پانۆرامای ڕووداوەکانی ساڵی ٢٠٢١.mp4
179.8 MB
🔻پۆدکاستی پانۆڕامای ڕووداوەکانی ٢٠٢١
ئەم بەرنامەیە لە کلابی فەرمی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان لە کلاب هاوس بەڕێوەچوو.
🔹میوانان:
*پەیمان ڤیان،ئەندامی کوردیناسیونی کژار
*ئەهوەن چیاکۆ، ئەندامی مەجلیسی پژاک
🔹ئامادەکار، کۆمیتەی دیپلۆماسی پژاک لە ئەورووپا
🆔 @GozarDemocratic
ئەم بەرنامەیە لە کلابی فەرمی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان لە کلاب هاوس بەڕێوەچوو.
🔹میوانان:
*پەیمان ڤیان،ئەندامی کوردیناسیونی کژار
*ئەهوەن چیاکۆ، ئەندامی مەجلیسی پژاک
🔹ئامادەکار، کۆمیتەی دیپلۆماسی پژاک لە ئەورووپا
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رێگا و رێباز
🔷 ئەڵقەی٣٤
بابەت: کورد و کوردستان لە شۆڕشی گەلانی ئێرانەوە تا کۆتاییی سەدەی بیستەم
✅ بەروار: ١٨ - ٠٣ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی٣٤
بابەت: کورد و کوردستان لە شۆڕشی گەلانی ئێرانەوە تا کۆتاییی سەدەی بیستەم
✅ بەروار: ١٨ - ٠٣ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
کوما جفاکین کوردستان: نشان میدهیم ارتش ترک در انهزام تا چه حدی تواناست
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک در بیانیهای با تقدیر از گریلاهای عرصهی زاپ که در عملیات موفق چند روز گذشته ضربات کمرشکنی را بر ارتش غاصب ترک وارد کرده بودند افزود:"نشان میدهیم ارتش ترک در انهزام تا چه حدی تواناست."
شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) پیام تبریکی به مناسبت عملیات موفق چند روز گذشته علیه ارتش ترکیه، برای گریلاهای منطقه زاپ منتشر کرد.
ک.ج.ک میگوید؛"به گریلاها و فرماندهانی که در عرصهی زاپ ضربهی سهمگینی بر اشغالگران وارد کردند، تبریک گفته و برای آنها آرزوی موفقیت و پیروزی میکنیم. گریلاهایمان تحت فرمان شهدا و خلقمان و رهبریمان، در هر جایی به کابوسی برای ارتش اشغالگر ترکیه تبدیل شدهاند."
ک.ج.ک همچنین میگوید:"گریلاهای ما در هر جایی اشغالگران را بیرون کرده و نشان میدهند که ارزش ترکیه در انهزام تا چه حد تواناست."
در بخش دیگری از پیام ک.ج.ک آمده است:"دولت ترک ۸ ماه پیش در مناطق حفاظت شدهی میدیا عملیات اشغالگرانهی خود را آغاز کرده و گفته بود که عملیات مذکور را با این هدف که طی ۱۵ روز مناطق زاپ، آواشین و متینا را کنترل کرده و اعلام پیروزی نماید، آغاز کرده است. اما به مانند گاره در این حمله نیز شکست خورد. اکنون با عملیات نیروهای گریلا، اشغالگران در این منطقه در کابوس و ترس و وحشت زندگی میکنند. به ویژه در منطقهی زاپ که گریلا از چهار طرف علیه اشغالگران عملیات انجام داده و سربازهای ارتش ترکیه را به سزای اعمالشان رساندند و مقدار زیادی ابزار و تجهیزات نظامی را به دست آوردند."
شورای رهبری ک.ج.ک همچنین تاکید میکند:"رژیم ترک و حکومت کنونی هر چه که باشند، خلق کورد و سایر خلقهای خاورمیانه و بشریت، ائتلاف آ.ک.پ و م.ه.پ را بخشی از داعش میدانند. حکومت آ.ک.پ و م.ه.پ وجهه ترکیه را به بدترین سطح خود رسانده است. گریلا و خلق ما و جنبش آزادیبخش، با پشتیبانی و ارادهای پولادین مبارزه میکنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ریاست مشترک شورای رهبری ک.ج.ک در بیانیهای با تقدیر از گریلاهای عرصهی زاپ که در عملیات موفق چند روز گذشته ضربات کمرشکنی را بر ارتش غاصب ترک وارد کرده بودند افزود:"نشان میدهیم ارتش ترک در انهزام تا چه حدی تواناست."
شورای رهبری کنفدرالیسم جوامع کوردستان (ک.ج.ک) پیام تبریکی به مناسبت عملیات موفق چند روز گذشته علیه ارتش ترکیه، برای گریلاهای منطقه زاپ منتشر کرد.
ک.ج.ک میگوید؛"به گریلاها و فرماندهانی که در عرصهی زاپ ضربهی سهمگینی بر اشغالگران وارد کردند، تبریک گفته و برای آنها آرزوی موفقیت و پیروزی میکنیم. گریلاهایمان تحت فرمان شهدا و خلقمان و رهبریمان، در هر جایی به کابوسی برای ارتش اشغالگر ترکیه تبدیل شدهاند."
ک.ج.ک همچنین میگوید:"گریلاهای ما در هر جایی اشغالگران را بیرون کرده و نشان میدهند که ارزش ترکیه در انهزام تا چه حد تواناست."
در بخش دیگری از پیام ک.ج.ک آمده است:"دولت ترک ۸ ماه پیش در مناطق حفاظت شدهی میدیا عملیات اشغالگرانهی خود را آغاز کرده و گفته بود که عملیات مذکور را با این هدف که طی ۱۵ روز مناطق زاپ، آواشین و متینا را کنترل کرده و اعلام پیروزی نماید، آغاز کرده است. اما به مانند گاره در این حمله نیز شکست خورد. اکنون با عملیات نیروهای گریلا، اشغالگران در این منطقه در کابوس و ترس و وحشت زندگی میکنند. به ویژه در منطقهی زاپ که گریلا از چهار طرف علیه اشغالگران عملیات انجام داده و سربازهای ارتش ترکیه را به سزای اعمالشان رساندند و مقدار زیادی ابزار و تجهیزات نظامی را به دست آوردند."
شورای رهبری ک.ج.ک همچنین تاکید میکند:"رژیم ترک و حکومت کنونی هر چه که باشند، خلق کورد و سایر خلقهای خاورمیانه و بشریت، ائتلاف آ.ک.پ و م.ه.پ را بخشی از داعش میدانند. حکومت آ.ک.پ و م.ه.پ وجهه ترکیه را به بدترین سطح خود رسانده است. گریلا و خلق ما و جنبش آزادیبخش، با پشتیبانی و ارادهای پولادین مبارزه میکنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
اوجالان: ائتلاف دمکراسی میتواند ترکیه را نجات دهد
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان ۲۲ سال است که برای حل مسئله کورد، تشکیل یک ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد میکند و این مسئله را به عنوان رهایی دمکراتیک تعریف میکند.
🆔 @GozarDemocratic
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان ۲۲ سال است که برای حل مسئله کورد، تشکیل یک ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد میکند و این مسئله را به عنوان رهایی دمکراتیک تعریف میکند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اوجالان: ائتلاف دمکراسی میتواند ترکیه را نجات دهد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان ۲۲ سال است که برای حل مسئله کورد، تشکیل یک ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد میکند و این مسئله را به عنوان رهایی دمکراتیک تعریف میکند. 🆔 @GozarDemocratic
اوجالان: ائتلاف دمکراسی میتواند ترکیه را نجات دهد
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان ۲۲ سال است که برای حل مسئله کورد، تشکیل یک ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد میکند و این مسئله را به عنوان رهایی دمکراتیک تعریف میکند.
از سال ۲۰۰۲ آ.ک.پ در مسند قدرت قرار گرفته است. بحرانهای سیاسی و اقتصادی هم روز بروز افزایش پیدا کرده و از طرف دیگر روز بروز از حمایتهای اجتماعی از این حزب کاسته میشود. اپوزیسیون اعلام میکند حاکمیت آ.ک.پ دوران زمامداری ۱۹ ساله خود را به پایان رسانده است و بحث در رابطه با انتخابات پیش از موعد و ائتلاف احزاب در دستور کار قرار گرفته است. از یک طرف حزب خلق جمهوری و ایی پارتی رهبری ائتلاف ملت را بر عهده گرفته و خواهان انتخابات پیش از موعد هستند و از طرف دیگر تلاشها برای توسعه این ائتلاف ادامه دارد. حزب رنج EMEP، حزب کمونیست ترکیه TKP، حزب چپ دمکراتیک نیز مدتی است که تحت عنوان ائتلاف دور هم جمع شدهاند.
در تمام نظرسنجیها برای برگزاری یک انتخابات احتمالی حزب دمکراتیک خلقها به عنوان یک حزب قدرتمند و برخوردار از نقش نشان داده میشود. این حزب در تمام بیانیههای خود خاطرنشان ساخته است که راه سوم را برگزیده و مسئولان حزب دمکراتیک خلقها در درجه نخست برای حل مسئله کورد و سپس مشکلات و مسائل ترکیه خواهان ائتلاف برای دمکراسی شده است.
رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان که ۲۲ سال است در زندان امرالی زندانی شده است و با انزوایی شدید مواجه شده است، همیشه تشکیل ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد و بر آن تاکید کرده است. اوجالان این ائتلاف را به عنوان راه حل و درمانی برای حل مسائل و مشکلات ترکیه مشاهده کرده و خاطرنشان ساخته است که این ائتلاف میتواند ترکیه را از تمام مسائل و مشکلات برهاند.
رهایی دمکراتیک
اوجالان در دیدار خود با وکلایش در ۱۹ آپریل سال ۲۰۰۰ خاطرنشان ساخته بود که دمکراسی بدون ائتلاف پیشبردی پیدا نکرده و در این باره اظهار داشته بود که باید ترکیه مانند سالهای ۱۹۲۳ از یک حلقه تنگ رهایی پیدا کند. باید راه حلی متناسب با سده ۲۱ در راستای سازماندهی دولت به نحوی دمکراتیک به صورت صلح طلبانه پیدا شود. همانگونه که در سال ۱۹۲۰ رهایی ملی ایجاد شد امروز هم باید رهایی دمکراتیک شکل بگیرد. لازم است که جبهه ائتلاف دمکراسی شکل بگیرد. لازم است طبقات و اقشار مختلف در آن حضور پیدا کنند.
شایستگی، مهارت و تکامل
اوجالان در ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۲ اعلام کرده بود که ائتلاف دمکراسی نیازمند شایستگی، مهارت و تکامل بوده و در این باره گفته بود که: برای این مورد اراده و نیروی عقل بکار توسعه پیدا نکرده است. مسائلی وجود دارند که من دو سال قبل آنها را گفته بودم، من به کرات از اهمیت اجماع دمکراتیک سخن گفته بودم. لازم است که از اشتباهات درس بگیرید و اجرای مسئولیتها را بر دوش گرفته و با اراده و غیرت تلاش کنید. پیشبرد و توسعه فرهنگ مبارزه دمکراتیک با پیشبرد تشکیلات دمکراتیک در تمام حوزه های زندگی امکانپذیر میشود. این مسئله برای خلق مدلهای سازماندهی دمکراتیک، در تمام عرصههای زندکی مورد استفاده قرار میگیرد. از سندیکاها و تعاونیها گرفته تا سازمانهای هنری و ورزشی، از سندیکای اصناف گرفته تا سازمانهایی که حتی از سر بیکاری گردهم میآیند، باید در تمام هستههای اجتماعی توسعه پیدا کرده و ترویج شوند.
ترکیه ناگزیر است دمکراتیک شود
رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ اعلام کرده بود که مسئله اصلی ترکیه دمکراسی است و در این باره اظهار داشته بود که: در ترکیه تمام سازمانهای موجود در مسئله پیشبرد دمکراسی با تنگنا مواجه میشوند. ترکیه ناگزیر است که دمکراتیک شود.
رهبر خلق کورد در دیدار ۲۷ اکتبر سال ۲۰۰۶ با وکلای خود ضمن اشاره به اهمیت لزوم راه سوم، این مفهوم را هم مورد ارزیابی قرار داده بود. او گفته بود که امروز هم ترکیه ناگزیر است که به کورد اتکا کند. درک و مدل ملت-دولت غیر از خونریزی نتیجه دیگری به دنبال ندارد. رئال سوسیالیسم هم بخشی از مدرنیته است. تمام این موارد بخشها، مفاهیم و سیستمهای مدرنیزم سرمایه هستند. مقالات و اشاراتی در دست هستند که اندیشکدهها و سازمانهای جهان امروز را تحلیل میکنند، اما این تحلیلها به نحوی منظم تدوین نشدهاند. من اکنون این تحلیلها را مدون و فرمولبندی میکنم.
پیشبرد راه حل دمکراتیک
اوجالان در نشست ۲۸ مه ۲۰۰۸ با وکلایش در رابطه با ائتلاف دمکراسی گفتگو کرده و از روشنفکران درخواست کرده بود: من در اینجا از روشنفکران ترکیه درخواست میکنم که باید این بازی را به خوبی بینند. من همه بازیها را میبینم و آنها را نشان میدهم.
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان ۲۲ سال است که برای حل مسئله کورد، تشکیل یک ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد میکند و این مسئله را به عنوان رهایی دمکراتیک تعریف میکند.
از سال ۲۰۰۲ آ.ک.پ در مسند قدرت قرار گرفته است. بحرانهای سیاسی و اقتصادی هم روز بروز افزایش پیدا کرده و از طرف دیگر روز بروز از حمایتهای اجتماعی از این حزب کاسته میشود. اپوزیسیون اعلام میکند حاکمیت آ.ک.پ دوران زمامداری ۱۹ ساله خود را به پایان رسانده است و بحث در رابطه با انتخابات پیش از موعد و ائتلاف احزاب در دستور کار قرار گرفته است. از یک طرف حزب خلق جمهوری و ایی پارتی رهبری ائتلاف ملت را بر عهده گرفته و خواهان انتخابات پیش از موعد هستند و از طرف دیگر تلاشها برای توسعه این ائتلاف ادامه دارد. حزب رنج EMEP، حزب کمونیست ترکیه TKP، حزب چپ دمکراتیک نیز مدتی است که تحت عنوان ائتلاف دور هم جمع شدهاند.
در تمام نظرسنجیها برای برگزاری یک انتخابات احتمالی حزب دمکراتیک خلقها به عنوان یک حزب قدرتمند و برخوردار از نقش نشان داده میشود. این حزب در تمام بیانیههای خود خاطرنشان ساخته است که راه سوم را برگزیده و مسئولان حزب دمکراتیک خلقها در درجه نخست برای حل مسئله کورد و سپس مشکلات و مسائل ترکیه خواهان ائتلاف برای دمکراسی شده است.
رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان که ۲۲ سال است در زندان امرالی زندانی شده است و با انزوایی شدید مواجه شده است، همیشه تشکیل ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد و بر آن تاکید کرده است. اوجالان این ائتلاف را به عنوان راه حل و درمانی برای حل مسائل و مشکلات ترکیه مشاهده کرده و خاطرنشان ساخته است که این ائتلاف میتواند ترکیه را از تمام مسائل و مشکلات برهاند.
رهایی دمکراتیک
اوجالان در دیدار خود با وکلایش در ۱۹ آپریل سال ۲۰۰۰ خاطرنشان ساخته بود که دمکراسی بدون ائتلاف پیشبردی پیدا نکرده و در این باره اظهار داشته بود که باید ترکیه مانند سالهای ۱۹۲۳ از یک حلقه تنگ رهایی پیدا کند. باید راه حلی متناسب با سده ۲۱ در راستای سازماندهی دولت به نحوی دمکراتیک به صورت صلح طلبانه پیدا شود. همانگونه که در سال ۱۹۲۰ رهایی ملی ایجاد شد امروز هم باید رهایی دمکراتیک شکل بگیرد. لازم است که جبهه ائتلاف دمکراسی شکل بگیرد. لازم است طبقات و اقشار مختلف در آن حضور پیدا کنند.
شایستگی، مهارت و تکامل
اوجالان در ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۲ اعلام کرده بود که ائتلاف دمکراسی نیازمند شایستگی، مهارت و تکامل بوده و در این باره گفته بود که: برای این مورد اراده و نیروی عقل بکار توسعه پیدا نکرده است. مسائلی وجود دارند که من دو سال قبل آنها را گفته بودم، من به کرات از اهمیت اجماع دمکراتیک سخن گفته بودم. لازم است که از اشتباهات درس بگیرید و اجرای مسئولیتها را بر دوش گرفته و با اراده و غیرت تلاش کنید. پیشبرد و توسعه فرهنگ مبارزه دمکراتیک با پیشبرد تشکیلات دمکراتیک در تمام حوزه های زندگی امکانپذیر میشود. این مسئله برای خلق مدلهای سازماندهی دمکراتیک، در تمام عرصههای زندکی مورد استفاده قرار میگیرد. از سندیکاها و تعاونیها گرفته تا سازمانهای هنری و ورزشی، از سندیکای اصناف گرفته تا سازمانهایی که حتی از سر بیکاری گردهم میآیند، باید در تمام هستههای اجتماعی توسعه پیدا کرده و ترویج شوند.
ترکیه ناگزیر است دمکراتیک شود
رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان در ۲۰ اکتبر ۲۰۰۴ اعلام کرده بود که مسئله اصلی ترکیه دمکراسی است و در این باره اظهار داشته بود که: در ترکیه تمام سازمانهای موجود در مسئله پیشبرد دمکراسی با تنگنا مواجه میشوند. ترکیه ناگزیر است که دمکراتیک شود.
رهبر خلق کورد در دیدار ۲۷ اکتبر سال ۲۰۰۶ با وکلای خود ضمن اشاره به اهمیت لزوم راه سوم، این مفهوم را هم مورد ارزیابی قرار داده بود. او گفته بود که امروز هم ترکیه ناگزیر است که به کورد اتکا کند. درک و مدل ملت-دولت غیر از خونریزی نتیجه دیگری به دنبال ندارد. رئال سوسیالیسم هم بخشی از مدرنیته است. تمام این موارد بخشها، مفاهیم و سیستمهای مدرنیزم سرمایه هستند. مقالات و اشاراتی در دست هستند که اندیشکدهها و سازمانهای جهان امروز را تحلیل میکنند، اما این تحلیلها به نحوی منظم تدوین نشدهاند. من اکنون این تحلیلها را مدون و فرمولبندی میکنم.
پیشبرد راه حل دمکراتیک
اوجالان در نشست ۲۸ مه ۲۰۰۸ با وکلایش در رابطه با ائتلاف دمکراسی گفتگو کرده و از روشنفکران درخواست کرده بود: من در اینجا از روشنفکران ترکیه درخواست میکنم که باید این بازی را به خوبی بینند. من همه بازیها را میبینم و آنها را نشان میدهم.
گذار دموکراتیک
اوجالان: ائتلاف دمکراسی میتواند ترکیه را نجات دهد رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان ۲۲ سال است که برای حل مسئله کورد، تشکیل یک ائتلاف دمکراسی را پیشنهاد میکند و این مسئله را به عنوان رهایی دمکراتیک تعریف میکند. 🆔 @GozarDemocratic
اگر از من پرسیده شود که پیشنهاد تو برای دستیابی به راه حل چست؟ پاسخ میدهم که راه حل من سیاست دمکراتیک است که براساس ضدیت با یکپارچگی، ضدیت با هژمونی و استیلا قرار گرفته و به نحو صلحآمیز و دمکراتیک پیشبرد پیدا کرده و تمام بخشهای جامعه، حتی نمایندگان بخشهای کوچک کارگری هم در آن حضور پیدا میکنند. زیرا همان چتر، بر اساس صلح و دمکراسی گردهم میآیند. شما اگر به آن ائتلاف یا کوالیسیون بگویید، این مسئله مهم نیست. مسئله مهم پیشبرد راه حل دمکراتیک است. راه حل دمکراتیک با تعلیم سیاست دمکراتیک ممکن میگردد. به همین دلیل من مستقیما گفتم که از جولمرگ تا ادرنه، در تمام مناطق آکادمیهای سیاست دمکراتیک گشایش پیدا کنند. با گشایش آکادمی سیاستهای دمکراتیک، دمکراتیک شدن فرد صورت گرفته و از این طریق دمکراتیک شدن جامعه صورت میگیرد. در باره راه حل دمکراتیک با تمام گروهها و اقشار میانه رو ایجاد مذاکره ممکن میگردد. مسئله مهم پیشبرد راه حل دمکراتیک است.
هشدار نسبت به ائتلاف ضد کورد
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در دیدار ۹ نوامبر سال ۲۰۱۳ خود با هیات اعزامی امرالی اعلام کرده بود که: اگر ائتلاف ضد کورد ادامه پیدا کند، جنگ خاتمه پیدا نمیکند. من به آنها گفتهام در سوریه با هم ائتلاف ایجاد کنید. داوود اوغلو دو سال را از دست داد. داوود اوغلو این خطمشی را نقش کرده است. چرا؟ چرا مینگذاری میشود؟ مگر عقلتان را از دست دادهاید؟ مسئلهای را که میخواهند به آن دست بزنند این است که در اینجا کورد به قدرت تبدیل نشود. اما اگر کورد وجود نداشته باشد، رژیمی فاشیستی برقرار میشود. این چه نوع نگرشی است؟ من به کمیسیون پیمان ملی پیشنهاد کردهام که از این مسئله بگذرند. میثاق ملی از شمال حلب آغاز میشود. به جای آنکه شما این منطقه را سیم خاردار بکشید، باید مرزها را بردارید. باید سیم خاردارهای موجود را از میان بردارید. به جای آن از جبهه النصره و... و تبهکاران حمایت میکنند. چرا این را نمیبینید؟ همانگونه که ایران از حزب الله حمایت میکند، شما هم باید از حزب اتحاد دمکراتیک حمایت کنید. اگر کورد در سوریه باقی نماند، یک نیروی فرا فاشیستی ایجاد میشود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هشدار نسبت به ائتلاف ضد کورد
رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان در دیدار ۹ نوامبر سال ۲۰۱۳ خود با هیات اعزامی امرالی اعلام کرده بود که: اگر ائتلاف ضد کورد ادامه پیدا کند، جنگ خاتمه پیدا نمیکند. من به آنها گفتهام در سوریه با هم ائتلاف ایجاد کنید. داوود اوغلو دو سال را از دست داد. داوود اوغلو این خطمشی را نقش کرده است. چرا؟ چرا مینگذاری میشود؟ مگر عقلتان را از دست دادهاید؟ مسئلهای را که میخواهند به آن دست بزنند این است که در اینجا کورد به قدرت تبدیل نشود. اما اگر کورد وجود نداشته باشد، رژیمی فاشیستی برقرار میشود. این چه نوع نگرشی است؟ من به کمیسیون پیمان ملی پیشنهاد کردهام که از این مسئله بگذرند. میثاق ملی از شمال حلب آغاز میشود. به جای آنکه شما این منطقه را سیم خاردار بکشید، باید مرزها را بردارید. باید سیم خاردارهای موجود را از میان بردارید. به جای آن از جبهه النصره و... و تبهکاران حمایت میکنند. چرا این را نمیبینید؟ همانگونه که ایران از حزب الله حمایت میکند، شما هم باید از حزب اتحاد دمکراتیک حمایت کنید. اگر کورد در سوریه باقی نماند، یک نیروی فرا فاشیستی ایجاد میشود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
اداره خودگردان شنگال: دشمنان نیک بدانند که شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم
شورای اجرایی اداره خودگردان شنگال در بیانیهای به حملات اشغالگران و نوکران آنان به شنگال واکنش نشان داد. در بیانیه آمده است:"تنها به دشمن میگوییم که نیک بدانید شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم و آرمانهای شهدایمان را محقق میکنیم."
🆔 @GozarDemocratic
شورای اجرایی اداره خودگردان شنگال در بیانیهای به حملات اشغالگران و نوکران آنان به شنگال واکنش نشان داد. در بیانیه آمده است:"تنها به دشمن میگوییم که نیک بدانید شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم و آرمانهای شهدایمان را محقق میکنیم."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
اداره خودگردان شنگال: دشمنان نیک بدانند که شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم شورای اجرایی اداره خودگردان شنگال در بیانیهای به حملات اشغالگران و نوکران آنان به شنگال واکنش نشان داد. در بیانیه آمده است:"تنها به دشمن میگوییم که نیک بدانید شنگال خودگردان…
اداره خودگردان شنگال: دشمنان نیک بدانند که شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم
شورای اجرایی اداره خودگردان شنگال در بیانیهای به حملات اشغالگران و نوکران آنان به شنگال واکنش نشان داد. در بیانیه آمده است:"تنها به دشمن میگوییم که نیک بدانید شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم و آرمانهای شهدایمان را محقق میکنیم."
شورای اجرایی اداره خودمدیریتی شنگال در رابطه با حملات اخیر به شنگال، موضع حکومت مرکزی عراق و واکنش خلق و اداره خودگران شنگال در رابطه با این حملات بیانیهای صادر کرد.
در بیانیه آمده است:
'جامعه ایزدی و آنانی که داعش را نابود کردند هدف حملات واقع شدهاند'
"رژیم ترک در مقابل چشم نیروهای ائتلاف بینالمللی و حکومت عراق به شنگال حمله میکند. حمله بویژه در مقابل جامعه ایزدی و افرادی که داعش را شکست دادند صورت میگیرد. ما این حملات را حمایت از تبهکاران داعش میدانیم. سکوت عراق و سازمان ملل نیز دلیل تداوم حملات رژیم ترک است. در آخرین مورد روز ٧ دسامبر هوال مروان بدل، رئیس مشترک شورای اجرایی شنگال و روز ١١ دسامبر نیز ساختمان مجلس خلق خانهسور که سمبل اراده مردم خانهسور است هدف حمله واقع شدند."
'سکوت در مقابل این حملات شرمآور است'
"مروان بدل از آغاز حملات داحش که نیروهای عراق و باشور کوردستان به وظیفه خود عمل نکردند در مقابل تبهکاران داعش ایستاد و مقاومت نمود. همچنین در دفاع از خاک عاق نقش اساسی ایفا کرد. یکی از افرادی بود که در سمت فرماندهی جای گفت و برای نابودی داعش و بازگشت خلق ایزدی به سرزمینشان مبارزه نمود. حملات رژیم ترک به افرادی همچون مروان بدل، سعید حسن و زردشت شنگالی به چه معنیست؟ البته که این به معنی انتقام داعش است. سکوت در مقابل این حملات شرمآور است. مروان بدل یک شهروند عراق، یک فرد سیاسی و نظامی بود، نماینده سیاسی جامعه ایزدی بود. در دوره نظامیگری یک از فرماندهان گردان لشکر ٨٠ وابسته به حشد الشعبی بود. پس از کنگره ۴ مجلس خودمدیریتی دمکراتیک شنگال وظیفه مدیریت اجتماعی و پیشاهنگی سیاسی را بر عهده گرفت. فراخوان ما به حشد العشبی نیز این است که در مقابل هدف قرار دادن سعید حسن و مروان بدل موضع خود را نشان دهند."
'دشمن نیک بداند شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم'
"ما حرف جداگانهای برای گفتن به رژیم ترک نداریم. زیرا دشمن صدها ساله ماست. تنها به دشمن چنین میگوییم؛ نیک بدانید که شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم و آرمانهای شهدایمان را محقق میکنیم.
اما عراق که روز ٣ آگوست ٢٠١۴ هزاران نظامی خود را از شنگال عقب کشید و همراه پ.د.ک خلقمان را در چنگال تبهکاران داعش تنها گذاشتند، به این دلیل هزاران زن، کودک و جوان خلقمان به دست تبهکاران افتادند و از زادگاه خود سرگردان شدند. پس از آنکه خلق ایزدی در سایه پیشاهنگی گریلاهای پ.ک.ک و مبارزان ی.ب.ش-ی.ژ.ش به خودسازماندهی دست زد و به اراده خویش دست یافت. اکنون حکومت عراق در مقابل حمله به پیشاهنگان خلقمان خود را به کری و کوری زده است.
'اگر حکومت عراق خلقمان را از حملات هوایی محافظت نمیکند، پس چه نقشی در شنگال دارد؟'
از توافقنامه ٩ اکتبر ٢٠٢٠ به بعد رفتار حکومت عراق در قبال خلقمان عادی نیست. عراق از خلقمان در مقابل حملات تبهکاران محافظت نکرد، در مقابل حملات هوایی نیز سکوت اختیار کرده است. پس در اینصورت ما میپرسیم، آیا نقش نیروهای عراقی در شنگال چیست؟
خلقمان در مقابل سکوت حکومت عراق بسیار خشمگین است و برای محافظت از پیشاهنگان خود دست به قیام زده است. ما این موضع خلقمان را ارزشمند میدانیم. اما فراخوان ما به آحاد جامعه ایزدی و دوستانمان این است که به ایستار خود ادامه دهند و به شیوهای صلحجویانه بر مطالبات خود پافشاری کنند. خلق شرافتمندمان لازم است تا کسب حقوق مشروع خود به شیوهای گستردهتر در فعالیتهای جمعی شرکت کنند. آکسیونهایی که در شنگال برگزار میشوند حق مسلم خلق شنگال هستند. اما رفتار نیروهای امنیتی عراق در مقابل خلقمان نابجاست. بویژه استفاده از سلاح در مقابل خلق به هیچ شیوهای قابل قبول نیست. برای چندمین بار است نیروهایی که داعیه دفاع از خلق را دارند فرزندان این جامعه را هدف قرار میدهند. از اینرو ما از سازمانهای مدافع حقوق بشر و سازمان ملل درخواست میکنیم که به وظایف خود عمل کرده و در مقابل نقض حقوق بشر از سوی نیروهای امنیتی علیه خلقمان موضع خود را اعلام کنند."
'پس از مذاکره با حکومت عراق اجازه فعالیت به سازمانها داده شد'
در فعالیتهایی که صورت گرفتهاند برای جلوگیری از بازتاب وقایع شنگال آگاهانه روزنامهنگاران را هدف قرار میدهند. ما همچون اداره خودگردان شنگال اعلام میکنیم که هر روزنامهنگاری حق دارد در شنگال به فعالیت رسانهای بپردازد. حمله به غیرنظامیان و بویژه روزنامهنگاران جرم است.
شورای اجرایی اداره خودگردان شنگال در بیانیهای به حملات اشغالگران و نوکران آنان به شنگال واکنش نشان داد. در بیانیه آمده است:"تنها به دشمن میگوییم که نیک بدانید شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم و آرمانهای شهدایمان را محقق میکنیم."
شورای اجرایی اداره خودمدیریتی شنگال در رابطه با حملات اخیر به شنگال، موضع حکومت مرکزی عراق و واکنش خلق و اداره خودگران شنگال در رابطه با این حملات بیانیهای صادر کرد.
در بیانیه آمده است:
'جامعه ایزدی و آنانی که داعش را نابود کردند هدف حملات واقع شدهاند'
"رژیم ترک در مقابل چشم نیروهای ائتلاف بینالمللی و حکومت عراق به شنگال حمله میکند. حمله بویژه در مقابل جامعه ایزدی و افرادی که داعش را شکست دادند صورت میگیرد. ما این حملات را حمایت از تبهکاران داعش میدانیم. سکوت عراق و سازمان ملل نیز دلیل تداوم حملات رژیم ترک است. در آخرین مورد روز ٧ دسامبر هوال مروان بدل، رئیس مشترک شورای اجرایی شنگال و روز ١١ دسامبر نیز ساختمان مجلس خلق خانهسور که سمبل اراده مردم خانهسور است هدف حمله واقع شدند."
'سکوت در مقابل این حملات شرمآور است'
"مروان بدل از آغاز حملات داحش که نیروهای عراق و باشور کوردستان به وظیفه خود عمل نکردند در مقابل تبهکاران داعش ایستاد و مقاومت نمود. همچنین در دفاع از خاک عاق نقش اساسی ایفا کرد. یکی از افرادی بود که در سمت فرماندهی جای گفت و برای نابودی داعش و بازگشت خلق ایزدی به سرزمینشان مبارزه نمود. حملات رژیم ترک به افرادی همچون مروان بدل، سعید حسن و زردشت شنگالی به چه معنیست؟ البته که این به معنی انتقام داعش است. سکوت در مقابل این حملات شرمآور است. مروان بدل یک شهروند عراق، یک فرد سیاسی و نظامی بود، نماینده سیاسی جامعه ایزدی بود. در دوره نظامیگری یک از فرماندهان گردان لشکر ٨٠ وابسته به حشد الشعبی بود. پس از کنگره ۴ مجلس خودمدیریتی دمکراتیک شنگال وظیفه مدیریت اجتماعی و پیشاهنگی سیاسی را بر عهده گرفت. فراخوان ما به حشد العشبی نیز این است که در مقابل هدف قرار دادن سعید حسن و مروان بدل موضع خود را نشان دهند."
'دشمن نیک بداند شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم'
"ما حرف جداگانهای برای گفتن به رژیم ترک نداریم. زیرا دشمن صدها ساله ماست. تنها به دشمن چنین میگوییم؛ نیک بدانید که شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم و آرمانهای شهدایمان را محقق میکنیم.
اما عراق که روز ٣ آگوست ٢٠١۴ هزاران نظامی خود را از شنگال عقب کشید و همراه پ.د.ک خلقمان را در چنگال تبهکاران داعش تنها گذاشتند، به این دلیل هزاران زن، کودک و جوان خلقمان به دست تبهکاران افتادند و از زادگاه خود سرگردان شدند. پس از آنکه خلق ایزدی در سایه پیشاهنگی گریلاهای پ.ک.ک و مبارزان ی.ب.ش-ی.ژ.ش به خودسازماندهی دست زد و به اراده خویش دست یافت. اکنون حکومت عراق در مقابل حمله به پیشاهنگان خلقمان خود را به کری و کوری زده است.
'اگر حکومت عراق خلقمان را از حملات هوایی محافظت نمیکند، پس چه نقشی در شنگال دارد؟'
از توافقنامه ٩ اکتبر ٢٠٢٠ به بعد رفتار حکومت عراق در قبال خلقمان عادی نیست. عراق از خلقمان در مقابل حملات تبهکاران محافظت نکرد، در مقابل حملات هوایی نیز سکوت اختیار کرده است. پس در اینصورت ما میپرسیم، آیا نقش نیروهای عراقی در شنگال چیست؟
خلقمان در مقابل سکوت حکومت عراق بسیار خشمگین است و برای محافظت از پیشاهنگان خود دست به قیام زده است. ما این موضع خلقمان را ارزشمند میدانیم. اما فراخوان ما به آحاد جامعه ایزدی و دوستانمان این است که به ایستار خود ادامه دهند و به شیوهای صلحجویانه بر مطالبات خود پافشاری کنند. خلق شرافتمندمان لازم است تا کسب حقوق مشروع خود به شیوهای گستردهتر در فعالیتهای جمعی شرکت کنند. آکسیونهایی که در شنگال برگزار میشوند حق مسلم خلق شنگال هستند. اما رفتار نیروهای امنیتی عراق در مقابل خلقمان نابجاست. بویژه استفاده از سلاح در مقابل خلق به هیچ شیوهای قابل قبول نیست. برای چندمین بار است نیروهایی که داعیه دفاع از خلق را دارند فرزندان این جامعه را هدف قرار میدهند. از اینرو ما از سازمانهای مدافع حقوق بشر و سازمان ملل درخواست میکنیم که به وظایف خود عمل کرده و در مقابل نقض حقوق بشر از سوی نیروهای امنیتی علیه خلقمان موضع خود را اعلام کنند."
'پس از مذاکره با حکومت عراق اجازه فعالیت به سازمانها داده شد'
در فعالیتهایی که صورت گرفتهاند برای جلوگیری از بازتاب وقایع شنگال آگاهانه روزنامهنگاران را هدف قرار میدهند. ما همچون اداره خودگردان شنگال اعلام میکنیم که هر روزنامهنگاری حق دارد در شنگال به فعالیت رسانهای بپردازد. حمله به غیرنظامیان و بویژه روزنامهنگاران جرم است.
گذار دموکراتیک
اداره خودگردان شنگال: دشمنان نیک بدانند که شنگال خودگردان و آزاد را بنیان مینهیم شورای اجرایی اداره خودگردان شنگال در بیانیهای به حملات اشغالگران و نوکران آنان به شنگال واکنش نشان داد. در بیانیه آمده است:"تنها به دشمن میگوییم که نیک بدانید شنگال خودگردان…
آکسیونهای اعتراضی در واکنش به سکوت عراق نسبت به حملات رژیم اشغالگر ترک بجا هستند. ما نیز به عنوان اداره خودگردان مخالف سکوت عراق هستیم. از اینرو روز ١٢ دسامبر دستور دادیم تمامی سازمانهای دولتی و مدنی را تعطیل کنیم. پس از مذاکره میان ما و مسئولین عراق در ١٣ دسامبر با دستور اداره خودگردان سازمانهای دولتی و مدنی فعالیت خود را از سر گرفتند. این تصمیم به این معنی نیست که ما سکوت عراق در قبال حملات را پذیرفتهایم. یکبار دیگر از حکومت عراق، سازمان ملل میخواهیم که در مقابل این حملات ساکت ننشینند. همچنین از خلقمان در اروپا، سازمانها و نهادهای آزادیخواه این است که حمایت و همبستگی با شنگال را افزایش دهند.
'پ.د.ک دست از خصومت بردارد'
در پایان میگوییم، با حمله به شخصیتها و پیشاهنگان جامعه ما یک گام پس نمیگذاریم. افرادی که علیه اداره خودگردان فعالیت میکنند، بویژه پ.د.ک که از طریق رسانههای خود با زبان دشمن فعالیت میکند، باید دست از این رویه بردارند. پ.د.ک خلقمان را در کمپها به اسارت گرفته است و با بیانیههای خود حملات به شنگال را مشروع جلوه میدهد. اما این اقدامات نمیتواند ما را وادار به دست شستن از شنگال خودگردان و آزاد کنند.
'صرف هر هزینهای، شنگال خودگردان را محقق میکنیم'
دستیابی به حق خلقمان که خودگردان شنگال است هدف ماست. سوگند یاد میکنیم اجازه ندهیم هیچ احدی خلقمان را برای منافع خود بکار بگیرد. جامعه ما نیز دیگر هیچ کسی را بر خود ارجح نمیداند و مدیریت خود را به هیچ احدی نمیسپارد. صرف هر هزینهای ما رهرو راه شهیدانی میباشیم که در راه شنگال خودگردان جان خود را فدا کردند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
'پ.د.ک دست از خصومت بردارد'
در پایان میگوییم، با حمله به شخصیتها و پیشاهنگان جامعه ما یک گام پس نمیگذاریم. افرادی که علیه اداره خودگردان فعالیت میکنند، بویژه پ.د.ک که از طریق رسانههای خود با زبان دشمن فعالیت میکند، باید دست از این رویه بردارند. پ.د.ک خلقمان را در کمپها به اسارت گرفته است و با بیانیههای خود حملات به شنگال را مشروع جلوه میدهد. اما این اقدامات نمیتواند ما را وادار به دست شستن از شنگال خودگردان و آزاد کنند.
'صرف هر هزینهای، شنگال خودگردان را محقق میکنیم'
دستیابی به حق خلقمان که خودگردان شنگال است هدف ماست. سوگند یاد میکنیم اجازه ندهیم هیچ احدی خلقمان را برای منافع خود بکار بگیرد. جامعه ما نیز دیگر هیچ کسی را بر خود ارجح نمیداند و مدیریت خود را به هیچ احدی نمیسپارد. صرف هر هزینهای ما رهرو راه شهیدانی میباشیم که در راه شنگال خودگردان جان خود را فدا کردند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رێگا و رێباز
🔷 ئەڵقەی ٣٥
بابەت: کورد و کوردستان لە سەدەی بیست و یەکەمدا
✅ بەروار: ٢٥ - ٠٣ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی ٣٥
بابەت: کورد و کوردستان لە سەدەی بیست و یەکەمدا
✅ بەروار: ٢٥ - ٠٣ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
شمارهی دوم مجلهی آلترناتیو چاپ و انتشار یافت
در این شماره از مجله سعی شده تا به بررسی راهکار و شیوهی گذار، از تنگنا، بحران فراگیر و روزافزون ناشی از ساختار ذهنیتی و فساد مدیریتی رژیم اشغالگر حاکم بر ایران پرداخته شود. این بحرانها که از زاویه و ابعاد مختلف، اعم از حیات ملی، مذهبی، جنسیتی، اقتصادی و …. تمامی موجودیت جامعهی ایران را در برگرفته طی مقالاتی، در چارچوب پروژه و برنامههای حزب حیات آزاد کوردستان که مبنای نظام کنفدرالیسم دمکراتیک پایهگذاری و توسعه یافته، به بحث و کنکاش گذاشته شدهاند. خوانش و تفسیر نوین از مسائل، به صورتی که تمامی جوانب تاریخی – اجتماعی آن مورد تحلیل قرار گیرند، در این مقالهها به صورت مرتبط و بر محور چارهیابی مبتنی بر نیروی ذاتی جامعه، بیان گشتهاند. تشریح وظایف افراد جامعه از تمامی اقشار، در پروسهی چارهیابی، بخش عمدهی مقالات را به خود اختصاص دادهاند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
در این شماره از مجله سعی شده تا به بررسی راهکار و شیوهی گذار، از تنگنا، بحران فراگیر و روزافزون ناشی از ساختار ذهنیتی و فساد مدیریتی رژیم اشغالگر حاکم بر ایران پرداخته شود. این بحرانها که از زاویه و ابعاد مختلف، اعم از حیات ملی، مذهبی، جنسیتی، اقتصادی و …. تمامی موجودیت جامعهی ایران را در برگرفته طی مقالاتی، در چارچوب پروژه و برنامههای حزب حیات آزاد کوردستان که مبنای نظام کنفدرالیسم دمکراتیک پایهگذاری و توسعه یافته، به بحث و کنکاش گذاشته شدهاند. خوانش و تفسیر نوین از مسائل، به صورتی که تمامی جوانب تاریخی – اجتماعی آن مورد تحلیل قرار گیرند، در این مقالهها به صورت مرتبط و بر محور چارهیابی مبتنی بر نیروی ذاتی جامعه، بیان گشتهاند. تشریح وظایف افراد جامعه از تمامی اقشار، در پروسهی چارهیابی، بخش عمدهی مقالات را به خود اختصاص دادهاند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
شمارهی دوم مجلهی آلترناتیو چاپ و انتشار یافت در این شماره از مجله سعی شده تا به بررسی راهکار و شیوهی گذار، از تنگنا، بحران فراگیر و روزافزون ناشی از ساختار ذهنیتی و فساد مدیریتی رژیم اشغالگر حاکم بر ایران پرداخته شود. این بحرانها که از زاویه و ابعاد…
الترناتیو-شمارە-٢2ی.jpg
261.6 KB
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رێگا و رێباز
🔷 ئەڵقەی٣٦
بابەت: هێڵی کلاسیک و تایبەتمەندییەکانی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٠١ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
🔷 ئەڵقەی٣٦
بابەت: هێڵی کلاسیک و تایبەتمەندییەکانی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٠١ - ٠٤ - ٢٠٢١
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین
✍ سیروان چیا
ترافیک دیپلماسی ایران بعد از تحولاتی که در منطقه روی میدهد بیانگر وضعیت دشواریست که ایران پیش روی دارد. تنش بین آذربایجان و ارمنستان بعنوان دو همسایهی شمال غربی، چالش جدیدی را برای ایران ایجاد کرده به طور حتم نمیتوان این تنشها را که اینک در قفقاز جنوبی رخ میدهند، مستقل از مداخلات ترکیهی نئوعثمانی دانست که اردوغان در سر میپروراند. طرحی که یک پای آن تا قبرس و دریای مدیترانه کشیده شده و پای دیگرش در مداخلات سوریه و عراق میباشد و با اشغال عفرین و ادلب و بخشهایی از شمال عراق منطقه را با بحران مواجه نموده.
پروژهی اشغالگری اردوغان بخشهایی از شمالغربی ایران همچون؛ ماکو و سلماس تا قرهضیاالدین نوار مرزی مواصلاتی بین ترکیه و آذربایجان را شامل میشود. سیاستی که مبتنی بر توسعهطلبی بوده و به موازات بالا رفتن این تنشها مطمئنا شرارههای این آتش ایران را نیز درخود فرو میبلعد.
بازدید حسن کاظمی قمی نمایندهی ویژهی رئیسی از افغانستان و دیدار با مقامات طالبان تلاشیست جهت اتخاذ تدابیر کافی در پیشگیری از روبرو شدن منافع ایران با مخاطرات احتمالی مربوط به روی کار آمدن دولت آیندهی افغانستان. تلاش برای بازسازی روابط خود با عربستان سعودی بعد از به آتش کشیدن سفارت این کشور در تهران و تنشهایی که در رابطه با حوثیهای یمن به وجود آمده بود. دعوت از چاوشاغلو وزیر خارجهی ترکیه نیز نشان از رابطهی مالامال نفاق میان دو دولتی که از لحاظ استراتژی قدرت با همدیگر اختلاف داشته و هر یک سعی بر ایجاد هژمونی خود بر منطقه داشته و اما با تمامی اینها مجبور به همزیستی با یکدیگر میباشند. ترکیه نقطه ضعفهای ایران را در رابطه با تحریمها به خوبی میداند و با وارد شدن از این باب سعی بر پیشبرد اهداف خود در منطقه دارد. در این سیاستها که به نوعی کم نمودن نفوذ خارجی ایران و محدود کردن در مرزهایش میباشد ترکیه تنها نبوده و سایر کشورها، عللالخصوص آمریکا و اسرائیل نیز مشارکت دارند. در واقع ترکیه سعی دارد ایران را تحت سیطرهی سیاست خارجی خود قرار داده بخصوص سیاستهایی که در رابطه با کوردها دارد و تنشهایی که در سایهی این سیاستهای سلطهگرانه در منطقهی قفقاز و شمال عراق و سوریه بوجود آمدهاند.
دولت فاشیستی ترکیه با سیاستهای یک سدهی خود که بر مبنای یک ملت و یک زبان پیریزی نموده روابط خارجی خود را نیز بر اساس همین دیدگاه پیریزی کرده. با روی کار آمدن AKP این سیاستها در سایهی پروژهی نئوعثمانی به اوج خود رسید و فوبیای PKK و کوردها تبدیل به کابوسی برای اردوغان شد. بر همین اساس روابط دیپلماتیک این دو کشور و سفر اخیر مولود چاوش اغلو و دیدار با حسین امیر عبدالهیان و رئیسی نمیتواند خارج از این سیاستها باشد. در حال حاضر دولت ترکیه از لحاظ استراتژی سیاسی و نظامی در مقابل جنبش آزادی خلق کورد و گریلاهای PKK در «مناطق حفاظتی میدیا» با شکست مواجه شده و مجبور به عقبنشینی در برخی مواضع خود گشته. در داخل هم جامعهی ترکیه بیشتر ازهر زمانی نسبت به سیاستهای دولت ائتلافی AKP\MHP منزجر شده و آمادهی برونرفت از وضعیت موجود میباشد. همین عوامل سبب گشته تا اردوغان بمانند همیشه، فرار به جلو را ترجیح نماید وحمله به «خود مدیریتی روژآوا» را در دستور کار خود قرار دهد. رژیم اردوغان در رابطه با مسئلهی کوردها به بنبست رسیده و عدم اصرار بر جنگ و عدم چاره یابی دمکراتیک، این رژیم را به پرتگاه نابودی کشاند و امکان برگشتی هم وجود ندارد. رژیم اشغالگر ایران بدلیل تحریمهای موجود به دنبال روزنهای برای رهائی از وضع کنونی است و در این چند سالهی اخیر دولت ترکیه این آبراه بوده و احتمال اینکه جهت حفظ آن با سیاستهای اردوغان همراهی نماید دور از انتظار نیست.
در حال حاضر با فروریزی مداوم سپرهای دفاعی روبرو هستیم که رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی ایران در طول این چهار دهه بدون توجه به خواستههای داخلی در خارج از مرزهایش بر پا نموده بود. اینک سیاستهای رژیم که مبتنی بر ایجاد دشمن تراشی خارجی و به رهبریت نمودن جهان اسلام تنظیم شده بودند به بنبست رسیده.
اخیرا احتمالاتی مبنی بر هم سو نبودن سیاستهای دولت سوریه با سیاستهای رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی به میان آمده. رژیم سالهاست برای حفظ خانوادهی اسد و رژیم بعث در سوریه بیشترین هزینهها را با اسم رمز «مدافعان حرم» خرج نمود و تلاش برای ممانعت از سقوط رژیم اسد را به بخشی از امنیت ملی خود تبدیل کرده است. سفر اخیر عبدالله بن زیاد وزیر امور خارجهی امارات متحدهی عربی و خروج جواد غفاری فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران از سوریه بیانگر خطراتی جدی برای سیاستهای ایران خواهد بود. دیدگاهی که اسرائیل را نه بعنوان دشمن و اشغالگر بلکه همچون همسایهای به حساب آورده که میتوان با آن روابط اقتصادی و سیاسی حسنهای برقرار نمود.
✍ سیروان چیا
ترافیک دیپلماسی ایران بعد از تحولاتی که در منطقه روی میدهد بیانگر وضعیت دشواریست که ایران پیش روی دارد. تنش بین آذربایجان و ارمنستان بعنوان دو همسایهی شمال غربی، چالش جدیدی را برای ایران ایجاد کرده به طور حتم نمیتوان این تنشها را که اینک در قفقاز جنوبی رخ میدهند، مستقل از مداخلات ترکیهی نئوعثمانی دانست که اردوغان در سر میپروراند. طرحی که یک پای آن تا قبرس و دریای مدیترانه کشیده شده و پای دیگرش در مداخلات سوریه و عراق میباشد و با اشغال عفرین و ادلب و بخشهایی از شمال عراق منطقه را با بحران مواجه نموده.
پروژهی اشغالگری اردوغان بخشهایی از شمالغربی ایران همچون؛ ماکو و سلماس تا قرهضیاالدین نوار مرزی مواصلاتی بین ترکیه و آذربایجان را شامل میشود. سیاستی که مبتنی بر توسعهطلبی بوده و به موازات بالا رفتن این تنشها مطمئنا شرارههای این آتش ایران را نیز درخود فرو میبلعد.
بازدید حسن کاظمی قمی نمایندهی ویژهی رئیسی از افغانستان و دیدار با مقامات طالبان تلاشیست جهت اتخاذ تدابیر کافی در پیشگیری از روبرو شدن منافع ایران با مخاطرات احتمالی مربوط به روی کار آمدن دولت آیندهی افغانستان. تلاش برای بازسازی روابط خود با عربستان سعودی بعد از به آتش کشیدن سفارت این کشور در تهران و تنشهایی که در رابطه با حوثیهای یمن به وجود آمده بود. دعوت از چاوشاغلو وزیر خارجهی ترکیه نیز نشان از رابطهی مالامال نفاق میان دو دولتی که از لحاظ استراتژی قدرت با همدیگر اختلاف داشته و هر یک سعی بر ایجاد هژمونی خود بر منطقه داشته و اما با تمامی اینها مجبور به همزیستی با یکدیگر میباشند. ترکیه نقطه ضعفهای ایران را در رابطه با تحریمها به خوبی میداند و با وارد شدن از این باب سعی بر پیشبرد اهداف خود در منطقه دارد. در این سیاستها که به نوعی کم نمودن نفوذ خارجی ایران و محدود کردن در مرزهایش میباشد ترکیه تنها نبوده و سایر کشورها، عللالخصوص آمریکا و اسرائیل نیز مشارکت دارند. در واقع ترکیه سعی دارد ایران را تحت سیطرهی سیاست خارجی خود قرار داده بخصوص سیاستهایی که در رابطه با کوردها دارد و تنشهایی که در سایهی این سیاستهای سلطهگرانه در منطقهی قفقاز و شمال عراق و سوریه بوجود آمدهاند.
دولت فاشیستی ترکیه با سیاستهای یک سدهی خود که بر مبنای یک ملت و یک زبان پیریزی نموده روابط خارجی خود را نیز بر اساس همین دیدگاه پیریزی کرده. با روی کار آمدن AKP این سیاستها در سایهی پروژهی نئوعثمانی به اوج خود رسید و فوبیای PKK و کوردها تبدیل به کابوسی برای اردوغان شد. بر همین اساس روابط دیپلماتیک این دو کشور و سفر اخیر مولود چاوش اغلو و دیدار با حسین امیر عبدالهیان و رئیسی نمیتواند خارج از این سیاستها باشد. در حال حاضر دولت ترکیه از لحاظ استراتژی سیاسی و نظامی در مقابل جنبش آزادی خلق کورد و گریلاهای PKK در «مناطق حفاظتی میدیا» با شکست مواجه شده و مجبور به عقبنشینی در برخی مواضع خود گشته. در داخل هم جامعهی ترکیه بیشتر ازهر زمانی نسبت به سیاستهای دولت ائتلافی AKP\MHP منزجر شده و آمادهی برونرفت از وضعیت موجود میباشد. همین عوامل سبب گشته تا اردوغان بمانند همیشه، فرار به جلو را ترجیح نماید وحمله به «خود مدیریتی روژآوا» را در دستور کار خود قرار دهد. رژیم اردوغان در رابطه با مسئلهی کوردها به بنبست رسیده و عدم اصرار بر جنگ و عدم چاره یابی دمکراتیک، این رژیم را به پرتگاه نابودی کشاند و امکان برگشتی هم وجود ندارد. رژیم اشغالگر ایران بدلیل تحریمهای موجود به دنبال روزنهای برای رهائی از وضع کنونی است و در این چند سالهی اخیر دولت ترکیه این آبراه بوده و احتمال اینکه جهت حفظ آن با سیاستهای اردوغان همراهی نماید دور از انتظار نیست.
در حال حاضر با فروریزی مداوم سپرهای دفاعی روبرو هستیم که رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی ایران در طول این چهار دهه بدون توجه به خواستههای داخلی در خارج از مرزهایش بر پا نموده بود. اینک سیاستهای رژیم که مبتنی بر ایجاد دشمن تراشی خارجی و به رهبریت نمودن جهان اسلام تنظیم شده بودند به بنبست رسیده.
اخیرا احتمالاتی مبنی بر هم سو نبودن سیاستهای دولت سوریه با سیاستهای رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی به میان آمده. رژیم سالهاست برای حفظ خانوادهی اسد و رژیم بعث در سوریه بیشترین هزینهها را با اسم رمز «مدافعان حرم» خرج نمود و تلاش برای ممانعت از سقوط رژیم اسد را به بخشی از امنیت ملی خود تبدیل کرده است. سفر اخیر عبدالله بن زیاد وزیر امور خارجهی امارات متحدهی عربی و خروج جواد غفاری فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران از سوریه بیانگر خطراتی جدی برای سیاستهای ایران خواهد بود. دیدگاهی که اسرائیل را نه بعنوان دشمن و اشغالگر بلکه همچون همسایهای به حساب آورده که میتوان با آن روابط اقتصادی و سیاسی حسنهای برقرار نمود.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
بر خلاف ایران، روسیه نیز اسرائیل را دشمن نمیداند و حتی خود را موظف به پاسداری از آن میداند. به عبارت دیگر بلکه نه به صورت آشکار اما بیمیل نیست به نوعی ایران را از سوریه خارج نماید که میتواند در استراتژی بلند مدت روسیه برای حاکمیت بر دریای مدیترانه مشکلساز باشد و مانع بازگشت آرامش به سوریه میشود. بدینصورت خاموش بودن پدافند هوایی روسیه در مقابل حملات اسرائیل به مواضع ایران معنادار است.
انتخابات اخیر عراق و روی کار آمدن نیروهای مخالف با ایران و نیز ترور نافرجام الکاظمی و نشانه رفتن انگشت اتهام بسوی ایران به حدی شدید بود که اسماعیل قائانی مجبور ماند به عنوان فرماندهی سپاه قدس به طور حضوری برای رفع این ابهامات به بغداد سفر نماید. رژیم اشغالگر ایران دیگر بمانند گذشته توان اعمال سیاستهای خود را در منطقه نداشته و موقعیتش تضعیف گشته است.
با تنگتر شدن دایرهی محاصرات ایران و تنشهایی که در مرزهای خود از افغانستان و عراق گرفته تا آذربایجان و ترکیه و کشورهای عربی سعی دارند پروبال زیاده خواهیهای رژیم را چیده و اتوپیای هلال شیعی را که سالهاست رژیم در صدد ایجاد آن برآمده، با شکست مواجه نمایند. حال سوالی که بایستی پرسید؛ ایران بعد از روی کار آمدن دولت رئیسی و یک دست شدن حاکمیت آیا توان پیشگیری از شکست اهدافش را خواهد داشت؟ آیا میتواند «گام دوم انقلاب» را بردارد؟!
مشکلی که کارگزاران رژیم با آن روبرو میباشند عدم توجه به ریشهیابی معضلات ناشی از سیاستهای اجرا شده در طول چهار دهه حاکمیت که شکاف عمیقی میان حاکمیت و مردم ایجاد نموده است. تا زمانی که این زمامداران در بیرون به دنبال چارهیابی باشند امکان برون رفت از بنبست موجود، پدیدار نخواهد داشت. همانگونه که دیکتاتوری اردوغان با سیاست تمامیتخواه و زنستیز، کارکرد سرکوبگرانه و ایجاد انحراف در معنای دمکراسی از رسیدن به چارهیابی سیاسی و حل مسئلهی کورد، ترکیه را درگیر معضلات اقتصادی، اجتماعی – سیاسی نموده و بمانند« گدای روز اربعین» در مقابل بایدن به زانو افتاده و ایران را «خانهی دوست» خطاب میکند، رژیم ولایتفقیهه هم در همین مسیر گام برداشته، بر لبهی پرتگاهی که خود به سوی آن در شتاب است، به قهقرایی سوق داده خواهد شد.
بدونشک رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که توجه و نگاه خود را به درون عطف ننماید، از سراشیبی سقوط رهائی نخواهد یافت. این رژیم چشم امید به احیای برجام دارد تا با برداشته شدن تحریمها از لحاظ اقتصادی بتواند نفسی تازه نماید. اما این تنها سرابی زیبا است که برای کوتاه مدت میتواند در مسیر آن به راهپیمایی خود ادامه دهد.
چنانچه ایران تحولات دمکراتیک را در ساختار خود مبنا نگیرد، با وضعیت موجود اگر به انرژی هستهای هم دست پیدا کند دورنمایی بهتر از کرهجنوبی را برای خود به ارمغان نخواهد آورد. لازم به بیان است آنچه برای نیروهای مداخلهگر بیرونی اهمیت دارد؛ نگه داشتن رژیم شیعهگرای ایران در وضعیت تهدید برای کنترل اسلام سنی میباشد. در چنین وضعیتی همواره خواستههای حقوق بشری خلقهای ایران در مقابل این سیاستها رنگ باختهاند و بعید است بدون خیزش از درون و امید بستن به فشارهای خارجی، تحولات دمکراتیک را انتظار کشید.
در آستانهی سالگرد اعتراضات آبانماه و دادگاههای مردمی که علیه رژیم بر پا میشوند، آنچه قابل توجه میباشد مطالبات مردم فراتر از عرصهی اقتصادی است. هر چند این اعتراضات در ابتدا با گران شدن بنزین شروع شد اما بسرعت رادیکال شده و خواستار پایان حاکمیت رژیم شدند. مسلما این خواسته یک شبه بوجود نیامد و حاصل فشارهایی است که چهار دهه حاکمیت ولایت مطلقهی فقیه بر جامعه وارد نموده بود.
جامعهی ایران بارها و به صورت دورهای هر ده سال یک بار اعتراضات خود را به اوج رسانده و با مبارزه و بازخواست ذهنیت مردسالار و تمامیتخواه، خواستار آزادیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شده. اکنون نظام با عدم مشروعیت روبرو میباشد و با خشونت توانسته قیامهای دی و آبان، اعتراضات اهواز و دیگر نقاط کشور را به طور موقت به سکوت وادار نماید.
افزایش قتلهای ناموسی، خشونت خانگی علیه زنان، بیکاری و فقر منجر به زبالهگردی، سیاست رشد بیحد و مرز اعتیاد و بسیاری دیگر از معضلات دیگر اجتماعی در کنار نابسامانی وضعیت زیستمحیطی کشور، بیان روشن این سوءمدیریت رژیم میباشد.
در طول این چهار دهه جهانبینی ایدئولوژی حاکم دایرهی خودیها را تنگتر نموده و با حذف صداهای مخالف، بستر سیاسی را ناامن و مانع رشد دمکراسی شده است. همین دیدگاه منتقدستیزی بستر رشد رانتخواری و زمینهی جولان آقازادهها را فراهم نموده. در سایهی این مدیریت کشور تبدیل به میدان جولان رانتخوارن، از هر نوع آن؛ جنگل خواری، زمینخواری تا خاک خواری و… شده است.
انتخابات اخیر عراق و روی کار آمدن نیروهای مخالف با ایران و نیز ترور نافرجام الکاظمی و نشانه رفتن انگشت اتهام بسوی ایران به حدی شدید بود که اسماعیل قائانی مجبور ماند به عنوان فرماندهی سپاه قدس به طور حضوری برای رفع این ابهامات به بغداد سفر نماید. رژیم اشغالگر ایران دیگر بمانند گذشته توان اعمال سیاستهای خود را در منطقه نداشته و موقعیتش تضعیف گشته است.
با تنگتر شدن دایرهی محاصرات ایران و تنشهایی که در مرزهای خود از افغانستان و عراق گرفته تا آذربایجان و ترکیه و کشورهای عربی سعی دارند پروبال زیاده خواهیهای رژیم را چیده و اتوپیای هلال شیعی را که سالهاست رژیم در صدد ایجاد آن برآمده، با شکست مواجه نمایند. حال سوالی که بایستی پرسید؛ ایران بعد از روی کار آمدن دولت رئیسی و یک دست شدن حاکمیت آیا توان پیشگیری از شکست اهدافش را خواهد داشت؟ آیا میتواند «گام دوم انقلاب» را بردارد؟!
مشکلی که کارگزاران رژیم با آن روبرو میباشند عدم توجه به ریشهیابی معضلات ناشی از سیاستهای اجرا شده در طول چهار دهه حاکمیت که شکاف عمیقی میان حاکمیت و مردم ایجاد نموده است. تا زمانی که این زمامداران در بیرون به دنبال چارهیابی باشند امکان برون رفت از بنبست موجود، پدیدار نخواهد داشت. همانگونه که دیکتاتوری اردوغان با سیاست تمامیتخواه و زنستیز، کارکرد سرکوبگرانه و ایجاد انحراف در معنای دمکراسی از رسیدن به چارهیابی سیاسی و حل مسئلهی کورد، ترکیه را درگیر معضلات اقتصادی، اجتماعی – سیاسی نموده و بمانند« گدای روز اربعین» در مقابل بایدن به زانو افتاده و ایران را «خانهی دوست» خطاب میکند، رژیم ولایتفقیهه هم در همین مسیر گام برداشته، بر لبهی پرتگاهی که خود به سوی آن در شتاب است، به قهقرایی سوق داده خواهد شد.
بدونشک رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی ایران تا زمانی که توجه و نگاه خود را به درون عطف ننماید، از سراشیبی سقوط رهائی نخواهد یافت. این رژیم چشم امید به احیای برجام دارد تا با برداشته شدن تحریمها از لحاظ اقتصادی بتواند نفسی تازه نماید. اما این تنها سرابی زیبا است که برای کوتاه مدت میتواند در مسیر آن به راهپیمایی خود ادامه دهد.
چنانچه ایران تحولات دمکراتیک را در ساختار خود مبنا نگیرد، با وضعیت موجود اگر به انرژی هستهای هم دست پیدا کند دورنمایی بهتر از کرهجنوبی را برای خود به ارمغان نخواهد آورد. لازم به بیان است آنچه برای نیروهای مداخلهگر بیرونی اهمیت دارد؛ نگه داشتن رژیم شیعهگرای ایران در وضعیت تهدید برای کنترل اسلام سنی میباشد. در چنین وضعیتی همواره خواستههای حقوق بشری خلقهای ایران در مقابل این سیاستها رنگ باختهاند و بعید است بدون خیزش از درون و امید بستن به فشارهای خارجی، تحولات دمکراتیک را انتظار کشید.
در آستانهی سالگرد اعتراضات آبانماه و دادگاههای مردمی که علیه رژیم بر پا میشوند، آنچه قابل توجه میباشد مطالبات مردم فراتر از عرصهی اقتصادی است. هر چند این اعتراضات در ابتدا با گران شدن بنزین شروع شد اما بسرعت رادیکال شده و خواستار پایان حاکمیت رژیم شدند. مسلما این خواسته یک شبه بوجود نیامد و حاصل فشارهایی است که چهار دهه حاکمیت ولایت مطلقهی فقیه بر جامعه وارد نموده بود.
جامعهی ایران بارها و به صورت دورهای هر ده سال یک بار اعتراضات خود را به اوج رسانده و با مبارزه و بازخواست ذهنیت مردسالار و تمامیتخواه، خواستار آزادیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شده. اکنون نظام با عدم مشروعیت روبرو میباشد و با خشونت توانسته قیامهای دی و آبان، اعتراضات اهواز و دیگر نقاط کشور را به طور موقت به سکوت وادار نماید.
افزایش قتلهای ناموسی، خشونت خانگی علیه زنان، بیکاری و فقر منجر به زبالهگردی، سیاست رشد بیحد و مرز اعتیاد و بسیاری دیگر از معضلات دیگر اجتماعی در کنار نابسامانی وضعیت زیستمحیطی کشور، بیان روشن این سوءمدیریت رژیم میباشد.
در طول این چهار دهه جهانبینی ایدئولوژی حاکم دایرهی خودیها را تنگتر نموده و با حذف صداهای مخالف، بستر سیاسی را ناامن و مانع رشد دمکراسی شده است. همین دیدگاه منتقدستیزی بستر رشد رانتخواری و زمینهی جولان آقازادهها را فراهم نموده. در سایهی این مدیریت کشور تبدیل به میدان جولان رانتخوارن، از هر نوع آن؛ جنگل خواری، زمینخواری تا خاک خواری و… شده است.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
اقتصاد ایران با تورم روزافزونی مواجه است و بخش بزرگی از درآمدها تحت نام خصوصیسازی در دست فرماندهان سپاه وآقازادهها میباشد. بدینصورت با جامعهای دو قطبی مواجه هستیم، کسانی که با حسابهای بانکی خود در خارج از کشور بسان بطی، غم سیلاب نداشته و قشر بالایی از جامعه نیز مصیبتزدهگانی میباشند که با کمترین بارانی خانه و کاشانهشان برچیده میشود. رژیمی که با چنین مدیریت فاسدی، اداره شود بیشتر از این، توان و مشروعیت حکومتی ندارد. این مصداق شعر«عبدالرحمان جامی» است که مینویسد:
شاه چون نبود به نفس خود حکیم یا حکیمی نبود یار و ندیم
ظلم را بندد به جای عدل کار عدل را داند بسان ظلم، عار
نکتهای خوش گفته آن دوربین « عدل دارد ملک را قائم، نه دین»
وضعیت داخلی بیانگر یک دوآلیتهی مشخص و روشنیست و آن ارادهی جامعهایی که به تغییر نظام معطوف گشته، همچنین کنار رفتن پردهی مشروعیت تنیده بر بدنهی نابهنجار و مفلوج نظام. بعد از خیزشهای سراسری دی 96و آبان و اعتراضات جسته و گریختهی سایر مناطق از جمله اهواز و لورستان، بویژه مطالبات صنفی معلمان، کارگران و مبارزات زنان و جوانان در برابر تبعیضهای جنسیتی که رخ میدهند، آبستن تحولات عظیمی میباشند. هر چند جامعه در سکوتی که تحت ستم و سرکوب سپاه دولت ایجاد شده در لاک خود فرو رفته اما توانسته توازن قوا را با حاکمیت ایجاد نماید و این نقطهعطف و مژدهی پیروزی جامعه میباشد.
نقش اپوزسیون کورد و رویکرد نظام در برابر این تحولات
تاریخ همیشه تکرار این درس بوده؛ دمکراسی بدون ایجاد جامعهای با ذهنیت دمکراتیک که از توان همزیستی با یکدیگر برخوردار باشند امکان پذیر نبوده و چیزی بیش از کالایی وارداتی، که از خارج، به صورت غیر ملموس و تصنعی ارائه میگردد، نخواهد بود. وضعیت افغانستان وعراق در این باره آینهی عبرتی برای جوامع آزادیخواه میباشند. در مقابل نیز هیچ نظامی بدون توجه به مطالبات مردم و سهیم نمودنشان در تصمیمگیری، به طور قطع از ثبات در تمامی عرصهها بری و محکوم به شکست خواهد گشت. جامعه در مقابل ستمهای وارده و ناعدالتی، آستانهی تحمل خاصی داشته و جامعهی ایران اکنون به وضعیتی درافتاده که اگر از حدود این آستانه گذار شود، منفجر می گردد.
وضعیت اپوزسیون ایرانی که بایستی همچون چتری تمامی جامعه و جریانات مختلف را دربرگیرند تا کارائی و توان تحول اوضاع را بیابد، در حال حاضر با چند معضل و تنگنا روبرو مانده:
اولا : چند پارهگی وعدم انسجام در استراتژی هماهنگ برای مرحلهی گذار و تحول.
دوما: نگاه به بیرون، به گونهای آنها را در موقعیت انتظار قرار داده و در عین حال تبدیل به بخشی از طرح و برنامههای نظام سرمایهداری گشتهاند. همین عامل در ایجاد جو بیاعتمادی جامعه نسبت به آنها دارای نقش است.
سوما: عدم نهادینه شدن فرهنگ دمکراسی و همزیستی با یکدیگر که از بزرگترین موانع پیشروی هرگونه پراکتیک انقلابی میباشد. نیرویی که نتواند گفتمان دمکراسی را در بدنهی حزبی و در رابطه با سایر نیروهای همجوار ایجاد نماید نمیتواند بانی و پیشگام دمکراسی باشد.
اپوزسیون ایرانی هنوز در رابطه با حل مسائل ملی دارای دیدگاهی صریح نبوده و پروژه – برنامهی جامعی را برای مرحله گذار و چگونگی ادارهی جامعه در آینده را دارا نمیباشند.
در کوردستان با توجه به موقعیت و تاریخچهی مبارزاتی که شکل گرفته و همچنین تقسیم شدنش میان چهار دولت که هر یک سیاست جداگانهای، جهت تسلیمیت و نابودی خلق کورد پیروی نموده، این وضعیت شکلی درهم و پیچیدهتر به خود گرفته است. از سوئی چگونگی روابط درون گروهی احزاب کوردی با یکدیگر و از دیگر سو نیز چگونگی روابطشان با دیگر اپوزسیون موجود در برابر این دولتها در سطح وسیعی از توانمندی آنها کاسته است.
اپوزسیون کورد در شرق کوردستان به مانند اپوزسیون سراسری ایران غیر منسجم وچند پاره است. تابحال نتوانسته استراتژی هماهنگی جهت پایان دادن به ستم ملی ارائه دهد. هر چند این تلاش از طرف بعضی از احزاب ارائه شده ولی هیچگاه تبدیل به ارادهی ملی نگشته و در سایهی دیدگاههای تنگ حزبی صدایش شنیده نشده است. در اوایل انقلاب خلقهای ایران سال ٥٧، خلق کورد وضعیت دیالوگ را با رژیم تجربه کردند. اما همین تنگ نظری حزبی باعت شد تا این مذاکرات نه تنها به نتیجهی خاصی منجر نشود، بلکه سرآغازی برای تنشهای بین حزبی و جنگ داخلی مبدل گردید.
همچنان که میدانیم طی سالهای اخیر اشغالگران کوردستان با نزدیک شدن به بخشی از احزاب کوردی به خصوص پارت دمکرات کوردستان عراق سعی دارد جنبش آزادیخواهی کوردها در بخشهای دیگر کوردستان را درهم بشکند. روابط رژیمهای ایران و ترکیه با قشر و احزاب ملیگرای کورد به نمایندگی پارت دمکرات کوردستان عراق زنگ خطر جدی برای مبارزات سایر احزاب میباشد.
شاه چون نبود به نفس خود حکیم یا حکیمی نبود یار و ندیم
ظلم را بندد به جای عدل کار عدل را داند بسان ظلم، عار
نکتهای خوش گفته آن دوربین « عدل دارد ملک را قائم، نه دین»
وضعیت داخلی بیانگر یک دوآلیتهی مشخص و روشنیست و آن ارادهی جامعهایی که به تغییر نظام معطوف گشته، همچنین کنار رفتن پردهی مشروعیت تنیده بر بدنهی نابهنجار و مفلوج نظام. بعد از خیزشهای سراسری دی 96و آبان و اعتراضات جسته و گریختهی سایر مناطق از جمله اهواز و لورستان، بویژه مطالبات صنفی معلمان، کارگران و مبارزات زنان و جوانان در برابر تبعیضهای جنسیتی که رخ میدهند، آبستن تحولات عظیمی میباشند. هر چند جامعه در سکوتی که تحت ستم و سرکوب سپاه دولت ایجاد شده در لاک خود فرو رفته اما توانسته توازن قوا را با حاکمیت ایجاد نماید و این نقطهعطف و مژدهی پیروزی جامعه میباشد.
نقش اپوزسیون کورد و رویکرد نظام در برابر این تحولات
تاریخ همیشه تکرار این درس بوده؛ دمکراسی بدون ایجاد جامعهای با ذهنیت دمکراتیک که از توان همزیستی با یکدیگر برخوردار باشند امکان پذیر نبوده و چیزی بیش از کالایی وارداتی، که از خارج، به صورت غیر ملموس و تصنعی ارائه میگردد، نخواهد بود. وضعیت افغانستان وعراق در این باره آینهی عبرتی برای جوامع آزادیخواه میباشند. در مقابل نیز هیچ نظامی بدون توجه به مطالبات مردم و سهیم نمودنشان در تصمیمگیری، به طور قطع از ثبات در تمامی عرصهها بری و محکوم به شکست خواهد گشت. جامعه در مقابل ستمهای وارده و ناعدالتی، آستانهی تحمل خاصی داشته و جامعهی ایران اکنون به وضعیتی درافتاده که اگر از حدود این آستانه گذار شود، منفجر می گردد.
وضعیت اپوزسیون ایرانی که بایستی همچون چتری تمامی جامعه و جریانات مختلف را دربرگیرند تا کارائی و توان تحول اوضاع را بیابد، در حال حاضر با چند معضل و تنگنا روبرو مانده:
اولا : چند پارهگی وعدم انسجام در استراتژی هماهنگ برای مرحلهی گذار و تحول.
دوما: نگاه به بیرون، به گونهای آنها را در موقعیت انتظار قرار داده و در عین حال تبدیل به بخشی از طرح و برنامههای نظام سرمایهداری گشتهاند. همین عامل در ایجاد جو بیاعتمادی جامعه نسبت به آنها دارای نقش است.
سوما: عدم نهادینه شدن فرهنگ دمکراسی و همزیستی با یکدیگر که از بزرگترین موانع پیشروی هرگونه پراکتیک انقلابی میباشد. نیرویی که نتواند گفتمان دمکراسی را در بدنهی حزبی و در رابطه با سایر نیروهای همجوار ایجاد نماید نمیتواند بانی و پیشگام دمکراسی باشد.
اپوزسیون ایرانی هنوز در رابطه با حل مسائل ملی دارای دیدگاهی صریح نبوده و پروژه – برنامهی جامعی را برای مرحله گذار و چگونگی ادارهی جامعه در آینده را دارا نمیباشند.
در کوردستان با توجه به موقعیت و تاریخچهی مبارزاتی که شکل گرفته و همچنین تقسیم شدنش میان چهار دولت که هر یک سیاست جداگانهای، جهت تسلیمیت و نابودی خلق کورد پیروی نموده، این وضعیت شکلی درهم و پیچیدهتر به خود گرفته است. از سوئی چگونگی روابط درون گروهی احزاب کوردی با یکدیگر و از دیگر سو نیز چگونگی روابطشان با دیگر اپوزسیون موجود در برابر این دولتها در سطح وسیعی از توانمندی آنها کاسته است.
اپوزسیون کورد در شرق کوردستان به مانند اپوزسیون سراسری ایران غیر منسجم وچند پاره است. تابحال نتوانسته استراتژی هماهنگی جهت پایان دادن به ستم ملی ارائه دهد. هر چند این تلاش از طرف بعضی از احزاب ارائه شده ولی هیچگاه تبدیل به ارادهی ملی نگشته و در سایهی دیدگاههای تنگ حزبی صدایش شنیده نشده است. در اوایل انقلاب خلقهای ایران سال ٥٧، خلق کورد وضعیت دیالوگ را با رژیم تجربه کردند. اما همین تنگ نظری حزبی باعت شد تا این مذاکرات نه تنها به نتیجهی خاصی منجر نشود، بلکه سرآغازی برای تنشهای بین حزبی و جنگ داخلی مبدل گردید.
همچنان که میدانیم طی سالهای اخیر اشغالگران کوردستان با نزدیک شدن به بخشی از احزاب کوردی به خصوص پارت دمکرات کوردستان عراق سعی دارد جنبش آزادیخواهی کوردها در بخشهای دیگر کوردستان را درهم بشکند. روابط رژیمهای ایران و ترکیه با قشر و احزاب ملیگرای کورد به نمایندگی پارت دمکرات کوردستان عراق زنگ خطر جدی برای مبارزات سایر احزاب میباشد.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
ترور و حمله به مواضع احزاب کوردی در جنوب کوردستان بعد از قوت گرفتن روابط سران این حزب با رژیمهای ترکیه و ایران چه در گذشته و چه اکنون میتواند نقطه عطفی باشد تا این احزاب نسبت به روابط خود با این حزب تجدید نظر نمایند.
تحولاتی که طی چند سال اخیر در رابطه با وضعیت کوردها صورت گرفته و دفاکتویی که در روژآوا ایجاد گشته دیگر هیچ نیرو و دولتی نمیتواند از حذف کوردها سخن به میان آورد. کوردها فاکتور اساسی سیاست در منطقه میباشند و هیچ قدرت جهانی بدون در نظر گرفتن کوردها امکان پیشبرد برنامههای خود را ندارند. به جرأت میتوان گفت؛ دیگر دشمنان خلق کورد توان تهدید برای ملت کورد را ندارند. آنچه خلق کورد را با تهدید روبرو مینماید عدم استراتژی هماهنگ احزاب سیاسی جهت چاریابی مسالهی کورد در سراسر کوردستان میباشد.
پژاک و نقش انقلابی
اپوزسیون کورد در روژهلات کوردستان و ایران تنها زمانی میتواند ضامن مطالبات دمکراتیک خلق کورد بوده و از قابلیت اینکه در مسند اتوریتهی دمکراتیک جایی را به خود اختصاص دهد. جهت رسیدن به این حق مشروع و دمکراتیک به انسجام در استراتژی سیاسی نیاز داشته و چارهیابی مسالهی کورد را بایستی به مطالبهای دمکراتیک در سراسر ایران تبدیل نمود و طرحهای ارائه شده جهت چارهیابی نیز بایستی در همین راستا به اجرا درآید.
مسئلهی کوردها را بایستی خارج از چارچوب طرح لوزان که کوردستان را پارچه نمود مطرح گردد. چرا که برخورد با مسئلهی کورد در هر بخش از کوردستان تاثیر مستقیمی بر دیگر بخشها دارد. سیاستهایی که توسط حکومت اقلیم جنوب کوردستان پیروی میشوند، بسیار خطرناک بوده و در راستای ضدیت با منافع کوردستان میباشند. در چارچوب سیاستهائی قرار گرفته که اشغالگران کوردستان طرحریزی نمودهاند. احزاب شرق کوردستان چه در گذشته و چه اکنون ضربههای مهلکی از این سیاست را متحمل گشتهاند.
در سایهی این برخوردها جنبش کورد در شرق کوردستان نتوانسته به صورت تاثیرگذاری پروژهها و مبانی مبارزاتی خود را مطرح نمایند و تحت تاثیر دماگوژی حزبی در موقعیتی آشفته قرار گرفته اند.
در سایهی این برخوردها چنین فرصتی برای رژیم فراهم شده تا به طور مداوم و در مواقعی که با اعتراضات داخلی روبرو میشود جهت ایجاد جو رعب و ترس بر جامعه، منطقهی زاگرس را مورد هدف حملات اشغالگرانه و چند بعدی خود قرار داده است. بگیر و ببندهای اخیر در آستانهی سالگرد اعتراضات آبانماه تلاشی جهت زهر چشم گرفتن در راستای همین سیاستها میباشد. ایران تنها به سرکوب در داخل بسنده نکرده و با حملههای برونمرزی سعی بر ادامهی این سیاستها دارد. در حال حاضر برنامههای خود را با همکاری پارت دمکرات کوردستان عراق و بخصوص خانوادهی بارزانی پیگیری مینماید. حملات اخیر به مواضع احزاب روژهلاتی در دامنههای کوهستان «هلگورد» در پی دیدارهای مقامات هر دو طرف صورت گرفت. لازم است تمامی نیروهای کورد و جامعهی کوردستان نسبت به این سیاستها هوشیار و دارای عکسالعمل بازدارنده باشند.
به طور حتم در طول سالهای اخیر خلق کورد به مانند سایر خلقهای ایران مشارکت فعالی در مبارزات آزادیخواهانه داشته و هیچ گاه امید خود را از دست ندادهاند. نظام ولایتفقیهه که بیش از چهل سال بصورت مداوم خلق کورد را سرکوب نموده در بحرانیترین دوران حکمداری خود بسر برده و توان قبلی را نداشته و کوردها اینک تنها نبوده و سایر خلقها و اقشار مختلف جامعهی ایران نیز در کنار فریاد آزادیخواهانهی خلق کورد قرار گرفتهاند.
وضعیت ایجاد شده هم برای رژیم و هم برای جامعهی ایران قابل برگشت نبوده و اعتراضات و مطالبات مردم در سراسر کشور آبستن خیزشی سراسری میباشد. هر چند رژیم سعی نموده در طول این سالها معترضین را مشتی آشوبگر و خس وخاشاکی که از بیرون جهتدهی میشوند نامگذاری نموده، بویژه در این سالها با همین بهانههای امنیتی خلق کورد را سرکوب نموده است. اما اعتراضاتی که در مرکز و در بستر خشک زایندهرود روی میدهد دیگر ربطی به خارج نداشته و بیانگر ناکارآمدی مدیریتی رانتگراست که توان مدیریت آبها را نیز نداشته و کشور را با بحران اکولوژیک روبرو نموده. جامعه ایران به طور واضح تغییردرنظام موجود را هدف اساسی خود قرار داده، شعار معترضین بستر زاینده رود؛ « دنبال دشمن خارجی آمریکا و اسرائیل نگردید دشمن در داخل خاک خودمان است» گویای این موضعگیری میباشد.
هرچند رژیم توانسته با کشت و کشتار سکوت را تحمیل نماید، اما این آتش زیر خاکستر هر لحظه امکان شعلهور شدن دوباره را دارد. ایران با کارزار دیپلوماتیکی که شروع نموده سعی دارد با همسایهگانش توازنی ایجاد نموده، زمینه را برای از سرگیری مذاکرات برجام فراهم نموده و با کاهش تحریمها و کاهش تورم اقتصادی از این بحران جان سالم به در برد.
تحولاتی که طی چند سال اخیر در رابطه با وضعیت کوردها صورت گرفته و دفاکتویی که در روژآوا ایجاد گشته دیگر هیچ نیرو و دولتی نمیتواند از حذف کوردها سخن به میان آورد. کوردها فاکتور اساسی سیاست در منطقه میباشند و هیچ قدرت جهانی بدون در نظر گرفتن کوردها امکان پیشبرد برنامههای خود را ندارند. به جرأت میتوان گفت؛ دیگر دشمنان خلق کورد توان تهدید برای ملت کورد را ندارند. آنچه خلق کورد را با تهدید روبرو مینماید عدم استراتژی هماهنگ احزاب سیاسی جهت چاریابی مسالهی کورد در سراسر کوردستان میباشد.
پژاک و نقش انقلابی
اپوزسیون کورد در روژهلات کوردستان و ایران تنها زمانی میتواند ضامن مطالبات دمکراتیک خلق کورد بوده و از قابلیت اینکه در مسند اتوریتهی دمکراتیک جایی را به خود اختصاص دهد. جهت رسیدن به این حق مشروع و دمکراتیک به انسجام در استراتژی سیاسی نیاز داشته و چارهیابی مسالهی کورد را بایستی به مطالبهای دمکراتیک در سراسر ایران تبدیل نمود و طرحهای ارائه شده جهت چارهیابی نیز بایستی در همین راستا به اجرا درآید.
مسئلهی کوردها را بایستی خارج از چارچوب طرح لوزان که کوردستان را پارچه نمود مطرح گردد. چرا که برخورد با مسئلهی کورد در هر بخش از کوردستان تاثیر مستقیمی بر دیگر بخشها دارد. سیاستهایی که توسط حکومت اقلیم جنوب کوردستان پیروی میشوند، بسیار خطرناک بوده و در راستای ضدیت با منافع کوردستان میباشند. در چارچوب سیاستهائی قرار گرفته که اشغالگران کوردستان طرحریزی نمودهاند. احزاب شرق کوردستان چه در گذشته و چه اکنون ضربههای مهلکی از این سیاست را متحمل گشتهاند.
در سایهی این برخوردها جنبش کورد در شرق کوردستان نتوانسته به صورت تاثیرگذاری پروژهها و مبانی مبارزاتی خود را مطرح نمایند و تحت تاثیر دماگوژی حزبی در موقعیتی آشفته قرار گرفته اند.
در سایهی این برخوردها چنین فرصتی برای رژیم فراهم شده تا به طور مداوم و در مواقعی که با اعتراضات داخلی روبرو میشود جهت ایجاد جو رعب و ترس بر جامعه، منطقهی زاگرس را مورد هدف حملات اشغالگرانه و چند بعدی خود قرار داده است. بگیر و ببندهای اخیر در آستانهی سالگرد اعتراضات آبانماه تلاشی جهت زهر چشم گرفتن در راستای همین سیاستها میباشد. ایران تنها به سرکوب در داخل بسنده نکرده و با حملههای برونمرزی سعی بر ادامهی این سیاستها دارد. در حال حاضر برنامههای خود را با همکاری پارت دمکرات کوردستان عراق و بخصوص خانوادهی بارزانی پیگیری مینماید. حملات اخیر به مواضع احزاب روژهلاتی در دامنههای کوهستان «هلگورد» در پی دیدارهای مقامات هر دو طرف صورت گرفت. لازم است تمامی نیروهای کورد و جامعهی کوردستان نسبت به این سیاستها هوشیار و دارای عکسالعمل بازدارنده باشند.
به طور حتم در طول سالهای اخیر خلق کورد به مانند سایر خلقهای ایران مشارکت فعالی در مبارزات آزادیخواهانه داشته و هیچ گاه امید خود را از دست ندادهاند. نظام ولایتفقیهه که بیش از چهل سال بصورت مداوم خلق کورد را سرکوب نموده در بحرانیترین دوران حکمداری خود بسر برده و توان قبلی را نداشته و کوردها اینک تنها نبوده و سایر خلقها و اقشار مختلف جامعهی ایران نیز در کنار فریاد آزادیخواهانهی خلق کورد قرار گرفتهاند.
وضعیت ایجاد شده هم برای رژیم و هم برای جامعهی ایران قابل برگشت نبوده و اعتراضات و مطالبات مردم در سراسر کشور آبستن خیزشی سراسری میباشد. هر چند رژیم سعی نموده در طول این سالها معترضین را مشتی آشوبگر و خس وخاشاکی که از بیرون جهتدهی میشوند نامگذاری نموده، بویژه در این سالها با همین بهانههای امنیتی خلق کورد را سرکوب نموده است. اما اعتراضاتی که در مرکز و در بستر خشک زایندهرود روی میدهد دیگر ربطی به خارج نداشته و بیانگر ناکارآمدی مدیریتی رانتگراست که توان مدیریت آبها را نیز نداشته و کشور را با بحران اکولوژیک روبرو نموده. جامعه ایران به طور واضح تغییردرنظام موجود را هدف اساسی خود قرار داده، شعار معترضین بستر زاینده رود؛ « دنبال دشمن خارجی آمریکا و اسرائیل نگردید دشمن در داخل خاک خودمان است» گویای این موضعگیری میباشد.
هرچند رژیم توانسته با کشت و کشتار سکوت را تحمیل نماید، اما این آتش زیر خاکستر هر لحظه امکان شعلهور شدن دوباره را دارد. ایران با کارزار دیپلوماتیکی که شروع نموده سعی دارد با همسایهگانش توازنی ایجاد نموده، زمینه را برای از سرگیری مذاکرات برجام فراهم نموده و با کاهش تحریمها و کاهش تورم اقتصادی از این بحران جان سالم به در برد.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
یادآوری این موضع مهم است، تنها رکود اقتصادی نیست که جامعه را دچار یک زندگی مصیبتبار نموده، همچنین نمیتوان این خیزشها را در چارچوب مسائل اقتصادی محدود نمود. هر چند این مشکلات محرک و تاثیرگذار باشند نیز تمام ماجرا به اینها ختم نمیگردد.
رژیم با مشکل پارادایمی مواجه است، ذهنیتی توتالیتر مذهبی – ملی تحت سیطرهی الیگاریشی آخوندی تمامی آزادیهای اعتقادی و ملی جامعهی ایران را پایمال نموده و با ذهنیت مرد سالار خود نه تنها زنان بلکه تمامی جامعه را به حاشیه رانده و این جامعهی به حاشیه رانده شده، در وضعیت اسفناکی بسر میبرد. در واقع این خیزشها گذر ازچنین ذهنیتی و تلاش برای خود بودن است.
جامعهی ایران از پویایی برخوردار بوده و در طول این چهار دهه قربانی زیادی داده است. چیزی که جامعه را از انقلاب نمودن میترساند تجارب قبلی مبنی بر قاپیدن انقلاب از دست مردم و منحرف نمودن آن بوده. همچنین جامعهی ایران تمایلی به مداخلهی خارجی ندارد. این بر کسی پوشیده نیست؛ انقلاب بهمن ۵٧ در واقع خواست جامعه برای رها شدن از وابستگی امپریالیسم بود. تجارب اخیر مداخلات غرب در عراق و افغانستان تمامی امیدها را به چنین مداخلاتی نقش بر آب نمود. جامعه با وجود تمامی این مشکلات ارادهی معطوف به گذار از این جهانبینی که رژیم ولایت مطلقهیفقهه نمایندگی مینماید را از دست نداده است.
سوالی که مطرح میگردد: در چنین وضعیتی کدام جریان و با کدام ذهنیت در صدد است پیشاهنگی این تغییر و تحولات را بنماید؟
طی سالهای گذشته حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) با ارائهی دستورالعملهای راهبردی سعی بر پیشبرد این سیاست داشته و بارها بر ایجاد جبههی هماهنگ مبارزاتی که تمامی آزادیخواهان را دربرگیرد اقدام نموده.و همچنین بر ضرورت پتانسیل درونی جامعه برای ایجاد تحول و چارهیابی دمکراتیک اصرار دارد. در هر برههی زمانی تاکید بر انسجام احزاب کورد داشت. در این مرحلهی حساس دگربار پژاک نقش خود را در بعدی گستردهتری ایفا خواهد نمود و مطالبات دیگر اقشار جامعه را در اهداف راهبردی خود جای خواهد دهد. همچنین بایستی به نقش روشنفکران و سایر گروهها و سازمانهای مردمی توجه خواهد داشت که حاضر نیستند خود را در قالب حزب تعریف نمایند.
مسالهی مهم درک این واقعیت است که احزاب به تنهایی توان برونرفت از موقعیت فوق را نداشته و به مشارکتی جمعی و رهبریتهای خیابانی نیاز دارند. با تاکید بر این دیدگاه که « حزب غایت نهایی جامعه نبوده بلکه در این دریای متلاطم اجتماعی – سیاسی تنها نقش قایقی را دارد برای رسیدن به ساحلی آزاد». بدین صورت بیشتر از هر زمانی طرحهایی که برساخت جامعهی دمکراتیک را در مشارکت جمعی اعم از روشنفکران، جوانان، زنان، اصناف و… تعریف نموده باشند، ضرورت پیدا خواهد کرد.
وضعیت کوردها در خاورمیانه و انقلابی که به پیشگامی جنبش آزادیخواهی کوردستان صورت میگیرد در صورتی که با طرح و برنامهی منسجمی ارائه گردد می تواند مبارزین، روشنفکران و تمامی بخشهای جامعه را که خواهان تحول دمکراتیک هستند را در راستای مبارزهای هماهنگ، گردهم آورد.
پژاک پاسخ این پرسشها را در عملکرد و برنامههای مبارزاتی خود خواهد داد: « اولا: آیا برای گذار از ذهنیت ناسیونالیسم کلاسیک کوردی تجربهای که در هیئت حکومت اقلیم جنوب کوردستان نمود یافته مصمم است و قادر به آن خواهد یود که در این راستا جامعهی کوردستان را سازماندهی نماید؟ دوما: با توجه به پارادایمی که بر آن تکیه نموده، خواهان تجربهی پروسهی دمکراتیکزاسیون با جامعه را دارد و حاضر به ایجاد و پیشبرد انقلاب از درون را با تکیه بر نیروی ذاتی و سازماندهی خود جامعه، بدون چشمداشت به نیرو و مداخلات بیرونی را دارا میباشد؟ »
با یک بررسی مختصر درمییابیم که در هر مرحله از تاریخ انقلابهای جهان، موج نخست از یک نقطهی جعرافیائی برخاسته و به اطراف خود هدایت و سراسری گشته است. جنبش آزادیخواهی خلق کورد، اینک در سطح خاورمیانه چنین نقشی را بر عهده گرفته و تحولات شایان توجهی را به بار آورده که نشات گرفته از ایستار تاریخی مبتنی بر فرهنگ مقاومت زاگرس و الهام بخش جوامع آزادیخواه جهان است. پژاک که از بطن جامعهی کوردستان و در میان جنبش دانشجویی دهههای هفتاد و هشتاد شمسی سر برآورده، درسهای فراوانی از این فراز و فرودها آموخته. در واقع پژاک نیروی جوانیست که با پارادایم نوین انتقادی خود نسبت به ملیگرایی کورد و دیدگاههای تمامیتخواه و مرکز محور اپوزسیون ایرانی مبارزات نیرومندی را به انجام رسانیده. پژاک همچنین در جو ناامیدی و بنبست تئوریهای چپگرا و راستگرا، خوانش نوینی از مبارزه و انقلاب را به جامعه ارائه نمود. چنانچه پژاک گفتمان جامعهمحور خود را که مبتنی بر دمکراسی رادیکال و تعریف نوین مبارزه و مبارزهگری می باشد ادامه – توسعه بخشیده و به برنامهای راهبردی برای مشارکت مردمی تبدیل مینماید، توان پیشاهنگی در این تحولات را خواهد داشت.
رژیم با مشکل پارادایمی مواجه است، ذهنیتی توتالیتر مذهبی – ملی تحت سیطرهی الیگاریشی آخوندی تمامی آزادیهای اعتقادی و ملی جامعهی ایران را پایمال نموده و با ذهنیت مرد سالار خود نه تنها زنان بلکه تمامی جامعه را به حاشیه رانده و این جامعهی به حاشیه رانده شده، در وضعیت اسفناکی بسر میبرد. در واقع این خیزشها گذر ازچنین ذهنیتی و تلاش برای خود بودن است.
جامعهی ایران از پویایی برخوردار بوده و در طول این چهار دهه قربانی زیادی داده است. چیزی که جامعه را از انقلاب نمودن میترساند تجارب قبلی مبنی بر قاپیدن انقلاب از دست مردم و منحرف نمودن آن بوده. همچنین جامعهی ایران تمایلی به مداخلهی خارجی ندارد. این بر کسی پوشیده نیست؛ انقلاب بهمن ۵٧ در واقع خواست جامعه برای رها شدن از وابستگی امپریالیسم بود. تجارب اخیر مداخلات غرب در عراق و افغانستان تمامی امیدها را به چنین مداخلاتی نقش بر آب نمود. جامعه با وجود تمامی این مشکلات ارادهی معطوف به گذار از این جهانبینی که رژیم ولایت مطلقهیفقهه نمایندگی مینماید را از دست نداده است.
سوالی که مطرح میگردد: در چنین وضعیتی کدام جریان و با کدام ذهنیت در صدد است پیشاهنگی این تغییر و تحولات را بنماید؟
طی سالهای گذشته حزب حیات آزاد کوردستان(پژاک) با ارائهی دستورالعملهای راهبردی سعی بر پیشبرد این سیاست داشته و بارها بر ایجاد جبههی هماهنگ مبارزاتی که تمامی آزادیخواهان را دربرگیرد اقدام نموده.و همچنین بر ضرورت پتانسیل درونی جامعه برای ایجاد تحول و چارهیابی دمکراتیک اصرار دارد. در هر برههی زمانی تاکید بر انسجام احزاب کورد داشت. در این مرحلهی حساس دگربار پژاک نقش خود را در بعدی گستردهتری ایفا خواهد نمود و مطالبات دیگر اقشار جامعه را در اهداف راهبردی خود جای خواهد دهد. همچنین بایستی به نقش روشنفکران و سایر گروهها و سازمانهای مردمی توجه خواهد داشت که حاضر نیستند خود را در قالب حزب تعریف نمایند.
مسالهی مهم درک این واقعیت است که احزاب به تنهایی توان برونرفت از موقعیت فوق را نداشته و به مشارکتی جمعی و رهبریتهای خیابانی نیاز دارند. با تاکید بر این دیدگاه که « حزب غایت نهایی جامعه نبوده بلکه در این دریای متلاطم اجتماعی – سیاسی تنها نقش قایقی را دارد برای رسیدن به ساحلی آزاد». بدین صورت بیشتر از هر زمانی طرحهایی که برساخت جامعهی دمکراتیک را در مشارکت جمعی اعم از روشنفکران، جوانان، زنان، اصناف و… تعریف نموده باشند، ضرورت پیدا خواهد کرد.
وضعیت کوردها در خاورمیانه و انقلابی که به پیشگامی جنبش آزادیخواهی کوردستان صورت میگیرد در صورتی که با طرح و برنامهی منسجمی ارائه گردد می تواند مبارزین، روشنفکران و تمامی بخشهای جامعه را که خواهان تحول دمکراتیک هستند را در راستای مبارزهای هماهنگ، گردهم آورد.
پژاک پاسخ این پرسشها را در عملکرد و برنامههای مبارزاتی خود خواهد داد: « اولا: آیا برای گذار از ذهنیت ناسیونالیسم کلاسیک کوردی تجربهای که در هیئت حکومت اقلیم جنوب کوردستان نمود یافته مصمم است و قادر به آن خواهد یود که در این راستا جامعهی کوردستان را سازماندهی نماید؟ دوما: با توجه به پارادایمی که بر آن تکیه نموده، خواهان تجربهی پروسهی دمکراتیکزاسیون با جامعه را دارد و حاضر به ایجاد و پیشبرد انقلاب از درون را با تکیه بر نیروی ذاتی و سازماندهی خود جامعه، بدون چشمداشت به نیرو و مداخلات بیرونی را دارا میباشد؟ »
با یک بررسی مختصر درمییابیم که در هر مرحله از تاریخ انقلابهای جهان، موج نخست از یک نقطهی جعرافیائی برخاسته و به اطراف خود هدایت و سراسری گشته است. جنبش آزادیخواهی خلق کورد، اینک در سطح خاورمیانه چنین نقشی را بر عهده گرفته و تحولات شایان توجهی را به بار آورده که نشات گرفته از ایستار تاریخی مبتنی بر فرهنگ مقاومت زاگرس و الهام بخش جوامع آزادیخواه جهان است. پژاک که از بطن جامعهی کوردستان و در میان جنبش دانشجویی دهههای هفتاد و هشتاد شمسی سر برآورده، درسهای فراوانی از این فراز و فرودها آموخته. در واقع پژاک نیروی جوانیست که با پارادایم نوین انتقادی خود نسبت به ملیگرایی کورد و دیدگاههای تمامیتخواه و مرکز محور اپوزسیون ایرانی مبارزات نیرومندی را به انجام رسانیده. پژاک همچنین در جو ناامیدی و بنبست تئوریهای چپگرا و راستگرا، خوانش نوینی از مبارزه و انقلاب را به جامعه ارائه نمود. چنانچه پژاک گفتمان جامعهمحور خود را که مبتنی بر دمکراسی رادیکال و تعریف نوین مبارزه و مبارزهگری می باشد ادامه – توسعه بخشیده و به برنامهای راهبردی برای مشارکت مردمی تبدیل مینماید، توان پیشاهنگی در این تحولات را خواهد داشت.
گذار دموکراتیک
جنبش آزادی کوردها؛ خیزش نخستینِ انقلابی نوین ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
سازماندهی جامعهی ایران و تجمیع خواستههای ملی، مذهبی، صنفی، طبقاتی و رفع تبعیضهای جنسی در یک طرح جامع گامی اساسی در این تحولات است. بایستی به این نکته نیز واقف بود که خیابانها کانون این تغییرات میباشند. هر چند رژیم میخواهد با خشونت مانع از انسجام اجتماعی شود، اما اعتراضات سازماندهی شده و هدفمند میتواند هزینهها را کم نموده و رسیدن به هدف را آسانتر نماید.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic