گذار دموکراتیک
چه کسی تروریست است؟! ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
چه کسی تروریست است؟!
✍ سیروان چیا
گزارهی «حقیقت مطلقا با من است و بس» همواره از طرف مراجع قدرت بیان گشته وتبدیل به گزارهای شده جهت ایجاد جو ترس، ترور و حذف غیر خودیها. غصب نهادهای علمی و آکادمیکی از طرف سیستم سرمایهداری جهتدهی عمدی و وارونهسازی حقایق را به همراه داشته است. این طرز نگرش که برعلوم انسانی حاکم است، جهانبینی انسان امروزین را تغییر داده. با رویدادن انقلاب تکنولوژیکی در زمینهی وسایل ارتباطی و به موازات آن رشد فضای مجازی، در واقع انسان عصر کنونی با حقیقتی تحریف شده رودررو مانده است. مفاهیمی چون آزادی، دمکراسی، ترور، جنگ مشروع و یا غیر مشروع از منظرگاه نیروهای سلطه تعریف میشوند. شاخههای مختلف علوم انسانی مانند جامعه شناسی، روانشناسی، فلسفه، علوم سیاسی و … که در صدد مشروعیتبخشی به مفاهیم فوق هستند، بیشترین سهم را در این روند وارونهسازی دارند.
زمانی که اسم رمز شاخهی زیتون برای عملیات اشغالگری شهر و ژینوساید ملتی به کار میرود، در واقع تهی نمودن زیتون بعنوان نماد دربرگیرندهی بار معناییست که سالیانیست همراه داشته. شاخهی زیتون همواره سمبولی از آشتی بوده اما آیا میتواند برای کودکانی که تازه چشم بر سمبلهای فرضی زائیدهی ذهن انسان گشودهاند، همان معنا را بازتاب دهد؟! مسلما خیر. آن هنگام که کبوتری با شاخهی زیتون در منقار بر دکل کشتی نوح نشت پیام پایان طوفان و شروع دوران آرام و حیات را با خود داشت. اما در مقابل کودکان عفرین در گیرودار تلاطم پیشروی تاریخ شاخههای زیتون را بر روی تانکهای ارتش اشغالگر ترک دیدند که پایان دوره آرامش و فراوانی و شروع جنگ و نیستی و آوارگی بود بدین صورت برای کودکی عفرینی شاخه زیتون نماد مرگ و آوارگی است نه آشتی. در واقع استحالهی نماد و تهی نمودن از معنا بدین صورت شکل گرفت. وقتی مدافعین شهر و میهن، زبان و فرهنگ یاغی و تروریست نامیده شده و اشغالگران به عنوان نیروهای رهاییبخش معرفی میشوند، وضعیت جهان امروز را چه میتوان نامید؟! جز جلاد در مسند قاضی جای گرفته و شاکی مجرم است.
جنبشهای آزادیخواهی خلق کورد همواره برچسپ ترور و تروریست بودن خوردهاند و این برخورد به نوعی در ذهن مبارزان کورد به جا شده و در واقع با چنین ادبیاتی کنار آمده است. وی به خوبی میداند که مبارزهای برحق را برای بودن و دیده شدن در مقابل نفی و نادیده انگاشته شدن انجام میدهد. مبارز کورد به صورت آگاهانه بر این مقوله واقف است جنگ پیشرو را نه برای تسخیر و غلبه، غارت و غصب مال دیگری انجام میدهد، بلکه در میدان جنگی قرار گرفته که اگر نجنگد، هستیاش با نابودی روبروست. ازهمینروست که علیرغم تمامی برچسپهائی که بر آنها و مبارزات برحقشان نهاده میشود، به راه خود ادامه میدهند. به قول یکی از رفقای همرزم: ” سالهای دههی نود میلادی مبارزات گریلائی نیروهای حزب کارگران کوردستان ( پ ک ک ) در شمال کوردستان، بسیار گرم و تقریبا میتوان گفت که روزانه در حال درگیری با دولت سپری میشد. در خلأ و عدم وجود رسانهای کوردستانی که به دور از سیاستهای اشغالگرانهی دولت ترک بتواند زبان گویای، وضعیت خلق کورد و انقلابی که در سرآغاز آن قرار داشتند، اخبار را از رسانههایی چون بی بی سی ترک پیگیری مینمودیم. استفاده از واژهی تروریست برای عنوان کردن گریلاهای این جنبش، برای ما که آن وقتها به عنوان میهندوست و سمپاتیزان به همکاری با گریلاها میپرداختیم نه تنها سبب دودلی و تردید در ما نشد، بلکه احساس غرور هم مینمودیم. زیرا بر این واقعیت دشمن آگاه بودیم که دشمن است و کارش دشمنی. این وضعیت بگونهای بود که اگر روزی خبری از تروریستها پخش نمیشد، نگران میشدیم. ”
به کارگیری برچسپ ترور و تروریست جهت عنوانگذاری جنبش آزادیخواهی کوردستان به پیشاهنگی پ ک ک که تکیه بر فلسفهی رهبر عبدالله اوجالان دارد، از طرف اشغالگران حاکم بر کوردستان و نظام سرمایهداری به پیشاهنگی ناتو، مغرضانه و در چارچوب سیاست اشغالگرانه در راستای نابودی این جنبش جهتدهی شده است. جنبش مورد هدف این نیروهای اشغالگر، توانسته با فلسفهی نوین مبارزاتی راستین خود، کورد بودن را از وضعیت بغرنج ابژه گی خارج نموده و در هیئت سوبژه تبدیل به بازیگری فعال در صحنهی سیاسی جهان نماید. لذا لازم است برچسب ترور که بر جنبش نوین کوردستان زده شده از این زاویه مورد کنکاش قرار گیرد. دولتهای سرمایهدار و در مرکز آنها آمریکا و آلمان و دیگر اعضای ناتو در وضعیتی پ ک ک و ارگانها وسازمانهائی که مبتنی بر این فلسفه خود را سازماندهی کردهاند، در لیست ترور قرار داده و بدین شیوه به اعمال فشار میپردازند. البته این در حالیست که پ ک ک تا به حال عملیات خشونتآمیزی را علیه این کشورها انجام نداده. همچنین در هیچ دادگاه بین المللی عملکردهای پ ک ک بعنوان جنبشی تروریستی محکوم نشده است.
✍ سیروان چیا
گزارهی «حقیقت مطلقا با من است و بس» همواره از طرف مراجع قدرت بیان گشته وتبدیل به گزارهای شده جهت ایجاد جو ترس، ترور و حذف غیر خودیها. غصب نهادهای علمی و آکادمیکی از طرف سیستم سرمایهداری جهتدهی عمدی و وارونهسازی حقایق را به همراه داشته است. این طرز نگرش که برعلوم انسانی حاکم است، جهانبینی انسان امروزین را تغییر داده. با رویدادن انقلاب تکنولوژیکی در زمینهی وسایل ارتباطی و به موازات آن رشد فضای مجازی، در واقع انسان عصر کنونی با حقیقتی تحریف شده رودررو مانده است. مفاهیمی چون آزادی، دمکراسی، ترور، جنگ مشروع و یا غیر مشروع از منظرگاه نیروهای سلطه تعریف میشوند. شاخههای مختلف علوم انسانی مانند جامعه شناسی، روانشناسی، فلسفه، علوم سیاسی و … که در صدد مشروعیتبخشی به مفاهیم فوق هستند، بیشترین سهم را در این روند وارونهسازی دارند.
زمانی که اسم رمز شاخهی زیتون برای عملیات اشغالگری شهر و ژینوساید ملتی به کار میرود، در واقع تهی نمودن زیتون بعنوان نماد دربرگیرندهی بار معناییست که سالیانیست همراه داشته. شاخهی زیتون همواره سمبولی از آشتی بوده اما آیا میتواند برای کودکانی که تازه چشم بر سمبلهای فرضی زائیدهی ذهن انسان گشودهاند، همان معنا را بازتاب دهد؟! مسلما خیر. آن هنگام که کبوتری با شاخهی زیتون در منقار بر دکل کشتی نوح نشت پیام پایان طوفان و شروع دوران آرام و حیات را با خود داشت. اما در مقابل کودکان عفرین در گیرودار تلاطم پیشروی تاریخ شاخههای زیتون را بر روی تانکهای ارتش اشغالگر ترک دیدند که پایان دوره آرامش و فراوانی و شروع جنگ و نیستی و آوارگی بود بدین صورت برای کودکی عفرینی شاخه زیتون نماد مرگ و آوارگی است نه آشتی. در واقع استحالهی نماد و تهی نمودن از معنا بدین صورت شکل گرفت. وقتی مدافعین شهر و میهن، زبان و فرهنگ یاغی و تروریست نامیده شده و اشغالگران به عنوان نیروهای رهاییبخش معرفی میشوند، وضعیت جهان امروز را چه میتوان نامید؟! جز جلاد در مسند قاضی جای گرفته و شاکی مجرم است.
جنبشهای آزادیخواهی خلق کورد همواره برچسپ ترور و تروریست بودن خوردهاند و این برخورد به نوعی در ذهن مبارزان کورد به جا شده و در واقع با چنین ادبیاتی کنار آمده است. وی به خوبی میداند که مبارزهای برحق را برای بودن و دیده شدن در مقابل نفی و نادیده انگاشته شدن انجام میدهد. مبارز کورد به صورت آگاهانه بر این مقوله واقف است جنگ پیشرو را نه برای تسخیر و غلبه، غارت و غصب مال دیگری انجام میدهد، بلکه در میدان جنگی قرار گرفته که اگر نجنگد، هستیاش با نابودی روبروست. ازهمینروست که علیرغم تمامی برچسپهائی که بر آنها و مبارزات برحقشان نهاده میشود، به راه خود ادامه میدهند. به قول یکی از رفقای همرزم: ” سالهای دههی نود میلادی مبارزات گریلائی نیروهای حزب کارگران کوردستان ( پ ک ک ) در شمال کوردستان، بسیار گرم و تقریبا میتوان گفت که روزانه در حال درگیری با دولت سپری میشد. در خلأ و عدم وجود رسانهای کوردستانی که به دور از سیاستهای اشغالگرانهی دولت ترک بتواند زبان گویای، وضعیت خلق کورد و انقلابی که در سرآغاز آن قرار داشتند، اخبار را از رسانههایی چون بی بی سی ترک پیگیری مینمودیم. استفاده از واژهی تروریست برای عنوان کردن گریلاهای این جنبش، برای ما که آن وقتها به عنوان میهندوست و سمپاتیزان به همکاری با گریلاها میپرداختیم نه تنها سبب دودلی و تردید در ما نشد، بلکه احساس غرور هم مینمودیم. زیرا بر این واقعیت دشمن آگاه بودیم که دشمن است و کارش دشمنی. این وضعیت بگونهای بود که اگر روزی خبری از تروریستها پخش نمیشد، نگران میشدیم. ”
به کارگیری برچسپ ترور و تروریست جهت عنوانگذاری جنبش آزادیخواهی کوردستان به پیشاهنگی پ ک ک که تکیه بر فلسفهی رهبر عبدالله اوجالان دارد، از طرف اشغالگران حاکم بر کوردستان و نظام سرمایهداری به پیشاهنگی ناتو، مغرضانه و در چارچوب سیاست اشغالگرانه در راستای نابودی این جنبش جهتدهی شده است. جنبش مورد هدف این نیروهای اشغالگر، توانسته با فلسفهی نوین مبارزاتی راستین خود، کورد بودن را از وضعیت بغرنج ابژه گی خارج نموده و در هیئت سوبژه تبدیل به بازیگری فعال در صحنهی سیاسی جهان نماید. لذا لازم است برچسب ترور که بر جنبش نوین کوردستان زده شده از این زاویه مورد کنکاش قرار گیرد. دولتهای سرمایهدار و در مرکز آنها آمریکا و آلمان و دیگر اعضای ناتو در وضعیتی پ ک ک و ارگانها وسازمانهائی که مبتنی بر این فلسفه خود را سازماندهی کردهاند، در لیست ترور قرار داده و بدین شیوه به اعمال فشار میپردازند. البته این در حالیست که پ ک ک تا به حال عملیات خشونتآمیزی را علیه این کشورها انجام نداده. همچنین در هیچ دادگاه بین المللی عملکردهای پ ک ک بعنوان جنبشی تروریستی محکوم نشده است.
گذار دموکراتیک
چه کسی تروریست است؟! ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
دادگاه ترور اولُف پالمه که قریب سه دهه پ ک ک را در اذهان اتهام قرار داده بود، در پایان با حکم برائتِ پ ک ک به پایان رسید. حال در این سه دهه برچسپزنی و ایزوله نمودن جنبش آزادیخواهی و خسارات جبرانناپذیر هم مادی و هم معنوی بر خلق کورد چه کسی پاسخگوست؟
این بر کسی پوشیده نیست که جنبش آزادیخواهی کوردستان همواره در راستای کسب هویتی مبتنی بر آزادهگی بوده و پارادایم مبارزاتیاش نیز تحول ذهنیتیست که وجود خود را در نفی دیگری تعریف نموده. پارادایم مبارزاتی پ ک ک در سطح منطقهای و جهان تاثیرگذار بوده و توانست در ابعاد سیاسی – فرهنگی و اجتماعی تحولات بزرگی را صورت بخشد. در سایهی نظام سزمایهداری جهان امروز با بحرانهای زیستمحیطی و مدیریت سیاسی روبروست و نظام مردسالارانه، عرصه را بر حضور زن بمثابهی سوبژه تنگ نموده و تنها گزینهی ابژگی وکالاشدگی را بر وی ارزانی نموده است. بدینصورت زیست سیاسی، فرهنگی و اجتماعی انسان در آستانهی نابودی قرار گرفته است. پ ک ک در این بحران ذهنیتی قد علم نموده و با ایستادگی در برابر تمامی این ناملایمات در حال حاضر تبدیل به مرکز ثقل و منبع الهامبخش برای جنبشهای نوخواه منطقهای و جهانی مبدل شده است. لذا بحث بر موضوع از میان برداشتن برچسپ تروریست بودن پ ک ک بدون در نظر گرفتن این فاکتورها قابل درک نیست. بدین صورت تلاشی که برای خارج نمودن پ ک ک از لیست ترور صورت میگیرد مبتنی بر تغییر رفتار پ ک ک نمیباشد، بلکه متاثر از میزان تاثیرگذاری این جنبش است.
پ ک ک فراتر از اینکه در قالب حزب تعریف شود جنبشی ذهنیتی است که بایستی آن را در چارچوب جنبشی روشنفکر – عملگرا تحلیل نمود. رهبر اوجالان همواره سعی داشته بین فکر و ذهن، تئوری و عمل رابطهی معناداری را ایجاد نماید. این رویه در ساختار- پ ک ک تبدیل به رویهای مبارزاتی شده. در دورهای از تاریخ نه چندان دور و با فروپاشی نظام سوسیالیستی رئال در شوروی، اکثر روشنفکرانی که سعی بر تنویر افکار جامعه داشتند، در کوبیدن آخرین میخ بر تابوت سوسیالیسم با هم رقابت مینمودند. علل الخصوص روشنفکران خاورمیانه تحت تاثیر هژمونی نظام سرمایهداری تبدیل به پیروانی از تئوریهای هانگتینتون و فوکویاما – به سررسیدن دوران ایدئولوژی و این ایده که نظام سرمایهداری پایان تاریخ است – شده بودند. در این میانه رهبری پ ک ک و مبارزین این جنبش بودند که بدون توجه به این هیاهوها و با انسجام بیشتری دم از وجود شیوهی نوین مبارزاتی و ایجاد نظام سیاسی ـ ذهنیتی جایگزین زدند. بدونشک در دههی نود میلادی و بعد از فروپاشی شوروی، بیان این ایده که نظام سرمایهداری پایان تاریخ نبوده و سرنوشت انسان محکوم به این نظام نیست، آسان نبود. اما اینک معلوم میشود که در برابر آن الگوهای دیگری نیز قد علم نموده و موجودیت خود را اعلان مینمایند. بعد از انقلاب روژآوا و خودمدیریتی دمکراتیک، مشارکت فعال زنان در امور جامعه و توان دفاعی یگانهای دفاعی خلق در مقابله با داعش و ارتش اشغالگر ترکیه و همچنین ایجاد سیستمی بدون دولت، برگ نوینی در مبارزات چپ جهانی، آنارشیستها، فعالین حقوق زنان و فعالین مدنی و زیستمحیطی رقم خورد. هر چند این تحولات با فشارهای دولت ترکیه روبرو شده واز طرف نظام هژمونگرای سرمایهداری سنگ اندازی میشود ولی با وجود تمامی این موانع توانسته تحولاتی را در سطح اجتماعی ایجاد نماید و تبدیل به الگویی برای انقلابهای نوین و روزنهی امیدی برای آزادیخواهان باشد.
وقتی از نقش روشنگرانهی پ ک ک و پیشاهنگی این حزب در تحولات اجتماعی و فرهنگی کوردستان و خاورمیانه سخن به میان میآید بایستی ویژگی تلفیقگر تئوری و عمل در فلسفهی مبارزاتی رهبری این جنبش را مد نظر قرار داد. در این رویکرد روشنفکر تنها تئوریسینی در زمینهی فکری نبوده و حزب مجری عملیاتی نمودن تئوری نیست. گرامشی با نگاهی به رابطهی حزب و روشنفکر میگوید: ” اعضای یک حزب سیاسی تنها به خاطر اینکه دارای نقش سازمان دهندهی مدیریتی میباشند روشنفکر نیستند. حزب سیاسی به گونهی یک عنصر روشنفکر جمعی عمل میکند. در واقع، در حزب، یک تئوری، یعنی یک نگرش کلی جامعه یا یک پراتیک(عمل)، با عملیات سیاسی و حکومت تلفیق میگردد. حزب اتحاد فکری عینی میان تئوری و عمل است. ” پ ک ک نقش روشنگری را بر عهده گرفته است که به موازات پیریزی تئوری برون رفت از بحرانهای اجتماعی بصورت عملی، اقدام به سازماندهی پیکرهی مبارزاتی آن نیز نموده. با دست یازیدن به تابوهایی از قبیل؛ دین، روابط زن و مرد، خانواده و انتقاد از جامعهی مردسالار در اجتماعی عشیرهای همچون کوردستان و خاورمیانه، وضعیت سیاست را در محافل حزبی و سازههای دولتی تحلیل نموده، به زیر پوست جامعه و باز نمودن گرههایی توجه داشته که در برساخت شخصیت کورد و فرد خاورمیانهای موثر بودهاند.
این بر کسی پوشیده نیست که جنبش آزادیخواهی کوردستان همواره در راستای کسب هویتی مبتنی بر آزادهگی بوده و پارادایم مبارزاتیاش نیز تحول ذهنیتیست که وجود خود را در نفی دیگری تعریف نموده. پارادایم مبارزاتی پ ک ک در سطح منطقهای و جهان تاثیرگذار بوده و توانست در ابعاد سیاسی – فرهنگی و اجتماعی تحولات بزرگی را صورت بخشد. در سایهی نظام سزمایهداری جهان امروز با بحرانهای زیستمحیطی و مدیریت سیاسی روبروست و نظام مردسالارانه، عرصه را بر حضور زن بمثابهی سوبژه تنگ نموده و تنها گزینهی ابژگی وکالاشدگی را بر وی ارزانی نموده است. بدینصورت زیست سیاسی، فرهنگی و اجتماعی انسان در آستانهی نابودی قرار گرفته است. پ ک ک در این بحران ذهنیتی قد علم نموده و با ایستادگی در برابر تمامی این ناملایمات در حال حاضر تبدیل به مرکز ثقل و منبع الهامبخش برای جنبشهای نوخواه منطقهای و جهانی مبدل شده است. لذا بحث بر موضوع از میان برداشتن برچسپ تروریست بودن پ ک ک بدون در نظر گرفتن این فاکتورها قابل درک نیست. بدین صورت تلاشی که برای خارج نمودن پ ک ک از لیست ترور صورت میگیرد مبتنی بر تغییر رفتار پ ک ک نمیباشد، بلکه متاثر از میزان تاثیرگذاری این جنبش است.
پ ک ک فراتر از اینکه در قالب حزب تعریف شود جنبشی ذهنیتی است که بایستی آن را در چارچوب جنبشی روشنفکر – عملگرا تحلیل نمود. رهبر اوجالان همواره سعی داشته بین فکر و ذهن، تئوری و عمل رابطهی معناداری را ایجاد نماید. این رویه در ساختار- پ ک ک تبدیل به رویهای مبارزاتی شده. در دورهای از تاریخ نه چندان دور و با فروپاشی نظام سوسیالیستی رئال در شوروی، اکثر روشنفکرانی که سعی بر تنویر افکار جامعه داشتند، در کوبیدن آخرین میخ بر تابوت سوسیالیسم با هم رقابت مینمودند. علل الخصوص روشنفکران خاورمیانه تحت تاثیر هژمونی نظام سرمایهداری تبدیل به پیروانی از تئوریهای هانگتینتون و فوکویاما – به سررسیدن دوران ایدئولوژی و این ایده که نظام سرمایهداری پایان تاریخ است – شده بودند. در این میانه رهبری پ ک ک و مبارزین این جنبش بودند که بدون توجه به این هیاهوها و با انسجام بیشتری دم از وجود شیوهی نوین مبارزاتی و ایجاد نظام سیاسی ـ ذهنیتی جایگزین زدند. بدونشک در دههی نود میلادی و بعد از فروپاشی شوروی، بیان این ایده که نظام سرمایهداری پایان تاریخ نبوده و سرنوشت انسان محکوم به این نظام نیست، آسان نبود. اما اینک معلوم میشود که در برابر آن الگوهای دیگری نیز قد علم نموده و موجودیت خود را اعلان مینمایند. بعد از انقلاب روژآوا و خودمدیریتی دمکراتیک، مشارکت فعال زنان در امور جامعه و توان دفاعی یگانهای دفاعی خلق در مقابله با داعش و ارتش اشغالگر ترکیه و همچنین ایجاد سیستمی بدون دولت، برگ نوینی در مبارزات چپ جهانی، آنارشیستها، فعالین حقوق زنان و فعالین مدنی و زیستمحیطی رقم خورد. هر چند این تحولات با فشارهای دولت ترکیه روبرو شده واز طرف نظام هژمونگرای سرمایهداری سنگ اندازی میشود ولی با وجود تمامی این موانع توانسته تحولاتی را در سطح اجتماعی ایجاد نماید و تبدیل به الگویی برای انقلابهای نوین و روزنهی امیدی برای آزادیخواهان باشد.
وقتی از نقش روشنگرانهی پ ک ک و پیشاهنگی این حزب در تحولات اجتماعی و فرهنگی کوردستان و خاورمیانه سخن به میان میآید بایستی ویژگی تلفیقگر تئوری و عمل در فلسفهی مبارزاتی رهبری این جنبش را مد نظر قرار داد. در این رویکرد روشنفکر تنها تئوریسینی در زمینهی فکری نبوده و حزب مجری عملیاتی نمودن تئوری نیست. گرامشی با نگاهی به رابطهی حزب و روشنفکر میگوید: ” اعضای یک حزب سیاسی تنها به خاطر اینکه دارای نقش سازمان دهندهی مدیریتی میباشند روشنفکر نیستند. حزب سیاسی به گونهی یک عنصر روشنفکر جمعی عمل میکند. در واقع، در حزب، یک تئوری، یعنی یک نگرش کلی جامعه یا یک پراتیک(عمل)، با عملیات سیاسی و حکومت تلفیق میگردد. حزب اتحاد فکری عینی میان تئوری و عمل است. ” پ ک ک نقش روشنگری را بر عهده گرفته است که به موازات پیریزی تئوری برون رفت از بحرانهای اجتماعی بصورت عملی، اقدام به سازماندهی پیکرهی مبارزاتی آن نیز نموده. با دست یازیدن به تابوهایی از قبیل؛ دین، روابط زن و مرد، خانواده و انتقاد از جامعهی مردسالار در اجتماعی عشیرهای همچون کوردستان و خاورمیانه، وضعیت سیاست را در محافل حزبی و سازههای دولتی تحلیل نموده، به زیر پوست جامعه و باز نمودن گرههایی توجه داشته که در برساخت شخصیت کورد و فرد خاورمیانهای موثر بودهاند.
گذار دموکراتیک
چه کسی تروریست است؟! ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
انتقاد از دگماهای دینی و نگاه به مقولهی ناموس موارد جنجال برانگیزی بودهاند که پ ک ک بدانها رخنه نموده و با خوانشی نوین از دین توانسته این مفهوم ایدئولوژیک را که همواره ابزاری در دست دولتها برای سازماندهی جامعه بوده خارج نماید. همچنین با مشارکت زنان در انقلاب، زن را از ابژگی رها نماید. مشارکت زنان بدان صورت که بعضی از دور و با نگاهی کلاسیک بدان مینگرند در پ ک ک نه تنها ابزاری در اختیار مبارزات ملی نبوده بلکه پ ک ک با مشارکت دادن زنان سعی در زنانگی نمودن انقلاب نموده. بدیگر معنا انقلاب را که به صورت کلاسیک، کنشی مردسالارانه و در انحصار مردان بود خارج نمود. پ ک ک با وقوف بر این نکته که انقلاب مبتنی بر مردسالاری در هر فرم آن چه ملی یا طبقاتی و بورژوازی آن توان تغییر در معادلهی مرکز – پیرامون را ندارد مصمم به باز تعریف جنس و جنسیتگرایی گردید. اگر چه در این مقاله امکان پرداختن به تمامی ابعاد آن وجود ندارد به طور خلاصه میتوان اشاره نمود که زیستن با محوریت الههگان را تنها منحصر به جنس زن نمیدانست بلکه دیدگاهی فراجنسی را اساس گرفت و با تاکید بر آموزش واپسزنی ذهنیت مردسالاری را از شخصیت کلاسیک مرد را مبنا قرار داد و با شعار “پ ک ک حزب زنان است” سایهی مردسالاری حاکم برجنبش ملی کورد را از میان برد و این اقدام نه به آسانی و یک شبه بلکه با مبارزهای نفسگیرِ درون حزبی ایجاد گشت.
ساختار دولتی شدهی جامعه در کشاکش باندبازیهایی که منافع اقتصادی بانی آن میباشند، سعی در تودهای نمودن اجتماع نموده. در چنین وضعیتی هرچند با تبلیغات رسانهای آن را بصورت الگوی آزادی بیان مینمایند، انسان عصر حاضر در زیر بمباران بستههای فرهنگی قرار دارد. دولت – شرکتها نه تنها اقتصاد را در دست خود قبضه نمودهاند بلکه رسانههائی را هم در انحصار دارند و با تشکیل مراکز تینک تانک یا اتاق فکر، جامعه را مورد تجاوز فکری قرار میدهند. جامعه تودهای شده و مسخ در فاناتیک دینی و ورزشی و… گلهای دنبالهرو میباشد که در طول شبانهروز جهتدهی میشود. در وضعیتی که سیاست مبتنی بر منفعتطلبی بر اخلاق و وجدان میچربد، نقش روشنفکر جهت تداخل در این وضعیت آشکار میگردد. پ ک ک تداخل در این روند بود، تعریفی که پ ک ک از خود نموده بصورت جنبش مداخلهگر بوده و در این راستا نقشویژهای را برای خود قائل است. معضلی که روشنفکران با آن مواجه میباشند محافظهکاری در بیان واقعیات و همچنین تحریف واقعیات براساس منافع سیستم حاکم است. پ ک ک روشنفکری را تنها کار فکری و تحلیل و بیان واقعیات موجود نمیداند بلکه از دیدگاه این جنبش، روشنفکری در واقع مداخله در وضعیت موجود میباشد. رهبر اوجالان در تعریف روشنفکری میگوید: ” وظایف روشنفکرانه را به صورت آگاهیِ کلیشهای و انتقال آن به واحدها بیان نخواهد نمود… روشنفکر بودن به مثابهی یک کنش مبتنی بر تنویر، آگاهییابی و علمآموزی نمیتواند خود را از این لحظه مجرد نماید. باید به عنوان یکی از مجرمین اصلی مورد محاکمه قرار گیرد. نسبت دادن جرم به چند هیتلر، نفرت انگیزترین تبلیغات لیبرالیسم است….” این همان الگوی روشنفکر میباشد که در حال حاضر پیروی میشود، لذا نمیتوان پروسهی ژینوساید ملت کورد که سالهاست توسط نظام سرمایهی جهانی و با ذهنیت دولت – ملت که از طرف روشنفکران حمایت میگردد را تنها به اردوغانها و یا صدام و خمینیها خلاصه نمود.
تروریست خواندن پ ک ک مقولهای حقوقی نیست بلکه انتقامی سیاسی است. زیرا پ ک ک باز تعریفیست از مفاهیمی که روزانه توسط نظام سلطهی جهانی برای اغوای جامعه بکار میبندد. در تعریف پ ک ک بعنوان حزبی تروریست مسئلهی بکارگیری خشونت از طرف این حزب مطرح نیست. در واقع جهان سرمایهداری دولتمحور نسبت به بکارگیری خشونت ضدیتی ندارد، در حال حاضر بسیاری از نیروهای پیکارجو خشونت را بکار میگیرند. اما هیچگاه هم مورد مواخذه قرار نگرفتهاند. نمونهی بارز آن طالبان میباشد حتی با آن مبادله و مذاکره نیز صورت میگیرد. مشکلی که نظام سرمایهی جهانی با پ ک ک دارد پارادایمی است. این وضعیت باعث شده تمامی نیروهایی که مبتنی بر ذهنیت مردسالار- دولتمحور میباشند در یک جبهه صفآرایی نمایند و اتحادی فراملی تشکیل دهند. در حال حاضر تنها دولت ترکیه نیست که میخواهد پ ک ک در لیست ترور قرار گیرد. بسیاری از کشورهای دیگری که فرسخها از ماجرا دور میباشند نیز پ ک ک را برای خود دشمن تلقی نموده و در تنگتر نمودن حلقهی کرمینالیزه نمودن آن نقش دارند. به طور واضح نیروهای کلاسیک کوردی هم پ ک ک را دشمن خود میدانند. در واقع ترس آنها نه در بکارگیری خشونت از سوی پ ک ک است بلکه در تاثیرگذاری ذهنیتی است که توانسته پایههای مردسالاری و دولتمحور را به لرزه در آورد. رسالت روشنفکر خاورمیانه ای و کورد؛ درک این واقعیت و تنویر آن میباشد.
ساختار دولتی شدهی جامعه در کشاکش باندبازیهایی که منافع اقتصادی بانی آن میباشند، سعی در تودهای نمودن اجتماع نموده. در چنین وضعیتی هرچند با تبلیغات رسانهای آن را بصورت الگوی آزادی بیان مینمایند، انسان عصر حاضر در زیر بمباران بستههای فرهنگی قرار دارد. دولت – شرکتها نه تنها اقتصاد را در دست خود قبضه نمودهاند بلکه رسانههائی را هم در انحصار دارند و با تشکیل مراکز تینک تانک یا اتاق فکر، جامعه را مورد تجاوز فکری قرار میدهند. جامعه تودهای شده و مسخ در فاناتیک دینی و ورزشی و… گلهای دنبالهرو میباشد که در طول شبانهروز جهتدهی میشود. در وضعیتی که سیاست مبتنی بر منفعتطلبی بر اخلاق و وجدان میچربد، نقش روشنفکر جهت تداخل در این وضعیت آشکار میگردد. پ ک ک تداخل در این روند بود، تعریفی که پ ک ک از خود نموده بصورت جنبش مداخلهگر بوده و در این راستا نقشویژهای را برای خود قائل است. معضلی که روشنفکران با آن مواجه میباشند محافظهکاری در بیان واقعیات و همچنین تحریف واقعیات براساس منافع سیستم حاکم است. پ ک ک روشنفکری را تنها کار فکری و تحلیل و بیان واقعیات موجود نمیداند بلکه از دیدگاه این جنبش، روشنفکری در واقع مداخله در وضعیت موجود میباشد. رهبر اوجالان در تعریف روشنفکری میگوید: ” وظایف روشنفکرانه را به صورت آگاهیِ کلیشهای و انتقال آن به واحدها بیان نخواهد نمود… روشنفکر بودن به مثابهی یک کنش مبتنی بر تنویر، آگاهییابی و علمآموزی نمیتواند خود را از این لحظه مجرد نماید. باید به عنوان یکی از مجرمین اصلی مورد محاکمه قرار گیرد. نسبت دادن جرم به چند هیتلر، نفرت انگیزترین تبلیغات لیبرالیسم است….” این همان الگوی روشنفکر میباشد که در حال حاضر پیروی میشود، لذا نمیتوان پروسهی ژینوساید ملت کورد که سالهاست توسط نظام سرمایهی جهانی و با ذهنیت دولت – ملت که از طرف روشنفکران حمایت میگردد را تنها به اردوغانها و یا صدام و خمینیها خلاصه نمود.
تروریست خواندن پ ک ک مقولهای حقوقی نیست بلکه انتقامی سیاسی است. زیرا پ ک ک باز تعریفیست از مفاهیمی که روزانه توسط نظام سلطهی جهانی برای اغوای جامعه بکار میبندد. در تعریف پ ک ک بعنوان حزبی تروریست مسئلهی بکارگیری خشونت از طرف این حزب مطرح نیست. در واقع جهان سرمایهداری دولتمحور نسبت به بکارگیری خشونت ضدیتی ندارد، در حال حاضر بسیاری از نیروهای پیکارجو خشونت را بکار میگیرند. اما هیچگاه هم مورد مواخذه قرار نگرفتهاند. نمونهی بارز آن طالبان میباشد حتی با آن مبادله و مذاکره نیز صورت میگیرد. مشکلی که نظام سرمایهی جهانی با پ ک ک دارد پارادایمی است. این وضعیت باعث شده تمامی نیروهایی که مبتنی بر ذهنیت مردسالار- دولتمحور میباشند در یک جبهه صفآرایی نمایند و اتحادی فراملی تشکیل دهند. در حال حاضر تنها دولت ترکیه نیست که میخواهد پ ک ک در لیست ترور قرار گیرد. بسیاری از کشورهای دیگری که فرسخها از ماجرا دور میباشند نیز پ ک ک را برای خود دشمن تلقی نموده و در تنگتر نمودن حلقهی کرمینالیزه نمودن آن نقش دارند. به طور واضح نیروهای کلاسیک کوردی هم پ ک ک را دشمن خود میدانند. در واقع ترس آنها نه در بکارگیری خشونت از سوی پ ک ک است بلکه در تاثیرگذاری ذهنیتی است که توانسته پایههای مردسالاری و دولتمحور را به لرزه در آورد. رسالت روشنفکر خاورمیانه ای و کورد؛ درک این واقعیت و تنویر آن میباشد.
گذار دموکراتیک
چه کسی تروریست است؟! ✍ سیروان چیا 🆔 @GozarDemocratic
متاسفانه ما در حال حاضر با بحران روشنفکری روبرو میباشیم. تا زمانی هم این حقیقت روشن نگردد و جسارت روشنفکر خاورمیانه به مرحلهای نرسد که توان قطع نمودن بند ناف خود از نظام سرمایهداری را داشته و با نگاهی خاورمیانهای به مسائل بنگرد امکان برون رفت از وضعیت موجود را نخواهیم داشت.
در ششمین سالگرد شهادت رفیق همرزم شهید سیروان آریو لیلاخ و با گرامی داشت یاد و خاطرهی شخصیتی که مبارزی روشنفکر در عرصهی عمل بود و همچنین با رجوع به نوشتار وی تحت عنوان؛ «رسالت روشنفکر» بیان میداریم که روشنفکری در وهلهی اول جسارت درهم شکستن ساختارهای ذهنی است که نظام حاکم جهت تسخیر فرد و جامعه به وجود آورده است. زمانی هم حزب در مسند روشنفکر ظاهر میشود وظیفهاش شکستن همان قالبهای ذهنیتیست. با بیان دیدگاه شهید سیروان در این رابطه بحث فوق را به اتمام میرسانم. “روشنفکران هنجارها و عادتهای مرسوم موجود را که افراد جامعه را رو به نابودی سوق میدهد آشکار میگردانند. یعنی به شرایطی که از سوی دولت بر جامعه تحمیل میشود تا وضعیت نامطلوب موجود را نرمالیزه نماید، اعتراض میکنند و سعی بر شوراندن جامعه علیه آن دارند این در حالیست که خود نیز از میدان مبارزه دور نمیشود و در بطن آن قرار دارد…”
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در ششمین سالگرد شهادت رفیق همرزم شهید سیروان آریو لیلاخ و با گرامی داشت یاد و خاطرهی شخصیتی که مبارزی روشنفکر در عرصهی عمل بود و همچنین با رجوع به نوشتار وی تحت عنوان؛ «رسالت روشنفکر» بیان میداریم که روشنفکری در وهلهی اول جسارت درهم شکستن ساختارهای ذهنی است که نظام حاکم جهت تسخیر فرد و جامعه به وجود آورده است. زمانی هم حزب در مسند روشنفکر ظاهر میشود وظیفهاش شکستن همان قالبهای ذهنیتیست. با بیان دیدگاه شهید سیروان در این رابطه بحث فوق را به اتمام میرسانم. “روشنفکران هنجارها و عادتهای مرسوم موجود را که افراد جامعه را رو به نابودی سوق میدهد آشکار میگردانند. یعنی به شرایطی که از سوی دولت بر جامعه تحمیل میشود تا وضعیت نامطلوب موجود را نرمالیزه نماید، اعتراض میکنند و سعی بر شوراندن جامعه علیه آن دارند این در حالیست که خود نیز از میدان مبارزه دور نمیشود و در بطن آن قرار دارد…”
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
کۆچ من ناترسێنێ بە پێچەوانەوە ئەوەی دەمترسێنێ کۆچ نەکردن لەو عەقڵیەتەیە کە بەسەر تاکی ئەم کۆمەڵگایەدا زاڵە.
ئەمڕۆ هەمووان بەدیار دیمەنی ئەو ژن منداڵە کۆچبەرانەی کە لە سنوورەکانی بیلارووسیا لە دۆزەخی چوون و نەچووندا دەژین واقمان وڕماوە. هەندێکمان نەفرەتیان لێ دەکەین کە بۆ نیشتمانیان بەجێ هێشتووە و هەندێکمان دڵمان بۆیان دەسووتێ و دەگرین.
لە نیشتمانێک دەژین کە بەردەوام هیواکانی دەبن بە بڵقی سەر ئاو و چەند ساڵ جارێک کۆڕەو دەست پێ دەکات. لە هەشتاکان و نەوەدەکان بە دەستی سەدام خەڵکی کۆچبەر بوون وتمان گرفت نیە دووژمنە . هیوامان بە حوکمڕانی کوردی بوو، ئێستاش دوای سی ساڵ لەدەستی حوکمڕانی کوردی نیشتمان چۆڵ دەکەین و لە بیلارووسیا رەق دەبینەوە. ئەوەی ئەم تراژدیایەی کردووە بە کۆمێد - تراژدی کۆچ نەکردنە لە عەقڵیەتمان.
ئێمە کە گرفتمان بۆ درووست دەبێ تەنیا جیۆگرافیاکەمان دەگۆڕین، پێمان وایە بەو رەنگە رۆحی تێک شکاومان ئارام دەبێ، نازانین وەک سێبەر لەکوی خۆری بینی دەکەوێتەوە شوێنما. هیچ بیرمان نەکردەوە ئەم نیشتمانە بۆ کێ چۆڵ دەکەین، وا دەزانین بە چۆڵ کردنی نیشتمان بۆمان دەگرین نەمانزانی جادەمان بۆ رۆیشتن ساف دەکەن و لە دواماندا سەما دەگرن.
ئێمە ئەوکەسانەیین نامانەوێ ببین بە ئاگروو دەرووبەرمان گەرم بکەینەوە تەنیا بە دوای رووناکیەکدا دەگەڕێین تا ببینە سێبەری. هزرمان کویلە لە دایک بووە، کێ بەخێومان بکا لای ئەوین. لە ساڵەکانی دووهەزار دا کە ئەم دەسەڵاتە بەخێوی دەکردین نقەمان نەدەهات هەرچەن دەمانبینی پەنجەکانی بەخوێنی گەنجانی وڵات خەڵتانی خوێنە. کە قەڵەمەکەی سەردەشت، ویداد و کاوەیان تێک شکان تەنیا سەیرمان کرد بەو چەن نوقڵەی خسیانە گیرفانمانەوە خەڵەتایین. ئێسایش چاوەروانی ناشتنی گیراوانی بادینانین و نقەمان نایەت. بەم ئەقڵەوە کە وەکوو مووچەخۆری بندیوا پارەیان دەداینێ دڵخۆش بووین چوون خۆیشمان بە بندیواری لە دایک بووین. کە داگیرکەریان کردە هاوسفرەمان نقەمان نەکرد بووینە چاوساغی، چوون مێشکمان داگیر کراوە. ئەمڕۆیش تا لەو ئەقڵیەتە کۆچ نەکەین، کۆچ لە نیشتمان کۆتایی نایەت. تا نەبین بە ئاگری رووناکی خۆمان، دیار نیە سبەی لەکوێوە گڵۆپێکی دەستکرد پێبکەوێ و ئێمە دیسان نەبیینە سێبەری ئەو؟!!!
✍ سان سیروان
🆔 @GozarDemocratic
ئەمڕۆ هەمووان بەدیار دیمەنی ئەو ژن منداڵە کۆچبەرانەی کە لە سنوورەکانی بیلارووسیا لە دۆزەخی چوون و نەچووندا دەژین واقمان وڕماوە. هەندێکمان نەفرەتیان لێ دەکەین کە بۆ نیشتمانیان بەجێ هێشتووە و هەندێکمان دڵمان بۆیان دەسووتێ و دەگرین.
لە نیشتمانێک دەژین کە بەردەوام هیواکانی دەبن بە بڵقی سەر ئاو و چەند ساڵ جارێک کۆڕەو دەست پێ دەکات. لە هەشتاکان و نەوەدەکان بە دەستی سەدام خەڵکی کۆچبەر بوون وتمان گرفت نیە دووژمنە . هیوامان بە حوکمڕانی کوردی بوو، ئێستاش دوای سی ساڵ لەدەستی حوکمڕانی کوردی نیشتمان چۆڵ دەکەین و لە بیلارووسیا رەق دەبینەوە. ئەوەی ئەم تراژدیایەی کردووە بە کۆمێد - تراژدی کۆچ نەکردنە لە عەقڵیەتمان.
ئێمە کە گرفتمان بۆ درووست دەبێ تەنیا جیۆگرافیاکەمان دەگۆڕین، پێمان وایە بەو رەنگە رۆحی تێک شکاومان ئارام دەبێ، نازانین وەک سێبەر لەکوی خۆری بینی دەکەوێتەوە شوێنما. هیچ بیرمان نەکردەوە ئەم نیشتمانە بۆ کێ چۆڵ دەکەین، وا دەزانین بە چۆڵ کردنی نیشتمان بۆمان دەگرین نەمانزانی جادەمان بۆ رۆیشتن ساف دەکەن و لە دواماندا سەما دەگرن.
ئێمە ئەوکەسانەیین نامانەوێ ببین بە ئاگروو دەرووبەرمان گەرم بکەینەوە تەنیا بە دوای رووناکیەکدا دەگەڕێین تا ببینە سێبەری. هزرمان کویلە لە دایک بووە، کێ بەخێومان بکا لای ئەوین. لە ساڵەکانی دووهەزار دا کە ئەم دەسەڵاتە بەخێوی دەکردین نقەمان نەدەهات هەرچەن دەمانبینی پەنجەکانی بەخوێنی گەنجانی وڵات خەڵتانی خوێنە. کە قەڵەمەکەی سەردەشت، ویداد و کاوەیان تێک شکان تەنیا سەیرمان کرد بەو چەن نوقڵەی خسیانە گیرفانمانەوە خەڵەتایین. ئێسایش چاوەروانی ناشتنی گیراوانی بادینانین و نقەمان نایەت. بەم ئەقڵەوە کە وەکوو مووچەخۆری بندیوا پارەیان دەداینێ دڵخۆش بووین چوون خۆیشمان بە بندیواری لە دایک بووین. کە داگیرکەریان کردە هاوسفرەمان نقەمان نەکرد بووینە چاوساغی، چوون مێشکمان داگیر کراوە. ئەمڕۆیش تا لەو ئەقڵیەتە کۆچ نەکەین، کۆچ لە نیشتمان کۆتایی نایەت. تا نەبین بە ئاگری رووناکی خۆمان، دیار نیە سبەی لەکوێوە گڵۆپێکی دەستکرد پێبکەوێ و ئێمە دیسان نەبیینە سێبەری ئەو؟!!!
✍ سان سیروان
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🟥 ڕێگا و ڕێباز
ئەڵقەی ۶
بابەت: ڕۆڵی ئایدیۆلۆژی و زانست لە ژیان و شۆڕشدا
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-٠٣
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
ئەڵقەی ۶
بابەت: ڕۆڵی ئایدیۆلۆژی و زانست لە ژیان و شۆڕشدا
✅ بەروار: ٢٠٢٠-٠٩-٠٣
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
عایشه افندی: بجز خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نمیکنیم
عایشه افندی خاطرنشان کرد که علیه تهدیدها و حملات، بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نمیکنند و افزود:"برای محافظت از دستاوردها، برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را تقویت کنیم."
عایشه أفندی، ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات حملات اخیر رژیم ترک را در گفتگو با خبرگزاری فرات مورد ارزیابی قرار داد و گفت:"همچنانکه دیدیم در روزهای گذشته رژیم ترک این منطقه را آماج حملات هوایی قرار داد و در نتیجه آن شماری از غیرنظامیان به شهادت رسیدند. با این حملات به جنگ روانی علیه خلقمان دامن میزنند و از سوی دیگر یکی از طرفین به دلیل وعدههایی که به مزدوران و رژیمهای همدست خود داده است میخواهد از کوبانی انتقام بگیرد."
'هر قتلعام، خشم خلق را افزایش میدهد'
عاشیه افندی با اشاره به وضعیت بحرانی اقتصاد ترکیه گفت:"به دلیل اینکه شاهد بحران داخلی اقتصادی ترکیه هستیم، بسیاری از دولتها هم خواستار عدم مشارکت اردوغان در انتخابات آتی شدهاند. او با سرنوشت صدام حسین روبرو شده است، همچنانکه صدام با اعمال ضدبشری خود و حمله به کوردها، او نیز با همان شیوه کوردها را آماج حمله قرار داده است. هر قتلعامی که از سوی رژیم ترک انجام میشود بر خشم و کینه خلقها علیه این رژیم میافزاید."
'ما از مرگ زندگی آفریدیم'
عایشه افندی ضمن ابراز همدردی با خانواده گُلو گفت:"خانواده گُلو دهها شهید را به انقلاب بخشیدهاند و باز بر موضع خود پافشاری کرده و میگویند که ما پشیمان نیستیم. به همین دلیل از خانواده انتقام گرفتند. زیرا ما از مرگ زندگی آفریدیم، تنها خلقمان از ما حمایت کردند. انقلاب زن به جهانیان شناخته شد، اما باید بر این موضع پافشاری بیشتری کنیم."
'خلقمان لازم است که برای هر رویدادی آماده باشد'
عایشه افندی از خلق کورد در خارج از میهن دعوت به عمل آورده و گفت:"لازم است آنها در مقابل سازمانهای مربوطه اروپایی آکسیونهای خود را افزایش دهند" و افزود:"خلقمان به آزادی دست یافته است، به همین دلیل خلقمان باید برای هر رخدادی آماده باشد. به همین دلیل در چنین شرایطی لازم است که مبارزان در سنگرهای مقدم جای گیرند، در سنگر دوم باید خلق تکیهگاه فرزندان خود باشند. خلقمان با نسلکشیهای بزرگی روبرو شده است و در این رابطه دارای تجربه است؛ آشکار است که تاریخی به نگارش درآمده است."
'قول میدهند عمل نمیکنند'
عایشه افندی ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات گفت که آمریکا و روسیه در حملات به مناطق شمالو شرق سوریه اطلاع دارند و افزود:"به همین دلیل شاهد حملاتی هستیم که در لوای پرچم ترکیه صورت میگیرند. رژیم ترک هر روز حملهور میشود؛ برای متوقف کردن این حملات، خانواده شهیدان بارها به پایگاههای روسها در مرز مراجعه کردهاند، اما روسها همیشه وعده میدهند که از خلق محافظت کنند. اما تاکنون هیچ دفاعی را از سوی آنان شاهد نبودهایم."
'بجز نیروی خود به هیچ نیروهای دیگری اعتماد نداریم'
عایشه افندی در پایان سخنان خود خلق را خطاب قرار داده و گفت:"بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نکنند، زیرا صد سال است هیچ نیرویی از خلق کورد حمایت نکرده است. خلقمان از مرگ زندگی خود را آفریده است. از اینرو به خلق کورد حملهور میشوند. همه نیک بدانند که خلقمان با این حملات از میان نخواهد رفت. امروز خلقمان دیگر همان خلق گذشته نیست، بلکه خلقی آموزش دیده است و با فلسفه رهبر آپو آشنا شده، هزاران شهید در این راه تقدیم کرده است. خلقمان برای محافظت از دستاوردهای خود و برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را مستحکم کنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
عایشه افندی خاطرنشان کرد که علیه تهدیدها و حملات، بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نمیکنند و افزود:"برای محافظت از دستاوردها، برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را تقویت کنیم."
عایشه أفندی، ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات حملات اخیر رژیم ترک را در گفتگو با خبرگزاری فرات مورد ارزیابی قرار داد و گفت:"همچنانکه دیدیم در روزهای گذشته رژیم ترک این منطقه را آماج حملات هوایی قرار داد و در نتیجه آن شماری از غیرنظامیان به شهادت رسیدند. با این حملات به جنگ روانی علیه خلقمان دامن میزنند و از سوی دیگر یکی از طرفین به دلیل وعدههایی که به مزدوران و رژیمهای همدست خود داده است میخواهد از کوبانی انتقام بگیرد."
'هر قتلعام، خشم خلق را افزایش میدهد'
عاشیه افندی با اشاره به وضعیت بحرانی اقتصاد ترکیه گفت:"به دلیل اینکه شاهد بحران داخلی اقتصادی ترکیه هستیم، بسیاری از دولتها هم خواستار عدم مشارکت اردوغان در انتخابات آتی شدهاند. او با سرنوشت صدام حسین روبرو شده است، همچنانکه صدام با اعمال ضدبشری خود و حمله به کوردها، او نیز با همان شیوه کوردها را آماج حمله قرار داده است. هر قتلعامی که از سوی رژیم ترک انجام میشود بر خشم و کینه خلقها علیه این رژیم میافزاید."
'ما از مرگ زندگی آفریدیم'
عایشه افندی ضمن ابراز همدردی با خانواده گُلو گفت:"خانواده گُلو دهها شهید را به انقلاب بخشیدهاند و باز بر موضع خود پافشاری کرده و میگویند که ما پشیمان نیستیم. به همین دلیل از خانواده انتقام گرفتند. زیرا ما از مرگ زندگی آفریدیم، تنها خلقمان از ما حمایت کردند. انقلاب زن به جهانیان شناخته شد، اما باید بر این موضع پافشاری بیشتری کنیم."
'خلقمان لازم است که برای هر رویدادی آماده باشد'
عایشه افندی از خلق کورد در خارج از میهن دعوت به عمل آورده و گفت:"لازم است آنها در مقابل سازمانهای مربوطه اروپایی آکسیونهای خود را افزایش دهند" و افزود:"خلقمان به آزادی دست یافته است، به همین دلیل خلقمان باید برای هر رخدادی آماده باشد. به همین دلیل در چنین شرایطی لازم است که مبارزان در سنگرهای مقدم جای گیرند، در سنگر دوم باید خلق تکیهگاه فرزندان خود باشند. خلقمان با نسلکشیهای بزرگی روبرو شده است و در این رابطه دارای تجربه است؛ آشکار است که تاریخی به نگارش درآمده است."
'قول میدهند عمل نمیکنند'
عایشه افندی ریاست مشترک مجلس خانواده شهیدان اقلیم فرات گفت که آمریکا و روسیه در حملات به مناطق شمالو شرق سوریه اطلاع دارند و افزود:"به همین دلیل شاهد حملاتی هستیم که در لوای پرچم ترکیه صورت میگیرند. رژیم ترک هر روز حملهور میشود؛ برای متوقف کردن این حملات، خانواده شهیدان بارها به پایگاههای روسها در مرز مراجعه کردهاند، اما روسها همیشه وعده میدهند که از خلق محافظت کنند. اما تاکنون هیچ دفاعی را از سوی آنان شاهد نبودهایم."
'بجز نیروی خود به هیچ نیروهای دیگری اعتماد نداریم'
عایشه افندی در پایان سخنان خود خلق را خطاب قرار داده و گفت:"بجز نیروی خود به هیچ نیروی دیگری اعتماد نکنند، زیرا صد سال است هیچ نیرویی از خلق کورد حمایت نکرده است. خلقمان از مرگ زندگی خود را آفریده است. از اینرو به خلق کورد حملهور میشوند. همه نیک بدانند که خلقمان با این حملات از میان نخواهد رفت. امروز خلقمان دیگر همان خلق گذشته نیست، بلکه خلقی آموزش دیده است و با فلسفه رهبر آپو آشنا شده، هزاران شهید در این راه تقدیم کرده است. خلقمان برای محافظت از دستاوردهای خود و برای رهایی عفرین، گری سپی و سریکانی باید اتحاد و انسجام خود را مستحکم کنند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
هلین امید: دولت فاشیست ترکیه در آستانه فروپاشی قرار دارد
هلین امید خواستار حضور فعال مردم کوردستان در کارزار "وقت آزادیست" شده و میگوید دولت فاشیست ترکیه در آستانه فروپاشی قرار دارد.
هلین اُمید، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کوردستان در آستانه سالگرد تأسیس حزب در مصاحبه با خبرگزاری فرات، با اشاره به دستاوردهای جنبش اعلام کرد؛ "پ.ک.ک اکنون علاوه بر کوردها مایه امید بشریت است".
هلین امید ضمن تبریک چهل و چهارمین سالگرد تأسیس پ.ک.ک به زنان آزاد، خلق کورد و دوستان کوردها یادآوری میکند پ.ک.ک از زمان بنیانگذاری تاکنون موجب سربلندی بوده و علاوه بر کوردها اکنون به امیدی برای بشریت بدل شده است.
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک در واکنش به منزویسازی مطلق رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و جلوگیری از هرگونه تماس در زندان امرالی ترکیه میگوید: "میخواهند از طریق منزویسازی، جلوی رسیدن صدای رهبر آپو به خلقهای تحت ستم را بگیرند. در عین حال رهبر آپو به مسئله زن اهمیت میدهد و آزادی جامعه را در گروی آزادی زنان میداند. در طول هفت سالی که منزویسازی در امرالی انجام شده است حملات متعددی علیه زنان صورت گرفتهاند."
در رابطه با حکمرانی دو حزب آ.ک.پ-م.ه.پ که اقدام به تشدید جنگ کردهاند نیز هلین امید ضمن تأکید بر آنکه مبارزەی آنها رژیم فاشیست ترکیه را در آستانه فروپاشی قرار داده، میافزاید: "نباید فراموش کرد که این حالت به خودی خود پیش نیامده و مبارزەی جنبش آزادیخواهی کوردستان بود که این فروپاشی را رقم زد. برای همین است که حکومت ترکیه با استفاده از فنآوری روز و تمام قوای خود به گریلاهای آزادیخواه حمله میکند. با اینحال نخواهند توانست در هیچ صورتی حرکت آزادی را متوقف کنند. حکومت ترکیه علیرغم برخورداری از حمایت ۲۳ سالەی نیروهای توطئهگر بینالمللی، در برابر جنبش آزادیخواه ما دچار درماندگی شده و خلق کورد زیر انواع حملات تاکنون بدون رهبری و نیروی پیشروی سازمانی نمانده و آرمانش را همچنان دنبال میکند. خلق کورد در اثر هجومهای وحشیانه از مبارزەی خود دست نخواهد کشید."
هلین امید با غیرمشروع نامیدن دولت ائتلافی آ.ک.پ-م.ه.پ که سعی دارند با توسل به دسیسهچینی و کودتاگری به حکمرانی خود ادامه دهند، میگوید: "ترکیه با وضعیتی بحرانی در حوزەهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبرو مانده که سرانجام سالها جنگافروزی حکومت آن است."
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک از عموم جامعه کوردستان خواسته در چهلوچهارمین سال مبارزه پ.ک.ک به مسئولیتهای خود عمل کنند و مشارکتی فعال در کارزار "وقت آزادیست" داشته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هلین امید خواستار حضور فعال مردم کوردستان در کارزار "وقت آزادیست" شده و میگوید دولت فاشیست ترکیه در آستانه فروپاشی قرار دارد.
هلین اُمید، عضو کمیته مرکزی حزب کارگران کوردستان در آستانه سالگرد تأسیس حزب در مصاحبه با خبرگزاری فرات، با اشاره به دستاوردهای جنبش اعلام کرد؛ "پ.ک.ک اکنون علاوه بر کوردها مایه امید بشریت است".
هلین امید ضمن تبریک چهل و چهارمین سالگرد تأسیس پ.ک.ک به زنان آزاد، خلق کورد و دوستان کوردها یادآوری میکند پ.ک.ک از زمان بنیانگذاری تاکنون موجب سربلندی بوده و علاوه بر کوردها اکنون به امیدی برای بشریت بدل شده است.
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک در واکنش به منزویسازی مطلق رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان و جلوگیری از هرگونه تماس در زندان امرالی ترکیه میگوید: "میخواهند از طریق منزویسازی، جلوی رسیدن صدای رهبر آپو به خلقهای تحت ستم را بگیرند. در عین حال رهبر آپو به مسئله زن اهمیت میدهد و آزادی جامعه را در گروی آزادی زنان میداند. در طول هفت سالی که منزویسازی در امرالی انجام شده است حملات متعددی علیه زنان صورت گرفتهاند."
در رابطه با حکمرانی دو حزب آ.ک.پ-م.ه.پ که اقدام به تشدید جنگ کردهاند نیز هلین امید ضمن تأکید بر آنکه مبارزەی آنها رژیم فاشیست ترکیه را در آستانه فروپاشی قرار داده، میافزاید: "نباید فراموش کرد که این حالت به خودی خود پیش نیامده و مبارزەی جنبش آزادیخواهی کوردستان بود که این فروپاشی را رقم زد. برای همین است که حکومت ترکیه با استفاده از فنآوری روز و تمام قوای خود به گریلاهای آزادیخواه حمله میکند. با اینحال نخواهند توانست در هیچ صورتی حرکت آزادی را متوقف کنند. حکومت ترکیه علیرغم برخورداری از حمایت ۲۳ سالەی نیروهای توطئهگر بینالمللی، در برابر جنبش آزادیخواه ما دچار درماندگی شده و خلق کورد زیر انواع حملات تاکنون بدون رهبری و نیروی پیشروی سازمانی نمانده و آرمانش را همچنان دنبال میکند. خلق کورد در اثر هجومهای وحشیانه از مبارزەی خود دست نخواهد کشید."
هلین امید با غیرمشروع نامیدن دولت ائتلافی آ.ک.پ-م.ه.پ که سعی دارند با توسل به دسیسهچینی و کودتاگری به حکمرانی خود ادامه دهند، میگوید: "ترکیه با وضعیتی بحرانی در حوزەهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبرو مانده که سرانجام سالها جنگافروزی حکومت آن است."
عضو کمیته مرکزی پ.ک.ک از عموم جامعه کوردستان خواسته در چهلوچهارمین سال مبارزه پ.ک.ک به مسئولیتهای خود عمل کنند و مشارکتی فعال در کارزار "وقت آزادیست" داشته باشند.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
اتاق پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان در کلاب هاوس رومی بە مناسبت روز جهانی مبارزە در برابر خشونت علیە زنان با حضور فعالین در حوزە حقوق زنان برگزار میکند.
این روم روز 21 نوامبر ساعت 20:00 بە وقت اروپای مرکزی برگزار خواهد شد.
https://www.clubhouse.com/join/womens-platform/gcNiqRpV/m7KJBEnB
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 #kjar_2014
این روم روز 21 نوامبر ساعت 20:00 بە وقت اروپای مرکزی برگزار خواهد شد.
https://www.clubhouse.com/join/womens-platform/gcNiqRpV/m7KJBEnB
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 #kjar_2014
دەوڵەتی ئێران هەر کات لاوازتر دەبێت، هێرش دەکاتە سەر ڕۆژهەڵاتی کوردستان
✍ ڕزگار ڕەوشەنی
دوو ساڵ بەسەر سەرهەڵدانی مانگی خەزەڵوەر تێپەڕ دەبێت. لەم سەرهەڵدانە کە بە شێوەیەکی جەماوەریی و گشتگیر زۆربەر شارەکانی ئێرانی گرتەوە، زۆرینەی چین و توێژەکان و گەلانی ئێران تێدا بەشداریان کرد و بە گشتی داخوازی ئەو خۆپیشاندەرانە خۆی لەیەک خاڵدا دەبینیەوە کە ئەوەیش بریتی بوو لە ڕۆخانی کۆماری ئیسلامی ئێران و بەدیهێنانی یەکسانی کۆمەڵایەتی و دێمۆکراسی بوو بۆ گەلانی ناو ئێران، بەڵام زۆری نەخایاند و ئەم سەرهەڵدانە لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی ڕژیمەوە بە شێوەیەکی دڕندانە سەرکوت کرا و لە ئاکامدا بە پێی ئامارەکان، دوو هەزار کەس گیانیان بەخت کرد، سەدان کەس قۆڵبەست و ڕەوانەی زیندانەکان کران و کۆمەڵێک کەسیش هەتا ئێستا چارەنووسیان نادیارە! لە دووەمین ساڵیادی ئەم سەرهەڵدانە کە کاتی خۆی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بەشداری تێدا کرد، لە ئێستادا لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان شەپۆلێکی نوێی ڕەشبگیری سیستماتیک دژ بە چالاکوانان لە شارەکانی کرماشان، مەریوان، بانە و سەقز دەستی پێ کردووە، کە لە ئاکام دا زیاتر لە چل چالاکوانی مەدەنی و ژینگەپارێز لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی کۆماری ئیسلامی ئێرانەوە دەستبەسەر کراون و چارەنووسیان نادیارە و ڕەوشێکی مەترسیدار دژ بە چالاکانی ڕۆژهەڵات لە ئارادایە!
کۆماری ئیسلامی ئێران بە شێوەیەکی سیستەماتیک ناوە ناوە بە بەشداری چەندین لایەنی زانیاری و ئیتلاعاتی خۆی، وەکوو ئیدارەی پاراستی ئیتلاعات و ئیتلاعاتی سوپای پاسداران، ئۆپراسیۆنی ئەمنیەتی لە چەندین شار دژ بە چالاکانی مەدەنی و ژینگە پارێزی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەست پێ دەکات و بە کۆمەڵ و بەبێ بەڵگە دەستبەسەریان دەکات. سیاسەتی کۆماری ئیسلامی ئێران بە نیسبەت کۆمەلگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانەوە زیاتر لە چڵ ساڵە سیاسەتێکی ئەمنییەتە و بە درێژایی تەمەنی ڕژیم، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانی وەکوو هەڕەشە بۆ سەر هەبوونی خۆی و بەردەوامی دان بە دەسەڵاتی سیاسی خۆی پێناسە کردووە. هەربۆیە، کاتێک ڕژیم لە قەوارەی گشتی خۆیدا هەست بە لاوازی دەکات یان ناڕەزایەتیەکان لە ناوخۆەوە دژ بە دەسەڵات زیاد دەبێت، یەکەم شوێنێک کە بۆ دروستکردنی ترس و دڵەڕاوکێ هەلدەکۆتتە سەری، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانە و هەوڵ دەدات بە زیادکردنی سیاسەتی سەرکۆت لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان سەقامگیری بۆ دەسەڵاتی خۆی بە گشتی بگەڕێنێتەوە. سەرەڕای مێژووی بوونی ئەم ڕوانگەیە، بە هاتنە سەرکاری ئیبراهیمی رەئیسی و دەوڵەتی بناژۆخواز لە ئێران، ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر میلیتاریزە کراوە و هەڕەشەکان لە لایەن دەسەڵاتدارانی سیاسی و نیزامی ڕژیمەوە ڕووبەڕووی کۆمەڵگا و ئەحزابی سیاسی ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر بووەتەوە. بێ گۆمان مێژوو نیشانی داوە هەرکات کۆماری ئیسلامی ئێران لە لاوازی دایە، بۆ شاردنەوەی لاوازییەکانی خۆی، سیاسەتی سەرکوت دەگرێتەوە بەر. هەر بۆیە لە ئێستایشدا ڕژیم لە بواری سیاسەتی ناوخۆیی و دەرەکیدا لە قەیرانێکی یەکجار قۆڵدایە، لە بواری ئابووری ناتوانێت داخوازی ڕۆژانەی کۆمەڵگای ئێران دابین بکات، لە بواری کۆمەڵایەتییەوە، کۆمەڵگا لە لێواری هەلوەشاندایە و لە بواری یاسایی و سیستەمیشدا گەندەلی هەموو دەوڵەتی تەنیوە. هاوکات لە سیاسیەتی دەرەکی دا زەختی زۆری لە لایەن ئەورووپا لەسەر کە دانوستانەکان ژنف دەست پێ بکاتەوە و ئامریکاش هەوڵ دەدات هێژمۆنی ئێران لە سوریە، ئێراق و لوبنان کەم بکاتەوە و پرۆژەی هیلالی شیعە ئاستەنگ بکات.
لەم بارودوخەدا، تا دەچێت ناڕەزایەتی دژ بە کۆماری ئیسلامی ئێران لە لایەن گەلانەوە پەرە دەستێنێت، سەرەڕای زەخت و گۆشاری زیاتر بۆسەر کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستان، چالاکانی ڕۆژهەڵاتی ڕەولی بەرچاویان هەیە لە بەدەمەو چوون و چارەسەری کێشەو گرفتە کۆمەڵایەتییەکان کۆمەلگا و هەوڵ دەدەین کەڵک لە هێز خۆیان وەربگرن و ببنە وەڵامدەری پرسە کۆمەڵایەتییەکان، بەڵام ئەمە کردەوەیە لە لایەن ڕژیمەوە وەک دەستێوەردان بۆ دەسەڵاتی خۆی شرۆڤە دەکرێت بۆیە ئەم چالاکوانانە دەکەونە بەر هێرشی دڕندانەی ڕژیم
ئەوەی کە لە ئێستادا گرینگە هەست بە مەترسیەکانی لە ئارادابوونی ڕەشبگیری سیستماتیک کە کۆماری ئیسلامی ئێران دژ بەم چالاکە دەستی پێ کردووە بکرێت، ڕژیم دەیهەوێت بە مژاری لاوەکی ڕاگەیاندنەکان، سرنجی ڕای گشتی بەنیسبەت ئەو ڕەشبگیریانەوە بە لارێدا ببات. هەر بوویە لە ئێستادا وەک پێویست ئەم ڕەشبگیریانە لە لایەن ڕای گشتی کۆمەڵگای کوردستانەوە سرنجی نادرێت و شەرمەزار ناکرێت و لە ناو ڕۆژەڤە سیاسیەکانی تری کوردستان کەوتووە پەراوێزەوە. لە بەشێک کەم لە ڕاگەیاندنی کوردی نەبێت، ڕاگەیاندنەکان تر وەک پێویست بەدواداچوونی بۆ ناکەن و سرنجی نادەن.
✍ ڕزگار ڕەوشەنی
دوو ساڵ بەسەر سەرهەڵدانی مانگی خەزەڵوەر تێپەڕ دەبێت. لەم سەرهەڵدانە کە بە شێوەیەکی جەماوەریی و گشتگیر زۆربەر شارەکانی ئێرانی گرتەوە، زۆرینەی چین و توێژەکان و گەلانی ئێران تێدا بەشداریان کرد و بە گشتی داخوازی ئەو خۆپیشاندەرانە خۆی لەیەک خاڵدا دەبینیەوە کە ئەوەیش بریتی بوو لە ڕۆخانی کۆماری ئیسلامی ئێران و بەدیهێنانی یەکسانی کۆمەڵایەتی و دێمۆکراسی بوو بۆ گەلانی ناو ئێران، بەڵام زۆری نەخایاند و ئەم سەرهەڵدانە لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی ڕژیمەوە بە شێوەیەکی دڕندانە سەرکوت کرا و لە ئاکامدا بە پێی ئامارەکان، دوو هەزار کەس گیانیان بەخت کرد، سەدان کەس قۆڵبەست و ڕەوانەی زیندانەکان کران و کۆمەڵێک کەسیش هەتا ئێستا چارەنووسیان نادیارە! لە دووەمین ساڵیادی ئەم سەرهەڵدانە کە کاتی خۆی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بەشداری تێدا کرد، لە ئێستادا لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان شەپۆلێکی نوێی ڕەشبگیری سیستماتیک دژ بە چالاکوانان لە شارەکانی کرماشان، مەریوان، بانە و سەقز دەستی پێ کردووە، کە لە ئاکام دا زیاتر لە چل چالاکوانی مەدەنی و ژینگەپارێز لە لایەن هێزە ئەمنییەکانی کۆماری ئیسلامی ئێرانەوە دەستبەسەر کراون و چارەنووسیان نادیارە و ڕەوشێکی مەترسیدار دژ بە چالاکانی ڕۆژهەڵات لە ئارادایە!
کۆماری ئیسلامی ئێران بە شێوەیەکی سیستەماتیک ناوە ناوە بە بەشداری چەندین لایەنی زانیاری و ئیتلاعاتی خۆی، وەکوو ئیدارەی پاراستی ئیتلاعات و ئیتلاعاتی سوپای پاسداران، ئۆپراسیۆنی ئەمنیەتی لە چەندین شار دژ بە چالاکانی مەدەنی و ژینگە پارێزی ڕۆژهەڵاتی کوردستان دەست پێ دەکات و بە کۆمەڵ و بەبێ بەڵگە دەستبەسەریان دەکات. سیاسەتی کۆماری ئیسلامی ئێران بە نیسبەت کۆمەلگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانەوە زیاتر لە چڵ ساڵە سیاسەتێکی ئەمنییەتە و بە درێژایی تەمەنی ڕژیم، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانی وەکوو هەڕەشە بۆ سەر هەبوونی خۆی و بەردەوامی دان بە دەسەڵاتی سیاسی خۆی پێناسە کردووە. هەربۆیە، کاتێک ڕژیم لە قەوارەی گشتی خۆیدا هەست بە لاوازی دەکات یان ناڕەزایەتیەکان لە ناوخۆەوە دژ بە دەسەڵات زیاد دەبێت، یەکەم شوێنێک کە بۆ دروستکردنی ترس و دڵەڕاوکێ هەلدەکۆتتە سەری، کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستانە و هەوڵ دەدات بە زیادکردنی سیاسەتی سەرکۆت لە ڕۆژهەڵاتی کوردستان سەقامگیری بۆ دەسەڵاتی خۆی بە گشتی بگەڕێنێتەوە. سەرەڕای مێژووی بوونی ئەم ڕوانگەیە، بە هاتنە سەرکاری ئیبراهیمی رەئیسی و دەوڵەتی بناژۆخواز لە ئێران، ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر میلیتاریزە کراوە و هەڕەشەکان لە لایەن دەسەڵاتدارانی سیاسی و نیزامی ڕژیمەوە ڕووبەڕووی کۆمەڵگا و ئەحزابی سیاسی ڕۆژهەڵاتی کوردستان زیاتر بووەتەوە. بێ گۆمان مێژوو نیشانی داوە هەرکات کۆماری ئیسلامی ئێران لە لاوازی دایە، بۆ شاردنەوەی لاوازییەکانی خۆی، سیاسەتی سەرکوت دەگرێتەوە بەر. هەر بۆیە لە ئێستایشدا ڕژیم لە بواری سیاسەتی ناوخۆیی و دەرەکیدا لە قەیرانێکی یەکجار قۆڵدایە، لە بواری ئابووری ناتوانێت داخوازی ڕۆژانەی کۆمەڵگای ئێران دابین بکات، لە بواری کۆمەڵایەتییەوە، کۆمەڵگا لە لێواری هەلوەشاندایە و لە بواری یاسایی و سیستەمیشدا گەندەلی هەموو دەوڵەتی تەنیوە. هاوکات لە سیاسیەتی دەرەکی دا زەختی زۆری لە لایەن ئەورووپا لەسەر کە دانوستانەکان ژنف دەست پێ بکاتەوە و ئامریکاش هەوڵ دەدات هێژمۆنی ئێران لە سوریە، ئێراق و لوبنان کەم بکاتەوە و پرۆژەی هیلالی شیعە ئاستەنگ بکات.
لەم بارودوخەدا، تا دەچێت ناڕەزایەتی دژ بە کۆماری ئیسلامی ئێران لە لایەن گەلانەوە پەرە دەستێنێت، سەرەڕای زەخت و گۆشاری زیاتر بۆسەر کۆمەڵگای ڕۆژهەڵاتی کوردستان، چالاکانی ڕۆژهەڵاتی ڕەولی بەرچاویان هەیە لە بەدەمەو چوون و چارەسەری کێشەو گرفتە کۆمەڵایەتییەکان کۆمەلگا و هەوڵ دەدەین کەڵک لە هێز خۆیان وەربگرن و ببنە وەڵامدەری پرسە کۆمەڵایەتییەکان، بەڵام ئەمە کردەوەیە لە لایەن ڕژیمەوە وەک دەستێوەردان بۆ دەسەڵاتی خۆی شرۆڤە دەکرێت بۆیە ئەم چالاکوانانە دەکەونە بەر هێرشی دڕندانەی ڕژیم
ئەوەی کە لە ئێستادا گرینگە هەست بە مەترسیەکانی لە ئارادابوونی ڕەشبگیری سیستماتیک کە کۆماری ئیسلامی ئێران دژ بەم چالاکە دەستی پێ کردووە بکرێت، ڕژیم دەیهەوێت بە مژاری لاوەکی ڕاگەیاندنەکان، سرنجی ڕای گشتی بەنیسبەت ئەو ڕەشبگیریانەوە بە لارێدا ببات. هەر بوویە لە ئێستادا وەک پێویست ئەم ڕەشبگیریانە لە لایەن ڕای گشتی کۆمەڵگای کوردستانەوە سرنجی نادرێت و شەرمەزار ناکرێت و لە ناو ڕۆژەڤە سیاسیەکانی تری کوردستان کەوتووە پەراوێزەوە. لە بەشێک کەم لە ڕاگەیاندنی کوردی نەبێت، ڕاگەیاندنەکان تر وەک پێویست بەدواداچوونی بۆ ناکەن و سرنجی نادەن.
هەر بۆیە گرینگە کە بەرامبەر بە ئەم ئۆپەراسیۆنە ئەمنیەتەی کۆماری ئیسلامی ئێران دژ بە چالاکانی ڕۆژهەڵاتی کوردستان بێ دەنگ نەبین و پشتیوانییەکان زۆرتر بکەینەوە، تاکوو بتوانرێت لە ڕێگەی ڕاگەیاندنەوە پێش بە دەستکراوە بوونی ڕژیم بگیردرێت و بەدواداچوون بۆ چارەنووسی ئەو کەسانە بکرێت کە دەستبەرسەر کراون یا ڕژیم دەیهەوێت دەستبەسەریان بکات.
sharpress
🆔 @GozarDemocratic
sharpress
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
دولت – ملت منشا تمام فسادها
✍ کاویان کامدین
آنچه که انسان را انسان میکند، تمامیت کنش – واکنشهای او نسبت به حیات اجتماعی و روابط او با محیط اجتماعی است که در آن زندگی میکند. انسان به اقتضای انسان بودنش نمیتواند در مقابل هیچ چیزی واکنش نشان ندهد، حتی اگر این واکنش فقط محدود به جهان ذهنی خود او باشد و هیچ بازتابی به اطراف نداشته باشد. انسان چون انسان است، از خود، پیرامون و ارزشهای پیچیدهی اجتماعی و حتی گذشتههای غیرقابل دسترس خویش سوال میکند، مورد بازخواست قرار میدهد و به خود اجازه میدهد تا تمام اینها را به چالش بکشد و چون قدرت به چالش کشیدن تمام اینها را دارد، انسان است. به صورت مستمر درست و اشتباه بودن، نیک و بد بودن، زیبا و پلید بودن هر کار و عملی را به چالش میکشد و از این طریق سعی میکند حیاتی عادلانهتر، آزادانهتر و شرافتمندانهتر از گذشته بسازد و بدین ترتیب شالودهی آیندههای دور دست را پایهریزی میکند. به تعبیری دیگر حیات اجتماعی را به صورت نسبی و گاه ریشهای دچار دگرگونی میسازد.
این یک واقعیت است که تمام ارزشهای اجتماعی، ساخته ذهن خود انسان میباشد. انسان مطابق با شرایط اجتماعی برای هر مشکلی راه و روشهائی را طرح و به اجرا گذشته است. با گذشت زمان این «راه و روشها» دستخوش تغییر و تحول گشتهاند. اما برخی از اختراعات انسان همچنان با گذشت هزاران سال، به هر دلیلی هنوز هم در حیات اجتماعی پابرجا و استوار هستند. در این مورد نیز دو نگرش متفاوت نسبت به قانون «تغییر» وجود دارد. نگاه اول بر این باور است که هر چیزی محکوم به تغییر است. نگاه دوم برعکس بر این باور است که تغییر نباید شامل «تمام حوزهها» گردد و نباید همه چیز تغییر کند.
با این حال در اینجا باید تاکید نمود که هر تغییر و تحولی به معنی «پیشرفت» نیست و یا برعکس پیشرفت همیشه به معنای تغییر و تحول نیست! برخلاف نگرش مدرنیستی، گاه حفظ و دفاع از آداب و سنن بزرگترین پیشرفت است، اما گاه نیز جنبههائی از آداب و سنن به مانع مبدل شده و باید تغییر نمایند. البته اگر ما معیار سنجش پیشرفت را، عدالت، آزادی و رفاه اجتماعی قرار دهیم! چون مطابق «معیار سنجش» هر دیدگاه و مکاتب ایدئولوژیک این ارزشها جا به جا شده و ثابت نیستند.
چون بحث ما «اعدام و سلب زندگی از انسان» است، بدون شک منظور از این مقدمه نیز جز این نمیتواند چیز دیگری باشد.
چرا مجازات اعدام منع باید گردد؟ و یا اصلا چرا باید وجود داشته باشد؟ چه فوایدی در حیات اجتماعی دارد؟ این موضوع هم در سطح ایران و هم جهان مخالفین و موافقان بسیاری دارد که هر کدام نسبت به جایگاه و پایگاه اجتماعی خود دارای نگرش خاص خود هستند.
همچنین این بحث جنبهها و زوایای بسیاری دارد؛ به عنوان مثال اعدام از نظر اسلامشناسی مستلزم یک گفتمان مفصل است که هر گرایشی (مذهب، خوانش و یا… ) میتواند از همین دیدگاه نتایج بسیار ضد و نقیضی را استخراج نماید. اگر بخواهیم از دیدگاه فلسفه و قانون به آن بپردازیم، این خود بحث متفاوتتری خواهد بود. اگر بخواهیم از حیث آزادی و دمکراسی به آن بپردازیم، در این صورت بحث به حوزههای بسیار متفاوتری کشیده خواهد شد.
اما از هر دیدگاهی و با هر عقیدهای که به بحث «قصاص و اعدام» نگاه کنید یک وجه مشترک در بین تمام این خوانشها و نگرشها وجود دارد که تمام این حوزهها را به یکدیگر متصل میسازد. وجه تاریخی مسئله!
گرایشاتی که حکم اعدام و قصاص را به اسلام نسبت میدهند و از این طریق در تلاش هستند مسئله را توجیه کنند، به صورتی طبیعی با دانش تاریخ در تناقض قرار میگیرند. حتی اگر با سوالات درست تاریخی مواجه گردند، قادر به پاسخگوئی نخواهند بود. زیرا مجازات اعدام و قصاص از بیرون به داخل دین اسلام وارد و تزریق شده و قبل از اسلام و در دوران بابل و آشور هم وجود داشته است. حتی به احتمال بسیار میتواند از اختراعات سومریان باشد. کاملا مشخص نیست که در چه زمانی و از طریق چه کسی این روش اختراع شده است، «اما نخستین سند تدوین شدهی رسمی به جا مانده به ۱۸ سده پیش از میلاد مسیح و حکومت حمورابی شاه بابل بازمیگردد که در آن مجازات ۲۵ جنایت، اعدام پیشبینی شده است. در یونان باستان نیز از مجازات اعدام جهت مجازات جرائمی چون قتل، خیانت و تجاوز و تحت قوانین دراکو به طور گسترده استفاده شده است. از آن زمان تا کنون انواع روشهای مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب و شتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده و اتاق گاز جهت مجازات مجرمان به کار میرود».
✍ کاویان کامدین
آنچه که انسان را انسان میکند، تمامیت کنش – واکنشهای او نسبت به حیات اجتماعی و روابط او با محیط اجتماعی است که در آن زندگی میکند. انسان به اقتضای انسان بودنش نمیتواند در مقابل هیچ چیزی واکنش نشان ندهد، حتی اگر این واکنش فقط محدود به جهان ذهنی خود او باشد و هیچ بازتابی به اطراف نداشته باشد. انسان چون انسان است، از خود، پیرامون و ارزشهای پیچیدهی اجتماعی و حتی گذشتههای غیرقابل دسترس خویش سوال میکند، مورد بازخواست قرار میدهد و به خود اجازه میدهد تا تمام اینها را به چالش بکشد و چون قدرت به چالش کشیدن تمام اینها را دارد، انسان است. به صورت مستمر درست و اشتباه بودن، نیک و بد بودن، زیبا و پلید بودن هر کار و عملی را به چالش میکشد و از این طریق سعی میکند حیاتی عادلانهتر، آزادانهتر و شرافتمندانهتر از گذشته بسازد و بدین ترتیب شالودهی آیندههای دور دست را پایهریزی میکند. به تعبیری دیگر حیات اجتماعی را به صورت نسبی و گاه ریشهای دچار دگرگونی میسازد.
این یک واقعیت است که تمام ارزشهای اجتماعی، ساخته ذهن خود انسان میباشد. انسان مطابق با شرایط اجتماعی برای هر مشکلی راه و روشهائی را طرح و به اجرا گذشته است. با گذشت زمان این «راه و روشها» دستخوش تغییر و تحول گشتهاند. اما برخی از اختراعات انسان همچنان با گذشت هزاران سال، به هر دلیلی هنوز هم در حیات اجتماعی پابرجا و استوار هستند. در این مورد نیز دو نگرش متفاوت نسبت به قانون «تغییر» وجود دارد. نگاه اول بر این باور است که هر چیزی محکوم به تغییر است. نگاه دوم برعکس بر این باور است که تغییر نباید شامل «تمام حوزهها» گردد و نباید همه چیز تغییر کند.
با این حال در اینجا باید تاکید نمود که هر تغییر و تحولی به معنی «پیشرفت» نیست و یا برعکس پیشرفت همیشه به معنای تغییر و تحول نیست! برخلاف نگرش مدرنیستی، گاه حفظ و دفاع از آداب و سنن بزرگترین پیشرفت است، اما گاه نیز جنبههائی از آداب و سنن به مانع مبدل شده و باید تغییر نمایند. البته اگر ما معیار سنجش پیشرفت را، عدالت، آزادی و رفاه اجتماعی قرار دهیم! چون مطابق «معیار سنجش» هر دیدگاه و مکاتب ایدئولوژیک این ارزشها جا به جا شده و ثابت نیستند.
چون بحث ما «اعدام و سلب زندگی از انسان» است، بدون شک منظور از این مقدمه نیز جز این نمیتواند چیز دیگری باشد.
چرا مجازات اعدام منع باید گردد؟ و یا اصلا چرا باید وجود داشته باشد؟ چه فوایدی در حیات اجتماعی دارد؟ این موضوع هم در سطح ایران و هم جهان مخالفین و موافقان بسیاری دارد که هر کدام نسبت به جایگاه و پایگاه اجتماعی خود دارای نگرش خاص خود هستند.
همچنین این بحث جنبهها و زوایای بسیاری دارد؛ به عنوان مثال اعدام از نظر اسلامشناسی مستلزم یک گفتمان مفصل است که هر گرایشی (مذهب، خوانش و یا… ) میتواند از همین دیدگاه نتایج بسیار ضد و نقیضی را استخراج نماید. اگر بخواهیم از دیدگاه فلسفه و قانون به آن بپردازیم، این خود بحث متفاوتتری خواهد بود. اگر بخواهیم از حیث آزادی و دمکراسی به آن بپردازیم، در این صورت بحث به حوزههای بسیار متفاوتری کشیده خواهد شد.
اما از هر دیدگاهی و با هر عقیدهای که به بحث «قصاص و اعدام» نگاه کنید یک وجه مشترک در بین تمام این خوانشها و نگرشها وجود دارد که تمام این حوزهها را به یکدیگر متصل میسازد. وجه تاریخی مسئله!
گرایشاتی که حکم اعدام و قصاص را به اسلام نسبت میدهند و از این طریق در تلاش هستند مسئله را توجیه کنند، به صورتی طبیعی با دانش تاریخ در تناقض قرار میگیرند. حتی اگر با سوالات درست تاریخی مواجه گردند، قادر به پاسخگوئی نخواهند بود. زیرا مجازات اعدام و قصاص از بیرون به داخل دین اسلام وارد و تزریق شده و قبل از اسلام و در دوران بابل و آشور هم وجود داشته است. حتی به احتمال بسیار میتواند از اختراعات سومریان باشد. کاملا مشخص نیست که در چه زمانی و از طریق چه کسی این روش اختراع شده است، «اما نخستین سند تدوین شدهی رسمی به جا مانده به ۱۸ سده پیش از میلاد مسیح و حکومت حمورابی شاه بابل بازمیگردد که در آن مجازات ۲۵ جنایت، اعدام پیشبینی شده است. در یونان باستان نیز از مجازات اعدام جهت مجازات جرائمی چون قتل، خیانت و تجاوز و تحت قوانین دراکو به طور گسترده استفاده شده است. از آن زمان تا کنون انواع روشهای مجازات اعدام در سراسر جهان شامل مصلوب کردن، غرق کردن، ضرب و شتم منجر به مرگ، سنگسار، سوزاندن در آتش، چهارمیل کردن، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی و تزریق کشنده و اتاق گاز جهت مجازات مجرمان به کار میرود».
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
اسناد تاریخی نشان میدهند که مخترعان مجازات اعدام و قصاص، افراد و اقشاری هستند که در تمام کتب مقدس و در راس آنان نیز قرآن، به عنوان کفار و دشمنان «خدا» معرفی شدهاند. در حالی که این یکی از بزرگترین ناهنجاریهای تاریخ تمدن است که چرا ادیان توحیدی در حالی که به شدت بر علیه بابل و آشور به مخالفت برخاستهاند اما از نظر دیدگاه و نظام قضائی خود از همان راه و روشهای قضائی آنان علیه «مخالفین» استفاده نمودهاند؟ یا به دیگر سخن چرا با این «جنبهی ظالمانه» مخالت نکرده و آن را به عنوان راهکاری برگزیدهاند؟ میتوان چنین استنباط نمود که بدینگونه خشونت قدرت محور و سلطهجویانه به لایههای درونی ادیان توحیدی نفوذ و دست به دست میگردد. ادیان توحیدی چرا با نوع خداپرستی و نیایش آنان مخالفت کرده اما «رویکرد قضایی» آنان را پذیرفتهاند؟ این در حالی است که حضرت ابراهیم در لحظات آخر به لطف الهی از مجازات سوزاندن در آتش نجات یافت! اگر لطف الهی نبود چه اتفاقی میافتاد و حال سیر تاریخ چگونه میبود؟ و یا اینکه حضرت عیسی به دست امپراتوری روم به صلیب کشیده شد، اما بعدها کلیسا و مسیحیت انسان را به همان صلیبی میکشاند که زمانی حضرت عیسی به آن آویخته شده بود؟
این مباحث بسیار گستردهتر از مباحث تنگنظرانهی قومی، حزبی و سیاسی روز میباشد و ریشههای واقعی آن در اعماق تاریخ نهان است که پاسخ کفایتبخش به این سوال میتواند بر بسیاری از جنبههای تاریک تاریخ پرتو بیافکند! اما از دیدگاه مدرنیتهی دمکراتیک بسیار جذابتر و حیرتآورتر میباشد!
اخلاق آزادی چنان اقتضا میکند که هر کسی از هر عقیده و هویتی که «انسان بودن» را در مبنای تمامی ستونهای حیات خود برمیشمارد، با عمل توحشآمیز اعدام مخالف نماید. در وهلهی نخست نیز روشنفکران دینی – مذهبی در ایران باید پیش قدم این انقلاب بزرگ گردند. تمام ادیان توحیدی و در راس آنان نیز اسلام، مستحق این لکهی ننگ نبوده و نیستند. زیرا حق سلب زندگی از یک انسان، فقط به دست سرشت زندگی است، نه انسان دیگری!
با آمار و ارقامی که سالانه از احکام قصاص و اعدام صورت گرفته، توسط رژیم ایران، میتوان به این نکته پیبرد که؛ «خشونت با خشونت» کاهش نمییابد، برعکس کاربرد خشونت جهت اصلاح و تربیت، خود مولد و ترویج کنندهی هر چه بیشتر «خشونت» میباشد. این پدیده چه به نام دین، فقه و اسلام صورت گیرد و چه به نام قانون و فلسفهی سیاسی همین نتیجه را به بار خواهد آورد! تنها کافی است این سوال را از مجریان و قانونگذاران پرسید؛ با این همه آمار و ارقام فزایندهی اعدام، کدام یک از مسائل اجتماعی را حل نمودهاید؟ آیا با اجرای حکم اعدام توانستهاید آمار جرائم را کاهش دهید؟ یا برعکس هر چه بیشتر خشونت اعمال میکنید، تعداد مجرمان و متعاقبا جرائم آنها نیز رشد بیشتری یافتهاند؟ اگر این رویه ادامه یابد مرتکب شدن به «جرم» در ایران مساوی با «آزادی و شجاعت» خواهد شد. درست مانند انقلاب فرانسه که گیوتین به نماد آزادی و شجاعت انقلابیون مبدل شد. با بازنگری مختصر درسهائی که از دل تاریخ برمیآیند، میتوان دریافت که تداوم این رویه، به همین منوال و با هدف رواج رعب و وحشت در جامعه، موثر واقع نخواهد افتاد. به عنوان مثال در کوردستان اوضاع از این قرار است؛ معیار سنجش میهندوستی یک شهروند کوردستانی، مدت زمان زندانی شدن، شکنجه و طنابدار است! طنابدار و حکم اعدام برای یک شهروند کوردستانی به مفهوم سطح تعهد به ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی او است و هرگز خویش را به عنوان «مجرم» نخواهد دید. زیرا اهداف و آرمانهائی برای خلق کورد وجود دارند که ارزش رفتن به پای طناب دار را، از نظر آنها دارند. در اینجا تعاریفی چون «اصلاح و تربیت» و یا ایجاد ترس و رعب، فاقد معنا و مفهوم خواهند گشت. درست مانند مجاهدی که در راه خدا و حق بیمی از رفتن به پای دار ندارد.
۲۶ اکتبر مصادف با ۵ آبان سالروز شهادت (اعدام) حبیبالله گولپریپور در سال ۲۰۱۳ است. ۱۱ نوامبر مصادف با ۲۰ آبان سالروز شهادت (اعدام) احسان فتاحیان در سال ۲۰۰۹ است، ۶ ژانویه یعنی ۱۶ دی سالروز شهادت فصیح یاسمنی در سال ۲۰۰۹ است. ۴ نوامبر سالروز شهادت شیرکو معارفی است. ۲۵ بهمن سالروز تیر باران خسرو گلسرخی و یارانش است. ۱۵ فوریه سالروز شهادت شیخ سعید پیران، فرزند و یارانش در سال ۱۹۲۵ است. این واقعیات دیگر بخش جدائیناپذیری از واقعیات تلخ در تاریخ کوردستان گشتهاند و آغاز هر سال تا روز پاسانی آن سال، با «شهادت یک قهرمان» در راه دفاع از شرافت و کرامت انسانی یک ملت، مصادف است. در اینجا جای دارد که یاد و خاطرهی این شهدای بزرگوار و هزاران «شهد گمنام آزادی» دیگر را گرامی داشته و از آنان قدردانی نمائیم، که به نام یک ملت از ارزش، احترام و شرافت انسانی آن ملت دفاع نمودهاند.
این مباحث بسیار گستردهتر از مباحث تنگنظرانهی قومی، حزبی و سیاسی روز میباشد و ریشههای واقعی آن در اعماق تاریخ نهان است که پاسخ کفایتبخش به این سوال میتواند بر بسیاری از جنبههای تاریک تاریخ پرتو بیافکند! اما از دیدگاه مدرنیتهی دمکراتیک بسیار جذابتر و حیرتآورتر میباشد!
اخلاق آزادی چنان اقتضا میکند که هر کسی از هر عقیده و هویتی که «انسان بودن» را در مبنای تمامی ستونهای حیات خود برمیشمارد، با عمل توحشآمیز اعدام مخالف نماید. در وهلهی نخست نیز روشنفکران دینی – مذهبی در ایران باید پیش قدم این انقلاب بزرگ گردند. تمام ادیان توحیدی و در راس آنان نیز اسلام، مستحق این لکهی ننگ نبوده و نیستند. زیرا حق سلب زندگی از یک انسان، فقط به دست سرشت زندگی است، نه انسان دیگری!
با آمار و ارقامی که سالانه از احکام قصاص و اعدام صورت گرفته، توسط رژیم ایران، میتوان به این نکته پیبرد که؛ «خشونت با خشونت» کاهش نمییابد، برعکس کاربرد خشونت جهت اصلاح و تربیت، خود مولد و ترویج کنندهی هر چه بیشتر «خشونت» میباشد. این پدیده چه به نام دین، فقه و اسلام صورت گیرد و چه به نام قانون و فلسفهی سیاسی همین نتیجه را به بار خواهد آورد! تنها کافی است این سوال را از مجریان و قانونگذاران پرسید؛ با این همه آمار و ارقام فزایندهی اعدام، کدام یک از مسائل اجتماعی را حل نمودهاید؟ آیا با اجرای حکم اعدام توانستهاید آمار جرائم را کاهش دهید؟ یا برعکس هر چه بیشتر خشونت اعمال میکنید، تعداد مجرمان و متعاقبا جرائم آنها نیز رشد بیشتری یافتهاند؟ اگر این رویه ادامه یابد مرتکب شدن به «جرم» در ایران مساوی با «آزادی و شجاعت» خواهد شد. درست مانند انقلاب فرانسه که گیوتین به نماد آزادی و شجاعت انقلابیون مبدل شد. با بازنگری مختصر درسهائی که از دل تاریخ برمیآیند، میتوان دریافت که تداوم این رویه، به همین منوال و با هدف رواج رعب و وحشت در جامعه، موثر واقع نخواهد افتاد. به عنوان مثال در کوردستان اوضاع از این قرار است؛ معیار سنجش میهندوستی یک شهروند کوردستانی، مدت زمان زندانی شدن، شکنجه و طنابدار است! طنابدار و حکم اعدام برای یک شهروند کوردستانی به مفهوم سطح تعهد به ارزشهای ملی، فرهنگی و تاریخی او است و هرگز خویش را به عنوان «مجرم» نخواهد دید. زیرا اهداف و آرمانهائی برای خلق کورد وجود دارند که ارزش رفتن به پای طناب دار را، از نظر آنها دارند. در اینجا تعاریفی چون «اصلاح و تربیت» و یا ایجاد ترس و رعب، فاقد معنا و مفهوم خواهند گشت. درست مانند مجاهدی که در راه خدا و حق بیمی از رفتن به پای دار ندارد.
۲۶ اکتبر مصادف با ۵ آبان سالروز شهادت (اعدام) حبیبالله گولپریپور در سال ۲۰۱۳ است. ۱۱ نوامبر مصادف با ۲۰ آبان سالروز شهادت (اعدام) احسان فتاحیان در سال ۲۰۰۹ است، ۶ ژانویه یعنی ۱۶ دی سالروز شهادت فصیح یاسمنی در سال ۲۰۰۹ است. ۴ نوامبر سالروز شهادت شیرکو معارفی است. ۲۵ بهمن سالروز تیر باران خسرو گلسرخی و یارانش است. ۱۵ فوریه سالروز شهادت شیخ سعید پیران، فرزند و یارانش در سال ۱۹۲۵ است. این واقعیات دیگر بخش جدائیناپذیری از واقعیات تلخ در تاریخ کوردستان گشتهاند و آغاز هر سال تا روز پاسانی آن سال، با «شهادت یک قهرمان» در راه دفاع از شرافت و کرامت انسانی یک ملت، مصادف است. در اینجا جای دارد که یاد و خاطرهی این شهدای بزرگوار و هزاران «شهد گمنام آزادی» دیگر را گرامی داشته و از آنان قدردانی نمائیم، که به نام یک ملت از ارزش، احترام و شرافت انسانی آن ملت دفاع نمودهاند.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
آنان اگر چه به قیمت جانشان، اما از ارزشهای انسانی ملت، تاریخ و فرهنگ و سرزمین خود در مقابل اشغالگران تا آخرین نفس خود دفاع نمودهاند.
از این منظر کوردستان کانون شهادت و ایثار است و هر شهادتی اثباتی برای نامشروع بودن حضور بیگانگان و استعمارگران این موطن میباشد. این کانون تا روزی که «لکهی شرمآور استعمارگر» بر پیشانی این سرزمین و ملت برداشته نشود و به جای پرچم استعمار، پرچم آزادی و دمکراسی بر فراز آسمان آن به اهتزاز در نیاید، همچنان جوشان خواهد ماند. هیچ قدرتی نمیتواند ملتی را که قلبش فقط برای دفاع از شرافت و حیثیتاش در حال تپش است را، باز دارد. زیرا ایثار و فداکاری علیه ستمکاران جرم نیست، بلکه هم از نظر دینی، اخلاق انسانی و سیاسی، شرف و افتخار ایستادگی علیه «جرم» است. حتی مطابق قرآن و حدیث نیز، جهاد با ظالمان از واجبات آئینی یک مسلمان است. یک مسلمان واقعی هرگز در کنار ظالمان بر علیه مظلومان نخواهد ایستاد، مسلمان واقعی کسی است که علیه بنی امیه، یزید و ستمکاران، در هر کجا و تحت هر شرایط در حال جهاد باشد.
اعدام در طول تاریخ همیشه برگی بوده در دست سلطهی دولتی و اقشار فرا دست جامعه که علیه جوامع بشری، آزادیخواهان و مظلومان اعمال گشته است. زمانی زمامداران همین رژیم حاکم، علیه رژیم پهلوی به سرکوب، شکنجه و اعدام اعتراض میکردند. اما آنچه اکنون از کارنامهی زمامداری آنها پیداست، نه تنها تحولی در نظام و ذهنیت حاکم آن شکل ندادند، بلکه تنها طی یک پروسه، به رنج و خون خلقها پشتپا زده و بر مسند قدرت تکیه نمودند. انقلاب خلقهای ایران را تسخیر کرده و نام ” انقلاب اسلامی ” بر آن نهادند. از آن به بعد نیز، طیف خاصی به تاسیس یک نظام تئوکراتیک ضد دمکراسی پرداخته و روزانه به خود، اعمال و دیدگاههایشان تقدسی الهی میبخشند. زندان، شکنجه، چماق و چوبهیدار پهلویها را ترک نگفتند، هرچه محکمتر در دست گرفته و مصممانهتر بر آن اتکا دارند. چون به نام خدا و اسلام قدرت توجیه بیشتری دارند. عنوان و برچسبهای منافقان، مفسد فیالارض، محارب، کفار و مشرکین، مشروعیت و لذت بیشتری به خشونت با نام قوانین اسلامی میداد. پهلویها به نام قانون شاهنشاهی، اینان نیز به نام خدا و اسلام هزاران و حتی میلیونها جوان را به دلایل مختلف به طناب آویختند.
اگر یک انقلاب با راه و روشهای رژیمهای ماقبل از خود بخواهد نظم اجتماعی برقرار سازد و چنان فرض کند که آرمان و اهدافش با نظامهای قبلی بسیار متفاوت است، اما همان ابزارهای مدیریتی نظام پیش از خود را به کار ببندد، بدون شک در مدتی بسیار کوتاه عدم تمایز آشکار خواهد گشت. انقلاب به نظامی که زمانی خود با آن به مخالفت برخواسته بود، شبیه میشود. حتی اگر این توجیهات به نام خدا و اسلام هم باشد، نمیتواند مانع از این آشکار شدن واقعیات گردد و خواهند پرسید: ای قاتلان شما به نام اسلام، با دستهای آغشته به خون جوانان این سرزمین، چه میکنید؟
در کنار تمام این مباحث، باید به رویکرد «مدرنیتهی دموکراتیک» نسبت به «قانون و یا قانون قضائی» پرداخت. مدرنیتهی دموکراتیک با کدامین رویکرد، بدون توکل به خشونت و اعدام، به مدیریت یک جامعه بپردازد؟ آیا واقعاً بدون خشونت دولتی و قانونی میتوان چنان نظم اجتماعی را تاسیس نمود؟
از نظر جامعهی اخلاقی – سیاسی برساخت چنان جامعه و جهانی امکانپذیر است. این ممکن است، اگر علوم، امکانات و دانش روز به جای «دولتی بودن»، «اجتماعی» گردند. زیرا سلطه و دولت به عنوان دو رکن اساسی و مستمر، در حال بازتولید خشونت هستند. چون «خشونت دولتی و قانونی» نهادینه شده، خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی را به عنوان توجیه اعمال خشونتآمیز خود، به پیش میکشند. این در حالی است که خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی فقط واکنشهای هستند به «کنش خشونتآمیز نهادینه شدهی» دولتی که به شدت جامعه را تحت فشار قرار میدهند. این فشار شامل تمام حوزههای زندگی اجتماعی است و صرفا محدود به اقتصاد و یا سیاست و قانونگذاری نیست. این دیالکتیک به صورتی مستمر خشونت را باز تولید میکند. در این زمینه چون تمام امکانات آموزشی و تبلیغاتی دراختیار نیروهای دولتی قرار دارد، مسئله را به صورت وارونه بازتاب میدهند و چنان فضائی به وجود میآورند که انگار اعمال خشونت جهت حفاظت از نظم اجتماعی، غیر قابل چشمپوشی و اجباری است.
در صورتی که اگر میزان خشونتهای ناشی از سلطهی دولتی و قانونی کاهش یافته، یا عموما از میان برداشته شوند و اگر تمام حوزههای اجتماعی به خصوص حوزهی آموزشی، تبلیغاتی و فرهنگی به مبارزه با ریشههای خشونت هدایت شده و بجای ذهنیت و فرهنگ «سلطهگری» به جامعه اخلاقی – سیاسی بر مبنای ذهنیت و فرهنگ «دموکراتیک» بپردازند، بدون شک چهرهی متفاوتتری از انسانیت نمایان خواهد گشت.
از این منظر کوردستان کانون شهادت و ایثار است و هر شهادتی اثباتی برای نامشروع بودن حضور بیگانگان و استعمارگران این موطن میباشد. این کانون تا روزی که «لکهی شرمآور استعمارگر» بر پیشانی این سرزمین و ملت برداشته نشود و به جای پرچم استعمار، پرچم آزادی و دمکراسی بر فراز آسمان آن به اهتزاز در نیاید، همچنان جوشان خواهد ماند. هیچ قدرتی نمیتواند ملتی را که قلبش فقط برای دفاع از شرافت و حیثیتاش در حال تپش است را، باز دارد. زیرا ایثار و فداکاری علیه ستمکاران جرم نیست، بلکه هم از نظر دینی، اخلاق انسانی و سیاسی، شرف و افتخار ایستادگی علیه «جرم» است. حتی مطابق قرآن و حدیث نیز، جهاد با ظالمان از واجبات آئینی یک مسلمان است. یک مسلمان واقعی هرگز در کنار ظالمان بر علیه مظلومان نخواهد ایستاد، مسلمان واقعی کسی است که علیه بنی امیه، یزید و ستمکاران، در هر کجا و تحت هر شرایط در حال جهاد باشد.
اعدام در طول تاریخ همیشه برگی بوده در دست سلطهی دولتی و اقشار فرا دست جامعه که علیه جوامع بشری، آزادیخواهان و مظلومان اعمال گشته است. زمانی زمامداران همین رژیم حاکم، علیه رژیم پهلوی به سرکوب، شکنجه و اعدام اعتراض میکردند. اما آنچه اکنون از کارنامهی زمامداری آنها پیداست، نه تنها تحولی در نظام و ذهنیت حاکم آن شکل ندادند، بلکه تنها طی یک پروسه، به رنج و خون خلقها پشتپا زده و بر مسند قدرت تکیه نمودند. انقلاب خلقهای ایران را تسخیر کرده و نام ” انقلاب اسلامی ” بر آن نهادند. از آن به بعد نیز، طیف خاصی به تاسیس یک نظام تئوکراتیک ضد دمکراسی پرداخته و روزانه به خود، اعمال و دیدگاههایشان تقدسی الهی میبخشند. زندان، شکنجه، چماق و چوبهیدار پهلویها را ترک نگفتند، هرچه محکمتر در دست گرفته و مصممانهتر بر آن اتکا دارند. چون به نام خدا و اسلام قدرت توجیه بیشتری دارند. عنوان و برچسبهای منافقان، مفسد فیالارض، محارب، کفار و مشرکین، مشروعیت و لذت بیشتری به خشونت با نام قوانین اسلامی میداد. پهلویها به نام قانون شاهنشاهی، اینان نیز به نام خدا و اسلام هزاران و حتی میلیونها جوان را به دلایل مختلف به طناب آویختند.
اگر یک انقلاب با راه و روشهای رژیمهای ماقبل از خود بخواهد نظم اجتماعی برقرار سازد و چنان فرض کند که آرمان و اهدافش با نظامهای قبلی بسیار متفاوت است، اما همان ابزارهای مدیریتی نظام پیش از خود را به کار ببندد، بدون شک در مدتی بسیار کوتاه عدم تمایز آشکار خواهد گشت. انقلاب به نظامی که زمانی خود با آن به مخالفت برخواسته بود، شبیه میشود. حتی اگر این توجیهات به نام خدا و اسلام هم باشد، نمیتواند مانع از این آشکار شدن واقعیات گردد و خواهند پرسید: ای قاتلان شما به نام اسلام، با دستهای آغشته به خون جوانان این سرزمین، چه میکنید؟
در کنار تمام این مباحث، باید به رویکرد «مدرنیتهی دموکراتیک» نسبت به «قانون و یا قانون قضائی» پرداخت. مدرنیتهی دموکراتیک با کدامین رویکرد، بدون توکل به خشونت و اعدام، به مدیریت یک جامعه بپردازد؟ آیا واقعاً بدون خشونت دولتی و قانونی میتوان چنان نظم اجتماعی را تاسیس نمود؟
از نظر جامعهی اخلاقی – سیاسی برساخت چنان جامعه و جهانی امکانپذیر است. این ممکن است، اگر علوم، امکانات و دانش روز به جای «دولتی بودن»، «اجتماعی» گردند. زیرا سلطه و دولت به عنوان دو رکن اساسی و مستمر، در حال بازتولید خشونت هستند. چون «خشونت دولتی و قانونی» نهادینه شده، خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی را به عنوان توجیه اعمال خشونتآمیز خود، به پیش میکشند. این در حالی است که خشونتهای نهادینه نشده و انفرادی فقط واکنشهای هستند به «کنش خشونتآمیز نهادینه شدهی» دولتی که به شدت جامعه را تحت فشار قرار میدهند. این فشار شامل تمام حوزههای زندگی اجتماعی است و صرفا محدود به اقتصاد و یا سیاست و قانونگذاری نیست. این دیالکتیک به صورتی مستمر خشونت را باز تولید میکند. در این زمینه چون تمام امکانات آموزشی و تبلیغاتی دراختیار نیروهای دولتی قرار دارد، مسئله را به صورت وارونه بازتاب میدهند و چنان فضائی به وجود میآورند که انگار اعمال خشونت جهت حفاظت از نظم اجتماعی، غیر قابل چشمپوشی و اجباری است.
در صورتی که اگر میزان خشونتهای ناشی از سلطهی دولتی و قانونی کاهش یافته، یا عموما از میان برداشته شوند و اگر تمام حوزههای اجتماعی به خصوص حوزهی آموزشی، تبلیغاتی و فرهنگی به مبارزه با ریشههای خشونت هدایت شده و بجای ذهنیت و فرهنگ «سلطهگری» به جامعه اخلاقی – سیاسی بر مبنای ذهنیت و فرهنگ «دموکراتیک» بپردازند، بدون شک چهرهی متفاوتتری از انسانیت نمایان خواهد گشت.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
به عنوان مثال «فقر» پدیدهای طبیعی نیست و خشونتی است که قدرتهای دولتی و قانون دولتی بر جامعه تحمیل مینمایند. قابل درک است که میزان بسیار بالایی از جرائم اجتماعی ناشی از فقر است. تصور کنید، اگر همزمان با ریشهکن نمودن فقر اجتماعی، تمام عقاید و اندیشهها امکان بیان آزاد داشته باشند، دیگر نیروهای دولتی و قانونی «دلیل» بسیار ضعیفی برای اعمال خشونت خواهند داشت. این روند «عادی سازی» از شرایط غیر عادی موجود در طول چند سال به صورتی ریشهای تغییر خواهد نمود. کافی است که درک شود منشا خشونتِ نیروهای دولتی و قانونگذار «تمدن دولتگرا» هستند، نه «جامعه و نیروهای اجتماعی».
همین بحث را میتوان در قالب «امنیت ملی» نیز مطرح ساخت. چون پس از محاربه یکی دیگر از بزرگترین پایههای قانونی «قصاص و اعدام» در این، مسائل امنیت ملی است. باید پرسید، واقعاً چه چیزی امنیت ملی یک کشور را با خطر مواجه میسازد و چه راه کارهای میتواند امنیت یک کشور را تامین نماید.
در کشوری که یک ایدئولوژی خاص بر قانون اساسی و حکومت سروَر است و جز قدرت سیاسی، تمام «دیگریها و دیگراندیشان» یا رافضی، محارب، منافق، تجزیهطلب، مهرهی دست غرب و اسرائیل تعریف میشوند، نمیتوان انتظار «امنیت» داشت و این بدان معنی است که تا زمانی این برداشت کج فهمانه از سیاست و نظم اجتماعی تغییر نکند، «چوبهی دار» همچنان پابرجا خواهد ماند. زیرا شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته!
نباید چنان تصور هم کرد که رژیم کنونی حاکم بر ایران از دولت لیبرال آمریکا و اروپا «بدتر» است. زیرا از قدیم گفتهاند: خر، همان خره پالانش عوض شده. سنت و ایدئولوژیهای «دولتی» بهتر و یا بدتر از یکدیگر نیستند. ظاهرا تفاوتهائی دارند که این تفاوتهای ظاهری بوده و به عنوان تفاوتهای «ماهوی» عنوان نمیگردند. ایدئولوژی دولتی و سلطهگرا در هر پوششی که باشند چه لیبرال غربی و چه اسلام سنی و شیعهی صفوی، تفاوت ماهوی ندارند. در کل دولتهای بازمانده از نوع حکومت سومری و آشوری هستند. ایدئولوژی و دولت لیبرال آمریکا اعدام را با صندلی الکترونیکی و ایدئولوژی و دولت به اصطلاح اسلامی، در ایران با چوبهیدار به اجرا میگذارند. در کشورهای دیگر «اعدام» با راه و روشهای دیگری اجرا میشود.
مدرنیته دموکراتیک خوانشی بسیار متفاوت از امنیت ملی و جهانی دارد. از نظر مکتب مدرنیته دموکراتیک «نظام موجود جهانی» و نظام دولت-ملت بزرگترین مولد «مسائل امنیتی» هستند که جوامع، نوع انسان، طبیعت و کره زمین را با خطر «مرگ» مواجه ساختهاند. هر کدام از این دولت-ملتها،هم خطری امنیتی برای داخل کشورهای خود و هم برای دیگر دولت-ملتها هستند. حوزه امنیت ملی توجیه وجود نیروهای مسلح دولتی علیه انسان و جوامع بشری است. دولت-ملت ناگزیر است «دولتی، گروهی و یا حزبی» را به عنوان «عنصر خطر امنیت ملی» معرفی نماید تا بتواند «خشونت» ی را که اعمال میکند را «توجیه» نماید. نظام جهانی زمانی کمونیسم شوروی سابق را توجیه تاسیس ناتو و گلادیو معرفی مینمود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی «تروریسم» را جایگزین این خطر امنیتی نمودند. دولت-ملت ایران به صورتی کلیشهای اسرائیل و آمریکا را جهت سرکوب مخالفین داخلی و جامعه به عنوان بزرگترین خطر امنیتی معرفی مینماید. حتی اگر اسرائیل و آمریکا هم نابود شوند و یا اگر تمام سازمانهای که آز نظر آنها تروریست نامیده شدهاند در جهان برکنده شوند نیز، این نظم طنزآمیز جهانی باز چیزی، گروهی و یا مرکزی را به عنوان «خطر امنیتی» معرفی خواهد نمود. و عجیبتر اینکه در قدیم گفتهاند: خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
از نظر مدرنیتهی دموکراتیک جوامع نباید به هیچ قدرت «دولتی» اعتماد کنند. نباید دولت و نیروهای مسلح دولتی را به عنوان نیروهائی که موظف به حفظ امنیت جامعه هستند، تعریف نمود. نیروهای مسلح هر کشوری فقط و فقط موظف به حفظ امنیت «دولت» در مقابل جامعه هستند. زیرا به صورتی ماهوی هیچ ملت و جامعهای دارای دولت نیست. بر خلاف درک عمومی از دولت نه ملت ایران، نه اهل تشیع و نه فارسها و نه حتی ملت آمریکا و اسرائیل دولتی ندارند که بخواهد از آنها دفاع کند. اما دولت دارای آنچنان قدرت ایدئولوژیکی است که میتواند چنان وانمود کند که واقعاً دولت به یک ملت، مذهب و یا قوم خاص تعلق دارد.
«دولتها» فقط و فقط متعلق به «دولت» با پوشش « ایرانیان، اسرائیلها و آمریکائی و اروپائیها هستند. جوامع، ملل و انسانیت باید «نظم اجتماعی» مختص به خود را بر اساس « کنفدرالیسم دموکراتیک» بسازند. بدون اینکه هدف و آرمان «دولتی شدن» و به سلطه رسیدن داشته باشند. امنیت، آرامش و رفاه اجتماعی فقط و فقط از طریق برساخت کنفدرالیسم دموکراتیک امکانپذیر است.
همین بحث را میتوان در قالب «امنیت ملی» نیز مطرح ساخت. چون پس از محاربه یکی دیگر از بزرگترین پایههای قانونی «قصاص و اعدام» در این، مسائل امنیت ملی است. باید پرسید، واقعاً چه چیزی امنیت ملی یک کشور را با خطر مواجه میسازد و چه راه کارهای میتواند امنیت یک کشور را تامین نماید.
در کشوری که یک ایدئولوژی خاص بر قانون اساسی و حکومت سروَر است و جز قدرت سیاسی، تمام «دیگریها و دیگراندیشان» یا رافضی، محارب، منافق، تجزیهطلب، مهرهی دست غرب و اسرائیل تعریف میشوند، نمیتوان انتظار «امنیت» داشت و این بدان معنی است که تا زمانی این برداشت کج فهمانه از سیاست و نظم اجتماعی تغییر نکند، «چوبهی دار» همچنان پابرجا خواهد ماند. زیرا شتر را گفتند: چرا گردنت کجه؟ گفت: کجام راسته!
نباید چنان تصور هم کرد که رژیم کنونی حاکم بر ایران از دولت لیبرال آمریکا و اروپا «بدتر» است. زیرا از قدیم گفتهاند: خر، همان خره پالانش عوض شده. سنت و ایدئولوژیهای «دولتی» بهتر و یا بدتر از یکدیگر نیستند. ظاهرا تفاوتهائی دارند که این تفاوتهای ظاهری بوده و به عنوان تفاوتهای «ماهوی» عنوان نمیگردند. ایدئولوژی دولتی و سلطهگرا در هر پوششی که باشند چه لیبرال غربی و چه اسلام سنی و شیعهی صفوی، تفاوت ماهوی ندارند. در کل دولتهای بازمانده از نوع حکومت سومری و آشوری هستند. ایدئولوژی و دولت لیبرال آمریکا اعدام را با صندلی الکترونیکی و ایدئولوژی و دولت به اصطلاح اسلامی، در ایران با چوبهیدار به اجرا میگذارند. در کشورهای دیگر «اعدام» با راه و روشهای دیگری اجرا میشود.
مدرنیته دموکراتیک خوانشی بسیار متفاوت از امنیت ملی و جهانی دارد. از نظر مکتب مدرنیته دموکراتیک «نظام موجود جهانی» و نظام دولت-ملت بزرگترین مولد «مسائل امنیتی» هستند که جوامع، نوع انسان، طبیعت و کره زمین را با خطر «مرگ» مواجه ساختهاند. هر کدام از این دولت-ملتها،هم خطری امنیتی برای داخل کشورهای خود و هم برای دیگر دولت-ملتها هستند. حوزه امنیت ملی توجیه وجود نیروهای مسلح دولتی علیه انسان و جوامع بشری است. دولت-ملت ناگزیر است «دولتی، گروهی و یا حزبی» را به عنوان «عنصر خطر امنیت ملی» معرفی نماید تا بتواند «خشونت» ی را که اعمال میکند را «توجیه» نماید. نظام جهانی زمانی کمونیسم شوروی سابق را توجیه تاسیس ناتو و گلادیو معرفی مینمود و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی «تروریسم» را جایگزین این خطر امنیتی نمودند. دولت-ملت ایران به صورتی کلیشهای اسرائیل و آمریکا را جهت سرکوب مخالفین داخلی و جامعه به عنوان بزرگترین خطر امنیتی معرفی مینماید. حتی اگر اسرائیل و آمریکا هم نابود شوند و یا اگر تمام سازمانهای که آز نظر آنها تروریست نامیده شدهاند در جهان برکنده شوند نیز، این نظم طنزآمیز جهانی باز چیزی، گروهی و یا مرکزی را به عنوان «خطر امنیتی» معرفی خواهد نمود. و عجیبتر اینکه در قدیم گفتهاند: خر از لگد خر ناراحت نمیشه !
از نظر مدرنیتهی دموکراتیک جوامع نباید به هیچ قدرت «دولتی» اعتماد کنند. نباید دولت و نیروهای مسلح دولتی را به عنوان نیروهائی که موظف به حفظ امنیت جامعه هستند، تعریف نمود. نیروهای مسلح هر کشوری فقط و فقط موظف به حفظ امنیت «دولت» در مقابل جامعه هستند. زیرا به صورتی ماهوی هیچ ملت و جامعهای دارای دولت نیست. بر خلاف درک عمومی از دولت نه ملت ایران، نه اهل تشیع و نه فارسها و نه حتی ملت آمریکا و اسرائیل دولتی ندارند که بخواهد از آنها دفاع کند. اما دولت دارای آنچنان قدرت ایدئولوژیکی است که میتواند چنان وانمود کند که واقعاً دولت به یک ملت، مذهب و یا قوم خاص تعلق دارد.
«دولتها» فقط و فقط متعلق به «دولت» با پوشش « ایرانیان، اسرائیلها و آمریکائی و اروپائیها هستند. جوامع، ملل و انسانیت باید «نظم اجتماعی» مختص به خود را بر اساس « کنفدرالیسم دموکراتیک» بسازند. بدون اینکه هدف و آرمان «دولتی شدن» و به سلطه رسیدن داشته باشند. امنیت، آرامش و رفاه اجتماعی فقط و فقط از طریق برساخت کنفدرالیسم دموکراتیک امکانپذیر است.
گذار دموکراتیک
دولت – ملت منشا تمام فسادها ✍ کاویان کامدین 🆔 @GozarDemocratic
هیچ ملتی، دشمن ملت دیگری نیست، این دولتها هستند که دشمنتراشی میکنند. نباید فراموش کرد که هیچ ملتی هیچ دستگاه اطلاعاتی و جاسوسی در درون ملت دیگری ندارد، این دولتها هستند که دستگاه جاسوسی و جاسوس در میان یکدیگر سازماندهی میکنند. هیچ ملتی هیچ منفعتی در تضعیف ملت دیگری ندارد، این دولتها هستند که به دنبال تضعیف یکدیگر هستند. نباید فراموش کرد که هیچ «دین و مذهبی» دشمن هیچ دین و مذهب دیگری نیست. این دولتها هستند که دین و مذهب خاصی را به عنوان دشمن معرفی میکنند. خدای فارسها دشمن خدای کردها نیست، این دولت است که به نام خدا ملتی را «دشمن» معرفی میکند.
دیگر زمان آن فرا رسیده است که انسانیت به نام خود تصمیم بگیرد و اجازه ندهد به نام «خدا و دولت» الیتی حاکم به تعیین تکلیف برای او پرداخته و حکمرانی کنند. این یکی شروط انسان بودن در قرن بیست و یکم است. اگر قرار بر حیاتی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» باشد، شرط اولیه بر این اساس است. چون عموما دولت و خصوصا دولت – ملت دستگاهی فاسد است، آنانی که به نام آن سیاست میکنند و تعلیم دیدهی ضد اخلاق سیاسی آن هستند، طبیعتاً فاسداند. آنانی که از آن پیروی میکنند نیز به صورتی غیر ارادی شریک این فساد هستند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
دیگر زمان آن فرا رسیده است که انسانیت به نام خود تصمیم بگیرد و اجازه ندهد به نام «خدا و دولت» الیتی حاکم به تعیین تکلیف برای او پرداخته و حکمرانی کنند. این یکی شروط انسان بودن در قرن بیست و یکم است. اگر قرار بر حیاتی مبتنی بر «اخلاق سیاسی» باشد، شرط اولیه بر این اساس است. چون عموما دولت و خصوصا دولت – ملت دستگاهی فاسد است، آنانی که به نام آن سیاست میکنند و تعلیم دیدهی ضد اخلاق سیاسی آن هستند، طبیعتاً فاسداند. آنانی که از آن پیروی میکنند نیز به صورتی غیر ارادی شریک این فساد هستند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic