گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
606 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خروش دانشجویان دانشگاه معماری و هنر پارس تهران همران و همزمان با اعتصاب سراسری دانشجویان دانشگاه‌های کشور

شنبه ۹ مهرماه


☑️ #جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
⬇️⬇️⬇️

🆔 @kjar_2014
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مانگرتنی گشتی ئەمڕۆی شاری مهاباد

#ژن_ژیان_ئازادی

🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گەنجانی شۆڕشگێڕی سەقز بە درۆشمی ژن،ژیان،ئازادی کۆڵان چۆڵ ناکەن
@soraninucheciwan
یک موج جدید

کاویان کامدین


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
یک موج جدید کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic‌
یک موج جدید

کاویان کامدین

این روزها در مورد وقایعی که در فضای اجتماعی و فرهنگی ایران می‌گذرد، جنجالی جهانی بپا شده است که هر جناح و گرایش فکری، تفسیر جداگانه‌ای از آن دارد. همچنان که انتظار می‌رفت دولت و رژیم حاکم این تحولات اجتماعی را به صورت «اغتشاش» تفسیر می‌کند. مخالفان سیاسی نیز جز «اعتراض» تفسیر دیگری از این وقایع ندارند. اما سوال اینجاست که واقعیت از چه قرار است؟

بدون شک، این تحرکات اجتماعی خصلتی اعتراضی دارند و با دخالت نیروهای امنیتی به آشوب هم کشانده شد. اما این تمام واقعیت نیست و نمی‌تواند باشد… چون افکاری که در رسانه‌های داخلی و خارجی بیان می‌شوند، هرچند جنبه‌های از واقعیت را ابراز می‌کنند، اما تمام بسیار تنگ نظرانه و به دور از دیدگاهی تاریخی و اجتماعی هستند که در دو قرن اخیر گذشت…

همه با جنبش فمنیستی دو قرن اخیر آشنا هستیم که در اکثر نقاط جهان نظام سیاسی و اجتماعی را تحت شعاع خود قرار داد. هنوز جنبش فرهنگی ۱۹۸۶ جوانان انقلابی در خاطره‌ها زنده است که چه موج طوفان اعتراضی در سطح جهان به پا نمود. هم در بلوک کاپیتالیستی و هم در بلوک سوسیالیستی جوانان نظام حاکم بر جهان را تحت سوال قرار دادند و این جنبش موجب تحولاتی عظیم از نظر سیاسی و فرهنگی شد.

اما با شروع اعتراضات در ایران، جز تعاریف تنگ نظرانه و کلاسیک، کسی تعریف خاصی از ماهیت و سرشت مجزای آن ندارد. شاید هم هنوز وقت قضاوت کردن نباشد و بیشتر باید صبر کرد. اما در هر صورت، همه مطمئن‌ایم که این اعتراضات از نظر ماهوی و هویتی، تفاوتی ریشه‌ای با دیگر اعتراضات ضد حکومتی در ایران و منطقه‌ای، دارد…

مشخصا فمینیسم کلاسیک نیست، صرفا نمی‌توان به عنوان یک جنبش سیاسی هم تعریف نمود. این خصلت‌ها را در خود می‌پروراند، اما محدود به این گستره‌های فکری و هویتی هم نیست. اما در هر صورت طوفان یک «موج جدید» فرهنگی و اجتماعی در راه است که همه از درک آن عاجز به نظر می‌رسند…

یکی از سره نخ‌های این جنبش، این است که هر چند زنان در خط مقدم آن قرار دارند، ولی محدود به زنان نیست. جنبش‌های فمنیستی اکثرا متشکل از زنان بودند و کاملا قادر نبودند «کل» اقشار جامعه را به درون مبارزات سیاسی خود جذب کنند. اما آنچه که ما در خیابان‌های کُردستان و ایران شاهد آن هستیم، «انقلابی زن‌محور» است. یعنی همه‌ی اقشار در آن حضور دارند، شاید هر قشر و طبقه‌ای هم دلایل خاصی خود را برای مشارکت در این اعتراضات داشته باشد. اما اکثریت مطلق مشارکت کنندگان، صرفا از حقوق زنان دفاع نمی‌کنند، بلکه برای آن می‌جنگند…

رژیم قادر نخواهد بود با موشک، تانک و اسلحه با این موج جدید فرهنگی مقابله کند. چون هنوز از درک واقعیات عاجز است و جز شعارهای رایج حکومتی، تحلیل و تفسیر خاصی از آن ندارد و واقعاً این جدیدترین خطری است که امنیت سران رژیم را تهدید می‌کند. عدم شناخت موقوله‌های اجتماعی و فرهنگی، موجب می‌شود که رژیم به صورتی نادرست و ناصحیح با آن برخورد کند و این برخورد نادرست، می‌تواند ریشه‌های نظام را به شدت به تزلزل در بیاورد.

حتی اگر برای حفظ امنیت رژیم هم که شده، باید سران رژیم درک کنند که با اسلحه نمی‌تواند به جنگ امواج فرهنگی و اجتماعی رفت! امواج طوفانی که در ایران به پا شده، از چنان قدرتی برخوردار است که می‌تواند کل نظام جهانی را به تزلزل در بیاورد…

نباید ساده لوحانه و لجوجانه با مسئله برخورد کرد. در وهله‌ی نخست باید شناخت صحیحی از این جریان فرهنگی و اجتماعی به دست آورد. به نظر من، جز قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی، قدرت دیگری در سطح جهان ابراز موجودیت می‌کند که مستقل از تمام جریانات سیاسی، به عنوان «جامعه» در مقابل نظام جهانی، ایستاده است. خود جامعه، به صورتی مستقل از قدرت‌های دولتی (چه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای) در مقابل نظم حاکم بر جهان، قد علم می‌کنند. از مسائل و معضلات جنسیتی گرفته تا مسائل قومی و مذهبی، در این جنبش حضور دارند، صرفا مخالف یک رژیم سیاسی هم نیستند، با کل نظم جهانی مخالف‌اند، رژیم حاکم بر ایران را به عنوان «شعبه‌ای» از کل شعب نظم جهانی می‌بینند. جامعه و یا جوامع تفسیر و خوانشی متفاوت از واقعیات دارند که این بار با یک «هویت مشترک» به جنگ نظم جهانی آمده‌اند. از هر گوشه‌ و کنار جهان، از همدیگر احساس همدردی و همیاری می‌کنند، مرزهای دو قرن اخیر را در نوردیده‌اند. برای همین فریاد و فغان‌های سران رژیم که گویا این یک اغتشاش عوامل «خارجی» و یا «توطئه بیگانه‌گان» است، پاسخگوی واقعیات نبوده و نخواهد شد…

شعله‌های این آتش، از مسائل زنان و به خصوص «حجاب اجباری» در ایران آغاز شد. اما کل اقشار جامعه به آن پیوستند، در تمام نقاط جهان، از هر جنس و قشری…

دولت‌ها با کل «جامعه» و یا جوامع، طرف‌اند….


pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
جمهوری اسلامی، بُت لرزانی است در مقابل تبر جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»!

ریوار آبدانان



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جمهوری اسلامی، بُت لرزانی است در مقابل تبر جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»! ریوار آبدانان 🆔 @GozarDemocratic‌
جمهوری اسلامی، بُت لرزانی است در مقابل تبر جنبش «ژن، ژیان، ئازادی»!

ریوار آبدانان


دنیا شاهد قیام و جنبش بزرگی‌ست که به آستانه‌ی انقلاب نزدیک می‌شود؛ انقلابی با محتوا و شکلی کاملا متفاوت و شگفت‌انگیز. و به‌حق در مکانی در حال روی‌دادن است که سزاوار آن است: یعنی در روژهلات کوردستان و ایران. و با پیشاهنگی سرکوب‌شده‌ترین و ستمدیده‌ترین بخش جامعه یعنی:‌ زنان و خلق‌های تحت ستم. این قیام، قیام علیه رژیمی‌ست که آشکارا دشمن قسم‌خورده‌ی زن است و دشمنی‌نمودنش‌ با زن، بزرگ‌ترین نشانه‌ی دشمنیِ عمیق‌اش با زندگی‌ست. جمهوری اسلامی ایران، «جمهوری مرگ» است و همه‌ی آنانی که به زندگی «آری» می‌گویند و دست رد به سینه‌ی مرگ می‌زنند، در برابر این نظام همصدا و هم‌قدم ایستاده‌اند. این نظام، با گشت و پلیس و حجاب و اجبار و اعدام و ممنوعیت و مرگ و نفرت آمد؛ و حالا زنان و کل جامعه عزم کرده‌اند تا آن را با تمام خباثت‌ها و پلیدهایش به پایان برسانند و به جایش «نظام زندگی آزاد» را برقرار کنند. این یک تصمیم تاریخی‌ست که در حال عملی‌شدن است. ما در گرماگرم لحظه‌هایی زندگی می‌کنیم که بخشی از تاریخ دموکراسی و آزادی خواهد شد.

اکنون روح عصیانگر زن از اعماق زمان‌ها، از زیر خاکستر و زنگار مرگ و از درون غبار فراموشی برخاسته است تا این‌بار یک انتقام سخت تاریخی بگیرد. انتقامی به‌خاطر زندگی و در راه آزادی. این رویدادی بسیار خجسته و زیبا و ارزشمند است که می‌تواند مسیری تازه پیش روی جامعه‌ی ایران، کوردستان و حتی جهان بگشاید. در روژآوا و کوبانی، با پیشاهنگی حماسه‌ساز دختران و زنان کورد، هیولای داعش شکست خورد و این نشان داد که خاورمیانه در حال پوست‌اندازی است. یک بازیگر پرانرژی و مصمم پا به عرصه گذاشته که نامش «زن» است و می‌تواند با تمام دیکتاتورها و نظام‌های واپس‌مانده از قرون وسطی نبرد کند و پیروز شود. او راهی جز پیروزی ندارد زیرا برای آزادزیستن و آزادانه‌نفس‌کشیدن گزینه‌ی دیگری وجود ندارد. او دیگر تن به خانه‌نشینی نمی‌دهد. او تا وقتی که خیابان و تمام شهر و کشور را از خطر و تجاوز و بی‌احترامی و ستم پاک نکند، از پا نخواهد نشست.

کشته‌شدن دختر کورد «ژینا امینی» توسط عوامل سرکوب‌گر و وحشی جمهوری اسلامی در اصل نمادی است از تلاش این رژیم برای کشتن هویت زن و دفن‌کردن ابدیِ آن در نظام سلطه‌گر جمهوری اسلامی. کشتن ژینا، تنها کشتن یک زن نبود بلکه قصد پلید هیولای خونخوار را برای کشتن تمام زنان، آشکارا نشان داد. اما قضیه به همین سادگی که رژیم فکر می‌کند، نیست. جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» یک جنبش خون‌خواهی است و موجودیت نظام را هدف گرفته است. زیرا زنان نمی‌خواهند بمیرند، زیرا خلق کورد و تمام مردم ایران نمی‌خواهند شهروندان جمهوری مرگ باشند. اکنون تمام خواست یک کشور با همه‌ی تنوعات هویتی و جنسیتی و اتنیکی‌اش در جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» (زن، زندگی، آزادی) فرمول‌بندی شده است؛ یکپارچه و همگرا. این صرفا یک شعار نیست. یک برنامه‌ی هدفمند است، یک فلسفه‌ی سیاسی و مبارزاتی نوین است. یک استراتژی هوشمندانه برای رسیدن به تمام مطالبات سرکوب‌شده‌ی قرن‌هاست. این مردم با خون خودشان که بر آسفالت خیابان‌ها ماندگارترین تابلوی زندگی را ترسیم می‌کند، به «مرگ زن» و به «ممنوعیت زندگی برای زن» با صدای بلند «نه» گفتند؛ چرا که مرگ زن، پایان زندگی‌ست. اگر ژینا از یاد می‌رفت، زندگی می‌مُرد. اما کوردها و تمام مردم ایران و به‌خصوص زنان نشان دادند که نمی‌گذارند، ژینا بمیرد. ژینا، نماد و جلوه‌ی ژیان (یعنی زندگی) همه‌ی آنان است. بنابراین با این جنبش عظیمِ «ژن، ژیان، ئازادی» قیام کرده‌اند و به مصاف دیکتاتور آمده‌اند. و این حقیقت بار دیگر خود را آشکار ساخت که «کوردستان قلب تپنده‌ی انقلاب و دموکراسی خواهد ماند» و «زن کورد سمبل مقاومت و پیروزی‌ست».

در حقیقت، اگر دقیق‌تر نگاه کنیم می‌بینیم که اساسا این تفکر و پیکره‌ی مردانه‌ی جمهوری اسلامی بود که توسط ژینا و زنان درهم شکسته شد. ژینا نمرد، جمهوری اسلامی بود که طعم مرگ را چشید. خون ژینا و همه‌ی شهدای قیام ۱۴۰۱ به پرچم افراشته‌ای بدل شد که تا رسیدن به پیروزی، زنان و همه‌ی جامعه‌ی خشمگین از دیکتاتور، آن را زمین نخواهند گذاشت. رژیمی که با شعار «مرگ بر…»، تخت قدرت خود را بر روی بدن، اراده، روح و ذهن زنان و خلق‌های ایران و کوردستان مستقر کرد، با جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» که یک جنبش تماما مثبت‌اندیش، مرگ‌ستیز و آفریننده است خلع سلاح شد. در برابر رژیمی که با «پلیس اخلاق و گشت ارشاد» خود، در حقیقت بزرگ‌ترین «گشت ترور و کشتار» را راه انداخته و توحش را حتی از گشتاپوی هیتلر هم فراتر برده است، اکنون وجدانی‌ترین و اخلاقی‌ترین جنبش مردمی ایران شکل گرفته‌ است. آزادی و دموکراسی و برابری تنها‌وتنها از درون چنین جنبش وجدان‌مندی می‌تواند متولد شود.