گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
607 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic‌
كودار در سال ۲۰۱۸ يك نقشه‌راه براي «دمكراتيزه‌نمودن ايران و حل مسئله‌كُرد» تدوين و ارائه‌نمود. در چشم‌انداز نظري نقشه‌راه، شرط لازم براي گذار از بن‌بست‌هاي سياسي، حقوقي، اقتصادي و اجتماعي موجود را نقد صريح انحرافات ذهنيتي‌ـ سياسي گذشته و رويكردهاي اشتباه نظام ايران دانست كه بايد با يك دگرديسي بنيادين و دمكراتيك تصحيح‌گردند. راهكار صحيح را ايجاد يك «مدل دمكراتيك» طبق نيازهاي گذشته و واقعيت‌هاي موجود، دانست. اين جهش تاريخي باشكوه براي خروج از سيكل بسته و نحس استبداد، تماميت‌خواهي، تنگ‌نظري و انحصار‌طلبي، لازم‌بود. كودار با ارائه نقشه‌راه ضمن عمل به وظيفه، اتمام‌حجت كرد. قانون اساسي ايران يك نظام صرف مردان‌سالاري را برمي‌تابد، لذا كودار تغيير اصول قانون اساسي را اصلي‌ترين شرط اقدام عملي عنوان‌كرد. اگر اقدامات جامعه‌محور گردند، انجام همه امورات، مسئوليت‌ها و وظايف بنا به هيچ حكمي صرفا كار دولت نيست و زنان و جوانان بايد در وظايف سهيم گردانده‌شوند و خود تصميم‌بگيرند.

كودار در نقشه‌راه خود در راستاي چاره‌يابي دمكراتيك مسايل ايران، تشكيل ۸ كميسيون در حوزه‌هاي مختلف را پيشنهادداد:

«۱ـ كميسيون حقوق: براي آسيب‌شناسي قانون اساسي و تغيير آن به قانوني دمكراتيك براي تضمين حقوق شهروندي، سياسي و مدني خلق‌ها، مذاهب، زنان و ساير تنوعات. تركيب اين كميسيون مي‌تواند متشكل از حقوق‌دانان دمكراسي‌خواهان، قانونگذاران، نمايندگان تنوعات اجتماعي و نمايندگان حاكميت باشد.

۲ـ كميسيون بازتعريف ساختارهاي مديريتي: يكي از پيش‌شرط‌هاي گذار به دمكراسي در ايران، عبور از منطق و مدل مديريتي مركزـ پيرامون و همچنين تمركززدايي از ساختار قدرت است. اين كميسيون مدل مديريت خودي متكي بر دمكراسي محلي را ترويج‌مي‌دهد.

۳ـ كميسيون همزيستي عادلانه خلق‌ها: هدف از تشكيل اين كميسيون ايجاد همگرايي بيشتر و اتحاد آزادانه و دمكراتيك ميان خلق‌هاي ايران است و رويكردهاي تماميت‌خواهانه اتنيكي‌ـ زباني را تهديدي براي همزيستي تنوعات اجتماعي مي‌داند.

۴ـ كميسيون زنان: محور كار اين كميسيون بررسي موانع با هدف رفع تبعيض عليه زنان در حوزه‌هاي حقوقي، سياسي، اقتصادي و مديريتي است. دو لايه «ذهنيت مردسالارانه جامعه و قرائت زن‌ستيزانه قانون اساسي» بايد تغييريابند.

۵ـ كميسيون امنيت: هدف از ايجاد اين كميسيون، بحث و تصميم‌سازي درخصوص سياست‌هاي امنيتي متعهد به اراده دمكراتيك جامعه، يافتن مكانيسم‌هايي براي برقراري امنيت اجتماعي و تطبيق حداكثري رويكردها و سياست‌هاي امنيتي با روح «سياست دمكراتيك» است.

۶ـ كميسيون اقتصاد: رفع اتكاي بر اقتصاد نفتي، رفع تبعيض‌هاي اقتصادي و مبارزه با بيكاري، فقر و بحران كار اين كميسيون است.

۷ـ كميسيون محيط‌زيست: صنعت‌گرايي و انحصار سود‌ـ سرمايه تخريبات زيست‌محيطي بزرگي ايجادكرده‌اند كه متأثر از آن، جامعه و حيات اجتماعي با مخاطره روبرويند. كار كميسيون بررسي جنبه‌هاي ذهنيتي‌ـ كاربردي همسو با «پارادايم دمكراتيك‌ـ اكولوژيك» است.

۸ـ كميسيون زبان و فرهنگ: سطح آزادي هويت‌هاي متكثر فرهنگي در يك كشور، نشان‌دهنده سطح دمكراسي و پيشرفت آن كشور است. حق طبيعي آموزش به زبان مادري و حفظ فرهنگ تاريخي براي هر ملتي محفوظ است و موجوديت فرهنگي هويت ملت‌هاست.»

کودار همچنان نقشه راه خود در سال ۲۰۱۷ را روزآمد می‌داند. در سال‌هاي گذشته چندين اعلاميه را در حد نقشه‌راه ارائه‌داده و با ارائه نقشه‌راه در ۲۰۱۷ هم ضرورت تغيير را بازتعريف و رهيافت‌هاي دمكراتيك آن را برشمرد. همچنين با تكيه بر استراتژي «خط‌سوم» نه مداخله خارجي را تحول‌آفرين دانست و نه تداوم استبداد و تماميت‌خواهي نظام را عاقلانه و هوشمندانه. حتي بصورت شفاف ابرازداشت كه حاكميت تهران با چالش‌آفريني در مسير روند دمكراتيك و عدم‌همسويي با پارادايم دمكراتيك، جامعه و كودار را به‌سوي درپيش‌گرفتن رويه‌هاي ديگري سوق خواهدداد. هدف از انتشار آن هم سنجش ميزان آمادگي و واكنش حاكميت براي ايجاد تحول و نيز ترسيم دقيق‌تر مطالبات دمكراتيك خلق‌كُرد و ديگر خلق‌هاي ايران بود.

كودار با نقشه‌راه خود مبارزه اين خلق را براي انتفاع كل خلق‌ها بویژه خلق لر ارتقاء‌داد. خصلت جامعه‌گرايي كودار كه در نوع كميسيون‌هاي پيشنهادي در نقشه‌راه هويداست، آن را پيشتاز تحولات سياسي‌ـ اجتماعي ايران نموده. كودار نظم نوين است و مسلما نظم كنوني ايران نمي‌تواند در برابر آشوب و بي‌نظمي خاورميانه و كُردستان تاب‌بياورد.

خلق لر

خلق لر که کهن‌ترین خلق ایران و زاگرس است، امروز همچو بخشی از ملت کُرد جزو محروم‌ترین خلق‌های تحت ستم می‌باشد. در نقشه راه کودار، به حق همه ملیت‌های ایران همچو کُرد‌(لر)، بلوچ، آذری، عرب و غیره برای برخورداری از «خودمدیریتی محلی دمکراتیک» پایه‌ای‌ترین اصل برشمرده شده که دیگر مسائل و بحران‌ها را زیر سایه آن می‌توان چاره‌یابی نمود.
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic‌
کودار پروژه عینی برای هر یک از ملت‌های ایران دارد و در آن پروژه، فارغ از هر گونه «ملی‌پرستی، شوونیسم و فاشیسم»، دمکراسی را کانون اصلی قرار می‌دهد و اجازه نمی‌دهد که هر ملتی «فرهنگ، زبان، سیاست، قدرت، پرچم، دین، مذهب، تاریخ و …» خود را بر فرهنگ‌ها و زبان‌ها و تاریخ‌های سایر ملت‌ها حاکم‌سازد و یا از وجود آنها برای حل مسایل بحرانی ایران امروز آنها را ابزار قراردهد. از این حیث، مسئله لر نیز در نقشه راه کودار عینیت بارز یافته، طوری که هر حقوقی که کودار برای ملت کُرد مطالبه نموده، برای خلق‌های بلوچ، آذری، عرب و … نیز بی‌کم‌وکاست مطالبه‌کرده.


kodar.info




🆔 @GozarDemocratic
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه


سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه


سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک



«فرزانگان و شاعران سومین حلقه قداست، حاملان و انتقال دهندگان ارزش، معنا و کلام جامعه می‌باشند. بیانگر اخلاق و شعر گونه هستند. نمایندگان کلام و هنر حوزه‌ی ارزشی اجتماعی می‌باشند. دارای این امتیاز هستند که حیات‌شان دارای بیشترین معنای اجتماعی بوده و قادر به بیان معنای مذکور هستند».

رهبر عبدالله اوجالان

بار دیگر در سرزمین هنر و ادب جایی که به جمله«هنر برتر از گوهر آمد پدید» مزین گشته، شهادت هنرمندی دیگر از دیار کهن،گُردی از دنیای هنر، دل هر آرزومند حیات هنرمندانه را بدرد آورد. به طور حتم قتل بکتاش آبتین هنرمندی برجسته در عرصه شعر و سینما اولین و آخرین کسی نیست که اینگونه نا جوانمردانه و پای در غل و زنجیر، عامدانه در کام مرگ رها می‌شود.

بحق گفته می‌شود هنرمند و بخصوص شاعران سروش پیام اهورایی هستند که کلامشان الهام گرفته از نور حقیقت است، آنها حقایق را با زبانی موزمون در قالب کلمه بیان می‌دارند. حرمتداران کلمه، که در این دیار تحت عنوان« سرمگو» هزاران رموز ناگفته را در خود جایی داده است. بکتاش آبتین در واپسین روزهای حیاتش مملو از این الهام سروش اهورایی است و درد جامعه را بخوبی درک نموده. جامعه‌ای رخوت گرفته، دردمندی که از وضعیت موجود شکایت دارد اما توان تکان دادن خود را ندارد و از منجی شدن فرار می‌کند. جامعه‌ای ناراضی از پایین به بالا از آنهایی که سر در اخور قدرت دارند و در آنجا تناول می‌کنند تا برسد به آنهایی که دستشان به جایی بند نیست و چشم انتظار تلنگری هستند تا این باتلاق را تکانی دهد. آبتین از این موضوع آگاه است و می‌گوید«…….جمهوری اسلامی به خاطر سیاست‌های متحجرانه، ارتجاعی و فریبکارانه و سیاست‌های مشعشعی که دارد در همه امور؛ هنر، سیاست، اقتصاد، علم و در راس آن اخلاق دچار سقوط شده … سقراط روزی که برای دفاع از حقیقت و آزادی بیان مجبور شد جام شکران را سربکشید مسیر تازه‌تری از عدالت خواهی روبروی ما قرار گرفت… امروز ما به اندازه کافی هنرمند خوب داریم، شاعر خوب داریم، چیزی که کم داریم، اینه که یک سری آدم وایسن مبارزه کنند پایداری و پایمردی کنند. همین امروز در جوانی و در اقتدار مبارزه می‌کنم» وی هنرمندی متعهد است که سعی دارد از ارزش‌های جامعه دفاع نماید.

آبتین در صدد باز تعریفی نو از هنر و هنرمند می‌باشد.از نظر وی ماده و روح دو همزاد لاینفک حیات می‌باشند که هنر بگونه‌ای هارمونیک آنها را درهم می‌آمیزد. او معتقد است هنر بیان زیبایی شناسانه از حیات انسان می‌باشد که بعد مادی آن را جان داده و با برجسته سازی ارزش‌های جامعه بار معنایی‌ای به دستاورد‌های مادی انسان می‌بخشد و این معنویت موجب تعامل روحی انسان با جهان مادی خود می‌گردد. بدین صورت هنر در برگیرنده ارزش‌های معنویی است که یک جامعه برای حفظ خود بدان‌ها نیاز دارد و هنرمند هم تجلی دهند این ابعاد معنوی می‌باشد. بدین صورت اگر هنر وظیفه‌اش تعالی انسان و بدست آوردن فضیلت و معنویات والای انسانی است، هنرمند نیز شخصیتی است که با غور در لایه‌های مختلف اجتماع سعی در بیرون آوردن این گوهر می‌باشد. جورج لوکاج از منتقدین و تحلیل‌گران برجسته حوزه هنر بر این باور است هنرمند: بمانند غواصی است که در قعر اقیانوس حیات انسانی غوطه‌ور شده و آن مرواریدی را که وجود دارد اما دیده نمی‌شود از قعر بیرون کشیده و باد دادن رنگ و لعاب مناسبی، آن را برای جامعه مشهود می‌نماید. بدین صورت هنرمند بیشتر از آنکه خالق ارزش‌ها باشد کاشف ارزش‌های اجتماعی است.

این کهن سرزمین مهد هنر با دو قطبی عجیبی روبرو است انگار اگر سیاهی نباشد روشنایی روز جلوگر نخوا‌هد شد. تاریخی مملو از شاعر کشی و نخبه کشی که سر سلسله آن به دوران «مغ کشی» داریوش کشیده می‌شود تا قهرمان آرمانشهرها کسی چون «انوشیروان دادگر»! کسی که کتف‌ها را سوراخ می‌نمود و چون دانه‌های تسبیح به هم می‌دوخت و از تبار قاتلان مانی و مزدک . این ماجرا تا دوران پهلوی و کشتن شاعرانی چون «میرزاده عشقی» تا به «گلسرخی‌ها» ادامه دارد. با گذشت روزگار و تغییر چهره‌ها از عدالت انوشیروانی تا مهر پهلوی و رژیم ولایی آنچه تغییری در خود ندید همین شاعر کشی و هنر کشی بود. قتل‌های زنجیره‌ای دهه‌های هفتاد و شهادت پوینده‌ها و مختاری‌ها تنها نمود بارز این هنر کشی است که به موازات آن هزاران شعر و داستان در زیر تیغ سانسور سرشان زدند وچه‌ها آلت موسیقی که در سیاه‌چاله‌ها پوسیدند ویا دنده‌هایشان شکسته شد. به طور حتم بکتاش و کسانی چون رضا خندان مهابادی،آرش گنجی و…. حلقه‌های دیگری از این زنجیره دراز هنر کشی می‌باشند. آنها از نسل آن هنرمندانی هستند که حافظ و پاستدار ارزش‌های والای جامعه می‌باشند که هر روزه مورد هجمه نیستی واقع می‌گردند.
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
آنها معتقد بودند هنر اندوخته‌ای از ارزش‌های والایی است که هر یک از آنها در برهه‌ای از تاریخ برای حفظ موجودیت زیست اجتماعی انسان نقش حیاتی داشته‌اند. بیان هنری این ارزش‌ها موجب ماندگاری آن‌ها و به موازات آن سبب ایجاد حافظه جمعی می‌شود که جامعه حول آن خود را سازمان داده و موجودیت خود را ادامه می‌دهد. جشن و سرور، غم و ماتم جامعه بیان عواطف جمعی است که به شیوه‌ای هنری بیان گشته و از طریق حرکات موزون و خطوطی درهم رفته تاروپود حیات را رشته‌اند و دارای بار معنایی گشته‌اند ، ریتم و هارمونیی که با در هم آمیختن رنگ و صدا ایجاد شده رمز ماندگاری این ارزش‌ها است و بحق همین هارمونی هماهنگ با خلقت است که آنها را تا مرز مقدس بودن پیش برده. تولستوی در این بار می‌گوید:«هنر صرفاً تولید آثار دلپذیر نیست. مهم‌تر از همه لذت نیست بلکه وسیله ارتباط انسان‌هاست برای دوام حیات بشر و برای سیر به سوی سعادت فرد و جامعه انسانی. پس ضرورتی و لازم است؛ زیرا افراد بشر را با برانگیختن احساساتی یکسان به یکدیگر پیوند می‌دهد». بدین صورت هنر بیانگر روح جمعی است و رسالت هنرمند نیز تجلی دادن این روح جمعی در قالب هنر می‌باشد.

گسترش جامعه بشری و کالایی شدن ارزش‌های اجتماعی باعث شده تا مباحث مرتبط با فلسفه وجودی هنر و هنرمند مورد مناقشه زیادی قرار گیرد و سوالاتی بصورت هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ رسالت اجتماعی هنر و هنرمند چگونه است؟ و بسیاری دیگر از این دست سوالات مطرح شوند که همه بیانگر دغدغه بشر در مورد این بخش لاینفک حیات انسانی می‌باشد. هر چند بسیاری از دیدگاه‌های ماده محور با رد نمودن متافیزیک سعی داشتند تا حیات انسان را تنها مبتنی بر ماده تعریف نمایند و آن را عاری از روح بدانند اما موفق نگشته و بشر برای خارج شدن از سردی ماده احتیاج به گرمای روح دارد و از طریق هنر سعی بر ایجاد این گرما را داشته. با سست شدن حیات جمعی و گسترش فردگرایی و کالایی شدن ارزش‌ها هنر و مباحث راجع با فلسفه وجودی آن و رسالتی که دارد بیش از هر زمانی تبدیل به دغدغه انسان امروز شده و بر کسی پوشیده نیست همانگونه علم و دستاورد‌های بشری از هویت اجتماعی خود بریده‌اند و تبدیل به ابزاری در دست حاکمیت شده‌اند هنر هم از این آفت به دور نمی‌باشد. اینک ما با اغتشاش در تعریف هنر و هنرمند مواجه می‌باشیم.

در سایه دلقک‌های درباری، آنهایی که در جبهه اقتدار به ارزش‌های والای جامعه پشت نموده‌اند، هنر نه تنها تبدیل به ابزاری برای کسب درآمد گشته بلکه از تاثیر گذارترین ابزارهایی است که حاکمیت توانسته برای مشروعیت بخشی خود بکار گیرد. وقتی از ایدئولوژی صحبت می‌گردد هنر سهم عمده‌ای در ادای آن بر عهده دارد. در واقع هنر مبدل به بزرگترین ابزار برای پیشبرد جنگ ویژه شده، ما اینک به طور واضح با دو نوع وضعیت مواجه هستیم: وضعیتی که هنر در خدمت اهداف گروه خاصی قرار گرفته و ابزاری برای مشروعیت دهی حاکمیت و به موازات آن به سوی کالا شدگی سیر نموده. در طرف دیگر تابلو باهنر دیگری مواجه‌ایم که کماکان در بطن جامعه بوده و بیانگر ارزش‌های حیات اجتماعی می‌باشد و سعی دارد همبستگی جامعه را حفظ نماید. هنری که برای خود رسالت اخلاقی قائل است، هارمونی از صدا و رنگ که وجدان زنده اجتماع را فریاد می‌زند و هنرمندانی که با خون خود برای ارتقای آن تلاش می‌نمایند.

تاریخ ادبیات بمانند تاریخ اجتماعی مملو از تقابل این دو نوع هنر و هنرمند می‌باشیم. اگر «عنصری بلخی»‌ و «خاقانی»ها در وصف شاه و سلطان مثنوی صد من می‌نویسند بسیاری دیگر از شاعران و هنرمندانی چون «سقّا» و «عصفوری» را شاهدیم که شاعران مردمی بودند. هرچند دستگاه پروپاگاندای حاکم امکان حضور آنها را نداده اما میراثی از مقاومت را برجایی گذاشته‌اند تا شاهد «فرخی یزدی» و «گلسرخی‌»ها باشیم تا یکی با آمپول هوا کشته شود و دیگری خونش ریخته شود. این تقابل باعث شده تا در مقابل هنر ناب که رسالت اجتماعی خود را حفظ نموده و کسانی چون بکتاش‌ها مسیح وار صلیب آن را به دوش می‌کشند. در درون دربار شاهد و گوری‌هایی باشیم که با سواستفاده از بیت‌المال مردم و با قبضه نمودن تمامی امکانات صوتی و بصری تحت عناوین کذایی دکانی کذایی باز نموده و سازمان‌های «طرَب» را برای خود دست و پا نمایند. دلقک‌هایی چون «علی رضا افتخاری» و … که حاضرند در مقابل هر کس وناکسی دولا شده تا برای چند صباحی مورد تمجید اربابان خود قرار گیرند.

جامعه به میزانی که با حاکمیت تعارض پیدا کرده و خط مشی خود را از حاکمیت جدا می‌نماید هنر و هنرمند خود را نیز خلق می‌نماید. در حال حاضر با نسل نوینی از هنرمندان روبرو هستیم که در این آشفته‌ بازار هنر سعی دارند رسالت اجتماعی هنر و هنرمند را بدان بازگردانند.
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
اینک صدای «توماج صالحی»‌ها و «شیدای‌همدانی»‌ها و «شاهین نجفی»‌ها بیشتر از هر زمانی رساتر شده و گوش‌ها پذیرای چنین هنرمندانی هستند که از کف جامعه برخواسته و پای برهنه بر سنگ فرش پیاده روها راه می‌روند و به کوچه پس کوچه‌های شهر سرک کشیده و با زباله‌گردان و اتوبوس خوابان و کارتون خواب و به حاشیه‌راندگان جامعه حشرونشر نموده و تبدیل به صدای آنها می‌شوند. اینک زنان هنرمند دست‌هایی که گلویشان را می‌فشرد پس زده و تبدیل به فریاد خفته همجنسان خود می‌شوند. آن دختری که دیگر برای مجوز سالن‌ «رودکی» به انتظار نمی‌نشید تا گیسوانش سفید شود، اینک در راسته بازار و برای مخاطبین واقعی خود چهچه‌ای سر می‌دهد. آنها همچون حلاج طناب دار را به گردن کرده‌اند و بی مهبا انتقادات خود را از ناملایمات و بی اخلاقی‌ها و ناحقی‌ها فریاد می‌زنند. پیام آنها همبستگی آزادیخواهان و مردم است وقتی شیدای همدانی می‌گوید« سکوت از هر مرگی بدتر است و با افتخار ترجیح می‌دهم طناب دار بر گردنم باشد، و بر سر دار زنده بمانم تا اینکه از بی غیرتی و بی شرفی بمیرم» گواه این شجاعتی است که اینک در هیأت هنر نمود یافته‌است.

بدون شک در مرحله نوین جنبش اجتماعی ما باجنبش نوین هنریی روبرو هستیم که هنرمندان با سبک و شیوه‌ای رادیکال وارد میدان شده‌اند و این به ما می‌گوید که هنر کماکان توسط چنین هنرمندانی رسالت اجتماعی خود را داشته و در مقابل هنری که به سوی ابتذال کشیده می‌شود مقابله می‌نماید به قول شاعر هر چند«هنرمند و زندگی خوش محال است» اما جایگاه هنر و هنرمند بعنوان وجدان بیدار جامعه همچنان محفوظ است.



pjak.eu


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢بریوان شاهو عضو کژار با اعتقاد بر اینکه رسانه ها در واقع ابزاری هستند جهت اطلاع رسانی و بالابردن سطح آگاهی جامعه، فعالین رسانه را ملزم به بیان حقیقت به بهترین شکل می داند. وی در ادامه به بررسی وضعیت رسانه در ایران پرداخت.

@aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چەند دیمەنی کورت کە گوزارش لە ژیانی ڕۆژانەی گەریلا لە چیا سەرکەشەکانی کوردستان دەکات


🆔 @GozarDemocratic
🔺رسانە شاهراه‌ی در فرایند هویت بخشی به جامعە

✍️بریوان شاهو – عضو کمیته روابط خارجی کژار


🔺در واقع رسانە را می‌توان اینگونه تعریف کرد: ابزاری ارتباطی برای انتقال اطلاعات و حقایق موجود به جامعه با هدف روشنگری و آگاهی بخشی. بر همین اساس فعالین رسانە ملزمند در این چارچوب حقایقی کە روی می‌دهند را به بهترین نحو ارائە دهند.

ویژگی اصلی فعالیت رسانه‌ای (به طور جهانی) گسترده بودن آن است. رسانەهای جمعی بە عنوان شاهراه در فرایند هویت بخشی به جامعە به ایفای نقش می‌پردازند. از همین‌رو نیز دارای قابلیتی در سطح پویایی و سرزندگی جامعه بوده و در دیگر سو نیز رخوت و سستی به بار می‌آورند. از یک‌سو نوع دوستی و آشتی را تبلیغ می‌کنند و از سوی دیگر نیز توانایی ترویج بی‌اعتمادی، دروغ‌ و شایعه‌ پراکنی و خشونت را دارا می‌باشند. این کارکرد بە طور طبیعی موجب پیدایش تضاد درونی – رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می‌شود. با توجه به مشخصه‌هایی که ذکر گردید، می‌توان چنین استنباط نمود که در دنیای امروزین، رسانه یک ابزار قدرتمند است که توانایی ایجاد گوناگونی و تحول در جامعه را نیز دارا می‌باشد. از همین حیث رسانه در دست چه کسانی باشد؟ با چه ایدئولوژی و تفکری به تولید و پخش بر مبنای چگونه محتوایی می‌پردازد از اهمیت بسیاری برخوردار می‌باشد....

بیشتر بخوانید...

🌍 https://kjar.online/fa/2022/01/13/رسانە-شاهراه‌ی-در-فرایند-هویت-بخشی-به/



#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١


زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١


زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک




در سال ٢٠٢١ تحولات چشمگیری در سطح منطقەی خاورمیانە و جهان در زمینەهای سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی، علمی و تکنولوژی و در یک کلام در تمامی عرصەهای حیات را شاهد بودیم. درواقع همگام با توسعەی ارتباطات و گسترش شبکەهای ارتباطی کە خود معلول روند سرعت گیری بیش از پیش مدرنیتە و نظام سرمایە سالار مبتنی بر تجارت کالای معطوف بە بیشینەی سود بودە، بە همان نسبت نیز تحولات سیاسی – اجتماعی سرعت یافتە است. بە گونەای کە می‌توان چنین گفت کە دوران آهستگی نیز مدت‌هاست کە پایان یافتە است. نگاهی بە تحولات سیاسی – اجتماعی بە ویژە بر محوریت جغرافیای سیاسی – فرهنگی ایران و شرق کوردستان را در این نوشتار مد نظر داریم.

تحولات سیاسی را در دو بعد خارجی و داخلی مورد بحث قرار می‌دهیم. در همین راستا در نظر داریم تا سیاست خارجی نظام حاکم بر ایران را نیز در سە مسئلە کە بیشترین تاثیرگذاری‌ها را بر تصمیم‌گیری‌های کلان بر جای می‌گذارند واکاوی کنیم. یادآوری این نکتە کە این مسائل بە ظاهر منفک از هم، در واقع قطعات یک پازل بە نام مسئلەی “بقای نظام مطلقه‌ی ولایی” است ضروری می‌نماید. سپس بە تحولات سیاسی – اجتماعی داخلی پرداختە و در آخر بە راەکارهای خروج از بحران از نظر پژاک می‌پردازیم.

مسئلەی اول؛ روابط ایران – اسرائیل – اعراب

با توجە بە ماهیت وجودی نظام ولایی کە از همان آغاز قبضەی قدرت مبتنی بر ضدیت آشکار با موجودیت اسرائیل پایەریزی گشتە است، لذا برای نظام موجود در حکم ماهیتی قرار دارد. بدین گونە کە هر گونە نرمشی در برابر این مسئلە در حکم افول از اصول تلقی گشتە و مروجان آن نیز بە شدت تخطئە می‌گردند. اما در واقع امر این تضاد و دشمنی، بیش از آنکە یک تضاد و دشمنی مطلق باشد، یک دشمنی ضروری است. این بدان معناست کە موجودیت اسرائیل برای موجودیت نظام ولایی حاکم بر ایران بیش از آنکە یک شرّمطلق باشد، یک شرّ ضروریست. شاید بی‌راە نباشد اگر ادعا کرد کە این دو موجودیت بیشترین سود را بە بقای همدیگر رساندەاند. رسیدن بە توافق “صلح ابراهیم” مابین اعراب – اسرائیل و اذعان بە موجودیت اسرائیل از سوی دولت‌های عربی و در نتیجە برطرف گشتن تهدیدهای امنیتی اسرائیل از سوی اعراب، جهت مقابلە با هژمونگرایی ایران از مصادیق این ادعا می‌باشد. از سویی دیگر نیز بە بهانەی دشمنی با اسرائیل و نابودی آن، ایران توانست از انقلاب ٥٧ بدین‌سو نفوذ و هژمونی خود را در جهان عرب شکل و توسعە دهد. امری کە در حکومت‌های پهلوی و یا با ایدئولوژی‌های سکولار هیچ توفیقی بدست نیاوردند.

در حقیقت آنچە موجبات حفظ و بقا و اکنون گسترش اسرائیل در منطقەی خاورمیانە و در میان رشد فزایندەی اسلام سیاسی گشت، همان رقابت بر سر هژمونی مابین ایران – اعراب است کە گاە رنگ ایدئولوژیک مذهبی بە خود می‌گیرد، و گاە رنگ ملی‌گرایی. تعمیق هر چە بیشتر اختلافات مابین موجودیت‌های منطقە و در عین حال حفظ توازن قوا مابین این رقبا بیشترین سود را برای اسرائیل و دولت‌های غربی بە همراە آوردە و خواهد آورد. این امر بە گونەای است کە اگر چنانچە رقابت هژمونیکی با لباس مذهب‌گرایی بە حفظ توازن قوا کمک ننماید، شاهد سربرآوردن انواع ملی‌گرایی‌ها در منطقە خواهیم بود. بحران مشروعیتی کە نظام دینی حاکم بر ایران بە دلیل ناکارآمدی ساختارین و واپسگرایی‌هایش از داخل با آن روبروست می‌تواند زمینەساز از بین رفتن توازن قوا گردد. لذا دور از ذهن نیست کە حمایت از جریان‌های ملی‌گرا و ضد عرب از سوی اسرائیل و دولت‌های غربی جهت حفظ توازن قوا در دستور کار جدید قرار گیرد. در این بین البتە روابط پر تنش ایران و عربستان سعودی بە عنوان برادر بزرگتر کشورهای اسلامی سنی مذهب هنوز از بحران خارج نگشتە و مذاکرات صورت گرفتە در این اواخر بیش از آنکە بە سطح استراتژیک ارتقا یابد، در سطح مقطعی خواهد ماند. روابط صورت گرفتە در مرحلەی کنونی در حکم آتش‌بس بودە و بیشتر جهت ضمانت‌دهی بە منظور اینکە علیە همدیگر بە اقدام نظامی چە بە صورت مستقیم و یا بە صورت ائتلافی دست نزنند می‌باشد.

مسئلەی دوم؛ روابط ایران و همسایگان

جمهوری آذربایجان از دردسازترین همسایگانی است کە در حال حاضر رژیم حاکم بر ایران بیشترین تهدیدات امنیتی را از جانب او احساس می‌کند. این تهدیدات از سویی معطوف بە حضور اسرائیل در این کشور و کمک بە توسعەی ماشین جنگی این کشور در راستای مهار و بە عقب راندن ایران از منطقە است. از سویی نیز با توجە بە نیازهای دولت فاشیستی اردوغان – باغچلی جهت حفظ بقای خود، این تهدیدات در شکل و قوارەی رهبری کشورهای ترک زبان و پیشبرد پان تورانیسم و از این راە توسعەی ناتوی ترکی بە حوزەی قفقاز جنوبی و مهار ایران- چین – روسیە و همچنین قطع راەهای ارتباطی زمینی مابین این کشورها نمود یافتە است.
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
در این بین توجە ویژە بە مسئلەی آذربایجانی‌های ساکن جغرافیای سیاسی ایران از سوی ترکیە و تبدیل خواستەهای مشروع آنان بە ابزاری سیاسی جهت تهدید و باج‌خواهی از ایران حائز اهمیت می‌باشد. افزایش چشمگیر فعالیت وابستگان حزب حرکت ملی کە بە “بوزکورتها” مشهورند، در مناطق آذری‌نشین حاکی از این تلاش‌های ترکیە می‌باشد. حوادث پیش آمدە در نقدە می‌تواند سرآغاز این تهدیدات تلقی گردد. هر چند حکومت ایران هموارە خود بانی و مروج اختلافات قومی و مذهبی در میان تنوعات فرهنگی و عقیدتی بودە، اما هموارە این امکان وجود دارد کە با وجود مداخلات گاە و بیگاە بازیگران پر قدرت منطقەای و جهانی درسرنوشت ملت‌ها، نهایتا این خود حکومت باشد کە در آتش این اختلافات بسوزد و از میان رود.

خروج نیروهای ائتلاف از افغانستان و پیامد آن سقوط شبە حکومت اشرف غنی در افغانستان و بە قدرت رسیدن طالبان مرحلەی نوینی را در روابط ایران و افغانستان آغازگر خواهد بود. مرحلەای کە از شواهد چنین برمی‌آید کە چندان باب میل حکومت ایران نخواهد بود. هر چند هم طالبان و هم حکومت اسلامی در ایران از منظر فلسفەی سیاسی آبشخور واحدی دارند، اما بایستی دانست کە اختلافات ایدئولوژیکی عمیقی نیز بە واگرایی این دو حکومت اسلامی یاری رساندەاند. اختلافات مذهبی از سویی و همچنین اختلافات فرهنگی نیز با توجە بە غالبیت پشتون بودن حکومت طالبان عوامل مهمی در این واگرایی هستند. نقش و تأثیرگذاری بازیگران منطقەای و فرامنطقەای در این واگرایی مزید بر علت خواهند بود. لذا انتظار می‌رود کە علی‌رغم مواضع پراگماتیستی ایران در تعامل با طالبان، از این پس شاهد محدودتر گشتن مداخلات ایران در افغانستان باشیم.

مورد هدف قرار دادن قاسم سلیمانی در فرودگاە بغداد پیام قاطعی بە ایران بود کە دیگر ایران در عراق امنیت چندانی نخواهد داشت. پیامد فوری این سوء‌قصد، اعتراضات بی‌سابقەای بود کە در مناطق جنوبی عراق و بە ویژە در شهرهای مهم مذهبی علیە حضور و مداخلات ایران صورت گرفت. بازخورد این تحولات را می‌توان در نتیجەی انتخابات پارلمانی عراق و شکست سنگین ائتلاف بە رهبری هادی عامری مشاهدە کرد. با توجە بە فرارسیدن زمان‌بندی خروج نیروهای ائتلاف از عراق، می‌توان انتظار داشت کە قبل از خروج، نیروهای ائتلاف در صرافت بە قدرت رساندن جریانات کمتر همسو با ایران هستند. از این رهگذر در تلاشند کە بە مهار ایران و بە لاک خود فروبردن او بپردازند. حملات گاە و بیگاە علیە نیروهای حشد الشعبی در عراق و نیروهای وابستە بە ایران در سوریە در این راستا صورت می‌گیرند. در مقابل نیز ایران با حملات موشکی، پهپادی و خمپارەای خود بە نیروهای آمریکایی درعراق و نیز جنوب سوریە در صدد است تا آنان را بە خروج زود هنگام از عراق ناچار کند، قبل از اینکە نیروهای مخالف ایران قدرت کافی را بدست آوردە باشند.

.

در این بین اما وضعیت جنوب کوردستان بیشترین تأثیرپذیری را از این تحولات شاهد خواهد بود. از هم اکنون وضعیت بغرنج مناطق مورد مناقشە‌ی مادەی ١٤٠ قانون اساسی عراق و همچنین وضعیت پرآشوب احزاب حاکم بر جنوب کوردستان هویداگر این موضوع می‌باشند. دست‌اندازی‌ها و تجاوزات بی‌ حد و مرز رژیم اشغالگر ترکیە بە مناطق و شهرهای جنوب کوردستان بە صورت جابەجایی مداوم مرزهای رسمی عملا در حال جریان است. عدم اتخاذ کوچکترین موضعی در اینبارە چە در داخل و چە در خارج و یا در سطح بین الملل، آیندەی شومی را برای این بخش از کوردستان ترسیم می‌کند. نقش (پ د ک – عراق) در این تحولات فراتر از نقش سپاە حمیدیە در اواخر خلافت عثمانی نمی‌باشد. همانگونە کە با پایان یافتن خلافت عثمانی موجودیت سپاە حمیدیە نیز بە پایان رسید، با بە پایان رسیدن توهم خلافت نوعثمانی گرایان در ترکیە، موجودیت (پ د ک – عراق) نیز بە پایان خواهد رسید.

ترکیە کە در روزگار جنگ بزرگ اول، لقب مرد بیمار اروپا را یدک می‌کشید، اکنون و تحت سیطرەی “رئیس جمهور روستاها” – چرا کە همەی شهرهای بزرگ وکوچک را در انتخابات شهرداری‌ها از دست داد – بحرانی‌ترین روزگار خود را از زمان استقرار جمهوری ترکیە می‌گذراند. روابط “صرف پروبلم” با کشورهای منطقە جای رویکرد “صفر پروبلم” را گرفتە و این رویکرد در روابط با غرب نیز حاکم گشتە است. از آنجا کە حاکم متوهم ترکیە و زیردستانش بە سبکی قرن نوزدهمی سودای استعمارگری را زندە کردەاند، بیزاری خلق‌های منطقە را نصیب خود کردە و بی‌اعتمادی عمیقی را در روابط ترکیە با خارج و در سطحی وسیع‌تر در داخل موجب گشتە است. در این میان روابط ایران – ترکیە کە هموارە و در طول تاریخ ترکیبی از رقابت حداکثری و همکاری حداقلی بودە، اکنون و در سایەی تحولات فوق‌الذکر، این رابطەی حداکثری و حداقلی شدت بیشتری بە خود گرفتە است.
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
بە گونەای کە در حال حاضر بە جز در مورد ضدیت با مسئلەی حق‌خواهی خلق کورد و همچنین دور زدن تحریم‌های اعمال شدە بر ایران کە ترکیە را بە کاسب تحریم‌ها بدل کردە، در باقی موارد منطقەای و حتی فرامنطقەای اصل رقابت هژمونیکی پر تنش بر روابط دو طرفە غالبیت داشتە است. از رفتار سیاسی حاکمان ترکیە چنین برمی‌آید کە در مرحلەی کنونی و با توجە بە انزوای سیاسی ایران در عرصەهای بین‌المللی، در نظر دارد تا بە شیوەی تجار قیصریە، بازار تجارت با ایران را بە انحصار خود درآورد. از این راە می‌تواند بخش بزرگی از رکود اقتصادی خود را همانند بحران جهانی اقتصاد در سال ٢٠٠٨ جبران کردە و همچنین علیە جنبش آزادی‌خواهی ملت کورد با رژیم ایران همکاری‌های خود را گسترش دهد. از سویی دیگر نیز آمادگی تمامی دارد تا با جای‌گیری در ائتلاف‌های علیە ایران، هر چە بیشتر ایران را در تگنا قرار دادە و در صورت بدست آمدن فرصت لازم، نیم نگاهی نیز بە جنبش‌های پان ترکی در ایران دارد. تجربەی برخورد ترکیە با قضیەی لیبی در جنگ‌های داخلی ٢٠١١ کە بە سقوط قذافی انجامید بە قدر کافی آموزندە است.

مسئلەی سوم؛ برجام و روابط ایران و غرب

هر چند مذاکرات احیای برجام در حال جریان است و بە صورت مقطعی توافقاتی نیز صورت می‌گیرد، اما بایستی در نظر داشت کە هر گونە توافقی در این زمینە و با این شرایط تنها کارکردی مقطعی دارد و جنبەی استراتژیکی آن چندان برجستە نخواهد بود. چرا کە در اصل موارد مورد مذاکرە در برجام کە اعم از مسئلەی اتمی، موشک‌های بالستیک و نفوذ منطقەای ایران می‌باشند، همگی خود معلول‌های یک علت بزرگتر هستند. این علت اساسی عبارت است از بازار ایران و ادغام گشتن آن در بازار جهانی سرمایەداری. گسترش نظام جهانی سرمایەداری متأخر و با ایدئولوژی نئولیبرالیسم در نظر دارد تا همەی منافذ اقتصادی دنیا را فتح کند. این امر تا حد زیادی صورت گرفتە و در این بین تنها چند کشور هستند کە بە این نظام جهانی تمکین نمی‌کنند. ایران از جملەی این کشورهاست. البتە بایستی بە روشنی دانست کە مقاومت ایران در برابر این نظام نە ناشی از ضدیت با سرمایەداری است. بلکە در اصل رقابت با نظام سرمایەداری بر سر حفظ انحصارات اقتصادی و تجاری خود می‌باشد. یعنی در واقع اختلاف ایران با نظام جهانی بر سر انحصارات است نە ماهیت سرمایەداری و یا اعتقاد بە شعار” نە شرقی نە غربی”. گسترش و پیادەسازی اصول و پرنسیبهای نئولیبرالی در داخل ایران کە بە فقر کمرشکن عموم جامعەی ایران انجامیدە اثباتگر این مدعاست. همچنین واگذاری امتیازات بیش از حد تصور بە کشورهای چین و روسیە افشاگر خوبی برای توخالی بودن ژست‌های ضد امپریالیستی می‌باشد. لذا تصور بر این است کە مسئلەی برجام و توافقات احتمالی نخواهد توانست بە صورت استراتژیک اختلافات را حل و فصل کند. بە نظر می‌رسد کە این اختلافات تنها در صورت ادغام بازار ایران در بازار جهانی و تسلیمیت بدون قید و شرط آن پایان یابد. با توجە بە اینکە یک سرمایەداری مافیایی وابستە بە هستەی سخت قدرت بر اقتصاد ایران چنبرە زدە و تمامی فریبکاری‌های نئولیبرالی را در مقیاسی” وطنی” و بە صورت افراطی اجرایی می‌کند، بە نظر نمی‌رسد میلی بە تقسیم غنایم با دیگران داشتە باشند. تحریم‌های اقتصادی بیشتر نیز تنها بە فربەتر شدن این مافیا خواهد انجامید. تا زمانی کە این سرمایەدار- حکومتگران در رأس تصمیم‌سازیهای کلان باشند و از انحصارات بدست آمدە منتفع می‌شوند، هر گونە توافقی چە برجامی یا غیر برجامی نخواهد توانست از مقطعی بودن رهایی یابد. در صورت تسلیمیت کامل ایران بە نظام جهانی و یا تغییر رژیم است کە” پایان خوش” رقم خواهد خورد کە البتە هر دو وضعیت دو روی یک سکە هستند.

تحولات سیاسی – اجتماعی ایران و شرق کوردستان

روند تحول‌خواهی کە در میان جوامع ایران در حال جریان است، در سال ٢٠٢١ توسعەی خود را تداوم بخشید و جوامع ایران را بە پویاترین و سرزندەترین جوامع خاورمیانە بدل ساخت. آنچە در ایران امروزە شاهدش هستیم وفور خیابان‌های سیاسی است. جوامع ایران بە تجربە و بە درستی دریافت کە امر سیاسی نە از دهلیزها، سالن‌ها و صندوق‌ها، بلکە در خیابان و عرصەهای حیات قابل تحقق است. حضور مستمر و پیگیر همەی قشرهای اجتماعی در ساحت خیابان و در همان حال روی گردانی از نمایش‌های انتخاباتی نشان از ارتقای سطح آگاهی اجتماع است. سرعت تحولات اجتماعی، رژیم را از پاسخگویی بە نیازهای جامعە ناتوان ساختە و بحرانی ساختارین را دامنگیر آن کردە است. بحران از آنجا عمیق‌تر گشتە کە حکومت برای پرسش‌ها و نیازهای جدید جامعەی رو بە رشد تنها جواب‌های کهنە را در آستین دارد. با اجرائی کردن سیاست‌های نئولیبرالی کە بە از میان رفتن طبقات متوسط و در نتیجە بە توسعەی فقر در جامعە انجامیدە، شاهد اعتراضات بسیار متنوعی هستیم کە از میان آنها اعتراضات معلمین و کارگران از سازمان یافتەترین آنها بودە است.
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
در صورت تداوم و تعمیق سیاست‌های نئولیبرالی، قطعا این اعتراضات نیز گستردەتر و رادیکال‌تر خواهند گشت.

سخنان وحیدی، وزیر کشور دولت ابراهیم رئیسی دربارەی خطر آفرین بودن زنان برای بقای نظام ولایی را با یاوەهای سلیمان سویلو، وزیر کشور اردوغان اگر مقایسە کنیم و آنها را با گفتەهای هیتلر در مورد نحوەی ادارەی زنان بسنجیم، خواهیم توانست بە ذهنیت مشترک این گونە نظام‌های سیاسی بە روشنی پی‌برد. وضعیت زنان در ایران از نظر قانونی و نگاە حاکمیت هر چند تاسف‌بار می‌باشد، اما حضور زنان در همەی عرصەهای حیات و جستجوگری رسیدن بە عدالت و برابری توانستە مهر خویش را بر وجود تمایز آشکار میان جامعە و حاکمیت بزند. بی جهت نیست کە تا این حد نسبت بە وجود و حضور زنان از سوی سلطەگران واهمە و ترس وجود دارد. بی‌گمان جنبش زنان با وجود همەی نواقص را می‌توان اصیل‌ترین و عدالت خواهترین جنبش موجود در فضای سیاسی – اجتماعی ایران و منطقە دانست. قطعا این جنبش مرهون تلاش‌ها و مبارزات بی‌وقفەی زنان مبارزی است کە در این فضای استبدادزدە، شجاعت بی‌نظیری را از خود نشان دادند. زینب جلالیان، نرگس محمدی، نسرین ستودە، سپیدە قلیان و صدها زن مبارز دیگر کە اکنون در زندان‌های رژیم بە سر می‌برند، از جملەی این زنان هستند. نکتەی دارای اهمیت در این میان، اصالت و خود بنیاد بودن این مبارزات از سوی زنانی است کە رنج ناعدالتی و نابرابری را با تمام وجود تجربە کردند و هیچگاە بزک‌های لیبرالی و گویا ” مدرن ” فرنگ‌نشین نخواهد توانست آنرا مصادرەی بە مطلوب کند.

از دیگر مصادیق بحرانی بودن نظام سیاسی ایران، وضعیت فوق‌العادە وخیم زیست‌محیطی در ایران است. هر چند بحران زیست‌محیطی متأثر از نظام استثمارگر و نابودگر سرمایەسالار، ابعادی جهانی بە خود گرفتە، اما نقش و جایگاە مدیریت ناکارآمد و نظام غیر دموکراتیک حاکم بر ایران بحران را بە سطح فاجعە رساندە و زندگی میلیون‌ها انسان را تحت تأثیر قرار دادە است. بە جان آمدن ساکنان ایران از “تشنگی” و تلاششان برای تداوم حیات از نظر فیزیکی کە در برپایی اعتراضات بی‌سابقە نمود یافت، توضیحی روشن را از وضعیت زیست‌بوم ایران ارائە می‌دهد. از بین بردن عامدانەی جنگل‌های زاگرس، فرونشست اراضی زراعی و صدها نمونەی دیگر نشان از فاجعەی زیست‌بومی در ایران دارد. فاجعەای کە دیگر بە نقطەی بی‌بازگشت رسیدە است و تنها با تغییری پارادایمیک می‌توان از گسترش آن جلوگیری کرد. حضور فعالین مدنی بسیاری از جمله فعالین حوزه‌ی زیست‌محیطی در زندان‌ها، نشانگر تاثیر شجاعت زنان است، در مبارزات حق‌طلبانه‌ی جامعه در برابر نظامی که ساختارش دچار جمودیافتگی گشته و پاسخی جز سرکوب انسان و تخریب زیست‌بوم در چنته ندارد.

دستگیری بیش از ٥٠٠ فعال عرصەهای اجتماعی، فرهنگی، هنری و زیست‌محیطی، آن‌هم تنها در شرق کوردستان طی سال ٢٠٢١ وضعیت دموکراسی و حقوق بشر در ایران و شرق کوردستان را بە بهترین شکل آشکار می‌کند. رشد ٢١درصدی آمار اعدام‌ها نسبت بە سال گذشتە نیز دلیل دیگری بر همان ادعا است. سرکوب خشونت‌بار تمامی اعتراضات در همەی نقاط ایران، تداوم عملیات‌های نظامی علیە گریلاهای شرق کوردستان، قتل‌عام سوخت‌بران و کولبران کە بە صورت امری روتین درآمدە و همچنین افزایش بودجەهای نظامی همگی نشان از وضعیت دموکراسی در ایران دارند. بە این سیاهە بایستی تصویب طرح‌های ضد زن در مجلس اسلامی را نیز اضافە کرد تا ابعاد این پایمال‌گری مشخص‌تر گردد. تضییع آشکار حقوق باورمندیهای خارج از گفتمان رسمی و حکومتی نیز از دیگر ابعاد روشنگر ناعدالتی سیستماتیک و البتە قانونی رژیم حاکم است.

با انتخاب (بخوانید انتصاب) ابراهیم رئیسی در یک نمایش انتخاباتی حداقلی، بە عنوان رئیس جمهوری کە کارنامەی پر و پیمانی در سرکوب مخالفان داشتە، وضعیتی بە وجود آمدە کە مصداق ضرب المثل ” گل بود و بە سبزە آراستە شد” است. روی کار آمدن ابراهیم رئیسی و تلاش برای یکدست‌سازی نهادهای تصمیم‌گیر در اصل جوابی است کە نظام ولایی بە مطالبات مشروع، دموکراتیک و مترقی جوامع و تنوعات فرهنگی، قومی وعقیدتی ایران دادە است. در چنین وضعیتی انتظار گشایشی از سوی حکومت و یا در انتظار نتایج مذاکرات برجام نشستن، و در یک کلام اتخاذ سیاست انفعال تنها بە بقای این نظام زن‌ستیز و عدالت‌ستیز یاری خواهد رساند. امری کە حضور پر رنگ‌تر خیابانی قشرهای اجتماعی در ایران و شرق کوردستان در سال ٢٠٢١ خط بطلان خود را بر آن کشیدند.

پژاک در تداوم مبارزات خود برای استقرار نظامی دموکراتیک و عدالت‌محور در ایران و شرق کوردستان، سعی نمود در ٢٠٢١ این مبارزات را در تمامی عرصەها گسترش دهد. مشارکت فعالانە در کمپین تلاش برای آزادی رهبر آپو بە عنوان مؤسس فلسفەی آزادی در خاورمیانە کوچکترین گامی است کە جهت ادای دین بە این الگوی مبارزاتی صورت می‌گیرد.
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
اعلام کمپین “نە بە اعدام و آری بە دموکراسی” توانست بحث روزی را بە وجود آورد کە هر چە می‌گذرد صدای آن رساتر گشتە و طیف‌های متنوع‌تری بە این کمپین چە بە صورت مستقیم و چە بە صورت غیر مستقیم پیوست می‌گردند. همچنین تلاش برای توسعە و پیشبرد سیاست دموکراتیک و ارائەی راهکارهای متناسب با آن موجب گشت کە در فضای استبدادزدەی ایران کە مجالی برای سیاست دموکراتیک نماندە، خیابان‌های سیاسی بیش از پیش موضوعیت پیدا کنند. در همین راستا، طرح بایکوت انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ١٤٠٠/٢٠٢١ از سوی پژاک توانست جایگاە خود را در بی‌رونق کردن بازار انتخابات نمایشی حکومت بە خوبی مشخص کند. تلاش‌های صورت گرفتە در راستای مطرح‌سازی گفتمان ملت دموکراتیک در ایران و شرق کوردستان نیز بە نتایج ملموسی دست یافت کە در آیندەی نە چندان دور ثمرات این گفتمان را شاهد خواهیم بود. ایجاد و گسترش فرهنگ اکولوژیکی در میان جامعە از نتایج مستقیم و بارز طرح پارادایمیکی پژاک در شرق کوردستان و ایران می‌باشد کە امروزە بە شیوەی حیات جامعە بدل گشتە است. پر صلابت گشتن جنبش آزادی زنان در ایران و شرق کوردستان نیز از دیگر عرصەهای مبارزاتی است کە حقیقتا پژاک نقش پیشاهنگی را در آن ایفا نمودە است. تبدیل گشتن شیرین علم‌هولی و زینب جلالیان بە نماد آزادی‌خواهی زنان و پیروزی اراده‌ی آزاد در ایران و شرق کوردستان اثباتگر این مدعاست. سال ٢٠٢١ برای پژاک در این زمینە سال پر دستاوردی بود. جهت ارائەی آلترناتیو دیپلماسی دولتی، پژاک بە دیپلماسی خلقی – دموکراتیک پرداختە و دستاوردهای خود را در این حوزە گسترش دادە است. فعالیت‌ها و جنبش‌های خیابانی خلقمان در خارج از میهن در راستای صیانت از جنبش آزادی‌خواهی و پیشبرد ارتباطات دموکراتیک با خلق‌های ساکن ایران بە منظور ایجاد جبهەای واحد جهت دموکراتیزە کردن ایران و مقابلە با سیاست‌های ضد دموکراتیک نظام ولایی شایان توجە است. ما حمایت خود را به صورت علنی از این فعالیت‌ها اعلام نموده و سعی نموده‌ایم تا به صورتی فعالانه در تمامی برنامه‌های مبارزاتی این عرصه مشارکت نمائیم.

پژاک بە خوبی نسبت بە وظایفش کە همانا پیشبرد دموکراسی در ایران و شرق کوردستان است آگاە بودە و همچنین آگاە است کە راە دشواری تا رسیدن بە نظامی دموکراتیک و تحقق جامعەای آزاد و عدالت محور پیش‌رو دارد. در این راستا ارائەی پارادایم مدرنیتەی دموکراتیک، مبتنی بر آزادی زن، جامعەی اکولوژیک و ملت دموکراتیک می‌تواند بهترین راە رسیدن بە این مهم باشد. لذا نسبت بە تمامی کمبودها، نواقص و نارسایی‌هایی کە در این راە پر فراز و نشیب در سال ٢٠٢١ در انجام وظایفش روی داد، خودانتقادی کردە و جهت جبران این کمبودها تلاشمان را در سال ٢٠٢٢ دوچندان می‌کنیم.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری زن
فرزندی پدید نیاورید مگر زمانی که قادر باشید آفریننده‌ای بیافرینید.
بی‌حساب بچه‌دار شدن اشتباه است، بچه‌دار شدن برای کاستن از تنهایی خویش غلط است، هدف دار کردن زندگی با تولید چون خودی اشتباه است.
و اشتباه است اگر با تولید مثل، در صدد رسیدن به جاودانگی باشیم، تنها به این دلیل که نطفه، حاوی بخشی از آگاهی ماست!

📒 #وقتی_نیچه_گریست
#اروین_د_یالوم

🆔 @nujinhapersia21
نگاهی به وضعیت ایران


مظلوم هفت تن


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نگاهی به وضعیت ایران مظلوم هفت تن 🆔 @GozarDemocratic‌
نگاهی به وضعیت ایران


مظلوم هفت تن



ازسال 2011 تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا وارد مرحله جدیدی شد که بهار خلق‌ها نام گرفت و با پیشآهنگی مردم ستمدیده وعدالتخواه در بعضی مناطق منجر به نتایجی نیزگردید ازجمله تونس، مصر، لیبی، سوریه وغیره. هرچند دلایل مختلفی برای بروز وشکل‌گیری قیام‌ها وجود دارد اما می‌توان گفت ریشه‌ی اصلی شکل‌گیری آنها ظلم و فساد حاکمان و ناعدالتی‌های اجتماعی‌ست. این قیام‌ها و نتایج آن ترس و وحشتی جدی در دل حاکمان ظالم منطقه ایجاد کرده بود. بگونه‌ایی که بقاء و ماندگاری حاکمیت خویش را در خطر می‌دیدند و بدنبال راه چاره‌ایی می‌گشتند، ازاین‌رو دولت‌های غاصب منطقه وقدرت‌های استعمارگر جهانی دست در دست هم نهاده تا بهارخلق‌ها وقیام سازنده‌ی آنها را به بیراهه بکشانند و با گسیل نیروهای دست پرورده‌ی نیابتی تلاش کردند تا انقلاب خلقی را به ضد انقلاب تبدیل نموده و نتیجه‌ی تحولات را به نفع خویش تغییر دهند که متاسفانه در بعضی مناطق موفق شده و به این هدفشان نیز رسیدند.

رژیم حاکم بر ایران نیز که از بهار خلق‌ها دچار وحشت شده بود با استفاده از تمامی امکانات خود با مدیریت قاسم سلیمانی و سپاه قدس توانست با سازماندهی نیروهای بومی وابسته و انجام اقدامات عملی و حضور فعال میدانی، درمنطقه‌ی هلالِ شیعی بطورعام و درعراق و سوریه بشکل خاص نفوذ منطقه‌ایی و حاکمیت منطقه‌ایی‌اش را افزایش دهد. بگونه‌ایی که توانست تا حدودی توازنات منطقه‌ایی را به نفع خود تغییر دهد.

ازاینرو می‌توان گفت تأثیرگذارترین رویداد چند سال اخیر برای رژیم، کشته شدن قاسم سلیمانی‌ست، بگونه‌ایی که بر تمامی برنامه‌ها و پروژه‌های راهبردی رژیم در منطقه تاثیرِ بارز گذاشته است. تا قبل از کشته شدن قاسم سلیمانی راهبرد، رویکرد، موقعیت و قابلیتِ مانورِ میدانیِ ایران در منطقه و توازنات منطقه‌ای، وضعیتی روبه جلو و فزاینده داشت. بطوری‌ که رژیم توانسته بود استراتژی دفاع برون مرزی‌اش را اعمال نموده، پروسه‌ی نفوذ منطقه‌ایی و گسترش و صدور انقلاب را بیش از پیش در دستور کار قرار داده و به اجرا درآورد. بگونه ای که در بعضی مناطق تاثیرگذار در نتایج و در بعضی جاها نیز تعیین‌کننده‌ی ‌مسایل بود.

می‌توان گفت وضعیت عملکرد میدانی رژیم بعد از کشته شدن قاسم سلیمانی سیری معکوس دارد وعلی‌رغم اینکه بر ادعاهای راهبردیش در رابطه با صدور انقلاب و گسترشِ نفوذِ منطقه‌ا‌یی پافشاری می‌کند اما واقعیت امر چیز دیگریست. رژیم توان و کارایی عملیاتی گذشته را ندارد و در حقیقت دراندیشه‌ی محافظت ازدستاوردها ومشخصا در پی حفظ نظام است. البته این مسئله به معنای تغییر بنیادین در اهداف و آرمان‌های رژیم نبوده و کماکان رژیم در اندیشه‌ی دستیابی به آن‌هاست.

دولت سید ابراهیم رئیسی:

نظام ولایت مطلقه‌ی فقیه بر اساس مواجهه با تحولات و رویدادهای پیش‌رو تدارکاتی را انجام داده، تصمیمات کلانی اتخاذ نموده و اقداماتی را انجام داده است. ازجمله: یک دست‌سازی هسته‌ی قدرت – تغییراستراتژی دفاعی از وضعیت غیر فعال به فعال یعنی تهاجمی و حمله‌ی پیش‌دستانه – افزایش نفوذ وحاکمیت منطقه‌ای یعنی گسترش قلمرو و کشورگشایی.

حاکمیت در راستای یک دست‌سازی هسته‌ی قدرت تغییر و تحولاتی در ارکان اصلی نظام و نهادهای وابسته صورت داده است و در قوه‌ی قضائیه، پارلمان، شورای امنیت ملی، فرماندهان و مسئولین نیروهای نظامی و امنیتی انتصابات و ترفیعاتی انجام داده است که با انتصاب رئیسی و کابینه‌‌اش به نتیجه‌ی دلخواه خواهد رسید.

ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و دولت جدید می‌تواند به عنوان نقطه‌ی عطفی در نظر گرفته شود. بگونه‌ای که هم می‌تواند نقطه‌ی تحولات و آغاز دوره‌ای جدید باشد، هم نقطه‌ی پایان حاکمیت نظام ولایت فقیه. دراینکه رئیسی کادر سر سپرده‌ی نظام ولایت فقیه است شکی نیست و گذشته و کارنامه‌ی عملی ایشان تا حدودی برای مردم مشخص است، اما صرفا بر اساس شناخت گذشته نمی‌توان دولت جدید را مورد ارزیابی قرار داده و احتمالات را مدنظر قرار داد. چرا که رژیم در این مرحله تمامی کارت‌هایش را رو کرده و برای بقای حاکمیت‌اش دست به هرکاری خواهد زد. لذا دامنه‌ی احتمالات گسترده بوده و موضع‌گیری و برخورد دولت درمواجهه با مسائل مختلف ممکن است عمدتا منفعتی و مصلحتی باشد تا موضع‌گیری ایدیولوژیک. ازاین‌رو درایت و‌ هوشیاری مضاعفی لازم است برای اینکه با خوانش‌های موردی، مقطعی وسطحی در دام سیاست‌های رژیم گرفتار نشد. بطور مثال می‌توان به برخورد دولت در رابطه با اقوام وعقاید اشاره کرد که تاحدودی نسبت به دوران‌های قبل فرق کرده است.
گذار دموکراتیک
نگاهی به وضعیت ایران مظلوم هفت تن 🆔 @GozarDemocratic‌
این اقدامات هر چند بصورت حداقلی، جهت‌دار وهدفمند هستند اما قابل رؤیت‌اند، دراینباره می‌توان به نسبت کوردها و اهل سنت در کابینه، مشاورین، استانداران و فرماندهان نظامی اشاره کرد که میتوان آن‌ را با گذشت زمان با دقت بیشتری مدنظر قرار داد که آیا تحولی راهبردیست و یا برخوردی تاکتیکی، مقطعی و گذرا؟

رئیسی بر اساس برنامه‌ی از پیش تعیین شده و صبر و حوصله، کابینه‌ای تماما نظامی – امنیتی و ولایی شکل می‌دهد، ارجحیت تعهد و ولایی بودن بر تخصص و کاردانی یکی ازمشکلات و موانع اصلی‌ست که می‌تواند علاوه بر چاره‌یابی مشکلات مشکل‌ساز نیز باشد و همینطور نظامی و امنیتی بودن دولت معضلی‌ست جدی که بدون تردید تاثیرات و تبعات منفی و مخرب آن به مرور زمان بیشتر آشکار خواهد گردید.

اختلافات داخلی:

هر چند رژیم یک دست‌سازی هسته‌ی قدرت را برای حفظ بقاء هدف قرار داده و با تمام وجود برای عملی گردانیدن آن تلاش می‌کند. اما این به معنای هماهنگی تمامی نهادهای وابسته و یک‌دستی حاکمیت نیست، چرا که در مراکز حساسِ رژیم و در بین مسیولینِ کلانِ کشوری، لشکری و امنیتی اختلافات و تضادهای عمیقی وجود دارد که تعیین‌کننده هستند.

عمده‌ترین اختلافات در مراکز فکری و عقیدتی نظام است، مسئله‌ی اسلام آمریکایی، شیعه‌ی انگلیسی، نگرش جدایی دین از سیاست و اختلاف اعتقادی و عملکردی بعضی از روحانیون و مراجع با اصل ولایت مطلقه‌ی فقیه نمونه‌هایی هستند ازاین دست که اصل نظام و اصول بنیادین حاکمیت را در برمی‌گیرد – اختلاف و تضاد فزاینده‌ی شخصیت‌های اصول‌گرا و بعضا تندرو با اصل نظام و بروز آشکار اختلافات‌شان، همچون موضعگیریهای محمود احمدی‌نژاد و حامیانش، خانواده‌ی لاریجانی‌ها خصوصا صادق و علی لاریجانی‌، علی مطهری و کسانی از این دست.

وضعیت امنیتی:

رژیم حاکم بر ایران نظامی ایدیولوژیک است که بصورت ماهیتی دارای دیدگاه و عملکردی اطلاعاتی – امنیتی ست و با تمامی مسایل نیز اینگونه برخورد می کند. برای این منظور نیز دستگاه‌ها و شبکه‌هایی تودرتو ایجاد کرده است. از جمله اطلاعات رهبری، وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه و قص علی هذا- که هر کدام از آن‌ها دولتی‌ست در درون دولت با اقدامات و عملکردهایی فراقانونی که زندگی را بر مردم حرام کرده‌اند و بارزترین مشخصه‌ی آن‌ها سرکوب مردم به بهانه‌های مختلف و دستگیری، شکنجه و قتل آزادی‌خواهان و دگراندیشان است.

در رابطه با مسایل اطلاعاتی – امنیتی رژیم می‌توان مسایل و موارد متعددی را مورد بحث قرار داد، اما در اینجا تنها به دو مورد اشاره می‌کنم:

جنگ بر سر قدرت و اختلافات داخلی؛ جنگ قدرتی جدی بین دستگاه‌های اطلاعاتی – امنیتی رژیم وجود دارد که باعث ناهماهنگی، اختلاف، تضاد و تقابل نیروهای امنیتی خصوصا سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات شده است.
ضربه‌پذیری مرکز نسبت به پیرامون؛ رژیم به شکل راهبردی عمده تمرکزش را بر روی مناطق مرزی و برون مرزی قرار داده است. ازاینرو به وضوح می‌توان گفت که مرکز ایران نسبت به مناطق مرزی از نظر نظامی و امنیتی ضربه‌پذیرتر و شکننده‌تر است.
کشته شدن محسن فخری‌زاده و نحوه‌ی کشته شدنش در محدوده‌ی تهران و انفجار و تخریبات در مراکز هسته‌ای و حساس بطور مکرر، بیانگر این واقعیات است.

وضعیت اجتماعی – اقتصادی:

بیکاری، گرانی، تورم روزافزون وعدم ثبات بازار، ایام را به کام مردم تلخ کرده است درحدی که یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های بخش عمده‌ای از مردم چگونگی گذران روزانه‌ی زندگی‌ست. در جامعه شکاف طبقاتی بیشتر و بارزتر شده است، فقیرها فقیرتر، عده ای ازغنی‌ها غنی‌تر و طبقه‌ی متوسط روز به روز کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌شود. بگونه‌ا‌یی که می‌توان گفت؛ جامعه تقریبا دو قطبی می‌گردد، یک قطب اقلیتی غنی که مونسین و مقربین نظام‌اند و قطب دیگر اکثریتی فقیر که بدنه‌ی اصلی جامعه را تشکیل می‌دهند، سیر فقر نیز روز به روز به سمت فقر مطلق گسترش می‌یابد. این وضعیت که باعث و بانی آن نظام و سیاست‌های کلان نظام است گام به گام جامعه را به سمت بحران و فروپاشی سوق می‌دهد. بگونه‌ای که تصورش دردناک و حقیقتا کشنده است. برای نمونه می‌توان به مستندی که شمقدری – یکی از نیروهای ولایی- تهیه کرده و گوشه‌هایی از آن در دنیای مجازی پخش شده است اشاره کرد، داستان به این صورت است که دو نفر با بنگاهداری مصاحبه می‌کنند که غیر ازخرید و فروش ماشین کارهای دیگری هم انجام می‌دهد. از جمله معاملات تن‌فروشی، بنگاهدار می‌گوید بطور مستمر زنانی همسردار با رضایت همسرانشان می‌آیند برای تن‌فروشی و ادامه‌ی داستان ! یعنی تن‌فروشی آن‌هم با‌ رضایت شریک زندگی، حالا تصور کنید معنای این زندگی و نتایج آن‌را. نمونه‌ای‌ست از واقعیتی اسفبار که جامعه هنجارها و ارزش‌های نگهدارنده‌اش را پایمال کرده و از هم می‌پاشد. تهیه‌ی فیلم و دیالوگ‌هایی که صورت می‌گیرد واقعیتی‌ست قابل تأمل و بیانگرعمق فاجعه.