گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
نیروهایی که شبانه مشغول جنگ بودند، در طول روز استراحت میکردند و نیروهای دیگری را وارد میدان جنگ میکردند. این گونه بود که ۲۴ ساعته مشغول جنگ بودند و نیروی مقابل خود را خسته میکردند. از طرف دیگر در کوبانی نیروی نظامی عمدهای وجود نداشت. داعش از این طریق توانسته بود که به پیشروی دست بزند و به مرکز شهر نزدیک شود.
اوزگورپولیتیکا: در مقابل این وضعیت شما چکار کردید؟
مراد کاراییلان: براساس درخواست فرماندهی واحدهای مدافع خلق، ما نیروی دیگری هم اعزام کردیم. یعنی اگر این نیرو فرستاده نمیشد، داعش با سرعت بیشتر میتوانست وارد کوبانی شود. هم ما نیرو اعزام کردیم و هم فرماندهی واحدهای مدافع خلق از سوی جزیر نیرو اعزام کرد. در این میان ما مشاهده کردیم که کمی از شدت سختگیری در راه کاسته شده است. برای نمونه مشاهده کردیم که گروههای غیر نظامی مدنی که به کوبانی میرفتند با مانع فراوانی روبرو نمیشدند و به مرز منطقه کوبانی میرسیدند. در نتیجه، فرماندهی واحدهای مدافع خلق هم چند بار نیرو را از طریق جزیر به کوبانی اعزام کرد. اما اعزام این نیرو کافی نبود که بتواند مانع از حمله گسترده داعش شود. در رابطه با این فرایند، یکی از نکاتی که باید به آن اشاره شود، فراخوان رهبر آپو برای بسیج عمومی بود. این رهبر آپو بود که برای این مرحله فراخوان داد. در آن زمان رهبر آپو دورنمای این مسئله را مطرح کرد که کوبانی باید به هر قیمتی حفظ شود. همچنین اعلام کرد که از باکور کوردستان جوانان میتوانند وارد شوند و به آنجا بپیوندند، بر این اساس بود که فراخوان بسیج عمومی را صادر کرد. این فراخوان از سوی رهبر آپو دست ما را هر چه بیشتر باز کرده و نشان داد که ما در مسیر درست حرکت میکنیم. یعنی طرح دورنمای وی برای دفاع از کوبانی بود. در واقع بعد از فراخوان رهبری بود که خلق به طور حماسی و قدرتمندانه وارد عمل شده و همه به سوی مرز با کوبانی رفتند و هم در نقطه صفر مرزی مشغول نگهبانی شدند و هم بسیای از جوانان به صفوف واحدهای مدافع خلق پیوستند. همچنین آحاد خلق هم به یکباره و با زور سیمهای مرزی را برداشته و وارد کوبانی شدند. یعنی این رهبری بود که این فرایند را مشخص کرد. از این طریق بود که مقاومت کوبانی وارد مهمترین نقطه خود دشد. این وضعیت بود که باعث شد تا ما هر چه بیشتر نیرووهای مدافع خلق را به کوبانی بفرستیم و بیش از پیش دست به ریسک بزنیم.
اوزگورپولیتیکا: آمریکا و نیروهای بینالمللی دیگر در ان زمان چه واکنشی نشان دادند؟
مراد کاراییلان: این حمله در این زمان در دستور کار نیروهای بینالمللی قرار گرفت. اما در آن زمان زیر امور خارجه امریکا، جون کری در اظهاراتی اعلام کرده بود که ما نمیتوانیم برای کوبانی کاری انجام دهیم. و به این معنا بود که دیگر کاری نمیشود کرد. داعش کوبانی را اشغال کرده و در انجا دست به قتلعام میزند.
اوزگورپولیتیکا: اردوغان هم در دیلوک گفت که 'کوبانی سقوط میکند، در آستانه شکست قرار دارد'
مراد کاراییلان: بله اردوغان با این گفتهها خواست بگوید که کوبانی حتما سقوط میکند. اما در مقابل این گفته خود ماند.
اوزگورپولیتیکا: بعد از ۱۵ سپتامبر داعش سریعا به سوی مرکز کوبانی پیشروی کرد و همه منتظر سقوط کوبانی بودند. شما در آن زمان چه میکردید؟ وضعیت در کوبانی چگونه بود؟
مراد کاراییلان: در آن زمان چون به این مسئله توجه داشتیم، مستقیما با فرماندهی واحدهای مدافع خلق در کوبانی ارتباط گرفتیم. زمانیکه در رابطه با وضعیت جبههها و محورها حرف میزدند، اعلام کردند که در بخش جنوب تروریستها در ۵-۶ کیلومتری در جایی به اسم مطعم سیران هستند و داعش به آن منطقه رسیده است. نبردها در آن جا جریان دارد و باید آنها را از انجا بیرون راند. در آن وقت از آنها پرسیدم که ایا دشمن میتواند وارد کوبانی شود؟ شما به عنوان فرماندهی در آن وقت چه میکنید؟ این هوال گفت: تمام گلولهها را به سوی داعش شلیک میکنیم و آخرین گلوله را هم به طرف خودمان. یعنی سطح انتظار کمی داشتند که بتوانند داعش را متوقف کنند. یعنی به گونهای پیشروی میکردند که قابل توقف نبود. به طور خلاصه بخشی از هوالان در آن جا و هم نیروهای بینالمللی و هم برخی از نیروهای دیگر گفته بودند که کوبانی سقوط میکند. خلق به صورت عمومی در حال خروج از شهر بود که بسیار باعث ناراحتی میشد. بسیار دردآور و نارحت کننده بود، در مقابل لازم بود که اقدامی انجام میشد و نمیشد فقط نظارهگر بود.
در آن زمان نشست عادی شورای فرماندهی نیروهای مدافع خلق برگزار شد. در این نشست وضعیت کوبانی هم در دستور کار قرار گرفته و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. چون ما نیرو اعزام کرده بودیم و برخی از نیروهای ما هم به شهادت رسیده بودند. در همان زمان وضعیت کوبانی هم بحرانی بود.
اوزگورپولیتیکا: شما در آن زمان چه تصمیمی گرفتید؟
اوزگورپولیتیکا: در مقابل این وضعیت شما چکار کردید؟
مراد کاراییلان: براساس درخواست فرماندهی واحدهای مدافع خلق، ما نیروی دیگری هم اعزام کردیم. یعنی اگر این نیرو فرستاده نمیشد، داعش با سرعت بیشتر میتوانست وارد کوبانی شود. هم ما نیرو اعزام کردیم و هم فرماندهی واحدهای مدافع خلق از سوی جزیر نیرو اعزام کرد. در این میان ما مشاهده کردیم که کمی از شدت سختگیری در راه کاسته شده است. برای نمونه مشاهده کردیم که گروههای غیر نظامی مدنی که به کوبانی میرفتند با مانع فراوانی روبرو نمیشدند و به مرز منطقه کوبانی میرسیدند. در نتیجه، فرماندهی واحدهای مدافع خلق هم چند بار نیرو را از طریق جزیر به کوبانی اعزام کرد. اما اعزام این نیرو کافی نبود که بتواند مانع از حمله گسترده داعش شود. در رابطه با این فرایند، یکی از نکاتی که باید به آن اشاره شود، فراخوان رهبر آپو برای بسیج عمومی بود. این رهبر آپو بود که برای این مرحله فراخوان داد. در آن زمان رهبر آپو دورنمای این مسئله را مطرح کرد که کوبانی باید به هر قیمتی حفظ شود. همچنین اعلام کرد که از باکور کوردستان جوانان میتوانند وارد شوند و به آنجا بپیوندند، بر این اساس بود که فراخوان بسیج عمومی را صادر کرد. این فراخوان از سوی رهبر آپو دست ما را هر چه بیشتر باز کرده و نشان داد که ما در مسیر درست حرکت میکنیم. یعنی طرح دورنمای وی برای دفاع از کوبانی بود. در واقع بعد از فراخوان رهبری بود که خلق به طور حماسی و قدرتمندانه وارد عمل شده و همه به سوی مرز با کوبانی رفتند و هم در نقطه صفر مرزی مشغول نگهبانی شدند و هم بسیای از جوانان به صفوف واحدهای مدافع خلق پیوستند. همچنین آحاد خلق هم به یکباره و با زور سیمهای مرزی را برداشته و وارد کوبانی شدند. یعنی این رهبری بود که این فرایند را مشخص کرد. از این طریق بود که مقاومت کوبانی وارد مهمترین نقطه خود دشد. این وضعیت بود که باعث شد تا ما هر چه بیشتر نیرووهای مدافع خلق را به کوبانی بفرستیم و بیش از پیش دست به ریسک بزنیم.
اوزگورپولیتیکا: آمریکا و نیروهای بینالمللی دیگر در ان زمان چه واکنشی نشان دادند؟
مراد کاراییلان: این حمله در این زمان در دستور کار نیروهای بینالمللی قرار گرفت. اما در آن زمان زیر امور خارجه امریکا، جون کری در اظهاراتی اعلام کرده بود که ما نمیتوانیم برای کوبانی کاری انجام دهیم. و به این معنا بود که دیگر کاری نمیشود کرد. داعش کوبانی را اشغال کرده و در انجا دست به قتلعام میزند.
اوزگورپولیتیکا: اردوغان هم در دیلوک گفت که 'کوبانی سقوط میکند، در آستانه شکست قرار دارد'
مراد کاراییلان: بله اردوغان با این گفتهها خواست بگوید که کوبانی حتما سقوط میکند. اما در مقابل این گفته خود ماند.
اوزگورپولیتیکا: بعد از ۱۵ سپتامبر داعش سریعا به سوی مرکز کوبانی پیشروی کرد و همه منتظر سقوط کوبانی بودند. شما در آن زمان چه میکردید؟ وضعیت در کوبانی چگونه بود؟
مراد کاراییلان: در آن زمان چون به این مسئله توجه داشتیم، مستقیما با فرماندهی واحدهای مدافع خلق در کوبانی ارتباط گرفتیم. زمانیکه در رابطه با وضعیت جبههها و محورها حرف میزدند، اعلام کردند که در بخش جنوب تروریستها در ۵-۶ کیلومتری در جایی به اسم مطعم سیران هستند و داعش به آن منطقه رسیده است. نبردها در آن جا جریان دارد و باید آنها را از انجا بیرون راند. در آن وقت از آنها پرسیدم که ایا دشمن میتواند وارد کوبانی شود؟ شما به عنوان فرماندهی در آن وقت چه میکنید؟ این هوال گفت: تمام گلولهها را به سوی داعش شلیک میکنیم و آخرین گلوله را هم به طرف خودمان. یعنی سطح انتظار کمی داشتند که بتوانند داعش را متوقف کنند. یعنی به گونهای پیشروی میکردند که قابل توقف نبود. به طور خلاصه بخشی از هوالان در آن جا و هم نیروهای بینالمللی و هم برخی از نیروهای دیگر گفته بودند که کوبانی سقوط میکند. خلق به صورت عمومی در حال خروج از شهر بود که بسیار باعث ناراحتی میشد. بسیار دردآور و نارحت کننده بود، در مقابل لازم بود که اقدامی انجام میشد و نمیشد فقط نظارهگر بود.
در آن زمان نشست عادی شورای فرماندهی نیروهای مدافع خلق برگزار شد. در این نشست وضعیت کوبانی هم در دستور کار قرار گرفته و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. چون ما نیرو اعزام کرده بودیم و برخی از نیروهای ما هم به شهادت رسیده بودند. در همان زمان وضعیت کوبانی هم بحرانی بود.
اوزگورپولیتیکا: شما در آن زمان چه تصمیمی گرفتید؟
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
مراد کاراییلان: در آن زمان دو احتمال وجود داشت، یا همه سقوط کوبانی را قبول میکردند یا به نحوی دست بکار شده و راه بر سقوط کوبانی گرفته میشد. برای این کار لازم بود که هزینههای سنگینی در نظر گرفته میشد و برخودانی شدید صورت میگرفت. در واقع هر دو هم بسیار زحمت بودند. بسیار دشوار بود که کوبانی در دست داعش قرار گرفته میشد. همچنین مشکلاتی که در نتیجه آن ایجاد میشدند، بسیار سنگین میبودند. اما در کوبانی میشد از طریق برخودانی بسیار شدید و موفق، راه بر بسیاری از مشکلات و تلفات گرفت. همچنین مقابله با عملیات جنگی داعش کاری نبود که شروانان عادی بتوانند آن را انجام بدهند. این کار را فقط نیروهای با تجربه و فدایی باکور کوردستان میتوانستند انجام بدهند. در خاتمه در نشست فرماندهی، بر اساس بسیج عمومی رهبریمان، این تصمیم گرفته شد: کوبانی نباید سقوط کند، به نام پ.ک.ک و نیروهای مدافع خلق، ما در کوبانی دخالت میکنیم. در درجه نخست لازم بود که ۴۰۰ کادر شروان از ایالتهای باکور کوردستان وارد کوبانی میشدند. این تصمیم در ۱ اکتبر گرفته شد و همان روز دستورهای لازم به ایالتهای ما در باکور کوردستان ابلاغ شد که مستقیما وارد عمل شوند. ما تصمیممان را به ریاست مشترک ک.ج.ک ابلاغ کردیم. رهبری جنبشمان این تصمیم را مناسب ارزیابی کرده و گفت که هزینهها و خطرات آن را هم مورد نظر قرار بدهند. در این فرایند به عنوان قرارگاه مرکزی ما از ابتکار عمل برخوردار بودیم. فراخوان رهبریمان، دورنمای عمل ما را مشخص کرده بود و هم حمایت ریاست مشترک ک.ج.ک، تایید شورای رهبری کل پ.ک.ک، شورای اجرایی جنبش زنان و رهبری ما و نهادهای دیگر هم انگیزه بیشتری به اقدام ما داده بود. به این شیوه بود که جنگ علیه داعش از سوی یک مرکز تحت مدیریت قرار گرفت، در محور کرکوک، مخمور، شنگال و کوبانی، سیستمی ایجاد شد که مستقیما تصمیم گیری شود و با مشکلات بوروکراتیک روبرو نشود. این سیستم بسیار موثر و کاربردی بود. اینگونه بود که در زمانیکه کوبانی در آستانه سقوط قرار داشت و همه منتظر نتایج نارحت کنندهای بودند، ما تصمیم گرفتیم که مانع از سقوط کوبانی شویم.
اوزگورپولیتیکا: واحدهای مدافع خلق از این تصمیم چگونه حمایت کردند؟
مراد کاراییلان: بدون تردید فرماندهی واحدهای مدافع خلق این موضع را داشت که کوبانی نباید به هیچ وجه سقوط کند. آنها از تصمیم ما بسیار استقبال کردند. در واقع آنها هم طرحی را آماده کرده بودند که از جزیر به سوی کوبانی نیرو اعزام شود. مرتبا نیرو اعزام میشد، اما تلفات بسیار بود و نمیتوانست مانع از حملات داعش شود. به همین دلیل برخی از فرماندهان واحدهای مدافع خلق هم دچار تردید شده بودند. در بعد شخصی آنها هیچگونه مشکلی با نبرد نداشتند، اما در برآیند کلی و دستیابی به نتیجه دچار تردید شده بودند. نیروهای آنها هم کمی دچار پراکندگی شده بودند. با تقویت گسترده، در میان فرماندهی کوبانی تغییراتی ایجاد شد و فرماندهی بهبود و تقویت پیدا کرد. برای نمونه هوال چکدار آمد از ایالت آمد به کوبانی رفته بود- این هوال ما بعد از ان، در سال ۲۰۱۶ هنگامی که به آمد بازگشت، به شهادت رسید- به عنوان عضو فرماندهی منصوب شد. در همان زمان نیروهایمان هم تغییراتی را در میان خود ایجاد کردند. خلاصه کنم، مداخله ما در کوبانی اینگونه صورت گرفت و بر این اساس نیروها اعزام شدند، از باکور و جزیر هم سریعا نیرو به منطقه اعزام شد. مشکل اسلحه و مهمات جدی بود. ما انبارهای سلاحمان را در بوتان کاملا تخلیه کردیم. از این منطقه و مناطق دیگر سلاح و مهمات ارسال شد. اما نبردها آنچنان سنگین بودند که سلاح و مهمات همیشه مورد نیاز بود.
اوزگورپولیتیکا: شما این فرایند را چگونه برعکس کردید؟
مراد کاراییلان: در ارسال و اعزام نیرو مشکل جدیی وجود نداشت. همچنین یکبار در ۳ یا ۴ اکتبر، از یک منطقه حساس که در نزدیکی ۲۰۰-۲۵۰ متری مرز ترکیه قرار داشت، یک حمله شدید از سوی سنگرهای داعش آغاز شده بود. در این نقطه هوالانی به شهادت رسیده بودند؛ ضعفی ایجاد شده بود و تهدید سقوط شکل گرفته بود. ما اطلاع پیدا کردیم که نیروی پشتیبانی به مرشدپینار رسیده است و غروب به منطقه مورد نظر خود میرسد. در آن وقت به فرماندهی کوبانی اعلام شد که تا غروب مقاومت کنید، غروب نیرو میرسد. اما فرماندهی اعلام کرد که دشوار است که تا غروب بتوان مقاومت کرد. به همین علت به هوالان اطراف روستای اتمانکی در پشت مرشدپینار گفتیم که ارتباط برقرار کنند و به آنها اعلام کردیم که باید در طول روز عبور کنید، در غیر این صورت شهر سقوط میکند. زیرا اگر این محور سقوط میکرد، داعش میتوانست دروازه شهر را تصرف کند و هیچ کس نمیتوانست وارد شهر شود و در نهایت شهر سقوط میکرد. در آن زمان خلق هم در بخش شمالی شهر مشغول نگهبانی بود. هوالان تا اندازهای خلق را هم وارد عمل کرده بودند و خلق به سوی مرز حرکت کرده بودند.
اوزگورپولیتیکا: واحدهای مدافع خلق از این تصمیم چگونه حمایت کردند؟
مراد کاراییلان: بدون تردید فرماندهی واحدهای مدافع خلق این موضع را داشت که کوبانی نباید به هیچ وجه سقوط کند. آنها از تصمیم ما بسیار استقبال کردند. در واقع آنها هم طرحی را آماده کرده بودند که از جزیر به سوی کوبانی نیرو اعزام شود. مرتبا نیرو اعزام میشد، اما تلفات بسیار بود و نمیتوانست مانع از حملات داعش شود. به همین دلیل برخی از فرماندهان واحدهای مدافع خلق هم دچار تردید شده بودند. در بعد شخصی آنها هیچگونه مشکلی با نبرد نداشتند، اما در برآیند کلی و دستیابی به نتیجه دچار تردید شده بودند. نیروهای آنها هم کمی دچار پراکندگی شده بودند. با تقویت گسترده، در میان فرماندهی کوبانی تغییراتی ایجاد شد و فرماندهی بهبود و تقویت پیدا کرد. برای نمونه هوال چکدار آمد از ایالت آمد به کوبانی رفته بود- این هوال ما بعد از ان، در سال ۲۰۱۶ هنگامی که به آمد بازگشت، به شهادت رسید- به عنوان عضو فرماندهی منصوب شد. در همان زمان نیروهایمان هم تغییراتی را در میان خود ایجاد کردند. خلاصه کنم، مداخله ما در کوبانی اینگونه صورت گرفت و بر این اساس نیروها اعزام شدند، از باکور و جزیر هم سریعا نیرو به منطقه اعزام شد. مشکل اسلحه و مهمات جدی بود. ما انبارهای سلاحمان را در بوتان کاملا تخلیه کردیم. از این منطقه و مناطق دیگر سلاح و مهمات ارسال شد. اما نبردها آنچنان سنگین بودند که سلاح و مهمات همیشه مورد نیاز بود.
اوزگورپولیتیکا: شما این فرایند را چگونه برعکس کردید؟
مراد کاراییلان: در ارسال و اعزام نیرو مشکل جدیی وجود نداشت. همچنین یکبار در ۳ یا ۴ اکتبر، از یک منطقه حساس که در نزدیکی ۲۰۰-۲۵۰ متری مرز ترکیه قرار داشت، یک حمله شدید از سوی سنگرهای داعش آغاز شده بود. در این نقطه هوالانی به شهادت رسیده بودند؛ ضعفی ایجاد شده بود و تهدید سقوط شکل گرفته بود. ما اطلاع پیدا کردیم که نیروی پشتیبانی به مرشدپینار رسیده است و غروب به منطقه مورد نظر خود میرسد. در آن وقت به فرماندهی کوبانی اعلام شد که تا غروب مقاومت کنید، غروب نیرو میرسد. اما فرماندهی اعلام کرد که دشوار است که تا غروب بتوان مقاومت کرد. به همین علت به هوالان اطراف روستای اتمانکی در پشت مرشدپینار گفتیم که ارتباط برقرار کنند و به آنها اعلام کردیم که باید در طول روز عبور کنید، در غیر این صورت شهر سقوط میکند. زیرا اگر این محور سقوط میکرد، داعش میتوانست دروازه شهر را تصرف کند و هیچ کس نمیتوانست وارد شهر شود و در نهایت شهر سقوط میکرد. در آن زمان خلق هم در بخش شمالی شهر مشغول نگهبانی بود. هوالان تا اندازهای خلق را هم وارد عمل کرده بودند و خلق به سوی مرز حرکت کرده بودند.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
خلق در آنجا به سوی نظامیان سنگ و ... پرتاب میکردند، و تنشهایی شکل میگرفت؛ در این میان ۶۳ نفر از هوالان با لباسهای غیر نظامی وارد جمعیت مردم کوبانی شدند، سپس از روی سیم خاردارهای مرزی پریده و در روز روشن وارد کوبانی شدند. ورود این نیروها با دوربین به تصویر کشیده شده بود و در تلویزیون نشان داده شد. اما هیچ کس نمیدانست که این افراد فداییان پر تجربه رهبر آپو بودهاند و خود را فدای آرمانهای خلقشان کردهاند. نیروهای نظامی ترک مستقر در مرز، مانع از اقدامات مردم یا افرادی که وارد کوبانی شده بودند عملی انجام ندادند، هوالان اینگونه خودشان را به کوبانی رساندند. در کوبانی این نقطه قوت وجود داشت که انبار مهمات در کوبانی قرار داشت. هر یک از هوالانی که به کوبانی رسیده بودند، سلاحهای خود را در کوبانی بر دوش گرفته و به سوی خط مقدم حرکت میکردند. اینگونه بود که این محور تقویت شد.
اوزگورپولیتیکا: در رابطه با موضوع گذر نیرو زیاد گفته شده است که بازرسی ضعیف بوده است. در آن زمان نیروهای شما از کدام ایالتها و از کدام مدیریتها وارد کوبانی شدند؟
مراد کاراییلان: در آن زمان ما نیروهای خودمان را از بوتان، آمد، گارزان و ارزروم به کوبانی فرستادیم. برای نمونه فرمانده قهرمانمان هوال جمشید-که از فرزندان کوبانی بود و در همین شهر بزرگ شده بود و نقش مهمی را هم در آزادی کوبانی ایفا کرد- از ارزروم به کوبانی آمد. هوالان با ماشین از این مناطق حرکت میکردند و میآمدند. همچنین گروهی متشکل از ۹ نفر از هوالانمان در یکی بازرسیهای پلیس گرفتار شدند، که سپس آزاد شدند.
اوزگورپولیتیکا: یعنی تمام این اقدامات، واکنشی برای حمایت از مبارزه علیه داعش در کوبانی بود؟
مراد کاراییلان: نه، بدون شک برای این نبود. دولت ترک میخواست که کوبانی را برای ما، برای گریلاهای پ.ک.ک به میدانی برای مرگ تبدیل کند. یعنی فکر میکرد که کوبانی را میتواند به جایی برای کشتار ما تبدیل کند. دولت ترک اینگونه برآورد کرده بود که گریلاهایی را که سالیان دراز در بوتان، آمد و گارزران و ارزروم نتوانسته از میان بردارد، وارد کوبانی میشوند و در همانجا هم به قتل میرسند. به همین دلیل چشم بر خروج آنها بست. زیرا فرایند کوبانی را با دقت تحت نظر گرفته بود. میت هم از همه چیز مطلع بود. در کوبانی در آن زمان، هر روز ۵۰ نفر تلفات داشتیم. شفاف میگویم که هر روز ۵۰ نفر تلفات داشتیم. ۱۳-۱۴ نفر به شهادت میرسیدند، و بقیه هم مجروح میشدند. دولت ترک از این مسئله اطلاع داشت. تمام مجروحان را برای مداوا به پرسوس منتقل میکردند. بعد از آن تحویل پیکر شهیدان را بلامانع کردند. یعنی خودشان شاهد این وضعیت بودند. بر اساس محاسبه میت و دولت ترک، نیروهای ایالتهای باکور اعزام میشدند و نیروهایی هم از واحدهای مدافع خلق از جزیره به کوبانی اعزامی میشدند، در زمان رسیدن به این شهر از سوی داعش نابود میشدند. یعنی از این طریق ریشه ما را میخشکاندند و کوبانی را به نطر خودشان به گورستان ما تبدیل میکردند. به همین دلیل بود که چشم بر عبور نیروهای ما میبستند.
اوزگورپولیتیکا: شما با این شمار تلفات و اهداف کلی دولت ترک چکار کردید؟
مراد کاراییلان: در واقع، بعد از مدتی ما این مسئله را درک کردیم. اما دیگر نیروها به انجا اعزام شده بودند و لازم بود که تا آخر مسیر را میرفتیم. ما خواستیم که با پیروزی تمام توطئههای آنان را شکست بدهیم. همانگونه که اطلاع دارید، در واقع این کوبانی بود که به گورستان آنها و نه ما تبدیل شد. در واقع بعد از اعزام این نیروی تقویت اولیه، ۴۰۰ کادر هم بعدا اعزام شدند و در کوبانی فرایندی از نبرد و برخودان رو در رو با داعش آغاز شد.
اوزگورپولیتیکا: آن زمان این برخودان را به نبرد استالینگراد تشبیه کرده بودید...
مراد کاراییلان: بله، ما گفتیم که کوبانی سقوط نمیکند و به استالینگرادی دیگر تبدیل میشود. در کوبانی نبرد خانه به خانه آغاز میشود و کوبانی به سرآغازی برای خاتمه دادن به داعش تبدیل میشود. اینگونه بود. هر چند داعش خاتمه پیدا نکرد اما کوبانی به نقطه آغازی برای خاتمه دادن به امپراتوری داعش تبدیل شد. رویدادهای بعدی نشان دادند که سخنان آن روز تبلیغات نبودند.
اوزگورپولیتیکا: میتوانید به طور خلاصه در رابطه با موضع آن روز خلق و فعالیتهایشان هم اشارهای داشته باشید؟
مراد کاراییلان: چون خلق درک کردند که برخودان بزرگ خلقمان در باکور کوردستان آغاز شده است و آن را در روزهای ۶-۷ اکتبر انجام دادند، اما در واقع این برخودان مدت یک هفته ادامه پیدا کرد. همان زمان خلقمان برای انکه مانع از اعزام تبهکاران داعش شود، در مرز مشغول به نگهبانی شدند. در سراسر مرز شبانه روز مشغول نگهبانی شدند. تمام خلقمان در باکور کوردستان در مقابل کوبانی اجتماع کرده بودند. در راست و چپ مرشد پینار از مرز نگهبانی میکردند.
اوزگورپولیتیکا: در رابطه با موضوع گذر نیرو زیاد گفته شده است که بازرسی ضعیف بوده است. در آن زمان نیروهای شما از کدام ایالتها و از کدام مدیریتها وارد کوبانی شدند؟
مراد کاراییلان: در آن زمان ما نیروهای خودمان را از بوتان، آمد، گارزان و ارزروم به کوبانی فرستادیم. برای نمونه فرمانده قهرمانمان هوال جمشید-که از فرزندان کوبانی بود و در همین شهر بزرگ شده بود و نقش مهمی را هم در آزادی کوبانی ایفا کرد- از ارزروم به کوبانی آمد. هوالان با ماشین از این مناطق حرکت میکردند و میآمدند. همچنین گروهی متشکل از ۹ نفر از هوالانمان در یکی بازرسیهای پلیس گرفتار شدند، که سپس آزاد شدند.
اوزگورپولیتیکا: یعنی تمام این اقدامات، واکنشی برای حمایت از مبارزه علیه داعش در کوبانی بود؟
مراد کاراییلان: نه، بدون شک برای این نبود. دولت ترک میخواست که کوبانی را برای ما، برای گریلاهای پ.ک.ک به میدانی برای مرگ تبدیل کند. یعنی فکر میکرد که کوبانی را میتواند به جایی برای کشتار ما تبدیل کند. دولت ترک اینگونه برآورد کرده بود که گریلاهایی را که سالیان دراز در بوتان، آمد و گارزران و ارزروم نتوانسته از میان بردارد، وارد کوبانی میشوند و در همانجا هم به قتل میرسند. به همین دلیل چشم بر خروج آنها بست. زیرا فرایند کوبانی را با دقت تحت نظر گرفته بود. میت هم از همه چیز مطلع بود. در کوبانی در آن زمان، هر روز ۵۰ نفر تلفات داشتیم. شفاف میگویم که هر روز ۵۰ نفر تلفات داشتیم. ۱۳-۱۴ نفر به شهادت میرسیدند، و بقیه هم مجروح میشدند. دولت ترک از این مسئله اطلاع داشت. تمام مجروحان را برای مداوا به پرسوس منتقل میکردند. بعد از آن تحویل پیکر شهیدان را بلامانع کردند. یعنی خودشان شاهد این وضعیت بودند. بر اساس محاسبه میت و دولت ترک، نیروهای ایالتهای باکور اعزام میشدند و نیروهایی هم از واحدهای مدافع خلق از جزیره به کوبانی اعزامی میشدند، در زمان رسیدن به این شهر از سوی داعش نابود میشدند. یعنی از این طریق ریشه ما را میخشکاندند و کوبانی را به نطر خودشان به گورستان ما تبدیل میکردند. به همین دلیل بود که چشم بر عبور نیروهای ما میبستند.
اوزگورپولیتیکا: شما با این شمار تلفات و اهداف کلی دولت ترک چکار کردید؟
مراد کاراییلان: در واقع، بعد از مدتی ما این مسئله را درک کردیم. اما دیگر نیروها به انجا اعزام شده بودند و لازم بود که تا آخر مسیر را میرفتیم. ما خواستیم که با پیروزی تمام توطئههای آنان را شکست بدهیم. همانگونه که اطلاع دارید، در واقع این کوبانی بود که به گورستان آنها و نه ما تبدیل شد. در واقع بعد از اعزام این نیروی تقویت اولیه، ۴۰۰ کادر هم بعدا اعزام شدند و در کوبانی فرایندی از نبرد و برخودان رو در رو با داعش آغاز شد.
اوزگورپولیتیکا: آن زمان این برخودان را به نبرد استالینگراد تشبیه کرده بودید...
مراد کاراییلان: بله، ما گفتیم که کوبانی سقوط نمیکند و به استالینگرادی دیگر تبدیل میشود. در کوبانی نبرد خانه به خانه آغاز میشود و کوبانی به سرآغازی برای خاتمه دادن به داعش تبدیل میشود. اینگونه بود. هر چند داعش خاتمه پیدا نکرد اما کوبانی به نقطه آغازی برای خاتمه دادن به امپراتوری داعش تبدیل شد. رویدادهای بعدی نشان دادند که سخنان آن روز تبلیغات نبودند.
اوزگورپولیتیکا: میتوانید به طور خلاصه در رابطه با موضع آن روز خلق و فعالیتهایشان هم اشارهای داشته باشید؟
مراد کاراییلان: چون خلق درک کردند که برخودان بزرگ خلقمان در باکور کوردستان آغاز شده است و آن را در روزهای ۶-۷ اکتبر انجام دادند، اما در واقع این برخودان مدت یک هفته ادامه پیدا کرد. همان زمان خلقمان برای انکه مانع از اعزام تبهکاران داعش شود، در مرز مشغول به نگهبانی شدند. در سراسر مرز شبانه روز مشغول نگهبانی شدند. تمام خلقمان در باکور کوردستان در مقابل کوبانی اجتماع کرده بودند. در راست و چپ مرشد پینار از مرز نگهبانی میکردند.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
برخودان کوبانی دیگر به یک برخودان اجتماعی-ملی دمکراتیک تبدیل شده بود و یک هفته باکور کوردستان بپا خاسته بود. یعنی خیزشی عظیم ایجاد شده بود، با فرمان اردوغان، نیروهای پلیس به اجتماع خلق حمله کردند، نزدیک به ۵۰ نفر به شهادت رسیدند. خلقمان حمایت و پشتیبانی خود را از برخودان کوبانی نشان داد که هیچ گاه سقوط کوبانی را قبول نمیکند. این موضع خلق تاثیر بسیار بزرگی را بر خلقمان در کوبانی گذاشت. در واقع در همان زمان در جزیر و مناطق دیگر هم دولت دست به عقبنشینی زد. بله، در آمد، قوسر و... . در مناطق دیگر دولت حمله کرد، عدهای به شهادت رسیدند، اما در مناطق جزیر و نصیبین موج جدیدی از حملات دولت آغاز شد و بعدا عقبنشینی کردند. یعنی نیروهای دولتی به پایگاههای خود عقبنشینی کردند و محلات و میادین در دست خلق باقی ماند. فرایند اینگونه بود. تمام این موراد تاثیر بسیار بزرگی بر برخودان خلق گذاشت.
اوزگورپولیتیکا: بسیاری از افراد عضو حزب دمکراتیک خلقها هم اکنون به دلیل مشارکت در فعالیتهای ان روزها در حال محاکمه هستند، بسیاری از آنها هم زندانی شدهاند...
مراد کاراییلان: انها هیچ ارتباطی با این مسئله نداشتند، این روند بر جامعه تاثیر گذاشته بود. به دلیل این سخنان اردوغان که گفته بود 'ببینید، در حال سقوط است، همین الان است که سقوط کند'، و از طرف دیگر حمله داعش به مرکز شهر، گروههای مختلف خلق موضعگیری کردند. یعنی مسئلهای که خلق را وادار به تحرک کرد، این گفته اردوغان بود که 'ببینید، در حال سقوط است، همین الان است که سقوط کند'. این مسئله باعث تحریک جامعه شده بود. اینگونه بود که خلقمان وارد خیابان و میدانها شد و همزمان در این موقع بود که نیروهای گریلا خودشان را به کوبانی رساندند. این رویداد در بالاترین سطح حمایت باکور کوردستان از روژآوای کوردستان و تهدید و خطر داعش روی داد.
در آن زمان داعش مرتبا در حال پیشروی بود. دیگر وارد شهر شده بودند. در داخل شهر در حال پیشروی بودند. همانگونه که پیش از این اشاره کردم، نزدیک به ۲۵۰ متر در نزدیکی مرز، در مرشد پینار حضور داشتند. اگر این دروازه سقوط میکرد، شهر سقوط میکرد. محوطهای بسیار تنگ و محدود در دست ما مانده بود. در آن زمان نزدیک به ۱۰ نفر از افراد میهندوست ما همراه با نیروهای مقاوم در این منطقه مانده بودند. اینگونه بود که مدیریت عرصه اجتماعی، در اینجا قطع امید کرده بود که آنها را به باکور فرستاد و این اقدام را بدون اطلاع به فرماندهی انجام داده بودند. به طور خلاصه، بسیاری دچار تردید شده بودند، اما ما تا آخرین لحظه بر این اعتقاد بودیم که گولان، آرین میرکان، هبون، جودی و جمیلها که از آمد تا بوتان حضور داشتهاند، تا آخرین نفس مقاومت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که کوبانی سقوط کند.
فردا
ائتلاف بینالمللی چگونه درگیر جنگ شد؟
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اوزگورپولیتیکا: بسیاری از افراد عضو حزب دمکراتیک خلقها هم اکنون به دلیل مشارکت در فعالیتهای ان روزها در حال محاکمه هستند، بسیاری از آنها هم زندانی شدهاند...
مراد کاراییلان: انها هیچ ارتباطی با این مسئله نداشتند، این روند بر جامعه تاثیر گذاشته بود. به دلیل این سخنان اردوغان که گفته بود 'ببینید، در حال سقوط است، همین الان است که سقوط کند'، و از طرف دیگر حمله داعش به مرکز شهر، گروههای مختلف خلق موضعگیری کردند. یعنی مسئلهای که خلق را وادار به تحرک کرد، این گفته اردوغان بود که 'ببینید، در حال سقوط است، همین الان است که سقوط کند'. این مسئله باعث تحریک جامعه شده بود. اینگونه بود که خلقمان وارد خیابان و میدانها شد و همزمان در این موقع بود که نیروهای گریلا خودشان را به کوبانی رساندند. این رویداد در بالاترین سطح حمایت باکور کوردستان از روژآوای کوردستان و تهدید و خطر داعش روی داد.
در آن زمان داعش مرتبا در حال پیشروی بود. دیگر وارد شهر شده بودند. در داخل شهر در حال پیشروی بودند. همانگونه که پیش از این اشاره کردم، نزدیک به ۲۵۰ متر در نزدیکی مرز، در مرشد پینار حضور داشتند. اگر این دروازه سقوط میکرد، شهر سقوط میکرد. محوطهای بسیار تنگ و محدود در دست ما مانده بود. در آن زمان نزدیک به ۱۰ نفر از افراد میهندوست ما همراه با نیروهای مقاوم در این منطقه مانده بودند. اینگونه بود که مدیریت عرصه اجتماعی، در اینجا قطع امید کرده بود که آنها را به باکور فرستاد و این اقدام را بدون اطلاع به فرماندهی انجام داده بودند. به طور خلاصه، بسیاری دچار تردید شده بودند، اما ما تا آخرین لحظه بر این اعتقاد بودیم که گولان، آرین میرکان، هبون، جودی و جمیلها که از آمد تا بوتان حضور داشتهاند، تا آخرین نفس مقاومت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که کوبانی سقوط کند.
فردا
ائتلاف بینالمللی چگونه درگیر جنگ شد؟
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryentv
▪️ئهبرو گونای وتەبێژی هەدەپە ڕایگەیاند، دوای هێرشهكان دهستبهجێ نێچیرڤان بارزانی، سەرۆکی هەرێمی کوردستان سهردانی توركیای كرد. له كۆشكهوه لە لای ئەردۆغان وێنهیهکی بڵاوكرایهوه، ئهوه وێنهی پهسهندكردنی هێرشی سهر كوردانه، وێنهی قبوڵكردنی سیاسهتی شهڕە.
@aryentvnews
@aryentvnews
کتاب « ماندگاران یک خلق » چاپ و انشتار شد
کتاب « ماندگاران یک خلق » نوشتهی شهید جنگاور باهوز برای بار نخست سال 1393 چاپ گشته و در سال 1400 توسط مرکز مطبوعات پژاک به چاپ دوم رسیده است.
شهید جنگاور در این کتاب به بازگویی روزهایی که در زندان اِوین با علی حیدریان، شیرین، فرزاد کمانگر و فرهاد به سر برده، پرداخته است. بیان روزها و شبهای مبارزانی که تنها سلاحشان قلبی روشن و روحی لبریز ایمان به پیروزی در برابر جلادان رژیم استبدادگر ایران بود، با زبانی ساده خواندن این کتابچه را هر چه جذابتر نموده.
در پایان کتاب نیز بخشی به شخصیتشناسی شهید جنگاور باهوز که توسط یکی از همرزمان ایشان نگاشته شده و همچنین عکسهایی زیبا از شهید جنگاور باهوُز اختصاص یافته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتاب « ماندگاران یک خلق » نوشتهی شهید جنگاور باهوز برای بار نخست سال 1393 چاپ گشته و در سال 1400 توسط مرکز مطبوعات پژاک به چاپ دوم رسیده است.
شهید جنگاور در این کتاب به بازگویی روزهایی که در زندان اِوین با علی حیدریان، شیرین، فرزاد کمانگر و فرهاد به سر برده، پرداخته است. بیان روزها و شبهای مبارزانی که تنها سلاحشان قلبی روشن و روحی لبریز ایمان به پیروزی در برابر جلادان رژیم استبدادگر ایران بود، با زبانی ساده خواندن این کتابچه را هر چه جذابتر نموده.
در پایان کتاب نیز بخشی به شخصیتشناسی شهید جنگاور باهوز که توسط یکی از همرزمان ایشان نگاشته شده و همچنین عکسهایی زیبا از شهید جنگاور باهوُز اختصاص یافته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
کتاب « ماندگاران یک خلق » چاپ و انشتار شد کتاب « ماندگاران یک خلق » نوشتهی شهید جنگاور باهوز برای بار نخست سال 1393 چاپ گشته و در سال 1400 توسط مرکز مطبوعات پژاک به چاپ دوم رسیده است. شهید جنگاور در این کتاب به بازگویی روزهایی که در زندان اِوین با علی…
PDF-ماندگاران-یک-خلق.pdf
1.3 MB
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان
... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و مساوات دارای اعتبار باشد...
✍ بهار اورین
🆔 @GozarDemocratic
... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و مساوات دارای اعتبار باشد...
✍ بهار اورین
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان ... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و…
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان
✍ بهار اورین
◼️ در فضای متشنج و متغیر سیاسی و همچون کلافی پیچیده از بحرانهای اقتصادی (که به تبع آن بافت اجتماعی نیز درگیر شده)، درگیریهای نظامی و اشکال مختلف مبارزات انقلابی و ابرام رژیمهای مستبد جهت نگه داشتن قدرت که به کاراکتر خاورمیانه در سدهی ۲۱ تبدیل شده، بایستی موقعیت و وضعیت زنان را نیز مورد مداقه قرار داد. با توجه به این مولفهها در شرایطی که به شدت از بدن زنان استفاده ابزاری میگردد، روزانه مورد خشونت قرار گرفته و همچنان در مقام دوم شهروندی قرار دارند، نمیتوان وضعیت مناسبی ترسیم نمود. لذا روشن نمودن مبانی ایدئولوژیک و سیاسی این موضوع برای زنان در این مرحلهی تاریخی مهم است. چرا که زنان و جنسیت برای انقلاب دارای اهمیت کلیدی بوده است. ابتدا باید گفت زنان در تمامی مراحل انقلابی و دشوار این جغرافیا همواره حضور داشتهاند و در مباحث مربوط به دمکراسی، صلح و حقوق بشر پیشگام بودهاند و هر چه بیشتر مرزهای از پیش ترسیم شده را پس زدهاند. چرا که تنها در سایه یک انقلاب اجتماعی و گشایش فضای باز سیاسی خواهد بود که زنان میتوانند ابراز وجود کنند. تاریخ گواه است که زنان همواره در اوج فرایندهای انقلابی به حاشیه رانده شدهاند و نیازها، حقوق، مسائل و مطالبات آنان به فراموشی سپرده میشود و این رویکرد را میتوان به عنوان خطایی استراتژیک قلمداد نمود که موجب تکرار تاریخ شده است. چرا که اگر روابط میان زن-مرد و مسئله زنان را که نیمی از جامعه بشری را تشکیل میدهد، نادیده انگاریم، بیگمان مجبور به حرکت در این چرخهی باطل خواهیم بود. بنابراین در شرایطی که منطقه همچنان درگیر منازعات سیاسی و هژمونیخواهی است و مهمتر از همه به دلیل ماهیت استبدادی رژیمهای منطقهای، رشد افراطیگری دینی و تشدید قوانین زنستیزانه، زنان در معرض سرکوب و خشونت متمرکزی قرار دارند. از دیگر سو یکی دیگر از دلایل بقای سرسختانهی انزوا و خشونت علیه زنان در خاورمیانه چگونگی نوع استفاده از اسلام و آموزههای آن است که میتوان نمود آن را در بیشتر کشورهای اسلامی مشاهده نمود. براین اساس، وضعیت زنان در خاورمیانه محصول اتحاد تاریخی دین، دولت و فرهنگ مردسالاری است.
زنان خاورمیانه به همان اندازه که محصول دینشان هستند، محصول فرهنگشان نیز هستند. فرهنگ پدرسالاری در خاورمیانه ریشهای کهن دارد و حتی خانواده و کارکرد آن نیز پدرتبار و پدر مکان است. با وجودی که زنان نقش مهمی در برساخت تمدن بشری بر عهده داشتهاند و به عبارتی تمدنها با اتکا بر دستاوردها و اندوختههای مادی و معنوی زنان بنا گشته، با ظهور فرهنگ پدرسالاری و نهادینه شدن آن، زنان به حاشیه رانده شده و جایگاه واقعی خود از دست دادند. این فرهنگ، زنان را در تمام ادوار تاریخی از تحصیل و آگاهی و حتی از روند شکلگیری بنیانهای نظری نیز دور ساخته است. بنابراین نبود مستندات تاریخی، زن را از «به آگاهی رساندن» نسبت به خود به عنوان یک زن بازداشته است. بنابراین میتوان گفت محرومیت از آموزش، عدم آگاهی زنان از تاریخ خود، محدودیت و ممنوعیت شدید، مفاهیم هیرارشیک و تبعیضآمیز در رابطه با سکسوالیته زنان، عدم تساوی حقوقی آنان در دسترسی به منابع اقتصادی بر انحطاط و سرکوب زنان تاثیر بسیاری داشته است. این محدودیتها و عدم آگاهی بر جنسیت، اراده آزاد و خواست آزادی فردی تحمیل شده است. اراده آزاد به معنای آزادی تصمیمگیری در مورد نقش اجتماعی خود، بدن خود و سرنوشت خود است. متاسفانه به دلیل پررنگ بودن فرهنگ مردسالاری، سنت، شرع، دولت و دین، اراده زنان همواره از این طرق شکسته شده وعملا اختیار هیچ یک از حوزههای زندگی خود را ندارند. زیرا تا زمانی که دولت و خانواده مردسالار وجود داشته باشد، این روند استمرار خواهد یافت. از سوی دیگر قوانین و دستگاه حقوقی حکومتهای اسلامی اغلب مبتنی بر فقه و شرع اسلامی است که سران حکومت آن را به خدا نسبت داده و آنها را ازلی، ابدی و تغییرناپذیر اعلام کردهاند که این رویکرد بر ارادهشکنی زنان میافزاید. با این اوصاف برای آغاز مرحلهای جدید در تاریخ زنان نیاز به آگاهی آنان وجود دارد.
وضعیت زنان ایران
حکومت ایران یکی از نمونه حکومتهای منطقه است که زنستیزی در ذات، ایدئولوژی و ماهیت این نظام که از خاستگاه توتالیتاریسم سیاسی- مذهبی برآمده، نهفته و بسیار آگاهانه بر تبعیض و سرکوب علیه زنان متمرکز گشته است. زنان در چنبره سنن و قوانین تغییرناپذیر با ماهیت زنستیزی گرفتار شدهاند. در ایران پس از انقلاب ۵۷ حجاب زنان، تفکیک جنسیتی، احیای مجازاتهای سنگین و سرکوب زنان به ارکان اصلی حکومت ایران مبدل شده است. حکومت ایران از روش، سیاست و حربههای مختص به خود جهت تحقیر و شکستن ارادهی زنان سود میجوید.
✍ بهار اورین
◼️ در فضای متشنج و متغیر سیاسی و همچون کلافی پیچیده از بحرانهای اقتصادی (که به تبع آن بافت اجتماعی نیز درگیر شده)، درگیریهای نظامی و اشکال مختلف مبارزات انقلابی و ابرام رژیمهای مستبد جهت نگه داشتن قدرت که به کاراکتر خاورمیانه در سدهی ۲۱ تبدیل شده، بایستی موقعیت و وضعیت زنان را نیز مورد مداقه قرار داد. با توجه به این مولفهها در شرایطی که به شدت از بدن زنان استفاده ابزاری میگردد، روزانه مورد خشونت قرار گرفته و همچنان در مقام دوم شهروندی قرار دارند، نمیتوان وضعیت مناسبی ترسیم نمود. لذا روشن نمودن مبانی ایدئولوژیک و سیاسی این موضوع برای زنان در این مرحلهی تاریخی مهم است. چرا که زنان و جنسیت برای انقلاب دارای اهمیت کلیدی بوده است. ابتدا باید گفت زنان در تمامی مراحل انقلابی و دشوار این جغرافیا همواره حضور داشتهاند و در مباحث مربوط به دمکراسی، صلح و حقوق بشر پیشگام بودهاند و هر چه بیشتر مرزهای از پیش ترسیم شده را پس زدهاند. چرا که تنها در سایه یک انقلاب اجتماعی و گشایش فضای باز سیاسی خواهد بود که زنان میتوانند ابراز وجود کنند. تاریخ گواه است که زنان همواره در اوج فرایندهای انقلابی به حاشیه رانده شدهاند و نیازها، حقوق، مسائل و مطالبات آنان به فراموشی سپرده میشود و این رویکرد را میتوان به عنوان خطایی استراتژیک قلمداد نمود که موجب تکرار تاریخ شده است. چرا که اگر روابط میان زن-مرد و مسئله زنان را که نیمی از جامعه بشری را تشکیل میدهد، نادیده انگاریم، بیگمان مجبور به حرکت در این چرخهی باطل خواهیم بود. بنابراین در شرایطی که منطقه همچنان درگیر منازعات سیاسی و هژمونیخواهی است و مهمتر از همه به دلیل ماهیت استبدادی رژیمهای منطقهای، رشد افراطیگری دینی و تشدید قوانین زنستیزانه، زنان در معرض سرکوب و خشونت متمرکزی قرار دارند. از دیگر سو یکی دیگر از دلایل بقای سرسختانهی انزوا و خشونت علیه زنان در خاورمیانه چگونگی نوع استفاده از اسلام و آموزههای آن است که میتوان نمود آن را در بیشتر کشورهای اسلامی مشاهده نمود. براین اساس، وضعیت زنان در خاورمیانه محصول اتحاد تاریخی دین، دولت و فرهنگ مردسالاری است.
زنان خاورمیانه به همان اندازه که محصول دینشان هستند، محصول فرهنگشان نیز هستند. فرهنگ پدرسالاری در خاورمیانه ریشهای کهن دارد و حتی خانواده و کارکرد آن نیز پدرتبار و پدر مکان است. با وجودی که زنان نقش مهمی در برساخت تمدن بشری بر عهده داشتهاند و به عبارتی تمدنها با اتکا بر دستاوردها و اندوختههای مادی و معنوی زنان بنا گشته، با ظهور فرهنگ پدرسالاری و نهادینه شدن آن، زنان به حاشیه رانده شده و جایگاه واقعی خود از دست دادند. این فرهنگ، زنان را در تمام ادوار تاریخی از تحصیل و آگاهی و حتی از روند شکلگیری بنیانهای نظری نیز دور ساخته است. بنابراین نبود مستندات تاریخی، زن را از «به آگاهی رساندن» نسبت به خود به عنوان یک زن بازداشته است. بنابراین میتوان گفت محرومیت از آموزش، عدم آگاهی زنان از تاریخ خود، محدودیت و ممنوعیت شدید، مفاهیم هیرارشیک و تبعیضآمیز در رابطه با سکسوالیته زنان، عدم تساوی حقوقی آنان در دسترسی به منابع اقتصادی بر انحطاط و سرکوب زنان تاثیر بسیاری داشته است. این محدودیتها و عدم آگاهی بر جنسیت، اراده آزاد و خواست آزادی فردی تحمیل شده است. اراده آزاد به معنای آزادی تصمیمگیری در مورد نقش اجتماعی خود، بدن خود و سرنوشت خود است. متاسفانه به دلیل پررنگ بودن فرهنگ مردسالاری، سنت، شرع، دولت و دین، اراده زنان همواره از این طرق شکسته شده وعملا اختیار هیچ یک از حوزههای زندگی خود را ندارند. زیرا تا زمانی که دولت و خانواده مردسالار وجود داشته باشد، این روند استمرار خواهد یافت. از سوی دیگر قوانین و دستگاه حقوقی حکومتهای اسلامی اغلب مبتنی بر فقه و شرع اسلامی است که سران حکومت آن را به خدا نسبت داده و آنها را ازلی، ابدی و تغییرناپذیر اعلام کردهاند که این رویکرد بر ارادهشکنی زنان میافزاید. با این اوصاف برای آغاز مرحلهای جدید در تاریخ زنان نیاز به آگاهی آنان وجود دارد.
وضعیت زنان ایران
حکومت ایران یکی از نمونه حکومتهای منطقه است که زنستیزی در ذات، ایدئولوژی و ماهیت این نظام که از خاستگاه توتالیتاریسم سیاسی- مذهبی برآمده، نهفته و بسیار آگاهانه بر تبعیض و سرکوب علیه زنان متمرکز گشته است. زنان در چنبره سنن و قوانین تغییرناپذیر با ماهیت زنستیزی گرفتار شدهاند. در ایران پس از انقلاب ۵۷ حجاب زنان، تفکیک جنسیتی، احیای مجازاتهای سنگین و سرکوب زنان به ارکان اصلی حکومت ایران مبدل شده است. حکومت ایران از روش، سیاست و حربههای مختص به خود جهت تحقیر و شکستن ارادهی زنان سود میجوید.
گذار دموکراتیک
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان ... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و…
زنانی که در این شرایط بغرنج از مراتب و کلیشههای جنسیتی غالب گذر میکنند، با هر نوع سیاست کریه-ای روبهرو میگردند که در حقیقت تحقیر و خشونتی سازمانیافته در برابر یک کلیت (اجتماع زنان) است. زندانها، مدارس، رسانهها و تمامی نهادهایی که در خدمت دولتها قرار دارند در بازتولید خشونت و سرکوب زنان نقشی تعیینکننده ایفا میکنند. سوءاستفاده از بدن زنان و تبدیل آن به مقولهای سیاسی بخش دیگری از رویکردها نسبت به زنان است که این نوع مهندسی فرهنگی را میتوان به عنوان رویکردی فاشیستی قلمداد نمود. در سیمای به شدت مردانه نظام ایران نیز این مردان هستند که برای سرنوشت زنان و زندگی آنان تصمیم میگیرند. از تصمیمگیری درباره فرزندآوری تا ازدواج، تحصیل و اشتغال. طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده که اخیرا دربارهی آن بسیار صحبت میشود مغایر با حقوق زنان در رابطه با حق بدن، اراده و تمایل آنان به فرزندآوری است. در حالی که جامعهی ایران با فقر و بیکاری عمیقی روبهروست، تولد بچه در چنین وضعیتی تا چه حد میتواند تصمیم درستی باشد؟ پیداست این پروژه هم همانند سایر پروژههای جمعیتی به دلیل ناهمخوانی با شرایط عینی جامعه ایران و به ویژه زنان با شکست مواجه خواهد شد.
زنان ایران در حالی امروز در معرض ستم جنسیتی و تبعیض قرار دارند که سران حاکمیت مدعیاند که انقلاب اسلامی احیاگر هویت زنان بوده در حالی که عملکرد، قوانین و رویکرد نظام به نوعی هویتزدایی از زنان بوده است. هویت و کرامت زنان در زندانهای رژیم، نهاد خانوادهی مبتنی بر مالکیت خصوصی، نهادهای آموزشی و رسانههای حکومت مورد تحقیر و توهین قرار گرفته است، بنابراین میتوان گفت محصول انقلاب اسلامی برای مردم ایران و به ویژه زنان جز فقر، سرخوردگی و خشونت چیز دیگری به ارمغان نیاورده است. حکومت ایران دارای تاریخی طولانی از استفاده ابزاری زنان در راستای پیشبرد اهداف سیاسی است. همانند ابتدای انقلاب ۵۷ که نیاز به رای و زهدان زنان بود، هم اینک نیز چنین رویهای همچنان برقرار است، لیکن زنان امروز ایران با زنان ۴۰ سال پیش بسیار تفاوت دارند و فرازو نشیبهای بسیاری از سر گذراندهاند و تجارب و آزمونهای فراوانی کسب کردهاند و تسلیمیت و تحمیل بردگی از هر شکل آن را نمیپذیرند.
زنان کورد
کوردستان هم اکنون کانون منازعات و جنگهایی است که در ابتدای این مقال به آن اشاره نمودیم. سیاست-های استعماری، اشغالگرایانه و آسیمیلاسیون در کوردستان از سوی رژیمهای منطقه با همکاری نیروهای جهانی در جریان است و کوردها با هر نوع سیاست ذوب فرهنگی و انکار زبان مادری، دستگیری، زندان، اعدام، شکنجه و قتل روبهرو هستند. تشدید این سیاستها ارتباط مستقیمی با نقش کوردها در منطقه در راستای برقراری دموکراسی و آزادیخواهی است. مبارزات آزادیخواهی کوردها با پیشاهنگی زنان در تمام عرصهها وجود دارد و به تبع آن خشونتی سازمانیافته نیز علیه زنان کورد در هر بخش کوردستان در جریان است.
زنان کورد به دلیل هویت ملی خود در معرض خشونتی چندلایه قرار دارند. جنگ، مهاجرت، مرگ فرزندان و همسران، ساختار خانواده و فقر بر مشکلات و رنجهای آنان افزوده است. در یکسال گذشته آمار خودکشی و قتل زنان در کوردستان از نشانههای بارز این واقعیت است. در کنار تمامی این دشواریها، زنان کورد نماد مقاومت، مبارزه و تسلیمیتناپذیری هستند که میتوان صدها نمونه از آن را نام برد. زینب جلالیان با مقاومت اسطورهوار خود در برابر استبداد رژیم ایران، الهامبخش مبارزه برای همه زنان است. بنابراین زنان کورد هم اکنون در خاورمیانه نقش تاریخی بزرگی بر عهده دارند تا بار دیگر فرهنگ ایزدبانوان این مرزوبوم را زنده کنند. از زندانها تا کوهستانها باز این زنان کوردند که با مبارزه و ایستادگی در برابر هر نوع نسلکشی و زنستیزی، نویدبخش جامعهای اخلاقی، آزاد و نوین هستند.
در وضعیتی که سیاستهای نسلکشی زنان در منطقه همچنان ادامه دارد و اقتدار چهرهای وحشیانه کسب کرده که میتوان نمود آن را در افغانستان از سوی طالبان مشاهده نمود، در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه که به مسلخگاه انسانیت تبدیل شده و هر روز تابوتی از جسد زندانیان سیاسی کورد خارج میشود؛ در ایران اعدام، شکنجه، زندانی کردن و قتل معلمان، شاعران و زنان آزاداندیش به رویهای همیشگی تبدیل شده نیاز به برنامهای جامع و پروژههای عملی جهت درهم شکستن دیوارهای فاشیسم است، هر نیروی خواهان تغییرات دموکراتیک که دارای سازماندهی منسجم و استراتژیهای کارآمد باشد، پیروز میدان خواهد بود. چرا که تشدید خشونت و توسل به ابزار سرکوب کشتار مردم یکی از نشانههای بارز ضعف و زوال حاکمیت است که میتوان این شاخصهها را در مورد دولتهای ایران و ترکیه به وضوح مشاهده نمود. نبایست فراموش کرد که دمکراتیزه نمودن خاورمیانه و آزادی زنان در حقیقت دو روی سکهاند.
زنان ایران در حالی امروز در معرض ستم جنسیتی و تبعیض قرار دارند که سران حاکمیت مدعیاند که انقلاب اسلامی احیاگر هویت زنان بوده در حالی که عملکرد، قوانین و رویکرد نظام به نوعی هویتزدایی از زنان بوده است. هویت و کرامت زنان در زندانهای رژیم، نهاد خانوادهی مبتنی بر مالکیت خصوصی، نهادهای آموزشی و رسانههای حکومت مورد تحقیر و توهین قرار گرفته است، بنابراین میتوان گفت محصول انقلاب اسلامی برای مردم ایران و به ویژه زنان جز فقر، سرخوردگی و خشونت چیز دیگری به ارمغان نیاورده است. حکومت ایران دارای تاریخی طولانی از استفاده ابزاری زنان در راستای پیشبرد اهداف سیاسی است. همانند ابتدای انقلاب ۵۷ که نیاز به رای و زهدان زنان بود، هم اینک نیز چنین رویهای همچنان برقرار است، لیکن زنان امروز ایران با زنان ۴۰ سال پیش بسیار تفاوت دارند و فرازو نشیبهای بسیاری از سر گذراندهاند و تجارب و آزمونهای فراوانی کسب کردهاند و تسلیمیت و تحمیل بردگی از هر شکل آن را نمیپذیرند.
زنان کورد
کوردستان هم اکنون کانون منازعات و جنگهایی است که در ابتدای این مقال به آن اشاره نمودیم. سیاست-های استعماری، اشغالگرایانه و آسیمیلاسیون در کوردستان از سوی رژیمهای منطقه با همکاری نیروهای جهانی در جریان است و کوردها با هر نوع سیاست ذوب فرهنگی و انکار زبان مادری، دستگیری، زندان، اعدام، شکنجه و قتل روبهرو هستند. تشدید این سیاستها ارتباط مستقیمی با نقش کوردها در منطقه در راستای برقراری دموکراسی و آزادیخواهی است. مبارزات آزادیخواهی کوردها با پیشاهنگی زنان در تمام عرصهها وجود دارد و به تبع آن خشونتی سازمانیافته نیز علیه زنان کورد در هر بخش کوردستان در جریان است.
زنان کورد به دلیل هویت ملی خود در معرض خشونتی چندلایه قرار دارند. جنگ، مهاجرت، مرگ فرزندان و همسران، ساختار خانواده و فقر بر مشکلات و رنجهای آنان افزوده است. در یکسال گذشته آمار خودکشی و قتل زنان در کوردستان از نشانههای بارز این واقعیت است. در کنار تمامی این دشواریها، زنان کورد نماد مقاومت، مبارزه و تسلیمیتناپذیری هستند که میتوان صدها نمونه از آن را نام برد. زینب جلالیان با مقاومت اسطورهوار خود در برابر استبداد رژیم ایران، الهامبخش مبارزه برای همه زنان است. بنابراین زنان کورد هم اکنون در خاورمیانه نقش تاریخی بزرگی بر عهده دارند تا بار دیگر فرهنگ ایزدبانوان این مرزوبوم را زنده کنند. از زندانها تا کوهستانها باز این زنان کوردند که با مبارزه و ایستادگی در برابر هر نوع نسلکشی و زنستیزی، نویدبخش جامعهای اخلاقی، آزاد و نوین هستند.
در وضعیتی که سیاستهای نسلکشی زنان در منطقه همچنان ادامه دارد و اقتدار چهرهای وحشیانه کسب کرده که میتوان نمود آن را در افغانستان از سوی طالبان مشاهده نمود، در زندانهای رژیم اشغالگر ترکیه که به مسلخگاه انسانیت تبدیل شده و هر روز تابوتی از جسد زندانیان سیاسی کورد خارج میشود؛ در ایران اعدام، شکنجه، زندانی کردن و قتل معلمان، شاعران و زنان آزاداندیش به رویهای همیشگی تبدیل شده نیاز به برنامهای جامع و پروژههای عملی جهت درهم شکستن دیوارهای فاشیسم است، هر نیروی خواهان تغییرات دموکراتیک که دارای سازماندهی منسجم و استراتژیهای کارآمد باشد، پیروز میدان خواهد بود. چرا که تشدید خشونت و توسل به ابزار سرکوب کشتار مردم یکی از نشانههای بارز ضعف و زوال حاکمیت است که میتوان این شاخصهها را در مورد دولتهای ایران و ترکیه به وضوح مشاهده نمود. نبایست فراموش کرد که دمکراتیزه نمودن خاورمیانه و آزادی زنان در حقیقت دو روی سکهاند.
گذار دموکراتیک
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان ... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و…
زدودن فرهنگ کهن پدرسالاری و برقراری فرهنگ دمکراسی مستلزم تلاش و مبارزهای مستمر است و نیروهای دمکراتیک باید به این درک برسند که مبارزه و تلاش برای برابری جنسیتی بخش لاینفک از مبارزه علیه استبداد است.
اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و مساوات دارای اعتبار باشد. در ایران نیز با گذشت زمان و بهدلیل تشدید تضاد سیاستهای کلان نظام با واقعیات امروز جامعهی ایران که قابل مقایسه با چهار دهه گذشته نیست، حاکمیت هر روز با چالشهای جدیدی روبهرو میگردد. تا زمانی که حکومت در مقابل تغییر هنجارها، باورها و مطالبات جامعه مقاومت کند نه تنها مشکلی حل نخواهد شد بلکه بر انبوه مسائل افزوده خواهد شد. اما حقیقت آشکار این است که زنان بیش از همه در برابر قوانین تحمیلی و هنجارهای حکومت مقاومت میکنند و پررنگ شدن نقش آنان در مبارزه علیه ستم جنسیتی و عدم پذیرش رفتارهای تبعیضآمیز، رژیم را دچار هراس نموده و با هجمهای چندجانبه سعی در به حاشیه راندن زنان است. رژیم ایران برای مهار زنان، از وضع قوانین تبعیضآمیز جنسیتی و هر نوع خشونت فروگذار نکرده است. آشکار است که از توان بالقوه جنبش زنان به شدت هراس دارد. تابوها، کلیشهها و هنجارهای جنسیتی در طول این سالها و در نتیجه دگردیسی جامعهی ایران رد و یا به چالش کشیده شده و این خود نشاندهندهی بلوغ فکری و علمی زنان در رابطه با مسئلهی آزادی و وجود بستری نیرومند جهت انقلابی اجتماعی در ایران است. بنابراین تداوم مبارزه و اصرار بر معیارهای دمکراسی از سوی زنان در ایران و شرق کوردستان به مثابه کوبیدن میخ آخر بر تابوت حکومت ستمگر ایران خواهد بود.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمیتواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و مساوات دارای اعتبار باشد. در ایران نیز با گذشت زمان و بهدلیل تشدید تضاد سیاستهای کلان نظام با واقعیات امروز جامعهی ایران که قابل مقایسه با چهار دهه گذشته نیست، حاکمیت هر روز با چالشهای جدیدی روبهرو میگردد. تا زمانی که حکومت در مقابل تغییر هنجارها، باورها و مطالبات جامعه مقاومت کند نه تنها مشکلی حل نخواهد شد بلکه بر انبوه مسائل افزوده خواهد شد. اما حقیقت آشکار این است که زنان بیش از همه در برابر قوانین تحمیلی و هنجارهای حکومت مقاومت میکنند و پررنگ شدن نقش آنان در مبارزه علیه ستم جنسیتی و عدم پذیرش رفتارهای تبعیضآمیز، رژیم را دچار هراس نموده و با هجمهای چندجانبه سعی در به حاشیه راندن زنان است. رژیم ایران برای مهار زنان، از وضع قوانین تبعیضآمیز جنسیتی و هر نوع خشونت فروگذار نکرده است. آشکار است که از توان بالقوه جنبش زنان به شدت هراس دارد. تابوها، کلیشهها و هنجارهای جنسیتی در طول این سالها و در نتیجه دگردیسی جامعهی ایران رد و یا به چالش کشیده شده و این خود نشاندهندهی بلوغ فکری و علمی زنان در رابطه با مسئلهی آزادی و وجود بستری نیرومند جهت انقلابی اجتماعی در ایران است. بنابراین تداوم مبارزه و اصرار بر معیارهای دمکراسی از سوی زنان در ایران و شرق کوردستان به مثابه کوبیدن میخ آخر بر تابوت حکومت ستمگر ایران خواهد بود.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Audio
کلاپ جامعه آزاد و دمکراتیک
موضوع:استراتژی وتاکتیک ملل تحت ستم در مبارزه علیه دولت - ملت ایرانی
سخنرانان:اهون چیاکو - یوسف عزیزی بنی طرف- ناصر بولادی- عبدالله سلطانی- اسعد اعظمی - نادر جماعتی-جهانبخش رستمی- فریدون سوادکوهی - ابراهیم علیپور
تاریخ 4/2/2022
🆔 @GozarDemocratic
موضوع:استراتژی وتاکتیک ملل تحت ستم در مبارزه علیه دولت - ملت ایرانی
سخنرانان:اهون چیاکو - یوسف عزیزی بنی طرف- ناصر بولادی- عبدالله سلطانی- اسعد اعظمی - نادر جماعتی-جهانبخش رستمی- فریدون سوادکوهی - ابراهیم علیپور
تاریخ 4/2/2022
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
مراد کاراییلان: کوبانی با نبرد دست به یقه آزاد شد
مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان گفت: نیروهای رزمندهای که کوبانی را حفظ کردند، از صمیم قلب جنگیدند و با جسارت برخودان کردند. این اراده آپویی بود که داعش را شکست داد.
مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان و فرمانده قرارگاه نیروهای مدافع خلق در بخش چهارم گفتگوی خود با روزنانه اوزگورپولیتیکا در رابطه با برخودان آزادسازی کوبانی گفتگو کرد.
اوزگورپولیتیکا: در دیدارهای قبلی خودتان گفته بود که در برخودان کوبانی شهید گلهات گابار از جمله افرادی بود که نقش بسیار مهمی را ایفا کرده بود. در رابطه با عزیمت گلهات گابار به کوبانی و تاثیر وی بر نتایج نبرد چه نظری دارید؟
مراد کاراییلان: هوال گلهات فرمانده منطقه جودی بود. در گزارشی پیشنهاد کرده بود که او هم میخواهد به برخودان کوبانی بپیوندد. بعد از آن از طریق بیسیم بار دیگر همان پیشنهاد را مطرح کرد. ما هم گفتیم که صبر کن. هوالی پر جرات و جسارت بود و خصوصا در عملکرد جنگی در بوتان در بسیاری از نبردها شرکت کرده و از تجربه برخوردار بود. اما همانگونه که اشاره کردم، بعد از بحرانی شدن وضعیت در کوبانی، از طریق فرماندهی نقل و انتقالات در باکور به او ابلاغ شد که میتواند که با گروهی از هوالان عازم کوبانی شود. بر این اساس بود که هوال گلهات از جودی به سوی کوبانی عزیمت کرد.
در این فرایند این اتفاق روی میدهد: داعش روز بروز به پیروزی بیشتری دست میزند و در مواقعی ضعفهایی ایجاد میشد. اما ما هم روزانه وضعیت را پیگیری میکردیم. خصوصا که در روزهای ۵-۶-۷ اکتبر داعش مرتبا پیشروی میکرد. در آن زمان به هوالان پیشنهاد موتورسیکلت را دادیم. یعنی همانگونه که موتورسیکلت زمانی که در حرکت است هیچوقت بر زمین نمیافتد، اما زمانی که میایستد نمیتواند بر روی دو لاستیک خود ایستاده و میافتد. ما هم داعش را به موتورسیکلت تشبیه کردیم. یعنی از هوالان کوبانی درخواست کردیم که اگر میخواهید حملات داعش را متوقف کنید، داعش میافتد، و فرصت برای شما ایجاد میشود که دست به ضد حمله بزنید. هوالان هم بر روی این مسئله تمرکز کردند. هر روز از آنها پرسیده میشد و هر روز گفته میشد که داعش در حال پیشروی است. حتی یک روز هم در هیچ یک از محورها نتوانسته بودند پیشروی کنند؛ هوالان مقاومت کرده بودند، با اقدامات خود داعش را در هم شکسته بودند و در یک محور داعش تنها توانسته بود یک خانه را اشغال کند. اما با این وضع همچنان معلوم بود که موتورسیکلت همچنان در حال حرکت است. در این باره من نقش هوال گلهات را ارزیابی میکنم، اما پیش از آن به طور خلاصه باید به برخودانی که با رهبری فرمانده و هوال قهرمانمان دستینا صورت گرفت بپردازم. هوال دستینا از هوالان و فرماندهان باشور کوردستان بود که از بوتان به کوبانی عزیمت کرده بود. ۸ هوال دیگر تحت فرماندهی وی بودند و از یک ساختمان ۵-۶ طبقهای دفاع میکردند. مقاومتی بینظیر شکل گرفته بود. داعش تا طبقه همکف رسیده بود. در داخل ساختمان نبرد روی داده بود. اما نتوانسته بودند که هوالان را از طبقات بالایی خارج کنند و به همین علت نمیتوانستند پیشروی کنند. داعش کامیونی پر از مواد منفجره را آماده کرده و در طبقه همکف ساختمان قرار داده بود، این کامیون را منفجر کردند. چنان انفجار بزرگی بود که مانند یک زمین لرزه منطقه را به لرزه درآورده بود. حتی ساکنان پرسوس هم صدا و لرزش ناشی از آن را احساس کرده بودند. اینگونه تمام ساختمان ویران شده بود و هوالان ما هم در آنجا به شهادت رسیدند. اما این هوالان منطقه مناطق تخریب شده شدند و از منطقه دفاع کردند. اجازه ندادند که دشمن کنترل این منطقه را بر عهده بگیرد. اینگونه بود که دشمن نتوانست در این محور پیشروی کند. همزمان، در محورهای دیگر با سیستم دفاعی قدرتمندی حملات داعش در هم شکسته شد و هوالان ما دست به ضد حمله زدند. در روزهای نخست ضد حملات همراه با تلفات بود. هوال گلهات در این مرحله بود که نقش مهمی را ایفا کرد. هوال گلهات در باکور کوردستان در بسیاری از عملیاتها شرکت کرده بود، در عملیات و طراحی و مدیریت آن از تجربهای بالا برخوردار بود. از اعضای تیمهای ویژه بود، از هوالان فدایی و پر جسارت بود. او خودش در راس حمله تیمهای هجومی قرار داشت و ضد حملات را رهبری کرده بود. بر این اساس بود که فرایند پیروزی را رقم زده بود. یعنی سنگرهای داعش را در هم شکسته و در این راه قدم به قدم به پیروزی دست پیدا کرده بود. خانه به خانه، کوچه به کوچه پیشرویها تدریجا صورت گرفتند و برخودان دیگر گسترش پیدا کرده بود. یعنی محدود دفاعی کوبانی دیگر وسیع شده بود. یعنی اینگونه بود که هر شب در یک کوچه دست به پیشروی میزدیم. نباید از نقش هوالان دیگر هم غافل شد، اما در نهادینه شدن این رویند، هوال گلهات نقش مهم و فرماندهی را بر عهده داشت.
مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان گفت: نیروهای رزمندهای که کوبانی را حفظ کردند، از صمیم قلب جنگیدند و با جسارت برخودان کردند. این اراده آپویی بود که داعش را شکست داد.
مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان و فرمانده قرارگاه نیروهای مدافع خلق در بخش چهارم گفتگوی خود با روزنانه اوزگورپولیتیکا در رابطه با برخودان آزادسازی کوبانی گفتگو کرد.
اوزگورپولیتیکا: در دیدارهای قبلی خودتان گفته بود که در برخودان کوبانی شهید گلهات گابار از جمله افرادی بود که نقش بسیار مهمی را ایفا کرده بود. در رابطه با عزیمت گلهات گابار به کوبانی و تاثیر وی بر نتایج نبرد چه نظری دارید؟
مراد کاراییلان: هوال گلهات فرمانده منطقه جودی بود. در گزارشی پیشنهاد کرده بود که او هم میخواهد به برخودان کوبانی بپیوندد. بعد از آن از طریق بیسیم بار دیگر همان پیشنهاد را مطرح کرد. ما هم گفتیم که صبر کن. هوالی پر جرات و جسارت بود و خصوصا در عملکرد جنگی در بوتان در بسیاری از نبردها شرکت کرده و از تجربه برخوردار بود. اما همانگونه که اشاره کردم، بعد از بحرانی شدن وضعیت در کوبانی، از طریق فرماندهی نقل و انتقالات در باکور به او ابلاغ شد که میتواند که با گروهی از هوالان عازم کوبانی شود. بر این اساس بود که هوال گلهات از جودی به سوی کوبانی عزیمت کرد.
در این فرایند این اتفاق روی میدهد: داعش روز بروز به پیروزی بیشتری دست میزند و در مواقعی ضعفهایی ایجاد میشد. اما ما هم روزانه وضعیت را پیگیری میکردیم. خصوصا که در روزهای ۵-۶-۷ اکتبر داعش مرتبا پیشروی میکرد. در آن زمان به هوالان پیشنهاد موتورسیکلت را دادیم. یعنی همانگونه که موتورسیکلت زمانی که در حرکت است هیچوقت بر زمین نمیافتد، اما زمانی که میایستد نمیتواند بر روی دو لاستیک خود ایستاده و میافتد. ما هم داعش را به موتورسیکلت تشبیه کردیم. یعنی از هوالان کوبانی درخواست کردیم که اگر میخواهید حملات داعش را متوقف کنید، داعش میافتد، و فرصت برای شما ایجاد میشود که دست به ضد حمله بزنید. هوالان هم بر روی این مسئله تمرکز کردند. هر روز از آنها پرسیده میشد و هر روز گفته میشد که داعش در حال پیشروی است. حتی یک روز هم در هیچ یک از محورها نتوانسته بودند پیشروی کنند؛ هوالان مقاومت کرده بودند، با اقدامات خود داعش را در هم شکسته بودند و در یک محور داعش تنها توانسته بود یک خانه را اشغال کند. اما با این وضع همچنان معلوم بود که موتورسیکلت همچنان در حال حرکت است. در این باره من نقش هوال گلهات را ارزیابی میکنم، اما پیش از آن به طور خلاصه باید به برخودانی که با رهبری فرمانده و هوال قهرمانمان دستینا صورت گرفت بپردازم. هوال دستینا از هوالان و فرماندهان باشور کوردستان بود که از بوتان به کوبانی عزیمت کرده بود. ۸ هوال دیگر تحت فرماندهی وی بودند و از یک ساختمان ۵-۶ طبقهای دفاع میکردند. مقاومتی بینظیر شکل گرفته بود. داعش تا طبقه همکف رسیده بود. در داخل ساختمان نبرد روی داده بود. اما نتوانسته بودند که هوالان را از طبقات بالایی خارج کنند و به همین علت نمیتوانستند پیشروی کنند. داعش کامیونی پر از مواد منفجره را آماده کرده و در طبقه همکف ساختمان قرار داده بود، این کامیون را منفجر کردند. چنان انفجار بزرگی بود که مانند یک زمین لرزه منطقه را به لرزه درآورده بود. حتی ساکنان پرسوس هم صدا و لرزش ناشی از آن را احساس کرده بودند. اینگونه تمام ساختمان ویران شده بود و هوالان ما هم در آنجا به شهادت رسیدند. اما این هوالان منطقه مناطق تخریب شده شدند و از منطقه دفاع کردند. اجازه ندادند که دشمن کنترل این منطقه را بر عهده بگیرد. اینگونه بود که دشمن نتوانست در این محور پیشروی کند. همزمان، در محورهای دیگر با سیستم دفاعی قدرتمندی حملات داعش در هم شکسته شد و هوالان ما دست به ضد حمله زدند. در روزهای نخست ضد حملات همراه با تلفات بود. هوال گلهات در این مرحله بود که نقش مهمی را ایفا کرد. هوال گلهات در باکور کوردستان در بسیاری از عملیاتها شرکت کرده بود، در عملیات و طراحی و مدیریت آن از تجربهای بالا برخوردار بود. از اعضای تیمهای ویژه بود، از هوالان فدایی و پر جسارت بود. او خودش در راس حمله تیمهای هجومی قرار داشت و ضد حملات را رهبری کرده بود. بر این اساس بود که فرایند پیروزی را رقم زده بود. یعنی سنگرهای داعش را در هم شکسته و در این راه قدم به قدم به پیروزی دست پیدا کرده بود. خانه به خانه، کوچه به کوچه پیشرویها تدریجا صورت گرفتند و برخودان دیگر گسترش پیدا کرده بود. یعنی محدود دفاعی کوبانی دیگر وسیع شده بود. یعنی اینگونه بود که هر شب در یک کوچه دست به پیشروی میزدیم. نباید از نقش هوالان دیگر هم غافل شد، اما در نهادینه شدن این رویند، هوال گلهات نقش مهم و فرماندهی را بر عهده داشت.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
اوزگورپولیتیکا: نیروهای ائتلاف چگونه به فرایند دفاع از کوبانی پیوستند؟
مراد کاراییلان: در آن زمان اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا و رهبران بسیاری از کشورها از طریق ماهواره نظارهگر وضعیت کوبانی بودند. مانند اینکه مشغول تماشای یک فیلم باشند. دیدند که نیروهای دفاعی کوبانی بخش بخش و قدم به قدم کوبانی را از دست داعش خارج میکنند و وارد پوزیسیون حمله میشوند. به طور خلاصه، درک کردند که رزمندگان کوبانی علیرغم نبود امکانات، با کلاشینکف و نارنجک برخودان بینظیری را از خود به نمایش میگذارند. طبق گفتهها، بر این اساس بود که اوباما با اردوغان تماس میگیرد و به او میگوید که کسانی که در کوبانی مشغول مقاومت هستند، همچنان مقاومت میکنند، اگر مهمات و سلاح به دست آنها برسد، این مقاومت میتواند گستردهتر شود و باید از آنها حمایت شود. اما اردوغان به وی میگوید که کسانی که در آنجا مقاومت میکنند واحدهای مدافع خلق نیستند، بلکه نیروهای پ.ک.ک هستند و پ.ک.ک ک سازمان تروریستی است و از داعش خطرناکتر است و چنین حمایتی از سوی وی نمیتواند پذیرفته شود.
اوزگورپولیتیکا: یعنی طبق تابلویی که شما ترسیم کردید، اردوغان این در را گشود؛ عزیمت هوالان شما به کوبانی را نادیده گرفت، اما در مقابل حمایت خارجی این موضع را نشان میدهد....
مراد کاراییلان: همانگونه که من گفتم اردوغان پیشبینی کرده بود که کوبانی را به گورستانی برای پ.ک.ک تبدیل کند. به همین علت چنین موضعی را علیه اوباما نشان داد، اما به نیروهای محلی خود گفته بود که آنها را نادیده بگیرند، بگذارید همه به آنجا بروند و در انجا بمیرند. یعنی در واقع نقشه بسیار مهلکی را برای قتلعام آماده کرده بود. در آن زمان هم گفتگوها و دیدارهای امرالی در جریان بودند، و گویا مثلا آتشبس هم در جریان بود و قرار بود مثلا مسئله حل شود. یعنی فرایندی که به آن حل مسئله و دستیابی به راه حل گفته میشد اما در واقع به عنوان اقدامات تاکتیکی جنگ ویژه طراحی شده بود. این مسئله بعدا درک شد. آن زمان امدن نیروهای پ.ک.ک به کوبانی، برای آنها فرصتی بسیار بزرگ بود، اما در ظاهر آن را ندیدند و خواستند که هوالان همه به سوی کوبانی کشیده شوند و در آنجا هم به قتل برسند. از این طریق نشان دادند که همراه با داعش در یک طرح مشترک همکاری دارند.
اوزگورپولیتیکا: اما علیرغم این اقدامات اردوغان به نیروهای ائتلاف اعلام کرد که او هم وارد عمل میشود...
مراد کاراییلان: هر چند اردوغان چنین پاسخی را به اوباما داده بود، اما چون اوباما با چشمان خود مقاومت را دیده بود، به سخنان اردوغان باور نکرده بود. شاید گفته باشد مهم نیست که چه کسی است که در مقابل داعش مقاومت میکند، در زمانیکه که هیچ کس علیه داعش مقاومتی نمیکند، حمایت از رزمندگان مقاومت کوبانی در راستای منافع آمریکا است. نیروهای ائتلاف بینالمللی ضد داعش، با رهبری آمریکا در ۱۶ اکتبر تصمیم گرفتند که از رزمندگان مقاومت کوبانی حمایت کنند، اما این حملات همان روز به اجرا گذاشته نشدند، حملات هوایی علیه داعش مدتی بعد آغاز شد.
اوزگورپولیتیکا: حملات هوایی چه تاثیری را بر برخودان کوبانی گذاشت؟
مراد کاراییلان: پیش از هر چیز لازم است به این مسئله اشاره شود: تا زمان آغاز حملات هوایی، رزمندگان کوبانی بخشی از کوبانی را از دست داعش خارج ساخته بودند و این نیروهای برخودان کوبانی بودند که در موضع تهاجمی قرار گرفته بودند. آمریکا و نیروهای کوالیسیون ضد داعش این مسئله را درک کردند. با استفاده از تصاویر هوایی هواپیماهای بدون سرنشین اکتشافی مشاهده کرده بودند که روز بروز امکان پیروزی بیشتر است و داعش در تنگنا قرار گرفته است. بعد از این بود که تصمیم گرفتند که از مقاومت کوبانی دفاع کنند. تصمیم گرفتند، اما چگونه باید آن را انجام میدادند. زیرا هیچگونه ارتباطی با واحدهای مدافع خلق نداشتند. هیچ فردی از نیروهای انها در کوبانی حضور نداشت که عملیات هماهنگی را انجام دهد. در آن زمان مسئله بسیار جالب توجه روی داد؛ در سلیمانیه فردی به عنوان نماینده واحدهای مدافع خلق مسئولیت داشت. یکی از فرماندهان نیروهای ویژه آمریکا از طریق اتحادیه میهنی کوردستان با وی ارتباط برقرار میکند. این هوال هم با فرماندهی واحدهای مدافع خلق در کوبانی ارتباط برقرار میکند، میپرسد که میخواهید که کجا را هدف قرار بدهیم؟ او هم هر بار از سر ناچاری میگوید که خط مقدم را هدف قرار ندهید، بلکه مناطق پشت خطهای مقدم را بزنید. زیرا اگر خط مقدم جبههها مورد حمله قرار میگرفت، چون هماهنگی مستقیمی وجود نداشت، میتوانست به هدف قرار دادن نیروهای واحدهای مدافع خلق منجر شود. در واقع دو بار هم هواپیماهای آنها به اشتباه به نیروهای واحدهای مدافع خلق حمله کردند. برای جلوگیری از بروز چنین اشتباهاتی، گفته میشد که مثلا در چند متری فلان روستا، فلان ساختمان را هدف قرار بدهید.
مراد کاراییلان: در آن زمان اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده امریکا و رهبران بسیاری از کشورها از طریق ماهواره نظارهگر وضعیت کوبانی بودند. مانند اینکه مشغول تماشای یک فیلم باشند. دیدند که نیروهای دفاعی کوبانی بخش بخش و قدم به قدم کوبانی را از دست داعش خارج میکنند و وارد پوزیسیون حمله میشوند. به طور خلاصه، درک کردند که رزمندگان کوبانی علیرغم نبود امکانات، با کلاشینکف و نارنجک برخودان بینظیری را از خود به نمایش میگذارند. طبق گفتهها، بر این اساس بود که اوباما با اردوغان تماس میگیرد و به او میگوید که کسانی که در کوبانی مشغول مقاومت هستند، همچنان مقاومت میکنند، اگر مهمات و سلاح به دست آنها برسد، این مقاومت میتواند گستردهتر شود و باید از آنها حمایت شود. اما اردوغان به وی میگوید که کسانی که در آنجا مقاومت میکنند واحدهای مدافع خلق نیستند، بلکه نیروهای پ.ک.ک هستند و پ.ک.ک ک سازمان تروریستی است و از داعش خطرناکتر است و چنین حمایتی از سوی وی نمیتواند پذیرفته شود.
اوزگورپولیتیکا: یعنی طبق تابلویی که شما ترسیم کردید، اردوغان این در را گشود؛ عزیمت هوالان شما به کوبانی را نادیده گرفت، اما در مقابل حمایت خارجی این موضع را نشان میدهد....
مراد کاراییلان: همانگونه که من گفتم اردوغان پیشبینی کرده بود که کوبانی را به گورستانی برای پ.ک.ک تبدیل کند. به همین علت چنین موضعی را علیه اوباما نشان داد، اما به نیروهای محلی خود گفته بود که آنها را نادیده بگیرند، بگذارید همه به آنجا بروند و در انجا بمیرند. یعنی در واقع نقشه بسیار مهلکی را برای قتلعام آماده کرده بود. در آن زمان هم گفتگوها و دیدارهای امرالی در جریان بودند، و گویا مثلا آتشبس هم در جریان بود و قرار بود مثلا مسئله حل شود. یعنی فرایندی که به آن حل مسئله و دستیابی به راه حل گفته میشد اما در واقع به عنوان اقدامات تاکتیکی جنگ ویژه طراحی شده بود. این مسئله بعدا درک شد. آن زمان امدن نیروهای پ.ک.ک به کوبانی، برای آنها فرصتی بسیار بزرگ بود، اما در ظاهر آن را ندیدند و خواستند که هوالان همه به سوی کوبانی کشیده شوند و در آنجا هم به قتل برسند. از این طریق نشان دادند که همراه با داعش در یک طرح مشترک همکاری دارند.
اوزگورپولیتیکا: اما علیرغم این اقدامات اردوغان به نیروهای ائتلاف اعلام کرد که او هم وارد عمل میشود...
مراد کاراییلان: هر چند اردوغان چنین پاسخی را به اوباما داده بود، اما چون اوباما با چشمان خود مقاومت را دیده بود، به سخنان اردوغان باور نکرده بود. شاید گفته باشد مهم نیست که چه کسی است که در مقابل داعش مقاومت میکند، در زمانیکه که هیچ کس علیه داعش مقاومتی نمیکند، حمایت از رزمندگان مقاومت کوبانی در راستای منافع آمریکا است. نیروهای ائتلاف بینالمللی ضد داعش، با رهبری آمریکا در ۱۶ اکتبر تصمیم گرفتند که از رزمندگان مقاومت کوبانی حمایت کنند، اما این حملات همان روز به اجرا گذاشته نشدند، حملات هوایی علیه داعش مدتی بعد آغاز شد.
اوزگورپولیتیکا: حملات هوایی چه تاثیری را بر برخودان کوبانی گذاشت؟
مراد کاراییلان: پیش از هر چیز لازم است به این مسئله اشاره شود: تا زمان آغاز حملات هوایی، رزمندگان کوبانی بخشی از کوبانی را از دست داعش خارج ساخته بودند و این نیروهای برخودان کوبانی بودند که در موضع تهاجمی قرار گرفته بودند. آمریکا و نیروهای کوالیسیون ضد داعش این مسئله را درک کردند. با استفاده از تصاویر هوایی هواپیماهای بدون سرنشین اکتشافی مشاهده کرده بودند که روز بروز امکان پیروزی بیشتر است و داعش در تنگنا قرار گرفته است. بعد از این بود که تصمیم گرفتند که از مقاومت کوبانی دفاع کنند. تصمیم گرفتند، اما چگونه باید آن را انجام میدادند. زیرا هیچگونه ارتباطی با واحدهای مدافع خلق نداشتند. هیچ فردی از نیروهای انها در کوبانی حضور نداشت که عملیات هماهنگی را انجام دهد. در آن زمان مسئله بسیار جالب توجه روی داد؛ در سلیمانیه فردی به عنوان نماینده واحدهای مدافع خلق مسئولیت داشت. یکی از فرماندهان نیروهای ویژه آمریکا از طریق اتحادیه میهنی کوردستان با وی ارتباط برقرار میکند. این هوال هم با فرماندهی واحدهای مدافع خلق در کوبانی ارتباط برقرار میکند، میپرسد که میخواهید که کجا را هدف قرار بدهیم؟ او هم هر بار از سر ناچاری میگوید که خط مقدم را هدف قرار ندهید، بلکه مناطق پشت خطهای مقدم را بزنید. زیرا اگر خط مقدم جبههها مورد حمله قرار میگرفت، چون هماهنگی مستقیمی وجود نداشت، میتوانست به هدف قرار دادن نیروهای واحدهای مدافع خلق منجر شود. در واقع دو بار هم هواپیماهای آنها به اشتباه به نیروهای واحدهای مدافع خلق حمله کردند. برای جلوگیری از بروز چنین اشتباهاتی، گفته میشد که مثلا در چند متری فلان روستا، فلان ساختمان را هدف قرار بدهید.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
این هوالان اطلاعات را در اختیار نیروهای امریکایی و هوایپماها قرار میدادند. یعنی بمبارانها به گونهای نبود که مسیر جنگ را مشخص کند یا تاثیر بسیار مهمی داشته باشد. بدون شک این بمبارانها نقش خود را ایفا کردند، اما در نبرد کوبانی که به شیوه نبرد یقه به یقه، نبرد خانه به خانه بود، این نبرد به پیروزی رسید.
بعد از مدتی GPS را به فرماندهان واحدهای مدافع خلق و هوالانمان در آن منطقه رساندند. واحدهای مدافع خلق از طریق GPS مختصاتی را که باید بمبماران میشد مشخص میکردند و این نقاط بمباران میشدند. اما حملات هوایی تاثیر قاطعی بر پیروزی نبرد کوبانی نگذاشت. اگر هماهنگی میشد، از طریق حملات هوایی اهداف مورد حمله قرار میگرفتند، حملات میتوانستند نتایج بهتری داشته باشند. اما متاسفانه تا زمانیکه کوبانی آزاد نشد چنین اقداماتی صورت نگرفت. به صورت تخمینی مناطق را هدف قرار میدادند، بدون شک حملات تاثیر خود را داشتند، اما براستی بعد از آزادی کوبانی، برخی از متخصصین نظامی امریکایی وارد میدان شدند، تنها بعد از حضور میدانی آنها بود که هماهنگی زمینی و هوایی برقرار شد. بعد از آن در عملیات منبج، طبقا و رقا بود که نقش مهمی را ایفا کردند. نیروهای ائتلاف بینالمللی ضد داعش تصمیم خود را در حمله به داعش با تاخیر گرفتند، بنابه دلایلی که من به آن اشاره کردم، تاثیر مستقیم و بلاواسطهای بر نبرد کوبانی نداشتند.
اوزگورپولیتیکا: یعنی میتوان گفت که عاملیت انسانی بهتر از تکنولوژی عمل کرد؟
مراد کاراییلان: هر چند داعش از وسائط نقلیه زرهی مانند تانک برخوردار بود، میتوان با گفته شما موافق بود. همچنین میتوان گفت: نبرد کوبانی بین داعش و پ.ک.ک، نبرد اراده بود. و در نتیجه این نبرد داعش در مقابل اراده و ایدئولوژی ما شکست خورد. این رویدادی بود که در کوبانی به وقوع پیوست. و نیروهای بینالمللی در این مسئله نقشی نداشتند. نبردهای اصلی در اکتبر و خصوصا در روزهای ۲۰ تا ۲۵ اکتبر روی دادند. رویدادهای این دوره بود که مسیر نبرد را مشخص کرد. نیروهای ما به میدان نبرد رسیدند، به واحدهای مدافع خلق رسیدند و همراه با آنها حملات داعش را متوقف کردند. بعد از آن بود که دست به ضد حمله زدند، کوچه به کوچه منطقه را از دست داعش گرفتند، مناطق آزاد شده را گسترش دادند، و اینگونه بود که داعش را در آستانه شکست قرار دادند. این مرحله، مهمترین بخش این رویدادها بود. در این برخودان در مقابل داعش که میگفتند که اگر کشته شویم به بهشت میرویم، برخودان مصمم پ.ک.ک در مقابل آنها به سدی محکم تبدیل شد که آنها را در هم شکست. آنچه که روی داد این بود.
یعنی برخودان شهر کوبانی برخودانی بسیار مهم است. یعنی افسانه برخودان نیروهای YPG و HPG است. همچنین برخودان سنگین نیروهای یژا ستار را میتوان در برخودان شهیدان گولان و زهرا-ها مشاهده کرد، با اقدامات فدایی زوزان و ریوان کوبانی، مقاومت نیروهای واحدهای مدافع زنان به بالاترین سطح خود دست پیدا کرد و قدرت خود را به رخ جهانیان کشید. به طور خلاصه، برخورداری از عزم مصمم نیروهای YPG و HPG و یژا ستار، در این برخودان نشان داد که مقاومت و فداکاریهای آنان چه اندازه مهم است. این برخودان تابلویی وسیع را ترسیم کرد که هنر و نیروی انسانی میتواند به چه اقداماتی دست بزند. زیرا در کوبانی در مقابله با تانکها، با سلاحهای سبک این برخودان صورت گرفت. در مقابل سلاحهای زرهی، بزرگترین سلاح برخودان، جسارت و فدایی بودن آنها بود. غیر از یک سلاح کلاشینکف، نارنجک و اسلحه بی-۷ چیز دیگری در اختیار نداشتند. رزمندگان کوبانی از صمیم قلب وارد نبرد شدند، جنگیدند، با جسارت خود مقاومت کردند و بر این اساس با آغاز ضد حمله، اراده داعشیها را در هم شکستند. خلاقیت بخرج دادند. این اراده بود که کوبانی را آزاد کرد. این اراده آپویی بود که داعش را درهم شکست.
اوزگورپولیتیکا: شما گفتید که با فرماندهان و شروانان کوبانی ارتباط داشتید. در این گفتگو و ارتباط با آنها چه میکردید؟ نبرد را اداره میکردید؟
مراد کاراییلان: بدون شک من یا ما نبرد را اداره نمیکردیم، این فرماندهان عملیاتی در کوبانی بودند که نبرد را اداره میکردند. این فرماندهی عمدتا بر عهده فرماندهان واحدهای مدافع خلق بود. زیرا آنها بودند که شهر و جزئیات شهر را به خوبی میشناختند، اما نیروهای مدافع خلق HPG که به کوبانی رفته بودند با انها همکاری کرده و وارد نبرد شده بودند، من از دوران کودکی کوبانی را میشناسم، در آنجا مانده بودم. اما در کل شهر را به خوبی نمیشناختم. چون شهر گسترش پیدا کرده بود. همچنین به محلات شهر اسامی جدیدی داده بودند. به همین دلیل برخی از اوقات با هوالان آنجا تماس میگرفتم و در رابطه با اوضاع میپرسیدم.
بعد از مدتی GPS را به فرماندهان واحدهای مدافع خلق و هوالانمان در آن منطقه رساندند. واحدهای مدافع خلق از طریق GPS مختصاتی را که باید بمبماران میشد مشخص میکردند و این نقاط بمباران میشدند. اما حملات هوایی تاثیر قاطعی بر پیروزی نبرد کوبانی نگذاشت. اگر هماهنگی میشد، از طریق حملات هوایی اهداف مورد حمله قرار میگرفتند، حملات میتوانستند نتایج بهتری داشته باشند. اما متاسفانه تا زمانیکه کوبانی آزاد نشد چنین اقداماتی صورت نگرفت. به صورت تخمینی مناطق را هدف قرار میدادند، بدون شک حملات تاثیر خود را داشتند، اما براستی بعد از آزادی کوبانی، برخی از متخصصین نظامی امریکایی وارد میدان شدند، تنها بعد از حضور میدانی آنها بود که هماهنگی زمینی و هوایی برقرار شد. بعد از آن در عملیات منبج، طبقا و رقا بود که نقش مهمی را ایفا کردند. نیروهای ائتلاف بینالمللی ضد داعش تصمیم خود را در حمله به داعش با تاخیر گرفتند، بنابه دلایلی که من به آن اشاره کردم، تاثیر مستقیم و بلاواسطهای بر نبرد کوبانی نداشتند.
اوزگورپولیتیکا: یعنی میتوان گفت که عاملیت انسانی بهتر از تکنولوژی عمل کرد؟
مراد کاراییلان: هر چند داعش از وسائط نقلیه زرهی مانند تانک برخوردار بود، میتوان با گفته شما موافق بود. همچنین میتوان گفت: نبرد کوبانی بین داعش و پ.ک.ک، نبرد اراده بود. و در نتیجه این نبرد داعش در مقابل اراده و ایدئولوژی ما شکست خورد. این رویدادی بود که در کوبانی به وقوع پیوست. و نیروهای بینالمللی در این مسئله نقشی نداشتند. نبردهای اصلی در اکتبر و خصوصا در روزهای ۲۰ تا ۲۵ اکتبر روی دادند. رویدادهای این دوره بود که مسیر نبرد را مشخص کرد. نیروهای ما به میدان نبرد رسیدند، به واحدهای مدافع خلق رسیدند و همراه با آنها حملات داعش را متوقف کردند. بعد از آن بود که دست به ضد حمله زدند، کوچه به کوچه منطقه را از دست داعش گرفتند، مناطق آزاد شده را گسترش دادند، و اینگونه بود که داعش را در آستانه شکست قرار دادند. این مرحله، مهمترین بخش این رویدادها بود. در این برخودان در مقابل داعش که میگفتند که اگر کشته شویم به بهشت میرویم، برخودان مصمم پ.ک.ک در مقابل آنها به سدی محکم تبدیل شد که آنها را در هم شکست. آنچه که روی داد این بود.
یعنی برخودان شهر کوبانی برخودانی بسیار مهم است. یعنی افسانه برخودان نیروهای YPG و HPG است. همچنین برخودان سنگین نیروهای یژا ستار را میتوان در برخودان شهیدان گولان و زهرا-ها مشاهده کرد، با اقدامات فدایی زوزان و ریوان کوبانی، مقاومت نیروهای واحدهای مدافع زنان به بالاترین سطح خود دست پیدا کرد و قدرت خود را به رخ جهانیان کشید. به طور خلاصه، برخورداری از عزم مصمم نیروهای YPG و HPG و یژا ستار، در این برخودان نشان داد که مقاومت و فداکاریهای آنان چه اندازه مهم است. این برخودان تابلویی وسیع را ترسیم کرد که هنر و نیروی انسانی میتواند به چه اقداماتی دست بزند. زیرا در کوبانی در مقابله با تانکها، با سلاحهای سبک این برخودان صورت گرفت. در مقابل سلاحهای زرهی، بزرگترین سلاح برخودان، جسارت و فدایی بودن آنها بود. غیر از یک سلاح کلاشینکف، نارنجک و اسلحه بی-۷ چیز دیگری در اختیار نداشتند. رزمندگان کوبانی از صمیم قلب وارد نبرد شدند، جنگیدند، با جسارت خود مقاومت کردند و بر این اساس با آغاز ضد حمله، اراده داعشیها را در هم شکستند. خلاقیت بخرج دادند. این اراده بود که کوبانی را آزاد کرد. این اراده آپویی بود که داعش را درهم شکست.
اوزگورپولیتیکا: شما گفتید که با فرماندهان و شروانان کوبانی ارتباط داشتید. در این گفتگو و ارتباط با آنها چه میکردید؟ نبرد را اداره میکردید؟
مراد کاراییلان: بدون شک من یا ما نبرد را اداره نمیکردیم، این فرماندهان عملیاتی در کوبانی بودند که نبرد را اداره میکردند. این فرماندهی عمدتا بر عهده فرماندهان واحدهای مدافع خلق بود. زیرا آنها بودند که شهر و جزئیات شهر را به خوبی میشناختند، اما نیروهای مدافع خلق HPG که به کوبانی رفته بودند با انها همکاری کرده و وارد نبرد شده بودند، من از دوران کودکی کوبانی را میشناسم، در آنجا مانده بودم. اما در کل شهر را به خوبی نمیشناختم. چون شهر گسترش پیدا کرده بود. همچنین به محلات شهر اسامی جدیدی داده بودند. به همین دلیل برخی از اوقات با هوالان آنجا تماس میگرفتم و در رابطه با اوضاع میپرسیدم.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
آنها هم با اشاره به خانههای افرادی که من آنها را میشناختم در مورد مسیرها توضیح میدادند، مثلا میگفتند که خانه حمه، خانه دکتر، مسجد حاجی رشید، مدرسه رش، میدان شاهین بیگ، آسایش، نانوایی، مسیر حلب، اینگونه بود که مسیر کلی را میشناختم و میدانستم که داعش به کجا رسیده است، در کجا باید دفاع شود و بر این اساس پیشنهاداتم را با هوالان مطرح میکردم. همچنین در رابطه با چگونگی نبرد با داعش، اتخاذ تدابیر، راهکارهای انگیزشی ما براساس تجربههایمان نگرشهایمان را به فرماندهی کوبانی ابلاغ میکردیم.
به عنوان وظیفهای ملی، پیروزی برخودان کوبانی برای خلقمان از اهمیت بزرگی برخوردار بود. یعنی نبرد هم برای ما و هم برای نیروهای مهاجم وارد مرحله استراتژیک بسیار مهمی شده بود. یعنی مرحلهای شکل گرفته بود که نبرد در کوبانی به جنگ فدایی تبدیل شده بود. زیرا در مغز داعشیها چیزی به اسم عقبنشینی وجود نداشت. یعنی هیچگاه هم دستور عقبنشینی را به نیروهایشان ندادند. و این در حالی است که عقبنشینی نیز تاکتیک جنگ است. یعنی بسیاری از اوقات نیرو برای حملات گستردهتر یا برای دستیابی به پیروزی بزرگتر، از تاکتیک عقبنشینی استفاده میکند. اما در این باره نیروهای داعش اصلا به چیزی مانند عقبنشینی فکر نمیکردند. مرتبا پیشروی میکردند. به همین دلیل اخراج آنها از کوبانی کار آسانی نبود. یعنی به گونهای بود که وارد هر خانهای که میشدند غیر از کشتن آنها چاره دیگری نبود. خصوصا در ابتدا، به شیوه منظم عقبنشینی نمیکردند. به همین دلیل در بسیاری از مناطق بین هوالان و آنها حداکثر یک دیوار فاصله بود. یعنی یک دیوار ما و انها را از هم جدا میکرد و هر دو طرف مشغول سوراخ کردن دیوار بود و هر کس میتوانسد زودتر دیوار را سوراخ کند، میتوانست طرف مقابل را از پا دربیاورد. نبرد فدایی کوبانی اینگونه بود.
اوزگورپولیتیکا: این مسئله توجه من را بخود جلب میکند که غیر از برخی از واحدهای مشخص؛ نیروهای گریلا به دلیل مسائل امنیتی، از تلفن و اینترنت استفاده نمیکنند. شما گفتید که تلفنی حرف میزدیم. این مسئله برای شما مشکلی ایجاد نمیکرد؟
مراد کاراییلان: در آن زمان من با مشکلی روبرو نشدم، اما میت تمام سخنان من را در آن زمان با فرماندهان کوبانی ضبط کرده بود و طی پروندهای به آمریکائیها داده بود. گفته بودند که در کوبانی این HPG است که نبرد را اداره میکند نه YPG. نگاه کنید و ببینید که خود کاراییلان این نبرد را اداره میکند، این هم مدرک. این مسئله را امریکائیها از نمایندگی YPG در سلیمانیه پرسیده بودند. این مسئله از طریق فرماندهی YPG در کوبانی طی تماسی تلفنی به من اطلاع داده شد. بعد از انتقال این اطلاعات، من از هوال پرسیدم که او در کجا مستقر شده است. او هم آدرس محل خود را داد. من دیدم که نزدیک روستای کورالی است. به او گفتم به کورالی برو و میخواهم به اهالی روستای کورالی سلام برسانم. گفت بسیار خوب، بعد از نیم ساعت بار دیگر تلفن کرد و گفت من اکنون در کورالی هستم. بیشتر اهالی کورالی جمع شدهاند. آن زمان از طریق تلفن با بسیاری از اهالی منطقه حرف زدم. صدای تلفن را روی بلندگوی تلفن گذاشتند و با تمام خلق این منطقه سخن گفتم. آنها هم نظراتشان را با من در میان گذاشتند. همه من را میشناختند، وضعیتی عاطفی ایجاد شده بود. از طریق تلفن نشستی را برگزار کردیم. سپس به هوال حاظر در این منطقه گفتم هم اکنون سیا، میت یا سازمانهای اطلاعاتی دیگر صدای ما را میشنوند و بدانند که اگر من با شما ارتباط برقرار میکنم، با مردم و خویشاوندانم ارتباط دارد. من از طریق برقراری ارتباط، تجارب نظامی خود را با انها در میان میگذارم. میخواهم از آنها حمایت کنم. به همین دلیل هیچ کس نمیتواند بگوید که من نبرد را اداره میکنم. کسانی که صدای من را میشنودند و آن را با پروندهای به نیروهای دیگر گزارش میدهند لازم است این پرونده را هم به ان بیفزایند. تصور میکنم سیا و سازمانهای اطلاعاتی دیگر هم آن را شنیدند. زیرا این گزارش دولت ترک هیچ نتیجهای در بر نداشت. دیگر چنین موضوعی را نشنیدم. به طور خلاصه، مسئله کوبانی به مسئلهای ملی تبدیل شد. در همان چارچوب همانگونه که شما هم اطلاع دارید، از باشور کوردستان کمک نیروهای پیشمرگه هم به کوبانی رسید.
فردا
ورود پیشمرگه به کوبانی
ANF
🆔 @GozarDemocratic
به عنوان وظیفهای ملی، پیروزی برخودان کوبانی برای خلقمان از اهمیت بزرگی برخوردار بود. یعنی نبرد هم برای ما و هم برای نیروهای مهاجم وارد مرحله استراتژیک بسیار مهمی شده بود. یعنی مرحلهای شکل گرفته بود که نبرد در کوبانی به جنگ فدایی تبدیل شده بود. زیرا در مغز داعشیها چیزی به اسم عقبنشینی وجود نداشت. یعنی هیچگاه هم دستور عقبنشینی را به نیروهایشان ندادند. و این در حالی است که عقبنشینی نیز تاکتیک جنگ است. یعنی بسیاری از اوقات نیرو برای حملات گستردهتر یا برای دستیابی به پیروزی بزرگتر، از تاکتیک عقبنشینی استفاده میکند. اما در این باره نیروهای داعش اصلا به چیزی مانند عقبنشینی فکر نمیکردند. مرتبا پیشروی میکردند. به همین دلیل اخراج آنها از کوبانی کار آسانی نبود. یعنی به گونهای بود که وارد هر خانهای که میشدند غیر از کشتن آنها چاره دیگری نبود. خصوصا در ابتدا، به شیوه منظم عقبنشینی نمیکردند. به همین دلیل در بسیاری از مناطق بین هوالان و آنها حداکثر یک دیوار فاصله بود. یعنی یک دیوار ما و انها را از هم جدا میکرد و هر دو طرف مشغول سوراخ کردن دیوار بود و هر کس میتوانسد زودتر دیوار را سوراخ کند، میتوانست طرف مقابل را از پا دربیاورد. نبرد فدایی کوبانی اینگونه بود.
اوزگورپولیتیکا: این مسئله توجه من را بخود جلب میکند که غیر از برخی از واحدهای مشخص؛ نیروهای گریلا به دلیل مسائل امنیتی، از تلفن و اینترنت استفاده نمیکنند. شما گفتید که تلفنی حرف میزدیم. این مسئله برای شما مشکلی ایجاد نمیکرد؟
مراد کاراییلان: در آن زمان من با مشکلی روبرو نشدم، اما میت تمام سخنان من را در آن زمان با فرماندهان کوبانی ضبط کرده بود و طی پروندهای به آمریکائیها داده بود. گفته بودند که در کوبانی این HPG است که نبرد را اداره میکند نه YPG. نگاه کنید و ببینید که خود کاراییلان این نبرد را اداره میکند، این هم مدرک. این مسئله را امریکائیها از نمایندگی YPG در سلیمانیه پرسیده بودند. این مسئله از طریق فرماندهی YPG در کوبانی طی تماسی تلفنی به من اطلاع داده شد. بعد از انتقال این اطلاعات، من از هوال پرسیدم که او در کجا مستقر شده است. او هم آدرس محل خود را داد. من دیدم که نزدیک روستای کورالی است. به او گفتم به کورالی برو و میخواهم به اهالی روستای کورالی سلام برسانم. گفت بسیار خوب، بعد از نیم ساعت بار دیگر تلفن کرد و گفت من اکنون در کورالی هستم. بیشتر اهالی کورالی جمع شدهاند. آن زمان از طریق تلفن با بسیاری از اهالی منطقه حرف زدم. صدای تلفن را روی بلندگوی تلفن گذاشتند و با تمام خلق این منطقه سخن گفتم. آنها هم نظراتشان را با من در میان گذاشتند. همه من را میشناختند، وضعیتی عاطفی ایجاد شده بود. از طریق تلفن نشستی را برگزار کردیم. سپس به هوال حاظر در این منطقه گفتم هم اکنون سیا، میت یا سازمانهای اطلاعاتی دیگر صدای ما را میشنوند و بدانند که اگر من با شما ارتباط برقرار میکنم، با مردم و خویشاوندانم ارتباط دارد. من از طریق برقراری ارتباط، تجارب نظامی خود را با انها در میان میگذارم. میخواهم از آنها حمایت کنم. به همین دلیل هیچ کس نمیتواند بگوید که من نبرد را اداره میکنم. کسانی که صدای من را میشنودند و آن را با پروندهای به نیروهای دیگر گزارش میدهند لازم است این پرونده را هم به ان بیفزایند. تصور میکنم سیا و سازمانهای اطلاعاتی دیگر هم آن را شنیدند. زیرا این گزارش دولت ترک هیچ نتیجهای در بر نداشت. دیگر چنین موضوعی را نشنیدم. به طور خلاصه، مسئله کوبانی به مسئلهای ملی تبدیل شد. در همان چارچوب همانگونه که شما هم اطلاع دارید، از باشور کوردستان کمک نیروهای پیشمرگه هم به کوبانی رسید.
فردا
ورود پیشمرگه به کوبانی
ANF
🆔 @GozarDemocratic