گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
606 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
🔹جمیل باییک: پ.د.ک در متن جنگ علیه ملت کورد و جنبش آزادیبخش کوردستان قرار دارد

🔻جمیل باییک ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک اعلام کرد رویه دولت ترک علیه پ.ک.ک و خلق کورد رویه نابودی و قتل‌عام است. در این حمله هم دولت ترک و هم پارت دمکرات کوردستان جا گرفته‌اند.

بیشتر بخوانید ...

🌍 https://bit.ly/3zcWxEk

وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
در سال ۲۰۲۲ برای اتحاد و دموکراسی‌خواهی خلق‌های ایران می کوشیم




🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
در سال ۲۰۲۲ برای اتحاد و دموکراسی‌خواهی خلق‌های ایران می کوشیم 🆔 @GozarDemocratic‌
در سال ۲۰۲۲ برای اتحاد و دموکراسی‌خواهی خلق‌های ایران می کوشیم




سال ۲۰۲۱ برای جامعه ایران یک سال مملو از مبارزه بر ضد نظام حاکمیت و دولت آن بود و توده‌های خلقی متنوع توانستند بصورت خودانگیخته و خودبنیان، اعتراضات مدنی ـ دموکراتیک خود را باشکوه‌تر از سال‌های آتی برگزار نمایند. شاخصه بارز سال، تلاش‌های بی‌شائبه و بی‌بدیل اقشار مختلف از قبیل جوانان، زنان، کارگران، معلمان، کارمندان و … برای استحصال حقوق طبیعی و دموکراتیک خویش بدون واهمه از سیاست‌‌های خشونت‌طلبانه و سرکوبگرانه حاکمیت و فاشیسم ایران بود. سال ۲۰۲۱ در سراسر کشور به سال بنیان‌نهادن عقلیت و روش‌های مبارزات دموکراتیک در خیابان بصورت متفاوت‌تر از سال‌های گذشته بود.

آنالیز نتایج مبارزات دموکراتیک و آزادیخواهانه توده‌های خلقی در جامعه متنوع و متکثر ایران نیازمند آسیب‌شناسی اعتراضات خیابانی و سطح سازماندهی‌های گسترده سیستماتیک و گاه پراکنده همچو یک جامعه مدنی پیکارگر در بطن خاورمیانه می‌باشد. در سال ۲۰۲۱ بطور اخص تمامی توجهات جامعه جهانی و هژمونی بین‌المللی پس از سوریه معطوف به ایران شد و هم ستمگری‌های حاکمیت ایران و هم مبارزات خلقی بر ضد آن نظام فاشیست در صدر اخبار و گفتمان‌های بین‌المللی و محافل جهانی قرارگرفت. این اثبات می‌کند که جامعه و حاکمیت در ایران دو مقوله متضاد هستند که قطب‌های مبارزه دیالکتیک برای تحقق بزرگترین تحولات دمکراتیک را شکل می‌دهند. مقوله عیان، قرارگرفتن جامعه مدنی در جبهه مقابل نظام فاشیست ایران است و دیگر وجود این حاکمیت را برنمی‌تابد. در سال ۲۰۲۱ اما در سایه مبارزات نستوه خلقی مسلم گشت که این مبارزات در بطن خیابان همچو میدان ابراز وجود دمکراتیک، به دو مقوله «سازماندهی و اتحاد» تمامی توده‌ها و اقشار خلقی خارج از هرگونه دخالت‌گری‌های دولت نیاز دارد. جامعه برای آغاز یک قیام، قویا تلاش اعتراضی کرد و همگان آگاه گشتند که جهت ارتقای اعتراضات به قیام و تبدیل آن به یک انقلاب شکوهمند، بایستی یک سیستم خاص «خلقی» وجود داشته باشد که سازماندهی‌ها را سیستماتیزه و منظم گرداند و با تشکیل رهبریت قیام در بطن خیابان، زمینه‌های تحول ساختارین در حوزه‌های سیاست، اقتصاد، اجتماع، ایدئولوژی و فرهنگی را بصورت ریشه‌ای به وجود آورد و به حاکمیت استبدادی موجود پایان دهد. این پرسش که به چه دلیل در سال ۲۰۲۱ انقلاب روی نداد به شناخت کامل از نقایص و کمبودها در امر سازماندهی جامعه مدنی بازمی‌گردد. باید اذعان کرد که خلق‌های ایران با ابراز وجود در خیابان و با انجام اعتراضات مدنی زنجیره‌ای زمینه‌های یک انقلاب را فراهم‌نموده‌اند اما به دلیل اینکه سیستمی خاص خلق در مقابل دولت بصورت منظم، منسجم و سازماندهی شده وجود نداشت، اعتراضات معلمان، کارگران، کارمندان و روشنفکران و فعالان منجر به یک خیزش متحد نگشت اما به مرزهای یک اتحاد بزرگ هم نزدیک شد و دستاوردهایی حاصل نمود. طوری که امروز توده‌ها و اقشار خلقی برای برگزاری هرگونه اعتراضات دمکراتیک مدنی آماده‌تر از سال‌های قبل هستند ولی در نقطه‌مقابل آن، سطح سرکوب‌گری‌های نظام فاشیست هم بشدت افزایش یافت.

حمله رژیم به جنبش‌های اجتماعی و ممانعت از سازمان‌های مدنی خودانگیخته و نضج‌گرفته برای مطالبه حقوق دموکراتیک، از اهم وقایع سال ۲۰۲۱ بود. جز نظام فاشیست و سپاه پاسداران انحصار‌گر و اشغالگر، مدیریت خلقی را تحمل نمی‌نماید. چه‌بسا خلق‌های ایران و شرق کوردستان به مراتبی رشدیافته‌تر از آگاهی و بیداری دموکراتیک و آزادیخواهانه رسیده‌اند و در وضعیت فوق‌العاده یک خیزش بسر بردند که این نیز تعیین‌کننده ملاک‌های ضروری یک قیام است. لذا کاراکتر یک قیام پراکنده شکل گرفت. سیاست رژیم علیه زنان و مطالبات برحق آنها بشدت خشونت‌طلبانه و بصورت قدرت عریان مردسالاری در برابر آزادی زن، عرض اندام‌کرد. به همین دلیل سرکوب‌های امسال نظام فاشیست بر ضد زنان چندین برابر سال‌های گذشته بود لذا ابراز وجود زنان در خیابان را منع ساخت و به حوزه زندان کشاند. البته شکل‌گیری یک عقلیت و آگاهی زنان، فراتر و رشدیافته‌تر از سال‌های گذشته می‌باشد. زنان هم در کنار گارگران و معلمان و کارمندان یکی از توده‌های خلقی اعتراضات مدنی را شکل داده‌اند. چه‌بسا رژیم با خشونت تمام اقدام به سرکوب کامل و خفقان‌آور جامعه تحول‌خواه شرق کوردستان نمود. بازداشت قریب ۵۰۰ فعال سیاسی، مدنی و فرهنگی در سال نشانه عزم فاشیسم برای تداوم نسل‌کشی علیه کهن‌ترین خلق جهان و خاورمیانه، یعنی خلق کورد بود. بازداشت، شکنجه و اعدام را بعنوان رویه‌ای فاشیستی و سیستماتیزه بر ضد خلقمان دربرگرفت، اما مسئله کورد و مطالبه برقراری سیستم خودمدیر شرق کوردستان بصورت بنیادین‌ترین مطالبه دموکراتیک از جانب خلقمان مطرح گشت که این امر گذشته از سرکوب‌گری‌های ددمنشانه رژیم، نظام فاشیستی آن را ناچار ساخت که به حربه‌های مذبوحانه از قبیل تنظیم
گذار دموکراتیک
در سال ۲۰۲۲ برای اتحاد و دموکراسی‌خواهی خلق‌های ایران می کوشیم 🆔 @GozarDemocratic‌
طرح فریبکارانه و شدیدا محدود موسوم به «تدریس زبان مادری» در پایان سال اقدام نماید. این طرح در راستای سیاست استحاله و نسل‌کشی فرهنگی با هدف فریب افکار عمومی جامعه مدنی شرق کوردستان و سایر خلق‌های ایران تنظیم گشته. این درحالی است که بیداری خلق‌کورد فراتر از چنان رهیافت‌های مزورانه‌ای است و تسلیم نخواهدشد.

در سال، مسئله معیشت و بحران‌های گریبانگیر آن، پایه اعتراضات اقشار را تشکیل‌داد. مهاجرت نخبگان و فرار مغزها، بویژه مهاجرت اجباری توده‌های زیر خط فقر به اروپا؛ بحران‌های زیست‌محیطی و کم‌آبی؛ ستم به تنوعات خلقی و ملیت‌ها، باورداشت‌ها و نیز سرکوب فعالان مدنی در عرصه‌های سیاسی، محیط‌زیستی و فرهنگی و فقدان قانون اساسی دموکراتیک و لذا یکدست‌کردن نظام قدرت فاشیستی بجای آن، موجب شد که رژیم به سرکوب شدیدتر با حربه‌های امنیتی و زندان بپردازد. بازداشت فعالین کورد و ایرانی کماکان در صدر وقایع سال قرارگرفت ولی خیزش‌های خوزستان، اصفهان و لرستان را بصورت گسترده‌تر درپی‌داشت. این خیزش‌ها سازمان‌یافته‌تر از خیزشهای سال‌های ۹۶ و ۹۸ بودند و با خیزش سراسری معلمان مهر خود را بر پایان سال زد و متکامل‌تر گشت. نتایج این خیزش‌ها این است که دیگر ایران به وضعیت سرکوب و خفقان سابق بازنخواهد گشت.

بازتاب ستم‌گری‌ها و فساد در حوزه سیاست‌های حاکمیت به تمامی مجراهای کشور از قبیل اقتصاد، فرهنگ و حتی محیط‌زیست کشانده شد و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به بار آورده. بحران زیست‌بوم بصورت نابودی تدریجی خاک، آب و اکوسیستم از جمله بحران‌هایی است که به حد کائوتیک و تحمل‌ناپذیر رسیده که دیگر جامعه مدنی ایران و شرق کوردستان آن را برنمی‌تابد و به این نتیجه رسیده که بایستی مدیریت و اداره آن حوزه‌ها بطور کامل به خود جامعه آن هم بدون دخالت دولت و حکومت واگذارشود. بنابراین همین جامعه تحول‌خواه تمامی خسران‌ها را در حد یک جنگ بر ضد خود تلقی نموده و نظام فاشیست و سرمایه‌داری مافیایی ایرانی را مسبب آن می‌داند.

مبارزات توده‌های خلقی خاصتا در دو حوزه «خیابان و زندان»تداوم یافت. در متن خیابان، تظاهرات‌ها و نارضایتی‌ها یک قطب خیزش‌ها و در عرصه زندان‌ها نیز فداکاری فعالان سیاسی، محیط‌زیستی، اجتماعی و روشنفکری قطب دیگر آن را بصورت موازی تشکیل‌داده‌اند و این رویه بصورت بالفعل ادامه دارد و وارد سال نو می‌گردد. مسئله خلق‌های متنوع ایران از قبیل «عرب، کورد، بلوچ، آذری و …» بصورت بارز گفتمان‌های سیاسی و فرهنگی سال را شکل‌داده‌اند ولی حاکمیت مستبد با یورش به خلق‌ها بویژه در بلوچستان، خوزستان و شرق کوردستان به سرکوب شدیدتری در فاز‌های نظامی و امنیتی دست می‌زند. با یکدست‌شدن نظام حاکمیت و قبضه آن در دستان جریان موسوم به اصولگرایان، این پیام به خلق‌ها و ملت‌های ایران داده شد که نظام هیچگونه مطالبه‌گری دمکراتیک و رویه مدنی برای نشان‌دادن اعتراضات و نارضایتی‌ها را برنمی‌تابد. سرکوب ملت‌ها در داخل و تنش‌زایی و جنگ‌افروزی در حوزه سیاست خارجی به دو رویه مکمل یکدیگر در زمینه سیاست‌های کلی نظام جمهوری ولایی ایران مبدل‌گشته. با ایجاد خفقان کامل از شکل‌گیری سیستم خودمدیریتی دموکراتیک خلق‌ها جلوگیری کرده و هرگونه فعالیت سیاسی و فرهنگی را با ترفندها و حربه‌های مزورانه از قبیل احکام خودساخته «محاربه با خدا و بغی» سرکوب می‌نماید. در مقابل جامعه مدنی و دموکراتیک از دین بعنوان ابزار سرکوب استفاده می‌کند که یکدست‌کردن قدرت آن را به صورت عریان‌تر نمایاند. امروز تمامی توده‌های خلقی و حتی مذهبی از هر سنخ و حتی جناحی که باشند، مشروعیت را از نظام فاشیست بازستانده‌اند و ناراضی می‌باشند. جامعه ایران در خاورمیانه از جمله آگاه‌ترین جوامعی است که خواهان تحقق تحولات دمکراتیک است آن هم بدور از رویه‌های جنگ‌افروزانه و ویرانگرانه شبیه افغانستان، عراق و سوریه.

بدون شک همچو «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» معتقدیم که هر جامعه به «سیستم دموکراتیک خودمدیر» خویش نیاز دارد زیرا «دولت و حکومت» نمی‌توانند از آن خلق‌ها و توده‌ها باشند بلکه در قطب متضاد و ضد آن قراردارند. امروز نیز به دلیل فقدان سیستم خودمدیریتی دموکراتیک برای بدست‌گرفتن رهبریت خیابان و زندان در بطن مبارزه، اعتراضات و خیزش‌های پراکنده توده‌‌ها و اقشار به یک موج متحد و همگرا و لذا یک قیام سراسری و فراگیر، متحول نمی‌گردد. بنابراین در سال ۲۰۲۲ جامعه ایران و شرق کوردستان به یک سیستم خودمدیر در اعتراضات مدنی برای حفاظت از جامعه در برابر دولت و نظام، نیاز فوری دارد. کودار در شرق کوردستان و ایران برای تحقق این نیاز آمادگی فکری و عملی دارد که آن نیز محتاج اتحاد نیروهای دموکراتیک و خلق‌های ایران و شرق کوردستان است.
گذار دموکراتیک
در سال ۲۰۲۲ برای اتحاد و دموکراسی‌خواهی خلق‌های ایران می کوشیم 🆔 @GozarDemocratic‌
مسلما با توسل به رویه اتحاد نیروهای دموکراسی‌خواه می‌توان جبهه‌ای قوی در برابر نظام مستبد شکل‌داد و به نجات جامعه مدنی از چنگال نظام فاشیست سرمایه‌داری ایرانی همت‌کرد. در سال ۲۰۲۱ نیز به همین دلیل کمپین «نه به اعدام، بله به دموکراسی» در چارچوب ایران و شرق کوردستان راه‌اندازی شد. به موازات آن، کمپین «آزادی برای رهبر آپو» نیز که کمپین‌هایی بین‌المللی هستند، راه‌اندازی گردید، زیرا خاورمیانه و ایران نیز به اندازه کوردستان نیاز به دموکراسی و آزادی و صلح دارند پس بی‌ارتباط با مقوله برقراری دموکراسی و آزادی رهبر آپو نیستند. رهبر آپو دیگر یک شخص صرف نه که یک اندیشه برای جوامع و یک سیستم خاص برای نجات خلق‌ها تلقی‌می‌گردد به همین دلیل پشتبانی آزادیخواهان و دموکراسی‌طلبان جهان را بدست آورده است.

بنا به این دلایل، مبارزه بر ضد فاشیسم در سال ۲۰۲۱ مهر خود را بر اعتراضات و نارضایتی‌های مدنی ایران زد و کاراکتر جامعه تشنه دموکراسی ایران را با جامعه کوردستان همسنخ و مشابه ساخت. در این سال نیاز مبرم خلق‌های ایران به سیستم کنفدرالیسم دموکراتیک و ملت دموکراتیک آن هم با سیستم خودمدیر در ایالت‌ها بیش از سال‌های گذشته احساس شد و محرز گشت که بدون یک اندیشه فلسفی‌ـ سیاسی و سیستم خودمدیر خلقی متکی بر آن، نمی‌توان فاشیسم را در ایران از میان برد. لازم است تمامی خلق‌ها، توده‌ها واقشار متنوع ایران و شرق کوردستان بصورت خیزش‌ها و سازماندهی‌های متحدانه، همگرایانه و همصدا کیفیت مبارزات خود در سال ۲۰۲۲ را ارتقاء دهند و بدون واهمه از ارعاب‌گری‌های نظام فاسد، با حضور باشکوه‌تر در خیابان و میادین مبارزاتی، ابراز وجود کنند. بویژه در شرق کوردستان از ماکو در اورمیه گرفته تا سرحدات بختیاری در لرستان، خلق‌کورد بایستی حماسه‌ای باشکوه‌تر همصدا با سراسر ایران بیافریند. هیچ قدرتی توان مهار خیزش‌های متحد خلق‌های ایران و شرق کوردستان را نخواهد داشت و ما همچو کودار در سال ۲۰۲۲ برای اتحاد و دموکراسی‌خواهی خلق‌های ایران می کوشیم.

جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)

٣٠\١٢\٢٠٢١



kodar.info



🆔 @GozarDemocratic
رفیق روناهی؛ نماد انتقام و مقاومت انقلابی



عدم تسلیمت پذیری و ارتقای مداوم مقاومت و مبارزه یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد جنبش آپویی است که امروزه در عرصه‌ی کردار و گفتار، به مرکز توجه و الهام بخش تمامی آزادیخواهان و جویندگان راه راستین حقیقت در سطح جهان مبدل شده است. یقینا چنین دستاورد عظیمی نتیجه‌ی پیکار، قهرمانی و ازخودگذشتگی شهدایی است که با عشق به حقیقت و حیات آزاد، روشنگر راه رهایی و مبارزه با استعمار و اشغالگری شدند. در سیزدهمین سالگرد شهادت رفیق «صنم اریشن» معروف به «روناهی دنیز» یاد و خاطره‌ی ایشان و تمامی شهیدان راه آزادی را گرامی می‌داریم. رفیق روناهی اهل شهر وان شمال کُردستان بود که با تفکر پویا و شخصیت حقیقت‌جویی که داشت ظلم و ستم رژیم‌های اشغالگر کُردستان و به‌ويژه وضعیت اسفناک زنان در جامعه‌ی تحت اشغال را درک نموده و آن را برنتابید، لذا در راستای رهایی خلقمان از این وضعیت در سال ۲۰۰۲ به صفوف جنبش آپویی پیوست و سال‌ها در مناطق مختلفی از کُردستان با عزم و اراده‌ای راسخ و بر مبنای اصول اصیل انقلابی به مبارزه پرداخت. شهید روناهی در سال ۲۰۰۸ عضو «اتحادیه‌ی زنان شرق کُردستان» (ی.‍ژ.ر.ک) بود که به شناختی فراگیر و درکی عمیق از اندیشه‌های رهبر آپو دست‌یافته بود و با تمام توان برای آزادی خلقمان و مخصوصا زنان در شرق کُردستان با تلاشی همطراز عشق مشغول فعالیت انقلابی بود. بعد از آنکه در سال ۲۰۰۷ رژیم منحوس و اشغالگر ایران در مواجه با مقاومت تاریخی و انقلابی رفیق «حسن حکمت دمیر» معروف به «عگید» در زندان دچار شکست شد، در نهایت ناامیدی و درماندگی و در اقدامی شنیع، این رفیق نستوه را در حالی که زخمی بود، اعدام کرد. رفیق روناهی دنیز با درک عمیقی که از ماهیت این نظام پلید و اشغالگر داشت، در ۱/۱/۲۰۰۸ و در راستای انتقام اعدام رفیق «عگید»، ایستاری انقلابی و تاریخی از خویش نشان داد و طی عملیاتی فدایی علیه یکی از پایگاههای سپاه رژیم اشغالگر ایران در شهر ماکو به درجه‌ی رفیع شهادت نائل گشت. در آن برهه‌ی تاریخی که رژیم اشغالگر ایران از گسترش فعالیت و مبارزات حزب حیات آزاد کُردستان (پژاک) به هراس افتاده بود، با این تصور که خواهد توانست اراده‌ی خلق و گریلاهای آزادی را درهم بشکند، بنا به سنت و سرشت دژخیمانه‌ی خویش برای اولین بار متوسل به اجرای حکم اعدام یکی از گریلاهای جنبش آزادی کوردستان شد و حملات همه جانبه‌ی‌ غیراخلاقی و ضدانسانی خویش را بر جامعه و مبارزین پیشاهنگش تشدید نمود. با عملیات تاریخی رفیق روناهی که طی آن شمار زیادی از پاسداران دژخیم کشته و مجروح شدند، از سویی حکومت مستبد و مرتجع آخوندی متوجه عواقب اقدام خطرناک اعدام علیه گریلاهای آزادی و جدیت جنبش آپویی شد و از سویی دیگر، شعله‌های آتش مبارزه، مقاومت و انتقام خلقمان در شرق کُردستان فروزانتر گشت. شهید روناهی در مقابله با فرهنگ خیانت و تسلیمیت پذیری، روشنگر راه و جنبشی شد که کمر همت به ریشه‌کن نمودن هرگونه تسلیمیت پذیری، استعمار و اشغالگری، مخصوصا ظلم و ستمی که رژیم اشغالگر ایران در حق زنان روا می‌دارد، بسته است. ایستار انقلابی رفیق روناهی همچنین پاسخی کوبنده بود به حملات و هجمه‌های سیستماتیک رژیم علیه زنان به‌ویژه در شرق کُردستان. شهید روناهی با این واکنش تاریخی خود، نیرو و جانی تازه به مبارزات آزادی‌خواهی زنان ایران و شرق کُردستان بخشید و راه اعاده‌‌ی حیثیت و اراده‌ی‌ مقاومت و مبارزه برای آزادی زنان را هموارتر ساخت. امروزه در سایه‌ی فداکاری و جانفشانی شهیدان پیشاهنگی همچون رفیق روناهی، جنبش حق‌طلبانه‌ی خلقمان و پیشاهنگان آن در شرق کُردستان و ایران در عرصه‌های مختلف به پیشرفت‌ و دستاوردهای شگرفی رسیده است. قطع یقین هیچ نیرو و نظامی به‌ويژه رژیم اشغالگر ایران با سیاست اعدام، سرکوب و تشدید فشارها یارای مقابله و سرکوب خلقمان و جنبش آپویی را ندارد و این حقیقتی انکارناپذیر است که بر هر کس عیان گشته. اکنون هزاران رفیق و شاگرد شهید روناهی با شور و شوقی مضاعف در سنگرهای دفاع از آزادی و دموکراسی مخصوصا در زندان‌های رژیم در حال نبرد و مقاومت هستند. در پایان بار دیگر یاد و خاطره‌ی شهید روناهی و تمامی شهدای راه آزادی را گرامی می‌داریم و با تجدید عهد و پیمان‌مان با شهدا، یادآور می‌شویم که در هر شرایط و مکانی با الگوقراردادن ایستار و اراده‌ای پولادین رفیق روناهی، از دستاوردهای شهدا و ارزش‌های خلقمان صیانت نموده و تا دستیابی به آرمان و اهداف‌ آنها که همان برساخت جامعه‌ای دمکراتیک و آزاد است به تلاش و مبارزه ادامه خواهیم داد.

حزب حیات آزاد کُردستان (پژاک)

٣١/١٢/٢٠٢١



kodar.info



🆔 @GozarDemocratic
درس بیست و دوم.pdf
299.1 KB
♦️ دریافت PDF درس بیست و دوم

موضوع: اسلام،از انقلاب بە سوی قدرتگرایی و تمدن مرگزگرای اسلامی

🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)

https://t.me/regaurebaz
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان



رامین گارا



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic‌
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان



رامین گارا



استاد سیدعلی‌‌اصغر کردستانی (باباشهابی) (زادهٔ ۱۲۵۰ خورشیدی در صلوات‌ آباد، سنندج – درگذشتهٔ ۱۳۱۵ در صلوات‌ آباد، سنندج) خوانندهٔ کرد اهل شرق کوردستان و از اساتید آواز دوران قاجار و اوایل پهلوی است که وسعت صدا و تحریرهای ریز پی‌ درپی در صدای اوج، از ویژگی‌های آواز اوست. از وی قطعاتی به‌جا مانده‌است. نام فامیل علی‌اصغر به «کردستانی» به‌دلیل سنندجی بودن وی بوده‌است.

سیدعلی‌اصغر کردستانی، فرزند سیدنظام‌الدین، فرزند سیدجامی، فرزند سیدمحمدجواد، فرزند سیدابراهیم است، که بر طبق شجره‌نامه به سیدعلی همدانی، برادر شاعر مشهور کُرد «باباطاهر عریان همدانی» و از طرف مادر به علامه مشهور «بابا‌شهاب‌الدین» می‌رسد.

سیدعلی‌اصغر در سال ۱۲۵۰ خورشیدی در روستای صلوات‌آباد، نزدیک سنندج به دنیا آمد. درمورد سال تولد استاد نظرات مختلفی وجود دارد. بر طبق نظر غفور رشید داراغا سال تولد و وفات استاد ۱۸۷۶ و ۱۹۳۷ میلادی (یعنی حدود سال‌های ۱۲۵۵ و ۱۳۱۶ خورشیدی) بوده‌است، که اگر این تاریخ صحیح باشد می‌توان گفت که استاد از دو خواننده مشهور به نام‌های «شۆڵ عه‌بدوڵا» و «مجیدی قالی حمامچی» بهره برده‌است. اما زنده‌یاد استاد عباس کمندی در کتابش نوشته‌است که سال تولد استاد ۱۲۶۰ (۱۸۸۱) و سال وفات وی ۱۵ مرداد ۱۳۱۵ (اوت ۱۹۳۶) است و همچنین طبق نوشتهٔ «ماموستا محمد حمه‌باقی»، استاد در سال ۱۲۶۰ (۱۸۸۱) متولد شده و در ۱۵ بهمن ۱۳۱۵ (فوریه ۱۹۳۷) درگذشته ‌است.

استاد قبل از سال ۱۲۸۴ (۱۹۰۵) با ماه‌شرف‌خانم ازدواج کرده‌است و ثمرهٔ این ازدواج سه پسر به نام‌های سیدعبدالاحد، سیدمسیح و سیدعلی‌اشرف و دو دختر به نام‌های زهرا و شرافت بوده‌است.

به هر روی با شنیدن آوازها یش می توان گفت ، بی تردید استاد علی اصغر کردستانی موسیقی ایرانی را به خوبی میشناخته . استاد علی اصغر کردستانی دارای وسعت صدایی مثال زدنی است چنانکه با وجود خواندن مایه های بالا اثری از ضعف و فشار در صدایش شنیده نمیشود، وی صدایی پر سوز روشن و گرم داشته و تحریر هایش تکنیکی وزیباست.در کنار این ویژگی ها سبک منحصربه فرد وی از دیگر امتیازات اوست.وبه او لقب داود ثانی داده اند.

استاد و باباطاهر

استاد کردستانی بنا به روایات اصحَ از نوادگان برادر باباطاهر همدانی بوده‌است. باباطاهر از شاعران شهیر کُرد با گویش لکی زاده ۳۲۶ خورشیدی درگذشته ۴۱۱ خورشیدی بود. وی فیلسوفَ صوفیَ شاعر و موسیقی‌دان مذهبی یاری بود و در دوران طغرل‌بیک سلجوقی می‌زیسته است. «بابا» لقبی بوده که پیروان آیین یاری به بزرگان خود می‌داده‌اند. بدلیل اینکه وی در بیان مسائل بسیار رکَ صریح و بی‌پرده بودَ لقب «عریان» به بابا دادند. باباطاهر در یک دوبیتی خود را از کُردهای «لک» معرفی می‌کند. «راوندی» در اثر خود به نام «راحه‌الصدور» در باره باباطاهر مسائلی تشریح نموده. زبان سروده‌های باباطاهر را در گذشت زمان به پارسی دگرگون‌ساخته‌اند و با این دستبردهای مکررَ تاریخ احوال وی را فارسی‌سازی می‌کنند اگرچه به لربودن وی نیز اقرار می‌کنند. لهجه وی همان «فهلوی یا پهله» است که امروز از ایلام گرفته تا مناطق لک‌نشین همدان بکار می‌رود. دست‌نوشته‌ای که در کتابخانه قونیه ترکیه به شماره ۲۵۴۶ نگهداری می‌شود سروده‌های ناب و دگرگون‌نشده باباطاهر را به زبان خود مردم همدان دارد که همان گویش اصیل پهله در زبان کُردی استاقای اذکایی به پیروی از پژوهشگران غربی همچون اشتاکلبرگ آلمانی و ویکتور روزن و گئورگ لئون لسچینسکی آلمانیَ زبان فهلویات را بخش‌ جدایی‌ناپذیر از «مادی میانه» می‌دانند. بدلیل پخش گسترده اشعار باباطاهر در میان لرهاَ لک‌هاَ کلهرها و سایر مناطق کوردستانَ هر منطقه تغییراتی را بنا به گویش محلی خویش متوجه اشعار وی ساخته‌اند.

برای مثالَ شعر ذیل صورت دگرگون‌شده یافته:

«از آن اسپید بازم همدانی

ای تنها کُرم نچیروانی

همه به من ودیرن چرخ و شاهین

به ناو من کرن نچیروانی»

صورت لری‌شده همان شعر باباطاهر:

«مو آن اسپید بازم همدانی

لاله (لانه) در کوه دارم در نهانی

به بال خود پرم کوهان به کوهان

به چنگ خود کرم نچیروانی»

حمدالله مستوفی که خود بنا به روایتی از خلق لر بودهَ به سال ۷۴۰ ه.ق همدان را شهر باباطاهر عنوان کرده.

بنا به روایات مختلفَ اسلاف «استاد کردستانی» قرن‌ها پیش از همدان به سنندج کوچ کرده و خانواده ایشان در روستای صلوات‌آباد در نزدیکی شهر سنندج سکنی گزیده‌اند. چه‌بسا علت استفاده استاد از اشعار بسیار قوی باباطاهر گذشته از اینکه از نیاکان وی بودهَ مناسب‌بودن اشعار حزن‌انگیز و پرنغز باباطاهر برای آهنگ‌های غم‌انگیز و پرسوزوگذار استاده بوده. هکذا استاد کردستانی نیز ساختاری کاملا کردی به اشعار باباطاهر بخشیده و اصالت آن را حفظ نموده است.

خواندن اشعار باباطاهر
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic‌
استاد کردستانی بطور اخص برای برخی آهنگ‌های اصیل خویش اشعار زیبای باباطاهر همدانی را انتخاب کرده است. سید عبدالاحد باباشهابی پسر بزرگ استاد گفته:

«اشعاری هم که پدرم می‌خواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعرانی مانند مولوی کُردَ وفایی مهابادی یا طاهربگ جاف و یا باباطاهر همدانی انتخاب می‌کرد.»

باباطاهر یکی از شخصیت‌هایی بوده که هم میان مسلمانان و هم یارسان‌ها محترم بوده. اما باباطاهر بنا به سنت دیرینه و هزاران ساله آیین یاری که ساز تنبور و موسیقی و آواز در مناسک آن جایگاهی والا داردَ موسیقی مذهبی یاری را حفظ نموده و در انطباق با خلف خویش سیدعلی‌اصغر کردستانی بخوبی درمی‌یابیم که استاد نیز هنر موسیقی و آواز را سینه‌به‌سینه از اعقاب خویش به ارث برده و ماندگارتر ساخته.

کودکی و جوانی استاد

سیدنظام‌الدین، پدر سیدعلی‌اصغر، که خود از مردان مشهور دینی بود، استاد را به شهر آورد و در مسجد دارالاحسان به مکتب شیخ عبدالمومن، پدر آیت‌الله محمد مردوخ کردستانی و شیخ عبدالرحمن کانی مشکانی سپرد تا در محضر این بزرگان کسب فیض کند و قرائت صحیح قرآن را بیاموزد. استاد سالیان درازی از عمر خود را به فراگیری قرآن پرداخت و بعد از مدتی در قرائت استادی بی‌نظیر شد چنانکه آوازه او از مرزها در گذشت و بنا به روایتی یک بار نیز جهت قرائت قرآن به مصر دعوت شد ولی به دلیل ناخوشی پدر از رفتن صرف‌نظر کرد. مردمی‌بودن استاد افزون بر حسن و موهبت خدادادی صدایش دلهای مشتاقان بسیاری را تسخیر کرد و از آنجا که انسانی بی تکبر و بخشنده بود، نغمه‌های روح پرورش را بی دریغ نثار دوستدارانش می‌کرد. پدر بارها او را از خواندن در ملا عام منع و سرزنش کرده بود و استاد با کمال احترام در جواب پدر گفته بود: آنچه نعمت خداست به همه تعلق دارد و نباید آنرا از خلایق دریغ کرد و اگر خواندن الحان از روی حقیقت و دستی به جانب معنویات باشد مانند صدای پرندگان خالی از محرمات خواهد بود. دیری نپایید که به محافل انس و به‌ویژه مجالس خوانین و بزرگان کردستان راه یافت. در همین محافل بود که شیفتگان بسیاری را در حلقهٔ ارادت خویش درآورد و به تشویق یکی از آنها، که از خاندان آصف دیوان و از خوانین سنندج بود، به تهران آمد و صفحاتی را به فارسی و کردی ضبط کرد.

آشنایی با بزرگان موسیقی

حاج «سیدعبدالاحد باباشهابی»، پسر بزرگ سید می‌گوید: مرحوم پدرم با وجود این‌که هرگز نزد استادی تعلیم ندیده‌بود، مع‌الوصف عموم دستگاهها و مقامات موسیقی ایرانی را می‌شناخت و آنچه را می‌خواند یا موسیقی اصیل کُردی بود و یا خود بر اساس موسیقی اصیل کردی می‌ساخت و اجرا می‌کرد. اشعاری هم که می‌خواند یا اشعار فولکلور متداول محلی بود و یا از دیوان شاعران مانند مولوی کرد، وفایی مهابادی یا طاهربگ جاف و باباطاهر همدانی انتخاب می‌کرد. به‌دلیل رسیدن نسبش به باباشهاب‌الدین، تا قبل از انتشار ترانه‌هایش برروی گرامافون به سید علی اصغر باباشهابی معروف بود. نحوهٔ پرداخت تحریرات ریز و مکرر و کش دادن صدا در نهایت جمله‌ها مختص خود سیدعلی‌اصغر است و این سبک خوانندگی بجز در زادگاهش، صلوات‌آباد محل و مکان دیگری در کردستان ندارد. استاد سیدعلی‌اصغر کردستانی آهنگ‌های اصیل کردی زمان خود را به سبک خود خوانده‌است و با تحریرات ریز صدا بر ملودی آنها افزوده‌است.

قرارداد با کمپانی پولیون

در سن ۴۷سالگی استاد با نمایندهٔ کمپانی گرامافون پولیون، حکیم حکاکی، قراردادی به امضا می‌رسانند و در سال‌های ۱۹۲۸ و ۱۹۲۹ میلادی، طبق قرارداد، ۱۰ ترانه را برای کمپانی و برروی صفحه ضبط می‌کند که عبارتند از:

۱- مقام سه گاه ۲- مقام بیات ترک ۳- مقام حجاز ۴- مقام همایون ۵- مقام دشتی ۶- مقام شوشتری ۷- مقام اصفهان ۸- ترانه یار غزال ۹- ترانه هه‌ی نابێ نابێ ۱۰- ترانه له‌نجه و له‌نجه

علاوه بر ترانه‌های ذکرشده ۴ ترانهٔ دیگر نیز از استاد باقی مانده‌است که عبارتند از: ۱- ئه‌ی ڕه‌فیقانی ته‌ریقه‌ت ۲- کراس کورتێ ۳- جانی جانانم وه‌ره ۴- غه‌مگین و دڵ په‌شێوم که بعضی از این آثار توسط خوانندگان فعلی بازخوانی شده‌است؛ از جمله کاست زه‌ردی خه‌زان کاری از ارسلان کامکار و قسمتی از کاست فه‌ڵه‌ک باخه‌وان با صدای سید جلال‌الدین محمدیان و نیزتصنیف‌های ده‌ردی هیجران، ڕه‌فیقانی ته‌ریقه‌ت و هه‌ر وه‌ک بازووبه‌ن را این اواخر خوانندهٔ بسیار توانا، زنده‌یاد استاد حشمت‌الله لرنژاد اجرا کرده که درخور تحسین است.

سازهایی که سیدعلی‌اصغر را در تمام آهنگ‌ها همراهی کرده‌اند عبارتند از تار، کمانچه، فلوت و از ضرب هم جز در برخی آهنگ‌ها، آن هم به‌دلیل حساسیت سیدعلی‌اصغر به آن، استفاده شده‌است.
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic‌
عباس کمندی در کتاب کوچک و مختصری که با عنوان سیدعلی‌اصغر کردستانی در سال ۱۳۶۴ منتشر کرد، نوشته‌است: «… یک شب در تهران و در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز اول، جشنی برپا می‌شود. سردار اعظم، سید را همراه با خود به آن جشن می‌بَرد. یکی از خوانندگان آن جشن، قمرالملوک وزیری بود… بعد از خاتمهٔ آواز قمر، سید از طرف سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن می‌شود… سید صدای خود را یک گام بالاتر از صدای قمر وسعت داده و با تمام قدرت شروع به خواندن می‌کند و تمام اهل مجلس و خصوصاً موسیقی‌دانان را به تعجب و تحسین وامی‌دارد… با مخارج سردار اعظم، سید حدود یک ماه در تهران ماند و در یک شرکت صفحه‌پرکنی به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت، همراه ارکستر بر صفحهٔ گرامافون ضبط کرد. نوازندگانی که سیدعلی‌اصغر را در این ضبط همراهی نموده‌اند مشخص نیستند، مگر این‌که با دسترسی به آرشیو صدا و سیما بتوان به چیزی دست یافت. اما به گفتهٔ فرزندش سیدعبدالاحد، پدر همواره از دو نوازنده به نام‌های کمال تارزن و حسن کمانچه‌نواز به نیکی یاد می‌کرده‌است.

صفحات استاد بعدها در بین متنفذین کردستان پراکنده و به مرور زمان به‌علت دست‌به‌دست شدن تعدادی از آنها از بین رفت. بعد از تأسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد … آنچه از صدای سید و نحوهٔ اجرای آهنگ‌هایش مشخص است، این است که استاد به طور مسلم موسیقی ایرانی را می‌شناخته‌است. اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده، جای بحث و گفتگوست… به نظر می‌رسد چون در آن زمان و قبل از رفتن سید به تهران، سنندج به مدت یک سال تبعیدگاه عارف قزوینی، شاعر و ترانه‌سرای معروف ایران بود و چون عارف در آن مدت به منزل خوانین سنندج به‌خصوص منزل آصف دیوان رفت‌وآمد داشت، مسلماً صدای سید از نظر عارف مکتوم نمانده و احتمالاً جلساتی با هم داشته‌اند و با توجه به نحوهٔ به‌کارگیری تحریرات در صدای سیدعلی‌اصغر و شباهت آن با آهنگ‌های عارف قزوینی و نحوهٔ تحریرات به کار گرفته در آنها، به احتمال زیاد، استاد موسیقی را از عارف آموخته و یا حداقل نحوهٔ صوت‌پردازی وی، بدون دخالت عارف نبوده‌است. اگر غیر از این باشد، سیدعلی‌اصغر خود ابداع کننده این سبک در موسیقی کردی است، چرا که نحوهٔ خواندن وی و به‌کارگیری تحریرات ریز در صدای وی مخصوص خود اوست و چنین سبکی در هیچ کجای کردستان، به جز سنندج و در نواحی صلوات‌آباد، وجود نداشته و ندارد. …»

صدایی سوپرانو

سبک ویژه تلفیق آهنگ با موسیقی. سیدعلی اصغر همه گونه آهنگی اعم از ترانه و مقام را اجرا کرده و سبکی کاملاً کردی به آن‌ها داده است. مثلا ما به محض شنیدن کارهای او، خیلی سریع می‌فهمیم که این صدا صدای سیدعلی اصغر است زیرا سبک اجرایش با تمامی خوانندگان دیگر کاملاً متفاوت است. کسی نیز تا به حال نتوانسته آهنگ‌های این خواننده معروف را همپای او بازخوانی کند.صدای رسا و زیبای سیدعلی اصغر سوپرانو یا چپ کوک است که بسیار قوی و اثرگذار بوده به گونهٔ که نوازندگان همراهش هم از یاد برده‌اند که فارس هستند. صدای گرمش تا ابد نوازشگر گوش و جان خلقمان خواهد بود. سیدعلی اصغر کردستانی مقام‌ها را به سبک خود اجرا کرده و جدا از پدید آوردن فضایی کردی، آن‌ها را به سبک خود تغییر داده است. این تغییرات ‌گاه چشمگیر است تا آنجا که همه کس بداند این آهنگ کردی است.

در تهران

عباس کمندی در کتاب کوچک و مختصری که با عنوان ” سید علی اصغر کردستانی ” در سال ۱۳۶۴ منتشر کرد ، نوشته است : « … یک شب در تهران و در منزل یکی از رجال مملکتی با حضور دولتمندان و هنرمندان و ادبای تراز اول ، جشنی بر پا می شود. سردار اعظم ، سید را همراه با خود به آن جشن می برد. یکی از خوانندگان آن جشن ، قمرالملوک بود … بعد از خاتمه ی آواز قمر ، سید به وسیله ی سردار اعظم به حاضرین معرفی و از وی تقاضای خواندن می شود… سید صدای خود را یک بالاتر از صدای قمر وسعت داده و با تمام قدرت شروع به خواندن میکند و تمام اهل مجلس و خصوصا موسیقیدانان را به تعجب و تحسین وا میدارد … با مخارج سردار اعظم ، سید خدود یک ماه در تهران ماند و در یک شرکت صفحه پرکنی به نام پلیفون حدود سی آهنگ متفاوت ،همراه ارکستر بر صفحه ی گرامافون ضبط کرد … از نام و نشان نوازندگان همراه وی اطلاعی در دست نیست … صفحات سید بعدها در میان منتقدین کردستان پراکنده شد و به مرور به علت دست به دست شدن زیاد ، تعدادی از آنها از بین رفت و مابقی که حدود سیزده آهنگ است ، بعد از تاسیس رادیو سنندج در سال ۱۳۲۷ یا ۲۸ از خانواده ی آصف دیوان به دست آمد و جهت استفاده ی عموم کپی برداری شد … آنچه از صدای سید و نحوه اجرای آهنگ هایش مشخص است ، این است که سید به طور مسلم موسیقی ایرانی را میشناخته است .
گذار دموکراتیک
سیدعلی اصغر کردستانی از اخلاف کُردهای لک همدان رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic‌
اما چگونه و در کجا و با چه امکاناتی به این شناخت رسیده ، جای بحث و گفتگوست… »

به قول “مظهر خالقی” ممکن است در مجالس اعیان با هنرمندان فارس همنشینی داشته و باهم گفتگویی داشته‌اند، اما سیدعلی اصغر خود ابداع کننده این سبک است و این نوع خواندن منحصر به خود ایشان است و حتی گوشه‌هایی ازمقام‌های فارسی را زنده کرده است. شاخصه ی قابل تاکید هنر استاد سید علی اصغرکردستانی در این است که صدای او مقبول خاص و عام است (از یک پیرمرد در روستا گرفته تا یک استاد موسیقی نامدار) که به راستی او در هنر آواز یک اسطوره ماندگار است.

۲۰۲۲-۰۱-۰۲

آسوس


kodar.info



🆔 @GozarDemocratic