا باید تداوم داشته باشد. کردها دیگر نمی خواهند که در حصر و انزوا باشند. ما نمیخواهیم در حصر و انزوا زندگی کنیم. زندانیان بیش از این خواهان حیات در انزوا و حصر نیستند. زندگی در حصر و انزوا فرود آوردن سر تسلیم است. از این زاویه مبارزه علیه انزوا به مبارزه تمامی آحاد خلق کرد تبدیل شده است. به مبارزه نیروهای دمکراسیخواه بدل شده است. به مبارزه نیروهای دمکراسیخواه جهانی بدل شده است، به مبارزه نویسندگان، روشنفکران و هنرمندانی که وجدانهای آگاه خلقهای جهان هستند بدل شده است. از این بعد، مبارزه برای درهم شکستن انزوا همچنان ادامه خواهد یافت. هیچگاه انزوا مورد قبول واقع نشده است و نخواهد شد. بدون شک با اقدامات خلاقاته، در هر جایی و از طریق راهکارهای متفاوت، با اهداف واقعی این مساله هدف سازمانهای سیاسی و اجتماعی در هر عرصه ای به شمار می رود. رهبری اینگونه فراخوان داده است. دیگر مبارزه از زندانها به عرصه اجتماعی و خارج راه یافته است. خصوصا که باید جامعه، تمامی میهن دوستان خارج، دمکرات، انقلابی، سازمانهای دمکراتیک، با راهکارهای خلاقانه علیه فاشیسم مبارزه را بسط و گسترش دهند. ترکیه را دمکراتیزه و در این چارچوب کردستان را آزاد نمایند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
انزوا همواره در دستور کار خلق کرد قرار داشته است. برای کردها مبارزه علیه انزوا باید تداوم داشته باشد. کردها دیگر نمی خواهند که در حصر و انزوا باشند. ما نمیخواهیم در حصر و انزوا زندگی کنیم. زندانیان بیش از این خواهان حیات در انزوا و حصر نیستند. زندگی در حصر و انزوا فرود آوردن سر تسلیم است. از این زاویه مبارزه علیه انزوا به مبارزه تمامی آحاد خلق کرد تبدیل شده است. به مبارزه نیروهای دمکراسیخواه بدل شده است. به مبارزه نیروهای دمکراسیخواه جهانی بدل شده است، به مبارزه نویسندگان، روشنفکران و هنرمندانی که وجدانهای آگاه خلقهای جهان هستند بدل شده است. از این بعد، مبارزه برای درهم شکستن انزوا همچنان ادامه خواهد یافت. هیچگاه انزوا مورد قبول واقع نشده است و نخواهد شد. بدون شک با اقدامات خلاقاته، در هر جایی و از طریق راهکارهای متفاوت، با اهداف واقعی این مساله هدف سازمانهای سیاسی و اجتماعی در هر عرصه ای به شمار می رود. رهبری اینگونه فراخوان داده است. دیگر مبارزه از زندانها به عرصه اجتماعی و خارج راه یافته است. خصوصا که باید جامعه، تمامی میهن دوستان خارج، دمکرات، انقلابی، سازمانهای دمکراتیک، با راهکارهای خلاقانه علیه فاشیسم مبارزه را بسط و گسترش دهند. ترکیه را دمکراتیزه و در این چارچوب کردستان را آزاد نمایند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پهیامی #ئۆجالان بۆ چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن
ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.»
🆔 @GozarDemocratic
ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.»
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پهیامی #ئۆجالان بۆ چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.» 🆔 @GozarDemocratic
پهیامی #ئۆجالان بۆ چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن
ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.»
بیرۆی حقووقیی سهده دهربارهی دوایین دیداری پارێزهران لهگهڵ ڕێبهری گهلی كورد عهبدوڵا ئۆجالان ڕاگهیهنراوێكی بڵاوكردهوه و دهقی نامهی ئۆجالانی ئاشكرا كرد كه ١٢ی حوزهیران\٢٢ی جۆزهردان له میانهی دیداری لهگهڵ پارێزهران بۆ چالاكانی مانگرتن و ڕۆژووی مردنی ناردووه.
ڕاگهیهنراوی بیرۆی حقووقیی سهده:
ڕۆژی چوارشهممه ١٢ی حوزهیران ئێمه وهك بیرۆی حقووقیی سهده له چێوهی مافه قانوونییهكان، له زیندانی ئیمڕاڵی لهگهڵ موهكیلهكهمان بهڕێز عهبدوڵا ئۆجالان چاوپێكهوتنێكی بهرفرهوانمان ئهنجام دا.
بهڕێز ئۆجالان لهم دیدارهدا بهر له ههر شتێك سوپاسی چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردنی كرد و سڵاوی خۆی ئاراسته كردن كه لهسهر بانگی ئهو كۆتاییان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێناوه. بهڕێز ئۆجالان ههڵوێستی ههموو ئهو كهس و سازمانانهی بهرز نرخاند كه لهم قۆناغهدا ڕۆڵیان گێڕاوه و سڵاوی ئاراسته كردن و سوپاسی كردن. دهقی سوپاسنامهكه كه بۆ چالاكانی مانگرتن و ڕۆژووی مردنی ناردووه، لهگهڵ ئهم ڕاگهیهنراوهدا هاوپێچ كراوه.
لهم دیدارهدا لهگهڵ بهڕێز ئۆجالان باسی ئهم خاڵانه كرا كه بهكورتی دهیخهینهڕوو:
جارێكی دیكه جهختی لهسهر ئهوه كردهوه كه دهكرێت مان بگیرێت، بهڵام پێویسته وهك ڕێبازێكی سهرهكیی تێكۆشان پهسهند نهكرێت. پێگهی خۆی كه وهك سیاسهتی ژیاندن پێناسه كرد، وهك پاراستنی ژیان له دژی مردن ناوی برد و گوتی، ژیان و تێكۆشان لهپێناو ژیاندن بنهمایه.
نموونهی به مهنسووری حهلاج هێنایهوه كه سهرهڕای ستراتیژی مردنهكهی، دهستی له گهڕان بهدوای ڕاستیدا بهرنهدا و سهرنجی خسته سهر بههای ڕاستیی ژیان. لهم چێوهیهدا بهڕێز ئۆجالان گوتی، سهرهڕای ههموو ئهو ههلومهرجانهی كه ئهوی تێدایه، دهستی له گهڕان بهدوای دادپهروهری، ئازادی و ڕاستی بهرنهداوه و دهستیشی لێ بهرنادات.
بهڕێز ئۆجالان وهك ههر جار له دیدارهكهدا باسی له لێكۆڵینهوهكانی خۆی دهربارهی كێشه كۆمهڵایهتی و سیاسییهكان و پێشنیازهكانی بۆ چارهسهری كرد. ئێمه جارێكی دیكه بینیمان كه له چێوهی ئاشتییهكی شكۆداردا پێداگری لهسهر ههڵوێستی چارهسهریی سیاسهتی دیموكراتی دهكات.
دهستنیشانی كرد كه وهك نیشایهكی مێژوویی؛ تورك بهبێ كورد، كوردیش بهبێ تورك نابێت؛ كاتێك له میزۆپۆتامیا كورد نهمێنێت، ئهوا له ئهنادۆڵ-یش شتێك به ناوی تورك نامێنێت. ئاماژهی بۆ ئهوه كرد، ههبوون و پێشكهوتنی كوردان به بههێزبوونی توركهكان خاوهنی ههمان واتهیه. گوتی، پێویسته به گوێرهی ئهم ڕاستییه ههنگاو بنرێت. هێمای بۆ ئهوه كرد، ئهم یهكێتی و یهكگرتنه ڕێ بۆ ژیانی ئاشتی و دیموكراتیی گهلانی ڕۆژههڵاتی ناوین دهكاتهوه.
ئێمه دهركمان كرد كه چارهسهری له ڕێی دهستووری بنهڕهتی و چارهسهریی دیموكراتی له چێوهی گۆڕانكاریی قانوونی پێشدهخات. باسی لهوه كرد، زیهنیهت و ئاڵوگۆڕی دیموكراتی به بهشداریی ههموو كۆمهڵگه دهكرێت.
ڕایگهیاند، ئهو له ڕێبازی ئێستای سیاسهتدا بۆشاییهكی ئایدیۆلۆژی و تیۆری دهبینێت. مومكین نییه سیاسهتی دروست به ڕێبازی بنهماڵهپهرستی، قهبیلهپهرستی و عهشیرهتی بكرێت. ئهوهی بنهما و چارهسهره سیاسهتی دیموكراتییه.
سهرنجی خسته سهر ههڵسهنگاندنهكانی پێشووی دهربارهی غاندی و گوتی، پێویستی به چارهسهره جیاوازه ئافرێنهرهكان ههیه. هێمای بۆ پێویستی ئافراندنی ڕێبازی تێكۆشانی مهدهنی به هێزی كولتووری، سیاسی، عهقڵ و سیاسهتی دانوستانی دیموكراتی كرد و دهستنیشانی كرد كه چارهسهری دیموكراتی له زهمینهیهكی وههادا دهكرێت بئافرێنرێت.
دهربارهی سووریاش ئاماژهی به گرنگی چارهسهری سیاسی كرد به هێزی گوزارشتكردن له یهكپارچهیی سوووریا. جارێكی دیكه پێشنیازی خۆی بۆ چهسپاندنی دیموكراتیی خۆجێیی له دهستووری بنهڕهتی دووباره كردهوه. ڕایگهیاند، سیاسهتی ناوخۆ-دهرهوهی توركیا و سووریا پێكهوه گرێدراون، تێكهڵاوبوون و نابێ به جیاواز له یهكتر دابنرێن.
دهربارهی بابهتی ههستیاریی ژنان لهنێو تێكۆشانی ئازادیی ژندا، ئاماژهی به كوشتنی ئۆزگهجان لهنێو كۆمهڵگه، هاوسهرگیریی منداڵان و پهیوهندییهكانی ژن و پیاو كرد. گوتی، كۆیلایهتیی ژن كه له سهردهمی نیۆلیتیك-هوه دهستی پێكردووه و ١٥ ههزار ساڵه بهشێوهیهكی ڕهها بهردهوامه، له جینی كۆمهڵایهتی جێگیر
ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.»
بیرۆی حقووقیی سهده دهربارهی دوایین دیداری پارێزهران لهگهڵ ڕێبهری گهلی كورد عهبدوڵا ئۆجالان ڕاگهیهنراوێكی بڵاوكردهوه و دهقی نامهی ئۆجالانی ئاشكرا كرد كه ١٢ی حوزهیران\٢٢ی جۆزهردان له میانهی دیداری لهگهڵ پارێزهران بۆ چالاكانی مانگرتن و ڕۆژووی مردنی ناردووه.
ڕاگهیهنراوی بیرۆی حقووقیی سهده:
ڕۆژی چوارشهممه ١٢ی حوزهیران ئێمه وهك بیرۆی حقووقیی سهده له چێوهی مافه قانوونییهكان، له زیندانی ئیمڕاڵی لهگهڵ موهكیلهكهمان بهڕێز عهبدوڵا ئۆجالان چاوپێكهوتنێكی بهرفرهوانمان ئهنجام دا.
بهڕێز ئۆجالان لهم دیدارهدا بهر له ههر شتێك سوپاسی چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردنی كرد و سڵاوی خۆی ئاراسته كردن كه لهسهر بانگی ئهو كۆتاییان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێناوه. بهڕێز ئۆجالان ههڵوێستی ههموو ئهو كهس و سازمانانهی بهرز نرخاند كه لهم قۆناغهدا ڕۆڵیان گێڕاوه و سڵاوی ئاراسته كردن و سوپاسی كردن. دهقی سوپاسنامهكه كه بۆ چالاكانی مانگرتن و ڕۆژووی مردنی ناردووه، لهگهڵ ئهم ڕاگهیهنراوهدا هاوپێچ كراوه.
لهم دیدارهدا لهگهڵ بهڕێز ئۆجالان باسی ئهم خاڵانه كرا كه بهكورتی دهیخهینهڕوو:
جارێكی دیكه جهختی لهسهر ئهوه كردهوه كه دهكرێت مان بگیرێت، بهڵام پێویسته وهك ڕێبازێكی سهرهكیی تێكۆشان پهسهند نهكرێت. پێگهی خۆی كه وهك سیاسهتی ژیاندن پێناسه كرد، وهك پاراستنی ژیان له دژی مردن ناوی برد و گوتی، ژیان و تێكۆشان لهپێناو ژیاندن بنهمایه.
نموونهی به مهنسووری حهلاج هێنایهوه كه سهرهڕای ستراتیژی مردنهكهی، دهستی له گهڕان بهدوای ڕاستیدا بهرنهدا و سهرنجی خسته سهر بههای ڕاستیی ژیان. لهم چێوهیهدا بهڕێز ئۆجالان گوتی، سهرهڕای ههموو ئهو ههلومهرجانهی كه ئهوی تێدایه، دهستی له گهڕان بهدوای دادپهروهری، ئازادی و ڕاستی بهرنهداوه و دهستیشی لێ بهرنادات.
بهڕێز ئۆجالان وهك ههر جار له دیدارهكهدا باسی له لێكۆڵینهوهكانی خۆی دهربارهی كێشه كۆمهڵایهتی و سیاسییهكان و پێشنیازهكانی بۆ چارهسهری كرد. ئێمه جارێكی دیكه بینیمان كه له چێوهی ئاشتییهكی شكۆداردا پێداگری لهسهر ههڵوێستی چارهسهریی سیاسهتی دیموكراتی دهكات.
دهستنیشانی كرد كه وهك نیشایهكی مێژوویی؛ تورك بهبێ كورد، كوردیش بهبێ تورك نابێت؛ كاتێك له میزۆپۆتامیا كورد نهمێنێت، ئهوا له ئهنادۆڵ-یش شتێك به ناوی تورك نامێنێت. ئاماژهی بۆ ئهوه كرد، ههبوون و پێشكهوتنی كوردان به بههێزبوونی توركهكان خاوهنی ههمان واتهیه. گوتی، پێویسته به گوێرهی ئهم ڕاستییه ههنگاو بنرێت. هێمای بۆ ئهوه كرد، ئهم یهكێتی و یهكگرتنه ڕێ بۆ ژیانی ئاشتی و دیموكراتیی گهلانی ڕۆژههڵاتی ناوین دهكاتهوه.
ئێمه دهركمان كرد كه چارهسهری له ڕێی دهستووری بنهڕهتی و چارهسهریی دیموكراتی له چێوهی گۆڕانكاریی قانوونی پێشدهخات. باسی لهوه كرد، زیهنیهت و ئاڵوگۆڕی دیموكراتی به بهشداریی ههموو كۆمهڵگه دهكرێت.
ڕایگهیاند، ئهو له ڕێبازی ئێستای سیاسهتدا بۆشاییهكی ئایدیۆلۆژی و تیۆری دهبینێت. مومكین نییه سیاسهتی دروست به ڕێبازی بنهماڵهپهرستی، قهبیلهپهرستی و عهشیرهتی بكرێت. ئهوهی بنهما و چارهسهره سیاسهتی دیموكراتییه.
سهرنجی خسته سهر ههڵسهنگاندنهكانی پێشووی دهربارهی غاندی و گوتی، پێویستی به چارهسهره جیاوازه ئافرێنهرهكان ههیه. هێمای بۆ پێویستی ئافراندنی ڕێبازی تێكۆشانی مهدهنی به هێزی كولتووری، سیاسی، عهقڵ و سیاسهتی دانوستانی دیموكراتی كرد و دهستنیشانی كرد كه چارهسهری دیموكراتی له زهمینهیهكی وههادا دهكرێت بئافرێنرێت.
دهربارهی سووریاش ئاماژهی به گرنگی چارهسهری سیاسی كرد به هێزی گوزارشتكردن له یهكپارچهیی سوووریا. جارێكی دیكه پێشنیازی خۆی بۆ چهسپاندنی دیموكراتیی خۆجێیی له دهستووری بنهڕهتی دووباره كردهوه. ڕایگهیاند، سیاسهتی ناوخۆ-دهرهوهی توركیا و سووریا پێكهوه گرێدراون، تێكهڵاوبوون و نابێ به جیاواز له یهكتر دابنرێن.
دهربارهی بابهتی ههستیاریی ژنان لهنێو تێكۆشانی ئازادیی ژندا، ئاماژهی به كوشتنی ئۆزگهجان لهنێو كۆمهڵگه، هاوسهرگیریی منداڵان و پهیوهندییهكانی ژن و پیاو كرد. گوتی، كۆیلایهتیی ژن كه له سهردهمی نیۆلیتیك-هوه دهستی پێكردووه و ١٥ ههزار ساڵه بهشێوهیهكی ڕهها بهردهوامه، له جینی كۆمهڵایهتی جێگیر
گذار دموکراتیک
پهیامی #ئۆجالان بۆ چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.» 🆔 @GozarDemocratic
بووه. هێمای بۆ ئهوه كرد، كوشتنی ژنان ئهنجامی ههمان عهقڵیهته، بۆیه پێویسته ژنان ئهو هێرشه زایهندییانهی دهكرێته سهریان، وهك هێرش له دژی خۆیان ببینن و بهم تێگهیشتنهوه ههڵسوكهوت بكهن. تاوانهكانی دژبه ژنان، كێشه كۆمهڵایهتی و ئابوورییهكانی وهك پرسی شۆڕش ههڵسهنگاند و گوتی، كێشهی هاوسهرگیری پێكردنی منداڵان خۆی لهخۆیدا بیانووی ١٠ شۆڕشه. نهبوونی سیاسهتێك كه چارهسهری بۆ ئهم كێشانه بدۆزێتهوه، وهك ڕهخنهیهكی سهرهكی دهستنیشان كرد.
له بابهتی چارهسهری كێشه كۆمهڵایهتییهكاندا سهرنجی خسته سهر پێویستی ئافراندنی شارهوانیی دیموكراتی له چێوهی بونیادنان، ئافرێنهری و بهرههمهێنان. گوتی، لهم بابهتهدا پێویسته ههدهپه ڕۆڵی هاندهر و بزوێنهر بگێڕێت.
ههروهها چهند كتێب و نووسهرێكی ههڵسهنگاند. باسی ئهوهی كرد كه سۆسیالیزم بۆ ئهو بنهمایه و له دژی دۆگماتیزم (چهقبهستوویی)، ئهو بونیادنان پێشدهخات. ههروهها له دژی بۆچوونه ڕیال سۆسیالیستهكان، ڕوانینی ڕۆژههڵاتی ناوین وهك چارهسهری دهبینێت.
پهیامی ئۆجالان بۆ بهرخۆدێرانی ڕۆژووی مردن و مانگرتن له خواردن
هاوڕێیانی هێژا،
به ههڵوێستێكی واتاداری دهبینم كه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. ئهمه به ههنگاوێكی هێژا دهبینم و سوپاستان دهكهم.
هیوادارم بهتایبهتی ئهو هاوڕێیانهی له قووڵایی ئهم پڕۆسهیهدان، له ڕووی جهسته، مێشك و ڕوحهوه ئاگاداری خۆیان بن. له چێوهی ئهو وانانهی له پڕۆسهی ڕهخنهكردن و خۆڕهخنهكردندا وهرگیراون، هیوای سهركهوتنیان بۆ دهخوازم.
بهتایبهتی دهمهوێت بڵێم، ئهو ههڵوێسته كه به دهستپێشخهریی كهسی هاتووهته ئاراوه، نابێ وهك ههڵوێستێكی دهوڵهت دابنرێت. بڕوام به هیوا و ههستهكانی خۆم ههیه كه ئهنجامێكی ئهرێنی لهگهڵ خۆی دێنێت. هیوادارم ئێوه له ئێستا بهدواوه له ڕووی جهسته، ڕوحی و زیهنیهوه لهسهر بنهمای فهلسهفهی بوونهوهری بهرهو پێشهوه بچن. سڵاو و خۆشهویستیی بهردهوامی خۆمتانم بۆ دهنێرم.
عهبدوڵا ئۆجالان
١٢ی حوزهیرانی ٢٠١٩
زیندانی ئیمڕاڵی \ بوورسا
ANF
🆔 @GozarDemocratic
له بابهتی چارهسهری كێشه كۆمهڵایهتییهكاندا سهرنجی خسته سهر پێویستی ئافراندنی شارهوانیی دیموكراتی له چێوهی بونیادنان، ئافرێنهری و بهرههمهێنان. گوتی، لهم بابهتهدا پێویسته ههدهپه ڕۆڵی هاندهر و بزوێنهر بگێڕێت.
ههروهها چهند كتێب و نووسهرێكی ههڵسهنگاند. باسی ئهوهی كرد كه سۆسیالیزم بۆ ئهو بنهمایه و له دژی دۆگماتیزم (چهقبهستوویی)، ئهو بونیادنان پێشدهخات. ههروهها له دژی بۆچوونه ڕیال سۆسیالیستهكان، ڕوانینی ڕۆژههڵاتی ناوین وهك چارهسهری دهبینێت.
پهیامی ئۆجالان بۆ بهرخۆدێرانی ڕۆژووی مردن و مانگرتن له خواردن
هاوڕێیانی هێژا،
به ههڵوێستێكی واتاداری دهبینم كه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. ئهمه به ههنگاوێكی هێژا دهبینم و سوپاستان دهكهم.
هیوادارم بهتایبهتی ئهو هاوڕێیانهی له قووڵایی ئهم پڕۆسهیهدان، له ڕووی جهسته، مێشك و ڕوحهوه ئاگاداری خۆیان بن. له چێوهی ئهو وانانهی له پڕۆسهی ڕهخنهكردن و خۆڕهخنهكردندا وهرگیراون، هیوای سهركهوتنیان بۆ دهخوازم.
بهتایبهتی دهمهوێت بڵێم، ئهو ههڵوێسته كه به دهستپێشخهریی كهسی هاتووهته ئاراوه، نابێ وهك ههڵوێستێكی دهوڵهت دابنرێت. بڕوام به هیوا و ههستهكانی خۆم ههیه كه ئهنجامێكی ئهرێنی لهگهڵ خۆی دێنێت. هیوادارم ئێوه له ئێستا بهدواوه له ڕووی جهسته، ڕوحی و زیهنیهوه لهسهر بنهمای فهلسهفهی بوونهوهری بهرهو پێشهوه بچن. سڵاو و خۆشهویستیی بهردهوامی خۆمتانم بۆ دهنێرم.
عهبدوڵا ئۆجالان
١٢ی حوزهیرانی ٢٠١٩
زیندانی ئیمڕاڵی \ بوورسا
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پهیامی #ئۆجالان بۆ چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.» 🆔 @GozarDemocratic
پیام اوجالان به مقاومتگران اعتصاب غذا و روزهی مرگ
#رهبر_خلق_کرد_عبدالله_اوجالان: پایان دادن شما به اعتصاب غذا و روزهی مرگ در نتیجهی پیشنهاد من را موضعی تاریخی و با معنا میبینم. این را بسیار ارزشمند دیده و سپاسگذارم.
دفتر حقوقی سده دربارهی دیدار با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان بیانیهای منتشر کرد. متن بیانیه به شرح زیر است:
" به نمایندگی از دفتر حقوقی سده در چهارچوب حقوقی روز ۱۲ ژوئن / ۲۲ خرداد با موکل خویش آقای عبدالله اوجالان در زندان امرالی ملاقاتی گسترده داشتیم.
آقای اوجالان قبل از هر چیزی مقاومت گران اعتصاب غذا و روزهی مرگ را سپاس گفته و آنها را درود گفت که در نتیجهی درخواست وی به اعتصاب غذا و روزهی مرگ پایان دادهاند. آقای اوجالان اشخاص و سازمانهایی که در این برهه موضع خود را نشان دادند بسیار ارزشمند دید، آنها را درود فرستاده و سپاسگذاری کرد.
پیام آقای اوجالان که برای مقاومتگران نوشته بودند در ذیل بیانیهی ما قرار دارد.
در ملاقات صورت گرفته با آقای اوجالان به طور کلی در مورد مباحث زیر گفت و گو شد:
بار دیگر اعلام کردند که اعتصاب غذا میتواند انجام بگیرد اما نه بمانند راهکار اساسی مبارزه. ایستار خویش را بمانند سیاستی زندگی بخش عنوان کرده، محافظت از زندگی در برابر مرگ نام برده و اظهار داشتند مبنای اساسی زندگی و مبارزه برای زندگی بخشیست.
مثال دادند که حلاج منصور با وجود مرگ تراژیک خویش دست از حقیقت جویی برنداشته و به ارزشهای اساسی زندگی اشاره نمود. در این چهارچوب اعلام کرد، با وجود شرایطی که در آن قرار دارد هیچگاه از جستجوی عدالت، آزادی و راستی دست برنداشته و نخواهد برداشت.
آقای اوجالان همانند ملاقاتهای دیگر دیدگاه خویش درباره ی مسائل اجتماعی و سیاسی و پیشنهادهایی برای حل آنها را بیان کرد. باری دیگر دیدیم که چهارچوب راهکار صلحی شرافتمندانه بر ایستار راهکار سیاست دمکراتیک اصرار ورزیدند.
اظهار داشت بمانند نشانی تاریخی؛ ترک بدون کرد، کرد بدون ترک وجود نخواهند داشت. زمانیکه کرد در مزوپتایما پایان یافت، در آناطولی ترک بودنی هم نخواهد ماند. اعلام داشتند که هستی و پیشرفت کردها با قدرتمندی ترکها دارای یک معناست و اظهار داشتند که باید بر اساس این واقعیت اقدام نمود. همچنین اعلام کردند، این اتحاد راه را بر زندگی صلحآمیز و دمکراتیک در خاورمیانه خواهد گشود.
دیدیم که حل قانون اساسی و راهکار دمکراتیک در چهارچوب تغییرات قانونی به وقوع خواهد پیوست. به همین دلیل به زبان آورد، ذهنیت و تغییرات دمکراتیک با مشارکت تمامی جامعه بوقوع خواهد پیوست.
با اشاره به ارزیابی خویش که پیش از این دربارهی گاندی کرده بود به زبان آورد، لزوم به راهکارهای مختلف خلاقانه وجود دارد. به لزوم خلق روشهای مبارزات مدنی با نیروی فرهنگی، عقل و سیاست مبادله دمکراتیک اشاره کرده و اظهار داشت که راهکاری دمکراتیک در زمینهای بدین شکل خلق خواهد شد.
دربارهی مسئلهی سوریه به اهمیت تفکر سیاسی دارای نیروی تمثیل کنندهی یکپارچگی سوریه اشاره کرده و پیشنهاد خود را دربارهی دمکراسی منطقهای که در قانون اساسی قبول شده است تکرار نمود. اعلام کردند، سیاست خارجی- داخلی سوریه و ترکیه به همدیگر وابسته بوده ، به هم مرتبط هستند و نباید جدای از یکدیگر ارزیابی نمود.
مسائل حساسیت زنان در مبارزات آزادی خواهی زن، در این باب قتل ازگجان در جامعه، ازدواج در سنین کودکی، ارتباط میان زن و مرد را ارزیابی نمود. اظهار داشت، بردگی زن که از زمان نئولوتیک تاکنون به مدت ۱۵ هزار سال بگونهای مطلق ادامه دارد در ژنتیک جامعه جایگرفته است.
اعلام کرد، قتلعام علیه زنان سرانجام این ذهنیت بوده و ضرورت عمل نمودن با وقوف به آن وجود دارد. جنایات علیه زنان، مشکلات اجتماعی، اقتصادی و جامعهشناختی را بمانند مسائل انقلاب ارزیابی نموده و اظهار داشت، مسئلهی ازدواج در سنین کودکی دلیلی بر لزوم به ۱۰ انقلاب است. نبود سیاستی برای یافتن حل این مسائل را بمانند مسئلهای خود انتقادی عنوان کرد.
در مسئلهی راهکار مشکلات اجتماعی به خلق شهرداری دمکراتیک در چهارچوب ساخت، خلاقیت و انتخاب اشاره کرده و اعلام کرد، لازم است ه.د.پ در این باره بمانند کاتالیزور عمل نماید.
همچنین تعدادی کتاب و نویسنده را ارزیابی نموده و به زبان آورد، سوسیالیزم برای ایشان اساس بوده و علیه دگماتیزم ، سازندگی را اساس گرفته و دربرابر رویکرد رئال سوسیالیزم رویکرد خاورمیانه را بمانند راهکاری اتخاذ میکند.
پیام اوجالان برای مقاومتگران روزهی مرگ و اعتصاب غذا
رفقای ارجمند؛
پایان دادن شما به اعتصاب غذا و روزهی مرگ را در نتیجهي درخواست من را موضعی تاریخی و با معنا میبینم. این را بسیار ارزشمند دیده و سپاس گذارم.
به ویژه میخواهم اعلام کنم، موضعی که با ابتکار عمل شخصی نشان داده شد، نباید بمانند موضع دولت نگریسته شود. ام
#رهبر_خلق_کرد_عبدالله_اوجالان: پایان دادن شما به اعتصاب غذا و روزهی مرگ در نتیجهی پیشنهاد من را موضعی تاریخی و با معنا میبینم. این را بسیار ارزشمند دیده و سپاسگذارم.
دفتر حقوقی سده دربارهی دیدار با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان بیانیهای منتشر کرد. متن بیانیه به شرح زیر است:
" به نمایندگی از دفتر حقوقی سده در چهارچوب حقوقی روز ۱۲ ژوئن / ۲۲ خرداد با موکل خویش آقای عبدالله اوجالان در زندان امرالی ملاقاتی گسترده داشتیم.
آقای اوجالان قبل از هر چیزی مقاومت گران اعتصاب غذا و روزهی مرگ را سپاس گفته و آنها را درود گفت که در نتیجهی درخواست وی به اعتصاب غذا و روزهی مرگ پایان دادهاند. آقای اوجالان اشخاص و سازمانهایی که در این برهه موضع خود را نشان دادند بسیار ارزشمند دید، آنها را درود فرستاده و سپاسگذاری کرد.
پیام آقای اوجالان که برای مقاومتگران نوشته بودند در ذیل بیانیهی ما قرار دارد.
در ملاقات صورت گرفته با آقای اوجالان به طور کلی در مورد مباحث زیر گفت و گو شد:
بار دیگر اعلام کردند که اعتصاب غذا میتواند انجام بگیرد اما نه بمانند راهکار اساسی مبارزه. ایستار خویش را بمانند سیاستی زندگی بخش عنوان کرده، محافظت از زندگی در برابر مرگ نام برده و اظهار داشتند مبنای اساسی زندگی و مبارزه برای زندگی بخشیست.
مثال دادند که حلاج منصور با وجود مرگ تراژیک خویش دست از حقیقت جویی برنداشته و به ارزشهای اساسی زندگی اشاره نمود. در این چهارچوب اعلام کرد، با وجود شرایطی که در آن قرار دارد هیچگاه از جستجوی عدالت، آزادی و راستی دست برنداشته و نخواهد برداشت.
آقای اوجالان همانند ملاقاتهای دیگر دیدگاه خویش درباره ی مسائل اجتماعی و سیاسی و پیشنهادهایی برای حل آنها را بیان کرد. باری دیگر دیدیم که چهارچوب راهکار صلحی شرافتمندانه بر ایستار راهکار سیاست دمکراتیک اصرار ورزیدند.
اظهار داشت بمانند نشانی تاریخی؛ ترک بدون کرد، کرد بدون ترک وجود نخواهند داشت. زمانیکه کرد در مزوپتایما پایان یافت، در آناطولی ترک بودنی هم نخواهد ماند. اعلام داشتند که هستی و پیشرفت کردها با قدرتمندی ترکها دارای یک معناست و اظهار داشتند که باید بر اساس این واقعیت اقدام نمود. همچنین اعلام کردند، این اتحاد راه را بر زندگی صلحآمیز و دمکراتیک در خاورمیانه خواهد گشود.
دیدیم که حل قانون اساسی و راهکار دمکراتیک در چهارچوب تغییرات قانونی به وقوع خواهد پیوست. به همین دلیل به زبان آورد، ذهنیت و تغییرات دمکراتیک با مشارکت تمامی جامعه بوقوع خواهد پیوست.
با اشاره به ارزیابی خویش که پیش از این دربارهی گاندی کرده بود به زبان آورد، لزوم به راهکارهای مختلف خلاقانه وجود دارد. به لزوم خلق روشهای مبارزات مدنی با نیروی فرهنگی، عقل و سیاست مبادله دمکراتیک اشاره کرده و اظهار داشت که راهکاری دمکراتیک در زمینهای بدین شکل خلق خواهد شد.
دربارهی مسئلهی سوریه به اهمیت تفکر سیاسی دارای نیروی تمثیل کنندهی یکپارچگی سوریه اشاره کرده و پیشنهاد خود را دربارهی دمکراسی منطقهای که در قانون اساسی قبول شده است تکرار نمود. اعلام کردند، سیاست خارجی- داخلی سوریه و ترکیه به همدیگر وابسته بوده ، به هم مرتبط هستند و نباید جدای از یکدیگر ارزیابی نمود.
مسائل حساسیت زنان در مبارزات آزادی خواهی زن، در این باب قتل ازگجان در جامعه، ازدواج در سنین کودکی، ارتباط میان زن و مرد را ارزیابی نمود. اظهار داشت، بردگی زن که از زمان نئولوتیک تاکنون به مدت ۱۵ هزار سال بگونهای مطلق ادامه دارد در ژنتیک جامعه جایگرفته است.
اعلام کرد، قتلعام علیه زنان سرانجام این ذهنیت بوده و ضرورت عمل نمودن با وقوف به آن وجود دارد. جنایات علیه زنان، مشکلات اجتماعی، اقتصادی و جامعهشناختی را بمانند مسائل انقلاب ارزیابی نموده و اظهار داشت، مسئلهی ازدواج در سنین کودکی دلیلی بر لزوم به ۱۰ انقلاب است. نبود سیاستی برای یافتن حل این مسائل را بمانند مسئلهای خود انتقادی عنوان کرد.
در مسئلهی راهکار مشکلات اجتماعی به خلق شهرداری دمکراتیک در چهارچوب ساخت، خلاقیت و انتخاب اشاره کرده و اعلام کرد، لازم است ه.د.پ در این باره بمانند کاتالیزور عمل نماید.
همچنین تعدادی کتاب و نویسنده را ارزیابی نموده و به زبان آورد، سوسیالیزم برای ایشان اساس بوده و علیه دگماتیزم ، سازندگی را اساس گرفته و دربرابر رویکرد رئال سوسیالیزم رویکرد خاورمیانه را بمانند راهکاری اتخاذ میکند.
پیام اوجالان برای مقاومتگران روزهی مرگ و اعتصاب غذا
رفقای ارجمند؛
پایان دادن شما به اعتصاب غذا و روزهی مرگ را در نتیجهي درخواست من را موضعی تاریخی و با معنا میبینم. این را بسیار ارزشمند دیده و سپاس گذارم.
به ویژه میخواهم اعلام کنم، موضعی که با ابتکار عمل شخصی نشان داده شد، نباید بمانند موضع دولت نگریسته شود. ام
گذار دموکراتیک
پهیامی #ئۆجالان بۆ چالاكانی مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن ئۆجالان گوتی، «به ههڵوێستێكی واتادار و مێژوویی دهبینم كه ئێوه لهسهر پێشنیازی من كۆتاییتان به مانگرتن له خواردن و ڕۆژووی مردن هێنا. سوپاستان دهكهم.» 🆔 @GozarDemocratic
ا امیدوار هستم و به احساسات خویش باور دارم که نتایجی مثبت را در پی خواه داشت. امیدوارم که شما از اکنون به بعد در زمنیهی جسمی، روحی و ذهنی بر اساس فلسفهی موجودیت ادامه دهید، درود و علاقهی خود را برایتان میفرستم.
عبدالله اوجالان
۱۲ژوئن ۲۰۱۹
زندان امرالی/ بورسا
ANF
🆔 @GozarDemocratic
عبدالله اوجالان
۱۲ژوئن ۲۰۱۹
زندان امرالی/ بورسا
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
♦️#جوانا_سنه: اساس فکر و فلسفهیمان خط سوم است
▪️...اساس مبارزاتمان دستیابی زن به واقعیت خویش بوده و دارای تعریفی از خویش باشد. در برابر ذهنیتی مبارزه میکنیم که بدون وقفه مرد، زن را تعریف کرده است. اگر در میان این احزاب و جناحهای سیاسی در چهارچوب فعالیت زنان، باری دیگر مرد برای زن تصمیم گیری کرده و...
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar2014
▪️...اساس مبارزاتمان دستیابی زن به واقعیت خویش بوده و دارای تعریفی از خویش باشد. در برابر ذهنیتی مبارزه میکنیم که بدون وقفه مرد، زن را تعریف کرده است. اگر در میان این احزاب و جناحهای سیاسی در چهارچوب فعالیت زنان، باری دیگر مرد برای زن تصمیم گیری کرده و...
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar2014
Forwarded from جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
جوانا سنه عضو کمیتهی دیپلماسی کژار با شرکت در برنامهی "صدای شیلان" از رادیوی دنگ ولات دربارهی تاثیرات مداخلهی آمریکا در کشورهای عراق و افغانستان، با هدف مداخلهی در ایران، بر زنان سخن گفته و به بیانیهی مشترک کژار و حزب همبستگی زنان افغانستان اشاره نمود.
جوانا سنه با اشاره به دخالتهای آمریکا در کشورهای خاورمیانه بویژه کشورهای عراق و افغانستان اعلام کرد، "نه تنها آمریکا بلکه قدرتهای جهانی با دیزاینی جدید خواهان توسعه منافع خویش در منطقه بوده و با توجه به تغییرات ایجاد شده حاکمیت خود را در منطقه تحکیم بخشند. تغییراتی که آمریکا در افغانستان و عراق ایجاد کرد و اکنون هم خواهان ایجاد آن در ایران است، در راستای خواست و منافع جامعه نبوده بلکه عکس آن در راستای منافع آمریکا است. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش دربارهی تحولات ایران پس از برجام گفت "امروزه تحولات بسیاری در جامعه رخ میدهند که در نتیجهی این تحولات جامعه و بویژه زنان اولین قربانیان آن هستند. تحریمهای اقتصادی تاثیرات مستقیمی را بر وضعیت جامعه و زندگی خلق گذاشته است.
جوانا سنه دربارهی خودکشی و قتل زنان در نتیجهی سیاستهای ایران گفت، " خودکشی زنان و قتل آنها بدست پدر، همسر و یا برادرانشان که به قتل ناموسی از آن نام برده میشود، تنها رخدادی نبوده و بخشی از سیاستهای اشتباه ایران در این باره است. رژیم ایران این قشر ناراضی را که نمایندگی جامعه و جبههی مخالف را بر عهده دارند و خواهان جامعهای دمکراتیک و مفهومی جدید برای جامعه و زنان هستند ، بدست خویش نابود نکرده بلکه از راه نمایندگان خویش که پدر،برادر، همسر و ... هستند، آنها را نابود میکند."
در ادامه جوانا سنه با اشاره به بیانیهی مشترک کژار و کمیتهی زنان حزب همبستگی افغانستان اعلام کرد، " ما؛ بمانند جامعه زنان آزاد شرق کردستان از راه ارتباطات خویش در دیگر کشورهای خاورمیانه بویژه با حزب همبستگی افغانستان، خواستاریم نه تنها در چهارچوب بیانیهای مشترک بلکه با موضعی مشترک در سطح عملی فعالیتهای بسیاری را به انجام برسانیم. لزوم محکوم نمودن ذهنیت مشترکی که در سطح خاورمیانه و تمامی جهان علیه زنان و جبههی مخالف، که مفهومی جدید را برای جامعهی دمکراتیک دارا هستند، وجود دارد و بر این مبنا بیانیهای مشترک را منتشر کردیم. "
جوانا سنه دربارهی اهداف تشکیل جبههی مشترک کژار و کمیتهی زنان حزب همبستگی اعلام کرد، " هدفمان تنها ایجاد جبههای مشترک با کمیتهی زنان حزب همبستگی نخواهد بود، بلکه خواستاریم که همراه با زنان دیگر سازمانها و تمامی زنانی که در تلاشند در برابر ذهنیتی که هر روزه با هدف استثمار زنان به قتلعام آنها میپردازد، ایستادگی نموده و تغییراتی را در ذهنیت جامعه ایجاد نمایند، جبههای مشترک را تشکیل دهیم. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش اعلام کرد،" با وجود تمامی تلاشهایمان برای حل مسائل زنان، این گامی خواهد بود و امیدواریم به اهدافمان دست یابیم. ما؛ بمانند کژار با توجه به اراده، شجاعت و نیروی زنان معتقد هستیم، اگر زنان خود را سازماندهی نموده و برای حل مسائل اردهای متحد و هماهنگ داشته باشند بدون شک به اهدافمان دست خواهیم یافت."
جوانا سنه با اشاره به مشکلات فعالیت و کمیتهی زنان در دیگر سازمانها اظهار داشت، "هنگامی میتوان از جبههی مشترک زنان سخن گفت که زنان قادر به تصمیم گیری بوده، قادر به تحلیل باشند، راهحل مسائل را ببینند و پروژهای داشته باشند. همچنین بایستی باور داشته باشد که با فکر، دیدگاه و حقیقت خویش موجودیت خواهند یافت. موانعی بسیاری وجود دارند چونکه با توجه به تعریفی که از فعالیت زنان در سازمان و احزاب دیگر وجود دارد، میبینیم که قدرت تصمیم گیری زنان در سطح کمی بوده و بایستی مورد انتقاد قرار گیرد. اساس مبارزاتمان دستیابی زن به واقعیت خویش بوده و دارای تعریفی از خویش باشد. در برابر ذهینتی مبارزه میکنیم که بدون وقفه مرد، زن را تعریف کرده است. اگر در میان این احزاب و جناحهای سیاسی در چهارچوب فعالیت زنان، باری دیگر مرد برای زن تصمیم گیری کرده و زن با مساعدت مرد گامی بردارد لزوم به انتقاد وجود دارد. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش با اشاره به وضعیت زنان در شرق کردستان و ایران اعلام کرد، "به درازای تاریخ ایران سیاستی ویژه علیە زنان اعمال شده است. مشکل زنان در ایران تنها حجاب نیست، بلکه بخش از آن است. بیشتر زنان با مشکل موجودیت و هستی روبهرو هستند. اگر روزانه زنان جسم خود را به آتش میکشند به این دلیل است که دیگر دلیلی را برای هستی خویش نمییابد. به این دلیل است که دیگر زمینهای در زندگی را برای خود نمیبیند. تمامی اینها نشاندهندهی این هستند که اگر خواهان مبارزه هستیم در چه چهارچوبی مبارزه کرده و چه تعریفی برای آن داشته باشیم. سیاستهایی را که رژیم ایران در پیش میگیرد
جوانا سنه با اشاره به دخالتهای آمریکا در کشورهای خاورمیانه بویژه کشورهای عراق و افغانستان اعلام کرد، "نه تنها آمریکا بلکه قدرتهای جهانی با دیزاینی جدید خواهان توسعه منافع خویش در منطقه بوده و با توجه به تغییرات ایجاد شده حاکمیت خود را در منطقه تحکیم بخشند. تغییراتی که آمریکا در افغانستان و عراق ایجاد کرد و اکنون هم خواهان ایجاد آن در ایران است، در راستای خواست و منافع جامعه نبوده بلکه عکس آن در راستای منافع آمریکا است. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش دربارهی تحولات ایران پس از برجام گفت "امروزه تحولات بسیاری در جامعه رخ میدهند که در نتیجهی این تحولات جامعه و بویژه زنان اولین قربانیان آن هستند. تحریمهای اقتصادی تاثیرات مستقیمی را بر وضعیت جامعه و زندگی خلق گذاشته است.
جوانا سنه دربارهی خودکشی و قتل زنان در نتیجهی سیاستهای ایران گفت، " خودکشی زنان و قتل آنها بدست پدر، همسر و یا برادرانشان که به قتل ناموسی از آن نام برده میشود، تنها رخدادی نبوده و بخشی از سیاستهای اشتباه ایران در این باره است. رژیم ایران این قشر ناراضی را که نمایندگی جامعه و جبههی مخالف را بر عهده دارند و خواهان جامعهای دمکراتیک و مفهومی جدید برای جامعه و زنان هستند ، بدست خویش نابود نکرده بلکه از راه نمایندگان خویش که پدر،برادر، همسر و ... هستند، آنها را نابود میکند."
در ادامه جوانا سنه با اشاره به بیانیهی مشترک کژار و کمیتهی زنان حزب همبستگی افغانستان اعلام کرد، " ما؛ بمانند جامعه زنان آزاد شرق کردستان از راه ارتباطات خویش در دیگر کشورهای خاورمیانه بویژه با حزب همبستگی افغانستان، خواستاریم نه تنها در چهارچوب بیانیهای مشترک بلکه با موضعی مشترک در سطح عملی فعالیتهای بسیاری را به انجام برسانیم. لزوم محکوم نمودن ذهنیت مشترکی که در سطح خاورمیانه و تمامی جهان علیه زنان و جبههی مخالف، که مفهومی جدید را برای جامعهی دمکراتیک دارا هستند، وجود دارد و بر این مبنا بیانیهای مشترک را منتشر کردیم. "
جوانا سنه دربارهی اهداف تشکیل جبههی مشترک کژار و کمیتهی زنان حزب همبستگی اعلام کرد، " هدفمان تنها ایجاد جبههای مشترک با کمیتهی زنان حزب همبستگی نخواهد بود، بلکه خواستاریم که همراه با زنان دیگر سازمانها و تمامی زنانی که در تلاشند در برابر ذهنیتی که هر روزه با هدف استثمار زنان به قتلعام آنها میپردازد، ایستادگی نموده و تغییراتی را در ذهنیت جامعه ایجاد نمایند، جبههای مشترک را تشکیل دهیم. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش اعلام کرد،" با وجود تمامی تلاشهایمان برای حل مسائل زنان، این گامی خواهد بود و امیدواریم به اهدافمان دست یابیم. ما؛ بمانند کژار با توجه به اراده، شجاعت و نیروی زنان معتقد هستیم، اگر زنان خود را سازماندهی نموده و برای حل مسائل اردهای متحد و هماهنگ داشته باشند بدون شک به اهدافمان دست خواهیم یافت."
جوانا سنه با اشاره به مشکلات فعالیت و کمیتهی زنان در دیگر سازمانها اظهار داشت، "هنگامی میتوان از جبههی مشترک زنان سخن گفت که زنان قادر به تصمیم گیری بوده، قادر به تحلیل باشند، راهحل مسائل را ببینند و پروژهای داشته باشند. همچنین بایستی باور داشته باشد که با فکر، دیدگاه و حقیقت خویش موجودیت خواهند یافت. موانعی بسیاری وجود دارند چونکه با توجه به تعریفی که از فعالیت زنان در سازمان و احزاب دیگر وجود دارد، میبینیم که قدرت تصمیم گیری زنان در سطح کمی بوده و بایستی مورد انتقاد قرار گیرد. اساس مبارزاتمان دستیابی زن به واقعیت خویش بوده و دارای تعریفی از خویش باشد. در برابر ذهینتی مبارزه میکنیم که بدون وقفه مرد، زن را تعریف کرده است. اگر در میان این احزاب و جناحهای سیاسی در چهارچوب فعالیت زنان، باری دیگر مرد برای زن تصمیم گیری کرده و زن با مساعدت مرد گامی بردارد لزوم به انتقاد وجود دارد. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش با اشاره به وضعیت زنان در شرق کردستان و ایران اعلام کرد، "به درازای تاریخ ایران سیاستی ویژه علیە زنان اعمال شده است. مشکل زنان در ایران تنها حجاب نیست، بلکه بخش از آن است. بیشتر زنان با مشکل موجودیت و هستی روبهرو هستند. اگر روزانه زنان جسم خود را به آتش میکشند به این دلیل است که دیگر دلیلی را برای هستی خویش نمییابد. به این دلیل است که دیگر زمینهای در زندگی را برای خود نمیبیند. تمامی اینها نشاندهندهی این هستند که اگر خواهان مبارزه هستیم در چه چهارچوبی مبارزه کرده و چه تعریفی برای آن داشته باشیم. سیاستهایی را که رژیم ایران در پیش میگیرد
Forwarded from جامعە زنان آزاد شرق کردستان KJAR
بر اساس نابودی هر چه زودتر زنان است. "
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش دربارهی پروژهی کژار اعلام کرد، " در این پروژه سعی داشتیم مشکلات و مسائل زنان در شرق کردستان و ایران را به درستی ارزیابی نموده و در همان وقت در ۱۳ ماده راهکارهایی را اتخاذ نمودیم. یکی از مواد اساسی این پروژه زیر سوال بردن قانون اساسی ایران دربارهی زنان است، تا که بتوان با توجه به خواست زنان در این سیاسیها تغییر ایجاد نماییم، که بدون شک رژیم ایران تغییراتی بدین شکل را قبول نخواهد کرد. به همین دلیل اگر صدای زنان را در سطح بالایی افزایش دهیم قادر خواهیم تغییراتی را در اساس رژیم ایجاد نماییم. دراین پروژه باری دیگر پرسشهایی از قبیل واقعیتها کدامند؟ درخواستها به چه شکلی خواهند بود؟ راهکار حل آنها به شکلی خواهند بود؟ مطرح نمودیم، تا بدین شکل تمامی زنان در راهکارها جایگاه خود را ببینند و به صدای تمامی زنان مبدل گردد."
جوانا سنه در پایان سخنان خویش دربارهی راهکار اعلام شده از سوی کژار و کمیتهی زنان حزب همبستگی افغانستان اعلام کرد،" مبنای فکر و فلسفهی ما بدون شک نیرویی خارجی نیست بلکه خط سوم است. با تکیه بر خواست و نیروی خلق، با این سیاست دمکراتیک خلق قادر خواهد بود به نماینده و مسئول مدیریت جامعه مبدل شود. کژار بر اساس خط سوم باور دارد که زنان در جبههی مبارزات پیشاهنگ بوده و در سطحی که قادر به مدیریت جامعه بوده، نمایندگی این سیاست دمکراتیک را بر عهده داشته باشند. با توجه به گفتوگوهایی که با کمیتهی زنان حزب همبستگی افغانستان داشتهایم، سعی داشتیم نظرات خویش را با تمامی زنان آزادی خواه در میان گذاشته و سعی نماییم این موضع و صدا را در سطح تمامی ایران و افغاستان توسعه بخشیم. "
ANF
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar2014
جوانا سنه در ادامه سخنان خویش دربارهی پروژهی کژار اعلام کرد، " در این پروژه سعی داشتیم مشکلات و مسائل زنان در شرق کردستان و ایران را به درستی ارزیابی نموده و در همان وقت در ۱۳ ماده راهکارهایی را اتخاذ نمودیم. یکی از مواد اساسی این پروژه زیر سوال بردن قانون اساسی ایران دربارهی زنان است، تا که بتوان با توجه به خواست زنان در این سیاسیها تغییر ایجاد نماییم، که بدون شک رژیم ایران تغییراتی بدین شکل را قبول نخواهد کرد. به همین دلیل اگر صدای زنان را در سطح بالایی افزایش دهیم قادر خواهیم تغییراتی را در اساس رژیم ایجاد نماییم. دراین پروژه باری دیگر پرسشهایی از قبیل واقعیتها کدامند؟ درخواستها به چه شکلی خواهند بود؟ راهکار حل آنها به شکلی خواهند بود؟ مطرح نمودیم، تا بدین شکل تمامی زنان در راهکارها جایگاه خود را ببینند و به صدای تمامی زنان مبدل گردد."
جوانا سنه در پایان سخنان خویش دربارهی راهکار اعلام شده از سوی کژار و کمیتهی زنان حزب همبستگی افغانستان اعلام کرد،" مبنای فکر و فلسفهی ما بدون شک نیرویی خارجی نیست بلکه خط سوم است. با تکیه بر خواست و نیروی خلق، با این سیاست دمکراتیک خلق قادر خواهد بود به نماینده و مسئول مدیریت جامعه مبدل شود. کژار بر اساس خط سوم باور دارد که زنان در جبههی مبارزات پیشاهنگ بوده و در سطحی که قادر به مدیریت جامعه بوده، نمایندگی این سیاست دمکراتیک را بر عهده داشته باشند. با توجه به گفتوگوهایی که با کمیتهی زنان حزب همبستگی افغانستان داشتهایم، سعی داشتیم نظرات خویش را با تمامی زنان آزادی خواه در میان گذاشته و سعی نماییم این موضع و صدا را در سطح تمامی ایران و افغاستان توسعه بخشیم. "
ANF
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔 @Kjar2014