گذار دموکراتیک
حسین خضری، واکنش به ستمی تاریخی نوشته یک همرزم شهید 🆔 @GozarDemocratic
وقتی تربیت بیآلایش و سادهی کردی و خانوادگی او با دانش سازمان و شرایط پیشبَرَندهی حیات گریلایی یکی شدند، او همان «هیمن»ی شد که خلق او نیاز داشت، که رهبرش بر آن تأکید میکرد، که میهنش در نبود چنان شخصیتهایی به دام اشغال و استیلا و غارت دچار گشته بود. حیات گریلایی رفیق هیمن اینگونه بر ریل تکامل و پیشرفت بسوی آینده افتاد…
شهید هیمن در فعالیتها و کارها و سازماندهیهای مختلفی جای گرفت. بیشتری فعالیتی که با آن شناخته میشد، سازماندهی خلق بود. او با پراکتیک مسلحانهی خویش در منطقهی اطراف اورمیه زبانزد بود و دوست و دشمن جدیت و قدرت وی را شناخته بودند. هم خلق در برابر او با این جدیت برخورد کرده و هم با توجه به آن در پی ضربه زدن به اون بود. اون و جمع دوستان خستگیناپذیرش در آن منطقه کارهایی کردند و پراکتیکهایی را رقم زدند که به اندازهی تأثیرات سیاسی-اجتماعی، بهیادماندنی بوده و هنوز که هنوز است، ورد زبان دوستان وی و خلق بوده و به بنیان ایجاد زمینههای خوداعتمادی مجدد خلق تبدیل گشته بودند. خلق کرد در منطقه که پس از فروکشی آتش مبارزات ملی دچار افولی سیاسی و یک نوع شکست توأم با سرخوردگی بودند که با این تحرکات از بین رفته و جوش و خروشی نوین در منطقه شکل گرفت. حضور ملموس در میان خلق و تقابل قدرتمدارانه با عوامل رژیم سبب گشت که مردم، جانی تازه یافته و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند. در پایان هر فصل کاری تأثیر این کار را بر روی رفیق هیمن نیز میشد دید. در پایان هر دورهی کاری و به هنگام ارزیابی فصل کاری و تدارکات برای فصل بعد، هیمن پرجوشوخروشتر از قبل ظاهر میشد، مملو از تجربه و آزمون گشته بود، هرچه بیشتر بر قدرت فکری و عملی او افزوده شده بود و اینگونه پروفایل یک کادر خلقی و یک مبارز و پیکارگر آپوئیستی در شرق کردستان را از خویش به نمایش میگذاشت. سالهای متمادی رفیق هیمن و رفقایش در منطقه باد انقلاب را چنان وزاندند که به الگوی سایر مناطق تبدیل شد. غافل نشدنشان از ابعاد مختلف مبارزه سبب شد که در میان خلق نیز زبانزد گردند. «مبارزه با شیوع مصرف مواد مخدر» در منطقه، به یکی از کارهای اساسی شهید هیمن و رفقایش تبدیل گشته بود که این امر تفاوت آنان با سایر جریانات سیاسی را در عملی مشخص به مردم یادآوری مینمود. این مبارزهی بهیادماندنی و خاطرات تراژیک-کمیک برخورد با مبتلایان به مواد مخدر به نقل محافل مردم و رفقا تبدیل شده بود. این مبارزهی مؤثر از جمله کارهای ارزشمندی است که جنبش آپوئیستی توانست در مناطق شمالی شرق کردستان آن را بیازماید و باید به الگویی جهت مبارزه تبدیل شود.
رفیق هیمن با اندوختهای بسیار سال ۲۰۰۶ در یک دورهی دیگر آموزش سیاسی شرکت کرده و در پایان آن، با عزمی بیشتر از قبل راهی کار شد. رفیق هیمن دارای اندوختهی نظامی معینی بود، اما کار در گروههای مسلحانه، در کنار مزیتهایی که دارد، تنگناهایی را نیز با خود میآورد که رفیق هیمن خواهان گذار از آنان بود و با خلاقیت، قادر به ابداع روشها و راهکارهایی مینمود که عموما به الگوی کاری سایر رفقا نیز تبدیل میشد. عملکرد سرشار از شوق و نوآوری و تنوع و ابداع وی، بخش مهمی از خاطرات مبارزه در کنار وی را تشکیل میدهد که همرزمان و همراهانش نقل میکنند.
رفیق هیمن سال ۲۰۰۸ به دست دشمن اسیر گشت و همانند عملکرد بینظیر و همانگونه که از او انتظار میرفت، مقاومتی بیهمپا نشان داد و در کنار تلاش جهت تعامل قوی با دشمن، سرسختانه از فلسفه و عقیدهی خویش دفاع نمود. دشمن سعی در تخریب چهرهی وی نمود اما مردم و رفقایش با شناختی که از او داشتند، هیچگاه اعتماد و باوریشان به وی را از دست ندادند. در پایان این فصل مبارزه از چنگال دشمن، همانگونه که از ددمنشان انتظار میرود، دستگاههای رژیم تصمیم به اعدام رفیق هیمن گرفته و ایشان را اعدام کرده و اینگونه حسین خضری، این جوان نستوه و مبارز کرد، به شهید راه عدالتخواهی و دادگری و مساواتطلبی تبدیل گشت.
شهید حسین خضری (هیمن بیکهس) سمبل واکنش یک جامعه در جهت زیستن حیاتی آزاد است. سمبل برآوردن فرزندانی از دل خویش برای زیستنی آزاد و زیباست. او مبارز طریق رهبر خویش گشت که حیات را با آنچه میپسندد که «زیبا، صحیح، نیک و آزاد» است و او بر پایهی تربیت اجتماعی و خانوادگی خویش و با آموزشهای سازمان و رهبرش به مبارزی تبدیل گشت که در راه «حقیقتخواهی» همطراز بزرگان تاریخ گشت. بدون شک این جوان نستوه و سرزنده و پیکارگر، الگو و سرمشقی نیک جهت جوانانی است که به دنبال حقیقت و آزادی و عدالت بوده و در پی راهکاری صحیح جهت رسیدن به آن هستند.
زنده باد یاد و خاطرهی آنان که بزرگتر از روزمرگی در پی تعالی انسانی و حقیقی هستند…
زنده باد آموزگار و رهبری که آنان را پرورد و طریق مبارزه به آنان آموخت…
منبع : مجلە ژیلمو شماره ۱۹
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
شهید هیمن در فعالیتها و کارها و سازماندهیهای مختلفی جای گرفت. بیشتری فعالیتی که با آن شناخته میشد، سازماندهی خلق بود. او با پراکتیک مسلحانهی خویش در منطقهی اطراف اورمیه زبانزد بود و دوست و دشمن جدیت و قدرت وی را شناخته بودند. هم خلق در برابر او با این جدیت برخورد کرده و هم با توجه به آن در پی ضربه زدن به اون بود. اون و جمع دوستان خستگیناپذیرش در آن منطقه کارهایی کردند و پراکتیکهایی را رقم زدند که به اندازهی تأثیرات سیاسی-اجتماعی، بهیادماندنی بوده و هنوز که هنوز است، ورد زبان دوستان وی و خلق بوده و به بنیان ایجاد زمینههای خوداعتمادی مجدد خلق تبدیل گشته بودند. خلق کرد در منطقه که پس از فروکشی آتش مبارزات ملی دچار افولی سیاسی و یک نوع شکست توأم با سرخوردگی بودند که با این تحرکات از بین رفته و جوش و خروشی نوین در منطقه شکل گرفت. حضور ملموس در میان خلق و تقابل قدرتمدارانه با عوامل رژیم سبب گشت که مردم، جانی تازه یافته و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند. در پایان هر فصل کاری تأثیر این کار را بر روی رفیق هیمن نیز میشد دید. در پایان هر دورهی کاری و به هنگام ارزیابی فصل کاری و تدارکات برای فصل بعد، هیمن پرجوشوخروشتر از قبل ظاهر میشد، مملو از تجربه و آزمون گشته بود، هرچه بیشتر بر قدرت فکری و عملی او افزوده شده بود و اینگونه پروفایل یک کادر خلقی و یک مبارز و پیکارگر آپوئیستی در شرق کردستان را از خویش به نمایش میگذاشت. سالهای متمادی رفیق هیمن و رفقایش در منطقه باد انقلاب را چنان وزاندند که به الگوی سایر مناطق تبدیل شد. غافل نشدنشان از ابعاد مختلف مبارزه سبب شد که در میان خلق نیز زبانزد گردند. «مبارزه با شیوع مصرف مواد مخدر» در منطقه، به یکی از کارهای اساسی شهید هیمن و رفقایش تبدیل گشته بود که این امر تفاوت آنان با سایر جریانات سیاسی را در عملی مشخص به مردم یادآوری مینمود. این مبارزهی بهیادماندنی و خاطرات تراژیک-کمیک برخورد با مبتلایان به مواد مخدر به نقل محافل مردم و رفقا تبدیل شده بود. این مبارزهی مؤثر از جمله کارهای ارزشمندی است که جنبش آپوئیستی توانست در مناطق شمالی شرق کردستان آن را بیازماید و باید به الگویی جهت مبارزه تبدیل شود.
رفیق هیمن با اندوختهای بسیار سال ۲۰۰۶ در یک دورهی دیگر آموزش سیاسی شرکت کرده و در پایان آن، با عزمی بیشتر از قبل راهی کار شد. رفیق هیمن دارای اندوختهی نظامی معینی بود، اما کار در گروههای مسلحانه، در کنار مزیتهایی که دارد، تنگناهایی را نیز با خود میآورد که رفیق هیمن خواهان گذار از آنان بود و با خلاقیت، قادر به ابداع روشها و راهکارهایی مینمود که عموما به الگوی کاری سایر رفقا نیز تبدیل میشد. عملکرد سرشار از شوق و نوآوری و تنوع و ابداع وی، بخش مهمی از خاطرات مبارزه در کنار وی را تشکیل میدهد که همرزمان و همراهانش نقل میکنند.
رفیق هیمن سال ۲۰۰۸ به دست دشمن اسیر گشت و همانند عملکرد بینظیر و همانگونه که از او انتظار میرفت، مقاومتی بیهمپا نشان داد و در کنار تلاش جهت تعامل قوی با دشمن، سرسختانه از فلسفه و عقیدهی خویش دفاع نمود. دشمن سعی در تخریب چهرهی وی نمود اما مردم و رفقایش با شناختی که از او داشتند، هیچگاه اعتماد و باوریشان به وی را از دست ندادند. در پایان این فصل مبارزه از چنگال دشمن، همانگونه که از ددمنشان انتظار میرود، دستگاههای رژیم تصمیم به اعدام رفیق هیمن گرفته و ایشان را اعدام کرده و اینگونه حسین خضری، این جوان نستوه و مبارز کرد، به شهید راه عدالتخواهی و دادگری و مساواتطلبی تبدیل گشت.
شهید حسین خضری (هیمن بیکهس) سمبل واکنش یک جامعه در جهت زیستن حیاتی آزاد است. سمبل برآوردن فرزندانی از دل خویش برای زیستنی آزاد و زیباست. او مبارز طریق رهبر خویش گشت که حیات را با آنچه میپسندد که «زیبا، صحیح، نیک و آزاد» است و او بر پایهی تربیت اجتماعی و خانوادگی خویش و با آموزشهای سازمان و رهبرش به مبارزی تبدیل گشت که در راه «حقیقتخواهی» همطراز بزرگان تاریخ گشت. بدون شک این جوان نستوه و سرزنده و پیکارگر، الگو و سرمشقی نیک جهت جوانانی است که به دنبال حقیقت و آزادی و عدالت بوده و در پی راهکاری صحیح جهت رسیدن به آن هستند.
زنده باد یاد و خاطرهی آنان که بزرگتر از روزمرگی در پی تعالی انسانی و حقیقی هستند…
زنده باد آموزگار و رهبری که آنان را پرورد و طریق مبارزه به آنان آموخت…
منبع : مجلە ژیلمو شماره ۱۹
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن
✍ گولان فهیم
برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که میگویند: “تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است” اشاره میکنم. از همان آغاز گذار دوران زن – مادر به دوران مردسالاری تا به امروز، برای پیشگیری از انحراف و زوال ارزشهای به وجود آمدهی اجتماعی، مبارزات بسیاری روی دادهاند. پیشاهنگهای مبارز و فداکار بسیاری در این مقاومتها ظهور کردند. این فرهنگ مقاومتی در کوردستان نیز، از همه بیشتر در میان زنان کورد شکل گرفته شخصیتهایی همچون “رفیق سارا” بیانگر این واقعیت تاریخی خلق کورد میباشد. فرهنگ زن – مادر در کوردستان و به پیشاهنگی زنان ظهور و رشد نموده است، این نقش گهوارهگی کوردستان سبب شده این فرهنگ تا به امروز نیز زنده و پویا به حیات خود ادامه بدهد. علیرغم تمامی انحرافاتی که در ذهنیت جامعه روی داده، زن کورد تا حد ممکن به حفظ و صیانت از ارزشهای بنیادین جامعه پرداخته است. این در واقع از وابستگی زن به خاک و سرزمیناش سرچشمه میگیرد، او به طور مداوم فرهنگ مرتبط با سرزمین خود را ارج نهاده و اجازه نداده که در طول تاریخ کمرنگ شود.
رفیق سارا دارای سه شناسهی هویتی؛ زن، کورد و علوی بود. این شناسهها سبب شدند تا او از همان آغاز دوران جوانی به بیعدالتی و فاشیسم موجود در ساختار حکومتی دولتها پیبرده و از اعماق وجود، متحمل درد و رنج بسیاری گشت. در تاریخ کهن تا به امروز ملت و فرهنگهای متنوعی بدون کمترین چالش و درگیری به زندگی با هم پرداخته بودند. این همزیستی و مسالمت، ارزشهای معنوی و مادی بسیاری را با خود به همراه داشت که ذهنیت استوار بر مردسالاری جهت نابودیشان به توسعهی دیدگاهی نژادپرست، دینپرست و جنسیتگرا در تمامی عرصههای اجتماعی پرداخت. رفیق سارا حاضر به پذیرش این بیحقیقتیها نبوده و در برابر آنها با خشم و کینهی بزرگی مداما بدنبال رهیافت و چارهیابی بود. همزمان با عمق یافتن جستجوی او بدنبال حقیقت، با جنبش آزادیخواهی خلق کورد PKK آشنایی یافت و از آن پس مبارزات او به مرحلهای نوین و سازمانی گذار مینماید. او یکی از دو نفر زنانی بود که از همان آغاز سازماندهی PKK که جنبشی با ایستاری رادیکال در برابر نظام شناخته میشد مشارکتی فعالانه داشت. این بر کسی پوشیده نیست؛ در موقعیت زمانی که فئودالیسم حاکم بر جامعهی کوردستان و فاشیسم موجود در نظام حاکم بر کوردستان حضور یک زن در چنین جنبشی به جسارت، اعتقاد، آگاهی و توان فوقالعادهای نیاز دارد. بیشتر قیام و عصیانهایی که در کوردستان روی دادند، با سرکوب و قتلعام روبرو ماندند، از آن جمله میتوان به عصیان “شیخ سعید” در “درسیم” اشاره نمود. این تاثیر عمیقی در حد ترس و تردد بر مبارزات خلق کورد به جا گذاشته بود. این واقعیتها همه برای رفیق سارا در عین حالی که به معنای روبرو شدن با دشواری و سختیهای بسیار بود، در نظر او آفرینش یک ارزش انقلابی بسیار والا بود که میبایست با حضور پر رنگ و موثر خود بر مسیر آن قرار میگرفت. او در سراسر دوران مبارزاتی خویش با چنین درک و عزم راسخی تحت تمامی شرایط زمانی و مکانی مختلف، بر اساس مبانی متحولساز انقلابی مبارزه نمود. رفیق سارا در برابر ذهنیت مرتجع جنسیتگرا که زنان و خلق کورد را تحت تاثیر قرار داده و بنیاد جسمانی و روحی آنها را از هم فروپاشیده بود، دارای ایستار و موضعی شفاف بود. هرگز اجازه نمیداد، شخص دیگری به جای او تصمیم گرفته و شیوهی فکر کردن و زندگی او را مشخص کرده و از پتانسیل فکری و جسمانی او، آنگونه که میخواهد سوءاستفاده نماید. او جایگاه زن در فلسفهی رهبر آپو را اینگونه ارزیابی مینمود؛ ارادهمند نمودن و ارج نهادن به زن در حقیقت پایهی اساسی فلسفهی رهبر را در برمیگیرد. برای رسیدن به شخصیتی بزرگ، همیشه به خودسازی و مبارزات ذهنیتی – درونی مشغول بود. برای از میان بردن خصوصیات شخصیتی که از نظام اقتدارگرای مردسالار متاثر شده و بر مسیر منافع این نظام قرار داشت، مبارزات بسیاری انجام داد. همیشه با عشق و علاقه در تمامی عرصههای مبارزاتی حضور داشته و با توان آفرینش برنامه و پروژههای نوین در پیشبرد فعالیتها تاثیر چشمگیری داشت.
در زمانی که به زن همچون پدیدهی ناموس نگریسته میشد و رژیم ترک از هر چیز بیشتر میخواست از این راه رفیق سارا را مجبور به تسلیمیت گردانند، او برعکس آنچه آنها تصور کرده بودند با ایستاری که باید گفت؛ زیبندهی صفحات تاریخ مقاومت زنان گشت، در پاسخ به دشمن میگوید: “تسلیمیت؛ بیحیثیتیست”. او در برابر تمامی شکنجههای وحشیانهی رژیم، با درک وظیفهی تاریخی خود به مقاومت پرداخته و در برابر تحمیلات آنها سر فرود نمیآورد.
✍ گولان فهیم
برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که میگویند: “تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است” اشاره میکنم. از همان آغاز گذار دوران زن – مادر به دوران مردسالاری تا به امروز، برای پیشگیری از انحراف و زوال ارزشهای به وجود آمدهی اجتماعی، مبارزات بسیاری روی دادهاند. پیشاهنگهای مبارز و فداکار بسیاری در این مقاومتها ظهور کردند. این فرهنگ مقاومتی در کوردستان نیز، از همه بیشتر در میان زنان کورد شکل گرفته شخصیتهایی همچون “رفیق سارا” بیانگر این واقعیت تاریخی خلق کورد میباشد. فرهنگ زن – مادر در کوردستان و به پیشاهنگی زنان ظهور و رشد نموده است، این نقش گهوارهگی کوردستان سبب شده این فرهنگ تا به امروز نیز زنده و پویا به حیات خود ادامه بدهد. علیرغم تمامی انحرافاتی که در ذهنیت جامعه روی داده، زن کورد تا حد ممکن به حفظ و صیانت از ارزشهای بنیادین جامعه پرداخته است. این در واقع از وابستگی زن به خاک و سرزمیناش سرچشمه میگیرد، او به طور مداوم فرهنگ مرتبط با سرزمین خود را ارج نهاده و اجازه نداده که در طول تاریخ کمرنگ شود.
رفیق سارا دارای سه شناسهی هویتی؛ زن، کورد و علوی بود. این شناسهها سبب شدند تا او از همان آغاز دوران جوانی به بیعدالتی و فاشیسم موجود در ساختار حکومتی دولتها پیبرده و از اعماق وجود، متحمل درد و رنج بسیاری گشت. در تاریخ کهن تا به امروز ملت و فرهنگهای متنوعی بدون کمترین چالش و درگیری به زندگی با هم پرداخته بودند. این همزیستی و مسالمت، ارزشهای معنوی و مادی بسیاری را با خود به همراه داشت که ذهنیت استوار بر مردسالاری جهت نابودیشان به توسعهی دیدگاهی نژادپرست، دینپرست و جنسیتگرا در تمامی عرصههای اجتماعی پرداخت. رفیق سارا حاضر به پذیرش این بیحقیقتیها نبوده و در برابر آنها با خشم و کینهی بزرگی مداما بدنبال رهیافت و چارهیابی بود. همزمان با عمق یافتن جستجوی او بدنبال حقیقت، با جنبش آزادیخواهی خلق کورد PKK آشنایی یافت و از آن پس مبارزات او به مرحلهای نوین و سازمانی گذار مینماید. او یکی از دو نفر زنانی بود که از همان آغاز سازماندهی PKK که جنبشی با ایستاری رادیکال در برابر نظام شناخته میشد مشارکتی فعالانه داشت. این بر کسی پوشیده نیست؛ در موقعیت زمانی که فئودالیسم حاکم بر جامعهی کوردستان و فاشیسم موجود در نظام حاکم بر کوردستان حضور یک زن در چنین جنبشی به جسارت، اعتقاد، آگاهی و توان فوقالعادهای نیاز دارد. بیشتر قیام و عصیانهایی که در کوردستان روی دادند، با سرکوب و قتلعام روبرو ماندند، از آن جمله میتوان به عصیان “شیخ سعید” در “درسیم” اشاره نمود. این تاثیر عمیقی در حد ترس و تردد بر مبارزات خلق کورد به جا گذاشته بود. این واقعیتها همه برای رفیق سارا در عین حالی که به معنای روبرو شدن با دشواری و سختیهای بسیار بود، در نظر او آفرینش یک ارزش انقلابی بسیار والا بود که میبایست با حضور پر رنگ و موثر خود بر مسیر آن قرار میگرفت. او در سراسر دوران مبارزاتی خویش با چنین درک و عزم راسخی تحت تمامی شرایط زمانی و مکانی مختلف، بر اساس مبانی متحولساز انقلابی مبارزه نمود. رفیق سارا در برابر ذهنیت مرتجع جنسیتگرا که زنان و خلق کورد را تحت تاثیر قرار داده و بنیاد جسمانی و روحی آنها را از هم فروپاشیده بود، دارای ایستار و موضعی شفاف بود. هرگز اجازه نمیداد، شخص دیگری به جای او تصمیم گرفته و شیوهی فکر کردن و زندگی او را مشخص کرده و از پتانسیل فکری و جسمانی او، آنگونه که میخواهد سوءاستفاده نماید. او جایگاه زن در فلسفهی رهبر آپو را اینگونه ارزیابی مینمود؛ ارادهمند نمودن و ارج نهادن به زن در حقیقت پایهی اساسی فلسفهی رهبر را در برمیگیرد. برای رسیدن به شخصیتی بزرگ، همیشه به خودسازی و مبارزات ذهنیتی – درونی مشغول بود. برای از میان بردن خصوصیات شخصیتی که از نظام اقتدارگرای مردسالار متاثر شده و بر مسیر منافع این نظام قرار داشت، مبارزات بسیاری انجام داد. همیشه با عشق و علاقه در تمامی عرصههای مبارزاتی حضور داشته و با توان آفرینش برنامه و پروژههای نوین در پیشبرد فعالیتها تاثیر چشمگیری داشت.
در زمانی که به زن همچون پدیدهی ناموس نگریسته میشد و رژیم ترک از هر چیز بیشتر میخواست از این راه رفیق سارا را مجبور به تسلیمیت گردانند، او برعکس آنچه آنها تصور کرده بودند با ایستاری که باید گفت؛ زیبندهی صفحات تاریخ مقاومت زنان گشت، در پاسخ به دشمن میگوید: “تسلیمیت؛ بیحیثیتیست”. او در برابر تمامی شکنجههای وحشیانهی رژیم، با درک وظیفهی تاریخی خود به مقاومت پرداخته و در برابر تحمیلات آنها سر فرود نمیآورد.
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
زمانی که رفیق سارا از زندان آزاد شد، در ادامهی مبارزات انقلابیاش به سنگرهای مقاومتی دیگر رفقایش در کوهستانهای کوردستان پیوست. او به عنوان یک فرماندهی زن در عرصهی مقاومت و مبارزه در برابر جنگهای استعماری دشمن به ایفای نقش پرداخت. در زمینهی ملحق نمودن، سازماندهی و آموزش زنان و جوانان به صفوف مبارزاتی جنبش آزادیخواهی با تمام توان تلاش میکرد. او همچنین در دورانی که زن در میان PKK به سازماندهی ارتش خودویژهی خود مشغول بودند، برای صیانت از رنج و زحمات زنان در مقاومتهای جهان به سازماندهی و هویت حقیقیاش دست یابد، نقش تاریخی یک پیشاهنگ را بر عهده گرفت. در برابر هوشمندی جامعهی جنسیتگرایی که معتقد است؛ زن توان مشارکت در مبارزات و مقاومتهای نظامی را ندارد، ایستار او پاسخی شفاف و عملی بود. زحمات رفیقمان سارا در تشکیل تیم، دسته و یگانهای خودویژه، در برابر سوءاستفادهی ذهنیت اقتدارگرا از زحمات زن در طول سالهای مقاومت و در پیروزی انقلابها سیستمی چارهیاب بود. این زن مبارز در میان رفقای زن جهت ایجاد و رشد اعتماد بنفس، توانمندسازی و دستیابی به یک ایستار با اراده از هیچ تلاشی چشمپوشی نمینماید.
شهید سارا با همهی رفقا بسیار ساده و صمیمی برخورد مینمود. وقتی به رفاقت او و دلسوزیاش با رفقا فکر میکنم، همیشه یک روز بارانی در خاطرم مجسم میشود که شیوهی زندگی و رفاقت رفیق سارا را با سادگی تمام در خود گرفته و افاده میکند. یک روز وقتی که جمعی از رفقا بعد از تمام شدن جلسه خواستند به محل خود برگردند. جای رفقای مرد کمی دور بود و باران هر لحظه بالا میگرفت. رفیق سارا رفت روی یک صخرهی بزرگ که بر منطقه مسلط بود و زیر باران با چشمانی نگران و سرشار از دلسوزی تا در دیدرس بودند به آنها خیره شد. این فقط نمونهای از برخوردهای این زن مبارز و آپوئیست در برابر رفاقت و شیوهی زندگی گریلا بود که در همهی لحظات زندگی و جزئیات نهفته در آن دارای ایستاری سازنده و آموزش دهنده بود. برخورد فروتنانهی او با رفقا، شیوهی زندگی با برنامه و منظم او الگوی انقلابیترین مبارزه در برابر نظام کائوسآلود و آشفتهی مردسالار برای همهی ما بود. برای یک مبارزهی طولانی و موثر، به تندرستی خود و اطرافیاناش اهمیت بسیاری میداد. در زمینهی زیباییشناسی چنین میگفت: ” درخشندگی ذهنیت انسانها، به شیوهی زندگی و چهرهی آنها زیبایی خاصی میبخشد” و به این مهم همچون یک سبک و فرهنگ در زندگی معتقد بود و در زیبا زیستن مرزناشناس، به زندگی وابسته بود.
شهید سارا با گذار از حصار تنیده شده به دور ذهن خود به عنوان یک زن، خطمشی مبارزه، مقاومت و آزادیخواهی زن را عینیت بخشید. به همین دلیل میتوان گفت: هدف گرفتن رفیق سارا از طرف نیروهای استعمارگر کوردستان در شهر “پاریس” وارد آوردن ضربهای بر جنبش آزادیخواهی زن و یا همان نابودی زن آزاد بود. این در حالیست که این نیروها نمیدانستند میراثی که همرزممان رفیق سارا در کوردستان و سراسر جهان برای تمامی زنان به وجود آورد، هزاران زن با همان روح آزادیخواهی رفیق سارا زیسته و امروزه در کوهستانهای کوردستان و عرصههای دیگر مبارزات حافظت و پیشبرد این میراث را از جان و دل بر عهده گرفتهاند.
روح فدایی که در شخصیت رفیق سارا بحث بر سر آن رفت، امروزه در باکور کوردستان نمونههایی مانند رفیق “اَکین” را آفرید. رژیم ترک چون نتوانست ارادهی این زن مبارز را تسلیم بگیرد، خواست از راه تکهپاره کردن و بیاحترامی نمودن به جنازهی بیجان او از این عزم و روح بلند مرتبهی زن آزاد انتقام بگیرد. در روژآوای کوردستان نیز هزاران زن و جوان انقلابی همچون رفیق “آرین” در برابر حملات ضد بشری استعمارگران با تمام توان مقاومت نمودند. رفیق “آرین” در پایان وقتی که به یک روح فدایی برای از میان بردن محاصره و حملات وحشیانهی دشمن بر خلق و رفقایش نیاز بود، با نوآوری در تاکتیک، بدن خود را به یک بمب تبدیل کرده، با منفجر کردن آن در میان دشمن، در واقع پاسخی شد در برابر تمامی تحمیلات ذهنیت متجاوز این نیروهای استعمارگر. در باشور کوردستان، رفیق “ویان” در راه عشق به آزادی، بدن خود را به آتش کشید تا معنای جستجوی آزادی روح انسان را زنده نگه دارد.
شهید سارا با همهی رفقا بسیار ساده و صمیمی برخورد مینمود. وقتی به رفاقت او و دلسوزیاش با رفقا فکر میکنم، همیشه یک روز بارانی در خاطرم مجسم میشود که شیوهی زندگی و رفاقت رفیق سارا را با سادگی تمام در خود گرفته و افاده میکند. یک روز وقتی که جمعی از رفقا بعد از تمام شدن جلسه خواستند به محل خود برگردند. جای رفقای مرد کمی دور بود و باران هر لحظه بالا میگرفت. رفیق سارا رفت روی یک صخرهی بزرگ که بر منطقه مسلط بود و زیر باران با چشمانی نگران و سرشار از دلسوزی تا در دیدرس بودند به آنها خیره شد. این فقط نمونهای از برخوردهای این زن مبارز و آپوئیست در برابر رفاقت و شیوهی زندگی گریلا بود که در همهی لحظات زندگی و جزئیات نهفته در آن دارای ایستاری سازنده و آموزش دهنده بود. برخورد فروتنانهی او با رفقا، شیوهی زندگی با برنامه و منظم او الگوی انقلابیترین مبارزه در برابر نظام کائوسآلود و آشفتهی مردسالار برای همهی ما بود. برای یک مبارزهی طولانی و موثر، به تندرستی خود و اطرافیاناش اهمیت بسیاری میداد. در زمینهی زیباییشناسی چنین میگفت: ” درخشندگی ذهنیت انسانها، به شیوهی زندگی و چهرهی آنها زیبایی خاصی میبخشد” و به این مهم همچون یک سبک و فرهنگ در زندگی معتقد بود و در زیبا زیستن مرزناشناس، به زندگی وابسته بود.
شهید سارا با گذار از حصار تنیده شده به دور ذهن خود به عنوان یک زن، خطمشی مبارزه، مقاومت و آزادیخواهی زن را عینیت بخشید. به همین دلیل میتوان گفت: هدف گرفتن رفیق سارا از طرف نیروهای استعمارگر کوردستان در شهر “پاریس” وارد آوردن ضربهای بر جنبش آزادیخواهی زن و یا همان نابودی زن آزاد بود. این در حالیست که این نیروها نمیدانستند میراثی که همرزممان رفیق سارا در کوردستان و سراسر جهان برای تمامی زنان به وجود آورد، هزاران زن با همان روح آزادیخواهی رفیق سارا زیسته و امروزه در کوهستانهای کوردستان و عرصههای دیگر مبارزات حافظت و پیشبرد این میراث را از جان و دل بر عهده گرفتهاند.
روح فدایی که در شخصیت رفیق سارا بحث بر سر آن رفت، امروزه در باکور کوردستان نمونههایی مانند رفیق “اَکین” را آفرید. رژیم ترک چون نتوانست ارادهی این زن مبارز را تسلیم بگیرد، خواست از راه تکهپاره کردن و بیاحترامی نمودن به جنازهی بیجان او از این عزم و روح بلند مرتبهی زن آزاد انتقام بگیرد. در روژآوای کوردستان نیز هزاران زن و جوان انقلابی همچون رفیق “آرین” در برابر حملات ضد بشری استعمارگران با تمام توان مقاومت نمودند. رفیق “آرین” در پایان وقتی که به یک روح فدایی برای از میان بردن محاصره و حملات وحشیانهی دشمن بر خلق و رفقایش نیاز بود، با نوآوری در تاکتیک، بدن خود را به یک بمب تبدیل کرده، با منفجر کردن آن در میان دشمن، در واقع پاسخی شد در برابر تمامی تحمیلات ذهنیت متجاوز این نیروهای استعمارگر. در باشور کوردستان، رفیق “ویان” در راه عشق به آزادی، بدن خود را به آتش کشید تا معنای جستجوی آزادی روح انسان را زنده نگه دارد.
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
در شرق کوردستان نیز، تاریخ مقاومت در زندان “آمد” دوباره شد. رژیم ایران نیز خواست از راه شکنجه و اعدام، ارادهی “شهید شیرین علمهولی” را با شکست روبرو نماید. اما رفیق “شیرین” با تکیه بر نیرو و توانی که از پیشاهنگ فلسفهی آپوئیستی؛ “رفیق سارا” گرفته بود مقاومتی بیهمتا نمود. او وقتی به طرف چوبهی دار اعدام میرفت، بدون هیچ تردیدی در دل با گفتن این جمله: “شما میتوانید جانم را از من بستانید اما شرافتم را نه” خطمشی مبارزاتی رفیق سارا را در روژهلات کوردستان پیشبرد بخشید. امروزه این خطمشی، در ایران و روژهلات کوردستان با مقاومت رفیق “زینب جلالیان” پویاییاش را حفظ نموده است.
مقاومت زنان کورد بر مبنای این روح، امروزه در باکور کوردستان تحت عنوان YJA STAR، در روژآوا YPJ در روژهلات کوردستان با نام HPJ و در باشور با عنوان YJŞروزانه وسعت یافته و بر مبارزات و همبستگی زنان از دیگر ملتها نیز تاثیرات ملموسی گذاشته، خروش و ارادهی عظیمی به وجود آورده است. زنان با درک و یقین ناشی از حقیقتی که هر روز دقت چشم و وجدان مردمان آزادیخواه را به سوی کوردستان جلب میکند، به حمایت از پیشاهنگی زنان کورد در تاسیس سیستم خودمدیریتی دمکراتیک برخاستهاند. پس این حقیقت انکارناپذیر است که مبارزات رفیق سارا زیباترین جلوه و آغاز تاریخ آزادی زن است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
مقاومت زنان کورد بر مبنای این روح، امروزه در باکور کوردستان تحت عنوان YJA STAR، در روژآوا YPJ در روژهلات کوردستان با نام HPJ و در باشور با عنوان YJŞروزانه وسعت یافته و بر مبارزات و همبستگی زنان از دیگر ملتها نیز تاثیرات ملموسی گذاشته، خروش و ارادهی عظیمی به وجود آورده است. زنان با درک و یقین ناشی از حقیقتی که هر روز دقت چشم و وجدان مردمان آزادیخواه را به سوی کوردستان جلب میکند، به حمایت از پیشاهنگی زنان کورد در تاسیس سیستم خودمدیریتی دمکراتیک برخاستهاند. پس این حقیقت انکارناپذیر است که مبارزات رفیق سارا زیباترین جلوه و آغاز تاریخ آزادی زن است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ویژە نامەی نشریهی زنان شرق شماره ٤٢ منتشر گردید
ویژە نامەینشریهی زنان شرق شماره٤٢ جامعه زنان شرق کوردستان منتشر شد.
جامعە زنان آزاد شرق کوردستان (کژار)، در این مرحلە بنا به بررسی وضعیت جنبش آزادی کوردستان، رهبر آپو، شرایط زنان در ایران و کوردستان بە طور میانگین فعالیت های خود همچون جنبش رهایی زنان در کوردستان، در طی یک سال اخیر دستاورد و وضعیت زنان در منطقە را مورد نقد و بررسی خویش قرار میدهد.
هیئت تحریریهی زنان شرق دراین شماره از نشریه خود، وضعیت رهبر آپو را ارزیابی می نماید و در خصوص کارزار های کە برای آزادی رهبر آپو اورگانیزاسیون شدەاند می گوید :” زمان، زمان آزادی رهبر آپو است”. همچنین در ادامە این نشریە رهنمود کژار را خواهیم خواند کە در چارچوب فعالیت های زنان کورد و ایرانی می گوید با نیروی برساختِ زن، انقلاب شرق کوردستان را سازماندهی کنیم، در ادامە این مقالات روابط و اتحاد میان جنبشهای انقلابی و … در این ویژە نامە مورد بررسی قرارمیگیرد.
خوانندە گرامی هیئت تحریریهی نشریە زنان شرق، تمام تلاش خود را نمودە در این ویژە نامە وضعیت و فعالیت خود همچون جنبش آزادی زنان و همچنین وضعیت و فعالیت زنان کورد و ایرانی را در جامعە بە شیوەای بهتر و مفهومی تر مورد دست رس شما قرار دهد.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
ویژە نامەینشریهی زنان شرق شماره٤٢ جامعه زنان شرق کوردستان منتشر شد.
جامعە زنان آزاد شرق کوردستان (کژار)، در این مرحلە بنا به بررسی وضعیت جنبش آزادی کوردستان، رهبر آپو، شرایط زنان در ایران و کوردستان بە طور میانگین فعالیت های خود همچون جنبش رهایی زنان در کوردستان، در طی یک سال اخیر دستاورد و وضعیت زنان در منطقە را مورد نقد و بررسی خویش قرار میدهد.
هیئت تحریریهی زنان شرق دراین شماره از نشریه خود، وضعیت رهبر آپو را ارزیابی می نماید و در خصوص کارزار های کە برای آزادی رهبر آپو اورگانیزاسیون شدەاند می گوید :” زمان، زمان آزادی رهبر آپو است”. همچنین در ادامە این نشریە رهنمود کژار را خواهیم خواند کە در چارچوب فعالیت های زنان کورد و ایرانی می گوید با نیروی برساختِ زن، انقلاب شرق کوردستان را سازماندهی کنیم، در ادامە این مقالات روابط و اتحاد میان جنبشهای انقلابی و … در این ویژە نامە مورد بررسی قرارمیگیرد.
خوانندە گرامی هیئت تحریریهی نشریە زنان شرق، تمام تلاش خود را نمودە در این ویژە نامە وضعیت و فعالیت خود همچون جنبش آزادی زنان و همچنین وضعیت و فعالیت زنان کورد و ایرانی را در جامعە بە شیوەای بهتر و مفهومی تر مورد دست رس شما قرار دهد.
kjar.online
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Telegram
attach 📎
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند
بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران دست بە یورش فراگیری علیە جوانان و زنان در شرق کوردستان زد، که منجر بە دستگیری دهها تن جوان و زن گردید. در این مورد با رفیق تولهلدان زیلان، کوردیناسیون جامعە جوانان شرق کوردستان KCR گفتگویی را انجام دادیم.
🆔 @GozarDemocratic
بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران دست بە یورش فراگیری علیە جوانان و زنان در شرق کوردستان زد، که منجر بە دستگیری دهها تن جوان و زن گردید. در این مورد با رفیق تولهلدان زیلان، کوردیناسیون جامعە جوانان شرق کوردستان KCR گفتگویی را انجام دادیم.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران…
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند
بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران دست بە یورش فراگیری علیە جوانان و زنان در شرق کوردستان زد، که منجر بە دستگیری دهها تن جوان و زن گردید. در این مورد با رفیق تولهلدان زیلان، کوردیناسیون جامعە جوانان شرق کوردستان KCR گفتگویی را انجام دادیم.
ژ- با توجە بە مواردی که برشمردیم در سالی کە گذشت دستاوردها و مقاومتهای جوانان و از سوی دیگر یورش دشمن را چگونە ارزیابی میکنید؟
در ابتدا سالروز شهادت شهدای گرانقدرمان شهید هیمن بیکس و شهید فصیح یاسمنی را گرامی میداریم و سوگند یاد میکنیم کە راه شهید هیمن و تمامی شهدای راه آزادی کوردستان را تا آخرین قطرەی خونمان ادامە میدهیم. کارزار “اینک زمان گریلا شدن است” را بیشتر از یک سال است که همچون جامعەی جوانان شرق کوردستان آغاز کردەایم. خلق کورد سالهاست که بە طور همە جانبە با نسلکشی مواجە است و دشمن از تمامی ابزار و نیروهای خود، از جملە اعدام، شکنجە، زندان و سرکوب در این نسلکشی استفادە میکند. اما با این وجود خلق کورد کماکان در حال مبارزە است. بە ویژە دشمن با شیوەهای مختلف جنگ ویژەی خود جوانان را هدف گرفتە است چرا کە دشمن میخواهد جوانان و روحیەی جوانی را بە انحراف بکشاند. دشـمنان میخواهند که جوانان سرکش و انقلابی سربرنیاورند، به همین دلیل جنگ ویژەی خود را بە صورت گستردە تداوم میبخشند، چرا که جوانان نیروی اساسی جوامع ما هستند. جوانان و زنان جوان میتوانند با نیروی ذاتی خود یک جامعە را از نو برپا سازند، به همین جهت حملەی اینک زمان گریلا شدن است را با نیروی جوانی اغاز کردیم، امروز شاهد جنگی قهرمانانە از سوی گریلا در مقابل ارتش اشغالگر ترکیە هستیم، کە در واقع این جنگ انقلابی با روحیە جوانی بە پیش میرود. چرا کە هویت و روحیەی جوانی را رهبر آپو به ما اهدا کرد و امروز میبینیم که دهها جوان با روحیەی جوانی در سنگرهای مقاومت شهید گشتند. دشمن تمامی نیروی خود را بەکار میبرد تا جوامع ما را از بین ببرد و چیزی بە نام کورد بر روی زمین نماند. همەی نقشەهای شوم دولت اشغالگر ایران و دولت اشغالگر ترکیە در این راستاست، لذا ما همچون جوانان شرق کوردستان تصمیم گرفتیم تا کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” را آغاز نماییم. تنها راه چارە برای رسیدن به پیروزی و اهدافمان از راه مبارزەی گریلایی میسر است، تنها راه مبارزەی گریلایی است که میتواند آرزوی شهیدان، انقلابیون و خلق میهندوستمان را به واقعیت تبدیل نماید. گریلا ثابت کرد که با نیروی ذاتی خود میتواند در مقابل دشمن تا دندان مسلح بە سلاحهای تکنولوژیک، مقاومت کند و دشمن را از بین ببرد. به همین دلایل تمامی جوانان باید ارزیابی درستی از این کارزار داشتە باشند. در ارتباط با این کارزار باید چە کرد؟ باید مبارزە را توسعە داد، بە پا خیزیم و از جای ننشینیم، و راه اساسی آن مبارزەی گریلایی است. هنگامی کە دشمن با بمبهای شیمیایی و نیروهای نظامی فاشیستیاش بە خلق ما یورش میبرد، ما نیز باید پاسخ کوبندەای بە دشمن دهیم، ما باید در مقابل این دشمن درندەخو مسلح گردیم و مبارزە نمائیم. اگر دشمنان ما ذرەای رنگ و بوی دموکراسی میدادند، ما میتوانستیم از راه و روش دیگری استفادە نمائیم. اما دشمنی که امروز در کوردستان وجود دارد، دشمـنی وحشی است که تمامی پیوندها و ویژگیهای انسانی خود را از دست دادە است و تنها یک روش را بلد است و آن نسلکشی و نابود کردن خلقهاست. به همین دلیل ما نیز باید در مقابل مبارزات خود را بە پیش رانیم، مبارزاتی که بتوان با آن دشمن را از بین برد. مادام که این دشمن میخواهد نسلکشی را بر سرزمین ما روا دارد، ما نیز باید سرزمین خود را تبدیل بە گورستانی برای دشمنان تبدیل نمائیم. ما با مبارزات گریلایی خود این دشمن را دفن خواهیم کرد. جوانان هیچگاه فراموش نکنند که در این سرزمین به اندازەی یک کف دست زمین آزاد باقی نماندە است تا بتوان شهدایمان را در آن بە خاک بسپاریم. این بدین معناست که دشمن تمامی خاک میهن ما را اشغال کردە است. سپس در مقابل این دشمن، گریلا با مبارزات خود توانستە است تا مقابل دشمن درآید.
همچون خلق کورد دستاوردهای زیادی بە دست آوردەایم، گریلا مرزها را در هم شکست و ذهنیت کوردستان تکە تکە شدە را از بین برد و همەی کوردها امروز از اتحاد همەی بخشهای کوردستان حرف میزنند. شاید بپرسید که تاکنون چند شهر را آزاد ساختە ایم؟ این سوالی اساسی نیست. به گذشتە نگاه کنیم هنگامی که انسان کورد از کورد بودن خود شرم داشت، اما امروز انسان کورد و بە خصوص جوان کورد با افتخار میتواند بگوید که من کورد هستم و این با مبارزات رهبر آپو میسر شد.
بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران دست بە یورش فراگیری علیە جوانان و زنان در شرق کوردستان زد، که منجر بە دستگیری دهها تن جوان و زن گردید. در این مورد با رفیق تولهلدان زیلان، کوردیناسیون جامعە جوانان شرق کوردستان KCR گفتگویی را انجام دادیم.
ژ- با توجە بە مواردی که برشمردیم در سالی کە گذشت دستاوردها و مقاومتهای جوانان و از سوی دیگر یورش دشمن را چگونە ارزیابی میکنید؟
در ابتدا سالروز شهادت شهدای گرانقدرمان شهید هیمن بیکس و شهید فصیح یاسمنی را گرامی میداریم و سوگند یاد میکنیم کە راه شهید هیمن و تمامی شهدای راه آزادی کوردستان را تا آخرین قطرەی خونمان ادامە میدهیم. کارزار “اینک زمان گریلا شدن است” را بیشتر از یک سال است که همچون جامعەی جوانان شرق کوردستان آغاز کردەایم. خلق کورد سالهاست که بە طور همە جانبە با نسلکشی مواجە است و دشمن از تمامی ابزار و نیروهای خود، از جملە اعدام، شکنجە، زندان و سرکوب در این نسلکشی استفادە میکند. اما با این وجود خلق کورد کماکان در حال مبارزە است. بە ویژە دشمن با شیوەهای مختلف جنگ ویژەی خود جوانان را هدف گرفتە است چرا کە دشمن میخواهد جوانان و روحیەی جوانی را بە انحراف بکشاند. دشـمنان میخواهند که جوانان سرکش و انقلابی سربرنیاورند، به همین دلیل جنگ ویژەی خود را بە صورت گستردە تداوم میبخشند، چرا که جوانان نیروی اساسی جوامع ما هستند. جوانان و زنان جوان میتوانند با نیروی ذاتی خود یک جامعە را از نو برپا سازند، به همین جهت حملەی اینک زمان گریلا شدن است را با نیروی جوانی اغاز کردیم، امروز شاهد جنگی قهرمانانە از سوی گریلا در مقابل ارتش اشغالگر ترکیە هستیم، کە در واقع این جنگ انقلابی با روحیە جوانی بە پیش میرود. چرا کە هویت و روحیەی جوانی را رهبر آپو به ما اهدا کرد و امروز میبینیم که دهها جوان با روحیەی جوانی در سنگرهای مقاومت شهید گشتند. دشمن تمامی نیروی خود را بەکار میبرد تا جوامع ما را از بین ببرد و چیزی بە نام کورد بر روی زمین نماند. همەی نقشەهای شوم دولت اشغالگر ایران و دولت اشغالگر ترکیە در این راستاست، لذا ما همچون جوانان شرق کوردستان تصمیم گرفتیم تا کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” را آغاز نماییم. تنها راه چارە برای رسیدن به پیروزی و اهدافمان از راه مبارزەی گریلایی میسر است، تنها راه مبارزەی گریلایی است که میتواند آرزوی شهیدان، انقلابیون و خلق میهندوستمان را به واقعیت تبدیل نماید. گریلا ثابت کرد که با نیروی ذاتی خود میتواند در مقابل دشمن تا دندان مسلح بە سلاحهای تکنولوژیک، مقاومت کند و دشمن را از بین ببرد. به همین دلایل تمامی جوانان باید ارزیابی درستی از این کارزار داشتە باشند. در ارتباط با این کارزار باید چە کرد؟ باید مبارزە را توسعە داد، بە پا خیزیم و از جای ننشینیم، و راه اساسی آن مبارزەی گریلایی است. هنگامی کە دشمن با بمبهای شیمیایی و نیروهای نظامی فاشیستیاش بە خلق ما یورش میبرد، ما نیز باید پاسخ کوبندەای بە دشمن دهیم، ما باید در مقابل این دشمن درندەخو مسلح گردیم و مبارزە نمائیم. اگر دشمنان ما ذرەای رنگ و بوی دموکراسی میدادند، ما میتوانستیم از راه و روش دیگری استفادە نمائیم. اما دشمنی که امروز در کوردستان وجود دارد، دشمـنی وحشی است که تمامی پیوندها و ویژگیهای انسانی خود را از دست دادە است و تنها یک روش را بلد است و آن نسلکشی و نابود کردن خلقهاست. به همین دلیل ما نیز باید در مقابل مبارزات خود را بە پیش رانیم، مبارزاتی که بتوان با آن دشمن را از بین برد. مادام که این دشمن میخواهد نسلکشی را بر سرزمین ما روا دارد، ما نیز باید سرزمین خود را تبدیل بە گورستانی برای دشمنان تبدیل نمائیم. ما با مبارزات گریلایی خود این دشمن را دفن خواهیم کرد. جوانان هیچگاه فراموش نکنند که در این سرزمین به اندازەی یک کف دست زمین آزاد باقی نماندە است تا بتوان شهدایمان را در آن بە خاک بسپاریم. این بدین معناست که دشمن تمامی خاک میهن ما را اشغال کردە است. سپس در مقابل این دشمن، گریلا با مبارزات خود توانستە است تا مقابل دشمن درآید.
همچون خلق کورد دستاوردهای زیادی بە دست آوردەایم، گریلا مرزها را در هم شکست و ذهنیت کوردستان تکە تکە شدە را از بین برد و همەی کوردها امروز از اتحاد همەی بخشهای کوردستان حرف میزنند. شاید بپرسید که تاکنون چند شهر را آزاد ساختە ایم؟ این سوالی اساسی نیست. به گذشتە نگاه کنیم هنگامی که انسان کورد از کورد بودن خود شرم داشت، اما امروز انسان کورد و بە خصوص جوان کورد با افتخار میتواند بگوید که من کورد هستم و این با مبارزات رهبر آپو میسر شد.
گذار دموکراتیک
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران…
چرا که مسئلەی اساسی خلق کورد مسئلەی هویت است. کارزار “اینک زمان گریلا شدن است” بر این مبنا آغاز گشت.
امروز ملت کورد، تبدیل بە یک ملت جهانی گشتە است و از تمامی نقاط جهان انسانها بە سوی جنبش آپویی میشتابند. صدها گریلای انترناسیونالیست در سنگرهای گریلایی در حال مبارزە با دشمنانمان هستند. جوانان شرق کوردستان باید کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” را تقویت نمایند و سلاح شهیدان را بر دوش گیرند و بە صفوف گریلا بپیوندند.
ژ- امروز شاهد این هستیم که برخی از مردان جوان کورد و دیگر خلقهای ایران به سربازی میروند، در پیوند با کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” این مسئلە را چگونە توضیح میدهید؟
ت.ز – یکی از ابزارآلاتی کە دشمن میخواهد ارادەی جوانان را در هم بشکند سربازی است. تعریف ما و دشمن از سربازی چیست؟ توجە کنید که دشمن استعمارگر نام دیگر سربازی را خدمت گذاشتەاست! خدمت بە چە کسی؟ هر جوانی بە خصوص هر جوان کوردی باید این سوال را بپرسد کە چرا باید بە دشمن خود خدمت نمایم ؟ هیچ کس نباید چنین ننگی را برای خود قبول نماید. شاید هر جوانی بگوید که با رفتن بە سربازی ضرری بە هیچکس نمیرسانم، اما با رفتن بە سربازی ارادەی خود را تسلیم دشمن میکنید، سربازی انسان را از میهندوستی دور میکند.
خانوادەها نیز باید در بارەی این مسئلە هشیار شوند. برای نمونە این بسیار تاسفآور است که خانوادەها خود پسرانشان را با بدرقە کردن و تشریفات بە سربازی میفرستند و از طرفی دیگر موقع برگشتن پسرشان از سربازی، جلوی پای او گوسفند قربانی میکنند. چرا باید یک جوان کورد دو سال از عمرش را بە خدمت کردن برای جلادش بگذراند؟
بە جای آن جوانان باید بە میهن خود خدمت نمایند و دست به مبارزە جهت رهایی از یوغ دولت استعمارگر ایران بزنند. این مسئلە تنها بە جوانان کورد محدود نمیشود، بلکە جوانان دیگر خلقهای ایران را نیز دربرمیگیرد! چندی پیش مادران شهیدان آبان ماه، کمپینی را با نام “نە بە سربازی” آغاز کردند، چرا که درک کردند فرزندانشان توسط همین سربازان کشتە شدند و شهید گشتند، لذا مادران میهندوست کورد نیز به این کمپین بپویندند. بە سربازانی که در کوردستان هستند این مطلب را میگوییم که اگر کمی وجدان دارید، از ضرر رساندن بە خلق و کشتن کولبران دست بردارند و تبدیل به آلات دست استعمارگران نشوند، چرا که در غیر این صورت ما همچون دفاع مشروع پاسخ محکمی بە آنان خواهیم داد. پس بر جوانان کورد است کە بە جای رفتن بە سربازی بە کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” بپیوندند و بە صفوف گریلا بپیوندند.
متاسفانە امروزە شاهد این قضیە هستیم که بسیاری از جوانان و زنان بە خصوص از شرق و جنوب کوردستان بە سوی کشورهای اروپایی سرازیر گشتەاند، در این مورد موضع شما چیست؟
ژت- قبلا خلق کورد را بە زور و با سیاست استعمارگری تعریب از میهن خود میراندند، و اما امروزه برخی از جوانان کورد خود مشتاقانە میهن خود را رها میکنند و بە سمت استعمارگران غربی فرار میکنند. دولتهای غربیای که کوردستان را با توطئە میان ٤ دولت-ملت تکە تکە کردند. این موج فرار جوانان از میهن نیز خود بخشی از این توطئە است. صدها انسان کورد در آبهای مابین راه غرق شدند. بە همین جهت جوانان کورد باید از این توطئەهای استعمارگران جهانی و منطقەای تحت عنواین رژیمهای اشغالگر ایران و ترکیه آگاه گردند و بە جای ترک وطن بازو بە بازو همراه گریلا دست بە مبارزە علیە دشمنانمان بزنند. بهشت خیالی اروپا و آمریکا دروغی بیش نیستند و جوان کوردی که با هزار دربەدری خود را بە اروپا میرساند سرآخر باید جهت زندە ماندن فیزیکی مشغول کارهای نظافتی و خدماتی گردد. لذا جوانان کورد چنین وضعیتی را نباید برای خود قبول کنند و باید با تنفر از دشمنان و استعمارگران دست بە مبارزە بزنند، چرا که حتی با فرار کردن از میهن نیز، میهنمان تا ابد سر جایش میماند.
در آخر اگر سخنی رو بە جوانان کوردستان دارید، بفرمایید.
ز.ت- امروز در کوردستان نبردی جهت هستی و نیستی خلق کورد در جریان است که بیگمان در این جنگ خلق کورد پیروز میدان است. جوانان باید بدانند که ما همەگی مدیون رهبر آپو هستیم و گریلا با اندیشە و فلسفەی رهبر آپو است که مقاومت میکند و دشمنان را درهم میشکند. جوانان باید در مقابل خیانتکاران و بە ویژە خائنین خانوادەی بارزانی بایستند و این خائنین را نباید برادر خود خطاب کنیم. چون برادر از پشت بە برادر خود خنجر نمیزند، در حالی که خانوادەی بارزانی اینگونە است و علی رغم بە شهادت رساندن گریلاهای آزادی کوردستان، پیکر مقدس آنان را نیز تحویل مادران گریلاهای شهید نمیدهد. خانوادەی خائن بارزانی هزاران جوان انقلابی کورد را در تمامی بخشهای کوردستان بە شهادت رساندە است.
امروز ملت کورد، تبدیل بە یک ملت جهانی گشتە است و از تمامی نقاط جهان انسانها بە سوی جنبش آپویی میشتابند. صدها گریلای انترناسیونالیست در سنگرهای گریلایی در حال مبارزە با دشمنانمان هستند. جوانان شرق کوردستان باید کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” را تقویت نمایند و سلاح شهیدان را بر دوش گیرند و بە صفوف گریلا بپیوندند.
ژ- امروز شاهد این هستیم که برخی از مردان جوان کورد و دیگر خلقهای ایران به سربازی میروند، در پیوند با کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” این مسئلە را چگونە توضیح میدهید؟
ت.ز – یکی از ابزارآلاتی کە دشمن میخواهد ارادەی جوانان را در هم بشکند سربازی است. تعریف ما و دشمن از سربازی چیست؟ توجە کنید که دشمن استعمارگر نام دیگر سربازی را خدمت گذاشتەاست! خدمت بە چە کسی؟ هر جوانی بە خصوص هر جوان کوردی باید این سوال را بپرسد کە چرا باید بە دشمن خود خدمت نمایم ؟ هیچ کس نباید چنین ننگی را برای خود قبول نماید. شاید هر جوانی بگوید که با رفتن بە سربازی ضرری بە هیچکس نمیرسانم، اما با رفتن بە سربازی ارادەی خود را تسلیم دشمن میکنید، سربازی انسان را از میهندوستی دور میکند.
خانوادەها نیز باید در بارەی این مسئلە هشیار شوند. برای نمونە این بسیار تاسفآور است که خانوادەها خود پسرانشان را با بدرقە کردن و تشریفات بە سربازی میفرستند و از طرفی دیگر موقع برگشتن پسرشان از سربازی، جلوی پای او گوسفند قربانی میکنند. چرا باید یک جوان کورد دو سال از عمرش را بە خدمت کردن برای جلادش بگذراند؟
بە جای آن جوانان باید بە میهن خود خدمت نمایند و دست به مبارزە جهت رهایی از یوغ دولت استعمارگر ایران بزنند. این مسئلە تنها بە جوانان کورد محدود نمیشود، بلکە جوانان دیگر خلقهای ایران را نیز دربرمیگیرد! چندی پیش مادران شهیدان آبان ماه، کمپینی را با نام “نە بە سربازی” آغاز کردند، چرا که درک کردند فرزندانشان توسط همین سربازان کشتە شدند و شهید گشتند، لذا مادران میهندوست کورد نیز به این کمپین بپویندند. بە سربازانی که در کوردستان هستند این مطلب را میگوییم که اگر کمی وجدان دارید، از ضرر رساندن بە خلق و کشتن کولبران دست بردارند و تبدیل به آلات دست استعمارگران نشوند، چرا که در غیر این صورت ما همچون دفاع مشروع پاسخ محکمی بە آنان خواهیم داد. پس بر جوانان کورد است کە بە جای رفتن بە سربازی بە کارزار “اینک دوران گریلا شدن است” بپیوندند و بە صفوف گریلا بپیوندند.
متاسفانە امروزە شاهد این قضیە هستیم که بسیاری از جوانان و زنان بە خصوص از شرق و جنوب کوردستان بە سوی کشورهای اروپایی سرازیر گشتەاند، در این مورد موضع شما چیست؟
ژت- قبلا خلق کورد را بە زور و با سیاست استعمارگری تعریب از میهن خود میراندند، و اما امروزه برخی از جوانان کورد خود مشتاقانە میهن خود را رها میکنند و بە سمت استعمارگران غربی فرار میکنند. دولتهای غربیای که کوردستان را با توطئە میان ٤ دولت-ملت تکە تکە کردند. این موج فرار جوانان از میهن نیز خود بخشی از این توطئە است. صدها انسان کورد در آبهای مابین راه غرق شدند. بە همین جهت جوانان کورد باید از این توطئەهای استعمارگران جهانی و منطقەای تحت عنواین رژیمهای اشغالگر ایران و ترکیه آگاه گردند و بە جای ترک وطن بازو بە بازو همراه گریلا دست بە مبارزە علیە دشمنانمان بزنند. بهشت خیالی اروپا و آمریکا دروغی بیش نیستند و جوان کوردی که با هزار دربەدری خود را بە اروپا میرساند سرآخر باید جهت زندە ماندن فیزیکی مشغول کارهای نظافتی و خدماتی گردد. لذا جوانان کورد چنین وضعیتی را نباید برای خود قبول کنند و باید با تنفر از دشمنان و استعمارگران دست بە مبارزە بزنند، چرا که حتی با فرار کردن از میهن نیز، میهنمان تا ابد سر جایش میماند.
در آخر اگر سخنی رو بە جوانان کوردستان دارید، بفرمایید.
ز.ت- امروز در کوردستان نبردی جهت هستی و نیستی خلق کورد در جریان است که بیگمان در این جنگ خلق کورد پیروز میدان است. جوانان باید بدانند که ما همەگی مدیون رهبر آپو هستیم و گریلا با اندیشە و فلسفەی رهبر آپو است که مقاومت میکند و دشمنان را درهم میشکند. جوانان باید در مقابل خیانتکاران و بە ویژە خائنین خانوادەی بارزانی بایستند و این خائنین را نباید برادر خود خطاب کنیم. چون برادر از پشت بە برادر خود خنجر نمیزند، در حالی که خانوادەی بارزانی اینگونە است و علی رغم بە شهادت رساندن گریلاهای آزادی کوردستان، پیکر مقدس آنان را نیز تحویل مادران گریلاهای شهید نمیدهد. خانوادەی خائن بارزانی هزاران جوان انقلابی کورد را در تمامی بخشهای کوردستان بە شهادت رساندە است.
گذار دموکراتیک
تولهلدان زیلان: لازم است جوانان موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند بیشتر از یک سال است که جوانان آپوئی کوردستان و بە خصوص جامعە جوانان شرق کوردستان مرحلەی نوینی از مبارزە بە نام “اینک زمان گریلا شدن است” را آغاز کردەاید. همچنین در این سال دولت اشغالگر ایران…
پس بە جوانان کورد میگوییم که در موقعیت حساسی بەسر میبریم و از هر زمانی بیشتر بە آزادی نزدیک هستیم، لازم است تا جوانان کورد بە صفوف گریلا بپیوندند و موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند، چرا کە در راه آزادی کوردستان این جوانان هستند که میتوانند با هویت جوانی و سرزندگی پیروزی را بە دست بیاورند.
شهادت رساندە است.
پس بە جوانان کورد میگوییم که در موقعیت حساسی بەسر میبریم و از هر زمانی بیشتر بە آزادی نزدیک هستیم، لازم است تا جوانان کورد بە صفوف گریلا بپیوندند و موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند، چرا کە در راه آزادی کوردستان این جوانان هستند که میتوانند با هویت جوانی و سرزندگی پیروزی را بە دست بیاورند.
منبع: مجلە ژیلمو شمارە 19
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شهادت رساندە است.
پس بە جوانان کورد میگوییم که در موقعیت حساسی بەسر میبریم و از هر زمانی بیشتر بە آزادی نزدیک هستیم، لازم است تا جوانان کورد بە صفوف گریلا بپیوندند و موضع و ایستاری انقلابی داشتە باشند، چرا کە در راه آزادی کوردستان این جوانان هستند که میتوانند با هویت جوانی و سرزندگی پیروزی را بە دست بیاورند.
منبع: مجلە ژیلمو شمارە 19
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیتها در نقشه راه کودار ✍ شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic
جایگاه ملیتها در نقشه راه کودار
✍ شورش الیگودرز
ماهیت کودار
«جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» در سال ۲۰۱۴ بهمثابه «سیستم سازماندهی خلق» تأسیس گشت. در آن سال بخاطر سوقیافتن پژاک بسوی یک ساختار حزبی که تنها به جنگ و نظامیگری، آن هم متأثر از برخوردهای نظامی و دیدگاه امنیتی رژیم ایران به مسئله کُرد و پژاک، محدود گشت، همچنان خلأ بزرگی در امر سازماندهی خلق وجود داشت و جامعه از سازماندهی کامل و خودویژه برخوردار نبود این سازماندهی هم تنها بصورت سیستم تکثر سازمانی و با مشارکت دمکراتیک تمامی اقشار، تودهها و طیفهای جامعه ممکنمیگردد. پژاک با تأسیس سیستم دمکراتیک خلقمحور، اقدامیکرد که پیشتر در تاریخ دو قرن گذشته خلقکُرد صورت نگرفته است. پژاک تکوین حزبی را ارتقاء داد و در انطباق کامل با پارادایم «جامعه دمکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» آن را عملیگرداند و کودار را تأسیس نمود. متوجه شد که خلأهایی در حوزههای سازماندهی جامعه وجود دارد. در سال ۲۰۱۴ قیامهای خلقهای خاورمیانه فزونی گرفتهبود و دیالکتیک پیشرفت که از سوی رهبر اوجالان بخوبی محسوس گشت، پژاک را به پیشاهنگی برای تأسیس «سیستم سازماندهی دمکراتیک» رهنمون ساخت. مطابق پارادایم، رسیدن به سوسیالیسم علمی، همانا اتحاد تئوری و عمل برای به حرکت درآوردن جامعه است. پژاک بیش از پیش به امر «مشارکت دمکراتیک خلق» توجه کرد. اینجا بود که وجود «سیستم کودار» ضروت انکارناپذیر شد. کودار برای خلق، مجالی برای گذار از مفاهیم ارتجاعی «جنسیتگرایی، ملیگرایی، دولتگرایی، قدرتگرایی و فردگرایی» شد. پس در آن صورت، برخورد رادیکال برای حل مسایل حزبی و اجتماعی، ایجاد یک سیستم با مکانیسمهای رادیکال است که کودار بهمثابه یک ارگانیسم زنده اجتماعیـ سازمانی محصول آن اندیشه ریشهای میباشد. کودار سیستمی برای خلق است زیرا خلق از سازمان خاص خود محروم بود و پژاک با پیشاهنگی برای بنیانگذاری کودار و عضویت در آن، ارزشمندترین سازماندهی دمکراتیک را برای خلق، احزاب و سازمانهای دیگر به ارمغان آورد. به همین دلیل تلاش بیوقفه در راستای برقراری خودمدیریتی دمکراتیک بهمنزله بعد سیاسی ملت دمکراتیک از اهم اهداف پژاک شد. در عین حال، این مدل چارهیابی را که کاملا خارج از حیطه پارادایم قدرتگرایی و دولتپرستی است و خوانشی کاملا دمکراتیک از کنش جهانشمول «حق تعیین سرنوشت ملتها به دستخودشان» میباشد، برای سایر خلقهای ایران و شرقکردستان چون خلق لر، تفاوتمندیهای دینی، مذهبی و آئینی موجود در این سرزمین را پیشنهاد نمود.
کودار بر این مسایل تمرکز نمود:
۱ـ توسعه پارادایم «جامعه دمکراتیک ـ اکولوژیک مبتنی بر آزای زن».
۲ـ تحقق کنفدرالیسم دمکراتیک و خودمدیریتی خلقهای ایران.
۳ـ تحقق ملت دمکراتیک.
۴ـ کانونیکردن آزادی زن در مبارزات.
۵ـ تأکید بر اصل دفاعمشروع.
۶ـ سازماندهی خلق و ایجاد سیستم آن یعنی کودار.
۷ـ مطالبه دمکراتیزهکردن قانون اساسی ایران.
۸ـ اتحاد خلقکُرد.
۹ـ اتحاد و همپیمانی ملتهای ایران.
۱۰ـ ترویج فرهنگ مبارزه و مقاومت در میان خلقهای ایران.
کودار تنها یک وظیفه بزرگ را برای رسیدن ملتها به آزادی و دمکراسی در پیش دارد که مطابق «ابعاد نهگانه ملتدمکراتیک» است که رهبر آپو آن را برشمرده:
۱ـ شیوه حیات کمون و فردـ شهروند آزاد.
۲ـ حیات سیاسی و خودگردانی دمکراتیک.
۳ـ ملت دمکراتیک و زندگی اجتماعی.
۴ـ زندگی مشترک آزاد؛ فرم ملت دمکراتیک.(حیات برابر زن و مرد در اجتماع)
۵ـ خودگردانی اقتصادی.
۶ـ ساختار حقوقی.
۷ـ فرهنگ ملت دمکراتیک.
۸ـ سیستم دفاع ذاتی (دفاع ذاتی برای خلق)
۹ـ بعد دیپلماسی.
نقشه راه کودار
كودار، تشكل سازماني مدرن براي پيشبرد گفتمان مشترك دمكراتيك ميان همه احزاب شرق كُردستان و تجميع همه آنها در يك سازمان واحد است. اين بينش سياسيـ سازماني كودار شامل ايران دمكراتيك هم هست. چون مليگرايانه نيست پس ايراني ميباشد. فلسفه وجودي كودار در واقع آسيبشناسي فلسفي مقوله «تجزيه و تفرقه احزاب كُردستاني» است. در گفتمان آن، سياست ديگر همانند بينش احزاب پيشين كُرد به معناي جنگ دائمي و كشمكش بر سر قدرت تلقينميگردد؛ سياستورزي كودار، همگرايي دمكراتيك را بنيان قرارميدهد تا احزاب را وحدتبخشد. هدف، فروپاشي دولت موجود و برپايي يك دولت نوين نيست، چراكه نه دولتگراست و نه مليپرست. اين نخستينبار است كه كُردها در شرق كُردستان و ايران باني بينش و ساختاري پارادايمي هستند كه علاوه بر تضمين حقوق و آزاديهاي ملتكُرد، ديگر ملتها را هم بصورت برابر و آزادانه منتفعميگرداند.
✍ شورش الیگودرز
ماهیت کودار
«جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کردستان(کودار)» در سال ۲۰۱۴ بهمثابه «سیستم سازماندهی خلق» تأسیس گشت. در آن سال بخاطر سوقیافتن پژاک بسوی یک ساختار حزبی که تنها به جنگ و نظامیگری، آن هم متأثر از برخوردهای نظامی و دیدگاه امنیتی رژیم ایران به مسئله کُرد و پژاک، محدود گشت، همچنان خلأ بزرگی در امر سازماندهی خلق وجود داشت و جامعه از سازماندهی کامل و خودویژه برخوردار نبود این سازماندهی هم تنها بصورت سیستم تکثر سازمانی و با مشارکت دمکراتیک تمامی اقشار، تودهها و طیفهای جامعه ممکنمیگردد. پژاک با تأسیس سیستم دمکراتیک خلقمحور، اقدامیکرد که پیشتر در تاریخ دو قرن گذشته خلقکُرد صورت نگرفته است. پژاک تکوین حزبی را ارتقاء داد و در انطباق کامل با پارادایم «جامعه دمکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» آن را عملیگرداند و کودار را تأسیس نمود. متوجه شد که خلأهایی در حوزههای سازماندهی جامعه وجود دارد. در سال ۲۰۱۴ قیامهای خلقهای خاورمیانه فزونی گرفتهبود و دیالکتیک پیشرفت که از سوی رهبر اوجالان بخوبی محسوس گشت، پژاک را به پیشاهنگی برای تأسیس «سیستم سازماندهی دمکراتیک» رهنمون ساخت. مطابق پارادایم، رسیدن به سوسیالیسم علمی، همانا اتحاد تئوری و عمل برای به حرکت درآوردن جامعه است. پژاک بیش از پیش به امر «مشارکت دمکراتیک خلق» توجه کرد. اینجا بود که وجود «سیستم کودار» ضروت انکارناپذیر شد. کودار برای خلق، مجالی برای گذار از مفاهیم ارتجاعی «جنسیتگرایی، ملیگرایی، دولتگرایی، قدرتگرایی و فردگرایی» شد. پس در آن صورت، برخورد رادیکال برای حل مسایل حزبی و اجتماعی، ایجاد یک سیستم با مکانیسمهای رادیکال است که کودار بهمثابه یک ارگانیسم زنده اجتماعیـ سازمانی محصول آن اندیشه ریشهای میباشد. کودار سیستمی برای خلق است زیرا خلق از سازمان خاص خود محروم بود و پژاک با پیشاهنگی برای بنیانگذاری کودار و عضویت در آن، ارزشمندترین سازماندهی دمکراتیک را برای خلق، احزاب و سازمانهای دیگر به ارمغان آورد. به همین دلیل تلاش بیوقفه در راستای برقراری خودمدیریتی دمکراتیک بهمنزله بعد سیاسی ملت دمکراتیک از اهم اهداف پژاک شد. در عین حال، این مدل چارهیابی را که کاملا خارج از حیطه پارادایم قدرتگرایی و دولتپرستی است و خوانشی کاملا دمکراتیک از کنش جهانشمول «حق تعیین سرنوشت ملتها به دستخودشان» میباشد، برای سایر خلقهای ایران و شرقکردستان چون خلق لر، تفاوتمندیهای دینی، مذهبی و آئینی موجود در این سرزمین را پیشنهاد نمود.
کودار بر این مسایل تمرکز نمود:
۱ـ توسعه پارادایم «جامعه دمکراتیک ـ اکولوژیک مبتنی بر آزای زن».
۲ـ تحقق کنفدرالیسم دمکراتیک و خودمدیریتی خلقهای ایران.
۳ـ تحقق ملت دمکراتیک.
۴ـ کانونیکردن آزادی زن در مبارزات.
۵ـ تأکید بر اصل دفاعمشروع.
۶ـ سازماندهی خلق و ایجاد سیستم آن یعنی کودار.
۷ـ مطالبه دمکراتیزهکردن قانون اساسی ایران.
۸ـ اتحاد خلقکُرد.
۹ـ اتحاد و همپیمانی ملتهای ایران.
۱۰ـ ترویج فرهنگ مبارزه و مقاومت در میان خلقهای ایران.
کودار تنها یک وظیفه بزرگ را برای رسیدن ملتها به آزادی و دمکراسی در پیش دارد که مطابق «ابعاد نهگانه ملتدمکراتیک» است که رهبر آپو آن را برشمرده:
۱ـ شیوه حیات کمون و فردـ شهروند آزاد.
۲ـ حیات سیاسی و خودگردانی دمکراتیک.
۳ـ ملت دمکراتیک و زندگی اجتماعی.
۴ـ زندگی مشترک آزاد؛ فرم ملت دمکراتیک.(حیات برابر زن و مرد در اجتماع)
۵ـ خودگردانی اقتصادی.
۶ـ ساختار حقوقی.
۷ـ فرهنگ ملت دمکراتیک.
۸ـ سیستم دفاع ذاتی (دفاع ذاتی برای خلق)
۹ـ بعد دیپلماسی.
نقشه راه کودار
كودار، تشكل سازماني مدرن براي پيشبرد گفتمان مشترك دمكراتيك ميان همه احزاب شرق كُردستان و تجميع همه آنها در يك سازمان واحد است. اين بينش سياسيـ سازماني كودار شامل ايران دمكراتيك هم هست. چون مليگرايانه نيست پس ايراني ميباشد. فلسفه وجودي كودار در واقع آسيبشناسي فلسفي مقوله «تجزيه و تفرقه احزاب كُردستاني» است. در گفتمان آن، سياست ديگر همانند بينش احزاب پيشين كُرد به معناي جنگ دائمي و كشمكش بر سر قدرت تلقينميگردد؛ سياستورزي كودار، همگرايي دمكراتيك را بنيان قرارميدهد تا احزاب را وحدتبخشد. هدف، فروپاشي دولت موجود و برپايي يك دولت نوين نيست، چراكه نه دولتگراست و نه مليپرست. اين نخستينبار است كه كُردها در شرق كُردستان و ايران باني بينش و ساختاري پارادايمي هستند كه علاوه بر تضمين حقوق و آزاديهاي ملتكُرد، ديگر ملتها را هم بصورت برابر و آزادانه منتفعميگرداند.
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیتها در نقشه راه کودار ✍ شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic
كودار در سال ۲۰۱۸ يك نقشهراه براي «دمكراتيزهنمودن ايران و حل مسئلهكُرد» تدوين و ارائهنمود. در چشمانداز نظري نقشهراه، شرط لازم براي گذار از بنبستهاي سياسي، حقوقي، اقتصادي و اجتماعي موجود را نقد صريح انحرافات ذهنيتيـ سياسي گذشته و رويكردهاي اشتباه نظام ايران دانست كه بايد با يك دگرديسي بنيادين و دمكراتيك تصحيحگردند. راهكار صحيح را ايجاد يك «مدل دمكراتيك» طبق نيازهاي گذشته و واقعيتهاي موجود، دانست. اين جهش تاريخي باشكوه براي خروج از سيكل بسته و نحس استبداد، تماميتخواهي، تنگنظري و انحصارطلبي، لازمبود. كودار با ارائه نقشهراه ضمن عمل به وظيفه، اتمامحجت كرد. قانون اساسي ايران يك نظام صرف مردانسالاري را برميتابد، لذا كودار تغيير اصول قانون اساسي را اصليترين شرط اقدام عملي عنوانكرد. اگر اقدامات جامعهمحور گردند، انجام همه امورات، مسئوليتها و وظايف بنا به هيچ حكمي صرفا كار دولت نيست و زنان و جوانان بايد در وظايف سهيم گرداندهشوند و خود تصميمبگيرند.
كودار در نقشهراه خود در راستاي چارهيابي دمكراتيك مسايل ايران، تشكيل ۸ كميسيون در حوزههاي مختلف را پيشنهادداد:
«۱ـ كميسيون حقوق: براي آسيبشناسي قانون اساسي و تغيير آن به قانوني دمكراتيك براي تضمين حقوق شهروندي، سياسي و مدني خلقها، مذاهب، زنان و ساير تنوعات. تركيب اين كميسيون ميتواند متشكل از حقوقدانان دمكراسيخواهان، قانونگذاران، نمايندگان تنوعات اجتماعي و نمايندگان حاكميت باشد.
۲ـ كميسيون بازتعريف ساختارهاي مديريتي: يكي از پيششرطهاي گذار به دمكراسي در ايران، عبور از منطق و مدل مديريتي مركزـ پيرامون و همچنين تمركززدايي از ساختار قدرت است. اين كميسيون مدل مديريت خودي متكي بر دمكراسي محلي را ترويجميدهد.
۳ـ كميسيون همزيستي عادلانه خلقها: هدف از تشكيل اين كميسيون ايجاد همگرايي بيشتر و اتحاد آزادانه و دمكراتيك ميان خلقهاي ايران است و رويكردهاي تماميتخواهانه اتنيكيـ زباني را تهديدي براي همزيستي تنوعات اجتماعي ميداند.
۴ـ كميسيون زنان: محور كار اين كميسيون بررسي موانع با هدف رفع تبعيض عليه زنان در حوزههاي حقوقي، سياسي، اقتصادي و مديريتي است. دو لايه «ذهنيت مردسالارانه جامعه و قرائت زنستيزانه قانون اساسي» بايد تغييريابند.
۵ـ كميسيون امنيت: هدف از ايجاد اين كميسيون، بحث و تصميمسازي درخصوص سياستهاي امنيتي متعهد به اراده دمكراتيك جامعه، يافتن مكانيسمهايي براي برقراري امنيت اجتماعي و تطبيق حداكثري رويكردها و سياستهاي امنيتي با روح «سياست دمكراتيك» است.
۶ـ كميسيون اقتصاد: رفع اتكاي بر اقتصاد نفتي، رفع تبعيضهاي اقتصادي و مبارزه با بيكاري، فقر و بحران كار اين كميسيون است.
۷ـ كميسيون محيطزيست: صنعتگرايي و انحصار سودـ سرمايه تخريبات زيستمحيطي بزرگي ايجادكردهاند كه متأثر از آن، جامعه و حيات اجتماعي با مخاطره روبرويند. كار كميسيون بررسي جنبههاي ذهنيتيـ كاربردي همسو با «پارادايم دمكراتيكـ اكولوژيك» است.
۸ـ كميسيون زبان و فرهنگ: سطح آزادي هويتهاي متكثر فرهنگي در يك كشور، نشاندهنده سطح دمكراسي و پيشرفت آن كشور است. حق طبيعي آموزش به زبان مادري و حفظ فرهنگ تاريخي براي هر ملتي محفوظ است و موجوديت فرهنگي هويت ملتهاست.»
کودار همچنان نقشه راه خود در سال ۲۰۱۷ را روزآمد میداند. در سالهاي گذشته چندين اعلاميه را در حد نقشهراه ارائهداده و با ارائه نقشهراه در ۲۰۱۷ هم ضرورت تغيير را بازتعريف و رهيافتهاي دمكراتيك آن را برشمرد. همچنين با تكيه بر استراتژي «خطسوم» نه مداخله خارجي را تحولآفرين دانست و نه تداوم استبداد و تماميتخواهي نظام را عاقلانه و هوشمندانه. حتي بصورت شفاف ابرازداشت كه حاكميت تهران با چالشآفريني در مسير روند دمكراتيك و عدمهمسويي با پارادايم دمكراتيك، جامعه و كودار را بهسوي درپيشگرفتن رويههاي ديگري سوق خواهدداد. هدف از انتشار آن هم سنجش ميزان آمادگي و واكنش حاكميت براي ايجاد تحول و نيز ترسيم دقيقتر مطالبات دمكراتيك خلقكُرد و ديگر خلقهاي ايران بود.
كودار با نقشهراه خود مبارزه اين خلق را براي انتفاع كل خلقها بویژه خلق لر ارتقاءداد. خصلت جامعهگرايي كودار كه در نوع كميسيونهاي پيشنهادي در نقشهراه هويداست، آن را پيشتاز تحولات سياسيـ اجتماعي ايران نموده. كودار نظم نوين است و مسلما نظم كنوني ايران نميتواند در برابر آشوب و بينظمي خاورميانه و كُردستان تاببياورد.
خلق لر
خلق لر که کهنترین خلق ایران و زاگرس است، امروز همچو بخشی از ملت کُرد جزو محرومترین خلقهای تحت ستم میباشد. در نقشه راه کودار، به حق همه ملیتهای ایران همچو کُرد(لر)، بلوچ، آذری، عرب و غیره برای برخورداری از «خودمدیریتی محلی دمکراتیک» پایهایترین اصل برشمرده شده که دیگر مسائل و بحرانها را زیر سایه آن میتوان چارهیابی نمود.
كودار در نقشهراه خود در راستاي چارهيابي دمكراتيك مسايل ايران، تشكيل ۸ كميسيون در حوزههاي مختلف را پيشنهادداد:
«۱ـ كميسيون حقوق: براي آسيبشناسي قانون اساسي و تغيير آن به قانوني دمكراتيك براي تضمين حقوق شهروندي، سياسي و مدني خلقها، مذاهب، زنان و ساير تنوعات. تركيب اين كميسيون ميتواند متشكل از حقوقدانان دمكراسيخواهان، قانونگذاران، نمايندگان تنوعات اجتماعي و نمايندگان حاكميت باشد.
۲ـ كميسيون بازتعريف ساختارهاي مديريتي: يكي از پيششرطهاي گذار به دمكراسي در ايران، عبور از منطق و مدل مديريتي مركزـ پيرامون و همچنين تمركززدايي از ساختار قدرت است. اين كميسيون مدل مديريت خودي متكي بر دمكراسي محلي را ترويجميدهد.
۳ـ كميسيون همزيستي عادلانه خلقها: هدف از تشكيل اين كميسيون ايجاد همگرايي بيشتر و اتحاد آزادانه و دمكراتيك ميان خلقهاي ايران است و رويكردهاي تماميتخواهانه اتنيكيـ زباني را تهديدي براي همزيستي تنوعات اجتماعي ميداند.
۴ـ كميسيون زنان: محور كار اين كميسيون بررسي موانع با هدف رفع تبعيض عليه زنان در حوزههاي حقوقي، سياسي، اقتصادي و مديريتي است. دو لايه «ذهنيت مردسالارانه جامعه و قرائت زنستيزانه قانون اساسي» بايد تغييريابند.
۵ـ كميسيون امنيت: هدف از ايجاد اين كميسيون، بحث و تصميمسازي درخصوص سياستهاي امنيتي متعهد به اراده دمكراتيك جامعه، يافتن مكانيسمهايي براي برقراري امنيت اجتماعي و تطبيق حداكثري رويكردها و سياستهاي امنيتي با روح «سياست دمكراتيك» است.
۶ـ كميسيون اقتصاد: رفع اتكاي بر اقتصاد نفتي، رفع تبعيضهاي اقتصادي و مبارزه با بيكاري، فقر و بحران كار اين كميسيون است.
۷ـ كميسيون محيطزيست: صنعتگرايي و انحصار سودـ سرمايه تخريبات زيستمحيطي بزرگي ايجادكردهاند كه متأثر از آن، جامعه و حيات اجتماعي با مخاطره روبرويند. كار كميسيون بررسي جنبههاي ذهنيتيـ كاربردي همسو با «پارادايم دمكراتيكـ اكولوژيك» است.
۸ـ كميسيون زبان و فرهنگ: سطح آزادي هويتهاي متكثر فرهنگي در يك كشور، نشاندهنده سطح دمكراسي و پيشرفت آن كشور است. حق طبيعي آموزش به زبان مادري و حفظ فرهنگ تاريخي براي هر ملتي محفوظ است و موجوديت فرهنگي هويت ملتهاست.»
کودار همچنان نقشه راه خود در سال ۲۰۱۷ را روزآمد میداند. در سالهاي گذشته چندين اعلاميه را در حد نقشهراه ارائهداده و با ارائه نقشهراه در ۲۰۱۷ هم ضرورت تغيير را بازتعريف و رهيافتهاي دمكراتيك آن را برشمرد. همچنين با تكيه بر استراتژي «خطسوم» نه مداخله خارجي را تحولآفرين دانست و نه تداوم استبداد و تماميتخواهي نظام را عاقلانه و هوشمندانه. حتي بصورت شفاف ابرازداشت كه حاكميت تهران با چالشآفريني در مسير روند دمكراتيك و عدمهمسويي با پارادايم دمكراتيك، جامعه و كودار را بهسوي درپيشگرفتن رويههاي ديگري سوق خواهدداد. هدف از انتشار آن هم سنجش ميزان آمادگي و واكنش حاكميت براي ايجاد تحول و نيز ترسيم دقيقتر مطالبات دمكراتيك خلقكُرد و ديگر خلقهاي ايران بود.
كودار با نقشهراه خود مبارزه اين خلق را براي انتفاع كل خلقها بویژه خلق لر ارتقاءداد. خصلت جامعهگرايي كودار كه در نوع كميسيونهاي پيشنهادي در نقشهراه هويداست، آن را پيشتاز تحولات سياسيـ اجتماعي ايران نموده. كودار نظم نوين است و مسلما نظم كنوني ايران نميتواند در برابر آشوب و بينظمي خاورميانه و كُردستان تاببياورد.
خلق لر
خلق لر که کهنترین خلق ایران و زاگرس است، امروز همچو بخشی از ملت کُرد جزو محرومترین خلقهای تحت ستم میباشد. در نقشه راه کودار، به حق همه ملیتهای ایران همچو کُرد(لر)، بلوچ، آذری، عرب و غیره برای برخورداری از «خودمدیریتی محلی دمکراتیک» پایهایترین اصل برشمرده شده که دیگر مسائل و بحرانها را زیر سایه آن میتوان چارهیابی نمود.
گذار دموکراتیک
جایگاه ملیتها در نقشه راه کودار ✍ شورش الیگودرز 🆔 @GozarDemocratic
کودار پروژه عینی برای هر یک از ملتهای ایران دارد و در آن پروژه، فارغ از هر گونه «ملیپرستی، شوونیسم و فاشیسم»، دمکراسی را کانون اصلی قرار میدهد و اجازه نمیدهد که هر ملتی «فرهنگ، زبان، سیاست، قدرت، پرچم، دین، مذهب، تاریخ و …» خود را بر فرهنگها و زبانها و تاریخهای سایر ملتها حاکمسازد و یا از وجود آنها برای حل مسایل بحرانی ایران امروز آنها را ابزار قراردهد. از این حیث، مسئله لر نیز در نقشه راه کودار عینیت بارز یافته، طوری که هر حقوقی که کودار برای ملت کُرد مطالبه نموده، برای خلقهای بلوچ، آذری، عرب و … نیز بیکموکاست مطالبهکرده.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه
✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک
🆔 @GozarDemocratic
✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه ✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه
✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک
«فرزانگان و شاعران سومین حلقه قداست، حاملان و انتقال دهندگان ارزش، معنا و کلام جامعه میباشند. بیانگر اخلاق و شعر گونه هستند. نمایندگان کلام و هنر حوزهی ارزشی اجتماعی میباشند. دارای این امتیاز هستند که حیاتشان دارای بیشترین معنای اجتماعی بوده و قادر به بیان معنای مذکور هستند».
رهبر عبدالله اوجالان
بار دیگر در سرزمین هنر و ادب جایی که به جمله«هنر برتر از گوهر آمد پدید» مزین گشته، شهادت هنرمندی دیگر از دیار کهن،گُردی از دنیای هنر، دل هر آرزومند حیات هنرمندانه را بدرد آورد. به طور حتم قتل بکتاش آبتین هنرمندی برجسته در عرصه شعر و سینما اولین و آخرین کسی نیست که اینگونه نا جوانمردانه و پای در غل و زنجیر، عامدانه در کام مرگ رها میشود.
بحق گفته میشود هنرمند و بخصوص شاعران سروش پیام اهورایی هستند که کلامشان الهام گرفته از نور حقیقت است، آنها حقایق را با زبانی موزمون در قالب کلمه بیان میدارند. حرمتداران کلمه، که در این دیار تحت عنوان« سرمگو» هزاران رموز ناگفته را در خود جایی داده است. بکتاش آبتین در واپسین روزهای حیاتش مملو از این الهام سروش اهورایی است و درد جامعه را بخوبی درک نموده. جامعهای رخوت گرفته، دردمندی که از وضعیت موجود شکایت دارد اما توان تکان دادن خود را ندارد و از منجی شدن فرار میکند. جامعهای ناراضی از پایین به بالا از آنهایی که سر در اخور قدرت دارند و در آنجا تناول میکنند تا برسد به آنهایی که دستشان به جایی بند نیست و چشم انتظار تلنگری هستند تا این باتلاق را تکانی دهد. آبتین از این موضوع آگاه است و میگوید«…….جمهوری اسلامی به خاطر سیاستهای متحجرانه، ارتجاعی و فریبکارانه و سیاستهای مشعشعی که دارد در همه امور؛ هنر، سیاست، اقتصاد، علم و در راس آن اخلاق دچار سقوط شده … سقراط روزی که برای دفاع از حقیقت و آزادی بیان مجبور شد جام شکران را سربکشید مسیر تازهتری از عدالت خواهی روبروی ما قرار گرفت… امروز ما به اندازه کافی هنرمند خوب داریم، شاعر خوب داریم، چیزی که کم داریم، اینه که یک سری آدم وایسن مبارزه کنند پایداری و پایمردی کنند. همین امروز در جوانی و در اقتدار مبارزه میکنم» وی هنرمندی متعهد است که سعی دارد از ارزشهای جامعه دفاع نماید.
آبتین در صدد باز تعریفی نو از هنر و هنرمند میباشد.از نظر وی ماده و روح دو همزاد لاینفک حیات میباشند که هنر بگونهای هارمونیک آنها را درهم میآمیزد. او معتقد است هنر بیان زیبایی شناسانه از حیات انسان میباشد که بعد مادی آن را جان داده و با برجسته سازی ارزشهای جامعه بار معناییای به دستاوردهای مادی انسان میبخشد و این معنویت موجب تعامل روحی انسان با جهان مادی خود میگردد. بدین صورت هنر در برگیرنده ارزشهای معنویی است که یک جامعه برای حفظ خود بدانها نیاز دارد و هنرمند هم تجلی دهند این ابعاد معنوی میباشد. بدین صورت اگر هنر وظیفهاش تعالی انسان و بدست آوردن فضیلت و معنویات والای انسانی است، هنرمند نیز شخصیتی است که با غور در لایههای مختلف اجتماع سعی در بیرون آوردن این گوهر میباشد. جورج لوکاج از منتقدین و تحلیلگران برجسته حوزه هنر بر این باور است هنرمند: بمانند غواصی است که در قعر اقیانوس حیات انسانی غوطهور شده و آن مرواریدی را که وجود دارد اما دیده نمیشود از قعر بیرون کشیده و باد دادن رنگ و لعاب مناسبی، آن را برای جامعه مشهود مینماید. بدین صورت هنرمند بیشتر از آنکه خالق ارزشها باشد کاشف ارزشهای اجتماعی است.
این کهن سرزمین مهد هنر با دو قطبی عجیبی روبرو است انگار اگر سیاهی نباشد روشنایی روز جلوگر نخواهد شد. تاریخی مملو از شاعر کشی و نخبه کشی که سر سلسله آن به دوران «مغ کشی» داریوش کشیده میشود تا قهرمان آرمانشهرها کسی چون «انوشیروان دادگر»! کسی که کتفها را سوراخ مینمود و چون دانههای تسبیح به هم میدوخت و از تبار قاتلان مانی و مزدک . این ماجرا تا دوران پهلوی و کشتن شاعرانی چون «میرزاده عشقی» تا به «گلسرخیها» ادامه دارد. با گذشت روزگار و تغییر چهرهها از عدالت انوشیروانی تا مهر پهلوی و رژیم ولایی آنچه تغییری در خود ندید همین شاعر کشی و هنر کشی بود. قتلهای زنجیرهای دهههای هفتاد و شهادت پویندهها و مختاریها تنها نمود بارز این هنر کشی است که به موازات آن هزاران شعر و داستان در زیر تیغ سانسور سرشان زدند وچهها آلت موسیقی که در سیاهچالهها پوسیدند ویا دندههایشان شکسته شد. به طور حتم بکتاش و کسانی چون رضا خندان مهابادی،آرش گنجی و…. حلقههای دیگری از این زنجیره دراز هنر کشی میباشند. آنها از نسل آن هنرمندانی هستند که حافظ و پاستدار ارزشهای والای جامعه میباشند که هر روزه مورد هجمه نیستی واقع میگردند.
✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک
«فرزانگان و شاعران سومین حلقه قداست، حاملان و انتقال دهندگان ارزش، معنا و کلام جامعه میباشند. بیانگر اخلاق و شعر گونه هستند. نمایندگان کلام و هنر حوزهی ارزشی اجتماعی میباشند. دارای این امتیاز هستند که حیاتشان دارای بیشترین معنای اجتماعی بوده و قادر به بیان معنای مذکور هستند».
رهبر عبدالله اوجالان
بار دیگر در سرزمین هنر و ادب جایی که به جمله«هنر برتر از گوهر آمد پدید» مزین گشته، شهادت هنرمندی دیگر از دیار کهن،گُردی از دنیای هنر، دل هر آرزومند حیات هنرمندانه را بدرد آورد. به طور حتم قتل بکتاش آبتین هنرمندی برجسته در عرصه شعر و سینما اولین و آخرین کسی نیست که اینگونه نا جوانمردانه و پای در غل و زنجیر، عامدانه در کام مرگ رها میشود.
بحق گفته میشود هنرمند و بخصوص شاعران سروش پیام اهورایی هستند که کلامشان الهام گرفته از نور حقیقت است، آنها حقایق را با زبانی موزمون در قالب کلمه بیان میدارند. حرمتداران کلمه، که در این دیار تحت عنوان« سرمگو» هزاران رموز ناگفته را در خود جایی داده است. بکتاش آبتین در واپسین روزهای حیاتش مملو از این الهام سروش اهورایی است و درد جامعه را بخوبی درک نموده. جامعهای رخوت گرفته، دردمندی که از وضعیت موجود شکایت دارد اما توان تکان دادن خود را ندارد و از منجی شدن فرار میکند. جامعهای ناراضی از پایین به بالا از آنهایی که سر در اخور قدرت دارند و در آنجا تناول میکنند تا برسد به آنهایی که دستشان به جایی بند نیست و چشم انتظار تلنگری هستند تا این باتلاق را تکانی دهد. آبتین از این موضوع آگاه است و میگوید«…….جمهوری اسلامی به خاطر سیاستهای متحجرانه، ارتجاعی و فریبکارانه و سیاستهای مشعشعی که دارد در همه امور؛ هنر، سیاست، اقتصاد، علم و در راس آن اخلاق دچار سقوط شده … سقراط روزی که برای دفاع از حقیقت و آزادی بیان مجبور شد جام شکران را سربکشید مسیر تازهتری از عدالت خواهی روبروی ما قرار گرفت… امروز ما به اندازه کافی هنرمند خوب داریم، شاعر خوب داریم، چیزی که کم داریم، اینه که یک سری آدم وایسن مبارزه کنند پایداری و پایمردی کنند. همین امروز در جوانی و در اقتدار مبارزه میکنم» وی هنرمندی متعهد است که سعی دارد از ارزشهای جامعه دفاع نماید.
آبتین در صدد باز تعریفی نو از هنر و هنرمند میباشد.از نظر وی ماده و روح دو همزاد لاینفک حیات میباشند که هنر بگونهای هارمونیک آنها را درهم میآمیزد. او معتقد است هنر بیان زیبایی شناسانه از حیات انسان میباشد که بعد مادی آن را جان داده و با برجسته سازی ارزشهای جامعه بار معناییای به دستاوردهای مادی انسان میبخشد و این معنویت موجب تعامل روحی انسان با جهان مادی خود میگردد. بدین صورت هنر در برگیرنده ارزشهای معنویی است که یک جامعه برای حفظ خود بدانها نیاز دارد و هنرمند هم تجلی دهند این ابعاد معنوی میباشد. بدین صورت اگر هنر وظیفهاش تعالی انسان و بدست آوردن فضیلت و معنویات والای انسانی است، هنرمند نیز شخصیتی است که با غور در لایههای مختلف اجتماع سعی در بیرون آوردن این گوهر میباشد. جورج لوکاج از منتقدین و تحلیلگران برجسته حوزه هنر بر این باور است هنرمند: بمانند غواصی است که در قعر اقیانوس حیات انسانی غوطهور شده و آن مرواریدی را که وجود دارد اما دیده نمیشود از قعر بیرون کشیده و باد دادن رنگ و لعاب مناسبی، آن را برای جامعه مشهود مینماید. بدین صورت هنرمند بیشتر از آنکه خالق ارزشها باشد کاشف ارزشهای اجتماعی است.
این کهن سرزمین مهد هنر با دو قطبی عجیبی روبرو است انگار اگر سیاهی نباشد روشنایی روز جلوگر نخواهد شد. تاریخی مملو از شاعر کشی و نخبه کشی که سر سلسله آن به دوران «مغ کشی» داریوش کشیده میشود تا قهرمان آرمانشهرها کسی چون «انوشیروان دادگر»! کسی که کتفها را سوراخ مینمود و چون دانههای تسبیح به هم میدوخت و از تبار قاتلان مانی و مزدک . این ماجرا تا دوران پهلوی و کشتن شاعرانی چون «میرزاده عشقی» تا به «گلسرخیها» ادامه دارد. با گذشت روزگار و تغییر چهرهها از عدالت انوشیروانی تا مهر پهلوی و رژیم ولایی آنچه تغییری در خود ندید همین شاعر کشی و هنر کشی بود. قتلهای زنجیرهای دهههای هفتاد و شهادت پویندهها و مختاریها تنها نمود بارز این هنر کشی است که به موازات آن هزاران شعر و داستان در زیر تیغ سانسور سرشان زدند وچهها آلت موسیقی که در سیاهچالهها پوسیدند ویا دندههایشان شکسته شد. به طور حتم بکتاش و کسانی چون رضا خندان مهابادی،آرش گنجی و…. حلقههای دیگری از این زنجیره دراز هنر کشی میباشند. آنها از نسل آن هنرمندانی هستند که حافظ و پاستدار ارزشهای والای جامعه میباشند که هر روزه مورد هجمه نیستی واقع میگردند.
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه ✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic
آنها معتقد بودند هنر اندوختهای از ارزشهای والایی است که هر یک از آنها در برههای از تاریخ برای حفظ موجودیت زیست اجتماعی انسان نقش حیاتی داشتهاند. بیان هنری این ارزشها موجب ماندگاری آنها و به موازات آن سبب ایجاد حافظه جمعی میشود که جامعه حول آن خود را سازمان داده و موجودیت خود را ادامه میدهد. جشن و سرور، غم و ماتم جامعه بیان عواطف جمعی است که به شیوهای هنری بیان گشته و از طریق حرکات موزون و خطوطی درهم رفته تاروپود حیات را رشتهاند و دارای بار معنایی گشتهاند ، ریتم و هارمونیی که با در هم آمیختن رنگ و صدا ایجاد شده رمز ماندگاری این ارزشها است و بحق همین هارمونی هماهنگ با خلقت است که آنها را تا مرز مقدس بودن پیش برده. تولستوی در این بار میگوید:«هنر صرفاً تولید آثار دلپذیر نیست. مهمتر از همه لذت نیست بلکه وسیله ارتباط انسانهاست برای دوام حیات بشر و برای سیر به سوی سعادت فرد و جامعه انسانی. پس ضرورتی و لازم است؛ زیرا افراد بشر را با برانگیختن احساساتی یکسان به یکدیگر پیوند میدهد». بدین صورت هنر بیانگر روح جمعی است و رسالت هنرمند نیز تجلی دادن این روح جمعی در قالب هنر میباشد.
گسترش جامعه بشری و کالایی شدن ارزشهای اجتماعی باعث شده تا مباحث مرتبط با فلسفه وجودی هنر و هنرمند مورد مناقشه زیادی قرار گیرد و سوالاتی بصورت هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ رسالت اجتماعی هنر و هنرمند چگونه است؟ و بسیاری دیگر از این دست سوالات مطرح شوند که همه بیانگر دغدغه بشر در مورد این بخش لاینفک حیات انسانی میباشد. هر چند بسیاری از دیدگاههای ماده محور با رد نمودن متافیزیک سعی داشتند تا حیات انسان را تنها مبتنی بر ماده تعریف نمایند و آن را عاری از روح بدانند اما موفق نگشته و بشر برای خارج شدن از سردی ماده احتیاج به گرمای روح دارد و از طریق هنر سعی بر ایجاد این گرما را داشته. با سست شدن حیات جمعی و گسترش فردگرایی و کالایی شدن ارزشها هنر و مباحث راجع با فلسفه وجودی آن و رسالتی که دارد بیش از هر زمانی تبدیل به دغدغه انسان امروز شده و بر کسی پوشیده نیست همانگونه علم و دستاوردهای بشری از هویت اجتماعی خود بریدهاند و تبدیل به ابزاری در دست حاکمیت شدهاند هنر هم از این آفت به دور نمیباشد. اینک ما با اغتشاش در تعریف هنر و هنرمند مواجه میباشیم.
در سایه دلقکهای درباری، آنهایی که در جبهه اقتدار به ارزشهای والای جامعه پشت نمودهاند، هنر نه تنها تبدیل به ابزاری برای کسب درآمد گشته بلکه از تاثیر گذارترین ابزارهایی است که حاکمیت توانسته برای مشروعیت بخشی خود بکار گیرد. وقتی از ایدئولوژی صحبت میگردد هنر سهم عمدهای در ادای آن بر عهده دارد. در واقع هنر مبدل به بزرگترین ابزار برای پیشبرد جنگ ویژه شده، ما اینک به طور واضح با دو نوع وضعیت مواجه هستیم: وضعیتی که هنر در خدمت اهداف گروه خاصی قرار گرفته و ابزاری برای مشروعیت دهی حاکمیت و به موازات آن به سوی کالا شدگی سیر نموده. در طرف دیگر تابلو باهنر دیگری مواجهایم که کماکان در بطن جامعه بوده و بیانگر ارزشهای حیات اجتماعی میباشد و سعی دارد همبستگی جامعه را حفظ نماید. هنری که برای خود رسالت اخلاقی قائل است، هارمونی از صدا و رنگ که وجدان زنده اجتماع را فریاد میزند و هنرمندانی که با خون خود برای ارتقای آن تلاش مینمایند.
تاریخ ادبیات بمانند تاریخ اجتماعی مملو از تقابل این دو نوع هنر و هنرمند میباشیم. اگر «عنصری بلخی» و «خاقانی»ها در وصف شاه و سلطان مثنوی صد من مینویسند بسیاری دیگر از شاعران و هنرمندانی چون «سقّا» و «عصفوری» را شاهدیم که شاعران مردمی بودند. هرچند دستگاه پروپاگاندای حاکم امکان حضور آنها را نداده اما میراثی از مقاومت را برجایی گذاشتهاند تا شاهد «فرخی یزدی» و «گلسرخی»ها باشیم تا یکی با آمپول هوا کشته شود و دیگری خونش ریخته شود. این تقابل باعث شده تا در مقابل هنر ناب که رسالت اجتماعی خود را حفظ نموده و کسانی چون بکتاشها مسیح وار صلیب آن را به دوش میکشند. در درون دربار شاهد و گوریهایی باشیم که با سواستفاده از بیتالمال مردم و با قبضه نمودن تمامی امکانات صوتی و بصری تحت عناوین کذایی دکانی کذایی باز نموده و سازمانهای «طرَب» را برای خود دست و پا نمایند. دلقکهایی چون «علی رضا افتخاری» و … که حاضرند در مقابل هر کس وناکسی دولا شده تا برای چند صباحی مورد تمجید اربابان خود قرار گیرند.
جامعه به میزانی که با حاکمیت تعارض پیدا کرده و خط مشی خود را از حاکمیت جدا مینماید هنر و هنرمند خود را نیز خلق مینماید. در حال حاضر با نسل نوینی از هنرمندان روبرو هستیم که در این آشفته بازار هنر سعی دارند رسالت اجتماعی هنر و هنرمند را بدان بازگردانند.
گسترش جامعه بشری و کالایی شدن ارزشهای اجتماعی باعث شده تا مباحث مرتبط با فلسفه وجودی هنر و هنرمند مورد مناقشه زیادی قرار گیرد و سوالاتی بصورت هنر چیست؟ هنرمند کیست؟ رسالت اجتماعی هنر و هنرمند چگونه است؟ و بسیاری دیگر از این دست سوالات مطرح شوند که همه بیانگر دغدغه بشر در مورد این بخش لاینفک حیات انسانی میباشد. هر چند بسیاری از دیدگاههای ماده محور با رد نمودن متافیزیک سعی داشتند تا حیات انسان را تنها مبتنی بر ماده تعریف نمایند و آن را عاری از روح بدانند اما موفق نگشته و بشر برای خارج شدن از سردی ماده احتیاج به گرمای روح دارد و از طریق هنر سعی بر ایجاد این گرما را داشته. با سست شدن حیات جمعی و گسترش فردگرایی و کالایی شدن ارزشها هنر و مباحث راجع با فلسفه وجودی آن و رسالتی که دارد بیش از هر زمانی تبدیل به دغدغه انسان امروز شده و بر کسی پوشیده نیست همانگونه علم و دستاوردهای بشری از هویت اجتماعی خود بریدهاند و تبدیل به ابزاری در دست حاکمیت شدهاند هنر هم از این آفت به دور نمیباشد. اینک ما با اغتشاش در تعریف هنر و هنرمند مواجه میباشیم.
در سایه دلقکهای درباری، آنهایی که در جبهه اقتدار به ارزشهای والای جامعه پشت نمودهاند، هنر نه تنها تبدیل به ابزاری برای کسب درآمد گشته بلکه از تاثیر گذارترین ابزارهایی است که حاکمیت توانسته برای مشروعیت بخشی خود بکار گیرد. وقتی از ایدئولوژی صحبت میگردد هنر سهم عمدهای در ادای آن بر عهده دارد. در واقع هنر مبدل به بزرگترین ابزار برای پیشبرد جنگ ویژه شده، ما اینک به طور واضح با دو نوع وضعیت مواجه هستیم: وضعیتی که هنر در خدمت اهداف گروه خاصی قرار گرفته و ابزاری برای مشروعیت دهی حاکمیت و به موازات آن به سوی کالا شدگی سیر نموده. در طرف دیگر تابلو باهنر دیگری مواجهایم که کماکان در بطن جامعه بوده و بیانگر ارزشهای حیات اجتماعی میباشد و سعی دارد همبستگی جامعه را حفظ نماید. هنری که برای خود رسالت اخلاقی قائل است، هارمونی از صدا و رنگ که وجدان زنده اجتماع را فریاد میزند و هنرمندانی که با خون خود برای ارتقای آن تلاش مینمایند.
تاریخ ادبیات بمانند تاریخ اجتماعی مملو از تقابل این دو نوع هنر و هنرمند میباشیم. اگر «عنصری بلخی» و «خاقانی»ها در وصف شاه و سلطان مثنوی صد من مینویسند بسیاری دیگر از شاعران و هنرمندانی چون «سقّا» و «عصفوری» را شاهدیم که شاعران مردمی بودند. هرچند دستگاه پروپاگاندای حاکم امکان حضور آنها را نداده اما میراثی از مقاومت را برجایی گذاشتهاند تا شاهد «فرخی یزدی» و «گلسرخی»ها باشیم تا یکی با آمپول هوا کشته شود و دیگری خونش ریخته شود. این تقابل باعث شده تا در مقابل هنر ناب که رسالت اجتماعی خود را حفظ نموده و کسانی چون بکتاشها مسیح وار صلیب آن را به دوش میکشند. در درون دربار شاهد و گوریهایی باشیم که با سواستفاده از بیتالمال مردم و با قبضه نمودن تمامی امکانات صوتی و بصری تحت عناوین کذایی دکانی کذایی باز نموده و سازمانهای «طرَب» را برای خود دست و پا نمایند. دلقکهایی چون «علی رضا افتخاری» و … که حاضرند در مقابل هر کس وناکسی دولا شده تا برای چند صباحی مورد تمجید اربابان خود قرار گیرند.
جامعه به میزانی که با حاکمیت تعارض پیدا کرده و خط مشی خود را از حاکمیت جدا مینماید هنر و هنرمند خود را نیز خلق مینماید. در حال حاضر با نسل نوینی از هنرمندان روبرو هستیم که در این آشفته بازار هنر سعی دارند رسالت اجتماعی هنر و هنرمند را بدان بازگردانند.
گذار دموکراتیک
بکتاش آبتین، گُردی از نسل نوین هنرمندان متعهد به جامعه ✍ سیروان چیا – عضو مطبوعات پژاک 🆔 @GozarDemocratic
اینک صدای «توماج صالحی»ها و «شیدایهمدانی»ها و «شاهین نجفی»ها بیشتر از هر زمانی رساتر شده و گوشها پذیرای چنین هنرمندانی هستند که از کف جامعه برخواسته و پای برهنه بر سنگ فرش پیاده روها راه میروند و به کوچه پس کوچههای شهر سرک کشیده و با زبالهگردان و اتوبوس خوابان و کارتون خواب و به حاشیهراندگان جامعه حشرونشر نموده و تبدیل به صدای آنها میشوند. اینک زنان هنرمند دستهایی که گلویشان را میفشرد پس زده و تبدیل به فریاد خفته همجنسان خود میشوند. آن دختری که دیگر برای مجوز سالن «رودکی» به انتظار نمینشید تا گیسوانش سفید شود، اینک در راسته بازار و برای مخاطبین واقعی خود چهچهای سر میدهد. آنها همچون حلاج طناب دار را به گردن کردهاند و بی مهبا انتقادات خود را از ناملایمات و بی اخلاقیها و ناحقیها فریاد میزنند. پیام آنها همبستگی آزادیخواهان و مردم است وقتی شیدای همدانی میگوید« سکوت از هر مرگی بدتر است و با افتخار ترجیح میدهم طناب دار بر گردنم باشد، و بر سر دار زنده بمانم تا اینکه از بی غیرتی و بی شرفی بمیرم» گواه این شجاعتی است که اینک در هیأت هنر نمود یافتهاست.
بدون شک در مرحله نوین جنبش اجتماعی ما باجنبش نوین هنریی روبرو هستیم که هنرمندان با سبک و شیوهای رادیکال وارد میدان شدهاند و این به ما میگوید که هنر کماکان توسط چنین هنرمندانی رسالت اجتماعی خود را داشته و در مقابل هنری که به سوی ابتذال کشیده میشود مقابله مینماید به قول شاعر هر چند«هنرمند و زندگی خوش محال است» اما جایگاه هنر و هنرمند بعنوان وجدان بیدار جامعه همچنان محفوظ است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بدون شک در مرحله نوین جنبش اجتماعی ما باجنبش نوین هنریی روبرو هستیم که هنرمندان با سبک و شیوهای رادیکال وارد میدان شدهاند و این به ما میگوید که هنر کماکان توسط چنین هنرمندانی رسالت اجتماعی خود را داشته و در مقابل هنری که به سوی ابتذال کشیده میشود مقابله مینماید به قول شاعر هر چند«هنرمند و زندگی خوش محال است» اما جایگاه هنر و هنرمند بعنوان وجدان بیدار جامعه همچنان محفوظ است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢بریوان شاهو عضو کژار با اعتقاد بر اینکه رسانه ها در واقع ابزاری هستند جهت اطلاع رسانی و بالابردن سطح آگاهی جامعه، فعالین رسانه را ملزم به بیان حقیقت به بهترین شکل می داند. وی در ادامه به بررسی وضعیت رسانه در ایران پرداخت.
@aryentvfarsi
@aryentvfarsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چەند دیمەنی کورت کە گوزارش لە ژیانی ڕۆژانەی گەریلا لە چیا سەرکەشەکانی کوردستان دەکات
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic