Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
درس بیست و دوم.pdf
299.1 KB
♦️ دریافت PDF درس بیست و دوم
موضوع: اسلام،از انقلاب بە سوی قدرتگرایی و تمدن مرگزگرای اسلامی
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
موضوع: اسلام،از انقلاب بە سوی قدرتگرایی و تمدن مرگزگرای اسلامی
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Forwarded from خبرگزاری زن
Jinhaagency
"اتحاد و همبستگی مابین تمام زنان ایرانی، هدف اساسی ما در سال ۲۰۲۲ خواهد بود"
کژار بە عنوان یکی از سازمانهای زنان، سازماندهی زنان، آموزش و دفاع از خود و بر اساس پارادایم ملت دمکراتیک – اکولوژیک و آزادی زن، در ایران و روژهلات کوردستان فعالیت میکند. کژار با ایجاد چتری برای زنان اتنیکهای مختلف آنها را علیە خشونت و ذهنیت مردسالار حاکم…
Forwarded from خبرگزاری زن
YouTube
ویان پیمان: "اتحاد و همبستگی مابین تمام زنان ایرانی، هدف اساسی ما در سال ۲۰۲۲ خواهد بود"
کژار بە عنوان یکی از سازمانهای زنان، سازماندهی زنان، آموزش و دفاع از خود و بر اساس پارادایم ملت دمکراتیک – اکولوژیک و آزادی زن، در ایران و روژهلات کوردستان فعالیت میکند. کژار با ایجاد چتری برای زنان اتنیکهای مختلف آنها را علیە خشونت و ذهنیت مردسالار حاکم…
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان
✍ رامین گارا
استاد سیدعلیاصغر کردستانی (باباشهابی) (زادهٔ ۱۲۵۰ خورشیدی در صلوات آباد، سنندج – درگذشتهٔ ۱۳۱۵ در صلوات آباد، سنندج) خوانندهٔ کرد اهل شرق کوردستان و از اساتید آواز دوران قاجار و اوایل پهلوی است که وسعت صدا و تحریرهای ریز پی درپی در صدای اوج، از ویژگیهای آواز اوست. از وی قطعاتی بهجا ماندهاست. نام فامیل علیاصغر به «کردستانی» بهدلیل سنندجی بودن وی بودهاست.
سیدعلیاصغر کردستانی، فرزند سیدنظامالدین، فرزند سیدجامی، فرزند سیدمحمدجواد، فرزند سیدابراهیم است، که بر طبق شجرهنامه به سیدعلی همدانی، برادر شاعر مشهور کُرد «باباطاهر عریان همدانی» و از طرف مادر به علامه مشهور «باباشهابالدین» میرسد.
سیدعلیاصغر در سال ۱۲۵۰ خورشیدی در روستای صلواتآباد، نزدیک سنندج به دنیا آمد. درمورد سال تولد استاد نظرات مختلفی وجود دارد. بر طبق نظر غفور رشید داراغا سال تولد و وفات استاد ۱۸۷۶ و ۱۹۳۷ میلادی (یعنی حدود سالهای ۱۲۵۵ و ۱۳۱۶ خورشیدی) بودهاست، که اگر این تاریخ صحیح باشد میتوان گفت که استاد از دو خواننده مشهور به نامهای «شۆڵ عهبدوڵا» و «مجیدی قالی حمامچی» بهره بردهاست. اما زندهیاد استاد عباس کمندی در کتابش نوشتهاست که سال تولد استاد ۱۲۶۰ (۱۸۸۱) و سال وفات وی ۱۵ مرداد ۱۳۱۵ (اوت ۱۹۳۶) است و همچنین طبق نوشتهٔ «ماموستا محمد حمهباقی»، استاد در سال ۱۲۶۰ (۱۸۸۱) متولد شده و در ۱۵ بهمن ۱۳۱۵ (فوریه ۱۹۳۷) درگذشته است.
استاد قبل از سال ۱۲۸۴ (۱۹۰۵) با ماهشرفخانم ازدواج کردهاست و ثمرهٔ این ازدواج سه پسر به نامهای سیدعبدالاحد، سیدمسیح و سیدعلیاشرف و دو دختر به نامهای زهرا و شرافت بودهاست.
به هر روی با شنیدن آوازها یش می توان گفت ، بی تردید استاد علی اصغر کردستانی موسیقی ایرانی را به خوبی میشناخته . استاد علی اصغر کردستانی دارای وسعت صدایی مثال زدنی است چنانکه با وجود خواندن مایه های بالا اثری از ضعف و فشار در صدایش شنیده نمیشود، وی صدایی پر سوز روشن و گرم داشته و تحریر هایش تکنیکی وزیباست.در کنار این ویژگی ها سبک منحصربه فرد وی از دیگر امتیازات اوست.وبه او لقب داود ثانی داده اند.
استاد و باباطاهر
استاد کردستانی بنا به روایات اصحَ از نوادگان برادر باباطاهر همدانی بودهاست. باباطاهر از شاعران شهیر کُرد با گویش لکی زاده ۳۲۶ خورشیدی درگذشته ۴۱۱ خورشیدی بود. وی فیلسوفَ صوفیَ شاعر و موسیقیدان مذهبی یاری بود و در دوران طغرلبیک سلجوقی میزیسته است. «بابا» لقبی بوده که پیروان آیین یاری به بزرگان خود میدادهاند. بدلیل اینکه وی در بیان مسائل بسیار رکَ صریح و بیپرده بودَ لقب «عریان» به بابا دادند. باباطاهر در یک دوبیتی خود را از کُردهای «لک» معرفی میکند. «راوندی» در اثر خود به نام «راحهالصدور» در باره باباطاهر مسائلی تشریح نموده. زبان سرودههای باباطاهر را در گذشت زمان به پارسی دگرگونساختهاند و با این دستبردهای مکررَ تاریخ احوال وی را فارسیسازی میکنند اگرچه به لربودن وی نیز اقرار میکنند. لهجه وی همان «فهلوی یا پهله» است که امروز از ایلام گرفته تا مناطق لکنشین همدان بکار میرود. دستنوشتهای که در کتابخانه قونیه ترکیه به شماره ۲۵۴۶ نگهداری میشود سرودههای ناب و دگرگوننشده باباطاهر را به زبان خود مردم همدان دارد که همان گویش اصیل پهله در زبان کُردی استاقای اذکایی به پیروی از پژوهشگران غربی همچون اشتاکلبرگ آلمانی و ویکتور روزن و گئورگ لئون لسچینسکی آلمانیَ زبان فهلویات را بخش جداییناپذیر از «مادی میانه» میدانند. بدلیل پخش گسترده اشعار باباطاهر در میان لرهاَ لکهاَ کلهرها و سایر مناطق کوردستانَ هر منطقه تغییراتی را بنا به گویش محلی خویش متوجه اشعار وی ساختهاند.
برای مثالَ شعر ذیل صورت دگرگونشده یافته:
«از آن اسپید بازم همدانی
ای تنها کُرم نچیروانی
همه به من ودیرن چرخ و شاهین
به ناو من کرن نچیروانی»
صورت لریشده همان شعر باباطاهر:
«مو آن اسپید بازم همدانی
لاله (لانه) در کوه دارم در نهانی
به بال خود پرم کوهان به کوهان
به چنگ خود کرم نچیروانی»
حمدالله مستوفی که خود بنا به روایتی از خلق لر بودهَ به سال ۷۴۰ ه.ق همدان را شهر باباطاهر عنوان کرده.
بنا به روایات مختلفَ اسلاف «استاد کردستانی» قرنها پیش از همدان به سنندج کوچ کرده و خانواده ایشان در روستای صلواتآباد در نزدیکی شهر سنندج سکنی گزیدهاند. چهبسا علت استفاده استاد از اشعار بسیار قوی باباطاهر گذشته از اینکه از نیاکان وی بودهَ مناسببودن اشعار حزنانگیز و پرنغز باباطاهر برای آهنگهای غمانگیز و پرسوزوگذار استاده بوده. هکذا استاد کردستانی نیز ساختاری کاملا کردی به اشعار باباطاهر بخشیده و اصالت آن را حفظ نموده است.
خواندن اشعار باباطاهر
✍ رامین گارا
استاد سیدعلیاصغر کردستانی (باباشهابی) (زادهٔ ۱۲۵۰ خورشیدی در صلوات آباد، سنندج – درگذشتهٔ ۱۳۱۵ در صلوات آباد، سنندج) خوانندهٔ کرد اهل شرق کوردستان و از اساتید آواز دوران قاجار و اوایل پهلوی است که وسعت صدا و تحریرهای ریز پی درپی در صدای اوج، از ویژگیهای آواز اوست. از وی قطعاتی بهجا ماندهاست. نام فامیل علیاصغر به «کردستانی» بهدلیل سنندجی بودن وی بودهاست.
سیدعلیاصغر کردستانی، فرزند سیدنظامالدین، فرزند سیدجامی، فرزند سیدمحمدجواد، فرزند سیدابراهیم است، که بر طبق شجرهنامه به سیدعلی همدانی، برادر شاعر مشهور کُرد «باباطاهر عریان همدانی» و از طرف مادر به علامه مشهور «باباشهابالدین» میرسد.
سیدعلیاصغر در سال ۱۲۵۰ خورشیدی در روستای صلواتآباد، نزدیک سنندج به دنیا آمد. درمورد سال تولد استاد نظرات مختلفی وجود دارد. بر طبق نظر غفور رشید داراغا سال تولد و وفات استاد ۱۸۷۶ و ۱۹۳۷ میلادی (یعنی حدود سالهای ۱۲۵۵ و ۱۳۱۶ خورشیدی) بودهاست، که اگر این تاریخ صحیح باشد میتوان گفت که استاد از دو خواننده مشهور به نامهای «شۆڵ عهبدوڵا» و «مجیدی قالی حمامچی» بهره بردهاست. اما زندهیاد استاد عباس کمندی در کتابش نوشتهاست که سال تولد استاد ۱۲۶۰ (۱۸۸۱) و سال وفات وی ۱۵ مرداد ۱۳۱۵ (اوت ۱۹۳۶) است و همچنین طبق نوشتهٔ «ماموستا محمد حمهباقی»، استاد در سال ۱۲۶۰ (۱۸۸۱) متولد شده و در ۱۵ بهمن ۱۳۱۵ (فوریه ۱۹۳۷) درگذشته است.
استاد قبل از سال ۱۲۸۴ (۱۹۰۵) با ماهشرفخانم ازدواج کردهاست و ثمرهٔ این ازدواج سه پسر به نامهای سیدعبدالاحد، سیدمسیح و سیدعلیاشرف و دو دختر به نامهای زهرا و شرافت بودهاست.
به هر روی با شنیدن آوازها یش می توان گفت ، بی تردید استاد علی اصغر کردستانی موسیقی ایرانی را به خوبی میشناخته . استاد علی اصغر کردستانی دارای وسعت صدایی مثال زدنی است چنانکه با وجود خواندن مایه های بالا اثری از ضعف و فشار در صدایش شنیده نمیشود، وی صدایی پر سوز روشن و گرم داشته و تحریر هایش تکنیکی وزیباست.در کنار این ویژگی ها سبک منحصربه فرد وی از دیگر امتیازات اوست.وبه او لقب داود ثانی داده اند.
استاد و باباطاهر
استاد کردستانی بنا به روایات اصحَ از نوادگان برادر باباطاهر همدانی بودهاست. باباطاهر از شاعران شهیر کُرد با گویش لکی زاده ۳۲۶ خورشیدی درگذشته ۴۱۱ خورشیدی بود. وی فیلسوفَ صوفیَ شاعر و موسیقیدان مذهبی یاری بود و در دوران طغرلبیک سلجوقی میزیسته است. «بابا» لقبی بوده که پیروان آیین یاری به بزرگان خود میدادهاند. بدلیل اینکه وی در بیان مسائل بسیار رکَ صریح و بیپرده بودَ لقب «عریان» به بابا دادند. باباطاهر در یک دوبیتی خود را از کُردهای «لک» معرفی میکند. «راوندی» در اثر خود به نام «راحهالصدور» در باره باباطاهر مسائلی تشریح نموده. زبان سرودههای باباطاهر را در گذشت زمان به پارسی دگرگونساختهاند و با این دستبردهای مکررَ تاریخ احوال وی را فارسیسازی میکنند اگرچه به لربودن وی نیز اقرار میکنند. لهجه وی همان «فهلوی یا پهله» است که امروز از ایلام گرفته تا مناطق لکنشین همدان بکار میرود. دستنوشتهای که در کتابخانه قونیه ترکیه به شماره ۲۵۴۶ نگهداری میشود سرودههای ناب و دگرگوننشده باباطاهر را به زبان خود مردم همدان دارد که همان گویش اصیل پهله در زبان کُردی استاقای اذکایی به پیروی از پژوهشگران غربی همچون اشتاکلبرگ آلمانی و ویکتور روزن و گئورگ لئون لسچینسکی آلمانیَ زبان فهلویات را بخش جداییناپذیر از «مادی میانه» میدانند. بدلیل پخش گسترده اشعار باباطاهر در میان لرهاَ لکهاَ کلهرها و سایر مناطق کوردستانَ هر منطقه تغییراتی را بنا به گویش محلی خویش متوجه اشعار وی ساختهاند.
برای مثالَ شعر ذیل صورت دگرگونشده یافته:
«از آن اسپید بازم همدانی
ای تنها کُرم نچیروانی
همه به من ودیرن چرخ و شاهین
به ناو من کرن نچیروانی»
صورت لریشده همان شعر باباطاهر:
«مو آن اسپید بازم همدانی
لاله (لانه) در کوه دارم در نهانی
به بال خود پرم کوهان به کوهان
به چنگ خود کرم نچیروانی»
حمدالله مستوفی که خود بنا به روایتی از خلق لر بودهَ به سال ۷۴۰ ه.ق همدان را شهر باباطاهر عنوان کرده.
بنا به روایات مختلفَ اسلاف «استاد کردستانی» قرنها پیش از همدان به سنندج کوچ کرده و خانواده ایشان در روستای صلواتآباد در نزدیکی شهر سنندج سکنی گزیدهاند. چهبسا علت استفاده استاد از اشعار بسیار قوی باباطاهر گذشته از اینکه از نیاکان وی بودهَ مناسببودن اشعار حزنانگیز و پرنغز باباطاهر برای آهنگهای غمانگیز و پرسوزوگذار استاده بوده. هکذا استاد کردستانی نیز ساختاری کاملا کردی به اشعار باباطاهر بخشیده و اصالت آن را حفظ نموده است.
خواندن اشعار باباطاهر
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
استاد کردستانی بطور اخص برای برخی آهنگهای اصیل خویش اشعار زیبای باباطاهر همدانی را انتخاب کرده است. سید عبدالاحد باباشهابی پسر بزرگ استاد گفته:
«اشعاری هم که پدرم میخواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعرانی مانند مولوی کُردَ وفایی مهابادی یا طاهربگ جاف و یا باباطاهر همدانی انتخاب میکرد.»
باباطاهر یکی از شخصیتهایی بوده که هم میان مسلمانان و هم یارسانها محترم بوده. اما باباطاهر بنا به سنت دیرینه و هزاران ساله آیین یاری که ساز تنبور و موسیقی و آواز در مناسک آن جایگاهی والا داردَ موسیقی مذهبی یاری را حفظ نموده و در انطباق با خلف خویش سیدعلیاصغر کردستانی بخوبی درمییابیم که استاد نیز هنر موسیقی و آواز را سینهبهسینه از اعقاب خویش به ارث برده و ماندگارتر ساخته.
کودکی و جوانی استاد
سیدنظامالدین، پدر سیدعلیاصغر، که خود از مردان مشهور دینی بود، استاد را به شهر آورد و در مسجد دارالاحسان به مکتب شیخ عبدالمومن، پدر آیتالله محمد مردوخ کردستانی و شیخ عبدالرحمن کانی مشکانی سپرد تا در محضر این بزرگان کسب فیض کند و قرائت صحیح قرآن را بیاموزد. استاد سالیان درازی از عمر خود را به فراگیری قرآن پرداخت و بعد از مدتی در قرائت استادی بینظیر شد چنانکه آوازه او از مرزها در گذشت و بنا به روایتی یک بار نیز جهت قرائت قرآن به مصر دعوت شد ولی به دلیل ناخوشی پدر از رفتن صرفنظر کرد. مردمیبودن استاد افزون بر حسن و موهبت خدادادی صدایش دلهای مشتاقان بسیاری را تسخیر کرد و از آنجا که انسانی بی تکبر و بخشنده بود، نغمههای روح پرورش را بی دریغ نثار دوستدارانش میکرد. پدر بارها او را از خواندن در ملا عام منع و سرزنش کرده بود و استاد با کمال احترام در جواب پدر گفته بود: آنچه نعمت خداست به همه تعلق دارد و نباید آنرا از خلایق دریغ کرد و اگر خواندن الحان از روی حقیقت و دستی به جانب معنویات باشد مانند صدای پرندگان خالی از محرمات خواهد بود. دیری نپایید که به محافل انس و بهویژه مجالس خوانین و بزرگان کردستان راه یافت. در همین محافل بود که شیفتگان بسیاری را در حلقهٔ ارادت خویش درآورد و به تشویق یکی از آنها، که از خاندان آصف دیوان و از خوانین سنندج بود، به تهران آمد و صفحاتی را به فارسی و کردی ضبط کرد.
آشنایی با بزرگان موسیقی
حاج «سیدعبدالاحد باباشهابی»، پسر بزرگ سید میگوید: مرحوم پدرم با وجود اینکه هرگز نزد استادی تعلیم ندیدهبود، معالوصف عموم دستگاهها و مقامات موسیقی ایرانی را میشناخت و آنچه را میخواند یا موسیقی اصیل کُردی بود و یا خود بر اساس موسیقی اصیل کردی میساخت و اجرا میکرد. اشعاری هم که میخواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعران مانند مولوی کرد، وفایی مهابادی یا طاهربگ جاف و باباطاهر همدانی انتخاب میکرد. بهدلیل رسیدن نسبش به باباشهابالدین، تا قبل از انتشار ترانههایش برروی گرامافون به سید علی اصغر باباشهابی معروف بود. نحوهٔ پرداخت تحریرات ریز و مکرر و کش دادن صدا در نهایت جملهها مختص خود سیدعلیاصغر است و این سبک خوانندگی بجز در زادگاهش، صلواتآباد محل و مکان دیگری در کردستان ندارد. استاد سیدعلیاصغر کردستانی آهنگهای اصیل کردی زمان خود را به سبک خود خواندهاست و با تحریرات ریز صدا بر ملودی آنها افزودهاست.
قرارداد با کمپانی پولیون
در سن ۴۷سالگی استاد با نمایندهٔ کمپانی گرامافون پولیون، حکیم حکاکی، قراردادی به امضا میرسانند و در سالهای ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ میلادی، طبق قرارداد، ۱۰ ترانه را برای کمپانی و برروی صفحه ضبط میکند که عبارتند از:
۱- مقام سه گاه ۲- مقام بیات ترک ۳- مقام حجاز ۴- مقام همایون ۵- مقام دشتی ۶- مقام شوشتری ۷- مقام اصفهان ۸- ترانه یار غزال ۹- ترانه ههی نابێ نابێ ۱۰- ترانه لهنجه و لهنجه
علاوه بر ترانههای ذکرشده ۴ ترانهٔ دیگر نیز از استاد باقی ماندهاست که عبارتند از: ۱- ئهی ڕهفیقانی تهریقهت ۲- کراس کورتێ ۳- جانی جانانم وهره ۴- غهمگین و دڵ پهشێوم که بعضی از این آثار توسط خوانندگان فعلی بازخوانی شدهاست؛ از جمله کاست زهردی خهزان کاری از ارسلان کامکار و قسمتی از کاست فهڵهک باخهوان با صدای سید جلالالدین محمدیان و نیزتصنیفهای دهردی هیجران، ڕهفیقانی تهریقهت و ههر وهک بازووبهن را این اواخر خوانندهٔ بسیار توانا، زندهیاد استاد حشمتالله لرنژاد اجرا کرده که درخور تحسین است.
سازهایی که سیدعلیاصغر را در تمام آهنگها همراهی کردهاند عبارتند از تار، کمانچه، فلوت و از ضرب هم جز در برخی آهنگها، آن هم بهدلیل حساسیت سیدعلیاصغر به آن، استفاده شدهاست.
«اشعاری هم که پدرم میخواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعرانی مانند مولوی کُردَ وفایی مهابادی یا طاهربگ جاف و یا باباطاهر همدانی انتخاب میکرد.»
باباطاهر یکی از شخصیتهایی بوده که هم میان مسلمانان و هم یارسانها محترم بوده. اما باباطاهر بنا به سنت دیرینه و هزاران ساله آیین یاری که ساز تنبور و موسیقی و آواز در مناسک آن جایگاهی والا داردَ موسیقی مذهبی یاری را حفظ نموده و در انطباق با خلف خویش سیدعلیاصغر کردستانی بخوبی درمییابیم که استاد نیز هنر موسیقی و آواز را سینهبهسینه از اعقاب خویش به ارث برده و ماندگارتر ساخته.
کودکی و جوانی استاد
سیدنظامالدین، پدر سیدعلیاصغر، که خود از مردان مشهور دینی بود، استاد را به شهر آورد و در مسجد دارالاحسان به مکتب شیخ عبدالمومن، پدر آیتالله محمد مردوخ کردستانی و شیخ عبدالرحمن کانی مشکانی سپرد تا در محضر این بزرگان کسب فیض کند و قرائت صحیح قرآن را بیاموزد. استاد سالیان درازی از عمر خود را به فراگیری قرآن پرداخت و بعد از مدتی در قرائت استادی بینظیر شد چنانکه آوازه او از مرزها در گذشت و بنا به روایتی یک بار نیز جهت قرائت قرآن به مصر دعوت شد ولی به دلیل ناخوشی پدر از رفتن صرفنظر کرد. مردمیبودن استاد افزون بر حسن و موهبت خدادادی صدایش دلهای مشتاقان بسیاری را تسخیر کرد و از آنجا که انسانی بی تکبر و بخشنده بود، نغمههای روح پرورش را بی دریغ نثار دوستدارانش میکرد. پدر بارها او را از خواندن در ملا عام منع و سرزنش کرده بود و استاد با کمال احترام در جواب پدر گفته بود: آنچه نعمت خداست به همه تعلق دارد و نباید آنرا از خلایق دریغ کرد و اگر خواندن الحان از روی حقیقت و دستی به جانب معنویات باشد مانند صدای پرندگان خالی از محرمات خواهد بود. دیری نپایید که به محافل انس و بهویژه مجالس خوانین و بزرگان کردستان راه یافت. در همین محافل بود که شیفتگان بسیاری را در حلقهٔ ارادت خویش درآورد و به تشویق یکی از آنها، که از خاندان آصف دیوان و از خوانین سنندج بود، به تهران آمد و صفحاتی را به فارسی و کردی ضبط کرد.
آشنایی با بزرگان موسیقی
حاج «سیدعبدالاحد باباشهابی»، پسر بزرگ سید میگوید: مرحوم پدرم با وجود اینکه هرگز نزد استادی تعلیم ندیدهبود، معالوصف عموم دستگاهها و مقامات موسیقی ایرانی را میشناخت و آنچه را میخواند یا موسیقی اصیل کُردی بود و یا خود بر اساس موسیقی اصیل کردی میساخت و اجرا میکرد. اشعاری هم که میخواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعران مانند مولوی کرد، وفایی مهابادی یا طاهربگ جاف و باباطاهر همدانی انتخاب میکرد. بهدلیل رسیدن نسبش به باباشهابالدین، تا قبل از انتشار ترانههایش برروی گرامافون به سید علی اصغر باباشهابی معروف بود. نحوهٔ پرداخت تحریرات ریز و مکرر و کش دادن صدا در نهایت جملهها مختص خود سیدعلیاصغر است و این سبک خوانندگی بجز در زادگاهش، صلواتآباد محل و مکان دیگری در کردستان ندارد. استاد سیدعلیاصغر کردستانی آهنگهای اصیل کردی زمان خود را به سبک خود خواندهاست و با تحریرات ریز صدا بر ملودی آنها افزودهاست.
قرارداد با کمپانی پولیون
در سن ۴۷سالگی استاد با نمایندهٔ کمپانی گرامافون پولیون، حکیم حکاکی، قراردادی به امضا میرسانند و در سالهای ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ میلادی، طبق قرارداد، ۱۰ ترانه را برای کمپانی و برروی صفحه ضبط میکند که عبارتند از:
۱- مقام سه گاه ۲- مقام بیات ترک ۳- مقام حجاز ۴- مقام همایون ۵- مقام دشتی ۶- مقام شوشتری ۷- مقام اصفهان ۸- ترانه یار غزال ۹- ترانه ههی نابێ نابێ ۱۰- ترانه لهنجه و لهنجه
علاوه بر ترانههای ذکرشده ۴ ترانهٔ دیگر نیز از استاد باقی ماندهاست که عبارتند از: ۱- ئهی ڕهفیقانی تهریقهت ۲- کراس کورتێ ۳- جانی جانانم وهره ۴- غهمگین و دڵ پهشێوم که بعضی از این آثار توسط خوانندگان فعلی بازخوانی شدهاست؛ از جمله کاست زهردی خهزان کاری از ارسلان کامکار و قسمتی از کاست فهڵهک باخهوان با صدای سید جلالالدین محمدیان و نیزتصنیفهای دهردی هیجران، ڕهفیقانی تهریقهت و ههر وهک بازووبهن را این اواخر خوانندهٔ بسیار توانا، زندهیاد استاد حشمتالله لرنژاد اجرا کرده که درخور تحسین است.
سازهایی که سیدعلیاصغر را در تمام آهنگها همراهی کردهاند عبارتند از تار، کمانچه، فلوت و از ضرب هم جز در برخی آهنگها، آن هم بهدلیل حساسیت سیدعلیاصغر به آن، استفاده شدهاست.
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
عباس کمندی در کتاب کوچک و مختصری که با عنوان سیدعلیاصغر کردستانی در سال ۱۳۶۴ منتشر کرد، نوشتهاست: «… یک شب در تهران و در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز اول، جشنی برپا میشود. سردار اعظم، سید را همراه با خود به آن جشن میبَرد. یکی از خوانندگان آن جشن، قمرالملوک وزیری بود… بعد از خاتمهٔ آواز قمر، سید از طرف سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن میشود… سید صدای خود را یک گام بالاتر از صدای قمر وسعت داده و با تمام قدرت شروع به خواندن میکند و تمام اهل مجلس و خصوصاً موسیقیدانان را به تعجب و تحسین وامیدارد… با مخارج سردار اعظم، سید حدود یک ماه در تهران ماند و در یک شرکت صفحهپرکنی به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت، همراه ارکستر بر صفحهٔ گرامافون ضبط کرد. نوازندگانی که سیدعلیاصغر را در این ضبط همراهی نمودهاند مشخص نیستند، مگر اینکه با دسترسی به آرشیو صدا و سیما بتوان به چیزی دست یافت. اما به گفتهٔ فرزندش سیدعبدالاحد، پدر همواره از دو نوازنده به نامهای کمال تارزن و حسن کمانچهنواز به نیکی یاد میکردهاست.
صفحات استاد بعدها در بین متنفذین کردستان پراکنده و به مرور زمان بهعلت دستبهدست شدن تعدادی از آنها از بین رفت. بعد از تأسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد … آنچه از صدای سید و نحوهٔ اجرای آهنگهایش مشخص است، این است که استاد به طور مسلم موسیقی ایرانی را میشناختهاست. اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده، جای بحث و گفتگوست… به نظر میرسد چون در آن زمان و قبل از رفتن سید به تهران، سنندج به مدت یک سال تبعیدگاه عارف قزوینی، شاعر و ترانهسرای معروف ایران بود و چون عارف در آن مدت به منزل خوانین سنندج بهخصوص منزل آصف دیوان رفتوآمد داشت، مسلماً صدای سید از نظر عارف مکتوم نمانده و احتمالاً جلساتی با هم داشتهاند و با توجه به نحوهٔ بهکارگیری تحریرات در صدای سیدعلیاصغر و شباهت آن با آهنگهای عارف قزوینی و نحوهٔ تحریرات به کار گرفته در آنها، به احتمال زیاد، استاد موسیقی را از عارف آموخته و یا حداقل نحوهٔ صوتپردازی وی، بدون دخالت عارف نبودهاست. اگر غیر از این باشد، سیدعلیاصغر خود ابداع کننده این سبک در موسیقی کردی است، چرا که نحوهٔ خواندن وی و بهکارگیری تحریرات ریز در صدای وی مخصوص خود اوست و چنین سبکی در هیچ کجای کردستان، به جز سنندج و در نواحی صلواتآباد، وجود نداشته و ندارد. …»
صدایی سوپرانو
سبک ویژه تلفیق آهنگ با موسیقی. سیدعلی اصغر همه گونه آهنگی اعم از ترانه و مقام را اجرا کرده و سبکی کاملاً کردی به آنها داده است. مثلا ما به محض شنیدن کارهای او، خیلی سریع میفهمیم که این صدا صدای سیدعلی اصغر است زیرا سبک اجرایش با تمامی خوانندگان دیگر کاملاً متفاوت است. کسی نیز تا به حال نتوانسته آهنگهای این خواننده معروف را همپای او بازخوانی کند.صدای رسا و زیبای سیدعلی اصغر سوپرانو یا چپ کوک است که بسیار قوی و اثرگذار بوده به گونهٔ که نوازندگان همراهش هم از یاد بردهاند که فارس هستند. صدای گرمش تا ابد نوازشگر گوش و جان خلقمان خواهد بود. سیدعلی اصغر کردستانی مقامها را به سبک خود اجرا کرده و جدا از پدید آوردن فضایی کردی، آنها را به سبک خود تغییر داده است. این تغییرات گاه چشمگیر است تا آنجا که همه کس بداند این آهنگ کردی است.
در تهران
عباس کمندی در کتاب کوچک و مختصری که با عنوان ” سید علی اصغر کردستانی ” در سال ۱۳۶۴ منتشر کرد ، نوشته است : « … یک شب در تهران و در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز اول ، جشنی بر پا می شود. سردار اعظم ، سید را همراه با خود به آن جشن می برد. یکی از خوانندگان آن جشن ، قمرالملوک بود … بعد از خاتمه ی آواز قمر ، سید به وسیله ی سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن می شود… سید صدای خود را یک بالاتر از صدای قمر وسعت داده و با تمام قدرت شروع به خواندن میکند و تمام اهل مجلس و خصوصا موسیقیدانان را به تعجب و تحسین وا میدارد … با مخارج سردار اعظم ، سید خدود یک ماه در تهران ماند و در یک شرکت صفحه پرکنی به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت ،همراه ارکستر بر صفحه ی گرامافون ضبط کرد … از نام و نشان نوازندگان همراه وی اطلاعی در دست نیست … صفحات سید بعدها در میان منتقدین کردستان پراکنده شد و به مرور به علت دست به دست شدن زیاد ، تعدادی از آنها از بین رفت و مابقی که حدود سیزده آهنگ است ، بعد از تاسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد … آنچه از صدای سید و نحوه اجرای آهنگ هایش مشخص است ، این است که سید به طور مسلم موسیقی ایرانی را میشناخته است .
صفحات استاد بعدها در بین متنفذین کردستان پراکنده و به مرور زمان بهعلت دستبهدست شدن تعدادی از آنها از بین رفت. بعد از تأسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد … آنچه از صدای سید و نحوهٔ اجرای آهنگهایش مشخص است، این است که استاد به طور مسلم موسیقی ایرانی را میشناختهاست. اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده، جای بحث و گفتگوست… به نظر میرسد چون در آن زمان و قبل از رفتن سید به تهران، سنندج به مدت یک سال تبعیدگاه عارف قزوینی، شاعر و ترانهسرای معروف ایران بود و چون عارف در آن مدت به منزل خوانین سنندج بهخصوص منزل آصف دیوان رفتوآمد داشت، مسلماً صدای سید از نظر عارف مکتوم نمانده و احتمالاً جلساتی با هم داشتهاند و با توجه به نحوهٔ بهکارگیری تحریرات در صدای سیدعلیاصغر و شباهت آن با آهنگهای عارف قزوینی و نحوهٔ تحریرات به کار گرفته در آنها، به احتمال زیاد، استاد موسیقی را از عارف آموخته و یا حداقل نحوهٔ صوتپردازی وی، بدون دخالت عارف نبودهاست. اگر غیر از این باشد، سیدعلیاصغر خود ابداع کننده این سبک در موسیقی کردی است، چرا که نحوهٔ خواندن وی و بهکارگیری تحریرات ریز در صدای وی مخصوص خود اوست و چنین سبکی در هیچ کجای کردستان، به جز سنندج و در نواحی صلواتآباد، وجود نداشته و ندارد. …»
صدایی سوپرانو
سبک ویژه تلفیق آهنگ با موسیقی. سیدعلی اصغر همه گونه آهنگی اعم از ترانه و مقام را اجرا کرده و سبکی کاملاً کردی به آنها داده است. مثلا ما به محض شنیدن کارهای او، خیلی سریع میفهمیم که این صدا صدای سیدعلی اصغر است زیرا سبک اجرایش با تمامی خوانندگان دیگر کاملاً متفاوت است. کسی نیز تا به حال نتوانسته آهنگهای این خواننده معروف را همپای او بازخوانی کند.صدای رسا و زیبای سیدعلی اصغر سوپرانو یا چپ کوک است که بسیار قوی و اثرگذار بوده به گونهٔ که نوازندگان همراهش هم از یاد بردهاند که فارس هستند. صدای گرمش تا ابد نوازشگر گوش و جان خلقمان خواهد بود. سیدعلی اصغر کردستانی مقامها را به سبک خود اجرا کرده و جدا از پدید آوردن فضایی کردی، آنها را به سبک خود تغییر داده است. این تغییرات گاه چشمگیر است تا آنجا که همه کس بداند این آهنگ کردی است.
در تهران
عباس کمندی در کتاب کوچک و مختصری که با عنوان ” سید علی اصغر کردستانی ” در سال ۱۳۶۴ منتشر کرد ، نوشته است : « … یک شب در تهران و در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز اول ، جشنی بر پا می شود. سردار اعظم ، سید را همراه با خود به آن جشن می برد. یکی از خوانندگان آن جشن ، قمرالملوک بود … بعد از خاتمه ی آواز قمر ، سید به وسیله ی سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن می شود… سید صدای خود را یک بالاتر از صدای قمر وسعت داده و با تمام قدرت شروع به خواندن میکند و تمام اهل مجلس و خصوصا موسیقیدانان را به تعجب و تحسین وا میدارد … با مخارج سردار اعظم ، سید خدود یک ماه در تهران ماند و در یک شرکت صفحه پرکنی به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت ،همراه ارکستر بر صفحه ی گرامافون ضبط کرد … از نام و نشان نوازندگان همراه وی اطلاعی در دست نیست … صفحات سید بعدها در میان منتقدین کردستان پراکنده شد و به مرور به علت دست به دست شدن زیاد ، تعدادی از آنها از بین رفت و مابقی که حدود سیزده آهنگ است ، بعد از تاسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد … آنچه از صدای سید و نحوه اجرای آهنگ هایش مشخص است ، این است که سید به طور مسلم موسیقی ایرانی را میشناخته است .
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده ، جای بحث و گفتگوست… »
به قول “مظهر خالقی” ممکن است در مجالس اعیان با هنرمندان فارس همنشینی داشته و باهم گفتگویی داشتهاند، اما سیدعلی اصغر خود ابداع کننده این سبک است و این نوع خواندن منحصر به خود ایشان است و حتی گوشههایی ازمقامهای فارسی را زنده کرده است. شاخصه ی قابل تاکید هنر استاد سید علی اصغرکردستانی در این است که صدای او مقبول خاص و عام است (از یک پیرمرد در روستا گرفته تا یک استاد موسیقی نامدار) که به راستی او در هنر آواز یک اسطوره ماندگار است.
۲۰۲۲-۰۱-۰۲
آسوس
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
به قول “مظهر خالقی” ممکن است در مجالس اعیان با هنرمندان فارس همنشینی داشته و باهم گفتگویی داشتهاند، اما سیدعلی اصغر خود ابداع کننده این سبک است و این نوع خواندن منحصر به خود ایشان است و حتی گوشههایی ازمقامهای فارسی را زنده کرده است. شاخصه ی قابل تاکید هنر استاد سید علی اصغرکردستانی در این است که صدای او مقبول خاص و عام است (از یک پیرمرد در روستا گرفته تا یک استاد موسیقی نامدار) که به راستی او در هنر آواز یک اسطوره ماندگار است.
۲۰۲۲-۰۱-۰۲
آسوس
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
4_5951562566051303000.pdf
11.1 MB
4_5951562566051303000.pdf
4_5854961428645022209.pdf
#معرفی_کتاب
📖 چهره استعمارگر، چهره استعمار زده
◾️ کتابی که خواندنش برای تمامی آحاد جامعه که خواهان درک درستی از سیاست استعمارگر و شخص استعمار زده هستند ضروریست.
♦️ این کتاب باعث بوجود آوردن تفکر تازه در میان روشنفکران فرانسەایی و تغییر در سیستم حاکمیت این کشور شد.
✔️ این کتاب فقط در دوران پهلوی به چاپ اول رسیدە است و بعد از آن به دلیل آشکار شدن چهره واقعی حاکمیت از سوی دو دیکتاتور "پهلوی و جمهوری اسلامی" اجازه بازنشر دوباره داده نشدە است.
✍ نویسنده: آلبرت مِمی
ترجمه: هما ناطق
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
4_5854961428645022209.pdf
#معرفی_کتاب
📖 چهره استعمارگر، چهره استعمار زده
◾️ کتابی که خواندنش برای تمامی آحاد جامعه که خواهان درک درستی از سیاست استعمارگر و شخص استعمار زده هستند ضروریست.
♦️ این کتاب باعث بوجود آوردن تفکر تازه در میان روشنفکران فرانسەایی و تغییر در سیستم حاکمیت این کشور شد.
✔️ این کتاب فقط در دوران پهلوی به چاپ اول رسیدە است و بعد از آن به دلیل آشکار شدن چهره واقعی حاکمیت از سوی دو دیکتاتور "پهلوی و جمهوری اسلامی" اجازه بازنشر دوباره داده نشدە است.
✍ نویسنده: آلبرت مِمی
ترجمه: هما ناطق
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
شهیدان روشنگر راه مبارزه و رهایی هستند
یکی از برجستهترین و اساسیترین ويژگیهای فرهنگِ مقاومت و مبارزهی جنبش آپویی، مقاومت در زندان است که امروزه بُعدی جهانی یافته است. این جنبش از همان سالهای اولیهی ظهور خویش، بر مبنای پیروی از افکار و اندیشههای رهبر آپو، موفق شد که در هر چهاربخش کوردستان این فرهنگ را پیشبرد داده و نهادینه کند، و البته در این راه، شهدای گرانقدری را به پیشگاه آزادی تقدیم کرده است. یکی از این شهدای پیشاهنگ جنبش آپویی در شرق کوردستان، شهید «حسین خضری معروف به هيمن بیکَس»است که در ۵/۱/۲۰۱۱ توسط دژخیمان رژیم اشغالگر ایران در زندان ارومیه اعدام شد. رفیق حسین خضری در سال ۱۹۸۲ در شهر ارومیه و در خانوادهای میهندوست چشم به جهان گشود. از همان اوان جوانی با ذهن پویا و جستجوگری که داشت، استثمار و اشغالگری رژيم را درک نمود و آن را برنتابید. از این رو در سال ۲۰۰۳ و در راستای آزادی خلق و میهن، به صفوف مبارزان حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) پیوست. رفیق هیمن در صفوف حزب با شور و شوقی انقلابی و سرشار از امید و اراده، لحظهای از تلاش و تکاپو دریغ نورزید و در حوزههای مختلف مبارزه، مسئولیتهای محوله را با موفقیت به انجام رساند. وی سال ۲۰۰۹ در حین انجام مسئولیت سازمانی و انقلابی، توسط نیروهای امنیتی رژیم در شهر کرماشان بازداشت شد. ایشان مدت زیادی در زندانهای رژیم تحت انواع شکنجههای فیزیکی و روانی قرارگرفت، اما با عزمی راسخ و ارادهای پولادین، مقاومت پیشه نمود. این مبارزه نستوه، با تکیه بر میراث و فرهنگ مقاومت و مبارزهی آپویی، زندانهای رژیم را به میدان نبرد علیه ستم و استبداد مبدل کرد و با سرافرازی پیروز گشت. جلادان درندهخوی رژیم منحوس آخوندی که در برابر ایستار و ایستادگی این رفیقمان به درماندگی کامل رسیده بودند، بنابر سنت دیرینهی خویش، متوسل به اقدام شنیع و غیرانسانی اعدام شده و این پیشاهنگ جنبش آپویی در شرق کوردستان را اعدام کردند. یک سال قبل از این رویداد، در تاریخ ۶/۱/۲۰۱۰ این رژیم اشغالگر، جوان میهن دوست و مبارزه کورد، فصیح یاسمنی را نیز در حالی که بیمار بود، اعدام کرد. شهید فصیح نیز در برابر فشار و شکنجههای طاقتفرسای شکنجهگران رژیم، تسلیم نشد و با اصرار بر آزادی و آزادگی، در نهایت شرف و افتخار به شهادت رسید. شهید یاسمنی با رویکرد و مقاومتی که از خویش به نمایش گذاشت، به نماد میهندوستیِ راستین و پایبندی به ارزشهای خلق مبدل شد. همچنانکه جنبشآزادیخواهی خلق کورد در عرصهی عمل نیز به اثبات رسانده، جمهوریِ اعدام با این سیاستهای ضدخلقی و ضداخلاقی خود، نخواهد توانست مانع از پیشرفت مبارزات و رسیدن فریاد آزادیخواهی خلق کورد به دیگر خلقهای ایران و جهان شود. امروزه در سایهی فداکاری و ایستادگی مبارزانی همچون؛ حسینخضری و فصیح یاسمنی، هزاران نفر از جوانان دلیر و نامآور آپویی، با صیانت از میراث و ارزشهای که این شهدا خلق کردند، در تمامی عرصهها، بهويژه در زندانهای رژيم مرتجع و منفور آخوندی به مبارزه علیه ناعدالتی و اشغالگری ادامه میدهند و پاسداران جهل و جنایت را با هزیمت روبهرو ساختهاند. در یازدهمین سالگرد شهادت رفیق حسینخضری و دوازدهمین سالگرد شهادت میهندوست و مبارزِ کورد، فصیح یاسمنی، ضمن گرامیداشتِ یاد و خاطرهی هر دو شهید گرانقدر و تمامی شهدای راه آزادی، بار دیگر عهد میبندیم که تا دستیابی به اهداف و آرمانهای شهدا، که همان برساخت جامعهی اخلاقی و سیاسی است، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیم. همچنین از تمامی اقشار میهندوست خلقمان بهويژه جوانان و زنان میخواهیم که با شیوههای مختلف، یاد و خاطرهی این شهدا را زنده نگهداشته و از دستاوردهای آنان صیانت بهعمل آوردند.
یادشان گرامی و راهشان پُررهرو
کمیتهی شهیدان حزب حیات کوردستان (پژاک)
۴/۱/۲۰۲۲
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
یکی از برجستهترین و اساسیترین ويژگیهای فرهنگِ مقاومت و مبارزهی جنبش آپویی، مقاومت در زندان است که امروزه بُعدی جهانی یافته است. این جنبش از همان سالهای اولیهی ظهور خویش، بر مبنای پیروی از افکار و اندیشههای رهبر آپو، موفق شد که در هر چهاربخش کوردستان این فرهنگ را پیشبرد داده و نهادینه کند، و البته در این راه، شهدای گرانقدری را به پیشگاه آزادی تقدیم کرده است. یکی از این شهدای پیشاهنگ جنبش آپویی در شرق کوردستان، شهید «حسین خضری معروف به هيمن بیکَس»است که در ۵/۱/۲۰۱۱ توسط دژخیمان رژیم اشغالگر ایران در زندان ارومیه اعدام شد. رفیق حسین خضری در سال ۱۹۸۲ در شهر ارومیه و در خانوادهای میهندوست چشم به جهان گشود. از همان اوان جوانی با ذهن پویا و جستجوگری که داشت، استثمار و اشغالگری رژيم را درک نمود و آن را برنتابید. از این رو در سال ۲۰۰۳ و در راستای آزادی خلق و میهن، به صفوف مبارزان حزب حیات آزاد کوردستان (پژاک) پیوست. رفیق هیمن در صفوف حزب با شور و شوقی انقلابی و سرشار از امید و اراده، لحظهای از تلاش و تکاپو دریغ نورزید و در حوزههای مختلف مبارزه، مسئولیتهای محوله را با موفقیت به انجام رساند. وی سال ۲۰۰۹ در حین انجام مسئولیت سازمانی و انقلابی، توسط نیروهای امنیتی رژیم در شهر کرماشان بازداشت شد. ایشان مدت زیادی در زندانهای رژیم تحت انواع شکنجههای فیزیکی و روانی قرارگرفت، اما با عزمی راسخ و ارادهای پولادین، مقاومت پیشه نمود. این مبارزه نستوه، با تکیه بر میراث و فرهنگ مقاومت و مبارزهی آپویی، زندانهای رژیم را به میدان نبرد علیه ستم و استبداد مبدل کرد و با سرافرازی پیروز گشت. جلادان درندهخوی رژیم منحوس آخوندی که در برابر ایستار و ایستادگی این رفیقمان به درماندگی کامل رسیده بودند، بنابر سنت دیرینهی خویش، متوسل به اقدام شنیع و غیرانسانی اعدام شده و این پیشاهنگ جنبش آپویی در شرق کوردستان را اعدام کردند. یک سال قبل از این رویداد، در تاریخ ۶/۱/۲۰۱۰ این رژیم اشغالگر، جوان میهن دوست و مبارزه کورد، فصیح یاسمنی را نیز در حالی که بیمار بود، اعدام کرد. شهید فصیح نیز در برابر فشار و شکنجههای طاقتفرسای شکنجهگران رژیم، تسلیم نشد و با اصرار بر آزادی و آزادگی، در نهایت شرف و افتخار به شهادت رسید. شهید یاسمنی با رویکرد و مقاومتی که از خویش به نمایش گذاشت، به نماد میهندوستیِ راستین و پایبندی به ارزشهای خلق مبدل شد. همچنانکه جنبشآزادیخواهی خلق کورد در عرصهی عمل نیز به اثبات رسانده، جمهوریِ اعدام با این سیاستهای ضدخلقی و ضداخلاقی خود، نخواهد توانست مانع از پیشرفت مبارزات و رسیدن فریاد آزادیخواهی خلق کورد به دیگر خلقهای ایران و جهان شود. امروزه در سایهی فداکاری و ایستادگی مبارزانی همچون؛ حسینخضری و فصیح یاسمنی، هزاران نفر از جوانان دلیر و نامآور آپویی، با صیانت از میراث و ارزشهای که این شهدا خلق کردند، در تمامی عرصهها، بهويژه در زندانهای رژيم مرتجع و منفور آخوندی به مبارزه علیه ناعدالتی و اشغالگری ادامه میدهند و پاسداران جهل و جنایت را با هزیمت روبهرو ساختهاند. در یازدهمین سالگرد شهادت رفیق حسینخضری و دوازدهمین سالگرد شهادت میهندوست و مبارزِ کورد، فصیح یاسمنی، ضمن گرامیداشتِ یاد و خاطرهی هر دو شهید گرانقدر و تمامی شهدای راه آزادی، بار دیگر عهد میبندیم که تا دستیابی به اهداف و آرمانهای شهدا، که همان برساخت جامعهی اخلاقی و سیاسی است، از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیم. همچنین از تمامی اقشار میهندوست خلقمان بهويژه جوانان و زنان میخواهیم که با شیوههای مختلف، یاد و خاطرهی این شهدا را زنده نگهداشته و از دستاوردهای آنان صیانت بهعمل آوردند.
یادشان گرامی و راهشان پُررهرو
کمیتهی شهیدان حزب حیات کوردستان (پژاک)
۴/۱/۲۰۲۲
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎