گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.55K photos
3.7K videos
608 files
5.53K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
🔻 شبکه حقوق بشر کردستان، ۱۸ خردادماه ۱۳۹۸: صبح امروز کمال حسن رمضان، زندانی سیاسی محکوم به اعدام به دلایلی نامعلوم از زندان مرکزی ارومیه به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

🔻 شبکه حقوق بشر کردستان مطلع شده است که صبح امروز نیروهای سازمان اطلاعات سپاه ارومیه به زندان مرکزی ارومیه مراجعه كرده و وي را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند. انتقال ناگهانی این زندانی سیاسی محکوم به اعدام موجب افزایش نگرانی ها در خصوص وضعیت وی شده است.
🔻 مردادماه سال گذشته به دنبال انتقال ناگهانی این زندانی سیاسی به بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه ارومیه و خطر اجرای حکم وی، سازمان عفو بین الملل با صدور بیانیه‌ای ضمن ابراز نگرانی در خصوص وضعیت این زندانی سیاسی، خواستار توقف فوری اجرای حکم اعدام وی شده بود.
ادامه این خبر:


http://kurdistanhumanrights.net/fa/?p=8971

🆔 @KurdistanHRN
@HiwaKHRN ارتباط با شبکه
ازخودبیگانگی، ارمغان نظام برای شرق كوردستان

ترویج خط مشی خیانت و در ضمن آن فرهنگ انقلابی کاذب، مخالفی ترسو و هراسان آفریده است. کوردبودن به آراسته‌ای ظاهری مبدل شده؛ ذهنیت به تمامی تهی شده و شخصیتی بادکنکی ...



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ازخودبیگانگی، ارمغان نظام برای شرق كوردستان ترویج خط مشی خیانت و در ضمن آن فرهنگ انقلابی کاذب، مخالفی ترسو و هراسان آفریده است. کوردبودن به آراسته‌ای ظاهری مبدل شده؛ ذهنیت به تمامی تهی شده و شخصیتی بادکنکی ... 🆔 @GozarDemocratic
ازخودبیگانگی، ارمغان نظام برای شرق كوردستان


پس از خالی‌گذاشتن میدان مبارزه‌ی شرق کوردستان از سوی احزاب کلاسیک در نتیجه‌ی اتخاذ سیاست‌های اشتباه از سوی این احزاب، فرصتی برای جمهوری اسلامی پیش آمد تا فارغ‌البال سیاست‌های شوونیستی خود را در این عرصه از کوردستان جامه‌ی عمل پوشاند. از این پس تمامی شرق کوردستان که بدون هرگونه نیروی دفاع مشروع مانده بود، تابع سیاست‌های هموژن‌سازی نظام قرار گرفت. این سیاست‌ها در هر منطقه‌ای با توجه به شرایط خاص فرهنگی، پتانسیل مبارزاتی و موقعیت ژئواستراتژیکش تفاوت داشت. از تجاوز فرهنگی، تغییر دموگرافیک مناطق مختلف و تهدید و ارعاب گرفته تا ترویج فرهنگ انقلابی کاذب، ترویج فحشا و اعتیاد و فرهنگ ازخودبیگانه‌ساز بسیج و مزدوری و به‌کارگیری روش‌های آموزشی ویژه، همگی سیاست‌هایی بودند که در شرق کوردستان به صورت ترکیبی و یا جداگانه به اجرا درآمدند.

یکی از مناطقی که رژیم این سیاست‌ها را در آن عملی ساخته و تا حدودی هم در این اقدام موفق بوده، «دیواندره» و نواحی پیرامونی آن به ویژه منطقه‌ی «سارال» می‌باشد. این منطقه به دلیل برخورداری از موقعیت ژئواستراتژیکش از همان ابتدا مورد توجه نظام قرار گرفت و جمهوری اسلامی تمامی روش‌ها را جهت اشغال و تحکیم قدرت خویش در آن به کار گرفت. از لحاظ جغرافیایی این بخش از کوردستان نقش پل ارتباطی مابین منطقه‌ی «مکریان» و «اردلان» را ایفا می‌کند که از پتانسیل انقلابی و مبارزاتی بالایی برخوردارند. از این نظر اشغال دیواندره به نوعی ایجاد گسست مابین دو بخش حایز اهمیت می‌باشد. این سیاست از زمان حضور احزاب کلاسیک به اجرا درآمد و پس از خالی نهادن صحنه‌ی مبارزه و دفاع مشروع شدت عمل بیشتری به خویش گرفت. دیواندره مابین شهرهای سنه، سقز و مریوان قرار دارد اما به خوبی می‌توان تاثیرات مخرب سیاست‌های مذکور در این شهر را در میان خلق کورد در همه‌ی این شهرها مشاهده نمود. هویت زدایی در این منطقه به شدت تمام در حال اجراست.

از نظر اقتصادی علی رغم وجود منابع طبیعی بسیار غنی در این منطقه، شاهد اجرای موفقیت آمیز سیاست‌های زیست قدرتی می‌باشیم. این سیاست‌ها چنان عریان به اجرا درمی آیند که نیازمند تحلیل و واشکافی بسیار ژرفی نمی‌باشند. تنها با نگاهی به رفتار خلق کورد در این منطقه، ازخودبیگانگی عمیق و توجیهات مرکزگرایانه می‌توان به این سیاست‌ها پی برد. ناخوشایند خواهد بود اگر بگوییم رژیم هم به چنین کوردهایی نیاز دارد و با تمامی توان در صدد است تا طراوت منطقه را برهوتی مبدل سازد.

آنچه می‌خواهم در این مبحث کوتاه نگاهی گذرا بدان داشته باشم، در وهله‌ی اول تجاوز فرهنگی است. رژیم سعی نموده تا تیپ شخصیتی ویژه یا همان کورد مطلوب را که مطابق با معیارهای تعیین‌شده رفتار می‌نماید هرچه بیشتر گسترش دهد. به همین دلیل در سطح وسیعی به تخریب اخلاق و سنت این جامعه می‌پردازد. این برنامه به صورتی سیستماتیک عملی می‌شود. در مناطق روستایی نیز با ترویج سیاست‌های مزدورسازی و مزدورپروری بافت‌های اخلاقی را از هم پاشیده است. این امر چنان گسترش یافته که عضویت در سازمان ضد اخلاقی‌ای همچون بسیج به امری عادی مبدل شده است. حتی رژیم جهت مقابله با جنبش نوین شرق کوردستان زنان و دختران جوان را هم به صورتی گسترده به عضویت در بسیج تشویق می‌کند. چنان وضعیتی ایجاد شده که ناهنجاری‌ها، هنجارمند و بی‌اخلاقی به صورت معرفت اجتماعی عرضه می‌شود و رژیم آزادانه دخالت در تمامی شئونات اجتماعی و اخلاقی را حق مسلم خویش می‌پندارد. ترویج خط مشی خیانت و در ضمن آن فرهنگ انقلابی کاذب، مخالفی ترسو و هراسان آفریده است. کوردبودن به آراسته‌ای ظاهری مبدل شده؛ ذهنیت به تمامی تهی شده و شخصیتی بادکنکی ایجاد شده که با هر تلنگری به این سو و آن سو می‌رود. معیارهای انتخاب به شدت دست‌کاری شده و توان ترجیح به شدت تضعیف شده است.

مورد دیگری که باید بدان اشاره نمود، سیاست‌های زیست‌قدرتی در این منطقه است. این سیاست با عریانی تمامی عملی می‌گردد. به‌رغم آنکه منطقه از نظر منابع طبیعی و پرورش حیوانات از پتانسیل بسیار بالایی برخوردار می‌باشد و منطقه‌ی وسیع و زیبای سارال و کوهپایه‌های نزدیک به آن توان مهار همه‌نوع فقر و گرسنگی را دارند اما شاهد آنیم که مردم این منطقه در باتلاق فقر و بیکاری دست و پا می‌زنند. بر کسی پوشیده نیست که این امر ارتباط مستقیمی با سیاست‌های زیست قدرتی نظام دارد. این در حالی است که استان کوردستان در بین سایر استان‌های ایران مقام نخستین را در تولید غله دارد و این منطقه در استان کوردستان از قطب‌های تولیدی به‌شمار می‌رود. اما با وجود این همه منابع آبی و خاکی مستعد، سیل عظیم بیکاران روانه‌ی بازار کار شهرهای بزرگ می‌شوند. به نظر می‌رسد این امر از راه سیاست‌های ویژه‌ای در بخش اقتصادی عملی می‌گردند که یکی از اساسی‌ترین آن‌ها کنترل روند عرضه و تقاضا و نظارت بر آن است. ن
گذار دموکراتیک
ازخودبیگانگی، ارمغان نظام برای شرق كوردستان ترویج خط مشی خیانت و در ضمن آن فرهنگ انقلابی کاذب، مخالفی ترسو و هراسان آفریده است. کوردبودن به آراسته‌ای ظاهری مبدل شده؛ ذهنیت به تمامی تهی شده و شخصیتی بادکنکی ... 🆔 @GozarDemocratic
هایتا تولیدکننده در عرصه‌ی کشاورزی و فراورده‌های دامی متضرر می‌گردد و سود اساسی به دلالان می‌رسد.

سطح تحصیلات در این بخش بسیار پایین است. امکانات در مناطق شهری و پیرامون تفاوت‌های کمی و کیفی بسیار دارند. البته تحصیل در ساختار آموزشی نظام که نقش اساسی را در ازخودبیگانگی ایفا می‌کند، از نظر این مقال ارجحیت چندانی ندارد. فقر فرهنگی و فقر اقتصادی با هم درآمیخته‌اند. این امر سبب می‌شود تا خلق کورد به‌راحتی به سوی آغوش باز نظام جهت‌دهی شود. اجرای سیاست زیست‌قدرت در این بخش از کوردستان چنان تیپ شخصیتی‌ای به میان آورده که از رنج و تلاش بیگانه است. این امر باعث شده با بی‌احترامی به مقوله‌ی رنج و تلاش که اصل اساسی در چرخه‌ی تولید است نگریسته شود و تقدیرگرایی اقتصادی به نگرش رایج مبدل شود.

یکی دیگر از موضوع‌های اساسی که بایستی بدان اشاره نمود و با اهداف موذیانه‌ی نظام ارتباط تنگاتنگی دارد، تلاش جهت دست‌کاری در اعتقادات و باورهای خلق کورد است. این بخش از کوردستان از دیرباز با مناطق شیعه‌نشین هم‌جوار بوده و خلق کورد هرگز به چشم یک معضل به این امر ننگریسته است. اما نظام از همان ابتدا سعی کرده تا با ایجاد تفرقه از تفاوت‌مندی مذهبی نهایت سوءاستفاده را به عمل آورد. شهرستان بیجار که در همسایگی این منطقه قرار دارد به مرکزی برای ترویج شیعه‌گرایی ولایی مبدل شده است. نوعی از شیعه‌گرایی که هیچ ارتباطی با شیعه‌ی راستین علوی ندارد و تنها هدفش ایجاد تفرقه مابین خلق کورد و دور ساختن این خلق از هویت کوردی است. یکی از اهداف اساسی نظام از این اقدام دور ساختن خلق کورد از جنبش آزادی‌خواهی و هویت ملی است. نهایتا هم ملی‌گرایی ایرانی که ترکیبی است از شیعه‌گرایی و پان‌ایرانیسم را جایگزین باورهای اساسی خلق می‌کند. حتی این امر در منطقه چنان سیمایی به خویش گرفته که سنی‌بودن و شیعه‌بودن هم چندان از هم متمایز نمی‌باشند. باورداشت‌ها به طرز عجیبی درهم ادغام شده‌اند. این امر موجب پدید آمدن تیپ‌های شخصیتی عجیبی شده است. شخصیتی دوگانه که در گفتار و بیانش بیش از حد دوپهلوست و با زبانی ازوپ (نامفهوم) خویش را ابراز می‌نماید. فرصت‌طلب است و لیبرالیسم دینی او را به سوی نوعی منفعت‌گرایی فردی کشانیده است. ترکیبی از باورداشت‌های اوانجلیستی که غرب سعی در توسعه‌ی آن دارد، در این منطقه نیز در حال گسترش است، اما از نوع ایرانی‌اش! این مورد تاثیرات مخربی به‌ویژه بر روی نسل جدید و جوان در این بخش از کوردستان دارد. به تدریج اولویت دینی و عقیدتی جایگزین اولویت ملی‌- هویتی می‌گردد و فرم بارز آن را می‌توان در گرایش به مکتب شیعه‌- ایرانی مشاهده کرد.

تضعیف بنیان خانواده نیز یکی از معضلاتی است که باید در چارچوب سیاست‌های دولتی قرار داد. همه‌ی این معضلات دست به دست هم داده و شمایی بحرانی را در این بخش از کوردستان به میان آورده است. بدیهی یکی از اساسی‌ترین کارهایی که می‌بایست عملی کرد آگاهی و بسترسازی جهت تغییر ذهنیت مخرب است. در همین رابطه تحلیل‌ها و تفکرات برگرفته از اندیشه‌های رهبر آپو جهت تحلیل هم شخصیت و هم سیاست‌های رژیم می‌تواند موثر افتد. بایستی از نظر عملی دست به کار شد و از کوچک‌ترین فرصت‌ها نهایت استفاده را نمود. به نظر می‌رسد تنها راهکار اساسی برای خلق کورد در شرق کوردستان و به ویژه در این بخش برخورداری از یک مبارزه‌ی مستمر، خستگی‌ناپذیر و جهت و ایدئولوژی مشخص و مرزبندی‌شده است.


✍🏻 کومینار



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆دوران کالکان: حزب دمکرات کردستان عراق در حال تکرار عملیاتش در سال ١٩٩٧ است و می خواهد از پشت به گریلاها ضربه بزند.

☑️هشدار جدی عضو کمیته رهبری پ ک ک بە حزب دمکرات کردستان عراق بە رهبری "بارزانی"، اگر در عملیات نیروهای اشغالگر ترکیە شرکت کنید جنگ رخ خواهد داد.🎙

@aryentvfarsi
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت


کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە هەموو ناوچەکان هەڵوێست بنوێنن.


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە…
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت


کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە هەموو ناوچەکان هەڵوێست بنوێنن.


کۆمیتەی پەیوەندییەکانی دەرەوەی کۆما جڤاکێن کوردستان (کەجەکە - KCK) لەبارەی هێرشە داگیرکەرییەکانی سوپای تورک لە دژی باشووری کوردستان راگەیاندراوێکی بڵاو کردەوە و لە راگەیاندراوەکەدا هاتووە: "سوپای تورک لەدژی ناوچەی برادۆست دەستی بە هێرشێکی نوێی داگیرکەری کردووە. ئەو هێرشانە لەو رۆژەدا دەستیپێکرد، کە لە پەرلەمانی باشووری کوردستان هەڵبژاردنی سەرۆکایەتی دەکرا و هەروەها ئەو رۆژە سەرۆک کۆماری عێراق سەردانی تورکیای کرد. بەوەش پەیامێک هەم بۆ باشووری کوردستان و هەمیش بۆ عێراق نێردرا، بەڵام نە حکومەتی عێراق و نە ئیدارەی باشووریش لەدژی ئەو هێرشانە هەڵوێستیان نەنواند و تەنانەت راگەیاندراوێکیشیان لەوبارەیەوە بڵاونەکردەوە. گوایە وەک ئەوەیە 'ئۆپەراسیۆنێکی دەرەوەی سنوور لە دژی پەکەکە کرابێت' خۆیان لە ئۆپەراسیۆنێکە نەبان کرد.

ئەوانەی دەڵێن 'هێرش لە دژی پەکەکە و گەریلایە' دەکەونە داوی گەمەیەکی چەپەڵ و ئۆپەراسیۆنی فریودەرانەی فاشیزمی ئاکەپە – مەهەپە. هاوکات لە بەرپرسیاری و هەڵوێست نواندن و بەرخۆدان لەدژی داگیرکەری هەڵدێن. دەبێت ئەو راستییانە بزانرێن؛ دەسەڵاتی فاشستی ئاکەپە – مەهەپە بە هێرشەکانیان دژی پەکەکە و گەریلا هێرشی سەر کوردستان دەکەن. ئەوەی نەیتوانی بەدەستی داعش بیکات دەیەوێت خۆی بە مۆڵەت و بە بەرچاوی هێزە هەرێمی و نێونەتەوەییەکانەوە ئەنجامی بدات. ئەردۆغان ساڵی ٢٠١٤ لە رێگەی داعشەوە لە چەندین ناوچەى دەشتاییەوە دەستی بە هێرشی پاکتاوکردن و سڕینەوە و داگیرکەری کرد. لەبەر ئەوەی لەو هێرشانەدا سەرنەکەوت ئەمجارە لە باکوور و لە چیاکانەوە دەستی بە هێرش کرد. ئەو هێرشەی لە باشوور لە دەشتاییەوە دەستیپێکرد تەنها هێرشێکی سەربازی نەبوو، بەڵکو وێڕای هێرشی سەربازی هێرشێکی وەها بوو کە دەیخواست لەڕووی ئابووریشەوە بیڕوخێنێت".

ئەردۆغان دەیەوێت خەونە عوسمانییە نوێکانی جێبەجێ بکات

لە راگەیاندراوەکەدا ئاماژە بەوەکراوە: "بۆردومانکردنی هەرێمی برادۆست بە فڕۆکە جەنگییەکان و هەلیکۆپتەرەکانی کۆبرا و ئاتاک و هەورەها سووتاندنی هەزاران دۆنم لە کێڵگەکانی مەخموور، کەرکوک و موسڵ ڤێرژن و شێوازی جیاوازی هێرشەکانی هەمان سیاسەتن".

کەجەکە ئاماژەی بەوەشکرد، ئامانجی ئەو هێرشانە بۆ ئەوەیە ئەو هەرێمانە، کە لە رێککەوتنى مووسڵ لە ساڵی ١٩٢٦دا دەستیان لێ هەڵگیرا هەموویان داگیر بکاتەوە و رایگەیاند، ئەردۆغان بەوە دەیەوێت خەونە عوسمانییە نوێکانی جێبەجێ بکات.

"دژایەتی نەکردنی داگیرکەری لە رۆحی نەتەوەیی ناوەشێتەوە"

لە راگەیاندراوەکەدا هاتووە: "لەم دۆخەدا، کە لە بەعشیقەوە هەتا برادۆست هێرشی داگیرکەری بۆ سەر باشووری کوردستان دەکرێت، بێهەڵوێستى لە دژی ئەوە و خۆبواردن لە راگەیاندراوی شەرمەزارکردن لە رۆحی یەکێتیی نەتەوەیی و کوردایەتی ناوەشێتەوە. راست نییە ئەوە لە پێناو بەرژەوەندیی ئابووری و سیاسی پشتگوێ بخرێت. دوای ئەوە، کە وڵات داگیر کرا بەرژەوەندی هیچ واتایەکی نامێنێت. هیچ بەرژەوەندییەک لە ئازادیی وڵات و خاکەکەمان و لە یەکێتیی نەتەوەیمان گرنگتر و هێژاتر نییە. یەکێتیی نەتەوەیی لە سەردەمە قورس و سەختەکاندا بە بڕیاری قورس و سەخت بەدی دێت. یەکێتی نەتەوەیی راستەقینە لە کاتی خۆشیدا بەدی نایەت. ئەگەر لە کاتی ئارام و بێ کێشەشدا بەدی بێت، ئەوا لە کردەوەی ئێستا دەبیندرێت، کە (ئەوەى لە سەردەمی ئارامیدا بەدیهاتووە) لە سەردەمی قورس و زەحمەتەکاندا نامێنێت. رێی یەکێتی نەتەوەیی هەڵوێستە لەدژی داگیرکەریی تورک. کاتێک مرۆڤ سەرنج دەداتە مێژووی گەل و نەتەوەکانی دنیا ئەوە دەبینێت، لە ئەنجامی تێکۆشانێکی قورس و سەخت لە سەردەمی دژواردا یەکێتیی نەتەویی خۆیان لە دەوری بەها نەتەوەییەکان پێکهێناوە.

"پێویستە هێزە کوردستانی و دیموکراتیکەکان هەلوێستیان هەبێت"

هەربۆیە، لە کاتێکدا هێرشێکی نوێی داگیرکەریی بۆ سەر کوردستان دەکرێت بانگەوازی ئێمە بۆ هێزە کوردستانییەکانی هەموو پارچەکان و هێزە دیموکراتییەکان ئەوەیە، کە هەڵوێست بنوێنن و دژایەتیی داگیرکەری بکەن. ئەو هێرشە داگیرکەرییە هێزە کوردستانییەکانی خستووەتە ناو تاقیکردنەوەیەکی مێژووییەوە. بەرپرسیارێتیی هەموو هێزێکە، کە بە هەڵوێستی نەتەوەیی و یەکێتیی نەتەوەیی دژایەتیی داگیرکەری بکەن.

دۆخەکە بۆ کورد بەم شێوەیەیە، بەڵام دەبێت بزانرێت، کە دۆخەکە بۆ عێراق جدیترە. بێدەنگیی حکومەتی عێراق بەرامبەر ئەو داگیرکەرییە و نەنواندنی هەڵوێست وەکو قبوڵکردنی هێرشەکانە و ئەوەش زیان بە بەرژەوەندیی هەموو گەلانی عێراق دەگەیەنێت. ئەو هێزە نێونەتەوەییانە، کە لەدژی داعش شەڕیان کرد دەبێت لەدژی کۆنسێپت و چەم
گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە…
کی عوسمانیی نوێ و ئەو هێرشە داگیرکەرییانەی فاشیزمی ئاکەپە – مەهەپە، کە پاڵپشتی داعشە هەڵوێستیان هەبێت.

"لەدژی داگیرکەریی تورک دەست بە هەوڵدان بکەن"

گەلەکەمان دەبێت لە چاوەڕوانی ئەو هێزە سیاسییانەدا نەبێت، کە بەدوای بەرژوەندییە بچوکەکانیانەوەن و پێویستە گەلەکەمان هەڵوێستیان هەبێت. دەبێت خۆیان رووبکەنە حەزیان بۆ ئازادی و کولتوری بەرخودانی خۆیان و پێویستە لەدژی هێرشە داگیرکەرییەکانی تورک لە هەموو ناوچەکان بەهێز و توانایى خۆیان دەست بە هەوڵدان بکەن. پێویستە بەبێ جیاوازیکردن لە نێوان حزبەکان دا کورد و هەموو گەلانی کوردستان، هزر و عەقڵییەتى پاکتاوکارانەى فاشیزمی ئاکەپە – مەهەپە ببیین و لەوە تێبگەن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بوار بۆ کۆمەڵکوژی و پاکتاوکاری و سڕینەوەى نوێ دروست دەکات. بانگەوازمان ئەوەیە بۆیان، کە بە رۆحی سەرهەڵدانی شێلادزێ لە هەموو ناوچەکان هەڵوێست بنوێنن".

ANF



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە…
در مقابله با اشغالگری باید با روح شیلادزه موضعگیری کرد


کنفدرالیسم جوامع کردستان: باید کرد‌ها و خلقهای کردستان همه براین نکته واقف باشند که حملات اشغالگرانه و جدید بر مبنای قتل عام و کشتار جدید دیگری قرار داشته و از همه می‌خواهیم که بر مبنای روح مقاومت شیلادزه موضعگیری نمایند.



کمیته روابط خارجی ک.ج.ک در ارتباط با حملات اشغالگرانه ارتش ترک علیه جنوب کردستان بیانیه ای را منتشر نمود. در بیانیه این کمیته آمده است "ارتش ترک در مناطق برادوست جنوب کردستان به عملیات اشغالگرانه جدیدی دست زده است. در روزی که مصادف با انتخابات ریاست اقلیم در پارلمان کردستان و دیدار ریاست جمهوری عراق از ترکیه بود، این حملات آغاز شدند. از این طریق هم به عراق و هم به جنوب کردستان پیامی ارسال شد. اما نه حکومت عراق و نه رهبران جنوب کردستان در مقابله با چنین حملاتی موضعگیری نکرده و بیانیه‌ای در این رابطه منتشر نکردند و آن را به عنوان یکی از عملیاتهای برون مرزی علیه حزب کارگران کردستان نادیده گرفته‌اند.

کسانی که اظهار می¬دارند که این حمله علیه پ.ک.ک و گریلا است، در دام بازی پلید و عملیات فریب فاشیسم آ.ک.پ-م.ه.پ افتاده و از مسئولیت موضعگیری و مقاومت علیه اشغالگران می‌گریزند. باید واقعیات را درک کرد؛ حاکمیت فاشیستی آ.ک.پ-م.ه.پ با حمله علیه پ.ک.ک و گریلا به کردستان حمله نموده است. آنچه را که از طریق داعش نتوانست بدست آورد اکنون با اجازه نیروهای منطقه‌ای و بین المللی درصدد انجام آن است. اردوغان سال 2014 از طریق داعش در مناطق مسطح جنوب دست به حمله و اشغالگری زد. اما از آنجا که به پیروزی دست نیافت اینبار از شمال و مناطق کوهستانی به حمله دست زده است. حمله‌ای که از مناطق مسطح جنوبی آغاز شد، نه تنها یک حمله نظامی، بلکه حمله‌ای با مقاصد اقتصادی نیز بود.

اردوغان درصدد تحقق تصورات حکومت عثمانی جدید خود برآمده است

در این بیانیه همچنین آمده است، بمباران منطقه برادوست از طریق هواپیماهای جنگی، هلیکوپترهای کبرا و آتاک، به آتش کشیدن صدها هکتار زمینهای زراعی منطقه مخمور، کرکوک و موصل نمونه و راهکارهای جدید همان سیاست هستند. ک.ج.ک در این رابطه اعلام کرد: هدف این حملات اینست، مناطقی را که در قرار داد موصل در سال 1926 از آنها دست کشیده است مجددا به ترکیه الحاق نماید. اردوغان از این طریق درصدد تحقق تصورات حکومت عثمانی جدید خود برآمده است.

عدم مقابله با اشغالگری در تضاد با روح اتحاد ملی است

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است، " در وضعیتی که از باشیکا تا برادوست، حملات اشغالگرانه در جنوب کردستان ادامه دارند، موضعگیری علیه این حملات، دوری گزیدن از انتشار یک بیانیه محکومیت امری خلاف روحیه‌ی اتحاد ملی است. درست نیست که این امر را با منافع اقتصادی و سیاسی توجیه نمود. بعد از اشغال سرزمین منافع واجد هیچ معنایی نخواهند بود. هیچ منفعتی از آزادی سرزمین و خاک ما، از اتحاد ملی ما ارجمندتر و گرانقدرتر نیست. اتحاد ملی در مقاطعی دشوار، با تصمیمات دشوار و نه در لحظات خوشی به منصه ظهور می رسند. اگر در مقاطع ثبات و بدون دشواری حتی ظهور یابند، در عرصه عمل نیز اکنون می‌توان دریافت، در زمانی که دشواری و مساله‌ای رخ می‌دهد، از میدان رخت بر نمی‌بندد. راه اتحاد ملی موضعگیری در مقابل اشغالگری است. با نگاهی به تاریخ خلقها و ملتهای جهان در می یابیم که در نتیجه مبارزات دشوار در مقاطعی دشوار اتحاد ملی خود را بر مبنای ارزشهای ملی قرار داده اند.

نیروهای کردستانی و دمکراتیک باید موضعگیری نمایند

به همین دلیل، در زمانی که حملات جدید اشغالگری در کردستان رخ میدهند، از نیروهای کردستانی تمامی بخشها و نیروهای دمکراتیک می‌خواهیم که در این رابطه موضگیری نموده و علیه اشغالگری بپاخیزند. این یورش اشغالگری نیروهای کردستانی را در معرض تجربه‌ای تاریخی قرار داده است. این مسئولیت تمامی نیروهاست که با موضعی ملی و اتحاد ملی به مقابله با اشغالگران دست زنند. شرایط کردها در چنین وضعیتی قرار گرفته است، اما باید بر این نکته واقف بود که این وضعیت برای عراق متمایز است. سکوت حکومت عراق در مقابله با این تهاجمات که به معنای پذیرش این حملات است، به منافع تمامی خلقهای عراق آسیب وارد می‌کند. نیروهای بین المللی که علیه داعش به نبرد پرداختند، لازم است که در مقابله با این موضع ‌عثمانیگری جدید و حملات اشغالگرانه فاشیستی آ.ک.پ‌ - م.ه.پ که حامیان داعش هستند، موضعگیری نمایند.

مبارزه علیه اشغالگری ترکها

باید خلقمان منتظر نیروهای سیاسی که به دنبال منافع خرد و ناچیز خود هستند نبوده و موضعگیری نماید، باید به دنبال آزادی و فرهنگ مقاومت خود بوده و در مقابله با حملات اشغالگرانه ترک در هر جایی با نیروی خود به مبارزه و تلاش دست زنند. کردها‌ و تمامی خلقهای کردستان باید بدون در نظر گرفتن احزاب سیاسی، ذهنیت قاتل و فاشیستی آ
گذار دموکراتیک
کەجەکە: پێویستە بە رۆحی شێلادزێ لە دژی داگیرکەری هەڵوێست نیشان بدرێت کەجەکە رایگەیاند، پێویستە هەموو کورد و گەلانی کوردستان بزانن، کە هێرشە تازەکانی داگیرکەری بناغەیەک بۆ کۆمەڵکوژکردن و سڕینەوەی نوێ بنیاد دەنێت. بانگەوازمان ئەوەیە، کە بە رۆحی شێلادزێ لە…
.ک.پ - م.ه.پ را دریافته و براین نکته واقف باشند که یورشهای اشغالگرانه جدید زمینه را برای کشتاری جدید مهیا کرده و از همین رو از همه می‌خواهیم که با روح مقاومت شیلادزه، در هر جایی از کردستان موضع خود را نشان دهد."



ANF



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from اتچ بات
زاخۆ، لە چالاکییەکدا٢٠ سەربازی سوپای توک کوژران



هێزەکانی پاراستنی جەوهەریی باشوری کوردستان دژی بارەگای سوپای تورک لە زاخۆ چالاکییەکیان ئەنجامدا، لەو چالاکییەدا ٢٠ سەرباز کوژران و ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگەی سەربازییان لەناوبرد.

کەمێک پێش ئێستا هێزەکانی پارستنی جەوهەریی باشوری کوردستان ڕاگەیەندراوێکیان بڵاوکردەوە و ئەنجامی چالاکییەکیان لە زاخۆ ئاشکرا کرد.

دەقی ڕاگەیەندراوەکە:

لەبەرامبەر دەوڵەتی تورک، کە لەسەر هەرێمەکانی پاراستنی مەدیا و هەرێمی خواکورکی باشوری کوردستان داگیرکارییان دەستپێکردووە، ڕۆژی ٧ی ئەم مانگە کاتژمێر ٠٦:٠٠یەکینەکانمان لە گردی بێ لە شارەدێی بێگوڤا-ی سەر بە شارۆچکەی زاخۆ، دژی بارەگای سوپای تورک چالاکییەکیان ئەنجامدا.

لەو چالاکییەدا، لە دوو قۆڵەوە سەنگەر و بارەگای سوپای تورک کرانە ئامانج، بەشێوەیەکی کاریگەر، لە ئەنجامدا ٢٠ سەرباز کوژراون، ئۆتۆمبێلێک و ژمارەیەکی زۆر حەشارگە لە حەوشەی بارەگا سەربازییەکەدا سووتان و لەناوچوون.

دوای چالاکییەکە، سوپای تورکی داگیرکەر بە ئۆبیس و تۆپی هاوەن دەوروبەری گوندی ڕوسی و شوندرێ-یان تۆپباران کرد، دواتریش فڕۆکە جەنگییەکان گردی کۆردینە و دەوروبەری گوندی شوندرێ-یان بۆردوومان کرد.

لەو بۆردوومان و تۆپبارانانەدا، هیچ کەسێکمان لەدەستنەداوە، بەڵام زیانی مادیی بەر باخی گوندەکان کەوتووە.



ROJNEWS



🆔 @GozarDemocratic
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است


در عرصه‌ی سیاست رئال ایرانی چه در نظام‌هایی كه با اندیشه‌ی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظام‌هایی كه ...



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصه‌ی سیاست رئال ایرانی چه در نظام‌هایی كه با اندیشه‌ی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظام‌هایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است





سعی بر این خواهیم داشت تا به بررسی بستر اندیشه‌ای معضل تكوین حزبی در ایران بپردازیم. به جای پرداختن به این مسئله از راهی متدوال و معمول و بررسی صرف مفاد حقوقی‌ـ قانونی به‌عنوان برسازنده‌ی موانع در برابر تاسیس حزب به بررسی موانع و معضلاتی خواهیم پرداخت كه به لحاظ اندیشه‌ای فرصت حضور در صحنه را به كنشگران اصلی حوزه‌ی سیاست نمی‌دهد. برآنیم تا نشان دهیم كه چرا با وجود اینكه قریب به چند دهه از تاسیس اولین حزب در این كشور می‌گذرد احزاب در تغییر عقلانیت سیاسی حاكمیت موفق عمل ننموده و جز در پاره‌ای از مواقع كه صاحب قدرت گردیده و به بدنه‌ی اصلی دولت ضمیمه گشتند، از ایفای نقش مولا و قیم برای خلق فراتر نرفته‌اند، و اگر این فرصت را به دست نیاورده باشند انزوا، پناهندگی و انفعال را به‌‌مثابه‌ی تقدیر پذیرفته و در انتظار یك رخداد غیرمترقبه یا منجی بوده‌اند. در پایان نیز راه برون‌رفت از این معضلات بازشناخت ساحت دیگر سیاست را بررسی خواهیم نمود.

در عرصه‌ی سیاست رئال ایرانی چه در نظام‌هایی كه با اندیشه‌ی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظام‌هایی كه در چند سده‌ی اخیر بر مبنای نظریه‌ی خلافت‌ـ سلطنت اسلامِ ایرانی به اداره‌ی امور می‌پردازند این خود دولت و حكمرانان هستند كه نقش واسطه و یا به تعبیر مدرن نقش احزاب به‌عنوان پل ارتباطی را ایفا می‌كنند. در نظریه‌ی نخست حكمرانان واسط بین مردم یا خلق ـ‌كه از آنان در ادبیات سیاسی خویش به عنوان رمه یاد می‌كنند‌ـ و ایزد هستند. در نظریه‌ی دوم نیز واسط بین مردم و خدا. این وظیفه با اندك تغییراتی تا به امروز جزئی از مسئولیت‌های غیر قابل تخطی دولت و احزاب درون‌سیستمی در ایران است. این مورد در سده‌ی اخیر كه دولت و شاه‌ـ امام، خود سایه‌‌ی ایزد و خدا بر روی زمین هستند رنگ و بوی تقریبا متفاوتی به خود گرفته است. در هر دو نظریه كه از یك سنخ و جنس هستند، مردم به تعبیر خود داعیان این گفتمان‌ها منبع و منشا قدرت و اتوریته نیستند. افرادی كه در این سطح از سیاست جای می‌گیرند مشروعیت خویش را زاده‌ی موهبتی الوهی و فرازمینی می‌پندارند كه مرجع این موهبت پاره‌ای از عقلانیت محض خویش را به ایشان تفویض نموده و آنان را به‌مثابه‌ی عده‌ای انسان خاص برگزیده است. بر مبنای چنین ایده‌ای صدور این حكم و رای حقوقی كه اطاعت‌كردن از حاكم ولو جبار و ظالم امری اجباری است، و شوریدن علیه وضع موجود تحت هیچ شرایطی مجاز نیست را برای خود امری مشروع و حقی روا می‌دانند. این عده‌ی معدود الیگارك بر این باورند كه به واسطه‌ای این فیض بهتر از سایر افراد ـ‌از آحاد مردم به عامه فاقد خرد جمعی یاد می‌كنند‌ـ بر خیر و صلاح آنان اشراف داشته و از این حیث قادر خواهند بود كه به جای آنان تصمیم‌گیری نمایند.

این تعریف و نوع نگاه به انسان سبب گردیده كه در حوزه‌ی اندیشه‌ی سیاسی دولت‌محور ایرانی، عالم انسانی، عناصر تشكیل‌دهنده و نیروهای سامان‌دهنده‌ی آن نادیده انگاشته شده و به حاشیه رانده شوند. ماحصل این طرد و نادیده‌انگاری، عدم آفرینش مفهوم قرارداد نه در تئوری و نه در عمل و عدم شكل‌گیری فضای عمومی و مشتركی است كه در آن سخن برسازنده‌ی تعامل و اراده‌ی سیاسی باشد. از این‌رو نمود بیرونی سیاست كه به معنای مباحثه‌ی عمومی مشترك درباره‌ی مسائل و اخذ تصمیات همگانی است را شاهد نیستیم. به سبب این كمبودها و فقدان‌هاست كه شاهد شكل‌گیری دانشی هستیم كه در آن سیاست تنها به معنای تامین منافع بلندمدت یك طبقه‌ی الیگارک و تعیین خیر و صلاح افرادی منفك و منفرد است كه در یك جغرافیایی به نام مملكت گردهم آمده‌اند. در این نگرش سیاسی، دیگر با آن جامعه‌ی ارگانیك، جمعی و در عین حال فردباور كه در آن افراد و اجتماعات با حفظ یگانگی و تفاوت‌مندی‌های خویش در راه تحصیل هدفی مشترك در تلاش باشند سروكار نداریم بلكه با اجماع انسان‌های روبه‌رو هستیم كه جز به‌صورت اتم‌وار در كنار هم قرار نمی‌گیرند و جز در راستای سیر به هدفی كه مدیریت حاكم آنرا مشخص سازد راه به جایی ندارند. بر این اساس مبنای رفتار فردی در چنین ساختاری انقیاد است؛ یعنی مبتنی بر اطاعت و تسلیم است. در ادبیات كلاسیك سیاسی ایران واژگانی نظیر مجتمع، مدینه، مملكت و بلاد بیشتر ساختار مادی داشته و كمتر تصویری از روابط میان نیروها، اقشار و نحوه‌ی تعامل آنان با یكدیگر را به ذهن متبادر می‌سازند.

هدف از ذكر سطرهای فوق این بوده تا نگاهی اجمالی به بستر اندیشه‌ای داشته باشیم كه در دوره‌های بعد فرم‌ها و اشكال مدرن دولت و احزاب بر روی آن به شاکله‌بندی خویش می‌پردازند. دوره‌ای كه از آن به عصر تجدد نام برده می‌شود. دوره‌ای كه در آن ایرانیان بدون مبذول داشتن هیچ توجهی به ضرورت تعریفی دیگر از جامعه، سیاست و تفكر در ماهیت و الزامات دوران جدید و متعاقب با آن شكل‌دهی به دانشی كه «خود» یا سوژه‌ی سیاسی در ایران
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصه‌ی سیاست رئال ایرانی چه در نظام‌هایی كه با اندیشه‌ی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظام‌هایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
با توسل به آن از خویشتن خویش آگاهی كسب خواهد كرد، به استقبال آن می‌روند. تحزب نیز به مانند سایر مقولات نظیر قانون اساسی، مجلس، از جمله اقلام وارداتی‌ای بود كه با نسخه‌ی اورژینال غربی خویش تفاوت ماهوی بسیاری داشت. این مسئله از دو بیماری بغرنج در عذاب بود: نخست اینكه در خود غرب، دانش سیاسی و تحزبِ زاده شده از رحم آن، علی‌رغم تطابق اولیه با مدرنیته‌ی اروپایی، حالت تقلیل‌یافته‌ی ایده‌هایی نظیر اومانیته، فردباوری و خردباوری به یك عقلانیت ابزاری مدرنیستی بود. ایرانیان تا به امروز از یك عقلانیت ابزاری‌ای كه به صورت مضاعف تقلیل یافته در رنج‌اند. مورد دوم كه از مورد نخست تاثیرات مخرب بیشتری را بر اندیشه، روان و تعاملات اجتماعی برجای گذارده این است كه این دانش وارداتی به دانش سیاسی‌ای كه می‌توانست برسازنده‌ی آگاهی ایرانیان از خویش باشد، و به مدرنیته‌ی ایرانی كه آگاهی سوژه‌ی ایرانی از خویش و شكل و شیوه‌ِی زندگی او در این دوره بود شناسه‌ای متكثر اما منسجم ببخشد را برای مدت مدیدی بی‌تاثیر ساخت و اجازه‌ی رشد، نمو و همچنین نمود بیرونی به آن نداد. این آگاهی وارداتی زمانی كه بانیان آن سعی در بت‌واره نمودن آن داشتند جز تقلید و انفعال چیزی را برای ایران با خلق‌های متعدد به ارمغان نیاورد. این انفعال عملی بیش از اینكه محصول سیاست‌گریزی و سیاست‌هراسی باشد بیشتر نتیجه‌ی در تنگنا قرارگرفتن و محدودشدن حوزه‌ی دانشی است كه از طریق آن «منِ» ایرانی، تعریفی سیاسی از خود به‌دست داده و خویش را بازمی‌شناساند. تصوف‌گرایی و عرفان‌گرایی سیاسی، انزوا، گوشه‌نشینی و پرهیز از كردار در حوزه‌ی عمل سیاسی و اشتغال صرف به گفتار، نه نتیجه‌ی زوال اندیشه بلكه برآیند عدم شكل‌گیری دانش سیاسی نوین انسان ایرانی از خویش به‌عنوان یك سوژه‌‌ی فعال است. ‌

تحزب نیز به مانند سایر مولفه‌ها كه به كشورهای غیر غربی وارد شد تنها در حوزه‌ی روبنایی كالبد یافت. به‌ویژه در ایران آن زمان كه گفتمان غالب در حوزه‌ی اندیشه‌ی سیاسی گفتمان «عقب‌ماندگی» است تاسیس نهادها و سازمان‌هایی كه نشان از ترقی و رشد دارند درمانی است بر درد مزمن سرخوردگی ایرانیان كه در طول سالیان متمادی به آن دچار شده بودند. نتیجه‌ی این سراسیمگی، عدم تشریح و تحلیل بسترها و بافت‌های تفكر و عمل سیاسی بود كه می‌توانست در ایفای نقش‌‌ویژه و كاركرد احزاب تحولی كیفی را به وجود آورد. مقوله‌ی تحزب به مانند سایر اقلام نه در یك روند دیالوگ‌محورانه و در یك دادستد دوسویه‌ی فرهنگی بلكه در یك رابطه‌ی مونولوگ و پدرمابانه به ایران راه یافت. حاصل این رابطه‌ی مردسالارانه و مركزـ پیرامونی، پدرسالاری مضاعفی بود كه در خود اندیشه و تعقل سیاسی در ایران وجهه‌ای بارز داشت. تحزبی اینگونه كه از بستر اصلی سیاست جدا شده، كنشگران اصلی حوزه‌ی سیاست در آن حضور ندارند و از بستر اندیشه‌ای خودویژه برخوردار نبوده سبب گردیده تا در سنتز با پدرسالاری، پدرسالاری مدرنی را شكل دهد كه منتج از تماس با مدرنیته‌ا‌ی بیگانه است. این نوسازی بی‌بنیان هنگامی‌كه در چارچوب وابستگی و تابعیت و انقیاد صورت گرفت منجر به شكل‌گیری پدرسالاری جدید گردید؛ پدرسالاری‌ای كه خواهان آن است تا عنان اندیشه و اختیار و اراده‌ی فرزندان خویش را به‌دست گیرد. تاثیرات این مسئله را می‌توان تا به امروز در نوع تعریف احزاب از مردم و نحوه‌ی انجام وظایف حزبی از سوی اینان مشاهده نمود. وابستگی و اتصال احزاب پیرامونی به لحاظ اندیشه‌ای و عملكردی به مركز، نمودی دیگر از این مسئله است. و در خود احزاب مركزی‌ای كه در دوره‌های مختلف و با گفتمان‌های متفاوت بر سر كار می‌آیند می‌توان مشاهده نمود كه جز توصیه‌های آمرانه و رهنمودهای تجویزی هیچ تلاشی در ایجاد تحول كیفی در كاركرد احزاب و متعاقب با آن شكوفایی خرد جمعی و عقلانیت سیاسی جامعه كه مدت مدیدی است سركوب گشته، نداشته‌اند.

تاثیرپذیری از این بستر اندیشه‌ای و رویكرد حاصله از آن را نه‌تنها می‌توان در میان احزاب راست و چپ دولت‌گرای متاثر از غرب و مبهوت از جلوه‌های مدرن نظیر دولت مركزی، مجلس و پارلمانتاریسم دید بلكه می‌توان آنرا در احزاب چپ‌گرای سوسیالیستی، ماركسیستی و طیف‌هایی كه حاصل التقاط اندیشه‌های اسلامی با آن مكاتب هستند نیز مشاهده نمود. پیروان و وابستگان به این دیدگاه‌ها خویش را از بند اندیشه و تعریف از سیاستی كه در آن عده‌ای معدود ضامن تامین منافع بلندمدت یك ملت، خلق یا مردم در معنای عام هستند نگسسته‌اند و به جای اینكه آگاهی سیاسی و خرد جمعی‌ای كه یكایك فردـ شهروندان در آن سهیم‌اند را تعالی دهند، سعی در تزریق تعاریف و دریافت‌های خودمحورانه‌ی خویش به بافت ذهنی جامعه كه خود محصولی اجتماعی است، دارند. در این میان خود فرد و جامعه‌ای كه در عرصه‌ی عمل به حاشیه رانده شده تنها دنباله‌رو بوده و به توده‌ای نامنسجم مبدل می‌گردد كه هیچ نقشی در اتخاذ تصمیماتی ندارد كه مست
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصه‌ی سیاست رئال ایرانی چه در نظام‌هایی كه با اندیشه‌ی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظام‌هایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
قیما با حیات وی، هستی و موجودیتش در ارتباط است. در بهترین حالت به مانند قشونی است كه با نطق سیاسی سیاستمداران و رهبران احزاب به وجد آمده و در خلق یك هیجان و عصیان عاطفی شركت می‌جوید. پراكسیس و آفرینش اجتماعی تنها به یك طبقه‌ی الیت و عده‌ای قهرمان محدود می‌گردد.

این بیماری اندیشه‌ای به یك درد مزمن و همه‌گیر تبدیل شده است. احزابی كه از گفتمان خویش به‌عنوان گفتمان عدالت‌محور، مساوات‌طلب و دموكراسی‌خواه یاد نموده و توسعه‌ی فرهنگی‌ـ سیاسی را اساس كار و در راس برنامه‌های خود قرار می‌دهند در نهایت قادر به تغییر مرزها و محدوده‌های سیاست نبودند و نتوانستند سایر اقشار و افراد را به جایگاه و موقعیت اصلی خویش بازگردانند؛ آنانی كه دیرزمانی است از متن اندیشه‌ای‌ـ عملی سیاست طرد شده‌اند. یقینا ریشه‌ی این معضل را می‌باید ابتداء به ساكن در نحوه‌ی نگرش این احزاب به سیاست و ساختار درونی متناسب با آن جست. احزابی كه به لحاظ برنامه و اساسنامه و اهداف متفاوت، عملكردی یكسان داشته‌اند، اگر در بدنه‌ی نظام جای گرفته باشند جز به تحول از بالا نیاندیشیده‌اند و اگر به طور موقت خارج از سیكل قدرت قرار گرفته باشند از خلق، تنها به‌مثابه‌ی اهرمی جهت فشار از پایین به بخش خاصی از ساختار عینی سیستم استفاده نمودند. این استفاده‌ی ابزاری خود به سدی در برابر توسعه و تحول كیفی در فرهنگ سیاسی منجر گشت و تنها بر شمار پدران معنوی و غیر معنوی تحول‌خواه افزود. بسیاری از این احزاب به جای اینكه بر گستره‌ی عرصه‌ی سیاست و وجهه‌ی دموكراتیك آن بیافزایند و نهاد دولت را ـ‌ با توجه به عقلانیتی كه دارا است‌ـ به آگاهی، شناخت و انعطاف در برابر دموكراسی و مطالبات نیروها دعوت نمایند، در كنار دولت، خود برسازنده‌ی پدیده‌ی به نام سیاست‌زدایی هستند. در نهایت اینان با درغلتیدن در این اصل كه تنها واقعیات درون‌گفتمانی وجود دارند و با اضمحلال در واقعیت وضعیت موجود بر این امر پای می‌فشارند كه می‌توان تمامی تقاضاها و خواسته‌ها را در یك روند منطقی از دولت مطالبه نمود. این درحالی‌ست كه دولت در ایران و در سایر مناطق خاورمیانه حتی به لحاظ صوری نیز تكاملی را به خود ندیده و خویش را ملزم به رعایت هیچ سازوكاری نمی‌داند. عقلانیت الیگارشیكی كه سازوكارهای دولت را به حركت درمی‌آورد، با عقلانیت مفاهمه‌ای ـ‌ هر چند سركوب شده‌ی‌ـ خلق از جنسی متفاوت هستند و در مجموع این نهاد از هیچ الزامی در پاسخ‌گویی به مطالبات و مسامحه با دیگر نیروهای طردشده از صحنه‌ی سیاست برخوردار نیست. احزابی كه با این نوع نگرش به فعالیت می‌پردازند، دولت را به كانون و مرجع اصلی سیاست، و بروكرات‌های منتج از آن را به كنشگران اصلی صحنه‌ی سیاست مبدل می‌سازند. عدم قابل تعریف‌بودن دولت در ایران از كاراكتر سیال و نظریه‌هایی التقاطی برسازنده‌ی آن نشات می‌گیرد. این احزاب با چنین رویكردی سیاست را به مدیریت عقلانی منافع متعارض تقلیل می‌دهند. از دولت می‌خواهند چونان پدری مهربان و عدالت‌گستر مطالبات مردمی را هم‌ارز نموده و بدان‌ها پاسخ گوید. شادمان در روند رقابت بی‌جان، فاقد تحرك و ضابطه‌مند، دولت را موظف می‌دانند كه اكنون سیاستی را كه به یك كالا مبدل گشته، تولید و توزیع نماید. مبارزه‌ی حقیقی از نظر اینان تنها مشاركت در قدرت، برخورداری از مواهب و تسهیل امر دریافت اندك سهمی برای هواداران و كسانی است كه اینان به نیابت از آنان در این پروسه جای می‌گیرند. این مسئله به همین جا محدود نمی‌شود و قسم كثیری از احزاب و اشخاصی را كه به واقعیات فراگفتمانی باور دارند را نیز در برمی‌گیرد. پرداختن به كاركرد آنان از حوصله‌ی این مقاله خارج است.

چه تمامی احزابی كه در مركز با دال اعظم ملت ایران به فعالیت پرداختند و چه احزابی كه در خارج از مركز به نام خلق‌های خویش به امر سیاست مبادرت ورزیدند، به‌رغم تفاوت‌های ظاهری گفتمان‌ها و دال‌ها از یك بستر تعقلی و آبشخور اندیشه‌ای تغذیه شدند. و جنس نگاه، پیش‌انگاشت‌ها و چشم‌اندازهای سیاسی آنان تفاوت ماهوی چندانی با یكدیگر ندارند. راه برون‌رفت از این مسئله فراتر از تغییرات ساختاری می‌باید بیشتر بر تغییرات اندیشه‌ای‌ـ فلسفی مبتنی باشد. اندیشه‌ای كه مرزها و محدودیت‌های برسازنده‌ی آپارتاید سیاسی در سطح رئال را درمی‌نوردد و آنرا به یك سیاست اخلاق‌محور مبدل می‌سازد كه هیچ خلق، ملت و انسانی به‌خاطر خودویژگی‌هایش از عرصه‌ی سیاست به كناری وانهاده نمی‌شود. این كار در واقع گذار از تعریف كاركرد احزاب در معنای كلاسیك است. احزابی كه از این پس بر آن نیستند تا تنها از تضادهای اجتماعی موجود، برخورداری نابرابر از منابع و منافع و ظلم‌هایی كه در حق قشری خاص روا داشته شده سخن به میان بیاورند. در كنار این مسائل بر آن هستند تا از پارادوكس بنیادین و شكاف میان نظریه و عمل و از مفاهیمی چون اكثریت‌ـ اقلیت گذار صورت دهند. و یك كنش و عمل جمعی را كه در آن ه
گذار دموکراتیک
شکوفایی خرد اجتماعی عملی جمعی است در عرصه‌ی سیاست رئال ایرانی چه در نظام‌هایی كه با اندیشه‌ی شاهیِ آرمانی ایرانشهری به كشورداری پرداختند و چه در نظام‌هایی كه ... 🆔 @GozarDemocratic
مگان در امر تولید فكر و كنش متناسب با آن سهیم هستند مشاركت دهند. از آن جهت كه قدرت دولت امروزه تا ریزترین منافذ جامعه نفوذ یافته و سرگردان و افسارگسیخته همه چیز را در زیر سلطه‌ی خود به گروگان گرفته است، سیاست با ایجاد وقفه در این كار و فاصله‌گذاری میان خود و دولت، وقته‌ای را به وجود می‌آورد كه وقته‌ی آزادی است. تنها در این زمان است كه می‌توان از آفرینش و اراده بحث به میان آورد.

از این رهگذر احزاب دیگر نباید خویش را به مانند سابق نماینده‌ی یك طبقه‌ی خاص در دل توده‌ها و خلق‌ها معرفی نمایند كه هدف آنان تنها تامین منافع آنان باشد. همان‌طور كه در سطور فوق گذشت آنچه دارای اهمیت است خودآگاهی خودویژه و جمعی‌ای است كه این خلق‌ها تنها از رهگذر پیشاهنگی سیاسی‌ـ ایدئولوژیكی‌ای كه این احزاب انجام می‌دهند می‌توانند بدان نائل آیند. از این رو نمی‌باید خود این احزاب پروتوتیپ دولت و دستگاه دیوانی آن باشند كه اندیشه‌ی انتقادی در آن به زوال كشیده شده باشد و از تمام منسوبان به خویش انظباطی زهدورزانه را طلب كند. اگر رهنمودهای تجویزی‌ای هم در این پروسه ارائه گردند تنها برای انسجام عمل جمعی می‌باشد كه محصول مشاركت موثر تمامی اجزای جامعه است.

پژاك با درك همه‌جانبه‌ی این مهم كه معضل سیاست به طور عام و تحزب به طور خاص در ایران معضلی اندیشه‌ای و فلسفی است، از بدو تاسیس تا به امروز كه چهارمین كنگره‌ی خویش را برگزار نمود سعی بر این داشته تا با تعریفی متفاوت از آنچه تاكنون از سیاست ارائه شده به توسعه‌ی حوزه‌ی آزادی جامعه‌ی كورد بپردازد. توسعه‌ای كه رهاورد آن شكوفایی خرد اجتماعی خلق كورد و تحول آن هم در ابعاد مادی و هم معنایی است. تغییر ساختار حزبی و مبانی اندیشه‌ای و فلسفی آن برای پژاك كه در یك روند تكاملی چند ساله جزء لاینفك برنامه‌های عملی و تئوریك آن را تشكیل می‌داده برسازنده‌ی تاملی عقلی در حیات اجتماعی و مدنی جامعه‌ی كوردستان است. این مسئله طرح فلسفه‌ی سیاسی نوینی است كه مدت‌های مدیدی در عرصه‌ی عمل در گستره‌ی ایران و كوردستان به كناری نهاده شده بود. حاصل آن تكامل پروسه‌ی تكوین خلقی در برابر پروژه‌ی اضمحلال خلقی‌ای است كه به مدت صدسال پس از شكل‌گیری دولت‌ـ ملت به صورت مستمر و پردامنه به خلق‌های ایران تحمیل می‌گردد. تاریخ سیاسی احزاب حاكی از شكاف میان تئوری و عمل بود. پژاك همیشه با نگاه انتقادمحورانه‌ای كه به تجربیات سیاسی و فرهنگی و مجموعه‌شرایط تاریخی و كارنامه‌ی احزاب در دوره‌های گذشته داشت از همان آغاز برآن بود تا شكاف میان تئوری و عمل كه بخش اعظمی از تاریخ احزاب از آن حكایت دارد را مرتفع نماید. بخش عمده‌ی این شكاف ناشی از به تعویق انداختن برنامه‌ و اهداف اساسی این سازمان‌ها بوده است؛ احزابی كه پس از مدتی كوتاه تحقق همه‌ی آرمان‌های خویش را به امید روزهایی كه در بدنه‌ی دولت جای بگیرند موكول كردند و انقلاب به معنی گسترش حوزه‌ی دموكراتیك جامعه را به جابجایی قدرت تقلیل دادند. پژاك بر این مسئله تاكید داشته كه می‌باید به جای نگاه معطوف به بیرون از مرزهای جغرافیایی‌ـ سیاسی و فرهنگی كوردستان و ساختن یك غیریت آنتاگونیستی از دیگری و انداختن تمامی مصائب و معضلات به دوش دشمن فرضی به ترمیم بافت‌های درونی و روزآمدسازی آگاهی جامعه از خویش پرداخته و با استعانت از این مسئله دیدگاه و آگاهی كاذب ناسیونالیسم‌محوری را كه احزاب عموما بدان مبتلا هستند را به كناری نهد و در صدد برساختن جهان معرفتی‌ـ اجتماعی نوینی برآید. خود این تغییرات محصول عملكرد چند ساله‌ای است كه پژاك در تلاش بوده با پارادایم‌های كهن به پیرامونش ننگرد. شیوه و جهان زندگی خلق كورد كه حال تكوین خلقی را از سر گذرانده، یكنواخت، ساده و بی‌فراز و نشیب نبوده و نخواهد بود. تجربه‌ی زیسته‌ی خلق كورد در كنار عناصر جدید زندگی در طی بیش از صدسال، نگاه منعطف و سیال به آن بخشیده است و پژاك را برآن داشته تا همسو با این سیلاییت در راستای انجام بهتر وظایف خویش در زیر چتر جامعه‌ی آزاد و دموكراتیك شرق كردستان (كودار) به فعالیت بپردازد.




✍🏻 کومینار



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆برنامە خط 3 با حضور زاگروس مانی مسئول مرکز مطبوعات حزب حیات آزاد کردستان-پژاک

🕙امشب ساعت 19.30 بە وقت اروپا 22.00 بە وقت ایران

لینک پخش مستقیم تلویزیون آرین در لایو
ستریم👈 https://linkp.ir/Aryen.tv1live

@aryentvfarsi
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم


جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم


جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا بەدیموکراتی دەکەین'ە.




#جەمیل_بایک هاوسەرۆکی دەستەی بەڕێوەبەریی کۆما جڤاکێن کوردستان (#کەجەکە - #KCK) لەبارەی ئەو چاوپێکەوتنانەی لەگەڵ رێبەری گەلی کورد عەبدوڵا ئۆجالان ئەنجام دران، هەڵبژاردنەکانی ئەستەنبۆڵ و هەڵمەتی "کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین، کوردستان ئازاد دەکەین"، وەڵامی پرسیارەکانی ئێمەی دایەوە.

بەرخودانی چالاکیی مانگرتن و رۆژووی مردن و هەروەها بەرخودانە کۆمەڵایەتییەکە بۆ پشتیوانیکردن لە چالاکییەکانى مانگرتن، حکومەتی تورکیای ناچار کرد کە هەنگاوێک بنێت. رێگا درا پارێزەران و کەسوکاری ئۆجالان چاوپێکەوتنی لەگەڵ بکەن. رێکخراوى جیهانیی دژ بە ئەشکەنجە (سی پی تی – CPT)یش رایگەیاند، سەردانی ئیمراڵیی کردووە، ئێوە چۆن شیکاری بۆ ئەوە دەکەن؟

لە چوارچێوەی هەڵمەتی 'کۆتایی بە گۆشەگیری دێنین، فاشیزم تێکدەشکێنین' چالاکیی مانگرتنی بێسنوور بە پێشەنگایەتیی هاوسەرۆکی کەجەدە و پەرلەمانتاری جۆلەمێرگ لەیلا گیوڤەن دەستیپێکرد و بە هەموو زیندانەکاندا بڵاوبوویەوە. سەرەتا ناسر یاگز لە باشووری کوردستان و بە داوى ئەودا لە مەخمور چالاکیی مانگرتن دەستیپێکرد. لە ئەوروپاش چەندین هاوڕێمان دەستیان بە چالاکیی مانگرتنی بێسنوور کرد. گەلی کورد لە دژی گۆشەگیریی ئیمراڵیی سەریهەڵدا و هەستایە سەر پێ. هێزە دیموکراتییەکان لە تورکیا و دونیاش بۆ کۆتاییهێنان بە گۆشەگیری بانگەوازیان بڵاوکردەوە. بەو شێوەیە پاڵپشتیی بەرخۆدێرانی زیندانەکانیان کرد. هەروەها رۆشنبیران، نووسەران و هونەرمەندان، کە ویژدانی مرۆیی جیهانن بانگەوازیان بۆ کۆتایهاتنی گۆشەگیری بڵاوکردەوە. هێزە دیموکراتییەکانی تورکیا، جەهەپەش یەکێک لەوانە بوو، هەندێک دەوروبەری سیاسیش بۆ کۆتایهاتنی گۆشەگیری راگەیاندنیان بڵاوکردەوە. بەتایبەتی دایکانی لەچک سپی لەدژی هەموو شێوەکانی زۆرداری و گوشار لەبەردەم دەرگای زیندانەکان دەستیان بە چالاکیى ئێشکگری کرد. لە هەموو شوێنێک بەرخودانیان کرد. ئەوەش دەسەڵاتی ئاکەپە زۆر تەنگەتاو کرد.

لەبەرامبەر ئەو دۆخێکەدا، کە هەزاران کەس جەستەی خۆیان رووبەڕووی مردن کردەوە، ئەگەر دەسەڵات بێدەنگیى هەڵبژاردایە بێگومان لاواز دەبوو. دەسەڵاتێک کە دەست لە مردنی هەزاران کەس وەرنەدات و چاوی خۆی لێ دابخات، نە لە دونیا و نە لە تورکیاش هیچ برەو و متمانەیەکى نامێنێت. ئەو دەسەڵاتەی، کە بەها بۆ مرۆڤەکان دانەنێت هیچ پەیوەندییەکی بە مافی مرۆڤەوە نامێنێت. بەتایبەتی کاتێک لەبەردەم مردنی زیندانییەکان دا بێدەنگ بێت ئەوە ئاشکرایە، کە ریسوا دەبێت. هەر خۆی دەسەڵاتی ئاکەپە لە ماوەی ئەم ٤ - ٥ ساڵدا لە تورکیا، کوردستان، رۆژهەڵاتی ناوەڕاست و گۆڕەپانی نێونەتەوەییدا زۆر ریسوا بوو بوو. هەموو کەسێک بینیی کە ئەو دەسەڵاتە دیموکراتیک نییە و دیکتاتۆرییەتی تاکە کەسیى تەیب ئەردۆغانی سەردەستە. هەر وتەیەک لە دەمی دەربچێت وەکو یاسا جێبەجێی دەکەن. دادوەرەکان و دادگاکان ب تەیب ئەردۆغانەوە بەستراونەتەوە، بۆیە دیموکراسی و مافی مرۆڤ لە تورکیا بە بەراورد لەگەڵ وڵاتانی دیکە زۆر لە پاشە. لە بابەتی مافی مرۆڤ و دیموکراسیدا یەکێکە لە دواکەوتوترین وڵاتەکان. هەروەها چالاکیی مانگرتن رێگەی لە بەردەم توڕەییەکی زۆر گەورەی گەلی کورد لە دژی دەسەڵاتی ئاکەپە کردەوە. ئەنجامی راستەوخۆی ئەو ناڕازیبوونە ئەوەبوو، ئاکەپە لەو شارانەدا کە کوردی زۆر لێیە لە هەڵبژاردنەکانی ٣١ی ئاداری ٢٠١٩ / ١١ی نەورۆز (خاکەلێوە) دەسەڵاتی لەدەست دا.

ئەو شارانە، کە دۆخی سیاسی، کۆمەڵایەتی، ئابووری و کولتوری تورکیا دیاری دەکەن، ئەو شارانەن، کە کوردیان زۆر لێیە و لە هەڵبژاردنەکانی ئەم دواییانەدا ئاکەپە دەسەڵاتی تیاندا دۆڕاند. ئەستەنبول، ئەنقەرە، ئیزمیر، ئانتالیا، ئەدەنە، مێرسین و هاتای ئەو شارانەن کە سیاسەتی تورکیای تێدا دیاری دەکرێت. ئەوانەی لەو ناوچانە نەبنە هێزی یەکەم، ناتوانن ببنە دەسەڵاتدار. یان ئەگەر لە دەسەڵاتدا بن و لەو شارانەدا سەر نەکەون ئەوا دەسەڵاتەکەیان دەڕووخێت. ئەو حزبانەی لەو ناوچانە هەڵنەبژێردرێن ناتوانن تورکیا بەڕێوە ببەن. ناتوانن ببنە خاوەن ئەو هێزەی کە تورکیا بەڕێوە ببەن، لە هێز و توانای بەڕیوەبردن دەکەون، بۆیە لەو شارانەدا کورد هێزی خۆی بە شێوەیەکی ئاشکرا نیشان دا.

کورد وایکرد، کە دەسەڵاتی ئاکەپە گەورەترین تێکشکاندنی خۆی لە ماوەی ١٧ ساڵی رابردووی دەسەڵاتەکەیدا ببینێت. هەموو ئەو راستییانە دەسەڵاتی ئاکەپەی هەژاند. ئاکەپە بۆ یەکەم جار مەترسیی لەدەستدانی دەسەڵاتەکەی خۆی بینی و لە نزیکەوە هەستی بەوە کرد. بە تایبەتی ئەوەی بینی، کە لەدەستدانی ئەو شارانە کۆتایی بەدەسەڵاتەکی دەهێنێت، چونکە
گذار دموکراتیک
#بایک: ئامانجی سەرەکی هەڵوەشاندنەوەی فاشیزمە - بەشی یەکەم جەمیل بایک رایگەیاند، ئامانجی بنەڕەتیی سەردەمی داهاتوو؛ هەڵوەشاندنەوەی فاشیزم و بەدیموکراتیکردنی تورکیایە. ئەو دروشمە، کە هەموو هێزە دیموکراسییەکانی تورکیا بگەیەنێتە یەک 'فاشیزم هەڵدەوەشێنین، تورکیا…
دیالیکتیکی بەڕێوەبردن لە تورکیا یاساکەی ئەوەیە، کە پشتگیریی کۆمەڵایەتی لەو شارانە وەربگرێت. ئەو حکومەتەی لەلایەن ئەو شارانەوە پالپشتی لێ نەکرێت شانسی مانەوەی لە دەسەڵاتدا نییە. دەسەڵاتی ئاکەپە لەو دۆخێکی وەهادا هەژا، بەو بیرکردنەوەی 'ئاخۆ چۆن دەتوانم ئەو هەڵوێستەی کوردان نەرم بکەم' ئەوەی کرد، کە چاوپێکەوتن لەگەڵ رێبەر ئاپۆ ئەنجام بدرێت و بۆ کۆتاییهێنانی ئەو چالاکییانە هەنگاوێکی نا، چونکە ئامانجی ئەو چالاکییانە کۆتاییهێنان بە گۆشەگیریی سەر رێبەر ئاپۆ بوو، بۆیە چاوپێکەوتنی پارێزەران لەگەڵ رێبەر ئاپۆ بە واتای کردنەوەی دەرگای ئیمراڵیی بوو. ئەگەریش گۆشەگیری بە تەواویی کۆتایی پێنەهاتبێت، ئەوا ئەو کەشەی کە ئەو بەو بەرخودانە رەخساندبووی نیشانی دا، کە گۆشەگیری رەوایى حقوقی و یاسایى نییە و نایاسایی و ناحقوقییە. ئەوان خۆشیان وتیان، قەدەغە کۆتایی هاتووە. ئەوانە هەموو نیشانی دەدەن، کە زەمینەی بەرداومکردنی گۆشەگیری لاواز بووە و وەکو جاران ناتوانێت بەردەوام بێت. بشیانەوێت ئیتر ناتوانن وەکو پێشتر بەردەوامیی پێبدەن.

کردنەوەی دەرگای ئیمراڵیی بووە هەنگاوێکی گرنگ. بە گشتیش نەبێت، وەڵامی داواکارییەکانی بەرخودان دراوەتەوە. دوای چاوپێکەوتنی ٢ی ئایاری ٢٠١٩ / ١٢ی بانەمەڕ (گوڵان) لەگەڵ رێبەرایەتی چالاکوانان وازیان لە چالاکییەکەیان نەهێنا، بەڵام مانگرتوان لە دوای دیداری رۆژی ٢٢ی ئایاری ٢٠١٩ / ١ی جۆزەردان و گەیشتنی پەیامی دەستنووسی رێبەرایەتی، کە دوای ئەوەی کە رێبەرایەتی داوای کرد کۆتایی بەچالاکییەکە بهێنن، کۆتاییان بەو بەرخودانە هێنا.

بێگومان حکومەتی ئاکەپە بە هەنگاوێکی لەو شێوەیە ویستی هەم لە ناوەوە و هەم لە دەرەوەش گوشار لەسەر حکومەت کەم بکاتەوە. لەو کاتەدا سی پی تی / CPT-یش چووە ئیمراڵی. لە دەرەوەی ناوەرۆکی چاوپێکەوتنەکە، رەنگە حکومەت بیەوێت بۆ هەڵبژاردنی ئەستەنبول پەیامێک لەو چاوپێکەوتنە دەربخات، یان بە نەرمکردنی گۆشەگیری لەوانەیە بیر لەوە بکاتەوە، کە ناڕازیبوونی کوردان کەم بکاتەوە، بەڵام ئەو چاوپێکەوتنانە هیچ پەیوەندییان بە هەڵبژاردنی ئەستەنبولەوە نییە، لەلایەنی رێبەر ئاپۆشەوە هیچ پەیوەندیی بە هەڵبژاردنەوە نییە. ئەوە ئەنجامێکە، کە بە تێکۆشان بەدەستهاتووە و لە ئەنجامی ئەو تێکۆشاندا دەسەڵاتی ئاکەپە ناچار بووە، کە بەپێی یاساکانی خۆی هەڵسوکەوت بکات. ئەگەر سوور بوایە لەسەر هەڵوێستی خۆی و ئەگەر بە رۆژووی مردن شەهادەت روویبدایە، ئەوا بێگومانە ئەوە دەسەڵاتی ئاکەپەی زۆر تەنگەتاو دەکرد. هەروەها دەبووە هۆی ئەوەش، کە ناڕەزایی لەناوی کۆمەڵگە زیادی بکردایە. لەبەر ئەوانەش دەسەڵاتی ئاکەپە بە بیرکردنەوە و هەڵسوکەوتی 'زەرە لە نیوەی بگەڕێتەوە قازانجە'، ناچار بوو رێگا بە پارێزەران بدات، کە رێبەر ئاپۆ ببینن. دواتر بەبۆنەی جەژنەوە کەسوکارەکەشی چاوپێکەوتنیان لەگەڵ کرد.



درێژەى هەیە...



ANF



🆔 @GozarDemocratic
#زاگرس_مانی:‌ #پژاک پیشاهنگ خط مقاومت و مبارزه در جهان سرمایه‌داریست


در برنامه‌ی این هفته‌ی خط سوم تلویزیون آرین TV مسئول مطبوعات و رسانه‌ی حزب حیات آزاد کردستان پژاک گفت: خط سوم خط خلق میباشد. خط سوم خود قدرت و آزادی میباشد. خط سوم زیر ساخت و پایه‌های فکری آن بر اساس خلق، آزادی و برابری است.

🆔 @GozarDemocratic