گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە…
.ک.پ - م.ه.پ را دریافته و براین نکته واقف باشند که یورشهای اشغالگرانه جدید زمینه را برای کشتاری جدید مهیا کرده و از همین رو از همه میخواهیم که با روح مقاومت شیلادزه، در هر جایی از کردستان موضع خود را نشان دهد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
زاخۆ، لە چالاکییەکدا٢٠ سەربازی سوپای توک کوژران
هێزەکانی پاراستنی جەوهەریی باشوری کوردستان دژی بارەگای سوپای تورک لە زاخۆ چالاکییەکیان ئەنجامدا، لەو چالاکییەدا ٢٠ سەرباز کوژران و ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگەی سەربازییان لەناوبرد.
کەمێک پێش ئێستا هێزەکانی پارستنی جەوهەریی باشوری کوردستان ڕاگەیەندراوێکیان بڵاوکردەوە و ئەنجامی چالاکییەکیان لە زاخۆ ئاشکرا کرد.
دەقی ڕاگەیەندراوەکە:
لەبەرامبەر دەوڵەتی تورک، کە لەسەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا و هەرێمی خواکورکی باشوری کوردستان داگیرکارییان دەستپێکردووە، ڕۆژی ٧ی ئەم مانگە کاتژمێر ٠٦:٠٠یەکینەکانمان لە گردی بێ لە شارەدێی بێگوڤا-ی سەر بە شارۆچکەی زاخۆ، دژی بارەگای سوپای تورک چالاکییەکیان ئەنجامدا.
لەو چالاکییەدا، لە دوو قۆڵەوە سەنگەر و بارەگای سوپای تورک کرانە ئامانج، بەشێوەیەکی کاریگەر، لە ئەنجامدا ٢٠ سەرباز کوژراون، ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگە لە حەوشەی بارەگا سەربازییەکەدا سووتان و لەناوچوون.
دوای چالاکییەکە، سوپای تورکی داگیرکەر بە ئۆبیس و تۆپی هاوەن دەوروبەری گوندی ڕوسی و شوندرێ-یان تۆپباران کرد، دواتریش فڕۆکە جەنگییەکان گردی کۆردینە و دەوروبەری گوندی شوندرێ-یان بۆردوومان کرد.
لەو بۆردوومان و تۆپبارانانەدا، هیچ کەسێکمان لەدەستنەداوە، بەڵام زیانی مادیی بەر باخی گوندەکان کەوتووە.
ROJNEWS
🆔 @GozarDemocratic
هێزەکانی پاراستنی جەوهەریی باشوری کوردستان دژی بارەگای سوپای تورک لە زاخۆ چالاکییەکیان ئەنجامدا، لەو چالاکییەدا ٢٠ سەرباز کوژران و ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگەی سەربازییان لەناوبرد.
کەمێک پێش ئێستا هێزەکانی پارستنی جەوهەریی باشوری کوردستان ڕاگەیەندراوێکیان بڵاوکردەوە و ئەنجامی چالاکییەکیان لە زاخۆ ئاشکرا کرد.
دەقی ڕاگەیەندراوەکە:
لەبەرامبەر دەوڵەتی تورک، کە لەسەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا و هەرێمی خواکورکی باشوری کوردستان داگیرکارییان دەستپێکردووە، ڕۆژی ٧ی ئەم مانگە کاتژمێر ٠٦:٠٠یەکینەکانمان لە گردی بێ لە شارەدێی بێگوڤا-ی سەر بە شارۆچکەی زاخۆ، دژی بارەگای سوپای تورک چالاکییەکیان ئەنجامدا.
لەو چالاکییەدا، لە دوو قۆڵەوە سەنگەر و بارەگای سوپای تورک کرانە ئامانج، بەشێوەیەکی کاریگەر، لە ئەنجامدا ٢٠ سەرباز کوژراون، ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگە لە حەوشەی بارەگا سەربازییەکەدا سووتان و لەناوچوون.
دوای چالاکییەکە، سوپای تورکی داگیرکەر بە ئۆبیس و تۆپی هاوەن دەوروبەری گوندی ڕوسی و شوندرێ-یان تۆپباران کرد، دواتریش فڕۆکە جەنگییەکان گردی کۆردینە و دەوروبەری گوندی شوندرێ-یان بۆردوومان کرد.
لەو بۆردوومان و تۆپبارانانەدا، هیچ کەسێکمان لەدەستنەداوە، بەڵام زیانی مادیی بەر باخی گوندەکان کەوتووە.
ROJNEWS
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است
در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه ...
🆔 @GozarDemocratic
در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه ...
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است
سعی بر این خواهیم داشت تا به بررسی بستر اندیشهای معضل تكوین حزبی در ایران بپردازیم. به جای پرداختن به این مسئله از راهی متدوال و معمول و بررسی صرف مفاد حقوقیـ قانونی بهعنوان برسازندهی موانع در برابر تاسیس حزب به بررسی موانع و معضلاتی خواهیم پرداخت كه به لحاظ اندیشهای فرصت حضور در صحنه را به كنشگران اصلی حوزهی سیاست نمیدهد. برآنیم تا نشان دهیم كه چرا با وجود اینكه قریب به چند دهه از تاسیس اولین حزب در این كشور میگذرد احزاب در تغییر عقلانیت سیاسی حاكمیت موفق عمل ننموده و جز در پارهای از مواقع كه صاحب قدرت گردیده و به بدنهی اصلی دولت ضمیمه گشتند، از ایفای نقش مولا و قیم برای خلق فراتر نرفتهاند، و اگر این فرصت را به دست نیاورده باشند انزوا، پناهندگی و انفعال را بهمثابهی تقدیر پذیرفته و در انتظار یك رخداد غیرمترقبه یا منجی بودهاند. در پایان نیز راه برونرفت از این معضلات بازشناخت ساحت دیگر سیاست را بررسی خواهیم نمود.
در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه در چند سدهی اخیر بر مبنای نظریهی خلافتـ سلطنت اسلامِ ایرانی به ادارهی امور میپردازند این خود دولت و حكمرانان هستند كه نقش واسطه و یا به تعبیر مدرن نقش احزاب بهعنوان پل ارتباطی را ایفا میكنند. در نظریهی نخست حكمرانان واسط بین مردم یا خلق ـكه از آنان در ادبیات سیاسی خویش به عنوان رمه یاد میكنندـ و ایزد هستند. در نظریهی دوم نیز واسط بین مردم و خدا. این وظیفه با اندك تغییراتی تا به امروز جزئی از مسئولیتهای غیر قابل تخطی دولت و احزاب درونسیستمی در ایران است. این مورد در سدهی اخیر كه دولت و شاهـ امام، خود سایهی ایزد و خدا بر روی زمین هستند رنگ و بوی تقریبا متفاوتی به خود گرفته است. در هر دو نظریه كه از یك سنخ و جنس هستند، مردم به تعبیر خود داعیان این گفتمانها منبع و منشا قدرت و اتوریته نیستند. افرادی كه در این سطح از سیاست جای میگیرند مشروعیت خویش را زادهی موهبتی الوهی و فرازمینی میپندارند كه مرجع این موهبت پارهای از عقلانیت محض خویش را به ایشان تفویض نموده و آنان را بهمثابهی عدهای انسان خاص برگزیده است. بر مبنای چنین ایدهای صدور این حكم و رای حقوقی كه اطاعتكردن از حاكم ولو جبار و ظالم امری اجباری است، و شوریدن علیه وضع موجود تحت هیچ شرایطی مجاز نیست را برای خود امری مشروع و حقی روا میدانند. این عدهی معدود الیگارك بر این باورند كه به واسطهای این فیض بهتر از سایر افراد ـاز آحاد مردم به عامه فاقد خرد جمعی یاد میكنندـ بر خیر و صلاح آنان اشراف داشته و از این حیث قادر خواهند بود كه به جای آنان تصمیمگیری نمایند.
این تعریف و نوع نگاه به انسان سبب گردیده كه در حوزهی اندیشهی سیاسی دولتمحور ایرانی، عالم انسانی، عناصر تشكیلدهنده و نیروهای ساماندهندهی آن نادیده انگاشته شده و به حاشیه رانده شوند. ماحصل این طرد و نادیدهانگاری، عدم آفرینش مفهوم قرارداد نه در تئوری و نه در عمل و عدم شكلگیری فضای عمومی و مشتركی است كه در آن سخن برسازندهی تعامل و ارادهی سیاسی باشد. از اینرو نمود بیرونی سیاست كه به معنای مباحثهی عمومی مشترك دربارهی مسائل و اخذ تصمیات همگانی است را شاهد نیستیم. به سبب این كمبودها و فقدانهاست كه شاهد شكلگیری دانشی هستیم كه در آن سیاست تنها به معنای تامین منافع بلندمدت یك طبقهی الیگارک و تعیین خیر و صلاح افرادی منفك و منفرد است كه در یك جغرافیایی به نام مملكت گردهم آمدهاند. در این نگرش سیاسی، دیگر با آن جامعهی ارگانیك، جمعی و در عین حال فردباور كه در آن افراد و اجتماعات با حفظ یگانگی و تفاوتمندیهای خویش در راه تحصیل هدفی مشترك در تلاش باشند سروكار نداریم بلكه با اجماع انسانهای روبهرو هستیم كه جز بهصورت اتموار در كنار هم قرار نمیگیرند و جز در راستای سیر به هدفی كه مدیریت حاكم آنرا مشخص سازد راه به جایی ندارند. بر این اساس مبنای رفتار فردی در چنین ساختاری انقیاد است؛ یعنی مبتنی بر اطاعت و تسلیم است. در ادبیات كلاسیك سیاسی ایران واژگانی نظیر مجتمع، مدینه، مملكت و بلاد بیشتر ساختار مادی داشته و كمتر تصویری از روابط میان نیروها، اقشار و نحوهی تعامل آنان با یكدیگر را به ذهن متبادر میسازند.
هدف از ذكر سطرهای فوق این بوده تا نگاهی اجمالی به بستر اندیشهای داشته باشیم كه در دورههای بعد فرمها و اشكال مدرن دولت و احزاب بر روی آن به شاکلهبندی خویش میپردازند. دورهای كه از آن به عصر تجدد نام برده میشود. دورهای كه در آن ایرانیان بدون مبذول داشتن هیچ توجهی به ضرورت تعریفی دیگر از جامعه، سیاست و تفكر در ماهیت و الزامات دوران جدید و متعاقب با آن شكلدهی به دانشی كه «خود» یا سوژهی سیاسی در ایران
سعی بر این خواهیم داشت تا به بررسی بستر اندیشهای معضل تكوین حزبی در ایران بپردازیم. به جای پرداختن به این مسئله از راهی متدوال و معمول و بررسی صرف مفاد حقوقیـ قانونی بهعنوان برسازندهی موانع در برابر تاسیس حزب به بررسی موانع و معضلاتی خواهیم پرداخت كه به لحاظ اندیشهای فرصت حضور در صحنه را به كنشگران اصلی حوزهی سیاست نمیدهد. برآنیم تا نشان دهیم كه چرا با وجود اینكه قریب به چند دهه از تاسیس اولین حزب در این كشور میگذرد احزاب در تغییر عقلانیت سیاسی حاكمیت موفق عمل ننموده و جز در پارهای از مواقع كه صاحب قدرت گردیده و به بدنهی اصلی دولت ضمیمه گشتند، از ایفای نقش مولا و قیم برای خلق فراتر نرفتهاند، و اگر این فرصت را به دست نیاورده باشند انزوا، پناهندگی و انفعال را بهمثابهی تقدیر پذیرفته و در انتظار یك رخداد غیرمترقبه یا منجی بودهاند. در پایان نیز راه برونرفت از این معضلات بازشناخت ساحت دیگر سیاست را بررسی خواهیم نمود.
در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه در چند سدهی اخیر بر مبنای نظریهی خلافتـ سلطنت اسلامِ ایرانی به ادارهی امور میپردازند این خود دولت و حكمرانان هستند كه نقش واسطه و یا به تعبیر مدرن نقش احزاب بهعنوان پل ارتباطی را ایفا میكنند. در نظریهی نخست حكمرانان واسط بین مردم یا خلق ـكه از آنان در ادبیات سیاسی خویش به عنوان رمه یاد میكنندـ و ایزد هستند. در نظریهی دوم نیز واسط بین مردم و خدا. این وظیفه با اندك تغییراتی تا به امروز جزئی از مسئولیتهای غیر قابل تخطی دولت و احزاب درونسیستمی در ایران است. این مورد در سدهی اخیر كه دولت و شاهـ امام، خود سایهی ایزد و خدا بر روی زمین هستند رنگ و بوی تقریبا متفاوتی به خود گرفته است. در هر دو نظریه كه از یك سنخ و جنس هستند، مردم به تعبیر خود داعیان این گفتمانها منبع و منشا قدرت و اتوریته نیستند. افرادی كه در این سطح از سیاست جای میگیرند مشروعیت خویش را زادهی موهبتی الوهی و فرازمینی میپندارند كه مرجع این موهبت پارهای از عقلانیت محض خویش را به ایشان تفویض نموده و آنان را بهمثابهی عدهای انسان خاص برگزیده است. بر مبنای چنین ایدهای صدور این حكم و رای حقوقی كه اطاعتكردن از حاكم ولو جبار و ظالم امری اجباری است، و شوریدن علیه وضع موجود تحت هیچ شرایطی مجاز نیست را برای خود امری مشروع و حقی روا میدانند. این عدهی معدود الیگارك بر این باورند كه به واسطهای این فیض بهتر از سایر افراد ـاز آحاد مردم به عامه فاقد خرد جمعی یاد میكنندـ بر خیر و صلاح آنان اشراف داشته و از این حیث قادر خواهند بود كه به جای آنان تصمیمگیری نمایند.
این تعریف و نوع نگاه به انسان سبب گردیده كه در حوزهی اندیشهی سیاسی دولتمحور ایرانی، عالم انسانی، عناصر تشكیلدهنده و نیروهای ساماندهندهی آن نادیده انگاشته شده و به حاشیه رانده شوند. ماحصل این طرد و نادیدهانگاری، عدم آفرینش مفهوم قرارداد نه در تئوری و نه در عمل و عدم شكلگیری فضای عمومی و مشتركی است كه در آن سخن برسازندهی تعامل و ارادهی سیاسی باشد. از اینرو نمود بیرونی سیاست كه به معنای مباحثهی عمومی مشترك دربارهی مسائل و اخذ تصمیات همگانی است را شاهد نیستیم. به سبب این كمبودها و فقدانهاست كه شاهد شكلگیری دانشی هستیم كه در آن سیاست تنها به معنای تامین منافع بلندمدت یك طبقهی الیگارک و تعیین خیر و صلاح افرادی منفك و منفرد است كه در یك جغرافیایی به نام مملكت گردهم آمدهاند. در این نگرش سیاسی، دیگر با آن جامعهی ارگانیك، جمعی و در عین حال فردباور كه در آن افراد و اجتماعات با حفظ یگانگی و تفاوتمندیهای خویش در راه تحصیل هدفی مشترك در تلاش باشند سروكار نداریم بلكه با اجماع انسانهای روبهرو هستیم كه جز بهصورت اتموار در كنار هم قرار نمیگیرند و جز در راستای سیر به هدفی كه مدیریت حاكم آنرا مشخص سازد راه به جایی ندارند. بر این اساس مبنای رفتار فردی در چنین ساختاری انقیاد است؛ یعنی مبتنی بر اطاعت و تسلیم است. در ادبیات كلاسیك سیاسی ایران واژگانی نظیر مجتمع، مدینه، مملكت و بلاد بیشتر ساختار مادی داشته و كمتر تصویری از روابط میان نیروها، اقشار و نحوهی تعامل آنان با یكدیگر را به ذهن متبادر میسازند.
هدف از ذكر سطرهای فوق این بوده تا نگاهی اجمالی به بستر اندیشهای داشته باشیم كه در دورههای بعد فرمها و اشكال مدرن دولت و احزاب بر روی آن به شاکلهبندی خویش میپردازند. دورهای كه از آن به عصر تجدد نام برده میشود. دورهای كه در آن ایرانیان بدون مبذول داشتن هیچ توجهی به ضرورت تعریفی دیگر از جامعه، سیاست و تفكر در ماهیت و الزامات دوران جدید و متعاقب با آن شكلدهی به دانشی كه «خود» یا سوژهی سیاسی در ایران
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
با توسل به آن از خویشتن خویش آگاهی كسب خواهد كرد، به استقبال آن میروند. تحزب نیز به مانند سایر مقولات نظیر قانون اساسی، مجلس، از جمله اقلام وارداتیای بود كه با نسخهی اورژینال غربی خویش تفاوت ماهوی بسیاری داشت. این مسئله از دو بیماری بغرنج در عذاب بود: نخست اینكه در خود غرب، دانش سیاسی و تحزبِ زاده شده از رحم آن، علیرغم تطابق اولیه با مدرنیتهی اروپایی، حالت تقلیلیافتهی ایدههایی نظیر اومانیته، فردباوری و خردباوری به یك عقلانیت ابزاری مدرنیستی بود. ایرانیان تا به امروز از یك عقلانیت ابزاریای كه به صورت مضاعف تقلیل یافته در رنجاند. مورد دوم كه از مورد نخست تاثیرات مخرب بیشتری را بر اندیشه، روان و تعاملات اجتماعی برجای گذارده این است كه این دانش وارداتی به دانش سیاسیای كه میتوانست برسازندهی آگاهی ایرانیان از خویش باشد، و به مدرنیتهی ایرانی كه آگاهی سوژهی ایرانی از خویش و شكل و شیوهِی زندگی او در این دوره بود شناسهای متكثر اما منسجم ببخشد را برای مدت مدیدی بیتاثیر ساخت و اجازهی رشد، نمو و همچنین نمود بیرونی به آن نداد. این آگاهی وارداتی زمانی كه بانیان آن سعی در بتواره نمودن آن داشتند جز تقلید و انفعال چیزی را برای ایران با خلقهای متعدد به ارمغان نیاورد. این انفعال عملی بیش از اینكه محصول سیاستگریزی و سیاستهراسی باشد بیشتر نتیجهی در تنگنا قرارگرفتن و محدودشدن حوزهی دانشی است كه از طریق آن «منِ» ایرانی، تعریفی سیاسی از خود بهدست داده و خویش را بازمیشناساند. تصوفگرایی و عرفانگرایی سیاسی، انزوا، گوشهنشینی و پرهیز از كردار در حوزهی عمل سیاسی و اشتغال صرف به گفتار، نه نتیجهی زوال اندیشه بلكه برآیند عدم شكلگیری دانش سیاسی نوین انسان ایرانی از خویش بهعنوان یك سوژهی فعال است.
تحزب نیز به مانند سایر مولفهها كه به كشورهای غیر غربی وارد شد تنها در حوزهی روبنایی كالبد یافت. بهویژه در ایران آن زمان كه گفتمان غالب در حوزهی اندیشهی سیاسی گفتمان «عقبماندگی» است تاسیس نهادها و سازمانهایی كه نشان از ترقی و رشد دارند درمانی است بر درد مزمن سرخوردگی ایرانیان كه در طول سالیان متمادی به آن دچار شده بودند. نتیجهی این سراسیمگی، عدم تشریح و تحلیل بسترها و بافتهای تفكر و عمل سیاسی بود كه میتوانست در ایفای نقشویژه و كاركرد احزاب تحولی كیفی را به وجود آورد. مقولهی تحزب به مانند سایر اقلام نه در یك روند دیالوگمحورانه و در یك دادستد دوسویهی فرهنگی بلكه در یك رابطهی مونولوگ و پدرمابانه به ایران راه یافت. حاصل این رابطهی مردسالارانه و مركزـ پیرامونی، پدرسالاری مضاعفی بود كه در خود اندیشه و تعقل سیاسی در ایران وجههای بارز داشت. تحزبی اینگونه كه از بستر اصلی سیاست جدا شده، كنشگران اصلی حوزهی سیاست در آن حضور ندارند و از بستر اندیشهای خودویژه برخوردار نبوده سبب گردیده تا در سنتز با پدرسالاری، پدرسالاری مدرنی را شكل دهد كه منتج از تماس با مدرنیتهای بیگانه است. این نوسازی بیبنیان هنگامیكه در چارچوب وابستگی و تابعیت و انقیاد صورت گرفت منجر به شكلگیری پدرسالاری جدید گردید؛ پدرسالاریای كه خواهان آن است تا عنان اندیشه و اختیار و ارادهی فرزندان خویش را بهدست گیرد. تاثیرات این مسئله را میتوان تا به امروز در نوع تعریف احزاب از مردم و نحوهی انجام وظایف حزبی از سوی اینان مشاهده نمود. وابستگی و اتصال احزاب پیرامونی به لحاظ اندیشهای و عملكردی به مركز، نمودی دیگر از این مسئله است. و در خود احزاب مركزیای كه در دورههای مختلف و با گفتمانهای متفاوت بر سر كار میآیند میتوان مشاهده نمود كه جز توصیههای آمرانه و رهنمودهای تجویزی هیچ تلاشی در ایجاد تحول كیفی در كاركرد احزاب و متعاقب با آن شكوفایی خرد جمعی و عقلانیت سیاسی جامعه كه مدت مدیدی است سركوب گشته، نداشتهاند.
تاثیرپذیری از این بستر اندیشهای و رویكرد حاصله از آن را نهتنها میتوان در میان احزاب راست و چپ دولتگرای متاثر از غرب و مبهوت از جلوههای مدرن نظیر دولت مركزی، مجلس و پارلمانتاریسم دید بلكه میتوان آنرا در احزاب چپگرای سوسیالیستی، ماركسیستی و طیفهایی كه حاصل التقاط اندیشههای اسلامی با آن مكاتب هستند نیز مشاهده نمود. پیروان و وابستگان به این دیدگاهها خویش را از بند اندیشه و تعریف از سیاستی كه در آن عدهای معدود ضامن تامین منافع بلندمدت یك ملت، خلق یا مردم در معنای عام هستند نگسستهاند و به جای اینكه آگاهی سیاسی و خرد جمعیای كه یكایك فردـ شهروندان در آن سهیماند را تعالی دهند، سعی در تزریق تعاریف و دریافتهای خودمحورانهی خویش به بافت ذهنی جامعه كه خود محصولی اجتماعی است، دارند. در این میان خود فرد و جامعهای كه در عرصهی عمل به حاشیه رانده شده تنها دنبالهرو بوده و به تودهای نامنسجم مبدل میگردد كه هیچ نقشی در اتخاذ تصمیماتی ندارد كه مست
تحزب نیز به مانند سایر مولفهها كه به كشورهای غیر غربی وارد شد تنها در حوزهی روبنایی كالبد یافت. بهویژه در ایران آن زمان كه گفتمان غالب در حوزهی اندیشهی سیاسی گفتمان «عقبماندگی» است تاسیس نهادها و سازمانهایی كه نشان از ترقی و رشد دارند درمانی است بر درد مزمن سرخوردگی ایرانیان كه در طول سالیان متمادی به آن دچار شده بودند. نتیجهی این سراسیمگی، عدم تشریح و تحلیل بسترها و بافتهای تفكر و عمل سیاسی بود كه میتوانست در ایفای نقشویژه و كاركرد احزاب تحولی كیفی را به وجود آورد. مقولهی تحزب به مانند سایر اقلام نه در یك روند دیالوگمحورانه و در یك دادستد دوسویهی فرهنگی بلكه در یك رابطهی مونولوگ و پدرمابانه به ایران راه یافت. حاصل این رابطهی مردسالارانه و مركزـ پیرامونی، پدرسالاری مضاعفی بود كه در خود اندیشه و تعقل سیاسی در ایران وجههای بارز داشت. تحزبی اینگونه كه از بستر اصلی سیاست جدا شده، كنشگران اصلی حوزهی سیاست در آن حضور ندارند و از بستر اندیشهای خودویژه برخوردار نبوده سبب گردیده تا در سنتز با پدرسالاری، پدرسالاری مدرنی را شكل دهد كه منتج از تماس با مدرنیتهای بیگانه است. این نوسازی بیبنیان هنگامیكه در چارچوب وابستگی و تابعیت و انقیاد صورت گرفت منجر به شكلگیری پدرسالاری جدید گردید؛ پدرسالاریای كه خواهان آن است تا عنان اندیشه و اختیار و ارادهی فرزندان خویش را بهدست گیرد. تاثیرات این مسئله را میتوان تا به امروز در نوع تعریف احزاب از مردم و نحوهی انجام وظایف حزبی از سوی اینان مشاهده نمود. وابستگی و اتصال احزاب پیرامونی به لحاظ اندیشهای و عملكردی به مركز، نمودی دیگر از این مسئله است. و در خود احزاب مركزیای كه در دورههای مختلف و با گفتمانهای متفاوت بر سر كار میآیند میتوان مشاهده نمود كه جز توصیههای آمرانه و رهنمودهای تجویزی هیچ تلاشی در ایجاد تحول كیفی در كاركرد احزاب و متعاقب با آن شكوفایی خرد جمعی و عقلانیت سیاسی جامعه كه مدت مدیدی است سركوب گشته، نداشتهاند.
تاثیرپذیری از این بستر اندیشهای و رویكرد حاصله از آن را نهتنها میتوان در میان احزاب راست و چپ دولتگرای متاثر از غرب و مبهوت از جلوههای مدرن نظیر دولت مركزی، مجلس و پارلمانتاریسم دید بلكه میتوان آنرا در احزاب چپگرای سوسیالیستی، ماركسیستی و طیفهایی كه حاصل التقاط اندیشههای اسلامی با آن مكاتب هستند نیز مشاهده نمود. پیروان و وابستگان به این دیدگاهها خویش را از بند اندیشه و تعریف از سیاستی كه در آن عدهای معدود ضامن تامین منافع بلندمدت یك ملت، خلق یا مردم در معنای عام هستند نگسستهاند و به جای اینكه آگاهی سیاسی و خرد جمعیای كه یكایك فردـ شهروندان در آن سهیماند را تعالی دهند، سعی در تزریق تعاریف و دریافتهای خودمحورانهی خویش به بافت ذهنی جامعه كه خود محصولی اجتماعی است، دارند. در این میان خود فرد و جامعهای كه در عرصهی عمل به حاشیه رانده شده تنها دنبالهرو بوده و به تودهای نامنسجم مبدل میگردد كه هیچ نقشی در اتخاذ تصمیماتی ندارد كه مست
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
قیما با حیات وی، هستی و موجودیتش در ارتباط است. در بهترین حالت به مانند قشونی است كه با نطق سیاسی سیاستمداران و رهبران احزاب به وجد آمده و در خلق یك هیجان و عصیان عاطفی شركت میجوید. پراكسیس و آفرینش اجتماعی تنها به یك طبقهی الیت و عدهای قهرمان محدود میگردد.
این بیماری اندیشهای به یك درد مزمن و همهگیر تبدیل شده است. احزابی كه از گفتمان خویش بهعنوان گفتمان عدالتمحور، مساواتطلب و دموكراسیخواه یاد نموده و توسعهی فرهنگیـ سیاسی را اساس كار و در راس برنامههای خود قرار میدهند در نهایت قادر به تغییر مرزها و محدودههای سیاست نبودند و نتوانستند سایر اقشار و افراد را به جایگاه و موقعیت اصلی خویش بازگردانند؛ آنانی كه دیرزمانی است از متن اندیشهایـ عملی سیاست طرد شدهاند. یقینا ریشهی این معضل را میباید ابتداء به ساكن در نحوهی نگرش این احزاب به سیاست و ساختار درونی متناسب با آن جست. احزابی كه به لحاظ برنامه و اساسنامه و اهداف متفاوت، عملكردی یكسان داشتهاند، اگر در بدنهی نظام جای گرفته باشند جز به تحول از بالا نیاندیشیدهاند و اگر به طور موقت خارج از سیكل قدرت قرار گرفته باشند از خلق، تنها بهمثابهی اهرمی جهت فشار از پایین به بخش خاصی از ساختار عینی سیستم استفاده نمودند. این استفادهی ابزاری خود به سدی در برابر توسعه و تحول كیفی در فرهنگ سیاسی منجر گشت و تنها بر شمار پدران معنوی و غیر معنوی تحولخواه افزود. بسیاری از این احزاب به جای اینكه بر گسترهی عرصهی سیاست و وجههی دموكراتیك آن بیافزایند و نهاد دولت را ـ با توجه به عقلانیتی كه دارا استـ به آگاهی، شناخت و انعطاف در برابر دموكراسی و مطالبات نیروها دعوت نمایند، در كنار دولت، خود برسازندهی پدیدهی به نام سیاستزدایی هستند. در نهایت اینان با درغلتیدن در این اصل كه تنها واقعیات درونگفتمانی وجود دارند و با اضمحلال در واقعیت وضعیت موجود بر این امر پای میفشارند كه میتوان تمامی تقاضاها و خواستهها را در یك روند منطقی از دولت مطالبه نمود. این درحالیست كه دولت در ایران و در سایر مناطق خاورمیانه حتی به لحاظ صوری نیز تكاملی را به خود ندیده و خویش را ملزم به رعایت هیچ سازوكاری نمیداند. عقلانیت الیگارشیكی كه سازوكارهای دولت را به حركت درمیآورد، با عقلانیت مفاهمهای ـ هر چند سركوب شدهیـ خلق از جنسی متفاوت هستند و در مجموع این نهاد از هیچ الزامی در پاسخگویی به مطالبات و مسامحه با دیگر نیروهای طردشده از صحنهی سیاست برخوردار نیست. احزابی كه با این نوع نگرش به فعالیت میپردازند، دولت را به كانون و مرجع اصلی سیاست، و بروكراتهای منتج از آن را به كنشگران اصلی صحنهی سیاست مبدل میسازند. عدم قابل تعریفبودن دولت در ایران از كاراكتر سیال و نظریههایی التقاطی برسازندهی آن نشات میگیرد. این احزاب با چنین رویكردی سیاست را به مدیریت عقلانی منافع متعارض تقلیل میدهند. از دولت میخواهند چونان پدری مهربان و عدالتگستر مطالبات مردمی را همارز نموده و بدانها پاسخ گوید. شادمان در روند رقابت بیجان، فاقد تحرك و ضابطهمند، دولت را موظف میدانند كه اكنون سیاستی را كه به یك كالا مبدل گشته، تولید و توزیع نماید. مبارزهی حقیقی از نظر اینان تنها مشاركت در قدرت، برخورداری از مواهب و تسهیل امر دریافت اندك سهمی برای هواداران و كسانی است كه اینان به نیابت از آنان در این پروسه جای میگیرند. این مسئله به همین جا محدود نمیشود و قسم كثیری از احزاب و اشخاصی را كه به واقعیات فراگفتمانی باور دارند را نیز در برمیگیرد. پرداختن به كاركرد آنان از حوصلهی این مقاله خارج است.
چه تمامی احزابی كه در مركز با دال اعظم ملت ایران به فعالیت پرداختند و چه احزابی كه در خارج از مركز به نام خلقهای خویش به امر سیاست مبادرت ورزیدند، بهرغم تفاوتهای ظاهری گفتمانها و دالها از یك بستر تعقلی و آبشخور اندیشهای تغذیه شدند. و جنس نگاه، پیشانگاشتها و چشماندازهای سیاسی آنان تفاوت ماهوی چندانی با یكدیگر ندارند. راه برونرفت از این مسئله فراتر از تغییرات ساختاری میباید بیشتر بر تغییرات اندیشهایـ فلسفی مبتنی باشد. اندیشهای كه مرزها و محدودیتهای برسازندهی آپارتاید سیاسی در سطح رئال را درمینوردد و آنرا به یك سیاست اخلاقمحور مبدل میسازد كه هیچ خلق، ملت و انسانی بهخاطر خودویژگیهایش از عرصهی سیاست به كناری وانهاده نمیشود. این كار در واقع گذار از تعریف كاركرد احزاب در معنای كلاسیك است. احزابی كه از این پس بر آن نیستند تا تنها از تضادهای اجتماعی موجود، برخورداری نابرابر از منابع و منافع و ظلمهایی كه در حق قشری خاص روا داشته شده سخن به میان بیاورند. در كنار این مسائل بر آن هستند تا از پارادوكس بنیادین و شكاف میان نظریه و عمل و از مفاهیمی چون اكثریتـ اقلیت گذار صورت دهند. و یك كنش و عمل جمعی را كه در آن ه
این بیماری اندیشهای به یك درد مزمن و همهگیر تبدیل شده است. احزابی كه از گفتمان خویش بهعنوان گفتمان عدالتمحور، مساواتطلب و دموكراسیخواه یاد نموده و توسعهی فرهنگیـ سیاسی را اساس كار و در راس برنامههای خود قرار میدهند در نهایت قادر به تغییر مرزها و محدودههای سیاست نبودند و نتوانستند سایر اقشار و افراد را به جایگاه و موقعیت اصلی خویش بازگردانند؛ آنانی كه دیرزمانی است از متن اندیشهایـ عملی سیاست طرد شدهاند. یقینا ریشهی این معضل را میباید ابتداء به ساكن در نحوهی نگرش این احزاب به سیاست و ساختار درونی متناسب با آن جست. احزابی كه به لحاظ برنامه و اساسنامه و اهداف متفاوت، عملكردی یكسان داشتهاند، اگر در بدنهی نظام جای گرفته باشند جز به تحول از بالا نیاندیشیدهاند و اگر به طور موقت خارج از سیكل قدرت قرار گرفته باشند از خلق، تنها بهمثابهی اهرمی جهت فشار از پایین به بخش خاصی از ساختار عینی سیستم استفاده نمودند. این استفادهی ابزاری خود به سدی در برابر توسعه و تحول كیفی در فرهنگ سیاسی منجر گشت و تنها بر شمار پدران معنوی و غیر معنوی تحولخواه افزود. بسیاری از این احزاب به جای اینكه بر گسترهی عرصهی سیاست و وجههی دموكراتیك آن بیافزایند و نهاد دولت را ـ با توجه به عقلانیتی كه دارا استـ به آگاهی، شناخت و انعطاف در برابر دموكراسی و مطالبات نیروها دعوت نمایند، در كنار دولت، خود برسازندهی پدیدهی به نام سیاستزدایی هستند. در نهایت اینان با درغلتیدن در این اصل كه تنها واقعیات درونگفتمانی وجود دارند و با اضمحلال در واقعیت وضعیت موجود بر این امر پای میفشارند كه میتوان تمامی تقاضاها و خواستهها را در یك روند منطقی از دولت مطالبه نمود. این درحالیست كه دولت در ایران و در سایر مناطق خاورمیانه حتی به لحاظ صوری نیز تكاملی را به خود ندیده و خویش را ملزم به رعایت هیچ سازوكاری نمیداند. عقلانیت الیگارشیكی كه سازوكارهای دولت را به حركت درمیآورد، با عقلانیت مفاهمهای ـ هر چند سركوب شدهیـ خلق از جنسی متفاوت هستند و در مجموع این نهاد از هیچ الزامی در پاسخگویی به مطالبات و مسامحه با دیگر نیروهای طردشده از صحنهی سیاست برخوردار نیست. احزابی كه با این نوع نگرش به فعالیت میپردازند، دولت را به كانون و مرجع اصلی سیاست، و بروكراتهای منتج از آن را به كنشگران اصلی صحنهی سیاست مبدل میسازند. عدم قابل تعریفبودن دولت در ایران از كاراكتر سیال و نظریههایی التقاطی برسازندهی آن نشات میگیرد. این احزاب با چنین رویكردی سیاست را به مدیریت عقلانی منافع متعارض تقلیل میدهند. از دولت میخواهند چونان پدری مهربان و عدالتگستر مطالبات مردمی را همارز نموده و بدانها پاسخ گوید. شادمان در روند رقابت بیجان، فاقد تحرك و ضابطهمند، دولت را موظف میدانند كه اكنون سیاستی را كه به یك كالا مبدل گشته، تولید و توزیع نماید. مبارزهی حقیقی از نظر اینان تنها مشاركت در قدرت، برخورداری از مواهب و تسهیل امر دریافت اندك سهمی برای هواداران و كسانی است كه اینان به نیابت از آنان در این پروسه جای میگیرند. این مسئله به همین جا محدود نمیشود و قسم كثیری از احزاب و اشخاصی را كه به واقعیات فراگفتمانی باور دارند را نیز در برمیگیرد. پرداختن به كاركرد آنان از حوصلهی این مقاله خارج است.
چه تمامی احزابی كه در مركز با دال اعظم ملت ایران به فعالیت پرداختند و چه احزابی كه در خارج از مركز به نام خلقهای خویش به امر سیاست مبادرت ورزیدند، بهرغم تفاوتهای ظاهری گفتمانها و دالها از یك بستر تعقلی و آبشخور اندیشهای تغذیه شدند. و جنس نگاه، پیشانگاشتها و چشماندازهای سیاسی آنان تفاوت ماهوی چندانی با یكدیگر ندارند. راه برونرفت از این مسئله فراتر از تغییرات ساختاری میباید بیشتر بر تغییرات اندیشهایـ فلسفی مبتنی باشد. اندیشهای كه مرزها و محدودیتهای برسازندهی آپارتاید سیاسی در سطح رئال را درمینوردد و آنرا به یك سیاست اخلاقمحور مبدل میسازد كه هیچ خلق، ملت و انسانی بهخاطر خودویژگیهایش از عرصهی سیاست به كناری وانهاده نمیشود. این كار در واقع گذار از تعریف كاركرد احزاب در معنای كلاسیك است. احزابی كه از این پس بر آن نیستند تا تنها از تضادهای اجتماعی موجود، برخورداری نابرابر از منابع و منافع و ظلمهایی كه در حق قشری خاص روا داشته شده سخن به میان بیاورند. در كنار این مسائل بر آن هستند تا از پارادوكس بنیادین و شكاف میان نظریه و عمل و از مفاهیمی چون اكثریتـ اقلیت گذار صورت دهند. و یك كنش و عمل جمعی را كه در آن ه
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصهی سیاست رئال ایرانی چه در نظامهایی كه با اندیشهی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظامهایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
مگان در امر تولید فكر و كنش متناسب با آن سهیم هستند مشاركت دهند. از آن جهت كه قدرت دولت امروزه تا ریزترین منافذ جامعه نفوذ یافته و سرگردان و افسارگسیخته همه چیز را در زیر سلطهی خود به گروگان گرفته است، سیاست با ایجاد وقفه در این كار و فاصلهگذاری میان خود و دولت، وقتهای را به وجود میآورد كه وقتهی آزادی است. تنها در این زمان است كه میتوان از آفرینش و اراده بحث به میان آورد.
از این رهگذر احزاب دیگر نباید خویش را به مانند سابق نمایندهی یك طبقهی خاص در دل تودهها و خلقها معرفی نمایند كه هدف آنان تنها تامین منافع آنان باشد. همانطور كه در سطور فوق گذشت آنچه دارای اهمیت است خودآگاهی خودویژه و جمعیای است كه این خلقها تنها از رهگذر پیشاهنگی سیاسیـ ایدئولوژیكیای كه این احزاب انجام میدهند میتوانند بدان نائل آیند. از این رو نمیباید خود این احزاب پروتوتیپ دولت و دستگاه دیوانی آن باشند كه اندیشهی انتقادی در آن به زوال كشیده شده باشد و از تمام منسوبان به خویش انظباطی زهدورزانه را طلب كند. اگر رهنمودهای تجویزیای هم در این پروسه ارائه گردند تنها برای انسجام عمل جمعی میباشد كه محصول مشاركت موثر تمامی اجزای جامعه است.
پژاك با درك همهجانبهی این مهم كه معضل سیاست به طور عام و تحزب به طور خاص در ایران معضلی اندیشهای و فلسفی است، از بدو تاسیس تا به امروز كه چهارمین كنگرهی خویش را برگزار نمود سعی بر این داشته تا با تعریفی متفاوت از آنچه تاكنون از سیاست ارائه شده به توسعهی حوزهی آزادی جامعهی كورد بپردازد. توسعهای كه رهاورد آن شكوفایی خرد اجتماعی خلق كورد و تحول آن هم در ابعاد مادی و هم معنایی است. تغییر ساختار حزبی و مبانی اندیشهای و فلسفی آن برای پژاك كه در یك روند تكاملی چند ساله جزء لاینفك برنامههای عملی و تئوریك آن را تشكیل میداده برسازندهی تاملی عقلی در حیات اجتماعی و مدنی جامعهی كوردستان است. این مسئله طرح فلسفهی سیاسی نوینی است كه مدتهای مدیدی در عرصهی عمل در گسترهی ایران و كوردستان به كناری نهاده شده بود. حاصل آن تكامل پروسهی تكوین خلقی در برابر پروژهی اضمحلال خلقیای است كه به مدت صدسال پس از شكلگیری دولتـ ملت به صورت مستمر و پردامنه به خلقهای ایران تحمیل میگردد. تاریخ سیاسی احزاب حاكی از شكاف میان تئوری و عمل بود. پژاك همیشه با نگاه انتقادمحورانهای كه به تجربیات سیاسی و فرهنگی و مجموعهشرایط تاریخی و كارنامهی احزاب در دورههای گذشته داشت از همان آغاز برآن بود تا شكاف میان تئوری و عمل كه بخش اعظمی از تاریخ احزاب از آن حكایت دارد را مرتفع نماید. بخش عمدهی این شكاف ناشی از به تعویق انداختن برنامه و اهداف اساسی این سازمانها بوده است؛ احزابی كه پس از مدتی كوتاه تحقق همهی آرمانهای خویش را به امید روزهایی كه در بدنهی دولت جای بگیرند موكول كردند و انقلاب به معنی گسترش حوزهی دموكراتیك جامعه را به جابجایی قدرت تقلیل دادند. پژاك بر این مسئله تاكید داشته كه میباید به جای نگاه معطوف به بیرون از مرزهای جغرافیاییـ سیاسی و فرهنگی كوردستان و ساختن یك غیریت آنتاگونیستی از دیگری و انداختن تمامی مصائب و معضلات به دوش دشمن فرضی به ترمیم بافتهای درونی و روزآمدسازی آگاهی جامعه از خویش پرداخته و با استعانت از این مسئله دیدگاه و آگاهی كاذب ناسیونالیسممحوری را كه احزاب عموما بدان مبتلا هستند را به كناری نهد و در صدد برساختن جهان معرفتیـ اجتماعی نوینی برآید. خود این تغییرات محصول عملكرد چند سالهای است كه پژاك در تلاش بوده با پارادایمهای كهن به پیرامونش ننگرد. شیوه و جهان زندگی خلق كورد كه حال تكوین خلقی را از سر گذرانده، یكنواخت، ساده و بیفراز و نشیب نبوده و نخواهد بود. تجربهی زیستهی خلق كورد در كنار عناصر جدید زندگی در طی بیش از صدسال، نگاه منعطف و سیال به آن بخشیده است و پژاك را برآن داشته تا همسو با این سیلاییت در راستای انجام بهتر وظایف خویش در زیر چتر جامعهی آزاد و دموكراتیك شرق كردستان (كودار) به فعالیت بپردازد.
✍🏻 کومینار
🆔 @GozarDemocratic
از این رهگذر احزاب دیگر نباید خویش را به مانند سابق نمایندهی یك طبقهی خاص در دل تودهها و خلقها معرفی نمایند كه هدف آنان تنها تامین منافع آنان باشد. همانطور كه در سطور فوق گذشت آنچه دارای اهمیت است خودآگاهی خودویژه و جمعیای است كه این خلقها تنها از رهگذر پیشاهنگی سیاسیـ ایدئولوژیكیای كه این احزاب انجام میدهند میتوانند بدان نائل آیند. از این رو نمیباید خود این احزاب پروتوتیپ دولت و دستگاه دیوانی آن باشند كه اندیشهی انتقادی در آن به زوال كشیده شده باشد و از تمام منسوبان به خویش انظباطی زهدورزانه را طلب كند. اگر رهنمودهای تجویزیای هم در این پروسه ارائه گردند تنها برای انسجام عمل جمعی میباشد كه محصول مشاركت موثر تمامی اجزای جامعه است.
پژاك با درك همهجانبهی این مهم كه معضل سیاست به طور عام و تحزب به طور خاص در ایران معضلی اندیشهای و فلسفی است، از بدو تاسیس تا به امروز كه چهارمین كنگرهی خویش را برگزار نمود سعی بر این داشته تا با تعریفی متفاوت از آنچه تاكنون از سیاست ارائه شده به توسعهی حوزهی آزادی جامعهی كورد بپردازد. توسعهای كه رهاورد آن شكوفایی خرد اجتماعی خلق كورد و تحول آن هم در ابعاد مادی و هم معنایی است. تغییر ساختار حزبی و مبانی اندیشهای و فلسفی آن برای پژاك كه در یك روند تكاملی چند ساله جزء لاینفك برنامههای عملی و تئوریك آن را تشكیل میداده برسازندهی تاملی عقلی در حیات اجتماعی و مدنی جامعهی كوردستان است. این مسئله طرح فلسفهی سیاسی نوینی است كه مدتهای مدیدی در عرصهی عمل در گسترهی ایران و كوردستان به كناری نهاده شده بود. حاصل آن تكامل پروسهی تكوین خلقی در برابر پروژهی اضمحلال خلقیای است كه به مدت صدسال پس از شكلگیری دولتـ ملت به صورت مستمر و پردامنه به خلقهای ایران تحمیل میگردد. تاریخ سیاسی احزاب حاكی از شكاف میان تئوری و عمل بود. پژاك همیشه با نگاه انتقادمحورانهای كه به تجربیات سیاسی و فرهنگی و مجموعهشرایط تاریخی و كارنامهی احزاب در دورههای گذشته داشت از همان آغاز برآن بود تا شكاف میان تئوری و عمل كه بخش اعظمی از تاریخ احزاب از آن حكایت دارد را مرتفع نماید. بخش عمدهی این شكاف ناشی از به تعویق انداختن برنامه و اهداف اساسی این سازمانها بوده است؛ احزابی كه پس از مدتی كوتاه تحقق همهی آرمانهای خویش را به امید روزهایی كه در بدنهی دولت جای بگیرند موكول كردند و انقلاب به معنی گسترش حوزهی دموكراتیك جامعه را به جابجایی قدرت تقلیل دادند. پژاك بر این مسئله تاكید داشته كه میباید به جای نگاه معطوف به بیرون از مرزهای جغرافیاییـ سیاسی و فرهنگی كوردستان و ساختن یك غیریت آنتاگونیستی از دیگری و انداختن تمامی مصائب و معضلات به دوش دشمن فرضی به ترمیم بافتهای درونی و روزآمدسازی آگاهی جامعه از خویش پرداخته و با استعانت از این مسئله دیدگاه و آگاهی كاذب ناسیونالیسممحوری را كه احزاب عموما بدان مبتلا هستند را به كناری نهد و در صدد برساختن جهان معرفتیـ اجتماعی نوینی برآید. خود این تغییرات محصول عملكرد چند سالهای است كه پژاك در تلاش بوده با پارادایمهای كهن به پیرامونش ننگرد. شیوه و جهان زندگی خلق كورد كه حال تكوین خلقی را از سر گذرانده، یكنواخت، ساده و بیفراز و نشیب نبوده و نخواهد بود. تجربهی زیستهی خلق كورد در كنار عناصر جدید زندگی در طی بیش از صدسال، نگاه منعطف و سیال به آن بخشیده است و پژاك را برآن داشته تا همسو با این سیلاییت در راستای انجام بهتر وظایف خویش در زیر چتر جامعهی آزاد و دموكراتیك شرق كردستان (كودار) به فعالیت بپردازد.
✍🏻 کومینار
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆برنامە خط 3 با حضور زاگروس مانی مسئول مرکز مطبوعات حزب حیات آزاد کردستان-پژاک
🕙امشب ساعت 19.30 بە وقت اروپا 22.00 بە وقت ایران
لینک پخش مستقیم تلویزیون آرین در لایو
ستریم👈 https://linkp.ir/Aryen.tv1live
@aryentvfarsi
🕙امشب ساعت 19.30 بە وقت اروپا 22.00 بە وقت ایران
لینک پخش مستقیم تلویزیون آرین در لایو
ستریم👈 https://linkp.ir/Aryen.tv1live
@aryentvfarsi
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
🆔 @GozarDemocratic
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
#جەمیل_بایک هاوسەرۆکی دەستەی بەڕێوەبەریی کۆما جڤاکێن کوردستان (#کەجەکە - #KCK) لەبارەی ئەو چاوپێکەوتنانەی لەگەڵ رێبەری گەلی کورد عەبدوڵا ئۆجالان ئەنجام دران، هەڵبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ و هەڵمەتی "کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین، کوردستان ئازاد دەکەین"، وەڵامی پرسیارەکانی ئێمەی دایەوە.
بەرخودانی چالاکیی مانگرتن و رۆژووی مردن و هەروەها بەرخودانە کۆمەڵایەتییەکە بۆ پشتیوانیکردن لە چالاکییەکانى مانگرتن، حکومەتی تورکیای ناچار کرد کە هەنگاوێک بنێت. رێگا درا پارێزەران و کەسوکاری ئۆجالان چاوپێکەوتنی لەگەڵ بکەن. رێکخراوى جیهانیی دژ بە ئەشکەنجە (سی پی تی – CPT)یش رایگەیاند، سەردانی ئیمراڵیی کردووە، ئێوە چۆن شیکاری بۆ ئەوە دەکەن؟
لە چوارچێوەی هەڵمەتی 'کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین' چالاکیی مانگرتنی بێسنوور بە پێشەنگایەتیی هاوسەرۆکی کەجەدە و پەرلەمانتاری جۆلەمێرگ لەیلا گیوڤەن دەستیپێکرد و بە هەموو زیندانەکاندا بڵاوبوویەوە. سەرەتا ناسر یاگز لە باشووری کوردستان و بە داوى ئەودا لە مەخمور چالاکیی مانگرتن دەستیپێکرد. لە ئەوروپاش چەندین هاوڕێمان دەستیان بە چالاکیی مانگرتنی بێسنوور کرد. گەلی کورد لە دژی گۆشەگیریی ئیمراڵیی سەریهەڵدا و هەستایە سەر پێ. هێزە دیموکراتییەکان لە تورکیا و دونیاش بۆ کۆتاییهێنان بە گۆشەگیری بانگەوازیان بڵاوکردەوە. بەو شێوەیە پاڵپشتیی بەرخۆدێرانی زیندانەکانیان کرد. هەروەها رۆشنبیران، نووسەران و هونەرمەندان، کە ویژدانی مرۆیی جیهانن بانگەوازیان بۆ کۆتایهاتنی گۆشەگیری بڵاوکردەوە. هێزە دیموکراتییەکانی تورکیا، جەهەپەش یەکێک لەوانە بوو، هەندێک دەوروبەری سیاسیش بۆ کۆتایهاتنی گۆشەگیری راگەیاندنیان بڵاوکردەوە. بەتایبەتی دایکانی لەچک سپی لەدژی هەموو شێوەکانی زۆرداری و گوشار لەبەردەم دەرگای زیندانەکان دەستیان بە چالاکیى ئێشکگری کرد. لە هەموو شوێنێک بەرخودانیان کرد. ئەوەش دەسەڵاتی ئاکەپە زۆر تەنگەتاو کرد.
لەبەرامبەر ئەو دۆخێکەدا، کە هەزاران کەس جەستەی خۆیان رووبەڕووی مردن کردەوە، ئەگەر دەسەڵات بێدەنگیى هەڵبژاردایە بێگومان لاواز دەبوو. دەسەڵاتێک کە دەست لە مردنی هەزاران کەس وەرنەدات و چاوی خۆی لێ دابخات، نە لە دونیا و نە لە تورکیاش هیچ برەو و متمانەیەکى نامێنێت. ئەو دەسەڵاتەی، کە بەها بۆ مرۆڤەکان دانەنێت هیچ پەیوەندییەکی بە مافی مرۆڤەوە نامێنێت. بەتایبەتی کاتێک لەبەردەم مردنی زیندانییەکان دا بێدەنگ بێت ئەوە ئاشکرایە، کە ریسوا دەبێت. هەر خۆی دەسەڵاتی ئاکەپە لە ماوەی ئەم ٤ - ٥ ساڵدا لە تورکیا، کوردستان، رۆژهەڵاتی ناوەڕاست و گۆڕەپانی نێونەتەوەییدا زۆر ریسوا بوو بوو. هەموو کەسێک بینیی کە ئەو دەسەڵاتە دیموکراتیک نییە و دیکتاتۆرییەتی تاکە کەسیى تەیب ئەردۆغانی سەردەستە. هەر وتەیەک لە دەمی دەربچێت وەکو یاسا جێبەجێی دەکەن. دادوەرەکان و دادگاکان ب تەیب ئەردۆغانەوە بەستراونەتەوە، بۆیە دیموکراسی و مافی مرۆڤ لە تورکیا بە بەراورد لەگەڵ وڵاتانی دیکە زۆر لە پاشە. لە بابەتی مافی مرۆڤ و دیموکراسیدا یەکێکە لە دواکەوتوترین وڵاتەکان. هەروەها چالاکیی مانگرتن رێگەی لە بەردەم توڕەییەکی زۆر گەورەی گەلی کورد لە دژی دەسەڵاتی ئاکەپە کردەوە. ئەنجامی راستەوخۆی ئەو ناڕازیبوونە ئەوەبوو، ئاکەپە لەو شارانەدا کە کوردی زۆر لێیە لە هەڵبژاردنەکانی ٣١ی ئاداری ٢٠١٩ / ١١ی نەورۆز (خاکەلێوە) دەسەڵاتی لەدەست دا.
ئەو شارانە، کە دۆخی سیاسی، کۆمەڵایەتی، ئابووری و کولتوری تورکیا دیاری دەکەن، ئەو شارانەن، کە کوردیان زۆر لێیە و لە هەڵبژاردنەکانی ئەم دواییانەدا ئاکەپە دەسەڵاتی تیاندا دۆڕاند. ئەستەنبول، ئەنقەرە، ئیزمیر، ئانتالیا، ئەدەنە، مێرسین و هاتای ئەو شارانەن کە سیاسەتی تورکیای تێدا دیاری دەکرێت. ئەوانەی لەو ناوچانە نەبنە هێزی یەکەم، ناتوانن ببنە دەسەڵاتدار. یان ئەگەر لە دەسەڵاتدا بن و لەو شارانەدا سەر نەکەون ئەوا دەسەڵاتەکەیان دەڕووخێت. ئەو حزبانەی لەو ناوچانە هەڵنەبژێردرێن ناتوانن تورکیا بەڕێوە ببەن. ناتوانن ببنە خاوەن ئەو هێزەی کە تورکیا بەڕێوە ببەن، لە هێز و توانای بەڕیوەبردن دەکەون، بۆیە لەو شارانەدا کورد هێزی خۆی بە شێوەیەکی ئاشکرا نیشان دا.
کورد وایکرد، کە دەسەڵاتی ئاکەپە گەورەترین تێکشکاندنی خۆی لە ماوەی ١٧ ساڵی رابردووی دەسەڵاتەکەیدا ببینێت. هەموو ئەو راستییانە دەسەڵاتی ئاکەپەی هەژاند. ئاکەپە بۆ یەکەم جار مەترسیی لەدەستدانی دەسەڵاتەکەی خۆی بینی و لە نزیکەوە هەستی بەوە کرد. بە تایبەتی ئەوەی بینی، کە لەدەستدانی ئەو شارانە کۆتایی بەدەسەڵاتەکی دەهێنێت، چونکە
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
#جەمیل_بایک هاوسەرۆکی دەستەی بەڕێوەبەریی کۆما جڤاکێن کوردستان (#کەجەکە - #KCK) لەبارەی ئەو چاوپێکەوتنانەی لەگەڵ رێبەری گەلی کورد عەبدوڵا ئۆجالان ئەنجام دران، هەڵبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ و هەڵمەتی "کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین، کوردستان ئازاد دەکەین"، وەڵامی پرسیارەکانی ئێمەی دایەوە.
بەرخودانی چالاکیی مانگرتن و رۆژووی مردن و هەروەها بەرخودانە کۆمەڵایەتییەکە بۆ پشتیوانیکردن لە چالاکییەکانى مانگرتن، حکومەتی تورکیای ناچار کرد کە هەنگاوێک بنێت. رێگا درا پارێزەران و کەسوکاری ئۆجالان چاوپێکەوتنی لەگەڵ بکەن. رێکخراوى جیهانیی دژ بە ئەشکەنجە (سی پی تی – CPT)یش رایگەیاند، سەردانی ئیمراڵیی کردووە، ئێوە چۆن شیکاری بۆ ئەوە دەکەن؟
لە چوارچێوەی هەڵمەتی 'کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین' چالاکیی مانگرتنی بێسنوور بە پێشەنگایەتیی هاوسەرۆکی کەجەدە و پەرلەمانتاری جۆلەمێرگ لەیلا گیوڤەن دەستیپێکرد و بە هەموو زیندانەکاندا بڵاوبوویەوە. سەرەتا ناسر یاگز لە باشووری کوردستان و بە داوى ئەودا لە مەخمور چالاکیی مانگرتن دەستیپێکرد. لە ئەوروپاش چەندین هاوڕێمان دەستیان بە چالاکیی مانگرتنی بێسنوور کرد. گەلی کورد لە دژی گۆشەگیریی ئیمراڵیی سەریهەڵدا و هەستایە سەر پێ. هێزە دیموکراتییەکان لە تورکیا و دونیاش بۆ کۆتاییهێنان بە گۆشەگیری بانگەوازیان بڵاوکردەوە. بەو شێوەیە پاڵپشتیی بەرخۆدێرانی زیندانەکانیان کرد. هەروەها رۆشنبیران، نووسەران و هونەرمەندان، کە ویژدانی مرۆیی جیهانن بانگەوازیان بۆ کۆتایهاتنی گۆشەگیری بڵاوکردەوە. هێزە دیموکراتییەکانی تورکیا، جەهەپەش یەکێک لەوانە بوو، هەندێک دەوروبەری سیاسیش بۆ کۆتایهاتنی گۆشەگیری راگەیاندنیان بڵاوکردەوە. بەتایبەتی دایکانی لەچک سپی لەدژی هەموو شێوەکانی زۆرداری و گوشار لەبەردەم دەرگای زیندانەکان دەستیان بە چالاکیى ئێشکگری کرد. لە هەموو شوێنێک بەرخودانیان کرد. ئەوەش دەسەڵاتی ئاکەپە زۆر تەنگەتاو کرد.
لەبەرامبەر ئەو دۆخێکەدا، کە هەزاران کەس جەستەی خۆیان رووبەڕووی مردن کردەوە، ئەگەر دەسەڵات بێدەنگیى هەڵبژاردایە بێگومان لاواز دەبوو. دەسەڵاتێک کە دەست لە مردنی هەزاران کەس وەرنەدات و چاوی خۆی لێ دابخات، نە لە دونیا و نە لە تورکیاش هیچ برەو و متمانەیەکى نامێنێت. ئەو دەسەڵاتەی، کە بەها بۆ مرۆڤەکان دانەنێت هیچ پەیوەندییەکی بە مافی مرۆڤەوە نامێنێت. بەتایبەتی کاتێک لەبەردەم مردنی زیندانییەکان دا بێدەنگ بێت ئەوە ئاشکرایە، کە ریسوا دەبێت. هەر خۆی دەسەڵاتی ئاکەپە لە ماوەی ئەم ٤ - ٥ ساڵدا لە تورکیا، کوردستان، رۆژهەڵاتی ناوەڕاست و گۆڕەپانی نێونەتەوەییدا زۆر ریسوا بوو بوو. هەموو کەسێک بینیی کە ئەو دەسەڵاتە دیموکراتیک نییە و دیکتاتۆرییەتی تاکە کەسیى تەیب ئەردۆغانی سەردەستە. هەر وتەیەک لە دەمی دەربچێت وەکو یاسا جێبەجێی دەکەن. دادوەرەکان و دادگاکان ب تەیب ئەردۆغانەوە بەستراونەتەوە، بۆیە دیموکراسی و مافی مرۆڤ لە تورکیا بە بەراورد لەگەڵ وڵاتانی دیکە زۆر لە پاشە. لە بابەتی مافی مرۆڤ و دیموکراسیدا یەکێکە لە دواکەوتوترین وڵاتەکان. هەروەها چالاکیی مانگرتن رێگەی لە بەردەم توڕەییەکی زۆر گەورەی گەلی کورد لە دژی دەسەڵاتی ئاکەپە کردەوە. ئەنجامی راستەوخۆی ئەو ناڕازیبوونە ئەوەبوو، ئاکەپە لەو شارانەدا کە کوردی زۆر لێیە لە هەڵبژاردنەکانی ٣١ی ئاداری ٢٠١٩ / ١١ی نەورۆز (خاکەلێوە) دەسەڵاتی لەدەست دا.
ئەو شارانە، کە دۆخی سیاسی، کۆمەڵایەتی، ئابووری و کولتوری تورکیا دیاری دەکەن، ئەو شارانەن، کە کوردیان زۆر لێیە و لە هەڵبژاردنەکانی ئەم دواییانەدا ئاکەپە دەسەڵاتی تیاندا دۆڕاند. ئەستەنبول، ئەنقەرە، ئیزمیر، ئانتالیا، ئەدەنە، مێرسین و هاتای ئەو شارانەن کە سیاسەتی تورکیای تێدا دیاری دەکرێت. ئەوانەی لەو ناوچانە نەبنە هێزی یەکەم، ناتوانن ببنە دەسەڵاتدار. یان ئەگەر لە دەسەڵاتدا بن و لەو شارانەدا سەر نەکەون ئەوا دەسەڵاتەکەیان دەڕووخێت. ئەو حزبانەی لەو ناوچانە هەڵنەبژێردرێن ناتوانن تورکیا بەڕێوە ببەن. ناتوانن ببنە خاوەن ئەو هێزەی کە تورکیا بەڕێوە ببەن، لە هێز و توانای بەڕیوەبردن دەکەون، بۆیە لەو شارانەدا کورد هێزی خۆی بە شێوەیەکی ئاشکرا نیشان دا.
کورد وایکرد، کە دەسەڵاتی ئاکەپە گەورەترین تێکشکاندنی خۆی لە ماوەی ١٧ ساڵی رابردووی دەسەڵاتەکەیدا ببینێت. هەموو ئەو راستییانە دەسەڵاتی ئاکەپەی هەژاند. ئاکەپە بۆ یەکەم جار مەترسیی لەدەستدانی دەسەڵاتەکەی خۆی بینی و لە نزیکەوە هەستی بەوە کرد. بە تایبەتی ئەوەی بینی، کە لەدەستدانی ئەو شارانە کۆتایی بەدەسەڵاتەکی دەهێنێت، چونکە
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
دیالیکتیکی بەڕێوەبردن لە تورکیا یاساکەی ئەوەیە، کە پشتگیریی کۆمەڵایەتی لەو شارانە وەربگرێت. ئەو حکومەتەی لەلایەن ئەو شارانەوە پالپشتی لێ نەکرێت شانسی مانەوەی لە دەسەڵاتدا نییە. دەسەڵاتی ئاکەپە لەو دۆخێکی وەهادا هەژا، بەو بیرکردنەوەی 'ئاخۆ چۆن دەتوانم ئەو هەڵوێستەی کوردان نەرم بکەم' ئەوەی کرد، کە چاوپێکەوتن لەگەڵ رێبەر ئاپۆ ئەنجام بدرێت و بۆ کۆتاییهێنانی ئەو چالاکییانە هەنگاوێکی نا، چونکە ئامانجی ئەو چالاکییانە کۆتاییهێنان بە گۆشەگیریی سەر رێبەر ئاپۆ بوو، بۆیە چاوپێکەوتنی پارێزەران لەگەڵ رێبەر ئاپۆ بە واتای کردنەوەی دەرگای ئیمراڵیی بوو. ئەگەریش گۆشەگیری بە تەواویی کۆتایی پێنەهاتبێت، ئەوا ئەو کەشەی کە ئەو بەو بەرخودانە رەخساندبووی نیشانی دا، کە گۆشەگیری رەوایى حقوقی و یاسایى نییە و نایاسایی و ناحقوقییە. ئەوان خۆشیان وتیان، قەدەغە کۆتایی هاتووە. ئەوانە هەموو نیشانی دەدەن، کە زەمینەی بەرداومکردنی گۆشەگیری لاواز بووە و وەکو جاران ناتوانێت بەردەوام بێت. بشیانەوێت ئیتر ناتوانن وەکو پێشتر بەردەوامیی پێبدەن.
کردنەوەی دەرگای ئیمراڵیی بووە هەنگاوێکی گرنگ. بە گشتیش نەبێت، وەڵامی داواکارییەکانی بەرخودان دراوەتەوە. دوای چاوپێکەوتنی ٢ی ئایاری ٢٠١٩ / ١٢ی بانەمەڕ (گوڵان) لەگەڵ رێبەرایەتی چالاکوانان وازیان لە چالاکییەکەیان نەهێنا، بەڵام مانگرتوان لە دوای دیداری رۆژی ٢٢ی ئایاری ٢٠١٩ / ١ی جۆزەردان و گەیشتنی پەیامی دەستنووسی رێبەرایەتی، کە دوای ئەوەی کە رێبەرایەتی داوای کرد کۆتایی بەچالاکییەکە بهێنن، کۆتاییان بەو بەرخودانە هێنا.
بێگومان حکومەتی ئاکەپە بە هەنگاوێکی لەو شێوەیە ویستی هەم لە ناوەوە و هەم لە دەرەوەش گوشار لەسەر حکومەت کەم بکاتەوە. لەو کاتەدا سی پی تی / CPT-یش چووە ئیمراڵی. لە دەرەوەی ناوەرۆکی چاوپێکەوتنەکە، رەنگە حکومەت بیەوێت بۆ هەڵبژاردنی ئەستەنبول پەیامێک لەو چاوپێکەوتنە دەربخات، یان بە نەرمکردنی گۆشەگیری لەوانەیە بیر لەوە بکاتەوە، کە ناڕازیبوونی کوردان کەم بکاتەوە، بەڵام ئەو چاوپێکەوتنانە هیچ پەیوەندییان بە هەڵبژاردنی ئەستەنبولەوە نییە، لەلایەنی رێبەر ئاپۆشەوە هیچ پەیوەندیی بە هەڵبژاردنەوە نییە. ئەوە ئەنجامێکە، کە بە تێکۆشان بەدەستهاتووە و لە ئەنجامی ئەو تێکۆشاندا دەسەڵاتی ئاکەپە ناچار بووە، کە بەپێی یاساکانی خۆی هەڵسوکەوت بکات. ئەگەر سوور بوایە لەسەر هەڵوێستی خۆی و ئەگەر بە رۆژووی مردن شەهادەت روویبدایە، ئەوا بێگومانە ئەوە دەسەڵاتی ئاکەپەی زۆر تەنگەتاو دەکرد. هەروەها دەبووە هۆی ئەوەش، کە ناڕەزایی لەناوی کۆمەڵگە زیادی بکردایە. لەبەر ئەوانەش دەسەڵاتی ئاکەپە بە بیرکردنەوە و هەڵسوکەوتی 'زەرە لە نیوەی بگەڕێتەوە قازانجە'، ناچار بوو رێگا بە پارێزەران بدات، کە رێبەر ئاپۆ ببینن. دواتر بەبۆنەی جەژنەوە کەسوکارەکەشی چاوپێکەوتنیان لەگەڵ کرد.
درێژەى هەیە...
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کردنەوەی دەرگای ئیمراڵیی بووە هەنگاوێکی گرنگ. بە گشتیش نەبێت، وەڵامی داواکارییەکانی بەرخودان دراوەتەوە. دوای چاوپێکەوتنی ٢ی ئایاری ٢٠١٩ / ١٢ی بانەمەڕ (گوڵان) لەگەڵ رێبەرایەتی چالاکوانان وازیان لە چالاکییەکەیان نەهێنا، بەڵام مانگرتوان لە دوای دیداری رۆژی ٢٢ی ئایاری ٢٠١٩ / ١ی جۆزەردان و گەیشتنی پەیامی دەستنووسی رێبەرایەتی، کە دوای ئەوەی کە رێبەرایەتی داوای کرد کۆتایی بەچالاکییەکە بهێنن، کۆتاییان بەو بەرخودانە هێنا.
بێگومان حکومەتی ئاکەپە بە هەنگاوێکی لەو شێوەیە ویستی هەم لە ناوەوە و هەم لە دەرەوەش گوشار لەسەر حکومەت کەم بکاتەوە. لەو کاتەدا سی پی تی / CPT-یش چووە ئیمراڵی. لە دەرەوەی ناوەرۆکی چاوپێکەوتنەکە، رەنگە حکومەت بیەوێت بۆ هەڵبژاردنی ئەستەنبول پەیامێک لەو چاوپێکەوتنە دەربخات، یان بە نەرمکردنی گۆشەگیری لەوانەیە بیر لەوە بکاتەوە، کە ناڕازیبوونی کوردان کەم بکاتەوە، بەڵام ئەو چاوپێکەوتنانە هیچ پەیوەندییان بە هەڵبژاردنی ئەستەنبولەوە نییە، لەلایەنی رێبەر ئاپۆشەوە هیچ پەیوەندیی بە هەڵبژاردنەوە نییە. ئەوە ئەنجامێکە، کە بە تێکۆشان بەدەستهاتووە و لە ئەنجامی ئەو تێکۆشاندا دەسەڵاتی ئاکەپە ناچار بووە، کە بەپێی یاساکانی خۆی هەڵسوکەوت بکات. ئەگەر سوور بوایە لەسەر هەڵوێستی خۆی و ئەگەر بە رۆژووی مردن شەهادەت روویبدایە، ئەوا بێگومانە ئەوە دەسەڵاتی ئاکەپەی زۆر تەنگەتاو دەکرد. هەروەها دەبووە هۆی ئەوەش، کە ناڕەزایی لەناوی کۆمەڵگە زیادی بکردایە. لەبەر ئەوانەش دەسەڵاتی ئاکەپە بە بیرکردنەوە و هەڵسوکەوتی 'زەرە لە نیوەی بگەڕێتەوە قازانجە'، ناچار بوو رێگا بە پارێزەران بدات، کە رێبەر ئاپۆ ببینن. دواتر بەبۆنەی جەژنەوە کەسوکارەکەشی چاوپێکەوتنیان لەگەڵ کرد.
درێژەى هەیە...
ANF
🆔 @GozarDemocratic
#زاگرس_مانی: #پژاک پیشاهنگ خط مقاومت و مبارزه در جهان سرمایهداریست
در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون آرین TV مسئول مطبوعات و رسانهی حزب حیات آزاد کردستان پژاک گفت: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد. خط سوم زیر ساخت و پایههای فکری آن بر اساس خلق، آزادی و برابری است.
🆔 @GozarDemocratic
در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون آرین TV مسئول مطبوعات و رسانهی حزب حیات آزاد کردستان پژاک گفت: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد. خط سوم زیر ساخت و پایههای فکری آن بر اساس خلق، آزادی و برابری است.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#زاگرس_مانی: #پژاک پیشاهنگ خط مقاومت و مبارزه در جهان سرمایهداریست در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون آرین TV مسئول مطبوعات و رسانهی حزب حیات آزاد کردستان پژاک گفت: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد. خط سوم زیر ساخت و پایههای فکری…
#زاگرس_مانی: #پژاک پیشاهنگ خط مقاومت و مبارزه در جهان سرمایهداریست
در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون آرین TV مسئول مطبوعات و رسانهی حزب حیات آزاد کردستان پژاک گفت: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد. خط سوم زیر ساخت و پایههای فکری آن بر اساس خلق، آزادی و برابری است.
زاگرس مانی مسئول مطبوعات و رسانەی حزب حیات آزاد کردستان پژاک جدال رسانهای آمریکا و حکومت استعمارگر ایران و نقش و سیاستهای کنونی سپاه پاسداران در ایران و منطقە را بررسی و تحلیل کرد.
مانی در آغاز سخنان خویش اعلام کرد: جدال میان آمریکا و حکومت استعمارگر ایران بدل به جنگ زرگری شده که مدیا و رسانه را تغذیه میکند. ترامپ به مانند هیکلی از این قضیه میداندار این جنگ میباشد و حکومت دسپوتیک ایران نه خواهان تعویض برای دموکراتیک شدن جامعه است و نه تمایلی برای تغییر در سیاستهای خارجی و داخلی خود دارد. این جدال به معنای شروع جنگ نظامی نیست بلکه در وضعیت کنونی تنها یک جنگ رسانەای میباشد.
وی در رابطه با روابط دیپلماتیک و میانجیگریهای میان آمریکا و حکومت ایران گفت: دولتهایی مانند فرانسه، آلمان، ژاپن، هند و… در میانجیگری میان حکومت استعمارگر ایران و آمریکا تنها خواهان یکی به نعل و یکی به میخ هستند. تمام این میانجگریها برای چارەیابی بحران کنونی نیست. میانجگری این دولتها از سوی آمریکا برای ایجاد مذاکرات دوجانبە شکل میگیرد. ایجاد مذاکرات به معنای فشار و سرکوب هرچه بیشتر در داخل و فروش منافع ملی میباشد. زندانی کردن فعالین زیست محیطی و مدنی و وکلا از جمله امیر سالار داوودی نیز در چهارچوب فشار و سرکوبهای داخلی میباشد.
ایشان در ادامه نیز افزود: پژاک با پاردایم رهبر اوجالان پیشاهنگ خط مقاومت در جهان گلوبال نظام سرمایەداری است. پژاک به عنوان جزئی از خط مبارزه و مقاومت در جهان افتخار میکند که به مقابله با نظام اختاپوس سرمایەداری برخاستە است. نظام سرمایەداری نیز با استفادە از رسانههای زرد و سایه و جنگهای زیر پوست،ی جنگهای نرمی را در مقابل جنبش آزادیخواه آپوئی انجام میدهد. بدان معنا که هر جنبش سوسیالیستی برای آمریکا خطرناک و برای نوکران و استعمارگرانی به مانند حکومتهای استعمارگر ایران و ترکیه زنگ خطر میباشد.
وی به خط سوم اشاره کرد و خاطر نشان کرد که خط سوم میتواند ارتباط داشته باشد اما هیچگاه وابسته نیست و افزود: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد که منافع تمام خلقها را در نظر میگیرد. فلسفه و استراتژیک خط سوم تفاوت میان وابستگی و ارتباط است. خط سوم وابستەی هیچ نیرو و دولت و قدرتی نیست بلکه از سیاستهای راهبردی خود را پیروی میکند. خط سوم در صورتی ارتباط با هر نیرو، جریان و… ایجاد میکند که در اولویت اول منافع خلق و اهداف مشترک در نظر گرفته شود. خط سوم زیر ساخت و پایەهای فکری آن بر اساس خلق، برابری و آزادی جامعه میباشد.
مسئول مطبوعات و رسانەی پژاک در ادامه به نقش سپاه در خیانتهای احزاب کردی اشاره کرد و گفت: برخی از نیروها و احزاب شرق کردستان از سوی سپاه تروریستی پاسداران برای مقابله با جنبش آپوئی شرق کردستان جهت دهی میشوند. حزب دموکرات باشور کردستان نیز از سوی دیگر گربه رقصان و فضا گردان این موضوع میباشد. سپاه با اعمال سیاستهای خود خواهان شکاف عمیقتر در میان تمامی احزب کردی و در کل خانە و سرزمین خلق کرد است. پ ک ک و پژاک نقطه مشترک ترکیب نامتجانس میت، سپاه پاسداران، حزب دموکرات باشور کردستان و برخی احزاب و نیروهای شرق میباشد.
زاگرس مانی در پایان برنامه به پروژەی پژاک اشاره کرد و گفت: پروژەی پژاک میتواند استعمارگران کردستان را پاکسازی کند. با اتحاد در پروژەی پژاک میتوان گامهایی عملی برداشت. اختلاف ایدئولوژیک در میان احزاب مسبب عدم اتحاد در میان نیروها و احزاب میباشد. باید دانست که در کردستان دو نیروی اصلی در پیکار هستند. نیروی که تفکرات غرب گرایانه دارد و به نام روابط دیپلماتیک با استعمارگران کردستان ارتباط ایجاد میکند. این نیرو خواهان کرد آزاد نیست زیرا به تمامی وابستە میباشد. و نیروی دوم نیرویست که خواهان آزادی، برابری و دموکراسی راستین است. مسئلەی اساسی تضاد ایدئولوژیک در ایجاد آیندە و اتوپیای خلق میباشد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
در برنامهی این هفتهی خط سوم تلویزیون آرین TV مسئول مطبوعات و رسانهی حزب حیات آزاد کردستان پژاک گفت: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد. خط سوم زیر ساخت و پایههای فکری آن بر اساس خلق، آزادی و برابری است.
زاگرس مانی مسئول مطبوعات و رسانەی حزب حیات آزاد کردستان پژاک جدال رسانهای آمریکا و حکومت استعمارگر ایران و نقش و سیاستهای کنونی سپاه پاسداران در ایران و منطقە را بررسی و تحلیل کرد.
مانی در آغاز سخنان خویش اعلام کرد: جدال میان آمریکا و حکومت استعمارگر ایران بدل به جنگ زرگری شده که مدیا و رسانه را تغذیه میکند. ترامپ به مانند هیکلی از این قضیه میداندار این جنگ میباشد و حکومت دسپوتیک ایران نه خواهان تعویض برای دموکراتیک شدن جامعه است و نه تمایلی برای تغییر در سیاستهای خارجی و داخلی خود دارد. این جدال به معنای شروع جنگ نظامی نیست بلکه در وضعیت کنونی تنها یک جنگ رسانەای میباشد.
وی در رابطه با روابط دیپلماتیک و میانجیگریهای میان آمریکا و حکومت ایران گفت: دولتهایی مانند فرانسه، آلمان، ژاپن، هند و… در میانجیگری میان حکومت استعمارگر ایران و آمریکا تنها خواهان یکی به نعل و یکی به میخ هستند. تمام این میانجگریها برای چارەیابی بحران کنونی نیست. میانجگری این دولتها از سوی آمریکا برای ایجاد مذاکرات دوجانبە شکل میگیرد. ایجاد مذاکرات به معنای فشار و سرکوب هرچه بیشتر در داخل و فروش منافع ملی میباشد. زندانی کردن فعالین زیست محیطی و مدنی و وکلا از جمله امیر سالار داوودی نیز در چهارچوب فشار و سرکوبهای داخلی میباشد.
ایشان در ادامه نیز افزود: پژاک با پاردایم رهبر اوجالان پیشاهنگ خط مقاومت در جهان گلوبال نظام سرمایەداری است. پژاک به عنوان جزئی از خط مبارزه و مقاومت در جهان افتخار میکند که به مقابله با نظام اختاپوس سرمایەداری برخاستە است. نظام سرمایەداری نیز با استفادە از رسانههای زرد و سایه و جنگهای زیر پوست،ی جنگهای نرمی را در مقابل جنبش آزادیخواه آپوئی انجام میدهد. بدان معنا که هر جنبش سوسیالیستی برای آمریکا خطرناک و برای نوکران و استعمارگرانی به مانند حکومتهای استعمارگر ایران و ترکیه زنگ خطر میباشد.
وی به خط سوم اشاره کرد و خاطر نشان کرد که خط سوم میتواند ارتباط داشته باشد اما هیچگاه وابسته نیست و افزود: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد که منافع تمام خلقها را در نظر میگیرد. فلسفه و استراتژیک خط سوم تفاوت میان وابستگی و ارتباط است. خط سوم وابستەی هیچ نیرو و دولت و قدرتی نیست بلکه از سیاستهای راهبردی خود را پیروی میکند. خط سوم در صورتی ارتباط با هر نیرو، جریان و… ایجاد میکند که در اولویت اول منافع خلق و اهداف مشترک در نظر گرفته شود. خط سوم زیر ساخت و پایەهای فکری آن بر اساس خلق، برابری و آزادی جامعه میباشد.
مسئول مطبوعات و رسانەی پژاک در ادامه به نقش سپاه در خیانتهای احزاب کردی اشاره کرد و گفت: برخی از نیروها و احزاب شرق کردستان از سوی سپاه تروریستی پاسداران برای مقابله با جنبش آپوئی شرق کردستان جهت دهی میشوند. حزب دموکرات باشور کردستان نیز از سوی دیگر گربه رقصان و فضا گردان این موضوع میباشد. سپاه با اعمال سیاستهای خود خواهان شکاف عمیقتر در میان تمامی احزب کردی و در کل خانە و سرزمین خلق کرد است. پ ک ک و پژاک نقطه مشترک ترکیب نامتجانس میت، سپاه پاسداران، حزب دموکرات باشور کردستان و برخی احزاب و نیروهای شرق میباشد.
زاگرس مانی در پایان برنامه به پروژەی پژاک اشاره کرد و گفت: پروژەی پژاک میتواند استعمارگران کردستان را پاکسازی کند. با اتحاد در پروژەی پژاک میتوان گامهایی عملی برداشت. اختلاف ایدئولوژیک در میان احزاب مسبب عدم اتحاد در میان نیروها و احزاب میباشد. باید دانست که در کردستان دو نیروی اصلی در پیکار هستند. نیروی که تفکرات غرب گرایانه دارد و به نام روابط دیپلماتیک با استعمارگران کردستان ارتباط ایجاد میکند. این نیرو خواهان کرد آزاد نیست زیرا به تمامی وابستە میباشد. و نیروی دوم نیرویست که خواهان آزادی، برابری و دموکراسی راستین است. مسئلەی اساسی تضاد ایدئولوژیک در ایجاد آیندە و اتوپیای خلق میباشد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
🆔 @GozarDemocratic
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
#جەمیل_بایک هاوسەرۆکی دەستەی بەڕێوەبەریی کۆما جڤاکێن کوردستان (#کەجەکە - #KCK) لەبارەی ئەو چاوپێکەوتنانەی لەگەڵ رێبەری گەلی کورد عەبدوڵا ئۆجالان ئەنجام دران، هەڵبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ و هەڵمەتی "کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین، کوردستان ئازاد دەکەین"، وەڵامی پرسیارەکانی ئێمەی دایەوە.
بەشی دوویەم
گەلۆ هێزی دەرەکی هەن، کە حکومەتى ناچار کردبێت هەنگاو بنێت.
حکومەت خۆی لە خۆیدا بە سیاسەتەکانی، هەڵسوکەوتە ئابوورییەکانی، بە قسە و پەیوەندییە دیپلۆماسییەکانی بەرامبەر دنیای دەرەوە دەوەستێتەوە و سەختی دەکێشێت. لەگەڵ گەلێک لە دۆستەکانی گرفتی هەیە، لەگەڵ ئەمریکا، لەگەڵ فەڕەنسا، لەگەڵ یەکێتیی ئەوروپا گرفتی هەیە. لە لایەکی دیکەوە لەگەڵ وڵاتە عەرەبییەکان زۆر گرفتی هەیە. حکومەت لە سیاسەتی دەرەوەیدا بە بنبەست گەیشتووە. لە ئەنجامی ئەوەشدا لەگەڵ رووسیا لە هەوڵدایە کە تەنگاوییەکانی خۆی لە سیاسەتی دەرەوە چارەسەر بکات. ئەو پەیوەندییە بۆ ماوەیەکی کورت سوودی لێوەردەگرێت، بەڵام دەکرێت بۆ درێژخایەن رێگە لەبەردەم ئەنجامی قورسیشی بۆ بکاتەوە. لەبەر ئەوەی کە دەوڵەتی تورک ١٠٠ ساڵە بە پشتیوانیی وڵاتە ئەوروپییەکان، بە پشتگیریی ناتۆ و یەکێتیی ئەوروپا سیاسەتی پاکتاوکردن و سڕینەوە لە دژی کوردان بەڕێوەدەبات. بە پشتگیرییەکی لەو شێوەیە سیاسەتی پاکتاوکردن و سڕینەوە لەدژی کوردان بەردەوام دەکات. ئەگەر ئەو پشتگیرییە کۆتایی پێ بێت، تورکیا نەک تەنیا لەناوخۆی تورکیا، لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاستیش دەکەوێتە دۆخێکی سەخت و دژوارەوە. تێکۆشانی بزووتنەوەی ئازادیمان لە دژی فاشیزمی ئاکەپە – مەهەپە، کە لە هەموو جومگە و گۆڕەپانەکاندا بەڕێوەی دەبات بووە هۆی ئەوە ئەو دەسەڵاتە زیاتر ریسوا ببێت. دوای ئەوەی بەرامبەر بەرخودانی گەلانی تورکیا زوڵم و گوشاری زۆرتری کرد، کارەکتەرە راستەقینەکەی بە شێوەیەکی روونتر بۆ هەموان دەرکەوت. بۆیە لە کاتی بەرخوداندا لە دەرەوە تووشی سەختی و دژاواری بوویەوە و تەنگاو بوو. بەو بەرخودانە لە دنیای دەرەوەدا زیاتر ریسوا بوو.
لە لایەکی ترەوە کورد لە رۆژئاوا داعشیان تێکشکاند. متمانەی کورد لەناو گەلانی جیهان زیاد بوو. حەسرەتی ئازادی و دیموکراسی کورد لە هەموو کاتێکی زیاترلە هەموو شوێنێک بە ڕەوا دەبیندرێت. لە دۆخێکی لەو شێوەیەدا ئەو شەڕەی لە دژی کوردان ئاکەپە زیاتر لاواز دەکات. ئاکەپە لە سیاسەتی ناوخۆ و دەرەوەدا گەیشتوەتە بونبەست. بۆیە کاریگەری ئەو دۆخە هەیە کە رێگەی لەبەردەم هەنگاونانی ئاکەپە کردەوە. جگە لەوەش کاریگەریی دەرەوە هەیە یان نا، ناتوانین شتێکی بەرچاو بڵێین. بەڵام دەتوانین ئەوە بڵێین؛ سیاسەتی دەوڵەتی تورک لە دژی کورد هێز دەداتە سیاسەتی دۆستەکانی لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاست، هەربۆیە هێزە نێونەتەوەیی-یەکێتی ئەوروپا، ئەمریکا و بریتانیاش لە ناویاندا، ئەو هێزانەی دەیانەوێت لە هەرێمە کاریگەر بن، لەوانەیە بیانەوێت کە شەڕی نێوان دەوڵەتی تورک و کورد نەرم بکەنەوە. چونکە تەنگژەی نێوان کورد و دەوڵەتی تورک، ئەو شەڕەی لەنێوانیاندایە وزە دەداتە سیاسەتی چەندین هێز لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاست. نمونە بەرچاوەکەشی ئێمە لە سوریادا دەیبینین. لە سوریا کورد لەگەڵ هێزە نێوەنەتەوەییەکان لەپەیوەندی دان، لە لایەکەی دیکەوە تورکیا هاوبەشی هێزە نێونەتەوەییەکانە. کورد دەیەوێت لە سوریا ژیانێکی دیموکراتیک و ئازاد هەبێت، سوریاش دیموکراتیزە بکات. بەڵام تورکیا لە بەدیموکراتبوونی سوریا، لە ژیانی ئازاد و دیموکراتی کورد تۆقاوە. پێیوایە ئەگەر سوریا ببێتە ناوچەیەکی دیموکراتی، کورد ببنە خاوەن ماف، ئەوەش بۆ ئەوانە باش نابێت. بۆیە دەوڵەتی تورک لە دژی بەدیموکراتبوونی سوریایە، لەدژی ژیانی ئازاد و دیموکراتی کوردانە کە لە ناو سوریای دیموکراتیک دەردەکەوێت. لەبەر ئەوەیە کە دژایەتی کوردانی رۆژئاواو و باکوری سوریا دەکات. ئەو دۆخە لە هەمووی زیاتر ئەمریکا دەخاتە ناو سەختییەوە. هەم لەگەل تورکیا رێککەوتنی هەیە، هەم لەگەڵ کوردیش لەدژی داعش تێکۆشانێکی هاوبەشی بەڕێوەبردووە. بۆیە ئێمە لەبەر ئەوەیە دەڵێین؛ هەندێک هێز لەو شەڕە سەختەی نێوان کورد و تورکیا بێزار بوون.
لە بەرخودانی چالاکی مانگرتن لەخواردن لەدژی دەوڵەتی تورک، دەسەڵاتداریەتی ئاکەپە گەلێک توڕە بوون. بۆیە ئێمە نازانین هەندێک هێز شەڕێکی لەو شێوەیە وەکو دۆخێکی سەخت لە سیاسەتەکانی ئەوان لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاست دەبینن، ڕاوێژیان لەگەڵ تورکیا کردبێت یان نا. ئەوە مەزەندەیەک و گومانێکە، بێگومان ئێمە لەو باوەڕەداین کە ئەو ئەنجامە ئەنجامی بەرخودێرەکانە. چونکە ئێمە دەزانین کە رێککەوتنی ئا
جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.
#جەمیل_بایک هاوسەرۆکی دەستەی بەڕێوەبەریی کۆما جڤاکێن کوردستان (#کەجەکە - #KCK) لەبارەی ئەو چاوپێکەوتنانەی لەگەڵ رێبەری گەلی کورد عەبدوڵا ئۆجالان ئەنجام دران، هەڵبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ و هەڵمەتی "کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین، کوردستان ئازاد دەکەین"، وەڵامی پرسیارەکانی ئێمەی دایەوە.
بەشی دوویەم
گەلۆ هێزی دەرەکی هەن، کە حکومەتى ناچار کردبێت هەنگاو بنێت.
حکومەت خۆی لە خۆیدا بە سیاسەتەکانی، هەڵسوکەوتە ئابوورییەکانی، بە قسە و پەیوەندییە دیپلۆماسییەکانی بەرامبەر دنیای دەرەوە دەوەستێتەوە و سەختی دەکێشێت. لەگەڵ گەلێک لە دۆستەکانی گرفتی هەیە، لەگەڵ ئەمریکا، لەگەڵ فەڕەنسا، لەگەڵ یەکێتیی ئەوروپا گرفتی هەیە. لە لایەکی دیکەوە لەگەڵ وڵاتە عەرەبییەکان زۆر گرفتی هەیە. حکومەت لە سیاسەتی دەرەوەیدا بە بنبەست گەیشتووە. لە ئەنجامی ئەوەشدا لەگەڵ رووسیا لە هەوڵدایە کە تەنگاوییەکانی خۆی لە سیاسەتی دەرەوە چارەسەر بکات. ئەو پەیوەندییە بۆ ماوەیەکی کورت سوودی لێوەردەگرێت، بەڵام دەکرێت بۆ درێژخایەن رێگە لەبەردەم ئەنجامی قورسیشی بۆ بکاتەوە. لەبەر ئەوەی کە دەوڵەتی تورک ١٠٠ ساڵە بە پشتیوانیی وڵاتە ئەوروپییەکان، بە پشتگیریی ناتۆ و یەکێتیی ئەوروپا سیاسەتی پاکتاوکردن و سڕینەوە لە دژی کوردان بەڕێوەدەبات. بە پشتگیرییەکی لەو شێوەیە سیاسەتی پاکتاوکردن و سڕینەوە لەدژی کوردان بەردەوام دەکات. ئەگەر ئەو پشتگیرییە کۆتایی پێ بێت، تورکیا نەک تەنیا لەناوخۆی تورکیا، لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاستیش دەکەوێتە دۆخێکی سەخت و دژوارەوە. تێکۆشانی بزووتنەوەی ئازادیمان لە دژی فاشیزمی ئاکەپە – مەهەپە، کە لە هەموو جومگە و گۆڕەپانەکاندا بەڕێوەی دەبات بووە هۆی ئەوە ئەو دەسەڵاتە زیاتر ریسوا ببێت. دوای ئەوەی بەرامبەر بەرخودانی گەلانی تورکیا زوڵم و گوشاری زۆرتری کرد، کارەکتەرە راستەقینەکەی بە شێوەیەکی روونتر بۆ هەموان دەرکەوت. بۆیە لە کاتی بەرخوداندا لە دەرەوە تووشی سەختی و دژاواری بوویەوە و تەنگاو بوو. بەو بەرخودانە لە دنیای دەرەوەدا زیاتر ریسوا بوو.
لە لایەکی ترەوە کورد لە رۆژئاوا داعشیان تێکشکاند. متمانەی کورد لەناو گەلانی جیهان زیاد بوو. حەسرەتی ئازادی و دیموکراسی کورد لە هەموو کاتێکی زیاترلە هەموو شوێنێک بە ڕەوا دەبیندرێت. لە دۆخێکی لەو شێوەیەدا ئەو شەڕەی لە دژی کوردان ئاکەپە زیاتر لاواز دەکات. ئاکەپە لە سیاسەتی ناوخۆ و دەرەوەدا گەیشتوەتە بونبەست. بۆیە کاریگەری ئەو دۆخە هەیە کە رێگەی لەبەردەم هەنگاونانی ئاکەپە کردەوە. جگە لەوەش کاریگەریی دەرەوە هەیە یان نا، ناتوانین شتێکی بەرچاو بڵێین. بەڵام دەتوانین ئەوە بڵێین؛ سیاسەتی دەوڵەتی تورک لە دژی کورد هێز دەداتە سیاسەتی دۆستەکانی لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاست، هەربۆیە هێزە نێونەتەوەیی-یەکێتی ئەوروپا، ئەمریکا و بریتانیاش لە ناویاندا، ئەو هێزانەی دەیانەوێت لە هەرێمە کاریگەر بن، لەوانەیە بیانەوێت کە شەڕی نێوان دەوڵەتی تورک و کورد نەرم بکەنەوە. چونکە تەنگژەی نێوان کورد و دەوڵەتی تورک، ئەو شەڕەی لەنێوانیاندایە وزە دەداتە سیاسەتی چەندین هێز لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاست. نمونە بەرچاوەکەشی ئێمە لە سوریادا دەیبینین. لە سوریا کورد لەگەڵ هێزە نێوەنەتەوەییەکان لەپەیوەندی دان، لە لایەکەی دیکەوە تورکیا هاوبەشی هێزە نێونەتەوەییەکانە. کورد دەیەوێت لە سوریا ژیانێکی دیموکراتیک و ئازاد هەبێت، سوریاش دیموکراتیزە بکات. بەڵام تورکیا لە بەدیموکراتبوونی سوریا، لە ژیانی ئازاد و دیموکراتی کورد تۆقاوە. پێیوایە ئەگەر سوریا ببێتە ناوچەیەکی دیموکراتی، کورد ببنە خاوەن ماف، ئەوەش بۆ ئەوانە باش نابێت. بۆیە دەوڵەتی تورک لە دژی بەدیموکراتبوونی سوریایە، لەدژی ژیانی ئازاد و دیموکراتی کوردانە کە لە ناو سوریای دیموکراتیک دەردەکەوێت. لەبەر ئەوەیە کە دژایەتی کوردانی رۆژئاواو و باکوری سوریا دەکات. ئەو دۆخە لە هەمووی زیاتر ئەمریکا دەخاتە ناو سەختییەوە. هەم لەگەل تورکیا رێککەوتنی هەیە، هەم لەگەڵ کوردیش لەدژی داعش تێکۆشانێکی هاوبەشی بەڕێوەبردووە. بۆیە ئێمە لەبەر ئەوەیە دەڵێین؛ هەندێک هێز لەو شەڕە سەختەی نێوان کورد و تورکیا بێزار بوون.
لە بەرخودانی چالاکی مانگرتن لەخواردن لەدژی دەوڵەتی تورک، دەسەڵاتداریەتی ئاکەپە گەلێک توڕە بوون. بۆیە ئێمە نازانین هەندێک هێز شەڕێکی لەو شێوەیە وەکو دۆخێکی سەخت لە سیاسەتەکانی ئەوان لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاست دەبینن، ڕاوێژیان لەگەڵ تورکیا کردبێت یان نا. ئەوە مەزەندەیەک و گومانێکە، بێگومان ئێمە لەو باوەڕەداین کە ئەو ئەنجامە ئەنجامی بەرخودێرەکانە. چونکە ئێمە دەزانین کە رێککەوتنی ئا
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
کەپە-مەهەپە بە چ شێوەیەک لە کورد دەڕوانن. ئێمە دەزانین لە سوریا چۆن لێی دەڕوانن، لە باشوری کوردستان، لە باکوری کوردستان چۆن لێی دەڕوانن، هێرشەکانیان لەبەر چاوانە. بە هەزاران سیاسەتمەداریان گرت. سیاسەتێکی قڕکردنی کورد بەڕێوەدەبات. دوژمنایەتی کردنی کورد لە ئاستێکی هەرەبەرزدا بەڕێوەدەبات. چاوپێکەوتنی پارێزەران لەگەڵ رێبەرایەتی ئەنجامی ئەو بەرخودانە گەورەیەیە. بەرخودان بەراستی زۆر مەزن و کاریگەر بوو. ئەگەر کەمێکی تر بەردەوام بوایە، دەسەڵاتداریەتی ئاکەپەی بە تەوای هەڵوەشاندبایەوە. توڕەیی لە ناو کۆمەڵگە زیاد بوو. بۆ ئەوەی توڕەیی ناو کۆمەڵگە رێگەخۆشکەر نەبێت بۆ تەقینەوەیەک دەبوایە هەنگاوی وای بنابوایە. لە هەمان کاتدا ریسوابوونیان لە دونیای دەرەوەدا، هەروەها گوشاری رای گشتی دەرەوە کاریگەر بوو کە حکومەتی ئاکەپە هەنگاوێکی وەها بنێت.
حکومەت، گومانەکانی لەبارەی هەلبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ گەورە نیشان دەدات، وێڕای هەڵوێستی هەدەپە و ئەوەی دەزانرێتیش، بۆچی گومانی لەو شێوەیە دەکرێت؟
چاوپێکەوتنەکان پێش هەڵبژاردنی ئەستەنبۆڵ پێکهاتن و پەیامە ٧ خاڵییەکەی رێبەرایەتی بە درەنگەوە بڵاو کرایەوە و لە رۆژی پووچەڵکردنەوەی هەلبژاردنی ئەستەنبۆڵدا ئاشکرایان کرد، لەناو هەندێک شوێندا دەرگای بۆ وتوێژ کردەوە. قسەیەک هەیە؛ دەمی کەس کیسە نیە تا بتوانیت دایبخەیت! بەتایبەتی لە میدیایەک کە پێی دەڵێین 'سۆسیال میدیا'، هەر کەسە و هەندێک شت دەڵێت. دەسەلاتدارییەتی ئاکەپە پەیامەکەی رێبەر ئاپۆی بە درەنگەوە رادەست کرد و رێگەی لەبەردەم ئەوە کردەوە کە لە هەمان رۆژی پووچەڵکردنەوەی هەڵبژاردن ئەستەنبۆلی ئاشکرای بکەن. هەربۆیە هەندێک دەوروبەر ئەوەیان کردە بابەتی مەزەندە و گومان. لەبەر ئەوەی لەم سەردەمەی ئێستادا ئەو کەسانەی خەڵکەکان ناناسن، رێکخستنەکان ناناسن، بێ ئەوەی قۆناغی راست تێبگەن، هەرکەسە و شتێک دەڵێت. ئەو بەرخۆدانە چەند هێزی بە دەسەڵاتداری بەخشی، بەرخودان لە کام رۆژدا بوو، ئەگەر بەرخودان بەردەوام بوایە چەند سەختیی بۆ دەسەڵاتدارییەتی دروست دەکرد؛ بەبێ ئەوەی بیر لەوانە بکەنەوە، بەبێ ئەوەی هێزی بەرخودان ببینن، گومان دەکەن. بەڵام ئێمە لەو باوەڕەداین کە لەپشت ئەو گومانەوە میت هەیە، ناوەندی شەڕی تایبەتی گلادیۆی کۆشک هەیە. لە کاتێکدا میت و گلادیۆی کۆشک بە دروستکردنی هەواڵی لەو شێوەیە دەیانەوێت کەشێکی وا بخولقێنن و نیشان بدەن کە لەنێوان دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە و بزووتنەوەی کورد پەیوەندی هەیە، لەسەر ئەستەنبۆڵ مامەڵە دەکەن و کۆمەڵگە هەڵدەخەڵەتێنن. بەو شێوەیە دەیەوێت لەناو هەندێک هێزدا لەدژی هەدەپە و کورد ناڕازایی دروست بکەن، دەیانەوێت نیشانیشی بدەن، وەکو ئەوەی کە دەسەڵاتداریەتی ئاکەپە دەتوانێت لەگەل رێبەر ئاپۆ و بزووتنەوەی ئازادی کورد دەست بە قۆناغێکی نوێ بکات، بەو شێوەیە رقی کورد لەدژی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە کەم بکاتەوە. بەڵام دۆخێکی لەو شێوەی نییە.
لە چاوپێکەوتنەکەی ئیمرالیدا بەهیچ شێوەیەک قسە لەسەر هەلبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ نەکراوە. تەنیا لە چاوپێکەوتنی دووەمدا پارێزەران رایانگەیاند کە پەیامەکە بە درەنگەوە دراوە، لەبر ئەوەی ناچار بوون لە ٦ی ئایار/١٦ی بانەمەڕ ئاشکرای بکەن. لەبەر ئەوەشە رێبەر ئابۆ سەرنجی بۆ ئاکەپە راکێشاوە. پێویستە خەڵک سەرنجی ئەو شتە بدات؛ رێبەر ئاپۆ لە ئیمرالی چی دەڵێت؟ باسی رێککەوتنی کۆمەڵایەتی دەکات، باسی خۆبەدوورگرتن لە دژایەتی دەکات، باسی سیاسەتی دیموکراتیک دەکات، باسی ئەوە دەکات کە پرسەکان نەک بەشەڕ، بەڵکو بە سیاسەتی دیموکراتیک، بە عەقڵ، کەلتور و هێزی نەرم چارەسەر بکرێت. ئەوەی لە دژی ئەو قسانەی رێبەرایەتی سیاسەت بەڕێوەدەبەن کێیە؟ دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە و دوژمنانی کورد هەموویانن. رێبەر ئاپۆ لەو چاوپێکەوتنەدا بە شێوەیەکی ئاشکرا بە دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپەی وت کە سیاسەیەتەکانیان هەڵەیە، بەو سیاسەتانە لە تورکیا هیچ پرسێک چارەسەر نابێت. ئەگەر لێرەا ئاماژە بە هەڵوێستێک بکرێت، ئەو کاتە دەتوانرێت بوترێت کە ئەو هەڵوێستە دژی سیسایەتەکانی ئاکەپەیە کە هەتا ئێستا نیشان دراون. سیاسەتی دیموکراتیک، ئاشتی شکۆدار، نەک دژایەتی، بەڵکو رێککەوتنی کۆمەڵگە؛ ئەمە هەمووی بەکام عەقلییەتەوە دەتوانێت جێبەجێ بێت؟ بێگومان بە عەقلیەتی دیموکراتیک، بە هێزە دیموکراتیکەکان و دیموکراتیکبوون. ئەو کاتە پەیامی رێبەر ئاپۆ بۆ کێیە؛ بۆ هێزە دیموکراسییەکانە. هێندە ئاشکرایە.
لە لایەکی دیکەوە، هەدەپە رایگەیاند کە لە ٣١ ئادار/١٠ نەورۆز چۆن دەنگیان داوە، بەهەمان شێوە دەنگ بدەنەوە. واتە ئاشکرای کرد کە لەو هەڵوێستەی بەردەوام دەبێت بۆ تێکشکاندنی رێککەوتنی ئاکەپە – مەهەپە. رایگەیاند کە ئەو لەگەڵ هێزە دیموکراسییەکان هەڵسوکەوت دەکات. هێزە دیموکراسییەکانی لەدژی کێن؛ لەدژی رێککەوتنی ئاکەپە-مەهەپەن. ئەوە ئاشکرایە، کار بۆ ئەوە دەکەن کە پاڵێورای ئاکەپە - مەهەپە تێکبشکێت و بدۆڕێت، هەڵوێستی هەدەپە بەو شێوەیەیە، هە
حکومەت، گومانەکانی لەبارەی هەلبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ گەورە نیشان دەدات، وێڕای هەڵوێستی هەدەپە و ئەوەی دەزانرێتیش، بۆچی گومانی لەو شێوەیە دەکرێت؟
چاوپێکەوتنەکان پێش هەڵبژاردنی ئەستەنبۆڵ پێکهاتن و پەیامە ٧ خاڵییەکەی رێبەرایەتی بە درەنگەوە بڵاو کرایەوە و لە رۆژی پووچەڵکردنەوەی هەلبژاردنی ئەستەنبۆڵدا ئاشکرایان کرد، لەناو هەندێک شوێندا دەرگای بۆ وتوێژ کردەوە. قسەیەک هەیە؛ دەمی کەس کیسە نیە تا بتوانیت دایبخەیت! بەتایبەتی لە میدیایەک کە پێی دەڵێین 'سۆسیال میدیا'، هەر کەسە و هەندێک شت دەڵێت. دەسەلاتدارییەتی ئاکەپە پەیامەکەی رێبەر ئاپۆی بە درەنگەوە رادەست کرد و رێگەی لەبەردەم ئەوە کردەوە کە لە هەمان رۆژی پووچەڵکردنەوەی هەڵبژاردن ئەستەنبۆلی ئاشکرای بکەن. هەربۆیە هەندێک دەوروبەر ئەوەیان کردە بابەتی مەزەندە و گومان. لەبەر ئەوەی لەم سەردەمەی ئێستادا ئەو کەسانەی خەڵکەکان ناناسن، رێکخستنەکان ناناسن، بێ ئەوەی قۆناغی راست تێبگەن، هەرکەسە و شتێک دەڵێت. ئەو بەرخۆدانە چەند هێزی بە دەسەڵاتداری بەخشی، بەرخودان لە کام رۆژدا بوو، ئەگەر بەرخودان بەردەوام بوایە چەند سەختیی بۆ دەسەڵاتدارییەتی دروست دەکرد؛ بەبێ ئەوەی بیر لەوانە بکەنەوە، بەبێ ئەوەی هێزی بەرخودان ببینن، گومان دەکەن. بەڵام ئێمە لەو باوەڕەداین کە لەپشت ئەو گومانەوە میت هەیە، ناوەندی شەڕی تایبەتی گلادیۆی کۆشک هەیە. لە کاتێکدا میت و گلادیۆی کۆشک بە دروستکردنی هەواڵی لەو شێوەیە دەیانەوێت کەشێکی وا بخولقێنن و نیشان بدەن کە لەنێوان دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە و بزووتنەوەی کورد پەیوەندی هەیە، لەسەر ئەستەنبۆڵ مامەڵە دەکەن و کۆمەڵگە هەڵدەخەڵەتێنن. بەو شێوەیە دەیەوێت لەناو هەندێک هێزدا لەدژی هەدەپە و کورد ناڕازایی دروست بکەن، دەیانەوێت نیشانیشی بدەن، وەکو ئەوەی کە دەسەڵاتداریەتی ئاکەپە دەتوانێت لەگەل رێبەر ئاپۆ و بزووتنەوەی ئازادی کورد دەست بە قۆناغێکی نوێ بکات، بەو شێوەیە رقی کورد لەدژی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە کەم بکاتەوە. بەڵام دۆخێکی لەو شێوەی نییە.
لە چاوپێکەوتنەکەی ئیمرالیدا بەهیچ شێوەیەک قسە لەسەر هەلبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ نەکراوە. تەنیا لە چاوپێکەوتنی دووەمدا پارێزەران رایانگەیاند کە پەیامەکە بە درەنگەوە دراوە، لەبر ئەوەی ناچار بوون لە ٦ی ئایار/١٦ی بانەمەڕ ئاشکرای بکەن. لەبەر ئەوەشە رێبەر ئابۆ سەرنجی بۆ ئاکەپە راکێشاوە. پێویستە خەڵک سەرنجی ئەو شتە بدات؛ رێبەر ئاپۆ لە ئیمرالی چی دەڵێت؟ باسی رێککەوتنی کۆمەڵایەتی دەکات، باسی خۆبەدوورگرتن لە دژایەتی دەکات، باسی سیاسەتی دیموکراتیک دەکات، باسی ئەوە دەکات کە پرسەکان نەک بەشەڕ، بەڵکو بە سیاسەتی دیموکراتیک، بە عەقڵ، کەلتور و هێزی نەرم چارەسەر بکرێت. ئەوەی لە دژی ئەو قسانەی رێبەرایەتی سیاسەت بەڕێوەدەبەن کێیە؟ دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە و دوژمنانی کورد هەموویانن. رێبەر ئاپۆ لەو چاوپێکەوتنەدا بە شێوەیەکی ئاشکرا بە دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپەی وت کە سیاسەیەتەکانیان هەڵەیە، بەو سیاسەتانە لە تورکیا هیچ پرسێک چارەسەر نابێت. ئەگەر لێرەا ئاماژە بە هەڵوێستێک بکرێت، ئەو کاتە دەتوانرێت بوترێت کە ئەو هەڵوێستە دژی سیسایەتەکانی ئاکەپەیە کە هەتا ئێستا نیشان دراون. سیاسەتی دیموکراتیک، ئاشتی شکۆدار، نەک دژایەتی، بەڵکو رێککەوتنی کۆمەڵگە؛ ئەمە هەمووی بەکام عەقلییەتەوە دەتوانێت جێبەجێ بێت؟ بێگومان بە عەقلیەتی دیموکراتیک، بە هێزە دیموکراتیکەکان و دیموکراتیکبوون. ئەو کاتە پەیامی رێبەر ئاپۆ بۆ کێیە؛ بۆ هێزە دیموکراسییەکانە. هێندە ئاشکرایە.
لە لایەکی دیکەوە، هەدەپە رایگەیاند کە لە ٣١ ئادار/١٠ نەورۆز چۆن دەنگیان داوە، بەهەمان شێوە دەنگ بدەنەوە. واتە ئاشکرای کرد کە لەو هەڵوێستەی بەردەوام دەبێت بۆ تێکشکاندنی رێککەوتنی ئاکەپە – مەهەپە. رایگەیاند کە ئەو لەگەڵ هێزە دیموکراسییەکان هەڵسوکەوت دەکات. هێزە دیموکراسییەکانی لەدژی کێن؛ لەدژی رێککەوتنی ئاکەپە-مەهەپەن. ئەوە ئاشکرایە، کار بۆ ئەوە دەکەن کە پاڵێورای ئاکەپە - مەهەپە تێکبشکێت و بدۆڕێت، هەڵوێستی هەدەپە بەو شێوەیەیە، هە
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
ڵوێستی کوردیش بەو شێوەیەیە، ئەوە نییە کە کورد دەنگ بداتە کام پارتی یان کام کەسایتی. سیاسەتی تێکشکاندنی ئاکەپە-مەهەپەیە، سیاسەتی کوردان بۆ دەنگدان خۆی بۆ دیموکراسییە. چونکە پرسی کورد بە دیموکراتیکبوون چارەسەر دەبێت. ئاکەپە خاوەن ئەو عەقڵیەتە نییە. ئاکەپە پێشتریش بۆ ئەوەی دەسەڵاتدارییەتی خۆی بەهێز بکات بۆ ئەوەی دەنگی لە هەندێک شوێنەوە بەدەست بهێنێت، بۆ ئەوەی دەنگی کورد بەدەست بهێنێت هەندێک قسەی فریودەرانەیان کرد. بەڵام دوای ئەوەی دەسەڵاتدارییەتی خۆی بەهێز کرد، بە عەقلیەتی دەوڵەتی کلاسیکی قڕکەر و دوژمنی کورد بووە یەک. خۆی لەگەڵ مەهەپە رێککەوتنی کر کە پارێزەری هەرە توندی قڕکردنی کوردانە، ئەو راستییە ئاشکرایە.
هەڵوێستی کورد چی بێت؟ ئاشکرایە کە دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە عەفرینی داگیر کردووە، دوژمنایەتی شۆرشی رۆژئاوا دەکات و هەموو رۆژێک هەڕەشەی لێ دەکات، شارە کوردەکانی خراپ کرد و وێرانی کرد، هەموو رۆژێک لە هەموو شوێنێک هێرشی سەر کورد دەکات، لە شەنگال و مەخمور هێرشی ئاسمانی دەکات، باشوری کوردستانی داگیر کردووە،. لەنێوان گەریلاکانی ئازادی کوردستان و هێزە سەربازییەکانی رێککەوتنی ئاکەپە – مەهەپە هەموو رۆژێک شەڕ روودەدات. سەرباز گیان لەدەست دەدەن، گەریلا شەهید دەبێت. لە دۆخێکی لەو شێوەیەدا، کە دەڵێن لەو سیاسەتەی خۆیان سوور دەبن و بەردەوام دەبن؛ ئاخۆ چ هیوایە بۆ گەلی کورد و هەدەپە هەیە؟ هەڵوێستمان چۆن بێت؟ گەلۆ کورد دەتوانێت دەنگ بە بکوژەکانی بدات، دەتوانێت دەنگ بداتە ئەوانەی کە هێرشیان دەکاتە سەر و بە نەبوو لێیان دەڕوانێت؟ ئەوە گێلایەتی دەبێت. گەلۆ دەکرێت کورد بچێت دەنگ بداتە دەسەڵاتدارییەک کە دەیەوێت کۆتاییان پێ بهێنێت؟ کورد بۆ دەنگ بداتە دەسەڵاتدارییەکی وەها کە عەفرینی داگیر کردووە، دوژمنایەتی شۆرشی رۆژئاوا دەکات، بۆمب بەسەر شەنگال و مەخمور دەبارێنێت، هەموو رۆژێکێ هێرش دەکات، بەهۆی سیاسەتە شەڕئەنگێزییەکانی سەرباز و گەریلا گیان لەدەست دەدەن، شاری کوردەکان خاپوور دەکەن، پەرلەمانتار، هاوسەرۆکی شارەوانییەکان و هەزاران سیاسەتمەداری دیموکراتیک دەگرێت و خەباتکاری لەناو هەدەپەدا نەهێشتووە؟! گەلۆ کورد دەنگیان دەدەنە دوژمنی خۆیان، دەدەنە ئەو کەسانەی دەیانەوێت لەناویان ببەن؟ کێ ئێستا دوژمنایەتی کورد دەکات؟ ئیتر ئاشکرایە دەوڵەتی کلاسیکی ساڵانی ١٩٣٠-٥٠، ٦٠، ٨٠ هەیە.
لە هەموو جیهان راستییەک هەیە؛ کە دین گۆڕاوە بە دەمامکی نەتەوەپەرستی لەوێ سیاسەتی قڕکردن بەڕێوەبراوە. ئێستاکە ئەردۆغان، ئاکەپە لەهەموو کاتێک زیاتر دینی کردوەتە دەمامکی نەتەوەپەرستی. هێزە ئیسلامییەکان پێشتر بە قورسی پشتگیریی سیاسەتەکانی قڕکردنیان نەدەکرد، یان بێلایەن دەمانەوە. ئەردۆغان بۆ یەکەم جار لەمێژووی تورکیادا هێزە ئیسلامییەکانی تێکەڵی قڕکرنی کوردان کرد. ئەوکەسەی ئەوەی کرد ئەردۆغانە، دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپەیە. بێگومان کورد لەدژی ئەوە هەڵوێست دەنوێنن. دەبێت هەلوێستێکی خۆی هەبێت. لەو لایەنەوە هەڵوێستی کورد ئاشکرایە، سیاسەتەکانیان ئاشکرایە. سیاسەتی هەدەپەش لەبەرچاوانە. کردەوەکانی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپەی ٥-٥ ساڵی رابردوو لەبەر چاوانە. ئەوەی کە دوژمنایەتی کورد لە تورکیا هان دەدات، خاوەنداریی دەکات، دەسەڵاتدایییەتی ئاکەپەیە. هێندەی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە هەتا ئێستا هیچ کەسێک بەردەوام و هەمیشە نەیوتووە یەک ملەت، یەک دەوڵەت، یەک لایەن. پێش ئەردۆغان ئەوانەی لەو باوەڕەدا بوون نەبوون. بەڵێ دەسەڵاتدارانی دژی کورد هەبوون، سیاسەتی دەوڵەتی کلاسیک لەبارەی پرسی کورد هەبوو، بەڵام نە دەمیرەل، نە یلماز، نە چیلەر نە ئەجەوید نە ئەوانی دیکەش هەموو بەیانی و ئێوارەیەک نەیانوت یەک میلەت، یەک وڵات، یەک ئاڵا.
پرسی کورد بە تێڕوانینی ئەو دەسەڵاتدارییەتییە یان ئەو دەسەڵاتە چارەسەر نابێت. بە تێکۆشانی دیموکراسی و دیموکراتبوونی تورکیا چارەسەر دەبێت. ئەو دەسەڵاتدارانەی کە سیاسەتی دیموکراتییان نییە، ناتوانن چارەسەری بکەن. ئەو دەسەڵاتدارییەی کە ئامانجی دیموکراتیکبوونی نەبێت ناتوانێت پرسی کورد چارەسەر بکات. ئەو دەسەڵاتدارییەی ئاکەپە کە هەیە دوژمنی دیموکراسی و دوژمنی ئەو هێزە دیموکراتیکانەیە کە هەن. کێ باسی دیموکراسی دەکات، کێ رەخنە لەو رژێمە زۆردارە دەکات یەکسەر دەیگرێت. لە ناوچەیەکی وەها هیوا بۆ چارەسەرکردنی پرسی کورد چاوەڕوانکراوە؟ بە پێچەوانەوە، چارەسەرنەکردنی پرسی کورد قورستر دەبێت. چارەسەرکردنی کێشەی کورد لە لایەک، لە کێشەی کورددا بەیانیان تا ئێوارە باسی قڕکردن، داپلۆسین، لەناوبردن دەکەن. لە دۆخێکی لەو شێوەیەدا کە ئەو راستییانە هەموویان دەبیندرێن، هەوڵ دەدەن نیشان بدەن لەوانەیە کورد بچن دەنگ بدەنە ئاکەپە، هەڵوێستی خۆیان لە هەلبژاردنی ٣١ی ئادار/١٠ی نەورۆز بگۆڕن. جارێکی دیکە ئاماژەی پێ دەکەین. هەوڵدانێکی بەو شێوەیەی خولقاندنی کەشی خەڵەتاندن کاری گلادیۆی کۆشکە. بەو شتە دەیانەوێت کورد و هێزە دیموکراسییەکان لەدژی یە
هەڵوێستی کورد چی بێت؟ ئاشکرایە کە دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە عەفرینی داگیر کردووە، دوژمنایەتی شۆرشی رۆژئاوا دەکات و هەموو رۆژێک هەڕەشەی لێ دەکات، شارە کوردەکانی خراپ کرد و وێرانی کرد، هەموو رۆژێک لە هەموو شوێنێک هێرشی سەر کورد دەکات، لە شەنگال و مەخمور هێرشی ئاسمانی دەکات، باشوری کوردستانی داگیر کردووە،. لەنێوان گەریلاکانی ئازادی کوردستان و هێزە سەربازییەکانی رێککەوتنی ئاکەپە – مەهەپە هەموو رۆژێک شەڕ روودەدات. سەرباز گیان لەدەست دەدەن، گەریلا شەهید دەبێت. لە دۆخێکی لەو شێوەیەدا، کە دەڵێن لەو سیاسەتەی خۆیان سوور دەبن و بەردەوام دەبن؛ ئاخۆ چ هیوایە بۆ گەلی کورد و هەدەپە هەیە؟ هەڵوێستمان چۆن بێت؟ گەلۆ کورد دەتوانێت دەنگ بە بکوژەکانی بدات، دەتوانێت دەنگ بداتە ئەوانەی کە هێرشیان دەکاتە سەر و بە نەبوو لێیان دەڕوانێت؟ ئەوە گێلایەتی دەبێت. گەلۆ دەکرێت کورد بچێت دەنگ بداتە دەسەڵاتدارییەک کە دەیەوێت کۆتاییان پێ بهێنێت؟ کورد بۆ دەنگ بداتە دەسەڵاتدارییەکی وەها کە عەفرینی داگیر کردووە، دوژمنایەتی شۆرشی رۆژئاوا دەکات، بۆمب بەسەر شەنگال و مەخمور دەبارێنێت، هەموو رۆژێکێ هێرش دەکات، بەهۆی سیاسەتە شەڕئەنگێزییەکانی سەرباز و گەریلا گیان لەدەست دەدەن، شاری کوردەکان خاپوور دەکەن، پەرلەمانتار، هاوسەرۆکی شارەوانییەکان و هەزاران سیاسەتمەداری دیموکراتیک دەگرێت و خەباتکاری لەناو هەدەپەدا نەهێشتووە؟! گەلۆ کورد دەنگیان دەدەنە دوژمنی خۆیان، دەدەنە ئەو کەسانەی دەیانەوێت لەناویان ببەن؟ کێ ئێستا دوژمنایەتی کورد دەکات؟ ئیتر ئاشکرایە دەوڵەتی کلاسیکی ساڵانی ١٩٣٠-٥٠، ٦٠، ٨٠ هەیە.
لە هەموو جیهان راستییەک هەیە؛ کە دین گۆڕاوە بە دەمامکی نەتەوەپەرستی لەوێ سیاسەتی قڕکردن بەڕێوەبراوە. ئێستاکە ئەردۆغان، ئاکەپە لەهەموو کاتێک زیاتر دینی کردوەتە دەمامکی نەتەوەپەرستی. هێزە ئیسلامییەکان پێشتر بە قورسی پشتگیریی سیاسەتەکانی قڕکردنیان نەدەکرد، یان بێلایەن دەمانەوە. ئەردۆغان بۆ یەکەم جار لەمێژووی تورکیادا هێزە ئیسلامییەکانی تێکەڵی قڕکرنی کوردان کرد. ئەوکەسەی ئەوەی کرد ئەردۆغانە، دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپەیە. بێگومان کورد لەدژی ئەوە هەڵوێست دەنوێنن. دەبێت هەلوێستێکی خۆی هەبێت. لەو لایەنەوە هەڵوێستی کورد ئاشکرایە، سیاسەتەکانیان ئاشکرایە. سیاسەتی هەدەپەش لەبەرچاوانە. کردەوەکانی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپەی ٥-٥ ساڵی رابردوو لەبەر چاوانە. ئەوەی کە دوژمنایەتی کورد لە تورکیا هان دەدات، خاوەنداریی دەکات، دەسەڵاتدایییەتی ئاکەپەیە. هێندەی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە هەتا ئێستا هیچ کەسێک بەردەوام و هەمیشە نەیوتووە یەک ملەت، یەک دەوڵەت، یەک لایەن. پێش ئەردۆغان ئەوانەی لەو باوەڕەدا بوون نەبوون. بەڵێ دەسەڵاتدارانی دژی کورد هەبوون، سیاسەتی دەوڵەتی کلاسیک لەبارەی پرسی کورد هەبوو، بەڵام نە دەمیرەل، نە یلماز، نە چیلەر نە ئەجەوید نە ئەوانی دیکەش هەموو بەیانی و ئێوارەیەک نەیانوت یەک میلەت، یەک وڵات، یەک ئاڵا.
پرسی کورد بە تێڕوانینی ئەو دەسەڵاتدارییەتییە یان ئەو دەسەڵاتە چارەسەر نابێت. بە تێکۆشانی دیموکراسی و دیموکراتبوونی تورکیا چارەسەر دەبێت. ئەو دەسەڵاتدارانەی کە سیاسەتی دیموکراتییان نییە، ناتوانن چارەسەری بکەن. ئەو دەسەڵاتدارییەی کە ئامانجی دیموکراتیکبوونی نەبێت ناتوانێت پرسی کورد چارەسەر بکات. ئەو دەسەڵاتدارییەی ئاکەپە کە هەیە دوژمنی دیموکراسی و دوژمنی ئەو هێزە دیموکراتیکانەیە کە هەن. کێ باسی دیموکراسی دەکات، کێ رەخنە لەو رژێمە زۆردارە دەکات یەکسەر دەیگرێت. لە ناوچەیەکی وەها هیوا بۆ چارەسەرکردنی پرسی کورد چاوەڕوانکراوە؟ بە پێچەوانەوە، چارەسەرنەکردنی پرسی کورد قورستر دەبێت. چارەسەرکردنی کێشەی کورد لە لایەک، لە کێشەی کورددا بەیانیان تا ئێوارە باسی قڕکردن، داپلۆسین، لەناوبردن دەکەن. لە دۆخێکی لەو شێوەیەدا کە ئەو راستییانە هەموویان دەبیندرێن، هەوڵ دەدەن نیشان بدەن لەوانەیە کورد بچن دەنگ بدەنە ئاکەپە، هەڵوێستی خۆیان لە هەلبژاردنی ٣١ی ئادار/١٠ی نەورۆز بگۆڕن. جارێکی دیکە ئاماژەی پێ دەکەین. هەوڵدانێکی بەو شێوەیەی خولقاندنی کەشی خەڵەتاندن کاری گلادیۆی کۆشکە. بەو شتە دەیانەوێت کورد و هێزە دیموکراسییەکان لەدژی یە
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی دووهەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
کتری هان بدەن. دەیەوێت سیاسەتی کوردان بۆ تێکشکاندنی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە- مەهەپە ملکەچ بن.
کورد نەک لەبەر جەهەپە و نە لەبەرئیمام ئۆغلو دەنگ دەدەن. دەنگ بۆ پاشەڕۆژی دیموکراتیک دەدەن. بۆیە هەڵوێستی خۆیان ناگۆڕن. خۆی تێکچوونی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە – مەهەپە بۆ کورد سەرکەوتنێکی گەورەیە، ئەگەر دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە- مەهەپە تێکبچێت رێگە بۆ بەدیموکراتبوونی تورکیا دەبێتەوە. بۆیە هێزە دیموکراسییەکان لە کوێ بن، هەدەپە و کوردیش لەوێ دەبن. نابێت کە هێزە دیموکراسییەکان لە لایەک بن و هەدەپەش لە لایەکی دیکە. هەدەپە ئەو حزبە نییە کە ئامانجەکەی ١٢% دەنگەکان بێت. وەکو رێبەر ئاپۆ وتی، حزبێکە دەتوانێت لانی کەم ٣٠% دەنگی کۆمەڵگەی دیموکراتیک بەدەست بهێنێت. لەو چوارچیوەیەشدا دەتوانێت دەنگێکی زۆر لە بنکەی جەهەپە وەربگرێت. وەکو تر ئەو هێزانەی دەنگ دەدەنە ئاکەپە دەتوانێت لەوانیش دەنگ وەرگرێت. ئاشکرایە کە کۆمەڵەی ئەنجومەنی هەدەپە، هێزە دیموکراسییەکان، رەنجدەر، ژن، گەنج، ژێردەستە و ئەو کۆمەڵگانەی گوشار و زۆرداری دەبینن. بۆیە حزبێکە کە لە دژی فاشیزمی ئاکەپە-مەهەپە هەڵوێستی هەرە یەکگرتووی نیشان دەدات. بۆیە سەرچاوەی گومانەکانی "کورد دەنگ دەدەنە ئاکەپە" ئاکەپە خۆیەتی، لە لای ئەوانەوە لە رۆژەڤدا هێشتیانەوە. لە لایەکی دیکەوە هەندێک دەوروبەری نەتەوەپەرست کە لە بابەتی کوردان جیاواز لە ئاکەپە و مەهەپە بیر ناکەنەوە، خۆیان لە گلادیۆی شەری ئاکەپە-مەهەپە دەبوێرن. ئیمامئۆغڵوو تێکبشکێت، ئەوانەی کە دەیانەوێت هۆکاری ئەو تێکشکاندە بخەنە ئەستۆی کورد، بونەتە پارچەیەک لە گومانەکان. بەڵام کورد و هەدەپە گوێ نادەنە گلادیۆی کۆشک، گوێ نادەنە تێڕوانینی میت و گوێ نادەنە ئەو قسانەی 'کورد لە ئاکەپە نزیک دەبنەوە' هێزە جیاوازەکان، بە رێگە راستەکەی خۆیاندا دەڕۆن. ئەو رێیەی کە دەزانن راستە، رێگەی ٣١ی ئادار/١٠ نەورۆزە. لەو رێگەیەدا دەتوانرێت پێش بە دیموکراتبوونی تورکیا بکرێتەوە، دەتوانرێت لە تورکیا عەقڵیەتێکی نوێ و رێبازێکی نوێی سیاسەت بخولقێندرێت. لەبەر ئەوە کورد لە ٢٣ی حوزەیران/٢ی پوشپەڕدا دڵەڕاوکێیان نەبێت و بە بڕیارێکی پتەوەوە دەنگی حۆیان بدەن. تێڕوانینی (ئێمە قبوڵیش نەکەین دەنگی خۆمان دەدەین) هەڵەیە، قبوڵنەکردن چییە؟ کورد دەنگ بۆ خۆیان دەدەن. بۆ دیموکراتبوونی تورکیا، بۆ چارسەرکردنی پرسی کورد دەیدەن. لە بەر ئەوە، پێویستە بە بریارەوە، دڵخۆشی و بە ویستەوە هەڵوێستی ٣١ ئادار/١٠ نەورۆز نیشان بدەن.
درێژەی هەیە....
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کورد نەک لەبەر جەهەپە و نە لەبەرئیمام ئۆغلو دەنگ دەدەن. دەنگ بۆ پاشەڕۆژی دیموکراتیک دەدەن. بۆیە هەڵوێستی خۆیان ناگۆڕن. خۆی تێکچوونی دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە – مەهەپە بۆ کورد سەرکەوتنێکی گەورەیە، ئەگەر دەسەڵاتدارییەتی ئاکەپە- مەهەپە تێکبچێت رێگە بۆ بەدیموکراتبوونی تورکیا دەبێتەوە. بۆیە هێزە دیموکراسییەکان لە کوێ بن، هەدەپە و کوردیش لەوێ دەبن. نابێت کە هێزە دیموکراسییەکان لە لایەک بن و هەدەپەش لە لایەکی دیکە. هەدەپە ئەو حزبە نییە کە ئامانجەکەی ١٢% دەنگەکان بێت. وەکو رێبەر ئاپۆ وتی، حزبێکە دەتوانێت لانی کەم ٣٠% دەنگی کۆمەڵگەی دیموکراتیک بەدەست بهێنێت. لەو چوارچیوەیەشدا دەتوانێت دەنگێکی زۆر لە بنکەی جەهەپە وەربگرێت. وەکو تر ئەو هێزانەی دەنگ دەدەنە ئاکەپە دەتوانێت لەوانیش دەنگ وەرگرێت. ئاشکرایە کە کۆمەڵەی ئەنجومەنی هەدەپە، هێزە دیموکراسییەکان، رەنجدەر، ژن، گەنج، ژێردەستە و ئەو کۆمەڵگانەی گوشار و زۆرداری دەبینن. بۆیە حزبێکە کە لە دژی فاشیزمی ئاکەپە-مەهەپە هەڵوێستی هەرە یەکگرتووی نیشان دەدات. بۆیە سەرچاوەی گومانەکانی "کورد دەنگ دەدەنە ئاکەپە" ئاکەپە خۆیەتی، لە لای ئەوانەوە لە رۆژەڤدا هێشتیانەوە. لە لایەکی دیکەوە هەندێک دەوروبەری نەتەوەپەرست کە لە بابەتی کوردان جیاواز لە ئاکەپە و مەهەپە بیر ناکەنەوە، خۆیان لە گلادیۆی شەری ئاکەپە-مەهەپە دەبوێرن. ئیمامئۆغڵوو تێکبشکێت، ئەوانەی کە دەیانەوێت هۆکاری ئەو تێکشکاندە بخەنە ئەستۆی کورد، بونەتە پارچەیەک لە گومانەکان. بەڵام کورد و هەدەپە گوێ نادەنە گلادیۆی کۆشک، گوێ نادەنە تێڕوانینی میت و گوێ نادەنە ئەو قسانەی 'کورد لە ئاکەپە نزیک دەبنەوە' هێزە جیاوازەکان، بە رێگە راستەکەی خۆیاندا دەڕۆن. ئەو رێیەی کە دەزانن راستە، رێگەی ٣١ی ئادار/١٠ نەورۆزە. لەو رێگەیەدا دەتوانرێت پێش بە دیموکراتبوونی تورکیا بکرێتەوە، دەتوانرێت لە تورکیا عەقڵیەتێکی نوێ و رێبازێکی نوێی سیاسەت بخولقێندرێت. لەبەر ئەوە کورد لە ٢٣ی حوزەیران/٢ی پوشپەڕدا دڵەڕاوکێیان نەبێت و بە بڕیارێکی پتەوەوە دەنگی حۆیان بدەن. تێڕوانینی (ئێمە قبوڵیش نەکەین دەنگی خۆمان دەدەین) هەڵەیە، قبوڵنەکردن چییە؟ کورد دەنگ بۆ خۆیان دەدەن. بۆ دیموکراتبوونی تورکیا، بۆ چارسەرکردنی پرسی کورد دەیدەن. لە بەر ئەوە، پێویستە بە بریارەوە، دڵخۆشی و بە ویستەوە هەڵوێستی ٣١ ئادار/١٠ نەورۆز نیشان بدەن.
درێژەی هەیە....
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
باییک: هدف اساسی درهم شکستن فاشیسم است- بخش نخست
جمیل باییک: هدف اساسی در آینده پیش رو درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است. شعارهایی که تمامی نیروهای دمکراسیخواه در ترکیه را به هم می رساند، درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است.
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان به پرسشهای ما پاسخ داد.
- اعتصابهای غذا و روزه مرگ، و نیز مقاومت اجتماعی حکومت ترک را ناچار ساخت که قدمهایی را بردارد. اجازه داده شد که وکیل و خانواده اوجالان با وی دیدار داشته باشند. کمیته منع شکنجه اتحادیه اروپا نیز فاش کرد که از امرالی دیدار به عمل آورده است. این مجموعه اقدامات را چگونه ارزیابی می کنید؟
- در چارچوب کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم، اعتصای غذای نامحدود و بدون بازگشت با پیشاهنگی لیلا گوون، ریاست مشترک ک.ج.د و نماینده جولمرگ آغاز شد و در زندانها نیز گسترش یافت. در وهله نخست ناصر یاغز در جنوب کردستان، در مخمور آغاز شد. در اروپا رفقای بسیاری نیز به این اعتصاب غذای نامحدود و بدون بازگشت پیوستند. خلق کرد در مقابل انزوای تحمیل شده بر امرالی بپاخاست. نیروهای دمکراتیک در ترکیه و جهان به منظور پایان دادن به انزوا فراخوان دادند. بدینگونه به حمایت از مقاومت زندانها پیوستند. از سوی دیگر، روشنفکران، نویسندگان و هنرمندانی که وجدان آگاه بشری جهانی هستند نیز به منظور پایان دادن به انزوا فراخوان دادند، نیروهای دمکراتیک در ترکیه، حزب خلق جمهوری و نیز برخی از طرفهای سیاسی نیز به منظور پایان دادن به انزوا بیانیەهایی را منتشر کردند. خصوصا مادران روسری سپید در مقابله با هر گونه از ظلم و فشاری، در مقابل درهای زندانها به تحصن دست زدند. در هر نقطەای شاهد مقاومت بودیم. این مساله حاکمیت آ.ک.پ را بسیار در تنگنا قرار داد. در مواجهه با وضعیتی که در آن هزاران نفر آگاهانه با مرگ پنجه در افکنده بودند،، اگر حاکمیت سکوت میکرد بدون هیچ گمان تضعیف میشد. اگر این حاکمیت مانع از مرگ هزاران انسان نمیشد، چشمان خود را بر آن می بست، تمامی اعتبار خود را در ترکیه و در جهان از دست میداد. حاکمیتی که برای انسانیت ارزشی قایل نباشد، هیچ پیوندی با حقوق بشر نداشته باشد و خصوصا در مواجهه با مرگ در زندانها سکوت پیشه نماید، بدون تردید رسوا خواهد شد. حاکمیت آ.ک.پ در ۴-۵ سال گذشته در ترکیه، کردستان، خاورمیانه و عرصه بین المللی بسیار رسوا شده است. همگان دریافتند که این حاکمیت عاری از دمکراسی بوده و دیکتاتوری شخصی اردوغان غلبه یافته یافته است، هر گفتەای که از زبان وی صادر میشود مانند یک قانون اجرا میشود، قضات و دادگاهها کاملا به وی وابسته هستند. اما دمکراسی و حقوق بشر در ترکیه بر مبنای معیار کشورهای دیگر بسیار عقب مانده است، در ارتباط با مسالەی حقوق بشر و دمکراسی ترکیه یکی از عقب مانده ترین کشورها است. از سوی دیگر اعتصابات غذا راه را بر خشم عمیق خلق کرد علیه حاکمیت آ.ک.پ باز کرد. نتیجەی این اعتراض نیز از دست دادن قدرت و حاکمیت آ.ک.پ در بیشتر شهرهای کردستان در انتخابات 31 مارس بود.
- آیا میتوان گفت که در این میان مکانیزمهای خارجی نیز وجود داشتند که حکومت ترک را به عقب نشینی وادار ساختند؟
- حکومت ترکیه با سیاست، نوع برخوردهای اقتصادی، با اظهار ارتباط دیپلماتیک خود در مقابل جهان دچار مشکلاتی شده است، با بسیاری از متحدان خود دچار مشکل شده است. با آمریکا، فرانسه و اتحادیه اروپا دچار مشکل است. از سوی دیگر، با کشورهای عربی نیز مشکلات بسیاری دارد. اما سیاست خارجی این کشور با بن بست مواجه شده است. در نتیجه تلاش دارد از طریق روسیه تنگناهای سیاسی خود را حل و فصل نماید. اما امر در کوتاه مدت می تواند مفید واقع شود، اما در دراز مدت میتواند نتیج مهلکی را برای این کشور به دنبال داشته باشد. زیرا دولت ترک یکصد سال است که با حمایت کشورهای اروپایی، با حمایت ناتو و اتحادیه اروپا سیاستهای مبتنی کشتار را علیه کردها به پیش میبرد. با چنین حمایتهایی است که سیاست کشتار علیه کردها تداوم دارد. اگر این حمایت خاتمه یابد، ترکیه نه فقط در داخل این کشور، بلکه در خاورمیانه نیز با مشکلات جدی مواجه میشود. مبارزه جنبش آزادیخواهانه ما در مقابله با فاشیسم آ.ک.پ/ م.ه.پ که در تمامی عرصەها ادامه دارد، باعث شده ست که این حاکمیت بیش از پیش رسوا گردد. بعد از آنکه آ.ک.پ در مقابله با مقاومت خلقهای ترکیه بیش از پیش به سرکوب پرداخت، ویژگیهای واقعی این حزب بیش از پیش آشکار شده است. اما در زمان مقاومت ما، این حکومت دچار مشکلاتی شد و در تنگنا قرار گرفت. با این مقاومت در مقابل جهانیان رسوا گشت.
از سوی دیگر کردها در روژآوا، داعش را در هم شکستن
جمیل باییک: هدف اساسی در آینده پیش رو درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است. شعارهایی که تمامی نیروهای دمکراسیخواه در ترکیه را به هم می رساند، درهم شکستن فاشیسم و دمکراتیزاسیون ترکیه است.
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک جمیل باییک در ارتباط با دیدارهای انجام شده با رهبر خلق کرد عبدالله اوجالان، انتخابات شهرداری در استانبول و کاررزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم و آزادی کردستان به پرسشهای ما پاسخ داد.
- اعتصابهای غذا و روزه مرگ، و نیز مقاومت اجتماعی حکومت ترک را ناچار ساخت که قدمهایی را بردارد. اجازه داده شد که وکیل و خانواده اوجالان با وی دیدار داشته باشند. کمیته منع شکنجه اتحادیه اروپا نیز فاش کرد که از امرالی دیدار به عمل آورده است. این مجموعه اقدامات را چگونه ارزیابی می کنید؟
- در چارچوب کارزار پایان دادن به انزوا، درهم شکستن فاشیسم، اعتصای غذای نامحدود و بدون بازگشت با پیشاهنگی لیلا گوون، ریاست مشترک ک.ج.د و نماینده جولمرگ آغاز شد و در زندانها نیز گسترش یافت. در وهله نخست ناصر یاغز در جنوب کردستان، در مخمور آغاز شد. در اروپا رفقای بسیاری نیز به این اعتصاب غذای نامحدود و بدون بازگشت پیوستند. خلق کرد در مقابل انزوای تحمیل شده بر امرالی بپاخاست. نیروهای دمکراتیک در ترکیه و جهان به منظور پایان دادن به انزوا فراخوان دادند. بدینگونه به حمایت از مقاومت زندانها پیوستند. از سوی دیگر، روشنفکران، نویسندگان و هنرمندانی که وجدان آگاه بشری جهانی هستند نیز به منظور پایان دادن به انزوا فراخوان دادند، نیروهای دمکراتیک در ترکیه، حزب خلق جمهوری و نیز برخی از طرفهای سیاسی نیز به منظور پایان دادن به انزوا بیانیەهایی را منتشر کردند. خصوصا مادران روسری سپید در مقابله با هر گونه از ظلم و فشاری، در مقابل درهای زندانها به تحصن دست زدند. در هر نقطەای شاهد مقاومت بودیم. این مساله حاکمیت آ.ک.پ را بسیار در تنگنا قرار داد. در مواجهه با وضعیتی که در آن هزاران نفر آگاهانه با مرگ پنجه در افکنده بودند،، اگر حاکمیت سکوت میکرد بدون هیچ گمان تضعیف میشد. اگر این حاکمیت مانع از مرگ هزاران انسان نمیشد، چشمان خود را بر آن می بست، تمامی اعتبار خود را در ترکیه و در جهان از دست میداد. حاکمیتی که برای انسانیت ارزشی قایل نباشد، هیچ پیوندی با حقوق بشر نداشته باشد و خصوصا در مواجهه با مرگ در زندانها سکوت پیشه نماید، بدون تردید رسوا خواهد شد. حاکمیت آ.ک.پ در ۴-۵ سال گذشته در ترکیه، کردستان، خاورمیانه و عرصه بین المللی بسیار رسوا شده است. همگان دریافتند که این حاکمیت عاری از دمکراسی بوده و دیکتاتوری شخصی اردوغان غلبه یافته یافته است، هر گفتەای که از زبان وی صادر میشود مانند یک قانون اجرا میشود، قضات و دادگاهها کاملا به وی وابسته هستند. اما دمکراسی و حقوق بشر در ترکیه بر مبنای معیار کشورهای دیگر بسیار عقب مانده است، در ارتباط با مسالەی حقوق بشر و دمکراسی ترکیه یکی از عقب مانده ترین کشورها است. از سوی دیگر اعتصابات غذا راه را بر خشم عمیق خلق کرد علیه حاکمیت آ.ک.پ باز کرد. نتیجەی این اعتراض نیز از دست دادن قدرت و حاکمیت آ.ک.پ در بیشتر شهرهای کردستان در انتخابات 31 مارس بود.
- آیا میتوان گفت که در این میان مکانیزمهای خارجی نیز وجود داشتند که حکومت ترک را به عقب نشینی وادار ساختند؟
- حکومت ترکیه با سیاست، نوع برخوردهای اقتصادی، با اظهار ارتباط دیپلماتیک خود در مقابل جهان دچار مشکلاتی شده است، با بسیاری از متحدان خود دچار مشکل شده است. با آمریکا، فرانسه و اتحادیه اروپا دچار مشکل است. از سوی دیگر، با کشورهای عربی نیز مشکلات بسیاری دارد. اما سیاست خارجی این کشور با بن بست مواجه شده است. در نتیجه تلاش دارد از طریق روسیه تنگناهای سیاسی خود را حل و فصل نماید. اما امر در کوتاه مدت می تواند مفید واقع شود، اما در دراز مدت میتواند نتیج مهلکی را برای این کشور به دنبال داشته باشد. زیرا دولت ترک یکصد سال است که با حمایت کشورهای اروپایی، با حمایت ناتو و اتحادیه اروپا سیاستهای مبتنی کشتار را علیه کردها به پیش میبرد. با چنین حمایتهایی است که سیاست کشتار علیه کردها تداوم دارد. اگر این حمایت خاتمه یابد، ترکیه نه فقط در داخل این کشور، بلکه در خاورمیانه نیز با مشکلات جدی مواجه میشود. مبارزه جنبش آزادیخواهانه ما در مقابله با فاشیسم آ.ک.پ/ م.ه.پ که در تمامی عرصەها ادامه دارد، باعث شده ست که این حاکمیت بیش از پیش رسوا گردد. بعد از آنکه آ.ک.پ در مقابله با مقاومت خلقهای ترکیه بیش از پیش به سرکوب پرداخت، ویژگیهای واقعی این حزب بیش از پیش آشکار شده است. اما در زمان مقاومت ما، این حکومت دچار مشکلاتی شد و در تنگنا قرار گرفت. با این مقاومت در مقابل جهانیان رسوا گشت.
از سوی دیگر کردها در روژآوا، داعش را در هم شکستن
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
د. بر اعتبار کردها در سراسر جهان افزوده شد. خواست آزادی و دست یابی به دمکراسی از سوی کردها را به خوبی دریافتند. در چنین برهەای نبرد علیه کردها، آ.ک.پ را بیش از پیش تضعیف مینماید. آ.ک.پ در سیاست داخلی خود به بن بست رسیدە است. اما تاثیرگذاری وضعیت موجود است که راه را بر قدمهای آ.ک.پ باز کرد. غیر از این، اطلاعی نداریم که آیا تاثیرگذاری خارجی وجود دارد یا خیر؛ نمیتوان بر مساله مشهودی انگشت گذاشت. اما میتوان گفت سیاستهای دولت ترک علیه کردها باعث فشار بر سیاستهای متحدان ترکیه در خاورمیانه میشود. به همین دلیل نیروهای بین المللی-اتحادیه اروپا، آمریکا و انگلستان، نیروهایی که خواهان تاثیرگذاری بر منطقه هستند، احتمالا خواهان کاستن از دامنه جنگ بین کردها و ترکها هستند. زیرا تنش بین کردها و دولت ترک، جنگ بین آنها سیاستهای بسیاری از این نیروها را در خاورمیانه تحت تاثیر و فشار قرار می دهد. نمونه مشهود ان در سوریه قابل مشاهده است. در سوریه کردها با نیروهای ائتلاف در ارتباط هستند. اما از سوی دیگر ترکیه نیز متحد نیروهای ائتلاف به شمار میرود. کردها میخواهند که در شمال سوریه از حیاتی آزاد و دمکراتیک برخوردار باشند. سوریه دمکراتیک شود. اما ترکیه از دمکراتیزاسیون سوریه، از حیات آزاد دمکراتیک کردها میترسد. زیرا در صورت دمکراتیزاسیون سوریه، کردها از مبانی حقوقی و قانونی برخوردار گشته و این امر در تضاد با کلیت آنها قرار دارد. اما دولت ترکیه علیه دمکراتیزاسیون سوریه قرار گرفته است. علیه حیات آزاد و دمکراتیک کردها در یک سوریه دمکراتیک قرار دارد. به همین دلیل علیه کردها در روژآوا و شمال سوریه قرار میگیرد. این وضعیت بیش از همه آمریکا را دچار مشکلاتی مینماید. از یک سوی آمریکا با ترکیه متحد است، و از سوی دیگر با کردها نیز علیه داعش مبارزەای مشترک را به پیش برده است. به همین دلیل ما براین باوریم که احتمال دارد که برخی از نیروها از نبرد سنگین بین کردها و ترکها دچار ناراحتی شدەاند.
کردها با اعتصاب غذا در مقابله با دولت ترک، حاکمت آ.ک.پ را بیش از پیش در تنگنا قرار دادند. اما ما اطلاعی نداریم که آیا برخی از نیروها که ادامه چنین وضعیتی را برای سیاستهای خود در خاورمیانه باعث دشواری میدانند، در این زمینه با ترکها سخن گفته باشند یا نه. این مساله یک گمان است؛ بدون تردید ما براین باوریم که این نتیجه، نتیجه مقاومت است. زیرا ما میدانیم که اتحاد آ.ک.پ- م.ه.پ چگونه با کردها تعامل دارند. ما میدانیم که در سوریه چگونه با کردها تعامل دارند. در جنوب کردستان، در شمال کردستان چگونه با کردها برخورد میکنند، حملات آنها را می بینیم. هزاران سیاستمدار را دستگیر کردەاند. سیاستهای مبتنی بر کشتار کردها را به پیش میبرند. یعنی دشمنی با کردها در بالاترین سطح خود ادامه دارد. دیدار وکلا با رهبری نتیجه این مقاومت عظیم است. مقاومت اعتصاب غذا براستی بسیار بزرگ و تاثیر گذار بود. اگر اندکی دیگر ادامه مییافت میتوانست به فروپاشی حکومت آ.ک.پ منجر شود. خشم در جامعه افزایش یافته بود. به منظور ممانعت از انفجار اجتماعی بود که چنین قدمی برداشته شد. همزمان با رسوایی آنها در جهان خارج، فشار افکار عمومی در خارج نیز تاثیرگذار بود که آ.ک.پ را مجبور به برداشتن چنین گامی نمود.
🆔 @GozarDemocratic
👇👇👇
کردها با اعتصاب غذا در مقابله با دولت ترک، حاکمت آ.ک.پ را بیش از پیش در تنگنا قرار دادند. اما ما اطلاعی نداریم که آیا برخی از نیروها که ادامه چنین وضعیتی را برای سیاستهای خود در خاورمیانه باعث دشواری میدانند، در این زمینه با ترکها سخن گفته باشند یا نه. این مساله یک گمان است؛ بدون تردید ما براین باوریم که این نتیجه، نتیجه مقاومت است. زیرا ما میدانیم که اتحاد آ.ک.پ- م.ه.پ چگونه با کردها تعامل دارند. ما میدانیم که در سوریه چگونه با کردها تعامل دارند. در جنوب کردستان، در شمال کردستان چگونه با کردها برخورد میکنند، حملات آنها را می بینیم. هزاران سیاستمدار را دستگیر کردەاند. سیاستهای مبتنی بر کشتار کردها را به پیش میبرند. یعنی دشمنی با کردها در بالاترین سطح خود ادامه دارد. دیدار وکلا با رهبری نتیجه این مقاومت عظیم است. مقاومت اعتصاب غذا براستی بسیار بزرگ و تاثیر گذار بود. اگر اندکی دیگر ادامه مییافت میتوانست به فروپاشی حکومت آ.ک.پ منجر شود. خشم در جامعه افزایش یافته بود. به منظور ممانعت از انفجار اجتماعی بود که چنین قدمی برداشته شد. همزمان با رسوایی آنها در جهان خارج، فشار افکار عمومی در خارج نیز تاثیرگذار بود که آ.ک.پ را مجبور به برداشتن چنین گامی نمود.
🆔 @GozarDemocratic
👇👇👇
👆👆👆
- حکومت، گمانهای موجود در ارتباط با انتخابات استانبول را ارزیابی میکند. به رغم آنکه از موضع حزب دمکراتیک خلقها اطلاع داریم، چرا چنین گمانهایی همچنان وجود دارند؟
- دیدار نخستین قبل از انتخابات استانبول انجام شد و پیام رهبری متشکل از ۷ بند، با تاخیر اعلام شد و در روز فسخ نتیجه انتخابات استانبول رسانەای و اعلام شد و این امر نیز در میان برخی از طرفین مایه بحث واقع شد. ضرب المثلی در این باره وجود دارد. 'دهان هیچ کەسی کیسەی نیست کە شما بتوانی در آن را ببندی'. خصوصا در شبکه های اجتماعی هرکس به اظهار نظری میپرداخت. حکومت آ.ک.پ پیام رهبر اپو را دیر و با تاخیر تحویل داده و راه را براین امر گشود که در روز منحل کردن نتایج انتخابات استانبول این پیام ۷ ماده ای منتشر شود. به همین دلیل برخی از گروها این مساله را محل تردید و شبهه قرار دادند. زیرا در عصر کنونی، کسانی که سازمان را نمی شناسند، بدون آنکه این مرحله و فرایند را به درستی درک کنند، هر آنچه را میخواهند برزبان میآورند. این مقاومت همان اندازه که حاکمیت را تحت فشار قرار داد، مقاومت و اعتصاب غذا در همان روزی که بود، اگر اعتصاب ادامه می یافت میتوانست بیش از این نیز حاکمیت را دچار مشکل نماید. اما ما براین باوریم که در پشت این شبهه اندازی میت حضور دارد. مراکز جنگ ویژه و گلادیوی قصر [اردوغان] حضور دارند. میت و گلادیوی قصر با انتشار این اخبار شبهه براندازانه درصدد بودند که اتمسفری بدین شیوه را ایجاد کرده و نشان دهند که در بین حاکمیت آ.ک.پ و جنبش آزادیخواهی خلق کرد پیوندهایی وجود دارد، بر سر انتخابات استانبول معماله ای در جریان بوده و درصدد فریب و اغوای جامعه برآمده اند. از این طریق درصدد برآمدند که برخی از گروهها را علیه حزب دمکراتیک خلقها و کردها تحریک نموده و نیز نشان دهند که آک.پ میتواند با رهبر آپو، جنبش آزادیخواهی خلق کرد فرایند جدیدی را آغاز نماید، و از این طریق خشم و نارضایتی کردها علیه آ.ک.پ را تقلیل دهند. اما چنین مساله ای اصلا در جریان نیست.
در دیدارهای امرالی به هیچ شیوەای در ارتباط با انتخابات استانبول گفتوگویی انجام نشده است. فقط در دومین دیدار، وکلا اعلام داشتند که پیام با تاخیر اعلام گشته به همین دلیل مجبور شدند که در 6 ماه مه آن را منتشر نمایند. به همین دلیل نیز رهبر آپو به آ.ک.پ اشاره کرده است. باید بر این مساله متمرکز شد؛ رهبر آپو در امرالی چه میگوید؟ به مساله توافق اجتماعی اشاره میکند. به دوری از دشمنی و خصومت اشاره میکند، به سیاست دمکراتیک، حل مشکلات از طریق سیاست دمکراتیک، از طریق عقلانیت، فرهنگ اشاره میکند. چه کسانی با اتخاذ موضع علیه گفتەهای رهبر آپو سیاست ورزی می کند؟ حاکمیت آ.ک.پ دشمن تمامی کردها محسوب میشود. رهبر آپو در این ملاقات آشکارا اعلام داشته است که سیاست آنان اشتباه است، یا چنین سیاستهای آنها نمیتوانند مشکلات ترکیه را حل نمایند. سیاست دمکراتیک، صلح شرافتمندانه، نه دشمنی و خصومت، بلکه توافق اجتماعی؛ این مسائل با کدامین ذهنیت میتواند حاصل شود؟ بدون شک با ذهنیت دمکراتیک؛ با نیروهای دمکراتیک و فرایند دمکراتیزاسیون. آن زمان است که مخاطب پیام رهبر آپو شناخته میشود، نیروهای دمکراسیخواه. این پیام آشکار است.
از سوی دیگر، حزب دمکراتیک خلقها اعلام نمود که در ۳۱ مارس چگونه این حزب در انتخابات شرکت کرده و چگونه نیز شرکت مینماید. یعنی موضع خود را برای درهم شکستن ائتلاف آ.ک.پ- م.ه.پ تداوم میبخشد. مشخص نمود که با نیروهای دمکراسی عمل خواهد کرد. نیروهای دمکراسیخواه در مقابل چه کسانی هستند؟ علیه اتحاد آ.ک.پ- م.ه.پ. امری بدیهی است. از همین رو برای درهم شکستن نامزدهای آ.ک.پ- م.ه.پ به مبارزه دست زده اند. موضع حزب دمکراتیک خلقها بدینگونه است. این امر بدین معنا نیست که کردها به کدام حزب یا کدام شخص رای بدهند؛ سیاست درهم شکستن ا.ک.پ- م.ه.پ سیاست کردها برای کسب رای و دمکراتیزاسیون است. زیرا مشکلات کردها از طریق دمکراتیزاسیون حل خواهند شد. حزب عدالت و توسعه از چنین ذهنیتی برخوردار نیست. ا.ک.پ به منظور تقویت و تحکیم حاکمیت خود، به منظور کسب رای، به منظور کسب رای کردها سخنان عوامفریبانه ای را در برهەهایی بر زبان آورد، اما بعد از تحکیم حاکمیت خود با ذهنیت کلاسیک خود از دولت و سیاستهای مبتنی بر قتل عام و دشمنی با کردها، این سیاستها را ادامه داد. با م.ه.پ به ائتلاف دست زد که شدیدا به سیاستهای مبتنی بر کشتار کردها اعتقاد دارد. این واقعیت امروز است. کردها چه سیاستی را اتخاذ کردند؟
کردها چه موضعی دارند؟ از یک طرف حاکمیت آ.ک.پ قرار دارد که عفرین را اشغال کرده است، به دشمنی با انقلاب روژآوا میپردازند و روزانه به تهدید دست میزنند، شهرهای کردها را ویران کرده و تخریب میکنند، هر روز در هر نقطەای که ممکن باشد به کردها حمله میکنند، در شنگال و مخمور حملات هوایی ادامه دارند و جنوب
- حکومت، گمانهای موجود در ارتباط با انتخابات استانبول را ارزیابی میکند. به رغم آنکه از موضع حزب دمکراتیک خلقها اطلاع داریم، چرا چنین گمانهایی همچنان وجود دارند؟
- دیدار نخستین قبل از انتخابات استانبول انجام شد و پیام رهبری متشکل از ۷ بند، با تاخیر اعلام شد و در روز فسخ نتیجه انتخابات استانبول رسانەای و اعلام شد و این امر نیز در میان برخی از طرفین مایه بحث واقع شد. ضرب المثلی در این باره وجود دارد. 'دهان هیچ کەسی کیسەی نیست کە شما بتوانی در آن را ببندی'. خصوصا در شبکه های اجتماعی هرکس به اظهار نظری میپرداخت. حکومت آ.ک.پ پیام رهبر اپو را دیر و با تاخیر تحویل داده و راه را براین امر گشود که در روز منحل کردن نتایج انتخابات استانبول این پیام ۷ ماده ای منتشر شود. به همین دلیل برخی از گروها این مساله را محل تردید و شبهه قرار دادند. زیرا در عصر کنونی، کسانی که سازمان را نمی شناسند، بدون آنکه این مرحله و فرایند را به درستی درک کنند، هر آنچه را میخواهند برزبان میآورند. این مقاومت همان اندازه که حاکمیت را تحت فشار قرار داد، مقاومت و اعتصاب غذا در همان روزی که بود، اگر اعتصاب ادامه می یافت میتوانست بیش از این نیز حاکمیت را دچار مشکل نماید. اما ما براین باوریم که در پشت این شبهه اندازی میت حضور دارد. مراکز جنگ ویژه و گلادیوی قصر [اردوغان] حضور دارند. میت و گلادیوی قصر با انتشار این اخبار شبهه براندازانه درصدد بودند که اتمسفری بدین شیوه را ایجاد کرده و نشان دهند که در بین حاکمیت آ.ک.پ و جنبش آزادیخواهی خلق کرد پیوندهایی وجود دارد، بر سر انتخابات استانبول معماله ای در جریان بوده و درصدد فریب و اغوای جامعه برآمده اند. از این طریق درصدد برآمدند که برخی از گروهها را علیه حزب دمکراتیک خلقها و کردها تحریک نموده و نیز نشان دهند که آک.پ میتواند با رهبر آپو، جنبش آزادیخواهی خلق کرد فرایند جدیدی را آغاز نماید، و از این طریق خشم و نارضایتی کردها علیه آ.ک.پ را تقلیل دهند. اما چنین مساله ای اصلا در جریان نیست.
در دیدارهای امرالی به هیچ شیوەای در ارتباط با انتخابات استانبول گفتوگویی انجام نشده است. فقط در دومین دیدار، وکلا اعلام داشتند که پیام با تاخیر اعلام گشته به همین دلیل مجبور شدند که در 6 ماه مه آن را منتشر نمایند. به همین دلیل نیز رهبر آپو به آ.ک.پ اشاره کرده است. باید بر این مساله متمرکز شد؛ رهبر آپو در امرالی چه میگوید؟ به مساله توافق اجتماعی اشاره میکند. به دوری از دشمنی و خصومت اشاره میکند، به سیاست دمکراتیک، حل مشکلات از طریق سیاست دمکراتیک، از طریق عقلانیت، فرهنگ اشاره میکند. چه کسانی با اتخاذ موضع علیه گفتەهای رهبر آپو سیاست ورزی می کند؟ حاکمیت آ.ک.پ دشمن تمامی کردها محسوب میشود. رهبر آپو در این ملاقات آشکارا اعلام داشته است که سیاست آنان اشتباه است، یا چنین سیاستهای آنها نمیتوانند مشکلات ترکیه را حل نمایند. سیاست دمکراتیک، صلح شرافتمندانه، نه دشمنی و خصومت، بلکه توافق اجتماعی؛ این مسائل با کدامین ذهنیت میتواند حاصل شود؟ بدون شک با ذهنیت دمکراتیک؛ با نیروهای دمکراتیک و فرایند دمکراتیزاسیون. آن زمان است که مخاطب پیام رهبر آپو شناخته میشود، نیروهای دمکراسیخواه. این پیام آشکار است.
از سوی دیگر، حزب دمکراتیک خلقها اعلام نمود که در ۳۱ مارس چگونه این حزب در انتخابات شرکت کرده و چگونه نیز شرکت مینماید. یعنی موضع خود را برای درهم شکستن ائتلاف آ.ک.پ- م.ه.پ تداوم میبخشد. مشخص نمود که با نیروهای دمکراسی عمل خواهد کرد. نیروهای دمکراسیخواه در مقابل چه کسانی هستند؟ علیه اتحاد آ.ک.پ- م.ه.پ. امری بدیهی است. از همین رو برای درهم شکستن نامزدهای آ.ک.پ- م.ه.پ به مبارزه دست زده اند. موضع حزب دمکراتیک خلقها بدینگونه است. این امر بدین معنا نیست که کردها به کدام حزب یا کدام شخص رای بدهند؛ سیاست درهم شکستن ا.ک.پ- م.ه.پ سیاست کردها برای کسب رای و دمکراتیزاسیون است. زیرا مشکلات کردها از طریق دمکراتیزاسیون حل خواهند شد. حزب عدالت و توسعه از چنین ذهنیتی برخوردار نیست. ا.ک.پ به منظور تقویت و تحکیم حاکمیت خود، به منظور کسب رای، به منظور کسب رای کردها سخنان عوامفریبانه ای را در برهەهایی بر زبان آورد، اما بعد از تحکیم حاکمیت خود با ذهنیت کلاسیک خود از دولت و سیاستهای مبتنی بر قتل عام و دشمنی با کردها، این سیاستها را ادامه داد. با م.ه.پ به ائتلاف دست زد که شدیدا به سیاستهای مبتنی بر کشتار کردها اعتقاد دارد. این واقعیت امروز است. کردها چه سیاستی را اتخاذ کردند؟
کردها چه موضعی دارند؟ از یک طرف حاکمیت آ.ک.پ قرار دارد که عفرین را اشغال کرده است، به دشمنی با انقلاب روژآوا میپردازند و روزانه به تهدید دست میزنند، شهرهای کردها را ویران کرده و تخریب میکنند، هر روز در هر نقطەای که ممکن باشد به کردها حمله میکنند، در شنگال و مخمور حملات هوایی ادامه دارند و جنوب