گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
اقتصاد ایران با تورم روزافزونی مواجه است و بخش بزرگی از درآمدها تحت نام خصوصیسازی در دست فرماندهان سپاه وآقازادهها میباشد. بدینصورت با جامعهای دو قطبی مواجه هستیم، کسانی که با حسابهای بانکی خود در خارج از کشور بسان بطی، غم سیلاب نداشته و قشر بالایی از جامعه نیز مصیبتزدهگانی میباشند که با کمترین بارانی خانه و کاشانهشان برچیده میشود. رژیمی که با چنین مدیریت فاسدی، اداره شود بیشتر از این، توان و مشروعیت حکومتی ندارد. این مصداق شعر«عبدالرحمان جامی» است که مینویسد:
شاه چون نبود به نفس خود حکیم یا حکیمی نبود یار و ندیم
ظلم را بندد به جای عدل کار عدل را داند بسان ظلم، عار
نکتهای خوش گفته آن دوربین « عدل دارد ملک را قائم، نه دین»
وضعیت داخلی بیانگر یک دوآلیتهی مشخص و روشنیست و آن ارادهی جامعهایی که به تغییر نظام معطوف گشته، همچنین کنار رفتن پردهی مشروعیت تنیده بر بدنهی نابهنجار و مفلوج نظام. بعد از خیزشهای سراسری دی 96و آبان و اعتراضات جسته و گریختهی سایر مناطق از جمله اهواز و لورستان، بویژه مطالبات صنفی معلمان، کارگران و مبارزات زنان و جوانان در برابر تبعیضهای جنسیتی که رخ میدهند، آبستن تحولات عظیمی میباشند. هر چند جامعه در سکوتی که تحت ستم و سرکوب سپاه دولت ایجاد شده در لاک خود فرو رفته اما توانسته توازن قوا را با حاکمیت ایجاد نماید و این نقطهعطف و مژدهی پیروزی جامعه میباشد.
نقش اپوزسیون کورد و رویکرد نظام در برابر این تحولات
تاریخ همیشه تکرار این درس بوده؛ دمکراسی بدون ایجاد جامعهای با ذهنیت دمکراتیک که از توان همزیستی با یکدیگر برخوردار باشند امکان پذیر نبوده و چیزی بیش از کالایی وارداتی، که از خارج، به صورت غیر ملموس و تصنعی ارائه میگردد، نخواهد بود. وضعیت افغانستان وعراق در این باره آینهی عبرتی برای جوامع آزادیخواه میباشند. در مقابل نیز هیچ نظامی بدون توجه به مطالبات مردم و سهیم نمودنشان در تصمیمگیری، به طور قطع از ثبات در تمامی عرصهها بری و محکوم به شکست خواهد گشت. جامعه در مقابل ستمهای وارده و ناعدالتی، آستانهی تحمل خاصی داشته و جامعهی ایران اکنون به وضعیتی درافتاده که اگر از حدود این آستانه گذار شود، منفجر می گردد.
وضعیت اپوزسیون ایرانی که بایستی همچون چتری تمامی جامعه و جریانات مختلف را دربرگیرند تا کارائی و توان تحول اوضاع را بیابد، در حال حاضر با چند معضل و تنگنا روبرو مانده:
اولا : چند پارهگی وعدم انسجام در استراتژی هماهنگ برای مرحلهی گذار و تحول.
دوما: نگاه به بیرون، به گونهای آنها را در موقعیت انتظار قرار داده و در عین حال تبدیل به بخشی از طرح و برنامههای نظام سرمایهداری گشتهاند. همین عامل در ایجاد جو بیاعتمادی جامعه نسبت به آنها دارای نقش است.
سوما: عدم نهادینه شدن فرهنگ دمکراسی و همزیستی با یکدیگر که از بزرگترین موانع پیشروی هرگونه پراکتیک انقلابی میباشد. نیرویی که نتواند گفتمان دمکراسی را در بدنهی حزبی و در رابطه با سایر نیروهای همجوار ایجاد نماید نمیتواند بانی و پیشگام دمکراسی باشد.
اپوزسیون ایرانی هنوز در رابطه با حل مسائل ملی دارای دیدگاهی صریح نبوده و پروژه – برنامهی جامعی را برای مرحله گذار و چگونگی ادارهی جامعه در آینده را دارا نمیباشند.
در کوردستان با توجه به موقعیت و تاریخچهی مبارزاتی که شکل گرفته و همچنین تقسیم شدنش میان چهار دولت که هر یک سیاست جداگانهای، جهت تسلیمیت و نابودی خلق کورد پیروی نموده، این وضعیت شکلی درهم و پیچیدهتر به خود گرفته است. از سوئی چگونگی روابط درون گروهی احزاب کوردی با یکدیگر و از دیگر سو نیز چگونگی روابطشان با دیگر اپوزسیون موجود در برابر این دولتها در سطح وسیعی از توانمندی آنها کاسته است.
اپوزسیون کورد در شرق کوردستان به مانند اپوزسیون سراسری ایران غیر منسجم وچند پاره است. تابحال نتوانسته استراتژی هماهنگی جهت پایان دادن به ستم ملی ارائه دهد. هر چند این تلاش از طرف بعضی از احزاب ارائه شده ولی هیچگاه تبدیل به ارادهی ملی نگشته و در سایهی دیدگاههای تنگ حزبی صدایش شنیده نشده است. در اوایل انقلاب خلقهای ایران سال ٥٧، خلق کورد وضعیت دیالوگ را با رژیم تجربه کردند. اما همین تنگ نظری حزبی باعت شد تا این مذاکرات نه تنها به نتیجهی خاصی منجر نشود، بلکه سرآغازی برای تنشهای بین حزبی و جنگ داخلی مبدل گردید.
همچنان که میدانیم طی سالهای اخیر اشغالگران کوردستان با نزدیک شدن به بخشی از احزاب کوردی به خصوص پارت دمکرات کوردستان عراق سعی دارد جنبش آزادیخواهی کوردها در بخشهای دیگر کوردستان را درهم بشکند. روابط رژیمهای ایران و ترکیه با قشر و احزاب ملیگرای کورد به نمایندگی پارت دمکرات کوردستان عراق زنگ خطر جدی برای مبارزات سایر احزاب میباشد.
شاه چون نبود به نفس خود حکیم یا حکیمی نبود یار و ندیم
ظلم را بندد به جای عدل کار عدل را داند بسان ظلم، عار
نکتهای خوش گفته آن دوربین « عدل دارد ملک را قائم، نه دین»
وضعیت داخلی بیانگر یک دوآلیتهی مشخص و روشنیست و آن ارادهی جامعهایی که به تغییر نظام معطوف گشته، همچنین کنار رفتن پردهی مشروعیت تنیده بر بدنهی نابهنجار و مفلوج نظام. بعد از خیزشهای سراسری دی 96و آبان و اعتراضات جسته و گریختهی سایر مناطق از جمله اهواز و لورستان، بویژه مطالبات صنفی معلمان، کارگران و مبارزات زنان و جوانان در برابر تبعیضهای جنسیتی که رخ میدهند، آبستن تحولات عظیمی میباشند. هر چند جامعه در سکوتی که تحت ستم و سرکوب سپاه دولت ایجاد شده در لاک خود فرو رفته اما توانسته توازن قوا را با حاکمیت ایجاد نماید و این نقطهعطف و مژدهی پیروزی جامعه میباشد.
نقش اپوزسیون کورد و رویکرد نظام در برابر این تحولات
تاریخ همیشه تکرار این درس بوده؛ دمکراسی بدون ایجاد جامعهای با ذهنیت دمکراتیک که از توان همزیستی با یکدیگر برخوردار باشند امکان پذیر نبوده و چیزی بیش از کالایی وارداتی، که از خارج، به صورت غیر ملموس و تصنعی ارائه میگردد، نخواهد بود. وضعیت افغانستان وعراق در این باره آینهی عبرتی برای جوامع آزادیخواه میباشند. در مقابل نیز هیچ نظامی بدون توجه به مطالبات مردم و سهیم نمودنشان در تصمیمگیری، به طور قطع از ثبات در تمامی عرصهها بری و محکوم به شکست خواهد گشت. جامعه در مقابل ستمهای وارده و ناعدالتی، آستانهی تحمل خاصی داشته و جامعهی ایران اکنون به وضعیتی درافتاده که اگر از حدود این آستانه گذار شود، منفجر می گردد.
وضعیت اپوزسیون ایرانی که بایستی همچون چتری تمامی جامعه و جریانات مختلف را دربرگیرند تا کارائی و توان تحول اوضاع را بیابد، در حال حاضر با چند معضل و تنگنا روبرو مانده:
اولا : چند پارهگی وعدم انسجام در استراتژی هماهنگ برای مرحلهی گذار و تحول.
دوما: نگاه به بیرون، به گونهای آنها را در موقعیت انتظار قرار داده و در عین حال تبدیل به بخشی از طرح و برنامههای نظام سرمایهداری گشتهاند. همین عامل در ایجاد جو بیاعتمادی جامعه نسبت به آنها دارای نقش است.
سوما: عدم نهادینه شدن فرهنگ دمکراسی و همزیستی با یکدیگر که از بزرگترین موانع پیشروی هرگونه پراکتیک انقلابی میباشد. نیرویی که نتواند گفتمان دمکراسی را در بدنهی حزبی و در رابطه با سایر نیروهای همجوار ایجاد نماید نمیتواند بانی و پیشگام دمکراسی باشد.
اپوزسیون ایرانی هنوز در رابطه با حل مسائل ملی دارای دیدگاهی صریح نبوده و پروژه – برنامهی جامعی را برای مرحله گذار و چگونگی ادارهی جامعه در آینده را دارا نمیباشند.
در کوردستان با توجه به موقعیت و تاریخچهی مبارزاتی که شکل گرفته و همچنین تقسیم شدنش میان چهار دولت که هر یک سیاست جداگانهای، جهت تسلیمیت و نابودی خلق کورد پیروی نموده، این وضعیت شکلی درهم و پیچیدهتر به خود گرفته است. از سوئی چگونگی روابط درون گروهی احزاب کوردی با یکدیگر و از دیگر سو نیز چگونگی روابطشان با دیگر اپوزسیون موجود در برابر این دولتها در سطح وسیعی از توانمندی آنها کاسته است.
اپوزسیون کورد در شرق کوردستان به مانند اپوزسیون سراسری ایران غیر منسجم وچند پاره است. تابحال نتوانسته استراتژی هماهنگی جهت پایان دادن به ستم ملی ارائه دهد. هر چند این تلاش از طرف بعضی از احزاب ارائه شده ولی هیچگاه تبدیل به ارادهی ملی نگشته و در سایهی دیدگاههای تنگ حزبی صدایش شنیده نشده است. در اوایل انقلاب خلقهای ایران سال ٥٧، خلق کورد وضعیت دیالوگ را با رژیم تجربه کردند. اما همین تنگ نظری حزبی باعت شد تا این مذاکرات نه تنها به نتیجهی خاصی منجر نشود، بلکه سرآغازی برای تنشهای بین حزبی و جنگ داخلی مبدل گردید.
همچنان که میدانیم طی سالهای اخیر اشغالگران کوردستان با نزدیک شدن به بخشی از احزاب کوردی به خصوص پارت دمکرات کوردستان عراق سعی دارد جنبش آزادیخواهی کوردها در بخشهای دیگر کوردستان را درهم بشکند. روابط رژیمهای ایران و ترکیه با قشر و احزاب ملیگرای کورد به نمایندگی پارت دمکرات کوردستان عراق زنگ خطر جدی برای مبارزات سایر احزاب میباشد.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
ترور و حمله به مواضع احزاب کوردی در جنوب کوردستان بعد از قوت گرفتن روابط سران این حزب با رژیمهای ترکیه و ایران چه در گذشته و چه اکنون میتواند نقطه عطفی باشد تا این احزاب نسبت به روابط خود با این حزب تجدید نظر نمایند.
تحولاتی که طی چند سال اخیر در رابطه با وضعیت کوردها صورت گرفته و دفاکتویی که در روژآوا ایجاد گشته دیگر هیچ نیرو و دولتی نمیتواند از حذف کوردها سخن به میان آورد. کوردها فاکتور اساسی سیاست در منطقه میباشند و هیچ قدرت جهانی بدون در نظر گرفتن کوردها امکان پیشبرد برنامههای خود را ندارند. به جرأت میتوان گفت؛ دیگر دشمنان خلق کورد توان تهدید برای ملت کورد را ندارند. آنچه خلق کورد را با تهدید روبرو مینماید عدم استراتژی هماهنگ احزاب سیاسی جهت چاریابی مسالهی کورد در سراسر کوردستان میباشد.
پژاک و نقش انقلابی
اپوزسیون کورد در روژهلات کوردستان و ایران تنها زمانی میتواند ضامن مطالبات دمکراتیک خلق کورد بوده و از قابلیت اینکه در مسند اتوریتهی دمکراتیک جایی را به خود اختصاص دهد. جهت رسیدن به این حق مشروع و دمکراتیک به انسجام در استراتژی سیاسی نیاز داشته و چارهیابی مسالهی کورد را بایستی به مطالبهای دمکراتیک در سراسر ایران تبدیل نمود و طرحهای ارائه شده جهت چارهیابی نیز بایستی در همین راستا به اجرا درآید.
مسئلهی کوردها را بایستی خارج از چارچوب طرح لوزان که کوردستان را پارچه نمود مطرح گردد. چرا که برخورد با مسئلهی کورد در هر بخش از کوردستان تاثیر مستقیمی بر دیگر بخشها دارد. سیاستهایی که توسط حکومت اقلیم جنوب کوردستان پیروی میشوند، بسیار خطرناک بوده و در راستای ضدیت با منافع کوردستان میباشند. در چارچوب سیاستهائی قرار گرفته که اشغالگران کوردستان طرحریزی نمودهاند. احزاب شرق کوردستان چه در گذشته و چه اکنون ضربههای مهلکی از این سیاست را متحمل گشتهاند.
در سایهی این برخوردها جنبش کورد در شرق کوردستان نتوانسته به صورت تاثیرگذاری پروژهها و مبانی مبارزاتی خود را مطرح نمایند و تحت تاثیر دماگوژی حزبی در موقعیتی آشفته قرار گرفته اند.
در سایهی این برخوردها چنین فرصتی برای رژیم فراهم شده تا به طور مداوم و در مواقعی که با اعتراضات داخلی روبرو میشود جهت ایجاد جو رعب و ترس بر جامعه، منطقهی زاگرس را مورد هدف حملات اشغالگرانه و چند بعدی خود قرار داده است. بگیر و ببندهای اخیر در آستانهی سالگرد اعتراضات آبانماه تلاشی جهت زهر چشم گرفتن در راستای همین سیاستها میباشد. ایران تنها به سرکوب در داخل بسنده نکرده و با حملههای برونمرزی سعی بر ادامهی این سیاستها دارد. در حال حاضر برنامههای خود را با همکاری پارت دمکرات کوردستان عراق و بخصوص خانوادهی بارزانی پیگیری مینماید. حملات اخیر به مواضع احزاب روژهلاتی در دامنههای کوهستان «هلگورد» در پی دیدارهای مقامات هر دو طرف صورت گرفت. لازم است تمامی نیروهای کورد و جامعهی کوردستان نسبت به این سیاستها هوشیار و دارای عکسالعمل بازدارنده باشند.
به طور حتم در طول سالهای اخیر خلق کورد به مانند سایر خلقهای ایران مشارکت فعالی در مبارزات آزادیخواهانه داشته و هیچ گاه امید خود را از دست ندادهاند. نظام ولایتفقیهه که بیش از چهل سال بصورت مداوم خلق کورد را سرکوب نموده در بحرانیترین دوران حکمداری خود بسر برده و توان قبلی را نداشته و کوردها اینک تنها نبوده و سایر خلقها و اقشار مختلف جامعهی ایران نیز در کنار فریاد آزادیخواهانهی خلق کورد قرار گرفتهاند.
وضعیت ایجاد شده هم برای رژیم و هم برای جامعهی ایران قابل برگشت نبوده و اعتراضات و مطالبات مردم در سراسر کشور آبستن خیزشی سراسری میباشد. هر چند رژیم سعی نموده در طول این سالها معترضین را مشتی آشوبگر و خس وخاشاکی که از بیرون جهتدهی میشوند نامگذاری نموده، بویژه در این سالها با همین بهانههای امنیتی خلق کورد را سرکوب نموده است. اما اعتراضاتی که در مرکز و در بستر خشک زایندهرود روی میدهد دیگر ربطی به خارج نداشته و بیانگر ناکارآمدی مدیریتی رانتگراست که توان مدیریت آبها را نیز نداشته و کشور را با بحران اکولوژیک روبرو نموده. جامعه ایران به طور واضح تغییردرنظام موجود را هدف اساسی خود قرار داده، شعار معترضین بستر زاینده رود؛ « دنبال دشمن خارجی آمریکا و اسرائیل نگردید دشمن در داخل خاک خودمان است» گویای این موضعگیری میباشد.
هرچند رژیم توانسته با کشت و کشتار سکوت را تحمیل نماید، اما این آتش زیر خاکستر هر لحظه امکان شعلهور شدن دوباره را دارد. ایران با کارزار دیپلوماتیکی که شروع نموده سعی دارد با همسایهگانش توازنی ایجاد نموده، زمینه را برای از سرگیری مذاکرات برجام فراهم نموده و با کاهش تحریمها و کاهش تورم اقتصادی از این بحران جان سالم به در برد.
تحولاتی که طی چند سال اخیر در رابطه با وضعیت کوردها صورت گرفته و دفاکتویی که در روژآوا ایجاد گشته دیگر هیچ نیرو و دولتی نمیتواند از حذف کوردها سخن به میان آورد. کوردها فاکتور اساسی سیاست در منطقه میباشند و هیچ قدرت جهانی بدون در نظر گرفتن کوردها امکان پیشبرد برنامههای خود را ندارند. به جرأت میتوان گفت؛ دیگر دشمنان خلق کورد توان تهدید برای ملت کورد را ندارند. آنچه خلق کورد را با تهدید روبرو مینماید عدم استراتژی هماهنگ احزاب سیاسی جهت چاریابی مسالهی کورد در سراسر کوردستان میباشد.
پژاک و نقش انقلابی
اپوزسیون کورد در روژهلات کوردستان و ایران تنها زمانی میتواند ضامن مطالبات دمکراتیک خلق کورد بوده و از قابلیت اینکه در مسند اتوریتهی دمکراتیک جایی را به خود اختصاص دهد. جهت رسیدن به این حق مشروع و دمکراتیک به انسجام در استراتژی سیاسی نیاز داشته و چارهیابی مسالهی کورد را بایستی به مطالبهای دمکراتیک در سراسر ایران تبدیل نمود و طرحهای ارائه شده جهت چارهیابی نیز بایستی در همین راستا به اجرا درآید.
مسئلهی کوردها را بایستی خارج از چارچوب طرح لوزان که کوردستان را پارچه نمود مطرح گردد. چرا که برخورد با مسئلهی کورد در هر بخش از کوردستان تاثیر مستقیمی بر دیگر بخشها دارد. سیاستهایی که توسط حکومت اقلیم جنوب کوردستان پیروی میشوند، بسیار خطرناک بوده و در راستای ضدیت با منافع کوردستان میباشند. در چارچوب سیاستهائی قرار گرفته که اشغالگران کوردستان طرحریزی نمودهاند. احزاب شرق کوردستان چه در گذشته و چه اکنون ضربههای مهلکی از این سیاست را متحمل گشتهاند.
در سایهی این برخوردها جنبش کورد در شرق کوردستان نتوانسته به صورت تاثیرگذاری پروژهها و مبانی مبارزاتی خود را مطرح نمایند و تحت تاثیر دماگوژی حزبی در موقعیتی آشفته قرار گرفته اند.
در سایهی این برخوردها چنین فرصتی برای رژیم فراهم شده تا به طور مداوم و در مواقعی که با اعتراضات داخلی روبرو میشود جهت ایجاد جو رعب و ترس بر جامعه، منطقهی زاگرس را مورد هدف حملات اشغالگرانه و چند بعدی خود قرار داده است. بگیر و ببندهای اخیر در آستانهی سالگرد اعتراضات آبانماه تلاشی جهت زهر چشم گرفتن در راستای همین سیاستها میباشد. ایران تنها به سرکوب در داخل بسنده نکرده و با حملههای برونمرزی سعی بر ادامهی این سیاستها دارد. در حال حاضر برنامههای خود را با همکاری پارت دمکرات کوردستان عراق و بخصوص خانوادهی بارزانی پیگیری مینماید. حملات اخیر به مواضع احزاب روژهلاتی در دامنههای کوهستان «هلگورد» در پی دیدارهای مقامات هر دو طرف صورت گرفت. لازم است تمامی نیروهای کورد و جامعهی کوردستان نسبت به این سیاستها هوشیار و دارای عکسالعمل بازدارنده باشند.
به طور حتم در طول سالهای اخیر خلق کورد به مانند سایر خلقهای ایران مشارکت فعالی در مبارزات آزادیخواهانه داشته و هیچ گاه امید خود را از دست ندادهاند. نظام ولایتفقیهه که بیش از چهل سال بصورت مداوم خلق کورد را سرکوب نموده در بحرانیترین دوران حکمداری خود بسر برده و توان قبلی را نداشته و کوردها اینک تنها نبوده و سایر خلقها و اقشار مختلف جامعهی ایران نیز در کنار فریاد آزادیخواهانهی خلق کورد قرار گرفتهاند.
وضعیت ایجاد شده هم برای رژیم و هم برای جامعهی ایران قابل برگشت نبوده و اعتراضات و مطالبات مردم در سراسر کشور آبستن خیزشی سراسری میباشد. هر چند رژیم سعی نموده در طول این سالها معترضین را مشتی آشوبگر و خس وخاشاکی که از بیرون جهتدهی میشوند نامگذاری نموده، بویژه در این سالها با همین بهانههای امنیتی خلق کورد را سرکوب نموده است. اما اعتراضاتی که در مرکز و در بستر خشک زایندهرود روی میدهد دیگر ربطی به خارج نداشته و بیانگر ناکارآمدی مدیریتی رانتگراست که توان مدیریت آبها را نیز نداشته و کشور را با بحران اکولوژیک روبرو نموده. جامعه ایران به طور واضح تغییردرنظام موجود را هدف اساسی خود قرار داده، شعار معترضین بستر زاینده رود؛ « دنبال دشمن خارجی آمریکا و اسرائیل نگردید دشمن در داخل خاک خودمان است» گویای این موضعگیری میباشد.
هرچند رژیم توانسته با کشت و کشتار سکوت را تحمیل نماید، اما این آتش زیر خاکستر هر لحظه امکان شعلهور شدن دوباره را دارد. ایران با کارزار دیپلوماتیکی که شروع نموده سعی دارد با همسایهگانش توازنی ایجاد نموده، زمینه را برای از سرگیری مذاکرات برجام فراهم نموده و با کاهش تحریمها و کاهش تورم اقتصادی از این بحران جان سالم به در برد.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
یادآوری این موضع مهم است، تنها رکود اقتصادی نیست که جامعه را دچار یک زندگی مصیبتبار نموده، همچنین نمیتوان این خیزشها را در چارچوب مسائل اقتصادی محدود نمود. هر چند این مشکلات محرک و تاثیرگذار باشند نیز تمام ماجرا به اینها ختم نمیگردد.
رژیم با مشکل پارادایمی مواجه است، ذهنیتی توتالیتر مذهبی – ملی تحت سیطرهی الیگاریشی آخوندی تمامی آزادیهای اعتقادی و ملی جامعهی ایران را پایمال نموده و با ذهنیت مرد سالار خود نه تنها زنان بلکه تمامی جامعه را به حاشیه رانده و این جامعهی به حاشیه رانده شده، در وضعیت اسفناکی بسر میبرد. در واقع این خیزشها گذر ازچنین ذهنیتی و تلاش برای خود بودن است.
جامعهی ایران از پویایی برخوردار بوده و در طول این چهار دهه قربانی زیادی داده است. چیزی که جامعه را از انقلاب نمودن میترساند تجارب قبلی مبنی بر قاپیدن انقلاب از دست مردم و منحرف نمودن آن بوده. همچنین جامعهی ایران تمایلی به مداخلهی خارجی ندارد. این بر کسی پوشیده نیست؛ انقلاب بهمن ۵٧ در واقع خواست جامعه برای رها شدن از وابستگی امپریالیسم بود. تجارب اخیر مداخلات غرب در عراق و افغانستان تمامی امیدها را به چنین مداخلاتی نقش بر آب نمود. جامعه با وجود تمامی این مشکلات ارادهی معطوف به گذار از این جهانبینی که رژیم ولایت مطلقهیفقهه نمایندگی مینماید را از دست نداده است.
سوالی که مطرح میگردد: در چنین وضعیتی کدام جریان و با کدام ذهنیت در صدد است پیشاهنگی این تغییر و تحولات را بنماید؟
طی سالهای گذشته حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) با ارائهی دستورالعملهای راهبردی سعی بر پیشبرد این سیاست داشته و بارها بر ایجاد جبههی هماهنگ مبارزاتی که تمامی آزادیخواهان را دربرگیرد اقدام نموده.و همچنین بر ضرورت پتانسیل درونی جامعه برای ایجاد تحول و چارهیابی دمکراتیک اصرار دارد. در هر برههی زمانی تاکید بر انسجام احزاب کورد داشت. در این مرحلهی حساس دگربار پژاک نقش خود را در بعدی گستردهتری ایفا خواهد نمود و مطالبات دیگر اقشار جامعه را در اهداف راهبردی خود جای خواهد دهد. همچنین بایستی به نقش روشنفکران و سایر گروهها و سازمانهای مردمی توجه خواهد داشت که حاضر نیستند خود را در قالب حزب تعریف نمایند.
مسالهی مهم درک این واقعیت است که احزاب به تنهایی توان برونرفت از موقعیت فوق را نداشته و به مشارکتی جمعی و رهبریتهای خیابانی نیاز دارند. با تاکید بر این دیدگاه که « حزب غایت نهایی جامعه نبوده بلکه در این دریای متلاطم اجتماعی – سیاسی تنها نقش قایقی را دارد برای رسیدن به ساحلی آزاد». بدین صورت بیشتر از هر زمانی طرحهایی که برساخت جامعهی دمکراتیک را در مشارکت جمعی اعم از روشنفکران، جوانان، زنان، اصناف و… تعریف نموده باشند، ضرورت پیدا خواهد کرد.
وضعیت کوردها در خاورمیانه و انقلابی که به پیشگامی جنبش آزادیخواهی کوردستان صورت میگیرد در صورتی که با طرح و برنامهی منسجمی ارائه گردد می تواند مبارزین، روشنفکران و تمامی بخشهای جامعه را که خواهان تحول دمکراتیک هستند را در راستای مبارزهای هماهنگ، گردهم آورد.
پژاک پاسخ این پرسشها را در عملکرد و برنامههای مبارزاتی خود خواهد داد: « اولا: آیا برای گذار از ذهنیت ناسیونالیسم کلاسیک کوردی تجربهای که در هیئت حکومت اقلیم جنوب کوردستان نمود یافته مصمم است و قادر به آن خواهد یود که در این راستا جامعهی کوردستان را سازماندهی نماید؟ دوما: با توجه به پارادایمی که بر آن تکیه نموده، خواهان تجربهی پروسهی دمکراتیکزاسیون با جامعه را دارد و حاضر به ایجاد و پیشبرد انقلاب از درون را با تکیه بر نیروی ذاتی و سازماندهی خود جامعه، بدون چشمداشت به نیرو و مداخلات بیرونی را دارا میباشد؟ »
با یک بررسی مختصر درمییابیم که در هر مرحله از تاریخ انقلابهای جهان، موج نخست از یک نقطهی جعرافیائی برخاسته و به اطراف خود هدایت و سراسری گشته است. جنبش آزادیخواهی خلق کورد، اینک در سطح خاورمیانه چنین نقشی را بر عهده گرفته و تحولات شایان توجهی را به بار آورده که نشات گرفته از ایستار تاریخی مبتنی بر فرهنگ مقاومت زاگرس و الهام بخش جوامع آزادیخواه جهان است. پژاک که از بطن جامعهی کوردستان و در میان جنبش دانشجویی دهههای هفتاد و هشتاد شمسی سر برآورده، درسهای فراوانی از این فراز و فرودها آموخته. در واقع پژاک نیروی جوانیست که با پارادایم نوین انتقادی خود نسبت به ملیگرایی کورد و دیدگاههای تمامیتخواه و مرکز محور اپوزسیون ایرانی مبارزات نیرومندی را به انجام رسانیده. پژاک همچنین در جو ناامیدی و بنبست تئوریهای چپگرا و راستگرا، خوانش نوینی از مبارزه و انقلاب را به جامعه ارائه نمود. چنانچه پژاک گفتمان جامعهمحور خود را که مبتنی بر دمکراسی رادیکال و تعریف نوین مبارزه و مبارزهگری می باشد ادامه – توسعه بخشیده و به برنامهای راهبردی برای مشارکت مردمی تبدیل مینماید، توان پیشاهنگی در این تحولات را خواهد داشت.
رژیم با مشکل پارادایمی مواجه است، ذهنیتی توتالیتر مذهبی – ملی تحت سیطرهی الیگاریشی آخوندی تمامی آزادیهای اعتقادی و ملی جامعهی ایران را پایمال نموده و با ذهنیت مرد سالار خود نه تنها زنان بلکه تمامی جامعه را به حاشیه رانده و این جامعهی به حاشیه رانده شده، در وضعیت اسفناکی بسر میبرد. در واقع این خیزشها گذر ازچنین ذهنیتی و تلاش برای خود بودن است.
جامعهی ایران از پویایی برخوردار بوده و در طول این چهار دهه قربانی زیادی داده است. چیزی که جامعه را از انقلاب نمودن میترساند تجارب قبلی مبنی بر قاپیدن انقلاب از دست مردم و منحرف نمودن آن بوده. همچنین جامعهی ایران تمایلی به مداخلهی خارجی ندارد. این بر کسی پوشیده نیست؛ انقلاب بهمن ۵٧ در واقع خواست جامعه برای رها شدن از وابستگی امپریالیسم بود. تجارب اخیر مداخلات غرب در عراق و افغانستان تمامی امیدها را به چنین مداخلاتی نقش بر آب نمود. جامعه با وجود تمامی این مشکلات ارادهی معطوف به گذار از این جهانبینی که رژیم ولایت مطلقهیفقهه نمایندگی مینماید را از دست نداده است.
سوالی که مطرح میگردد: در چنین وضعیتی کدام جریان و با کدام ذهنیت در صدد است پیشاهنگی این تغییر و تحولات را بنماید؟
طی سالهای گذشته حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) با ارائهی دستورالعملهای راهبردی سعی بر پیشبرد این سیاست داشته و بارها بر ایجاد جبههی هماهنگ مبارزاتی که تمامی آزادیخواهان را دربرگیرد اقدام نموده.و همچنین بر ضرورت پتانسیل درونی جامعه برای ایجاد تحول و چارهیابی دمکراتیک اصرار دارد. در هر برههی زمانی تاکید بر انسجام احزاب کورد داشت. در این مرحلهی حساس دگربار پژاک نقش خود را در بعدی گستردهتری ایفا خواهد نمود و مطالبات دیگر اقشار جامعه را در اهداف راهبردی خود جای خواهد دهد. همچنین بایستی به نقش روشنفکران و سایر گروهها و سازمانهای مردمی توجه خواهد داشت که حاضر نیستند خود را در قالب حزب تعریف نمایند.
مسالهی مهم درک این واقعیت است که احزاب به تنهایی توان برونرفت از موقعیت فوق را نداشته و به مشارکتی جمعی و رهبریتهای خیابانی نیاز دارند. با تاکید بر این دیدگاه که « حزب غایت نهایی جامعه نبوده بلکه در این دریای متلاطم اجتماعی – سیاسی تنها نقش قایقی را دارد برای رسیدن به ساحلی آزاد». بدین صورت بیشتر از هر زمانی طرحهایی که برساخت جامعهی دمکراتیک را در مشارکت جمعی اعم از روشنفکران، جوانان، زنان، اصناف و… تعریف نموده باشند، ضرورت پیدا خواهد کرد.
وضعیت کوردها در خاورمیانه و انقلابی که به پیشگامی جنبش آزادیخواهی کوردستان صورت میگیرد در صورتی که با طرح و برنامهی منسجمی ارائه گردد می تواند مبارزین، روشنفکران و تمامی بخشهای جامعه را که خواهان تحول دمکراتیک هستند را در راستای مبارزهای هماهنگ، گردهم آورد.
پژاک پاسخ این پرسشها را در عملکرد و برنامههای مبارزاتی خود خواهد داد: « اولا: آیا برای گذار از ذهنیت ناسیونالیسم کلاسیک کوردی تجربهای که در هیئت حکومت اقلیم جنوب کوردستان نمود یافته مصمم است و قادر به آن خواهد یود که در این راستا جامعهی کوردستان را سازماندهی نماید؟ دوما: با توجه به پارادایمی که بر آن تکیه نموده، خواهان تجربهی پروسهی دمکراتیکزاسیون با جامعه را دارد و حاضر به ایجاد و پیشبرد انقلاب از درون را با تکیه بر نیروی ذاتی و سازماندهی خود جامعه، بدون چشمداشت به نیرو و مداخلات بیرونی را دارا میباشد؟ »
با یک بررسی مختصر درمییابیم که در هر مرحله از تاریخ انقلابهای جهان، موج نخست از یک نقطهی جعرافیائی برخاسته و به اطراف خود هدایت و سراسری گشته است. جنبش آزادیخواهی خلق کورد، اینک در سطح خاورمیانه چنین نقشی را بر عهده گرفته و تحولات شایان توجهی را به بار آورده که نشات گرفته از ایستار تاریخی مبتنی بر فرهنگ مقاومت زاگرس و الهام بخش جوامع آزادیخواه جهان است. پژاک که از بطن جامعهی کوردستان و در میان جنبش دانشجویی دهههای هفتاد و هشتاد شمسی سر برآورده، درسهای فراوانی از این فراز و فرودها آموخته. در واقع پژاک نیروی جوانیست که با پارادایم نوین انتقادی خود نسبت به ملیگرایی کورد و دیدگاههای تمامیتخواه و مرکز محور اپوزسیون ایرانی مبارزات نیرومندی را به انجام رسانیده. پژاک همچنین در جو ناامیدی و بنبست تئوریهای چپگرا و راستگرا، خوانش نوینی از مبارزه و انقلاب را به جامعه ارائه نمود. چنانچه پژاک گفتمان جامعهمحور خود را که مبتنی بر دمکراسی رادیکال و تعریف نوین مبارزه و مبارزهگری می باشد ادامه – توسعه بخشیده و به برنامهای راهبردی برای مشارکت مردمی تبدیل مینماید، توان پیشاهنگی در این تحولات را خواهد داشت.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
سازماندهی جامعهی ایران و تجمیع خواستههای ملی، مذهبی، صنفی، طبقاتی و رفع تبعیضهای جنسی در یک طرح جامع گامی اساسی در این تحولات است. بایستی به این نکته نیز واقف بود که خیابانها کانون این تغییرات میباشند. هر چند رژیم میخواهد با خشونت مانع از انسجام اجتماعی شود، اما اعتراضات سازماندهی شده و هدفمند میتواند هزینهها را کم نموده و رسیدن به هدف را آسانتر نماید.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری زن
Jinhaagency
فعالیت فرهنگی و ادبی از کرماشان تا آلمان، داستان یک زندگی ... ۲
آنیسا جعفریمهر، فعال ادبی کرماشانی است کە فشارهای اطلاعات وی را ناچار بە ترک وطن کرد، اما نتوانست مانع تلاش وی برای رسیدن بە هدفش کە ایجاد احساس هویتخواهی در مردم کرماشان است شود. آنیسا "فعالیت در حوزەی ادبیات کودکان و زبانشناسی" را راهکار اصلی مقابلە…
نظامیگری؛ هدیه رئیسی به گرسنگان
دولت ابراهیم رئیسی در حالی بودجه سپاه و صدا و سیما را افزایش میدهد که سفرههای مردم خالیتر از گذشته میشوند
آرش نظامی
◼️ افزایش دو نیم و برابری بودجه سپاه پاسداران و افزایش دو برابری بودجه صدا و سیما موضوع بحث این روزهای محافل ایران است. این دو سازمان در حالی بودجههای کلانی به خود اختصاص میدهند که بخش عظیمی از مردم ایران در غم نان و مسکن و حقوق پایهای هر انسان سرگردانند.
در حالی که فقر و فلاکت چهار سوی ایران را فراگرفته و خانوادههای متعددی در غم گرسنگی فرزندان خود هستند و تأمین هزینههای زندگی از قبیل اجاره خانه و خرید مواد خوراکی و هزینههای تحصیل و بهداشت و سایر مخارج برای آنها به یک معضل روزمره بدل شده، سران نظام ایران هیچ دغدغهای از تباه شدن زندگی میلیونها انسان ندارند.
آنچه برای تصمیمگیرندگان در تهران مهم است حفظ ثروت و سامان انبوهی است که در محل غارت منابع زیر زمینی و روزمینی و دزدی حق یکایک شهروندان ایران به دست آوردهاند. حفظ نظام به قول خمینی 'اوجب واجبات' است. حفظ انسانیت و عزت و کرامت مردمی که هست و نیست آنها به تاراج رفته است اهمیتی ندارد.
افزایش دو و نیم برابری بودجه سپاه در پیشنویسی که دو روز پیش دولت رئیسی تحویل مجلس داد گواه این وضع است. بودجه سپاه که پارسال با ۵٨ درصد افزایش به ۳۸ هزار و ۵۶۴ میلیارد تومان رسیده بود، بر اساس آنچه در فایل لایحه بودجه ۱۴۰۱ ذکر شده، به ۹۳ هزار میلیارد تومان رسیده. این بودجه کلان سپاه برای چیست؟ این سازمان بجای نان برای سفرەی گرسنگان، توپ و تانک برای کشتار آنها میخرد. قتلعام سالانه دهها کولبر کورد و سوختر بلوچ در کارنامه سپاه است.
نگاهی به وضعیت عمومی اعتیاد، طلاق، خودکشی و بلایای اجتماعی دیگر که در ارتباط مستقیم با استبداد سیاسی و فقر اقتصادیاند، زنگ خطر یک فروپاشی کامل اخلاقی در ایران را به صدا درآورده است. آنها که با ثروتی بادآورده در کاخهای خود نشستهاند، برایشان انبوه کودکان کار در خیابان، ترک تحصیل آنها و همچنین زنانی که برای ادامه زندگی، خود را مجبور به تنفروشی میبینند مهم نیستند.
مهم تقویت نیروهای سرکوبگر پلیس، بسیج، ارتش و سپاه است. نهادهایی که قرار بود مدافع مردم باشند اما بیش از همه خون مردم را هر وقت اعتراضی داشتهاند ریختهاند. آنها نیروهای مدافع نظام هستند و نه نیروهای مدافع خلق. اما بودجه آنها از جیب یکایک شهروندان پرداخت میشود. آنها از مردم پول میگیرند و لوله سلاحشان بسوی همان مردم دراز است.
روزانه خبرهای تکاندهندەای از جرم و جنایت و نا امنیهای روزافزون در جامعه ایران مخابره میشود که ریشه اصلی آن در فروپاشی خانوادهها و عدم امکان ترسیم هیچ آیندهای از سوی بخش قابل توجهی از جامعه ایران است.
بسیاری از جوانانی که آزادیهای اجتماعی و انسانی طبق قانون اساسی ارتجاعی ایران از آنها سلب شده است، از فرط بیکاری و گرانی و ناتوانی در پرداخت هزینههای زندگی به سنگ سخت نا امیدی برخورده و دچار افسردگی شدهاند. خشونتهای وصفناپذیر، خودزنی و لطمه به جسم خود نوعی انعکاس این افسردگی و پژمردگی روح جوانان است.
دولت رئیسی همچنین به دنبال افزایش دو برابری بودجه صدا و سیمای دولتی است. سازمانی که مسئولیتش سانسور واقعیتهای در خیابان و ترسیم کشور گل و بلبل از جمهوری اسلامی بوده و نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت مطلق مردم ایران اعتمادی به آن ندارند.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
دولت ابراهیم رئیسی در حالی بودجه سپاه و صدا و سیما را افزایش میدهد که سفرههای مردم خالیتر از گذشته میشوند
آرش نظامی
◼️ افزایش دو نیم و برابری بودجه سپاه پاسداران و افزایش دو برابری بودجه صدا و سیما موضوع بحث این روزهای محافل ایران است. این دو سازمان در حالی بودجههای کلانی به خود اختصاص میدهند که بخش عظیمی از مردم ایران در غم نان و مسکن و حقوق پایهای هر انسان سرگردانند.
در حالی که فقر و فلاکت چهار سوی ایران را فراگرفته و خانوادههای متعددی در غم گرسنگی فرزندان خود هستند و تأمین هزینههای زندگی از قبیل اجاره خانه و خرید مواد خوراکی و هزینههای تحصیل و بهداشت و سایر مخارج برای آنها به یک معضل روزمره بدل شده، سران نظام ایران هیچ دغدغهای از تباه شدن زندگی میلیونها انسان ندارند.
آنچه برای تصمیمگیرندگان در تهران مهم است حفظ ثروت و سامان انبوهی است که در محل غارت منابع زیر زمینی و روزمینی و دزدی حق یکایک شهروندان ایران به دست آوردهاند. حفظ نظام به قول خمینی 'اوجب واجبات' است. حفظ انسانیت و عزت و کرامت مردمی که هست و نیست آنها به تاراج رفته است اهمیتی ندارد.
افزایش دو و نیم برابری بودجه سپاه در پیشنویسی که دو روز پیش دولت رئیسی تحویل مجلس داد گواه این وضع است. بودجه سپاه که پارسال با ۵٨ درصد افزایش به ۳۸ هزار و ۵۶۴ میلیارد تومان رسیده بود، بر اساس آنچه در فایل لایحه بودجه ۱۴۰۱ ذکر شده، به ۹۳ هزار میلیارد تومان رسیده. این بودجه کلان سپاه برای چیست؟ این سازمان بجای نان برای سفرەی گرسنگان، توپ و تانک برای کشتار آنها میخرد. قتلعام سالانه دهها کولبر کورد و سوختر بلوچ در کارنامه سپاه است.
نگاهی به وضعیت عمومی اعتیاد، طلاق، خودکشی و بلایای اجتماعی دیگر که در ارتباط مستقیم با استبداد سیاسی و فقر اقتصادیاند، زنگ خطر یک فروپاشی کامل اخلاقی در ایران را به صدا درآورده است. آنها که با ثروتی بادآورده در کاخهای خود نشستهاند، برایشان انبوه کودکان کار در خیابان، ترک تحصیل آنها و همچنین زنانی که برای ادامه زندگی، خود را مجبور به تنفروشی میبینند مهم نیستند.
مهم تقویت نیروهای سرکوبگر پلیس، بسیج، ارتش و سپاه است. نهادهایی که قرار بود مدافع مردم باشند اما بیش از همه خون مردم را هر وقت اعتراضی داشتهاند ریختهاند. آنها نیروهای مدافع نظام هستند و نه نیروهای مدافع خلق. اما بودجه آنها از جیب یکایک شهروندان پرداخت میشود. آنها از مردم پول میگیرند و لوله سلاحشان بسوی همان مردم دراز است.
روزانه خبرهای تکاندهندەای از جرم و جنایت و نا امنیهای روزافزون در جامعه ایران مخابره میشود که ریشه اصلی آن در فروپاشی خانوادهها و عدم امکان ترسیم هیچ آیندهای از سوی بخش قابل توجهی از جامعه ایران است.
بسیاری از جوانانی که آزادیهای اجتماعی و انسانی طبق قانون اساسی ارتجاعی ایران از آنها سلب شده است، از فرط بیکاری و گرانی و ناتوانی در پرداخت هزینههای زندگی به سنگ سخت نا امیدی برخورده و دچار افسردگی شدهاند. خشونتهای وصفناپذیر، خودزنی و لطمه به جسم خود نوعی انعکاس این افسردگی و پژمردگی روح جوانان است.
دولت رئیسی همچنین به دنبال افزایش دو برابری بودجه صدا و سیمای دولتی است. سازمانی که مسئولیتش سانسور واقعیتهای در خیابان و ترسیم کشور گل و بلبل از جمهوری اسلامی بوده و نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت مطلق مردم ایران اعتمادی به آن ندارند.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
اعدام رفیق عگید اثباتگر درماندگی و شکست نظام فاشیست ایران
مبارزه یکی از اصول بنیادین حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) در راستای تحقق پیروزی و کسب آزادی کامل برای خلق کُرد است. رفیق شهید «حسن حکمت دمیر» با نام سازمانی «عگید» مطابق همان اصول، مبارزات گستردهای به انجام رساند و تا پای چوبه اعدام نیز تسلیم دشمن نشد. اعدام شنیع رفیق عگید بدست نظام ظالم ایران، اثباتگر شکست آن نظام فاشیست بود.
رژیم اشغالگر و فاشیست ایران چون تاب تحمل مبارزات بیامان جنبش آزادیخواهی کُرد و ایستادگیها و فداکاریهای رفیق عگید برای آزادی خلق کُرد را نداشت، در اوج درماندگی آن رفیق گرانقدرمان را در سال ۲۰۰۷ اعدام نمود. رفیق عگید طی یک مقاومت انقلابی از هویت راستین خلق و جنبش آزادیخواهی متکی بر فلسفه و ایدئولوژی انسانساز، دفاع نمود. اجازه نداد کرامت خلقش از سوی دشمن لگدمال گردد. وی حوزه زندان را از وضعیت تسلیمپذیری در مقابل دشمن به وضعیت مقاومت و مبارزه مستمر و پویا مبدل ساخت و با این اقدام بزرگ خویش دشمن را به هراس انداخت. رفیقمان با باور راسخ به خلق کُرد و اینکه خلقمان از بزرگترین خلقهای فداکار است، به مبارزه پرداخت و همین امید به خمیرمایه مبارزات نستوه وی مبدل شد. مسلما امیدواری به خلق کُرد و آزادی خلق، موجب یکی شدن روح رفیق عگید با روح مبارزهگر خلقمان حتی در عرصه زندان شد و صفحهای زرین دیگر از فداییگری را ورق زد. دستاوردهای امروز خلقمان را مدیون شهدایی چون رفیق عگید هستیم.
قطعا اعدام به معنای شکست دشمن است زیرا رفیق عگید دشمن را نسبت به تسلیمپذیری ناامید و درمانده ساخت. پس از دههها، اگرچه رفیق عگید نخستین گریلای اعدامشده در طول مبارزات جنبشهای آپویی بود، اما نوع مبارزه خستگیناپذیر ایشان نیز در تاریخ مبارزاتمان بینظیر گشت. چهسا عرصه زندان در ایران و شرق کردستان را از حالت انفعال درآورد و جرقه بزرگترین مقاومتها را زد که بعنوان میراث به فرزاد کمانگرها و شیرینعلمهولیها رسید.
اعدام رفیقمان اوج خصومت نظام فاشیست ایران بود اما بهجای ارعاب و ناامیدی، خلقمان را بیش از پیش در مسیر مبارزهگری مستمر قرارداد. بنابراین همان مبارزات بیشائبه سیاستهای انکار و امحای نظام فاشیست را خنثیساخت. آن مقاومت را رفیق عگید به قیمت احیای هویت آزاد خلق کُرد انجام داد و باورداشت که فرزندان غیور خلقمان راهش را تا کسب آزادی کامل و برقراری دمکراسی ادامه خواهند داد. این باور ژرف رفیقمان به نقطه قوتی برای حزبمان مبدل شد تا هرچه گستردهتر با تجدیدپیمان با شهدا خاصتا شهید عگید، در اوج فداییگری و فداکاری مبارزه نماید.
همچو حزب حیات آزاد شرق کردستان (پژاک) ضمن بزرگداشت یاد و خاطره رفیق عگید و ارجنهادن به مبارزات ایشان، باردیگر از آزادیخواهان و خلقمان بویژه زنان و جوانان دعوت بعمل میآوریم که در تمامی عرصههای فعالیتی حضور یابند و با تحقق آزادی خلقمان و رهبر آپو، آرزوهای شهدا بویژه شهید عگید را برآورده سازند. مسلما مبارزه معیار پیروزی خلقمان و جنبش آزادیخواهیمان است و در برههای قرارداریم که در سایه فداکاری و فداییگری شهدا دستاوردهای زیادی را استحصال نمودهایم که همگان را بیش از پیش به آزادی نزدیک ساخته. یاد و خاطره شهدا گرامی باد.
حزب حیات آزاد کُردستان(پژاک)
۱۷-۱۲-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
مبارزه یکی از اصول بنیادین حزب حیات آزاد کردستان(پژاک) در راستای تحقق پیروزی و کسب آزادی کامل برای خلق کُرد است. رفیق شهید «حسن حکمت دمیر» با نام سازمانی «عگید» مطابق همان اصول، مبارزات گستردهای به انجام رساند و تا پای چوبه اعدام نیز تسلیم دشمن نشد. اعدام شنیع رفیق عگید بدست نظام ظالم ایران، اثباتگر شکست آن نظام فاشیست بود.
رژیم اشغالگر و فاشیست ایران چون تاب تحمل مبارزات بیامان جنبش آزادیخواهی کُرد و ایستادگیها و فداکاریهای رفیق عگید برای آزادی خلق کُرد را نداشت، در اوج درماندگی آن رفیق گرانقدرمان را در سال ۲۰۰۷ اعدام نمود. رفیق عگید طی یک مقاومت انقلابی از هویت راستین خلق و جنبش آزادیخواهی متکی بر فلسفه و ایدئولوژی انسانساز، دفاع نمود. اجازه نداد کرامت خلقش از سوی دشمن لگدمال گردد. وی حوزه زندان را از وضعیت تسلیمپذیری در مقابل دشمن به وضعیت مقاومت و مبارزه مستمر و پویا مبدل ساخت و با این اقدام بزرگ خویش دشمن را به هراس انداخت. رفیقمان با باور راسخ به خلق کُرد و اینکه خلقمان از بزرگترین خلقهای فداکار است، به مبارزه پرداخت و همین امید به خمیرمایه مبارزات نستوه وی مبدل شد. مسلما امیدواری به خلق کُرد و آزادی خلق، موجب یکی شدن روح رفیق عگید با روح مبارزهگر خلقمان حتی در عرصه زندان شد و صفحهای زرین دیگر از فداییگری را ورق زد. دستاوردهای امروز خلقمان را مدیون شهدایی چون رفیق عگید هستیم.
قطعا اعدام به معنای شکست دشمن است زیرا رفیق عگید دشمن را نسبت به تسلیمپذیری ناامید و درمانده ساخت. پس از دههها، اگرچه رفیق عگید نخستین گریلای اعدامشده در طول مبارزات جنبشهای آپویی بود، اما نوع مبارزه خستگیناپذیر ایشان نیز در تاریخ مبارزاتمان بینظیر گشت. چهسا عرصه زندان در ایران و شرق کردستان را از حالت انفعال درآورد و جرقه بزرگترین مقاومتها را زد که بعنوان میراث به فرزاد کمانگرها و شیرینعلمهولیها رسید.
اعدام رفیقمان اوج خصومت نظام فاشیست ایران بود اما بهجای ارعاب و ناامیدی، خلقمان را بیش از پیش در مسیر مبارزهگری مستمر قرارداد. بنابراین همان مبارزات بیشائبه سیاستهای انکار و امحای نظام فاشیست را خنثیساخت. آن مقاومت را رفیق عگید به قیمت احیای هویت آزاد خلق کُرد انجام داد و باورداشت که فرزندان غیور خلقمان راهش را تا کسب آزادی کامل و برقراری دمکراسی ادامه خواهند داد. این باور ژرف رفیقمان به نقطه قوتی برای حزبمان مبدل شد تا هرچه گستردهتر با تجدیدپیمان با شهدا خاصتا شهید عگید، در اوج فداییگری و فداکاری مبارزه نماید.
همچو حزب حیات آزاد شرق کردستان (پژاک) ضمن بزرگداشت یاد و خاطره رفیق عگید و ارجنهادن به مبارزات ایشان، باردیگر از آزادیخواهان و خلقمان بویژه زنان و جوانان دعوت بعمل میآوریم که در تمامی عرصههای فعالیتی حضور یابند و با تحقق آزادی خلقمان و رهبر آپو، آرزوهای شهدا بویژه شهید عگید را برآورده سازند. مسلما مبارزه معیار پیروزی خلقمان و جنبش آزادیخواهیمان است و در برههای قرارداریم که در سایه فداکاری و فداییگری شهدا دستاوردهای زیادی را استحصال نمودهایم که همگان را بیش از پیش به آزادی نزدیک ساخته. یاد و خاطره شهدا گرامی باد.
حزب حیات آزاد کُردستان(پژاک)
۱۷-۱۲-۲۰۲۱
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
١٦ آذر پیروز خواهد شد ✍ آرگش آلاسور 🆔 @GozarDemocratic
١٦ آذر پیروز خواهد شد
✍ آرگش آلاسور
تاریخ مبارزە و مقاومت جوانان ایران و روژهلات کوردستان، در عین حال با تاریخ دانشجویان عجین گشتە است. معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» در تاریخ مبارزات خلقهای ایران و روژهلات کوردستان، بسیار تعیین کنندە بودە است. امروز نیز اگر خواهان گذار از حکومت استبدادی و اشغالگر ولایت مطلقهی فقیه هستیم، باید با توسل بە ارزشهای مبارزاتی گذشتە، مبارزات امروز و فردا را تقویت نماییم. در گذشتە دانشجویان برای خلقها نقش پیشاهنگ را داشتند و جوامع نیز از جهتگیری و نظرات دانشجویان پیروی میکردند. دولت اشغالگر ایران کە نقش تاریخی دانشجویان را بسیار خوب میشناسد از همان روزهای نخستینی کە توانست انقلاب خلقهای ایران را بە نفع خود مصادرە کند (و در اصل انقلاب باشکوه خلقها را درهم شکست)، سپس خواهان برچیدن نقش تعیین کنندە و تاریخی دانشجویان گشت. دولت اشغالگر ایران ابتدا بە دانشگاهها حملەور گشت و باجسارتترین فرزندان خلق را زندانی کرد و در زندانها بعد از سالها شکنجەهای وحشیانە، بخش زیادی از همین دانشجویان را بە ناحق اعدام کرد. سپس دانشگاهها را بست و این سنگر آزادی را نیز سرکوب کرد. در مرحلەی بعد کودتای واپسگرانەای را در سطح دانشگاهها انجام دادند کە آن را با بیشرمی و عوامفریبی «انقلاب فرهنگی» نام نهادند. کە در این کودتای فرهنگی-سیاسی هزاران دانشجو را از بازگشت بە دانشگاهها منع ساختند و آن دستە از اساتید دمکرات و چپی کە در دانشگاهها بودند را نیز برکنار ساختند و بە جای آن مزدوران بسیجی و پاسدار را جایگزین ساختن، یعنی قلم را بە دست چماقداران سپردند.
هدف اصلی این کودتای فرهنگی تغییرمعنا، جایگاه و نقش دانشجویان بود. دولت اشغالگر جدید میخواست تا با این کار بە جای جوانان سرکش و معترض ، جوانانی را تولید نماید کە مطیع اوامر دیکتاتور جدید باشند. بە وسیلەی سرکوب خونین کوردستان، ترکمن صحرا و دیگر خلقها، سرکوب احزاب و سازمانهای مستقل و اعدامهای دهەی ٦٠ فضای مقاومت و اعتراضی دهەهای قبل تا حدی ساکن گردید و دولت اشغالگر ولایت مطلقهی فقیە بە بهانەی جنگ با دولت اشغالگر عراق، کوچکترین اعتراضها را با خشونتی بی حد و حساب جواب میداد. فضای خفقان همچون ابری سیاه بر کل دهەی ٦٠ پردە پوشید. اشغالگران ایران خیال کردند کە بە نتیجەی قطعی خود رسیدەاند و دانشگاهها را باز کردند. از همان روزهای اول دهەی ٧٠ دانشجویان با گامهای آرام اما مداوم در صدد زندە کردن جنبش اعتراضی خود بودند و تحت نام انواع تشکلهای رسمی و نیمەرسمی آغاز بە سازماندهی خود کردند. جنبش اعتراضی باشکوه سال ١٣٧٨ ثمرەی این گامهاست. در تمامی سالهای دهەی ٧٠ دانشجویان میخواستند پایەهای یک روحیەی مبارز دانشجویی را دوبارە زندە نمایند و قیام کوی دانشگاه در سال ١٣٧٨ ضربهی مهلک جوانان مبارز خلقهای ایران و روژهلات کوردستان بر ساختار حکومتی دیکتاتورهای زمانە بود و جوانان مبارز بار دیگر نشان دادند کە روحیەی مبارز دانشجویان کاملا سرحال است و میتواند اشغالگران را تارومار کند. عزت ابراهیم نژاد، فرشتە علیزادە و سعید زینالیها شهدای دانشجویی بودند کە با خون سرخ خود باردگر صورت کریه اشغالگران را رسوا ساختند و نشان دادند کە دانشجویان مبارزە را تا بدست آوردن پیروزی خلقها ادامە میدهند. سرکوب دانشجویان در تیرماه ١٣٧٨ بسیار گستردە و شدید بود چرا کە موضع رادیکال دانشجویان و مبارزات آنان قلب دشمنان را لرزاندە بود. دانشجویان میخواستند تا حساب سردستەی قاتلان و متجاوزکاران یعنی خامنەای ضحاک را برسند و بە همین دلیل بە سمت محل اسکان خامنەای ضحاک (بیت رهبری) بە راه افتادند و خواهان کنترل و فتح آنجا بودند. این موضع رادیکال بە ریشەی معنایی دانشجویان ایرانی باز میگردد، دانشجویان مبارز در دورەی دولت اشغالگر پهلوی نیز میخواستند شاه خائن را در دانشگاه تهران مجازات نمایند. میتوانیم از یک خواست رادیکال دانشجویان ایران حرف بزنیم کە میتوان آن را خواست دیکتاتورکشی نامید. و امروز بە جای شاه خائن، خامنەای ضحاک بر تخت قدرت است. در هر صورت دشمن با تمامی بازوهای نظامی و اطلاعاتی خود، جنبش مبارز دانشجویان را در سال ١٣٧٨ در هم شکست. دشمن بازهم با سیاست فشار و سرکوب علیە دانشجویان رفتار کرد. اما باردگر دانشجویان از پای ننشستند و از همان روزهای اول دهەی ٨٠ شروع بە بازسازی جنبش دانشجویی کردند.
بە همە القا شدە است کە قیامهای سال ١٣٨٨ تنها یک رویداد کور و اتفاقی ناشی از تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بودە است. اما این خوانشی بە شدت نادرست و سطحی است. در تمامی سالهای دهەی ٨٠ دانشجویان مشغول سازماندهی خود در دانشگاهها بودند و همان زمان زندان پر از دانشجویان معترض بود. در آن سالها در هر دانشگاهی حداقل یک مجلەی مستقل دانشجویی وجود داشت که ادبیات اعتراضی را در میان دانشجویان گسترش میداد.
✍ آرگش آلاسور
تاریخ مبارزە و مقاومت جوانان ایران و روژهلات کوردستان، در عین حال با تاریخ دانشجویان عجین گشتە است. معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» در تاریخ مبارزات خلقهای ایران و روژهلات کوردستان، بسیار تعیین کنندە بودە است. امروز نیز اگر خواهان گذار از حکومت استبدادی و اشغالگر ولایت مطلقهی فقیه هستیم، باید با توسل بە ارزشهای مبارزاتی گذشتە، مبارزات امروز و فردا را تقویت نماییم. در گذشتە دانشجویان برای خلقها نقش پیشاهنگ را داشتند و جوامع نیز از جهتگیری و نظرات دانشجویان پیروی میکردند. دولت اشغالگر ایران کە نقش تاریخی دانشجویان را بسیار خوب میشناسد از همان روزهای نخستینی کە توانست انقلاب خلقهای ایران را بە نفع خود مصادرە کند (و در اصل انقلاب باشکوه خلقها را درهم شکست)، سپس خواهان برچیدن نقش تعیین کنندە و تاریخی دانشجویان گشت. دولت اشغالگر ایران ابتدا بە دانشگاهها حملەور گشت و باجسارتترین فرزندان خلق را زندانی کرد و در زندانها بعد از سالها شکنجەهای وحشیانە، بخش زیادی از همین دانشجویان را بە ناحق اعدام کرد. سپس دانشگاهها را بست و این سنگر آزادی را نیز سرکوب کرد. در مرحلەی بعد کودتای واپسگرانەای را در سطح دانشگاهها انجام دادند کە آن را با بیشرمی و عوامفریبی «انقلاب فرهنگی» نام نهادند. کە در این کودتای فرهنگی-سیاسی هزاران دانشجو را از بازگشت بە دانشگاهها منع ساختند و آن دستە از اساتید دمکرات و چپی کە در دانشگاهها بودند را نیز برکنار ساختند و بە جای آن مزدوران بسیجی و پاسدار را جایگزین ساختن، یعنی قلم را بە دست چماقداران سپردند.
هدف اصلی این کودتای فرهنگی تغییرمعنا، جایگاه و نقش دانشجویان بود. دولت اشغالگر جدید میخواست تا با این کار بە جای جوانان سرکش و معترض ، جوانانی را تولید نماید کە مطیع اوامر دیکتاتور جدید باشند. بە وسیلەی سرکوب خونین کوردستان، ترکمن صحرا و دیگر خلقها، سرکوب احزاب و سازمانهای مستقل و اعدامهای دهەی ٦٠ فضای مقاومت و اعتراضی دهەهای قبل تا حدی ساکن گردید و دولت اشغالگر ولایت مطلقهی فقیە بە بهانەی جنگ با دولت اشغالگر عراق، کوچکترین اعتراضها را با خشونتی بی حد و حساب جواب میداد. فضای خفقان همچون ابری سیاه بر کل دهەی ٦٠ پردە پوشید. اشغالگران ایران خیال کردند کە بە نتیجەی قطعی خود رسیدەاند و دانشگاهها را باز کردند. از همان روزهای اول دهەی ٧٠ دانشجویان با گامهای آرام اما مداوم در صدد زندە کردن جنبش اعتراضی خود بودند و تحت نام انواع تشکلهای رسمی و نیمەرسمی آغاز بە سازماندهی خود کردند. جنبش اعتراضی باشکوه سال ١٣٧٨ ثمرەی این گامهاست. در تمامی سالهای دهەی ٧٠ دانشجویان میخواستند پایەهای یک روحیەی مبارز دانشجویی را دوبارە زندە نمایند و قیام کوی دانشگاه در سال ١٣٧٨ ضربهی مهلک جوانان مبارز خلقهای ایران و روژهلات کوردستان بر ساختار حکومتی دیکتاتورهای زمانە بود و جوانان مبارز بار دیگر نشان دادند کە روحیەی مبارز دانشجویان کاملا سرحال است و میتواند اشغالگران را تارومار کند. عزت ابراهیم نژاد، فرشتە علیزادە و سعید زینالیها شهدای دانشجویی بودند کە با خون سرخ خود باردگر صورت کریه اشغالگران را رسوا ساختند و نشان دادند کە دانشجویان مبارزە را تا بدست آوردن پیروزی خلقها ادامە میدهند. سرکوب دانشجویان در تیرماه ١٣٧٨ بسیار گستردە و شدید بود چرا کە موضع رادیکال دانشجویان و مبارزات آنان قلب دشمنان را لرزاندە بود. دانشجویان میخواستند تا حساب سردستەی قاتلان و متجاوزکاران یعنی خامنەای ضحاک را برسند و بە همین دلیل بە سمت محل اسکان خامنەای ضحاک (بیت رهبری) بە راه افتادند و خواهان کنترل و فتح آنجا بودند. این موضع رادیکال بە ریشەی معنایی دانشجویان ایرانی باز میگردد، دانشجویان مبارز در دورەی دولت اشغالگر پهلوی نیز میخواستند شاه خائن را در دانشگاه تهران مجازات نمایند. میتوانیم از یک خواست رادیکال دانشجویان ایران حرف بزنیم کە میتوان آن را خواست دیکتاتورکشی نامید. و امروز بە جای شاه خائن، خامنەای ضحاک بر تخت قدرت است. در هر صورت دشمن با تمامی بازوهای نظامی و اطلاعاتی خود، جنبش مبارز دانشجویان را در سال ١٣٧٨ در هم شکست. دشمن بازهم با سیاست فشار و سرکوب علیە دانشجویان رفتار کرد. اما باردگر دانشجویان از پای ننشستند و از همان روزهای اول دهەی ٨٠ شروع بە بازسازی جنبش دانشجویی کردند.
بە همە القا شدە است کە قیامهای سال ١٣٨٨ تنها یک رویداد کور و اتفاقی ناشی از تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بودە است. اما این خوانشی بە شدت نادرست و سطحی است. در تمامی سالهای دهەی ٨٠ دانشجویان مشغول سازماندهی خود در دانشگاهها بودند و همان زمان زندان پر از دانشجویان معترض بود. در آن سالها در هر دانشگاهی حداقل یک مجلەی مستقل دانشجویی وجود داشت که ادبیات اعتراضی را در میان دانشجویان گسترش میداد.
گذار دموکراتیک
١٦ آذر پیروز خواهد شد ✍ آرگش آلاسور 🆔 @GozarDemocratic
برای نمونە دانشجویان چپ و دموکرات از همان سالهای آغازین دهەی ٨٠ خود را سازماندهی کردند و در آخر تحت نام دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب تجمیع شدند و علیرغم اشتباهات و کاستیهایشان در مقابل دولت اشغالگر ایران قد علم کردند. مورد دیگر کمپین یک میلیون امضا برای دفاع از حقوق زنان بود کە در سال ١٣٨٥ آغاز گشت و در پیشبرد آن زنان جوان دانشجو نقش بە سزایی داشتند. این نوع از خودسازماندهی جوانان دانشجو بود کە قیامهای سال ١٣٨٨ را تولید کردند (و دعوای زرگری اصلاحطلب و اصولگرا را نباید دلیل بروز قیام خلقها در سال ١٣٨٨ تلقی کرد).
اما دولت اشغالگر ایران در همان سالها بە این نتیجە رسیدە بود کە تنها با سرکوب و زندان نمیتواند از شر دانشجویان مبارز خلاص شود، لذا شروع بە تغییرات ریشەای در معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» کرد. برای این امر نیز کارهای مختلفی انجام داد.
١- ایجاد دانشگاه در سر هر محلەای بەمانند بقالی سر محل
٢- ستارەدار اعلام کردن دانشجویان مبارز
٣- تغییر در فضای دانشگاههای اصلیای کە میدان مبارزە بودند
٤- اخراج آن دستە باقی ماندە از اساتید دموکرات و جایگزینی پاسداران اکابری بە جای آنان
٥- برگزاری مراسمهای مبتذل و مسخرە در سالن دانشگاهها
٦- گستردە نمودن نقش بسیج و سازمانهای اطلاعاتی در دانشگاهها
٧- کنترل بیش از حد خوابگاههای دانشجویی
٨- ممنوع کردن انجمنهای مستقل دانشجویی
٩- ممنوع کردن مجلات مستقل دانشجویی
١٠- پخش مواد مخدر میان دانشجویان توسط عوامل و جیرەخواران سپاه پاسداران
١١- بدنام کردن دانشجویان مبارز و پیشاهنگ در جامعە
و چندین مورد دیگر…
رهبر عبداللە اوجالان در تحلیلات خود در مورد تاریخ مبارزات کوردستان بە این نتیجەی درخشان رسید که مبارزان کوردستان نە بە دلیل ضعف در جنگ، بلکە بە دلیل ضعف در سبک زندگیشان شکست خوردەاند. این تحلیل برای وضعیت دانشجویان ایران و شرق کوردستان نیز صحت دارد. دانشجویان مبارز تا وقتی کە با ارادەای مصمم مبارزە میکردند، نیروی سرکوب توان مقابلە با آنان را نداشت و هر سال با ملحق شدن دانشجویان جدید بە صفوف مبارزین دانشجو، دانشجویان همچون ارتشی تازەنفس بە پیکار سرکوبگران اشغالگر میشتافتند. دولت اشغالگر ایران با جنگ ویژەی خود بود کە جنبش دانشجویی را بە تدریج ضعیفتر کرد. این جنگ ویژە تاثیرات مخربی بر جایگاه و نقش دانشجویان در جامعە گذاشت. از این بە بعد دانشجو کسی بود کە دائم در حال مصرف مواد مخدر، روابط جنسی مبتذل و پرداختن بە امور بیهودە بود. این وضعیت را بدون شک دولت اشغالگر ایران بە وجود آورد، اما در کنار آن نیز دانشجویان خود مقصر بودند، چرا کە برای پذیرش این وضعیت سبک زندگی، مقاومت آنچنانی از خود نشان ندادند و حتی انجام این امور منحرف را بە مثابەی یکی از خردەفرهنگهای دانشجویی پذیرفتند.
از آن بە بعد جامعە نگاهی منفی بە دانشجویان دارد. کافی است تا چند دانشجو برای اجارەی خانە، بە چند بنگاه سر بزنند تا اغلب با این جواب مواجە شوند، کە خانە برای دانشجویان نداریم! و همین جملە برخورد جامعە را با دانشجویان نشان میدهند کە چگونە جامعە اکنون بە پیشاهنگان خود بدبین شدە است. این وضعیت باعث شد تا جامعە پیشاهنگی دانشجویان را بە مانند گذشتە برای خود ارزیابی ننماید و مبارزات دانشجویان در دیوار دانشگاهها محدود ماند.
دانشجویان مبارز امروز باید با چنین واقعیاتی روبەرو گردند و خطاهای خود را ببینند، خود و جایگاه خود را بە درستی تحلیل کنند. اعمال زشت و ناپسند غیراخلاقی مانند مصرف مواد مخدر و روابط جنسی بیبندوبار را از خود دور نمایند. هر مبارزی باید توان خودانتقادی را داشتە باشد و بپذیرد کە با خودانتقادی میتواند گامهای رو بە جلو بردارد. بهترین کار برای این امر نیز بررسی و مطالعەی دانشجویان مبارز تاریخ ایران و شرق کوردستان میباشد. حمید اشرف را بشناسید کە چگونە بە جای چسبیدن بە لذتهای کاذب زندگی بورژوایی، هر هفتە خود و جوانان پیراموناش را سازمان میداد تا بە کوههای اطراف تهران بروند و قلەها را فتح کنند و یا مطالعات سیستماتیک تئوری را در میان جوانان جهت شعلەور ساختن مبارزات رادیکال برپامیساخت. یا مرام و اخلاق مبارزین جوانانی مانند حنیف نژاد را برای خود سرلوحە قرار دهند. مرضیە احمدی اسکویی پیشتاز زنان جوان در سالهای پیش از انقلاب خلقها را مطالعە نمایید. سپس با آغاز جنبش آپویی در شرق کوردستان، دانشجویانی همچون شهید مانی کیاکسار (مشهور بە چگوارای شرق یا دانشجوی آپوئیست) دست بە مبارزە زدند و جوانان و دانشجویان را برای مثال در دانشگاه ارومیە و تبریز و دیگر شهرها سازماندهی میکردند و روحیەی مبارزە را دوبارە احیا نموند. با فراگرفتن از میراث مبارزین گذشتە است کە می توان امروز مبارزە را تقویت ساخت.
اما دولت اشغالگر ایران در همان سالها بە این نتیجە رسیدە بود کە تنها با سرکوب و زندان نمیتواند از شر دانشجویان مبارز خلاص شود، لذا شروع بە تغییرات ریشەای در معنا و مفهوم اجتماعی «دانشجو» کرد. برای این امر نیز کارهای مختلفی انجام داد.
١- ایجاد دانشگاه در سر هر محلەای بەمانند بقالی سر محل
٢- ستارەدار اعلام کردن دانشجویان مبارز
٣- تغییر در فضای دانشگاههای اصلیای کە میدان مبارزە بودند
٤- اخراج آن دستە باقی ماندە از اساتید دموکرات و جایگزینی پاسداران اکابری بە جای آنان
٥- برگزاری مراسمهای مبتذل و مسخرە در سالن دانشگاهها
٦- گستردە نمودن نقش بسیج و سازمانهای اطلاعاتی در دانشگاهها
٧- کنترل بیش از حد خوابگاههای دانشجویی
٨- ممنوع کردن انجمنهای مستقل دانشجویی
٩- ممنوع کردن مجلات مستقل دانشجویی
١٠- پخش مواد مخدر میان دانشجویان توسط عوامل و جیرەخواران سپاه پاسداران
١١- بدنام کردن دانشجویان مبارز و پیشاهنگ در جامعە
و چندین مورد دیگر…
رهبر عبداللە اوجالان در تحلیلات خود در مورد تاریخ مبارزات کوردستان بە این نتیجەی درخشان رسید که مبارزان کوردستان نە بە دلیل ضعف در جنگ، بلکە بە دلیل ضعف در سبک زندگیشان شکست خوردەاند. این تحلیل برای وضعیت دانشجویان ایران و شرق کوردستان نیز صحت دارد. دانشجویان مبارز تا وقتی کە با ارادەای مصمم مبارزە میکردند، نیروی سرکوب توان مقابلە با آنان را نداشت و هر سال با ملحق شدن دانشجویان جدید بە صفوف مبارزین دانشجو، دانشجویان همچون ارتشی تازەنفس بە پیکار سرکوبگران اشغالگر میشتافتند. دولت اشغالگر ایران با جنگ ویژەی خود بود کە جنبش دانشجویی را بە تدریج ضعیفتر کرد. این جنگ ویژە تاثیرات مخربی بر جایگاه و نقش دانشجویان در جامعە گذاشت. از این بە بعد دانشجو کسی بود کە دائم در حال مصرف مواد مخدر، روابط جنسی مبتذل و پرداختن بە امور بیهودە بود. این وضعیت را بدون شک دولت اشغالگر ایران بە وجود آورد، اما در کنار آن نیز دانشجویان خود مقصر بودند، چرا کە برای پذیرش این وضعیت سبک زندگی، مقاومت آنچنانی از خود نشان ندادند و حتی انجام این امور منحرف را بە مثابەی یکی از خردەفرهنگهای دانشجویی پذیرفتند.
از آن بە بعد جامعە نگاهی منفی بە دانشجویان دارد. کافی است تا چند دانشجو برای اجارەی خانە، بە چند بنگاه سر بزنند تا اغلب با این جواب مواجە شوند، کە خانە برای دانشجویان نداریم! و همین جملە برخورد جامعە را با دانشجویان نشان میدهند کە چگونە جامعە اکنون بە پیشاهنگان خود بدبین شدە است. این وضعیت باعث شد تا جامعە پیشاهنگی دانشجویان را بە مانند گذشتە برای خود ارزیابی ننماید و مبارزات دانشجویان در دیوار دانشگاهها محدود ماند.
دانشجویان مبارز امروز باید با چنین واقعیاتی روبەرو گردند و خطاهای خود را ببینند، خود و جایگاه خود را بە درستی تحلیل کنند. اعمال زشت و ناپسند غیراخلاقی مانند مصرف مواد مخدر و روابط جنسی بیبندوبار را از خود دور نمایند. هر مبارزی باید توان خودانتقادی را داشتە باشد و بپذیرد کە با خودانتقادی میتواند گامهای رو بە جلو بردارد. بهترین کار برای این امر نیز بررسی و مطالعەی دانشجویان مبارز تاریخ ایران و شرق کوردستان میباشد. حمید اشرف را بشناسید کە چگونە بە جای چسبیدن بە لذتهای کاذب زندگی بورژوایی، هر هفتە خود و جوانان پیراموناش را سازمان میداد تا بە کوههای اطراف تهران بروند و قلەها را فتح کنند و یا مطالعات سیستماتیک تئوری را در میان جوانان جهت شعلەور ساختن مبارزات رادیکال برپامیساخت. یا مرام و اخلاق مبارزین جوانانی مانند حنیف نژاد را برای خود سرلوحە قرار دهند. مرضیە احمدی اسکویی پیشتاز زنان جوان در سالهای پیش از انقلاب خلقها را مطالعە نمایید. سپس با آغاز جنبش آپویی در شرق کوردستان، دانشجویانی همچون شهید مانی کیاکسار (مشهور بە چگوارای شرق یا دانشجوی آپوئیست) دست بە مبارزە زدند و جوانان و دانشجویان را برای مثال در دانشگاه ارومیە و تبریز و دیگر شهرها سازماندهی میکردند و روحیەی مبارزە را دوبارە احیا نموند. با فراگرفتن از میراث مبارزین گذشتە است کە می توان امروز مبارزە را تقویت ساخت.
گذار دموکراتیک
١٦ آذر پیروز خواهد شد ✍ آرگش آلاسور 🆔 @GozarDemocratic
دشمن میخواهد این پیوستگی تاریخی را از بین ببرد و میراث مبارزین گذشتە را از یاد جوانان زمان حال بزداید. اما تنها مطالعە و بررسی کافی نیست، بلکە باید سبک و شیوه زندگی انقلابیونی را کە نام بردیم برای خود برشمرد، تا بتوان دشمن را فلج ساخت.
دانشجویان باید خود را از شر رفتارهای ضدفرهنگی لیبرالی و سرمایەداری رها سازند تا اعتماد اجتماعی خلقها را دوبارە بدست آورند. اعتماد اجتماعی خلقها مهمترین و مطمئنترین سنگر مبارزان است و تنها جامعە است کە میتواند از پیشاهنگان خود در مقابل دشمنان محافظت کنند. پیشاهنگ نمیتواند جدای از خلقها زندگی کند و انتظار این را داشتە باشد تا خلقها در اعتراضات همراه آنان باشند. اولین گام در این راه خنثی کردن سیاستهای پلید اشغالگران و جنگ ویژەی آنها در قبال معنا و نقش دانشجویان است. دانشجویان باید نیرو و توان دفاعذاتی از خود را بهبود بخشند. تولید کنندە و توزیع کنندەی اصلی مواد مخدر در ایران و شرق کوردستان سپاه نابودگر پاسداران میباشند و اعتیاد بە مواد مخدر یعنی وابستگی به سپاه و دولت اشغالگر، و تا هنگامی کە کسی بە دشمن وابستە باشد، نمیتواند دشمن را شکست دهد. فرد معتاد نمیتواند نقش پیشاهنگ برای یک جامعە را ایفا کند. از لحاظ جنسی نیز دولت اشغالگر ایران برخلاف تبلیغات گستردەی دروغیناش، آرزوی این را دارد تا ذهن تمامی جوانان دانشجو با برقراری روابط جنسی بی بند و بار مغشوش گردد و تا در میان دانشجویان، پیشاهنگان مبارز سربرنیاورند. پس بدون شک درهم شکستن جنگ ویژەی دشمن اولویت شکلگیری یک جنبش دانشجویی مبارز و پیشاهنگ است.
با این وجود دشمن نتوانستە است کە اعتراضات دانشجویی را بە تمامی برچیند و هنوز نیز در میان دانشجویان شمار قابل توجهی افراد مبارز یافت میشود و هم اکنون زندانهای دولت اشغالگر پر از این دانشجویان مبارز است. در اعتراضات سالهای ٩٦ و ٩٨ دانشجویان نیز نقش داشتند. سال ٩٦ در جلوی درب دانشگاه تهران یک جنگ تمام عیار برپا بود و دانشجویان متحدانە در مقابل سرکوبگران ایستادند، اما اینکە مبارزە درون چاردیواری دانشگاه محدود ماند تبدیل بە نقطە ضعف دانشجویان در مقابل سرکوبگران گشت. با وجود اینکە دانشجویان سعی در ایجاد ارتباطات ارگانیک با جامعە داشتند و شعارهای رادیکالی برای پیوستن به مبارزات کارگری و زنان سردادند، این امر بە وقوع نپیوست، چون در زندگی روزمرە و سبک زندگیشان از جامعە دور شدە بودند، و باید این تضاد و شکاف را امروز بە صورتی دمکراتیک و درست حل نمایند. دانشجویان گذشتە در میان کارگران، روستاییان، زنان و دیگر اقشار جوامع دست بە سازماندهی خود و خلقها میکردند و جنبش را تنها بە چاردیواری دانشگاه محدود نمیکردند. لازم است کە امروزە نیز دانشجویان مبارزە را بە تمامی حوزەهای زندگی و اقشار اجتماعی گسترش دهند، دراین راستا بدون شک نقش دانشجویان بە مانند گذشتە جهت دستیابی خلقها بە دموکراسی و آزادی تعیین کنندە خواهد بود. دانشجویان باید در میان خود و در میان خلق دست بە سازماندهی بزنند. سپس اگر دانشجویان دست بە سازماندهی بزنند هم میتوانند مبارزە را شعلەور سازند و هم میتوانند مشکلات رودرروی زندگی شخصی خود را برطرف سازند. هیچ مبارزەای بدون سازماندهی امکانپذیر نیست و این سازماندهی را باید چندجانبە در نظر گرفت و همەی ابعاد زندگی خلقها، زنان و جوانان را در بر بگیرد. میتوان کمیتەهای چند نفرە را تشکیل داد و هر کمیتە میتواند با کمیتەهای دیگر یک اتحادیەی همکاری و تعاون را تشکیل دهد و از این طریق امکانات و هماهنگیهای مبارزە را تامین کرد و مبارزە را دوبارە شعلەور ساخت و زندگی روزمرە را نیز بە صورت کومینال پیش برد. زنان دانشجو میتوانند کمیتەهای خودویژەی خود را داشتە باشند و با کمیتەهای دیگر ارتباط ارگانیک و هماهنگ داشتە باشند. اگر این قدمها در آیندە عملی گردند، جنبشهای دانشجویی ایران و شرق کوردستان میتواند ضربات مرگباری بر دشمن وارد سازند.
ما همچون دانشجویان آکادمیهای گستردە و ارزشمند رهبر عبداللە اوجالان از کوهستانهای آزاد کوردستان بە دانشجویان در بند زندانهای ظالمانەی دولت اشغالگرایران، درود و احترام انقلابی میفرستیم و یاد شهدای جنبش دمکراتیک دانشجویان ایران و شرق کوردستان را گرامی میداریم، و از اینجا این سرود انقلابی را سرمیدهیم:
بار دگر شانزدهم آذر آمد و سر بە سر
در قلوب مردم شعلە افکند
جنبش دانشجویی ایران بە خون شهیدان
در ره خلق ما خوردە سوگند
کە تا آخرین نفر، آخرین نفس
کوشیم و بشکنیم دیوار این قفس
در ره آزادی خلقها
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دانشجویان باید خود را از شر رفتارهای ضدفرهنگی لیبرالی و سرمایەداری رها سازند تا اعتماد اجتماعی خلقها را دوبارە بدست آورند. اعتماد اجتماعی خلقها مهمترین و مطمئنترین سنگر مبارزان است و تنها جامعە است کە میتواند از پیشاهنگان خود در مقابل دشمنان محافظت کنند. پیشاهنگ نمیتواند جدای از خلقها زندگی کند و انتظار این را داشتە باشد تا خلقها در اعتراضات همراه آنان باشند. اولین گام در این راه خنثی کردن سیاستهای پلید اشغالگران و جنگ ویژەی آنها در قبال معنا و نقش دانشجویان است. دانشجویان باید نیرو و توان دفاعذاتی از خود را بهبود بخشند. تولید کنندە و توزیع کنندەی اصلی مواد مخدر در ایران و شرق کوردستان سپاه نابودگر پاسداران میباشند و اعتیاد بە مواد مخدر یعنی وابستگی به سپاه و دولت اشغالگر، و تا هنگامی کە کسی بە دشمن وابستە باشد، نمیتواند دشمن را شکست دهد. فرد معتاد نمیتواند نقش پیشاهنگ برای یک جامعە را ایفا کند. از لحاظ جنسی نیز دولت اشغالگر ایران برخلاف تبلیغات گستردەی دروغیناش، آرزوی این را دارد تا ذهن تمامی جوانان دانشجو با برقراری روابط جنسی بی بند و بار مغشوش گردد و تا در میان دانشجویان، پیشاهنگان مبارز سربرنیاورند. پس بدون شک درهم شکستن جنگ ویژەی دشمن اولویت شکلگیری یک جنبش دانشجویی مبارز و پیشاهنگ است.
با این وجود دشمن نتوانستە است کە اعتراضات دانشجویی را بە تمامی برچیند و هنوز نیز در میان دانشجویان شمار قابل توجهی افراد مبارز یافت میشود و هم اکنون زندانهای دولت اشغالگر پر از این دانشجویان مبارز است. در اعتراضات سالهای ٩٦ و ٩٨ دانشجویان نیز نقش داشتند. سال ٩٦ در جلوی درب دانشگاه تهران یک جنگ تمام عیار برپا بود و دانشجویان متحدانە در مقابل سرکوبگران ایستادند، اما اینکە مبارزە درون چاردیواری دانشگاه محدود ماند تبدیل بە نقطە ضعف دانشجویان در مقابل سرکوبگران گشت. با وجود اینکە دانشجویان سعی در ایجاد ارتباطات ارگانیک با جامعە داشتند و شعارهای رادیکالی برای پیوستن به مبارزات کارگری و زنان سردادند، این امر بە وقوع نپیوست، چون در زندگی روزمرە و سبک زندگیشان از جامعە دور شدە بودند، و باید این تضاد و شکاف را امروز بە صورتی دمکراتیک و درست حل نمایند. دانشجویان گذشتە در میان کارگران، روستاییان، زنان و دیگر اقشار جوامع دست بە سازماندهی خود و خلقها میکردند و جنبش را تنها بە چاردیواری دانشگاه محدود نمیکردند. لازم است کە امروزە نیز دانشجویان مبارزە را بە تمامی حوزەهای زندگی و اقشار اجتماعی گسترش دهند، دراین راستا بدون شک نقش دانشجویان بە مانند گذشتە جهت دستیابی خلقها بە دموکراسی و آزادی تعیین کنندە خواهد بود. دانشجویان باید در میان خود و در میان خلق دست بە سازماندهی بزنند. سپس اگر دانشجویان دست بە سازماندهی بزنند هم میتوانند مبارزە را شعلەور سازند و هم میتوانند مشکلات رودرروی زندگی شخصی خود را برطرف سازند. هیچ مبارزەای بدون سازماندهی امکانپذیر نیست و این سازماندهی را باید چندجانبە در نظر گرفت و همەی ابعاد زندگی خلقها، زنان و جوانان را در بر بگیرد. میتوان کمیتەهای چند نفرە را تشکیل داد و هر کمیتە میتواند با کمیتەهای دیگر یک اتحادیەی همکاری و تعاون را تشکیل دهد و از این طریق امکانات و هماهنگیهای مبارزە را تامین کرد و مبارزە را دوبارە شعلەور ساخت و زندگی روزمرە را نیز بە صورت کومینال پیش برد. زنان دانشجو میتوانند کمیتەهای خودویژەی خود را داشتە باشند و با کمیتەهای دیگر ارتباط ارگانیک و هماهنگ داشتە باشند. اگر این قدمها در آیندە عملی گردند، جنبشهای دانشجویی ایران و شرق کوردستان میتواند ضربات مرگباری بر دشمن وارد سازند.
ما همچون دانشجویان آکادمیهای گستردە و ارزشمند رهبر عبداللە اوجالان از کوهستانهای آزاد کوردستان بە دانشجویان در بند زندانهای ظالمانەی دولت اشغالگرایران، درود و احترام انقلابی میفرستیم و یاد شهدای جنبش دمکراتیک دانشجویان ایران و شرق کوردستان را گرامی میداریم، و از اینجا این سرود انقلابی را سرمیدهیم:
بار دگر شانزدهم آذر آمد و سر بە سر
در قلوب مردم شعلە افکند
جنبش دانشجویی ایران بە خون شهیدان
در ره خلق ما خوردە سوگند
کە تا آخرین نفر، آخرین نفس
کوشیم و بشکنیم دیوار این قفس
در ره آزادی خلقها
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺زن – پیشاهنگ در حزب
✍️#زیلان_وژین
🔺حزب کارگران کوردستان در شرایط و موقعیت بغرنجی که مسائل بسیار حادی گریبان مردم در سراسر جهان را گرفته بود، ظهور و رشد نمود. جهان به دو قطب کاپتالیست – امپریالیست و سوسیالیست تقسیم شده بود. بخشی نیز میان هر دو قطب و به صورت مجزا، به عنوان آلترناتیوی خودویژه و مجزا، به سازماندهی جامعه میپرداخت. این بخش از تضاد و چالشهای هر دو قطب، سود برده و با اینکه خود را به عنوان آلترناتیو معرفی میکردند، در هر دو قطب نیز جای میگرفتند. بدیگر معنا مخالفت و تفاوت ساختاری چندان رادیکالی در برابر هر دو قطب ارائه نداده و در واقع آنها نیز بخشی از همان نظام دو قطبی و دارای سهم مختص به خود بودند. تمامی دولت و سازمانها، استراتژیک و تاکتیکهای نظام خود را یا همراه با منافع آمریکا و یا شوروی شکل میبخشیدند. اکثر دولتهائی هم که خود را به عنوان سوسیالیست معرفی میکردند نیز دارای یک جبههی متحد و همبستگی نبودند. گاها نیز به جای مبارزه با امپریالیسم، با یکدیگر به چالش و درگیری میافتادند. این چالش و درگیری نه تنها در زمینهی ایدئولوژیک بلکه در عین حال از لحاظ سیاسی نیز چشمگیر بود. پراکندگی و عدم قبول همدیگر از سوی این جبهه، با گذشت زمان سبب شد تا تاثیرات سوسیالیسم بر خلق، جنبش و سازمانهای گوشه و کنار سراسر جهان روبه کاهش بنهد. دیگر جذابیت سوسیالیسم، میان خلقها، آزادیخواهان، دمکراسیخواهان و آنانی که بدنبال ایجاد و پیشبرد عدالت در جهان بودند، رو به ضعف نهاد. زیرا تمامی سازمانها و تنظیمات مربوط به سوسیالیسم، از هم گسیخته بوده و این از توانمندی و خلاقیت آنها در پاسخگوئی به مسائل جامعه کاست.
در واقع مبارزات رهائی ملی با مبارزات مردم ویتنام به اوج شکوه خود رسید، اما پیروزی این مبارزات و روی دادن انقلاب ویتنام همزمان بود با پایان یافتن مبارزات رهائی ملی. اکثر جنبش و سازمانهای سوسیالیست، از آن پس هیچ ارتباطی با مبانی سوسیالیسم نداشته و به طور کامل با اهداف آغاز شکلگیری خود، به چالش افتاده و به سوی اندیشهی تشکیل دولت سوق یافتند. تمایل به سوسیالیسم به جذابیت کاپتالیسم تغییر ماهیت داد. در این میان تنها مبارزات رهائی ملی کوردها و خلق کورد بودند که به مرحلهی تشکیل دولت نرسیدند.
سالهای 1968 – 1969 جوانان به تشکیل برخی سازماندهی و جنبشهای مخالف با سوسیالیسم شکلگرفته و نظام کاپتالیسم پرداختند، که بیشترین فعالیتهایشان در سطح ابراز نارضایتی محدود بود، پرداختند. همزمان با جنبش جوانان، جنبشهای بسیار دیگری در زمینهی مبارزات اجتماعی، اکولوژیکی، فمنیستی و غیر دولتی با تکیه بر این دیدگاه که سوسیالیسم موجود، ارزشهای حقیقی سوسیالیسم را در بر نداشته و ...
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/12/17/زن-پیشاهنگ-در-حزب/
وبسایت| اینستاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
✍️#زیلان_وژین
🔺حزب کارگران کوردستان در شرایط و موقعیت بغرنجی که مسائل بسیار حادی گریبان مردم در سراسر جهان را گرفته بود، ظهور و رشد نمود. جهان به دو قطب کاپتالیست – امپریالیست و سوسیالیست تقسیم شده بود. بخشی نیز میان هر دو قطب و به صورت مجزا، به عنوان آلترناتیوی خودویژه و مجزا، به سازماندهی جامعه میپرداخت. این بخش از تضاد و چالشهای هر دو قطب، سود برده و با اینکه خود را به عنوان آلترناتیو معرفی میکردند، در هر دو قطب نیز جای میگرفتند. بدیگر معنا مخالفت و تفاوت ساختاری چندان رادیکالی در برابر هر دو قطب ارائه نداده و در واقع آنها نیز بخشی از همان نظام دو قطبی و دارای سهم مختص به خود بودند. تمامی دولت و سازمانها، استراتژیک و تاکتیکهای نظام خود را یا همراه با منافع آمریکا و یا شوروی شکل میبخشیدند. اکثر دولتهائی هم که خود را به عنوان سوسیالیست معرفی میکردند نیز دارای یک جبههی متحد و همبستگی نبودند. گاها نیز به جای مبارزه با امپریالیسم، با یکدیگر به چالش و درگیری میافتادند. این چالش و درگیری نه تنها در زمینهی ایدئولوژیک بلکه در عین حال از لحاظ سیاسی نیز چشمگیر بود. پراکندگی و عدم قبول همدیگر از سوی این جبهه، با گذشت زمان سبب شد تا تاثیرات سوسیالیسم بر خلق، جنبش و سازمانهای گوشه و کنار سراسر جهان روبه کاهش بنهد. دیگر جذابیت سوسیالیسم، میان خلقها، آزادیخواهان، دمکراسیخواهان و آنانی که بدنبال ایجاد و پیشبرد عدالت در جهان بودند، رو به ضعف نهاد. زیرا تمامی سازمانها و تنظیمات مربوط به سوسیالیسم، از هم گسیخته بوده و این از توانمندی و خلاقیت آنها در پاسخگوئی به مسائل جامعه کاست.
در واقع مبارزات رهائی ملی با مبارزات مردم ویتنام به اوج شکوه خود رسید، اما پیروزی این مبارزات و روی دادن انقلاب ویتنام همزمان بود با پایان یافتن مبارزات رهائی ملی. اکثر جنبش و سازمانهای سوسیالیست، از آن پس هیچ ارتباطی با مبانی سوسیالیسم نداشته و به طور کامل با اهداف آغاز شکلگیری خود، به چالش افتاده و به سوی اندیشهی تشکیل دولت سوق یافتند. تمایل به سوسیالیسم به جذابیت کاپتالیسم تغییر ماهیت داد. در این میان تنها مبارزات رهائی ملی کوردها و خلق کورد بودند که به مرحلهی تشکیل دولت نرسیدند.
سالهای 1968 – 1969 جوانان به تشکیل برخی سازماندهی و جنبشهای مخالف با سوسیالیسم شکلگرفته و نظام کاپتالیسم پرداختند، که بیشترین فعالیتهایشان در سطح ابراز نارضایتی محدود بود، پرداختند. همزمان با جنبش جوانان، جنبشهای بسیار دیگری در زمینهی مبارزات اجتماعی، اکولوژیکی، فمنیستی و غیر دولتی با تکیه بر این دیدگاه که سوسیالیسم موجود، ارزشهای حقیقی سوسیالیسم را در بر نداشته و ...
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/12/17/زن-پیشاهنگ-در-حزب/
وبسایت| اینستاگرام| تویتر| یوتیوب| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
زن – پیشاهنگ در حزب | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>زیلان وژین حزب کارگران کوردستان در شرایط و موقعیت بغرنجی که مسائل بسیار حادی گریبان مردم در سراسر جهان را گرفته بود، ظهور و رشد نمود. جهان به دو قطب کاپتالیست – امپریالیست و سوسیالیست تقسیم شده بود. بخشی نیز میان هر دو قطب و به صورت مجزا، به عنوان آلترناتیوی…
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی٣٧
بابەت: هێڵی ئاپۆیی و تایبەتمەندییەکانی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٠٨ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی٣٧
بابەت: هێڵی ئاپۆیی و تایبەتمەندییەکانی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٠٨ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ضبط استاندارد 1
<unknown>
کلاپ: جامعە آزاد و دمکراتیک
تاریخ: ١٦/١٢/٢٠٢١
موضوع: علل پایەای ناکامیها در مبارزات ۱٥۰ سالە و فروپاشی اتحاد شوروی
با سخنرانی مراد عظیمی و همکاری اهون چیاکو، ابراهیم علیپور، نادر جماعتی
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
تاریخ: ١٦/١٢/٢٠٢١
موضوع: علل پایەای ناکامیها در مبارزات ۱٥۰ سالە و فروپاشی اتحاد شوروی
با سخنرانی مراد عظیمی و همکاری اهون چیاکو، ابراهیم علیپور، نادر جماعتی
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
گذار دموکراتیک
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی ✍ سیامەند موعینی 🆔 @GozarDemocratic
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی
✍ سیامەند موعینی
لەسەر کۆماری کوردستان لە مهاباد گەلێک شرۆڤە و بابەت نوسراوە. لە زۆر بوارەوە ئانالیزی جیاواز و بە شێوازێکی چڕوپڕ ئەم روداوە مێژوییە لێکدانەوەی بۆ کراوە و لە رەهەندە جیاوازەکان پێداچونەوەیان بۆ کردوە. من لێرەدا ناخوازم خەسارناسی یان لێکدانەوەیەکی بنەڕەتی لە سەر ئەم روداوە بکەم بەڵکوو زۆر بە کورتی لە روانگەی چارەسەری بۆ پێشهاتەکانی داهاتوو، ئەم مژارە دەکەمەوە و بابەتەکە دەنرخێنم.
کۆماری کوردستان لە سەردەمێکی هەستیاری مێژوییدا هاتە ئاراوە، ئەو سەردەم ئاڵۆزی و قەیرانی ئابووری ئەوروپا و شەڕی دووهەمی جیهانی لە ئارادابوو. شەڕ و ململانێی دابەشکردنی بەرژەوەندیەکانی هەژمۆنی جیهانی بوو. شەڕی جیهانی دووهەم بەدەر لە ئەوروپا، بەشێکی زۆری لە جوگرافیای ناوچەی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستی لە خۆوە گرتبوو. ئێران لەبواری کاراکتەر و ساختاری حکومەتی فەلەج ببو و لەلایەن هاوپەیمانانەوە، وڵاتەکە نیوە داگیرکراوبوو. لە ئاگۆستی ١٩٤١دا هاوپەیمانان، رەزاشای ئێران لە سەر کار لادەبەن کە لایەنگری لە ئاڵمانی هیتلێری دەکرد، بویە ناچاریان کرد ئێران بە جێی بهێڵێت. سۆڤیەت لە باکوور و بەریتانیا لە باشووری رۆژهەڵاتی کوردستان دەسەڵاتی سەربازییان گرتە دەست. هەرچەند سیاسەتی جیهانی بەتایبەت بە سەرپەرەستی کلۆنیالیزمی ئەوروپایی، دژی دەستێوەردانی سیاسەتی ژئۆپۆلتیکی ناوچەکە بوون، بەڵام بە هۆی شەڕی دووهەمی جیهانیەوە، ئەم نەزمە کە دوای شەڕی یەکەمی جیهانی بە سەر ناوچەکەدا سەپێنرابوو لە قەوارەی خۆی دەربچێت. ئێران لە بواری کرداری توانای پاراستنی سنوورەکانی خۆی لە دەست دا نەمابوو. هاوزەمان کە بەریتانیا لە رۆژهەلاتی سنووری ئێران و هیندوستان ئەزموونی کلۆنیالیستی هەبوو، پێداگری لە بەڕێوە نەچوونی خۆبەڕێوەبەری گەلانی ناوچەکەی دەکرد و بەتایبەت دژی فیرقەی ئازەربایجان و کۆماری کوردستان دەرکەوت. هەروەک کاربەدەستێکی سەربازی ئەو سەردەمەی بەریتانیا دەڵێ: “ئەگەر کوردەکان خۆبەڕێوەبەری، یان سەربەخۆیی بەدەست بهێنن، ئەوکات عەرەبی خوزستان و خودا دەزانێ کێی تر هەموو لە ئێران جیا ببنەوە”. ئەو رستەیە سیاسەتی گڵاوی بەریتانیا سەبارەت بە پرسی گەلان و بەتایبەت گەلی کورد دیاری دەکات. تاکوو ئێستاش کە زیاتر لە ١٠٠ ساڵە ئەم رەوتە بەردەوامە، پڕۆژەی سیستمی دەوڵەت – نەتەوە بۆ ئاسیمیلاسیۆن و تێکدانی رەوتی سرووشتی کۆمەڵگەی ناوچەکە، لە ژێر سیاسەتی کلۆنیالیستی بەریتانیا بەڕێوە دەچێت و بۆ یارمەتیدانی دەوڵەتانی داگیرکەری کوردستان، بەریتانیا سیاسەتی چەپەڵی خۆی بە دژی گەلانی ناوچەکە بەڕێوە دەبات. هاوکات سۆڤیەت کە بە ناوی سوسیالیزم و کۆمۆنیزم و ئازادی گەلان لە ناوچەکە ئاکتەرێکی سەرەکی بوو، بۆ بەرژەوەندی ئابووری و وەدەست خستنی شیلاتی باکووری ئێران، هاوکات لە ژێر گوشاری وڵاتانی رۆژاوایی لە هاوپەیمانی شەڕی دووهەمی جیهانی و لە چوارچێوەی دانیشتنەکانی کۆبونەوەی نەتەوە یەکگرتوەکاندا، دوای کۆتایی شەڕی دووهەمی جیهانی، بنگەی ئایدیاکانی خۆی ژێر پێ خست و گەلانی ئازەبایجانی و کوردی کردە قوربانی بەرژەوەندیە ئابووریەکان.
لە چاوپێخشاندنێکی خێرا بە سەر رەوشی کۆماری کوردستاندا، دەبینین کە خەڵکی کوردستان بەتەواوی ئامادە نەبوون یان خۆیان ئامادە نەکردبوو بۆ بەڕێوەبردنی کۆمەڵگەکەیان. کۆمەڵێک سەرۆک عەشیرە بەرژەوەندیان لە پێوەندی ژێرەکی بە تارانەوە هەبوو و بەردەوام چاوێکیان لە ناوەندی ئێران بوو کە ئەم ناوەندە خۆی هیچ قەوارەیەکی سیاسی لەشکەری نەمابوو. پێکهاتەیی عەشیرەتی ئەو سەردەم و گرێدراوی سەرانی بەشێک لە عەشیرەکانی کوردستان بە ناوەندی دەسەڵاتەوە و لاوازی هزری نەتەوەیی لەو سەردەمەدا و هاوکات لوکاڵی هێشتنەوەی ناوچەیی ئەم کۆمارە، هاوکارگەلێک بوون کە لە بەرژەوەندی داهاتووی کۆماری کوردستاندا نەبوون. پەرتەوازەیی وزەی نیشتمانی، کە لە سەردەمی ئێمەشدا بە ئاشکرا دەبینرێت، وەک نەخۆشیەکی هزری، سیاسی و کۆمەڵایەتی رێگرە لە بەرەوپێش چوونی رەوتی نیشتمانی. بەداخەوە ئێستاش هیچ ئەزموونێک لە مێژوو و رابردوو وەرنەگیراوە. گرێدانی بەرژەوەندی ئابووری و سیاسی هەر حیزبێکی کوردستان بە دەسەڵاتێکی داگیرکەر، بە هەر پاساوێک بێت، پێویستە وەک خەیانەتێکی نیشتیمانی پێناسەی لەسەر بکردرێت و بە شەفافی ئەم مژارە لە ناو نوخبەی رووناکبیر و جەماوەردا نقاشی جیدی لە سەر بکردرێت و لەبواری خەسارناسیدا پێداچوونەوە بە سەر ئەم مژارەدا بکردرێت. ئەگەر کورد لە مێژووی خۆی بە باشی ئاگادار نەبێت و ئەزموونی روداوەکانی مێژویی بە وردی لێکنەداتەوە، چارەنووس و مێژوو خۆیان دووپات دەکەنەوە. بەواتایەکی تر پێویستە لە مێژوو دەرس وەربگرین و بەو عیلمەش بەرهەم و دەستکەوت وەدەست بخەین. لە لێکدانەوە و تێگەییشتن لە روداوەکانی مێژویی، ئەزموونەکانی مێژوو نین کە گرفت دەبێت، بەڵکو بۆ تاک و کۆمەڵگە زەکا و تێگەیشتنی سیاسیە کە چۆن لە مێژوو دەرس وەردەگرێت.
✍ سیامەند موعینی
لەسەر کۆماری کوردستان لە مهاباد گەلێک شرۆڤە و بابەت نوسراوە. لە زۆر بوارەوە ئانالیزی جیاواز و بە شێوازێکی چڕوپڕ ئەم روداوە مێژوییە لێکدانەوەی بۆ کراوە و لە رەهەندە جیاوازەکان پێداچونەوەیان بۆ کردوە. من لێرەدا ناخوازم خەسارناسی یان لێکدانەوەیەکی بنەڕەتی لە سەر ئەم روداوە بکەم بەڵکوو زۆر بە کورتی لە روانگەی چارەسەری بۆ پێشهاتەکانی داهاتوو، ئەم مژارە دەکەمەوە و بابەتەکە دەنرخێنم.
کۆماری کوردستان لە سەردەمێکی هەستیاری مێژوییدا هاتە ئاراوە، ئەو سەردەم ئاڵۆزی و قەیرانی ئابووری ئەوروپا و شەڕی دووهەمی جیهانی لە ئارادابوو. شەڕ و ململانێی دابەشکردنی بەرژەوەندیەکانی هەژمۆنی جیهانی بوو. شەڕی جیهانی دووهەم بەدەر لە ئەوروپا، بەشێکی زۆری لە جوگرافیای ناوچەی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستی لە خۆوە گرتبوو. ئێران لەبواری کاراکتەر و ساختاری حکومەتی فەلەج ببو و لەلایەن هاوپەیمانانەوە، وڵاتەکە نیوە داگیرکراوبوو. لە ئاگۆستی ١٩٤١دا هاوپەیمانان، رەزاشای ئێران لە سەر کار لادەبەن کە لایەنگری لە ئاڵمانی هیتلێری دەکرد، بویە ناچاریان کرد ئێران بە جێی بهێڵێت. سۆڤیەت لە باکوور و بەریتانیا لە باشووری رۆژهەڵاتی کوردستان دەسەڵاتی سەربازییان گرتە دەست. هەرچەند سیاسەتی جیهانی بەتایبەت بە سەرپەرەستی کلۆنیالیزمی ئەوروپایی، دژی دەستێوەردانی سیاسەتی ژئۆپۆلتیکی ناوچەکە بوون، بەڵام بە هۆی شەڕی دووهەمی جیهانیەوە، ئەم نەزمە کە دوای شەڕی یەکەمی جیهانی بە سەر ناوچەکەدا سەپێنرابوو لە قەوارەی خۆی دەربچێت. ئێران لە بواری کرداری توانای پاراستنی سنوورەکانی خۆی لە دەست دا نەمابوو. هاوزەمان کە بەریتانیا لە رۆژهەلاتی سنووری ئێران و هیندوستان ئەزموونی کلۆنیالیستی هەبوو، پێداگری لە بەڕێوە نەچوونی خۆبەڕێوەبەری گەلانی ناوچەکەی دەکرد و بەتایبەت دژی فیرقەی ئازەربایجان و کۆماری کوردستان دەرکەوت. هەروەک کاربەدەستێکی سەربازی ئەو سەردەمەی بەریتانیا دەڵێ: “ئەگەر کوردەکان خۆبەڕێوەبەری، یان سەربەخۆیی بەدەست بهێنن، ئەوکات عەرەبی خوزستان و خودا دەزانێ کێی تر هەموو لە ئێران جیا ببنەوە”. ئەو رستەیە سیاسەتی گڵاوی بەریتانیا سەبارەت بە پرسی گەلان و بەتایبەت گەلی کورد دیاری دەکات. تاکوو ئێستاش کە زیاتر لە ١٠٠ ساڵە ئەم رەوتە بەردەوامە، پڕۆژەی سیستمی دەوڵەت – نەتەوە بۆ ئاسیمیلاسیۆن و تێکدانی رەوتی سرووشتی کۆمەڵگەی ناوچەکە، لە ژێر سیاسەتی کلۆنیالیستی بەریتانیا بەڕێوە دەچێت و بۆ یارمەتیدانی دەوڵەتانی داگیرکەری کوردستان، بەریتانیا سیاسەتی چەپەڵی خۆی بە دژی گەلانی ناوچەکە بەڕێوە دەبات. هاوکات سۆڤیەت کە بە ناوی سوسیالیزم و کۆمۆنیزم و ئازادی گەلان لە ناوچەکە ئاکتەرێکی سەرەکی بوو، بۆ بەرژەوەندی ئابووری و وەدەست خستنی شیلاتی باکووری ئێران، هاوکات لە ژێر گوشاری وڵاتانی رۆژاوایی لە هاوپەیمانی شەڕی دووهەمی جیهانی و لە چوارچێوەی دانیشتنەکانی کۆبونەوەی نەتەوە یەکگرتوەکاندا، دوای کۆتایی شەڕی دووهەمی جیهانی، بنگەی ئایدیاکانی خۆی ژێر پێ خست و گەلانی ئازەبایجانی و کوردی کردە قوربانی بەرژەوەندیە ئابووریەکان.
لە چاوپێخشاندنێکی خێرا بە سەر رەوشی کۆماری کوردستاندا، دەبینین کە خەڵکی کوردستان بەتەواوی ئامادە نەبوون یان خۆیان ئامادە نەکردبوو بۆ بەڕێوەبردنی کۆمەڵگەکەیان. کۆمەڵێک سەرۆک عەشیرە بەرژەوەندیان لە پێوەندی ژێرەکی بە تارانەوە هەبوو و بەردەوام چاوێکیان لە ناوەندی ئێران بوو کە ئەم ناوەندە خۆی هیچ قەوارەیەکی سیاسی لەشکەری نەمابوو. پێکهاتەیی عەشیرەتی ئەو سەردەم و گرێدراوی سەرانی بەشێک لە عەشیرەکانی کوردستان بە ناوەندی دەسەڵاتەوە و لاوازی هزری نەتەوەیی لەو سەردەمەدا و هاوکات لوکاڵی هێشتنەوەی ناوچەیی ئەم کۆمارە، هاوکارگەلێک بوون کە لە بەرژەوەندی داهاتووی کۆماری کوردستاندا نەبوون. پەرتەوازەیی وزەی نیشتمانی، کە لە سەردەمی ئێمەشدا بە ئاشکرا دەبینرێت، وەک نەخۆشیەکی هزری، سیاسی و کۆمەڵایەتی رێگرە لە بەرەوپێش چوونی رەوتی نیشتمانی. بەداخەوە ئێستاش هیچ ئەزموونێک لە مێژوو و رابردوو وەرنەگیراوە. گرێدانی بەرژەوەندی ئابووری و سیاسی هەر حیزبێکی کوردستان بە دەسەڵاتێکی داگیرکەر، بە هەر پاساوێک بێت، پێویستە وەک خەیانەتێکی نیشتیمانی پێناسەی لەسەر بکردرێت و بە شەفافی ئەم مژارە لە ناو نوخبەی رووناکبیر و جەماوەردا نقاشی جیدی لە سەر بکردرێت و لەبواری خەسارناسیدا پێداچوونەوە بە سەر ئەم مژارەدا بکردرێت. ئەگەر کورد لە مێژووی خۆی بە باشی ئاگادار نەبێت و ئەزموونی روداوەکانی مێژویی بە وردی لێکنەداتەوە، چارەنووس و مێژوو خۆیان دووپات دەکەنەوە. بەواتایەکی تر پێویستە لە مێژوو دەرس وەربگرین و بەو عیلمەش بەرهەم و دەستکەوت وەدەست بخەین. لە لێکدانەوە و تێگەییشتن لە روداوەکانی مێژویی، ئەزموونەکانی مێژوو نین کە گرفت دەبێت، بەڵکو بۆ تاک و کۆمەڵگە زەکا و تێگەیشتنی سیاسیە کە چۆن لە مێژوو دەرس وەردەگرێت.
گذار دموکراتیک
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی ✍ سیامەند موعینی 🆔 @GozarDemocratic
ئەزموونی کۆماری کوردستان پێویستە ببێتە دەرس و تێگەیشتنێکی سەردەمیانە و ببێتە هەوێنی درووست تێگەییشتن لە روداوەکانی سەردەم.
خاڵێکی سەرەکی و گرنگ کە کۆماری کوردستان بە تەواوی نەیتوانی دەستەبەری بکات، بابەتی پاراستنی رەوا بۆ پاراستنی دەستکەوتەکانی ئازادیە. ئەو سەردەم مرۆڤ دەتوانێت بە دوو شێوازی جیاوازەوە لێکدانەوەی بۆ بکات، یەکەم دەرفەت و ئیمکانی ئەو سەردەم، بواری گونجاوی نەرەخساند بۆ پێکهێنانی پاراستنێکی تۆکمە و بەهێز، دووهەم خوێندنەوەیەکی سادە و بە تەوەهومەوە لە سەر سیستمی دوڵەت – نەتەوەی ئێرانی لە لایەن رایەدارانی کۆماری کوردستانەوە کراوە و ئەوەش لە سەر تێنەگەییشتن و نەناسینی زاتی ئەو سیستەمە سەرچاوە دەگرێت. پەرتەوازەیی سەرۆک عەشیرەکانی کورد کە دەیانتوانی هێزی لەشکەری کۆمار بن بەڵام بە نەهێنی، دەست و پێوەندی لەگەڵ دەسەڵاتی تاران خۆش دەکەن، زەربەیەکی گەورە بوو لە پەیکەری کۆمار. بۆیە بەتەواوی کۆماری کوردستان لە مهاباد نەیتوانی هێزێکی پاراستنی نیشتمانی پێک بهێنێت بۆ پاراستنی ئەو دەستکەوتانەی کە لەو سەردەمدا بەدەست هاتبوون، هەروەها باوەڕیەکی زۆر بە هەبوونی هێزی سۆڤیەت و وەک پشتیوانی ئەم هێزە بۆ گەلی کورد، بۆخۆی خاڵێکی لاوازی ئەم کۆمارە بوو. دیارە بۆچون و رەهەندی جیاواز هەیە مرۆڤ دەتوانێت نرخاندنی لە سەر بکات بەڵام بۆ ئەم کورتە باسە پێویست ناکات لە هەموو زاویەکانەوە نرخاندنی لە سەر بکردرێت. دیارە کۆماری کوردستان لە مهاباد خاڵی بەهێزیشی کەم نەبوو کە لەو سەردەمە کورتەی ژیانی سیاسیدا بەرهەمی هێنا و وەک ئەزموونێک بۆ نەوەکانی داهاتوی خۆی بە میرات بەجێی هێشت.
ئەگەر بگەڕێینەوە سەردەمی ئێستا و بە دیدێکی دیرۆکی بابەتەکان ئانالیز بکەین، دەبینین بەشێک لە کاراکتەرەکان و روانگەکان هەر نەگۆڕ ماونەتەوە و دوای ٧٥ ساڵ بە سەر ئەزموونی کۆماری کوردستاندا هەنووکەش بەشێک لە پێشەنگانی کوردستان بە هەمان نەفەسەوە لە روداوەکانی سیاسی دەڕوانن و پەیڕەوی دەکەن. لە سەردەمی نوێشدا هەر وەک سەردەمی کۆماری کوردستان سەرۆک عشیرە ئەو کات بە نەهێنی و ئێستا بە ئاشکرا لە پێوەندی و دەست تێکەڵ کردن لە گەڵ داگیرکەرانی کوردستاندا هەن. کۆمەڵێک خۆفرۆش ئێستا لە قەوارەیەکی جیاوازتر بەڵام بە هەمان ئەجێندای باب و باپیرانیان پەیڕەوی سیاسەتی دەوڵەتە داگیرکەرەکانی کوردستان دەکەن و هەر رۆژە دەست لەملانی داگیرکەرێکی کوردستان دایەو بە ناوی کوردایەتی شەرعیەت بە خۆفرۆشیەکانیان دەدەن و لە پەناوە خەت و نیشان بۆ گەلی بەشخوراوی کوردستان دەکێشن. لەوەش سەیر و سەمەرەتر ئەوەیە کۆمەڵێک بێچارەی سیاسی و تووش بووی بە قەیرانی فکری، “لەبەیک” دەڵێن بە هەر رشانەوەیەکی سەرۆک عەشیرەی گەڕەکی خۆیان، ئەو کۆمێدیایە وەک ئەوەی دەچێت مرۆڤی ناو ئاو بۆ ئەوەی نەخنکێت دەست بۆ هەموو پووش و پەڵاشێک درێژ دەکات بۆ نەجاتی گیانی خۆی. ئەو هەڵبەز و دابەزینانەی سیاسی چارەسەری پرسی کورد لە گەڵ خۆی ناهێنیت، بەڵکوو تەنیا شلوێیی و پەرتەوازەیی سیاسی بەدواوە دەبێت و لە درێژەی خۆیدا بەردەوامی داگیرکاری قڕکردنی سیاسی.
بۆ چارەسەری پرسی کورد بۆچونی سیاسی جیاواز هەیە و بۆچونەکان گرنگە لە روانگەی سیاسەتی گلوباڵ و رەوتی پێشهاتەکانی مێژوویی لەم چەند سەدەی دواییدا لێکبدرێتەوە. گرنگ چارەسەریە و مێتۆد و شێواز دەتوانێت لە رەوتی پراکتیکدا ئاڵوگۆڕی بە سەر بێت. نیشتمانێکی ئازاد بۆ مرۆڤەکان خواست و مافێکی سروشتیە، بەڵام سیستمی داگیرکەری و کلۆنیالیستی، ئەم مافەی لە دانیشتوان و خەڵکی ئاسایی زەوت کردووە و لە پێناو بەرژەوەندی کاپیتاڵ هەموو جومگەکانی کۆمەڵگەی بە شێواز و مێتۆدی جیاواز خستۆتە ژێر باندۆری خۆی و بۆ مانەوەی خۆی هەموو بەهاکانی ئەخلاقی پێشێل دەکات، چینی سەردەست گرنگ نییە لە چ ئیتنیک و نەتەوە و یان پێکهاتەیەک بێت، بۆ سیستەمی سەرمایەداری گرنگ پاراستن و بەرژەوەندیەکانی کاپیتاڵە. دەسەڵات و حکومەت لە سیستەمی سەرمایەداریدا کەرەسەیەکن بۆ راگرتنی باڵانس و ژینگەی گونجاو بۆ سەرمایە. ئازادی بە بێ ئایدئۆلۆژی، ئازادی خەیاڵێکی رومانتیکیە. سیستمی داگیرکەر و کۆیلەدار بە ئاسانی رێگە بە ئازادی نادات، بۆیە گرنگە مرۆڤێک کە بۆ ئازادی تێکۆشان دەکات بە وردی هەمو جومگەکانی تێکۆشان لێکبداتەوە و رێبازی ئایدئۆلۆژیکیش هەڵسەنگێنێت، سیستەمی سەرمایەداری لە بیر و هزری ئازادی ترسی هەیە و بیری ئازادی بە بێ روانگەیەکی فەلسەفی بێ ناوەڕۆک دەبێت. بۆیە سیستمی پارێزەری سەرمایە ترسی هەیە لە روانگەی فەلسەفەی ئازادی و بەردەوام شەڕی لەگەڵ دەکات.
تەڤگەری ئازادی لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە سەر ئازادی ژن بە روانگەی ژینگەپارێزی و کۆمەڵگایەکی بێ چەوسانەوە تێکۆشان دەکات و لەم ساحەدا بە ئەزموونی مێژوویی و بەتایبەت ئەزموونی کۆماری کوردستان لە مهاباد، بۆ نیشتمانێکی ئازاد توانیویەتی مەودایەکی مێژوویی دەرباز بکات.
خاڵێکی سەرەکی و گرنگ کە کۆماری کوردستان بە تەواوی نەیتوانی دەستەبەری بکات، بابەتی پاراستنی رەوا بۆ پاراستنی دەستکەوتەکانی ئازادیە. ئەو سەردەم مرۆڤ دەتوانێت بە دوو شێوازی جیاوازەوە لێکدانەوەی بۆ بکات، یەکەم دەرفەت و ئیمکانی ئەو سەردەم، بواری گونجاوی نەرەخساند بۆ پێکهێنانی پاراستنێکی تۆکمە و بەهێز، دووهەم خوێندنەوەیەکی سادە و بە تەوەهومەوە لە سەر سیستمی دوڵەت – نەتەوەی ئێرانی لە لایەن رایەدارانی کۆماری کوردستانەوە کراوە و ئەوەش لە سەر تێنەگەییشتن و نەناسینی زاتی ئەو سیستەمە سەرچاوە دەگرێت. پەرتەوازەیی سەرۆک عەشیرەکانی کورد کە دەیانتوانی هێزی لەشکەری کۆمار بن بەڵام بە نەهێنی، دەست و پێوەندی لەگەڵ دەسەڵاتی تاران خۆش دەکەن، زەربەیەکی گەورە بوو لە پەیکەری کۆمار. بۆیە بەتەواوی کۆماری کوردستان لە مهاباد نەیتوانی هێزێکی پاراستنی نیشتمانی پێک بهێنێت بۆ پاراستنی ئەو دەستکەوتانەی کە لەو سەردەمدا بەدەست هاتبوون، هەروەها باوەڕیەکی زۆر بە هەبوونی هێزی سۆڤیەت و وەک پشتیوانی ئەم هێزە بۆ گەلی کورد، بۆخۆی خاڵێکی لاوازی ئەم کۆمارە بوو. دیارە بۆچون و رەهەندی جیاواز هەیە مرۆڤ دەتوانێت نرخاندنی لە سەر بکات بەڵام بۆ ئەم کورتە باسە پێویست ناکات لە هەموو زاویەکانەوە نرخاندنی لە سەر بکردرێت. دیارە کۆماری کوردستان لە مهاباد خاڵی بەهێزیشی کەم نەبوو کە لەو سەردەمە کورتەی ژیانی سیاسیدا بەرهەمی هێنا و وەک ئەزموونێک بۆ نەوەکانی داهاتوی خۆی بە میرات بەجێی هێشت.
ئەگەر بگەڕێینەوە سەردەمی ئێستا و بە دیدێکی دیرۆکی بابەتەکان ئانالیز بکەین، دەبینین بەشێک لە کاراکتەرەکان و روانگەکان هەر نەگۆڕ ماونەتەوە و دوای ٧٥ ساڵ بە سەر ئەزموونی کۆماری کوردستاندا هەنووکەش بەشێک لە پێشەنگانی کوردستان بە هەمان نەفەسەوە لە روداوەکانی سیاسی دەڕوانن و پەیڕەوی دەکەن. لە سەردەمی نوێشدا هەر وەک سەردەمی کۆماری کوردستان سەرۆک عشیرە ئەو کات بە نەهێنی و ئێستا بە ئاشکرا لە پێوەندی و دەست تێکەڵ کردن لە گەڵ داگیرکەرانی کوردستاندا هەن. کۆمەڵێک خۆفرۆش ئێستا لە قەوارەیەکی جیاوازتر بەڵام بە هەمان ئەجێندای باب و باپیرانیان پەیڕەوی سیاسەتی دەوڵەتە داگیرکەرەکانی کوردستان دەکەن و هەر رۆژە دەست لەملانی داگیرکەرێکی کوردستان دایەو بە ناوی کوردایەتی شەرعیەت بە خۆفرۆشیەکانیان دەدەن و لە پەناوە خەت و نیشان بۆ گەلی بەشخوراوی کوردستان دەکێشن. لەوەش سەیر و سەمەرەتر ئەوەیە کۆمەڵێک بێچارەی سیاسی و تووش بووی بە قەیرانی فکری، “لەبەیک” دەڵێن بە هەر رشانەوەیەکی سەرۆک عەشیرەی گەڕەکی خۆیان، ئەو کۆمێدیایە وەک ئەوەی دەچێت مرۆڤی ناو ئاو بۆ ئەوەی نەخنکێت دەست بۆ هەموو پووش و پەڵاشێک درێژ دەکات بۆ نەجاتی گیانی خۆی. ئەو هەڵبەز و دابەزینانەی سیاسی چارەسەری پرسی کورد لە گەڵ خۆی ناهێنیت، بەڵکوو تەنیا شلوێیی و پەرتەوازەیی سیاسی بەدواوە دەبێت و لە درێژەی خۆیدا بەردەوامی داگیرکاری قڕکردنی سیاسی.
بۆ چارەسەری پرسی کورد بۆچونی سیاسی جیاواز هەیە و بۆچونەکان گرنگە لە روانگەی سیاسەتی گلوباڵ و رەوتی پێشهاتەکانی مێژوویی لەم چەند سەدەی دواییدا لێکبدرێتەوە. گرنگ چارەسەریە و مێتۆد و شێواز دەتوانێت لە رەوتی پراکتیکدا ئاڵوگۆڕی بە سەر بێت. نیشتمانێکی ئازاد بۆ مرۆڤەکان خواست و مافێکی سروشتیە، بەڵام سیستمی داگیرکەری و کلۆنیالیستی، ئەم مافەی لە دانیشتوان و خەڵکی ئاسایی زەوت کردووە و لە پێناو بەرژەوەندی کاپیتاڵ هەموو جومگەکانی کۆمەڵگەی بە شێواز و مێتۆدی جیاواز خستۆتە ژێر باندۆری خۆی و بۆ مانەوەی خۆی هەموو بەهاکانی ئەخلاقی پێشێل دەکات، چینی سەردەست گرنگ نییە لە چ ئیتنیک و نەتەوە و یان پێکهاتەیەک بێت، بۆ سیستەمی سەرمایەداری گرنگ پاراستن و بەرژەوەندیەکانی کاپیتاڵە. دەسەڵات و حکومەت لە سیستەمی سەرمایەداریدا کەرەسەیەکن بۆ راگرتنی باڵانس و ژینگەی گونجاو بۆ سەرمایە. ئازادی بە بێ ئایدئۆلۆژی، ئازادی خەیاڵێکی رومانتیکیە. سیستمی داگیرکەر و کۆیلەدار بە ئاسانی رێگە بە ئازادی نادات، بۆیە گرنگە مرۆڤێک کە بۆ ئازادی تێکۆشان دەکات بە وردی هەمو جومگەکانی تێکۆشان لێکبداتەوە و رێبازی ئایدئۆلۆژیکیش هەڵسەنگێنێت، سیستەمی سەرمایەداری لە بیر و هزری ئازادی ترسی هەیە و بیری ئازادی بە بێ روانگەیەکی فەلسەفی بێ ناوەڕۆک دەبێت. بۆیە سیستمی پارێزەری سەرمایە ترسی هەیە لە روانگەی فەلسەفەی ئازادی و بەردەوام شەڕی لەگەڵ دەکات.
تەڤگەری ئازادی لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە سەر ئازادی ژن بە روانگەی ژینگەپارێزی و کۆمەڵگایەکی بێ چەوسانەوە تێکۆشان دەکات و لەم ساحەدا بە ئەزموونی مێژوویی و بەتایبەت ئەزموونی کۆماری کوردستان لە مهاباد، بۆ نیشتمانێکی ئازاد توانیویەتی مەودایەکی مێژوویی دەرباز بکات.
گذار دموکراتیک
کۆماری کوردستان و ئەزمونەکانی ✍ سیامەند موعینی 🆔 @GozarDemocratic
بە رێکخستن کردنی ژنان لە سەر پارادایمی ئازادی ئەرکێکی مێژووییە کە لە کۆمەڵگەیەکی پاتریارکاڵدا( باوکسالار)، ژن چەندین جار دەچەوسێتەوە و لە حکومەتی ئیسلامی ئێراندا هیچ مافێکیان بۆ ژنان دەستەبەر نەکردووە، بۆیە وزەیەکی بەرفراوان لە رێکخستن کردنی ژناندا شاراوەیە و لەم مەرحەلەی تێکۆشاندا ئەرکی تێکۆشەرانی ئازادییە کە وەک ژن خۆیان بە رێکخستن بکەن و ئیتر کۆیلایەتی قبووڵ نەکردرێت. هاوکات پلان و پڕۆژە بۆ بەڕێوەبەری دێمۆکراتیک لە رۆژهەڵاتی کوردستان لە چوارچێوەی کۆدار بۆ داهاتوویەکی سەقامگیر و ئازاد بە هزر و فەلسەفەی ژیانێکی بەروومەت، ئەرکێکی تری خەباتی تێکۆشەران و ئازادیخوازانە.
ئەزموونی سێ دەیەی بەڕێوەبەری باشووری کوردستان ئەزموونێکی تاڵ و پێشگیر بووە کە رۆژهەڵاتی کوردستان بە تایبەت پێویستە بۆ داهاتوو بە وردی هەڵی سەنگێنێت. لەم مەرحەلەی مێژووییەدا کە خەریکە ئاکتەرەکانی ناوچە جیگۆڕکێ دەکەن، پێویستە رۆژهەڵاتی کوردستان بۆ خۆبەڕێوەبەریەکی دێمۆکراتیک ئامادەکاری بکات. ئاواتی بە هەزاران تێکۆشەر و ئازادیخوازی ئەم گەلە کە گیان و ژیانی خۆیان کردۆتە قوربانی بۆ گەییشتن بە ئازادی دەبێ بەدی بێت، بۆیە ئەرکی تێکۆشەران لەم قۆناخە هەستیارەدا بە چەندین قات قورستر دەبێتەوە. پێویستە ئەمڕۆکە مرۆڤی کورد کە دڵسۆزی نیشتمانەکەیەتی بە ئەزموونێک کە لە دەستکەوت و کەماسیەکانی کۆماری کوردستان لە مهابادەوە بەدەست هاتووە بە روانگەیەکی زانستی و لەسەر ستراتژیەکی رئال و سەردەمیانە خوێندنەوەی لە سەر ئاڵوگۆڕیەکانی سیاسەتی ناوچەکە هەبێت و لەسەر ئەم ئەساسە بۆ یەکگرتویی و یەکپارچەیی گەلەکەمان لە تێکۆشانی ئازادیخوازانە و شەڕی نەهایی لەگەڵ داگیرکاری و کۆیلایەتی بە رۆحی سەرکەوتن و باوەڕ بە خۆبوون و باوەڕ بە هێزی جەماوەری گەلەکەی خۆی هەبێت و لە سەر ئەم ئەساسە نیشتمان ئازاد بکات. ئەزموونی کۆمار ئەوەمان پێ دەڵێت بە یەکگرتویی و باوەڕ بەخۆبوون سەرکەوتن دەستەبەر دەکات.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
ئەزموونی سێ دەیەی بەڕێوەبەری باشووری کوردستان ئەزموونێکی تاڵ و پێشگیر بووە کە رۆژهەڵاتی کوردستان بە تایبەت پێویستە بۆ داهاتوو بە وردی هەڵی سەنگێنێت. لەم مەرحەلەی مێژووییەدا کە خەریکە ئاکتەرەکانی ناوچە جیگۆڕکێ دەکەن، پێویستە رۆژهەڵاتی کوردستان بۆ خۆبەڕێوەبەریەکی دێمۆکراتیک ئامادەکاری بکات. ئاواتی بە هەزاران تێکۆشەر و ئازادیخوازی ئەم گەلە کە گیان و ژیانی خۆیان کردۆتە قوربانی بۆ گەییشتن بە ئازادی دەبێ بەدی بێت، بۆیە ئەرکی تێکۆشەران لەم قۆناخە هەستیارەدا بە چەندین قات قورستر دەبێتەوە. پێویستە ئەمڕۆکە مرۆڤی کورد کە دڵسۆزی نیشتمانەکەیەتی بە ئەزموونێک کە لە دەستکەوت و کەماسیەکانی کۆماری کوردستان لە مهابادەوە بەدەست هاتووە بە روانگەیەکی زانستی و لەسەر ستراتژیەکی رئال و سەردەمیانە خوێندنەوەی لە سەر ئاڵوگۆڕیەکانی سیاسەتی ناوچەکە هەبێت و لەسەر ئەم ئەساسە بۆ یەکگرتویی و یەکپارچەیی گەلەکەمان لە تێکۆشانی ئازادیخوازانە و شەڕی نەهایی لەگەڵ داگیرکاری و کۆیلایەتی بە رۆحی سەرکەوتن و باوەڕ بە خۆبوون و باوەڕ بە هێزی جەماوەری گەلەکەی خۆی هەبێت و لە سەر ئەم ئەساسە نیشتمان ئازاد بکات. ئەزموونی کۆمار ئەوەمان پێ دەڵێت بە یەکگرتویی و باوەڕ بەخۆبوون سەرکەوتن دەستەبەر دەکات.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 ڕێگا و ڕێباز
🔷 ئەڵقەی ٣٨
بابەت: ڕاستی سەرۆکایەتی
✅ بەروار: ١٥ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ٣٨
بابەت: ڕاستی سەرۆکایەتی
✅ بەروار: ١٥ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz