Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻زەینەب خۆراسان: ڕژیمی ئێران پشتیوانی لە هەراسانکردن و کوشتاری ژنان دەکات
🔹میوانی ئەم هەفتەی بەرنامەی ڕاڤینی ئاریەن تیڤی زەینەب خۆراسان ئەندامی دەستەی بەڕێوەبەری کۆدار بوو. مژارێکی سەرەکیی بەرنامەکەش هێرش و گوشارەکانی ڕژیمی ئێران لە سەر ژنان و زیهنییەتی پیاوسالاری کۆمەڵگە بوو.
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
🔹میوانی ئەم هەفتەی بەرنامەی ڕاڤینی ئاریەن تیڤی زەینەب خۆراسان ئەندامی دەستەی بەڕێوەبەری کۆدار بوو. مژارێکی سەرەکیی بەرنامەکەش هێرش و گوشارەکانی ڕژیمی ئێران لە سەر ژنان و زیهنییەتی پیاوسالاری کۆمەڵگە بوو.
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Audio
بەرنامەی رادیۆ #دەنگی_شیلان بە بەشداری هەڤاڵ #زیلان_ڤەژین - هاوسەرۆکی پژاک
مژاری بەرنامە: رەوشی سەر سەرۆکایەتی و گۆشەگیری کە لە شەخسی ڕیبەر ئاپۆ دا لە سەر تەوای گەل بەڕیوە دەچێت. هەروەها رەوشی ژنان لە رۆژهەڵاتی کوردستان و ئێران
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
مژاری بەرنامە: رەوشی سەر سەرۆکایەتی و گۆشەگیری کە لە شەخسی ڕیبەر ئاپۆ دا لە سەر تەوای گەل بەڕیوە دەچێت. هەروەها رەوشی ژنان لە رۆژهەڵاتی کوردستان و ئێران
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
گذار دموکراتیک
اعدام کسب و کار من است! ✍ بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic
اعدام کسب و کار من است!
✍ بیستون مختاری
اعدام یکی از مجازاتهای ناپسند در هر جامعەای میباشد که در دنیای امروز برای جلوگیری از آن قوانین مختلفی وضع و اعمال شده تا شاهد کاهش نرخ اعدامها باشیم. اعدام پیامدهای بسیار بد و جبرانناپذیری برای خانواده فرد اعدامی دربردارد آنهم بدون آنکه اعضای خانواده نقشی در جرم ارتکابی فرد اعدام شده، داشته باشند.
حق زندگی یکی از اساسیترین حقوق افراد است و هیچکس حق ندارد جان کسی را بگیرد. در یک نظام حقوقی عادلانه در بدترین حالت، حکم اعدام برای مرتکبان جنایت قتل صادر میشود. اما اگر کشتن غلط است و قاتل باید مجازات شود، چگونه میتوان برای مجازات آن هم مرتکب جرم شد؟ پس اگر کشتن غلط است، که هست، با کشتن، دولت نیز کە خود را نمایندە جامعە میبیند، در اینجا مرتکب جرم میشود.
اگر به دلایل ارتکاب جرم نگاه کنید به غیر از موارد استثنائی، کسی که مرتکب جرم شده از جانب خانواده و یا جامعه آسیب دیده، بنابراین مسئولیت این جرم فقط با مجرم نیست. همچنین فلسفهی عدالت این است که با اعمال مجازات، افراد بتوانند به اشتباه خود پی ببرند، تغییر کنند و به دامان جامعه بازگردند. هم از نظر اخلاقی و هم از حیث جرمشناسی، معنی عدالت این است. اما جامعه با کشتن این افراد، امکان تغییر را از آنها سلب مینماید.
در مادّهی سوم اعلامیهی حقوق بشر نیز آمده است که نفس کشتن در هر شرایطی، نقض حق حیات انسان است.
اعدام باعث میشود تا حامی و پشتیبان خانواده از نظر روانی و امنیتی، نانآور خانواده (جدای از مشروعیت درآمد وی) و منبع کسب روزی یک خانواده از نظر اقتصادی و راهنمای خانواده در بعد اجتماعی و فرهنگی، از بین برود. اعدام آسیبهای جدی بر خانواده فرد اعدامی و در نهایت جامعه برجای میگذارد؛ این آسیبها شامل: گرایش به ارتکاب بزه، افت وضعیت تحصیلی و ترک تحصیل، گرایش به استعمال مواد مخدر و الکل و قدم نهادن در راە بیاخلاقی بوده و این موارد تنها چند نمونه از آثار وخیمی است که اعمال این مجازات بر خانواده فرد اعدامی برجای میگذارد.
فقدان حمایت کافی از خانواده در جوانب مختلف، محکوم و رهاکردن خانواده در مشکلاتی عمیق و دایمی، خود موجب شکلگیری صدها پدیده شوم اجتماعی و نیز گرایش اعضای خانواده به ارتکاب جرایم میشود که در نهایت این جامعه است که تاوان آن را میپردازد.
هزینهای که جامعه در قبال حذف یک فرد میپردازد به مراتب بالاتر و وسیعتر از اهداف بازدارندگی اعدام است. گسیختگی خانوادههای اعدامی نه تنها همه افراد خانواده را در معرض شدیدترین آسیبهای اجتماعی قرار میدهد، بلکه مبدأ و مرکز ثقل رسیدن آسیب به دیگر بخشهای جامعه نیز هست. اعدام بر خانوادۀ محکومٌ علیه هیچگاه بازتابی مثبت دربرنداشته و دربرگیرندهی نگرانیها و بازخوردهای منفی این مجازات بوده است. بازتاب منفی اعمال این مجازات، تا مدتها به اعضاء خانوادههایی که یکی از افراد آنها اعدام شده، برمیگردد بدون آنکه هیچ نقشی در جرم ارتکابی فرد اعدام شده، داشته باشند. با وجود آثار گستردهی منفی و عمیقی که اعدام بر بازماندگان برجایمیگذارد، ثاثیر مجازات اعدام بر گرایش اعضاء خانوادهی فرد اعدام شده به سمت بزهکاری و رفتارهای منحرفانه دیگری نیز غیرقابلانکار است.
مجازاتی که فینفسه، تر و خشک را میسوزاند و قانونگذار پاسخ در خور بدان نمیدهد، علاوه بر تاثیرات جبرانناپذیری که در زمینههای روحی و روانی، وضعیت اقتصادی و … برجای میگذارد، سبب گرایش بازماندگان فرد اعدامی به ارتکاب جرایم و رفتارهای منحرفانه گشته که به سبب بالابودن آمار اجرای این مجازاتها و تعداد خانوادهها و افراد مبتلا، بررسی و نگاهی عمیق به واکنشها و اعمال و رفتار و معضلات اعضاء این قبیل خانوادهها لازم میگردد.
و اما مقولە اعدام در رژیم اعدام!
پیشتر نهادهای حقوقبشری بینالمللی اعلام کردهاند که نظام ولایی در ایران نسبت به جمعیت خود بیشترین میزان اعدام در دنیا را دارد.
سازمان حقوق بشر ایران نیز اعلام کرده که آمار اعدام در ایران هرسالە در مقایسه با دوره زمانی مشابه سال گذشته، بیش از دو برابر میشود. زیرا ایران از مجازات اعدام به عنوان یک «ابزار سیاسی» استفاده میکند.
برآوردها و گزارشها از میزان اعدام در ایران در حالی است که درباره بخشی از موارد اعدام در ایران اطلاعرسانی نمیشود و به صورت مخفیانه اجرامیشوند.
متاسفانه در ايران، چه در دورە پهلوی و چه در نظام ولایی، فعالان سياسی هميشه در معرض احکام سنگين از جمله اعدام بودەاند.
بدون ترديد، وقتی خشونت افزايش يابد، در ظاهر، موج اعتراضات يا ابعاد فعاليتها کاهش پيدا میکند، اما وقتی مشکلات اجتماعی و آنچه فعالان سياسی را به فعاليت وامیدارد، همچنان زنده و پويا حتی بيش از گذشته وجود دارند، امکان ندارد جلوی فعاليت سياسی گرفته شود؛ زیرا اين يک مسئله آرمانی است.
✍ بیستون مختاری
اعدام یکی از مجازاتهای ناپسند در هر جامعەای میباشد که در دنیای امروز برای جلوگیری از آن قوانین مختلفی وضع و اعمال شده تا شاهد کاهش نرخ اعدامها باشیم. اعدام پیامدهای بسیار بد و جبرانناپذیری برای خانواده فرد اعدامی دربردارد آنهم بدون آنکه اعضای خانواده نقشی در جرم ارتکابی فرد اعدام شده، داشته باشند.
حق زندگی یکی از اساسیترین حقوق افراد است و هیچکس حق ندارد جان کسی را بگیرد. در یک نظام حقوقی عادلانه در بدترین حالت، حکم اعدام برای مرتکبان جنایت قتل صادر میشود. اما اگر کشتن غلط است و قاتل باید مجازات شود، چگونه میتوان برای مجازات آن هم مرتکب جرم شد؟ پس اگر کشتن غلط است، که هست، با کشتن، دولت نیز کە خود را نمایندە جامعە میبیند، در اینجا مرتکب جرم میشود.
اگر به دلایل ارتکاب جرم نگاه کنید به غیر از موارد استثنائی، کسی که مرتکب جرم شده از جانب خانواده و یا جامعه آسیب دیده، بنابراین مسئولیت این جرم فقط با مجرم نیست. همچنین فلسفهی عدالت این است که با اعمال مجازات، افراد بتوانند به اشتباه خود پی ببرند، تغییر کنند و به دامان جامعه بازگردند. هم از نظر اخلاقی و هم از حیث جرمشناسی، معنی عدالت این است. اما جامعه با کشتن این افراد، امکان تغییر را از آنها سلب مینماید.
در مادّهی سوم اعلامیهی حقوق بشر نیز آمده است که نفس کشتن در هر شرایطی، نقض حق حیات انسان است.
اعدام باعث میشود تا حامی و پشتیبان خانواده از نظر روانی و امنیتی، نانآور خانواده (جدای از مشروعیت درآمد وی) و منبع کسب روزی یک خانواده از نظر اقتصادی و راهنمای خانواده در بعد اجتماعی و فرهنگی، از بین برود. اعدام آسیبهای جدی بر خانواده فرد اعدامی و در نهایت جامعه برجای میگذارد؛ این آسیبها شامل: گرایش به ارتکاب بزه، افت وضعیت تحصیلی و ترک تحصیل، گرایش به استعمال مواد مخدر و الکل و قدم نهادن در راە بیاخلاقی بوده و این موارد تنها چند نمونه از آثار وخیمی است که اعمال این مجازات بر خانواده فرد اعدامی برجای میگذارد.
فقدان حمایت کافی از خانواده در جوانب مختلف، محکوم و رهاکردن خانواده در مشکلاتی عمیق و دایمی، خود موجب شکلگیری صدها پدیده شوم اجتماعی و نیز گرایش اعضای خانواده به ارتکاب جرایم میشود که در نهایت این جامعه است که تاوان آن را میپردازد.
هزینهای که جامعه در قبال حذف یک فرد میپردازد به مراتب بالاتر و وسیعتر از اهداف بازدارندگی اعدام است. گسیختگی خانوادههای اعدامی نه تنها همه افراد خانواده را در معرض شدیدترین آسیبهای اجتماعی قرار میدهد، بلکه مبدأ و مرکز ثقل رسیدن آسیب به دیگر بخشهای جامعه نیز هست. اعدام بر خانوادۀ محکومٌ علیه هیچگاه بازتابی مثبت دربرنداشته و دربرگیرندهی نگرانیها و بازخوردهای منفی این مجازات بوده است. بازتاب منفی اعمال این مجازات، تا مدتها به اعضاء خانوادههایی که یکی از افراد آنها اعدام شده، برمیگردد بدون آنکه هیچ نقشی در جرم ارتکابی فرد اعدام شده، داشته باشند. با وجود آثار گستردهی منفی و عمیقی که اعدام بر بازماندگان برجایمیگذارد، ثاثیر مجازات اعدام بر گرایش اعضاء خانوادهی فرد اعدام شده به سمت بزهکاری و رفتارهای منحرفانه دیگری نیز غیرقابلانکار است.
مجازاتی که فینفسه، تر و خشک را میسوزاند و قانونگذار پاسخ در خور بدان نمیدهد، علاوه بر تاثیرات جبرانناپذیری که در زمینههای روحی و روانی، وضعیت اقتصادی و … برجای میگذارد، سبب گرایش بازماندگان فرد اعدامی به ارتکاب جرایم و رفتارهای منحرفانه گشته که به سبب بالابودن آمار اجرای این مجازاتها و تعداد خانوادهها و افراد مبتلا، بررسی و نگاهی عمیق به واکنشها و اعمال و رفتار و معضلات اعضاء این قبیل خانوادهها لازم میگردد.
و اما مقولە اعدام در رژیم اعدام!
پیشتر نهادهای حقوقبشری بینالمللی اعلام کردهاند که نظام ولایی در ایران نسبت به جمعیت خود بیشترین میزان اعدام در دنیا را دارد.
سازمان حقوق بشر ایران نیز اعلام کرده که آمار اعدام در ایران هرسالە در مقایسه با دوره زمانی مشابه سال گذشته، بیش از دو برابر میشود. زیرا ایران از مجازات اعدام به عنوان یک «ابزار سیاسی» استفاده میکند.
برآوردها و گزارشها از میزان اعدام در ایران در حالی است که درباره بخشی از موارد اعدام در ایران اطلاعرسانی نمیشود و به صورت مخفیانه اجرامیشوند.
متاسفانه در ايران، چه در دورە پهلوی و چه در نظام ولایی، فعالان سياسی هميشه در معرض احکام سنگين از جمله اعدام بودەاند.
بدون ترديد، وقتی خشونت افزايش يابد، در ظاهر، موج اعتراضات يا ابعاد فعاليتها کاهش پيدا میکند، اما وقتی مشکلات اجتماعی و آنچه فعالان سياسی را به فعاليت وامیدارد، همچنان زنده و پويا حتی بيش از گذشته وجود دارند، امکان ندارد جلوی فعاليت سياسی گرفته شود؛ زیرا اين يک مسئله آرمانی است.
گذار دموکراتیک
اعدام کسب و کار من است! ✍ بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic
مسئلەای که از تحليل سياسی- اجتماعی معينی نشأت گرفته است، با اعمال خشونت از بين رفتنی نيست. اینجا انسانها ممکن است از بين بروند، ولی افکار، انديشهها و آرمانهای آنها از بين رفتنی نيست.
«انتقام، اعدام و جسم» کلیدواژەهایی هستند کە نظام ولایی در این سالها بر مردم ایران اعمال کردە و تاثیرات روحی و روانی بر جامعە را نادیدە گرفتە و کوشیدە از طریق اعدام به عنوان ارعاب اجتماعی و ایجاد نقش بازدارنده و پوشش ضعفهای فراوان در زمینههای دموکراتیک، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… استفادە کند. این در حالی است که تمام آمارها جدا از مقولەهای سیاسی، در مباحث اجتماعی نیز خلاف موضوع را نشان دادە و آمار خشونت چه در کودکان و چه در زنان روز به روز در حال افزایش است.
زنانی که به اعدام محکوم میشوند، اغلب حتی حمایت والدین خود را از نیز دست میدهند، چون میخواهند «آبروی خانواده» حفظ شود. در این شرایط برخی از زنان همیشه قربانی خشونت باقی میمانند. برخی دیگر به فکر کشتن شوهران خود میافتند. برخی از این زنان اعتراف کردند که خودشان مرتکب قتل شدهاند یا شخصی به آنها کمک کرده است. اما تقریباً همه آنها تأکید کردەاند که اگر راهی برای حمایت از آنها در برابر خشونتی که متحمل میشدند وجود داشت، مرتکب قتل نمیشدند.
آمارها دربارە کودکان نیز نشان میدهد کە ایران در ۲۰ سال گذشته ۶۶ درصد از کودکان محکومشده در جهان را به بالای چوبهی دار فرستاده است. بهرغم شعارها در خصوص بعضی تغییرات مبنی بر مجازاتهای جایگزین اعدام برای کودکان، این اصلاحات شامل جرائم موجب حدود و قصاص نمیشود و کودکان همچنان به خاطر جرائمی همچون قتل، تجاوز و لواط اعدام میشوند. ایران در ۳۰ سال گذشته بزرگترین کشور مجری اعدام «کودکان مجرم» بوده است و در حال حاضر تنها کشور در جهان است که حکم اعدام کودکان مجرم را صادر و اجرا میکند.
امروزە بسیاری در ایران و خصوصا شرق کوردستان آن توحش و ترس و فضای غیرانسانی را که بر گردهی اعدامها سوار و بر فضای زندگی ما حاکم شد، تجربه کردهاند؛ آن خشونت لجامگسیخته که حق آزادی و کرامت را از انسانها گرفت و جان انسان را بیمقدار کرد. کسی که چنین دورانی را تجربه کرده، بدیهیست که با اعدام مخالف باشد، بدیهیست کە اعدام ادامهی خشونت است، نه پایاندادن به آن. و اگر علت و معلولی در کار باشد، این نفس خشونت است که باید انگیزهای برای لغو مجازات اعدام باشد.
با اعدام نه خشونت از بین میرود و نه عدالت برقرار میشود، مگر این که چنانچە نظام ولایی معتقد است، اعدام با خشونت و انتقام عجین گشته و نوعی عدالت است!
اعدام بهخودی خود و به هر دلیل و در مورد هر کس که اجرا شود، عملی غیرانسانی و محکوم است؛ خاصه اگر به منظور ایجاد وحشت و قفلزدن بر دهان مردم انجام شود. اعدام در ایران فقط یک روش غیرانسانی برای مجازات نیست بلکه در عین حال ابزاری است برای جلوگیری از آزادی بیان و دیگر آزادیهای اجتماعی و سیاسی؛ به این معنا مخالفت با اعدام و منع آن در جامعه نه تنها انسانیت را به اصلش بازمیگرداند بلکه دفاع از آزادی نیز هست.
در این بین پروژهی اعدام دگراندیشان و فعالین سیاسی خلقهای ایران را نباید صرفا امنیتی قلمداد کرد. بایستی رویکرد حذفی، مستبدانه و غیرانسانی رژیم ایران و پروژهی اعدام را در چارچوب تفکر دیگریساز، دشمنساز و از میان بردن فیزیکی غیریتپندارانهای که رژیم سالهاست بدان دامن میزند ارزیابی نمود.
اکنون بر همگان واضح و مبرهن است که سیاستهای جزماندیشانه و متحجرانهی حکومت اسلامی که اینهمانی شدیدی با تفتیش عقاید قرون وسطایی دارد، به لحاظ کارکردی و اثربخشی تاثیر خود را از دست دادهاند. خودآگاهی و اعتراضات دامنگستر و مستمر خلقهای ایران نشان از آن دارد که سیاستهای مبتنی بر ایجاد رعب و ترس و حکمرانی بر این اساس رنگ باختهاند. بدون شک لازمهی گذار از وضعیت موجود نه اصرار بر سیاستهای سلبی و حذفی بلکه در پیش گرفتن تغییرات بنیادین دموکراتیک میباشد.
چندی قبل نیز حزب حیات آزاد کوردستان و جامعە دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، با در نظر گرفتن تمامی جوانب، تاثیرات و پیامدهای روحی و روانی اعدام بر جامعە را با راەاندازی کارزار و کمپین گستردەای در ایران و شرق کوردستان با شعار “نە بە اعدام و آری بە دموکراسی”، تشریح کردند.
پژاک و کودار در این کارزار مشترک تاکید نمودند کە برای پایاندادن به سیاست وحشیانه اعدام که یکی از ارکان اصلی نظام ایران را تشکیل میدهد به همبستگی و اتحاد گسترده در میان تمام آزادیخواهان و طیفهای مختلف اجتماعی نیاز هست. از همینرو این کارزار را گامی مهم در جهت همگرایی همه خلقهای ستمدیده و مطالبهگر ایران و کوردستان دانستە تا بتوانند از طریق آن دشمنان خلق را وادار به عقبنشینی از سیاستهای سرکوبگرانه خود نمایند.
«انتقام، اعدام و جسم» کلیدواژەهایی هستند کە نظام ولایی در این سالها بر مردم ایران اعمال کردە و تاثیرات روحی و روانی بر جامعە را نادیدە گرفتە و کوشیدە از طریق اعدام به عنوان ارعاب اجتماعی و ایجاد نقش بازدارنده و پوشش ضعفهای فراوان در زمینههای دموکراتیک، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… استفادە کند. این در حالی است که تمام آمارها جدا از مقولەهای سیاسی، در مباحث اجتماعی نیز خلاف موضوع را نشان دادە و آمار خشونت چه در کودکان و چه در زنان روز به روز در حال افزایش است.
زنانی که به اعدام محکوم میشوند، اغلب حتی حمایت والدین خود را از نیز دست میدهند، چون میخواهند «آبروی خانواده» حفظ شود. در این شرایط برخی از زنان همیشه قربانی خشونت باقی میمانند. برخی دیگر به فکر کشتن شوهران خود میافتند. برخی از این زنان اعتراف کردند که خودشان مرتکب قتل شدهاند یا شخصی به آنها کمک کرده است. اما تقریباً همه آنها تأکید کردەاند که اگر راهی برای حمایت از آنها در برابر خشونتی که متحمل میشدند وجود داشت، مرتکب قتل نمیشدند.
آمارها دربارە کودکان نیز نشان میدهد کە ایران در ۲۰ سال گذشته ۶۶ درصد از کودکان محکومشده در جهان را به بالای چوبهی دار فرستاده است. بهرغم شعارها در خصوص بعضی تغییرات مبنی بر مجازاتهای جایگزین اعدام برای کودکان، این اصلاحات شامل جرائم موجب حدود و قصاص نمیشود و کودکان همچنان به خاطر جرائمی همچون قتل، تجاوز و لواط اعدام میشوند. ایران در ۳۰ سال گذشته بزرگترین کشور مجری اعدام «کودکان مجرم» بوده است و در حال حاضر تنها کشور در جهان است که حکم اعدام کودکان مجرم را صادر و اجرا میکند.
امروزە بسیاری در ایران و خصوصا شرق کوردستان آن توحش و ترس و فضای غیرانسانی را که بر گردهی اعدامها سوار و بر فضای زندگی ما حاکم شد، تجربه کردهاند؛ آن خشونت لجامگسیخته که حق آزادی و کرامت را از انسانها گرفت و جان انسان را بیمقدار کرد. کسی که چنین دورانی را تجربه کرده، بدیهیست که با اعدام مخالف باشد، بدیهیست کە اعدام ادامهی خشونت است، نه پایاندادن به آن. و اگر علت و معلولی در کار باشد، این نفس خشونت است که باید انگیزهای برای لغو مجازات اعدام باشد.
با اعدام نه خشونت از بین میرود و نه عدالت برقرار میشود، مگر این که چنانچە نظام ولایی معتقد است، اعدام با خشونت و انتقام عجین گشته و نوعی عدالت است!
اعدام بهخودی خود و به هر دلیل و در مورد هر کس که اجرا شود، عملی غیرانسانی و محکوم است؛ خاصه اگر به منظور ایجاد وحشت و قفلزدن بر دهان مردم انجام شود. اعدام در ایران فقط یک روش غیرانسانی برای مجازات نیست بلکه در عین حال ابزاری است برای جلوگیری از آزادی بیان و دیگر آزادیهای اجتماعی و سیاسی؛ به این معنا مخالفت با اعدام و منع آن در جامعه نه تنها انسانیت را به اصلش بازمیگرداند بلکه دفاع از آزادی نیز هست.
در این بین پروژهی اعدام دگراندیشان و فعالین سیاسی خلقهای ایران را نباید صرفا امنیتی قلمداد کرد. بایستی رویکرد حذفی، مستبدانه و غیرانسانی رژیم ایران و پروژهی اعدام را در چارچوب تفکر دیگریساز، دشمنساز و از میان بردن فیزیکی غیریتپندارانهای که رژیم سالهاست بدان دامن میزند ارزیابی نمود.
اکنون بر همگان واضح و مبرهن است که سیاستهای جزماندیشانه و متحجرانهی حکومت اسلامی که اینهمانی شدیدی با تفتیش عقاید قرون وسطایی دارد، به لحاظ کارکردی و اثربخشی تاثیر خود را از دست دادهاند. خودآگاهی و اعتراضات دامنگستر و مستمر خلقهای ایران نشان از آن دارد که سیاستهای مبتنی بر ایجاد رعب و ترس و حکمرانی بر این اساس رنگ باختهاند. بدون شک لازمهی گذار از وضعیت موجود نه اصرار بر سیاستهای سلبی و حذفی بلکه در پیش گرفتن تغییرات بنیادین دموکراتیک میباشد.
چندی قبل نیز حزب حیات آزاد کوردستان و جامعە دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان، با در نظر گرفتن تمامی جوانب، تاثیرات و پیامدهای روحی و روانی اعدام بر جامعە را با راەاندازی کارزار و کمپین گستردەای در ایران و شرق کوردستان با شعار “نە بە اعدام و آری بە دموکراسی”، تشریح کردند.
پژاک و کودار در این کارزار مشترک تاکید نمودند کە برای پایاندادن به سیاست وحشیانه اعدام که یکی از ارکان اصلی نظام ایران را تشکیل میدهد به همبستگی و اتحاد گسترده در میان تمام آزادیخواهان و طیفهای مختلف اجتماعی نیاز هست. از همینرو این کارزار را گامی مهم در جهت همگرایی همه خلقهای ستمدیده و مطالبهگر ایران و کوردستان دانستە تا بتوانند از طریق آن دشمنان خلق را وادار به عقبنشینی از سیاستهای سرکوبگرانه خود نمایند.
گذار دموکراتیک
اعدام کسب و کار من است! ✍ بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic
برای پایاندادن به سیاست وحشیانه اعدام که یکی از ارکان اصلی نظام ایران را تشکیل میدهد به همبستگی و اتحادی گسترده در میان تمام آزادیخواهان و طیفهای مختلف اجتماعی نیاز هست. از همینرو این کارزار گامی مهم در جهت همگرایی همه خلقهای ستمدیده و مطالبهگر ایران و کوردستان بودە تا از طریق آن دشمنان خلق وادار به عقبنشینی از سیاستهای سرکوبگرانه خود گردند.
بیشک برای گذار از دیکتاتوری و استبداد کنونی و رسیدن به ایران و کوردستانی آزاد و دمکراتیک پایان دادن به سیاست وحشیانه و ضدّانسانی اعدام امری ضروری و حیاتی است. از همینرو عموم جامعهی ایران و خلق کورد در شرق کوردستان به ویژه زنان و جوانان باید به مشارکت در این کارزار و حمایت فعالانه از آن، دست زنند.
در پایان بە امید نابودی تمام دولتملتهایی کە مجازات اعدام را ضامن بقای خود دانستە و با یادی از تمامی سربەداران راە آزادی و برابری انسان، یادآور میشویم که:
«انسان» نیز مانند سایر جانداران دشمنانی دارد، که گذار او از دیار بدوی بهیمیّت بە چکاد انسانیت به وادی «شرف کهکشان» را سبوعانه تاب نمیآورند.
لیکن آشکارا میدانیم آن کس که در شاهراە تاریخ با پای برهنه معبرهایی از خنجر و برادەی الماس را افتان و خیزان فلات بە فلات، پیموده و دیگر بار و دیگر بار با رخسارەای خونین، اما گردن فراخ از آستانەی طلوع می گذرد، باز هم اوست.
باز همان «انسان» است.
کە برمیخیزد، میاندیشد و میخروشد به سان رعد و گام در آن شاهراە میگذارد به سان تندر …
تا ابدیت جاودان، تا خلوتگه خورشید…
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بیشک برای گذار از دیکتاتوری و استبداد کنونی و رسیدن به ایران و کوردستانی آزاد و دمکراتیک پایان دادن به سیاست وحشیانه و ضدّانسانی اعدام امری ضروری و حیاتی است. از همینرو عموم جامعهی ایران و خلق کورد در شرق کوردستان به ویژه زنان و جوانان باید به مشارکت در این کارزار و حمایت فعالانه از آن، دست زنند.
در پایان بە امید نابودی تمام دولتملتهایی کە مجازات اعدام را ضامن بقای خود دانستە و با یادی از تمامی سربەداران راە آزادی و برابری انسان، یادآور میشویم که:
«انسان» نیز مانند سایر جانداران دشمنانی دارد، که گذار او از دیار بدوی بهیمیّت بە چکاد انسانیت به وادی «شرف کهکشان» را سبوعانه تاب نمیآورند.
لیکن آشکارا میدانیم آن کس که در شاهراە تاریخ با پای برهنه معبرهایی از خنجر و برادەی الماس را افتان و خیزان فلات بە فلات، پیموده و دیگر بار و دیگر بار با رخسارەای خونین، اما گردن فراخ از آستانەی طلوع می گذرد، باز هم اوست.
باز همان «انسان» است.
کە برمیخیزد، میاندیشد و میخروشد به سان رعد و گام در آن شاهراە میگذارد به سان تندر …
تا ابدیت جاودان، تا خلوتگه خورشید…
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔳 شکلگیری اعتراضات مردم در پی قتل مهسا (ژینا) امینی توسط جنایتکاران گشت ارشاد در مقابل بیمارستان کسری
❑ بر اساس تصاویری و فیلمهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی، مردم در جلوی بیمارستان کسری در تهران، تجمعاتی را در اعتراض به قتل ژینا امینی شکل دادهاند و با سر دادن شعار علیه نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی و عوامل متجاوز گشت ارشاد، نفرت خود را از این نظام خونخوار و مردسالارِ مذهبی ابراز کردند.
❑ جمعیت معترضان هر لحظه بیشتر میشود.
از جملهی برخی شعارها:
از کوردستان تا تهران
ستم علیه زنان
مرگ بر خامنهای
مرگ بر دیکتاتور
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
❑ بر اساس تصاویری و فیلمهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی، مردم در جلوی بیمارستان کسری در تهران، تجمعاتی را در اعتراض به قتل ژینا امینی شکل دادهاند و با سر دادن شعار علیه نظام سرکوبگر جمهوری اسلامی و عوامل متجاوز گشت ارشاد، نفرت خود را از این نظام خونخوار و مردسالارِ مذهبی ابراز کردند.
❑ جمعیت معترضان هر لحظه بیشتر میشود.
از جملهی برخی شعارها:
از کوردستان تا تهران
ستم علیه زنان
مرگ بر خامنهای
مرگ بر دیکتاتور
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
گذار دموکراتیک
قتل زنان درایران، بنیاد سیاست حاکمیت ایران ✍ جوانا سنه – عضو شورای مدیریتی کژار 🆔 @GozarDemocratic
قتل زنان درایران، بنیاد سیاست حاکمیت ایران
✍ جوانا سنه – عضو شورای مدیریتی کژار
این روزها شاهد فجایع بزرگی در سطح شرق کوردستان و ایران میباشیم، فجایعی که نمیتوان به هیچ وجه آنرا نادیده گرفت و تعبیرهای بدور از واقعیت، ازآن ساخت. فجایعی که از ذهنیت مردسالار ایران نشات گرفته است. فجایعی که حاکمیت یا سعی داشته آن را به انحراف بکشاند یا اینکه هیچ سخنی از آنها به میان نیاورد. در این مقاله، سعی برآن شده با اشاره به دو فاجعهی اخیر، ذهنیت حاکم بر جامعه، مورد تحلیل قرار گیرد.
تجاوز، قتل ناموسی، زندان، خود کشی و… فجایعی بودهاند که همواره حاکمیت بر زنان در ایران و شرق کوردستان تحمیل نمودهاست. روزی نیست که خبر مرگ زنی به گوشمان نرسد، چه بسا که زنان بسیاری در ایران، در خفا به قتل میرسند و هیچ اطلاعی از آنان منتشر نمیشود. تمام فجایعی روزانه زنان با آن دست و پنجه نرم میکنند، واقعیت حاکمیت را بر ملا میسازد. این حاکمیت از شهر گرفته تا خانه و خیابان، برهمه جا سایه انداخته است! همین هفتهی گذشته بود که فاجعهی شلیر رسولی، همه را متاثر کرد، حال نیز وضعیت بحرانی مهسا (ژینا) امینی و خطر از دست دادن جانش! سوال اینجاست جان شلیر را چه کسی گرفت؟ چرا شلیر مجبور به این اقدام گشت؟ چه ذهنیتی پشت فاجعهای است که حال برای مهسا امینی روی داده است؟ و در نهایت، چرا حاکمیت مهر سکوت میزند و کتمان میکند؟ به چه دلیل این جنایات را مشروع می سازد که یکی پس از دیگری افزایش یابند؟ چرا هنوز یک هفته از مرگ شلیردر مریوان نگذشته، ما باید شاهد حال ناخوش مهسا امینی در بیمارستانهای تهران باشیم؟
هر حملهای که از سوی ذهنیت مردسالار علیه زنان در سراسر ایران صورت میگیرد، این پیام را میدهد که مریوان، تهران و … فرقی ندارد، مسئله مسئلهی زن است و هجوم به هویت او! هر زنی که با نظام کنونی مبارزه کند و به مطالباتش تن ندهد و قبول تسلمیت نکند، او را از میان خواهد برد. ذهنیتی که از پایه زن ستیز است، زن را در خانه حبس میکند و اجازهی ورود به عرصههای عمومی را به او نمیدهد، در حالیکه در داخل خانه نیز، جانش در امان نیست! او را ناموس مرد خانه میشمرند و ملک او! زنی که تحت سلطهی مرد باشد و مرد نیز اعمال هر گونه خشونتی علیه او را روا بداند. در مقابل از زن چه میخواهد تحت نام عرف و رسم و سنت، سکوت کند. اگر زنی این موضوع را نپذیرد و ظلم را قبول نکند، روزانه مورد خشونت قرار میگیرد. در بیشتر اوقات نیز یا از سوی همسرو برادر و پدرش به قتل میرسد و یا علی رغم میل باطنیاش، دست به اقدامهایی همچون خودکشی و خودسوزی میزند که صرفاً از وضعیت موجود رهایی یابد. ولو اینکه خودش نیز میداند که انتخاب چنین گزینهای، راه چاره نیست! اما چه چیز او را به انتخاب این گزینه که جبرانش نیز غیرقابل ممکن است، سوق میدهد؟ همین ذهنیت مردسالار که برایش حد و مرزی تعیین نموده است. همان ذهنیت مردسالار که با تقدیس ازدواج و کودک همسری، دختران بسیاری را خواستهها و مطالباتشان دور میسازد. اما اینها بخشی از وضعیت زنان در محیط خانه و خانواده است.
بعد دیگر قضیه به خارج ازمحیط خانه برمیگردد. زنان نه در خانه امنیت دارند و نه در خیابان! عدم حضور زنان در عرصههای گوناگون، تحمیل حجاب و انتخاب پوشش برای زنان در مکانهای عمومی، اخراج آنان از محل کار بدلیل پوششی مخالف خواستههای نظام، دستگیری زنان به دلیل مبارزه با این وضعیت و سعی در گرفتن اعتراف اجباری از آنان که نمونهی بارزش سپیده رشنو بود و این اواخر نیز مهسا امینی با خشونت عریانِ گشت ارشاد مواجه گشت و هزاران نمونهی دیگر! ببینید که وضعیت در ایران تا چه اندازه بغرنج است که زنان برای دستیابی به حقوق طبیعی خویش زندانی میشوند! یا اسفبارتر اینکه، زنان دست رد به سینهی این نظام میزنند، اما تعابیر منحرفانهای از سوی نظام صورت میگیرد و سعی دارد آنرا به جامعه نیز بقبولاند. بله اینها همه سیاستهای نظام است. سیاستهایی که تازگی نداشته، اما روند افزایشی دارد. حال مرکز هجمههای حاکمیت و در حال حاضر دولت رئیسی رو به زنان است که داخل و خارج خانه را به زندانی برای آنان مبدل ساخته است! هفتهی گذشته در مریوان شلیر جانش را از دست داد، نظام او را پاکدامن خواند! دقیقا بدان منظور که صورت مسئله را پاک کند و شلیر را محکوم و قربانی بداند! طوری که خود نظام در برابر این عمل، زنان را بسوی خودکشی سوق دهد. بطور خلاصه میتوان گفت، آنچه زنان با آن روبروهستند، تنها یک فرد خاص و نهادی ویژه نیست! یک ایدئولوژی و ذهنیت زن ستیز است که برای اعمال جنایاتش علیه زنان، یا بنام سنت و عرف و عادت عمل میکند، یا در مواقع دیگر قانونیاش میکند و به تعداد مادهها و تبصرههایشان علیه زنان میافزاید تا بار دیگر خود را حاکم و مسلط بر تمام امور بخواند و زنان را محکوم! که به آنها بگوید شلیر
✍ جوانا سنه – عضو شورای مدیریتی کژار
این روزها شاهد فجایع بزرگی در سطح شرق کوردستان و ایران میباشیم، فجایعی که نمیتوان به هیچ وجه آنرا نادیده گرفت و تعبیرهای بدور از واقعیت، ازآن ساخت. فجایعی که از ذهنیت مردسالار ایران نشات گرفته است. فجایعی که حاکمیت یا سعی داشته آن را به انحراف بکشاند یا اینکه هیچ سخنی از آنها به میان نیاورد. در این مقاله، سعی برآن شده با اشاره به دو فاجعهی اخیر، ذهنیت حاکم بر جامعه، مورد تحلیل قرار گیرد.
تجاوز، قتل ناموسی، زندان، خود کشی و… فجایعی بودهاند که همواره حاکمیت بر زنان در ایران و شرق کوردستان تحمیل نمودهاست. روزی نیست که خبر مرگ زنی به گوشمان نرسد، چه بسا که زنان بسیاری در ایران، در خفا به قتل میرسند و هیچ اطلاعی از آنان منتشر نمیشود. تمام فجایعی روزانه زنان با آن دست و پنجه نرم میکنند، واقعیت حاکمیت را بر ملا میسازد. این حاکمیت از شهر گرفته تا خانه و خیابان، برهمه جا سایه انداخته است! همین هفتهی گذشته بود که فاجعهی شلیر رسولی، همه را متاثر کرد، حال نیز وضعیت بحرانی مهسا (ژینا) امینی و خطر از دست دادن جانش! سوال اینجاست جان شلیر را چه کسی گرفت؟ چرا شلیر مجبور به این اقدام گشت؟ چه ذهنیتی پشت فاجعهای است که حال برای مهسا امینی روی داده است؟ و در نهایت، چرا حاکمیت مهر سکوت میزند و کتمان میکند؟ به چه دلیل این جنایات را مشروع می سازد که یکی پس از دیگری افزایش یابند؟ چرا هنوز یک هفته از مرگ شلیردر مریوان نگذشته، ما باید شاهد حال ناخوش مهسا امینی در بیمارستانهای تهران باشیم؟
هر حملهای که از سوی ذهنیت مردسالار علیه زنان در سراسر ایران صورت میگیرد، این پیام را میدهد که مریوان، تهران و … فرقی ندارد، مسئله مسئلهی زن است و هجوم به هویت او! هر زنی که با نظام کنونی مبارزه کند و به مطالباتش تن ندهد و قبول تسلمیت نکند، او را از میان خواهد برد. ذهنیتی که از پایه زن ستیز است، زن را در خانه حبس میکند و اجازهی ورود به عرصههای عمومی را به او نمیدهد، در حالیکه در داخل خانه نیز، جانش در امان نیست! او را ناموس مرد خانه میشمرند و ملک او! زنی که تحت سلطهی مرد باشد و مرد نیز اعمال هر گونه خشونتی علیه او را روا بداند. در مقابل از زن چه میخواهد تحت نام عرف و رسم و سنت، سکوت کند. اگر زنی این موضوع را نپذیرد و ظلم را قبول نکند، روزانه مورد خشونت قرار میگیرد. در بیشتر اوقات نیز یا از سوی همسرو برادر و پدرش به قتل میرسد و یا علی رغم میل باطنیاش، دست به اقدامهایی همچون خودکشی و خودسوزی میزند که صرفاً از وضعیت موجود رهایی یابد. ولو اینکه خودش نیز میداند که انتخاب چنین گزینهای، راه چاره نیست! اما چه چیز او را به انتخاب این گزینه که جبرانش نیز غیرقابل ممکن است، سوق میدهد؟ همین ذهنیت مردسالار که برایش حد و مرزی تعیین نموده است. همان ذهنیت مردسالار که با تقدیس ازدواج و کودک همسری، دختران بسیاری را خواستهها و مطالباتشان دور میسازد. اما اینها بخشی از وضعیت زنان در محیط خانه و خانواده است.
بعد دیگر قضیه به خارج ازمحیط خانه برمیگردد. زنان نه در خانه امنیت دارند و نه در خیابان! عدم حضور زنان در عرصههای گوناگون، تحمیل حجاب و انتخاب پوشش برای زنان در مکانهای عمومی، اخراج آنان از محل کار بدلیل پوششی مخالف خواستههای نظام، دستگیری زنان به دلیل مبارزه با این وضعیت و سعی در گرفتن اعتراف اجباری از آنان که نمونهی بارزش سپیده رشنو بود و این اواخر نیز مهسا امینی با خشونت عریانِ گشت ارشاد مواجه گشت و هزاران نمونهی دیگر! ببینید که وضعیت در ایران تا چه اندازه بغرنج است که زنان برای دستیابی به حقوق طبیعی خویش زندانی میشوند! یا اسفبارتر اینکه، زنان دست رد به سینهی این نظام میزنند، اما تعابیر منحرفانهای از سوی نظام صورت میگیرد و سعی دارد آنرا به جامعه نیز بقبولاند. بله اینها همه سیاستهای نظام است. سیاستهایی که تازگی نداشته، اما روند افزایشی دارد. حال مرکز هجمههای حاکمیت و در حال حاضر دولت رئیسی رو به زنان است که داخل و خارج خانه را به زندانی برای آنان مبدل ساخته است! هفتهی گذشته در مریوان شلیر جانش را از دست داد، نظام او را پاکدامن خواند! دقیقا بدان منظور که صورت مسئله را پاک کند و شلیر را محکوم و قربانی بداند! طوری که خود نظام در برابر این عمل، زنان را بسوی خودکشی سوق دهد. بطور خلاصه میتوان گفت، آنچه زنان با آن روبروهستند، تنها یک فرد خاص و نهادی ویژه نیست! یک ایدئولوژی و ذهنیت زن ستیز است که برای اعمال جنایاتش علیه زنان، یا بنام سنت و عرف و عادت عمل میکند، یا در مواقع دیگر قانونیاش میکند و به تعداد مادهها و تبصرههایشان علیه زنان میافزاید تا بار دیگر خود را حاکم و مسلط بر تمام امور بخواند و زنان را محکوم! که به آنها بگوید شلیر
گذار دموکراتیک
قتل زنان درایران، بنیاد سیاست حاکمیت ایران ✍ جوانا سنه – عضو شورای مدیریتی کژار 🆔 @GozarDemocratic
و فریناز و ریحانه تکرار خواهند گردید! پیام نظام به کل جامعه و بویژه زنان همین است و بس!
اما همهی این تهاجمات یک بعد قضیه است، بعد دیگر قضیه و البته مهمترین بعد، خود زنان هستند که تن به مطالبات این نظام ندادهاند و نخواهند داد. هر چند که نظام به تمام راهکارهای اعمال خشونت متوسل گشت که زنان را از مبارزه باز دارد، اما زنان در مقابل، برای گسترده شدن فعالیتهایشان با سخت ترین موانع روبرو گشتند وفعالانه عمل کردند. زنان مریوان در هفتهی گذشته نشان دادند، که هیچگاه سکوت نخواهند کرد وهمگی صدای شلیر خواهند شد. بدون شک، زنان در ایران نیز میدانند که مسئلهی زنان در ایران درد مشترک است. دیروز مریوان بود، امروز تهران و اگر سکوت کنیم، فردا شهری دیگر! دیروز شلیر بود، امروز ژینا (مهسا) و فردا زنی دیگر! این دقیقا همان چیزی است که نظام میخواهد. زنان بارها درایران نشان دادهاند که دارای نیروی تغییر و تحول در وضعیت کنونی هستند و پیشاهنگی حیاتی آزاد را بر عهده گرفتهاند. همین نیز موجب شده که نظام آنان را به عنوان مخالف، مانع و تهدید بخواند و به آنان هجوم آورد! پس آنچه که میتواند ما را به اهدافمان نزدیک سازد، همین اتحاد و یک صدایی ما زنان است! لازم است که در برابر جنایتی که علیه شلیر و ژینا صورت گرفته،سکوت نکنیم. حاکمیت همهی عرصهها را به عرصهی سرکوب زنان مبدل ساخته، زنان نیز همهی عرصهها را به مکان فعالیت زنان مبدل خواهند ساخت.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
اما همهی این تهاجمات یک بعد قضیه است، بعد دیگر قضیه و البته مهمترین بعد، خود زنان هستند که تن به مطالبات این نظام ندادهاند و نخواهند داد. هر چند که نظام به تمام راهکارهای اعمال خشونت متوسل گشت که زنان را از مبارزه باز دارد، اما زنان در مقابل، برای گسترده شدن فعالیتهایشان با سخت ترین موانع روبرو گشتند وفعالانه عمل کردند. زنان مریوان در هفتهی گذشته نشان دادند، که هیچگاه سکوت نخواهند کرد وهمگی صدای شلیر خواهند شد. بدون شک، زنان در ایران نیز میدانند که مسئلهی زنان در ایران درد مشترک است. دیروز مریوان بود، امروز تهران و اگر سکوت کنیم، فردا شهری دیگر! دیروز شلیر بود، امروز ژینا (مهسا) و فردا زنی دیگر! این دقیقا همان چیزی است که نظام میخواهد. زنان بارها درایران نشان دادهاند که دارای نیروی تغییر و تحول در وضعیت کنونی هستند و پیشاهنگی حیاتی آزاد را بر عهده گرفتهاند. همین نیز موجب شده که نظام آنان را به عنوان مخالف، مانع و تهدید بخواند و به آنان هجوم آورد! پس آنچه که میتواند ما را به اهدافمان نزدیک سازد، همین اتحاد و یک صدایی ما زنان است! لازم است که در برابر جنایتی که علیه شلیر و ژینا صورت گرفته،سکوت نکنیم. حاکمیت همهی عرصهها را به عرصهی سرکوب زنان مبدل ساخته، زنان نیز همهی عرصهها را به مکان فعالیت زنان مبدل خواهند ساخت.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بەشداری گرسەیی خەڵک لە مەراسیمی بەخاک سپاردنی #ژینا_ئەمینی
و
خوێندنەوەی لێدوانی ژنانی کوردستان بە دروشمی
✌️ژن، ژیان، ئازادی✌️
ژینا نامرن، نامرن ئەوانەی وا لە دڵی میلەتدا دەژین
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
و
خوێندنەوەی لێدوانی ژنانی کوردستان بە دروشمی
✌️ژن، ژیان، ئازادی✌️
ژینا نامرن، نامرن ئەوانەی وا لە دڵی میلەتدا دەژین
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺 از کوردستان تا تهران، زنان پیشاهنگان میدان…
#بیانیه
🔺به جامعهی همیشه هوشیار و زنان همواره پیشاهنگ در سراسر ایران
هنوز چند روزی از مرگ دردناک شلیر رسولی نگذشته بود که خبر اسفناک مرگ ژینا (مهسا) امینی منتشر گشت! دوتراژدی در مکانهای متفاوت و با هدف گرفتن زنان. زنانی که روزگار اسفناک حاکمیت ایران، نقش پیشاهنگی تغییر و تحول وضعیت کنونی را دارند. زنانی که این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری در برابر سیاستهای زن ستیزانهی حاکمیت ایران مقاومت میکنند. زنانی که به مانع، تهدید و خطری بزرگ برای نظام دیکتاتوری ایران مبدل شدهاند و حاکمیت مرد محور ایران نیز برای نابودی از هیچ راهی سرباز نمیزند. زنانی که نه در محیط خانهشان، امنیت دارند و نه در بیرون از خانه! زنانی که برای ابراز هویتشان، بهایی میپردازند به قیمت جان! این حقیقت همان نظامی است که خواهان تسلط بر روح، فکر و روان جامعه و بخصوص زنان است، نامش را هم تقدیر، عرف و سنت و قانون مینهد و به تمام نهادهایش دستور میدهد بطور علنی به زنان هجوم بیاورند. جنایتی که علیه ژینا صورت گرفت، درواقع بیانگر وضعیت بغرنج حاکمیت است.
مرگ ژینا، عادی نبوده و هیچگاه نخواهد بود
واکنش طیفها و قشرهای مختلف جامعه، در طول این دوهفتهی اخیر،هم درمورد مرگ شلیر رسولی و هم ژینا امینی، بسیار فراوان بودهاست. اگر چه نظام مردمحور و زن ستیز است و سعی در به تحریف در آوردن مسئله میکند، اما زنان با فریادهایشان هم حقیقت را آشکار ساخته و هم نظام را محکوم! درطول این مدت، هرچه نظام سعی بر انکار حقیقت نمود، زنان بیشتر اصرار کردند. هر اندازه نظام سکوت را تحمیل کرد، زنان بیشتر فریاد زدند! هر چه نظام تفرقه انداخت، زنان بیشتر متحد گشتند و در نهایت هرچه نظام سعی داشت وضعیت خودش را آرام و عادی جلوه دهد، اما زنان نشان دادند که وضعیت کنونی ایران تا چه اندازه بغرنج و اسف بار است! چندی پیش در مریوان، زنان فریاد شلیر رسولی و امروز در تهران، فریاد ژینا امینی! در فاصلهی کمتر از ده روز دو جنایت و دو تراژدی دردناک! این یعنی اینکه فرقی ندارد تهران یا مریوان، خانه و خیابانش مرد محور و زن ستیز است. یعنی جوان میکشد تا همیشه پیرسالار بماند. پس فرقی ندارد، او در کمین نشسته تا زنِ دیگری ومخالف دیگری را مورد هدف قرار دهد.
از همینرو، همچون جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان«کژار» ضمن محکوم کردن این جنایت و ابراز همدردی با خانوادهی ژینا امینی، بیان میداریم، مسئلهی شلیر و ژینا، جنایتی است که از سوی ذهنیت مردسالار ایران، صورت گرفته و در صورت سکوت، ممکن است برای زنان دیگری اتفاق بیفتد. دیروز گوران در مریوان قاتل بود. امروز گشت ارشاد در تهران. فردا نهاد دیگر! این نظام قربانی میطلبد و جامعه پیشاهنگ میخواهد! زنان در کوردستان پیشاهنگی قیامهای اعتراضی علیه نظام وضعیت کنونی را نمودند، این فعالیت ستودنیاست، اما لازم است فراگیر شود. اگر نظام عرصه را بر زنان تنگ میکند، زنان همه جای ایران را به میدان فعالیت مبدل خواهند ساخت! آنچه که زنان فریاد میزنند، حق طبیعیشان است. موضع جامعه و بویژه زنان در برابر حاکمیت ایران روا است و لازم است در روزهای آینده نیز گسترش یابد. بعنوان کژار نیز، از زنان، جوانان، سازمان و فعالین مدنی میخواهیم که در روز دوشنبه 28/06/1401 حامی فعالیتهای زنان و جامعهی شرق کوردستان و ایران باشند و صدای خانه و خیابان شوند.
جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان-کژار
17.09.2022
🌏 https://kjar.online/fa/2022/09/17/از-کوردستان-تا-تهران،-زنان-پیشاهنگان/
وبسایت| ایسنتاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
#بیانیه
🔺به جامعهی همیشه هوشیار و زنان همواره پیشاهنگ در سراسر ایران
هنوز چند روزی از مرگ دردناک شلیر رسولی نگذشته بود که خبر اسفناک مرگ ژینا (مهسا) امینی منتشر گشت! دوتراژدی در مکانهای متفاوت و با هدف گرفتن زنان. زنانی که روزگار اسفناک حاکمیت ایران، نقش پیشاهنگی تغییر و تحول وضعیت کنونی را دارند. زنانی که این روزها، بیشتر از هر زمان دیگری در برابر سیاستهای زن ستیزانهی حاکمیت ایران مقاومت میکنند. زنانی که به مانع، تهدید و خطری بزرگ برای نظام دیکتاتوری ایران مبدل شدهاند و حاکمیت مرد محور ایران نیز برای نابودی از هیچ راهی سرباز نمیزند. زنانی که نه در محیط خانهشان، امنیت دارند و نه در بیرون از خانه! زنانی که برای ابراز هویتشان، بهایی میپردازند به قیمت جان! این حقیقت همان نظامی است که خواهان تسلط بر روح، فکر و روان جامعه و بخصوص زنان است، نامش را هم تقدیر، عرف و سنت و قانون مینهد و به تمام نهادهایش دستور میدهد بطور علنی به زنان هجوم بیاورند. جنایتی که علیه ژینا صورت گرفت، درواقع بیانگر وضعیت بغرنج حاکمیت است.
مرگ ژینا، عادی نبوده و هیچگاه نخواهد بود
واکنش طیفها و قشرهای مختلف جامعه، در طول این دوهفتهی اخیر،هم درمورد مرگ شلیر رسولی و هم ژینا امینی، بسیار فراوان بودهاست. اگر چه نظام مردمحور و زن ستیز است و سعی در به تحریف در آوردن مسئله میکند، اما زنان با فریادهایشان هم حقیقت را آشکار ساخته و هم نظام را محکوم! درطول این مدت، هرچه نظام سعی بر انکار حقیقت نمود، زنان بیشتر اصرار کردند. هر اندازه نظام سکوت را تحمیل کرد، زنان بیشتر فریاد زدند! هر چه نظام تفرقه انداخت، زنان بیشتر متحد گشتند و در نهایت هرچه نظام سعی داشت وضعیت خودش را آرام و عادی جلوه دهد، اما زنان نشان دادند که وضعیت کنونی ایران تا چه اندازه بغرنج و اسف بار است! چندی پیش در مریوان، زنان فریاد شلیر رسولی و امروز در تهران، فریاد ژینا امینی! در فاصلهی کمتر از ده روز دو جنایت و دو تراژدی دردناک! این یعنی اینکه فرقی ندارد تهران یا مریوان، خانه و خیابانش مرد محور و زن ستیز است. یعنی جوان میکشد تا همیشه پیرسالار بماند. پس فرقی ندارد، او در کمین نشسته تا زنِ دیگری ومخالف دیگری را مورد هدف قرار دهد.
از همینرو، همچون جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان«کژار» ضمن محکوم کردن این جنایت و ابراز همدردی با خانوادهی ژینا امینی، بیان میداریم، مسئلهی شلیر و ژینا، جنایتی است که از سوی ذهنیت مردسالار ایران، صورت گرفته و در صورت سکوت، ممکن است برای زنان دیگری اتفاق بیفتد. دیروز گوران در مریوان قاتل بود. امروز گشت ارشاد در تهران. فردا نهاد دیگر! این نظام قربانی میطلبد و جامعه پیشاهنگ میخواهد! زنان در کوردستان پیشاهنگی قیامهای اعتراضی علیه نظام وضعیت کنونی را نمودند، این فعالیت ستودنیاست، اما لازم است فراگیر شود. اگر نظام عرصه را بر زنان تنگ میکند، زنان همه جای ایران را به میدان فعالیت مبدل خواهند ساخت! آنچه که زنان فریاد میزنند، حق طبیعیشان است. موضع جامعه و بویژه زنان در برابر حاکمیت ایران روا است و لازم است در روزهای آینده نیز گسترش یابد. بعنوان کژار نیز، از زنان، جوانان، سازمان و فعالین مدنی میخواهیم که در روز دوشنبه 28/06/1401 حامی فعالیتهای زنان و جامعهی شرق کوردستان و ایران باشند و صدای خانه و خیابان شوند.
جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان-کژار
17.09.2022
🌏 https://kjar.online/fa/2022/09/17/از-کوردستان-تا-تهران،-زنان-پیشاهنگان/
وبسایت| ایسنتاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
از کوردستان تا تهران، زنان پیشاهنگان میدان… | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>به جامعهی همیشه هوشیار و زنان همواره پیشاهنگ در سراسر ایران هنوز چند روزی از مرگ دردناک شلیر رسولی نگذشته بود که خبر اسفناک مرگ ژینا (مهسا) امینی منتشر گشت! دوتراژدی در مکانهای متفاوت و با هدف گرفتن زنان. زنانی که روزگار اسفناک حاکمیت ایران، نقش پیشاهنگی…
فراخوان پژاک و کودار برای اعتصاب عمومی و اعتراضات
بیانیه مشترک پژاک و کودار
قتل «ژینا امینی(مهسا)» بدست نیروهای رژیم زنستیز و فاشیست در روز جمعه ۲۵ شهریور، اقدامی بر ضد تمامی جامعه ایران و شرق کردستان میباشد. این عملکرد شنیع نظام فاشیست ایران علیه زنان خاصه زنان کورد مستلزم موضعگیری رادیکال و آزادیخواهانه تمامی اقشار جامعه است.
مسئله زن در ایران به بزرگترین مسئله در اولویت تمامی مسایل آن کشور تبدیل شده است. نظام کنونی ایران به شیوهای فاشیستی و بصورت سیستماتیک مقوله زنستیزی را بیرحمانه ترویج میدهد. شکنجه، زندان، اعدام و قتل زنان به عملکرد یومیه رژیم فاشیست مبدل شده که اگر از سوی جامعه مهار نگردد، هزینههای آن روز به روز سنگینتر خواهد شد و امنیت همگان بیشتر به خطر میافتد. مسئله آزادی زن امروزه در شرق کردستان ماهیت و محتوای اصلی انقلاب برای آزادی و دمکراسی را تشکیل میدهد و خلقها محکوم به حصول آن آزادی باارزش هستند. بیشک هر انقلابی از اندیشه آزادی زن و قیام برای کسب آن محروم باشد، بیش از پیش به قهقرا خواهد رفت.
جایگاه زنان مبارز کورد و جامعه در مسیر آزادی زن در کوردستان، ایران و خاورمیانه امروز بر همگان عیان است. لذا انقلابی که به مقوله آزادی زن در درجه نخست اهمیت دهد، بطور حتم پیروز خواهد شد. امروز آزادیخواهی زنان کورد از عفرین و کوبانی گرفته تا شمال، جنوب و شرق کردستان و سقز، جهانی شده و قتل بیرحمانه زنان کورد از قبیل ژینا امینی را تحمل نمیکند. خوشبختانه روزبه روز در سایه مبارزات آزادیخواهانه خلقها از جمله خلق کورد در کسب حقوق و آزادیهای انسانی خویش مصرتر و آگاهتر میشوند و خمیرمایه قیام سراسری شکل گرفته.
نظام فاشیست و زنستیز ایران به بهانههای قدرتطلبانه خویش مدام به اقداماتی برنامهریزیشده و سیستماتیک علیه همه اقشار دست میزند که بطور عیان امنیت جامعه و زنان را کاملا به مخاطره انداخته. اگر امروز جامعه آگاه و غیور ما جلوی این بیرحمی را سد ننمایند، قطعا فردا دیر خواهد بود.
بدینوسیله ما همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» و «جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» قتل ژینا امینی بدست نظام فاشیست ایران را قویا محکوم میکنیم و از تمامی خلقهای ایران و شرق کردستان بویژه اقشار جامعه کورد، زنان، جوانان، روشنفکران، زندانیان سیاسی، فعالان سیاسی و مدنی، سازمانهای مدنی، احزاب سیاسی، رسانههای آزاد، کارگران، معلمان، کسبه بازار و تمامی زحمتکشان ستمدیده دعوت بعمل میآوریم که در روز دوشنبه ۲۸ شهریورماه در محکومیت قتل ژینا امینی بدست فاشیسم ایران، با شعار «ژن، ژیان، آزادی – شههید نامرن» به اعتصاب عمومی و شکوهمند سراسری بپیوندند. این یک وظیفه انسانی، اخلاقی و سیاسی در صیانت از جامعه و زنان خاصه شلیر رسولیها و ژینا امینیها میباشد. انقلاب آزادی زنان، ماهیت انقلاب نوین کردستان، ایران و خاورمیانه را تشکیل میدهد و مبارزه در راه آن، وظیفه انسانی جامعه ستمدیده و خلقهاست. به خلقمان بویژه در سقز بخاطر برپایی اعتراضات دمکراتیک درود میفرستیم.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)
۱۶-۰۹-۲۰۲۲
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
بیانیه مشترک پژاک و کودار
قتل «ژینا امینی(مهسا)» بدست نیروهای رژیم زنستیز و فاشیست در روز جمعه ۲۵ شهریور، اقدامی بر ضد تمامی جامعه ایران و شرق کردستان میباشد. این عملکرد شنیع نظام فاشیست ایران علیه زنان خاصه زنان کورد مستلزم موضعگیری رادیکال و آزادیخواهانه تمامی اقشار جامعه است.
مسئله زن در ایران به بزرگترین مسئله در اولویت تمامی مسایل آن کشور تبدیل شده است. نظام کنونی ایران به شیوهای فاشیستی و بصورت سیستماتیک مقوله زنستیزی را بیرحمانه ترویج میدهد. شکنجه، زندان، اعدام و قتل زنان به عملکرد یومیه رژیم فاشیست مبدل شده که اگر از سوی جامعه مهار نگردد، هزینههای آن روز به روز سنگینتر خواهد شد و امنیت همگان بیشتر به خطر میافتد. مسئله آزادی زن امروزه در شرق کردستان ماهیت و محتوای اصلی انقلاب برای آزادی و دمکراسی را تشکیل میدهد و خلقها محکوم به حصول آن آزادی باارزش هستند. بیشک هر انقلابی از اندیشه آزادی زن و قیام برای کسب آن محروم باشد، بیش از پیش به قهقرا خواهد رفت.
جایگاه زنان مبارز کورد و جامعه در مسیر آزادی زن در کوردستان، ایران و خاورمیانه امروز بر همگان عیان است. لذا انقلابی که به مقوله آزادی زن در درجه نخست اهمیت دهد، بطور حتم پیروز خواهد شد. امروز آزادیخواهی زنان کورد از عفرین و کوبانی گرفته تا شمال، جنوب و شرق کردستان و سقز، جهانی شده و قتل بیرحمانه زنان کورد از قبیل ژینا امینی را تحمل نمیکند. خوشبختانه روزبه روز در سایه مبارزات آزادیخواهانه خلقها از جمله خلق کورد در کسب حقوق و آزادیهای انسانی خویش مصرتر و آگاهتر میشوند و خمیرمایه قیام سراسری شکل گرفته.
نظام فاشیست و زنستیز ایران به بهانههای قدرتطلبانه خویش مدام به اقداماتی برنامهریزیشده و سیستماتیک علیه همه اقشار دست میزند که بطور عیان امنیت جامعه و زنان را کاملا به مخاطره انداخته. اگر امروز جامعه آگاه و غیور ما جلوی این بیرحمی را سد ننمایند، قطعا فردا دیر خواهد بود.
بدینوسیله ما همچو «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» و «جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» قتل ژینا امینی بدست نظام فاشیست ایران را قویا محکوم میکنیم و از تمامی خلقهای ایران و شرق کردستان بویژه اقشار جامعه کورد، زنان، جوانان، روشنفکران، زندانیان سیاسی، فعالان سیاسی و مدنی، سازمانهای مدنی، احزاب سیاسی، رسانههای آزاد، کارگران، معلمان، کسبه بازار و تمامی زحمتکشان ستمدیده دعوت بعمل میآوریم که در روز دوشنبه ۲۸ شهریورماه در محکومیت قتل ژینا امینی بدست فاشیسم ایران، با شعار «ژن، ژیان، آزادی – شههید نامرن» به اعتصاب عمومی و شکوهمند سراسری بپیوندند. این یک وظیفه انسانی، اخلاقی و سیاسی در صیانت از جامعه و زنان خاصه شلیر رسولیها و ژینا امینیها میباشد. انقلاب آزادی زنان، ماهیت انقلاب نوین کردستان، ایران و خاورمیانه را تشکیل میدهد و مبارزه در راه آن، وظیفه انسانی جامعه ستمدیده و خلقهاست. به خلقمان بویژه در سقز بخاطر برپایی اعتراضات دمکراتیک درود میفرستیم.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)
۱۶-۰۹-۲۰۲۲
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تاران
بە دەم کەسەوە پێ ناکەنێ
بە دەم مەرگەوە نەبێ
ئەو خۆشی لە هیچ نابینێ
لە مەرگ نەبێ
ژنی ئەو، کوڕی ئەو، کچی ئەو، هەموویان ناویان هەر مەرگەو
ئەوەی لەوێ لە دایک نابێ ژیانە.
✍#شێرکۆ_بێکەس
🆔 @GozarDemocratic
بە دەم کەسەوە پێ ناکەنێ
بە دەم مەرگەوە نەبێ
ئەو خۆشی لە هیچ نابینێ
لە مەرگ نەبێ
ژنی ئەو، کوڕی ئەو، کچی ئەو، هەموویان ناویان هەر مەرگەو
ئەوەی لەوێ لە دایک نابێ ژیانە.
✍#شێرکۆ_بێکەس
🆔 @GozarDemocratic