گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
607 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند


بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران دست بە یورش فراگیری علیە جوانان و زنان در شرق کوردستان زد، که منجر بە دستگیری ده‌ها تن جوان و زن گردید. در این مورد با رفیق تولهلدان زیلان، کوردیناسیون جامعە جوانان شرق کوردستان KCR گفتگویی را انجام دادیم.



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران…
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند


بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران دست بە یورش فراگیری علیە جوانان و زنان در شرق کوردستان زد، که منجر بە دستگیری ده‌ها تن جوان و زن گردید. در این مورد با رفیق تولهلدان زیلان، کوردیناسیون جامعە جوانان شرق کوردستان KCR گفتگویی را انجام دادیم.



ژ- با توجە بە مواردی که برشمردیم در سالی کە گذشت دستاوردها و مقاومت‌های جوانان و از سوی دیگر یورش دشمن را چگونە ارزیابی می‌کنید؟

در ابتدا سالروز شهادت شهدای گرانقدرمان شهید هیمن بیکس و شهید فصیح یاسمنی را گرامی می‌داریم و سوگند یاد می‌کنیم کە راه شهید هیمن و تمامی شهدای راه آزادی کوردستان را تا آخرین قطرەی خون‌مان ادامە می‌دهیم. کارزار “اینک زمان گریلا شدن است” را بیشتر از یک سال است که همچون جامعەی جوانان شرق کوردستان آغاز کردەایم. خلق کورد سال‌هاست که بە طور همە جانبە با نسلکشی مواجە است و دشمن از تمامی ابزار و نیروهای خود، از جملە اعدام، شکنجە، زندان و سرکوب در این نسلکشی استفادە می‌کند. اما با این وجود خلق کورد کماکان در حال مبارزە است. بە ویژە دشمن با شیوەهای مختلف جنگ ویژەی خود جوانان را هدف گرفتە است چرا کە دشمن می‌خواهد جوانان و روحیەی جوانی را بە انحراف بکشاند. دشـمنان می‌خواهند که جوانان سرکش و انقلابی سربرنیاورند، به همین دلیل جنگ ویژەی خود را بە صورت گستردە تداوم می‌بخشند، چرا که جوانان نیروی اساسی جوامع ما هستند. جوانان و زنان جوان می‌توانند با نیروی ذاتی خود یک جامعە را از نو برپا سازند، به همین جهت حملەی اینک زمان گریلا شدن است را با نیروی جوانی اغاز کردیم، امروز شاهد جنگی قهرمانانە از سوی گریلا در مقابل ارتش اشغالگر ترکیە هستیم، کە در واقع این جنگ انقلابی با روحیە جوانی بە پیش می‌رود. چرا کە هویت و روحیەی جوانی را رهبر آپو به ما اهدا کرد و امروز می‌بینیم که ده‌ها جوان با روحیەی جوانی در سنگرهای مقاومت شهید گشتند. دشمن تمامی نیروی خود را بەکار می‌برد تا جوامع ما را از بین ببرد و چیزی بە نام کورد بر روی زمین نماند. همەی نقشەهای شوم دولت اشغالگر ایران و دولت اشغالگر ترکیە در این راستاست، لذا ما همچون جوانان شرق کوردستان تصمیم گرفتیم تا کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” را آغاز نماییم. تنها راه چارە برای رسیدن به پیروزی و اهدافمان از راه مبارزەی گریلایی میسر است، تنها راه مبارزەی گریلایی است که می‌تواند آرزوی شهیدان، انقلابیون و خلق میهن‌دوستمان را به واقعیت تبدیل نماید. گریلا ثابت کرد که با نیروی ذاتی خود می‌تواند در مقابل دشمن تا دندان مسلح بە سلاح‌های تکنولوژیک، مقاومت کند و دشمن را از بین ببرد. به همین دلایل تمامی جوانان باید ارزیابی درستی از این کارزار داشتە باشند. در ارتباط با این کارزار باید چە کرد؟ باید مبارزە را توسعە داد، بە پا خیزیم و از جای ننشینیم، و راه اساسی آن مبارزەی گریلایی است. هنگامی کە دشمن با بمب‌های شیمیایی و نیروهای نظامی فاشیستی‌اش بە خلق ما یورش می‌برد، ما نیز باید پاسخ کوبندەای بە دشمن دهیم، ما باید در مقابل این دشمن درندەخو مسلح گردیم و مبارزە نمائیم. اگر دشمنان ما ذرەای رنگ و بوی دموکراسی می‌دادند، ما می‌توانستیم از راه و روش دیگری استفادە نمائیم. اما دشمنی که امروز در کوردستان وجود دارد، دشمـنی وحشی است که تمامی پیوندها و ویژگی‌های انسانی خود را از دست دادە است و تنها یک روش را بلد است و آن نسلکشی و نابود کردن خلق‌هاست. به همین دلیل ما نیز باید در مقابل مبارزات خود را بە پیش رانیم، مبارزاتی که بتوان با آن دشمن را از بین برد. مادام که این دشمن می‌خواهد نسلکشی را بر سرزمین ما روا دارد، ما نیز باید سرزمین خود را تبدیل بە گورستانی برای دشمنان تبدیل ‌نمائیم. ما با مبارزات گریلایی خود این دشمن را دفن خواهیم کرد. جوانان هیچگاه فراموش نکنند که در این سرزمین به اندازەی یک کف دست زمین آزاد باقی نماندە است تا بتوان شهدایمان را در آن بە خاک بسپاریم. این بدین معناست که دشمن تمامی خاک میهن ما را اشغال کردە است. سپس در مقابل این دشمن، گریلا با مبارزات خود توانستە است تا مقابل دشمن درآید.

همچون خلق کورد دستاوردهای زیادی بە دست آوردەایم، گریلا مرزها را در هم شکست و ذهنیت کوردستان تکە تکە شدە را از بین برد و همەی کوردها امروز از اتحاد همەی بخش‌های کوردستان حرف می‌زنند. شاید بپرسید که تاکنون چند شهر را آزاد ساختە ایم؟ این سوالی اساسی نیست. به گذشتە نگاه کنیم هنگامی که انسان کورد از کورد بودن خود شرم داشت، اما امروز انسان کورد و بە خصوص جوان کورد با افتخار می‌تواند بگوید که من کورد هستم و این با مبارزات رهبر آپو میسر شد.
گذار دموکراتیک
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران…
چرا که مسئلەی اساسی خلق کورد مسئلەی هویت است. کارزار “اینک زمان گریلا شدن است” بر این مبنا آغاز گشت.

امروز ملت کورد، تبدیل بە یک ملت جهانی گشتە است و از تمامی نقاط جهان انسان‌ها بە سوی جنبش آپویی می‌شتابند. صدها گریلای انترناسیونالیست در سنگرهای گریلایی در حال مبارزە با دشمنان‌مان هستند. جوانان شرق کوردستان باید کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” را تقویت نمایند و سلاح شهیدان را بر دوش گیرند و بە صفوف گریلا بپیوندند.

ژ- امروز شاهد این هستیم که برخی از مردان جوان کورد و دیگر خلق‌های ایران به سربازی می‌روند، در پیوند با کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” این مسئلە را چگونە توضیح می‌دهید؟

ت.ز – یکی از ابزارآلاتی کە دشمن می‌خواهد ارادەی جوانان را در هم بشکند سربازی است. تعریف ما و دشمن از سربازی چیست؟ توجە کنید که دشمن استعمارگر نام دیگر سربازی را خدمت گذاشتەاست! خدمت بە چە کسی؟ هر جوانی بە خصوص هر جوان کوردی باید این سوال را بپرسد کە چرا باید بە دشمن خود خدمت نمایم ؟ هیچ کس نباید چنین ننگی را برای خود قبول نماید. شاید هر جوانی بگوید که با رفتن بە سربازی ضرری بە هیچکس نمی‌رسانم، اما با رفتن بە سربازی ارادەی خود را تسلیم دشمن می‌کنید، سربازی انسان را از میهن‌دوستی دور می‌کند.

خانوادەها نیز باید در بارەی این مسئلە هشیار شوند. برای نمونە این بسیار تاسف‌آور است که خانوادەها خود پسران‌شان را با بدرقە کردن و تشریفات بە سربازی می‌فرستند و از طرفی دیگر موقع برگشتن پسرشان از سربازی، جلوی پای او گوسفند قربانی می‌کنند. چرا باید یک جوان کورد دو سال از عمرش را بە خدمت کردن برای جلادش بگذراند؟

بە جای آن جوانان باید بە میهن خود خدمت نمایند و دست به مبارزە جهت رهایی از یوغ دولت استعمارگر ایران بزنند. این مسئلە تنها بە جوانان کورد محدود نمی‌شود، بلکە جوانان دیگر خلق‌های ایران را نیز دربرمیگیرد! چندی پیش مادران شهیدان آبان ماه، کمپینی را با نام “نە بە سربازی” آغاز کردند، چرا که درک کردند فرزندان‌شان توسط همین سربازان کشتە شدند و شهید گشتند، لذا مادران میهن‌دوست کورد نیز به این کمپین بپویندند. بە سربازانی که در کوردستان هستند این مطلب را می‌گوییم که اگر کمی وجدان دارید، از ضرر رساندن بە خلق و کشتن کولبران دست بردارند و تبدیل به آلات دست استعمارگران نشوند، چرا که در غیر این صورت ما همچون دفاع مشروع پاسخ محکمی بە آنان خواهیم داد. پس بر جوانان کورد است کە بە جای رفتن بە سربازی بە کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” بپیوندند و بە صفوف گریلا بپیوندند.

متاسفانە امروزە شاهد این قضیە هستیم که بسیاری از جوانان و زنان بە خصوص از شرق و جنوب کوردستان بە سوی کشورهای اروپایی سرازیر گشتەاند، در این مورد موضع شما چیست؟

ژت- قبلا خلق کورد را بە زور و با سیاست استعمارگری تعریب از میهن خود می‌راندند، و اما امروزه برخی از جوانان کورد خود مشتاقانە میهن خود را رها می‌کنند و بە سمت استعمارگران غربی فرار می‌کنند. دولت‌های غربی‌ای که کوردستان را با توطئە میان ٤ دولت-ملت تکە تکە کردند. این موج فرار جوانان از میهن نیز خود بخشی از این توطئە است. صدها انسان کورد در آب‌های مابین راه غرق شدند. بە همین جهت جوانان کورد باید از این توطئەهای استعمارگران جهانی و منطقەای تحت عنواین رژیم‌های اشغالگر ایران و ترکیه آگاه گردند و بە جای ترک وطن بازو بە بازو همراه گریلا دست بە مبارزە علیە دشمنان‌مان بزنند. بهشت خیالی اروپا و آمریکا دروغی بیش نیستند و جوان کوردی که با هزار دربەدری خود را بە اروپا می‌رساند سرآخر باید جهت زندە ماندن فیزیکی مشغول کارهای نظافتی و خدماتی گردد. لذا جوانان کورد چنین وضعیتی را نباید برای خود قبول کنند و باید با تنفر از دشمنان و استعمارگران دست بە مبارزە بزنند، چرا که حتی با فرار کردن از میهن نیز، میهن‌مان تا ابد سر جایش می‌ماند.

در آخر اگر سخنی رو بە جوانان کوردستان دارید، بفرمایید.

ز.ت- امروز در کوردستان نبردی جهت هستی و نیستی خلق کورد در جریان است که بی‌گمان در این جنگ خلق کورد پیروز میدان است. جوانان باید بدانند که ما همەگی مدیون رهبر آپو هستیم و گریلا با اندیشە و فلسفەی رهبر آپو است که مقاومت می‌کند و دشمنان را درهم می‌شکند. جوانان باید در مقابل خیانتکاران و بە ویژە خائنین خانوادەی بارزانی بایستند و این خائنین را نباید برادر خود خطاب کنیم. چون برادر از پشت بە برادر خود خنجر نمی‌زند، در حالی که خانوادەی بارزانی اینگونە است و علی رغم بە شهادت رساندن گریلاهای آزادی کوردستان، پیکر مقدس آنان را نیز تحویل مادران گریلاهای شهید نمی‌دهد. خانوادەی خائن بارزانی هزاران جوان انقلابی کورد را در تمامی بخش‎‌های کوردستان بە شهادت رساندە است.
گذار دموکراتیک
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران…
پس بە جوانان کورد می‌گوییم که در موقعیت حساسی بەسر می‌بریم و از هر زمانی بیشتر بە آزادی نزدیک هستیم، لازم است تا جوانان کورد بە صفوف گریلا بپیوندند و موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند، چرا کە در راه آزادی کوردستان این جوانان هستند که می‌توانند با هویت جوانی و سرزندگی پیروزی را بە دست بیاورند.

شهادت رساندە است.

پس بە جوانان کورد می‌گوییم که در موقعیت حساسی بەسر می‌بریم و از هر زمانی بیشتر بە آزادی نزدیک هستیم، لازم است تا جوانان کورد بە صفوف گریلا بپیوندند و موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند، چرا کە در راه آزادی کوردستان این جوانان هستند که می‌توانند با هویت جوانی و سرزندگی پیروزی را بە دست بیاورند.

منبع: مجلە ژیلمو شمارە 19



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار

شورش الیگودرز




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic‌
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار

شورش الیگودرز


ماهیت کودار

«جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» در سال ۲۰۱۴ به‌مثابه «سیستم سازماندهی خلق» تأسیس گشت. در آن سال بخاطر سوق‌یافتن پژاک بسوی یک ساختار حزبی که تنها به جنگ و نظامی‌گری، آن هم متأثر از برخوردهای نظامی و دیدگاه امنیتی رژیم ایران به مسئله کُرد و پژاک، محدود گشت، همچنان خلأ بزرگی در امر سازماندهی خلق وجود داشت و جامعه از سازماندهی کامل و خودویژه برخوردار نبود این سازماندهی هم تنها بصورت سیستم تکثر سازمانی و با مشارکت دمکراتیک تمامی اقشار، توده‌ها و طیف‌های جامعه ممکن‌می‌گردد. پژاک با تأسیس سیستم دمکراتیک خلق‌محور، اقدامی‌کرد که پیشتر در تاریخ دو قرن گذشته خلق‌کُرد صورت نگرفته است. پژاک تکوین حزبی را ارتقاء داد و در انطباق کامل با پارادایم «جامعه دمکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» آن را عملی‌گرداند و کودار را تأسیس نمود. متوجه شد که خلأهایی در حوزه‌های سازماندهی جامعه وجود دارد. در سال ۲۰۱۴ قیام‌های خلق‌های خاورمیانه فزونی گرفته‌بود و دیالکتیک پیشرفت که از سوی رهبر اوجالان بخوبی محسوس گشت، پژاک را به پیشاهنگی برای تأسیس «سیستم سازماندهی دمکراتیک» رهنمون ساخت. مطابق پارادایم، رسیدن به سوسیالیسم علمی، همانا اتحاد تئوری و عمل برای به حرکت درآوردن جامعه است. پژاک بیش از پیش به امر «مشارکت دمکراتیک خلق» توجه کرد. اینجا بود که وجود «سیستم کودار» ضروت انکارناپذیر شد. کودار برای خلق، مجالی برای گذار از مفاهیم ارتجاعی «جنسیت‌گرایی، ملی‌گرایی، دولت‌گرایی، قدرت‌گرایی و فردگرایی» شد. پس در آن صورت، برخورد رادیکال برای حل مسایل حزبی و اجتماعی، ایجاد یک سیستم با مکانیسم‌های رادیکال است که کودار به‌مثابه یک ارگانیسم زنده اجتماعی‌ـ سازمانی محصول آن اندیشه ریشه‌ای می‌باشد. کودار سیستمی برای خلق است زیرا خلق از سازمان خاص خود محروم بود و پژاک با پیشاهنگی برای بنیان‌گذاری کودار و عضویت در آن، ارزشمند‌ترین سازماندهی دمکراتیک را برای خلق، احزاب و سازمان‌های دیگر به ارمغان آورد. به ‌همین دلیل تلاش بی‌وقفه در راستای برقراری خودمدیریتی دمکراتیک به‌منزله بعد سیاسی ملت دمکراتیک از اهم اهداف پژاک شد. در عین حال، این مدل چاره‌یابی را که کاملا خارج از حیطه پارادایم قدرت‌گرایی و دولت‌پرستی است و خوانشی کاملا دمکراتیک از کنش جهان‌شمول «حق تعیین‌ سرنوشت ملت‌ها به دست‌خودشان» می‌باشد، برای سایر خلق‌های ایران و شرق‌کردستان چون خلق لر، تفاوت‌مندی‌های دینی، مذهبی و آئینی موجود در این سرزمین را پیشنهاد نمود.

کودار بر این مسایل تمرکز نمود:

۱ـ توسعه پارادایم «جامعه دمکراتیک ـ اکولوژیک مبتنی بر آزای زن».

۲ـ تحقق کنفدرالیسم دمکراتیک و خودمدیریتی خلق‌های ایران.

۳ـ تحقق ملت دمکراتیک.

۴ـ کانونی‌کردن آزادی زن در مبارزات.

۵ـ تأکید بر اصل دفاع‌مشروع.

۶ـ سازماندهی خلق و ایجاد سیستم آن یعنی کودار.

۷ـ مطالبه دمکراتیزه‌کردن قانون اساسی ایران.

۸ـ اتحاد خلق‌کُرد.

۹ـ اتحاد و هم‌پیمانی ملت‌های ایران.

۱۰ـ ترویج فرهنگ مبارزه و مقاومت در میان خلق‌های ایران.

کودار تنها یک وظیفه بزرگ را برای رسیدن ملت‌ها به آزادی و دمکراسی در پیش دارد که مطابق «ابعاد نه‌گانه ملت‌دمکراتیک» است که رهبر آپو آن را برشمرده:

۱ـ شیوه حیات کمون و فرد‌ـ شهروند آزاد.

۲ـ حیات سیاسی و خودگردانی دمکراتیک.

۳ـ ملت دمکراتیک و زندگی اجتماعی.

۴ـ زندگی مشترک آزاد؛ فرم ملت دمکراتیک.(حیات برابر زن و مرد در اجتماع)

۵ـ خودگردانی اقتصادی.

۶ـ ساختار حقوقی.

۷ـ فرهنگ ملت دمکراتیک.

۸ـ سیستم دفاع ذاتی (دفاع ذاتی برای خلق)

۹ـ بعد دیپلماسی.

نقشه راه کودار

كودار، تشكل سازماني مدرن براي پيشبرد گفتمان مشترك دمكراتيك ميان همه احزاب شرق كُردستان و تجميع همه آنها در يك سازمان واحد است. اين بينش سياسي‌ـ سازماني كودار شامل ايران دمكراتيك هم هست. چون ملي‌گرايانه نيست پس ايراني مي‌باشد. فلسفه وجودي كودار در واقع آسيب‌شناسي فلسفي مقوله «تجزيه و تفرقه احزاب كُردستاني» است. در گفتمان آن، سياست ديگر همانند بينش احزاب پيشين كُرد به معناي جنگ دائمي و كشمكش بر سر قدرت تلقي‌نمي‌گردد؛ سياست‌ورزي كودار،‌ همگرايي دمكراتيك را بنيان قرارمي‌دهد تا احزاب را وحدت‌بخشد. هدف، فروپاشي دولت موجود و برپايي يك دولت نوين نيست، چراكه نه دولت‌گراست و نه ملي‌پرست. اين نخستين‌بار است كه كُردها در شرق كُردستان و ايران باني بينش و ساختاري پارادايمي هستند كه علاوه بر تضمين حقوق و آزادي‌هاي ملت‌كُرد، ديگر ملت‌ها را هم بصورت برابر و آزادانه منتفع‌مي‌گرداند.
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic‌
كودار در سال ۲۰۱۸ يك نقشه‌راه براي «دمكراتيزه‌نمودن ايران و حل مسئله‌كُرد» تدوين و ارائه‌نمود. در چشم‌انداز نظري نقشه‌راه، شرط لازم براي گذار از بن‌بست‌هاي سياسي، حقوقي، اقتصادي و اجتماعي موجود را نقد صريح انحرافات ذهنيتي‌ـ سياسي گذشته و رويكردهاي اشتباه نظام ايران دانست كه بايد با يك دگرديسي بنيادين و دمكراتيك تصحيح‌گردند. راهكار صحيح را ايجاد يك «مدل دمكراتيك» طبق نيازهاي گذشته و واقعيت‌هاي موجود، دانست. اين جهش تاريخي باشكوه براي خروج از سيكل بسته و نحس استبداد، تماميت‌خواهي، تنگ‌نظري و انحصار‌طلبي، لازم‌بود. كودار با ارائه نقشه‌راه ضمن عمل به وظيفه، اتمام‌حجت كرد. قانون اساسي ايران يك نظام صرف مردان‌سالاري را برمي‌تابد، لذا كودار تغيير اصول قانون اساسي را اصلي‌ترين شرط اقدام عملي عنوان‌كرد. اگر اقدامات جامعه‌محور گردند، انجام همه امورات، مسئوليت‌ها و وظايف بنا به هيچ حكمي صرفا كار دولت نيست و زنان و جوانان بايد در وظايف سهيم گردانده‌شوند و خود تصميم‌بگيرند.

كودار در نقشه‌راه خود در راستاي چاره‌يابي دمكراتيك مسايل ايران، تشكيل ۸ كميسيون در حوزه‌هاي مختلف را پيشنهادداد:

«۱ـ كميسيون حقوق: براي آسيب‌شناسي قانون اساسي و تغيير آن به قانوني دمكراتيك براي تضمين حقوق شهروندي، سياسي و مدني خلق‌ها، مذاهب، زنان و ساير تنوعات. تركيب اين كميسيون مي‌تواند متشكل از حقوق‌دانان دمكراسي‌خواهان، قانونگذاران، نمايندگان تنوعات اجتماعي و نمايندگان حاكميت باشد.

۲ـ كميسيون بازتعريف ساختارهاي مديريتي: يكي از پيش‌شرط‌هاي گذار به دمكراسي در ايران، عبور از منطق و مدل مديريتي مركزـ پيرامون و همچنين تمركززدايي از ساختار قدرت است. اين كميسيون مدل مديريت خودي متكي بر دمكراسي محلي را ترويج‌مي‌دهد.

۳ـ كميسيون همزيستي عادلانه خلق‌ها: هدف از تشكيل اين كميسيون ايجاد همگرايي بيشتر و اتحاد آزادانه و دمكراتيك ميان خلق‌هاي ايران است و رويكردهاي تماميت‌خواهانه اتنيكي‌ـ زباني را تهديدي براي همزيستي تنوعات اجتماعي مي‌داند.

۴ـ كميسيون زنان: محور كار اين كميسيون بررسي موانع با هدف رفع تبعيض عليه زنان در حوزه‌هاي حقوقي، سياسي، اقتصادي و مديريتي است. دو لايه «ذهنيت مردسالارانه جامعه و قرائت زن‌ستيزانه قانون اساسي» بايد تغييريابند.

۵ـ كميسيون امنيت: هدف از ايجاد اين كميسيون، بحث و تصميم‌سازي درخصوص سياست‌هاي امنيتي متعهد به اراده دمكراتيك جامعه، يافتن مكانيسم‌هايي براي برقراري امنيت اجتماعي و تطبيق حداكثري رويكردها و سياست‌هاي امنيتي با روح «سياست دمكراتيك» است.

۶ـ كميسيون اقتصاد: رفع اتكاي بر اقتصاد نفتي، رفع تبعيض‌هاي اقتصادي و مبارزه با بيكاري، فقر و بحران كار اين كميسيون است.

۷ـ كميسيون محيط‌زيست: صنعت‌گرايي و انحصار سود‌ـ سرمايه تخريبات زيست‌محيطي بزرگي ايجادكرده‌اند كه متأثر از آن، جامعه و حيات اجتماعي با مخاطره روبرويند. كار كميسيون بررسي جنبه‌هاي ذهنيتي‌ـ كاربردي همسو با «پارادايم دمكراتيك‌ـ اكولوژيك» است.

۸ـ كميسيون زبان و فرهنگ: سطح آزادي هويت‌هاي متكثر فرهنگي در يك كشور، نشان‌دهنده سطح دمكراسي و پيشرفت آن كشور است. حق طبيعي آموزش به زبان مادري و حفظ فرهنگ تاريخي براي هر ملتي محفوظ است و موجوديت فرهنگي هويت ملت‌هاست.»

کودار همچنان نقشه راه خود در سال ۲۰۱۷ را روزآمد می‌داند. در سال‌هاي گذشته چندين اعلاميه را در حد نقشه‌راه ارائه‌داده و با ارائه نقشه‌راه در ۲۰۱۷ هم ضرورت تغيير را بازتعريف و رهيافت‌هاي دمكراتيك آن را برشمرد. همچنين با تكيه بر استراتژي «خط‌سوم» نه مداخله خارجي را تحول‌آفرين دانست و نه تداوم استبداد و تماميت‌خواهي نظام را عاقلانه و هوشمندانه. حتي بصورت شفاف ابرازداشت كه حاكميت تهران با چالش‌آفريني در مسير روند دمكراتيك و عدم‌همسويي با پارادايم دمكراتيك، جامعه و كودار را به‌سوي درپيش‌گرفتن رويه‌هاي ديگري سوق خواهدداد. هدف از انتشار آن هم سنجش ميزان آمادگي و واكنش حاكميت براي ايجاد تحول و نيز ترسيم دقيق‌تر مطالبات دمكراتيك خلق‌كُرد و ديگر خلق‌هاي ايران بود.

كودار با نقشه‌راه خود مبارزه اين خلق را براي انتفاع كل خلق‌ها بویژه خلق لر ارتقاء‌داد. خصلت جامعه‌گرايي كودار كه در نوع كميسيون‌هاي پيشنهادي در نقشه‌راه هويداست، آن را پيشتاز تحولات سياسي‌ـ اجتماعي ايران نموده. كودار نظم نوين است و مسلما نظم كنوني ايران نمي‌تواند در برابر آشوب و بي‌نظمي خاورميانه و كُردستان تاب‌بياورد.

خلق لر

خلق لر که کهن‌ترین خلق ایران و زاگرس است، امروز همچو بخشی از ملت کُرد جزو محروم‌ترین خلق‌های تحت ستم می‌باشد. در نقشه راه کودار، به حق همه ملیت‌های ایران همچو کُرد‌(لر)، بلوچ، آذری، عرب و غیره برای برخورداری از «خودمدیریتی محلی دمکراتیک» پایه‌ای‌ترین اصل برشمرده شده که دیگر مسائل و بحران‌ها را زیر سایه آن می‌توان چاره‌یابی نمود.
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیت‌ها در نقشه راه کودار شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic‌
کودار پروژه عینی برای هر یک از ملت‌های ایران دارد و در آن پروژه، فارغ از هر گونه «ملی‌پرستی، شوونیسم و فاشیسم»، دمکراسی را کانون اصلی قرار می‌دهد و اجازه نمی‌دهد که هر ملتی «فرهنگ، زبان، سیاست، قدرت، پرچم، دین، مذهب، تاریخ و …» خود را بر فرهنگ‌ها و زبان‌ها و تاریخ‌های سایر ملت‌ها حاکم‌سازد و یا از وجود آنها برای حل مسایل بحرانی ایران امروز آنها را ابزار قراردهد. از این حیث، مسئله لر نیز در نقشه راه کودار عینیت بارز یافته، طوری که هر حقوقی که کودار برای ملت کُرد مطالبه نموده، برای خلق‌های بلوچ، آذری، عرب و … نیز بی‌کم‌وکاست مطالبه‌کرده.


kodar.info




🆔 @GozarDemocratic
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه


سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه


سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک



«فرزانگان و شاعران سومین حلقه قداست، حاملان و انتقال دهندگان ارزش، معنا و کلام جامعه می‌باشند. بیانگر اخلاق و شعر گونه هستند. نمایندگان کلام و هنر حوزه‌ی ارزشی اجتماعی می‌باشند. دارای این امتیاز هستند که حیات‌شان دارای بیشترین معنای اجتماعی بوده و قادر به بیان معنای مذکور هستند».

رهبر عبدالله اوجالان

بار دیگر در سرزمین هنر و ادب جایی که به جمله«هنر برتر از گوهر آمد پدید» مزین گشته، شهادت هنرمندی دیگر از دیار کهن،گُردی از دنیای هنر، دل هر آرزومند حیات هنرمندانه را بدرد آورد. به طور حتم قتل بکتاش آبتین هنرمندی برجسته در عرصه شعر و سینما اولین و آخرین کسی نیست که اینگونه نا جوانمردانه و پای در غل و زنجیر، عامدانه در کام مرگ رها می‌شود.

بحق گفته می‌شود هنرمند و بخصوص شاعران سروش پیام اهورایی هستند که کلامشان الهام گرفته از نور حقیقت است، آنها حقایق را با زبانی موزمون در قالب کلمه بیان می‌دارند. حرمتداران کلمه، که در این دیار تحت عنوان« سرمگو» هزاران رموز ناگفته را در خود جایی داده است. بکتاش آبتین در واپسین روزهای حیاتش مملو از این الهام سروش اهورایی است و درد جامعه را بخوبی درک نموده. جامعه‌ای رخوت گرفته، دردمندی که از وضعیت موجود شکایت دارد اما توان تکان دادن خود را ندارد و از منجی شدن فرار می‌کند. جامعه‌ای ناراضی از پایین به بالا از آنهایی که سر در اخور قدرت دارند و در آنجا تناول می‌کنند تا برسد به آنهایی که دستشان به جایی بند نیست و چشم انتظار تلنگری هستند تا این باتلاق را تکانی دهد. آبتین از این موضوع آگاه است و می‌گوید«…….جمهوری اسلامی به خاطر سیاست‌های متحجرانه، ارتجاعی و فریبکارانه و سیاست‌های مشعشعی که دارد در همه امور؛ هنر، سیاست، اقتصاد، علم و در راس آن اخلاق دچار سقوط شده … سقراط روزی که برای دفاع از حقیقت و آزادی بیان مجبور شد جام شکران را سربکشید مسیر تازه‌تری از عدالت خواهی روبروی ما قرار گرفت… امروز ما به اندازه کافی هنرمند خوب داریم، شاعر خوب داریم، چیزی که کم داریم، اینه که یک سری آدم وایسن مبارزه کنند پایداری و پایمردی کنند. همین امروز در جوانی و در اقتدار مبارزه می‌کنم» وی هنرمندی متعهد است که سعی دارد از ارزش‌های جامعه دفاع نماید.

آبتین در صدد باز تعریفی نو از هنر و هنرمند می‌باشد.از نظر وی ماده و روح دو همزاد لاینفک حیات می‌باشند که هنر بگونه‌ای هارمونیک آنها را درهم می‌آمیزد. او معتقد است هنر بیان زیبایی شناسانه از حیات انسان می‌باشد که بعد مادی آن را جان داده و با برجسته سازی ارزش‌های جامعه بار معنایی‌ای به دستاورد‌های مادی انسان می‌بخشد و این معنویت موجب تعامل روحی انسان با جهان مادی خود می‌گردد. بدین صورت هنر در برگیرنده ارزش‌های معنویی است که یک جامعه برای حفظ خود بدان‌ها نیاز دارد و هنرمند هم تجلی دهند این ابعاد معنوی می‌باشد. بدین صورت اگر هنر وظیفه‌اش تعالی انسان و بدست آوردن فضیلت و معنویات والای انسانی است، هنرمند نیز شخصیتی است که با غور در لایه‌های مختلف اجتماع سعی در بیرون آوردن این گوهر می‌باشد. جورج لوکاج از منتقدین و تحلیل‌گران برجسته حوزه هنر بر این باور است هنرمند: بمانند غواصی است که در قعر اقیانوس حیات انسانی غوطه‌ور شده و آن مرواریدی را که وجود دارد اما دیده نمی‌شود از قعر بیرون کشیده و باد دادن رنگ و لعاب مناسبی، آن را برای جامعه مشهود می‌نماید. بدین صورت هنرمند بیشتر از آنکه خالق ارزش‌ها باشد کاشف ارزش‌های اجتماعی است.

این کهن سرزمین مهد هنر با دو قطبی عجیبی روبرو است انگار اگر سیاهی نباشد روشنایی روز جلوگر نخوا‌هد شد. تاریخی مملو از شاعر کشی و نخبه کشی که سر سلسله آن به دوران «مغ کشی» داریوش کشیده می‌شود تا قهرمان آرمانشهرها کسی چون «انوشیروان دادگر»! کسی که کتف‌ها را سوراخ می‌نمود و چون دانه‌های تسبیح به هم می‌دوخت و از تبار قاتلان مانی و مزدک . این ماجرا تا دوران پهلوی و کشتن شاعرانی چون «میرزاده عشقی» تا به «گلسرخی‌ها» ادامه دارد. با گذشت روزگار و تغییر چهره‌ها از عدالت انوشیروانی تا مهر پهلوی و رژیم ولایی آنچه تغییری در خود ندید همین شاعر کشی و هنر کشی بود. قتل‌های زنجیره‌ای دهه‌های هفتاد و شهادت پوینده‌ها و مختاری‌ها تنها نمود بارز این هنر کشی است که به موازات آن هزاران شعر و داستان در زیر تیغ سانسور سرشان زدند وچه‌ها آلت موسیقی که در سیاه‌چاله‌ها پوسیدند ویا دنده‌هایشان شکسته شد. به طور حتم بکتاش و کسانی چون رضا خندان مهابادی،آرش گنجی و…. حلقه‌های دیگری از این زنجیره دراز هنر کشی می‌باشند. آنها از نسل آن هنرمندانی هستند که حافظ و پاستدار ارزش‌های والای جامعه می‌باشند که هر روزه مورد هجمه نیستی واقع می‌گردند.
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
آنها معتقد بودند هنر اندوخته‌ای از ارزش‌های والایی است که هر یک از آنها در برهه‌ای از تاریخ برای حفظ موجودیت زیست اجتماعی انسان نقش حیاتی داشته‌اند. بیان هنری این ارزش‌ها موجب ماندگاری آن‌ها و به موازات آن سبب ایجاد حافظه جمعی می‌شود که جامعه حول آن خود را سازمان داده و موجودیت خود را ادامه می‌دهد. جشن و سرور، غم و ماتم جامعه بیان عواطف جمعی است که به شیوه‌ای هنری بیان گشته و از طریق حرکات موزون و خطوطی درهم رفته تاروپود حیات را رشته‌اند و دارای بار معنایی گشته‌اند ، ریتم و هارمونیی که با در هم آمیختن رنگ و صدا ایجاد شده رمز ماندگاری این ارزش‌ها است و بحق همین هارمونی هماهنگ با خلقت است که آنها را تا مرز مقدس بودن پیش برده. تولستوی در این بار می‌گوید:«هنر صرفاً تولید آثار دلپذیر نیست. مهم‌تر از همه لذت نیست بلکه وسیله ارتباط انسان‌هاست برای دوام حیات بشر و برای سیر به سوی سعادت فرد و جامعه انسانی. پس ضرورتی و لازم است؛ زیرا افراد بشر را با برانگیختن احساساتی یکسان به یکدیگر پیوند می‌دهد». بدین صورت هنر بیانگر روح جمعی است و رسالت هنرمند نیز تجلی دادن این روح جمعی در قالب هنر می‌باشد.

گسترش جامعه بشری و کالایی شدن ارزش‌های اجتماعی باعث شده تا مباحث مرتبط با فلسفه وجودی هنر و هنرمند مورد مناقشه زیادی قرار گیرد و سوالاتی بصورت هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ رسالت اجتماعی هنر و هنرمند چگونه است؟ و بسیاری دیگر از این دست سوالات مطرح شوند که همه بیانگر دغدغه بشر در مورد این بخش لاینفک حیات انسانی می‌باشد. هر چند بسیاری از دیدگاه‌های ماده محور با رد نمودن متافیزیک سعی داشتند تا حیات انسان را تنها مبتنی بر ماده تعریف نمایند و آن را عاری از روح بدانند اما موفق نگشته و بشر برای خارج شدن از سردی ماده احتیاج به گرمای روح دارد و از طریق هنر سعی بر ایجاد این گرما را داشته. با سست شدن حیات جمعی و گسترش فردگرایی و کالایی شدن ارزش‌ها هنر و مباحث راجع با فلسفه وجودی آن و رسالتی که دارد بیش از هر زمانی تبدیل به دغدغه انسان امروز شده و بر کسی پوشیده نیست همانگونه علم و دستاورد‌های بشری از هویت اجتماعی خود بریده‌اند و تبدیل به ابزاری در دست حاکمیت شده‌اند هنر هم از این آفت به دور نمی‌باشد. اینک ما با اغتشاش در تعریف هنر و هنرمند مواجه می‌باشیم.

در سایه دلقک‌های درباری، آنهایی که در جبهه اقتدار به ارزش‌های والای جامعه پشت نموده‌اند، هنر نه تنها تبدیل به ابزاری برای کسب درآمد گشته بلکه از تاثیر گذارترین ابزارهایی است که حاکمیت توانسته برای مشروعیت بخشی خود بکار گیرد. وقتی از ایدئولوژی صحبت می‌گردد هنر سهم عمده‌ای در ادای آن بر عهده دارد. در واقع هنر مبدل به بزرگترین ابزار برای پیشبرد جنگ ویژه شده، ما اینک به طور واضح با دو نوع وضعیت مواجه هستیم: وضعیتی که هنر در خدمت اهداف گروه خاصی قرار گرفته و ابزاری برای مشروعیت دهی حاکمیت و به موازات آن به سوی کالا شدگی سیر نموده. در طرف دیگر تابلو باهنر دیگری مواجه‌ایم که کماکان در بطن جامعه بوده و بیانگر ارزش‌های حیات اجتماعی می‌باشد و سعی دارد همبستگی جامعه را حفظ نماید. هنری که برای خود رسالت اخلاقی قائل است، هارمونی از صدا و رنگ که وجدان زنده اجتماع را فریاد می‌زند و هنرمندانی که با خون خود برای ارتقای آن تلاش می‌نمایند.

تاریخ ادبیات بمانند تاریخ اجتماعی مملو از تقابل این دو نوع هنر و هنرمند می‌باشیم. اگر «عنصری بلخی»‌ و «خاقانی»ها در وصف شاه و سلطان مثنوی صد من می‌نویسند بسیاری دیگر از شاعران و هنرمندانی چون «سقّا» و «عصفوری» را شاهدیم که شاعران مردمی بودند. هرچند دستگاه پروپاگاندای حاکم امکان حضور آنها را نداده اما میراثی از مقاومت را برجایی گذاشته‌اند تا شاهد «فرخی یزدی» و «گلسرخی‌»ها باشیم تا یکی با آمپول هوا کشته شود و دیگری خونش ریخته شود. این تقابل باعث شده تا در مقابل هنر ناب که رسالت اجتماعی خود را حفظ نموده و کسانی چون بکتاش‌ها مسیح وار صلیب آن را به دوش می‌کشند. در درون دربار شاهد و گوری‌هایی باشیم که با سواستفاده از بیت‌المال مردم و با قبضه نمودن تمامی امکانات صوتی و بصری تحت عناوین کذایی دکانی کذایی باز نموده و سازمان‌های «طرَب» را برای خود دست و پا نمایند. دلقک‌هایی چون «علی رضا افتخاری» و … که حاضرند در مقابل هر کس وناکسی دولا شده تا برای چند صباحی مورد تمجید اربابان خود قرار گیرند.

جامعه به میزانی که با حاکمیت تعارض پیدا کرده و خط مشی خود را از حاکمیت جدا می‌نماید هنر و هنرمند خود را نیز خلق می‌نماید. در حال حاضر با نسل نوینی از هنرمندان روبرو هستیم که در این آشفته‌ بازار هنر سعی دارند رسالت اجتماعی هنر و هنرمند را بدان بازگردانند.
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
اینک صدای «توماج صالحی»‌ها و «شیدای‌همدانی»‌ها و «شاهین نجفی»‌ها بیشتر از هر زمانی رساتر شده و گوش‌ها پذیرای چنین هنرمندانی هستند که از کف جامعه برخواسته و پای برهنه بر سنگ فرش پیاده روها راه می‌روند و به کوچه پس کوچه‌های شهر سرک کشیده و با زباله‌گردان و اتوبوس خوابان و کارتون خواب و به حاشیه‌راندگان جامعه حشرونشر نموده و تبدیل به صدای آنها می‌شوند. اینک زنان هنرمند دست‌هایی که گلویشان را می‌فشرد پس زده و تبدیل به فریاد خفته همجنسان خود می‌شوند. آن دختری که دیگر برای مجوز سالن‌ «رودکی» به انتظار نمی‌نشید تا گیسوانش سفید شود، اینک در راسته بازار و برای مخاطبین واقعی خود چهچه‌ای سر می‌دهد. آنها همچون حلاج طناب دار را به گردن کرده‌اند و بی مهبا انتقادات خود را از ناملایمات و بی اخلاقی‌ها و ناحقی‌ها فریاد می‌زنند. پیام آنها همبستگی آزادیخواهان و مردم است وقتی شیدای همدانی می‌گوید« سکوت از هر مرگی بدتر است و با افتخار ترجیح می‌دهم طناب دار بر گردنم باشد، و بر سر دار زنده بمانم تا اینکه از بی غیرتی و بی شرفی بمیرم» گواه این شجاعتی است که اینک در هیأت هنر نمود یافته‌است.

بدون شک در مرحله نوین جنبش اجتماعی ما باجنبش نوین هنریی روبرو هستیم که هنرمندان با سبک و شیوه‌ای رادیکال وارد میدان شده‌اند و این به ما می‌گوید که هنر کماکان توسط چنین هنرمندانی رسالت اجتماعی خود را داشته و در مقابل هنری که به سوی ابتذال کشیده می‌شود مقابله می‌نماید به قول شاعر هر چند«هنرمند و زندگی خوش محال است» اما جایگاه هنر و هنرمند بعنوان وجدان بیدار جامعه همچنان محفوظ است.



pjak.eu


🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢بریوان شاهو عضو کژار با اعتقاد بر اینکه رسانه ها در واقع ابزاری هستند جهت اطلاع رسانی و بالابردن سطح آگاهی جامعه، فعالین رسانه را ملزم به بیان حقیقت به بهترین شکل می داند. وی در ادامه به بررسی وضعیت رسانه در ایران پرداخت.

@aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چەند دیمەنی کورت کە گوزارش لە ژیانی ڕۆژانەی گەریلا لە چیا سەرکەشەکانی کوردستان دەکات


🆔 @GozarDemocratic
🔺رسانە شاهراه‌ی در فرایند هویت بخشی به جامعە

✍️بریوان شاهو – عضو کمیته روابط خارجی کژار


🔺در واقع رسانە را می‌توان اینگونه تعریف کرد: ابزاری ارتباطی برای انتقال اطلاعات و حقایق موجود به جامعه با هدف روشنگری و آگاهی بخشی. بر همین اساس فعالین رسانە ملزمند در این چارچوب حقایقی کە روی می‌دهند را به بهترین نحو ارائە دهند.

ویژگی اصلی فعالیت رسانه‌ای (به طور جهانی) گسترده بودن آن است. رسانەهای جمعی بە عنوان شاهراه در فرایند هویت بخشی به جامعە به ایفای نقش می‌پردازند. از همین‌رو نیز دارای قابلیتی در سطح پویایی و سرزندگی جامعه بوده و در دیگر سو نیز رخوت و سستی به بار می‌آورند. از یک‌سو نوع دوستی و آشتی را تبلیغ می‌کنند و از سوی دیگر نیز توانایی ترویج بی‌اعتمادی، دروغ‌ و شایعه‌ پراکنی و خشونت را دارا می‌باشند. این کارکرد بە طور طبیعی موجب پیدایش تضاد درونی – رفتاری در مقیاس فردی و اجتماعی می‌شود. با توجه به مشخصه‌هایی که ذکر گردید، می‌توان چنین استنباط نمود که در دنیای امروزین، رسانه یک ابزار قدرتمند است که توانایی ایجاد گوناگونی و تحول در جامعه را نیز دارا می‌باشد. از همین حیث رسانه در دست چه کسانی باشد؟ با چه ایدئولوژی و تفکری به تولید و پخش بر مبنای چگونه محتوایی می‌پردازد از اهمیت بسیاری برخوردار می‌باشد....

بیشتر بخوانید...

🌍 https://kjar.online/fa/2022/01/13/رسانە-شاهراه‌ی-در-فرایند-هویت-بخشی-به/



#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١


زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١


زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک




در سال ٢٠٢١ تحولات چشمگیری در سطح منطقەی خاورمیانە و جهان در زمینەهای سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی، علمی و تکنولوژی و در یک کلام در تمامی عرصەهای حیات را شاهد بودیم. درواقع همگام با توسعەی ارتباطات و گسترش شبکەهای ارتباطی کە خود معلول روند سرعت گیری بیش از پیش مدرنیتە و نظام سرمایە سالار مبتنی بر تجارت کالای معطوف بە بیشینەی سود بودە، بە همان نسبت نیز تحولات سیاسی – اجتماعی سرعت یافتە است. بە گونەای کە می‌توان چنین گفت کە دوران آهستگی نیز مدت‌هاست کە پایان یافتە است. نگاهی بە تحولات سیاسی – اجتماعی بە ویژە بر محوریت جغرافیای سیاسی – فرهنگی ایران و شرق کوردستان را در این نوشتار مد نظر داریم.

تحولات سیاسی را در دو بعد خارجی و داخلی مورد بحث قرار می‌دهیم. در همین راستا در نظر داریم تا سیاست خارجی نظام حاکم بر ایران را نیز در سە مسئلە کە بیشترین تاثیرگذاری‌ها را بر تصمیم‌گیری‌های کلان بر جای می‌گذارند واکاوی کنیم. یادآوری این نکتە کە این مسائل بە ظاهر منفک از هم، در واقع قطعات یک پازل بە نام مسئلەی “بقای نظام مطلقه‌ی ولایی” است ضروری می‌نماید. سپس بە تحولات سیاسی – اجتماعی داخلی پرداختە و در آخر بە راەکارهای خروج از بحران از نظر پژاک می‌پردازیم.

مسئلەی اول؛ روابط ایران – اسرائیل – اعراب

با توجە بە ماهیت وجودی نظام ولایی کە از همان آغاز قبضەی قدرت مبتنی بر ضدیت آشکار با موجودیت اسرائیل پایەریزی گشتە است، لذا برای نظام موجود در حکم ماهیتی قرار دارد. بدین گونە کە هر گونە نرمشی در برابر این مسئلە در حکم افول از اصول تلقی گشتە و مروجان آن نیز بە شدت تخطئە می‌گردند. اما در واقع امر این تضاد و دشمنی، بیش از آنکە یک تضاد و دشمنی مطلق باشد، یک دشمنی ضروری است. این بدان معناست کە موجودیت اسرائیل برای موجودیت نظام ولایی حاکم بر ایران بیش از آنکە یک شرّمطلق باشد، یک شرّ ضروریست. شاید بی‌راە نباشد اگر ادعا کرد کە این دو موجودیت بیشترین سود را بە بقای همدیگر رساندەاند. رسیدن بە توافق “صلح ابراهیم” مابین اعراب – اسرائیل و اذعان بە موجودیت اسرائیل از سوی دولت‌های عربی و در نتیجە برطرف گشتن تهدیدهای امنیتی اسرائیل از سوی اعراب، جهت مقابلە با هژمونگرایی ایران از مصادیق این ادعا می‌باشد. از سویی دیگر نیز بە بهانەی دشمنی با اسرائیل و نابودی آن، ایران توانست از انقلاب ٥٧ بدین‌سو نفوذ و هژمونی خود را در جهان عرب شکل و توسعە دهد. امری کە در حکومت‌های پهلوی و یا با ایدئولوژی‌های سکولار هیچ توفیقی بدست نیاوردند.

در حقیقت آنچە موجبات حفظ و بقا و اکنون گسترش اسرائیل در منطقەی خاورمیانە و در میان رشد فزایندەی اسلام سیاسی گشت، همان رقابت بر سر هژمونی مابین ایران – اعراب است کە گاە رنگ ایدئولوژیک مذهبی بە خود می‌گیرد، و گاە رنگ ملی‌گرایی. تعمیق هر چە بیشتر اختلافات مابین موجودیت‌های منطقە و در عین حال حفظ توازن قوا مابین این رقبا بیشترین سود را برای اسرائیل و دولت‌های غربی بە همراە آوردە و خواهد آورد. این امر بە گونەای است کە اگر چنانچە رقابت هژمونیکی با لباس مذهب‌گرایی بە حفظ توازن قوا کمک ننماید، شاهد سربرآوردن انواع ملی‌گرایی‌ها در منطقە خواهیم بود. بحران مشروعیتی کە نظام دینی حاکم بر ایران بە دلیل ناکارآمدی ساختارین و واپسگرایی‌هایش از داخل با آن روبروست می‌تواند زمینەساز از بین رفتن توازن قوا گردد. لذا دور از ذهن نیست کە حمایت از جریان‌های ملی‌گرا و ضد عرب از سوی اسرائیل و دولت‌های غربی جهت حفظ توازن قوا در دستور کار جدید قرار گیرد. در این بین البتە روابط پر تنش ایران و عربستان سعودی بە عنوان برادر بزرگتر کشورهای اسلامی سنی مذهب هنوز از بحران خارج نگشتە و مذاکرات صورت گرفتە در این اواخر بیش از آنکە بە سطح استراتژیک ارتقا یابد، در سطح مقطعی خواهد ماند. روابط صورت گرفتە در مرحلەی کنونی در حکم آتش‌بس بودە و بیشتر جهت ضمانت‌دهی بە منظور اینکە علیە همدیگر بە اقدام نظامی چە بە صورت مستقیم و یا بە صورت ائتلافی دست نزنند می‌باشد.

مسئلەی دوم؛ روابط ایران و همسایگان

جمهوری آذربایجان از دردسازترین همسایگانی است کە در حال حاضر رژیم حاکم بر ایران بیشترین تهدیدات امنیتی را از جانب او احساس می‌کند. این تهدیدات از سویی معطوف بە حضور اسرائیل در این کشور و کمک بە توسعەی ماشین جنگی این کشور در راستای مهار و بە عقب راندن ایران از منطقە است. از سویی نیز با توجە بە نیازهای دولت فاشیستی اردوغان – باغچلی جهت حفظ بقای خود، این تهدیدات در شکل و قوارەی رهبری کشورهای ترک زبان و پیشبرد پان تورانیسم و از این راە توسعەی ناتوی ترکی بە حوزەی قفقاز جنوبی و مهار ایران- چین – روسیە و همچنین قطع راەهای ارتباطی زمینی مابین این کشورها نمود یافتە است.
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
در این بین توجە ویژە بە مسئلەی آذربایجانی‌های ساکن جغرافیای سیاسی ایران از سوی ترکیە و تبدیل خواستەهای مشروع آنان بە ابزاری سیاسی جهت تهدید و باج‌خواهی از ایران حائز اهمیت می‌باشد. افزایش چشمگیر فعالیت وابستگان حزب حرکت ملی کە بە “بوزکورتها” مشهورند، در مناطق آذری‌نشین حاکی از این تلاش‌های ترکیە می‌باشد. حوادث پیش آمدە در نقدە می‌تواند سرآغاز این تهدیدات تلقی گردد. هر چند حکومت ایران هموارە خود بانی و مروج اختلافات قومی و مذهبی در میان تنوعات فرهنگی و عقیدتی بودە، اما هموارە این امکان وجود دارد کە با وجود مداخلات گاە و بیگاە بازیگران پر قدرت منطقەای و جهانی درسرنوشت ملت‌ها، نهایتا این خود حکومت باشد کە در آتش این اختلافات بسوزد و از میان رود.

خروج نیروهای ائتلاف از افغانستان و پیامد آن سقوط شبە حکومت اشرف غنی در افغانستان و بە قدرت رسیدن طالبان مرحلەی نوینی را در روابط ایران و افغانستان آغازگر خواهد بود. مرحلەای کە از شواهد چنین برمی‌آید کە چندان باب میل حکومت ایران نخواهد بود. هر چند هم طالبان و هم حکومت اسلامی در ایران از منظر فلسفەی سیاسی آبشخور واحدی دارند، اما بایستی دانست کە اختلافات ایدئولوژیکی عمیقی نیز بە واگرایی این دو حکومت اسلامی یاری رساندەاند. اختلافات مذهبی از سویی و همچنین اختلافات فرهنگی نیز با توجە بە غالبیت پشتون بودن حکومت طالبان عوامل مهمی در این واگرایی هستند. نقش و تأثیرگذاری بازیگران منطقەای و فرامنطقەای در این واگرایی مزید بر علت خواهند بود. لذا انتظار می‌رود کە علی‌رغم مواضع پراگماتیستی ایران در تعامل با طالبان، از این پس شاهد محدودتر گشتن مداخلات ایران در افغانستان باشیم.

مورد هدف قرار دادن قاسم سلیمانی در فرودگاە بغداد پیام قاطعی بە ایران بود کە دیگر ایران در عراق امنیت چندانی نخواهد داشت. پیامد فوری این سوء‌قصد، اعتراضات بی‌سابقەای بود کە در مناطق جنوبی عراق و بە ویژە در شهرهای مهم مذهبی علیە حضور و مداخلات ایران صورت گرفت. بازخورد این تحولات را می‌توان در نتیجەی انتخابات پارلمانی عراق و شکست سنگین ائتلاف بە رهبری هادی عامری مشاهدە کرد. با توجە بە فرارسیدن زمان‌بندی خروج نیروهای ائتلاف از عراق، می‌توان انتظار داشت کە قبل از خروج، نیروهای ائتلاف در صرافت بە قدرت رساندن جریانات کمتر همسو با ایران هستند. از این رهگذر در تلاشند کە بە مهار ایران و بە لاک خود فروبردن او بپردازند. حملات گاە و بیگاە علیە نیروهای حشد الشعبی در عراق و نیروهای وابستە بە ایران در سوریە در این راستا صورت می‌گیرند. در مقابل نیز ایران با حملات موشکی، پهپادی و خمپارەای خود بە نیروهای آمریکایی درعراق و نیز جنوب سوریە در صدد است تا آنان را بە خروج زود هنگام از عراق ناچار کند، قبل از اینکە نیروهای مخالف ایران قدرت کافی را بدست آوردە باشند.

.

در این بین اما وضعیت جنوب کوردستان بیشترین تأثیرپذیری را از این تحولات شاهد خواهد بود. از هم اکنون وضعیت بغرنج مناطق مورد مناقشە‌ی مادەی ١٤٠ قانون اساسی عراق و همچنین وضعیت پرآشوب احزاب حاکم بر جنوب کوردستان هویداگر این موضوع می‌باشند. دست‌اندازی‌ها و تجاوزات بی‌ حد و مرز رژیم اشغالگر ترکیە بە مناطق و شهرهای جنوب کوردستان بە صورت جابەجایی مداوم مرزهای رسمی عملا در حال جریان است. عدم اتخاذ کوچکترین موضعی در اینبارە چە در داخل و چە در خارج و یا در سطح بین الملل، آیندەی شومی را برای این بخش از کوردستان ترسیم می‌کند. نقش (پ د ک – عراق) در این تحولات فراتر از نقش سپاە حمیدیە در اواخر خلافت عثمانی نمی‌باشد. همانگونە کە با پایان یافتن خلافت عثمانی موجودیت سپاە حمیدیە نیز بە پایان رسید، با بە پایان رسیدن توهم خلافت نوعثمانی گرایان در ترکیە، موجودیت (پ د ک – عراق) نیز بە پایان خواهد رسید.

ترکیە کە در روزگار جنگ بزرگ اول، لقب مرد بیمار اروپا را یدک می‌کشید، اکنون و تحت سیطرەی “رئیس جمهور روستاها” – چرا کە همەی شهرهای بزرگ وکوچک را در انتخابات شهرداری‌ها از دست داد – بحرانی‌ترین روزگار خود را از زمان استقرار جمهوری ترکیە می‌گذراند. روابط “صرف پروبلم” با کشورهای منطقە جای رویکرد “صفر پروبلم” را گرفتە و این رویکرد در روابط با غرب نیز حاکم گشتە است. از آنجا کە حاکم متوهم ترکیە و زیردستانش بە سبکی قرن نوزدهمی سودای استعمارگری را زندە کردەاند، بیزاری خلق‌های منطقە را نصیب خود کردە و بی‌اعتمادی عمیقی را در روابط ترکیە با خارج و در سطحی وسیع‌تر در داخل موجب گشتە است. در این میان روابط ایران – ترکیە کە هموارە و در طول تاریخ ترکیبی از رقابت حداکثری و همکاری حداقلی بودە، اکنون و در سایەی تحولات فوق‌الذکر، این رابطەی حداکثری و حداقلی شدت بیشتری بە خود گرفتە است.
گذار دموکراتیک
جایگاه و دست‌آوردهای پژاک در تحولات سیاسی – اجتماعی ٢٠٢١ زیلان وژین – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic‌
بە گونەای کە در حال حاضر بە جز در مورد ضدیت با مسئلەی حق‌خواهی خلق کورد و همچنین دور زدن تحریم‌های اعمال شدە بر ایران کە ترکیە را بە کاسب تحریم‌ها بدل کردە، در باقی موارد منطقەای و حتی فرامنطقەای اصل رقابت هژمونیکی پر تنش بر روابط دو طرفە غالبیت داشتە است. از رفتار سیاسی حاکمان ترکیە چنین برمی‌آید کە در مرحلەی کنونی و با توجە بە انزوای سیاسی ایران در عرصەهای بین‌المللی، در نظر دارد تا بە شیوەی تجار قیصریە، بازار تجارت با ایران را بە انحصار خود درآورد. از این راە می‌تواند بخش بزرگی از رکود اقتصادی خود را همانند بحران جهانی اقتصاد در سال ٢٠٠٨ جبران کردە و همچنین علیە جنبش آزادی‌خواهی ملت کورد با رژیم ایران همکاری‌های خود را گسترش دهد. از سویی دیگر نیز آمادگی تمامی دارد تا با جای‌گیری در ائتلاف‌های علیە ایران، هر چە بیشتر ایران را در تگنا قرار دادە و در صورت بدست آمدن فرصت لازم، نیم نگاهی نیز بە جنبش‌های پان ترکی در ایران دارد. تجربەی برخورد ترکیە با قضیەی لیبی در جنگ‌های داخلی ٢٠١١ کە بە سقوط قذافی انجامید بە قدر کافی آموزندە است.

مسئلەی سوم؛ برجام و روابط ایران و غرب

هر چند مذاکرات احیای برجام در حال جریان است و بە صورت مقطعی توافقاتی نیز صورت می‌گیرد، اما بایستی در نظر داشت کە هر گونە توافقی در این زمینە و با این شرایط تنها کارکردی مقطعی دارد و جنبەی استراتژیکی آن چندان برجستە نخواهد بود. چرا کە در اصل موارد مورد مذاکرە در برجام کە اعم از مسئلەی اتمی، موشک‌های بالستیک و نفوذ منطقەای ایران می‌باشند، همگی خود معلول‌های یک علت بزرگتر هستند. این علت اساسی عبارت است از بازار ایران و ادغام گشتن آن در بازار جهانی سرمایەداری. گسترش نظام جهانی سرمایەداری متأخر و با ایدئولوژی نئولیبرالیسم در نظر دارد تا همەی منافذ اقتصادی دنیا را فتح کند. این امر تا حد زیادی صورت گرفتە و در این بین تنها چند کشور هستند کە بە این نظام جهانی تمکین نمی‌کنند. ایران از جملەی این کشورهاست. البتە بایستی بە روشنی دانست کە مقاومت ایران در برابر این نظام نە ناشی از ضدیت با سرمایەداری است. بلکە در اصل رقابت با نظام سرمایەداری بر سر حفظ انحصارات اقتصادی و تجاری خود می‌باشد. یعنی در واقع اختلاف ایران با نظام جهانی بر سر انحصارات است نە ماهیت سرمایەداری و یا اعتقاد بە شعار” نە شرقی نە غربی”. گسترش و پیادەسازی اصول و پرنسیبهای نئولیبرالی در داخل ایران کە بە فقر کمرشکن عموم جامعەی ایران انجامیدە اثباتگر این مدعاست. همچنین واگذاری امتیازات بیش از حد تصور بە کشورهای چین و روسیە افشاگر خوبی برای توخالی بودن ژست‌های ضد امپریالیستی می‌باشد. لذا تصور بر این است کە مسئلەی برجام و توافقات احتمالی نخواهد توانست بە صورت استراتژیک اختلافات را حل و فصل کند. بە نظر می‌رسد کە این اختلافات تنها در صورت ادغام بازار ایران در بازار جهانی و تسلیمیت بدون قید و شرط آن پایان یابد. با توجە بە اینکە یک سرمایەداری مافیایی وابستە بە هستەی سخت قدرت بر اقتصاد ایران چنبرە زدە و تمامی فریبکاری‌های نئولیبرالی را در مقیاسی” وطنی” و بە صورت افراطی اجرایی می‌کند، بە نظر نمی‌رسد میلی بە تقسیم غنایم با دیگران داشتە باشند. تحریم‌های اقتصادی بیشتر نیز تنها بە فربەتر شدن این مافیا خواهد انجامید. تا زمانی کە این سرمایەدار- حکومتگران در رأس تصمیم‌سازیهای کلان باشند و از انحصارات بدست آمدە منتفع می‌شوند، هر گونە توافقی چە برجامی یا غیر برجامی نخواهد توانست از مقطعی بودن رهایی یابد. در صورت تسلیمیت کامل ایران بە نظام جهانی و یا تغییر رژیم است کە” پایان خوش” رقم خواهد خورد کە البتە هر دو وضعیت دو روی یک سکە هستند.

تحولات سیاسی – اجتماعی ایران و شرق کوردستان

روند تحول‌خواهی کە در میان جوامع ایران در حال جریان است، در سال ٢٠٢١ توسعەی خود را تداوم بخشید و جوامع ایران را بە پویاترین و سرزندەترین جوامع خاورمیانە بدل ساخت. آنچە در ایران امروزە شاهدش هستیم وفور خیابان‌های سیاسی است. جوامع ایران بە تجربە و بە درستی دریافت کە امر سیاسی نە از دهلیزها، سالن‌ها و صندوق‌ها، بلکە در خیابان و عرصەهای حیات قابل تحقق است. حضور مستمر و پیگیر همەی قشرهای اجتماعی در ساحت خیابان و در همان حال روی گردانی از نمایش‌های انتخاباتی نشان از ارتقای سطح آگاهی اجتماع است. سرعت تحولات اجتماعی، رژیم را از پاسخگویی بە نیازهای جامعە ناتوان ساختە و بحرانی ساختارین را دامنگیر آن کردە است. بحران از آنجا عمیق‌تر گشتە کە حکومت برای پرسش‌ها و نیازهای جدید جامعەی رو بە رشد تنها جواب‌های کهنە را در آستین دارد. با اجرائی کردن سیاست‌های نئولیبرالی کە بە از میان رفتن طبقات متوسط و در نتیجە بە توسعەی فقر در جامعە انجامیدە، شاهد اعتراضات بسیار متنوعی هستیم کە از میان آنها اعتراضات معلمین و کارگران از سازمان یافتەترین آنها بودە است.