نوشتههای «آنتونیو نگری» در مورد رهبر خلقکُرد، عبدالله اوجالان
کتابچه ۷
مرکز انتشارات پژاک اقدام به انتشار قریب ۲۰ کتابچه از نویسندگان و آکادمیسینهای جهان کرده که در چارچوب «ابتکارعمل بینالملل آزادی برای اوجالان» دست به قلم برده و از کمپین بینالمللی «آزادی برای اوجالان» حمایت کردهاند.
کتابچه «زندانیای که اسطوره خواهدشد» نوشته «آنتونیو نگری» که توسط مرکز انتشارات پژاک ترجمه و تدوین شده، در دسترس خوانندگان گرامی قرارگرفت.
«آنتونیو نگری» (۱۹۳۳)، جامعهشناس مارکسیست و فیلسوف سیاسی ایتالیایی است. همکاری وی با مایکل هارت در تألیف کتاب «امپراتوری» و آثارش در خصوص اسپینوزا بهترین معرف برای شناخت وی میباشد. او در پادوا چشم به جهان گشود و در زادگاهش به درجه استادی فلسفه سیاسی نائل آمد. نگری گروه «قدرت کارگر» را در سال ۱۹۶۹ بنیان نهاد و عضو رهبری «اوتونومیا اوپرالا» بود. به مثابه یکی از محبوبترین تئوریسینهای اتونومیسم، کتاب تأثیرگذار «شعور انقلابی» را منتشر کرد. وی در کنار ژاک دریدا، میشل فوکو و ژیل دلوز در دانشگاه پاریس و کالج بینالمللی فلسفه، تدریس میکرد. در بین کتابهایش، علاوه بر «امپراتوری» در انتشار کتابهای «انبوه خلق: جنگ و دمکراسی در عصور امپراتوری» و کمونوایلس» نیز با مایکل هارت همکاری نمود. نگری دو جلد نخست زندگینامه خویش را نیز منتشر کرده است.
کتابچه «زندانیای که اسطوره خواهد شد» نوشته «آنتونیو نگری» یکی از کتابچههای مجموعه «برساخت حیات آزاد: دیالوگهایی با اوجالان» میباشد که همگی این مجموعه در یک کتاب جمع شدهاند، این کتاب حاوی مجموعه مقالاتی از نویسندگان، متفکران و انقلابیون جهانی است تا در مورد افکار رهبر آپو نظرات خود را بیان دارند و فضای دیالوگ حول اندیشههای رهبر آپو شکل بگیرد. این مقالات برای نخستین بار، واکنشهای مکتوب به نوشتههای زندان رهبر آپو را گردآوری نموده و شماری از آکادمیسینها، نویسندگان و انقلابیونی را که به اندیشههای وی علاقهمند هستند یا از تفکرات وی الهام گرفتهاند، دورهم جمع کرده است.
ترجمه این مجموعه به زبانهای مختلف، تلاشی است برای گسترش و ژرفابخشی هرچهبیشتر به دیالوگ موجود. امید است که اثر حاضر دیوارهای زندان را نیز درنوردد، چراکه حصر و انزوای شدید اعمال شده بر زندان جزیره امرالی، اندک مجالی برای دیالوگ با رهبر آپو برجای نگذاشته است.
اکنون کە کمپین بینالمللی “آزادی فیزیکی برای رهبر آپو، چارەیابی مسئلەی کورد” آغاز گشتە است، ارائەی این اثر در راستای این کمپین بودە و باور داریم کە با مبارزە در همەی عرصەهای اجتماعی، و در این مورد در حوزەی کارهای تئوریک میتوان گامهای استواری برداشت.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتابچه ۷
مرکز انتشارات پژاک اقدام به انتشار قریب ۲۰ کتابچه از نویسندگان و آکادمیسینهای جهان کرده که در چارچوب «ابتکارعمل بینالملل آزادی برای اوجالان» دست به قلم برده و از کمپین بینالمللی «آزادی برای اوجالان» حمایت کردهاند.
کتابچه «زندانیای که اسطوره خواهدشد» نوشته «آنتونیو نگری» که توسط مرکز انتشارات پژاک ترجمه و تدوین شده، در دسترس خوانندگان گرامی قرارگرفت.
«آنتونیو نگری» (۱۹۳۳)، جامعهشناس مارکسیست و فیلسوف سیاسی ایتالیایی است. همکاری وی با مایکل هارت در تألیف کتاب «امپراتوری» و آثارش در خصوص اسپینوزا بهترین معرف برای شناخت وی میباشد. او در پادوا چشم به جهان گشود و در زادگاهش به درجه استادی فلسفه سیاسی نائل آمد. نگری گروه «قدرت کارگر» را در سال ۱۹۶۹ بنیان نهاد و عضو رهبری «اوتونومیا اوپرالا» بود. به مثابه یکی از محبوبترین تئوریسینهای اتونومیسم، کتاب تأثیرگذار «شعور انقلابی» را منتشر کرد. وی در کنار ژاک دریدا، میشل فوکو و ژیل دلوز در دانشگاه پاریس و کالج بینالمللی فلسفه، تدریس میکرد. در بین کتابهایش، علاوه بر «امپراتوری» در انتشار کتابهای «انبوه خلق: جنگ و دمکراسی در عصور امپراتوری» و کمونوایلس» نیز با مایکل هارت همکاری نمود. نگری دو جلد نخست زندگینامه خویش را نیز منتشر کرده است.
کتابچه «زندانیای که اسطوره خواهد شد» نوشته «آنتونیو نگری» یکی از کتابچههای مجموعه «برساخت حیات آزاد: دیالوگهایی با اوجالان» میباشد که همگی این مجموعه در یک کتاب جمع شدهاند، این کتاب حاوی مجموعه مقالاتی از نویسندگان، متفکران و انقلابیون جهانی است تا در مورد افکار رهبر آپو نظرات خود را بیان دارند و فضای دیالوگ حول اندیشههای رهبر آپو شکل بگیرد. این مقالات برای نخستین بار، واکنشهای مکتوب به نوشتههای زندان رهبر آپو را گردآوری نموده و شماری از آکادمیسینها، نویسندگان و انقلابیونی را که به اندیشههای وی علاقهمند هستند یا از تفکرات وی الهام گرفتهاند، دورهم جمع کرده است.
ترجمه این مجموعه به زبانهای مختلف، تلاشی است برای گسترش و ژرفابخشی هرچهبیشتر به دیالوگ موجود. امید است که اثر حاضر دیوارهای زندان را نیز درنوردد، چراکه حصر و انزوای شدید اعمال شده بر زندان جزیره امرالی، اندک مجالی برای دیالوگ با رهبر آپو برجای نگذاشته است.
اکنون کە کمپین بینالمللی “آزادی فیزیکی برای رهبر آپو، چارەیابی مسئلەی کورد” آغاز گشتە است، ارائەی این اثر در راستای این کمپین بودە و باور داریم کە با مبارزە در همەی عرصەهای اجتماعی، و در این مورد در حوزەی کارهای تئوریک میتوان گامهای استواری برداشت.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🟣 با شعار ژن ژیان ئازادی، پیش به سوی انقلاب زنان
#بیانیه
ما در چنان شرایطی به ٢٥ نوامبر(روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان) نزدیک می شویم که ذهنیت مردسالار همه عرصههای زندگی را به عرصههای جنگ، اشغال، کشتار و خودکشی زنان تبدیل کرده است. جنگها و درگیریهایی که هر روز شدت میگیرد و خاورمیانه را به دریاچه ی خون تبدیل کرده است، ریشه در ذهنیت مردسالار دارد. این وضعیت هر روز جان زنان و کودکان را به خطر میاندازد. نسلکشی علیه جوامع و محیطزیست و بویژه زنان و کودکان انجام میشود. زنان و کودکان بیشترین قربانیان جنگهای اشغالگری هستند که از سوی ذهنیت مردسالار و نهادهایش (نظام سرمایه داری جهانی و دولت-ملت ها) صورت میگیرند، زنانی که در نتیجه این جنگها آواره شدهاند، از سرزمین و کشور خود دور شده و با آزار و اذیت و تجاوز جنسی از سوی مردان مواجه میشوند. زنان در خیابانها فروخته میشوند، توسط باندها و تبهکاران که تحت کنترل نظام دولت-ملت هستند مورد تجاوز وحشیانه قرار میگیرند و کشته میشوند. این جنگها علیه زن و زندگی است. دلیل اساسی جنگهایی که تبهکاران سرکشی آنرا میکنند و همچنین جنگهایی که در قرهباغ، فلسطین، کوردستان و به ویژه شهر عفرین روژاوای کوردستان صورت میگیرند، نظام فاشیستی است. تروریسم و فاشیسم ملموسترین بیان حاکمیت مردسالار است. با افزایش جنگ و میلیتاریسم که منشأ خود را از نظامهای دولت-ملت میگیرد، نسلکشی بیشتر و عمیقتر زنان نیز فزونی می یابد.
مسئله آزادی زنان مسئلهایست که در همه جغرافیاها تجربه میشود و مقاومت زنان مقاومتی است که در سراسر جهان گسترش یافته است. جنگ جهانی سوم مانند جنگ پارادایمهاست. نیرو، خلق ها و بویژه زنان نمایندگان مدرنیته ی دموکراتیک هستند و تمدن تحت سلطه دولت-مرد نیز حامیان جنگ هستند. یکی از دلایلی که مردم جهان از انقلاب زنان «ژن ژیان آزادی» در سطح جهانی حمایت میکنند، صیانت از پارادیمی که بود که در برابر ذهنیت مردسالار ایستاد. قیامهای زنان در سال ٢٠٢٢ در شرق کوردستان و ایران نشاندهنده سطح رادیکال مبارزه زنان علیه نظام مرد-دولت است. رژیم ایران با سیاستهای متکی بر جنسیتگرایی و دینگرایی، کشتار زنان را ترویج میکند، کشتار زنان را در عرصه قانون و شریعت توجیه میکند و...
ادامه مطلب
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
#بیانیه
ما در چنان شرایطی به ٢٥ نوامبر(روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان) نزدیک می شویم که ذهنیت مردسالار همه عرصههای زندگی را به عرصههای جنگ، اشغال، کشتار و خودکشی زنان تبدیل کرده است. جنگها و درگیریهایی که هر روز شدت میگیرد و خاورمیانه را به دریاچه ی خون تبدیل کرده است، ریشه در ذهنیت مردسالار دارد. این وضعیت هر روز جان زنان و کودکان را به خطر میاندازد. نسلکشی علیه جوامع و محیطزیست و بویژه زنان و کودکان انجام میشود. زنان و کودکان بیشترین قربانیان جنگهای اشغالگری هستند که از سوی ذهنیت مردسالار و نهادهایش (نظام سرمایه داری جهانی و دولت-ملت ها) صورت میگیرند، زنانی که در نتیجه این جنگها آواره شدهاند، از سرزمین و کشور خود دور شده و با آزار و اذیت و تجاوز جنسی از سوی مردان مواجه میشوند. زنان در خیابانها فروخته میشوند، توسط باندها و تبهکاران که تحت کنترل نظام دولت-ملت هستند مورد تجاوز وحشیانه قرار میگیرند و کشته میشوند. این جنگها علیه زن و زندگی است. دلیل اساسی جنگهایی که تبهکاران سرکشی آنرا میکنند و همچنین جنگهایی که در قرهباغ، فلسطین، کوردستان و به ویژه شهر عفرین روژاوای کوردستان صورت میگیرند، نظام فاشیستی است. تروریسم و فاشیسم ملموسترین بیان حاکمیت مردسالار است. با افزایش جنگ و میلیتاریسم که منشأ خود را از نظامهای دولت-ملت میگیرد، نسلکشی بیشتر و عمیقتر زنان نیز فزونی می یابد.
مسئله آزادی زنان مسئلهایست که در همه جغرافیاها تجربه میشود و مقاومت زنان مقاومتی است که در سراسر جهان گسترش یافته است. جنگ جهانی سوم مانند جنگ پارادایمهاست. نیرو، خلق ها و بویژه زنان نمایندگان مدرنیته ی دموکراتیک هستند و تمدن تحت سلطه دولت-مرد نیز حامیان جنگ هستند. یکی از دلایلی که مردم جهان از انقلاب زنان «ژن ژیان آزادی» در سطح جهانی حمایت میکنند، صیانت از پارادیمی که بود که در برابر ذهنیت مردسالار ایستاد. قیامهای زنان در سال ٢٠٢٢ در شرق کوردستان و ایران نشاندهنده سطح رادیکال مبارزه زنان علیه نظام مرد-دولت است. رژیم ایران با سیاستهای متکی بر جنسیتگرایی و دینگرایی، کشتار زنان را ترویج میکند، کشتار زنان را در عرصه قانون و شریعت توجیه میکند و...
ادامه مطلب
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Telegraph
با شعار ژن ژیان ئازادی، پیش به سوی انقلاب زنان
ما در چنان شرایطی به ٢٥ نوامبر(روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان) نزدیک می شویم که ذهنیت مردسالار همه عرصههای زندگی را به عرصههای جنگ، اشغال، کشتار و خودکشی زنان تبدیل کرده است. جنگها و درگیریهایی که هر روز شدت میگیرد و خاورمیانه را به دریاچه ی خون…
گذار دموکراتیک
سهم فیلسوفان جهانی در آزادی رهبرآپو و حل مسئله کُرد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
سهم فیلسوفان جهانی در آزادی رهبرآپو و حل مسئله کُرد
✍ رامین گارا
درآمد
تعیین سومین پنجشنبه ماه نوامبر بعنوان روز جهانی فلسفه، بیانگر اهمیت وافر آن در تداوم و صیرورت فلسفه و اندیشه فلسفی در نظمدهی و جهتدهی به حیات بشری است. اساسا تفلسف (پرداختن به فلسفه) برای انسان بهمثابه یک نیاز ؛ همیشه همراه اوست و بخشی از موجودیتش میباشد. حاشاکردن پدیدهٔ تفلسف در حیاتدهی به انسان و معنادارساختن آن، به معنای تهینمودن جهان زیستی از معنویات است که تغذیه روح متعالی بشر برای عروج به مراحل والاتر معرفت را خاطرنشان میسازد. شاید این تصور و استدلال امروزه از سوی برخی از کانونهای مربوط به گروههای منفعتپرست در مسیر انحصارات افزونه قدرت و سرمایه ترویج داده شود که زمان فلسفه به سر رسیده و عصر علم در تجلی همه حیات مادی فرد خودنمایی میکند، اما اینها یک مشت سفسطه در برابر فلسفه حیات اجتماعی با هدف مهندسی آن است. مهندسی اجتماعی از سوی قدرتطلبان و زمامداران عرصه تاختوتاز سلطهگری زمانی تحقق مییابد که حیات را منهای فلسفه سازند.از این منظر به فواید فلسفه حیاتبخش رهبر آپو در راستای تبلور یک جامعه معنامند میپردازیم که جامعهشناسی آزادی را بنا نهاده.
تمدن مرکزگرا، فقر فلسفه
بیشک، در فرایند مهندسی اجتماع بدست ابرقدرتها، نخستین کار، حذف فلسفه و منطق از تمامی حیات و زیست اینجهانی انسان است. بانیان این اندیشه مخرب، میکوشند تمامی دوگانهها، اضداد و عوامل روش دیالکتیک را از میان بردارند و سرچشمههای تمامی دوآلیتهها را بخشکانند. از میان قطبهای خوبی و بدی، درستی و غلط، نیکی و زشتی، حقیقت و دروغ، روشنایی و تاریکی و همه دایکتومیها(دوقطبیها) قطب مفهومی و معنایی اخلاقمدار و ارزشساز انسانی را بردارند و یک خالصیت هولناک از موجودیت بیمعنایی و مادیت صرف را برجای بگذارند که دیگر فرد در بطن اجتماع که تحت تصرف کل قدرت و سلطهٔ انحصارگری آنها در آمده، مجال فلسفیدن و منطقگری نداشته باشد. چنین جامعهای اساسا یک جامعه عقیم شده است که انسانهای آن کاملا به تلی (توده ای)از کرمهایی که مدام برای خوراک و لذایذ خویش یورش میبرند و روی هم وول میخورند، مبدل میگردند. این بلا را اساسا بانیان «تمدن مرکزگرا» با کانونیت اروپا بر سر جامعه بشری آوردهاند. تکهتکهکردن و مجزاساختن انسان از انسان و انسان از جامعه و فرد از جمع از طریق خشکاندن چشمههای جوشان فلسفه و منطق و نابودی دوگانهها انجام میگیرد.
تمدن مرکزگرای اروپا آخرین نماینده این رویکرد بسیار خطرناک تمدن چندهزارساله سلطه و انحصارگری است که از اقتصاد گرفته تا علم و هنر و فلسفه را در منجلاب بیمایگی فروبرده و تمامی پدیدهها را به هستیهای بیارزشی که در خدمت قدرت و سرمایه درآمدهاند، تغییر ماهیت داده است. این رویه چند صدساله تمدن اروپایی که خود را با جامعهشناسی پدیدارشناسانه پوزیتیویستی، نماینده کل جهان هستی حقیقت بشری میداند امروز مسئول تمامی بحرانها و مسایل نابودکنندهٔ انسانی است. اروپا پس از ۵۰۰ سال تاختوتاز علم پوزیتیویستی و پراگماتیستی قدرتزده امروزه به مرحلهای از بحران رسیده که در شرف پسدادن تاوان آنهمه نارواییهای تمدنی خویش قراردارد. به قهقرابردن جامعه اخلاقی و سیاسی و نابودی ارزشهای دمکراتیک امروزه در این تمدن علیرغم برخی جنبههایی که خود جامعه خارج از دولت و تمدن حفظ نموده، اروپا را به مرحله کائوتیک و تغییر لاجرم رسانده. مرحلهای که در آن، جامعه از طریق جامعهشناسی پوزیتیویستی که ضدیت با فلسفه و شعور است، به لبه پرتگاه رسیده. نشاندادن این جامعه بعنوان بهشت برین و موعود که مملو از زرق و برق دروغین و فریبنده تمدن ظاهری است، نوعی فلسفه شارلاتانیسم را برای بانیان آن خلق نموده که بعنوان قویترین ابزار سرکوب علیه گروههای آزاد انسانی بکار برده میشود.
بنابراین فلسفه در جهان امروز تنها منبع شناخت صحیح و منطقی است که میتواند با احیای راستین خویش به داد بشریت برسد و آن را از ید قدرت سیاه نظام سرمایهداری نجات دهد. سرمایهداری به معنای نفی فلسفه و نابودی شناخت در وجود انسان و بیبصیرت نمودنش است. جهان قدرتزده و اسیر سلطه انحصارات انحصارگران هیولاوار، با دست خود عامدانه نابودی فلسفه و منطق را رقم زد و یا شدیدا به انحراف برد. هدف آن جهان این بوده و هست که انسانی با اندیشه «لاادریگری(نمیدانم چیست!)» خلق نماید تا نتواند در مواقع کائوتیک علیه او برشورد و از خاکستر حقیقت خود ققنوسوار برخیزد. تنها عامل دسترسی انسان به شناخت، یعنی فلسفه را از میانبردند تا انسانی باقیبماند که صرفا مصرفکننده انبوه کالاهای آنها شود و روزی ؛ فلکزده و عقیمشده از دنیا برود.
✍ رامین گارا
درآمد
تعیین سومین پنجشنبه ماه نوامبر بعنوان روز جهانی فلسفه، بیانگر اهمیت وافر آن در تداوم و صیرورت فلسفه و اندیشه فلسفی در نظمدهی و جهتدهی به حیات بشری است. اساسا تفلسف (پرداختن به فلسفه) برای انسان بهمثابه یک نیاز ؛ همیشه همراه اوست و بخشی از موجودیتش میباشد. حاشاکردن پدیدهٔ تفلسف در حیاتدهی به انسان و معنادارساختن آن، به معنای تهینمودن جهان زیستی از معنویات است که تغذیه روح متعالی بشر برای عروج به مراحل والاتر معرفت را خاطرنشان میسازد. شاید این تصور و استدلال امروزه از سوی برخی از کانونهای مربوط به گروههای منفعتپرست در مسیر انحصارات افزونه قدرت و سرمایه ترویج داده شود که زمان فلسفه به سر رسیده و عصر علم در تجلی همه حیات مادی فرد خودنمایی میکند، اما اینها یک مشت سفسطه در برابر فلسفه حیات اجتماعی با هدف مهندسی آن است. مهندسی اجتماعی از سوی قدرتطلبان و زمامداران عرصه تاختوتاز سلطهگری زمانی تحقق مییابد که حیات را منهای فلسفه سازند.از این منظر به فواید فلسفه حیاتبخش رهبر آپو در راستای تبلور یک جامعه معنامند میپردازیم که جامعهشناسی آزادی را بنا نهاده.
تمدن مرکزگرا، فقر فلسفه
بیشک، در فرایند مهندسی اجتماع بدست ابرقدرتها، نخستین کار، حذف فلسفه و منطق از تمامی حیات و زیست اینجهانی انسان است. بانیان این اندیشه مخرب، میکوشند تمامی دوگانهها، اضداد و عوامل روش دیالکتیک را از میان بردارند و سرچشمههای تمامی دوآلیتهها را بخشکانند. از میان قطبهای خوبی و بدی، درستی و غلط، نیکی و زشتی، حقیقت و دروغ، روشنایی و تاریکی و همه دایکتومیها(دوقطبیها) قطب مفهومی و معنایی اخلاقمدار و ارزشساز انسانی را بردارند و یک خالصیت هولناک از موجودیت بیمعنایی و مادیت صرف را برجای بگذارند که دیگر فرد در بطن اجتماع که تحت تصرف کل قدرت و سلطهٔ انحصارگری آنها در آمده، مجال فلسفیدن و منطقگری نداشته باشد. چنین جامعهای اساسا یک جامعه عقیم شده است که انسانهای آن کاملا به تلی (توده ای)از کرمهایی که مدام برای خوراک و لذایذ خویش یورش میبرند و روی هم وول میخورند، مبدل میگردند. این بلا را اساسا بانیان «تمدن مرکزگرا» با کانونیت اروپا بر سر جامعه بشری آوردهاند. تکهتکهکردن و مجزاساختن انسان از انسان و انسان از جامعه و فرد از جمع از طریق خشکاندن چشمههای جوشان فلسفه و منطق و نابودی دوگانهها انجام میگیرد.
تمدن مرکزگرای اروپا آخرین نماینده این رویکرد بسیار خطرناک تمدن چندهزارساله سلطه و انحصارگری است که از اقتصاد گرفته تا علم و هنر و فلسفه را در منجلاب بیمایگی فروبرده و تمامی پدیدهها را به هستیهای بیارزشی که در خدمت قدرت و سرمایه درآمدهاند، تغییر ماهیت داده است. این رویه چند صدساله تمدن اروپایی که خود را با جامعهشناسی پدیدارشناسانه پوزیتیویستی، نماینده کل جهان هستی حقیقت بشری میداند امروز مسئول تمامی بحرانها و مسایل نابودکنندهٔ انسانی است. اروپا پس از ۵۰۰ سال تاختوتاز علم پوزیتیویستی و پراگماتیستی قدرتزده امروزه به مرحلهای از بحران رسیده که در شرف پسدادن تاوان آنهمه نارواییهای تمدنی خویش قراردارد. به قهقرابردن جامعه اخلاقی و سیاسی و نابودی ارزشهای دمکراتیک امروزه در این تمدن علیرغم برخی جنبههایی که خود جامعه خارج از دولت و تمدن حفظ نموده، اروپا را به مرحله کائوتیک و تغییر لاجرم رسانده. مرحلهای که در آن، جامعه از طریق جامعهشناسی پوزیتیویستی که ضدیت با فلسفه و شعور است، به لبه پرتگاه رسیده. نشاندادن این جامعه بعنوان بهشت برین و موعود که مملو از زرق و برق دروغین و فریبنده تمدن ظاهری است، نوعی فلسفه شارلاتانیسم را برای بانیان آن خلق نموده که بعنوان قویترین ابزار سرکوب علیه گروههای آزاد انسانی بکار برده میشود.
بنابراین فلسفه در جهان امروز تنها منبع شناخت صحیح و منطقی است که میتواند با احیای راستین خویش به داد بشریت برسد و آن را از ید قدرت سیاه نظام سرمایهداری نجات دهد. سرمایهداری به معنای نفی فلسفه و نابودی شناخت در وجود انسان و بیبصیرت نمودنش است. جهان قدرتزده و اسیر سلطه انحصارات انحصارگران هیولاوار، با دست خود عامدانه نابودی فلسفه و منطق را رقم زد و یا شدیدا به انحراف برد. هدف آن جهان این بوده و هست که انسانی با اندیشه «لاادریگری(نمیدانم چیست!)» خلق نماید تا نتواند در مواقع کائوتیک علیه او برشورد و از خاکستر حقیقت خود ققنوسوار برخیزد. تنها عامل دسترسی انسان به شناخت، یعنی فلسفه را از میانبردند تا انسانی باقیبماند که صرفا مصرفکننده انبوه کالاهای آنها شود و روزی ؛ فلکزده و عقیمشده از دنیا برود.
گذار دموکراتیک
سهم فیلسوفان جهانی در آزادی رهبرآپو و حل مسئله کُرد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
رقمزدن چنین سرنوشتی برای انسان تنها رهاورد تمدن نظام سرمایهداری ۵۰۰ ساله است که بجای فلسفه و منطق و علم انسانی، فلسفه و منطق و علم خاص خود تحت عناوین پراگماتیسم و پوزیتیویسم را برساخته است که رهبر آپو فیلسوفانه علیه آن شوریدند.
همگام و همراستا و هممعناساختن فلسفه حقیقی با فلسفه مادیگری هوسانگیز قدرت و سرمایه تمدن مرکزگرا اساسا نخستین گام در شروع کار زمامداران آن بود. امروز در اوج چنین انحرافی از شناخت و معرفت و آگاهی قرارداریم که انسان را از حوزه معنوی دورساخته و با مادیت صرف مشغول گردانده. بنابراین در آخرین مرحله از تمدن سرمایهداری و مرکزگرا قرارداریم که تمامی معناها و موضوعات فلسفه در حوزه علم و شناخت خاص آن نظام به معضل و مسئله لاینحل مبدل گشته و خروج از بنبستها را ناممکن ساخته است.
امروز عصر و هزاره نوینی آغاز شده که تنها فیلسوفان واقعی میتوانند با ظهور شورانگیز خویش بیمحابا و جسورانه جامهٔ تمدن منحوس سرمایهداری را بدرند و ظهوری جانانه در بزنگاه تغییر جهان رقم بزنند.
قطعا در مرحلهٔ آخر نظام که به امپریالیسم با رویهٔ گلوبالیستی کامل رسیده، قرارداریم و دوره محشر و آرمگدون تمدن است. نیاز تغییر از بطن و درون همین تمدن تعیین میکند که تغییرو تحول در ذهنیت از راه فلسفه و منطق تنها راه حل صحیح است. از علم گرفته تا انسان در بیمعنایی دستوپا میزنند. راه برونرفت ؛ اندیشدن، کردار و گفتار صحیح اجتماعی و جامعهشناسانه براساس یک رویکرد صحیح پارادایمی میباشد. قطعا سهم رهبر آپو در به ارمغانآوردن پارادایم «جامعه دمکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» همان نیاز امروزین جوامع انسانی و جهانی میباشد. همانگونه که طبیعت سهگانه «زیستبوم، جامعه انسانی و زن» هر سه در بحران ناشی از انحصارات فناکنندهٔ نظام سرمایهداری بسر میبرند، لازم است که در مسیر تحولات هزاران ساله تاریخی، باردیگر تمدنی بجای تمدن موجود ظهور کند تا بشریت به رهایی برسد. نیازهای برونرفت از عقیمشدن فلسفه را امروز خود جوامع درون تمدن اروپایی تعیینکردهاند. غرقشدن محیطزیست در بحران و جامعه انسانی در باطلاق تمدن یک خروجی داشته و آن، به فنارفتن هویت و موجودیت و آزادیهای زنان است. قدرمسلم اگر جوامع در برابر کانونهای گروههای سلطهگر و انحصارطلب سرمایهداری نیروی مبارزه را نیابند، بصورت دیالکتیک، تمامی بحرانهای محیطزیستی به تنهایی کفاف نابودی نظام سرمایهداری را میکند. سوای این بحرانهای زیستمحیطی، بحرانهای جوامع و مسئله زن، کار را برای تمدن سختتر کرده است.
انسان ؛ امروزه بدون شناخت قادر به برونرفت از این مخمصه نیست و این مخمصه و مسئله تمدن امروز با محوریت اروپا، صرفا محدود به دوران معاصر نیست و ریشه در تاریخ بیش از پنج هزار سال انحراف دارد. بسیاری فیلسوفان و رهبران در اعصار متفاوت برای حل بحرانها و انحرافات بشری کوشیدند و دستاوردهای ناقص و ناکافی به دست آوردند. جوامع به سعادت و عدالت دست نیازیدند و امروز در اوج کائوسی قرارداریم که نمونه آن در تاریخ دیده نشده است. پس نتیجه میگیریم که راهکارها و فلسفیدن و علمگرایی و منطق و روش فیلسوفان و رهبران دارای نقایص عمده بوده به همین دلیل به صخره هزیمت خوردهاند. همچنین علاوهکردن اندیشههای جعلی پدیدهٔ دولت بعنوان نماد سلطه و سرمایه، این لاینحلی را معضلسازتر ساخته است. خود اروپا در دوره یونان باستان به بنبست رسید، در قرون وسطی به تاریکی فرورفت و در دورن تمدن سرمایهداری به قهقرا درافتاد. خاورمیانه نیز بعنوان کانون فرزانگی و فرهنگ متجلی بشری که دستاوردهایی بس عظیم داشته، بخاطر اسارت در چنگال دگماتیسم شرقی و فقر فلسفه و علم و منطق در منجلاب فرورفته است.
فلسفه و پارادایم رهبرآپو
بنابراین ظهور رهبر آپو در دورهای که بشریت در بنبست خطرناک قراردارد و درحالی که سوسیالیسم و دمکراسی بر اثر امواج پرتلاطم سرمایهداری به کرانههای دورافتاده و فراموششده جوامع رانده شدهاند، بر اساس نیاز انسانیت به وی صورت گرفته است. سوسیالیسم به معنای ارزش موجودی اجتماعات بشری در برابر تمدنهای انحرافی میباشد. دمکراسی بدن و سوسیالیسم روح آن میباشد. هرگز نمیتوان به بهانهٔ فردیت مفهومی مجزا و بیگانه از فرد انسان ساخت و با توسل به آن به جنگ با اجتماعیبودن یا سوسیالیستیبودن انسان رفت. پس جمعبستن سرمایهداری با انسانیت و اجتماعیت هماناندازه بیمعنی و حتی خطرناک است که روشنایی با تاریکی . ظهور رهبر آپو درست زمانی صورت گرفته که جوامع انسانی بخاطر سلطه سرمایهداری در اوج بحرانها بسرمیبرند. جامعه، محیطزیست و زن در معرض بزرگترین مخاطرات ناشی از امپریالیسم گلوبالیستی قراردارند و خاورمیانه بیش از سایر نقاط جهان درگیر جنگها و بحرانهای هولناک آن گشته است.
همگام و همراستا و هممعناساختن فلسفه حقیقی با فلسفه مادیگری هوسانگیز قدرت و سرمایه تمدن مرکزگرا اساسا نخستین گام در شروع کار زمامداران آن بود. امروز در اوج چنین انحرافی از شناخت و معرفت و آگاهی قرارداریم که انسان را از حوزه معنوی دورساخته و با مادیت صرف مشغول گردانده. بنابراین در آخرین مرحله از تمدن سرمایهداری و مرکزگرا قرارداریم که تمامی معناها و موضوعات فلسفه در حوزه علم و شناخت خاص آن نظام به معضل و مسئله لاینحل مبدل گشته و خروج از بنبستها را ناممکن ساخته است.
امروز عصر و هزاره نوینی آغاز شده که تنها فیلسوفان واقعی میتوانند با ظهور شورانگیز خویش بیمحابا و جسورانه جامهٔ تمدن منحوس سرمایهداری را بدرند و ظهوری جانانه در بزنگاه تغییر جهان رقم بزنند.
قطعا در مرحلهٔ آخر نظام که به امپریالیسم با رویهٔ گلوبالیستی کامل رسیده، قرارداریم و دوره محشر و آرمگدون تمدن است. نیاز تغییر از بطن و درون همین تمدن تعیین میکند که تغییرو تحول در ذهنیت از راه فلسفه و منطق تنها راه حل صحیح است. از علم گرفته تا انسان در بیمعنایی دستوپا میزنند. راه برونرفت ؛ اندیشدن، کردار و گفتار صحیح اجتماعی و جامعهشناسانه براساس یک رویکرد صحیح پارادایمی میباشد. قطعا سهم رهبر آپو در به ارمغانآوردن پارادایم «جامعه دمکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» همان نیاز امروزین جوامع انسانی و جهانی میباشد. همانگونه که طبیعت سهگانه «زیستبوم، جامعه انسانی و زن» هر سه در بحران ناشی از انحصارات فناکنندهٔ نظام سرمایهداری بسر میبرند، لازم است که در مسیر تحولات هزاران ساله تاریخی، باردیگر تمدنی بجای تمدن موجود ظهور کند تا بشریت به رهایی برسد. نیازهای برونرفت از عقیمشدن فلسفه را امروز خود جوامع درون تمدن اروپایی تعیینکردهاند. غرقشدن محیطزیست در بحران و جامعه انسانی در باطلاق تمدن یک خروجی داشته و آن، به فنارفتن هویت و موجودیت و آزادیهای زنان است. قدرمسلم اگر جوامع در برابر کانونهای گروههای سلطهگر و انحصارطلب سرمایهداری نیروی مبارزه را نیابند، بصورت دیالکتیک، تمامی بحرانهای محیطزیستی به تنهایی کفاف نابودی نظام سرمایهداری را میکند. سوای این بحرانهای زیستمحیطی، بحرانهای جوامع و مسئله زن، کار را برای تمدن سختتر کرده است.
انسان ؛ امروزه بدون شناخت قادر به برونرفت از این مخمصه نیست و این مخمصه و مسئله تمدن امروز با محوریت اروپا، صرفا محدود به دوران معاصر نیست و ریشه در تاریخ بیش از پنج هزار سال انحراف دارد. بسیاری فیلسوفان و رهبران در اعصار متفاوت برای حل بحرانها و انحرافات بشری کوشیدند و دستاوردهای ناقص و ناکافی به دست آوردند. جوامع به سعادت و عدالت دست نیازیدند و امروز در اوج کائوسی قرارداریم که نمونه آن در تاریخ دیده نشده است. پس نتیجه میگیریم که راهکارها و فلسفیدن و علمگرایی و منطق و روش فیلسوفان و رهبران دارای نقایص عمده بوده به همین دلیل به صخره هزیمت خوردهاند. همچنین علاوهکردن اندیشههای جعلی پدیدهٔ دولت بعنوان نماد سلطه و سرمایه، این لاینحلی را معضلسازتر ساخته است. خود اروپا در دوره یونان باستان به بنبست رسید، در قرون وسطی به تاریکی فرورفت و در دورن تمدن سرمایهداری به قهقرا درافتاد. خاورمیانه نیز بعنوان کانون فرزانگی و فرهنگ متجلی بشری که دستاوردهایی بس عظیم داشته، بخاطر اسارت در چنگال دگماتیسم شرقی و فقر فلسفه و علم و منطق در منجلاب فرورفته است.
فلسفه و پارادایم رهبرآپو
بنابراین ظهور رهبر آپو در دورهای که بشریت در بنبست خطرناک قراردارد و درحالی که سوسیالیسم و دمکراسی بر اثر امواج پرتلاطم سرمایهداری به کرانههای دورافتاده و فراموششده جوامع رانده شدهاند، بر اساس نیاز انسانیت به وی صورت گرفته است. سوسیالیسم به معنای ارزش موجودی اجتماعات بشری در برابر تمدنهای انحرافی میباشد. دمکراسی بدن و سوسیالیسم روح آن میباشد. هرگز نمیتوان به بهانهٔ فردیت مفهومی مجزا و بیگانه از فرد انسان ساخت و با توسل به آن به جنگ با اجتماعیبودن یا سوسیالیستیبودن انسان رفت. پس جمعبستن سرمایهداری با انسانیت و اجتماعیت هماناندازه بیمعنی و حتی خطرناک است که روشنایی با تاریکی . ظهور رهبر آپو درست زمانی صورت گرفته که جوامع انسانی بخاطر سلطه سرمایهداری در اوج بحرانها بسرمیبرند. جامعه، محیطزیست و زن در معرض بزرگترین مخاطرات ناشی از امپریالیسم گلوبالیستی قراردارند و خاورمیانه بیش از سایر نقاط جهان درگیر جنگها و بحرانهای هولناک آن گشته است.
گذار دموکراتیک
سهم فیلسوفان جهانی در آزادی رهبرآپو و حل مسئله کُرد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
کردستان نیز فراتر از تمامی مسایل خلقهای جهان، حتی حادتر از مسئلهٔ فلسطین مرکز خاورمیانهٔ بحرانزده است. درواقع تمدن ۵۰۰ ساله اروپایی در خاورمیانه دچار فروپاشی بزرگ شده. بانیان و بازیگران عرصه تمدن نیز همه در بهوجودآوردن مسئله کُرد دست دارند و خود همان دولتهای بازیگر هژمونیک هم ازقضا در به اسارتگرفتن رهبر آپو دست دارند. یگانه راه رهبرآپو برای برونرفت از این بحرانهای تحمیلشده، پناهبردن به حقیقیترین افکار انسانی، یعنی فلسفه و منطق و روش صحیح بوده و هست. وضع صحیحترین، نیکترین و زیباترین پارادایم بر بنیان فلسفه آزادی و با توسل به مفاهیم دمکراسی حقیقی، یگانه راهی بوده که رهبر آپو بدان رسیده اند. جز این؛ راهی برای رهایی و رستگاری جوامع خاورمیانه باقی نمانده است. حتی ترک خاورمیانه و بجاگذاشتن کامل آن از سوی هژمونیهای آمریکا – اروپایی هم دیگر برای خود آنها مقدور نیست. کاملا در اوج، درگیرِ تمامی بحرانها و جنگهای منطقه هستند. گریز اروپا و آمریکا از این مخمصهای که خود بانی و باعث آن هستند، غیرممکن است. گریز موجب نابودی است و تداوم بحران موجب غرقشدگی.
رهیافتهای واقعی را امروزه در کوران بحران و جنگ بیپایان و بیهوده تمدن موجود، رهبر آپو ارایه داده است. وضع فلسفهٔ آزادی بر نمط نیکترین پارادایم و ایدئولوژی و صحیحترین منطق و روش حتی با وجود هزاران فیلسوف و متفکر غربی کار تمدنهای اروپایی و آمریکایی نیست، اگر هم هست، دیگر کانون تمدن جدید و جایگزین نخواهند بود. تمدن دمکراتیک با هدف جایگزینشدن بجای تمدن مرکزگرای سرمایهداری منتظر منطقهای بکر از جهان و خلقی آزادیخواه با فکر و فلسفه و منطق و پارادایمی نوین است. تمدن اروپایی و آمریکای دیگر به مراحل پیری خود رسیده و این توهم که از سال ۱۹۹۰ پس از فروپاشی سوسیالیسم رئال یکهتاز جهان شدهاند و آخرین پیامبر هستند، همچون حبابی پوچ بر سر خود آنها در اوج ناباوری و بهت و حیرت ترکیده است. تمدن دمکراتیک نوین در جهانی کاملا بکر و دستنخورده ظهور خواهد کرد. بکربودن و دارابودن شرایط و لیاقت برای گهوارگی تمدن نوین به داشتن فلسفه و پارادایم نوین بستگی دارد. سرمایهداری اصلا کوچکترین مجال را به آزادیخواهان جوامع خویش در درون نظام شدیدا مسلط خود نمیدهد. تمامی آرگومنتها اثبات کردهاند که حتی چین و کوبا هم با داعیه طلایهداری برای سوسیالیسم خودخوانده و ارتجاعی و انحرافیشان نمیتوانند گهوارگی تمدن نوین را بکنند.
کردستان، گهواره تمدن نوین
قطعا شانس کردستان برای مبدلشدن به مهد تمدن دمکراتیک جهانی به موجب برخورداری از فلسفه و پارادایم نوین که رهبر آپو به ارمغان آورده، ولو در حین مواجهه با بزرگترین نسلکشی فرهنگی حتی بیشتر از کشور چین است که با نئولیبرالیسم و پوشیدن لباس مبدل آمریکا – اروپا در توهم و خیال واهی مبدلشدن به گهواره جدید تمدن بسر میبرد. امروز بحرانیترین منطقه در جهان، خاورمیانه و کانونیترین نقطه نیز کردستان است. بزرگترین ظلمها و جنگها و نسلکشیها در کردستان صورت گرفته. هنوز هم بعنوان کانون اصلی جنگ جهانی سوم این جایگاه خویش را حفظ نموده. ولی به دنبال صدسال جنگ و نسلکشی، پس از ظهور رهبر آپو همین معضلدارترین نقطه جهان فقط و فقط بخاطر وجود رهبر آپو، بزرگترین و ارزشمندترین فلسفه و پارادایم و ایدئولوژی و نیز گرانقدرترین رهروان آن، گریلا و دارابودن فداکارترین خلق یعنی خلق کُرد، بازهم بیش از سایر کشورها و دولتهای جهان شانس مبدلشدن به گهواره تمدن دمکراتیک را دارد. اینها هیچوقت ادعا و فکت نیست، بلکه یک «وضعیت» کاملا عیان و شفاف است. هرچند تمامی واقفان از آن حاشا میکنند، اما این خصایص کردستان به یک حقیقت جهانی مبدل شده. پیروزی کردستان را فلسفه و مبارزه آن تعیین میکند نه شانس و یا اجازه از سوی هژمونیهای متجاوز. تعیینکننده این شانس نیز خلقکُرد در درجه نخست و حمایتهای بیشائبهٔ خلقهای خاورمیانه است. خلقهای خاورمیانه و روشنفکران و آزادیخواهانه واقعی هم نمیتوانند از این واقعیتها و ارزشهای کردستان به یمن ظهور رهبر آپو و رنجهای هزاران رهرو مبارز، چشمپوشی کنند. وقتی رهبر آپو پس از فروپاشی رئال سوسیالیسم یا همان مذهب چپ سرمایهداری، به کانون بالندگی و زندهماندن سوسیالیسم مبدل گشت و صحیحترین فلسفه، پارادایم و روش را وضع نموده، نشانههای بارز تمدن نوین آن میباشند.
از جمله آن نشانهها این است که: رهبر آپو در زمینه رستگاری جامعه انسانی حتی از سطح علم و جامعهشناسی موجود اروپا – آمریکای بحرانزده گذار نموده و فراتر از آن، گذار از مارکس نیز بعنوان موجد حقیقیترین جامعهشناسی، عینیت یافته است. رهبر آپو به مارکس رشدیافتهتر از مارکس مبدل شده. فراتر از این، گذاری فلسفی و پارادایمی تا لحظه حال دیده نشده است.
رهیافتهای واقعی را امروزه در کوران بحران و جنگ بیپایان و بیهوده تمدن موجود، رهبر آپو ارایه داده است. وضع فلسفهٔ آزادی بر نمط نیکترین پارادایم و ایدئولوژی و صحیحترین منطق و روش حتی با وجود هزاران فیلسوف و متفکر غربی کار تمدنهای اروپایی و آمریکایی نیست، اگر هم هست، دیگر کانون تمدن جدید و جایگزین نخواهند بود. تمدن دمکراتیک با هدف جایگزینشدن بجای تمدن مرکزگرای سرمایهداری منتظر منطقهای بکر از جهان و خلقی آزادیخواه با فکر و فلسفه و منطق و پارادایمی نوین است. تمدن اروپایی و آمریکای دیگر به مراحل پیری خود رسیده و این توهم که از سال ۱۹۹۰ پس از فروپاشی سوسیالیسم رئال یکهتاز جهان شدهاند و آخرین پیامبر هستند، همچون حبابی پوچ بر سر خود آنها در اوج ناباوری و بهت و حیرت ترکیده است. تمدن دمکراتیک نوین در جهانی کاملا بکر و دستنخورده ظهور خواهد کرد. بکربودن و دارابودن شرایط و لیاقت برای گهوارگی تمدن نوین به داشتن فلسفه و پارادایم نوین بستگی دارد. سرمایهداری اصلا کوچکترین مجال را به آزادیخواهان جوامع خویش در درون نظام شدیدا مسلط خود نمیدهد. تمامی آرگومنتها اثبات کردهاند که حتی چین و کوبا هم با داعیه طلایهداری برای سوسیالیسم خودخوانده و ارتجاعی و انحرافیشان نمیتوانند گهوارگی تمدن نوین را بکنند.
کردستان، گهواره تمدن نوین
قطعا شانس کردستان برای مبدلشدن به مهد تمدن دمکراتیک جهانی به موجب برخورداری از فلسفه و پارادایم نوین که رهبر آپو به ارمغان آورده، ولو در حین مواجهه با بزرگترین نسلکشی فرهنگی حتی بیشتر از کشور چین است که با نئولیبرالیسم و پوشیدن لباس مبدل آمریکا – اروپا در توهم و خیال واهی مبدلشدن به گهواره جدید تمدن بسر میبرد. امروز بحرانیترین منطقه در جهان، خاورمیانه و کانونیترین نقطه نیز کردستان است. بزرگترین ظلمها و جنگها و نسلکشیها در کردستان صورت گرفته. هنوز هم بعنوان کانون اصلی جنگ جهانی سوم این جایگاه خویش را حفظ نموده. ولی به دنبال صدسال جنگ و نسلکشی، پس از ظهور رهبر آپو همین معضلدارترین نقطه جهان فقط و فقط بخاطر وجود رهبر آپو، بزرگترین و ارزشمندترین فلسفه و پارادایم و ایدئولوژی و نیز گرانقدرترین رهروان آن، گریلا و دارابودن فداکارترین خلق یعنی خلق کُرد، بازهم بیش از سایر کشورها و دولتهای جهان شانس مبدلشدن به گهواره تمدن دمکراتیک را دارد. اینها هیچوقت ادعا و فکت نیست، بلکه یک «وضعیت» کاملا عیان و شفاف است. هرچند تمامی واقفان از آن حاشا میکنند، اما این خصایص کردستان به یک حقیقت جهانی مبدل شده. پیروزی کردستان را فلسفه و مبارزه آن تعیین میکند نه شانس و یا اجازه از سوی هژمونیهای متجاوز. تعیینکننده این شانس نیز خلقکُرد در درجه نخست و حمایتهای بیشائبهٔ خلقهای خاورمیانه است. خلقهای خاورمیانه و روشنفکران و آزادیخواهانه واقعی هم نمیتوانند از این واقعیتها و ارزشهای کردستان به یمن ظهور رهبر آپو و رنجهای هزاران رهرو مبارز، چشمپوشی کنند. وقتی رهبر آپو پس از فروپاشی رئال سوسیالیسم یا همان مذهب چپ سرمایهداری، به کانون بالندگی و زندهماندن سوسیالیسم مبدل گشت و صحیحترین فلسفه، پارادایم و روش را وضع نموده، نشانههای بارز تمدن نوین آن میباشند.
از جمله آن نشانهها این است که: رهبر آپو در زمینه رستگاری جامعه انسانی حتی از سطح علم و جامعهشناسی موجود اروپا – آمریکای بحرانزده گذار نموده و فراتر از آن، گذار از مارکس نیز بعنوان موجد حقیقیترین جامعهشناسی، عینیت یافته است. رهبر آپو به مارکس رشدیافتهتر از مارکس مبدل شده. فراتر از این، گذاری فلسفی و پارادایمی تا لحظه حال دیده نشده است.
گذار دموکراتیک
سهم فیلسوفان جهانی در آزادی رهبرآپو و حل مسئله کُرد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
در زمینه محیطزیست نیز که فلسفه و پارادایم جهانی در فقر کامل نسبت به آن بسر میبرد، از هیچیک از کانونهای علمپرور محیطزیستی کم ندارد و مفیدترین اکولوژی را وضع نمودهاند. حتی توصیههایی بکر برای رهایی از بحران زیستمحیطی ارایهدادهاند. هرچند علم جهانی در زمینه محیطزیست به مراحل عظیمی دستیافته، اما از حیث و جنبهٔ ساختاربخشی اجتماعی آن در فقر بسرمیبرد درحالی که رهبر آپو متوجه این معضل شده و آلترناتیو ساختاری اجتماعی را برای آن ارایه دادهاند که بصورت کنفدرالیسم دمکراتیک و ملتدمکراتیک متکی بر اقتصاد کمونال و محیطزیستگرا نمود یافته است. فلسفه و علم اروپایی از دوران یونان باستان در چنان مشغولیتی بسربرد اما هیچ به موفقیت کامل نرسید، بلکه موجب بسیاری انحرافات نیز شد و آخر سر به تمدن سرمایهداری گرفتار آمد. در سومین نشانهها، به عینه میبینیم که حتی تا خود قرن بیست، به جرأت میتوان گفت که فیلسوفی زن در اروپا وجود داشته است. تعداد فیلسوفان زن تأثیرگذار از دوران یونان باستان تا به امروز از شمار انگشتان دست تجاوز نمیکند. این به همان دلیل است که تمدنهای مرکزگرای چندهزارساله حتی فلسفه را نیز مردسالار ساختند و به زنان مجال ظهور ندادند. امروز مقولهٔ آزادی زن بزرگترین دغدغهٔ فلسفه میباشد. آنکه بیش از همه فیلسوفان هم در حوزه تئوری و هم در عمل علیه نظام زنستیز شوریده و حتی آوازهٔ پارادایمی اندیشههایش در حوزه آزادی زن جهانی شده، رهبر آپو است. لذا جهان نه تنها به وجود رهبر آپو نیاز دارد، بلکه حتی یک لحظه اندیشیدن به جهان بدون رهبرآپو برای آن خطرناک است. از این حیث، زنان در حوزهٔ معنا به وجود ارزشمند رهبرآپو پی بردهاند. تمدن، زنان را حذف نمود ولی رهبر آپو با قدرت فلسفه و اندیشه و پارادایم آنها را به درون فعلیت جامعه بازگرداند.
نقش فیلسوفان جهان
امروز اروپا ـ آمریکا میکوشند با توسل به تمدن سرمایهداری و لیبرالیسم ، آخرین مرحله امپریالیسم گلوبال تحت فرماندهی پول و فردلیبرال رهاشده را به موفقیت نهایی برسانند، اما هرگز قادر به انجام آن نخواهند شد. این روش در تحولات بنیادین که خاص اروپا است با روش تحولخواهی و تحولسازی خاورمیانه تفاوت فاحش دارد. هردو اساسا در جدال سخت هستند. بزرگترین جنگها بر سر حقانیت مورد مدعای این دو شکل گرفته و هنوز هم ادامه دارد. آنکه بر سریرحق نشسته و تکیهگاه خود را با فلسفه و عمل دوآلیته استوار گرداند، میتواند از میدان پیروز بدرآید. قطعا فکر و اندیشه و فلسفه و پارادایم دنبالچههای تمدن سرمایهداری یعنی نظامهای کنونی چون ایران، ترکیه، عربستان و امثال آنها،توان فراتررفتن از حدومرزهای تمدن امروزی اروپایی و آمریکایی را ندارند. زیرا آنها کوتولههایی هستند که در نقش کپیهای نامتجانس از تمدن سرمایهداری قارچگونه سربرآوردهاند و در هیأت دولت-ملتهای میانهحال نای عرضاندام در برابر اصل خود را ندارند. جهان موجود در همه قارهها نیز تحمل این وضع مخاطرهآمیز با نظامهای کنونی دولت-ملت را ندارد. دیالکتیک، قانون تغییر را برای همه نظامهای جهانی اجباری ساخته و یکی زود و یکی دیر، بالاخره باید تن به تحولات عظیم بدهند.
فیلسوفان و روشنفکران جهانی که از جنس و گروه آزادیخواهان هستند، نمیتوانند در یک گوشه؛ کنج عزلت اختیار کنند و با کرکردن گوشهایشان نسبت به ظلم و ستم ناشی از تمدن موجود بیاعتنا شوند و فلسفههای خویش را در طاقچه بیمایگی بگذارند تا خاک بیارزشی بخورد. وقتی رهبرآپو توانسته با وضع فکر و فلسفه و پارادایمی نوین طوفانی در میان آنها به پا کند، انصاف نیست که سکوت اختیار کنند و دستبرزانوی بیچارگی در برابر اربابان نظام سلطه جهانی سرمایهداری، ستمگری را بطور عادی نظارهگر شوند. حمایتهای بیبدیل و بیشائبه صدها فیلسوف مطرح جهانی از رهبرآپو و کُردها که دیگر به یک واقعیت جهانی آشکار مبدل شده، بسیار باارزش است پس لازم است سایر فیلسوفان و روشنفکران ساکتنشسته را به خود آورد. نوشتن هزاران صفحه کتاب از سوی آنها فقط هنگامی ارزش مییابد که گوشهای از اندیشهها و فلسفههای خویش را در عرصه عمل به فعلیت درآورند. اتحاد دانایی و عمل برای فیلسوفان یک نیاز انکارناپذیر است که رهبر آپو خود یکی از پیشتازان آن میباشد. همانطور که اروپا و آمریکا در ایجاد مسئلهکُرد دست داشتهاند، امروز لازم است که فیلسوفان و روشنفکران آن دو قاره به وظیفه خود در قبال آزادی کُردها عمل نمایند. آنها مسئولند و پاسخگو. مسئله رهبرآپو از حیطه تعلق به شخص گذر کرده و خود مسئلهکُرد است. نمیتوان آزادی کُردها را بدون آزادی رهبر آپو و رعایت حقوق ایشان تصور نمود.
نقش فیلسوفان جهان
امروز اروپا ـ آمریکا میکوشند با توسل به تمدن سرمایهداری و لیبرالیسم ، آخرین مرحله امپریالیسم گلوبال تحت فرماندهی پول و فردلیبرال رهاشده را به موفقیت نهایی برسانند، اما هرگز قادر به انجام آن نخواهند شد. این روش در تحولات بنیادین که خاص اروپا است با روش تحولخواهی و تحولسازی خاورمیانه تفاوت فاحش دارد. هردو اساسا در جدال سخت هستند. بزرگترین جنگها بر سر حقانیت مورد مدعای این دو شکل گرفته و هنوز هم ادامه دارد. آنکه بر سریرحق نشسته و تکیهگاه خود را با فلسفه و عمل دوآلیته استوار گرداند، میتواند از میدان پیروز بدرآید. قطعا فکر و اندیشه و فلسفه و پارادایم دنبالچههای تمدن سرمایهداری یعنی نظامهای کنونی چون ایران، ترکیه، عربستان و امثال آنها،توان فراتررفتن از حدومرزهای تمدن امروزی اروپایی و آمریکایی را ندارند. زیرا آنها کوتولههایی هستند که در نقش کپیهای نامتجانس از تمدن سرمایهداری قارچگونه سربرآوردهاند و در هیأت دولت-ملتهای میانهحال نای عرضاندام در برابر اصل خود را ندارند. جهان موجود در همه قارهها نیز تحمل این وضع مخاطرهآمیز با نظامهای کنونی دولت-ملت را ندارد. دیالکتیک، قانون تغییر را برای همه نظامهای جهانی اجباری ساخته و یکی زود و یکی دیر، بالاخره باید تن به تحولات عظیم بدهند.
فیلسوفان و روشنفکران جهانی که از جنس و گروه آزادیخواهان هستند، نمیتوانند در یک گوشه؛ کنج عزلت اختیار کنند و با کرکردن گوشهایشان نسبت به ظلم و ستم ناشی از تمدن موجود بیاعتنا شوند و فلسفههای خویش را در طاقچه بیمایگی بگذارند تا خاک بیارزشی بخورد. وقتی رهبرآپو توانسته با وضع فکر و فلسفه و پارادایمی نوین طوفانی در میان آنها به پا کند، انصاف نیست که سکوت اختیار کنند و دستبرزانوی بیچارگی در برابر اربابان نظام سلطه جهانی سرمایهداری، ستمگری را بطور عادی نظارهگر شوند. حمایتهای بیبدیل و بیشائبه صدها فیلسوف مطرح جهانی از رهبرآپو و کُردها که دیگر به یک واقعیت جهانی آشکار مبدل شده، بسیار باارزش است پس لازم است سایر فیلسوفان و روشنفکران ساکتنشسته را به خود آورد. نوشتن هزاران صفحه کتاب از سوی آنها فقط هنگامی ارزش مییابد که گوشهای از اندیشهها و فلسفههای خویش را در عرصه عمل به فعلیت درآورند. اتحاد دانایی و عمل برای فیلسوفان یک نیاز انکارناپذیر است که رهبر آپو خود یکی از پیشتازان آن میباشد. همانطور که اروپا و آمریکا در ایجاد مسئلهکُرد دست داشتهاند، امروز لازم است که فیلسوفان و روشنفکران آن دو قاره به وظیفه خود در قبال آزادی کُردها عمل نمایند. آنها مسئولند و پاسخگو. مسئله رهبرآپو از حیطه تعلق به شخص گذر کرده و خود مسئلهکُرد است. نمیتوان آزادی کُردها را بدون آزادی رهبر آپو و رعایت حقوق ایشان تصور نمود.
گذار دموکراتیک
سهم فیلسوفان جهانی در آزادی رهبرآپو و حل مسئله کُرد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
بنابراین روز جهانی فلسفه برای فیلسوفان وقتی واقعی خواهد بود که در قبال یکی از اعضای جامعه خود یعنی رهبرآپو احساس وظیفه کرده و از آزادی ایشان حمایت نمایند. روز جهانی فلسفه بدون توجه به آزادی رهبر آپو و خلقها، کاملا بیمعنی و ظاهرسازانه خواهدبود. تلاشهای صدها فیلسوف، روشنفکر، آکادمیسین و دهها سازمان و سندیکای بینالمللی برای آزادی رهبرآپو امروز بسیار ارزشمند است و تأثیرات جهانی خویش را نیز به عینه نشان داده. ثمره این ارزشمندی و شیرینی آن وقتی هویدا میگردد که رهبر آپو و خلقکُرد به آزادی برسند. آزادی رهبرآپو و آزادی خلقکُرد و به یمن آن، آزادی خلقهای تحت ستم خاصه در خاورمیانه، بزرگترین فلسفه و نیاز فلسفی انسانی است.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو منتشر شد
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو (سال سیزدهم-دورەی سوم) ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) منتشر گردید.
🆔 @GozarDemocratic
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو (سال سیزدهم-دورەی سوم) ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) منتشر گردید.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو منتشر شد شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو (سال سیزدهم-دورەی سوم) ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) منتشر گردید. 🆔 @GozarDemocratic
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو منتشر شد
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو (سال سیزدهم-دورەی سوم) ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) منتشر گردید.
در هیاهوی آشفتەبازار سرمایەداری و جنگافروزی قدرتهای هژمونیکخواه، زنان و جوانان آزادیخواه در سراسر جهان در حال برساخت مدرنیتەی دموکراتیک هستند، مدرنیتەای کە بە جای جنگافروزی، حیات مسالمتآمیز خلقها و بە جای منطق سود و مالاندوزی، امر مشترک و کومینال را جایگزین میکنند. از ٩ اکتبر امسال این زنان و جوانان آزادیخواه در همەی نقاط گیتی کارزاری را تحت نام “آزادی رهبر آپو، چارەیابی سیاسی مسئلەی کورد” را آغاز کردەاند کە در واقع پیکاری برای آزادی تمامی جوامع جهان از بند جهانگستر سرمایە و جنگ است. رسانەهای وابستە بە مدرنیتەی سرمایەداری هر کدام بە نوعی جنگ واپسگرایانەی حماس-اسرائیل را بازتاب میدهند و از خونهای بیگناهی کە ریختە شدە برای خود دکان باز کردەاند، این درحالی است کە مسئلەی مردم فلسطین در میان جنگ حماقت بار حماس-اسرائیل عمیقتر گشتە است. این جنگ توانست بە همەی دولتها و نیروهای فاشیستی کمک شایانی بکند. دولت فاشیست اسرائیل کە با بحران مشروعیت و اعتراضات مردمی یهودیان آزادیخواه روبەرو ماندە بود، اکنون میتواند بە راحتی صدای معترضان داخلی را بە بهانەی وضعیت استثنایی جنگ خاموش گرداند. رژیم اشغالگر ایران از طریق رسانەهایش میخواهد بحران حکمرانی خویش را حل نماید و در حالی که برای مردم فلسطین اشک تمساح میریزد، با هیاهوی رسانەای کە راجع به جنگ حماس-اسرائیل بە راه انداختە است، در پشت پردە مبارزان انقلاب “زن زندگی آزادی” را بە شدیدترین شیوەها سرکوب مینماید. و دولت استعمارگر ترکیە نیز در حالی کە همە نوع کمک اقتصادی-نظامی بە دولت اسرائیل میرساند، بە مانند رژیم فاشیست ایران هیاهوی رسانەای بەپاکردە است و در پشت پردە مشغول بمباران روزانەی اقصی نقاط کوردستان است و در این بمباران از همە نوع بمبهای ممنوعە استفادە میکند، کە در نتیجە شهروندان و مبارزین راستین راه آزادی و دموکراسی، شهید میشوند. فاشیستها از تهران تا آنکارا، از تلاویو تا واشنگتن و مسکو، آتش جنگ واپسگرای حماس-اسرائیل را شعلەورتر میسازند، و در این میان خون بیگناه هزاران فلسطینی جهت سیاستهای پلیدشان ریختە میشود، تا این مفلوکان بتوانند بحران سازوکار از زهوار دررفتەی دولتهایشان را چارەیابی کنند، اما برخلاف حساب وکتابهایشان هر روز بیشتر در باتلاق بحرانها فرو میروند. بنابرین در ورای دود و غبار جنگافروزیها؛ کارزار “آزادی برای رهبر آپو، چارەیابی سیاسی مسئلەی کورد” بە نقطە امیدی جهت آزادی انسانیت از بند همەی بحرانها بە ویژە در خاورمیانە تبدیل شدە است، رویکرد سیاست دموکراتیک بر مبنای ملت دموکراتیک میتواند زندگی همەی خلقهای خاورمیانە را بە سوی صلح و دموکراسی دگرگون نماید، پس پیوستن بە این کارزار در واقع پیگیری سیاست دموکراتیک است کە امروزە برای خلقها از آب و نان نیز ضروریتر است.
رژیم اشغالگر ایران میخواهد بە هر صورتی کە شدە موضوع انقلاب “زن زندگی آزادی” را بە حاشیە بکشاند تا ذهن جوامع ایرانی منحرف شدە و بتواند پایەهای قدرت خود را از نو طراحی کند. اما از سوی دیگر مبارزین انقلاب “زن زندگی آزادی” تحت شدیدترین سرکوبها نیز خاموش نشدەاند و روزانە بە مبارزات خود در اشکال متفاوت (فکری-مدنی-اعتراضی ( انقلاب را ادامە میدهند، چرا کە این انقلاب در عمق ذهن جامعە ریشە دوانیدە و هیچ قدرت و ابرقدرت و زندان و شکنجەای از پس خشک کردن این ریشە برنمیآید. بە ویژە ماه آذر کە روزهای خجسته ای دارد هر کدام از این روزها میتوانند بهانەای برای ارتقای مبارزات زنان و جوانان شرق کوردستان و ایران باشد. ٤ آذر روز جهانی مبارزە در مقابل خشونت علیە زنان میتواند بە انقلاب “زن زندگی آزادی” معنای بیشتری بیفزاید، ٥ آذر سالروز تاسیس پکک پیشاهنگ مبارزات دموکراتیک، اکولوژی و آزادی زنان در کوردستان، خاورمیانە و جهان است کە موجب پیدایش فلسفەی “زن زندگی آزادی” بە پیشاهنگی رهبر آپو گردید . ١٦ آذر سالروز آغاز جنبش دانشجویی در ایران است کە برپایی یادمان این روز خود بە اهداف انقلاب “زن زندگی آزادی” رونق وجلای دوباره ای ببخشد. همچنین در ١٩ آذر روز جهانی حقوق بشر و همراه با آن روز جهانی آزادی رهبر آپو میتوان گامهای موثری جهت احقاق حقوق بشر در شرق کوردستان و ایران برداشت. در پایان شب یلدا مصادف با ٣٠ آذر را بە همەی خلقهای ایران وکردستان تبریک میگوییم کە از جشنهای کهن و تاریخی خلقهای خاورمیانە است و تلاشهای مذبوحانەی رژیم ایران، برای تغییر نام و محتوای این جشن تاریخی نمیتواند خللی در باور و اعتقادات مردمان این منطقە ایجاد نماید، بلکە بەجاست کە این جشن را در انقلاب “زن زندگی آزادی” معنادارتر برپاساخت کە انقلاب خود، جشن خلقهاست.
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو (سال سیزدهم-دورەی سوم) ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) منتشر گردید.
در هیاهوی آشفتەبازار سرمایەداری و جنگافروزی قدرتهای هژمونیکخواه، زنان و جوانان آزادیخواه در سراسر جهان در حال برساخت مدرنیتەی دموکراتیک هستند، مدرنیتەای کە بە جای جنگافروزی، حیات مسالمتآمیز خلقها و بە جای منطق سود و مالاندوزی، امر مشترک و کومینال را جایگزین میکنند. از ٩ اکتبر امسال این زنان و جوانان آزادیخواه در همەی نقاط گیتی کارزاری را تحت نام “آزادی رهبر آپو، چارەیابی سیاسی مسئلەی کورد” را آغاز کردەاند کە در واقع پیکاری برای آزادی تمامی جوامع جهان از بند جهانگستر سرمایە و جنگ است. رسانەهای وابستە بە مدرنیتەی سرمایەداری هر کدام بە نوعی جنگ واپسگرایانەی حماس-اسرائیل را بازتاب میدهند و از خونهای بیگناهی کە ریختە شدە برای خود دکان باز کردەاند، این درحالی است کە مسئلەی مردم فلسطین در میان جنگ حماقت بار حماس-اسرائیل عمیقتر گشتە است. این جنگ توانست بە همەی دولتها و نیروهای فاشیستی کمک شایانی بکند. دولت فاشیست اسرائیل کە با بحران مشروعیت و اعتراضات مردمی یهودیان آزادیخواه روبەرو ماندە بود، اکنون میتواند بە راحتی صدای معترضان داخلی را بە بهانەی وضعیت استثنایی جنگ خاموش گرداند. رژیم اشغالگر ایران از طریق رسانەهایش میخواهد بحران حکمرانی خویش را حل نماید و در حالی که برای مردم فلسطین اشک تمساح میریزد، با هیاهوی رسانەای کە راجع به جنگ حماس-اسرائیل بە راه انداختە است، در پشت پردە مبارزان انقلاب “زن زندگی آزادی” را بە شدیدترین شیوەها سرکوب مینماید. و دولت استعمارگر ترکیە نیز در حالی کە همە نوع کمک اقتصادی-نظامی بە دولت اسرائیل میرساند، بە مانند رژیم فاشیست ایران هیاهوی رسانەای بەپاکردە است و در پشت پردە مشغول بمباران روزانەی اقصی نقاط کوردستان است و در این بمباران از همە نوع بمبهای ممنوعە استفادە میکند، کە در نتیجە شهروندان و مبارزین راستین راه آزادی و دموکراسی، شهید میشوند. فاشیستها از تهران تا آنکارا، از تلاویو تا واشنگتن و مسکو، آتش جنگ واپسگرای حماس-اسرائیل را شعلەورتر میسازند، و در این میان خون بیگناه هزاران فلسطینی جهت سیاستهای پلیدشان ریختە میشود، تا این مفلوکان بتوانند بحران سازوکار از زهوار دررفتەی دولتهایشان را چارەیابی کنند، اما برخلاف حساب وکتابهایشان هر روز بیشتر در باتلاق بحرانها فرو میروند. بنابرین در ورای دود و غبار جنگافروزیها؛ کارزار “آزادی برای رهبر آپو، چارەیابی سیاسی مسئلەی کورد” بە نقطە امیدی جهت آزادی انسانیت از بند همەی بحرانها بە ویژە در خاورمیانە تبدیل شدە است، رویکرد سیاست دموکراتیک بر مبنای ملت دموکراتیک میتواند زندگی همەی خلقهای خاورمیانە را بە سوی صلح و دموکراسی دگرگون نماید، پس پیوستن بە این کارزار در واقع پیگیری سیاست دموکراتیک است کە امروزە برای خلقها از آب و نان نیز ضروریتر است.
رژیم اشغالگر ایران میخواهد بە هر صورتی کە شدە موضوع انقلاب “زن زندگی آزادی” را بە حاشیە بکشاند تا ذهن جوامع ایرانی منحرف شدە و بتواند پایەهای قدرت خود را از نو طراحی کند. اما از سوی دیگر مبارزین انقلاب “زن زندگی آزادی” تحت شدیدترین سرکوبها نیز خاموش نشدەاند و روزانە بە مبارزات خود در اشکال متفاوت (فکری-مدنی-اعتراضی ( انقلاب را ادامە میدهند، چرا کە این انقلاب در عمق ذهن جامعە ریشە دوانیدە و هیچ قدرت و ابرقدرت و زندان و شکنجەای از پس خشک کردن این ریشە برنمیآید. بە ویژە ماه آذر کە روزهای خجسته ای دارد هر کدام از این روزها میتوانند بهانەای برای ارتقای مبارزات زنان و جوانان شرق کوردستان و ایران باشد. ٤ آذر روز جهانی مبارزە در مقابل خشونت علیە زنان میتواند بە انقلاب “زن زندگی آزادی” معنای بیشتری بیفزاید، ٥ آذر سالروز تاسیس پکک پیشاهنگ مبارزات دموکراتیک، اکولوژی و آزادی زنان در کوردستان، خاورمیانە و جهان است کە موجب پیدایش فلسفەی “زن زندگی آزادی” بە پیشاهنگی رهبر آپو گردید . ١٦ آذر سالروز آغاز جنبش دانشجویی در ایران است کە برپایی یادمان این روز خود بە اهداف انقلاب “زن زندگی آزادی” رونق وجلای دوباره ای ببخشد. همچنین در ١٩ آذر روز جهانی حقوق بشر و همراه با آن روز جهانی آزادی رهبر آپو میتوان گامهای موثری جهت احقاق حقوق بشر در شرق کوردستان و ایران برداشت. در پایان شب یلدا مصادف با ٣٠ آذر را بە همەی خلقهای ایران وکردستان تبریک میگوییم کە از جشنهای کهن و تاریخی خلقهای خاورمیانە است و تلاشهای مذبوحانەی رژیم ایران، برای تغییر نام و محتوای این جشن تاریخی نمیتواند خللی در باور و اعتقادات مردمان این منطقە ایجاد نماید، بلکە بەجاست کە این جشن را در انقلاب “زن زندگی آزادی” معنادارتر برپاساخت کە انقلاب خود، جشن خلقهاست.
گذار دموکراتیک
شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو منتشر شد شمارەی ٢٤ مجلەی آلترناتیو (سال سیزدهم-دورەی سوم) ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) منتشر گردید. 🆔 @GozarDemocratic
آلترناتیو ضمن تبریک چهل و پنجمین سالروز تاسیس پکک، این شمارە از مجلە را بە شهدایی کە در ٢٧ نوامبر شهید گشتند تقدیم میکند.
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
pjak.net
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟣 بەرنامەی تایبەت
مژار: رۆژی ٢٥ نۆڤامبەر، رۆژی بەررەنگاربوونەوەی توندوتیژی لە سەر ژنان
میوانانی بەرنامە:
هەڤاڵ پەیمان ڤیان - ئەندامی کۆردیناسیۆنی کژار
هەڤاڵ گوڵان فەهیم - هاوسەرۆکی کۆدار
بەشی ١
#کۆمەڵگەی_ژنانی_ئازادی_رۆژهەڵاتی_کوردستان
🆔 @kjar_2014
مژار: رۆژی ٢٥ نۆڤامبەر، رۆژی بەررەنگاربوونەوەی توندوتیژی لە سەر ژنان
میوانانی بەرنامە:
هەڤاڵ پەیمان ڤیان - ئەندامی کۆردیناسیۆنی کژار
هەڤاڵ گوڵان فەهیم - هاوسەرۆکی کۆدار
بەشی ١
#کۆمەڵگەی_ژنانی_ئازادی_رۆژهەڵاتی_کوردستان
🆔 @kjar_2014