گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
اسناد تاریخی نشان میدهند که مخترعان مجازات اعدام و قصاص، افراد و اقشاری هستند که در تمام کتب مقدس و در راس آنان نیز قرآن، به عنوان کفار و دشمنان «خدا» معرفی شدهاند. در حالی که این یکی از بزرگترین ناهنجاریهای تاریخ تمدن است که چرا ادیان توحیدی در حالی که به شدت بر علیه بابل و آشور به مخالفت برخاستهاند اما از نظر دیدگاه و نظام قضائی خود از همان راه و روشهای قضائی آنان علیه «مخالفین» استفاده نمودهاند؟ یا به دیگر سخن چرا با این «جنبهی ظالمانه» مخالت نکرده و آن را به عنوان راهکاری برگزیدهاند؟ میتوان چنین استنباط نمود که بدینگونه خشونت قدرت محور و سلطهجویانه به لایههای درونی ادیان توحیدی نفوذ و دست به دست میگردد. ادیان توحیدی چرا با نوع خداپرستی و نیایش آنان مخالفت کرده اما «رویکرد قضایی» آنان را پذیرفتهاند؟ این در حالی است که حضرت ابراهیم در لحظات آخر به لطف الهی از مجازات سوزاندن در آتش نجات یافت! اگر لطف الهی نبود چه اتفاقی میافتاد و حال سیر تاریخ چگونه میبود؟ و یا اینکه حضرت عیسی به دست امپراتوری روم به صلیب کشیده شد، اما بعدها کلیسا و مسیحیت انسان را به همان صلیبی میکشاند که زمانی حضرت عیسی به آن آویخته شده بود؟
این مباحث بسیار گستردهتر از مباحث تنگنظرانهی قومی، حزبی و سیاسی روز میباشد و ریشههای واقعی آن در اعماق تاریخ نهان است که پاسخ کفایتبخش به این سوال میتواند بر بسیاری از جنبههای تاریک تاریخ پرتو بیافکند! اما از دیدگاه مدرنیتهی دمکراتیک بسیار جذابتر و حیرتآورتر میباشد!
اخلاق آزادی چنان اقتضا میکند که هر کسی از هر عقیده و هویتی که «انسان بودن» را در مبنای تمامی ستونهای حیات خود برمیشمارد، با عمل توحشآمیز اعدام مخالف نماید. در وهلهی نخست نیز روشنفکران دینی – مذهبی در ایران باید پیش قدم این انقلاب بزرگ گردند. تمام ادیان توحیدی و در راس آنان نیز اسلام، مستحق این لکهی ننگ نبوده و نیستند. زیرا حق سلب زندگی از یک انسان، فقط به دست سرشت زندگی است، نه انسان دیگری!
با آمار و ارقامی که سالانه از احکام قصاص و اعدام صورت گرفته، توسط رژیم ایران، میتوان به این نکته پیبرد که؛ «خشونت با خشونت» کاهش نمییابد، برعکس کاربرد خشونت جهت اصلاح و تربیت، خود مولد و ترویج کنندهی هر چه بیشتر «خشونت» میباشد. این پدیده چه به نام دین، فقه و اسلام صورت گیرد و چه به نام قانون و فلسفهی سیاسی همین نتیجه را به بار خواهد آورد! تنها کافی است این سوال را از مجریان و قانونگذاران پرسید؛ با این همه آمار و ارقام فزایندهی اعدام، کدام یک از مسائل اجتماعی را حل نمودهاید؟ آیا با اجرای حکم اعدام توانستهاید آمار جرائم را کاهش دهید؟ یا برعکس هر چه بیشتر خشونت اعمال میکنید، تعداد مجرمان و متعاقبا جرائم آنها نیز رشد بیشتری یافتهاند؟ اگر این رویه ادامه یابد مرتکب شدن به «جرم» در ایران مساوی با «آزادی و شجاعت» خواهد شد. درست مانند انقلاب فرانسه که گیوتین به نماد آزادی و شجاعت انقلابیون مبدل شد. با بازنگری مختصر درسهائی که از دل تاریخ برمیآیند، میتوان دریافت که تداوم این رویه، به همین منوال و با هدف رواج رعب و وحشت در جامعه، موثر واقع نخواهد افتاد. به عنوان مثال در کوردستان اوضاع از این قرار است؛ معیار سنجش میهندوستی یک شهروند کوردستانی، مدت زمان زندانی شدن، شکنجه و طنابدار است! طنابدار و حکم اعدام برای یک شهروند کوردستانی به مفهوم سطح تعهد به ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی او است و هرگز خویش را به عنوان «مجرم» نخواهد دید. زیرا اهداف و آرمانهائی برای خلق کورد وجود دارند که ارزش رفتن به پای طناب دار را، از نظر آنها دارند. در اینجا تعاریفی چون «اصلاح و تربیت» و یا ایجاد ترس و رعب، فاقد معنا و مفهوم خواهند گشت. درست مانند مجاهدی که در راه خدا و حق بیمی از رفتن به پای دار ندارد.
۲۶ اکتبر مصادف با ۵ آبان سالروز شهادت (اعدام) حبیبالله گولپریپور در سال ۲۰۱۳ است. ۱۱ نوامبر مصادف با ۲۰ آبان سالروز شهادت (اعدام) احسان فتاحیان در سال ۲۰۰۹ است، ۶ ژانویه یعنی ۱۶ دی سالروز شهادت فصیح یاسمنی در سال ۲۰۰۹ است. ۴ نوامبر سالروز شهادت شیرکو معارفی است. ۲۵ بهمن سالروز تیر باران خسرو گلسرخی و یارانش است. ۱۵ فوریه سالروز شهادت شیخ سعید پیران، فرزند و یارانش در سال ۱۹۲۵ است. این واقعیات دیگر بخش جدائیناپذیری از واقعیات تلخ در تاریخ کوردستان گشتهاند و آغاز هر سال تا روز پاسانی آن سال، با «شهادت یک قهرمان» در راه دفاع از شرافت و کرامت انسانی یک ملت، مصادف است. در اینجا جای دارد که یاد و خاطرهی این شهدای بزرگوار و هزاران «شهد گمنام آزادی» دیگر را گرامی داشته و از آنان قدردانی نمائیم، که به نام یک ملت از ارزش، احترام و شرافت انسانی آن ملت دفاع نمودهاند.
این مباحث بسیار گستردهتر از مباحث تنگنظرانهی قومی، حزبی و سیاسی روز میباشد و ریشههای واقعی آن در اعماق تاریخ نهان است که پاسخ کفایتبخش به این سوال میتواند بر بسیاری از جنبههای تاریک تاریخ پرتو بیافکند! اما از دیدگاه مدرنیتهی دمکراتیک بسیار جذابتر و حیرتآورتر میباشد!
اخلاق آزادی چنان اقتضا میکند که هر کسی از هر عقیده و هویتی که «انسان بودن» را در مبنای تمامی ستونهای حیات خود برمیشمارد، با عمل توحشآمیز اعدام مخالف نماید. در وهلهی نخست نیز روشنفکران دینی – مذهبی در ایران باید پیش قدم این انقلاب بزرگ گردند. تمام ادیان توحیدی و در راس آنان نیز اسلام، مستحق این لکهی ننگ نبوده و نیستند. زیرا حق سلب زندگی از یک انسان، فقط به دست سرشت زندگی است، نه انسان دیگری!
با آمار و ارقامی که سالانه از احکام قصاص و اعدام صورت گرفته، توسط رژیم ایران، میتوان به این نکته پیبرد که؛ «خشونت با خشونت» کاهش نمییابد، برعکس کاربرد خشونت جهت اصلاح و تربیت، خود مولد و ترویج کنندهی هر چه بیشتر «خشونت» میباشد. این پدیده چه به نام دین، فقه و اسلام صورت گیرد و چه به نام قانون و فلسفهی سیاسی همین نتیجه را به بار خواهد آورد! تنها کافی است این سوال را از مجریان و قانونگذاران پرسید؛ با این همه آمار و ارقام فزایندهی اعدام، کدام یک از مسائل اجتماعی را حل نمودهاید؟ آیا با اجرای حکم اعدام توانستهاید آمار جرائم را کاهش دهید؟ یا برعکس هر چه بیشتر خشونت اعمال میکنید، تعداد مجرمان و متعاقبا جرائم آنها نیز رشد بیشتری یافتهاند؟ اگر این رویه ادامه یابد مرتکب شدن به «جرم» در ایران مساوی با «آزادی و شجاعت» خواهد شد. درست مانند انقلاب فرانسه که گیوتین به نماد آزادی و شجاعت انقلابیون مبدل شد. با بازنگری مختصر درسهائی که از دل تاریخ برمیآیند، میتوان دریافت که تداوم این رویه، به همین منوال و با هدف رواج رعب و وحشت در جامعه، موثر واقع نخواهد افتاد. به عنوان مثال در کوردستان اوضاع از این قرار است؛ معیار سنجش میهندوستی یک شهروند کوردستانی، مدت زمان زندانی شدن، شکنجه و طنابدار است! طنابدار و حکم اعدام برای یک شهروند کوردستانی به مفهوم سطح تعهد به ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی او است و هرگز خویش را به عنوان «مجرم» نخواهد دید. زیرا اهداف و آرمانهائی برای خلق کورد وجود دارند که ارزش رفتن به پای طناب دار را، از نظر آنها دارند. در اینجا تعاریفی چون «اصلاح و تربیت» و یا ایجاد ترس و رعب، فاقد معنا و مفهوم خواهند گشت. درست مانند مجاهدی که در راه خدا و حق بیمی از رفتن به پای دار ندارد.
۲۶ اکتبر مصادف با ۵ آبان سالروز شهادت (اعدام) حبیبالله گولپریپور در سال ۲۰۱۳ است. ۱۱ نوامبر مصادف با ۲۰ آبان سالروز شهادت (اعدام) احسان فتاحیان در سال ۲۰۰۹ است، ۶ ژانویه یعنی ۱۶ دی سالروز شهادت فصیح یاسمنی در سال ۲۰۰۹ است. ۴ نوامبر سالروز شهادت شیرکو معارفی است. ۲۵ بهمن سالروز تیر باران خسرو گلسرخی و یارانش است. ۱۵ فوریه سالروز شهادت شیخ سعید پیران، فرزند و یارانش در سال ۱۹۲۵ است. این واقعیات دیگر بخش جدائیناپذیری از واقعیات تلخ در تاریخ کوردستان گشتهاند و آغاز هر سال تا روز پاسانی آن سال، با «شهادت یک قهرمان» در راه دفاع از شرافت و کرامت انسانی یک ملت، مصادف است. در اینجا جای دارد که یاد و خاطرهی این شهدای بزرگوار و هزاران «شهد گمنام آزادی» دیگر را گرامی داشته و از آنان قدردانی نمائیم، که به نام یک ملت از ارزش، احترام و شرافت انسانی آن ملت دفاع نمودهاند.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
آنان اگر چه به قیمت جانشان، اما از ارزشهای انسانی ملت، تاریخ و فرهنگ و سرزمین خود در مقابل اشغالگران تا آخرین نفس خود دفاع نمودهاند.
از این منظر کوردستان کانون شهادت و ایثار است و هر شهادتی اثباتی برای نامشروع بودن حضور بیگانگان و استعمارگران این موطن میباشد. این کانون تا روزی که «لکهی شرمآور استعمارگر» بر پیشانی این سرزمین و ملت برداشته نشود و به جای پرچم استعمار، پرچم آزادی و دمکراسی بر فراز آسمان آن به اهتزاز در نیاید، همچنان جوشان خواهد ماند. هیچ قدرتی نمیتواند ملتی را که قلبش فقط برای دفاع از شرافت و حیثیتاش در حال تپش است را، باز دارد. زیرا ایثار و فداکاری علیه ستمکاران جرم نیست، بلکه هم از نظر دینی، اخلاق انسانی و سیاسی، شرف و افتخار ایستادگی علیه «جرم» است. حتی مطابق قرآن و حدیث نیز، جهاد با ظالمان از واجبات آئینی یک مسلمان است. یک مسلمان واقعی هرگز در کنار ظالمان بر علیه مظلومان نخواهد ایستاد، مسلمان واقعی کسی است که علیه بنی امیه، یزید و ستمکاران، در هر کجا و تحت هر شرایط در حال جهاد باشد.
اعدام در طول تاریخ همیشه برگی بوده در دست سلطهی دولتی و اقشار فرا دست جامعه که علیه جوامع بشری، آزادیخواهان و مظلومان اعمال گشته است. زمانی زمامداران همین رژیم حاکم، علیه رژیم پهلوی به سرکوب، شکنجه و اعدام اعتراض میکردند. اما آنچه اکنون از کارنامهی زمامداری آنها پیداست، نه تنها تحولی در نظام و ذهنیت حاکم آن شکل ندادند، بلکه تنها طی یک پروسه، به رنج و خون خلقها پشتپا زده و بر مسند قدرت تکیه نمودند. انقلاب خلقهای ایران را تسخیر کرده و نام ” انقلاب اسلامی ” بر آن نهادند. از آن به بعد نیز، طیف خاصی به تاسیس یک نظام تئوکراتیک ضد دمکراسی پرداخته و روزانه به خود، اعمال و دیدگاههایشان تقدسی الهی میبخشند. زندان، شکنجه، چماق و چوبهیدار پهلویها را ترک نگفتند، هرچه محکمتر در دست گرفته و مصممانهتر بر آن اتکا دارند. چون به نام خدا و اسلام قدرت توجیه بیشتری دارند. عنوان و برچسبهای منافقان، مفسد فیالارض، محارب، کفار و مشرکین، مشروعیت و لذت بیشتری به خشونت با نام قوانین اسلامی میداد. پهلویها به نام قانون شاهنشاهی، اینان نیز به نام خدا و اسلام هزاران و حتی میلیونها جوان را به دلایل مختلف به طناب آویختند.
اگر یک انقلاب با راه و روشهای رژیمهای ماقبل از خود بخواهد نظم اجتماعی برقرار سازد و چنان فرض کند که آرمان و اهدافش با نظامهای قبلی بسیار متفاوت است، اما همان ابزارهای مدیریتی نظام پیش از خود را به کار ببندد، بدون شک در مدتی بسیار کوتاه عدم تمایز آشکار خواهد گشت. انقلاب به نظامی که زمانی خود با آن به مخالفت برخواسته بود، شبیه میشود. حتی اگر این توجیهات به نام خدا و اسلام هم باشد، نمیتواند مانع از این آشکار شدن واقعیات گردد و خواهند پرسید: ای قاتلان شما به نام اسلام، با دستهای آغشته به خون جوانان این سرزمین، چه میکنید؟
در کنار تمام این مباحث، باید به رویکرد «مدرنیتهی دموکراتیک» نسبت به «قانون و یا قانون قضائی» پرداخت. مدرنیتهی دموکراتیک با کدامین رویکرد، بدون توکل به خشونت و اعدام، به مدیریت یک جامعه بپردازد؟ آیا واقعاً بدون خشونت دولتی و قانونی میتوان چنان نظم اجتماعی را تاسیس نمود؟
از نظر جامعهی اخلاقی – سیاسی برساخت چنان جامعه و جهانی امکانپذیر است. این ممکن است، اگر علوم، امکانات و دانش روز به جای «دولتی بودن»، «اجتماعی» گردند. زیرا سلطه و دولت به عنوان دو رکن اساسی و مستمر، در حال بازتولید خشونت هستند. چون «خشونت دولتی و قانونی» نهادینه شده، خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی را به عنوان توجیه اعمال خشونتآمیز خود، به پیش میکشند. این در حالی است که خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی فقط واکنشهای هستند به «کنش خشونتآمیز نهادینه شدهی» دولتی که به شدت جامعه را تحت فشار قرار میدهند. این فشار شامل تمام حوزههای زندگی اجتماعی است و صرفا محدود به اقتصاد و یا سیاست و قانونگذاری نیست. این دیالکتیک به صورتی مستمر خشونت را باز تولید میکند. در این زمینه چون تمام امکانات آموزشی و تبلیغاتی دراختیار نیروهای دولتی قرار دارد، مسئله را به صورت وارونه بازتاب میدهند و چنان فضائی به وجود میآورند که انگار اعمال خشونت جهت حفاظت از نظم اجتماعی، غیر قابل چشمپوشی و اجباری است.
در صورتی که اگر میزان خشونتهای ناشی از سلطهی دولتی و قانونی کاهش یافته، یا عموما از میان برداشته شوند و اگر تمام حوزههای اجتماعی به خصوص حوزهی آموزشی، تبلیغاتی و فرهنگی به مبارزه با ریشههای خشونت هدایت شده و بجای ذهنیت و فرهنگ «سلطهگری» به جامعه اخلاقی – سیاسی بر مبنای ذهنیت و فرهنگ «دموکراتیک» بپردازند، بدون شک چهرهی متفاوتتری از انسانیت نمایان خواهد گشت.
از این منظر کوردستان کانون شهادت و ایثار است و هر شهادتی اثباتی برای نامشروع بودن حضور بیگانگان و استعمارگران این موطن میباشد. این کانون تا روزی که «لکهی شرمآور استعمارگر» بر پیشانی این سرزمین و ملت برداشته نشود و به جای پرچم استعمار، پرچم آزادی و دمکراسی بر فراز آسمان آن به اهتزاز در نیاید، همچنان جوشان خواهد ماند. هیچ قدرتی نمیتواند ملتی را که قلبش فقط برای دفاع از شرافت و حیثیتاش در حال تپش است را، باز دارد. زیرا ایثار و فداکاری علیه ستمکاران جرم نیست، بلکه هم از نظر دینی، اخلاق انسانی و سیاسی، شرف و افتخار ایستادگی علیه «جرم» است. حتی مطابق قرآن و حدیث نیز، جهاد با ظالمان از واجبات آئینی یک مسلمان است. یک مسلمان واقعی هرگز در کنار ظالمان بر علیه مظلومان نخواهد ایستاد، مسلمان واقعی کسی است که علیه بنی امیه، یزید و ستمکاران، در هر کجا و تحت هر شرایط در حال جهاد باشد.
اعدام در طول تاریخ همیشه برگی بوده در دست سلطهی دولتی و اقشار فرا دست جامعه که علیه جوامع بشری، آزادیخواهان و مظلومان اعمال گشته است. زمانی زمامداران همین رژیم حاکم، علیه رژیم پهلوی به سرکوب، شکنجه و اعدام اعتراض میکردند. اما آنچه اکنون از کارنامهی زمامداری آنها پیداست، نه تنها تحولی در نظام و ذهنیت حاکم آن شکل ندادند، بلکه تنها طی یک پروسه، به رنج و خون خلقها پشتپا زده و بر مسند قدرت تکیه نمودند. انقلاب خلقهای ایران را تسخیر کرده و نام ” انقلاب اسلامی ” بر آن نهادند. از آن به بعد نیز، طیف خاصی به تاسیس یک نظام تئوکراتیک ضد دمکراسی پرداخته و روزانه به خود، اعمال و دیدگاههایشان تقدسی الهی میبخشند. زندان، شکنجه، چماق و چوبهیدار پهلویها را ترک نگفتند، هرچه محکمتر در دست گرفته و مصممانهتر بر آن اتکا دارند. چون به نام خدا و اسلام قدرت توجیه بیشتری دارند. عنوان و برچسبهای منافقان، مفسد فیالارض، محارب، کفار و مشرکین، مشروعیت و لذت بیشتری به خشونت با نام قوانین اسلامی میداد. پهلویها به نام قانون شاهنشاهی، اینان نیز به نام خدا و اسلام هزاران و حتی میلیونها جوان را به دلایل مختلف به طناب آویختند.
اگر یک انقلاب با راه و روشهای رژیمهای ماقبل از خود بخواهد نظم اجتماعی برقرار سازد و چنان فرض کند که آرمان و اهدافش با نظامهای قبلی بسیار متفاوت است، اما همان ابزارهای مدیریتی نظام پیش از خود را به کار ببندد، بدون شک در مدتی بسیار کوتاه عدم تمایز آشکار خواهد گشت. انقلاب به نظامی که زمانی خود با آن به مخالفت برخواسته بود، شبیه میشود. حتی اگر این توجیهات به نام خدا و اسلام هم باشد، نمیتواند مانع از این آشکار شدن واقعیات گردد و خواهند پرسید: ای قاتلان شما به نام اسلام، با دستهای آغشته به خون جوانان این سرزمین، چه میکنید؟
در کنار تمام این مباحث، باید به رویکرد «مدرنیتهی دموکراتیک» نسبت به «قانون و یا قانون قضائی» پرداخت. مدرنیتهی دموکراتیک با کدامین رویکرد، بدون توکل به خشونت و اعدام، به مدیریت یک جامعه بپردازد؟ آیا واقعاً بدون خشونت دولتی و قانونی میتوان چنان نظم اجتماعی را تاسیس نمود؟
از نظر جامعهی اخلاقی – سیاسی برساخت چنان جامعه و جهانی امکانپذیر است. این ممکن است، اگر علوم، امکانات و دانش روز به جای «دولتی بودن»، «اجتماعی» گردند. زیرا سلطه و دولت به عنوان دو رکن اساسی و مستمر، در حال بازتولید خشونت هستند. چون «خشونت دولتی و قانونی» نهادینه شده، خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی را به عنوان توجیه اعمال خشونتآمیز خود، به پیش میکشند. این در حالی است که خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی فقط واکنشهای هستند به «کنش خشونتآمیز نهادینه شدهی» دولتی که به شدت جامعه را تحت فشار قرار میدهند. این فشار شامل تمام حوزههای زندگی اجتماعی است و صرفا محدود به اقتصاد و یا سیاست و قانونگذاری نیست. این دیالکتیک به صورتی مستمر خشونت را باز تولید میکند. در این زمینه چون تمام امکانات آموزشی و تبلیغاتی دراختیار نیروهای دولتی قرار دارد، مسئله را به صورت وارونه بازتاب میدهند و چنان فضائی به وجود میآورند که انگار اعمال خشونت جهت حفاظت از نظم اجتماعی، غیر قابل چشمپوشی و اجباری است.
در صورتی که اگر میزان خشونتهای ناشی از سلطهی دولتی و قانونی کاهش یافته، یا عموما از میان برداشته شوند و اگر تمام حوزههای اجتماعی به خصوص حوزهی آموزشی، تبلیغاتی و فرهنگی به مبارزه با ریشههای خشونت هدایت شده و بجای ذهنیت و فرهنگ «سلطهگری» به جامعه اخلاقی – سیاسی بر مبنای ذهنیت و فرهنگ «دموکراتیک» بپردازند، بدون شک چهرهی متفاوتتری از انسانیت نمایان خواهد گشت.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
به عنوان مثال «فقر» پدیدهای طبیعی نیست و خشونتی است که قدرتهای دولتی و قانون دولتی بر جامعه تحمیل مینمایند. قابل درک است که میزان بسیار بالایی از جرائم اجتماعی ناشی از فقر است. تصور کنید، اگر همزمان با ریشهکن نمودن فقر اجتماعی، تمام عقاید و اندیشهها امکان بیان آزاد داشته باشند، دیگر نیروهای دولتی و قانونی «دلیل» بسیار ضعیفی برای اعمال خشونت خواهند داشت. این روند «عادی سازی» از شرایط غیر عادی موجود در طول چند سال به صورتی ریشهای تغییر خواهد نمود. کافی است که درک شود منشا خشونتِ نیروهای دولتی و قانونگذار «تمدن دولتگرا» هستند، نه «جامعه و نیروهای اجتماعی».
همین بحث را میتوان در قالب «امنیت ملی» نیز مطرح ساخت. چون پس از محاربه یکی دیگر از بزرگترین پایههای قانونی «قصاص و اعدام» در این، مسائل امنیت ملی است. باید پرسید، واقعاً چه چیزی امنیت ملی یک کشور را با خطر مواجه میسازد و چه راه کارهای میتواند امنیت یک کشور را تامین نماید.
در کشوری که یک ایدئولوژی خاص بر قانون اساسی و حکومت سروَر است و جز قدرت سیاسی، تمام «دیگریها و دیگراندیشان» یا رافضی، محارب، منافق، تجزیهطلب، مهرهی دست غرب و اسرائیل تعریف میشوند، نمیتوان انتظار «امنیت» داشت و این بدان معنی است که تا زمانی این برداشت کج فهمانه از سیاست و نظم اجتماعی تغییر نکند، «چوبهی دار» همچنان پابرجا خواهد ماند. زیرا شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته!
نباید چنان تصور هم کرد که رژیم کنونی حاکم بر ایران از دولت لیبرال آمریکا و اروپا «بدتر» است. زیرا از قدیم گفتهاند: خر، همان خره پالانش عوض شده. سنت و ایدئولوژیهای «دولتی» بهتر و یا بدتر از یکدیگر نیستند. ظاهرا تفاوتهائی دارند که این تفاوتهای ظاهری بوده و به عنوان تفاوتهای «ماهوی» عنوان نمیگردند. ایدئولوژی دولتی و سلطهگرا در هر پوششی که باشند چه لیبرال غربی و چه اسلام سنی و شیعهی صفوی، تفاوت ماهوی ندارند. در کل دولتهای بازمانده از نوع حکومت سومری و آشوری هستند. ایدئولوژی و دولت لیبرال آمریکا اعدام را با صندلی الکترونیکی و ایدئولوژی و دولت به اصطلاح اسلامی، در ایران با چوبهیدار به اجرا میگذارند. در کشورهای دیگر «اعدام» با راه و روشهای دیگری اجرا میشود.
مدرنیته دموکراتیک خوانشی بسیار متفاوت از امنیت ملی و جهانی دارد. از نظر مکتب مدرنیته دموکراتیک «نظام موجود جهانی» و نظام دولت-ملت بزرگترین مولد «مسائل امنیتی» هستند که جوامع، نوع انسان، طبیعت و کره زمین را با خطر «مرگ» مواجه ساختهاند. هر کدام از این دولت-ملتها،هم خطری امنیتی برای داخل کشورهای خود و هم برای دیگر دولت-ملتها هستند. حوزه امنیت ملی توجیه وجود نیروهای مسلح دولتی علیه انسان و جوامع بشری است. دولت-ملت ناگزیر است «دولتی، گروهی و یا حزبی» را به عنوان «عنصر خطر امنیت ملی» معرفی نماید تا بتواند «خشونت» ی را که اعمال میکند را «توجیه» نماید. نظام جهانی زمانی کمونیسم شوروی سابق را توجیه تاسیس ناتو و گلادیو معرفی مینمود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی «تروریسم» را جایگزین این خطر امنیتی نمودند. دولت-ملت ایران به صورتی کلیشهای اسرائیل و آمریکا را جهت سرکوب مخالفین داخلی و جامعه به عنوان بزرگترین خطر امنیتی معرفی مینماید. حتی اگر اسرائیل و آمریکا هم نابود شوند و یا اگر تمام سازمانهای که آز نظر آنها تروریست نامیده شدهاند در جهان برکنده شوند نیز، این نظم طنزآمیز جهانی باز چیزی، گروهی و یا مرکزی را به عنوان «خطر امنیتی» معرفی خواهد نمود. و عجیبتر اینکه در قدیم گفتهاند: خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
از نظر مدرنیتهی دموکراتیک جوامع نباید به هیچ قدرت «دولتی» اعتماد کنند. نباید دولت و نیروهای مسلح دولتی را به عنوان نیروهائی که موظف به حفظ امنیت جامعه هستند، تعریف نمود. نیروهای مسلح هر کشوری فقط و فقط موظف به حفظ امنیت «دولت» در مقابل جامعه هستند. زیرا به صورتی ماهوی هیچ ملت و جامعهای دارای دولت نیست. بر خلاف درک عمومی از دولت نه ملت ایران، نه اهل تشیع و نه فارسها و نه حتی ملت آمریکا و اسرائیل دولتی ندارند که بخواهد از آنها دفاع کند. اما دولت دارای آنچنان قدرت ایدئولوژیکی است که میتواند چنان وانمود کند که واقعاً دولت به یک ملت، مذهب و یا قوم خاص تعلق دارد.
«دولتها» فقط و فقط متعلق به «دولت» با پوشش « ایرانیان، اسرائیلها و آمریکائی و اروپائیها هستند. جوامع، ملل و انسانیت باید «نظم اجتماعی» مختص به خود را بر اساس « کنفدرالیسم دموکراتیک» بسازند. بدون اینکه هدف و آرمان «دولتی شدن» و به سلطه رسیدن داشته باشند. امنیت، آرامش و رفاه اجتماعی فقط و فقط از طریق برساخت کنفدرالیسم دموکراتیک امکانپذیر است.
همین بحث را میتوان در قالب «امنیت ملی» نیز مطرح ساخت. چون پس از محاربه یکی دیگر از بزرگترین پایههای قانونی «قصاص و اعدام» در این، مسائل امنیت ملی است. باید پرسید، واقعاً چه چیزی امنیت ملی یک کشور را با خطر مواجه میسازد و چه راه کارهای میتواند امنیت یک کشور را تامین نماید.
در کشوری که یک ایدئولوژی خاص بر قانون اساسی و حکومت سروَر است و جز قدرت سیاسی، تمام «دیگریها و دیگراندیشان» یا رافضی، محارب، منافق، تجزیهطلب، مهرهی دست غرب و اسرائیل تعریف میشوند، نمیتوان انتظار «امنیت» داشت و این بدان معنی است که تا زمانی این برداشت کج فهمانه از سیاست و نظم اجتماعی تغییر نکند، «چوبهی دار» همچنان پابرجا خواهد ماند. زیرا شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته!
نباید چنان تصور هم کرد که رژیم کنونی حاکم بر ایران از دولت لیبرال آمریکا و اروپا «بدتر» است. زیرا از قدیم گفتهاند: خر، همان خره پالانش عوض شده. سنت و ایدئولوژیهای «دولتی» بهتر و یا بدتر از یکدیگر نیستند. ظاهرا تفاوتهائی دارند که این تفاوتهای ظاهری بوده و به عنوان تفاوتهای «ماهوی» عنوان نمیگردند. ایدئولوژی دولتی و سلطهگرا در هر پوششی که باشند چه لیبرال غربی و چه اسلام سنی و شیعهی صفوی، تفاوت ماهوی ندارند. در کل دولتهای بازمانده از نوع حکومت سومری و آشوری هستند. ایدئولوژی و دولت لیبرال آمریکا اعدام را با صندلی الکترونیکی و ایدئولوژی و دولت به اصطلاح اسلامی، در ایران با چوبهیدار به اجرا میگذارند. در کشورهای دیگر «اعدام» با راه و روشهای دیگری اجرا میشود.
مدرنیته دموکراتیک خوانشی بسیار متفاوت از امنیت ملی و جهانی دارد. از نظر مکتب مدرنیته دموکراتیک «نظام موجود جهانی» و نظام دولت-ملت بزرگترین مولد «مسائل امنیتی» هستند که جوامع، نوع انسان، طبیعت و کره زمین را با خطر «مرگ» مواجه ساختهاند. هر کدام از این دولت-ملتها،هم خطری امنیتی برای داخل کشورهای خود و هم برای دیگر دولت-ملتها هستند. حوزه امنیت ملی توجیه وجود نیروهای مسلح دولتی علیه انسان و جوامع بشری است. دولت-ملت ناگزیر است «دولتی، گروهی و یا حزبی» را به عنوان «عنصر خطر امنیت ملی» معرفی نماید تا بتواند «خشونت» ی را که اعمال میکند را «توجیه» نماید. نظام جهانی زمانی کمونیسم شوروی سابق را توجیه تاسیس ناتو و گلادیو معرفی مینمود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی «تروریسم» را جایگزین این خطر امنیتی نمودند. دولت-ملت ایران به صورتی کلیشهای اسرائیل و آمریکا را جهت سرکوب مخالفین داخلی و جامعه به عنوان بزرگترین خطر امنیتی معرفی مینماید. حتی اگر اسرائیل و آمریکا هم نابود شوند و یا اگر تمام سازمانهای که آز نظر آنها تروریست نامیده شدهاند در جهان برکنده شوند نیز، این نظم طنزآمیز جهانی باز چیزی، گروهی و یا مرکزی را به عنوان «خطر امنیتی» معرفی خواهد نمود. و عجیبتر اینکه در قدیم گفتهاند: خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
از نظر مدرنیتهی دموکراتیک جوامع نباید به هیچ قدرت «دولتی» اعتماد کنند. نباید دولت و نیروهای مسلح دولتی را به عنوان نیروهائی که موظف به حفظ امنیت جامعه هستند، تعریف نمود. نیروهای مسلح هر کشوری فقط و فقط موظف به حفظ امنیت «دولت» در مقابل جامعه هستند. زیرا به صورتی ماهوی هیچ ملت و جامعهای دارای دولت نیست. بر خلاف درک عمومی از دولت نه ملت ایران، نه اهل تشیع و نه فارسها و نه حتی ملت آمریکا و اسرائیل دولتی ندارند که بخواهد از آنها دفاع کند. اما دولت دارای آنچنان قدرت ایدئولوژیکی است که میتواند چنان وانمود کند که واقعاً دولت به یک ملت، مذهب و یا قوم خاص تعلق دارد.
«دولتها» فقط و فقط متعلق به «دولت» با پوشش « ایرانیان، اسرائیلها و آمریکائی و اروپائیها هستند. جوامع، ملل و انسانیت باید «نظم اجتماعی» مختص به خود را بر اساس « کنفدرالیسم دموکراتیک» بسازند. بدون اینکه هدف و آرمان «دولتی شدن» و به سلطه رسیدن داشته باشند. امنیت، آرامش و رفاه اجتماعی فقط و فقط از طریق برساخت کنفدرالیسم دموکراتیک امکانپذیر است.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
هیچ ملتی، دشمن ملت دیگری نیست، این دولتها هستند که دشمنتراشی میکنند. نباید فراموش کرد که هیچ ملتی هیچ دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی در درون ملت دیگری ندارد، این دولتها هستند که دستگاه جاسوسی و جاسوس در میان یکدیگر سازماندهی میکنند. هیچ ملتی هیچ منفعتی در تضعیف ملت دیگری ندارد، این دولتها هستند که به دنبال تضعیف یکدیگر هستند. نباید فراموش کرد که هیچ «دین و مذهبی» دشمن هیچ دین و مذهب دیگری نیست. این دولتها هستند که دین و مذهب خاصی را به عنوان دشمن معرفی میکنند. خدای فارسها دشمن خدای کردها نیست، این دولت است که به نام خدا ملتی را «دشمن» معرفی میکند.
دیگر زمان آن فرا رسیده است که انسانیت به نام خود تصمیم بگیرد و اجازه ندهد به نام «خدا و دولت» الیتی حاکم به تعیین تکلیف برای او پرداخته و حکمرانی کنند. این یکی شروط انسان بودن در قرن بیست و یکم است. اگر قرار بر حیاتی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» باشد، شرط اولیه بر این اساس است. چون عموما دولت و خصوصا دولت – ملت دستگاهی فاسد است، آنانی که به نام آن سیاست میکنند و تعلیم دیدهی ضد اخلاق سیاسی آن هستند، طبیعتاً فاسداند. آنانی که از آن پیروی میکنند نیز به صورتی غیر ارادی شریک این فساد هستند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دیگر زمان آن فرا رسیده است که انسانیت به نام خود تصمیم بگیرد و اجازه ندهد به نام «خدا و دولت» الیتی حاکم به تعیین تکلیف برای او پرداخته و حکمرانی کنند. این یکی شروط انسان بودن در قرن بیست و یکم است. اگر قرار بر حیاتی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» باشد، شرط اولیه بر این اساس است. چون عموما دولت و خصوصا دولت – ملت دستگاهی فاسد است، آنانی که به نام آن سیاست میکنند و تعلیم دیدهی ضد اخلاق سیاسی آن هستند، طبیعتاً فاسداند. آنانی که از آن پیروی میکنند نیز به صورتی غیر ارادی شریک این فساد هستند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شیار شفگر: احزاب روژهلات کوردستان باید متحد شوند
شیار شفگر فرمانده ی.ر.ک خواستار اتحاد احزاب کورد مخالف حکومت ایران شد
شیار شوگر فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (YRK) در مصاحبهای علت موج دستگیریهای اخیر در کوردستان را از روی ترس حکومت ایران از تحولات عنوان کرده و محتوای دیدارهای اخیر میان دولتمردان ایران و ترکیه را تلاش برای همدستی در سرکوب احزاب کوردی میداند. فرمانده ی.ر.ک میگوید اولویت آنها حل مسالمتآمیز مسئله کورد است اما اگر هر حملهای علیه آنها صورت بگیرد بیپاسخ نمیماند.
شیار شفگر، ضمن اشاره به تلاشها برای آزادی رهبر عبدالله اوجالان و مقاومت تاریخی گریلاهای کوردستان در برابر هجوم بیوقفه شش ماه اخیر به مناطق حفاظتی میدیا میگوید حکومت فاشیست ترکیه در پی شکست در جنگ به اقدامات وحشیانه و استفاده از سلاحهای ممنوعەی شیمیایی روی آورده است.
او همچنین به افزایش فشارهای نیروهای امنیتی بر مردم روژهلات کوردستان در چند مدت اخیر پرداخته و تأکید میکند حکومت فاشیست ایران که از نظر اقتصادی ورشکست شده در اثر واهمه از تحولات پیش رویش دست به حمله میزند و به دنبال روی کار آمدن ابراهیم رئیسی سعی در گسترش نظامیگری دارد.
فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان میافزاید با وجود آنکه میزان فقر و گرسنگی و خودکشی ها افزایش یافته است، حکومت سعی در سرکوب اعتراضات مردمی با گلوله، اعدام و زندان میکند.
شیار شفگر با جلب نظرها به کشتار کولبران کوردستان میگوید: "شاهدیم که هر روز افرادی که برای امرار معاش ناچار به کولبریاند کشته میشوند. برای متوقف کردن این روند باید کولبران خود را سازمان داده و مردم ما وقتی کولبری به قتل میرسد دست به قیام بزنند. اگر سکوت کنیم، دشـمن کماکان ما را خواهد کشت."
فرمانده ی.ر.ک از مردم کوردستان میخواهد در برابر سیاستهای مخرب سپاه که با اعمال خشونت به دنبال گسترش فقر، فحشا، اعتیاد و جاسوسسازی است مقابله کنند.
ترافیک دیپلماسی میان ایران، عراق و ترکیه موضوع دیگری است که فرمانده ی.ر.ک به آن واکنش نشان داده و میگوید: "سفر مخفیانه قاآنی فرمانده سپاه قدس به بغداد و سلیمانیه در پی شکست در انتخابات عراق و عدم هضم آن از سوی ایران است. ایران همچنین به دنبال خارج کردن احزاب مخالف کومله و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر گروههای مخالف از عراق بوده و مواضع حزب دمکرات در کوه هلگُرد را پیشتر هدف قرا داد."
او با بیان آنکه پارت دمکرات در مذاکرات خود احزاب اپوزیسیون روژهلات کوردستان را فروخته است به جمعآوری بخشی از تسلیحات این احزاب از سوی بارزانی اشاره کرده و بر لزوم اتحاد احزاب روژهلات کوردستان اعم از دمکرات، کومله، پژاک و سایر احزاب تأکید میکند.
شیار شفگر در رابطه با دیدارهای اخیر مقامات ایران و ترکیه نیز به همکاریهای مرزی و تدارکات و تحرکات نظامی طرفین پرداخته و میافزاید: "ترکیه در بحرانیترین شرایط خود و وقتی که در جنگ با گریلاهای کوردستان شکست خورده است به دنبال دوستانی برای شریک کردن در قتلعام کوردها میگردد. آنها در مورد جنبش ما اتفاق نظر دارند اما ما خواستار حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان از طریق دیالوگ هستیم. اگر چنین نشود، ما یک نیروی نظامی با اراده و ایدئولوژی هستیم که با اتکای به قدرت مردم خود به مبارزه ادامه میدهیم. از نظر ما راهی بجز حل مسالمتآمیز مسئله کورد وجود ندارد اما اگر هر طرفی حمله کند با دفاع مشروع ما مواجه خواهد شد. چاوش اوغلو در سفر به تهران در پی تدارک حملات بود هرچند محتوای دیدارها علنی نشد اما ما میدانیم حکومت فاشیست ترکیه دنبال چه میگردد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
شیار شفگر فرمانده ی.ر.ک خواستار اتحاد احزاب کورد مخالف حکومت ایران شد
شیار شوگر فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (YRK) در مصاحبهای علت موج دستگیریهای اخیر در کوردستان را از روی ترس حکومت ایران از تحولات عنوان کرده و محتوای دیدارهای اخیر میان دولتمردان ایران و ترکیه را تلاش برای همدستی در سرکوب احزاب کوردی میداند. فرمانده ی.ر.ک میگوید اولویت آنها حل مسالمتآمیز مسئله کورد است اما اگر هر حملهای علیه آنها صورت بگیرد بیپاسخ نمیماند.
شیار شفگر، ضمن اشاره به تلاشها برای آزادی رهبر عبدالله اوجالان و مقاومت تاریخی گریلاهای کوردستان در برابر هجوم بیوقفه شش ماه اخیر به مناطق حفاظتی میدیا میگوید حکومت فاشیست ترکیه در پی شکست در جنگ به اقدامات وحشیانه و استفاده از سلاحهای ممنوعەی شیمیایی روی آورده است.
او همچنین به افزایش فشارهای نیروهای امنیتی بر مردم روژهلات کوردستان در چند مدت اخیر پرداخته و تأکید میکند حکومت فاشیست ایران که از نظر اقتصادی ورشکست شده در اثر واهمه از تحولات پیش رویش دست به حمله میزند و به دنبال روی کار آمدن ابراهیم رئیسی سعی در گسترش نظامیگری دارد.
فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان میافزاید با وجود آنکه میزان فقر و گرسنگی و خودکشی ها افزایش یافته است، حکومت سعی در سرکوب اعتراضات مردمی با گلوله، اعدام و زندان میکند.
شیار شفگر با جلب نظرها به کشتار کولبران کوردستان میگوید: "شاهدیم که هر روز افرادی که برای امرار معاش ناچار به کولبریاند کشته میشوند. برای متوقف کردن این روند باید کولبران خود را سازمان داده و مردم ما وقتی کولبری به قتل میرسد دست به قیام بزنند. اگر سکوت کنیم، دشـمن کماکان ما را خواهد کشت."
فرمانده ی.ر.ک از مردم کوردستان میخواهد در برابر سیاستهای مخرب سپاه که با اعمال خشونت به دنبال گسترش فقر، فحشا، اعتیاد و جاسوسسازی است مقابله کنند.
ترافیک دیپلماسی میان ایران، عراق و ترکیه موضوع دیگری است که فرمانده ی.ر.ک به آن واکنش نشان داده و میگوید: "سفر مخفیانه قاآنی فرمانده سپاه قدس به بغداد و سلیمانیه در پی شکست در انتخابات عراق و عدم هضم آن از سوی ایران است. ایران همچنین به دنبال خارج کردن احزاب مخالف کومله و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر گروههای مخالف از عراق بوده و مواضع حزب دمکرات در کوه هلگُرد را پیشتر هدف قرا داد."
او با بیان آنکه پارت دمکرات در مذاکرات خود احزاب اپوزیسیون روژهلات کوردستان را فروخته است به جمعآوری بخشی از تسلیحات این احزاب از سوی بارزانی اشاره کرده و بر لزوم اتحاد احزاب روژهلات کوردستان اعم از دمکرات، کومله، پژاک و سایر احزاب تأکید میکند.
شیار شفگر در رابطه با دیدارهای اخیر مقامات ایران و ترکیه نیز به همکاریهای مرزی و تدارکات و تحرکات نظامی طرفین پرداخته و میافزاید: "ترکیه در بحرانیترین شرایط خود و وقتی که در جنگ با گریلاهای کوردستان شکست خورده است به دنبال دوستانی برای شریک کردن در قتلعام کوردها میگردد. آنها در مورد جنبش ما اتفاق نظر دارند اما ما خواستار حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان از طریق دیالوگ هستیم. اگر چنین نشود، ما یک نیروی نظامی با اراده و ایدئولوژی هستیم که با اتکای به قدرت مردم خود به مبارزه ادامه میدهیم. از نظر ما راهی بجز حل مسالمتآمیز مسئله کورد وجود ندارد اما اگر هر طرفی حمله کند با دفاع مشروع ما مواجه خواهد شد. چاوش اوغلو در سفر به تهران در پی تدارک حملات بود هرچند محتوای دیدارها علنی نشد اما ما میدانیم حکومت فاشیست ترکیه دنبال چه میگردد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
میهندوستی کورد
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
🆔 @GozarDemocratic
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
میهندوستی کورد در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند. ✍ صلاحالدین أردم 🆔 @GozarDemocratic
میهندوستی کورد
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
◼️ آیا میتوان به وقایعی که در مرزهای لهستان و بلاروس روی میدهند، نمایش انسانی یا نمایش کوردها نام نهاد؟ بدون تردید نمیتوان، زیرا به تنهایی درام نیست، بلکه قتلعام است. با گفتن نمایش به این رویدادها، وضعیت کنونی تخفیف یافته و چنان نقشی را ایجاد میکند که قتلعام انسانی را مشروعیت ببخشد. مسئولان این وضعیت را پنهان کرده و هر امکانی را برای پاسخگویی از میان برمیدارد. در رابطه با این رویدادها برخی مسئول بوده و باید پاسخگو باشند، اما چه کسانی مسئول این وضعیت بوده و در این باره کوتاهی کردهاند؟
بدون شک مسئله فقط رویدادهایی نیستند که در مرزها در حال مشاهده آن هستیم، رویدادهایی که در جوار مرزهای لهستان و بلاروس در حال وقوع هستند، تنها یکی از نتایج مسئلهای با نام مسئله پناهندگان است، اما خود علت این رویدادها نیست. به همین دلیل برای آنکه این موضوع بدرستی درک و تعریف شود، نباید به دنبال نتیجه، بلکه باید به علتهای مسئله پرداخت. زیرا رویدادهایی که در مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه روی میدهد، مسئولان اصلی آن، همگی جزو علت هستند.
چرا انسانها ناگزیر میشوند که برای پناهندگی خود را به مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه برسانند؟ آشکار است که این مسئله دو علت اساسی دارد. اول، سیستم مدرنیته سرمایهداری پانصد ساله و دیگری وضعیت عمومی جهانی است. زیرا بر همین اساس در ۵۰۰ سال گذشته تمامی ثروت و داراییهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا را با زور و ستم غارت کرده و به اروپا روانه کردهاند. در این مناطق هم شاهد مرگ انسانها از گرسنگی هستیم و در اروپا هم بهشت مصرفگرایی ایجاد شده است. به همین دلیل است که گرسنگان به بهشت موعود روانه میشوند.
دومین دلیل؛ استبداد حاکمان آمریکای لاتین، آفریقا و آسیاست. این جوامع از یک سو تحت فشارهای شدید و ظلم و ستم بوده و از سوی دیگر منابع آنان به غارت رفته و تنها خانووادههای وابسته از آنان بهرهبرداری میکنند. اینگونه است انسانها دچار گرسنگی و ستم میشوند. با فشار و ستمگری است که از میهن خود به دور افتاده و به سوی اروپا روانه میشوند. در رابطه با سیستم مدرنیته کاپیتالیستی پانصد ساله و دیکتاتوری فاشیستی است که با موج پناهندگان دریای مدیترانه و مرزهای لهستان و بلاروس مواجه هستیم. مسئولان و مقصران این رویدادها هستند که از درام انسانی برای این رویدادهای تلخ استفاده میکنند.
به همین دلیل است که این نیروها را به عنوان مقصران چنین رویدادهایی باید متهم کرده و در رابطه با این رویدادها باید این نیروها، این ذهنیت و سیاستها را مورد بازخواست قرار داد. در این رابطه است که باید به نقش تعیین کننده دیکتاتوری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ اشاره کرد. زیرا فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ نه فقط خود به تنهایی به ساکنان درون مرزهای دولت ترک ستم روا میدارد، بلکه همزمان کشورهای همسایه و به طور کلی افرادی را که از کشورهای آسیایی خواهان پناهجویی هستند، به سوی اروپا سوق میدهد.
بر همین اساس است که بحران پناهجویان ایجاد شده و بر اساس آن کشورهای اتحادیه اروپا را تهدید و با کارت آنها دست به شانتاژ میزند. تلاش میکند تا اتحادیه اروپا شانتاژهای فاشیستی و سیاستهای آنان را که با کورد دشمنی میکند، بپذیرد. به همین دلیل رهبری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ مسئول بحران پناهجویان بوده و باید بیش از همه، در این رابطه بازخواست شوند.
اشاره کردن به این موارد به معنای این است که ترک وطن و مهاجرت از طریق دریای مدیترانه و در سرگشتگی در مرزهای لهستان و بلاروس به هیچ وجه مشروعیت ندارد. پیش از هر چیز این نیروها مقصر و مسئول چنین وضعیتی هستند. ما در هر حال منتقد این وضعیت هستیم و در هر صورت نباید دست از میهن برداشت و آن را ترک کرد. در این باره هدف اصلی این است که در میهن ماند، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کرده و مبارزه کرد، و در نهایت میهن خود را به بهشت تبدیل کرد.
بدون شک میتوان و باید به همنوعانی که در این مناطق دچار آوارگی شدهاند کمک کرد. اما همزمان باید با انتقاد، اشتباه فکری و اشتباه عملی آنان را نشان داده و واقعیت میهن را به آنان بازگو کرد. کوچ از میهن به سوی اروپایی که همه چیز با خون آفریده شده است، در طلب بهشت موعود، مسئلهای نیست که بتوان از آن دفاع کرد، باید بر این مسئله تاکید کرد که چنین وضعیتی بر خلاف میهندوستی است. با توجه به این موارد است که میتوان به درام کوردها اشاره کرد.
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
◼️ آیا میتوان به وقایعی که در مرزهای لهستان و بلاروس روی میدهند، نمایش انسانی یا نمایش کوردها نام نهاد؟ بدون تردید نمیتوان، زیرا به تنهایی درام نیست، بلکه قتلعام است. با گفتن نمایش به این رویدادها، وضعیت کنونی تخفیف یافته و چنان نقشی را ایجاد میکند که قتلعام انسانی را مشروعیت ببخشد. مسئولان این وضعیت را پنهان کرده و هر امکانی را برای پاسخگویی از میان برمیدارد. در رابطه با این رویدادها برخی مسئول بوده و باید پاسخگو باشند، اما چه کسانی مسئول این وضعیت بوده و در این باره کوتاهی کردهاند؟
بدون شک مسئله فقط رویدادهایی نیستند که در مرزها در حال مشاهده آن هستیم، رویدادهایی که در جوار مرزهای لهستان و بلاروس در حال وقوع هستند، تنها یکی از نتایج مسئلهای با نام مسئله پناهندگان است، اما خود علت این رویدادها نیست. به همین دلیل برای آنکه این موضوع بدرستی درک و تعریف شود، نباید به دنبال نتیجه، بلکه باید به علتهای مسئله پرداخت. زیرا رویدادهایی که در مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه روی میدهد، مسئولان اصلی آن، همگی جزو علت هستند.
چرا انسانها ناگزیر میشوند که برای پناهندگی خود را به مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه برسانند؟ آشکار است که این مسئله دو علت اساسی دارد. اول، سیستم مدرنیته سرمایهداری پانصد ساله و دیگری وضعیت عمومی جهانی است. زیرا بر همین اساس در ۵۰۰ سال گذشته تمامی ثروت و داراییهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا را با زور و ستم غارت کرده و به اروپا روانه کردهاند. در این مناطق هم شاهد مرگ انسانها از گرسنگی هستیم و در اروپا هم بهشت مصرفگرایی ایجاد شده است. به همین دلیل است که گرسنگان به بهشت موعود روانه میشوند.
دومین دلیل؛ استبداد حاکمان آمریکای لاتین، آفریقا و آسیاست. این جوامع از یک سو تحت فشارهای شدید و ظلم و ستم بوده و از سوی دیگر منابع آنان به غارت رفته و تنها خانووادههای وابسته از آنان بهرهبرداری میکنند. اینگونه است انسانها دچار گرسنگی و ستم میشوند. با فشار و ستمگری است که از میهن خود به دور افتاده و به سوی اروپا روانه میشوند. در رابطه با سیستم مدرنیته کاپیتالیستی پانصد ساله و دیکتاتوری فاشیستی است که با موج پناهندگان دریای مدیترانه و مرزهای لهستان و بلاروس مواجه هستیم. مسئولان و مقصران این رویدادها هستند که از درام انسانی برای این رویدادهای تلخ استفاده میکنند.
به همین دلیل است که این نیروها را به عنوان مقصران چنین رویدادهایی باید متهم کرده و در رابطه با این رویدادها باید این نیروها، این ذهنیت و سیاستها را مورد بازخواست قرار داد. در این رابطه است که باید به نقش تعیین کننده دیکتاتوری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ اشاره کرد. زیرا فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ نه فقط خود به تنهایی به ساکنان درون مرزهای دولت ترک ستم روا میدارد، بلکه همزمان کشورهای همسایه و به طور کلی افرادی را که از کشورهای آسیایی خواهان پناهجویی هستند، به سوی اروپا سوق میدهد.
بر همین اساس است که بحران پناهجویان ایجاد شده و بر اساس آن کشورهای اتحادیه اروپا را تهدید و با کارت آنها دست به شانتاژ میزند. تلاش میکند تا اتحادیه اروپا شانتاژهای فاشیستی و سیاستهای آنان را که با کورد دشمنی میکند، بپذیرد. به همین دلیل رهبری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ مسئول بحران پناهجویان بوده و باید بیش از همه، در این رابطه بازخواست شوند.
اشاره کردن به این موارد به معنای این است که ترک وطن و مهاجرت از طریق دریای مدیترانه و در سرگشتگی در مرزهای لهستان و بلاروس به هیچ وجه مشروعیت ندارد. پیش از هر چیز این نیروها مقصر و مسئول چنین وضعیتی هستند. ما در هر حال منتقد این وضعیت هستیم و در هر صورت نباید دست از میهن برداشت و آن را ترک کرد. در این باره هدف اصلی این است که در میهن ماند، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کرده و مبارزه کرد، و در نهایت میهن خود را به بهشت تبدیل کرد.
بدون شک میتوان و باید به همنوعانی که در این مناطق دچار آوارگی شدهاند کمک کرد. اما همزمان باید با انتقاد، اشتباه فکری و اشتباه عملی آنان را نشان داده و واقعیت میهن را به آنان بازگو کرد. کوچ از میهن به سوی اروپایی که همه چیز با خون آفریده شده است، در طلب بهشت موعود، مسئلهای نیست که بتوان از آن دفاع کرد، باید بر این مسئله تاکید کرد که چنین وضعیتی بر خلاف میهندوستی است. با توجه به این موارد است که میتوان به درام کوردها اشاره کرد.
گذار دموکراتیک
میهندوستی کورد در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند. ✍ صلاحالدین أردم 🆔 @GozarDemocratic
گفته میشود که بیشتر پناهجویان بین مرزهای بین لهستان و بلاروس کورد هستند. اکثریت آنان هم از باشور کوردستان، جایی که کوردستان آزاد نام دارد، آمدهاند. اما در کوچ آنان هم فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ دخیل بوده است. میتوان درک کرد که چرا فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ تلاش میکند کورد را از کوردستان خارج کرده و به عاملی در پراکندگی کورد در سراسر جهان تبدیل شود. زیرا دشمن سوگند خورده کورد بوده و هر روز کوردها را به قتل میرساند، خواسته و ناخواسته تلاش میکند تا کورد در هر جایی غیر از کوردستان باشند.
سیستم پانصد ساله مدرنیته کاپیتالیستی هم بیشترین فشارها را بر کوردستان تحمیل کرده است، همین سیستم بوده است که کوردستان را به چهار بخش تبدیل کرده است. این سیستم خلق کورد را نادیده گرفته و کورد را زیر فشار و ستم قرار داده است. این سیستم به هر نحو ممکن از قتلعام کورد توسط دولت ترک حمایت میکند. به همین دلیل است که ستمها و جنایات و غارت مدرنیته سرمایهداری بیش از هر جای دیگری علیه کورد روی داده است. از همین رو است که سیستم مدرنیته سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ تلاش میکنند تا با هم کورد را از کوردستان خارج کرده و دموگرافی منطقه را تخریب کنند. اما در این میان دو مسئله وجود دارد که نباید پذیرفته شود.
نخست نقش رهبری باشور کوردستان است. علیرغم تمام تلاشهای منفی سیستم سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ و م.ه.پ، در صورتیکه رهبری باشور کوردستان سیاستهای درستی را در پیش میگرفت، از خلق کورد و جوانان صیانت میکرد، این پناهجویان دست از کوردستان بر نمیداشتند و به سوی اروپا عازم نمیشدند. به همین دلیل رهبری پارت دمکرات کوردستان، مسئول بخشی از این کوچ است. با ضعف دمکراسی، با ازدیاد فشار و ستمگریها، با تاراج، با گسترش دستاندازیهای خانواده بارزانی، خلق در باشور کوردستان به ورطه فقر و فلاکت بیشتر در افتادهاند. و اگر اینگونه نبود، چرا از کوردستانی که خود مانند بهشت است فرار میکردند؟
دوم؛ هم برخاسته از ذهنیت و موضع افرادی است که به جای موضعگیری و مبارزه علیه خواست ضد دمکراتیک پارت دمکرات کوردستان، دست از کوردستان برداشته و به سوریه اروپا فرار میکنند. کاملا آشکار است که این ذهنیت و عقلانیت کاملا اشتباه است. زیرا جامعهای را که در معرض خطر است، در استانه خطرات و تهدیدهای بزرگتر قرار میدهند. زیرا فرار از کوردستان به معنای فرار از میهندوستی، فرار از مبارزه آزادی و دمکراسی است. بدون تردید از موضع میهندوستی نمیتوان این مسئله را پذیرفت. میهن دوستی کورد نمیتواند بر این مدار بچرخد. هر روز دهها جوان کورد برای آزادی کوردستان جان خود را فدا میکنند، و در مقابل پناهجویان برای انکه در اروپا زندگی کنند، نباید کوردستان را ترک کنند.
لازم است که خطمشی میهندوستانه رهبر آپو در تمام سطح جامعه سرمشق قرار بگیرد. صدها و هزاران نمونه میهندوستی دیگر هم وجود دارند، آخرین نمونه آن، دوست صادق رهبر آپو، میهندوست گرانقدر کورد، یوسف گلو است. شخصیت این شهید مبارز، مهمترین معیار میهندوستی به شمار میرود. لازم است که میهندوستی کورد را بر اساس معیارهای یوسف گُلو تعریف کرد و بر ان اساس حرکت کرد.
بر همین مبنا شهید میهندوستمان و نوههای وی را بار دیگر با احترام یاد میکنیم، و اعلام میکنیم که ما موضع وی را به معیاری برای میهندوستی تبدیل کرده و یاد و خاطره وی را در کوردستان به تجربه پیش رویمان تبدیل میکنیم.◻️
منبع: ozgurpolitika
ANF
🆔 @GozarDemocratic
سیستم پانصد ساله مدرنیته کاپیتالیستی هم بیشترین فشارها را بر کوردستان تحمیل کرده است، همین سیستم بوده است که کوردستان را به چهار بخش تبدیل کرده است. این سیستم خلق کورد را نادیده گرفته و کورد را زیر فشار و ستم قرار داده است. این سیستم به هر نحو ممکن از قتلعام کورد توسط دولت ترک حمایت میکند. به همین دلیل است که ستمها و جنایات و غارت مدرنیته سرمایهداری بیش از هر جای دیگری علیه کورد روی داده است. از همین رو است که سیستم مدرنیته سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ تلاش میکنند تا با هم کورد را از کوردستان خارج کرده و دموگرافی منطقه را تخریب کنند. اما در این میان دو مسئله وجود دارد که نباید پذیرفته شود.
نخست نقش رهبری باشور کوردستان است. علیرغم تمام تلاشهای منفی سیستم سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ و م.ه.پ، در صورتیکه رهبری باشور کوردستان سیاستهای درستی را در پیش میگرفت، از خلق کورد و جوانان صیانت میکرد، این پناهجویان دست از کوردستان بر نمیداشتند و به سوی اروپا عازم نمیشدند. به همین دلیل رهبری پارت دمکرات کوردستان، مسئول بخشی از این کوچ است. با ضعف دمکراسی، با ازدیاد فشار و ستمگریها، با تاراج، با گسترش دستاندازیهای خانواده بارزانی، خلق در باشور کوردستان به ورطه فقر و فلاکت بیشتر در افتادهاند. و اگر اینگونه نبود، چرا از کوردستانی که خود مانند بهشت است فرار میکردند؟
دوم؛ هم برخاسته از ذهنیت و موضع افرادی است که به جای موضعگیری و مبارزه علیه خواست ضد دمکراتیک پارت دمکرات کوردستان، دست از کوردستان برداشته و به سوریه اروپا فرار میکنند. کاملا آشکار است که این ذهنیت و عقلانیت کاملا اشتباه است. زیرا جامعهای را که در معرض خطر است، در استانه خطرات و تهدیدهای بزرگتر قرار میدهند. زیرا فرار از کوردستان به معنای فرار از میهندوستی، فرار از مبارزه آزادی و دمکراسی است. بدون تردید از موضع میهندوستی نمیتوان این مسئله را پذیرفت. میهن دوستی کورد نمیتواند بر این مدار بچرخد. هر روز دهها جوان کورد برای آزادی کوردستان جان خود را فدا میکنند، و در مقابل پناهجویان برای انکه در اروپا زندگی کنند، نباید کوردستان را ترک کنند.
لازم است که خطمشی میهندوستانه رهبر آپو در تمام سطح جامعه سرمشق قرار بگیرد. صدها و هزاران نمونه میهندوستی دیگر هم وجود دارند، آخرین نمونه آن، دوست صادق رهبر آپو، میهندوست گرانقدر کورد، یوسف گلو است. شخصیت این شهید مبارز، مهمترین معیار میهندوستی به شمار میرود. لازم است که میهندوستی کورد را بر اساس معیارهای یوسف گُلو تعریف کرد و بر ان اساس حرکت کرد.
بر همین مبنا شهید میهندوستمان و نوههای وی را بار دیگر با احترام یاد میکنیم، و اعلام میکنیم که ما موضع وی را به معیاری برای میهندوستی تبدیل کرده و یاد و خاطره وی را در کوردستان به تجربه پیش رویمان تبدیل میکنیم.◻️
منبع: ozgurpolitika
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥 ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ٧
بابەت: ڕاستی شەڕ و ئاشتی، ئامانجی شەڕی تایبەت
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٠
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ٧
بابەت: ڕاستی شەڕ و ئاشتی، ئامانجی شەڕی تایبەت
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٠
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻هاوسەرۆکی کۆدار: بە کۆچبەرکردنی گەنجان دەیانەوێ کۆمەڵگە لە پۆتانسیەلی ناڕەزایەتی و سەرهەڵدان بەتاڵ بکەنەوە
▪️فواد بێریتان هاوسەرۆکی کۆمەڵگەی دیموکراتیک و ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-کۆدار، بەشداری ئەم هەفتەی بەرنامەی هێڵی سێی تەلەفزیۆنەکەمان بوو. تاوتوێکردنی ڕەوشی هەنووکەیی ناوچەکە، بەتایبەت ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان تەوەری سەرەکیی بەرنامەکە بوو.
@aryentvnews
▪️فواد بێریتان هاوسەرۆکی کۆمەڵگەی دیموکراتیک و ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-کۆدار، بەشداری ئەم هەفتەی بەرنامەی هێڵی سێی تەلەفزیۆنەکەمان بوو. تاوتوێکردنی ڕەوشی هەنووکەیی ناوچەکە، بەتایبەت ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان تەوەری سەرەکیی بەرنامەکە بوو.
@aryentvnews
Forwarded from انقلابـــــ روژآوا
🚩 #یاد
۲۷ آبان ۱٤۰۰
بیستمین سالروز پرواز قلندرانەی ققنوس یاری
🚩 استاد سید خلیل عالینژاد
❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
۲۷ آبان ۱٤۰۰
بیستمین سالروز پرواز قلندرانەی ققنوس یاری
🚩 استاد سید خلیل عالینژاد
❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
حمایت کودار از کمپین بینالمللی آزادی برای اوجالان و حذف نام پ.ک.ک از فهرست ترور اروپا
فواد بریتان، رئیس مشترک کودار در گفتگو با تلویزیون آرین بر خودمدیریتیهای دمکراتیك بومی برای حل مسائل ایران تأکید کرد.
فواد بریتان، ریاست مشترک جامعه آزاد و دمکراتیك روژهلات کوردستان در مصاحبه با برنامه "خط سوم" آرین تیوی تشدید برخوردهای قهری داخلی توسط حکومت ایران را نوعی انتقام از شکست در سیاست خارجی خود عنوان کرد. بریتان همچنین پشتیبانی کودار از دو کمپین بینالمللی آزادی برای اوجالان و حذف نام پ.ک.ک از فهرست تروریستی اتحادیه اروپا را اعلام کرد.
فواد بریتان با اشاره به ناکارآمدی رویکردهای سنتی دولت-ملت ایران و ناممکن دانستن رسیدن به دمکراسی از طریق مداخلات قدرتهای خارجی، بر لزوم پیدا کردن راهکارهای بومی تأکید کرد و افزود حکومت ایران که با فشارهای خارجی مواجه شده به دنبال گرفتن انتقام در داخل بوده و برخورد قهری با مطالبات اجتماعی انجام میدهد.
رئیس مشترک کودار افزایش برخوردهای امنیتی را در رابطه با رویکرد خشونت آمیزتر حکومت به دنبال روی کار آوردن ابراهیم رئیسی عنوان کرد و گفت توسل به سرکوب و تلاش برای خفه کردن صدای اعتراض نشان میدهد که حاکمیت هیچ برنامه ای برای چارەیابی بحرانهای داخلی ندارد.
فواد بریتان هرگونه تحول در ایران بدون تغییر در روش حکمرانی را غیر ممکن دانست و گفت کودار مدل کنفدرالیسم و خودمدیریتیهای دمکراتیک که نمونه آن در روژاوا و برخی کشورهای اروپایی وجود دارد را برای گذار ایران از شرایط کنونی کارساز میداند.
وی همچنین به سئوالی در مورد کمپین بین المللی برای آزادی عبدالله اوجالان پاسخ داد و گفت ما آزادی رهبر آپو را موجب آزادی یکایک افراد جامعه میدانیم چون فکر و اندیشەی رهبر آپو میتواند راهی برای رفع بحران های منطقه باشد.
فواد بریتان ضمن قبول انتقادها، افزود: "اگر ما بتوانیم تزهای رهبر آپو و راهکارهایی که برای همزیستی دارد را به خلقهای ایران اعم از مردم آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و سایر اجتماعات موجود برسانیم و اگر افقی که رهبر آپو در مورد دمکراسی با محوریت آزادی زن و محیط زیست ترسیم کرده است را به دیگران منتقل کنیم، جامعه آن را درک خواهد کرد، متعلق به خود خواهد دانست و برای تحقق آن خواهد کوشید."
رئیس مشترک کودار در مورد تلاشها برای حذف نام حزب کارگران کوردستان از فهرست تروریستی اروپا نیز به منافع مشترک ترکیه و جهان سرمایهداری در زمینه تروریزه کردن پ.ک.ک اشاره کرد و گفت: "پ.ک.ک تنها حزبی بود که موفق شد خلق کورد را بخصوص در باکور از نسلکشی نجات دهد. مردمی که هویت خود را از دست میدادند را دوباره زنده کرد. رهبر آپو توانست با بنیان گذاری پ.ک.ک مبارزه را به چهار بخش کوردستان و سراسر منطقه گسترش دهد. پ.ک.ک نقش چشمگیری در زمینه همزیستی خلقها برعهده گرفته و در برابر ستمگری اشغالگران و هجوم گروههایی مانند داعش ایستاده است. وقتی داعش به شنگال و کوبانی حمله کرد، گریلاهای پ.ک.ک بودند که جلوی آن را گرفتند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
فواد بریتان، رئیس مشترک کودار در گفتگو با تلویزیون آرین بر خودمدیریتیهای دمکراتیك بومی برای حل مسائل ایران تأکید کرد.
فواد بریتان، ریاست مشترک جامعه آزاد و دمکراتیك روژهلات کوردستان در مصاحبه با برنامه "خط سوم" آرین تیوی تشدید برخوردهای قهری داخلی توسط حکومت ایران را نوعی انتقام از شکست در سیاست خارجی خود عنوان کرد. بریتان همچنین پشتیبانی کودار از دو کمپین بینالمللی آزادی برای اوجالان و حذف نام پ.ک.ک از فهرست تروریستی اتحادیه اروپا را اعلام کرد.
فواد بریتان با اشاره به ناکارآمدی رویکردهای سنتی دولت-ملت ایران و ناممکن دانستن رسیدن به دمکراسی از طریق مداخلات قدرتهای خارجی، بر لزوم پیدا کردن راهکارهای بومی تأکید کرد و افزود حکومت ایران که با فشارهای خارجی مواجه شده به دنبال گرفتن انتقام در داخل بوده و برخورد قهری با مطالبات اجتماعی انجام میدهد.
رئیس مشترک کودار افزایش برخوردهای امنیتی را در رابطه با رویکرد خشونت آمیزتر حکومت به دنبال روی کار آوردن ابراهیم رئیسی عنوان کرد و گفت توسل به سرکوب و تلاش برای خفه کردن صدای اعتراض نشان میدهد که حاکمیت هیچ برنامه ای برای چارەیابی بحرانهای داخلی ندارد.
فواد بریتان هرگونه تحول در ایران بدون تغییر در روش حکمرانی را غیر ممکن دانست و گفت کودار مدل کنفدرالیسم و خودمدیریتیهای دمکراتیک که نمونه آن در روژاوا و برخی کشورهای اروپایی وجود دارد را برای گذار ایران از شرایط کنونی کارساز میداند.
وی همچنین به سئوالی در مورد کمپین بین المللی برای آزادی عبدالله اوجالان پاسخ داد و گفت ما آزادی رهبر آپو را موجب آزادی یکایک افراد جامعه میدانیم چون فکر و اندیشەی رهبر آپو میتواند راهی برای رفع بحران های منطقه باشد.
فواد بریتان ضمن قبول انتقادها، افزود: "اگر ما بتوانیم تزهای رهبر آپو و راهکارهایی که برای همزیستی دارد را به خلقهای ایران اعم از مردم آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و سایر اجتماعات موجود برسانیم و اگر افقی که رهبر آپو در مورد دمکراسی با محوریت آزادی زن و محیط زیست ترسیم کرده است را به دیگران منتقل کنیم، جامعه آن را درک خواهد کرد، متعلق به خود خواهد دانست و برای تحقق آن خواهد کوشید."
رئیس مشترک کودار در مورد تلاشها برای حذف نام حزب کارگران کوردستان از فهرست تروریستی اروپا نیز به منافع مشترک ترکیه و جهان سرمایهداری در زمینه تروریزه کردن پ.ک.ک اشاره کرد و گفت: "پ.ک.ک تنها حزبی بود که موفق شد خلق کورد را بخصوص در باکور از نسلکشی نجات دهد. مردمی که هویت خود را از دست میدادند را دوباره زنده کرد. رهبر آپو توانست با بنیان گذاری پ.ک.ک مبارزه را به چهار بخش کوردستان و سراسر منطقه گسترش دهد. پ.ک.ک نقش چشمگیری در زمینه همزیستی خلقها برعهده گرفته و در برابر ستمگری اشغالگران و هجوم گروههایی مانند داعش ایستاده است. وقتی داعش به شنگال و کوبانی حمله کرد، گریلاهای پ.ک.ک بودند که جلوی آن را گرفتند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
حبس، محکومیت، بازجویی و اعمال محدودیت در بند زنان زندان اورمیه
خبرها از حبس و محکومیت دو تن در بوکان، احضار و بازجویی از یک شهروند در سردشت و تحمیل شرایط سخت بر زندانیان بند زنان زندان مرکزی اورمیه حکایت دارند.
طی روزهای گذشته تعداد نامعلومی که دستکم دهها نفر بودهاند در نواحی مختلف کوردستان هدف حمله نیروهای امنیتی ایران قرار گرفتهاند.
شبکه حقوق بشر کوردستان گزارش داده که سمکو معروفی، فعال فرهنگی و عضو "انجمن زیست محیطی ولات" دیروز برای اجرای حکم یک سال حبس روانه زندان بوکان شد.
او که به دنبال بازداشت در اسفندماه پارسال با قرار وثیقه آزاد شده بود به "تبلیغ علیه نظام" متهم شده است.
سمکو معروفی از جمله فعالین مدنی بود که دو سال پیش در جریان اعتراضات به هجوم ترکیه به شهر سرکانی روژاوا در بوکان بازداشت و به اتهام آنچه "اخلال در نظم عمومی" خوانده شد، بیش از یکسال در زندان بود.
در عین حال یک شهروند بوکانی دیگر به نام چیا آقابیگ توسط دادگاه انقلاب این شهر به یک سال و دو ماه حبس، ٧٠ ضربه شلاق و پرداخت ٣٠ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
هرانا به نقل از منابع کورد نوشته که اتهام چیا آقابیگ، "تبلیغ علیه نظام به نفع یکی از احزاب اپوزیسیون" عنوان شد.
این منبع همچنین از احضار یک شهروند سردشتی به نام علی مولانیا خبر داده و گفته که او توسط اداره اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته است. تاکنون معلوم نیست که چه اتهاماتی علیه علی مولانیا که دو هفته پیش هم ساعاتی مورد بازجویی قرار گرفته بود مطرح شده است.
طی روزهای گذشته در حالی موجی از دستگیری، احضار و بازجویی در کوردستان براه افتاده که نیروهای امنیتی در زندانها نیز بر شدت فشارها افزودهاند.
از جمله رئیس زندان مرکزی اورمیه، محدودیتهای جدیدی در بند زنان این زندان اعمال کرده و زمان هواخوری و تماس تلفنی زندانیان را کاهش داده است.
شبکه حقوق بشر کوردستان طی گزارشی در اینباره اعلام کرد مسئولین زندان، عدم شرکت زندانیان زن در کلاس قرآن را بهانهای برای اعمال این محدویتهای جدید دانستهاند.
خانواده یکی از این زندانیان به این منبع گفته علیرغم اعتصاب اعتراضی دو روزه زندانیان علیه محدودیتهای سختی که اعمال شده، تاکنون تغییری در این وضعیت به وجود نیامده است.
طبق این گزارش، کارمندان مرد زندان نیز روزانه زندانیان زن را مورد توهین و بیاحترامی قرار داده و آنها را "بیاخلاق" خطاب میکنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
خبرها از حبس و محکومیت دو تن در بوکان، احضار و بازجویی از یک شهروند در سردشت و تحمیل شرایط سخت بر زندانیان بند زنان زندان مرکزی اورمیه حکایت دارند.
طی روزهای گذشته تعداد نامعلومی که دستکم دهها نفر بودهاند در نواحی مختلف کوردستان هدف حمله نیروهای امنیتی ایران قرار گرفتهاند.
شبکه حقوق بشر کوردستان گزارش داده که سمکو معروفی، فعال فرهنگی و عضو "انجمن زیست محیطی ولات" دیروز برای اجرای حکم یک سال حبس روانه زندان بوکان شد.
او که به دنبال بازداشت در اسفندماه پارسال با قرار وثیقه آزاد شده بود به "تبلیغ علیه نظام" متهم شده است.
سمکو معروفی از جمله فعالین مدنی بود که دو سال پیش در جریان اعتراضات به هجوم ترکیه به شهر سرکانی روژاوا در بوکان بازداشت و به اتهام آنچه "اخلال در نظم عمومی" خوانده شد، بیش از یکسال در زندان بود.
در عین حال یک شهروند بوکانی دیگر به نام چیا آقابیگ توسط دادگاه انقلاب این شهر به یک سال و دو ماه حبس، ٧٠ ضربه شلاق و پرداخت ٣٠ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
هرانا به نقل از منابع کورد نوشته که اتهام چیا آقابیگ، "تبلیغ علیه نظام به نفع یکی از احزاب اپوزیسیون" عنوان شد.
این منبع همچنین از احضار یک شهروند سردشتی به نام علی مولانیا خبر داده و گفته که او توسط اداره اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته است. تاکنون معلوم نیست که چه اتهاماتی علیه علی مولانیا که دو هفته پیش هم ساعاتی مورد بازجویی قرار گرفته بود مطرح شده است.
طی روزهای گذشته در حالی موجی از دستگیری، احضار و بازجویی در کوردستان براه افتاده که نیروهای امنیتی در زندانها نیز بر شدت فشارها افزودهاند.
از جمله رئیس زندان مرکزی اورمیه، محدودیتهای جدیدی در بند زنان این زندان اعمال کرده و زمان هواخوری و تماس تلفنی زندانیان را کاهش داده است.
شبکه حقوق بشر کوردستان طی گزارشی در اینباره اعلام کرد مسئولین زندان، عدم شرکت زندانیان زن در کلاس قرآن را بهانهای برای اعمال این محدویتهای جدید دانستهاند.
خانواده یکی از این زندانیان به این منبع گفته علیرغم اعتصاب اعتراضی دو روزه زندانیان علیه محدودیتهای سختی که اعمال شده، تاکنون تغییری در این وضعیت به وجود نیامده است.
طبق این گزارش، کارمندان مرد زندان نیز روزانه زندانیان زن را مورد توهین و بیاحترامی قرار داده و آنها را "بیاخلاق" خطاب میکنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥 ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ٨
بابەت: سیستەمی داگیرکاری و هێڵی خەیانەت و بەکرێگیراویەتیی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٧
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ٨
بابەت: سیستەمی داگیرکاری و هێڵی خەیانەت و بەکرێگیراویەتیی لە کوردستاندا
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٧
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
درخواست خانوادهی تبهکاران روژ از بستگان خود برای نجات از فتنههای مسعود بارزانی و طیب اردوغان
خانواده تبهکاران روژ از اقوام و بستگان خود درخواست میکنند که دیگر به سلاح سربازان دولت ترکیه تبدیل نشوند. آنها در رابطه با تبهکاران روژ نیز میگویند، "آنها پیشمرگ نیستند یک نیروی تبهکار وابسته به دولت ترکیه هستند."
پس از حملهی تبهکاران روژ به گریلاهای کوردستان، موضعگیری خانوادهی این تبهکاران افزایش یافته و حملات این تبهکاران را "بیشرفی" مینامند. به گفتهی خانوادهی تبهکاران روژ، چندین تن از آنها به دلیل نامساعد بودن وضعیت اقتصادی و نظامی حکومت دمشق به باشور کوردستان رفتند و پس از چند سال به نیروهای تبهکار روژ پیوستند. در حال حاضر بیشتر خانواده این تبهکاران این امر را نمیپذیرند که فرزندانشان در میان نیروی تبهکار باشد.
'برادر من را برای جنگ علیه گریلا به قندیل بردند'
موهین حسن که دو برادر وی با نامهای عدنان حسن و صابر حسن در صفوف تبهکاران روژ هستند، میگوید؛ به دلیل جنگ داخلی سوریه سال ۲۰۱۳ به باشور کوردستان رفتیم." موهین علت پیوستن دو برادرش به تبهکاران روژ را بدی وضعیت اقتصادی آنها میداند و علیه هر دو برادرش واکنش نشان داده و میگوید؛"این سیاست دولت ترکیه است که میخواهد میان کوردها جنگ ایجاد کند. دولت ترکیه خود جرات حمله به ما را ندارد و همانطور که مام جلال و مسعود بارزانی را در مقابل یکدیگر قرار دادند، باز هم میخواهند دشمنی میان ما ایجاد کنند. ما نمیخواهیم چنین امری رخ دهد. در حال حاضر یک برادر من را برای جنگ در مقابل گریلا به قندیل بردهاند. او در آنجا چه کاری دارد؟ آنهایی که نمیروند و مقابل گریلا نمیجنگند، دستگیر میشوند. چرا پ.د.ک آنها را به قندیل میفرستد؟"
'با این دروغ که اگر باز گردید شما را دستگیر میکنند، آنها را گرفتار کردهاند'
موهین حسن که دو برادرش عضو تبهکاران روژ هستند میگوید، چندین بار با برادرانش صحبت کرده و از آنها درخواست نموده است تا به روژاوا بازگردند. در چهارچوب تبلیغاتی که علیه خودمدیریتی دمکراتیک شمال و شرق سوریه و ق.س.د انجام میشود، برادرانم هم به من گفتند، که اگر به روژاوا بازگردند دستگیر خواهند شد.
موهین حسن در پاسخ این تبلیغات کذب به برادرانش میگوید؛"تاکنون هیچ کس دستگیر نشده و هیچ کسی در آینده دستگیر نخواهد شد و اگر آنها بازگردند، هیچ کدام از آنها زندانی نمیشوند. دولت ترکیه به آنها اجازه بازگشت نمیدهد. برادرانم به من میگویند که آنها نمیتوانند به صورت رسمی بازگردند. کسانی که از نیروهای تبهکار روژ جدا شوند، اسامی آنها را ثبت کرده و در هیچ جایی به آنها اجازه کار کردن نمیدهند. اکنون حتی به آنها پول هم نمیدهند. چهار تا پنج ماه یک بار به آنها حقوق داده میشود. به بهانهی ندادن حقوق چندین تن دست از کار کشیدهاند. آنهایی که دست از این کار کشیدهاند باید به خاک و سرزمین خود بازگردند."
'آنها پیشمرگ نیستند، بلکه تبهکاران وابسته به دولت ترکیه هستند'
موهین حسن از تبهکاران روژ درخواست میکند به تفنگ سربازان ارتش ترکیه تبدیل نشوند و میگوید؛"اگر برادر من در آنجا کشته شود، شهید نخواهد بود. آنها پیشمرگ نیستند. یک نیروی تبهکار وابسته به ترکیه هستند. مسعود بارزانی میگوید 'ما جنگ برادرکشی نمیکنیم'. پس این چه کاری است و آنچه که رخ میدهد چیست؟ اینها نیروهای کوردستانی نیستند. ترکیه میخواهد ما را به دشمن یکدیگر تبدیل کند."
'همکاری با دولت ترکیه بیشرفی است'
اودیلخان قاره ۴۷ ساله یک برادرش با نام شیراز قاره که ۵۰ ساله است، حدود ۷ سال است به صفوف تبهکاران روژ پیوسته است. به گفته اودیلخان به دلیل بدی وضعیت اقتصادی برادرش به عضویت تبهکاران روژ درآمده است. اما ماندن برادرش را مورد انتقاد قرار داده و میگوید؛"اگر بازگردد هزار کار و شغل برای وی وجود دارد."
اودیلخان در رابطه با مستقر کردن تبهکاران روژ در مناطق گریلا و سیاست کوردکشی مسعود بارزانی بدست مزدورانش میگوید؛"برادرکشی شایسته ما نیست. ما باید در مقابل اردوغان بایستیم. فرزند من در صفوف ی.پ.گ است. فردا و پس فردا چگونه سلاح ما باید رو به هم قرار بگیرد؟"
اودیلخان همکاری با دولت ترکیه علیه کوردها را بیشرفی دانسته و از برادر خود درخواست میکند؛"از برادرم میخواهم بازگردد و در روژاوای کوردستان کار کند. در اینجا کار و شغل زیاد است. اینجا بهتر از آن است که تو در سایه اردوغان به یک تبهکار تبدیل شوی. زمانی که من واژهی" تبهکار"را به کار میگیرم، نگران میشوم. من خود نمیخواهم این راه ادامه پیدا کند. او باید به حرف من گوش داده و بازگردد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
خانواده تبهکاران روژ از اقوام و بستگان خود درخواست میکنند که دیگر به سلاح سربازان دولت ترکیه تبدیل نشوند. آنها در رابطه با تبهکاران روژ نیز میگویند، "آنها پیشمرگ نیستند یک نیروی تبهکار وابسته به دولت ترکیه هستند."
پس از حملهی تبهکاران روژ به گریلاهای کوردستان، موضعگیری خانوادهی این تبهکاران افزایش یافته و حملات این تبهکاران را "بیشرفی" مینامند. به گفتهی خانوادهی تبهکاران روژ، چندین تن از آنها به دلیل نامساعد بودن وضعیت اقتصادی و نظامی حکومت دمشق به باشور کوردستان رفتند و پس از چند سال به نیروهای تبهکار روژ پیوستند. در حال حاضر بیشتر خانواده این تبهکاران این امر را نمیپذیرند که فرزندانشان در میان نیروی تبهکار باشد.
'برادر من را برای جنگ علیه گریلا به قندیل بردند'
موهین حسن که دو برادر وی با نامهای عدنان حسن و صابر حسن در صفوف تبهکاران روژ هستند، میگوید؛ به دلیل جنگ داخلی سوریه سال ۲۰۱۳ به باشور کوردستان رفتیم." موهین علت پیوستن دو برادرش به تبهکاران روژ را بدی وضعیت اقتصادی آنها میداند و علیه هر دو برادرش واکنش نشان داده و میگوید؛"این سیاست دولت ترکیه است که میخواهد میان کوردها جنگ ایجاد کند. دولت ترکیه خود جرات حمله به ما را ندارد و همانطور که مام جلال و مسعود بارزانی را در مقابل یکدیگر قرار دادند، باز هم میخواهند دشمنی میان ما ایجاد کنند. ما نمیخواهیم چنین امری رخ دهد. در حال حاضر یک برادر من را برای جنگ در مقابل گریلا به قندیل بردهاند. او در آنجا چه کاری دارد؟ آنهایی که نمیروند و مقابل گریلا نمیجنگند، دستگیر میشوند. چرا پ.د.ک آنها را به قندیل میفرستد؟"
'با این دروغ که اگر باز گردید شما را دستگیر میکنند، آنها را گرفتار کردهاند'
موهین حسن که دو برادرش عضو تبهکاران روژ هستند میگوید، چندین بار با برادرانش صحبت کرده و از آنها درخواست نموده است تا به روژاوا بازگردند. در چهارچوب تبلیغاتی که علیه خودمدیریتی دمکراتیک شمال و شرق سوریه و ق.س.د انجام میشود، برادرانم هم به من گفتند، که اگر به روژاوا بازگردند دستگیر خواهند شد.
موهین حسن در پاسخ این تبلیغات کذب به برادرانش میگوید؛"تاکنون هیچ کس دستگیر نشده و هیچ کسی در آینده دستگیر نخواهد شد و اگر آنها بازگردند، هیچ کدام از آنها زندانی نمیشوند. دولت ترکیه به آنها اجازه بازگشت نمیدهد. برادرانم به من میگویند که آنها نمیتوانند به صورت رسمی بازگردند. کسانی که از نیروهای تبهکار روژ جدا شوند، اسامی آنها را ثبت کرده و در هیچ جایی به آنها اجازه کار کردن نمیدهند. اکنون حتی به آنها پول هم نمیدهند. چهار تا پنج ماه یک بار به آنها حقوق داده میشود. به بهانهی ندادن حقوق چندین تن دست از کار کشیدهاند. آنهایی که دست از این کار کشیدهاند باید به خاک و سرزمین خود بازگردند."
'آنها پیشمرگ نیستند، بلکه تبهکاران وابسته به دولت ترکیه هستند'
موهین حسن از تبهکاران روژ درخواست میکند به تفنگ سربازان ارتش ترکیه تبدیل نشوند و میگوید؛"اگر برادر من در آنجا کشته شود، شهید نخواهد بود. آنها پیشمرگ نیستند. یک نیروی تبهکار وابسته به ترکیه هستند. مسعود بارزانی میگوید 'ما جنگ برادرکشی نمیکنیم'. پس این چه کاری است و آنچه که رخ میدهد چیست؟ اینها نیروهای کوردستانی نیستند. ترکیه میخواهد ما را به دشمن یکدیگر تبدیل کند."
'همکاری با دولت ترکیه بیشرفی است'
اودیلخان قاره ۴۷ ساله یک برادرش با نام شیراز قاره که ۵۰ ساله است، حدود ۷ سال است به صفوف تبهکاران روژ پیوسته است. به گفته اودیلخان به دلیل بدی وضعیت اقتصادی برادرش به عضویت تبهکاران روژ درآمده است. اما ماندن برادرش را مورد انتقاد قرار داده و میگوید؛"اگر بازگردد هزار کار و شغل برای وی وجود دارد."
اودیلخان در رابطه با مستقر کردن تبهکاران روژ در مناطق گریلا و سیاست کوردکشی مسعود بارزانی بدست مزدورانش میگوید؛"برادرکشی شایسته ما نیست. ما باید در مقابل اردوغان بایستیم. فرزند من در صفوف ی.پ.گ است. فردا و پس فردا چگونه سلاح ما باید رو به هم قرار بگیرد؟"
اودیلخان همکاری با دولت ترکیه علیه کوردها را بیشرفی دانسته و از برادر خود درخواست میکند؛"از برادرم میخواهم بازگردد و در روژاوای کوردستان کار کند. در اینجا کار و شغل زیاد است. اینجا بهتر از آن است که تو در سایه اردوغان به یک تبهکار تبدیل شوی. زمانی که من واژهی" تبهکار"را به کار میگیرم، نگران میشوم. من خود نمیخواهم این راه ادامه پیدا کند. او باید به حرف من گوش داده و بازگردد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
زینب مراد: اسناد و مدارک مربوط به استفاده سلاحهای شیمیایی را به نهادهای بینالمللی ارسال کردهایم
زینب مراد میگوید قدرتهای بینالمللی در برابر جنایات جنگی ترکیه سکوت کردهاند چون سلاحهای ممنوعه و جنگافزارهای هوایی را خودشان به ترکیه فروختهاند. او سکوت اروپا را بیارتباط با تهدیدهای اردوغان در مورد اعزام پناهجویان نمیداند.
🆔 @GozarDemocratic
زینب مراد میگوید قدرتهای بینالمللی در برابر جنایات جنگی ترکیه سکوت کردهاند چون سلاحهای ممنوعه و جنگافزارهای هوایی را خودشان به ترکیه فروختهاند. او سکوت اروپا را بیارتباط با تهدیدهای اردوغان در مورد اعزام پناهجویان نمیداند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
زینب مراد: اسناد و مدارک مربوط به استفاده سلاحهای شیمیایی را به نهادهای بینالمللی ارسال کردهایم زینب مراد میگوید قدرتهای بینالمللی در برابر جنایات جنگی ترکیه سکوت کردهاند چون سلاحهای ممنوعه و جنگافزارهای هوایی را خودشان به ترکیه فروختهاند. او سکوت…
زینب مراد: اسناد و مدارک مربوط به استفاده سلاحهای شیمیایی را به نهادهای بینالمللی ارسال کردهایم
زینب مراد میگوید قدرتهای بینالمللی در برابر جنایات جنگی ترکیه سکوت کردهاند چون سلاحهای ممنوعه و جنگافزارهای هوایی را خودشان به ترکیه فروختهاند. او سکوت اروپا را بیارتباط با تهدیدهای اردوغان در مورد اعزام پناهجویان نمیداند.
حملات ارتش اشغالگر ترک در مناطق آواشین، زاپ و متینا در باشور کوردستان با همکاری پارت دمکرات کوردستان ادامه دارد. ترکیه در این عملیات که نزدیک به ٨ ماه است ادامه دارد، به کرات از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده است. بر اساس اخبار منتشر شده از سوی مرکز اطلاعرسانی و انتشارات نیروهای مدافع خلق، دولت اشغالگر ترک تا کنون دهها گریلای حزب کارگران کوردستان را با استفاده از سلاحهای شیمیایی به شهادت رسانده است و بسیاری از غیر نظامیان هم تحت تاثیر این حملات قرار گرفتهاند. در مقابل، تا کنون حکومت بغداد، باشور کوردستان و اتحادیه اروپا هم در مقابل استفاده دولت اشغالگر ترک از سلاحهای شیمیایی سکوت کردهاند.
زینب مراد ریاست مشترک کنگره ملی کوردستان در رابطه با استفاده ارتش اشغالگر ترک از سلاحهایی شیمیایی، سکوت مجامع بینالمللی و موضع عراق و باشور کوردستان، با خبرگزاری مزوپوتامیا گفتگویی کرده است.
ارسال مدارک و اسناد به سازمانهای بینالمللی
زینب مراد ریاست مشترک کنگره ملی کوردستان در این گفتگو اظهار داشت که برای اثبات استفاده ترکیه از سلاحهای شیمیایی، تحقیقات گستردهای صورت گرفته است و در ادامه افزود: ما به عنوان کنگره ملی کوردستان، برای مقابله با کاربرد سلاحهای شیمیایی از سوی ترکیه در مناطق زاپ، آواشین و متینا از سازمانهای بینالمللی درخواست کردهایم. در مقابل دولت ترک که دست به جنایات جنگی میزند، لازم است که نیروهای بینالمللی سکوت نکرده و در این باره اقدامات لازم را انجام بدهند. همچنین ما درخواست کردهایم که مجامع بینالمللی در این باره تحقیقات مستقل خود را انجام بدهند. از طرف دیگر نمایندگی کنگره ملی کوردستان در باشور هم در حال فعالیت است و مدارک لازم به تمام کنسولگریهای کشورهای اروپایی ارسال کردهایم.
زینب مراد در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت که پرونده تحقیقی این مسئله را تنظیم کردهاند. در این تحقیق، اسناد و مدارک و اطلاعات مربوط به کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط ترکیه درج شده است. این پرونده تحقیقی به تمام سازمانهای بینالمللی و وزارتهای خارجه کشورهای خارجی اروپایی و بنگاههای مطبوعاتی ارسال شده است. اما متاسفانه تاکنون هیچگونه پاسخ رسمی دریافت نکردهایم. از طرف دیگر تا کنون سازمانهای بینالمللی در رسانههای خود روی این موضوع کار نکردهاند.
زینب مراد در ادامه خاطرنشان ساخت که هر چند که پاسخ رسمی دریافت نکردهایم اما دوستان کورد برای دریافت پاسخی رسمی از مجامعی مانند پارلمان اروپا وارد عمل شدهاند. در پارلمان اروپا دوستان کورد درخواست کردهاند که در رابطه با موضوع استفاده ترکیه از سلاحهای شیمیایی، کمیسیونی بینالمللی تشکیل شود و در همین رابطه تحقیقات بینالمللی هم اغاز شوند. ما تلاش میکنیم تا کمیسیونی مستقل با نمایندگان بینالمللی تشکیل شده و این کمیسیون در مناطقی که این سلاحها بکار گرفته شده است، تحقیقات خود را ادامه دهد. برای آغاز تحققات بینالمللی تلاشهایی را اغاز کردهایم.
زینب مراد در گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا با اشاره به سکوت مجامع بینالمللی اظهار داشت: کسانی که در این باره سکوت کردهاند در واقع شرکا و همدستان این جنایت هستند. دولتهای ترکیه و جامعه بینالمللی برای دستیابی به منافع سیاسی، اقتصادی خود در مقابل جنایات دولت ترک سکوت میکنند. این رویهای بوده است که در چندین سال گذشته و از ابتدای حملات دولت ترک تا کنون ادامه داشته است. امروز هم با همان ذهنیت برای حفظ منافع خود در مقابل چنین جنایاتی سکوت میکنند تا جایی که حتی در سطح اطلاعرسانی هم توجه لازم را به این مسئله نمیکنند. این نخستین بار نیست که در مقابل نیروهای گریلا از سلاح شیمیایی استفاده میشود. دولت ترک در گذشته در حمله به روژآوای کوردستان هم از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده است. اسناد آن هم منتشر شده است. برای نمونه زمانیکه به عفرین و سریکانی حمله شد، با استفاده از اسناد و مدارک معتبر و دقیق استفاده دولت ترک از سلاحهای شیمیایی اثبات شد. اما تاکنون در مقابل این اقدامات ارتش ترک واکنش نشان داده نشده است. سکوت نیروهای بینالمللی به ترکیه جسارت میدهد تا بار دیگر از این سلاحها استفاده کند.
زینب مراد میگوید قدرتهای بینالمللی در برابر جنایات جنگی ترکیه سکوت کردهاند چون سلاحهای ممنوعه و جنگافزارهای هوایی را خودشان به ترکیه فروختهاند. او سکوت اروپا را بیارتباط با تهدیدهای اردوغان در مورد اعزام پناهجویان نمیداند.
حملات ارتش اشغالگر ترک در مناطق آواشین، زاپ و متینا در باشور کوردستان با همکاری پارت دمکرات کوردستان ادامه دارد. ترکیه در این عملیات که نزدیک به ٨ ماه است ادامه دارد، به کرات از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده است. بر اساس اخبار منتشر شده از سوی مرکز اطلاعرسانی و انتشارات نیروهای مدافع خلق، دولت اشغالگر ترک تا کنون دهها گریلای حزب کارگران کوردستان را با استفاده از سلاحهای شیمیایی به شهادت رسانده است و بسیاری از غیر نظامیان هم تحت تاثیر این حملات قرار گرفتهاند. در مقابل، تا کنون حکومت بغداد، باشور کوردستان و اتحادیه اروپا هم در مقابل استفاده دولت اشغالگر ترک از سلاحهای شیمیایی سکوت کردهاند.
زینب مراد ریاست مشترک کنگره ملی کوردستان در رابطه با استفاده ارتش اشغالگر ترک از سلاحهایی شیمیایی، سکوت مجامع بینالمللی و موضع عراق و باشور کوردستان، با خبرگزاری مزوپوتامیا گفتگویی کرده است.
ارسال مدارک و اسناد به سازمانهای بینالمللی
زینب مراد ریاست مشترک کنگره ملی کوردستان در این گفتگو اظهار داشت که برای اثبات استفاده ترکیه از سلاحهای شیمیایی، تحقیقات گستردهای صورت گرفته است و در ادامه افزود: ما به عنوان کنگره ملی کوردستان، برای مقابله با کاربرد سلاحهای شیمیایی از سوی ترکیه در مناطق زاپ، آواشین و متینا از سازمانهای بینالمللی درخواست کردهایم. در مقابل دولت ترک که دست به جنایات جنگی میزند، لازم است که نیروهای بینالمللی سکوت نکرده و در این باره اقدامات لازم را انجام بدهند. همچنین ما درخواست کردهایم که مجامع بینالمللی در این باره تحقیقات مستقل خود را انجام بدهند. از طرف دیگر نمایندگی کنگره ملی کوردستان در باشور هم در حال فعالیت است و مدارک لازم به تمام کنسولگریهای کشورهای اروپایی ارسال کردهایم.
زینب مراد در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت که پرونده تحقیقی این مسئله را تنظیم کردهاند. در این تحقیق، اسناد و مدارک و اطلاعات مربوط به کاربرد سلاحهای شیمیایی توسط ترکیه درج شده است. این پرونده تحقیقی به تمام سازمانهای بینالمللی و وزارتهای خارجه کشورهای خارجی اروپایی و بنگاههای مطبوعاتی ارسال شده است. اما متاسفانه تاکنون هیچگونه پاسخ رسمی دریافت نکردهایم. از طرف دیگر تا کنون سازمانهای بینالمللی در رسانههای خود روی این موضوع کار نکردهاند.
زینب مراد در ادامه خاطرنشان ساخت که هر چند که پاسخ رسمی دریافت نکردهایم اما دوستان کورد برای دریافت پاسخی رسمی از مجامعی مانند پارلمان اروپا وارد عمل شدهاند. در پارلمان اروپا دوستان کورد درخواست کردهاند که در رابطه با موضوع استفاده ترکیه از سلاحهای شیمیایی، کمیسیونی بینالمللی تشکیل شود و در همین رابطه تحقیقات بینالمللی هم اغاز شوند. ما تلاش میکنیم تا کمیسیونی مستقل با نمایندگان بینالمللی تشکیل شده و این کمیسیون در مناطقی که این سلاحها بکار گرفته شده است، تحقیقات خود را ادامه دهد. برای آغاز تحققات بینالمللی تلاشهایی را اغاز کردهایم.
زینب مراد در گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا با اشاره به سکوت مجامع بینالمللی اظهار داشت: کسانی که در این باره سکوت کردهاند در واقع شرکا و همدستان این جنایت هستند. دولتهای ترکیه و جامعه بینالمللی برای دستیابی به منافع سیاسی، اقتصادی خود در مقابل جنایات دولت ترک سکوت میکنند. این رویهای بوده است که در چندین سال گذشته و از ابتدای حملات دولت ترک تا کنون ادامه داشته است. امروز هم با همان ذهنیت برای حفظ منافع خود در مقابل چنین جنایاتی سکوت میکنند تا جایی که حتی در سطح اطلاعرسانی هم توجه لازم را به این مسئله نمیکنند. این نخستین بار نیست که در مقابل نیروهای گریلا از سلاح شیمیایی استفاده میشود. دولت ترک در گذشته در حمله به روژآوای کوردستان هم از سلاحهای شیمیایی استفاده کرده است. اسناد آن هم منتشر شده است. برای نمونه زمانیکه به عفرین و سریکانی حمله شد، با استفاده از اسناد و مدارک معتبر و دقیق استفاده دولت ترک از سلاحهای شیمیایی اثبات شد. اما تاکنون در مقابل این اقدامات ارتش ترک واکنش نشان داده نشده است. سکوت نیروهای بینالمللی به ترکیه جسارت میدهد تا بار دیگر از این سلاحها استفاده کند.
گذار دموکراتیک
زینب مراد: اسناد و مدارک مربوط به استفاده سلاحهای شیمیایی را به نهادهای بینالمللی ارسال کردهایم زینب مراد میگوید قدرتهای بینالمللی در برابر جنایات جنگی ترکیه سکوت کردهاند چون سلاحهای ممنوعه و جنگافزارهای هوایی را خودشان به ترکیه فروختهاند. او سکوت…
واقعیتی است که سازمان ملل متحد تا آخرین حد ممکن از دولت ترک و حاکمیت اردوغان حمایت میکند. در این حمایتها، این سازمان منافع خود را در نظر دارد. همزمان ترکیه در برخی از موارد کشورهای اروپایی را تهدید کرده است. برای نمونه آخرین بار مشاهده شد که ترکیه چگونه از کارت پناهندگان استفاده کرده و از این طریق به کشورهای اتحادیه اروپا فشار وارد میکند. سکوت این دولتها دلیل دیگری هم دارد؛ همین کشورها هستند که سلاحهای خود را به ترکیه میفروشند، سلاحهای ممنوعه را به ترکیه میفروشند. به همین دلیل در این جنایات سهیم هستند. فروش هواپیماهای بدون سرنشین، سلاحهای شیمیایی علت سکوت است. نیروهای بینالمللی همکاران و شرکای این جرایم هستند.
ایجاد ائتلاف بین کاظمی و اردوغان
زینب مراد در ادامه گفتگوی خود خاطرنشان ساخت که عراق با موضع خود راه را برای ترکیه هموار کرده و در ادامه میافزاید: حکومت عراق ترکیه را مقصر و جنایتکار نمیداند. زیرا از ابتدای حملات ترکیه تا کنون هیچ واکنشی نسبت به این حملات انجام نداده است. حکومت عراق در این باره سکوت در پیش گرفته است. بر این اساس، حملات دولت ترک را توجیه میکنند. اما سکوت آنها در واقع نقض حاکمیت سرزمینی عراق به شمار میرود. همزمان این حملات روز بروز وضعیت عراق را بحرانیتر میکند. ترکیه در کوردستان دست به هر اقدامی بزند، عراق در این باره موضعی نمیگیرد. زیرا عراق مشغول درگیری با تنشهای داخلی خود است و توجهی به حملات ارتش اشغالگر ترک به کوردستان ندارد. از ابتدای حملات ترکیه به باشور کوردستان تا کنون، نخست وزیر عراق، مصطفی کاظمی موضعی در مقابل این حملات نگرفته است. چنین به نظر میرسد که ائتلافی بین اردوغان و کاظمی بر اساس منافع خاصی شکل گرفته باشد.
زینب مراد در بخش دیگری از گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که آنها اطلاعات موثقی از کاربرد سلاحهای شیمیایی از سوی ترکیه در دست دارند. این پرونده اکنون از سوی کنگره ملی کوردستان تنظیم شده است و به عنوان گزارش به دولتهای مختلفی ارسال شده است، در این پرونده از کشورهای اروپایی درخواست شده است که در مقابل کاربرد این سلاحها موضع گرفته و همچنین درخواست کردهایم که برای تحقیق و تفحص در این باره کمیسیونی تشکیل شود. براساس اخبار بدست آمده از منابع محلی و همچنین تیم صلح مسیحی، در روستاهای نزدیک به کاربرد سلاحهای شیمیایی اطلاعات موثقی کسب شدهاند. همچنین مرکز اطلاعرسانی و انتشارات نیروهای مدافع خلق اعلام کرده است که دولت ترک در طول ۶ ماه ١٣٢ بار از سلاح شیمیایی علیه نیروهای گریلا و نیروهای غیر نظامی استفاده کرده است.
این سلاحها به ویژه در روستاهای منطقه هیروری بکار گرفته شدهاند. این اطلاعات از سوی گروه صلح مسیحی تایید شدهاند. تمام این مدارک دال بر استفاده از سلاحهای شیمیایی در این مناطق هستند. همچنین کنفدرالیسم جوامع کوردستان طی بیانیهای اعلام کرده است که از هر گروه تحقیقی در این باره حمایت میکند. کنفدرالیسم جوامع کوردستان هم اعلام کرده است که در این باره مدارکی در دست دارد. میتوان تمام این مدارک را به نهادها و سازمانهای بینالمللی ذیصلاح ارائه کرد.
با فعالیت و راهپیمایی میتوان سکوت جامعه جهانی را شکست
زینب مراد در خاتمه گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که آنها با فعالیتها و اجتماعات خود میتوانند سکوت جامعه جهانی را در این رابطه بشکنند. کورد در جامعه اروپا و دوستان خلق کورد مدت زیادی است که در این رابطه مشغول فعالیت هستند. خواهان واکنش جامعه جهانی در این باره هستند. این مسئله نشان میدهد که ما میتوانیم به فاشیسم خاتمه بدهیم. آنهم از طریق ادامه فعالیتها و اعتراضات ما امکانپذیر میشود. لازم است ما با مبارزه خود سکوت مجامع جهانی را بشکنیم. از تمام میهندوستان و جوانان، زنان میخواهیم که با فعالیتهای خود افکار عمومی را نسبت به این مسئله مطلع کنند. همزمان درخواست میکنیم تا دولت عراق و حکومت اقلیم کوردستان به طور جدی به این مسئله نزدیک شده و اجازه ندهند که دولت ترکیه، بیش از پیش حقوق خلقمان را نقض کند و خاک کوردستان را اشغال کرده و تاراج کند. لازم است این رویکرد با مبارزه ما رسوا شود. همه در این باره با موضع گرفته و وظیفه میهندوستی خود را انجام دهند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ایجاد ائتلاف بین کاظمی و اردوغان
زینب مراد در ادامه گفتگوی خود خاطرنشان ساخت که عراق با موضع خود راه را برای ترکیه هموار کرده و در ادامه میافزاید: حکومت عراق ترکیه را مقصر و جنایتکار نمیداند. زیرا از ابتدای حملات ترکیه تا کنون هیچ واکنشی نسبت به این حملات انجام نداده است. حکومت عراق در این باره سکوت در پیش گرفته است. بر این اساس، حملات دولت ترک را توجیه میکنند. اما سکوت آنها در واقع نقض حاکمیت سرزمینی عراق به شمار میرود. همزمان این حملات روز بروز وضعیت عراق را بحرانیتر میکند. ترکیه در کوردستان دست به هر اقدامی بزند، عراق در این باره موضعی نمیگیرد. زیرا عراق مشغول درگیری با تنشهای داخلی خود است و توجهی به حملات ارتش اشغالگر ترک به کوردستان ندارد. از ابتدای حملات ترکیه به باشور کوردستان تا کنون، نخست وزیر عراق، مصطفی کاظمی موضعی در مقابل این حملات نگرفته است. چنین به نظر میرسد که ائتلافی بین اردوغان و کاظمی بر اساس منافع خاصی شکل گرفته باشد.
زینب مراد در بخش دیگری از گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که آنها اطلاعات موثقی از کاربرد سلاحهای شیمیایی از سوی ترکیه در دست دارند. این پرونده اکنون از سوی کنگره ملی کوردستان تنظیم شده است و به عنوان گزارش به دولتهای مختلفی ارسال شده است، در این پرونده از کشورهای اروپایی درخواست شده است که در مقابل کاربرد این سلاحها موضع گرفته و همچنین درخواست کردهایم که برای تحقیق و تفحص در این باره کمیسیونی تشکیل شود. براساس اخبار بدست آمده از منابع محلی و همچنین تیم صلح مسیحی، در روستاهای نزدیک به کاربرد سلاحهای شیمیایی اطلاعات موثقی کسب شدهاند. همچنین مرکز اطلاعرسانی و انتشارات نیروهای مدافع خلق اعلام کرده است که دولت ترک در طول ۶ ماه ١٣٢ بار از سلاح شیمیایی علیه نیروهای گریلا و نیروهای غیر نظامی استفاده کرده است.
این سلاحها به ویژه در روستاهای منطقه هیروری بکار گرفته شدهاند. این اطلاعات از سوی گروه صلح مسیحی تایید شدهاند. تمام این مدارک دال بر استفاده از سلاحهای شیمیایی در این مناطق هستند. همچنین کنفدرالیسم جوامع کوردستان طی بیانیهای اعلام کرده است که از هر گروه تحقیقی در این باره حمایت میکند. کنفدرالیسم جوامع کوردستان هم اعلام کرده است که در این باره مدارکی در دست دارد. میتوان تمام این مدارک را به نهادها و سازمانهای بینالمللی ذیصلاح ارائه کرد.
با فعالیت و راهپیمایی میتوان سکوت جامعه جهانی را شکست
زینب مراد در خاتمه گفتگوی خود با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که آنها با فعالیتها و اجتماعات خود میتوانند سکوت جامعه جهانی را در این رابطه بشکنند. کورد در جامعه اروپا و دوستان خلق کورد مدت زیادی است که در این رابطه مشغول فعالیت هستند. خواهان واکنش جامعه جهانی در این باره هستند. این مسئله نشان میدهد که ما میتوانیم به فاشیسم خاتمه بدهیم. آنهم از طریق ادامه فعالیتها و اعتراضات ما امکانپذیر میشود. لازم است ما با مبارزه خود سکوت مجامع جهانی را بشکنیم. از تمام میهندوستان و جوانان، زنان میخواهیم که با فعالیتهای خود افکار عمومی را نسبت به این مسئله مطلع کنند. همزمان درخواست میکنیم تا دولت عراق و حکومت اقلیم کوردستان به طور جدی به این مسئله نزدیک شده و اجازه ندهند که دولت ترکیه، بیش از پیش حقوق خلقمان را نقض کند و خاک کوردستان را اشغال کرده و تاراج کند. لازم است این رویکرد با مبارزه ما رسوا شود. همه در این باره با موضع گرفته و وظیفه میهندوستی خود را انجام دهند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
حزب عدالت و توسعه تشنج آفرین است
روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند
🆔 @GozarDemocratic
روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
حزب عدالت و توسعه تشنج آفرین است روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند 🆔 @GozarDemocratic
حزب عدالت و توسعه تشنج آفرین است
روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند
◼️ نیروهای هژمون سیاستهای تشنج آفرینانه در جهان را دنبال میکنند تا بتوانند حاکمیت خود را تحمیل کنند. همراه با ذهنیت ترکی حزب عدالت و توسعه و اسلاف این حزب، خاورمیانه به مرکز مناقشات و تنشهای بین عناصر و مولفههای ان تبدیل شد. این منطقه که لازم بود حداقل در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با اتحادیه اروپا در رقابت قرار میگرفت، به کانون جنگها تبدیل شد.
ترکیه برای از میان برداشتن ثبات در کشورهای همسایه، هیچ فرصتی را از دست نداد. هر اندازه که دولتی نهادهای خود را سازماندهی کند و کارتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را بکار بگیرد، رئیس آ.ک.پ، رجب اردوغان هم دست به تعدی و تجاوز میزند و تنشها را افزایش داده و از طریق گسترش خشونت و ترور تلاش میکند تا ثبات را در منطقه بر هم زده و خود کنترل امور را بدست گیرد. مداخلات دولت ترک در لیبی، سوریه، عراق و آرتساخ، سومالی و اوکراین نمونههایی از مداخلات گسترش یافته در این مورد منطقه به شمار میروند.
ذهنیت آ.ک.پ از گذشته آن جدا نیست، زیرا هدف تمام دولتهای ملی اعم از لائیک یا غیر آن، استثمار و بهرهبرداری و به بردگی کشاندن خلقهاست. شعارهای ملیگرایانه یا دینی تنها گفته و خطاب سیاسی به شمار نمیروند، بلکه هدف این ست که نفرت، تبعیض و اختلافات ملی را گسترش دهند. سلاح رژیمهای اتوریتر و دیکتاتور ایجاد فتنهانگیزی قومی، ملی و دینی بین شهروندان یک ملت است. دولت ترک و اردوغان و دولتهای پیش از او هم از همان راه و شیوه تلاش میکنند تا دشمنی را بین عناصر و مولفههای منطقهای افزایش دهند.
ملت-دولت ترک در درجه نخست بر نابودی خلقها تاکید کرده و در صورتیکه قادر به این مسئله نشود، دست به اسیمیله کردن آنها میزند. دولت ترک نیروی خود را از تفاوتهای مرزی نمیگیرد، بلکه از طریق اختلافات موجودیت خود را تضمین کرده و تلاش میکند تا خلقهای منطقه را تضعیف کرده و آنها را در مقابل هم دیگر قرار دهد.
بر اساس نظرات رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان، آ.ک.پ توسط آمریکا، بریتانیا و اسرائیل ایجاد شده است تا در راستای همگرایی و خدمت به هژمونی آنها خصوصا در منطقه خاورمیانه گام بردارد. کودتاهای نظامی در ترکیه، یکی از ابزارهای هر یک از سه دولت مذکور بودهاند تا جنبشهای انقلابی در ترکیه را نابود کنند. این اقدام را هم از طریق تغییر شکل در سطح رهبری سازمانها انجام میدهند.
فتنه کورد-ترک
پیشینیان اردوغان در ترکیه تلاش کردند تا سیاستهای نابودی و کوچ اجباری علیه کورد را در کوردستان در پیش بگیرند، تا آرمان کوردی را از میان بردارند و از طرف دیگر نابودی اتنیکی کورد را تحقق ببخشند، از طرف دیگر، بین کورد و ترک فتنهانگیزی کنند، زیرا تنشسازی تنها سلاح تداوم دولت فاشیست ترک بوده است. به همین دلیل میتوان گفت که طرحهای دولت ترک همگی طرحهایی برای آسیمیلاسیون، نابودی و ایجاد تنش و فتنه انگیزی بودهاند، با این وجود این تلاشها در روژاوای کوردستان با شکست مواجه شده و با ایجاد پروژه خودمدیریتی شمال-شرق سوریه، این طرحها ضربهای سنگین دریافت کردهاند. زیرا برادری خلقها در میان عناصر و مولفههای سوریه برقرار شده و طرحهای اردوغان در خصوص فتنهانگیزی بین کورد و ترک را متوقف کرد.
فتنه کورد-عرب
هر سه دولت یاد شده در اشغال شهرهای جرابلس، باب، عزاز، عفرین و سریکانی و گریسپی دست داشتند، با اشغال این شهرها، تلاش کردند تا پروژه پیشتاز خاورمیانه را متوقف کرده و پیوند مناطقی را که در این پروژه قرار میگرفتند از یکدیگر قطع کنند. اما با این حملات اشغالگرانه هم این پروژه متوقف نشد، اما دولت ترک به شیوه دیگری وارد عمل شده و این باره از طریق قتل روسای عشایر عرب جنگ ویژه خود را ادامه داد تا این بار عشایر عرب را علیه خودمدیریتی دمکراتیک بشورانند، اما این تلاشها هم با شکست مواجه شدند، زیرا برادری کورد و عرب در سایه پروژه ملت دمکراتیک به واقعیتی ملموس تبدیل شده بود.
علت شکست دولت ترک در مقابل سیستم برادری خلقها به خودمدیریتی میان عناصر و مولفههای شمال-شرق سوریه بازمیگردد که آن را به صورت برابریطلبانه و بدون تبعیض گسترش داده است، به همین دلیل است که دولت ترک همیشه درصدد است با تهدید منطقه را به سوی جنگ بکشاند. پراکنده کردن شایعات در این رابطه، هدف قرار دادن خانوادههای میهندوستی مانند خانواده گُلو در این رابطه بوده است. اما با این وجود هم اعتماد خلق روژآوا به نیروی نظامی خود باعث شکست دولت اشغالگر ترک در حمله به روژآوا بوده است. رژیم ترک همیشه تلاشهای خود را برای فتنهانگیزی در میان خلقها گسترش داده است.
روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند
◼️ نیروهای هژمون سیاستهای تشنج آفرینانه در جهان را دنبال میکنند تا بتوانند حاکمیت خود را تحمیل کنند. همراه با ذهنیت ترکی حزب عدالت و توسعه و اسلاف این حزب، خاورمیانه به مرکز مناقشات و تنشهای بین عناصر و مولفههای ان تبدیل شد. این منطقه که لازم بود حداقل در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی با اتحادیه اروپا در رقابت قرار میگرفت، به کانون جنگها تبدیل شد.
ترکیه برای از میان برداشتن ثبات در کشورهای همسایه، هیچ فرصتی را از دست نداد. هر اندازه که دولتی نهادهای خود را سازماندهی کند و کارتهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را بکار بگیرد، رئیس آ.ک.پ، رجب اردوغان هم دست به تعدی و تجاوز میزند و تنشها را افزایش داده و از طریق گسترش خشونت و ترور تلاش میکند تا ثبات را در منطقه بر هم زده و خود کنترل امور را بدست گیرد. مداخلات دولت ترک در لیبی، سوریه، عراق و آرتساخ، سومالی و اوکراین نمونههایی از مداخلات گسترش یافته در این مورد منطقه به شمار میروند.
ذهنیت آ.ک.پ از گذشته آن جدا نیست، زیرا هدف تمام دولتهای ملی اعم از لائیک یا غیر آن، استثمار و بهرهبرداری و به بردگی کشاندن خلقهاست. شعارهای ملیگرایانه یا دینی تنها گفته و خطاب سیاسی به شمار نمیروند، بلکه هدف این ست که نفرت، تبعیض و اختلافات ملی را گسترش دهند. سلاح رژیمهای اتوریتر و دیکتاتور ایجاد فتنهانگیزی قومی، ملی و دینی بین شهروندان یک ملت است. دولت ترک و اردوغان و دولتهای پیش از او هم از همان راه و شیوه تلاش میکنند تا دشمنی را بین عناصر و مولفههای منطقهای افزایش دهند.
ملت-دولت ترک در درجه نخست بر نابودی خلقها تاکید کرده و در صورتیکه قادر به این مسئله نشود، دست به اسیمیله کردن آنها میزند. دولت ترک نیروی خود را از تفاوتهای مرزی نمیگیرد، بلکه از طریق اختلافات موجودیت خود را تضمین کرده و تلاش میکند تا خلقهای منطقه را تضعیف کرده و آنها را در مقابل هم دیگر قرار دهد.
بر اساس نظرات رهبر خلق کورد، عبدالله اوجالان، آ.ک.پ توسط آمریکا، بریتانیا و اسرائیل ایجاد شده است تا در راستای همگرایی و خدمت به هژمونی آنها خصوصا در منطقه خاورمیانه گام بردارد. کودتاهای نظامی در ترکیه، یکی از ابزارهای هر یک از سه دولت مذکور بودهاند تا جنبشهای انقلابی در ترکیه را نابود کنند. این اقدام را هم از طریق تغییر شکل در سطح رهبری سازمانها انجام میدهند.
فتنه کورد-ترک
پیشینیان اردوغان در ترکیه تلاش کردند تا سیاستهای نابودی و کوچ اجباری علیه کورد را در کوردستان در پیش بگیرند، تا آرمان کوردی را از میان بردارند و از طرف دیگر نابودی اتنیکی کورد را تحقق ببخشند، از طرف دیگر، بین کورد و ترک فتنهانگیزی کنند، زیرا تنشسازی تنها سلاح تداوم دولت فاشیست ترک بوده است. به همین دلیل میتوان گفت که طرحهای دولت ترک همگی طرحهایی برای آسیمیلاسیون، نابودی و ایجاد تنش و فتنه انگیزی بودهاند، با این وجود این تلاشها در روژاوای کوردستان با شکست مواجه شده و با ایجاد پروژه خودمدیریتی شمال-شرق سوریه، این طرحها ضربهای سنگین دریافت کردهاند. زیرا برادری خلقها در میان عناصر و مولفههای سوریه برقرار شده و طرحهای اردوغان در خصوص فتنهانگیزی بین کورد و ترک را متوقف کرد.
فتنه کورد-عرب
هر سه دولت یاد شده در اشغال شهرهای جرابلس، باب، عزاز، عفرین و سریکانی و گریسپی دست داشتند، با اشغال این شهرها، تلاش کردند تا پروژه پیشتاز خاورمیانه را متوقف کرده و پیوند مناطقی را که در این پروژه قرار میگرفتند از یکدیگر قطع کنند. اما با این حملات اشغالگرانه هم این پروژه متوقف نشد، اما دولت ترک به شیوه دیگری وارد عمل شده و این باره از طریق قتل روسای عشایر عرب جنگ ویژه خود را ادامه داد تا این بار عشایر عرب را علیه خودمدیریتی دمکراتیک بشورانند، اما این تلاشها هم با شکست مواجه شدند، زیرا برادری کورد و عرب در سایه پروژه ملت دمکراتیک به واقعیتی ملموس تبدیل شده بود.
علت شکست دولت ترک در مقابل سیستم برادری خلقها به خودمدیریتی میان عناصر و مولفههای شمال-شرق سوریه بازمیگردد که آن را به صورت برابریطلبانه و بدون تبعیض گسترش داده است، به همین دلیل است که دولت ترک همیشه درصدد است با تهدید منطقه را به سوی جنگ بکشاند. پراکنده کردن شایعات در این رابطه، هدف قرار دادن خانوادههای میهندوستی مانند خانواده گُلو در این رابطه بوده است. اما با این وجود هم اعتماد خلق روژآوا به نیروی نظامی خود باعث شکست دولت اشغالگر ترک در حمله به روژآوا بوده است. رژیم ترک همیشه تلاشهای خود را برای فتنهانگیزی در میان خلقها گسترش داده است.
گذار دموکراتیک
حزب عدالت و توسعه تشنج آفرین است روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند 🆔 @GozarDemocratic
اردوغان هم اکنون کورد را هدف حملات و تهدیدهای خود قرار میدهد و در سوریه این اقدام را از طریق عربها انجام میدهد. همچنین عربهای سوریه را در مقابل ارمنیان در قره باغ و در لیبی مورد بهرهبرداری قرار میدهد. هم اکنون اعراب سوری را در مقابل اعراب لیبی قرار داده است.
وضعیت کنونی در عرصه سیاسی نشان میدهد که حداقل در طول یک دهه گذشته، اردوغان دو مسیر را در پیش گرفته است: در خارج از ترکیه به مقتضای وضعیت هر کشور شعار اسلام و امت اسلامی را سر داده است و در داخل ترکیه با تکیه بر ترک بودن، تلاش کرده است فضای سیاسی این کشور را به سوی یکپارچگی ببرد. باید در مقابل این رویکرد اردوغان در کل منطقه هوشیار بود. روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic
وضعیت کنونی در عرصه سیاسی نشان میدهد که حداقل در طول یک دهه گذشته، اردوغان دو مسیر را در پیش گرفته است: در خارج از ترکیه به مقتضای وضعیت هر کشور شعار اسلام و امت اسلامی را سر داده است و در داخل ترکیه با تکیه بر ترک بودن، تلاش کرده است فضای سیاسی این کشور را به سوی یکپارچگی ببرد. باید در مقابل این رویکرد اردوغان در کل منطقه هوشیار بود. روژهلات کوردستان، باشور کوردستان مناطقی هستند که از پتانسیل بسیار بالایی برای فتنه انگیزیهای اردوغان برخوردار میباشند.◻️
ANF
🆔 @GozarDemocratic