Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خاوەن دەرکەوتن لە هونەر و هونەرمەند بەم شێوەیە، ئاستی هۆشیاری خەڵک و گرنگی هونەر لەلایان نیشان دەدات
ڕێوڕەسمی بەخاکسپاردنی هونەرمەندی لوڕ سەجاد ڕەزمجو لە گوندی سروکی یاسوج کە تێدا سەدان هەزار کەس بەشدار بوون.
🆔 @GozarDemocratic
ڕێوڕەسمی بەخاکسپاردنی هونەرمەندی لوڕ سەجاد ڕەزمجو لە گوندی سروکی یاسوج کە تێدا سەدان هەزار کەس بەشدار بوون.
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from انقلابـــــ روژآوا
🔳 این پ.ک.ک بود کە داعش را شکست داد
"لی ریانن" سناتور حزب سبز استرالیا در سخنانی گفت:
پ.ک.ک دشمن اصلی گروەهای تروریستی میباشد؛
این پ.ک.ک بود کە داعش و دیگر گروەهای تروریستی در منطقە را شکست داد.
برای ایجاد صلح، آشتی، دموکراسی و رسیدن بە حقوق بشر در خاورمیانە باید حزب کارگران کوردستان و رهبرآپو بازیگر اصلی باشند.
❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
"لی ریانن" سناتور حزب سبز استرالیا در سخنانی گفت:
پ.ک.ک دشمن اصلی گروەهای تروریستی میباشد؛
این پ.ک.ک بود کە داعش و دیگر گروەهای تروریستی در منطقە را شکست داد.
برای ایجاد صلح، آشتی، دموکراسی و رسیدن بە حقوق بشر در خاورمیانە باید حزب کارگران کوردستان و رهبرآپو بازیگر اصلی باشند.
❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
کمیته باورداشتهای کودار: جشن خاونکار نماد مقاومت و رهایی است
کودار: جشن خاونکار میتواند با رهیافتهای مبارزهگری اجتماعی، زمستان ستم و بحران کنونی را به بهار آزادی خلق متحول سازد.
کمیتهی باورداشتهای جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بمناسبت سالروز جشن خاونکار بیانیهای منتشر کرده و ضمن تبریک این جشن اعلام کرد که اعیاد خلق کورد همیشه در طول تاریخ منشأ مبارزهگری برای رهایی از ستم نظامهای حاکم و مستبد بودهاند.
در بیانیهی کودار که بمناسبت جشن خاونکار منتشر کرده آمده است:
پیروان آیین یاری جشن خاونکار را بعنوان نماد مقاومت و رهایی هرساله برپامیدارند.
امسال نیز درحالی به پیشواز جشن میروند که همچو بخشی از خلق تحت ستم کورد با فشارهای مضاعف تحمیلشده از سوی نظام حاکم ایران روبروهستند.
مبارزه و مقاومت همچو فرهنگ تاریخی خلقمان دارای پیشزمینههای قوی میباشد که امروزه در مقابله علیه نظامهای فاشیستی حاکم بر کردستان کماکان رونق میگیرد.
امروز که خلقمان تحت فشارهای ناشی از فرایند نسلکشی همچنان مقاومت میکند، فریاد آزادیخواهی خود را به گوش جهانیان میرساند و به سرمشق دمکراسیخواهی بر ضد فاشیسم در ایران و خاورمیانه مبدل گشته.
یک جشن وقتی معنا مییابد که در مسیر حقیقتجویی آزادی را حصول نماید. جهانیان امروز از اعیاد خلقمان گرفته تا مبارزات بیامان، شاهد عظیمترین حقیقت و واقعیت آزادیخواهی خلقمان هستند که از ژرفای درون هر فرد کورد نشأت گرفته و عرصههای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
آزادیخواهی میتواند هر پیرو یاری را همانگونه در مظاهر عید خاونکار جاریست، به مظهر جلوه حقیقت انساندوستی مبدل نماید که با مبارزات مستمر ممکن میگردد.
بدین وسیله به یمن اعیاد و جشنهای مختلف بویژه جشن خاونکار، فرصتی مهیا گشته تا از مظاهر آن برای ارتقای سطح مبارزه بر ضد ستمهای دشمنان خلقمان استفاده اخلاقی و سیاسی گردد و هر فرد پیرو آیین یاری هم با معنادار ساختن جشن خاونکار به یکی از رهروان راه آزادی خلقمان در مسیر رهایی مبدلگردد.
مسلما خاونکار هم جز این، معنایی دیگر دربرندارد و بر هر پیرو یاری است که بنا به ضرورتهای مسیر آزادیخواهی خلقمان جشن خویش را به آغاز جشن آزادی خلقش مبدلگرداند.
جشن خاونکار میتواند با رهیافتهای مبارزهگری اجتماعی، زمستان ستم و بحران کنونی را به بهار آزادی خلق متحول سازد.
همچو کمیته ادیان و باورداشتهای جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان کودار ضمن تبریک به پیروان آئین یاری، امیدواریم که جشن خاونکار به زمینهای قوی برای مبارزات خلقی بر ضد فاشیسم و نظام ستمپیشه مبدل گردد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
کودار: جشن خاونکار میتواند با رهیافتهای مبارزهگری اجتماعی، زمستان ستم و بحران کنونی را به بهار آزادی خلق متحول سازد.
کمیتهی باورداشتهای جامعه دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بمناسبت سالروز جشن خاونکار بیانیهای منتشر کرده و ضمن تبریک این جشن اعلام کرد که اعیاد خلق کورد همیشه در طول تاریخ منشأ مبارزهگری برای رهایی از ستم نظامهای حاکم و مستبد بودهاند.
در بیانیهی کودار که بمناسبت جشن خاونکار منتشر کرده آمده است:
پیروان آیین یاری جشن خاونکار را بعنوان نماد مقاومت و رهایی هرساله برپامیدارند.
امسال نیز درحالی به پیشواز جشن میروند که همچو بخشی از خلق تحت ستم کورد با فشارهای مضاعف تحمیلشده از سوی نظام حاکم ایران روبروهستند.
مبارزه و مقاومت همچو فرهنگ تاریخی خلقمان دارای پیشزمینههای قوی میباشد که امروزه در مقابله علیه نظامهای فاشیستی حاکم بر کردستان کماکان رونق میگیرد.
امروز که خلقمان تحت فشارهای ناشی از فرایند نسلکشی همچنان مقاومت میکند، فریاد آزادیخواهی خود را به گوش جهانیان میرساند و به سرمشق دمکراسیخواهی بر ضد فاشیسم در ایران و خاورمیانه مبدل گشته.
یک جشن وقتی معنا مییابد که در مسیر حقیقتجویی آزادی را حصول نماید. جهانیان امروز از اعیاد خلقمان گرفته تا مبارزات بیامان، شاهد عظیمترین حقیقت و واقعیت آزادیخواهی خلقمان هستند که از ژرفای درون هر فرد کورد نشأت گرفته و عرصههای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد.
آزادیخواهی میتواند هر پیرو یاری را همانگونه در مظاهر عید خاونکار جاریست، به مظهر جلوه حقیقت انساندوستی مبدل نماید که با مبارزات مستمر ممکن میگردد.
بدین وسیله به یمن اعیاد و جشنهای مختلف بویژه جشن خاونکار، فرصتی مهیا گشته تا از مظاهر آن برای ارتقای سطح مبارزه بر ضد ستمهای دشمنان خلقمان استفاده اخلاقی و سیاسی گردد و هر فرد پیرو آیین یاری هم با معنادار ساختن جشن خاونکار به یکی از رهروان راه آزادی خلقمان در مسیر رهایی مبدلگردد.
مسلما خاونکار هم جز این، معنایی دیگر دربرندارد و بر هر پیرو یاری است که بنا به ضرورتهای مسیر آزادیخواهی خلقمان جشن خویش را به آغاز جشن آزادی خلقش مبدلگرداند.
جشن خاونکار میتواند با رهیافتهای مبارزهگری اجتماعی، زمستان ستم و بحران کنونی را به بهار آزادی خلق متحول سازد.
همچو کمیته ادیان و باورداشتهای جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان کودار ضمن تبریک به پیروان آئین یاری، امیدواریم که جشن خاونکار به زمینهای قوی برای مبارزات خلقی بر ضد فاشیسم و نظام ستمپیشه مبدل گردد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانوادهی تبهکاران روژ: گور خود را به دست خود نکنید!
خانوادهی تبهکاران روژ از همهی بستگان و اقوام خود و همهی جوانانی که به گروه مزدور بارزانی پیوستهاند، درخواست مینمایند تا به سرزمین خود بازگردند و میگویند؛"گور خود را با دست خود نکنید."
🆔 @GozarDemocratic
خانوادهی تبهکاران روژ از همهی بستگان و اقوام خود و همهی جوانانی که به گروه مزدور بارزانی پیوستهاند، درخواست مینمایند تا به سرزمین خود بازگردند و میگویند؛"گور خود را با دست خود نکنید."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
خانوادهی تبهکاران روژ: گور خود را به دست خود نکنید! خانوادهی تبهکاران روژ از همهی بستگان و اقوام خود و همهی جوانانی که به گروه مزدور بارزانی پیوستهاند، درخواست مینمایند تا به سرزمین خود بازگردند و میگویند؛"گور خود را با دست خود نکنید." 🆔 @GozarDemocratic
خانوادهی تبهکاران روژ: گور خود را به دست خود نکنید!
خانوادهی تبهکاران روژ از همهی بستگان و اقوام خود و همهی جوانانی که به گروه مزدور بارزانی پیوستهاند، درخواست مینمایند تا به سرزمین خود بازگردند و میگویند؛"گور خود را با دست خود نکنید."
خانوادهی تبهکاران روژ از فرزندان خود و همهی کسانی که به عضویت این گروه مزدور در آمدهاند، درخواست میکنند تا به روژاوای کوردستان بازگشته و با دشمن همکاری نکنند.
'با توطئه و نقشههای دولت ترکیه فریب نخورده و به جنگ گریلا نروید'
خوشناو منیر اهل قامشلو دو برادرش با نامهای جنگیرخان منیر و احمد منیر از سال ۲۰۱۶ به نیروهای تبهکار روژ پیوستهاند. خوشناو از هر دو برادر خود درخواست میکند تا با نقشه و توطئهی دولت ترکیه و پارت دمکرات کوردستان (پ.د.ک) فریب نخورده و به جنگ گریلاهای کوردستان در مناطق حفاظت شدهی میدیا نروند.
وی همچنین می گوید؛"دولت ترکیه فقط میخواهد کوردها را پاکسازی کند، به همین دلیل جوانان ما را به جنگ میفرستد. باید پیشمرگه به ویژه برادران من فریب این سیاست را نخورند."
'به ابزار پاکسازی کوردها تبدیل نشوید'
۲ برادر ظاهر شیخموس با نامهای عماد و شیخموس در میان نیروهای تبهکار روژ هستند. ظاهر از سال ۲۰۱۳ به باشور کوردستان رفته و پس از هشت سال به روژاوای کوردستان بازگشته است. وی در این رابطه میگوید؛"هیچ عقلی این را نمیپذیرد که برادران من با گریلا بجنگند. گریلا خواهران و برادران و فرزندان کوردها هستند."
ظاهر از جوانانی که به نیروهای تبهکار روژ پیوستهاند درخواست مینماید تا سلاحهای خود را زمین گذاشته و به میهن و زادگاه خود بازگردند و از توطئه مشترک پ.د.ک و دولت ترکیه که میخواهد کوردها را به جنگ با یکدیگر وا دارد، دور شوند. وی همچنین میگوید:" این توطئهی دولت ترکیه است که تلاش میکند کوردها را پاکسازی کند. من از برادرانم درخواست میکنم که بازگردند و در رابطه با توطئههایی که علیه آنها انجام میشود، هوشیار باشند. دولت ترکیه میخواهد کوردها را به وسیلهی یکدیگر نابود کند."
ظاهر شیخموس که دو برادرش عضو نیروهای تبهکار روژ هستند، از تبهکاران درخواست میکند، فریب دروغهای مراکز اطلاع رسانی و رسانهها را نخوردند که میگویند 'اگر به روژاوا بازگردند، توسط نیروهای آسایش داخلی دستگیر میشوند'. این حقیقت ندارد و چنین اتفاقی رخ نخواهد داد."
'اگر پسر من علیه برادران خود بجنگد، دیگر پسر من نیست'
یک شهروند دیگر با نام وصفالدین مصطفی محمد یک پسرش با نام لوند از سال ۲۰۱۶ به نیروهای تبهکار روژ پیوسته است. او در این رابطه میگوید:"اگر پسر من علیه برادران خود بجنگد، دیگر پسر من نیست. من نمیپذیرم که پسرم به میهن خود خیانت کند."
'باید پیکر گریلاهای شهید خلیفان به خانواده هایشان تحویل داده شود'
یک هممیهن دیگر با نام عبدالقهار احمد که پسرش با نام فائز در صفوف تبهکاران روژ است، از پ.د.ک درخواست میکند، پیکر گریلاهای شهید خلیفان را به خانوادههایشان بازگرداند که در کمین تبهکاران روژ شهید شدند. وی همچنین میگوید:"بر اساس پرنسیپها باید پیکر شهیدان جنگ به خانوادههایشان تحویل داده شود."
عبدالقهار احمد همچنین این پرسش را مطرح میکند که چرا پ.د.ک پیکر این شهدا را به خانوادههایشان تحویل نمیدهد؟
'گور خود را با دست خود نکنید'
فَلَمَز عبدو که یک پسرش با نام آرام عضو تبهکاران روژ است، در رابطه با پیوستن پسرش به این تبهکاران میگوید:"از همان ابتدا من به آنها اعتماد نداشتم. ما به عنوان کورد باید از این سیاست که علیه ما اجرا میشود، دور شویم. همچنین نباید با دشمن همکاری کرده و گور خود را با دست خود بکنیم."
او از تبهکاران درخواست کرده و میگوید:"امیدوارم آنهایی که به روح میهندوستی پایبند هستند و خود را مسئول میدانند، با دشمن همکاری نکنند، آنها باید از تاریخ درس بگیرند."
'زمانی که به عضویت تبهکاران درآمد، کودک بود'
عبدالستار اوسه اهل روستای خزینه است، برادرزادهی او با نام سیفالدین از سال ۲۰۱۶ به عضویت تبهکاران روژ در آمده است. اوسه در این رابطه میگوید:"برادرزادهاش هنوز بسیار کم سن بوده است و سنش به ۱۸ سال نرسیده که به عضویت این تبهکاران درآمده است."
اوسه همچنین میگوید:"هرچه که میخواهد بشود، نباید هیچ کس با دشمن همکاری کند."
یک شهروند دیگر با نام عبدالباقی حاجی حسین که پسرش با نام منتصر به عضویت تبهکاران روژ در آمده است، از پسرش و همهی اقوام و بستگانش که عضو تبهکاران روژ هستند، درخواست میکند تا به روژاوا بازگشته و از گروه تبهکاران خارج شوند و به خانههای خود بازگردند.
خانوادهی تبهکاران روژ از همهی بستگان و اقوام خود و همهی جوانانی که به گروه مزدور بارزانی پیوستهاند، درخواست مینمایند تا به سرزمین خود بازگردند و میگویند؛"گور خود را با دست خود نکنید."
خانوادهی تبهکاران روژ از فرزندان خود و همهی کسانی که به عضویت این گروه مزدور در آمدهاند، درخواست میکنند تا به روژاوای کوردستان بازگشته و با دشمن همکاری نکنند.
'با توطئه و نقشههای دولت ترکیه فریب نخورده و به جنگ گریلا نروید'
خوشناو منیر اهل قامشلو دو برادرش با نامهای جنگیرخان منیر و احمد منیر از سال ۲۰۱۶ به نیروهای تبهکار روژ پیوستهاند. خوشناو از هر دو برادر خود درخواست میکند تا با نقشه و توطئهی دولت ترکیه و پارت دمکرات کوردستان (پ.د.ک) فریب نخورده و به جنگ گریلاهای کوردستان در مناطق حفاظت شدهی میدیا نروند.
وی همچنین می گوید؛"دولت ترکیه فقط میخواهد کوردها را پاکسازی کند، به همین دلیل جوانان ما را به جنگ میفرستد. باید پیشمرگه به ویژه برادران من فریب این سیاست را نخورند."
'به ابزار پاکسازی کوردها تبدیل نشوید'
۲ برادر ظاهر شیخموس با نامهای عماد و شیخموس در میان نیروهای تبهکار روژ هستند. ظاهر از سال ۲۰۱۳ به باشور کوردستان رفته و پس از هشت سال به روژاوای کوردستان بازگشته است. وی در این رابطه میگوید؛"هیچ عقلی این را نمیپذیرد که برادران من با گریلا بجنگند. گریلا خواهران و برادران و فرزندان کوردها هستند."
ظاهر از جوانانی که به نیروهای تبهکار روژ پیوستهاند درخواست مینماید تا سلاحهای خود را زمین گذاشته و به میهن و زادگاه خود بازگردند و از توطئه مشترک پ.د.ک و دولت ترکیه که میخواهد کوردها را به جنگ با یکدیگر وا دارد، دور شوند. وی همچنین میگوید:" این توطئهی دولت ترکیه است که تلاش میکند کوردها را پاکسازی کند. من از برادرانم درخواست میکنم که بازگردند و در رابطه با توطئههایی که علیه آنها انجام میشود، هوشیار باشند. دولت ترکیه میخواهد کوردها را به وسیلهی یکدیگر نابود کند."
ظاهر شیخموس که دو برادرش عضو نیروهای تبهکار روژ هستند، از تبهکاران درخواست میکند، فریب دروغهای مراکز اطلاع رسانی و رسانهها را نخوردند که میگویند 'اگر به روژاوا بازگردند، توسط نیروهای آسایش داخلی دستگیر میشوند'. این حقیقت ندارد و چنین اتفاقی رخ نخواهد داد."
'اگر پسر من علیه برادران خود بجنگد، دیگر پسر من نیست'
یک شهروند دیگر با نام وصفالدین مصطفی محمد یک پسرش با نام لوند از سال ۲۰۱۶ به نیروهای تبهکار روژ پیوسته است. او در این رابطه میگوید:"اگر پسر من علیه برادران خود بجنگد، دیگر پسر من نیست. من نمیپذیرم که پسرم به میهن خود خیانت کند."
'باید پیکر گریلاهای شهید خلیفان به خانواده هایشان تحویل داده شود'
یک هممیهن دیگر با نام عبدالقهار احمد که پسرش با نام فائز در صفوف تبهکاران روژ است، از پ.د.ک درخواست میکند، پیکر گریلاهای شهید خلیفان را به خانوادههایشان بازگرداند که در کمین تبهکاران روژ شهید شدند. وی همچنین میگوید:"بر اساس پرنسیپها باید پیکر شهیدان جنگ به خانوادههایشان تحویل داده شود."
عبدالقهار احمد همچنین این پرسش را مطرح میکند که چرا پ.د.ک پیکر این شهدا را به خانوادههایشان تحویل نمیدهد؟
'گور خود را با دست خود نکنید'
فَلَمَز عبدو که یک پسرش با نام آرام عضو تبهکاران روژ است، در رابطه با پیوستن پسرش به این تبهکاران میگوید:"از همان ابتدا من به آنها اعتماد نداشتم. ما به عنوان کورد باید از این سیاست که علیه ما اجرا میشود، دور شویم. همچنین نباید با دشمن همکاری کرده و گور خود را با دست خود بکنیم."
او از تبهکاران درخواست کرده و میگوید:"امیدوارم آنهایی که به روح میهندوستی پایبند هستند و خود را مسئول میدانند، با دشمن همکاری نکنند، آنها باید از تاریخ درس بگیرند."
'زمانی که به عضویت تبهکاران درآمد، کودک بود'
عبدالستار اوسه اهل روستای خزینه است، برادرزادهی او با نام سیفالدین از سال ۲۰۱۶ به عضویت تبهکاران روژ در آمده است. اوسه در این رابطه میگوید:"برادرزادهاش هنوز بسیار کم سن بوده است و سنش به ۱۸ سال نرسیده که به عضویت این تبهکاران درآمده است."
اوسه همچنین میگوید:"هرچه که میخواهد بشود، نباید هیچ کس با دشمن همکاری کند."
یک شهروند دیگر با نام عبدالباقی حاجی حسین که پسرش با نام منتصر به عضویت تبهکاران روژ در آمده است، از پسرش و همهی اقوام و بستگانش که عضو تبهکاران روژ هستند، درخواست میکند تا به روژاوا بازگشته و از گروه تبهکاران خارج شوند و به خانههای خود بازگردند.
گذار دموکراتیک
خانوادهی تبهکاران روژ: گور خود را به دست خود نکنید! خانوادهی تبهکاران روژ از همهی بستگان و اقوام خود و همهی جوانانی که به گروه مزدور بارزانی پیوستهاند، درخواست مینمایند تا به سرزمین خود بازگردند و میگویند؛"گور خود را با دست خود نکنید." 🆔 @GozarDemocratic
یک شهروند دیگر با نام محمد حاجی حسین که دو پسرش با نامهای زانا و مالک در زمان تأسیس گروه تبهکاران به آن پیوستهاند، در این رابطه میگوید:"دولت اشغالگر ترکیه دشمن خلق کورد است. امیدوار هستم پیشمرگههای روژ به روژاوا و خانههای خود بازگشته و از خاک و میهن خود محافظت کرده و از اشغالگری دولت ترکیه دور شوند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥 ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ۹
بابەت: دیزاینی نوێ (سەرلە نوێ داڕشتنەوەی) رۆژهەڵاتی ناوەڕاست لە جەرگەی
شەڕی جیهانی سێهەمدا و پرسی کورد
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٧
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ۹
بابەت: دیزاینی نوێ (سەرلە نوێ داڕشتنەوەی) رۆژهەڵاتی ناوەڕاست لە جەرگەی
شەڕی جیهانی سێهەمدا و پرسی کورد
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٧
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
«جشن خاونکار، نماد مقاومت و رهایی است»
جشنها و اعیاد خلق کورد همیشه در طول تاریخ منشأ مبارزهگری برای رهایی از ستم نظامهای حاکم و مستبد بودهاند. جشن خاونکار آن نماد رهایی را به پیروان آیین یاری تبریک میگوییم.
پیروان آیین یاری جشن خاونکار را بعنوان نماد مقاومت و رهایی هرساله برپامیدارند. امسال نیز درحالی به پیشواز جشن میروند که همچو بخشی از خلق تحت ستم کورد با فشارهای مضاعف تحمیلشده از سوی نظام حاکم ایران روبروهستند. مبارزه و مقاومت همچو فرهنگ تاریخی خلقمان دارای پیشزمینههای قوی میباشد که امروزه در مقابله علیه نظامهای فاشیستی حاکم بر کردستان کماکان نضج میگیرد. امروز که خلقمان تحت فشارهای ناشی از فرایند نسلکشی همچنان مقاومت میکند، فریاد آزادیخواهی خود را به گوش جهانیان میرساند و به اسوه دموکراسیخواهی بر ضد فاشیسم در ایران و خاورمیانه مبدل گشته. یک جشن وقتی معنا مییابد که در مسیر حقیقتجویی آزای را حصول نماید. جهانیان امروز از اعیاد خلقمان گرفته تا مبارزات بیامان، شاهد عظیمترین حقیقت و واقعیت آزادیخواهی خلقمان هستند از که از ژرفای درون هر فرد کورد نشأت گرفته و عرصههای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. آزادیخواهی میتواند هر پیرو یاری را همانگونه در مظاهر عید خاونکار جاریست، به مظهر جلوه حقیقت انساندوستی مبدلنماید که با مبارزات مستمر ممکن میگردد.
بدینوسیله به یمن اعیاد و جشنهای مختلف بویژه جشن خاونکار، فرصتی مهیا گشته تا از مظاهر آن برای ارتقای سطح مبارزه بر ضد ستمهای دشمنان خلقمان استفاده اخلاقی و سیاسی گردد و هر فرد پیرو آیین یاری هم با معنادار ساختن جشن خاونکار به یکی از رهروان راه آزادی خلقمان در مسیر رهایی مبدلگردد. مسلما خاونکار هم جز این، معنایی دیگر دربرندارد و بر هر پیرو یاری است که بنا به ضرورتهای مسیر آزادیخواهی خلقمان جشن خویش را به آغاز جشن آزادی خلقش مبدلگرداند. جشن خاونکار میتواند با رهیافتهای مبارزهگری اجتماعی، زمستان ستم و بحران کنونی را به بهار آزادی خلق متحول سازد.
همچو کمیته ادیان و باورداشتهای «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن تبریک به پیروان آئین یاری، امید داریم که جشن خاونکار به زمینهای قوی برای مبارزات خلقی بر ضد فاشیسم و نظام ستمپیشه مبدل گردد. جشن خاونکار نیز با پیوند مستحکم و معنامند به روند مبارزهگری خلقمان نقش اجتماعی و آیین خویش را ایفامیکند.
کمیته باورداشتهای کودار
19.11.2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
جشنها و اعیاد خلق کورد همیشه در طول تاریخ منشأ مبارزهگری برای رهایی از ستم نظامهای حاکم و مستبد بودهاند. جشن خاونکار آن نماد رهایی را به پیروان آیین یاری تبریک میگوییم.
پیروان آیین یاری جشن خاونکار را بعنوان نماد مقاومت و رهایی هرساله برپامیدارند. امسال نیز درحالی به پیشواز جشن میروند که همچو بخشی از خلق تحت ستم کورد با فشارهای مضاعف تحمیلشده از سوی نظام حاکم ایران روبروهستند. مبارزه و مقاومت همچو فرهنگ تاریخی خلقمان دارای پیشزمینههای قوی میباشد که امروزه در مقابله علیه نظامهای فاشیستی حاکم بر کردستان کماکان نضج میگیرد. امروز که خلقمان تحت فشارهای ناشی از فرایند نسلکشی همچنان مقاومت میکند، فریاد آزادیخواهی خود را به گوش جهانیان میرساند و به اسوه دموکراسیخواهی بر ضد فاشیسم در ایران و خاورمیانه مبدل گشته. یک جشن وقتی معنا مییابد که در مسیر حقیقتجویی آزای را حصول نماید. جهانیان امروز از اعیاد خلقمان گرفته تا مبارزات بیامان، شاهد عظیمترین حقیقت و واقعیت آزادیخواهی خلقمان هستند از که از ژرفای درون هر فرد کورد نشأت گرفته و عرصههای جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. آزادیخواهی میتواند هر پیرو یاری را همانگونه در مظاهر عید خاونکار جاریست، به مظهر جلوه حقیقت انساندوستی مبدلنماید که با مبارزات مستمر ممکن میگردد.
بدینوسیله به یمن اعیاد و جشنهای مختلف بویژه جشن خاونکار، فرصتی مهیا گشته تا از مظاهر آن برای ارتقای سطح مبارزه بر ضد ستمهای دشمنان خلقمان استفاده اخلاقی و سیاسی گردد و هر فرد پیرو آیین یاری هم با معنادار ساختن جشن خاونکار به یکی از رهروان راه آزادی خلقمان در مسیر رهایی مبدلگردد. مسلما خاونکار هم جز این، معنایی دیگر دربرندارد و بر هر پیرو یاری است که بنا به ضرورتهای مسیر آزادیخواهی خلقمان جشن خویش را به آغاز جشن آزادی خلقش مبدلگرداند. جشن خاونکار میتواند با رهیافتهای مبارزهگری اجتماعی، زمستان ستم و بحران کنونی را به بهار آزادی خلق متحول سازد.
همچو کمیته ادیان و باورداشتهای «جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کوردستان(کودار)» ضمن تبریک به پیروان آئین یاری، امید داریم که جشن خاونکار به زمینهای قوی برای مبارزات خلقی بر ضد فاشیسم و نظام ستمپیشه مبدل گردد. جشن خاونکار نیز با پیوند مستحکم و معنامند به روند مبارزهگری خلقمان نقش اجتماعی و آیین خویش را ایفامیکند.
کمیته باورداشتهای کودار
19.11.2021
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
مانور اطلاعاتی سپاه برای به سکوت واداشتن معترضان در فضای مجازی
حکومت ایران علاوه بر نظامیگری و سرکوب خشونت بار اعتراضات داخلی سعی دارد فضای رعب و وحشت را به اینترنت و رسانهها کشانده و مخالفان و معترضان را وادار به سکوت در فضای مجازی کند.
جانشین فرمانده سپاه در همین رابطه از برنامهریزی برای یک رزمایش اطلاعاتی خبر داده و مدعی شده دشمن در تک تک خانهها وجود دارد.
جامعه جهانی در حالی از برنامه نظامی و موشکی ایران ابراز نگرانی میکند که حکومت طی سالهای گذشته همچنین ضمن انجام حملات سایبری به نهادهای مهم دولتی و غیر دولتی رقبای بینالمللیاش، به دنبال گسترش سیطرەی خود بر فضای مجازی و رسانهای داخلی بوده و در مواقعی مانند سرکوب معترضان آبان ٩٨ از قطع اینترنت به عنوان فرصتی برای انجام کشتارهای جمعی استفاده کرده است.
با وجود پلیس فضای مجازی برای جاسوسی و کنترل بیشتر بر فعالیتهای اینترنتی شهروندان و تخصیص بودجه کلان برای آنچه که "ارتش سایبری نظام" خوانده میشود، در سال جاری قانونی جنجال برانگیز تحت نام ساماندهی اینترنت پشت درهای بسته مجلس مورد بحث قرار گرفت که منتقدانش تأکید کردند موجب اعمال محدودیتهای بیشتر و نقض دوچندان حقوق کاربران فضای مجازی خواهد شد.
بنظر میرسد حکومت تدابیری که اندیشیده را کافی نمیداند. علی فدوی، جانشین فرمانده سپاه پاسداران در دیدار دیروز خود با محمدباقر محمدی لائینی نماینده علی خامنهای در استان مازندران از برگزاری "رزمایش اطلاعاتی" در ۶ استان برای پیروزی در جنگ فرهنگی و رسانهای حرف زده است. این مقام سپاه گفته دشمن در تک تک خانهها دشمن حضور دارد و باید توانمندی اطلاعاتی خود را افزایش دهند.
هرچند او در مورد جزئیات این "رزمایش اطلاعاتی" حرفی نزده، اما بازتاب اینترنتی مخالفتهای مردمی و واکنشها به نقض حقوق بشر و وقایعی تلخی که در ایران رخ میدهند و نظام سعی در سانسور و پنهان کردن آن میکند، موجب نگرانی دولتمردان شده است.
علی خامنهای رهبر حکومت ایران که هیچگونه اعتراض یا حتی انتقادی را برنمیتابد و دستور داده بود "معترضان همچون علف هرز درو شوند"، طی سالهای گذشته بارها خشم خود از ناتوانی در کنترل فضای مجازی را بیان کرده و خواستار گرفتن آرایش جنگی در اینترنت شده است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
حکومت ایران علاوه بر نظامیگری و سرکوب خشونت بار اعتراضات داخلی سعی دارد فضای رعب و وحشت را به اینترنت و رسانهها کشانده و مخالفان و معترضان را وادار به سکوت در فضای مجازی کند.
جانشین فرمانده سپاه در همین رابطه از برنامهریزی برای یک رزمایش اطلاعاتی خبر داده و مدعی شده دشمن در تک تک خانهها وجود دارد.
جامعه جهانی در حالی از برنامه نظامی و موشکی ایران ابراز نگرانی میکند که حکومت طی سالهای گذشته همچنین ضمن انجام حملات سایبری به نهادهای مهم دولتی و غیر دولتی رقبای بینالمللیاش، به دنبال گسترش سیطرەی خود بر فضای مجازی و رسانهای داخلی بوده و در مواقعی مانند سرکوب معترضان آبان ٩٨ از قطع اینترنت به عنوان فرصتی برای انجام کشتارهای جمعی استفاده کرده است.
با وجود پلیس فضای مجازی برای جاسوسی و کنترل بیشتر بر فعالیتهای اینترنتی شهروندان و تخصیص بودجه کلان برای آنچه که "ارتش سایبری نظام" خوانده میشود، در سال جاری قانونی جنجال برانگیز تحت نام ساماندهی اینترنت پشت درهای بسته مجلس مورد بحث قرار گرفت که منتقدانش تأکید کردند موجب اعمال محدودیتهای بیشتر و نقض دوچندان حقوق کاربران فضای مجازی خواهد شد.
بنظر میرسد حکومت تدابیری که اندیشیده را کافی نمیداند. علی فدوی، جانشین فرمانده سپاه پاسداران در دیدار دیروز خود با محمدباقر محمدی لائینی نماینده علی خامنهای در استان مازندران از برگزاری "رزمایش اطلاعاتی" در ۶ استان برای پیروزی در جنگ فرهنگی و رسانهای حرف زده است. این مقام سپاه گفته دشمن در تک تک خانهها دشمن حضور دارد و باید توانمندی اطلاعاتی خود را افزایش دهند.
هرچند او در مورد جزئیات این "رزمایش اطلاعاتی" حرفی نزده، اما بازتاب اینترنتی مخالفتهای مردمی و واکنشها به نقض حقوق بشر و وقایعی تلخی که در ایران رخ میدهند و نظام سعی در سانسور و پنهان کردن آن میکند، موجب نگرانی دولتمردان شده است.
علی خامنهای رهبر حکومت ایران که هیچگونه اعتراض یا حتی انتقادی را برنمیتابد و دستور داده بود "معترضان همچون علف هرز درو شوند"، طی سالهای گذشته بارها خشم خود از ناتوانی در کنترل فضای مجازی را بیان کرده و خواستار گرفتن آرایش جنگی در اینترنت شده است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
پەکەکە: مەسرور بارزانی بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات
پەکەکە رایگەیاند، مەسرور بارزانی دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی دەدات کە بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات.
🆔 @GozarDemocratic
پەکەکە رایگەیاند، مەسرور بارزانی دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی دەدات کە بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پەکەکە: مەسرور بارزانی بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات پەکەکە رایگەیاند، مەسرور بارزانی دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی…
پەکەکە: مەسرور بارزانی بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات
پەکەکە رایگەیاند، مەسرور بارزانی دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی دەدات کە بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات.
کۆمیتەی پەیوەندیەکانی دەرەوەی پەکەکە لەبارەی قسەکانی مەسرور بارزانی لەم رۆژانەی دواییدا راگەیەنراوێکی بڵاوکردەوە.
کۆمیتەی پەیوەندیەکانی دەرەوەی پەکەکە رایگەیاند: گەلی کورد بە پرۆسەیەکی مێژوویی زۆر گرنگدا تێدەپەڕێت. لە کاتێکدا کە تێکۆشانی ئازادی بەردەوامە و قوڵتر دەبێت، داگیرکارییەکانی تورکیا و هێزەکانی دوژمنی کورد و هاوپەیمانەکانیان بە دەستبەتاڵی دانانیشتن. گورزەکانی گەریلاکانی ئازادی کورد لە دژی هێرشە داگیرکارییەکانی ئاڤاشین و زاپ و کوردستان، دەوڵەتی تورک و هێزە هاوپەیمانەکانیانی تەنگەتاو کردووە. دەوڵەتی داگیرکەری تورک و هێزە هاوپەیمانەکانی هەموو توانایەکیان بۆ لەناوبردنی تێکۆشانی ئازادی و پێگەی کورد بەکار دەهێنن. لە پرۆسەیەکی بەم شێوەیەی ناسک و مێژووییدا مەسرور بارزانی پەدەکەیی کە پێویستە بە فکر و بەرپرسیارێتی نیشتمانپەروەری هەڵسوکەوت بکات، بە قسەکانی ئەوە ئاشکرا دەکات کە بۆچی هێشتا کێشەی کورد چارەسەر نەکراوە و قورستر بووە
لە راگەیەنراوەکەدا باسی ئەوەکراوە، گەلەکەمان و وڵاتپارێزانی کوردستان بە عیبرەتەوە سەیری ئەو قسانەی مەسرور بارزانی پەدەکەیی دەکەن.
هەروەها لە راگەیەنراوەکەدا هاتووە:-
"ئەگەر ئەو لێدوانانە کە بە ناوی ئەوەوە بڵاوکراوەتەوە، لەلایەن ڕای گشتی کوردستانەوە بە ئاشکرایی نەبینرایە، ئەوا وەک لێدوانی دەسەڵاتدارانی تورکیا دەبینران. ئێمە بۆ گەلەکەمانی بەجێدەهێڵین کە ئەم لێدوانانە چ پەیوەندیەکیان لەگەڵ نیشتمانپەروەریی کورد و کوردستانەوە هەیە. ئەو قسانەی مەسرور بارزانی کە دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی دەدات کە بە زمانی هاوکار و تەسلیمبوون و دەوڵەتی تورک قسە دەکات. دەوڵەتی تورک ماوەی ٤٠ ساڵە لە هەموو شوێنێک و هەموو جارێک ئەم قسانە دووبارە دەکاتەوە. مەسرور بارزانی پەدەکەییش بەم شێوەیە سوکایەتی بە یادەوەری مێژوویی گەلی کورد و ئاستی هۆشیاری نەتەوەیی دەکات.
گەلی کورد دەزانێت کێ دۆستە و کێ دوژمنە، کێ هاوکارە، کێ وڵاتپارێزە و باش لەمە تێگەیشتووە. هەموو جیهانیش داگیرکەری ئیمپریالیستی دەوڵەتی تورک وەک مەترسی و هەڕەشە دەبینێت، بەڵام مەسرور بارزانی پەدەکەیی لەمە نیگەران نییە. بەرپرسانی دەوڵەتی تورک کە مەسرور بارزانی لەگەڵ ئەوان هەڵسوکەوت دەکات، کاتێک کە دەڵێن هیچ شوێنێک بە ناوی کوردستان بوونی نییە، مەسرور بارزانی عاجز و نیگەران ناکات. مەسرور بارزانی لە جێگەی ئەوەی داگیرکەری دەوڵەتی تورک و هێرشەکان ڕەوا بکات، پێویستە هەوڵ بدات، کێشەی دیموکراسی، ئازادی و داهات و دادپەروەری بۆ گەلی باشوری کوردستان چارەسەر بکات.
گەلی رۆژئاوا گۆڕەپانەکە بۆ پێداهەڵدانە هەرزانەکان جێناهێڵێت
پەدەکە و مەسرور بارزانی بە دوژمنایەتیکردنی پەکەکە کە دوژمنی کورد دڵخۆش دەکات، زەمینەی سیاسی لەناو دەبەن. پەکەکە بە تێکۆشانی نیو دەسەی خۆی، جگە لە ئازادی گەلی کورد بیری لە هیچ شتێکی دیکە نەکردووەتەوە و هەموو سەنگەر و دەرفەتێکی بۆ کوردستان بە باجێکی زۆر گەورە بەدەستی هێناوە. لە تێکشکاندنی ئایدۆلۆژی داعشدا و لەناوبردنی لەسەر زەوی، پەکەکە ڕۆڵێکی دیارکەری بینیوە. گەریلاکانی ئازادی کوردستان لە مەخمور تاوەکو هەولێر بە فیداکاری شەڕیان کرد، رێگەیان نەدان کە داعش باشوری کوردستان داگیر بکات. بەرخۆدانی پەکەکە ئەم ئەنجامەی لەگەڵ خۆی هێنا و ئەمەش لەلایەن گەلی باشوری کوردستانمانەوە باش دەزانرێت.
لە رۆژئاواش تێکشکاندنی داعش بە شەهیدبوونی هەزاران گەریلای ئازادیەوە هاتووەتە ئاراوە. گەلانی کورد، عەرەب، کریستیان، تورکمەن و چەچەن لە شەڕی دژی داعشدا زیاتر لە ١٠ هەزار شەهیدیان داوە. بەڕێوەبەرایەتی باکور و رۆژهەڵاتی سوریا کە لە سەر ئەو باجە دامەزراوە، دەزانێت کە لەگەڵ کێ و چۆن قسە بکات. نەک مەسرور بارزانی، بەڵکو گەلی رۆژئاوا دەزانێت کە لەگەڵ کام هێزەدا دانوستان دەکات.
مەسرور بارزانی و لایەنگرانی لەگەڵ ئەوەی لە شەڕی دژی داعش و شۆرشی ڕۆژئاوادا هیچ باجێکیان نەداوە، ئایا دەیانەوێت لەگەڵ کێدا بازار بکەن؟ هەڕەشەکانی مەسرور بارزانی لە گەل و بەڕێوەبەری ڕۆژئاو کە دەڵێت "پەیوەندیەکانتان لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنن، خۆتان لە پەکەکە دوور بخەنەوە، ئەگەرنا پەیوەندیەکانمان تێکدەچن" پیشانی دەدات کە بە زمان و عەقڵی دەوڵەتی تورک قسە دەکات. جێگەی هەڕەشەکانی لە هەڵویستی قوڵی وڵاتپارێزی گەلی کوردستاندا دیارە.
پەکەکە رایگەیاند، مەسرور بارزانی دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی دەدات کە بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات.
کۆمیتەی پەیوەندیەکانی دەرەوەی پەکەکە لەبارەی قسەکانی مەسرور بارزانی لەم رۆژانەی دواییدا راگەیەنراوێکی بڵاوکردەوە.
کۆمیتەی پەیوەندیەکانی دەرەوەی پەکەکە رایگەیاند: گەلی کورد بە پرۆسەیەکی مێژوویی زۆر گرنگدا تێدەپەڕێت. لە کاتێکدا کە تێکۆشانی ئازادی بەردەوامە و قوڵتر دەبێت، داگیرکارییەکانی تورکیا و هێزەکانی دوژمنی کورد و هاوپەیمانەکانیان بە دەستبەتاڵی دانانیشتن. گورزەکانی گەریلاکانی ئازادی کورد لە دژی هێرشە داگیرکارییەکانی ئاڤاشین و زاپ و کوردستان، دەوڵەتی تورک و هێزە هاوپەیمانەکانیانی تەنگەتاو کردووە. دەوڵەتی داگیرکەری تورک و هێزە هاوپەیمانەکانی هەموو توانایەکیان بۆ لەناوبردنی تێکۆشانی ئازادی و پێگەی کورد بەکار دەهێنن. لە پرۆسەیەکی بەم شێوەیەی ناسک و مێژووییدا مەسرور بارزانی پەدەکەیی کە پێویستە بە فکر و بەرپرسیارێتی نیشتمانپەروەری هەڵسوکەوت بکات، بە قسەکانی ئەوە ئاشکرا دەکات کە بۆچی هێشتا کێشەی کورد چارەسەر نەکراوە و قورستر بووە
لە راگەیەنراوەکەدا باسی ئەوەکراوە، گەلەکەمان و وڵاتپارێزانی کوردستان بە عیبرەتەوە سەیری ئەو قسانەی مەسرور بارزانی پەدەکەیی دەکەن.
هەروەها لە راگەیەنراوەکەدا هاتووە:-
"ئەگەر ئەو لێدوانانە کە بە ناوی ئەوەوە بڵاوکراوەتەوە، لەلایەن ڕای گشتی کوردستانەوە بە ئاشکرایی نەبینرایە، ئەوا وەک لێدوانی دەسەڵاتدارانی تورکیا دەبینران. ئێمە بۆ گەلەکەمانی بەجێدەهێڵین کە ئەم لێدوانانە چ پەیوەندیەکیان لەگەڵ نیشتمانپەروەریی کورد و کوردستانەوە هەیە. ئەو قسانەی مەسرور بارزانی کە دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی دەدات کە بە زمانی هاوکار و تەسلیمبوون و دەوڵەتی تورک قسە دەکات. دەوڵەتی تورک ماوەی ٤٠ ساڵە لە هەموو شوێنێک و هەموو جارێک ئەم قسانە دووبارە دەکاتەوە. مەسرور بارزانی پەدەکەییش بەم شێوەیە سوکایەتی بە یادەوەری مێژوویی گەلی کورد و ئاستی هۆشیاری نەتەوەیی دەکات.
گەلی کورد دەزانێت کێ دۆستە و کێ دوژمنە، کێ هاوکارە، کێ وڵاتپارێزە و باش لەمە تێگەیشتووە. هەموو جیهانیش داگیرکەری ئیمپریالیستی دەوڵەتی تورک وەک مەترسی و هەڕەشە دەبینێت، بەڵام مەسرور بارزانی پەدەکەیی لەمە نیگەران نییە. بەرپرسانی دەوڵەتی تورک کە مەسرور بارزانی لەگەڵ ئەوان هەڵسوکەوت دەکات، کاتێک کە دەڵێن هیچ شوێنێک بە ناوی کوردستان بوونی نییە، مەسرور بارزانی عاجز و نیگەران ناکات. مەسرور بارزانی لە جێگەی ئەوەی داگیرکەری دەوڵەتی تورک و هێرشەکان ڕەوا بکات، پێویستە هەوڵ بدات، کێشەی دیموکراسی، ئازادی و داهات و دادپەروەری بۆ گەلی باشوری کوردستان چارەسەر بکات.
گەلی رۆژئاوا گۆڕەپانەکە بۆ پێداهەڵدانە هەرزانەکان جێناهێڵێت
پەدەکە و مەسرور بارزانی بە دوژمنایەتیکردنی پەکەکە کە دوژمنی کورد دڵخۆش دەکات، زەمینەی سیاسی لەناو دەبەن. پەکەکە بە تێکۆشانی نیو دەسەی خۆی، جگە لە ئازادی گەلی کورد بیری لە هیچ شتێکی دیکە نەکردووەتەوە و هەموو سەنگەر و دەرفەتێکی بۆ کوردستان بە باجێکی زۆر گەورە بەدەستی هێناوە. لە تێکشکاندنی ئایدۆلۆژی داعشدا و لەناوبردنی لەسەر زەوی، پەکەکە ڕۆڵێکی دیارکەری بینیوە. گەریلاکانی ئازادی کوردستان لە مەخمور تاوەکو هەولێر بە فیداکاری شەڕیان کرد، رێگەیان نەدان کە داعش باشوری کوردستان داگیر بکات. بەرخۆدانی پەکەکە ئەم ئەنجامەی لەگەڵ خۆی هێنا و ئەمەش لەلایەن گەلی باشوری کوردستانمانەوە باش دەزانرێت.
لە رۆژئاواش تێکشکاندنی داعش بە شەهیدبوونی هەزاران گەریلای ئازادیەوە هاتووەتە ئاراوە. گەلانی کورد، عەرەب، کریستیان، تورکمەن و چەچەن لە شەڕی دژی داعشدا زیاتر لە ١٠ هەزار شەهیدیان داوە. بەڕێوەبەرایەتی باکور و رۆژهەڵاتی سوریا کە لە سەر ئەو باجە دامەزراوە، دەزانێت کە لەگەڵ کێ و چۆن قسە بکات. نەک مەسرور بارزانی، بەڵکو گەلی رۆژئاوا دەزانێت کە لەگەڵ کام هێزەدا دانوستان دەکات.
مەسرور بارزانی و لایەنگرانی لەگەڵ ئەوەی لە شەڕی دژی داعش و شۆرشی ڕۆژئاوادا هیچ باجێکیان نەداوە، ئایا دەیانەوێت لەگەڵ کێدا بازار بکەن؟ هەڕەشەکانی مەسرور بارزانی لە گەل و بەڕێوەبەری ڕۆژئاو کە دەڵێت "پەیوەندیەکانتان لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنن، خۆتان لە پەکەکە دوور بخەنەوە، ئەگەرنا پەیوەندیەکانمان تێکدەچن" پیشانی دەدات کە بە زمان و عەقڵی دەوڵەتی تورک قسە دەکات. جێگەی هەڕەشەکانی لە هەڵویستی قوڵی وڵاتپارێزی گەلی کوردستاندا دیارە.
گذار دموکراتیک
پەکەکە: مەسرور بارزانی بە زمانی دەوڵەتی تورک قسە دەکات پەکەکە رایگەیاند، مەسرور بارزانی دەڵێت 'دەوڵەتی تورک نەک لەگەڵ کورد بەڵکو لەگەڵ پەکەکە کێشەی هەیە، پێویستە رۆژئاوا پەیوەندیەکانی لەگەڵ پەکەکە بپچڕێنێت، بە پێچەوانەوە دەوڵەتی تورک نیگەران دەبێت' پیشانی…
گەلی رۆژئاوا کە لەدژی دڕندەیی داعش و داگیرکەری دەوڵەتی تورک بەرخۆدانی کرد، گۆڕەپانەکە بۆ پێداهەڵدانە هەرزانەکان جێناهێڵێت. گەلی باکور و رۆژهەڵاتی سوریا دەزانێت، باشترین بڕیار بۆ داهاتوویان چییە، ئەوان باش لە ئیرادەی دیموکراسی خۆیان تێگەیشتوون.
تێکۆشانی ئازادی گەلی کورد هاوسەنگیەکانی هەرێمەکە دیاری دەکات و دۆخەکە بەم شێوەیەیە. لەم قۆناغەدا پێویستە گەلەکەمان ئاگاری هەوڵە تێکدەریەکان و هەوڵەکان بۆ ڕەوایەتیدان بە داگیرکەری دەوڵەتی تورک بێت و خاوەنی هەڵوێستێکی روون و ئاشکرا بێت. لەسەر ئەم بناغەیە، ئێمە وەک پەکەکە رایدەگەیەنین کە تێکۆشانمان بۆ کوردستان بەردەوامی پێدەدەین، کوردستان لە هێرشی داگیرکەری دەپارێزین، بەرگری لێدەکەین و ئازادی دەکەین و بەهێزەوە بەردەوامی بە خەباتمان دەدەین."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
تێکۆشانی ئازادی گەلی کورد هاوسەنگیەکانی هەرێمەکە دیاری دەکات و دۆخەکە بەم شێوەیەیە. لەم قۆناغەدا پێویستە گەلەکەمان ئاگاری هەوڵە تێکدەریەکان و هەوڵەکان بۆ ڕەوایەتیدان بە داگیرکەری دەوڵەتی تورک بێت و خاوەنی هەڵوێستێکی روون و ئاشکرا بێت. لەسەر ئەم بناغەیە، ئێمە وەک پەکەکە رایدەگەیەنین کە تێکۆشانمان بۆ کوردستان بەردەوامی پێدەدەین، کوردستان لە هێرشی داگیرکەری دەپارێزین، بەرگری لێدەکەین و ئازادی دەکەین و بەهێزەوە بەردەوامی بە خەباتمان دەدەین."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
شکوه شهید
✍ کاوان کامدین
میخواهم از تو بگویم و جز تو از هیچ چیز دیگر، میخواهم از عالم و آدم، از زیبایهای طبیعت، از نرگس و شقایق و از شرافت زلال انسانیت بنویسم، میخواهم از زیبایی، از جاودانگی و زیباتر از خود زیبایی بنویسم! و میدانم که باید بنویسم. اما نمیدانم از کجا آغاز و در کجا باید به پایان برسانم داستان ناگفتهس تو را. نمیدانم که آیا قلم و کاغذ، لحظات و دقایق کفاف داستان تو خواهند بود؟ اگر هم باشند، واقعاً من توان بازگویی شکوه تو را دارم، یا نه؟ عطوفت و احساس من کفاف از تو نوشتن ندارد، ای قهرمان و ای مظهر رسالت و پاکی. شعر و ادب درمانده و بیچاره در میان تمام این «باید و نباید»های از تو گفتن و نگفتن، مانده است.
فرض کنیم که از تو گفتم، آیا قدرت پاسداری از کمال و جلال جاودانهی تو را خواهم داشت؟ گویند: «بنویس که از «او» گفتن سهل است». آری، اگر قرار فقط بر گفتن از تو باشد، سهل است. اما سختی کار تا ابد در حین نوشتن از تو، با تو بودن، همچو تو بودن و با تو ماندن است.
گاه شور شعر و ترانه به دل دارم و هر چه به دنبال «معرفت و نجابت» دور و عمیق تا درون خود میروم، سرآغازی نزدیکتر به من و استوارتر از تو نمییابم. تو هم عمق «تردید»های من و هم الهامبخش قطعیت در منی.
وقتی که در «مشی حقیقت» از راه به در میشوم، مرا از کنش بازمیداری و هر گاه که بر این راه توان کنش ندارم، مرا به کنش فرا میخوانی.
به غوغا میکشانم داستان هستی و نیستی نوع بشر را، چرخش نا عادلانهی چرخ و فلک را و پُرسم این چه رازیست و حقیقت کدام است. از شهید گفتن و نوشتن دشوار است، چون به هنگام نوشتن از شهید، دست و قلم، روح و روان آزاد نیست. چون در جهان شهید همه چیز «مشروط» بر قواعد و قوانین جهان الزامات ما در مقابل«شهید» است!
سالار دهگولان، جوانی کوتاه قامت، آرام و بسیار فروتن که در نگاه اول شخصیتی بسیار ساده و عادی مینمود. حتی معمولیتر از یک انسان معمولی به چشم میخورد. ولی پس از مدتی بسیار کوتاه متوجه شدم از یک انسان معمولی، غیر معمولیتر است. شوخ طبعی او مدام همه را به خنده و شادی وا میداشت.
یکی از بزرگترین ویژگیهای شهید سالار تسلط بر جسم و روانش بود که حتی به هنگام جنگ و شبیخون، دشمن را به مسخره میگرفت. نه اینکه دشمن را دستکم بگیرد، فقط به مسخره میگرفت و این شیوهی برخورد او به همه روحیه میداد. نوع تمسخر او، خاری و پستی دشمن را هر چه بیشتر در چشم ما نمایان میساخت. در کمال جدیت دشمن را به تمسخر میگرفت. دشمن که از خود یک هیولا و دیو سپید ساخته بود، از نگاه سالار «مترسکی» بیش نبود! و این را نه در لحظات عادی، بلکه در حین عملیات و درگیری با دشمن به ما نشان میداد! انگار که در تلاش بود تا بزدلی دشمن را به ما اثبات کند. ایستار متزلزل و بزدلانهی دشمن در هر عملیاتی که سالار در آن شرکت مینمود، باید به اثبات میرسید. همیشه به نوع برخورد او با دشمن فکر میکردم؛ این رفتارهای او صرفا شجاعت نبود، در روح و روان او مفهوم مبالغه شدهی «دشمن» فروپاشیده شده و او را به یک واقعبینی انقلابی رسانده بود. برخورد قاطع و مصمم اما مسخرهآمیز او با دشمن و شخصیت از خود گذشته و فروتناش در جمع رفقا، نمودی از شخصیت توانمند او بودند!
سال ۲۰۰۵اوائل ورود گریلا به منطقهی هورامان بود. مردم این منطقه حتی شناختی ابتدایی هم از گریلا و انقلاب دموکراتیک مدرن كوردستان نداشتند. از یک طرف نگاه مردد مردم به گریلا، بنا به شکستها، بیمها و خلأهای سازمانی – سیاسی گذشته و از سوی دیگر موضع قاطعانهی دشمن مبنی بر پیشگیری از پیشروی گریلا در مناطق كوردستان و بُعد سوم مسئلهی عدم شناخت گریلا از جغرافیا، مردم و موقعیت دشمن در منطقه بود. تمامی اینها شرایط بسیار سختی برای گریلا بودند که با آنها رودررو بودند. با تمام اینها گریلا مصمم به ماندن، جنگیدن و پیروزی بود و ما در نگاه «سالار» قاطعانه ماندن و جنگیدن و پیروزی را میدیدیم.
هَوال سالار، روابطی گرم با مردم منطقه داشت و همه او را دوست داشتند. زن و مرد، پیر و جوان نوعی با او برخورد میکردند که انگار عضوی از خانوادهی خودشان باشد. مدام تاکید مینمود که ما ” نیروهای دفاع از املاک و ناموس مردم هستیم “. برخوردی جدی و نگاهی عمیق به تمام کارها و امور داشت، با تمام توان از نظم و انضباط حیات انقلابی دفاع میکرد. روزانه به اندازهی چند نفر کار میکرد و کارهایش را به گونهای برنامهریزی میکرد که بتواند به تمام آنها رسیدگی نماید. وقتشناس و دقیق بود. میدانست که کدام لحظه چه کاری باید انجام گیرد. در راهپیماییهای شبانه همیشه او نفر اول گروه بود و پیش قدم. در چندین عملیات نظامی علیه دشمن شرکت کرد، همیشه اولین نفری بود که به داخل پایگاههای دشمن حمله میبرد و آخرین نفری بود که عقبنشینی میکرد.
✍ کاوان کامدین
میخواهم از تو بگویم و جز تو از هیچ چیز دیگر، میخواهم از عالم و آدم، از زیبایهای طبیعت، از نرگس و شقایق و از شرافت زلال انسانیت بنویسم، میخواهم از زیبایی، از جاودانگی و زیباتر از خود زیبایی بنویسم! و میدانم که باید بنویسم. اما نمیدانم از کجا آغاز و در کجا باید به پایان برسانم داستان ناگفتهس تو را. نمیدانم که آیا قلم و کاغذ، لحظات و دقایق کفاف داستان تو خواهند بود؟ اگر هم باشند، واقعاً من توان بازگویی شکوه تو را دارم، یا نه؟ عطوفت و احساس من کفاف از تو نوشتن ندارد، ای قهرمان و ای مظهر رسالت و پاکی. شعر و ادب درمانده و بیچاره در میان تمام این «باید و نباید»های از تو گفتن و نگفتن، مانده است.
فرض کنیم که از تو گفتم، آیا قدرت پاسداری از کمال و جلال جاودانهی تو را خواهم داشت؟ گویند: «بنویس که از «او» گفتن سهل است». آری، اگر قرار فقط بر گفتن از تو باشد، سهل است. اما سختی کار تا ابد در حین نوشتن از تو، با تو بودن، همچو تو بودن و با تو ماندن است.
گاه شور شعر و ترانه به دل دارم و هر چه به دنبال «معرفت و نجابت» دور و عمیق تا درون خود میروم، سرآغازی نزدیکتر به من و استوارتر از تو نمییابم. تو هم عمق «تردید»های من و هم الهامبخش قطعیت در منی.
وقتی که در «مشی حقیقت» از راه به در میشوم، مرا از کنش بازمیداری و هر گاه که بر این راه توان کنش ندارم، مرا به کنش فرا میخوانی.
به غوغا میکشانم داستان هستی و نیستی نوع بشر را، چرخش نا عادلانهی چرخ و فلک را و پُرسم این چه رازیست و حقیقت کدام است. از شهید گفتن و نوشتن دشوار است، چون به هنگام نوشتن از شهید، دست و قلم، روح و روان آزاد نیست. چون در جهان شهید همه چیز «مشروط» بر قواعد و قوانین جهان الزامات ما در مقابل«شهید» است!
سالار دهگولان، جوانی کوتاه قامت، آرام و بسیار فروتن که در نگاه اول شخصیتی بسیار ساده و عادی مینمود. حتی معمولیتر از یک انسان معمولی به چشم میخورد. ولی پس از مدتی بسیار کوتاه متوجه شدم از یک انسان معمولی، غیر معمولیتر است. شوخ طبعی او مدام همه را به خنده و شادی وا میداشت.
یکی از بزرگترین ویژگیهای شهید سالار تسلط بر جسم و روانش بود که حتی به هنگام جنگ و شبیخون، دشمن را به مسخره میگرفت. نه اینکه دشمن را دستکم بگیرد، فقط به مسخره میگرفت و این شیوهی برخورد او به همه روحیه میداد. نوع تمسخر او، خاری و پستی دشمن را هر چه بیشتر در چشم ما نمایان میساخت. در کمال جدیت دشمن را به تمسخر میگرفت. دشمن که از خود یک هیولا و دیو سپید ساخته بود، از نگاه سالار «مترسکی» بیش نبود! و این را نه در لحظات عادی، بلکه در حین عملیات و درگیری با دشمن به ما نشان میداد! انگار که در تلاش بود تا بزدلی دشمن را به ما اثبات کند. ایستار متزلزل و بزدلانهی دشمن در هر عملیاتی که سالار در آن شرکت مینمود، باید به اثبات میرسید. همیشه به نوع برخورد او با دشمن فکر میکردم؛ این رفتارهای او صرفا شجاعت نبود، در روح و روان او مفهوم مبالغه شدهی «دشمن» فروپاشیده شده و او را به یک واقعبینی انقلابی رسانده بود. برخورد قاطع و مصمم اما مسخرهآمیز او با دشمن و شخصیت از خود گذشته و فروتناش در جمع رفقا، نمودی از شخصیت توانمند او بودند!
سال ۲۰۰۵اوائل ورود گریلا به منطقهی هورامان بود. مردم این منطقه حتی شناختی ابتدایی هم از گریلا و انقلاب دموکراتیک مدرن كوردستان نداشتند. از یک طرف نگاه مردد مردم به گریلا، بنا به شکستها، بیمها و خلأهای سازمانی – سیاسی گذشته و از سوی دیگر موضع قاطعانهی دشمن مبنی بر پیشگیری از پیشروی گریلا در مناطق كوردستان و بُعد سوم مسئلهی عدم شناخت گریلا از جغرافیا، مردم و موقعیت دشمن در منطقه بود. تمامی اینها شرایط بسیار سختی برای گریلا بودند که با آنها رودررو بودند. با تمام اینها گریلا مصمم به ماندن، جنگیدن و پیروزی بود و ما در نگاه «سالار» قاطعانه ماندن و جنگیدن و پیروزی را میدیدیم.
هَوال سالار، روابطی گرم با مردم منطقه داشت و همه او را دوست داشتند. زن و مرد، پیر و جوان نوعی با او برخورد میکردند که انگار عضوی از خانوادهی خودشان باشد. مدام تاکید مینمود که ما ” نیروهای دفاع از املاک و ناموس مردم هستیم “. برخوردی جدی و نگاهی عمیق به تمام کارها و امور داشت، با تمام توان از نظم و انضباط حیات انقلابی دفاع میکرد. روزانه به اندازهی چند نفر کار میکرد و کارهایش را به گونهای برنامهریزی میکرد که بتواند به تمام آنها رسیدگی نماید. وقتشناس و دقیق بود. میدانست که کدام لحظه چه کاری باید انجام گیرد. در راهپیماییهای شبانه همیشه او نفر اول گروه بود و پیش قدم. در چندین عملیات نظامی علیه دشمن شرکت کرد، همیشه اولین نفری بود که به داخل پایگاههای دشمن حمله میبرد و آخرین نفری بود که عقبنشینی میکرد.
گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
در هر عملیاتی که حضور داشت، ضربات مرگباری به دشمن وارد مینمود. یکبار تا آشپزخانهی پایگاه رفت، طوری خود را در داخل حیاط پایگاه مخفی کرده بود که چند سرباز از کنارش گذشتند و او را ندیدند، پس از اینکه سربازها گذشتند، آرام و خونسرد به داخل آشپزخانه سرک کشید. وقتی دید که کسی آنجا نیست، از داخل آشپزخانه نارنجکهایش را به داخل اتاق سربازان اشغالگر انداخت. در آن عملیات چندین تن از سربازان رژیم اشغالگر به هلاکت رسیدند و علیرغم اینکه رفقای بسیاری در عملیات شرکت داشتند، اما رفیق سالار نقشی کلیدی داشت که پیروزی را به ارمغان آورد. در هر عملیات باید حتما در گروه «هجوم» شرکت میکرد و هرگز دوست نداشت که از پشت و در گروهای پشتیبانی و دفاعی باشد. روح ضد اشغالگر و ضد استعمارگر او مانند یک آتشفشان همیشه در فوران بود. اما در حین انجام کارهای روزمره در نگاهش جز شکیبایی، فروتنی و متانت چیز دیگری پیدا نبود.
رفیق سالار با دوست تا پای مرگ دوستی میکرد و با دشمن، دشمنی. دارای چنین شخصیتی با ثبات و استوار بود که هر کدام از ما رفقائی که از او جوانتر و بیتجربه بودیم، وقتی که با او به انجام وظیفه میرفتیم، انگار که یک ارتش را همراهمان است و اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکردیم. اعتمادبهنفس کوه مانند رفیق سالار ناشی از شفافیت در شناخت ایدئولوژیک و نیروی ایمان ناشی از آن بود. در زندگی روزمره و کارها همیشه به تفکیک «حق» از «باطل» اهمیت میداد، حتی اگر به قیمت رنجاندن دیگران هم بوده امتیازی قائل نمیشد و قطعا باید به «پرنسیپ»های اخلاقی عمل میکرد. همه را دوست داشت و میان رفقا هرگز تفاوت قائل نمیشد.
۲۰ نوامبر ۲۰۰۵ ساعت ۱۱ ظهر در کنار رود «سیروان» دشمن به کمک مزدورین توانسته بود در مورد جایگاه و موقعیت ما اطلاعاتی جمعآوری کند و سپس منطقه را به محاصره در بیاورد. آن روز هوا بارانی بود و در عمق وادی سیروان ما آتش روشن کرده بودیم، تا لباسهای خیسمان را خشک کنیم. یک پیرمرد با مرد میانسالی اهل هورامان برای شکار در نزدیکیهای ما بودند. بعد از چند ساعت، آنها نیز با ما همراه و همدم شدند و در کنار آتش به صحبت پرداختیم. چند روز پشت سرهم بارش باران و روان شدن آب از جویبارها و ارتفاعات شاهو و کوسالان، رود سیروان را به خروشی غیر معمولی در آورده بود. صدای غرّش سیروان و جلوهی گلآلود رودبار، صخرهها را وحشتزده کرده بود. از ته رود صدای ناله و برخورد سنگهای بزرگی که آب با خود حمل میکرد، دل انسان را به خوف میآورد.
من مشغول آماده کردن غذای نهار رفقا بر روی بام خانههای تابستانی کنار رود بودم، همه چیز در سکوت فرو رفته بود که ناگهان صدای مسلسلهای دشمن سکوت را بهم زد. دشمن سه طرف ما را محاصره کرده بود و از هر جهت مانند رگبار باران و حتی بسیار پُر شتابتر از آن بر ما شلیک میکردند. مزدورین در خط مقدم و اشغالگران که از استانهای دیگر برای درگیری با ما آمده بودند، پشت خط مقدم بودند. از دور خمپاره و اسلحههای سنگین شلیک میکردند و مزدورین نیز از نزدیک ما را به رگبار بسته بودند. پس از اینکه به غفلت خود از دشمن پی بردیم و توانستیم موقعیت دشمن را تشخیص دهیم، رفقا همه با هم به سوی دشمن شروع به نشانهگیری و شلیک کردیم. رود سیروان پنجاه متر پایینتر از ما قرار داشت و ما جهت اینکه حملهی دشمن را خنثی سازیم، باید از رود عبور میکردیم و به طرف مقابل میرساندیم. از طرفی دشمن و از طرف دیگر خشم سیلآسای رود سیروان ما را محاصره کرده بود. خود را به خانهباغی که کنار رود قرار داشت رساندیم. در همین وقت بود که رفقائی که در اتاق دوم به جا شده بودند گفتند: « رفیق برخودان مجروح شده است». او از ناحیهی شکم مجروح شده بود. به صورت دفاعی یکی پس از دیگری از خانهباغ، بیرون آمدیم و خودمان را به کنارهای رود رساندیم. رفیق برخودان چون مجروح بود نمیتوانستیم او را به طرف مقابل رود ببریم و رفقا پس از بستن زخمهایش از اتاق بیرون آمدند. چون اگر رفقا چند لحظه تاخیر میکردند یک گروه از مزدورین که با آر. پی.جی و زیر رگبار مسلسلها به ما نزدیک شده بودند، خانه را منهدم میکردند. تعداد ما کم نبود، اما در موقعیت بسیار نامساعدی قرار داشتیم. من و رفیق سالار جزء اولین افرادی بودیم که به کنار رود رسیدیم. با کوله پشتی، لباسهای سنگین، سلاح و تجهیزات نظامی رفیق سالار جهت عبور از رود وارد آب شد. پس از اینکه پنجاه متر فاصله گرفت من هم خود را به آب زدم. چون دشمن به داخل رودخانه دید داشت، در داخل آب هم به ما شلیک میکرد. جائی که ما وارد آب شدیم، رود پهناور و وسیع بود، شدت آب نسبت به صد متر پایینتر و بالاتر کم تر بود، اما عمق بیشتری داشت و هر دو طرف رودخانه را صخرههای بلند، مانند یک دیوار رود را پوشش داده بودند.
رفیق سالار با دوست تا پای مرگ دوستی میکرد و با دشمن، دشمنی. دارای چنین شخصیتی با ثبات و استوار بود که هر کدام از ما رفقائی که از او جوانتر و بیتجربه بودیم، وقتی که با او به انجام وظیفه میرفتیم، انگار که یک ارتش را همراهمان است و اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکردیم. اعتمادبهنفس کوه مانند رفیق سالار ناشی از شفافیت در شناخت ایدئولوژیک و نیروی ایمان ناشی از آن بود. در زندگی روزمره و کارها همیشه به تفکیک «حق» از «باطل» اهمیت میداد، حتی اگر به قیمت رنجاندن دیگران هم بوده امتیازی قائل نمیشد و قطعا باید به «پرنسیپ»های اخلاقی عمل میکرد. همه را دوست داشت و میان رفقا هرگز تفاوت قائل نمیشد.
۲۰ نوامبر ۲۰۰۵ ساعت ۱۱ ظهر در کنار رود «سیروان» دشمن به کمک مزدورین توانسته بود در مورد جایگاه و موقعیت ما اطلاعاتی جمعآوری کند و سپس منطقه را به محاصره در بیاورد. آن روز هوا بارانی بود و در عمق وادی سیروان ما آتش روشن کرده بودیم، تا لباسهای خیسمان را خشک کنیم. یک پیرمرد با مرد میانسالی اهل هورامان برای شکار در نزدیکیهای ما بودند. بعد از چند ساعت، آنها نیز با ما همراه و همدم شدند و در کنار آتش به صحبت پرداختیم. چند روز پشت سرهم بارش باران و روان شدن آب از جویبارها و ارتفاعات شاهو و کوسالان، رود سیروان را به خروشی غیر معمولی در آورده بود. صدای غرّش سیروان و جلوهی گلآلود رودبار، صخرهها را وحشتزده کرده بود. از ته رود صدای ناله و برخورد سنگهای بزرگی که آب با خود حمل میکرد، دل انسان را به خوف میآورد.
من مشغول آماده کردن غذای نهار رفقا بر روی بام خانههای تابستانی کنار رود بودم، همه چیز در سکوت فرو رفته بود که ناگهان صدای مسلسلهای دشمن سکوت را بهم زد. دشمن سه طرف ما را محاصره کرده بود و از هر جهت مانند رگبار باران و حتی بسیار پُر شتابتر از آن بر ما شلیک میکردند. مزدورین در خط مقدم و اشغالگران که از استانهای دیگر برای درگیری با ما آمده بودند، پشت خط مقدم بودند. از دور خمپاره و اسلحههای سنگین شلیک میکردند و مزدورین نیز از نزدیک ما را به رگبار بسته بودند. پس از اینکه به غفلت خود از دشمن پی بردیم و توانستیم موقعیت دشمن را تشخیص دهیم، رفقا همه با هم به سوی دشمن شروع به نشانهگیری و شلیک کردیم. رود سیروان پنجاه متر پایینتر از ما قرار داشت و ما جهت اینکه حملهی دشمن را خنثی سازیم، باید از رود عبور میکردیم و به طرف مقابل میرساندیم. از طرفی دشمن و از طرف دیگر خشم سیلآسای رود سیروان ما را محاصره کرده بود. خود را به خانهباغی که کنار رود قرار داشت رساندیم. در همین وقت بود که رفقائی که در اتاق دوم به جا شده بودند گفتند: « رفیق برخودان مجروح شده است». او از ناحیهی شکم مجروح شده بود. به صورت دفاعی یکی پس از دیگری از خانهباغ، بیرون آمدیم و خودمان را به کنارهای رود رساندیم. رفیق برخودان چون مجروح بود نمیتوانستیم او را به طرف مقابل رود ببریم و رفقا پس از بستن زخمهایش از اتاق بیرون آمدند. چون اگر رفقا چند لحظه تاخیر میکردند یک گروه از مزدورین که با آر. پی.جی و زیر رگبار مسلسلها به ما نزدیک شده بودند، خانه را منهدم میکردند. تعداد ما کم نبود، اما در موقعیت بسیار نامساعدی قرار داشتیم. من و رفیق سالار جزء اولین افرادی بودیم که به کنار رود رسیدیم. با کوله پشتی، لباسهای سنگین، سلاح و تجهیزات نظامی رفیق سالار جهت عبور از رود وارد آب شد. پس از اینکه پنجاه متر فاصله گرفت من هم خود را به آب زدم. چون دشمن به داخل رودخانه دید داشت، در داخل آب هم به ما شلیک میکرد. جائی که ما وارد آب شدیم، رود پهناور و وسیع بود، شدت آب نسبت به صد متر پایینتر و بالاتر کم تر بود، اما عمق بیشتری داشت و هر دو طرف رودخانه را صخرههای بلند، مانند یک دیوار رود را پوشش داده بودند.
گذار دموکراتیک
شکوه شهید ✍ کاوان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
پس از اینکه آب به زیر چانههایم رسید و هر چه بیشتر آب عمق پیدا میکرد، دریافتم که سنگینی تجهیزات ما را به کف رودخانه فرو میکشاند. فورا کولهپشتی را از پشتم در آوردم و به داخل رودخانه انداختم. من که شناگر خوبی بودم اما باز نمیتوانستم خودم را روی سطح آب نگهدارم و پس از اینکه آب از سرم گذشت چند بار احساس خفگی کردم. میان رودخانه و در گردابهای ریز و درشت این سیل آب و زیر شلیک تکتیراندازهای مزدور در تلاش بودم مسیر رفیق سالار را دنبال کنم و مدام چشمم به او بود و او نیز هر چند لحظه یک بار سرش را برمیگرداند و مرا نگاه میکرد. به عمق رودخانه رسیده بودیم و آب بیشتر از بیست سانتیمتر از سر ما گذشته بود. یک بار به زیر آب فرو رفتم، نفسم تنگ شد، با تمام توان نوک پاهایم را به سنگی در ته رودخانه زدم و بدنم را به بالا کشیدم، اما این بار فقط توانستم چفی سفید و سیاه رفیق سالار را بر روی آب ببینم و از خودش خبری نبود. احساس بدی دلم را لرزاند و به خود گفتم شاید به طرف مقابل رسیده، هرچه نگاه کردم او را ندیدم. یکی از رفقا چون با دیدن ما متوجه شده بود با این تجهیزات غیر ممکن است به طرف مقابل برسیم، فورا تجهزاتش را به یکی از رفقا سپرد و قبل از ما به طرف مقابل رفته بود. من که وسط رودخانه گیر کرده بودم و زیر شلیک تک تیراندازهای دشمن بودم، هر چند لحظه یک بار به زیر آب فرو میرفتم و باز به سختی برای تنفس خودم را به سطح آب میکشاندم. ناگهان یکی از رفقا از طرف مقابل شالی را که به دور کمر داشت باز و به طرف من انداخت، همین که دستم به شال گیر کرد مرا با تمام توان به طرف خود کشید. به طرف مقابل رودخانه رسیدم، گلویم پُر از آب گلآلود بود. آبی را که خورده بودم، بالا آوردم، در همین حین متوجه شدم که اسلحهام را محکم به خودم چسپاندهام. تجهیزاتم را از تنم بیرون آوردم و با دقت به اطراف دیدی انداختم، اما اثری از رفیق سالار نبود. همه به طرف مقابل که در دید دشمن نبود عبور کردیم. دو تن از رفقا که در بیرون از محوطهی درگیری بودند و دشمن از آنان بیخبر بود، دشمن را دور زده و با آنان درگیر شدند. پس از آن بود که از محاصرهی دشمن خارج شدیم. در این میان و در گرما گرم درگیری و پس از اینکه ما خانهباغ را ترک گفتیم، نزدیک به ده تن از مزدورین جهت کنترل و بازرسی خانهباغ وارد میشوند، رفیق برخودان که قبلا نارجکهایش را آماده کرده و منتظر بود، وقتی همه دور او جمع میشوند، نارنجکهایش را منفجر میکند. رفیق برخودان با اینکه مجروح بود اما شهادت خودش را به صورتی قهرمانانه برنامهریزی میکند و به شهادت رسید، هنگام شهادت نیز ده تن از مزدورین را به هلاکت رساند.
رفیق برخودان جوانی از شمال کردستان بود. او در راه تحقق رویای آزادی به شرق کردستان آمده بود. یکی از اولین شهدای گمنام شرق کردستان است که شکوهمندانه به شهادت رسید. شخصیتی فداکار و ساده داشت، مقاومتی در خور نامش (برخودان در زبان کردی به معنی «مقاومت» است) از خود نشان داد. مدام مشتاق شناخت مردم، فرهنگ و آداب و سنن هورامان بود. پس از شهادت رفیق برخودان، دشمن وحشتزده و غافلگیر شد. تا آن زمان اشغالگران برای مزدورین وابستهاش تبلیغ میکردند که: «این گریلاها عدهای بچه هستند، از جنگ چیزی نمیدانند، حتی میتوانید آنان را با دست بگیرید». اما پس از این ضربهای که به دشمن وارد شد، مزدورین هم ترسیدند و دیگر شهامت نکردند به رفقا نزدیک شوند و هر بار که اشغالگران آنان را همچون سگهای شکاری پیش قدم میکردند، با ترس و لرز میآمدند و از مناطقی که میدانستند رفقا حضور دارند، پرهیز میکردند.
یک روز پس از عقبنشینی نیروهای دشمن، دو تن از رفقا به جای درگیری رفتند، کف رودخانهی گلآلود را گشتند، اما جنازهی رفیق سالار را نیافتند. جریان آب جنازهی رفیق سالار را تا چند روستای بعدی با خود برده بود. چند ماه بعد اهالی یکی از این روستاها جنازهی رفیق سالار را کنار آب یافتهبودند، جز استخوانهایش اثری از او نمانده بود و اهالی به ما گفتند که تک تیراندازهای مزدور از ناحیهی کمر او را هدف قرار داده بودند و در وسط آب مجروح شده و به این جهت شهید شده است. در این درگیری که ما در موقعیت محاصره و دفاعی قرار گرفته بودیم، رفیق سالار و برخودان شهید شدند و نزدیک به ۱۲ تن از نیروهای دشمن اشغالگر و مزدورین نیز به هلاکت رسیدند.
سال ۲۰۰۵ سال سرنوشتسازی بود، چون ما تا آن زمان به صورت تمامی طول سال در منطقه حضور نداشتیم. اما دشمن که دریافته بود ما تصمیم داریم در منطقه ماندگار شویم، جهت مقابله با این تصمیم ما، تمام منابع مادی و انسانیاش را به تحرک درآورده بود. سال ۲۰۰۵ اولین سالی بود که گریلا توانست در کوههای شرق کردستان و در دل مردم شریف هورامان ماندگار و جاودانه گردد. شهید برخودان و سالار، به شهدا و نماد جاودانگی گریلا در شرق کردستان مبدل شدند.
رفیق برخودان جوانی از شمال کردستان بود. او در راه تحقق رویای آزادی به شرق کردستان آمده بود. یکی از اولین شهدای گمنام شرق کردستان است که شکوهمندانه به شهادت رسید. شخصیتی فداکار و ساده داشت، مقاومتی در خور نامش (برخودان در زبان کردی به معنی «مقاومت» است) از خود نشان داد. مدام مشتاق شناخت مردم، فرهنگ و آداب و سنن هورامان بود. پس از شهادت رفیق برخودان، دشمن وحشتزده و غافلگیر شد. تا آن زمان اشغالگران برای مزدورین وابستهاش تبلیغ میکردند که: «این گریلاها عدهای بچه هستند، از جنگ چیزی نمیدانند، حتی میتوانید آنان را با دست بگیرید». اما پس از این ضربهای که به دشمن وارد شد، مزدورین هم ترسیدند و دیگر شهامت نکردند به رفقا نزدیک شوند و هر بار که اشغالگران آنان را همچون سگهای شکاری پیش قدم میکردند، با ترس و لرز میآمدند و از مناطقی که میدانستند رفقا حضور دارند، پرهیز میکردند.
یک روز پس از عقبنشینی نیروهای دشمن، دو تن از رفقا به جای درگیری رفتند، کف رودخانهی گلآلود را گشتند، اما جنازهی رفیق سالار را نیافتند. جریان آب جنازهی رفیق سالار را تا چند روستای بعدی با خود برده بود. چند ماه بعد اهالی یکی از این روستاها جنازهی رفیق سالار را کنار آب یافتهبودند، جز استخوانهایش اثری از او نمانده بود و اهالی به ما گفتند که تک تیراندازهای مزدور از ناحیهی کمر او را هدف قرار داده بودند و در وسط آب مجروح شده و به این جهت شهید شده است. در این درگیری که ما در موقعیت محاصره و دفاعی قرار گرفته بودیم، رفیق سالار و برخودان شهید شدند و نزدیک به ۱۲ تن از نیروهای دشمن اشغالگر و مزدورین نیز به هلاکت رسیدند.
سال ۲۰۰۵ سال سرنوشتسازی بود، چون ما تا آن زمان به صورت تمامی طول سال در منطقه حضور نداشتیم. اما دشمن که دریافته بود ما تصمیم داریم در منطقه ماندگار شویم، جهت مقابله با این تصمیم ما، تمام منابع مادی و انسانیاش را به تحرک درآورده بود. سال ۲۰۰۵ اولین سالی بود که گریلا توانست در کوههای شرق کردستان و در دل مردم شریف هورامان ماندگار و جاودانه گردد. شهید برخودان و سالار، به شهدا و نماد جاودانگی گریلا در شرق کردستان مبدل شدند.