اعدام رفیق عگید اثباتگر درماندگی و شکست نظام فاشیست ایران
مبارزه یکی از اصول بنیادین حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) در راستای تحقق پیروزی و کسب آزادی کامل برای خلق کُرد است. رفیق شهید «حسن حکمت دمیر» با نام سازمانی «عگید» مطابق همان اصول، مبارزات گستردهای به انجام رساند و تا پای چوبه اعدام نیز تسلیم دشمن نشد. اعدام شنیع رفیق عگید بدست نظام ظالم ایران، اثباتگر شکست آن نظام فاشیست بود.
رژیم اشغالگر و فاشیست ایران چون تاب تحمل مبارزات بیامان جنبش آزادیخواهی کُرد و ایستادگیها و فداکاریهای رفیق عگید برای آزادی خلق کُرد را نداشت، در اوج درماندگی آن رفیق گرانقدرمان را در سال ۲۰۰۷ اعدام نمود. رفیق عگید طی یک مقاومت انقلابی از هویت راستین خلق و جنبش آزادیخواهی متکی بر فلسفه و ایدئولوژی انسانساز، دفاع نمود. اجازه نداد کرامت خلقش از سوی دشمن لگدمال گردد. وی حوزه زندان را از وضعیت تسلیمپذیری در مقابل دشمن به وضعیت مقاومت و مبارزه مستمر و پویا مبدل ساخت و با این اقدام بزرگ خویش دشمن را به هراس انداخت. رفیقمان با باور راسخ به خلق کُرد و اینکه خلقمان از بزرگترین خلقهای فداکار است، به مبارزه پرداخت و همین امید به خمیرمایه مبارزات نستوه وی مبدل شد. مسلما امیدواری به خلق کُرد و آزادی خلق، موجب یکی شدن روح رفیق عگید با روح مبارزهگر خلقمان حتی در عرصه زندان شد و صفحهای زرین دیگر از فداییگری را ورق زد. دستاوردهای امروز خلقمان را مدیون شهدایی چون رفیق عگید هستیم.
قطعا اعدام به معنای شکست دشمن است زیرا رفیق عگید دشمن را نسبت به تسلیمپذیری ناامید و درمانده ساخت. پس از دههها، اگرچه رفیق عگید نخستین گریلای اعدامشده در طول مبارزات جنبشهای آپویی بود، اما نوع مبارزه خستگیناپذیر ایشان نیز در تاریخ مبارزاتمان بینظیر گشت. چهسا عرصه زندان در ایران و شرق کردستان را از حالت انفعال درآورد و جرقه بزرگترین مقاومتها را زد که بعنوان میراث به فرزاد کمانگرها و شیرینعلمهولیها رسید.
اعدام رفیقمان اوج خصومت نظام فاشیست ایران بود اما بهجای ارعاب و ناامیدی، خلقمان را بیش از پیش در مسیر مبارزهگری مستمر قرارداد. بنابراین همان مبارزات بیشائبه سیاستهای انکار و امحای نظام فاشیست را خنثیساخت. آن مقاومت را رفیق عگید به قیمت احیای هویت آزاد خلق کُرد انجام داد و باورداشت که فرزندان غیور خلقمان راهش را تا کسب آزادی کامل و برقراری دمکراسی ادامه خواهند داد. این باور ژرف رفیقمان به نقطه قوتی برای حزبمان مبدل شد تا هرچه گستردهتر با تجدیدپیمان با شهدا خاصتا شهید عگید، در اوج فداییگری و فداکاری مبارزه نماید.
همچو حزب حیات آزاد شرق کردستان (پژاک) ضمن بزرگداشت یاد و خاطره رفیق عگید و ارجنهادن به مبارزات ایشان، باردیگر از آزادیخواهان و خلقمان بویژه زنان و جوانان دعوت بعمل میآوریم که در تمامی عرصههای فعالیتی حضور یابند و با تحقق آزادی خلقمان و رهبر آپو، آرزوهای شهدا بویژه شهید عگید را برآورده سازند. مسلما مبارزه معیار پیروزی خلقمان و جنبش آزادیخواهیمان است و در برههای قرارداریم که در سایه فداکاری و فداییگری شهدا دستاوردهای زیادی را استحصال نمودهایم که همگان را بیش از پیش به آزادی نزدیک ساخته. یاد و خاطره شهدا گرامی باد.
حزب حیات آزاد کُردستان(پژاک)
۱۷-۱۲-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
مبارزه یکی از اصول بنیادین حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) در راستای تحقق پیروزی و کسب آزادی کامل برای خلق کُرد است. رفیق شهید «حسن حکمت دمیر» با نام سازمانی «عگید» مطابق همان اصول، مبارزات گستردهای به انجام رساند و تا پای چوبه اعدام نیز تسلیم دشمن نشد. اعدام شنیع رفیق عگید بدست نظام ظالم ایران، اثباتگر شکست آن نظام فاشیست بود.
رژیم اشغالگر و فاشیست ایران چون تاب تحمل مبارزات بیامان جنبش آزادیخواهی کُرد و ایستادگیها و فداکاریهای رفیق عگید برای آزادی خلق کُرد را نداشت، در اوج درماندگی آن رفیق گرانقدرمان را در سال ۲۰۰۷ اعدام نمود. رفیق عگید طی یک مقاومت انقلابی از هویت راستین خلق و جنبش آزادیخواهی متکی بر فلسفه و ایدئولوژی انسانساز، دفاع نمود. اجازه نداد کرامت خلقش از سوی دشمن لگدمال گردد. وی حوزه زندان را از وضعیت تسلیمپذیری در مقابل دشمن به وضعیت مقاومت و مبارزه مستمر و پویا مبدل ساخت و با این اقدام بزرگ خویش دشمن را به هراس انداخت. رفیقمان با باور راسخ به خلق کُرد و اینکه خلقمان از بزرگترین خلقهای فداکار است، به مبارزه پرداخت و همین امید به خمیرمایه مبارزات نستوه وی مبدل شد. مسلما امیدواری به خلق کُرد و آزادی خلق، موجب یکی شدن روح رفیق عگید با روح مبارزهگر خلقمان حتی در عرصه زندان شد و صفحهای زرین دیگر از فداییگری را ورق زد. دستاوردهای امروز خلقمان را مدیون شهدایی چون رفیق عگید هستیم.
قطعا اعدام به معنای شکست دشمن است زیرا رفیق عگید دشمن را نسبت به تسلیمپذیری ناامید و درمانده ساخت. پس از دههها، اگرچه رفیق عگید نخستین گریلای اعدامشده در طول مبارزات جنبشهای آپویی بود، اما نوع مبارزه خستگیناپذیر ایشان نیز در تاریخ مبارزاتمان بینظیر گشت. چهسا عرصه زندان در ایران و شرق کردستان را از حالت انفعال درآورد و جرقه بزرگترین مقاومتها را زد که بعنوان میراث به فرزاد کمانگرها و شیرینعلمهولیها رسید.
اعدام رفیقمان اوج خصومت نظام فاشیست ایران بود اما بهجای ارعاب و ناامیدی، خلقمان را بیش از پیش در مسیر مبارزهگری مستمر قرارداد. بنابراین همان مبارزات بیشائبه سیاستهای انکار و امحای نظام فاشیست را خنثیساخت. آن مقاومت را رفیق عگید به قیمت احیای هویت آزاد خلق کُرد انجام داد و باورداشت که فرزندان غیور خلقمان راهش را تا کسب آزادی کامل و برقراری دمکراسی ادامه خواهند داد. این باور ژرف رفیقمان به نقطه قوتی برای حزبمان مبدل شد تا هرچه گستردهتر با تجدیدپیمان با شهدا خاصتا شهید عگید، در اوج فداییگری و فداکاری مبارزه نماید.
همچو حزب حیات آزاد شرق کردستان (پژاک) ضمن بزرگداشت یاد و خاطره رفیق عگید و ارجنهادن به مبارزات ایشان، باردیگر از آزادیخواهان و خلقمان بویژه زنان و جوانان دعوت بعمل میآوریم که در تمامی عرصههای فعالیتی حضور یابند و با تحقق آزادی خلقمان و رهبر آپو، آرزوهای شهدا بویژه شهید عگید را برآورده سازند. مسلما مبارزه معیار پیروزی خلقمان و جنبش آزادیخواهیمان است و در برههای قرارداریم که در سایه فداکاری و فداییگری شهدا دستاوردهای زیادی را استحصال نمودهایم که همگان را بیش از پیش به آزادی نزدیک ساخته. یاد و خاطره شهدا گرامی باد.
حزب حیات آزاد کُردستان(پژاک)
۱۷-۱۲-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
١٦ آذر پیروز خواهد شد ✍ آرگش آلاسور 🆔 @GozarDemocratic
١٦ آذر پیروز خواهد شد
✍ آرگش آلاسور
تاریخ مبارزە و مقاومت جوانان ایران و روژهلات کوردستان، در عین حال با تاریخ دانشجویان عجین گشتە است. معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» در تاریخ مبارزات خلقهای ایران و روژهلات کوردستان، بسیار تعیین کنندە بودە است. امروز نیز اگر خواهان گذار از حکومت استبدادی و اشغالگر ولایت مطلقهی فقیه هستیم، باید با توسل بە ارزشهای مبارزاتی گذشتە، مبارزات امروز و فردا را تقویت نماییم. در گذشتە دانشجویان برای خلقها نقش پیشاهنگ را داشتند و جوامع نیز از جهتگیری و نظرات دانشجویان پیروی میکردند. دولت اشغالگر ایران کە نقش تاریخی دانشجویان را بسیار خوب میشناسد از همان روزهای نخستینی کە توانست انقلاب خلقهای ایران را بە نفع خود مصادرە کند (و در اصل انقلاب باشکوه خلقها را درهم شکست)، سپس خواهان برچیدن نقش تعیین کنندە و تاریخی دانشجویان گشت. دولت اشغالگر ایران ابتدا بە دانشگاهها حملەور گشت و باجسارتترین فرزندان خلق را زندانی کرد و در زندانها بعد از سالها شکنجەهای وحشیانە، بخش زیادی از همین دانشجویان را بە ناحق اعدام کرد. سپس دانشگاهها را بست و این سنگر آزادی را نیز سرکوب کرد. در مرحلەی بعد کودتای واپسگرانەای را در سطح دانشگاهها انجام دادند کە آن را با بیشرمی و عوامفریبی «انقلاب فرهنگی» نام نهادند. کە در این کودتای فرهنگی-سیاسی هزاران دانشجو را از بازگشت بە دانشگاهها منع ساختند و آن دستە از اساتید دمکرات و چپی کە در دانشگاهها بودند را نیز برکنار ساختند و بە جای آن مزدوران بسیجی و پاسدار را جایگزین ساختن، یعنی قلم را بە دست چماقداران سپردند.
هدف اصلی این کودتای فرهنگی تغییرمعنا، جایگاه و نقش دانشجویان بود. دولت اشغالگر جدید میخواست تا با این کار بە جای جوانان سرکش و معترض ، جوانانی را تولید نماید کە مطیع اوامر دیکتاتور جدید باشند. بە وسیلەی سرکوب خونین کوردستان، ترکمن صحرا و دیگر خلقها، سرکوب احزاب و سازمانهای مستقل و اعدامهای دهەی ٦٠ فضای مقاومت و اعتراضی دهەهای قبل تا حدی ساکن گردید و دولت اشغالگر ولایت مطلقهی فقیە بە بهانەی جنگ با دولت اشغالگر عراق، کوچکترین اعتراضها را با خشونتی بی حد و حساب جواب میداد. فضای خفقان همچون ابری سیاه بر کل دهەی ٦٠ پردە پوشید. اشغالگران ایران خیال کردند کە بە نتیجەی قطعی خود رسیدەاند و دانشگاهها را باز کردند. از همان روزهای اول دهەی ٧٠ دانشجویان با گامهای آرام اما مداوم در صدد زندە کردن جنبش اعتراضی خود بودند و تحت نام انواع تشکلهای رسمی و نیمەرسمی آغاز بە سازماندهی خود کردند. جنبش اعتراضی باشکوه سال ١٣٧٨ ثمرەی این گامهاست. در تمامی سالهای دهەی ٧٠ دانشجویان میخواستند پایەهای یک روحیەی مبارز دانشجویی را دوبارە زندە نمایند و قیام کوی دانشگاه در سال ١٣٧٨ ضربهی مهلک جوانان مبارز خلقهای ایران و روژهلات کوردستان بر ساختار حکومتی دیکتاتورهای زمانە بود و جوانان مبارز بار دیگر نشان دادند کە روحیەی مبارز دانشجویان کاملا سرحال است و میتواند اشغالگران را تارومار کند. عزت ابراهیم نژاد، فرشتە علیزادە و سعید زینالیها شهدای دانشجویی بودند کە با خون سرخ خود باردگر صورت کریه اشغالگران را رسوا ساختند و نشان دادند کە دانشجویان مبارزە را تا بدست آوردن پیروزی خلقها ادامە میدهند. سرکوب دانشجویان در تیرماه ١٣٧٨ بسیار گستردە و شدید بود چرا کە موضع رادیکال دانشجویان و مبارزات آنان قلب دشمنان را لرزاندە بود. دانشجویان میخواستند تا حساب سردستەی قاتلان و متجاوزکاران یعنی خامنەای ضحاک را برسند و بە همین دلیل بە سمت محل اسکان خامنەای ضحاک (بیت رهبری) بە راه افتادند و خواهان کنترل و فتح آنجا بودند. این موضع رادیکال بە ریشەی معنایی دانشجویان ایرانی باز میگردد، دانشجویان مبارز در دورەی دولت اشغالگر پهلوی نیز میخواستند شاه خائن را در دانشگاه تهران مجازات نمایند. میتوانیم از یک خواست رادیکال دانشجویان ایران حرف بزنیم کە میتوان آن را خواست دیکتاتورکشی نامید. و امروز بە جای شاه خائن، خامنەای ضحاک بر تخت قدرت است. در هر صورت دشمن با تمامی بازوهای نظامی و اطلاعاتی خود، جنبش مبارز دانشجویان را در سال ١٣٧٨ در هم شکست. دشمن بازهم با سیاست فشار و سرکوب علیە دانشجویان رفتار کرد. اما باردگر دانشجویان از پای ننشستند و از همان روزهای اول دهەی ٨٠ شروع بە بازسازی جنبش دانشجویی کردند.
بە همە القا شدە است کە قیامهای سال ١٣٨٨ تنها یک رویداد کور و اتفاقی ناشی از تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بودە است. اما این خوانشی بە شدت نادرست و سطحی است. در تمامی سالهای دهەی ٨٠ دانشجویان مشغول سازماندهی خود در دانشگاهها بودند و همان زمان زندان پر از دانشجویان معترض بود. در آن سالها در هر دانشگاهی حداقل یک مجلەی مستقل دانشجویی وجود داشت که ادبیات اعتراضی را در میان دانشجویان گسترش میداد.
✍ آرگش آلاسور
تاریخ مبارزە و مقاومت جوانان ایران و روژهلات کوردستان، در عین حال با تاریخ دانشجویان عجین گشتە است. معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» در تاریخ مبارزات خلقهای ایران و روژهلات کوردستان، بسیار تعیین کنندە بودە است. امروز نیز اگر خواهان گذار از حکومت استبدادی و اشغالگر ولایت مطلقهی فقیه هستیم، باید با توسل بە ارزشهای مبارزاتی گذشتە، مبارزات امروز و فردا را تقویت نماییم. در گذشتە دانشجویان برای خلقها نقش پیشاهنگ را داشتند و جوامع نیز از جهتگیری و نظرات دانشجویان پیروی میکردند. دولت اشغالگر ایران کە نقش تاریخی دانشجویان را بسیار خوب میشناسد از همان روزهای نخستینی کە توانست انقلاب خلقهای ایران را بە نفع خود مصادرە کند (و در اصل انقلاب باشکوه خلقها را درهم شکست)، سپس خواهان برچیدن نقش تعیین کنندە و تاریخی دانشجویان گشت. دولت اشغالگر ایران ابتدا بە دانشگاهها حملەور گشت و باجسارتترین فرزندان خلق را زندانی کرد و در زندانها بعد از سالها شکنجەهای وحشیانە، بخش زیادی از همین دانشجویان را بە ناحق اعدام کرد. سپس دانشگاهها را بست و این سنگر آزادی را نیز سرکوب کرد. در مرحلەی بعد کودتای واپسگرانەای را در سطح دانشگاهها انجام دادند کە آن را با بیشرمی و عوامفریبی «انقلاب فرهنگی» نام نهادند. کە در این کودتای فرهنگی-سیاسی هزاران دانشجو را از بازگشت بە دانشگاهها منع ساختند و آن دستە از اساتید دمکرات و چپی کە در دانشگاهها بودند را نیز برکنار ساختند و بە جای آن مزدوران بسیجی و پاسدار را جایگزین ساختن، یعنی قلم را بە دست چماقداران سپردند.
هدف اصلی این کودتای فرهنگی تغییرمعنا، جایگاه و نقش دانشجویان بود. دولت اشغالگر جدید میخواست تا با این کار بە جای جوانان سرکش و معترض ، جوانانی را تولید نماید کە مطیع اوامر دیکتاتور جدید باشند. بە وسیلەی سرکوب خونین کوردستان، ترکمن صحرا و دیگر خلقها، سرکوب احزاب و سازمانهای مستقل و اعدامهای دهەی ٦٠ فضای مقاومت و اعتراضی دهەهای قبل تا حدی ساکن گردید و دولت اشغالگر ولایت مطلقهی فقیە بە بهانەی جنگ با دولت اشغالگر عراق، کوچکترین اعتراضها را با خشونتی بی حد و حساب جواب میداد. فضای خفقان همچون ابری سیاه بر کل دهەی ٦٠ پردە پوشید. اشغالگران ایران خیال کردند کە بە نتیجەی قطعی خود رسیدەاند و دانشگاهها را باز کردند. از همان روزهای اول دهەی ٧٠ دانشجویان با گامهای آرام اما مداوم در صدد زندە کردن جنبش اعتراضی خود بودند و تحت نام انواع تشکلهای رسمی و نیمەرسمی آغاز بە سازماندهی خود کردند. جنبش اعتراضی باشکوه سال ١٣٧٨ ثمرەی این گامهاست. در تمامی سالهای دهەی ٧٠ دانشجویان میخواستند پایەهای یک روحیەی مبارز دانشجویی را دوبارە زندە نمایند و قیام کوی دانشگاه در سال ١٣٧٨ ضربهی مهلک جوانان مبارز خلقهای ایران و روژهلات کوردستان بر ساختار حکومتی دیکتاتورهای زمانە بود و جوانان مبارز بار دیگر نشان دادند کە روحیەی مبارز دانشجویان کاملا سرحال است و میتواند اشغالگران را تارومار کند. عزت ابراهیم نژاد، فرشتە علیزادە و سعید زینالیها شهدای دانشجویی بودند کە با خون سرخ خود باردگر صورت کریه اشغالگران را رسوا ساختند و نشان دادند کە دانشجویان مبارزە را تا بدست آوردن پیروزی خلقها ادامە میدهند. سرکوب دانشجویان در تیرماه ١٣٧٨ بسیار گستردە و شدید بود چرا کە موضع رادیکال دانشجویان و مبارزات آنان قلب دشمنان را لرزاندە بود. دانشجویان میخواستند تا حساب سردستەی قاتلان و متجاوزکاران یعنی خامنەای ضحاک را برسند و بە همین دلیل بە سمت محل اسکان خامنەای ضحاک (بیت رهبری) بە راه افتادند و خواهان کنترل و فتح آنجا بودند. این موضع رادیکال بە ریشەی معنایی دانشجویان ایرانی باز میگردد، دانشجویان مبارز در دورەی دولت اشغالگر پهلوی نیز میخواستند شاه خائن را در دانشگاه تهران مجازات نمایند. میتوانیم از یک خواست رادیکال دانشجویان ایران حرف بزنیم کە میتوان آن را خواست دیکتاتورکشی نامید. و امروز بە جای شاه خائن، خامنەای ضحاک بر تخت قدرت است. در هر صورت دشمن با تمامی بازوهای نظامی و اطلاعاتی خود، جنبش مبارز دانشجویان را در سال ١٣٧٨ در هم شکست. دشمن بازهم با سیاست فشار و سرکوب علیە دانشجویان رفتار کرد. اما باردگر دانشجویان از پای ننشستند و از همان روزهای اول دهەی ٨٠ شروع بە بازسازی جنبش دانشجویی کردند.
بە همە القا شدە است کە قیامهای سال ١٣٨٨ تنها یک رویداد کور و اتفاقی ناشی از تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بودە است. اما این خوانشی بە شدت نادرست و سطحی است. در تمامی سالهای دهەی ٨٠ دانشجویان مشغول سازماندهی خود در دانشگاهها بودند و همان زمان زندان پر از دانشجویان معترض بود. در آن سالها در هر دانشگاهی حداقل یک مجلەی مستقل دانشجویی وجود داشت که ادبیات اعتراضی را در میان دانشجویان گسترش میداد.
گذار دموکراتیک
١٦ آذر پیروز خواهد شد ✍ آرگش آلاسور 🆔 @GozarDemocratic
برای نمونە دانشجویان چپ و دموکرات از همان سالهای آغازین دهەی ٨٠ خود را سازماندهی کردند و در آخر تحت نام دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب تجمیع شدند و علیرغم اشتباهات و کاستیهایشان در مقابل دولت اشغالگر ایران قد علم کردند. مورد دیگر کمپین یک میلیون امضا برای دفاع از حقوق زنان بود کە در سال ١٣٨٥ آغاز گشت و در پیشبرد آن زنان جوان دانشجو نقش بە سزایی داشتند. این نوع از خودسازماندهی جوانان دانشجو بود کە قیامهای سال ١٣٨٨ را تولید کردند (و دعوای زرگری اصلاحطلب و اصولگرا را نباید دلیل بروز قیام خلقها در سال ١٣٨٨ تلقی کرد).
اما دولت اشغالگر ایران در همان سالها بە این نتیجە رسیدە بود کە تنها با سرکوب و زندان نمیتواند از شر دانشجویان مبارز خلاص شود، لذا شروع بە تغییرات ریشەای در معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» کرد. برای این امر نیز کارهای مختلفی انجام داد.
١- ایجاد دانشگاه در سر هر محلەای بەمانند بقالی سر محل
٢- ستارەدار اعلام کردن دانشجویان مبارز
٣- تغییر در فضای دانشگاههای اصلیای کە میدان مبارزە بودند
٤- اخراج آن دستە باقی ماندە از اساتید دموکرات و جایگزینی پاسداران اکابری بە جای آنان
٥- برگزاری مراسمهای مبتذل و مسخرە در سالن دانشگاهها
٦- گستردە نمودن نقش بسیج و سازمانهای اطلاعاتی در دانشگاهها
٧- کنترل بیش از حد خوابگاههای دانشجویی
٨- ممنوع کردن انجمنهای مستقل دانشجویی
٩- ممنوع کردن مجلات مستقل دانشجویی
١٠- پخش مواد مخدر میان دانشجویان توسط عوامل و جیرەخواران سپاه پاسداران
١١- بدنام کردن دانشجویان مبارز و پیشاهنگ در جامعە
و چندین مورد دیگر…
رهبر عبداللە اوجالان در تحلیلات خود در مورد تاریخ مبارزات کوردستان بە این نتیجەی درخشان رسید که مبارزان کوردستان نە بە دلیل ضعف در جنگ، بلکە بە دلیل ضعف در سبک زندگیشان شکست خوردەاند. این تحلیل برای وضعیت دانشجویان ایران و شرق کوردستان نیز صحت دارد. دانشجویان مبارز تا وقتی کە با ارادەای مصمم مبارزە میکردند، نیروی سرکوب توان مقابلە با آنان را نداشت و هر سال با ملحق شدن دانشجویان جدید بە صفوف مبارزین دانشجو، دانشجویان همچون ارتشی تازەنفس بە پیکار سرکوبگران اشغالگر میشتافتند. دولت اشغالگر ایران با جنگ ویژەی خود بود کە جنبش دانشجویی را بە تدریج ضعیفتر کرد. این جنگ ویژە تاثیرات مخربی بر جایگاه و نقش دانشجویان در جامعە گذاشت. از این بە بعد دانشجو کسی بود کە دائم در حال مصرف مواد مخدر، روابط جنسی مبتذل و پرداختن بە امور بیهودە بود. این وضعیت را بدون شک دولت اشغالگر ایران بە وجود آورد، اما در کنار آن نیز دانشجویان خود مقصر بودند، چرا کە برای پذیرش این وضعیت سبک زندگی، مقاومت آنچنانی از خود نشان ندادند و حتی انجام این امور منحرف را بە مثابەی یکی از خردەفرهنگهای دانشجویی پذیرفتند.
از آن بە بعد جامعە نگاهی منفی بە دانشجویان دارد. کافی است تا چند دانشجو برای اجارەی خانە، بە چند بنگاه سر بزنند تا اغلب با این جواب مواجە شوند، کە خانە برای دانشجویان نداریم! و همین جملە برخورد جامعە را با دانشجویان نشان میدهند کە چگونە جامعە اکنون بە پیشاهنگان خود بدبین شدە است. این وضعیت باعث شد تا جامعە پیشاهنگی دانشجویان را بە مانند گذشتە برای خود ارزیابی ننماید و مبارزات دانشجویان در دیوار دانشگاهها محدود ماند.
دانشجویان مبارز امروز باید با چنین واقعیاتی روبەرو گردند و خطاهای خود را ببینند، خود و جایگاه خود را بە درستی تحلیل کنند. اعمال زشت و ناپسند غیراخلاقی مانند مصرف مواد مخدر و روابط جنسی بیبندوبار را از خود دور نمایند. هر مبارزی باید توان خودانتقادی را داشتە باشد و بپذیرد کە با خودانتقادی میتواند گامهای رو بە جلو بردارد. بهترین کار برای این امر نیز بررسی و مطالعەی دانشجویان مبارز تاریخ ایران و شرق کوردستان میباشد. حمید اشرف را بشناسید کە چگونە بە جای چسبیدن بە لذتهای کاذب زندگی بورژوایی، هر هفتە خود و جوانان پیراموناش را سازمان میداد تا بە کوههای اطراف تهران بروند و قلەها را فتح کنند و یا مطالعات سیستماتیک تئوری را در میان جوانان جهت شعلەور ساختن مبارزات رادیکال برپامیساخت. یا مرام و اخلاق مبارزین جوانانی مانند حنیف نژاد را برای خود سرلوحە قرار دهند. مرضیە احمدی اسکویی پیشتاز زنان جوان در سالهای پیش از انقلاب خلقها را مطالعە نمایید. سپس با آغاز جنبش آپویی در شرق کوردستان، دانشجویانی همچون شهید مانی کیاکسار (مشهور بە چگوارای شرق یا دانشجوی آپوئیست) دست بە مبارزە زدند و جوانان و دانشجویان را برای مثال در دانشگاه ارومیە و تبریز و دیگر شهرها سازماندهی میکردند و روحیەی مبارزە را دوبارە احیا نموند. با فراگرفتن از میراث مبارزین گذشتە است کە می توان امروز مبارزە را تقویت ساخت.
اما دولت اشغالگر ایران در همان سالها بە این نتیجە رسیدە بود کە تنها با سرکوب و زندان نمیتواند از شر دانشجویان مبارز خلاص شود، لذا شروع بە تغییرات ریشەای در معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» کرد. برای این امر نیز کارهای مختلفی انجام داد.
١- ایجاد دانشگاه در سر هر محلەای بەمانند بقالی سر محل
٢- ستارەدار اعلام کردن دانشجویان مبارز
٣- تغییر در فضای دانشگاههای اصلیای کە میدان مبارزە بودند
٤- اخراج آن دستە باقی ماندە از اساتید دموکرات و جایگزینی پاسداران اکابری بە جای آنان
٥- برگزاری مراسمهای مبتذل و مسخرە در سالن دانشگاهها
٦- گستردە نمودن نقش بسیج و سازمانهای اطلاعاتی در دانشگاهها
٧- کنترل بیش از حد خوابگاههای دانشجویی
٨- ممنوع کردن انجمنهای مستقل دانشجویی
٩- ممنوع کردن مجلات مستقل دانشجویی
١٠- پخش مواد مخدر میان دانشجویان توسط عوامل و جیرەخواران سپاه پاسداران
١١- بدنام کردن دانشجویان مبارز و پیشاهنگ در جامعە
و چندین مورد دیگر…
رهبر عبداللە اوجالان در تحلیلات خود در مورد تاریخ مبارزات کوردستان بە این نتیجەی درخشان رسید که مبارزان کوردستان نە بە دلیل ضعف در جنگ، بلکە بە دلیل ضعف در سبک زندگیشان شکست خوردەاند. این تحلیل برای وضعیت دانشجویان ایران و شرق کوردستان نیز صحت دارد. دانشجویان مبارز تا وقتی کە با ارادەای مصمم مبارزە میکردند، نیروی سرکوب توان مقابلە با آنان را نداشت و هر سال با ملحق شدن دانشجویان جدید بە صفوف مبارزین دانشجو، دانشجویان همچون ارتشی تازەنفس بە پیکار سرکوبگران اشغالگر میشتافتند. دولت اشغالگر ایران با جنگ ویژەی خود بود کە جنبش دانشجویی را بە تدریج ضعیفتر کرد. این جنگ ویژە تاثیرات مخربی بر جایگاه و نقش دانشجویان در جامعە گذاشت. از این بە بعد دانشجو کسی بود کە دائم در حال مصرف مواد مخدر، روابط جنسی مبتذل و پرداختن بە امور بیهودە بود. این وضعیت را بدون شک دولت اشغالگر ایران بە وجود آورد، اما در کنار آن نیز دانشجویان خود مقصر بودند، چرا کە برای پذیرش این وضعیت سبک زندگی، مقاومت آنچنانی از خود نشان ندادند و حتی انجام این امور منحرف را بە مثابەی یکی از خردەفرهنگهای دانشجویی پذیرفتند.
از آن بە بعد جامعە نگاهی منفی بە دانشجویان دارد. کافی است تا چند دانشجو برای اجارەی خانە، بە چند بنگاه سر بزنند تا اغلب با این جواب مواجە شوند، کە خانە برای دانشجویان نداریم! و همین جملە برخورد جامعە را با دانشجویان نشان میدهند کە چگونە جامعە اکنون بە پیشاهنگان خود بدبین شدە است. این وضعیت باعث شد تا جامعە پیشاهنگی دانشجویان را بە مانند گذشتە برای خود ارزیابی ننماید و مبارزات دانشجویان در دیوار دانشگاهها محدود ماند.
دانشجویان مبارز امروز باید با چنین واقعیاتی روبەرو گردند و خطاهای خود را ببینند، خود و جایگاه خود را بە درستی تحلیل کنند. اعمال زشت و ناپسند غیراخلاقی مانند مصرف مواد مخدر و روابط جنسی بیبندوبار را از خود دور نمایند. هر مبارزی باید توان خودانتقادی را داشتە باشد و بپذیرد کە با خودانتقادی میتواند گامهای رو بە جلو بردارد. بهترین کار برای این امر نیز بررسی و مطالعەی دانشجویان مبارز تاریخ ایران و شرق کوردستان میباشد. حمید اشرف را بشناسید کە چگونە بە جای چسبیدن بە لذتهای کاذب زندگی بورژوایی، هر هفتە خود و جوانان پیراموناش را سازمان میداد تا بە کوههای اطراف تهران بروند و قلەها را فتح کنند و یا مطالعات سیستماتیک تئوری را در میان جوانان جهت شعلەور ساختن مبارزات رادیکال برپامیساخت. یا مرام و اخلاق مبارزین جوانانی مانند حنیف نژاد را برای خود سرلوحە قرار دهند. مرضیە احمدی اسکویی پیشتاز زنان جوان در سالهای پیش از انقلاب خلقها را مطالعە نمایید. سپس با آغاز جنبش آپویی در شرق کوردستان، دانشجویانی همچون شهید مانی کیاکسار (مشهور بە چگوارای شرق یا دانشجوی آپوئیست) دست بە مبارزە زدند و جوانان و دانشجویان را برای مثال در دانشگاه ارومیە و تبریز و دیگر شهرها سازماندهی میکردند و روحیەی مبارزە را دوبارە احیا نموند. با فراگرفتن از میراث مبارزین گذشتە است کە می توان امروز مبارزە را تقویت ساخت.
گذار دموکراتیک
١٦ آذر پیروز خواهد شد ✍ آرگش آلاسور 🆔 @GozarDemocratic
دشمن میخواهد این پیوستگی تاریخی را از بین ببرد و میراث مبارزین گذشتە را از یاد جوانان زمان حال بزداید. اما تنها مطالعە و بررسی کافی نیست، بلکە باید سبک و شیوه زندگی انقلابیونی را کە نام بردیم برای خود برشمرد، تا بتوان دشمن را فلج ساخت.
دانشجویان باید خود را از شر رفتارهای ضدفرهنگی لیبرالی و سرمایەداری رها سازند تا اعتماد اجتماعی خلقها را دوبارە بدست آورند. اعتماد اجتماعی خلقها مهمترین و مطمئنترین سنگر مبارزان است و تنها جامعە است کە میتواند از پیشاهنگان خود در مقابل دشمنان محافظت کنند. پیشاهنگ نمیتواند جدای از خلقها زندگی کند و انتظار این را داشتە باشد تا خلقها در اعتراضات همراه آنان باشند. اولین گام در این راه خنثی کردن سیاستهای پلید اشغالگران و جنگ ویژەی آنها در قبال معنا و نقش دانشجویان است. دانشجویان باید نیرو و توان دفاعذاتی از خود را بهبود بخشند. تولید کنندە و توزیع کنندەی اصلی مواد مخدر در ایران و شرق کوردستان سپاه نابودگر پاسداران میباشند و اعتیاد بە مواد مخدر یعنی وابستگی به سپاه و دولت اشغالگر، و تا هنگامی کە کسی بە دشمن وابستە باشد، نمیتواند دشمن را شکست دهد. فرد معتاد نمیتواند نقش پیشاهنگ برای یک جامعە را ایفا کند. از لحاظ جنسی نیز دولت اشغالگر ایران برخلاف تبلیغات گستردەی دروغیناش، آرزوی این را دارد تا ذهن تمامی جوانان دانشجو با برقراری روابط جنسی بی بند و بار مغشوش گردد و تا در میان دانشجویان، پیشاهنگان مبارز سربرنیاورند. پس بدون شک درهم شکستن جنگ ویژەی دشمن اولویت شکلگیری یک جنبش دانشجویی مبارز و پیشاهنگ است.
با این وجود دشمن نتوانستە است کە اعتراضات دانشجویی را بە تمامی برچیند و هنوز نیز در میان دانشجویان شمار قابل توجهی افراد مبارز یافت میشود و هم اکنون زندانهای دولت اشغالگر پر از این دانشجویان مبارز است. در اعتراضات سالهای ٩٦ و ٩٨ دانشجویان نیز نقش داشتند. سال ٩٦ در جلوی درب دانشگاه تهران یک جنگ تمام عیار برپا بود و دانشجویان متحدانە در مقابل سرکوبگران ایستادند، اما اینکە مبارزە درون چاردیواری دانشگاه محدود ماند تبدیل بە نقطە ضعف دانشجویان در مقابل سرکوبگران گشت. با وجود اینکە دانشجویان سعی در ایجاد ارتباطات ارگانیک با جامعە داشتند و شعارهای رادیکالی برای پیوستن به مبارزات کارگری و زنان سردادند، این امر بە وقوع نپیوست، چون در زندگی روزمرە و سبک زندگیشان از جامعە دور شدە بودند، و باید این تضاد و شکاف را امروز بە صورتی دمکراتیک و درست حل نمایند. دانشجویان گذشتە در میان کارگران، روستاییان، زنان و دیگر اقشار جوامع دست بە سازماندهی خود و خلقها میکردند و جنبش را تنها بە چاردیواری دانشگاه محدود نمیکردند. لازم است کە امروزە نیز دانشجویان مبارزە را بە تمامی حوزەهای زندگی و اقشار اجتماعی گسترش دهند، دراین راستا بدون شک نقش دانشجویان بە مانند گذشتە جهت دستیابی خلقها بە دموکراسی و آزادی تعیین کنندە خواهد بود. دانشجویان باید در میان خود و در میان خلق دست بە سازماندهی بزنند. سپس اگر دانشجویان دست بە سازماندهی بزنند هم میتوانند مبارزە را شعلەور سازند و هم میتوانند مشکلات رودرروی زندگی شخصی خود را برطرف سازند. هیچ مبارزەای بدون سازماندهی امکانپذیر نیست و این سازماندهی را باید چندجانبە در نظر گرفت و همەی ابعاد زندگی خلقها، زنان و جوانان را در بر بگیرد. میتوان کمیتەهای چند نفرە را تشکیل داد و هر کمیتە میتواند با کمیتەهای دیگر یک اتحادیەی همکاری و تعاون را تشکیل دهد و از این طریق امکانات و هماهنگیهای مبارزە را تامین کرد و مبارزە را دوبارە شعلەور ساخت و زندگی روزمرە را نیز بە صورت کومینال پیش برد. زنان دانشجو میتوانند کمیتەهای خودویژەی خود را داشتە باشند و با کمیتەهای دیگر ارتباط ارگانیک و هماهنگ داشتە باشند. اگر این قدمها در آیندە عملی گردند، جنبشهای دانشجویی ایران و شرق کوردستان میتواند ضربات مرگباری بر دشمن وارد سازند.
ما همچون دانشجویان آکادمیهای گستردە و ارزشمند رهبر عبداللە اوجالان از کوهستانهای آزاد کوردستان بە دانشجویان در بند زندانهای ظالمانەی دولت اشغالگرایران، درود و احترام انقلابی میفرستیم و یاد شهدای جنبش دمکراتیک دانشجویان ایران و شرق کوردستان را گرامی میداریم، و از اینجا این سرود انقلابی را سرمیدهیم:
بار دگر شانزدهم آذر آمد و سر بە سر
در قلوب مردم شعلە افکند
جنبش دانشجویی ایران بە خون شهیدان
در ره خلق ما خوردە سوگند
کە تا آخرین نفر، آخرین نفس
کوشیم و بشکنیم دیوار این قفس
در ره آزادی خلقها
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دانشجویان باید خود را از شر رفتارهای ضدفرهنگی لیبرالی و سرمایەداری رها سازند تا اعتماد اجتماعی خلقها را دوبارە بدست آورند. اعتماد اجتماعی خلقها مهمترین و مطمئنترین سنگر مبارزان است و تنها جامعە است کە میتواند از پیشاهنگان خود در مقابل دشمنان محافظت کنند. پیشاهنگ نمیتواند جدای از خلقها زندگی کند و انتظار این را داشتە باشد تا خلقها در اعتراضات همراه آنان باشند. اولین گام در این راه خنثی کردن سیاستهای پلید اشغالگران و جنگ ویژەی آنها در قبال معنا و نقش دانشجویان است. دانشجویان باید نیرو و توان دفاعذاتی از خود را بهبود بخشند. تولید کنندە و توزیع کنندەی اصلی مواد مخدر در ایران و شرق کوردستان سپاه نابودگر پاسداران میباشند و اعتیاد بە مواد مخدر یعنی وابستگی به سپاه و دولت اشغالگر، و تا هنگامی کە کسی بە دشمن وابستە باشد، نمیتواند دشمن را شکست دهد. فرد معتاد نمیتواند نقش پیشاهنگ برای یک جامعە را ایفا کند. از لحاظ جنسی نیز دولت اشغالگر ایران برخلاف تبلیغات گستردەی دروغیناش، آرزوی این را دارد تا ذهن تمامی جوانان دانشجو با برقراری روابط جنسی بی بند و بار مغشوش گردد و تا در میان دانشجویان، پیشاهنگان مبارز سربرنیاورند. پس بدون شک درهم شکستن جنگ ویژەی دشمن اولویت شکلگیری یک جنبش دانشجویی مبارز و پیشاهنگ است.
با این وجود دشمن نتوانستە است کە اعتراضات دانشجویی را بە تمامی برچیند و هنوز نیز در میان دانشجویان شمار قابل توجهی افراد مبارز یافت میشود و هم اکنون زندانهای دولت اشغالگر پر از این دانشجویان مبارز است. در اعتراضات سالهای ٩٦ و ٩٨ دانشجویان نیز نقش داشتند. سال ٩٦ در جلوی درب دانشگاه تهران یک جنگ تمام عیار برپا بود و دانشجویان متحدانە در مقابل سرکوبگران ایستادند، اما اینکە مبارزە درون چاردیواری دانشگاه محدود ماند تبدیل بە نقطە ضعف دانشجویان در مقابل سرکوبگران گشت. با وجود اینکە دانشجویان سعی در ایجاد ارتباطات ارگانیک با جامعە داشتند و شعارهای رادیکالی برای پیوستن به مبارزات کارگری و زنان سردادند، این امر بە وقوع نپیوست، چون در زندگی روزمرە و سبک زندگیشان از جامعە دور شدە بودند، و باید این تضاد و شکاف را امروز بە صورتی دمکراتیک و درست حل نمایند. دانشجویان گذشتە در میان کارگران، روستاییان، زنان و دیگر اقشار جوامع دست بە سازماندهی خود و خلقها میکردند و جنبش را تنها بە چاردیواری دانشگاه محدود نمیکردند. لازم است کە امروزە نیز دانشجویان مبارزە را بە تمامی حوزەهای زندگی و اقشار اجتماعی گسترش دهند، دراین راستا بدون شک نقش دانشجویان بە مانند گذشتە جهت دستیابی خلقها بە دموکراسی و آزادی تعیین کنندە خواهد بود. دانشجویان باید در میان خود و در میان خلق دست بە سازماندهی بزنند. سپس اگر دانشجویان دست بە سازماندهی بزنند هم میتوانند مبارزە را شعلەور سازند و هم میتوانند مشکلات رودرروی زندگی شخصی خود را برطرف سازند. هیچ مبارزەای بدون سازماندهی امکانپذیر نیست و این سازماندهی را باید چندجانبە در نظر گرفت و همەی ابعاد زندگی خلقها، زنان و جوانان را در بر بگیرد. میتوان کمیتەهای چند نفرە را تشکیل داد و هر کمیتە میتواند با کمیتەهای دیگر یک اتحادیەی همکاری و تعاون را تشکیل دهد و از این طریق امکانات و هماهنگیهای مبارزە را تامین کرد و مبارزە را دوبارە شعلەور ساخت و زندگی روزمرە را نیز بە صورت کومینال پیش برد. زنان دانشجو میتوانند کمیتەهای خودویژەی خود را داشتە باشند و با کمیتەهای دیگر ارتباط ارگانیک و هماهنگ داشتە باشند. اگر این قدمها در آیندە عملی گردند، جنبشهای دانشجویی ایران و شرق کوردستان میتواند ضربات مرگباری بر دشمن وارد سازند.
ما همچون دانشجویان آکادمیهای گستردە و ارزشمند رهبر عبداللە اوجالان از کوهستانهای آزاد کوردستان بە دانشجویان در بند زندانهای ظالمانەی دولت اشغالگرایران، درود و احترام انقلابی میفرستیم و یاد شهدای جنبش دمکراتیک دانشجویان ایران و شرق کوردستان را گرامی میداریم، و از اینجا این سرود انقلابی را سرمیدهیم:
بار دگر شانزدهم آذر آمد و سر بە سر
در قلوب مردم شعلە افکند
جنبش دانشجویی ایران بە خون شهیدان
در ره خلق ما خوردە سوگند
کە تا آخرین نفر، آخرین نفس
کوشیم و بشکنیم دیوار این قفس
در ره آزادی خلقها
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺زن – پیشاهنگ در حزب
✍️#زیلان_وژین
🔺حزب کارگران کوردستان در شرایط و موقعیت بغرنجی که مسائل بسیار حادی گریبان مردم در سراسر جهان را گرفته بود، ظهور و رشد نمود. جهان به دو قطب کاپتالیست – امپریالیست و سوسیالیست تقسیم شده بود. بخشی نیز میان هر دو قطب و به صورت مجزا، به عنوان آلترناتیوی خودویژه و مجزا، به سازماندهی جامعه میپرداخت. این بخش از تضاد و چالشهای هر دو قطب، سود برده و با اینکه خود را به عنوان آلترناتیو معرفی میکردند، در هر دو قطب نیز جای میگرفتند. بدیگر معنا مخالفت و تفاوت ساختاری چندان رادیکالی در برابر هر دو قطب ارائه نداده و در واقع آنها نیز بخشی از همان نظام دو قطبی و دارای سهم مختص به خود بودند. تمامی دولت و سازمانها، استراتژیک و تاکتیکهای نظام خود را یا همراه با منافع آمریکا و یا شوروی شکل میبخشیدند. اکثر دولتهائی هم که خود را به عنوان سوسیالیست معرفی میکردند نیز دارای یک جبههی متحد و همبستگی نبودند. گاها نیز به جای مبارزه با امپریالیسم، با یکدیگر به چالش و درگیری میافتادند. این چالش و درگیری نه تنها در زمینهی ایدئولوژیک بلکه در عین حال از لحاظ سیاسی نیز چشمگیر بود. پراکندگی و عدم قبول همدیگر از سوی این جبهه، با گذشت زمان سبب شد تا تاثیرات سوسیالیسم بر خلق، جنبش و سازمانهای گوشه و کنار سراسر جهان روبه کاهش بنهد. دیگر جذابیت سوسیالیسم، میان خلقها، آزادیخواهان، دمکراسیخواهان و آنانی که بدنبال ایجاد و پیشبرد عدالت در جهان بودند، رو به ضعف نهاد. زیرا تمامی سازمانها و تنظیمات مربوط به سوسیالیسم، از هم گسیخته بوده و این از توانمندی و خلاقیت آنها در پاسخگوئی به مسائل جامعه کاست.
در واقع مبارزات رهائی ملی با مبارزات مردم ویتنام به اوج شکوه خود رسید، اما پیروزی این مبارزات و روی دادن انقلاب ویتنام همزمان بود با پایان یافتن مبارزات رهائی ملی. اکثر جنبش و سازمانهای سوسیالیست، از آن پس هیچ ارتباطی با مبانی سوسیالیسم نداشته و به طور کامل با اهداف آغاز شکلگیری خود، به چالش افتاده و به سوی اندیشهی تشکیل دولت سوق یافتند. تمایل به سوسیالیسم به جذابیت کاپتالیسم تغییر ماهیت داد. در این میان تنها مبارزات رهائی ملی کوردها و خلق کورد بودند که به مرحلهی تشکیل دولت نرسیدند.
سالهای 1968 – 1969 جوانان به تشکیل برخی سازماندهی و جنبشهای مخالف با سوسیالیسم شکلگرفته و نظام کاپتالیسم پرداختند، که بیشترین فعالیتهایشان در سطح ابراز نارضایتی محدود بود، پرداختند. همزمان با جنبش جوانان، جنبشهای بسیار دیگری در زمینهی مبارزات اجتماعی، اکولوژیکی، فمنیستی و غیر دولتی با تکیه بر این دیدگاه که سوسیالیسم موجود، ارزشهای حقیقی سوسیالیسم را در بر نداشته و ...
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/12/17/زن-پیشاهنگ-در-حزب/
وبسایت| اینستاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
✍️#زیلان_وژین
🔺حزب کارگران کوردستان در شرایط و موقعیت بغرنجی که مسائل بسیار حادی گریبان مردم در سراسر جهان را گرفته بود، ظهور و رشد نمود. جهان به دو قطب کاپتالیست – امپریالیست و سوسیالیست تقسیم شده بود. بخشی نیز میان هر دو قطب و به صورت مجزا، به عنوان آلترناتیوی خودویژه و مجزا، به سازماندهی جامعه میپرداخت. این بخش از تضاد و چالشهای هر دو قطب، سود برده و با اینکه خود را به عنوان آلترناتیو معرفی میکردند، در هر دو قطب نیز جای میگرفتند. بدیگر معنا مخالفت و تفاوت ساختاری چندان رادیکالی در برابر هر دو قطب ارائه نداده و در واقع آنها نیز بخشی از همان نظام دو قطبی و دارای سهم مختص به خود بودند. تمامی دولت و سازمانها، استراتژیک و تاکتیکهای نظام خود را یا همراه با منافع آمریکا و یا شوروی شکل میبخشیدند. اکثر دولتهائی هم که خود را به عنوان سوسیالیست معرفی میکردند نیز دارای یک جبههی متحد و همبستگی نبودند. گاها نیز به جای مبارزه با امپریالیسم، با یکدیگر به چالش و درگیری میافتادند. این چالش و درگیری نه تنها در زمینهی ایدئولوژیک بلکه در عین حال از لحاظ سیاسی نیز چشمگیر بود. پراکندگی و عدم قبول همدیگر از سوی این جبهه، با گذشت زمان سبب شد تا تاثیرات سوسیالیسم بر خلق، جنبش و سازمانهای گوشه و کنار سراسر جهان روبه کاهش بنهد. دیگر جذابیت سوسیالیسم، میان خلقها، آزادیخواهان، دمکراسیخواهان و آنانی که بدنبال ایجاد و پیشبرد عدالت در جهان بودند، رو به ضعف نهاد. زیرا تمامی سازمانها و تنظیمات مربوط به سوسیالیسم، از هم گسیخته بوده و این از توانمندی و خلاقیت آنها در پاسخگوئی به مسائل جامعه کاست.
در واقع مبارزات رهائی ملی با مبارزات مردم ویتنام به اوج شکوه خود رسید، اما پیروزی این مبارزات و روی دادن انقلاب ویتنام همزمان بود با پایان یافتن مبارزات رهائی ملی. اکثر جنبش و سازمانهای سوسیالیست، از آن پس هیچ ارتباطی با مبانی سوسیالیسم نداشته و به طور کامل با اهداف آغاز شکلگیری خود، به چالش افتاده و به سوی اندیشهی تشکیل دولت سوق یافتند. تمایل به سوسیالیسم به جذابیت کاپتالیسم تغییر ماهیت داد. در این میان تنها مبارزات رهائی ملی کوردها و خلق کورد بودند که به مرحلهی تشکیل دولت نرسیدند.
سالهای 1968 – 1969 جوانان به تشکیل برخی سازماندهی و جنبشهای مخالف با سوسیالیسم شکلگرفته و نظام کاپتالیسم پرداختند، که بیشترین فعالیتهایشان در سطح ابراز نارضایتی محدود بود، پرداختند. همزمان با جنبش جوانان، جنبشهای بسیار دیگری در زمینهی مبارزات اجتماعی، اکولوژیکی، فمنیستی و غیر دولتی با تکیه بر این دیدگاه که سوسیالیسم موجود، ارزشهای حقیقی سوسیالیسم را در بر نداشته و ...
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/12/17/زن-پیشاهنگ-در-حزب/
وبسایت| اینستاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
زن – پیشاهنگ در حزب | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>زیلان وژین حزب کارگران کوردستان در شرایط و موقعیت بغرنجی که مسائل بسیار حادی گریبان مردم در سراسر جهان را گرفته بود، ظهور و رشد نمود. جهان به دو قطب کاپتالیست – امپریالیست و سوسیالیست تقسیم شده بود. بخشی نیز میان هر دو قطب و به صورت مجزا، به عنوان آلترناتیوی…
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی٣٧
بابەت: هێڵی ئاپۆیی و تایبەتمەندییەکانی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٠٨ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی٣٧
بابەت: هێڵی ئاپۆیی و تایبەتمەندییەکانی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٠٨ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ضبط استاندارد 1
<unknown>
کلاپ: جامعە آزاد و دمکراتیک
تاریخ: ١٦/١٢/٢٠٢١
موضوع: علل پایەای ناکامیها در مبارزات ۱٥۰ سالە و فروپاشی اتحاد شوروی
با سخنرانی مراد عظیمی و همکاری اهون چیاکو، ابراهیم علیپور، نادر جماعتی
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
تاریخ: ١٦/١٢/٢٠٢١
موضوع: علل پایەای ناکامیها در مبارزات ۱٥۰ سالە و فروپاشی اتحاد شوروی
با سخنرانی مراد عظیمی و همکاری اهون چیاکو، ابراهیم علیپور، نادر جماعتی
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
گذار دموکراتیک
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی ✍ سیامەند موعینی 🆔 @GozarDemocratic
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی
✍ سیامەند موعینی
لەسەر کۆماری کوردستان لە مهاباد گەلێک شرۆڤە و بابەت نوسراوە. لە زۆر بوارەوە ئانالیزی جیاواز و بە شێوازێکی چڕوپڕ ئەم روداوە مێژوییە لێکدانەوەی بۆ کراوە و لە رەهەندە جیاوازەکان پێداچونەوەیان بۆ کردوە. من لێرەدا ناخوازم خەسارناسی یان لێکدانەوەیەکی بنەڕەتی لە سەر ئەم روداوە بکەم بەڵکوو زۆر بە کورتی لە روانگەی چارەسەری بۆ پێشهاتەکانی داهاتوو، ئەم مژارە دەکەمەوە و بابەتەکە دەنرخێنم.
کۆماری کوردستان لە سەردەمێکی هەستیاری مێژوییدا هاتە ئاراوە، ئەو سەردەم ئاڵۆزی و قەیرانی ئابووری ئەوروپا و شەڕی دووهەمی جیهانی لە ئارادابوو. شەڕ و ململانێی دابەشکردنی بەرژەوەندیەکانی هەژمۆنی جیهانی بوو. شەڕی جیهانی دووهەم بەدەر لە ئەوروپا، بەشێکی زۆری لە جوگرافیای ناوچەی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستی لە خۆوە گرتبوو. ئێران لەبواری کاراکتەر و ساختاری حکومەتی فەلەج ببو و لەلایەن هاوپەیمانانەوە، وڵاتەکە نیوە داگیرکراوبوو. لە ئاگۆستی ١٩٤١دا هاوپەیمانان، رەزاشای ئێران لە سەر کار لادەبەن کە لایەنگری لە ئاڵمانی هیتلێری دەکرد، بویە ناچاریان کرد ئێران بە جێی بهێڵێت. سۆڤیەت لە باکوور و بەریتانیا لە باشووری رۆژهەڵاتی کوردستان دەسەڵاتی سەربازییان گرتە دەست. هەرچەند سیاسەتی جیهانی بەتایبەت بە سەرپەرەستی کلۆنیالیزمی ئەوروپایی، دژی دەستێوەردانی سیاسەتی ژئۆپۆلتیکی ناوچەکە بوون، بەڵام بە هۆی شەڕی دووهەمی جیهانیەوە، ئەم نەزمە کە دوای شەڕی یەکەمی جیهانی بە سەر ناوچەکەدا سەپێنرابوو لە قەوارەی خۆی دەربچێت. ئێران لە بواری کرداری توانای پاراستنی سنوورەکانی خۆی لە دەست دا نەمابوو. هاوزەمان کە بەریتانیا لە رۆژهەلاتی سنووری ئێران و هیندوستان ئەزموونی کلۆنیالیستی هەبوو، پێداگری لە بەڕێوە نەچوونی خۆبەڕێوەبەری گەلانی ناوچەکەی دەکرد و بەتایبەت دژی فیرقەی ئازەربایجان و کۆماری کوردستان دەرکەوت. هەروەک کاربەدەستێکی سەربازی ئەو سەردەمەی بەریتانیا دەڵێ: “ئەگەر کوردەکان خۆبەڕێوەبەری، یان سەربەخۆیی بەدەست بهێنن، ئەوکات عەرەبی خوزستان و خودا دەزانێ کێی تر هەموو لە ئێران جیا ببنەوە”. ئەو رستەیە سیاسەتی گڵاوی بەریتانیا سەبارەت بە پرسی گەلان و بەتایبەت گەلی کورد دیاری دەکات. تاکوو ئێستاش کە زیاتر لە ١٠٠ ساڵە ئەم رەوتە بەردەوامە، پڕۆژەی سیستمی دەوڵەت – نەتەوە بۆ ئاسیمیلاسیۆن و تێکدانی رەوتی سرووشتی کۆمەڵگەی ناوچەکە، لە ژێر سیاسەتی کلۆنیالیستی بەریتانیا بەڕێوە دەچێت و بۆ یارمەتیدانی دەوڵەتانی داگیرکەری کوردستان، بەریتانیا سیاسەتی چەپەڵی خۆی بە دژی گەلانی ناوچەکە بەڕێوە دەبات. هاوکات سۆڤیەت کە بە ناوی سوسیالیزم و کۆمۆنیزم و ئازادی گەلان لە ناوچەکە ئاکتەرێکی سەرەکی بوو، بۆ بەرژەوەندی ئابووری و وەدەست خستنی شیلاتی باکووری ئێران، هاوکات لە ژێر گوشاری وڵاتانی رۆژاوایی لە هاوپەیمانی شەڕی دووهەمی جیهانی و لە چوارچێوەی دانیشتنەکانی کۆبونەوەی نەتەوە یەکگرتوەکاندا، دوای کۆتایی شەڕی دووهەمی جیهانی، بنگەی ئایدیاکانی خۆی ژێر پێ خست و گەلانی ئازەبایجانی و کوردی کردە قوربانی بەرژەوەندیە ئابووریەکان.
لە چاوپێخشاندنێکی خێرا بە سەر رەوشی کۆماری کوردستاندا، دەبینین کە خەڵکی کوردستان بەتەواوی ئامادە نەبوون یان خۆیان ئامادە نەکردبوو بۆ بەڕێوەبردنی کۆمەڵگەکەیان. کۆمەڵێک سەرۆک عەشیرە بەرژەوەندیان لە پێوەندی ژێرەکی بە تارانەوە هەبوو و بەردەوام چاوێکیان لە ناوەندی ئێران بوو کە ئەم ناوەندە خۆی هیچ قەوارەیەکی سیاسی لەشکەری نەمابوو. پێکهاتەیی عەشیرەتی ئەو سەردەم و گرێدراوی سەرانی بەشێک لە عەشیرەکانی کوردستان بە ناوەندی دەسەڵاتەوە و لاوازی هزری نەتەوەیی لەو سەردەمەدا و هاوکات لوکاڵی هێشتنەوەی ناوچەیی ئەم کۆمارە، هاوکارگەلێک بوون کە لە بەرژەوەندی داهاتووی کۆماری کوردستاندا نەبوون. پەرتەوازەیی وزەی نیشتمانی، کە لە سەردەمی ئێمەشدا بە ئاشکرا دەبینرێت، وەک نەخۆشیەکی هزری، سیاسی و کۆمەڵایەتی رێگرە لە بەرەوپێش چوونی رەوتی نیشتمانی. بەداخەوە ئێستاش هیچ ئەزموونێک لە مێژوو و رابردوو وەرنەگیراوە. گرێدانی بەرژەوەندی ئابووری و سیاسی هەر حیزبێکی کوردستان بە دەسەڵاتێکی داگیرکەر، بە هەر پاساوێک بێت، پێویستە وەک خەیانەتێکی نیشتیمانی پێناسەی لەسەر بکردرێت و بە شەفافی ئەم مژارە لە ناو نوخبەی رووناکبیر و جەماوەردا نقاشی جیدی لە سەر بکردرێت و لەبواری خەسارناسیدا پێداچوونەوە بە سەر ئەم مژارەدا بکردرێت. ئەگەر کورد لە مێژووی خۆی بە باشی ئاگادار نەبێت و ئەزموونی روداوەکانی مێژویی بە وردی لێکنەداتەوە، چارەنووس و مێژوو خۆیان دووپات دەکەنەوە. بەواتایەکی تر پێویستە لە مێژوو دەرس وەربگرین و بەو عیلمەش بەرهەم و دەستکەوت وەدەست بخەین. لە لێکدانەوە و تێگەییشتن لە روداوەکانی مێژویی، ئەزموونەکانی مێژوو نین کە گرفت دەبێت، بەڵکو بۆ تاک و کۆمەڵگە زەکا و تێگەیشتنی سیاسیە کە چۆن لە مێژوو دەرس وەردەگرێت.
✍ سیامەند موعینی
لەسەر کۆماری کوردستان لە مهاباد گەلێک شرۆڤە و بابەت نوسراوە. لە زۆر بوارەوە ئانالیزی جیاواز و بە شێوازێکی چڕوپڕ ئەم روداوە مێژوییە لێکدانەوەی بۆ کراوە و لە رەهەندە جیاوازەکان پێداچونەوەیان بۆ کردوە. من لێرەدا ناخوازم خەسارناسی یان لێکدانەوەیەکی بنەڕەتی لە سەر ئەم روداوە بکەم بەڵکوو زۆر بە کورتی لە روانگەی چارەسەری بۆ پێشهاتەکانی داهاتوو، ئەم مژارە دەکەمەوە و بابەتەکە دەنرخێنم.
کۆماری کوردستان لە سەردەمێکی هەستیاری مێژوییدا هاتە ئاراوە، ئەو سەردەم ئاڵۆزی و قەیرانی ئابووری ئەوروپا و شەڕی دووهەمی جیهانی لە ئارادابوو. شەڕ و ململانێی دابەشکردنی بەرژەوەندیەکانی هەژمۆنی جیهانی بوو. شەڕی جیهانی دووهەم بەدەر لە ئەوروپا، بەشێکی زۆری لە جوگرافیای ناوچەی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستی لە خۆوە گرتبوو. ئێران لەبواری کاراکتەر و ساختاری حکومەتی فەلەج ببو و لەلایەن هاوپەیمانانەوە، وڵاتەکە نیوە داگیرکراوبوو. لە ئاگۆستی ١٩٤١دا هاوپەیمانان، رەزاشای ئێران لە سەر کار لادەبەن کە لایەنگری لە ئاڵمانی هیتلێری دەکرد، بویە ناچاریان کرد ئێران بە جێی بهێڵێت. سۆڤیەت لە باکوور و بەریتانیا لە باشووری رۆژهەڵاتی کوردستان دەسەڵاتی سەربازییان گرتە دەست. هەرچەند سیاسەتی جیهانی بەتایبەت بە سەرپەرەستی کلۆنیالیزمی ئەوروپایی، دژی دەستێوەردانی سیاسەتی ژئۆپۆلتیکی ناوچەکە بوون، بەڵام بە هۆی شەڕی دووهەمی جیهانیەوە، ئەم نەزمە کە دوای شەڕی یەکەمی جیهانی بە سەر ناوچەکەدا سەپێنرابوو لە قەوارەی خۆی دەربچێت. ئێران لە بواری کرداری توانای پاراستنی سنوورەکانی خۆی لە دەست دا نەمابوو. هاوزەمان کە بەریتانیا لە رۆژهەلاتی سنووری ئێران و هیندوستان ئەزموونی کلۆنیالیستی هەبوو، پێداگری لە بەڕێوە نەچوونی خۆبەڕێوەبەری گەلانی ناوچەکەی دەکرد و بەتایبەت دژی فیرقەی ئازەربایجان و کۆماری کوردستان دەرکەوت. هەروەک کاربەدەستێکی سەربازی ئەو سەردەمەی بەریتانیا دەڵێ: “ئەگەر کوردەکان خۆبەڕێوەبەری، یان سەربەخۆیی بەدەست بهێنن، ئەوکات عەرەبی خوزستان و خودا دەزانێ کێی تر هەموو لە ئێران جیا ببنەوە”. ئەو رستەیە سیاسەتی گڵاوی بەریتانیا سەبارەت بە پرسی گەلان و بەتایبەت گەلی کورد دیاری دەکات. تاکوو ئێستاش کە زیاتر لە ١٠٠ ساڵە ئەم رەوتە بەردەوامە، پڕۆژەی سیستمی دەوڵەت – نەتەوە بۆ ئاسیمیلاسیۆن و تێکدانی رەوتی سرووشتی کۆمەڵگەی ناوچەکە، لە ژێر سیاسەتی کلۆنیالیستی بەریتانیا بەڕێوە دەچێت و بۆ یارمەتیدانی دەوڵەتانی داگیرکەری کوردستان، بەریتانیا سیاسەتی چەپەڵی خۆی بە دژی گەلانی ناوچەکە بەڕێوە دەبات. هاوکات سۆڤیەت کە بە ناوی سوسیالیزم و کۆمۆنیزم و ئازادی گەلان لە ناوچەکە ئاکتەرێکی سەرەکی بوو، بۆ بەرژەوەندی ئابووری و وەدەست خستنی شیلاتی باکووری ئێران، هاوکات لە ژێر گوشاری وڵاتانی رۆژاوایی لە هاوپەیمانی شەڕی دووهەمی جیهانی و لە چوارچێوەی دانیشتنەکانی کۆبونەوەی نەتەوە یەکگرتوەکاندا، دوای کۆتایی شەڕی دووهەمی جیهانی، بنگەی ئایدیاکانی خۆی ژێر پێ خست و گەلانی ئازەبایجانی و کوردی کردە قوربانی بەرژەوەندیە ئابووریەکان.
لە چاوپێخشاندنێکی خێرا بە سەر رەوشی کۆماری کوردستاندا، دەبینین کە خەڵکی کوردستان بەتەواوی ئامادە نەبوون یان خۆیان ئامادە نەکردبوو بۆ بەڕێوەبردنی کۆمەڵگەکەیان. کۆمەڵێک سەرۆک عەشیرە بەرژەوەندیان لە پێوەندی ژێرەکی بە تارانەوە هەبوو و بەردەوام چاوێکیان لە ناوەندی ئێران بوو کە ئەم ناوەندە خۆی هیچ قەوارەیەکی سیاسی لەشکەری نەمابوو. پێکهاتەیی عەشیرەتی ئەو سەردەم و گرێدراوی سەرانی بەشێک لە عەشیرەکانی کوردستان بە ناوەندی دەسەڵاتەوە و لاوازی هزری نەتەوەیی لەو سەردەمەدا و هاوکات لوکاڵی هێشتنەوەی ناوچەیی ئەم کۆمارە، هاوکارگەلێک بوون کە لە بەرژەوەندی داهاتووی کۆماری کوردستاندا نەبوون. پەرتەوازەیی وزەی نیشتمانی، کە لە سەردەمی ئێمەشدا بە ئاشکرا دەبینرێت، وەک نەخۆشیەکی هزری، سیاسی و کۆمەڵایەتی رێگرە لە بەرەوپێش چوونی رەوتی نیشتمانی. بەداخەوە ئێستاش هیچ ئەزموونێک لە مێژوو و رابردوو وەرنەگیراوە. گرێدانی بەرژەوەندی ئابووری و سیاسی هەر حیزبێکی کوردستان بە دەسەڵاتێکی داگیرکەر، بە هەر پاساوێک بێت، پێویستە وەک خەیانەتێکی نیشتیمانی پێناسەی لەسەر بکردرێت و بە شەفافی ئەم مژارە لە ناو نوخبەی رووناکبیر و جەماوەردا نقاشی جیدی لە سەر بکردرێت و لەبواری خەسارناسیدا پێداچوونەوە بە سەر ئەم مژارەدا بکردرێت. ئەگەر کورد لە مێژووی خۆی بە باشی ئاگادار نەبێت و ئەزموونی روداوەکانی مێژویی بە وردی لێکنەداتەوە، چارەنووس و مێژوو خۆیان دووپات دەکەنەوە. بەواتایەکی تر پێویستە لە مێژوو دەرس وەربگرین و بەو عیلمەش بەرهەم و دەستکەوت وەدەست بخەین. لە لێکدانەوە و تێگەییشتن لە روداوەکانی مێژویی، ئەزموونەکانی مێژوو نین کە گرفت دەبێت، بەڵکو بۆ تاک و کۆمەڵگە زەکا و تێگەیشتنی سیاسیە کە چۆن لە مێژوو دەرس وەردەگرێت.
گذار دموکراتیک
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی ✍ سیامەند موعینی 🆔 @GozarDemocratic
ئەزموونی کۆماری کوردستان پێویستە ببێتە دەرس و تێگەیشتنێکی سەردەمیانە و ببێتە هەوێنی درووست تێگەییشتن لە روداوەکانی سەردەم.
خاڵێکی سەرەکی و گرنگ کە کۆماری کوردستان بە تەواوی نەیتوانی دەستەبەری بکات، بابەتی پاراستنی رەوا بۆ پاراستنی دەستکەوتەکانی ئازادیە. ئەو سەردەم مرۆڤ دەتوانێت بە دوو شێوازی جیاوازەوە لێکدانەوەی بۆ بکات، یەکەم دەرفەت و ئیمکانی ئەو سەردەم، بواری گونجاوی نەرەخساند بۆ پێکهێنانی پاراستنێکی تۆکمە و بەهێز، دووهەم خوێندنەوەیەکی سادە و بە تەوەهومەوە لە سەر سیستمی دوڵەت – نەتەوەی ئێرانی لە لایەن رایەدارانی کۆماری کوردستانەوە کراوە و ئەوەش لە سەر تێنەگەییشتن و نەناسینی زاتی ئەو سیستەمە سەرچاوە دەگرێت. پەرتەوازەیی سەرۆک عەشیرەکانی کورد کە دەیانتوانی هێزی لەشکەری کۆمار بن بەڵام بە نەهێنی، دەست و پێوەندی لەگەڵ دەسەڵاتی تاران خۆش دەکەن، زەربەیەکی گەورە بوو لە پەیکەری کۆمار. بۆیە بەتەواوی کۆماری کوردستان لە مهاباد نەیتوانی هێزێکی پاراستنی نیشتمانی پێک بهێنێت بۆ پاراستنی ئەو دەستکەوتانەی کە لەو سەردەمدا بەدەست هاتبوون، هەروەها باوەڕیەکی زۆر بە هەبوونی هێزی سۆڤیەت و وەک پشتیوانی ئەم هێزە بۆ گەلی کورد، بۆخۆی خاڵێکی لاوازی ئەم کۆمارە بوو. دیارە بۆچون و رەهەندی جیاواز هەیە مرۆڤ دەتوانێت نرخاندنی لە سەر بکات بەڵام بۆ ئەم کورتە باسە پێویست ناکات لە هەموو زاویەکانەوە نرخاندنی لە سەر بکردرێت. دیارە کۆماری کوردستان لە مهاباد خاڵی بەهێزیشی کەم نەبوو کە لەو سەردەمە کورتەی ژیانی سیاسیدا بەرهەمی هێنا و وەک ئەزموونێک بۆ نەوەکانی داهاتوی خۆی بە میرات بەجێی هێشت.
ئەگەر بگەڕێینەوە سەردەمی ئێستا و بە دیدێکی دیرۆکی بابەتەکان ئانالیز بکەین، دەبینین بەشێک لە کاراکتەرەکان و روانگەکان هەر نەگۆڕ ماونەتەوە و دوای ٧٥ ساڵ بە سەر ئەزموونی کۆماری کوردستاندا هەنووکەش بەشێک لە پێشەنگانی کوردستان بە هەمان نەفەسەوە لە روداوەکانی سیاسی دەڕوانن و پەیڕەوی دەکەن. لە سەردەمی نوێشدا هەر وەک سەردەمی کۆماری کوردستان سەرۆک عشیرە ئەو کات بە نەهێنی و ئێستا بە ئاشکرا لە پێوەندی و دەست تێکەڵ کردن لە گەڵ داگیرکەرانی کوردستاندا هەن. کۆمەڵێک خۆفرۆش ئێستا لە قەوارەیەکی جیاوازتر بەڵام بە هەمان ئەجێندای باب و باپیرانیان پەیڕەوی سیاسەتی دەوڵەتە داگیرکەرەکانی کوردستان دەکەن و هەر رۆژە دەست لەملانی داگیرکەرێکی کوردستان دایەو بە ناوی کوردایەتی شەرعیەت بە خۆفرۆشیەکانیان دەدەن و لە پەناوە خەت و نیشان بۆ گەلی بەشخوراوی کوردستان دەکێشن. لەوەش سەیر و سەمەرەتر ئەوەیە کۆمەڵێک بێچارەی سیاسی و تووش بووی بە قەیرانی فکری، “لەبەیک” دەڵێن بە هەر رشانەوەیەکی سەرۆک عەشیرەی گەڕەکی خۆیان، ئەو کۆمێدیایە وەک ئەوەی دەچێت مرۆڤی ناو ئاو بۆ ئەوەی نەخنکێت دەست بۆ هەموو پووش و پەڵاشێک درێژ دەکات بۆ نەجاتی گیانی خۆی. ئەو هەڵبەز و دابەزینانەی سیاسی چارەسەری پرسی کورد لە گەڵ خۆی ناهێنیت، بەڵکوو تەنیا شلوێیی و پەرتەوازەیی سیاسی بەدواوە دەبێت و لە درێژەی خۆیدا بەردەوامی داگیرکاری قڕکردنی سیاسی.
بۆ چارەسەری پرسی کورد بۆچونی سیاسی جیاواز هەیە و بۆچونەکان گرنگە لە روانگەی سیاسەتی گلوباڵ و رەوتی پێشهاتەکانی مێژوویی لەم چەند سەدەی دواییدا لێکبدرێتەوە. گرنگ چارەسەریە و مێتۆد و شێواز دەتوانێت لە رەوتی پراکتیکدا ئاڵوگۆڕی بە سەر بێت. نیشتمانێکی ئازاد بۆ مرۆڤەکان خواست و مافێکی سروشتیە، بەڵام سیستمی داگیرکەری و کلۆنیالیستی، ئەم مافەی لە دانیشتوان و خەڵکی ئاسایی زەوت کردووە و لە پێناو بەرژەوەندی کاپیتاڵ هەموو جومگەکانی کۆمەڵگەی بە شێواز و مێتۆدی جیاواز خستۆتە ژێر باندۆری خۆی و بۆ مانەوەی خۆی هەموو بەهاکانی ئەخلاقی پێشێل دەکات، چینی سەردەست گرنگ نییە لە چ ئیتنیک و نەتەوە و یان پێکهاتەیەک بێت، بۆ سیستەمی سەرمایەداری گرنگ پاراستن و بەرژەوەندیەکانی کاپیتاڵە. دەسەڵات و حکومەت لە سیستەمی سەرمایەداریدا کەرەسەیەکن بۆ راگرتنی باڵانس و ژینگەی گونجاو بۆ سەرمایە. ئازادی بە بێ ئایدئۆلۆژی، ئازادی خەیاڵێکی رومانتیکیە. سیستمی داگیرکەر و کۆیلەدار بە ئاسانی رێگە بە ئازادی نادات، بۆیە گرنگە مرۆڤێک کە بۆ ئازادی تێکۆشان دەکات بە وردی هەمو جومگەکانی تێکۆشان لێکبداتەوە و رێبازی ئایدئۆلۆژیکیش هەڵسەنگێنێت، سیستەمی سەرمایەداری لە بیر و هزری ئازادی ترسی هەیە و بیری ئازادی بە بێ روانگەیەکی فەلسەفی بێ ناوەڕۆک دەبێت. بۆیە سیستمی پارێزەری سەرمایە ترسی هەیە لە روانگەی فەلسەفەی ئازادی و بەردەوام شەڕی لەگەڵ دەکات.
تەڤگەری ئازادی لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە سەر ئازادی ژن بە روانگەی ژینگەپارێزی و کۆمەڵگایەکی بێ چەوسانەوە تێکۆشان دەکات و لەم ساحەدا بە ئەزموونی مێژوویی و بەتایبەت ئەزموونی کۆماری کوردستان لە مهاباد، بۆ نیشتمانێکی ئازاد توانیویەتی مەودایەکی مێژوویی دەرباز بکات.
خاڵێکی سەرەکی و گرنگ کە کۆماری کوردستان بە تەواوی نەیتوانی دەستەبەری بکات، بابەتی پاراستنی رەوا بۆ پاراستنی دەستکەوتەکانی ئازادیە. ئەو سەردەم مرۆڤ دەتوانێت بە دوو شێوازی جیاوازەوە لێکدانەوەی بۆ بکات، یەکەم دەرفەت و ئیمکانی ئەو سەردەم، بواری گونجاوی نەرەخساند بۆ پێکهێنانی پاراستنێکی تۆکمە و بەهێز، دووهەم خوێندنەوەیەکی سادە و بە تەوەهومەوە لە سەر سیستمی دوڵەت – نەتەوەی ئێرانی لە لایەن رایەدارانی کۆماری کوردستانەوە کراوە و ئەوەش لە سەر تێنەگەییشتن و نەناسینی زاتی ئەو سیستەمە سەرچاوە دەگرێت. پەرتەوازەیی سەرۆک عەشیرەکانی کورد کە دەیانتوانی هێزی لەشکەری کۆمار بن بەڵام بە نەهێنی، دەست و پێوەندی لەگەڵ دەسەڵاتی تاران خۆش دەکەن، زەربەیەکی گەورە بوو لە پەیکەری کۆمار. بۆیە بەتەواوی کۆماری کوردستان لە مهاباد نەیتوانی هێزێکی پاراستنی نیشتمانی پێک بهێنێت بۆ پاراستنی ئەو دەستکەوتانەی کە لەو سەردەمدا بەدەست هاتبوون، هەروەها باوەڕیەکی زۆر بە هەبوونی هێزی سۆڤیەت و وەک پشتیوانی ئەم هێزە بۆ گەلی کورد، بۆخۆی خاڵێکی لاوازی ئەم کۆمارە بوو. دیارە بۆچون و رەهەندی جیاواز هەیە مرۆڤ دەتوانێت نرخاندنی لە سەر بکات بەڵام بۆ ئەم کورتە باسە پێویست ناکات لە هەموو زاویەکانەوە نرخاندنی لە سەر بکردرێت. دیارە کۆماری کوردستان لە مهاباد خاڵی بەهێزیشی کەم نەبوو کە لەو سەردەمە کورتەی ژیانی سیاسیدا بەرهەمی هێنا و وەک ئەزموونێک بۆ نەوەکانی داهاتوی خۆی بە میرات بەجێی هێشت.
ئەگەر بگەڕێینەوە سەردەمی ئێستا و بە دیدێکی دیرۆکی بابەتەکان ئانالیز بکەین، دەبینین بەشێک لە کاراکتەرەکان و روانگەکان هەر نەگۆڕ ماونەتەوە و دوای ٧٥ ساڵ بە سەر ئەزموونی کۆماری کوردستاندا هەنووکەش بەشێک لە پێشەنگانی کوردستان بە هەمان نەفەسەوە لە روداوەکانی سیاسی دەڕوانن و پەیڕەوی دەکەن. لە سەردەمی نوێشدا هەر وەک سەردەمی کۆماری کوردستان سەرۆک عشیرە ئەو کات بە نەهێنی و ئێستا بە ئاشکرا لە پێوەندی و دەست تێکەڵ کردن لە گەڵ داگیرکەرانی کوردستاندا هەن. کۆمەڵێک خۆفرۆش ئێستا لە قەوارەیەکی جیاوازتر بەڵام بە هەمان ئەجێندای باب و باپیرانیان پەیڕەوی سیاسەتی دەوڵەتە داگیرکەرەکانی کوردستان دەکەن و هەر رۆژە دەست لەملانی داگیرکەرێکی کوردستان دایەو بە ناوی کوردایەتی شەرعیەت بە خۆفرۆشیەکانیان دەدەن و لە پەناوە خەت و نیشان بۆ گەلی بەشخوراوی کوردستان دەکێشن. لەوەش سەیر و سەمەرەتر ئەوەیە کۆمەڵێک بێچارەی سیاسی و تووش بووی بە قەیرانی فکری، “لەبەیک” دەڵێن بە هەر رشانەوەیەکی سەرۆک عەشیرەی گەڕەکی خۆیان، ئەو کۆمێدیایە وەک ئەوەی دەچێت مرۆڤی ناو ئاو بۆ ئەوەی نەخنکێت دەست بۆ هەموو پووش و پەڵاشێک درێژ دەکات بۆ نەجاتی گیانی خۆی. ئەو هەڵبەز و دابەزینانەی سیاسی چارەسەری پرسی کورد لە گەڵ خۆی ناهێنیت، بەڵکوو تەنیا شلوێیی و پەرتەوازەیی سیاسی بەدواوە دەبێت و لە درێژەی خۆیدا بەردەوامی داگیرکاری قڕکردنی سیاسی.
بۆ چارەسەری پرسی کورد بۆچونی سیاسی جیاواز هەیە و بۆچونەکان گرنگە لە روانگەی سیاسەتی گلوباڵ و رەوتی پێشهاتەکانی مێژوویی لەم چەند سەدەی دواییدا لێکبدرێتەوە. گرنگ چارەسەریە و مێتۆد و شێواز دەتوانێت لە رەوتی پراکتیکدا ئاڵوگۆڕی بە سەر بێت. نیشتمانێکی ئازاد بۆ مرۆڤەکان خواست و مافێکی سروشتیە، بەڵام سیستمی داگیرکەری و کلۆنیالیستی، ئەم مافەی لە دانیشتوان و خەڵکی ئاسایی زەوت کردووە و لە پێناو بەرژەوەندی کاپیتاڵ هەموو جومگەکانی کۆمەڵگەی بە شێواز و مێتۆدی جیاواز خستۆتە ژێر باندۆری خۆی و بۆ مانەوەی خۆی هەموو بەهاکانی ئەخلاقی پێشێل دەکات، چینی سەردەست گرنگ نییە لە چ ئیتنیک و نەتەوە و یان پێکهاتەیەک بێت، بۆ سیستەمی سەرمایەداری گرنگ پاراستن و بەرژەوەندیەکانی کاپیتاڵە. دەسەڵات و حکومەت لە سیستەمی سەرمایەداریدا کەرەسەیەکن بۆ راگرتنی باڵانس و ژینگەی گونجاو بۆ سەرمایە. ئازادی بە بێ ئایدئۆلۆژی، ئازادی خەیاڵێکی رومانتیکیە. سیستمی داگیرکەر و کۆیلەدار بە ئاسانی رێگە بە ئازادی نادات، بۆیە گرنگە مرۆڤێک کە بۆ ئازادی تێکۆشان دەکات بە وردی هەمو جومگەکانی تێکۆشان لێکبداتەوە و رێبازی ئایدئۆلۆژیکیش هەڵسەنگێنێت، سیستەمی سەرمایەداری لە بیر و هزری ئازادی ترسی هەیە و بیری ئازادی بە بێ روانگەیەکی فەلسەفی بێ ناوەڕۆک دەبێت. بۆیە سیستمی پارێزەری سەرمایە ترسی هەیە لە روانگەی فەلسەفەی ئازادی و بەردەوام شەڕی لەگەڵ دەکات.
تەڤگەری ئازادی لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە سەر ئازادی ژن بە روانگەی ژینگەپارێزی و کۆمەڵگایەکی بێ چەوسانەوە تێکۆشان دەکات و لەم ساحەدا بە ئەزموونی مێژوویی و بەتایبەت ئەزموونی کۆماری کوردستان لە مهاباد، بۆ نیشتمانێکی ئازاد توانیویەتی مەودایەکی مێژوویی دەرباز بکات.
گذار دموکراتیک
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی ✍ سیامەند موعینی 🆔 @GozarDemocratic
بە رێکخستن کردنی ژنان لە سەر پارادایمی ئازادی ئەرکێکی مێژووییە کە لە کۆمەڵگەیەکی پاتریارکاڵدا( باوکسالار)، ژن چەندین جار دەچەوسێتەوە و لە حکومەتی ئیسلامی ئێراندا هیچ مافێکیان بۆ ژنان دەستەبەر نەکردووە، بۆیە وزەیەکی بەرفراوان لە رێکخستن کردنی ژناندا شاراوەیە و لەم مەرحەلەی تێکۆشاندا ئەرکی تێکۆشەرانی ئازادییە کە وەک ژن خۆیان بە رێکخستن بکەن و ئیتر کۆیلایەتی قبووڵ نەکردرێت. هاوکات پلان و پڕۆژە بۆ بەڕێوەبەری دێمۆکراتیک لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە چوارچێوەی کۆدار بۆ داهاتوویەکی سەقامگیر و ئازاد بە هزر و فەلسەفەی ژیانێکی بەروومەت، ئەرکێکی تری خەباتی تێکۆشەران و ئازادیخوازانە.
ئەزموونی سێ دەیەی بەڕێوەبەری باشووری کوردستان ئەزموونێکی تاڵ و پێشگیر بووە کە رۆژهەڵاتی کوردستان بە تایبەت پێویستە بۆ داهاتوو بە وردی هەڵی سەنگێنێت. لەم مەرحەلەی مێژووییەدا کە خەریکە ئاکتەرەکانی ناوچە جیگۆڕکێ دەکەن، پێویستە رۆژهەڵاتی کوردستان بۆ خۆبەڕێوەبەریەکی دێمۆکراتیک ئامادەکاری بکات. ئاواتی بە هەزاران تێکۆشەر و ئازادیخوازی ئەم گەلە کە گیان و ژیانی خۆیان کردۆتە قوربانی بۆ گەییشتن بە ئازادی دەبێ بەدی بێت، بۆیە ئەرکی تێکۆشەران لەم قۆناخە هەستیارەدا بە چەندین قات قورستر دەبێتەوە. پێویستە ئەمڕۆکە مرۆڤی کورد کە دڵسۆزی نیشتمانەکەیەتی بە ئەزموونێک کە لە دەستکەوت و کەماسیەکانی کۆماری کوردستان لە مهابادەوە بەدەست هاتووە بە روانگەیەکی زانستی و لەسەر ستراتژیەکی رئال و سەردەمیانە خوێندنەوەی لە سەر ئاڵوگۆڕیەکانی سیاسەتی ناوچەکە هەبێت و لەسەر ئەم ئەساسە بۆ یەکگرتویی و یەکپارچەیی گەلەکەمان لە تێکۆشانی ئازادیخوازانە و شەڕی نەهایی لەگەڵ داگیرکاری و کۆیلایەتی بە رۆحی سەرکەوتن و باوەڕ بە خۆبوون و باوەڕ بە هێزی جەماوەری گەلەکەی خۆی هەبێت و لە سەر ئەم ئەساسە نیشتمان ئازاد بکات. ئەزموونی کۆمار ئەوەمان پێ دەڵێت بە یەکگرتویی و باوەڕ بەخۆبوون سەرکەوتن دەستەبەر دەکات.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ئەزموونی سێ دەیەی بەڕێوەبەری باشووری کوردستان ئەزموونێکی تاڵ و پێشگیر بووە کە رۆژهەڵاتی کوردستان بە تایبەت پێویستە بۆ داهاتوو بە وردی هەڵی سەنگێنێت. لەم مەرحەلەی مێژووییەدا کە خەریکە ئاکتەرەکانی ناوچە جیگۆڕکێ دەکەن، پێویستە رۆژهەڵاتی کوردستان بۆ خۆبەڕێوەبەریەکی دێمۆکراتیک ئامادەکاری بکات. ئاواتی بە هەزاران تێکۆشەر و ئازادیخوازی ئەم گەلە کە گیان و ژیانی خۆیان کردۆتە قوربانی بۆ گەییشتن بە ئازادی دەبێ بەدی بێت، بۆیە ئەرکی تێکۆشەران لەم قۆناخە هەستیارەدا بە چەندین قات قورستر دەبێتەوە. پێویستە ئەمڕۆکە مرۆڤی کورد کە دڵسۆزی نیشتمانەکەیەتی بە ئەزموونێک کە لە دەستکەوت و کەماسیەکانی کۆماری کوردستان لە مهابادەوە بەدەست هاتووە بە روانگەیەکی زانستی و لەسەر ستراتژیەکی رئال و سەردەمیانە خوێندنەوەی لە سەر ئاڵوگۆڕیەکانی سیاسەتی ناوچەکە هەبێت و لەسەر ئەم ئەساسە بۆ یەکگرتویی و یەکپارچەیی گەلەکەمان لە تێکۆشانی ئازادیخوازانە و شەڕی نەهایی لەگەڵ داگیرکاری و کۆیلایەتی بە رۆحی سەرکەوتن و باوەڕ بە خۆبوون و باوەڕ بە هێزی جەماوەری گەلەکەی خۆی هەبێت و لە سەر ئەم ئەساسە نیشتمان ئازاد بکات. ئەزموونی کۆمار ئەوەمان پێ دەڵێت بە یەکگرتویی و باوەڕ بەخۆبوون سەرکەوتن دەستەبەر دەکات.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی ٣٨
بابەت: ڕاستی سەرۆکایەتی
✅ بەروار: ١٥ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ٣٨
بابەت: ڕاستی سەرۆکایەتی
✅ بەروار: ١٥ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
شماره یازدهم مجله «ملت دموکراتیک»؛ هویت خلق لر در زاگرس منتشر شد
شماره یازدهم مجله «ملت دموکراتیک»، ارگان رسمی «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» منتشر شد. در این شماره به «مسئله لر» در زاگرس پرداخته شده و جوانب تاریخی و معاصر بویژه ابعاد امروزین مبارزات خلق لر و سطح سازماندهی آن در مسیر کسب آزادی را مورد بررسی و کنکاش قرار داده.
طرح، کنکاش و تحلیل موضوعاتی از قبیل «اوضاع سیاسی ایران، نسلکشی فرهنگی علیه خلق لر؛ هویت تاریخی لر از نوسنگی تا معاصر در مهد زاگرس، وضعیت سازماندهی خلقیی در لرستانات و سطح فعالیتها؛ جایگاه زنان و جوانان در لرستان و مبارزات معاصر، گویش کُردی لری و خودانگیختگی فرهنگی و کانونیت موجودیت لر در زاگرس همچو هویت بنیادین» از اهم موضوعات شماره مجله ملت دموکراتیک میباشند.
این شماره مجله که به همت مرکز مطالعات استراتژیک کودار تدوین و منتشر گشته، واکاوی برای احیای مبارزات آزادیخواهانه خلق لر در چارچوب زاگرس در مسیر دموکراسیخواهی جهت برساخت ملت دموکراتیک و مبتنی بر سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک را کانون توجه قرارداده. بویژه به آسیبشناسی وضعیت امروز خلق تحت ستم لر در زاگرس پرداخته و سیاست انکارگرانه نظام ایران بر ضد آن خلق را نسلکشی فرهنگی آشکار نامیده و تنها راه را بیداری عصر مطابق هویت تاریخی خویش دانسته. همچنین سیاست «ستیزهگری فاشیسم ایران بر ضد خلق لر و تلاش برای گسستن آن از زاگرس و کلیت ملت کُرد» را از جمله مسائل کائوتیک و تضادبرانگیز ایران امروز دانسته که ریشه در ماهیت تنازعی «دولت ـ ملت» دانسته و تأکید میشود که قتلعام لرستان در دوره اول نظام پهلوی همچو زخمی بناسور بر کالبد لرستان و زاگرس باقی مانده و امروز در چارچوب برنامه سیستماتیک و درازمدت نسلکشی فرهنگی ادامه دارد.
شماره یازدهم مجله ملت دموکراتیک خاصا تکیه خلق لر بر اراده و خودمدیریتی جامعه فارغ از دخالتهای اشغالگرانه نظام ایران را تنها راه برساخت خودمدیریتی دموکراتیک عنوان کرده که میتواند تمامی خلقها و ایران را از خطر تضاد و جنگ بیپایان برهاند و خلق لر را در احیای هویت راستین زاگرسی یاری دهد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
شماره یازدهم مجله «ملت دموکراتیک»، ارگان رسمی «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» منتشر شد. در این شماره به «مسئله لر» در زاگرس پرداخته شده و جوانب تاریخی و معاصر بویژه ابعاد امروزین مبارزات خلق لر و سطح سازماندهی آن در مسیر کسب آزادی را مورد بررسی و کنکاش قرار داده.
طرح، کنکاش و تحلیل موضوعاتی از قبیل «اوضاع سیاسی ایران، نسلکشی فرهنگی علیه خلق لر؛ هویت تاریخی لر از نوسنگی تا معاصر در مهد زاگرس، وضعیت سازماندهی خلقیی در لرستانات و سطح فعالیتها؛ جایگاه زنان و جوانان در لرستان و مبارزات معاصر، گویش کُردی لری و خودانگیختگی فرهنگی و کانونیت موجودیت لر در زاگرس همچو هویت بنیادین» از اهم موضوعات شماره مجله ملت دموکراتیک میباشند.
این شماره مجله که به همت مرکز مطالعات استراتژیک کودار تدوین و منتشر گشته، واکاوی برای احیای مبارزات آزادیخواهانه خلق لر در چارچوب زاگرس در مسیر دموکراسیخواهی جهت برساخت ملت دموکراتیک و مبتنی بر سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک را کانون توجه قرارداده. بویژه به آسیبشناسی وضعیت امروز خلق تحت ستم لر در زاگرس پرداخته و سیاست انکارگرانه نظام ایران بر ضد آن خلق را نسلکشی فرهنگی آشکار نامیده و تنها راه را بیداری عصر مطابق هویت تاریخی خویش دانسته. همچنین سیاست «ستیزهگری فاشیسم ایران بر ضد خلق لر و تلاش برای گسستن آن از زاگرس و کلیت ملت کُرد» را از جمله مسائل کائوتیک و تضادبرانگیز ایران امروز دانسته که ریشه در ماهیت تنازعی «دولت ـ ملت» دانسته و تأکید میشود که قتلعام لرستان در دوره اول نظام پهلوی همچو زخمی بناسور بر کالبد لرستان و زاگرس باقی مانده و امروز در چارچوب برنامه سیستماتیک و درازمدت نسلکشی فرهنگی ادامه دارد.
شماره یازدهم مجله ملت دموکراتیک خاصا تکیه خلق لر بر اراده و خودمدیریتی جامعه فارغ از دخالتهای اشغالگرانه نظام ایران را تنها راه برساخت خودمدیریتی دموکراتیک عنوان کرده که میتواند تمامی خلقها و ایران را از خطر تضاد و جنگ بیپایان برهاند و خلق لر را در احیای هویت راستین زاگرسی یاری دهد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
شماره یازدهم مجله «ملت دموکراتیک»؛ هویت خلق لر در زاگرس منتشر شد شماره یازدهم مجله «ملت دموکراتیک»، ارگان رسمی «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» منتشر شد. در این شماره به «مسئله لر» در زاگرس پرداخته شده و جوانب تاریخی و معاصر بویژه ابعاد امروزین…
mellet-demokratik 11.pdf
8.7 MB
Forwarded from خبرگزاری زن
Jinhaagency
"از دید دادگاە ظالمانەی جمهوری اسلامی تنها گناە زینب جلالیان کورد بودن و حقطلبی او است"
شیرین عبادی حقوقدان و مدافع حقوق بشر، وضعیت زینب جلالیان زندانی سیاسی کورد را مورد ارزیابی قرار داد، وی معتقد است "هدف از آزار و اذیت زینب این است کە وی را آینەی عبرت دیگر فعالین کنند" تا مانع حقطلبی آنان شوند.
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی۳۹
بابەت: دەورانی ئیدئۆلۆژیک بوون و ئکیب بوونی تەڤگەری ئاپۆیی
✅ بەروار: ٢٢ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی۳۹
بابەت: دەورانی ئیدئۆلۆژیک بوون و ئکیب بوونی تەڤگەری ئاپۆیی
✅ بەروار: ٢٢ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
گذار دموکراتیک
رئیسی بحرانی فرای بحران موجود ✍ اَوستا آریوان 🆔 @GozarDemocratic
رئیسی بحرانی فرای بحران موجود
✍ اَوستا آریوان
تا زمانی که خاورمیانه در معادلات جهانی از اهمیت و جایگاه تعیینکنندهی خود برخوردار باشد، ایران نیز اهمیت خاص خود را حفظ خواهد نمود. این در حالیست که ایران در وضعیتی پر تلاطم و بر مسیر گذار از دورانی بحرانی قرار گرفته. بویژه با روی کار آمدن ترامپ توافق هستهای ( برجام ) بهم ریخت. از آن پس نیز تحمیل تحریمهای فشرده بر ایران آغاز گشت. به موازات این تحریمها نیز سپاه پاسداران و اشخاص وابسته به رژیم ایران که دارای جایگاه مشخص و تعیینکنندهای در حکومت ایران بودند، در لیست ترور قرار گرفتند. این از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تاثیرات قابل توجهی بر اوضاع داخلی و خارجی ایران نمود.
ضربهای که با کشتن قاسم سلیمانی و بعد از آن نیز محسن فخریزاده که در پروژهی اتمی رژیم نقشی کلیدی داشت، تاثیرات محسوسی بر ساختار سیاسی این رژیم به جا گذاشت. عدم عملی نمودن تهدیدها و خط و نشانهای رژیم ایران مبنی بر انتقامجوئی، سبب ضعف تاثیر و جدیت این رژیم در معادلات و عرصههای سیاسی جهان شد. صرف نظر از قضاوت دربارهی صحیح و یا اشتباه بودن فرهنگی مبنی بر انتقام خون با ریختن خون در خاورمیانه، رژیم تنها از این طریق میتوانست خلقهای ایران و کشورهای دیگر را راضی نماید. رژیم با اینکه تهدیدهای بسیاری نمود، اما در عمل تنها به پرتاب موشک از ایران به سوی بغداد و گاهی نیز به هولیر بسنده نمود. بدینگونه نه تنها پاسخی قانع کننده به جامعهی ایران و خاورمیانه نداد، بلکه حتی نتوانست خسارات وارده را جبران نماید. بدین ترتیب انتقام خون فرماندهانی که به ظاهر برایش بسیار مهم بودند، به جای خود باقی ماند. در کنار تمامی اینها، تحریمهای اقتصادی که بر اوضاع سیاسی – اجتماعی به صورت مستقیم تاثیرگذار میباشد، ایران را با دشواریهای بسیاری مواجه نمود. از آن پس اعتراضات مردمی از تمامی اقشار و به صورت سراسری در ایران شکل گرفتند. این اعتراضات بهانهای شد تا نیروهای مخالف، بیشتر و متمرکزتر به بحث در اینباره پرداخته و آتش خشم جامعه را شعلهورتر نموده و مبحث و اندیشهی جامعه را با این موضوعات جهتدهی نمودند. دوران دولتداری روحانی، به عنوان سیاهترین دوران ایران شناخته شد و اختلافات روحانی و خامنهایی هر چه بیشتر نمایان گشت. دشواری اوضاع رژیم به سطحی رسید که به ابراز برخی مطالبات به صورت آشکارا از آمریکا پرداخت. آمریکا در مقابل این مطالبات، همیشه پایان بخشیدن به غنیسازی اتمی و ساخت تسلیحات اتمی را به عنوان شرطی اساسی پیشروی ایران قرار داد. رژیم به این امر واقف بود که آمریکا این را تنها بهانه جهت نابودی حاکمیت رژیم مطرح مینماید و از همینروست که هرگز از موضع خود در اینباره پا پس نکشید. رژیم در واقع منتظر پایان دوران حکمداری ترامپ و همزمان در صدد ایجاد امید میان جامعهی ایران، توسط وعده و وعید کاندیدهای ریاستجمهوری در دوران انتخابات برآمد. رژیم در برابر مداخلات خارجی و همچنین قیامهای مردمی که در داخل روی میدهند، میان ترس و سراسیمگی بزرگی قرار گرفت. از همینرو در داخل نیروهای سپاه را به حالت آمادهباش کامل درآورده و در خارج نیز با کشور چین توافقی 25 ساله را به امضا رسانید که از چشمگیرترین رویداد سال به حساب میآید. تمامی این تلاشهای رژیم جهت گذار از این مرحله بدون روبرو گشتن با یک ضربهی بزرگ از بیرون و یا قیامی تاریخی در داخل بود.
چنان که تا کنون مسلم و آشکار گشته؛ رژیم حاضر به دست کشیدن و تعویض دربارهی دو موضوع نبوده و نیست. موضوع نخست ولایتفقیه و دوم، نیروی سپاه قدس و نیروهای جنگ نیابتی از جمله حشدالشعبی، حوثی، حزبالله و غیره میباشند. چون نظام ولایتفقیه، رژیم را در داخل و این نیروها نیز در خارج، در حفظ منافع رژیم و سرپا نگهداشتن آن تاثیر بسزائی دارند. البته با تمامی اینها رژیم از پس برنامه و اهداف خود برنیامد و تمامی این نیروها و از همه بیشتر حشدالشعبی و سپاه قدس ضربات مهلکی خورده و با شکستهای بسیاری روبرو گشتند که رژیم توان حفاظت و دفاع از آنها را نداشت. آمریکا در عراق و اسرائیل در سوریه را مورد هدف قرار داده است. این مرحله با سر کار آمدن بایدن شیوهی نوینی به خود گرفت. بایدن از همان آغاز سر کار آمدن خود سعی در تغییر راه و روش برخورد با مسائل، بویژه مسائل مربوط به ایران نمود. اولین گام این تغییرات نیز، بازگشت به توافقات هستهایی دوران اوباما بود. در همین راستا نیز سه شرط اساسی مبنی بر پایان بخشیدن به ساخت موشکهای بالستیک، پایان بخشیدن به غنیسازی اورانیوم و همچنین عقب کشاندن نیروهای نیابتی برونمرزی رژیم از منطقه، بودند. این در واقع به معنای قطع شاهرگهای حیاتی رژیم اشغالگر ایران بود. با این که رژیم این شروط را نپذیرفت، هنوز دیدارهای دو طرفه میان هر دو دولت ادامه دارند.
✍ اَوستا آریوان
تا زمانی که خاورمیانه در معادلات جهانی از اهمیت و جایگاه تعیینکنندهی خود برخوردار باشد، ایران نیز اهمیت خاص خود را حفظ خواهد نمود. این در حالیست که ایران در وضعیتی پر تلاطم و بر مسیر گذار از دورانی بحرانی قرار گرفته. بویژه با روی کار آمدن ترامپ توافق هستهای ( برجام ) بهم ریخت. از آن پس نیز تحمیل تحریمهای فشرده بر ایران آغاز گشت. به موازات این تحریمها نیز سپاه پاسداران و اشخاص وابسته به رژیم ایران که دارای جایگاه مشخص و تعیینکنندهای در حکومت ایران بودند، در لیست ترور قرار گرفتند. این از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تاثیرات قابل توجهی بر اوضاع داخلی و خارجی ایران نمود.
ضربهای که با کشتن قاسم سلیمانی و بعد از آن نیز محسن فخریزاده که در پروژهی اتمی رژیم نقشی کلیدی داشت، تاثیرات محسوسی بر ساختار سیاسی این رژیم به جا گذاشت. عدم عملی نمودن تهدیدها و خط و نشانهای رژیم ایران مبنی بر انتقامجوئی، سبب ضعف تاثیر و جدیت این رژیم در معادلات و عرصههای سیاسی جهان شد. صرف نظر از قضاوت دربارهی صحیح و یا اشتباه بودن فرهنگی مبنی بر انتقام خون با ریختن خون در خاورمیانه، رژیم تنها از این طریق میتوانست خلقهای ایران و کشورهای دیگر را راضی نماید. رژیم با اینکه تهدیدهای بسیاری نمود، اما در عمل تنها به پرتاب موشک از ایران به سوی بغداد و گاهی نیز به هولیر بسنده نمود. بدینگونه نه تنها پاسخی قانع کننده به جامعهی ایران و خاورمیانه نداد، بلکه حتی نتوانست خسارات وارده را جبران نماید. بدین ترتیب انتقام خون فرماندهانی که به ظاهر برایش بسیار مهم بودند، به جای خود باقی ماند. در کنار تمامی اینها، تحریمهای اقتصادی که بر اوضاع سیاسی – اجتماعی به صورت مستقیم تاثیرگذار میباشد، ایران را با دشواریهای بسیاری مواجه نمود. از آن پس اعتراضات مردمی از تمامی اقشار و به صورت سراسری در ایران شکل گرفتند. این اعتراضات بهانهای شد تا نیروهای مخالف، بیشتر و متمرکزتر به بحث در اینباره پرداخته و آتش خشم جامعه را شعلهورتر نموده و مبحث و اندیشهی جامعه را با این موضوعات جهتدهی نمودند. دوران دولتداری روحانی، به عنوان سیاهترین دوران ایران شناخته شد و اختلافات روحانی و خامنهایی هر چه بیشتر نمایان گشت. دشواری اوضاع رژیم به سطحی رسید که به ابراز برخی مطالبات به صورت آشکارا از آمریکا پرداخت. آمریکا در مقابل این مطالبات، همیشه پایان بخشیدن به غنیسازی اتمی و ساخت تسلیحات اتمی را به عنوان شرطی اساسی پیشروی ایران قرار داد. رژیم به این امر واقف بود که آمریکا این را تنها بهانه جهت نابودی حاکمیت رژیم مطرح مینماید و از همینروست که هرگز از موضع خود در اینباره پا پس نکشید. رژیم در واقع منتظر پایان دوران حکمداری ترامپ و همزمان در صدد ایجاد امید میان جامعهی ایران، توسط وعده و وعید کاندیدهای ریاستجمهوری در دوران انتخابات برآمد. رژیم در برابر مداخلات خارجی و همچنین قیامهای مردمی که در داخل روی میدهند، میان ترس و سراسیمگی بزرگی قرار گرفت. از همینرو در داخل نیروهای سپاه را به حالت آمادهباش کامل درآورده و در خارج نیز با کشور چین توافقی 25 ساله را به امضا رسانید که از چشمگیرترین رویداد سال به حساب میآید. تمامی این تلاشهای رژیم جهت گذار از این مرحله بدون روبرو گشتن با یک ضربهی بزرگ از بیرون و یا قیامی تاریخی در داخل بود.
چنان که تا کنون مسلم و آشکار گشته؛ رژیم حاضر به دست کشیدن و تعویض دربارهی دو موضوع نبوده و نیست. موضوع نخست ولایتفقیه و دوم، نیروی سپاه قدس و نیروهای جنگ نیابتی از جمله حشدالشعبی، حوثی، حزبالله و غیره میباشند. چون نظام ولایتفقیه، رژیم را در داخل و این نیروها نیز در خارج، در حفظ منافع رژیم و سرپا نگهداشتن آن تاثیر بسزائی دارند. البته با تمامی اینها رژیم از پس برنامه و اهداف خود برنیامد و تمامی این نیروها و از همه بیشتر حشدالشعبی و سپاه قدس ضربات مهلکی خورده و با شکستهای بسیاری روبرو گشتند که رژیم توان حفاظت و دفاع از آنها را نداشت. آمریکا در عراق و اسرائیل در سوریه را مورد هدف قرار داده است. این مرحله با سر کار آمدن بایدن شیوهی نوینی به خود گرفت. بایدن از همان آغاز سر کار آمدن خود سعی در تغییر راه و روش برخورد با مسائل، بویژه مسائل مربوط به ایران نمود. اولین گام این تغییرات نیز، بازگشت به توافقات هستهایی دوران اوباما بود. در همین راستا نیز سه شرط اساسی مبنی بر پایان بخشیدن به ساخت موشکهای بالستیک، پایان بخشیدن به غنیسازی اورانیوم و همچنین عقب کشاندن نیروهای نیابتی برونمرزی رژیم از منطقه، بودند. این در واقع به معنای قطع شاهرگهای حیاتی رژیم اشغالگر ایران بود. با این که رژیم این شروط را نپذیرفت، هنوز دیدارهای دو طرفه میان هر دو دولت ادامه دارند.
گذار دموکراتیک
رئیسی بحرانی فرای بحران موجود ✍ اَوستا آریوان 🆔 @GozarDemocratic
همزمان با این رویدادها انتخابات ریاست جمهوری که پیشروی نظام حاکم بر ایران قرار داشت نیز صورت پذیرفت. رئیسی قبلا مسئول قوهی قضائیه و یکی ازاعضای سه نفرهی هیات مرگ در دههی 60 بود.که آمریکا نام او را در لیست ترور قرار داد. او در طول خدماتش به نظام حاکم، صدها کورد را محاکمه و حکم اعدام آنها را صادر کرده بود. انتصاب رئیسی از سوی رژیم که بسیار پیشتر از انتخابات و جهت برونرفت رژیم از اوضاع آشفتهائی که روحانی توان حاکمیت بر امور و چارهیابی مسائل مربوط به آنها را نداشت، شکل گرفت. بدون شک سر کار آمدن رئیسی استنادیست بر اتحاد میان او و خامنهایی. رژیم در برابر تهدیدهایی که ساختار حاکمیت رژیم را در بر گرفته بدنبال قدرتمندتر نمودن نظام ولایتفقیه، میباشد. تا پیش از سر کار آمدن رئیسی، قوهی مقننه و قضائیه و بعد از آن نیز قوهی مجریه تحت سیطرهی سپاه پاسداران درآمد. بدین منوال تمامی مراتب، پست و مقامهای کشور در دست سپاه پاسداران که مستقیما به خامنهائی وابسته است، متمرکز گشته و این به معنی هر چه سهلتر عملیسازی هدف و برنامهی حکومت مبنی بر ملیتاریزه کردن جامعه میباشد. با کنار هم قرار دادن رخدادها و وقایع سیاسی در ایران، وضعیت موجود نشان از هماهنگی و همکاری هر چه بیشتر نظام اطلاعاتی – نظامی – جنگ ویژه و وزارت دفاع رژیم با ولایتفقیه دارند. میتوان از اولین گفتههای رئیسی پس از پایان انتخابات که گفته بود: « دفاع و امنیت کشور، اولین کارم پس از پیروزی در انتخابات خواهد بود « به راحتی استنباط نمود که دولت او از چگونه کاراکتر و خصوصیاتی برخوردار میباشد.
همانگونه که پیشتر نیز بدان اشاره نمودیم، جامعهی ایران برای بار نخست از تمامی اقشار، به صورت همزمان و همبسته در برابر وضعیت اقتصادی – اجتماعی خود به ابراز مخالفت پرداختند. این در حالیست که سیاست رژیم در برابر طبقهی فقیر جامعه مشخص میباشد، اما برای بار نخست به عنوان برخورد با دیگر طبقات جامعه، رئیس جمهور به دیدار مرکز بازرگانی « بازار بورس « که محل حضور سرمایهدارهائی که سیاست اقتصادی ایران را تعیین میکنند، رفت. رئیسی بدنبال جذب کمک و همسو سازی عکسالعمل این قشر از جامعه در برابر دیگر اقشار و طبقات در برابر دولت میباشد. گام دوم نیز؛ دیدار با کشورهای قطر و عربستان به عنوان رفع خطر تشکیل ناتوی عربی با پیشگامی این دولتها در برابر هلال شیعی بود. اما قرار گرفتن نام رئیسی در لیست ترور توسط آمریکا تا چه اندازه توان بازدارندگی رژیم ایران را خواهد داشت یا نه؟ هنوز مشخص نیست. بدون شک نیروهای مخالف با رژیم، در محاسبات حاکمیت از اهمیت بسزائی برخوردار میباشند، که میان آنها نیروهای کورد بخش چشمگیر را تشکیل میدهند. این احزاب از تاثیرات غیرقابل انکاری در میان جامعهی شرق کوردستان برخوردارند که رژیم با اشراف بر این واقعیت، در برابر احساسات جامعه به بازی و دسیسهچینیهای بزرگی میپردازد. البته نباید فراموش کرد که سالیان سال است این احزاب در روژهلات کوردستان حضور ندارند. دولت به صورت آرام و غیر محسوس کسانی را که توانسته به سوی خود جذب نموده و آنانی را که نتوانسته، به وضعیتی درانداخته که منفعل و بیتاثیر گشته و به حیات شخصی خود گرفتار آمدهاند. اما با گذشت زمان پژاک با حضور موثر و فعال میان جامعه، خلاء بوجود آمده را پر نمود و به تهدید بزرگی برای رژیم مبدل شد. یکی از حربههای رژیم در برابر این تهدید، این است که جنگ ویژهای در ایران و روژهلات در برابر پژاک براه انداخت. با درک این واقعیت که پژاک تاثیرات جدی و قابل توجهی بر مناطق روژهلات کوردستان ایجاد نموده است. در جهت مقابل اکنون رژیم اشغالگر ایران هم به تغییر شیوه در ارزیابیها و برخورد خود با پژاک دست زده است. جنگ ویژه و راهکارهای مربوط به آن از قسمت اساسی این تغییر رویه میباشد. در کنار فشار و خشونتی که از سوی رژیم بر جامعه روا داشته میشود، رژیم هر ضعف و خلاءی را به گونهایی به کار میبندد که اگر جامعه با هوشیاری کامل با آن برخورد ننمایند، به راحتی فریب رژیم خواهند خورد. به طور یقین، تصمیم و اصرار رژیم بر این موضوع که پژاک نیز بسان احزاب دیگر در داخل روژهلات کوردستان حضوری فعالانه نداشته باشد، تا بدین منوال خلق را فاقد سازمان و نیروی ذاتی نماید.
بررسی بیشتر تشابهات و تاثیرات متقابل رژیم حاکم بر ایران و ترکیه، در مبارزه با ساختار ضد اجتماعی هر دو رژیم اهمیت بسزایی خواهد داشت. به عنوان مثال انتصاب رئیسی و مرکزی نمودن و تحت نظارت یک نهاد حکومتی درآوردن دولت، از رژیم ترکیه در راه نابودی صدای مخالفت و دمکراسی، الهام و تاثیر پذیرفته است. رژیم ایران با علم بر این امر که رژیم ترکیه از با تجربهترین و کهنهکارترین حکومتیست که در برابر پ ک ک جنگیده، بدنبال کسب فایده و تجربه از رژیم ترکیه است.
همانگونه که پیشتر نیز بدان اشاره نمودیم، جامعهی ایران برای بار نخست از تمامی اقشار، به صورت همزمان و همبسته در برابر وضعیت اقتصادی – اجتماعی خود به ابراز مخالفت پرداختند. این در حالیست که سیاست رژیم در برابر طبقهی فقیر جامعه مشخص میباشد، اما برای بار نخست به عنوان برخورد با دیگر طبقات جامعه، رئیس جمهور به دیدار مرکز بازرگانی « بازار بورس « که محل حضور سرمایهدارهائی که سیاست اقتصادی ایران را تعیین میکنند، رفت. رئیسی بدنبال جذب کمک و همسو سازی عکسالعمل این قشر از جامعه در برابر دیگر اقشار و طبقات در برابر دولت میباشد. گام دوم نیز؛ دیدار با کشورهای قطر و عربستان به عنوان رفع خطر تشکیل ناتوی عربی با پیشگامی این دولتها در برابر هلال شیعی بود. اما قرار گرفتن نام رئیسی در لیست ترور توسط آمریکا تا چه اندازه توان بازدارندگی رژیم ایران را خواهد داشت یا نه؟ هنوز مشخص نیست. بدون شک نیروهای مخالف با رژیم، در محاسبات حاکمیت از اهمیت بسزائی برخوردار میباشند، که میان آنها نیروهای کورد بخش چشمگیر را تشکیل میدهند. این احزاب از تاثیرات غیرقابل انکاری در میان جامعهی شرق کوردستان برخوردارند که رژیم با اشراف بر این واقعیت، در برابر احساسات جامعه به بازی و دسیسهچینیهای بزرگی میپردازد. البته نباید فراموش کرد که سالیان سال است این احزاب در روژهلات کوردستان حضور ندارند. دولت به صورت آرام و غیر محسوس کسانی را که توانسته به سوی خود جذب نموده و آنانی را که نتوانسته، به وضعیتی درانداخته که منفعل و بیتاثیر گشته و به حیات شخصی خود گرفتار آمدهاند. اما با گذشت زمان پژاک با حضور موثر و فعال میان جامعه، خلاء بوجود آمده را پر نمود و به تهدید بزرگی برای رژیم مبدل شد. یکی از حربههای رژیم در برابر این تهدید، این است که جنگ ویژهای در ایران و روژهلات در برابر پژاک براه انداخت. با درک این واقعیت که پژاک تاثیرات جدی و قابل توجهی بر مناطق روژهلات کوردستان ایجاد نموده است. در جهت مقابل اکنون رژیم اشغالگر ایران هم به تغییر شیوه در ارزیابیها و برخورد خود با پژاک دست زده است. جنگ ویژه و راهکارهای مربوط به آن از قسمت اساسی این تغییر رویه میباشد. در کنار فشار و خشونتی که از سوی رژیم بر جامعه روا داشته میشود، رژیم هر ضعف و خلاءی را به گونهایی به کار میبندد که اگر جامعه با هوشیاری کامل با آن برخورد ننمایند، به راحتی فریب رژیم خواهند خورد. به طور یقین، تصمیم و اصرار رژیم بر این موضوع که پژاک نیز بسان احزاب دیگر در داخل روژهلات کوردستان حضوری فعالانه نداشته باشد، تا بدین منوال خلق را فاقد سازمان و نیروی ذاتی نماید.
بررسی بیشتر تشابهات و تاثیرات متقابل رژیم حاکم بر ایران و ترکیه، در مبارزه با ساختار ضد اجتماعی هر دو رژیم اهمیت بسزایی خواهد داشت. به عنوان مثال انتصاب رئیسی و مرکزی نمودن و تحت نظارت یک نهاد حکومتی درآوردن دولت، از رژیم ترکیه در راه نابودی صدای مخالفت و دمکراسی، الهام و تاثیر پذیرفته است. رژیم ایران با علم بر این امر که رژیم ترکیه از با تجربهترین و کهنهکارترین حکومتیست که در برابر پ ک ک جنگیده، بدنبال کسب فایده و تجربه از رژیم ترکیه است.
گذار دموکراتیک
رئیسی بحرانی فرای بحران موجود ✍ اَوستا آریوان 🆔 @GozarDemocratic
وقتی از تاثیرات متقابل و تقلید رژیمهای ایران و ترکیه بحث به میان میآید، قبل از هر چیز هدف بررسی جنگ ویژهایی است که بر تمامی عرصههای حاکمیت بازتاب مییابد. اینکه رژیم ترکیه در تمامی ابعاد جنگ، بویژه در زمینهی جنگ ویژه و مسلحانه، در برابر پ ک ک به سطحی از تخصص دست یافته، قابل انکار نیست. پس این طبیعیست که دیگر دولتها بدنبال فایده بردن از این رژیم باشند. اما نباید فراموش نمود که رژیم اشغالگر ایران دارای سابقهی تاریخی است. امروزه نه تنها ایران از ترکیه تجربه میگیرد، بلکه ترکیه نیز از ایران سود برده و درون یک داد و ستد فشرده و مستمر، پیش از هر چیز بر محور نابودی پ ک ک قرار گرفتهاند. در واقع ترکیه جنگی با هدف نسلکشی در برابر کوردها براه برد. پ د ک نیز اولین رهروئی بود که بر مسیر راهی که ترکیه پیشرویش گشوده بود، قرار گرفت و این در پراکتیک سازمانی – سیاسی – نظامی یک سال اخیر این حزب در جنگ نظامی در برابر نیروهای مدافع خلق، تا تلاش جهت باقی نگهداشتن پ .ک .ک در لیست ترور، آشکارا پیداست. اما این را نیز باید مد نظر گرفت که ترکیه پ .د .ک را به وضعیتی درانداخت که امروزه شرط موجودیت خود را در جنگ با پ .ک .ک میپندارد. اوضاع ایران از پ .د .ک بسیار متفاوتتر میباشد. اگرچه کاراکتر رژیم ایران به اندازهی کافی با حیله و دسیسههای بسیاری درهم پیچیده گشته است، اما آنچه از ترکیه گرفته، نیز نه تنها به ضرر رژیم نیست، بلکه به نفع اوست. رژیم ترکیه نیز به همان صورت، شیوههای ایران را به کار میبندد. آنچه از این واقعیات برآمده، این است که هر دو رژیم به تنهایی و بدون همراهی یکدیگر، توان دستیابی به نتیجهی دلخواه خود در جنگ با پ .ک .ک و پژاک را نداشته و توسل به تجربیات یکدیگر برای آنها امری حیاتیست. اما این واقعیت که به جز زشتی و تخریب در این زمینه چیز دیگری برای آموختن به یکدیگر ندارند و آنچه این هر دو رژیم را به تعامل رسانیده و همسو میسازد، داد و ستد این زشتیها، ضدیت با انسانیت و آزادیست و نه هیچ چیز دیگری.
ملیتاریزه نمودن جامعه که رژیم در چند سال اخیر، بر آن متمرکز گشته بود، توسط رئیسی بیش از هر زمانی عمق یافت. این عملکرد رئیسی از همان هفتهی اول که بر سر حکم آمدناش، 5 نفر کورد اعدام شدند، موضع دولت جدید در برابر جامعه به طور کلی و به ویژه خلق کورد را برملا ساخت. همچنین آگاهیهایی مبنی بر آغاز عملیاتهای گستردهی نظامی هر روز در یک منطقه از شرق کوردستان، رشد روزافزون نفرات پلیس تحت عنوان نوپو، گشت هواپیماهای جاسوسی و اکتشافی نه تنها در مناطق برون شهری، بلکه گشت بر روی شهرها و اطراف آن، نشان از این دارد که رژیم در کنار جنگویژهی گستردهی خود در برابر خلق، میخواهد از طریق جنگ نظامی به عنوان بخشی از جنگ ویژه، به ایجاد رعب و وحشت میان جامعه بپردازد. هدف اساسی نیز مجبور نمودن پژاک به خروج از شرق کوردستان و مارژینال یا عادی و بیخطر گرداندن آن است.
به طور کلی اینها همه اهداف رژیم هستند که توسط رئیسی میخواهند عملی نمایند. اما این واقعیت تاریخی را نباید فراموش کرد که انقلاب ایران توسط خلقهای ایران و روژهلات کوردستان با مشارکت حداکثری خلقها صورت گرفت. از همه مهمتر این که اکنون انقلاب زنان جهان با پیشاهنگی زنان کورد در حال وقوع است. در مقابل این، زن در ذهنیت و نظام حاکم بر ایران، هیچ جایگاه انسانی و ارزشمندی ندارد. هیچ کشور و ساختار حکومتی در جهان توان مقابله و انکار موج مقاومت و مبارزهایی که سراسر جهان را در برگرفته را ندارد و قطعا این موج به دامان ایران نیز خواهد رسید. مخالفت و نارضایتی زنان در ایران و شرق کوردستان میتواند به سطحی از قابلیت دست یابد که دولت توان مقابله با آن را نداشته باشد. زنان کورد در روژهلات کوردستان از تجربه و قابلیت پیشاهنگی زنان کورد در دیگر بخشهای کوردستان برخوردار میباشند. به عنوان مثال پتانسیل زنان در شهر مریوان تا سطح بالایی، تحت محدودیت نگه داشته شده بود. اما زنان با شناخت پژاک و جایگاه زنان در ساختار دمکراتیک آن، تحولات چشمگیری در مناسبات و مشارکتهای اجتماعی خود ایجاد نمودهاند، که میتوان از این تحولات به عنوان جرقههای این انقلاب یاد کرد.
هر جامعه، از توان مشخصی در تحمل گرسنگی برخوردار است، با جهتدهی نیروی جامعه در زمینهی اقتصادی و حل مسائل معیشتی آن، از عهدهی تامین نیازمندیهای خود برخواهند آمد و این به طور طبیعی دولت را در عرصههای اقتصادی – اجتماعی جامعه بیتاثیر خواهد ساخت.
ملیتاریزه نمودن جامعه که رژیم در چند سال اخیر، بر آن متمرکز گشته بود، توسط رئیسی بیش از هر زمانی عمق یافت. این عملکرد رئیسی از همان هفتهی اول که بر سر حکم آمدناش، 5 نفر کورد اعدام شدند، موضع دولت جدید در برابر جامعه به طور کلی و به ویژه خلق کورد را برملا ساخت. همچنین آگاهیهایی مبنی بر آغاز عملیاتهای گستردهی نظامی هر روز در یک منطقه از شرق کوردستان، رشد روزافزون نفرات پلیس تحت عنوان نوپو، گشت هواپیماهای جاسوسی و اکتشافی نه تنها در مناطق برون شهری، بلکه گشت بر روی شهرها و اطراف آن، نشان از این دارد که رژیم در کنار جنگویژهی گستردهی خود در برابر خلق، میخواهد از طریق جنگ نظامی به عنوان بخشی از جنگ ویژه، به ایجاد رعب و وحشت میان جامعه بپردازد. هدف اساسی نیز مجبور نمودن پژاک به خروج از شرق کوردستان و مارژینال یا عادی و بیخطر گرداندن آن است.
به طور کلی اینها همه اهداف رژیم هستند که توسط رئیسی میخواهند عملی نمایند. اما این واقعیت تاریخی را نباید فراموش کرد که انقلاب ایران توسط خلقهای ایران و روژهلات کوردستان با مشارکت حداکثری خلقها صورت گرفت. از همه مهمتر این که اکنون انقلاب زنان جهان با پیشاهنگی زنان کورد در حال وقوع است. در مقابل این، زن در ذهنیت و نظام حاکم بر ایران، هیچ جایگاه انسانی و ارزشمندی ندارد. هیچ کشور و ساختار حکومتی در جهان توان مقابله و انکار موج مقاومت و مبارزهایی که سراسر جهان را در برگرفته را ندارد و قطعا این موج به دامان ایران نیز خواهد رسید. مخالفت و نارضایتی زنان در ایران و شرق کوردستان میتواند به سطحی از قابلیت دست یابد که دولت توان مقابله با آن را نداشته باشد. زنان کورد در روژهلات کوردستان از تجربه و قابلیت پیشاهنگی زنان کورد در دیگر بخشهای کوردستان برخوردار میباشند. به عنوان مثال پتانسیل زنان در شهر مریوان تا سطح بالایی، تحت محدودیت نگه داشته شده بود. اما زنان با شناخت پژاک و جایگاه زنان در ساختار دمکراتیک آن، تحولات چشمگیری در مناسبات و مشارکتهای اجتماعی خود ایجاد نمودهاند، که میتوان از این تحولات به عنوان جرقههای این انقلاب یاد کرد.
هر جامعه، از توان مشخصی در تحمل گرسنگی برخوردار است، با جهتدهی نیروی جامعه در زمینهی اقتصادی و حل مسائل معیشتی آن، از عهدهی تامین نیازمندیهای خود برخواهند آمد و این به طور طبیعی دولت را در عرصههای اقتصادی – اجتماعی جامعه بیتاثیر خواهد ساخت.