Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وتەکانی هەڤاڵ موراد قەرەیڵان لە کۆبوونەوەی کۆنسەی فەرماندەیی هێزەکانی پاراستنی گەل #HPG
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
اوجالان: نوروز رستاخیز است، گُلی است که بسوی آفتاب قد میکشد
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است."
🆔 @GozarDemocratic
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اوجالان: نوروز رستاخیز است، گُلی است که بسوی آفتاب قد میکشد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است." 🆔 @GozarDemocratic
اوجالان: نوروز رستاخیز است، گُلی است که بسوی آفتاب قد میکشد
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است."
آتش نوروز برای اولین بار در ۶١٢ پیش از میلاد با مقاومت و پیروزی کاوه آهنگر علیه ضحاک پادشاه آشوری برافروخته شد. این آتش ٢۶٣۴ سال است که هر سال در روز ٢١ مارس دوباره برافروخته میشود. مظلوم دوغان یکی از کادرهای پیشاهنگ حزب کارگران کوردستان پس از کودتای نظامی ١٢ سپاتمبر ١٩٨٠ در زندان شماره ۵ شهر آمَد علیه فشار و شکنجه زندانبان رژیم ترک با ٣ چوب کبریت شامگاه ٢١ مارس ١٩٨٢ خود را به آتش کشید و به سمبل آتش نوروز ملت کورد مبدل شد. نوروز در میان کوردها همچون عیدی ملی گرامی داشته شد اما پس از عملیات فدایی مظلوم دوغان که از وی به عنوان «کاوه معاصر» نام برده میشود عنوان «عید رستاخیز» از سوی کوردها به نوروز داده شد. عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد نوروز را مظهر رستاخیز، قیام و خیزش میداند. رهبر خلق کورد در ٢١ مارس ١٩٩٨ نوروز را پافشاری بر زندگی آزاد نامیده است.
تعریف واپسین قیام
اوجالان میگوید با فروپاشی امپراطوری ماد سرآغاز فروپاشی تاریخی بزرگ به عنوان تمدن مزوپوتامیا شروع شده است. رهبر آپو میگوید:"پس از شکست ٢۵٠٠ ساله، هر سال از ٢۵ سال گذشته بدیل صد سال است، به واقع نیز نزدیکترین رویدادها به رستاخیز و رهایی هستند. اگر بتوانیم بدرستی در مورد آن بیأندیشیم، آنرا نیک درک کنیم و بدانیم که از کجا آمده و به چه روزی افتادهایم، اگر در مورد اینکه چگونه باید باشیم فکر کنیم، اگر تصمیم بگیریم که چگونه عمل کنیم، درک خواهیم کرد که زندگی از مرگ بسیار سنگینتر است. و اگر ما یکبار دیگر به انسانیت خویش بازگردیم، دوباره به هویت آزاد خویش که با میهنمان درامیخته است بازگردیم، در این صورت است که متوجه میشویم که نفس كشیدن در آزادی تا چه اندازه ارزشمند است. ما در آغاز عملیاتهای شهدای والامقام نوروز همچون مظلوم دوغان، زکیهها، رخشانها، روناهی و بریوانها، خیزشهای سالانه خلقمان که در قیامهای دهه ١٩٩٠ مناطق جزیر، شرنخ، لیجه و وان دیده بودیم را گرامی میداریم. لازم است که بر روی این ٢۵ سال تأمل کنیم، از آن تجربه کسب نموده و اگر برنامهای برای انسانیت داریم، اگر میخواهیم که در سرزمینمان زندگی کنیم، اگر از صمیم قلب و جان بخواهیم به پیروزی دست یابیم، این سالها سالههایی هستند که میتوانیم به بازسازی خود دست زنیم. ژرفترین ایدهها تا گفتگو و مباحثه، این سالها سالهای هستند که تمامی ارزشهای گم شده را میتوان پیدا کرد."
پافشاری بر زندگی آزاد
رهبر اوجالان در ادامه میگوید، نوروز برای خلق کورد همچون میلادی نوین است و میافزاید:"همچنین در برابر این وضعیت ناگوار لازم است افرادی که در تاریکی بسر میبرند اعلام کنند که «من شیوه صحیح و درست را برمیگزینم». مهمترین موضوع این است که در شرایطی که هیچ نقطهی روشنی دیده نمیشود این فرد بگوید؛'من با هویت خویش و با وفاداری به عهد و پیمانم زندگی خواهم کرد. برای این نیز در صورت لزوم میجنگم.' بجز این هیچ راه دیگری باقی نمانده است. این روز و روزهای مشابه آنرا هنوز هم بیاد دارم. در پایتخت دشمن بودم. در مرحلهای که بودن و نبودن جوانان هنوز آشکار نبود، ادعای چندانی وجود نداشت و با نابودی روبرو بودند. در چنین مرحلهای که من با فرصتهای بزرگ استعمارگران روبرو شده بودم، در برههای که هر چیز متعلق به ما کهنه بوده و توجه انسانها را به خود جلب نمیکرد، در زمانیکه با نابودی روبرو بودیم، من در چنین روز تصمیم خود را گرفتم. من به زندگی استعمارگری که به پیشنهاد شده بود «نه» گفتم، رو بسوی آزادی کردم که نه جایگاه حقوقی داشت، نه امکاناتی برای آن موجود بود و نه عمل به آن آسان بود. حتی هواداران آن نیز اعتمادی به آن نداشتند. اما یک به یک به تمامی داشتههای آنان معنی بخشیدیم و گامی به پیش برداشتم. چنین نمونهای نه در روی زمین و نه در تاریخ وجود ندارد. اگر بخواهم در دو جمله خلاصه کنم؛ ما گفتیم که باید با هویت خودمان در میهنمان زندگی کنیم. اگر زندگی نیز وجود داشته باشد باید این زندگی، زندگی آزاد باشد. و به واقع هم ما جنگ بزرگ اُمید را آغاز کردیم."
رستاخیز انسانیت
اوجالان میگوید که در مرحلهای که نام کورد و کوردستان دیگر شنیده نمیشد، انسانیت و هویت یکبار دیگر با آتش نوروز زنده شده و در ادامه میافزاید:"برخی در این روند جای گرفتند و برخی نیز اگر چه ملحق نشدهاند اما آنرا مد نظر قرار دادهاند. این پیشرفت و دستاورد مهمی میباشد. در غیر اینصورت، رستاخیز هم به نتیجه نمیرسد. برخودان با بیامیدی به جایی نمیرسد. شاید زمانی برای رهایی وجود داشته باشد اما باید در آغاز با امید شروع کرد.
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است."
آتش نوروز برای اولین بار در ۶١٢ پیش از میلاد با مقاومت و پیروزی کاوه آهنگر علیه ضحاک پادشاه آشوری برافروخته شد. این آتش ٢۶٣۴ سال است که هر سال در روز ٢١ مارس دوباره برافروخته میشود. مظلوم دوغان یکی از کادرهای پیشاهنگ حزب کارگران کوردستان پس از کودتای نظامی ١٢ سپاتمبر ١٩٨٠ در زندان شماره ۵ شهر آمَد علیه فشار و شکنجه زندانبان رژیم ترک با ٣ چوب کبریت شامگاه ٢١ مارس ١٩٨٢ خود را به آتش کشید و به سمبل آتش نوروز ملت کورد مبدل شد. نوروز در میان کوردها همچون عیدی ملی گرامی داشته شد اما پس از عملیات فدایی مظلوم دوغان که از وی به عنوان «کاوه معاصر» نام برده میشود عنوان «عید رستاخیز» از سوی کوردها به نوروز داده شد. عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد نوروز را مظهر رستاخیز، قیام و خیزش میداند. رهبر خلق کورد در ٢١ مارس ١٩٩٨ نوروز را پافشاری بر زندگی آزاد نامیده است.
تعریف واپسین قیام
اوجالان میگوید با فروپاشی امپراطوری ماد سرآغاز فروپاشی تاریخی بزرگ به عنوان تمدن مزوپوتامیا شروع شده است. رهبر آپو میگوید:"پس از شکست ٢۵٠٠ ساله، هر سال از ٢۵ سال گذشته بدیل صد سال است، به واقع نیز نزدیکترین رویدادها به رستاخیز و رهایی هستند. اگر بتوانیم بدرستی در مورد آن بیأندیشیم، آنرا نیک درک کنیم و بدانیم که از کجا آمده و به چه روزی افتادهایم، اگر در مورد اینکه چگونه باید باشیم فکر کنیم، اگر تصمیم بگیریم که چگونه عمل کنیم، درک خواهیم کرد که زندگی از مرگ بسیار سنگینتر است. و اگر ما یکبار دیگر به انسانیت خویش بازگردیم، دوباره به هویت آزاد خویش که با میهنمان درامیخته است بازگردیم، در این صورت است که متوجه میشویم که نفس كشیدن در آزادی تا چه اندازه ارزشمند است. ما در آغاز عملیاتهای شهدای والامقام نوروز همچون مظلوم دوغان، زکیهها، رخشانها، روناهی و بریوانها، خیزشهای سالانه خلقمان که در قیامهای دهه ١٩٩٠ مناطق جزیر، شرنخ، لیجه و وان دیده بودیم را گرامی میداریم. لازم است که بر روی این ٢۵ سال تأمل کنیم، از آن تجربه کسب نموده و اگر برنامهای برای انسانیت داریم، اگر میخواهیم که در سرزمینمان زندگی کنیم، اگر از صمیم قلب و جان بخواهیم به پیروزی دست یابیم، این سالها سالههایی هستند که میتوانیم به بازسازی خود دست زنیم. ژرفترین ایدهها تا گفتگو و مباحثه، این سالها سالهای هستند که تمامی ارزشهای گم شده را میتوان پیدا کرد."
پافشاری بر زندگی آزاد
رهبر اوجالان در ادامه میگوید، نوروز برای خلق کورد همچون میلادی نوین است و میافزاید:"همچنین در برابر این وضعیت ناگوار لازم است افرادی که در تاریکی بسر میبرند اعلام کنند که «من شیوه صحیح و درست را برمیگزینم». مهمترین موضوع این است که در شرایطی که هیچ نقطهی روشنی دیده نمیشود این فرد بگوید؛'من با هویت خویش و با وفاداری به عهد و پیمانم زندگی خواهم کرد. برای این نیز در صورت لزوم میجنگم.' بجز این هیچ راه دیگری باقی نمانده است. این روز و روزهای مشابه آنرا هنوز هم بیاد دارم. در پایتخت دشمن بودم. در مرحلهای که بودن و نبودن جوانان هنوز آشکار نبود، ادعای چندانی وجود نداشت و با نابودی روبرو بودند. در چنین مرحلهای که من با فرصتهای بزرگ استعمارگران روبرو شده بودم، در برههای که هر چیز متعلق به ما کهنه بوده و توجه انسانها را به خود جلب نمیکرد، در زمانیکه با نابودی روبرو بودیم، من در چنین روز تصمیم خود را گرفتم. من به زندگی استعمارگری که به پیشنهاد شده بود «نه» گفتم، رو بسوی آزادی کردم که نه جایگاه حقوقی داشت، نه امکاناتی برای آن موجود بود و نه عمل به آن آسان بود. حتی هواداران آن نیز اعتمادی به آن نداشتند. اما یک به یک به تمامی داشتههای آنان معنی بخشیدیم و گامی به پیش برداشتم. چنین نمونهای نه در روی زمین و نه در تاریخ وجود ندارد. اگر بخواهم در دو جمله خلاصه کنم؛ ما گفتیم که باید با هویت خودمان در میهنمان زندگی کنیم. اگر زندگی نیز وجود داشته باشد باید این زندگی، زندگی آزاد باشد. و به واقع هم ما جنگ بزرگ اُمید را آغاز کردیم."
رستاخیز انسانیت
اوجالان میگوید که در مرحلهای که نام کورد و کوردستان دیگر شنیده نمیشد، انسانیت و هویت یکبار دیگر با آتش نوروز زنده شده و در ادامه میافزاید:"برخی در این روند جای گرفتند و برخی نیز اگر چه ملحق نشدهاند اما آنرا مد نظر قرار دادهاند. این پیشرفت و دستاورد مهمی میباشد. در غیر اینصورت، رستاخیز هم به نتیجه نمیرسد. برخودان با بیامیدی به جایی نمیرسد. شاید زمانی برای رهایی وجود داشته باشد اما باید در آغاز با امید شروع کرد.
گذار دموکراتیک
اوجالان: نوروز رستاخیز است، گُلی است که بسوی آفتاب قد میکشد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است." 🆔 @GozarDemocratic
این یک نتیجهگیری صحیح، بجا و یک گام درست است. ما با اشتیاقی بزرگ در این سالها جای گرفتیم، ما جنگی بسیار شدید، بیوقفه، نامنسجم، با خواست و با کینه را به پیش بردیم و این جنگ خشم بزرگی را به همراه آورد. اما اگر این خشم انسان را دچار اشتباه نکند، در آنصورت زمینه مبارزهای بزرگ را فراهم میکند. برای دستیابی به سطح قابل توجه یک پیشرفت محسوب میشود. اگر در وضعیت بردهوار به پیروزی هم دست یابیم چه فایدهای دارد. به نظر من به هیچ کاری نمیآید."
گُلی که رو بسوی آفتاب دارد
اوجالان در ادامه ارزیابیهای خویش پرسش «چگونه باید زیست» را طرح کرده و سپس میافزاید:"پاسخ دادن به این پرسش از خود رهایی ارزشمندتر است. رستاخیز، با دردهای بزرگ همراه است. نوروز چیست، نوروز گُلی است که رو بسوی آفتاب دارد. یک ایستار در زندگیست. زینب بخشیدن به طبیعت است. جریان خون در تمامی رگهای زندگیست. اگر در طبیعت آن چیزی برای زندگی باقی مانده باشد؛ تلاش برای شکوفا شدن و ثمر دادن است. اما با این همه در خلال روزهای نوروز طوفانهای سختی هم درمیگیرند. که این بادها برخی مواقع گلها را پژمرده میکنند، شکوفههای درختان را بر زمین میریزند، آیا چنین افرادی در صفوف ما وجود ندارند؟ بله، هستند. آیا ما چند بار باعث شدهایم که این شکوفههای امید ناپدید شوند. مگر ما چندین بار چنین عمل نکردهایم. تاریخ آنها، زادروز آنها و نابودی آنان تا چه حدی واقعی بوده است. بهترین شیوه این است که انسان واقعیت را آنچنانکه به شیوهی طبیعی وجود دارد بپذیرد. ما همیشه به این مورد اذعان داریم. ما در نهایت چنین گفتیم، هیچ قانونی از قانون زندگی آزاد نیرومندتر و بزرگتر نیست. بزرگترین نیرو و قانون، قانونِ زندگی آزاد است."
قانون زندگی آزاد
عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد میگوید که بزرگترین حق، حقِ زندگی آزاد است اما در قانون اساسی جای نگرفته است و سپس میافزاید:"من در آغاز چنین گفتم؛ بزرگترین قانون عزم به زندگی آزاد است. و باید از هر لحاظ این عزم به پیروزی دست یابد. قانونهای دیگر موجود قوانین مرگ هستند. این قوانینی که مدعی نیرو هستند متعلق به همانهایی میباشند که درصورت عدم تمکین دست به خونریزی میزنند. قوانین مرگبار دشمنان و قوانین خائنان و افرادی که با آزادی بیگانه هستند. قوانین اذهان پوسیده، افراد بیگانه با هویت خود، افرادی که هیچ مبنا و مبارزهای برای آزادی ندارند، بودن و نبودن آنها فرقی ندارد و قوانین آنها قوانین میمونهاست. قانون بوقلمونهاست. قانون افرادیست که حتی در چارچوب اهداف بزرگ ناشفاف آنها فردی نمیتواند به راه راست هدایت شود. آنها هم اعتماد بزرگی به قوانین خود داشتند. قانونی قتلعامگر سه قوه اساسی. در مقابل ما قانوی خائن، پست، نابودگر و بوقلمونآسا وجود داشت. ما هم گفتیم؛ 'قانون زندگی آزاد به میدان میآید'. و ما اینچنین در خلال این سالها قانون زندگی آزاد را تحمیل کردیم. با گذشت زمان ما دیدیم که این قانون نیرومندترین قانون است."
از کاوه آهنگر تا مظلوم دوغان
اوجالان در ادامه ارزیابی خود میگوید که آنان آفتهای درخت آزادی را برطرف میکنند و میافزاید:"در مزوپوتامیا، قوانین حمورابی وجود داشتند. همچنانکه میدانیم آشوریان این قانونها را نگاشته بودند. قوانین وحشیانهای بودند. قانون برای اولین بار در روی این سرزمین شکل گرفت. در روی این خاک، به واقع نیز مبارزانی برای آزادی تلاش میکردند. در شرایطی که امپراطوری ستمگر و ارتجاعی آشور در آستانه فروپاشی بود، راه رهایی خلق آشور و تمامی خلقها دیگر هموار شد. بر این اساس میتوانیم بگوییم که خاک مزوپوتامیا مام میهن و تاریخ آزادیهاست. از کاوه آهنگر تا مظلوم دوغان، مبارزان بسیار بزرگی در راه آزادی تلاش نمودند. از منصور حلاج تا پیرسلطان عبدال و نسیمها، همه مبارز راه آزادی بودند. اما در وجود ترکیه میتوانیم بگوییم که اکنون هم در چنگ قانونهای ظالم فرادستان گرفتار است. این به معنی تداوم جنگ بزرگ است. ما نیز بخوبی در این جنگ جای گرفتهایم. ما به صفوف مقاومت خلقها پیوستهایم، ما قوانین آزادی را مبنا قرار دادیم... صیانت از زندگی آزاد که به درازای تاریخ انسانیت قدمت دارد و در این خاک آغاز شده است و پایبندی به آن. این مورد توجه ما را بخود جلب کرده است و ما به امروز رسیدیم. ما شادمانیم، در میان ارزشمندترین واقعیتها هستیم."
روزهای نوروز
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان به جایگاه نوروز اشاره نموده و میافزاید:"از این به بعد هر روز نوروز است. تمامی روزهای گذشته نیز به واقع روز نوروز بودهاند. پیمان ما این بود و ما پیمانمان را از یاد نبردیم. اما ظالمان درد و شكنجه را بر ما تحمیل کردند. به آتش کشیدن، ویرانی و تخریب، انسانهای بسیاری را به شیوههای تکنیکی، با سلاحها و شکنجه به آتش کشیدند.
گُلی که رو بسوی آفتاب دارد
اوجالان در ادامه ارزیابیهای خویش پرسش «چگونه باید زیست» را طرح کرده و سپس میافزاید:"پاسخ دادن به این پرسش از خود رهایی ارزشمندتر است. رستاخیز، با دردهای بزرگ همراه است. نوروز چیست، نوروز گُلی است که رو بسوی آفتاب دارد. یک ایستار در زندگیست. زینب بخشیدن به طبیعت است. جریان خون در تمامی رگهای زندگیست. اگر در طبیعت آن چیزی برای زندگی باقی مانده باشد؛ تلاش برای شکوفا شدن و ثمر دادن است. اما با این همه در خلال روزهای نوروز طوفانهای سختی هم درمیگیرند. که این بادها برخی مواقع گلها را پژمرده میکنند، شکوفههای درختان را بر زمین میریزند، آیا چنین افرادی در صفوف ما وجود ندارند؟ بله، هستند. آیا ما چند بار باعث شدهایم که این شکوفههای امید ناپدید شوند. مگر ما چندین بار چنین عمل نکردهایم. تاریخ آنها، زادروز آنها و نابودی آنان تا چه حدی واقعی بوده است. بهترین شیوه این است که انسان واقعیت را آنچنانکه به شیوهی طبیعی وجود دارد بپذیرد. ما همیشه به این مورد اذعان داریم. ما در نهایت چنین گفتیم، هیچ قانونی از قانون زندگی آزاد نیرومندتر و بزرگتر نیست. بزرگترین نیرو و قانون، قانونِ زندگی آزاد است."
قانون زندگی آزاد
عبدالله اوجالان رهبر خلق کورد میگوید که بزرگترین حق، حقِ زندگی آزاد است اما در قانون اساسی جای نگرفته است و سپس میافزاید:"من در آغاز چنین گفتم؛ بزرگترین قانون عزم به زندگی آزاد است. و باید از هر لحاظ این عزم به پیروزی دست یابد. قانونهای دیگر موجود قوانین مرگ هستند. این قوانینی که مدعی نیرو هستند متعلق به همانهایی میباشند که درصورت عدم تمکین دست به خونریزی میزنند. قوانین مرگبار دشمنان و قوانین خائنان و افرادی که با آزادی بیگانه هستند. قوانین اذهان پوسیده، افراد بیگانه با هویت خود، افرادی که هیچ مبنا و مبارزهای برای آزادی ندارند، بودن و نبودن آنها فرقی ندارد و قوانین آنها قوانین میمونهاست. قانون بوقلمونهاست. قانون افرادیست که حتی در چارچوب اهداف بزرگ ناشفاف آنها فردی نمیتواند به راه راست هدایت شود. آنها هم اعتماد بزرگی به قوانین خود داشتند. قانونی قتلعامگر سه قوه اساسی. در مقابل ما قانوی خائن، پست، نابودگر و بوقلمونآسا وجود داشت. ما هم گفتیم؛ 'قانون زندگی آزاد به میدان میآید'. و ما اینچنین در خلال این سالها قانون زندگی آزاد را تحمیل کردیم. با گذشت زمان ما دیدیم که این قانون نیرومندترین قانون است."
از کاوه آهنگر تا مظلوم دوغان
اوجالان در ادامه ارزیابی خود میگوید که آنان آفتهای درخت آزادی را برطرف میکنند و میافزاید:"در مزوپوتامیا، قوانین حمورابی وجود داشتند. همچنانکه میدانیم آشوریان این قانونها را نگاشته بودند. قوانین وحشیانهای بودند. قانون برای اولین بار در روی این سرزمین شکل گرفت. در روی این خاک، به واقع نیز مبارزانی برای آزادی تلاش میکردند. در شرایطی که امپراطوری ستمگر و ارتجاعی آشور در آستانه فروپاشی بود، راه رهایی خلق آشور و تمامی خلقها دیگر هموار شد. بر این اساس میتوانیم بگوییم که خاک مزوپوتامیا مام میهن و تاریخ آزادیهاست. از کاوه آهنگر تا مظلوم دوغان، مبارزان بسیار بزرگی در راه آزادی تلاش نمودند. از منصور حلاج تا پیرسلطان عبدال و نسیمها، همه مبارز راه آزادی بودند. اما در وجود ترکیه میتوانیم بگوییم که اکنون هم در چنگ قانونهای ظالم فرادستان گرفتار است. این به معنی تداوم جنگ بزرگ است. ما نیز بخوبی در این جنگ جای گرفتهایم. ما به صفوف مقاومت خلقها پیوستهایم، ما قوانین آزادی را مبنا قرار دادیم... صیانت از زندگی آزاد که به درازای تاریخ انسانیت قدمت دارد و در این خاک آغاز شده است و پایبندی به آن. این مورد توجه ما را بخود جلب کرده است و ما به امروز رسیدیم. ما شادمانیم، در میان ارزشمندترین واقعیتها هستیم."
روزهای نوروز
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان به جایگاه نوروز اشاره نموده و میافزاید:"از این به بعد هر روز نوروز است. تمامی روزهای گذشته نیز به واقع روز نوروز بودهاند. پیمان ما این بود و ما پیمانمان را از یاد نبردیم. اما ظالمان درد و شكنجه را بر ما تحمیل کردند. به آتش کشیدن، ویرانی و تخریب، انسانهای بسیاری را به شیوههای تکنیکی، با سلاحها و شکنجه به آتش کشیدند.
گذار دموکراتیک
اوجالان: نوروز رستاخیز است، گُلی است که بسوی آفتاب قد میکشد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در وصف نوروز این عید را رستاخیز عنوان کرده و میافزاید: نوروز گُلی است که بسوی آفتاب رشد میکند. برای زندگی یک ایستار است. زینتبخش طبیعت است." 🆔 @GozarDemocratic
همین است که وجدانمان به ما میگوید که چگونه از افرادی که اینچنین در آتش سوختند صیانت کنیم. زکیه، زیلان و روناهی به شهدای بزرگ ما مبدل شدند. در سخنان، در عمل و در وصایای آنان میبینیم که خواستار پاسخ دادن به پرسش «چگونه بتوانیم آزادانه زندگی کنیم» بودند. مزوپوتامیا، عرصه زیستی که برای اولین بار در دامنههای زاگرس پدیدار شد، بهشتی که در تمامی کتابهای مقدس از آن وصف شده است، سرزمین زندگی تازه حضرت نوح پس از طوفان، از روزی که چشم به جهان گشودهام تاکنون، در این سرزمین انسانها همیشه در اشتیاق زندگی آزاد بودهاند. اگر تاکنون کتابی در این خصوص به رشته تحریر در نیامده، شاید به این دلیل باشد که هنوز به تمامی آزاد نشده است. اگر کتابهای نوشته شده ناتمام باقی مانده باشند، به دلیل این است که به تمامی رها نشده است."
پاسخی به تاریخ
اوجالان میگوید که نوروز پاسخی گوهری به تاریخ است و سپس میگوید:"چیز سادهای نیست. من نمیگویم که با وضعیتی به مراتب بدتر از تاریخ انسانیت در خارج از مفاهیم باید قرار گرفت. انسانیت، در اینجا به فرهنگ و زبان دست یافت. قانونهای اولیه اینجا به رشته تحریر درآمدند. انسانیت اینجا برای اولین بار آرزوهای خود را بر زبان راند. زمین هیچگاه دستان او را خالی باقی نگذاشت. برای اولین بار حیوانات در این منطقه اهلی شدند. گیاههان و دانهها برای اولین بار در اینجا جمعآوری شده و انبار شدند. اولین روستاها، اولین شهرها در این جغرافیا احداث شدند. دولت در این خاکها سربرآورد. و شعر برای نخستین بار در این سرزمین سروده شد و موسیقی اینجا شکل گرفت. انسانیت از این خاک برخاست. در برخی از مناطق واقعیت طبقات اجتماعی بروز یافتند. امپراطوریهای بردگان تشکیل شدند. قانونهای عشیرهای که هنوز با تمامی وجود خود به حیات ادامه میدهند، اما چیزهای دیگری نیز هستند. چنان رفتار کردند که انگار هیچ چیزی اینجا وجود نداشته است، به عرصهای مبدل شد که بودن و نبودن آن تفاوتی نمیکرد. هویت انسانی و امیدی برایش باقی نگذاشتند. مگر چه روی داد که چنین نتیجهای انجامید؟ از یکسو تمامی داشتهها از آن سربرآورده بود و از سوی دیگر نابودی و فنا. لازم است که ما این تناقض را بدرستی درک کنیم. داستان بزرگ گیلگامش. سرزمینی که نخستین رفاقت در آن شکل گرفت. امروز به جایی برای زندگی بزرگترین خائنان مبدل شده است. ما باید این مسئله را حل کنیم. این تاریخ بزرگ چگونه چنین واژگونه شد؟
سرزمینی که در آن گنجها گم شدند
اگر به نوشتن ادامه داده شود، آیا این تاریخ رستاخیز چگونه خواهد بود. آنچه انسان را به شوق میآورد همین است. گنجها در جایی که گم شده باشند، در همانجا پیدا میشوند. انسانیت هم بر ریشه خود یعنی جایی که پیدا شدهاند مورد تحقیق قرار میگیرند. به همین دلیل اینجا باید پیدا شود. در آمریکا چیزی بدست نمیآید. در روسیه، در سیبری پیدا نمیشود. مرکز انسانیت همین جاست. ما ٢۵ سال است بدنبال انسانیت هستیم، ابتدا در پی انسانیت خویش هستیم. و این انسان اولین انسان است. و اگر پیدا شود آخرین انسان خواهد بود. باید چنین هم باشد. اگر مصمم به زندگی باشد، اگر هر چیز زندگی مانند نوروز سرشار از جوش و خروش باشد، در آنصورت ما باید زبان آنرا بفهمیم. زندگی برای چنین هدفی چندان آسان نیست. من خود یک پیکارگر بزرگ راه زندگی هستم. من از هر چیزی دست کشیدم. بدون آنکه به پیشداوری دست زده باشم، بدون آنکه به کلیشهها گرفتار شوم، همیشه خواستم به درک عمیق دست یابم و من پرسیدم که آیا درک کردن چیست و چگونه حاصل میشود؟ آنچه که به آن اندیشیدن گفته میشود همین است. که انسان به راحتی به بازتعریف خود نپردازد. سپس انسانی که در مصاف با این تمدن که طی هزاران سال او را به چنین حال و روزی رسانده که غیرقابل تشخیص شود به دنبال تعریف سادهای از خود نباشد. خود را نشناسد، به دنبال زندگی نگردد و زندگی را برای دیگران هم نخواهد. هر آنچه را که به نام انسان نامگذاری شده باشد به آسانی نپذیرد. اگر انسان نسبت به تمامی ارادهها دچار شک و گمان شود. و انسان هنوز هم نمیتواند تصمیم به زندگی بگیرد، انسانی رفتار نکند و انسانیت را نخواهد. اگر صحیحترین و زیباترین شیوه زندگی وجود داشته باشد، باید بر مبنای این سرزمین اصیل، منطبق بر تمدن آن باشد. باید این زندگی، پایبندی واقعی به رهروان راه زندگی و افرادی که از گیلگامش تا به امروز به دنبال جاودانه شدن بودهاند باشد. آنچه شایسته قد و قامت انسانهای این سرزمین است، آزادیست."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
پاسخی به تاریخ
اوجالان میگوید که نوروز پاسخی گوهری به تاریخ است و سپس میگوید:"چیز سادهای نیست. من نمیگویم که با وضعیتی به مراتب بدتر از تاریخ انسانیت در خارج از مفاهیم باید قرار گرفت. انسانیت، در اینجا به فرهنگ و زبان دست یافت. قانونهای اولیه اینجا به رشته تحریر درآمدند. انسانیت اینجا برای اولین بار آرزوهای خود را بر زبان راند. زمین هیچگاه دستان او را خالی باقی نگذاشت. برای اولین بار حیوانات در این منطقه اهلی شدند. گیاههان و دانهها برای اولین بار در اینجا جمعآوری شده و انبار شدند. اولین روستاها، اولین شهرها در این جغرافیا احداث شدند. دولت در این خاکها سربرآورد. و شعر برای نخستین بار در این سرزمین سروده شد و موسیقی اینجا شکل گرفت. انسانیت از این خاک برخاست. در برخی از مناطق واقعیت طبقات اجتماعی بروز یافتند. امپراطوریهای بردگان تشکیل شدند. قانونهای عشیرهای که هنوز با تمامی وجود خود به حیات ادامه میدهند، اما چیزهای دیگری نیز هستند. چنان رفتار کردند که انگار هیچ چیزی اینجا وجود نداشته است، به عرصهای مبدل شد که بودن و نبودن آن تفاوتی نمیکرد. هویت انسانی و امیدی برایش باقی نگذاشتند. مگر چه روی داد که چنین نتیجهای انجامید؟ از یکسو تمامی داشتهها از آن سربرآورده بود و از سوی دیگر نابودی و فنا. لازم است که ما این تناقض را بدرستی درک کنیم. داستان بزرگ گیلگامش. سرزمینی که نخستین رفاقت در آن شکل گرفت. امروز به جایی برای زندگی بزرگترین خائنان مبدل شده است. ما باید این مسئله را حل کنیم. این تاریخ بزرگ چگونه چنین واژگونه شد؟
سرزمینی که در آن گنجها گم شدند
اگر به نوشتن ادامه داده شود، آیا این تاریخ رستاخیز چگونه خواهد بود. آنچه انسان را به شوق میآورد همین است. گنجها در جایی که گم شده باشند، در همانجا پیدا میشوند. انسانیت هم بر ریشه خود یعنی جایی که پیدا شدهاند مورد تحقیق قرار میگیرند. به همین دلیل اینجا باید پیدا شود. در آمریکا چیزی بدست نمیآید. در روسیه، در سیبری پیدا نمیشود. مرکز انسانیت همین جاست. ما ٢۵ سال است بدنبال انسانیت هستیم، ابتدا در پی انسانیت خویش هستیم. و این انسان اولین انسان است. و اگر پیدا شود آخرین انسان خواهد بود. باید چنین هم باشد. اگر مصمم به زندگی باشد، اگر هر چیز زندگی مانند نوروز سرشار از جوش و خروش باشد، در آنصورت ما باید زبان آنرا بفهمیم. زندگی برای چنین هدفی چندان آسان نیست. من خود یک پیکارگر بزرگ راه زندگی هستم. من از هر چیزی دست کشیدم. بدون آنکه به پیشداوری دست زده باشم، بدون آنکه به کلیشهها گرفتار شوم، همیشه خواستم به درک عمیق دست یابم و من پرسیدم که آیا درک کردن چیست و چگونه حاصل میشود؟ آنچه که به آن اندیشیدن گفته میشود همین است. که انسان به راحتی به بازتعریف خود نپردازد. سپس انسانی که در مصاف با این تمدن که طی هزاران سال او را به چنین حال و روزی رسانده که غیرقابل تشخیص شود به دنبال تعریف سادهای از خود نباشد. خود را نشناسد، به دنبال زندگی نگردد و زندگی را برای دیگران هم نخواهد. هر آنچه را که به نام انسان نامگذاری شده باشد به آسانی نپذیرد. اگر انسان نسبت به تمامی ارادهها دچار شک و گمان شود. و انسان هنوز هم نمیتواند تصمیم به زندگی بگیرد، انسانی رفتار نکند و انسانیت را نخواهد. اگر صحیحترین و زیباترین شیوه زندگی وجود داشته باشد، باید بر مبنای این سرزمین اصیل، منطبق بر تمدن آن باشد. باید این زندگی، پایبندی واقعی به رهروان راه زندگی و افرادی که از گیلگامش تا به امروز به دنبال جاودانه شدن بودهاند باشد. آنچه شایسته قد و قامت انسانهای این سرزمین است، آزادیست."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نجیبه قرهداغی: درک غربی نمیتواند مسائل جامعه کوردی را حل کند
نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی اعلام کرد، درک غربی نمیتواند مسائل جامعهی کورد را حل نماید، بلکه باید زنان کورد تاریخ خود را شناخته و آن را درک نمایند.
🆔 @GozarDemocratic
نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی اعلام کرد، درک غربی نمیتواند مسائل جامعهی کورد را حل نماید، بلکه باید زنان کورد تاریخ خود را شناخته و آن را درک نمایند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نجیبه قرهداغی: درک غربی نمیتواند مسائل جامعه کوردی را حل کند نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی اعلام کرد، درک غربی نمیتواند مسائل جامعهی کورد را حل نماید، بلکه باید زنان کورد تاریخ خود را شناخته و آن را درک نمایند. 🆔 @GozarDemocratic
نجیبه قرهداغی: درک غربی نمیتواند مسائل جامعه کوردی را حل کند
نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی اعلام کرد، درک غربی نمیتواند مسائل جامعهی کورد را حل نماید، بلکه باید زنان کورد تاریخ خود را شناخته و آن را درک نمایند.
نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی در دیداری گفتگو با خبرگزاری روژنیوز در مورد راه و روشهای ژنولوژی و همچنین تلاشهای آنها برای حل ریشهای مسائل اجتماعی در کل و مسائل زنان بهطور ویژه، صحبت کرد. قرهداغی به نگرشهای فمنیستی و تقسیم آن میان چند جبهه مختلف اشاره کرد و اینها را ناشی از نبود توانایی نوسازی فمینیسم دانست.
متن مصاحبه با نجیبه قرهداغی به شرح ذیل است:
خبرگزاری روژنیوز: معرفی فمینیسم از دیدگاه ژنولوژی چگونه است؟
نجیبه قرهداغی: از دیدگاه ژئولوژی، فمینیسم قیام در مقابل قدیمیترین شیوه استعمارگری است که استعمار را بر زنان روا داشته است. صحبت در مورد اینکه چگونه و چه زمانی فمینیسم به وجود آمد، خود بحثی عمیق و گسترده است. اما مهمترین چیز در رابطه با فمینیسم این است که باید گفته شود، فمینیسم در مقابل چه چیزی به وجود آمد؟ البته در مقابل بیعدالتی و ناحقی که در مقابل زن انجام میشد، نوعی از قیام و مبارزات خود را آغاز نمود. از لحاظ تئوری و وجود آمدن جنبشها نیز تاریخ آن به زمان به وجود آمدن دولت مدرن (پساز انقلاب فرانسه) بازمیگردد. در آن مرحله نیز کنار گذاشتن زنان از مسائل زندگی، امری عادی بود. چون دولت مدرن نیز خود بر اساس تفکر مردسالاری به وجود آمده بود. فمینیسم در مقابل اینها نوعی از تقابل است. برای همین میتوانیم بگوییم، فمنیسم مرحله مهمی را آغاز کرد. دستکم مسائل داخلی جامعه و نابرابری میان زن و مرد را برجسته کرد. جنبشهای فمینیسم در موج اول و دوم نقش مهمی در بدست آوردن حقوق زنان برای شرکت در انتخابات و پروسههای سیاسی داشتند.
- چرا فمینیسم به بنبست رسیده است؟
نجیبه قرهداغی: آنچه ژنولوژی از آن انتقاد میکند و مانند یک ضرورت برای نوسازی فمینیسم میبیند، این است که این رویه بیشتر براساس حقوق زنان کار کرده و به این مسئله مشغول بوده است و از انجام تغییر در وجود مرد دوری کرده است. یعنی باید مرد را در حلقه زن آورده و از نو اسارت و آزادی را معرفی نماید. این معرفی هم زن را در بر میگیرد و هم مرد را، چون عدم تعادلی که در جامعه وجود دارد، فقط مسئله زنان نیست. بلکه مسئلهی بنیادین فکری، اجتماعی و حتی سیاسی است.
با در نظر گرفتن اینها بهتر میفهمیم که چگونه و چرا فمینیسم تا این حد تجزیه شده و سرمایهداری سبب تفرقه بیشتر جنبشهای فمینیسم در جهان شده است.
- چرا فمنیسم تا این حد متفرق شده و جنبشهای مختلفی از آن جدا شدهاند؟
نجیبه قرهداغی: آنچه سبب شده است فمینیسم تا این حد خود را تقسیم کند، به آغاز مبارزات فمینیسم باز میگردد. چون براساس دیدگاه فمینیسم سفید غربگرا رشد نموده است. این نیز نمیتواند در تمامی اکناف زمین با همین دید معرفیشده و مسائل را حل کند. بهعنوان مثال زن کورد در روژهلات و باکور کوردستان فقط به دلیل زن بودن با سرکوب مواجه نیست. بلکه چندین شناسهی دیگر و مرتبط با هم وجود دارند. دولت، یکرنگ نمودن شناسهها را علیه این هویت و شناسههای گوناگون بکار میگیرد.
بهجای آن که فمینیسم راهحلی برای مسائل اکولوژیک، مسئله طبقاتی، مسئله ملیتگرایی و سازماندهی باشد و جنبشهایی را بر این اساس به وجود آورد، بیشتر برای یکرنگ نمودن مسائل کار کرده است و همزمان در داخل خود بههمین دلیل و به دلیل این تفاوتها تجزیه شده است.
- تاثیر تباین و تفرقه برای مبارزات فمنیسم چگونه بوده است؟
نجیبه قرهداغی: بخشی از جنبشهای فمینیستی از دیدگاه طبقاتی سرمایهداری را بهعنوان یک مشکل میبینند. بخشی فقط سرمایهداری را بهعنوان مشکل میبینند و دولت و طیفهای دیگر را مشکل نمیدانند. وقتی اینها را به موازات همدیگر مد نظر قرار نمیدهی و بهعنوان مشکل نمیبینی، دیدگاه تو دچار تششت میشود. بر اساس این دیدگاه پراکنده شده جنبشها و دیدگاههای گوناگونی به وجود میآید. درنتیجه سیستم این تفاوتها را بهعنوان نقطهی ضعف فمینیسم علیه جنبشهای فمینیستی به کار میگیرد و آنها را تضعیف مینماید.
- ژنولوژی چگونه از تکرار دوباره همین اشتباه دوری گزیده است؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی از افتادن در همان دامهای جنبشهای فمینیستی دوری گزیده و دیدگاهی نو به وجود آورده است. فاکتورهای اشغالگری را باهم میبیند یعنی آنها را منفک و جدا از هم نمیداند. سرمایهداری، دولت و مردسالاری را مانند مثلثی میبیند که با هم کار کرده و از هم جدا نمیشوند.
- آیا ژنولوژی میتواند همه مبارزات زنان را متحد کند؟
نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی اعلام کرد، درک غربی نمیتواند مسائل جامعهی کورد را حل نماید، بلکه باید زنان کورد تاریخ خود را شناخته و آن را درک نمایند.
نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی در دیداری گفتگو با خبرگزاری روژنیوز در مورد راه و روشهای ژنولوژی و همچنین تلاشهای آنها برای حل ریشهای مسائل اجتماعی در کل و مسائل زنان بهطور ویژه، صحبت کرد. قرهداغی به نگرشهای فمنیستی و تقسیم آن میان چند جبهه مختلف اشاره کرد و اینها را ناشی از نبود توانایی نوسازی فمینیسم دانست.
متن مصاحبه با نجیبه قرهداغی به شرح ذیل است:
خبرگزاری روژنیوز: معرفی فمینیسم از دیدگاه ژنولوژی چگونه است؟
نجیبه قرهداغی: از دیدگاه ژئولوژی، فمینیسم قیام در مقابل قدیمیترین شیوه استعمارگری است که استعمار را بر زنان روا داشته است. صحبت در مورد اینکه چگونه و چه زمانی فمینیسم به وجود آمد، خود بحثی عمیق و گسترده است. اما مهمترین چیز در رابطه با فمینیسم این است که باید گفته شود، فمینیسم در مقابل چه چیزی به وجود آمد؟ البته در مقابل بیعدالتی و ناحقی که در مقابل زن انجام میشد، نوعی از قیام و مبارزات خود را آغاز نمود. از لحاظ تئوری و وجود آمدن جنبشها نیز تاریخ آن به زمان به وجود آمدن دولت مدرن (پساز انقلاب فرانسه) بازمیگردد. در آن مرحله نیز کنار گذاشتن زنان از مسائل زندگی، امری عادی بود. چون دولت مدرن نیز خود بر اساس تفکر مردسالاری به وجود آمده بود. فمینیسم در مقابل اینها نوعی از تقابل است. برای همین میتوانیم بگوییم، فمنیسم مرحله مهمی را آغاز کرد. دستکم مسائل داخلی جامعه و نابرابری میان زن و مرد را برجسته کرد. جنبشهای فمینیسم در موج اول و دوم نقش مهمی در بدست آوردن حقوق زنان برای شرکت در انتخابات و پروسههای سیاسی داشتند.
- چرا فمینیسم به بنبست رسیده است؟
نجیبه قرهداغی: آنچه ژنولوژی از آن انتقاد میکند و مانند یک ضرورت برای نوسازی فمینیسم میبیند، این است که این رویه بیشتر براساس حقوق زنان کار کرده و به این مسئله مشغول بوده است و از انجام تغییر در وجود مرد دوری کرده است. یعنی باید مرد را در حلقه زن آورده و از نو اسارت و آزادی را معرفی نماید. این معرفی هم زن را در بر میگیرد و هم مرد را، چون عدم تعادلی که در جامعه وجود دارد، فقط مسئله زنان نیست. بلکه مسئلهی بنیادین فکری، اجتماعی و حتی سیاسی است.
با در نظر گرفتن اینها بهتر میفهمیم که چگونه و چرا فمینیسم تا این حد تجزیه شده و سرمایهداری سبب تفرقه بیشتر جنبشهای فمینیسم در جهان شده است.
- چرا فمنیسم تا این حد متفرق شده و جنبشهای مختلفی از آن جدا شدهاند؟
نجیبه قرهداغی: آنچه سبب شده است فمینیسم تا این حد خود را تقسیم کند، به آغاز مبارزات فمینیسم باز میگردد. چون براساس دیدگاه فمینیسم سفید غربگرا رشد نموده است. این نیز نمیتواند در تمامی اکناف زمین با همین دید معرفیشده و مسائل را حل کند. بهعنوان مثال زن کورد در روژهلات و باکور کوردستان فقط به دلیل زن بودن با سرکوب مواجه نیست. بلکه چندین شناسهی دیگر و مرتبط با هم وجود دارند. دولت، یکرنگ نمودن شناسهها را علیه این هویت و شناسههای گوناگون بکار میگیرد.
بهجای آن که فمینیسم راهحلی برای مسائل اکولوژیک، مسئله طبقاتی، مسئله ملیتگرایی و سازماندهی باشد و جنبشهایی را بر این اساس به وجود آورد، بیشتر برای یکرنگ نمودن مسائل کار کرده است و همزمان در داخل خود بههمین دلیل و به دلیل این تفاوتها تجزیه شده است.
- تاثیر تباین و تفرقه برای مبارزات فمنیسم چگونه بوده است؟
نجیبه قرهداغی: بخشی از جنبشهای فمینیستی از دیدگاه طبقاتی سرمایهداری را بهعنوان یک مشکل میبینند. بخشی فقط سرمایهداری را بهعنوان مشکل میبینند و دولت و طیفهای دیگر را مشکل نمیدانند. وقتی اینها را به موازات همدیگر مد نظر قرار نمیدهی و بهعنوان مشکل نمیبینی، دیدگاه تو دچار تششت میشود. بر اساس این دیدگاه پراکنده شده جنبشها و دیدگاههای گوناگونی به وجود میآید. درنتیجه سیستم این تفاوتها را بهعنوان نقطهی ضعف فمینیسم علیه جنبشهای فمینیستی به کار میگیرد و آنها را تضعیف مینماید.
- ژنولوژی چگونه از تکرار دوباره همین اشتباه دوری گزیده است؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی از افتادن در همان دامهای جنبشهای فمینیستی دوری گزیده و دیدگاهی نو به وجود آورده است. فاکتورهای اشغالگری را باهم میبیند یعنی آنها را منفک و جدا از هم نمیداند. سرمایهداری، دولت و مردسالاری را مانند مثلثی میبیند که با هم کار کرده و از هم جدا نمیشوند.
- آیا ژنولوژی میتواند همه مبارزات زنان را متحد کند؟
گذار دموکراتیک
نجیبه قرهداغی: درک غربی نمیتواند مسائل جامعه کوردی را حل کند نجیبه قرهداغی عضو شورای اجرایی ژنولوژی اعلام کرد، درک غربی نمیتواند مسائل جامعهی کورد را حل نماید، بلکه باید زنان کورد تاریخ خود را شناخته و آن را درک نمایند. 🆔 @GozarDemocratic
نجیبه قرهداغی: با خوشحالی و با افتخار میتوانم بگویم که جنبش آزادی زنان کورد محرکی برای نو شدن و ایجاد میدان گفتگوی مولد میان جنبشهای فمینیستی بوده است. همچنین جنبشی دوطرفه است. هم جنبش زنان کورد از جنبشهای دیگر یاد میگیرد و هم جنبشهای دیگر نیز بدون آنکه آن را انکار نمایند، تجارب بسیاری را از جنبش آزادی زنان کورد یاد میگیرند. طی سالهای اخیر انقلاب روژآوای کوردستان این امر را اثبات کرده است. بهعنوان یک نمونه برجسته میتوانم بگویم در شهر میلان ایتالیا ۲۵ گروه مختلف فمینیستی وجود داشتند. اما در مرحله مقاومت کوبانی با حضور ژئولوژی و گفتگو در زمینهی دست نمودن ریشه مسائل، اکنون آنها مانند یک چتر با هم کار میکنند.
- نظر شما در رابطه با سازمانها و مراکز زنان در اقلیم کوردستان که تحت عنوان فمینیسم و دفاع از زنان کار میکنند چیست؟
نجیبه قرهداغی: هر قدمی مهم است، اما با چه هدفی کار میکنند این مسئلهای جداگانه است و در این رابطه چیزی نمیگویم. اما مسائل جامعه ما چون مسائل بنیادین و فکری هستند، فقط با سازمان و مرکز حل نمیشوند و به یک بنیاد دیگر ذهنی نیاز است. ما به ایجاد جنبشی اجتماعی نیاز داریم که از نو مسائل و رخدادهایی را معرفی نماید که در تاریخ بشریت سبب بردگی و اسارت شدهاست.
با درک مبتنی بر غربگرایی نمیتوانیم مسائل جامعهی کورد را حل نماییم. میتوانیم از آنها چیزهای زیادی یاد بگیریم، اما درحقیقت زنان کورد به این نیاز دارند که تاریخ خود را بخوانند و تاریخ خود را بشناسند. چون زن، آزادی و هویت زن بودن را در این منطقه از دست داده است. در خاورمیانه زن به اسارت گرفته شده و به استعمار کشیده شده است. بههمین دلیل به روشنگری و بنیاد نهادن معرفتی نیاز داریم که در این منطقه آغاز شود.
- اساس کار ژنولوژی برای حل مسائل چیست؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی علم آن معرفتشناختی است که چگونه زن خود را بنیاد نهاد و همزمان مرد را نیز به میدان تغییر و خودشناسی بکشد. اگر زن قوی نباشد و دارای تفکر دمکراتیک نباشد، دارای بنیاد معرفتی قدرتمندی نخواهد بود و نمیتواند مرد را ناچار به تغییر کند. همچنین ژنولوژی علم خود دفاعی است. برای آنست که زمانیکه زن در میدانهای سیاسی و فعالیتها قرار گرفت بداند چگونه در آن شرکت نماید. زمانیکه زن به همراه تشکیل خانواده میدهد، بداند با چه چیزی مواجه میشود. دفاع فقط با اسلحه نیست. آنچه در روژآوای کوردستان وجود دارد، بخش مسلحانهی آنست و فقط ممکن است ۲۵ درصد آن باشد. مسئله اصلی و بخش مهم آن از لحاظ فکری و عقلی و ایجاد تغییر است. ژنولوژی براساس ۳ پرنسیب دستگاه و سازمان و مفاهیم بنیاد مینهد که آنها نیز آزادی زن، دمکراسی مستقیم و حفاظت از محیطزیست هستند. جنبشهای دنیا نیز در مواردی که ژنولوژی توانسته باشد به مسائل ذهنیتی بپردازد از آن بهرهمند شدهاند.
- ژنولوژی چه انتقادی از علوم دیگر دارد؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی از علوم اجتماعی این انتقاد را دارد که زن را شایستهی آن ندانسته است که در مورد آن تحقیق کند، تحقیق به عنوان زن و موجودی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی، نهتنها از لحاظ بیولوژی و مانند آن چه در علوم پزشکی و یا در علوم دیگر وجود دارد.
- روش تحقیقات ژنولوژی چگونه است؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی متدی برای تکمیل تحقیقات و کنارهم قرار دادن آنهاست. چون در تحقیقات فقط نظارت، پرسش، جمعآوری آمار و نگارش در رابطه با جامعه را درست نمیداند. ژنولوژی کارکردن همراه با جامعه است نه کار کردن بر روی جامعه. مکانیسم حل را به دست آنهایی که ستمکار بودهاند واگذار نمیکند، بلکه آن را به دست جامعه میدهد تا مسائل خود را بشناسد و آن را ببیند و حل نماید.
- پیام شما برای ۸ مارس چیست؟
نجیبه قرهداغی: ما به همراه سازمانهای زنان از ماه فوریه پانلهایی برای گفتگو در مورد راه و روشهای حل و دستنشان نمودن ریشه مسائل را آغاز نمودهایم. این نیز شرکت ما خواهد بود بهعنوان مرکز تحقیقات ژنولوژی به مناسبت ۸ مارس.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
- نظر شما در رابطه با سازمانها و مراکز زنان در اقلیم کوردستان که تحت عنوان فمینیسم و دفاع از زنان کار میکنند چیست؟
نجیبه قرهداغی: هر قدمی مهم است، اما با چه هدفی کار میکنند این مسئلهای جداگانه است و در این رابطه چیزی نمیگویم. اما مسائل جامعه ما چون مسائل بنیادین و فکری هستند، فقط با سازمان و مرکز حل نمیشوند و به یک بنیاد دیگر ذهنی نیاز است. ما به ایجاد جنبشی اجتماعی نیاز داریم که از نو مسائل و رخدادهایی را معرفی نماید که در تاریخ بشریت سبب بردگی و اسارت شدهاست.
با درک مبتنی بر غربگرایی نمیتوانیم مسائل جامعهی کورد را حل نماییم. میتوانیم از آنها چیزهای زیادی یاد بگیریم، اما درحقیقت زنان کورد به این نیاز دارند که تاریخ خود را بخوانند و تاریخ خود را بشناسند. چون زن، آزادی و هویت زن بودن را در این منطقه از دست داده است. در خاورمیانه زن به اسارت گرفته شده و به استعمار کشیده شده است. بههمین دلیل به روشنگری و بنیاد نهادن معرفتی نیاز داریم که در این منطقه آغاز شود.
- اساس کار ژنولوژی برای حل مسائل چیست؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی علم آن معرفتشناختی است که چگونه زن خود را بنیاد نهاد و همزمان مرد را نیز به میدان تغییر و خودشناسی بکشد. اگر زن قوی نباشد و دارای تفکر دمکراتیک نباشد، دارای بنیاد معرفتی قدرتمندی نخواهد بود و نمیتواند مرد را ناچار به تغییر کند. همچنین ژنولوژی علم خود دفاعی است. برای آنست که زمانیکه زن در میدانهای سیاسی و فعالیتها قرار گرفت بداند چگونه در آن شرکت نماید. زمانیکه زن به همراه تشکیل خانواده میدهد، بداند با چه چیزی مواجه میشود. دفاع فقط با اسلحه نیست. آنچه در روژآوای کوردستان وجود دارد، بخش مسلحانهی آنست و فقط ممکن است ۲۵ درصد آن باشد. مسئله اصلی و بخش مهم آن از لحاظ فکری و عقلی و ایجاد تغییر است. ژنولوژی براساس ۳ پرنسیب دستگاه و سازمان و مفاهیم بنیاد مینهد که آنها نیز آزادی زن، دمکراسی مستقیم و حفاظت از محیطزیست هستند. جنبشهای دنیا نیز در مواردی که ژنولوژی توانسته باشد به مسائل ذهنیتی بپردازد از آن بهرهمند شدهاند.
- ژنولوژی چه انتقادی از علوم دیگر دارد؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی از علوم اجتماعی این انتقاد را دارد که زن را شایستهی آن ندانسته است که در مورد آن تحقیق کند، تحقیق به عنوان زن و موجودی اجتماعی، سیاسی و اخلاقی، نهتنها از لحاظ بیولوژی و مانند آن چه در علوم پزشکی و یا در علوم دیگر وجود دارد.
- روش تحقیقات ژنولوژی چگونه است؟
نجیبه قرهداغی: ژنولوژی متدی برای تکمیل تحقیقات و کنارهم قرار دادن آنهاست. چون در تحقیقات فقط نظارت، پرسش، جمعآوری آمار و نگارش در رابطه با جامعه را درست نمیداند. ژنولوژی کارکردن همراه با جامعه است نه کار کردن بر روی جامعه. مکانیسم حل را به دست آنهایی که ستمکار بودهاند واگذار نمیکند، بلکه آن را به دست جامعه میدهد تا مسائل خود را بشناسد و آن را ببیند و حل نماید.
- پیام شما برای ۸ مارس چیست؟
نجیبه قرهداغی: ما به همراه سازمانهای زنان از ماه فوریه پانلهایی برای گفتگو در مورد راه و روشهای حل و دستنشان نمودن ریشه مسائل را آغاز نمودهایم. این نیز شرکت ما خواهد بود بهعنوان مرکز تحقیقات ژنولوژی به مناسبت ۸ مارس.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Audio
زاگرۆس-کونفێدراڵ
هەژمونیەتی مۆدێرنیتەو قەیرانەکانی و رێگوچارەی دیموکراتیک
رێکەوت ١١/٣/٢٠٢٢
بەشداران ، عەبدوللە سۆڵتانی ، نادر جماعتی ، سۆران مەلاحەسەن ،کاوە ئاهەنگەری ، عادل عۆسمان ، جهانبخش رۆستەمی
🆔 @GozarDemocratic
هەژمونیەتی مۆدێرنیتەو قەیرانەکانی و رێگوچارەی دیموکراتیک
رێکەوت ١١/٣/٢٠٢٢
بەشداران ، عەبدوللە سۆڵتانی ، نادر جماعتی ، سۆران مەلاحەسەن ،کاوە ئاهەنگەری ، عادل عۆسمان ، جهانبخش رۆستەمی
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کۆمەڵگا لە بۆسەی قڕ کردنی چاندی دا ✍ شیلان ساریا 🆔 @GozarDemocratic
کۆمەڵگا لە بۆسەی قڕ کردنی چاندی دا
✍ شیلان ساریا
چاند یا خود کلتوور(فەرهەنگ)، ریشەی زمانی چاند لە چاندنی سەرچاوە دەگرێ. ئەو دەستکەوت و بەها مادی و مەعنەویانەی کە کۆمەڵگای مرۆڤایەتی بە درێژایی مێژوو بەرهەمی هێناون و لە سایەیان ژیانێکی ئازاد و دێمۆکراتیکی بە پێی ڕاستینەی کۆمەڵگا پێک هێناوە. ڕێبەر ئاپۆ چاند وەک کۆی” بونیاد” و “واتا “، کە کۆمەڵگای مرۆڤایەتی بە درێژایی مێژوو ئافراندوویەتی پێناسە دەکا. “لە واتای بەرتەسک دا چاند وەک جیهانی واتا دان و ناوەرۆک بەخشینە بە کۆمەڵگا، یاسای ئەخلاق، زەینیەت، هونەر و زانستەکەی”.
بۆچی چاند؟
بابێین سەرەتا لە بواری تیۆری و زاراوەیی بیخەینە بەر باس، پاشانیش بە نموونە هێنانەوە لە ڕاستینەی ژیانی ئەوڕۆمان زیاتر شی بکەینەوە؛
بە پێی پێناسەیەک کە باسمان لێ کرد “کۆمەڵگا لە هەڵگرتنی واتا و پێکهاتە بە یێکەوە دەگاتە هەبوون”. وەک ڕێبەر ئاپۆ باسی لێوە دەکات “دامەزراوە یا خود نەهاد وەک جامێکی پڕ ئاوە” ئەگەر جامەکە کۆمەڵگا بێت و ئاوەکەی واتا و چاند بێ؛ بە ڕژانی ئاوەکە جامەکە بێکاریگەرە یا خود بە لیخن و چڵکاو پڕ دەکرێتەوە. داگیرکەران بە هێرشی سەر چاند و بنەما ئەخلاقیەکان کۆمەڵگا تووشی داڕمان دەکەن و لە ڕاستینەی خۆی دووری دەخەن، پاشانیش دژە چاندی سەرمایەداری کە هێرشی ڕاستە و ڕاستە بۆ سەر چاند و ڕەوشتی کۆمەڵگا، بە نێو چاندی سەردەم دەرخواردی دەدەن. ئەگەریش جامەکە بشکێت ئاشکرایە کە “دوای شکانی جامەکە ناکرێت باس لە هەبوونی ئاوەکە بکرێت. ئیتر بۆ خاوەنی جامەکە ئاو نیە، بەڵکوو توخمێکی ژیانە کە بۆ خاکێکی دیکە یا خود جامی کەسانی تر ڕژاوە” ئەویش ڕاستی ئەوڕۆی گەلی کورد و گەلانی کوردستانە.بە جۆرێکی تر دەتوانین بڵەین چاند بۆ کۆمەڵگا وەکوو ڕوحە بۆ لش، لە نەبوونی ڕوح دا لەش وەک جەستەیەکی بێ گیانە و پێچەوانەکەشی ڕوح لە جەستە دا بەرجەستە دەبێ و هەبوونی واتادار. کوردستان وەک لانکەی مرۆڤایەتی کە ناوەندی پێکەوەنانی شارستانیەتی دێمۆکراتیک بووە و وەک دایک بەرهەمەکەی بەسەر مرۆڤایەتی دا دابەش کردووە و پێی گەیاندووە، ئەوڕۆ هێندراوەتە دۆخی دایکێک کە مناڵەکەی خیانەتی لي دەکا و بەرهەمی هەزاران ساڵەی بە نێوی جیا و ناسنامەی ساختە زەوت دەکرێ و دەدزرێ.
رێبەر ئاپۆ “پێک هاتەی ئەو کۆمەڵگایە وەک بوونەوەرێک کە سەری پەڕێندراوە و پەلەقاژە دەکات” بە نێو کرد و دەڵێت: “کۆمەڵگایەک دوونیای زەینیەت و جوانی خۆی لە دەست دابێت بە لاشەیەک دەچێت کە بۆ ڕزین، پارچە کردن و خواردن فڕێدراوە”. بۆ لە ناو بردن، قڕ کردن و تواندنەوەی کۆمەڵگایەک، داگیرکاری هەرچی ڕێباز و شێوازی دژە ئەخلاقیانەیە بە کار دێنێت و بە وردی و هەستیاریەوە لە سەر هەر بوارێکی کۆمەڵگا، پیلان داڕێژراو هێرش پێش دەخا.
لە مێژووی نە زۆر دوور، دەوڵەتە داگیرکەرەکان سەرەتا قڕ کردنی فیزیکیان بە بنەما گرت و هەر چەشنە سەرهەڵدانێک و ماف خوازیەکیان بە هێرش و کوشتن وەڵام دایەوە. لە هیچ جۆرەی وەحشی گەریەک سڵیان نەکردەوە. لە کوردستان، تایبەت لە کۆتاییەکانی سەدەی ١٩ و درێژایی سەدەی ٢٠ دەسەڵاتە فاشیستیەکان سەرهەڵدانی کوردانیان سەرکووت کرد و دەستیان دایە کوشتن و داگیرکاری. لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان بە سەرکوتی سەرهەڵدانەکانی وەک سەرهەڵدانی سمکۆی شکاک، سەرهەڵدانی مەلا خەلیل، کۆماری کوردستان و دەیان سەرهەڵدان و جووڵانەوەی تر لە لایان دەوڵەتی دژە گەلانی پاشایەتی ئێران و هەروەها کوشتن و جەهاد دژی کوردان و ملیتارەزە کردنی کوردستان لە لایان دەسەڵاتی داگیرکەری ئێستای ئێران، ویستیان گەلی کورد فیزیکی لە ناو ببەن و بە قڕکردنی دا دەرباز بکەن. لە باکووری کوردستانیش بە سەرکووتی سەرهەڵدانەکانی دەرسیم، سەرهەڵدانی شێخ سەعید، گەلی زیلان، میر نشینەکان و هەروەها بە قەتل و عامی گلی کورد لە مەرعەش، دەرسیم و دەیان هێرش و سەرکووتی تر، پەیڕەوی هەمان زەینیەت و بیرۆکەی بەرتەسکی دەسەڵاتی دەوڵەتی بوون کە جیاوازیەکان پەسەند ناکات.
لە پشتی هەر هێرشێکی سەر گەلانی ڕۆژهەڵاتی ناوین و بە تایبەت کوردستان، تا ڕۆژی ئەوڕۆکەش دەستی زل هێزە جیهانیەکانی تێدایە و لە بناغەدا ئەوەی کە ڕەوایی پێدەدا و پیلانی بۆ دادەڕێژێ و فەرمانی جێ بە جێ کردنی بە نۆکەرە ناوچەییەکانی دەدات، دەسەڵاتە ڕۆژئاواییەکانن. ئەوانەی کە داهێنەری بیرۆکەی دەوڵەت-نەتەوەن و ڕێوەبەری سیستەمی دژە چاندی سەرمایەدارین. کە وەک نموونە دەتوانین باس لە سەرکووتی سەرهەڵدانی شێخ مەحموود لە باشووری کوردستان بکەین کە ڕاستەوخۆ بە دەست داگیرکاری ئینگلیز کرا. ئێستاکەش ئەمریکا و وڵاتانی ئەورووپی بە بیانووی جیا جیا هێرش دێنن و دەست تێوەردان لە ناوچەکە دادەکەن. یا خود پێشی داگیرکەران بۆ لە ناوبردنی گەلان و دەسکەوتەکانیان دەکەنەوە. کە نموونەکەشی ئەرێ کردنی ئەمریکا و ڕووسیایە بۆ هێرشی دەوڵەتی فاشیستی تورک بۆ سەر ڕۆژئاوای کوردستان.
✍ شیلان ساریا
چاند یا خود کلتوور(فەرهەنگ)، ریشەی زمانی چاند لە چاندنی سەرچاوە دەگرێ. ئەو دەستکەوت و بەها مادی و مەعنەویانەی کە کۆمەڵگای مرۆڤایەتی بە درێژایی مێژوو بەرهەمی هێناون و لە سایەیان ژیانێکی ئازاد و دێمۆکراتیکی بە پێی ڕاستینەی کۆمەڵگا پێک هێناوە. ڕێبەر ئاپۆ چاند وەک کۆی” بونیاد” و “واتا “، کە کۆمەڵگای مرۆڤایەتی بە درێژایی مێژوو ئافراندوویەتی پێناسە دەکا. “لە واتای بەرتەسک دا چاند وەک جیهانی واتا دان و ناوەرۆک بەخشینە بە کۆمەڵگا، یاسای ئەخلاق، زەینیەت، هونەر و زانستەکەی”.
بۆچی چاند؟
بابێین سەرەتا لە بواری تیۆری و زاراوەیی بیخەینە بەر باس، پاشانیش بە نموونە هێنانەوە لە ڕاستینەی ژیانی ئەوڕۆمان زیاتر شی بکەینەوە؛
بە پێی پێناسەیەک کە باسمان لێ کرد “کۆمەڵگا لە هەڵگرتنی واتا و پێکهاتە بە یێکەوە دەگاتە هەبوون”. وەک ڕێبەر ئاپۆ باسی لێوە دەکات “دامەزراوە یا خود نەهاد وەک جامێکی پڕ ئاوە” ئەگەر جامەکە کۆمەڵگا بێت و ئاوەکەی واتا و چاند بێ؛ بە ڕژانی ئاوەکە جامەکە بێکاریگەرە یا خود بە لیخن و چڵکاو پڕ دەکرێتەوە. داگیرکەران بە هێرشی سەر چاند و بنەما ئەخلاقیەکان کۆمەڵگا تووشی داڕمان دەکەن و لە ڕاستینەی خۆی دووری دەخەن، پاشانیش دژە چاندی سەرمایەداری کە هێرشی ڕاستە و ڕاستە بۆ سەر چاند و ڕەوشتی کۆمەڵگا، بە نێو چاندی سەردەم دەرخواردی دەدەن. ئەگەریش جامەکە بشکێت ئاشکرایە کە “دوای شکانی جامەکە ناکرێت باس لە هەبوونی ئاوەکە بکرێت. ئیتر بۆ خاوەنی جامەکە ئاو نیە، بەڵکوو توخمێکی ژیانە کە بۆ خاکێکی دیکە یا خود جامی کەسانی تر ڕژاوە” ئەویش ڕاستی ئەوڕۆی گەلی کورد و گەلانی کوردستانە.بە جۆرێکی تر دەتوانین بڵەین چاند بۆ کۆمەڵگا وەکوو ڕوحە بۆ لش، لە نەبوونی ڕوح دا لەش وەک جەستەیەکی بێ گیانە و پێچەوانەکەشی ڕوح لە جەستە دا بەرجەستە دەبێ و هەبوونی واتادار. کوردستان وەک لانکەی مرۆڤایەتی کە ناوەندی پێکەوەنانی شارستانیەتی دێمۆکراتیک بووە و وەک دایک بەرهەمەکەی بەسەر مرۆڤایەتی دا دابەش کردووە و پێی گەیاندووە، ئەوڕۆ هێندراوەتە دۆخی دایکێک کە مناڵەکەی خیانەتی لي دەکا و بەرهەمی هەزاران ساڵەی بە نێوی جیا و ناسنامەی ساختە زەوت دەکرێ و دەدزرێ.
رێبەر ئاپۆ “پێک هاتەی ئەو کۆمەڵگایە وەک بوونەوەرێک کە سەری پەڕێندراوە و پەلەقاژە دەکات” بە نێو کرد و دەڵێت: “کۆمەڵگایەک دوونیای زەینیەت و جوانی خۆی لە دەست دابێت بە لاشەیەک دەچێت کە بۆ ڕزین، پارچە کردن و خواردن فڕێدراوە”. بۆ لە ناو بردن، قڕ کردن و تواندنەوەی کۆمەڵگایەک، داگیرکاری هەرچی ڕێباز و شێوازی دژە ئەخلاقیانەیە بە کار دێنێت و بە وردی و هەستیاریەوە لە سەر هەر بوارێکی کۆمەڵگا، پیلان داڕێژراو هێرش پێش دەخا.
لە مێژووی نە زۆر دوور، دەوڵەتە داگیرکەرەکان سەرەتا قڕ کردنی فیزیکیان بە بنەما گرت و هەر چەشنە سەرهەڵدانێک و ماف خوازیەکیان بە هێرش و کوشتن وەڵام دایەوە. لە هیچ جۆرەی وەحشی گەریەک سڵیان نەکردەوە. لە کوردستان، تایبەت لە کۆتاییەکانی سەدەی ١٩ و درێژایی سەدەی ٢٠ دەسەڵاتە فاشیستیەکان سەرهەڵدانی کوردانیان سەرکووت کرد و دەستیان دایە کوشتن و داگیرکاری. لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان بە سەرکوتی سەرهەڵدانەکانی وەک سەرهەڵدانی سمکۆی شکاک، سەرهەڵدانی مەلا خەلیل، کۆماری کوردستان و دەیان سەرهەڵدان و جووڵانەوەی تر لە لایان دەوڵەتی دژە گەلانی پاشایەتی ئێران و هەروەها کوشتن و جەهاد دژی کوردان و ملیتارەزە کردنی کوردستان لە لایان دەسەڵاتی داگیرکەری ئێستای ئێران، ویستیان گەلی کورد فیزیکی لە ناو ببەن و بە قڕکردنی دا دەرباز بکەن. لە باکووری کوردستانیش بە سەرکووتی سەرهەڵدانەکانی دەرسیم، سەرهەڵدانی شێخ سەعید، گەلی زیلان، میر نشینەکان و هەروەها بە قەتل و عامی گلی کورد لە مەرعەش، دەرسیم و دەیان هێرش و سەرکووتی تر، پەیڕەوی هەمان زەینیەت و بیرۆکەی بەرتەسکی دەسەڵاتی دەوڵەتی بوون کە جیاوازیەکان پەسەند ناکات.
لە پشتی هەر هێرشێکی سەر گەلانی ڕۆژهەڵاتی ناوین و بە تایبەت کوردستان، تا ڕۆژی ئەوڕۆکەش دەستی زل هێزە جیهانیەکانی تێدایە و لە بناغەدا ئەوەی کە ڕەوایی پێدەدا و پیلانی بۆ دادەڕێژێ و فەرمانی جێ بە جێ کردنی بە نۆکەرە ناوچەییەکانی دەدات، دەسەڵاتە ڕۆژئاواییەکانن. ئەوانەی کە داهێنەری بیرۆکەی دەوڵەت-نەتەوەن و ڕێوەبەری سیستەمی دژە چاندی سەرمایەدارین. کە وەک نموونە دەتوانین باس لە سەرکووتی سەرهەڵدانی شێخ مەحموود لە باشووری کوردستان بکەین کە ڕاستەوخۆ بە دەست داگیرکاری ئینگلیز کرا. ئێستاکەش ئەمریکا و وڵاتانی ئەورووپی بە بیانووی جیا جیا هێرش دێنن و دەست تێوەردان لە ناوچەکە دادەکەن. یا خود پێشی داگیرکەران بۆ لە ناوبردنی گەلان و دەسکەوتەکانیان دەکەنەوە. کە نموونەکەشی ئەرێ کردنی ئەمریکا و ڕووسیایە بۆ هێرشی دەوڵەتی فاشیستی تورک بۆ سەر ڕۆژئاوای کوردستان.
گذار دموکراتیک
کۆمەڵگا لە بۆسەی قڕ کردنی چاندی دا ✍ شیلان ساریا 🆔 @GozarDemocratic
لایەنی بە ئێشی ئەو جۆرە قڕ کردنەش تێوەگلانی لایەنی خائینی کوردە کە بۆ بەرژەوەندی دیوەخانی بنەماڵەیی و دەسەڵات، هیچ چەشنە پرەنسیپ و پێوەرێک ناناسێ و بە دڵێکی کراوە بەڕووی دووژمن و هەستێکی کوێر بە ڕووی گەل دا، چاوساغی بۆ دوژمن دەکا، نموونەکەشی شەڕی دژی جووڵانەوەی کوردی لە ڕۆژهەڵات بە دەستی پارتی دێمۆکراتی کوردستانی عیراق و بارزانیە، کە ئەوڕۆش بە دژی گریلاکانی ئازادی کوردستان چاو ساغی و سیخوڕی کردنە بۆ تورکیە و جار جار بۆسە نانەوە و شەهید خستنی گریلاکانە. نموونەی خزمەت گەیاندنی ئەوانە بۆ دووژمن لە دژی گەلیش، پشت کردنە لە گەلی کوردی ئیزدی لە شەنگاڵ و هێشتنەوەیان بۆ پەلاماری تاریک پەرەستانی داعەش لە لایان بنەماڵەی بارزانیە؛ هەڵبەت خائینان بەوە تێر نابن و لە بواری قڕ کردنی چاندی و لە ناوبردنی پرەنسیپ و نەریتی دیمۆکراتیانەی کۆمەڵگا، پێشی دووژمن دەکەنەوە و دەبنە هاوکاری؛ کە لە ژێرەوە زیاتر باسی لێ دەکەین.
هەر وەک دەڵێن “ئەو هەویرە ئاوێ زۆر دەبا” و کوشتن و سڕینەوەی فیزیکی کوردان و گەلانی ڕۆژهەڵاتی ناوین لە لایان داگیرکەران جێگەی باسێکی دوور و درێژە. لێرەدا زیاتر دەمانهەوێ باس لەو لایەنەی قڕ کردن و کوشتنە بکەین کە بە ڕێگەی ئەو ڕژێمە ی کە ڕێبەر ئاپۆ وەک “ڕژێمی قڕ کردنی چاندی” بە نێوی کرد؛ کە بواری زەینی بە ئامانج دەگرێ ڕاوەستە بکەین.
باسمان کرد هوونەر، جوانی ناسی، ئەخلاق، زانست، زەینیەت و هەروەکی تر، لە چوارچێوەی چاند دا شێوە دەگرن. ئەوە چاندە هەڵسووکەوتمان و ڕوانگەمان دیار دەکا. دەتوانین بڵەین چاند لایەنی سەرەکی دیار کردنی شێوەی ژیانە، جا بە چاک یا خراپ. داگیرکاری و تایبەت سیستەمی سەرمایەداری یا خود ژینۆسایدی چاندی، لەکۆتایی سەدەی ٢٠ و تایبەت لە سەدەی بیست و یەک دا هێرشەکانی لە هێرشی چەکداری و ڕاستەوخۆ گۆڕی بۆ هێرشی ئیدۆلۆژیک. لە بەر ئەوەی کە هێرشی چەکداری تێچووی مادی زۆر بوو و ئامانجێکی ئەوتۆشی نەدەگرت و لە بەرامبەری دا کاردانەوە و سەرهەڵدانی گەلانی زیاتر لێ دەکەوتەوە؛ نموونەکەشی دەتوانین باس لە دوو هێرشی ئەمریکا بۆ سەر ئەفغانستان و عێراق بکەین کە لە بواری پێکانی ئەو ئامانجانەی دیاری کردبوو، شکەستی هێنا. هەر بۆیە بە کەڵک وەرگرتن لە شێوەکانی پۆشینی جل و بەرگ، خواردن، خواردنەوە، میدیا، ئینتێرنەت و دەیان شتی تر دەستی دایە هێرش بۆ سەر چاند و ئەخلاقی کۆمەڵگا. لەو هێرشە دا هەست وزەینی گەلانی بە ئامانج گرت. بە جۆرێک لە جۆرەکان بە نێوی ئازادی تاکەکەسی و سەربەست بوون لە هەڵبژاردن و شێوازی ژیان دا، بێ ئەوەیکە پێبزانین هاتە سەرەوەی هەرماڵێک دا دانیشت و بوو خاوەن ماڵ، وا خەریکە بە ویست و خواستی خۆمان میواندارێتی لێ دەکەین. با بێین بە کورتیش بێ چەند نموونەی بەرچاو بخەینە بەر باس کە ڕۆژانە بەرەو ڕووی دێین:
*لایەنی مادی و بەر چاو
١.جل و بەرگ؛
بێ ئەوەیکە کەسێک بدوێنی و لە گەڵی قسە بکەی، بۆ زانیاری وەرگرتن لە ناسنامەی نەتەوەیی ئەو کەسە، بە جل و بەرگی دا دەتوانی بیناسی، هەر گەلەی بە جل و بەرگێک دەناسرێ و وەک ناسنامەیەکە بۆی. ئەوڕۆکە سەرمایەداری لە چوارچێوەی یەکدەست کردن دا یەک جۆرەی پۆشین و جل و بەرگ باو دەکا و لێرەدا جیا لە ئامانجی سەرەکی، کە ژێنۆسایدی چاندیە، لە بواری بازاڕیش دا قازانج دەکا. بە دەست تێوەردان و گۆڕانکاری لە جل و بەرگی گەلان دا، بەنێو مۆد لە بازار دا بڵاوی دەکاتەوە. نموونەیێکی نە زۆر کۆن، جل و بەرگی خوڕەمە، کە جل و بەرگێکی کوردی ژنانەی تایبەت بە چەند هەرێمی باکووری کوردستانە. لە زنجیرە فیلمێکی تورکی بە نێو “خوڕەم سوڵتان” دا کە باس لە سەردەمی خەلافەتی عوسمانی دەکا؛ وەک جلی ژنانی سەرای خەلافەتی عوسمانی پێشان دەدرێ و لە نێو بازار دا دەبێتە مۆد و دەفرۆشرێ.
نموونەیەکی دیکەش سووکایەتی بە جل و بەرگی نەتەوەکانە کە هەندێک جار لە میدیاکانی داگیرکەری ئێران دا لە نێو گاڵتەجاڕیەکانیان بێڕێزی پێدەکرێ، یا خود لە زانکۆکانی ئێران ئاستەنگی بۆ ئەو خوێندکارانە ساز دەکرێ کە بە جل و بەرگی نەتەوەییان دەچنە زانکۆ.
٢.زمان؛
ڕێبەر ئاپۆ دەڵێن “زمان وتەبێژی چاندە”. واتا زمان دەڕبڕینی هەست و زەینە. لە لایان ڕژێمە خۆداسەپێنەکان، زمانی گەلان وەک زاراوە چاوی لێ دەکرێ. یا وەک ڕژێمی فاشیستی تورک بە تەواوی نکۆڵی لێ دەکرێ یا خود هاوشێوەی ڕژێمی داگیرکەری ئێرانی وەک زاراوە و گوویێش سەیر دەکرێ و وەک پارچەیەک لە زمانی فارسی دەدیترێ. تایبەت زمانی کوردی کە بە ڕێگای گۆرانی و وێژەدا خۆی پاراستووە و کۆمەڵگا خاوەندارێتی لێ کردووە، زیاتر بەرەو ڕووی هێرش بۆتەوە. قسە کردن بە زمانی دایکی لە هەندێک هەرێم و ناوچەی کوردستان نەک تەنیا لە نێو خەڵک دا، بەڵکوو لە ماڵەوە لە ناو خێزانیش دا وەک شەرم و پاشکەوتن دەدیترێ. ڕێکخراوە درۆزنە جیهانیەکان دەڵێن: کەسێک کە نەتوانێ بە زمانی دایکی بدوێ بێسەوادە.
هەر وەک دەڵێن “ئەو هەویرە ئاوێ زۆر دەبا” و کوشتن و سڕینەوەی فیزیکی کوردان و گەلانی ڕۆژهەڵاتی ناوین لە لایان داگیرکەران جێگەی باسێکی دوور و درێژە. لێرەدا زیاتر دەمانهەوێ باس لەو لایەنەی قڕ کردن و کوشتنە بکەین کە بە ڕێگەی ئەو ڕژێمە ی کە ڕێبەر ئاپۆ وەک “ڕژێمی قڕ کردنی چاندی” بە نێوی کرد؛ کە بواری زەینی بە ئامانج دەگرێ ڕاوەستە بکەین.
باسمان کرد هوونەر، جوانی ناسی، ئەخلاق، زانست، زەینیەت و هەروەکی تر، لە چوارچێوەی چاند دا شێوە دەگرن. ئەوە چاندە هەڵسووکەوتمان و ڕوانگەمان دیار دەکا. دەتوانین بڵەین چاند لایەنی سەرەکی دیار کردنی شێوەی ژیانە، جا بە چاک یا خراپ. داگیرکاری و تایبەت سیستەمی سەرمایەداری یا خود ژینۆسایدی چاندی، لەکۆتایی سەدەی ٢٠ و تایبەت لە سەدەی بیست و یەک دا هێرشەکانی لە هێرشی چەکداری و ڕاستەوخۆ گۆڕی بۆ هێرشی ئیدۆلۆژیک. لە بەر ئەوەی کە هێرشی چەکداری تێچووی مادی زۆر بوو و ئامانجێکی ئەوتۆشی نەدەگرت و لە بەرامبەری دا کاردانەوە و سەرهەڵدانی گەلانی زیاتر لێ دەکەوتەوە؛ نموونەکەشی دەتوانین باس لە دوو هێرشی ئەمریکا بۆ سەر ئەفغانستان و عێراق بکەین کە لە بواری پێکانی ئەو ئامانجانەی دیاری کردبوو، شکەستی هێنا. هەر بۆیە بە کەڵک وەرگرتن لە شێوەکانی پۆشینی جل و بەرگ، خواردن، خواردنەوە، میدیا، ئینتێرنەت و دەیان شتی تر دەستی دایە هێرش بۆ سەر چاند و ئەخلاقی کۆمەڵگا. لەو هێرشە دا هەست وزەینی گەلانی بە ئامانج گرت. بە جۆرێک لە جۆرەکان بە نێوی ئازادی تاکەکەسی و سەربەست بوون لە هەڵبژاردن و شێوازی ژیان دا، بێ ئەوەیکە پێبزانین هاتە سەرەوەی هەرماڵێک دا دانیشت و بوو خاوەن ماڵ، وا خەریکە بە ویست و خواستی خۆمان میواندارێتی لێ دەکەین. با بێین بە کورتیش بێ چەند نموونەی بەرچاو بخەینە بەر باس کە ڕۆژانە بەرەو ڕووی دێین:
*لایەنی مادی و بەر چاو
١.جل و بەرگ؛
بێ ئەوەیکە کەسێک بدوێنی و لە گەڵی قسە بکەی، بۆ زانیاری وەرگرتن لە ناسنامەی نەتەوەیی ئەو کەسە، بە جل و بەرگی دا دەتوانی بیناسی، هەر گەلەی بە جل و بەرگێک دەناسرێ و وەک ناسنامەیەکە بۆی. ئەوڕۆکە سەرمایەداری لە چوارچێوەی یەکدەست کردن دا یەک جۆرەی پۆشین و جل و بەرگ باو دەکا و لێرەدا جیا لە ئامانجی سەرەکی، کە ژێنۆسایدی چاندیە، لە بواری بازاڕیش دا قازانج دەکا. بە دەست تێوەردان و گۆڕانکاری لە جل و بەرگی گەلان دا، بەنێو مۆد لە بازار دا بڵاوی دەکاتەوە. نموونەیێکی نە زۆر کۆن، جل و بەرگی خوڕەمە، کە جل و بەرگێکی کوردی ژنانەی تایبەت بە چەند هەرێمی باکووری کوردستانە. لە زنجیرە فیلمێکی تورکی بە نێو “خوڕەم سوڵتان” دا کە باس لە سەردەمی خەلافەتی عوسمانی دەکا؛ وەک جلی ژنانی سەرای خەلافەتی عوسمانی پێشان دەدرێ و لە نێو بازار دا دەبێتە مۆد و دەفرۆشرێ.
نموونەیەکی دیکەش سووکایەتی بە جل و بەرگی نەتەوەکانە کە هەندێک جار لە میدیاکانی داگیرکەری ئێران دا لە نێو گاڵتەجاڕیەکانیان بێڕێزی پێدەکرێ، یا خود لە زانکۆکانی ئێران ئاستەنگی بۆ ئەو خوێندکارانە ساز دەکرێ کە بە جل و بەرگی نەتەوەییان دەچنە زانکۆ.
٢.زمان؛
ڕێبەر ئاپۆ دەڵێن “زمان وتەبێژی چاندە”. واتا زمان دەڕبڕینی هەست و زەینە. لە لایان ڕژێمە خۆداسەپێنەکان، زمانی گەلان وەک زاراوە چاوی لێ دەکرێ. یا وەک ڕژێمی فاشیستی تورک بە تەواوی نکۆڵی لێ دەکرێ یا خود هاوشێوەی ڕژێمی داگیرکەری ئێرانی وەک زاراوە و گوویێش سەیر دەکرێ و وەک پارچەیەک لە زمانی فارسی دەدیترێ. تایبەت زمانی کوردی کە بە ڕێگای گۆرانی و وێژەدا خۆی پاراستووە و کۆمەڵگا خاوەندارێتی لێ کردووە، زیاتر بەرەو ڕووی هێرش بۆتەوە. قسە کردن بە زمانی دایکی لە هەندێک هەرێم و ناوچەی کوردستان نەک تەنیا لە نێو خەڵک دا، بەڵکوو لە ماڵەوە لە ناو خێزانیش دا وەک شەرم و پاشکەوتن دەدیترێ. ڕێکخراوە درۆزنە جیهانیەکان دەڵێن: کەسێک کە نەتوانێ بە زمانی دایکی بدوێ بێسەوادە.
گذار دموکراتیک
کۆمەڵگا لە بۆسەی قڕ کردنی چاندی دا ✍ شیلان ساریا 🆔 @GozarDemocratic
بەڵام هەر ئەو داموو دەزگایانەن کە خزمەتی بیرۆکەی سیستەم دەکەن و بۆ فریو دان درووشمی سرنج ڕاکێش دەڵێنەوە.
بۆ پەیوەندی لە نێو گەلان دا تایبەت لە چوارچێوەی نەتەوەی دێموکراتی، پێویستیە کە مرۆڤ زمان و زاراوەکانی گەلانی جیران بزانێ و پێی بدوێ. هەروەها مرۆڤیش لە بواری فکری خاوەن ئەو تواناییە هەیە. بەڵام دەسەڵاتەکان لە خزمەت سیستمی قڕ کردنی چاندی دا زمانی گەلان لە ناو دەبەن و زمانی چینی سەر دەست زاڵ دەکەن، کە هەر ئەوە دەبێتە هۆکار:
١.لە لایەنێکەوە پێکهاتەی گەلان بە ڕوانگەی بەرتەسکی نەتەوەچێتی دژی زمانی یەکتر ڕاوەستنەوە.
٢.لە لایەنێکی دیکەش دایک و باوکەکان مناڵانیان لە فێر بوونی زمانی دایکی بێ بەش بکەن و بە زمانی جیا جیا وەک ئینگلیزی، فارسی و تورکی، کە وا نیشاندراوە زمانی پێشکەوتوون قسە بکەن.
٣.میدیاکان؛
سەدەی بیست و یەک بۆتە سەدەی کێ بەرکێی میدیایی و دوونیای ڕیکلام و مۆد، هەر ڕۆژ بە هەزاران زانیاری و هەزاران پێویستی ساختە بەرەو ڕووی مرۆڤ دەکرێنەوە و تووشی سەرلێ شێوانی دەکەن. لە خزمەتی بیرۆکەی یەک رەنگ کردنی جیهان کە لە لایان رژێمی قڕکردنی چاندی دامەزراوە، چۆنیەتی و چەندایەتی ژیان لە سیفر تا سەدەوە بێ کەم و کورتی دیار دەکەن. کار لە شێوازی پۆشین، خواردن، چی چاو لێ کردن و چی گوێدان و هەروەکی دی گوزەراوەو و ئەورۆکە خەیاڵەکانمان، بگرە فیزیک و شێوەی قسە کردن و ڕێگە ڕۆیشتنمان دیار دەکەن. هەر هەمووی ئەوانە هێرشێکی ئیدۆلۆژیکن کە وا بیرۆکە و ڕوانگەمانی بە ئامانج گرتووە. ئامانج دابڕینە لە شێوەی سرووشتی ژیانی گەلان و پشت کردنیان لە ئەخلاق و چاندی هەزاران ساڵەیان. مرۆڤیان هێناوەتە ئاستێک کە دەست تێوەردان دەکا لە سرووشتی هەبوونی و نە تەنیا جوانکاری، بگرە دەست تێوەردان دەکا لە ڕەگەزی خۆشی.زۆرینەی کۆمەڵگایان هێناوەتە ئاستێک کە حەز و خۆزگە جنسیەکانی بورکان ئاسا هەڵدەقوڵێ و لە پێناویان دا پشت دەکا لە نرخ و بەهاکانی. لە ناوخۆی کوردستانیش میدیا بە نێو کۆردیەکان بە سیاسەتی رژێمی قڕ کردنی چاندی کار دەکەن و دڕاما و بەرنامەکانیان تا دەگاتە پێشکەش کاری کاناڵەکانیان، هەر هەموویان خزمەتی پەرەسەندنی بێ ئەخلاقی و بێ چاندی لە کۆمەڵگادا دەکەن. وەک نموونە کاناڵەکانی؛ کوردستان ٢٤ ،awa، ڕووداو، من و تو،TRT و دەیان کاناڵی دی بەو شێوازە کار دەکەن.
لایەنی زەینی و مەعنەوی؛
١.هوونەر؛
ڕێبەر ئاپۆ لە پێناسەی هوونەر دا باس لە هوونەرێک دەکەن کە هەڵقوڵاوی ڕاستی کۆمەڵگا بێ و بیرۆکەی خۆی لەو ڕاستیە وەرگرێ. بەڵام ئەوڕۆ پێچەوانەکەی دەبینین، هوونەرمەندێک جێگەی باسە کە لە گەلەکەی بێ ئاگایە و لە پێناو ناوبانگ دەرکردن گەلەکەشی دەفرۆشێ، بە دەگمەن دەبینین ئەو هوونەرمەندە ڕاستەقینانەی کە لە دەرد و کوڵی گەلەکەیان و لە شایی و جەژنیان بە ئاگان و هوونەرەکەیان بۆتە زمانی گەلیان. لە نێو گەلی کورد دا دەتوانین باسی هونەرمەندانی وەک ییلماز گۆنای، تەها کەریمی، یاشار کەماڵ، مامۆستا هێمن، جەلال مەلەکشا، ئەحمەد کایا، سەید داوود و چەندین مامۆستای تر بکەین کە هوونەرەکەیان هەڵقوڵاوی ئێش و ئازار، ئەوین و جوانی و ڕاستی گەلی کورد بوون.
ئەوڕۆش هەن ئەو هوونەرمەندانەی کە دڵسۆزانە لە بوارە جیا جیاکانی هوونەر دا بێ چاوەڕوانی کار دەکەن. بەڵام زۆرترن ئەو بە نێو هوونەرمەندانەی کە لە پەنا گوێیان هێرشی دووژمن، کووشتنی ژنان و کۆڵبەران و سووتاندنی کوردستان نابینن و بێ ئاگا و کەڕ و لاڵ لە ڕاستینەی گەلیان، دژە هوونەری سووک و بێ واتا پێشکەش دەکەن.
٢.خەیاڵ و خۆزگەکان؛
لە ڕابردووی نە زۆر دوور منداڵانی گەرەک هەر هەموویان بە هەراو هووریا و یاری و خۆشاریکێن، ڕۆژیان دەکردە شەو و شەویش ماندوو و بەدەم زەردەخەنەوە تا بەیانی لە خەو دا جینگڵیان نەدەدا، ئەوڕۆ یاری و هەراو هووریای بە کۆمەڵی منداڵان جێگەی بە یاری ئینتێرنەتی لە پشت شاشەی تەبلێت و مۆبایلەکان لە قووژبنی ماڵ دا داوە. منداڵێکی تەنیا و غەمۆک و گیرۆدە بە شاشەیەکی دیجیتاڵ. لە نێو گەنجانی تازە پێ گەیشتووش کەیف خۆش یا تووڕە لە سەرکەوتن و بن کەوتن لە یاری پۆبجی و هاوشێوەکانی. گەیشتووینە قۆناغێک کە هەستەکانمان دیجیتاڵی بوونە و دۆست و دووژمنیشمان بەو شێوە، لەوەی کە هەر سات دووژمن لە دوونیای ڕاستین دا هیرش دێنێ و دەمانکووژێ بێ ئاگا کراوین. ڕێبەر ئاپۆ پشت کردن لە خیاڵی منداڵی وەک خیانەت دەبینێ. هەر بۆیە لایەنێکی ئەو ڕژێمی قڕ کردنی چاندیەش هێرشی سەر خەیاڵەکانمانە و دانانی خیاڵی ساختەیە و دیجیتاڵ.
٣.ویژدان؛
مرۆڤی خاوەن ویژدان، خاوەن هەڵوێستەو کاردانەوە. ویژدان ئەو لایەنە زەینیەیە کە چاوی خۆی لە بەرامبەر دیاردەکان ناگرێ و بێ دەنگ نامێنێ. ویژدان و هەست لێک دانەبڕاون و یەکتر بە هێز دەکەن. چەندە هەست بە ڕاستی داگیرکاری، ڕاستی هەبوونی نەتەوی، گرێدراو بوون بە سرووشت و کۆمەڵگا، چاند و ڕەوشتی کۆمەڵگامان بکەین، ئەوەندە خاوەن ویژدانین.
بۆ پەیوەندی لە نێو گەلان دا تایبەت لە چوارچێوەی نەتەوەی دێموکراتی، پێویستیە کە مرۆڤ زمان و زاراوەکانی گەلانی جیران بزانێ و پێی بدوێ. هەروەها مرۆڤیش لە بواری فکری خاوەن ئەو تواناییە هەیە. بەڵام دەسەڵاتەکان لە خزمەت سیستمی قڕ کردنی چاندی دا زمانی گەلان لە ناو دەبەن و زمانی چینی سەر دەست زاڵ دەکەن، کە هەر ئەوە دەبێتە هۆکار:
١.لە لایەنێکەوە پێکهاتەی گەلان بە ڕوانگەی بەرتەسکی نەتەوەچێتی دژی زمانی یەکتر ڕاوەستنەوە.
٢.لە لایەنێکی دیکەش دایک و باوکەکان مناڵانیان لە فێر بوونی زمانی دایکی بێ بەش بکەن و بە زمانی جیا جیا وەک ئینگلیزی، فارسی و تورکی، کە وا نیشاندراوە زمانی پێشکەوتوون قسە بکەن.
٣.میدیاکان؛
سەدەی بیست و یەک بۆتە سەدەی کێ بەرکێی میدیایی و دوونیای ڕیکلام و مۆد، هەر ڕۆژ بە هەزاران زانیاری و هەزاران پێویستی ساختە بەرەو ڕووی مرۆڤ دەکرێنەوە و تووشی سەرلێ شێوانی دەکەن. لە خزمەتی بیرۆکەی یەک رەنگ کردنی جیهان کە لە لایان رژێمی قڕکردنی چاندی دامەزراوە، چۆنیەتی و چەندایەتی ژیان لە سیفر تا سەدەوە بێ کەم و کورتی دیار دەکەن. کار لە شێوازی پۆشین، خواردن، چی چاو لێ کردن و چی گوێدان و هەروەکی دی گوزەراوەو و ئەورۆکە خەیاڵەکانمان، بگرە فیزیک و شێوەی قسە کردن و ڕێگە ڕۆیشتنمان دیار دەکەن. هەر هەمووی ئەوانە هێرشێکی ئیدۆلۆژیکن کە وا بیرۆکە و ڕوانگەمانی بە ئامانج گرتووە. ئامانج دابڕینە لە شێوەی سرووشتی ژیانی گەلان و پشت کردنیان لە ئەخلاق و چاندی هەزاران ساڵەیان. مرۆڤیان هێناوەتە ئاستێک کە دەست تێوەردان دەکا لە سرووشتی هەبوونی و نە تەنیا جوانکاری، بگرە دەست تێوەردان دەکا لە ڕەگەزی خۆشی.زۆرینەی کۆمەڵگایان هێناوەتە ئاستێک کە حەز و خۆزگە جنسیەکانی بورکان ئاسا هەڵدەقوڵێ و لە پێناویان دا پشت دەکا لە نرخ و بەهاکانی. لە ناوخۆی کوردستانیش میدیا بە نێو کۆردیەکان بە سیاسەتی رژێمی قڕ کردنی چاندی کار دەکەن و دڕاما و بەرنامەکانیان تا دەگاتە پێشکەش کاری کاناڵەکانیان، هەر هەموویان خزمەتی پەرەسەندنی بێ ئەخلاقی و بێ چاندی لە کۆمەڵگادا دەکەن. وەک نموونە کاناڵەکانی؛ کوردستان ٢٤ ،awa، ڕووداو، من و تو،TRT و دەیان کاناڵی دی بەو شێوازە کار دەکەن.
لایەنی زەینی و مەعنەوی؛
١.هوونەر؛
ڕێبەر ئاپۆ لە پێناسەی هوونەر دا باس لە هوونەرێک دەکەن کە هەڵقوڵاوی ڕاستی کۆمەڵگا بێ و بیرۆکەی خۆی لەو ڕاستیە وەرگرێ. بەڵام ئەوڕۆ پێچەوانەکەی دەبینین، هوونەرمەندێک جێگەی باسە کە لە گەلەکەی بێ ئاگایە و لە پێناو ناوبانگ دەرکردن گەلەکەشی دەفرۆشێ، بە دەگمەن دەبینین ئەو هوونەرمەندە ڕاستەقینانەی کە لە دەرد و کوڵی گەلەکەیان و لە شایی و جەژنیان بە ئاگان و هوونەرەکەیان بۆتە زمانی گەلیان. لە نێو گەلی کورد دا دەتوانین باسی هونەرمەندانی وەک ییلماز گۆنای، تەها کەریمی، یاشار کەماڵ، مامۆستا هێمن، جەلال مەلەکشا، ئەحمەد کایا، سەید داوود و چەندین مامۆستای تر بکەین کە هوونەرەکەیان هەڵقوڵاوی ئێش و ئازار، ئەوین و جوانی و ڕاستی گەلی کورد بوون.
ئەوڕۆش هەن ئەو هوونەرمەندانەی کە دڵسۆزانە لە بوارە جیا جیاکانی هوونەر دا بێ چاوەڕوانی کار دەکەن. بەڵام زۆرترن ئەو بە نێو هوونەرمەندانەی کە لە پەنا گوێیان هێرشی دووژمن، کووشتنی ژنان و کۆڵبەران و سووتاندنی کوردستان نابینن و بێ ئاگا و کەڕ و لاڵ لە ڕاستینەی گەلیان، دژە هوونەری سووک و بێ واتا پێشکەش دەکەن.
٢.خەیاڵ و خۆزگەکان؛
لە ڕابردووی نە زۆر دوور منداڵانی گەرەک هەر هەموویان بە هەراو هووریا و یاری و خۆشاریکێن، ڕۆژیان دەکردە شەو و شەویش ماندوو و بەدەم زەردەخەنەوە تا بەیانی لە خەو دا جینگڵیان نەدەدا، ئەوڕۆ یاری و هەراو هووریای بە کۆمەڵی منداڵان جێگەی بە یاری ئینتێرنەتی لە پشت شاشەی تەبلێت و مۆبایلەکان لە قووژبنی ماڵ دا داوە. منداڵێکی تەنیا و غەمۆک و گیرۆدە بە شاشەیەکی دیجیتاڵ. لە نێو گەنجانی تازە پێ گەیشتووش کەیف خۆش یا تووڕە لە سەرکەوتن و بن کەوتن لە یاری پۆبجی و هاوشێوەکانی. گەیشتووینە قۆناغێک کە هەستەکانمان دیجیتاڵی بوونە و دۆست و دووژمنیشمان بەو شێوە، لەوەی کە هەر سات دووژمن لە دوونیای ڕاستین دا هیرش دێنێ و دەمانکووژێ بێ ئاگا کراوین. ڕێبەر ئاپۆ پشت کردن لە خیاڵی منداڵی وەک خیانەت دەبینێ. هەر بۆیە لایەنێکی ئەو ڕژێمی قڕ کردنی چاندیەش هێرشی سەر خەیاڵەکانمانە و دانانی خیاڵی ساختەیە و دیجیتاڵ.
٣.ویژدان؛
مرۆڤی خاوەن ویژدان، خاوەن هەڵوێستەو کاردانەوە. ویژدان ئەو لایەنە زەینیەیە کە چاوی خۆی لە بەرامبەر دیاردەکان ناگرێ و بێ دەنگ نامێنێ. ویژدان و هەست لێک دانەبڕاون و یەکتر بە هێز دەکەن. چەندە هەست بە ڕاستی داگیرکاری، ڕاستی هەبوونی نەتەوی، گرێدراو بوون بە سرووشت و کۆمەڵگا، چاند و ڕەوشتی کۆمەڵگامان بکەین، ئەوەندە خاوەن ویژدانین.
گذار دموکراتیک
کۆمەڵگا لە بۆسەی قڕ کردنی چاندی دا ✍ شیلان ساریا 🆔 @GozarDemocratic
ئەگەر ئەو هەستە نەبێت ئەوە دەبێت خۆمان لێ پرسین بکەین و بزانین کەوتووینە بن کاریگاری ڕژێمی قڕ کردنی چاندی. تێکۆشانی تەڤگەری ئاپۆیی، تێکۆشانە بۆ شۆڕشی زەینیەت و ویژدان. ئەورۆکە کە هەڵوێستمان لە بەرامبەر داگیرکاری سەر نیشتمانمان لە کەمی داوە و کووشتنی مرۆڤەکان، ژنان، کۆڵبەران و بە لاڕێدا بردنی گەنجان و ژنان ئاسایی دەبینین و خۆ لە بەرامبەریان دا بەرپرسیار نابینین، نیشانە لە هێرشێکی ئیدۆلۆژیک لە لایان ڕژێمێکی قڕکەر بە نێو سەرمایەداری و بە ئایدۆلۆژیای لیبرالیزم. گوتنی باوی “کوڵاوی خۆم گرتووە با نەیبا” ئامانجی ئەو بێ بەرپرسیارێتیە لە بەرامبەر کۆمەڵگا، مرۆڤایەتی و گەردوون.
ئەو نموونانەی کە باسمان لێ کرد تەنیا ئاماژەیێکی کورت بوون و بە شێکی بچووک لەو قڕ کردنانەی لە ژێر نێوی ژینۆسایدی چاندی دەکرێن و ڕۆژانە لە گەڵی بەرەو ڕووین. گەلێک کە لە لایەن داگیرکەرە ناوچەییەکان چەوسێندراوەتەوە یا خود چین و توێژێک کە لە لایان زەینیەتی کۆنە پەرەست بەرەو ڕووی هێرش بۆتەوە، بە تایبەت ژنان و گەنجان-کرێکاران و خوێندکاران، ڕژێمی دژە ئەخلاقی سەرمایەداری و ئازادی درۆینەکەی وەک ڕێچارە و جێ گرەوە دەبینی و دەکەوێتە گێژاوێکی قووڵتر، لە ئەساس دا هەر یەکن و لە ڕوو دا ڕازاونەوەو جیا کراون. گەلێک کە ئێستاش خۆ لە سەر پێ دەگرێ و هیوای بە ئازادی هەیە، پێویستە ئەو هێرشانە بە وردی لێک بدەینەوە و خەسارەکانی ببینین، تاوەکوو لە ڕێڕەوێکی ڕاستی تێکۆشان دا وەک گەلێکی شۆڕشگێر خەبات بکەین و تێبکۆشین. بۆ بوونیاد نانی نەتەوەی دێموکراتیک کە ڕێبەر ئاپۆ وەک جێگرەوەی سیستەمی هەیی واتا شارستانیەتی درۆینەی سەرمایەداری پێشکەشی گەلان و مرۆڤایەتی کرد؛ گەلان دێنەوە سەر چاند و مێژووی ڕاستەقینەیان، ئەو چاند و مێژوویەی کە بەرەو ڕووی قڕ کردن و چەواشە ببۆوە. چاندی ڕاستەقین ئەو بەهاو نرخانە لە خۆ دەگرێ کە لە یەکێتی هەست و فکر، واتا یەکێتی دڵ و مێشک پێک هاتوون. ڕێبەر ئاپۆ سەرهەڵدانێک بوو بەرامبەر بە ڕژێمی ژینۆسایدی چاندی، کە بە لە ناو بردنی گەلی کورد هەوڵی بونیاد نانی بە نەتەوە کردنێکی تورکی، فارسی، عەرەبی دەدا.
یەک لە ڕەهەندەکانی نەتەوەی دیمۆکراتیک، “چاندی نەتەوەی دیمۆکراتیکە”. ئایین، فەلسەفە، زانست، مێتۆلۆژیا و لقە جیاوازەکانی هوونەر، چاندی کۆمەڵگا پێک دێنن. ڕێبەر ئاپۆ لەوەها دۆخێک دا بەو جۆرە شرۆڤەی دەکات:”گەلێک کە بە چاند و چاندی خۆی ڕاست ژیان دەکا، دەتوانێ لە گەڵ گەلانی تر لە چوارچێوەی نەتەوەی دیمۆکراتی دا ڕاست ژیان بکا”. دیمۆکراسی ڕاستەقین نە یەک ڕەنگ کردنی گەلانە بە گوێرەی خواست و ویستی ئەمریکا و ئەورووپا، یا خود تورکیە و ئێران؛ بەڵکوو دیمۆکراسی ڕاستەقین کە ڕێبەر ئاپۆ باسی لێ دەکا بە ڕەنگ و ناسنامەی خۆ هەبوونە و خۆ بەڕێوە بردنە.
یەک لە ئاموورە دیارەکانی ئەو هێرشە چاندیە، سیستەمی پەروەردەی دەوڵەت-دەسەڵاتەکانە، بە ڕێگەی پەروەردە لە تەمەنی مناڵیەوە تا ناکۆتا، بە گوێرەی ویست و خواستی خۆی پەروەردە دەکا و هێزی کاری خۆی بۆ خۆ لە سەر پێ هێشتنەوە لە داهاتووی دوور و نەزیک دا پێدەگەیێنێ. بە پەروەردە کردنی کۆمەڵگا لە بچووک ترین هەڵسووکەوتی ڕۆژانە ڕا بگرە تا ڕوانگە و بیرمان دیار دەکا و ئاراستەی پێدەدا. دووژمن ئامانجەکانی خۆی بە تایبەت بۆ قڕ کردن و تواندنەوەی چاندی لە رێگەی پەروەردە دەپێکێ. لە بەرامبەریش دا دووبارە بە پەروەردەی ڕاست و بنگەیی لە سەر هەر بوارێکی ژیانی کۆمەڵایەتی دا دەتوانین ڕاستی ئەو سیستەمە قیزەونە ببینین و بەرەنگاری ببینەوە. مێژووی ڕاستەقین و لە ڕێگالادانی مێژووییمان بە پەروەردە دەتوانین بخەینەوە سەر ڕێڕەوە ڕاستەکەی و بە پەروەردەشە کە شەڕ و تێکۆشان دەگاتە لووتکەی سەرکەوتن.
کەواتە بۆ پاراستنی چاندی ڕاستەقینمان لە بەرامبەر ڕژێمی قڕکردنی چاندی چۆن ژیان کردن و پێویستیەکانی وەک چۆن بیر بکەینەوە؟ چی گوێ بدەینێ؟ لە بەرامبەر چی هەڵوێست نیشان بدەین؟ چی بە هەند وەربگرین؟ و هەروەکی دی بە بنەما بگرین و لە بەرامبەر دوونیای درۆی لە ڕوو دا ڕازاوەی سەرمایەداری، بڵێین نا و پێشی بڵاو بوون و پەرەسەندنەکانی بگرین. ئەویش کاری ویژدانە و باوەڕی و بیرۆکەی ئایدۆلۆژیای ئازادی لە چوارچێوەی شۆڕشی چاندی.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ئەو نموونانەی کە باسمان لێ کرد تەنیا ئاماژەیێکی کورت بوون و بە شێکی بچووک لەو قڕ کردنانەی لە ژێر نێوی ژینۆسایدی چاندی دەکرێن و ڕۆژانە لە گەڵی بەرەو ڕووین. گەلێک کە لە لایەن داگیرکەرە ناوچەییەکان چەوسێندراوەتەوە یا خود چین و توێژێک کە لە لایان زەینیەتی کۆنە پەرەست بەرەو ڕووی هێرش بۆتەوە، بە تایبەت ژنان و گەنجان-کرێکاران و خوێندکاران، ڕژێمی دژە ئەخلاقی سەرمایەداری و ئازادی درۆینەکەی وەک ڕێچارە و جێ گرەوە دەبینی و دەکەوێتە گێژاوێکی قووڵتر، لە ئەساس دا هەر یەکن و لە ڕوو دا ڕازاونەوەو جیا کراون. گەلێک کە ئێستاش خۆ لە سەر پێ دەگرێ و هیوای بە ئازادی هەیە، پێویستە ئەو هێرشانە بە وردی لێک بدەینەوە و خەسارەکانی ببینین، تاوەکوو لە ڕێڕەوێکی ڕاستی تێکۆشان دا وەک گەلێکی شۆڕشگێر خەبات بکەین و تێبکۆشین. بۆ بوونیاد نانی نەتەوەی دێموکراتیک کە ڕێبەر ئاپۆ وەک جێگرەوەی سیستەمی هەیی واتا شارستانیەتی درۆینەی سەرمایەداری پێشکەشی گەلان و مرۆڤایەتی کرد؛ گەلان دێنەوە سەر چاند و مێژووی ڕاستەقینەیان، ئەو چاند و مێژوویەی کە بەرەو ڕووی قڕ کردن و چەواشە ببۆوە. چاندی ڕاستەقین ئەو بەهاو نرخانە لە خۆ دەگرێ کە لە یەکێتی هەست و فکر، واتا یەکێتی دڵ و مێشک پێک هاتوون. ڕێبەر ئاپۆ سەرهەڵدانێک بوو بەرامبەر بە ڕژێمی ژینۆسایدی چاندی، کە بە لە ناو بردنی گەلی کورد هەوڵی بونیاد نانی بە نەتەوە کردنێکی تورکی، فارسی، عەرەبی دەدا.
یەک لە ڕەهەندەکانی نەتەوەی دیمۆکراتیک، “چاندی نەتەوەی دیمۆکراتیکە”. ئایین، فەلسەفە، زانست، مێتۆلۆژیا و لقە جیاوازەکانی هوونەر، چاندی کۆمەڵگا پێک دێنن. ڕێبەر ئاپۆ لەوەها دۆخێک دا بەو جۆرە شرۆڤەی دەکات:”گەلێک کە بە چاند و چاندی خۆی ڕاست ژیان دەکا، دەتوانێ لە گەڵ گەلانی تر لە چوارچێوەی نەتەوەی دیمۆکراتی دا ڕاست ژیان بکا”. دیمۆکراسی ڕاستەقین نە یەک ڕەنگ کردنی گەلانە بە گوێرەی خواست و ویستی ئەمریکا و ئەورووپا، یا خود تورکیە و ئێران؛ بەڵکوو دیمۆکراسی ڕاستەقین کە ڕێبەر ئاپۆ باسی لێ دەکا بە ڕەنگ و ناسنامەی خۆ هەبوونە و خۆ بەڕێوە بردنە.
یەک لە ئاموورە دیارەکانی ئەو هێرشە چاندیە، سیستەمی پەروەردەی دەوڵەت-دەسەڵاتەکانە، بە ڕێگەی پەروەردە لە تەمەنی مناڵیەوە تا ناکۆتا، بە گوێرەی ویست و خواستی خۆی پەروەردە دەکا و هێزی کاری خۆی بۆ خۆ لە سەر پێ هێشتنەوە لە داهاتووی دوور و نەزیک دا پێدەگەیێنێ. بە پەروەردە کردنی کۆمەڵگا لە بچووک ترین هەڵسووکەوتی ڕۆژانە ڕا بگرە تا ڕوانگە و بیرمان دیار دەکا و ئاراستەی پێدەدا. دووژمن ئامانجەکانی خۆی بە تایبەت بۆ قڕ کردن و تواندنەوەی چاندی لە رێگەی پەروەردە دەپێکێ. لە بەرامبەریش دا دووبارە بە پەروەردەی ڕاست و بنگەیی لە سەر هەر بوارێکی ژیانی کۆمەڵایەتی دا دەتوانین ڕاستی ئەو سیستەمە قیزەونە ببینین و بەرەنگاری ببینەوە. مێژووی ڕاستەقین و لە ڕێگالادانی مێژووییمان بە پەروەردە دەتوانین بخەینەوە سەر ڕێڕەوە ڕاستەکەی و بە پەروەردەشە کە شەڕ و تێکۆشان دەگاتە لووتکەی سەرکەوتن.
کەواتە بۆ پاراستنی چاندی ڕاستەقینمان لە بەرامبەر ڕژێمی قڕکردنی چاندی چۆن ژیان کردن و پێویستیەکانی وەک چۆن بیر بکەینەوە؟ چی گوێ بدەینێ؟ لە بەرامبەر چی هەڵوێست نیشان بدەین؟ چی بە هەند وەربگرین؟ و هەروەکی دی بە بنەما بگرین و لە بەرامبەر دوونیای درۆی لە ڕوو دا ڕازاوەی سەرمایەداری، بڵێین نا و پێشی بڵاو بوون و پەرەسەندنەکانی بگرین. ئەویش کاری ویژدانە و باوەڕی و بیرۆکەی ئایدۆلۆژیای ئازادی لە چوارچێوەی شۆڕشی چاندی.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
سهیل عربی از مقاومت زینب جلالیان میگوید
سهیل عربی آنارشیست و وبلاگنویس فعال در وصف ایستادگی زینب جلالیان در زندانهای رژیم اشغالگر ایران میگوید:"اینگونه است که زندان او را نشکست و او زندانسازان را شکست،"
زینب جلالیان زن انقلابی کورد از چهارده سال پیش تاکنون پشت میلەهای زندان نگه داشته شده تا ندای آزادیخواهی او به مردمش نرسد. اما بر خلاف پیشبینی شکنجەگران سپاهی، آوازەی مقاومت زینب در چهارسوی ایران پیچید. یک آنارشیست ایرانی میگوید زندان نتوانست که زینب جلالیان را بشکند در حالی که او زندانسازان را شکست.
سهیل عربی با ذکر یک جمله از مارتین هایدِگِر فیلسوف معروف آلمانی که گفته بود 'ما کاری مهمتر از شاعرانه زیستن روی زمین نداریم'، نوشته است: "زینب جلالیان اینگونه زیست، شاعرانه زیست که تکالیفش را فهمید و انجام داد. اینگونه است که شکنجهگران را نا امید کرده، اینگونه است که زندان او را نشکست و او زندان سازان را شکست."
او با یادآوری آنکه بشر حقوق و تکالیفی دارد، به این واقعیت اشاره میکند که در این عصر اکثر انسانها معمولا فقط دغدغه نیازها و حقوقشان را دارند، اما زینب جلالیان از معدود انسانهایی بوده که باور دارد میتوانیم و باید "آزاد و مستقل" باشیم.
سهیل عربی، انسان غیر طبیعی را کسی میداند که گمان میکند این نابسامانیها، تبعیضها و بیدادگریها طبیعی هستند. او زینب جلالیان را یک انسان طبیعی مینامد زیرا به ظلم عادت نکرد.
این فعال مدافع حقوق بشر مینویسد: "انسان غیر طبیعی به این اوضاع فاجعهوار عادت میکند. اما زینب جلالیان یک انسان طبیعی است، چون علاوه بر حقوق و نیازها، توان و تکالیف خود را میداند،میداند که باید جنگید."
او شعری به زینب جلالیان تقدیم میکند و میگوید: "زینب جلالیان سلاحی ساخت از غرور و کینه و به همرزمانش گفت رزممان پاینده، خشممان سوزنده، گنجمان آینده."
سهیل عربی که چنین توصیفی از زینب جلالیان میکند، وبلاگنویس و آنارشیست ایرانی است که سال ١٣٩٢ پس از بازداشت به اعدام محکوم شد. حکم او بعدها به هفت سال و نیم کاهش یافت. سهیل عربی در سالهای زندان هرگز سکوت نکرد و بارها با اعتصاب غذا دست به مقاومت زد. او و خانوادهاش تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند.
مادرش فرنگیس مظلوم نیز طی آن سالها حاضر به سکوت نشد، از فرزندش و فرزندان تمام مردمش دفاع کرد. فرنگیس مظلوم به جرم تسلیمناپذیری، روزهای طولانی در انفرادی نگه داشته شد و سرانجام به ١٨ ماه حبس محکومش کردند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
سهیل عربی آنارشیست و وبلاگنویس فعال در وصف ایستادگی زینب جلالیان در زندانهای رژیم اشغالگر ایران میگوید:"اینگونه است که زندان او را نشکست و او زندانسازان را شکست،"
زینب جلالیان زن انقلابی کورد از چهارده سال پیش تاکنون پشت میلەهای زندان نگه داشته شده تا ندای آزادیخواهی او به مردمش نرسد. اما بر خلاف پیشبینی شکنجەگران سپاهی، آوازەی مقاومت زینب در چهارسوی ایران پیچید. یک آنارشیست ایرانی میگوید زندان نتوانست که زینب جلالیان را بشکند در حالی که او زندانسازان را شکست.
سهیل عربی با ذکر یک جمله از مارتین هایدِگِر فیلسوف معروف آلمانی که گفته بود 'ما کاری مهمتر از شاعرانه زیستن روی زمین نداریم'، نوشته است: "زینب جلالیان اینگونه زیست، شاعرانه زیست که تکالیفش را فهمید و انجام داد. اینگونه است که شکنجهگران را نا امید کرده، اینگونه است که زندان او را نشکست و او زندان سازان را شکست."
او با یادآوری آنکه بشر حقوق و تکالیفی دارد، به این واقعیت اشاره میکند که در این عصر اکثر انسانها معمولا فقط دغدغه نیازها و حقوقشان را دارند، اما زینب جلالیان از معدود انسانهایی بوده که باور دارد میتوانیم و باید "آزاد و مستقل" باشیم.
سهیل عربی، انسان غیر طبیعی را کسی میداند که گمان میکند این نابسامانیها، تبعیضها و بیدادگریها طبیعی هستند. او زینب جلالیان را یک انسان طبیعی مینامد زیرا به ظلم عادت نکرد.
این فعال مدافع حقوق بشر مینویسد: "انسان غیر طبیعی به این اوضاع فاجعهوار عادت میکند. اما زینب جلالیان یک انسان طبیعی است، چون علاوه بر حقوق و نیازها، توان و تکالیف خود را میداند،میداند که باید جنگید."
او شعری به زینب جلالیان تقدیم میکند و میگوید: "زینب جلالیان سلاحی ساخت از غرور و کینه و به همرزمانش گفت رزممان پاینده، خشممان سوزنده، گنجمان آینده."
سهیل عربی که چنین توصیفی از زینب جلالیان میکند، وبلاگنویس و آنارشیست ایرانی است که سال ١٣٩٢ پس از بازداشت به اعدام محکوم شد. حکم او بعدها به هفت سال و نیم کاهش یافت. سهیل عربی در سالهای زندان هرگز سکوت نکرد و بارها با اعتصاب غذا دست به مقاومت زد. او و خانوادهاش تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند.
مادرش فرنگیس مظلوم نیز طی آن سالها حاضر به سکوت نشد، از فرزندش و فرزندان تمام مردمش دفاع کرد. فرنگیس مظلوم به جرم تسلیمناپذیری، روزهای طولانی در انفرادی نگه داشته شد و سرانجام به ١٨ ماه حبس محکومش کردند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
اوجالان: یاد مظلوم دوغان مشعلی است که راهمان را روشن میکند
رهبر خلق کورد در وصف مظلوم دوغان میگوید:"در برابر مقاومتی که مظلوم دوغان و همرزمانش در زندانها انجام دادند تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مقاومت آنها را به نتیجه مطلوب برسانیم."
مظلوم دوغان از انقلابیون نامی کوردستان بود که در برابر اوج توحش در زندانهای ترکیه تا پای جان مقاومت کرد. او هرگز تسلیم دشمن نشد و یکم فرودینماه ١٣۶٢ خودش را در سلول زندان آمَد به آتش کشید تا آتش نوروز را روشن کند. مظلوم دوغان بنام کاوه آهنگر معاصر هم شناخته میشود. رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان چند روز پس از شهادت مظلوم دوغان درباره شخصیت او مطلبی نوشت. گزیدهای از توصیف اوجالان:
رفیق مظلوم دوغان، یکی از شجاع ترین، فداکارترین و آگاه ترین فرزندان مردم ما، عضو کمیته مرکزی و از بنیانگذاران پ.ک.ک، پس از ماهها شکنجه در روز نوروز که نماد آزادی و تولد دوباره و بهار خلق ما بود، برای اعتراض به وحشیگری در زندان شهر آمد با مقاومتی نادر به زندگی خود پایان داد.
این نوع وقایع در جریان مقاومت و به ویژه این رویداد، سرشار از مسائل آموزنده بسیاری است که نیاز به تأمل دارد. این وظیفه ماست که هم نتیجهگیری کنیم و هم این نتایج را به فرایند مبارزات آینده منتقل کنیم.
حقایق باید با وضوح تمام آشکار شود. اگر بتوانیم توصیفی هرچند محدود داشته باشیم و این توضیحات را به یک سازمان درست تبدیل کنیم، میتوانیم تا حدی احساس آرامش کنیم. اگر حزبی که رفیق مظلوم به آن تعلق دارد بتواند این کار را انجام دهد، اگر بتواند ساختار خود را بر این اساس تقویت کند و مردم را با این درک رهبری کند، فقط می تواند اندکی از رنج آنها بکاهد.
خلق ما از هزاره قبل از میلاد با نابودگری وحشیترین امپراتوریهای استبدادی بردهدار مواجه بوده است. کاوه آهنگر نامی است که در چنین دورهای و در مقاومت در برابر این مستبدان به نماد آزادی و تولد دوباره تبدیل شد. البته این فقط معنای نمادین دارد، حقیقت نهفته در چنین افسانهای، مقاومت مردم، موفقیتها و پیروزیهای بیشمار این مقاومت است. معنای کنونی آن نیز، مقاوت در برابر ضحاکان زمان، برای تولدی جدید در نوروز است.
همانطور که نمرودها و ضحاکان ظالم اکنون رهروانی نفرین شده دارند، کاوه آهنگر هم رهروانی دارد که قهرمانانی اصیل هستند. با نگاهی به سبعیت علیه رفقایمان در سیاهچالهای "آمد"، کمی به حقیقت نزدیکتر میشویم.
در برابر مقاومتی که مظلوم دوغان و همرزمانش در زندانها انجام دادند تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مقاومت آنها را به نتیجه مطلوب برسانیم. آنها با این ایمان در راه رهایی ملی گام برداشتند بدون اینکه باکی از مرگ به دل راه دهند. پس وظیفه ما این است که با نگرشی تزلزلناپذیر و مصمم این کار را به پایان برسانیم.
رفیق مظلوم با مبارزه سازشناپذیر خود آرمان خود برای گشودن درهای زمانه بر روی مردم کوردستان را به دوست و دشمن ثابت کرد. او در رأس مقاوت ما برای استقلال ملی قرار گرفت.
ویژگی های فردی این رفیق که از دل مردم بیرون آمده و ارزشهای مردمی را با شخصیت کمونیستی آمیخته، آنقدر قوی بود که بتواند انقلابیون و مبارزان آزادی خواه ملی کوردستان را هدایت کند. او خاطراتی کوتاه اما غنی از زندگی و مبارزه بر جاگذاشت.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
رهبر خلق کورد در وصف مظلوم دوغان میگوید:"در برابر مقاومتی که مظلوم دوغان و همرزمانش در زندانها انجام دادند تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مقاومت آنها را به نتیجه مطلوب برسانیم."
مظلوم دوغان از انقلابیون نامی کوردستان بود که در برابر اوج توحش در زندانهای ترکیه تا پای جان مقاومت کرد. او هرگز تسلیم دشمن نشد و یکم فرودینماه ١٣۶٢ خودش را در سلول زندان آمَد به آتش کشید تا آتش نوروز را روشن کند. مظلوم دوغان بنام کاوه آهنگر معاصر هم شناخته میشود. رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان چند روز پس از شهادت مظلوم دوغان درباره شخصیت او مطلبی نوشت. گزیدهای از توصیف اوجالان:
رفیق مظلوم دوغان، یکی از شجاع ترین، فداکارترین و آگاه ترین فرزندان مردم ما، عضو کمیته مرکزی و از بنیانگذاران پ.ک.ک، پس از ماهها شکنجه در روز نوروز که نماد آزادی و تولد دوباره و بهار خلق ما بود، برای اعتراض به وحشیگری در زندان شهر آمد با مقاومتی نادر به زندگی خود پایان داد.
این نوع وقایع در جریان مقاومت و به ویژه این رویداد، سرشار از مسائل آموزنده بسیاری است که نیاز به تأمل دارد. این وظیفه ماست که هم نتیجهگیری کنیم و هم این نتایج را به فرایند مبارزات آینده منتقل کنیم.
حقایق باید با وضوح تمام آشکار شود. اگر بتوانیم توصیفی هرچند محدود داشته باشیم و این توضیحات را به یک سازمان درست تبدیل کنیم، میتوانیم تا حدی احساس آرامش کنیم. اگر حزبی که رفیق مظلوم به آن تعلق دارد بتواند این کار را انجام دهد، اگر بتواند ساختار خود را بر این اساس تقویت کند و مردم را با این درک رهبری کند، فقط می تواند اندکی از رنج آنها بکاهد.
خلق ما از هزاره قبل از میلاد با نابودگری وحشیترین امپراتوریهای استبدادی بردهدار مواجه بوده است. کاوه آهنگر نامی است که در چنین دورهای و در مقاومت در برابر این مستبدان به نماد آزادی و تولد دوباره تبدیل شد. البته این فقط معنای نمادین دارد، حقیقت نهفته در چنین افسانهای، مقاومت مردم، موفقیتها و پیروزیهای بیشمار این مقاومت است. معنای کنونی آن نیز، مقاوت در برابر ضحاکان زمان، برای تولدی جدید در نوروز است.
همانطور که نمرودها و ضحاکان ظالم اکنون رهروانی نفرین شده دارند، کاوه آهنگر هم رهروانی دارد که قهرمانانی اصیل هستند. با نگاهی به سبعیت علیه رفقایمان در سیاهچالهای "آمد"، کمی به حقیقت نزدیکتر میشویم.
در برابر مقاومتی که مظلوم دوغان و همرزمانش در زندانها انجام دادند تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که مقاومت آنها را به نتیجه مطلوب برسانیم. آنها با این ایمان در راه رهایی ملی گام برداشتند بدون اینکه باکی از مرگ به دل راه دهند. پس وظیفه ما این است که با نگرشی تزلزلناپذیر و مصمم این کار را به پایان برسانیم.
رفیق مظلوم با مبارزه سازشناپذیر خود آرمان خود برای گشودن درهای زمانه بر روی مردم کوردستان را به دوست و دشمن ثابت کرد. او در رأس مقاوت ما برای استقلال ملی قرار گرفت.
ویژگی های فردی این رفیق که از دل مردم بیرون آمده و ارزشهای مردمی را با شخصیت کمونیستی آمیخته، آنقدر قوی بود که بتواند انقلابیون و مبارزان آزادی خواه ملی کوردستان را هدایت کند. او خاطراتی کوتاه اما غنی از زندگی و مبارزه بر جاگذاشت.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺مجلەی ژنئولوژی منتشر گردید
نخستین شمارهی مجلهی ژنئولوژی 1400 با همکاری هلال زرین با عنوان ” هنر مدرنیته دموکراتیک” منتشر گردید.
در این مجله میخوانید: زیبایی ذهن زن، واقعیت وجودی فرهنگ و زبان- فرهنگ و هنر، رابطه مادر و فرزند – ژن چیست؟ ژنئولوژی چیست؟ – اخلاق و سیاست، تاج سر طبیعی ترین هنر و ….
برای دریافت این مجلە کلیک کنید
🌎 https://kjar.online/fa/2022/03/13/4905/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
نخستین شمارهی مجلهی ژنئولوژی 1400 با همکاری هلال زرین با عنوان ” هنر مدرنیته دموکراتیک” منتشر گردید.
در این مجله میخوانید: زیبایی ذهن زن، واقعیت وجودی فرهنگ و زبان- فرهنگ و هنر، رابطه مادر و فرزند – ژن چیست؟ ژنئولوژی چیست؟ – اخلاق و سیاست، تاج سر طبیعی ترین هنر و ….
برای دریافت این مجلە کلیک کنید
🌎 https://kjar.online/fa/2022/03/13/4905/
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
مجلەی ژنئولوژی منتشر گردید
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
ژنئولوژی.pdf
105.5 MB
جمیل باییک: خلق کورد در نوروز به فاشیسم پاسخ میدهد
جمیل باییک ریاست مشترک ک.ج.ک اعلام کرد:"ما اذعان داریم که خلق کورد در عید نوروز به میدانها سرازیر میشوند. نوروز را با شور و ایستادگی بزرگ گرامی خواهند داشت و پایبندی خود به رهبر آپو را یکبار دیگر نشان میدهند."
🆔 @GozarDemocratic
جمیل باییک ریاست مشترک ک.ج.ک اعلام کرد:"ما اذعان داریم که خلق کورد در عید نوروز به میدانها سرازیر میشوند. نوروز را با شور و ایستادگی بزرگ گرامی خواهند داشت و پایبندی خود به رهبر آپو را یکبار دیگر نشان میدهند."
🆔 @GozarDemocratic