Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺 ناگهان آکارسل، زنی پیشاهنگ برای بنیاد نهادن جامعهای آزاد
روزهای حساس خاورمیانه را در حالی سپری می کنیم، که زنان پیشاهنگ انقلاب اجتماعی گشته اند و راه ناهموار این روزهای کوردستان و ایران را برای رسیدن به آزادی هموار می سازند. زنانی که در تلاشند واژهی قربانی شدن را از ادبیات زندگیشان حذف سازند و داستانِ مقاومت و مبارزه شان را برای جهانیان بازگویند. زنان شرق کوردستان و ایران بیش از دوهفته است که شعار «زن، زندگی، آزادی» ورد زبانشان شده و خیال رسیدن به آزادی را به واقعیت مبدل می سازند. بیش از دو هفته است که زنان آگاه تر از گذشته و سازمان یافته تر از هر زمانی، عمل کردند و خانه تا خیابان، را به میدان مبارزه مبدل ساخته اند. بدون شک، این پیشاهنگی و مبارزه در ایران، تصادفی نبوده است. سردادن شعار«زن، زندگی، آزادی» و اصرار برآن، دقیقا حمایت مبارزات آزادیخواهانه ی زنان، در جهان، خاورمیانه و کوردستان را نشان می دهد. همبستگی زنان در سراسر ایران و حمایت آنان از سوی زنان جهان، نشان داد که زنان یک درد مشترک اند و برای رسیدن به هدفی مشترک که همان آزادی است، مبارزه می کنند. زنان کورد بیش از چهل سال است که در برابر ذهنیت مردمحور و پیرسالار مدرنیته ی سرمایه داری و نایبان منطقه ای اش، مبارزه می کنند. زنانی که پشت به اندیشه، ایدئولوژی، ارتش و علم خاص خود-ژنئولوژی- بسته اند تا حیاتی آزاد را برای جامعه، رقم سازند. علمی که زنان را فرای تمام تفاوتمندی هایشان، گردهم آورده است و حیات را برای آنان معنامندتر ساخته است. علمی که برای اولین بار، سال 2008 تحت نام ژنئولوژی از سوی رهبر آپو مطرح شد و در فاصله ی کم تر از 14 سال به علمی برای تمام آزادیخواهان مبدل گشته است. زنان بسیاری برای فراگیرنمودن این علم و گسترده نمودن فعالیت های مربوط به تاریخ و فرهنگ مبارزه ی خود، تلاش نموده اند. رفیق ناگهان، یکی از زنان پیشاهنگی بود که زندگی اش سراسر، فعالیت و تلاش برای تعمق بخشی در این علم و شریک ساختن سایر زنان در این پروسه بود. او بیش از هزاران زن را در سراسر کوردستان آموزش داد تا به حقیقت نهففته و نیروی ذاتی شان پی ببرند. بویژه همواره در تلاش بود تا این علم را نیز در روژهلات کوردستان، وسعت بخشد. رفیق ناگهان، زن انقلابی کورد بود که به فرهنگ و تاریخ کهن و غنی اش، پشت بسته بود و برای به اشتراک گذاشتن دانسته ها و تجاربش، یک دم از پای ننشست. ترور رفیق ناگهان آکارسل در باشور کوردستان، باردیگر حمله ی نظام مردسالار را بر ایدئولوژی آزادیخواهانه ی زن، نشان داد که زنان پیشاهنگ را همچون بزرگترین خطر، مانع و تهدید، می داند. از یک سو شاهد گسترش فعالیت های ژنئولوژی در سراسر کوردستان و بوِیژه روژآوای کوردستان هستیم، از سوی دیگر نیز در اقلیم کوردستان، پیشاهنگان راه آزادی، ترور می شوند. از یک سو فریاد «زن،زندگی، آزادی» جهانی می شود و از سوی دیگر پیشاهنگان این فلسفه، در باشور به قتل می رسند. باید بدین موضوع توجه داشت، که ذهنیتی که ژینا امینی و شلیر رسولی را به قتل رساند، همان ذهنیتی است که رفیق ناگهان را ترور کرد. ذهنیت مردسالار بر قتل زنان اصرار دارد و در مقابل زنان نیز بر ایجاد حیاتی آزاد، اصرار می ورزند. بدون شک، دستاوردهای بسیاری تا کنون بدست آمده، از این پس نیز پیشاهنگی و مقاومت زنان در راستای ایجاد جامعه ای آزاد، قطعا پیروزی را بە همراه خواهد داشت.
همچون جامعه ی زنان آزاد شرق کوردستان-کژار ضمن محکوم نمودن ترور سیاسی رفیق ناگهان آکارسل، خواهان روشن شدن وضعیت ترور پیشاهنگان راه آزادی و بازخواست قاتلین می باشیم. همچنین بیان می داریم که در صورت سکوت زنان و تمام اقشارجامعه در کوردستان و بویژه باشور کوردستان، این وضعیت فزونی خواهد یافت. قتلی که صورت گرفت، در راستای سرکوب اراده ی زنان آزاد، بوده است، پس لازم است زنان در باشورکوردستان و سراسر جهان این وضعیت را مورد بازخواست قرار دهند و به صدای یکدیگر مبدل شوند.
جامعه ی زنان آزاد شرق کوردستان-کژار
05/10/2022
🌏 https://kjar.online/fa/2022/10/05/ناگهان-آکارسل،-زنی-پیشاهنگ-برای-بنیاد/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
روزهای حساس خاورمیانه را در حالی سپری می کنیم، که زنان پیشاهنگ انقلاب اجتماعی گشته اند و راه ناهموار این روزهای کوردستان و ایران را برای رسیدن به آزادی هموار می سازند. زنانی که در تلاشند واژهی قربانی شدن را از ادبیات زندگیشان حذف سازند و داستانِ مقاومت و مبارزه شان را برای جهانیان بازگویند. زنان شرق کوردستان و ایران بیش از دوهفته است که شعار «زن، زندگی، آزادی» ورد زبانشان شده و خیال رسیدن به آزادی را به واقعیت مبدل می سازند. بیش از دو هفته است که زنان آگاه تر از گذشته و سازمان یافته تر از هر زمانی، عمل کردند و خانه تا خیابان، را به میدان مبارزه مبدل ساخته اند. بدون شک، این پیشاهنگی و مبارزه در ایران، تصادفی نبوده است. سردادن شعار«زن، زندگی، آزادی» و اصرار برآن، دقیقا حمایت مبارزات آزادیخواهانه ی زنان، در جهان، خاورمیانه و کوردستان را نشان می دهد. همبستگی زنان در سراسر ایران و حمایت آنان از سوی زنان جهان، نشان داد که زنان یک درد مشترک اند و برای رسیدن به هدفی مشترک که همان آزادی است، مبارزه می کنند. زنان کورد بیش از چهل سال است که در برابر ذهنیت مردمحور و پیرسالار مدرنیته ی سرمایه داری و نایبان منطقه ای اش، مبارزه می کنند. زنانی که پشت به اندیشه، ایدئولوژی، ارتش و علم خاص خود-ژنئولوژی- بسته اند تا حیاتی آزاد را برای جامعه، رقم سازند. علمی که زنان را فرای تمام تفاوتمندی هایشان، گردهم آورده است و حیات را برای آنان معنامندتر ساخته است. علمی که برای اولین بار، سال 2008 تحت نام ژنئولوژی از سوی رهبر آپو مطرح شد و در فاصله ی کم تر از 14 سال به علمی برای تمام آزادیخواهان مبدل گشته است. زنان بسیاری برای فراگیرنمودن این علم و گسترده نمودن فعالیت های مربوط به تاریخ و فرهنگ مبارزه ی خود، تلاش نموده اند. رفیق ناگهان، یکی از زنان پیشاهنگی بود که زندگی اش سراسر، فعالیت و تلاش برای تعمق بخشی در این علم و شریک ساختن سایر زنان در این پروسه بود. او بیش از هزاران زن را در سراسر کوردستان آموزش داد تا به حقیقت نهففته و نیروی ذاتی شان پی ببرند. بویژه همواره در تلاش بود تا این علم را نیز در روژهلات کوردستان، وسعت بخشد. رفیق ناگهان، زن انقلابی کورد بود که به فرهنگ و تاریخ کهن و غنی اش، پشت بسته بود و برای به اشتراک گذاشتن دانسته ها و تجاربش، یک دم از پای ننشست. ترور رفیق ناگهان آکارسل در باشور کوردستان، باردیگر حمله ی نظام مردسالار را بر ایدئولوژی آزادیخواهانه ی زن، نشان داد که زنان پیشاهنگ را همچون بزرگترین خطر، مانع و تهدید، می داند. از یک سو شاهد گسترش فعالیت های ژنئولوژی در سراسر کوردستان و بوِیژه روژآوای کوردستان هستیم، از سوی دیگر نیز در اقلیم کوردستان، پیشاهنگان راه آزادی، ترور می شوند. از یک سو فریاد «زن،زندگی، آزادی» جهانی می شود و از سوی دیگر پیشاهنگان این فلسفه، در باشور به قتل می رسند. باید بدین موضوع توجه داشت، که ذهنیتی که ژینا امینی و شلیر رسولی را به قتل رساند، همان ذهنیتی است که رفیق ناگهان را ترور کرد. ذهنیت مردسالار بر قتل زنان اصرار دارد و در مقابل زنان نیز بر ایجاد حیاتی آزاد، اصرار می ورزند. بدون شک، دستاوردهای بسیاری تا کنون بدست آمده، از این پس نیز پیشاهنگی و مقاومت زنان در راستای ایجاد جامعه ای آزاد، قطعا پیروزی را بە همراه خواهد داشت.
همچون جامعه ی زنان آزاد شرق کوردستان-کژار ضمن محکوم نمودن ترور سیاسی رفیق ناگهان آکارسل، خواهان روشن شدن وضعیت ترور پیشاهنگان راه آزادی و بازخواست قاتلین می باشیم. همچنین بیان می داریم که در صورت سکوت زنان و تمام اقشارجامعه در کوردستان و بویژه باشور کوردستان، این وضعیت فزونی خواهد یافت. قتلی که صورت گرفت، در راستای سرکوب اراده ی زنان آزاد، بوده است، پس لازم است زنان در باشورکوردستان و سراسر جهان این وضعیت را مورد بازخواست قرار دهند و به صدای یکدیگر مبدل شوند.
جامعه ی زنان آزاد شرق کوردستان-کژار
05/10/2022
🌏 https://kjar.online/fa/2022/10/05/ناگهان-آکارسل،-زنی-پیشاهنگ-برای-بنیاد/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
kjar.online
ناگهان آکارسل، زنی پیشاهنگ برای بنیاد نهادن جامعهای آزاد | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>روزهای حساس خاورمیانه را در حالی سپری می کنیم، که زنان پیشاهنگ انقلاب اجتماعی گشته اند و راه ناهموار این روزهای کوردستان و ایران را برای رسیدن به آزادی هموار می سازند. زنانی که در تلاشند واژهی قربانی شدن را از ادبیات زندگیشان حذف سازند و داستانِ مقاومت…
شمارهی 11 از دورهی سوم نشریهی آلترناتیو منتشر گردید
شمارهی 11 دورهی سوم نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان-پژاک منتشر گردید.
در این شماره، تحلیل ونوشته هایی به منظور جنبش و قیام اخیر زنان در شرق کوردستان و ایران که جهت رهیافت مسائل جوامع بویژه اتحاد خلق کورد ودیگر خلق ها به وجود آمده، ارائه داده شده. بخش دیگر از این فایل به گفتگوی ویژه با گولان فهیم ریاست مشترک جامعه ی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان –کودار در رابطه با خیزش اخیر و برنامه های کودار در راستای پیروزی خلق کورد و دیگر خلق ها در ایران پرداخته شده است. و در بخش های دیگری نیز به لزوم نهادینه سازی تجربیات دمکراتیک، نیروی انقلاب زنان، اتحاد خلق ها، پرداخته شده است
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
شمارهی 11 دورهی سوم نشریهی آلترناتیو، ارگان رسمی حزب حیات آزاد کردستان-پژاک منتشر گردید.
در این شماره، تحلیل ونوشته هایی به منظور جنبش و قیام اخیر زنان در شرق کوردستان و ایران که جهت رهیافت مسائل جوامع بویژه اتحاد خلق کورد ودیگر خلق ها به وجود آمده، ارائه داده شده. بخش دیگر از این فایل به گفتگوی ویژه با گولان فهیم ریاست مشترک جامعه ی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان –کودار در رابطه با خیزش اخیر و برنامه های کودار در راستای پیروزی خلق کورد و دیگر خلق ها در ایران پرداخته شده است. و در بخش های دیگری نیز به لزوم نهادینه سازی تجربیات دمکراتیک، نیروی انقلاب زنان، اتحاد خلق ها، پرداخته شده است
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺 ایران را انقلابی زنانە در بر گرفت
✍️ رشنا دبستانی – روزنامهنگار
باید فراموش نکنیم کە زنان ایرانی و روژهلات (شرق) کوردستان از جملە زنانی هستند کە هیچ وقت سر خود را برای ظلم و ستم ذهنیت مردسالار و اقتدار خواهان خم ننمودە و تسلیم نشدە اند از زمان قاجار گرفتە زنانی همچون قرة العين القزوينية و بیبی مریم بختیاری و خیلی های دگر تا بە دوران تاریک پهلوی و بعد از آن یعنی زمان انقلاب خلق های ایران کە زنان نقش بسزای در این انقلاب داشتند و همچنین از حیزش های سراسری سال ٨٨ گرفتە تا ٩٦ و ٩٨ و حال سال ١٤٠١ زنان ایرانی با پیشاهنگی زنان کورد در روژهلات (شرق) کوردستان انقلابی خود جوش را با شعار زن، زندگی ، آزادی شروع نمودە اند. زنان در ایران و کوردستان هرگز بە طور کل این اجازە را بە رژیم اسلامی ندادە اند کە تمام استقلال و خود رای را از آنها بگیرد. این را زنان در تمام قشر ها چە از اقلیت های مختلف گرفتە تا ملیت های جدا اسبات نمودەاند کە همیشە زنان ایرانی با همبستگی و اتحاد بە خیابان خواهند آمد در برابر رژیم مرد سالار سر خم نمی نمایند.
انقلاب زن، زندگی، آزادی در این برهە از تاریخ
خیلــی فکــر کــردم کە این نوشتە را چگونــه آغــاز کنــم کــه «مــن» واقعــی مــن بــا همــه احساســات خــوب و خــوش شــیرینش نمایــان شــود. ولــی دریغــا، بــوی بــاروت و صــدای گلولە نمیگذارنــد آنچــه را مــی تــوان شــعر نامیـد واحسـاس ، بـا قلـم و کاغـذ آشـتی بدهـم و بنویسـم. امسـال پــر بــود از اتفاقــات قابــل شرحــی کــه هرکــدام رمانــی در پــس پــرده داشــت . میتوانســتم از هیاهــوی بچههــای مدرســه بگویــم کــه بــا چــه هیجانــی کیفهــای کولهایشــان را پــر از خاطراتــی میکننــد تــا در آیندههــای نــه چنــدان دور شــب چهــره روزهــا و شــبهای شــباب شــان بشــود. از دانههــای سـفیدی حـرف بزنـم کـه رستـارس افـق متاشـای رسد فصـل سـال را سـفید پـوش کــرد یــا از بهــاری کــە لبــاس ســبز بــا گل هــای نرگــس و لالە بەتــن دارد و بـە پیشـواز سـال نـو مـی رود، شـاید هـم از تابلـو نقاشـی هـای حـرف بزنـم کــە بــا هــزاران رنــگ خــزان را بــە نمایــش مــی گــذارد. از قیــام هرســاله زنــان حــرف بزنــم کــه تمــام سعیشــان در ایــن اســت کــه حداقــل یــک روز از ســال را بــاتمــام قــوا و توانشــان متحــد و همفکــر باشــند، مشــکالت چندیــن هــزار سالهشــان را تلنگــری باشــند بــرای رســیدن بــه نقطــهای بــه نــام ختــام. اما دوستان عزیز آنجـا کـه شرافـت زیسـتن را بـا تکـه پــاره هــای غریــزه معاوضــه میکننــد، آنجــا کــه اشــکهای فرزنــدان مــادری گرســنه در همهمــه صــدای گلولههــا گــم میشــود و هــر روز در کوچــه پسکوچههــای شــهرمان پیکــر نحیــف زنــی در خــون غلتیــده پیــدا میشــود؛ دیگــر چهشــوقی بــرای بیــان عاشــقانههای ایــن سرزمیــن میتــوان داشــت. مجبـورم برایـت از گونـهای دیگـر سـخن بگویـم. فریاد ژن، ژیان، ئازادی ، بیان مشخص ارادهی راسخ و نیروبخش گام پر صلابت زنان و خلقها در شرق کوردستان و ایران بسوی حیات آزاد و دمکراتیک است. حقیقتی که امروزه در میادین سراسر ایران زنان پیشاهنگی نیرومند آن را بر عهده گرفتهاند، یگانه راه چارهیابی و رهائی از زیر یوغ ستم حاکمیت را به جهانیان مینمایاند...
بیشتر بخوانید
🌏 https://kjar.online/fa/2022/10/06/ایران-را-انقلابی-زنانە-در-بر-گرفت/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
✍️ رشنا دبستانی – روزنامهنگار
باید فراموش نکنیم کە زنان ایرانی و روژهلات (شرق) کوردستان از جملە زنانی هستند کە هیچ وقت سر خود را برای ظلم و ستم ذهنیت مردسالار و اقتدار خواهان خم ننمودە و تسلیم نشدە اند از زمان قاجار گرفتە زنانی همچون قرة العين القزوينية و بیبی مریم بختیاری و خیلی های دگر تا بە دوران تاریک پهلوی و بعد از آن یعنی زمان انقلاب خلق های ایران کە زنان نقش بسزای در این انقلاب داشتند و همچنین از حیزش های سراسری سال ٨٨ گرفتە تا ٩٦ و ٩٨ و حال سال ١٤٠١ زنان ایرانی با پیشاهنگی زنان کورد در روژهلات (شرق) کوردستان انقلابی خود جوش را با شعار زن، زندگی ، آزادی شروع نمودە اند. زنان در ایران و کوردستان هرگز بە طور کل این اجازە را بە رژیم اسلامی ندادە اند کە تمام استقلال و خود رای را از آنها بگیرد. این را زنان در تمام قشر ها چە از اقلیت های مختلف گرفتە تا ملیت های جدا اسبات نمودەاند کە همیشە زنان ایرانی با همبستگی و اتحاد بە خیابان خواهند آمد در برابر رژیم مرد سالار سر خم نمی نمایند.
انقلاب زن، زندگی، آزادی در این برهە از تاریخ
خیلــی فکــر کــردم کە این نوشتە را چگونــه آغــاز کنــم کــه «مــن» واقعــی مــن بــا همــه احساســات خــوب و خــوش شــیرینش نمایــان شــود. ولــی دریغــا، بــوی بــاروت و صــدای گلولە نمیگذارنــد آنچــه را مــی تــوان شــعر نامیـد واحسـاس ، بـا قلـم و کاغـذ آشـتی بدهـم و بنویسـم. امسـال پــر بــود از اتفاقــات قابــل شرحــی کــه هرکــدام رمانــی در پــس پــرده داشــت . میتوانســتم از هیاهــوی بچههــای مدرســه بگویــم کــه بــا چــه هیجانــی کیفهــای کولهایشــان را پــر از خاطراتــی میکننــد تــا در آیندههــای نــه چنــدان دور شــب چهــره روزهــا و شــبهای شــباب شــان بشــود. از دانههــای سـفیدی حـرف بزنـم کـه رستـارس افـق متاشـای رسد فصـل سـال را سـفید پـوش کــرد یــا از بهــاری کــە لبــاس ســبز بــا گل هــای نرگــس و لالە بەتــن دارد و بـە پیشـواز سـال نـو مـی رود، شـاید هـم از تابلـو نقاشـی هـای حـرف بزنـم کــە بــا هــزاران رنــگ خــزان را بــە نمایــش مــی گــذارد. از قیــام هرســاله زنــان حــرف بزنــم کــه تمــام سعیشــان در ایــن اســت کــه حداقــل یــک روز از ســال را بــاتمــام قــوا و توانشــان متحــد و همفکــر باشــند، مشــکالت چندیــن هــزار سالهشــان را تلنگــری باشــند بــرای رســیدن بــه نقطــهای بــه نــام ختــام. اما دوستان عزیز آنجـا کـه شرافـت زیسـتن را بـا تکـه پــاره هــای غریــزه معاوضــه میکننــد، آنجــا کــه اشــکهای فرزنــدان مــادری گرســنه در همهمــه صــدای گلولههــا گــم میشــود و هــر روز در کوچــه پسکوچههــای شــهرمان پیکــر نحیــف زنــی در خــون غلتیــده پیــدا میشــود؛ دیگــر چهشــوقی بــرای بیــان عاشــقانههای ایــن سرزمیــن میتــوان داشــت. مجبـورم برایـت از گونـهای دیگـر سـخن بگویـم. فریاد ژن، ژیان، ئازادی ، بیان مشخص ارادهی راسخ و نیروبخش گام پر صلابت زنان و خلقها در شرق کوردستان و ایران بسوی حیات آزاد و دمکراتیک است. حقیقتی که امروزه در میادین سراسر ایران زنان پیشاهنگی نیرومند آن را بر عهده گرفتهاند، یگانه راه چارهیابی و رهائی از زیر یوغ ستم حاکمیت را به جهانیان مینمایاند...
بیشتر بخوانید
🌏 https://kjar.online/fa/2022/10/06/ایران-را-انقلابی-زنانە-در-بر-گرفت/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
ایران را انقلابی زنانە در بر گرفت | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>رشنا دبستانی – روزنامهنگار باید فراموش نکنیم کە زنان ایرانی و روژهلات (شرق) کوردستان از جملە زنانی هستند کە هیچ وقت سر خود را برای ظلم و ستم ذهنیت مردسالار و اقتدار خواهان خم ننمودە و تسلیم نشدە اند از زمان قاجار گرفتە زنانی همچون قرة العين القزوينية و…
Forwarded from ژن ژیان ئازادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطعه《سرود زن》
از هنرمند آزاده #مهدی_یراحی
به نام تو که اسم رمز ماست
شب مهسا طلوع صد نداست
بخوان که شهر سرود زن شود
که این وطن، وطن شود
شباهنگام میان کوچه هاست
به در کوبد که نوبت شماست
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/jinjiyanazady
https://www.instagram.com/jinjiyanazady/
https://www.facebook.com/jinjiyanazady/
https://twitter.com/jinjiyanazady
از هنرمند آزاده #مهدی_یراحی
به نام تو که اسم رمز ماست
شب مهسا طلوع صد نداست
بخوان که شهر سرود زن شود
که این وطن، وطن شود
شباهنگام میان کوچه هاست
به در کوبد که نوبت شماست
#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
https://t.me/jinjiyanazady
https://www.instagram.com/jinjiyanazady/
https://www.facebook.com/jinjiyanazady/
https://twitter.com/jinjiyanazady
Forwarded from اتچ بات
Fermandariya YRK'ê: Li qadên êrîş lê hate kirin, ti hêzên me nîne
Fermandariya YRK'ê ragihand ku li qadên Pênciwîn, Şarbajar û Çarta yên ji aliyê dewleta Tirk ve hatin bombekirin, ti hêzên wan nîne û nerazîbûn nîşanî hin saziyên çapemeniyê yên Başûrî da ku bi karê sîxurtiya dagirkeran radibin.
Fermandariya Yekîneyên Rojhilatê Kurdistanê (YRK) li ser êrîşên li herêmên Pênciwîn, Şarbajar û Çarta yên Başûrê Kurdistanê daxuyaniyek da.
Di daxuyaniyê de hate bibîrxistin ku di navbera 3-6'ê Cotmeha 2022'an de balafirên keşfê li ser qadên Pênciwîn, Çarta û Asosê geriyan.
Fermandariya YRK'ê diyar kir ku 4'ê Cotmehê saet di 14:00 de li bejahiya gundê Şêx Elmaran ê li herêma Çartayê balafireke bêmirov a bombebarkirî êrîş bir ser wesayiteke sivîl û hate gotin, "Heta niha der barê windahiyan de ti agahiya me nîne."
Fermandariyê ragihand ku heman rojê saet di navbera 18:00-19:00 de jî bejahiya Çartayê ji aliyê balafirên şer ên dewleta Tirk a dagirker ve hate bombekirin û got, "Li van cihên ku êrîş lê hatiye kirin, ti eleqeya hêzên me nîne. Di van êrîşan de zerarên madî gihîşt gelê me yê welatparêz."
'HIN SAZIYÊN ÇAPEMENIYÊ MÎNA SÎXURTIYA DAGIRKERAN KAR DIKIN'
Di dewama daxuyaniyê de işaret bi weşangeriya hin saziyên çapemeniyê yên Başûrê Kurdistanê hate kirin û hate ragihandin, "Hin saziyên çapemeniyê ji bo êrîşên dagirkeriyê yên dewleta Tirk ên li ser Başûrê Kurdistanê rewa bikin, PKK'ê û hêzên me dikin hedef. Weke sîxurtiya dagirkeran kar dikin. Em bang li van saziyên çapemeniyê dikin ku li hemberî êrîşên dagirkeriyê bi rengekî rast tevbigerin. Li van qadên ku êrîş lê hatine kirin, ti eleqeya hêzên me û PKK'ê nîne."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Fermandariya YRK'ê ragihand ku li qadên Pênciwîn, Şarbajar û Çarta yên ji aliyê dewleta Tirk ve hatin bombekirin, ti hêzên wan nîne û nerazîbûn nîşanî hin saziyên çapemeniyê yên Başûrî da ku bi karê sîxurtiya dagirkeran radibin.
Fermandariya Yekîneyên Rojhilatê Kurdistanê (YRK) li ser êrîşên li herêmên Pênciwîn, Şarbajar û Çarta yên Başûrê Kurdistanê daxuyaniyek da.
Di daxuyaniyê de hate bibîrxistin ku di navbera 3-6'ê Cotmeha 2022'an de balafirên keşfê li ser qadên Pênciwîn, Çarta û Asosê geriyan.
Fermandariya YRK'ê diyar kir ku 4'ê Cotmehê saet di 14:00 de li bejahiya gundê Şêx Elmaran ê li herêma Çartayê balafireke bêmirov a bombebarkirî êrîş bir ser wesayiteke sivîl û hate gotin, "Heta niha der barê windahiyan de ti agahiya me nîne."
Fermandariyê ragihand ku heman rojê saet di navbera 18:00-19:00 de jî bejahiya Çartayê ji aliyê balafirên şer ên dewleta Tirk a dagirker ve hate bombekirin û got, "Li van cihên ku êrîş lê hatiye kirin, ti eleqeya hêzên me nîne. Di van êrîşan de zerarên madî gihîşt gelê me yê welatparêz."
'HIN SAZIYÊN ÇAPEMENIYÊ MÎNA SÎXURTIYA DAGIRKERAN KAR DIKIN'
Di dewama daxuyaniyê de işaret bi weşangeriya hin saziyên çapemeniyê yên Başûrê Kurdistanê hate kirin û hate ragihandin, "Hin saziyên çapemeniyê ji bo êrîşên dagirkeriyê yên dewleta Tirk ên li ser Başûrê Kurdistanê rewa bikin, PKK'ê û hêzên me dikin hedef. Weke sîxurtiya dagirkeran kar dikin. Em bang li van saziyên çapemeniyê dikin ku li hemberî êrîşên dagirkeriyê bi rengekî rast tevbigerin. Li van qadên ku êrîş lê hatine kirin, ti eleqeya hêzên me û PKK'ê nîne."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
«در کار اعتصاب، در خیابان اعتراض» تحلیل سیاسی پژاک 🆔 @GozarDemocratic
«در کار اعتصاب، در خیابان اعتراض»
تحلیل سیاسی پژاک
با آغاز خیزش آزادیخواهانه و بدیع خلقهای ایران در اعتراض به قتل حکومتی ژینا امینی، خیزش در هجدهمین روز با شکوه هرچهتمامتر ادامه دارد. نسل نو با تسخیر انقلابی خیابان ثابت کردند که نسل قیام و انقلاب هستند و میتوانند جنبش نوین «ژن، ژیان، آزادی» را به زیبایی رقم بزنند. اعتراضات و اعتصابات با اتحاد همه خلقهای ایران و شرق کردستان وارد فاز قیام سراسری شد و همگان را در آستانه یک انقلاب حقیقی قرارداده. باید مجدانه درک شود قیامی که از شرق کردستان آغاز شده و به همه خلقهای ایران تعلق یافته، بخشی از «جنبش جهانی نه به فاشیسم» میباشد که بر محوریت رمز پرمعنای «آزادی زنان و اتحاد خلقها» سراسری گشته.
به دلیل اینکه از همان اوان قیام، «پیشاهنگی زنان» و «اتحاد خلقها» مهر خود را بر هیمنه قیام کوبید، عرش نظام فاشیستی ایران به لرزه درآمده. نظام حاکم نیز به کشتار آزادیخواهان در خیابان دستزده و به ضدیت با انقلاب آزادی و دمکراتیک برخاسته. بهجای پاسخگویی به مطالبات برحق خلقها و زنان با عقلیت فاشیستی راه رعب و وحشت برای سرکوب بیرحمانه را درپیش گرفته.
سطح گسترده خصومت نهادهای حکومتی از قبیل قوای سهگانه بویژه دولت، مجلس، قضائیه و در راس نظام، رهبریت آن، پیام سرکوب خونبار قیام را به کل جامعه و تودههای آن دادند. سخنان خامنهای در سومین هفته از قیام، تصمیم قطعی نظام فاشیست برای تداوم دشمنی خصومتبار علیه خلقها را عیان ساخت که نشان از ضعف و درماندگی در مقابل جامعه دارد. این رفتار فاشیستی توهینآمیز و حقارتبار به قیامکنندگان اما کماکان نتوانسته خیزش ریشهدار خلقها و زنان را مهار نماید. دیگر ترفند نامیدن خیزش به اعتشاشات و نسبتدادن آن به عوامل و قدرتهای خارجی نخنما شده و نمیتواند خودجوشبودن خیزش را تضعیف نماید.
هماکنون خیزش زنان و خلقها با نافرمانیهای مدنی غیرتمندانه از فاز اعتراض گذشته و با مزیدشدن راهکار اعتصابات وارد فاز قیام سراسری گشته. چهبسا مواضع غیرتمندانه و جسورانه شمار زیادی از سینماگران، هنرمندان، ورزشکاران و شخصیتهای سرشناس مختلف از اقصانقاط ایران و جهان، قویا موج قیام را تقویت نموده. این سطح از قیام تاکنون طی 43 سال گذشته بیسابقه است. اعتصابات کارگران، معلمان، دانشجویان و دانشآموزان نیز به یکی از اشکال قیام مبدل گشته و آن را غنیتر ساخته. بههمین دلیل، بنیادیبودن، جدیبودن و گستردگی قیام، پشتیبانیهای آزادیخواهان جهان را به دنبال آورده. جنبش «ژن، ژیان، آزادی» با پیشاهنگی خلقکورد هر چهار بخش کردستان و خلقهای ایران، راه تحولات تاریخی خاورمیانه را گشوده و بر حوزه جهانی تاثیرگذار گشته.
همگان آگاه باشند که نظام فاشیستی ایران برای سرکوب بیرحمانه این قیام به راهکارهای خصومتبار داخلی و خارجی متوسل گشته. سناریوهایی ترتیب داده تا با سرکوب در داخل یک شیوه از جنگ علیه زنان، خلقها و جامعه به راه بیاندازد و در خارج مرزها هم با حمله به احزاب شرق کردستان یک جبهه جنگی را شکلدهد تا بهانههای برخورد کشتارمحور نظامی را مشروع جلوه دهد. لذا کشتار بیرحمانه در بلوچستان و شرق کردستان را با برنامهریزی از پیشتعیینشده انجام میدهد، درحالی که اوضاع قیام اینبار متفاوت از سابق است و به آسانی سرکوب نخواهدشد.
همانطور که ترکیه در هنگامه احساسخطر از ناحیه خلق آزادیخواه کورد، بخشهای دیگر کردستان از عفرین تا قندیل را آماج حملات اشغالگرانه قرارمیدهد، امروز، ایران هم با همکاری و هماهنگی آنکارا به همان راهکار متوسل گشته. حمله ارتش اشغالگر ترکیه با هماهنگی سپاه پاسداران فاشیست ایران علیه مواضع حزبمان پژاک در مناطق آسوس و پنجوین اثباتگر تصمیم فاشیسم برای جنگافروزی فراتر از مرزهایشان در گستره خاورمیانه است. هرچند خصومت میان ایران و ترکیه عمیق است و در حد رقابت نظامی و سیاسی خطرناک قراردارد، اما در دشمنی با خلق کورد و به شکستکشاندن قیام شرق کردستان همکاری برنامهریزی شده دارند. علنا حملات هوایی ترکیه به مناطق آسوس و پنجوین و ترور «ناگهان آکارسل» در سلیمانیه، آن هم هنگامی که هاکان فیدان، رئیس سازمان میت ترکیه فاشیست در شهر هولیر مشغول گفتگوها برای گسترش جنگ و خیانت علیه جنبش آپویی است، پیامی خصومتبار آشکار به تمامی خلقکورد برای تداوم سیاستهای نسلکشی فیزیکی و فرهنگی است. بنابراین مسئله کورد متفاوت از مسئله خلقهای بلوج, عرب, آذری و گیلک یک مسئله فرامرزی خاورمیانهای و جهانی است و قیام امروز خلقهای ایران بدون حل این مسئله به نتایج نهایی نخواهدرسید. مسئله کورد و سایر خلقهای ایران با شعار اتحاد فراگیر بزرگترین چالش قیام شهریور در ایران و شرق کردستان است. از هماکنون مشخص است که درصورتی قیام با قدرت ادامه خواهد یافت که بر مقولات آزادی زنان و حل مسئله کورد و خلقها تکیه کند.
تحلیل سیاسی پژاک
با آغاز خیزش آزادیخواهانه و بدیع خلقهای ایران در اعتراض به قتل حکومتی ژینا امینی، خیزش در هجدهمین روز با شکوه هرچهتمامتر ادامه دارد. نسل نو با تسخیر انقلابی خیابان ثابت کردند که نسل قیام و انقلاب هستند و میتوانند جنبش نوین «ژن، ژیان، آزادی» را به زیبایی رقم بزنند. اعتراضات و اعتصابات با اتحاد همه خلقهای ایران و شرق کردستان وارد فاز قیام سراسری شد و همگان را در آستانه یک انقلاب حقیقی قرارداده. باید مجدانه درک شود قیامی که از شرق کردستان آغاز شده و به همه خلقهای ایران تعلق یافته، بخشی از «جنبش جهانی نه به فاشیسم» میباشد که بر محوریت رمز پرمعنای «آزادی زنان و اتحاد خلقها» سراسری گشته.
به دلیل اینکه از همان اوان قیام، «پیشاهنگی زنان» و «اتحاد خلقها» مهر خود را بر هیمنه قیام کوبید، عرش نظام فاشیستی ایران به لرزه درآمده. نظام حاکم نیز به کشتار آزادیخواهان در خیابان دستزده و به ضدیت با انقلاب آزادی و دمکراتیک برخاسته. بهجای پاسخگویی به مطالبات برحق خلقها و زنان با عقلیت فاشیستی راه رعب و وحشت برای سرکوب بیرحمانه را درپیش گرفته.
سطح گسترده خصومت نهادهای حکومتی از قبیل قوای سهگانه بویژه دولت، مجلس، قضائیه و در راس نظام، رهبریت آن، پیام سرکوب خونبار قیام را به کل جامعه و تودههای آن دادند. سخنان خامنهای در سومین هفته از قیام، تصمیم قطعی نظام فاشیست برای تداوم دشمنی خصومتبار علیه خلقها را عیان ساخت که نشان از ضعف و درماندگی در مقابل جامعه دارد. این رفتار فاشیستی توهینآمیز و حقارتبار به قیامکنندگان اما کماکان نتوانسته خیزش ریشهدار خلقها و زنان را مهار نماید. دیگر ترفند نامیدن خیزش به اعتشاشات و نسبتدادن آن به عوامل و قدرتهای خارجی نخنما شده و نمیتواند خودجوشبودن خیزش را تضعیف نماید.
هماکنون خیزش زنان و خلقها با نافرمانیهای مدنی غیرتمندانه از فاز اعتراض گذشته و با مزیدشدن راهکار اعتصابات وارد فاز قیام سراسری گشته. چهبسا مواضع غیرتمندانه و جسورانه شمار زیادی از سینماگران، هنرمندان، ورزشکاران و شخصیتهای سرشناس مختلف از اقصانقاط ایران و جهان، قویا موج قیام را تقویت نموده. این سطح از قیام تاکنون طی 43 سال گذشته بیسابقه است. اعتصابات کارگران، معلمان، دانشجویان و دانشآموزان نیز به یکی از اشکال قیام مبدل گشته و آن را غنیتر ساخته. بههمین دلیل، بنیادیبودن، جدیبودن و گستردگی قیام، پشتیبانیهای آزادیخواهان جهان را به دنبال آورده. جنبش «ژن، ژیان، آزادی» با پیشاهنگی خلقکورد هر چهار بخش کردستان و خلقهای ایران، راه تحولات تاریخی خاورمیانه را گشوده و بر حوزه جهانی تاثیرگذار گشته.
همگان آگاه باشند که نظام فاشیستی ایران برای سرکوب بیرحمانه این قیام به راهکارهای خصومتبار داخلی و خارجی متوسل گشته. سناریوهایی ترتیب داده تا با سرکوب در داخل یک شیوه از جنگ علیه زنان، خلقها و جامعه به راه بیاندازد و در خارج مرزها هم با حمله به احزاب شرق کردستان یک جبهه جنگی را شکلدهد تا بهانههای برخورد کشتارمحور نظامی را مشروع جلوه دهد. لذا کشتار بیرحمانه در بلوچستان و شرق کردستان را با برنامهریزی از پیشتعیینشده انجام میدهد، درحالی که اوضاع قیام اینبار متفاوت از سابق است و به آسانی سرکوب نخواهدشد.
همانطور که ترکیه در هنگامه احساسخطر از ناحیه خلق آزادیخواه کورد، بخشهای دیگر کردستان از عفرین تا قندیل را آماج حملات اشغالگرانه قرارمیدهد، امروز، ایران هم با همکاری و هماهنگی آنکارا به همان راهکار متوسل گشته. حمله ارتش اشغالگر ترکیه با هماهنگی سپاه پاسداران فاشیست ایران علیه مواضع حزبمان پژاک در مناطق آسوس و پنجوین اثباتگر تصمیم فاشیسم برای جنگافروزی فراتر از مرزهایشان در گستره خاورمیانه است. هرچند خصومت میان ایران و ترکیه عمیق است و در حد رقابت نظامی و سیاسی خطرناک قراردارد، اما در دشمنی با خلق کورد و به شکستکشاندن قیام شرق کردستان همکاری برنامهریزی شده دارند. علنا حملات هوایی ترکیه به مناطق آسوس و پنجوین و ترور «ناگهان آکارسل» در سلیمانیه، آن هم هنگامی که هاکان فیدان، رئیس سازمان میت ترکیه فاشیست در شهر هولیر مشغول گفتگوها برای گسترش جنگ و خیانت علیه جنبش آپویی است، پیامی خصومتبار آشکار به تمامی خلقکورد برای تداوم سیاستهای نسلکشی فیزیکی و فرهنگی است. بنابراین مسئله کورد متفاوت از مسئله خلقهای بلوج, عرب, آذری و گیلک یک مسئله فرامرزی خاورمیانهای و جهانی است و قیام امروز خلقهای ایران بدون حل این مسئله به نتایج نهایی نخواهدرسید. مسئله کورد و سایر خلقهای ایران با شعار اتحاد فراگیر بزرگترین چالش قیام شهریور در ایران و شرق کردستان است. از هماکنون مشخص است که درصورتی قیام با قدرت ادامه خواهد یافت که بر مقولات آزادی زنان و حل مسئله کورد و خلقها تکیه کند.
گذار دموکراتیک
«در کار اعتصاب، در خیابان اعتراض» تحلیل سیاسی پژاک 🆔 @GozarDemocratic
لذا رهیافت جنگافروزانه و نسلکشانه نظام فاشیست ایران و رهیافت آزادی زنان و خلقها امروز در نبردی بیامان بسرمیبرند. هم نظام حاکم و هم خلقها و آزادیخواهان بدون توجه به تمایزات عمیق این دو رهیافت متفاوت نمیتوانند خود را از خطر جنگ و سرکوب تحمیلی از جانب رژیم فاشیست، نجات دهند. یا باید کل ایران و خلقها و زنان آن آزاد شوند یا همگان در کشتی جنگ و سرکوب غرق خواهندشد.مسیر انقلاب وقتی گشایش مییابد که از هماکنون در نوع مبارزهگری و عقلیت آن شفافیت وجود داشته باشد. این یک، نیاز بنیادین قیام و انقلاب امروز در ایران و شرق کردستان است که به نظر میرسد در سه هفته گذشته قیام، از سوی همه تودهها و اقشار سراسر ایران عمیقا احساس شده. مشخصه بارز این قیام این است که همه خلقها بدور از تحمیل فرهنگ، زبان، پرچم، تاریخ، قدرتخواهی انحصارگرانه، نژادپرستی و راهکارهای شوونیستی، مبارزه میکنند و یکصدایی و همگرایی امیدوارکننده تحقق یافته. این بزرگترین دستاوردی است که رمز پیروزی و تداوم راه گشته. همگان باید به اهمیت و حقانیت این خصیصه قیام امروزی شهریورماه 1401 اعتراف کنند.
بیشک ما همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» قاطعانه حمایت خود را از قیام خلقها اعلام داشتهایم و در جبهه پشتیبانی از خلق در برابر فاشیسم قرارداریم. باور داریم که اعتراضات اولیه امروز در سومین هفته بصورت یک قیام، اوج گرفته و با آغاز اعتصابات سراسری میتواند نیرومندتر گردد و نظام حاکم فاشیستی را در برابر قدرت خلقها، فلج نماید. در مرحله کنونی، نیاز بنیادین قیام، تداوم آن به شیوههای غنی «در کار اعتصاب، در خیابان اعتراض» میباشد. پژاک خواهان اتحاد خلقها و مشارکت گسترده و تاریخی زنان، بدور از جنگ و خونریزی است. اگر اعتصابات و اعتراضات بصورت سراسری و متحدانه صورت گیرند، سیستم میلیتاریستی سرکوبگر نظام قادر به شکست صفوف آن نخواهد شد. دستاوردها و خونهای ریخته شده سه هفته قیام بیبدیل نیز با توسل به همین عملکردهای جامعه خیزشگر حفظ خواهدشد. لازم است ساختار دمکراتیک و آزادیخواهانه جایگزین ساختار فاشیستی گردد تا همگان از خطر جنگ و سرکوب خونبار نجات یابند. خلقمان در سراسر شرق کردستان در این راه از هیچگونه فداکاری و فداییگری دریغ نکرده و نخواهد کرد و مسلما موجهای انقلاب و رنسانس خاورمیانه را تقویت کرده.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
2022-10-06
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بیشک ما همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» قاطعانه حمایت خود را از قیام خلقها اعلام داشتهایم و در جبهه پشتیبانی از خلق در برابر فاشیسم قرارداریم. باور داریم که اعتراضات اولیه امروز در سومین هفته بصورت یک قیام، اوج گرفته و با آغاز اعتصابات سراسری میتواند نیرومندتر گردد و نظام حاکم فاشیستی را در برابر قدرت خلقها، فلج نماید. در مرحله کنونی، نیاز بنیادین قیام، تداوم آن به شیوههای غنی «در کار اعتصاب، در خیابان اعتراض» میباشد. پژاک خواهان اتحاد خلقها و مشارکت گسترده و تاریخی زنان، بدور از جنگ و خونریزی است. اگر اعتصابات و اعتراضات بصورت سراسری و متحدانه صورت گیرند، سیستم میلیتاریستی سرکوبگر نظام قادر به شکست صفوف آن نخواهد شد. دستاوردها و خونهای ریخته شده سه هفته قیام بیبدیل نیز با توسل به همین عملکردهای جامعه خیزشگر حفظ خواهدشد. لازم است ساختار دمکراتیک و آزادیخواهانه جایگزین ساختار فاشیستی گردد تا همگان از خطر جنگ و سرکوب خونبار نجات یابند. خلقمان در سراسر شرق کردستان در این راه از هیچگونه فداکاری و فداییگری دریغ نکرده و نخواهد کرد و مسلما موجهای انقلاب و رنسانس خاورمیانه را تقویت کرده.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
2022-10-06
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
Fermandariya YRK'ê: Li qadên êrîş lê hate kirin, ti hêzên me nîne Fermandariya YRK'ê ragihand ku li qadên Pênciwîn, Şarbajar û Çarta yên ji aliyê dewleta Tirk ve hatin bombekirin, ti hêzên wan nîne û nerazîbûn nîşanî hin saziyên çapemeniyê yên Başûrî da…
لە فەرماندەیی یەرەکە (YRK):
بۆ ڕای گشتی
لە رۆژانی 3 بۆ 6-ی تشرینی یەکەمی 2022 دا فڕۆکەی بێفرۆکەوان بەسەر ناوچەکانی پێنجوێن و چوارتا و ئاسۆس دا گەڕاوە. ڕۆژی 4-ی تشرینی یەکەم کاتژمێر 14:00 لە دەشتاییەکانی گوندی شێخەڵمارێن لە هەرێمی چوارتا بە فرۆکەی بێفرۆکەوان هێرش کراوەتە سەر ئۆتۆمبێلێکی مەدەنی و تا ئێستا هیچ زانیارییەکمان لەبارەی زیانە گیانییەکانەوە نییە. لە کاتژمێر 18:00 بۆ 19:00ی هەمان ڕۆژدا، هەرێمی چوارتا لەلایەن فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکیای داگیرکەرەوە بۆردوومان کراوە. ئەو شوێنانەی کە هێرشەکەی لێ ئەنجام دراوە، هیچ پەیوەندیێکی بە هێزەکانی ئێمەوە نییە و تەنیا زیانی ماددی بەر گەلی وڵاتپارێزی ناوچەکە کەوتوە.
پەیوەست بەم هێرشانەوە هەندێک لە دەزگا ڕاگەیاندنیەکان کە بەناوی گەلی کوردەوە کاردەکەن، هێرش و داگیرکارییەکانی دەوڵەتی تورک بۆ سەر خاکی باشوری کوردستان بۆ ئەوەی پەکەکە و هێزەکانمان بکەنە ئامانج ڕەوا دەکەن و وەک سیخوڕی داگیرکەران کار دەکەن. ئێمە ئەو دەزگا راگەیاندنییانە بانگ دەکەین بۆ نیشان دانی ڕاستیەکان. ئەو ناوچانەی کە هێرش و بوردوومان روویداوە هیچ پەیوەندیێکی بە هێزەکانی ئێمەوە نیە و (پ ک ک)-ەش لەو شوێنانە نییە.
فەرماندەیی یەکینەکانی رۆژهەڵاتی کوردستان (YRK)
🆔 @GozarDemocratic
بۆ ڕای گشتی
لە رۆژانی 3 بۆ 6-ی تشرینی یەکەمی 2022 دا فڕۆکەی بێفرۆکەوان بەسەر ناوچەکانی پێنجوێن و چوارتا و ئاسۆس دا گەڕاوە. ڕۆژی 4-ی تشرینی یەکەم کاتژمێر 14:00 لە دەشتاییەکانی گوندی شێخەڵمارێن لە هەرێمی چوارتا بە فرۆکەی بێفرۆکەوان هێرش کراوەتە سەر ئۆتۆمبێلێکی مەدەنی و تا ئێستا هیچ زانیارییەکمان لەبارەی زیانە گیانییەکانەوە نییە. لە کاتژمێر 18:00 بۆ 19:00ی هەمان ڕۆژدا، هەرێمی چوارتا لەلایەن فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکیای داگیرکەرەوە بۆردوومان کراوە. ئەو شوێنانەی کە هێرشەکەی لێ ئەنجام دراوە، هیچ پەیوەندیێکی بە هێزەکانی ئێمەوە نییە و تەنیا زیانی ماددی بەر گەلی وڵاتپارێزی ناوچەکە کەوتوە.
پەیوەست بەم هێرشانەوە هەندێک لە دەزگا ڕاگەیاندنیەکان کە بەناوی گەلی کوردەوە کاردەکەن، هێرش و داگیرکارییەکانی دەوڵەتی تورک بۆ سەر خاکی باشوری کوردستان بۆ ئەوەی پەکەکە و هێزەکانمان بکەنە ئامانج ڕەوا دەکەن و وەک سیخوڕی داگیرکەران کار دەکەن. ئێمە ئەو دەزگا راگەیاندنییانە بانگ دەکەین بۆ نیشان دانی ڕاستیەکان. ئەو ناوچانەی کە هێرش و بوردوومان روویداوە هیچ پەیوەندیێکی بە هێزەکانی ئێمەوە نیە و (پ ک ک)-ەش لەو شوێنانە نییە.
فەرماندەیی یەکینەکانی رۆژهەڵاتی کوردستان (YRK)
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
خلقها با آزادی رهبرآپو راه آزادی خویش را هموار سازند بیانیه پژاک 🆔 @GozarDemocratic
خلقها با آزادی رهبرآپو راه آزادی خویش را هموار سازند
بیانیه پژاک
بزرگترین توطئه بینالمللی بر ضد رهبر آپو و خلق کورد در 9 اکتبر 1998 از سوی قدرتهای جهانی و منطقهای شکلگرفت. ما، «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» در 24امین سالگرد این توطئه سیاه قدرتهای سرمایهداری، آن را بشدت محکوم میکنیم و به مقاومت رهبری آپو درود میفرستیم. با هدف خنثیسازی توطئه و تداوم راه آزادیخواهی شهدا، یاد و خاطره همه مبارزینی که در این راه جان خود را برای آزادی رهبر و خلق خویش فداکردند، گرامیمیداریم.
در برههای که رهبر آپو مبارزه برای نجات بشریت و خلق کورد از کائوس ناشی از نظام جنگافروز و نابودگر سرمایهداری را به اوج رساند، هژمونیهای نظام مدرنیته سرمایهداری سناریوی تسخیر جهان از طریق جنگ و بحران را به اوج رسانده بودند. رهبر آپو که معمار فلسفه آزادی خلقکورد و بشریت برای جلوگیری از سقوط در برزخ سرمایهداری و دولت-ملتهای آن است، به بزرگترین سپردفاعی جهت خلقهای بیگناه، مبدل گشتهاند. در برهه کنونی، سقوط انسانیت در همه عرصهها و حوزهها بدست سرمایهداری جهانی کمتر از ستم مضاعف علیه خلق کورد نبوده و نیست.
هژمونی جهانی انحصارگر جهت بالگستری ظالمانه بر همه شریانهای حیاتی جهانی، رهبر آپو، خلقکورد و کردستان را بزرگترین مانع برسر راه خود دید. فلذا به گستردهترین توطئه قرون معاصر جهت اسارت رهبر آپو دست زد تا با اشغال مجدد کردستان و به اسارتگرفتن خلقکورد آن را تکمیل نماید. تنها راه ممانعت از کورد آزاد در خاورمیانه را، به قهقرا بردن مسئله کورد و جلوگیری از چارهیابی آن در عرصه خاورمیانهای و بینالمللی دانستند. توطئه 9 اکتبر 1998 با هدف اجرای پروژه «خاورمیانه بزرگ» از سوی آمریکا و همپیمانانش طرحریزی گشت که در افق آن، جنگافروزی مداوم در خاورمیانه و تحت ستم قراردادن بیش از پیش خلقهای این منطقه، قراردارد. استارت جنگ جهانی سوم که هماکنون دامن خاورمیانه را گرفته، با اسارت رهبر آپو از سوی آمریکا و قدرتهای جامعهستیز آن زده شده، پس این توطئه، همانا جنگ مداوم علیه خلقهای خاورمیانه هم هست.
در سایه مبارزات و مقاومتهای تاریخی بیامان رهبر آپو، راهکارهای بدیعی جهت خنثیسازی توطئه بینالمللی در 24 سال گذشته دربرگرفته شده و نیروی گریلا با فداییگری و فداکاری بیشائبه خود نیروی خنثیسازی توطئه و آزادی خلقهاست. قدرتهای توطئهگر هنوز هم با تمام توان خود و با جنگافروزی خونبار در کردستان و خاورمیانه میکوشند از درک این مبارزهگری فدایی از سوی خلق کورد و خلقهای منطقه جلوگیری نمایند.
به دلیل این که زنان و جوانان در جوامع امروزی منطقه بزرگترین نیروی انقلاب و رنسانس هستند و میتوانند با مبارزات نیرومندانهشان نظام سرمایهداری لویاتانی را از منطقه بیرون برانند، روزانه با صدها توطئه مکرر مورد هدف قرار میگیرند. در این میان، قیام خلقمان در شرق کردستان در کنار خلقهای ایران با پیشاهنگی زنان و جوانان که موتور محرکه قیام هستند، نمونه بارز مبارزه برای رنسانس با توسل به فلسفه آزادی آپویی است. به اندازهای که توطئه علیه رهبری و خلقها دارای ابعاد جهانی است، بهعینه میبینیم که مبارزه جنبش آزادیخواهی آپویی هم ابعاد وسیع جهانی یافته و آزادیخواهان و خلقهای زیادی در سطح بینالمللی دوست خلق کورد گشتهاند. مقولات بنیادین جهانی همچو آزادی انسانیت و خلقها، آزادی زنان، آزادی جوانان و نجات اکولوژی بصورت تنگاتنگ در هم تنیدهاند و نتایج مبارزات آپویی آن در کشورهای ترکیه، ایران، سوریه و عراق با پیشاهنگی خلقکورد عیان گشته و همه انقلابات و قیامها را یکییکی تحت تاثیر قرار داده. جنبش «ژن، ژیان، آزادی» در ایران و شرق کردستان امروز جزو بیبدیلترین جنبشهایی است که با محوریت جامعه آزاد، کورد آزاد و ایرانی آزاد بدور از دخالت قدرتهای خارجی و منطقهای متاثر از اندیشه و هویت آپویی بهشیوه اجتماعی شکل گرفته. به دلیل اینکه مسئله کورد به چهار کشور بزرگ خاورمیانه مربوط میشود، قیامها و جنبشهای داخلی هر یک از کشورهای حاکم بر کردستان نیز تنها با چارهیابی دمکراتیک مسئله کورد به نتایج نهایی خواهند رسید. این واقعیت، امروز شامل قیام شهریورماه در ایران و شرق کردستان هم میشود. تاوقتی که توطئه علیه رهبر آپو و خلقکورد ادامه یابد، خلقهای خاورمیانه و ایران هم روی راستین آزادی را نخواهند دید.
پس از گذشت 24 سال از اسارت رهبر آپو در امرالی، مدت حبس رهبرمان به اتمام میرسد، اما توطئهگران بازهم میکوشند تمامی حقوق، سیاست و قوانین جهانی را در حق رهبر آپو بیرحمانه منجمد سازند تا از حقوق طبیعی آزادی بهرمند نگردد. به دلیل اینکه آزادی رهبر آپو را آزادی خلقهای تحت ستم کردستان و خاورمیانه میدانند، میکوشند قوانینی ظالمانه و نوین تدوین کنند و انزوای مطلق رهبری را گسترش دهند.
بیانیه پژاک
بزرگترین توطئه بینالمللی بر ضد رهبر آپو و خلق کورد در 9 اکتبر 1998 از سوی قدرتهای جهانی و منطقهای شکلگرفت. ما، «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» در 24امین سالگرد این توطئه سیاه قدرتهای سرمایهداری، آن را بشدت محکوم میکنیم و به مقاومت رهبری آپو درود میفرستیم. با هدف خنثیسازی توطئه و تداوم راه آزادیخواهی شهدا، یاد و خاطره همه مبارزینی که در این راه جان خود را برای آزادی رهبر و خلق خویش فداکردند، گرامیمیداریم.
در برههای که رهبر آپو مبارزه برای نجات بشریت و خلق کورد از کائوس ناشی از نظام جنگافروز و نابودگر سرمایهداری را به اوج رساند، هژمونیهای نظام مدرنیته سرمایهداری سناریوی تسخیر جهان از طریق جنگ و بحران را به اوج رسانده بودند. رهبر آپو که معمار فلسفه آزادی خلقکورد و بشریت برای جلوگیری از سقوط در برزخ سرمایهداری و دولت-ملتهای آن است، به بزرگترین سپردفاعی جهت خلقهای بیگناه، مبدل گشتهاند. در برهه کنونی، سقوط انسانیت در همه عرصهها و حوزهها بدست سرمایهداری جهانی کمتر از ستم مضاعف علیه خلق کورد نبوده و نیست.
هژمونی جهانی انحصارگر جهت بالگستری ظالمانه بر همه شریانهای حیاتی جهانی، رهبر آپو، خلقکورد و کردستان را بزرگترین مانع برسر راه خود دید. فلذا به گستردهترین توطئه قرون معاصر جهت اسارت رهبر آپو دست زد تا با اشغال مجدد کردستان و به اسارتگرفتن خلقکورد آن را تکمیل نماید. تنها راه ممانعت از کورد آزاد در خاورمیانه را، به قهقرا بردن مسئله کورد و جلوگیری از چارهیابی آن در عرصه خاورمیانهای و بینالمللی دانستند. توطئه 9 اکتبر 1998 با هدف اجرای پروژه «خاورمیانه بزرگ» از سوی آمریکا و همپیمانانش طرحریزی گشت که در افق آن، جنگافروزی مداوم در خاورمیانه و تحت ستم قراردادن بیش از پیش خلقهای این منطقه، قراردارد. استارت جنگ جهانی سوم که هماکنون دامن خاورمیانه را گرفته، با اسارت رهبر آپو از سوی آمریکا و قدرتهای جامعهستیز آن زده شده، پس این توطئه، همانا جنگ مداوم علیه خلقهای خاورمیانه هم هست.
در سایه مبارزات و مقاومتهای تاریخی بیامان رهبر آپو، راهکارهای بدیعی جهت خنثیسازی توطئه بینالمللی در 24 سال گذشته دربرگرفته شده و نیروی گریلا با فداییگری و فداکاری بیشائبه خود نیروی خنثیسازی توطئه و آزادی خلقهاست. قدرتهای توطئهگر هنوز هم با تمام توان خود و با جنگافروزی خونبار در کردستان و خاورمیانه میکوشند از درک این مبارزهگری فدایی از سوی خلق کورد و خلقهای منطقه جلوگیری نمایند.
به دلیل این که زنان و جوانان در جوامع امروزی منطقه بزرگترین نیروی انقلاب و رنسانس هستند و میتوانند با مبارزات نیرومندانهشان نظام سرمایهداری لویاتانی را از منطقه بیرون برانند، روزانه با صدها توطئه مکرر مورد هدف قرار میگیرند. در این میان، قیام خلقمان در شرق کردستان در کنار خلقهای ایران با پیشاهنگی زنان و جوانان که موتور محرکه قیام هستند، نمونه بارز مبارزه برای رنسانس با توسل به فلسفه آزادی آپویی است. به اندازهای که توطئه علیه رهبری و خلقها دارای ابعاد جهانی است، بهعینه میبینیم که مبارزه جنبش آزادیخواهی آپویی هم ابعاد وسیع جهانی یافته و آزادیخواهان و خلقهای زیادی در سطح بینالمللی دوست خلق کورد گشتهاند. مقولات بنیادین جهانی همچو آزادی انسانیت و خلقها، آزادی زنان، آزادی جوانان و نجات اکولوژی بصورت تنگاتنگ در هم تنیدهاند و نتایج مبارزات آپویی آن در کشورهای ترکیه، ایران، سوریه و عراق با پیشاهنگی خلقکورد عیان گشته و همه انقلابات و قیامها را یکییکی تحت تاثیر قرار داده. جنبش «ژن، ژیان، آزادی» در ایران و شرق کردستان امروز جزو بیبدیلترین جنبشهایی است که با محوریت جامعه آزاد، کورد آزاد و ایرانی آزاد بدور از دخالت قدرتهای خارجی و منطقهای متاثر از اندیشه و هویت آپویی بهشیوه اجتماعی شکل گرفته. به دلیل اینکه مسئله کورد به چهار کشور بزرگ خاورمیانه مربوط میشود، قیامها و جنبشهای داخلی هر یک از کشورهای حاکم بر کردستان نیز تنها با چارهیابی دمکراتیک مسئله کورد به نتایج نهایی خواهند رسید. این واقعیت، امروز شامل قیام شهریورماه در ایران و شرق کردستان هم میشود. تاوقتی که توطئه علیه رهبر آپو و خلقکورد ادامه یابد، خلقهای خاورمیانه و ایران هم روی راستین آزادی را نخواهند دید.
پس از گذشت 24 سال از اسارت رهبر آپو در امرالی، مدت حبس رهبرمان به اتمام میرسد، اما توطئهگران بازهم میکوشند تمامی حقوق، سیاست و قوانین جهانی را در حق رهبر آپو بیرحمانه منجمد سازند تا از حقوق طبیعی آزادی بهرمند نگردد. به دلیل اینکه آزادی رهبر آپو را آزادی خلقهای تحت ستم کردستان و خاورمیانه میدانند، میکوشند قوانینی ظالمانه و نوین تدوین کنند و انزوای مطلق رهبری را گسترش دهند.
گذار دموکراتیک
خلقها با آزادی رهبرآپو راه آزادی خویش را هموار سازند بیانیه پژاک 🆔 @GozarDemocratic
هژمونی توطئهگر جهانی و ترکیه فاشیست درصددند بیحقوقی را از راه قوانین خودساخته جعلیشان تحمیل نمایند و افکار عمومی جهان را با عوامفریبی پلید خود منحرف سازند. توطئهگران و دشمنان میکوشند با ترویج خط خیانتگری در کردستان، از مبارزات آپویی در میان خلقها ممانعت کنند درحالی که در سایه رنجهای رهبر آپو و نیروی گریلا این توطئهها تاکنون خنثی گشته و به آزادی نزدیکتر شدهایم.
ما همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» توطئه بینالمللی 9 اکتبر علیه رهبرمان، رهبر آپو را شدیدا محکوم میکنیم و به عاملان و قدرتهای جهانی آن توطئه لعنت میفرستیم. پژاک و نیروی گریلای فدایی حزبمان دیگر تاب تحمل تداوم این توطئه با محوریت جزیره امرالی را نداریم و با تمام توان به مبارزات خویش برای آزادی رهبر آپو و خلقمان ادامه میدهیم. یاد و خاطره شهدای این راه شرافتمندانه آزادی را گرامیمیداریم و راهشان را در کنار خلقمان پررهرو میسازیم. به یمن طنینانداز شدن شعار «ژن، ژیان، آزادی» در ایران و شرق کردستان که نمود راستین فلسفه آزادی انسان است، از همه خلقمان، زنان، جوانان و دوستان خلقمان در چهاربخش کردستان و اقصانقاط جهان دعوت بعمل میآوریم که به مبارزات رادیکال خود برای آزادی رهبر آپو و خلقها، بویژه خلق تحت ستم کورد، ادامه دهند و راه آزادی را هموار سازند.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
2022-10-07
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ما همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» توطئه بینالمللی 9 اکتبر علیه رهبرمان، رهبر آپو را شدیدا محکوم میکنیم و به عاملان و قدرتهای جهانی آن توطئه لعنت میفرستیم. پژاک و نیروی گریلای فدایی حزبمان دیگر تاب تحمل تداوم این توطئه با محوریت جزیره امرالی را نداریم و با تمام توان به مبارزات خویش برای آزادی رهبر آپو و خلقمان ادامه میدهیم. یاد و خاطره شهدای این راه شرافتمندانه آزادی را گرامیمیداریم و راهشان را در کنار خلقمان پررهرو میسازیم. به یمن طنینانداز شدن شعار «ژن، ژیان، آزادی» در ایران و شرق کردستان که نمود راستین فلسفه آزادی انسان است، از همه خلقمان، زنان، جوانان و دوستان خلقمان در چهاربخش کردستان و اقصانقاط جهان دعوت بعمل میآوریم که به مبارزات رادیکال خود برای آزادی رهبر آپو و خلقها، بویژه خلق تحت ستم کورد، ادامه دهند و راه آزادی را هموار سازند.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
2022-10-07
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اتحاد خلقها، «دانش سازماندهی قیام و انقلاب» میباشد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
اتحاد خلقها، «دانش سازماندهی قیام و انقلاب» میباشد
✍ رامین گارا
اعتراضات روزهای نخست که در روز 28 شهریور با اعتصاب سراسری در شرق کردستان به اوج رسید، هماکنون به خیزش سراسری مبدل شده و تمامی شهرها را دربرگرفته. این خیزشها هیچ تشکیلاتی خاص که رهبریت و مدیریت قیام را برعهده گیرد، پشت خود ندارد. این درحالی است که همه اپوزیسیون خلقها از آن پشتیبانی میکنند. رهبریت خیابان و مدیریت سازماندهی در همه شهرها اخیرا بصورت محلی و خودجوش انجام میگیرد. قتل «ژینا امینی» سیستماتیک بود، زیرا نیروهایی که در قتل وی سهیم شدند، به دو مفهوم «زنبودن و کُردبودن ژینا» توجه کردند و عامدانه وی را به قتل رساندند، اگرنه روزانه در سراسر ایران و تهران هزاران زن به موجب حجاب بازداشت میگردند ولی به قتل نمیرسند و یا شاید هم ضربوشتم نشوند. به هر تقدیر، قتل ژینا زمینههای بروز آتش قیام از زیر خاکستر را فراهم آورد و همه خلقها و ملیتهای تحت ستم، موجودیت خویش را در مرگ ژینای ستمدیده بازیافته و به خیزش برخاستند. در این قیام اما چه مسئلهای در درجه اول و اولویت کلیدی و حیاتی میباشد؟ مسلما اتحاد همه خلقها. اما یک اتحاد چگونه شکل میگیرد؟
در سال 1357 همه خلقها و ملتهای ایران به بزرگترین قیام قرن بیستم در سطح جهانی دست زدند. ویژگی بارز آن قیام، اتحاد و همبستگی تمامی خلقها و زنان بدور از طرح مسایل مشکلسازی چون ملیگرایی، دینگرایی، مذهبگرایی و شوونیسم بود، اما متاسفانه پس از پیروزی انقلاب 57 طبقه آخوند و تشکیلات سیاسی خمینی اختاپوسوار بر آن چنگ انداخته و به انحصار سلطهگرانه در آورد. حتی فراتر از آن, زنان که بخشی از انقلابکنندگان بودند, ترد شدند و رژیم آنها را از عرصه حذف نمود. از آن پس، «زن، جامعه، خلقها و محیطزیست» زیر پستال چرکین آن رژیم له میگردند. بنابراین به عینه در چهلوسه سال پیش تجربه کردهایم که اتحاد خلقهای ایران و شرق کردستان، وقوع یک انقلاب بزرگ از طریق قیامهای متحدانه خلقها را ممکن میسازد. امروز اگرچه تاریخ تکرار نمیگردد، اما برخی شیوهها، رهیافتها و معناها بازهم بازتولید میشوند و به درد قیامکنندگان میخورند. آنچه خیزش 28 شهریور سال 1401 را مشابه انقلاب 57 گردانده، اتحاد همه خلقها و همگرایی خیابانی بدور از فرقهگرایی و گرایشهای شوونیستیی و ملیپرستی است. درواقع کُرد، فارس، آذری، بلوچ، عرب و گیلک متحد شدهاند و درصدد بازپسگیری قیام مصادرهشان در سال 57، هستند. میتوان قیام کنونی را مرحله دوم جمهوری دانست. در سال 57 بعنوان مرحله نخست، «جمهوری اسلامی» یا تئوکراتیک و امروز در سال 1401 و در مرحله دوم جمهوری همانند آنچه در چندقرن اخیر در فرانسه رخ داده، «جمهوری دمکراتیک» مطرح میگردد. در یک جمهوری تئوکراتیک یعنی همانی که راه خمینی و طبقه ملایان است، اتحاد خلقها ممکن نمیگردد و در 43 سال زمامداری رژیم هم این تحاد شکل نگرفت، زیرا انحصار همهچیز بصورت ضددمکراتیک در دستان آخوندسالاران بجای مردمسالاری، قبضه گشته. میتوان امروز مدل و سیستم جمهوری را متحول ساخت و دمکراتیزهنمود، طوری که در آن، همه اتنیکها و خلقها یا ملیتها حقوقشان را در یک قانون اساسی دمکراتیک و ساختار دمکراتیزه در چارچوبهای فدرالیسم و کنفدرالیسم بازیابند که البته پژاک و کودار کنفدالیسم دمکراتیک را برگزیدهاند. مسلما باتوجه به کثیرالمللهبودن ایران و شرق کردستان، سیستم مدرنتر و عادلانهتر کنفدرالیسم دمکراتیک با فرم سیاسی خودمدیریتی، انطباق بیشتری با آن کثرت دارد.
برای شرح چگونگی تحقق «اتحاد دمکراتیک خلقها» بصورت عملی، تنها میتوان بر یک مفهوم و رهیافت انگشت صحه گذاشت که آن، چیزی نیست جز مفهوم «دمکراسی». چهبسا امروز تنها با تحول «تمدن جهانی سرمایهداری مرکزگرا» به «تمدن دمکراتیک جهانی و محلی» میتوان همگرایی و همزیستی عادلانه و مسالمتآمیز خلقها بدور از تخریبات ملیگرایی، فاشیسم و شوونیسم که بر ریل انحصار قراردارند را ممکن ساخت. لازم است لاجرم در امر تحول ساختارین در ایران با هدف تحقق انقلاب حقیقی، مفهوم «دمکراسی» کانون تمامی رفتارها، عملکردها و گفتارها و در اولویت نسبت به مفاهیم «سیاست»، «قدرت»، «دولت» و غیره قرارگیرد. بدلیل اینکه در 43 سال سلطه رژیم ولایتفقیه، دمکراسی به کانون زیست مشترک خلقها مبدل نشد و حتی با آن خصومت ورزیده شد، تمامی اتنیکها و ملیتهای ایران و شرق کردستان نتوانستند در یک حیات راستین در کنار هم بزیند و به تدریج بحرانها و کائوسها بهمثابه دملهای چرکین شکل گرفتهاند و هماکنون در حال ترکیدنند.
✍ رامین گارا
اعتراضات روزهای نخست که در روز 28 شهریور با اعتصاب سراسری در شرق کردستان به اوج رسید، هماکنون به خیزش سراسری مبدل شده و تمامی شهرها را دربرگرفته. این خیزشها هیچ تشکیلاتی خاص که رهبریت و مدیریت قیام را برعهده گیرد، پشت خود ندارد. این درحالی است که همه اپوزیسیون خلقها از آن پشتیبانی میکنند. رهبریت خیابان و مدیریت سازماندهی در همه شهرها اخیرا بصورت محلی و خودجوش انجام میگیرد. قتل «ژینا امینی» سیستماتیک بود، زیرا نیروهایی که در قتل وی سهیم شدند، به دو مفهوم «زنبودن و کُردبودن ژینا» توجه کردند و عامدانه وی را به قتل رساندند، اگرنه روزانه در سراسر ایران و تهران هزاران زن به موجب حجاب بازداشت میگردند ولی به قتل نمیرسند و یا شاید هم ضربوشتم نشوند. به هر تقدیر، قتل ژینا زمینههای بروز آتش قیام از زیر خاکستر را فراهم آورد و همه خلقها و ملیتهای تحت ستم، موجودیت خویش را در مرگ ژینای ستمدیده بازیافته و به خیزش برخاستند. در این قیام اما چه مسئلهای در درجه اول و اولویت کلیدی و حیاتی میباشد؟ مسلما اتحاد همه خلقها. اما یک اتحاد چگونه شکل میگیرد؟
در سال 1357 همه خلقها و ملتهای ایران به بزرگترین قیام قرن بیستم در سطح جهانی دست زدند. ویژگی بارز آن قیام، اتحاد و همبستگی تمامی خلقها و زنان بدور از طرح مسایل مشکلسازی چون ملیگرایی، دینگرایی، مذهبگرایی و شوونیسم بود، اما متاسفانه پس از پیروزی انقلاب 57 طبقه آخوند و تشکیلات سیاسی خمینی اختاپوسوار بر آن چنگ انداخته و به انحصار سلطهگرانه در آورد. حتی فراتر از آن, زنان که بخشی از انقلابکنندگان بودند, ترد شدند و رژیم آنها را از عرصه حذف نمود. از آن پس، «زن، جامعه، خلقها و محیطزیست» زیر پستال چرکین آن رژیم له میگردند. بنابراین به عینه در چهلوسه سال پیش تجربه کردهایم که اتحاد خلقهای ایران و شرق کردستان، وقوع یک انقلاب بزرگ از طریق قیامهای متحدانه خلقها را ممکن میسازد. امروز اگرچه تاریخ تکرار نمیگردد، اما برخی شیوهها، رهیافتها و معناها بازهم بازتولید میشوند و به درد قیامکنندگان میخورند. آنچه خیزش 28 شهریور سال 1401 را مشابه انقلاب 57 گردانده، اتحاد همه خلقها و همگرایی خیابانی بدور از فرقهگرایی و گرایشهای شوونیستیی و ملیپرستی است. درواقع کُرد، فارس، آذری، بلوچ، عرب و گیلک متحد شدهاند و درصدد بازپسگیری قیام مصادرهشان در سال 57، هستند. میتوان قیام کنونی را مرحله دوم جمهوری دانست. در سال 57 بعنوان مرحله نخست، «جمهوری اسلامی» یا تئوکراتیک و امروز در سال 1401 و در مرحله دوم جمهوری همانند آنچه در چندقرن اخیر در فرانسه رخ داده، «جمهوری دمکراتیک» مطرح میگردد. در یک جمهوری تئوکراتیک یعنی همانی که راه خمینی و طبقه ملایان است، اتحاد خلقها ممکن نمیگردد و در 43 سال زمامداری رژیم هم این تحاد شکل نگرفت، زیرا انحصار همهچیز بصورت ضددمکراتیک در دستان آخوندسالاران بجای مردمسالاری، قبضه گشته. میتوان امروز مدل و سیستم جمهوری را متحول ساخت و دمکراتیزهنمود، طوری که در آن، همه اتنیکها و خلقها یا ملیتها حقوقشان را در یک قانون اساسی دمکراتیک و ساختار دمکراتیزه در چارچوبهای فدرالیسم و کنفدرالیسم بازیابند که البته پژاک و کودار کنفدالیسم دمکراتیک را برگزیدهاند. مسلما باتوجه به کثیرالمللهبودن ایران و شرق کردستان، سیستم مدرنتر و عادلانهتر کنفدرالیسم دمکراتیک با فرم سیاسی خودمدیریتی، انطباق بیشتری با آن کثرت دارد.
برای شرح چگونگی تحقق «اتحاد دمکراتیک خلقها» بصورت عملی، تنها میتوان بر یک مفهوم و رهیافت انگشت صحه گذاشت که آن، چیزی نیست جز مفهوم «دمکراسی». چهبسا امروز تنها با تحول «تمدن جهانی سرمایهداری مرکزگرا» به «تمدن دمکراتیک جهانی و محلی» میتوان همگرایی و همزیستی عادلانه و مسالمتآمیز خلقها بدور از تخریبات ملیگرایی، فاشیسم و شوونیسم که بر ریل انحصار قراردارند را ممکن ساخت. لازم است لاجرم در امر تحول ساختارین در ایران با هدف تحقق انقلاب حقیقی، مفهوم «دمکراسی» کانون تمامی رفتارها، عملکردها و گفتارها و در اولویت نسبت به مفاهیم «سیاست»، «قدرت»، «دولت» و غیره قرارگیرد. بدلیل اینکه در 43 سال سلطه رژیم ولایتفقیه، دمکراسی به کانون زیست مشترک خلقها مبدل نشد و حتی با آن خصومت ورزیده شد، تمامی اتنیکها و ملیتهای ایران و شرق کردستان نتوانستند در یک حیات راستین در کنار هم بزیند و به تدریج بحرانها و کائوسها بهمثابه دملهای چرکین شکل گرفتهاند و هماکنون در حال ترکیدنند.
گذار دموکراتیک
اتحاد خلقها، «دانش سازماندهی قیام و انقلاب» میباشد ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
در مقوله اتحاد خلقها و ملتها، دو امر چند بعدی «فارس، کُرد، آذری، بلوچ، عرب، گیلک» و نیز گرایشات «ملیگرایی، فاشیسم، شوونیسم، جنیستگرایی، طبقهگرایی، دولت- ملتگرایی، سرمایهداری و ضدیت با محیطزیست» دخالت دارند. اگر هر ملتی با گرایشات فاشیستی و شوونیستی افراطی و تفرقهافکنانه با سایر ملتها خاصه خلقهای تحت ستم برخورد نماید، بیشک هیچ اتحادی دمکراتیک شکلنمیگیرد، زیرا در درجه نخست، دمکراسی و در درجه دوم، موجودیت خلقها رد شده است. بنابراین فاسدبودن ساختار نظام موجود جمهوری ولایی، تنها با تبعیت از یک ذهنیت و عقلیت دمکراتیک غیرملیگرایانه و ناشوونیستی تغییر خواهدیافت.
موضوع بنیادین دیگر این است که هیچیک از خلقها و ملتهای ایران و شرق کردستان حتی ملت فارس به تنهایی توان و امکان تحقق یک انقلاب نوین را ندارند. هیچ خلقی بدون آزادی سایر خلقها به آزادی دست نمییازد و این یک جبر عدالت در تاریخ معاصر خاورمیانه میباشد. هر استراتژی، برنامه و تاکتیک اپوزیسیونهای خلقها و سازمانهای مدنی، لاجرم باید بر ریل دمکراسیخواهی مبتنی بر برابری و همزیستی خلقها حرکت نماید. در تاریخ اثبات شده که هزاران سال خلقهای ایران و شرق کردستان باوجود تمامی مفاهیم نژادپرستانه و شوونیستی، اما درکنار هم زیستهاند، ولی آنچه در صدسال گذشته با آن روبروشدهاند، سلطه نظام سرمایهداری هارشده است که اتحاد و برادری خلقها را فرومیپاشد.
در پایان باید بر یک نکته کلیدی انگشت بگذاریم و آن، مقوله دخالتندادن مفاهیم «دین، ملیت، پرچم، زبان، تاریخ، جنسیت و غیره» در قیام است. در انقلاب سال 1357 رژیم ولایتفقیه به دلیل دخالت دادن مقوله دین و «اتوپیای خلافت»، جامعه را تکقطبی ساخت و به انحصار طبقه آخوند درآورد. آخوندسالاری را جایگزین مردمسالاری ساخت و بر جامعه تحمیل نمود. تنها چیزی که باید در افق قیام خلقهای ایران و شرق کردستان نظاره شود، یک مفهوم است، «حیات مشترک آزادانه» مبتنی بر مفهوم «دمکراسی». شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیطزیستی امروز ایران و شرق کردستان، قیام 28 شهریور 1401 را شکل داده که حاصل جنبشها و حیزشهای سالهای گذشته است و مبارزات امروز بیشک جرقه انقلاب راستین و پیشرفتهتر میباشد. اتحاد خلقها درواقع «دانش سازماندهی قیام و انقلاب» است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
موضوع بنیادین دیگر این است که هیچیک از خلقها و ملتهای ایران و شرق کردستان حتی ملت فارس به تنهایی توان و امکان تحقق یک انقلاب نوین را ندارند. هیچ خلقی بدون آزادی سایر خلقها به آزادی دست نمییازد و این یک جبر عدالت در تاریخ معاصر خاورمیانه میباشد. هر استراتژی، برنامه و تاکتیک اپوزیسیونهای خلقها و سازمانهای مدنی، لاجرم باید بر ریل دمکراسیخواهی مبتنی بر برابری و همزیستی خلقها حرکت نماید. در تاریخ اثبات شده که هزاران سال خلقهای ایران و شرق کردستان باوجود تمامی مفاهیم نژادپرستانه و شوونیستی، اما درکنار هم زیستهاند، ولی آنچه در صدسال گذشته با آن روبروشدهاند، سلطه نظام سرمایهداری هارشده است که اتحاد و برادری خلقها را فرومیپاشد.
در پایان باید بر یک نکته کلیدی انگشت بگذاریم و آن، مقوله دخالتندادن مفاهیم «دین، ملیت، پرچم، زبان، تاریخ، جنسیت و غیره» در قیام است. در انقلاب سال 1357 رژیم ولایتفقیه به دلیل دخالت دادن مقوله دین و «اتوپیای خلافت»، جامعه را تکقطبی ساخت و به انحصار طبقه آخوند درآورد. آخوندسالاری را جایگزین مردمسالاری ساخت و بر جامعه تحمیل نمود. تنها چیزی که باید در افق قیام خلقهای ایران و شرق کردستان نظاره شود، یک مفهوم است، «حیات مشترک آزادانه» مبتنی بر مفهوم «دمکراسی». شرایط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیطزیستی امروز ایران و شرق کردستان، قیام 28 شهریور 1401 را شکل داده که حاصل جنبشها و حیزشهای سالهای گذشته است و مبارزات امروز بیشک جرقه انقلاب راستین و پیشرفتهتر میباشد. اتحاد خلقها درواقع «دانش سازماندهی قیام و انقلاب» است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
توطئهی بزرگ گلادیو تحلیلات رهبر آپو 🆔 @GozarDemocratic
توطئهی بزرگ گلادیو
تحلیلات رهبر آپو
خروجم از سوریه، در ارتباط با عملیات ناتوـ گلادیو است. بدون توجه به گلادیو و انشقاق موجود در ارتش ترك، نمیتوان تفسیر صحیحی دربارهی این عملیات بهعمل آورد. دو رئیس ستاد كل ارتش یعنی «اسماعیل حقی كارادایی» و «حسن كِوركاوغلو» در دوران ریاستشان به اندازهای كه تصور میشد، بر همه چیز مسلط نبودند. رویكرد هر دو نیز در قبال مسئلهی كُرد، به رویكرد «اشرف بتلیسی» نزدیكتر بود. هدفمندنمودن جنگ در راستای پاكسازی كامل كُردها را هم صحیح و هم امكانپذیر نمیدیدند. صلح و چارهیابی سیاسیای كه تورگوت اوزال و اشرف بتلیسی میخواستند آغاز كنند را هم نوعی اقتضای میهندوستی میشمردند و هم با نگرش كلاسیك جنگ همخوانتر میدیدند. «ساكب سابانجی» نیز نمایندهی قشری بود كه در درون انجمن صاحبان کسبوکار و صنعتكاران تركیه (TÜSİAD) از این خطمشی دفاع مینمودند. رویكرد «محمد اَیمور» رئیس دایرهی كُنتراگریلا در تشكیلات اطلاعات ملی (MİT) و «حَنَفی آوجی» یكی از رؤسای تشکیلات امنیت [یا پلیس] نیز به موازات همان خطمشی بود. این اكیپ با ارزیابی «ماجرای سوسورلوك» حملهای را در مقابل لابی جنگ صورت داده بود.
قبل از خروجم از سوریه بود كه رقابت بین این دو قشر بازهم سر بر آورده بود. رقابت بین طرفداران گفتگو با ما و مخالفان گفتگو با ما، با پشتیبانی اسرائیل و ایالات متحدهی آمریكا به نفع جناح ناتوـ گلادیویی یعنی قشر طرفدار جنگ و نابودی به پایان رسید. اندكی قبل از خروجم، سرویس اطلاعاتی اسرائیل از راهی غیرمستقیم به اصرار پیام لزوم خروج من از سوریه را داد. خروج از آنجا را مناسب ندیدم. زیرا از ضربهی بزرگی كه به موقعیتمان در سوریه وارد میآمد نگران بودم. از نظر استراتژیك و ایدئولوژیك نیز این را صحیح نمییافتم. جنگ در مسیر طبیعی خویش پیش میرفت و تقدیر هرچه كه بود پیش میآمد. نگرشی تقدیرگرا در پیش نگرفته بودم اما كنارگذاشتن یك خطمشی ایدئولوژیك، سیاسی و نظامی حدودا سیساله در یك آن و تغییر مسیر نیز نمیتوانست یك موضع مخالفت بامعنا در برابر تقدیر باشد. باید صادق میبودم؛ نمیتوانستم نجاتدادن خود را مبنا بگیرم. بعد از آخرین هشداری كه «آتیلا آتش» به نام گلادیوـ ناتو انجام داد، تنها در صورتی كه سوریه و روسیه به شكلی مصمم از ما پشتیبانی میكردند، شانس این را مییافتیم تا جنگ را به مرحلهای بالاتر برسانیم. لیكن نهتنها این پشتیبانی صورت نگرفت بلكه هر دو كشور حتی نیرو یا نیت برداشتن بارِ اقامت شخصی مرا هم نداشتند. برای سوریه این مورد واقعا هم نمیتوانست میسر باشد. ممكن بود از شمال توسط ارتش تركیه و از جنوب نیز توسط ارتش اسرائیل یكروزه مورد اشغال واقع گردد. اگر دچار هراس و سراسیمگی نمیشدند، میتوانستند امكان استقرار مناسبی برای من فراهم نمایند؛ اما ریسك این را نیز تقبل نكردند. موضع روسیه، بیحیثیتتر بود. در ازای «پروژهی جریان آبی» و وام دهمیلیارد دلاری صندوق جهانی پول (IMF) ما را به زور از مسكو اخراج نمودند.
تا زمانی كه دوگانگی كودتای 28 فوریهی 1997 به درستی فهمیده نشود، نمیتوانیم وقایع رویداده را درك نماییم. جناحی از كودتاگران با یك پیشنهاد واقعگرایانهی صلح به ما نزدیك شدند. به نظرم در آرشیو ما اسناد مربوط به این قضیه وجود دارند. متقاعد شده بودم كه همانند برخورد تورگوت اوزال و نجمالدین اربكان، جدی هستند و خواهان صلح میباشند. جهت ممانعت از همین موضع طرفدار صلح و چارهیابی سیاسی بود كه كودتا اندر كودتا صورت گرفته بود. اكنون بهغایت آشكار شده كه در آن دوران یعنی تا دوران دستگیریام، اسرائیل و ایالات متحدهی آمریكا صلح و چارهیابی سیاسی را نمیپذیرفتند. به اصرار خواهان ادامهی جنگِ هرچند کمشدت و لاینحل باقیگذاشتن مسئلهی كُرد بودند. جهت كنترل خاورمیانه و بهویژه سرنگوننمودن رژیم عراق، شدیدا به این نیازمند بودند. تنها از این طریق میتوانستند تركیه را منفعل كرده و نقشههای خویش را اجرا نمایند. تورگوت اوزال، نجمالدین اربكان و بولنت اجویت چون به این برنامهها توجه نكرده و برخوردی آناتولیگراتر و ملیتر داشتند و در زمینهی مسئلهی كُرد رویكردی صلحطلبانه و مبتنی بر چارهیابی سیاسی پیشه كردند، دچار سرنگونی شده بودند. برای طرفداران جنگ چندان مهم نبود كه سرنگونیشان منجر به مرگ بشود یا نشود. به هر حال در میان جنگ بودند. میخواستند از طریق جنگ كار را تا به آخر ادامه دهند، هر مانعی كه پیش روی آنها سبز شود را از میان بردارند و بدین ترتیب به اهدافشان برسند. پاكسازی و نابودی كامل كُردها از طریق نظامی، یعنی نوعی نسلكشی در همین چارچوب بود. اگر نیروهای هژمونیك از این نگرشی كه تداوم خطمشی كلاسیك «اتحاد و ترقی» بود پشتیبانی نمیكردند، به هیچ وجه نمیتوانستند شانس پیروزی داشته باشند.
تحلیلات رهبر آپو
خروجم از سوریه، در ارتباط با عملیات ناتوـ گلادیو است. بدون توجه به گلادیو و انشقاق موجود در ارتش ترك، نمیتوان تفسیر صحیحی دربارهی این عملیات بهعمل آورد. دو رئیس ستاد كل ارتش یعنی «اسماعیل حقی كارادایی» و «حسن كِوركاوغلو» در دوران ریاستشان به اندازهای كه تصور میشد، بر همه چیز مسلط نبودند. رویكرد هر دو نیز در قبال مسئلهی كُرد، به رویكرد «اشرف بتلیسی» نزدیكتر بود. هدفمندنمودن جنگ در راستای پاكسازی كامل كُردها را هم صحیح و هم امكانپذیر نمیدیدند. صلح و چارهیابی سیاسیای كه تورگوت اوزال و اشرف بتلیسی میخواستند آغاز كنند را هم نوعی اقتضای میهندوستی میشمردند و هم با نگرش كلاسیك جنگ همخوانتر میدیدند. «ساكب سابانجی» نیز نمایندهی قشری بود كه در درون انجمن صاحبان کسبوکار و صنعتكاران تركیه (TÜSİAD) از این خطمشی دفاع مینمودند. رویكرد «محمد اَیمور» رئیس دایرهی كُنتراگریلا در تشكیلات اطلاعات ملی (MİT) و «حَنَفی آوجی» یكی از رؤسای تشکیلات امنیت [یا پلیس] نیز به موازات همان خطمشی بود. این اكیپ با ارزیابی «ماجرای سوسورلوك» حملهای را در مقابل لابی جنگ صورت داده بود.
قبل از خروجم از سوریه بود كه رقابت بین این دو قشر بازهم سر بر آورده بود. رقابت بین طرفداران گفتگو با ما و مخالفان گفتگو با ما، با پشتیبانی اسرائیل و ایالات متحدهی آمریكا به نفع جناح ناتوـ گلادیویی یعنی قشر طرفدار جنگ و نابودی به پایان رسید. اندكی قبل از خروجم، سرویس اطلاعاتی اسرائیل از راهی غیرمستقیم به اصرار پیام لزوم خروج من از سوریه را داد. خروج از آنجا را مناسب ندیدم. زیرا از ضربهی بزرگی كه به موقعیتمان در سوریه وارد میآمد نگران بودم. از نظر استراتژیك و ایدئولوژیك نیز این را صحیح نمییافتم. جنگ در مسیر طبیعی خویش پیش میرفت و تقدیر هرچه كه بود پیش میآمد. نگرشی تقدیرگرا در پیش نگرفته بودم اما كنارگذاشتن یك خطمشی ایدئولوژیك، سیاسی و نظامی حدودا سیساله در یك آن و تغییر مسیر نیز نمیتوانست یك موضع مخالفت بامعنا در برابر تقدیر باشد. باید صادق میبودم؛ نمیتوانستم نجاتدادن خود را مبنا بگیرم. بعد از آخرین هشداری كه «آتیلا آتش» به نام گلادیوـ ناتو انجام داد، تنها در صورتی كه سوریه و روسیه به شكلی مصمم از ما پشتیبانی میكردند، شانس این را مییافتیم تا جنگ را به مرحلهای بالاتر برسانیم. لیكن نهتنها این پشتیبانی صورت نگرفت بلكه هر دو كشور حتی نیرو یا نیت برداشتن بارِ اقامت شخصی مرا هم نداشتند. برای سوریه این مورد واقعا هم نمیتوانست میسر باشد. ممكن بود از شمال توسط ارتش تركیه و از جنوب نیز توسط ارتش اسرائیل یكروزه مورد اشغال واقع گردد. اگر دچار هراس و سراسیمگی نمیشدند، میتوانستند امكان استقرار مناسبی برای من فراهم نمایند؛ اما ریسك این را نیز تقبل نكردند. موضع روسیه، بیحیثیتتر بود. در ازای «پروژهی جریان آبی» و وام دهمیلیارد دلاری صندوق جهانی پول (IMF) ما را به زور از مسكو اخراج نمودند.
تا زمانی كه دوگانگی كودتای 28 فوریهی 1997 به درستی فهمیده نشود، نمیتوانیم وقایع رویداده را درك نماییم. جناحی از كودتاگران با یك پیشنهاد واقعگرایانهی صلح به ما نزدیك شدند. به نظرم در آرشیو ما اسناد مربوط به این قضیه وجود دارند. متقاعد شده بودم كه همانند برخورد تورگوت اوزال و نجمالدین اربكان، جدی هستند و خواهان صلح میباشند. جهت ممانعت از همین موضع طرفدار صلح و چارهیابی سیاسی بود كه كودتا اندر كودتا صورت گرفته بود. اكنون بهغایت آشكار شده كه در آن دوران یعنی تا دوران دستگیریام، اسرائیل و ایالات متحدهی آمریكا صلح و چارهیابی سیاسی را نمیپذیرفتند. به اصرار خواهان ادامهی جنگِ هرچند کمشدت و لاینحل باقیگذاشتن مسئلهی كُرد بودند. جهت كنترل خاورمیانه و بهویژه سرنگوننمودن رژیم عراق، شدیدا به این نیازمند بودند. تنها از این طریق میتوانستند تركیه را منفعل كرده و نقشههای خویش را اجرا نمایند. تورگوت اوزال، نجمالدین اربكان و بولنت اجویت چون به این برنامهها توجه نكرده و برخوردی آناتولیگراتر و ملیتر داشتند و در زمینهی مسئلهی كُرد رویكردی صلحطلبانه و مبتنی بر چارهیابی سیاسی پیشه كردند، دچار سرنگونی شده بودند. برای طرفداران جنگ چندان مهم نبود كه سرنگونیشان منجر به مرگ بشود یا نشود. به هر حال در میان جنگ بودند. میخواستند از طریق جنگ كار را تا به آخر ادامه دهند، هر مانعی كه پیش روی آنها سبز شود را از میان بردارند و بدین ترتیب به اهدافشان برسند. پاكسازی و نابودی كامل كُردها از طریق نظامی، یعنی نوعی نسلكشی در همین چارچوب بود. اگر نیروهای هژمونیك از این نگرشی كه تداوم خطمشی كلاسیك «اتحاد و ترقی» بود پشتیبانی نمیكردند، به هیچ وجه نمیتوانستند شانس پیروزی داشته باشند.
گذار دموکراتیک
توطئهی بزرگ گلادیو تحلیلات رهبر آپو 🆔 @GozarDemocratic
آنها نیز چون بر این امر واقف بودند، نیاز قطعی به پشتیبانی ایالات متحدهی آمریكا، انگلستان و اسرائیل را احساس میكردند. هنگامی كه در سال 1998 از سوریه خارج شدم، پشتیبانی مذكور كسب گردیده بود.
به هنگام خروج، دو راه پیش روی من بود: اولیشان راه كوهستان و دومی مسیر اروپا بود. انتخاب راه كوهستان به معنای تشدید جنگ میبود؛ ترجیح راه اروپا نیز به معنای افزایشدادن شانس چارهیابی دیپلماتیكـ سیاسی بود. میدانیم كه تمهیدات و تداركات راه كوهستان، از روزها قبل صورت گرفته بود. احتمال قوی، رفتن به كوهستان بود. اما آمدن یك هیأت یونانی دقیقا در همان روزها و تماسهای تلفنی مستمر نمایندهی ما در آتن «آیفَر كایا» با مسئولان یونانی (دیداركنندگان، دولتمردان ردهبالا محسوب میگشتند) سبب شد تا مسیرمان را بهسوی آتن تغییر دهیم. مسئلهی دولتمردان سوریهای این بود كه زود خارج شوم؛ اما از رفتنم بهسوی اروپا نیز چندان آسودهخاطر دیده نمیشدند. عدم ایجاد آلترناتیو در این زمینه، کاستی جدی آنهاست. در اصل رفتن به آتن مدنظر نبود. یك فرصت محسوب میشد و با باوركردنِ جدیت دوستانمان در آنجا، از فرصت مذكور استفاده نمودم. اگر میدانستم همانند تصویر و تابلوی رفتار مینمایند كه با آن روبهرو گشتم، قطعا به آنجا نمیرفتم. پرسشی كه در اینجا باید پرسیده شود این است: آیا بخش گلادیویی كه میدانیم در یونان بسیار قوی است، در این سناریوی رفتنم به آنجا ایفای نقش نمود؟ نمیتوانم جوابی قطعی به این بدهم. در مورد این موضوع باید تحقیقات صورت بگیرد. در تحویلدادن من به تركیه احتمال قوی این است که در سازش حاصلشده میان ایالات متحدهی آمریكا و دولتمردان تركیه، بر سر حل مسائلی كه با یونانیها وجود داشت، نوعی تفاهم بر سر اصول صورت گرفته یا حداقل در این راستا قول و تعهد گرفته شده باشد. بهویژه احتمال قوی این است كه چنین قصد و نیتی را در زمینهی حل مسائل اژه و قبرس بیان كرده باشند. قطعا باید توجه داشت كه تركیه در این موضوع تا حد ممكن موضعی امتیازدهنده را اختیار نموده بود.
دولتمردان سوریه وقتی هواپیمای حامل من در تاریخ 9 اكتبر در آتن به زمین نشست، نفس راحتی كشیدند. وقتی در آتن پیاده شدم، «كالَندَریدیس» را روبهروی خویش یافتم. كالَندَریدیس یك افسر مأمور ناتو بود كه مدتی طولانی در تركیه بهسر برده بود. همان مأموریت را در سوئد نیز انجام داده بود. احتمال عضویتش در گلادیوی یونان وجود داشت. خودش را خیلی دوست جلوه میداد. بین ما پیك عجیبی نیز وجود داشت؛ برخی از اسناد ناتو را مخفیانه به من رسانده بود. شاید جهت جلب اعتماد نیز اینگونه برخورد میكرد. خودش مرا در همان فرودگاه نزد یك ژنرال نیروی هوایی و «استاوراكاكیس» رئیس سرویس اطلاعاتی برد كه در یك اتاق، انتظار میكشیدند. استاوراكاكیس به مصداق مثل «مرغ یك پا دارد» گفت كه حتی نمیتوانم بهصورت موقت نیز وارد یونان شوم. دوستانی كه به ما قول داده بودند، پیدایشان نبود. تا وقت غروب در ستیزه و كشمكش بودیم. بهصورت اتفاقی رابط ما در مسكو «نعمان اوچار» وارد عمل شد. با یك هواپیمای خصوصی یونان، بهسوی مسكو تغییر مسیر دادیم. به یاری «ژیرنُفسكی» رئیس حزب لیبرال دموكرات، موفق به پیادهشدن در مسكو و ورود به روسیه گشتیم كه در آن دوران دچار كائوس اقتصادی بود. اما این بار با رئیس سرویس اطلاعاتی داخلی روسیه مواجه شدیم. او نیز بیبرو و برگرد، برخورد مصرّانهای جهت خروج ما داشت. در آن شرایط نمیتوانستیم در روسیه باقی بمانیم. حدود سی و سه روز بهاصطلاح مخفی باقی ماندم. آنانی كه نزدشان باقی ماندم و به كارهای من رسیدگی مینمودند، سیاستمدارانی یهودیالاصل بودند؛ صداقتشان را باور داشتم. حقیقتا هم میخواستند مرا پنهان كنند، اما نمیتوانستم این روش را بپذیرم. در این مدت هم نخستوزیر اسرائیل «آریل شارون» و هم وزیر خارجهی آمریكا «مادلین آلبرایت» از روسیه دیدار كردند. نخستوزیر روسیه «پریماكُف» بود. همهشان نیز یهودیالاصل بودند. همچنین نخستوزیر تركیه در آن دوران، «مسعود یلماز» نیز بر روی مسئله کار میکرد. نتیجتا با سازش بر سر پروژهی «جریان آبی» و وام دهمیلیارد دلاری صندوق جهانی پول، خروجم از روسیه را رقم زدند.
دلیل اینكه بلادرنگ مسكو را انتخاب كردم این باورم بود كه: «علیرغم هرچیزی یك آزمون هفتاد سالهی سوسیالیسم را پشت سر گذاشتند؛ چه به اقتضای منافع باشد و چه به اقتضای موضعی انترناسیونالیستی، مرا بهراحتی خواهند پذیرفت». هرچند نظام فرو ریخته بود، اما انتظار نداشتم كه از نظر روحی و معنوی ممكن است اینهمه دچار انحطاط شده باشند. با یك ویرانهی كاپیتالیسم بروكراتیك رویارو بودیم كه بسیار بدتر از كاپیتالیسم لیبرال بود. موضع دوستانمان در مسكو نیز حداقل به اندازهی موضع دوستانمان در آتن باعث درهمشکستن خیالهایمان شد.
به هنگام خروج، دو راه پیش روی من بود: اولیشان راه كوهستان و دومی مسیر اروپا بود. انتخاب راه كوهستان به معنای تشدید جنگ میبود؛ ترجیح راه اروپا نیز به معنای افزایشدادن شانس چارهیابی دیپلماتیكـ سیاسی بود. میدانیم كه تمهیدات و تداركات راه كوهستان، از روزها قبل صورت گرفته بود. احتمال قوی، رفتن به كوهستان بود. اما آمدن یك هیأت یونانی دقیقا در همان روزها و تماسهای تلفنی مستمر نمایندهی ما در آتن «آیفَر كایا» با مسئولان یونانی (دیداركنندگان، دولتمردان ردهبالا محسوب میگشتند) سبب شد تا مسیرمان را بهسوی آتن تغییر دهیم. مسئلهی دولتمردان سوریهای این بود كه زود خارج شوم؛ اما از رفتنم بهسوی اروپا نیز چندان آسودهخاطر دیده نمیشدند. عدم ایجاد آلترناتیو در این زمینه، کاستی جدی آنهاست. در اصل رفتن به آتن مدنظر نبود. یك فرصت محسوب میشد و با باوركردنِ جدیت دوستانمان در آنجا، از فرصت مذكور استفاده نمودم. اگر میدانستم همانند تصویر و تابلوی رفتار مینمایند كه با آن روبهرو گشتم، قطعا به آنجا نمیرفتم. پرسشی كه در اینجا باید پرسیده شود این است: آیا بخش گلادیویی كه میدانیم در یونان بسیار قوی است، در این سناریوی رفتنم به آنجا ایفای نقش نمود؟ نمیتوانم جوابی قطعی به این بدهم. در مورد این موضوع باید تحقیقات صورت بگیرد. در تحویلدادن من به تركیه احتمال قوی این است که در سازش حاصلشده میان ایالات متحدهی آمریكا و دولتمردان تركیه، بر سر حل مسائلی كه با یونانیها وجود داشت، نوعی تفاهم بر سر اصول صورت گرفته یا حداقل در این راستا قول و تعهد گرفته شده باشد. بهویژه احتمال قوی این است كه چنین قصد و نیتی را در زمینهی حل مسائل اژه و قبرس بیان كرده باشند. قطعا باید توجه داشت كه تركیه در این موضوع تا حد ممكن موضعی امتیازدهنده را اختیار نموده بود.
دولتمردان سوریه وقتی هواپیمای حامل من در تاریخ 9 اكتبر در آتن به زمین نشست، نفس راحتی كشیدند. وقتی در آتن پیاده شدم، «كالَندَریدیس» را روبهروی خویش یافتم. كالَندَریدیس یك افسر مأمور ناتو بود كه مدتی طولانی در تركیه بهسر برده بود. همان مأموریت را در سوئد نیز انجام داده بود. احتمال عضویتش در گلادیوی یونان وجود داشت. خودش را خیلی دوست جلوه میداد. بین ما پیك عجیبی نیز وجود داشت؛ برخی از اسناد ناتو را مخفیانه به من رسانده بود. شاید جهت جلب اعتماد نیز اینگونه برخورد میكرد. خودش مرا در همان فرودگاه نزد یك ژنرال نیروی هوایی و «استاوراكاكیس» رئیس سرویس اطلاعاتی برد كه در یك اتاق، انتظار میكشیدند. استاوراكاكیس به مصداق مثل «مرغ یك پا دارد» گفت كه حتی نمیتوانم بهصورت موقت نیز وارد یونان شوم. دوستانی كه به ما قول داده بودند، پیدایشان نبود. تا وقت غروب در ستیزه و كشمكش بودیم. بهصورت اتفاقی رابط ما در مسكو «نعمان اوچار» وارد عمل شد. با یك هواپیمای خصوصی یونان، بهسوی مسكو تغییر مسیر دادیم. به یاری «ژیرنُفسكی» رئیس حزب لیبرال دموكرات، موفق به پیادهشدن در مسكو و ورود به روسیه گشتیم كه در آن دوران دچار كائوس اقتصادی بود. اما این بار با رئیس سرویس اطلاعاتی داخلی روسیه مواجه شدیم. او نیز بیبرو و برگرد، برخورد مصرّانهای جهت خروج ما داشت. در آن شرایط نمیتوانستیم در روسیه باقی بمانیم. حدود سی و سه روز بهاصطلاح مخفی باقی ماندم. آنانی كه نزدشان باقی ماندم و به كارهای من رسیدگی مینمودند، سیاستمدارانی یهودیالاصل بودند؛ صداقتشان را باور داشتم. حقیقتا هم میخواستند مرا پنهان كنند، اما نمیتوانستم این روش را بپذیرم. در این مدت هم نخستوزیر اسرائیل «آریل شارون» و هم وزیر خارجهی آمریكا «مادلین آلبرایت» از روسیه دیدار كردند. نخستوزیر روسیه «پریماكُف» بود. همهشان نیز یهودیالاصل بودند. همچنین نخستوزیر تركیه در آن دوران، «مسعود یلماز» نیز بر روی مسئله کار میکرد. نتیجتا با سازش بر سر پروژهی «جریان آبی» و وام دهمیلیارد دلاری صندوق جهانی پول، خروجم از روسیه را رقم زدند.
دلیل اینكه بلادرنگ مسكو را انتخاب كردم این باورم بود كه: «علیرغم هرچیزی یك آزمون هفتاد سالهی سوسیالیسم را پشت سر گذاشتند؛ چه به اقتضای منافع باشد و چه به اقتضای موضعی انترناسیونالیستی، مرا بهراحتی خواهند پذیرفت». هرچند نظام فرو ریخته بود، اما انتظار نداشتم كه از نظر روحی و معنوی ممكن است اینهمه دچار انحطاط شده باشند. با یك ویرانهی كاپیتالیسم بروكراتیك رویارو بودیم كه بسیار بدتر از كاپیتالیسم لیبرال بود. موضع دوستانمان در مسكو نیز حداقل به اندازهی موضع دوستانمان در آتن باعث درهمشکستن خیالهایمان شد.