گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند»
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد.
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی "جامعه زنان آزاد روژهلات کوردستان" (کژار) درباره تحولات سال ۲۰۲۳ در روژهلات کوردستان و ایران و تاثیر انقلاب زن زندگی آزادی با خبرگزاری فرات گفتگو کرد.
ویان گفت که در ۴۵ سال اخیر و مخصوصا با سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، حملات وسیعی به زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف در ایران انجام گرفت و خاطرنشان ساخت که با وجود این حملات نیز مردم عقبنشینی نکردند و همواره مقاومت کردهاند.
ارزیابیهای پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار به این صورت است:
انسان باید بهخوبی اهمیت انقلاب زن زندگی آزادی را درک نماید. این انقلاب ویژگیهای بسیار متفاوتی از انقلابات دیگر دارد. تفاوتهای فلسفی؛ سیاسی و اجتماعی آن کاملا مشخص است. سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان یک انقلاب در ایران روی داد و همه در آن انقلاب حضور داشتند. در حقیقت انقلاب با پیشاهنگی خلقها آغاز شد، اما حاکمان و دیکتاتورها انقلاب را مصادره کردند. یک ضد انقلاب بهوجود آمد. همچنان که انقلاب سال ۱۹۷۹ مهر خود را بر تاریخ کوبید، زن زندگی آزادی نیز مهر خود را بر این دوره زد. انقلاب زن زندگی آزادی دارای میراث و مبارزاتی بزرگ بود. این انقلاب فوران خشم مردم، زنان و جوانان بود که سالها در دورن خود جمع کرده بودند. در ۴۵ سال اخیر و بهویژه پس از سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، در هر عرصهای علیه زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف حملات شدیدی صورت گرفته است. هنگامی که انقلاب سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان آغاز شد، دیکتاتوری شاه لرزید.
پس از آنکه خمینی بهقدرت رسید، نام اسلامی را بر انقلاب گذاشت و تمام قوانین و مصوبات ضد زن و ضد خلقهای ایران را آماده نمود. حقوق زنان، جوانان، خلقها و افراد دارای اعتقادات مختلف در قانون اساسی گنجانده نشد. این قانون اساسی بر اساس ذهنیت تکنفره تنطیم شد. از آن روز بهبعد حملات علیه تمام بخشهای جامعه ادامه یافت. بهویژه زنان و خلق کورد هدف قرار گرفتند. زیرا خلق کورد و زنان دارای پتانسیل انقلاب بودند. زنان و خلق کورد در تمام عرصهها با یورش رژیم روبرو شدند. رژیم اسلامی همه قوانین جدید را با ادعای شرعیت دینی بر جامعه تحمیل نمود و بدین صورت حاکمیت خود را ادامه داد. زنان و مردم اعتراضات زیادی به قانون اساسی تنظیمشده پس از انقلاب ۱۹۷۹ کردند. از آن روز تاکنون یک نبرد دائمی در جریان بوده است. ابزار خیلی نیرومند در دست رژیم ایران، دین بود. دین را بهشدت بهکار گرفتند، مخصوصا در جریان جنگ ایران-عراق که ۸ سال بهطول انجامید. رژیم ایران این جنگ را برای خود یک غنمیت حساب کرد. تمام مردم ایران را بهبهانه دفاع از میهن خود، بسیج نمود. بدین وسیله احساسات زنان و جوانان را بهکار گرفتند و حاکمیت خود را استحکام بخشیدند.
اما پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ قیام خلقها هرگز متوقف نشده است. بهویژه بخشی از جامعه که همواره پیشرو بودهاند؛ زنان هستند. پس از سر کارآمدن خمینی اعلام شد که باید زنان روسری بهسر کنند و باید همهجا با حجاب باشند. زنان در مقابل این شرایط واکنشهای جدی نشان دادند و قیام کردند. مخصوصا در ۸ مارس زنان به میدان آمده و اعتراض کردند. زنان گفتند که ما انقلاب نکردیم تا به عقب بازگردیم، ما برای رژیم اسلامی شاه را از قدرت پایین نکشیدیم. از آن روز قیام زنان ادامه داشته است اما به یک جریان نیرومند تبدیل نشد. پشت انقلاب ایران یک تاریخ سیاه از زندان وجود دارد. در آن زندانها هزاران زن با تجاوز جنسی روبرو شده و سپس تیرباران و اعدام شدند. خلق کورد هم با یک نسلکشی وسیع روبرو شد. بیشتر حملات علیه زنان و خلقهای ایران بوده است. خلخالی که به جلاد کوردستان مشهور شد، با فرمان خمینی به کوردستان آمد و هزاران کورد را به جوخههای اعدام سپرد. هر روز در زندانها به زنان تجاوز میشد و تیربارانشان میکردند. رژیم ایران بدین صورت سالها به خلق کورد ظلم کرد. اما هرکاری هم بکند، نمیتواند خلق کورد را تسلیم نماید.
رژیم در میان خود یک جناح اپوزیسیون (مخالف) درست کرد و حاکمیت خود را ادامه داد
رژیم ایران متوجه شد که بدین وسیله نمیتواند پابرجا بماند، این بار جنبش اصلاحطلبی را ایجاد نمود. اصولا وقتی حکمرانان به خطر میافتند، در میان خود اپوزیسیون درست میکنند. این موجب تداوم حاکمیت آنان میشود. رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز چنین سیاستی را دنبال کرد. رهبران اصلاحطلب و اصولگرا جلو آمدند. در این پروسه ۴۵ ساله، چندین رئیسجمهور ایران عوض شدند، بعضی دورهها اصلاحطلبان و بعضی دورهها اصولگرایان رئیسجمهور شدند.
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد.
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی "جامعه زنان آزاد روژهلات کوردستان" (کژار) درباره تحولات سال ۲۰۲۳ در روژهلات کوردستان و ایران و تاثیر انقلاب زن زندگی آزادی با خبرگزاری فرات گفتگو کرد.
ویان گفت که در ۴۵ سال اخیر و مخصوصا با سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، حملات وسیعی به زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف در ایران انجام گرفت و خاطرنشان ساخت که با وجود این حملات نیز مردم عقبنشینی نکردند و همواره مقاومت کردهاند.
ارزیابیهای پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار به این صورت است:
انسان باید بهخوبی اهمیت انقلاب زن زندگی آزادی را درک نماید. این انقلاب ویژگیهای بسیار متفاوتی از انقلابات دیگر دارد. تفاوتهای فلسفی؛ سیاسی و اجتماعی آن کاملا مشخص است. سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان یک انقلاب در ایران روی داد و همه در آن انقلاب حضور داشتند. در حقیقت انقلاب با پیشاهنگی خلقها آغاز شد، اما حاکمان و دیکتاتورها انقلاب را مصادره کردند. یک ضد انقلاب بهوجود آمد. همچنان که انقلاب سال ۱۹۷۹ مهر خود را بر تاریخ کوبید، زن زندگی آزادی نیز مهر خود را بر این دوره زد. انقلاب زن زندگی آزادی دارای میراث و مبارزاتی بزرگ بود. این انقلاب فوران خشم مردم، زنان و جوانان بود که سالها در دورن خود جمع کرده بودند. در ۴۵ سال اخیر و بهویژه پس از سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، در هر عرصهای علیه زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف حملات شدیدی صورت گرفته است. هنگامی که انقلاب سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان آغاز شد، دیکتاتوری شاه لرزید.
پس از آنکه خمینی بهقدرت رسید، نام اسلامی را بر انقلاب گذاشت و تمام قوانین و مصوبات ضد زن و ضد خلقهای ایران را آماده نمود. حقوق زنان، جوانان، خلقها و افراد دارای اعتقادات مختلف در قانون اساسی گنجانده نشد. این قانون اساسی بر اساس ذهنیت تکنفره تنطیم شد. از آن روز بهبعد حملات علیه تمام بخشهای جامعه ادامه یافت. بهویژه زنان و خلق کورد هدف قرار گرفتند. زیرا خلق کورد و زنان دارای پتانسیل انقلاب بودند. زنان و خلق کورد در تمام عرصهها با یورش رژیم روبرو شدند. رژیم اسلامی همه قوانین جدید را با ادعای شرعیت دینی بر جامعه تحمیل نمود و بدین صورت حاکمیت خود را ادامه داد. زنان و مردم اعتراضات زیادی به قانون اساسی تنظیمشده پس از انقلاب ۱۹۷۹ کردند. از آن روز تاکنون یک نبرد دائمی در جریان بوده است. ابزار خیلی نیرومند در دست رژیم ایران، دین بود. دین را بهشدت بهکار گرفتند، مخصوصا در جریان جنگ ایران-عراق که ۸ سال بهطول انجامید. رژیم ایران این جنگ را برای خود یک غنمیت حساب کرد. تمام مردم ایران را بهبهانه دفاع از میهن خود، بسیج نمود. بدین وسیله احساسات زنان و جوانان را بهکار گرفتند و حاکمیت خود را استحکام بخشیدند.
اما پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ قیام خلقها هرگز متوقف نشده است. بهویژه بخشی از جامعه که همواره پیشرو بودهاند؛ زنان هستند. پس از سر کارآمدن خمینی اعلام شد که باید زنان روسری بهسر کنند و باید همهجا با حجاب باشند. زنان در مقابل این شرایط واکنشهای جدی نشان دادند و قیام کردند. مخصوصا در ۸ مارس زنان به میدان آمده و اعتراض کردند. زنان گفتند که ما انقلاب نکردیم تا به عقب بازگردیم، ما برای رژیم اسلامی شاه را از قدرت پایین نکشیدیم. از آن روز قیام زنان ادامه داشته است اما به یک جریان نیرومند تبدیل نشد. پشت انقلاب ایران یک تاریخ سیاه از زندان وجود دارد. در آن زندانها هزاران زن با تجاوز جنسی روبرو شده و سپس تیرباران و اعدام شدند. خلق کورد هم با یک نسلکشی وسیع روبرو شد. بیشتر حملات علیه زنان و خلقهای ایران بوده است. خلخالی که به جلاد کوردستان مشهور شد، با فرمان خمینی به کوردستان آمد و هزاران کورد را به جوخههای اعدام سپرد. هر روز در زندانها به زنان تجاوز میشد و تیربارانشان میکردند. رژیم ایران بدین صورت سالها به خلق کورد ظلم کرد. اما هرکاری هم بکند، نمیتواند خلق کورد را تسلیم نماید.
رژیم در میان خود یک جناح اپوزیسیون (مخالف) درست کرد و حاکمیت خود را ادامه داد
رژیم ایران متوجه شد که بدین وسیله نمیتواند پابرجا بماند، این بار جنبش اصلاحطلبی را ایجاد نمود. اصولا وقتی حکمرانان به خطر میافتند، در میان خود اپوزیسیون درست میکنند. این موجب تداوم حاکمیت آنان میشود. رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز چنین سیاستی را دنبال کرد. رهبران اصلاحطلب و اصولگرا جلو آمدند. در این پروسه ۴۵ ساله، چندین رئیسجمهور ایران عوض شدند، بعضی دورهها اصلاحطلبان و بعضی دورهها اصولگرایان رئیسجمهور شدند.
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
وقتی که خاتمی رئیسجمهور شد، مانند هوادار مطالبات مردم خود را نشان داد و وعده داد تا یکسری تغییرات ایجاد کند. اما جوانان زیادی در دوران ریاستجمهوری وی کشته شدند و زنان با نسلکشی بیشتری روبرو شدند. رژیم بدین وسیله انرژی جامعه را گرفت. دوباره در دوره احمدینژاد نیز زنان و جوانان با قتلعام روبرو شدند. احمدینژاد برای اولین بار یک زن را در کابیته خود وزیر کرده بود و بدین صورت مردم را به تغییر دلخوش کرده بود.
پیش از آنکه روحانی بر سرکار بیاید، با رنگ ارغوانی به تبلیغات انتخاباتی پرداخت. گمان میشد که وی در زمینه حقوق زنان مقداری گشایش و پیشرفت حاصل کند، اما در دوره روحانی نیز هیچ تغییری روی نداد. زنان به همان صورت اعدام شدند، جوانان اعدام شدند. رژیم با جنبش اصلاحطلبی کوشید تا قدرت و انرژی جامعه را خالی کند. لذا هیچ تغییری ایجاد نکردند! در دوره ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی نیز سیاستهای خود را سفت و سختتر کردند. زیرا فهمیدند که دیگر مردم ایران هیچ اعتمادی به سیستم حاکم ندارند. دیدیم که اعتراضات مردم علیه نظام هر روز بیشتر شد. در ۱۰ اخیر از تاریخ ۴۵ ساله ایران قیامهای بزرگ و کوچکی بهوقوع پیوسته است. در اعتراضات سال ۲۰۱۰ افراد زیادی کشته شدند. هنوز هم تعدادی از آنان در زندان بهسر میبرند. پس از سال ۲۰۱۶ نیز دوباره با پیشاهنگی زنان قیام و اعتراض روی داد.
مخصوصا پس از سال ۲۰۱۷ قیامهای متفاوتی روی داد. مردم دیگر به جنبشهای اصلاحطلب و اصولگرا باور نداشتند و علیه کلیت نظام بهپا خواستند. رژیم حاکم این را بهخوبی متوجه شد. فهمید که روز به روز اعتراضات افزایش مییابند. سال ۲۰۱۹ برای محکومیت افزایش قیمت بنزین یک قیام در کوردستان آغاز شد و به تمام شهرهای ایران رسید. در این قیام بهویژه تودههای محروم به خیابانها ریختند و قیام کردند. هزاران نفر کشته شدند و پس از آن قیام سرکوب شد. پس از قتل ژینا امینی مردم دوباره بهپا خواستند. ابراهیم رئیسی تاکید نمود که در برابر قیام زن زندگی آزادی یک سیاست تند و خشن را دنبال خواهند کرد و با همکاری سپاه پاسداران تمام ارگانها را کنترل نمودند. حالا سپاه پاسداران سیاست ایران را تعیین میکنند.
پس از سردادن شعار "زن زندگی آزادی" در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، این شعار سراسر جهان را فراگرفت
رژیم ایران سالهاست تلاش دارد تا خشم مردم را سرکوب نماید، اما با انقلاب زن زندگی آزادی، مخصوصا زنان و جوانان و خلقها یکبار دیگر نشان دادند که آنان تسلیم نخواهند شد. از تهم تفاوتةای این قیام این بود که از کوردستان آغاز شد و هم یک جنگ تئوریک بهمیان آمد. انقلاب زن زندگی آزادی یک ضربه سنگین به ایدئولوژی رژیم حاکم بر ایران وارد ساخت. خیلی مهم بود که انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها آغاز شد. زیرا دولت ایران بیشترین تلاشش این بوده تا زنان و نیز خلق کورد را سرکوب نماید. انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها جلو رفت. پیش از ژینا نیز در شهر مریوان یک زن کورد با نام شلیر رسولی برای نجات خود از دست یک فرد وابسته به نیروهای نظامی دولت ایران، به زندگی خود خاتمه داد. شلیر رسولی به ذهنیت تجاوزگر تن نداد و مرگ را ترجیح داد. این اتفاق در مریوان خشم بزرگی را ایجاد نمود. اهالی مریوان از ۷ تا ۷۰ سال به خیابان ریختند و از شلیر دفاع کردند.
خلق کورد علیه ذهنیت تجاوزگر بهپا خواستند و از ارزشهای خود دفاع کردند و یک موضع مهم را از خود نشان دادند. پس از آن و با قتل ژینا امینی خلق کورد قیام کرد و این قیام تمام شهرهای روژهلات کوردستان و ایران را فراگرفت. در سقز و در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، شعار زن زندگی آزادی فریاد زده شد و سپس در تمام جهان گسترش یافت. شعار زن زندگی آزادی دارای فلسفه و میراث مهمی است. کسانی که در مراسم خاکسپاری ژینا امینی شعار زن زندگی آزادی را سردادند، میهندوست بودند و ابتدا یک جوان وطندوست این شعار را فریاد زد. خلقی که سالها خود را با فکر و فلسفه رهبر آپو رشد داده باشد، معنای زن زندگی آزادی را خوب میداند. هنگامی که این شعار سر داده شد، همه زنان باهم این شعار را فریاد زدند و بدین ترتیب همهجا را درنوردید. قیام با این شعار گسترش یافت. فلسفه رهبر آپو با تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در روژهلات کوردستان و ایران پخش شد.
کسانی که شعار زن زندگی آزادی را فریاد زدند، افرادی بودند که این آگاهی را داشتند. این شعار مانند یک دارو برای مردمان ایران بود. ابتدا در شهرهای ایران تکرار میشد و تاثیر زیادی بر افراد گذاشت. شعار زن زندگی آزادی شخصیت زمانه را نشان داد. این نیز سبب شد تا یک جنبش انقلابی بزرگ وارد میدان شود. تفاوت انقلاب زن زندگی آزادی در این بود. هم زنان و هم جوانان در صف مقدم انقلاب قرار گرفتند. در روژهلات کوردستان در ۴۰ سال اخیر زنان با تجاوز و کشتار روبرو بودهاند. لذا بارها قیام روی داده است.
پیش از آنکه روحانی بر سرکار بیاید، با رنگ ارغوانی به تبلیغات انتخاباتی پرداخت. گمان میشد که وی در زمینه حقوق زنان مقداری گشایش و پیشرفت حاصل کند، اما در دوره روحانی نیز هیچ تغییری روی نداد. زنان به همان صورت اعدام شدند، جوانان اعدام شدند. رژیم با جنبش اصلاحطلبی کوشید تا قدرت و انرژی جامعه را خالی کند. لذا هیچ تغییری ایجاد نکردند! در دوره ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی نیز سیاستهای خود را سفت و سختتر کردند. زیرا فهمیدند که دیگر مردم ایران هیچ اعتمادی به سیستم حاکم ندارند. دیدیم که اعتراضات مردم علیه نظام هر روز بیشتر شد. در ۱۰ اخیر از تاریخ ۴۵ ساله ایران قیامهای بزرگ و کوچکی بهوقوع پیوسته است. در اعتراضات سال ۲۰۱۰ افراد زیادی کشته شدند. هنوز هم تعدادی از آنان در زندان بهسر میبرند. پس از سال ۲۰۱۶ نیز دوباره با پیشاهنگی زنان قیام و اعتراض روی داد.
مخصوصا پس از سال ۲۰۱۷ قیامهای متفاوتی روی داد. مردم دیگر به جنبشهای اصلاحطلب و اصولگرا باور نداشتند و علیه کلیت نظام بهپا خواستند. رژیم حاکم این را بهخوبی متوجه شد. فهمید که روز به روز اعتراضات افزایش مییابند. سال ۲۰۱۹ برای محکومیت افزایش قیمت بنزین یک قیام در کوردستان آغاز شد و به تمام شهرهای ایران رسید. در این قیام بهویژه تودههای محروم به خیابانها ریختند و قیام کردند. هزاران نفر کشته شدند و پس از آن قیام سرکوب شد. پس از قتل ژینا امینی مردم دوباره بهپا خواستند. ابراهیم رئیسی تاکید نمود که در برابر قیام زن زندگی آزادی یک سیاست تند و خشن را دنبال خواهند کرد و با همکاری سپاه پاسداران تمام ارگانها را کنترل نمودند. حالا سپاه پاسداران سیاست ایران را تعیین میکنند.
پس از سردادن شعار "زن زندگی آزادی" در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، این شعار سراسر جهان را فراگرفت
رژیم ایران سالهاست تلاش دارد تا خشم مردم را سرکوب نماید، اما با انقلاب زن زندگی آزادی، مخصوصا زنان و جوانان و خلقها یکبار دیگر نشان دادند که آنان تسلیم نخواهند شد. از تهم تفاوتةای این قیام این بود که از کوردستان آغاز شد و هم یک جنگ تئوریک بهمیان آمد. انقلاب زن زندگی آزادی یک ضربه سنگین به ایدئولوژی رژیم حاکم بر ایران وارد ساخت. خیلی مهم بود که انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها آغاز شد. زیرا دولت ایران بیشترین تلاشش این بوده تا زنان و نیز خلق کورد را سرکوب نماید. انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها جلو رفت. پیش از ژینا نیز در شهر مریوان یک زن کورد با نام شلیر رسولی برای نجات خود از دست یک فرد وابسته به نیروهای نظامی دولت ایران، به زندگی خود خاتمه داد. شلیر رسولی به ذهنیت تجاوزگر تن نداد و مرگ را ترجیح داد. این اتفاق در مریوان خشم بزرگی را ایجاد نمود. اهالی مریوان از ۷ تا ۷۰ سال به خیابان ریختند و از شلیر دفاع کردند.
خلق کورد علیه ذهنیت تجاوزگر بهپا خواستند و از ارزشهای خود دفاع کردند و یک موضع مهم را از خود نشان دادند. پس از آن و با قتل ژینا امینی خلق کورد قیام کرد و این قیام تمام شهرهای روژهلات کوردستان و ایران را فراگرفت. در سقز و در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، شعار زن زندگی آزادی فریاد زده شد و سپس در تمام جهان گسترش یافت. شعار زن زندگی آزادی دارای فلسفه و میراث مهمی است. کسانی که در مراسم خاکسپاری ژینا امینی شعار زن زندگی آزادی را سردادند، میهندوست بودند و ابتدا یک جوان وطندوست این شعار را فریاد زد. خلقی که سالها خود را با فکر و فلسفه رهبر آپو رشد داده باشد، معنای زن زندگی آزادی را خوب میداند. هنگامی که این شعار سر داده شد، همه زنان باهم این شعار را فریاد زدند و بدین ترتیب همهجا را درنوردید. قیام با این شعار گسترش یافت. فلسفه رهبر آپو با تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در روژهلات کوردستان و ایران پخش شد.
کسانی که شعار زن زندگی آزادی را فریاد زدند، افرادی بودند که این آگاهی را داشتند. این شعار مانند یک دارو برای مردمان ایران بود. ابتدا در شهرهای ایران تکرار میشد و تاثیر زیادی بر افراد گذاشت. شعار زن زندگی آزادی شخصیت زمانه را نشان داد. این نیز سبب شد تا یک جنبش انقلابی بزرگ وارد میدان شود. تفاوت انقلاب زن زندگی آزادی در این بود. هم زنان و هم جوانان در صف مقدم انقلاب قرار گرفتند. در روژهلات کوردستان در ۴۰ سال اخیر زنان با تجاوز و کشتار روبرو بودهاند. لذا بارها قیام روی داده است.
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
در سال ۲۰۱۴ در شهر مهاباد یک زن جوان با نام فریناز خسروانی برای نجات خود از تجاوز یک فرد وابسته به اطلاعات، خود را از طبقه چهارم هتلی که در آن کار میکرد به پایین انداخت و جانش را از دست داد. پس از این حادثه فعالیتهای اعتراضی زیادی انجام شد. دهها جوان در این اعتراضات کشته شدند و صدها نفر نیز دستگیر شدند. لذا خلق کورد همواره در برابر این ذهنیت تجاوزگر موضع اعتراضی خود را نشان داده است.
قیام تنها به کوردستان محدود نماند
با وجود حکلات همهجانبه دولت ایران، قیام زن زندگی آزادی مدت زیادی ادامه یافت. زیرا همانطور که من گفتم؛ دارای فلسفه و الگوی خاصی بود. لذا فراگیر شد و مدت زیادی ادامه یافت. یکی دیگر از مشخصات این انقلاب این بود که تنها به کوردستان محدود نماند. همهجا را فراگرفت و لذا تا آن حد گسترش یافته و ادامه پیدا کرد. از کوردستان آغاز شد اما بر آذربایجان نیز تاثیرگذار شد. به بلوچستان نیز رسید و سپس این قیام به تمام شهرهای ایران رسید. با وجود تمام سرکوب و خشونتهای دولتی، بازهم مردم عقبنشینی نکردند. رژیم ابتدا پیشبینی نمیکرد قیام تا این حد توسعه یابد و قدرت پیدا کند. نقطه قوت این قیام آن بود که در تمام عرصهها جلو رفت. هر منطقهای با همان شعار بهمیدان میآمد. هر کسی در این قیام آزادی خویش را میدید. در اغلب فعالیتها و اعتراضات خیابانی زنان در صف مقدم بودند و به مردان جسارت میدادند. وقتی زنان علیه نظام قیام کردند، تمام بخشهای جامعه نیز بهمیدان آمدند.
در این قیام؛ مدارس و دانشگاهها نیز نقش برجستهای داشتند. هزاران دانشآموز در مدارس خود به حمایت از قیام پرداختند. جوانان زیادی در این قیام شهید شدند. دهها جوان پیش از آنکه وارد اعتراضات خیابانی شوند در شبکههای الکترونیکی پیام "باید این شب ما سحر شود" را منتشر کردند و با وجود این از پیوستن به اعتراضات خودداری نکردند. مرگ را نادیده گرفته و به خیابانها ریختند. این بسیار مهم بود. اینها همه نشان میدهد که مردم چقدر آگاهند. با شعار زن زندگی آزادی، پایههای انقلاب در محل مستحکمی قرار گرفت. زیرا نه اعدام، نه مرگ، نه دستگیری و نه زندان مانع از توسعه قیام نشد. زنان با خشمی وافر، روسریهای خود را برداشتند و موی سرشان را کوتاه کردند و همه اینها قیامی علیه ماهیت رژیم حاکم بود. رژیم میخواهد زنان و همه جامعه را سرکوب نماید. سالها با یک سیاست کثیف زنان و جوانان را تحت فشار گذاشت. زنان و جوانان با شعار زن زندگی آزادی، ضربه سنگینی بر ایدئولوژی رژیم حاکم وارد ساختند.
این قیام بیدلیل روی نداد. جنبش آپویی سالهاست در روژهلات کوردستان و ایران در حال فعالیت است. بهویژه پس از سال ۱۹۹۹ و بهدنبال توطئه بینالمللی علیه رهبر آپو که در ۱۵ فوریه دستگیر شد، مردم روژهلات کوردستان از رهبر آپو دفاع کردند و یک قیام بزرگ روی داد. در سال ۱۹۹۹ جوانان بسیاری از روژهلات کوردستان و ایران به جنبش آپویی پیوستند. پژاک و کژار نیز بر این اساس و بهدنبال آن تاسیس شدند. قیام زن زندگی آزادی نیز بر اساس این دستاوردها روی داد و همان طور که در سال ۱۹۹۹ خلق کورد در روژهلات کوردستان به حمایت از رهبر آپو برخواستند، در سال ۲۰۲۲ نیز با انقلاب زن زندگی آزادی از الگو و بدیل رهبر آپو حمایت کردند. آنان زندگی آزاد، دموکراتیک و برابر را در الگوی رهبر آپو قابل تحقق یافتند. قیام با کشتن یک زن آغاز شد و سپس به قیام زنان مبدل شد.
انقلاب زن زندگی آزادی تمام مرزها را درنوردید. تبعیض جنسیتی را کنار زده و آن را زیر سوال برد. مرزهای دینی و مذهبی را نیز طی کرد. تمام مرزهای ایجادشده در جامعه توسط حکومت را کنار زد. نیروی زنان در این راستا بهمیدان آمد. بلوچستان منطقهای مانند کوردستان است که رژیم حاکم بر ایران بیشترین فشار و سرکوب و استبداد را در آنجا اعمال میکند. بهویژه زنان با کشتار و سرکوب شدید روبرویند و در بلوچستان مردسالاری بهطرزی شدید حاکم است. اما با انقلاب زن زندگی آزادی یک قیام بزرگ در این منطقه روی داد. مردان با زنان به خیابانها میرفتند و شعار زن زندگی آزادی را فریاد میزدند! اینها بسیار مهماند. این تغییرات درونی هم ممکن است. برای مردان نیز مشخص گردید که بدون آزادی زن، جامعه آزاد نمیشود و مبارزه به سرانجام نمیرسد.
بسیاری از روشنفکران ایرانی اعلام کردند که از سال ۱۹۷۹ اولین بار است که شاهد شعاری با این جذابیتند که همه را هماهنگ و متحد نموده است. آنان شعار زن زندگی آزادی را سراسری معرفی کردند. این انقلاب بزرگترین قیام قرن ۲۱ را رقم زد. این انقلاب با پیشاهنگی زنان وجود خود را در همه جهان اثبات کرد. این قیام اگر با پیشاهنگی زنان و تحت رهبری رهبر آپو و پکک روی نمیداد، احتمالا چنین گسترش نمییافت. هزاران زن ماهها در خیابان مبارزه کردند.
قیام تنها به کوردستان محدود نماند
با وجود حکلات همهجانبه دولت ایران، قیام زن زندگی آزادی مدت زیادی ادامه یافت. زیرا همانطور که من گفتم؛ دارای فلسفه و الگوی خاصی بود. لذا فراگیر شد و مدت زیادی ادامه یافت. یکی دیگر از مشخصات این انقلاب این بود که تنها به کوردستان محدود نماند. همهجا را فراگرفت و لذا تا آن حد گسترش یافته و ادامه پیدا کرد. از کوردستان آغاز شد اما بر آذربایجان نیز تاثیرگذار شد. به بلوچستان نیز رسید و سپس این قیام به تمام شهرهای ایران رسید. با وجود تمام سرکوب و خشونتهای دولتی، بازهم مردم عقبنشینی نکردند. رژیم ابتدا پیشبینی نمیکرد قیام تا این حد توسعه یابد و قدرت پیدا کند. نقطه قوت این قیام آن بود که در تمام عرصهها جلو رفت. هر منطقهای با همان شعار بهمیدان میآمد. هر کسی در این قیام آزادی خویش را میدید. در اغلب فعالیتها و اعتراضات خیابانی زنان در صف مقدم بودند و به مردان جسارت میدادند. وقتی زنان علیه نظام قیام کردند، تمام بخشهای جامعه نیز بهمیدان آمدند.
در این قیام؛ مدارس و دانشگاهها نیز نقش برجستهای داشتند. هزاران دانشآموز در مدارس خود به حمایت از قیام پرداختند. جوانان زیادی در این قیام شهید شدند. دهها جوان پیش از آنکه وارد اعتراضات خیابانی شوند در شبکههای الکترونیکی پیام "باید این شب ما سحر شود" را منتشر کردند و با وجود این از پیوستن به اعتراضات خودداری نکردند. مرگ را نادیده گرفته و به خیابانها ریختند. این بسیار مهم بود. اینها همه نشان میدهد که مردم چقدر آگاهند. با شعار زن زندگی آزادی، پایههای انقلاب در محل مستحکمی قرار گرفت. زیرا نه اعدام، نه مرگ، نه دستگیری و نه زندان مانع از توسعه قیام نشد. زنان با خشمی وافر، روسریهای خود را برداشتند و موی سرشان را کوتاه کردند و همه اینها قیامی علیه ماهیت رژیم حاکم بود. رژیم میخواهد زنان و همه جامعه را سرکوب نماید. سالها با یک سیاست کثیف زنان و جوانان را تحت فشار گذاشت. زنان و جوانان با شعار زن زندگی آزادی، ضربه سنگینی بر ایدئولوژی رژیم حاکم وارد ساختند.
این قیام بیدلیل روی نداد. جنبش آپویی سالهاست در روژهلات کوردستان و ایران در حال فعالیت است. بهویژه پس از سال ۱۹۹۹ و بهدنبال توطئه بینالمللی علیه رهبر آپو که در ۱۵ فوریه دستگیر شد، مردم روژهلات کوردستان از رهبر آپو دفاع کردند و یک قیام بزرگ روی داد. در سال ۱۹۹۹ جوانان بسیاری از روژهلات کوردستان و ایران به جنبش آپویی پیوستند. پژاک و کژار نیز بر این اساس و بهدنبال آن تاسیس شدند. قیام زن زندگی آزادی نیز بر اساس این دستاوردها روی داد و همان طور که در سال ۱۹۹۹ خلق کورد در روژهلات کوردستان به حمایت از رهبر آپو برخواستند، در سال ۲۰۲۲ نیز با انقلاب زن زندگی آزادی از الگو و بدیل رهبر آپو حمایت کردند. آنان زندگی آزاد، دموکراتیک و برابر را در الگوی رهبر آپو قابل تحقق یافتند. قیام با کشتن یک زن آغاز شد و سپس به قیام زنان مبدل شد.
انقلاب زن زندگی آزادی تمام مرزها را درنوردید. تبعیض جنسیتی را کنار زده و آن را زیر سوال برد. مرزهای دینی و مذهبی را نیز طی کرد. تمام مرزهای ایجادشده در جامعه توسط حکومت را کنار زد. نیروی زنان در این راستا بهمیدان آمد. بلوچستان منطقهای مانند کوردستان است که رژیم حاکم بر ایران بیشترین فشار و سرکوب و استبداد را در آنجا اعمال میکند. بهویژه زنان با کشتار و سرکوب شدید روبرویند و در بلوچستان مردسالاری بهطرزی شدید حاکم است. اما با انقلاب زن زندگی آزادی یک قیام بزرگ در این منطقه روی داد. مردان با زنان به خیابانها میرفتند و شعار زن زندگی آزادی را فریاد میزدند! اینها بسیار مهماند. این تغییرات درونی هم ممکن است. برای مردان نیز مشخص گردید که بدون آزادی زن، جامعه آزاد نمیشود و مبارزه به سرانجام نمیرسد.
بسیاری از روشنفکران ایرانی اعلام کردند که از سال ۱۹۷۹ اولین بار است که شاهد شعاری با این جذابیتند که همه را هماهنگ و متحد نموده است. آنان شعار زن زندگی آزادی را سراسری معرفی کردند. این انقلاب بزرگترین قیام قرن ۲۱ را رقم زد. این انقلاب با پیشاهنگی زنان وجود خود را در همه جهان اثبات کرد. این قیام اگر با پیشاهنگی زنان و تحت رهبری رهبر آپو و پکک روی نمیداد، احتمالا چنین گسترش نمییافت. هزاران زن ماهها در خیابان مبارزه کردند.
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
زنان همواره تحت ستم بوده و ضعیف دیده میشدند اما با این قیام بزرگترین گامها را برداشتند. این نیز یکی از عوامل گسترش شعار زن زندگی آزادی در جهان بود.
ادامه دارد…
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
ادامه دارد…
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها
✍ رامین گارا
🆔 @GozarDemocratic
✍ رامین گارا
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها
✍ رامین گارا
انتخابات مجلس ایران و شهر و روستا در ۱۱ اسفندماه آینده برگزار خواهد شد. در سپهر سیاسی یک کشور، برگزار انتخابات آن هم بصورت دمکراتیک و برابر برای تمامی نیروهای سیاسی، بسیار ضروری است، اما امروز در ایران به دلیل حاکمیت تندروهای فاشیست و شوونیست، انتظار برگزاری یک انتخابات دمکراتیک غیرممکن است. چهبسا اصل نظام جمهوری ولایی ایران بیمار است و دچار سرطان انحصارطلبی کامل شده و آن را با سیاست حذف غیرخودیها و نیز توسل به سرکوب و خشونت عریان انجام میدهد. این سیاست را نیز خالصسازی عنوان میکنند که توسط افراطیها با هدف کسب انحصارات قدرت و سرمایه انجام میشود. انتخابات هم در شریان این ذهنیت ضاله و سیاه رژیم صرفا بخشی از سیاست حذف جامعه و دگراندیشان میباشد. اصولگرایان که سوار بر موج این انحصارات کامل هستند، افراطیترین اشخاص را بصورت جنونآمیز و افسارگسیخته وارد میدان کردهاند و قصد دارند با جناحبازی و باندگرایی حتی درونسازمانی خود، قدرت را بصورت کامل در همه حوزههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره قبضه کنند. در طول ۴۴ سال گذشته، تمامی کابینهها، احزاب و گرایشهای مسلط باندگرایی سلطهجویانه در ایران توسط جناحهای رقیب وابسته به تنه نظام تعیین شدهاند. در چنین فضایی نباید انتظار داشت که مشارکت جمعی جامعه تبلور یابد، زیرا مردم اساسا توسط جناح افراطی اصولگرایی حذف شدهاند. فرهنگ و عقلانیت هم بخاطر این رفتار انحصارجویانه رخت بربستهاند. آنچه امروز دیده میشود، بخاطر سیاست خالصسازی و حذف دیگران، گروههای سیاسی در میدان نیستند زیرا حدف شدهاند. حتی اصلاحطلبان و اصولگرایان نرمرفتار هم که از تنه خود نظام هستند، توسط اصولگرایان افراطی حذف شدهاند. یک انتخابات در شرف برگزاری است که رقابتهای آن فقط میان باندهای درون جناح اصولگرایی انجام میگیرد و در درون آن جناح افراطیها ارجحتر از سایرین نیز شدهاند. به دلیل اینکه اصل نظام جمهوری ولایی ایران بخاطر سلب مشروعیت آن از طرف جامعه در خطر است و تهدیدات خارجی هم مدام آن را میآزارد، رفتارشان بشدت خشن و خشونتبار گشته، لذا به حذف دیگران دست زدهاند تا بقای خود را تضمین کنند.
امروز اگر از منظر یک رشته کاملا تازه مطالعاتی تحت نام «پسفولوژی» به معنای مطالعه انتخابات و رفتار رأیدهندگان، به قضیه انتخابات اسفندماه ایران بنگریم، میبینیم که چیزی از نظارت استصوابی گرفته تا ردصلاحیتها و حذف همه رقبا حتی اصلاحطلبان که از جنس خود آنها هستند، و نیز حذف مردم و شهروندان، وضعیتی پیش آمده که انتخابات نه بلکه یک جریان پرهیاهوی انتصابات از پیش تعیین شده با سردواندن جامعه و عوامفریبی، انجام خواهد گرفت. اردوگاه افراطی اصولگرایان هم موجسوار این جریان میباشد. بنابراین در چهاردهه و اندی از عمر نظام جمهوری ولایی تاکنون به اندازه امسال شاهد «حذف مشارکت سیاسی» هم در جامعه و هم در میان جناحهای خود رژیم نبودهایم. عملا فرصت انتخاب را از جامعه گرفتهاند. اصولگرایان همه مظاهر یک انتخابات عادی را هم از میان بردهاند. وقتی بصورت استصوابی و با نظارت شدید حذفگرایانه تمامی طیفهای مخالف و یا رقیب حذف شدهاند، دیگر نه نظارت بر سلوک نامزدهای انتخاباتی مهم است و ناظربودن بر روش انتخاباتی رأیدهندگان، زیرا فقط یک جناح و باند افراطی حق برندهشده دارد و این حق از پیش برایش توسط شورای نگهبان و اصولگرایان حاکم نظام، تعیین شده است. نه شخص و نه حزب و نه جریان سیاسی در یک فضای رقابتی به سر نمیبرند پس انتخاباتی وجود برگزار نخواهد شد که در آن، بروندادی به نام «رأی» وجود داشته باشد. همه آرای مردم از پیش دزدیده شدهاند.
بخاطر عملکرد حذف جامعه و رقبا از انتخابات، و تبدیل انتخابات به انتصابات از پیشتعیینشده توسط اصولگرایان و افراطیهای آن، به عینه مشاهده میکنیم که جامعه هم در یک واکنش طبیعی و برحق و متأثر از جنبش اجتماعی انقلابی ژن، ژیان، آزادی «نمیخواهد وارد فاز انتخابات شود» زیرا همه امیدهایش به تغییر از این طریق را از دست داده و به اصل نظام باور ندارد. اصولگرایان، اصلاحطلبان و میانهروها هم با صفآرایی باندهای خود و منافع کثیفشان مشغول ایجاد اردوگاههای خود و خطکشیهای انتخاباتی منفعتپرستانه خودشان هستند. رقابت مافیایی میان باندهای نظام کاری کرده که حذف رقبا توسط افراطیها این انتظار را ایجاد کند که تا روزهای نزدیک به انتخابات هم همچنان لیستهای این باندها مدام تغییر کند و بسیاری ردصلاحیت و از میدان خارج گردانده شوند.
✍ رامین گارا
انتخابات مجلس ایران و شهر و روستا در ۱۱ اسفندماه آینده برگزار خواهد شد. در سپهر سیاسی یک کشور، برگزار انتخابات آن هم بصورت دمکراتیک و برابر برای تمامی نیروهای سیاسی، بسیار ضروری است، اما امروز در ایران به دلیل حاکمیت تندروهای فاشیست و شوونیست، انتظار برگزاری یک انتخابات دمکراتیک غیرممکن است. چهبسا اصل نظام جمهوری ولایی ایران بیمار است و دچار سرطان انحصارطلبی کامل شده و آن را با سیاست حذف غیرخودیها و نیز توسل به سرکوب و خشونت عریان انجام میدهد. این سیاست را نیز خالصسازی عنوان میکنند که توسط افراطیها با هدف کسب انحصارات قدرت و سرمایه انجام میشود. انتخابات هم در شریان این ذهنیت ضاله و سیاه رژیم صرفا بخشی از سیاست حذف جامعه و دگراندیشان میباشد. اصولگرایان که سوار بر موج این انحصارات کامل هستند، افراطیترین اشخاص را بصورت جنونآمیز و افسارگسیخته وارد میدان کردهاند و قصد دارند با جناحبازی و باندگرایی حتی درونسازمانی خود، قدرت را بصورت کامل در همه حوزههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره قبضه کنند. در طول ۴۴ سال گذشته، تمامی کابینهها، احزاب و گرایشهای مسلط باندگرایی سلطهجویانه در ایران توسط جناحهای رقیب وابسته به تنه نظام تعیین شدهاند. در چنین فضایی نباید انتظار داشت که مشارکت جمعی جامعه تبلور یابد، زیرا مردم اساسا توسط جناح افراطی اصولگرایی حذف شدهاند. فرهنگ و عقلانیت هم بخاطر این رفتار انحصارجویانه رخت بربستهاند. آنچه امروز دیده میشود، بخاطر سیاست خالصسازی و حذف دیگران، گروههای سیاسی در میدان نیستند زیرا حدف شدهاند. حتی اصلاحطلبان و اصولگرایان نرمرفتار هم که از تنه خود نظام هستند، توسط اصولگرایان افراطی حذف شدهاند. یک انتخابات در شرف برگزاری است که رقابتهای آن فقط میان باندهای درون جناح اصولگرایی انجام میگیرد و در درون آن جناح افراطیها ارجحتر از سایرین نیز شدهاند. به دلیل اینکه اصل نظام جمهوری ولایی ایران بخاطر سلب مشروعیت آن از طرف جامعه در خطر است و تهدیدات خارجی هم مدام آن را میآزارد، رفتارشان بشدت خشن و خشونتبار گشته، لذا به حذف دیگران دست زدهاند تا بقای خود را تضمین کنند.
امروز اگر از منظر یک رشته کاملا تازه مطالعاتی تحت نام «پسفولوژی» به معنای مطالعه انتخابات و رفتار رأیدهندگان، به قضیه انتخابات اسفندماه ایران بنگریم، میبینیم که چیزی از نظارت استصوابی گرفته تا ردصلاحیتها و حذف همه رقبا حتی اصلاحطلبان که از جنس خود آنها هستند، و نیز حذف مردم و شهروندان، وضعیتی پیش آمده که انتخابات نه بلکه یک جریان پرهیاهوی انتصابات از پیش تعیین شده با سردواندن جامعه و عوامفریبی، انجام خواهد گرفت. اردوگاه افراطی اصولگرایان هم موجسوار این جریان میباشد. بنابراین در چهاردهه و اندی از عمر نظام جمهوری ولایی تاکنون به اندازه امسال شاهد «حذف مشارکت سیاسی» هم در جامعه و هم در میان جناحهای خود رژیم نبودهایم. عملا فرصت انتخاب را از جامعه گرفتهاند. اصولگرایان همه مظاهر یک انتخابات عادی را هم از میان بردهاند. وقتی بصورت استصوابی و با نظارت شدید حذفگرایانه تمامی طیفهای مخالف و یا رقیب حذف شدهاند، دیگر نه نظارت بر سلوک نامزدهای انتخاباتی مهم است و ناظربودن بر روش انتخاباتی رأیدهندگان، زیرا فقط یک جناح و باند افراطی حق برندهشده دارد و این حق از پیش برایش توسط شورای نگهبان و اصولگرایان حاکم نظام، تعیین شده است. نه شخص و نه حزب و نه جریان سیاسی در یک فضای رقابتی به سر نمیبرند پس انتخاباتی وجود برگزار نخواهد شد که در آن، بروندادی به نام «رأی» وجود داشته باشد. همه آرای مردم از پیش دزدیده شدهاند.
بخاطر عملکرد حذف جامعه و رقبا از انتخابات، و تبدیل انتخابات به انتصابات از پیشتعیینشده توسط اصولگرایان و افراطیهای آن، به عینه مشاهده میکنیم که جامعه هم در یک واکنش طبیعی و برحق و متأثر از جنبش اجتماعی انقلابی ژن، ژیان، آزادی «نمیخواهد وارد فاز انتخابات شود» زیرا همه امیدهایش به تغییر از این طریق را از دست داده و به اصل نظام باور ندارد. اصولگرایان، اصلاحطلبان و میانهروها هم با صفآرایی باندهای خود و منافع کثیفشان مشغول ایجاد اردوگاههای خود و خطکشیهای انتخاباتی منفعتپرستانه خودشان هستند. رقابت مافیایی میان باندهای نظام کاری کرده که حذف رقبا توسط افراطیها این انتظار را ایجاد کند که تا روزهای نزدیک به انتخابات هم همچنان لیستهای این باندها مدام تغییر کند و بسیاری ردصلاحیت و از میدان خارج گردانده شوند.
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
هماکنون گفته میشود که سه اردوگاه سیاسی تحت نام «اصولگراها» ، «اصلاحطلبان» و سایر اردوگاههای احزاب کوچک وجوددارند، اما با توجه به سیاست خالصسازی، ردصلاحیتها و فقدان یک فضای دمکراتیک، مسلم است که فقط اردوگاه اصولگرایی از همه حقوق برخوردار است و سایرین تحت فشار هستند. برای نخستین بار در تاریخ نظام دیکتاتوری و فاشیستی مشاهده میکنیم که حتی اردوگاه اصولگرایان در مسایل درونسازمانی خود با هم وحدت ندارند. زیرا رقابت میان خود اصولگرایان هم براساس منافع باندهای درونی آن انجام میگیرد. تمامیتخواهی اینبار اصولگراها که جنونآمیز شده، نشان میدهد که شاید اصولگراها هم تا به اینجای کار با چند لیست وارد میدان انتخابات شوند. بنابراین همه سازوکارهای معرفی کاندیداهای به تعبیر خود آنها «اصلح» و شناساندن لیست، همه یک بازی عوامفریبانه بیش نیست. همه، نمایشی مزورانه برای کشیدن مردم به پای صندوقهای رأی است تا به افراطیها رأی بدهند. نه جامعه و نه رقبای از رمقانداخته شده اصولگرایان افراطی، هیچکدام در تبوتاب انتخاباتی نیستند. حتی اردوگاه اصلاحطلبان و اعتدالیون دیگر بخاطر اوجگیری روزافزون سیاست خالصسازی و یکدستکردن قدرت، امیدهایشان را از دست دادهاند. چهرههای شاخص هم اصلاحطلبان و هم میانهروها یکی یکی ردصلاحیت میشوند. حتی اصولگراها درنظر دارند که اجازه ندهند که حسن روحانی در انتخابات مجلس خبرگان کاندید شود. ردصلاحیتها و تغییر خودسرانه قوانین انتخابات به نفع اصولگرایان، کاری کرده که ممکن است اصلاحطلبان و اصولگرایان حتی با ایجاد ائتلاف هم قادر به کسب موفقیت نگردند. این دو جناح بالاخره تصمیم گرفتند که انتخابات را تحریم نکنند و شرکت کننند، اما با طرح پیشثبتنام که در مجلس رژیم تصویب شد، امکان حضور را از اصلاحطلبان گرفتهاند.
مسئله فوقبحرانهای زنجیرهای و دامنهدار در ایران هم خود مزید بر علت است. وقتی اینهمه بحران ساختاری و سیستماتیک در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره وجود دارد، وقتی مردم از خیابان تا زندان سرکوب، شکنجه و اعدام میشوند، دیگر انتظار برگزاری یک انتخابات سالم که در چنین نظام دیکتاتوری اصلا محلی از اعراب ندارد.
هماکنون دشمنی اصلاحطلبان و جبههپایداری بسیار عمیق است. پایداری بدنبال حذف کامل اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان با صراحت کامل اصولگرایان افراطی را به عدول از خط خمینی و اصل نظام متهم میکنند. در آن سو، اصولگرایان هم به بهانه همراهی اصلاحطلبان با دشمنان خارجی و اصلاحطلبی مخرب، آنها را حذف میکنند و با سیاست خالصسازی، سعی میکنند رقیبی در قدرت برای خود باقی نگذارند. همه اصلاحطلبان و میانهروها را از فیلتر شورای نگهبان خودساخته میگذرانند و مهرهها و چهرههای اصلی آنها را از میدان بهدر میکنند. میکوشند افراطی سطحپایین که مشهور نیستند ولی مثل موم در دستان خود آنها هستند را بعنوان کاندید به اصلاحطلبان بسیار ضعیف شده تحمیل کنند. با این طرفند مهارشان میکنند. این وسط جامعه هم بطور کلی حذف شده است و رأی آن فقط نقشی نمایشی خواهد داشت. اساسا اصولگرایان افراطی به سطح بسیار پایین مشارکت مردمی راضی هستند. همه چیز در این نظام یک بازی نمایشی است. وقتی اصلاحطلبان همذات خود را در درون نظام واحد فاشیستیشان به «غربگرایی» متهم میکنند، یک ضربه و فرار رو به جلو است. ریشه این افراطیها به «مصباح یزدی» و «انجمن حجتیه» برمیگردد که به هر ترفندی برای فریب مردم به نام اسلام دست میزنند.
جبهه پایداری بعنوان قویترین جناح اصولگرا میکوشد در همه استانها افراد نخبه و توانا را برای کاندیدکردن آنها در انتخابات مجلس اسفندماه شکار کند تا آبروی ریخته شده اصولگرایان در دو سال گذشته را جمع کند. در این دوسال اصولگرایان تمامی نخبگان و شایستگان و توانمندان متخصصان را حذف و پاسداران و نوچهخوران خود را در نهادها به کار گماردند ولی انتقادات و مخالفتها و دشمنیهای شدیدی علیه آنها صورت گرفت. باید متوجه شد که وضعیت اکنون جناحهای ایران چگونه است و شکافها و جدالها در چه حدی میباشد.
موتور محرکه اردوگاه اصولگرایی یعنی «جبهه پایداری» که بخاطر سیاست یکدستسازی و خالصسازی همه رقبا را سرکوب و از میدان بهدر کردهاند، بسیاری آنها را پیروز نهایی انتخابات ۱۱ اسفند مجلس ایران میدانند. این جبهه مافیایی رفتهرفته برنامههای انتخاباتی خود را رسانهای میکند. صادق محصولی دبیرکل جبهه پایداری است و آقاطهرانی یکی از مهرههای شیاد آن میباشد که هماکنون نماینده مجلس میباشد.
مسئله فوقبحرانهای زنجیرهای و دامنهدار در ایران هم خود مزید بر علت است. وقتی اینهمه بحران ساختاری و سیستماتیک در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره وجود دارد، وقتی مردم از خیابان تا زندان سرکوب، شکنجه و اعدام میشوند، دیگر انتظار برگزاری یک انتخابات سالم که در چنین نظام دیکتاتوری اصلا محلی از اعراب ندارد.
هماکنون دشمنی اصلاحطلبان و جبههپایداری بسیار عمیق است. پایداری بدنبال حذف کامل اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان با صراحت کامل اصولگرایان افراطی را به عدول از خط خمینی و اصل نظام متهم میکنند. در آن سو، اصولگرایان هم به بهانه همراهی اصلاحطلبان با دشمنان خارجی و اصلاحطلبی مخرب، آنها را حذف میکنند و با سیاست خالصسازی، سعی میکنند رقیبی در قدرت برای خود باقی نگذارند. همه اصلاحطلبان و میانهروها را از فیلتر شورای نگهبان خودساخته میگذرانند و مهرهها و چهرههای اصلی آنها را از میدان بهدر میکنند. میکوشند افراطی سطحپایین که مشهور نیستند ولی مثل موم در دستان خود آنها هستند را بعنوان کاندید به اصلاحطلبان بسیار ضعیف شده تحمیل کنند. با این طرفند مهارشان میکنند. این وسط جامعه هم بطور کلی حذف شده است و رأی آن فقط نقشی نمایشی خواهد داشت. اساسا اصولگرایان افراطی به سطح بسیار پایین مشارکت مردمی راضی هستند. همه چیز در این نظام یک بازی نمایشی است. وقتی اصلاحطلبان همذات خود را در درون نظام واحد فاشیستیشان به «غربگرایی» متهم میکنند، یک ضربه و فرار رو به جلو است. ریشه این افراطیها به «مصباح یزدی» و «انجمن حجتیه» برمیگردد که به هر ترفندی برای فریب مردم به نام اسلام دست میزنند.
جبهه پایداری بعنوان قویترین جناح اصولگرا میکوشد در همه استانها افراد نخبه و توانا را برای کاندیدکردن آنها در انتخابات مجلس اسفندماه شکار کند تا آبروی ریخته شده اصولگرایان در دو سال گذشته را جمع کند. در این دوسال اصولگرایان تمامی نخبگان و شایستگان و توانمندان متخصصان را حذف و پاسداران و نوچهخوران خود را در نهادها به کار گماردند ولی انتقادات و مخالفتها و دشمنیهای شدیدی علیه آنها صورت گرفت. باید متوجه شد که وضعیت اکنون جناحهای ایران چگونه است و شکافها و جدالها در چه حدی میباشد.
موتور محرکه اردوگاه اصولگرایی یعنی «جبهه پایداری» که بخاطر سیاست یکدستسازی و خالصسازی همه رقبا را سرکوب و از میدان بهدر کردهاند، بسیاری آنها را پیروز نهایی انتخابات ۱۱ اسفند مجلس ایران میدانند. این جبهه مافیایی رفتهرفته برنامههای انتخاباتی خود را رسانهای میکند. صادق محصولی دبیرکل جبهه پایداری است و آقاطهرانی یکی از مهرههای شیاد آن میباشد که هماکنون نماینده مجلس میباشد.
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
اختلاف عميق جريان قاليباف با جبهه پايداري ريشههاي مختلفي دارد اما ريشه اصلي آن اختلافاتي بر سر سهم ليستها و البته سرليستي در انتخابات مجلس يازدهم است. ماجرايي كه از پيش از ايام انتخابات مجلس يازدهم شروع شده بود و پايداريها از همان زمان هم رضايتي براي سرليستي قاليباف نداشتند. اين روزها پايداريها مكررا بر مساله عدم الزام براي وحدت با ادبياتي مختلف تاكيد ميكنند؛ صادق محصولي، دبيركل جبهه پايداري با صراحت از در دستوركار قرار دادن استراتژي قديمي اين تشكل و ميراث مصباحيزدي براي پايداريها يعني اهميت «انتخاب اصلح» گفته است که منظور آنها حذف دیگران و انحصار کامل قدرت با توسل به یکدستسازی است. پس بنیان خود رژیم با این باندبازیهای درونسازمانی اصولگرایان لرزان شده و آخرین حربه آن یعنی سرکوب عریان علیه جامعه و شکنجه و زندان و اعدام علیه فعالان سیاسی و مدنی، دیگر دست آنها را رو کرده و رأی مردم را میسوزاند.
هماکنون طبق معمول، دعوای رسانهای پایداریها و تیم قالیباف ادامه دارد. همه آنها به فانتزیگرایی و خیالبافی برای انحصار کامل قدرت وسرمایه علاقه جنونآمیز دارند. شاید این اختلافات درون اردوگاه اصولگرایی از زاویه دید از خارج، شکاف محسوب نشود، اما در درون سازمانی نوعی شکاف به حساب میآید. بخاطر اینکه اصولگرایان افراطی وابسته یه اصل نظام فاشیست به وجود یک فرد انتصابشده در قدرت و نهادهای حکومتی و دولتی اعتقاد دارند و در عمل هم به آب و آتش میزنند تا آن را عملی سازند، بنابراین در آنروی دیگر سکه خالصسازی، به تعبیر خود آنها «نابگرایی» را ترویج میدهند. ناب به آن معنی که فقط یک اصولگرای افراطی دارای حق است و میتواند انتصاب شود و یا در یک انتخابات نمایشی برنده اعلام شود و از رأی مردم هم سوء استفاده ابزاری میشود. پس مشخص است که کمشکش و هوس به قدرت چقدر میان آنها که فقط خود در میدان ماندهاند، شدید است.
امروز اصولگرایان که دیگر رقبا و مخالفان خود را از میدان بیرون راندهاند، خود علیه یکدیگر به دسیسه و توطئه دست میزنند. دو جریان به نامهای «جبهه پایداری» و «شریان» از آن طیف از اصولگرایان هستند که بشدت به هم میتازند و با هم رقابت حذفگرایانه دارند. طیفی از اصولگرایان به نام شریان اخیرا در افراطیترین گروه بشدت به باند دیگر خود آنها یعنی به باند محمدباقر قالیباف بشدت میتازد. قالیباف از آن دسته از اصولگرایان است که در قوه مقننه که مجری سیاستهای «خالصسازی» است، درواقع «دیکتاتوری پارلمانی» ایجاد کرده. اصولگرایان این روزها در رقابت درونجناحی خود خصوصا در جریان رقابت میان «جبهه پایداری» و «باند قالیباف» یکدیگر را به «کودتا علیه همدیگر» متهم میکنند. چنین فضایی که توسط باندهای مخوف درونجناحی شکل گرفته، چگونه میتواند نقشی به مردم و مشارکت آنها بدهد! این بازیهای کثیف یعنی حذف بیرحمانه رأی مردم. حتی اگر ائتلافی میان خود باندهای اصولگرایان شکل گیرد، بازهم یک بازی قدرت بیش نخواهد بود.
این روزها در جریان بازی رقابت و حذف در درون جناح اصولگراها، حتی دولت هم مورد هدف قرار میگیرد. هم دولت رئیسی و دولتیها علیه قالیباف فعالیت میکنند و هم قالیبافیها علیه دولت و جبهه پایداری. پس یک بازی کثیف چندلایه و چندباندی در جریان است که حرف زدن از نقش مردم در انتخاباتی که اینها برگزار میکنند بادهواست. سهمخواهی هرکدام از این باندها چنان خوفناک است که وجود چیزی به نام جامعه و مشارکت مردمی و نیز احزاب رقیب را کاملا به فراموشی میسپارد چون آنها از نظر اصل نظام افراطی، حذفشده تلقی میگردند و موجودیتشان صرفا نمایشی و دکوری است.
اصولگرایان با این سیاست خالصسازی و خیزبرداشتن برای قبضه کامل انحصارات، یک جریان برندینگسازی برای خود به راه انداختهاند. مسلما این جریان و این بازی آخرسر ختم به خیر نخواهد شد زیرا با واکنش مردم ناراضی مواجه میشوند. اقشار و تودهها و اصناف هم که بشدت آسیبدیده میشوند، ناچار به واکنشهای جدی خواهند شد. انتخاباتی که با سیاست خالصسازی و انحصارات کامل، مهندسی میشود، هدفش فقط مهندسی اجتماعی است و مردم را بعنوان موجودیت و هویت سیاسی، له میکنند. جامعه تاحدی توان تحمل این فشار مخرب را خواهد داشت و در یک جایی مجبور به واکنش جدی خواهد بود. آنجا که اصلاحطلبان و میانهروها از سوی افراطیهای اصولگرا «ضدانقلاب» خوانده میشوند، دیگر باید چه انتظاری داشت که مردم ایران که اکثرا ناراضی هستند، اغتشاشگر خوانده نشوند و سرکوب عریان نگردند.
با توجه به شرحی که در فوق آوردیم، باید دید که چه كسي عليه چه كسي كودتا كرده و یا میخواهد کودتا کند. آنچه میان باندهای درون جناح اصولگرایان تحت نامهای «شریان، شورای وحدت، جبهه پایداری، مؤتلفه اسلامی، پیروان خطامام و رهبری و طیف قالیباف» روی میدهد، کودتای سیاسی علیه یکدیگر است.
هماکنون طبق معمول، دعوای رسانهای پایداریها و تیم قالیباف ادامه دارد. همه آنها به فانتزیگرایی و خیالبافی برای انحصار کامل قدرت وسرمایه علاقه جنونآمیز دارند. شاید این اختلافات درون اردوگاه اصولگرایی از زاویه دید از خارج، شکاف محسوب نشود، اما در درون سازمانی نوعی شکاف به حساب میآید. بخاطر اینکه اصولگرایان افراطی وابسته یه اصل نظام فاشیست به وجود یک فرد انتصابشده در قدرت و نهادهای حکومتی و دولتی اعتقاد دارند و در عمل هم به آب و آتش میزنند تا آن را عملی سازند، بنابراین در آنروی دیگر سکه خالصسازی، به تعبیر خود آنها «نابگرایی» را ترویج میدهند. ناب به آن معنی که فقط یک اصولگرای افراطی دارای حق است و میتواند انتصاب شود و یا در یک انتخابات نمایشی برنده اعلام شود و از رأی مردم هم سوء استفاده ابزاری میشود. پس مشخص است که کمشکش و هوس به قدرت چقدر میان آنها که فقط خود در میدان ماندهاند، شدید است.
امروز اصولگرایان که دیگر رقبا و مخالفان خود را از میدان بیرون راندهاند، خود علیه یکدیگر به دسیسه و توطئه دست میزنند. دو جریان به نامهای «جبهه پایداری» و «شریان» از آن طیف از اصولگرایان هستند که بشدت به هم میتازند و با هم رقابت حذفگرایانه دارند. طیفی از اصولگرایان به نام شریان اخیرا در افراطیترین گروه بشدت به باند دیگر خود آنها یعنی به باند محمدباقر قالیباف بشدت میتازد. قالیباف از آن دسته از اصولگرایان است که در قوه مقننه که مجری سیاستهای «خالصسازی» است، درواقع «دیکتاتوری پارلمانی» ایجاد کرده. اصولگرایان این روزها در رقابت درونجناحی خود خصوصا در جریان رقابت میان «جبهه پایداری» و «باند قالیباف» یکدیگر را به «کودتا علیه همدیگر» متهم میکنند. چنین فضایی که توسط باندهای مخوف درونجناحی شکل گرفته، چگونه میتواند نقشی به مردم و مشارکت آنها بدهد! این بازیهای کثیف یعنی حذف بیرحمانه رأی مردم. حتی اگر ائتلافی میان خود باندهای اصولگرایان شکل گیرد، بازهم یک بازی قدرت بیش نخواهد بود.
این روزها در جریان بازی رقابت و حذف در درون جناح اصولگراها، حتی دولت هم مورد هدف قرار میگیرد. هم دولت رئیسی و دولتیها علیه قالیباف فعالیت میکنند و هم قالیبافیها علیه دولت و جبهه پایداری. پس یک بازی کثیف چندلایه و چندباندی در جریان است که حرف زدن از نقش مردم در انتخاباتی که اینها برگزار میکنند بادهواست. سهمخواهی هرکدام از این باندها چنان خوفناک است که وجود چیزی به نام جامعه و مشارکت مردمی و نیز احزاب رقیب را کاملا به فراموشی میسپارد چون آنها از نظر اصل نظام افراطی، حذفشده تلقی میگردند و موجودیتشان صرفا نمایشی و دکوری است.
اصولگرایان با این سیاست خالصسازی و خیزبرداشتن برای قبضه کامل انحصارات، یک جریان برندینگسازی برای خود به راه انداختهاند. مسلما این جریان و این بازی آخرسر ختم به خیر نخواهد شد زیرا با واکنش مردم ناراضی مواجه میشوند. اقشار و تودهها و اصناف هم که بشدت آسیبدیده میشوند، ناچار به واکنشهای جدی خواهند شد. انتخاباتی که با سیاست خالصسازی و انحصارات کامل، مهندسی میشود، هدفش فقط مهندسی اجتماعی است و مردم را بعنوان موجودیت و هویت سیاسی، له میکنند. جامعه تاحدی توان تحمل این فشار مخرب را خواهد داشت و در یک جایی مجبور به واکنش جدی خواهد بود. آنجا که اصلاحطلبان و میانهروها از سوی افراطیهای اصولگرا «ضدانقلاب» خوانده میشوند، دیگر باید چه انتظاری داشت که مردم ایران که اکثرا ناراضی هستند، اغتشاشگر خوانده نشوند و سرکوب عریان نگردند.
با توجه به شرحی که در فوق آوردیم، باید دید که چه كسي عليه چه كسي كودتا كرده و یا میخواهد کودتا کند. آنچه میان باندهای درون جناح اصولگرایان تحت نامهای «شریان، شورای وحدت، جبهه پایداری، مؤتلفه اسلامی، پیروان خطامام و رهبری و طیف قالیباف» روی میدهد، کودتای سیاسی علیه یکدیگر است.
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
درواقع صحنهآرایی باندهای درونجناحی اصولگرایان برای کودتا علیه جریان قالیباف و طرفدارانش، ماهیت اصل نظام را در برهه کنونی نشان میدهد. اینجاست که نقش مردم دیگر محلی از اعراب ندارد. جامعه کاملا حذف شده و صرفا میکوشند از آن بعنوان زینتبخش ویترین انتخابات استفاده کنند تا افکار عمومی را فریب دهند. هرکدام یک جریان قدرتطلب ایجاد کردهاند که به دیکتاتوری خودمحورانه دروننظام دست میزنند. این است واقعیت این رژیم که ملغمهای است از جریانهای قدرت بازیگر در درون یک نظام دیکتاتوری و دولتهای موازی آن.
در جامعه هم یک اتفاق عمیق بخاطر این بازیهای پلید در حال رخدادن است و آن این است که مردم به تأثیر رأی خود امید ندارد زیرا انتخابات را کاملا نمایشی میدانند. وقتی هرکدام از باندهای اصولگرایی مشغول تصاحب مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه هستند، پس هیچی برای جامعه باقی نمیماند.
در چنین دولتی که نابودی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی – فرهنگی رخداده، مقوله انتخابات کاملا منتفی است و بشدت منقضی گشته. پس اصل کار این است که به دنبال تغییر کامل ساختاری بود و نظامی دمکراتیک و خلقمحور آینده ایران را تعیین کند. تفکر اصولگرایی فراتر از یک انتخابات، به معنای تورم، فروپاشی اقتصادی، بیکاری، فقر، گرسنگی، ستم علیه خلقها و نسلکشی فرهنگی آنها و سرکوب عریان خیابان، اقشار و اصناف. اینجاست که انتخابات در چنین نظامی و کشوری هیچ فایدهای ندارد. پس آنچه روی میدهد، انتخابات نیست، فاجعه کودتا علیه جامعه است. چنین حسابو کتابهایی که در رژیم ایران فقط با سیاست سرکوب پیش میرود، چیزی به نام انتخابات را برای خلقهای تحت ستم کاملا بیمعنی میسازد و آنچه روی میدهد صرفا تداوم سیاست نسلکشی فرهنگی علیه خلقها، خصوصا خلق کورد در شرق کردستان است. پس همه خلقهای ایران لازم است فریب بازی انتخابات نمایشی رژیم را نخورند و بجای آن فقط به تداوم جنبش اجتماعی خویش با شعار ژن،، ژیان، آزادی بیاندیشند چون این تنها راه است.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
در جامعه هم یک اتفاق عمیق بخاطر این بازیهای پلید در حال رخدادن است و آن این است که مردم به تأثیر رأی خود امید ندارد زیرا انتخابات را کاملا نمایشی میدانند. وقتی هرکدام از باندهای اصولگرایی مشغول تصاحب مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه هستند، پس هیچی برای جامعه باقی نمیماند.
در چنین دولتی که نابودی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی – فرهنگی رخداده، مقوله انتخابات کاملا منتفی است و بشدت منقضی گشته. پس اصل کار این است که به دنبال تغییر کامل ساختاری بود و نظامی دمکراتیک و خلقمحور آینده ایران را تعیین کند. تفکر اصولگرایی فراتر از یک انتخابات، به معنای تورم، فروپاشی اقتصادی، بیکاری، فقر، گرسنگی، ستم علیه خلقها و نسلکشی فرهنگی آنها و سرکوب عریان خیابان، اقشار و اصناف. اینجاست که انتخابات در چنین نظامی و کشوری هیچ فایدهای ندارد. پس آنچه روی میدهد، انتخابات نیست، فاجعه کودتا علیه جامعه است. چنین حسابو کتابهایی که در رژیم ایران فقط با سیاست سرکوب پیش میرود، چیزی به نام انتخابات را برای خلقهای تحت ستم کاملا بیمعنی میسازد و آنچه روی میدهد صرفا تداوم سیاست نسلکشی فرهنگی علیه خلقها، خصوصا خلق کورد در شرق کردستان است. پس همه خلقهای ایران لازم است فریب بازی انتخابات نمایشی رژیم را نخورند و بجای آن فقط به تداوم جنبش اجتماعی خویش با شعار ژن،، ژیان، آزادی بیاندیشند چون این تنها راه است.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار 🆔 @GozarDemocratic
فواد بریتان: کودار فقط به افق پیروزی خیره است
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار
– رژیم ایران در سال ۲۰۲۳ در مقابل نارضایتیهای خلقها از سیاست خشونتبار بهره جست، این سیاستها دربقای رژیم و ادامه سیاستهای سرکوبگرانه او علیه خلقها چه تأثیری داشته است؟
فواد بریتان: سال ۲۰۲۳ سال گستردهترین تهاجم نظام فاشیست ایران به تمامی اقشار جامعه خصوصا زنان و خلقهای تحت ستم بود. به دنبال فروکشکردن خیزشهای انقلابی در زنجیره جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» فاشیسم ایران این تهاجمات گسترده را آغاز نمود و بیشترین خشونتها علیه زنان و زندانیان سیاسی صورت گرفت. افزایش شمار اعدامها در این سال حکایت از جنگ همهجانبه رژیم در همه عرصهها خصوصا زندان علیه آگاهان و آزادیخواهان جامعه دارد. جامعه و خلقها یک جنبش اجتماعی انقلابی علیه رژیم آغاز کردهاند که یک دوره از خیزشهای خیابانی را تجربه کرد و بسیاری مسایل را شفاف ساخت. امروز این جنبش اگرچه در خیابان رنگ عوض کرده و بصورت تجمعات اعتراضی اقشار و اصناف ادامه دارد و جامعه در حال تمرین ذهنیتی است، ولی نه تنها پایان نیافته، بلکه خواست و اراده جامعه برای تحول بنیادین و ساختارین در ایران اتفاقا افزایش هم یافته است. رژیم هم در مقابل جنبش اجتماعی انقلابی یک دوره سرکوب را آغاز نموده ولی هنوز به نتایج قطعی و شکست جامعه دست نیافته و خیالش راحت نیست. خیال واهی است اگر گفته شود که جنبش خلقهای ایران پس از فروکشکردن خیزشهای خیابانی، کاملا سرکوب شده و به محاق رفته است. جامعه هیچگاه به محاق نمیرود و این خصلت آن است. یک جامعه فقط با نسلکشی کامل به محاق میرود.
بنابراین رژیم فقط برای بقای خود به جنگ و خشونت و اعدام دستمیزند که یک بعد آن داخلی و بعد دیگر آن بینالمللی است. ترس از بقا، حاکمان نظام و بخش تندرو آن را دچار جنون ساخته است. سیاستهای خالصسازی و یکدستسازی را به این خاطر آغاز کردهاند چون از اقلیت بودن خود در میان جامعه هراس دارند. این خالصسازی نمیتواند اکثریت را حذف کند سرکوب میکند، خشونت بهخرج میدهد ولی قادر نیست بطور کامل همه بخشهای جامعه را تحت انقیاد درآورد. نشدنی است. پس بقایش همیشه درخطر است. اولین کسی که بقای رژیم را به خطر انداخته اتفاقا رفتار و عملکرد و ذهنیت بخش تندرو و افراطی آن است. آنها از هرگونه تغییری در راستای حتی رفتار نرم رژیم با اقشار جامعه هم جلوگیری میکنند. این شیوه افراطی به دلیل زیان بسیار زیاد به تودههای جامعه، با واکنش شدید روبرو میشود و بالاخره موجودیت این نظام را به باد خواهد داد. این واکنش اجتماعی همان حقیقت جنبش انقلابی است که آغاز شده. دیگر بازگشتی در کار نیست. بالاخره جامعه در برابر رژیم به پیروزی دست خواهد یافت. دیر یا زود این تحول تاریخی رخ خواهد داد. وقتی جامعه در حد قابل انتظاری از رژیم روی برگردانده، این رژیم دیگر مشروعیت کافی برای بقا ندارد. همه اپوزیسیون هم به این خواست و اراده جامعه تکیه میکنند، لذا بقای رژیم حفظ نشده، اصل نظام قادر به رفع خطر بقای خود نیست چون مردم تصمیم به تغییر و تحول گرفتهاند. وقتی جامعه با جنش انقلابی حکم نهایی را برای آینده نزدیک ایران صادر کرده، پس عدول از آن دیگر غیرممکن است. هماکنون داریم یک دوره انقلاب ذهنیتی شگفتانگیز را تجربه میکنیم و جامعه بشدت عوض شده است. همین تحول برای ما ، کودار خوشحال کننده است.
– نقش کودار در سال گذشته خصوصا در چارچوب انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» را چگونه ارزیابی میکنید و دستاوردهای کودار در سال گذشته برای خلق چه بودند؟ کار و فعالیتهایی کودار در سال گذشته تا چه حد توانست بر تحولات جامعه شرق کردستان و ایران تأثیر بگذارد؟
فواد بریتان: وقتی جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» شروع شد و ماهها در بطن خیابان ادامه یافت و پس از آن در بطن اجتماع رویهای هرچند نامنظم اما خاص برای تحولات ذهنیتی و فرهنی به خود گرفت، ما بسیار خوشحال شدیم. روحیه گرفتیم. زیرا بالاخره چیزی که انتظار داشتیم در جامعه جرقه زد و شروع شد. آن چیز، شروع تحولات زنجیرهای و پرابعاد جامعه در همه حوزهها است. مزنه دست ما آمد که جامعه چه میخواهد، چگونه عمل خواهد کرد، تا چه اندازه میتوان بدان تکیه کرد و چه توانایی در ایجاد تغییر و تحول دمکراتیک دارد. همه اینها روحیه عجیبی به ما، کودار داده است. میدانیم که کودار سیستم خاص جامعه برای مدیریت دمکراتیک و آزاد خارج از هرگونه انقیاد کانونهای سلطه و ستم است. این سیستم تاکنون در خاورمیانه تجربه نشده. در سال جاری هم دیدیم که در سایه خیزشهای خلقمحور، زمینههای این سیستم هموار شده است. شاید بطور کامل درک نشده، اما جامعه در حال تمرین برای پذیرش آن است.
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار
– رژیم ایران در سال ۲۰۲۳ در مقابل نارضایتیهای خلقها از سیاست خشونتبار بهره جست، این سیاستها دربقای رژیم و ادامه سیاستهای سرکوبگرانه او علیه خلقها چه تأثیری داشته است؟
فواد بریتان: سال ۲۰۲۳ سال گستردهترین تهاجم نظام فاشیست ایران به تمامی اقشار جامعه خصوصا زنان و خلقهای تحت ستم بود. به دنبال فروکشکردن خیزشهای انقلابی در زنجیره جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» فاشیسم ایران این تهاجمات گسترده را آغاز نمود و بیشترین خشونتها علیه زنان و زندانیان سیاسی صورت گرفت. افزایش شمار اعدامها در این سال حکایت از جنگ همهجانبه رژیم در همه عرصهها خصوصا زندان علیه آگاهان و آزادیخواهان جامعه دارد. جامعه و خلقها یک جنبش اجتماعی انقلابی علیه رژیم آغاز کردهاند که یک دوره از خیزشهای خیابانی را تجربه کرد و بسیاری مسایل را شفاف ساخت. امروز این جنبش اگرچه در خیابان رنگ عوض کرده و بصورت تجمعات اعتراضی اقشار و اصناف ادامه دارد و جامعه در حال تمرین ذهنیتی است، ولی نه تنها پایان نیافته، بلکه خواست و اراده جامعه برای تحول بنیادین و ساختارین در ایران اتفاقا افزایش هم یافته است. رژیم هم در مقابل جنبش اجتماعی انقلابی یک دوره سرکوب را آغاز نموده ولی هنوز به نتایج قطعی و شکست جامعه دست نیافته و خیالش راحت نیست. خیال واهی است اگر گفته شود که جنبش خلقهای ایران پس از فروکشکردن خیزشهای خیابانی، کاملا سرکوب شده و به محاق رفته است. جامعه هیچگاه به محاق نمیرود و این خصلت آن است. یک جامعه فقط با نسلکشی کامل به محاق میرود.
بنابراین رژیم فقط برای بقای خود به جنگ و خشونت و اعدام دستمیزند که یک بعد آن داخلی و بعد دیگر آن بینالمللی است. ترس از بقا، حاکمان نظام و بخش تندرو آن را دچار جنون ساخته است. سیاستهای خالصسازی و یکدستسازی را به این خاطر آغاز کردهاند چون از اقلیت بودن خود در میان جامعه هراس دارند. این خالصسازی نمیتواند اکثریت را حذف کند سرکوب میکند، خشونت بهخرج میدهد ولی قادر نیست بطور کامل همه بخشهای جامعه را تحت انقیاد درآورد. نشدنی است. پس بقایش همیشه درخطر است. اولین کسی که بقای رژیم را به خطر انداخته اتفاقا رفتار و عملکرد و ذهنیت بخش تندرو و افراطی آن است. آنها از هرگونه تغییری در راستای حتی رفتار نرم رژیم با اقشار جامعه هم جلوگیری میکنند. این شیوه افراطی به دلیل زیان بسیار زیاد به تودههای جامعه، با واکنش شدید روبرو میشود و بالاخره موجودیت این نظام را به باد خواهد داد. این واکنش اجتماعی همان حقیقت جنبش انقلابی است که آغاز شده. دیگر بازگشتی در کار نیست. بالاخره جامعه در برابر رژیم به پیروزی دست خواهد یافت. دیر یا زود این تحول تاریخی رخ خواهد داد. وقتی جامعه در حد قابل انتظاری از رژیم روی برگردانده، این رژیم دیگر مشروعیت کافی برای بقا ندارد. همه اپوزیسیون هم به این خواست و اراده جامعه تکیه میکنند، لذا بقای رژیم حفظ نشده، اصل نظام قادر به رفع خطر بقای خود نیست چون مردم تصمیم به تغییر و تحول گرفتهاند. وقتی جامعه با جنش انقلابی حکم نهایی را برای آینده نزدیک ایران صادر کرده، پس عدول از آن دیگر غیرممکن است. هماکنون داریم یک دوره انقلاب ذهنیتی شگفتانگیز را تجربه میکنیم و جامعه بشدت عوض شده است. همین تحول برای ما ، کودار خوشحال کننده است.
– نقش کودار در سال گذشته خصوصا در چارچوب انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» را چگونه ارزیابی میکنید و دستاوردهای کودار در سال گذشته برای خلق چه بودند؟ کار و فعالیتهایی کودار در سال گذشته تا چه حد توانست بر تحولات جامعه شرق کردستان و ایران تأثیر بگذارد؟
فواد بریتان: وقتی جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» شروع شد و ماهها در بطن خیابان ادامه یافت و پس از آن در بطن اجتماع رویهای هرچند نامنظم اما خاص برای تحولات ذهنیتی و فرهنی به خود گرفت، ما بسیار خوشحال شدیم. روحیه گرفتیم. زیرا بالاخره چیزی که انتظار داشتیم در جامعه جرقه زد و شروع شد. آن چیز، شروع تحولات زنجیرهای و پرابعاد جامعه در همه حوزهها است. مزنه دست ما آمد که جامعه چه میخواهد، چگونه عمل خواهد کرد، تا چه اندازه میتوان بدان تکیه کرد و چه توانایی در ایجاد تغییر و تحول دمکراتیک دارد. همه اینها روحیه عجیبی به ما، کودار داده است. میدانیم که کودار سیستم خاص جامعه برای مدیریت دمکراتیک و آزاد خارج از هرگونه انقیاد کانونهای سلطه و ستم است. این سیستم تاکنون در خاورمیانه تجربه نشده. در سال جاری هم دیدیم که در سایه خیزشهای خلقمحور، زمینههای این سیستم هموار شده است. شاید بطور کامل درک نشده، اما جامعه در حال تمرین برای پذیرش آن است.
گذار دموکراتیک
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار 🆔 @GozarDemocratic
کودار هم به سهم خود در جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» سهیم شد. بر جامعه و آگاهسازی آن تمرکز کرد. سعی کرد تا جایی که توان دارد و وظیفه او است، در جنبش بیداری یدی داشته باشد. در بسیاری حوزهها به نتایج خوبی رسیدیم و در بسیاری جاها هم هنوز ضعفهایی وجود دارد که با توجه به موانع موجود، نیازمند مبارزه بیشتر است. راهمان در این جنبش انقلابی بسیار دشوار است اما پر از شور و شعف و روحیه انقلابی میباشد. نبض میزان قدرت جامعه در جریان جنبش دستمان آمده. دیگر راهمان روشن شده و افق دیدمان وسیع گشته. این را جامعه به ما هدیه داده. ما هم در خدمت جامعه هستم و تا آخرین نفس مبارزه خواهیم کرد.
ارزشمندترین دستاورد جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی این است که جامعه را در مسیر تحول قرارداده و همه باید مدام روی آن بیاندیشند و بر آن تمرکز کنند. دیگر بعد از آغاز این جنبش، به همه یک وظیفه سپرده شده است. این جنبش همراه شده با افزایش جنگ جهانی سوم بصورت پراکنده در منطقه خاورمیانه. پس مشخص است که در کوران این جنگ، ایران هم گرفتار تلاطمهایی میشود. در این خروش منطقه خاورمیانه، جامعه ایران هم جنبش انقلابی خود را به جستجو برای یافتن نیروی اپوزیسیون پیشاهنگ و راهبر واداشته است. درواقع این جنش در انتظار یافتن فرماندهان و راهبران و پیشاهنگان خود است تا به اوج برسد. اتفاقا ضعف اپوزیسیون ایرانی در این است که قادر به پاسخگویی به این خواست جامعه و جنبش نیست. در شرق کردستان اما قضیه فرق میکند. وضعیت در هردو فوقالعاده است. همه چیز در حالت اضطراری قرارگرفته پس بدنبال فروکشکردن خیزشهای خیابانی، جنبش فروکش نکرده. جامعه در حال غلیان است و جنبوجوش اقشار و تودهها شعفآور است. روزانه چندین اعتراض دمکراتیک اقشار و اصناف شکل میگیرد. کارگران، بازنشستگان، زنان، زندانیان سیاسی، هنرمندان و روشنفکران از حوزه نقد گرفته تا اعلام موضع رادیکال فعالان و اقشار و اصناف، خواست جامعه برای تحول را میبینیم. پس نمیشود در خاورمیانه گرفتار جنگ جهانی سوم، ایرانی را تصور کنیم که نسبت به تحولات ساختاری خویش و جنبش خود بیتفاوت باشد. اتفاقا جنبش اجتماعی و انقلابی کنونی خلقهای ایران تحت شعار ژن، ژیان، آزادی چندلایه است. یک لایه در حوزه رسانه، یک لایه در حوزه روشنفکری، یک لایه در حوزه محیطزیست و نیز در حوزههای هنر، اصناف، اقشار، زنان، جوانان، دانشگاه و غیره بخوبی دیده میشوند. بنابراین غیرممکن است که یک الیت تندرو و افراطی در مرکز نظام حاکم قادر به جدال علیه چنین جامعهای باشد. به همین دلیل است که خشونت و سرکوب و اعدام از سوی زمامداران افزایش یافته است.
همه آنچه برزبان راندم نشان میدهد که در شرق کردستان جای پای کودار هم مستحکم است. اتفاقا سالها سازماندهی خلق و گسترش جنبش آگاهیبخش و آزادیخواه کودار بالاخره نتایجی امیدوار کننده دربرداشته. اینکه اولین افرادی که شعار «ژن، ژیان، آزادی» را سردادند متأثر از یک سازمان، جنبش شرق کردستان و یک اندیشه و فلسفه و پارادایم و یک ایدئولوژی رهاییبخش آن را اخذ نموده و آن را در بطن خیابان جسورانه فریاد زد، همان نتیجهبخشی است که بحث میکنم. اولین حرکتهای برحق کودار در شرق کردستان، «جنبش آگاهیبخشی» نام دارد که به دنبال آن، «جنبش سازماندهی» و «قیام» را با خود به ارمغان خواهد آورد. در همه این جنبشها هم دستاوردهایی حاصل شده هم ضعفهایی وجود دارد و هم موانع بسیارند. کودار فقط به افق پیروزی خیره است لذا موانع برایش بازدارنده نیستند. هنوز زود است که بگوییم کودار در شرق کردستان به چه چیزهایی خواهد رسید، زیرا مطابق برنامههایش بر سازماندهی خلق تمرکز دارد. افتوخیزهای کودار هم به افتوخیزهای جامعه تحولخواه در درون جنبش انقلابی گرهخورده است. کودار یک سیستم خاص جامعه است که همراه با آن بسوی اوج خیز برمیدارد و یا با فرازو نشیبها روبرو میشود. اینکه بطور کامل نتوانستهایم از فرصت جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی برای سازماندهی خلق استفاده کنیم، صادقانه جای بسی خودانتقادی است. ما اگر میگوییم در پیشگاه خلقمان راستگو و شفاف هستیم، پس این خودانتقادی را با خلوص نیت انجام دادهایم. ما جنبش انتقاد و خودانتقادی هستیم، چون بزرگمان میکندو رشد میکنیم. در قبال جنبش ژن،ژیان، آزادی هم باید اینگونه باشیم. دستاوردهایی حاصل کردهایم ولی ضعفهایی هم داشتهایم. همینکه این ضعفها در حیطه استراتژیک و برنامه نیست، جای بسی رضایت است برای ما. پس باید از این پس ضعفهایمان در حیطه تاکتیک و نحوه عملکرد را برطرف سازیم. خلقمان نیز تاکنون چنین انتظاری از ما داشته. اصل موجودیت ما بر صداقت و راستی در پیشگاه خلقمان است. دستاورد و ضعف هم بصورت دیالکتیک و توأمان فراروی هر جنبش آزادیخواهی وجود دارد، پس مهم رفع ضعفها و ارتقای دستاوردها است.
ارزشمندترین دستاورد جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی این است که جامعه را در مسیر تحول قرارداده و همه باید مدام روی آن بیاندیشند و بر آن تمرکز کنند. دیگر بعد از آغاز این جنبش، به همه یک وظیفه سپرده شده است. این جنبش همراه شده با افزایش جنگ جهانی سوم بصورت پراکنده در منطقه خاورمیانه. پس مشخص است که در کوران این جنگ، ایران هم گرفتار تلاطمهایی میشود. در این خروش منطقه خاورمیانه، جامعه ایران هم جنبش انقلابی خود را به جستجو برای یافتن نیروی اپوزیسیون پیشاهنگ و راهبر واداشته است. درواقع این جنش در انتظار یافتن فرماندهان و راهبران و پیشاهنگان خود است تا به اوج برسد. اتفاقا ضعف اپوزیسیون ایرانی در این است که قادر به پاسخگویی به این خواست جامعه و جنبش نیست. در شرق کردستان اما قضیه فرق میکند. وضعیت در هردو فوقالعاده است. همه چیز در حالت اضطراری قرارگرفته پس بدنبال فروکشکردن خیزشهای خیابانی، جنبش فروکش نکرده. جامعه در حال غلیان است و جنبوجوش اقشار و تودهها شعفآور است. روزانه چندین اعتراض دمکراتیک اقشار و اصناف شکل میگیرد. کارگران، بازنشستگان، زنان، زندانیان سیاسی، هنرمندان و روشنفکران از حوزه نقد گرفته تا اعلام موضع رادیکال فعالان و اقشار و اصناف، خواست جامعه برای تحول را میبینیم. پس نمیشود در خاورمیانه گرفتار جنگ جهانی سوم، ایرانی را تصور کنیم که نسبت به تحولات ساختاری خویش و جنبش خود بیتفاوت باشد. اتفاقا جنبش اجتماعی و انقلابی کنونی خلقهای ایران تحت شعار ژن، ژیان، آزادی چندلایه است. یک لایه در حوزه رسانه، یک لایه در حوزه روشنفکری، یک لایه در حوزه محیطزیست و نیز در حوزههای هنر، اصناف، اقشار، زنان، جوانان، دانشگاه و غیره بخوبی دیده میشوند. بنابراین غیرممکن است که یک الیت تندرو و افراطی در مرکز نظام حاکم قادر به جدال علیه چنین جامعهای باشد. به همین دلیل است که خشونت و سرکوب و اعدام از سوی زمامداران افزایش یافته است.
همه آنچه برزبان راندم نشان میدهد که در شرق کردستان جای پای کودار هم مستحکم است. اتفاقا سالها سازماندهی خلق و گسترش جنبش آگاهیبخش و آزادیخواه کودار بالاخره نتایجی امیدوار کننده دربرداشته. اینکه اولین افرادی که شعار «ژن، ژیان، آزادی» را سردادند متأثر از یک سازمان، جنبش شرق کردستان و یک اندیشه و فلسفه و پارادایم و یک ایدئولوژی رهاییبخش آن را اخذ نموده و آن را در بطن خیابان جسورانه فریاد زد، همان نتیجهبخشی است که بحث میکنم. اولین حرکتهای برحق کودار در شرق کردستان، «جنبش آگاهیبخشی» نام دارد که به دنبال آن، «جنبش سازماندهی» و «قیام» را با خود به ارمغان خواهد آورد. در همه این جنبشها هم دستاوردهایی حاصل شده هم ضعفهایی وجود دارد و هم موانع بسیارند. کودار فقط به افق پیروزی خیره است لذا موانع برایش بازدارنده نیستند. هنوز زود است که بگوییم کودار در شرق کردستان به چه چیزهایی خواهد رسید، زیرا مطابق برنامههایش بر سازماندهی خلق تمرکز دارد. افتوخیزهای کودار هم به افتوخیزهای جامعه تحولخواه در درون جنبش انقلابی گرهخورده است. کودار یک سیستم خاص جامعه است که همراه با آن بسوی اوج خیز برمیدارد و یا با فرازو نشیبها روبرو میشود. اینکه بطور کامل نتوانستهایم از فرصت جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی برای سازماندهی خلق استفاده کنیم، صادقانه جای بسی خودانتقادی است. ما اگر میگوییم در پیشگاه خلقمان راستگو و شفاف هستیم، پس این خودانتقادی را با خلوص نیت انجام دادهایم. ما جنبش انتقاد و خودانتقادی هستیم، چون بزرگمان میکندو رشد میکنیم. در قبال جنبش ژن،ژیان، آزادی هم باید اینگونه باشیم. دستاوردهایی حاصل کردهایم ولی ضعفهایی هم داشتهایم. همینکه این ضعفها در حیطه استراتژیک و برنامه نیست، جای بسی رضایت است برای ما. پس باید از این پس ضعفهایمان در حیطه تاکتیک و نحوه عملکرد را برطرف سازیم. خلقمان نیز تاکنون چنین انتظاری از ما داشته. اصل موجودیت ما بر صداقت و راستی در پیشگاه خلقمان است. دستاورد و ضعف هم بصورت دیالکتیک و توأمان فراروی هر جنبش آزادیخواهی وجود دارد، پس مهم رفع ضعفها و ارتقای دستاوردها است.
گذار دموکراتیک
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار 🆔 @GozarDemocratic
– نقایص کودار در کار و فعالیتهای سال ۲۰۲۳ چه بود و برنامههای کودار برای سال ۲۰۲۴ در زمینههای سیاسی و سازماندهی دارای چه محتوایی است؟
فواد بریتان: در سال ۲۰۲۳ کودار با همه بخشهای عضو خود یعنی پژاک، نیروی مدافع شرق کردستان(ی.ر.ک)، «نیروی مدافع زنان شرق کردستان(ه.پ.ژ)، جمعیت جوانان و نیز «جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار) یک سال فینال را پشت سر گذاشت. در جنار جنبش ژن، ژیان، آزادی که در این سال ادامه یافت و انتظاراتی از کودار میرفت، حملات دشمن به مواضع نیروی گریلا، ستون دیگر جنبش آزادیخواهی کردستان، یک بعد مهم دیگر قضیه برای کودار بود. لازم بود کودار با تمامی سازمانها و احزاب عضو خود این سال را در مقابل سیاستها و جنگ نسلکشانه دشمن پست سر بگذراند. با وجود حملات همهجانبه دشمن اما امروز ما کودار برسرپاییم و این سال به تنهایی یک فینال محسوب میشود که پشتسر گذاشتیم. دشمن خواست ما را کاملا نابود کند، اما شاید حملاتی انجام داد و رفقایی از گریلا شهید شدند، ولی مقتدرانه پابرجاییم و حتی به پیشرفتهایی هم رسیدهایم.
بالاخره در این سال هم جنبش انقلابی ژن،ژیان، آزادی دستاوردهای داشت و تحولاتی حاصل نمود، هم نیروی گریلای شرق کردستان هم مواضع خود را حفظ و به تحکیم پایگاهها و موقعیتهای خود دست زد. این برای خلقمان در شرق کردستان علیرغم حملات شدید دشمن، توطئهها، سرکوبها و خشونتها، یک دستاورد ارزشمند است. درست است که در حوزههای نظامی، سازماندهی خلق در شهر و روستا، در حوزههای زنان و جوانان و غیره ضعفهایی وجودارد و موانع دشمن بیرحمانه است، ما با وجود اینها، حفظ ایستار مستحکم کودار در شرق کردستان امیدوارکننده است. شاید از خیلی فرصتها بخوبی استفاده نکردهایم و موانع زیاد بود، اما مهم خودانتقادی نسبت به آن و گسترش مبارزه برای امروز و آینده است. خواست کودار در این زمینه هم از سوی دشمن قابل مهار نیست. هم خلق و هم گریلا چنین تصمیمی گرفتهاند لذا مهار ما غیرممکن است.
رفتار و عمل و سیاست ما در سالی که گذشت موجب مهار دشمن شد و متفاوت از همه احزاب شرق کردستان عمل کردیم. چون خط و نیروی ما متفاوت است. حتی ما در میان اپوزیسیون شرق کردستان موجب برداشتن گامهایی در راستای همگرایی احزاب و نیروها شدیم. همه اینها بیجهت و بدون عامل روی نداده و برنامههای آینده کودار را تعیین میکنند.
کودار برنامههایش را از پیش تعیین کرده و بر سازماندهی خلق در یک بعد تمرکز کرده و در بعد دیگر بر رشد سازمانی و تکوین حزبی احزاب و سازمانهای عضو خود از پژاک گرفته تا کژار و نیروی نظامی ی.ر.ک، اصرار دارد و با برنامه پیش میرود. وقتی آن نیروها یک گام بیشتر به جلو برداشتهاند و پایگاه مبارزه گریلا قویتر شده، این یک ارزش برای خلقمان است. کودار یک سیستم خلقی است و بر سازماندهی خلق کاملا تمرکز کرده. میکوشد بر ضعفها و نقایص فائق آید و در سال آینده مطابق نیازهای شرق کردستان و اوضاع و احوال ایران و خاورمیانه گامبردارد و سیاستها و برنامههای دیپلماتیک، گریلایی و اتحاد اینها را متفاوتتر تنظیم کند و پیشبرد دهد. یک وظیفه اصلی ما مطابق برنامه، پاسخگوبودن به خلقمان و سازماندهی خلقمحور در چارچوب نیازهای جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی است.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
فواد بریتان: در سال ۲۰۲۳ کودار با همه بخشهای عضو خود یعنی پژاک، نیروی مدافع شرق کردستان(ی.ر.ک)، «نیروی مدافع زنان شرق کردستان(ه.پ.ژ)، جمعیت جوانان و نیز «جامعه زنان آزاد شرق کردستان (کژار) یک سال فینال را پشت سر گذاشت. در جنار جنبش ژن، ژیان، آزادی که در این سال ادامه یافت و انتظاراتی از کودار میرفت، حملات دشمن به مواضع نیروی گریلا، ستون دیگر جنبش آزادیخواهی کردستان، یک بعد مهم دیگر قضیه برای کودار بود. لازم بود کودار با تمامی سازمانها و احزاب عضو خود این سال را در مقابل سیاستها و جنگ نسلکشانه دشمن پست سر بگذراند. با وجود حملات همهجانبه دشمن اما امروز ما کودار برسرپاییم و این سال به تنهایی یک فینال محسوب میشود که پشتسر گذاشتیم. دشمن خواست ما را کاملا نابود کند، اما شاید حملاتی انجام داد و رفقایی از گریلا شهید شدند، ولی مقتدرانه پابرجاییم و حتی به پیشرفتهایی هم رسیدهایم.
بالاخره در این سال هم جنبش انقلابی ژن،ژیان، آزادی دستاوردهای داشت و تحولاتی حاصل نمود، هم نیروی گریلای شرق کردستان هم مواضع خود را حفظ و به تحکیم پایگاهها و موقعیتهای خود دست زد. این برای خلقمان در شرق کردستان علیرغم حملات شدید دشمن، توطئهها، سرکوبها و خشونتها، یک دستاورد ارزشمند است. درست است که در حوزههای نظامی، سازماندهی خلق در شهر و روستا، در حوزههای زنان و جوانان و غیره ضعفهایی وجودارد و موانع دشمن بیرحمانه است، ما با وجود اینها، حفظ ایستار مستحکم کودار در شرق کردستان امیدوارکننده است. شاید از خیلی فرصتها بخوبی استفاده نکردهایم و موانع زیاد بود، اما مهم خودانتقادی نسبت به آن و گسترش مبارزه برای امروز و آینده است. خواست کودار در این زمینه هم از سوی دشمن قابل مهار نیست. هم خلق و هم گریلا چنین تصمیمی گرفتهاند لذا مهار ما غیرممکن است.
رفتار و عمل و سیاست ما در سالی که گذشت موجب مهار دشمن شد و متفاوت از همه احزاب شرق کردستان عمل کردیم. چون خط و نیروی ما متفاوت است. حتی ما در میان اپوزیسیون شرق کردستان موجب برداشتن گامهایی در راستای همگرایی احزاب و نیروها شدیم. همه اینها بیجهت و بدون عامل روی نداده و برنامههای آینده کودار را تعیین میکنند.
کودار برنامههایش را از پیش تعیین کرده و بر سازماندهی خلق در یک بعد تمرکز کرده و در بعد دیگر بر رشد سازمانی و تکوین حزبی احزاب و سازمانهای عضو خود از پژاک گرفته تا کژار و نیروی نظامی ی.ر.ک، اصرار دارد و با برنامه پیش میرود. وقتی آن نیروها یک گام بیشتر به جلو برداشتهاند و پایگاه مبارزه گریلا قویتر شده، این یک ارزش برای خلقمان است. کودار یک سیستم خلقی است و بر سازماندهی خلق کاملا تمرکز کرده. میکوشد بر ضعفها و نقایص فائق آید و در سال آینده مطابق نیازهای شرق کردستان و اوضاع و احوال ایران و خاورمیانه گامبردارد و سیاستها و برنامههای دیپلماتیک، گریلایی و اتحاد اینها را متفاوتتر تنظیم کند و پیشبرد دهد. یک وظیفه اصلی ما مطابق برنامه، پاسخگوبودن به خلقمان و سازماندهی خلقمحور در چارچوب نیازهای جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی است.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
پژاک، جنبش آزادیخواهی شرق کردستان و انقلاب آن را حفظ نموده، ماندگار ساخته و به مواضع مستحکمی در دفاع مشروع دست یافته
ارزیابی پژاک درمورد سال ۲۰۲۳
🆔 @GozarDemocratic
ارزیابی پژاک درمورد سال ۲۰۲۳
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پژاک، جنبش آزادیخواهی شرق کردستان و انقلاب آن را حفظ نموده، ماندگار ساخته و به مواضع مستحکمی در دفاع مشروع دست یافته ارزیابی پژاک درمورد سال ۲۰۲۳ 🆔 @GozarDemocratic
پژاک، جنبش آزادیخواهی شرق کردستان و انقلاب آن را حفظ نموده، ماندگار ساخته و به مواضع مستحکمی در دفاع مشروع دست یافته
ارزیابی پژاک درمورد سال ۲۰۲۳
خلق کُرد با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی کُرد در سال ۲۰۲۳ با تمام توان مبارزات عظیمی به انجام رساند و دشمنان فاشیست را ناکام گذاشت. ایستادگی و مقاومت در برابر دولت سرکوبگر ایران و نظام فاشیست و جنگافروز ترکیه که به همه نیروهای فدایی و خلق هرچهاربخش کردستان یورش میآورد، باردیگر در سال ۲۰۲۳ اثبات نمود که خلق کُرد به یک انسجام مبارزاتی در مسیر آزادی کامل دست یافته است. در این سال، خلقمان و جنبش آزادیخواهی شهدای زیادی را تقدیم راه آزادی کردند و برای استقرار صلح و دمکراسی در خاورمیانه و آزادی خلقهای کردستان و منطقه پیشاهنگی کردند. گستردهترین حملات علیه نیروهای گریلا از سوی دشمن انجام گرفت و هم در کوهستانهای آزاد و هم در مناطق مختلف شمال، جنوب و روژاوای کردستان شمار زیادی از میهندوستان فداکار به شهادت رسیدند. قطعا تداوم مبارزات در مسیر برحق این شهدا، آزادی و دمکراسی را به ارمغان خواهد آورد.
در سالی که گذشت، راهاندازی کمپین بینالمللی «آزادی رهبرآپو و حل مسئلهکُرد» کارزاری مشترک شد برای آزادیخواهان انترناسیونالیست که با خلق تحتستم کُرد و رهبرآپو همدلی کردند و در سطح جهان صدای آزادیخواهی خلقمان را طنینانداز نمودند. آزادیخواهان شرق کردستان و ایران نیز با پشتیبانی از این کمپین، سهمی بزرگ در پیشبرد آن داشتند. بیشک، مسئله آزادی رهبرآپو و خلقکُرد چنان بههم گرهخورده است که تمامی توجه دشمن بر تحمیل سیاست ایزولاسیون جهت قطع ارتباط میان رهبرآپو و خلقمان، متمرکز است. به همین دلیل گذشته از بزرگترین فشارهای سیستماتیک بر رهبرآپو در امرالی، دولت ترکیه با حمایتهای برخی دول همپیمان خویش، از شمال کردستان گرفته تا عفرین، کوبانی، مناطق بادینان، قندیل و پنجوین، به جنگافروزی گسترده خود ادامه داد و ددمنشانهترین یورشها را برای تداوم نسلکشی و قتلعام روزانه خلقمان انجام داد. حملات دولت فاشیستی ترکیه به مواضع پژاک و نیروهای گریلای شرق کردستان در طول سال منجر به شهادت چندتن از رفقای گرانقدرمان شد که آخرین شهیدمان، رفیق «آرین آری» از فرماندهان نیروی زنان شرق کردستان (ه.پ.ژ) بود. با وجود شدیدترین حملات هوایی، اما تجارب نیروهایمان در پیشبرد دفاع مشروع که شهدایی چون «آرینها» رنجهای بسیاری برای تحکم آن کشیدند، موجب ناکامی دشمن در رسیدن به هدف نهاییشان یعنی بازدارندگی از مبارزه گردید.
در سالی که گذشت، حملات نظام فاشیست ایران به نیروی گریلای «ی.ر.ک» در مناطق شرق کردستان، خصوصا «کوسالان» یکی از رویدادهای مهم بود. مبارزات گریلاهای راه آزادی برای استقرار خطمشی دفاع مشروع، در حماسه کوسالان نیرومندانه به اثبات رسید، دشمن را سرجای خود نشاند و مایه امیدواری خلقمان گشت. حملات دشمن به گریلا در بانه و مریوان نیز خنثی شدند و علیرغم این حملات، اما نیروی گریلا به وظایف خویش در پیشبرد سازماندهی خلق در مناطق شرق کردستان ادامه داد. مسلم گشت که این خطمشی فدایی با حمایت خلقمان میتواند آزادی و دمکراسی را متحقق گرداند و با پایداری هرچهتمامتر ادامه یابد.
تمامی این مبارزات، در بطن جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» گذشت که خلقهای ایران درسایه فداکاریهای خلقکُرد آغاز نموده. در ۶ ژوئن کنفرانس «انقلاب با پیشاهنگی زنان در ایران» در پارلمان اتحادیه اروپا و نیز در ۳۰ سپتامبر کنفرانسی به مناسبت نخستین سالگرد قیام «ژن، ژیان، آزادی» برگزار شدند که حضور پژاک در آن بارز و تعیینکننده بود. پژاک در این سال در بسیاری کشورهای اروپایی راهپیماییها و آکسیونهای فعالانهای برگزار نمود و صدای ژن، ژیان، آزادی را طنینانداز نمود. خلقمان نیز در نخستین سالگرد این جنبش عظیم در ۲۵ شهریور ماه یک حماسه دیگر آفرید و عزم راسخ خود برای تداوم این جنبش در ابعاد کامل اجتماعی را از خود نشان داد. گذشته از اقدام احزاب شرق کردستان برای دادن فراخوان مشترک که کاری ستودنی و خلاقانه بود، بزرگترین کارزار را خلقکُرد در بستر خیابان و میادین عمل به راه انداخت که باردیگر نشان داد مسیر آزادیخواهی سرکوب را نمیپذیرد. قدرمسلم، جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی یک رخداد تاریخی در ایران و شرق کردستان است که شروع یک مقطع تاریخی نوین همراه با نوید آزادی و رنسانس میباشد.
در یک سال گذشته سرکوبگریهای سیستماتیک و برنامهریزیشده نظام فاشیست ایران برای ایجاد اختناق و تحت انقیاد درآوردن خلقها، هیچ مرزی نشناخت. خشونت و سرکوب عریان اگرچه با بازداشتهای گسترده، شکنجههای بیرحمانه و اعدام شماری از آزادیخواهان انجام گرفت، اما قادر به متوقفگرداندن جنبش اجتماعی و انقلابی خلقها نشده.
ارزیابی پژاک درمورد سال ۲۰۲۳
خلق کُرد با پیشاهنگی جنبش آزادیخواهی کُرد در سال ۲۰۲۳ با تمام توان مبارزات عظیمی به انجام رساند و دشمنان فاشیست را ناکام گذاشت. ایستادگی و مقاومت در برابر دولت سرکوبگر ایران و نظام فاشیست و جنگافروز ترکیه که به همه نیروهای فدایی و خلق هرچهاربخش کردستان یورش میآورد، باردیگر در سال ۲۰۲۳ اثبات نمود که خلق کُرد به یک انسجام مبارزاتی در مسیر آزادی کامل دست یافته است. در این سال، خلقمان و جنبش آزادیخواهی شهدای زیادی را تقدیم راه آزادی کردند و برای استقرار صلح و دمکراسی در خاورمیانه و آزادی خلقهای کردستان و منطقه پیشاهنگی کردند. گستردهترین حملات علیه نیروهای گریلا از سوی دشمن انجام گرفت و هم در کوهستانهای آزاد و هم در مناطق مختلف شمال، جنوب و روژاوای کردستان شمار زیادی از میهندوستان فداکار به شهادت رسیدند. قطعا تداوم مبارزات در مسیر برحق این شهدا، آزادی و دمکراسی را به ارمغان خواهد آورد.
در سالی که گذشت، راهاندازی کمپین بینالمللی «آزادی رهبرآپو و حل مسئلهکُرد» کارزاری مشترک شد برای آزادیخواهان انترناسیونالیست که با خلق تحتستم کُرد و رهبرآپو همدلی کردند و در سطح جهان صدای آزادیخواهی خلقمان را طنینانداز نمودند. آزادیخواهان شرق کردستان و ایران نیز با پشتیبانی از این کمپین، سهمی بزرگ در پیشبرد آن داشتند. بیشک، مسئله آزادی رهبرآپو و خلقکُرد چنان بههم گرهخورده است که تمامی توجه دشمن بر تحمیل سیاست ایزولاسیون جهت قطع ارتباط میان رهبرآپو و خلقمان، متمرکز است. به همین دلیل گذشته از بزرگترین فشارهای سیستماتیک بر رهبرآپو در امرالی، دولت ترکیه با حمایتهای برخی دول همپیمان خویش، از شمال کردستان گرفته تا عفرین، کوبانی، مناطق بادینان، قندیل و پنجوین، به جنگافروزی گسترده خود ادامه داد و ددمنشانهترین یورشها را برای تداوم نسلکشی و قتلعام روزانه خلقمان انجام داد. حملات دولت فاشیستی ترکیه به مواضع پژاک و نیروهای گریلای شرق کردستان در طول سال منجر به شهادت چندتن از رفقای گرانقدرمان شد که آخرین شهیدمان، رفیق «آرین آری» از فرماندهان نیروی زنان شرق کردستان (ه.پ.ژ) بود. با وجود شدیدترین حملات هوایی، اما تجارب نیروهایمان در پیشبرد دفاع مشروع که شهدایی چون «آرینها» رنجهای بسیاری برای تحکم آن کشیدند، موجب ناکامی دشمن در رسیدن به هدف نهاییشان یعنی بازدارندگی از مبارزه گردید.
در سالی که گذشت، حملات نظام فاشیست ایران به نیروی گریلای «ی.ر.ک» در مناطق شرق کردستان، خصوصا «کوسالان» یکی از رویدادهای مهم بود. مبارزات گریلاهای راه آزادی برای استقرار خطمشی دفاع مشروع، در حماسه کوسالان نیرومندانه به اثبات رسید، دشمن را سرجای خود نشاند و مایه امیدواری خلقمان گشت. حملات دشمن به گریلا در بانه و مریوان نیز خنثی شدند و علیرغم این حملات، اما نیروی گریلا به وظایف خویش در پیشبرد سازماندهی خلق در مناطق شرق کردستان ادامه داد. مسلم گشت که این خطمشی فدایی با حمایت خلقمان میتواند آزادی و دمکراسی را متحقق گرداند و با پایداری هرچهتمامتر ادامه یابد.
تمامی این مبارزات، در بطن جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» گذشت که خلقهای ایران درسایه فداکاریهای خلقکُرد آغاز نموده. در ۶ ژوئن کنفرانس «انقلاب با پیشاهنگی زنان در ایران» در پارلمان اتحادیه اروپا و نیز در ۳۰ سپتامبر کنفرانسی به مناسبت نخستین سالگرد قیام «ژن، ژیان، آزادی» برگزار شدند که حضور پژاک در آن بارز و تعیینکننده بود. پژاک در این سال در بسیاری کشورهای اروپایی راهپیماییها و آکسیونهای فعالانهای برگزار نمود و صدای ژن، ژیان، آزادی را طنینانداز نمود. خلقمان نیز در نخستین سالگرد این جنبش عظیم در ۲۵ شهریور ماه یک حماسه دیگر آفرید و عزم راسخ خود برای تداوم این جنبش در ابعاد کامل اجتماعی را از خود نشان داد. گذشته از اقدام احزاب شرق کردستان برای دادن فراخوان مشترک که کاری ستودنی و خلاقانه بود، بزرگترین کارزار را خلقکُرد در بستر خیابان و میادین عمل به راه انداخت که باردیگر نشان داد مسیر آزادیخواهی سرکوب را نمیپذیرد. قدرمسلم، جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی یک رخداد تاریخی در ایران و شرق کردستان است که شروع یک مقطع تاریخی نوین همراه با نوید آزادی و رنسانس میباشد.
در یک سال گذشته سرکوبگریهای سیستماتیک و برنامهریزیشده نظام فاشیست ایران برای ایجاد اختناق و تحت انقیاد درآوردن خلقها، هیچ مرزی نشناخت. خشونت و سرکوب عریان اگرچه با بازداشتهای گسترده، شکنجههای بیرحمانه و اعدام شماری از آزادیخواهان انجام گرفت، اما قادر به متوقفگرداندن جنبش اجتماعی و انقلابی خلقها نشده.
گذار دموکراتیک
پژاک، جنبش آزادیخواهی شرق کردستان و انقلاب آن را حفظ نموده، ماندگار ساخته و به مواضع مستحکمی در دفاع مشروع دست یافته ارزیابی پژاک درمورد سال ۲۰۲۳ 🆔 @GozarDemocratic
روزانه چندین تجمع اعتراضی از سوی اصناف مختلف و کارگران ستمدیده برگزار میشود و کارزارهای مدنی زنان در شهرهای مختلف و نیز مقاومت زندانیان سیاسی کماکان با جسارت تام ادامه دارد. همه اینها نشانگر این مهم است که سیر جنبش خلقها توقفناپذیر گشته و در مقطع کنونی بصورت تغییر ذهنیتی و فرهنگی استمرار دارد که مایه بسی امیدواری است.
باتوجه به افزایش دهشتناک بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سال گذشته و نابودی معیشت جامعه مدنی، سطح تابآوری همه اقشار و تودهها بصورت صبر و امید برای ایجاد تحولات ساختاری افزایش یافته است. اعتراضات جامعه مدنی و سرکوبگری نظام فاشیست روزانه بصورت دو جبهه ضدهم ادامه دارند و میرود که بزرگترین تحولات را در آینده ایران رقم بزند. قطعا این رنجها، مشقتها و فداکاریهای اصناف و اقشار و تودهها خصوصا زنان و جوانان بیثمر نخواهد بود. نظام فاشیست نیز با سیاست سرکوب عریان از بازداشتهای گسترده گرفته تا اعدام زندانیان سیاسی و نیز کشتار کولبران و سوختبران، گرسنهگذاشتن و تشدید فقر و بیکاری و سیاست ملیتاریزهکردن و ارعاب راه به جایی نخواهد بود. همه این خشونتها و سرکوبها از سطح تحمل جامعه فراتر رفته و خشم و انزجار جامعه را به دنبال داشته است.
هماکنون جنگهایی پراکنده در خاورمیانه جریان دارد که بصورت کاراکتر و ویژگی منحصربهفرد جنگ جهانی سوم، ماشین کشتار را علیه خلقهای تحت ستم خصوصا در کردستان و غزه به حرکت درآورده. سیاستهای تنشزای منطقهای و بینالمللی ایران هم مبرای از این منازعات و جنگطلبیها نیست، بنابراین تاوان دخالتهای توسعهطلبانه و زیادهخواهانه و خصومتهایش را پس خواهد داد. تهران هم نمیتواند از گزند این تحولات بنیانبرانداز شروعشده در خاورمیانه در امان بماند. حتی مماشات با دول و هژمونی جهانی هم نمیتواند مایه نجات او گردد. سیاستها و عملکردهای داخلی و خارجی رژیم که روزانه موجب آسیبرساندن عمیق و دهشتناک به خلقهای ایران شده، بزرگترین تحولات را به دنبال خواهند داشت. تداوم سیاست سیستماتیک «سرکوب و نسلکشی فرهنگی علیه خلقها در داخل» و «تنشزایی و جنگافروزی و توسعهطلبی در خارج» که موجد بزرگترین فقرها و فلاکتهاست، فقط یک فروپاشی حتمی را به دنبال دارد و سیاستهای موسوم به یکدستسازی و خالصسازی جهت خارجکردن جامعه و مخالفان از دایره سیاست و تصمیمگیری، از هماکنون محکوم به شکست است.
خلقکُرد نیز در بحبوحه این همه تحولات بزرگ در خاورمیانه، بزرگترین مشقتها را در سال گذشته متحمل شد، با دفاع مشروع خویش جنگافروزی نسلکشانه دشمن را از سر گذراند و مبارزات آزادیخواهانه سال آینده را با این رشادتهای خویش تضمین نمود. در این سال، بزرگترین پیروزی برای خلقمان، نه تنها نابودنشدن بر اثر حملات بیامان دشمن، بلکه کسب دستاوردهایی ارزشمند و مبدلساختن امیدهای خصمانه دشمن به یأس بود. خلقمان و نیروی گریلا در سایه مقاومت رهبرآپو، نیرومندانه جنگهای نسلکشانه دشمن در چارچوب جنگ جهانی سوم را دچار شکست ساخته است و این یک پیروزی ارزشمند است. نیروی گریلا در شرق کردستان در سایه مبارزات پژاک علیرغم موانع و کموکاستیهای موجود، اما با حمایت خلق، نیرومندانه در صحنه ظاهر گشته و جنبش آزادیخواهی شرق کردستان را از خطرات نابودی عبور داده است. هماکنون جنبشمان به سطحی امیدوارکننده از دفاع مشروع و مبارزه برای آزادی رسیده که خیال دشمن برای نابودی آن، جز تقلایی بیهوده و یأس و ناامیدی نیست و نخواهد بود. رسیدن پژاک به آرزوهای خلقمان جهت ایجاد یک نیروی شکستناپذیر آزادیخواهی و مبارزهطلبی در مسیر دمکراسی و آزادی، بزرگترین ارزشی است که میتواند با رفع موانع و نواقص موجود، دستاوردهای ارزشمند بیشتری حاصل نماید. پژاک در یک سال گذشته پیشاهنگی خویش و حضورش در مناطق شرق کردستان را باردیگر به اثبات رسانده، جنبش آزادیخواهی شرق کردستان و انقلاب آن را حفظ و ماندگار ساخته و به مواضع مستحکمی در دفاع مشروع دست یافته. یک سال دیگر را با تداوم مسیر سازماندهی پشت سر گذاشته و با توجه به انتظارات خلقمان در امر تدارک بیشتر برای تحکیم مبارزات از هیچگونه فداکاری و فداییگری دریغ نخواهد کرد. آزادی خلقمان و خلقهای تحت ستم، هدف، برنامه، استراتژی و رنج روزانه جنبشمان تا پیروزی نهایی است. همه این دستاوردها در سایه شهدا حاصل شده، یاد و خاطره آنها را با مبارزه عظیم در راه آزادی، گرامی میداریم. سال نو میلادی را به عموم خلقها تبریک میگوییم؛ به امید سالی مملو صلح و پیروزی و آزادی.
حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)
۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ برابر با ۱۰ دی ۱۴۰۲
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
باتوجه به افزایش دهشتناک بحرانهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سال گذشته و نابودی معیشت جامعه مدنی، سطح تابآوری همه اقشار و تودهها بصورت صبر و امید برای ایجاد تحولات ساختاری افزایش یافته است. اعتراضات جامعه مدنی و سرکوبگری نظام فاشیست روزانه بصورت دو جبهه ضدهم ادامه دارند و میرود که بزرگترین تحولات را در آینده ایران رقم بزند. قطعا این رنجها، مشقتها و فداکاریهای اصناف و اقشار و تودهها خصوصا زنان و جوانان بیثمر نخواهد بود. نظام فاشیست نیز با سیاست سرکوب عریان از بازداشتهای گسترده گرفته تا اعدام زندانیان سیاسی و نیز کشتار کولبران و سوختبران، گرسنهگذاشتن و تشدید فقر و بیکاری و سیاست ملیتاریزهکردن و ارعاب راه به جایی نخواهد بود. همه این خشونتها و سرکوبها از سطح تحمل جامعه فراتر رفته و خشم و انزجار جامعه را به دنبال داشته است.
هماکنون جنگهایی پراکنده در خاورمیانه جریان دارد که بصورت کاراکتر و ویژگی منحصربهفرد جنگ جهانی سوم، ماشین کشتار را علیه خلقهای تحت ستم خصوصا در کردستان و غزه به حرکت درآورده. سیاستهای تنشزای منطقهای و بینالمللی ایران هم مبرای از این منازعات و جنگطلبیها نیست، بنابراین تاوان دخالتهای توسعهطلبانه و زیادهخواهانه و خصومتهایش را پس خواهد داد. تهران هم نمیتواند از گزند این تحولات بنیانبرانداز شروعشده در خاورمیانه در امان بماند. حتی مماشات با دول و هژمونی جهانی هم نمیتواند مایه نجات او گردد. سیاستها و عملکردهای داخلی و خارجی رژیم که روزانه موجب آسیبرساندن عمیق و دهشتناک به خلقهای ایران شده، بزرگترین تحولات را به دنبال خواهند داشت. تداوم سیاست سیستماتیک «سرکوب و نسلکشی فرهنگی علیه خلقها در داخل» و «تنشزایی و جنگافروزی و توسعهطلبی در خارج» که موجد بزرگترین فقرها و فلاکتهاست، فقط یک فروپاشی حتمی را به دنبال دارد و سیاستهای موسوم به یکدستسازی و خالصسازی جهت خارجکردن جامعه و مخالفان از دایره سیاست و تصمیمگیری، از هماکنون محکوم به شکست است.
خلقکُرد نیز در بحبوحه این همه تحولات بزرگ در خاورمیانه، بزرگترین مشقتها را در سال گذشته متحمل شد، با دفاع مشروع خویش جنگافروزی نسلکشانه دشمن را از سر گذراند و مبارزات آزادیخواهانه سال آینده را با این رشادتهای خویش تضمین نمود. در این سال، بزرگترین پیروزی برای خلقمان، نه تنها نابودنشدن بر اثر حملات بیامان دشمن، بلکه کسب دستاوردهایی ارزشمند و مبدلساختن امیدهای خصمانه دشمن به یأس بود. خلقمان و نیروی گریلا در سایه مقاومت رهبرآپو، نیرومندانه جنگهای نسلکشانه دشمن در چارچوب جنگ جهانی سوم را دچار شکست ساخته است و این یک پیروزی ارزشمند است. نیروی گریلا در شرق کردستان در سایه مبارزات پژاک علیرغم موانع و کموکاستیهای موجود، اما با حمایت خلق، نیرومندانه در صحنه ظاهر گشته و جنبش آزادیخواهی شرق کردستان را از خطرات نابودی عبور داده است. هماکنون جنبشمان به سطحی امیدوارکننده از دفاع مشروع و مبارزه برای آزادی رسیده که خیال دشمن برای نابودی آن، جز تقلایی بیهوده و یأس و ناامیدی نیست و نخواهد بود. رسیدن پژاک به آرزوهای خلقمان جهت ایجاد یک نیروی شکستناپذیر آزادیخواهی و مبارزهطلبی در مسیر دمکراسی و آزادی، بزرگترین ارزشی است که میتواند با رفع موانع و نواقص موجود، دستاوردهای ارزشمند بیشتری حاصل نماید. پژاک در یک سال گذشته پیشاهنگی خویش و حضورش در مناطق شرق کردستان را باردیگر به اثبات رسانده، جنبش آزادیخواهی شرق کردستان و انقلاب آن را حفظ و ماندگار ساخته و به مواضع مستحکمی در دفاع مشروع دست یافته. یک سال دیگر را با تداوم مسیر سازماندهی پشت سر گذاشته و با توجه به انتظارات خلقمان در امر تدارک بیشتر برای تحکیم مبارزات از هیچگونه فداکاری و فداییگری دریغ نخواهد کرد. آزادی خلقمان و خلقهای تحت ستم، هدف، برنامه، استراتژی و رنج روزانه جنبشمان تا پیروزی نهایی است. همه این دستاوردها در سایه شهدا حاصل شده، یاد و خاطره آنها را با مبارزه عظیم در راه آزادی، گرامی میداریم. سال نو میلادی را به عموم خلقها تبریک میگوییم؛ به امید سالی مملو صلح و پیروزی و آزادی.
حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)
۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ برابر با ۱۰ دی ۱۴۰۲
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فاطمه مقصودی مادر (ادریس_فقهی) در پیامی می گوید نهادهای امنیتی تاکنون پاسخ روشنی در خصوص سرنوشت فرزندش به او نداده اند و در این مدت بارها از سوی ماموران امتیتی مورد بی احترامی قرار گرفته اند.
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔@kjar_2014
☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️
🆔@kjar_2014
شهید هیمن الگوی مبارزهگری انقلابی و شهید یاسمنی، نماد میهندوستی حقیقی بودند
بیانیه مجلس پژاک
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
شهید هیمن الگوی مبارزهگری انقلابی و شهید یاسمنی، نماد میهندوستی حقیقی بودند بیانیه مجلس پژاک 🆔 @GozarDemocratic
شهید هیمن الگوی مبارزهگری انقلابی و شهید یاسمنی، نماد میهندوستی حقیقی بودند
بیانیه مجلس پژاک
یاد و خاطره شهید «حسین خضری» با نام سازمانی «هیمن بیکس» در ۱۳امین سالگرد شهادت این رفیق گرانقدرمان برای همیشه چراغ روشنگر راه مبارزاتمان است. «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» بر بنیان میراث مبارزه و انقلابیگری شهدای خلقمان راه آزادی را تا پیروزی کامل خواهد پیمود و کردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک را بنیان خواهد نهاد. این حقیقت با طی مسیر راستین شهدای راه آزادی از جمله شهید هیمن تحقق خواهد یافت.
شهید هیمن در ۵ ژانویه ۲۰۱۱ توسط رژیم فاشیست و جمهوری اعدام در زندان اورمیه اعدام شد. وی در سال ۱۹۸۲ در شهر اورمیه در خانوادهای میهندوست چشم به جهان گشود. از همان اوان جوانی جستجوگر راه جنبش آزادیخواهی کردستان شد و جهت مقابله با نظام فاشیست ایران و با هدف آزادی خلق تحت ستم خویش در سال ۱۹۹۹ به صفوف گریلاهای آزادیخواه پیوست. سرزندگی و جوانی مملو از شور و شوق مبارزه برای آزادی با فداکاری برای خلق کُرد از ویژگیهای شهید هیمن بود. وی لحظه به لحظه عمر سازمانی و انقلابی خویش را در راه خودسازی خویش جهت خدمت شایسته به خلقمان بسر برد، رنجکشید، مبارزه کرد و تا آخرین نفس دست از این باور عمیق خویش برنداشت. وی در سال ۲۰۰۹ در حین انجام وظایف سازمانی خویش و خدمت به خلقش از سوی نیروهای امنیتی رژیم فاشیست در شهر کرماشان بازداشت و راهی زندان شد. علیرغم شکنجههای فیزیکی و روحی و فشارهای مضاعف نظام فاشیست ایران، اما شهید هیمن حتی یک لحظه از باور و عزم راسخ خویش در قبال خلق کُرد عدول نکرد و با روحیهای انقلابی نقشههای دشمن در راستای تسلیمپذیری را به هزیمت کشاند. وی با تکیه بر فرهنگ مقاومت در زندان که از سوی فرزاد کمانگرها و شیرین علمهولیها به میراث مانده، مقاومت عظیمی کرد و جنبش و خلقمان را سرافراز ساخت.
روز ۶ ژانویه نیز سالگرد اعدام شهید «فصیح یاسمنی» است که در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۱۰ در حالی که در زندان بشدت بیمار بود، اعدام شد. شهید یاسمنی با مقاومتگری خویش در برابر انواع شکنجهها و فشارهای بیرحمانه رژیم ایستادگی کرد و تا پای چوبه اعدام از مبارزه برای خلق کُرد دست برنداشت و موجب رسوایی و ناکامی دشمن شد. وی به نماد میهندوستی راستین و پایبندی به ارزشهای خلق کُرد مبدل گشت. در سایه مقاومتگریها و مبارزات شهید هیمن و شهید یاسمنی و سایر رفقای مقاومتگر، جمهوری اعدام ایران نتوانست فرهنگ تسلیمپذیری را در زندانها بر جوانان کُرد تحمیل نماید. در سایه فداکاری و فداییگری هر دو رفیق شهید، امروزه جوانان غیور آپویی قدم در راه مبارزه برای آزادی خلقمان گذاشتهاند و با صیانت از میراث مبارزاتی رفقای شهید، ارزشهای مبارزاتی زیادی خلق نمودهاند.
مجلس «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» در ۱۳امین سالگرد شهادت رفیق شهید «هیمن بیکس» و ۱۴امین سالگرد شهادت رفیقمان «فصیح یاسمنی» یاد و خاطره آنها را گرامیمیدارد. ما سوگند یاد میکنیم که در راستای تحقق آرزوهای آزادیخواهانه آن شهدای گرانقدر بیش از پیش برای آزادی خلق کُرد و خلقهای تحت ستم بکوشیم. بیشک تحقق آرمانهای شهید هیمن و شهید یاسمنی که جز ایجاد جامعهای اخلاقی و سیاسی و ترویج فرهنگ دمکراتیک نیست، از وظایف جوانان غیرتمند خلقمان است. لذا از تمامی اقشار میهندوست خلقمان، خصوصا جوانان و زنان غیور دعوت به عمل میآوریم که با گسترش مبارزات خویش در همه عرصهها، آرزوهای آزادیخواهانه آن شهدا را متحقق گردانند و در مسیر آزادی خلق کُرد گام بردارند. راه شهدایمان با گسترش مبارزات و تقویت صفوف گریلا و سازماندهی خلقی، بزرگترین آزادیخواهی برای خلق میهندوستمان است. یاد و خاطره شهدایمان گرامی باد.
مجلس حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
۴ ژانویه ۲۰۲۴
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
بیانیه مجلس پژاک
یاد و خاطره شهید «حسین خضری» با نام سازمانی «هیمن بیکس» در ۱۳امین سالگرد شهادت این رفیق گرانقدرمان برای همیشه چراغ روشنگر راه مبارزاتمان است. «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» بر بنیان میراث مبارزه و انقلابیگری شهدای خلقمان راه آزادی را تا پیروزی کامل خواهد پیمود و کردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک را بنیان خواهد نهاد. این حقیقت با طی مسیر راستین شهدای راه آزادی از جمله شهید هیمن تحقق خواهد یافت.
شهید هیمن در ۵ ژانویه ۲۰۱۱ توسط رژیم فاشیست و جمهوری اعدام در زندان اورمیه اعدام شد. وی در سال ۱۹۸۲ در شهر اورمیه در خانوادهای میهندوست چشم به جهان گشود. از همان اوان جوانی جستجوگر راه جنبش آزادیخواهی کردستان شد و جهت مقابله با نظام فاشیست ایران و با هدف آزادی خلق تحت ستم خویش در سال ۱۹۹۹ به صفوف گریلاهای آزادیخواه پیوست. سرزندگی و جوانی مملو از شور و شوق مبارزه برای آزادی با فداکاری برای خلق کُرد از ویژگیهای شهید هیمن بود. وی لحظه به لحظه عمر سازمانی و انقلابی خویش را در راه خودسازی خویش جهت خدمت شایسته به خلقمان بسر برد، رنجکشید، مبارزه کرد و تا آخرین نفس دست از این باور عمیق خویش برنداشت. وی در سال ۲۰۰۹ در حین انجام وظایف سازمانی خویش و خدمت به خلقش از سوی نیروهای امنیتی رژیم فاشیست در شهر کرماشان بازداشت و راهی زندان شد. علیرغم شکنجههای فیزیکی و روحی و فشارهای مضاعف نظام فاشیست ایران، اما شهید هیمن حتی یک لحظه از باور و عزم راسخ خویش در قبال خلق کُرد عدول نکرد و با روحیهای انقلابی نقشههای دشمن در راستای تسلیمپذیری را به هزیمت کشاند. وی با تکیه بر فرهنگ مقاومت در زندان که از سوی فرزاد کمانگرها و شیرین علمهولیها به میراث مانده، مقاومت عظیمی کرد و جنبش و خلقمان را سرافراز ساخت.
روز ۶ ژانویه نیز سالگرد اعدام شهید «فصیح یاسمنی» است که در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۱۰ در حالی که در زندان بشدت بیمار بود، اعدام شد. شهید یاسمنی با مقاومتگری خویش در برابر انواع شکنجهها و فشارهای بیرحمانه رژیم ایستادگی کرد و تا پای چوبه اعدام از مبارزه برای خلق کُرد دست برنداشت و موجب رسوایی و ناکامی دشمن شد. وی به نماد میهندوستی راستین و پایبندی به ارزشهای خلق کُرد مبدل گشت. در سایه مقاومتگریها و مبارزات شهید هیمن و شهید یاسمنی و سایر رفقای مقاومتگر، جمهوری اعدام ایران نتوانست فرهنگ تسلیمپذیری را در زندانها بر جوانان کُرد تحمیل نماید. در سایه فداکاری و فداییگری هر دو رفیق شهید، امروزه جوانان غیور آپویی قدم در راه مبارزه برای آزادی خلقمان گذاشتهاند و با صیانت از میراث مبارزاتی رفقای شهید، ارزشهای مبارزاتی زیادی خلق نمودهاند.
مجلس «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» در ۱۳امین سالگرد شهادت رفیق شهید «هیمن بیکس» و ۱۴امین سالگرد شهادت رفیقمان «فصیح یاسمنی» یاد و خاطره آنها را گرامیمیدارد. ما سوگند یاد میکنیم که در راستای تحقق آرزوهای آزادیخواهانه آن شهدای گرانقدر بیش از پیش برای آزادی خلق کُرد و خلقهای تحت ستم بکوشیم. بیشک تحقق آرمانهای شهید هیمن و شهید یاسمنی که جز ایجاد جامعهای اخلاقی و سیاسی و ترویج فرهنگ دمکراتیک نیست، از وظایف جوانان غیرتمند خلقمان است. لذا از تمامی اقشار میهندوست خلقمان، خصوصا جوانان و زنان غیور دعوت به عمل میآوریم که با گسترش مبارزات خویش در همه عرصهها، آرزوهای آزادیخواهانه آن شهدا را متحقق گردانند و در مسیر آزادی خلق کُرد گام بردارند. راه شهدایمان با گسترش مبارزات و تقویت صفوف گریلا و سازماندهی خلقی، بزرگترین آزادیخواهی برای خلق میهندوستمان است. یاد و خاطره شهدایمان گرامی باد.
مجلس حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
۴ ژانویه ۲۰۲۴
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تەقینەوەکەی کرمان بە فەرمانی ئەردۆغان کراوە ✍ ئامەد شاهۆ 🆔 @GozarDemocratic
تەقینەوەکەی کرمان بە فەرمانی ئەردۆغان کراوە
✍ ئامەد شاهۆ
تەقینەوەکەی رۆژی چوارشەممە، ١٣ی بەفرانبار لە شاری کرمان لەکاتی بەڕێوەچوونی مەراسمی یادکردنەوەی قاسم سلێمانی ژمارەیەکی زۆر کوژراو و برینداری لێکەوەتەوە کە بە تێکڕا بووە مایەی نیگەرانی، پەژارە و خەمباری گەلانی ئێران. لەهەمان کاتدا گەلێک هەڕەشە و گوڕەشەی لێکەوەتەوە کە نیگەرانی و ترسی بۆ داگرسان و بەربڵاوبوونی شەڕێکی نوێ و ماڵوێرانکەر لە ناوچەکە زیاتر کرد.
کردەوەی مەترسیدارتر بەڕۆکی رژێم دەگرێتەوە
هەڵبەت دوای رۆژێک چەتەکانی داعش بەرپرسیارێتی ئەو تەقینەوە مەرگبارەیان لەئەستۆ گرت، بەس چەندێک باوەڕپێکراو و متمانەبەخشە، لەداهاتوودا دیار دەبێت. سەرەڕای ئەوەش تەقینەوەیەکی تەم و مژاوییە کە ئامانجە بنەڕەتیەکانی هێشتا بۆ رای گشتی ناڕوونن. بەڵام ئەوەی کە روونە سیاسەتەکانی رژێم لەدژی گەلانی ناوخۆی ئێران و گەلانی ناوچەکە و لووت بەرزی و هاش و هووش کردنی بەرپرسانی رژێم ئەو ئەنجامەی بە دوای خۆی هێنا. واتا رژێم لەبەر ئەوەی تا ئێستا هیچ ئاوڕێکی لە ویست و داخوازی رەوای گەلانی ئێران نەداوەتەوە، بە پێچەوانەشەوە چاوپۆشی لەدرووشمەکانی شۆڕشی ژن ژیان ئازادی کرد کە ئەوە بۆ خۆی زەنگێکی مەترسیدارە. لەهەمان کاتدا پەیوەندیە شاراوەکانی لەگەڵ ئەمریکا وەک هەلێکی زێڕین بۆ سەرکوت و چەوساندنەوەی گەلان قواستەوە و ماشینی لەسێدارەدانی لەدژی پێشەنگەکانی شۆڕشی ژن ژیان ئازادی و دژبەرانی رژێم خستەگەڕ کە لەم قۆناخەدا زیاترین رێژەی سێدارەدان ئەنجام درا. واتا بەرپرسانی رژێم بە شێوەیەکی چەواشەکارانە ئاهەنگی سەرکەوتن بە سەر شۆڕشی ژن ژیان ئازادی یان گێڕا. بەس بە راستی رژێم بەو شەڕە تایبەتەی کە بەڕێوەی برد و دەبات، چ دەستکەوتی بە دەست هێنا؟ گریمان کە رژێم سەرتاسەری کۆمەڵگاکانی ئێرانی کۆنتڕۆڵ کردبێت و مەترسیەکانی لەسەر خۆی رواندبێتەوە و شۆڕشی ژنیشی دامرکاندبێ و هەموو دژبەرەکانی خۆی بێ کاریگەر و لاواز کردبێ! سەرەڕای ئەو بانگەشانە، بۆچی ئەو تەقینەوەیە لەکات و ساتێکی وا گرنگ کە تەدبیری ئەمنی لەلووتکەدایە، پێکهات؟
زیهنیەتی رژێم بۆ خۆی هیچ جیاوازییەکی لەو بابەتە نییە، چون ئەو کردەوە بەرهەمی زیاتر لەساڵێک لەسەرکوت و چەوساندنەوەی گەلان و تایبەت ژنانە کە رژێم ئەنجامی داوە. بۆیە رژێم بۆ خۆی تووی توندوتیژی، کوشتن، لەسێدارەدان و تۆقاندنی تا ئێستا بڵاو کردوەتەوە کە لەکرمان بەو شێوەیە بەرهەمەکەی دەرتۆقی کە خودی رژێمی سەرسام و بەنج کرد. ئەگەر رژێم لەحەقیقەتدا وانەی باشی لەشۆڕشی ژن ژیان ئازادی دەربخستایە و هەڵمەتی گۆڕانکاری بنەڕەتی لەپێناو دیمۆکراتیزە کردنی ئێران هەڵبگرتایە، داخۆ ئەو شەڕ و پشێوی و ئاڵۆزیانەی کە لەهەناوی رژێمدا بەڕێوە دەچێت، ئایا ئەو تەقینەوەی کرمان روویدەدا، یان کردەوەی لەوە مەترسیدارتر لەداهاتووی نزیکدا بەڕۆکی رژێم ناگرێتەوە کە خەڵکی بێتاوان زیاتر ببنە قوربانی؟!
ئەردۆغان باوکی داعشە
ئەوەی سەرنج راکێشە رژێم بە تۆمەتبارکردنی لایەنێک دەیەوێت، شۆڤینزم و دوژمنایەتی گوڕتر بکات و ئەوەش بخاتە خزمەتی بەرژەوەندی تەسکی دەسەڵاتدازی خۆی. واتا بە تۆمەتبارکردنی لایەنێک راستییەک پەردەپۆش دەکات. چون ئەوەش لەکاتێکدایە کە داعش ئەو تەقینەوە مەرگبارەی لەئەستۆ گرت. بەس جێگای پرسیار ئەوەیە لەم ١٠ ساڵەی دواییدا کام دەوڵەت پشتیوان و مۆڵگەی چەتەکانی داعش بووە؟ ئەو چەتانە لەکوێ راهێنانیان پێ کراوە و پڕچەک و چۆڵ کراون و دەکرێن؟ گرووپەکانی سەر بە داعش لەباکوور و رۆژهەڵاتی سوریا بە ئاڵای کام وڵاتەوە لەدژی گەلی کورد و گەلانی ناوچەکە شەڕ دەکەن؟ خەلیفەی داعش و بەرپرسەکانی لەکام وڵات داڵدە دروان و دەدرێن؟ ئەوەی کە کەس ناتوانێت حاشای لێ بکات، داعشی راستەقینە، حکومەتی ئاکەپە و مەهەپە بۆ خۆیانن. چون ئەردۆغان و باخچەلی باوکی داعشن. واتا بە بێ فەرمانی ئەردۆغان و هاوپەیمانانی، داعش کردەوەیەکی تیرۆریستی ئەنجام نادات. تەنانەت هەڕەشە و گوڕەشەکانی داعش و بە ئامانج گرتنی هەندێک وڵاتی دیکە لەکاتی بە ئەستۆ گرتنی تەقینەوەکەی کرمان، تەنیا لەتورکیا دەوەشێتەوە. ئەوەی روونە تا بە ئەمڕۆش دەوڵەتی فاشیستی تورکیا داڵدەی چەتەکانی داعشی داوە و پشتیوانییان لێدەکات و لەپێناو مەرامە چەپەڵەکانیان لەدژی گەلانی هەرێمەکە بە کاریان دەبات. بۆیە ئەو تەقینەوەیە دابڕاو لەئەردۆغان و هاوپەیمانانی نییە. چون دەبێت داعش دوو تەقینەوەی مەرگبار ئەنجام بدات و ئەردۆغان و یارانی لێی بێ بەری بن و لەو بابەتە بێ ئاگا بن و بێ شەرمانە خۆ بە خەمخۆری گەلانی ئێران وێنا بکەن. واتا دوور لەچاوەڕوانی نییە کە ئەو وڵاتانەی کە ئەمڕۆ گوشار دەخەنە سەر تورکیا، ئەردۆغان بە رێگای هەڕەشەی داعش دەستەمۆیان دەکات. بۆیە حکومەتی ئاکەپە بۆ خۆی گەورەترین و مەترسیدارترین هەڕەشە بۆ سەر پێکەوە ژیانی گەلان، ئارامی و ئاشتی لەناوچەکەیە.
✍ ئامەد شاهۆ
تەقینەوەکەی رۆژی چوارشەممە، ١٣ی بەفرانبار لە شاری کرمان لەکاتی بەڕێوەچوونی مەراسمی یادکردنەوەی قاسم سلێمانی ژمارەیەکی زۆر کوژراو و برینداری لێکەوەتەوە کە بە تێکڕا بووە مایەی نیگەرانی، پەژارە و خەمباری گەلانی ئێران. لەهەمان کاتدا گەلێک هەڕەشە و گوڕەشەی لێکەوەتەوە کە نیگەرانی و ترسی بۆ داگرسان و بەربڵاوبوونی شەڕێکی نوێ و ماڵوێرانکەر لە ناوچەکە زیاتر کرد.
کردەوەی مەترسیدارتر بەڕۆکی رژێم دەگرێتەوە
هەڵبەت دوای رۆژێک چەتەکانی داعش بەرپرسیارێتی ئەو تەقینەوە مەرگبارەیان لەئەستۆ گرت، بەس چەندێک باوەڕپێکراو و متمانەبەخشە، لەداهاتوودا دیار دەبێت. سەرەڕای ئەوەش تەقینەوەیەکی تەم و مژاوییە کە ئامانجە بنەڕەتیەکانی هێشتا بۆ رای گشتی ناڕوونن. بەڵام ئەوەی کە روونە سیاسەتەکانی رژێم لەدژی گەلانی ناوخۆی ئێران و گەلانی ناوچەکە و لووت بەرزی و هاش و هووش کردنی بەرپرسانی رژێم ئەو ئەنجامەی بە دوای خۆی هێنا. واتا رژێم لەبەر ئەوەی تا ئێستا هیچ ئاوڕێکی لە ویست و داخوازی رەوای گەلانی ئێران نەداوەتەوە، بە پێچەوانەشەوە چاوپۆشی لەدرووشمەکانی شۆڕشی ژن ژیان ئازادی کرد کە ئەوە بۆ خۆی زەنگێکی مەترسیدارە. لەهەمان کاتدا پەیوەندیە شاراوەکانی لەگەڵ ئەمریکا وەک هەلێکی زێڕین بۆ سەرکوت و چەوساندنەوەی گەلان قواستەوە و ماشینی لەسێدارەدانی لەدژی پێشەنگەکانی شۆڕشی ژن ژیان ئازادی و دژبەرانی رژێم خستەگەڕ کە لەم قۆناخەدا زیاترین رێژەی سێدارەدان ئەنجام درا. واتا بەرپرسانی رژێم بە شێوەیەکی چەواشەکارانە ئاهەنگی سەرکەوتن بە سەر شۆڕشی ژن ژیان ئازادی یان گێڕا. بەس بە راستی رژێم بەو شەڕە تایبەتەی کە بەڕێوەی برد و دەبات، چ دەستکەوتی بە دەست هێنا؟ گریمان کە رژێم سەرتاسەری کۆمەڵگاکانی ئێرانی کۆنتڕۆڵ کردبێت و مەترسیەکانی لەسەر خۆی رواندبێتەوە و شۆڕشی ژنیشی دامرکاندبێ و هەموو دژبەرەکانی خۆی بێ کاریگەر و لاواز کردبێ! سەرەڕای ئەو بانگەشانە، بۆچی ئەو تەقینەوەیە لەکات و ساتێکی وا گرنگ کە تەدبیری ئەمنی لەلووتکەدایە، پێکهات؟
زیهنیەتی رژێم بۆ خۆی هیچ جیاوازییەکی لەو بابەتە نییە، چون ئەو کردەوە بەرهەمی زیاتر لەساڵێک لەسەرکوت و چەوساندنەوەی گەلان و تایبەت ژنانە کە رژێم ئەنجامی داوە. بۆیە رژێم بۆ خۆی تووی توندوتیژی، کوشتن، لەسێدارەدان و تۆقاندنی تا ئێستا بڵاو کردوەتەوە کە لەکرمان بەو شێوەیە بەرهەمەکەی دەرتۆقی کە خودی رژێمی سەرسام و بەنج کرد. ئەگەر رژێم لەحەقیقەتدا وانەی باشی لەشۆڕشی ژن ژیان ئازادی دەربخستایە و هەڵمەتی گۆڕانکاری بنەڕەتی لەپێناو دیمۆکراتیزە کردنی ئێران هەڵبگرتایە، داخۆ ئەو شەڕ و پشێوی و ئاڵۆزیانەی کە لەهەناوی رژێمدا بەڕێوە دەچێت، ئایا ئەو تەقینەوەی کرمان روویدەدا، یان کردەوەی لەوە مەترسیدارتر لەداهاتووی نزیکدا بەڕۆکی رژێم ناگرێتەوە کە خەڵکی بێتاوان زیاتر ببنە قوربانی؟!
ئەردۆغان باوکی داعشە
ئەوەی سەرنج راکێشە رژێم بە تۆمەتبارکردنی لایەنێک دەیەوێت، شۆڤینزم و دوژمنایەتی گوڕتر بکات و ئەوەش بخاتە خزمەتی بەرژەوەندی تەسکی دەسەڵاتدازی خۆی. واتا بە تۆمەتبارکردنی لایەنێک راستییەک پەردەپۆش دەکات. چون ئەوەش لەکاتێکدایە کە داعش ئەو تەقینەوە مەرگبارەی لەئەستۆ گرت. بەس جێگای پرسیار ئەوەیە لەم ١٠ ساڵەی دواییدا کام دەوڵەت پشتیوان و مۆڵگەی چەتەکانی داعش بووە؟ ئەو چەتانە لەکوێ راهێنانیان پێ کراوە و پڕچەک و چۆڵ کراون و دەکرێن؟ گرووپەکانی سەر بە داعش لەباکوور و رۆژهەڵاتی سوریا بە ئاڵای کام وڵاتەوە لەدژی گەلی کورد و گەلانی ناوچەکە شەڕ دەکەن؟ خەلیفەی داعش و بەرپرسەکانی لەکام وڵات داڵدە دروان و دەدرێن؟ ئەوەی کە کەس ناتوانێت حاشای لێ بکات، داعشی راستەقینە، حکومەتی ئاکەپە و مەهەپە بۆ خۆیانن. چون ئەردۆغان و باخچەلی باوکی داعشن. واتا بە بێ فەرمانی ئەردۆغان و هاوپەیمانانی، داعش کردەوەیەکی تیرۆریستی ئەنجام نادات. تەنانەت هەڕەشە و گوڕەشەکانی داعش و بە ئامانج گرتنی هەندێک وڵاتی دیکە لەکاتی بە ئەستۆ گرتنی تەقینەوەکەی کرمان، تەنیا لەتورکیا دەوەشێتەوە. ئەوەی روونە تا بە ئەمڕۆش دەوڵەتی فاشیستی تورکیا داڵدەی چەتەکانی داعشی داوە و پشتیوانییان لێدەکات و لەپێناو مەرامە چەپەڵەکانیان لەدژی گەلانی هەرێمەکە بە کاریان دەبات. بۆیە ئەو تەقینەوەیە دابڕاو لەئەردۆغان و هاوپەیمانانی نییە. چون دەبێت داعش دوو تەقینەوەی مەرگبار ئەنجام بدات و ئەردۆغان و یارانی لێی بێ بەری بن و لەو بابەتە بێ ئاگا بن و بێ شەرمانە خۆ بە خەمخۆری گەلانی ئێران وێنا بکەن. واتا دوور لەچاوەڕوانی نییە کە ئەو وڵاتانەی کە ئەمڕۆ گوشار دەخەنە سەر تورکیا، ئەردۆغان بە رێگای هەڕەشەی داعش دەستەمۆیان دەکات. بۆیە حکومەتی ئاکەپە بۆ خۆی گەورەترین و مەترسیدارترین هەڕەشە بۆ سەر پێکەوە ژیانی گەلان، ئارامی و ئاشتی لەناوچەکەیە.