عایشه افندی: بجز خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نمیکنیم
عایشه افندی خاطرنشان کرد که علیه تهدیدها و حملات، بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نمیکنند و افزود:"برای محافظت از دستاوردها، برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را تقویت کنیم."
عایشه أفندی، ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات حملات اخیر رژیم ترک را در گفتگو با خبرگزاری فرات مورد ارزیابی قرار داد و گفت:"همچنانکه دیدیم در روزهای گذشته رژیم ترک این منطقه را آماج حملات هوایی قرار داد و در نتیجه آن شماری از غیرنظامیان به شهادت رسیدند. با این حملات به جنگ روانی علیه خلقمان دامن میزنند و از سوی دیگر یکی از طرفین به دلیل وعدههایی که به مزدوران و رژیمهای همدست خود داده است میخواهد از کوبانی انتقام بگیرد."
'هر قتلعام، خشم خلق را افزایش میدهد'
عاشیه افندی با اشاره به وضعیت بحرانی اقتصاد ترکیه گفت:"به دلیل اینکه شاهد بحران داخلی اقتصادی ترکیه هستیم، بسیاری از دولتها هم خواستار عدم مشارکت اردوغان در انتخابات آتی شدهاند. او با سرنوشت صدام حسین روبرو شده است، همچنانکه صدام با اعمال ضدبشری خود و حمله به کوردها، او نیز با همان شیوه کوردها را آماج حمله قرار داده است. هر قتلعامی که از سوی رژیم ترک انجام میشود بر خشم و کینه خلقها علیه این رژیم میافزاید."
'ما از مرگ زندگی آفریدیم'
عایشه افندی ضمن ابراز همدردی با خانواده گُلو گفت:"خانواده گُلو دهها شهید را به انقلاب بخشیدهاند و باز بر موضع خود پافشاری کرده و میگویند که ما پشیمان نیستیم. به همین دلیل از خانواده انتقام گرفتند. زیرا ما از مرگ زندگی آفریدیم، تنها خلقمان از ما حمایت کردند. انقلاب زن به جهانیان شناخته شد، اما باید بر این موضع پافشاری بیشتری کنیم."
'خلقمان لازم است که برای هر رویدادی آماده باشد'
عایشه افندی از خلق کورد در خارج از میهن دعوت به عمل آورده و گفت:"لازم است آنها در مقابل سازمانهای مربوطه اروپایی آکسیونهای خود را افزایش دهند" و افزود:"خلقمان به آزادی دست یافته است، به همین دلیل خلقمان باید برای هر رخدادی آماده باشد. به همین دلیل در چنین شرایطی لازم است که مبارزان در سنگرهای مقدم جای گیرند، در سنگر دوم باید خلق تکیهگاه فرزندان خود باشند. خلقمان با نسلکشیهای بزرگی روبرو شده است و در این رابطه دارای تجربه است؛ آشکار است که تاریخی به نگارش درآمده است."
'قول میدهند عمل نمیکنند'
عایشه افندی ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات گفت که آمریکا و روسیه در حملات به مناطق شمالو شرق سوریه اطلاع دارند و افزود:"به همین دلیل شاهد حملاتی هستیم که در لوای پرچم ترکیه صورت میگیرند. رژیم ترک هر روز حملهور میشود؛ برای متوقف کردن این حملات، خانواده شهیدان بارها به پایگاههای روسها در مرز مراجعه کردهاند، اما روسها همیشه وعده میدهند که از خلق محافظت کنند. اما تاکنون هیچ دفاعی را از سوی آنان شاهد نبودهایم."
'بجز نیروی خود به هیچ نیروهای دیگری اعتماد نداریم'
عایشه افندی در پایان سخنان خود خلق را خطاب قرار داده و گفت:"بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نکنند، زیرا صد سال است هیچ نیرویی از خلق کورد حمایت نکرده است. خلقمان از مرگ زندگی خود را آفریده است. از اینرو به خلق کورد حملهور میشوند. همه نیک بدانند که خلقمان با این حملات از میان نخواهد رفت. امروز خلقمان دیگر همان خلق گذشته نیست، بلکه خلقی آموزش دیده است و با فلسفه رهبر آپو آشنا شده، هزاران شهید در این راه تقدیم کرده است. خلقمان برای محافظت از دستاوردهای خود و برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را مستحکم کنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
عایشه افندی خاطرنشان کرد که علیه تهدیدها و حملات، بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نمیکنند و افزود:"برای محافظت از دستاوردها، برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را تقویت کنیم."
عایشه أفندی، ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات حملات اخیر رژیم ترک را در گفتگو با خبرگزاری فرات مورد ارزیابی قرار داد و گفت:"همچنانکه دیدیم در روزهای گذشته رژیم ترک این منطقه را آماج حملات هوایی قرار داد و در نتیجه آن شماری از غیرنظامیان به شهادت رسیدند. با این حملات به جنگ روانی علیه خلقمان دامن میزنند و از سوی دیگر یکی از طرفین به دلیل وعدههایی که به مزدوران و رژیمهای همدست خود داده است میخواهد از کوبانی انتقام بگیرد."
'هر قتلعام، خشم خلق را افزایش میدهد'
عاشیه افندی با اشاره به وضعیت بحرانی اقتصاد ترکیه گفت:"به دلیل اینکه شاهد بحران داخلی اقتصادی ترکیه هستیم، بسیاری از دولتها هم خواستار عدم مشارکت اردوغان در انتخابات آتی شدهاند. او با سرنوشت صدام حسین روبرو شده است، همچنانکه صدام با اعمال ضدبشری خود و حمله به کوردها، او نیز با همان شیوه کوردها را آماج حمله قرار داده است. هر قتلعامی که از سوی رژیم ترک انجام میشود بر خشم و کینه خلقها علیه این رژیم میافزاید."
'ما از مرگ زندگی آفریدیم'
عایشه افندی ضمن ابراز همدردی با خانواده گُلو گفت:"خانواده گُلو دهها شهید را به انقلاب بخشیدهاند و باز بر موضع خود پافشاری کرده و میگویند که ما پشیمان نیستیم. به همین دلیل از خانواده انتقام گرفتند. زیرا ما از مرگ زندگی آفریدیم، تنها خلقمان از ما حمایت کردند. انقلاب زن به جهانیان شناخته شد، اما باید بر این موضع پافشاری بیشتری کنیم."
'خلقمان لازم است که برای هر رویدادی آماده باشد'
عایشه افندی از خلق کورد در خارج از میهن دعوت به عمل آورده و گفت:"لازم است آنها در مقابل سازمانهای مربوطه اروپایی آکسیونهای خود را افزایش دهند" و افزود:"خلقمان به آزادی دست یافته است، به همین دلیل خلقمان باید برای هر رخدادی آماده باشد. به همین دلیل در چنین شرایطی لازم است که مبارزان در سنگرهای مقدم جای گیرند، در سنگر دوم باید خلق تکیهگاه فرزندان خود باشند. خلقمان با نسلکشیهای بزرگی روبرو شده است و در این رابطه دارای تجربه است؛ آشکار است که تاریخی به نگارش درآمده است."
'قول میدهند عمل نمیکنند'
عایشه افندی ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات گفت که آمریکا و روسیه در حملات به مناطق شمالو شرق سوریه اطلاع دارند و افزود:"به همین دلیل شاهد حملاتی هستیم که در لوای پرچم ترکیه صورت میگیرند. رژیم ترک هر روز حملهور میشود؛ برای متوقف کردن این حملات، خانواده شهیدان بارها به پایگاههای روسها در مرز مراجعه کردهاند، اما روسها همیشه وعده میدهند که از خلق محافظت کنند. اما تاکنون هیچ دفاعی را از سوی آنان شاهد نبودهایم."
'بجز نیروی خود به هیچ نیروهای دیگری اعتماد نداریم'
عایشه افندی در پایان سخنان خود خلق را خطاب قرار داده و گفت:"بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نکنند، زیرا صد سال است هیچ نیرویی از خلق کورد حمایت نکرده است. خلقمان از مرگ زندگی خود را آفریده است. از اینرو به خلق کورد حملهور میشوند. همه نیک بدانند که خلقمان با این حملات از میان نخواهد رفت. امروز خلقمان دیگر همان خلق گذشته نیست، بلکه خلقی آموزش دیده است و با فلسفه رهبر آپو آشنا شده، هزاران شهید در این راه تقدیم کرده است. خلقمان برای محافظت از دستاوردهای خود و برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را مستحکم کنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
هلین امید: دولت فاشیست ترکیه در آستانه فروپاشی قرار دارد
هلین امید خواستار حضور فعال مردم کوردستان در کارزار "وقت آزادیست" شده و میگوید دولت فاشیست ترکیه در آستانه فروپاشی قرار دارد.
هلین اُمید، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کوردستان در آستانه سالگرد تأسیس حزب در مصاحبه با خبرگزاری فرات، با اشاره به دستاوردهای جنبش اعلام کرد؛ "پ.ک.ک اکنون علاوه بر کوردها مایه امید بشریت است".
هلین امید ضمن تبریک چهل و چهارمین سالگرد تأسیس پ.ک.ک به زنان آزاد، خلق کورد و دوستان کوردها یادآوری میکند پ.ک.ک از زمان بنیانگذاری تاکنون موجب سربلندی بوده و علاوه بر کوردها اکنون به امیدی برای بشریت بدل شده است.
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک در واکنش به منزویسازی مطلق رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و جلوگیری از هرگونه تماس در زندان امرالی ترکیه میگوید: "میخواهند از طریق منزویسازی، جلوی رسیدن صدای رهبر آپو به خلقهای تحت ستم را بگیرند. در عین حال رهبر آپو به مسئله زن اهمیت میدهد و آزادی جامعه را در گروی آزادی زنان میداند. در طول هفت سالی که منزویسازی در امرالی انجام شده است حملات متعددی علیه زنان صورت گرفتهاند."
در رابطه با حکمرانی دو حزب آ.ک.پ-م.ه.پ که اقدام به تشدید جنگ کردهاند نیز هلین امید ضمن تأکید بر آنکه مبارزەی آنها رژیم فاشیست ترکیه را در آستانه فروپاشی قرار داده، میافزاید: "نباید فراموش کرد که این حالت به خودی خود پیش نیامده و مبارزەی جنبش آزادیخواهی کوردستان بود که این فروپاشی را رقم زد. برای همین است که حکومت ترکیه با استفاده از فنآوری روز و تمام قوای خود به گریلاهای آزادیخواه حمله میکند. با اینحال نخواهند توانست در هیچ صورتی حرکت آزادی را متوقف کنند. حکومت ترکیه علیرغم برخورداری از حمایت ۲۳ سالەی نیروهای توطئهگر بینالمللی، در برابر جنبش آزادیخواه ما دچار درماندگی شده و خلق کورد زیر انواع حملات تاکنون بدون رهبری و نیروی پیشروی سازمانی نمانده و آرمانش را همچنان دنبال میکند. خلق کورد در اثر هجومهای وحشیانه از مبارزەی خود دست نخواهد کشید."
هلین امید با غیرمشروع نامیدن دولت ائتلافی آ.ک.پ-م.ه.پ که سعی دارند با توسل به دسیسهچینی و کودتاگری به حکمرانی خود ادامه دهند، میگوید: "ترکیه با وضعیتی بحرانی در حوزەهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبرو مانده که سرانجام سالها جنگافروزی حکومت آن است."
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک از عموم جامعه کوردستان خواسته در چهلوچهارمین سال مبارزه پ.ک.ک به مسئولیتهای خود عمل کنند و مشارکتی فعال در کارزار "وقت آزادیست" داشته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هلین امید خواستار حضور فعال مردم کوردستان در کارزار "وقت آزادیست" شده و میگوید دولت فاشیست ترکیه در آستانه فروپاشی قرار دارد.
هلین اُمید، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کوردستان در آستانه سالگرد تأسیس حزب در مصاحبه با خبرگزاری فرات، با اشاره به دستاوردهای جنبش اعلام کرد؛ "پ.ک.ک اکنون علاوه بر کوردها مایه امید بشریت است".
هلین امید ضمن تبریک چهل و چهارمین سالگرد تأسیس پ.ک.ک به زنان آزاد، خلق کورد و دوستان کوردها یادآوری میکند پ.ک.ک از زمان بنیانگذاری تاکنون موجب سربلندی بوده و علاوه بر کوردها اکنون به امیدی برای بشریت بدل شده است.
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک در واکنش به منزویسازی مطلق رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و جلوگیری از هرگونه تماس در زندان امرالی ترکیه میگوید: "میخواهند از طریق منزویسازی، جلوی رسیدن صدای رهبر آپو به خلقهای تحت ستم را بگیرند. در عین حال رهبر آپو به مسئله زن اهمیت میدهد و آزادی جامعه را در گروی آزادی زنان میداند. در طول هفت سالی که منزویسازی در امرالی انجام شده است حملات متعددی علیه زنان صورت گرفتهاند."
در رابطه با حکمرانی دو حزب آ.ک.پ-م.ه.پ که اقدام به تشدید جنگ کردهاند نیز هلین امید ضمن تأکید بر آنکه مبارزەی آنها رژیم فاشیست ترکیه را در آستانه فروپاشی قرار داده، میافزاید: "نباید فراموش کرد که این حالت به خودی خود پیش نیامده و مبارزەی جنبش آزادیخواهی کوردستان بود که این فروپاشی را رقم زد. برای همین است که حکومت ترکیه با استفاده از فنآوری روز و تمام قوای خود به گریلاهای آزادیخواه حمله میکند. با اینحال نخواهند توانست در هیچ صورتی حرکت آزادی را متوقف کنند. حکومت ترکیه علیرغم برخورداری از حمایت ۲۳ سالەی نیروهای توطئهگر بینالمللی، در برابر جنبش آزادیخواه ما دچار درماندگی شده و خلق کورد زیر انواع حملات تاکنون بدون رهبری و نیروی پیشروی سازمانی نمانده و آرمانش را همچنان دنبال میکند. خلق کورد در اثر هجومهای وحشیانه از مبارزەی خود دست نخواهد کشید."
هلین امید با غیرمشروع نامیدن دولت ائتلافی آ.ک.پ-م.ه.پ که سعی دارند با توسل به دسیسهچینی و کودتاگری به حکمرانی خود ادامه دهند، میگوید: "ترکیه با وضعیتی بحرانی در حوزەهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبرو مانده که سرانجام سالها جنگافروزی حکومت آن است."
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک از عموم جامعه کوردستان خواسته در چهلوچهارمین سال مبارزه پ.ک.ک به مسئولیتهای خود عمل کنند و مشارکتی فعال در کارزار "وقت آزادیست" داشته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
اتاق پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان در کلاب هاوس رومی بە مناسبت روز جهانی مبارزە در برابر خشونت علیە زنان با حضور فعالین در حوزە حقوق زنان برگزار میکند.
این روم روز 21 نوامبر ساعت 20:00 بە وقت اروپای مرکزی برگزار خواهد شد.
https://www.clubhouse.com/join/womens-platform/gcNiqRpV/m7KJBEnB
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 #kjar_2014
این روم روز 21 نوامبر ساعت 20:00 بە وقت اروپای مرکزی برگزار خواهد شد.
https://www.clubhouse.com/join/womens-platform/gcNiqRpV/m7KJBEnB
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 #kjar_2014
دەوڵەتی ئێران هەر کات لاوازتر دەبێت، هێرش دەکاتە سەر ڕۆژهەڵاتی کوردستان
✍ ڕزگار ڕەوشەنی
دوو ساڵ بەسەر سەرهەڵدانی مانگی خەزەڵوەر تێپەڕ دەبێت. لەم سەرهەڵدانە کە بە شێوەیەکی جەماوەریی و گشتگیر زۆربەر شارەکانی ئێرانی گرتەوە، زۆرینەی چین و توێژەکان و گەلانی ئێران تێدا بەشداریان کرد و بە گشتی داخوازی ئەو خۆپیشاندەرانە خۆی لەیەک خاڵدا دەبینیەوە کە ئەوەیش بریتی بوو لە ڕۆخانی کۆماری ئیسلامی ئێران و بەدیهێنانی یەکسانی کۆمەڵایەتی و دێمۆکراسی بوو بۆ گەلانی ناو ئێران، بەڵام زۆری نەخایاند و ئەم سەرهەڵدانە لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی ڕژیمەوە بە شێوەیەکی دڕندانە سەرکوت کرا و لە ئاکامدا بە پێی ئامارەکان، دوو هەزار کەس گیانیان بەخت کرد، سەدان کەس قۆڵبەست و ڕەوانەی زیندانەکان کران و کۆمەڵێک کەسیش هەتا ئێستا چارەنووسیان نادیارە! لە دووەمین ساڵیادی ئەم سەرهەڵدانە کە کاتی خۆی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بەشداری تێدا کرد، لە ئێستادا لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان شەپۆلێکی نوێی ڕەشبگیری سیستماتیک دژ بە چالاکوانان لە شارەکانی کرماشان، مەریوان، بانە و سەقز دەستی پێ کردووە، کە لە ئاکام دا زیاتر لە چل چالاکوانی مەدەنی و ژینگەپارێز لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی کۆماری ئیسلامی ئێرانەوە دەستبەسەر کراون و چارەنووسیان نادیارە و ڕەوشێکی مەترسیدار دژ بە چالاکانی ڕۆژهەڵات لە ئارادایە!
کۆماری ئیسلامی ئێران بە شێوەیەکی سیستەماتیک ناوە ناوە بە بەشداری چەندین لایەنی زانیاری و ئیتلاعاتی خۆی، وەکوو ئیدارەی پاراستی ئیتلاعات و ئیتلاعاتی سوپای پاسداران، ئۆپراسیۆنی ئەمنیەتی لە چەندین شار دژ بە چالاکانی مەدەنی و ژینگە پارێزی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەست پێ دەکات و بە کۆمەڵ و بەبێ بەڵگە دەستبەسەریان دەکات. سیاسەتی کۆماری ئیسلامی ئێران بە نیسبەت کۆمەلگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانەوە زیاتر لە چڵ ساڵە سیاسەتێکی ئەمنییەتە و بە درێژایی تەمەنی ڕژیم، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانی وەکوو هەڕەشە بۆ سەر هەبوونی خۆی و بەردەوامی دان بە دەسەڵاتی سیاسی خۆی پێناسە کردووە. هەربۆیە، کاتێک ڕژیم لە قەوارەی گشتی خۆیدا هەست بە لاوازی دەکات یان ناڕەزایەتیەکان لە ناوخۆەوە دژ بە دەسەڵات زیاد دەبێت، یەکەم شوێنێک کە بۆ دروستکردنی ترس و دڵەڕاوکێ هەلدەکۆتتە سەری، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانە و هەوڵ دەدات بە زیادکردنی سیاسەتی سەرکۆت لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان سەقامگیری بۆ دەسەڵاتی خۆی بە گشتی بگەڕێنێتەوە. سەرەڕای مێژووی بوونی ئەم ڕوانگەیە، بە هاتنە سەرکاری ئیبراهیمی رەئیسی و دەوڵەتی بناژۆخواز لە ئێران، ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر میلیتاریزە کراوە و هەڕەشەکان لە لایەن دەسەڵاتدارانی سیاسی و نیزامی ڕژیمەوە ڕووبەڕووی کۆمەڵگا و ئەحزابی سیاسی ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر بووەتەوە. بێ گۆمان مێژوو نیشانی داوە هەرکات کۆماری ئیسلامی ئێران لە لاوازی دایە، بۆ شاردنەوەی لاوازییەکانی خۆی، سیاسەتی سەرکوت دەگرێتەوە بەر. هەر بۆیە لە ئێستایشدا ڕژیم لە بواری سیاسەتی ناوخۆیی و دەرەکیدا لە قەیرانێکی یەکجار قۆڵدایە، لە بواری ئابووری ناتوانێت داخوازی ڕۆژانەی کۆمەڵگای ئێران دابین بکات، لە بواری کۆمەڵایەتییەوە، کۆمەڵگا لە لێواری هەلوەشاندایە و لە بواری یاسایی و سیستەمیشدا گەندەلی هەموو دەوڵەتی تەنیوە. هاوکات لە سیاسیەتی دەرەکی دا زەختی زۆری لە لایەن ئەورووپا لەسەر کە دانوستانەکان ژنف دەست پێ بکاتەوە و ئامریکاش هەوڵ دەدات هێژمۆنی ئێران لە سوریە، ئێراق و لوبنان کەم بکاتەوە و پرۆژەی هیلالی شیعە ئاستەنگ بکات.
لەم بارودوخەدا، تا دەچێت ناڕەزایەتی دژ بە کۆماری ئیسلامی ئێران لە لایەن گەلانەوە پەرە دەستێنێت، سەرەڕای زەخت و گۆشاری زیاتر بۆسەر کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستان، چالاکانی ڕۆژهەڵاتی ڕەولی بەرچاویان هەیە لە بەدەمەو چوون و چارەسەری کێشەو گرفتە کۆمەڵایەتییەکان کۆمەلگا و هەوڵ دەدەین کەڵک لە هێز خۆیان وەربگرن و ببنە وەڵامدەری پرسە کۆمەڵایەتییەکان، بەڵام ئەمە کردەوەیە لە لایەن ڕژیمەوە وەک دەستێوەردان بۆ دەسەڵاتی خۆی شرۆڤە دەکرێت بۆیە ئەم چالاکوانانە دەکەونە بەر هێرشی دڕندانەی ڕژیم
ئەوەی کە لە ئێستادا گرینگە هەست بە مەترسیەکانی لە ئارادابوونی ڕەشبگیری سیستماتیک کە کۆماری ئیسلامی ئێران دژ بەم چالاکە دەستی پێ کردووە بکرێت، ڕژیم دەیهەوێت بە مژاری لاوەکی ڕاگەیاندنەکان، سرنجی ڕای گشتی بەنیسبەت ئەو ڕەشبگیریانەوە بە لارێدا ببات. هەر بوویە لە ئێستادا وەک پێویست ئەم ڕەشبگیریانە لە لایەن ڕای گشتی کۆمەڵگای کوردستانەوە سرنجی نادرێت و شەرمەزار ناکرێت و لە ناو ڕۆژەڤە سیاسیەکانی تری کوردستان کەوتووە پەراوێزەوە. لە بەشێک کەم لە ڕاگەیاندنی کوردی نەبێت، ڕاگەیاندنەکان تر وەک پێویست بەدواداچوونی بۆ ناکەن و سرنجی نادەن.
✍ ڕزگار ڕەوشەنی
دوو ساڵ بەسەر سەرهەڵدانی مانگی خەزەڵوەر تێپەڕ دەبێت. لەم سەرهەڵدانە کە بە شێوەیەکی جەماوەریی و گشتگیر زۆربەر شارەکانی ئێرانی گرتەوە، زۆرینەی چین و توێژەکان و گەلانی ئێران تێدا بەشداریان کرد و بە گشتی داخوازی ئەو خۆپیشاندەرانە خۆی لەیەک خاڵدا دەبینیەوە کە ئەوەیش بریتی بوو لە ڕۆخانی کۆماری ئیسلامی ئێران و بەدیهێنانی یەکسانی کۆمەڵایەتی و دێمۆکراسی بوو بۆ گەلانی ناو ئێران، بەڵام زۆری نەخایاند و ئەم سەرهەڵدانە لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی ڕژیمەوە بە شێوەیەکی دڕندانە سەرکوت کرا و لە ئاکامدا بە پێی ئامارەکان، دوو هەزار کەس گیانیان بەخت کرد، سەدان کەس قۆڵبەست و ڕەوانەی زیندانەکان کران و کۆمەڵێک کەسیش هەتا ئێستا چارەنووسیان نادیارە! لە دووەمین ساڵیادی ئەم سەرهەڵدانە کە کاتی خۆی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بەشداری تێدا کرد، لە ئێستادا لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان شەپۆلێکی نوێی ڕەشبگیری سیستماتیک دژ بە چالاکوانان لە شارەکانی کرماشان، مەریوان، بانە و سەقز دەستی پێ کردووە، کە لە ئاکام دا زیاتر لە چل چالاکوانی مەدەنی و ژینگەپارێز لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی کۆماری ئیسلامی ئێرانەوە دەستبەسەر کراون و چارەنووسیان نادیارە و ڕەوشێکی مەترسیدار دژ بە چالاکانی ڕۆژهەڵات لە ئارادایە!
کۆماری ئیسلامی ئێران بە شێوەیەکی سیستەماتیک ناوە ناوە بە بەشداری چەندین لایەنی زانیاری و ئیتلاعاتی خۆی، وەکوو ئیدارەی پاراستی ئیتلاعات و ئیتلاعاتی سوپای پاسداران، ئۆپراسیۆنی ئەمنیەتی لە چەندین شار دژ بە چالاکانی مەدەنی و ژینگە پارێزی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەست پێ دەکات و بە کۆمەڵ و بەبێ بەڵگە دەستبەسەریان دەکات. سیاسەتی کۆماری ئیسلامی ئێران بە نیسبەت کۆمەلگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانەوە زیاتر لە چڵ ساڵە سیاسەتێکی ئەمنییەتە و بە درێژایی تەمەنی ڕژیم، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانی وەکوو هەڕەشە بۆ سەر هەبوونی خۆی و بەردەوامی دان بە دەسەڵاتی سیاسی خۆی پێناسە کردووە. هەربۆیە، کاتێک ڕژیم لە قەوارەی گشتی خۆیدا هەست بە لاوازی دەکات یان ناڕەزایەتیەکان لە ناوخۆەوە دژ بە دەسەڵات زیاد دەبێت، یەکەم شوێنێک کە بۆ دروستکردنی ترس و دڵەڕاوکێ هەلدەکۆتتە سەری، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانە و هەوڵ دەدات بە زیادکردنی سیاسەتی سەرکۆت لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان سەقامگیری بۆ دەسەڵاتی خۆی بە گشتی بگەڕێنێتەوە. سەرەڕای مێژووی بوونی ئەم ڕوانگەیە، بە هاتنە سەرکاری ئیبراهیمی رەئیسی و دەوڵەتی بناژۆخواز لە ئێران، ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر میلیتاریزە کراوە و هەڕەشەکان لە لایەن دەسەڵاتدارانی سیاسی و نیزامی ڕژیمەوە ڕووبەڕووی کۆمەڵگا و ئەحزابی سیاسی ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر بووەتەوە. بێ گۆمان مێژوو نیشانی داوە هەرکات کۆماری ئیسلامی ئێران لە لاوازی دایە، بۆ شاردنەوەی لاوازییەکانی خۆی، سیاسەتی سەرکوت دەگرێتەوە بەر. هەر بۆیە لە ئێستایشدا ڕژیم لە بواری سیاسەتی ناوخۆیی و دەرەکیدا لە قەیرانێکی یەکجار قۆڵدایە، لە بواری ئابووری ناتوانێت داخوازی ڕۆژانەی کۆمەڵگای ئێران دابین بکات، لە بواری کۆمەڵایەتییەوە، کۆمەڵگا لە لێواری هەلوەشاندایە و لە بواری یاسایی و سیستەمیشدا گەندەلی هەموو دەوڵەتی تەنیوە. هاوکات لە سیاسیەتی دەرەکی دا زەختی زۆری لە لایەن ئەورووپا لەسەر کە دانوستانەکان ژنف دەست پێ بکاتەوە و ئامریکاش هەوڵ دەدات هێژمۆنی ئێران لە سوریە، ئێراق و لوبنان کەم بکاتەوە و پرۆژەی هیلالی شیعە ئاستەنگ بکات.
لەم بارودوخەدا، تا دەچێت ناڕەزایەتی دژ بە کۆماری ئیسلامی ئێران لە لایەن گەلانەوە پەرە دەستێنێت، سەرەڕای زەخت و گۆشاری زیاتر بۆسەر کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستان، چالاکانی ڕۆژهەڵاتی ڕەولی بەرچاویان هەیە لە بەدەمەو چوون و چارەسەری کێشەو گرفتە کۆمەڵایەتییەکان کۆمەلگا و هەوڵ دەدەین کەڵک لە هێز خۆیان وەربگرن و ببنە وەڵامدەری پرسە کۆمەڵایەتییەکان، بەڵام ئەمە کردەوەیە لە لایەن ڕژیمەوە وەک دەستێوەردان بۆ دەسەڵاتی خۆی شرۆڤە دەکرێت بۆیە ئەم چالاکوانانە دەکەونە بەر هێرشی دڕندانەی ڕژیم
ئەوەی کە لە ئێستادا گرینگە هەست بە مەترسیەکانی لە ئارادابوونی ڕەشبگیری سیستماتیک کە کۆماری ئیسلامی ئێران دژ بەم چالاکە دەستی پێ کردووە بکرێت، ڕژیم دەیهەوێت بە مژاری لاوەکی ڕاگەیاندنەکان، سرنجی ڕای گشتی بەنیسبەت ئەو ڕەشبگیریانەوە بە لارێدا ببات. هەر بوویە لە ئێستادا وەک پێویست ئەم ڕەشبگیریانە لە لایەن ڕای گشتی کۆمەڵگای کوردستانەوە سرنجی نادرێت و شەرمەزار ناکرێت و لە ناو ڕۆژەڤە سیاسیەکانی تری کوردستان کەوتووە پەراوێزەوە. لە بەشێک کەم لە ڕاگەیاندنی کوردی نەبێت، ڕاگەیاندنەکان تر وەک پێویست بەدواداچوونی بۆ ناکەن و سرنجی نادەن.
هەر بۆیە گرینگە کە بەرامبەر بە ئەم ئۆپەراسیۆنە ئەمنیەتەی کۆماری ئیسلامی ئێران دژ بە چالاکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بێ دەنگ نەبین و پشتیوانییەکان زۆرتر بکەینەوە، تاکوو بتوانرێت لە ڕێگەی ڕاگەیاندنەوە پێش بە دەستکراوە بوونی ڕژیم بگیردرێت و بەدواداچوون بۆ چارەنووسی ئەو کەسانە بکرێت کە دەستبەرسەر کراون یا ڕژیم دەیهەوێت دەستبەسەریان بکات.
sharpress
🆔 @GozarDemocratic
sharpress
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
دولت – ملت منشا تمام فسادها
✍ کاویان کامدین
آنچه که انسان را انسان میکند، تمامیت کنش – واکنشهای او نسبت به حیات اجتماعی و روابط او با محیط اجتماعی است که در آن زندگی میکند. انسان به اقتضای انسان بودنش نمیتواند در مقابل هیچ چیزی واکنش نشان ندهد، حتی اگر این واکنش فقط محدود به جهان ذهنی خود او باشد و هیچ بازتابی به اطراف نداشته باشد. انسان چون انسان است، از خود، پیرامون و ارزشهای پیچیدهی اجتماعی و حتی گذشتههای غیرقابل دسترس خویش سوال میکند، مورد بازخواست قرار میدهد و به خود اجازه میدهد تا تمام اینها را به چالش بکشد و چون قدرت به چالش کشیدن تمام اینها را دارد، انسان است. به صورت مستمر درست و اشتباه بودن، نیک و بد بودن، زیبا و پلید بودن هر کار و عملی را به چالش میکشد و از این طریق سعی میکند حیاتی عادلانهتر، آزادانهتر و شرافتمندانهتر از گذشته بسازد و بدین ترتیب شالودهی آیندههای دور دست را پایهریزی میکند. به تعبیری دیگر حیات اجتماعی را به صورت نسبی و گاه ریشهای دچار دگرگونی میسازد.
این یک واقعیت است که تمام ارزشهای اجتماعی، ساخته ذهن خود انسان میباشد. انسان مطابق با شرایط اجتماعی برای هر مشکلی راه و روشهائی را طرح و به اجرا گذشته است. با گذشت زمان این «راه و روشها» دستخوش تغییر و تحول گشتهاند. اما برخی از اختراعات انسان همچنان با گذشت هزاران سال، به هر دلیلی هنوز هم در حیات اجتماعی پابرجا و استوار هستند. در این مورد نیز دو نگرش متفاوت نسبت به قانون «تغییر» وجود دارد. نگاه اول بر این باور است که هر چیزی محکوم به تغییر است. نگاه دوم برعکس بر این باور است که تغییر نباید شامل «تمام حوزهها» گردد و نباید همه چیز تغییر کند.
با این حال در اینجا باید تاکید نمود که هر تغییر و تحولی به معنی «پیشرفت» نیست و یا برعکس پیشرفت همیشه به معنای تغییر و تحول نیست! برخلاف نگرش مدرنیستی، گاه حفظ و دفاع از آداب و سنن بزرگترین پیشرفت است، اما گاه نیز جنبههائی از آداب و سنن به مانع مبدل شده و باید تغییر نمایند. البته اگر ما معیار سنجش پیشرفت را، عدالت، آزادی و رفاه اجتماعی قرار دهیم! چون مطابق «معیار سنجش» هر دیدگاه و مکاتب ایدئولوژیک این ارزشها جا به جا شده و ثابت نیستند.
چون بحث ما «اعدام و سلب زندگی از انسان» است، بدون شک منظور از این مقدمه نیز جز این نمیتواند چیز دیگری باشد.
چرا مجازات اعدام منع باید گردد؟ و یا اصلا چرا باید وجود داشته باشد؟ چه فوایدی در حیات اجتماعی دارد؟ این موضوع هم در سطح ایران و هم جهان مخالفین و موافقان بسیاری دارد که هر کدام نسبت به جایگاه و پایگاه اجتماعی خود دارای نگرش خاص خود هستند.
همچنین این بحث جنبهها و زوایای بسیاری دارد؛ به عنوان مثال اعدام از نظر اسلامشناسی مستلزم یک گفتمان مفصل است که هر گرایشی (مذهب، خوانش و یا… ) میتواند از همین دیدگاه نتایج بسیار ضد و نقیضی را استخراج نماید. اگر بخواهیم از دیدگاه فلسفه و قانون به آن بپردازیم، این خود بحث متفاوتتری خواهد بود. اگر بخواهیم از حیث آزادی و دمکراسی به آن بپردازیم، در این صورت بحث به حوزههای بسیار متفاوتری کشیده خواهد شد.
اما از هر دیدگاهی و با هر عقیدهای که به بحث «قصاص و اعدام» نگاه کنید یک وجه مشترک در بین تمام این خوانشها و نگرشها وجود دارد که تمام این حوزهها را به یکدیگر متصل میسازد. وجه تاریخی مسئله!
گرایشاتی که حکم اعدام و قصاص را به اسلام نسبت میدهند و از این طریق در تلاش هستند مسئله را توجیه کنند، به صورتی طبیعی با دانش تاریخ در تناقض قرار میگیرند. حتی اگر با سوالات درست تاریخی مواجه گردند، قادر به پاسخگوئی نخواهند بود. زیرا مجازات اعدام و قصاص از بیرون به داخل دین اسلام وارد و تزریق شده و قبل از اسلام و در دوران بابل و آشور هم وجود داشته است. حتی به احتمال بسیار میتواند از اختراعات سومریان باشد. کاملا مشخص نیست که در چه زمانی و از طریق چه کسی این روش اختراع شده است، «اما نخستین سند تدوین شدهی رسمی به جا مانده به ۱۸ سده پیش از میلاد مسیح و حکومت حمورابی شاه بابل بازمیگردد که در آن مجازات ۲۵ جنایت، اعدام پیشبینی شده است. در یونان باستان نیز از مجازات اعدام جهت مجازات جرائمی چون قتل، خیانت و تجاوز و تحت قوانین دراکو به طور گسترده استفاده شده است. از آن زمان تا کنون انواع روشهای مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب و شتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده و اتاق گاز جهت مجازات مجرمان به کار میرود».
✍ کاویان کامدین
آنچه که انسان را انسان میکند، تمامیت کنش – واکنشهای او نسبت به حیات اجتماعی و روابط او با محیط اجتماعی است که در آن زندگی میکند. انسان به اقتضای انسان بودنش نمیتواند در مقابل هیچ چیزی واکنش نشان ندهد، حتی اگر این واکنش فقط محدود به جهان ذهنی خود او باشد و هیچ بازتابی به اطراف نداشته باشد. انسان چون انسان است، از خود، پیرامون و ارزشهای پیچیدهی اجتماعی و حتی گذشتههای غیرقابل دسترس خویش سوال میکند، مورد بازخواست قرار میدهد و به خود اجازه میدهد تا تمام اینها را به چالش بکشد و چون قدرت به چالش کشیدن تمام اینها را دارد، انسان است. به صورت مستمر درست و اشتباه بودن، نیک و بد بودن، زیبا و پلید بودن هر کار و عملی را به چالش میکشد و از این طریق سعی میکند حیاتی عادلانهتر، آزادانهتر و شرافتمندانهتر از گذشته بسازد و بدین ترتیب شالودهی آیندههای دور دست را پایهریزی میکند. به تعبیری دیگر حیات اجتماعی را به صورت نسبی و گاه ریشهای دچار دگرگونی میسازد.
این یک واقعیت است که تمام ارزشهای اجتماعی، ساخته ذهن خود انسان میباشد. انسان مطابق با شرایط اجتماعی برای هر مشکلی راه و روشهائی را طرح و به اجرا گذشته است. با گذشت زمان این «راه و روشها» دستخوش تغییر و تحول گشتهاند. اما برخی از اختراعات انسان همچنان با گذشت هزاران سال، به هر دلیلی هنوز هم در حیات اجتماعی پابرجا و استوار هستند. در این مورد نیز دو نگرش متفاوت نسبت به قانون «تغییر» وجود دارد. نگاه اول بر این باور است که هر چیزی محکوم به تغییر است. نگاه دوم برعکس بر این باور است که تغییر نباید شامل «تمام حوزهها» گردد و نباید همه چیز تغییر کند.
با این حال در اینجا باید تاکید نمود که هر تغییر و تحولی به معنی «پیشرفت» نیست و یا برعکس پیشرفت همیشه به معنای تغییر و تحول نیست! برخلاف نگرش مدرنیستی، گاه حفظ و دفاع از آداب و سنن بزرگترین پیشرفت است، اما گاه نیز جنبههائی از آداب و سنن به مانع مبدل شده و باید تغییر نمایند. البته اگر ما معیار سنجش پیشرفت را، عدالت، آزادی و رفاه اجتماعی قرار دهیم! چون مطابق «معیار سنجش» هر دیدگاه و مکاتب ایدئولوژیک این ارزشها جا به جا شده و ثابت نیستند.
چون بحث ما «اعدام و سلب زندگی از انسان» است، بدون شک منظور از این مقدمه نیز جز این نمیتواند چیز دیگری باشد.
چرا مجازات اعدام منع باید گردد؟ و یا اصلا چرا باید وجود داشته باشد؟ چه فوایدی در حیات اجتماعی دارد؟ این موضوع هم در سطح ایران و هم جهان مخالفین و موافقان بسیاری دارد که هر کدام نسبت به جایگاه و پایگاه اجتماعی خود دارای نگرش خاص خود هستند.
همچنین این بحث جنبهها و زوایای بسیاری دارد؛ به عنوان مثال اعدام از نظر اسلامشناسی مستلزم یک گفتمان مفصل است که هر گرایشی (مذهب، خوانش و یا… ) میتواند از همین دیدگاه نتایج بسیار ضد و نقیضی را استخراج نماید. اگر بخواهیم از دیدگاه فلسفه و قانون به آن بپردازیم، این خود بحث متفاوتتری خواهد بود. اگر بخواهیم از حیث آزادی و دمکراسی به آن بپردازیم، در این صورت بحث به حوزههای بسیار متفاوتری کشیده خواهد شد.
اما از هر دیدگاهی و با هر عقیدهای که به بحث «قصاص و اعدام» نگاه کنید یک وجه مشترک در بین تمام این خوانشها و نگرشها وجود دارد که تمام این حوزهها را به یکدیگر متصل میسازد. وجه تاریخی مسئله!
گرایشاتی که حکم اعدام و قصاص را به اسلام نسبت میدهند و از این طریق در تلاش هستند مسئله را توجیه کنند، به صورتی طبیعی با دانش تاریخ در تناقض قرار میگیرند. حتی اگر با سوالات درست تاریخی مواجه گردند، قادر به پاسخگوئی نخواهند بود. زیرا مجازات اعدام و قصاص از بیرون به داخل دین اسلام وارد و تزریق شده و قبل از اسلام و در دوران بابل و آشور هم وجود داشته است. حتی به احتمال بسیار میتواند از اختراعات سومریان باشد. کاملا مشخص نیست که در چه زمانی و از طریق چه کسی این روش اختراع شده است، «اما نخستین سند تدوین شدهی رسمی به جا مانده به ۱۸ سده پیش از میلاد مسیح و حکومت حمورابی شاه بابل بازمیگردد که در آن مجازات ۲۵ جنایت، اعدام پیشبینی شده است. در یونان باستان نیز از مجازات اعدام جهت مجازات جرائمی چون قتل، خیانت و تجاوز و تحت قوانین دراکو به طور گسترده استفاده شده است. از آن زمان تا کنون انواع روشهای مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب و شتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده و اتاق گاز جهت مجازات مجرمان به کار میرود».
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
اسناد تاریخی نشان میدهند که مخترعان مجازات اعدام و قصاص، افراد و اقشاری هستند که در تمام کتب مقدس و در راس آنان نیز قرآن، به عنوان کفار و دشمنان «خدا» معرفی شدهاند. در حالی که این یکی از بزرگترین ناهنجاریهای تاریخ تمدن است که چرا ادیان توحیدی در حالی که به شدت بر علیه بابل و آشور به مخالفت برخاستهاند اما از نظر دیدگاه و نظام قضائی خود از همان راه و روشهای قضائی آنان علیه «مخالفین» استفاده نمودهاند؟ یا به دیگر سخن چرا با این «جنبهی ظالمانه» مخالت نکرده و آن را به عنوان راهکاری برگزیدهاند؟ میتوان چنین استنباط نمود که بدینگونه خشونت قدرت محور و سلطهجویانه به لایههای درونی ادیان توحیدی نفوذ و دست به دست میگردد. ادیان توحیدی چرا با نوع خداپرستی و نیایش آنان مخالفت کرده اما «رویکرد قضایی» آنان را پذیرفتهاند؟ این در حالی است که حضرت ابراهیم در لحظات آخر به لطف الهی از مجازات سوزاندن در آتش نجات یافت! اگر لطف الهی نبود چه اتفاقی میافتاد و حال سیر تاریخ چگونه میبود؟ و یا اینکه حضرت عیسی به دست امپراتوری روم به صلیب کشیده شد، اما بعدها کلیسا و مسیحیت انسان را به همان صلیبی میکشاند که زمانی حضرت عیسی به آن آویخته شده بود؟
این مباحث بسیار گستردهتر از مباحث تنگنظرانهی قومی، حزبی و سیاسی روز میباشد و ریشههای واقعی آن در اعماق تاریخ نهان است که پاسخ کفایتبخش به این سوال میتواند بر بسیاری از جنبههای تاریک تاریخ پرتو بیافکند! اما از دیدگاه مدرنیتهی دمکراتیک بسیار جذابتر و حیرتآورتر میباشد!
اخلاق آزادی چنان اقتضا میکند که هر کسی از هر عقیده و هویتی که «انسان بودن» را در مبنای تمامی ستونهای حیات خود برمیشمارد، با عمل توحشآمیز اعدام مخالف نماید. در وهلهی نخست نیز روشنفکران دینی – مذهبی در ایران باید پیش قدم این انقلاب بزرگ گردند. تمام ادیان توحیدی و در راس آنان نیز اسلام، مستحق این لکهی ننگ نبوده و نیستند. زیرا حق سلب زندگی از یک انسان، فقط به دست سرشت زندگی است، نه انسان دیگری!
با آمار و ارقامی که سالانه از احکام قصاص و اعدام صورت گرفته، توسط رژیم ایران، میتوان به این نکته پیبرد که؛ «خشونت با خشونت» کاهش نمییابد، برعکس کاربرد خشونت جهت اصلاح و تربیت، خود مولد و ترویج کنندهی هر چه بیشتر «خشونت» میباشد. این پدیده چه به نام دین، فقه و اسلام صورت گیرد و چه به نام قانون و فلسفهی سیاسی همین نتیجه را به بار خواهد آورد! تنها کافی است این سوال را از مجریان و قانونگذاران پرسید؛ با این همه آمار و ارقام فزایندهی اعدام، کدام یک از مسائل اجتماعی را حل نمودهاید؟ آیا با اجرای حکم اعدام توانستهاید آمار جرائم را کاهش دهید؟ یا برعکس هر چه بیشتر خشونت اعمال میکنید، تعداد مجرمان و متعاقبا جرائم آنها نیز رشد بیشتری یافتهاند؟ اگر این رویه ادامه یابد مرتکب شدن به «جرم» در ایران مساوی با «آزادی و شجاعت» خواهد شد. درست مانند انقلاب فرانسه که گیوتین به نماد آزادی و شجاعت انقلابیون مبدل شد. با بازنگری مختصر درسهائی که از دل تاریخ برمیآیند، میتوان دریافت که تداوم این رویه، به همین منوال و با هدف رواج رعب و وحشت در جامعه، موثر واقع نخواهد افتاد. به عنوان مثال در کوردستان اوضاع از این قرار است؛ معیار سنجش میهندوستی یک شهروند کوردستانی، مدت زمان زندانی شدن، شکنجه و طنابدار است! طنابدار و حکم اعدام برای یک شهروند کوردستانی به مفهوم سطح تعهد به ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی او است و هرگز خویش را به عنوان «مجرم» نخواهد دید. زیرا اهداف و آرمانهائی برای خلق کورد وجود دارند که ارزش رفتن به پای طناب دار را، از نظر آنها دارند. در اینجا تعاریفی چون «اصلاح و تربیت» و یا ایجاد ترس و رعب، فاقد معنا و مفهوم خواهند گشت. درست مانند مجاهدی که در راه خدا و حق بیمی از رفتن به پای دار ندارد.
۲۶ اکتبر مصادف با ۵ آبان سالروز شهادت (اعدام) حبیبالله گولپریپور در سال ۲۰۱۳ است. ۱۱ نوامبر مصادف با ۲۰ آبان سالروز شهادت (اعدام) احسان فتاحیان در سال ۲۰۰۹ است، ۶ ژانویه یعنی ۱۶ دی سالروز شهادت فصیح یاسمنی در سال ۲۰۰۹ است. ۴ نوامبر سالروز شهادت شیرکو معارفی است. ۲۵ بهمن سالروز تیر باران خسرو گلسرخی و یارانش است. ۱۵ فوریه سالروز شهادت شیخ سعید پیران، فرزند و یارانش در سال ۱۹۲۵ است. این واقعیات دیگر بخش جدائیناپذیری از واقعیات تلخ در تاریخ کوردستان گشتهاند و آغاز هر سال تا روز پاسانی آن سال، با «شهادت یک قهرمان» در راه دفاع از شرافت و کرامت انسانی یک ملت، مصادف است. در اینجا جای دارد که یاد و خاطرهی این شهدای بزرگوار و هزاران «شهد گمنام آزادی» دیگر را گرامی داشته و از آنان قدردانی نمائیم، که به نام یک ملت از ارزش، احترام و شرافت انسانی آن ملت دفاع نمودهاند.
این مباحث بسیار گستردهتر از مباحث تنگنظرانهی قومی، حزبی و سیاسی روز میباشد و ریشههای واقعی آن در اعماق تاریخ نهان است که پاسخ کفایتبخش به این سوال میتواند بر بسیاری از جنبههای تاریک تاریخ پرتو بیافکند! اما از دیدگاه مدرنیتهی دمکراتیک بسیار جذابتر و حیرتآورتر میباشد!
اخلاق آزادی چنان اقتضا میکند که هر کسی از هر عقیده و هویتی که «انسان بودن» را در مبنای تمامی ستونهای حیات خود برمیشمارد، با عمل توحشآمیز اعدام مخالف نماید. در وهلهی نخست نیز روشنفکران دینی – مذهبی در ایران باید پیش قدم این انقلاب بزرگ گردند. تمام ادیان توحیدی و در راس آنان نیز اسلام، مستحق این لکهی ننگ نبوده و نیستند. زیرا حق سلب زندگی از یک انسان، فقط به دست سرشت زندگی است، نه انسان دیگری!
با آمار و ارقامی که سالانه از احکام قصاص و اعدام صورت گرفته، توسط رژیم ایران، میتوان به این نکته پیبرد که؛ «خشونت با خشونت» کاهش نمییابد، برعکس کاربرد خشونت جهت اصلاح و تربیت، خود مولد و ترویج کنندهی هر چه بیشتر «خشونت» میباشد. این پدیده چه به نام دین، فقه و اسلام صورت گیرد و چه به نام قانون و فلسفهی سیاسی همین نتیجه را به بار خواهد آورد! تنها کافی است این سوال را از مجریان و قانونگذاران پرسید؛ با این همه آمار و ارقام فزایندهی اعدام، کدام یک از مسائل اجتماعی را حل نمودهاید؟ آیا با اجرای حکم اعدام توانستهاید آمار جرائم را کاهش دهید؟ یا برعکس هر چه بیشتر خشونت اعمال میکنید، تعداد مجرمان و متعاقبا جرائم آنها نیز رشد بیشتری یافتهاند؟ اگر این رویه ادامه یابد مرتکب شدن به «جرم» در ایران مساوی با «آزادی و شجاعت» خواهد شد. درست مانند انقلاب فرانسه که گیوتین به نماد آزادی و شجاعت انقلابیون مبدل شد. با بازنگری مختصر درسهائی که از دل تاریخ برمیآیند، میتوان دریافت که تداوم این رویه، به همین منوال و با هدف رواج رعب و وحشت در جامعه، موثر واقع نخواهد افتاد. به عنوان مثال در کوردستان اوضاع از این قرار است؛ معیار سنجش میهندوستی یک شهروند کوردستانی، مدت زمان زندانی شدن، شکنجه و طنابدار است! طنابدار و حکم اعدام برای یک شهروند کوردستانی به مفهوم سطح تعهد به ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی او است و هرگز خویش را به عنوان «مجرم» نخواهد دید. زیرا اهداف و آرمانهائی برای خلق کورد وجود دارند که ارزش رفتن به پای طناب دار را، از نظر آنها دارند. در اینجا تعاریفی چون «اصلاح و تربیت» و یا ایجاد ترس و رعب، فاقد معنا و مفهوم خواهند گشت. درست مانند مجاهدی که در راه خدا و حق بیمی از رفتن به پای دار ندارد.
۲۶ اکتبر مصادف با ۵ آبان سالروز شهادت (اعدام) حبیبالله گولپریپور در سال ۲۰۱۳ است. ۱۱ نوامبر مصادف با ۲۰ آبان سالروز شهادت (اعدام) احسان فتاحیان در سال ۲۰۰۹ است، ۶ ژانویه یعنی ۱۶ دی سالروز شهادت فصیح یاسمنی در سال ۲۰۰۹ است. ۴ نوامبر سالروز شهادت شیرکو معارفی است. ۲۵ بهمن سالروز تیر باران خسرو گلسرخی و یارانش است. ۱۵ فوریه سالروز شهادت شیخ سعید پیران، فرزند و یارانش در سال ۱۹۲۵ است. این واقعیات دیگر بخش جدائیناپذیری از واقعیات تلخ در تاریخ کوردستان گشتهاند و آغاز هر سال تا روز پاسانی آن سال، با «شهادت یک قهرمان» در راه دفاع از شرافت و کرامت انسانی یک ملت، مصادف است. در اینجا جای دارد که یاد و خاطرهی این شهدای بزرگوار و هزاران «شهد گمنام آزادی» دیگر را گرامی داشته و از آنان قدردانی نمائیم، که به نام یک ملت از ارزش، احترام و شرافت انسانی آن ملت دفاع نمودهاند.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
آنان اگر چه به قیمت جانشان، اما از ارزشهای انسانی ملت، تاریخ و فرهنگ و سرزمین خود در مقابل اشغالگران تا آخرین نفس خود دفاع نمودهاند.
از این منظر کوردستان کانون شهادت و ایثار است و هر شهادتی اثباتی برای نامشروع بودن حضور بیگانگان و استعمارگران این موطن میباشد. این کانون تا روزی که «لکهی شرمآور استعمارگر» بر پیشانی این سرزمین و ملت برداشته نشود و به جای پرچم استعمار، پرچم آزادی و دمکراسی بر فراز آسمان آن به اهتزاز در نیاید، همچنان جوشان خواهد ماند. هیچ قدرتی نمیتواند ملتی را که قلبش فقط برای دفاع از شرافت و حیثیتاش در حال تپش است را، باز دارد. زیرا ایثار و فداکاری علیه ستمکاران جرم نیست، بلکه هم از نظر دینی، اخلاق انسانی و سیاسی، شرف و افتخار ایستادگی علیه «جرم» است. حتی مطابق قرآن و حدیث نیز، جهاد با ظالمان از واجبات آئینی یک مسلمان است. یک مسلمان واقعی هرگز در کنار ظالمان بر علیه مظلومان نخواهد ایستاد، مسلمان واقعی کسی است که علیه بنی امیه، یزید و ستمکاران، در هر کجا و تحت هر شرایط در حال جهاد باشد.
اعدام در طول تاریخ همیشه برگی بوده در دست سلطهی دولتی و اقشار فرا دست جامعه که علیه جوامع بشری، آزادیخواهان و مظلومان اعمال گشته است. زمانی زمامداران همین رژیم حاکم، علیه رژیم پهلوی به سرکوب، شکنجه و اعدام اعتراض میکردند. اما آنچه اکنون از کارنامهی زمامداری آنها پیداست، نه تنها تحولی در نظام و ذهنیت حاکم آن شکل ندادند، بلکه تنها طی یک پروسه، به رنج و خون خلقها پشتپا زده و بر مسند قدرت تکیه نمودند. انقلاب خلقهای ایران را تسخیر کرده و نام ” انقلاب اسلامی ” بر آن نهادند. از آن به بعد نیز، طیف خاصی به تاسیس یک نظام تئوکراتیک ضد دمکراسی پرداخته و روزانه به خود، اعمال و دیدگاههایشان تقدسی الهی میبخشند. زندان، شکنجه، چماق و چوبهیدار پهلویها را ترک نگفتند، هرچه محکمتر در دست گرفته و مصممانهتر بر آن اتکا دارند. چون به نام خدا و اسلام قدرت توجیه بیشتری دارند. عنوان و برچسبهای منافقان، مفسد فیالارض، محارب، کفار و مشرکین، مشروعیت و لذت بیشتری به خشونت با نام قوانین اسلامی میداد. پهلویها به نام قانون شاهنشاهی، اینان نیز به نام خدا و اسلام هزاران و حتی میلیونها جوان را به دلایل مختلف به طناب آویختند.
اگر یک انقلاب با راه و روشهای رژیمهای ماقبل از خود بخواهد نظم اجتماعی برقرار سازد و چنان فرض کند که آرمان و اهدافش با نظامهای قبلی بسیار متفاوت است، اما همان ابزارهای مدیریتی نظام پیش از خود را به کار ببندد، بدون شک در مدتی بسیار کوتاه عدم تمایز آشکار خواهد گشت. انقلاب به نظامی که زمانی خود با آن به مخالفت برخواسته بود، شبیه میشود. حتی اگر این توجیهات به نام خدا و اسلام هم باشد، نمیتواند مانع از این آشکار شدن واقعیات گردد و خواهند پرسید: ای قاتلان شما به نام اسلام، با دستهای آغشته به خون جوانان این سرزمین، چه میکنید؟
در کنار تمام این مباحث، باید به رویکرد «مدرنیتهی دموکراتیک» نسبت به «قانون و یا قانون قضائی» پرداخت. مدرنیتهی دموکراتیک با کدامین رویکرد، بدون توکل به خشونت و اعدام، به مدیریت یک جامعه بپردازد؟ آیا واقعاً بدون خشونت دولتی و قانونی میتوان چنان نظم اجتماعی را تاسیس نمود؟
از نظر جامعهی اخلاقی – سیاسی برساخت چنان جامعه و جهانی امکانپذیر است. این ممکن است، اگر علوم، امکانات و دانش روز به جای «دولتی بودن»، «اجتماعی» گردند. زیرا سلطه و دولت به عنوان دو رکن اساسی و مستمر، در حال بازتولید خشونت هستند. چون «خشونت دولتی و قانونی» نهادینه شده، خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی را به عنوان توجیه اعمال خشونتآمیز خود، به پیش میکشند. این در حالی است که خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی فقط واکنشهای هستند به «کنش خشونتآمیز نهادینه شدهی» دولتی که به شدت جامعه را تحت فشار قرار میدهند. این فشار شامل تمام حوزههای زندگی اجتماعی است و صرفا محدود به اقتصاد و یا سیاست و قانونگذاری نیست. این دیالکتیک به صورتی مستمر خشونت را باز تولید میکند. در این زمینه چون تمام امکانات آموزشی و تبلیغاتی دراختیار نیروهای دولتی قرار دارد، مسئله را به صورت وارونه بازتاب میدهند و چنان فضائی به وجود میآورند که انگار اعمال خشونت جهت حفاظت از نظم اجتماعی، غیر قابل چشمپوشی و اجباری است.
در صورتی که اگر میزان خشونتهای ناشی از سلطهی دولتی و قانونی کاهش یافته، یا عموما از میان برداشته شوند و اگر تمام حوزههای اجتماعی به خصوص حوزهی آموزشی، تبلیغاتی و فرهنگی به مبارزه با ریشههای خشونت هدایت شده و بجای ذهنیت و فرهنگ «سلطهگری» به جامعه اخلاقی – سیاسی بر مبنای ذهنیت و فرهنگ «دموکراتیک» بپردازند، بدون شک چهرهی متفاوتتری از انسانیت نمایان خواهد گشت.
از این منظر کوردستان کانون شهادت و ایثار است و هر شهادتی اثباتی برای نامشروع بودن حضور بیگانگان و استعمارگران این موطن میباشد. این کانون تا روزی که «لکهی شرمآور استعمارگر» بر پیشانی این سرزمین و ملت برداشته نشود و به جای پرچم استعمار، پرچم آزادی و دمکراسی بر فراز آسمان آن به اهتزاز در نیاید، همچنان جوشان خواهد ماند. هیچ قدرتی نمیتواند ملتی را که قلبش فقط برای دفاع از شرافت و حیثیتاش در حال تپش است را، باز دارد. زیرا ایثار و فداکاری علیه ستمکاران جرم نیست، بلکه هم از نظر دینی، اخلاق انسانی و سیاسی، شرف و افتخار ایستادگی علیه «جرم» است. حتی مطابق قرآن و حدیث نیز، جهاد با ظالمان از واجبات آئینی یک مسلمان است. یک مسلمان واقعی هرگز در کنار ظالمان بر علیه مظلومان نخواهد ایستاد، مسلمان واقعی کسی است که علیه بنی امیه، یزید و ستمکاران، در هر کجا و تحت هر شرایط در حال جهاد باشد.
اعدام در طول تاریخ همیشه برگی بوده در دست سلطهی دولتی و اقشار فرا دست جامعه که علیه جوامع بشری، آزادیخواهان و مظلومان اعمال گشته است. زمانی زمامداران همین رژیم حاکم، علیه رژیم پهلوی به سرکوب، شکنجه و اعدام اعتراض میکردند. اما آنچه اکنون از کارنامهی زمامداری آنها پیداست، نه تنها تحولی در نظام و ذهنیت حاکم آن شکل ندادند، بلکه تنها طی یک پروسه، به رنج و خون خلقها پشتپا زده و بر مسند قدرت تکیه نمودند. انقلاب خلقهای ایران را تسخیر کرده و نام ” انقلاب اسلامی ” بر آن نهادند. از آن به بعد نیز، طیف خاصی به تاسیس یک نظام تئوکراتیک ضد دمکراسی پرداخته و روزانه به خود، اعمال و دیدگاههایشان تقدسی الهی میبخشند. زندان، شکنجه، چماق و چوبهیدار پهلویها را ترک نگفتند، هرچه محکمتر در دست گرفته و مصممانهتر بر آن اتکا دارند. چون به نام خدا و اسلام قدرت توجیه بیشتری دارند. عنوان و برچسبهای منافقان، مفسد فیالارض، محارب، کفار و مشرکین، مشروعیت و لذت بیشتری به خشونت با نام قوانین اسلامی میداد. پهلویها به نام قانون شاهنشاهی، اینان نیز به نام خدا و اسلام هزاران و حتی میلیونها جوان را به دلایل مختلف به طناب آویختند.
اگر یک انقلاب با راه و روشهای رژیمهای ماقبل از خود بخواهد نظم اجتماعی برقرار سازد و چنان فرض کند که آرمان و اهدافش با نظامهای قبلی بسیار متفاوت است، اما همان ابزارهای مدیریتی نظام پیش از خود را به کار ببندد، بدون شک در مدتی بسیار کوتاه عدم تمایز آشکار خواهد گشت. انقلاب به نظامی که زمانی خود با آن به مخالفت برخواسته بود، شبیه میشود. حتی اگر این توجیهات به نام خدا و اسلام هم باشد، نمیتواند مانع از این آشکار شدن واقعیات گردد و خواهند پرسید: ای قاتلان شما به نام اسلام، با دستهای آغشته به خون جوانان این سرزمین، چه میکنید؟
در کنار تمام این مباحث، باید به رویکرد «مدرنیتهی دموکراتیک» نسبت به «قانون و یا قانون قضائی» پرداخت. مدرنیتهی دموکراتیک با کدامین رویکرد، بدون توکل به خشونت و اعدام، به مدیریت یک جامعه بپردازد؟ آیا واقعاً بدون خشونت دولتی و قانونی میتوان چنان نظم اجتماعی را تاسیس نمود؟
از نظر جامعهی اخلاقی – سیاسی برساخت چنان جامعه و جهانی امکانپذیر است. این ممکن است، اگر علوم، امکانات و دانش روز به جای «دولتی بودن»، «اجتماعی» گردند. زیرا سلطه و دولت به عنوان دو رکن اساسی و مستمر، در حال بازتولید خشونت هستند. چون «خشونت دولتی و قانونی» نهادینه شده، خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی را به عنوان توجیه اعمال خشونتآمیز خود، به پیش میکشند. این در حالی است که خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی فقط واکنشهای هستند به «کنش خشونتآمیز نهادینه شدهی» دولتی که به شدت جامعه را تحت فشار قرار میدهند. این فشار شامل تمام حوزههای زندگی اجتماعی است و صرفا محدود به اقتصاد و یا سیاست و قانونگذاری نیست. این دیالکتیک به صورتی مستمر خشونت را باز تولید میکند. در این زمینه چون تمام امکانات آموزشی و تبلیغاتی دراختیار نیروهای دولتی قرار دارد، مسئله را به صورت وارونه بازتاب میدهند و چنان فضائی به وجود میآورند که انگار اعمال خشونت جهت حفاظت از نظم اجتماعی، غیر قابل چشمپوشی و اجباری است.
در صورتی که اگر میزان خشونتهای ناشی از سلطهی دولتی و قانونی کاهش یافته، یا عموما از میان برداشته شوند و اگر تمام حوزههای اجتماعی به خصوص حوزهی آموزشی، تبلیغاتی و فرهنگی به مبارزه با ریشههای خشونت هدایت شده و بجای ذهنیت و فرهنگ «سلطهگری» به جامعه اخلاقی – سیاسی بر مبنای ذهنیت و فرهنگ «دموکراتیک» بپردازند، بدون شک چهرهی متفاوتتری از انسانیت نمایان خواهد گشت.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
به عنوان مثال «فقر» پدیدهای طبیعی نیست و خشونتی است که قدرتهای دولتی و قانون دولتی بر جامعه تحمیل مینمایند. قابل درک است که میزان بسیار بالایی از جرائم اجتماعی ناشی از فقر است. تصور کنید، اگر همزمان با ریشهکن نمودن فقر اجتماعی، تمام عقاید و اندیشهها امکان بیان آزاد داشته باشند، دیگر نیروهای دولتی و قانونی «دلیل» بسیار ضعیفی برای اعمال خشونت خواهند داشت. این روند «عادی سازی» از شرایط غیر عادی موجود در طول چند سال به صورتی ریشهای تغییر خواهد نمود. کافی است که درک شود منشا خشونتِ نیروهای دولتی و قانونگذار «تمدن دولتگرا» هستند، نه «جامعه و نیروهای اجتماعی».
همین بحث را میتوان در قالب «امنیت ملی» نیز مطرح ساخت. چون پس از محاربه یکی دیگر از بزرگترین پایههای قانونی «قصاص و اعدام» در این، مسائل امنیت ملی است. باید پرسید، واقعاً چه چیزی امنیت ملی یک کشور را با خطر مواجه میسازد و چه راه کارهای میتواند امنیت یک کشور را تامین نماید.
در کشوری که یک ایدئولوژی خاص بر قانون اساسی و حکومت سروَر است و جز قدرت سیاسی، تمام «دیگریها و دیگراندیشان» یا رافضی، محارب، منافق، تجزیهطلب، مهرهی دست غرب و اسرائیل تعریف میشوند، نمیتوان انتظار «امنیت» داشت و این بدان معنی است که تا زمانی این برداشت کج فهمانه از سیاست و نظم اجتماعی تغییر نکند، «چوبهی دار» همچنان پابرجا خواهد ماند. زیرا شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته!
نباید چنان تصور هم کرد که رژیم کنونی حاکم بر ایران از دولت لیبرال آمریکا و اروپا «بدتر» است. زیرا از قدیم گفتهاند: خر، همان خره پالانش عوض شده. سنت و ایدئولوژیهای «دولتی» بهتر و یا بدتر از یکدیگر نیستند. ظاهرا تفاوتهائی دارند که این تفاوتهای ظاهری بوده و به عنوان تفاوتهای «ماهوی» عنوان نمیگردند. ایدئولوژی دولتی و سلطهگرا در هر پوششی که باشند چه لیبرال غربی و چه اسلام سنی و شیعهی صفوی، تفاوت ماهوی ندارند. در کل دولتهای بازمانده از نوع حکومت سومری و آشوری هستند. ایدئولوژی و دولت لیبرال آمریکا اعدام را با صندلی الکترونیکی و ایدئولوژی و دولت به اصطلاح اسلامی، در ایران با چوبهیدار به اجرا میگذارند. در کشورهای دیگر «اعدام» با راه و روشهای دیگری اجرا میشود.
مدرنیته دموکراتیک خوانشی بسیار متفاوت از امنیت ملی و جهانی دارد. از نظر مکتب مدرنیته دموکراتیک «نظام موجود جهانی» و نظام دولت-ملت بزرگترین مولد «مسائل امنیتی» هستند که جوامع، نوع انسان، طبیعت و کره زمین را با خطر «مرگ» مواجه ساختهاند. هر کدام از این دولت-ملتها،هم خطری امنیتی برای داخل کشورهای خود و هم برای دیگر دولت-ملتها هستند. حوزه امنیت ملی توجیه وجود نیروهای مسلح دولتی علیه انسان و جوامع بشری است. دولت-ملت ناگزیر است «دولتی، گروهی و یا حزبی» را به عنوان «عنصر خطر امنیت ملی» معرفی نماید تا بتواند «خشونت» ی را که اعمال میکند را «توجیه» نماید. نظام جهانی زمانی کمونیسم شوروی سابق را توجیه تاسیس ناتو و گلادیو معرفی مینمود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی «تروریسم» را جایگزین این خطر امنیتی نمودند. دولت-ملت ایران به صورتی کلیشهای اسرائیل و آمریکا را جهت سرکوب مخالفین داخلی و جامعه به عنوان بزرگترین خطر امنیتی معرفی مینماید. حتی اگر اسرائیل و آمریکا هم نابود شوند و یا اگر تمام سازمانهای که آز نظر آنها تروریست نامیده شدهاند در جهان برکنده شوند نیز، این نظم طنزآمیز جهانی باز چیزی، گروهی و یا مرکزی را به عنوان «خطر امنیتی» معرفی خواهد نمود. و عجیبتر اینکه در قدیم گفتهاند: خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
از نظر مدرنیتهی دموکراتیک جوامع نباید به هیچ قدرت «دولتی» اعتماد کنند. نباید دولت و نیروهای مسلح دولتی را به عنوان نیروهائی که موظف به حفظ امنیت جامعه هستند، تعریف نمود. نیروهای مسلح هر کشوری فقط و فقط موظف به حفظ امنیت «دولت» در مقابل جامعه هستند. زیرا به صورتی ماهوی هیچ ملت و جامعهای دارای دولت نیست. بر خلاف درک عمومی از دولت نه ملت ایران، نه اهل تشیع و نه فارسها و نه حتی ملت آمریکا و اسرائیل دولتی ندارند که بخواهد از آنها دفاع کند. اما دولت دارای آنچنان قدرت ایدئولوژیکی است که میتواند چنان وانمود کند که واقعاً دولت به یک ملت، مذهب و یا قوم خاص تعلق دارد.
«دولتها» فقط و فقط متعلق به «دولت» با پوشش « ایرانیان، اسرائیلها و آمریکائی و اروپائیها هستند. جوامع، ملل و انسانیت باید «نظم اجتماعی» مختص به خود را بر اساس « کنفدرالیسم دموکراتیک» بسازند. بدون اینکه هدف و آرمان «دولتی شدن» و به سلطه رسیدن داشته باشند. امنیت، آرامش و رفاه اجتماعی فقط و فقط از طریق برساخت کنفدرالیسم دموکراتیک امکانپذیر است.
همین بحث را میتوان در قالب «امنیت ملی» نیز مطرح ساخت. چون پس از محاربه یکی دیگر از بزرگترین پایههای قانونی «قصاص و اعدام» در این، مسائل امنیت ملی است. باید پرسید، واقعاً چه چیزی امنیت ملی یک کشور را با خطر مواجه میسازد و چه راه کارهای میتواند امنیت یک کشور را تامین نماید.
در کشوری که یک ایدئولوژی خاص بر قانون اساسی و حکومت سروَر است و جز قدرت سیاسی، تمام «دیگریها و دیگراندیشان» یا رافضی، محارب، منافق، تجزیهطلب، مهرهی دست غرب و اسرائیل تعریف میشوند، نمیتوان انتظار «امنیت» داشت و این بدان معنی است که تا زمانی این برداشت کج فهمانه از سیاست و نظم اجتماعی تغییر نکند، «چوبهی دار» همچنان پابرجا خواهد ماند. زیرا شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته!
نباید چنان تصور هم کرد که رژیم کنونی حاکم بر ایران از دولت لیبرال آمریکا و اروپا «بدتر» است. زیرا از قدیم گفتهاند: خر، همان خره پالانش عوض شده. سنت و ایدئولوژیهای «دولتی» بهتر و یا بدتر از یکدیگر نیستند. ظاهرا تفاوتهائی دارند که این تفاوتهای ظاهری بوده و به عنوان تفاوتهای «ماهوی» عنوان نمیگردند. ایدئولوژی دولتی و سلطهگرا در هر پوششی که باشند چه لیبرال غربی و چه اسلام سنی و شیعهی صفوی، تفاوت ماهوی ندارند. در کل دولتهای بازمانده از نوع حکومت سومری و آشوری هستند. ایدئولوژی و دولت لیبرال آمریکا اعدام را با صندلی الکترونیکی و ایدئولوژی و دولت به اصطلاح اسلامی، در ایران با چوبهیدار به اجرا میگذارند. در کشورهای دیگر «اعدام» با راه و روشهای دیگری اجرا میشود.
مدرنیته دموکراتیک خوانشی بسیار متفاوت از امنیت ملی و جهانی دارد. از نظر مکتب مدرنیته دموکراتیک «نظام موجود جهانی» و نظام دولت-ملت بزرگترین مولد «مسائل امنیتی» هستند که جوامع، نوع انسان، طبیعت و کره زمین را با خطر «مرگ» مواجه ساختهاند. هر کدام از این دولت-ملتها،هم خطری امنیتی برای داخل کشورهای خود و هم برای دیگر دولت-ملتها هستند. حوزه امنیت ملی توجیه وجود نیروهای مسلح دولتی علیه انسان و جوامع بشری است. دولت-ملت ناگزیر است «دولتی، گروهی و یا حزبی» را به عنوان «عنصر خطر امنیت ملی» معرفی نماید تا بتواند «خشونت» ی را که اعمال میکند را «توجیه» نماید. نظام جهانی زمانی کمونیسم شوروی سابق را توجیه تاسیس ناتو و گلادیو معرفی مینمود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی «تروریسم» را جایگزین این خطر امنیتی نمودند. دولت-ملت ایران به صورتی کلیشهای اسرائیل و آمریکا را جهت سرکوب مخالفین داخلی و جامعه به عنوان بزرگترین خطر امنیتی معرفی مینماید. حتی اگر اسرائیل و آمریکا هم نابود شوند و یا اگر تمام سازمانهای که آز نظر آنها تروریست نامیده شدهاند در جهان برکنده شوند نیز، این نظم طنزآمیز جهانی باز چیزی، گروهی و یا مرکزی را به عنوان «خطر امنیتی» معرفی خواهد نمود. و عجیبتر اینکه در قدیم گفتهاند: خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
از نظر مدرنیتهی دموکراتیک جوامع نباید به هیچ قدرت «دولتی» اعتماد کنند. نباید دولت و نیروهای مسلح دولتی را به عنوان نیروهائی که موظف به حفظ امنیت جامعه هستند، تعریف نمود. نیروهای مسلح هر کشوری فقط و فقط موظف به حفظ امنیت «دولت» در مقابل جامعه هستند. زیرا به صورتی ماهوی هیچ ملت و جامعهای دارای دولت نیست. بر خلاف درک عمومی از دولت نه ملت ایران، نه اهل تشیع و نه فارسها و نه حتی ملت آمریکا و اسرائیل دولتی ندارند که بخواهد از آنها دفاع کند. اما دولت دارای آنچنان قدرت ایدئولوژیکی است که میتواند چنان وانمود کند که واقعاً دولت به یک ملت، مذهب و یا قوم خاص تعلق دارد.
«دولتها» فقط و فقط متعلق به «دولت» با پوشش « ایرانیان، اسرائیلها و آمریکائی و اروپائیها هستند. جوامع، ملل و انسانیت باید «نظم اجتماعی» مختص به خود را بر اساس « کنفدرالیسم دموکراتیک» بسازند. بدون اینکه هدف و آرمان «دولتی شدن» و به سلطه رسیدن داشته باشند. امنیت، آرامش و رفاه اجتماعی فقط و فقط از طریق برساخت کنفدرالیسم دموکراتیک امکانپذیر است.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
هیچ ملتی، دشمن ملت دیگری نیست، این دولتها هستند که دشمنتراشی میکنند. نباید فراموش کرد که هیچ ملتی هیچ دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی در درون ملت دیگری ندارد، این دولتها هستند که دستگاه جاسوسی و جاسوس در میان یکدیگر سازماندهی میکنند. هیچ ملتی هیچ منفعتی در تضعیف ملت دیگری ندارد، این دولتها هستند که به دنبال تضعیف یکدیگر هستند. نباید فراموش کرد که هیچ «دین و مذهبی» دشمن هیچ دین و مذهب دیگری نیست. این دولتها هستند که دین و مذهب خاصی را به عنوان دشمن معرفی میکنند. خدای فارسها دشمن خدای کردها نیست، این دولت است که به نام خدا ملتی را «دشمن» معرفی میکند.
دیگر زمان آن فرا رسیده است که انسانیت به نام خود تصمیم بگیرد و اجازه ندهد به نام «خدا و دولت» الیتی حاکم به تعیین تکلیف برای او پرداخته و حکمرانی کنند. این یکی شروط انسان بودن در قرن بیست و یکم است. اگر قرار بر حیاتی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» باشد، شرط اولیه بر این اساس است. چون عموما دولت و خصوصا دولت – ملت دستگاهی فاسد است، آنانی که به نام آن سیاست میکنند و تعلیم دیدهی ضد اخلاق سیاسی آن هستند، طبیعتاً فاسداند. آنانی که از آن پیروی میکنند نیز به صورتی غیر ارادی شریک این فساد هستند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دیگر زمان آن فرا رسیده است که انسانیت به نام خود تصمیم بگیرد و اجازه ندهد به نام «خدا و دولت» الیتی حاکم به تعیین تکلیف برای او پرداخته و حکمرانی کنند. این یکی شروط انسان بودن در قرن بیست و یکم است. اگر قرار بر حیاتی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» باشد، شرط اولیه بر این اساس است. چون عموما دولت و خصوصا دولت – ملت دستگاهی فاسد است، آنانی که به نام آن سیاست میکنند و تعلیم دیدهی ضد اخلاق سیاسی آن هستند، طبیعتاً فاسداند. آنانی که از آن پیروی میکنند نیز به صورتی غیر ارادی شریک این فساد هستند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شیار شفگر: احزاب روژهلات کوردستان باید متحد شوند
شیار شفگر فرمانده ی.ر.ک خواستار اتحاد احزاب کورد مخالف حکومت ایران شد
شیار شوگر فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (YRK) در مصاحبهای علت موج دستگیریهای اخیر در کوردستان را از روی ترس حکومت ایران از تحولات عنوان کرده و محتوای دیدارهای اخیر میان دولتمردان ایران و ترکیه را تلاش برای همدستی در سرکوب احزاب کوردی میداند. فرمانده ی.ر.ک میگوید اولویت آنها حل مسالمتآمیز مسئله کورد است اما اگر هر حملهای علیه آنها صورت بگیرد بیپاسخ نمیماند.
شیار شفگر، ضمن اشاره به تلاشها برای آزادی رهبر عبدالله اوجالان و مقاومت تاریخی گریلاهای کوردستان در برابر هجوم بیوقفه شش ماه اخیر به مناطق حفاظتی میدیا میگوید حکومت فاشیست ترکیه در پی شکست در جنگ به اقدامات وحشیانه و استفاده از سلاحهای ممنوعەی شیمیایی روی آورده است.
او همچنین به افزایش فشارهای نیروهای امنیتی بر مردم روژهلات کوردستان در چند مدت اخیر پرداخته و تأکید میکند حکومت فاشیست ایران که از نظر اقتصادی ورشکست شده در اثر واهمه از تحولات پیش رویش دست به حمله میزند و به دنبال روی کار آمدن ابراهیم رئیسی سعی در گسترش نظامیگری دارد.
فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان میافزاید با وجود آنکه میزان فقر و گرسنگی و خودکشی ها افزایش یافته است، حکومت سعی در سرکوب اعتراضات مردمی با گلوله، اعدام و زندان میکند.
شیار شفگر با جلب نظرها به کشتار کولبران کوردستان میگوید: "شاهدیم که هر روز افرادی که برای امرار معاش ناچار به کولبریاند کشته میشوند. برای متوقف کردن این روند باید کولبران خود را سازمان داده و مردم ما وقتی کولبری به قتل میرسد دست به قیام بزنند. اگر سکوت کنیم، دشـمن کماکان ما را خواهد کشت."
فرمانده ی.ر.ک از مردم کوردستان میخواهد در برابر سیاستهای مخرب سپاه که با اعمال خشونت به دنبال گسترش فقر، فحشا، اعتیاد و جاسوسسازی است مقابله کنند.
ترافیک دیپلماسی میان ایران، عراق و ترکیه موضوع دیگری است که فرمانده ی.ر.ک به آن واکنش نشان داده و میگوید: "سفر مخفیانه قاآنی فرمانده سپاه قدس به بغداد و سلیمانیه در پی شکست در انتخابات عراق و عدم هضم آن از سوی ایران است. ایران همچنین به دنبال خارج کردن احزاب مخالف کومله و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر گروههای مخالف از عراق بوده و مواضع حزب دمکرات در کوه هلگُرد را پیشتر هدف قرا داد."
او با بیان آنکه پارت دمکرات در مذاکرات خود احزاب اپوزیسیون روژهلات کوردستان را فروخته است به جمعآوری بخشی از تسلیحات این احزاب از سوی بارزانی اشاره کرده و بر لزوم اتحاد احزاب روژهلات کوردستان اعم از دمکرات، کومله، پژاک و سایر احزاب تأکید میکند.
شیار شفگر در رابطه با دیدارهای اخیر مقامات ایران و ترکیه نیز به همکاریهای مرزی و تدارکات و تحرکات نظامی طرفین پرداخته و میافزاید: "ترکیه در بحرانیترین شرایط خود و وقتی که در جنگ با گریلاهای کوردستان شکست خورده است به دنبال دوستانی برای شریک کردن در قتلعام کوردها میگردد. آنها در مورد جنبش ما اتفاق نظر دارند اما ما خواستار حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان از طریق دیالوگ هستیم. اگر چنین نشود، ما یک نیروی نظامی با اراده و ایدئولوژی هستیم که با اتکای به قدرت مردم خود به مبارزه ادامه میدهیم. از نظر ما راهی بجز حل مسالمتآمیز مسئله کورد وجود ندارد اما اگر هر طرفی حمله کند با دفاع مشروع ما مواجه خواهد شد. چاوش اوغلو در سفر به تهران در پی تدارک حملات بود هرچند محتوای دیدارها علنی نشد اما ما میدانیم حکومت فاشیست ترکیه دنبال چه میگردد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
شیار شفگر فرمانده ی.ر.ک خواستار اتحاد احزاب کورد مخالف حکومت ایران شد
شیار شوگر فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان (YRK) در مصاحبهای علت موج دستگیریهای اخیر در کوردستان را از روی ترس حکومت ایران از تحولات عنوان کرده و محتوای دیدارهای اخیر میان دولتمردان ایران و ترکیه را تلاش برای همدستی در سرکوب احزاب کوردی میداند. فرمانده ی.ر.ک میگوید اولویت آنها حل مسالمتآمیز مسئله کورد است اما اگر هر حملهای علیه آنها صورت بگیرد بیپاسخ نمیماند.
شیار شفگر، ضمن اشاره به تلاشها برای آزادی رهبر عبدالله اوجالان و مقاومت تاریخی گریلاهای کوردستان در برابر هجوم بیوقفه شش ماه اخیر به مناطق حفاظتی میدیا میگوید حکومت فاشیست ترکیه در پی شکست در جنگ به اقدامات وحشیانه و استفاده از سلاحهای ممنوعەی شیمیایی روی آورده است.
او همچنین به افزایش فشارهای نیروهای امنیتی بر مردم روژهلات کوردستان در چند مدت اخیر پرداخته و تأکید میکند حکومت فاشیست ایران که از نظر اقتصادی ورشکست شده در اثر واهمه از تحولات پیش رویش دست به حمله میزند و به دنبال روی کار آمدن ابراهیم رئیسی سعی در گسترش نظامیگری دارد.
فرمانده یگانهای مدافع روژهلات کوردستان میافزاید با وجود آنکه میزان فقر و گرسنگی و خودکشی ها افزایش یافته است، حکومت سعی در سرکوب اعتراضات مردمی با گلوله، اعدام و زندان میکند.
شیار شفگر با جلب نظرها به کشتار کولبران کوردستان میگوید: "شاهدیم که هر روز افرادی که برای امرار معاش ناچار به کولبریاند کشته میشوند. برای متوقف کردن این روند باید کولبران خود را سازمان داده و مردم ما وقتی کولبری به قتل میرسد دست به قیام بزنند. اگر سکوت کنیم، دشـمن کماکان ما را خواهد کشت."
فرمانده ی.ر.ک از مردم کوردستان میخواهد در برابر سیاستهای مخرب سپاه که با اعمال خشونت به دنبال گسترش فقر، فحشا، اعتیاد و جاسوسسازی است مقابله کنند.
ترافیک دیپلماسی میان ایران، عراق و ترکیه موضوع دیگری است که فرمانده ی.ر.ک به آن واکنش نشان داده و میگوید: "سفر مخفیانه قاآنی فرمانده سپاه قدس به بغداد و سلیمانیه در پی شکست در انتخابات عراق و عدم هضم آن از سوی ایران است. ایران همچنین به دنبال خارج کردن احزاب مخالف کومله و حزب دمکرات کردستان ایران و سایر گروههای مخالف از عراق بوده و مواضع حزب دمکرات در کوه هلگُرد را پیشتر هدف قرا داد."
او با بیان آنکه پارت دمکرات در مذاکرات خود احزاب اپوزیسیون روژهلات کوردستان را فروخته است به جمعآوری بخشی از تسلیحات این احزاب از سوی بارزانی اشاره کرده و بر لزوم اتحاد احزاب روژهلات کوردستان اعم از دمکرات، کومله، پژاک و سایر احزاب تأکید میکند.
شیار شفگر در رابطه با دیدارهای اخیر مقامات ایران و ترکیه نیز به همکاریهای مرزی و تدارکات و تحرکات نظامی طرفین پرداخته و میافزاید: "ترکیه در بحرانیترین شرایط خود و وقتی که در جنگ با گریلاهای کوردستان شکست خورده است به دنبال دوستانی برای شریک کردن در قتلعام کوردها میگردد. آنها در مورد جنبش ما اتفاق نظر دارند اما ما خواستار حل مسئله کورد در روژهلات کوردستان از طریق دیالوگ هستیم. اگر چنین نشود، ما یک نیروی نظامی با اراده و ایدئولوژی هستیم که با اتکای به قدرت مردم خود به مبارزه ادامه میدهیم. از نظر ما راهی بجز حل مسالمتآمیز مسئله کورد وجود ندارد اما اگر هر طرفی حمله کند با دفاع مشروع ما مواجه خواهد شد. چاوش اوغلو در سفر به تهران در پی تدارک حملات بود هرچند محتوای دیدارها علنی نشد اما ما میدانیم حکومت فاشیست ترکیه دنبال چه میگردد."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
میهندوستی کورد
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
🆔 @GozarDemocratic
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
میهندوستی کورد در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند. ✍ صلاحالدین أردم 🆔 @GozarDemocratic
میهندوستی کورد
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
◼️ آیا میتوان به وقایعی که در مرزهای لهستان و بلاروس روی میدهند، نمایش انسانی یا نمایش کوردها نام نهاد؟ بدون تردید نمیتوان، زیرا به تنهایی درام نیست، بلکه قتلعام است. با گفتن نمایش به این رویدادها، وضعیت کنونی تخفیف یافته و چنان نقشی را ایجاد میکند که قتلعام انسانی را مشروعیت ببخشد. مسئولان این وضعیت را پنهان کرده و هر امکانی را برای پاسخگویی از میان برمیدارد. در رابطه با این رویدادها برخی مسئول بوده و باید پاسخگو باشند، اما چه کسانی مسئول این وضعیت بوده و در این باره کوتاهی کردهاند؟
بدون شک مسئله فقط رویدادهایی نیستند که در مرزها در حال مشاهده آن هستیم، رویدادهایی که در جوار مرزهای لهستان و بلاروس در حال وقوع هستند، تنها یکی از نتایج مسئلهای با نام مسئله پناهندگان است، اما خود علت این رویدادها نیست. به همین دلیل برای آنکه این موضوع بدرستی درک و تعریف شود، نباید به دنبال نتیجه، بلکه باید به علتهای مسئله پرداخت. زیرا رویدادهایی که در مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه روی میدهد، مسئولان اصلی آن، همگی جزو علت هستند.
چرا انسانها ناگزیر میشوند که برای پناهندگی خود را به مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه برسانند؟ آشکار است که این مسئله دو علت اساسی دارد. اول، سیستم مدرنیته سرمایهداری پانصد ساله و دیگری وضعیت عمومی جهانی است. زیرا بر همین اساس در ۵۰۰ سال گذشته تمامی ثروت و داراییهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا را با زور و ستم غارت کرده و به اروپا روانه کردهاند. در این مناطق هم شاهد مرگ انسانها از گرسنگی هستیم و در اروپا هم بهشت مصرفگرایی ایجاد شده است. به همین دلیل است که گرسنگان به بهشت موعود روانه میشوند.
دومین دلیل؛ استبداد حاکمان آمریکای لاتین، آفریقا و آسیاست. این جوامع از یک سو تحت فشارهای شدید و ظلم و ستم بوده و از سوی دیگر منابع آنان به غارت رفته و تنها خانووادههای وابسته از آنان بهرهبرداری میکنند. اینگونه است انسانها دچار گرسنگی و ستم میشوند. با فشار و ستمگری است که از میهن خود به دور افتاده و به سوی اروپا روانه میشوند. در رابطه با سیستم مدرنیته کاپیتالیستی پانصد ساله و دیکتاتوری فاشیستی است که با موج پناهندگان دریای مدیترانه و مرزهای لهستان و بلاروس مواجه هستیم. مسئولان و مقصران این رویدادها هستند که از درام انسانی برای این رویدادهای تلخ استفاده میکنند.
به همین دلیل است که این نیروها را به عنوان مقصران چنین رویدادهایی باید متهم کرده و در رابطه با این رویدادها باید این نیروها، این ذهنیت و سیاستها را مورد بازخواست قرار داد. در این رابطه است که باید به نقش تعیین کننده دیکتاتوری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ اشاره کرد. زیرا فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ نه فقط خود به تنهایی به ساکنان درون مرزهای دولت ترک ستم روا میدارد، بلکه همزمان کشورهای همسایه و به طور کلی افرادی را که از کشورهای آسیایی خواهان پناهجویی هستند، به سوی اروپا سوق میدهد.
بر همین اساس است که بحران پناهجویان ایجاد شده و بر اساس آن کشورهای اتحادیه اروپا را تهدید و با کارت آنها دست به شانتاژ میزند. تلاش میکند تا اتحادیه اروپا شانتاژهای فاشیستی و سیاستهای آنان را که با کورد دشمنی میکند، بپذیرد. به همین دلیل رهبری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ مسئول بحران پناهجویان بوده و باید بیش از همه، در این رابطه بازخواست شوند.
اشاره کردن به این موارد به معنای این است که ترک وطن و مهاجرت از طریق دریای مدیترانه و در سرگشتگی در مرزهای لهستان و بلاروس به هیچ وجه مشروعیت ندارد. پیش از هر چیز این نیروها مقصر و مسئول چنین وضعیتی هستند. ما در هر حال منتقد این وضعیت هستیم و در هر صورت نباید دست از میهن برداشت و آن را ترک کرد. در این باره هدف اصلی این است که در میهن ماند، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کرده و مبارزه کرد، و در نهایت میهن خود را به بهشت تبدیل کرد.
بدون شک میتوان و باید به همنوعانی که در این مناطق دچار آوارگی شدهاند کمک کرد. اما همزمان باید با انتقاد، اشتباه فکری و اشتباه عملی آنان را نشان داده و واقعیت میهن را به آنان بازگو کرد. کوچ از میهن به سوی اروپایی که همه چیز با خون آفریده شده است، در طلب بهشت موعود، مسئلهای نیست که بتوان از آن دفاع کرد، باید بر این مسئله تاکید کرد که چنین وضعیتی بر خلاف میهندوستی است. با توجه به این موارد است که میتوان به درام کوردها اشاره کرد.
در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند.
✍ صلاحالدین أردم
◼️ آیا میتوان به وقایعی که در مرزهای لهستان و بلاروس روی میدهند، نمایش انسانی یا نمایش کوردها نام نهاد؟ بدون تردید نمیتوان، زیرا به تنهایی درام نیست، بلکه قتلعام است. با گفتن نمایش به این رویدادها، وضعیت کنونی تخفیف یافته و چنان نقشی را ایجاد میکند که قتلعام انسانی را مشروعیت ببخشد. مسئولان این وضعیت را پنهان کرده و هر امکانی را برای پاسخگویی از میان برمیدارد. در رابطه با این رویدادها برخی مسئول بوده و باید پاسخگو باشند، اما چه کسانی مسئول این وضعیت بوده و در این باره کوتاهی کردهاند؟
بدون شک مسئله فقط رویدادهایی نیستند که در مرزها در حال مشاهده آن هستیم، رویدادهایی که در جوار مرزهای لهستان و بلاروس در حال وقوع هستند، تنها یکی از نتایج مسئلهای با نام مسئله پناهندگان است، اما خود علت این رویدادها نیست. به همین دلیل برای آنکه این موضوع بدرستی درک و تعریف شود، نباید به دنبال نتیجه، بلکه باید به علتهای مسئله پرداخت. زیرا رویدادهایی که در مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه روی میدهد، مسئولان اصلی آن، همگی جزو علت هستند.
چرا انسانها ناگزیر میشوند که برای پناهندگی خود را به مرزهای لهستان و بلاروس و دریای مدیترانه برسانند؟ آشکار است که این مسئله دو علت اساسی دارد. اول، سیستم مدرنیته سرمایهداری پانصد ساله و دیگری وضعیت عمومی جهانی است. زیرا بر همین اساس در ۵۰۰ سال گذشته تمامی ثروت و داراییهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا را با زور و ستم غارت کرده و به اروپا روانه کردهاند. در این مناطق هم شاهد مرگ انسانها از گرسنگی هستیم و در اروپا هم بهشت مصرفگرایی ایجاد شده است. به همین دلیل است که گرسنگان به بهشت موعود روانه میشوند.
دومین دلیل؛ استبداد حاکمان آمریکای لاتین، آفریقا و آسیاست. این جوامع از یک سو تحت فشارهای شدید و ظلم و ستم بوده و از سوی دیگر منابع آنان به غارت رفته و تنها خانووادههای وابسته از آنان بهرهبرداری میکنند. اینگونه است انسانها دچار گرسنگی و ستم میشوند. با فشار و ستمگری است که از میهن خود به دور افتاده و به سوی اروپا روانه میشوند. در رابطه با سیستم مدرنیته کاپیتالیستی پانصد ساله و دیکتاتوری فاشیستی است که با موج پناهندگان دریای مدیترانه و مرزهای لهستان و بلاروس مواجه هستیم. مسئولان و مقصران این رویدادها هستند که از درام انسانی برای این رویدادهای تلخ استفاده میکنند.
به همین دلیل است که این نیروها را به عنوان مقصران چنین رویدادهایی باید متهم کرده و در رابطه با این رویدادها باید این نیروها، این ذهنیت و سیاستها را مورد بازخواست قرار داد. در این رابطه است که باید به نقش تعیین کننده دیکتاتوری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ اشاره کرد. زیرا فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ نه فقط خود به تنهایی به ساکنان درون مرزهای دولت ترک ستم روا میدارد، بلکه همزمان کشورهای همسایه و به طور کلی افرادی را که از کشورهای آسیایی خواهان پناهجویی هستند، به سوی اروپا سوق میدهد.
بر همین اساس است که بحران پناهجویان ایجاد شده و بر اساس آن کشورهای اتحادیه اروپا را تهدید و با کارت آنها دست به شانتاژ میزند. تلاش میکند تا اتحادیه اروپا شانتاژهای فاشیستی و سیاستهای آنان را که با کورد دشمنی میکند، بپذیرد. به همین دلیل رهبری فاشیست آ.ک.پ/م.ه.پ مسئول بحران پناهجویان بوده و باید بیش از همه، در این رابطه بازخواست شوند.
اشاره کردن به این موارد به معنای این است که ترک وطن و مهاجرت از طریق دریای مدیترانه و در سرگشتگی در مرزهای لهستان و بلاروس به هیچ وجه مشروعیت ندارد. پیش از هر چیز این نیروها مقصر و مسئول چنین وضعیتی هستند. ما در هر حال منتقد این وضعیت هستیم و در هر صورت نباید دست از میهن برداشت و آن را ترک کرد. در این باره هدف اصلی این است که در میهن ماند، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کرده و مبارزه کرد، و در نهایت میهن خود را به بهشت تبدیل کرد.
بدون شک میتوان و باید به همنوعانی که در این مناطق دچار آوارگی شدهاند کمک کرد. اما همزمان باید با انتقاد، اشتباه فکری و اشتباه عملی آنان را نشان داده و واقعیت میهن را به آنان بازگو کرد. کوچ از میهن به سوی اروپایی که همه چیز با خون آفریده شده است، در طلب بهشت موعود، مسئلهای نیست که بتوان از آن دفاع کرد، باید بر این مسئله تاکید کرد که چنین وضعیتی بر خلاف میهندوستی است. با توجه به این موارد است که میتوان به درام کوردها اشاره کرد.
گذار دموکراتیک
میهندوستی کورد در این باره واقعیت بنیادین این است که انسان در زادگاه خود بوده، در مقابل فاشیستها و استعمارگران خود را سازماندهی کند و مبارزه کند و بهشت خود را در میهن خود ایجاد کند. ✍ صلاحالدین أردم 🆔 @GozarDemocratic
گفته میشود که بیشتر پناهجویان بین مرزهای بین لهستان و بلاروس کورد هستند. اکثریت آنان هم از باشور کوردستان، جایی که کوردستان آزاد نام دارد، آمدهاند. اما در کوچ آنان هم فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ دخیل بوده است. میتوان درک کرد که چرا فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ تلاش میکند کورد را از کوردستان خارج کرده و به عاملی در پراکندگی کورد در سراسر جهان تبدیل شود. زیرا دشمن سوگند خورده کورد بوده و هر روز کوردها را به قتل میرساند، خواسته و ناخواسته تلاش میکند تا کورد در هر جایی غیر از کوردستان باشند.
سیستم پانصد ساله مدرنیته کاپیتالیستی هم بیشترین فشارها را بر کوردستان تحمیل کرده است، همین سیستم بوده است که کوردستان را به چهار بخش تبدیل کرده است. این سیستم خلق کورد را نادیده گرفته و کورد را زیر فشار و ستم قرار داده است. این سیستم به هر نحو ممکن از قتلعام کورد توسط دولت ترک حمایت میکند. به همین دلیل است که ستمها و جنایات و غارت مدرنیته سرمایهداری بیش از هر جای دیگری علیه کورد روی داده است. از همین رو است که سیستم مدرنیته سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ تلاش میکنند تا با هم کورد را از کوردستان خارج کرده و دموگرافی منطقه را تخریب کنند. اما در این میان دو مسئله وجود دارد که نباید پذیرفته شود.
نخست نقش رهبری باشور کوردستان است. علیرغم تمام تلاشهای منفی سیستم سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ و م.ه.پ، در صورتیکه رهبری باشور کوردستان سیاستهای درستی را در پیش میگرفت، از خلق کورد و جوانان صیانت میکرد، این پناهجویان دست از کوردستان بر نمیداشتند و به سوی اروپا عازم نمیشدند. به همین دلیل رهبری پارت دمکرات کوردستان، مسئول بخشی از این کوچ است. با ضعف دمکراسی، با ازدیاد فشار و ستمگریها، با تاراج، با گسترش دستاندازیهای خانواده بارزانی، خلق در باشور کوردستان به ورطه فقر و فلاکت بیشتر در افتادهاند. و اگر اینگونه نبود، چرا از کوردستانی که خود مانند بهشت است فرار میکردند؟
دوم؛ هم برخاسته از ذهنیت و موضع افرادی است که به جای موضعگیری و مبارزه علیه خواست ضد دمکراتیک پارت دمکرات کوردستان، دست از کوردستان برداشته و به سوریه اروپا فرار میکنند. کاملا آشکار است که این ذهنیت و عقلانیت کاملا اشتباه است. زیرا جامعهای را که در معرض خطر است، در استانه خطرات و تهدیدهای بزرگتر قرار میدهند. زیرا فرار از کوردستان به معنای فرار از میهندوستی، فرار از مبارزه آزادی و دمکراسی است. بدون تردید از موضع میهندوستی نمیتوان این مسئله را پذیرفت. میهن دوستی کورد نمیتواند بر این مدار بچرخد. هر روز دهها جوان کورد برای آزادی کوردستان جان خود را فدا میکنند، و در مقابل پناهجویان برای انکه در اروپا زندگی کنند، نباید کوردستان را ترک کنند.
لازم است که خطمشی میهندوستانه رهبر آپو در تمام سطح جامعه سرمشق قرار بگیرد. صدها و هزاران نمونه میهندوستی دیگر هم وجود دارند، آخرین نمونه آن، دوست صادق رهبر آپو، میهندوست گرانقدر کورد، یوسف گلو است. شخصیت این شهید مبارز، مهمترین معیار میهندوستی به شمار میرود. لازم است که میهندوستی کورد را بر اساس معیارهای یوسف گُلو تعریف کرد و بر ان اساس حرکت کرد.
بر همین مبنا شهید میهندوستمان و نوههای وی را بار دیگر با احترام یاد میکنیم، و اعلام میکنیم که ما موضع وی را به معیاری برای میهندوستی تبدیل کرده و یاد و خاطره وی را در کوردستان به تجربه پیش رویمان تبدیل میکنیم.◻️
منبع: ozgurpolitika
ANF
🆔 @GozarDemocratic
سیستم پانصد ساله مدرنیته کاپیتالیستی هم بیشترین فشارها را بر کوردستان تحمیل کرده است، همین سیستم بوده است که کوردستان را به چهار بخش تبدیل کرده است. این سیستم خلق کورد را نادیده گرفته و کورد را زیر فشار و ستم قرار داده است. این سیستم به هر نحو ممکن از قتلعام کورد توسط دولت ترک حمایت میکند. به همین دلیل است که ستمها و جنایات و غارت مدرنیته سرمایهداری بیش از هر جای دیگری علیه کورد روی داده است. از همین رو است که سیستم مدرنیته سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ/م.ه.پ تلاش میکنند تا با هم کورد را از کوردستان خارج کرده و دموگرافی منطقه را تخریب کنند. اما در این میان دو مسئله وجود دارد که نباید پذیرفته شود.
نخست نقش رهبری باشور کوردستان است. علیرغم تمام تلاشهای منفی سیستم سرمایهداری و فاشیسم آ.ک.پ و م.ه.پ، در صورتیکه رهبری باشور کوردستان سیاستهای درستی را در پیش میگرفت، از خلق کورد و جوانان صیانت میکرد، این پناهجویان دست از کوردستان بر نمیداشتند و به سوی اروپا عازم نمیشدند. به همین دلیل رهبری پارت دمکرات کوردستان، مسئول بخشی از این کوچ است. با ضعف دمکراسی، با ازدیاد فشار و ستمگریها، با تاراج، با گسترش دستاندازیهای خانواده بارزانی، خلق در باشور کوردستان به ورطه فقر و فلاکت بیشتر در افتادهاند. و اگر اینگونه نبود، چرا از کوردستانی که خود مانند بهشت است فرار میکردند؟
دوم؛ هم برخاسته از ذهنیت و موضع افرادی است که به جای موضعگیری و مبارزه علیه خواست ضد دمکراتیک پارت دمکرات کوردستان، دست از کوردستان برداشته و به سوریه اروپا فرار میکنند. کاملا آشکار است که این ذهنیت و عقلانیت کاملا اشتباه است. زیرا جامعهای را که در معرض خطر است، در استانه خطرات و تهدیدهای بزرگتر قرار میدهند. زیرا فرار از کوردستان به معنای فرار از میهندوستی، فرار از مبارزه آزادی و دمکراسی است. بدون تردید از موضع میهندوستی نمیتوان این مسئله را پذیرفت. میهن دوستی کورد نمیتواند بر این مدار بچرخد. هر روز دهها جوان کورد برای آزادی کوردستان جان خود را فدا میکنند، و در مقابل پناهجویان برای انکه در اروپا زندگی کنند، نباید کوردستان را ترک کنند.
لازم است که خطمشی میهندوستانه رهبر آپو در تمام سطح جامعه سرمشق قرار بگیرد. صدها و هزاران نمونه میهندوستی دیگر هم وجود دارند، آخرین نمونه آن، دوست صادق رهبر آپو، میهندوست گرانقدر کورد، یوسف گلو است. شخصیت این شهید مبارز، مهمترین معیار میهندوستی به شمار میرود. لازم است که میهندوستی کورد را بر اساس معیارهای یوسف گُلو تعریف کرد و بر ان اساس حرکت کرد.
بر همین مبنا شهید میهندوستمان و نوههای وی را بار دیگر با احترام یاد میکنیم، و اعلام میکنیم که ما موضع وی را به معیاری برای میهندوستی تبدیل کرده و یاد و خاطره وی را در کوردستان به تجربه پیش رویمان تبدیل میکنیم.◻️
منبع: ozgurpolitika
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥 ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ٧
بابەت: ڕاستی شەڕ و ئاشتی، ئامانجی شەڕی تایبەت
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٠
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ٧
بابەت: ڕاستی شەڕ و ئاشتی، ئامانجی شەڕی تایبەت
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-١٠
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻هاوسەرۆکی کۆدار: بە کۆچبەرکردنی گەنجان دەیانەوێ کۆمەڵگە لە پۆتانسیەلی ناڕەزایەتی و سەرهەڵدان بەتاڵ بکەنەوە
▪️فواد بێریتان هاوسەرۆکی کۆمەڵگەی دیموکراتیک و ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-کۆدار، بەشداری ئەم هەفتەی بەرنامەی هێڵی سێی تەلەفزیۆنەکەمان بوو. تاوتوێکردنی ڕەوشی هەنووکەیی ناوچەکە، بەتایبەت ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان تەوەری سەرەکیی بەرنامەکە بوو.
@aryentvnews
▪️فواد بێریتان هاوسەرۆکی کۆمەڵگەی دیموکراتیک و ئازادی ڕۆژهەڵاتی کوردستان-کۆدار، بەشداری ئەم هەفتەی بەرنامەی هێڵی سێی تەلەفزیۆنەکەمان بوو. تاوتوێکردنی ڕەوشی هەنووکەیی ناوچەکە، بەتایبەت ئێران و ڕۆژهەڵاتی کوردستان تەوەری سەرەکیی بەرنامەکە بوو.
@aryentvnews
Forwarded from انقلابـــــ روژآوا
🚩 #یاد
۲۷ آبان ۱٤۰۰
بیستمین سالروز پرواز قلندرانەی ققنوس یاری
🚩 استاد سید خلیل عالینژاد
❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
۲۷ آبان ۱٤۰۰
بیستمین سالروز پرواز قلندرانەی ققنوس یاری
🚩 استاد سید خلیل عالینژاد
❑ انقلابــــ روژآوا
https://t.me/enqelabrojava
حمایت کودار از کمپین بینالمللی آزادی برای اوجالان و حذف نام پ.ک.ک از فهرست ترور اروپا
فواد بریتان، رئیس مشترک کودار در گفتگو با تلویزیون آرین بر خودمدیریتیهای دمکراتیك بومی برای حل مسائل ایران تأکید کرد.
فواد بریتان، ریاست مشترک جامعه آزاد و دمکراتیك روژهلات کوردستان در مصاحبه با برنامه "خط سوم" آرین تیوی تشدید برخوردهای قهری داخلی توسط حکومت ایران را نوعی انتقام از شکست در سیاست خارجی خود عنوان کرد. بریتان همچنین پشتیبانی کودار از دو کمپین بینالمللی آزادی برای اوجالان و حذف نام پ.ک.ک از فهرست تروریستی اتحادیه اروپا را اعلام کرد.
فواد بریتان با اشاره به ناکارآمدی رویکردهای سنتی دولت-ملت ایران و ناممکن دانستن رسیدن به دمکراسی از طریق مداخلات قدرتهای خارجی، بر لزوم پیدا کردن راهکارهای بومی تأکید کرد و افزود حکومت ایران که با فشارهای خارجی مواجه شده به دنبال گرفتن انتقام در داخل بوده و برخورد قهری با مطالبات اجتماعی انجام میدهد.
رئیس مشترک کودار افزایش برخوردهای امنیتی را در رابطه با رویکرد خشونت آمیزتر حکومت به دنبال روی کار آوردن ابراهیم رئیسی عنوان کرد و گفت توسل به سرکوب و تلاش برای خفه کردن صدای اعتراض نشان میدهد که حاکمیت هیچ برنامه ای برای چارەیابی بحرانهای داخلی ندارد.
فواد بریتان هرگونه تحول در ایران بدون تغییر در روش حکمرانی را غیر ممکن دانست و گفت کودار مدل کنفدرالیسم و خودمدیریتیهای دمکراتیک که نمونه آن در روژاوا و برخی کشورهای اروپایی وجود دارد را برای گذار ایران از شرایط کنونی کارساز میداند.
وی همچنین به سئوالی در مورد کمپین بین المللی برای آزادی عبدالله اوجالان پاسخ داد و گفت ما آزادی رهبر آپو را موجب آزادی یکایک افراد جامعه میدانیم چون فکر و اندیشەی رهبر آپو میتواند راهی برای رفع بحران های منطقه باشد.
فواد بریتان ضمن قبول انتقادها، افزود: "اگر ما بتوانیم تزهای رهبر آپو و راهکارهایی که برای همزیستی دارد را به خلقهای ایران اعم از مردم آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و سایر اجتماعات موجود برسانیم و اگر افقی که رهبر آپو در مورد دمکراسی با محوریت آزادی زن و محیط زیست ترسیم کرده است را به دیگران منتقل کنیم، جامعه آن را درک خواهد کرد، متعلق به خود خواهد دانست و برای تحقق آن خواهد کوشید."
رئیس مشترک کودار در مورد تلاشها برای حذف نام حزب کارگران کوردستان از فهرست تروریستی اروپا نیز به منافع مشترک ترکیه و جهان سرمایهداری در زمینه تروریزه کردن پ.ک.ک اشاره کرد و گفت: "پ.ک.ک تنها حزبی بود که موفق شد خلق کورد را بخصوص در باکور از نسلکشی نجات دهد. مردمی که هویت خود را از دست میدادند را دوباره زنده کرد. رهبر آپو توانست با بنیان گذاری پ.ک.ک مبارزه را به چهار بخش کوردستان و سراسر منطقه گسترش دهد. پ.ک.ک نقش چشمگیری در زمینه همزیستی خلقها برعهده گرفته و در برابر ستمگری اشغالگران و هجوم گروههایی مانند داعش ایستاده است. وقتی داعش به شنگال و کوبانی حمله کرد، گریلاهای پ.ک.ک بودند که جلوی آن را گرفتند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
فواد بریتان، رئیس مشترک کودار در گفتگو با تلویزیون آرین بر خودمدیریتیهای دمکراتیك بومی برای حل مسائل ایران تأکید کرد.
فواد بریتان، ریاست مشترک جامعه آزاد و دمکراتیك روژهلات کوردستان در مصاحبه با برنامه "خط سوم" آرین تیوی تشدید برخوردهای قهری داخلی توسط حکومت ایران را نوعی انتقام از شکست در سیاست خارجی خود عنوان کرد. بریتان همچنین پشتیبانی کودار از دو کمپین بینالمللی آزادی برای اوجالان و حذف نام پ.ک.ک از فهرست تروریستی اتحادیه اروپا را اعلام کرد.
فواد بریتان با اشاره به ناکارآمدی رویکردهای سنتی دولت-ملت ایران و ناممکن دانستن رسیدن به دمکراسی از طریق مداخلات قدرتهای خارجی، بر لزوم پیدا کردن راهکارهای بومی تأکید کرد و افزود حکومت ایران که با فشارهای خارجی مواجه شده به دنبال گرفتن انتقام در داخل بوده و برخورد قهری با مطالبات اجتماعی انجام میدهد.
رئیس مشترک کودار افزایش برخوردهای امنیتی را در رابطه با رویکرد خشونت آمیزتر حکومت به دنبال روی کار آوردن ابراهیم رئیسی عنوان کرد و گفت توسل به سرکوب و تلاش برای خفه کردن صدای اعتراض نشان میدهد که حاکمیت هیچ برنامه ای برای چارەیابی بحرانهای داخلی ندارد.
فواد بریتان هرگونه تحول در ایران بدون تغییر در روش حکمرانی را غیر ممکن دانست و گفت کودار مدل کنفدرالیسم و خودمدیریتیهای دمکراتیک که نمونه آن در روژاوا و برخی کشورهای اروپایی وجود دارد را برای گذار ایران از شرایط کنونی کارساز میداند.
وی همچنین به سئوالی در مورد کمپین بین المللی برای آزادی عبدالله اوجالان پاسخ داد و گفت ما آزادی رهبر آپو را موجب آزادی یکایک افراد جامعه میدانیم چون فکر و اندیشەی رهبر آپو میتواند راهی برای رفع بحران های منطقه باشد.
فواد بریتان ضمن قبول انتقادها، افزود: "اگر ما بتوانیم تزهای رهبر آپو و راهکارهایی که برای همزیستی دارد را به خلقهای ایران اعم از مردم آذری، بلوچ، عرب، ترکمن و سایر اجتماعات موجود برسانیم و اگر افقی که رهبر آپو در مورد دمکراسی با محوریت آزادی زن و محیط زیست ترسیم کرده است را به دیگران منتقل کنیم، جامعه آن را درک خواهد کرد، متعلق به خود خواهد دانست و برای تحقق آن خواهد کوشید."
رئیس مشترک کودار در مورد تلاشها برای حذف نام حزب کارگران کوردستان از فهرست تروریستی اروپا نیز به منافع مشترک ترکیه و جهان سرمایهداری در زمینه تروریزه کردن پ.ک.ک اشاره کرد و گفت: "پ.ک.ک تنها حزبی بود که موفق شد خلق کورد را بخصوص در باکور از نسلکشی نجات دهد. مردمی که هویت خود را از دست میدادند را دوباره زنده کرد. رهبر آپو توانست با بنیان گذاری پ.ک.ک مبارزه را به چهار بخش کوردستان و سراسر منطقه گسترش دهد. پ.ک.ک نقش چشمگیری در زمینه همزیستی خلقها برعهده گرفته و در برابر ستمگری اشغالگران و هجوم گروههایی مانند داعش ایستاده است. وقتی داعش به شنگال و کوبانی حمله کرد، گریلاهای پ.ک.ک بودند که جلوی آن را گرفتند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
حبس، محکومیت، بازجویی و اعمال محدودیت در بند زنان زندان اورمیه
خبرها از حبس و محکومیت دو تن در بوکان، احضار و بازجویی از یک شهروند در سردشت و تحمیل شرایط سخت بر زندانیان بند زنان زندان مرکزی اورمیه حکایت دارند.
طی روزهای گذشته تعداد نامعلومی که دستکم دهها نفر بودهاند در نواحی مختلف کوردستان هدف حمله نیروهای امنیتی ایران قرار گرفتهاند.
شبکه حقوق بشر کوردستان گزارش داده که سمکو معروفی، فعال فرهنگی و عضو "انجمن زیست محیطی ولات" دیروز برای اجرای حکم یک سال حبس روانه زندان بوکان شد.
او که به دنبال بازداشت در اسفندماه پارسال با قرار وثیقه آزاد شده بود به "تبلیغ علیه نظام" متهم شده است.
سمکو معروفی از جمله فعالین مدنی بود که دو سال پیش در جریان اعتراضات به هجوم ترکیه به شهر سرکانی روژاوا در بوکان بازداشت و به اتهام آنچه "اخلال در نظم عمومی" خوانده شد، بیش از یکسال در زندان بود.
در عین حال یک شهروند بوکانی دیگر به نام چیا آقابیگ توسط دادگاه انقلاب این شهر به یک سال و دو ماه حبس، ٧٠ ضربه شلاق و پرداخت ٣٠ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
هرانا به نقل از منابع کورد نوشته که اتهام چیا آقابیگ، "تبلیغ علیه نظام به نفع یکی از احزاب اپوزیسیون" عنوان شد.
این منبع همچنین از احضار یک شهروند سردشتی به نام علی مولانیا خبر داده و گفته که او توسط اداره اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته است. تاکنون معلوم نیست که چه اتهاماتی علیه علی مولانیا که دو هفته پیش هم ساعاتی مورد بازجویی قرار گرفته بود مطرح شده است.
طی روزهای گذشته در حالی موجی از دستگیری، احضار و بازجویی در کوردستان براه افتاده که نیروهای امنیتی در زندانها نیز بر شدت فشارها افزودهاند.
از جمله رئیس زندان مرکزی اورمیه، محدودیتهای جدیدی در بند زنان این زندان اعمال کرده و زمان هواخوری و تماس تلفنی زندانیان را کاهش داده است.
شبکه حقوق بشر کوردستان طی گزارشی در اینباره اعلام کرد مسئولین زندان، عدم شرکت زندانیان زن در کلاس قرآن را بهانهای برای اعمال این محدویتهای جدید دانستهاند.
خانواده یکی از این زندانیان به این منبع گفته علیرغم اعتصاب اعتراضی دو روزه زندانیان علیه محدودیتهای سختی که اعمال شده، تاکنون تغییری در این وضعیت به وجود نیامده است.
طبق این گزارش، کارمندان مرد زندان نیز روزانه زندانیان زن را مورد توهین و بیاحترامی قرار داده و آنها را "بیاخلاق" خطاب میکنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
خبرها از حبس و محکومیت دو تن در بوکان، احضار و بازجویی از یک شهروند در سردشت و تحمیل شرایط سخت بر زندانیان بند زنان زندان مرکزی اورمیه حکایت دارند.
طی روزهای گذشته تعداد نامعلومی که دستکم دهها نفر بودهاند در نواحی مختلف کوردستان هدف حمله نیروهای امنیتی ایران قرار گرفتهاند.
شبکه حقوق بشر کوردستان گزارش داده که سمکو معروفی، فعال فرهنگی و عضو "انجمن زیست محیطی ولات" دیروز برای اجرای حکم یک سال حبس روانه زندان بوکان شد.
او که به دنبال بازداشت در اسفندماه پارسال با قرار وثیقه آزاد شده بود به "تبلیغ علیه نظام" متهم شده است.
سمکو معروفی از جمله فعالین مدنی بود که دو سال پیش در جریان اعتراضات به هجوم ترکیه به شهر سرکانی روژاوا در بوکان بازداشت و به اتهام آنچه "اخلال در نظم عمومی" خوانده شد، بیش از یکسال در زندان بود.
در عین حال یک شهروند بوکانی دیگر به نام چیا آقابیگ توسط دادگاه انقلاب این شهر به یک سال و دو ماه حبس، ٧٠ ضربه شلاق و پرداخت ٣٠ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.
هرانا به نقل از منابع کورد نوشته که اتهام چیا آقابیگ، "تبلیغ علیه نظام به نفع یکی از احزاب اپوزیسیون" عنوان شد.
این منبع همچنین از احضار یک شهروند سردشتی به نام علی مولانیا خبر داده و گفته که او توسط اداره اطلاعات مورد بازجویی قرار گرفته است. تاکنون معلوم نیست که چه اتهاماتی علیه علی مولانیا که دو هفته پیش هم ساعاتی مورد بازجویی قرار گرفته بود مطرح شده است.
طی روزهای گذشته در حالی موجی از دستگیری، احضار و بازجویی در کوردستان براه افتاده که نیروهای امنیتی در زندانها نیز بر شدت فشارها افزودهاند.
از جمله رئیس زندان مرکزی اورمیه، محدودیتهای جدیدی در بند زنان این زندان اعمال کرده و زمان هواخوری و تماس تلفنی زندانیان را کاهش داده است.
شبکه حقوق بشر کوردستان طی گزارشی در اینباره اعلام کرد مسئولین زندان، عدم شرکت زندانیان زن در کلاس قرآن را بهانهای برای اعمال این محدویتهای جدید دانستهاند.
خانواده یکی از این زندانیان به این منبع گفته علیرغم اعتصاب اعتراضی دو روزه زندانیان علیه محدودیتهای سختی که اعمال شده، تاکنون تغییری در این وضعیت به وجود نیامده است.
طبق این گزارش، کارمندان مرد زندان نیز روزانه زندانیان زن را مورد توهین و بیاحترامی قرار داده و آنها را "بیاخلاق" خطاب میکنند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎