گذار دموکراتیک
زیلان وژین: یک زندگی آزاد را برای خلق خود به ارمغان خواهیم آورد 🆔 @GozarDemocratic
…ادامە
در مجموع، دولت ایران در ارتباط با بحرانهای جهانی، دچار بحران شده و جامعه ایران را تحت تاثیر قرار داده و جامعه در شرایط سختی قرار دارد. دولت ایران با قیام ژن، ژیان و آزادی متزلزل شد و تا حدی با فروپاشی مواجه شد. اکنون میخواهد با قراردادها و توافقاتی با کشورهای خارجی و با دادن امتیازاتی، کنترل خود را بر داخل کشور به دست آورد. بدون شک دولت هنوز ابزاری برای بقای خود دارد و از سویی نیز روابط خارجی آن نیز به آن کمک میکند، اما جامعهی ایران جامعهای نیست که همه چیز را بپذیرد و راهی برای مقابله با اقدامات دولت پیدا خواهد کرد.
خلق از سال ۲۰۰۳ تا کنون فعالیت انجام میدهد. دولت بسیاری از فعالان و مبارزان را یا اعدام کرد و یا زندانی نموده است. اکنون عدم آزادی و دمکراسی یا بهتر است بگوییم مشکلات اجتماعی به کجا رسیده است؟ به نظر شما این مشکلات چگونه حل میشوند؟
دولت ایران اکنون در بحران عمیقی قرار دارد. این بحران از سال ۱۹۷۹ که آغاز حکومت آنهاست شروع شد. زیرا خود ایدئولوژی و منطق آنها بحران ساز بود. یعنی با دیدگاههای معیوب خود بحران ایجاد کردند. هر کسی که با آنها مخالف بود و یا اگر با آنها موافق نبود، باید حذف و کشته میشد. چندین هزار نفر توسط دادگاههای عجیب و شگفتآور به دار آویخته شدند. گفتن این راحت است! در داستانهای قدیمی آمده است که هزاران انسان شکنجه و به دار آویخته شدهاند! دولت ایران این کار را انجام داد و بذر مخالف را کاشت. به همین سبب خلق همیشه مخالف آنها بوده است. در زمان جنگ، زمانی که سازمانهای مخالف دولت ایران مسلح بودند، این مخالفت از طریق مبارزات مسلحانه صورت گرفت، زمانی که سازمانهای پارتیزانی (گریلایی) و مسلحانه پیروزی به دست نیاوردند و همزمان جنگ ایران و عراق نیز پایان یافت، خلق چند سال استراحت کرد و دوباره برای احقاق حقوق خود تلاش کرد. خلق به دنبال شکلی از مبارزه بودند که در آن بتوانند مخالفت خود را نشان دهند. در انتخابات سال ۱۹٩۸ خلق حمایت خود را از اصلاحات سیاسی نشان دادند و «خاتمی» را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند، اما در پاییز ۱۹٩۸ دهها نفر از روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان در جریان آنچه «قتلهای زنجیرهای» نامیدە میشود، کشته شدند. وقتی آن قتلعام فاش شد، دولت آن را گردن تبهکاران «وزارت اطلاعات» انداخت و اینگونه بر آن سرپوش گذاشت. خلق در این مدت کوتاه دیدند که مسئولان کشور اسلامی آن طور که وعدهی اصلاحات را داده بودند عمل نکردند و صحبت از «اصلاحات» را ابزاری برای ادامه سیستم خود قرار دادند. بنابراین خلق به دنبال راهی برای نشان دادن عدم رضایتت خود بود. در چنین فضایی برای اولین بار خلق کورد شیوهی قیام تودهای و فرهنگی را به خلق ایران آموختند. زمانی که خلق کورد در سال ۱۹۹۹ علیه توطئهی بینالمللی که ضد رهبر آپو صورت گرفت، قیام کردند، تمامی خلق ایران دیدند که این اقدام بسیار مؤثر است و فورا بذر برخی سازمانها جوانه زد. پس از آن بود که هر چند سال یک بار «اعتراضات»، «قیام»، «مخالفت» و «محکوم کردن» توسط خلق ایران انجام شد. این نوع مبارزات اغلب به طرز وحشیانهای سرکوب میشدند. در تابستان ۱۹۹۹ به «کوی دانشگاه» تهران حمله کردند و دانشجویان را کشتند. این نیز اندک اندک به یک سنت تبدیل شد و خلق اعتراض خود را نشان دادند. در برخی موارد در پایتخت و در مواردی مانند کشته شدن جوانی به نام «شوانه سید قادری» در مهاباد به صورت محلی انجام شده است. چنین اعتراضات محلی در نقاطی مانند بلوچستان و اهواز نیز رخ داده است.
خلق میدانست که باید علیه این دولت اعتراض نماید و سکوت ننمایند، دولت نیز نیروهای مختلفی برای سرکوب خلق آماده کرد. در سال ۲۰۲۲ پس از آنکه آمریکا تحریمهای اقتصادی سختی را بر ایران تصویب کرده بود، دولت تحت فشار شدیدی قرار داشت و باج این این بحران را نیز خلق میداد و این فوران کرد. از سویی دیگر کسانی تحت عنوان «اصولگرا» با تمام توان و قدرت خود حکومت را در دست گرفتند و با قوانین سختگیرانه شرع، خلق را بیزار کرده بودند. قوانینی را تصویب کردند که نسخه دیگری از قوانین طالبان و داعش بودند. خلق در چنین فشاری قرار داشتند و با جرقهی رویداد «ژینا امینی» آتش قیام شعلهور شد و اکثر نقاط ایران را در بر گرفت. مناطق مرکزی ایران کمتر درگیر قیام بودند، اما مناطق مرزی و حاشیه با تمام قوا دست به تظاهرات زدند. مناطقی مانند کوردستان و بلوچستان و خوزستان (اهواز) عملکرد بالایی را در برابر دولت از خود نشان دادند. این اعتراضات چندین ماه ادامه یافت و زمانی که به دلیل سختیهای زمستان و معیشت و فشار و جنگهای ویژهی دولتی اعتراضات رو به کاسته شدن رفت، دولت فشارهای مختلفی را آغاز کرد و سعی کرد به روال قبلی بازگردد و آن را شدیدتر کند.
در مجموع، دولت ایران در ارتباط با بحرانهای جهانی، دچار بحران شده و جامعه ایران را تحت تاثیر قرار داده و جامعه در شرایط سختی قرار دارد. دولت ایران با قیام ژن، ژیان و آزادی متزلزل شد و تا حدی با فروپاشی مواجه شد. اکنون میخواهد با قراردادها و توافقاتی با کشورهای خارجی و با دادن امتیازاتی، کنترل خود را بر داخل کشور به دست آورد. بدون شک دولت هنوز ابزاری برای بقای خود دارد و از سویی نیز روابط خارجی آن نیز به آن کمک میکند، اما جامعهی ایران جامعهای نیست که همه چیز را بپذیرد و راهی برای مقابله با اقدامات دولت پیدا خواهد کرد.
خلق از سال ۲۰۰۳ تا کنون فعالیت انجام میدهد. دولت بسیاری از فعالان و مبارزان را یا اعدام کرد و یا زندانی نموده است. اکنون عدم آزادی و دمکراسی یا بهتر است بگوییم مشکلات اجتماعی به کجا رسیده است؟ به نظر شما این مشکلات چگونه حل میشوند؟
دولت ایران اکنون در بحران عمیقی قرار دارد. این بحران از سال ۱۹۷۹ که آغاز حکومت آنهاست شروع شد. زیرا خود ایدئولوژی و منطق آنها بحران ساز بود. یعنی با دیدگاههای معیوب خود بحران ایجاد کردند. هر کسی که با آنها مخالف بود و یا اگر با آنها موافق نبود، باید حذف و کشته میشد. چندین هزار نفر توسط دادگاههای عجیب و شگفتآور به دار آویخته شدند. گفتن این راحت است! در داستانهای قدیمی آمده است که هزاران انسان شکنجه و به دار آویخته شدهاند! دولت ایران این کار را انجام داد و بذر مخالف را کاشت. به همین سبب خلق همیشه مخالف آنها بوده است. در زمان جنگ، زمانی که سازمانهای مخالف دولت ایران مسلح بودند، این مخالفت از طریق مبارزات مسلحانه صورت گرفت، زمانی که سازمانهای پارتیزانی (گریلایی) و مسلحانه پیروزی به دست نیاوردند و همزمان جنگ ایران و عراق نیز پایان یافت، خلق چند سال استراحت کرد و دوباره برای احقاق حقوق خود تلاش کرد. خلق به دنبال شکلی از مبارزه بودند که در آن بتوانند مخالفت خود را نشان دهند. در انتخابات سال ۱۹٩۸ خلق حمایت خود را از اصلاحات سیاسی نشان دادند و «خاتمی» را به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردند، اما در پاییز ۱۹٩۸ دهها نفر از روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان در جریان آنچه «قتلهای زنجیرهای» نامیدە میشود، کشته شدند. وقتی آن قتلعام فاش شد، دولت آن را گردن تبهکاران «وزارت اطلاعات» انداخت و اینگونه بر آن سرپوش گذاشت. خلق در این مدت کوتاه دیدند که مسئولان کشور اسلامی آن طور که وعدهی اصلاحات را داده بودند عمل نکردند و صحبت از «اصلاحات» را ابزاری برای ادامه سیستم خود قرار دادند. بنابراین خلق به دنبال راهی برای نشان دادن عدم رضایتت خود بود. در چنین فضایی برای اولین بار خلق کورد شیوهی قیام تودهای و فرهنگی را به خلق ایران آموختند. زمانی که خلق کورد در سال ۱۹۹۹ علیه توطئهی بینالمللی که ضد رهبر آپو صورت گرفت، قیام کردند، تمامی خلق ایران دیدند که این اقدام بسیار مؤثر است و فورا بذر برخی سازمانها جوانه زد. پس از آن بود که هر چند سال یک بار «اعتراضات»، «قیام»، «مخالفت» و «محکوم کردن» توسط خلق ایران انجام شد. این نوع مبارزات اغلب به طرز وحشیانهای سرکوب میشدند. در تابستان ۱۹۹۹ به «کوی دانشگاه» تهران حمله کردند و دانشجویان را کشتند. این نیز اندک اندک به یک سنت تبدیل شد و خلق اعتراض خود را نشان دادند. در برخی موارد در پایتخت و در مواردی مانند کشته شدن جوانی به نام «شوانه سید قادری» در مهاباد به صورت محلی انجام شده است. چنین اعتراضات محلی در نقاطی مانند بلوچستان و اهواز نیز رخ داده است.
خلق میدانست که باید علیه این دولت اعتراض نماید و سکوت ننمایند، دولت نیز نیروهای مختلفی برای سرکوب خلق آماده کرد. در سال ۲۰۲۲ پس از آنکه آمریکا تحریمهای اقتصادی سختی را بر ایران تصویب کرده بود، دولت تحت فشار شدیدی قرار داشت و باج این این بحران را نیز خلق میداد و این فوران کرد. از سویی دیگر کسانی تحت عنوان «اصولگرا» با تمام توان و قدرت خود حکومت را در دست گرفتند و با قوانین سختگیرانه شرع، خلق را بیزار کرده بودند. قوانینی را تصویب کردند که نسخه دیگری از قوانین طالبان و داعش بودند. خلق در چنین فشاری قرار داشتند و با جرقهی رویداد «ژینا امینی» آتش قیام شعلهور شد و اکثر نقاط ایران را در بر گرفت. مناطق مرکزی ایران کمتر درگیر قیام بودند، اما مناطق مرزی و حاشیه با تمام قوا دست به تظاهرات زدند. مناطقی مانند کوردستان و بلوچستان و خوزستان (اهواز) عملکرد بالایی را در برابر دولت از خود نشان دادند. این اعتراضات چندین ماه ادامه یافت و زمانی که به دلیل سختیهای زمستان و معیشت و فشار و جنگهای ویژهی دولتی اعتراضات رو به کاسته شدن رفت، دولت فشارهای مختلفی را آغاز کرد و سعی کرد به روال قبلی بازگردد و آن را شدیدتر کند.
گذار دموکراتیک
زیلان وژین: یک زندگی آزاد را برای خلق خود به ارمغان خواهیم آورد 🆔 @GozarDemocratic
برخی اعدام شدند، با برخی زندانیان کاری کردند که پس از آزادی از زندان خودکشی نمایند، برخی را مسموم کردند. در نمونهای وحشتناک مدارس دخترانه را با گاز سمی آلوده کردند و برخی جانباختند و از این طریق زنان انتقام گرفتند!
مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و آزادیهای فردی در روژهلات کوردستان و ایران مانند گذشته باقی مانده و روز به روز شدیدتر میشوند. این مشکلات تنها از طریق یک سیستم دمکراتیک و آزاد قابل حل است. همچنین باید تاکید کرد که این سیستم مطابق با استانداردهای اکولوژیکی باشد. موضوع اکولوژیکی مبحث مهمی است که نه دولت به آن اهمیت میدهد و نه نیروهای مخالف به آن توجه دارند و روی آن کار میکنند. ما به عنوان یک حزب این موضوع را یک نکته جوهری و اساسی میبینیم که باید روی آن کار کنیم، باید در برنامه سیاسی و اجتماعی خود داشته باشیم. باید فرهنگ سازی کنیم و زندگی اکولوژیکی را به خلق بیاموزیم و باید بتوانیم یک زندگی اخلاقی را بر اساس استاندارهای اکولوژی ایجاد کنیم. ما معتقدیم راهحل مشکلات ایران در شعار «ژن، ژیان، آزادی» نهفته است. یعنی باید قبل از هرچیز آزادی و در رأس همهی آنها آزادی زن، مشارکت زندگی، سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد. باید یک زندگی دمکراتیک وجود داشته باشد و این زندگی باید با طبیعت و اکولوژی سازگار باشد و نه اینکه مخالف اکولوژی باشد. این راه حل است. ما در مرحلهای قرار داریم که نباید انسانها کارها را نیمه کاره انجام داده یا پیشنهاد نمایند. راهحل باید تعیین کننده باشد، با راهحلهای مقطعی نمیتوان مشکلات را حل کرد. قطعا راهحلی که ما از آن اسم میبریم، جنبههای زیادی از جمله اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و غیره دارد، که باید در مورد تمامی آنها گفتوگو کرد و برای آنها برنامهریزیهایی صورت بگیرد و اجرا شوند.
مبارزهی اجتماعی و رهبری اجتماعی در حل مشکلات خلق ایران چه اهمیتی دارد؟
سیستم دولت ایران و سیستم جهانی سرمایهداری با فرصتها و ابزارهای فراوان خود را تقویت کرده و شبکه گستردهای را ایجاد کرده است. برای اینکه در برابر این سیستم مبارزه صورت بگیرد، قطعا اندیشه نیاز است، برنامه نیاز است و افرادی برای اجرای آن نیاز است. اگر برای این برنامه و پروسه پیشگامی وجود نداشته باشد، این اتفاق رخ نخواهد داد. در مبارزهای که ما به آن اعتقاد داریم، یک اصل اساسی وجود دارد و آن نیز این است که باید «به آنچه میگویید عمل کنید.» ما به آن در زندگی قرار دادن میگوییم. یعنی در زندگی، شخصیت و رفتار خود قرار دهی! اگر افرادی کردار و گفتار و اندیشیدنشان یکی باشد، آنگاه میتوان در مورد سیستمی عادلانه و آزاد و برابر سخن بگوییم. اکنون تمامی مبارزهی ما این است. رهبر آپو، رهبر ما نیز سعی کرد این شخصیت را بسازد. تمامی تلاشش برای خلق چنین انسانهایی است که در مورد آن سخن گفتیم و قطعا توانست این کار را انجام دهد. این مبارزهای که اکنون در حال انجام است، توسط کسانی انجام میشود که این شخصیت را در خود خلق کردهاند. این «خودسازی انقلابی» است. به همین سبب این سخن مهم است. قطعا بدون وجود پیشگام، مبارزه پیشرفت نمیکند. این امر نیز برای ایران و همهجا صدق میکند. تاریخ ایران پر است از دروغ، اشتباه و انکار است. فقط با یک شخصیت واقعی میتوان تمام آن خطاها و اشتباهات را اصلاح کرد. متأسفانه احزاب و جریانهای دیگر که خارج از ما به فعالیت میپردازند به آن توجهی ندارند و برنامههایشان همگی در حوزهی سیاستهای بالادستی، سیاست دولتی و کسب قدرت است. اما ما در صدد خلق پیشگامی هستیم که آزاد باشد، جنسیتگرا نباشد، علمی باشد، ملیگرا نباشد و بتواند اعمال و رفتار خود را با اندیشه آزاد تعریف و اجرا کند و سعی نماید جامعهای پاک را ایجاد نماید. ما آن را «پیمودن در راه حق» مینامیم. به عبارت دیگر، کار حزب و جنبش ما فقط سیاسی نیست، جنبهی فلسفی و اجتماعی نیز دارد و اعضای آن نیز برای داشتن یک زندگی فلسفی، اجتماعی و اخلاقی مبارزه میکنند. این درمان درد بحران شخصیت است که ناشی از تأثیر مقامات بر جامعهی ایران است. بنابراین، بدون پیشگام، «انقلاب» که به معنای تغییر در جامعه و حکومت و به طور کلی در «زندگی» باشد، دشوار است.
با در نظر گرفتن اتفاقاتی که در سال ۲۰۲۳ رخ دادهاند، در سال ۲۰۲۴ در روژهلات کوردستان و ایران انتظار دارید چه چیزی اتفاق بیافتد؟
سال ۲۰۲۴، سال مهمی است. وقتی به جنگهای کنونی نگاه میکنیم، در مییابیم که اوضاع مثل قبل باقی نخواهد ماند. مشکلات به جایی رسیده است که در حال انفجار است. نیروهای موجود، سالهاست که نمیخواهند با هم رویارویی داشته باشند و سعی میکنند از طریق افراد دیگر و نیروهای نیابتی با یکدیگر بجنگند. اکنون زمان آن فرا رسیده است و مشکلات بزرگتر شده است. در چنین شرایطی فرصتها و انتظارات مبارزه افزایش مییابد.
مشکلات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و آزادیهای فردی در روژهلات کوردستان و ایران مانند گذشته باقی مانده و روز به روز شدیدتر میشوند. این مشکلات تنها از طریق یک سیستم دمکراتیک و آزاد قابل حل است. همچنین باید تاکید کرد که این سیستم مطابق با استانداردهای اکولوژیکی باشد. موضوع اکولوژیکی مبحث مهمی است که نه دولت به آن اهمیت میدهد و نه نیروهای مخالف به آن توجه دارند و روی آن کار میکنند. ما به عنوان یک حزب این موضوع را یک نکته جوهری و اساسی میبینیم که باید روی آن کار کنیم، باید در برنامه سیاسی و اجتماعی خود داشته باشیم. باید فرهنگ سازی کنیم و زندگی اکولوژیکی را به خلق بیاموزیم و باید بتوانیم یک زندگی اخلاقی را بر اساس استاندارهای اکولوژی ایجاد کنیم. ما معتقدیم راهحل مشکلات ایران در شعار «ژن، ژیان، آزادی» نهفته است. یعنی باید قبل از هرچیز آزادی و در رأس همهی آنها آزادی زن، مشارکت زندگی، سیاسی و اجتماعی وجود داشته باشد. باید یک زندگی دمکراتیک وجود داشته باشد و این زندگی باید با طبیعت و اکولوژی سازگار باشد و نه اینکه مخالف اکولوژی باشد. این راه حل است. ما در مرحلهای قرار داریم که نباید انسانها کارها را نیمه کاره انجام داده یا پیشنهاد نمایند. راهحل باید تعیین کننده باشد، با راهحلهای مقطعی نمیتوان مشکلات را حل کرد. قطعا راهحلی که ما از آن اسم میبریم، جنبههای زیادی از جمله اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و غیره دارد، که باید در مورد تمامی آنها گفتوگو کرد و برای آنها برنامهریزیهایی صورت بگیرد و اجرا شوند.
مبارزهی اجتماعی و رهبری اجتماعی در حل مشکلات خلق ایران چه اهمیتی دارد؟
سیستم دولت ایران و سیستم جهانی سرمایهداری با فرصتها و ابزارهای فراوان خود را تقویت کرده و شبکه گستردهای را ایجاد کرده است. برای اینکه در برابر این سیستم مبارزه صورت بگیرد، قطعا اندیشه نیاز است، برنامه نیاز است و افرادی برای اجرای آن نیاز است. اگر برای این برنامه و پروسه پیشگامی وجود نداشته باشد، این اتفاق رخ نخواهد داد. در مبارزهای که ما به آن اعتقاد داریم، یک اصل اساسی وجود دارد و آن نیز این است که باید «به آنچه میگویید عمل کنید.» ما به آن در زندگی قرار دادن میگوییم. یعنی در زندگی، شخصیت و رفتار خود قرار دهی! اگر افرادی کردار و گفتار و اندیشیدنشان یکی باشد، آنگاه میتوان در مورد سیستمی عادلانه و آزاد و برابر سخن بگوییم. اکنون تمامی مبارزهی ما این است. رهبر آپو، رهبر ما نیز سعی کرد این شخصیت را بسازد. تمامی تلاشش برای خلق چنین انسانهایی است که در مورد آن سخن گفتیم و قطعا توانست این کار را انجام دهد. این مبارزهای که اکنون در حال انجام است، توسط کسانی انجام میشود که این شخصیت را در خود خلق کردهاند. این «خودسازی انقلابی» است. به همین سبب این سخن مهم است. قطعا بدون وجود پیشگام، مبارزه پیشرفت نمیکند. این امر نیز برای ایران و همهجا صدق میکند. تاریخ ایران پر است از دروغ، اشتباه و انکار است. فقط با یک شخصیت واقعی میتوان تمام آن خطاها و اشتباهات را اصلاح کرد. متأسفانه احزاب و جریانهای دیگر که خارج از ما به فعالیت میپردازند به آن توجهی ندارند و برنامههایشان همگی در حوزهی سیاستهای بالادستی، سیاست دولتی و کسب قدرت است. اما ما در صدد خلق پیشگامی هستیم که آزاد باشد، جنسیتگرا نباشد، علمی باشد، ملیگرا نباشد و بتواند اعمال و رفتار خود را با اندیشه آزاد تعریف و اجرا کند و سعی نماید جامعهای پاک را ایجاد نماید. ما آن را «پیمودن در راه حق» مینامیم. به عبارت دیگر، کار حزب و جنبش ما فقط سیاسی نیست، جنبهی فلسفی و اجتماعی نیز دارد و اعضای آن نیز برای داشتن یک زندگی فلسفی، اجتماعی و اخلاقی مبارزه میکنند. این درمان درد بحران شخصیت است که ناشی از تأثیر مقامات بر جامعهی ایران است. بنابراین، بدون پیشگام، «انقلاب» که به معنای تغییر در جامعه و حکومت و به طور کلی در «زندگی» باشد، دشوار است.
با در نظر گرفتن اتفاقاتی که در سال ۲۰۲۳ رخ دادهاند، در سال ۲۰۲۴ در روژهلات کوردستان و ایران انتظار دارید چه چیزی اتفاق بیافتد؟
سال ۲۰۲۴، سال مهمی است. وقتی به جنگهای کنونی نگاه میکنیم، در مییابیم که اوضاع مثل قبل باقی نخواهد ماند. مشکلات به جایی رسیده است که در حال انفجار است. نیروهای موجود، سالهاست که نمیخواهند با هم رویارویی داشته باشند و سعی میکنند از طریق افراد دیگر و نیروهای نیابتی با یکدیگر بجنگند. اکنون زمان آن فرا رسیده است و مشکلات بزرگتر شده است. در چنین شرایطی فرصتها و انتظارات مبارزه افزایش مییابد.
گذار دموکراتیک
زیلان وژین: یک زندگی آزاد را برای خلق خود به ارمغان خواهیم آورد 🆔 @GozarDemocratic
سال آینده در تمامی مناطق جهان سال متفاوتتری خواهد بود. ممکن است عقب گرد نیز وجود داشته باشد و این وضعیت بدتر نیز گردد، این بستگی به رویدادها و مبارزه دارد. سال ۲۰۲۴ در روژهلات کوردستان و ایران متفاوتتر خواهد بود. دولت در برخی از جنبههای خارجی خود را سازماندهی کرده است و میخواهد در داخل نفوذ ایجاد کند. خلق هم تجربهی زیادی کسب کردهاند. نیروهای سیاسی هم مشخص شدهاند. کسانی که میخواستند با نقابهای مختلف برای کسب قدرت کار کنند لو رفتند و در واقع رسوا شدند! خلق ماهیت آنها را شناخت. نیروهای کورد هم معلوم شد که نمیتوانند به آن شیوهی کلاسیک ادامه دهند، یا باید تغییر کنند و گامی رو به جلو بردارند یا به این شکل موجود به طور کلی از بین میروند. لازم بود تمامی آن مسائل روشن شوند و قطعا نیز روشن شدند. اکنون با توجه به حقایقی که روشن شده است در حال آماده سازی برای ورود به سال جدید هستیم. میدانیم که وظایف سیاسی و تشکیلاتی بزرگی در انتظار ماست. ما در چارچوب ایران فکر میکنیم و معتقد نیستیم که آزادی قسمتی از ایران راهحل باشد. بدون دمکراتیزه شدن تمام ایران، دستیابی قسمتی از ایران به آزادی دشوار است. علاوه بر این، اتحاد خلقها در جریان قیام ژن، ژیان، آزادی نشان داد که یک جنبش انقلابی چگونه باید فکر کند و چگونه به موضوع مبارزه نگاه نماید. نباید به یک منطقه محدود شود. آزادیخواه نمیتواند برای مبارزهی خود محدودیت قائل باشد. این نشان میدهد که وظایف ما بسیار بزرگ و سنگین است.
اتفاقات و تحولات این را نشان میدهند که سال ۲۰۲۴، سالی پر از مبارزه خواهد بود. اگر نگاه کنیم میبینیم که در تمامی بخشهای کوردستان و بسیاری از مناطق جهان نیز همینطور است، سالی پر از سختیها و پر سرعتی در انتظار منطقه است و ما نیز در این منطقه قرار داریم. ما این را میدانیم و بر اساس آن عمل میکنیم.
هدف شما و نیروهای آزادیخواه کوردستان روژهلات در سال جدید چیست؟
گفتیم که هدف ما گسترش سازماندهی و تشکیلاتمان است. برای محیا کردن جامعهای آزاد برای آینده فعالیت میکنیم. سال گذشته کاستیها و نواقصی در کار و فعالیت ما وجود داشت که در حال ارزیابی آنها هستیم و میخواهیم آن را برطرف کنیم. هم در عرصهی همکاری با خلقهای دیگر ایران و هم از نظر عملکرد مبارزاتی و همچنین ما وضعیت و نوع فعالیت و روشهای دولت را هم دیدیم. ما همچنین به دقت وضعیت سایر بخشهای کوردستان را زیر نظر داریم. ما سعی میکنیم با توجه به واقعیتها و عوامل بار دیگر خود را آماده کنیم و از طریق روشهای دیگر سازماندهی وارد کار و مبارزه گردیم. همچنین رهبری ما خود را آماده میکنند تا بتواند با توجه به شرایط جدید که در منطقه وجود دارد به وظایف خود عمل کنند.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
اتفاقات و تحولات این را نشان میدهند که سال ۲۰۲۴، سالی پر از مبارزه خواهد بود. اگر نگاه کنیم میبینیم که در تمامی بخشهای کوردستان و بسیاری از مناطق جهان نیز همینطور است، سالی پر از سختیها و پر سرعتی در انتظار منطقه است و ما نیز در این منطقه قرار داریم. ما این را میدانیم و بر اساس آن عمل میکنیم.
هدف شما و نیروهای آزادیخواه کوردستان روژهلات در سال جدید چیست؟
گفتیم که هدف ما گسترش سازماندهی و تشکیلاتمان است. برای محیا کردن جامعهای آزاد برای آینده فعالیت میکنیم. سال گذشته کاستیها و نواقصی در کار و فعالیت ما وجود داشت که در حال ارزیابی آنها هستیم و میخواهیم آن را برطرف کنیم. هم در عرصهی همکاری با خلقهای دیگر ایران و هم از نظر عملکرد مبارزاتی و همچنین ما وضعیت و نوع فعالیت و روشهای دولت را هم دیدیم. ما همچنین به دقت وضعیت سایر بخشهای کوردستان را زیر نظر داریم. ما سعی میکنیم با توجه به واقعیتها و عوامل بار دیگر خود را آماده کنیم و از طریق روشهای دیگر سازماندهی وارد کار و مبارزه گردیم. همچنین رهبری ما خود را آماده میکنند تا بتواند با توجه به شرایط جدید که در منطقه وجود دارد به وظایف خود عمل کنند.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🟣 مبارزه زنان، تمام خیال های مردسالاری را نقش برآب ساخته است
#بیانیه
در طول هفتهی گذشته، سراسر کوردستان، از شهر، روستا و کوهستان، بار دیگر مورد حملهی جنگنده های دولت فاشیست ترکیه گردید. بعبارتی در روز ٢٦ دسامبر، قندیل ٤بار، در روز ٢٧ دسامبر، منطقهی پنجوین ٥ بار و روژاوای کوردستان نیز بیش از ٣٨ بار مورد هدف جنگنده های ترکیه قرار گرفته است. گسترش روابط دیپلماتیک دولت-ملت های منطقه و تلاش جانکاهانهی نظام سرمایه داری از یک سو و سکوت و سانسور خبری از سوی دیگر، در راستای از بین بردن یک شیوهی حیات آزاد و مدل آلترناتیو مردم پسند است. از همینروست که دولت فاسیست ترکیه کوهستان و شهر را به بمباران می بندد، زیرا که مقاومت جنبش آپویی در کوهستان شهر و روستا، خانه به خانه، به گوش جهانیان رسیده است.
در طول هفته، مرکز مطبوعات یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی. ر. ک) خبر شهادت دو تن از رفقای مان با نام های آرین آره و هرش برخودان در تاریخ سوم دسامبر ۲۰۲۳ و در طی حملات هوایی دولت اشغالگر ترکیه در منطقهی پنجوین، منتشر نمود و خانوادهی شهید آرین آره، علی رغم تمام حملات و فشارهای رژیم، باردیگر مراسم را برگزار کردند. البته که در تاریخ کوردستان، کمتر کسی است که از میهن دوستی و مبارزهی عشیرهی شکاک نشنیده باشد. چه مبارزانی که در کوهستان ها، منطقه را به سنگر مبارزه مبدل نکرده و گام های پولادین شان بر صلابت صخره و سنگ منطقه افزوده و خانه به خانه، روستا به روستا و ده به ده را به مامن و منزلگه حقیقی انقلاب مبدل ساختند. یکی از این روستاها، روستای آشناک از توابع شهرستان سلماس است. میهن دوستی خلق روستا زبانزد همگان است و حضور در جنبش آزادیخواهی خلق کورد، نیز فرهنگ چندین و چندساله. رفیق آرین آره در چنین خانواده ای به دنیا آمد و در چنین روستایی رشد کرد و با سازمان آپویی آشنا شد. همانطور که می گفت خون جاری شده در رگهایش کوردی است و به میهنش تعلق دارد. او راه خودشناسی را در پیش گرفت و به مامن و منزلگاه امید، یعنی کوهستان رسید. در کوهستان های کوردستان، مبارزه کرد و فراگرفت؛ هر سال، کوله بارش پر میشد از تجربه و آن را با رفقای دیگرش به اشتراک می گذاشت. او فرمانده بود و پیشاهنگ، زنان جوانی که تازه به سازمان می پیوستند، را دعوت به پیشاهنگی و مبارزه میکرد. او به مبارزه تحت پارادایم اکولوژی، دموکراسی و آزادیخواهی زنان، ایمان داشت. میدانست که جامعه ی آزاد، با زنی آزاد و پیشاهنگ ممکن است. پس برای رهایی خودش و زنان دیگر جامعه از قید و بندهای نظام مردسالار، سعی در شناخت عمیق ایدئولوژی رهبرآپو داشت. او در طول ١٧سال مبارزاتی اش، شناخت و به زنان دیگر نیز معرفی کرد. از طرفی دیگر معتقد بود که جامعه ی کوردستان، از فرهنگی عمیق، تاریخی عظیم و جغرافیایی وسیع برخوردار است. برای صیانت از تمام داشته ها و دستاوردها، باید مبارزه کرد. از ارومیه، تا شاهو، با زنان بسیاری آشنا شد، به همه ی آنان می گفت که تاریخ زندگی بدور از اقتدار و به پیشاهنگی زنان، بسیار است، پس برای احیای دوبارهی حیات آزاد، باید از دستاوردهای مان بخوبی دفاع نماییم. حضورش در فرماندهی نیروهای دفاعی زنان(ه.پ.ژ)، به همگان امید مبارزه می بخشید.
او در حین انجام فعالیت، به همراه رفیق جوان، مبارز و فداکار، رفیق هرش برخودان در روز ٣.١٢.٢٠٢٣ در طی حملات هوایی دولت اشغالگر ترکیه در منطقهی پنجوین، شهید گشت. ضمن ادای احترام و تسلیت به خانواده ی هر دو شهید مبارز و مردم کوردستان، بیان می داریم که سال ٢٠٢٣ سالی بود که به شعار ژن ژیان آزادی مزین شد، شعاری که شهدایی همچون آرین آره و هزاران زن دیگر، بارها آن را سرداده اند تا بگویند در برابر هرگونه حمله ای، تنها یک راه در پیش گرفته اند و آن نیز مبارزه برای آزادی است.
مقاومت زندگیست
شهدا نمی میرند
ژن ژیان آزادی
جامعه ی زنان آزاد شرق کوردستان(کژار)
29.12.2023
🌍 https://kjar.online/fa/2023/12/29/مبارزه-زنان،-تمام-خیال-های-مردسالاری-ر/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
#بیانیه
در طول هفتهی گذشته، سراسر کوردستان، از شهر، روستا و کوهستان، بار دیگر مورد حملهی جنگنده های دولت فاشیست ترکیه گردید. بعبارتی در روز ٢٦ دسامبر، قندیل ٤بار، در روز ٢٧ دسامبر، منطقهی پنجوین ٥ بار و روژاوای کوردستان نیز بیش از ٣٨ بار مورد هدف جنگنده های ترکیه قرار گرفته است. گسترش روابط دیپلماتیک دولت-ملت های منطقه و تلاش جانکاهانهی نظام سرمایه داری از یک سو و سکوت و سانسور خبری از سوی دیگر، در راستای از بین بردن یک شیوهی حیات آزاد و مدل آلترناتیو مردم پسند است. از همینروست که دولت فاسیست ترکیه کوهستان و شهر را به بمباران می بندد، زیرا که مقاومت جنبش آپویی در کوهستان شهر و روستا، خانه به خانه، به گوش جهانیان رسیده است.
در طول هفته، مرکز مطبوعات یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (ی. ر. ک) خبر شهادت دو تن از رفقای مان با نام های آرین آره و هرش برخودان در تاریخ سوم دسامبر ۲۰۲۳ و در طی حملات هوایی دولت اشغالگر ترکیه در منطقهی پنجوین، منتشر نمود و خانوادهی شهید آرین آره، علی رغم تمام حملات و فشارهای رژیم، باردیگر مراسم را برگزار کردند. البته که در تاریخ کوردستان، کمتر کسی است که از میهن دوستی و مبارزهی عشیرهی شکاک نشنیده باشد. چه مبارزانی که در کوهستان ها، منطقه را به سنگر مبارزه مبدل نکرده و گام های پولادین شان بر صلابت صخره و سنگ منطقه افزوده و خانه به خانه، روستا به روستا و ده به ده را به مامن و منزلگه حقیقی انقلاب مبدل ساختند. یکی از این روستاها، روستای آشناک از توابع شهرستان سلماس است. میهن دوستی خلق روستا زبانزد همگان است و حضور در جنبش آزادیخواهی خلق کورد، نیز فرهنگ چندین و چندساله. رفیق آرین آره در چنین خانواده ای به دنیا آمد و در چنین روستایی رشد کرد و با سازمان آپویی آشنا شد. همانطور که می گفت خون جاری شده در رگهایش کوردی است و به میهنش تعلق دارد. او راه خودشناسی را در پیش گرفت و به مامن و منزلگاه امید، یعنی کوهستان رسید. در کوهستان های کوردستان، مبارزه کرد و فراگرفت؛ هر سال، کوله بارش پر میشد از تجربه و آن را با رفقای دیگرش به اشتراک می گذاشت. او فرمانده بود و پیشاهنگ، زنان جوانی که تازه به سازمان می پیوستند، را دعوت به پیشاهنگی و مبارزه میکرد. او به مبارزه تحت پارادایم اکولوژی، دموکراسی و آزادیخواهی زنان، ایمان داشت. میدانست که جامعه ی آزاد، با زنی آزاد و پیشاهنگ ممکن است. پس برای رهایی خودش و زنان دیگر جامعه از قید و بندهای نظام مردسالار، سعی در شناخت عمیق ایدئولوژی رهبرآپو داشت. او در طول ١٧سال مبارزاتی اش، شناخت و به زنان دیگر نیز معرفی کرد. از طرفی دیگر معتقد بود که جامعه ی کوردستان، از فرهنگی عمیق، تاریخی عظیم و جغرافیایی وسیع برخوردار است. برای صیانت از تمام داشته ها و دستاوردها، باید مبارزه کرد. از ارومیه، تا شاهو، با زنان بسیاری آشنا شد، به همه ی آنان می گفت که تاریخ زندگی بدور از اقتدار و به پیشاهنگی زنان، بسیار است، پس برای احیای دوبارهی حیات آزاد، باید از دستاوردهای مان بخوبی دفاع نماییم. حضورش در فرماندهی نیروهای دفاعی زنان(ه.پ.ژ)، به همگان امید مبارزه می بخشید.
او در حین انجام فعالیت، به همراه رفیق جوان، مبارز و فداکار، رفیق هرش برخودان در روز ٣.١٢.٢٠٢٣ در طی حملات هوایی دولت اشغالگر ترکیه در منطقهی پنجوین، شهید گشت. ضمن ادای احترام و تسلیت به خانواده ی هر دو شهید مبارز و مردم کوردستان، بیان می داریم که سال ٢٠٢٣ سالی بود که به شعار ژن ژیان آزادی مزین شد، شعاری که شهدایی همچون آرین آره و هزاران زن دیگر، بارها آن را سرداده اند تا بگویند در برابر هرگونه حمله ای، تنها یک راه در پیش گرفته اند و آن نیز مبارزه برای آزادی است.
مقاومت زندگیست
شهدا نمی میرند
ژن ژیان آزادی
جامعه ی زنان آزاد شرق کوردستان(کژار)
29.12.2023
🌍 https://kjar.online/fa/2023/12/29/مبارزه-زنان،-تمام-خیال-های-مردسالاری-ر/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
kjar.online
مبارزه زنان، تمام خیال های مردسالاری را نقش برآب ساخته است
گذار دموکراتیک
گذار بسوی تشکلیابی دمکراتیک ✍ بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic
گذار بسوی تشکلیابی دمکراتیک
✍ بیستون مختاری
مردم آزادیخواە ایران نزدیک بە یکسال و نیم است کە با تمام قوا، در برابر استبداد حاکم قد علم کردهاند. آنان هزینه آزادی را با خون خود، با خون فرزندانشان میپردازند. این انقلاب تمامی مرزهای طبقاتی، ملی-اتنیکی و سیاسی و حزبی را در هم شکسته است؛ زیرا که بر پایه آشکارترین چالش قرن یعنی آزادی زنان بنا شده است. “آزادی زن، آزادی جامعه است!” و این استراتژی شعار مشترک مردم در تمامی جغرافیای این سرزمین است؛ “ژن، ژیان، آزادی!”. جامعهای که در آن زنان فاقد حقوق برابر باشند، هرگز به دموکراسی نخواهد رسید. مبارزهای که زنان نیز در صف مقدم آن نباشند، قطعا به آزادی ختم نخواهد شد. بنابراین ژن، ژیان، آزادی، پرچم، فلسفە و شعار مشترک آزادی جامعه ایران است.
قیام پیشرو، مدرن و هدفمند مردم آزادیخواە ایران، نه تنها پایەهای رژیم استبدادی موجود را به لرزه درآورده، بلکه جهان را نیز در شوک فرو برده است. تمامی احزاب طبقاتی محور و ناسیونالیست محور نیز در پس گردوغبار برخاسته از مبارزات زنان، ناپدیدار گشتهاند. مردم ایران و قیام آنان با محوریت آزادی زنان نشان داد که تئوریهای قرون گذشتە جهت آزادیهای طبقاتی و رهایی ملی، دیگر قدیمی و اکسپایر شدهاند. آزادی زنان در اولویت نباشد، زندگی و آزادی اجتماعی نیز وجود نخواهد داشت.
دیگر بر همگان آشکار است کە ماهیت رژیم ایران ماهیتی استبدادی، وحشیانه و فاسد است. جامعه و تمامی نیکاندیشان جهان به ماهیت این نظام پی برده است. اگر امروزە نگاهی چه در منطقه و چه در سرتاسر جهان بیاندازیم همه انسانها، اقشار مختلف و حتی ملیتهای مختلف دیگر، نه فقط خلق ایران بلکه همه خلقهای جهان، حتی خلقهای آزادیخواه و دموکراتیک دیگر در حال بلند نمودن صدای شعار علیه رژیم مرتجع و دیکتاتور جمهوری اسلامی و نشاندادن موضع خود هستند. آنها میخواهند ماهیت این حکومت را محکوم نمایند. یعنی حکومتی که علیه زن است، علیە زندگی و علیە آزادی است. بههمین سبب امروزه خلقها این حقیقت را خاطرنشان کردهاند و سمبل و نماد پیروزی خود را مشخص نمودهاند. بر این اساس میگویند” زن، زندگی، آزادی”، چرا؟ زیرا میدانند حکومت علیه زنان است، بههمین دلیل میگویند، زن. بر این اساس باید از حقوق، هویت و وجود زنها صیانت شده و براساس حقیقت معنای آن مبارزه کنند. زن و زندگی به این دلیل است که حکومت و آخوندها هیچ معنا و مضمونی برای زندگی مردم باقی نگذاشتهاند. خلقی که نان، کار و زندگی شرافتمندانه دارند، درحقیقت فلسفی، امروز نان ندارند، خانه ندارند و زندگی برای آنها باقی نماندهاست. آنها خواستار آزادی و زندگی برابر هستند. اما حکومتی کە اساس و بنیادش علیه آزادی است بە هیچوجە دمکراسی را نمیپذیرد و براساس اسارت و بردگی خلق حکومت خود را اداره میکند، به همین دلیل خلق سمبلی برای خود پیدا کرده و با جان و دل میگویند” زن، زندگی، آزادی” و این رمزی است برای مقاومت و برای پیروزی. بدونشک این موضوع بسیار باارزش بوده و باید برای آن ارزش بسیاری قائل بود؛ و اما در نقطە مقابل رژیم و عوامل استعمارگر جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی هر رویکرد دموکراتیک را ضد امنیت ملی و تجزیهطلبی قلمداد مینماید. اشخاص وفادار رژیم که در سرکوب خلقهای ایران نقش داشتهاند، از سوی رژیم دوباره زنده و فعال شده و مسئولیتهای را در نظام و نهادهای آن برعهده میگیرند. نبود شفافیت و وجود فساد فراگیر بنیانهای وجودی رژیم را تا بیخ استخوانش فاسد نموده است. نظام پس از این شرایط دیگر به هر شخصی اعتماد ندارد. به همین دلیل تغییراتی در نهادهای امنیتی و دولتی خود به وجود آورده است. بعضا تنشها و بگومگوهای زبانی میان مسئولین رژیم نیز رخ میدهد کە این تنها جنگی زرگری است.
عمدە تغییراتی کە در این مدت در بدنە ساختار مدیریتی رژیم ایجاد شدە است، سیاست داخلە و خارجە را در راستای عملیکردن سناریوهای سرکوب و خفقان به پیش میبرد. دولت پنهان یا موازی نظام حیوحاضر بر سر قدرت است و سیاستهای یکدستسازی و خالصسازیهای رژیم تنها معنای سرکوب، تشدید گرسنگی و انقیاد خلقها را میدهد. حاکمیت ایران و دول سازشگر و همسو با او میکوشند راهکارهای جنگ و بحران و نسلکشی را جایگزین اهداف و مطالبات اساسی جنبش اجتماعی و انقلابی ایران سازند. بنابراین جنبش اجتماعی و نافرمانی مدنی در ایران که یک حق دموکراتیک است نباید تحت تأثیر امواج متلاطم جنگ و بحران منطقهای به سمت و سوی سرکوب و نابودی حرکت کند. راەکار این موضوع مورد بحث نیز توسل به سازماندهی مدنی است کە میتوان خطر نابودی را برطرف سازد این تنها شانس برای نابودی فاشیسم است.
✍ بیستون مختاری
مردم آزادیخواە ایران نزدیک بە یکسال و نیم است کە با تمام قوا، در برابر استبداد حاکم قد علم کردهاند. آنان هزینه آزادی را با خون خود، با خون فرزندانشان میپردازند. این انقلاب تمامی مرزهای طبقاتی، ملی-اتنیکی و سیاسی و حزبی را در هم شکسته است؛ زیرا که بر پایه آشکارترین چالش قرن یعنی آزادی زنان بنا شده است. “آزادی زن، آزادی جامعه است!” و این استراتژی شعار مشترک مردم در تمامی جغرافیای این سرزمین است؛ “ژن، ژیان، آزادی!”. جامعهای که در آن زنان فاقد حقوق برابر باشند، هرگز به دموکراسی نخواهد رسید. مبارزهای که زنان نیز در صف مقدم آن نباشند، قطعا به آزادی ختم نخواهد شد. بنابراین ژن، ژیان، آزادی، پرچم، فلسفە و شعار مشترک آزادی جامعه ایران است.
قیام پیشرو، مدرن و هدفمند مردم آزادیخواە ایران، نه تنها پایەهای رژیم استبدادی موجود را به لرزه درآورده، بلکه جهان را نیز در شوک فرو برده است. تمامی احزاب طبقاتی محور و ناسیونالیست محور نیز در پس گردوغبار برخاسته از مبارزات زنان، ناپدیدار گشتهاند. مردم ایران و قیام آنان با محوریت آزادی زنان نشان داد که تئوریهای قرون گذشتە جهت آزادیهای طبقاتی و رهایی ملی، دیگر قدیمی و اکسپایر شدهاند. آزادی زنان در اولویت نباشد، زندگی و آزادی اجتماعی نیز وجود نخواهد داشت.
دیگر بر همگان آشکار است کە ماهیت رژیم ایران ماهیتی استبدادی، وحشیانه و فاسد است. جامعه و تمامی نیکاندیشان جهان به ماهیت این نظام پی برده است. اگر امروزە نگاهی چه در منطقه و چه در سرتاسر جهان بیاندازیم همه انسانها، اقشار مختلف و حتی ملیتهای مختلف دیگر، نه فقط خلق ایران بلکه همه خلقهای جهان، حتی خلقهای آزادیخواه و دموکراتیک دیگر در حال بلند نمودن صدای شعار علیه رژیم مرتجع و دیکتاتور جمهوری اسلامی و نشاندادن موضع خود هستند. آنها میخواهند ماهیت این حکومت را محکوم نمایند. یعنی حکومتی که علیه زن است، علیە زندگی و علیە آزادی است. بههمین سبب امروزه خلقها این حقیقت را خاطرنشان کردهاند و سمبل و نماد پیروزی خود را مشخص نمودهاند. بر این اساس میگویند” زن، زندگی، آزادی”، چرا؟ زیرا میدانند حکومت علیه زنان است، بههمین دلیل میگویند، زن. بر این اساس باید از حقوق، هویت و وجود زنها صیانت شده و براساس حقیقت معنای آن مبارزه کنند. زن و زندگی به این دلیل است که حکومت و آخوندها هیچ معنا و مضمونی برای زندگی مردم باقی نگذاشتهاند. خلقی که نان، کار و زندگی شرافتمندانه دارند، درحقیقت فلسفی، امروز نان ندارند، خانه ندارند و زندگی برای آنها باقی نماندهاست. آنها خواستار آزادی و زندگی برابر هستند. اما حکومتی کە اساس و بنیادش علیه آزادی است بە هیچوجە دمکراسی را نمیپذیرد و براساس اسارت و بردگی خلق حکومت خود را اداره میکند، به همین دلیل خلق سمبلی برای خود پیدا کرده و با جان و دل میگویند” زن، زندگی، آزادی” و این رمزی است برای مقاومت و برای پیروزی. بدونشک این موضوع بسیار باارزش بوده و باید برای آن ارزش بسیاری قائل بود؛ و اما در نقطە مقابل رژیم و عوامل استعمارگر جمهوری اسلامی در وضعیت کنونی هر رویکرد دموکراتیک را ضد امنیت ملی و تجزیهطلبی قلمداد مینماید. اشخاص وفادار رژیم که در سرکوب خلقهای ایران نقش داشتهاند، از سوی رژیم دوباره زنده و فعال شده و مسئولیتهای را در نظام و نهادهای آن برعهده میگیرند. نبود شفافیت و وجود فساد فراگیر بنیانهای وجودی رژیم را تا بیخ استخوانش فاسد نموده است. نظام پس از این شرایط دیگر به هر شخصی اعتماد ندارد. به همین دلیل تغییراتی در نهادهای امنیتی و دولتی خود به وجود آورده است. بعضا تنشها و بگومگوهای زبانی میان مسئولین رژیم نیز رخ میدهد کە این تنها جنگی زرگری است.
عمدە تغییراتی کە در این مدت در بدنە ساختار مدیریتی رژیم ایجاد شدە است، سیاست داخلە و خارجە را در راستای عملیکردن سناریوهای سرکوب و خفقان به پیش میبرد. دولت پنهان یا موازی نظام حیوحاضر بر سر قدرت است و سیاستهای یکدستسازی و خالصسازیهای رژیم تنها معنای سرکوب، تشدید گرسنگی و انقیاد خلقها را میدهد. حاکمیت ایران و دول سازشگر و همسو با او میکوشند راهکارهای جنگ و بحران و نسلکشی را جایگزین اهداف و مطالبات اساسی جنبش اجتماعی و انقلابی ایران سازند. بنابراین جنبش اجتماعی و نافرمانی مدنی در ایران که یک حق دموکراتیک است نباید تحت تأثیر امواج متلاطم جنگ و بحران منطقهای به سمت و سوی سرکوب و نابودی حرکت کند. راەکار این موضوع مورد بحث نیز توسل به سازماندهی مدنی است کە میتوان خطر نابودی را برطرف سازد این تنها شانس برای نابودی فاشیسم است.
گذار دموکراتیک
گذار بسوی تشکلیابی دمکراتیک ✍ بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic
در بخش اتفاقات منطقەای، سیاستهای خارجی و همچنین روابط بینالملل نظام جمهوری اسلامی بە این نتیجە میرسیم کە سیاست سرکوب در داخل و سازش مقطعی با قدرتهای جهانی، مسئلەایست کە نظام ولایی در این مدتِ یکسال و نیم بدنبال آن بودە و این مسلما همیشه ادامه نمییابد که حاکمیت را از سقوط نجات دهد.
رژیم ایران در داخل، جنگ سرکوب علیه جامعه و در خارج توافقاتی برای بقا امضا میکند. از طرفی هم گروهبازی و جریانسازی میان تندروهای اصولگرا به راه انداختهاند تا تحت نام انتخابات نمایشی، تودهها را مشغول سازند و ذهنشان را از توجه عمیق به سیاست و انقلاب ژن، ژیان، آزادی منحرف سازند. این یک فکت نه بلکه یک وضعیت پرمخاطره و نوعی مهندسی جنگ سرکوب علیه جامعه و ملیتهاست. در مقابل نیز اینطور نیست که خلقها و ملیتها هیچ برنامه و یا پتانسیل و نیرویی برای خنثیسازی برنامههای تهاجمی نظام حاکم نداشته باشند و قطعا بیداری جامعه، رژیم را به تقلا برای بقا بر سر قدرت واداشته است، پس بعید نیست که با این میزان از خشونتها، ورق علیه خود رژیم برگردد.
رژیم ایران حتی در روابط خارجی خویش نیز درمورد جامعه ایران و سرنوشت آن با قدرتهای خارجی بر سر میز معامله مزورانه مینشیند. در خصوص گفتگوهایشان با آمریکا هیچ شفافیتی در قبال جامعه ندارند. واقعیتها را از تودههای خلقی پنهان میدارند. هماکنون ایران در مقوله حفظ و بقای گروههای نیابتیاش در کشورهای عربی بویژه عراق، سوریه، فلسطین، لبنان و یمن با بزرگترین نگرانیها و خطرات روبرو است. سران نظام میکوشند برنامهریزی آمریکا برای تضعیف و نابودی گروههای نیابتی خود در آن کشورها را خنثی سازند لذا تمامی امکانات مالی و نیروهایش را از جامعه خود گرفته و در آن راهها خرج میکند. ظاهرا در حوزه سیاست و روابط بینالملل، نظم روابطش با روسیه در شرف بههم خوردن است. در قضیه نوع برخورد با آمریکا و روسیه بر اساس اصل منافع کوتاهمدت و سیاستورزی مرحلهای میاندیشد نه ایجاد همپیمانی با برخی کشورها در راستای منافع درازمدت؛ زیرا در مرحله کنونی، مقوله همپیمانیها در خاورمیانه بر هیچ اصل دوستانهای استوار نیست. هماکنون که یک نظم نوین در خاورمیانه در شرف شکلگیری است، ایران بیش از سایر کشورها مشکلآفرین و بیش از همه نیز آماج حملات ابرقدرتها قراردارد.
پیوستن رژیم به فلان گروە تجاری منطقەای یا بینالمللی برای تجارت تحریمشده و تشکیل بلوکهای خاورمیانهای گروههای نیابتی برای ایران کوتاهمدت خواهند بود. حتی سازش با آمریکا و اروپا هم جمهوری اسلامی را نجات نخواهد داد. این امر بدیهی بودە و هیچ شبهەای در آن وجود ندارد زیرا رها کردن جامعه و اعلام همه اجتماع و خلقهای ایران به عنوان دشمن معترض داخلی و سراسیمە حرکت کردن بهسوی برخی قدرتهای جهانی و منطقەای و دادن امتیازهای بەناچار فقط برای آنها شاید یک مُسَکن مقطعی بودە و تنها میتواند چند صباحی بر عمر منحوس رژیم بیافزاید. گذشته از این موارد، دخالتهای ایران در کشورهای همسایه و منطقه و تشکیل گروههای نیابتی مسلح از فلسطین تا یمن و سوریه و عراق، یک تهدید بلندمدت علیه خود ایران است کە حتما در آیندەای نزدیک ورق را علیە خود بر خواهد گرداند. تبلیغاتی سوء با این ادعا که خیابان و خیزشهای انقلابی ژن، ژیان، آزادی شکست خورده، صرفا با اهداف جنگ روانی علیه جامعه مدنی انجام میگیرد. زندهبودن جامعه ایران امروز به زندهبودن جنبش اجتماعی ارزشمند آن بستگی دارد. باید همه اقشار و تودهها قدر این جنبش خود را که امروز در مرحله تغییر تدریجی ذهنیت و فرهنگ ادامه دارد، بدانند. این جنبش اجتماعی درواقع همان انقلاب تدریجی و دموکراتیک خلقها در ایران و شرق کوردستان و تداوم خیزشهای خیابانی است. این تبلیغات که سرکوب مطلق و کنترل کامل اوضاع و همهچیز در دستان حاکمیت فاسد است، یک دروغ محض میباشد. همه فعالیتهای مدنی قابلمهار نیست و در این برهە رژیم حتی از آن توان مطلق نیز برخوردار نمیباشد.
زیرا فعالیت هستەهای شهری آزادیخواە بە طرق نافرمانی مدنی و حتی بە صورت مخفیانە نشان از مهارناپذیری آن دارد. واقعیت این است کە جامعە مدنی ناراضی و تحولخواه ایران فراروی یک انتخاب بزرگ دیگر و برداشتن یک گام مهمتر قرار دارد. وضعیت کنونی نشان میدهد کە در این اوضاع، بزرگترین اپوزیسیون، تشکلهای جنبش اجتماعی هستند کە باید میل بە سازماندهی بیشتر و منسجمتر داشتە باشد. این اپوزسیونِ خودبنیاد جنبش اجتماعی، موتور محرکە همە اپوزسیونهای خارج نیز میباشد. جامعە آزادیخواە ایران نیک میدانند کە تنها راە پیروزی، زندە نگەداشتن سازماندهیهای مدنی و تقویت آن با اتحاد و اهتمام سراسری است و فقط با این رویە پیروز خواهند شد.
رژیم ایران در داخل، جنگ سرکوب علیه جامعه و در خارج توافقاتی برای بقا امضا میکند. از طرفی هم گروهبازی و جریانسازی میان تندروهای اصولگرا به راه انداختهاند تا تحت نام انتخابات نمایشی، تودهها را مشغول سازند و ذهنشان را از توجه عمیق به سیاست و انقلاب ژن، ژیان، آزادی منحرف سازند. این یک فکت نه بلکه یک وضعیت پرمخاطره و نوعی مهندسی جنگ سرکوب علیه جامعه و ملیتهاست. در مقابل نیز اینطور نیست که خلقها و ملیتها هیچ برنامه و یا پتانسیل و نیرویی برای خنثیسازی برنامههای تهاجمی نظام حاکم نداشته باشند و قطعا بیداری جامعه، رژیم را به تقلا برای بقا بر سر قدرت واداشته است، پس بعید نیست که با این میزان از خشونتها، ورق علیه خود رژیم برگردد.
رژیم ایران حتی در روابط خارجی خویش نیز درمورد جامعه ایران و سرنوشت آن با قدرتهای خارجی بر سر میز معامله مزورانه مینشیند. در خصوص گفتگوهایشان با آمریکا هیچ شفافیتی در قبال جامعه ندارند. واقعیتها را از تودههای خلقی پنهان میدارند. هماکنون ایران در مقوله حفظ و بقای گروههای نیابتیاش در کشورهای عربی بویژه عراق، سوریه، فلسطین، لبنان و یمن با بزرگترین نگرانیها و خطرات روبرو است. سران نظام میکوشند برنامهریزی آمریکا برای تضعیف و نابودی گروههای نیابتی خود در آن کشورها را خنثی سازند لذا تمامی امکانات مالی و نیروهایش را از جامعه خود گرفته و در آن راهها خرج میکند. ظاهرا در حوزه سیاست و روابط بینالملل، نظم روابطش با روسیه در شرف بههم خوردن است. در قضیه نوع برخورد با آمریکا و روسیه بر اساس اصل منافع کوتاهمدت و سیاستورزی مرحلهای میاندیشد نه ایجاد همپیمانی با برخی کشورها در راستای منافع درازمدت؛ زیرا در مرحله کنونی، مقوله همپیمانیها در خاورمیانه بر هیچ اصل دوستانهای استوار نیست. هماکنون که یک نظم نوین در خاورمیانه در شرف شکلگیری است، ایران بیش از سایر کشورها مشکلآفرین و بیش از همه نیز آماج حملات ابرقدرتها قراردارد.
پیوستن رژیم به فلان گروە تجاری منطقەای یا بینالمللی برای تجارت تحریمشده و تشکیل بلوکهای خاورمیانهای گروههای نیابتی برای ایران کوتاهمدت خواهند بود. حتی سازش با آمریکا و اروپا هم جمهوری اسلامی را نجات نخواهد داد. این امر بدیهی بودە و هیچ شبهەای در آن وجود ندارد زیرا رها کردن جامعه و اعلام همه اجتماع و خلقهای ایران به عنوان دشمن معترض داخلی و سراسیمە حرکت کردن بهسوی برخی قدرتهای جهانی و منطقەای و دادن امتیازهای بەناچار فقط برای آنها شاید یک مُسَکن مقطعی بودە و تنها میتواند چند صباحی بر عمر منحوس رژیم بیافزاید. گذشته از این موارد، دخالتهای ایران در کشورهای همسایه و منطقه و تشکیل گروههای نیابتی مسلح از فلسطین تا یمن و سوریه و عراق، یک تهدید بلندمدت علیه خود ایران است کە حتما در آیندەای نزدیک ورق را علیە خود بر خواهد گرداند. تبلیغاتی سوء با این ادعا که خیابان و خیزشهای انقلابی ژن، ژیان، آزادی شکست خورده، صرفا با اهداف جنگ روانی علیه جامعه مدنی انجام میگیرد. زندهبودن جامعه ایران امروز به زندهبودن جنبش اجتماعی ارزشمند آن بستگی دارد. باید همه اقشار و تودهها قدر این جنبش خود را که امروز در مرحله تغییر تدریجی ذهنیت و فرهنگ ادامه دارد، بدانند. این جنبش اجتماعی درواقع همان انقلاب تدریجی و دموکراتیک خلقها در ایران و شرق کوردستان و تداوم خیزشهای خیابانی است. این تبلیغات که سرکوب مطلق و کنترل کامل اوضاع و همهچیز در دستان حاکمیت فاسد است، یک دروغ محض میباشد. همه فعالیتهای مدنی قابلمهار نیست و در این برهە رژیم حتی از آن توان مطلق نیز برخوردار نمیباشد.
زیرا فعالیت هستەهای شهری آزادیخواە بە طرق نافرمانی مدنی و حتی بە صورت مخفیانە نشان از مهارناپذیری آن دارد. واقعیت این است کە جامعە مدنی ناراضی و تحولخواه ایران فراروی یک انتخاب بزرگ دیگر و برداشتن یک گام مهمتر قرار دارد. وضعیت کنونی نشان میدهد کە در این اوضاع، بزرگترین اپوزیسیون، تشکلهای جنبش اجتماعی هستند کە باید میل بە سازماندهی بیشتر و منسجمتر داشتە باشد. این اپوزسیونِ خودبنیاد جنبش اجتماعی، موتور محرکە همە اپوزسیونهای خارج نیز میباشد. جامعە آزادیخواە ایران نیک میدانند کە تنها راە پیروزی، زندە نگەداشتن سازماندهیهای مدنی و تقویت آن با اتحاد و اهتمام سراسری است و فقط با این رویە پیروز خواهند شد.
گذار دموکراتیک
گذار بسوی تشکلیابی دمکراتیک ✍ بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic
همە این رویکردهای انحرافزای رژیم چە در داخل و چە در خارج در قبال انقلاب نەتنها در آیندە مانع شکلگیری و فوران مجدد نخواهد شد، بلکە زمینەایست برای ادامە انقلاب در ابعاد وسیعتر، زیرا هماینک و در این برهە از زمان با اینکە موج خیزشهای خیابانی جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی فروکش نمودە، اما در ابعادی دیگر، در مرحلەی دیگر، به صورت اعتراضات مدنی دموکراتیک توسط زنان، نسل نو جوانان و اقشار کارگران، بازنشستگان و زندانیان سیاسی ادامه دارد. قاعده این جنبش این است که شاید رژیم بتواند با تغییر در ساختار مدیریتی خود بُعد خیزش خیابانی آنرا برای مدتی سرکوب کند و خشونت عریان بکارگیرد، اما بُعد مدنی آن هرگز قابل سرکوب نیست. باتوجه به اینکه اقشار و تودهها به نسبت پایگاه و جایگاهشان روزانه به ضرورت تحول ساختاری در ایران فکر میکنند و لحظهبهلحظه در فکر، ذکر و عمل خویش به جوانب مختلف جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی میاندیشند، امیدوارکنندە است کە جنبش در بعد اجتماعی ادامه خواهد داشت. یک تحول ذهنیتی و فرهنگی در سراسر ایران پروسهای انقلابی است که نزدیک بە یکسال و نیم است تحت اندیشه و فلسفه ژن، ژیان، آزادی آغاز گردیدە و برگشتناپذیر است.
همانگونە کە واقفیم یک پروسه تحولسازی ذهنیتی و فرهنگی در یک جامعه مخالف حاکمیت در هر وضعیت و کشوری آغاز گردد، آن حاکمیت فقط قادر است در زمینههای خیابانی آن را سرکوب کند یا فشار امنیتی و سیاسی وارد کند. هرگاه این پروسه به یک جنبش مبدل گشت، دیگر سرکوب کامل آن ناممکن است. جنبش وقتی دارای ابعاد کامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، ایدئولوژیک ـ پارادایمی و مدنی باشد، اگر تمام دستگاههای سرکوبگر حاکمیت سلطهگر ایران نیز بسیج شوند، باز شکست این جنبش ناممکن است. به عنوان نمونە، جنبش مشروطه در ظاهر سرکوب شد، اما امروز آن جنبش بصورت کاملا تحولیافته و بهروزتر مطابق خصوصیات زمانه، ادامه دارد. پس نتیجە اینکە سرکوب مطلق یک جنبش فکری و سیاسی مترقی، یک خیال خام است.
مؤلفەی دیگر تحولساز در هر جامعهای بحران و رکود مستمر است. همانا کە در ایران چنین وضعیتی با شدت و حدت هرچه بیشتر ادامه دارد و جامعه و حاکمیت را مقابل یکدیگر قرارداده است. انقلاب ژن، ژیان، آزادی اثبات کرد که خلقها هرگاه بخواهند و اراده نمایند، میتوانند همه مشروعیتها را از رژیم سلب نمایند، حتی قدرت نظامیگری را. رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در این مدت یکسال و نیم گذشته در تمامی موجودیت دستگاهها و نهادها تجدیدنظر کرده و ساختار و برنامههای مدیریتی خود را مطابق تشکل یک رژیم دسپوتیک و فشار نظامی بازتنظیم نموده است. جامعه باید با هوشیاری خود متوجه این جنبههای خطرناک رژیم باشد. اپوزیسیون باید عمیقا هوشیار بودە و نیروهای دموکراتیک نیز مرتب برنامههای متناسب با تحولات داخل ایران را باز تنظیم نماید.
جان کلام اینکە با تمامی این اوصاف و نظریەها باید واقف بود که به موجب گسترش مبارزات، مقوله آزادی خلقها در ایران و بخصوص خلق کورد بهنوعی به آزادی فیزیکی رهبر آپو گرهخورده و این یک واقعیت انکارناپذیر است، زیرا آفریدگار شعار و فلسفه ژن، ژیان، آزادی ایشان هستند که امروزە تمامی ایران را نیز درنوردیده، پس اگر به پاس احترام به آزادی و حیات آزاد در کارزارهای آزادی فیزیکی رهبرآپو مشارکت شود، فضای فعالیت روشنفکری و آزادیخواهی در میان آنها هم گسترش خواهدیافت. جوامع روژهلات کوردستان و ایران، جوامع روشنفکری پیشتاز در خاورمیانه هستند پس لازم است بە صورت گستردە در کارزارهای آزادیخواهی و روشنفکری عقب نمانند. حمایت از رهبر آپو حمایت از خلق کورد و حمایت از خلقکورد هم پشتیبانی از پروسه آزادی خلقهای ایران است.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
همانگونە کە واقفیم یک پروسه تحولسازی ذهنیتی و فرهنگی در یک جامعه مخالف حاکمیت در هر وضعیت و کشوری آغاز گردد، آن حاکمیت فقط قادر است در زمینههای خیابانی آن را سرکوب کند یا فشار امنیتی و سیاسی وارد کند. هرگاه این پروسه به یک جنبش مبدل گشت، دیگر سرکوب کامل آن ناممکن است. جنبش وقتی دارای ابعاد کامل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، ایدئولوژیک ـ پارادایمی و مدنی باشد، اگر تمام دستگاههای سرکوبگر حاکمیت سلطهگر ایران نیز بسیج شوند، باز شکست این جنبش ناممکن است. به عنوان نمونە، جنبش مشروطه در ظاهر سرکوب شد، اما امروز آن جنبش بصورت کاملا تحولیافته و بهروزتر مطابق خصوصیات زمانه، ادامه دارد. پس نتیجە اینکە سرکوب مطلق یک جنبش فکری و سیاسی مترقی، یک خیال خام است.
مؤلفەی دیگر تحولساز در هر جامعهای بحران و رکود مستمر است. همانا کە در ایران چنین وضعیتی با شدت و حدت هرچه بیشتر ادامه دارد و جامعه و حاکمیت را مقابل یکدیگر قرارداده است. انقلاب ژن، ژیان، آزادی اثبات کرد که خلقها هرگاه بخواهند و اراده نمایند، میتوانند همه مشروعیتها را از رژیم سلب نمایند، حتی قدرت نظامیگری را. رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در این مدت یکسال و نیم گذشته در تمامی موجودیت دستگاهها و نهادها تجدیدنظر کرده و ساختار و برنامههای مدیریتی خود را مطابق تشکل یک رژیم دسپوتیک و فشار نظامی بازتنظیم نموده است. جامعه باید با هوشیاری خود متوجه این جنبههای خطرناک رژیم باشد. اپوزیسیون باید عمیقا هوشیار بودە و نیروهای دموکراتیک نیز مرتب برنامههای متناسب با تحولات داخل ایران را باز تنظیم نماید.
جان کلام اینکە با تمامی این اوصاف و نظریەها باید واقف بود که به موجب گسترش مبارزات، مقوله آزادی خلقها در ایران و بخصوص خلق کورد بهنوعی به آزادی فیزیکی رهبر آپو گرهخورده و این یک واقعیت انکارناپذیر است، زیرا آفریدگار شعار و فلسفه ژن، ژیان، آزادی ایشان هستند که امروزە تمامی ایران را نیز درنوردیده، پس اگر به پاس احترام به آزادی و حیات آزاد در کارزارهای آزادی فیزیکی رهبرآپو مشارکت شود، فضای فعالیت روشنفکری و آزادیخواهی در میان آنها هم گسترش خواهدیافت. جوامع روژهلات کوردستان و ایران، جوامع روشنفکری پیشتاز در خاورمیانه هستند پس لازم است بە صورت گستردە در کارزارهای آزادیخواهی و روشنفکری عقب نمانند. حمایت از رهبر آپو حمایت از خلق کورد و حمایت از خلقکورد هم پشتیبانی از پروسه آزادی خلقهای ایران است.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند»
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد.
🆔 @GozarDemocratic
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند»
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد.
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی "جامعه زنان آزاد روژهلات کوردستان" (کژار) درباره تحولات سال ۲۰۲۳ در روژهلات کوردستان و ایران و تاثیر انقلاب زن زندگی آزادی با خبرگزاری فرات گفتگو کرد.
ویان گفت که در ۴۵ سال اخیر و مخصوصا با سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، حملات وسیعی به زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف در ایران انجام گرفت و خاطرنشان ساخت که با وجود این حملات نیز مردم عقبنشینی نکردند و همواره مقاومت کردهاند.
ارزیابیهای پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار به این صورت است:
انسان باید بهخوبی اهمیت انقلاب زن زندگی آزادی را درک نماید. این انقلاب ویژگیهای بسیار متفاوتی از انقلابات دیگر دارد. تفاوتهای فلسفی؛ سیاسی و اجتماعی آن کاملا مشخص است. سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان یک انقلاب در ایران روی داد و همه در آن انقلاب حضور داشتند. در حقیقت انقلاب با پیشاهنگی خلقها آغاز شد، اما حاکمان و دیکتاتورها انقلاب را مصادره کردند. یک ضد انقلاب بهوجود آمد. همچنان که انقلاب سال ۱۹۷۹ مهر خود را بر تاریخ کوبید، زن زندگی آزادی نیز مهر خود را بر این دوره زد. انقلاب زن زندگی آزادی دارای میراث و مبارزاتی بزرگ بود. این انقلاب فوران خشم مردم، زنان و جوانان بود که سالها در دورن خود جمع کرده بودند. در ۴۵ سال اخیر و بهویژه پس از سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، در هر عرصهای علیه زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف حملات شدیدی صورت گرفته است. هنگامی که انقلاب سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان آغاز شد، دیکتاتوری شاه لرزید.
پس از آنکه خمینی بهقدرت رسید، نام اسلامی را بر انقلاب گذاشت و تمام قوانین و مصوبات ضد زن و ضد خلقهای ایران را آماده نمود. حقوق زنان، جوانان، خلقها و افراد دارای اعتقادات مختلف در قانون اساسی گنجانده نشد. این قانون اساسی بر اساس ذهنیت تکنفره تنطیم شد. از آن روز بهبعد حملات علیه تمام بخشهای جامعه ادامه یافت. بهویژه زنان و خلق کورد هدف قرار گرفتند. زیرا خلق کورد و زنان دارای پتانسیل انقلاب بودند. زنان و خلق کورد در تمام عرصهها با یورش رژیم روبرو شدند. رژیم اسلامی همه قوانین جدید را با ادعای شرعیت دینی بر جامعه تحمیل نمود و بدین صورت حاکمیت خود را ادامه داد. زنان و مردم اعتراضات زیادی به قانون اساسی تنظیمشده پس از انقلاب ۱۹۷۹ کردند. از آن روز تاکنون یک نبرد دائمی در جریان بوده است. ابزار خیلی نیرومند در دست رژیم ایران، دین بود. دین را بهشدت بهکار گرفتند، مخصوصا در جریان جنگ ایران-عراق که ۸ سال بهطول انجامید. رژیم ایران این جنگ را برای خود یک غنمیت حساب کرد. تمام مردم ایران را بهبهانه دفاع از میهن خود، بسیج نمود. بدین وسیله احساسات زنان و جوانان را بهکار گرفتند و حاکمیت خود را استحکام بخشیدند.
اما پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ قیام خلقها هرگز متوقف نشده است. بهویژه بخشی از جامعه که همواره پیشرو بودهاند؛ زنان هستند. پس از سر کارآمدن خمینی اعلام شد که باید زنان روسری بهسر کنند و باید همهجا با حجاب باشند. زنان در مقابل این شرایط واکنشهای جدی نشان دادند و قیام کردند. مخصوصا در ۸ مارس زنان به میدان آمده و اعتراض کردند. زنان گفتند که ما انقلاب نکردیم تا به عقب بازگردیم، ما برای رژیم اسلامی شاه را از قدرت پایین نکشیدیم. از آن روز قیام زنان ادامه داشته است اما به یک جریان نیرومند تبدیل نشد. پشت انقلاب ایران یک تاریخ سیاه از زندان وجود دارد. در آن زندانها هزاران زن با تجاوز جنسی روبرو شده و سپس تیرباران و اعدام شدند. خلق کورد هم با یک نسلکشی وسیع روبرو شد. بیشتر حملات علیه زنان و خلقهای ایران بوده است. خلخالی که به جلاد کوردستان مشهور شد، با فرمان خمینی به کوردستان آمد و هزاران کورد را به جوخههای اعدام سپرد. هر روز در زندانها به زنان تجاوز میشد و تیربارانشان میکردند. رژیم ایران بدین صورت سالها به خلق کورد ظلم کرد. اما هرکاری هم بکند، نمیتواند خلق کورد را تسلیم نماید.
رژیم در میان خود یک جناح اپوزیسیون (مخالف) درست کرد و حاکمیت خود را ادامه داد
رژیم ایران متوجه شد که بدین وسیله نمیتواند پابرجا بماند، این بار جنبش اصلاحطلبی را ایجاد نمود. اصولا وقتی حکمرانان به خطر میافتند، در میان خود اپوزیسیون درست میکنند. این موجب تداوم حاکمیت آنان میشود. رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز چنین سیاستی را دنبال کرد. رهبران اصلاحطلب و اصولگرا جلو آمدند. در این پروسه ۴۵ ساله، چندین رئیسجمهور ایران عوض شدند، بعضی دورهها اصلاحطلبان و بعضی دورهها اصولگرایان رئیسجمهور شدند.
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد.
پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی "جامعه زنان آزاد روژهلات کوردستان" (کژار) درباره تحولات سال ۲۰۲۳ در روژهلات کوردستان و ایران و تاثیر انقلاب زن زندگی آزادی با خبرگزاری فرات گفتگو کرد.
ویان گفت که در ۴۵ سال اخیر و مخصوصا با سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، حملات وسیعی به زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف در ایران انجام گرفت و خاطرنشان ساخت که با وجود این حملات نیز مردم عقبنشینی نکردند و همواره مقاومت کردهاند.
ارزیابیهای پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار به این صورت است:
انسان باید بهخوبی اهمیت انقلاب زن زندگی آزادی را درک نماید. این انقلاب ویژگیهای بسیار متفاوتی از انقلابات دیگر دارد. تفاوتهای فلسفی؛ سیاسی و اجتماعی آن کاملا مشخص است. سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان یک انقلاب در ایران روی داد و همه در آن انقلاب حضور داشتند. در حقیقت انقلاب با پیشاهنگی خلقها آغاز شد، اما حاکمان و دیکتاتورها انقلاب را مصادره کردند. یک ضد انقلاب بهوجود آمد. همچنان که انقلاب سال ۱۹۷۹ مهر خود را بر تاریخ کوبید، زن زندگی آزادی نیز مهر خود را بر این دوره زد. انقلاب زن زندگی آزادی دارای میراث و مبارزاتی بزرگ بود. این انقلاب فوران خشم مردم، زنان و جوانان بود که سالها در دورن خود جمع کرده بودند. در ۴۵ سال اخیر و بهویژه پس از سر کارآمدن رژیم اسلامی در ایران، در هر عرصهای علیه زنان، جوانان، خلقها و پیروان ادیان مختلف حملات شدیدی صورت گرفته است. هنگامی که انقلاب سال ۱۹۷۹ با پیشاهنگی زنان و جوانان آغاز شد، دیکتاتوری شاه لرزید.
پس از آنکه خمینی بهقدرت رسید، نام اسلامی را بر انقلاب گذاشت و تمام قوانین و مصوبات ضد زن و ضد خلقهای ایران را آماده نمود. حقوق زنان، جوانان، خلقها و افراد دارای اعتقادات مختلف در قانون اساسی گنجانده نشد. این قانون اساسی بر اساس ذهنیت تکنفره تنطیم شد. از آن روز بهبعد حملات علیه تمام بخشهای جامعه ادامه یافت. بهویژه زنان و خلق کورد هدف قرار گرفتند. زیرا خلق کورد و زنان دارای پتانسیل انقلاب بودند. زنان و خلق کورد در تمام عرصهها با یورش رژیم روبرو شدند. رژیم اسلامی همه قوانین جدید را با ادعای شرعیت دینی بر جامعه تحمیل نمود و بدین صورت حاکمیت خود را ادامه داد. زنان و مردم اعتراضات زیادی به قانون اساسی تنظیمشده پس از انقلاب ۱۹۷۹ کردند. از آن روز تاکنون یک نبرد دائمی در جریان بوده است. ابزار خیلی نیرومند در دست رژیم ایران، دین بود. دین را بهشدت بهکار گرفتند، مخصوصا در جریان جنگ ایران-عراق که ۸ سال بهطول انجامید. رژیم ایران این جنگ را برای خود یک غنمیت حساب کرد. تمام مردم ایران را بهبهانه دفاع از میهن خود، بسیج نمود. بدین وسیله احساسات زنان و جوانان را بهکار گرفتند و حاکمیت خود را استحکام بخشیدند.
اما پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ قیام خلقها هرگز متوقف نشده است. بهویژه بخشی از جامعه که همواره پیشرو بودهاند؛ زنان هستند. پس از سر کارآمدن خمینی اعلام شد که باید زنان روسری بهسر کنند و باید همهجا با حجاب باشند. زنان در مقابل این شرایط واکنشهای جدی نشان دادند و قیام کردند. مخصوصا در ۸ مارس زنان به میدان آمده و اعتراض کردند. زنان گفتند که ما انقلاب نکردیم تا به عقب بازگردیم، ما برای رژیم اسلامی شاه را از قدرت پایین نکشیدیم. از آن روز قیام زنان ادامه داشته است اما به یک جریان نیرومند تبدیل نشد. پشت انقلاب ایران یک تاریخ سیاه از زندان وجود دارد. در آن زندانها هزاران زن با تجاوز جنسی روبرو شده و سپس تیرباران و اعدام شدند. خلق کورد هم با یک نسلکشی وسیع روبرو شد. بیشتر حملات علیه زنان و خلقهای ایران بوده است. خلخالی که به جلاد کوردستان مشهور شد، با فرمان خمینی به کوردستان آمد و هزاران کورد را به جوخههای اعدام سپرد. هر روز در زندانها به زنان تجاوز میشد و تیربارانشان میکردند. رژیم ایران بدین صورت سالها به خلق کورد ظلم کرد. اما هرکاری هم بکند، نمیتواند خلق کورد را تسلیم نماید.
رژیم در میان خود یک جناح اپوزیسیون (مخالف) درست کرد و حاکمیت خود را ادامه داد
رژیم ایران متوجه شد که بدین وسیله نمیتواند پابرجا بماند، این بار جنبش اصلاحطلبی را ایجاد نمود. اصولا وقتی حکمرانان به خطر میافتند، در میان خود اپوزیسیون درست میکنند. این موجب تداوم حاکمیت آنان میشود. رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز چنین سیاستی را دنبال کرد. رهبران اصلاحطلب و اصولگرا جلو آمدند. در این پروسه ۴۵ ساله، چندین رئیسجمهور ایران عوض شدند، بعضی دورهها اصلاحطلبان و بعضی دورهها اصولگرایان رئیسجمهور شدند.
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
وقتی که خاتمی رئیسجمهور شد، مانند هوادار مطالبات مردم خود را نشان داد و وعده داد تا یکسری تغییرات ایجاد کند. اما جوانان زیادی در دوران ریاستجمهوری وی کشته شدند و زنان با نسلکشی بیشتری روبرو شدند. رژیم بدین وسیله انرژی جامعه را گرفت. دوباره در دوره احمدینژاد نیز زنان و جوانان با قتلعام روبرو شدند. احمدینژاد برای اولین بار یک زن را در کابیته خود وزیر کرده بود و بدین صورت مردم را به تغییر دلخوش کرده بود.
پیش از آنکه روحانی بر سرکار بیاید، با رنگ ارغوانی به تبلیغات انتخاباتی پرداخت. گمان میشد که وی در زمینه حقوق زنان مقداری گشایش و پیشرفت حاصل کند، اما در دوره روحانی نیز هیچ تغییری روی نداد. زنان به همان صورت اعدام شدند، جوانان اعدام شدند. رژیم با جنبش اصلاحطلبی کوشید تا قدرت و انرژی جامعه را خالی کند. لذا هیچ تغییری ایجاد نکردند! در دوره ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی نیز سیاستهای خود را سفت و سختتر کردند. زیرا فهمیدند که دیگر مردم ایران هیچ اعتمادی به سیستم حاکم ندارند. دیدیم که اعتراضات مردم علیه نظام هر روز بیشتر شد. در ۱۰ اخیر از تاریخ ۴۵ ساله ایران قیامهای بزرگ و کوچکی بهوقوع پیوسته است. در اعتراضات سال ۲۰۱۰ افراد زیادی کشته شدند. هنوز هم تعدادی از آنان در زندان بهسر میبرند. پس از سال ۲۰۱۶ نیز دوباره با پیشاهنگی زنان قیام و اعتراض روی داد.
مخصوصا پس از سال ۲۰۱۷ قیامهای متفاوتی روی داد. مردم دیگر به جنبشهای اصلاحطلب و اصولگرا باور نداشتند و علیه کلیت نظام بهپا خواستند. رژیم حاکم این را بهخوبی متوجه شد. فهمید که روز به روز اعتراضات افزایش مییابند. سال ۲۰۱۹ برای محکومیت افزایش قیمت بنزین یک قیام در کوردستان آغاز شد و به تمام شهرهای ایران رسید. در این قیام بهویژه تودههای محروم به خیابانها ریختند و قیام کردند. هزاران نفر کشته شدند و پس از آن قیام سرکوب شد. پس از قتل ژینا امینی مردم دوباره بهپا خواستند. ابراهیم رئیسی تاکید نمود که در برابر قیام زن زندگی آزادی یک سیاست تند و خشن را دنبال خواهند کرد و با همکاری سپاه پاسداران تمام ارگانها را کنترل نمودند. حالا سپاه پاسداران سیاست ایران را تعیین میکنند.
پس از سردادن شعار "زن زندگی آزادی" در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، این شعار سراسر جهان را فراگرفت
رژیم ایران سالهاست تلاش دارد تا خشم مردم را سرکوب نماید، اما با انقلاب زن زندگی آزادی، مخصوصا زنان و جوانان و خلقها یکبار دیگر نشان دادند که آنان تسلیم نخواهند شد. از تهم تفاوتةای این قیام این بود که از کوردستان آغاز شد و هم یک جنگ تئوریک بهمیان آمد. انقلاب زن زندگی آزادی یک ضربه سنگین به ایدئولوژی رژیم حاکم بر ایران وارد ساخت. خیلی مهم بود که انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها آغاز شد. زیرا دولت ایران بیشترین تلاشش این بوده تا زنان و نیز خلق کورد را سرکوب نماید. انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها جلو رفت. پیش از ژینا نیز در شهر مریوان یک زن کورد با نام شلیر رسولی برای نجات خود از دست یک فرد وابسته به نیروهای نظامی دولت ایران، به زندگی خود خاتمه داد. شلیر رسولی به ذهنیت تجاوزگر تن نداد و مرگ را ترجیح داد. این اتفاق در مریوان خشم بزرگی را ایجاد نمود. اهالی مریوان از ۷ تا ۷۰ سال به خیابان ریختند و از شلیر دفاع کردند.
خلق کورد علیه ذهنیت تجاوزگر بهپا خواستند و از ارزشهای خود دفاع کردند و یک موضع مهم را از خود نشان دادند. پس از آن و با قتل ژینا امینی خلق کورد قیام کرد و این قیام تمام شهرهای روژهلات کوردستان و ایران را فراگرفت. در سقز و در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، شعار زن زندگی آزادی فریاد زده شد و سپس در تمام جهان گسترش یافت. شعار زن زندگی آزادی دارای فلسفه و میراث مهمی است. کسانی که در مراسم خاکسپاری ژینا امینی شعار زن زندگی آزادی را سردادند، میهندوست بودند و ابتدا یک جوان وطندوست این شعار را فریاد زد. خلقی که سالها خود را با فکر و فلسفه رهبر آپو رشد داده باشد، معنای زن زندگی آزادی را خوب میداند. هنگامی که این شعار سر داده شد، همه زنان باهم این شعار را فریاد زدند و بدین ترتیب همهجا را درنوردید. قیام با این شعار گسترش یافت. فلسفه رهبر آپو با تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در روژهلات کوردستان و ایران پخش شد.
کسانی که شعار زن زندگی آزادی را فریاد زدند، افرادی بودند که این آگاهی را داشتند. این شعار مانند یک دارو برای مردمان ایران بود. ابتدا در شهرهای ایران تکرار میشد و تاثیر زیادی بر افراد گذاشت. شعار زن زندگی آزادی شخصیت زمانه را نشان داد. این نیز سبب شد تا یک جنبش انقلابی بزرگ وارد میدان شود. تفاوت انقلاب زن زندگی آزادی در این بود. هم زنان و هم جوانان در صف مقدم انقلاب قرار گرفتند. در روژهلات کوردستان در ۴۰ سال اخیر زنان با تجاوز و کشتار روبرو بودهاند. لذا بارها قیام روی داده است.
پیش از آنکه روحانی بر سرکار بیاید، با رنگ ارغوانی به تبلیغات انتخاباتی پرداخت. گمان میشد که وی در زمینه حقوق زنان مقداری گشایش و پیشرفت حاصل کند، اما در دوره روحانی نیز هیچ تغییری روی نداد. زنان به همان صورت اعدام شدند، جوانان اعدام شدند. رژیم با جنبش اصلاحطلبی کوشید تا قدرت و انرژی جامعه را خالی کند. لذا هیچ تغییری ایجاد نکردند! در دوره ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی نیز سیاستهای خود را سفت و سختتر کردند. زیرا فهمیدند که دیگر مردم ایران هیچ اعتمادی به سیستم حاکم ندارند. دیدیم که اعتراضات مردم علیه نظام هر روز بیشتر شد. در ۱۰ اخیر از تاریخ ۴۵ ساله ایران قیامهای بزرگ و کوچکی بهوقوع پیوسته است. در اعتراضات سال ۲۰۱۰ افراد زیادی کشته شدند. هنوز هم تعدادی از آنان در زندان بهسر میبرند. پس از سال ۲۰۱۶ نیز دوباره با پیشاهنگی زنان قیام و اعتراض روی داد.
مخصوصا پس از سال ۲۰۱۷ قیامهای متفاوتی روی داد. مردم دیگر به جنبشهای اصلاحطلب و اصولگرا باور نداشتند و علیه کلیت نظام بهپا خواستند. رژیم حاکم این را بهخوبی متوجه شد. فهمید که روز به روز اعتراضات افزایش مییابند. سال ۲۰۱۹ برای محکومیت افزایش قیمت بنزین یک قیام در کوردستان آغاز شد و به تمام شهرهای ایران رسید. در این قیام بهویژه تودههای محروم به خیابانها ریختند و قیام کردند. هزاران نفر کشته شدند و پس از آن قیام سرکوب شد. پس از قتل ژینا امینی مردم دوباره بهپا خواستند. ابراهیم رئیسی تاکید نمود که در برابر قیام زن زندگی آزادی یک سیاست تند و خشن را دنبال خواهند کرد و با همکاری سپاه پاسداران تمام ارگانها را کنترل نمودند. حالا سپاه پاسداران سیاست ایران را تعیین میکنند.
پس از سردادن شعار "زن زندگی آزادی" در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، این شعار سراسر جهان را فراگرفت
رژیم ایران سالهاست تلاش دارد تا خشم مردم را سرکوب نماید، اما با انقلاب زن زندگی آزادی، مخصوصا زنان و جوانان و خلقها یکبار دیگر نشان دادند که آنان تسلیم نخواهند شد. از تهم تفاوتةای این قیام این بود که از کوردستان آغاز شد و هم یک جنگ تئوریک بهمیان آمد. انقلاب زن زندگی آزادی یک ضربه سنگین به ایدئولوژی رژیم حاکم بر ایران وارد ساخت. خیلی مهم بود که انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها آغاز شد. زیرا دولت ایران بیشترین تلاشش این بوده تا زنان و نیز خلق کورد را سرکوب نماید. انقلاب با پیشاهنگی زنان و کوردها جلو رفت. پیش از ژینا نیز در شهر مریوان یک زن کورد با نام شلیر رسولی برای نجات خود از دست یک فرد وابسته به نیروهای نظامی دولت ایران، به زندگی خود خاتمه داد. شلیر رسولی به ذهنیت تجاوزگر تن نداد و مرگ را ترجیح داد. این اتفاق در مریوان خشم بزرگی را ایجاد نمود. اهالی مریوان از ۷ تا ۷۰ سال به خیابان ریختند و از شلیر دفاع کردند.
خلق کورد علیه ذهنیت تجاوزگر بهپا خواستند و از ارزشهای خود دفاع کردند و یک موضع مهم را از خود نشان دادند. پس از آن و با قتل ژینا امینی خلق کورد قیام کرد و این قیام تمام شهرهای روژهلات کوردستان و ایران را فراگرفت. در سقز و در مراسم خاکسپاری ژینا امینی، شعار زن زندگی آزادی فریاد زده شد و سپس در تمام جهان گسترش یافت. شعار زن زندگی آزادی دارای فلسفه و میراث مهمی است. کسانی که در مراسم خاکسپاری ژینا امینی شعار زن زندگی آزادی را سردادند، میهندوست بودند و ابتدا یک جوان وطندوست این شعار را فریاد زد. خلقی که سالها خود را با فکر و فلسفه رهبر آپو رشد داده باشد، معنای زن زندگی آزادی را خوب میداند. هنگامی که این شعار سر داده شد، همه زنان باهم این شعار را فریاد زدند و بدین ترتیب همهجا را درنوردید. قیام با این شعار گسترش یافت. فلسفه رهبر آپو با تاسیس حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) در روژهلات کوردستان و ایران پخش شد.
کسانی که شعار زن زندگی آزادی را فریاد زدند، افرادی بودند که این آگاهی را داشتند. این شعار مانند یک دارو برای مردمان ایران بود. ابتدا در شهرهای ایران تکرار میشد و تاثیر زیادی بر افراد گذاشت. شعار زن زندگی آزادی شخصیت زمانه را نشان داد. این نیز سبب شد تا یک جنبش انقلابی بزرگ وارد میدان شود. تفاوت انقلاب زن زندگی آزادی در این بود. هم زنان و هم جوانان در صف مقدم انقلاب قرار گرفتند. در روژهلات کوردستان در ۴۰ سال اخیر زنان با تجاوز و کشتار روبرو بودهاند. لذا بارها قیام روی داده است.
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
در سال ۲۰۱۴ در شهر مهاباد یک زن جوان با نام فریناز خسروانی برای نجات خود از تجاوز یک فرد وابسته به اطلاعات، خود را از طبقه چهارم هتلی که در آن کار میکرد به پایین انداخت و جانش را از دست داد. پس از این حادثه فعالیتهای اعتراضی زیادی انجام شد. دهها جوان در این اعتراضات کشته شدند و صدها نفر نیز دستگیر شدند. لذا خلق کورد همواره در برابر این ذهنیت تجاوزگر موضع اعتراضی خود را نشان داده است.
قیام تنها به کوردستان محدود نماند
با وجود حکلات همهجانبه دولت ایران، قیام زن زندگی آزادی مدت زیادی ادامه یافت. زیرا همانطور که من گفتم؛ دارای فلسفه و الگوی خاصی بود. لذا فراگیر شد و مدت زیادی ادامه یافت. یکی دیگر از مشخصات این انقلاب این بود که تنها به کوردستان محدود نماند. همهجا را فراگرفت و لذا تا آن حد گسترش یافته و ادامه پیدا کرد. از کوردستان آغاز شد اما بر آذربایجان نیز تاثیرگذار شد. به بلوچستان نیز رسید و سپس این قیام به تمام شهرهای ایران رسید. با وجود تمام سرکوب و خشونتهای دولتی، بازهم مردم عقبنشینی نکردند. رژیم ابتدا پیشبینی نمیکرد قیام تا این حد توسعه یابد و قدرت پیدا کند. نقطه قوت این قیام آن بود که در تمام عرصهها جلو رفت. هر منطقهای با همان شعار بهمیدان میآمد. هر کسی در این قیام آزادی خویش را میدید. در اغلب فعالیتها و اعتراضات خیابانی زنان در صف مقدم بودند و به مردان جسارت میدادند. وقتی زنان علیه نظام قیام کردند، تمام بخشهای جامعه نیز بهمیدان آمدند.
در این قیام؛ مدارس و دانشگاهها نیز نقش برجستهای داشتند. هزاران دانشآموز در مدارس خود به حمایت از قیام پرداختند. جوانان زیادی در این قیام شهید شدند. دهها جوان پیش از آنکه وارد اعتراضات خیابانی شوند در شبکههای الکترونیکی پیام "باید این شب ما سحر شود" را منتشر کردند و با وجود این از پیوستن به اعتراضات خودداری نکردند. مرگ را نادیده گرفته و به خیابانها ریختند. این بسیار مهم بود. اینها همه نشان میدهد که مردم چقدر آگاهند. با شعار زن زندگی آزادی، پایههای انقلاب در محل مستحکمی قرار گرفت. زیرا نه اعدام، نه مرگ، نه دستگیری و نه زندان مانع از توسعه قیام نشد. زنان با خشمی وافر، روسریهای خود را برداشتند و موی سرشان را کوتاه کردند و همه اینها قیامی علیه ماهیت رژیم حاکم بود. رژیم میخواهد زنان و همه جامعه را سرکوب نماید. سالها با یک سیاست کثیف زنان و جوانان را تحت فشار گذاشت. زنان و جوانان با شعار زن زندگی آزادی، ضربه سنگینی بر ایدئولوژی رژیم حاکم وارد ساختند.
این قیام بیدلیل روی نداد. جنبش آپویی سالهاست در روژهلات کوردستان و ایران در حال فعالیت است. بهویژه پس از سال ۱۹۹۹ و بهدنبال توطئه بینالمللی علیه رهبر آپو که در ۱۵ فوریه دستگیر شد، مردم روژهلات کوردستان از رهبر آپو دفاع کردند و یک قیام بزرگ روی داد. در سال ۱۹۹۹ جوانان بسیاری از روژهلات کوردستان و ایران به جنبش آپویی پیوستند. پژاک و کژار نیز بر این اساس و بهدنبال آن تاسیس شدند. قیام زن زندگی آزادی نیز بر اساس این دستاوردها روی داد و همان طور که در سال ۱۹۹۹ خلق کورد در روژهلات کوردستان به حمایت از رهبر آپو برخواستند، در سال ۲۰۲۲ نیز با انقلاب زن زندگی آزادی از الگو و بدیل رهبر آپو حمایت کردند. آنان زندگی آزاد، دموکراتیک و برابر را در الگوی رهبر آپو قابل تحقق یافتند. قیام با کشتن یک زن آغاز شد و سپس به قیام زنان مبدل شد.
انقلاب زن زندگی آزادی تمام مرزها را درنوردید. تبعیض جنسیتی را کنار زده و آن را زیر سوال برد. مرزهای دینی و مذهبی را نیز طی کرد. تمام مرزهای ایجادشده در جامعه توسط حکومت را کنار زد. نیروی زنان در این راستا بهمیدان آمد. بلوچستان منطقهای مانند کوردستان است که رژیم حاکم بر ایران بیشترین فشار و سرکوب و استبداد را در آنجا اعمال میکند. بهویژه زنان با کشتار و سرکوب شدید روبرویند و در بلوچستان مردسالاری بهطرزی شدید حاکم است. اما با انقلاب زن زندگی آزادی یک قیام بزرگ در این منطقه روی داد. مردان با زنان به خیابانها میرفتند و شعار زن زندگی آزادی را فریاد میزدند! اینها بسیار مهماند. این تغییرات درونی هم ممکن است. برای مردان نیز مشخص گردید که بدون آزادی زن، جامعه آزاد نمیشود و مبارزه به سرانجام نمیرسد.
بسیاری از روشنفکران ایرانی اعلام کردند که از سال ۱۹۷۹ اولین بار است که شاهد شعاری با این جذابیتند که همه را هماهنگ و متحد نموده است. آنان شعار زن زندگی آزادی را سراسری معرفی کردند. این انقلاب بزرگترین قیام قرن ۲۱ را رقم زد. این انقلاب با پیشاهنگی زنان وجود خود را در همه جهان اثبات کرد. این قیام اگر با پیشاهنگی زنان و تحت رهبری رهبر آپو و پکک روی نمیداد، احتمالا چنین گسترش نمییافت. هزاران زن ماهها در خیابان مبارزه کردند.
قیام تنها به کوردستان محدود نماند
با وجود حکلات همهجانبه دولت ایران، قیام زن زندگی آزادی مدت زیادی ادامه یافت. زیرا همانطور که من گفتم؛ دارای فلسفه و الگوی خاصی بود. لذا فراگیر شد و مدت زیادی ادامه یافت. یکی دیگر از مشخصات این انقلاب این بود که تنها به کوردستان محدود نماند. همهجا را فراگرفت و لذا تا آن حد گسترش یافته و ادامه پیدا کرد. از کوردستان آغاز شد اما بر آذربایجان نیز تاثیرگذار شد. به بلوچستان نیز رسید و سپس این قیام به تمام شهرهای ایران رسید. با وجود تمام سرکوب و خشونتهای دولتی، بازهم مردم عقبنشینی نکردند. رژیم ابتدا پیشبینی نمیکرد قیام تا این حد توسعه یابد و قدرت پیدا کند. نقطه قوت این قیام آن بود که در تمام عرصهها جلو رفت. هر منطقهای با همان شعار بهمیدان میآمد. هر کسی در این قیام آزادی خویش را میدید. در اغلب فعالیتها و اعتراضات خیابانی زنان در صف مقدم بودند و به مردان جسارت میدادند. وقتی زنان علیه نظام قیام کردند، تمام بخشهای جامعه نیز بهمیدان آمدند.
در این قیام؛ مدارس و دانشگاهها نیز نقش برجستهای داشتند. هزاران دانشآموز در مدارس خود به حمایت از قیام پرداختند. جوانان زیادی در این قیام شهید شدند. دهها جوان پیش از آنکه وارد اعتراضات خیابانی شوند در شبکههای الکترونیکی پیام "باید این شب ما سحر شود" را منتشر کردند و با وجود این از پیوستن به اعتراضات خودداری نکردند. مرگ را نادیده گرفته و به خیابانها ریختند. این بسیار مهم بود. اینها همه نشان میدهد که مردم چقدر آگاهند. با شعار زن زندگی آزادی، پایههای انقلاب در محل مستحکمی قرار گرفت. زیرا نه اعدام، نه مرگ، نه دستگیری و نه زندان مانع از توسعه قیام نشد. زنان با خشمی وافر، روسریهای خود را برداشتند و موی سرشان را کوتاه کردند و همه اینها قیامی علیه ماهیت رژیم حاکم بود. رژیم میخواهد زنان و همه جامعه را سرکوب نماید. سالها با یک سیاست کثیف زنان و جوانان را تحت فشار گذاشت. زنان و جوانان با شعار زن زندگی آزادی، ضربه سنگینی بر ایدئولوژی رژیم حاکم وارد ساختند.
این قیام بیدلیل روی نداد. جنبش آپویی سالهاست در روژهلات کوردستان و ایران در حال فعالیت است. بهویژه پس از سال ۱۹۹۹ و بهدنبال توطئه بینالمللی علیه رهبر آپو که در ۱۵ فوریه دستگیر شد، مردم روژهلات کوردستان از رهبر آپو دفاع کردند و یک قیام بزرگ روی داد. در سال ۱۹۹۹ جوانان بسیاری از روژهلات کوردستان و ایران به جنبش آپویی پیوستند. پژاک و کژار نیز بر این اساس و بهدنبال آن تاسیس شدند. قیام زن زندگی آزادی نیز بر اساس این دستاوردها روی داد و همان طور که در سال ۱۹۹۹ خلق کورد در روژهلات کوردستان به حمایت از رهبر آپو برخواستند، در سال ۲۰۲۲ نیز با انقلاب زن زندگی آزادی از الگو و بدیل رهبر آپو حمایت کردند. آنان زندگی آزاد، دموکراتیک و برابر را در الگوی رهبر آپو قابل تحقق یافتند. قیام با کشتن یک زن آغاز شد و سپس به قیام زنان مبدل شد.
انقلاب زن زندگی آزادی تمام مرزها را درنوردید. تبعیض جنسیتی را کنار زده و آن را زیر سوال برد. مرزهای دینی و مذهبی را نیز طی کرد. تمام مرزهای ایجادشده در جامعه توسط حکومت را کنار زد. نیروی زنان در این راستا بهمیدان آمد. بلوچستان منطقهای مانند کوردستان است که رژیم حاکم بر ایران بیشترین فشار و سرکوب و استبداد را در آنجا اعمال میکند. بهویژه زنان با کشتار و سرکوب شدید روبرویند و در بلوچستان مردسالاری بهطرزی شدید حاکم است. اما با انقلاب زن زندگی آزادی یک قیام بزرگ در این منطقه روی داد. مردان با زنان به خیابانها میرفتند و شعار زن زندگی آزادی را فریاد میزدند! اینها بسیار مهماند. این تغییرات درونی هم ممکن است. برای مردان نیز مشخص گردید که بدون آزادی زن، جامعه آزاد نمیشود و مبارزه به سرانجام نمیرسد.
بسیاری از روشنفکران ایرانی اعلام کردند که از سال ۱۹۷۹ اولین بار است که شاهد شعاری با این جذابیتند که همه را هماهنگ و متحد نموده است. آنان شعار زن زندگی آزادی را سراسری معرفی کردند. این انقلاب بزرگترین قیام قرن ۲۱ را رقم زد. این انقلاب با پیشاهنگی زنان وجود خود را در همه جهان اثبات کرد. این قیام اگر با پیشاهنگی زنان و تحت رهبری رهبر آپو و پکک روی نمیداد، احتمالا چنین گسترش نمییافت. هزاران زن ماهها در خیابان مبارزه کردند.
گذار دموکراتیک
«زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه سختی به رژیم زدند» پیمان ویان عضو هیئت هماهنگی کژار اعلام داشت که زنان با انقلاب زن زندگی آزادی ضربه خیلی سختی به رژیم زدند، انقلاب در کوردستان محدود نماند و در تمام جهان گسترده شد. 🆔 @GozarDemocratic
زنان همواره تحت ستم بوده و ضعیف دیده میشدند اما با این قیام بزرگترین گامها را برداشتند. این نیز یکی از عوامل گسترش شعار زن زندگی آزادی در جهان بود.
ادامه دارد…
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
ادامه دارد…
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها
✍ رامین گارا
🆔 @GozarDemocratic
✍ رامین گارا
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها
✍ رامین گارا
انتخابات مجلس ایران و شهر و روستا در ۱۱ اسفندماه آینده برگزار خواهد شد. در سپهر سیاسی یک کشور، برگزار انتخابات آن هم بصورت دمکراتیک و برابر برای تمامی نیروهای سیاسی، بسیار ضروری است، اما امروز در ایران به دلیل حاکمیت تندروهای فاشیست و شوونیست، انتظار برگزاری یک انتخابات دمکراتیک غیرممکن است. چهبسا اصل نظام جمهوری ولایی ایران بیمار است و دچار سرطان انحصارطلبی کامل شده و آن را با سیاست حذف غیرخودیها و نیز توسل به سرکوب و خشونت عریان انجام میدهد. این سیاست را نیز خالصسازی عنوان میکنند که توسط افراطیها با هدف کسب انحصارات قدرت و سرمایه انجام میشود. انتخابات هم در شریان این ذهنیت ضاله و سیاه رژیم صرفا بخشی از سیاست حذف جامعه و دگراندیشان میباشد. اصولگرایان که سوار بر موج این انحصارات کامل هستند، افراطیترین اشخاص را بصورت جنونآمیز و افسارگسیخته وارد میدان کردهاند و قصد دارند با جناحبازی و باندگرایی حتی درونسازمانی خود، قدرت را بصورت کامل در همه حوزههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره قبضه کنند. در طول ۴۴ سال گذشته، تمامی کابینهها، احزاب و گرایشهای مسلط باندگرایی سلطهجویانه در ایران توسط جناحهای رقیب وابسته به تنه نظام تعیین شدهاند. در چنین فضایی نباید انتظار داشت که مشارکت جمعی جامعه تبلور یابد، زیرا مردم اساسا توسط جناح افراطی اصولگرایی حذف شدهاند. فرهنگ و عقلانیت هم بخاطر این رفتار انحصارجویانه رخت بربستهاند. آنچه امروز دیده میشود، بخاطر سیاست خالصسازی و حذف دیگران، گروههای سیاسی در میدان نیستند زیرا حدف شدهاند. حتی اصلاحطلبان و اصولگرایان نرمرفتار هم که از تنه خود نظام هستند، توسط اصولگرایان افراطی حذف شدهاند. یک انتخابات در شرف برگزاری است که رقابتهای آن فقط میان باندهای درون جناح اصولگرایی انجام میگیرد و در درون آن جناح افراطیها ارجحتر از سایرین نیز شدهاند. به دلیل اینکه اصل نظام جمهوری ولایی ایران بخاطر سلب مشروعیت آن از طرف جامعه در خطر است و تهدیدات خارجی هم مدام آن را میآزارد، رفتارشان بشدت خشن و خشونتبار گشته، لذا به حذف دیگران دست زدهاند تا بقای خود را تضمین کنند.
امروز اگر از منظر یک رشته کاملا تازه مطالعاتی تحت نام «پسفولوژی» به معنای مطالعه انتخابات و رفتار رأیدهندگان، به قضیه انتخابات اسفندماه ایران بنگریم، میبینیم که چیزی از نظارت استصوابی گرفته تا ردصلاحیتها و حذف همه رقبا حتی اصلاحطلبان که از جنس خود آنها هستند، و نیز حذف مردم و شهروندان، وضعیتی پیش آمده که انتخابات نه بلکه یک جریان پرهیاهوی انتصابات از پیش تعیین شده با سردواندن جامعه و عوامفریبی، انجام خواهد گرفت. اردوگاه افراطی اصولگرایان هم موجسوار این جریان میباشد. بنابراین در چهاردهه و اندی از عمر نظام جمهوری ولایی تاکنون به اندازه امسال شاهد «حذف مشارکت سیاسی» هم در جامعه و هم در میان جناحهای خود رژیم نبودهایم. عملا فرصت انتخاب را از جامعه گرفتهاند. اصولگرایان همه مظاهر یک انتخابات عادی را هم از میان بردهاند. وقتی بصورت استصوابی و با نظارت شدید حذفگرایانه تمامی طیفهای مخالف و یا رقیب حذف شدهاند، دیگر نه نظارت بر سلوک نامزدهای انتخاباتی مهم است و ناظربودن بر روش انتخاباتی رأیدهندگان، زیرا فقط یک جناح و باند افراطی حق برندهشده دارد و این حق از پیش برایش توسط شورای نگهبان و اصولگرایان حاکم نظام، تعیین شده است. نه شخص و نه حزب و نه جریان سیاسی در یک فضای رقابتی به سر نمیبرند پس انتخاباتی وجود برگزار نخواهد شد که در آن، بروندادی به نام «رأی» وجود داشته باشد. همه آرای مردم از پیش دزدیده شدهاند.
بخاطر عملکرد حذف جامعه و رقبا از انتخابات، و تبدیل انتخابات به انتصابات از پیشتعیینشده توسط اصولگرایان و افراطیهای آن، به عینه مشاهده میکنیم که جامعه هم در یک واکنش طبیعی و برحق و متأثر از جنبش اجتماعی انقلابی ژن، ژیان، آزادی «نمیخواهد وارد فاز انتخابات شود» زیرا همه امیدهایش به تغییر از این طریق را از دست داده و به اصل نظام باور ندارد. اصولگرایان، اصلاحطلبان و میانهروها هم با صفآرایی باندهای خود و منافع کثیفشان مشغول ایجاد اردوگاههای خود و خطکشیهای انتخاباتی منفعتپرستانه خودشان هستند. رقابت مافیایی میان باندهای نظام کاری کرده که حذف رقبا توسط افراطیها این انتظار را ایجاد کند که تا روزهای نزدیک به انتخابات هم همچنان لیستهای این باندها مدام تغییر کند و بسیاری ردصلاحیت و از میدان خارج گردانده شوند.
✍ رامین گارا
انتخابات مجلس ایران و شهر و روستا در ۱۱ اسفندماه آینده برگزار خواهد شد. در سپهر سیاسی یک کشور، برگزار انتخابات آن هم بصورت دمکراتیک و برابر برای تمامی نیروهای سیاسی، بسیار ضروری است، اما امروز در ایران به دلیل حاکمیت تندروهای فاشیست و شوونیست، انتظار برگزاری یک انتخابات دمکراتیک غیرممکن است. چهبسا اصل نظام جمهوری ولایی ایران بیمار است و دچار سرطان انحصارطلبی کامل شده و آن را با سیاست حذف غیرخودیها و نیز توسل به سرکوب و خشونت عریان انجام میدهد. این سیاست را نیز خالصسازی عنوان میکنند که توسط افراطیها با هدف کسب انحصارات قدرت و سرمایه انجام میشود. انتخابات هم در شریان این ذهنیت ضاله و سیاه رژیم صرفا بخشی از سیاست حذف جامعه و دگراندیشان میباشد. اصولگرایان که سوار بر موج این انحصارات کامل هستند، افراطیترین اشخاص را بصورت جنونآمیز و افسارگسیخته وارد میدان کردهاند و قصد دارند با جناحبازی و باندگرایی حتی درونسازمانی خود، قدرت را بصورت کامل در همه حوزههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و غیره قبضه کنند. در طول ۴۴ سال گذشته، تمامی کابینهها، احزاب و گرایشهای مسلط باندگرایی سلطهجویانه در ایران توسط جناحهای رقیب وابسته به تنه نظام تعیین شدهاند. در چنین فضایی نباید انتظار داشت که مشارکت جمعی جامعه تبلور یابد، زیرا مردم اساسا توسط جناح افراطی اصولگرایی حذف شدهاند. فرهنگ و عقلانیت هم بخاطر این رفتار انحصارجویانه رخت بربستهاند. آنچه امروز دیده میشود، بخاطر سیاست خالصسازی و حذف دیگران، گروههای سیاسی در میدان نیستند زیرا حدف شدهاند. حتی اصلاحطلبان و اصولگرایان نرمرفتار هم که از تنه خود نظام هستند، توسط اصولگرایان افراطی حذف شدهاند. یک انتخابات در شرف برگزاری است که رقابتهای آن فقط میان باندهای درون جناح اصولگرایی انجام میگیرد و در درون آن جناح افراطیها ارجحتر از سایرین نیز شدهاند. به دلیل اینکه اصل نظام جمهوری ولایی ایران بخاطر سلب مشروعیت آن از طرف جامعه در خطر است و تهدیدات خارجی هم مدام آن را میآزارد، رفتارشان بشدت خشن و خشونتبار گشته، لذا به حذف دیگران دست زدهاند تا بقای خود را تضمین کنند.
امروز اگر از منظر یک رشته کاملا تازه مطالعاتی تحت نام «پسفولوژی» به معنای مطالعه انتخابات و رفتار رأیدهندگان، به قضیه انتخابات اسفندماه ایران بنگریم، میبینیم که چیزی از نظارت استصوابی گرفته تا ردصلاحیتها و حذف همه رقبا حتی اصلاحطلبان که از جنس خود آنها هستند، و نیز حذف مردم و شهروندان، وضعیتی پیش آمده که انتخابات نه بلکه یک جریان پرهیاهوی انتصابات از پیش تعیین شده با سردواندن جامعه و عوامفریبی، انجام خواهد گرفت. اردوگاه افراطی اصولگرایان هم موجسوار این جریان میباشد. بنابراین در چهاردهه و اندی از عمر نظام جمهوری ولایی تاکنون به اندازه امسال شاهد «حذف مشارکت سیاسی» هم در جامعه و هم در میان جناحهای خود رژیم نبودهایم. عملا فرصت انتخاب را از جامعه گرفتهاند. اصولگرایان همه مظاهر یک انتخابات عادی را هم از میان بردهاند. وقتی بصورت استصوابی و با نظارت شدید حذفگرایانه تمامی طیفهای مخالف و یا رقیب حذف شدهاند، دیگر نه نظارت بر سلوک نامزدهای انتخاباتی مهم است و ناظربودن بر روش انتخاباتی رأیدهندگان، زیرا فقط یک جناح و باند افراطی حق برندهشده دارد و این حق از پیش برایش توسط شورای نگهبان و اصولگرایان حاکم نظام، تعیین شده است. نه شخص و نه حزب و نه جریان سیاسی در یک فضای رقابتی به سر نمیبرند پس انتخاباتی وجود برگزار نخواهد شد که در آن، بروندادی به نام «رأی» وجود داشته باشد. همه آرای مردم از پیش دزدیده شدهاند.
بخاطر عملکرد حذف جامعه و رقبا از انتخابات، و تبدیل انتخابات به انتصابات از پیشتعیینشده توسط اصولگرایان و افراطیهای آن، به عینه مشاهده میکنیم که جامعه هم در یک واکنش طبیعی و برحق و متأثر از جنبش اجتماعی انقلابی ژن، ژیان، آزادی «نمیخواهد وارد فاز انتخابات شود» زیرا همه امیدهایش به تغییر از این طریق را از دست داده و به اصل نظام باور ندارد. اصولگرایان، اصلاحطلبان و میانهروها هم با صفآرایی باندهای خود و منافع کثیفشان مشغول ایجاد اردوگاههای خود و خطکشیهای انتخاباتی منفعتپرستانه خودشان هستند. رقابت مافیایی میان باندهای نظام کاری کرده که حذف رقبا توسط افراطیها این انتظار را ایجاد کند که تا روزهای نزدیک به انتخابات هم همچنان لیستهای این باندها مدام تغییر کند و بسیاری ردصلاحیت و از میدان خارج گردانده شوند.
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
هماکنون گفته میشود که سه اردوگاه سیاسی تحت نام «اصولگراها» ، «اصلاحطلبان» و سایر اردوگاههای احزاب کوچک وجوددارند، اما با توجه به سیاست خالصسازی، ردصلاحیتها و فقدان یک فضای دمکراتیک، مسلم است که فقط اردوگاه اصولگرایی از همه حقوق برخوردار است و سایرین تحت فشار هستند. برای نخستین بار در تاریخ نظام دیکتاتوری و فاشیستی مشاهده میکنیم که حتی اردوگاه اصولگرایان در مسایل درونسازمانی خود با هم وحدت ندارند. زیرا رقابت میان خود اصولگرایان هم براساس منافع باندهای درونی آن انجام میگیرد. تمامیتخواهی اینبار اصولگراها که جنونآمیز شده، نشان میدهد که شاید اصولگراها هم تا به اینجای کار با چند لیست وارد میدان انتخابات شوند. بنابراین همه سازوکارهای معرفی کاندیداهای به تعبیر خود آنها «اصلح» و شناساندن لیست، همه یک بازی عوامفریبانه بیش نیست. همه، نمایشی مزورانه برای کشیدن مردم به پای صندوقهای رأی است تا به افراطیها رأی بدهند. نه جامعه و نه رقبای از رمقانداخته شده اصولگرایان افراطی، هیچکدام در تبوتاب انتخاباتی نیستند. حتی اردوگاه اصلاحطلبان و اعتدالیون دیگر بخاطر اوجگیری روزافزون سیاست خالصسازی و یکدستکردن قدرت، امیدهایشان را از دست دادهاند. چهرههای شاخص هم اصلاحطلبان و هم میانهروها یکی یکی ردصلاحیت میشوند. حتی اصولگراها درنظر دارند که اجازه ندهند که حسن روحانی در انتخابات مجلس خبرگان کاندید شود. ردصلاحیتها و تغییر خودسرانه قوانین انتخابات به نفع اصولگرایان، کاری کرده که ممکن است اصلاحطلبان و اصولگرایان حتی با ایجاد ائتلاف هم قادر به کسب موفقیت نگردند. این دو جناح بالاخره تصمیم گرفتند که انتخابات را تحریم نکنند و شرکت کننند، اما با طرح پیشثبتنام که در مجلس رژیم تصویب شد، امکان حضور را از اصلاحطلبان گرفتهاند.
مسئله فوقبحرانهای زنجیرهای و دامنهدار در ایران هم خود مزید بر علت است. وقتی اینهمه بحران ساختاری و سیستماتیک در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره وجود دارد، وقتی مردم از خیابان تا زندان سرکوب، شکنجه و اعدام میشوند، دیگر انتظار برگزاری یک انتخابات سالم که در چنین نظام دیکتاتوری اصلا محلی از اعراب ندارد.
هماکنون دشمنی اصلاحطلبان و جبههپایداری بسیار عمیق است. پایداری بدنبال حذف کامل اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان با صراحت کامل اصولگرایان افراطی را به عدول از خط خمینی و اصل نظام متهم میکنند. در آن سو، اصولگرایان هم به بهانه همراهی اصلاحطلبان با دشمنان خارجی و اصلاحطلبی مخرب، آنها را حذف میکنند و با سیاست خالصسازی، سعی میکنند رقیبی در قدرت برای خود باقی نگذارند. همه اصلاحطلبان و میانهروها را از فیلتر شورای نگهبان خودساخته میگذرانند و مهرهها و چهرههای اصلی آنها را از میدان بهدر میکنند. میکوشند افراطی سطحپایین که مشهور نیستند ولی مثل موم در دستان خود آنها هستند را بعنوان کاندید به اصلاحطلبان بسیار ضعیف شده تحمیل کنند. با این طرفند مهارشان میکنند. این وسط جامعه هم بطور کلی حذف شده است و رأی آن فقط نقشی نمایشی خواهد داشت. اساسا اصولگرایان افراطی به سطح بسیار پایین مشارکت مردمی راضی هستند. همه چیز در این نظام یک بازی نمایشی است. وقتی اصلاحطلبان همذات خود را در درون نظام واحد فاشیستیشان به «غربگرایی» متهم میکنند، یک ضربه و فرار رو به جلو است. ریشه این افراطیها به «مصباح یزدی» و «انجمن حجتیه» برمیگردد که به هر ترفندی برای فریب مردم به نام اسلام دست میزنند.
جبهه پایداری بعنوان قویترین جناح اصولگرا میکوشد در همه استانها افراد نخبه و توانا را برای کاندیدکردن آنها در انتخابات مجلس اسفندماه شکار کند تا آبروی ریخته شده اصولگرایان در دو سال گذشته را جمع کند. در این دوسال اصولگرایان تمامی نخبگان و شایستگان و توانمندان متخصصان را حذف و پاسداران و نوچهخوران خود را در نهادها به کار گماردند ولی انتقادات و مخالفتها و دشمنیهای شدیدی علیه آنها صورت گرفت. باید متوجه شد که وضعیت اکنون جناحهای ایران چگونه است و شکافها و جدالها در چه حدی میباشد.
موتور محرکه اردوگاه اصولگرایی یعنی «جبهه پایداری» که بخاطر سیاست یکدستسازی و خالصسازی همه رقبا را سرکوب و از میدان بهدر کردهاند، بسیاری آنها را پیروز نهایی انتخابات ۱۱ اسفند مجلس ایران میدانند. این جبهه مافیایی رفتهرفته برنامههای انتخاباتی خود را رسانهای میکند. صادق محصولی دبیرکل جبهه پایداری است و آقاطهرانی یکی از مهرههای شیاد آن میباشد که هماکنون نماینده مجلس میباشد.
مسئله فوقبحرانهای زنجیرهای و دامنهدار در ایران هم خود مزید بر علت است. وقتی اینهمه بحران ساختاری و سیستماتیک در زمینههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و غیره وجود دارد، وقتی مردم از خیابان تا زندان سرکوب، شکنجه و اعدام میشوند، دیگر انتظار برگزاری یک انتخابات سالم که در چنین نظام دیکتاتوری اصلا محلی از اعراب ندارد.
هماکنون دشمنی اصلاحطلبان و جبههپایداری بسیار عمیق است. پایداری بدنبال حذف کامل اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان با صراحت کامل اصولگرایان افراطی را به عدول از خط خمینی و اصل نظام متهم میکنند. در آن سو، اصولگرایان هم به بهانه همراهی اصلاحطلبان با دشمنان خارجی و اصلاحطلبی مخرب، آنها را حذف میکنند و با سیاست خالصسازی، سعی میکنند رقیبی در قدرت برای خود باقی نگذارند. همه اصلاحطلبان و میانهروها را از فیلتر شورای نگهبان خودساخته میگذرانند و مهرهها و چهرههای اصلی آنها را از میدان بهدر میکنند. میکوشند افراطی سطحپایین که مشهور نیستند ولی مثل موم در دستان خود آنها هستند را بعنوان کاندید به اصلاحطلبان بسیار ضعیف شده تحمیل کنند. با این طرفند مهارشان میکنند. این وسط جامعه هم بطور کلی حذف شده است و رأی آن فقط نقشی نمایشی خواهد داشت. اساسا اصولگرایان افراطی به سطح بسیار پایین مشارکت مردمی راضی هستند. همه چیز در این نظام یک بازی نمایشی است. وقتی اصلاحطلبان همذات خود را در درون نظام واحد فاشیستیشان به «غربگرایی» متهم میکنند، یک ضربه و فرار رو به جلو است. ریشه این افراطیها به «مصباح یزدی» و «انجمن حجتیه» برمیگردد که به هر ترفندی برای فریب مردم به نام اسلام دست میزنند.
جبهه پایداری بعنوان قویترین جناح اصولگرا میکوشد در همه استانها افراد نخبه و توانا را برای کاندیدکردن آنها در انتخابات مجلس اسفندماه شکار کند تا آبروی ریخته شده اصولگرایان در دو سال گذشته را جمع کند. در این دوسال اصولگرایان تمامی نخبگان و شایستگان و توانمندان متخصصان را حذف و پاسداران و نوچهخوران خود را در نهادها به کار گماردند ولی انتقادات و مخالفتها و دشمنیهای شدیدی علیه آنها صورت گرفت. باید متوجه شد که وضعیت اکنون جناحهای ایران چگونه است و شکافها و جدالها در چه حدی میباشد.
موتور محرکه اردوگاه اصولگرایی یعنی «جبهه پایداری» که بخاطر سیاست یکدستسازی و خالصسازی همه رقبا را سرکوب و از میدان بهدر کردهاند، بسیاری آنها را پیروز نهایی انتخابات ۱۱ اسفند مجلس ایران میدانند. این جبهه مافیایی رفتهرفته برنامههای انتخاباتی خود را رسانهای میکند. صادق محصولی دبیرکل جبهه پایداری است و آقاطهرانی یکی از مهرههای شیاد آن میباشد که هماکنون نماینده مجلس میباشد.
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
اختلاف عميق جريان قاليباف با جبهه پايداري ريشههاي مختلفي دارد اما ريشه اصلي آن اختلافاتي بر سر سهم ليستها و البته سرليستي در انتخابات مجلس يازدهم است. ماجرايي كه از پيش از ايام انتخابات مجلس يازدهم شروع شده بود و پايداريها از همان زمان هم رضايتي براي سرليستي قاليباف نداشتند. اين روزها پايداريها مكررا بر مساله عدم الزام براي وحدت با ادبياتي مختلف تاكيد ميكنند؛ صادق محصولي، دبيركل جبهه پايداري با صراحت از در دستوركار قرار دادن استراتژي قديمي اين تشكل و ميراث مصباحيزدي براي پايداريها يعني اهميت «انتخاب اصلح» گفته است که منظور آنها حذف دیگران و انحصار کامل قدرت با توسل به یکدستسازی است. پس بنیان خود رژیم با این باندبازیهای درونسازمانی اصولگرایان لرزان شده و آخرین حربه آن یعنی سرکوب عریان علیه جامعه و شکنجه و زندان و اعدام علیه فعالان سیاسی و مدنی، دیگر دست آنها را رو کرده و رأی مردم را میسوزاند.
هماکنون طبق معمول، دعوای رسانهای پایداریها و تیم قالیباف ادامه دارد. همه آنها به فانتزیگرایی و خیالبافی برای انحصار کامل قدرت وسرمایه علاقه جنونآمیز دارند. شاید این اختلافات درون اردوگاه اصولگرایی از زاویه دید از خارج، شکاف محسوب نشود، اما در درون سازمانی نوعی شکاف به حساب میآید. بخاطر اینکه اصولگرایان افراطی وابسته یه اصل نظام فاشیست به وجود یک فرد انتصابشده در قدرت و نهادهای حکومتی و دولتی اعتقاد دارند و در عمل هم به آب و آتش میزنند تا آن را عملی سازند، بنابراین در آنروی دیگر سکه خالصسازی، به تعبیر خود آنها «نابگرایی» را ترویج میدهند. ناب به آن معنی که فقط یک اصولگرای افراطی دارای حق است و میتواند انتصاب شود و یا در یک انتخابات نمایشی برنده اعلام شود و از رأی مردم هم سوء استفاده ابزاری میشود. پس مشخص است که کمشکش و هوس به قدرت چقدر میان آنها که فقط خود در میدان ماندهاند، شدید است.
امروز اصولگرایان که دیگر رقبا و مخالفان خود را از میدان بیرون راندهاند، خود علیه یکدیگر به دسیسه و توطئه دست میزنند. دو جریان به نامهای «جبهه پایداری» و «شریان» از آن طیف از اصولگرایان هستند که بشدت به هم میتازند و با هم رقابت حذفگرایانه دارند. طیفی از اصولگرایان به نام شریان اخیرا در افراطیترین گروه بشدت به باند دیگر خود آنها یعنی به باند محمدباقر قالیباف بشدت میتازد. قالیباف از آن دسته از اصولگرایان است که در قوه مقننه که مجری سیاستهای «خالصسازی» است، درواقع «دیکتاتوری پارلمانی» ایجاد کرده. اصولگرایان این روزها در رقابت درونجناحی خود خصوصا در جریان رقابت میان «جبهه پایداری» و «باند قالیباف» یکدیگر را به «کودتا علیه همدیگر» متهم میکنند. چنین فضایی که توسط باندهای مخوف درونجناحی شکل گرفته، چگونه میتواند نقشی به مردم و مشارکت آنها بدهد! این بازیهای کثیف یعنی حذف بیرحمانه رأی مردم. حتی اگر ائتلافی میان خود باندهای اصولگرایان شکل گیرد، بازهم یک بازی قدرت بیش نخواهد بود.
این روزها در جریان بازی رقابت و حذف در درون جناح اصولگراها، حتی دولت هم مورد هدف قرار میگیرد. هم دولت رئیسی و دولتیها علیه قالیباف فعالیت میکنند و هم قالیبافیها علیه دولت و جبهه پایداری. پس یک بازی کثیف چندلایه و چندباندی در جریان است که حرف زدن از نقش مردم در انتخاباتی که اینها برگزار میکنند بادهواست. سهمخواهی هرکدام از این باندها چنان خوفناک است که وجود چیزی به نام جامعه و مشارکت مردمی و نیز احزاب رقیب را کاملا به فراموشی میسپارد چون آنها از نظر اصل نظام افراطی، حذفشده تلقی میگردند و موجودیتشان صرفا نمایشی و دکوری است.
اصولگرایان با این سیاست خالصسازی و خیزبرداشتن برای قبضه کامل انحصارات، یک جریان برندینگسازی برای خود به راه انداختهاند. مسلما این جریان و این بازی آخرسر ختم به خیر نخواهد شد زیرا با واکنش مردم ناراضی مواجه میشوند. اقشار و تودهها و اصناف هم که بشدت آسیبدیده میشوند، ناچار به واکنشهای جدی خواهند شد. انتخاباتی که با سیاست خالصسازی و انحصارات کامل، مهندسی میشود، هدفش فقط مهندسی اجتماعی است و مردم را بعنوان موجودیت و هویت سیاسی، له میکنند. جامعه تاحدی توان تحمل این فشار مخرب را خواهد داشت و در یک جایی مجبور به واکنش جدی خواهد بود. آنجا که اصلاحطلبان و میانهروها از سوی افراطیهای اصولگرا «ضدانقلاب» خوانده میشوند، دیگر باید چه انتظاری داشت که مردم ایران که اکثرا ناراضی هستند، اغتشاشگر خوانده نشوند و سرکوب عریان نگردند.
با توجه به شرحی که در فوق آوردیم، باید دید که چه كسي عليه چه كسي كودتا كرده و یا میخواهد کودتا کند. آنچه میان باندهای درون جناح اصولگرایان تحت نامهای «شریان، شورای وحدت، جبهه پایداری، مؤتلفه اسلامی، پیروان خطامام و رهبری و طیف قالیباف» روی میدهد، کودتای سیاسی علیه یکدیگر است.
هماکنون طبق معمول، دعوای رسانهای پایداریها و تیم قالیباف ادامه دارد. همه آنها به فانتزیگرایی و خیالبافی برای انحصار کامل قدرت وسرمایه علاقه جنونآمیز دارند. شاید این اختلافات درون اردوگاه اصولگرایی از زاویه دید از خارج، شکاف محسوب نشود، اما در درون سازمانی نوعی شکاف به حساب میآید. بخاطر اینکه اصولگرایان افراطی وابسته یه اصل نظام فاشیست به وجود یک فرد انتصابشده در قدرت و نهادهای حکومتی و دولتی اعتقاد دارند و در عمل هم به آب و آتش میزنند تا آن را عملی سازند، بنابراین در آنروی دیگر سکه خالصسازی، به تعبیر خود آنها «نابگرایی» را ترویج میدهند. ناب به آن معنی که فقط یک اصولگرای افراطی دارای حق است و میتواند انتصاب شود و یا در یک انتخابات نمایشی برنده اعلام شود و از رأی مردم هم سوء استفاده ابزاری میشود. پس مشخص است که کمشکش و هوس به قدرت چقدر میان آنها که فقط خود در میدان ماندهاند، شدید است.
امروز اصولگرایان که دیگر رقبا و مخالفان خود را از میدان بیرون راندهاند، خود علیه یکدیگر به دسیسه و توطئه دست میزنند. دو جریان به نامهای «جبهه پایداری» و «شریان» از آن طیف از اصولگرایان هستند که بشدت به هم میتازند و با هم رقابت حذفگرایانه دارند. طیفی از اصولگرایان به نام شریان اخیرا در افراطیترین گروه بشدت به باند دیگر خود آنها یعنی به باند محمدباقر قالیباف بشدت میتازد. قالیباف از آن دسته از اصولگرایان است که در قوه مقننه که مجری سیاستهای «خالصسازی» است، درواقع «دیکتاتوری پارلمانی» ایجاد کرده. اصولگرایان این روزها در رقابت درونجناحی خود خصوصا در جریان رقابت میان «جبهه پایداری» و «باند قالیباف» یکدیگر را به «کودتا علیه همدیگر» متهم میکنند. چنین فضایی که توسط باندهای مخوف درونجناحی شکل گرفته، چگونه میتواند نقشی به مردم و مشارکت آنها بدهد! این بازیهای کثیف یعنی حذف بیرحمانه رأی مردم. حتی اگر ائتلافی میان خود باندهای اصولگرایان شکل گیرد، بازهم یک بازی قدرت بیش نخواهد بود.
این روزها در جریان بازی رقابت و حذف در درون جناح اصولگراها، حتی دولت هم مورد هدف قرار میگیرد. هم دولت رئیسی و دولتیها علیه قالیباف فعالیت میکنند و هم قالیبافیها علیه دولت و جبهه پایداری. پس یک بازی کثیف چندلایه و چندباندی در جریان است که حرف زدن از نقش مردم در انتخاباتی که اینها برگزار میکنند بادهواست. سهمخواهی هرکدام از این باندها چنان خوفناک است که وجود چیزی به نام جامعه و مشارکت مردمی و نیز احزاب رقیب را کاملا به فراموشی میسپارد چون آنها از نظر اصل نظام افراطی، حذفشده تلقی میگردند و موجودیتشان صرفا نمایشی و دکوری است.
اصولگرایان با این سیاست خالصسازی و خیزبرداشتن برای قبضه کامل انحصارات، یک جریان برندینگسازی برای خود به راه انداختهاند. مسلما این جریان و این بازی آخرسر ختم به خیر نخواهد شد زیرا با واکنش مردم ناراضی مواجه میشوند. اقشار و تودهها و اصناف هم که بشدت آسیبدیده میشوند، ناچار به واکنشهای جدی خواهند شد. انتخاباتی که با سیاست خالصسازی و انحصارات کامل، مهندسی میشود، هدفش فقط مهندسی اجتماعی است و مردم را بعنوان موجودیت و هویت سیاسی، له میکنند. جامعه تاحدی توان تحمل این فشار مخرب را خواهد داشت و در یک جایی مجبور به واکنش جدی خواهد بود. آنجا که اصلاحطلبان و میانهروها از سوی افراطیهای اصولگرا «ضدانقلاب» خوانده میشوند، دیگر باید چه انتظاری داشت که مردم ایران که اکثرا ناراضی هستند، اغتشاشگر خوانده نشوند و سرکوب عریان نگردند.
با توجه به شرحی که در فوق آوردیم، باید دید که چه كسي عليه چه كسي كودتا كرده و یا میخواهد کودتا کند. آنچه میان باندهای درون جناح اصولگرایان تحت نامهای «شریان، شورای وحدت، جبهه پایداری، مؤتلفه اسلامی، پیروان خطامام و رهبری و طیف قالیباف» روی میدهد، کودتای سیاسی علیه یکدیگر است.
گذار دموکراتیک
انتخابات، کودتای سیاسی علیە جامعه و دگراندیشان و بخشی از نسلکشی فرهنگی علیه خلقها ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
درواقع صحنهآرایی باندهای درونجناحی اصولگرایان برای کودتا علیه جریان قالیباف و طرفدارانش، ماهیت اصل نظام را در برهه کنونی نشان میدهد. اینجاست که نقش مردم دیگر محلی از اعراب ندارد. جامعه کاملا حذف شده و صرفا میکوشند از آن بعنوان زینتبخش ویترین انتخابات استفاده کنند تا افکار عمومی را فریب دهند. هرکدام یک جریان قدرتطلب ایجاد کردهاند که به دیکتاتوری خودمحورانه دروننظام دست میزنند. این است واقعیت این رژیم که ملغمهای است از جریانهای قدرت بازیگر در درون یک نظام دیکتاتوری و دولتهای موازی آن.
در جامعه هم یک اتفاق عمیق بخاطر این بازیهای پلید در حال رخدادن است و آن این است که مردم به تأثیر رأی خود امید ندارد زیرا انتخابات را کاملا نمایشی میدانند. وقتی هرکدام از باندهای اصولگرایی مشغول تصاحب مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه هستند، پس هیچی برای جامعه باقی نمیماند.
در چنین دولتی که نابودی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی – فرهنگی رخداده، مقوله انتخابات کاملا منتفی است و بشدت منقضی گشته. پس اصل کار این است که به دنبال تغییر کامل ساختاری بود و نظامی دمکراتیک و خلقمحور آینده ایران را تعیین کند. تفکر اصولگرایی فراتر از یک انتخابات، به معنای تورم، فروپاشی اقتصادی، بیکاری، فقر، گرسنگی، ستم علیه خلقها و نسلکشی فرهنگی آنها و سرکوب عریان خیابان، اقشار و اصناف. اینجاست که انتخابات در چنین نظامی و کشوری هیچ فایدهای ندارد. پس آنچه روی میدهد، انتخابات نیست، فاجعه کودتا علیه جامعه است. چنین حسابو کتابهایی که در رژیم ایران فقط با سیاست سرکوب پیش میرود، چیزی به نام انتخابات را برای خلقهای تحت ستم کاملا بیمعنی میسازد و آنچه روی میدهد صرفا تداوم سیاست نسلکشی فرهنگی علیه خلقها، خصوصا خلق کورد در شرق کردستان است. پس همه خلقهای ایران لازم است فریب بازی انتخابات نمایشی رژیم را نخورند و بجای آن فقط به تداوم جنبش اجتماعی خویش با شعار ژن،، ژیان، آزادی بیاندیشند چون این تنها راه است.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
در جامعه هم یک اتفاق عمیق بخاطر این بازیهای پلید در حال رخدادن است و آن این است که مردم به تأثیر رأی خود امید ندارد زیرا انتخابات را کاملا نمایشی میدانند. وقتی هرکدام از باندهای اصولگرایی مشغول تصاحب مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه هستند، پس هیچی برای جامعه باقی نمیماند.
در چنین دولتی که نابودی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی – فرهنگی رخداده، مقوله انتخابات کاملا منتفی است و بشدت منقضی گشته. پس اصل کار این است که به دنبال تغییر کامل ساختاری بود و نظامی دمکراتیک و خلقمحور آینده ایران را تعیین کند. تفکر اصولگرایی فراتر از یک انتخابات، به معنای تورم، فروپاشی اقتصادی، بیکاری، فقر، گرسنگی، ستم علیه خلقها و نسلکشی فرهنگی آنها و سرکوب عریان خیابان، اقشار و اصناف. اینجاست که انتخابات در چنین نظامی و کشوری هیچ فایدهای ندارد. پس آنچه روی میدهد، انتخابات نیست، فاجعه کودتا علیه جامعه است. چنین حسابو کتابهایی که در رژیم ایران فقط با سیاست سرکوب پیش میرود، چیزی به نام انتخابات را برای خلقهای تحت ستم کاملا بیمعنی میسازد و آنچه روی میدهد صرفا تداوم سیاست نسلکشی فرهنگی علیه خلقها، خصوصا خلق کورد در شرق کردستان است. پس همه خلقهای ایران لازم است فریب بازی انتخابات نمایشی رژیم را نخورند و بجای آن فقط به تداوم جنبش اجتماعی خویش با شعار ژن،، ژیان، آزادی بیاندیشند چون این تنها راه است.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار 🆔 @GozarDemocratic
فواد بریتان: کودار فقط به افق پیروزی خیره است
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار
– رژیم ایران در سال ۲۰۲۳ در مقابل نارضایتیهای خلقها از سیاست خشونتبار بهره جست، این سیاستها دربقای رژیم و ادامه سیاستهای سرکوبگرانه او علیه خلقها چه تأثیری داشته است؟
فواد بریتان: سال ۲۰۲۳ سال گستردهترین تهاجم نظام فاشیست ایران به تمامی اقشار جامعه خصوصا زنان و خلقهای تحت ستم بود. به دنبال فروکشکردن خیزشهای انقلابی در زنجیره جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» فاشیسم ایران این تهاجمات گسترده را آغاز نمود و بیشترین خشونتها علیه زنان و زندانیان سیاسی صورت گرفت. افزایش شمار اعدامها در این سال حکایت از جنگ همهجانبه رژیم در همه عرصهها خصوصا زندان علیه آگاهان و آزادیخواهان جامعه دارد. جامعه و خلقها یک جنبش اجتماعی انقلابی علیه رژیم آغاز کردهاند که یک دوره از خیزشهای خیابانی را تجربه کرد و بسیاری مسایل را شفاف ساخت. امروز این جنبش اگرچه در خیابان رنگ عوض کرده و بصورت تجمعات اعتراضی اقشار و اصناف ادامه دارد و جامعه در حال تمرین ذهنیتی است، ولی نه تنها پایان نیافته، بلکه خواست و اراده جامعه برای تحول بنیادین و ساختارین در ایران اتفاقا افزایش هم یافته است. رژیم هم در مقابل جنبش اجتماعی انقلابی یک دوره سرکوب را آغاز نموده ولی هنوز به نتایج قطعی و شکست جامعه دست نیافته و خیالش راحت نیست. خیال واهی است اگر گفته شود که جنبش خلقهای ایران پس از فروکشکردن خیزشهای خیابانی، کاملا سرکوب شده و به محاق رفته است. جامعه هیچگاه به محاق نمیرود و این خصلت آن است. یک جامعه فقط با نسلکشی کامل به محاق میرود.
بنابراین رژیم فقط برای بقای خود به جنگ و خشونت و اعدام دستمیزند که یک بعد آن داخلی و بعد دیگر آن بینالمللی است. ترس از بقا، حاکمان نظام و بخش تندرو آن را دچار جنون ساخته است. سیاستهای خالصسازی و یکدستسازی را به این خاطر آغاز کردهاند چون از اقلیت بودن خود در میان جامعه هراس دارند. این خالصسازی نمیتواند اکثریت را حذف کند سرکوب میکند، خشونت بهخرج میدهد ولی قادر نیست بطور کامل همه بخشهای جامعه را تحت انقیاد درآورد. نشدنی است. پس بقایش همیشه درخطر است. اولین کسی که بقای رژیم را به خطر انداخته اتفاقا رفتار و عملکرد و ذهنیت بخش تندرو و افراطی آن است. آنها از هرگونه تغییری در راستای حتی رفتار نرم رژیم با اقشار جامعه هم جلوگیری میکنند. این شیوه افراطی به دلیل زیان بسیار زیاد به تودههای جامعه، با واکنش شدید روبرو میشود و بالاخره موجودیت این نظام را به باد خواهد داد. این واکنش اجتماعی همان حقیقت جنبش انقلابی است که آغاز شده. دیگر بازگشتی در کار نیست. بالاخره جامعه در برابر رژیم به پیروزی دست خواهد یافت. دیر یا زود این تحول تاریخی رخ خواهد داد. وقتی جامعه در حد قابل انتظاری از رژیم روی برگردانده، این رژیم دیگر مشروعیت کافی برای بقا ندارد. همه اپوزیسیون هم به این خواست و اراده جامعه تکیه میکنند، لذا بقای رژیم حفظ نشده، اصل نظام قادر به رفع خطر بقای خود نیست چون مردم تصمیم به تغییر و تحول گرفتهاند. وقتی جامعه با جنش انقلابی حکم نهایی را برای آینده نزدیک ایران صادر کرده، پس عدول از آن دیگر غیرممکن است. هماکنون داریم یک دوره انقلاب ذهنیتی شگفتانگیز را تجربه میکنیم و جامعه بشدت عوض شده است. همین تحول برای ما ، کودار خوشحال کننده است.
– نقش کودار در سال گذشته خصوصا در چارچوب انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» را چگونه ارزیابی میکنید و دستاوردهای کودار در سال گذشته برای خلق چه بودند؟ کار و فعالیتهایی کودار در سال گذشته تا چه حد توانست بر تحولات جامعه شرق کردستان و ایران تأثیر بگذارد؟
فواد بریتان: وقتی جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» شروع شد و ماهها در بطن خیابان ادامه یافت و پس از آن در بطن اجتماع رویهای هرچند نامنظم اما خاص برای تحولات ذهنیتی و فرهنی به خود گرفت، ما بسیار خوشحال شدیم. روحیه گرفتیم. زیرا بالاخره چیزی که انتظار داشتیم در جامعه جرقه زد و شروع شد. آن چیز، شروع تحولات زنجیرهای و پرابعاد جامعه در همه حوزهها است. مزنه دست ما آمد که جامعه چه میخواهد، چگونه عمل خواهد کرد، تا چه اندازه میتوان بدان تکیه کرد و چه توانایی در ایجاد تغییر و تحول دمکراتیک دارد. همه اینها روحیه عجیبی به ما، کودار داده است. میدانیم که کودار سیستم خاص جامعه برای مدیریت دمکراتیک و آزاد خارج از هرگونه انقیاد کانونهای سلطه و ستم است. این سیستم تاکنون در خاورمیانه تجربه نشده. در سال جاری هم دیدیم که در سایه خیزشهای خلقمحور، زمینههای این سیستم هموار شده است. شاید بطور کامل درک نشده، اما جامعه در حال تمرین برای پذیرش آن است.
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار
– رژیم ایران در سال ۲۰۲۳ در مقابل نارضایتیهای خلقها از سیاست خشونتبار بهره جست، این سیاستها دربقای رژیم و ادامه سیاستهای سرکوبگرانه او علیه خلقها چه تأثیری داشته است؟
فواد بریتان: سال ۲۰۲۳ سال گستردهترین تهاجم نظام فاشیست ایران به تمامی اقشار جامعه خصوصا زنان و خلقهای تحت ستم بود. به دنبال فروکشکردن خیزشهای انقلابی در زنجیره جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» فاشیسم ایران این تهاجمات گسترده را آغاز نمود و بیشترین خشونتها علیه زنان و زندانیان سیاسی صورت گرفت. افزایش شمار اعدامها در این سال حکایت از جنگ همهجانبه رژیم در همه عرصهها خصوصا زندان علیه آگاهان و آزادیخواهان جامعه دارد. جامعه و خلقها یک جنبش اجتماعی انقلابی علیه رژیم آغاز کردهاند که یک دوره از خیزشهای خیابانی را تجربه کرد و بسیاری مسایل را شفاف ساخت. امروز این جنبش اگرچه در خیابان رنگ عوض کرده و بصورت تجمعات اعتراضی اقشار و اصناف ادامه دارد و جامعه در حال تمرین ذهنیتی است، ولی نه تنها پایان نیافته، بلکه خواست و اراده جامعه برای تحول بنیادین و ساختارین در ایران اتفاقا افزایش هم یافته است. رژیم هم در مقابل جنبش اجتماعی انقلابی یک دوره سرکوب را آغاز نموده ولی هنوز به نتایج قطعی و شکست جامعه دست نیافته و خیالش راحت نیست. خیال واهی است اگر گفته شود که جنبش خلقهای ایران پس از فروکشکردن خیزشهای خیابانی، کاملا سرکوب شده و به محاق رفته است. جامعه هیچگاه به محاق نمیرود و این خصلت آن است. یک جامعه فقط با نسلکشی کامل به محاق میرود.
بنابراین رژیم فقط برای بقای خود به جنگ و خشونت و اعدام دستمیزند که یک بعد آن داخلی و بعد دیگر آن بینالمللی است. ترس از بقا، حاکمان نظام و بخش تندرو آن را دچار جنون ساخته است. سیاستهای خالصسازی و یکدستسازی را به این خاطر آغاز کردهاند چون از اقلیت بودن خود در میان جامعه هراس دارند. این خالصسازی نمیتواند اکثریت را حذف کند سرکوب میکند، خشونت بهخرج میدهد ولی قادر نیست بطور کامل همه بخشهای جامعه را تحت انقیاد درآورد. نشدنی است. پس بقایش همیشه درخطر است. اولین کسی که بقای رژیم را به خطر انداخته اتفاقا رفتار و عملکرد و ذهنیت بخش تندرو و افراطی آن است. آنها از هرگونه تغییری در راستای حتی رفتار نرم رژیم با اقشار جامعه هم جلوگیری میکنند. این شیوه افراطی به دلیل زیان بسیار زیاد به تودههای جامعه، با واکنش شدید روبرو میشود و بالاخره موجودیت این نظام را به باد خواهد داد. این واکنش اجتماعی همان حقیقت جنبش انقلابی است که آغاز شده. دیگر بازگشتی در کار نیست. بالاخره جامعه در برابر رژیم به پیروزی دست خواهد یافت. دیر یا زود این تحول تاریخی رخ خواهد داد. وقتی جامعه در حد قابل انتظاری از رژیم روی برگردانده، این رژیم دیگر مشروعیت کافی برای بقا ندارد. همه اپوزیسیون هم به این خواست و اراده جامعه تکیه میکنند، لذا بقای رژیم حفظ نشده، اصل نظام قادر به رفع خطر بقای خود نیست چون مردم تصمیم به تغییر و تحول گرفتهاند. وقتی جامعه با جنش انقلابی حکم نهایی را برای آینده نزدیک ایران صادر کرده، پس عدول از آن دیگر غیرممکن است. هماکنون داریم یک دوره انقلاب ذهنیتی شگفتانگیز را تجربه میکنیم و جامعه بشدت عوض شده است. همین تحول برای ما ، کودار خوشحال کننده است.
– نقش کودار در سال گذشته خصوصا در چارچوب انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» را چگونه ارزیابی میکنید و دستاوردهای کودار در سال گذشته برای خلق چه بودند؟ کار و فعالیتهایی کودار در سال گذشته تا چه حد توانست بر تحولات جامعه شرق کردستان و ایران تأثیر بگذارد؟
فواد بریتان: وقتی جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» شروع شد و ماهها در بطن خیابان ادامه یافت و پس از آن در بطن اجتماع رویهای هرچند نامنظم اما خاص برای تحولات ذهنیتی و فرهنی به خود گرفت، ما بسیار خوشحال شدیم. روحیه گرفتیم. زیرا بالاخره چیزی که انتظار داشتیم در جامعه جرقه زد و شروع شد. آن چیز، شروع تحولات زنجیرهای و پرابعاد جامعه در همه حوزهها است. مزنه دست ما آمد که جامعه چه میخواهد، چگونه عمل خواهد کرد، تا چه اندازه میتوان بدان تکیه کرد و چه توانایی در ایجاد تغییر و تحول دمکراتیک دارد. همه اینها روحیه عجیبی به ما، کودار داده است. میدانیم که کودار سیستم خاص جامعه برای مدیریت دمکراتیک و آزاد خارج از هرگونه انقیاد کانونهای سلطه و ستم است. این سیستم تاکنون در خاورمیانه تجربه نشده. در سال جاری هم دیدیم که در سایه خیزشهای خلقمحور، زمینههای این سیستم هموار شده است. شاید بطور کامل درک نشده، اما جامعه در حال تمرین برای پذیرش آن است.
گذار دموکراتیک
مصاحبه مجله آلترناتیو با رفیق «فواد بریتان» رئیس مشترک کودار 🆔 @GozarDemocratic
کودار هم به سهم خود در جنبش انقلابی «ژن، ژیان، آزادی» سهیم شد. بر جامعه و آگاهسازی آن تمرکز کرد. سعی کرد تا جایی که توان دارد و وظیفه او است، در جنبش بیداری یدی داشته باشد. در بسیاری حوزهها به نتایج خوبی رسیدیم و در بسیاری جاها هم هنوز ضعفهایی وجود دارد که با توجه به موانع موجود، نیازمند مبارزه بیشتر است. راهمان در این جنبش انقلابی بسیار دشوار است اما پر از شور و شعف و روحیه انقلابی میباشد. نبض میزان قدرت جامعه در جریان جنبش دستمان آمده. دیگر راهمان روشن شده و افق دیدمان وسیع گشته. این را جامعه به ما هدیه داده. ما هم در خدمت جامعه هستم و تا آخرین نفس مبارزه خواهیم کرد.
ارزشمندترین دستاورد جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی این است که جامعه را در مسیر تحول قرارداده و همه باید مدام روی آن بیاندیشند و بر آن تمرکز کنند. دیگر بعد از آغاز این جنبش، به همه یک وظیفه سپرده شده است. این جنبش همراه شده با افزایش جنگ جهانی سوم بصورت پراکنده در منطقه خاورمیانه. پس مشخص است که در کوران این جنگ، ایران هم گرفتار تلاطمهایی میشود. در این خروش منطقه خاورمیانه، جامعه ایران هم جنبش انقلابی خود را به جستجو برای یافتن نیروی اپوزیسیون پیشاهنگ و راهبر واداشته است. درواقع این جنش در انتظار یافتن فرماندهان و راهبران و پیشاهنگان خود است تا به اوج برسد. اتفاقا ضعف اپوزیسیون ایرانی در این است که قادر به پاسخگویی به این خواست جامعه و جنبش نیست. در شرق کردستان اما قضیه فرق میکند. وضعیت در هردو فوقالعاده است. همه چیز در حالت اضطراری قرارگرفته پس بدنبال فروکشکردن خیزشهای خیابانی، جنبش فروکش نکرده. جامعه در حال غلیان است و جنبوجوش اقشار و تودهها شعفآور است. روزانه چندین اعتراض دمکراتیک اقشار و اصناف شکل میگیرد. کارگران، بازنشستگان، زنان، زندانیان سیاسی، هنرمندان و روشنفکران از حوزه نقد گرفته تا اعلام موضع رادیکال فعالان و اقشار و اصناف، خواست جامعه برای تحول را میبینیم. پس نمیشود در خاورمیانه گرفتار جنگ جهانی سوم، ایرانی را تصور کنیم که نسبت به تحولات ساختاری خویش و جنبش خود بیتفاوت باشد. اتفاقا جنبش اجتماعی و انقلابی کنونی خلقهای ایران تحت شعار ژن، ژیان، آزادی چندلایه است. یک لایه در حوزه رسانه، یک لایه در حوزه روشنفکری، یک لایه در حوزه محیطزیست و نیز در حوزههای هنر، اصناف، اقشار، زنان، جوانان، دانشگاه و غیره بخوبی دیده میشوند. بنابراین غیرممکن است که یک الیت تندرو و افراطی در مرکز نظام حاکم قادر به جدال علیه چنین جامعهای باشد. به همین دلیل است که خشونت و سرکوب و اعدام از سوی زمامداران افزایش یافته است.
همه آنچه برزبان راندم نشان میدهد که در شرق کردستان جای پای کودار هم مستحکم است. اتفاقا سالها سازماندهی خلق و گسترش جنبش آگاهیبخش و آزادیخواه کودار بالاخره نتایجی امیدوار کننده دربرداشته. اینکه اولین افرادی که شعار «ژن، ژیان، آزادی» را سردادند متأثر از یک سازمان، جنبش شرق کردستان و یک اندیشه و فلسفه و پارادایم و یک ایدئولوژی رهاییبخش آن را اخذ نموده و آن را در بطن خیابان جسورانه فریاد زد، همان نتیجهبخشی است که بحث میکنم. اولین حرکتهای برحق کودار در شرق کردستان، «جنبش آگاهیبخشی» نام دارد که به دنبال آن، «جنبش سازماندهی» و «قیام» را با خود به ارمغان خواهد آورد. در همه این جنبشها هم دستاوردهایی حاصل شده هم ضعفهایی وجود دارد و هم موانع بسیارند. کودار فقط به افق پیروزی خیره است لذا موانع برایش بازدارنده نیستند. هنوز زود است که بگوییم کودار در شرق کردستان به چه چیزهایی خواهد رسید، زیرا مطابق برنامههایش بر سازماندهی خلق تمرکز دارد. افتوخیزهای کودار هم به افتوخیزهای جامعه تحولخواه در درون جنبش انقلابی گرهخورده است. کودار یک سیستم خاص جامعه است که همراه با آن بسوی اوج خیز برمیدارد و یا با فرازو نشیبها روبرو میشود. اینکه بطور کامل نتوانستهایم از فرصت جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی برای سازماندهی خلق استفاده کنیم، صادقانه جای بسی خودانتقادی است. ما اگر میگوییم در پیشگاه خلقمان راستگو و شفاف هستیم، پس این خودانتقادی را با خلوص نیت انجام دادهایم. ما جنبش انتقاد و خودانتقادی هستیم، چون بزرگمان میکندو رشد میکنیم. در قبال جنبش ژن،ژیان، آزادی هم باید اینگونه باشیم. دستاوردهایی حاصل کردهایم ولی ضعفهایی هم داشتهایم. همینکه این ضعفها در حیطه استراتژیک و برنامه نیست، جای بسی رضایت است برای ما. پس باید از این پس ضعفهایمان در حیطه تاکتیک و نحوه عملکرد را برطرف سازیم. خلقمان نیز تاکنون چنین انتظاری از ما داشته. اصل موجودیت ما بر صداقت و راستی در پیشگاه خلقمان است. دستاورد و ضعف هم بصورت دیالکتیک و توأمان فراروی هر جنبش آزادیخواهی وجود دارد، پس مهم رفع ضعفها و ارتقای دستاوردها است.
ارزشمندترین دستاورد جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی این است که جامعه را در مسیر تحول قرارداده و همه باید مدام روی آن بیاندیشند و بر آن تمرکز کنند. دیگر بعد از آغاز این جنبش، به همه یک وظیفه سپرده شده است. این جنبش همراه شده با افزایش جنگ جهانی سوم بصورت پراکنده در منطقه خاورمیانه. پس مشخص است که در کوران این جنگ، ایران هم گرفتار تلاطمهایی میشود. در این خروش منطقه خاورمیانه، جامعه ایران هم جنبش انقلابی خود را به جستجو برای یافتن نیروی اپوزیسیون پیشاهنگ و راهبر واداشته است. درواقع این جنش در انتظار یافتن فرماندهان و راهبران و پیشاهنگان خود است تا به اوج برسد. اتفاقا ضعف اپوزیسیون ایرانی در این است که قادر به پاسخگویی به این خواست جامعه و جنبش نیست. در شرق کردستان اما قضیه فرق میکند. وضعیت در هردو فوقالعاده است. همه چیز در حالت اضطراری قرارگرفته پس بدنبال فروکشکردن خیزشهای خیابانی، جنبش فروکش نکرده. جامعه در حال غلیان است و جنبوجوش اقشار و تودهها شعفآور است. روزانه چندین اعتراض دمکراتیک اقشار و اصناف شکل میگیرد. کارگران، بازنشستگان، زنان، زندانیان سیاسی، هنرمندان و روشنفکران از حوزه نقد گرفته تا اعلام موضع رادیکال فعالان و اقشار و اصناف، خواست جامعه برای تحول را میبینیم. پس نمیشود در خاورمیانه گرفتار جنگ جهانی سوم، ایرانی را تصور کنیم که نسبت به تحولات ساختاری خویش و جنبش خود بیتفاوت باشد. اتفاقا جنبش اجتماعی و انقلابی کنونی خلقهای ایران تحت شعار ژن، ژیان، آزادی چندلایه است. یک لایه در حوزه رسانه، یک لایه در حوزه روشنفکری، یک لایه در حوزه محیطزیست و نیز در حوزههای هنر، اصناف، اقشار، زنان، جوانان، دانشگاه و غیره بخوبی دیده میشوند. بنابراین غیرممکن است که یک الیت تندرو و افراطی در مرکز نظام حاکم قادر به جدال علیه چنین جامعهای باشد. به همین دلیل است که خشونت و سرکوب و اعدام از سوی زمامداران افزایش یافته است.
همه آنچه برزبان راندم نشان میدهد که در شرق کردستان جای پای کودار هم مستحکم است. اتفاقا سالها سازماندهی خلق و گسترش جنبش آگاهیبخش و آزادیخواه کودار بالاخره نتایجی امیدوار کننده دربرداشته. اینکه اولین افرادی که شعار «ژن، ژیان، آزادی» را سردادند متأثر از یک سازمان، جنبش شرق کردستان و یک اندیشه و فلسفه و پارادایم و یک ایدئولوژی رهاییبخش آن را اخذ نموده و آن را در بطن خیابان جسورانه فریاد زد، همان نتیجهبخشی است که بحث میکنم. اولین حرکتهای برحق کودار در شرق کردستان، «جنبش آگاهیبخشی» نام دارد که به دنبال آن، «جنبش سازماندهی» و «قیام» را با خود به ارمغان خواهد آورد. در همه این جنبشها هم دستاوردهایی حاصل شده هم ضعفهایی وجود دارد و هم موانع بسیارند. کودار فقط به افق پیروزی خیره است لذا موانع برایش بازدارنده نیستند. هنوز زود است که بگوییم کودار در شرق کردستان به چه چیزهایی خواهد رسید، زیرا مطابق برنامههایش بر سازماندهی خلق تمرکز دارد. افتوخیزهای کودار هم به افتوخیزهای جامعه تحولخواه در درون جنبش انقلابی گرهخورده است. کودار یک سیستم خاص جامعه است که همراه با آن بسوی اوج خیز برمیدارد و یا با فرازو نشیبها روبرو میشود. اینکه بطور کامل نتوانستهایم از فرصت جنبش انقلابی ژن، ژیان، آزادی برای سازماندهی خلق استفاده کنیم، صادقانه جای بسی خودانتقادی است. ما اگر میگوییم در پیشگاه خلقمان راستگو و شفاف هستیم، پس این خودانتقادی را با خلوص نیت انجام دادهایم. ما جنبش انتقاد و خودانتقادی هستیم، چون بزرگمان میکندو رشد میکنیم. در قبال جنبش ژن،ژیان، آزادی هم باید اینگونه باشیم. دستاوردهایی حاصل کردهایم ولی ضعفهایی هم داشتهایم. همینکه این ضعفها در حیطه استراتژیک و برنامه نیست، جای بسی رضایت است برای ما. پس باید از این پس ضعفهایمان در حیطه تاکتیک و نحوه عملکرد را برطرف سازیم. خلقمان نیز تاکنون چنین انتظاری از ما داشته. اصل موجودیت ما بر صداقت و راستی در پیشگاه خلقمان است. دستاورد و ضعف هم بصورت دیالکتیک و توأمان فراروی هر جنبش آزادیخواهی وجود دارد، پس مهم رفع ضعفها و ارتقای دستاوردها است.