گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
606 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
دیدگاه سیاسی – رویه‌گیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است تحلیل اوضاع سیاسی 🆔 @GozarDemocratic‌
دیدگاه سیاسی – رویه‌گیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است

تحلیل اوضاع سیاسی


اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ایران و شرق کردستان بخاطر بازی‌های قدرت و ثروت زمامداران حاکمیت وارد فاز امنیتی خطرناک گشته است. نشانه‌های یک نارضایتی اجتماعی انفجاری از هم‌اکنون هویداست و اگر موانعی در روند دیالکتیک رویدادی آن به میان نیاید، ایران فراروی یک دوره از تحولات بنیادین قرارخواهدگرفت. امروز اعتراضات در ایران اقشاری را به اعتراض و خیزش در خیابان وامی‌دارد که انگشت را بسوی «تورم، فقر و نابسامانی اجتماعی، ستم به ملیت‌ها، حقوق زنان و نابودی معیشت» نشانه رفته است. کل اعتراضات کارگران، معلمان، زنان، جوانان و روشنفکران حول‌محور همین موضوعات کلان و پایه‌ای می‌چرخد. بنابراین پس از چند ماهی فریب جامعه با وعده و وعید از سوی دولت‌ رئیسی، جامعه متوجه شده که به این دولت اعتمادی نیست. حاکمیت فاشیستی ایران، هم در داخل و هم خارج با فشارهای مضاعف و بی‌مشروعیتی بی‌سابقه روبرو شده است.

سال جاری، در ایران سال تجمعات و رویه‌گیری اعتراضات اقشار خلقی است و همه خیزش‌های پراکنده کارگران، معلمان و سایر اقشار بسوی همبستگی و اتحاد در آتیه نزدیک میل دارد. در معنای کلی، قیام خلقی امروز در وضعیت «نارضایتی‌های اجتماعی» قرارگرفته و نشانه‌هایی امیدوارکننده هویداست که بسوی همبستگی سراسری پیش‌می‌رود. روشن است که خیابان به دنبال یافتن رهبریت خویش است و اگر این رهبریت بویژه در دوسال گذشته شکل‌گرفته بود، اکنون قیام سراسری روی داده‌بود. شرق کردستان بی‌شک از رهبریت قیام برخوردار است و از این حیث با ایران تفاوت دارد.

پس از یک‌دوره چندساله از اعتراضات کارگران، امروز معلمان نیز به آنها پیوسته‌اند و به طرز بی‌سابقه‌ای فضای ایران را خیزش‌محور ساخته‌اند. آگاهی و مطالبه‌گری بنیان تجمعات معلمان است. رژیم این تجمعات دموکراتیک را به حوزه امنیتی کشانده و بازداشت‌ها و پرونده‌سازی‌های امنیتی علیه آنها اثباتگر فقدان رهیافتی استراتژیک برای بحران‌های جامعه خاصه‌ معلمان است. دیگر شعارهای خیزش معلمان فراتر از رتبه‌بندی به طرح مقولاتی چون حقوق بنیادین انسانی همچو «آموزش رایگان، ضدیت با خصوصی‌سازی ویرانگر و آموزش به زبان مادری» کشیده شده است. از این حیث، تجمعات معلمان شرق کردستان یک گام در زمینه مطالبه‌گری بنیادین جلوتر از تجمعات معلمان ایران است. فریادزدن «حق آزادی آموزش به زبان مادری» در شرق کردستان نشانه بیداری در حین مطالبه‌گری معلمان کُرد است. این اعتراضات اجتماعی، میزانی برای سنجش حقانیت یا فاسدبودن حاکمیت ایران هستند. پس فاسدبودن این حکومت که بر مسند دین و منبر تکیه زده و هر دو را نیز تباه‌کرده، برای جامعه اثبات گشته. مجلس، دستگاه قضایی و دولت هر سه به نهادهای جنگ جناح‌های جمهوری ولایی بر سر قدرت مبدل شده‌اند و نابودی معیشت خلق برایشان پشیزی ارزش ندارد. مطالبه معلمان مبنی بر رتبه‌بندی حقوق درحالی است که بودجه نهادهای سپاه، بسیج و امنیتی دهها برابر افزایش یافته. تاکنون دولت غیر از کاهش بودجه برای تأمین معیشت معلمان، با وحشت‌افکنی و تهدید مداوم، کار دیگری از پیش نبرده. امروز معلمان و کارگران به اعتراضاتی دست‌زده‌اند که در زمان فروپاشی پهلوی، کارگران به آن دست‌زدند. مطالبات صنف معلمان در شرق کردستان صحیح‌ترین رویه دموکراتیک و برحق را دربرگرفته که بسیار باارزش است و اگر با روند کنونی ادامه یابد، به دلیل حمایت‌های مداوم جامعه، به نتایج امیدوارکننده‌ای خواهد رسید.

در شرق کردستان بیش از ۵۰ شهروند و فعال کُرد در ماه ژانویه بازداشت شده‌اند که شماری از آنها معلم هستند. این موج، بصورت راهبردی یک دوره از سرکوب و ارعاب از طریق بازداشت و زندان برای ایجاد خفقان سیاسی و اجتماعی علیه خلق کُرد را نشان می‌دهد. حاکمیت که با یک کودتا دولت رئیسی اصولگرا و تندرو را بر سر کار آورده، در شرق کردستان، بازداشت فعالان مدنی و اجتماعی که هسته‌های آگاه و بیدار جامعه کُردی هستند را بعنوان بخشی از کودتای دامنه‌دار، بازداشت و به زعم خود سرکوب می‌کند. اینکه بیش از هشتاد درصد از فعالان به اتهام همکاری با احزاب کُرد بازداشت شده‌اند، نشانه سیاسی‌بودن این موج بازداشت‌ها است. کشتار کولبران هم حلقه‌ای دیگر از این کودتا می‌باشد. حتی اینکه برخی از بازداشت‌شدگان زن هستند و نوع برخورد رژیم با زینب جلالیان خشن‌تر و ضدحقوقی‌تر گشته، تداوم همان سیاست دولت حاکم ارعاب‌گر می‌باشد.

تعمیق بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به حدی رسیده که رژیم با امتیازدهی‌های مکرر ولی غیرشفاف، زبونانه دست‌به دامان کشورهای چین و روسیه شده است. زیرا ماندن این رژیم در حوزه فعالیت بین‌المللی خاصه عراق، به یک مو بند است و موجودیت خود را در خطر نابودی کامل می‌بیند.
گذار دموکراتیک
دیدگاه سیاسی – رویه‌گیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است تحلیل اوضاع سیاسی 🆔 @GozarDemocratic‌
نارضایتی‌های اقشار و اصناف در داخل بصورت مکمل بازی بردبرد مذاکرات وین در خصوص برجام، بقای جمهوری ولایی را به خطر انداخته و به یکباره سند چشم‌انداز درازمدت و ادعایی رژیم و راهبردهای پایه‌ای آن ناکارآمد گشته. بنابراین غیر از تسلیم‌پذیری در مقابل طرف‌های برجام و یا حامیان منفعت‌پرستی چون چین و روسیه و یا انتخاب راه دوم یعنی جنگ ویرانگر، راه دیگری پیش‌رو ندارد. قراردادهای ننگین با چین و روسیه بر سر معامله معیشت خلق و نیز مذاکره باختن حتمی در وین، اساسا دوروی یک سکه برای حاکمیت بحران‌زده هستند.

وضعیت ایران و خاورمیانه شبیه هم است. سه مقوله مذاکرات وین، بازی جنگ و قدرت در عراق و خطر وقوع جنگ در اوکراین، به موازات هم موجودیت خاورمیانه را تهدید می‌کنند. در این میان، هم سازش قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی و هم جنگ‌های احتمالی آنها، به طرز خطرناکی موجودیت خلق کُرد در هر چهاربخش کردستان را تهدید می‌نمایند. در بازی قدرت در عراق، به شکل دوگانه‌ای قدرت‌های اشغالگر برای توافق و یا جنگ بر سر نسل‌کشی علیه خلق کُرد فعالیت پرمخاطره دارند. از سویی میان ایران، ترکیه، عراق و سوریه در رویارویی با جنبش آزادیخواهی و قیام خلق کُرد یک ائتلاف گسترده وجود دارد و از دیگر سو، همان دول در رقابت بر سر حاکمیت بر سراسر عراق، بازهم خلق کُرد را بعنوان قربانی بی‌دفاع در بازی خود وارد کرده‌اند. تنها شانس کردها، سودبردن عاقلانه از توازن قوا در منطقه است که این شانس از سوی جریان حزب دموکرات در هولیر در معرض خطر به فنادادن است.

نزدیک است که ایران همه کارت‌های خود را در عراق از دست بدهد و ناچارا وارد جنگ شود. رقابت خذف‌گرایانه جریان‌محور در داخل عراق و دول هژمونی ایران، ترکیه و آمریکا با هدف حذف رقبا، خطرات زیادی را متوجه حقوق کردها و آزادی خلقمان ساخته است. تهدیدهای دولت عراق علیه شنگال و حملات هوایی ترکیه به مخمور، شنگال و روژاوا هم بخشی از توطئه‌ برنامه‌ریزی‌‌شده ترکیه علیه خلقمان در جریان رقابت بر سر قدرت و ثروت است. هر دولتی میدان را در عراق تصاحب کند، در خاورمیانه قدرت مطرح خواهدشد. از این حیث، ائتلاف ضدکُرد یعنی دولت‌های ترکیه، ایران، عراق و سوریه بر سر تصاحب بغداد به رقیب یکدیگر مبدل شده‌اند. زیاه‌خواهی ترکیه به روش صدور تروریست‌های داعش، جبهه‌النصره و نیروی جعلی ارتش آزاد سوریه، بازی قدرت را به بازی جنگ مبدل ساخته. از طرفی زمامداران رژیم ایران بخاطر خطر ازدست دادن بازار بیش از ۲۰ میلیارد دلاری عراق می‌نالند و از دیگر سو عربستان، مصر و ترکیه آن بازار را در مواجه با ایران تسخیرنموده‌اند. تنها کارت باقی‌مانده در دست ایران، بخشی از گروه نیابتی حشدشعبی است که در انتخابات عراق قافیه را باخته و زمینه کوتاه‌کردن دست ایران از عرصه داخلی عراق را فراهم نموده. امروز، وین در خصوص مذاکرات برجام و بغداد نیز در زمینه بقای قدرت منطقه‌ای برای ایران تهدیدات حتمی شده‌اند. بخاطر همین وضعیت کائوتیک است که قاآنی، فرمانده سپاه قدس سرآسیمه به هولیر رفت و نامه خامنه‌ای را به همراه برد.

در این میان، ایران و ترکیه سعی در جهت‌دهی سران حزب دموکرات در هولیر دارند. اینکه پس از سفر قاآنی به هولیر ترکیه نچیروان بارزانی را به آنکارا فراخوانده، بیانگر سرسپردگی حزب دموکرات به ترکیه است. متأثر از این جهت‌دهی‌ها، حزب دموکرات بخاطر گسستن از احزاب کُرد و گرایش به ائتلاف و توافق با جریانات عراقی، بسیار خطرناک ظاهر شده و اتحاد جبهه کُرد را از میان می‌برد. تصاحب پست ریاست‌جمهوری هم تنها یکی از بهانه‌ها و جوانب پرمخاطره است، مرحله پس از آن که چیزی جز جنگ خونین نخواهد بود، در کانون توجهات جریان‌های عراقی و دول درگیر در آن است. طرف کُرد درعراق ناچار است در درجه نخست به عملیات‌های نسل‌کشانه از جانب ترکیه و ایران بیاندیشد تا از خطرات قطعی برهد، چراکه وضعیت رقابت‌آمیز کنونی کل عراق و اقلیم کردستان را از آن قلیل فدرالیسم و یکپارچگی مورد ادعا دور ساخته است.

بازی و قمار سیاسی قدرت‌طلبانه در بغداد به واسطه دخالت‌های ترکیه، ایران و هژمونی جهانی، خطر را متوجه هر چهاربخش کردستان نموده. اتحاد خلق کُرد در هر چهاربخش و اروپا با حضور در میادین تنها راه خنثی‌سازی توطئه‌های دول حاکم بر کردستان است. بی‌شک به دلیل تداوم نارضایتی‌ها در شرق کردستان و ایران، نقش خلقمان در خیابان مهارکننده زنجیره توطئه‌هایی است که در شرف عملیاتی‌شدن از طریق حاکمیت دیپلماتیک در حین انجام حملات ارتش‌های آنان است. ایران فراروی «انفجار اعتراضات اجتماعی» و «جنگ احتمالی خارجی» قرارگرفته. درحالی که فاشیسم ایران و ترکیه در ضعیف‌ترین مرحله خود بسر می‌برند، حضور خلقمان در عین اتحاد ملی ـ دموکراتیک، می‌تواند سمت‌وسوی تحولات سریع سیاسی را به نفع خلق‌های تحت ستم تعیین‌نماید.
گذار دموکراتیک
دیدگاه سیاسی – رویه‌گیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است تحلیل اوضاع سیاسی 🆔 @GozarDemocratic‌
ما همچو پژاک نیز برای دفاع مشروع از موجودیت خلقمان و حفظ کیان مادی و معنی همه خلق‌های هرچهاربخش کردستان، آمادگی داریم و مبارزاتمان را ارتقاء می‌دهیم.


حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)

۰۲-۰۲-۲۰۲۲




pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوتاە...
زندگی رهبر عبدالله اوجالان


🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تەڤگەری ئاپۆیی بەردەوامی کۆماری کوردستانە، بەڵام...


🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پێشکەشە بەڕۆحی پاکی شەهیدان، بە هەڤاڵانی گەریلا و گەلی سەربەرزی وڵات پارێزمان

🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
مراد کاراییلان: ترکیه در یک طرف حضور داشت و سه طرف دیگر در اختیار داعش بود


مراد کاراییلان: در زمانیکه کوبانی در آستانه شکست بود و همه منتظر نتایج دهشتناکی بودند، ما تصمیم گرفتیم که مانع از سقوط کوبانی شویم و مانع هم شدیم.



مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان و فرمانده قرارگاه مرکزی نیروهای مدافع خلق در بخش سوم گفتگوی خود با روزنامه اوزگور‌پولیتیکا در خصوص آزادی کوبانی و شکست محاصره این شهر گفتگو کرد.

اوزگورپولیتیکا: پیش ار ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴ در کوبانی، در روژآوا وضعیت چگونه بود؟ زمانیکه در ۱۵ سپتامبر حملات به کوبانی آغاز شدند، چه اتمسفری در جریان بود؟ اصلا چرا داعش به کوبانی حمله کرد؟

مراد کاراییلان: این سوال را از ابعاد مختلفی می‌توان ارزیابی کرد. میهن‌دوستی منطقه کوبانی، حضور و اقامت رهبر آپو چند دلیل از جمله دلایلی هستند که می‌توان به آن اشاره کرد. اما علت اصلی و نزدیک آن، این بود که کوبانی محاصره شده بود. یعنی ضعیف‌ترین حلقه‌ای بود که از هیچ منطقه‌ای امکان ارسال کمک به آن وجود نداشت. نیروهای داعش بین خطوط مواصلاتی قرار گرفته بودند. یعنی این شهر عملا در محاصره دولت ترک و داعش قرار داشت. از یک طرف دولت ترک و از سه طرف دیگر نیروهای داعش وجود داشتند. یعنی این شهر مانند جزیره‌ای در دریای تروریست‌ها قرار گرفته بود. تا جایی که اطلاع داشتم نزدیک به هزار نفر از افراد واحدهای مدافع خلق از کوبانی دفاع می‌کردند. اما سلاح سنگین نداشتند. فرماندهان داعش از این مسئله اطلاع پیدا کرده بودند، اما همزمان می‌دانستند که واحدهای مدافع خلق نیرویی است که هرگز عقب‌نشینی و فرار نمی‌کند. در همین دوره بود که در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴ با تانک‌های آمریکایی و سلاحهای پیشرفته‌ای که از عراق به دست آورده بودند حمله را آغاز کردند.

همان حمله را در جزیر هم انجام داده بودند، اما نتوانسته بودند، چرا؟ چون در آنجا تعداد افراد واحدهای مدافع خلق زیاد بود. سلاح‌های قدرتمندی هم در اختیار داشتند. همانگونه که گفتم، کوبانی را به عنوان نقطه ضعف واحدهای مدافع خلق ملاحظه کرده بودند و به همین علت هم به کوبانی حمله کردند.

اوزگورپولیتیکا: بعد از آن چه شد؟

مراد کاراییلان: در اینجا لازم است گفته شود: در ابتدای ماه اگوست و همچنین در اواسط ژولای، زمانیکه ما نیروهایمان را برای باشور کوردستان آماده می‌کردیم و زمانیکه با گردانهایمان در عملیات علیه داعش دست به مداخله نظامی زدیم، بر اساس درخواست واحدهای مدافع خلق- که در آن زمان واحدهای مدافع خلق خودشان قادر به اعزام نیرو به کوبانی نشده بودند- ما از باکور کوردستان نیرویی را به کوبانی اعزام کردیم. از ایلات آمَد ما نیروهای شروان و فرماندهان، که گروهی از شروانان جدید هم در آن حضور داشتند، را به روژآوا اعزام کردیم. در آن زمان ما نه تنها نیروهایمان را به باشور اعزام کرده بودیم، بلکه همزمان نیروهایمان را به روژآوا و خصوصا هم به کوبانی اعزام کردیم. داعش در ژولای به کوبانی حمله کرده بود. تصور می‌کنم که یک هفته یا دو هفته ادامه پیدا کرد. در این مدت نیروهای ما به آنجا رسیدند، برخورد روی داد، داعش اندکی پیشرفت کرده بود، اما متوقف شد. در این زمان بود که ارتباط ما با واحدهای مدافع خلق ایجاد شد.

اوزگورپولیتیکا: در روژآوا تنها کوبانی محاصره شده بود...

مراد کاراییلان: در عفرین هم وضعیت به همین شیوه بود. در عفرین هم زد و خوردها در جریان بودند. بر اساس درخواست نیروهای مدافع خلق، ما از آمانوس نیروهایمان را به عفرین فرستادیم. خصوصا که هوال ماسیرو که در آن زمان فرمانده آمانوس را برعهده داشت، و همچنین شهید ودات، شهید شیار ملاطیه، همراه با گروهی قدرتمند وارد عفرین شده بودند و در آنجا در نبرد حضور داشته و از نیروهای واحدهای مدافع خلق حمایت کرده بودند. همزمان، در فرایند حمله داعش به کوبانی، عده‌ای از هوالان مخفیانه توانسته بودند از حلقه محاصره داعش گذشته و خودشان را به کوبانی برسانند. اینگونه بود که فرماندهی کوبانی تا اندازه‌ای تقویت شده بود. اما این هوالان در آنجا مستقیما وظایف فرماندهی را به جا نیاورده بودند، بلکه فرماندهی قبلی آنجا، این وظیفه را همچنان در دست داشته بود، این نیرو هم وظیفه دفاع و حمایت از آنها را برعهده گرفته بود.

خلاصه، در ۱۵ سپتامبر در مقابل حملات گسترده داعش، نیروهای واحدهای مدافع خلق مقاومت کرده بودند. اما حملات بسیار گسترده بودند. مانند منطقه سرزوری که در آنجا مدرسه محاصره شده بود و تا شهادت شروانان، مقاومت ادامه پیدا کرده بود، مقاومت آنجا بسیار مهم بود. اما از هر سه محور نیروهای داعش پیشروی کرده بودند، زیرا این حملات را با وسائط نقلیه زرهی و گسترده انجام می‌دادند. از طرف دیگر دست به تاکتیک هم می‌زدند، نیروهای خود را عوض می‌کردند.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
نیروهایی که شبانه مشغول جنگ بودند، در طول روز استراحت می‌کردند و نیروهای دیگری را وارد میدان جنگ می‌کردند. این گونه بود که ۲۴ ساعته مشغول جنگ بودند و نیروی مقابل خود را خسته می‌کردند. از طرف دیگر در کوبانی نیروی نظامی عمده‌ای وجود نداشت. داعش از این طریق توانسته بود که به پیشروی دست بزند و به مرکز شهر نزدیک شود.

اوزگورپولیتیکا: در مقابل این وضعیت شما چکار کردید؟

مراد کاراییلان: براساس درخواست فرماندهی واحدهای مدافع خلق، ما نیروی دیگری هم اعزام کردیم. یعنی اگر این نیرو فرستاده نمی‌شد، داعش با سرعت بیشتر می‌توانست وارد کوبانی شود. هم ما نیرو اعزام کردیم و هم فرماندهی واحدهای مدافع خلق از سوی جزیر نیرو اعزام کرد. در این میان ما مشاهده کردیم که کمی از شدت سختگیری در راه کاسته شده است. برای نمونه مشاهده کردیم که گروه‌های غیر نظامی مدنی که به کوبانی می‌رفتند با مانع فراوانی روبرو نمی‌شدند و به مرز منطقه کوبانی می‌رسیدند. در نتیجه، فرماندهی واحدهای مدافع خلق هم چند بار نیرو را از طریق جزیر به کوبانی اعزام کرد. اما اعزام این نیرو کافی نبود که بتواند مانع از حمله گسترده داعش شود. در رابطه با این فرایند، یکی از نکاتی که باید به آن اشاره شود، فراخوان رهبر آپو برای بسیج عمومی بود. این رهبر آپو بود که برای این مرحله فراخوان داد. در آن زمان رهبر آپو دورنمای این مسئله را مطرح کرد که کوبانی باید به هر قیمتی حفظ شود. همچنین اعلام کرد که از باکور کوردستان جوانان می‌توانند وارد شوند و به آنجا بپیوندند، بر این اساس بود که فراخوان بسیج عمومی را صادر کرد. این فراخوان از سوی رهبر آپو دست ما را هر چه بیشتر باز کرده و نشان داد که ما در مسیر درست حرکت می‌کنیم. یعنی طرح دورنمای وی برای دفاع از کوبانی بود. در واقع بعد از فراخوان رهبری بود که خلق به طور حماسی و قدرتمندانه وارد عمل شده و همه به سوی مرز با کوبانی رفتند و هم در نقطه صفر مرزی مشغول نگهبانی شدند و هم بسیای از جوانان به صفوف واحدهای مدافع خلق پیوستند. همچنین آحاد خلق هم به یکباره و با زور سیم‌های مرزی را برداشته و وارد کوبانی شدند. یعنی این رهبری بود که این فرایند را مشخص کرد. از این طریق بود که مقاومت کوبانی وارد مهمترین نقطه خود دشد. این وضعیت بود که باعث شد تا ما هر چه بیشتر نیرووهای مدافع خلق را به کوبانی بفرستیم و بیش از پیش دست به ریسک بزنیم.

اوزگورپولیتیکا: آمریکا و نیروهای بین‌المللی دیگر در ان زمان چه واکنشی نشان دادند؟

مراد کاراییلان: این حمله در این زمان در دستور کار نیروهای بین‌المللی قرار گرفت. اما در آن زمان زیر امور خارجه امریکا، جون کری در اظهاراتی اعلام کرده بود که ما نمی‌توانیم برای کوبانی کاری انجام دهیم. و به این معنا بود که دیگر کاری نمی‌شود کرد. داعش کوبانی را اشغال کرده و در انجا دست به قتلعام می‌زند.

اوزگورپولیتیکا: اردوغان هم در دیلوک گفت که 'کوبانی سقوط می‌کند، در آستانه شکست قرار دارد'

مراد کاراییلان: بله اردوغان با این گفته‌ها خواست بگوید که کوبانی حتما سقوط می‌کند. اما در مقابل این گفته خود ماند.

اوزگورپولیتیکا: بعد از ۱۵ سپتامبر داعش سریعا به سوی مرکز کوبانی پیشروی کرد و همه منتظر سقوط کوبانی بودند. شما در آن زمان چه می‌کردید؟ وضعیت در کوبانی چگونه بود؟

مراد کاراییلان: در آن زمان چون به این مسئله توجه داشتیم، مستقیما با فرماندهی واحدهای مدافع خلق در کوبانی ارتباط گرفتیم. زمانیکه در رابطه با وضعیت جبهه‌ها و محورها حرف می‌زدند، اعلام کردند که در بخش جنوب تروریستها در ۵-۶ کیلومتری در جایی به اسم مطعم سیران هستند و داعش به آن منطقه رسیده است. نبردها در آن جا جریان دارد و باید آنها را از انجا بیرون راند. در آن وقت از آنها پرسیدم که ایا دشمن می‌تواند وارد کوبانی شود؟ شما به عنوان فرماندهی در آن وقت چه می‌کنید؟ این هوال گفت: تمام گلوله‌ها را به سوی داعش شلیک می‌کنیم و آخرین گلوله را هم به طرف خودمان. یعنی سطح انتظار کمی داشتند که بتوانند داعش را متوقف کنند. یعنی به گونه‌ای پیشروی می‌کردند که قابل توقف نبود. به طور خلاصه بخشی از هوالان در آن جا و هم نیروهای بین‌المللی و هم برخی از نیروهای دیگر گفته بودند که کوبانی سقوط می‌کند. خلق به صورت عمومی در حال خروج از شهر بود که بسیار باعث ناراحتی می‌شد. بسیار دردآور و نارحت کننده بود، در مقابل لازم بود که اقدامی انجام می‌شد و نمی‌شد فقط نظاره‌گر بود.

در آن زمان نشست عادی شورای فرماندهی نیروهای مدافع خلق برگزار شد. در این نشست وضعیت کوبانی هم در دستور کار قرار گرفته و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. چون ما نیرو اعزام کرده بودیم و برخی از نیروهای ما هم به شهادت رسیده بودند. در همان زمان وضعیت کوبانی هم بحرانی بود.

اوزگورپولیتیکا: شما در آن زمان چه تصمیمی گرفتید؟
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
مراد کاراییلان: در آن زمان دو احتمال وجود داشت، یا همه سقوط کوبانی را قبول می‌کردند یا به نحوی دست بکار ‌شده و راه بر سقوط کوبانی گرفته می‌شد. برای این کار لازم بود که هزینه‌های سنگینی در نظر گرفته می‌شد و برخودانی شدید صورت می‌گرفت. در واقع هر دو هم بسیار زحمت بودند. بسیار دشوار بود که کوبانی در دست داعش قرار گرفته می‌شد. همچنین مشکلاتی که در نتیجه آن ایجاد می‌شدند، بسیار سنگین می‌بودند. اما در کوبانی می‌شد از طریق برخودانی بسیار شدید و موفق، راه بر بسیاری از مشکلات و تلفات گرفت. همچنین مقابله با عملیات جنگی داعش کاری نبود که شروانان عادی بتوانند آن را انجام بدهند. این کار را فقط نیروهای با تجربه و فدایی باکور کوردستان می‌توانستند انجام بدهند. در خاتمه در نشست فرماندهی، بر اساس بسیج عمومی رهبریمان، این تصمیم گرفته شد: کوبانی نباید سقوط کند، به نام پ.ک.ک و نیروهای مدافع خلق، ما در کوبانی دخالت می‌کنیم. در درجه نخست لازم بود که ۴۰۰ کادر شروان از ایالت‌های باکور کوردستان وارد کوبانی می‌شدند. این تصمیم در ۱ اکتبر گرفته شد و همان روز دستورهای لازم به ایالت‌های ما در باکور کوردستان ابلاغ شد که مستقیما وارد عمل شوند. ما تصمیممان را به ریاست مشترک ک.ج.ک ابلاغ کردیم. رهبری جنبشمان این تصمیم را مناسب ارزیابی کرده و گفت که هزینه‌ها و خطرات آن را هم مورد نظر قرار بدهند. در این فرایند به عنوان قرارگاه مرکزی ما از ابتکار عمل برخوردار بودیم. فراخوان رهبریمان، دورنمای عمل ما را مشخص کرده بود و هم حمایت ریاست مشترک ک.ج.ک، تایید شورای رهبری کل پ.ک.ک، شورای اجرایی جنبش زنان و رهبری ما و نهادهای دیگر هم انگیزه بیشتری به اقدام ما داده بود. به این شیوه بود که جنگ علیه داعش از سوی یک مرکز تحت مدیریت قرار گرفت، در محور کرکوک، مخمور، شنگال و کوبانی، سیستمی ایجاد شد که مستقیما تصمیم گیری شود و با مشکلات بوروکراتیک روبرو نشود. این سیستم بسیار موثر و کاربردی بود. اینگونه بود که در زمانیکه کوبانی در آستانه سقوط قرار داشت و همه منتظر نتایج نارحت کننده‌ای بودند، ما تصمیم گرفتیم که مانع از سقوط کوبانی شویم.

اوزگورپولیتیکا: واحدهای مدافع خلق از این تصمیم چگونه حمایت کردند؟

مراد کاراییلان: بدون تردید فرماندهی واحدهای مدافع خلق این موضع را داشت که کوبانی نباید به هیچ وجه سقوط کند. آنها از تصمیم ما بسیار استقبال کردند. در واقع آنها هم طرحی را آماده کرده بودند که از جزیر به سوی کوبانی نیرو اعزام شود. مرتبا نیرو اعزام می‌شد، اما تلفات بسیار بود و نمی‌توانست مانع از حملات داعش شود. به همین دلیل برخی از فرماندهان واحدهای مدافع خلق هم دچار تردید شده بودند. در بعد شخصی آنها هیچگونه مشکلی با نبرد نداشتند، اما در برآیند کلی و دست‌یابی به نتیجه دچار تردید شده بودند. نیروهای آنها هم کمی دچار پراکندگی شده بودند. با تقویت گسترده، در میان فرماندهی کوبانی تغییراتی ایجاد شد و فرماندهی بهبود و تقویت پیدا کرد. برای نمونه هوال چکدار آمد از ایالت آمد به کوبانی رفته بود- این هوال ما بعد از ان، در سال ۲۰۱۶ هنگامی که به آمد بازگشت، به شهادت رسید- به عنوان عضو فرماندهی منصوب شد. در همان زمان نیروهایمان هم تغییراتی را در میان خود ایجاد کردند. خلاصه کنم، مداخله ما در کوبانی اینگونه صورت گرفت و بر این اساس نیروها اعزام شدند، از باکور و جزیر هم سریعا نیرو به منطقه اعزام شد. مشکل اسلحه و مهمات جدی بود. ما انبارهای سلاحمان را در بوتان کاملا تخلیه کردیم. از این منطقه و مناطق دیگر سلاح و مهمات ارسال شد. اما نبردها آنچنان سنگین بودند که سلاح و مهمات همیشه مورد نیاز بود.

اوزگورپولیتیکا: شما این فرایند را چگونه برعکس کردید؟

مراد کاراییلان: در ارسال و اعزام نیرو مشکل جدیی وجود نداشت. همچنین یکبار در ۳ یا ۴ اکتبر، از یک منطقه حساس که در نزدیکی ۲۰۰-۲۵۰ متری مرز ترکیه قرار داشت، یک حمله شدید از سوی سنگرهای داعش آغاز شده بود. در این نقطه هوالانی به شهادت رسیده بودند؛ ضعفی ایجاد شده بود و تهدید سقوط شکل گرفته بود. ما اطلاع پیدا کردیم که نیروی پشتیبانی به مرشدپینار رسیده است و غروب به منطقه مورد نظر خود می‌رسد. در آن وقت به فرماندهی کوبانی اعلام شد که تا غروب مقاومت کنید، غروب نیرو می‌رسد. اما فرماندهی اعلام کرد که دشوار است که تا غروب بتوان مقاومت کرد. به همین علت به هوالان اطراف روستای اتمانکی در پشت مرشدپینار گفتیم که ارتباط برقرار کنند و به آنها اعلام کردیم که باید در طول روز عبور کنید، در غیر این صورت شهر سقوط می‌کند. زیرا اگر این محور سقوط می‌کرد، داعش می‌توانست دروازه شهر را تصرف کند و هیچ کس نمی‌توانست وارد شهر شود و در نهایت شهر سقوط می‌کرد. در آن زمان خلق هم در بخش شمالی شهر مشغول نگهبانی بود. هوالان تا اندازه‌ای خلق را هم وارد عمل کرده بودند و خلق به سوی مرز حرکت کرده بودند.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
خلق در آنجا به سوی نظامیان سنگ و ... پرتاب می‌کردند، و تنش‌هایی شکل می‌گرفت؛ در این میان ۶۳ نفر از هوالان با لباس‌های غیر نظامی وارد جمعیت مردم کوبانی شدند، سپس از روی سیم خاردارهای مرزی پریده و در روز روشن وارد کوبانی شدند. ورود این نیروها با دوربین به تصویر کشیده شده بود و در تلویزیون نشان داده شد. اما هیچ کس نمی‌دانست که این افراد فداییان پر تجربه رهبر آپو بوده‌اند و خود را فدای آرمانهای خلقشان کرده‌اند. نیروهای نظامی ترک مستقر در مرز، مانع از اقدامات مردم یا افرادی که وارد کوبانی شده بودند عملی انجام ندادند، هوالان اینگونه خودشان را به کوبانی رساندند. در کوبانی این نقطه قوت وجود داشت که انبار مهمات در کوبانی قرار داشت. هر یک از هوالانی که به کوبانی رسیده بودند، سلاح‌های خود را در کوبانی بر دوش گرفته و به سوی خط مقدم حرکت می‌کردند. اینگونه بود که این محور تقویت شد.

اوزگورپولیتیکا: در رابطه با موضوع گذر نیرو زیاد گفته شده است که بازرسی ضعیف بوده است. در آن زمان نیروهای شما از کدام ایالت‌ها و از کدام مدیریت‌ها وارد کوبانی شدند؟

مراد کاراییلان: در آن زمان ما نیروهای خودمان را از بوتان، آمد، گارزان و ارزروم به کوبانی فرستادیم. برای نمونه فرمانده قهرمانمان هوال جمشید-که از فرزندان کوبانی بود و در همین شهر بزرگ شده بود و نقش مهمی را هم در آزادی کوبانی ایفا کرد- از ارزروم به کوبانی آمد. هوالان با ماشین از این مناطق حرکت می‌کردند و می‌آمدند. همچنین گروهی متشکل از ۹ نفر از هوالانمان در یکی بازرسی‌های پلیس گرفتار شدند، که سپس آزاد شدند.

اوزگورپولیتیکا: یعنی تمام این اقدامات، واکنشی برای حمایت از مبارزه علیه داعش در کوبانی بود؟

مراد کاراییلان: نه، بدون شک برای این نبود. دولت ترک می‌خواست که کوبانی را برای ما، برای گریلاهای پ.ک.ک به میدانی برای مرگ تبدیل کند. یعنی فکر می‌کرد که کوبانی را می‌تواند به جایی برای کشتار ما تبدیل کند. دولت ترک این‌گونه برآورد کرده بود که گریلاهایی را که سالیان دراز در بوتان، آمد و گارزران و ارزروم نتوانسته از میان بردارد، وارد کوبانی می‌شوند و در همانجا هم به قتل می‌رسند. به همین دلیل چشم بر خروج آنها بست. زیرا فرایند کوبانی را با دقت تحت نظر گرفته بود. میت هم از همه چیز مطلع بود. در کوبانی در آن زمان، هر روز ۵۰ نفر تلفات داشتیم. شفاف می‌گویم که هر روز ۵۰ نفر تلفات داشتیم. ۱۳-۱۴ نفر به شهادت می‌رسیدند، و بقیه هم مجروح می‌شدند. دولت ترک از این مسئله اطلاع داشت. تمام مجروحان را برای مداوا به پرسوس منتقل می‌کردند. بعد از آن تحویل پیکر شهیدان را بلامانع کردند. یعنی خودشان شاهد این وضعیت بودند. بر اساس محاسبه میت و دولت ترک، نیروهای ایالت‌های باکور اعزام می‌شدند و نیروهایی هم از واحدهای مدافع خلق از جزیره به کوبانی اعزامی می‌شدند، در زمان رسیدن به این شهر از سوی داعش نابود می‌شدند. یعنی از این طریق ریشه ما را می‌خشکاندند و کوبانی را به نطر خودشان به گورستان ما تبدیل می‌کردند. به همین دلیل بود که چشم بر عبور نیروهای ما می‌بستند.

اوزگورپولیتیکا: شما با این شمار تلفات و اهداف کلی دولت ترک چکار کردید؟

مراد کاراییلان: در واقع، بعد از مدتی ما این مسئله را درک کردیم. اما دیگر نیروها به انجا اعزام شده بودند و لازم بود که تا آخر مسیر را می‌رفتیم. ما خواستیم که با پیروزی تمام توطئه‌های آنان را شکست بدهیم. همانگونه که اطلاع دارید، در واقع این کوبانی بود که به گورستان آنها و نه ما تبدیل شد. در واقع بعد از اعزام این نیروی تقویت اولیه، ۴۰۰ کادر هم بعدا اعزام شدند و در کوبانی فرایندی از نبرد و برخودان رو در رو با داعش آغاز شد.

اوزگورپولیتیکا: آن زمان این برخودان را به نبرد استالینگراد تشبیه کرده بودید...

مراد کاراییلان: بله، ما گفتیم که کوبانی سقوط نمی‌کند و به استالینگرادی دیگر تبدیل می‌شود. در کوبانی نبرد خانه به خانه آغاز می‌شود و کوبانی به سرآغازی برای خاتمه دادن به داعش تبدیل می‌شود. اینگونه بود. هر چند داعش خاتمه پیدا نکرد اما کوبانی به نقطه آغازی برای خاتمه دادن به امپراتوری داعش تبدیل شد. رویدادهای بعدی نشان دادند که سخنان آن روز تبلیغات نبودند.

اوزگورپولیتیکا: می‌توانید به طور خلاصه در رابطه با موضع آن روز خلق و فعالیتهایشان هم اشاره‌ای داشته باشید؟

مراد کاراییلان: چون خلق درک کردند که برخودان بزرگ خلقمان در باکور کوردستان آغاز شده است و آن را در روزهای ۶-۷ اکتبر انجام دادند، اما در واقع این برخودان مدت یک هفته ادامه پیدا کرد. همان زمان خلقمان برای انکه مانع از اعزام تبهکاران داعش شود، در مرز مشغول به نگهبانی شدند. در سراسر مرز شبانه روز مشغول نگهبانی شدند. تمام خلقمان در باکور کوردستان در مقابل کوبانی اجتماع کرده بودند. در راست و چپ مرشد پینار از مرز نگهبانی می‌کردند.
گذار دموکراتیک
مراد کاراییلان: دولت ترک مسیر داعش را تغییر داد مراد کاراییلان عضو کمیته رهبری حزب کارگران کوردستان اعلام کرد که دولت ترک، سمت و سوی داعش به سوی خلق کورد را تغییر داد و در ادامه افزود: آ.ک.پ و داعش در بعد ایدئولوژیک با هم ارتباط دارند. اسناد و مدارک بسیاری…
برخودان کوبانی دیگر به یک برخودان اجتماعی-ملی دمکراتیک تبدیل شده بود و یک هفته باکور کوردستان بپا خاسته بود. یعنی خیزشی عظیم ایجاد شده بود، با فرمان اردوغان، نیروهای پلیس به اجتماع خلق حمله کردند، نزدیک به ۵۰ نفر به شهادت رسیدند. خلقمان حمایت و پشتیبانی خود را از برخودان کوبانی نشان داد که هیچ گاه سقوط کوبانی را قبول نمی‌کند. این موضع خلق تاثیر بسیار بزرگی را بر خلقمان در کوبانی گذاشت. در واقع در همان زمان در جزیر و مناطق دیگر هم دولت دست به عقب‌نشینی زد. بله، در آمد، قوسر و... . در مناطق دیگر دولت حمله کرد، عده‌ای به شهادت رسیدند، اما در مناطق جزیر و نصیبین موج جدیدی از حملات دولت آغاز شد و بعدا عقب‌نشینی کردند. یعنی نیروهای دولتی به پایگاه‌های خود عقب‌نشینی کردند و محلات و میادین در دست خلق باقی ماند. فرایند اینگونه بود. تمام این موراد تاثیر بسیار بزرگی بر برخودان خلق گذاشت.

اوزگورپولیتیکا: بسیاری از افراد عضو حزب دمکراتیک خلق‌ها هم اکنون به دلیل مشارکت در فعالیت‌های ان روزها در حال محاکمه هستند، بسیاری از آنها هم زندانی شده‌اند...

مراد کاراییلان: انها هیچ ارتباطی با این مسئله نداشتند، این روند بر جامعه تاثیر گذاشته بود. به دلیل این سخنان اردوغان که گفته بود 'ببینید، در حال سقوط است، همین الان است که سقوط کند'، و از طرف دیگر حمله داعش به مرکز شهر، گروه‌های مختلف خلق موضعگیری کردند. یعنی مسئله‌ای که خلق را وادار به تحرک کرد، این گفته اردوغان بود که 'ببینید، در حال سقوط است، همین الان است که سقوط کند'. این مسئله باعث تحریک جامعه شده بود. اینگونه بود که خلقمان وارد خیابان و میدان‌ها شد و همزمان در این موقع بود که نیروهای گریلا خودشان را به کوبانی رساندند. این رویداد در بالاترین سطح حمایت باکور کوردستان از روژآوای کوردستان و تهدید و خطر داعش روی داد.

در آن زمان داعش مرتبا در حال پیشروی بود. دیگر وارد شهر شده بودند. در داخل شهر در حال پیشروی بودند. همانگونه که پیش از این اشاره کردم، نزدیک به ۲۵۰ متر در نزدیکی مرز، در مرشد پینار حضور داشتند. اگر این دروازه سقوط می‌کرد، شهر سقوط می‌کرد. محوطه‌ای بسیار تنگ و محدود در دست ما مانده بود. در آن زمان نزدیک به ۱۰ نفر از افراد میهن‌دوست ما همراه با نیروهای مقاوم در این منطقه مانده بودند. اینگونه بود که مدیریت عرصه اجتماعی، در اینجا قطع امید کرده بود که آنها را به باکور فرستاد و این اقدام را بدون اطلاع به فرماندهی انجام داده بودند. به طور خلاصه، بسیاری دچار تردید شده بودند، اما ما تا آخرین لحظه بر این اعتقاد بودیم که گولان، آرین میرکان، هبون، جودی و جمیل‌ها که از آمد تا بوتان حضور داشته‌اند، تا آخرین نفس مقاومت خواهند کرد و اجازه نخواهند داد که کوبانی سقوط کند.

فردا

ائتلاف بین‌المللی چگونه درگیر جنگ شد؟




ANF


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Aryentv
▪️ئه‌برو گونای وتەبێژی هەدەپە ڕایگەیاند، دوای هێرشه‌كان ده‌ستبه‌جێ نێچیرڤان بارزانی، سەرۆکی هەرێمی کوردستان سه‌ردانی توركیای كرد. له‌ كۆشكه‌وه‌ لە لای ئەردۆغان وێنه‌یه‌کی بڵاوكرایه‌وه‌، ئه‌وه‌ وێنه‌ی په‌سه‌ندكردنی هێرشی سه‌ر كوردانه‌، وێنه‌ی قبوڵكردنی سیاسه‌تی شه‌ڕە.

@aryentvnews
کتاب « ماندگاران یک خلق » چاپ و انشتار شد


کتاب‌ « ماندگاران یک خلق » نوشته‌ی شهید جنگاور باهوز برای بار نخست سال 1393 چاپ گشته و در سال 1400 توسط مرکز مطبوعات پژاک به چاپ دوم رسیده است.

شهید جنگاور در این کتاب به بازگویی روزهایی که در زندان اِوین با علی حیدریان، شیرین، فرزاد کمانگر و فرهاد به سر برده، پرداخته است. بیان روزها و شب‌های مبارزانی که تنها سلاحشان قلبی روشن و روحی لبریز ایمان به پیروزی در برابر جلادان رژیم استبدادگر ایران بود، با زبانی ساده خواندن این کتابچه را هر چه جذابتر نموده.

در پایان کتاب نیز بخشی به شخصیت‌شناسی شهید جنگاور باهوز که توسط یکی از همرزمان ایشان نگاشته شده و همچنین عکس‌هایی زیبا از شهید جنگاور باهوُز اختصاص یافته است.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان


... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و مساوات دارای اعتبار باشد...


بهار اورین


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان ... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و…
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان


بهار اورین



◼️ در فضای متشنج و متغیر سیاسی و همچون کلافی پیچیده از بحران‌های اقتصادی (که به تبع آن بافت اجتماعی نیز درگیر شده)، درگیری‌های نظامی و اشکال مختلف مبارزات انقلابی و ابرام رژیم‌های مستبد جهت نگه داشتن قدرت که به کاراکتر خاورمیانه در سده‌ی ۲۱ تبدیل شده، بایستی موقعیت و وضعیت زنان را نیز مورد مداقه قرار داد. با توجه به این مولفه‌ها در شرایطی که به شدت از بدن زنان استفاده ابزاری می‌گردد، روزانه مورد خشونت قرار گرفته و همچنان در مقام دوم شهروندی قرار دارند، نمی‌توان وضعیت مناسبی ترسیم نمود. لذا روشن نمودن مبانی ایدئولوژیک و سیاسی این موضوع برای زنان در این مرحله‌ی تاریخی مهم است. چرا که زنان و جنسیت برای انقلاب دارای اهمیت کلیدی بوده است. ابتدا باید گفت زنان در تمامی مراحل انقلابی و دشوار این جغرافیا همواره حضور داشته‌اند و در مباحث مربوط به دمکراسی، صلح و حقوق بشر پیشگام بوده‌اند و هر چه بیشتر مرزهای از پیش ترسیم شده را پس زده‌اند. چرا که تنها در سایه یک انقلاب اجتماعی و گشایش فضای باز سیاسی خواهد بود که زنان می‌توانند ابراز وجود کنند. تاریخ گواه است که زنان همواره در اوج فرایندهای انقلابی به حاشیه رانده شده‌اند و نیازها، حقوق، مسائل و مطالبات آنان به فراموشی سپرده می‌شود و این رویکرد را می‌توان به عنوان خطایی استراتژیک قلمداد نمود که موجب تکرار تاریخ شده است. چرا که اگر روابط میان زن-مرد و مسئله زنان را که نیمی از جامعه بشری را تشکیل می‌دهد، نادیده انگاریم، بی‌گمان مجبور به حرکت در این چرخه‌ی باطل خواهیم بود. بنابراین در شرایطی که منطقه همچنان درگیر منازعات سیاسی و هژمونی‌خواهی است و مهم‌تر از همه به دلیل ماهیت استبدادی رژیم‌های منطقه‌ای، رشد افراطی‌گری دینی و تشدید قوانین زن‌ستیزانه، زنان در معرض سرکوب و خشونت متمرکزی قرار دارند. از دیگر سو یکی دیگر از دلایل بقای سرسختانه‌ی انزوا و خشونت علیه زنان در خاورمیانه چگونگی نوع استفاده از اسلام و آموزه‌های آن است که می‌توان نمود آن را در بیشتر کشورهای اسلامی مشاهده نمود. براین اساس، وضعیت زنان در خاورمیانه محصول اتحاد تاریخی دین، دولت و فرهنگ مردسالاری است.

زنان خاورمیانه به همان اندازه که محصول دین‌شان هستند، محصول فرهنگشان نیز هستند. فرهنگ پدرسالاری در خاورمیانه ریشه‌ای کهن دارد و حتی خانواده و کارکرد آن نیز پدرتبار و پدر مکان است. با وجودی که زنان نقش مهمی در برساخت تمدن بشری بر عهده داشته‌اند و به عبارتی تمدن‌ها با اتکا بر دستاوردها و اندوخته‌های مادی و معنوی زنان بنا گشته، با ظهور فرهنگ پدرسالاری و نهادینه شدن آن، زنان به حاشیه رانده شده و جایگاه واقعی خود از دست دادند. این فرهنگ، زنان را در تمام ادوار تاریخی از تحصیل و آگاهی و حتی از روند شکل‌گیری بنیان‌های نظری نیز دور ساخته است. بنابراین نبود مستندات تاریخی، زن را از «به آگاهی رساندن» نسبت به خود به عنوان یک زن بازداشته است. بنابراین می‌توان گفت محرومیت از آموزش، عدم آگاهی زنان از تاریخ خود، محدودیت و ممنوعیت شدید، مفاهیم هیرارشیک و تبعیض‌آمیز در رابطه با سکسوالیته زنان، عدم تساوی حقوقی آنان در دسترسی به منابع اقتصادی بر انحطاط و سرکوب زنان تاثیر بسیاری داشته است. این محدودیت‌ها و عدم آگاهی بر جنسیت، اراده آزاد و خواست آزادی فردی تحمیل شده است. اراده آزاد به معنای آزادی تصمیم‌گیری در مورد نقش اجتماعی خود، بدن خود و سرنوشت خود است. متاسفانه به دلیل پررنگ بودن فرهنگ مردسالاری، سنت، شرع، دولت و دین، اراده زنان همواره از این طرق شکسته شده وعملا اختیار هیچ یک از حوزه‌های زندگی خود را ندارند. زیرا تا زمانی که دولت و خانواده مردسالار وجود داشته باشد، این روند استمرار خواهد یافت. از سوی دیگر قوانین و دستگاه حقوقی حکومت‌های اسلامی اغلب مبتنی بر فقه و شرع اسلامی است که سران حکومت آن را به خدا نسبت داده و آنها را ازلی، ابدی و تغییرناپذیر اعلام کرده‌اند که این رویکرد بر اراده‌شکنی زنان می‌افزاید. با این اوصاف برای آغاز مرحله‌ای جدید در تاریخ زنان نیاز به آگاهی آنان وجود دارد.

وضعیت زنان ایران

حکومت ایران یکی از نمونه‌ حکومت‌های منطقه است که زن‌ستیزی در ذات، ایدئولوژی و ماهیت این نظام که از خاستگاه توتالیتاریسم سیاسی- مذهبی برآمده، نهفته و بسیار آگاهانه بر تبعیض و سرکوب علیه زنان متمرکز گشته است. زنان در چنبره سنن و قوانین تغییرناپذیر با ماهیت زن‌ستیزی گرفتار شده‌اند. در ایران پس از انقلاب ۵۷ حجاب زنان، تفکیک جنسیتی، احیای مجازات‌های سنگین و سرکوب زنان به ارکان اصلی حکومت ایران مبدل شده است. حکومت ایران از روش‌، سیاست‌ و حربه‌های مختص به خود جهت تحقیر و شکستن اراده‌ی زنان سود می‌جوید.
گذار دموکراتیک
خاورمیانه، خاستگاه انقلاب زنان ... اگر در جامعه انقلابی صورت گیرد، نیاز به انقلاب در روابط زن-مرد، انقلاب در باورهای مذهبی و انقلاب در نوع نگرش به زن و نقش اجتماعی آن است. هیچ جایگاه و اقدام دمکراتیکی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن مطالبات زنان برای آزادی و…
زنانی که در این شرایط بغرنج از مراتب و کلیشه‌های جنسیتی غالب گذر می‌کنند، با هر نوع سیاست کریه-ای روبه‌رو می‌گردند که در حقیقت تحقیر و خشونتی سازمان‌یافته در برابر یک کلیت (اجتماع زنان) است. زندان‌ها، مدارس، رسانه‌ها و تمامی نهادهایی که در خدمت دولت‌ها قرار دارند در بازتولید خشونت و سرکوب زنان نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند. سوءاستفاده از بدن زنان و تبدیل آن به مقوله‌ای سیاسی بخش دیگری از رویکردها نسبت به زنان است که این نوع مهندسی فرهنگی را می‌توان به عنوان رویکردی فاشیستی قلمداد نمود. در سیمای به شدت مردانه نظام ایران نیز این مردان هستند که برای سرنوشت زنان و زندگی آنان تصمیم می‌گیرند. از تصمیم‌گیری درباره فرزندآوری تا ازدواج، تحصیل و اشتغال. طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده که اخیرا درباره‌ی آن بسیار صحبت می‌شود مغایر با حقوق زنان در رابطه با حق بدن، اراده و تمایل آنان به فرزندآوری است. در حالی که جامعه‌ی ایران با فقر و بیکاری عمیقی روبه‌روست، تولد بچه در چنین وضعیتی تا چه حد می‌تواند تصمیم درستی باشد؟ پیداست این پروژه هم همانند سایر پروژه‌های جمعیتی به دلیل ناهمخوانی با شرایط عینی جامعه ایران و به ویژه زنان با شکست مواجه خواهد شد.

زنان ایران در حالی امروز در معرض ستم جنسیتی و تبعیض قرار دارند که سران حاکمیت مدعی‌اند که انقلاب اسلامی احیاگر هویت زنان بوده در حالی که عملکرد، قوانین و رویکرد نظام به نوعی هویت‌زدایی از زنان بوده است. هویت و کرامت زنان در زندان‌های رژیم، نهاد خانواده‌‌ی مبتنی بر مالکیت خصوصی، نهادهای آموزشی و رسانه‌های حکومت مورد تحقیر و توهین قرار گرفته است، بنابراین می‌توان گفت محصول انقلاب اسلامی برای مردم ایران و به ویژه زنان جز فقر، سرخوردگی و خشونت چیز دیگری به ارمغان نیاورده است. حکومت ایران دارای تاریخی طولانی از استفاده ابزاری زنان در راستای پیشبرد اهداف سیاسی است. همانند ابتدای انقلاب ۵۷ که نیاز به رای و زهدان زنان بود، هم اینک نیز چنین رویه‌ای همچنان برقرار است، لیکن زنان امروز ایران با زنان ۴۰ سال پیش بسیار تفاوت دارند و فرازو نشیب‌های بسیاری از سر گذرانده‌اند و تجارب و آزمون‌های فراوانی کسب کرده‌اند و تسلیمیت و تحمیل بردگی از هر شکل آن را نمی‌پذیرند.

زنان کورد

کوردستان هم اکنون کانون منازعات و جنگ‌هایی است که در ابتدای این مقال به آن اشاره نمودیم. سیاست-های استعماری، اشغالگرایانه و آسیمیلاسیون در کوردستان از سوی رژیم‌های منطقه با همکاری نیروهای جهانی در جریان است و کوردها با هر نوع سیاست ذوب فرهنگی و انکار زبان مادری، دستگیری، زندان، اعدام، شکنجه و قتل‌ روبه‌رو هستند. تشدید این سیاست‌ها ارتباط مستقیمی با نقش کوردها در منطقه در راستای برقراری دموکراسی و آزادی‌خواهی است. مبارزات آزادی‌خواهی کوردها با پیشاهنگی زنان در تمام عرصه‌ها وجود دارد و به تبع آن خشونتی سازمان‌یافته نیز علیه زنان کورد در هر بخش کوردستان در جریان است.

زنان کورد به دلیل هویت ملی خود در معرض خشونتی چندلایه قرار دارند. جنگ، مهاجرت، مرگ فرزندان و همسران، ساختار خانواده و فقر بر مشکلات و رنج‌های آنان افزوده است. در یکسال گذشته آمار خودکشی و قتل زنان در کوردستان از نشانه‌های بارز این واقعیت است. در کنار تمامی این دشواری‌ها، زنان کورد نماد مقاومت، مبارزه و تسلیمیت‌ناپذیری هستند که می‌توان صدها نمونه از آن را نام برد. زینب جلالیان با مقاومت اسطوره‌وار خود در برابر استبداد رژیم ایران، الهام‌بخش مبارزه برای همه زنان است. بنابراین زنان کورد هم اکنون در خاورمیانه نقش تاریخی بزرگی بر عهده دارند تا بار دیگر فرهنگ ایزدبانوان این مرزوبوم را زنده کنند. از زندان‌ها تا کوهستان‌ها باز این زنان کوردند که با مبارزه و ایستادگی در برابر هر نوع نسل‌کشی و زن‌ستیزی، نویدبخش جامعه‌ای اخلاقی، آزاد و نوین هستند.

در وضعیتی که سیاست‌های نسل‌کشی زنان در منطقه همچنان ادامه دارد و اقتدار چهره‌ای وحشیانه کسب کرده که می‌توان نمود آن را در افغانستان از سوی طالبان مشاهده نمود، در زندان‌های رژیم اشغالگر ترکیه که به مسلخ‌گاه انسانیت تبدیل شده و هر روز تابوتی از جسد زندانیان سیاسی کورد خارج می‌شود؛ در ایران اعدام، شکنجه، زندانی کردن و قتل معلمان، شاعران و زنان آزاداندیش به رویه‌ای همیشگی تبدیل شده نیاز به برنامه‌ای جامع و پروژه‌های عملی جهت درهم شکستن دیوارهای فاشیسم است، هر نیروی خواهان تغییرات دموکراتیک که دارای سازماندهی منسجم و استراتژی‌های کارآمد باشد، پیروز میدان خواهد بود. چرا که تشدید خشونت و توسل به ابزار سرکوب کشتار مردم یکی از نشانه‌های بارز ضعف و زوال حاکمیت است که می‌توان این شاخصه‌ها را در مورد دولت‌های ایران و ترکیه به وضوح مشاهده نمود. نبایست فراموش کرد که دمکراتیزه نمودن خاورمیانه و آزادی زنان در حقیقت دو روی سکه‌اند.