گذار دموکراتیک
1.61K subscribers
8.53K photos
3.69K videos
602 files
5.51K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
18- کمون و خانواده: شرط برساختن ملت دمکراتیک، تشکیل کمون‌ها است. درصورت وجود کمون، جامعه آزاد و اجتماع‌گرا وجود دارد اگرنه احتمال درافتادن به ورطه‌ی بردگی بسیار بالاست. هر فرد جامعه لازم است در یک یا چند کمون عضو شود. در این مدل هرم مدیریتی جامعه دمکراتیک از پایین به رأس است و از کمون شروع و به مجالس روستا و شهر و مدیریت کنفدراسیون و فراتر نیز می‌رسد. کمون ساختاری کاملا متفاوت با مجالس و مدیریت‌های کنفدراسیونی است زیرا از همه افراد جامعه تشکیل می‌گردد و دمکراسی مستقیم و رادیکال بی‌واسطه را اجرای می‌نماید. اگر چه کمون‌ها مدیریت‌هایشان را انتخاب می‌کنند اما یک ساختار فراتر از نظام شورایی دارد زیرا تصمیم‌گیرنده خود اعضای آن هستند و مدیریت‌ها صرفا سخنگو و نیروی اجرایی می‌باشند. تمامی امورات اقتصادی، سیاسی، نظامی ـ امنیتی، محیط‌زیستی، فرهنگی و … را خود وضع و مدیریت‌می‌نماید، پس انواع کمون‌های اقتصادی، سیاسی، مالی، تولیدی و خدماتی برساخته می‌شوند. فرد- شهروند آزاد باید بعنوان سازش دمکراتیک میان دولت و کنفدراسیون کُردی تعریف نوین شود و هم شهروند ملت دمکراتیک و هم دولتی است که البته خودمدیریتی دمکراتیک کُردی را پذیرفته. بدون تغییر ساختار امروزین و سنتی خانواده، قطعا نمی‌توان کمون‌ مطلوب و ایده‌آل را برساخت. خانواده مدرن، سنگ بنای کمون است. لذا لازم است نوع روابط میان مرد و زن و فرزندان تغییرداده‌شود چون که در روابط سنتی اراده آزاد از اعضاء سلب می‌گردد و نفع آن عاید نظام سلطه دولتی می‌شود. مدرنیته سرمایه‌داری امروز در سطح جهان بردگی را برای زنان و فرزندان رقم‌زده است. برای رهایی از این چنبره‌ی قدرت‌محور خانواده مردسالار باید به خانواده آزاد مبتنی بر تصمیم‌گیری آزادانه و اراده‌مند زنان و فرزندان تغییر یابد که در آن تعهدات متقابل مرد و زن و فرزندان بصورت اخلاقی و سیاسی خواهدبود.

19- قرارداد اجتماعی و قانون اساسی، تفاوت آن‌ها: قانون اساسی درپی کسب مشروعیت تسلط حکومت و دولت بر فرد- شهروند است. نوعی قواعد بردگی‌ساز تلقی می‌گردد. قرارداد اجتماعی چیزی است که با رضایت همه اعضای جامعه از پائین وضع می‌گردد و بصورت یک‌طرفه و سلطه‌گرانه نیست. نوعی پیمان دو یا چند طرفه است. حکم آیات مقدس را ندارد. قرارداد اجتماعی همانند قانون اساسی با توسل به اجبار و خشک‌آئینی بر شهروندان حکم‌نمی‌راند. یک قانون مطلق‌گرای پوزیتیویستی نیست و انعطاف‌پذیر است. قانون اساسی برعکس آن، یک موضوعیت و مشروعیت دولتی از جانب بالا و رأس هم هست که بر جامعه تحمیل می‌گردد. پس اصولا قرارداد اجتماعی در سیستم کنفدرالیسم و خودمدیریتی دمکراتیک، مدعی نوعی اقتدار نمی‌گردد درحالی قانون اساسی دولتی مدعی می‌گردد. فرد با نشان‌دادن توافق آزادانه نسبت به قرارداد، درواقع امورات اجتماعی خود را تنظیم می‌نماید و آزادی‌های اجتماعی با رعایت حقوق دیگران را کسب می‌کند. هرجا مبانی قرارداد به مشکل یا بن‌بست خورد برخلاف قانون‌اساسی که ثابت اجباری تصور می‌شود، لازم‌است فورا تغییر یابد تا جامعه بلاتکلیف نماند و حقوق تضییع نگردد.

20- ملت، ملت دموکراتیک و ابعاد نه‌گانه آن: ملت، فرمی است که در قرون معاصر پس از فرم‌های طایفه، قبیله، عشیره (اتنیک) و قوم شکل گرفته. بنیان‌های آن در دوره قرون‌وسطی از سوی تئوریسین‌های دولت‌ملی و وطن‌سازان ملی‌گرا پایه‌ریزی‌شد اما در آن دوران هنوز ساخت قوم غالب‌بود. در دوران سرمایه‌داری خاص انگلستان بصورت دولت ـ ملت درآمد و برای هر اتنیسیته و ملیتی یک دولت‌- ملت درنظر گرفته شد. باید توجه داشت، این تصور که ملت را سرمایه‌داری ایجاد نموده اشتباه‌ترین است زیرا مثل آن است که سرمایه‌داری را جامعه تصور کنیم درحالی که جامعه سرمایه‌داری اصطلاحی غلط است، زیرا جامعه به اشکالی همچون دمکراتیک یا اقتصادی می‌تواند وجود داشته باشد. از حیث مناسبات اجتماعی، ملت عبارت است از مجموع مناسبات یا پدیده‌ای اجتماعی که پیرامون «آگاهی قبیله‌ای + آگاهی دینی + اتوریته مشترک سیاسی + بازار» ایجاد شده است. می‌توان این را «جامعه ملت» عنوان کرد. تکوین ملت با مقوله تشکیل دولت یکی نیست. اینکه فقط زبان و فرهنگ ملت را شکل می‌دهند، رویکردی تنگ‌نظرانه است. باید «برخورداری از ملت» را به منزله یک وضعیت طبیعی اجتماعی تلقی نمود. وقتی یک ملت با سیاست درآمیخته می‌شود ایدئولوژی ملی‌گرایی به میان می‌آید که آخرین ایستگاه سیاست ملی آن، قدرت فاشیستی خواهدبود. از اینجا به بعد اقتصاد، دین و ادبیات و مقولاتی دیگر به آن ملت‌پرستی فاشیستی دامن می‌زنند. نهایتا «دین ملی‌گرایی» ظهور می‌کند.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
در تصور عام، واژه ملت به جمعیتی از انسان‌ها گفته می‌شود که دارای یک زبان، تاریخ، فرهنگ و سرزمین واحد هستند، در معنای خاص اما ملت متشکل از جمعیت‌های قومی یک کشور در درون مرزهای جغرافیایی آن معرفی گشت، طوری که برای مثال خلق‌های متفاوت از قبیل فارس، کُرد، ترک، بلوچ، عرب و غیره در ایران، یک «ملت واحد» در چارچوب دولت‌-‌ملت تلقی‌می‌گردند و زبان، تاریخ، فرهنگ و عناوین متعلق به فارس‌ها در ایران بر سایر ملت‌ها تحمیل می‌شود. یا یک ملت واحد در درون جغرافیای یک کشور ملت واحد تلقی می‌شود و یا عناوین یک ملت واحد بر سایر ملت‌های درون یک کشور قالب می‌گردد که در هر دو صورت ساختار و منظورها یکی و سلطه‌گرانه است. در دولت‌- ملت سرمایه‌دارانه، مواردی از قبیل «ملیت، دین، پرچم، تاریخ، فرهنگ، زبان، مذهب، جغرافیا و هویت واحد یک ملت» بعنوان معیار در ایجاد ملت دخالت داده می‌شوند، اما هیچ‌یک از آن موارد در برساخت ملت دمکراتیک مد نظر رهبر آپو و پژاک بعنوان معیار درنظر گرفته نمی‌شوند، جز «ذهنیت آزاد و مشترک مبتنی بر دمکراسی». یک جمعیت انسانی دارای زبان واحد و تاریخ و فرهنگ مشترک همچو کُرد یا فارس می‌توانند یک ملت دمکراتیک واحد را تشکیل دهند و یا با رضایت خود دو یا چند قوم و ملت درهم ادغام شوند و «ملت ملت‌ها» را تشکیل دهند. پژاک صراحتا مخالف وجود ملت با ساختار سرمایه‌دارانه و لیبرالی سلطه‌گر است که حقوق ملت‌های دیگر را تضییع می‌کنند و به جای آن، ملت دمکراتیک را قبول دارد. از نظر پژاک، ملت فقط با استفاده از ذهنیت و آگاهی تعریف می‌شود، پس معیارهای زبان، دین، فرهنگ، بازار و مرز سیاسی تعیین‌کننده نیستند یا بعبارت صحیح‌تر دخالت ‌داده نمی‌شوند. بنابراین یک ملت یا همه ملت‌های داخل یک کشور می‌توانند با اتکای بر ذهنیت مشترک به تصمیم‌گیری‌هایی برای ایجاد ملت، خودمدیریتی و جامعه مشترک اقدام‌کنند. البته احزاب و دولت‌های سنتی ادغام دو یا چند ملت برای تشکیل ملت واحده را ردمی‌کنند. پژاک با ملت به‌مثابه مفهوم خام نه بلکه با ملت منسوب به دولت‌- ملت مخالفت می‌کند و ساختار ملت دمکراتیک را قبول دارد.

21- مفهوم خلق‌ و فرق آن با ملت: شرح تفاوت میان دو مفهوم خلق و ملت ضروری است. از حیث لفظی «خلق» به معنای «آفریده شده» است ولی از منظر تعبیر به معنای «یک جامعه همگرا و نه فردپرستانه». خلق یک معنای عام در مورد جمعیت‌های انسانی است که به نژاد، دین، مذهب، زبان، تاریخ، فرهنگ و غیره کار ندارد. می‌توان از مفهوم آن بجای قبیله، عشیره، قوم و ملت هم استفاده کرد. به نسبت معنای و منظوری که در جمله مستتر است، گاه به معنای «مردم» و گاه به جای مفاهیم «قبیله، عشیره، قوم و یا ملت» بکاربرده می‌شود. پس وجوهی مترادف با همه آنها دارد و درعین حال معنایی مستقل هم دارد. کاربرد واژه «خلق» از جانب پژاک به معنی نفی «ملت» نیست. این واژه بجای واژه مردم به سوسیالیست‌ها و چپ‌گرایان تعلق دارد. سوسیالیست‌ها بجای واژه «مردم» واژه خلق را خطابی صمیمانه‌تر در قبال جمعیت‌های ‌انسانی می‌دانند. ملت فرمی است که جوامع خلقی بعد از طی مراحل تکوین به آن رسیده‌اند، ملت دولتی در قالب دولت-ملت ساختاری است که منطبق بر منافع حاکمان بوده و «ملت دموکراتیک» نیز آلترناتیوی خلقی جهت رسیدن به فرمی انسانی‌تر در دوران معاصر است. بنابراین پژاک نه تنها موجودیت ملت را رد نمی‌کند بلکه ساختار آن را تغییر و پیشرفت داده و به ملت دمکراتیک مبدل می‌نماید. بنا به اصول، از نظر پژاک دین، مذهب، زبان، تاریخ، فرهنگ، پرچم و نمادها و هستنده‌های هر ملتی در جای خود محترم هستند ولی نباید در برساخت ملت دمکراتیک به عناصری فتشیستی تبدیل شوند، زیرا مسئله‌ساز و بحران‌آفرین می‌شوند و جنگ و تضاد را به دنبال می‌آورند. همچنین مفهوم و ساختار خام «ملت» با «دولت – ملت» تفاوت فاحش دارد زیرا دولت‌- ملت سرمایه‌دارانه، لیبرالی، ملی‌گرایانه و متکی به جبریت قوانین و قواعد و روابط نظام حاکم سرمایه و قدرت است. پژاک درصدد است مسئله کُرد را به دور از رویکردهای «دولت‌- ملت»‌گرا با توسل به ملت‌باوری دمکراتیک، چاره‌یابی نماید و یک ملت تکوین‌یافته را بر ستون‌های خودمدیریتی دمکراتیک برسازد.

22- سرنوشت ملیت‌ها و ساختار آن از نظر پژاک: برنامه و هدف شفاف این است که ملت‌های تک‌پیکره «کُرد، فارس، ترک، بلوچ، عرب و گیلک – مازنی» در ایران و شرق کردستان در صورت امکان و با توجه به رضایت همگان، یک ملت «چندپیکره» یا «ملت‌ِ ملت‌ها» را تشکیل دهند. البته هرکدام از آنها یک ملت دمکراتیک تک‌پیکره محسوب می‌شوند ولی راه سعادت جوامع هریک از آنها و رهایی از رهیافت‌های ویرانگر جنگ و نسل‌کشی، توسل به کنفدرالیسم و ملت دمکراتیک است. کنفدرالیسم مدنظر رهبر آپو و پژاک، یک ساختار مختص یک کشور، یک قاره و یا جهان است.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
شیوه حق تعیین‌ سرنوشت برای ملت‌ها به شیوه کنفدرالیسم و ملت دمکراتیک با معیارها و قواعد تبیین‌شده از سوی رهبر آپو فعلا تنها شانس رهایی از جنگ، تبعیض و نسل‌کشی می‌باشد. حتی «امت – ملتی» هم می‌تواند یک شیوه برای ملت‌های متحدشده خاورمیانه در آینده نزدیک باشد. کنفدراسیون شرق کردستان پس از تأسیس در همه زمینه‌ها با سایر خلق‌های ایران و دولت مرکزی فقط در حد هماهنگی روابط برقرار می‌کند لذا سلطه و تصمیمات اجباری آنها را نمی‌پذیرد و تصمیمات و خواسته‌های خود را نیز بر آنها تحمیل نمی‌کند.

23- تجزیه‌طلبی و تمامیت ارضی: پژاک نه تجزیه‌طلب می‌باشد و نه درصدد برهم‌زدن تمامیت ارضی ایران است. همچنین مرزهای اجباری و جعلی دولت‌های حاکم را آنگونه که خود بصورت ضددمکراتیک تعریف و تعیین نموده‌اند، ردمی‌نماید و مرزهای کنفدرالیستی و ملت دمکراتیک را قبول دارد نه مرزهای اجباری و تحمیلی دولت‌- ملتی را.

24- دیدگاه پژاک درمورد اپوزیسیون ایرانی: پژاک روابط خود و هر حزب کُردی با احزاب اپوزیسیون ایرانی از هر طیف و ایدئولوژی را به شرطی مشروع می‌داند که به وجود مسئله‌کُرد و سایر خلق‌ها اعتراف کرده و حقوق و آزادی‌های خلق‌کُرد و سایر خلق‌ها را از حیث اخلاقی، سیاسی و انسانی رعایت نمایند. اگر اپوزیسیون ایرانی خودمدیریتی دمکراتیک کُردها و سایر خلق‌ها را به رسمیت نشناسد، از دید پژاک فاقد مشروعیت است. احزاب کُرد نباید دنباله‌رو و مقلد و تابع اپوزیسیون ایرانی نفی‌گرا در قبال مسائل خلقی باشند، لذا پژاک صرفا به همکاری و همگرایی و اتحاد نظر دارد. کُردها خلقی با فرم و ساختار ملت دمکراتیک هستند و خصومت‌های ملت‌دولتی سرمایه‌دارانه را برنمی‌تابند.

25- گذار از فدرالیسم: فدرالیسم در ظرف فدراسیون اساسا از دو جزء ساختاری تشکیل می‌شود که تاکنون در ساختارهای متعارف جهانی مشاهده شده و یا بصورت تئوریک و عملی تبیین گشته. جزء فدره معمولا تابع «دولت مرکزی فدراسیون» گردانده می‌شود که همان مرکز‌گرایی است. فدراسیون ساختاری در حدفاصل میان «دولت یونیتر» و «کنفدرالیسم دمکراتیک» است. از خصوصیات آن، دولت‌گرایی، پذیرش دولت‌‌- ملت، مرکزگرایی، ملی‌گرایی، جنسیت‌گرایی، طبقاتی‌بودن و صنعت‌گرایی است که در ساختارهای چپ و راست سرمایه‌داری ظهور می‌کنند. عادتا فدراسیون و کنفدراسیون به‌راحتی از سوی مجریان آنها بسوی حوزه سرمایه‌داری مرکزگرا سوق داده می‌شوند، اینجاست که ملت دمکراتیک کنفدراسیون دمکراتیک آپویی مدنظر پژاک را از فدراسیون یا کنفدراسیون سرمایه‌دارانه متمایز می‌سازد. تقسیم‌بندی‌هایی از قبیل دولت مرکزی و دولت محلی از جمله غده‌های سرطانی ساختار فدرالی می‌باشد. می‌توان بصورت پارادایمیک و دمکراتیک ساختار فدراسیون را با حفظ عنوان آن همانند کنفدرالیسم، دمکراتیزه نمود. مدل‌های فدرالی کنونی جهان همه به نوعی معیوب هستند و بر بنیان پارادایم کلاسیک شبه‌دمکراتیک استوارند. مدل‌های فدرالیستی که ساختارشان را از دولت‌- ملت و ملی‌گرایی و طبقاتی‌بودن لیبرالیستی اخذ می‌کنند،‌ همه بلاشک ضددمکراتیک هستند. تحقق برابری و عدالت و آزادی مشترک میان خلق‌ها در بطن فدرالیسم معیوب است و تقیسم قدرت صورت می‌گیرد که در آن کفه ترازو به نفع دولت‌مرکزی و الیت حاکم، سنگینی می‌نماید. در سطح خاورمیانه و جهان فدرالیسم به این دلیل سیاسی پیروی و اعمال می‌شد که جغرافیای یک کشور تجزیه نشود.

26- نظر پژاک در مورد استقلال کردستان و پدیده دولت: مفهوم، معنا و ماهیت اصطلاح «استقلال» با «دولت» تفاوت فاحش دارد و این دو یکی نیستند. ملی‌گراها و دولت‌گراهای احزاب کُردی، امروزه با ادغام غلط این دو مفهوم جداگانه، القائات و تصورات نادرست در ذهن فرد کُرد ایجاد می‌کنند. پژاک استقلال در مفهوم کلاسیک را بعنوان هدف پیش روی خویش قرار نداده ولی بنا به اصل «حق تعیین سرنوشت هر ملت به دست خویش» و با اعتقاد به آن، مقوله استقلال را ردنمی‌کند. حتی اگر هریک از دولت‌های حاکم بر چهاربخش کردستان خودمدیریتی دمکراتیک درچارچوب مرزهایشان را نپذیرفتند، کُردها باید با توسل به حق طبیعی دفاع مشروع و حتی راهکارهای نظامی برای گرفتن حقوق‌شان مبارزه کنند. استقلال‌طلبی خلق‌کُرد یک حق طبیعی در صورت خصومت دولت‌های حاکم بر کردستان با خلق‌کُرد و عدم اعاده حقوق آن خلق، می‌باشد. امروز پژاک به همزیستی مسالمت‌آمیز دمکراتیک با سایر خلق‌های ایران باور و امید دارد و استقلال را در استراتژی و برنامه خود نگنجانده. استقلال در نظام کنفدرالیسم با عدم‌تجزیه از ایران، مستتر است و قوی‌تر و باارزش‌تر از استقلال دولت‌گرایانه و جغرافیایی می‌باشد.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
دولت نیز به هیچ وجه ربطی به مفهوم استقلال ندارد. یک ملت دمکراتیک می‌تواند از یک کشور و میهن مدلی مستقل تشکیل‌دهد اما از ساختار دولت استفاده ننماید. در کنفدرالیسم، فرم خودمدیریتی دمکراتیک، جایگزین فرم دولت است. وجه‌تمایز دولت و خودمدیریتی هم در اصول و معیارهای آنها از قبیل قدرت‌گرایی، طبقاتی‌بودن، مرکز‌گرایی دولت‌‌- ملتی و فدرالیستی و ماهیت ارگان‌های رسمی آنهاست. دولت، هزاران سال است بعنوان نهاد زور و فشار و استثمار به‌وجود‌آمده و با دمکراسی هرگز جمع‌بسته نمی‌شود. نهادی خاص برای انحصارات قدرت و سرمایه در دستان یک الیت الگارشیک است. نمی‌تواند دمکراتیک باشد زیرا اگر مرکزگرایی را تحمیل نکند فرم آن نابود خواهدشد. می‌توان تمامی اشکال حقوقی‌شده قدرت را دولت نامید. به همین خاطر در جبهه ضد «جامعه، اکولوژی و زن» قراردارد. در سطح جهانی، معمولا نظام‌های سیاسی فراگیر را دولت و کابینه قوه مجریه را «حکومت» عنوان می‌کنند، درحالی که در ایران امروز این رویه برعکس القاء گشته است. دولت با مقوله مدیریت کاملا در تضاد است و بیشتر با قدرت همجنس است که تا سده شانزدهم، خارج از جامعه و با اتکای به ارعاب‌گری تحمیل می‌شد ولی با ظهور سرمایه‌داری با ابزارهای مشروعیت‌بخشی متقلبانه وانمود شد که دولت و جامعه یکی هستند. بنابراین دولت، نماد رسمی قدرت است. تمدن دولت‌-‌ملت امروز اروپا حاصل این تضاد تاریخی قدرت و دولت علیه جامعه می‌باشد. دولت‌‌- قدرت‌های حجیم و فربه در اروپا و آمریکای امروز بیش از پیش با جامعه روبرومی‌شوند و مبانی و ساختار حقیقی انقلاب انسانی علیه دولت و قدرت در آن دو ضعیف است و پارادایم و فلسفه مبارزاتی آپویی مبانی حقیقی آن را به وجودآورده. دولت، بدون طبقه و شهر لیبرالی و نابرابرساز نمی‌تواند دوام‌بیاورد. به همین دلیل دولت در حقوق و آزادیهای فرد و جامعه تصرف می‌کند و حتی خود را جای خدا برروی زمین جامی‌زند که همین خصلت وسوسه هر حزب قدرت‌گرا برای رسیدن به آن جایگاه در مقام دولت را به وجود آورده. دولت‌- ملت ساختار تکامل‌یافته‌تر دولت کلاسیک است. همچنین دولت و دولت‌-ملت هیچ‌وقت نمی‌توانند سوسیالیستی باشند و همیشه و در هر ساختار و مدلی سرمایه‌دارانه هستند. علی‌رغم وجود دولت در تمامی کشورهای جهان، اما بزرگترین جهالت نسبت به پدیده دولت وجوددارد. البته نهایتا در مرحله گذار، پژاک دمکراسی + دولت را می‌پذیرد، زیرا این امکان وجود دارد که در این مدل نهایتا دولت خودبخود بدست جامعه محو گردد.

pjak.eu

🆔 @GozarDemocratic
ادامە دارد...
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
27- ناسیونالیسم و ناسیونالیته فرهنگی: وقتی ادیان با قومیت مرتبط گردانده می‌شوند، پیش‌نمونه ملی‌گرایی بوجود می‌آید که این امر در قرون‌وسطی با شکل‌گیری قوم رخ‌داد. بعدها در قرون معاصر ملت ایجادشد. بحث‌نمودن از اشکال بسیار متفاوت ملت و نه یک نوع ملت، بامعناتر است. ملی‌گرایی با اختلاط سلطه دینی و قومی بوجود آمده و ملت را در بطن دولت شکل‌می‌دهد. هرگاه ملت همانند دین سیاسی گردانده شود، به ملی‌گرایی ختم می‌شود. ملی‌گرایی به معنای «میهن‌دوستی»نیست و با آن متعارض است. ملی‌گرایی به معنای ترجیح‌دادن ملت خود بر سایر ملل و تحمیل تمامی نمادهای آن بر همان ملل می‌باشد. در روابط سیاسی و اتحاد دو یا چند ملت نباید مقوله ملت دخالت‌داده‌شود و بصورت معیار درآید. امروز مبرهن است که ملی‌گرایی، ایدئولوژی و دین سرمایه‌داری سلطه‌گر است. ناسیونالیته فرهنگی اما با ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی تفاوت دارد. حال که ملی‌گرایی را ردمی‌کنیم، چه جایگزینی برای آن داریم؟ ناسیونالیته فرهنگی در بعد فرهنگ کنفدرالیسم گنجانده و تعریف شده و به فرهنگ یک ملت و خلق برای خود او ربط دارد نه در روابط سیاسی میان دو یا چند ملت. ناسیونالیته یعنی باارزش بودن فرهنگ هر ملتی برای خودش بدون خصومت ملی‌گرایانه با ملل دیگر. ناسیونالیسم نه بلکه ناسیونالیته فرهنگی به معنای دوست‌داشتن فرهنگ‌ِخود است. ناسیونالیته با آن معیارها، ملت دمکراتیک را تکوین می‌بخشد و همیشه فرهنگی است نه سیاسی‌شده. اینجاست که یک عضو پژاک و جنبش آپویی بیش از همه میهن‌دوست و ملت‌دوست یا خلق‌دوست است. پژاک حتی یک ذره از ملی‌گرایی را هم قبول ندارد. ملی‌گرایی به زبان و فرهنگ هم ربط ندارد و فقط یک گرایش پرستشی ارعاب‌گر و خشونت‌گرای فاشیستی است. امروزه کُردها یک خلق یا به تعبیری ملت تحت سلطه هستند و کردستان یک سرزمین اشغالی. در صورت تداوم این وضعیت، کُردها نمی‌توانند با ملت‌های حاکم فارس، عرب و ترک وطن‌ مشترک داشته باشند. وطن‌مشترک را فقط با معیارها و اصول ملت دمکراتیک و خودمدیریتی می‌توان برساخت. خلقی که از زبان مادری خود محروم گردانده‌شود، از هویت ساقط شده و موجودیتش نابود می‌شود، لذا زبان مادری تا این درجه اهمیت دارد. زبان کُردی جزو ارزش‌های بشریت است که با توسل به آن می‌توان معانی زیبایی ساخت که با سایر زبان‌ها نمی‌توان و برعکس. زبان و آموزش به زبان مادری شرط بنیادین تشکیل ملت دمکراتیک می‌باشد. ملی‌گرایی فارس، عرب و ترک اساسا با نابودی زبان‌های دیگر، غناها را از بین می‌برند و زمینه‌های فروپاشی جوامع بشری را مهیا می‌سازند.

28- چهاربخش کردستان و بخش‌گرایی احزاب: هر حزبی اگر فقط برای یک بخش کردستان مبارزه کند، آن حزب از کردستانی‌بودن و ملت‌بودن کُرد فرسنگ‌ها فاصله دارد و همه ادعاهای تبلیغیش عوامفریبانه است. امروز جریان‌های ملی‌گرای کُرد به طرز افراطی سیاست تجزیه کردستان را خود در شیوه انقلابی و مبارزاتی خویش اعمال‌می‌کنند و سعی‌می‌کنند فرد کُرد را نسبت به آن متقاعد سازند. بخش‌گرایی و منطقه‌گرایی نه تنها با اصول ملت دمکراتیک و کنفدرالیسم و یا خودمدیریتی کردستان تعارض دارد، بلکه با اصول ملی‌گرایی متعارف جهانی هم ناهمخوان است. از اینها گذشته، وقتی اثبات شده که آزادی هر بخش کردستان با توجه به وجود چند نظام فاشیستی بی‌رحم بدون آزادی بخش‌های دیگر ناممکن است، دیگر اصرار برخی احزاب سنتی بر سهم خود که در قالب یک بخش آن را تعریف و توجیه می‌کنند، چه فایده‌ای دارد! حتی هیچ‌یک از دولت‌های ترک، فارس و عرب حاکم بر کردستان به خود نمی‌گویند که فقط دشمن بخشی از کردستان هستند که در درون مرزهای آنها قراردارد. هرکدام از آنها به نوعی از انواع با هرچهاربخش کردستان خصومت می‌ورزند. میهن‌دوستی و ملت‌دوستی یک فرد کُرد وقتی کامل است که نظرا و عملا برای هرچهاربخش کردستان مبارزه نماید اگرنه طی صدها بار ثابت شده که نه‌تنها نتیجه‌ای نخواهد داد، بلکه مصیبت‌هایی را نیز با خود به همراه می‌آورد. پژاک اگرچه متعلق به شرق کردستان است، اما منافع این بخش را بر سایر بخش‌های کردستان ترجیح نمی‌دهد و یا منافع سایر بخش‌ها را قربانی یک بخش نمی‌کند. ازقضا ملی‌پرستان و کُردپرستان بصورت یومیه ادعای افراطی دارند درحالی که خود بخش‌های کردستان را که دشمن آن را ترسیم نموده، میان خود تقسیم می‌کنند. این تقسیم‌بندی را بیشتر علیه پژاک انجام می‌دهند نه به نفع خلق‌کُرد. از یک طرف دم‌زدن از دولت‌کُردی و کردستان بزرگ و از دیگر طرف تحمیل این فکر که هر حزب باید در بخش کردستانی مربوطه خود مبارزه کند، با هم متناقضند. یک بخش‌گرای تجزیه‌طلب نمی‌تواند در برگزاری کنگره ملی کُرد چهاربخش کردستان سهیم شود زیرا با افکار و ادعاهای خود نیز سرجنگ دارد و سراپا تناقض است.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
خارج از قوانین ظالمانه سرمایه‌داری تحمیلی، نه تنها کُردهای هربخش کردستان بلکه هر شهروندی غیرکُرد از هر نقطه از جهان حق طبیعی دارد برای سایر ملل ازجمله ملت کُرد مبارزه کند.

29- دیدگاه پژاک در مورد تاریخ کُرد و کردستان: دیدگاه پژاک همان دیدگاه رهبر آپو در مورد تاریخ کردستان است. نظریه‌ای که می‌گوید کُردها همراه فارس‌ها در سه‌هزار ق.م به زاگرس و فلات آمده‌اند، از نظر رهبر آپو مردود است. کُردها کهن‌ترین خلق خاورمیانه هستند که همیشه در زاگرس بسر برده‌اند و از جایی دیگر به کردستان و مزوپوتامیا مهاجرت نکرده‌اند. تاریخ نیز چنان مهاجرتی را به یاد ندارد و محققین و باستان‌شناسان برجسته جهانی هم این نظریه را بطور علمی تأیید کرده‌اند. برای نخستین بار این رهبر آپو بوده که در تاریخ ملت کُرد، کل تاریخ را بصورت ژرف و جامعه‌شناسانه مورد بررسی و پژوهشی منسجم قرار داد و نتایجی عملی از آن استخراج نمود و مطابق آن پیشنهاداتی را ارائه داد. ازقضا آنهایی که ملی‌گرای کُرد متعصب هستند تاکنون در درک تاریخ بصورت جامعه ناتوان بوده‌اند و این ناتوانی نظری و عملی آنها با مدعاهای تعصب‌گرایانه‌شان در تضاد است. بنابراین رهبر آپو و پژاک به تاریخ و موجودیت کُرد و کردستان خدمتی بی‌همپا نموده‌اند. تحلیل مذکور قوی‌ترین اندیشه و فلسفه تاریخی می‌باشد که هویت فرهنگی کُرد در همه ادوار تاریخی را به اثبات رسانده و مکتوب نموده. از آموزه‌های تاریخی جامع‌تری برخلاف آموزه‌های پراکنده، نامنسجم سایر تاریخ‌دانان پرمدعای کُرد برخوردار است. برای نخستین‌بار تاریخ‌شناسی کُردی و تاریخ جامع کُرد را بر بنیان همه علوم انسانی و جامعه‌شناختی و شاخه‌های دیگر علم، قرارداده. بیشترین اقدام، خدمت و مبارزه نظری و عملی از جانب رهبر جنبش آزادیخواهی کُرد به تاریخ است و هویت کُردی در آن بیش از هر نیرو و جریان دیگر صورت گرفته.

30- اتحاد ملی و اتحاد احزاب کُرد: واضع اصلی کنگره دمکراتیک ملی کُرد برای اتحاد احزاب هرچهاربخش کردستان، رهبر آپو است. پژاک معتقد است که روابط احزاب کُرد بدون دخالت‌دادن ایدئولوژی برمبنای قواعد دمکراتیک، رهیافتی اصولی می‌باشد. حزبمان آخرین بار در سال ۲۰۱۸ م یک اعلامیه شفاف در خصوص اتحاد با احزاب کُرد شرق کردستان منتشرکرد که حاوی ۱۰ ماده‌ بود. از جمله این مواد: ۱- تأسیس کمیسیون مشترک برای رفع اختلافات احزاب و نیروها. ۲- ایجاد مجلس ملی و دمکراتیک فراحزبی. ۳- تشکیل نیروی نظامی و ارتش فراحزبی مشترک. ۴- تشکیل شورای نظامی. ۵- تشکیل شورای دیپلماتیک. ۶- ایجاد رسانه و تلویزیون مشترک. ۷- ایجاد مرکز پژوهشی و مطالعات استراتژیک در اروپا. ۸- تأسیس مرکز راهبردی برای سازماندهی‌ها. ۹- برساخت نهاد و سازمان فراحزبی زنان. ۱۰- تشکیل کمیته مشترک زندانیان سیاسی کُرد.

در چارچوب اتحاد دمکراتیک ملی کُردها به پلاتفرم «کنگره دمکراتیک ملی» برای اتحاد همه اشخاص، سازمان‌ها و احزاب نیاز هست. کنگره باید ماندگار باشد؛ یک «شورای اجرایی» برگزیند تا مدیریت سیاسی و پراکتیک اقتصاد، اجتماع و فرهنگ و دیپلماسی را برعهده گیرد؛ نیروی نظامی مشترک و فرماندهی مشترک پیشمرگ و گریلا تشکیل دهد و نیز کمیته روابط خارجی تشکیل‌گردد. بنابراین هرچهاربخش کردستان باید تحت اوامر «شورای اجرایی مشترک کنگره» فعالیت کنند. در این فرایند، «برساخت ملت دمکراتیک» و «برساخت دولت‌- ملتی» با هم به سازش می‌رسند.

31- برنامه پژاک برای مذاکره با ایران: برنامه و رویکردهای استراتژیک پژاک در این زمینه شفاف است. مذاکره شفاف برای حل مسئله کُرد در اولویت رهیافت‌ها قراردارد. چنانچه نظام حاکم ایران مذاکرات دمکراتیک را ردنمود، در آن صورت پژاک مطابق اصول کنفدرالیسم دمکراتیک به اجرای یک‌طرفه آن مبادرت خواهدورزید و برای آزادی خلق کُرد مبارزه می‌کند.

32- نگاه پژاک به مذکرات احزاب کُرد با ایران: برای پژاک، صلح و مذاکره بر جنگ ارجحیت دارد. پژاک هرگونه مذاکره دمکراتیک و برابر برای حل مسئله‌کُرد از جانب هر حزب و سازمانی را می‌پذیرد، اما مشروط به اینکه اپوزیسیون کُردی به دنباله‌رو نظام‌ها، دول هژمونی و اپوزیسیون ایرانی مبدل نشود و حقوق کُردها را به معامله نگذارد. لازم است کرامت و استقلال اراده خلق‌کُرد حفظ و هیچ نیروی مبارزی به وابستگی و دنباله‌روی سیاسی، دیپلماتیک، مبارزاتی چه از حیث نظری و چه عملی تن درندهد. مذاکرات بایستی دمکراتیک و برابریخواهانه باشد و از خودرأی‌بودن احزاب و سازمان‌ها حذر کند تا حقوق و آزادی‌های خلقمان را تضمین نماید. هر مذاکره از موضع ضعف و تسملیم‌پذیری زورگویی به زیان خلق‌کُرد خواهدبود.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
33- در مورد نظام مدیریتی آینده ایران و ساختار آن: امروز همه اپوزیسیون ایرانی و کُردی معتقد به تحول ساختارین در ایران هستند؛ اما نیروها و احزاب مخالف به چند دسته با مرام‌های متفاوت تقسیم می‌شوند. از حیث تمایز پارادایمی به دو دسته تقسیم می‌شوند: ۱- ساختار ملت دمکراتیک مبتنی بر مدرنیته دمکراتیک. ۲- ساختار دولت‌- ملت‌گرای مبتنی بر مدرنیته و نظام سرمایه‌داری. ساختار ملت دمکراتیک به برساخت کنفدرالیسم دمکراتیک و خودمدیریتی دمکراتیک نظر دارد ولی ساختار دولت‌- ملت‌گرا به دو فرم «دولت‌- ملت یونیتر» و نیز «فدرالیسم/فدراسیون» معتقد هستند. از نظر پژاک همه خصوصیات کشورداری و جامعه‌شناختی هر دو فرم «دولت‌-ملت یونیتر» و «فدرالیستی» بر یک پارادایم کلاسیک شکست‌خورده در تاریخ معاصر استوارند و تفاوت‌ها در برخی اشکال نهادی رفرمیزه‌شده یا رستوره‌شده است نه رادیکال و کماکان سلول‌های سرطانی نظام سرمایه‌داری در هر دو باقی است. از نظر پژاک تنها راه نجات ملت‌ها از جنگ، خودمدیریتی دمکراتیک با هدف رسیدن به نظم و ساختار ملت دمکراتیک می‌باشد. حال ممکن است باوجود گرایشات متفاوت، هر ملتی در ایران گرایش به یکی از آن فرم‌ها و ساختارها داشته باشد، اما خلق‌کُرد با پیشاهنگی پژاک، خودمدیریتی و کنفدرالیسم دمکراتیک با هدف برساخت ملت دمکراتیک را برگزیده و از این حیث ناچار به تقلید از دولت مرکزی نیست ولی همکاری‌ها و هماهنگی‌های دمکراتیک میان کنفدراسیون و دولت مرکزی ضروری و اصل گریزناپذیر می‌باشد. هرکدام از فرهنگ‌های خلق‌ها در چارچوب خودمدیریتی دمکراتیک محلی به احیای کامل خود اقدام می‌کنند.

34- نظر پژاک در مورد تاریخ ایران: تاریخ‌ ایران تحریف‌شده‌ترین تاریخ‌های جهان است. شرق‌شناسان به مجرد نفوذ دول استعمارگر اروپایی، وارد ایران و کردستان شدند. بویژه از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد با آغاز کاوش‌های باستانی، کوشیدند تاریخ ایران را خود بازنویسی کنند و یا وضع نماید. تا آن زمان تاریخ ایران تا حد مهمی نامکشوف بود. در این دوره بود که شرق‌شناسان (اوریانتالیست‌ها) اقدام به تدوین تاریخ منطقه نمودند. شرق‌شناسی نوعی سبک غربی در ارتباط با ایجاد بنیادهای سلطه و تجدیدساختار کردن و آمریت و اقتدار و برمبنای غلبه نهایی تمدن غرب بر شرق است. شرق‌شناسی همراه با استعمارگری غرب رشدیافت. از رسالت‌های شرق‌شناسی تحریف تاریخ، زبان و فرهنگ ملت‌ها بود و چون یک زبان، یک فرهنگ و یک تاریخ یک ملت را جعلا بر سایر ملل تحمیل کردند و آن را توجیه عملی‌- تاریخی نادرست کردند، سهم بزرگی در تحریف تاریخ ایران برضد ملت‌ها دارند. آنها در راستای اهداف یک دولت‌- ملت یک تاریخ مجعول را تدوین نمودند که در آن، نقش ملت‌های غیرفارس بسیار کم‌رنگ و یا در دنباله هویت ایرانشهری فارس‌گرا قرارداده شده و به نوعی نیز تاریخ خلق فارس نیز دچار تحریفی بزرگ گردانده شده است. احیا و بازنویسی تاریخ کُرد، زاگرس و بین‌النهرین علیا با پرداخت‌های جامع به تاریخ جهان، نقطه پایانی شده برای طرد تاریخ جعلی ایران‌شهری.

35- مسئله دین: در بعد فرهنگ از ابعاد کنفدرالیسم دمکراتیک، مسئله دین جای می‌گیرد و بعنوان بخشی از فرهنگ تاریخی و معاصر خلق‌ها تلقی‌می‌گردد. پژاک بجای انکار دین، با آن برخورد علمی و دمکراتیک دارد و معتقد است که سیاسی‌کردن دین هم بر ضد خود دین و هم جامعه است. بنابراین نگرش پژاک به دین، مطابق پارادایم، پلتیک نه بلکه حقیقی و صمیمانه می‌باشد. تنها راه برای سعادتمندی جامعه و رشد دین، پیشرفت تحول‌پذیر دین و رهایی از دگماتیسم است. دین مقوله‌ای اجتماعی است که بر برساخت اجتماعات، ذهنیت انسانی و ساختارهای آن تأثیر عمیق داشته لذا صرفا مقوله‌ای شخصی نیست و برای حل مسایل آن و تحول دمکراتیکش، مجددا در رویکردی جامعه‌گرایانه می‌توان برای آن اقدام نمود. چه‌بسا دین‌گرایی افراطی و دگماتیک و جریان و رویکرد «لائیستی» واقعا موجود و متعارف به یک اندازه برای جوامع بشری خطرناک می‌گردند.

36- اقتصاد: امروز نظام سرمایه‌داری و سلطه سرمایه جوامع را تسخیر نموده. از نظر رهبر آپو، «سرمایه»، «اقتصاد» نیست، حتی خارج‌سازی اقتصاد از ماهیت خویش می‌باشد. سرمایه‌داری نیازمندی انسان را به استثمار می‌کشد و فقر، بیکاری و رنج بدون مزد حقیقی را عاید انسان‌ها می‌سازد. نابرابری اصل اقتصاد سرمایه‌داری بخاطر کانونی‌بودن سود و سرمایه است. بنابراین کل تاریخ تمدن مرکزگرا و سرمایه‌داری، تاریخ «انحصارات» کلان است. اکونومیسم یا اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری به مثابه یک علم جعلی ظاهرشده. لیبرالیسم فرد تنها و بریده از جامعه برای انحصارگری را خلق می‌نماید. دولت‌- ملت نیز ابزار قدرت لازمه جهت سلطه مدرنیته کاپیتالیتی بر اقتصادی است که بر تحقق بیشینه سود استوارمی‌باشد. نوعی غارت اقتصادی است که ملی‌گرایی و میهن‌پرستی همچو جلای ظاهر آن می‌باشند.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
انحصار قدرت و سرمایه بدون‌ یکدیگر امکان‌ناپذیر است. این نظام سود و سرمایه را به قیمت مکیدن خون انسان‌ها انباشت می‌کند و با سازش با طبقه کارگر، آنها را نیز شریک جرم خودمی‌سازد. نظام سرمایه، نه اقتصاد است نه تجارت، نظام انحصارگری بی‌حدومرز قدرت می‌باشد که تنها راه آن ایجاد نابرابری و افزایش طبقات و شکاف طبقاتی است. سرمایه‌داری شکلی از جامعه نه بلکه شبکه و سازمانی انگل‌گونه است که فقط استثمار می‌کند. در تبلیغات نیز کاری می‌کند که همگان را با جنون‌آمیز کردن وسوسه کسب ثروت و مبدل‌شدن هر فرد به سرمایه‌دار، جذب و شیفته خود سازد. وقتی شبکه انحصارگر سرمایه با حوزه قدرت ارتباط می‌یابد، جز یک شبکه مافیایی بزرگ چیز دیگری بوجود نمی‌آید. مبدل‌ساختن انسان‌ها به محتاج و نیازمند همیشگی گداصفت و نگه‌داشتن در وضعیت بیکاری و فقر مداوم، جزو استراتژی نظام است. سرمایه‌داری، جامعه اقتصادی نیست بلکه در برابر آن قراردارد. همه جامعه و هستنده‌ها را قربانی «کسب بیشینه سود انحصاری» می‌نماید. پس هم اقتصادستیز و هم جامعه‌ستیز است. سرمایه‌داری فقط علیه طبقه فقیر و کارگر نیست، بلکه ضد کل جامعه است.

رهبر آپو اقتصاد را بصورت عمل برآوردن نیازهای انسان تعریف می‌کند و تنها راه برگرداندن وضعیت جامعه به حالت عادی سعادتمندانه و برابر را اقتصاد کمونال ضدسرمایه‌داری می‌داند که هرگونه انحصارگری ثروت و قدرت را بصورت همزمان ممنوع می‌نماید. بنابراین «جامعه اقتصادی» را اینگونه بنیان می‌نهد. در این اندیشه و نظام نوین، جامعه اقتصادی اکولوژیک در قطب مخالف صنعت‌گرایی سرمایه‌داری قراردارد. سرمایه‌داری در بازار، صرفا «ارزش کاربستی» را مبنا قرارمی‌دهد درحالی که رهبر آپو «ارزش مبادله‌ای» را، پس سرمایه‌داری، ضداقتصاد است. جامعه یا دمکراتیک و اقتصادی است یا اصلا وجود ندارد و می‌توان گفت «جامعه دمکراتیک و اقتصادی» اما نمی‌توان گفت «جامعه سرمایه‌داری». سودپرستی، انحصارگری، مالکیت خصوصی زیانبار و روابط صرف کالایی و انحصار ارزش و نیروی کار انسان همه در اقتصاد کمونال معنایی ندارند. دیگر عصر سرمایه‌مالی پول‌پرستانه به سرآمده، درغیر اینصورت جامعه خود را نابود خواهدساخت. خودمدیریتی دمکراتیک و ذاتی جامعه از سلطه سرمایه‌داران بر حوزه اقتصاد و تجارت جلوگیری می‌کند. تولید و مصرف نیز بر اساس نیازهای عادی تنظیم می‌گردند و عرضه و تقاضا مطابق این روند نظام‌مند می‌گردند. امروز علیه کردستان اشغال و نسل‌کشی اقتصادی انجام‌می‌گیرد. خلقمان کنترل تولید، مصرف و تجارت را به یکجا از دست داده. نظام اقتصادی ملت دمکراتیک نه تنها به توقف این روند غارت‌گری و محروم‌سازی دست می‌زند، بلکه نظام نظارتی جامعه بر اقتصاد را مجددا برقرارمی‌نماید. خودگردانی اقتصادی حداقلی‌ترین سازشی است که میان دولت‌- ملت و ملت دمکراتیک می‌توان بدان رسید. سازش یا راه‌حلی نازل‌تر از آن به معنای تسلیم‌شدگی و نابودی است. سوق‌دادن خودگردانی اقتصادی به سمت استقلال نیز به معنای تشکیل دولت‌-ملتی متقابل خواهد بود که آن نیز نتیجتا عبارت از تسلیم‌گشتن در برابر مدرنیته سرمایه‌داری است. بنابراین اقتصاد کمونی مبتنی بر صنعت اکولوژیک که همه بر دمکراسی تکیه دارند، زیباترین نظام می‌باشد. سود و سرمایه در آن نظام به حالت کمیته درآورده می‌شود و جایی برای مالکیت مطلق، صنعت‌گرایی، توسعه، فناوری و موارد مشابه که به زیان محیط‌زیست و جامعه باشد، نیست. در آن، کسب پول از طریق پول نیز جایز نمی‌باشد. این نظام، نه شبیه سرمایه‌داری است، نه اقتصاد دولتی تلقی‌می‌گردد و نه همچون کلکتیوسازی سوسیالیسم رئال خواهدبود.

37- حقوق: هرچند حقوق روابطی با حق و عدالت دارد، اما به‌مثابه نظام‌های متعارف، نقش آن، تحکیم قدرت دولتی در برابر جامعه است. کارش، محدودکردن آزادی اندیشه و عمل جامعه می‌باشد. در نظام سرمایه‌داری، حقوق جایگزین اخلاق گردانده‌شده. قانون اساسی دولتی از دل حقوق پرجزئیات بیرون می‌آید و خودمدیریتی و سیاست دمکراتیک را از جامعه سلب می‌نماید. این نوع از حقوق که لاجرم دولتی است، از بالا بر جامعه اعمال و تحمیل می‌گردد و همیشه یکجانبه وضع می‌شود. بیشترین اغتشاش ذهنی در آن صورت می‌گیرد. قواعدی برای وقوع مداوم درگیری میان طبقات جامعه و جامعه با دولت است به شرطی که دولت کماکان حق ‌به جانب جلوه‌یابد. سرمایه‌داران قدرت‌طلب، انحصارات سرمایه و قدرت را از طریق قواعد یکجانبه حقوق و قانون دولتی مشروعیت می‌بخشند. با گنجاندن اخلاق در حقوق می‌توان مجددا از موجودیت جامعه در برابر مدرنیته سرمایه‌داری دفاع نمود.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
38- اخلاق: می‌توان اخلاق را همچون شکل تاریخی سیاست تعریف نمود که حالت سنت نهادینه به خود گرفته است. هر آنچه بر زور متکی نباشد را می‌توان امر اخلاقی نامید. مدرنیته سرمایه‌داری گذشته از مقوله زور، سعی می‌کند از راه‌های نرم ظاهرسازانه هم جامعه را ناتوان و بی‌دفاع سازد. می‌توان اخلاق را همچو حافظه سیاسی جامعه نیز مورد قضاوت قرارداد. اینجاست که تعریف سیاست از نظر رهبر آپو با تعاریف مدرنیته سرمایه‌داری دولت‌گرا متمایز می‌گردد. اخلاق، نیروی «نهاد و هنجار سنتی» جامعه بعنوان «حافظه سیاسی و موجودیتی»‌ آن است. دولت‌ها سعی می‌کنند مداوما اخلاق را فرسوده سازند تا اراده یکجانبه حقوقی‌شان را تحمیل نماید. وجود و دوام سیاست بدون اخلاق ناممکن است و حذف اخلاق، به معنای نابودی خواهدبود. اخلاق برای تداوم موجودیت جامعه حیاتی است.

39- مسئله محیط‌زیست: بدون حفظ محیط‌زیست، نه موجودیت جامعه حفظ می‌شود و نه رشد اجتماعی صورت می‌گیرد. عامل نابودی محیط‌زیست، مدرنیته سرمایه‌داری می‌باشد و حتی در صورت تداوم نابودی آن، به موجودیت خود هم پایان خواهدداد.صنعت‌گرایی سرمایه‌داری و نظام سودجویی آن عامل نابودی هستند. بهره‌کشی، رویه خاص سرمایه‌داری از محیط‌زیست با دخل و تصرف ظالمانه در آن است.

40- طبقه، جامعه طبقاتی و مبارزه طبقاتی یا فراطبقاتی: برآمدن طبقه به موجب ظهور پدیده دولت بوده و هست. طبقه نه تنها شرط موجودیت اجتماعی نیست بلکه نابودگر اجتماع هم هست. طبقه در کنار مقولات «شهر و دولت» عناصر سه‌گانه تمدن مرکزگرا و ضددمکراتیک را به‌وجود آورده. بار معنایی آن برابر با «نابرابری شدید و ظالمانه» است. چنان جلوه داده شده که انگار جامعه بدون طبقه نمی‌تواند وجودداشته باشد و حتی با روش علمی پوزیتیویستی و لیبرالی آن را توجیه می‌کنند. طبقه به معنای نفی اخلاق و سیاست اجتماعی تعریف می‌شود که صحیح است. بروز مفاهیم طبقه بصورت کارگر ـ بورژوا، فقیر – غنی و بهره‌مند ـ محروم در نظام دولتی مدرنیته سرمایه‌داری که متکی بر اصول لیبرالیسم است، حکم اضمحلال جامعه را دارد. تا وقتی که طبقه هست، مبارزات طبقاتی ادامه خواهدیافت البته با این تفاوت که مبارزه، از آن کل جامعه هست نه صرفا یک طبقه تحت ستم. ملت دمکراتیک هرچند تساوی مطلق در بهره‌مندی از نیازها را مدنظر ندارد، اما جامعه فاقدطبقه محسوب می‌گردد.

41- لیبرالیسم از دید پژاک: لیبرالیسم برخلاف معنای لفظی آن یعنی «آزادیخواهی»، در معنای ایدئولوژیک بیانگر «فردپرستی» افسارگسیخته از جانب نظام سرمایه‌داری و ایجاد قطب مخالف با جامعه‌گرایی کمونال است. لیبرالیسم ایدئولوژی ناب سرمایه‌داری است که فرد را از جامعه ستانده و کاملا تنها می‌گرداند. مراتب افراطی آن نیز ایندیویدوآلیسم با تفرد محض است. هیچ سنخیتی با آزادی، حقوق انسانی و حقوق فردی نیز ندارد. فروپاشاننده جامعه و موجودیت اجتماعی و سوسیال انسان تلقی می‌گردد. در نظام‌های سیاسی، ایدئولوژی مطلق دولت‌- ملت برای برساخت یک جامعه چند طبقه نابرابر است که دهک‌های دهگانه فقیر، متوسط تا ثروتمند انحصارگر قدرت و سرمایه را شکل‌می‌دهد. تمدن‌های امروزی اروپا و آمریکا بر پایه‌های ایدئولوژی لیبرالی بنا شده‌اند و قطعا برخلاف ادعاها نمی‌توان لیبرالیسم و دمکراسی را با هم جمع‌بست زیرا مملو از تضادها و تعارضات با حقوق جامعه می‌باشد. روش علمی ایدئولوژی لیبرالیسم هم مبتنی بر اصول رویکردی پوزیتیویسم نظام سرمایه‌داری است و با معیارهای همزیستی مسالمت‌آمیز و اشتراکات حیاتی، فرهنگی، اقتصادی و غیره منافات تام دارد.

42- میتولوژی: تعریف میتولوژی و تلقی آن به افسانه در معنای «دروغ و خیال مطلق» صحیح نیست. واقعیت‌ها و درستی‌های فراوان حیاتی در درون میتولوژی نهفته است و می‌توان آن را برای برساخت جوامع امروزی استخراج نمود. میتولوژی یک زمانی فرم و شیوه حاکم بیان حقیقت با تکیه بر ادبیات و شعر و شیوه‌ای خاص از تخیل بوده. یکی از سبک‌های بیان حقیقت از جانب انسان‌های قدیم بوده. رویکرد میتولوژیک قطعا محیط‌زیست‌گرا و بدور از تقدیرگرایی و جبرباروی است. بدون وجود دوره میتولوژی، ادوار دین و پوزیتیویسم هم شکل نمی‌گرفت. دوره حاکمیت میتولوژی، بصورت بسیار قوی بنیان تاریخ قدیم کُرد و کردستان را به وجود آورده و میتولوژی‌های ملت‌های دیگر از قبیل یونان، مصر و سایرین واریته‌های بعدی از میتولوژی بین‌النهرین علیا هستند، پس روایت تاریخ خلقمان است.

43- پوزیتیویسم و علم: پوزیتیویسم در لفظ به معنای «اثبات‌گرایی» است اما به مثابه تعبیر، یک روش علمی مطلق‌گرا، تحمیل‌گر با منطق سیاه و سفید غیردیالکتیک می‌باشد. جنبه عین را می‌پذیرد ولی جوانب معنوی و روحی و درونی را یا رد می‌کند یا نسبت به آنها بی‌مبالات است. رویکرد پوزیتیویستی جای رویکردهای میتولوژیک و دینی – فلسفی را گرفته است. این رویکرد، درواقع فروپاشی منطق انسانی در علم و شناخت محسوب می‌شود.
گذار دموکراتیک
پژاک؛ ساختار، اهداف، ایدئولوژی و پارادایم 🆔 @GozarDemocratic‌
چون بر ذهن و ذهنیت انسان تأثیر عمیق دارد، موجب خسران‌های جبران‌ناپذیر شده، جامعه را به فلاکت کشانده و دچار تحریف آگاهی نموده. علم امروز، یکجانبه‌گرایی ابژکتیویستی رویکرد پوزیتیویستی را مردودساخته. پوزیتیویسم، سطحی‌نگری است و قادر به دیدن ژرفای پدیده‌ها نیست. روش علمی نظام ۴۰۰ سال گذشته، ابژه‌محور بوده و هست. بزرگترین ابزار تفکیک طبقاتی است. پوزیتیویسم دوره‌ای است که در آن، علم بصورت قدرت درآورده شده. روابط میان انسان‌ها و جوامع را بصورت رابطه سوژه و ابژه یعنی ارباب – برده تنظیم نموده. مدرنیته سرمایه‌داری، لیبرالیسم و پوزیتیویسم را رسمی نموده و بسیاری از مکاتب فکری و جریان‌های ایدئولوژیک را بی‌رونق ساخته.


pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
انقلاب آپوئیستیِ روژآوا؛ رخدادی نوین در تاریخ مبارزات بشریت در جهت نیل به آرمان رهایی انسان

بیستون مختاری



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
انقلاب آپوئیستیِ روژآوا؛ رخدادی نوین در تاریخ مبارزات بشریت در جهت نیل به آرمان رهایی انسان بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic‌
انقلاب آپوئیستیِ روژآوا؛ رخدادی نوین در تاریخ مبارزات بشریت در جهت نیل به آرمان رهایی انسان

بیستون مختاری



پس از قیام‌های موسوم بە بهارعربی، نامی نوین بە تاریخ مبارزات بشریت در جهت نیل بە آرمان رهایی انسان افزودە شد؛ «انقلاب روژآوا»

در حالی کە جهان در احتضار تسلیم در برابر نیروهای جهانی سازی تحت لوای سیاست‌های مزورانە نئو لیبرالیسم بود، روژآوا دمی مسیحائی در کالبد بی‌رمق اتوپیا و پراکسیس انقلابی بود کە سال‌های متمادی تحت سیاست حذف و انکار، کلیە اشکال سیاست مردمی و رهائی‌بخش انقلابی بە حاشیە راندە شدە بود. انقلاب تکین روژآوا با نفی نیروهای اقتدار‌طلب و هژمون‌گرای نظام بین‌الملل کنونی از یکسو و سیاست‌های منفعلانە چپ کلاسیک و ملی‌گرای لیبرال از دیگرسو، با تبیین «خط سوم» سریعا در فرم و محتوا بە آلترناتیوی برای امیدها و آرزوهای چندین قرن جنبش رهائی‌بخش مبدل شد و با شجاعتی بی‌نظیر از دل پراکسیس انقلابی دورنمای جنبش را متحول و بازسازی کرد.

قدرت‌های جهانی و نیروهای مرتجع منطقە در توطئه‌ای از پیش طراحی شدە با همراهی گروه کوچکی از مزدوران کُرد- وابستگان بارزانی‌ها- کە همیشە بە‌عنوان بازو و موتور محرکە سیاست‌های امپریالیسم در منطقە عمل نمودە، هرآنچە در توان داشتند را برای شکست انقلاب بە کار گرفتند و تا سودای اهریمنانەی سقوط انقلاب نیز پیش رفتند، اما انقلابیون روژآوا با اتکا بە نیروی ذاتی مردم ستمدیده در مقابل تمام این دسایس ایستادگی کردند. چنانچه ورود اهریمن داعش در تکمیل تثلیث توحش کاپیتالیسم، در برخورد با مقاومت بی‌همپای کوبانی، ناباورانه درهم شکست و تثبیت پارادایم انقلاب روژآوا بیش از هر زمانی بە حقیقت نزدیک شد. گوئی اینبار خاورمیانە زایمان واقعی داشت کە قرار بود بە حقیقت تاریخ جامە عمل بپوشاند. اینک روژآوا در آغاز دهمین سال پیروزی بە قلب تپندە کوردستان تبدیل گشتە و پلاتفرمی است که در آن یک گفتمان با محوریت سیاست دموکراتیک در حال شکل دادن به یک منظومه‌ی معنایی است که نشانه‌های آن توامان و در پیوند با هم به تدریج در حال تکوین یک مجموعه‌ی معنایی عظیم است که به تدریج و قدم به قدم، افق عینیت‌یافتن و تجسد را پیش رو دارد.

در زمانی‌ کە سوسیالیسم قرن بیستمی دولت-ملتی سقوط کرده و همزمان با این سقوط، اتوپیای جامعەای آزاد و برابر نیز فقط ابرازی گشته بود از وجود هیولای دهشتناک سرمایه داری. کاپیتالیسم به مثابه نظامی جهانی، تمام جهان را در خود بلعیده و حتی تمامی اتوپیای های رهایی را نیز به گناه خویش آلوده است؛ حتی چپ گراها نیز سهواً یا عمداً، شوق بیشتری در تصویب طرح های نئولیبرالی داشتە و تداوم سوسیالیسم فرعونی که منجر به فروپاشی و استحاله گشت، همه چیز را عاری از معنا نموده بود. زمانی‌ست کە اتحادیه‌های کارگریِ تحت رهبری احزاب ناسیونال سوسیال دموکرات نیز که در ابتدا نتیجه مبارزات صنفی بودند، خود بخشی از امپریالیسمی گشته‌اند که برای تامین منافع مالیِ اعضای خود در بمباران جهان سرمایه‌داری پیرامونی و تداوم نظم مبتنی بر استثمار ایفای نقش می‌کنند.

سیستم خودمدیریتی دمکراتیک ــ کمونالیستی فدراسیون شمال و شرق سوریە [روژآوا] پس از دستاوردهای عظیم اجتماعی ـ سیاسی انقلاب آپوئیستی در باکور و ترکیه، نخستین تجربه‌ی عملی در پراکتیزه کردن مانیفست تمدن دمکراتیک و پارادایم کنفدرالیسم دمکراتیک رهبرآپـــو به مثابەی رهیافتی رادیکال و انسان محور جهت گذار از نظام طبقاتی ـ مرد محور کاپیتالیسم مدرن و آلترناتیوی جهت گذار از بربریت سرمایەداری است.

روژآوا فراشُد انسان است که متوقف نماند. هیئت انسانی است که فراشونده به سوی او فرا می‌رود.

اما این موجودیت رهایی‌بخش روژآوا که تهدیدی برای نظام دولت محور فعلی است در این سال‌ها دشمن اصلی خود را از جانب دولت‌ها، خصوصاً مدل‌های رادیکال آن دریافت کردە است.

ترکیه کنونی، به مانند یک قرن حاکمیت خود، که هیچ پاسخ گویی در مقابل حقوق بشر، حقوق اقلیت‌ها و محیط زیست ندارد، به‌عنوان سرباز خط مقدم حافظ نظم موجود انتخاب شده و عمل می‌کند؛ لذا اینگونە است کە روژآوا پشتیبانی نظام بین‌‌الملل را نه تنها با خود ندارد، بلکه این نظام بین‌الملل خود را در مقابل آن نیز تعریف می‌کند و بالعکس. بدین معنا که “دیگر”ی هر یک از روژآوا و نظام بین‌المللی دولت محور، آن دیگری است. اما، روژآوا جامعەی بین‌المللی را که کانون توجه نظریات رهایی‌بخش است با خود دارد. بنابراین، در جنگ و تجاوز مداوم ترکیه به شرق سوریه و روژآوا، حملەی نظام بین‌المللی به جامعەی بین‌المللی و تجاوز رویکرد حل المسائله به رویکرد رهایی بخشی قابل مشاهده است.
گذار دموکراتیک
انقلاب آپوئیستیِ روژآوا؛ رخدادی نوین در تاریخ مبارزات بشریت در جهت نیل به آرمان رهایی انسان بیستون مختاری 🆔 @GozarDemocratic‌
امروزە اعتراضات محیط‌زیستی فعلی در سطح جامعه‌ی بین‌المللی نیز صدایی دیگر از مدل رهایی بخشی روژآوا است. اما، این‌ها همان آلیاژهای یک سکه، برای رهایی بشریت از بحران های فعلی و آتی هستند؛ لذا، در این گرانیگاه تاریخی، همه‌ی تنش‌های نظری در عرصەی روابط بین‌المللی، به شکل همزمان در عرصه‌ی عملی و عینی نیز قابل مشاهده است. در این سال‌ها ماشین جنگ‌افروزی و فاشیسم نئوعثمانی علیه خلق کورد و کل خلق‌های خاورمیانه و جهان وارد میدان شده است. ترکیه قتل‌عام گسترده و همزمان کوردها، عرب‌ها، سوریانی‌ها و آسوری‌ها را تشدید کرده است. قدرت‌های جهانی نیز با بی‌شرمی تمام چشم بر این قتل‌عام نژادی بسته‌اند.

اردوغان همان خلق‌ها و انسان‌هایی را در شمال و شرق سوریه هدف کشتار قرار می‌دهد که برای آسایش جهانیان خود را به سپر دفاعی مبدل کردند و قهرمانانه مقابل اهریمن داعش ایستادند. اردوغان وارد جنگ بزرگی علیه کوردها و خلق‌های شمال و شرق سوریه شده است؛ می‌خواهد انتقام شکست داعش و فروپاشی داخلی حزب نازیست عدالت و توسعه را از این خلق‌ها بگیرد. مقاومت خلق‌های شمال و شرق سوریه علیه رژیم جنایتکار اردوغان، مقاومت علیه توحش، بردگی و نسل‌کشی است.

بدون درهم‌شکستن رژیم فاشیستی اردوغان و متوقف‌کردن برنامه‌ی نوعثمانی‌گری آن‌ها در منطقه، هرگز ثبات، آزادی و دموکراسی در خاورمیانه برقرار نخواهد شد. عبارت صلح و امنیتی که اردوغان جنایتکار می‌گوید، برای ایجاد آن دست به حمله علیه روژآوا می‌زند، برقراری امنیت و آزادی عمل برای باقیماندە داعشی‌ها و تمام گروه‌های تروریست اسلام‌گرای تندروی است که وحشیانه به تمام خلق‌های منطقه حمله می‌کنند؛ اما غافل از آنکە روژآوا انقلاب دمکراتیک و رادیکال، دمکراسی‌ای شورایی و کومینال و اتحاد دمکراتیک خلق‌های خاورمیانە است.

در پایان ضمن تبریک سالگرد انقلاب آپوئیستی روژآوا، بخش‌هایی از نامەای را کە با نام “نامەی یک دوست” چند سال قبل از روژآوا منتشر گردید را ضمیمە این نوشتار کردە و یکبار دیگر شعار مقاومت پیروزی‌ست را هم‌صدا سر می‌دهیم!

تجربه‌ی روژآوا برای من روایت گوزنی است مظلوم و نجیب، جسور و دلاور؛ تنها. گوزنی که به قفس گرگان و کفتاران و پلنگان درنده پرتاب شده است. تنها، در میان دشمنان از همه سو. از اسد و اردوغان و داعش گرفته تا روسیه و ایران و عربستان و آمریکا و اروپا. گوزنی که در دفاع قهرمانانه از خود در برابر تهاجم بلاواسطه‌ترین دشمن امروزش، شاخ‌ها را زوبین و نیزه کرده است. گوزنی زخمین و خونین که بسا تنها از آن‌رو هنوز زنده است که دشمنانش هنوز سرگرم دریدن یکدیگرند و هنوز اشتهای بلعیدن گوزنی را ندارند که در لابلای راه‌ها و کوچه‌ها و روزنه‌های جبهه‌های بسیار، هراسان و سرفرار، در سوگ و فریاد کشتگان هر روزش و در و خنده و سرود رزمندگان رقصان و پایکوبش، در تکاپوی زندگی است.

تجربەی روژآوا برای من، افسانه‌ی تحقق رویای ناممکن ما بر باریکه‌ای از خاک جهان است که تصاویر شور و رنجش هر روز چون پتک بر فرق منِ وامانده‌ی درمانده کوبیده می‌شود؛

روژآوا امروز، “آبروی جهان است.”

من همیشه وحشت روزی را دارم که این درندگان، یا به “پیروزی” یا به سازشی نهایی برسند. هیچ‌یک از آنها در گوزن، چیزی جز طعمه نمی‌بیند.

راستش دلم نمی‌خواهد درباره‌ی روژآوا بنویسم. نه از آن‌رو که تو یا دیگری نخواندش، بلکه بیشتر ار آن‌رو که صدای بلندبلند فکر کردن خود را نشنوم و از لرزش دستانم شرمگین‌تر نشوم.

این ارزنی که من امروز در رویای گله‌ی گوزن‌های آزاد بر دوش می‌کشم چه ناچیز است در برابر کوهی که این گوزنِ تنها بر شانه دارد.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
هفتمین سالروز اعدام زندانی سیاسی کورد سیروان نژاوی

سیروان نژاوی به اتهام "همکاری با پژاک" مورد بازجویی قرار گرفت و برای گرفتن اعتراف‌های ساختگی مورد وحشیانه‌ترین شکنجه‌های جسمی و روحی از سوی عوامل اطلاعاتی رژیم قرار گرفت.
خبرگزاری فرات

امروز هفتمین سالروز اعدام زندانی سیاسی کورد سیروان نژاوی توسط رژیم ایران است، این شهروند کورد صبح ١٨ مرداد سال ١٣٩۴ در زندان مرکزی تبریز بوسیله عوامل رژیم اعدام شد.

سیروان نژاوی متولد ١٣۶۵ و اهل شهرستان سردشت سال ١٣٩٠ با اینکه تنها چند ماه از ازدواجش گذشته بود در ١۴ تیرماه توسط عناصر اداره اطلاعات در شهر کرج بازداشت و به بازداشت‌گاههای این سازمان در اورمیه منتقل گردید.

سیروان نژاوی به اتهام "همکاری با پژاک" مورد بازجویی قرار گرفت و برای گرفتن اعتراف‌های ساختگی مورد وحشیانه‌ترین شکنجه‌های جسمی و روحی از سوی عوامل اطلاعاتی رژیم قرار گرفت.

این شهروند کورد سپس به زندان مهاباد منتقل و در ٢٣ فروردین ٩١ از سوی دادگاه انقلاب این شهر به ریاست قاضی جوادی‌کیا به اتهام "محاربه و همکاری با پژاک" به اعدام محکوم شد. دیوانی عالی ایران حکم اعدام او را عینا تأیید کرد.

این زندانی سیاسی کورد در اواخر بهمن ٩٣ به زندان مرکزی تبریز منتقل شد. سیروان نژاوی تا اواسط مرداد ٩۴ در زندان مرکزی تبریز نگهداری شد تا اینکه در ١٧ مرداد وی را به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل کردند و صبح‌ یکشنبه ١٨ مرداد ١٣٩۴ در روز تولد (٢٩ سالگی) حکم اعدام وی به اجرا گذاشته شد.

شبکه حقوق بشر کوردستان به نقل از یک منبع آگاه می‌گوید که حکم اعدام سیروان نه در محل معمولی اجرای حکم اعدام زندان تبریز، بلکه در حصاری موسوم به "حصار کارگاه" و توسط هیئتی ویژه از وزارت اطلاعات که از تهران و اورمیه به تبریز آمده بودند اجرا شده است.

پیکر وی پس از چندین درگیری با ماموران اداره اطلاعات، در آرامگاە روستای آغلان از توابع شهر سردشت به خاک سپرده شد.


ANF



🆔 @GozarDemocratic
🔹پیش بسوی آگوست تازه | یادداشت

🔻ما اذعان داریم که با پیشاهنگی زنان و جوانان، خلق کورد و دوستانمان هر روز تحول تازه‌ای روی می‌دهد. لازم است عید ١۵ آگوست و کارزار «روز روزِ آزادیست» را برای آزادی جسمی رهبر آپو در هر عرصه‌‌ای با شور و شوق هر چه بیشتر برگزار شوند.

بیشتر بخوانید ...

🌍 https://bit.ly/3SwZARn

وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | توئیتر | ارتباط با ما
مبارزه رفیق ریزان جاوید مانیفست راه مبارزاتیمان است

بیانیه مشترک پژاک و کودار

به افکار عمومی خلق کرد

خلق میهن‌دوست شرق کردستان



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مبارزه رفیق ریزان جاوید مانیفست راه مبارزاتیمان است بیانیه مشترک پژاک و کودار به افکار عمومی خلق کرد خلق میهن‌دوست شرق کردستان 🆔 @GozarDemocratic‌
مبارزه رفیق ریزان جاوید مانیفست راه مبارزاتیمان است

بیانیه مشترک پژاک و کودار

به افکار عمومی خلق کرد

خلق میهن‌دوست شرق کردستان



انقلاب بزرگ و انسانی خلق کورد امروز در حساس‌ترین مرحله به سوی آزادی به پیش می‌تازد. جنبش آزادیخواهی و خلق کورد در تعیین‌کننده‌ترین مرحله مبارزاتی خویش‌ قرارداشته، بیش از هر زمان دیگر به پیروزی نزدیک بوده و ارزشمندترین و لایق‌ترین دستاوردهای ملی دمکراتیک را کسب نموده‌اند. دشمنان جنبش و خلق‌مان در برهه کنونی که مبارزات فدایی و فداکارانه گریلا و خلق در اوج قراردارد، بیش از گذشته بخاطر نزدیک‌شدن خلقمان به آزادی دچار هراس گشته و به همین جهت به حملات بی‌رحمانه و گسترده‌تری دست می‌زنند و همه دستاوردها و موجودیت خلق کورد را مورد هدف قرار می‌دهند.

در نتیجه یکی از حملات دشمنان و خائنان در روز 6 آگوست در محله «حی‌الصناعه» شهر قامشلوی روژآوای کوردستان، رفیق گرانقدرمان، رفیق ریزان جاوید (یوسف ربانی) به شهادت رسید. شهادت رفیق ریزان جاوید خسران بزرگی است برای جنبش آزادیخواهی‌مان، حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)، جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) و تمامی خلق کورد. ضمن محکوم‌کردن شدید حملات دشمنان خاصه رژیم ترکیه فاشیست و اشغالگر، شهادت رفیقمان را به رهبر آپو، خلق میهن‌دوست شهر مهاباد، خانواده محترم ربانی و تمامی خلق کورد و آزادیخواهانی که برای آزادی فداکاری و فدایی‌گری می‌کنند، تسلیت می‌گوییم. راه شهید ریزان جاوید راه رهبر آپو و مبارزه ایشان تداوم مبارزه قهرمانانه برای کسب ارزشمندترین دستاوردهای آزادیخواهانه بشری است.

رفیق «ریزان جاوید» بعنوان عضو شورای رهبری جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار) جهت پیشبرد فعالیت‌هایی در راستای تحقق اتحاد ملی دمکراتیک خلقمان در هر چهار بخش کوردستان و مشاهده‌ی نزدیک آزمون خلق‌مان در شمال و شرق سوریه به روژاوای کوردستان سفر کرده بود. شهادت رفیق ریزان جاوید و دهها تن از فرزندان خلقمان در روژاوا و شمال سوریه اثبات می‌کند که دشمنان خلقمان دست به دست هم داده‌اند تا از پیروزی آن انقلاب شکوهمند جلوگیری کرده و با مورد هدف قراردادن پیشاهنگان خلق در هر یک از بخش‌های کوردستان، خلق کورد و مبارزانش را از ادامه آن راه پر رهرو بازدارند.

شهید ریزان جاوید سال 2003 به صفوف جنبش آزادیخواهی پیوست. وی در نخستین کنگره تاسیس حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) حضور داشت و با مبارزات نستوه خویش، نهال آن را آبیاری نموده و پرورد. به اسوه فدایی‌گری برای خلق خویش مبدل گشت و حتی یک لحظه در این راه دشوار آزادی تردیدی به دل راه نداد. شهید گرانقدر از همان اوان تاسیس پژاک از عرصه روشنفکری و رسانه‌ای گرفته تا عضویت در مجلس پژاک بزرگترین مبارزات را برای ارتقای انقلاب خلقمان به انجام رساند. همچنین در سال 2014 در نخستین کنگره تاسیس «جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» حضور یافت و بخاطر صداقت، مبارزه‌گری و زحمات بی‌شائبه‌شان لیاقت انتخاب‌شدن بعنوان رئیس مشترک کودار برای خدمت به خلقش را یافت و تا پایان آن دوره بعنوان ریاست مشترک به کار و فعالیت مشغول گشت.

شهید بزرگوار، ریزان جاوید به درازای عمر مبارزاتیش بعنوان شخصیتی پاک و بی‌آلایش، غمخوار خلق کورد و جنبش آزادیخواهی کورد و پایبند به راه مبارزاتی رهبر آپو شد و با مبارزات خود به یک شخصیت آپویی مبدل گشت که نزد خلقمان بویژه در شرق کوردستان شناخته شد. شیوه فداکارانه و فدایی‌گری رفیق‌مان زبانزد عموم بوده و هست. از همان اوان برای اتحاد خلق کورد و احزاب و سازمان‌های هر چهاربخش کوردستان نستوه و بی‌امان رنج کشید. بویژه در فعالیت‌های برگزاری کنگره ملی کورد در شهر هولیر حضور یافت و رد پایی شرافتمندانه در تاریخ خلقمان به جا گذاشت. در همان راستا نیز به مبارزه‌‌ خویش با آرزوی تحقق اتحاد ملی دمکراتیک خلقمان در هر چهار بخش کردستان دست زد، اتحادی که آرزوی جنبش، رهبر آپو و خلق کورد و رمز کسب آزادی کامل می‌باشد. رفیق ریزان جاوید در ادامه همان رنج‌ها و تلاش‌های بی‌شائبه‌شان به روژاوای کوردستان سفر کرد تا با انجام برخی دیدارها و فعالیت‌ها، زمینه‌های اتحاد ملی دمکراتیک را بیش از پیش تقویت نماید. شهادت ایشان خسران بزرگی‌ برای خلقمان است، اما سنت مبارزاتی ما به اهتزاز درآوردن قویتر پرچم مبارزاتی رفقای شهیدمان است. بعنوان سازمان‌مان جامعه‌ی دموکراتیک و آزاد شرق کردستان و حزب حیات آزاد کردستان عهد می‌بندیم که راه پر رهرو ایشان را پاینده سازیم و با مبارزات نیرومندانه‌تر از گذشته بزرگترین آرزوی ایشان یعنی تحقق اتحاد ملی دمکراتیک هرچهاربخش کردستان و کسب آزادی کامل برای خلق کورد را برآورده سازیم.
گذار دموکراتیک
مبارزه رفیق ریزان جاوید مانیفست راه مبارزاتیمان است بیانیه مشترک پژاک و کودار به افکار عمومی خلق کرد خلق میهن‌دوست شرق کردستان 🆔 @GozarDemocratic‌
همچو شورای رهبری «جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» و «حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)» بار دیگر حملات نسل‌کشانه دولت فاشیست و اشغالگر ترکیه را محکوم می‌کنیم و شهادت رفیق ریزان جاوید (یوسف ربانی) را به خانواده محترم ایشان، خلق میهن‌دوست‌مان در مهاباد، رفقای مبارزاتی ایشان و خلقمان در هر چهاربخش کوردستان تسلیت می‌گوییم. از تمامی خلقمان، دلسوزان راه آزادی و دموکراسی، خاصه دوستداران و رهروان راه پرشکوه و انقلابی رفیق ریزان جاوید دعوت بعمل می‌آوریم که برای گرامیداشت یاد آن شهید بزرگوار و پایندگی راه مبارزاتی‌شان در مراسم‌های گرامیداشت یادشان حضور به هم برسانند و دشمن را دچار یاس و ناامیدی سازند. حضور خلقمان در کنار خانواده محترم شهید ریزان جاوید مایه صبر آن‌ها و موجب امیدواری بیشتر به راه آزادیخواهانه شهید بزرگوارمان خواهد بود. ما، شورای رهبری جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار) و مجلس حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) سوگند یاد می‌کنیم که تا آخرین نفس خویش برای آزادی خلقمان و تداوم راه شهیدان از هیچ نوع فداکاری و فدایی‌گری احتراز نورزیده و آرزوهای یکایک شهدا و جنبش‌ و خلقمان را با کسب آزادی کامل برآورده سازیم. مبارزه رفیق ریزان جاوید، همچون مانیفست راه عظیم جنبش‌مان و نیروی گریلا تا پیروزی کامل و قطعی، باقی خواهد ماند. ما نیرومندانه‌تر از گذشته مبارزاتمان را تقویت می‌نماییم و آزادی را حصول خواهیم ساخت که آن نیز انتقام شهادت رفقای شهیدمان خواهدبود.

شورای رهبری جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)

مجلس حزب حیات آزاد کردستان (پژاک)

10-08-2022



نام و نام خانوادگی: یوسف ربانی

کد سازمانی: ریزان جاوید

نام پدر: محمود

نام مادر: فاطمه

تاریخ پیوستن به حزب: سال 2003 در منطقه قندیل

تاریخ و محل شهادت: 6 آگوست 2022 قامشلو



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مبارزه رفیق ریزان جاوید مانیفست راه مبارزاتیمان است بیانیه مشترک پژاک و کودار به افکار عمومی خلق کرد خلق میهن‌دوست شرق کردستان 🆔 @GozarDemocratic‌
یادت بەرزو پیرۆز بێت هەڤاڵی هێژا
تۆ لە دڵ و ڕۆحماندا زیندوو دەمێنیت
پەیمانی بەدیهێنانی ئاوات و خەونەکانت دووپات دەکەینەوە

شەهیدان ڕێبەری تێکۆشانمانن
شەهید نامرن 🌹🌹🌹

🆔 @GozarDemocratic