حملات ترکیه به مخمور، شنگال و روژاوا نشانه تقلای توطئهآمیز و جنگافروزانه برای نجات از فروپاشی است
دولت اشغالگر و فاشیست ترکیه جهت به اوجرساندن روند نسلکشی علیه خلق کورد به هر اقدام خونباری دست میزند. حمله جنگندههای ارتش اشغالگر ترکیه به مخمور، شنگال و دیرک در دو بخش جنوب و روژاوای کوردستان، پیام آشکار آن دولت برای تداوم جنگ خونین نسلکشی علیه خلقمان است.
حمله هوایی همزمان ارتش اشغالگر ترکیه به کمپ پناهندگان «شهیدرستم جودی(مخمور)»، نواحی مختلف شنگال و نقاطی در دیرک و شهبا واقع در روژاوای کوردستان در مرحله سیاسی بسیار حساس کنونی که خلق کورد در آن قراردارد، پیام آشکار شدتبخشیدن به جنگ علیه خلق کورد را در بردارد. همچنین انجام این حملات در آستانه فرارسیدن سالروز توطئه بینالمللی ۱۵ فوریه علیه خلقمان و رهبر آپو، درواقع پیام دولت فاشیست ترکیه به دول اشغالگر کوردستان جهت تشدید روند جنگ علیه خلق کورد در همه بخشهای کوردستان است. حملات فاشیسم ترکیه بخاطر خشم ناشی از شکست خود و داعش در حمله به حسکه و برای انتقام آن شکست انجام گرفت و به همگان، این پیام را میدهد که یک توطئه بزرگتر توأمان با جنگ از جانب آنها در راه است. ترکیه میهن خلق کورد تحتستم را به کانون جنگ در منطقه خاورمیانه مبدلساخته که اگر مهار نشود بطور قطع آتش نابودگر آن دامن تمامی خلقهای عرب، فارس، سریانی، آشوری و سایر خلقهای منطقه را نیز با یک دوره خونبار از جنگ، خواهد گرفت.
شرط اصلی برقراری صلح و آرامش و رسیدن به یک دوره از رهایی از چنگال فاشیسم در درجه نخست با نابودی فاشیسم دول ترکیه، ایران، عراق و سوریه، حصول خواهد شد. انجام حمله به مخمور، شنگال و روژاوا درست پس از سفر کاظمی، نخستوزیر عراق به مرزهای شنگال، اثبات میکند که همپیمانی سابق این دول حاکم بر کوردستان خاصه عراق و ترکیه در مرحله کنونی، برای افزایش سرعت جنگ نسلکشانه ادامه دارد. تقلاهای کاظمی و حملات ترکیه متعاقب آن، نشانه هولبرداشتن آنها و تقلای توطئهآمیز و جنگافروزانه برای نجات خود از فروپاشی است. این حملات اثبات میکنند که نه تنها مخمور، شنگال و دیرک بلکه تمام خلق کورد با یک مرحله جدید از توطئه و جنگ پرمخاطره روبرو است و ترکیه در رأس فاشیسم به تاختن بیرحمانه ادامه میدهد.
همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن محکوم کردن حملات هوایی ارتش ترکیه به مخمور، شنگال و روژاوای کوردستان، اعلام میداریم که در مرحله بسیار حساس کنونی همانند گذشته به مقاومت و مبارزه تمامی تودههای خلقمان در هر چهاربخش کوردستان و اروپا علیه فاشیسم نیاز هست. جهت خنثیساختن برنامههای فاشیسم و حصول آزادی، درحالی که در آستانه فرارسیدن سالروز توطئه بینالمللی ۱۵ فوریه قرارداریم، بیداری خلقمان و خیزش دموکراتیک و برحق با حضور در میادین مبارزه، تنها راه ایستادگی و پایداری در مقابل دشمنان خونخوار و قسمخورده خلق کورد است. چهبسا تاکنون خلقمان در سایه مبارزات خود و نیروی گریلا توانسته توطئهها و جنگافروزیهای دول حاکم برکوردستان بویژه ترکیه فاشیست را خنثیسازد. امروز نیز با عزم راسخ و همت همیشگی خلق غیورمان از همه تودهها و اقشار بویژه زنان، جوانان و روشنفکران، میتوان دول فاشیست را که در ضعیفترین مرحله قراردارند و گرفتار در بزرگترین بحرانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی هستند، سرجایشان نشاند. لذا از تمامی تودهها و اقشار خلقمان در هر چهار بخش کوردستان و اروپا بویژه شرق کوردستان دعوت بعمل میآوریم که در برابر فاشیسم ترکیه و جهت محکوم کردن حملات آن دولت اشغالگر، مواضع رادیکال اتخاذ کنند. چراکه حمایت از خلمقان در مخمور، شنگال و روژاوای کوردستان یک وظیفه انسانی، اخلاقی و سیاسی در مرحله کنونی است.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)
۰۲-۰۲-۲۰۲۲
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
دولت اشغالگر و فاشیست ترکیه جهت به اوجرساندن روند نسلکشی علیه خلق کورد به هر اقدام خونباری دست میزند. حمله جنگندههای ارتش اشغالگر ترکیه به مخمور، شنگال و دیرک در دو بخش جنوب و روژاوای کوردستان، پیام آشکار آن دولت برای تداوم جنگ خونین نسلکشی علیه خلقمان است.
حمله هوایی همزمان ارتش اشغالگر ترکیه به کمپ پناهندگان «شهیدرستم جودی(مخمور)»، نواحی مختلف شنگال و نقاطی در دیرک و شهبا واقع در روژاوای کوردستان در مرحله سیاسی بسیار حساس کنونی که خلق کورد در آن قراردارد، پیام آشکار شدتبخشیدن به جنگ علیه خلق کورد را در بردارد. همچنین انجام این حملات در آستانه فرارسیدن سالروز توطئه بینالمللی ۱۵ فوریه علیه خلقمان و رهبر آپو، درواقع پیام دولت فاشیست ترکیه به دول اشغالگر کوردستان جهت تشدید روند جنگ علیه خلق کورد در همه بخشهای کوردستان است. حملات فاشیسم ترکیه بخاطر خشم ناشی از شکست خود و داعش در حمله به حسکه و برای انتقام آن شکست انجام گرفت و به همگان، این پیام را میدهد که یک توطئه بزرگتر توأمان با جنگ از جانب آنها در راه است. ترکیه میهن خلق کورد تحتستم را به کانون جنگ در منطقه خاورمیانه مبدلساخته که اگر مهار نشود بطور قطع آتش نابودگر آن دامن تمامی خلقهای عرب، فارس، سریانی، آشوری و سایر خلقهای منطقه را نیز با یک دوره خونبار از جنگ، خواهد گرفت.
شرط اصلی برقراری صلح و آرامش و رسیدن به یک دوره از رهایی از چنگال فاشیسم در درجه نخست با نابودی فاشیسم دول ترکیه، ایران، عراق و سوریه، حصول خواهد شد. انجام حمله به مخمور، شنگال و روژاوا درست پس از سفر کاظمی، نخستوزیر عراق به مرزهای شنگال، اثبات میکند که همپیمانی سابق این دول حاکم بر کوردستان خاصه عراق و ترکیه در مرحله کنونی، برای افزایش سرعت جنگ نسلکشانه ادامه دارد. تقلاهای کاظمی و حملات ترکیه متعاقب آن، نشانه هولبرداشتن آنها و تقلای توطئهآمیز و جنگافروزانه برای نجات خود از فروپاشی است. این حملات اثبات میکنند که نه تنها مخمور، شنگال و دیرک بلکه تمام خلق کورد با یک مرحله جدید از توطئه و جنگ پرمخاطره روبرو است و ترکیه در رأس فاشیسم به تاختن بیرحمانه ادامه میدهد.
همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن محکوم کردن حملات هوایی ارتش ترکیه به مخمور، شنگال و روژاوای کوردستان، اعلام میداریم که در مرحله بسیار حساس کنونی همانند گذشته به مقاومت و مبارزه تمامی تودههای خلقمان در هر چهاربخش کوردستان و اروپا علیه فاشیسم نیاز هست. جهت خنثیساختن برنامههای فاشیسم و حصول آزادی، درحالی که در آستانه فرارسیدن سالروز توطئه بینالمللی ۱۵ فوریه قرارداریم، بیداری خلقمان و خیزش دموکراتیک و برحق با حضور در میادین مبارزه، تنها راه ایستادگی و پایداری در مقابل دشمنان خونخوار و قسمخورده خلق کورد است. چهبسا تاکنون خلقمان در سایه مبارزات خود و نیروی گریلا توانسته توطئهها و جنگافروزیهای دول حاکم برکوردستان بویژه ترکیه فاشیست را خنثیسازد. امروز نیز با عزم راسخ و همت همیشگی خلق غیورمان از همه تودهها و اقشار بویژه زنان، جوانان و روشنفکران، میتوان دول فاشیست را که در ضعیفترین مرحله قراردارند و گرفتار در بزرگترین بحرانهای سیاسی، اقتصادی و نظامی هستند، سرجایشان نشاند. لذا از تمامی تودهها و اقشار خلقمان در هر چهار بخش کوردستان و اروپا بویژه شرق کوردستان دعوت بعمل میآوریم که در برابر فاشیسم ترکیه و جهت محکوم کردن حملات آن دولت اشغالگر، مواضع رادیکال اتخاذ کنند. چراکه حمایت از خلمقان در مخمور، شنگال و روژاوای کوردستان یک وظیفه انسانی، اخلاقی و سیاسی در مرحله کنونی است.
جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)
۰۲-۰۲-۲۰۲۲
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
گریلای مدرن؛ سرلوحهی مبارزات نوین YRK ✍ چیا مهاباد – عضو فرماندهی YRK 🆔 @GozarDemocratic
گریلای مدرن؛ سرلوحهی مبارزات نوین YRK
✍ چیا مهاباد – عضو فرماندهی YRK
سال ۲۰۲۱ برای جنبش آزادیخواهی خلق کورد، بهویژه در شرق کوردستان، سالی مملو از فعالیت و مبارزات سیاسی و نظامی بود. خاورمیانه به میدان جنگ نیابتی قدرتهای بزرگ جهانی و کانون تغییر و تحولات مبدل شده است. همزمان با تلاش و تکاپوی این قدرتهای بزرگ برای کنترل و حاکمیت بر این منطقهی حساس و استراتژیک، رژیمهای اشغالگر ترکیه و ایران نیز همچنان به دشمنی خود با خلق کورد و جنبشهای آزادیخواهی ادامه میدهند و بدین وسیله بر دامنه و عمق مسائل و بحرانهای منطقه و بهويژه کوردستان میافزایند. در سالی که گذشت رژیم اشغالگر ترکیه حملات شدید و همهجانبهای را علیه نیروهای گریلا درشمال کوردستان و مناطق حفاظتی میدیا ازجمله؛ در کوهستانهای زاگرس، متینا و زاپ آغاز نمود که درنتیجهی آن ارتش این رژیم دچار هزیمت سختی شده است. رژیم اشغالگر ترکیه همزمان با تشدید حملات خویش به گریلاهای آزادی کوردستان در شمال و جنوب کوردستان، همچنان به اشغالگری و تهدید غرب کوردستان نیز ادامه میدهد. در سال گذشته این رژیم فاشیست با همکاری رژیم اشغالگر ایران، حتی به کوهستان آسوس و منطقهی پنجوین حملهی هوایی سختی نمود، که هیچ ضرر و زیانی به گریلاهای پژاک و یگانهای مدافع شرق کوردستان (ی.ر.ک) وارد نیامد. البته بایستی یادآور شویم که هدف اصلی این حمله، تشدید جنگ ویژه و روانی علیه جنبش آپویی بهويژه در شرق کوردستان بود. در سالی که گذشت، رژیم اشغالگر ایران نیز که حملات ترکیه را فرصتی برای خویش تلقی میکرد و با جسارت گرفتن از آن، به منظور پیشگیری از فعالیت و مبارزهی گریلاهای ی.ر.ک، با کمینهای متعدد، استفاده از سلاحهای سنگین و تکنیکهای هوایی بر میزان حملات خود به نیروهای ما در تمامی مناطق شرق کوردستان افزود.
رژیم ایران که از فعالیتهای نظامی و سازماندهی گریلاهای ی.ر.ک در شرق کوردستان به هراس افتاده، در نهایت یاس و درماندگی، متوسل به تمامی راهکارهای غیراخلاقی و غیرانسانی میشود. بهعنوان نمونه میتوان به اقدام شنیع این رژیم در کوهستان شاهو علیه نیروهای گریلا اشاره کرد. نیروهای نظامی و اطلاعاتی رژیم با همکاری مزدوران منحوس محلی، با ریختن زهر در مواد خوراکی رفقایمان، سه تن از آنها را به شهادت رساندند. این دژخیمان رژیم که تمامی قوانین جنگ، مرزها و معیارهای اخلاقی و انسانی را زیر پا نهاده، طی یک حملهی نمایشی جنازههای این شهدا را به گلوله میبندند و چنین وانمود میکنند که آنها در جریان درگیری نظامی به شهادت رسیدهاند. طی چند ساله گذشته ما شاهد چنین اقداماتی در مناطق مختلفی از شرق کوردستان به ویژه در منطقهی دالاهو نیز بودهایم. بایستی خلقمان به ويژه در مناطق شاهو، دالاهو و جوانرود کاملا هشیار و آگاه باشند. نباید اجازه بدهند که تعدادی خودفرش و مزدور به خاطر منافع ناچیز مادی خویش، با دشمن همکاری کرده و نقشی مستقیم در ریختن خون جوانان و خلقمان دارند، به راحتی در میان آنها زندگی و فعالیت کنند. بدون شک ما بهعنوان گریلاهای آزادی کوردستان هیچگاه اقدامات خائنانهی این مزدوران را فراموش نکرده و انتقام خلق و گریلاهایمان را از آنها خواهیم گرفت. خلقمان نیز بایستی اجازه ندهند چنین اشخاصِ پستفطرتی به کرامت و حیثیت آنها لطمه وارد کنند. لذا از تمامی آحاد خلقمان میخواهیم که در راستای افشای هرچه بیشتر چهرهی کریه این مزدوران و گرفتن انتقام خون شهدا، با نیروهای ما همکاری کنند. این مزدوران از تاریخ عبرت نگرفته و در حالی که رژیم اشغالگر ایران در اوج ضعف خویش بسر میبرد و در گرداب بحرانها فرورفته، به خاطر منافع ناچیز شخصی خویش با آن همکاری میکنند.
مسلما ما بهعنوان ی.ر.ک، افشای اقدامات این مزدوران محلی و مبارزهی با آنها را همچنان در دستور کار خویش در سال آینده قرارداده و هدفمان ریشهکن نمودن این پدیدهی شوم و تاریخی در میان خلقمان است. البته ما متوجه هستیم که برخی از این افرادی که جذب نهادهای نظامی و امنیتی رژیم شدهاند، تاکنون در هیچ گونه فعالیتی برضد خلق و گریلاهای آزادیخواه شرکت نکرده و صرفا از روی ناچاری و برای تامین حداقل مایحتاج زندگی برای خانواده و فرزندانشان به این مسیر روی آوردهاند. ما خطاب به این گروه میگوییم که هنوز دیر نشده و میتوانید به آغوش خلق و جنبش آزادیخواهی بازگردید. بههیچ وجه نبایستی در حمله به گریلاهای ما با دشمن همکاری کرده و پیشاهنگی کنند. قدرمسلم این مسیری که شما درپیش گرفتهاید غیر از پشیمانی و منفور شدن بیشتر، هیچ منفعتی ندارند. ما بهعنوان گریلاهای راه آزادی بهمنظور پایان دادن به اشغالگری و جنایتهای این رژیم دست به اسلحه برده و با تحمل سختترین شرایط به مقاومت و مبارزه ادامه میدهیم.
✍ چیا مهاباد – عضو فرماندهی YRK
سال ۲۰۲۱ برای جنبش آزادیخواهی خلق کورد، بهویژه در شرق کوردستان، سالی مملو از فعالیت و مبارزات سیاسی و نظامی بود. خاورمیانه به میدان جنگ نیابتی قدرتهای بزرگ جهانی و کانون تغییر و تحولات مبدل شده است. همزمان با تلاش و تکاپوی این قدرتهای بزرگ برای کنترل و حاکمیت بر این منطقهی حساس و استراتژیک، رژیمهای اشغالگر ترکیه و ایران نیز همچنان به دشمنی خود با خلق کورد و جنبشهای آزادیخواهی ادامه میدهند و بدین وسیله بر دامنه و عمق مسائل و بحرانهای منطقه و بهويژه کوردستان میافزایند. در سالی که گذشت رژیم اشغالگر ترکیه حملات شدید و همهجانبهای را علیه نیروهای گریلا درشمال کوردستان و مناطق حفاظتی میدیا ازجمله؛ در کوهستانهای زاگرس، متینا و زاپ آغاز نمود که درنتیجهی آن ارتش این رژیم دچار هزیمت سختی شده است. رژیم اشغالگر ترکیه همزمان با تشدید حملات خویش به گریلاهای آزادی کوردستان در شمال و جنوب کوردستان، همچنان به اشغالگری و تهدید غرب کوردستان نیز ادامه میدهد. در سال گذشته این رژیم فاشیست با همکاری رژیم اشغالگر ایران، حتی به کوهستان آسوس و منطقهی پنجوین حملهی هوایی سختی نمود، که هیچ ضرر و زیانی به گریلاهای پژاک و یگانهای مدافع شرق کوردستان (ی.ر.ک) وارد نیامد. البته بایستی یادآور شویم که هدف اصلی این حمله، تشدید جنگ ویژه و روانی علیه جنبش آپویی بهويژه در شرق کوردستان بود. در سالی که گذشت، رژیم اشغالگر ایران نیز که حملات ترکیه را فرصتی برای خویش تلقی میکرد و با جسارت گرفتن از آن، به منظور پیشگیری از فعالیت و مبارزهی گریلاهای ی.ر.ک، با کمینهای متعدد، استفاده از سلاحهای سنگین و تکنیکهای هوایی بر میزان حملات خود به نیروهای ما در تمامی مناطق شرق کوردستان افزود.
رژیم ایران که از فعالیتهای نظامی و سازماندهی گریلاهای ی.ر.ک در شرق کوردستان به هراس افتاده، در نهایت یاس و درماندگی، متوسل به تمامی راهکارهای غیراخلاقی و غیرانسانی میشود. بهعنوان نمونه میتوان به اقدام شنیع این رژیم در کوهستان شاهو علیه نیروهای گریلا اشاره کرد. نیروهای نظامی و اطلاعاتی رژیم با همکاری مزدوران منحوس محلی، با ریختن زهر در مواد خوراکی رفقایمان، سه تن از آنها را به شهادت رساندند. این دژخیمان رژیم که تمامی قوانین جنگ، مرزها و معیارهای اخلاقی و انسانی را زیر پا نهاده، طی یک حملهی نمایشی جنازههای این شهدا را به گلوله میبندند و چنین وانمود میکنند که آنها در جریان درگیری نظامی به شهادت رسیدهاند. طی چند ساله گذشته ما شاهد چنین اقداماتی در مناطق مختلفی از شرق کوردستان به ویژه در منطقهی دالاهو نیز بودهایم. بایستی خلقمان به ويژه در مناطق شاهو، دالاهو و جوانرود کاملا هشیار و آگاه باشند. نباید اجازه بدهند که تعدادی خودفرش و مزدور به خاطر منافع ناچیز مادی خویش، با دشمن همکاری کرده و نقشی مستقیم در ریختن خون جوانان و خلقمان دارند، به راحتی در میان آنها زندگی و فعالیت کنند. بدون شک ما بهعنوان گریلاهای آزادی کوردستان هیچگاه اقدامات خائنانهی این مزدوران را فراموش نکرده و انتقام خلق و گریلاهایمان را از آنها خواهیم گرفت. خلقمان نیز بایستی اجازه ندهند چنین اشخاصِ پستفطرتی به کرامت و حیثیت آنها لطمه وارد کنند. لذا از تمامی آحاد خلقمان میخواهیم که در راستای افشای هرچه بیشتر چهرهی کریه این مزدوران و گرفتن انتقام خون شهدا، با نیروهای ما همکاری کنند. این مزدوران از تاریخ عبرت نگرفته و در حالی که رژیم اشغالگر ایران در اوج ضعف خویش بسر میبرد و در گرداب بحرانها فرورفته، به خاطر منافع ناچیز شخصی خویش با آن همکاری میکنند.
مسلما ما بهعنوان ی.ر.ک، افشای اقدامات این مزدوران محلی و مبارزهی با آنها را همچنان در دستور کار خویش در سال آینده قرارداده و هدفمان ریشهکن نمودن این پدیدهی شوم و تاریخی در میان خلقمان است. البته ما متوجه هستیم که برخی از این افرادی که جذب نهادهای نظامی و امنیتی رژیم شدهاند، تاکنون در هیچ گونه فعالیتی برضد خلق و گریلاهای آزادیخواه شرکت نکرده و صرفا از روی ناچاری و برای تامین حداقل مایحتاج زندگی برای خانواده و فرزندانشان به این مسیر روی آوردهاند. ما خطاب به این گروه میگوییم که هنوز دیر نشده و میتوانید به آغوش خلق و جنبش آزادیخواهی بازگردید. بههیچ وجه نبایستی در حمله به گریلاهای ما با دشمن همکاری کرده و پیشاهنگی کنند. قدرمسلم این مسیری که شما درپیش گرفتهاید غیر از پشیمانی و منفور شدن بیشتر، هیچ منفعتی ندارند. ما بهعنوان گریلاهای راه آزادی بهمنظور پایان دادن به اشغالگری و جنایتهای این رژیم دست به اسلحه برده و با تحمل سختترین شرایط به مقاومت و مبارزه ادامه میدهیم.
گذار دموکراتیک
گریلای مدرن؛ سرلوحهی مبارزات نوین YRK ✍ چیا مهاباد – عضو فرماندهی YRK 🆔 @GozarDemocratic
بدون شک این نظام پلید و بد نهاد برای شما نیز هیچ ارزشی قائل نیست و کمر همت به نابودی تمامی خلق کورد و دستاوردهایش بسته است. برخورد رژیم با شما تاکتیکی و در راستای رسیدن به این هدف است. این واقعیتی است که باید آن را درک کرده و بهخاطر منافع مادی و ناچیز شخصی، کرامت و شرافت خویش را به باد ندهید.
در این مقطع حساس که جنبش آزادیخواهی خلقمان با پیشاهنگی رهبر آپو به دستاوردهای باشکوهی رسیده است، نباید فرصت تاریخی پیش آمده را از دست بدهیم. لذا از تمامی اقشار خلقمان به ويژه زنان و جوان میخواهیم که به دام سیاستهای رژیم فاشیست و مرتجع ایران نیافتاده و با پیوستن به صفوف گریلا، مبارزات آزدیخواهانه را تسریع و تقویت کنند. بدون شک ما با پیروی از افکار و اندیشههای رهبر آپو که امروزه توجه تمامی آزادیخواهان جهان را به خویش جلب کرده، به موفقیت و رهایی خواهیم رسید. رهبر آپو با فکر و فلسفهی خویش امکان و توان گذار از بحران و دستیابی به حیاتی آزاد را به خلق کورد و تمامی خلقهای تحت ستم بخشید. خلق کورد با پیروی از خطمشی مبارزاتی رهبر آپو، هر روز به آزادی نزدیکتر میشود. جوانانِ کورد بایستی این حقیقت را هرچه بیشتر درک نموده و مسیر صیانت از رهبری و دستاوردهای جنبش آزادیخواهی را در پیش بگیرند. اگر این فرصت تاریخی پیش آمده را صحیح تحلیل نکرده و از آن استفاده نکنیم، بدون شک تاریخ و آیندگان ما را عفو نخواهند کرد.
همچنان که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، رژيم اشغالگر ترکیه در سال گذشته هجوم همهجانبهای را علیه نیروهای گریلا و مناطق حفاظتی میدیا آغاز کرد. این حملات با مقاومت تاریخی و حماسی گریلاهای نیروی مدافع خلق و یژاستار تاکنون با شکست مواجه شده است. ارتش اشغالگر ترکیه که با استفاده از پیشرفتهترین تکنیک و تجهیزات نظامی مدعی بود در زمان کوتاهی قادر به تصرف این مناطق و درهم شکستن ارادهی نیروهای گریلا خواهد شد، از همان روزهای نخست ضربات مهلکی را متحمل شد. لذا در نهایت درماندگی و درندهخویی اینبار متوسل به کاربرد سلاحهای شیمیایی و کمکگرفتن از پارت دمکرات کردستان عراق شد. اما گریلاهای آزادی کوردستان با ارادهای پولادین و نیروی خلاقیت خویش بازهم مقاومت کرده و حتی شمار زیادی از نظامیان رژیم را بههلاکت رساندهاند. در سالی که گذشت ما نیز به عنوان یگانهای مدافع شرق کوردستان ی.ر.ک و نیروی دفاع اززنان ه.پ.ژ، با الهام گرفتن از این مقاومت تاریخی و استفاده از تجربیات نیروهای مدافع خلق ه.پ.گ، همزمان با توسعه و تداوم سایر آموزشهای سیاسی و ایدئولوژیک، به بازبینی و تصحیح روشهای آموزشی و جنگ گریلایی پرداختیم. ما به منظور آمادگی برای مقابله با هرگونه حملهی احتمالی رژیمهای اشغالگر کوردستان به ويژه رژيم ایران، در سال گذشته بر روی مقولهی آموزش نیروهایمان و گذار از روشهای کلاسیک مبارزه تمرکز بیشتری کردیم. زیرا همچنان که در سطح جهانی نیز شاهد هستیم، دیگر برخی از تاکتیکها و شیوههای جنگی کلاسیک جوابگو نیستند و هر نیرویی که در این زمینه اقدام به تغییر و نوآوری نکند، محکوم به شکست خواهد بود. ما به ویژه در زمینهی مقابله با پهبادهای جاسوسی و نظامی دشمن از تجربیات ه.پ.گ استفاده کرده و تا حد زیادی موفقیت کسب کردهایم. رژیم اشغالگر ایران در چند سال گذشته در جنگهای نیابتی و مستقیم خویش، به ويژه در سوریه و عراق از تکنیک و تاکتیکهای تازهای استفاده کرده و تجربیاتی کسب نموده است. ما نیز این تغییر و تحولات را در میان نیروهای نظامی رژیم پیگری کرده و تدابیر لازمه را اتخاذ کردهایم. رژیم ایران همچنین جهت مقابله با نیروهای ما در شرق و جنوب کوردستان از تجربیات ارتش ترکیه نهایت استفاده را میبرد و حتی در برخی موارد نیز با همدیگر حملات مشترکی را انجام میدهند. امروزه همکاری این دو رژیم به ویژه در زمینهی اطلاعاتی و امنیتی بر کسی پوشیده نیست. بعد از و قوع تنش و تحولاتی که در میان اتحادیهی میهنی کردستان عراق بروز پیدا کرد، زمینه و امکان بیشتری برای فعالیتهای خرابکارانه و اطلاعاتی نیروهای ایران و ترکیه در جنوب کوردستان، مخصوصا در مناطق سلیمانیه و پنجوین فراهم شد. خلقمان در جنوب کوردستان از پیشینهی مبارزاتی باشکوهی برخوردارند و هزینههای زیادی را متحمل شدهاند. رهبران اتحادیهی میهنی کوردستان نیز بایستی با تکیه بر تجربیات گذشتهی خویش و توجه به هزینههایی که این بخش از کوردستان در راه آزادی و رهایی متحمل شده است. با تمام توان سعی کند که اتحاد و انسجام خود را حفظ کرده و زمینههای مداخله و سوءاستفادهی رژیمهای ایران و ترکیه را از بین ببرد.
در این مقطع حساس که جنبش آزادیخواهی خلقمان با پیشاهنگی رهبر آپو به دستاوردهای باشکوهی رسیده است، نباید فرصت تاریخی پیش آمده را از دست بدهیم. لذا از تمامی اقشار خلقمان به ويژه زنان و جوان میخواهیم که به دام سیاستهای رژیم فاشیست و مرتجع ایران نیافتاده و با پیوستن به صفوف گریلا، مبارزات آزدیخواهانه را تسریع و تقویت کنند. بدون شک ما با پیروی از افکار و اندیشههای رهبر آپو که امروزه توجه تمامی آزادیخواهان جهان را به خویش جلب کرده، به موفقیت و رهایی خواهیم رسید. رهبر آپو با فکر و فلسفهی خویش امکان و توان گذار از بحران و دستیابی به حیاتی آزاد را به خلق کورد و تمامی خلقهای تحت ستم بخشید. خلق کورد با پیروی از خطمشی مبارزاتی رهبر آپو، هر روز به آزادی نزدیکتر میشود. جوانانِ کورد بایستی این حقیقت را هرچه بیشتر درک نموده و مسیر صیانت از رهبری و دستاوردهای جنبش آزادیخواهی را در پیش بگیرند. اگر این فرصت تاریخی پیش آمده را صحیح تحلیل نکرده و از آن استفاده نکنیم، بدون شک تاریخ و آیندگان ما را عفو نخواهند کرد.
همچنان که پیشتر نیز به آن اشاره کردیم، رژيم اشغالگر ترکیه در سال گذشته هجوم همهجانبهای را علیه نیروهای گریلا و مناطق حفاظتی میدیا آغاز کرد. این حملات با مقاومت تاریخی و حماسی گریلاهای نیروی مدافع خلق و یژاستار تاکنون با شکست مواجه شده است. ارتش اشغالگر ترکیه که با استفاده از پیشرفتهترین تکنیک و تجهیزات نظامی مدعی بود در زمان کوتاهی قادر به تصرف این مناطق و درهم شکستن ارادهی نیروهای گریلا خواهد شد، از همان روزهای نخست ضربات مهلکی را متحمل شد. لذا در نهایت درماندگی و درندهخویی اینبار متوسل به کاربرد سلاحهای شیمیایی و کمکگرفتن از پارت دمکرات کردستان عراق شد. اما گریلاهای آزادی کوردستان با ارادهای پولادین و نیروی خلاقیت خویش بازهم مقاومت کرده و حتی شمار زیادی از نظامیان رژیم را بههلاکت رساندهاند. در سالی که گذشت ما نیز به عنوان یگانهای مدافع شرق کوردستان ی.ر.ک و نیروی دفاع اززنان ه.پ.ژ، با الهام گرفتن از این مقاومت تاریخی و استفاده از تجربیات نیروهای مدافع خلق ه.پ.گ، همزمان با توسعه و تداوم سایر آموزشهای سیاسی و ایدئولوژیک، به بازبینی و تصحیح روشهای آموزشی و جنگ گریلایی پرداختیم. ما به منظور آمادگی برای مقابله با هرگونه حملهی احتمالی رژیمهای اشغالگر کوردستان به ويژه رژيم ایران، در سال گذشته بر روی مقولهی آموزش نیروهایمان و گذار از روشهای کلاسیک مبارزه تمرکز بیشتری کردیم. زیرا همچنان که در سطح جهانی نیز شاهد هستیم، دیگر برخی از تاکتیکها و شیوههای جنگی کلاسیک جوابگو نیستند و هر نیرویی که در این زمینه اقدام به تغییر و نوآوری نکند، محکوم به شکست خواهد بود. ما به ویژه در زمینهی مقابله با پهبادهای جاسوسی و نظامی دشمن از تجربیات ه.پ.گ استفاده کرده و تا حد زیادی موفقیت کسب کردهایم. رژیم اشغالگر ایران در چند سال گذشته در جنگهای نیابتی و مستقیم خویش، به ويژه در سوریه و عراق از تکنیک و تاکتیکهای تازهای استفاده کرده و تجربیاتی کسب نموده است. ما نیز این تغییر و تحولات را در میان نیروهای نظامی رژیم پیگری کرده و تدابیر لازمه را اتخاذ کردهایم. رژیم ایران همچنین جهت مقابله با نیروهای ما در شرق و جنوب کوردستان از تجربیات ارتش ترکیه نهایت استفاده را میبرد و حتی در برخی موارد نیز با همدیگر حملات مشترکی را انجام میدهند. امروزه همکاری این دو رژیم به ویژه در زمینهی اطلاعاتی و امنیتی بر کسی پوشیده نیست. بعد از و قوع تنش و تحولاتی که در میان اتحادیهی میهنی کردستان عراق بروز پیدا کرد، زمینه و امکان بیشتری برای فعالیتهای خرابکارانه و اطلاعاتی نیروهای ایران و ترکیه در جنوب کوردستان، مخصوصا در مناطق سلیمانیه و پنجوین فراهم شد. خلقمان در جنوب کوردستان از پیشینهی مبارزاتی باشکوهی برخوردارند و هزینههای زیادی را متحمل شدهاند. رهبران اتحادیهی میهنی کوردستان نیز بایستی با تکیه بر تجربیات گذشتهی خویش و توجه به هزینههایی که این بخش از کوردستان در راه آزادی و رهایی متحمل شده است. با تمام توان سعی کند که اتحاد و انسجام خود را حفظ کرده و زمینههای مداخله و سوءاستفادهی رژیمهای ایران و ترکیه را از بین ببرد.
گذار دموکراتیک
گریلای مدرن؛ سرلوحهی مبارزات نوین YRK ✍ چیا مهاباد – عضو فرماندهی YRK 🆔 @GozarDemocratic
در پایان باری دیگر تاکید میکنیم که ما تمامی حوادث و تحولات منطقه بهویژه تحرکات رژيم ایران را پیگیری کرده و در راستای مقابله با تمامی توطئهها و حملات، در آمادگی کامل بوده و تدابیر لازم را اتخاذ کردهایم. ما با عزم و ارادهای راسخ در هر شرایطی از خلقمان دفاع نموده و در راستای تعالی و صیانت از دستاوردهای جنبشآپویی به ويژه در شرق کوردستان تلاش و کوشش خواهیم کرد. اما آنچه از همه مهمتر بوده و در پیشبرد جامعهای آزاد و دمکراتیک تعیینکننده میباشد، ایستار و آمادگی خلق در همراهی گریلاهای آزادی کوردستان میباشد. جوانان با اعتقاد و اصرار در متحول ساختن وضعیت غیرانسانی که دشمنان اشغالگر بر خلقمان تحمیل مینمایند، بایستی به ایفای نقش اخلاقی – سیاسی خود در ارتقای سطح مبارزات، جسارت و امید جامعه به مقاومت در این راه که هزینه و بدیل آن قطعا سنگین خواهد بود، به پیشاهنگی بپردازند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ملحق شدن وتقویت صفوف گریلا ، ضمانت آزادی رهبرآپو وعملی شدن فکروفلسفه ی اوست
✍ مظلوم هفت تن
🆔 @GozarDemocratic
✍ مظلوم هفت تن
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ملحق شدن وتقویت صفوف گریلا ، ضمانت آزادی رهبرآپو وعملی شدن فکروفلسفه ی اوست ✍ مظلوم هفت تن 🆔 @GozarDemocratic
ملحق شدن وتقویت صفوف گریلا ، ضمانت آزادی رهبرآپو وعملی شدن فکروفلسفه ی اوست
✍ مظلوم هفت تن
درسال 1998 میلادی بامشارکت نیروهای منطقه ای و جهانی توطئه ای شوم برعلیه خلق کورد صورت گرفت که منجر به دستگیری رهبر آپو وبروز حوادث متعاقب آن شد، حوادثی که در نوع خود کم نظیر و حتی بی نظیراند. برای فهم چرایی توطئه واهداف آشکار و پنهان آن، شناخت عمیق رهبر آپو، جنبش آپویی، مسئله کوردها و کوردستان لازم و ضروریست.
ازاینرو هرچند توطئه درسال 1998 اجراشد اما ریشه های آنرا باید در بدو شکل گیری جنبش آپویی وحتی پیشترمدنظر قرارداد.
با شکل گیری ملت- دولت و ذهنیت یکدست سازی و فاشیزم در منطقه، سیاستهای ذوب و الحاق با شدت و حدت تمام اجرا می شد و برای نیل به این مقصود، منطقه که ماهیتا پررنگ بود با قتل وعام های فیزیکی و فرهنگی روبرو گردید که طبعات ویرانگر آن تا امروز نیز ادامه دارد.
کوردها نیز همچون خلقهای دیگرمنطقه و شاید بتوان گفت بطور مضاعف مورد سرکوب و قتل وعام فیزیکی و فرهنگی قرارگرفتند و درمقابل این ظلم وناعدالتی به تکرار و به انحاء مختلف قیام کردند، اما متاسفانه به دلایل گوناگون داخلی وخارجی نتوانستند به نتیجه مطلوب دست یابند. هرچند تاریخ مبارزه و مقاومت کوردها مملو از رشادتها و قهرمانی هاست و برگهای زرین و ماندگاری را به یادگار گذاشته است اما درند گی و سبعیت غاصبین و دولتهای فاشیست چنان تاثیرکرده بود که حتی خیال مبارزه، مقاومت و آزادی را از بین برده بود. به تکرار و به شکلی وحشیانه پیشاهنگان وانقلابیون سرکوب شده بودند، زنان، کودکان، سالمندان را دسته جمعی قتل وعام کرده بودند. هرگونه ندایی تحت عنوان کورد وکوردستان را با سرب داغ خفه کرده و بدین شکل انسانها وجامعه ای را براساس اهداف خویش شکل می دادند. آری کورد بودن جرم بود وگناهی نابخشودنی که عواقب بسیارسختی داشت. بطوریکه کوردها درخلوت خویش نیز از ابراز هویت راستین خود ابا داشتند، این شرایط و واقعیات جانکاه با گذشت زمان و تکرار مکرر باعث شکل گیری وضعیت خطرناک روحی روانی کوردها شده بود به طوریکه کوردها نه تنها هویت راستینشان را پنهان می کردند بلکه بشدت دچار خودانکاری ودیگرپنداری یعنی اتوآسمیلاسیون شده بودند! خودشان خودشان را انکار ونابود کرده و با افتخار خود را فارس، ترک، عرب و… می نامیدند و برای اثبات آن تلاشی بی وقفه انجام میدادند تا اینکه بشکلی سلاله خویش را به جایی غیر از کورد گره بزنند بطوریکه نامها وفامیلی های بیشماری که امروزه وجود دارند نمونه های وافریست ازاین تراژدی.
رهبرآپو درشرایط و اوضاعی چنین که کوردها خودشان را انکار و دشمنان نیز آنهارا بشدت سرکوب میکردند پا به میدان مبارزه گذارده و براساس این واقعیت است که میگوید: کورد بودن سخت است و فرار از آن نامردی!
به باور دولتهای غاصب منطقه، کوردستانِ خیالی در مزاری بتونی مدفون بود، این تیتر وعکس روزنامه ای ترکیه ایست که بعد از سرکوب قیام احسان نوری پاشا وهمراهانش در آرارات منتشر شده بود. یعنی کورد و کوردستان هم خیالی بود هم مدفون. این واقعیت هم گویای ذهنیت ودیدگاه دولتهای غاصب بود وهم تاحدودی گویای وضعیت روحی روانی اکثریت مردم، فلذا رهبر آپو برای انقلاب کوردستان میگوید: ما ازصفرآغاز کردیم! یعنی درواقع چیزی بنام کورد وکوردستان باقی نمانده بود، برای فهمِ وضعیتِ کوردها دربدو انقلاب رهبری بابیان خاطراتی میگوید: نیک بیاد دارم وقتی برای عده ای درمورد انقلاب کوردستان و رسیدن به آزادی صحبت میکردم پیرمردی با ناامیدی مطلق بمن میگفت: ای آپو توچگونه میتوانی اینکار را بکنی؟ آیا از شیخ سعید و سید رضا قویتری؟! آنها نتوانستند، تو چگونه میتوانی؟ ماها مثل چوب خشک شده ایم، مرده ایم، آیا میتوانی مرده را زنده کنی؟! و رهبرآپو امروزه میگوید آری حقیقتاً من توانستم مرده را زنده کنم از اینرو انقلاب کوردستان را به رويیدن گل در تخته سنگ تشبیه میکند یعنی درسخت ترین شرایط وحداقل امکانات به پیروزی رسیدن.
اینها نمونه هایی ست کوچک از واقعیات روحی- روانی اکثریت مردم درآن شرایط و مواقع که البته با درک صحیح این واقعیات بهتر و بیشتر رهبرآپو و دستآوردهایش را خواهیم شناخت وبه ارتباط ناگسستنی خلق بارهبرآپو پی خواهیم برد.
بیگمان وحشتی که کوردها باآن روبرو بوده و هستند و قتل وعام هایی که برسرشان آمده ومی آید تنها ناشی از درندگی دولتهای غاصب منطقه ای نبوده و نیست بلکه مشارکتی پیدا و پنهان مابین دولتهای غاصب منطقه ای وقدرتهای جهانی وجود داشته وتاحدودی نیز وجود دارد بطوریکه دولتهای منطقه ای جسارت سرکوب را از مشارکت و پشتیبانی آنها میگیرند.
✍ مظلوم هفت تن
درسال 1998 میلادی بامشارکت نیروهای منطقه ای و جهانی توطئه ای شوم برعلیه خلق کورد صورت گرفت که منجر به دستگیری رهبر آپو وبروز حوادث متعاقب آن شد، حوادثی که در نوع خود کم نظیر و حتی بی نظیراند. برای فهم چرایی توطئه واهداف آشکار و پنهان آن، شناخت عمیق رهبر آپو، جنبش آپویی، مسئله کوردها و کوردستان لازم و ضروریست.
ازاینرو هرچند توطئه درسال 1998 اجراشد اما ریشه های آنرا باید در بدو شکل گیری جنبش آپویی وحتی پیشترمدنظر قرارداد.
با شکل گیری ملت- دولت و ذهنیت یکدست سازی و فاشیزم در منطقه، سیاستهای ذوب و الحاق با شدت و حدت تمام اجرا می شد و برای نیل به این مقصود، منطقه که ماهیتا پررنگ بود با قتل وعام های فیزیکی و فرهنگی روبرو گردید که طبعات ویرانگر آن تا امروز نیز ادامه دارد.
کوردها نیز همچون خلقهای دیگرمنطقه و شاید بتوان گفت بطور مضاعف مورد سرکوب و قتل وعام فیزیکی و فرهنگی قرارگرفتند و درمقابل این ظلم وناعدالتی به تکرار و به انحاء مختلف قیام کردند، اما متاسفانه به دلایل گوناگون داخلی وخارجی نتوانستند به نتیجه مطلوب دست یابند. هرچند تاریخ مبارزه و مقاومت کوردها مملو از رشادتها و قهرمانی هاست و برگهای زرین و ماندگاری را به یادگار گذاشته است اما درند گی و سبعیت غاصبین و دولتهای فاشیست چنان تاثیرکرده بود که حتی خیال مبارزه، مقاومت و آزادی را از بین برده بود. به تکرار و به شکلی وحشیانه پیشاهنگان وانقلابیون سرکوب شده بودند، زنان، کودکان، سالمندان را دسته جمعی قتل وعام کرده بودند. هرگونه ندایی تحت عنوان کورد وکوردستان را با سرب داغ خفه کرده و بدین شکل انسانها وجامعه ای را براساس اهداف خویش شکل می دادند. آری کورد بودن جرم بود وگناهی نابخشودنی که عواقب بسیارسختی داشت. بطوریکه کوردها درخلوت خویش نیز از ابراز هویت راستین خود ابا داشتند، این شرایط و واقعیات جانکاه با گذشت زمان و تکرار مکرر باعث شکل گیری وضعیت خطرناک روحی روانی کوردها شده بود به طوریکه کوردها نه تنها هویت راستینشان را پنهان می کردند بلکه بشدت دچار خودانکاری ودیگرپنداری یعنی اتوآسمیلاسیون شده بودند! خودشان خودشان را انکار ونابود کرده و با افتخار خود را فارس، ترک، عرب و… می نامیدند و برای اثبات آن تلاشی بی وقفه انجام میدادند تا اینکه بشکلی سلاله خویش را به جایی غیر از کورد گره بزنند بطوریکه نامها وفامیلی های بیشماری که امروزه وجود دارند نمونه های وافریست ازاین تراژدی.
رهبرآپو درشرایط و اوضاعی چنین که کوردها خودشان را انکار و دشمنان نیز آنهارا بشدت سرکوب میکردند پا به میدان مبارزه گذارده و براساس این واقعیت است که میگوید: کورد بودن سخت است و فرار از آن نامردی!
به باور دولتهای غاصب منطقه، کوردستانِ خیالی در مزاری بتونی مدفون بود، این تیتر وعکس روزنامه ای ترکیه ایست که بعد از سرکوب قیام احسان نوری پاشا وهمراهانش در آرارات منتشر شده بود. یعنی کورد و کوردستان هم خیالی بود هم مدفون. این واقعیت هم گویای ذهنیت ودیدگاه دولتهای غاصب بود وهم تاحدودی گویای وضعیت روحی روانی اکثریت مردم، فلذا رهبر آپو برای انقلاب کوردستان میگوید: ما ازصفرآغاز کردیم! یعنی درواقع چیزی بنام کورد وکوردستان باقی نمانده بود، برای فهمِ وضعیتِ کوردها دربدو انقلاب رهبری بابیان خاطراتی میگوید: نیک بیاد دارم وقتی برای عده ای درمورد انقلاب کوردستان و رسیدن به آزادی صحبت میکردم پیرمردی با ناامیدی مطلق بمن میگفت: ای آپو توچگونه میتوانی اینکار را بکنی؟ آیا از شیخ سعید و سید رضا قویتری؟! آنها نتوانستند، تو چگونه میتوانی؟ ماها مثل چوب خشک شده ایم، مرده ایم، آیا میتوانی مرده را زنده کنی؟! و رهبرآپو امروزه میگوید آری حقیقتاً من توانستم مرده را زنده کنم از اینرو انقلاب کوردستان را به رويیدن گل در تخته سنگ تشبیه میکند یعنی درسخت ترین شرایط وحداقل امکانات به پیروزی رسیدن.
اینها نمونه هایی ست کوچک از واقعیات روحی- روانی اکثریت مردم درآن شرایط و مواقع که البته با درک صحیح این واقعیات بهتر و بیشتر رهبرآپو و دستآوردهایش را خواهیم شناخت وبه ارتباط ناگسستنی خلق بارهبرآپو پی خواهیم برد.
بیگمان وحشتی که کوردها باآن روبرو بوده و هستند و قتل وعام هایی که برسرشان آمده ومی آید تنها ناشی از درندگی دولتهای غاصب منطقه ای نبوده و نیست بلکه مشارکتی پیدا و پنهان مابین دولتهای غاصب منطقه ای وقدرتهای جهانی وجود داشته وتاحدودی نیز وجود دارد بطوریکه دولتهای منطقه ای جسارت سرکوب را از مشارکت و پشتیبانی آنها میگیرند.
گذار دموکراتیک
ملحق شدن وتقویت صفوف گریلا ، ضمانت آزادی رهبرآپو وعملی شدن فکروفلسفه ی اوست ✍ مظلوم هفت تن 🆔 @GozarDemocratic
هدف دولت های غاصب وهمدستان منطقه ای وجهانیشان سرکوب مطلق تمامی تظلم خواهی ها و رام کردن مردم است که دراین راه از هیچ اقدامی ابا نداشته وبا بی رحمی تمام برخورد کرده اند. آری رهبر آپو دراین شرایط و با وجود این مصائب و مشکلات پا به میدان مبارزه گذاشته و ندای آزادی کوردها و رستگاری کوردستان را سرداده است. آنهم به شیوه ای جداگانه و ویژه که برگرفته از آزمون های تاریخی وعزم و ایمانی راسخ است.
پدر رهبر آپو که فردیست روستایی و باورمند به دین، واقعیت کورد بودن و رنج و دشواری مبارزه اش را درک کرده، ازاینرو و ازسر نصیحت به او میگوید: ای آپو میدانم که تو قبلاً کمونیست بودی وحالا شنیده ام که دنبال مسأله کوردی هستی، کورد بودن و پیگیری آن کاریست بسیار خطرناک بهتراست همان کمونیست بودن را ادامه داده و دست ازکورد بودن برداری. این موضوع تنها نصیحتی پدرانه وبرخوردی عاطفی نیست بلکه بیانگرعمق فجایع اعمال شده برکوردها و کوردستان است که درحافظه تاریخی آنها نقش بسته و حک شده است.
رهبرآپو با بررسی دقیق وعمیق مسأله وبا علم و آگاهی به طبعات آن پای درمیدان مبارزه گذاشته و پرچم آزادی و آزادگی را بردوش کشیده است. عمیقاً میداند که کوردستان مستعمره است وشخصیت کورد به تمامی ازفکر،احساس وعاطفه و حتی غریزه اش تهی گردانده شده است، جسمی ست متحرک که روحش را از او ستانده اند، توان اندیشیدن ندارد، دوست داشتن وعشق را ازیاد برده ودردام هوای نفسش گرفتارآمده است بطوریکه تمام درها را برروی اوبسته اند واو را تنها دردنیای غرایز رها گذاشته اند واینگونه او را درچرخه ای معیوب گرفتار کرده اند که خودش خودش را نابود خواهد ساخت. بااین وجود رهبر آپو کوردستان را ازاین خوابِ مرگ نجات داده وکوردها را از خودانکاری، بی حسی و بردگی به انسانهایی انقلابی و آزاده متحول گردانید. رهبرآپو با بیان «کوردستان مستعمره است» بیماری و زهر کشنده کوردها و کوردستان را بدرستی تشخیص داده و با مانیفست راه انقلاب کوردستان که خمیر مایه جنبش آپویی(پ ک ک) ست پادزهرش را نیز بدرستی ارايه کرده است. باین ترتیب سیاستهای استعماری و برده ساز درکوردستان با چالش جدی روبرو شده و روز به روز میدان براستعمارگران و مزدوران محلیشان تنگتر و تنگتر می گردید بگونه ای که انسان هایی که ازهویت خویش گریزان بودند به پیشاهنگان هویت خواهی مبدل می گردیدند، آنانکه بی چون وچرا فرامین اربابانشان را اجرا میکردند، متحول شده و اولین گلوله را بر علیه آنها و دستگاه جورشان شلیک میکردند! آری شلیک اولین گلوله، گلوله ای که تنها رستگاران ازقید و بند ارزشش را میدانند و بس. این رویدادها وتحولات نه تنها در ما بین کوردها وکوردستان بلکه در کل منطقه درنوع خود انقلابی شگرف بود که خواب را برچشم حاکمان ظالم حرام کرده و هرچه رسته بودند پنبه شده وخواب و خیالشان برباد رفته بود.
فلذا تاریک پرستان حاکم به همدستی مزدوران محلی و با پشتیبانی قدرت های خارجی تصمیم به نابودی رهبرآپو و یارانش گرفتند و دراین راه ازهیچ اقدامی فروگذار نکردند، تمرکزعمده و محوریت اصلی کارهایشان را برنابودی رهبرآپو و جنبش آپویی قراردادند. حکام ترکیه تمامی ارتباطاتشان با کشورهای منطقه وجهان را برمحوریت تروریستی شناساندن و ضدیت با پ ک ک شکل داده بودند و درجنگ نابرابر و بی امانی که بنام پ ک ک برعلیه خلق کورد راه انداخته بودند هیچ معیاراخلاقیی رعایت نکرده و با جسارتی که ازقدرتهای منطقه ای و جهانی میگرفتند به کرات مرتکب جنایت های جنگی میشدند ،هزاران روستا را آتش زدند، بیش از هجده هزار انسان غیرنظامی بی گناه را به فجیعترین شیوه به قتل رساندند، میلیونها انسان را ازسرزمین مادریشان آواره و تبعید کردند. دراجرای سیاستهای پاکسازی نژادی-عقیدتی گوی سبقت را از چنگیز، تیمور و هیتلر ربودند اماچشم جهانیان کور، گوششان کر و زبانشان لال بود وعلارغم این همه ظلم فاحش وارتکاب جرايم جنگی بازهم پ ک ک درلیست ترور قدرتهای جهانی و مدعیان آزادی و دموکراسی قرارداشت که ظلمیست آشکار و مشارکتیست بی چون وچرا درقتل وعام کوردها و خلقهای تحت ستم منطقه.
درسال 1998 توطئه توطئه گران وارد فاز دیگری شد که نهایتش دستگیری رهبرآپو و ماجرای امرالی ست. واقعه ای که روز سیاه کوردها نام گرفت، کسوفی شوم و ظلمتی کشنده، زمین و زمان دگربار برسر کوردها آوارشده بود، قیامتی برپا بود کم نظیر و حتی بی نظیر، رادمردان و آزاده زنانی که ذره ذره سوختند تا آتش واجاق بماند، کریمانه ازجان گذشتند تاجانِ جانان بماند، مشتاقانِ مهجوری دربذل جان چنان گوی سبقت می ربودند تو گویی میخواستند باآتش جانشان دنیا را بسوزانند وبی گمان نیز می سوزاندند. آری ایمان راسخ این جاودانگانِ تاریخ وهمرهان باورمندشان توطئه گران را دچار شوک کرده و تمامی محاسباتشان را برهم زد.
پدر رهبر آپو که فردیست روستایی و باورمند به دین، واقعیت کورد بودن و رنج و دشواری مبارزه اش را درک کرده، ازاینرو و ازسر نصیحت به او میگوید: ای آپو میدانم که تو قبلاً کمونیست بودی وحالا شنیده ام که دنبال مسأله کوردی هستی، کورد بودن و پیگیری آن کاریست بسیار خطرناک بهتراست همان کمونیست بودن را ادامه داده و دست ازکورد بودن برداری. این موضوع تنها نصیحتی پدرانه وبرخوردی عاطفی نیست بلکه بیانگرعمق فجایع اعمال شده برکوردها و کوردستان است که درحافظه تاریخی آنها نقش بسته و حک شده است.
رهبرآپو با بررسی دقیق وعمیق مسأله وبا علم و آگاهی به طبعات آن پای درمیدان مبارزه گذاشته و پرچم آزادی و آزادگی را بردوش کشیده است. عمیقاً میداند که کوردستان مستعمره است وشخصیت کورد به تمامی ازفکر،احساس وعاطفه و حتی غریزه اش تهی گردانده شده است، جسمی ست متحرک که روحش را از او ستانده اند، توان اندیشیدن ندارد، دوست داشتن وعشق را ازیاد برده ودردام هوای نفسش گرفتارآمده است بطوریکه تمام درها را برروی اوبسته اند واو را تنها دردنیای غرایز رها گذاشته اند واینگونه او را درچرخه ای معیوب گرفتار کرده اند که خودش خودش را نابود خواهد ساخت. بااین وجود رهبر آپو کوردستان را ازاین خوابِ مرگ نجات داده وکوردها را از خودانکاری، بی حسی و بردگی به انسانهایی انقلابی و آزاده متحول گردانید. رهبرآپو با بیان «کوردستان مستعمره است» بیماری و زهر کشنده کوردها و کوردستان را بدرستی تشخیص داده و با مانیفست راه انقلاب کوردستان که خمیر مایه جنبش آپویی(پ ک ک) ست پادزهرش را نیز بدرستی ارايه کرده است. باین ترتیب سیاستهای استعماری و برده ساز درکوردستان با چالش جدی روبرو شده و روز به روز میدان براستعمارگران و مزدوران محلیشان تنگتر و تنگتر می گردید بگونه ای که انسان هایی که ازهویت خویش گریزان بودند به پیشاهنگان هویت خواهی مبدل می گردیدند، آنانکه بی چون وچرا فرامین اربابانشان را اجرا میکردند، متحول شده و اولین گلوله را بر علیه آنها و دستگاه جورشان شلیک میکردند! آری شلیک اولین گلوله، گلوله ای که تنها رستگاران ازقید و بند ارزشش را میدانند و بس. این رویدادها وتحولات نه تنها در ما بین کوردها وکوردستان بلکه در کل منطقه درنوع خود انقلابی شگرف بود که خواب را برچشم حاکمان ظالم حرام کرده و هرچه رسته بودند پنبه شده وخواب و خیالشان برباد رفته بود.
فلذا تاریک پرستان حاکم به همدستی مزدوران محلی و با پشتیبانی قدرت های خارجی تصمیم به نابودی رهبرآپو و یارانش گرفتند و دراین راه ازهیچ اقدامی فروگذار نکردند، تمرکزعمده و محوریت اصلی کارهایشان را برنابودی رهبرآپو و جنبش آپویی قراردادند. حکام ترکیه تمامی ارتباطاتشان با کشورهای منطقه وجهان را برمحوریت تروریستی شناساندن و ضدیت با پ ک ک شکل داده بودند و درجنگ نابرابر و بی امانی که بنام پ ک ک برعلیه خلق کورد راه انداخته بودند هیچ معیاراخلاقیی رعایت نکرده و با جسارتی که ازقدرتهای منطقه ای و جهانی میگرفتند به کرات مرتکب جنایت های جنگی میشدند ،هزاران روستا را آتش زدند، بیش از هجده هزار انسان غیرنظامی بی گناه را به فجیعترین شیوه به قتل رساندند، میلیونها انسان را ازسرزمین مادریشان آواره و تبعید کردند. دراجرای سیاستهای پاکسازی نژادی-عقیدتی گوی سبقت را از چنگیز، تیمور و هیتلر ربودند اماچشم جهانیان کور، گوششان کر و زبانشان لال بود وعلارغم این همه ظلم فاحش وارتکاب جرايم جنگی بازهم پ ک ک درلیست ترور قدرتهای جهانی و مدعیان آزادی و دموکراسی قرارداشت که ظلمیست آشکار و مشارکتیست بی چون وچرا درقتل وعام کوردها و خلقهای تحت ستم منطقه.
درسال 1998 توطئه توطئه گران وارد فاز دیگری شد که نهایتش دستگیری رهبرآپو و ماجرای امرالی ست. واقعه ای که روز سیاه کوردها نام گرفت، کسوفی شوم و ظلمتی کشنده، زمین و زمان دگربار برسر کوردها آوارشده بود، قیامتی برپا بود کم نظیر و حتی بی نظیر، رادمردان و آزاده زنانی که ذره ذره سوختند تا آتش واجاق بماند، کریمانه ازجان گذشتند تاجانِ جانان بماند، مشتاقانِ مهجوری دربذل جان چنان گوی سبقت می ربودند تو گویی میخواستند باآتش جانشان دنیا را بسوزانند وبی گمان نیز می سوزاندند. آری ایمان راسخ این جاودانگانِ تاریخ وهمرهان باورمندشان توطئه گران را دچار شوک کرده و تمامی محاسباتشان را برهم زد.
گذار دموکراتیک
ملحق شدن وتقویت صفوف گریلا ، ضمانت آزادی رهبرآپو وعملی شدن فکروفلسفه ی اوست ✍ مظلوم هفت تن 🆔 @GozarDemocratic
درنقد و بررسی دلایل شکل گیری و تداوم توطئه بین المللی مسايل مختلفی را مدنظرقرار داده ومطرح میکنند اما میخواهم باختصار دو مورد را نام ببرم :
دلیل ماهیتی و فلسفیک توطئه: یکی از اصلی ترین علل شکل گیری و تداوم توطئه بین المللی برعلیه رهبرآپو بعد فکری- فلسفیک آن یعنی مسأله آفرینش است! آفریدن و خلق کردن انسان وجامعه ای نوین. رهبرآپو بر مبنای انسان آزاد وجامعه دموکراتیک، کوردها، کوردستان و منطقه را دچار تحولی بنیادین کرده است، بطوریکه صراحتاً میتوان گفت جنبش آپویی در کوردستان ومنطقه نقطه عطفی ست که قبل و بعد از آن ماهیتا فرق دارند. کوردها و انسانهای آپویی وجوامعی که برمبنای فکر و فلسفه رهبرآپو شکل گرفته اند هدفدار و معیارمند زندگی میکنند، دارای رأی و اراده آزاد بوده وباتکیه برنیروی ذاتی خویش مصدر تحولات میگردند. این یعنی انقلاب ریشه ای درمنطقه و پنبه کردن تمامی رسته های سیستم اقتدارگرا و دولت محور، یعنی ایجاد وانشاء سیستم آلترناتیو. ازاین منظر جنگ با رهبرآپو جنگی همه جانبه و جنگ سیستم سرمایه داری جهانی با سیستم مدرنیته دموکراتیک است.
این بعد اصلی شکل گیری وتداوم توطئه هنوز پابرجاست و تمامی فشارهای اعمال شده بر رهبر آپو، جنبش آپویی وخلق کورد ناشی از این مسأله است.
2-دلیل کونژکتوری شکل گیری وتداوم توطئه: یکی ازدلایل توطئه مسأله مداخلات سیستم سرمایه داری جهانی درخاورمیانه وتحولات ناشی ازآن است. بافروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و وقوع جنگ اول خلیج تحولاتی درمنطقه ایجادشده بود اما به تمامی بدلخواه سیستم سرمایه داری جهانی نبود فلذا برای مداخلات جدید ازجمله جنگ افغانستان، جنگ دوم خلیج وعراق و اجرای پروژه های خاورمیانه بزرگ، خاورمیانه جدید وغیره آمادگی بیشتری لازم بود که دراین راستا یکی از مسايل تعیین کننده، به تسلیمیت واداشتن و نابودکردن نیروهای فعال، کارا و دارای قابلیتِ آلترناتیو بود ازاینرو رهبرآپو و جنبش آپویی مورد هجوم توطيه گران قرارگرفتند و هدف توطيه نیز نابودی فیزیکی وفکری رهبرآپو وجنبش آپویی بود که با درایت وایستار تاریخی رهبرآپو، ایثار و جانفشانی رفقای فدایی، قیام و مشارکت مؤثر کوردها ودوستدارانشان و ملحق شدن مبارزین بیشمار به صفوف گریلا این نقشه نقش برآب شد.
امروزه وضعیت فرق کرده وجنبش آپویی نتنها ضعیف ونابود نشده بلکه با حضور فعال و مؤثر خود درمنطقه نقشی تعیین کننده ایفاکرده، معادلات را برهم زده و در توازنات منطقه ای جای گرفته است. فلذا بعد کونژکتوری توطئه تاحدودی ضعیف شده اما بعد ماهیتی- فلسفیک توطئه همچنان به قوت خود باقی ست و تمامی فشارهای وارده ازاین جا سرچشمه می گیرد.
چاره کار، فهم راستین فکر و فلسفه رهبرآپو، نهادینه کردن آن، عمل کردن برمبنای درک عمیق و رسیدن به رفاقتی لایق است.
وظیفه ی اصلی نیز تلاش برای آزادی فیزیکی رهبرآپوست که آنهم با قیام سازماندهی شده، مشارکت جمعی خلق وملحق شدن وتقویت صفوف گریلا محقق میگردد. چراکه گریلا وسازماندهی آن ضمانت اصلی آزادی ومحافظت رهبرآپو و پراکتیزه شدن فکر و فلسفه ی اوست.
منبع: مجله ژیلمو شماره 19
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دلیل ماهیتی و فلسفیک توطئه: یکی از اصلی ترین علل شکل گیری و تداوم توطئه بین المللی برعلیه رهبرآپو بعد فکری- فلسفیک آن یعنی مسأله آفرینش است! آفریدن و خلق کردن انسان وجامعه ای نوین. رهبرآپو بر مبنای انسان آزاد وجامعه دموکراتیک، کوردها، کوردستان و منطقه را دچار تحولی بنیادین کرده است، بطوریکه صراحتاً میتوان گفت جنبش آپویی در کوردستان ومنطقه نقطه عطفی ست که قبل و بعد از آن ماهیتا فرق دارند. کوردها و انسانهای آپویی وجوامعی که برمبنای فکر و فلسفه رهبرآپو شکل گرفته اند هدفدار و معیارمند زندگی میکنند، دارای رأی و اراده آزاد بوده وباتکیه برنیروی ذاتی خویش مصدر تحولات میگردند. این یعنی انقلاب ریشه ای درمنطقه و پنبه کردن تمامی رسته های سیستم اقتدارگرا و دولت محور، یعنی ایجاد وانشاء سیستم آلترناتیو. ازاین منظر جنگ با رهبرآپو جنگی همه جانبه و جنگ سیستم سرمایه داری جهانی با سیستم مدرنیته دموکراتیک است.
این بعد اصلی شکل گیری وتداوم توطئه هنوز پابرجاست و تمامی فشارهای اعمال شده بر رهبر آپو، جنبش آپویی وخلق کورد ناشی از این مسأله است.
2-دلیل کونژکتوری شکل گیری وتداوم توطئه: یکی ازدلایل توطئه مسأله مداخلات سیستم سرمایه داری جهانی درخاورمیانه وتحولات ناشی ازآن است. بافروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق و وقوع جنگ اول خلیج تحولاتی درمنطقه ایجادشده بود اما به تمامی بدلخواه سیستم سرمایه داری جهانی نبود فلذا برای مداخلات جدید ازجمله جنگ افغانستان، جنگ دوم خلیج وعراق و اجرای پروژه های خاورمیانه بزرگ، خاورمیانه جدید وغیره آمادگی بیشتری لازم بود که دراین راستا یکی از مسايل تعیین کننده، به تسلیمیت واداشتن و نابودکردن نیروهای فعال، کارا و دارای قابلیتِ آلترناتیو بود ازاینرو رهبرآپو و جنبش آپویی مورد هجوم توطيه گران قرارگرفتند و هدف توطيه نیز نابودی فیزیکی وفکری رهبرآپو وجنبش آپویی بود که با درایت وایستار تاریخی رهبرآپو، ایثار و جانفشانی رفقای فدایی، قیام و مشارکت مؤثر کوردها ودوستدارانشان و ملحق شدن مبارزین بیشمار به صفوف گریلا این نقشه نقش برآب شد.
امروزه وضعیت فرق کرده وجنبش آپویی نتنها ضعیف ونابود نشده بلکه با حضور فعال و مؤثر خود درمنطقه نقشی تعیین کننده ایفاکرده، معادلات را برهم زده و در توازنات منطقه ای جای گرفته است. فلذا بعد کونژکتوری توطئه تاحدودی ضعیف شده اما بعد ماهیتی- فلسفیک توطئه همچنان به قوت خود باقی ست و تمامی فشارهای وارده ازاین جا سرچشمه می گیرد.
چاره کار، فهم راستین فکر و فلسفه رهبرآپو، نهادینه کردن آن، عمل کردن برمبنای درک عمیق و رسیدن به رفاقتی لایق است.
وظیفه ی اصلی نیز تلاش برای آزادی فیزیکی رهبرآپوست که آنهم با قیام سازماندهی شده، مشارکت جمعی خلق وملحق شدن وتقویت صفوف گریلا محقق میگردد. چراکه گریلا وسازماندهی آن ضمانت اصلی آزادی ومحافظت رهبرآپو و پراکتیزه شدن فکر و فلسفه ی اوست.
منبع: مجله ژیلمو شماره 19
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ئاواز ئورمیە ئاوازێکی بێ کۆتایی
▪️یەکێک لە شەهیدانی هەڵمەتی گورزی گەلان لە حەسەکە
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
▪️یەکێک لە شەهیدانی هەڵمەتی گورزی گەلان لە حەسەکە
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
دیدگاه سیاسی – رویهگیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است
تحلیل اوضاع سیاسی
🆔 @GozarDemocratic
تحلیل اوضاع سیاسی
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دیدگاه سیاسی – رویهگیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است تحلیل اوضاع سیاسی 🆔 @GozarDemocratic
دیدگاه سیاسی – رویهگیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است
تحلیل اوضاع سیاسی
اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ایران و شرق کردستان بخاطر بازیهای قدرت و ثروت زمامداران حاکمیت وارد فاز امنیتی خطرناک گشته است. نشانههای یک نارضایتی اجتماعی انفجاری از هماکنون هویداست و اگر موانعی در روند دیالکتیک رویدادی آن به میان نیاید، ایران فراروی یک دوره از تحولات بنیادین قرارخواهدگرفت. امروز اعتراضات در ایران اقشاری را به اعتراض و خیزش در خیابان وامیدارد که انگشت را بسوی «تورم، فقر و نابسامانی اجتماعی، ستم به ملیتها، حقوق زنان و نابودی معیشت» نشانه رفته است. کل اعتراضات کارگران، معلمان، زنان، جوانان و روشنفکران حولمحور همین موضوعات کلان و پایهای میچرخد. بنابراین پس از چند ماهی فریب جامعه با وعده و وعید از سوی دولت رئیسی، جامعه متوجه شده که به این دولت اعتمادی نیست. حاکمیت فاشیستی ایران، هم در داخل و هم خارج با فشارهای مضاعف و بیمشروعیتی بیسابقه روبرو شده است.
سال جاری، در ایران سال تجمعات و رویهگیری اعتراضات اقشار خلقی است و همه خیزشهای پراکنده کارگران، معلمان و سایر اقشار بسوی همبستگی و اتحاد در آتیه نزدیک میل دارد. در معنای کلی، قیام خلقی امروز در وضعیت «نارضایتیهای اجتماعی» قرارگرفته و نشانههایی امیدوارکننده هویداست که بسوی همبستگی سراسری پیشمیرود. روشن است که خیابان به دنبال یافتن رهبریت خویش است و اگر این رهبریت بویژه در دوسال گذشته شکلگرفته بود، اکنون قیام سراسری روی دادهبود. شرق کردستان بیشک از رهبریت قیام برخوردار است و از این حیث با ایران تفاوت دارد.
پس از یکدوره چندساله از اعتراضات کارگران، امروز معلمان نیز به آنها پیوستهاند و به طرز بیسابقهای فضای ایران را خیزشمحور ساختهاند. آگاهی و مطالبهگری بنیان تجمعات معلمان است. رژیم این تجمعات دموکراتیک را به حوزه امنیتی کشانده و بازداشتها و پروندهسازیهای امنیتی علیه آنها اثباتگر فقدان رهیافتی استراتژیک برای بحرانهای جامعه خاصه معلمان است. دیگر شعارهای خیزش معلمان فراتر از رتبهبندی به طرح مقولاتی چون حقوق بنیادین انسانی همچو «آموزش رایگان، ضدیت با خصوصیسازی ویرانگر و آموزش به زبان مادری» کشیده شده است. از این حیث، تجمعات معلمان شرق کردستان یک گام در زمینه مطالبهگری بنیادین جلوتر از تجمعات معلمان ایران است. فریادزدن «حق آزادی آموزش به زبان مادری» در شرق کردستان نشانه بیداری در حین مطالبهگری معلمان کُرد است. این اعتراضات اجتماعی، میزانی برای سنجش حقانیت یا فاسدبودن حاکمیت ایران هستند. پس فاسدبودن این حکومت که بر مسند دین و منبر تکیه زده و هر دو را نیز تباهکرده، برای جامعه اثبات گشته. مجلس، دستگاه قضایی و دولت هر سه به نهادهای جنگ جناحهای جمهوری ولایی بر سر قدرت مبدل شدهاند و نابودی معیشت خلق برایشان پشیزی ارزش ندارد. مطالبه معلمان مبنی بر رتبهبندی حقوق درحالی است که بودجه نهادهای سپاه، بسیج و امنیتی دهها برابر افزایش یافته. تاکنون دولت غیر از کاهش بودجه برای تأمین معیشت معلمان، با وحشتافکنی و تهدید مداوم، کار دیگری از پیش نبرده. امروز معلمان و کارگران به اعتراضاتی دستزدهاند که در زمان فروپاشی پهلوی، کارگران به آن دستزدند. مطالبات صنف معلمان در شرق کردستان صحیحترین رویه دموکراتیک و برحق را دربرگرفته که بسیار باارزش است و اگر با روند کنونی ادامه یابد، به دلیل حمایتهای مداوم جامعه، به نتایج امیدوارکنندهای خواهد رسید.
در شرق کردستان بیش از ۵۰ شهروند و فعال کُرد در ماه ژانویه بازداشت شدهاند که شماری از آنها معلم هستند. این موج، بصورت راهبردی یک دوره از سرکوب و ارعاب از طریق بازداشت و زندان برای ایجاد خفقان سیاسی و اجتماعی علیه خلق کُرد را نشان میدهد. حاکمیت که با یک کودتا دولت رئیسی اصولگرا و تندرو را بر سر کار آورده، در شرق کردستان، بازداشت فعالان مدنی و اجتماعی که هستههای آگاه و بیدار جامعه کُردی هستند را بعنوان بخشی از کودتای دامنهدار، بازداشت و به زعم خود سرکوب میکند. اینکه بیش از هشتاد درصد از فعالان به اتهام همکاری با احزاب کُرد بازداشت شدهاند، نشانه سیاسیبودن این موج بازداشتها است. کشتار کولبران هم حلقهای دیگر از این کودتا میباشد. حتی اینکه برخی از بازداشتشدگان زن هستند و نوع برخورد رژیم با زینب جلالیان خشنتر و ضدحقوقیتر گشته، تداوم همان سیاست دولت حاکم ارعابگر میباشد.
تعمیق بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به حدی رسیده که رژیم با امتیازدهیهای مکرر ولی غیرشفاف، زبونانه دستبه دامان کشورهای چین و روسیه شده است. زیرا ماندن این رژیم در حوزه فعالیت بینالمللی خاصه عراق، به یک مو بند است و موجودیت خود را در خطر نابودی کامل میبیند.
تحلیل اوضاع سیاسی
اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در ایران و شرق کردستان بخاطر بازیهای قدرت و ثروت زمامداران حاکمیت وارد فاز امنیتی خطرناک گشته است. نشانههای یک نارضایتی اجتماعی انفجاری از هماکنون هویداست و اگر موانعی در روند دیالکتیک رویدادی آن به میان نیاید، ایران فراروی یک دوره از تحولات بنیادین قرارخواهدگرفت. امروز اعتراضات در ایران اقشاری را به اعتراض و خیزش در خیابان وامیدارد که انگشت را بسوی «تورم، فقر و نابسامانی اجتماعی، ستم به ملیتها، حقوق زنان و نابودی معیشت» نشانه رفته است. کل اعتراضات کارگران، معلمان، زنان، جوانان و روشنفکران حولمحور همین موضوعات کلان و پایهای میچرخد. بنابراین پس از چند ماهی فریب جامعه با وعده و وعید از سوی دولت رئیسی، جامعه متوجه شده که به این دولت اعتمادی نیست. حاکمیت فاشیستی ایران، هم در داخل و هم خارج با فشارهای مضاعف و بیمشروعیتی بیسابقه روبرو شده است.
سال جاری، در ایران سال تجمعات و رویهگیری اعتراضات اقشار خلقی است و همه خیزشهای پراکنده کارگران، معلمان و سایر اقشار بسوی همبستگی و اتحاد در آتیه نزدیک میل دارد. در معنای کلی، قیام خلقی امروز در وضعیت «نارضایتیهای اجتماعی» قرارگرفته و نشانههایی امیدوارکننده هویداست که بسوی همبستگی سراسری پیشمیرود. روشن است که خیابان به دنبال یافتن رهبریت خویش است و اگر این رهبریت بویژه در دوسال گذشته شکلگرفته بود، اکنون قیام سراسری روی دادهبود. شرق کردستان بیشک از رهبریت قیام برخوردار است و از این حیث با ایران تفاوت دارد.
پس از یکدوره چندساله از اعتراضات کارگران، امروز معلمان نیز به آنها پیوستهاند و به طرز بیسابقهای فضای ایران را خیزشمحور ساختهاند. آگاهی و مطالبهگری بنیان تجمعات معلمان است. رژیم این تجمعات دموکراتیک را به حوزه امنیتی کشانده و بازداشتها و پروندهسازیهای امنیتی علیه آنها اثباتگر فقدان رهیافتی استراتژیک برای بحرانهای جامعه خاصه معلمان است. دیگر شعارهای خیزش معلمان فراتر از رتبهبندی به طرح مقولاتی چون حقوق بنیادین انسانی همچو «آموزش رایگان، ضدیت با خصوصیسازی ویرانگر و آموزش به زبان مادری» کشیده شده است. از این حیث، تجمعات معلمان شرق کردستان یک گام در زمینه مطالبهگری بنیادین جلوتر از تجمعات معلمان ایران است. فریادزدن «حق آزادی آموزش به زبان مادری» در شرق کردستان نشانه بیداری در حین مطالبهگری معلمان کُرد است. این اعتراضات اجتماعی، میزانی برای سنجش حقانیت یا فاسدبودن حاکمیت ایران هستند. پس فاسدبودن این حکومت که بر مسند دین و منبر تکیه زده و هر دو را نیز تباهکرده، برای جامعه اثبات گشته. مجلس، دستگاه قضایی و دولت هر سه به نهادهای جنگ جناحهای جمهوری ولایی بر سر قدرت مبدل شدهاند و نابودی معیشت خلق برایشان پشیزی ارزش ندارد. مطالبه معلمان مبنی بر رتبهبندی حقوق درحالی است که بودجه نهادهای سپاه، بسیج و امنیتی دهها برابر افزایش یافته. تاکنون دولت غیر از کاهش بودجه برای تأمین معیشت معلمان، با وحشتافکنی و تهدید مداوم، کار دیگری از پیش نبرده. امروز معلمان و کارگران به اعتراضاتی دستزدهاند که در زمان فروپاشی پهلوی، کارگران به آن دستزدند. مطالبات صنف معلمان در شرق کردستان صحیحترین رویه دموکراتیک و برحق را دربرگرفته که بسیار باارزش است و اگر با روند کنونی ادامه یابد، به دلیل حمایتهای مداوم جامعه، به نتایج امیدوارکنندهای خواهد رسید.
در شرق کردستان بیش از ۵۰ شهروند و فعال کُرد در ماه ژانویه بازداشت شدهاند که شماری از آنها معلم هستند. این موج، بصورت راهبردی یک دوره از سرکوب و ارعاب از طریق بازداشت و زندان برای ایجاد خفقان سیاسی و اجتماعی علیه خلق کُرد را نشان میدهد. حاکمیت که با یک کودتا دولت رئیسی اصولگرا و تندرو را بر سر کار آورده، در شرق کردستان، بازداشت فعالان مدنی و اجتماعی که هستههای آگاه و بیدار جامعه کُردی هستند را بعنوان بخشی از کودتای دامنهدار، بازداشت و به زعم خود سرکوب میکند. اینکه بیش از هشتاد درصد از فعالان به اتهام همکاری با احزاب کُرد بازداشت شدهاند، نشانه سیاسیبودن این موج بازداشتها است. کشتار کولبران هم حلقهای دیگر از این کودتا میباشد. حتی اینکه برخی از بازداشتشدگان زن هستند و نوع برخورد رژیم با زینب جلالیان خشنتر و ضدحقوقیتر گشته، تداوم همان سیاست دولت حاکم ارعابگر میباشد.
تعمیق بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به حدی رسیده که رژیم با امتیازدهیهای مکرر ولی غیرشفاف، زبونانه دستبه دامان کشورهای چین و روسیه شده است. زیرا ماندن این رژیم در حوزه فعالیت بینالمللی خاصه عراق، به یک مو بند است و موجودیت خود را در خطر نابودی کامل میبیند.
گذار دموکراتیک
دیدگاه سیاسی – رویهگیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است تحلیل اوضاع سیاسی 🆔 @GozarDemocratic
نارضایتیهای اقشار و اصناف در داخل بصورت مکمل بازی بردبرد مذاکرات وین در خصوص برجام، بقای جمهوری ولایی را به خطر انداخته و به یکباره سند چشمانداز درازمدت و ادعایی رژیم و راهبردهای پایهای آن ناکارآمد گشته. بنابراین غیر از تسلیمپذیری در مقابل طرفهای برجام و یا حامیان منفعتپرستی چون چین و روسیه و یا انتخاب راه دوم یعنی جنگ ویرانگر، راه دیگری پیشرو ندارد. قراردادهای ننگین با چین و روسیه بر سر معامله معیشت خلق و نیز مذاکره باختن حتمی در وین، اساسا دوروی یک سکه برای حاکمیت بحرانزده هستند.
وضعیت ایران و خاورمیانه شبیه هم است. سه مقوله مذاکرات وین، بازی جنگ و قدرت در عراق و خطر وقوع جنگ در اوکراین، به موازات هم موجودیت خاورمیانه را تهدید میکنند. در این میان، هم سازش قدرتهای منطقهای و جهانی و هم جنگهای احتمالی آنها، به طرز خطرناکی موجودیت خلق کُرد در هر چهاربخش کردستان را تهدید مینمایند. در بازی قدرت در عراق، به شکل دوگانهای قدرتهای اشغالگر برای توافق و یا جنگ بر سر نسلکشی علیه خلق کُرد فعالیت پرمخاطره دارند. از سویی میان ایران، ترکیه، عراق و سوریه در رویارویی با جنبش آزادیخواهی و قیام خلق کُرد یک ائتلاف گسترده وجود دارد و از دیگر سو، همان دول در رقابت بر سر حاکمیت بر سراسر عراق، بازهم خلق کُرد را بعنوان قربانی بیدفاع در بازی خود وارد کردهاند. تنها شانس کردها، سودبردن عاقلانه از توازن قوا در منطقه است که این شانس از سوی جریان حزب دموکرات در هولیر در معرض خطر به فنادادن است.
نزدیک است که ایران همه کارتهای خود را در عراق از دست بدهد و ناچارا وارد جنگ شود. رقابت خذفگرایانه جریانمحور در داخل عراق و دول هژمونی ایران، ترکیه و آمریکا با هدف حذف رقبا، خطرات زیادی را متوجه حقوق کردها و آزادی خلقمان ساخته است. تهدیدهای دولت عراق علیه شنگال و حملات هوایی ترکیه به مخمور، شنگال و روژاوا هم بخشی از توطئه برنامهریزیشده ترکیه علیه خلقمان در جریان رقابت بر سر قدرت و ثروت است. هر دولتی میدان را در عراق تصاحب کند، در خاورمیانه قدرت مطرح خواهدشد. از این حیث، ائتلاف ضدکُرد یعنی دولتهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه بر سر تصاحب بغداد به رقیب یکدیگر مبدل شدهاند. زیاهخواهی ترکیه به روش صدور تروریستهای داعش، جبههالنصره و نیروی جعلی ارتش آزاد سوریه، بازی قدرت را به بازی جنگ مبدل ساخته. از طرفی زمامداران رژیم ایران بخاطر خطر ازدست دادن بازار بیش از ۲۰ میلیارد دلاری عراق مینالند و از دیگر سو عربستان، مصر و ترکیه آن بازار را در مواجه با ایران تسخیرنمودهاند. تنها کارت باقیمانده در دست ایران، بخشی از گروه نیابتی حشدشعبی است که در انتخابات عراق قافیه را باخته و زمینه کوتاهکردن دست ایران از عرصه داخلی عراق را فراهم نموده. امروز، وین در خصوص مذاکرات برجام و بغداد نیز در زمینه بقای قدرت منطقهای برای ایران تهدیدات حتمی شدهاند. بخاطر همین وضعیت کائوتیک است که قاآنی، فرمانده سپاه قدس سرآسیمه به هولیر رفت و نامه خامنهای را به همراه برد.
در این میان، ایران و ترکیه سعی در جهتدهی سران حزب دموکرات در هولیر دارند. اینکه پس از سفر قاآنی به هولیر ترکیه نچیروان بارزانی را به آنکارا فراخوانده، بیانگر سرسپردگی حزب دموکرات به ترکیه است. متأثر از این جهتدهیها، حزب دموکرات بخاطر گسستن از احزاب کُرد و گرایش به ائتلاف و توافق با جریانات عراقی، بسیار خطرناک ظاهر شده و اتحاد جبهه کُرد را از میان میبرد. تصاحب پست ریاستجمهوری هم تنها یکی از بهانهها و جوانب پرمخاطره است، مرحله پس از آن که چیزی جز جنگ خونین نخواهد بود، در کانون توجهات جریانهای عراقی و دول درگیر در آن است. طرف کُرد درعراق ناچار است در درجه نخست به عملیاتهای نسلکشانه از جانب ترکیه و ایران بیاندیشد تا از خطرات قطعی برهد، چراکه وضعیت رقابتآمیز کنونی کل عراق و اقلیم کردستان را از آن قلیل فدرالیسم و یکپارچگی مورد ادعا دور ساخته است.
بازی و قمار سیاسی قدرتطلبانه در بغداد به واسطه دخالتهای ترکیه، ایران و هژمونی جهانی، خطر را متوجه هر چهاربخش کردستان نموده. اتحاد خلق کُرد در هر چهاربخش و اروپا با حضور در میادین تنها راه خنثیسازی توطئههای دول حاکم بر کردستان است. بیشک به دلیل تداوم نارضایتیها در شرق کردستان و ایران، نقش خلقمان در خیابان مهارکننده زنجیره توطئههایی است که در شرف عملیاتیشدن از طریق حاکمیت دیپلماتیک در حین انجام حملات ارتشهای آنان است. ایران فراروی «انفجار اعتراضات اجتماعی» و «جنگ احتمالی خارجی» قرارگرفته. درحالی که فاشیسم ایران و ترکیه در ضعیفترین مرحله خود بسر میبرند، حضور خلقمان در عین اتحاد ملی ـ دموکراتیک، میتواند سمتوسوی تحولات سریع سیاسی را به نفع خلقهای تحت ستم تعییننماید.
وضعیت ایران و خاورمیانه شبیه هم است. سه مقوله مذاکرات وین، بازی جنگ و قدرت در عراق و خطر وقوع جنگ در اوکراین، به موازات هم موجودیت خاورمیانه را تهدید میکنند. در این میان، هم سازش قدرتهای منطقهای و جهانی و هم جنگهای احتمالی آنها، به طرز خطرناکی موجودیت خلق کُرد در هر چهاربخش کردستان را تهدید مینمایند. در بازی قدرت در عراق، به شکل دوگانهای قدرتهای اشغالگر برای توافق و یا جنگ بر سر نسلکشی علیه خلق کُرد فعالیت پرمخاطره دارند. از سویی میان ایران، ترکیه، عراق و سوریه در رویارویی با جنبش آزادیخواهی و قیام خلق کُرد یک ائتلاف گسترده وجود دارد و از دیگر سو، همان دول در رقابت بر سر حاکمیت بر سراسر عراق، بازهم خلق کُرد را بعنوان قربانی بیدفاع در بازی خود وارد کردهاند. تنها شانس کردها، سودبردن عاقلانه از توازن قوا در منطقه است که این شانس از سوی جریان حزب دموکرات در هولیر در معرض خطر به فنادادن است.
نزدیک است که ایران همه کارتهای خود را در عراق از دست بدهد و ناچارا وارد جنگ شود. رقابت خذفگرایانه جریانمحور در داخل عراق و دول هژمونی ایران، ترکیه و آمریکا با هدف حذف رقبا، خطرات زیادی را متوجه حقوق کردها و آزادی خلقمان ساخته است. تهدیدهای دولت عراق علیه شنگال و حملات هوایی ترکیه به مخمور، شنگال و روژاوا هم بخشی از توطئه برنامهریزیشده ترکیه علیه خلقمان در جریان رقابت بر سر قدرت و ثروت است. هر دولتی میدان را در عراق تصاحب کند، در خاورمیانه قدرت مطرح خواهدشد. از این حیث، ائتلاف ضدکُرد یعنی دولتهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه بر سر تصاحب بغداد به رقیب یکدیگر مبدل شدهاند. زیاهخواهی ترکیه به روش صدور تروریستهای داعش، جبههالنصره و نیروی جعلی ارتش آزاد سوریه، بازی قدرت را به بازی جنگ مبدل ساخته. از طرفی زمامداران رژیم ایران بخاطر خطر ازدست دادن بازار بیش از ۲۰ میلیارد دلاری عراق مینالند و از دیگر سو عربستان، مصر و ترکیه آن بازار را در مواجه با ایران تسخیرنمودهاند. تنها کارت باقیمانده در دست ایران، بخشی از گروه نیابتی حشدشعبی است که در انتخابات عراق قافیه را باخته و زمینه کوتاهکردن دست ایران از عرصه داخلی عراق را فراهم نموده. امروز، وین در خصوص مذاکرات برجام و بغداد نیز در زمینه بقای قدرت منطقهای برای ایران تهدیدات حتمی شدهاند. بخاطر همین وضعیت کائوتیک است که قاآنی، فرمانده سپاه قدس سرآسیمه به هولیر رفت و نامه خامنهای را به همراه برد.
در این میان، ایران و ترکیه سعی در جهتدهی سران حزب دموکرات در هولیر دارند. اینکه پس از سفر قاآنی به هولیر ترکیه نچیروان بارزانی را به آنکارا فراخوانده، بیانگر سرسپردگی حزب دموکرات به ترکیه است. متأثر از این جهتدهیها، حزب دموکرات بخاطر گسستن از احزاب کُرد و گرایش به ائتلاف و توافق با جریانات عراقی، بسیار خطرناک ظاهر شده و اتحاد جبهه کُرد را از میان میبرد. تصاحب پست ریاستجمهوری هم تنها یکی از بهانهها و جوانب پرمخاطره است، مرحله پس از آن که چیزی جز جنگ خونین نخواهد بود، در کانون توجهات جریانهای عراقی و دول درگیر در آن است. طرف کُرد درعراق ناچار است در درجه نخست به عملیاتهای نسلکشانه از جانب ترکیه و ایران بیاندیشد تا از خطرات قطعی برهد، چراکه وضعیت رقابتآمیز کنونی کل عراق و اقلیم کردستان را از آن قلیل فدرالیسم و یکپارچگی مورد ادعا دور ساخته است.
بازی و قمار سیاسی قدرتطلبانه در بغداد به واسطه دخالتهای ترکیه، ایران و هژمونی جهانی، خطر را متوجه هر چهاربخش کردستان نموده. اتحاد خلق کُرد در هر چهاربخش و اروپا با حضور در میادین تنها راه خنثیسازی توطئههای دول حاکم بر کردستان است. بیشک به دلیل تداوم نارضایتیها در شرق کردستان و ایران، نقش خلقمان در خیابان مهارکننده زنجیره توطئههایی است که در شرف عملیاتیشدن از طریق حاکمیت دیپلماتیک در حین انجام حملات ارتشهای آنان است. ایران فراروی «انفجار اعتراضات اجتماعی» و «جنگ احتمالی خارجی» قرارگرفته. درحالی که فاشیسم ایران و ترکیه در ضعیفترین مرحله خود بسر میبرند، حضور خلقمان در عین اتحاد ملی ـ دموکراتیک، میتواند سمتوسوی تحولات سریع سیاسی را به نفع خلقهای تحت ستم تعییننماید.
گذار دموکراتیک
دیدگاه سیاسی – رویهگیری اعتراضات اجتماعی علیه فاشیسم در ایران، امیدوارکننده است تحلیل اوضاع سیاسی 🆔 @GozarDemocratic
ما همچو پژاک نیز برای دفاع مشروع از موجودیت خلقمان و حفظ کیان مادی و معنی همه خلقهای هرچهاربخش کردستان، آمادگی داریم و مبارزاتمان را ارتقاء میدهیم.
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
۰۲-۰۲-۲۰۲۲
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
حزب حیات آزاد کردستان(پژاک)
۰۲-۰۲-۲۰۲۲
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Clubhouse
استراتژی و تاکتیک ملل تحت ستم در مبارزەعلیە دولت-ملت ایرانی - جامعه آزاد و دمکراتیک
Thursday, February 3 at 7:00pm CET with Jehanbaxş Rostami, Nader Djamaati, Abe Soltani, Ebrahim Alipour, ehwen chiyako, Asad AA, Nasser Boladai, Yousef Azizi. برسی استراتژی و تاکتیکهای ملل تحت ستم در مبارزە علیە دولت-ملت ایرانی
شرکت کنندگان: اهون چیاکۆ، عبدللە…
شرکت کنندگان: اهون چیاکۆ، عبدللە…