سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم 🆔 @GozarDemocratic
سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم
سال ۲۰۲۱ در زمینه وقایع مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در مسیر مبارزات خلقها سالی لبریز از تحولات برای ایران و شرق کوردستان بود. در این سال، بحرانهای اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی و تخریب ذهنیت دمکراتیک جامعه و سرکوب کنشهای برحق تمامی تودهها بدست فاشیسم سیستم حاکم ایران به اوج رسید. تودههایی که تنها فعلشان مطالبه یک زندگی خودمدیر، دمکراتیک همراه با صلح، رفاه و امنیت بود. در این سال، از مشروعیت نظام نزد جامعه بیش از پیش کاسته شد. نظام با رهیافتهای زورمدارانه، معیشت خلقها و تودههای آن را نابود و با بکارگرفتن ابزارهای سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک انحصاری خود از شکلگیری مدیریت خلقمحور در حوزه خیابان بعنوان تنها میدان ابراز وجود و حقخواهی، ممانعت ظالمانه بعملآورد، اما خلقها در مناطق و شهرها بازهم حرفشان را مقتدرانه زدند که شکلگیری روزانه دهها اعتراض مدنی اثباتگر آن است. پس ایران با این احول آبستن بزرگترین تحولات در اولویت اول در خاورمیانه است.
بحران منطقهای و جهانی:
اوضاع سیاسی و اجتماعی منطقه خاورمیانه مدام در حال تغییر و تحول بنیادین است و جنگ و درگیری قدرتهای متخاصم منطقهای و جهانی با برنامههای متضاد و منفعتطلبانه، آن را به کانون تحولات سال ۲۰۲۱ مبدل ساختند. هژمونی جهانی در منطقه دریایی از خون به راه انداخته و دموکراسیخواهی را نابود میسازد. خاورمیانه، ایران و کوردستان آبستن چنان تحولاتی هستند که هم دول و هم جوامع ناچار به تندادن به آن تحولات جهت رهایی از جنگ و ستم سیستماتیزه هستند. همه دول و قدرتها مسایل و بحرانها را عمیقتر ساختهاند اما بدیلی برای چارهیابی دمکراتیک در چنته ندارند. دخالت و جنگ مداوم از جانب هژمونی سرمایهداری و دولتـ ملت جهانی و دولتـ ملتهای فاشیست و شوونیست دو معضل سرطانی خاورمیانه هستند که در سال ۲۰۲۱ جنگهای آن در کوردستان و درگیریهای سیاسی و گاهگدار امنیتی آن در ایران، رخدادند. خطر جنگ و دخالت نظامی و سیاسی مستقیم هژمونی جهانی در سالی که گذشت بسوی ایران کانالیزه شده و در مسئله برجام و برنامه موشکی و نظامی ایران، گذشته از بارزترشدن، به گره کور بینالمللی مبدلگشته. سیاستهای هژمونگرایانه قدرتهای جهانی در خاورمیانه و کوردستان، چارهیابی به دنبال نداشت و گذشته از تشدید بحرانها و فلاکتهای آوارشده بر سر جوامع، دچار هزیمت تاریخی نیز شده. جنگ در جنوب، روژاوا و شمال کوردستان؛ جنگ سوریه و یمن و اختلافات ایران و آذربایجان همراه با قدرتگیری مجدد طالبان افغانستان، نشانه بازگشت جریانهای ارتجاعی هستند ولی در کوردستان از روژاوا تا زاگرس بصورت مقاومت و نبرد مبارزان و گریلا در حوزههای مختلف و در شرق کوردستان بصورت مبارزه سازمانی و اجتماعی گریلا و خلق، یک سال مملو از پیروزی کورد و ناکامی دول حاکم بر کوردستان را پشتسر گذاشت. ایران و ترکیه جنگهای خود را در خارج از مرزهایشان با کانونیت کوردستان انجاممیدهند اما نه تنها به نتیجهای برای بقا دست نیازیدند بلکه با گرفتارشدن در بحرانهای زنجیرهای به پایان خود نزدیک گشتهاند. دولت اردوغان در حرص پیروزی کوبانیها رو به سقوط است و ایران برای شکلگیری قیام و تحولات بزرگ چه دمکراتیک و چه جنگمحور آبستن بزرگترین وقایع پیشبینیناپذیر گشته. بنابراین خاورمیانه با فداییگری و فداکاری خلقکورد و گریلا و با پیشاهنگی بینظیرشان در مرحله تاریخی دگرشد بنیادین قراردارد.
در آنسو، فاشیسم ایران معیشت مردم را به موضوعات سیاست خارجی و برجام بصورت عوامفریبانه گرهزده که نشان میدهد خود حاکمیت در داخل کارآمدی لازم و نیز صداقت برای رفع بحران معیشتی مردم را ندارد. نسبت برجام و تحریم برای نظام فاشیست و حاکم، همانا تسلیمشدن در برابر خواستههای سرمایهداری فاجعهبار جهانی و ضدیت با آن به معنای رقابت سرمایهداری مافیایی ایرانی با جهانی است. برجام را به دو اصل ادعایی خلاصهکردهاند: یکی ممانعت از فعالیتهای هستهای نظامی ایران و دوم، دستبرداشتن ایران از بههمزدن ثبات منطقه بنا به منافع هژمونی زیادهخواهانه جهانی. تعهدات برجامی قطعا دورهای و کوتاهمدت خواهد بود و وضعیت جنگی دائم را مرتفع نخواهد ساخت. با برجام تهدیدات طرفها علیه یکدیگر رفع نخواهد شد زیرا خود برجام همه چیز نیست و محدود به برخی مسایل دولتی است نه مدنی و خلقی. نبود برجام بر میزان فقر و فاجعه میافزاید اما احیای آن آرامش و سعادت کامل به همراه نخواهد آورد. هیچگاه وضعیت عادی نخواهد شد مگر اینکه تغییر بنیادین ساختاری و دمکراتیزاسیون رخ دهد.
بحران سیاسی ایران:
سال ۲۰۲۱ در زمینه وقایع مهم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در مسیر مبارزات خلقها سالی لبریز از تحولات برای ایران و شرق کوردستان بود. در این سال، بحرانهای اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک و فرهنگی و تخریب ذهنیت دمکراتیک جامعه و سرکوب کنشهای برحق تمامی تودهها بدست فاشیسم سیستم حاکم ایران به اوج رسید. تودههایی که تنها فعلشان مطالبه یک زندگی خودمدیر، دمکراتیک همراه با صلح، رفاه و امنیت بود. در این سال، از مشروعیت نظام نزد جامعه بیش از پیش کاسته شد. نظام با رهیافتهای زورمدارانه، معیشت خلقها و تودههای آن را نابود و با بکارگرفتن ابزارهای سیاسی، نظامی و ایدئولوژیک انحصاری خود از شکلگیری مدیریت خلقمحور در حوزه خیابان بعنوان تنها میدان ابراز وجود و حقخواهی، ممانعت ظالمانه بعملآورد، اما خلقها در مناطق و شهرها بازهم حرفشان را مقتدرانه زدند که شکلگیری روزانه دهها اعتراض مدنی اثباتگر آن است. پس ایران با این احول آبستن بزرگترین تحولات در اولویت اول در خاورمیانه است.
بحران منطقهای و جهانی:
اوضاع سیاسی و اجتماعی منطقه خاورمیانه مدام در حال تغییر و تحول بنیادین است و جنگ و درگیری قدرتهای متخاصم منطقهای و جهانی با برنامههای متضاد و منفعتطلبانه، آن را به کانون تحولات سال ۲۰۲۱ مبدل ساختند. هژمونی جهانی در منطقه دریایی از خون به راه انداخته و دموکراسیخواهی را نابود میسازد. خاورمیانه، ایران و کوردستان آبستن چنان تحولاتی هستند که هم دول و هم جوامع ناچار به تندادن به آن تحولات جهت رهایی از جنگ و ستم سیستماتیزه هستند. همه دول و قدرتها مسایل و بحرانها را عمیقتر ساختهاند اما بدیلی برای چارهیابی دمکراتیک در چنته ندارند. دخالت و جنگ مداوم از جانب هژمونی سرمایهداری و دولتـ ملت جهانی و دولتـ ملتهای فاشیست و شوونیست دو معضل سرطانی خاورمیانه هستند که در سال ۲۰۲۱ جنگهای آن در کوردستان و درگیریهای سیاسی و گاهگدار امنیتی آن در ایران، رخدادند. خطر جنگ و دخالت نظامی و سیاسی مستقیم هژمونی جهانی در سالی که گذشت بسوی ایران کانالیزه شده و در مسئله برجام و برنامه موشکی و نظامی ایران، گذشته از بارزترشدن، به گره کور بینالمللی مبدلگشته. سیاستهای هژمونگرایانه قدرتهای جهانی در خاورمیانه و کوردستان، چارهیابی به دنبال نداشت و گذشته از تشدید بحرانها و فلاکتهای آوارشده بر سر جوامع، دچار هزیمت تاریخی نیز شده. جنگ در جنوب، روژاوا و شمال کوردستان؛ جنگ سوریه و یمن و اختلافات ایران و آذربایجان همراه با قدرتگیری مجدد طالبان افغانستان، نشانه بازگشت جریانهای ارتجاعی هستند ولی در کوردستان از روژاوا تا زاگرس بصورت مقاومت و نبرد مبارزان و گریلا در حوزههای مختلف و در شرق کوردستان بصورت مبارزه سازمانی و اجتماعی گریلا و خلق، یک سال مملو از پیروزی کورد و ناکامی دول حاکم بر کوردستان را پشتسر گذاشت. ایران و ترکیه جنگهای خود را در خارج از مرزهایشان با کانونیت کوردستان انجاممیدهند اما نه تنها به نتیجهای برای بقا دست نیازیدند بلکه با گرفتارشدن در بحرانهای زنجیرهای به پایان خود نزدیک گشتهاند. دولت اردوغان در حرص پیروزی کوبانیها رو به سقوط است و ایران برای شکلگیری قیام و تحولات بزرگ چه دمکراتیک و چه جنگمحور آبستن بزرگترین وقایع پیشبینیناپذیر گشته. بنابراین خاورمیانه با فداییگری و فداکاری خلقکورد و گریلا و با پیشاهنگی بینظیرشان در مرحله تاریخی دگرشد بنیادین قراردارد.
در آنسو، فاشیسم ایران معیشت مردم را به موضوعات سیاست خارجی و برجام بصورت عوامفریبانه گرهزده که نشان میدهد خود حاکمیت در داخل کارآمدی لازم و نیز صداقت برای رفع بحران معیشتی مردم را ندارد. نسبت برجام و تحریم برای نظام فاشیست و حاکم، همانا تسلیمشدن در برابر خواستههای سرمایهداری فاجعهبار جهانی و ضدیت با آن به معنای رقابت سرمایهداری مافیایی ایرانی با جهانی است. برجام را به دو اصل ادعایی خلاصهکردهاند: یکی ممانعت از فعالیتهای هستهای نظامی ایران و دوم، دستبرداشتن ایران از بههمزدن ثبات منطقه بنا به منافع هژمونی زیادهخواهانه جهانی. تعهدات برجامی قطعا دورهای و کوتاهمدت خواهد بود و وضعیت جنگی دائم را مرتفع نخواهد ساخت. با برجام تهدیدات طرفها علیه یکدیگر رفع نخواهد شد زیرا خود برجام همه چیز نیست و محدود به برخی مسایل دولتی است نه مدنی و خلقی. نبود برجام بر میزان فقر و فاجعه میافزاید اما احیای آن آرامش و سعادت کامل به همراه نخواهد آورد. هیچگاه وضعیت عادی نخواهد شد مگر اینکه تغییر بنیادین ساختاری و دمکراتیزاسیون رخ دهد.
بحران سیاسی ایران:
گذار دموکراتیک
سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم 🆔 @GozarDemocratic
«ملیتاریزهکردن شرق کوردستان و افزایش بازداشتها، اعدام و شکنجه فعالان سیاسی، مدنی و محیطزیستی؛ تداوم عملیاتهای نظامی در مناطق و استانهای شرق کوردستان علیه نیروی گریلا بویژه در مناطق شاهو و موکریان؛ تداوم سیاست مزورانه نسلکشی فرهنگی علیه خلقها بویژه خلق کورد از ماکو تا سرحدات بختیاری؛ فراهمنمودن مجالی برای سربرآوردن مجدد گروههای واپسگرا از قبیل سلفی، اخوانالمسلمینی و فرقههای مشابه در شرق کوردستان بعنوان اهرم فشار علیه جامعه کورد و کشتار عامدانه کولبران کورد؛ سرکوب اعتراضات دموکراتیک تودهها و اقشار مختلف از قبیل کارگران، زنان، معلمان و … و لذا ممانعت از شکلگیری قیام دمکراتیک خلقمحور با سرکوب خیابان؛ سرکوب زنان و محدود کردن بیشتر آنها؛ فشار به زندانیان و تضییع مضاعف حقوق آنها علیرغم اعتراضات داخلی و بینالمللی؛ برگزاری انتخابات مهندسیشده ریاستجمهوری و یکدست ساختن قدرت و دولت از حیث قانونگذاری در مجلس، قضاوت در دستگاه قضایی و اجرا در دولت؛ تشدید بحرانهای اقتصادی و نابودی حوزه تولید و معیشت؛ تخریب محیطزیست و سرکوب و قتل فعالان محیطزیست بویژه فعالان کورد؛ افزایش تنشهای خارجی با همسایگان و قدرتهای جهانی و به میان آوردن وضعیت جنگی مداوم و خطرساز خاصه در قضیه برجام و برنامه هستهای؛ دخالت نظامی و توسعهطلبانه در کشورهای سوریه، عراق، یمن و غیره و نیز تعلیم و جهتدهی گروههای نیابتی وابسته به خود در آن کشورها که جنگهای پراکنده و خانمان سوز را شعلهورتر ساخته» از جمله اوضاع اسفبار ایران در سال ۲۰۲۱ بود.
همانطور که پیشبینی شد، نظام حاکم با درپیگرفتن یک رویه و سویه فاشیستی و دیکتاتورانه به یکدستکردن قدرت و دولت در سال ۱۴۰۰ دست زد و بنای راهبردی سیاستهای آن را نیز بر سرکوب شدید خلقها و ایجاد خفقان برای مخالفان و دگراندیشان دمکراسیطلب و آزادیخواه گذاشت. اتفاقا آنطور که ادعا میشود، قدرت و دولت از سوی اصولگرایان یکدست نشده و حتی در صف خود آنها اختلافات و فسادهای سیاسی و اقتصادی زیادی وجود دارد. زیرا کل نظام فسادپذیر شده و روزی این وضعیت موقتی که گویا همه چیز از جمله مجلس، دولت و قوه قضائیه را «انقلابی و یکدست» کردهاند به یکباره منفجر خواهد شد، زیرا نشانههای آن قویا بصورت انفجارات نقطهای یعنی اعتراضات مدنی زنجیرهای، هویداست. پیشتر دولت و حکومت یکدست در دوره احمدینژاد تجربه و نتایج فاجعهبار آن دیده شد. دولت و نظام کنونی فراتر از آن وضعیت فلاکتبار نیستند. ایران در سال ۲۰۲۱ با یکدستکردن قدرت، جنگ علیه جامعه مدنی، اکولوژی و زن را بصورت عیان به اوج رسانده و ابعاد آن را به کشورهای همسایه نیز تسری داده که خطرات آن را متوجه همگان ساخته.
بحران اقتصادی:
دولت رئیسی نیز بدتر از دولت سابق نئوفاشیستی و نئولیبرالی است و بر اقتصاد خصوصی افسارگسیخته و نامنسجم استوار میباشد و بنا به کاراکترش تشدید سیاستهای نسلکشانه را در اولویت برنامههای راهبردی خود علیه خلقها خاصه خلقکورد قرارداده. ادعا میکنند دولت را به نفع بخش خصوصی کوچک میکنند اما در اصل به نفع سپاه پاسداران و بیت رهبری از اختیارات و حوزههای آن میکاهند و خود در دست میگیرند. این انحصار زورمدارانه علیه خلقها، باورداشتها و تودهها است.
اقتصاد را کلا خصوصیسازی میکنند، اما صورت اصلی آن این است که تمام حوزه آن را به بانکها گره زدهاند و در پشتپرده خود بانکها هم سرمایهداران قدرتمدار و رانتخوار سپاه و نظام اصولگرا قراردارند. بانکها اکثریت غالب واحدهای تولیدی را در چنگ دارند و قضیه سرمایهگذاری را تحت انحصار گرفتهاند. تعطیلشدن حوزه تولید، کسری بودجه و استقراض دو بلای جان اقتصاد و حکومت حاکم بر آن است. در بودجه سهم مردم را منقبض نموده و سرمایهداران قدرتطلب اصولگرا و پاسدار بر همه امکانات مدیریتی و سرمایهای آن چنگ انداختهاند. بنابراین رکود و بحران بصورت فاصلهگیری از رونق، شدیدتر و فلاکتبارتر شده. تمامی تبلیغات دولت فعلی هم صرفا برای آرایش ظاهرسازانه عرصه اقتصاد است. شکاف میان درآمدها و هزینهها در بودجه سال آینده ایران بخوبی عیان است و قطب جامعه محروم را در جهت مخالفت با نظام سرمایهدار، خصوصیگرا و قدرتمدار اصولگرا قرارداده است. درآمد اقشار کمتر ولی هزینهها بسیار بالاتر رفته و این شکاف طبقاتی یعنی فروپاشی معیشت. در واقع ناامنی سیاسی و اقتصادی در وضعیت رکود تورمی جریان دارد و جامعه را بیشتر تهدید و در باتلاق فرومیبرد. نمونه بارز فشارهای آن به تودهها، کارکنان و معلمان است که در تابستان خلق خوزستان و در پاییز سال جاری معلمان سراسر ایران به تظاهرات دست زدند. دولت میخواهد از ناحیه مالیاتگیری بودجه سال آینده خود را تأمین کند زیرا واقف است که همه عرصه تولید را دچار فروپاشی نموده و واحدهای تولیدی را به تعطیلی و ورشکستگی کشانده.
همانطور که پیشبینی شد، نظام حاکم با درپیگرفتن یک رویه و سویه فاشیستی و دیکتاتورانه به یکدستکردن قدرت و دولت در سال ۱۴۰۰ دست زد و بنای راهبردی سیاستهای آن را نیز بر سرکوب شدید خلقها و ایجاد خفقان برای مخالفان و دگراندیشان دمکراسیطلب و آزادیخواه گذاشت. اتفاقا آنطور که ادعا میشود، قدرت و دولت از سوی اصولگرایان یکدست نشده و حتی در صف خود آنها اختلافات و فسادهای سیاسی و اقتصادی زیادی وجود دارد. زیرا کل نظام فسادپذیر شده و روزی این وضعیت موقتی که گویا همه چیز از جمله مجلس، دولت و قوه قضائیه را «انقلابی و یکدست» کردهاند به یکباره منفجر خواهد شد، زیرا نشانههای آن قویا بصورت انفجارات نقطهای یعنی اعتراضات مدنی زنجیرهای، هویداست. پیشتر دولت و حکومت یکدست در دوره احمدینژاد تجربه و نتایج فاجعهبار آن دیده شد. دولت و نظام کنونی فراتر از آن وضعیت فلاکتبار نیستند. ایران در سال ۲۰۲۱ با یکدستکردن قدرت، جنگ علیه جامعه مدنی، اکولوژی و زن را بصورت عیان به اوج رسانده و ابعاد آن را به کشورهای همسایه نیز تسری داده که خطرات آن را متوجه همگان ساخته.
بحران اقتصادی:
دولت رئیسی نیز بدتر از دولت سابق نئوفاشیستی و نئولیبرالی است و بر اقتصاد خصوصی افسارگسیخته و نامنسجم استوار میباشد و بنا به کاراکترش تشدید سیاستهای نسلکشانه را در اولویت برنامههای راهبردی خود علیه خلقها خاصه خلقکورد قرارداده. ادعا میکنند دولت را به نفع بخش خصوصی کوچک میکنند اما در اصل به نفع سپاه پاسداران و بیت رهبری از اختیارات و حوزههای آن میکاهند و خود در دست میگیرند. این انحصار زورمدارانه علیه خلقها، باورداشتها و تودهها است.
اقتصاد را کلا خصوصیسازی میکنند، اما صورت اصلی آن این است که تمام حوزه آن را به بانکها گره زدهاند و در پشتپرده خود بانکها هم سرمایهداران قدرتمدار و رانتخوار سپاه و نظام اصولگرا قراردارند. بانکها اکثریت غالب واحدهای تولیدی را در چنگ دارند و قضیه سرمایهگذاری را تحت انحصار گرفتهاند. تعطیلشدن حوزه تولید، کسری بودجه و استقراض دو بلای جان اقتصاد و حکومت حاکم بر آن است. در بودجه سهم مردم را منقبض نموده و سرمایهداران قدرتطلب اصولگرا و پاسدار بر همه امکانات مدیریتی و سرمایهای آن چنگ انداختهاند. بنابراین رکود و بحران بصورت فاصلهگیری از رونق، شدیدتر و فلاکتبارتر شده. تمامی تبلیغات دولت فعلی هم صرفا برای آرایش ظاهرسازانه عرصه اقتصاد است. شکاف میان درآمدها و هزینهها در بودجه سال آینده ایران بخوبی عیان است و قطب جامعه محروم را در جهت مخالفت با نظام سرمایهدار، خصوصیگرا و قدرتمدار اصولگرا قرارداده است. درآمد اقشار کمتر ولی هزینهها بسیار بالاتر رفته و این شکاف طبقاتی یعنی فروپاشی معیشت. در واقع ناامنی سیاسی و اقتصادی در وضعیت رکود تورمی جریان دارد و جامعه را بیشتر تهدید و در باتلاق فرومیبرد. نمونه بارز فشارهای آن به تودهها، کارکنان و معلمان است که در تابستان خلق خوزستان و در پاییز سال جاری معلمان سراسر ایران به تظاهرات دست زدند. دولت میخواهد از ناحیه مالیاتگیری بودجه سال آینده خود را تأمین کند زیرا واقف است که همه عرصه تولید را دچار فروپاشی نموده و واحدهای تولیدی را به تعطیلی و ورشکستگی کشانده.
گذار دموکراتیک
سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم 🆔 @GozarDemocratic
در سال ۲۰۲۱ برای ایجاد این مدیریت برنامهریزی کرد. کانونهای بحرانآفرین در اقتصاد سیاسی سرمایهدارانه و مافیایی ایران از حدود متعارف فراتر رفته . بحث اقتصاد بر سر «مدیریت» است که این مفهوم را تخریب کرده و بجای آن انحصارات زورمدارانه «حاکمیت» سپاهی و اصولگرایی را جایگزین کردهاند که یک پارادوکس بزرگ است زیرا افراد نالایق و ستمگر بعنوان تیمهای اداره اقتصاد ملی برگزیدهشدهاند. این یعنی تهدید خشونتبارتر جامعه. آمارهای دقیق و واقعی را ارائه نمیکنند. رشد اقتصادی در شاخصهای منفی سقوط کرده و این یعنی نابودی اقتصادی که چند دهه ترمیم نخواهد شد. درحالی که این نظام خود را اسلامی و پیشوای جهان اسلام معرفی میکند، اعتراف نمیکند که در سطح جهان تنها هشت دولت از ایران فاسدتر هستند. فقر و فلاکت را سیستماتیزه نموده و دولت را مدیر اجرایی سیاستهای مذبوحانه آن قرارداده. در تعدیل ساختاری دولت کنونی، مخالفان و دگراندیشان و کارآفرینان حذف شدهاند. لذا توسعه که قریب چند دهه است متوقف شده، همچنان رو به قطب منفی میرود و رانتخواری و فساد نجومی میگردد. استراتژی این نظام، دولتـ ملتسازی است و سرمایهداری مافیایی، بیریخت و بحرانزده آن با وضعیت کائوتیک کنونی قطعا ادامه خواهد یافت.
بحران محیطزیست:
تخریب محیطزیست و سرکوب فعالان زیستمحیطی که برای نجات زیستبوم در مبارزه مسئولانه علیه نظام فاسد هستند، بحران محیطزیستی را در ایران دامن زده. امروزه میزان برداشت از آبهای زیرزمینی در سراسر ایران از ۲۰ درصد در دهه ۴۰ به ۸۰ درصد در دهه کنونی رسیده. مدیریت انحصارگر سرمایهدارانه و قدرتطلبانه در این میان به انحصار آن در راستای افزایش قدرت و تشدید فاشیسم و تبعیض دستزده و تقسیم نادرست، کوچکترین مشکل و غارت منابع آبی از یک استان به استانهای دیگر بزرگترین مسائل انحصارگری قدرتمدارانه میباشند. سیستم و وضعیت محیطزیست ایران امروز درگیر مسائل روز قدرت و نظام مستبد آن است. در واقع توسعه قدرتمحور و انحصاری این فاجعه را به بار آورده. پس کل نظام گناهکار و مخرب است زیرا حوزه محیطزیست را به حوزههای قدرت سیاسی و امنیتی نظام، انحصارات سپاه پاسداران و حوزه اقتصاد لیبرال گره زدهاند. بحران محیطزیست دارای زنجیره بحرانهای آب، خاک و هوا است و مستقیما خطرات آن متوجه جوامع میباشد. کمآبی، تخریب جنگل و رودخانه، نابودی خاکها با شورهزارکردن آنها از اقدامات نظام جمهوری ولایی است که خطرات زیادی را متوجه همهچیز از انسان گرفته تا حیوان، خاک، هوا و اکوسیستم نموده. این به معنای تضییع حقوق خلق نه بلکه نابودی تدریجی آن است.
تداوم سیاست نسلکشی:
در سال ۲۰۲۱ کماکان فاشیسم ایران به سیاستهای نسلکشی فرهنگی در مسیر استحاله خلق مبارز کورد و نابودی جنبش آزادیخواهی آن به انحاء مختلف در حوزههای سیاسی، اجتماعی و نظامی ادامه داد. راهبرد دولت رئیسی بعنوان منشی خامنهای همانا سرکوب خلقکورد از راه نظامی و امنیتی است و سایر داعیههایش تنها یک شعار فریبکارانه میباشد. حاکمیت فاشیست، روابط دیپلماتیک خود با کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و دشمنان خلقکورد را گسترش داد و به توافقات متعددی برای جلوگیری از رشد مخالفتهای جامعه کورد سود جست اما بازهم با هزیمت روبرو شد و شرق کوردستان از اعتراضات مدنی در حوزه خیابان گرفته تا عرصه زندانها میدان مبارزه را ترک نکرد. فاشیسم ایران از درون زندانها گرفته تا روژاوا و جنوب کوردستان درگیر سیاست نسلکشی علیه خلقکورد است. بازداشت فعالان سیاسی، مدنی و زیستمحیطی کورد و تشدید سرکوبگری در زندانها نتوانست خلقمان را به سکوت وادارد. در سالی که گذشت، در سایه مبارزات در آن حوزهها و افزایش فعالیتهای جنبش آزادیخواهیمان پژاک، کماکان خلق فداکارمان مراحلی دیگر برای حصول آزادی کامل را طی نمود و این مبارزات در راستای حفظ منافع و بقای موجودیت خلقمان در بخشهای دیگر کورستان انجامگرفت.
مسلما سیاستهای خصمانه ایران و ترکیه بر ضد خلقکورد تنها محدود به داخل مرزهای آنها نشد و هریک از آن دول اشغالگر در هر چهاربخش کوردستان سیاستهای اشغالگارنه و نسلکشانه خود را اعمال میکنند. دخالتهای ایران و ترکیه با همدستی دول عراق و سوریه در بخشهای کوردستان مشخصه بارز اوضاع سیاسی و امنیتی آنها علیه خلقکورد در سال ۲۰۲۱ بود. ایران به عملیاتهای نظامی در مناطق کوهستانی و روستایی علیه نیروی گریلا در شرق کوردستان ادامه داد و ترکیه هم گذشته از امضای توافقاتی با حاکمیت ایران، جنگ شیمیایی علیه نیروی گریلا و کشتار خلقمان از عفرین تا مناطق شنگال، مخمور و زاگرس را تشدید نمود. امسال اثبات شد که دیگر سرنوشت بخشهای کوردستان از یکدیگر جدا نیست و مبارزات بخشهای کوردستان بصورت همگرا و مشترک انجام شد.
بحران محیطزیست:
تخریب محیطزیست و سرکوب فعالان زیستمحیطی که برای نجات زیستبوم در مبارزه مسئولانه علیه نظام فاسد هستند، بحران محیطزیستی را در ایران دامن زده. امروزه میزان برداشت از آبهای زیرزمینی در سراسر ایران از ۲۰ درصد در دهه ۴۰ به ۸۰ درصد در دهه کنونی رسیده. مدیریت انحصارگر سرمایهدارانه و قدرتطلبانه در این میان به انحصار آن در راستای افزایش قدرت و تشدید فاشیسم و تبعیض دستزده و تقسیم نادرست، کوچکترین مشکل و غارت منابع آبی از یک استان به استانهای دیگر بزرگترین مسائل انحصارگری قدرتمدارانه میباشند. سیستم و وضعیت محیطزیست ایران امروز درگیر مسائل روز قدرت و نظام مستبد آن است. در واقع توسعه قدرتمحور و انحصاری این فاجعه را به بار آورده. پس کل نظام گناهکار و مخرب است زیرا حوزه محیطزیست را به حوزههای قدرت سیاسی و امنیتی نظام، انحصارات سپاه پاسداران و حوزه اقتصاد لیبرال گره زدهاند. بحران محیطزیست دارای زنجیره بحرانهای آب، خاک و هوا است و مستقیما خطرات آن متوجه جوامع میباشد. کمآبی، تخریب جنگل و رودخانه، نابودی خاکها با شورهزارکردن آنها از اقدامات نظام جمهوری ولایی است که خطرات زیادی را متوجه همهچیز از انسان گرفته تا حیوان، خاک، هوا و اکوسیستم نموده. این به معنای تضییع حقوق خلق نه بلکه نابودی تدریجی آن است.
تداوم سیاست نسلکشی:
در سال ۲۰۲۱ کماکان فاشیسم ایران به سیاستهای نسلکشی فرهنگی در مسیر استحاله خلق مبارز کورد و نابودی جنبش آزادیخواهی آن به انحاء مختلف در حوزههای سیاسی، اجتماعی و نظامی ادامه داد. راهبرد دولت رئیسی بعنوان منشی خامنهای همانا سرکوب خلقکورد از راه نظامی و امنیتی است و سایر داعیههایش تنها یک شعار فریبکارانه میباشد. حاکمیت فاشیست، روابط دیپلماتیک خود با کشورهای ترکیه، عراق، سوریه و دشمنان خلقکورد را گسترش داد و به توافقات متعددی برای جلوگیری از رشد مخالفتهای جامعه کورد سود جست اما بازهم با هزیمت روبرو شد و شرق کوردستان از اعتراضات مدنی در حوزه خیابان گرفته تا عرصه زندانها میدان مبارزه را ترک نکرد. فاشیسم ایران از درون زندانها گرفته تا روژاوا و جنوب کوردستان درگیر سیاست نسلکشی علیه خلقکورد است. بازداشت فعالان سیاسی، مدنی و زیستمحیطی کورد و تشدید سرکوبگری در زندانها نتوانست خلقمان را به سکوت وادارد. در سالی که گذشت، در سایه مبارزات در آن حوزهها و افزایش فعالیتهای جنبش آزادیخواهیمان پژاک، کماکان خلق فداکارمان مراحلی دیگر برای حصول آزادی کامل را طی نمود و این مبارزات در راستای حفظ منافع و بقای موجودیت خلقمان در بخشهای دیگر کورستان انجامگرفت.
مسلما سیاستهای خصمانه ایران و ترکیه بر ضد خلقکورد تنها محدود به داخل مرزهای آنها نشد و هریک از آن دول اشغالگر در هر چهاربخش کوردستان سیاستهای اشغالگارنه و نسلکشانه خود را اعمال میکنند. دخالتهای ایران و ترکیه با همدستی دول عراق و سوریه در بخشهای کوردستان مشخصه بارز اوضاع سیاسی و امنیتی آنها علیه خلقکورد در سال ۲۰۲۱ بود. ایران به عملیاتهای نظامی در مناطق کوهستانی و روستایی علیه نیروی گریلا در شرق کوردستان ادامه داد و ترکیه هم گذشته از امضای توافقاتی با حاکمیت ایران، جنگ شیمیایی علیه نیروی گریلا و کشتار خلقمان از عفرین تا مناطق شنگال، مخمور و زاگرس را تشدید نمود. امسال اثبات شد که دیگر سرنوشت بخشهای کوردستان از یکدیگر جدا نیست و مبارزات بخشهای کوردستان بصورت همگرا و مشترک انجام شد.
گذار دموکراتیک
سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم 🆔 @GozarDemocratic
شدیدترین و بیرحمانهترین جنگ صدسال گذشته در ۲۰۲۱ علیه خلقکورد و گریلا با تغییر کاراکتر به جنگ شیمیایی ادامه یافت. دولتهای جهان سکوت کردند اما فریاد اعتراض آزادیخواهان جهان علیه این جنگ بالاگرفت. مبدلساختن کوردستان به مرکز جنگ خاورمیانه از سوی قدرتهای منطقهای و جهانی، هر چهاربخش کوردستان را درگیر یک مبارزه مشترک و متحد ساخته. خلقمان با پشتیبانی از فداییگریهای نیروی گریلا، این اتحاد را به اثبات رساند و به خیانتهای برخی جریانات و احزاب چون پ.د.ک(عراق) که از روژاوا گرفته تا شنگال و زاگرس به همدستی با ترکیه گراییدهاند، وقعی ننهاد. این اتحاد توانست ترکیه و ایران را یک گام دیگر به پرتگاه سقوط نزدیکتر سازد. به اندازهای که سرکوبها علیه خلقمان در چهاربخش کوردستان افزایش یافت، خلق متحدمان به راهاندازی کمپینهای «آزادی برای رهبر آپو» و «نه به اعدام بله به دمکراسی» در ایران، ترکیه، عراق و سوریه دست زد و با فداکاریهای خلقمان در اروپا، جهانی شد. همه اینها شکست دشمنان در برابر خلقمان در سال ۲۰۲۱ محسوب میگردد.
اعمال انتقام جویانه علیه فعالان کارگری و صنفی، دستگیری و اعدام مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، از جمله مدافعان حقوق تنوعات خلقی و زنان توسط رژیم در شرق کوردستان ادامه یافت. بازداشت بیش از۵۰۰ فعال کورد؛ اعدام ۲۶ زندانی کورد و کشته و مجروحکردن بیش از ۱۸۰ کولبر، فاشیسم ایران در شرق کوردستان را در حالت جنون نشان میدهد. در چهاربخش کوردستان بویژه شرق کوردستان و نیز در اروپا و بسیاری کشورهای جهان در سایه کمپینها و فعالیتهای مبارزاتی منسجم آپویی، مسئله کورد و آزادی رهبر آپو به دو مسئله جهانیتر مبدل شدند و بصورت بیسابقه، فیلسوفان، آکادمیسینها، روشنفکران و سازمانهای آزادیخواه از خلقمان و رهبر آپو پشتیبانی کردند. بنابراین با این پشتیبانیهای بینالمللی، قطعا مسئله کورد متفاوتتر از سالهای گذشته در سال ۲۰۲۱ علیرغم جنگ شیمیایی در کوردستان، وارد فاز دیگری شده که یک فشار بزرگ به قدرتهای متخاصم و اشغالگر کوردستان است. فداکاری خلقکورد، مقاومت بیامان رهبر آپو در زندان تکنفره امرالی و فداییگری بینظیر گریلا در هرچهاربخش کوردستان دستاوردی تحت عنوان «حمایت بینالمللی از کورد» را حاصل نموده. جنبشهای آپویی با این دستاورد مهر خود را بر سال ۲۰۲۱ زدند و اگر فاشیسم در ایران، ترکیه، عراق و سوریه با بحران و هزیمت روبروست بخاطر مبارزات فدایی نیروی گریلا است، هرچند جهانیان در مقابل جنگ شیمیایی ترکیه سکوت آبروریزانه کردهاند.
مبارزات دمکراتیک جامعه:
فساد افسارگسیخته نهادهای دولت و نظام حاکم ایران و سیاستهای نسلکشانه با راهبرد سرکوب خشن، جامعه ایران و شرق کوردستان را در مقابل حاکمیت فاشیستی آن قرارداده. روزانه دهها اعتراض مدنی دمکراتیک شکلمیگیرند که نشانههای بارز یک قیام قریبالوقوع هستند. سال ۲۰۲۱ سال پایهگذاری سیستماتیزهتر اعتراضات مردمی در بطن اقشار مختلف از قبیل کارگران، معلمان، کارمندان و تودهایشدن آن در خوزستان و اصفهان شد. اعتراضات مدنی، زیستمحیطی، سیاسی، زنان و جوانان در شرق کوردستان هم به موازات آن در یک فاز معین جریان یافت و رژیم به عینه دید که سرکوبگریهای نظامی و ملیتاریزهکردن شرق کوردستان نتوانسته خلق کورد را به سکوت و خفقان وادارد. این مقاومت خلقمان با ماهیت امید به بزرگترین پشتیبانش یعنی نیروی گریلا و فعالان و روشنفکران فداکار، تداوم یافت. کاراکتر شرق کوردستان از این لحاظ با بخشهای دیگر شرق کوردستان متفاوت است و مبارزات بصورت مدنی از سوی خلق و سازماندهی خلقی از سوی گریلا جهتدهی شد درحالی که بخشهای دیگر کوردستان درگیر جنگ شیمیایی و تکنولوژی مدرن با فاشیسم ترکیه است که البته حملاتی علیه نیروهای پژاک هم صورت گرفت.
نه تنها خلق کورد بلکه همه خلقهای ایران خواستار تغییرات ساختاری دمکراتیک هستند. خیابان در ایران یک کاراکتر قیاممحور شبیه دهه ۵۰ شمسی یافته و بدنبال یافتن رهبر و رهبریت سیاسی و سازمانی خویش است. اگر اعتراضات دمکراتیک مدنی در همه شهرها بصورت خودمدیر به ایجاد پیشاهنگ و رهبری اعتراضات موفق گردند و همگرایی میان کارگران، معلمان و سایر اقشار به اتحاد مبارزاتی تغییریابد، مهار آن از سوی رژیم ناممکن خواهد شد و نظام فاشیست از این امر نیز در هراس است.
در کوردستان نیز متفاوت از ایران، هم جنبش فدایی پژاک حضور دارد و هم رهبریت خیابان و سازماندهی خلقی در فازی متکاملتر علیرغم تنگناها و سرکوبهای دشمنانه، قراردارند. اصرار جنبشمان، پژاک بر تحقق خودمدیریتی دمکراتیک با برقراری سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک جهت بنیاننهادن بینظیر ملت دموکراتیک و لذا ترجیحدادن این رویه صلحجویانه بر جنگ، کاراکتر جنبشمان را در رویارویی با مظالم حاکمیت فاشیستی ایران، روشنتر ساخته.
اعمال انتقام جویانه علیه فعالان کارگری و صنفی، دستگیری و اعدام مخالفان سیاسی، مدافعان حقوق بشر، از جمله مدافعان حقوق تنوعات خلقی و زنان توسط رژیم در شرق کوردستان ادامه یافت. بازداشت بیش از۵۰۰ فعال کورد؛ اعدام ۲۶ زندانی کورد و کشته و مجروحکردن بیش از ۱۸۰ کولبر، فاشیسم ایران در شرق کوردستان را در حالت جنون نشان میدهد. در چهاربخش کوردستان بویژه شرق کوردستان و نیز در اروپا و بسیاری کشورهای جهان در سایه کمپینها و فعالیتهای مبارزاتی منسجم آپویی، مسئله کورد و آزادی رهبر آپو به دو مسئله جهانیتر مبدل شدند و بصورت بیسابقه، فیلسوفان، آکادمیسینها، روشنفکران و سازمانهای آزادیخواه از خلقمان و رهبر آپو پشتیبانی کردند. بنابراین با این پشتیبانیهای بینالمللی، قطعا مسئله کورد متفاوتتر از سالهای گذشته در سال ۲۰۲۱ علیرغم جنگ شیمیایی در کوردستان، وارد فاز دیگری شده که یک فشار بزرگ به قدرتهای متخاصم و اشغالگر کوردستان است. فداکاری خلقکورد، مقاومت بیامان رهبر آپو در زندان تکنفره امرالی و فداییگری بینظیر گریلا در هرچهاربخش کوردستان دستاوردی تحت عنوان «حمایت بینالمللی از کورد» را حاصل نموده. جنبشهای آپویی با این دستاورد مهر خود را بر سال ۲۰۲۱ زدند و اگر فاشیسم در ایران، ترکیه، عراق و سوریه با بحران و هزیمت روبروست بخاطر مبارزات فدایی نیروی گریلا است، هرچند جهانیان در مقابل جنگ شیمیایی ترکیه سکوت آبروریزانه کردهاند.
مبارزات دمکراتیک جامعه:
فساد افسارگسیخته نهادهای دولت و نظام حاکم ایران و سیاستهای نسلکشانه با راهبرد سرکوب خشن، جامعه ایران و شرق کوردستان را در مقابل حاکمیت فاشیستی آن قرارداده. روزانه دهها اعتراض مدنی دمکراتیک شکلمیگیرند که نشانههای بارز یک قیام قریبالوقوع هستند. سال ۲۰۲۱ سال پایهگذاری سیستماتیزهتر اعتراضات مردمی در بطن اقشار مختلف از قبیل کارگران، معلمان، کارمندان و تودهایشدن آن در خوزستان و اصفهان شد. اعتراضات مدنی، زیستمحیطی، سیاسی، زنان و جوانان در شرق کوردستان هم به موازات آن در یک فاز معین جریان یافت و رژیم به عینه دید که سرکوبگریهای نظامی و ملیتاریزهکردن شرق کوردستان نتوانسته خلق کورد را به سکوت و خفقان وادارد. این مقاومت خلقمان با ماهیت امید به بزرگترین پشتیبانش یعنی نیروی گریلا و فعالان و روشنفکران فداکار، تداوم یافت. کاراکتر شرق کوردستان از این لحاظ با بخشهای دیگر شرق کوردستان متفاوت است و مبارزات بصورت مدنی از سوی خلق و سازماندهی خلقی از سوی گریلا جهتدهی شد درحالی که بخشهای دیگر کوردستان درگیر جنگ شیمیایی و تکنولوژی مدرن با فاشیسم ترکیه است که البته حملاتی علیه نیروهای پژاک هم صورت گرفت.
نه تنها خلق کورد بلکه همه خلقهای ایران خواستار تغییرات ساختاری دمکراتیک هستند. خیابان در ایران یک کاراکتر قیاممحور شبیه دهه ۵۰ شمسی یافته و بدنبال یافتن رهبر و رهبریت سیاسی و سازمانی خویش است. اگر اعتراضات دمکراتیک مدنی در همه شهرها بصورت خودمدیر به ایجاد پیشاهنگ و رهبری اعتراضات موفق گردند و همگرایی میان کارگران، معلمان و سایر اقشار به اتحاد مبارزاتی تغییریابد، مهار آن از سوی رژیم ناممکن خواهد شد و نظام فاشیست از این امر نیز در هراس است.
در کوردستان نیز متفاوت از ایران، هم جنبش فدایی پژاک حضور دارد و هم رهبریت خیابان و سازماندهی خلقی در فازی متکاملتر علیرغم تنگناها و سرکوبهای دشمنانه، قراردارند. اصرار جنبشمان، پژاک بر تحقق خودمدیریتی دمکراتیک با برقراری سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک جهت بنیاننهادن بینظیر ملت دموکراتیک و لذا ترجیحدادن این رویه صلحجویانه بر جنگ، کاراکتر جنبشمان را در رویارویی با مظالم حاکمیت فاشیستی ایران، روشنتر ساخته.
گذار دموکراتیک
سال ۲۰۲۲ را به سال ارتقای مبارزات خلقمحور در ایران و مطالبات دموکراتیک خلقها مبدلسازیم 🆔 @GozarDemocratic
کمپینهای «آزادی برای رهبرآپو» و «نه به اعدام بله به دموکراسی» در ایران و شرق کوردستان، علیرغم نقایص و کمبودها، اما ادامه یافت و مایه اتحاد روحی و فکری بعنوان بنیان یک قیام در آتیه نزدیک شده است که لازم است نیرومندان تا پیروزی کامل ادامه یابد زیرا مستقیما به موجودیت و سرنوشت خلقمان ربط دارد. یک سال مملو از مبارزه خلقمان و بحران و هزیمت نظام فاشیست سپری شد و وارد سال نوی میگردد که توشه راه آن، بصورت جهتدهی بسوی سازماندهی خلقی دموکراتیک و گستردهتر حاصل گشته. بر همه خلقهای ایران و شرق کوردستان بویژه تودهها و اقشار زنان، جوانان، کارمندان، معلمان، کارگران و فعالان زیستمحیطی، روشنفکری و آکادمیسین است که برای اتحاد بزرگ و قیام دموکراتیک آمادهتر از سال پیش و با روحیهای مضاعف و لبریز از شور آزادیخواهی و دموکراسیطلبی در عرصه مبارزاتی سال پیشرو گامنهند. مسلما هر جنبشی که خلقمحور و دموکراتیک باشد، به آزادی حصول خواهد یافت.
حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)
28.12.2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک)
28.12.2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مە زڵووم حەفتەن؛ نەریتی گەلانی رۆژهەڵاتی ناوین بەرخودان لەدژی ناحەقییە 🆔 @GozarDemocratic
مە زڵووم حەفتەن؛ نەریتی گەلانی رۆژهەڵاتی ناوین بەرخودان لەدژی ناحەقییە
ئەندامی مەجلیسی پژاک مەزڵووم حەفتەن بوو بە میوانی بەرنامەی هێڵی ٣ و گووتی: سەرهەڵدانەکانی گەلان گەیشتووەتە ئاستێکی وەها کە داخوازییەکانیان ڕوونە و شکڵ و فۆرمی بە خۆیەوە گرتووە. ئەگەر هەموو گەلان لە هەموو شارەکان هاوکاری یەکتر بن دەوڵەت مەجبوورە دەست لە سیاسەتەکانی بەردا و گوێ بۆ گەل بگرێت.
مەزڵووم حەفتەن، بو پێوەندی ناوبەر دەوڵەتانی داگیرکەر لە دژی گەلی کورد و ناوچەکە و هەروەتر بەرژەوەندیەکانیان بە پیچەوانەی ئایدیالۆژیەکانیان وەهای گوت: لە ڕوانگەی دەوڵەتانی داگیرکەرەوە پاراستن و ئاسایشی مللی هاوتەرازە لەگەڵ ئاساییشی ناوچەکە. گرینگە کە بزانین ئەمە بە واتای ئاساییشی گەلان نییە بەڵکوو دژ بە داخوازییەکانی گەل، بۆ مسۆگەر کردنی بەرژەوەندییەکانی خۆیانە. نموونەی بەرچاو و میژوویی بۆ ئەم بابەتە هاوپەیمانی سەعدئابادە و زۆر پیلانگێڕی تریش دەتوانیین بڵێین. پێک هاتنی دیمۆکراسی و سەربەخۆیی لە رۆژئاوای کوردستان نموونەیێکی بێ وێنە بوو لە یەکگرتنی گەلان بە پێشەنگی رێبەر ئاپۆ. دەوڵەتانی ئێران و تورکیا لە هەوڵدانی لەناوبردنی ئەم نموونەیەن و خاڵی هاوبەشیان یەکێکە.
مەزڵووم حەفتەن بۆ هەڵسەنگاندنی هاتنە سەر دەسەڵاتی ئیبراهیمی رەئیسی و بە سەربازی کردنی گۆڕەپانەکانی بەڕێوەبەری وەهای گوت: بێ گوومان هاتنە سەر دەسەڵاتی رەئیسی پێویستە باش هەڵسەنگاندنی بۆ بکرێ. ئێستا هەموو دەوڵەتان خۆیان گورچوپێچ دەکەن بۆ تەواو بوونی پەیمانی لۆزان کە بتوانن سەر لە نوێ بە هێزێکی زیاترەوە داگیرکەرییە کانیان بسەپێنن. هەوڵەکانی دەوڵەتی رەئیسی لە سەر بنەمای یەک ڕەنگ بوونی دەسەڵاتە هەر بۆیەش هەموو نەهاد و گۆڕەپاناکانی ملیتاریزە کردووە. ئەمە بەڵکوو بە پێی بەرژەوەندی دەوڵەت بێ بەڵام ناتوانین بڵێین دەگەنە ئامانجەکەیان. هەر ئێستا دووبوەرەکی لە ناویان دا ئاوا بووە و هۆکاری ئەمە تەنیا یەک شتە ئەویش ئەوەیە کە دەسەڵات لە ناواخنی خۆی دا گەندەڵی پەروەردە دەکا. دەسەڵاتی داگیرکەری ئێران وەکوو بابەتێکی تایبەت و بە ڕوانگەی مێژوویی، ستراتێژیک و سەربازی چاو لە رۆژهەڵاتی کوردستان دەکا. هەر بۆیە پێویستە خویندنەوەیەکی باشمان بۆ سیاسەتەکانی دەوڵەت هەبێ.
ئەندامی مەجلیسی پژاک بۆ هەڵسەنگاندنی ئاستی تێکۆشانی ژنان و کاردانەوەی دەوڵەت لەمەڕ ناڕەزایەتیەکان گوتی: ژنان بێ وچان لەناو مەیدانی شەڕ دا ئامادە بوون. لە ناو کوردستان و زنجیرە چیاکانی زاگرۆس – تۆرۆس دا ژن خاوەن پێگە و قەوارەیێکی گرینگ بووە. ژنان بە شێوازێکی ڕاستەوخۆ لەناو گۆڕەپانی بەڕیوەبردن وەکوو چینێکی سەرەکە جێگایان گرتووە. ئەم تێکۆشانەی کە ئێستا لە ئاستی ناوچەکە دا بۆ دەستبەرکردنی مافەکان بەڕێوەدەچێ بەردەوامی ئەو داب و نەریتە کۆنەیە کە مل کەجی بۆ زاڵمان قەبووڵ ناکات. ئێستا لە ئاستی ناوچە و کوردستانیش دا ژنی کورد بە فکر و فەلسەفەی ڕێبەر ئاپۆ پیشەنگی نەریتی خۆڕاگرییە و کەس ناتوانێ پەردە پۆشی بکات. دەوڵەت هەموو ئەم مژارانە باش دەزانێ هەر بۆیە دەیهەوێت تێکۆشانی ژنان بە لاڕێدا ببات یان بە تەواوی سەرکووتی بکات. ئەمە نیشانی دەدات کە ژنان مەترسی هەرە سەرەکەن بۆ دەسەڵات.
مەزڵووم حەفتەن باوەڕییە کان بە خاوەن گرینگیێکی زۆر دەزانێ و سەبارەت بە کاریگەری ئەوان وەها هەڵسەنگاندن دەکات: لە ڕۆژەهەڵاتی ناوەڕاست و کوردستان باوەرییەکان خاوەن گرینگیێکی زۆرە لە بەڕێوەبردنی وڵاتێک دا. گەلانی خاوەن باوەری بە شێوازێکی دەرک کردن و دیالۆگ لە ناوبەری خۆیان و خودا دا ژیان دەکەن و عادەتیان بە ئەو دۆگما و قاڵبانەی دەوڵەت نییە هەر بۆیە بە پێی پێوان و پرەنسیبی خۆیان لێپرسین دەکەن و مافەکانیان وەردەگرن. رژیمی ولایەتی موتڵەقی فەقێ خۆی بە نوێنەری خودا دەزانێ و مافی پرسیار کردن نادات بە کەس ئەمەش دژی پێوانی موواخزە کاری باورییەکانە هە بۆیە ئەم ناکۆکییە لە نێوان گەل و دەوڵەت دا بنەڕەتییە.
مەزڵووم حەفتەن سەبارەت بە سەرهەڵدانەکانی گەل لە ئێران و رۆژهەڵاتی کوردستان وەهای گوت: ئێستا ئاستی نارەزایەتییەکانی گەل بەرز بووەتەوە و لە هەدەف و ئامانجەکانیشیان دا ڕوون بوونەوە دەبیندرێت. زۆر گرینگە کە لەگەڵ ئەم روون بوونەوەیە دا شکڵ و فۆرمی سەرهەڵدانەکانی گەل دیار دەبێ و ئەمە نیشانەی بەهێز بوون و کاریگەر بوونیەتی. کاتێک سەرهەڵدانەکان تەنیا سنووردار ببێ بە شارێکەوە دەوڵەت سەرکووتی دەکا. گرینگە کە هەموو شاراەکان هاوکاری یەکتر بن.
ئەندامی مەجلیسی پژاک مەزڵووم حەفتەن سەبارەت بە ساڵی تازەی میلادی وەهای گوت: لە سەرەتا دا ئەم رۆژە لە گەلانی ئەرمەنی، سوریانی، کەلدانی و ئاشووری و گەلانی دیکە دەکەم و هیوادارین کە لە ساڵی پێشیمان دا بتوانین پێکەوە ژیانی گەلان لە سەر بنەما کانی دێمۆکراسی مسۆگەر بکەین.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
ئەندامی مەجلیسی پژاک مەزڵووم حەفتەن بوو بە میوانی بەرنامەی هێڵی ٣ و گووتی: سەرهەڵدانەکانی گەلان گەیشتووەتە ئاستێکی وەها کە داخوازییەکانیان ڕوونە و شکڵ و فۆرمی بە خۆیەوە گرتووە. ئەگەر هەموو گەلان لە هەموو شارەکان هاوکاری یەکتر بن دەوڵەت مەجبوورە دەست لە سیاسەتەکانی بەردا و گوێ بۆ گەل بگرێت.
مەزڵووم حەفتەن، بو پێوەندی ناوبەر دەوڵەتانی داگیرکەر لە دژی گەلی کورد و ناوچەکە و هەروەتر بەرژەوەندیەکانیان بە پیچەوانەی ئایدیالۆژیەکانیان وەهای گوت: لە ڕوانگەی دەوڵەتانی داگیرکەرەوە پاراستن و ئاسایشی مللی هاوتەرازە لەگەڵ ئاساییشی ناوچەکە. گرینگە کە بزانین ئەمە بە واتای ئاساییشی گەلان نییە بەڵکوو دژ بە داخوازییەکانی گەل، بۆ مسۆگەر کردنی بەرژەوەندییەکانی خۆیانە. نموونەی بەرچاو و میژوویی بۆ ئەم بابەتە هاوپەیمانی سەعدئابادە و زۆر پیلانگێڕی تریش دەتوانیین بڵێین. پێک هاتنی دیمۆکراسی و سەربەخۆیی لە رۆژئاوای کوردستان نموونەیێکی بێ وێنە بوو لە یەکگرتنی گەلان بە پێشەنگی رێبەر ئاپۆ. دەوڵەتانی ئێران و تورکیا لە هەوڵدانی لەناوبردنی ئەم نموونەیەن و خاڵی هاوبەشیان یەکێکە.
مەزڵووم حەفتەن بۆ هەڵسەنگاندنی هاتنە سەر دەسەڵاتی ئیبراهیمی رەئیسی و بە سەربازی کردنی گۆڕەپانەکانی بەڕێوەبەری وەهای گوت: بێ گوومان هاتنە سەر دەسەڵاتی رەئیسی پێویستە باش هەڵسەنگاندنی بۆ بکرێ. ئێستا هەموو دەوڵەتان خۆیان گورچوپێچ دەکەن بۆ تەواو بوونی پەیمانی لۆزان کە بتوانن سەر لە نوێ بە هێزێکی زیاترەوە داگیرکەرییە کانیان بسەپێنن. هەوڵەکانی دەوڵەتی رەئیسی لە سەر بنەمای یەک ڕەنگ بوونی دەسەڵاتە هەر بۆیەش هەموو نەهاد و گۆڕەپاناکانی ملیتاریزە کردووە. ئەمە بەڵکوو بە پێی بەرژەوەندی دەوڵەت بێ بەڵام ناتوانین بڵێین دەگەنە ئامانجەکەیان. هەر ئێستا دووبوەرەکی لە ناویان دا ئاوا بووە و هۆکاری ئەمە تەنیا یەک شتە ئەویش ئەوەیە کە دەسەڵات لە ناواخنی خۆی دا گەندەڵی پەروەردە دەکا. دەسەڵاتی داگیرکەری ئێران وەکوو بابەتێکی تایبەت و بە ڕوانگەی مێژوویی، ستراتێژیک و سەربازی چاو لە رۆژهەڵاتی کوردستان دەکا. هەر بۆیە پێویستە خویندنەوەیەکی باشمان بۆ سیاسەتەکانی دەوڵەت هەبێ.
ئەندامی مەجلیسی پژاک بۆ هەڵسەنگاندنی ئاستی تێکۆشانی ژنان و کاردانەوەی دەوڵەت لەمەڕ ناڕەزایەتیەکان گوتی: ژنان بێ وچان لەناو مەیدانی شەڕ دا ئامادە بوون. لە ناو کوردستان و زنجیرە چیاکانی زاگرۆس – تۆرۆس دا ژن خاوەن پێگە و قەوارەیێکی گرینگ بووە. ژنان بە شێوازێکی ڕاستەوخۆ لەناو گۆڕەپانی بەڕیوەبردن وەکوو چینێکی سەرەکە جێگایان گرتووە. ئەم تێکۆشانەی کە ئێستا لە ئاستی ناوچەکە دا بۆ دەستبەرکردنی مافەکان بەڕێوەدەچێ بەردەوامی ئەو داب و نەریتە کۆنەیە کە مل کەجی بۆ زاڵمان قەبووڵ ناکات. ئێستا لە ئاستی ناوچە و کوردستانیش دا ژنی کورد بە فکر و فەلسەفەی ڕێبەر ئاپۆ پیشەنگی نەریتی خۆڕاگرییە و کەس ناتوانێ پەردە پۆشی بکات. دەوڵەت هەموو ئەم مژارانە باش دەزانێ هەر بۆیە دەیهەوێت تێکۆشانی ژنان بە لاڕێدا ببات یان بە تەواوی سەرکووتی بکات. ئەمە نیشانی دەدات کە ژنان مەترسی هەرە سەرەکەن بۆ دەسەڵات.
مەزڵووم حەفتەن باوەڕییە کان بە خاوەن گرینگیێکی زۆر دەزانێ و سەبارەت بە کاریگەری ئەوان وەها هەڵسەنگاندن دەکات: لە ڕۆژەهەڵاتی ناوەڕاست و کوردستان باوەرییەکان خاوەن گرینگیێکی زۆرە لە بەڕێوەبردنی وڵاتێک دا. گەلانی خاوەن باوەری بە شێوازێکی دەرک کردن و دیالۆگ لە ناوبەری خۆیان و خودا دا ژیان دەکەن و عادەتیان بە ئەو دۆگما و قاڵبانەی دەوڵەت نییە هەر بۆیە بە پێی پێوان و پرەنسیبی خۆیان لێپرسین دەکەن و مافەکانیان وەردەگرن. رژیمی ولایەتی موتڵەقی فەقێ خۆی بە نوێنەری خودا دەزانێ و مافی پرسیار کردن نادات بە کەس ئەمەش دژی پێوانی موواخزە کاری باورییەکانە هە بۆیە ئەم ناکۆکییە لە نێوان گەل و دەوڵەت دا بنەڕەتییە.
مەزڵووم حەفتەن سەبارەت بە سەرهەڵدانەکانی گەل لە ئێران و رۆژهەڵاتی کوردستان وەهای گوت: ئێستا ئاستی نارەزایەتییەکانی گەل بەرز بووەتەوە و لە هەدەف و ئامانجەکانیشیان دا ڕوون بوونەوە دەبیندرێت. زۆر گرینگە کە لەگەڵ ئەم روون بوونەوەیە دا شکڵ و فۆرمی سەرهەڵدانەکانی گەل دیار دەبێ و ئەمە نیشانەی بەهێز بوون و کاریگەر بوونیەتی. کاتێک سەرهەڵدانەکان تەنیا سنووردار ببێ بە شارێکەوە دەوڵەت سەرکووتی دەکا. گرینگە کە هەموو شاراەکان هاوکاری یەکتر بن.
ئەندامی مەجلیسی پژاک مەزڵووم حەفتەن سەبارەت بە ساڵی تازەی میلادی وەهای گوت: لە سەرەتا دا ئەم رۆژە لە گەلانی ئەرمەنی، سوریانی، کەلدانی و ئاشووری و گەلانی دیکە دەکەم و هیوادارین کە لە ساڵی پێشیمان دا بتوانین پێکەوە ژیانی گەلان لە سەر بنەما کانی دێمۆکراسی مسۆگەر بکەین.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مە زڵووم حەفتەن؛ نەریتی گەلانی رۆژهەڵاتی ناوین بەرخودان لەدژی ناحەقییە 🆔 @GozarDemocratic
بەشداری کردنی هەڤاڵ مەزڵووم حەفتەن، ئەندامی مەجلیسی پژاک لە بەرنامەی هێڵی 3 لە ئاریەن تیڤی
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
هێرشی داگیرکەری بۆ سەر کۆبانێ شەرمەزار دەکەین
لە رۆژی ئەمرۆماندا لە کوردستاندا شەڕی هەبوون و نەبوون بە ڕێوە دەچێت، دوژمنانی قڕکر بە تایبەت دەوڵەتی فاشیزمی تورکیا لە رۆژی ئەمڕۆماندا هێرشێکی نامرۆڤانە بە سەر گەلەکەمان لە هەر چوار پارچەی کوردستانەوە بەرێوە دەبات، گەلی کورد بە تێکۆشان و گیانبازی لەم سەردەمەدا مۆری خۆی لە تێکۆشانی سەد ساڵی ٢١مین داوە، گەلەکەمان لە دوای سەدان ساڵ قڕ کردن و لە ناوبردن بە فکر و رامانی رێبەر ئاپۆ رەنگدانەوەیەکی جیاوازی لە مێژووی تێکۆشانی گەلی کوردا تۆمار کردووە، گەلی کورد بە فکر و رامانی رێبەر ئاپۆ بووە بە سەرچاوەی هیوا بۆ هەموو گەلانی ئازادی خوازی جیهان، بە تایبەت شۆڕشی رۆژئاوای کوردستان کە بە پێشەنگایەتی جەوانان و ژنان لە سەدەی ٢١مین دا لە بەرامبەر سیستەمی قڕکەر و تێکدەری مۆدێڕنیتەی کاپیتالیستی دا پێشەنگایەتی خەتی سۆسیالیزمی دیمۆکراتیک دەکەن.
جەوانان و ژنان بە فکر و رامانی رێبەر ئاپۆ پێشەنگی هێڵی تێکۆشانی دیمۆکراتیکن، بە پێشەنگایەتی خۆیان ئەرکی شۆڕشیان داوەتە سەر شانی خۆیان، هەر بۆیە بەردەوام لە لایەن دوژمنانی داگیرکەرەوە دەکرێنە ئامانج، هێرش و پەلامارەکانی دەوڵەتی داگیرکەری تورکیا بە هاوکاری خەتی تێکدەرانەو تەسلیمیەتی بنەمالەی بارزانی رۆژ بە رۆژ لە سەر خاکی کوردستان بە تایبەت رۆژئاوای کوردستان زیاتر دەبێت. رۆژئاوای کوردستان بە خوێنی هەزاران رۆڵەی کورد هەنگاوی تێکدانی سیستەمی سەرمایەداری هەڵهێناوە و بۆ جاری یەکەم هەموو گەلان رەنگی خۆیان لە ناو شۆرشی رۆژئاوادا دەبینن، هەر بۆیە دەوڵەتە هەژمۆن گەراکان بە هاوکاری و هاندانی تورکیای داگیرکەر هێرش دەبەنە سەر شۆڕشی گەلان و لە رۆژی ٢٥ مانگدا جارێکی دیکە هێرشیان کردە سەر خاکی رۆژئاوا و شاری بەرخۆدانی کۆبانێ و لە ئاکامدا پێنج جەوانی کورد لەو هێرشەدا شەهید بوون. لە راستیدا بە ئامانج گرتنی جەوانان، ئامانج گرتنی سیستەمی نەتەوەی دیمۆکراتیکە و دەیانهەوێ شۆڕشی گەلان لە ناو ببەن.
ئێمە وەک کۆمەڵگای جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان پرسە و سەرەخۆشی خۆمان ئاراستەی بنەماڵەی شەهیدان و گەلی کۆبانی دەکەین و ئەو هێرشە داگیرکەرییە شەرمەزار دەکەین. تایبەت داوا لەهەموو گەنجانی کورد بە تایبەت جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان دەکەین کە لە بەرامبەر ئەو جۆرە هێرشانە خاوەن هەڵوێست بن. تایبەت گەنجانی کورد بۆ ئەوەی ئەو هێرشە داگیرکەرییانە پووچەڵ بکەنەوە پێویستە رێکخسن بوونیان بەهێز بکەن و بۆ بەهێز کردنی یەکینەکانی گەریلای کوردستان بەشداری ریزەکانی گەریلا ببن. چون ئەوە تاکە رێگایەکە کە ئاواتی شەهیدان بە دی دێنێت. ئەگەر دوژمنی داگیرکەر بە هێرش و پەلاماردان و شەهید خستنی جەوانی کورد دەیهەوێ ئاستەنگی لە بەرامبەر شۆرشی گەلەکەمان درووست بکات، گەنجان بە خاوەندارێتی کردن لە هەڵمەتی (وەرن بۆ جەنگی ئازادی) وەڵامی نەیارانی کورد دەدەنەوە.
لە کۆتایدا ئێمە وەک کۆمەڵگای جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان هێرش و پەلامارەکانی دەوڵەتی فاشیزمی تورکیا و هێڵی سیخۆری و بە کرێگیراوی بنەمەڵەی بارزانی شەمەزار دەکەین. هاوکات دوژمنی داگیرکەر دەبێت باش بزانێت بە هێرش و شەهید خستنی لاوی کورد جەوانی کورد بن بڕ ناکرێت و هەنگاوێکیش لەتێکۆشان پاکشەکشێ ناکەن، بەڵکوو هێز و ئیرادەمان بۆ لە ناو بردنی نەیارانمان بە تین و گوڕتر دەبێت. هاوکات بانگەوازی لە هەموو جەوانانی کورد دەکەین بە رۆحی جوانیەتی و هەستی وڵاتپارێزی دەنگی خۆیان لە بەرامبەر داگیرکەراندا بەرز بکەنەوە و باوەریان بە هێز و ئیرادەی خۆیان هەبێت. چون بە هێز و ئیرادەی گەوهەری گەنجان داگیرکەران لە ناو دەبەین و هیوا و ئاواتی شەهیدان بە جێ دێنین.
سڵاو و رێزی شۆڕشگێری
٢٨ .١٢ .٢٠٢١
کۆمەڵگای جەوانی رۆژهەڵاتی کوردستان – کەجەرە
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
لە رۆژی ئەمرۆماندا لە کوردستاندا شەڕی هەبوون و نەبوون بە ڕێوە دەچێت، دوژمنانی قڕکر بە تایبەت دەوڵەتی فاشیزمی تورکیا لە رۆژی ئەمڕۆماندا هێرشێکی نامرۆڤانە بە سەر گەلەکەمان لە هەر چوار پارچەی کوردستانەوە بەرێوە دەبات، گەلی کورد بە تێکۆشان و گیانبازی لەم سەردەمەدا مۆری خۆی لە تێکۆشانی سەد ساڵی ٢١مین داوە، گەلەکەمان لە دوای سەدان ساڵ قڕ کردن و لە ناوبردن بە فکر و رامانی رێبەر ئاپۆ رەنگدانەوەیەکی جیاوازی لە مێژووی تێکۆشانی گەلی کوردا تۆمار کردووە، گەلی کورد بە فکر و رامانی رێبەر ئاپۆ بووە بە سەرچاوەی هیوا بۆ هەموو گەلانی ئازادی خوازی جیهان، بە تایبەت شۆڕشی رۆژئاوای کوردستان کە بە پێشەنگایەتی جەوانان و ژنان لە سەدەی ٢١مین دا لە بەرامبەر سیستەمی قڕکەر و تێکدەری مۆدێڕنیتەی کاپیتالیستی دا پێشەنگایەتی خەتی سۆسیالیزمی دیمۆکراتیک دەکەن.
جەوانان و ژنان بە فکر و رامانی رێبەر ئاپۆ پێشەنگی هێڵی تێکۆشانی دیمۆکراتیکن، بە پێشەنگایەتی خۆیان ئەرکی شۆڕشیان داوەتە سەر شانی خۆیان، هەر بۆیە بەردەوام لە لایەن دوژمنانی داگیرکەرەوە دەکرێنە ئامانج، هێرش و پەلامارەکانی دەوڵەتی داگیرکەری تورکیا بە هاوکاری خەتی تێکدەرانەو تەسلیمیەتی بنەمالەی بارزانی رۆژ بە رۆژ لە سەر خاکی کوردستان بە تایبەت رۆژئاوای کوردستان زیاتر دەبێت. رۆژئاوای کوردستان بە خوێنی هەزاران رۆڵەی کورد هەنگاوی تێکدانی سیستەمی سەرمایەداری هەڵهێناوە و بۆ جاری یەکەم هەموو گەلان رەنگی خۆیان لە ناو شۆرشی رۆژئاوادا دەبینن، هەر بۆیە دەوڵەتە هەژمۆن گەراکان بە هاوکاری و هاندانی تورکیای داگیرکەر هێرش دەبەنە سەر شۆڕشی گەلان و لە رۆژی ٢٥ مانگدا جارێکی دیکە هێرشیان کردە سەر خاکی رۆژئاوا و شاری بەرخۆدانی کۆبانێ و لە ئاکامدا پێنج جەوانی کورد لەو هێرشەدا شەهید بوون. لە راستیدا بە ئامانج گرتنی جەوانان، ئامانج گرتنی سیستەمی نەتەوەی دیمۆکراتیکە و دەیانهەوێ شۆڕشی گەلان لە ناو ببەن.
ئێمە وەک کۆمەڵگای جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان پرسە و سەرەخۆشی خۆمان ئاراستەی بنەماڵەی شەهیدان و گەلی کۆبانی دەکەین و ئەو هێرشە داگیرکەرییە شەرمەزار دەکەین. تایبەت داوا لەهەموو گەنجانی کورد بە تایبەت جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان دەکەین کە لە بەرامبەر ئەو جۆرە هێرشانە خاوەن هەڵوێست بن. تایبەت گەنجانی کورد بۆ ئەوەی ئەو هێرشە داگیرکەرییانە پووچەڵ بکەنەوە پێویستە رێکخسن بوونیان بەهێز بکەن و بۆ بەهێز کردنی یەکینەکانی گەریلای کوردستان بەشداری ریزەکانی گەریلا ببن. چون ئەوە تاکە رێگایەکە کە ئاواتی شەهیدان بە دی دێنێت. ئەگەر دوژمنی داگیرکەر بە هێرش و پەلاماردان و شەهید خستنی جەوانی کورد دەیهەوێ ئاستەنگی لە بەرامبەر شۆرشی گەلەکەمان درووست بکات، گەنجان بە خاوەندارێتی کردن لە هەڵمەتی (وەرن بۆ جەنگی ئازادی) وەڵامی نەیارانی کورد دەدەنەوە.
لە کۆتایدا ئێمە وەک کۆمەڵگای جەوانانی رۆژهەڵاتی کوردستان هێرش و پەلامارەکانی دەوڵەتی فاشیزمی تورکیا و هێڵی سیخۆری و بە کرێگیراوی بنەمەڵەی بارزانی شەمەزار دەکەین. هاوکات دوژمنی داگیرکەر دەبێت باش بزانێت بە هێرش و شەهید خستنی لاوی کورد جەوانی کورد بن بڕ ناکرێت و هەنگاوێکیش لەتێکۆشان پاکشەکشێ ناکەن، بەڵکوو هێز و ئیرادەمان بۆ لە ناو بردنی نەیارانمان بە تین و گوڕتر دەبێت. هاوکات بانگەوازی لە هەموو جەوانانی کورد دەکەین بە رۆحی جوانیەتی و هەستی وڵاتپارێزی دەنگی خۆیان لە بەرامبەر داگیرکەراندا بەرز بکەنەوە و باوەریان بە هێز و ئیرادەی خۆیان هەبێت. چون بە هێز و ئیرادەی گەوهەری گەنجان داگیرکەران لە ناو دەبەین و هیوا و ئاواتی شەهیدان بە جێ دێنین.
سڵاو و رێزی شۆڕشگێری
٢٨ .١٢ .٢٠٢١
کۆمەڵگای جەوانی رۆژهەڵاتی کوردستان – کەجەرە
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی ۴۹
🟥 بابەتی ئەم هەفتە: هێرشی سێ گۆشەیی لەسەر پژاک و تەڤگەری ئاپۆیی رۆژهەڵات، لە سەرەتاوە تا ئێستا
✅ بەروار: ٠١-٠٧-٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ۴۹
🟥 بابەتی ئەم هەفتە: هێرشی سێ گۆشەیی لەسەر پژاک و تەڤگەری ئاپۆیی رۆژهەڵات، لە سەرەتاوە تا ئێستا
✅ بەروار: ٠١-٠٧-٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Forwarded from Aryentv
🔻یەرەکە: لە بۆردوومانەکەی چیای ئاسۆس دا هیچ زیانێک بە هێزەکانمان نەگەیشتووە
▪️ئەمڕۆ ناوەندی ڕاگەیاندنی یەکینەکانی پاراستنی ڕۆژهەڵاتی کوردستان YRK ڕاگەیەندراوێکی لەسەر هێرشە ئاسمانییەکەی ئێوارەی دوێنێی بۆ سەر چیای ئاسۆس لە سنووری ناوچەی شارباژێڕی سەر بە پارێزگای سلێمانی بڵاوکردەوە.
▪️یەرەکە ڕایگەیاندووە: سوپای داگیرکەری تورکیا ڕۆژی ٢٨ی ١٢ی ٢٠٢١ لەکاتژمێر ٠٤:٢٠ و ٠٥:٢٠ خولەکی ئێوارە چوار جار ناوچەی ئاسۆسی بۆردوومانکرد.
▪️یەرەکە ڕایگەیاندووە کە لە ئەنجامی ئەو بۆردوومانەدا هیچ زیانێک بە هێزەکانمان نەگەیشتووە.
@aryentvnews
▪️ئەمڕۆ ناوەندی ڕاگەیاندنی یەکینەکانی پاراستنی ڕۆژهەڵاتی کوردستان YRK ڕاگەیەندراوێکی لەسەر هێرشە ئاسمانییەکەی ئێوارەی دوێنێی بۆ سەر چیای ئاسۆس لە سنووری ناوچەی شارباژێڕی سەر بە پارێزگای سلێمانی بڵاوکردەوە.
▪️یەرەکە ڕایگەیاندووە: سوپای داگیرکەری تورکیا ڕۆژی ٢٨ی ١٢ی ٢٠٢١ لەکاتژمێر ٠٤:٢٠ و ٠٥:٢٠ خولەکی ئێوارە چوار جار ناوچەی ئاسۆسی بۆردوومانکرد.
▪️یەرەکە ڕایگەیاندووە کە لە ئەنجامی ئەو بۆردوومانەدا هیچ زیانێک بە هێزەکانمان نەگەیشتووە.
@aryentvnews
گذار دموکراتیک
جوانان لر نسل نو مبارزه و میهندوستی ✍ سردار بختیاری – عضو مطبوعات کودار 🆔 @GozarDemocratic
جوانان لر نسل نو مبارزه و میهندوستی
✍ سردار بختیاری – عضو مطبوعات کودار
در تاریخ، اولین تشکل سازماندهیشده جوانان در جامعه انسانی، به دوره هیرارشی و گردآمدن جوانان پیرامون پیر و شمن برمیگردد. درواقع رشد هیرارشی و سپس دولت بعنوان دو پدیده همزاد و همسنخ، بافتی ایجاد نمودند که در لایههای آن، نظامهای طبقاتی روئیدند. شمنها در درون نظام طبقاتی پیرانسالاری دوره هیرارشی، نخستین اتوریته را بر جوانان تحمیل کردند. طوری که جوانان را پیرامون شمن پیر گردهم آوردند و با ارائه تجارب خویش آنها را از هر حیث وابسته به خود ساختند. شاید نظریات مارکسیستی این را فاکتوری جبری برای پیشرفت تعریف نمودهاند، اما واقعیت آن دربردارنده خطراتی است که در بنیان خود نوعی ضدانقلاب را نهفته دارد. خطری که برای هزاران سال جوانان را به قشر اجیرشده مبدلساخت. شمن، «فرهنگ شکار و جنگ» را همپیوسته ساخت و با ایجاد نوعی شخصیت برساخته از جوانان در درون آن فرهنگ، بارآوری شخصیتی را به لحاظ اخلاقی، سیاسی و مسئله آزادیخواهی، تابع خود ساخت. چهبسا وقتی این نظام یک نظام شمنی مردانسالار بود، چند برابر برای قشر جوانان زن مرگبارتر شد. این، از نخستینههای تشبث سیاسی و سلطهگرانه برای تصاحب نیرو و انرژی عظیم و بکر جوانان بود. از آن پس با چشم «ملک خصوصی» به قشر جوان نگریسته شد تا اینکه دوره بردهداری و دولت بطور متکاملتر سربرآوردند. زنان جوان وابسته به الهه «لیلیت» تسلیم نمیگردند، اما دستههای وابسته به الهه «حوا» جزو نماد زنان جوان تسلیمشده هستند. تسلیمشدن به نظام مردسالاری. از آن پس جوانان به سوخت ماشین جنگ و قدرت نظام مستبد مبدل میگردند. هرچند جوانان میدانستند که در کنار شمن پیر قادرند تجارب بسیاری کسب نمایند، ولی بههر تقدیر به ملازمان نظام مستبد هم بدلگشتند. چون سنت پدرسالاری و پیرانسالاری بسیار کهنتر از پدیده دولت هستند، بیشتر بر قشر جوانان حکمراندهاند. وقتی «دولت، شهر و طبقه» بصورت موازی ظهورکردند، جوانان بهمثابه جماعات خام جامعه به خوراک اساسی برای قدرتگیری روزافزون نظام مردسالار تبدیل شدند. این نظام، نظام «مادر دانا» را فروپاشید و جوانان هم زیر آوار آن به تلهای از ارتش کار منقلب گشتند. نظام پیرانسالار به شستوشوی مغزی جوانان دست زد و با بکارگیری نیروی جسمانی و فکری، تمامی اعمال و رفتارشان را وابسته به خود عادت داد. مدیریت مقدس نظام در راه کسب قدرت، هر بلایی بر سر جوانان آورده. از فرزانگان پیر گرفته تا دانشمندان و نهادهای علمی امروزه، همه و همه جوانان را از دسترسی به حیاتیترین بخش مربوط به دانشهای استراتژیک و حساس محروم نگهمیدارند. آنچه دراختیار آنها قرارداده میشود، بیشتر معلومات و حرفههایی هستند که آنان را تخدیر نموده و وابستگیشان را تداوم بخشد. این روند اغفال تاریخی جوانان یک تاکتیک تغییرناپذیر نظام مدیریتی جوامع دولتگرا میباشد. استراتژیها و تاکتیکهایی که از سوی نظامهای مبتنی بر فشار و تبلیغات سیاسی ـ ایدئولوژیک بر روی زنان اعمال میگردند، در مورد جوانان نیز صدق میکند. فشار و استثمار مستمر علیه جوانان به مسائلی چون سنی و جسمانی برنمیگردد بلکه مربوط به ویژگی سفاک جامعه مستبد میباشد. به این دلیل جوانان را «عیاش، خام و لاابالی» معرفی میکنند چون با این صفات منحوس، آنها را تحقیر میکنند تا آسانتر صید شوند. جوانان را به غرایز جنسی و دگماهای شدید عادت میدهند و شدیدا وابستهمیسازند و در نهایت از حالت و وضعیت طبیعی خیزش، اعتراض و انقلاب خارج شان میگردانند. پس با اینکار از جهتیابی انرژی جوانان بسوی مخالفت بنیادین و رادیکال علیه نظام حاکم، جلوگیری مینمایند. تمامی نظامهای دولتگرای بردهداری، فئودالی، سرمایهداری و نیز معاصر همان سیاستها را بر جوانان اعمال کردهاند. درتاریخ، جوانان ارتشهای عظیم بردهها، سرفها و پرولتر بودهاند که هر سه معنای اجیرشدن متداوم را میدهند.
جوانان در بیهویتی عصر
بعد از جنگ جهانی دوم، حال و هوای سرشار از شوق پیروزی جبهه «آنتیفاشیست» زیاد طول نکشید. رهنمودهای انقلابی و جنبشهای جوانان در سال ۱۹۶۸ موجب تحولات مهمی در پارادایمهای جهانی شد. لذا تنفری عظیم نسبت به نظامهای حاکم و مستبد به وجود آمد. ثابت شد که «سوسیالیسم رئال، سوسیالدمکراسی و جنبشهای رهایی ملی» توانایی جوابگویی به مسائل و انتظارات جوامع و جوانان را ندارند. در سالهای ۱۹۷۰ بعد از اینکه بسیاری از جریانهای روشنفکری که از سال ۱۸۴۸ تا آن زمان از مارکسیسم پیروی میکردند، نیروی خود را از دست دادند، دوره آشنایی با جریانهای نوین بسیاری که در رأس آنها جنبشهای «چپ نو، اکولوژیک و زنان» قرارداشتند، آغاز گردید.
✍ سردار بختیاری – عضو مطبوعات کودار
در تاریخ، اولین تشکل سازماندهیشده جوانان در جامعه انسانی، به دوره هیرارشی و گردآمدن جوانان پیرامون پیر و شمن برمیگردد. درواقع رشد هیرارشی و سپس دولت بعنوان دو پدیده همزاد و همسنخ، بافتی ایجاد نمودند که در لایههای آن، نظامهای طبقاتی روئیدند. شمنها در درون نظام طبقاتی پیرانسالاری دوره هیرارشی، نخستین اتوریته را بر جوانان تحمیل کردند. طوری که جوانان را پیرامون شمن پیر گردهم آوردند و با ارائه تجارب خویش آنها را از هر حیث وابسته به خود ساختند. شاید نظریات مارکسیستی این را فاکتوری جبری برای پیشرفت تعریف نمودهاند، اما واقعیت آن دربردارنده خطراتی است که در بنیان خود نوعی ضدانقلاب را نهفته دارد. خطری که برای هزاران سال جوانان را به قشر اجیرشده مبدلساخت. شمن، «فرهنگ شکار و جنگ» را همپیوسته ساخت و با ایجاد نوعی شخصیت برساخته از جوانان در درون آن فرهنگ، بارآوری شخصیتی را به لحاظ اخلاقی، سیاسی و مسئله آزادیخواهی، تابع خود ساخت. چهبسا وقتی این نظام یک نظام شمنی مردانسالار بود، چند برابر برای قشر جوانان زن مرگبارتر شد. این، از نخستینههای تشبث سیاسی و سلطهگرانه برای تصاحب نیرو و انرژی عظیم و بکر جوانان بود. از آن پس با چشم «ملک خصوصی» به قشر جوان نگریسته شد تا اینکه دوره بردهداری و دولت بطور متکاملتر سربرآوردند. زنان جوان وابسته به الهه «لیلیت» تسلیم نمیگردند، اما دستههای وابسته به الهه «حوا» جزو نماد زنان جوان تسلیمشده هستند. تسلیمشدن به نظام مردسالاری. از آن پس جوانان به سوخت ماشین جنگ و قدرت نظام مستبد مبدل میگردند. هرچند جوانان میدانستند که در کنار شمن پیر قادرند تجارب بسیاری کسب نمایند، ولی بههر تقدیر به ملازمان نظام مستبد هم بدلگشتند. چون سنت پدرسالاری و پیرانسالاری بسیار کهنتر از پدیده دولت هستند، بیشتر بر قشر جوانان حکمراندهاند. وقتی «دولت، شهر و طبقه» بصورت موازی ظهورکردند، جوانان بهمثابه جماعات خام جامعه به خوراک اساسی برای قدرتگیری روزافزون نظام مردسالار تبدیل شدند. این نظام، نظام «مادر دانا» را فروپاشید و جوانان هم زیر آوار آن به تلهای از ارتش کار منقلب گشتند. نظام پیرانسالار به شستوشوی مغزی جوانان دست زد و با بکارگیری نیروی جسمانی و فکری، تمامی اعمال و رفتارشان را وابسته به خود عادت داد. مدیریت مقدس نظام در راه کسب قدرت، هر بلایی بر سر جوانان آورده. از فرزانگان پیر گرفته تا دانشمندان و نهادهای علمی امروزه، همه و همه جوانان را از دسترسی به حیاتیترین بخش مربوط به دانشهای استراتژیک و حساس محروم نگهمیدارند. آنچه دراختیار آنها قرارداده میشود، بیشتر معلومات و حرفههایی هستند که آنان را تخدیر نموده و وابستگیشان را تداوم بخشد. این روند اغفال تاریخی جوانان یک تاکتیک تغییرناپذیر نظام مدیریتی جوامع دولتگرا میباشد. استراتژیها و تاکتیکهایی که از سوی نظامهای مبتنی بر فشار و تبلیغات سیاسی ـ ایدئولوژیک بر روی زنان اعمال میگردند، در مورد جوانان نیز صدق میکند. فشار و استثمار مستمر علیه جوانان به مسائلی چون سنی و جسمانی برنمیگردد بلکه مربوط به ویژگی سفاک جامعه مستبد میباشد. به این دلیل جوانان را «عیاش، خام و لاابالی» معرفی میکنند چون با این صفات منحوس، آنها را تحقیر میکنند تا آسانتر صید شوند. جوانان را به غرایز جنسی و دگماهای شدید عادت میدهند و شدیدا وابستهمیسازند و در نهایت از حالت و وضعیت طبیعی خیزش، اعتراض و انقلاب خارج شان میگردانند. پس با اینکار از جهتیابی انرژی جوانان بسوی مخالفت بنیادین و رادیکال علیه نظام حاکم، جلوگیری مینمایند. تمامی نظامهای دولتگرای بردهداری، فئودالی، سرمایهداری و نیز معاصر همان سیاستها را بر جوانان اعمال کردهاند. درتاریخ، جوانان ارتشهای عظیم بردهها، سرفها و پرولتر بودهاند که هر سه معنای اجیرشدن متداوم را میدهند.
جوانان در بیهویتی عصر
بعد از جنگ جهانی دوم، حال و هوای سرشار از شوق پیروزی جبهه «آنتیفاشیست» زیاد طول نکشید. رهنمودهای انقلابی و جنبشهای جوانان در سال ۱۹۶۸ موجب تحولات مهمی در پارادایمهای جهانی شد. لذا تنفری عظیم نسبت به نظامهای حاکم و مستبد به وجود آمد. ثابت شد که «سوسیالیسم رئال، سوسیالدمکراسی و جنبشهای رهایی ملی» توانایی جوابگویی به مسائل و انتظارات جوامع و جوانان را ندارند. در سالهای ۱۹۷۰ بعد از اینکه بسیاری از جریانهای روشنفکری که از سال ۱۸۴۸ تا آن زمان از مارکسیسم پیروی میکردند، نیروی خود را از دست دادند، دوره آشنایی با جریانهای نوین بسیاری که در رأس آنها جنبشهای «چپ نو، اکولوژیک و زنان» قرارداشتند، آغاز گردید.
گذار دموکراتیک
جوانان لر نسل نو مبارزه و میهندوستی ✍ سردار بختیاری – عضو مطبوعات کودار 🆔 @GozarDemocratic
با شکست نظام سرمایهداری، بعد از سالهای ۱۹۵۰ تحولات جدیدی در علوم اجتماعی و عرصههای فرهنگی بهواسطه دومین انقلاب بزرگ علمی به میان آمد و زمینه را برای ظهور جنبشهای فمینیسم، اکولوژی و اتنولوژی فراهم ساخت که جوانان را به قشر انقلابیگر نوگرا و تحولساز مبدل میساخت. فروپاشی سوسیالیسم رئال به نفع سرمایهداری نبود، زیرا سرمایهداری با هوچیگری و بلوایی که به راه انداخته بود، با استفاده از سوسیالیسم رئال تودهها را در درون یک جنگ سرد همچنان وابسته به خود نگاه میداشت، اما فروپاشی، فرصت ادامه اغفال را از سرمایهداری گرفت و این بود که در سایه، آن، جنبشهای نوین ضدسرمایهداری شکلگرفتند و جوانان بزرگترین قشر دخیل در آن فرایند نوگرا شدند. پس سراسر قرن بیستم و بیستویکم به قرون بحران سرمایهداری مبدل شدند و ایران را نیز شدیدا دربرگرفت. این یک واقعیت است که جنبش جوانان در ۱۹۶۸ نه تنها ایران بلکه کل جهان را به لرزه درآورده بود. بصورت زنجیرهای، سربرآوردن دولتـ ملتها در خاورمیانه و تحت ستم قرارگرفتن ملتهای کُرد(لر)، بلوچ و غیره بیشتر به زیان جوانان تمام شد. پس از آن از اشغال افغانستان گرفته تا عراق و سوریه، سلطه پدیده دولتـ ملت با مبدلساختن جوانان بهمثابه تفاله جنگ، بود. پس نظام سرمایهداری ایرانی و جهانی با چالشهای درونی نظامهای خود مواجهگشتند. کلیه گروهها و اقشار اجتماعی با بیکاری، گرسنگی و مشکلات بهداشتی، محیطزیستی و آموزش دست به گریبان شدند. هیچ دولتـ ملتی در جهان حتی نوع ایرانی آن در قرون معاصر قادر به ارائه راهحل برای برونرفت از وضعیت خطیر کائوتیک نشدند. روزگاری در دوران بردهداری یونان، سقراط به دلیل تربیت و تعلیم مبانی اخلاق به جوانان، دادگاهی شد ولی امروز میلیونها سقراط به اتهامات مشابه در نظام دول جهانی و ایرانی محاکمه و مسخ میگردند. امروز دمکراتیزهکردن خاورمیانه و ایران و پیشاهنگی آن بیشتر بر عهده جوانان و زنان میباشد، زیرا بنیادیترین عناصر شرکتکننده در روند دمکراتیزاسیون جهانی هستند.
جوانان لر
میان کُردها بویژه لرها افسانه کاوه آهنگر و مبارزه علیه ضحاک خونخوار درواقع داستان حماسهساز «شکافتن سر جوانان» بصورت یومیه و خوراندن مغز آنها به مارهای روی دوش ضحاک است. این داستان اسطورهای نمادین، حکایت مبارزه تاریخی جوانان کُرد(لر) است. آیا آن وضعیت دقیقا در ایران امروز تکرار نمیشود؟! بنا به استناد تاریخی «سردار اسعد بختیاری»، کُرد و در آن لر از آن جوانان آزاد که به کوهستان پناه بردند، شکل گرفتهاند. ضحاکان امروز مغز کل جوانان را میخورند و پایدار میمانند. امروز اگر «زن، جامعه، جوانان و اکولوژی» بهمثابه چهارگانههای حیاتبخش از میان بروند، جهان نیست و نابود خواهد شد.
جوانان لرستان نیز دارای تاریخچه بزرگی هستند که پس از واقعه کاوه آهنگر و آزادی در زمان مادها، اینبار، روندی نوین تاریخی آغاز شده که اوان آن از زمان قتلعام لرها در زمان رضاخان میباشد. از آن روز است که ایران به لرها به چشم «قوم مغلوب» نگاه میکند که باید تدریجا نابود شود و در موجودیت فارس ذوبگردد. داستان با قتلعام خلق شریف لر توسط «امیراحمدی» مشهور به «قصاب لرستان» آغاز شد. نخست؛ جوانان و کودکان لر به نقاط دیگر ایران تبعید و به اجبار کوچانده شدند. دوم؛ مدارسی تحت عنوان دارالتربیه اتفاقا به پیشنهاد خود «قصاب لرستان» تأسیس گردید تا مغز جوانان لر به خورد ضحاکان معاصر داده شود. داستان ضحاک در هر چهاربخش کردستان بویژه لرستان بصورت همزمان آغاز شد. در ترکیه طرح موسوم به «مارشال عابدین اوزمن» معروف شد. او جهت سلب شخصیت کُردی از جوانان کُرد در شمال کُردستان آن کار را کرد. ضحاکگونه فرزندان کُرد از خانوادههای خود ستانده شدند تا در این مدارس تربیت گردند تا زبان و فرهنگ کُردی را از یاد ببرند.
رضاخان پهلوی با پیشنهاد «محمود افشار» پانایرانیست، در سال ۱۹۳۸ «سازمان پرورش افکار» را به وجود آورد و جوانان را مطابق میل خویش تربیت میکردند. از سال ۱۳۰۱ الی ۱۳۱۲ که قتلعام لرستان رخ داد، رضاخان عملیات علیه جوانان لر را آغاز کرده بود. در سال ۱۳۱۲ ش به پیشنهاد وزارت جنگ شماری از فرزندان سران لر که پدران اکثر آنها زندانی بودند از خرمآباد به خراسان تبعید شدند. آن جوانان و کودکان، محصلین «دارالتربیه عشایری خرمآباد» بودند که به طور شبانهروزی تحتنظر تربیت میشدند. این اقدام بنا به پیشنهاد «تیپ لرستان» وابسته به وزارت جنگ انجام شد. بیشتر آن کودکان که از ۹ الی ۱۴ سال بودند فرزندان خوانین لر بودند و رژیم پهلوی حسابکرده بود که با تربیت آنها باب میل خویش، در آینده میتواند جامعه لرستان را وابسته ساخته و به انقیاد کامل درآورد. پس از رضا پهلوی، پسرش محمدرضا هم به تقلید از جهان آن روز که «خانههای جوانان» در اکثر کشورها تأسیس میشد، «کاخ جوانان» را بنیان نهاد.
جوانان لر
میان کُردها بویژه لرها افسانه کاوه آهنگر و مبارزه علیه ضحاک خونخوار درواقع داستان حماسهساز «شکافتن سر جوانان» بصورت یومیه و خوراندن مغز آنها به مارهای روی دوش ضحاک است. این داستان اسطورهای نمادین، حکایت مبارزه تاریخی جوانان کُرد(لر) است. آیا آن وضعیت دقیقا در ایران امروز تکرار نمیشود؟! بنا به استناد تاریخی «سردار اسعد بختیاری»، کُرد و در آن لر از آن جوانان آزاد که به کوهستان پناه بردند، شکل گرفتهاند. ضحاکان امروز مغز کل جوانان را میخورند و پایدار میمانند. امروز اگر «زن، جامعه، جوانان و اکولوژی» بهمثابه چهارگانههای حیاتبخش از میان بروند، جهان نیست و نابود خواهد شد.
جوانان لرستان نیز دارای تاریخچه بزرگی هستند که پس از واقعه کاوه آهنگر و آزادی در زمان مادها، اینبار، روندی نوین تاریخی آغاز شده که اوان آن از زمان قتلعام لرها در زمان رضاخان میباشد. از آن روز است که ایران به لرها به چشم «قوم مغلوب» نگاه میکند که باید تدریجا نابود شود و در موجودیت فارس ذوبگردد. داستان با قتلعام خلق شریف لر توسط «امیراحمدی» مشهور به «قصاب لرستان» آغاز شد. نخست؛ جوانان و کودکان لر به نقاط دیگر ایران تبعید و به اجبار کوچانده شدند. دوم؛ مدارسی تحت عنوان دارالتربیه اتفاقا به پیشنهاد خود «قصاب لرستان» تأسیس گردید تا مغز جوانان لر به خورد ضحاکان معاصر داده شود. داستان ضحاک در هر چهاربخش کردستان بویژه لرستان بصورت همزمان آغاز شد. در ترکیه طرح موسوم به «مارشال عابدین اوزمن» معروف شد. او جهت سلب شخصیت کُردی از جوانان کُرد در شمال کُردستان آن کار را کرد. ضحاکگونه فرزندان کُرد از خانوادههای خود ستانده شدند تا در این مدارس تربیت گردند تا زبان و فرهنگ کُردی را از یاد ببرند.
رضاخان پهلوی با پیشنهاد «محمود افشار» پانایرانیست، در سال ۱۹۳۸ «سازمان پرورش افکار» را به وجود آورد و جوانان را مطابق میل خویش تربیت میکردند. از سال ۱۳۰۱ الی ۱۳۱۲ که قتلعام لرستان رخ داد، رضاخان عملیات علیه جوانان لر را آغاز کرده بود. در سال ۱۳۱۲ ش به پیشنهاد وزارت جنگ شماری از فرزندان سران لر که پدران اکثر آنها زندانی بودند از خرمآباد به خراسان تبعید شدند. آن جوانان و کودکان، محصلین «دارالتربیه عشایری خرمآباد» بودند که به طور شبانهروزی تحتنظر تربیت میشدند. این اقدام بنا به پیشنهاد «تیپ لرستان» وابسته به وزارت جنگ انجام شد. بیشتر آن کودکان که از ۹ الی ۱۴ سال بودند فرزندان خوانین لر بودند و رژیم پهلوی حسابکرده بود که با تربیت آنها باب میل خویش، در آینده میتواند جامعه لرستان را وابسته ساخته و به انقیاد کامل درآورد. پس از رضا پهلوی، پسرش محمدرضا هم به تقلید از جهان آن روز که «خانههای جوانان» در اکثر کشورها تأسیس میشد، «کاخ جوانان» را بنیان نهاد.
گذار دموکراتیک
جوانان لر نسل نو مبارزه و میهندوستی ✍ سردار بختیاری – عضو مطبوعات کودار 🆔 @GozarDemocratic
هدف، عوامفریبی تحت تبلیغاتی جهت رفاه و آموزش برای جوانان بود که در اکثر استانها عملی میگشت. پیشتر و در سال ۱۳۴۰ «سازمان رهبری جوانان» در دوره نخستوزیری علی امینی تأسیس شده بود که درواقع نخستین تشکل مربوط به جوانان در ایران به شمار میرفت، اما به دلیل عدم استقبال بعدها به باشگاه ورزشی مبدل گردید. پس از آن در ۴ آبان ۱۳۴۵ به دستور محمدرضا پهلوی «کاخ جوانان» افتتاح گردید. پرورش ذوق، استعداد و نیروی فکری جوانان ایران برای رژیم پهلوی مطابق آمال قدرتمدارانه او بسیار مهم بود. کاخ جوانان شعب خود را در اکثر استانها دایر کرد. این مرکز بعدها در دوران جمهوری اسلامی به «کانون فرهنگی و تربتی مفتح» مبدلشد. با شروع انقلاب ۵۷ ایران تمامی مراکز و شعب کاخ جوانان مورد هجوم مردم قرارگرفت و ساختمانهای آن به آتش کشیده شد. در بهمن ۱۳۵۷ نام خود را به «سازمان ملی امور جوانان» تغییر داد ولی با قبضه قدرت در دست خمینی و سپاه پاسداران، «کانون اسلامی جوانان» وابسته به بخش فرهنگی «سپاه پاسداران» در ساختمانها و مؤسسات برجای مانده از کاخ جوانان جایگزین شد و برنامههای مذهبی و سلطهگرانه رژیم ولایتمدار پیاده شد و به «سازمان بسیج جوانان» منتهی گشت.
نهاد بسیج ابتدا با نام «نیروی مقاومت بسیج» شناخته میشد و در ۵ آذر ۱۳۵۸ به فرمان خمینی تشکیل گردید و در دی ۱۳۵۹ پس از قانونی شدن به سپاه پاسداران تعلق گرفت. آرمان آن را تحقق ارتش ۲۰ میلیونی تحت پوشش سپاه اعلام کردند. این به معنی مبدلکردن جوانان به سوخت ارتش مستبد است نه جامعه آزاد. سه دسته «بسیج عادی، بسیج فعال و بسیج ویژه» کل نهاد بسیج را تشکیل میدهند. طبق عادت نحس تاریخ دولت، در جنگ هشتساله با عراق، از جوانان بعنوان داوطلبان برای جنگ و کشتار استفاده شد. بسیج سعی میکند فقط سازمان خود و اعضای آن را در درون سپاه و کل ایران تقویت نماید البته به قیمت ضعیفنمودن دیگر پیوندهای اجتماعی و هکذا بزرگجلوهدادن رهبر مستبد خود که با این کار، وفاداری کورکورانه و بیچونوچرای جوانان به رهبرشان را ممکن میسازند. بسیج ایران از نوع بسیج تهاجمی است که همه نهادها و موجودیتهای طبیعی خارج از ساختار قدرت رژیم حاکم را مورد تهاجم بیرحمانه قرار میدهد. چون بسیار هزینهبردار است، بخش عظیمی از بودجه و منابع اقتصادی ایران را میبلعد. خامنهای در سال ۱۳۸۸ نام سازمان را به «سازمان بسیج مستضعفین» تغییر داد که عنوانی کاملا فریبنده میباشد. این سازمان در سراسر ایران همچو اختاپوسی اتوریته یافت و اقشار ۲۲گانه خود را شکل داد. متعاقب آغاز فرماندهی «عزیز جعفری» بر سازمان بسیج، او تهدیدات علیه رژیم را به سه تهدید «نرم، نیمهسخت و سخت» تقسیمنمود و وظیفه مبارزه با تهدید نرم را به بسیج غیرنظامی، نیمهسخت را به بسیج نظامی و سخت را به نیروی زمینی سپاه و بسیج نظامی محول نمود. نیمهسخت به معنای «سرکوب خیزشهای مردمی بدون سلاحگرم و نیز مهار تهدیدهای اقتصادی ـ سیاسی داخلی و خارجی» است. اختاپوس بسیج هیچ مجرایی را در سراسر ایران باقی نگذاشته که در آن نفوذ نکرده باشد. از مدرسه گرفته تا دانشگاه، بیمارستان، جامعه مهندسین، زنان، ادارات، مساجد، رسانهها، کارخانجات و شرکتها، اقتصاد و مراکز ورزش و غیره حتی حوزههای برونمرزی. گفته میشود که بسیج در ایران امروز بیش از ۲۳ میلیون عضو دارد. حتی از کودکان بعنوان سوخت ماشین جنگ و تبلیغات نظام بصورت بیرحمانه استفاده میکنند. آن را به شکل یک ارتش نیروی بیگاری بزرگ در سراسر کشور درآورده و از وجودشان برای انجام تبلیغات گسترده استفاده مینمایند تا چهره خود را در نظر جامعه مثبت جلوه دهند. این سازمان حتی در انتخابات ریاستجمهوری ایران به نفع اصولگرایان دخالت جناحی میکند. نمونه آن دخالت در انتخابات سال ۸۸ و به خاک و خون کشیدن خیزشهای مردمی در سراسر ایران بود. رژیم با استفاده از بسیج، جو و فضای امنیتی در جامعه ایران به مدت چند دهه ایجاد کرده و مستمرگشته. سیاستهای تندروانه سپاه از طریق ابزار بسیج عملی گردانده میشود و جامعه را شدیدا تحت فشار قرار میدهند. با یک فتوا به راحتی یک فضای نرم را در جامعه برای بسیج ایجاد میکنند. بسیج مستقیما تحت نظر خامنهای قرار دارد و با توسل به آن جامعه و قشر تحصیلکرده و آگاه جامعه را مرعوب مینمایند.
سازمان بسیج و سپاه از وجود جوانان لر بعنوان خوراکهای «تاریخمصرفدار» استفاده مینمایند. حتی در سراسر مناطق بلوچستان، شرق کردستان(با احتساب لرستان)، خوزستان، و مناطق آذرینشین از آنها بهمثابه گردانهای سرکوبگر و ارعاب بهرهبرداری سلطهگرانه میکنند. هدف رژیم از مراحل متفاوت تعلیم و تربیت و جذب میلیونی جوانان از مدرسه تا دانشگاه و تمامی حوزههای جامعه، ایجاد یک نسل نوین از خلق لر است که کاملا به لحاظ ذهنیتی به انقیاد مطلق فرهنگ و دولت پانایرانیسم درآمده است.
نهاد بسیج ابتدا با نام «نیروی مقاومت بسیج» شناخته میشد و در ۵ آذر ۱۳۵۸ به فرمان خمینی تشکیل گردید و در دی ۱۳۵۹ پس از قانونی شدن به سپاه پاسداران تعلق گرفت. آرمان آن را تحقق ارتش ۲۰ میلیونی تحت پوشش سپاه اعلام کردند. این به معنی مبدلکردن جوانان به سوخت ارتش مستبد است نه جامعه آزاد. سه دسته «بسیج عادی، بسیج فعال و بسیج ویژه» کل نهاد بسیج را تشکیل میدهند. طبق عادت نحس تاریخ دولت، در جنگ هشتساله با عراق، از جوانان بعنوان داوطلبان برای جنگ و کشتار استفاده شد. بسیج سعی میکند فقط سازمان خود و اعضای آن را در درون سپاه و کل ایران تقویت نماید البته به قیمت ضعیفنمودن دیگر پیوندهای اجتماعی و هکذا بزرگجلوهدادن رهبر مستبد خود که با این کار، وفاداری کورکورانه و بیچونوچرای جوانان به رهبرشان را ممکن میسازند. بسیج ایران از نوع بسیج تهاجمی است که همه نهادها و موجودیتهای طبیعی خارج از ساختار قدرت رژیم حاکم را مورد تهاجم بیرحمانه قرار میدهد. چون بسیار هزینهبردار است، بخش عظیمی از بودجه و منابع اقتصادی ایران را میبلعد. خامنهای در سال ۱۳۸۸ نام سازمان را به «سازمان بسیج مستضعفین» تغییر داد که عنوانی کاملا فریبنده میباشد. این سازمان در سراسر ایران همچو اختاپوسی اتوریته یافت و اقشار ۲۲گانه خود را شکل داد. متعاقب آغاز فرماندهی «عزیز جعفری» بر سازمان بسیج، او تهدیدات علیه رژیم را به سه تهدید «نرم، نیمهسخت و سخت» تقسیمنمود و وظیفه مبارزه با تهدید نرم را به بسیج غیرنظامی، نیمهسخت را به بسیج نظامی و سخت را به نیروی زمینی سپاه و بسیج نظامی محول نمود. نیمهسخت به معنای «سرکوب خیزشهای مردمی بدون سلاحگرم و نیز مهار تهدیدهای اقتصادی ـ سیاسی داخلی و خارجی» است. اختاپوس بسیج هیچ مجرایی را در سراسر ایران باقی نگذاشته که در آن نفوذ نکرده باشد. از مدرسه گرفته تا دانشگاه، بیمارستان، جامعه مهندسین، زنان، ادارات، مساجد، رسانهها، کارخانجات و شرکتها، اقتصاد و مراکز ورزش و غیره حتی حوزههای برونمرزی. گفته میشود که بسیج در ایران امروز بیش از ۲۳ میلیون عضو دارد. حتی از کودکان بعنوان سوخت ماشین جنگ و تبلیغات نظام بصورت بیرحمانه استفاده میکنند. آن را به شکل یک ارتش نیروی بیگاری بزرگ در سراسر کشور درآورده و از وجودشان برای انجام تبلیغات گسترده استفاده مینمایند تا چهره خود را در نظر جامعه مثبت جلوه دهند. این سازمان حتی در انتخابات ریاستجمهوری ایران به نفع اصولگرایان دخالت جناحی میکند. نمونه آن دخالت در انتخابات سال ۸۸ و به خاک و خون کشیدن خیزشهای مردمی در سراسر ایران بود. رژیم با استفاده از بسیج، جو و فضای امنیتی در جامعه ایران به مدت چند دهه ایجاد کرده و مستمرگشته. سیاستهای تندروانه سپاه از طریق ابزار بسیج عملی گردانده میشود و جامعه را شدیدا تحت فشار قرار میدهند. با یک فتوا به راحتی یک فضای نرم را در جامعه برای بسیج ایجاد میکنند. بسیج مستقیما تحت نظر خامنهای قرار دارد و با توسل به آن جامعه و قشر تحصیلکرده و آگاه جامعه را مرعوب مینمایند.
سازمان بسیج و سپاه از وجود جوانان لر بعنوان خوراکهای «تاریخمصرفدار» استفاده مینمایند. حتی در سراسر مناطق بلوچستان، شرق کردستان(با احتساب لرستان)، خوزستان، و مناطق آذرینشین از آنها بهمثابه گردانهای سرکوبگر و ارعاب بهرهبرداری سلطهگرانه میکنند. هدف رژیم از مراحل متفاوت تعلیم و تربیت و جذب میلیونی جوانان از مدرسه تا دانشگاه و تمامی حوزههای جامعه، ایجاد یک نسل نوین از خلق لر است که کاملا به لحاظ ذهنیتی به انقیاد مطلق فرهنگ و دولت پانایرانیسم درآمده است.
گذار دموکراتیک
جوانان لر نسل نو مبارزه و میهندوستی ✍ سردار بختیاری – عضو مطبوعات کودار 🆔 @GozarDemocratic
پس از گذشت چهار دهه، امروز نسلی نو از جوانان لر شکل گرفتهاند که در چالش درونی خود دچار شکافهای عمیق گشته و خوشبختانه پس از چنددهه تزلزل و بیهویتی، با احیای فرهنگ مبارزه در راه آزادی لر خرمآبادی، بالاگریوه،مینجایی و بروجردی و لر بختیاری در قالب لرستان بزرگ، نسلی مخالف و آنتیفاشیسم هرچند نامنظم اجتماعی خارج از کنترل نهادهای اختاپوسی رژیم شکلگرفتهاند که بسوی احیای مبارزه و میهندوستی لرستان بازگشتهاند. این نسل رژیم را به هراس میاندازد لذا بیش از پیش نهادهای رسمی سیستم مستبد در برنامهریزیهای کشوری و لشکری به جذب دوچندان جوانان لر اهتمام میورزند، اما چون نظام در ساختار کلی خود با بحرانهای فروپاشنده گریبانگیر است و نسل نو سراسر ایران عنان تمرد را گسیخته، جوانان لر علیرغم گرفتاری در گرداب هولناک بیهویتی و برنامههای سیستماتیک ثانیهبهثانیه نظام، از جو ارتباطات آزاد جهانی استفاده بهینه نموده و بصورت مولد نسل خود به جانب هویت حقیقی لری خویش در یک جامعه طبیعی آزاد بازمیگردند و سعی میکنند حافظه خاموش دو قرن گذشته که از دوره کشتار رضاخانی تا به امروز رخ داده را فعال سازند و زندگی آزاد عشایری و بکری و دستنخورده سنتی را پایه پیشرفتها در راستای مدرنیزاسیون جامعه لر قراردهند. اتفاقا بنا به تحقیقات انجام شده، دستجات و اقشار نسل قدیمی که حافظه جامعه میباشند، بزرگترین پشتیبان نسل جوان برای بازگشت به هویت اصلی خودشان هستند تا فرهنگ لری را بصورت مطلوب احیا نمایند. این نسل، نسل مبارزه و میهندوستی میباشد و مسلما زندگیای آسان نه بلکه پرفرازو نشیب را با پرداخت هزینههای بسیار گزاف مالی و جانی پیشرو خواهد داشت، اما در عوض جامعه حقیقی لر زادن خواهد گرفت.
جوانان لر این شکوه را تنها با توسل به سازماندهی در قالب سازمانهای خارج از حیطه پدیده دولت ولی متکی بر اقشار خودجوش جامعه میتوانند به انجام برسانند. یافتن فرم و ساختار لازم برای سازمان از اولویتهای آن اقشار مبارز میباشد. ساختارهای کنفدرالی و یا فدرالی. مهم خودمدیریتی است که جامعه باید برای جوانان در ساختار خود درنظر گیرد و جوانان بصورت خودمدیر به مدیریت و اداره امورات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش بپردازند. از احزاب و سازمانهای مدنی گرفته تا حکومتهای محلی خودمختار و خودمدیر، بایستی جوانان بصورت یک بخش اصلی از ساختار مدیریتی درنظر گرفتهشوند که این مهم در خاورمیانه بصورت حقیقی و فعلی تنها در ساختار سیاسی و حقوقی حکومت خودمدیر روژاوای کردستان تحقق یافته. جامعه بکر لرستان از همین امروز استعداد و توانایی رساندن جوانان به آن سطح از تشکل مدرن و دمکراتیک را دارد. بنابراین امروز، بزرگترین انتقاد متوجه احزاب و سازمانهای داخلی و مقیم اروپای لرها است که به این وظایفه خویش در قبال جوانان اهتمام نورزیدهاند و بصورت کلاسیک و سنتی پیرو عادات احزاب چپ و راستگرای معمول عمل کردهاند. جوانان لر میتوانند اولین گامها را برای تغییر و تحول بنیادین لرستان به نگین زاگرس، بردارند.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
جوانان لر این شکوه را تنها با توسل به سازماندهی در قالب سازمانهای خارج از حیطه پدیده دولت ولی متکی بر اقشار خودجوش جامعه میتوانند به انجام برسانند. یافتن فرم و ساختار لازم برای سازمان از اولویتهای آن اقشار مبارز میباشد. ساختارهای کنفدرالی و یا فدرالی. مهم خودمدیریتی است که جامعه باید برای جوانان در ساختار خود درنظر گیرد و جوانان بصورت خودمدیر به مدیریت و اداره امورات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش بپردازند. از احزاب و سازمانهای مدنی گرفته تا حکومتهای محلی خودمختار و خودمدیر، بایستی جوانان بصورت یک بخش اصلی از ساختار مدیریتی درنظر گرفتهشوند که این مهم در خاورمیانه بصورت حقیقی و فعلی تنها در ساختار سیاسی و حقوقی حکومت خودمدیر روژاوای کردستان تحقق یافته. جامعه بکر لرستان از همین امروز استعداد و توانایی رساندن جوانان به آن سطح از تشکل مدرن و دمکراتیک را دارد. بنابراین امروز، بزرگترین انتقاد متوجه احزاب و سازمانهای داخلی و مقیم اروپای لرها است که به این وظایفه خویش در قبال جوانان اهتمام نورزیدهاند و بصورت کلاسیک و سنتی پیرو عادات احزاب چپ و راستگرای معمول عمل کردهاند. جوانان لر میتوانند اولین گامها را برای تغییر و تحول بنیادین لرستان به نگین زاگرس، بردارند.
kodar.info
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی ٥۰
🟥 بابەتی ئەم هەفتە: تایبەتمەندیی کادر، خەباتکار و وڵاتپارێز، لە خوێندنەوەی پژاک و تەڤگەری ئاپۆیی دا
✅ بەروار: ٠٨-٠٧-٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ٥۰
🟥 بابەتی ئەم هەفتە: تایبەتمەندیی کادر، خەباتکار و وڵاتپارێز، لە خوێندنەوەی پژاک و تەڤگەری ئاپۆیی دا
✅ بەروار: ٠٨-٠٧-٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz