گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
606 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
فواد بریتان: حمله به روستائیان بی‌دفاع بلوچ قابل‌قبول نیست


مصاحبه با فواد بریتان،‌ رئیس مشترک «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)»

رامتین صبا/روزنامه‌نگار


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
فواد بریتان: حمله به روستائیان بی‌دفاع بلوچ قابل‌قبول نیست مصاحبه با فواد بریتان،‌ رئیس مشترک «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» رامتین صبا/روزنامه‌نگار 🆔 @GozarDemocratic‌
فواد بریتان: حمله به روستائیان بی‌دفاع بلوچ قابل‌قبول نیست


مصاحبه با فواد بریتان،‌ رئیس مشترک «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)»

رامتین صبا/روزنامه‌نگار



اخیرا و در روز ۱۱ دی ۱۴۰۰ برابر با ۱ ژانویه ۲۰۲۲ زنجیره درگیری‌هایی در کورین واقع در بلوچستان رخ داد و قرارگاه قدس سپاه پاسداران با حملات توپخانه‌ای و هوایی، روستای «شورو» در کورین بلوچستان را مورد هدف قرارداد. بازتاب این خبر در رسانه‌ها بسیار گسترده بود و اعتراضات زیادی به دنبال داشت. بعد پراهمیت این قضیه، حمله بی‌رحمانه سپاه قدس به روستائیان محروم و فقرزده شورو بود. در این خصوص و همچنین اوضاع فقر معیشتی و امر سلب آزادیهای خلق بلوچ با «فواد بریتان»، رئیس مشترک «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» مصاحبه‌ای انجام دادیم که بصورت ذیل می‌باشد:

– درگیری‌هایی در ماه‌های اخیر در بلوچستان با نیروهای سپاه پاسداران ایران روی داد. درگیری‌ها در روز ۱ ژانویه ۲۰۲۲ شدید بود و جنبه خطرناک آن، حمله توپخانه‌ای بی‌رحمانه قرارگاه موسوم به قدس به روستای شورو از توابع کورین بود که در پی آن یک زن و فرزندش جانباختند، این شیوه از حملات را چگونه ارزیابی می‌کنید و خلق مظلوم بلوچ با چه تعدیاتی روبرو شدند؟

فواد بریتان: در روز ۱ ژانویه ۲۰۲۲ اخباری منتشر شد که گویا یک درگیری ۲۴ ساعته رخ داده و در رسانه‌ها بازتابی گسترده یافت. مسئله جالب‌توجه، حمله بی‌محابای سپاه پاسداران فاشیست بویژه قرارگاه موسوم به «قدس» در منطقه سرجنگل و کورین دزاپ به روستائیان بی‌دفاع بلوچ بود که همانطور که در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت، گویا یک زن و فرزندش جان‌باخته‌اند. نمی‌توان در برهه کنونی که خلق بلوچ و سراسر ایران در فلاکت و فقر و فشار جان‌فرسا بسر می‌برند، به آسانی از کنار این قضیه یعنی حمله بی‌رحمانه و سرکوب خلق محروم و ستمدیده بلوچ گذشت. سکوت در برابر آن هم اخلاقی نیست. هیچ دولت و نظامی حق ندارد با چنین جسارت فاشیستی‌ای با تانک و توپ به یک روستا آن هم محروم‌ترین روستا در بلوچستان که کاملا و عامدانه و سیستماتیک در فقر و فلاکت رهاشده‌اند، حمله کند. درواقع چنان نیرویی اشغالگر و فاشیست، وقتی با این گستاخی و بی‌رحمی، روستایی چون شورو را مورد تعدی قرار می‌دهد، چهره خشن و سرکوب‌گرانه و بی‌رحم نیروهای آن اثبات می‌شود و جهانیان نیز متوجه آن شدند. آن زنجیره حملات حال در هر سطحی یک شیوه از کشتار و سرکوب علیه خلق بلوچ خاصه طایفه «شه‌بخش»‌ها در شمال بلوچستان بود. حمله به شورو اساسا تعدی به همه خلق‌های ایران محسوب می‌شود، زیرا این ستم‌ها در سراسر ایران رواداشته می‌شود و ممکن حملات مشابه‌ آن فردای‌روز علیه سایر خلقها در مناطق دیگر ایران و شرق کوردستان هم تکرار گردد. لازم است تمامی آزادیخواهان و دموکراسی‌طلبان از هر خلق و ملتی این جنایات و سرکوب‌گری‌ای را محکوم کنند تا باردیگر چنین حملات بی‌رحمانه‌ای تکرار نشود و دولت به آسانی به اعمال فاشیستی خود دست نزند. موضع رسمی سازمان ما، کودار که یک سیستم مدافع حقوق و آزادیهای خلق‌های ایران هستیم، این است که نباید خلق بلوچ را تنها و بی‌دفاع در چنگال نظام بی‌رحم رها‌کرد. بایستی اعتراضات مدنی و سیاسی علیه حمله نظامیان به روستاها و سرکوب خلق‌ها، افزایش یابد، خاصه در برهه کنونی که همه خلق‌های ایران از فارس گرفته تا کورد و بلوچ در فقر و فشار مضاعف معیشتی و سلب کامل آزادی‌ها بسر می‌برند. اعاده حقوق دموکراتیک خلق بلوچ بدور از هرگونه خشونت و جنگ‌طلبی و به شیوه‌های مسالمت‌آمیز حق خلق بلوچ است.

– واکنش خلق بلوچ را چگونه دیدید و حقوق دموکراتیک و آزادی‌های خلق بلوچ امروز در چه سطحی پایمال می‌شود؟

ف. بریتان: واکنش خلق بلوچ در روزهای اخیر خاصه در مناطق طایفه شه‌بخش‌ها قابل‌تحسین است. آنها علیه نظام سرکوب‌گر ایستادند. وقتی یک رژیم بی‌محابا به روستائیان بی‌دفاع حمله کند، طبیعی است که واکنش خلقی چنین باشد و این حق‌شان است. خلق منطقه «سرجنگل» و «کورین« بنا به اخبار منتشر شده، علیه مراکز سرکوبگر سپاه پاسداران و پایگاه‌های آنها به خیزش برخاستند که یک حق طبیعی در قالب دفاع مشروع است. اتفاقا خلق بلوچ به اندازه‌ای که محروم و ستمدیده است، به همان میزان آرام و آزادیخواه هم هست. فشار فقر و فلاکت و منع آزادیهای انسانی، موجب شده که در سال‌های اخیر بیش از گذشته خلق بلوچ از هر قشری به مطالبه حقوق دموکراتیک خویش همت بورزد. خلق بلوچ هم بخاطر اینکه یک خلق است و هم بخاطر سنی‌مذهب‌بودن با یک ستم مضاعف و فزاینده روبرو است. همیشه شمار اعدام‌ها، بازداشت‌ها و زندانی‌کردن‌ها در بلوچستان بالا بوده. واکنش دمکراتیک خلق بلوچ به اینهمه فقر و ستمدیدگی کاملا طبیعی و برحق است و بایستی تا حصول آزادی‌ و برقراری دموکراسی ادامه یابد.
گذار دموکراتیک
فواد بریتان: حمله به روستائیان بی‌دفاع بلوچ قابل‌قبول نیست مصاحبه با فواد بریتان،‌ رئیس مشترک «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» رامتین صبا/روزنامه‌نگار 🆔 @GozarDemocratic‌
– سطح فقر را در بلوچستان در چه سطحی می‌بینید؟ و راهکار رهایی و گذار از این اوضاع اسفناک معیشتی و سلب آزادی‌ها، چیست؟

ف. بریتان: فقر و محرومیت از جانب نظام جمهوری اسلامی بصورت سیستماتیزه و برنامه‌ریزی شده بر خلق بلوچ همانند سایر خلق‌های ایران، تحمیل می‌شود. در واقع نوعی اعمال سیستماتیزه فقر در راستای سیاست‌های آسمیلاسیون و نسل‌کشی فرهنگی در جریان است. نمی‌توان نسبت به این قضیه بی‌توجه بود، زیرا همه خلق‌ها را در وضعیتی مشابه گرفتار ساخته‌اند. اگر به آمارهای رسمی و غیررسمی مختلف نگاهی بیاندازید متوجه می‌شوید که سیاست‌های نظام ایران در راستای محرومیت‌زایی سیستماتیک در بلوچستان و شرق کوردستان است. برای مثال هر ساله اعلام می‌شود که مناطق شرق کوردستان و بلوچستان جزو مناطق محروم هستند. در رده‌بندی‌ها در بودجه سالانه، در پایین‌ترین رتبه از لحاظ تخصیص بودجه‌های عمرانی و یا اختصاص سرانه بودجه به ازای هر فرد قرار دارند. برای سال ۱۴۰۰ اعلام شده که سرانه بودجه استانی به ازای هر فرد در استان‌هایی چون تهران بالای ۱ میلیون تومان است درحالی که در بلوچستان و استان‌های شرق کوردستان کمتر از ۲۰۰ هزار تومان است. این امر فقط جنبه‌های معیشتی و فقر اقتصادی را در آن مناطق برای هر دو خلق بلوچ و کورد می‌رساند، درحالی که اگر ستم ملی و نسل‌کشی فرهنگی را بر این قضیه علاوه کنیم، می‌بینیم که نظام فاشیست در کنار آن فشارهای معیشتی، سیاست‌های نسل کشی فرهنگی را نیز انجام می‌دهد که زندگی را برای خلق‌ها خاصه اقشار بی‌درآمد و مستمند، به حالتی دشوار درآورده. به اندازه‌ای که فشارها از مرکز علیه بلوچستان افزایش یافته، آن خلق هم مبارزتر و پرتکاپوتر شده‌اند. تنها راه رهایی از این فقر و فلاکت‌ها، مبارزه خلق بلوچ با پشتیبانی‌های سایر خلق‌های ایران است.

– راهیافت و راهکار مشخص و حقیقی برای گذار از این وضعیت از نظر شما چیست و چه باید کرد و چه تحولاتی بایستی صورت گیرد؟

ف. بریتان: مسئله فراتر از این است که یک درگیری یا یک واکنش خلقی در مثلا فلان روز روی داده، مسئله، مسئله آزادی خلق بلوچ و همه‌ی خلق‌های ایران است. ایران و نظام حاکم آن حتی خود تحمل ادامه درازمدت این وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نخواهد داشت، چه رسد به خلقی چون بلوچ که این همه تحت فشار روند میلیتاریزاسیون قراردارد و روزانه در اوج بی‌رحمی سرکوب می‌گردد. آنچه برای رهایی کل ایران و خلق‌های آن از وضعیت دهشتناک کنونی همچو یک راهکار ارائه می‌شود، همان مشمول خلق بلوچ هم هست. راه گذار سراسر ایران و شرق کوردستان، تغییر بنیادین ساختار موجود و تغییر آن به یک سیستم خلقی خودمدیریتی دموکراتیک مبتنی بر کنفدرالیسم از دید ما با اتحاد همه خلق‌های آن است. امروز در ایران خلق‌ها از فارس گرفته تا کورد و بلوچ و آذری و عرب از همان حق مسلم و انسانی محروم هستند. درحالی که خاورمیانه آبستن این همه تغییر و تحول دموکراتیک است، ایران نمی‌تواند از آن مستثنی باشد. اتفاقا خلق‌های ایران در راس خیزش‌های خاورمیانه‌ای قراردارند و برای خیزش و انقلاب و کسب آزادی تلاش می‌کنند. این حق‌خواهی با حمله سپاه پاسداران به یک روستا و سرکوب و کشتار چند تن پایان نمی‌یابد. پذیرش حق خودمدیریتی دموکراتیک برای خلقها خاصه بلوچ، بعنوان فرم سیاسی بلوچستان در چارچوب ایران دموکراتیک و آزاد، تنها راهکار است. اگر غیر از این باشد، تاریخ همه ما را نخواهد بخشید. یک خلق، کمبود نان و غذا را تحمل می‌کند، اما فقدان آزادی را هرگز. به همین دلیل راه دموکراتیزاسیون ایران و آزادی همه خلق‌های آن، از آزادی و خودمدیریتی دموکراتیک خلق‌های محروم و تحت فشار بلوچ و کورد می‌گذرد.

ما اطمینان داریم که در سایه مبارزات خلقی و تکاپوی مداوم نستوه همگانی، ایرانی دموکراتیک و بلوچستانی آزاد آن هم با اتحاد با خلق‌های فارس و کورد و سایرین محقق خواهد شد و مبارزات خلقی سنگ‌محک آن می‌باشد. خودمدیریتی حق مسلم و برحق خلق بلوچ است و آن روز خواهد آمد.

– از اینکه وقت‌تان را در اختیارمان گذاشتید سپاسگذاریم.

ف.بریتان: من هم متشکرم. به امید آزادی همه خلق‌های ایران.



kodar.info



🆔 @GozarDemocratic
🔺پیام گرامیداشت یاد و خاطره ی رفیق سارا و همراهانش

رمان جنبش مبارزه ی آپویی درخط فرماندار و پیشآهنگ آزادی با هدف، ادعایی بزرگ و فداکاری ای بی نظیر، روز به روز در دل و مغز خلق کورد، بذر امید و باوری کاشته و موجبات ترس و بیچارگی دشمن را پدید آورده است. یکی از آن فرمانداران و پیشقرآولان بزرگ نیز رفیق سارا می باشد که در شخصیت انقلابی خود، ایستادگی در برابر ظلم و خودکامگی ای که دشمن اشغالگر بر خلق کورد روا می دارد را مبنا قرار داده، پرچم مبارزه ی آزادی ملی دموکراتیک را مصررانه و وفادارانه برافراشت و مسئولیت تاریخی خود را لحظه به لحظه بجای آورد را باری دیگر با حرمت و احترام یاد و خاطره ی وی را گرامی می داریم. یکی از قهرمانان رمان آپویی که نقشی بنیادین در فلسفه ی زندگی آزاد، تعمیق فلسفه ی رهایی زن و توسعه ی خط عملی – سیاسی به شیوه ای غنی ایفا نموده و به مبدأ و ضامن پیروزی مبدل گشت. دشمن اشغالگر و نابودگر برای شکستن اراده، موجودیت و هویت از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و برضد کادرهای آپویی بدترین و وحشیانه ترین روش های شکنجه، رفتارهای ضد شرافت و حیثیت انسانی را به کار برد، اما رفیق سارا با ایستار استوار خود، هم دشمن اشغالگر را درمانده ساخت و هم سمبل و سیمای مقاومت زنان کورد و جهان گشت. شخصیت زن مبارز و نامدار، مرز ملی را درهم شکسته و به یکی از پیشآهنگان زنان جهان مبدل گشت. بر این اساس، بسیاری از جنبش های زن، رفیق سارا را به مانند رهبر و راهنمای خود می بینند. چراکه زنی انقلابی، مبارز، مقاوم، عاصی و فعال بود. زنی از تبار خداوندان که با روح زریفه و بسه ها سیقل یافته بود. بازمانده و تداوم زنانی که در برابر دشمن اشغالگر خود، سر تعظیم فرود نیاورده و برای آنکه زنده به اسارت گرفته نشوند، خود را از پرتگاه ها فروانداختند. در دیرسیم، پرچم مقاومتی را که به دست زریفه و بسه ها، بلند گشته بود، در زندان آمد رفیق سارا همان میراث را در برابر تسلیمیت و خیانت با ایستار خود، زنده گرداند...

بیشتر بخوانید...


🌍 https://kjar.online/fa/2022/01/06/پیام-گرامیداشت-یاد-و-خاطره-ی-رفیق-سارا-و/


#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
روزا آمارا: زنان روژهلات کوردستان و ایران نیاز به همبستگی دارند


روزا آمارا گریلای ه.پ.ژ خاطرنشان کرد که در روژهلات کوردستان و ایران پیشاهنگی سیاسی را زنان بر عهده گرفته‌اند و در ادامه افزود: زنان کورد و زنان خلق‌های ساکن در ایران باید همبستگی سازمانی و ایدئولوژیک را گسترش دهند.



روزا آمارا، گریلای نیروی مدافع زنان روژهلات کوردستان (HPJ) در گفتگویی با خبرگزاری فرات، به اهداف سازمانی ه.پ.ژ پرداخته و می‌گوید برای بهم رسیدن زنان روژهلات کوردستان و ایران باید اتحادیه سازمانی و ایدئولوژی خود را تقویت کنیم. او می‌گوید زنان از این طریق می‌توانند در کنارهم یک جامعه سیاسی و اخلاقی بسازند.

روزا آمارا آن چه در کوردستان رخ می‌دهد را جدای از تحولات جهانی نمی‌داند و به قدرت جنبش آزادیخواه کوردها به عنوان یک بازیگر مطرح در خاورمیانه اشاره می‌کند که بر جهان نیز تأثیر فعال می‌گذارد.

گریلای نیروی مدافع زنان روژهلات کوردستان به فکر و فلسفه رهبر اوجالان به عنوان بانی پیدایش این موقعیت استراتژیک پرداخته و می‌گوید در سیستم مدرنیتەی دمکراتیك که رهبر آپو در برابر مدرنیتەی سرمایه داری مطرح می‌کند، همه جوامع جهان می‌توانند زیر یک چتر در صلح زندگی کنند.

او در رابطه با حکومت ایران به ضرورت تحلیل دقیق آن چه بر جغرافیای روژهلات کوردستان تحمیل می‌کند پرداخته و می‌گوید: "حملات رژیم اشغالگر ایران بر چند ستون استوار بوده که یکی از آنها زیست‌بوم است. حمله به طبیعت را نمی‌شود که نادیده گرفت. حکومت ترکیه هم در باکور کوردستان همین کار را طبق برنامه قبلی انجام می‌دهد. جنگل‌ها بی‌وقفه از بین می‌روند و کسی غیر از ساکنین بومی برای اطفای آتش‌سوزی‌ها اقدام نمی‌کند. یک ابزار دیگر حکومت، ایجاد فشار نظام‌مند اقتصادی علیه تنوعات فرهنگی است."

روزا آمارا هدف حکومت ایران را باقی نگذاشتن فرصت تفکر به آزادی و دمکراسی از طریق مشغول کردن مردم به تأمین معیشت روزانه دانسته و می‌افزاید: "خلق ما تحت ستم شدید رژیم ایران است. مردم از روی بیکاری مجبور به کولبری می‌شوند و حکومت آنها را در طول زمان قتل‌عام می‌کند."

گریلای ه.پ.ژ اضافه می‌کند: "در اثر سیاستی که رژیم ایران پیگیری می‌کند، زنان مانند زندانی در قفس هستند. هیچ میدانی برای انعکاس رنگ و فکر و عاطفه زن باقی نگذاشته‌اند. با این وجود زنان ایرانی و روژهلات کوردستان از یک پایگاه عظیم فکری و اجتماعی برخوردارند."

روزا آمارا می‌گوید نیروی مدافع زنان روژهلات کوردستان (ه.پ.ژ) تلاش می‌کند بفهماند که زن یک متاع یا یک ابژه جنسی نیست. زن یک موجود آزاد است که جامعه را می‌سازد و به آن معنی می‌بخشد. وظیفه زن در تشکیل یک اجتماع استراتژیک بوده و این ریشه در دوره نوسنگی دارد. برای بهم رسیدن زنان روژهلات کوردستان و ایران باید اتحادیه سازمانی و ایدئولوژی خود را تقویت کنیم تا بتوانیم یک جامعه سیاسی و اخلاقی بسازیم.



ANF



🆔 @GozarDemocratic
ویژە نامەی‌ نشریه‌ی زنان شرق شماره ٤٢ منتشر گردید


جامعە زنان آزاد شرق کوردستان (کژار)، در این مرحلە بنا به بررسی وضعیت جنبش آزادی کوردستان، رهبر آپو، شرایط زنان در ایران و کوردستان بە طور میانگین فعالیت های خود همچون جنبش رهایی زنان در کوردستان، در طی یک سال اخیر دستاورد و وضعیت زنان در منطقە را مورد نقد و بررسی خویش قرار میدهد.


هیئت تحریریه‌ی زنان شرق دراین شماره از نشریه خود، وضعیت رهبر آپو را ارزیابی می نماید و در خصوص کارزار های کە برای آزادی رهبر آپو اورگانیزاسیون شدەاند می گوید :” زمان، زمان آزادی رهبر آپو است”. همچنین در ادامە این نشریە رهنمود کژار را خواهیم خواند کە در چارچوب فعالیت های زنان کورد و ایرانی می گوید با نیروی برساختِ زن، انقلاب شرق کوردستان را سازماندهی کنیم، در ادامە این مقالات روابط و اتحاد میان جنبش‌های انقلابی و … در این ویژە نامە مورد بررسی قرارمیگیرد.

برای دانلود کلیک کنید.


🌍 https://kjar.online/fa/2022/01/07/ویژە-نامەی‌-نشریه‌ی-زنان-شرق-شماره-٤٢/


وبسایت| اینستاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام


#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Audio
♦️کلاپ:جامعه آزاد و دمکراتیک

تاریخ ۶/۱/۲۰۲۲

✔️ موضوع ضرورت اتحاد جنبشهای ملی اجتماعی تحت ستم، علیه دولت ملت ایران

🎤 سخنرانان اهون چیاکو -مهیم سرخوش بلوچ-پیمان گیل -عبدالله بلوچ -علی سلیمانی -عبدالله مصطفی سلطانی -ابراهیم علیپور - جهانبخش رستمی -نادر جماعتی

❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
شماره ١٩ نشریه «ژیله‌مو» منتشر شد


نشریه ژیله‌مو، ارگان رسمی جمعیت جوانان روژهلات کوردستان (ک.ج.ر) و اتحادیه زنان جوان روژهلات (ی.ژ.ج.ر) شماره‌ی تازه‌ای را منتشر کرد

شماره ١٩ نشریه ژیله‌مو مطالبی را در مورد تاریخ باستان و تاریخ معاصر کوردستان و ارزیابی آن از لحاظ سیاسی، اجتماعی، جایگاه جوانان و زنان در خود جای داده است. همچنین در این شماره با تولهلدان زیلان عضو شورای اجرایی ک.ج.ک مصاحبه‌ای شده است. در بخش‌های دیگر ژیله‌مو مطالبی در رابطه با تأسیس جمهوری کوردستان در مهاباد و توطئه بین‌المللی علیه رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان منتشر شده است. همچنین مطالبی در مورد شهید همین بیکس و شهید درسیم تولهلدان، مطالب هنری نیز در این شماره از ژیله‌مو جای گرفته‌اند.


🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
فرماندهی نیروهای مدافع زنان روژهلات: سارا تاریخ گذشته و آینده زنان است


فرماندهی نیروی مدافع زنان شرق، "ه.پ.ژ" در یک بیانیه نیروهای سهیم در واقعه کشتار جمعی سکینه جانسز و یارانش در پاریس را در آستانه نهمین سالگرد آن محکوم کرده و می‌گوید مبارزه رفیق سارا، روژبین و روناهی از سوی همرزمانشان ادامه دارد.



فرماندهی نیروی مدافع زنان شرق در یک بیانیه با ذکر مصائبی که زنان در عصر مدرنیتەی سرمایه‌داری با آن مواجهند، به این نکته اشاره می‌کند که این نظام، مبارزه زن بر اساس ایدئولوژی رهایی زن برگرفته از فکر و فلسفه رهبر آپو را تهدیدی علیه خود تلقی می‌کند و طرح جنگ با آن را طبق یک برنامه پیش می‌برد.

این بیانیه واقعه نفرت‌انگیز ترور سه زن انقلابی کورد طی نهم ژانویه ٢٠١٣ در پاریس را در این چارچوب عنوان کرده و می‌گوید دشمن با دسیسه‌گری از طریق این قتل‌عام در واقع در پی لطمه زدن به رهبری، جنبش زنان آزاد و عموم زنان و جوامع جهان بود.

فرماندهی ه.پ.ژ به وجود هزاران گریلای فدایی که رهروان خط فکری سکینه جانسز هستند اشاره کرده و می‌گوید او یک بنیان‌گذار جنبش زنان، یک چهره انقلابی و معنوی بود که عملکردش بر اقصی‌نقاط دنیا تأثیرگذار است.

در بخشی از این بیانیه نوشته شده که گریلاهای ه.پ.ژ در روژهلات کوردستان و ایران در برابر نظام مردسالار و اشغالگر ایران مطابق خط مشی رفیق سارا مبازره می‌کنند تا بتوانند زنان فارس، آذری، بلوچ، ترک و عرب را حول اندیشه و فلسفه رهبر آپو گردهم بیاورند و سازمان دهند.

فرماندهی ه.پ.ژ می‌گوید در این سرزمین نیز مانند سایر نقاط جهان، زنان نیاز به خودشناسی و اراده ‌مندی و سازمان‌یافتگی دارند. وقتی که به این موارد می‌پردازیم، قبل از همه شهید سارا و پیکار او به یاد و خاطر انسان می‌آید.

نیروی مدافع زنان روژهلات با تصریح آن که زندگی شهید سارا مبارزه با بردگی هزاران سالەی زن بود، می‌گوید وصیت رفقای شهید به ما تدام‌بخشی به این مبارزه علیه بردگی زن و اجتماع است.

فرماندهی ه.پ.ژ اضافه می‌کند برای پیوستن بهم زنان روژهلات کوردستان و ایران و دفاع یکپارچه از تاریخ مادر- خداوند و تقویت احساسات آزادیخواهانه در حوزەهای زندگی، می‌باید به صف گریلاهای آزادیخواه پیوست و مبارزه زنانی همچون سارا، شیرین، کاوندا و زیلان پپوله‌ها را ادامه داد.



ANF



🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ڕۆژ باش وڵات
ڕۆژ باش گەلی کوردی وڵات پارێز
ڕۆژ باش گەریلا


🆔 @GozarDemocratic
رفتار با رفیق زینب جلالیان، مصداق بارز ستم و شکنجه سیستماتیک و توهین به جامعه و افکار عمومی است


فشارهای دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی رژیم فاشیست ایران علیه فعالان سیاسی و مدنی پس از رسیدن اصولگرایان به قدرت، افزایش یافته. سرکوب فعالان زن و رویه تبعید برخی از زنان زندانی به زندان‌ها اخیرا یومیه گشته است. رفیق «زینب جلالیان» از زنان مبارز زندانی است که با سنگین‌ترین حکم یعنی حبس ابد روبرو است. نظام حاکم ایران و دستگاه قضایی و امنیتی آن مسئول سلامت کامل رفیق جلالیان هستند.

هم‌اکنون بیشتر از ۵۲۷ روز از ناپدیدشدن رفیق زینب جلالیان می‌گذرد و هنوز هم مسئولین زندان در این مورد اطلاع‌رسانی نمی‌کنند. این امر مایه نگرانی خلقمان، سازمان‌های حقوق‌بشری و میهن‌دوستان در ایران و شرق کوردستان گشته است. نهادهای امنیتی رژیم به تحمیل حکم ناعادلانه حبس ابد بسنده نکرده و با تبعیدها و انتقال‌های مکرر رفیق زینب به زندان‌های مختلف، فشار روانی اعمال داشته و بازی عامدانه‌ای را به انجام می‌رسانند. این مصداق بارز ستم و شکنجه سیستماتیک و توهین به افکار عمومی خاصه زنان می‌باشد. طی چهارده سال گذشته که رفیق زینب در زندان بسر می‌برد، جفای مضاعفی در حق رفیق زینب اعمال شده است. ایشان در ماه‌های گذشته دوران سختی را بخاطر مبتلاشدن به چند نوع بیماری از جمله کرونا پشت سر گذاشته و به موازات آن علی‌رغم وضعیت جسمانی نامساعد، چندین بار تبعد شده. اساسا این اقدامات تعمدانه نهادهای امنیتی نه صرفا متوجه شخص رفیق زینب بلکه مستقیما جهت فشار بر افکار عمومی ایران و شرق کوردستان و با هدف دادن پیام برای سرکوب و خفقان بیشتر است. درحالی که هیچگونه حقی برای رفیق زینب بعنوان حق هر زندانی در نظر گرفته نمی‌شود و در داخل زندان دچار چندین بیماری‌ و عارضه‌ی جسمانی شده، این شیوه برخورد و رفتار با یک زندانی زن مبارز، اوج سفاکی یک دستگاه قضایی دور از عدالت را نشان می‌دهد.

تنها جرم رفیق زینب جلالیان و مبارزان و فعالان امثال وی، خدمت به خلق و اهتمام دادن به آزادی خلق‌ها و مطالبه حقوق دمکراتیک بوده. بنابراین رفتاری که با ایشان می‌شود فراتر از مسائل حقوقی عادی و جفا به یک زندانی زن، یک رفتار سیاسی فاشیستی است و مسلما تنها موجب افزایش خشم خلمان و افکار عمومی خواهد شد.

همچو مجلس «حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)»‌، ضمن محکوم‌کردن رفتارهای نهادهای امنیتی نظام حاکم ایران در قبال رفیق زینب جلالیان خاصه سکوت مسئولین مربوطه در مورد سرنوشت ایشان، اعلام می‌داریم که نظام حاکم مسئول سلامت جسمانی و اطلاع‌رسانی در خصوص سرنوشت رفیق زینب است. بی‌اطلاعی از سرنوشت رفیق زینب از ۵۲۶ روز پیش، نقص آشکار حقوق انسانی بین‌المللی، حقوق زنان و حق طبیعی زندانیان است. ما نهادهای امنیتی مربوطه رژیم را مسئول سرنوشت و سلامت کامل رفیق زینب می‌دانیم و بایستی هرچه زودتر در خصوص وضعیت کلی ایشان اطلاع‌رسانی کنند. از تمامی سازمان‌های فعال حقوق بشری داخلی و بین‌المللی، فعالان سیاسی و مدنی، افکار عمومی و خلق‌مان دعوت بعمل می‌آوریم که در قبال این حد از رفتار ناعادلانه سیستماتیک سکوت نکنند. در سایه اعتراضات و مبارزات خلقی در حمایت از مبارزان، آزادیخواهان و دموکراسی‌طلبانی چون رفیق زینب، راه آزادی خلق هموار کشته و خلقمان به آزادی نزدیک‌تر شده‌اند.

مجلس «حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)»

۲۰۲۲-۰۱-۰٨

kodar.info


🆔 @GozarDemocratic
شماره‌ی سوم از دوره‌ی سوم مجله‌ی آلترناتیو چاپ و انتشار یافت

شماره تازه آلترناتیو ارگان رسمی حزب حیات آزاد کوردستان – پژاک چاپ و انتشار یافت.

در این شماره از مجله سعی شده تا به بررسی کارنامه ی تحولات مبارزات خلق کورد در راه آزادی – دمکراسی و تاثیرات آن بر مبارزات دیگر خلق‌ها در سال اخیر پرداخته شود. مقاله‌ای در باب وضعیت ایران در بخش نخست مجله جای گرفته. بررسی پیشرفت کارزار های زنان و تاثیر آن بر جامعه، یکی از مقاله‌های این شماره از مجله‌ی آلترناتیو می‌باشد. ارزیابی فعالیت‌هائی که در سطح جهان، جهت برداشتن اتیکت تروریسم از جنبش آزادیخواهی خلق کورد در حال انجام است، بخش دیگری از مجله را تشکیل داده‌. بخشی به تحلیل تاریخی شخصیت بابک خرمدین به عنوان پیشاهنگ خلق های ستمدیده اختصاص یافته. در نهایت نیز بررسی راهکارهای چاره‌یابی مشکلات جوانان در این شماره مورد ارزیابی قرار گرفته است.


kodar.info


🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
حسین خضری، واکنش به ستمی تاریخی


نوشته یک همرزم شهید


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
حسین خضری، واکنش به ستمی تاریخی نوشته یک همرزم شهید 🆔 @GozarDemocratic‌
حسین خضری، واکنش به ستمی تاریخی


نوشته یک همرزم شهید



شهید حسین خضری (هیمن بیکه‌س) به تاریخ ۵.۱.۲۰۱۱ در زندان شهر اورمیه اعدام گردید. همچون بسیاری از آزادی‌خواهان و فرزندان ارزشمندی که در راه عقاید و آرمان‌های خویش جان سپردند و بی‌نام و گمنام بر موضع شرافتمند پای فشردند، حسین خضری نیز مبارزی بود که در راه آزادی خلق و میهن خویش، سر داد اما سر نداد. حسین خضری محصول واکنش جامعه‌ی خویش به ستم ناروا و نامشروع و غیرانسانی‌ای بود که سال‌های طولانی سرزمین و میهن وی از درد آن می‌نالید. او در منطقه‌ای (روستای گوله‌شیخان، از توابع محال برادوست شهر اورمیه) چشم به جهان گشود که محروم از همه نوع پیشرفت و امکاناتی بود. روستایی که در نقطه‌ی صفر مرزهای ساختگی‌ای واقع گشته که میهن او را از هم گسیخته بود و نکته تلخ اینکه همین مرز ساختگی تبدیل به تنها دروازه‌ی معیشت گشته و تلخ‌تر اینکه مسبب و وسیله‌ی کشته‌شدن هم‌میهنانش می‌گردید و می‌گردد. جنگ و تنش سیاسی و نظامی کل منطقه را دربرگرفته و امان از «زندگی» و «حیات» بریده بود. هرازگاهی دود از روستایی به هوا خاسته و اهالی آن دربه‌در شده و نام روستا دیگر بر ویرانه‌ای باقی می‌ماند که یا خالی از سکنه بود و یا سکنه‌ای انگشت‌شمار داشت. گاه نیز روستائیان از سر ناچاری و به دنبال امرار معاش رو به‌سوی شهر نهاده و چون توان سکنی در شهر را نداشتند، در محله‌های کنار شهر و به اصطلاح سردمداران جدید و مذهبی بصورت «غیرقانونی» سکنی می‌گزیدند. خانواده‌ی خضری از جمله‌ی همان خانواده‌هایی بود که به ناچار رو به این زندگی آورده و در «اسلام‌آباد» اورمیه در پی لقمه‌ای نان بودند.

اسلام‌آباد به سبب کثرت وجود چنین خانواده‌هایی تبدیل به سکونت‌گاهی شد که هزاران خانواده و ده‌ها هزار جمعیت را در خود جای می‌داد و به نوعی «انبار» کارگرها و عمله‌های مورد نیاز چرخ ستم‌کار شهری شده بود. علاوه بر هزاران کارگر ساختمانی و عمله‌ها، هزاران کارگر فصلی جهت کار در باغات و مزارع اطراف شهر نیز از همین «سرچشمه» تأمین می‌گشتند. پیدا بود حاکمان شهر علی‌رغم ادعاهای‌شان، چندان هم از وجود چنین سرچشمه و منبعی ناراضی نبودند، زیرا «کار» و «دسترنج» ارزانی را پیشکش نظام شهری‌شان می‌نمود که بدون آن قطعا دچار مشکل و معضل می‌گشتند. با وجود تمامی این «کار»ها، معیشت در این شکنجه‌گاه شهری بسیار دشوار بوده و وقتی «نیاز خلق به معیشت» با «طمع سودبری تاجران» یکی می‌گشت، پدیده‌ی «فرش‌بافی» با تمامی درد و ناخوشی و تراژدی خویش را نشان می‌داد. این پدیده‌ی ستم‌کارانه در حق کودکان که زجر «کوره‌های آجرپزی» را تداعی می‌کند، مسبب و وسیله‌ی درد و رنج هزاران و ده‌ها هزار کودکی است که هر لحظه‌اش برای آنان به مصداق شکنجه و تعذیب و صدمه‌ای روانی است، شکنجه‌ای که سود آن به جیب تاجرانی می‌رود که بی‌دغدغه هرچه بیشتر بر آن دامن می‌زنند.

«حسین خضری» از شکنجه‌دیدگان این محیط و این پروسه‌ی ناانسانی بود که هنوز چندصباحی از حیاتش نمی‌گذشت که خانواده‌شان به «شهر» آمده و از همان کودکی به یک رنجبر و کارگر و نان‌آور خانه تبدیل گشت. ولی دیدن این همه ستم و تربیت خانواده‌ای میهن‌دوست و به‌سر بردن در مجموعه‌ای بزرگ از چالش‌ها و مباحث و مناقشات، کم‌کم حسین کوچک را بسوی شکل‌گیری شخصیتی عاصی و انقلابی سوق داد. سنت‌ها و آداب و رسوم جامعه‌ی کردی مانع از آن شدند که شخصیتی لاابالی و بی‌توجه به اطراف در وی شکل بگیرد، فضای سراسر بحث و شور و تنش سیاسی سبب گردید تا بسیار بزرگتر از رده‌ی سنی خویش بیندیشد، دیدن مبارزه‌ی سازمان‌ها با دولت و خاطرات جنگ ایران و عراق و مباحث گرم‌شده‌ی مذهبی جملگی دنیای ذهنیتی این نوجوان را مالامال کرده و در کنار کار دشوار فرش‌بافی، حسین سر از مسجد «محمد رسول‌الله» اسلام‌آباد درآورد و وارد مباحث گردید. حسین خضری که مجال تحصیل و دیدن کلاس درس و مدرسه را نیافته بود، در کنار برادران و خواهرانش و با استعداد سرشاری که داشت سواد آموخت و گاه این سواد را با چاشنی مذهب نیز یکی می‌کرد. در این محله‌ی رنگارنگ حسین هم لهجه‌ی کردی منطقه‌ی خودش را می‌دانست و هم لهجه‌ی سایر مناطق اطراف اورمیه که تفاوت بارزی با همدیگر در تلفظ و واژه‌ها و اصوات داشتند. هنوز بسیار نوجوان بود که زبان آذری را نیز فرا گرفته و کودکی که بدون آموزش بود، با استعدادهای خدادادی‌اش در همان اوان نوجوانی با چندین زبان آشنا بود. چهره‌ی گیرا و زبان شیرین و خنده‌ی ژرفش به اندازه‌ی کافی او را انگشت‌نما کرده و سر و کله‌ای از دوستانش بالاتر بود: چه در کار و معیشت، چه امور مذهبی و فکری و چه توان فرهنگی و زبانی…
گذار دموکراتیک
حسین خضری، واکنش به ستمی تاریخی نوشته یک همرزم شهید 🆔 @GozarDemocratic‌
شهید حسین در اواسط دهه‌ی هشتاد هفتاد شمسی و دهه‌ی نود میلادی، در این سال‌های واپسین قرن ظلم و ستم برای خلق کرد، قرن بیستم، در حد مهمی با افکار سیاسی آشنا گشته و در اثر مبارزات سیاسی-نظامی احزاب کردی، همانند بسیاری از نوجوانان دارای عقاید و افکاری معین بود. در همین سال‌ها بود که مبارزات آزادی‌خواهی کردستان به پیشاهنگی حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک)، همانند تمامی بخش‌های کردستان، در شرق نیز طنین انداخته و رفیق حسین نیز به‌مانند رفقای خویش از آن متأثر می‌گشت. علی‌رغم ضعف بسیار فعالیت‌ها در شرق کردستان، نسیم آزادی‌بخش آن روح و جان خسته و مجروح و صدمه‌دیده‌ی خلق کرد و بویژه جوانان آن را نوازش می‌داد. سایر احزاب شرقی شکست خورده و به آنسوی مرزها رانده شده بودند، اما نسیم آزادی و مبارزه و امید از شمال کردستان وزیدن گرفته بود و قبل از همه مناطق کردنشین مرزی و سکونتگاه‌های کردها را تحت‌تأثیر قرار می‌داد. حسین خضری کسی بود که به سبب داشتن خویشاوندانی که امکان ارتباط با «رفقا» را داشتند، از این نسیم و رایحه سهم بیشتری می‌برد. شهید حسین چنان از این بارقه‌ی امید لذت می‌برد که گویی درمانی برای دردهای تعریف‌گشته و تعریف‌ناگشته‌ی خویش یافته بود. این «همان کس»ی بود که در شعر فروغ فرخزاد «کس دیگری» بود که «می‌آید»، این همان مرهمی بود که بر زخم درمان‌نگشته درمان بود و این خونی تازه در عقاید سرگردان شهید حسین خضری دمید که با محیط مذهبی سیراب نمی‌گشت. در اوایل از راه یادگیری رسم‌الخط کردی لاتینی، به هویت‌خواهی خویش پرداخت، یادگیری ترانه‌ها، سرودها، اشعار و متون ملی و مبارزاتی به بخشی از حیات روزانه‌ی او تبدیل گشت و شکل‌گیری شخصیت مبارزاتی او پایه‌ریزی شد. روزبه‌روز بر آتش این عشق مقدس افزوده می‌شد که ناگاه شوک بزرگ هم بر وی و هم بر تمامی جامعه‌ی کرد وارد گشت: توطئه‌ی بین‌المللی و ربودن رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان. این شوک تمامی کالبد جامعه‌ی کردی و انسانی را به لرزه درآورد. درد عمیقی ایجاد نمود که شوک و قدرت آن، جهشی شد کیفی در خودآگاهی تمامی خلق کرد و افراد آن. جامعه‌ی کردی برخلاف تصور سردمداران جهانی و برنامه‌ریزان توطئه، در اثر این شوک شکسته نشده و آن را به انگیزه‌ی مبارزاتی تبدیل نمود. هم سنت جامعه‌ی کردی و هم آموزش جنبش آپوئیستی مانع از آن شد که جامعه‌ی کردی در اثر این اقدام ناانسانی دست از خواسته‌های انسانی خویش بکشد و در این میان، جامعه‌ی شرق کردستان، یکی از بزرگ‌ترین واکنش‌ها در برابر توطئه را نشان داد. شهید حسین خضری از کسانی بود که در سازماندهی این واکنش و اعتراض نقشی اساسی داشت و این دوران چندماهه مسیر زندگی سیاسی-اجتماعی وی را تعیین نمود. در پایان این اعتراضات و به دنبال دستگیری جوانان دخیل در این اعتراضات، جوانان و افراد بسیاری رو به کوهستان‌ها نهاده و خویش را به صفوف مبارزات گریلایی رساندند. حسین خضری از جمله‌ی این جوانان بود که مسیر زندگی خویش را تغییر داده و زندگی در کوهستان‌ها و در صفوف مبارزات را در پیش گرفت. روح سیری‌ناپذیر او را بسوی «مبارزه‌ای هرچه بیشتر» فراخواند. حسین با تمامی توان و استعدادهایش رفت که از قفس حیات روزانه‌ی فاقد معنا رهیده و به دنبال عقاید و فلسفه‌ی حیات خویش بگردد و برای آن مبارزه نماید. اون فلسفه‌ی حیات و مبارزه‌ی دشوار برای آن را بر بیگاری جهت نظام ستم ترجیح داد و با هویت جدید «هیمن»نام خویش، قدم در وادی عشق و مبارزه و جانفشانی و آزادی‌خواهی نهاد.

از همان ابتدا پیدا بود که «هیمن بیکه‌س» خوش خواهد درخشید. «شخصیت»ی قوی در او شکل گرفته، مملو از «استعداد» بود، «انگیزه و خواسته و اراده» جهت مبارزه داشت و «پشتکار» لازمه را از خویش نشان می‌داد. اولین آزمون وی یادگیری حیات کوهستانی بود. او که در شهر زندگی کرده بود، چه از نظر جسمی و فیزیکی و چه از نظر روحی وارد محیط و فضایی دیگر گشته بود که دشواری‌های خاص خویش را داشت. شهید هیمن با تمامی وجود به فراگیری اصول حیات در طبیعت و آمدن از پس دشواری‌های آن برآمد. جسم سختی کشیده‌ی وی روزبه‌روز با کوهستان و شرایط کوهستانی مطابقت نشان داد. روح وی با حیات گریلایی درآمیخته شد و به یُمن آموزش‌های قوی، کسی گشت که بسیار زود برسرپای خویش ایستاده و حتی کسانی را نیز سرپرستی و فرماندهی می‌کرد. تو گویی سال‌ها آموزش دیده و از مراحل مختلف عبور نموده است. همان استعدادی که بدون آموزش چندین زبان فراگرفته بود، همان پشتکاری که از نان‌آوری تا مناقشات فکری-فلسفی درخشیده بود، در حیات سازمانی و نظامی نیز جلوه‌گر شده و او را به شخصیتی پُخته و جااُفتاده تبدیل نمود.
گذار دموکراتیک
حسین خضری، واکنش به ستمی تاریخی نوشته یک همرزم شهید 🆔 @GozarDemocratic‌
وقتی تربیت بی‌آلایش و ساده‌ی کردی و خانوادگی او با دانش سازمان و شرایط پیش‌بَرَنده‌ی حیات گریلایی یکی شدند، او همان «هیمن»ی شد که خلق او نیاز داشت، که رهبرش بر آن تأکید می‌کرد، که میهنش در نبود چنان شخصیت‌هایی به دام اشغال و استیلا و غارت دچار گشته بود. حیات گریلایی رفیق هیمن اینگونه بر ریل تکامل و پیشرفت بسوی آینده افتاد…

شهید هیمن در فعالیت‌ها و کارها و سازماندهی‌های مختلفی جای گرفت. بیشتری فعالیتی که با آن شناخته می‌شد، سازماندهی خلق بود. او با پراکتیک مسلحانه‌ی خویش در منطقه‌ی اطراف اورمیه زبانزد بود و دوست و دشمن جدیت و قدرت وی را شناخته بودند. هم خلق در برابر او با این جدیت برخورد کرده و هم با توجه به آن در پی ضربه زدن به اون بود. اون و جمع دوستان خستگی‌ناپذیرش در آن منطقه کارهایی کردند و پراکتیک‌هایی را رقم زدند که به اندازه‌ی تأثیرات سیاسی-اجتماعی، به‌یادماندنی بوده و هنوز که هنوز است، ورد زبان دوستان وی و خلق بوده و به بنیان ایجاد زمینه‌های خوداعتمادی مجدد خلق تبدیل گشته بودند. خلق کرد در منطقه که پس از فروکشی آتش مبارزات ملی دچار افولی سیاسی و یک نوع شکست توأم با سرخوردگی بودند که با این تحرکات از بین رفته و جوش و خروشی نوین در منطقه شکل گرفت. حضور ملموس در میان خلق و تقابل قدرتمدارانه با عوامل رژیم سبب گشت که مردم، جانی تازه یافته و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند. در پایان هر فصل کاری تأثیر این کار را بر روی رفیق هیمن نیز می‌شد دید. در پایان هر دوره‌ی کاری و به هنگام ارزیابی فصل کاری و تدارکات برای فصل بعد، هیمن پرجوش‌وخروش‌تر از قبل ظاهر می‌شد، مملو از تجربه و آزمون گشته بود، هرچه بیشتر بر قدرت فکری و عملی او افزوده شده بود و اینگونه پروفایل یک کادر خلقی و یک مبارز و پیکارگر آپوئیستی در شرق کردستان را از خویش به نمایش می‌گذاشت. سال‌های متمادی رفیق هیمن و رفقایش در منطقه باد انقلاب را چنان وزاندند که به الگوی سایر مناطق تبدیل شد. غافل نشدن‌شان از ابعاد مختلف مبارزه سبب شد که در میان خلق نیز زبانزد گردند. «مبارزه با شیوع مصرف مواد مخدر» در منطقه، به یکی از کارهای اساسی شهید هیمن و رفقایش تبدیل گشته بود که این امر تفاوت آنان با سایر جریانات سیاسی را در عملی مشخص به مردم یادآوری می‌نمود. این مبارزه‌ی به‌یادماندنی و خاطرات تراژیک-کمیک برخورد با مبتلایان به مواد مخدر به نقل محافل مردم و رفقا تبدیل شده بود. این مبارزه‌ی مؤثر از جمله کارهای ارزشمندی است که جنبش آپوئیستی توانست در مناطق شمالی شرق کردستان آن را بیازماید و باید به الگویی جهت مبارزه تبدیل شود.

رفیق هیمن با اندوخته‌ای بسیار سال ۲۰۰۶ در یک دوره‌ی دیگر آموزش سیاسی شرکت کرده و در پایان آن، با عزمی بیشتر از قبل راهی کار شد. رفیق هیمن دارای اندوخته‌ی نظامی معینی بود، اما کار در گروه‌های مسلحانه، در کنار مزیت‌هایی که دارد، تنگناهایی را نیز با خود می‌آورد که رفیق هیمن خواهان گذار از آنان بود و با خلاقیت، قادر به ابداع روش‌ها و راهکارهایی می‌‌نمود که عموما به الگوی کاری سایر رفقا نیز تبدیل می‌شد. عملکرد سرشار از شوق و نوآوری و تنوع و ابداع وی، بخش مهمی از خاطرات مبارزه در کنار وی را تشکیل می‌دهد که همرزمان و همراهانش نقل می‌کنند.

رفیق هیمن سال ۲۰۰۸ به دست دشمن اسیر گشت و همانند عملکرد بی‌نظیر و همانگونه که از او انتظار می‌رفت، مقاومتی بی‌همپا نشان داد و در کنار تلاش جهت تعامل قوی با دشمن، سرسختانه از فلسفه و عقیده‌ی خویش دفاع نمود. دشمن سعی در تخریب چهره‌ی وی نمود اما مردم و رفقایش با شناختی که از او داشتند، هیچگاه اعتماد و باوری‌شان به وی را از دست ندادند. در پایان این فصل مبارزه از چنگال دشمن، همانگونه که از ددمنشان انتظار می‌رود، دستگاه‌های رژیم تصمیم به اعدام رفیق هیمن گرفته و ایشان را اعدام کرده و اینگونه حسین خضری، این جوان نستوه و مبارز کرد، به شهید راه عدالت‌خواهی و دادگری و مساوات‌طلبی تبدیل گشت.

شهید حسین خضری (هیمن بیکه‌س) سمبل واکنش یک جامعه در جهت زیستن حیاتی آزاد است. سمبل برآوردن فرزندانی از دل خویش برای زیستنی آزاد و زیباست. او مبارز طریق رهبر خویش گشت که حیات را با آنچه می‌پسندد که «زیبا، صحیح، نیک و آزاد» است و او بر پایه‌ی تربیت اجتماعی و خانوادگی خویش و با آموزش‌های سازمان و رهبرش به مبارزی تبدیل گشت که در راه «حقیقت‌خواهی» همطراز بزرگان تاریخ گشت. بدون شک این جوان نستوه و سرزنده و پیکارگر، الگو و سرمشقی نیک جهت جوانانی است که به دنبال حقیقت و آزادی و عدالت بوده و در پی راهکاری صحیح جهت رسیدن به آن هستند.

زنده باد یاد و خاطره‌ی آنان که بزرگتر از روزمرگی در پی تعالی انسانی و حقیقی هستند…

زنده باد آموزگار و رهبری که آنان را پرورد و طریق مبارزه به آنان آموخت…

منبع : مجلە ژیلمو شماره ۱۹



kodar.info


🆔 @GozarDemocratic
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن


گولان فهیم



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic‌
واقعیت وجودی رفیق سارا؛ آغاز تاریخ آزادی زن


گولان فهیم



برای اینکه بتوانم تعریف صحیحی از رفیق سارا داشته باشم، به این سخن رهبر آپو که می‌گویند: “تاریخ آغاز بردگی زن نانوشته مانده و تاریخ آزادی زن در حال نوشته شدن است” اشاره می‌کنم. از همان آغاز گذار دوران زن – مادر به دوران مردسالاری تا به امروز، برای پیشگیری از انحراف و زوال ارزش‌های به وجود آمده‌ی اجتماعی، مبارزات بسیاری روی‌ داده‌اند. پیشاهنگ‌های مبارز و فداکار بسیاری در این مقاومت‌ها ظهور کردند. این فرهنگ مقاومتی در کوردستان نیز، از همه بیشتر در میان زنان کورد شکل گرفته شخصیت‌هایی همچون “رفیق سارا” بیانگر این واقعیت تاریخی‌ خلق کورد می‌باشد. فرهنگ زن – مادر در کوردستان و به پیشاهنگی زنان ظهور و رشد نموده است، این نقش گهواره‌گی کوردستان سبب شده این فرهنگ تا به امروز نیز زنده و پویا به حیات خود ادامه بدهد. علی‌رغم تمامی انحرافاتی که در ذهنیت جامعه روی‌ داده، زن کورد تا حد ممکن به حفظ و صیانت از ارزش‌‌های بنیادین جامعه پرداخته است. این در واقع از وابستگی زن به خاک و سرزمین‌اش سرچشمه می‌گیرد، او به طور مداوم فرهنگ مرتبط با سرزمین خود را ارج نهاده و اجازه نداده که در طول تاریخ کمرنگ شود.

رفیق سارا دارای سه شناسه‌ی هویتی؛ زن، کورد و علوی بود. این شناسه‌ها سبب شدند تا او از همان آغاز دوران جوانی به بی‌عدالتی و فاشیسم موجود در ساختار حکومتی دولت‌ها پی‌برده و از اعماق وجود، متحمل درد و رنج بسیاری گشت. در تاریخ کهن تا به امروز ملت و فرهنگ‌های متنوعی بدون کمترین چالش و درگیری به زندگی با هم پرداخته بودند. این همزیستی و مسالمت، ارزش‌های معنوی و مادی بسیاری را با خود به همراه داشت که ذهنیت استوار بر مردسالاری جهت نابودی‌شان به توسعه‌ی دیدگاهی نژادپرست، دین‌پرست و جنسیت‌گرا در تمامی عرصه‌های اجتماعی پرداخت. رفیق سارا حاضر به پذیرش این بی‌حقیقتی‌ها نبوده و در برابر آن‌ها با خشم و کینه‌ی بزرگی مداما بدنبال رهیافت و چاره‌یابی بود. همزمان با عمق یافتن جستجوی او بدنبال حقیقت، با جنبش آزادیخواهی خلق کورد PKK آشنایی یافت و از آن پس مبارزات او به مرحله‌ای نوین و سازمانی گذار می‌نماید. او یکی از دو نفر زنانی بود که از همان آغاز سازماندهی PKK که جنبشی با ایستاری رادیکال در برابر نظام شناخته می‌شد مشارکتی فعالانه داشت. این بر کسی پوشیده نیست؛ در موقعیت زمانی که فئودالیسم حاکم بر جامعه‌ی کوردستان و فاشیسم موجود در نظام حاکم بر کوردستان حضور یک زن در چنین جنبشی به جسارت، اعتقاد، آگاهی و توان فوق‌العاده‌ای نیاز دارد. ‌بیشتر قیام و عصیان‌هایی که در کوردستان روی دادند، با سرکوب و قتل‌عام روبرو ماندند، از آن جمله می‌توان به عصیان “شیخ سعید” در “درسیم” اشاره نمود. این تاثیر عمیقی در حد ترس و تردد بر مبارزات خلق کورد به جا گذاشته بود. این واقعیت‌ها همه برای رفیق سارا در عین حالی که به معنای روبرو شدن با دشواری و سختی‌‌های بسیار بود، در نظر او آفرینش یک ارزش انقلابی بسیار والا بود که می‌بایست با حضور پر رنگ و موثر خود بر مسیر آن قرار می‌گرفت. او در سراسر دوران مبارزاتی خویش با چنین درک و عزم راسخی تحت تمامی شرایط زمانی و مکانی مختلف، بر اساس مبانی متحول‌ساز انقلابی مبارزه نمود. رفیق سارا در برابر ذهنیت مرتجع جنسیت‌گرا که زنان و خلق کورد را تحت تاثیر قرار داده و بنیاد جسمانی و روحی آن‌ها را از هم فروپاشیده بود، دارای ایستار و موضعی شفاف بود. هرگز اجازه نمی‌داد، شخص دیگری به جای او تصمیم گرفته و شیوه‌ی فکر کردن و زندگی او را مشخص کرده و از پتانسیل فکری و جسمانی او، آنگونه که می‌خواهد سوءاستفاده نماید. او جایگاه زن در فلسفه‌ی رهبر آپو را اینگونه ارزیابی می‌نمود؛ اراده‌مند نمودن و ارج نهادن به زن در حقیقت پایه‌ی اساسی فلسفه‌ی رهبر را در برمی‌گیرد. برای رسیدن به شخصیتی بزرگ، همیشه به خودسازی و مبارزات ذهنیتی – درونی مشغول بود. برای از میان بردن خصوصیات شخصیتی که از نظام اقتدارگرای مردسالار متاثر شده و بر مسیر منافع این نظام قرار داشت، مبارزات بسیاری انجام داد. همیشه با عشق و علاقه در تمامی عرصه‌های مبارزاتی حضور داشته و با توان آفرینش برنامه و پروژه‌های نوین در پیشبرد فعالیت‌ها تاثیر چشمگیری داشت.

در زمانی که به زن همچون پدیده‌ی ناموس نگریسته می‌شد و رژیم ترک از هر چیز بیشتر می‌خواست از این راه رفیق سارا را مجبور به تسلیمیت گردانند، او برعکس آنچه آن‌ها تصور کرده بودند با ایستاری که باید گفت؛ زیبنده‌ی صفحات تاریخ مقاومت زنان گشت، در پاسخ به دشمن می‌گوید: “تسلیمیت؛ بی‌حیثیتی‌ست”. او در برابر تمامی شکنجه‌های وحشیانه‌ی رژیم، با درک وظیفه‌ی تاریخی خود به مقاومت پرداخته و در برابر تحمیلات آن‌ها سر فرود نمی‌آورد.