گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
Forwarded from اتچ بات
ڤیدیۆی چالاکییەکەی زاخۆ کە ٢٠ سەربازی تورکی تێدا کوژرا بڵاوبوەوە



هێزەکانی پاراستنی جەوهەریی باشوری کوردستان ڤیدیۆی ئەو چالاکییەیان بڵاوکردەوە کە دژی بارەگای سوپای تورک لە زاخۆ ئەنجامیاندا و بەهۆیەوە٢٠ سەرباز کوژران و ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگەی سەربازییان لەناوبرد.

هێزەکانی پارستنی جەوهەریی باشوری کوردستان لە تۆڕی کۆمەڵایەتی تویتەر بەناوی "خۆپاراستن" دیمەنی چالاکییەکەیان بڵاوکردەوە و وەک لەدیمەنەکەدا دیارە بارەگاکەی سوپای تورک لە زاخۆ لەژێر ڕێژنەی گوللـەدەیە و ژمارەیەکی زۆر حەشارگەی سەربازییش لەناودەبرێن.



هێزەکانی پارستنی جەوهەریی باشوری کوردستان، لە ٩ی ئەم مانگەدا بە ڕاگەیەنراوێک ئەنجامدانی چالاکییەکەی زاخۆیان ئاشکراکرد کە ئەمە دەقی ڕاگەیەندراوەکە بوو:

لەبەرامبەر دەوڵەتی تورک، کە لەسەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا و هەرێمی خواکورکی باشوری کوردستان داگیرکارییان دەستپێکردووە، ڕۆژی ٧ی ئەم مانگە کاتژمێر ٠٦:٠٠یەکینەکانمان لە گردی بێ لە شارەدێی بێگوڤا-ی سەر بە شارۆچکەی زاخۆ، دژی بارەگای سوپای تورک چالاکییەکیان ئەنجامدا.

لەو چالاکییەدا، لە دوو قۆڵەوە سەنگەر و بارەگای سوپای تورک کرانە ئامانج، بەشێوەیەکی کاریگەر، لە ئەنجامدا ٢٠ سەرباز کوژراون، ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگە لە حەوشەی بارەگا سەربازییەکەدا سووتان و لەناوچوون.

دوای چالاکییەکە، سوپای تورکی داگیرکەر بە ئۆبیس و تۆپی هاوەن دەوروبەری گوندی ڕوسی و شوندرێ-یان تۆپباران کرد، دواتریش فڕۆکە جەنگییەکان گردی کۆردینە و دەوروبەری گوندی شوندرێ-یان بۆردوومان کرد.

لەو بۆردوومان و تۆپبارانانەدا، هیچ کەسێکمان لەدەستنەداوە، بەڵام زیانی مادیی بەر باخی گوندەکان کەوتووە.


rojnews



🆔 @GozarDemocratic

https://twitter.com/xweparastin_/status/1138712145623994368?s=19
🔹ک.ن.ک: اشغالگری دولت ترک در جنوب کردستان به مرحله آژیر قرمز رسیده‌است
🔻شورای مدیریتی ک.ن.ک با انتشار بیانیه‌ای درباره‌ی اشغالگری دولت ترک در جنوب کردستان اعلام کرد، " حمله به این مناطق که با هدف گسست شرق، جنوب و شمال از همدیگر انجام می‌گیرد که بمانند خنجری در قلب کردستان است."

🔻 شورای مدیریتی کنگره ملی کردستان ک.ن.ک درباره‌ی اشغالگری دولت ترکیه در جنوب کردستان بیاینه‌ای منتشر کرد.

🔻 در بیانیه‌ آمده است، " دولت ترکیه، شمال کردستان را به مرز‌های خویش الحاق نموده و هم اکنون در تلاش است با اشغال روژاوا و جنوب کردستان سطح اشغالگری خود را توسعه بخشد.

🔻 در ابتدا با ساخت پایگاه‌های مختلف نظامی در حنوب کردستان نقاط نظارتی تشکیل داده و سپس به تمامیت ارضی روژاوای کردستان دست درازی نمود. با هدف گسستن جغرافیای روژاوای کردستان از دریای مدیترانه، بخش بزرگی از روژاوای کردستان، از جرابلس و اعزاز تا به عفرین را به اشغال درآورد. سپس بسیاری از نیروهای نظامی و غیر نظامی وابسته به خویش را در این مناطق اسکان داد. "

🔻 ک.ن.ک اعلام کرد، هم اکنون ‌دولت ترکیه با استراتژی جدید به جنوب کردستان حمله‌ور شده است و افزود" جایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی خویش را به هم مرتبط ساخته و مناطق جدیدی را در جنوب کردستان به اشغال درآورده است، بدین شکل خواهان استحکام جایگاه خویش در این مناطق است.با حمله‌ی جدید اشغالگری خواهان گسست جغرافیای شرق، شمال و جنوب کردستان از همدیگر و ماندگاری در برادوست و خاکورک است. حمله به این مناطق که با هدف گسست شرق، جنوب و شمال از همدیگر انجام می‌گیرد بمانند خنجری در قلب کردستان است. حملاتی که در خاکورک انجام می‌گیرند نه تنها علیه نیروهای گریلا بوده بلکه علیه تمامی کردها و اشغال تمامی کردستان است. بایستی با علم بر این واقعیت هر شخص و هر قدرتی با توجه به آن عمل نماید.

🔻 نیروهای گریلا و اهالی این مناطق علیه اشغالگری ترکیه مقاومتی بزرگ نشان داده و راه را بر آن‌ها سد نموده‌اند."

🔻 در ادامه بیانیه‌ی ک.ن.ک آمده است، " از سویی دیگر احتمال وجود دارد دولت ترکیه از منطقه‌ی جزیر به سوی دیرک در روژاوای کردستان حملاتی را آغاز نماید و همراه با عفرین از ۳ طرف دست به اشغال تمامی کردستان بزند. دولت ترکیه با افکاری پلید اشغال تمامیت کردستان را در پیش گرفته و مرحله به مرحله اجرا می‌نماید. این مسئله بسیار آشکار است، تهدیدی علیه تمامی کردستان و به معنای به آتش کشیدن تمامی کردستان است. اگر دولت ترک در این عملیات موفق گردد بایستی قبول نمود که دولت ترک قیامت کردها را برپا خواهد کرد. با توجه به حملات دولت ترکیه، سرانجام آن بسیار واضح است.

🔻 پس چه باید کرد؟ بایستی به هر شیوه‌ای راه را بر اجرای نقشه و توطئه‌ها‌ی دولت اسغالگر ترک سد نمود و این هم تنها با اتحاد ملی و میهنی مقدور خواهد شد. دربرابر تمامی اقدامات دشمن، باید هرچه زودتر سطح بینش اتحاد ملی در کردستان را به اوج رساند.

🔻 سکوت در داخل و خارج ( از کردستان) ما را نگران کرده است. متاسفانه تاکنون حکومت اقلیم جنوب کردستان و اغلب قدرت‌های جنوب کردستان سکوت کرده‌اند. این سکوت سبب شادمانی اشغالگران، رنجاندن دوستان و اندوه خلقمان است.

🔻 ک.ن.ک خواهان جلب توجه تمامی نیروهای پویای ملی و میهنی علیه تفکرات جدید دولت ترکیه است، بایستی در بالاترین سطح ممکن آماده بود و با موضع اتحاد ملی حملات اشغالگری ترکیه را متوقف نمود.

🔻 این وظیفه‌ای بسیار مهم در سطح ملی و میهنیست و باید امروز انجام گردد، فردا درنگ خواهد بود."
🆔 @anfpersian
🔹جامعه جوانان: در خاکورک سپر انسانی تشکیل دهید
🔻شورای رهبری جامعه جوانان با انتشار بیانیەای کتبی اعلام کرد، حملات دولت ترکیه "حملات اشغالگرانەای گسترده" بوده و از تمامی جوانان جنوب کردستان درخواست کرد سپر انسانی تشکیل دهند.

🔻 شورای رهبری جامعە جوانان دربارەی حملات اشغالگرانەی دولت ترکیه در جنوب کردستان بیانیوای کتبی منتشر کرده و اعلام کرد، بایستی رادیکالترین موضع اتخاذ شود.

🔻 در بیانیه جامعه جوانان آمده است: " حملات علیه خاکورک سالهاست بدون وقفه از سوی دولت استعمارگر ترکیه و دشمنان قسم خوردە کردها و کردستان یعنی رژیم فاشیست آ.ک.پ – م.ه.پ ادامه دارد و به اوج رسیده است. رژیم فاشیست آ.ک.پ – م.ه.پ به نمایندگی از میراث دولت استعمارگر ترکیه، سیاستهای همگونساز و نابودگر را علیه خلق کرد به کار میگیرد. رژیم فاشیست آ.ک.پ – م.ه.پ در برابر دستاوردهای خلق کردستان که در نتیجەی جنبش آزادی خواهی کرد به دست آمدەاند قادر به تحمل نبوده و موجب وحشت آنها شده است. به همین دلیل در بسیاری نقاط کردستان دست به حملاتی اشغالگرانه میزند."

🔻 در ادامه بیانیه آمده است، دولت استعمارگر ترک با همکاران خویش حملاتی اشغالگرانه به انجام میرساند و اعلام کرد، "حملات علیه خاکورک نه اولین و نه آخرین آنهاست. در ۳۰ مین حملەی اشغالگرانەی ترکیه بە خارج از مرزهایش، ارتباط میان آ.ک.پ و حزب دمکرات کردستان پ.د.ک آشکار شده است. نباید به حملاتی که در منطقەی برادوست انجام میشوند ساده نگریست. سلطەی دولت استعمارگر ترک در منطقەی برادوست به معنای تهدید علیه تمامی دستاوردهای جنوب کردستان است. هدف دولت اشغالگر ترکیه در این حملات، تحمیل توطئەی عفرین بر جنوب کردستان است. "

🔻 در بیانیه از جوانان درخواست شده است که موضع گیری نمایند و به سوی این مناطق بروند و در ادامه آمده است، " ما از تمامی جوانان کردستان درخواست میکنیم با روحیەی مقاومتهای اعتصاب غذا از برادوست صیانت نمایند. همچنین از تمامی جوانان جنوب کردستان درخواست میکنیم علیه حملات اشغالگرانه دولت ترکیه در خاکورک به سپر انسانی مبدل شوند. جنبش آزادی تاریخ ۴۵ سالەی خود با مقاومت خویش به موفقیت دست یافته است. رفتن رژیم اشغالگر ترکیه به خاکورک و برادوست سهل بوده اما بازگشت چنین نخواهد بود. بمانند سال ۲۰۰۸ ارتش اشغالگر ترکیه قادر نخواهد بود از دست نیروهای گریلا رهایی یابد. به همین دلیل از تمامی جوانان فداکار، شجاع و میهن دوست درخواست مینماییم، بیایید خاکورک را برای میهنمان به بهشت و برای خائنان و دشمنان به دوزخ مبدل سازیم. با مقاومت به امروز رسیدیم، با مقاومت موفق شده و به افتخار دست خواهیم یافت. آنکه مقاومت نماید پیروز خواهد شد، مقاومت سبب موفقیت است."
🆔 @anfpersian
بەرنامەی تایبەت(MP3_128K).mp3
38.6 MB
بەرنامەی تایبەت

هەڤاڵ #ئامەد_شاهۆ ئەندامی مەجلیسی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان/#پژاک لە بەرنامەی تایبەتی ئاریەن تی ڤی دا پرسەکانی سەبارەت بە هەستیاری ئەو قۆناغەی کە کۆمەڵگای ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستانی پێدا تێپەڕ دەبێت و هەوڵەکانی ڕژێمی ئێران بۆ ڕزگار بوون لەو قۆناغە و گرتنەبەری ڕێبازی بەڕێوەبردن و چۆنێتی شەڕی تایبەت لەگەڵ ڕۆژنامەوان #زاڵ_مەد تاوتوێ و شرۆڤە دەکات.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
باییک: تجزیه اجتماعی در ترکیه هیچگاه تا حد کنونی نبوده است - بخش دوم


جمیل باییک: در صورت وجود یک مساله، باید در ارتباط با آن به گفتوگو پرداخته و آن را حل نمود. حقوق، قوانین، وجدان، اخلاق و ارزشهای دمکراتیک در این میان وجود دارند. زمانی که این معیارها مبنا قرار گیرند، کدام مساله و مشکل حل نخواهد شد؟



ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار "پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان " به پرسشهای ما پاسخ داد.

- بینالی ییلدریم مدتی قبل به آمد رفت، و در آنجا اشاره کرد که در مجلس نخست نمانیدگانی از کردستان وجود داشتەاند، از لازستان نمایندگانی وجود داشته اند، از سوی دیگر به کشتار درسیم نیز اشاره میکند و مسئولیت آن را متوجه حزب جمهوری خلق می‌نمایند. این سخنان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چرا ییلدریم باید با عجله عازم آمد شده باشد و اینگونه سخن بگوید؟

- یک کودک نیز میتواند سخنان بینالی ییلدریم را درک کند. چرا به آمد رفته و درآنجا سخنرانی نمود؟ چرا قبل از انتخابات استانبول سخنرانی می‌نماید؟ همه این مساله را درک میکنند. برای درک این مساله لازم نیست سیاستمداری وارد به امور بود. مردمان کوچه و بازار، قهوه خانەها و... میدانند که این سخنرانی به منظور انتخابات استانبول است. برای فریب کردهاست، برای کسب رای کردهاست. یعنی کردها را تا به این اندازه کم عقل می‌بینند؟ کردها را کوته بین می بینند. به کردها توهین می کنند. به نمایندگانی حمله نمایی که در مجلس از کرد- کردستان سخن گفتەاند، آنها را تهدید کنی، اجازه ندهی هیچ کس به کرد و کردستان اشاره ای داشته باشد، اما در آمد از کردستان سخن بگویی. در زمان ریاست بینالی در مجلس آشکارا اعلام شد که بر زبان آوردن کرد و کردستان ممنوع است. نمایندگان را به اخراج از مجلس تهدید کرد. مجازات اخراج از پارلمان را نیز مقرر نمود. این مجازات در زمان ریاست ییلدرم در مجلس مقرر شد و اکنون ییلدرم در آمد به کردستان اشاره مینماید. چه کسی تو را جدی می‌بیند؟ مدتی قبل، اردوغان پیش از انتخابات 31 مارس گفت: کردستانی وجود ندارد، کسی که از کردستان دم میزند به عراق برود. یکی از زنان نماینده آ.ک.پ در مجلس که نمایندگی ریاست پارلمان را بر عهده داشت پرسید که کردستان کجاست؟ در آن زمان عثمان بایدمیر جواب وی را داده اما در رسانەهای آ.ک.پ به شدت به وی حمله کردند. اکنون نیز در هر منطقەای تابلوهای نوشته شده به زبان کردی را بر داشته و می‌خواهند هرچیزی با اسامی کردی را نابود نمایند. اما بینالی ییلدریم برای انتخابات استانبول از کردستان سخن میگوید و تصور میکند که از این طریق میتواند آرای کردها را به سوی خود جلب کند. آیا چنین امری امکان پذیر است؟ از سوی دیگر می‌گوید که حزب جمهوری خلق در درسیم دست به قتل عام زده است. اما اندکی قبل شورای شهر درسیم، دستور داد که تابلوی درسیم نصب شود، در مقابل این امر رسانەهای آ.ک.پ اعتراض نمودند. وزرای حکومت آ.ک.پ، استاندار و دادستانی وارد عمل شدند، درسیم را آماج خود قرار دادند. علیه بر زبان آوردن درسیم موضع گرفته و همزمان علیه درسیم به بسیج افکار عمومی دست زدند. در چنین زمینەای از واقعیات، بینالی ییلدریم و کسانی که بە او عق میدهند، با گفته کردستان در آمد، با دو کلمه کردی نمیتواند هیچ کسی را فریب دهند. پیشتر هم دوغان گورش که مسئول جنگهای پلید در کردستان طی سالهای 1990 است، به شرناخ میرود و در سخنرانیش دو کلمه کردی بر زبان آورده بود.

کردها نیز در مقابل به ییلدریم میگویند: مدت 17 سال است که تو در مسند قدرت قرار داری؛ در این مدت چه اقدامی را انجام دادەای؟ غیر از ظلم به کردها، غیر از دستگیری سیاستمداران کرد، غیر از شکنجه کردها چه کاری کردەای؟ این شمار زیاد از نمایندگان و شهرداران چرا دستگیر شدەاند؟ چرا نمی‌توانی اراده کردها را ببینی؟ طی 6-7 سال گذشته، چرا رفتن بە ییلاقها در کردستان ممنوع شده است؟ چرا هر روز در چند شهر و شهرک، ممنوعیت رفت و آمد برقرار میشود؟ چرا رفتن بەنواحی کوهستانی ممنوع است؟ ده شهر کردها تخریب شد، به آتش کشیده شد، عفرین اشغال شد، مگر آ.ک.پ به این اقدامات دست نزده است؟ این حاکمیت درصدد است ریشه کردها را از میان بردارد. اما هیچ کس گفتەهای ییلدرم را جدی نمیگیرد. سخنان رییس آ.ک.پ، اردوغان نیز به همین شیوه، زمانی که او ریاست مجلس را برعهده داشت، چه بلایی بر سر افرادی که از کرد و کردستان سخن گفتند نیامد؟ چه توهینها و افتراهایی بر آنها بسته نشد؟ از همین رو آنچه که انجام شد، تبلیغاتی بی ارزش و ناچیز است. زیرا دریافتەاند که نه فقط در استانبول؛ در آنتالیا، مرسین، هاتای، آنکارا، و در کل در کلان شهرهای ترکیه کردها باعث درهم شکستن آ.ک.پ شدند. به همین دلیل پیروزی در انتخابات استانبول برای
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
آ.ک.پ بسیار مهم است. برای پیروزی در این انتخابات هر سخنی را بر زبان میآورند، برای پیروزی هر دروغی را خواهند گفت، برای پیروزی وعده خواهند داد که دریا را به آمد خواهند آورد!، احتمال دارد که اردوغان فردا به دروغهای بیشتری روی آورد، زیرا در جریان کارزار انتخاباتی آ.ک.پ می بینیم که چه وعدەها داده شد و چه وعدەها که فراموش نشد!

- در زمان مقاومت اعتصاب غذا، نامەهای زندانیان و پیامهای آنان منتشر شد. آیا این فرصت برایتان مهیا شد که به آنها جواب بدهید؟ زمانی که بر اراده و عزم خود تاکید داشتند هم به خود انتقادی دست زده و هم به انتقاد نیز می‌پرداختند. خصوصا در ارتباط با سازماندهی اجتماعی و اقدامات خود انتقاداتی داشتند. برخی از انتقادات متوجه کادرهای خارج بود. این مساله را چگونه ارزیابی میکنید؟

- در این رابطه و به ویژه در خصوص انتقاداتی که در حوزه سازماندهی و مبارزه اجتماعی وارد شد محق بودند. زیرا به رغم آنکه مقاومتی بزرگ را از خود نشان دادند، به رغم آنکه انزوای سنگینی علیه رهبر آپو در جریان بود، به رغم آنکه حاکمیت آ.ک.پ در کردستان سیاست مبتنی بر کشتار را به پیش می برد، به اشغال عفرین دست زد، به تهدید علیه سوریه دست زد، به رغم آنکه به تهدید جنوب کردستان پرداختند، حملات اشغالگرانه خود را علیه مناطق حفاظتی مدیا تداوم دادەاند، در شمال کردستان هم در حوزه سیاسی و هم در مبارزه اجتماعی سازماندهی کم بود. به همین دلیل انتقادات رفقای زندان به حوزه سیاسی، سازماندهی اجتماعی و کنش وررزیهای اجتماعی کاملا برحق هستند. رهبر آپو در ملاقات وکلا و دیدار با خانواده این کمبودها و نقائص را مورد انتقاد قرار داده است. صراحتا اعلام نمودند که اعتصاب‌های غذا تا مرحلەای مشخص از نتیجه برخوردار است. اما اساس، مبارزه اجتماعی است که نتیجه به دنبال دارد. به همین دلیل این مسئولیتی اجتماعی است که همه نقائص و کمبودهای کنش ورزی و سازماندهی زمان اعتصاب را ببینند. بر مبنای آن سازماندهی و کنش ورزیها را تقویت نمایند، به منظور پایان دادن به حصر مبارزه دمکراتیک را تشدید و تقویت کرده و در این چارچوب ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ- م.ه.پ را در هم شکنند. بعد از شهادت رفقایمان در روزه مرگ 14 ژولای، خلق کرد، گریلاهای آزادیخواه کردستان و کادرهای خارج این گونه درک کردند که اگر رفقایشان در زندان خود را فدا می نمایند، در این شرایط دشوار مبارزه، از فرصتهای بیشتری در خارج برخوردار بوده و باید این مبارزه را هر چه بیشتر تقویت نماییم. از همین رو بعد از مقاومت 14 ژولای این مساله به پرسشهایی در میان جامعه دامن زد؛ که این امر نیز به نوبه خود به سازماندهی و مبارزه در جامعه چرخش نمود. از سوی دیگر کادرهای خارج نیز میگفتند که اگر رفقای زندان به چنین فداکاریهایی دست می زنند و زندگی خود را فدا می نمایند، ما در خارج از فرصتهای بیشتری برخوردار بوده و به مبارزه گریلایی دست زدند. در این چارچوب بود که مبارزه آزادیخواهی توسعه یافت.

در این زمان نیز که هزاران نفر از رفقای ما در زندان به اعتصاب غذا دست زدند، اگر لیلا گوون به چنین اقدامی دست زد؛ کسانی که در خارج بودند؛ زنان، جوانان و ... میتوانستند در خارج بیش از آنچه که به آن دست زدند، به سازماندهی دست زنند، به مبارزه دست بزنند. آنچه که باید انجام شود این مساله است. فشار و ستم و سرکوب نباید این مساله را توجیه کند؛ در دنیا بدون مبارزه، آزادی، دمکراسی، حقوق و قانون حاصل نمی‌شود. بدون دادن هزینه، بدون مبارزه، آزادی و دمکراسی کسب نمی‌شود. کمترین حقوق نیز بدون مبارزه حاصل نمی شوند. تمامی پیشرفتهای دمکراتیک از طریق مباره حاصل شدەاند. در هر نقطه ای ازجهان، اگر پیشرفتی در دمکراسی حاصل شده باشد، از طریق مبارزه و هزینه حاصل شده است. به همین دلیل بدون در نظر داشتن زحمت و محدودیتها، باید سازماندهی توسعه و برای آزادی کردستان و دمکراتیزاسیون ترکیه مبارزه بیش از پیش توسعه و گسترش یابد. موضع رفقا در زندان، موضع لیلا گوون، موضع رفقا در جنوب کردستان و اروپا، فراخوانی برای جوانان و تمامی آحاد جامعه است که خود را سازماندهی نمایند، برای مبارزه آزادی و دمکراسی فعالیتهایشان را تشدید نمایند.برای مبارزه در راه آزادی و دمکراسی فراخوانی است برای مسئولیت پذیری و عمل.

-اعتصابهای غذا و روزه مرگ به پایان رسیدند، اما درمان و مراحل بعد از اعتصاب غذا نیز دشواریهای فراوانی برای درمان اعتصابیون ایجاد کردەاند؛ با وجود این هنوز زندانهای ترکیه با صدها زندانی در شرایط ناگواری به سر می برند. در مرحله دیالوگ نیز در ارتباط با زندانیان بیمار قدم‌هایی برداشته نشد. علت این موضع دولت ترک چه بود؟

- مساله مهمی است. در واقع یکی از ویژگیهای دولت ترک را به شیوەای ملموس در مقابل دیده به نمایش می گذارد. سال 2013 به رغم آنکه پلیس و نظامیان آزاد شدند، دولت ترک حتی یک زندانی سیاسی بیمار را نیز آزاد نکر
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
د. در حقیقت اگر یک راه حل و یک دیالوگ [واقعی] در جریان بود میتوانست به آزادی زندانیان بیمار منجر شود. این امر نشان میدهد که حاکمتی آ.ک.پ در این فرایند صمیمانه حرکت نکرده است. در واقع یک ماه بعد از سال 2013 آشکار شد که حاکمیت آ.ک.پ از هیچ پروژەای برای راه حل برخوردار نیست. در این راستا صمیمیتی ندارد. به رغم آنکه نیروهای نظامی خودمان را به عقب نشینی واداشتیم، نیروهای نظامی آنها را آزاد کردیم، آ.ک.پ قدمی را در این راستا برنداشت. از سوی دیگر گفتند به هر جا می روند بروند، به جهنم! در آن دوره برخی خواستار آزادی زندانیان بیمار شدند، اما آ.ک.پ در این راستا قدمی بر نداشت. سیاست دولت ترک در ارتباط با زندانیان بیمار همان سیاست این دولت در مقابل کردهاست. دستگیری هزاران سیاستمدار کرد نتیجه همان سیاست آ.ک.پ در مقابل کردها است. نتیجه دشمنی با کردهاست. ذهنیت حاکمیت آ.ک.پ به ذهنیت کودتاچیان 12 سپتامبر و حتی بدتر از آن چرخش نموده است. در حاکمیت 12 سپتامبر نمونەهای اندکی از سنت‌های دولتی مشاهده می‌شد و حداقل بر مبنای قوانین خود عمل می کردند. اما حاکمیت آ.ک.پ گونەای از عداوت متصلب را به پیش می برد. ذهنیت انتقام گیری در آن وجود دارد. حتی در جنگها نیز طرفین جنگی به یکدیگر احترام میگذارند، اما در حاکمیت آ.ک.پ چنین برخوردی مشاهده نمیشود. اخیرا در خلفتی بعد از کشته شدن یک پلیس، به ارعاب و ترور پرداخته و این امر بازتاب دهنده ذهنیت فاشیستی آنهاست. برای انتقام گیری به شکنجه زنان، مردان و جوانان پرداختند. خشونت دولتی را اعمال کردند. در زندانها نیز انتقام گیری می کنند. مجازات زندانها برای آنها کافی نیست. در هر جایی که مقدور باشد زندانیان را مورد سرکوب و شکنجه قرار داده و تحت فشار قرار میدهند. با عدم درمان زندانیان به انتقام گیری دست میزنند. این واقعیت این دولت است.



🆔 @GozarDemocratic


👇👇👇
👆👆👆
حاکمیت آ.ک.پ نیز با چنین واقعیتی بیش از پیش این اقدامات را تشدید کرده است. ستم و ظلم به یکی از ویژگی‌های این دولت تبدیل شده است. میتوان گفت حاکمیت آ.ک.پ به حاکمیتی تبدیل شده است که سیاست‌های ظلم و ستم را در ترکیه به حداکثر رسانده است. سیاستی که اکنون در کردستان، هم در داخل و هم در خارج و در زندان‌ها نیز اعمال می‌گردد بدینگونه است. هر کس که با کردها دشمنی داشته باشد به حمایت از آ.ک.پ دست می زند. م.ه.پ چرا تا این اندازه به حمایت از آ.ک.پ دست زد؟ چرا نیروهایی که در دشمنی با کردها ثابت قدم بوده و این امر را به اثبات رسانیدەاند خود را به اردوغان پیوند زده اند؟ چون اردوغان را به عنوان نماینده خود می بینند. برخی از ملیگرایانی که پیشتر از حزب خلق جمهوری حمایت می کردند، اکنون از آ.ک.پ حمایت می کنند. می گویند که حزب خلق جمهوری در ردیف تروریستها قرار گرفته است. زیرا آ.ک.پ دشمنی با کردها را بیش از پیش تعمیق بخشیده است. این دشمنی تا حدی است که م.ه.پ تا کنون به چنین سطحی از دشمنی با کردها دست نزده است. کاری را که نیروهای ارگنکون قادر به انجام آن نشده بودند، آ.ک.پ توانسته است ان را انجام دهد. در زندانها نیز با انتقام گیری، با خشم و کین آن را انجام می دهند. به همین دلیل حاکمیت ا.ک.پ رفتارهای سیاسی خطرناکی را علیه کردها به پیش می برد. در این میان نیز هیچ ارزش و معیاری را نمی پذیرد. سیاست را از مسیر خود خارج کرده است. حتی اکنون ورای این گفته که هر اقدامی را می توان انجام داد نیز حرکت می کند. به همین دلیل اقداماتی را که در زندان‌ها انجام میدهند، نشان دهنده ویژگی این نوع حاکمیت است.

- وکلا با اوجالان دو دیدار داشتند، 30 ماه مه بار دیگر خواستند که با وی دیدار داشته باشند، اما وکلا اجازه نیافتند و در عوض اجازه داده شد که خانواده با ایشان دیدار داشته باشند. در این دیدارها به عنوان معیار نقاطی وجود دارند که تغییر نیافتەاند. سه تعریف توافق اجتماعی، مذاکرات دمکراتیک و قدرت نرم. چه کسانی مخاطب این سه مفهوم هستند؟

- رهبری در این ملاقاتها اعلام داشته است که او در پیام نوروزی خود در سال 2013 این مفاهیم را ذکر و در این چارچوب بار دیگر نشان میدهد که باید مشکلات ترکیه در این چارچوب حل شوند. رهبری در زندان امرالی همواره این نوع تعامل را تداوم بخشیده است. در چارچوب مذاکرات دمکراتیک، بر اساس مبانی دمکراتیزاسیون ترکیه می‌خواهد به راه حلی دست یابد. از همین رو، برخورد رهبری برای حل مساله کرد بدیهی و آشکار است؛ مذاکرات دمکراتیک در میان مرزهای ترکیه. در این رابطه می گویند که این مساله عمیق تر شده است. اما رهبری به خلق‌های ترکیه و افکار عمومی در سطح جهانی پیام داده است. زیرا طی 3-4 سال اخیر حاکمیت آ.ک.پ همراه با م.ه.پ، به رهبر آپو و جنبش آزادیخواهی خلق کرد، سیاست دمکراتیک کرد و خطاب به کردها گفت: بدترین دشمنان ترکیه و بدین صورت درصدد جوسازی برآمدند. از سوی دیگر در میان خلق ترکیه نیز برای دست یابی به راه حلی برای مساله کرد پیشرفتهایی در جریان بودند. در رابطه با این موضوع برخوردی نرم در میان بود. اما حاکمیت آ.ک.پ با سخنان سالهای اخیر خود، با سیاستهای خود این مساله را از میان برداشته و چنان سیاستی را به پیش بردند که اکنون هیچ کس را یارای دفاع از دمکراتیزاسیون و مساله کرد نیست. چنان وضعیتی را ایجاد کردند که هر کس خواستار دمکراسی و حل مساله کرد باشد باید از جسارتی بزرگ برخوردار باشد. رهبر آپو فرصت دیدار با اعتصاب کنندگان در زندان را ارزیابی کرده و از طریق وکلای خود بار دیگر نشان داد که او، جنبش آزادیخواهی خلق کرد، خلق کرد با چه شیوەای با دمکراتیزاسیون در ترکیه و مساله کرد روبرو میشوند. خواسته است که مساله کرد در داخل مرزهای ترکیه با توافقی دمکراتیک به راه حل دست یابد. خلقهای ترکیه بار دیگر آشکارا دریافتند که پروژه رهبر آپو برای ترکیه واجد چه ابعادی بوده است و برای حل مساله کرد چه راه حلی را پیش رو گذاشته است. رهبر آپو چگونه شخصیتی سیاسی است، چه سیاستی را در پیش گرفته است و جنبش آزادیخواهی خلق کرد چگونه جنبشی است.

گقتند که؛ توافق اجتماعی بسیار مهم است. حاکمیت آ.ک.پ بخش‌های مختلف جامعه را در مقابل یکدیگر قرار داده است تا جایی که این شدت از آن، در تاریخ جمهوری بی سابقه است. در دورەهای پیشین نیز علیه کردها چنین سیاستهایی در جریان بود، قتل و کشتار وجود داشت. قتل عام درسیم روی داده بود؛ ظلم و ستم و سرکوب در جریان بود. اما این سیاست دولت بود. در سطح اجتماعی نتوانسته بود به نتایجی دست یابد. غیر از چند نیروی ملی گرا، نتوانسته بود بخشهای اسلامگرا، خلق ترک، کارگران و روستاییان ترکیه و کردها را در مقابل یکدیگر قرار دهد. در ترکیه مردم می توانستند به احزاب مختلف رای داده و در محله ها و کوچه ها بدین دلیل که به این یا آن حزب رای دادەاند، به دشمنی با یکدیگر نمی
پرداختند. مانند الان نبود. در ادارت دولتی کارمندان دولت، بوروکراتهای برخوردار از ایستارهای متفاوت سیاسی و هویتهای مختلف سیاسی در کنار هم حضور داشتند. اکنون اگر فردی بخواهد به کارمندی یا کارگری بپردازد، باید به یکی از این دو حزب آ.ک.پ یا م.ه.پ تعلق داشته باشد. یعنی شکاف و تجزیه اجتماعی در ترکیه هیچگاه تا حد کنونی نبوده است. رهبری گفته است که این مساله برای ترکیه فایده ای نخواهد داشت. هم برای کردها و هم برای خلقهای ترکیه فراخوانی را مبنی بر توافق اجتماعی دااده است تا از این تجزیه اجتماعی جلوگیری شود.

از سوی دیگر، اعلام نموده است که مساله کرد نه از طریق جنگ، بلکه از طریق گفتگو می تواند به راه حل دست یابد. در صورت وجود یک مساله، باید در ارتباط با ان به گفتوگو پرداخته و آن را حل نمود. حقوق، قوانین، وجدان، اخلاق و ارزشهای دمکراتیک در این میان وجود دارند. زمانی که این معیارها مبنا قرار گیرند، کدام مساله و مشکل حل نخواهد شد؟ نباید حقوق هیچ احدی نقض گردد، هیچ کس بر دیگری ظلمی روا نداشته و هیچ فردی بیش از دیگری خود را محق نداند. ایا جای دادن این خواسته‌ها در درون حقوق، وجدان بشری، عدالت، قوانین و دسترسی به معیارهای دمکراسی امری دشوار است؟ از سوی دیگر رهبر آپو به مذاکرات دمکراتیک اشاره کرده است. موضوع قدرت نرم نیز طی ده سال اخیر بسیار مورد کاربرد واقع شده است. زیرا جنگ به آسیبهای فراوانی منجر می شود.

به منظور ممانعت از جنگ و ایجاد وسیلەای برای راه حل، بعد از جنگ دوم جهانی سازمانهای حقوق بشر، رسانه و برخی از نیروها با ایجاد فشار درصدد برآمدند تا مشکلات را حل نمایند. برخوردی از نوع دمکراسی مشارکتی در عرصه پدیدار شد. در ده سال گذشته نیز از قدرت نرم سخن گفته شده است و تمایلی از قدرت رسانەها، فرهنگی، اقتصادی، تمایلات، روشنفکری وارد عرصه گشته و درصدد است تا مسائل و مشکلات بدون جنگ و خشونت حل شوند. رهبر آپو زمانی که از قدرت نرم سخن گفتەاند، منظورش در پیش گرفتن راهکاری خارج از خشونت و ستمکاری است. سازمانها و نهادهای جامعه مدنی، سازمانهای جوان و زنان، همگی را به عنوان نیروی نرم مشاهده کرده و این موارد می‌توانند بر راهکارهای خارج از جنگ تاثیر بگذارند. درصدد است راه حل از طریق نیروی نرم، از طریق رسانه، فرهنگ، هنر و ادبیات به نتیجه دست یابد. رهبر آپو با سخن گفتن از عقل، فرهنگ، سیاست دمکراتیک نشان داده است که این قدرت نرم واجد چه معنایی است.

اکنون بخشی از قدرت نرم در رسانەها قرار دارد.در صورتیکه رسانه به شکلی درست مورد استفاده قرار گیرد، در ترکیه و در هر جای دیگری تفکر و برخورد مثبت ظاهر میگردد. در زمان آتش بس تقاضا برای راه حل مساله کرد بسیار بود. زمانی که اردوغان به دمکراتیزاسیون اشاره داشت. آن زمان شمار افرادی که میخواستند وارد اتحادیه اروپا شوند بیش از 80 درصد بود. زیرا ورود به اتحادیه اروپا مانند عرصه صلح و دمکراتیزاسیون مشاهد می‌شد. زمانی که دشمنی با کردها گسترش یافت، این برخورد و درک نیز دچار تغییر شد. دشمنی با کردها به معنای دشمنی با دمکراتیزاسیون است. زمانی که با اررزش‌های دمکراتیک دشمنی نشان داده میشود با تمامی جهان دشمنی می شود. در همان حال شمار افرادی که خواهان حل مسئله کرد از راههای دمکراتیک بودند تقلیل یافت. شمار افرادی که خواهان ورود به اتحادیه اروپا بودند تقلیل یافت. بدون گمان این مساله که ورود به اتحادیه اروپا تا چه اندازه مفید بوده یا خیر مساله دیگری است و قابل بحث. در داخل اتحادیه اروپا نیز مشکلاتی وجود دارد. در ترکیه با اروپا در چارچوب این مباحثات دشمنی نمی‌شود. زیرا گفته می‌شود که باید مساله کرد از طریق جنگ حل نشود، یا نیز مانند شرایط خود مدیریتی محلی باید ارزش‌های دمکراتیک به رسمیت شناخته شوند، با اتحادیه اروپا دشمنی می شود. به اتحادیه اروپا گفته می شود چرا شما این ها را می‌خواهید، این موارد به نفع کردها است و شما آنها را مطالبه می کنید، به همین دلیل شما نیز دشمن ترکیه هستید، بدینگونه دشمنی با اروپا نیز تشدید میشود.

رهبر آپو به مساله توافق اجتماعی و صلحی شرافتمندانه اشاره مینماید. میخواهد این مساله را از طریق قدرت نرم، توافق اجتماعی و مذاکره دمکراتیک حل نماید. زمانی که دست از جنگ برداشته شود و مساله از طریق قدرت نرم، یعنی از طریق عقلانیت، فرهنگ، سیاست دمکراتیک حل شود، آنگاه راه برای صلحی شرافتمندانه و توافق اجتماعی گشوده می شود. در غیر اینصورت جنگ همچنان ادامه خواهد یافت. رهبر آپو در دیدار اخیر با خانواده خود اعلام داشتند که از طرق جنگ دولت ترک نمیتواند هیچ مسالەای را حل نماید. رهبر آپو چند سال پیش گفته بود اگر تمامی نیروهای جهان را در اختیار داشته باشیم به کسی حمله نخواهیم کرد و بر عکس؛ اگر جهان به ما حمله نماید ما خود را حفاظت خواهیم کرد. با این سخن نوع برخورد و تعامل خود را با مساله نشان می دهد. از سوی دیگردر
بسیاری از مواقع اعلام داشته است که ما خواهان راه حل از طریق جنگ نیستیم. آخرین و پاینی ترین نقطه مذاکره دمکراتیک و حل و فصل دمکراتیک است. از این طریق به دولت ترک نیز گفته است که باید دست از سیاست‌های امحای جنبش آزادیخواهی از طریق جنگ برداشته شود. امروز نیز همین برخورد را با این مساله نشان می دهد.
بدون گمان مخاطب این فراخوان‌ها نیروهای دمکراسی هستند. طرفداران حل و فصل مساله کرد خارج از جنگ هستند. بدون تردید برای این مساله نیز باید وجود مساله کرد پذیرفته است. تا زمانیکه وجود مساله کرد پذیرفته نشود، تا زمانی که دست از سیاست مبتنی بر کشتار کردها برداشته نشود، یا دست از اهداف مبتنی بر قتل و کشتار فرهنگی کردها و تلاش برای ترک کردن برداشته نشود، نه مذاکره دمکراتیک امکان پذیر است، نه مساله کرد از طریق قدرت نرم می تواند به حل و فصل برسد. به همین دلیل باید ذهنیتی در ترکیه ایجاد شود که وجود کردها را به رسمیت بشناسد؛ کردها را مانند یک خلق و یک ملت به رسمیت بشناسد و بپذیرد و قبول نماید که آنها نیز واجد حقوق اساسی طبیعی خود هستند. به دلیل اینکه ذهنیتی اینچنین ظاهر نشده است، فرایندی که رهبر آپو از آن سخن میگوید پدید نخواهد آمد. رهبر آپو با این تلاشها، برخورد و موضعگیری مبتنی بر عقلانیت درصدد است این ذهنیت خشک را در ترکیه تغییر دهد. در صدد است درک ایجاد شده در درون جامعه ترکیه را تغییر داده و در یک ترکیه متحد مسائل را حل و فصل نماید. باید تمامی نیروهای دمکراتیک دریابند که چارچوب تلاشهای رهبر آپو در این زمینه قرار داشته و برای تغییر ذهنیت باید بر این مبنا به تلاش و فعالیت دست زنند.


ANF


🆔 @GozarDemocratic
#سیامند_معینی: نيروی انقلابی با جريان امواج حرکـت نخواهد کرد



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#سیامند_معینی: نيروی انقلابی با جريان امواج حرکـت نخواهد کرد 🆔 @GozarDemocratic
#سیامند_معینی: نيروی انقلابی با جريان امواج حرکـت نخواهد کرد




مسئله‌ی همگرایی احزاب و جریانات سیاسی از کلیدی ترین گرانیگاه‌های حوزه‌ی سیاست و فرهنگ سیاسی در کوردستان و ایران به‌حساب می‌آید. دال‌های وجودی این ناهنجاری در حوزه‌ی تحزب به مسائل کاملا ایدئولوژیک و طبقاتی باز می‌گردد؛ اما متاسفانه هم رژیم استبدادی و استعمارگر اسلامی ایران و هم برخی از نیروها و جریانات به‌اصطلاح مخالف آن به صورت ناخودآگاه در راستای واگرایی و عدم اتحاد در میان فضای سیاسی گام بر می‌دارند. حال سوال این است که ما دلایل مخالفت حکومت‌ها و دولت‌های استبدادی در تاریخ معاصر ایران را که کاملا ضد خلقی و به‌شدت طبقاتی نیز بوده و هستند را درک می‌گنیم اما نکته‌ی مبهم دلایل مخالفت احزاب است که خود را اپوزیسیون رژیم ایران معرفی می‌نمایند است. بدین منظور گفتگویی کوتاه را در همین راستا با رفیق سیامند معینی ریاست مشترک حزب حیات آزاد کوردستان – پژاک ترتیب دادیم.



با توجه به واگرایی‌هایی که در فضای سیاسی حاکم بر شرق کوردستان حاکم است آیا می‌توان امیدوار به چشم‌اندازی تعاملی و همسویی سیاسی با احزاب شرق کوردستان بود؟

اتحاد میان احزاب و گروه‌های سیاسی کوردستان در هر مرحلەای از تاریخ ضروری است؛ زیرا تنها از طریق اتحاد می‌توان با نیروهای سلطەگر و دیکتاتور مبارزەای قدرتمند را ادامە داد، بدون اتحاد و همسویی احزاب خطر تقابل این نیروها و هدر رفتن پتانسیل آنان در میان است. تعامل سیاسی هر حزب محدود بە جهانبینی آن می‌باشد. همزمان احزاب سیاسی شرق کوردستان، بخاطر جایگاه طبقاتی کە دارند و به جهت آنکه خارج از بستر سیاسی خود هستند و در توهمی کاذب بسر می‌برند؛ از ارزیابی‌های واقع‌بینانە فاصلە می‌گیرند و خودمحورانە برخورد می‌کنند، فضای سیاسی را با توجه به دنیای کوچک زیستی خود می‌سنجند و بر اساس این فرمول با یکدیگر تعامل می‌نمایند کە خودمحوری و مرکزیت‌خواهی بخشی از آن‌ها مستقیما آب بە آسیاب جمهوری اسلامی ایران می‌ریزد. ما مدام در تلاش برای تعریف ضرورت همسویی و هماهنگی احزاب شرق کوردستان در این مرحلەی حساس تاریخی بوده‌ایم و امیدواریم کە آن‌ها نیز با درک ضرورت این امر و گستردگی و عمق تغییراتی کە همزمان در منطقه در شرف اتفاق است با دیدی واقع‌بینانە با آن برخورد نمایند.



آیا پژاک از پروژه‌ای راهبردی در این زمینه برخوردار است که جایگزینی را پیشروی جامعه‌ی سیاسی و خلق‌های ایران بگذارد و سطح مطالبات آنان را ارتقاء دهد؟

همچنانکە شما هم اشارە کردید رویکرد سیاسی رژیم اسلامی ایران در موضوع خلق‌های ایران، عملکردی تقلیل‌گرایانە و شوونیستی است که در شکل‌واره‌ِی دینی و اتنیکی خود را شاکله‌بندی و نمایان نموده است. بر کسی پوشیدە نیست کە سیاست دولت _ملت‌ها بر پایە نفی و انکار هویت‌های متفاوت بودە و یکدست کردن جامعە، زیربنای فکری این رژیم ایران است. حاکمان ایران بر اساس صدور انقلاب به خارج از مرزهای ترسیم شدە خود سعی در دور نگە داشتن آتش خشم و نارضایتی‌های داخلی دارند و چراکه از بازگشت بە درون مرزهای خود بیم دارد؛ چون خواست‌های خلق‌های ایران و اقشار مختلف با این نگرش غیرعقلانی همخوانی ندارد. همچنین بخش‌های عمده‌ای از جامعە بە ویژه نسل بعد از انقلاب می‌پرسند: این حکومت برای آن‌ها چە کرده؟ و چرا باید آن‌ها هزینە صدور انقلاب را بپردازند؛ در حالی‌کە شرایط معیشتی مردم عادی روز بە روز بدتر می شود؟ زمین لرزە کرماشان و سیل اخیر در لرستان و کوردستان و بقیە مناطق ایران دالالت بر این امر دارد که حکومت و حاکمان ایران ناکارآمد و فاسد هستند. کارگران بیکار، معلمان و تقریبا همە‌ی اقشار جامعە از ناکارآمدی و سوء‌مدیریت در امور کشور رنج می‌برند. پژاک پروژهایی را هم در سطح ایران و هم در سطح روژهەلات کوردستان(شرق کوردستان) ارائە نمودە و این امر طبیعی است کە خواست‌های خلق‌های ایران، از جمله خلق کورد، سیاسی و به‌حق هستند و با تقلیل‌دهی این خواست‌ها و مطالبات و سلب دموکراسی و آزادی از طرف حاکمان دیکتاتور ایران، این حق طبیعی از بین نخواهد رفت.



در قطع‌نامه پایانی کنگره پنجم سخن از پروژه‌ای به میان آمد است تحت عنوان «جبهه دموکراتیک خلق‌های ایران» آیا این طرح‌ساخت و نهاد نوین برنامه‌ای استراتژیک و عملی به شمار می‌رود یا یک نوع نگرش آرمانی به مسئله‌ی تاریخی خلق‌های ایران و حوزه‌ی تحزب در ایران و کوردستان است؟

تجربیات سیاسی و اجتماعی صد ساله اخیر تاریخ ایران نشان داده که بدون در نظر گرفتن شان قانون و نهادهای دموکراتیک و فهم روابط اجتماعی، نمی‌توان به تغییر مثبت امیدوار بود. دموکراسی سازوکار ارادەگرایانە نیست. تقلیل دادن دموکراسی به نهادهای دموکراتیک نیز گره از کار جوامع استبدادزده نمی‌گشاید. شناخت وضعیت جامعه و تاریخ از نخستین گام‌ها در ترسیم تصویر درست از امکانات، کمبودها و فرصت‌های جامعه به دست می‌دهد. مسالە حس
گذار دموکراتیک
#سیامند_معینی: نيروی انقلابی با جريان امواج حرکـت نخواهد کرد 🆔 @GozarDemocratic
اس و گرە کور سدە اخیر در سیستم دولت-ملت ایران همانا حل نشدن خواست دموکراتیک خلق‌های ایران است کە باید راه حلی بنیادی و واقع‌بینانه برای آن یافت و بدون حل این مسائل گفتمان دموکراسی امری واهی می‌باشد. در نظام‌های دیکتاتوری و الیگارشیک، راه حل دموکراتیک میسر نخواهد شد و خلق‌های ایران بایستی شیوەهای مختلف رسیدن بە آزادی را طی نمایند، لذا یکی از راهکارها، اتحاد و همکاری فی‌مابین خلق‌های ایران است کە می‌تواند در رسیدن بە آزادی از سازوکار جبهەی مشترک همانند مکانیزمی برای متشکل کردن و هماهنگ کردن پتانسیل‌ها از آن پیروی نمود. بر این مبنا ما پیشنهاد «جبهه دموکراتیک خلق‌های ایران» را در قطع‌نامه پایانی کنگره پنجم تصویب نمودیم و بر مبنای ملت دموکراتیک و کنفدرالیسم دموکراتیک این نگرش، یک برنامە استراتژیک و همزمان عملی است و در این حوزە گام‌های عملی نیز برداشتە شدە است.



اگر همگرایی سیاسی میان احزاب شرق کوردستان به شکل سازنده و عملکردگرایانه شکل نگیرد، نحوه تعامل شما با این احزاب به چه صورت خواهد بود؟

هر حزب یا جریان سیاسی در برنامە و استراتژی خود راهکارهایی را برای گردآوری نیرو در راستای اهدافی مشخص پیروی می‌کند تا بتواند در رسیدن بە اهداف خود با نیروهای دیگر همراه باشد. همگرایی احزاب شرق کوردستان همیشە در دستور کار ما قرار خواهد داشت، اما اگر حزبی یا سازمانی ضرورت و درک کلاسیک و خودمحورانه‌ای از اوضاع داشتە باشد، طبیعی است کە ما با دیدی انتقادی بە آن نگاه خواهیم کرد. در هر حال، این خواسته ما بدان معنا نیست کە ما همە فعالیت‌های خود را بر مبنای همگرایی احزاب شرق کوردستان پایەریزی کردە باشیم؛ بلکه تلاش ما در جهت نیرو بخشی به جامعه در مقابل نیروهای مستبد و ضد سیاسی حکومتی و جهانی است و در این راستا توانستەایم گام‌هایی برداریم؛ یک نیروی انقلابی با جریان امواج حرکت نخواهد کرد بلکە خود محرک امواج خواهد بود.



نوروز امسال با تغییرات و تراکنش‌های فراوانی در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی در خارج و داخل ایران آغاز گردید، استراتژی پژاک در سال جدید در عرصه‌های مختلف به چه شکل خواهد بود؟

سال ٢٠١٩ سالی سرنوشت ساز در عرصه سیاست منطقە خواهد بود. نوروز امسال خود بیانگر این نگرش است. تظاهرات و اعتراضات مردم بیش از پیش نمایانگر و پیش درآمد رخدادهایی است کە احتمالا در آیندە روند سیاسی ایران را تغییر دهند. پژاک بر روند سازماندهی خلق و مبارزەای پی‌گیر علیە بی‌عدالتی اجتماعی و سیاست‌های سرکوب‌گرانە جمهوری اسلامی ایران با پروژەهای سیاسی و اجتماعی توام با روحی انقلابی، مبارزەای شدیدتر و بنیادی تر از سال‌های قبل ادامە خواهد داد. پژاک بر مبنای جامعەای نوین و آزاد، هم در ایران و هم در شرق کوردستان نیروهای خود را سازماندهی خواهد کرد و در سیستم پساجمهوری اسلامی ایران نیز با در نظر گرفتن تجربە انقلاب خلق‌های ایران در سال ١٣٥٧ همانند آکتوری فعال برای دستیابی بە جامعەای آزاد و سکولار آمادە است کە با همە نیروهای آزادیخواه و برابری‌طلب در یک جبهە مشترک شرکت نمودە و در تغییرات آتی بە شکلی فعال و خلاق نیروهای خود را سازماندهی کردە و سعی خواهد کرد تا موتور محرکه‌ و شکل‌دهی تغییرات بنیادین و دموکراتیک جامعە باشد.

منبع: برگرفته از شماره 73 آلترناتیو



www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
🗞 شماره‌ی‌ 73 نشریه‌ی‌ #آلترناتیو منتشر شد.


شماره‌ی‌ 73 نشریه‌ی آلترناتیو، ارگان حزب حیات آزاد کوردستان منتشر شد.

این شماره‌ به بررسی ماهیت وجودی و دلایلی که باعث برساخت حزب حیات آزاد کوردستان-پژاک به لحاظ سیاسی، اجتماعی و ایدئولوژیک در فضای سیاسی- اجتماعی ایران و شرق کوردستان گردیده، پرداخته است.

در این شماره می‌خوانیم:


♦️ حزب حیات آزاد کوردستان / تحلیلات #رهبرآپو

♦️ گفتگویی با رفیق #زیلان_وژین / ریاست مشترک حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک

♦️ گفتگویی با رفیق #سیامند_معینی / ریاست مشترک حزب حیات آزاد کوردستان – #پژاک

♦️ گفتگویی با رفیق #زیلان_تانیا / ریاست مشترک جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان- #کودار

♦️ پژاک و تجدید انقلاب سوسیالیستی در ایران / #گلاویژ_اورین

♦️ پژاک جوان، پدیده‌ای نوین در حوزه‌ی سیاسی/ #زاگرس_مانی

♦️ تەواوی گۆڕەپانە کۆمەڵایەتیەکان بۆ ژن بوون بە گۆڕەپانی تەقەلاو ململانێی بێ بەزەییانەو نا یەکسانی #نوژین_بێریتان / ئه‌ندامی فەرمانداری #HPJ

♦️ پژاك، فێرگەی ئەخلاق و هۆنەری شۆڕشگێڕییە / #ئامەد_شاهۆ






www.pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic


👇👇👇
دیدار(MP3_128K).mp3
28.3 MB
لەبەرنامەی ئەمجارەی "دیدار" مامۆستا #حەسەن_جودی هەڵسەنگاندنێک بۆ پەیامەکانی ڕێبەر #ئاپۆ دەکات و وەڵامی پرسیارەکانی ڕۆژنامەوان #شنا_فایەق دەداتەوە.



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زنان و سمبل‌ها -1- مي‌توان بگوييم که سمبل, فرم پيشين فکر قبل از ريختن به قالب اصطلاحات مي‌باشد 🆔 @GozarDemocratic
زنان و سمبل‌ها -2-

بسيار خوب, ماجراي واردشدن سمبل‌ها به زندگي انسان چيست؟

بدون شک, سمبل‌ها به‌لحاظ هدف اولين ورود به زندگي انسان, جوهر و کارايي آن‌ها, از دستاوردهاي بعدي و چيزهاي موجود در امروزمان بسيار متفاوت بود. جوامع انساني, سال‌هايي طولاني را در فرم جامعه طبيعي متداخل با طبيعت, جزيي از آن و همچون بچه آن به‌سر برده‌اند. اگر طبيعت براي آنها در دوره‌هاي مشخصي وحشت‌آور بوده باشد هم به‌طور مداوم به‌صورت مادري مقدس و سيرکننده درآمد. براي همين, اين جنبه تقدسات, روابطش با طبيعت, نمونه‌ها و سودجويي‌هاي کسب‌کرده از آن, قدرداني‌ها و چيزهايي را که بتواند عرضه دارد با مجردشدن‌ها [از بين] رفتند. موجوديتش در درون ارتباط با طبيعت توتم انسان‌هايي را آفريد که دوره‌اي طولاني را در فرم کلان به‌سر بردند. عبدالله اوجالان رهبر آزاديخواه خلق کرد اين واقعيت را در اثر خود به‌نام "دفاع از يک خلق" چنين توجيه مي‌کند: «توتم،‌ سمبل شعور و آگاهي کلان مي‌باشد. شايد هم توتم اولين نظام اصطلاح‌سازي انتزاعي بوده است. اين نظام که به‌عنوان دين توتم هم ارزيابي مي‌گردد،‌ سيستم تابو را نيز تشکيل مي‌دهد. کلان به ميزان ارزش نمادي توتم،‌ خود را تقدس مي‌بخشد. انسان از اين راه به اولين مفهوم اخلاق دست مي‌يابد. به خوبي بر اين امر واقف است که اگر جامعه کلان وجود نداشته باشد،‌ ادامه‌ حيات امکان‌پذير نخواهد بود. بنابراين موجوديت اجتماعي آنها مقدس بوده و به‌عنوان والاترين ارزش سمبوليزه شده،‌ مورد پرستش قرار مي‌گيرند. نيروي اعتقاد ديني هم از اينجا سرچشمه مي‌گيرد. دين اولين شکل شعور اجتماعي مي‌باشد و با اخلاق يکي گشته است. رفته‌رفته از شعور به اعتقادي شديد تحول مي‌يابد. از اين پس،‌ شعور و آگاهي اجتماعي به تناسب‌ گسترش يافتن شکل دين پيشرفت خواهد کرد. دين با اين ويژگي‌اش اولين حافظه اساسي جامعه، سنت ريشه‌دار و سرچشمه‌ اخلاق مي‌باشد. ميزان شعور و آگاهي‌اي را که جامعه کلان در عمل بدان دست مي‌يابد،‌ آنرا دائماًَ با توتم و در نتيجه با خلاقيت خويش ‌پيوند مي‌دهد. موفقيت روزافزون نماد توتم که در حقيقت همان موفقيت تجمعات انساني مي‌باشد، پرستشي هميشگي را با خود به همراه مي‌آورد. پرستش‌نمودن، قداست را با خود به همراه مي‌آورد. قداست هم به نيروي جامعه تبديل مي‌گردد.»

تا به امروز به‌علت اين واقعيت, اگر چيزي از دست نرفته باشد هم بسياري چيزها از جوهرش از دست رفتند. بسياري سمبل‌هاي متفاوت جاي توتم را گرفتند. اين سمبل‌ها بيانگر کدام جنبه جالب جامعه بودند؟ تا چه اندازه اگر براي اجتماعي‌شدن نباشد غيرممکن بود؟ آيا زندگي بدون آنها ادامه‌نيافتني بود؟ اين‌ها نيز موضوعات قابل بحث هستند. طبقات حاکم از نيروي "مقدس"‌شان نه براي احياي جامعه طبق جوهر خود و آفريدن هدايت‌گري زندگي؛ کاملاً برعکس, جهت نابودي زندگي, آزادي, احساس برابري و آزادي مابين انسان‌ها و نيروي اجتماعي‌شدن استفاده کردند. چيزهايي را که براي خودشان به‌صورت سمبل درآورده و آفريده‌هاي توتم اکثراً به تاريخ و فرهنگ جامعه تعلق داشت. تنها نقش ايفاگر و وظيفه‌اي که بر عهده سميل بود, به جامعه و اجتماعي‌شدن قوت مي‌بخشيد. هنگامي که طبقات حاکم افزايش يافته و اختلافات منفعتي در ميان آنها بالا گرفت, تعداد و مسووليت‌هاي سمبل‌ها نيز افزايش يافت. آفرينندگي واقعي سمبل‌ها آنها را از اجتماعي‌شدن جدا ساخته, در جوهر در برابر جامعه قرار داده و به امر نيروهاي استعمارگر درآوردند. جهت مصون‌ماندن توتم و سمبل از تعرض که موجب تقديس مي‌گشتند, با بلندکردن ديوار حساسيت و خطر در اطراف آن, جلوي توان گفتگو, فکر آزاد و مؤاخذه را گرفت. جامعه در بودني که بتواند بگويد "تو مقدسات مرا جهت منافع خود اين‌چنين نمي‌تواني به‌کار بگيري" نيروهاي حاکم را همچون ضد, کافر و خائن مقدسات اعلام نمود. بدين ترتيب, در سرآغاز توتم که پايه زندگي اجتماعي بود هنگامي که به‌شکل سمبل‌هاي مختلف دگرگون شد به‌شکلي ناشناخته درآمد. چيزي را که خود آفريد به‌صورت ابزار اسارت جوامع, استعمارگري و ترسانيدن متحول ساخت. از واقعيت مقدسات قديمي گذشته برخي چيزها باقي مي‌ماند. با توسل به سمبل‌هاي جوامع موجب دورشدن از "آگاهي تقديس‌کردن خود و استعدادهاي‌شان" و نيرومندي شدند. به جاي اين, هزاران سال است واقعيت به‌ميان‌آمده ـ آگاهانه يا ناآگاهانه ـ بيگانگي با ارزش‌هاي اجتماعي را به‌وجود آورد که به ابزارهاي جنگ‌هاي حاکميت تحول يافتند. بدون تعيين مرزها با طبيعت, در درون هم, همچون غناي طبيعت همراه با بسياري فرهنگ و اعتقاد متفاوت, نام خاکي که بر روي آن زندگي کرديم به "دولت ملي با مرزهاي مشخص" تغيير يافت. براي دولتي‌نشدن در صورت خلق‌شدن, خلق‌ها, قتل‌عام‌ها, گسست از خاکي که هزاران سال بر روي آن زندگي مي‌کردند و جنگ‌ها را تجربه کردند. اين‌ها سمبل‌ها را تحت پرچم, رنگ, سرود و... ملت ـ دولت به ميان آوردند. به‌طوري که سمبل‌هاي ا
گذار دموکراتیک
زنان و سمبل‌ها -1- مي‌توان بگوييم که سمبل, فرم پيشين فکر قبل از ريختن به قالب اصطلاحات مي‌باشد 🆔 @GozarDemocratic
صلي و اولين جوامع, خدمت به "هدايت‌گري زندگي" و موفقيت‌هاي جامعه را همراه با هدف تقديس‌کردن نيروي ماندن در زندگي تحقق بخشيده بودند. تنها در تاريخ خونيني که زبان و ذهن سرکوب‌گر نوشته, سمبل‌ها به ابزارهاي کشورگشايي و اشغال‌کردن متحول شدند. در مابين "مقدس" با "قداست" در بيگانگي به‌سر برد. جاي هزاران سال تقسيم برادرانه همان خاک‌ها را ارزش‌هاي متعلق به شوونيسم ملي احاطه کرد. تا جايي که رابطه ميان انسان و طبيعت را تجزيه کند, موجب ايجاد شکلي بيگانه‌گشته و از هم‌پاشيده در رابطه مابين انسان‌ها گشت. اين فقط با سمبل‌هايي که به ملت‌ها, جنس‌ها و نژادها تعلق گرفتند ژرف گشت. مثلاً صليبيون بر قدس حمله بردند و سمبل هر چيزي را ايجاد کردند. اين چيزي بود که قابل رويت بود. در پس آن, واقيعيت اصلي نيز؛ اگر اشغال و تجاور قدس به شرق ممکن نمي‌بود نمي‌شد ماسک و کليدش غيرممکن بود.

نمونه‌هاي بي‌شماري وجود دارند که بتوان بر زبان آورد. اين نمونه‌ها چگونگي آفرينندگي سمبل‌ها و تغيير وظايف آنها را نيز نشان مي‌دهد. در اولين سمبل‌شدن‌ها, خود جامعه بود که سمبل‌ها را نيز آفريده و بدان‌ها مفاهيم حياتي و منفعت جامعه را بار کرد. جامعه در پيش‌بردن زندگي خود سمبل‌ها را وظيفه‌دار مي‌نمود. تنها به‌جاي جامعه طبيعي گام به گام همراه با جامعه هيرارشيک, در سرآغاز از راه اعتقاد سپس با توسل به زور, خشونت و فشار را از راه سمبل‌هاي تازه با وظايف جديد, يا نيز سمبل‌هاي کهنه با اهداف تازه مال خود خواند. اين را با رويارويي با اراده, منفعت و توليد جامعه انجام داد. پيام‌هاي داده‌شده و افکاري که سمبل‌ها حامل آن بودند, در طي زمان مطابق با اهداف ايجادشده سيستم‌هاي اجتماعي تغيير يافتند. اما زمان اينکه چه کسي نيروي سمبل‌ها را در برابر جامعه به‌کار مي‌گيرد را پشت‌سر مي‌گذاشت. نيروي اولين اجتماعي‌شدن که توتم را آفريد, به‌طوري نبود که بتوان چنان عادي سپري نمود. از اين رو, براي اينکه بتوانند خواسته‌ها, مفهوم و وظايف نيروهاي دولت‌گرا ـ اقتدارگرا را بر عهده بگيرند, جوامع حتي در مقاطع بعد از جامعه طبيعي, بارهاي سمبول‌ها و مفاهيم جوهري را که خودشان عرضه داشتند در طي مراحلي طولاني زنده نگه داشتند. لعنت‌هاي و سمبل‌هاي نيروهاي اقتدارگرا, آنها را با قداست در آرزوهاي‌شان احيا نمودند. از اين رو, تمامي سمبل‌ها داراي خصوصيت برده‌کردن جامعه و زن نبوده و ايجاد نگشته بودند؛ سمبل‌ها, دريافت‌ها و تعابير جوامع در شکلي که نيروهاي اقتدار تحميل مي‌کنند رشد نيافته بودند. به‌عنوان مثال, هزاران سال در تمام عالم بشريت, هويت زن در شکل الهه‌گري به‌صورت سمبل درآمده بود؛ بيانگر حياتي‌ترين ارزش‌ها بود. تنها در طول زمان اين سمبل‌هاي جهاني از صافي ذهنيت و ايدئولوژي‌هاي سرکوب‌گر گذرانده شدند. سيستم حاکم مرد به‌خاطر منفعتش دست‌يازي کرده و طبق خود شکل‌بندي داد. جهت پاک‌کردن آنچه که به نفعش نبوده از حافظه بشريت و يا لعنت‌کردن, در برابر عقل زن و سنن مؤنث, مبارزه ايدئولوژيکي بزرگي صورت گرفت. سمبل‌هاي سيستم اجتماعي سازماندهي‌شده در اطراف زن را يا وارونه ساخته, از جوهر تهي ساخته و يا نابود کرده بود. از اين لحاظ, مي‌توانيم سمبل‌ها را همچون علايم مبارزه ايدئولوژيکي نيز ارزيابي نماييم. به‌عنوان مثال, هنگامي که درخت انجير در گذشته درخت مقدس باوري الهه مادر بود, اين قداست همراه با ظهور موسويت که اولين دين تک‌خدايي است در نتيجه مبارزه‌اي بي‌وقفه فرو ريخته و براي زبان نيز "به کانون راست‌کردن درخت انجيز" و... با گذراندن با سخن‌ها, معنايش باژگونه کرده است. مثلاً از حضرت عيسي به‌بعد مسيحيت که از جوهر خود دور گشته و وارد جنگ با فرهنگ‌هاي قبل از خود و ازبين‌بردن سمبل‌هاي آنها شد. مقتدران سمبل مدنيت مصر همچنين قادراني که جايگاه مهمي در فرهنگ الهه مادر داشتند نفرين شده و همچون بدن شيطان در نظر گرفته شدند. با مفاهيمي که هزاران سال است در حافظه بشريت نهادينه گشته‌اند همچنين يک جنگ ايدئولوژيکي که هزاران سال است ادامه يافته تغيير داده شدند.


ادامە دارد...


✍🏻 کومینار

🆔 @GozarDemocratic