کمیته جنبش فرهنگ پ.ک.ک جلوگیری از اکران فیلم «برای آزادی» را بشدت محکوم کرد
کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان، مانعتراشی برای اکران فیلم «برای آزادی» در جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه را محکوم کرده و موضع برگزارکنندگان جشنواره در این زمینه را مایه زیان به خلق کورد و فرهنگ و هنر کوردها میداند.
🆔 @GozarDemocratic
کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان، مانعتراشی برای اکران فیلم «برای آزادی» در جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه را محکوم کرده و موضع برگزارکنندگان جشنواره در این زمینه را مایه زیان به خلق کورد و فرهنگ و هنر کوردها میداند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کمیته جنبش فرهنگ پ.ک.ک جلوگیری از اکران فیلم «برای آزادی» را بشدت محکوم کرد کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان، مانعتراشی برای اکران فیلم «برای آزادی» در جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه را محکوم کرده و موضع برگزارکنندگان جشنواره در این زمینه را مایه زیان…
کمیته جنبش فرهنگ پ.ک.ک جلوگیری از اکران فیلم «برای آزادی» را بشدت محکوم کرد
کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان، مانعتراشی برای اکران فیلم «برای آزادی» در جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه را محکوم کرده و موضع برگزارکنندگان جشنواره در این زمینه را مایه زیان به خلق کورد و فرهنگ و هنر کوردها میداند.
کمیته برگزارکننده جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه علیرغم آنکه خود خواستار شرکت فیلم «برای آزادی» در این جشنواره شده بود اما یک روز قبل از نمایش آن با بهانههای بیاساس مانع از اکران این فیلم شد.
کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان در اعتراض به این روند بیانیهای منتشر کرد. در بیانیه با اشاره به درخواست برگزارکنندگان جشنواره برای شرکت این فیلم جلوگیری از اکران «برای آزادی» را بیاساس و تنها به دلایل سیاسی و مادی میداند. کمیته خاطرنشان کرده است که افکار عمومی کورد بخوبی میدانند که مداخله در آخرین لحظه از سوی دولت استعمارگر ترک دلیل جلوگیری از نمایش این فیلم بوده است.
در بیانیه آمده است:"دو سال پیش هم دولت فاشیست ترک از نمایش فیلم «برای آزادی» در سینماهای سلیمانیه جلوگیری کرده بود. در شهری متعلق به کورد همچون سلیمانیه که با فرهنگ و هنر خود شناخته میشود، چنین رفتاری با یک فیلم سینمایی کوردی مایه ناراحتی و همزمان مایه خشم است. رژیم استعمارگر ترک دشمن ملت کورد است. با تمامی توانایی خود به دستاوردهای ملت کورد حملهور شده است و این حملات را تداوم خواهد بخشید. اما رفتار افرادی که به ابزار این حملات مبدل شده و در نوکری مرزی نمیشناسند قابل درک نبوده و غیرقابل قبول است.
دولت ترکیه مثل گاوی که به پارچه قرمز حملهور شده، چرا به این فیلم حمله کرده است؟ زیرا این فیلم ماهیت جنایتکارانه، بربریت و بیبهرگی از انسانیت دولت استعمارگر ترکیه را افشا کرده است. این فیلم نقابهای دولت ترک را به زیر کشیده و صورت پلید آنرا نشان میدهد. فیلم به بازگویی حق خودمدیریتی و مبارزه خوددفاعی خلق کورد میپردازد. این فلیم در مورد مقاومت خلق کورد برای آزادی سخن میگوید، در مورد قهرمانان این مقاومت است. به همین دلیل دولت ترکیه درصدد است تا این فیلم را در هر مکانی ممنوع کرده و از اکران آن در کشورهای مختلف جلوگیری کند.
خوب، این فیلم چگونه در یک شهر کوردها همچون سلیمانیه که از سوی یک نیرو که خود را کوردستانی قلمداد میکند به خواست دولتی که دشمن کوردها و فاشیست است با مانعتراشی روبرو میشود؟ هم در خلال مقاومت خودمدیریتی باکورد کوردستان تو از خلق حمایت نکنی، در کنار خلق جای نگیری، این اندازه را کم بدانی و برای خوش خدمتی به دشمن اجازه ندهی که فیلمی که در مورد این مقاومت تهیه شده از سوی خلق کورد دیده شود! آیا این مایه پذیرش است؟ آیا ذرهای از آگاهی ملی، هوشمندی دمکراتیک و هنری در این رفتار را میتوان مشاهده کرد؟
آنهایی که به دلیل فشار اجازه نمایش فیلم در جشنواره را ندادند، اثبات کردند که تا حدی بیاراده، نوکر و دارای روح بردهواری هستند. اگر به دلایل سیاسی و در قبال منافع مادی چنین رفتاری کرده باشند، در آنصورت وضعیت بسیار خطرناکتر است. آشکار میشود که این نیرو تا چه حدی از منافع ملی دور بوده و بر اساس منافع بیارزش خود عمل کرده است.
این فیلم به بازگویی قهرمانیگری میپردازد که مایه شرف تمامی ملت کورد است. یک میراث فرهنگی و تاریخی بزرگ است. منبع شرافتمندی هر کورد آزاد است. به همین دلیل هر کورد هوادار آزادی باید از این مقاومت و این فیلم که در مورد این مقاومت تهیه شده است صیانت کند. آنانی که در سلیمانیه مانع اکران این فیلم شدند مایه شرم هستند. نباید این شرم لاپوشانی شود. افکار عمومی کورد لازم است این موضع نوکرمأبانه و بیشخصیت را رسوا کنند، علیه آن موضع خود را نشان دهند. اگر افکار عمومی کورد در این رابطه با مسئولیتپذیری عمل کرده و در زمان لازم واکنش نشان دهد، انتقاد به عمل آورد، در آنصورت میتواند در آینده از تکرار چنین رفتاری که به مبارزه آزادیخواهی ملت کورد زیان وارد میکند جلوگیری نماید.
ما جلوگیری از اکران فیلم «برای آزادی» را بشدت محکوم کرده و اعلام میکنیم که این رفتار به فرهنگ و هنر کورد زیان وارد کرده و به مبارزه آزادی کورد ضربه میزند. ما خلقمان و افکار عمومی دمکراتیک را فرامیخوانیم که هشیارانه عمل کنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان، مانعتراشی برای اکران فیلم «برای آزادی» در جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه را محکوم کرده و موضع برگزارکنندگان جشنواره در این زمینه را مایه زیان به خلق کورد و فرهنگ و هنر کوردها میداند.
کمیته برگزارکننده جشنواره بینالمللی فیلم سلیمانیه علیرغم آنکه خود خواستار شرکت فیلم «برای آزادی» در این جشنواره شده بود اما یک روز قبل از نمایش آن با بهانههای بیاساس مانع از اکران این فیلم شد.
کمیته TEV-ÇAND حزب کارگران کوردستان در اعتراض به این روند بیانیهای منتشر کرد. در بیانیه با اشاره به درخواست برگزارکنندگان جشنواره برای شرکت این فیلم جلوگیری از اکران «برای آزادی» را بیاساس و تنها به دلایل سیاسی و مادی میداند. کمیته خاطرنشان کرده است که افکار عمومی کورد بخوبی میدانند که مداخله در آخرین لحظه از سوی دولت استعمارگر ترک دلیل جلوگیری از نمایش این فیلم بوده است.
در بیانیه آمده است:"دو سال پیش هم دولت فاشیست ترک از نمایش فیلم «برای آزادی» در سینماهای سلیمانیه جلوگیری کرده بود. در شهری متعلق به کورد همچون سلیمانیه که با فرهنگ و هنر خود شناخته میشود، چنین رفتاری با یک فیلم سینمایی کوردی مایه ناراحتی و همزمان مایه خشم است. رژیم استعمارگر ترک دشمن ملت کورد است. با تمامی توانایی خود به دستاوردهای ملت کورد حملهور شده است و این حملات را تداوم خواهد بخشید. اما رفتار افرادی که به ابزار این حملات مبدل شده و در نوکری مرزی نمیشناسند قابل درک نبوده و غیرقابل قبول است.
دولت ترکیه مثل گاوی که به پارچه قرمز حملهور شده، چرا به این فیلم حمله کرده است؟ زیرا این فیلم ماهیت جنایتکارانه، بربریت و بیبهرگی از انسانیت دولت استعمارگر ترکیه را افشا کرده است. این فیلم نقابهای دولت ترک را به زیر کشیده و صورت پلید آنرا نشان میدهد. فیلم به بازگویی حق خودمدیریتی و مبارزه خوددفاعی خلق کورد میپردازد. این فلیم در مورد مقاومت خلق کورد برای آزادی سخن میگوید، در مورد قهرمانان این مقاومت است. به همین دلیل دولت ترکیه درصدد است تا این فیلم را در هر مکانی ممنوع کرده و از اکران آن در کشورهای مختلف جلوگیری کند.
خوب، این فیلم چگونه در یک شهر کوردها همچون سلیمانیه که از سوی یک نیرو که خود را کوردستانی قلمداد میکند به خواست دولتی که دشمن کوردها و فاشیست است با مانعتراشی روبرو میشود؟ هم در خلال مقاومت خودمدیریتی باکورد کوردستان تو از خلق حمایت نکنی، در کنار خلق جای نگیری، این اندازه را کم بدانی و برای خوش خدمتی به دشمن اجازه ندهی که فیلمی که در مورد این مقاومت تهیه شده از سوی خلق کورد دیده شود! آیا این مایه پذیرش است؟ آیا ذرهای از آگاهی ملی، هوشمندی دمکراتیک و هنری در این رفتار را میتوان مشاهده کرد؟
آنهایی که به دلیل فشار اجازه نمایش فیلم در جشنواره را ندادند، اثبات کردند که تا حدی بیاراده، نوکر و دارای روح بردهواری هستند. اگر به دلایل سیاسی و در قبال منافع مادی چنین رفتاری کرده باشند، در آنصورت وضعیت بسیار خطرناکتر است. آشکار میشود که این نیرو تا چه حدی از منافع ملی دور بوده و بر اساس منافع بیارزش خود عمل کرده است.
این فیلم به بازگویی قهرمانیگری میپردازد که مایه شرف تمامی ملت کورد است. یک میراث فرهنگی و تاریخی بزرگ است. منبع شرافتمندی هر کورد آزاد است. به همین دلیل هر کورد هوادار آزادی باید از این مقاومت و این فیلم که در مورد این مقاومت تهیه شده است صیانت کند. آنانی که در سلیمانیه مانع اکران این فیلم شدند مایه شرم هستند. نباید این شرم لاپوشانی شود. افکار عمومی کورد لازم است این موضع نوکرمأبانه و بیشخصیت را رسوا کنند، علیه آن موضع خود را نشان دهند. اگر افکار عمومی کورد در این رابطه با مسئولیتپذیری عمل کرده و در زمان لازم واکنش نشان دهد، انتقاد به عمل آورد، در آنصورت میتواند در آینده از تکرار چنین رفتاری که به مبارزه آزادیخواهی ملت کورد زیان وارد میکند جلوگیری نماید.
ما جلوگیری از اکران فیلم «برای آزادی» را بشدت محکوم کرده و اعلام میکنیم که این رفتار به فرهنگ و هنر کورد زیان وارد کرده و به مبارزه آزادی کورد ضربه میزند. ما خلقمان و افکار عمومی دمکراتیک را فرامیخوانیم که هشیارانه عمل کنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گروه تروریستی النصره در سکوت رژیم ایران میخواهد گروگانهای کورد را با اسرایش در دمشق مبادله کند
سرنوشت ٩ پناهجوی کورد روژهلات که چهار ماه پیش توسط مأموران نظامی ترکیه دستگیر و به جبهه النصره در سوریه تحویل داده شدند در حالی در هاله ابهام است که گفته میشود گروههای جهادی قصد دارند آنها را با اسرای خود در دمشق معاوضه کنند.
موضوع تعویض اسرای جنگی روی میز مذاکرات مقامات ترک و ایرانی در اجلاس آستانه که امروز در پایتخت قزاقستان از سرگرفته شد قرار دارد، اما معلوم نیست سرنوشت ٩ پناهجوی کورد برای طرفین چقدر مهم باشد.
صبح امروز هیئتهای اعزامی ترکیه، روسیه و ایران هفدهمین دور مذاکرات آستانه را پایتخت قزاقستان از سرگرفتند.
طرفین گفتهاند در این دور از مذاکرات در مورد آزادی اسرا و پیدا کردن مفقودین نیز گفتگو میکنند.
چشم خانواده ٩ پناهجوی کورد روژهلات که چهار ماه پیس پس از بازداشت توسط پلیس ترکیه به گروههای جهادی در سوریه تحویل داده شدند، به تأثیر این نشست بر سرنوشت عزیزان مفقود شدەای است که قصد داشتند از طریق خاک ترکیه به اروپا پناهنده شوند.
صدای آمریکا در گزارشی شاخههای سوری القاعده را "ارتش آزاد سوریه" معرفی کرده و گفته این گروه به دنبال مبادله پناهجویان اسیر با اعضای زندانی خود در دمشق است.
روز ٣٠ مرداد/ ٢١ آگوست، دولت ترکیه ٩ پناهجوی کورد روژهلات کوردستان به نامهای بهمن شادروان، مسعود حیدری، سعید احمدی، دماوند پاکسرشت، افشار رستمی، هدایت رخزادی، آرمان رشیدی، مبین ولدبیگی و فردین درویشپور و ۶۶ پناهجوی باشور کوردستان را در اطراف شهر استانبول بازداشت کرد و در روز ٣ شهریور/ ٢۵ آگوست پس از انتقال به شهر اعزاز به گروه تروریستی النصره تحویل داده بود. خانواده آنها از چندین روز پیش با سفر به تهران مقابل سفارت ترکیه دست به تحصن زدند تا جوابی بگیرند.
تاکنون دولت ایران و ترکیه هیچ پاسخی در مورد سرنوشت این شهروندان ندادهاند.
سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت خارجه ایران در کنفرانس خبری دو روز پیش خود از مبادله چندین زندانی با گروههای مسلح سوری خبر داد و گفت این اقدام روز جمعه ٢۶ آبانماه با نظارت ایران و روسیه و توسط هلال احمر سوریه و صلیب سرخ جهانی انجام شد و طی آن از طرفین سوری و معارضه، مجموعا ۱۰ نفر آزاد شدند.
او اما در مورد ٩ پناهجوی کورد دارای مدارک شناسایی ایرانی که ترکیه به گروههای جهادی تحت امرش در سوریه تحویل داد خود را به ناآگاهی زد و در پاسخ به خبرنگاری که سوال کرده بود گفت: موضوعی که مورد اشاره شماست با این جزییاتی که بیان کردید تایید نمیشود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
سرنوشت ٩ پناهجوی کورد روژهلات که چهار ماه پیش توسط مأموران نظامی ترکیه دستگیر و به جبهه النصره در سوریه تحویل داده شدند در حالی در هاله ابهام است که گفته میشود گروههای جهادی قصد دارند آنها را با اسرای خود در دمشق معاوضه کنند.
موضوع تعویض اسرای جنگی روی میز مذاکرات مقامات ترک و ایرانی در اجلاس آستانه که امروز در پایتخت قزاقستان از سرگرفته شد قرار دارد، اما معلوم نیست سرنوشت ٩ پناهجوی کورد برای طرفین چقدر مهم باشد.
صبح امروز هیئتهای اعزامی ترکیه، روسیه و ایران هفدهمین دور مذاکرات آستانه را پایتخت قزاقستان از سرگرفتند.
طرفین گفتهاند در این دور از مذاکرات در مورد آزادی اسرا و پیدا کردن مفقودین نیز گفتگو میکنند.
چشم خانواده ٩ پناهجوی کورد روژهلات که چهار ماه پیس پس از بازداشت توسط پلیس ترکیه به گروههای جهادی در سوریه تحویل داده شدند، به تأثیر این نشست بر سرنوشت عزیزان مفقود شدەای است که قصد داشتند از طریق خاک ترکیه به اروپا پناهنده شوند.
صدای آمریکا در گزارشی شاخههای سوری القاعده را "ارتش آزاد سوریه" معرفی کرده و گفته این گروه به دنبال مبادله پناهجویان اسیر با اعضای زندانی خود در دمشق است.
روز ٣٠ مرداد/ ٢١ آگوست، دولت ترکیه ٩ پناهجوی کورد روژهلات کوردستان به نامهای بهمن شادروان، مسعود حیدری، سعید احمدی، دماوند پاکسرشت، افشار رستمی، هدایت رخزادی، آرمان رشیدی، مبین ولدبیگی و فردین درویشپور و ۶۶ پناهجوی باشور کوردستان را در اطراف شهر استانبول بازداشت کرد و در روز ٣ شهریور/ ٢۵ آگوست پس از انتقال به شهر اعزاز به گروه تروریستی النصره تحویل داده بود. خانواده آنها از چندین روز پیش با سفر به تهران مقابل سفارت ترکیه دست به تحصن زدند تا جوابی بگیرند.
تاکنون دولت ایران و ترکیه هیچ پاسخی در مورد سرنوشت این شهروندان ندادهاند.
سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت خارجه ایران در کنفرانس خبری دو روز پیش خود از مبادله چندین زندانی با گروههای مسلح سوری خبر داد و گفت این اقدام روز جمعه ٢۶ آبانماه با نظارت ایران و روسیه و توسط هلال احمر سوریه و صلیب سرخ جهانی انجام شد و طی آن از طرفین سوری و معارضه، مجموعا ۱۰ نفر آزاد شدند.
او اما در مورد ٩ پناهجوی کورد دارای مدارک شناسایی ایرانی که ترکیه به گروههای جهادی تحت امرش در سوریه تحویل داد خود را به ناآگاهی زد و در پاسخ به خبرنگاری که سوال کرده بود گفت: موضوعی که مورد اشاره شماست با این جزییاتی که بیان کردید تایید نمیشود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی ٤۲
بابەت: پارادایمی نوێ و خۆڕێکخستن کردنەوەی تەڤگەری ئاپۆیی و رووبەڕووبوونەوەی تەسفییەگەری
✅ بەروار: ١٣ - ٠٥ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ٤۲
بابەت: پارادایمی نوێ و خۆڕێکخستن کردنەوەی تەڤگەری ئاپۆیی و رووبەڕووبوونەوەی تەسفییەگەری
✅ بەروار: ١٣ - ٠٥ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
نوژین بریتان: طلب بینالمللی آزادی اوجالان نشان از جهانی شدن اندیشه رهبر آپو دارد
نوژین بریتان گفت: زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند.
🆔 @GozarDemocratic
نوژین بریتان گفت: زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
نوژین بریتان: طلب بینالمللی آزادی اوجالان نشان از جهانی شدن اندیشه رهبر آپو دارد نوژین بریتان گفت: زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند. 🆔 @GozarDemocratic
نوژین بریتان: طلب بینالمللی آزادی اوجالان نشان از جهانی شدن اندیشه رهبر آپو دارد
نوژین بریتان گفت: زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند.
نوژین بریتان عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان در گفتگویی با برنامه راوین آرینتیوی به سئوالات درباره بی خبری ٩ ماهه از سرنوشت رهبر اوجالان و تلاشهای جهانی برای آزادی وی پاسخ داد. بریتان آزادی رهبر آپو را در گروی آگاهی و آزادی جامعه دانست.
نوژین بریتان در پاسخ به سئوالی در رابطه با درخواستهای بینالمللی برای آزادی رهبر عبدالله اوجالان گفت: طلب آزادی رهبر آپو در عین حال درخواست برای آزادی عموم خلقهای جهان است. تلاشهای بینالمللی در این زمینه از سویی نشان میدهد که اندیشه و افکار رهبر آپو جهانی شده و از سویی نشاندهنده پیشرفت مبارزه خلق کورد و جنبش آزایخواه آن است. فرصت یک ساله نهادهای حقوق بشری به حکومت اشغالگر ترکیه برای آزادی رهبر آپو اگر از نگاه خلقهای تحت ستم باشد، در واقع فرصتی به ترکیه برای بسط دادن حاکمیت خویش است. این رأی در عین حال برای کاهش اعتراضات در این خصوص بوده و نوعی دورویی سازمانهای حقوق بشری را نشان میدهد. اقداماتی که حکومت ترکیه میکند جلوی چشم جهان انجام میشود.
عضو مجلس پژاک در واکنش به این سئوال که مردم روژهلات کوردستان در زمان واقعه ربودن رهبر اوجالان دست به قیام زدند پس چرا اکنون شاهد آن اعتراضات رادیکال نیستیم، گفت: همانطور که اشاره کردم اقشار آگاه اجتماعی، سیاستمداران و فعالین صنفی و مدنی در اعتراضات گوناگون برای آزادی رهبر آپو مشارکت دارند. زنان تا کارگران برای آزادی رهبر آپو کوشش میکنند. اعتراضات سیاسی- مدنی و اقداماتی که در دفاع از حقخواهی انجام میشوند واقعا قوی هستند. رژیم ایران اما با قتل و اعدام و زندان به استقبال اعتراضات میرود و سعی در سرکوب میکند.
وی این اعتراضات را همسوی افکار و اندیشەهای رهبر آپو دانست و افزود این موضعگیریها نشاندهنده سطح اجتماعی مردم شرق کوردستان و ایران بوده و بدون شک بر موضوع آزادی رهبر آپو نیز تأثیرگذارند، چون رهبر آپو می گوید: "آزادی من وابسته به آزادی جامعه است. هرچه جامعه آزادتر باشد، من نیز همانقدر آزاد خواهم بودم زیرا در مقابل برنامههایم برای این اجتماعات به اسارت درآمدهام. برای یک حق شخصی من در این وضع قرار نگرفتهام. بنابراین اگر اهدافم عملی شوند، از لحاظ جسمانی نیز آزاد خواهم شد."
نوژین بریتان با این توضیحات، آزادی جامعه و آزادی رهبر آپو را دو موضوع درهمتنیده عنوان کرد و اعتراض به منزویسازی رهبر آپو در اسارت ترکیه را یک مسئولیت اخلاقی دانست که قبل از همه بر دوش قشر روشنفکر جامعه قرار میگیرد.
نوژین بریتان در مصاحبه خود همچنین به سئوالات درباره وضعیت عمومی زنان بویژه در روژهلات کوردستان و ایران پاسخ داد. وی گفت زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند.
نوژین بریتان در پاسخ به این سئوال که آیا وضعیت عمومی زنان در منطقه و جهان در حال پسرفت است، گفت: "بنظرم سطح مبارزه زنان در عرصههای سیاسی و اجتماعی به مرور زمان در حال پیشرفت و توسعه بوده و دستاوردهای ملموسی داشته است.
وی با بیان نقل قولی از رهبر آپو که گفته بود "هرکجا سرکوب و هجمه باشد میباید مقاومت در همانجا جریان بگیرد"، ادامه داد: به عقیدەی من وضعیت زنان بهتر شده چون زنان در کنارهم و با ایدئولوژی آزادی، مبارزه و مقاومت متحدانهای انجام میدهند. اوضاع زنان موقعی خراب خواهد بود که وضعیت کنونی را بپذیرند. ولی اگر پذیرای وضع فعلی نباشند و جایگزینی از سوی زن برای آن مطرح کنند و برایش بجنگند، نباید شک کرد که آنزمان زنان در شرایط خوبی قرار دارند. زنان برای سرپیچی و امتناع، هزینههای سنگینی پرداخت کردهاند و بسیاری از فعالین زن از جمله در ایران هماکنون در زندانها بسر میبرند.
عضو مجلس پژاک در واکنش به صفت خرابکار که مقامات دولتی ایران به زنان نسبت میدهند، گفت: به راستی زنان از توان واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند. اگر امروزه در میانه این حجم از آشوب و بحران، کنگرهای برای همبستگی کورد و عرب به پیشاهنگی زنان تشکیل میشود، به روشنی میتواند دید که پرچم این مبارزەی چندبعدی علیه اشغالگری و فاشیسم در دست زنان است. اگر نگاهی به وضعیت زنان ایران از جمله مادران آبان، مادران پاک لاله، مادران خاوران و مادران صلح روژهلات کوردستان بیاندازیم خواهیم دید که آنها در کنار دانشجویان، روشنفکران، کارگران و سایر اقشار معترض در برابر نظام سرمایهداری و فاشیستی ایران عصیان کردهاند.
نوژین بریتان گفت: زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند.
نوژین بریتان عضو مجلس حزب حیات آزاد کوردستان در گفتگویی با برنامه راوین آرینتیوی به سئوالات درباره بی خبری ٩ ماهه از سرنوشت رهبر اوجالان و تلاشهای جهانی برای آزادی وی پاسخ داد. بریتان آزادی رهبر آپو را در گروی آگاهی و آزادی جامعه دانست.
نوژین بریتان در پاسخ به سئوالی در رابطه با درخواستهای بینالمللی برای آزادی رهبر عبدالله اوجالان گفت: طلب آزادی رهبر آپو در عین حال درخواست برای آزادی عموم خلقهای جهان است. تلاشهای بینالمللی در این زمینه از سویی نشان میدهد که اندیشه و افکار رهبر آپو جهانی شده و از سویی نشاندهنده پیشرفت مبارزه خلق کورد و جنبش آزایخواه آن است. فرصت یک ساله نهادهای حقوق بشری به حکومت اشغالگر ترکیه برای آزادی رهبر آپو اگر از نگاه خلقهای تحت ستم باشد، در واقع فرصتی به ترکیه برای بسط دادن حاکمیت خویش است. این رأی در عین حال برای کاهش اعتراضات در این خصوص بوده و نوعی دورویی سازمانهای حقوق بشری را نشان میدهد. اقداماتی که حکومت ترکیه میکند جلوی چشم جهان انجام میشود.
عضو مجلس پژاک در واکنش به این سئوال که مردم روژهلات کوردستان در زمان واقعه ربودن رهبر اوجالان دست به قیام زدند پس چرا اکنون شاهد آن اعتراضات رادیکال نیستیم، گفت: همانطور که اشاره کردم اقشار آگاه اجتماعی، سیاستمداران و فعالین صنفی و مدنی در اعتراضات گوناگون برای آزادی رهبر آپو مشارکت دارند. زنان تا کارگران برای آزادی رهبر آپو کوشش میکنند. اعتراضات سیاسی- مدنی و اقداماتی که در دفاع از حقخواهی انجام میشوند واقعا قوی هستند. رژیم ایران اما با قتل و اعدام و زندان به استقبال اعتراضات میرود و سعی در سرکوب میکند.
وی این اعتراضات را همسوی افکار و اندیشەهای رهبر آپو دانست و افزود این موضعگیریها نشاندهنده سطح اجتماعی مردم شرق کوردستان و ایران بوده و بدون شک بر موضوع آزادی رهبر آپو نیز تأثیرگذارند، چون رهبر آپو می گوید: "آزادی من وابسته به آزادی جامعه است. هرچه جامعه آزادتر باشد، من نیز همانقدر آزاد خواهم بودم زیرا در مقابل برنامههایم برای این اجتماعات به اسارت درآمدهام. برای یک حق شخصی من در این وضع قرار نگرفتهام. بنابراین اگر اهدافم عملی شوند، از لحاظ جسمانی نیز آزاد خواهم شد."
نوژین بریتان با این توضیحات، آزادی جامعه و آزادی رهبر آپو را دو موضوع درهمتنیده عنوان کرد و اعتراض به منزویسازی رهبر آپو در اسارت ترکیه را یک مسئولیت اخلاقی دانست که قبل از همه بر دوش قشر روشنفکر جامعه قرار میگیرد.
نوژین بریتان در مصاحبه خود همچنین به سئوالات درباره وضعیت عمومی زنان بویژه در روژهلات کوردستان و ایران پاسخ داد. وی گفت زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند.
نوژین بریتان در پاسخ به این سئوال که آیا وضعیت عمومی زنان در منطقه و جهان در حال پسرفت است، گفت: "بنظرم سطح مبارزه زنان در عرصههای سیاسی و اجتماعی به مرور زمان در حال پیشرفت و توسعه بوده و دستاوردهای ملموسی داشته است.
وی با بیان نقل قولی از رهبر آپو که گفته بود "هرکجا سرکوب و هجمه باشد میباید مقاومت در همانجا جریان بگیرد"، ادامه داد: به عقیدەی من وضعیت زنان بهتر شده چون زنان در کنارهم و با ایدئولوژی آزادی، مبارزه و مقاومت متحدانهای انجام میدهند. اوضاع زنان موقعی خراب خواهد بود که وضعیت کنونی را بپذیرند. ولی اگر پذیرای وضع فعلی نباشند و جایگزینی از سوی زن برای آن مطرح کنند و برایش بجنگند، نباید شک کرد که آنزمان زنان در شرایط خوبی قرار دارند. زنان برای سرپیچی و امتناع، هزینههای سنگینی پرداخت کردهاند و بسیاری از فعالین زن از جمله در ایران هماکنون در زندانها بسر میبرند.
عضو مجلس پژاک در واکنش به صفت خرابکار که مقامات دولتی ایران به زنان نسبت میدهند، گفت: به راستی زنان از توان واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند. اگر امروزه در میانه این حجم از آشوب و بحران، کنگرهای برای همبستگی کورد و عرب به پیشاهنگی زنان تشکیل میشود، به روشنی میتواند دید که پرچم این مبارزەی چندبعدی علیه اشغالگری و فاشیسم در دست زنان است. اگر نگاهی به وضعیت زنان ایران از جمله مادران آبان، مادران پاک لاله، مادران خاوران و مادران صلح روژهلات کوردستان بیاندازیم خواهیم دید که آنها در کنار دانشجویان، روشنفکران، کارگران و سایر اقشار معترض در برابر نظام سرمایهداری و فاشیستی ایران عصیان کردهاند.
گذار دموکراتیک
نوژین بریتان: طلب بینالمللی آزادی اوجالان نشان از جهانی شدن اندیشه رهبر آپو دارد نوژین بریتان گفت: زنان از قدرت واقعی تخریب و سرنگونی حکمرانی و اشغالگری برخوردارند و اصلیترین نیروی انقلاب در ایران به شمار میروند. 🆔 @GozarDemocratic
نوژین بریتان خاطرنشان کرد جامعه در برابر مسائل تعیینکنندە و سرنوشتساز بشری باید دارای موضع بوده، مقاومت کند و متحد باشد. علیه اشغالگری، غارت زیستبوم و جغرافیا میباید بایستد. هر انقلابی هزینهای دارد که مردم باید برای پرداخت آن آماده باشند. انقلاب در روژهلات کوردستان و ایران هم به همین شکل خواهد بود. بنابراین نیاز به تشکلیابی و برنامهریزی و تدارک وجود دارد که در این زمینه، زنان بزرگترین نیروی موجود هستند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی ٤۳
بابەت: قۆناغی چوارەمینی تەڤگەری ئاپۆیی و شەڕی گەلی شۆڕشگێڕی
✅ بەروار: ٢٠ - ٠٥ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ٤۳
بابەت: قۆناغی چوارەمینی تەڤگەری ئاپۆیی و شەڕی گەلی شۆڕشگێڕی
✅ بەروار: ٢٠ - ٠٥ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
زیلان وژین: زنان میتوانند با سازماندهی خویش نظام مردسالار حاکم بر ایران را سرنگون کنند
رئیس مشترک پژاک تدابیر اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی و تمهیدات موقتی را رفتن به راه خطا خواند و تأکید کرد مشكل اصلی خلقهای ایران، نبود دمکراسی است.
زیلان وژین ریاست مشترک حزب حیات آزاد کوردستان در گفتگویی با برنامه "خط سوم" آرینوتی به سئوالات پیشوا زاگرس پاسخ داد. وژین وضعیت رهبر اوجالان، همبستگی خلقهای خاورمیانه و اعتراضات ایران را ارزیابی کرد.
زیلان وژین در واکنش به مهلت یک ساله کمیته وزیران شورای اروپا به دولت ترکیه برای تغییر شرایط عمومی زندانها و بهبود وضعیت رهبر اوجالان گفت: این تصمیم مهم بود، اما با یک تأخیر ٢٣ ساله اخذ شد. ترکیه در کل این مدت با منزویسازی رهبر آپو در امرالی، مشغول سرکوب جامعه و جنگ برای نابودی خلق کورد بود.
رئیس مشترک پژاک اضافه کرد: رهبر آپو در سالهای اسارت در امرالی برای حل مسئله کورد و مسئله خلقهای تحت ستم کوشید. به فکر معضلات اجتماعی و مسئله زن بود. همه اینها در دفاعیات رهبری که به چاپ رسیدند قابل رویت است. رهبری برای یک مسئله شخصی در امرالی نیست. رهبر آپو یک خلق را نمایندگی میکند. راههای چارەیابی مسئله کورد را رهبر آپو در چارچارچوب یک مانیفست در دفاعیاتش به دول ایران، ترکیه، سوریه و عراق گوشزد کرده است. نظام مدرنیتەی سرمایهداری هم آلترناتیو آزادی کوردستان در کنفدرالیسم دمکراتیك خاورمیانه را اقدامی علیه خود میداند، بنابراین به ترکیه در منزویسازی رهبر آپو در امرالی همراهی میكند.
زیلان وژین افزایش منازعات منطقهای را در رابطه با نیاز نظام سلطەی جهانی به بحران آفرینی از طریق جنگ افروزی دانست و ضمن اسفبار خواندن نتیجه مداخلات خارجی مانند مداخله آمریکا در افغانستان و عراق گفت که از نظر پژاك نظامهای دولتگرای سرتاسر جهان همگی دارای یک ساختار مشابه غیر دمکراتیك هستند و در مقابل اراده مردم قرار میگیرند.
وی اتحاد خلقهای منطقه را چارەی کار دانست و با اشاره به همبستگی مردمان کورد، عرب و مسیحیان روژاوا از جمله در غالب فدراسیون شمال و شرق سوریه که یک مدل سیاسی- دفاعی را در کنار هم مدیریت میکنند، گفت این یک الگوی مفید برای سایر نقاط خاورمیانه از جمله شرق کوردستان و ایران است.
زیلان وژین با جلب نظرها به تداوم اعتراضات خیابانی در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری گفت: کشورهایی مانند ایران زمینه مساعدتری برای همبستگی خلقها دارند چون از غنای فرهنگی برخوردار بوده و مردمانش پتانسیل بیشتری برای نزدیکی به یکدیگر دارند.
رئیس مشترک پژاک تدابیر اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی و تمهیدات موقتی را رفتن به راه خطا خواند و تأکید کرد مشكل اصلی خلقهای ایران، نبود دمکراسی است.
وی تقابل فکری جامعه و نظام ایران را مطرح کرد و ضمن رد خودکشی زنان در معرض ذهنیت مردسالار حاکمیت ایران گفت: اگر نیروی آلترناتیوی در ایران وجود داشته باشد زنان هستند. آنها هستند که میتوانند نظام را سرنگون کنند. فقط کافیست مانند مادران آبان، مادران پارک لاله و مادران صلح کوردستان سازمانیافته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
رئیس مشترک پژاک تدابیر اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی و تمهیدات موقتی را رفتن به راه خطا خواند و تأکید کرد مشكل اصلی خلقهای ایران، نبود دمکراسی است.
زیلان وژین ریاست مشترک حزب حیات آزاد کوردستان در گفتگویی با برنامه "خط سوم" آرینوتی به سئوالات پیشوا زاگرس پاسخ داد. وژین وضعیت رهبر اوجالان، همبستگی خلقهای خاورمیانه و اعتراضات ایران را ارزیابی کرد.
زیلان وژین در واکنش به مهلت یک ساله کمیته وزیران شورای اروپا به دولت ترکیه برای تغییر شرایط عمومی زندانها و بهبود وضعیت رهبر اوجالان گفت: این تصمیم مهم بود، اما با یک تأخیر ٢٣ ساله اخذ شد. ترکیه در کل این مدت با منزویسازی رهبر آپو در امرالی، مشغول سرکوب جامعه و جنگ برای نابودی خلق کورد بود.
رئیس مشترک پژاک اضافه کرد: رهبر آپو در سالهای اسارت در امرالی برای حل مسئله کورد و مسئله خلقهای تحت ستم کوشید. به فکر معضلات اجتماعی و مسئله زن بود. همه اینها در دفاعیات رهبری که به چاپ رسیدند قابل رویت است. رهبری برای یک مسئله شخصی در امرالی نیست. رهبر آپو یک خلق را نمایندگی میکند. راههای چارەیابی مسئله کورد را رهبر آپو در چارچارچوب یک مانیفست در دفاعیاتش به دول ایران، ترکیه، سوریه و عراق گوشزد کرده است. نظام مدرنیتەی سرمایهداری هم آلترناتیو آزادی کوردستان در کنفدرالیسم دمکراتیك خاورمیانه را اقدامی علیه خود میداند، بنابراین به ترکیه در منزویسازی رهبر آپو در امرالی همراهی میكند.
زیلان وژین افزایش منازعات منطقهای را در رابطه با نیاز نظام سلطەی جهانی به بحران آفرینی از طریق جنگ افروزی دانست و ضمن اسفبار خواندن نتیجه مداخلات خارجی مانند مداخله آمریکا در افغانستان و عراق گفت که از نظر پژاك نظامهای دولتگرای سرتاسر جهان همگی دارای یک ساختار مشابه غیر دمکراتیك هستند و در مقابل اراده مردم قرار میگیرند.
وی اتحاد خلقهای منطقه را چارەی کار دانست و با اشاره به همبستگی مردمان کورد، عرب و مسیحیان روژاوا از جمله در غالب فدراسیون شمال و شرق سوریه که یک مدل سیاسی- دفاعی را در کنار هم مدیریت میکنند، گفت این یک الگوی مفید برای سایر نقاط خاورمیانه از جمله شرق کوردستان و ایران است.
زیلان وژین با جلب نظرها به تداوم اعتراضات خیابانی در ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری گفت: کشورهایی مانند ایران زمینه مساعدتری برای همبستگی خلقها دارند چون از غنای فرهنگی برخوردار بوده و مردمانش پتانسیل بیشتری برای نزدیکی به یکدیگر دارند.
رئیس مشترک پژاک تدابیر اقتصادی دولت ابراهیم رئیسی و تمهیدات موقتی را رفتن به راه خطا خواند و تأکید کرد مشكل اصلی خلقهای ایران، نبود دمکراسی است.
وی تقابل فکری جامعه و نظام ایران را مطرح کرد و ضمن رد خودکشی زنان در معرض ذهنیت مردسالار حاکمیت ایران گفت: اگر نیروی آلترناتیوی در ایران وجود داشته باشد زنان هستند. آنها هستند که میتوانند نظام را سرنگون کنند. فقط کافیست مانند مادران آبان، مادران پارک لاله و مادران صلح کوردستان سازمانیافته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
معلمان بایستی بجای اعادەی صرف حقوق و دستمز صنفی، بگویند نمیخواهیم به آسیاب آسمیلاسیون دولت ملت ایران در کوردستان آب بریزیم، بگویند ما میخواهیم کودکان کورد و ملت های تحت ستم را با زبان مادریشان و محتوایی منطبق با منافع ملی و اجتماعیشان آموزش دهیم. در میان ملت استعمار گشته معلمین از هرکس بیشتر به استعمارگر کمک میکنند، مگر آنکه به جنس فرزاد کمانگر تبدیل شوند و از قواعد رسمی تمرد جویند. نباید یاد برد ما تحت استعمار هستیم!
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Telegram
Rêga û Rêbaz(راە و روش)
کاناڵێکی پەروەردەییە
سرمایداری با تحریف و صنعتی کردن ۴ عنصر سکس، هنر، ورززش و عرصه مجازی، دور کردن آنها از جوهر طبیعی شان، جهت دست یازی به سود بیشتر و تراکم ثروت و قدرت در انحصار خود، حکومت میکند!
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Telegram
Rêga û Rêbaz(راە و روش)
کاناڵێکی پەروەردەییە
حقوق بشر؛ ارزشی جهانشمول تا ابزار سیاسی
✍ کاروان کارزان
پس از مرگبارترین جنگ جهانی تاریخ بشریت که بیش از ٧٠ میلیون قربانی بر جای گذاشت و بعد از ٣ سال از تاسیس سازمان ملل متحد در تاریخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ در شهر پاریس فرانسه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد.
🆔 @GozarDemocratic
✍ کاروان کارزان
پس از مرگبارترین جنگ جهانی تاریخ بشریت که بیش از ٧٠ میلیون قربانی بر جای گذاشت و بعد از ٣ سال از تاسیس سازمان ملل متحد در تاریخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ در شهر پاریس فرانسه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
حقوق بشر؛ ارزشی جهانشمول تا ابزار سیاسی ✍ کاروان کارزان پس از مرگبارترین جنگ جهانی تاریخ بشریت که بیش از ٧٠ میلیون قربانی بر جای گذاشت و بعد از ٣ سال از تاسیس سازمان ملل متحد در تاریخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ در شهر پاریس فرانسه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی…
حقوق بشر؛ ارزشی جهانشمول تا ابزار سیاسی
✍ کاروان کارزان
پس از مرگبارترین جنگ جهانی تاریخ بشریت که بیش از ٧٠ میلیون قربانی بر جای گذاشت و بعد از ٣ سال از تاسیس سازمان ملل متحد در تاریخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ در شهر پاریس فرانسه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد.
به دنبال تصویب اعلامیهی جهانی حقوق بشر که جنبهی الزامآوری نداشت در سال ١٩٦٦ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق حقوق مدنی و سیاسی در سازمان ملل متحد تصویب و کشورهایی که به این معاهده پیوستند موظف به پایبندی به آن شدند. همچنین کنواسیونهایی چون کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی(ژنوساید)، کنوانسیون بین المللی محو هر نوع تبعیض نژادی، کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم نژادپرستی (آپارتاید)، کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، کنوانسیون حقوق کودک و… در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شدند.
ایران در زمان سلطنت پهلوی میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حقوق اقتصادی و فرهنگی را امضا، در مجلس تصویب کرد. جمهوری اسلامی ایران برخی از کنواسیونهائی همچون کنوانسیون مجازات جنایت کشتار دستهجمعی را تصویب کرده است. اما همچنان به کنوانسیون ضد شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای خشن، غیر انسانی و تحقیر کننده وکنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان نپیوسته است.
٧٠ سال پس از تصویب اعلامیهی جهانی حقوق بشر با هدف برقراری تضمین حقوق و آزادیهای برابر برای همهی انسانها میگذرد اما سازمان دولت – ملتها( سازمان ملل) در دستیابی به این اهداف شکست خورده و خود این ساختار ناکارآمد و فاسد در ادامهی وضعیت بحرانی موجود نقش بسزایی دارد. هر یک از دولتهای عضو سازمان ملل هر یک به شیوهای این تعهدات بینالمللی را زیر پای میگذارند. در کشورهایی با نظامهای دیکتاتوری همچون ایران و ترکیه اعمال سیاستهای غیرانسانی همچنان ادامه دارد و دولتهای غربی هر چند که در داخل مرز کشورهای تحت حاکمیت خود، متعهد به حقوق و آزادی برابر برای همهی شهروندان خود هستند، اما در کشورهای دیگر با دخالتهایی به اصطلاح بشردوستانه در تداوم روند بحرانی موجود سهیم هستند.
در واقع ارزش و اصول حقوق بشری نیز همچون دیگر مفاهیم، قربانی منافع مابین دولت دیکتاتوری منطقه و دولتهای غربی شده است و امروز حقوق بشر نیز نه به عنوان یک اصل بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی دولتها بکار گرفته میشود؛ مثال عینی آن وضعیت موجود عراق است. در زمان دولت دیکتاتوری بعث عراق خلق کورد و گروهای دیگر اتنیکی و مذهبی مورد قتلعام قرار گرفتند و در باشور ما شاهد انفال ١٨٠ هزار شهروند کورد و بمباران شیمایی حلبچه با بمبهای کمپانیهای اروپایی بودیم. عراق در سال ٢٠٠٣ به بهانهی وجود سلاح کشتارهای جمعی، مورد مداخلهی نظامی آمریکا و متحدانش قرار گرفت و آمارهای غیررسمی از قربانی شدن بیش از نیم میلون نفر در این دوره و هزاران مجروح حکایت دارد. پس از گذشت ١٨ سال از مداخلهی نظامی در عراق در همین چند هفتهی گذشته چندین هزار شهروند کورد و عراقی که در نتیجهی شکست این سیاستها در مرزهای بلاروس پشت دروازههای بستهی اتحادیهی اروپا قرار گرفتهاند. اتحادیهی اروپایی که خود را متعهد به موازین جهانی حقوق بشری میداند دروازههای مرزهای خود در فصل زمستان بر روی هزاران شهروندی که در میان آنها صدها کودک دیده میشود را بسته است و روزانه شاهد مرگ این افراد در اثر گرسنگی و سرما هستیم. از آن سوی دیگر ترکیه که دومین ارتش ناتو را دارد در مقابله با گریلاهای آزادی کوردستان از سلاح شیمیایی استفاه میکند و دولتهای اروپایی و آمریکا نظارهگر آن هستند. در ایران نیز که دارای کارنامهی هولناکی از نقض سیستماتیک حقوق بشر است تنها مسالهی برنامه اتمی این دولت در راس گفتوگوها با چهار دولت دیگر جهانی قرار گرفته است.
در واقع دولتهای موجود همچون گروههای مافیایی که هر چند در رقابت و حتی گاها دشمنی خشونتآمیزی با هم هستند اما در مواقع خاص در چارچوب منافع مشترک در کنار هم قرار میگیرند. مسالهی حقوق بشر نیز قربانی این مناسبتها و منافع مشترک آنها شده است. تا زمانی که مکانیزمهای بینالمللی خارج از چارچوب ساختارهای موجود دولتی و نهادهای وابسته به آن تشکیل نشود تضمینی برای اجرای اصول حقوق بشر وجود نخواهد داشت.
در پیوند حقوق بشر با مسالهی حقوق کوردها در چهار بخش کوردستان نیز این مساله نمود عینی پیدا میکند که متاسفانه نظامهای دیکتاتوری حاکم بر کوردستان با درک این مساله که حقوق بشر نه به عنوان یک اصل بیقید و شرط بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی دولتهای دیگر بکار برده میشود به آسانی در جغرافیای کوردستان به نقض سیستماتیک حقوق بشر ادامه میدهند.
✍ کاروان کارزان
پس از مرگبارترین جنگ جهانی تاریخ بشریت که بیش از ٧٠ میلیون قربانی بر جای گذاشت و بعد از ٣ سال از تاسیس سازمان ملل متحد در تاریخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ در شهر پاریس فرانسه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد.
به دنبال تصویب اعلامیهی جهانی حقوق بشر که جنبهی الزامآوری نداشت در سال ١٩٦٦ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق حقوق مدنی و سیاسی در سازمان ملل متحد تصویب و کشورهایی که به این معاهده پیوستند موظف به پایبندی به آن شدند. همچنین کنواسیونهایی چون کنوانسیون منع و مجازات کشتار دسته جمعی(ژنوساید)، کنوانسیون بین المللی محو هر نوع تبعیض نژادی، کنوانسیون بین المللی منع و مجازات جرم نژادپرستی (آپارتاید)، کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی یا تحقیرآمیز، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، کنوانسیون حقوق کودک و… در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شدند.
ایران در زمان سلطنت پهلوی میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، حقوق اقتصادی و فرهنگی را امضا، در مجلس تصویب کرد. جمهوری اسلامی ایران برخی از کنواسیونهائی همچون کنوانسیون مجازات جنایت کشتار دستهجمعی را تصویب کرده است. اما همچنان به کنوانسیون ضد شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای خشن، غیر انسانی و تحقیر کننده وکنوانسیون محو هرگونه تبعیض علیه زنان نپیوسته است.
٧٠ سال پس از تصویب اعلامیهی جهانی حقوق بشر با هدف برقراری تضمین حقوق و آزادیهای برابر برای همهی انسانها میگذرد اما سازمان دولت – ملتها( سازمان ملل) در دستیابی به این اهداف شکست خورده و خود این ساختار ناکارآمد و فاسد در ادامهی وضعیت بحرانی موجود نقش بسزایی دارد. هر یک از دولتهای عضو سازمان ملل هر یک به شیوهای این تعهدات بینالمللی را زیر پای میگذارند. در کشورهایی با نظامهای دیکتاتوری همچون ایران و ترکیه اعمال سیاستهای غیرانسانی همچنان ادامه دارد و دولتهای غربی هر چند که در داخل مرز کشورهای تحت حاکمیت خود، متعهد به حقوق و آزادی برابر برای همهی شهروندان خود هستند، اما در کشورهای دیگر با دخالتهایی به اصطلاح بشردوستانه در تداوم روند بحرانی موجود سهیم هستند.
در واقع ارزش و اصول حقوق بشری نیز همچون دیگر مفاهیم، قربانی منافع مابین دولت دیکتاتوری منطقه و دولتهای غربی شده است و امروز حقوق بشر نیز نه به عنوان یک اصل بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی دولتها بکار گرفته میشود؛ مثال عینی آن وضعیت موجود عراق است. در زمان دولت دیکتاتوری بعث عراق خلق کورد و گروهای دیگر اتنیکی و مذهبی مورد قتلعام قرار گرفتند و در باشور ما شاهد انفال ١٨٠ هزار شهروند کورد و بمباران شیمایی حلبچه با بمبهای کمپانیهای اروپایی بودیم. عراق در سال ٢٠٠٣ به بهانهی وجود سلاح کشتارهای جمعی، مورد مداخلهی نظامی آمریکا و متحدانش قرار گرفت و آمارهای غیررسمی از قربانی شدن بیش از نیم میلون نفر در این دوره و هزاران مجروح حکایت دارد. پس از گذشت ١٨ سال از مداخلهی نظامی در عراق در همین چند هفتهی گذشته چندین هزار شهروند کورد و عراقی که در نتیجهی شکست این سیاستها در مرزهای بلاروس پشت دروازههای بستهی اتحادیهی اروپا قرار گرفتهاند. اتحادیهی اروپایی که خود را متعهد به موازین جهانی حقوق بشری میداند دروازههای مرزهای خود در فصل زمستان بر روی هزاران شهروندی که در میان آنها صدها کودک دیده میشود را بسته است و روزانه شاهد مرگ این افراد در اثر گرسنگی و سرما هستیم. از آن سوی دیگر ترکیه که دومین ارتش ناتو را دارد در مقابله با گریلاهای آزادی کوردستان از سلاح شیمیایی استفاه میکند و دولتهای اروپایی و آمریکا نظارهگر آن هستند. در ایران نیز که دارای کارنامهی هولناکی از نقض سیستماتیک حقوق بشر است تنها مسالهی برنامه اتمی این دولت در راس گفتوگوها با چهار دولت دیگر جهانی قرار گرفته است.
در واقع دولتهای موجود همچون گروههای مافیایی که هر چند در رقابت و حتی گاها دشمنی خشونتآمیزی با هم هستند اما در مواقع خاص در چارچوب منافع مشترک در کنار هم قرار میگیرند. مسالهی حقوق بشر نیز قربانی این مناسبتها و منافع مشترک آنها شده است. تا زمانی که مکانیزمهای بینالمللی خارج از چارچوب ساختارهای موجود دولتی و نهادهای وابسته به آن تشکیل نشود تضمینی برای اجرای اصول حقوق بشر وجود نخواهد داشت.
در پیوند حقوق بشر با مسالهی حقوق کوردها در چهار بخش کوردستان نیز این مساله نمود عینی پیدا میکند که متاسفانه نظامهای دیکتاتوری حاکم بر کوردستان با درک این مساله که حقوق بشر نه به عنوان یک اصل بیقید و شرط بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی از سوی دولتهای دیگر بکار برده میشود به آسانی در جغرافیای کوردستان به نقض سیستماتیک حقوق بشر ادامه میدهند.
گذار دموکراتیک
حقوق بشر؛ ارزشی جهانشمول تا ابزار سیاسی ✍ کاروان کارزان پس از مرگبارترین جنگ جهانی تاریخ بشریت که بیش از ٧٠ میلیون قربانی بر جای گذاشت و بعد از ٣ سال از تاسیس سازمان ملل متحد در تاریخ ١٠ دسامبر ١٩٤٨ در شهر پاریس فرانسه اعلامیه جهانی حقوق بشر در مجمع عمومی…
جاوید رحمان، گزارشگر ویژهی سازمان ملل متحد در امور ایران در سال ٢٠١٩ در گزارش سالانهی خود اعلام کرد که نیمی از زندانیان سیاسی ایران را زندانیان سیاسی کورد تشکیل میدهند. با در نظر گرفتن دستکم ١٠ درصد جمعیت کوردها از کل جمعیت ایران چنین آمار بالای زندانی سیاسی کورد دلیلی مهم بر وضعیت وحشتناک نقض حقوق بشر در شرق کوردستان است.
نگاه مرکزگرا و نبود حساسیت به مسالهی حقوق خلقهای ایران از سوی رسانهها و نهادهای ایرانی و بینالمللی حقوق بشر سبب شده که هزینهی نقض حقوق بشر برای جمهوری اسلامی به نسبت سایر مناطق مرکزی کمتر باشد و این نظام با واکنشهای کمتری روبرو شود. کوردستان نیز به مانند سیاسیترین جامعهی معترض و سازماندهی شده در ایران همواره از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی به عنوان خطر قلمداد شده و شاهد آن هستیم که این جغرافیا به عنوان لابراتواری برای اجرای سیاستهای مربوط به ایجاد فضای رعب و وحشت در سایهی سکوت جامعهی بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد.
فرمان جهاد خمینی در مرداد ١٣٥٨، اعدامهای گستردهی مخالفان سیاسی و شهروندان عادی در اوایل انقلاب، ترور رهبران و اعضای احزاب اپوزیسیون کورد در خارج از ایران توسط نیروهای برون مرزی جمهوری اسلامی ایران و تا امروز که کوردها دارای بیشترین آمار زندانیان سیاسی در ایران هستند در سایهی همین سکوت جامعهی بینالملل و عدم واکنش جامعه در داخل و اپوزسیون ایرانی به دلیل مسالهای به نام تمامیت ارضی ایران و مسالهی حق دفاع مشروع است.
اعلامیهی جهانی حقوق بشر، میثاقها و کنواسیونهایی که برای دفاع از حقوق بشر در سازمان ملل متحد از سوی دولت – ملتهای مختلف تصویب شدند، شاید توانستند پاسخی به آزادیها و حقوق فردی و تا حدی جمعی، برای انسانها فارغ از نژاد، زبان، دین، مذهب، جنسیت شدند. اما اصلی دیگر را نیز پایهگذاری کردند و آن چیزی نبود به جز اینکه همهی این مسایل باید در چارچوب ساختار و نظام موجود دولت لیبرالیستی با مرزهای مشخص صورت بگیرد و هر گونه ساختار آلترناتیوی خارج از آن غیر قابل قبول است. یکی از مسائل مهم دفاع مشروع به عنوان یک حقذاتی است که در کلیهی اسناد حقوق بینالملل به آن اشاره شده است؛ اما این حق را برای هر موجودیت خارج از ساختاری موجود دولتی به عنوان تهدید قلمداد کرده و با استناد بر همین حقوق بینالمللی که در واقع بینالدولی است سرکوب آن را مشروع دانستهاند؛ در واقع بر اساس این دیدگاه هر دولتی در هر کجای این جهان در صورتی که خطری را متوجه امنیت ملی خود بداند حق پاسخگویی و رفع این خطر را دارد اما اگر یک گروه دیگر آلترناتیو این سیستم در دفاع از موجودیت خود اقدام به دفاع مشروع و مقاومت مسلحانه نماید، محکوم به سرکوب و نابودی است.
بر همین اساس درچارچوب حقوق بینالملل، ما در چند دههی اخیر شاهد مداخلات نظامی در کشورهائی همچون افغانستان، عراق و سوریه بودیم که به نام استقرار آزادی و دمکراسی در این کشورها صورت گرفت و مشروع دانسته شد اما خلق کورد که در قرن ٢١ همچنان با خطر انواع ژنوساید روبرو است اگر دست به هر گونه دفاع مشروع بزند از سوی همین دولتها به عنوان «نیروی شورشی و تروریست» قلمداد میشود. در پایان میتوان گفت هر چند اعلامیهی جهانی حقوق بشر، میثاقها و کنوانسیونهای دیگر سازمان ملل متحد دستاوردهای مهمی در تاریخ بشریت هستند اما صرف اتکا بر آن نمی نمیتوان به چارهیابی مسالهی کورد در چهار بخش کوردستان دست یافت.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
نگاه مرکزگرا و نبود حساسیت به مسالهی حقوق خلقهای ایران از سوی رسانهها و نهادهای ایرانی و بینالمللی حقوق بشر سبب شده که هزینهی نقض حقوق بشر برای جمهوری اسلامی به نسبت سایر مناطق مرکزی کمتر باشد و این نظام با واکنشهای کمتری روبرو شود. کوردستان نیز به مانند سیاسیترین جامعهی معترض و سازماندهی شده در ایران همواره از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی به عنوان خطر قلمداد شده و شاهد آن هستیم که این جغرافیا به عنوان لابراتواری برای اجرای سیاستهای مربوط به ایجاد فضای رعب و وحشت در سایهی سکوت جامعهی بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد.
فرمان جهاد خمینی در مرداد ١٣٥٨، اعدامهای گستردهی مخالفان سیاسی و شهروندان عادی در اوایل انقلاب، ترور رهبران و اعضای احزاب اپوزیسیون کورد در خارج از ایران توسط نیروهای برون مرزی جمهوری اسلامی ایران و تا امروز که کوردها دارای بیشترین آمار زندانیان سیاسی در ایران هستند در سایهی همین سکوت جامعهی بینالملل و عدم واکنش جامعه در داخل و اپوزسیون ایرانی به دلیل مسالهای به نام تمامیت ارضی ایران و مسالهی حق دفاع مشروع است.
اعلامیهی جهانی حقوق بشر، میثاقها و کنواسیونهایی که برای دفاع از حقوق بشر در سازمان ملل متحد از سوی دولت – ملتهای مختلف تصویب شدند، شاید توانستند پاسخی به آزادیها و حقوق فردی و تا حدی جمعی، برای انسانها فارغ از نژاد، زبان، دین، مذهب، جنسیت شدند. اما اصلی دیگر را نیز پایهگذاری کردند و آن چیزی نبود به جز اینکه همهی این مسایل باید در چارچوب ساختار و نظام موجود دولت لیبرالیستی با مرزهای مشخص صورت بگیرد و هر گونه ساختار آلترناتیوی خارج از آن غیر قابل قبول است. یکی از مسائل مهم دفاع مشروع به عنوان یک حقذاتی است که در کلیهی اسناد حقوق بینالملل به آن اشاره شده است؛ اما این حق را برای هر موجودیت خارج از ساختاری موجود دولتی به عنوان تهدید قلمداد کرده و با استناد بر همین حقوق بینالمللی که در واقع بینالدولی است سرکوب آن را مشروع دانستهاند؛ در واقع بر اساس این دیدگاه هر دولتی در هر کجای این جهان در صورتی که خطری را متوجه امنیت ملی خود بداند حق پاسخگویی و رفع این خطر را دارد اما اگر یک گروه دیگر آلترناتیو این سیستم در دفاع از موجودیت خود اقدام به دفاع مشروع و مقاومت مسلحانه نماید، محکوم به سرکوب و نابودی است.
بر همین اساس درچارچوب حقوق بینالملل، ما در چند دههی اخیر شاهد مداخلات نظامی در کشورهائی همچون افغانستان، عراق و سوریه بودیم که به نام استقرار آزادی و دمکراسی در این کشورها صورت گرفت و مشروع دانسته شد اما خلق کورد که در قرن ٢١ همچنان با خطر انواع ژنوساید روبرو است اگر دست به هر گونه دفاع مشروع بزند از سوی همین دولتها به عنوان «نیروی شورشی و تروریست» قلمداد میشود. در پایان میتوان گفت هر چند اعلامیهی جهانی حقوق بشر، میثاقها و کنوانسیونهای دیگر سازمان ملل متحد دستاوردهای مهمی در تاریخ بشریت هستند اما صرف اتکا بر آن نمی نمیتوان به چارهیابی مسالهی کورد در چهار بخش کوردستان دست یافت.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بابەت: گەل خاوەنی حەیدەر قوربانی و شەهیدانە-دەوری پارتە سیاسیەکان
ژووری زاگرۆس-کۆنفدڕاڵ
پێنج شەمە 23.12.221
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ژووری زاگرۆس-کۆنفدڕاڵ
پێنج شەمە 23.12.221
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
بابەت: گەل خاوەنی حەیدەر قوربانی و شەهیدانە-دەوری پارتە سیاسیەکان
ژووری زاگرۆس-کۆنفدڕاڵ
پێنج شەمە 23.12.221
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ژووری زاگرۆس-کۆنفدڕاڵ
پێنج شەمە 23.12.221
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
گذار دموکراتیک
تحمیل “سعادت” بە حکم انقلاب فرهنگی ✍ گوران شاهو 🆔 @GozarDemocratic
تحمیل “سعادت” بە حکم انقلاب فرهنگی
✍ گوران شاهو
علی اکبر داور از مؤثرترین شخصیتهای دولت مدرن در ایران و پایە گذار «دادگستری» نوین در دولت برآمدە از استبداد رضاخانی در مورد آزادی و توسعەی جامعەی ایران در جایی میگوید: « ایرانی جماعت چە میداند آزادی یعنی چە. جماعتی کە از رمال و فالگیر دیدن سرنوشت خود را طلب کند و بە جن گیری و تمسک جستن بە دعا و اوراد روی آورد، نمیتوان انتظار پیشرفت و سعادت را داشت. پس بە این جماعت بایستی سعادت را بە زور تحمیل کرد». در واقع این سخن دل «داور» بە تنهایی نیست. بلکە ذهنیت و شیوەای از اندیشیدن است کە هموارە و بە درازای تاریخ از سوی طبقات صاحب قدرت بر جامعەای کە فاقد قدرت تشخیص خیر از شر و اصولا بیشعور و نابالغ انگاشتە شدە، اعمال گشتەاند.
اگر بە مقولەی انقلاب فرهنگی در سالهای آغازین دهەی شصت در ایران تحت سیطرەی اسلامگراها توجە کنیم و آنرا با اقدامات رضاخان جهت متحول کردن جامعەی ایران در سالهای اعمال قدرتش در اوایل قرن قیاس کنیم، متوجە خواهیم شد کە از لحاظ ماهوی هر دو از یک سنخ هستند. تنها با این تفاوت کە رضاخان آن میزان سواد نداشت تا اوامر خود را «انقلاب فرهنگی» بنامد. آنچە حداقل در این دو نمونەی معاصر میتوان ارزیابی کرد، این مسألە میباشد کە آنچە در جامعەای نظیر ایران بە وقوع پیوستە، همانا عدم دخالت خود جامعە در تشخیص و تنظیم نیازمندیهای خود است. اگر نگاهی گذرا بە تاریخ جوامعی استبدادزدە همچون ایران بیندازیم، خواهیم دید کە این وضعیت، قاعدەای لاتغییر در روابط مابین حاکمان و جامعە بودە است. روابطی مبتنی بر مشاهدەگر و مشاهدە شوندە. کە آن نیز خود محصول ساختار قدرت و شیوەهای کسب آن و همچنین بە دست آوردن مشروعیت است. بدین معنی کە بە میزانی کە حکومتها از برآوردن نیازها و تأمین رفاە جامعە از لحاظ مادی و اخلاقی ناکارآمد و ناتوان باشند، بە همان میزان در مسائل عقیدتی و اخروی جامعە کە جنبەای عینی و روزانە نداشتە و بیشتر بە حوالە کردن شبیەتر است بە خبرەگی و پیچیدەگی میرسند. و یا گاە و بیگاە فرارهای بە عقب و نوستالوژیک و یا بە جلو آرمانشهری را استادانە طرح و اجرا میکنند. برای نمونە در فواید صلوات میتوانند کتابها و مقالات بیشماری تهیە کنند، و یا با ساختن» تونل زمان» بیخانمانترین اشخاص را در وضعیتی قرار دهند کە خود را کوروش «بزرگ» بداند، اما در مورد بدیهیترین نیازهای بقای جامعە الکندند.
اما تازە قضیە از اینجا بە بعد است کە بیخ پیدا میکند. حاکم و حکومتی کە تنها بر اساس منطق قلع و قمع و اعمال زور عریان بە قدرت رسیدە و از درک و چارەیابی پیچیدگیهای حیات زندە و پویای اجتماعی بە دور است، هموارە سادەترین راە را بهترین راە میداند. اما این سادەترین راە کدام است؟ از نظر این حکام سادەترین و در عین حال بهترین راە تداوم وضعیت موجود، همانا منجمد کردن و توقف زمان است. اما از آنجا کە مفهوم زمان تنها با آفرینش است کە معنا مییابد، خود این انجماد چگونە اتفاق میافتد؟ این انجماد و توقف در زمان تنها میتواند با انجماد تفکر و اندیشە صورت پذیرد. در اینجاست کە « اندیشە» و « تفکر « کە هموارە فعالیت و تلاشی ذهنی برای آفرینشگری است جای خود را بە « بینش « کە مفهومی دینی است خواهد داد. بینش، یعنی همان در مسیر صحیح احکام شرع گام برداشتن است و هیچ نوع بدعتی را برنتافتن است. و تفکر، یعنی همان توان فرا رفتن از قالبهای ذهنی و از بیرون بە آنها نگریستن و بە داوری نشستن و مورد سنجش قرار دادن آنهاست.
آرامش دوستدار از جملەی منتقدین سرسخت فرهنگ ایرانی، این وضعیت را اصولا بە شیوەی حیات مبتنی بر فرهنگ دینی مربوط دانستە کە جایی برای تعقل و تفکر در آن نیست و راە نجاتی را هم از این فضای ذهنی متصور نیست. هر چند در مواردی شاید محق باشد. اما نمیتوان و نبایست این وضعیت را بە تمامی ابعاد حیات و فرهنگ تعمیم داد و یا بە تسلیمیت بە آن تن در داد. چرا کە اولا پذیرش این « امتناع تفکر» در فرهنگ دینی، خود ریشە در همان « بینشی» دارد کە خود دوستدار بە آن معترض است. و دوما مگر خود دوستدار از این فرهنگ دینی تغذیە نکردە است و یا شاید خود و هم فکرانش را استثناهایی تکرارناپذیر میداند. در واقع عدم آفرینشگری در حوزەی تفکر بیشتر از سر کاهلی و راحتطلبی ذهنی افراد جامعە است تا خود ساختار دین. چرا کە جوامعی کە توانستەاند این معضلات را بە نوعی چارەیابی کنند نیز کم از فرهنگ دینی تأثیر نپذیرفتەاند. آنچە از نظر این دست از منتقدین دورماندە و یا حداقل مورد واکاوی جدی قرار نگرفتە، ساختار و روابط قدرت است کە هموارە نقشی بنیادین در چگونگی تعیین مسیر آگاهی و معرفت داشتەاند. مگر نە اینکە هموارە تعدادی از علمای دینی پیوندی مستحکم با دربار سلاطین و شاهان داشتە و در خدمت آنان فتاوا صادر کردەاند.
✍ گوران شاهو
علی اکبر داور از مؤثرترین شخصیتهای دولت مدرن در ایران و پایە گذار «دادگستری» نوین در دولت برآمدە از استبداد رضاخانی در مورد آزادی و توسعەی جامعەی ایران در جایی میگوید: « ایرانی جماعت چە میداند آزادی یعنی چە. جماعتی کە از رمال و فالگیر دیدن سرنوشت خود را طلب کند و بە جن گیری و تمسک جستن بە دعا و اوراد روی آورد، نمیتوان انتظار پیشرفت و سعادت را داشت. پس بە این جماعت بایستی سعادت را بە زور تحمیل کرد». در واقع این سخن دل «داور» بە تنهایی نیست. بلکە ذهنیت و شیوەای از اندیشیدن است کە هموارە و بە درازای تاریخ از سوی طبقات صاحب قدرت بر جامعەای کە فاقد قدرت تشخیص خیر از شر و اصولا بیشعور و نابالغ انگاشتە شدە، اعمال گشتەاند.
اگر بە مقولەی انقلاب فرهنگی در سالهای آغازین دهەی شصت در ایران تحت سیطرەی اسلامگراها توجە کنیم و آنرا با اقدامات رضاخان جهت متحول کردن جامعەی ایران در سالهای اعمال قدرتش در اوایل قرن قیاس کنیم، متوجە خواهیم شد کە از لحاظ ماهوی هر دو از یک سنخ هستند. تنها با این تفاوت کە رضاخان آن میزان سواد نداشت تا اوامر خود را «انقلاب فرهنگی» بنامد. آنچە حداقل در این دو نمونەی معاصر میتوان ارزیابی کرد، این مسألە میباشد کە آنچە در جامعەای نظیر ایران بە وقوع پیوستە، همانا عدم دخالت خود جامعە در تشخیص و تنظیم نیازمندیهای خود است. اگر نگاهی گذرا بە تاریخ جوامعی استبدادزدە همچون ایران بیندازیم، خواهیم دید کە این وضعیت، قاعدەای لاتغییر در روابط مابین حاکمان و جامعە بودە است. روابطی مبتنی بر مشاهدەگر و مشاهدە شوندە. کە آن نیز خود محصول ساختار قدرت و شیوەهای کسب آن و همچنین بە دست آوردن مشروعیت است. بدین معنی کە بە میزانی کە حکومتها از برآوردن نیازها و تأمین رفاە جامعە از لحاظ مادی و اخلاقی ناکارآمد و ناتوان باشند، بە همان میزان در مسائل عقیدتی و اخروی جامعە کە جنبەای عینی و روزانە نداشتە و بیشتر بە حوالە کردن شبیەتر است بە خبرەگی و پیچیدەگی میرسند. و یا گاە و بیگاە فرارهای بە عقب و نوستالوژیک و یا بە جلو آرمانشهری را استادانە طرح و اجرا میکنند. برای نمونە در فواید صلوات میتوانند کتابها و مقالات بیشماری تهیە کنند، و یا با ساختن» تونل زمان» بیخانمانترین اشخاص را در وضعیتی قرار دهند کە خود را کوروش «بزرگ» بداند، اما در مورد بدیهیترین نیازهای بقای جامعە الکندند.
اما تازە قضیە از اینجا بە بعد است کە بیخ پیدا میکند. حاکم و حکومتی کە تنها بر اساس منطق قلع و قمع و اعمال زور عریان بە قدرت رسیدە و از درک و چارەیابی پیچیدگیهای حیات زندە و پویای اجتماعی بە دور است، هموارە سادەترین راە را بهترین راە میداند. اما این سادەترین راە کدام است؟ از نظر این حکام سادەترین و در عین حال بهترین راە تداوم وضعیت موجود، همانا منجمد کردن و توقف زمان است. اما از آنجا کە مفهوم زمان تنها با آفرینش است کە معنا مییابد، خود این انجماد چگونە اتفاق میافتد؟ این انجماد و توقف در زمان تنها میتواند با انجماد تفکر و اندیشە صورت پذیرد. در اینجاست کە « اندیشە» و « تفکر « کە هموارە فعالیت و تلاشی ذهنی برای آفرینشگری است جای خود را بە « بینش « کە مفهومی دینی است خواهد داد. بینش، یعنی همان در مسیر صحیح احکام شرع گام برداشتن است و هیچ نوع بدعتی را برنتافتن است. و تفکر، یعنی همان توان فرا رفتن از قالبهای ذهنی و از بیرون بە آنها نگریستن و بە داوری نشستن و مورد سنجش قرار دادن آنهاست.
آرامش دوستدار از جملەی منتقدین سرسخت فرهنگ ایرانی، این وضعیت را اصولا بە شیوەی حیات مبتنی بر فرهنگ دینی مربوط دانستە کە جایی برای تعقل و تفکر در آن نیست و راە نجاتی را هم از این فضای ذهنی متصور نیست. هر چند در مواردی شاید محق باشد. اما نمیتوان و نبایست این وضعیت را بە تمامی ابعاد حیات و فرهنگ تعمیم داد و یا بە تسلیمیت بە آن تن در داد. چرا کە اولا پذیرش این « امتناع تفکر» در فرهنگ دینی، خود ریشە در همان « بینشی» دارد کە خود دوستدار بە آن معترض است. و دوما مگر خود دوستدار از این فرهنگ دینی تغذیە نکردە است و یا شاید خود و هم فکرانش را استثناهایی تکرارناپذیر میداند. در واقع عدم آفرینشگری در حوزەی تفکر بیشتر از سر کاهلی و راحتطلبی ذهنی افراد جامعە است تا خود ساختار دین. چرا کە جوامعی کە توانستەاند این معضلات را بە نوعی چارەیابی کنند نیز کم از فرهنگ دینی تأثیر نپذیرفتەاند. آنچە از نظر این دست از منتقدین دورماندە و یا حداقل مورد واکاوی جدی قرار نگرفتە، ساختار و روابط قدرت است کە هموارە نقشی بنیادین در چگونگی تعیین مسیر آگاهی و معرفت داشتەاند. مگر نە اینکە هموارە تعدادی از علمای دینی پیوندی مستحکم با دربار سلاطین و شاهان داشتە و در خدمت آنان فتاوا صادر کردەاند.
گذار دموکراتیک
تحمیل “سعادت” بە حکم انقلاب فرهنگی ✍ گوران شاهو 🆔 @GozarDemocratic
در جریان انقلاب فرهنگی کە در ایران بعد از انقلاب ٥٧ و در دو مرحلە بە اجرا درآمد و انتظار آن است کە تداوم نیز داشتە باشد، ضربە زدن بە مسیر تفکر و اندیشە، بە ویژە در علوم انسانی نقطەی عزیمت آن است. حکومت مذهبی سوار شدە بر انقلاب، ناتوان از درک روح زمانە و پیچیدگیهای آن، با مستمسک قرار دادن مبارزە با غربگرایی با هدف تعطیل کردن تفکر و اندیشە بە پاکسازیهای گستردە در حوزەی علوم انسانی و عقلی روی آورد تا بە حفظ و تحکیم قدرت کە تنها مسألەی دارای اهمیت از نظر آن میباشد بپردازد. چرا کە توسعەی علوم انسانی و عقلی کە بە ارتقای سطح آگاهی عمومی یاری میرساند، خود موجبات ارتقای سطح مطالبات و پیامد ناگزیر آن، ناچار بە پاسخگو کردن حکومتها میباشد. حکومتهایی کە بر پایەی نظام چپاول و با خونریزیهای هولناک کە فرم و محتوای اکثر قریب بە اتفاق حکومتهای تاریخ را شکل دادەاند، نقشی اساسی در رشد نیافتگی جوامع دارند. این نوع از حکومتها کە غالبا تئوکراتیک و یا ملهم از آن هستند از آنجا کە خود را خلیفةاللە بر روی زمین دانستە و مرجع مشروعیتبخشی را نیز الوهی کردەاند، با فریبکاریهای گستردە در انحراف شعور عمومی، تنها خود را بە خدا کە تنها مرجع مشروعیتبخشی بە آنان است پاسخگو میدانند. این ویژگی تنها مختص نظام ولی فقیه نیست، بلکە حتی شخصی غربگرا همچون محمد رضا پهلوی نیز داعیەی آنرا داشت کە بە صورت مستقیم با خدا در ارتباط بودە و برگزیدەی اوست. بنابراین جهت اشاعەی این نوع « بینش « تلاش وافری را در راستای بە تعطیلی کشاندن حوزەی فکر و اندیشە انجام میدهند. هدف از این تلاش همگونسازی جامعە در شیوەی دیدن جهان و مافیە آن با بینش حاکمان است. بە این منظور و با علم بە این مسألە کە سلطەی بیشتر و با ثباتتر تنها از راە سلطەی بر اذهان امکانپذیر است. انقلاب فرهنگی در سالهای آغازین دهەی شصت و پیوند نامتجانس حوزە و دانشگاە کە از اهداف اساسی انقلابیون «فرنگیکار» بود بدان صورت قابل درکتر میگردد. اختە شدن نظام دانشگاهی در ایران و بە ویژە رشتەهای علوم انسانی، مخصوصا بعد از ماجرای کوی دانشگاە تهران در سال ١٣٧٨ در بە چالش کشاندن قدرت سیاسی پیامدهای این انقلاب فرهنگی را بە روشنی نمایان میکند.
بە تعطیلی کشاندن حوزەی علوم انسانی و اندیشە البتە تنها بە حکومتهای اسلامی و پهلوی اول و دوم در ایران محدود نمیباشد. این موضوع آنچنان مسبوق بە سابقە بودە کە اشخاصی همچون دوستدار را بە نتیجەگیریهای افراطیای همچون امتناع تفکر در فرهنگ دینی رساندە است. جهت درک بیشتر این مسألە بە یکی دو مرحلەی تاریخی در تحولات فرهنگی – اجتماعی در ایران اشارەای گذرا خواهیم کرد.
ترجمە، شرح و حاشیە نویسیهای فراوانی کە پیرامون کتاب « اخلاق نیکوماخوس» ارسطو کە توسط اندیشمندان اسلامی از قرن سوم هجری بە بعد بە رشتەی تحریر درآمدەاند، خط سیر اندیشە در این حوزە را تا بە امروز در جوامع اسلامی شکل دادە است. اما جالب اینجاست کە مابقی آثار مهم او و سایر فلاسفە کە پیرامون سیاست، هنر و زیباییشناسی نگاشتە شدەاند بە صورتی کاملا عامدانە نادیدە گرفتە شدەاند. شاید وابستگی اندیشمندان اسلامی بە دربار سلاطین و خلفا بتواند این نادیدەگیری عامدانە را برایمان توجیە کند. عدم توجە و بە عبارت دقیقتر سانسور آگاهانەی آثار مربوط بە حوزەی سیاست و مشارکت عمومی در این عرصەی حیات اجتماعی را میتوان تلاشی در راستای امتناع تفکر و ممانعت از توسعەی اجتماعی ارزیابی کرد. چرا کە توسعەی اجتماعی امری فرهنگی است کە نە بە ضرب دگنک رضاخان و کشف حجاب و نە با پارە کردن شلوار جین توسط کمیتەچیهای انقلابی قابل دسترس است. بلکە فرهنگ مقولەای پروسەای بودە و تنها در مدت زمانهای ساختارین و از راە تضادهای درونی و بیرونی و بە شیوەای دیالکتیکی فرم ذهنیتی جامعەای را شکل و تحولاتی را بە همراە میآورد. این مهم از راە تکوین و تطور افکار و اندیشەها و در معرض نقد و سنجش مداوم قرار گرفتن است کە بە تحولات اجتماعی یاری میرساند.
ویژگی قابل توجە در تحولات اجتماعی ایران و جوامع هم سنخ آن، واکنشی بودن کاراکتر این تحولات اجتماعی و فرهنگی است کە بە نوبەی خود بە شدت متأثر از تحولات سیاسی و ژئوپولتیک منطقە و جهان میباشد. بدین معنی کە بیش از آنکە محصول جدالهای فکری و تضادهای ذهنی و درونی آن فرهنگ همگام با نیازهای دگردیسی پذیرفتەی اجتماعی دگرگون یافتە باشد، محصول شرایط سیاسی، شرایط بینالمللی، گسترش مدرنیتە، کولونیالیسم و فاکتورهای بیرونی است کە دگرگونیها را تحمیل میکنند. چندان اغراقآمیز نخواهد بود اگر بگوئیم جوامعی نظیر ایران بە صورت امروزی آن، محصول نظام امپریالیسم سرمایەسالار هستند.
بە تعطیلی کشاندن حوزەی علوم انسانی و اندیشە البتە تنها بە حکومتهای اسلامی و پهلوی اول و دوم در ایران محدود نمیباشد. این موضوع آنچنان مسبوق بە سابقە بودە کە اشخاصی همچون دوستدار را بە نتیجەگیریهای افراطیای همچون امتناع تفکر در فرهنگ دینی رساندە است. جهت درک بیشتر این مسألە بە یکی دو مرحلەی تاریخی در تحولات فرهنگی – اجتماعی در ایران اشارەای گذرا خواهیم کرد.
ترجمە، شرح و حاشیە نویسیهای فراوانی کە پیرامون کتاب « اخلاق نیکوماخوس» ارسطو کە توسط اندیشمندان اسلامی از قرن سوم هجری بە بعد بە رشتەی تحریر درآمدەاند، خط سیر اندیشە در این حوزە را تا بە امروز در جوامع اسلامی شکل دادە است. اما جالب اینجاست کە مابقی آثار مهم او و سایر فلاسفە کە پیرامون سیاست، هنر و زیباییشناسی نگاشتە شدەاند بە صورتی کاملا عامدانە نادیدە گرفتە شدەاند. شاید وابستگی اندیشمندان اسلامی بە دربار سلاطین و خلفا بتواند این نادیدەگیری عامدانە را برایمان توجیە کند. عدم توجە و بە عبارت دقیقتر سانسور آگاهانەی آثار مربوط بە حوزەی سیاست و مشارکت عمومی در این عرصەی حیات اجتماعی را میتوان تلاشی در راستای امتناع تفکر و ممانعت از توسعەی اجتماعی ارزیابی کرد. چرا کە توسعەی اجتماعی امری فرهنگی است کە نە بە ضرب دگنک رضاخان و کشف حجاب و نە با پارە کردن شلوار جین توسط کمیتەچیهای انقلابی قابل دسترس است. بلکە فرهنگ مقولەای پروسەای بودە و تنها در مدت زمانهای ساختارین و از راە تضادهای درونی و بیرونی و بە شیوەای دیالکتیکی فرم ذهنیتی جامعەای را شکل و تحولاتی را بە همراە میآورد. این مهم از راە تکوین و تطور افکار و اندیشەها و در معرض نقد و سنجش مداوم قرار گرفتن است کە بە تحولات اجتماعی یاری میرساند.
ویژگی قابل توجە در تحولات اجتماعی ایران و جوامع هم سنخ آن، واکنشی بودن کاراکتر این تحولات اجتماعی و فرهنگی است کە بە نوبەی خود بە شدت متأثر از تحولات سیاسی و ژئوپولتیک منطقە و جهان میباشد. بدین معنی کە بیش از آنکە محصول جدالهای فکری و تضادهای ذهنی و درونی آن فرهنگ همگام با نیازهای دگردیسی پذیرفتەی اجتماعی دگرگون یافتە باشد، محصول شرایط سیاسی، شرایط بینالمللی، گسترش مدرنیتە، کولونیالیسم و فاکتورهای بیرونی است کە دگرگونیها را تحمیل میکنند. چندان اغراقآمیز نخواهد بود اگر بگوئیم جوامعی نظیر ایران بە صورت امروزی آن، محصول نظام امپریالیسم سرمایەسالار هستند.
گذار دموکراتیک
تحمیل “سعادت” بە حکم انقلاب فرهنگی ✍ گوران شاهو 🆔 @GozarDemocratic
نگاهی کوتاە بە روند مدرنیزاسیون در ایران کە از جنگهای ایران – روس در قرن نوزده میلادی وارد مرحلەای تازە گشت و با انقلاب مشروطە بە نقطەی بیبازگشت خود رسید صحت مدعا را نشان میدهد. البتە لازم بە یادآوری است کە این روند رو بە رشد « مدرنیزاسیون « در ایران تنها با اهداف تکنولوژیک و صنعتی و آنهم جهت رفع نیاز طبقەی حاکم بە تقویت و تثبیت موقعیت سیاسی خود آغاز گشت. غافل از اینکە تبعاتی ذهنیتی و فرهنگی را نیز با خود بە همراە خواهد آورد. تأسیس دارالفنون در دوران قاجار و توسط امیرکبیر کە آن همە بە شیوەای اغراقآمیز ناجی ملت ایران خواندە شدە، توسعەی بیش از حد جنگافزارها و ارتش در دوران پهلوی اول و دوم کە پدر ناسیونالیسم ایرانی خواندە میشوند و همچنین اصرار لجوجانە بر گسترش برنامەی اتمی و بە هر قیمتی توسط «رهبر» روحانی امت ایران نشانەهای این نیاز رو بە رشد هستند. اما طنز تلخ تاریخ واقعیاتی دگرگون را بیانگرند. عدم توجە بە توسعەی انسانی و ارتقای سطح آگاهی اجتماعی و ممانعت از مشارکت سیاسی و پیشبرد دموکراسی کە شاخص و معیار توسعەی اجتماعی ارزیابی میگردد، نقطەی هزیمت حکومتهای مورد اشارە میباشند. در واقع آنچە سبب فروپاشی آنها گردیدە و حکومت اسلامی در ایران را نیز بە ورشکستگی همە جانبە کشاندە، همان عدم توسعەی اجتماعی و یا بە عبارتی بهتر توسعەی نامتوازن است. کە این توسعەی نامتوازن سبب ایجاد شکاف عمیق مابین جامعە با مدیریت آن گشتە است. دقیقا همان موردی کە حکومتگران اسلامی نیز با درس نگرفتن از تاریخ بە تداوم این عدم توازن میپردازد کە نهایتا بە فروپاشی خود حکومت منجر خواهد شد. شاید بتوان این دیدگاە را کە جامعەی توسعە نیافتە را آسانتر میتوان تحت انقیاد قرار داد از آنجا نشأت یافتە دانست کە حاکمان هموارە از زمرەی راهزناند و منافع روزانەی خود را کە از راە تاراج بە دست میآورند را بە منافع بلند مدت جامعە ترجیح دادەاند. این مورد خود از نشانەهای عدم تعلق طبقەی حاکم بە جامعەی تحت سیطرەاش بودە و در اینجا بە یک نوع بیگانگی و تجاوزگری بر میخوریم. بیجا نیست کە این نوع از سلطەگری هموارە از سوی جنبش آزادی خواهی بە عنوان اشغالگری مورد خطاب قرار گرفتە است.
انقلاب فرهنگی توسط حکومت اسلامی تلاشی در راستای سرکوب و بە حاشیە بردن جامعە از مسیر تکوین اجتماعی بود. امری کە گویا اولین آنرا ناکافی دانستە باشند، بە دومین آن و اینبار در همەی سطوح و سنین پرداختەاند. غافل از اینکە وضعیت بحرانی کنونی نظام کە بە سطح ساختارین رسیدە، خود ماحصل نگاەهای ایدئولوژیکی بودە کە جامعەای «ارزشی» و نە لزوما اخلاقی را موجب گشتە است. جامعەای کە بە اذعان کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی بە ورطەی سقوط اخلاقی افتادە است. سیل مهاجرت و بە عبارت بهتر فرار از کشور، سقوط اخلاقی جامعە، پدیدار گشتن انواع انحرافات جنسی و صد البتە رواج دیوانەوار فرهنگ دروغ و تملق کە از نشانەهای احساس ترس و ناامنی افراد یک جامعە است همگی نتایج جامعەی ارزشیای هستند کە بایستی بە توفیق زوری و بهشت اجباری تن دردهند.
از سطور بالا میتوان نتیجە گرفت کە راە رسیدن جامعەای بە سعادت و کامرانی نە از انقلاب فرهنگی حکومت اسلامی و ایجاد جامعەای ارزشی و نە از مدرنیزاسیون پهلویها و غربی شدن فرهنگ جامعە طی خواهد شد. چرا کە تحولی کە خود جامعە در آن نقش نپذیرفتە باشد و از راە آزمون و خطا در راە تکوین آن گام برنداشتە باشد، بە دلیل اینکە از سوی افراد آن جامعە درونی نگشتە و نسبت بە تحمیل سعادت واکنش نشان میدهند، شانس اینکە بە شیوەی حیات اجتماعی تبدیل گردد را از دست دادە است. لذا امری کە بە شیوەی حیات بدل نگشتە باشد و هموارە بە صورتی آمرانە و از بالا تحمیل گردد، لاجرم پس زدە خواهد شد و یا در بهترین حالت همچون مسألەی حجاب اجباری در ایران دژنرە خواهد شد. نمونەی ٤٣ سال حکومت اسلامگراها بر جوامع ایران و اصرار بر جامعەی ارزشی خود بە حد کافی آموزندە است. در واقع آنچە موجبات این گسست جامعە از طبقات حاکم را فراهم میکند، از سویی همین نگاە ابزاری و از بالا بە جامعە است کە افراد و جوامع را همچون موجوداتی بی ادراک انگاشتە و حق طبیعی خود دانستە کە در جزئیترین مسائل زندگی افراد دخول نماید. از سوی دیگر نیز عدم تطابق خواست و منافع جامعە با حکومتگران است کە موجب تعمیق این شکاف میگردد. این شکاف هنگامی عمیقتر میگردد کە دستەای قدرتطلب بە صورت شرکتهای با سهامی خاص و انحصاری بخواهند « ارزش» ها و دیدگاەهای خود را بە هر وسیلەی ممکن و از جملە با انقلاب فرهنگی بر افراد و جوامع تحمیل کنند.
انقلاب فرهنگی توسط حکومت اسلامی تلاشی در راستای سرکوب و بە حاشیە بردن جامعە از مسیر تکوین اجتماعی بود. امری کە گویا اولین آنرا ناکافی دانستە باشند، بە دومین آن و اینبار در همەی سطوح و سنین پرداختەاند. غافل از اینکە وضعیت بحرانی کنونی نظام کە بە سطح ساختارین رسیدە، خود ماحصل نگاەهای ایدئولوژیکی بودە کە جامعەای «ارزشی» و نە لزوما اخلاقی را موجب گشتە است. جامعەای کە بە اذعان کارشناسان علوم اجتماعی و روانشناسی بە ورطەی سقوط اخلاقی افتادە است. سیل مهاجرت و بە عبارت بهتر فرار از کشور، سقوط اخلاقی جامعە، پدیدار گشتن انواع انحرافات جنسی و صد البتە رواج دیوانەوار فرهنگ دروغ و تملق کە از نشانەهای احساس ترس و ناامنی افراد یک جامعە است همگی نتایج جامعەی ارزشیای هستند کە بایستی بە توفیق زوری و بهشت اجباری تن دردهند.
از سطور بالا میتوان نتیجە گرفت کە راە رسیدن جامعەای بە سعادت و کامرانی نە از انقلاب فرهنگی حکومت اسلامی و ایجاد جامعەای ارزشی و نە از مدرنیزاسیون پهلویها و غربی شدن فرهنگ جامعە طی خواهد شد. چرا کە تحولی کە خود جامعە در آن نقش نپذیرفتە باشد و از راە آزمون و خطا در راە تکوین آن گام برنداشتە باشد، بە دلیل اینکە از سوی افراد آن جامعە درونی نگشتە و نسبت بە تحمیل سعادت واکنش نشان میدهند، شانس اینکە بە شیوەی حیات اجتماعی تبدیل گردد را از دست دادە است. لذا امری کە بە شیوەی حیات بدل نگشتە باشد و هموارە بە صورتی آمرانە و از بالا تحمیل گردد، لاجرم پس زدە خواهد شد و یا در بهترین حالت همچون مسألەی حجاب اجباری در ایران دژنرە خواهد شد. نمونەی ٤٣ سال حکومت اسلامگراها بر جوامع ایران و اصرار بر جامعەی ارزشی خود بە حد کافی آموزندە است. در واقع آنچە موجبات این گسست جامعە از طبقات حاکم را فراهم میکند، از سویی همین نگاە ابزاری و از بالا بە جامعە است کە افراد و جوامع را همچون موجوداتی بی ادراک انگاشتە و حق طبیعی خود دانستە کە در جزئیترین مسائل زندگی افراد دخول نماید. از سوی دیگر نیز عدم تطابق خواست و منافع جامعە با حکومتگران است کە موجب تعمیق این شکاف میگردد. این شکاف هنگامی عمیقتر میگردد کە دستەای قدرتطلب بە صورت شرکتهای با سهامی خاص و انحصاری بخواهند « ارزش» ها و دیدگاەهای خود را بە هر وسیلەی ممکن و از جملە با انقلاب فرهنگی بر افراد و جوامع تحمیل کنند.
گذار دموکراتیک
تحمیل “سعادت” بە حکم انقلاب فرهنگی ✍ گوران شاهو 🆔 @GozarDemocratic
شاید زمانی بتوان بر این معضل چیرە گشت و شکافها را پر کرد و بە تطابق خواستها و منافع رسید کە جامعەای مبتنی بر اخلاق و سیاست را برساخت. سیاست از آن لحاظ کە مشارکتی همگانی و روزانە و روزآمد را در تمامی عرصەهای حیات اجتماعی شاهد بود. «اخلاقی» و نە ارزشی از ان لحاظ کە جامعە بنا بر نیازمندیهای خود و هماهنگ با روح زمان و نظام معرفتی آن عصری کە در آن بە سر میبرد بە تنظیم و ساماندهی روابط اجتماعی خود پرداختە و از این رهگذر آزادی خود کە همانا آفرینشگری است را در آغوش بگیرد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic