گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
شکوه شهید
✍ کاوان کامدین
میخواهم از تو بگویم و جز تو از هیچ چیز دیگر، میخواهم از عالم و آدم، از زیبایهای طبیعت، از نرگس و شقایق و از شرافت زلال انسانیت بنویسم، میخواهم از زیبایی، از جاودانگی و زیباتر از خود زیبایی بنویسم! و میدانم که باید بنویسم. اما نمیدانم از کجا آغاز و در کجا باید به پایان برسانم داستان ناگفتهس تو را. نمیدانم که آیا قلم و کاغذ، لحظات و دقایق کفاف داستان تو خواهند بود؟ اگر هم باشند، واقعاً من توان بازگویی شکوه تو را دارم، یا نه؟ عطوفت و احساس من کفاف از تو نوشتن ندارد، ای قهرمان و ای مظهر رسالت و پاکی. شعر و ادب درمانده و بیچاره در میان تمام این «باید و نباید»های از تو گفتن و نگفتن، مانده است.
فرض کنیم که از تو گفتم، آیا قدرت پاسداری از کمال و جلال جاودانهی تو را خواهم داشت؟ گویند: «بنویس که از «او» گفتن سهل است». آری، اگر قرار فقط بر گفتن از تو باشد، سهل است. اما سختی کار تا ابد در حین نوشتن از تو، با تو بودن، همچو تو بودن و با تو ماندن است.
گاه شور شعر و ترانه به دل دارم و هر چه به دنبال «معرفت و نجابت» دور و عمیق تا درون خود میروم، سرآغازی نزدیکتر به من و استوارتر از تو نمییابم. تو هم عمق «تردید»های من و هم الهامبخش قطعیت در منی.
وقتی که در «مشی حقیقت» از راه به در میشوم، مرا از کنش بازمیداری و هر گاه که بر این راه توان کنش ندارم، مرا به کنش فرا میخوانی.
به غوغا میکشانم داستان هستی و نیستی نوع بشر را، چرخش نا عادلانهی چرخ و فلک را و پُرسم این چه رازیست و حقیقت کدام است. از شهید گفتن و نوشتن دشوار است، چون به هنگام نوشتن از شهید، دست و قلم، روح و روان آزاد نیست. چون در جهان شهید همه چیز «مشروط» بر قواعد و قوانین جهان الزامات ما در مقابل«شهید» است!
سالار دهگولان، جوانی کوتاه قامت، آرام و بسیار فروتن که در نگاه اول شخصیتی بسیار ساده و عادی مینمود. حتی معمولیتر از یک انسان معمولی به چشم میخورد. ولی پس از مدتی بسیار کوتاه متوجه شدم از یک انسان معمولی، غیر معمولیتر است. شوخ طبعی او مدام همه را به خنده و شادی وا میداشت.
یکی از بزرگترین ویژگیهای شهید سالار تسلط بر جسم و روانش بود که حتی به هنگام جنگ و شبیخون، دشمن را به مسخره میگرفت. نه اینکه دشمن را دستکم بگیرد، فقط به مسخره میگرفت و این شیوهی برخورد او به همه روحیه میداد. نوع تمسخر او، خاری و پستی دشمن را هر چه بیشتر در چشم ما نمایان میساخت. در کمال جدیت دشمن را به تمسخر میگرفت. دشمن که از خود یک هیولا و دیو سپید ساخته بود، از نگاه سالار «مترسکی» بیش نبود! و این را نه در لحظات عادی، بلکه در حین عملیات و درگیری با دشمن به ما نشان میداد! انگار که در تلاش بود تا بزدلی دشمن را به ما اثبات کند. ایستار متزلزل و بزدلانهی دشمن در هر عملیاتی که سالار در آن شرکت مینمود، باید به اثبات میرسید. همیشه به نوع برخورد او با دشمن فکر میکردم؛ این رفتارهای او صرفا شجاعت نبود، در روح و روان او مفهوم مبالغه شدهی «دشمن» فروپاشیده شده و او را به یک واقعبینی انقلابی رسانده بود. برخورد قاطع و مصمم اما مسخرهآمیز او با دشمن و شخصیت از خود گذشته و فروتناش در جمع رفقا، نمودی از شخصیت توانمند او بودند!
سال ۲۰۰۵اوائل ورود گریلا به منطقهی هورامان بود. مردم این منطقه حتی شناختی ابتدایی هم از گریلا و انقلاب دموکراتیک مدرن كوردستان نداشتند. از یک طرف نگاه مردد مردم به گریلا، بنا به شکستها، بیمها و خلأهای سازمانی – سیاسی گذشته و از سوی دیگر موضع قاطعانهی دشمن مبنی بر پیشگیری از پیشروی گریلا در مناطق كوردستان و بُعد سوم مسئلهی عدم شناخت گریلا از جغرافیا، مردم و موقعیت دشمن در منطقه بود. تمامی اینها شرایط بسیار سختی برای گریلا بودند که با آنها رودررو بودند. با تمام اینها گریلا مصمم به ماندن، جنگیدن و پیروزی بود و ما در نگاه «سالار» قاطعانه ماندن و جنگیدن و پیروزی را میدیدیم.
هَوال سالار، روابطی گرم با مردم منطقه داشت و همه او را دوست داشتند. زن و مرد، پیر و جوان نوعی با او برخورد میکردند که انگار عضوی از خانوادهی خودشان باشد. مدام تاکید مینمود که ما ” نیروهای دفاع از املاک و ناموس مردم هستیم “. برخوردی جدی و نگاهی عمیق به تمام کارها و امور داشت، با تمام توان از نظم و انضباط حیات انقلابی دفاع میکرد. روزانه به اندازهی چند نفر کار میکرد و کارهایش را به گونهای برنامهریزی میکرد که بتواند به تمام آنها رسیدگی نماید. وقتشناس و دقیق بود. میدانست که کدام لحظه چه کاری باید انجام گیرد. در راهپیماییهای شبانه همیشه او نفر اول گروه بود و پیش قدم. در چندین عملیات نظامی علیه دشمن شرکت کرد، همیشه اولین نفری بود که به داخل پایگاههای دشمن حمله میبرد و آخرین نفری بود که عقبنشینی میکرد.
✍ کاوان کامدین
میخواهم از تو بگویم و جز تو از هیچ چیز دیگر، میخواهم از عالم و آدم، از زیبایهای طبیعت، از نرگس و شقایق و از شرافت زلال انسانیت بنویسم، میخواهم از زیبایی، از جاودانگی و زیباتر از خود زیبایی بنویسم! و میدانم که باید بنویسم. اما نمیدانم از کجا آغاز و در کجا باید به پایان برسانم داستان ناگفتهس تو را. نمیدانم که آیا قلم و کاغذ، لحظات و دقایق کفاف داستان تو خواهند بود؟ اگر هم باشند، واقعاً من توان بازگویی شکوه تو را دارم، یا نه؟ عطوفت و احساس من کفاف از تو نوشتن ندارد، ای قهرمان و ای مظهر رسالت و پاکی. شعر و ادب درمانده و بیچاره در میان تمام این «باید و نباید»های از تو گفتن و نگفتن، مانده است.
فرض کنیم که از تو گفتم، آیا قدرت پاسداری از کمال و جلال جاودانهی تو را خواهم داشت؟ گویند: «بنویس که از «او» گفتن سهل است». آری، اگر قرار فقط بر گفتن از تو باشد، سهل است. اما سختی کار تا ابد در حین نوشتن از تو، با تو بودن، همچو تو بودن و با تو ماندن است.
گاه شور شعر و ترانه به دل دارم و هر چه به دنبال «معرفت و نجابت» دور و عمیق تا درون خود میروم، سرآغازی نزدیکتر به من و استوارتر از تو نمییابم. تو هم عمق «تردید»های من و هم الهامبخش قطعیت در منی.
وقتی که در «مشی حقیقت» از راه به در میشوم، مرا از کنش بازمیداری و هر گاه که بر این راه توان کنش ندارم، مرا به کنش فرا میخوانی.
به غوغا میکشانم داستان هستی و نیستی نوع بشر را، چرخش نا عادلانهی چرخ و فلک را و پُرسم این چه رازیست و حقیقت کدام است. از شهید گفتن و نوشتن دشوار است، چون به هنگام نوشتن از شهید، دست و قلم، روح و روان آزاد نیست. چون در جهان شهید همه چیز «مشروط» بر قواعد و قوانین جهان الزامات ما در مقابل«شهید» است!
سالار دهگولان، جوانی کوتاه قامت، آرام و بسیار فروتن که در نگاه اول شخصیتی بسیار ساده و عادی مینمود. حتی معمولیتر از یک انسان معمولی به چشم میخورد. ولی پس از مدتی بسیار کوتاه متوجه شدم از یک انسان معمولی، غیر معمولیتر است. شوخ طبعی او مدام همه را به خنده و شادی وا میداشت.
یکی از بزرگترین ویژگیهای شهید سالار تسلط بر جسم و روانش بود که حتی به هنگام جنگ و شبیخون، دشمن را به مسخره میگرفت. نه اینکه دشمن را دستکم بگیرد، فقط به مسخره میگرفت و این شیوهی برخورد او به همه روحیه میداد. نوع تمسخر او، خاری و پستی دشمن را هر چه بیشتر در چشم ما نمایان میساخت. در کمال جدیت دشمن را به تمسخر میگرفت. دشمن که از خود یک هیولا و دیو سپید ساخته بود، از نگاه سالار «مترسکی» بیش نبود! و این را نه در لحظات عادی، بلکه در حین عملیات و درگیری با دشمن به ما نشان میداد! انگار که در تلاش بود تا بزدلی دشمن را به ما اثبات کند. ایستار متزلزل و بزدلانهی دشمن در هر عملیاتی که سالار در آن شرکت مینمود، باید به اثبات میرسید. همیشه به نوع برخورد او با دشمن فکر میکردم؛ این رفتارهای او صرفا شجاعت نبود، در روح و روان او مفهوم مبالغه شدهی «دشمن» فروپاشیده شده و او را به یک واقعبینی انقلابی رسانده بود. برخورد قاطع و مصمم اما مسخرهآمیز او با دشمن و شخصیت از خود گذشته و فروتناش در جمع رفقا، نمودی از شخصیت توانمند او بودند!
سال ۲۰۰۵اوائل ورود گریلا به منطقهی هورامان بود. مردم این منطقه حتی شناختی ابتدایی هم از گریلا و انقلاب دموکراتیک مدرن كوردستان نداشتند. از یک طرف نگاه مردد مردم به گریلا، بنا به شکستها، بیمها و خلأهای سازمانی – سیاسی گذشته و از سوی دیگر موضع قاطعانهی دشمن مبنی بر پیشگیری از پیشروی گریلا در مناطق كوردستان و بُعد سوم مسئلهی عدم شناخت گریلا از جغرافیا، مردم و موقعیت دشمن در منطقه بود. تمامی اینها شرایط بسیار سختی برای گریلا بودند که با آنها رودررو بودند. با تمام اینها گریلا مصمم به ماندن، جنگیدن و پیروزی بود و ما در نگاه «سالار» قاطعانه ماندن و جنگیدن و پیروزی را میدیدیم.
هَوال سالار، روابطی گرم با مردم منطقه داشت و همه او را دوست داشتند. زن و مرد، پیر و جوان نوعی با او برخورد میکردند که انگار عضوی از خانوادهی خودشان باشد. مدام تاکید مینمود که ما ” نیروهای دفاع از املاک و ناموس مردم هستیم “. برخوردی جدی و نگاهی عمیق به تمام کارها و امور داشت، با تمام توان از نظم و انضباط حیات انقلابی دفاع میکرد. روزانه به اندازهی چند نفر کار میکرد و کارهایش را به گونهای برنامهریزی میکرد که بتواند به تمام آنها رسیدگی نماید. وقتشناس و دقیق بود. میدانست که کدام لحظه چه کاری باید انجام گیرد. در راهپیماییهای شبانه همیشه او نفر اول گروه بود و پیش قدم. در چندین عملیات نظامی علیه دشمن شرکت کرد، همیشه اولین نفری بود که به داخل پایگاههای دشمن حمله میبرد و آخرین نفری بود که عقبنشینی میکرد.
گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
در هر عملیاتی که حضور داشت، ضربات مرگباری به دشمن وارد مینمود. یکبار تا آشپزخانهی پایگاه رفت، طوری خود را در داخل حیاط پایگاه مخفی کرده بود که چند سرباز از کنارش گذشتند و او را ندیدند، پس از اینکه سربازها گذشتند، آرام و خونسرد به داخل آشپزخانه سرک کشید. وقتی دید که کسی آنجا نیست، از داخل آشپزخانه نارنجکهایش را به داخل اتاق سربازان اشغالگر انداخت. در آن عملیات چندین تن از سربازان رژیم اشغالگر به هلاکت رسیدند و علیرغم اینکه رفقای بسیاری در عملیات شرکت داشتند، اما رفیق سالار نقشی کلیدی داشت که پیروزی را به ارمغان آورد. در هر عملیات باید حتما در گروه «هجوم» شرکت میکرد و هرگز دوست نداشت که از پشت و در گروهای پشتیبانی و دفاعی باشد. روح ضد اشغالگر و ضد استعمارگر او مانند یک آتشفشان همیشه در فوران بود. اما در حین انجام کارهای روزمره در نگاهش جز شکیبایی، فروتنی و متانت چیز دیگری پیدا نبود.
رفیق سالار با دوست تا پای مرگ دوستی میکرد و با دشمن، دشمنی. دارای چنین شخصیتی با ثبات و استوار بود که هر کدام از ما رفقائی که از او جوانتر و بیتجربه بودیم، وقتی که با او به انجام وظیفه میرفتیم، انگار که یک ارتش را همراهمان است و اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکردیم. اعتمادبهنفس کوه مانند رفیق سالار ناشی از شفافیت در شناخت ایدئولوژیک و نیروی ایمان ناشی از آن بود. در زندگی روزمره و کارها همیشه به تفکیک «حق» از «باطل» اهمیت میداد، حتی اگر به قیمت رنجاندن دیگران هم بوده امتیازی قائل نمیشد و قطعا باید به «پرنسیپ»های اخلاقی عمل میکرد. همه را دوست داشت و میان رفقا هرگز تفاوت قائل نمیشد.
۲۰ نوامبر ۲۰۰۵ ساعت ۱۱ ظهر در کنار رود «سیروان» دشمن به کمک مزدورین توانسته بود در مورد جایگاه و موقعیت ما اطلاعاتی جمعآوری کند و سپس منطقه را به محاصره در بیاورد. آن روز هوا بارانی بود و در عمق وادی سیروان ما آتش روشن کرده بودیم، تا لباسهای خیسمان را خشک کنیم. یک پیرمرد با مرد میانسالی اهل هورامان برای شکار در نزدیکیهای ما بودند. بعد از چند ساعت، آنها نیز با ما همراه و همدم شدند و در کنار آتش به صحبت پرداختیم. چند روز پشت سرهم بارش باران و روان شدن آب از جویبارها و ارتفاعات شاهو و کوسالان، رود سیروان را به خروشی غیر معمولی در آورده بود. صدای غرّش سیروان و جلوهی گلآلود رودبار، صخرهها را وحشتزده کرده بود. از ته رود صدای ناله و برخورد سنگهای بزرگی که آب با خود حمل میکرد، دل انسان را به خوف میآورد.
من مشغول آماده کردن غذای نهار رفقا بر روی بام خانههای تابستانی کنار رود بودم، همه چیز در سکوت فرو رفته بود که ناگهان صدای مسلسلهای دشمن سکوت را بهم زد. دشمن سه طرف ما را محاصره کرده بود و از هر جهت مانند رگبار باران و حتی بسیار پُر شتابتر از آن بر ما شلیک میکردند. مزدورین در خط مقدم و اشغالگران که از استانهای دیگر برای درگیری با ما آمده بودند، پشت خط مقدم بودند. از دور خمپاره و اسلحههای سنگین شلیک میکردند و مزدورین نیز از نزدیک ما را به رگبار بسته بودند. پس از اینکه به غفلت خود از دشمن پی بردیم و توانستیم موقعیت دشمن را تشخیص دهیم، رفقا همه با هم به سوی دشمن شروع به نشانهگیری و شلیک کردیم. رود سیروان پنجاه متر پایینتر از ما قرار داشت و ما جهت اینکه حملهی دشمن را خنثی سازیم، باید از رود عبور میکردیم و به طرف مقابل میرساندیم. از طرفی دشمن و از طرف دیگر خشم سیلآسای رود سیروان ما را محاصره کرده بود. خود را به خانهباغی که کنار رود قرار داشت رساندیم. در همین وقت بود که رفقائی که در اتاق دوم به جا شده بودند گفتند: « رفیق برخودان مجروح شده است». او از ناحیهی شکم مجروح شده بود. به صورت دفاعی یکی پس از دیگری از خانهباغ، بیرون آمدیم و خودمان را به کنارهای رود رساندیم. رفیق برخودان چون مجروح بود نمیتوانستیم او را به طرف مقابل رود ببریم و رفقا پس از بستن زخمهایش از اتاق بیرون آمدند. چون اگر رفقا چند لحظه تاخیر میکردند یک گروه از مزدورین که با آر. پی.جی و زیر رگبار مسلسلها به ما نزدیک شده بودند، خانه را منهدم میکردند. تعداد ما کم نبود، اما در موقعیت بسیار نامساعدی قرار داشتیم. من و رفیق سالار جزء اولین افرادی بودیم که به کنار رود رسیدیم. با کوله پشتی، لباسهای سنگین، سلاح و تجهیزات نظامی رفیق سالار جهت عبور از رود وارد آب شد. پس از اینکه پنجاه متر فاصله گرفت من هم خود را به آب زدم. چون دشمن به داخل رودخانه دید داشت، در داخل آب هم به ما شلیک میکرد. جائی که ما وارد آب شدیم، رود پهناور و وسیع بود، شدت آب نسبت به صد متر پایینتر و بالاتر کم تر بود، اما عمق بیشتری داشت و هر دو طرف رودخانه را صخرههای بلند، مانند یک دیوار رود را پوشش داده بودند.
رفیق سالار با دوست تا پای مرگ دوستی میکرد و با دشمن، دشمنی. دارای چنین شخصیتی با ثبات و استوار بود که هر کدام از ما رفقائی که از او جوانتر و بیتجربه بودیم، وقتی که با او به انجام وظیفه میرفتیم، انگار که یک ارتش را همراهمان است و اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکردیم. اعتمادبهنفس کوه مانند رفیق سالار ناشی از شفافیت در شناخت ایدئولوژیک و نیروی ایمان ناشی از آن بود. در زندگی روزمره و کارها همیشه به تفکیک «حق» از «باطل» اهمیت میداد، حتی اگر به قیمت رنجاندن دیگران هم بوده امتیازی قائل نمیشد و قطعا باید به «پرنسیپ»های اخلاقی عمل میکرد. همه را دوست داشت و میان رفقا هرگز تفاوت قائل نمیشد.
۲۰ نوامبر ۲۰۰۵ ساعت ۱۱ ظهر در کنار رود «سیروان» دشمن به کمک مزدورین توانسته بود در مورد جایگاه و موقعیت ما اطلاعاتی جمعآوری کند و سپس منطقه را به محاصره در بیاورد. آن روز هوا بارانی بود و در عمق وادی سیروان ما آتش روشن کرده بودیم، تا لباسهای خیسمان را خشک کنیم. یک پیرمرد با مرد میانسالی اهل هورامان برای شکار در نزدیکیهای ما بودند. بعد از چند ساعت، آنها نیز با ما همراه و همدم شدند و در کنار آتش به صحبت پرداختیم. چند روز پشت سرهم بارش باران و روان شدن آب از جویبارها و ارتفاعات شاهو و کوسالان، رود سیروان را به خروشی غیر معمولی در آورده بود. صدای غرّش سیروان و جلوهی گلآلود رودبار، صخرهها را وحشتزده کرده بود. از ته رود صدای ناله و برخورد سنگهای بزرگی که آب با خود حمل میکرد، دل انسان را به خوف میآورد.
من مشغول آماده کردن غذای نهار رفقا بر روی بام خانههای تابستانی کنار رود بودم، همه چیز در سکوت فرو رفته بود که ناگهان صدای مسلسلهای دشمن سکوت را بهم زد. دشمن سه طرف ما را محاصره کرده بود و از هر جهت مانند رگبار باران و حتی بسیار پُر شتابتر از آن بر ما شلیک میکردند. مزدورین در خط مقدم و اشغالگران که از استانهای دیگر برای درگیری با ما آمده بودند، پشت خط مقدم بودند. از دور خمپاره و اسلحههای سنگین شلیک میکردند و مزدورین نیز از نزدیک ما را به رگبار بسته بودند. پس از اینکه به غفلت خود از دشمن پی بردیم و توانستیم موقعیت دشمن را تشخیص دهیم، رفقا همه با هم به سوی دشمن شروع به نشانهگیری و شلیک کردیم. رود سیروان پنجاه متر پایینتر از ما قرار داشت و ما جهت اینکه حملهی دشمن را خنثی سازیم، باید از رود عبور میکردیم و به طرف مقابل میرساندیم. از طرفی دشمن و از طرف دیگر خشم سیلآسای رود سیروان ما را محاصره کرده بود. خود را به خانهباغی که کنار رود قرار داشت رساندیم. در همین وقت بود که رفقائی که در اتاق دوم به جا شده بودند گفتند: « رفیق برخودان مجروح شده است». او از ناحیهی شکم مجروح شده بود. به صورت دفاعی یکی پس از دیگری از خانهباغ، بیرون آمدیم و خودمان را به کنارهای رود رساندیم. رفیق برخودان چون مجروح بود نمیتوانستیم او را به طرف مقابل رود ببریم و رفقا پس از بستن زخمهایش از اتاق بیرون آمدند. چون اگر رفقا چند لحظه تاخیر میکردند یک گروه از مزدورین که با آر. پی.جی و زیر رگبار مسلسلها به ما نزدیک شده بودند، خانه را منهدم میکردند. تعداد ما کم نبود، اما در موقعیت بسیار نامساعدی قرار داشتیم. من و رفیق سالار جزء اولین افرادی بودیم که به کنار رود رسیدیم. با کوله پشتی، لباسهای سنگین، سلاح و تجهیزات نظامی رفیق سالار جهت عبور از رود وارد آب شد. پس از اینکه پنجاه متر فاصله گرفت من هم خود را به آب زدم. چون دشمن به داخل رودخانه دید داشت، در داخل آب هم به ما شلیک میکرد. جائی که ما وارد آب شدیم، رود پهناور و وسیع بود، شدت آب نسبت به صد متر پایینتر و بالاتر کم تر بود، اما عمق بیشتری داشت و هر دو طرف رودخانه را صخرههای بلند، مانند یک دیوار رود را پوشش داده بودند.
گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
پس از اینکه آب به زیر چانههایم رسید و هر چه بیشتر آب عمق پیدا میکرد، دریافتم که سنگینی تجهیزات ما را به کف رودخانه فرو میکشاند. فورا کولهپشتی را از پشتم در آوردم و به داخل رودخانه انداختم. من که شناگر خوبی بودم اما باز نمیتوانستم خودم را روی سطح آب نگهدارم و پس از اینکه آب از سرم گذشت چند بار احساس خفگی کردم. میان رودخانه و در گردابهای ریز و درشت این سیل آب و زیر شلیک تکتیراندازهای مزدور در تلاش بودم مسیر رفیق سالار را دنبال کنم و مدام چشمم به او بود و او نیز هر چند لحظه یک بار سرش را برمیگرداند و مرا نگاه میکرد. به عمق رودخانه رسیده بودیم و آب بیشتر از بیست سانتیمتر از سر ما گذشته بود. یک بار به زیر آب فرو رفتم، نفسم تنگ شد، با تمام توان نوک پاهایم را به سنگی در ته رودخانه زدم و بدنم را به بالا کشیدم، اما این بار فقط توانستم چفی سفید و سیاه رفیق سالار را بر روی آب ببینم و از خودش خبری نبود. احساس بدی دلم را لرزاند و به خود گفتم شاید به طرف مقابل رسیده، هرچه نگاه کردم او را ندیدم. یکی از رفقا چون با دیدن ما متوجه شده بود با این تجهیزات غیر ممکن است به طرف مقابل برسیم، فورا تجهزاتش را به یکی از رفقا سپرد و قبل از ما به طرف مقابل رفته بود. من که وسط رودخانه گیر کرده بودم و زیر شلیک تک تیراندازهای دشمن بودم، هر چند لحظه یک بار به زیر آب فرو میرفتم و باز به سختی برای تنفس خودم را به سطح آب میکشاندم. ناگهان یکی از رفقا از طرف مقابل شالی را که به دور کمر داشت باز و به طرف من انداخت، همین که دستم به شال گیر کرد مرا با تمام توان به طرف خود کشید. به طرف مقابل رودخانه رسیدم، گلویم پُر از آب گلآلود بود. آبی را که خورده بودم، بالا آوردم، در همین حین متوجه شدم که اسلحهام را محکم به خودم چسپاندهام. تجهیزاتم را از تنم بیرون آوردم و با دقت به اطراف دیدی انداختم، اما اثری از رفیق سالار نبود. همه به طرف مقابل که در دید دشمن نبود عبور کردیم. دو تن از رفقا که در بیرون از محوطهی درگیری بودند و دشمن از آنان بیخبر بود، دشمن را دور زده و با آنان درگیر شدند. پس از آن بود که از محاصرهی دشمن خارج شدیم. در این میان و در گرما گرم درگیری و پس از اینکه ما خانهباغ را ترک گفتیم، نزدیک به ده تن از مزدورین جهت کنترل و بازرسی خانهباغ وارد میشوند، رفیق برخودان که قبلا نارجکهایش را آماده کرده و منتظر بود، وقتی همه دور او جمع میشوند، نارنجکهایش را منفجر میکند. رفیق برخودان با اینکه مجروح بود اما شهادت خودش را به صورتی قهرمانانه برنامهریزی میکند و به شهادت رسید، هنگام شهادت نیز ده تن از مزدورین را به هلاکت رساند.
رفیق برخودان جوانی از شمال کردستان بود. او در راه تحقق رویای آزادی به شرق کردستان آمده بود. یکی از اولین شهدای گمنام شرق کردستان است که شکوهمندانه به شهادت رسید. شخصیتی فداکار و ساده داشت، مقاومتی در خور نامش (برخودان در زبان کردی به معنی «مقاومت» است) از خود نشان داد. مدام مشتاق شناخت مردم، فرهنگ و آداب و سنن هورامان بود. پس از شهادت رفیق برخودان، دشمن وحشتزده و غافلگیر شد. تا آن زمان اشغالگران برای مزدورین وابستهاش تبلیغ میکردند که: «این گریلاها عدهای بچه هستند، از جنگ چیزی نمیدانند، حتی میتوانید آنان را با دست بگیرید». اما پس از این ضربهای که به دشمن وارد شد، مزدورین هم ترسیدند و دیگر شهامت نکردند به رفقا نزدیک شوند و هر بار که اشغالگران آنان را همچون سگهای شکاری پیش قدم میکردند، با ترس و لرز میآمدند و از مناطقی که میدانستند رفقا حضور دارند، پرهیز میکردند.
یک روز پس از عقبنشینی نیروهای دشمن، دو تن از رفقا به جای درگیری رفتند، کف رودخانهی گلآلود را گشتند، اما جنازهی رفیق سالار را نیافتند. جریان آب جنازهی رفیق سالار را تا چند روستای بعدی با خود برده بود. چند ماه بعد اهالی یکی از این روستاها جنازهی رفیق سالار را کنار آب یافتهبودند، جز استخوانهایش اثری از او نمانده بود و اهالی به ما گفتند که تک تیراندازهای مزدور از ناحیهی کمر او را هدف قرار داده بودند و در وسط آب مجروح شده و به این جهت شهید شده است. در این درگیری که ما در موقعیت محاصره و دفاعی قرار گرفته بودیم، رفیق سالار و برخودان شهید شدند و نزدیک به ۱۲ تن از نیروهای دشمن اشغالگر و مزدورین نیز به هلاکت رسیدند.
سال ۲۰۰۵ سال سرنوشتسازی بود، چون ما تا آن زمان به صورت تمامی طول سال در منطقه حضور نداشتیم. اما دشمن که دریافته بود ما تصمیم داریم در منطقه ماندگار شویم، جهت مقابله با این تصمیم ما، تمام منابع مادی و انسانیاش را به تحرک درآورده بود. سال ۲۰۰۵ اولین سالی بود که گریلا توانست در کوههای شرق کردستان و در دل مردم شریف هورامان ماندگار و جاودانه گردد. شهید برخودان و سالار، به شهدا و نماد جاودانگی گریلا در شرق کردستان مبدل شدند.
رفیق برخودان جوانی از شمال کردستان بود. او در راه تحقق رویای آزادی به شرق کردستان آمده بود. یکی از اولین شهدای گمنام شرق کردستان است که شکوهمندانه به شهادت رسید. شخصیتی فداکار و ساده داشت، مقاومتی در خور نامش (برخودان در زبان کردی به معنی «مقاومت» است) از خود نشان داد. مدام مشتاق شناخت مردم، فرهنگ و آداب و سنن هورامان بود. پس از شهادت رفیق برخودان، دشمن وحشتزده و غافلگیر شد. تا آن زمان اشغالگران برای مزدورین وابستهاش تبلیغ میکردند که: «این گریلاها عدهای بچه هستند، از جنگ چیزی نمیدانند، حتی میتوانید آنان را با دست بگیرید». اما پس از این ضربهای که به دشمن وارد شد، مزدورین هم ترسیدند و دیگر شهامت نکردند به رفقا نزدیک شوند و هر بار که اشغالگران آنان را همچون سگهای شکاری پیش قدم میکردند، با ترس و لرز میآمدند و از مناطقی که میدانستند رفقا حضور دارند، پرهیز میکردند.
یک روز پس از عقبنشینی نیروهای دشمن، دو تن از رفقا به جای درگیری رفتند، کف رودخانهی گلآلود را گشتند، اما جنازهی رفیق سالار را نیافتند. جریان آب جنازهی رفیق سالار را تا چند روستای بعدی با خود برده بود. چند ماه بعد اهالی یکی از این روستاها جنازهی رفیق سالار را کنار آب یافتهبودند، جز استخوانهایش اثری از او نمانده بود و اهالی به ما گفتند که تک تیراندازهای مزدور از ناحیهی کمر او را هدف قرار داده بودند و در وسط آب مجروح شده و به این جهت شهید شده است. در این درگیری که ما در موقعیت محاصره و دفاعی قرار گرفته بودیم، رفیق سالار و برخودان شهید شدند و نزدیک به ۱۲ تن از نیروهای دشمن اشغالگر و مزدورین نیز به هلاکت رسیدند.
سال ۲۰۰۵ سال سرنوشتسازی بود، چون ما تا آن زمان به صورت تمامی طول سال در منطقه حضور نداشتیم. اما دشمن که دریافته بود ما تصمیم داریم در منطقه ماندگار شویم، جهت مقابله با این تصمیم ما، تمام منابع مادی و انسانیاش را به تحرک درآورده بود. سال ۲۰۰۵ اولین سالی بود که گریلا توانست در کوههای شرق کردستان و در دل مردم شریف هورامان ماندگار و جاودانه گردد. شهید برخودان و سالار، به شهدا و نماد جاودانگی گریلا در شرق کردستان مبدل شدند.
گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
اگر امروز گریلا در دل مردم و در آغوش کوه و دشتهای شرق کردستان ریشه دوانده و مانند کوه شاهو استوار است، به مقاومت شکوهمند رفیق برخودان و سالار تکیه دارد. هر چند سال تولد، مشخصات و جزییات شناسنامه آنان را به خاطر ندارم، اما نگاه گرم و پُر محبت آنان را تا ابد به خاطر داشته و دارم.
تقدیم به روح شهیدان برخودان و سالار
«رویش از بطن خاکستر »
آن روز مثل هر روز
سالار بود، قافله سالار
در آن هوای طوفانی.
از هر طرف
بوی دشمن به مشام میآمد و
خون،
اما او
مصممتر از همیشه
آرام و بی صدا رفت
و در عشق آسمانی سوخت و خاکستر شد.
آن غنچه برگٍ گلهای ارغوانی.
تا بهاری دیگر
و شکفتنی دیگر در باغ وصال
بدرود ای دوست
بدرود
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
تقدیم به روح شهیدان برخودان و سالار
«رویش از بطن خاکستر »
آن روز مثل هر روز
سالار بود، قافله سالار
در آن هوای طوفانی.
از هر طرف
بوی دشمن به مشام میآمد و
خون،
اما او
مصممتر از همیشه
آرام و بی صدا رفت
و در عشق آسمانی سوخت و خاکستر شد.
آن غنچه برگٍ گلهای ارغوانی.
تا بهاری دیگر
و شکفتنی دیگر در باغ وصال
بدرود ای دوست
بدرود
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ١١
بابەت:شەڕی گەلی شۆڕشگێری، رێبازی تێکۆشانی رزگاری نەتەوەیی و کۆمەڵایەتی گەلی کورد و گەلانی ئازادیخواز لە سەدەی بیست و یەکەم دا
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٧
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ١١
بابەت:شەڕی گەلی شۆڕشگێری، رێبازی تێکۆشانی رزگاری نەتەوەیی و کۆمەڵایەتی گەلی کورد و گەلانی ئازادیخواز لە سەدەی بیست و یەکەم دا
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٧
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻تجمع شماری از زنان هوادار کژار در شرق کردستان بە مناسبت ٢٥ نوامبر
🔹شماری از زنان هوادار کژار در شرق کردستان در یک پیامی ویدئویی بە مناسبت ٢٥ نوامبر روز مقابلە با خشونت علیە زنان بر ایستادگی در برابر ذهنیت مردسالاری تاکید کردند.
🔹زنان شرکت کنندە در این تجمع بر توسعە مبارزە برای از میان برداشتن خشونت علیە زنان تاکید کردند.
@aryentvfarsi
🔹شماری از زنان هوادار کژار در شرق کردستان در یک پیامی ویدئویی بە مناسبت ٢٥ نوامبر روز مقابلە با خشونت علیە زنان بر ایستادگی در برابر ذهنیت مردسالاری تاکید کردند.
🔹زنان شرکت کنندە در این تجمع بر توسعە مبارزە برای از میان برداشتن خشونت علیە زنان تاکید کردند.
@aryentvfarsi
استفاده از نظامیان پ.د.ک برای ورود به تونلهایی که با سلاح شیمیایی مورد حمله واقع شدهاند
دولت ترک در مناطق متینا و آواشین همراه با بمباران هوایی، علیه تونلهای گریلا هم سلاحهای شیمیایی را استفاده میکند و برای ورود به این تونلها از نیروهای ویژه وابسته به پارت دمکرات کوردستان استفاده میکند.
🆔 @GozarDemocratic
دولت ترک در مناطق متینا و آواشین همراه با بمباران هوایی، علیه تونلهای گریلا هم سلاحهای شیمیایی را استفاده میکند و برای ورود به این تونلها از نیروهای ویژه وابسته به پارت دمکرات کوردستان استفاده میکند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
استفاده از نظامیان پ.د.ک برای ورود به تونلهایی که با سلاح شیمیایی مورد حمله واقع شدهاند دولت ترک در مناطق متینا و آواشین همراه با بمباران هوایی، علیه تونلهای گریلا هم سلاحهای شیمیایی را استفاده میکند و برای ورود به این تونلها از نیروهای ویژه وابسته…
استفاده از نظامیان پ.د.ک برای ورود به تونلهایی که با سلاح شیمیایی مورد حمله واقع شدهاند
دولت ترک در مناطق متینا و آواشین همراه با بمباران هوایی، علیه تونلهای گریلا هم سلاحهای شیمیایی را استفاده میکند و برای ورود به این تونلها از نیروهای ویژه وابسته به پارت دمکرات کوردستان استفاده میکند.
دولت ترک عملیاتی را که در ۲۳ آپریل علیه مناطق متینا، زاپ و آواشین آغاز کرده بود، در هفتمین ماه، با بمباران هوایی و زمینی و استفاده از سلاحهای شیمیایی ادامه میدهد. طبق اطلاعات بدست آمده، نیروهای اشغالگر ارتش ترک بویژه بعد از بمبارانهای شدید هوایی به تونلهای منطقه آواشین که با حمله سلاحهای شیمیایی هم روبرو شده است، تلاش میکنند وارد این تونلها شوند، اما نیروهای نظامی به دلیل تلفات بالا و روحیه بد نظامی جرات ورود به تونلها را نداشته و تلاش میکنند تا یگانهای ویژه تحت سرپرستی عزیز ویسی را به این تونلها اعزام کنند.
ارتش اشغالگر ترک در امنترین مناطق مورد حمله قرار میگیرند
گفته میشود که نیروهای مسلح ارتش ترک، علیرغم همراه داشتن سلاح و تکنولوژیهای پیشرفته و حملات زمینی و هوایی هیچگونه پیشرفتی نداشتهاند و در بسیاری از مناطق هم در مقابل ضد حملات و حملات نیروهای گریلا با شگست مواجه شدهاند. طبق طرح نیروهای مسلح ترک در هفته نخست این عملیات میبایست که مناطق گریلایی از آسمان بمباران میشد و سپس نظامیان در این مناطق مستقر میشدند. اما این طرح با عملیاتهای موثر یگانهای متحرک گریلا بدون نتیجه ماند. به همین دلیل نه در مرزهای باشور-باکور کوردستان، بلکه از داخل باشور کوردستان و از شهرهای زاخو، دهوک، منطقه بهدینان حمایت نیروهای پارت دمکرات کوردستان را کسب کردند.
در این مناطق خصوصا در اطراف مناطق حفاظتی میدیا، نیروهای ویژه زیروانی، گولان و مزدوران روژ که وابسته پارت دمکرات کوردستان و خانواده بارزانی هستند، بازرسیها و پایگاهای نظامی را مستقر کرده و حتی این پایگاهها را در اختیار نیروهای اشغالگر ترک قرار دادهاند. در هفته نخست عملیات، نیروهای مسلح ترک در ۸ کیلومتری منطقه متینا و آواشین، نیروهای خود را مستقر کرده بوند، اما نیروهای گریلا با فعالیتهای تاثیرگذار خود ضربات سنگینی را به آنها وارد کردند.
یکی از پیشمرگههای قدیمی که منطقه را به خوبی میشناسد و نبرد کنونی را هم پیگیری میکند، اعلام کرد که نیروهای اشغالگر دولت ترک در این مناطق ضربات سنگینی دریافت کرده و روحیه آنها هم بسیار خراب بود. این پیشمرگه قدیمی که نخواسته است نامش فاش شود اعلام نمود که نظامیان ترک از زمان حضور در این نقاط و احداث پایگاههای نظامی از طرف نیروهای ویژه پارت دمکرات کوردستان، خود را در مناطق امن احساس کردند. اما در همین مناطق که نیروها خود را امن احساس میکردند مورد حمله نیروهای گریلا واقع شدند و ضربه خوردند. به همین دلیل روحیه آنها به طور کامل تخریب شد. این پیشمرگه قدیمی اعلام کرد که برای نمونه در روستاهای کانی ماسی و روستای کیسته پایگاههای ایجاد شده توسط نیروهای پارت دمکرات کوردستان به نیروهای اشغالگر ترک تحویل داده شد و این نیروها در همانجا مورد حمله واقع شدند.
برای چه به آنها پول میدهیم؟
این پیشمرگه قدیمی بیلان ۶ ماهه منتشر شده از سوی نیروهای مدافع خلق را خاطرنشان شده و اعلام کرد که با توجه به این بیلان نیروهای مسلح ترک ۳۲۳ بار از سلاحهای شیمیایی استفاده کردهاند و همچنین اعلام کرد که تعداد این حملات در واقع بیشتر از این امار است، و در تمام بمبارانها از سلاح و گاز شیمیایی استفاده شده است. از طرف دیگر در ماه نخست عملیات، تونلهای مناطق آواشین، زاپ و متینا نخست مورد حمله هوایی قرار گرفته است و بعد از بمباران این نقطهها با سلاح شیمیایی مورد حمله قرار گرفته است. در مرحله کنونی این بمبارانها بر تونلهای منطقه آواشین متمرکز شده است.
این پیشمرگه قدیمی در بخش دیگری از اظهارات خود اعلام کرد که بر اساس شنیدهها، نیروهای نظامی ارتش ترک به دلیل عملیات یگانهای متحرک گریلا ضربات سنگینی دریافت کرده و تلفات سنگینی را دادهاند. هر چند هواپیماهای اکتشافی همیشه در آسمان حضور دارند و فرماندهان اصرار دارند، اما نیروهای ارتش ترک جرات ورود به تونلهای جنگی را ندارند، زیرا این تونلها پیش از این با سلاحهای شیمیایی مورد حمله قرار گرفتهاند. به همین دلیل است که نیروهای نظامی ترک از واحدهای ویژه تحت سرپرستی عزیز ویسی میخواهند که وارد این تونلها شوند.
وظیفه اساسی این واحد این است که پیش از نیروهای نظامی ترک حرکت کرده و مینها را پاکسازی کند، مناطق مورد رفت و آمد نیروهای گریلا و مناطق کمینگذاری آنها را شناسایی کند و اطلاعات نظامی را جمعآوری کند، اما فرماندهان نظامی ترک، به دلیل روحیه بد و شکست خورده از نیروهای عزیز ویسی با اصرار درخواست میکنند وارد این
دولت ترک در مناطق متینا و آواشین همراه با بمباران هوایی، علیه تونلهای گریلا هم سلاحهای شیمیایی را استفاده میکند و برای ورود به این تونلها از نیروهای ویژه وابسته به پارت دمکرات کوردستان استفاده میکند.
دولت ترک عملیاتی را که در ۲۳ آپریل علیه مناطق متینا، زاپ و آواشین آغاز کرده بود، در هفتمین ماه، با بمباران هوایی و زمینی و استفاده از سلاحهای شیمیایی ادامه میدهد. طبق اطلاعات بدست آمده، نیروهای اشغالگر ارتش ترک بویژه بعد از بمبارانهای شدید هوایی به تونلهای منطقه آواشین که با حمله سلاحهای شیمیایی هم روبرو شده است، تلاش میکنند وارد این تونلها شوند، اما نیروهای نظامی به دلیل تلفات بالا و روحیه بد نظامی جرات ورود به تونلها را نداشته و تلاش میکنند تا یگانهای ویژه تحت سرپرستی عزیز ویسی را به این تونلها اعزام کنند.
ارتش اشغالگر ترک در امنترین مناطق مورد حمله قرار میگیرند
گفته میشود که نیروهای مسلح ارتش ترک، علیرغم همراه داشتن سلاح و تکنولوژیهای پیشرفته و حملات زمینی و هوایی هیچگونه پیشرفتی نداشتهاند و در بسیاری از مناطق هم در مقابل ضد حملات و حملات نیروهای گریلا با شگست مواجه شدهاند. طبق طرح نیروهای مسلح ترک در هفته نخست این عملیات میبایست که مناطق گریلایی از آسمان بمباران میشد و سپس نظامیان در این مناطق مستقر میشدند. اما این طرح با عملیاتهای موثر یگانهای متحرک گریلا بدون نتیجه ماند. به همین دلیل نه در مرزهای باشور-باکور کوردستان، بلکه از داخل باشور کوردستان و از شهرهای زاخو، دهوک، منطقه بهدینان حمایت نیروهای پارت دمکرات کوردستان را کسب کردند.
در این مناطق خصوصا در اطراف مناطق حفاظتی میدیا، نیروهای ویژه زیروانی، گولان و مزدوران روژ که وابسته پارت دمکرات کوردستان و خانواده بارزانی هستند، بازرسیها و پایگاهای نظامی را مستقر کرده و حتی این پایگاهها را در اختیار نیروهای اشغالگر ترک قرار دادهاند. در هفته نخست عملیات، نیروهای مسلح ترک در ۸ کیلومتری منطقه متینا و آواشین، نیروهای خود را مستقر کرده بوند، اما نیروهای گریلا با فعالیتهای تاثیرگذار خود ضربات سنگینی را به آنها وارد کردند.
یکی از پیشمرگههای قدیمی که منطقه را به خوبی میشناسد و نبرد کنونی را هم پیگیری میکند، اعلام کرد که نیروهای اشغالگر دولت ترک در این مناطق ضربات سنگینی دریافت کرده و روحیه آنها هم بسیار خراب بود. این پیشمرگه قدیمی که نخواسته است نامش فاش شود اعلام نمود که نظامیان ترک از زمان حضور در این نقاط و احداث پایگاههای نظامی از طرف نیروهای ویژه پارت دمکرات کوردستان، خود را در مناطق امن احساس کردند. اما در همین مناطق که نیروها خود را امن احساس میکردند مورد حمله نیروهای گریلا واقع شدند و ضربه خوردند. به همین دلیل روحیه آنها به طور کامل تخریب شد. این پیشمرگه قدیمی اعلام کرد که برای نمونه در روستاهای کانی ماسی و روستای کیسته پایگاههای ایجاد شده توسط نیروهای پارت دمکرات کوردستان به نیروهای اشغالگر ترک تحویل داده شد و این نیروها در همانجا مورد حمله واقع شدند.
برای چه به آنها پول میدهیم؟
این پیشمرگه قدیمی بیلان ۶ ماهه منتشر شده از سوی نیروهای مدافع خلق را خاطرنشان شده و اعلام کرد که با توجه به این بیلان نیروهای مسلح ترک ۳۲۳ بار از سلاحهای شیمیایی استفاده کردهاند و همچنین اعلام کرد که تعداد این حملات در واقع بیشتر از این امار است، و در تمام بمبارانها از سلاح و گاز شیمیایی استفاده شده است. از طرف دیگر در ماه نخست عملیات، تونلهای مناطق آواشین، زاپ و متینا نخست مورد حمله هوایی قرار گرفته است و بعد از بمباران این نقطهها با سلاح شیمیایی مورد حمله قرار گرفته است. در مرحله کنونی این بمبارانها بر تونلهای منطقه آواشین متمرکز شده است.
این پیشمرگه قدیمی در بخش دیگری از اظهارات خود اعلام کرد که بر اساس شنیدهها، نیروهای نظامی ارتش ترک به دلیل عملیات یگانهای متحرک گریلا ضربات سنگینی دریافت کرده و تلفات سنگینی را دادهاند. هر چند هواپیماهای اکتشافی همیشه در آسمان حضور دارند و فرماندهان اصرار دارند، اما نیروهای ارتش ترک جرات ورود به تونلهای جنگی را ندارند، زیرا این تونلها پیش از این با سلاحهای شیمیایی مورد حمله قرار گرفتهاند. به همین دلیل است که نیروهای نظامی ترک از واحدهای ویژه تحت سرپرستی عزیز ویسی میخواهند که وارد این تونلها شوند.
وظیفه اساسی این واحد این است که پیش از نیروهای نظامی ترک حرکت کرده و مینها را پاکسازی کند، مناطق مورد رفت و آمد نیروهای گریلا و مناطق کمینگذاری آنها را شناسایی کند و اطلاعات نظامی را جمعآوری کند، اما فرماندهان نظامی ترک، به دلیل روحیه بد و شکست خورده از نیروهای عزیز ویسی با اصرار درخواست میکنند وارد این
گذار دموکراتیک
استفاده از نظامیان پ.د.ک برای ورود به تونلهایی که با سلاح شیمیایی مورد حمله واقع شدهاند دولت ترک در مناطق متینا و آواشین همراه با بمباران هوایی، علیه تونلهای گریلا هم سلاحهای شیمیایی را استفاده میکند و برای ورود به این تونلها از نیروهای ویژه وابسته…
تونلها شوند. هر چند نیروهای ترک از سلاح شیمیایی هم استفاده میکنند اما همچنان جرات نزدیک شدن به این تونلها را ندارند. طبق اطلاعات بدست آمده از واحد ایجاد شده به فرماندهی عزیز ویسی درخواست شده است که این وظیفه را بر عهده بگیرد. شنیدهها حاکی از این مسئله است که آنها نه با دستور نظامی، بلکه با خواهش، از این واحد درخواست کردهاند که وارد تونلها شوند. از طرف دیگر فرماندهان نظامی ترک به فرمانده این واحدها گفتهاند که مگر ما به چه منظور به شما پول میدهیم؟ باید این کار را انجام بدهید. طبق اطلاعات بدست امده، فرمانده این واحد از دستور مقامات ترک سرپیچی کرده و بین آن دو مشاجراتی صورت گرفته است.
نزدیک به یک سال است که با فرماندهی عزیز ویسی، واحد ویژهای در میان نیروهای زیروانی، گولان و روژ از افراد انتخاب شده، تشکیل شده است. وظیفه این واحد پاکسازی راه نیروهای ارتش اشغالکر ترک، پاکسازی مین و نقاط محل رفت و آمد گریلا و در اختیار گذاشتن اطلاعات نظامی به نیروهای ترک بوده است. طبق اطلاعات بدست آمده، در صورتیکه عزیز ویسی نمونههای بکار گرفته شده از سلاحهای شیمیایی مورد استفاده ترک را فاش کند، هم ترکیه و پارت دمکرات کوردستان که با ارتش اشغالگر ترک همکاری میکنند، به دلیل دست زدن به جنایات جنگی محاکمه میشوند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
نزدیک به یک سال است که با فرماندهی عزیز ویسی، واحد ویژهای در میان نیروهای زیروانی، گولان و روژ از افراد انتخاب شده، تشکیل شده است. وظیفه این واحد پاکسازی راه نیروهای ارتش اشغالکر ترک، پاکسازی مین و نقاط محل رفت و آمد گریلا و در اختیار گذاشتن اطلاعات نظامی به نیروهای ترک بوده است. طبق اطلاعات بدست آمده، در صورتیکه عزیز ویسی نمونههای بکار گرفته شده از سلاحهای شیمیایی مورد استفاده ترک را فاش کند، هم ترکیه و پارت دمکرات کوردستان که با ارتش اشغالگر ترک همکاری میکنند، به دلیل دست زدن به جنایات جنگی محاکمه میشوند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
تشدید خفقان سیاسی، اولین هدیه رئیسی به کوردها
گزارشها حاکیست سرکوب شهروندان و اعمال فشارهای امنیتی در کوردستان به دنبال روی کار آمدن تیم جدید امنیتی پس از تشکیل دولت ابراهیم رئیسی بوده است.
تعدادی نامعلومی از شهروندان در اثر بازداشتهای فلهای مجبور به ترک خانههای خود شده و از سرنوشت آنها نیز اطلاعی در دست نیست.
شبکه حقوق بشر کوردستان در گزارشی اعلام کرده است که در ادامه موج جدید بازداشتهای جمعی شهروندان و فعالان کورد، سه روز پیش، چهارشنبه، زاگرس رشیدی، شهروند اهل بانه که پدر او نیز پیشتر بازداشت شده بود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
موج جدید بازداشت شهروندان و فعالان کورد از بیستم آبان ماه آغاز شد. تاکنون دهها نفر توسط نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف بازداشت شدهاند.
چندین نفر از فعالان بازداشت شده اخیر بانه موفق به تماسهای کوتاه تلفنی با خانوادههایشان شده و از نگهداری خود در بازداشتگاههای اداره اطلاعات بانه و سنه خبر دادهاند.
شبکه حقوق بشر کوردستان میگوید امروز شنبه نیز ارسطو ملارحیمی، فعال مدنی کورد برای اجرای حکم ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری روانه زندان مهاباد شد.
ارسطو ملارحیمی به اتهام آنچه تبلیغ علیه نظام خوانده شده، به ٧ ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است. این فعال مدنی در کمپینهای مردمی مهاباد برای کمک به سیلزدگان و زلزلهزدگان نقش فعالی داشته است.
در عین حال خبرها حاکی از اعتصاب غذای هوشمند علیپور از زندانیان سیاسی کورد است.
شبکه حقوق بشر کوردستان گزارش داده که او در اعتراض به مخالفت اداره اطلاعات با درخواست مرخصیاش در زندان مرکزی شهر سنه دست به اعتصاب غذا زده است.
درخواست هوشمند علیپور برای مرخصی به دلایل نامعلوم از سوی دادگاه رد شده است.
پیش از این نیز پس از کشته شدن ژیان علیپور، برادر کولبر این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۲ مهر در نتیجه تیراندازی نیروهای هنگ مرزی در مناطق مرزی سردشت، دادستانی شهر سنه با درخواست وی برای شرکت در مراسم خاکسپاری برادرش مخالفت کرده بود.
هوشمند علیپور، فعال سیاسی اهل سردشت از مردادماه ١٣٩٧ تاکنون به اتهام عضویت در یک حزب مخالف کوردستانی در زندان بوده و حکم هشت سال زندان دریافت کرده است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گزارشها حاکیست سرکوب شهروندان و اعمال فشارهای امنیتی در کوردستان به دنبال روی کار آمدن تیم جدید امنیتی پس از تشکیل دولت ابراهیم رئیسی بوده است.
تعدادی نامعلومی از شهروندان در اثر بازداشتهای فلهای مجبور به ترک خانههای خود شده و از سرنوشت آنها نیز اطلاعی در دست نیست.
شبکه حقوق بشر کوردستان در گزارشی اعلام کرده است که در ادامه موج جدید بازداشتهای جمعی شهروندان و فعالان کورد، سه روز پیش، چهارشنبه، زاگرس رشیدی، شهروند اهل بانه که پدر او نیز پیشتر بازداشت شده بود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
موج جدید بازداشت شهروندان و فعالان کورد از بیستم آبان ماه آغاز شد. تاکنون دهها نفر توسط نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف بازداشت شدهاند.
چندین نفر از فعالان بازداشت شده اخیر بانه موفق به تماسهای کوتاه تلفنی با خانوادههایشان شده و از نگهداری خود در بازداشتگاههای اداره اطلاعات بانه و سنه خبر دادهاند.
شبکه حقوق بشر کوردستان میگوید امروز شنبه نیز ارسطو ملارحیمی، فعال مدنی کورد برای اجرای حکم ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری روانه زندان مهاباد شد.
ارسطو ملارحیمی به اتهام آنچه تبلیغ علیه نظام خوانده شده، به ٧ ماه و ۱۶ روز حبس محکوم شده است. این فعال مدنی در کمپینهای مردمی مهاباد برای کمک به سیلزدگان و زلزلهزدگان نقش فعالی داشته است.
در عین حال خبرها حاکی از اعتصاب غذای هوشمند علیپور از زندانیان سیاسی کورد است.
شبکه حقوق بشر کوردستان گزارش داده که او در اعتراض به مخالفت اداره اطلاعات با درخواست مرخصیاش در زندان مرکزی شهر سنه دست به اعتصاب غذا زده است.
درخواست هوشمند علیپور برای مرخصی به دلایل نامعلوم از سوی دادگاه رد شده است.
پیش از این نیز پس از کشته شدن ژیان علیپور، برادر کولبر این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۲ مهر در نتیجه تیراندازی نیروهای هنگ مرزی در مناطق مرزی سردشت، دادستانی شهر سنه با درخواست وی برای شرکت در مراسم خاکسپاری برادرش مخالفت کرده بود.
هوشمند علیپور، فعال سیاسی اهل سردشت از مردادماه ١٣٩٧ تاکنون به اتهام عضویت در یک حزب مخالف کوردستانی در زندان بوده و حکم هشت سال زندان دریافت کرده است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
گذار دموکراتیک
فلسفه ی ناب و شخصیت آوانگارد رهبر اوجالان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
فلسفه ی ناب و شخصیت آوانگارد رهبر اوجالان
✍ رامین گارا
فلسفه واژهای است دارای ریشه یونانی که از فیلاسوفیا یعنی دوستدار دانش گرفته شده. تعاریف متعددی در خصوص فلسفه از نگاه زیستشناسی، فیزیک، علوم تجربی، سیاست و جامعهشناسی یا حتی زبانشناسی شده ولی در طول تاریخ میتوان با برآورد آن با ادوار غالبیت مقولات «میتولوژی، دین و پوزیتیویسم» آن را تعریف جامع نمود و کلیت تاریخی آن را به دست داد. در اصل، فلسفه نه معانیای صرفا متافیزیک و مربوط به ماوراءالطبیعهی محض است و نه محدود به دانش و واقعیتهای محسوس و عینی در جهان هستی. اگر به دقت به ادوار تاریخ نگریسته شود «تفکر فلسفی» همیشه در میتولوژی، دین و پوزیتیویسم به انحاء مختلف و بنا به پارادایمهای مسلط، وجود داشته. در میتولوژی، کمرنگتر جلوه میکند زیرا مسائل اجتماعی در آن دوره هنوز نمود بارز نیافتهاند. در ادوار دین و پوزیتیویسم اما فلسفه با هر دوی آنها در وضعیت جدال قرار میگیرد.
تمایز فلسفه با دین در این است که فلسفه به «علم و عقل» محوریت میدهد، اما دین اصولا از در عقل و علم برای شناخت خدا و انسان وارد نمیشود، لذا تضاد میان فلسفه و دین اینجا عمیق گشت. در تمایز میان فلسفه و پوزیتیویسم هم مقولات بارز «تجربی ـ غیرتجربی» و «مطلقیت و نسبیت» رخ نمود. اساسا پوزیتیویسم ایدئولوژیای است که به نام مفاهیم «علم و تجربه» به جنگ دین رفت و این را عمیقترین و صحیحترین فلسفه در حقیقتشناسی جهان هستی و انسان دانست درحالی که رویکردی «پراگماتیستی» محض است که حتی معنای این واژه را که «عملباوری» است به «منفعتباوری» تغییر داده. چرا که نیاز سرمایهداری و لیبرالیسم، گرایش به پرستش منافع کلان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … است. حرص و آز فرد پوزیتیویست با خواهشهای نفسانی مادیپرستانه رنگ و صبغهی جنونآمیز ضددینی و ضدمیتولوژیک مییابد و ادعا میشود که طرح جهانی مطلقا نو را درانداختهاند. اساسا چنان پرستش منفعت ژرف و حاد میگردد که خود به یک دین جدید اما بسیار مخرب و خطرناک مبدل گشته.
با پیشرفت علم و معرفت در جهان مدرن، علومی چون «فیزیک کوانتوم و زیستشناسی، روششناسی و منطق» به یکباره با مبدأهای پوزیتیویسم به ستیزه گرائیدند و پایههای آن را متزلزل ساختند. اساسا جهان «نسبیگرایی علم و فلسفه» علیه جهان «مطلقگرایی دینی پوزیتیویسم» قد علم کردند. این دوره دورهی نضج ایدئولوژیها و پارادایمها به جای «تئولوژیها» میباشد.
در جهان امروز، که ادعای مدرنیت عقلانی دارای رشد ساختاری و کارکردی، خودنمایی کرده، اساسا در تعاریف متعدد و حتی متناقض، فلسفه را بهمثابهی حوزهی پرداخت به مسائل ذهنی متضاد با علم به مثابهی حوزه پرداخت به مسائل عینی و مادی، رویاروگردانده و هردو را بر ضد هم شوراندهاند. درحالی که فلسفه همچو واژه به معنای دوستدار دانش است. حوزهی فلسفه را به میل خویش به شناخت وجود باریتعالی، جهان ذهنی غیرقابل لمس و نامحسوس محدود ساخته و جهان محسوس و عینی را حوزهی علم قرار دادهاند. این رویهی تناقضی و تنشزا را ایدئولوژیهای علمگرا و سیانتیست در زمان رنسانس بر ضد کلیسا شکل دادند. اساسا رویکردی ماهوا غلط میباشد که سردرگمی و انحراف را در قبال فلسفه و معرفتهای انسانی ایجاد مینماید. حقیقتا هم مدرنیته و پستمدرنیته که یک رویه با دو فاز متفاوت هستند، دچار این مغلطهها گشتند و هردو از شربت گناه آن نوشیدند. تلاشهای فیلسوفان پستمدرن معاصر برای تعریف صحیح جهان جاری با رفع اشتباهات مطروحه، نتایج گهرباری دربر نداشت اما کورهراهی ایجاد کرد. شناخت کل تاریخ، ادوار آن و سیر فکر و فلسفه در ادوار میتولوژی، دین و پوزیتیویسم، اصلیترین کاری بود که باید فیلسوفان بطور جامع انجام میدادند، جز معدود افرادی که بطور نسبی این راه را رفتند و همانند نیچه و مارکس نتایجی بدست دادند، مابقی فیلسوفان، بصورت ناقض و نیمهکاره و غیرجامع پرداختهای بسیار ناکافی داشتند. بنابراین نتوانستند میان علم و فلسفه رابطهی صحیح برقرار و میان «اتحاد و دانایی» پیوندی عمیق ایجاد نمایند.
فلسفهی آپویی
آنچه اندیشهی آپویی مختص به رهبر عبدالله اوجالان نامیده میشود را نمیتوان در قالب واژهها و اصطلاحات محدود ساخت، زیرا در حد یک مکتب نه بلکه فراتر از آن است و کل جهان و معانی آن را دربرمیگیرد. نیچه و مارکس نتوانستهاند به این آرزوی خود جامهس عمل بپوشانند. اما رهبر اوجالان توانست، زیرا میان علم و فلسفه و اتحاد و دانایی پیوند همیشگی ایجاد کرده و بشریت را به آرزوی او رسانده.
✍ رامین گارا
فلسفه واژهای است دارای ریشه یونانی که از فیلاسوفیا یعنی دوستدار دانش گرفته شده. تعاریف متعددی در خصوص فلسفه از نگاه زیستشناسی، فیزیک، علوم تجربی، سیاست و جامعهشناسی یا حتی زبانشناسی شده ولی در طول تاریخ میتوان با برآورد آن با ادوار غالبیت مقولات «میتولوژی، دین و پوزیتیویسم» آن را تعریف جامع نمود و کلیت تاریخی آن را به دست داد. در اصل، فلسفه نه معانیای صرفا متافیزیک و مربوط به ماوراءالطبیعهی محض است و نه محدود به دانش و واقعیتهای محسوس و عینی در جهان هستی. اگر به دقت به ادوار تاریخ نگریسته شود «تفکر فلسفی» همیشه در میتولوژی، دین و پوزیتیویسم به انحاء مختلف و بنا به پارادایمهای مسلط، وجود داشته. در میتولوژی، کمرنگتر جلوه میکند زیرا مسائل اجتماعی در آن دوره هنوز نمود بارز نیافتهاند. در ادوار دین و پوزیتیویسم اما فلسفه با هر دوی آنها در وضعیت جدال قرار میگیرد.
تمایز فلسفه با دین در این است که فلسفه به «علم و عقل» محوریت میدهد، اما دین اصولا از در عقل و علم برای شناخت خدا و انسان وارد نمیشود، لذا تضاد میان فلسفه و دین اینجا عمیق گشت. در تمایز میان فلسفه و پوزیتیویسم هم مقولات بارز «تجربی ـ غیرتجربی» و «مطلقیت و نسبیت» رخ نمود. اساسا پوزیتیویسم ایدئولوژیای است که به نام مفاهیم «علم و تجربه» به جنگ دین رفت و این را عمیقترین و صحیحترین فلسفه در حقیقتشناسی جهان هستی و انسان دانست درحالی که رویکردی «پراگماتیستی» محض است که حتی معنای این واژه را که «عملباوری» است به «منفعتباوری» تغییر داده. چرا که نیاز سرمایهداری و لیبرالیسم، گرایش به پرستش منافع کلان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … است. حرص و آز فرد پوزیتیویست با خواهشهای نفسانی مادیپرستانه رنگ و صبغهی جنونآمیز ضددینی و ضدمیتولوژیک مییابد و ادعا میشود که طرح جهانی مطلقا نو را درانداختهاند. اساسا چنان پرستش منفعت ژرف و حاد میگردد که خود به یک دین جدید اما بسیار مخرب و خطرناک مبدل گشته.
با پیشرفت علم و معرفت در جهان مدرن، علومی چون «فیزیک کوانتوم و زیستشناسی، روششناسی و منطق» به یکباره با مبدأهای پوزیتیویسم به ستیزه گرائیدند و پایههای آن را متزلزل ساختند. اساسا جهان «نسبیگرایی علم و فلسفه» علیه جهان «مطلقگرایی دینی پوزیتیویسم» قد علم کردند. این دوره دورهی نضج ایدئولوژیها و پارادایمها به جای «تئولوژیها» میباشد.
در جهان امروز، که ادعای مدرنیت عقلانی دارای رشد ساختاری و کارکردی، خودنمایی کرده، اساسا در تعاریف متعدد و حتی متناقض، فلسفه را بهمثابهی حوزهی پرداخت به مسائل ذهنی متضاد با علم به مثابهی حوزه پرداخت به مسائل عینی و مادی، رویاروگردانده و هردو را بر ضد هم شوراندهاند. درحالی که فلسفه همچو واژه به معنای دوستدار دانش است. حوزهی فلسفه را به میل خویش به شناخت وجود باریتعالی، جهان ذهنی غیرقابل لمس و نامحسوس محدود ساخته و جهان محسوس و عینی را حوزهی علم قرار دادهاند. این رویهی تناقضی و تنشزا را ایدئولوژیهای علمگرا و سیانتیست در زمان رنسانس بر ضد کلیسا شکل دادند. اساسا رویکردی ماهوا غلط میباشد که سردرگمی و انحراف را در قبال فلسفه و معرفتهای انسانی ایجاد مینماید. حقیقتا هم مدرنیته و پستمدرنیته که یک رویه با دو فاز متفاوت هستند، دچار این مغلطهها گشتند و هردو از شربت گناه آن نوشیدند. تلاشهای فیلسوفان پستمدرن معاصر برای تعریف صحیح جهان جاری با رفع اشتباهات مطروحه، نتایج گهرباری دربر نداشت اما کورهراهی ایجاد کرد. شناخت کل تاریخ، ادوار آن و سیر فکر و فلسفه در ادوار میتولوژی، دین و پوزیتیویسم، اصلیترین کاری بود که باید فیلسوفان بطور جامع انجام میدادند، جز معدود افرادی که بطور نسبی این راه را رفتند و همانند نیچه و مارکس نتایجی بدست دادند، مابقی فیلسوفان، بصورت ناقض و نیمهکاره و غیرجامع پرداختهای بسیار ناکافی داشتند. بنابراین نتوانستند میان علم و فلسفه رابطهی صحیح برقرار و میان «اتحاد و دانایی» پیوندی عمیق ایجاد نمایند.
فلسفهی آپویی
آنچه اندیشهی آپویی مختص به رهبر عبدالله اوجالان نامیده میشود را نمیتوان در قالب واژهها و اصطلاحات محدود ساخت، زیرا در حد یک مکتب نه بلکه فراتر از آن است و کل جهان و معانی آن را دربرمیگیرد. نیچه و مارکس نتوانستهاند به این آرزوی خود جامهس عمل بپوشانند. اما رهبر اوجالان توانست، زیرا میان علم و فلسفه و اتحاد و دانایی پیوند همیشگی ایجاد کرده و بشریت را به آرزوی او رسانده.
گذار دموکراتیک
فلسفه ی ناب و شخصیت آوانگارد رهبر اوجالان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
در یک معنای کلی، وقتی یک نظریه، اندیشه و تئوری فلسفی در عرصهی عمل به اجرا گذاشته و در حوزهی تجربه به محک آزمایش گذاشته شود و این رویه در تمامی حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستی تکرارگردد، آن فیلسوف توانسته در حین ایجاد اتحاد میان دانایی و عمل، رابطهی میان علم و فلسفه را برقرار و میان آن دو آشتی ایجاد نماید. فیلسوفان دیگر با کاربرد یک زبان ثقیل بیان و شرح و تفسیر، زبانی الکن از نظر عامهی مردم و تودههای نیازمند ایجاد کردند. لذا چون در کنار آن، اثباتهای عملی را به جریان نیانداختند، تنها در حدود اندیشه و ذهن سیر کردند و به عرصهی عمل پا نگذاشتند، لذا دورههای مکمل طی طریق از حوزهی اندیشه به عمل را با موفقیت طی نکردند و تئوریکِ صرف باقی ماندند. این رویه و سیر صرفگرایانه تمامی ابزارهای لازم برای وقوع رخدادهای دیالکتیک را کنارهم نمیآورد. لذا دیالکتیک رخدادها که معمولا ناایستا است و همیشه روی میدهد، برخلاف انتظار فیلسوفان یکجانبهگرا و یا نقصاندار، به منصهی ظهور میرسید. این یعنی عدم پاینهادن از عرصهی نظریه به عرصهی عمل ناب. این روند، تصور حبس مفهوم فلسفه تنها در حیطهی ذهن را در اذهان همگان به میان آورد. لذا فلسفه از تجربه مهجور گردانده شده و ادعا شد که به تعبیر آنها در علم، کار آن نه مشاهده، آزمایش و تجربه که روندی پوزیتیویستی که پرداختن به مسائل محض ذهنی و مفاهیم خیالی و غیرقابل محسوس و ضدعینی است.
وقتی رهبر اوجالان میان تئوری و عمل و دانایی و تجربه تعادل برقرارساخت و پیوند عمیق ایجاد کرد، جهانهای ذهنی و عینی را کنار هم آورد، درآمیخت و به آزمایش و آزمون گذاشت. این شیوهی فلسفی و عملی بصورت یکجا و منسجم، سدهها همچو یک معجزهی خیالی تصور میشد، اما رهبر اوجالان فراتر از فیلسوفان عصر موفق بدان شد. زیرا در نگاه و گام نخست، متوجه معایب و نواقض روشی و منطقی سایر فیلسوفان شد، لذا همچو یک شخصیت آوانگارد بدین معنا که چیزی نوین در چنته دارد تا به بشریت ارزانی کند، ظهور کرد و جهانی شد. این فلسفه یا بهتر بگوییم این رژیم حقیقت، اگرچه با تهاجمات بیرحمانهی جهان سرمایهداری و لیبرالیسم و حتی سوسیالیستهای ریوزیونیست مواجه است، اما همچنان از پراکنش در قارهها و محافل اندیشگی دیالکتیکمحور بازنایستاده. در یک جمله میتوان گفت:
«رهبر آپو در هیأت اندیشه بر فراز سراسر جهان به پرواز درآمده و مهارناپذیر گشته».
جامعیت
یک ویژگی رهبر اوجالان، جامعیت در اندیشه و عمل فلسفی است. حتی خصیصهی شخصیتی و متدیک رهبری در آوانگارد بودن، متعلق به پرسهی موفقیتآمیز هم در حوزهی اندیشه و هم عمل است. خیلی از فیلسوفان و رهبران ظهور کردند که یا صرفا محدود به «اندیشهی فلسفی» بودند یا «عمل رهبریت فاقد اندیشه». این نقصان، مایهی شکستهای جنبشهای چپگرای دویست سال گذشته شده. بنابراین در آوانگاربودن خود تمایل صرف به یک جنبه و بُعد را ندارد، پس جامع است چون اندیشه و عمل را مختلط نموده و هر دو را نیز از اعماق بسیار پیچیدهی ادوار تاریخی میتولوژی، دین و پوزیتیویسم استخراج نموده که پراکسیسی فرافیلسوفانه است.
ویژگی دیگر جامعیت فلسفهی ایشان، پرداختن به یک یا چند موضوع و مسئله نه، بلکه به کل مضامین و مسائل جهان هستی و بشری است. هر یک را نیز هم در بُعد اندیشگی و هم عملی به آزمون گذارده و نتایجی را جهت ادامهی راه بدست داده. در یک فهرست میتوان گفت که در مسائل و موضوعات «زن، جامعه، دولت، سیاست، اکولوژی، جوانان، ورزش، صنعت، فلسفه، ادبیات، علم، هنر، اقتصاد و هزاران موضوع بکر» به تفلسف پرداخته و پارادایم خویش را در جهانشناسی جامع، وضع نموده. به همین دلیل فرامکتب است و منفذی در حوزهای در این جهان باقی نمانده که در آن نفوذ نکرده و نظری ارائه نداده باشد.
ایدئولوژی و پارادایم
رهبر اوجالان از همان اوان آغاز مبارزه و سیر دیالکتیک مداوم آن که تغییر را بنمایهی اندیشه و عمل برای حصول پیشرفتهای پیدرپی قرارداده، تا نوگرایانه باشد و مندرس نماند، یک ایدئولوژی را در رژیم حقیقت خویش پذیرش نمود و آن «سوسیالیسم» میباشد. امروز آن ایدئولوژی را با رویکردهای نقادانهی خویش نسبت به مارکسیسم و سایر ایدئولوژیها و جریاناتی چون آنارشیسم و فمینیسم، ارتقا داده و همچو مفاهیم «سوسیالیسم علمی و دمکراتیک» عرضه نموده. در اصل، آن را ثابت رها نکرده، بلکه رشد داده و متغییر نموده. ایجاد تغییر مداوم و یومیه در فکر و عمل را خمیرمایهی مبارزات سوسیالیستی خود قرارداده و مدام تجدد و مدرنبودن را بنیان کار ساخته. تاکنون که بیش از چهل سال است بیوقفه در تبارز است، اصل ایدئولوژی یعنی سوسیالیستیبودن را حفظ نموده اما ماهیت آن را بیاندازه پیشرفت داده. این پیشرفت را در حوزهی پارادایم و مبتنی بر مفهوم ناب دمکراسی برای بشریت به میان آورده.
وقتی رهبر اوجالان میان تئوری و عمل و دانایی و تجربه تعادل برقرارساخت و پیوند عمیق ایجاد کرد، جهانهای ذهنی و عینی را کنار هم آورد، درآمیخت و به آزمایش و آزمون گذاشت. این شیوهی فلسفی و عملی بصورت یکجا و منسجم، سدهها همچو یک معجزهی خیالی تصور میشد، اما رهبر اوجالان فراتر از فیلسوفان عصر موفق بدان شد. زیرا در نگاه و گام نخست، متوجه معایب و نواقض روشی و منطقی سایر فیلسوفان شد، لذا همچو یک شخصیت آوانگارد بدین معنا که چیزی نوین در چنته دارد تا به بشریت ارزانی کند، ظهور کرد و جهانی شد. این فلسفه یا بهتر بگوییم این رژیم حقیقت، اگرچه با تهاجمات بیرحمانهی جهان سرمایهداری و لیبرالیسم و حتی سوسیالیستهای ریوزیونیست مواجه است، اما همچنان از پراکنش در قارهها و محافل اندیشگی دیالکتیکمحور بازنایستاده. در یک جمله میتوان گفت:
«رهبر آپو در هیأت اندیشه بر فراز سراسر جهان به پرواز درآمده و مهارناپذیر گشته».
جامعیت
یک ویژگی رهبر اوجالان، جامعیت در اندیشه و عمل فلسفی است. حتی خصیصهی شخصیتی و متدیک رهبری در آوانگارد بودن، متعلق به پرسهی موفقیتآمیز هم در حوزهی اندیشه و هم عمل است. خیلی از فیلسوفان و رهبران ظهور کردند که یا صرفا محدود به «اندیشهی فلسفی» بودند یا «عمل رهبریت فاقد اندیشه». این نقصان، مایهی شکستهای جنبشهای چپگرای دویست سال گذشته شده. بنابراین در آوانگاربودن خود تمایل صرف به یک جنبه و بُعد را ندارد، پس جامع است چون اندیشه و عمل را مختلط نموده و هر دو را نیز از اعماق بسیار پیچیدهی ادوار تاریخی میتولوژی، دین و پوزیتیویسم استخراج نموده که پراکسیسی فرافیلسوفانه است.
ویژگی دیگر جامعیت فلسفهی ایشان، پرداختن به یک یا چند موضوع و مسئله نه، بلکه به کل مضامین و مسائل جهان هستی و بشری است. هر یک را نیز هم در بُعد اندیشگی و هم عملی به آزمون گذارده و نتایجی را جهت ادامهی راه بدست داده. در یک فهرست میتوان گفت که در مسائل و موضوعات «زن، جامعه، دولت، سیاست، اکولوژی، جوانان، ورزش، صنعت، فلسفه، ادبیات، علم، هنر، اقتصاد و هزاران موضوع بکر» به تفلسف پرداخته و پارادایم خویش را در جهانشناسی جامع، وضع نموده. به همین دلیل فرامکتب است و منفذی در حوزهای در این جهان باقی نمانده که در آن نفوذ نکرده و نظری ارائه نداده باشد.
ایدئولوژی و پارادایم
رهبر اوجالان از همان اوان آغاز مبارزه و سیر دیالکتیک مداوم آن که تغییر را بنمایهی اندیشه و عمل برای حصول پیشرفتهای پیدرپی قرارداده، تا نوگرایانه باشد و مندرس نماند، یک ایدئولوژی را در رژیم حقیقت خویش پذیرش نمود و آن «سوسیالیسم» میباشد. امروز آن ایدئولوژی را با رویکردهای نقادانهی خویش نسبت به مارکسیسم و سایر ایدئولوژیها و جریاناتی چون آنارشیسم و فمینیسم، ارتقا داده و همچو مفاهیم «سوسیالیسم علمی و دمکراتیک» عرضه نموده. در اصل، آن را ثابت رها نکرده، بلکه رشد داده و متغییر نموده. ایجاد تغییر مداوم و یومیه در فکر و عمل را خمیرمایهی مبارزات سوسیالیستی خود قرارداده و مدام تجدد و مدرنبودن را بنیان کار ساخته. تاکنون که بیش از چهل سال است بیوقفه در تبارز است، اصل ایدئولوژی یعنی سوسیالیستیبودن را حفظ نموده اما ماهیت آن را بیاندازه پیشرفت داده. این پیشرفت را در حوزهی پارادایم و مبتنی بر مفهوم ناب دمکراسی برای بشریت به میان آورده.
گذار دموکراتیک
فلسفه ی ناب و شخصیت آوانگارد رهبر اوجالان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
پارادایم برخلاف تعاریف متناقض و متعارض بسیاری نظریهپردازان، در خصومت و عداوت با مقولهی ایدئولوژی قرار ندارد. پارادایم یا جهانبینی جامع، همانا از نظر رهبر اوجالان، ابزارهای ذهنی و عملی برای ایجاد تحول و رشد مثبت در ایدئولوژی است. رهاساختن ایدئولوژی از خوانشهای دگماتیک و ایستا میباشد. در دهههای مبارزهگری رهبر اوجالان، سوسیالیسم به مثابهی ایدئولوژی در حال رشد مدام حفظ شده، اما پارادایم را در سیر آن تغییر داده. برای مثال، نوع جهانبینی سدههای گذشته از جانب ایدئولوژی علم که چندین مکتب جداگانه را دربرگرفته، یک پارادایم مشوش و بیماهیت و عاری از شخصیت مستقل، ایجاد شده بود که سر از هرگونه انحرافات سرمایهدارانه و لیبرالیستی در میآورد و کنشگر سلطهگر در آن نیز دولت بود. این پدیدهی شوم، همهی تباهیها را زیر سر داشت. رهبر اوجالان این پارادایم را که به مثابهی یک میراث برای جوامع قرن بیست و بیستویکم باقی گذاشته شده و روی دست حزب پ.ک.ک نیز مانده بود با موفقیت کامل مورد بازتفسیر اندیشگی و عملی قرارداد و از آن گذار نمود. بعبارتی گذار از پارادایم و جهانبینی دولتپرستی جهت رهایی از همهی تباهیهای نظام سرمایهداری و ایدئولوژی لیبرالیسم بود.
در این پارادایم که در یک جمله، ماهیت آن را میتوان نشان داد:«جامعهی دموکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» دولت محلی از اعراب ندارد. جامعه را بنیان و حوزهی اصلی قرار میدهد و مفاهیم و مسائل «دمکراسی، اکولوژی و زن» را بصورت توأمان و همزمان که به گرههای کور سرطانی در جوامع امروزی مبدل شدهاند را چارهیابی مینماید. مسئلهی زن را سرآمد تمامی مفاهیم عملی قرار میدهد. بدون توجه به هریک از این سهگانهی نامبرده، هیچ یک از مسائل و بحرانهای جهانی بشریت حل نخواهد شد. در این سیر، رهبری با تعیین حدود و ثغور مسائل، هم در حوزهی اندیشه، نظریات مورد نیاز را ارائه داده و هم در عرصهی عمل گذشته از آزمون آنها، ابزارهای لازم را نیز در خدمت گروههای اجتماعی قرارداده تا به مبارزهی عملی بپردازند و جهان خویش را تغییر دهند. بطور خلاصه اگر این روند رخ ندهد، مسلما جهان ما در آیندهای نزدیک بر اثر انبساط و متهورشدن کائوسهای پیدرپی نابود خواهد شد و کرهی زمین غیرقابل زیست خواهد شد. آنچه به تباه ساختن سهگانهی فوق میپردازد، سلطهگری و اقتدارگرایی نظامهایی مردسالار، سرمایهدارانه و لیبرالی هستند که کانون شر شدهاند.
رهبراوجالان در این مبارزات جامع پارادایمی، از تمامی علوم بویژه جامعهشناسی، منطق، تجربی، انسانی و اکولوژیک بهره میجوید تا مسایل حاد بشری را حل نماید. به مفاهیم بنیادین مطلقگرایی ـ نسبیگرایی، متافیزیک ـ دیالکتیک، علم ـ دین، ایدهآلیسم و ماتریالیسم، ساختارگرایی ـ کارکردی و بسیاری دوگانههای دیگر پرداخته و جهان اندیشگی را شکل داده تا مجهز به سلاح فکری برای مبارزه گردند. همچنین کل تاریخ، تمامی اندیشههای دینی، کل اندیشههای فلسفی فیلسوفان، جوامع و اتنیکها، میراثهای فرهنگی جهانی، تمدنهای برآمدهی جهانی و جهان مدرن امروز را بازتفسیر و تحلیل مینماید تا رژیم حقیقت اصلی را مطابق پارادایم مداوما متحول و نوگرای خویش وضع نماید. تمامی اینها را از شخصیت خویش و خودشناسی آغاز میکند سپس به جوامع بزرگ میرسد. رهبری میگویند که اگر نیاز باشد روزی دهها بار در اندیشهها و افکار خود تغییر ایجاد نموده، نوگرایی کرده و رشد میکنم. این را لازمه و وظیفهی اخلاقی و سیاسی خویش در قبال جامعه میداند.
از انسان گرفته تا کیهان هستی، از علم سیاست گرفته تا فیزیک کوانتوم و جامعهشناسی، در همهی آنها صاحب نظر مستقل و پیشرفته است. همهی مکاتب اندیشگی جهانی و فلسفهها را به باد انتقاد گرفته و بجای رد آنها، پیشرفتشان میدهد. حاصل تمامی این مبارزهی فلسفی خویش را بصورت عینی و واقعا موجود، «کنفدرالیسم دمکراتیک و ملت دمکراتیک» نام نهاده که از اندیشه در خصوص مسائل جهان هستی، دغدغههای انسان در مورد حقیقت، اندیشیدن او به زیبایی، نوگرایی، رشد، سعادت و خوشبختی گرفته تا حوزههای سیاست، اقتصاد، زن، جامعهی نوگرا و دمکراتیک، سیر میکند و راهکاری صحیح بدست میدهد که ارزش آزمودن را دارد. ایدئولوژی و پارادایم دمکراتیک برای رهایی «جامعه، اکولوژی و زن» از مخمصهی نابودگر نظام سرمایهداری و لیبرالیسم میباشد. شیوههای زندگی اجتماعات امروز را جسورانه به نقد میکشد، از پایبست فرومیریزد و از نو طرح سالم درمیاندازد.
همهچیز در فلسفهی رهبر اوجالان بصورت دیالکتیک و تابع قوانین آن روی میدهد، لذا فلسفهی خود را «دیالکتیک کوانتومی» نامیده و آن را برنامهای مدون میداند که اگر بشریت امروز به آن عمل نکند، جهان خود را با جنگها و هوسهای هستهای، شیمیایی و سلطهگری جنونآمیز بهکلی نابود خواهد ساخت.
در این پارادایم که در یک جمله، ماهیت آن را میتوان نشان داد:«جامعهی دموکراتیک و اکولوژیک مبتنی بر آزادی زن» دولت محلی از اعراب ندارد. جامعه را بنیان و حوزهی اصلی قرار میدهد و مفاهیم و مسائل «دمکراسی، اکولوژی و زن» را بصورت توأمان و همزمان که به گرههای کور سرطانی در جوامع امروزی مبدل شدهاند را چارهیابی مینماید. مسئلهی زن را سرآمد تمامی مفاهیم عملی قرار میدهد. بدون توجه به هریک از این سهگانهی نامبرده، هیچ یک از مسائل و بحرانهای جهانی بشریت حل نخواهد شد. در این سیر، رهبری با تعیین حدود و ثغور مسائل، هم در حوزهی اندیشه، نظریات مورد نیاز را ارائه داده و هم در عرصهی عمل گذشته از آزمون آنها، ابزارهای لازم را نیز در خدمت گروههای اجتماعی قرارداده تا به مبارزهی عملی بپردازند و جهان خویش را تغییر دهند. بطور خلاصه اگر این روند رخ ندهد، مسلما جهان ما در آیندهای نزدیک بر اثر انبساط و متهورشدن کائوسهای پیدرپی نابود خواهد شد و کرهی زمین غیرقابل زیست خواهد شد. آنچه به تباه ساختن سهگانهی فوق میپردازد، سلطهگری و اقتدارگرایی نظامهایی مردسالار، سرمایهدارانه و لیبرالی هستند که کانون شر شدهاند.
رهبراوجالان در این مبارزات جامع پارادایمی، از تمامی علوم بویژه جامعهشناسی، منطق، تجربی، انسانی و اکولوژیک بهره میجوید تا مسایل حاد بشری را حل نماید. به مفاهیم بنیادین مطلقگرایی ـ نسبیگرایی، متافیزیک ـ دیالکتیک، علم ـ دین، ایدهآلیسم و ماتریالیسم، ساختارگرایی ـ کارکردی و بسیاری دوگانههای دیگر پرداخته و جهان اندیشگی را شکل داده تا مجهز به سلاح فکری برای مبارزه گردند. همچنین کل تاریخ، تمامی اندیشههای دینی، کل اندیشههای فلسفی فیلسوفان، جوامع و اتنیکها، میراثهای فرهنگی جهانی، تمدنهای برآمدهی جهانی و جهان مدرن امروز را بازتفسیر و تحلیل مینماید تا رژیم حقیقت اصلی را مطابق پارادایم مداوما متحول و نوگرای خویش وضع نماید. تمامی اینها را از شخصیت خویش و خودشناسی آغاز میکند سپس به جوامع بزرگ میرسد. رهبری میگویند که اگر نیاز باشد روزی دهها بار در اندیشهها و افکار خود تغییر ایجاد نموده، نوگرایی کرده و رشد میکنم. این را لازمه و وظیفهی اخلاقی و سیاسی خویش در قبال جامعه میداند.
از انسان گرفته تا کیهان هستی، از علم سیاست گرفته تا فیزیک کوانتوم و جامعهشناسی، در همهی آنها صاحب نظر مستقل و پیشرفته است. همهی مکاتب اندیشگی جهانی و فلسفهها را به باد انتقاد گرفته و بجای رد آنها، پیشرفتشان میدهد. حاصل تمامی این مبارزهی فلسفی خویش را بصورت عینی و واقعا موجود، «کنفدرالیسم دمکراتیک و ملت دمکراتیک» نام نهاده که از اندیشه در خصوص مسائل جهان هستی، دغدغههای انسان در مورد حقیقت، اندیشیدن او به زیبایی، نوگرایی، رشد، سعادت و خوشبختی گرفته تا حوزههای سیاست، اقتصاد، زن، جامعهی نوگرا و دمکراتیک، سیر میکند و راهکاری صحیح بدست میدهد که ارزش آزمودن را دارد. ایدئولوژی و پارادایم دمکراتیک برای رهایی «جامعه، اکولوژی و زن» از مخمصهی نابودگر نظام سرمایهداری و لیبرالیسم میباشد. شیوههای زندگی اجتماعات امروز را جسورانه به نقد میکشد، از پایبست فرومیریزد و از نو طرح سالم درمیاندازد.
همهچیز در فلسفهی رهبر اوجالان بصورت دیالکتیک و تابع قوانین آن روی میدهد، لذا فلسفهی خود را «دیالکتیک کوانتومی» نامیده و آن را برنامهای مدون میداند که اگر بشریت امروز به آن عمل نکند، جهان خود را با جنگها و هوسهای هستهای، شیمیایی و سلطهگری جنونآمیز بهکلی نابود خواهد ساخت.
گذار دموکراتیک
فلسفه ی ناب و شخصیت آوانگارد رهبر اوجالان ✍ رامین گارا 🆔 @GozarDemocratic
جهان امروز برای رهایی از این آرمگدون خودساختهی سرمایهداری، نیازمند وجود رهبر اوجالان و اندیشههای رهاییبخش ایشان میباشد و همیشه دادگاه تاریخ در مقابل تبهکاران به قضاوت در مورد آن خواهد نشست و قدر رهبر اوجالان را خواهد دانست.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺چوارەمین فایلی، لێکۆڵینەوەی ( کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان) کژار بڵاوە کرایەوە.
خۆێندەوارانی بەرێز چۆارەمین فاێلی لێکۆڵینەوە کژار کە سەبارەتە بە، بەشودانی منداڵان، ڕەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لەسەر ژنانە بڵاو کرایەوە.
کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی کژار لەم فایلەدا سەبارەت بە: زەواجی منداڵان یەک لە شێوازەکانی بەرێوەچوونی توند و تێژی لە سەر ژنانە، لێکۆڵینەوەیەکی ئەنجام داوە. ئەم جیلە تازەیە کە لە ئێستا دا ناچار بەم جۆرە زەواجانە، واتا زەواج لە تەمەنی بچوک دا دەکرێن، داهاتووی وڵاتێک ئەخوڵقینن. ئەمە لە کاتێکدایە کە هەر ئەم منداڵانە پێویستیان بە گەشە کردن لە بواری فکری و جەستەییەوە هەیە تا بتوانن جیلەکانی داهاتوو بە شیوازێکی تەندروست و زانستیانە پەروەردە بکەن. دەتوانین بڵێین لەراستێدا ئەمە کۆمەڵکۆژکردنی جیلێکە کە بەدەستی عەقڵیەتی پیاوسالاری، ڕەگەزپارێز و پاشکەوتوو ئەنجام دەدرێت هەر لەبەر ئەوەش کۆمێتەی لێکۆڵینەوەی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان کژار بە پێویستی زانی کە هەندێک زانیاری و ڕوونکردنەوە و هاوکات لێکەوتەکانی زەواج لە تەمەنی بچوک دا لەسەر کۆمەڵگا و بە تایبەت ژنان بخاتە بەر باس وگفتوگۆوە.
لە بەرەبەرەکانی ٢٥-نوڤامبەر واتا رۆژی هەڵمەتی بەرەنگار بوونەوەی توند و تیژی دژ بە ژنانین. ئەم کۆمیتەیە لەم دۆسیەدا باسی کردووە لە مێژووی ئەم رۆژە و هاوکات جۆرەکانی توند و تیژی لەسەر ژنان بەتایبەت بە شوودانی منداڵان کە یەک لە باوەترین توند و تیژەکانە کە لەسەر ژنان بەرێوە دەچێت.
لە کۆتایی دا ئەم دروشمە دیاری کراوە: “با بە یەک گرتن لە شەڕی دژی ڕگەز پارێزی، کۆتایی بە زواجی منداڵان بێنین.” هەروەها باسیان لە کەمپینێکی کە لە ٢٦/٧/٢٠٢١دا لە لایان کژارەوە ڕاگەیێندرابو و چالاکیەکانی کە بە ئامانجیان داناوە، کراوە.
کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی کژار لە درێژەی ئەم بابەتە دا ئەلێت ئەم کێشە کە ئیتر ئەکرێت وەک قەیرانیش ناوی لێ بکەین، تەنیا ژنان بۆ چارەسەر کردنی بەرپرسیار نین. ئەمە دروستە کە قوربانی ئەساسی ژنان و منداڵانن بەڵام لەو سۆنگەیەوە کە ژنان نیوەی کۆمەڵگان و دایکی نیوەکەی تریشن، هەر لەبەر ئەوەش هەر کەس ئەبێت خۆی بەرپرسیار ببینێت. پیاوانی ئازادیخواز و دێموکرات، کە باوەڕیان بە مافی ژنان هەیە و هەوڵ دەدەن زیهنیەت و سیستەمی پیاوسالارییان دەرباز بکەن و هەروەها تەندروستی کۆمەڵگایان بۆ گرنگە، دەبێت هەوڵ بدەن لەم بوارەوە خاوەن ڕاو بۆچوون و ڕویای چارەسەری بن. چونکە دەرئەنجامەکانی ئەم دیاردەیە بەرۆکی هەموو کۆمەڵگا بە ژن و پیاوەوە دەگرێتەوە.
هەر لە بەر ئەوە ئێمەی ژنان بۆ ئەوەی پێش لەو زیانانە بگرین، ئەبێت ئاڵتەرناتیڤی بە هێز دابنێین و بە پراکتیکی بکەین. بۆ نموونە پێویستە هەوڵدانێکی یەکجار زۆر بکەین بۆ ئەوەی دایک و باوکەکان پەروەردە بکەین. تاوەکو دایک و باوکەکان بگەن بەو قەناعەتە کە منداڵەکانیان هەر وا بە ئاسانی قوربانی نەکەن. لەم ناوە دا چونکە دایک خۆی قوربانیە و ئەزموونی ئەم ژیانەی هەیە دەتوانێت هەوڵی ئەوە بدات کە منداڵەکەی خۆی نەبێت بە قوربانی و بە سەر هاتی ئەو بۆ منداڵەکەی دووپات نەبێتەوە.
سەردانی ماڵپەڕەکە بکە⬇️⬇️
🌍 https://kjar.online/2021/11/21/ڵێکولێنەوەی-کژار/
وبسایت| اینستاگرام| یوتیوب| تویتر| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
خۆێندەوارانی بەرێز چۆارەمین فاێلی لێکۆڵینەوە کژار کە سەبارەتە بە، بەشودانی منداڵان، ڕەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لەسەر ژنانە بڵاو کرایەوە.
کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی کژار لەم فایلەدا سەبارەت بە: زەواجی منداڵان یەک لە شێوازەکانی بەرێوەچوونی توند و تێژی لە سەر ژنانە، لێکۆڵینەوەیەکی ئەنجام داوە. ئەم جیلە تازەیە کە لە ئێستا دا ناچار بەم جۆرە زەواجانە، واتا زەواج لە تەمەنی بچوک دا دەکرێن، داهاتووی وڵاتێک ئەخوڵقینن. ئەمە لە کاتێکدایە کە هەر ئەم منداڵانە پێویستیان بە گەشە کردن لە بواری فکری و جەستەییەوە هەیە تا بتوانن جیلەکانی داهاتوو بە شیوازێکی تەندروست و زانستیانە پەروەردە بکەن. دەتوانین بڵێین لەراستێدا ئەمە کۆمەڵکۆژکردنی جیلێکە کە بەدەستی عەقڵیەتی پیاوسالاری، ڕەگەزپارێز و پاشکەوتوو ئەنجام دەدرێت هەر لەبەر ئەوەش کۆمێتەی لێکۆڵینەوەی کۆمەڵگای ژنانی ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان کژار بە پێویستی زانی کە هەندێک زانیاری و ڕوونکردنەوە و هاوکات لێکەوتەکانی زەواج لە تەمەنی بچوک دا لەسەر کۆمەڵگا و بە تایبەت ژنان بخاتە بەر باس وگفتوگۆوە.
لە بەرەبەرەکانی ٢٥-نوڤامبەر واتا رۆژی هەڵمەتی بەرەنگار بوونەوەی توند و تیژی دژ بە ژنانین. ئەم کۆمیتەیە لەم دۆسیەدا باسی کردووە لە مێژووی ئەم رۆژە و هاوکات جۆرەکانی توند و تیژی لەسەر ژنان بەتایبەت بە شوودانی منداڵان کە یەک لە باوەترین توند و تیژەکانە کە لەسەر ژنان بەرێوە دەچێت.
لە کۆتایی دا ئەم دروشمە دیاری کراوە: “با بە یەک گرتن لە شەڕی دژی ڕگەز پارێزی، کۆتایی بە زواجی منداڵان بێنین.” هەروەها باسیان لە کەمپینێکی کە لە ٢٦/٧/٢٠٢١دا لە لایان کژارەوە ڕاگەیێندرابو و چالاکیەکانی کە بە ئامانجیان داناوە، کراوە.
کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی کژار لە درێژەی ئەم بابەتە دا ئەلێت ئەم کێشە کە ئیتر ئەکرێت وەک قەیرانیش ناوی لێ بکەین، تەنیا ژنان بۆ چارەسەر کردنی بەرپرسیار نین. ئەمە دروستە کە قوربانی ئەساسی ژنان و منداڵانن بەڵام لەو سۆنگەیەوە کە ژنان نیوەی کۆمەڵگان و دایکی نیوەکەی تریشن، هەر لەبەر ئەوەش هەر کەس ئەبێت خۆی بەرپرسیار ببینێت. پیاوانی ئازادیخواز و دێموکرات، کە باوەڕیان بە مافی ژنان هەیە و هەوڵ دەدەن زیهنیەت و سیستەمی پیاوسالارییان دەرباز بکەن و هەروەها تەندروستی کۆمەڵگایان بۆ گرنگە، دەبێت هەوڵ بدەن لەم بوارەوە خاوەن ڕاو بۆچوون و ڕویای چارەسەری بن. چونکە دەرئەنجامەکانی ئەم دیاردەیە بەرۆکی هەموو کۆمەڵگا بە ژن و پیاوەوە دەگرێتەوە.
هەر لە بەر ئەوە ئێمەی ژنان بۆ ئەوەی پێش لەو زیانانە بگرین، ئەبێت ئاڵتەرناتیڤی بە هێز دابنێین و بە پراکتیکی بکەین. بۆ نموونە پێویستە هەوڵدانێکی یەکجار زۆر بکەین بۆ ئەوەی دایک و باوکەکان پەروەردە بکەین. تاوەکو دایک و باوکەکان بگەن بەو قەناعەتە کە منداڵەکانیان هەر وا بە ئاسانی قوربانی نەکەن. لەم ناوە دا چونکە دایک خۆی قوربانیە و ئەزموونی ئەم ژیانەی هەیە دەتوانێت هەوڵی ئەوە بدات کە منداڵەکەی خۆی نەبێت بە قوربانی و بە سەر هاتی ئەو بۆ منداڵەکەی دووپات نەبێتەوە.
سەردانی ماڵپەڕەکە بکە⬇️⬇️
🌍 https://kjar.online/2021/11/21/ڵێکولێنەوەی-کژار/
وبسایت| اینستاگرام| یوتیوب| تویتر| فیسبوک| تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
kjar.online
لێکۆڵینەوەی کژار | کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان
<p>چۆارە مین فاێلی، لێکۆڵینەوەی ( کۆمەڵگای ژنانی ئازادی رۆژهەڵاتی کوردستان) کژار بڵاوە بووە. خۆێندەوارانی بەرێز چۆارەمین فاێلی لێکۆڵینەوە کژار کە سەبارەتە بە، بەشودانی منداڵان، ڕەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لەسەر ژنانە بڵاو کرایەوە. کۆمیتەی لێکۆڵینەوەی…
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
بەشودانی_منداڵان،_ڕەوایەتی_دان_بە_کەلتووری_دەستدرێژی_سەر_ژنانە.pdf
1.7 MB
✅ فایلی PDF
بە شودانی منداڵان ڕەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لە سەر ژنانە
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
بە شودانی منداڵان ڕەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لە سەر ژنانە
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
YouTube
بە شودانی منداڵان، ڕەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لە سەر ژنانە
خۆێندەوارانی بەرێز چۆارەمین فاێلی لێکۆلێنەوە کژار کە سەبارەتە بە، بەشودانی منداڵان، رەوایەتی دان بە کەلتووری دەستدرێژی لەسەر ژنانە دەرکەوت.
کۆمیتەی لێکۆلێنەوەی کژار لەم فایلەدا سەبارەت بە: زەواجی منداڵان یەک لە شێوازەکانی بەرێوەچوونی توند و تێژی سەر ژنانە…
کۆمیتەی لێکۆلێنەوەی کژار لەم فایلەدا سەبارەت بە: زەواجی منداڵان یەک لە شێوازەکانی بەرێوەچوونی توند و تێژی سەر ژنانە…
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ١٢
بابەت:گرینگی مێژوو، روانگەی راست بۆ مێژوو، لە مێژووی گەردوون، جیهان و هەرێمەوە بۆ راستینەی مێژووی کوردستان
✅ بەروار: ٢٠٢٠-١٠-١٥
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ١٢
بابەت:گرینگی مێژوو، روانگەی راست بۆ مێژوو، لە مێژووی گەردوون، جیهان و هەرێمەوە بۆ راستینەی مێژووی کوردستان
✅ بەروار: ٢٠٢٠-١٠-١٥
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
گریلاهای ه.پ.گ و یژا ستار از شکستناپذیری حزب کارگران کوردستان میگویند
"هدف ما گریلاهای یژا ستار و ه.پ.گ همیشه همین خواهد بود که هر روز، روز تأسیس پ.ک.ک، روز فدائیگری و روز آزادی رهبر و کوردستان باشد. این تنها هدف ما است"
با نزدیک شدن سالروز تأسیس حزب کارگران کوردستان، خبرگزاری فرات با دو تن از گریلاهای یژا ستار و نیروی مدافع خلق گفتگو کرد. میترا آرارات و پیروز غمگین از شکست تلاشهای دشمنان برای نابودی پ.ک.ک میگویند که اکنون به عنوان جنبشی میلیونی با هزاران رزمنده فدائی به یک بازیگر مطرح منطقهای و بینالمللی بدل شده است.
میترا آرارت، گریلای یژاستار با یادآوری آنکه حزب کارگران کوردستان ابتدا از گروهی چند نفره شروع به مبارزه کرد، گفت: "دشمن برای نابودی سازمان ما حملات وحشیانه متعددی انجام داد ولی موفق نشد. به مرور زمان حزب ما بزرگتر شد و اکنون به جنبشی میلیونی با هزاران رزمنده فدائی رسیدهایم. دیگر امکان ندارد که دشمن بتواند به هدفش برسد."
میترا آرارت افزود: "دشمن از سلاحهای ممنوعه و شیمیایی و فنآوری پیشرفته نظامی استفاده میكند اما آن روحیهای که از زمان تأسیس تاکنون بر حزب حاکم بوده، به دشمن فرصت پیروزی نداده است. هدف ما گریلاهای یژا ستار و ه.پ.گ همیشه همین خواهد بود که هر روز، روز تأسیس پ.ک.ک، روز فدائیگری و روز آزادی رهبر و کوردستان باشد. این تنها هدف ما است."
گریلای ه.پ.گ، پیروز غمگین نیز یاد و خاطرەی شهیدان انقلاب طی چند دهه مبارزه را گرامی داشت و گفت: "روح زمان تأسیس پ.ک.ک اکنون در سنگرها و تونلهای جنگ است. از نخستین گام رهبر آپو تاکنون مقاومت ادامه پیدا کرد. جنگ پرعزتی جریان دارد. پ.ک.ک به این شکل خود را به سطح جهانی رساند و در برابر سیاستهای ضد مردمی و ضد اجتماعی ایستاد."
پیروز غمگین اضافه کرد: "پ.ک.ک موفق به حفظ و تقویت ارزشهایی شده که شهیدان انقلاب رقم زدند. با هر هزینهای که پرداختیم، گامی بزرگ بسوی جلو برداشته باشد. هر خونی که ریخته شد برای برقراری یک زندگی نوین و آزاد بود. گفتمان پ.ک.ک که برگرفته از رهبر آپو است، آن را به الگویی برای خلقهای آزادیخواه بدل کرد. ساختاری که رهبر آپو به آن شکل داد زیر انواع حملات قرار گرفت زیرا علیه نظام حکمفرمایی و دولت- ملت بوده که در جهان امروزی بیش از پیش ترجیح داده میشود."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
"هدف ما گریلاهای یژا ستار و ه.پ.گ همیشه همین خواهد بود که هر روز، روز تأسیس پ.ک.ک، روز فدائیگری و روز آزادی رهبر و کوردستان باشد. این تنها هدف ما است"
با نزدیک شدن سالروز تأسیس حزب کارگران کوردستان، خبرگزاری فرات با دو تن از گریلاهای یژا ستار و نیروی مدافع خلق گفتگو کرد. میترا آرارات و پیروز غمگین از شکست تلاشهای دشمنان برای نابودی پ.ک.ک میگویند که اکنون به عنوان جنبشی میلیونی با هزاران رزمنده فدائی به یک بازیگر مطرح منطقهای و بینالمللی بدل شده است.
میترا آرارت، گریلای یژاستار با یادآوری آنکه حزب کارگران کوردستان ابتدا از گروهی چند نفره شروع به مبارزه کرد، گفت: "دشمن برای نابودی سازمان ما حملات وحشیانه متعددی انجام داد ولی موفق نشد. به مرور زمان حزب ما بزرگتر شد و اکنون به جنبشی میلیونی با هزاران رزمنده فدائی رسیدهایم. دیگر امکان ندارد که دشمن بتواند به هدفش برسد."
میترا آرارت افزود: "دشمن از سلاحهای ممنوعه و شیمیایی و فنآوری پیشرفته نظامی استفاده میكند اما آن روحیهای که از زمان تأسیس تاکنون بر حزب حاکم بوده، به دشمن فرصت پیروزی نداده است. هدف ما گریلاهای یژا ستار و ه.پ.گ همیشه همین خواهد بود که هر روز، روز تأسیس پ.ک.ک، روز فدائیگری و روز آزادی رهبر و کوردستان باشد. این تنها هدف ما است."
گریلای ه.پ.گ، پیروز غمگین نیز یاد و خاطرەی شهیدان انقلاب طی چند دهه مبارزه را گرامی داشت و گفت: "روح زمان تأسیس پ.ک.ک اکنون در سنگرها و تونلهای جنگ است. از نخستین گام رهبر آپو تاکنون مقاومت ادامه پیدا کرد. جنگ پرعزتی جریان دارد. پ.ک.ک به این شکل خود را به سطح جهانی رساند و در برابر سیاستهای ضد مردمی و ضد اجتماعی ایستاد."
پیروز غمگین اضافه کرد: "پ.ک.ک موفق به حفظ و تقویت ارزشهایی شده که شهیدان انقلاب رقم زدند. با هر هزینهای که پرداختیم، گامی بزرگ بسوی جلو برداشته باشد. هر خونی که ریخته شد برای برقراری یک زندگی نوین و آزاد بود. گفتمان پ.ک.ک که برگرفته از رهبر آپو است، آن را به الگویی برای خلقهای آزادیخواه بدل کرد. ساختاری که رهبر آپو به آن شکل داد زیر انواع حملات قرار گرفت زیرا علیه نظام حکمفرمایی و دولت- ملت بوده که در جهان امروزی بیش از پیش ترجیح داده میشود."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎