گذار دموکراتیک
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ ✍ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟
✍ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک
معادلات و روابط در منطقە، روزانە متحول می شود و روند ثابت و پایانی وجود ندارد. طالبان در افغانستان با بهره گیری از علایق و احساسات ضد خارجی و احتمالا بر اساس برنامەهای پشت پردە، ابتدا مناطقی که دولت در آنها ضعیف بوده را در اختیار گرفته و در ادامە با دیدن درماندگی دولت و به هم ریختگی انسجام حاکمیت در افغانستان پیشرفت هایی داشته است. طی ۴۰-۳۰ سال اخیر، حرکت های جهادی، فعالتر و بسیج گرتر بودەاند تا حرکت های قومی و ناسیونالیستی. در خاورمیانە بیش از ٤٠ سال است که حرکت های جهادی جایگزین حرکت های ملی شدهاند. بعد از جنگ اول جهانی و با عهدنامه سایکس_ پیکوت، موج اول دولت_ ملت سازی در خاورمیانه اوج می گیرد که بیشتر برساختەی استعمار بریتانیا، فرانسه و البته با اطلاع روسیە بودە است. بعد از جنگ جهانی دوم، تثبیت و ادامە روند دولت_ ملت های کوپی شدە کلونیالیزم اروپایی در قالب مدرنیتە سرمایەداری، بر بستری نادمکراتیک و مرکزگرا توسعە یافتند. روند توسعەی نامتوازن و غیر طبیعی مدیریت دولتی از منظر جامعەشناسی، خود بانی انحرافاتی در سیستم رشد یک جامعە را پدیدار گرداندند. ورود نیروهای نظامی شوروی بە افغانستان، مداخلات هژمونگرایی سرمایەداری و سرنگونی دیکتاتوری محمدرضا شاە پهلوی کە نظامی چون جمهوری اسلامی ایران را پدید آورد، بستری مناسب برای اقتدارگرایی اسلام دولتی را فراهم آوردە و همزمان خاورمیانە را بە لانە نفوذ بلامنازع حرکت های جهادی و اسلامی تبدیل نمودەاند. ایران، افغانستان، عراق، سوریە، ترکیە، لبنان، اردن، لیبی، پاکستان، دولت های خلیج و قسمی از آفریقا با پشتیبانی قدرت های مدرنیتە سرمایەداری، تبدیل یا خود منشاء حرکت های جهادی و بنیادگرا شدەاند. جهادگرایی بە نوبەی خود معلول درماندگی دولتهای دست نشاندە سایکس_ پیکویی در داخل و وابسته به خارج است. همزمان در پی نبود آلترناتیو سوسیالیستی و عدالتخواهی، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، بە شیوەای نوستالوژیک زمینەی ظهور را برای بنیادگرایی اسلامی مهیا نمودە است. پاکستان کە همچون کارخانەی تولید و تربیت جهادیهای طالبان عمل نمودە، برای سیاست های ستراتژیک خود در قبال هندوها و احتمالا در آیندە در مقابل سیاست های هژمونگرایی چین در منطقە از آنها استفادە می نماید. ترکیه نیز بعد از بە قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، با سیاست مسجد سازی، خود را وارث امپراتوری عثمانی میداند و با ارتباط گیری مستقیم با جهادی های خون آشام، تبدیل بە یکی از پشتیبانان پروپاقرص جهادیها شدە است. چرا کە بە این امر آگاه است کە در این برهەی تاریخی، جهاد و جهادگرایی بسیج گراست و میتوان در اندک زمانی هزاران نفر را از نقاط مختلف جهان در راستای منافع و نیازهای منطقەای و استراتژیک خود بسیج کرد. گروههایی مانند، داعش، طالبان، جبهەالنصره، احرارالشام و غیرە در راستای منافع هژمونیکی هموارە مورد استفادەی ترکیە و دولتهای دیگر قرار گرفتەاند. در این راستا ایران نیز خود یکی از قطبهای این زورآزمایی منطقەای بە شکلی جدید است. با این زمینەی فکری و رقابتی است که جهادی ها در نبود بستر مناسب فرهنگی و دموکراتیک در جامعە کە سبب اصلی آن همانا سیاست استعماری و سیستم های دست نشاندە بودە، موفق شده اند ناسیونالیسم، مارکسیسم و نیروهای مترقی را در جامعە وادار بە عقب نشینی نمایند. لیبرالیسم اشرف غنی و محمدرضا شاە، ناسیونالیسم سکولار نجیب الله یا ببرک کارمل، و حتی نیروهای میانه رویی مانند حامد کرزای به این دلیل شکست خوردند که قادر نبودند یا نمی خواستند متن جامعه را متأثر و متحول کنند. ارزش هایی مانند آزادی بیان یا برابری زن و مرد که اینها اظهار نمایندگی می کردند هیچ وقت جامەی عمل نپوشید و هموارە بە شکلی حاشیەای و نمایشی بە آن مینگریستند. این مبانی بر بنیانهای فکری و ایدئولوژیک این سیستم ها استوار نبود. ایجاد دولت ملی در افغانستان از اواخر قرن ١٩ بە بعد با سرکوب و خشونت علیە ملیتهای مختلف آغاز شد و عبدالرحمان خان نقش اصلی در این سرکوب را با همکاری و همپیمانی بریتانیا داشت. قتل عامهای انجام گرفتە در این دوران و کشتار هزارەها کە بر علیە ظلم و ناعدالتی عبدالرحمان خان شوریدە بودند، بعد از سپری شدن بیش از صد سال هنوز در یادها زندە است. پروژەی منحوس بریتانیا برای یکدست سازی جوامع موجود در افغانستان نە تنها جامەی عمل نپوشیدە، بلکە ویرانی و عقب ماندگی روزافزون را برای ملل افغانستان بە ارمغان آوردە است. با نگاه بە سیر این وقایع، میتوان رویدادهای امروزین را بە روشنی دید و تحلیل نمود. لذا نمیتوان ظهور طالبان را بە شکلی سادە و اتفاقی بیان نمود. برآمدن طالبان را میتوان از چند منظر و بعد بررسی نمود.
✍ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک
معادلات و روابط در منطقە، روزانە متحول می شود و روند ثابت و پایانی وجود ندارد. طالبان در افغانستان با بهره گیری از علایق و احساسات ضد خارجی و احتمالا بر اساس برنامەهای پشت پردە، ابتدا مناطقی که دولت در آنها ضعیف بوده را در اختیار گرفته و در ادامە با دیدن درماندگی دولت و به هم ریختگی انسجام حاکمیت در افغانستان پیشرفت هایی داشته است. طی ۴۰-۳۰ سال اخیر، حرکت های جهادی، فعالتر و بسیج گرتر بودەاند تا حرکت های قومی و ناسیونالیستی. در خاورمیانە بیش از ٤٠ سال است که حرکت های جهادی جایگزین حرکت های ملی شدهاند. بعد از جنگ اول جهانی و با عهدنامه سایکس_ پیکوت، موج اول دولت_ ملت سازی در خاورمیانه اوج می گیرد که بیشتر برساختەی استعمار بریتانیا، فرانسه و البته با اطلاع روسیە بودە است. بعد از جنگ جهانی دوم، تثبیت و ادامە روند دولت_ ملت های کوپی شدە کلونیالیزم اروپایی در قالب مدرنیتە سرمایەداری، بر بستری نادمکراتیک و مرکزگرا توسعە یافتند. روند توسعەی نامتوازن و غیر طبیعی مدیریت دولتی از منظر جامعەشناسی، خود بانی انحرافاتی در سیستم رشد یک جامعە را پدیدار گرداندند. ورود نیروهای نظامی شوروی بە افغانستان، مداخلات هژمونگرایی سرمایەداری و سرنگونی دیکتاتوری محمدرضا شاە پهلوی کە نظامی چون جمهوری اسلامی ایران را پدید آورد، بستری مناسب برای اقتدارگرایی اسلام دولتی را فراهم آوردە و همزمان خاورمیانە را بە لانە نفوذ بلامنازع حرکت های جهادی و اسلامی تبدیل نمودەاند. ایران، افغانستان، عراق، سوریە، ترکیە، لبنان، اردن، لیبی، پاکستان، دولت های خلیج و قسمی از آفریقا با پشتیبانی قدرت های مدرنیتە سرمایەداری، تبدیل یا خود منشاء حرکت های جهادی و بنیادگرا شدەاند. جهادگرایی بە نوبەی خود معلول درماندگی دولتهای دست نشاندە سایکس_ پیکویی در داخل و وابسته به خارج است. همزمان در پی نبود آلترناتیو سوسیالیستی و عدالتخواهی، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد میان دو بلوک شرق و غرب، بە شیوەای نوستالوژیک زمینەی ظهور را برای بنیادگرایی اسلامی مهیا نمودە است. پاکستان کە همچون کارخانەی تولید و تربیت جهادیهای طالبان عمل نمودە، برای سیاست های ستراتژیک خود در قبال هندوها و احتمالا در آیندە در مقابل سیاست های هژمونگرایی چین در منطقە از آنها استفادە می نماید. ترکیه نیز بعد از بە قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، با سیاست مسجد سازی، خود را وارث امپراتوری عثمانی میداند و با ارتباط گیری مستقیم با جهادی های خون آشام، تبدیل بە یکی از پشتیبانان پروپاقرص جهادیها شدە است. چرا کە بە این امر آگاه است کە در این برهەی تاریخی، جهاد و جهادگرایی بسیج گراست و میتوان در اندک زمانی هزاران نفر را از نقاط مختلف جهان در راستای منافع و نیازهای منطقەای و استراتژیک خود بسیج کرد. گروههایی مانند، داعش، طالبان، جبهەالنصره، احرارالشام و غیرە در راستای منافع هژمونیکی هموارە مورد استفادەی ترکیە و دولتهای دیگر قرار گرفتەاند. در این راستا ایران نیز خود یکی از قطبهای این زورآزمایی منطقەای بە شکلی جدید است. با این زمینەی فکری و رقابتی است که جهادی ها در نبود بستر مناسب فرهنگی و دموکراتیک در جامعە کە سبب اصلی آن همانا سیاست استعماری و سیستم های دست نشاندە بودە، موفق شده اند ناسیونالیسم، مارکسیسم و نیروهای مترقی را در جامعە وادار بە عقب نشینی نمایند. لیبرالیسم اشرف غنی و محمدرضا شاە، ناسیونالیسم سکولار نجیب الله یا ببرک کارمل، و حتی نیروهای میانه رویی مانند حامد کرزای به این دلیل شکست خوردند که قادر نبودند یا نمی خواستند متن جامعه را متأثر و متحول کنند. ارزش هایی مانند آزادی بیان یا برابری زن و مرد که اینها اظهار نمایندگی می کردند هیچ وقت جامەی عمل نپوشید و هموارە بە شکلی حاشیەای و نمایشی بە آن مینگریستند. این مبانی بر بنیانهای فکری و ایدئولوژیک این سیستم ها استوار نبود. ایجاد دولت ملی در افغانستان از اواخر قرن ١٩ بە بعد با سرکوب و خشونت علیە ملیتهای مختلف آغاز شد و عبدالرحمان خان نقش اصلی در این سرکوب را با همکاری و همپیمانی بریتانیا داشت. قتل عامهای انجام گرفتە در این دوران و کشتار هزارەها کە بر علیە ظلم و ناعدالتی عبدالرحمان خان شوریدە بودند، بعد از سپری شدن بیش از صد سال هنوز در یادها زندە است. پروژەی منحوس بریتانیا برای یکدست سازی جوامع موجود در افغانستان نە تنها جامەی عمل نپوشیدە، بلکە ویرانی و عقب ماندگی روزافزون را برای ملل افغانستان بە ارمغان آوردە است. با نگاه بە سیر این وقایع، میتوان رویدادهای امروزین را بە روشنی دید و تحلیل نمود. لذا نمیتوان ظهور طالبان را بە شکلی سادە و اتفاقی بیان نمود. برآمدن طالبان را میتوان از چند منظر و بعد بررسی نمود.
گذار دموکراتیک
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ ✍ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic
پیشینە تاریخی منطقە و بخصوص افغانستان و ساختار کنونی دولتی آن، که در پی درماندگی دولت اشرف غنی، شکنندگی طبقه متوسط و سقوط جامعە بە سطح جامعە فقیر و مصرف کنندە از جملەی عوامل این رویدادها بودند. افزون بر آن، دموکراسی وارداتی بدون حضور مردم، نبود جامعه مدنی، بینش ریاکارانە و کاسب کارانه_ کلونیالیستی قدرت های جهانی بە حل مسائل خاورمیانە کە خود بانی آن بودەاند و همچنین تداخلات مخرب کشورهای منطقەای برای بقای هژمونی سیاسی خود، از جملەی دیگر عواملیاند کە بسترسازی مناسب برای رشد نیروهای واپسگرا را فراهم نمودند تا بتوانند در یک دورە تاریخی ماموریت خود را بە انجام برسانند.
نبود نیروی دفاع ذاتی مردمی در افغانستان و فساد سیستماتیک در راس حاکمیت، وضعیت این کشور را شکنندە نمودە و راە را برای طالبان مهیا نمود کە بدون مقاومت جدی قدرت را در دست بگیرد. خیلی طبیعی است، موقعی کە فساد سیاسی و اقتصادی بیداد میکند، هیچ انسان عاقلی حاضر نیست کە جانش را برای حاکمان فاسد بە خطر بیاندازد. مقاومت در برابر یورش گروەهای همانند طالبان و داعش، بدون باور بە عقیدە و دورنمای روشن سیاسی امکان پذیر نیست. همچنانکە در اشغال موصل در عراق شاهد بودیم کە هیچگونە مقاومتی در برابر داعش نشد. شاید برخی ادعا نمایند کە تسلیم نمودن موصل بە داعش بر حسب یک طرح جهانی و منطقەای بودە است. اما میتوان بە همان مورد اشارە نمود کە اگر همانند کوبانی نیروی ذاتی خلقی وجود میداشت کە بە تنهایی و با وجود کمکهای بی وقفەی ترکیە بە داعش، مقاومت نمود و بە پیروزی رسید، میتوانستیم شاهد مقاومت و حماسەای دگربارە و اینبار در افغانستان بود. وضعیت کشورهای دیگر منطقە یعنی عراق، سوریە، لیبی و لبنان از افغانستان بهتر نیست. داعش و طالبان نیروهای مصممی هستند کە در مقابل خود مقاومتی جدی را نمیبینند کە بە دلیل فساد و بی کفایتی حاکمان، مردمی مأیوس وجود دارند کە هیچ علاقەای برای مقاومت در برابر این نیروی وحشی را ندارند. وقتی فساد سیاسی در کابل، بغداد، هولیر و بیروت بیداد می کند، کدام سرباز و انسان عاقلی حاضر است جان خود را برای یک مشت حکومتگر فاسد و بی اخلاق بە خطر بیاندازد.
پروژەهای مدرنیتەی سرمایەداری در منطقە و تولد جنگهای نیابتی، فرصتها و تهدیداتی را برای هژمونگرایی دولت _ ملتها بوجود آوردە است کە همزمان این دولتها بدون توجە بە برساخت جامعە و رشد جامعەشناختی این جوامع، خود را درگیر این پروژەها کردە و یا وادار بە مشارکت آن هستند. منطق ویژه جنگ در نگاه بانیان پروژەهای بعد از جنگ جهانی دوم با مفهوم عقیدتی و حیثیتی جنگهای سدە نوزدەهم فاصلە گرفتە و تنها در حیطەی یک پروژە، برنامەهای خود را مدیریت میکنند. این بدان معنی است کە اتاق فکرهای قدرتها و دستگاههای فکری و اقتصادی، بر اساس منطق اقتصادی و استراتژیک خود، دولتهای خود را مامور میکنند کە موقعی کە برای این قدرتها از لحاظ اقتصادی مضر باشد، جنگ را برپا کند یا آن را پایان ببخشد.
مسالە کوردها بعد از امضای پیمان لوزان یکی از بغرنجترین مشکلاتی است کە پروژە کلونیالیزم اروپا، بانی اصلی آن بودە و کشورهای درگیر تبدیل بە مجریانی بی ارادە شدەاند کە در نهایت خلقهای منطقە قربانی این سیاست کلونیالیستی شدەاند. بعد از صد سال ذهنیت شوونیزم را در حاکمیت این دولتها ترویج نمودە و باعث ناپایداری جامعە گشتە است. روند رشد طبیعی این جوامع را بە جهتی دیگر سوق دادەاند کە برخلاف روند دموکراتیک گام برداشتە میشود. تحلیلاتی کە بر مدار تئوریهای توطئە استوار گشتەاند، بسیار سادەانگارانە و در عین حال قدر گرایانە است. بی مسئولیتی تام است کە بپنداریم همە چیز بستەبندی شدە و سرنوشت امور بە ویژە در دنیای سیاست از پیش رقم خوردە است. اما باید بدانیم قدرتهای جهانی برای پیشبرد سیاستهای خود بر اساس پروژەهای مختلف و ستراتژیک با جدیت کامل کار میکنند. برای مثال گروەهای مختلف جهادی بدون پشتیبانی لوجستیکی، تبلیغاتی و اقتصادی قدرتهای جهانی و منطقەای امکان رشد کافی را نداشتند. جای سوال است قبل از رشد داعش چگونە زندانهای عراق و سوریە درهایشان باز شد و زندانیهای خطرناک فرار کردند. موصل کە تازە تسلیحات جدید را بە قیمت میلیاردها دولار خریداری کردە بود با وجود بیش از پنجاەهزار ارتش عراق و بیشتر از پانزدە هزار تفنگچی حزب دمکرات بارزانی، این شهر بە آسانی تسلیم داعش شد و تراژدی شنگال رقم خورد. اکنون در افغانستان همان سناریو تکرار شدە و میلیاردها دلار پول نقد و تسلیحات نظامی تسلیم طالبان میشود. همزمان طالبان از وضعیت فقر و نداری مردم افغانستان سواستفادە نمودە و در کنار تولید رعب و وحشت، کسب و کاری نظامی و با ایدئولوژی عامەپسند و گوش آشنای اسلامی، برای مردم ستمدیدە افغانستان بە خیال دنیای معنوی دیگر و بهتر بە ارمغان آودە است.
نبود نیروی دفاع ذاتی مردمی در افغانستان و فساد سیستماتیک در راس حاکمیت، وضعیت این کشور را شکنندە نمودە و راە را برای طالبان مهیا نمود کە بدون مقاومت جدی قدرت را در دست بگیرد. خیلی طبیعی است، موقعی کە فساد سیاسی و اقتصادی بیداد میکند، هیچ انسان عاقلی حاضر نیست کە جانش را برای حاکمان فاسد بە خطر بیاندازد. مقاومت در برابر یورش گروەهای همانند طالبان و داعش، بدون باور بە عقیدە و دورنمای روشن سیاسی امکان پذیر نیست. همچنانکە در اشغال موصل در عراق شاهد بودیم کە هیچگونە مقاومتی در برابر داعش نشد. شاید برخی ادعا نمایند کە تسلیم نمودن موصل بە داعش بر حسب یک طرح جهانی و منطقەای بودە است. اما میتوان بە همان مورد اشارە نمود کە اگر همانند کوبانی نیروی ذاتی خلقی وجود میداشت کە بە تنهایی و با وجود کمکهای بی وقفەی ترکیە بە داعش، مقاومت نمود و بە پیروزی رسید، میتوانستیم شاهد مقاومت و حماسەای دگربارە و اینبار در افغانستان بود. وضعیت کشورهای دیگر منطقە یعنی عراق، سوریە، لیبی و لبنان از افغانستان بهتر نیست. داعش و طالبان نیروهای مصممی هستند کە در مقابل خود مقاومتی جدی را نمیبینند کە بە دلیل فساد و بی کفایتی حاکمان، مردمی مأیوس وجود دارند کە هیچ علاقەای برای مقاومت در برابر این نیروی وحشی را ندارند. وقتی فساد سیاسی در کابل، بغداد، هولیر و بیروت بیداد می کند، کدام سرباز و انسان عاقلی حاضر است جان خود را برای یک مشت حکومتگر فاسد و بی اخلاق بە خطر بیاندازد.
پروژەهای مدرنیتەی سرمایەداری در منطقە و تولد جنگهای نیابتی، فرصتها و تهدیداتی را برای هژمونگرایی دولت _ ملتها بوجود آوردە است کە همزمان این دولتها بدون توجە بە برساخت جامعە و رشد جامعەشناختی این جوامع، خود را درگیر این پروژەها کردە و یا وادار بە مشارکت آن هستند. منطق ویژه جنگ در نگاه بانیان پروژەهای بعد از جنگ جهانی دوم با مفهوم عقیدتی و حیثیتی جنگهای سدە نوزدەهم فاصلە گرفتە و تنها در حیطەی یک پروژە، برنامەهای خود را مدیریت میکنند. این بدان معنی است کە اتاق فکرهای قدرتها و دستگاههای فکری و اقتصادی، بر اساس منطق اقتصادی و استراتژیک خود، دولتهای خود را مامور میکنند کە موقعی کە برای این قدرتها از لحاظ اقتصادی مضر باشد، جنگ را برپا کند یا آن را پایان ببخشد.
مسالە کوردها بعد از امضای پیمان لوزان یکی از بغرنجترین مشکلاتی است کە پروژە کلونیالیزم اروپا، بانی اصلی آن بودە و کشورهای درگیر تبدیل بە مجریانی بی ارادە شدەاند کە در نهایت خلقهای منطقە قربانی این سیاست کلونیالیستی شدەاند. بعد از صد سال ذهنیت شوونیزم را در حاکمیت این دولتها ترویج نمودە و باعث ناپایداری جامعە گشتە است. روند رشد طبیعی این جوامع را بە جهتی دیگر سوق دادەاند کە برخلاف روند دموکراتیک گام برداشتە میشود. تحلیلاتی کە بر مدار تئوریهای توطئە استوار گشتەاند، بسیار سادەانگارانە و در عین حال قدر گرایانە است. بی مسئولیتی تام است کە بپنداریم همە چیز بستەبندی شدە و سرنوشت امور بە ویژە در دنیای سیاست از پیش رقم خوردە است. اما باید بدانیم قدرتهای جهانی برای پیشبرد سیاستهای خود بر اساس پروژەهای مختلف و ستراتژیک با جدیت کامل کار میکنند. برای مثال گروەهای مختلف جهادی بدون پشتیبانی لوجستیکی، تبلیغاتی و اقتصادی قدرتهای جهانی و منطقەای امکان رشد کافی را نداشتند. جای سوال است قبل از رشد داعش چگونە زندانهای عراق و سوریە درهایشان باز شد و زندانیهای خطرناک فرار کردند. موصل کە تازە تسلیحات جدید را بە قیمت میلیاردها دولار خریداری کردە بود با وجود بیش از پنجاەهزار ارتش عراق و بیشتر از پانزدە هزار تفنگچی حزب دمکرات بارزانی، این شهر بە آسانی تسلیم داعش شد و تراژدی شنگال رقم خورد. اکنون در افغانستان همان سناریو تکرار شدە و میلیاردها دلار پول نقد و تسلیحات نظامی تسلیم طالبان میشود. همزمان طالبان از وضعیت فقر و نداری مردم افغانستان سواستفادە نمودە و در کنار تولید رعب و وحشت، کسب و کاری نظامی و با ایدئولوژی عامەپسند و گوش آشنای اسلامی، برای مردم ستمدیدە افغانستان بە خیال دنیای معنوی دیگر و بهتر بە ارمغان آودە است.
گذار دموکراتیک
رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ ✍ سیامند معینی – ریاست مشترک پژاک 🆔 @GozarDemocratic
این کسب و کار همراە با عقیدە کە ساختار قبلی حاکمیت اشرف غنی و کرزای ظرفیت تولید آنرا نداشتند سبب تقویت حرکت طالبان گشت. مضاف بر این عوامل، طالبان پشتیبانی قسمی از سازمانهای جاسوسی نیروهای جهانی و آی.اس.آی پاکستانی را داراست.
اکنون این پرسش برجستە میشود کە بعد از تسلط کامل طالبان بر افغانستان رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ آیا طالبان قدرت کافی را خواهد داشت کە حائلی برای هند و چین درست کند یا اینکە دردسری جدی برای حاکمان شیعە همسایە خود یعنی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. بە عقیدەی نگارندە با شرایطی کە جمهوری اسلامی با آن روبرواست یعنی بیکاری، فقر، بی کفایتی در سطح مدیریت خرد و کلان، و انکار حل مسئلە خلقهای ایران، کە مسئلەای بنیادین است، بستر مناسبی برای چالشهای جدی برای حاکمان احمق و بی لیاقت کنونی پدید خواهد آمد کە بە سراشیبی سقوطی خودخواستە خواهند افتاد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
اکنون این پرسش برجستە میشود کە بعد از تسلط کامل طالبان بر افغانستان رویدادهای آیندە منطقە بە چە سمت و سویی خواهد رفت؟ آیا طالبان قدرت کافی را خواهد داشت کە حائلی برای هند و چین درست کند یا اینکە دردسری جدی برای حاکمان شیعە همسایە خود یعنی جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. بە عقیدەی نگارندە با شرایطی کە جمهوری اسلامی با آن روبرواست یعنی بیکاری، فقر، بی کفایتی در سطح مدیریت خرد و کلان، و انکار حل مسئلە خلقهای ایران، کە مسئلەای بنیادین است، بستر مناسبی برای چالشهای جدی برای حاکمان احمق و بی لیاقت کنونی پدید خواهد آمد کە بە سراشیبی سقوطی خودخواستە خواهند افتاد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
'زنان تنها با اتحاد و همبستگی ملی میتوانند زندگی آزاد را محقق کنند'
اوتا دوغو روزگار اظهار کرد که زنان تنها در سایه اتحاد ملی و همبستگی موفق به آفرینش زندگی آزاد خواهند شد و افزود:"ما زنان خاورمیانه میتوانیم بازیهای نیروهای بیگانه را که جنگ جهانی سوم را آغاز کردهاند بهم زنیم."
🆔 @GozarDemocratic
اوتا دوغو روزگار اظهار کرد که زنان تنها در سایه اتحاد ملی و همبستگی موفق به آفرینش زندگی آزاد خواهند شد و افزود:"ما زنان خاورمیانه میتوانیم بازیهای نیروهای بیگانه را که جنگ جهانی سوم را آغاز کردهاند بهم زنیم."
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
'زنان تنها با اتحاد و همبستگی ملی میتوانند زندگی آزاد را محقق کنند' اوتا دوغو روزگار اظهار کرد که زنان تنها در سایه اتحاد ملی و همبستگی موفق به آفرینش زندگی آزاد خواهند شد و افزود:"ما زنان خاورمیانه میتوانیم بازیهای نیروهای بیگانه را که جنگ جهانی سوم…
'زنان تنها با اتحاد و همبستگی ملی میتوانند زندگی آزاد را محقق کنند'
اوتا دوغو روزگار اظهار کرد که زنان تنها در سایه اتحاد ملی و همبستگی موفق به آفرینش زندگی آزاد خواهند شد و افزود:"ما زنان خاورمیانه میتوانیم بازیهای نیروهای بیگانه را که جنگ جهانی سوم را آغاز کردهاند بهم زنیم."
اوتا دوغو روزگار عضو جمعیت زنان آزاد روژهلات کوردستان (کژار) اعلام کرد که رژیم ایران در تمام این کشور و بویژه در روژهلات کوردستان با سیاستهای جنگ ویژه، بیاخلاقی را بر جامعه تحمیل میکند و افزود که زنان باید در مقابل سیستم پدرسالاری ایستادگی و خود را سازماندهی کنند. عضو کژار افزود:"در خاورمیانه بویژه در کوردستان نیاز قطعی به ایدئولوژی رهایی زن وجود دارد" و خاطرنشان کرد که این مورد تنها با سازماندهی در حوزههای ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی میسر میشود.
اوتا دوغو روزگار، گریلای کژار در گفتگو با خبرگزاری فرات شیوههای جنگ ویژه رژیم ایران در روژهلات کوردستان را مورد ارزیابی قرار داد.
'رهبر آپو روشنی راه ماست'
دوغو روزگار در مورد نگرش زن به مسائل و مبارزه زنان گفت:"هر زنی با نگاه به وضعیت کشور و مسائل موجود در آن نیاز به مبارزه را حس خواهد کرد. این نیز برای تمامی زنان خاورمیانه صدق میکند. ما زنان کورد، روشنایی خود را از فلسفه رهبر آپو میگیریم و خود را بر این اساس بنیان میگذاریم، مبارزه را به پیش میبریم. ایدئولوژی پایان ناپذیر رهبر آپو برای تمامی خلقهای فرودست به سنتزی مبدل شده که زندگی آزاد، برابری تمامی زنان بویژه برای زنان کورد و زمینههای ارتشی شدن زن را میسر نموده است. ایدئولوژی رهایی زن در تمام خاورمیانه و بخصوص در کوردستان یک ضرورت است، ارتشی شدن زن در حال گسترش میباشد و این روند در هر چهاربخش کوردستان به عنوان ارتش زن و مناطق دیگر جهان ادامه دارد. همزمان در روژهلات کوردستان تحت عنوان نیروهای مدافع زنان (ه.پ.ژ) و کژار خود را از لحاظ ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی سازماندهی میکنند."
'مبارزه تنها مختص به خلق کورد و زنان کورد نیست؛ مبارزهای مشترک لازم است'
اوتا دوغو روزگار در مورد اتحاد زنان و مبارزه مشترک آنان گفت:"مبارزه ما مختص به ملت کورد و زنان کورد نیست، بلکه برای آزادی جامعه است؛ اخراج دشمن از این خاک مقدس است. برای دستیابی زنان به ملیت خود، مبارزهای بیپایان و جنگی گسترده در جریان است. لازم است که خلقهای خاورمیانه و زنان سراسر جهان متحد شوند. بر اساس یک فکر و یک هدف علیه سیستم مردسالاری بپاخیزند، مبارزه کنند و به خودسازماندهی بپردازند."
'زنان افغانی میتوانند مبارزه زنان کورد و عربهای روژاوا را الگوی خود قرار دهند'
دوغو روزگار به وضعیت زنان پس از بازگشت طالبان به حاکمیت افغانستان اشاره کرده و افزود:"وضعیت زنان افغان اکنون به شیوهای است که باید متحد شده و علیه نظام کنونی به سازماندهی خود بپردازند.به عنوان نمونه به جنگ روژاوا که تمامی جهان شاهد قدرت زنان بود نگاه کنند. در حضور زنان کورد، عرب، زنان جهان در این مبارزات شرکت کردند. زنان افغان هم میتوانند از این نمونه و الگو اقتباس کنند و آنرا مورد ارزیابی قرار دهند. علیه اشغالگری، تعرض- تجاوز به زنان، علیه نقض حقوق کودکان و قتلعامی که خلقها را هدف قرار داده است، به مبارزهای خستگیناپذیر، عزمی راسخ و ارادهای نستوه نیاز داریم. البته زنان افغان دارای این ویژگیها هستند."
'خود را سازمان دهید، ارتش خود را ایجاد کرده و علیه طالبان اعلام جنگ کنید'
دوغو روزگار افزود:"با شروع جنگ مسلحانه علیه داعش، زنان عرب در صفوف ی.پ.ژ به قدرت خود پی بردند و به تجارب ارزشمندی دست یافتند. سازماندهی خود را گسترش دادند و تا نابودی داعش در خط مقدم جنگیدند. لازم است زنان افغان علیه رژیم طالبان به سازماندهی خود اهتمام دهند و تشکل ارتش خود را ایجاد نمایند."
'تمامی زنان به سازماندهی و اتحاد ملی نیاز دارند'
اوتا دوغو روزگار گریلای کژار در خاتمه سخنان خود به سیاستهای ضداجتماعی رژیم ایران و تلاش برای گسترش بیاخلاقی در جامعه اشاره کرده و گفت:"هدف از این سیاستها خالی کردن جامعه از جوهر خود و بیهویت نمودن آن است. هدف دور کردن جامعه از شیوهی زندگی اخلاقی و سیاسیست. در تلاش است تا با ضدفرهنگ تجاوز به زنان مبانی اخلاقی جامعه را از میان برده و آنرا بسوی نابودی سوق دهند. به همین دلیل رژیم اشغالگر ایران همیشه و در هر مکانی سیاست تجاوز و تعرض به زنان به پیش میبرد و حتی در سن بسیار کم دختران خردسال را به ازدواج وادار میکند. اینگونه نابودی اراده را طبیعی جلوه میدهد. ما زنان خاورمیانه عموما به خودسازماندهی نیاز داریم. اتحاد ملی زنان در مقابل نظامی سرمایهداری یک ضرورت حیاتیست. ما زنان میتوانیم برنامهها و نقشههای نیروهایی را که در تلاش نابودی جامعه و زن هستند خنثی کنیم.
اوتا دوغو روزگار اظهار کرد که زنان تنها در سایه اتحاد ملی و همبستگی موفق به آفرینش زندگی آزاد خواهند شد و افزود:"ما زنان خاورمیانه میتوانیم بازیهای نیروهای بیگانه را که جنگ جهانی سوم را آغاز کردهاند بهم زنیم."
اوتا دوغو روزگار عضو جمعیت زنان آزاد روژهلات کوردستان (کژار) اعلام کرد که رژیم ایران در تمام این کشور و بویژه در روژهلات کوردستان با سیاستهای جنگ ویژه، بیاخلاقی را بر جامعه تحمیل میکند و افزود که زنان باید در مقابل سیستم پدرسالاری ایستادگی و خود را سازماندهی کنند. عضو کژار افزود:"در خاورمیانه بویژه در کوردستان نیاز قطعی به ایدئولوژی رهایی زن وجود دارد" و خاطرنشان کرد که این مورد تنها با سازماندهی در حوزههای ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی میسر میشود.
اوتا دوغو روزگار، گریلای کژار در گفتگو با خبرگزاری فرات شیوههای جنگ ویژه رژیم ایران در روژهلات کوردستان را مورد ارزیابی قرار داد.
'رهبر آپو روشنی راه ماست'
دوغو روزگار در مورد نگرش زن به مسائل و مبارزه زنان گفت:"هر زنی با نگاه به وضعیت کشور و مسائل موجود در آن نیاز به مبارزه را حس خواهد کرد. این نیز برای تمامی زنان خاورمیانه صدق میکند. ما زنان کورد، روشنایی خود را از فلسفه رهبر آپو میگیریم و خود را بر این اساس بنیان میگذاریم، مبارزه را به پیش میبریم. ایدئولوژی پایان ناپذیر رهبر آپو برای تمامی خلقهای فرودست به سنتزی مبدل شده که زندگی آزاد، برابری تمامی زنان بویژه برای زنان کورد و زمینههای ارتشی شدن زن را میسر نموده است. ایدئولوژی رهایی زن در تمام خاورمیانه و بخصوص در کوردستان یک ضرورت است، ارتشی شدن زن در حال گسترش میباشد و این روند در هر چهاربخش کوردستان به عنوان ارتش زن و مناطق دیگر جهان ادامه دارد. همزمان در روژهلات کوردستان تحت عنوان نیروهای مدافع زنان (ه.پ.ژ) و کژار خود را از لحاظ ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی سازماندهی میکنند."
'مبارزه تنها مختص به خلق کورد و زنان کورد نیست؛ مبارزهای مشترک لازم است'
اوتا دوغو روزگار در مورد اتحاد زنان و مبارزه مشترک آنان گفت:"مبارزه ما مختص به ملت کورد و زنان کورد نیست، بلکه برای آزادی جامعه است؛ اخراج دشمن از این خاک مقدس است. برای دستیابی زنان به ملیت خود، مبارزهای بیپایان و جنگی گسترده در جریان است. لازم است که خلقهای خاورمیانه و زنان سراسر جهان متحد شوند. بر اساس یک فکر و یک هدف علیه سیستم مردسالاری بپاخیزند، مبارزه کنند و به خودسازماندهی بپردازند."
'زنان افغانی میتوانند مبارزه زنان کورد و عربهای روژاوا را الگوی خود قرار دهند'
دوغو روزگار به وضعیت زنان پس از بازگشت طالبان به حاکمیت افغانستان اشاره کرده و افزود:"وضعیت زنان افغان اکنون به شیوهای است که باید متحد شده و علیه نظام کنونی به سازماندهی خود بپردازند.به عنوان نمونه به جنگ روژاوا که تمامی جهان شاهد قدرت زنان بود نگاه کنند. در حضور زنان کورد، عرب، زنان جهان در این مبارزات شرکت کردند. زنان افغان هم میتوانند از این نمونه و الگو اقتباس کنند و آنرا مورد ارزیابی قرار دهند. علیه اشغالگری، تعرض- تجاوز به زنان، علیه نقض حقوق کودکان و قتلعامی که خلقها را هدف قرار داده است، به مبارزهای خستگیناپذیر، عزمی راسخ و ارادهای نستوه نیاز داریم. البته زنان افغان دارای این ویژگیها هستند."
'خود را سازمان دهید، ارتش خود را ایجاد کرده و علیه طالبان اعلام جنگ کنید'
دوغو روزگار افزود:"با شروع جنگ مسلحانه علیه داعش، زنان عرب در صفوف ی.پ.ژ به قدرت خود پی بردند و به تجارب ارزشمندی دست یافتند. سازماندهی خود را گسترش دادند و تا نابودی داعش در خط مقدم جنگیدند. لازم است زنان افغان علیه رژیم طالبان به سازماندهی خود اهتمام دهند و تشکل ارتش خود را ایجاد نمایند."
'تمامی زنان به سازماندهی و اتحاد ملی نیاز دارند'
اوتا دوغو روزگار گریلای کژار در خاتمه سخنان خود به سیاستهای ضداجتماعی رژیم ایران و تلاش برای گسترش بیاخلاقی در جامعه اشاره کرده و گفت:"هدف از این سیاستها خالی کردن جامعه از جوهر خود و بیهویت نمودن آن است. هدف دور کردن جامعه از شیوهی زندگی اخلاقی و سیاسیست. در تلاش است تا با ضدفرهنگ تجاوز به زنان مبانی اخلاقی جامعه را از میان برده و آنرا بسوی نابودی سوق دهند. به همین دلیل رژیم اشغالگر ایران همیشه و در هر مکانی سیاست تجاوز و تعرض به زنان به پیش میبرد و حتی در سن بسیار کم دختران خردسال را به ازدواج وادار میکند. اینگونه نابودی اراده را طبیعی جلوه میدهد. ما زنان خاورمیانه عموما به خودسازماندهی نیاز داریم. اتحاد ملی زنان در مقابل نظامی سرمایهداری یک ضرورت حیاتیست. ما زنان میتوانیم برنامهها و نقشههای نیروهایی را که در تلاش نابودی جامعه و زن هستند خنثی کنیم.
گذار دموکراتیک
'زنان تنها با اتحاد و همبستگی ملی میتوانند زندگی آزاد را محقق کنند' اوتا دوغو روزگار اظهار کرد که زنان تنها در سایه اتحاد ملی و همبستگی موفق به آفرینش زندگی آزاد خواهند شد و افزود:"ما زنان خاورمیانه میتوانیم بازیهای نیروهای بیگانه را که جنگ جهانی سوم…
ما میتوانیم همراه با زنان دیگر که به خود سازماندهی دست زدهاند علیه اشغالگران بجنگیم و کشورمان را آزاد کنیم و زندگی برابر را محقق کنیم. دستیابی به سیستم دمکراتیک، به زندگی آزاد با فلسفه آزاد میسر میگردد. ما از این حمایت میکنیم و مبارزات خود را در این راستا گسترش میدهیم."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
سەیرترین بەیەكەوە ژیانی ئاشتیانە لەهەرێمی كوردستان!
د. كامەران مەنتك
24\9\2021
رەنگ بێت تا ئێستا هێندەی لەسەر بەیەكەوە ژیان خوێندوومەتەوە وگوێم لێبووە، سەیرترین خوێندنەوە تیگەیستن بۆ بەیەكەوە ژیان ئەو تێگەیشتنەی پارتی دیموكراتی كوردستان بووە بۆ بابەتە! كورد دەڵێت شت یان لەشێت یا لەمنداڵ، بەهۆی بانگەشەی هەڵبژاردنەوە زۆر جاران منداڵە سیاسیەكانی حیزبەكان لێرە ولەوێ ئازایانە، یاخود ساویلكانە هەندێك راستی دەدركێنن، كە بایەخی مێژوویی خۆی هەیە وتەنانەت لەرووی یاسایشەوە دەتوانرێت بكرێتە بەڵگەیەكی حاشا هەڵنەگر ووەك دانپانانێك هەژمار بكرێت بۆ سەلماندنی تاوانێك لە تاوانەكان، چونكە داڵدانی تاوانباران، بەتایبەتیش داڵدەدانی ئەو تاوانبارانەی، كە بە تاوانی جینۆسایدكردنی گەلان تۆمەتبار كراون، كە بەتاوانی دژی مرۆڤایەتیش دەناسرێت، خوی لەخۆیدا تاوانێكی گەورەیە وبەهیچ شێوەیەك لەشێوەكان ناكەوێتە چوارچێوەی لێبووردەیی وبەیەكەوە ژیانەوە! بۆیە ئەو كەسانەی، یاخود ئەو هێزانە داڵدەی ئەو جۆرە تاوانبارانە دەدەن، دەبێت لە دوو لاوە دادگایی بكرێن، لەلایەك بەهۆی پڕۆسەی خودی داڵدەدانەكەوە، كە ئەمە خۆی لەخۆیدا بۆ بابەتێكی هەستیارترمان رادەكێشێت، ئەویش بابەتی هاوبەشیكردنە لەو تاوانە، چونكە تەنیا ئەو هێزو كەسانە تاوانباری لەو شێوەیە داڵدەدەن، كە بەشێوەیەك لەشێوەكان لینكێكیان لە تاوانەكەدا هەیە وئەگەری هەیە بەشێوەیەك لەشێوەكان بەڵگەنامەكان ئەوانیش بگرێتەوە!.
ئەوەی لەهەرێمی كوردستاندا لەسەر ئاستی سیاسی بە بەیەكەوە ژیان پێناسە دەكرێت، دوور ونزیك پەیوەندی بە بەیەكەوەژیانێكی ئاشتیانەوە نیە، بەڵكو لەلایەك پەیوەندی بە بەشداریكردن لەتاوان ودیزەبەدەرخۆنەكردنی بەڵگەی تاوانەكانەوە هەیە، لەلایەكی تر جۆرێكە لەهەڕاجكردنی خاكی كوردستان وبازرگانیەكی قێزەونە بە خاكی نیشتمان، ئەوانەی هاتوونەتە كوردستان بەشێكی زۆریان ئەو سەرمایەدارانەن، كە لەسەردەمی بەعسدا بەشێوەیەكی ناشەرعی سەرمایەیان پەیداكردووە وئێستا بەو پارەیە وخانوو وشوێنە بازرگانیە گرنگەكان وئەپارتمانە گەورەكان شارەكانی هەریم دەكڕن، كە لەلایەن بەرپرسە بازرگانەكانی كوردەوە، كە بەشێكی زۆریان لەپشت ئەو پڕۆژانەوەن دەفرۆشرێت، واتە ئەوەی پێی دەگوترێت بەیەكەوە ژیان لەهەرێمی كوردستان، جۆرە رێككەوتنێكە لەنێوان سەرمایەدارە وردبین وسیاسیەكانی عەرەب، كەوەكو سەرمایەدارەكانی جولەكە، كە حكومەتی ئیسرائیلیان لەپشتە رەفتار دەكەن، لەگەڵ سەرمایەدارێكی نەخوێندەواری كورد، كە جگە لە هەرزانفرۆشكردنی وڵاتەكەی چاوی هیچی تر نابینێت، بۆیە واخەریكە لەرێگای ئەو بەیەكەوە ژیانە سەیرەوە، وردە وردە دیمۆگرافیای كوردستان دەگۆڕێت وئەوەی دەوڵەتە داگیركەرەكان بەدەیان ساڵ بۆیان نەكرا، ئەو بازرگانە چاوچنۆكانەی كورد بەماوەیەكی زۆر كەم وبەبێئەوەی كەسیش پێیان بڵێت لەپشت چاوتان دوو برۆ هەیە، بەئاسانی ئەنجامی دەدەن، لێرەدا من مەبەستم چینە هەژارەكەی خوارەوە نیە، كە لەبنەڕەتدا لەخەمی قووتی رۆژانەی خۆیاندان وئەوانە هەمیشە بەئاشتی بەیەكەوە ژیاون كێشەی بەیەكەوە ژیانی ئاشتیانەیان نەبووە!.
ئەو بەیەكەوە ژیانەی پارتی شانازی پێوە دەكات، سەیرترین بەیەكەوە ژیانە لەمێژوودا، ئەگەر نەڵێم وێنەی نەبووە، ئەوا بەدڵنیاییەوە نمونەی ئێجگار كەمە، سەیر لەوەدایە لەكاتێكدا ئەوان تۆوی رق وتووڕەیی لەناو كۆمەڵگای كوردیدا دەچێنن، مامۆستایەك، كە داوای مووچەی رەوای خۆی دەكات ساڵێك زیاتر بە بێ دادگایی كردن لەزیندان دەئاخنن وهەناسەی ئازادی لێ قەدەغە دەكەن، داڵدەی ئەو تاوانبارانە دەدەن، كە هەزاران ژن ومنداڵ وگەنجی كوردیان لەناو بردووە و جۆرەها چەكی قەدەغەكراوی نێودەوڵەتیان دژی بەكارهێناوە، جیاوازیان لەنێوان پیرو ژن ومنداڵ وگەنج وئاژەڵ وداروباخەكانی كوردستان نەكردوە و لەلایەن دادگاكانەوە داوا كراون ، نازانم ئەوە دەكەوێتە كوێی بەیەكەوە ژیانەوە، ئەگەر وەك عەرەب دەڵێن ئینەك لە بابەتەكە نەبێت!
🆔 @GozarDemocratic
د. كامەران مەنتك
24\9\2021
رەنگ بێت تا ئێستا هێندەی لەسەر بەیەكەوە ژیان خوێندوومەتەوە وگوێم لێبووە، سەیرترین خوێندنەوە تیگەیستن بۆ بەیەكەوە ژیان ئەو تێگەیشتنەی پارتی دیموكراتی كوردستان بووە بۆ بابەتە! كورد دەڵێت شت یان لەشێت یا لەمنداڵ، بەهۆی بانگەشەی هەڵبژاردنەوە زۆر جاران منداڵە سیاسیەكانی حیزبەكان لێرە ولەوێ ئازایانە، یاخود ساویلكانە هەندێك راستی دەدركێنن، كە بایەخی مێژوویی خۆی هەیە وتەنانەت لەرووی یاسایشەوە دەتوانرێت بكرێتە بەڵگەیەكی حاشا هەڵنەگر ووەك دانپانانێك هەژمار بكرێت بۆ سەلماندنی تاوانێك لە تاوانەكان، چونكە داڵدانی تاوانباران، بەتایبەتیش داڵدەدانی ئەو تاوانبارانەی، كە بە تاوانی جینۆسایدكردنی گەلان تۆمەتبار كراون، كە بەتاوانی دژی مرۆڤایەتیش دەناسرێت، خوی لەخۆیدا تاوانێكی گەورەیە وبەهیچ شێوەیەك لەشێوەكان ناكەوێتە چوارچێوەی لێبووردەیی وبەیەكەوە ژیانەوە! بۆیە ئەو كەسانەی، یاخود ئەو هێزانە داڵدەی ئەو جۆرە تاوانبارانە دەدەن، دەبێت لە دوو لاوە دادگایی بكرێن، لەلایەك بەهۆی پڕۆسەی خودی داڵدەدانەكەوە، كە ئەمە خۆی لەخۆیدا بۆ بابەتێكی هەستیارترمان رادەكێشێت، ئەویش بابەتی هاوبەشیكردنە لەو تاوانە، چونكە تەنیا ئەو هێزو كەسانە تاوانباری لەو شێوەیە داڵدەدەن، كە بەشێوەیەك لەشێوەكان لینكێكیان لە تاوانەكەدا هەیە وئەگەری هەیە بەشێوەیەك لەشێوەكان بەڵگەنامەكان ئەوانیش بگرێتەوە!.
ئەوەی لەهەرێمی كوردستاندا لەسەر ئاستی سیاسی بە بەیەكەوە ژیان پێناسە دەكرێت، دوور ونزیك پەیوەندی بە بەیەكەوەژیانێكی ئاشتیانەوە نیە، بەڵكو لەلایەك پەیوەندی بە بەشداریكردن لەتاوان ودیزەبەدەرخۆنەكردنی بەڵگەی تاوانەكانەوە هەیە، لەلایەكی تر جۆرێكە لەهەڕاجكردنی خاكی كوردستان وبازرگانیەكی قێزەونە بە خاكی نیشتمان، ئەوانەی هاتوونەتە كوردستان بەشێكی زۆریان ئەو سەرمایەدارانەن، كە لەسەردەمی بەعسدا بەشێوەیەكی ناشەرعی سەرمایەیان پەیداكردووە وئێستا بەو پارەیە وخانوو وشوێنە بازرگانیە گرنگەكان وئەپارتمانە گەورەكان شارەكانی هەریم دەكڕن، كە لەلایەن بەرپرسە بازرگانەكانی كوردەوە، كە بەشێكی زۆریان لەپشت ئەو پڕۆژانەوەن دەفرۆشرێت، واتە ئەوەی پێی دەگوترێت بەیەكەوە ژیان لەهەرێمی كوردستان، جۆرە رێككەوتنێكە لەنێوان سەرمایەدارە وردبین وسیاسیەكانی عەرەب، كەوەكو سەرمایەدارەكانی جولەكە، كە حكومەتی ئیسرائیلیان لەپشتە رەفتار دەكەن، لەگەڵ سەرمایەدارێكی نەخوێندەواری كورد، كە جگە لە هەرزانفرۆشكردنی وڵاتەكەی چاوی هیچی تر نابینێت، بۆیە واخەریكە لەرێگای ئەو بەیەكەوە ژیانە سەیرەوە، وردە وردە دیمۆگرافیای كوردستان دەگۆڕێت وئەوەی دەوڵەتە داگیركەرەكان بەدەیان ساڵ بۆیان نەكرا، ئەو بازرگانە چاوچنۆكانەی كورد بەماوەیەكی زۆر كەم وبەبێئەوەی كەسیش پێیان بڵێت لەپشت چاوتان دوو برۆ هەیە، بەئاسانی ئەنجامی دەدەن، لێرەدا من مەبەستم چینە هەژارەكەی خوارەوە نیە، كە لەبنەڕەتدا لەخەمی قووتی رۆژانەی خۆیاندان وئەوانە هەمیشە بەئاشتی بەیەكەوە ژیاون كێشەی بەیەكەوە ژیانی ئاشتیانەیان نەبووە!.
ئەو بەیەكەوە ژیانەی پارتی شانازی پێوە دەكات، سەیرترین بەیەكەوە ژیانە لەمێژوودا، ئەگەر نەڵێم وێنەی نەبووە، ئەوا بەدڵنیاییەوە نمونەی ئێجگار كەمە، سەیر لەوەدایە لەكاتێكدا ئەوان تۆوی رق وتووڕەیی لەناو كۆمەڵگای كوردیدا دەچێنن، مامۆستایەك، كە داوای مووچەی رەوای خۆی دەكات ساڵێك زیاتر بە بێ دادگایی كردن لەزیندان دەئاخنن وهەناسەی ئازادی لێ قەدەغە دەكەن، داڵدەی ئەو تاوانبارانە دەدەن، كە هەزاران ژن ومنداڵ وگەنجی كوردیان لەناو بردووە و جۆرەها چەكی قەدەغەكراوی نێودەوڵەتیان دژی بەكارهێناوە، جیاوازیان لەنێوان پیرو ژن ومنداڵ وگەنج وئاژەڵ وداروباخەكانی كوردستان نەكردوە و لەلایەن دادگاكانەوە داوا كراون ، نازانم ئەوە دەكەوێتە كوێی بەیەكەوە ژیانەوە، ئەگەر وەك عەرەب دەڵێن ئینەك لە بابەتەكە نەبێت!
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
سقوط دومینو وار سازمانهای سیاسی اسلامگرا
طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود.
🆔 @GozarDemocratic
طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سقوط دومینو وار سازمانهای سیاسی اسلامگرا طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود. 🆔…
سقوط دومینو وار سازمانهای سیاسی اسلامگرا
طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود.
بهار عربی و انقلاباتی که در سال ۲۰۱۱ روی دادند، برای اسلام سیاسی اخوانی فرصت ویژهای را رقم زد، تا جایی که ترکیه و قطر توانستند از این فرصت به بهترین نحو برای اهداف سیاسی خود استفاده کنند. در گزارشهای منتشر شده در این باره، واشنگتن در گزارشی فاش ساخته است که امریکا در سال ۲۰۱۱ برای تغییر سیستم برخی از کشورهای عربی و از حمله بحرین، به انزوا کشاندن ایران و حمایت از اخوان المسلمین طرحهایی را در دست و به اجرا گذاشته است. در این گزارش آمده است که دولتهای یمن، مصر، تونس، بحرین و عربستان سعودی، لیبی و سوریه از جمله این کشورها بودهاند. در ادامه این گزارش آمده است که راهکارهای در پیش گرفته شده اوباما برای تحقق این سیاست، حمایت مخفیانه از اخوان المسلمین در خاورمیانه در جریان سال ۲۰۱۰ با هدف تغییر سیاستهای داخلی کشورهای هدف بوده است. بخشی دیگری از اهداف سیاستهای امریکا قرار دادن این کشورها در مسیر منافع آمریکا برای تامین امنیت این کشور بوده است.
از میان بردن اخوان در مصر سرآغاز سقوط اخوانالمسلمین در مناطق عربی
یک سال بعد از آنکه محمد مرسی نامزد اخوانالمسلمین در انتخابات ریاست جمهوری مصر به پیروزی رسید، افکار عمومی جهانی علیه اخوان المسلمین تحریک شد. طیف وسیعی از جامعه مصر، حاکمیت اخوانیها در وزارتخانهها و تلاش این گروه برای گسترش نفوذ در تمام حوزههای کشور را رد کردند. به همین دلیل در ژوئن ۲۰۱۳ میلیونها شهروند سوری بار دیگر به خیابانها آمده و خواستار ترک صحنه سیاسی از سوی اخوانالمسلمین شدند. در خاتمه ژانویه ۲۰۱۳ حکومت مصر گروه اخوانالمسلمین را به عنوان سازمانی تروریستی معرفی کرد. با سقوط اخوانالمسلمین در مصر، شبکه بینالمللی، کانونی را که از طریق آن در سطح جهانی دست به مداخله در جهان عرب میزد، از دست داد. شکست اخوانالمسلمین بر این جبهه که ترکیه و قطر در آن نقش مهمی را ایفا میکردند تاثیر گذار بود.
سودان دومین حلقه شکستهای اسلام سیاسی
سقوط اخوانالمسلمین در مصر راه را بر شکست این حرکت در کشورهای عربی دیگر هم باز کرد، سودان دومین کشور بود. در دوران زمامداری البشیر سودان درهای خود را بروی القاعده باز کرده بود. تا جاییکه اسامه بن لادن بخش مهمی از زندگی خود را در این کشور سپری کرده و در این کشور زمینههای جنگ مسلحانه را ایجاد کرده بود. حضور ین لادن در این کشور و ارتباطات وی با مقامات عالیرتبه، این فرصت را برای بن لادن مهیا کرده بود که رویدادهای منطقه را به ویژه در شاخ آفریقا، مصر و مغرب از نزدیک پیگیری کند.
سودان به کریدور و مرکزی برای فرماندهان اخوانی که از کشورهای خود فرار کرده بودند تبدیل شد. ناظران وضعیت سودان اعتقاد داشتند که سیستم سیاسی عمر البشیر بهترین نمونه از اپورتونیسم اسلام سیاسی است که میتواند برای تغییر اماده باشد. با سقوط سیستم سیاسی به رهبری عمر البشیر، اسلام سیاسی بعد از کودتای مصر یکی از حامیان اصلی خود را از دست داد. این مسئله با شکست پروژه اخوانالمسلمین در به شکست کشاندن رژیم دمشق و ظهور خودمدیریتی دمکراتیک در شمال-شرق سوریه مصادف گردید.
شکست اسلام سیاسی اخوانی در تونس و مغرب
دامنه این شکستها به تونس هم رسید. بعد از تصمیمات قیس سعید رئیس جمهور تونس در تعلیق فعالیتهای پارلمان، جنبش النهضه اخوانی با ریاست راشد الغنوشی ضربهای مهلک دریافت کرد. به همین علت راشد الغنوشی رئیس اخوان المسلمین در تونس در سال ۲۰۱۱ دشوارترنی تصمیم خود را گرفته و بخش بزرگی از طرفداران خود را از دست داد. جنبش النهضه در تونس که ۴۰ سال قبل تشکیل شده بود و در پارلمان این کشور ۸۹ نماینده داشت، در انتخابات ۲۰۱۹ تنها توانست ۵۳ نماینده به مجلس این کشور بفرستد.
حزب عدالت و توسعه اسلامی در مغرب در انتخابات منطقهای هم با شکست مواجه شد و از پارلمان ۱۲۵ نفره این کشور تنها توانست ۱۳ کرسی را به خود اختصاص دهد. در سطح مجالس منطقهای سال هم به حزب دوم سقوط کرده و در انتخابات منطقهای در سال ۲۰۱۵ از ۵ هزار و ۲۱ کرسی، تنها ۷۷ کرسی بدست آورد.
در این رابطه منیر ادیب کارشناس جنبشهای رادیکال اسلامی و ترور بر این باور است که علت شکستهای پی در پی اخوان و جنبشهای اسلام سیاسی در بسیاری از کشورهای منطقه، به دلیل شکست پروژه کلان اسلام سیاسی در منطقه بوده است. منیر ادیب در این باره میگوید که این شکست سیاسی نبوده است، حتی شکست احزاب سیاسی وابسته به اخوانالمسلمین هم نبوده است، بلکه فروپاشی پروژه اسلام سیاسی در کل منطقه برای کسب قدرت سیاسی بوده است.
شکست دومینو وار
طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود.
بهار عربی و انقلاباتی که در سال ۲۰۱۱ روی دادند، برای اسلام سیاسی اخوانی فرصت ویژهای را رقم زد، تا جایی که ترکیه و قطر توانستند از این فرصت به بهترین نحو برای اهداف سیاسی خود استفاده کنند. در گزارشهای منتشر شده در این باره، واشنگتن در گزارشی فاش ساخته است که امریکا در سال ۲۰۱۱ برای تغییر سیستم برخی از کشورهای عربی و از حمله بحرین، به انزوا کشاندن ایران و حمایت از اخوان المسلمین طرحهایی را در دست و به اجرا گذاشته است. در این گزارش آمده است که دولتهای یمن، مصر، تونس، بحرین و عربستان سعودی، لیبی و سوریه از جمله این کشورها بودهاند. در ادامه این گزارش آمده است که راهکارهای در پیش گرفته شده اوباما برای تحقق این سیاست، حمایت مخفیانه از اخوان المسلمین در خاورمیانه در جریان سال ۲۰۱۰ با هدف تغییر سیاستهای داخلی کشورهای هدف بوده است. بخشی دیگری از اهداف سیاستهای امریکا قرار دادن این کشورها در مسیر منافع آمریکا برای تامین امنیت این کشور بوده است.
از میان بردن اخوان در مصر سرآغاز سقوط اخوانالمسلمین در مناطق عربی
یک سال بعد از آنکه محمد مرسی نامزد اخوانالمسلمین در انتخابات ریاست جمهوری مصر به پیروزی رسید، افکار عمومی جهانی علیه اخوان المسلمین تحریک شد. طیف وسیعی از جامعه مصر، حاکمیت اخوانیها در وزارتخانهها و تلاش این گروه برای گسترش نفوذ در تمام حوزههای کشور را رد کردند. به همین دلیل در ژوئن ۲۰۱۳ میلیونها شهروند سوری بار دیگر به خیابانها آمده و خواستار ترک صحنه سیاسی از سوی اخوانالمسلمین شدند. در خاتمه ژانویه ۲۰۱۳ حکومت مصر گروه اخوانالمسلمین را به عنوان سازمانی تروریستی معرفی کرد. با سقوط اخوانالمسلمین در مصر، شبکه بینالمللی، کانونی را که از طریق آن در سطح جهانی دست به مداخله در جهان عرب میزد، از دست داد. شکست اخوانالمسلمین بر این جبهه که ترکیه و قطر در آن نقش مهمی را ایفا میکردند تاثیر گذار بود.
سودان دومین حلقه شکستهای اسلام سیاسی
سقوط اخوانالمسلمین در مصر راه را بر شکست این حرکت در کشورهای عربی دیگر هم باز کرد، سودان دومین کشور بود. در دوران زمامداری البشیر سودان درهای خود را بروی القاعده باز کرده بود. تا جاییکه اسامه بن لادن بخش مهمی از زندگی خود را در این کشور سپری کرده و در این کشور زمینههای جنگ مسلحانه را ایجاد کرده بود. حضور ین لادن در این کشور و ارتباطات وی با مقامات عالیرتبه، این فرصت را برای بن لادن مهیا کرده بود که رویدادهای منطقه را به ویژه در شاخ آفریقا، مصر و مغرب از نزدیک پیگیری کند.
سودان به کریدور و مرکزی برای فرماندهان اخوانی که از کشورهای خود فرار کرده بودند تبدیل شد. ناظران وضعیت سودان اعتقاد داشتند که سیستم سیاسی عمر البشیر بهترین نمونه از اپورتونیسم اسلام سیاسی است که میتواند برای تغییر اماده باشد. با سقوط سیستم سیاسی به رهبری عمر البشیر، اسلام سیاسی بعد از کودتای مصر یکی از حامیان اصلی خود را از دست داد. این مسئله با شکست پروژه اخوانالمسلمین در به شکست کشاندن رژیم دمشق و ظهور خودمدیریتی دمکراتیک در شمال-شرق سوریه مصادف گردید.
شکست اسلام سیاسی اخوانی در تونس و مغرب
دامنه این شکستها به تونس هم رسید. بعد از تصمیمات قیس سعید رئیس جمهور تونس در تعلیق فعالیتهای پارلمان، جنبش النهضه اخوانی با ریاست راشد الغنوشی ضربهای مهلک دریافت کرد. به همین علت راشد الغنوشی رئیس اخوان المسلمین در تونس در سال ۲۰۱۱ دشوارترنی تصمیم خود را گرفته و بخش بزرگی از طرفداران خود را از دست داد. جنبش النهضه در تونس که ۴۰ سال قبل تشکیل شده بود و در پارلمان این کشور ۸۹ نماینده داشت، در انتخابات ۲۰۱۹ تنها توانست ۵۳ نماینده به مجلس این کشور بفرستد.
حزب عدالت و توسعه اسلامی در مغرب در انتخابات منطقهای هم با شکست مواجه شد و از پارلمان ۱۲۵ نفره این کشور تنها توانست ۱۳ کرسی را به خود اختصاص دهد. در سطح مجالس منطقهای سال هم به حزب دوم سقوط کرده و در انتخابات منطقهای در سال ۲۰۱۵ از ۵ هزار و ۲۱ کرسی، تنها ۷۷ کرسی بدست آورد.
در این رابطه منیر ادیب کارشناس جنبشهای رادیکال اسلامی و ترور بر این باور است که علت شکستهای پی در پی اخوان و جنبشهای اسلام سیاسی در بسیاری از کشورهای منطقه، به دلیل شکست پروژه کلان اسلام سیاسی در منطقه بوده است. منیر ادیب در این باره میگوید که این شکست سیاسی نبوده است، حتی شکست احزاب سیاسی وابسته به اخوانالمسلمین هم نبوده است، بلکه فروپاشی پروژه اسلام سیاسی در کل منطقه برای کسب قدرت سیاسی بوده است.
شکست دومینو وار
گذار دموکراتیک
سقوط دومینو وار سازمانهای سیاسی اسلامگرا طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود. 🆔…
منیر ادیب در ادامه ارزیابی خود بر این باور است که فروپاشی اسلام سیاسی نشان دهنده شکست پروژه اخوانی است. اخوان المسلمین از سال ۲۰۱۳ در مصر با شکست روبرو شده است، بعد از آن سودان و تونس و سپس در مغرب با شکست روبرو شد. در این شکست شبه نظامیان تندرو و جنبشهای اسلامی در لیبی هم سهیم هستند. اثبات این مسئله هم دشوار نیست، زیرا این جنبش سقوط دومینو واری را تجربه کرده است. و برای جنبشهای اسلامی این به معنای شکست پروژه اسلام سیاسی است که در نتیجه احزاب سیاسی که در برخی از کشورها قدرت را به دست گرفتند، در نتیجه تحولات دیگر با شکست روبرو شدند. انقلاب در سودان نمونهای از آن به شمار میرود.
دلایل شکست پروژه اخوانی
ادیب در رابطه با شکست اسلام سیاسی و پروژه اخوانی میگوید: در این رابطه میتوان به دلایل فراوانی در مصر، تونس، سودان و مغرب اشاره کرد. خلقهای عرب واقعیت این سازمانها را لمس کردند، دریافتند که این احزاب برای دستیابی به پروژههای سیاسی خود از دین استفاده میکنند، شعارهای غیر واقعی سر میدهند و در عمل اقدامی نمیکنند. در نتیجه علیه این پروژه برخاسته و آن را به زیر کشیدند. برای به زیر کشیدن یک سازمان دینی یا ایدئولوژیک، باید این سازمان به قدرت برسد. در صورتیکه به قدرت برسد، عناصر ان تغییر پیدا میکنند. برای این احزاب در این کشورها هم چنین مسئلهای روی داد. اقدامات این سازمانها برخلاف شعارهای آنان بودند. به همین دلیل خلق علیه آنها بپاخاستند. این مورد در هر چهار کشور مصر، تونس، سودان و مغرب روی داد. احتمال دارد که در لیبی و کشورهای دیگر عربی هم چنین اتفاقی از طریق انتخابات یا انقلابی مانند مصر روی دهد.
منیر ادیب در بخش دیگری از ارزیابی خود با اشاره به اسامی احزابی که در نتیجه سازماندهیهای اسلام سیاسی مانند آ.ک.پ در ترکیه برآمدهاند، یا حزب عدالت و توسعه در مغرب، یا حزب تاسیس و توسعه در مصر نیز اظهار داشت: آنها همیشه از اصطلاح توسعه استفاده میکنند تا بر مفهوم عدالت تاکید کنند.
ادیب با اشاره به استفاده این گروه از اصطلاحات سیاسی اظهار داشت: اخوانیها با اگاهی اسامی احزاب خود را انتخاب میکنند تا با احساسات مردم بازی کنند. اما این انتخاب به گونهای است که اسامی فراتر از حد تواناییهای انها بوده و قادر به عملی کردن ایدههای خود نیستند. تا جایی که با به قدرت رسیدن آنها، عملا نه توانستند عدالت را برقرار کنند و نه توسعه را ایجاد کنند. این مسئله در مغرب روی داد و احتمال دارد که در آینده در ترکیه هم روی دهد.
احتمال بروز چنین مسئلهای در ترکیه و دست برداشتن اردوغان از حمایت از اخوان هم وجود دارد
بعد از آنکه اردوغان تلاش نمود با مصر، عربستان و امارات و مغرب روابط خود را گسترش دهد، مشکلات اخوانالمسلمین افزایش پیدا کرد. این کشور در برابر بهبود روابط از ترکیه میخواهند که دست از اخوانالمسلمین و سازمانهای وابسته به ان بردارد و رهبران آنها را در ترکیه مورد حمایت قرار ندهد.
علیرغم آنکه دولت ترک در این رابطه تعلل کرده است، اما در بسیاری از گزارشها خاطرنشان شده است که بسیاری از کانالهای حمایت از اخوان در ترکیه بسته شده و در این چارچوب تدابیری اتخاذ شدهاند.
ادیب در بخش دیگری از سخنان خود در رابطه با تاثیرات فروپاشی اسلام سیاسی بر دولت ترک اظهار داشت: احتمال دارد که این مسئله در ترکیه هم در آینده روی دهد و بر آ.ک.پ هم تاثیر بگذارد. زیرا این فروپاشی صرفا فروپاشی سیاسی یا سازمانی اسلام سیاسی نبوده است، بلکه فروپاشی پروژهای کلان بوده است. به همین علت در نتیجه این فروپاشی، تمام سازمانهایی اسلام سیاسی و گروههای وابسته به آن در کشورهای منطقه دچار شکست شدند. در صورتیکه از فروپاشی این پروژه سخن بگوییم، میتوان به شکست احزابی هم اشاره کرده که نمایندگی این پروژه را بر عهده دارند. ادیب در ادامه میافزاید: حزب عدالت و توسعه در مغرب با شکست روبرو شد، یعنی در ترکیه هم احتمال وقوع چنین مسئلهای وجود دارد. آزادی و عدالت در مصر، کیزان (عنوان سودانیها برای اخوانیها) در سودان شکست خوردند. احتمال زیادی وجود دارد که در ترکیه هم حزب عدالت و توسعه با شکست مواجه شود. من اعتقاد دارم که در آینده چنین مسئلهای روی میدهد.
تورگوت اوغلو نویسنده و پژوهشگر ترک هم در رابطه با وضعیت ترکیه میگوید: آ.ک.پ بخشی از اسلام سیاسی است. از همان مبانی فکری برخوردار است. در طول ۲۰ سال اردوغان به نحو چشمگیری این سیاستها را ادامه داده است، و در ۷ سال اخیر سیاستهای ترکیه با تغییرات استراتژیکی مواجه شده است. اکنون تاگزیر هستند تا دست از حمایتهایشان از اردوغان بردارند. زیرا در طول ۷ سال گذشته به دلیل ارتباطات ترکیه با اخوان، ارتباط این کشور با مصر، سوریه، عراق، امارات و عربستان سعودی دچار تنش شده است و این مسئله برای ترکیه تنشهای سیاسی بدنبال داشته است.
دلایل شکست پروژه اخوانی
ادیب در رابطه با شکست اسلام سیاسی و پروژه اخوانی میگوید: در این رابطه میتوان به دلایل فراوانی در مصر، تونس، سودان و مغرب اشاره کرد. خلقهای عرب واقعیت این سازمانها را لمس کردند، دریافتند که این احزاب برای دستیابی به پروژههای سیاسی خود از دین استفاده میکنند، شعارهای غیر واقعی سر میدهند و در عمل اقدامی نمیکنند. در نتیجه علیه این پروژه برخاسته و آن را به زیر کشیدند. برای به زیر کشیدن یک سازمان دینی یا ایدئولوژیک، باید این سازمان به قدرت برسد. در صورتیکه به قدرت برسد، عناصر ان تغییر پیدا میکنند. برای این احزاب در این کشورها هم چنین مسئلهای روی داد. اقدامات این سازمانها برخلاف شعارهای آنان بودند. به همین دلیل خلق علیه آنها بپاخاستند. این مورد در هر چهار کشور مصر، تونس، سودان و مغرب روی داد. احتمال دارد که در لیبی و کشورهای دیگر عربی هم چنین اتفاقی از طریق انتخابات یا انقلابی مانند مصر روی دهد.
منیر ادیب در بخش دیگری از ارزیابی خود با اشاره به اسامی احزابی که در نتیجه سازماندهیهای اسلام سیاسی مانند آ.ک.پ در ترکیه برآمدهاند، یا حزب عدالت و توسعه در مغرب، یا حزب تاسیس و توسعه در مصر نیز اظهار داشت: آنها همیشه از اصطلاح توسعه استفاده میکنند تا بر مفهوم عدالت تاکید کنند.
ادیب با اشاره به استفاده این گروه از اصطلاحات سیاسی اظهار داشت: اخوانیها با اگاهی اسامی احزاب خود را انتخاب میکنند تا با احساسات مردم بازی کنند. اما این انتخاب به گونهای است که اسامی فراتر از حد تواناییهای انها بوده و قادر به عملی کردن ایدههای خود نیستند. تا جایی که با به قدرت رسیدن آنها، عملا نه توانستند عدالت را برقرار کنند و نه توسعه را ایجاد کنند. این مسئله در مغرب روی داد و احتمال دارد که در آینده در ترکیه هم روی دهد.
احتمال بروز چنین مسئلهای در ترکیه و دست برداشتن اردوغان از حمایت از اخوان هم وجود دارد
بعد از آنکه اردوغان تلاش نمود با مصر، عربستان و امارات و مغرب روابط خود را گسترش دهد، مشکلات اخوانالمسلمین افزایش پیدا کرد. این کشور در برابر بهبود روابط از ترکیه میخواهند که دست از اخوانالمسلمین و سازمانهای وابسته به ان بردارد و رهبران آنها را در ترکیه مورد حمایت قرار ندهد.
علیرغم آنکه دولت ترک در این رابطه تعلل کرده است، اما در بسیاری از گزارشها خاطرنشان شده است که بسیاری از کانالهای حمایت از اخوان در ترکیه بسته شده و در این چارچوب تدابیری اتخاذ شدهاند.
ادیب در بخش دیگری از سخنان خود در رابطه با تاثیرات فروپاشی اسلام سیاسی بر دولت ترک اظهار داشت: احتمال دارد که این مسئله در ترکیه هم در آینده روی دهد و بر آ.ک.پ هم تاثیر بگذارد. زیرا این فروپاشی صرفا فروپاشی سیاسی یا سازمانی اسلام سیاسی نبوده است، بلکه فروپاشی پروژهای کلان بوده است. به همین علت در نتیجه این فروپاشی، تمام سازمانهایی اسلام سیاسی و گروههای وابسته به آن در کشورهای منطقه دچار شکست شدند. در صورتیکه از فروپاشی این پروژه سخن بگوییم، میتوان به شکست احزابی هم اشاره کرده که نمایندگی این پروژه را بر عهده دارند. ادیب در ادامه میافزاید: حزب عدالت و توسعه در مغرب با شکست روبرو شد، یعنی در ترکیه هم احتمال وقوع چنین مسئلهای وجود دارد. آزادی و عدالت در مصر، کیزان (عنوان سودانیها برای اخوانیها) در سودان شکست خوردند. احتمال زیادی وجود دارد که در ترکیه هم حزب عدالت و توسعه با شکست مواجه شود. من اعتقاد دارم که در آینده چنین مسئلهای روی میدهد.
تورگوت اوغلو نویسنده و پژوهشگر ترک هم در رابطه با وضعیت ترکیه میگوید: آ.ک.پ بخشی از اسلام سیاسی است. از همان مبانی فکری برخوردار است. در طول ۲۰ سال اردوغان به نحو چشمگیری این سیاستها را ادامه داده است، و در ۷ سال اخیر سیاستهای ترکیه با تغییرات استراتژیکی مواجه شده است. اکنون تاگزیر هستند تا دست از حمایتهایشان از اردوغان بردارند. زیرا در طول ۷ سال گذشته به دلیل ارتباطات ترکیه با اخوان، ارتباط این کشور با مصر، سوریه، عراق، امارات و عربستان سعودی دچار تنش شده است و این مسئله برای ترکیه تنشهای سیاسی بدنبال داشته است.
گذار دموکراتیک
سقوط دومینو وار سازمانهای سیاسی اسلامگرا طی چند سال اخیر سازمانهای سیاسی اسلامگرای اخوانی خصوصا در مصر، سودان، تونس و مراکش دچار سقوط شدند. پیشبینی میشود که این سقوط دست آخر دامنگیر ترکیه به عنوان حامی اصلی این سازمانها در خاورمیانه نیز شود. 🆔…
اوغلو در ادامه بر این باور است که برای حل تنشهای سیاسی ترکیه نیازمند بهبود روابط خود با کشورهای دیگر است. باید اردوغان بتواند روابط خود را با عربستان، امارات، و دمشق بهبود ببخشد. این مسئله هم نیازمند قطع حمایت از اخوان است.
نارضایتی طرفداران اردوغان
اوغلو در بخش دیگری از تحلیلهای خود اظهار داشت که اردوغان اکنون ناگزیر است که دست از حمایت از اردوغان بردارد، اما حامیان آ.ک.پ به این دلیل نسبت به اقدامات اردوغان عدم رضایت خود را نشان دادهاند. نشانههای آن اعلام میکند که اردوغان با شکست مواجه میشود. انتخابات بسیار مهم است. ما مشاهده میکنیم که قطع حمایت اردوغان چگونه بر آ.ک.پ تاثیرگذار خواهد بود.
اردوغان قابل اعتماد نیست
اوغلو در میانه سخنان خود هشدار داد که علیرغم این تحلیل، نمیتوان پیش بینی کرد که اردوغان سریعا دست از حمایت اخوان المسلمین بردارد و علیه آنان وارد عمل شود، اما بعد از چند سال در صورتیکه از فرصت برخوردار گردد، باز از آنها حمایت میکند. اما اکنون ناگزیر است که دست از حمایت اخوانالمسلمین بردارد. از طرف دیگر فروپاشی اسلام سیاسی تاثیر منفی بر ترکیه خواهد گذاشت. زیرا حکومت ترک وابسته به اسلام سیاسی بوده و کادرهای آ.ک.پ ارتباط محکمی با رهبران اخوانی دارند. همچنین هم اکنون بسیاری از رهبران ارشد اخوان در ترکیه ساکن هستند. اوغلو همچنین میافزاید که اردوغان با اشاره به خلافت اسلامی تلاش میکند تا شخصیتها، روزنامهنگاران و کادرهای پیشاهنگ اسلام سیاسی را به سوی خود جلب کند. اما در شرایط کنونی تمام این گفتهها عوامفریبی بیش نبوده و امروز ناگزیر است حتی در داخل ترکیه علیه اخوانیها عمل کند.
شکست اسلام سیاسی در خاورمیانه و پیشرفت در آسیای میانه
منیر ادیب تحلیلگر گروههای رادیکال اسلامی در بخش دیگری از تحلیلهای خود در خصوص موضع سیستم جهانی که فرصت را برای ظهور اسلام جهانی در افغانستان مهیا کرده است خاطرنشان ساخت که همزمان با فروپاشی اسلام سیاسی در منطقه عربی، شاهد خیزش مجدد اسلام سیاسی و کسب قدرت در منطقه افغانستان از سوی طالبان هستیم. بدون تردید سیستم جهانی یا کشورهای بزرگ خصوصا آمریکا از این گروهها برای دستیابی به منافع خود استفاده میکنند. زمانیکه کشورهای بزرگ جهانی دریافتنند که طالبان هزینههای سنگینی را بر دوش آنان میگذارد، افغانستان را ترک کردند.
تورگوت اوغلو در ادامه اظهار داشت: علیرغم آنکه اسلام سیاسی در منطقه خاورمیانه با شکست مواجه شده است، اما در افغانستان گسترش پیدا میکند. بسیاری از تندروهای ازبک، ترکمنستان و تاجیکستان تحرکات خود را آغاز کردهاند، زیرا از ارتباطات گستردهای با طالبان برخوردارند. اسلام سیاسی در خاورمیانه با شکست روبرو شده است و در آسیای میانه در حرکتی معکوس گسترش پیدا میکند. البته این مسئله یک استراتژی بینالمللی است. اوغلو خاطرنشان ساخت که نیروهای بزرگ به نحوی عملگرایانه عمل میکنند، بیشتر این نیروهای تلاش میکنند تا با طالبان که پیش از گروهی تروریست بود، وارد رابطه شوند. اکنون اسلام سیاسی در خاورمیانه با شکست مواجه شده است و بسیاری از کشورهای عربی این سازمانها را بیش از این تحمل نمیکنند. در ترکیه نیز میتوان شاهد شکست اسلام سیاسی بود.
تورگوت اوغلو در خاتمه اظهار داشت: دولتهای بزرگ جهانی مانند آمریکا، روسیه و بریتانیا، آلمان و فرانسه پیش از این ارتباطات قدرتمندی با اخوانیها داشتند و در مواقعی نیز این ارتباطات حسنه نبوده است. اما اکنون این ارتباطات علیرغم آنکه حسنه هم نیستند، ادامه دارند. این رویه بخشی از سیاستهای خارجی دولتهای بزرگ است. علیرغم شکست اخوانالمسلمین در خاورمیانه، ارتباطات با این گروه همچنان به صورت مخفیانه ادامه دارند. اکنون این قدرتها غیر از اخوان کارت دیگری در دست ندارند، اما در ترکیه صداها علیه اخوان گستردهتر شده است. هم اکنون قدرتهای جهانی به خاورمیانه اهمیت چندانی نمیدهند.
منبع: ANHA
ANF
🆔 @GozarDemocratic
نارضایتی طرفداران اردوغان
اوغلو در بخش دیگری از تحلیلهای خود اظهار داشت که اردوغان اکنون ناگزیر است که دست از حمایت از اردوغان بردارد، اما حامیان آ.ک.پ به این دلیل نسبت به اقدامات اردوغان عدم رضایت خود را نشان دادهاند. نشانههای آن اعلام میکند که اردوغان با شکست مواجه میشود. انتخابات بسیار مهم است. ما مشاهده میکنیم که قطع حمایت اردوغان چگونه بر آ.ک.پ تاثیرگذار خواهد بود.
اردوغان قابل اعتماد نیست
اوغلو در میانه سخنان خود هشدار داد که علیرغم این تحلیل، نمیتوان پیش بینی کرد که اردوغان سریعا دست از حمایت اخوان المسلمین بردارد و علیه آنان وارد عمل شود، اما بعد از چند سال در صورتیکه از فرصت برخوردار گردد، باز از آنها حمایت میکند. اما اکنون ناگزیر است که دست از حمایت اخوانالمسلمین بردارد. از طرف دیگر فروپاشی اسلام سیاسی تاثیر منفی بر ترکیه خواهد گذاشت. زیرا حکومت ترک وابسته به اسلام سیاسی بوده و کادرهای آ.ک.پ ارتباط محکمی با رهبران اخوانی دارند. همچنین هم اکنون بسیاری از رهبران ارشد اخوان در ترکیه ساکن هستند. اوغلو همچنین میافزاید که اردوغان با اشاره به خلافت اسلامی تلاش میکند تا شخصیتها، روزنامهنگاران و کادرهای پیشاهنگ اسلام سیاسی را به سوی خود جلب کند. اما در شرایط کنونی تمام این گفتهها عوامفریبی بیش نبوده و امروز ناگزیر است حتی در داخل ترکیه علیه اخوانیها عمل کند.
شکست اسلام سیاسی در خاورمیانه و پیشرفت در آسیای میانه
منیر ادیب تحلیلگر گروههای رادیکال اسلامی در بخش دیگری از تحلیلهای خود در خصوص موضع سیستم جهانی که فرصت را برای ظهور اسلام جهانی در افغانستان مهیا کرده است خاطرنشان ساخت که همزمان با فروپاشی اسلام سیاسی در منطقه عربی، شاهد خیزش مجدد اسلام سیاسی و کسب قدرت در منطقه افغانستان از سوی طالبان هستیم. بدون تردید سیستم جهانی یا کشورهای بزرگ خصوصا آمریکا از این گروهها برای دستیابی به منافع خود استفاده میکنند. زمانیکه کشورهای بزرگ جهانی دریافتنند که طالبان هزینههای سنگینی را بر دوش آنان میگذارد، افغانستان را ترک کردند.
تورگوت اوغلو در ادامه اظهار داشت: علیرغم آنکه اسلام سیاسی در منطقه خاورمیانه با شکست مواجه شده است، اما در افغانستان گسترش پیدا میکند. بسیاری از تندروهای ازبک، ترکمنستان و تاجیکستان تحرکات خود را آغاز کردهاند، زیرا از ارتباطات گستردهای با طالبان برخوردارند. اسلام سیاسی در خاورمیانه با شکست روبرو شده است و در آسیای میانه در حرکتی معکوس گسترش پیدا میکند. البته این مسئله یک استراتژی بینالمللی است. اوغلو خاطرنشان ساخت که نیروهای بزرگ به نحوی عملگرایانه عمل میکنند، بیشتر این نیروهای تلاش میکنند تا با طالبان که پیش از گروهی تروریست بود، وارد رابطه شوند. اکنون اسلام سیاسی در خاورمیانه با شکست مواجه شده است و بسیاری از کشورهای عربی این سازمانها را بیش از این تحمل نمیکنند. در ترکیه نیز میتوان شاهد شکست اسلام سیاسی بود.
تورگوت اوغلو در خاتمه اظهار داشت: دولتهای بزرگ جهانی مانند آمریکا، روسیه و بریتانیا، آلمان و فرانسه پیش از این ارتباطات قدرتمندی با اخوانیها داشتند و در مواقعی نیز این ارتباطات حسنه نبوده است. اما اکنون این ارتباطات علیرغم آنکه حسنه هم نیستند، ادامه دارند. این رویه بخشی از سیاستهای خارجی دولتهای بزرگ است. علیرغم شکست اخوانالمسلمین در خاورمیانه، ارتباطات با این گروه همچنان به صورت مخفیانه ادامه دارند. اکنون این قدرتها غیر از اخوان کارت دیگری در دست ندارند، اما در ترکیه صداها علیه اخوان گستردهتر شده است. هم اکنون قدرتهای جهانی به خاورمیانه اهمیت چندانی نمیدهند.
منبع: ANHA
ANF
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ئامەد شاهۆ: گەلی کورد لەناوچەکدا ئاڵا هەڵگری دیمۆکراسییە ئامەد شاهۆ ئەندامی مەجلیسی پژاک بەشداری بەرنامەیێکی تایبەتی کەناڵی ئاریەن تی ڤی بوو و لەبەرنامەکەدا رایگەیاند: “دەوڵەتانی جیهانی و هەرێمی بە بیانووی تێرۆریسمەوە دەیانهەوێ کورد پەرتەوازە و پاکتاو بکەن.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گذار دموکراتیک
ئامەد شاهۆ: گەلی کورد لەناوچەکدا ئاڵا هەڵگری دیمۆکراسییە ئامەد شاهۆ ئەندامی مەجلیسی پژاک بەشداری بەرنامەیێکی تایبەتی کەناڵی ئاریەن تی ڤی بوو و لەبەرنامەکەدا رایگەیاند: “دەوڵەتانی جیهانی و هەرێمی بە بیانووی تێرۆریسمەوە دەیانهەوێ کورد پەرتەوازە و پاکتاو بکەن.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ئامەد شاهۆ:
نەتەوەی دێمۆکراتیک هێز و ورە دەدا بە کۆمەڵگا بەڵام سەرمایەداری بە پێشەنگی ئامریکا دیمان کە چۆن لە ئەفغانستان لە دژی دەستکەوتەکانی کۆمەڵگا خزمەتی خەتی دواکەوتووی تاڵبانی کرد. سروشتی کورد لەگەڵ ئازادی دا پەیوەند دراوە و ناتوانێ بن دەستی قەبووڵ بکا بۆیە هەتا ئەمڕۆ ٢٩ سەرهەڵدان کراوە و ئێستاش لە زەندوورا و ئاڤاشین و چیا سەرکێشەکانی کوردستان بەردەوام دەکا، بە ڵام کۆمەڵگای بێ سیاسەت وەکوو مریشکی سەر بڕاوە کە خۆی بە هەموو لایەک دا دەدا بۆیە پێویستە لەگەڵ هەڵمەتی کات کاتی ئازادییە یەکانگیر ببین تا ئازادی و دیمۆکراسی مسۆگەر بکەین
🆔 @GozarDemocratic
نەتەوەی دێمۆکراتیک هێز و ورە دەدا بە کۆمەڵگا بەڵام سەرمایەداری بە پێشەنگی ئامریکا دیمان کە چۆن لە ئەفغانستان لە دژی دەستکەوتەکانی کۆمەڵگا خزمەتی خەتی دواکەوتووی تاڵبانی کرد. سروشتی کورد لەگەڵ ئازادی دا پەیوەند دراوە و ناتوانێ بن دەستی قەبووڵ بکا بۆیە هەتا ئەمڕۆ ٢٩ سەرهەڵدان کراوە و ئێستاش لە زەندوورا و ئاڤاشین و چیا سەرکێشەکانی کوردستان بەردەوام دەکا، بە ڵام کۆمەڵگای بێ سیاسەت وەکوو مریشکی سەر بڕاوە کە خۆی بە هەموو لایەک دا دەدا بۆیە پێویستە لەگەڵ هەڵمەتی کات کاتی ئازادییە یەکانگیر ببین تا ئازادی و دیمۆکراسی مسۆگەر بکەین
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
ئامەد شاهۆ: گەلی کورد لەناوچەکدا ئاڵا هەڵگری دیمۆکراسییە ئامەد شاهۆ ئەندامی مەجلیسی پژاک بەشداری بەرنامەیێکی تایبەتی کەناڵی ئاریەن تی ڤی بوو و لەبەرنامەکەدا رایگەیاند: “دەوڵەتانی جیهانی و هەرێمی بە بیانووی تێرۆریسمەوە دەیانهەوێ کورد پەرتەوازە و پاکتاو بکەن.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ئامەد شاهۆ سەبارەت بە چەسپاندنی دێمۆکراسی لە ئێران “لە جێگایەک کە دەوڵەت و دەسەڵات بە هێز بێ لەوێ ملیتاریسم لە پێشە و ئەمە لە ئێران دا بنگەیەکی مێژوویی هەیە. بەڵام ئێران موزاییکی گەلانە و دەتوانێ خاوەن سیستمی دێمۆکراتیک بێ، بۆ ئەوەش پێویستی بە دامەزراندنی سیستمی نەتەوەی دێمۆکراتیک و کۆنفێدرالیسمی دێمۆکراتیک هەیە”.
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ئامەد شاهۆ : “لەم قۆناخەدا بەغدا و هەولێر ناوەندی پیلانگێڕی لە دژی گەلی کوردە و دەبێ هەر کەس ئەمە بە باشی بزانێ دەوڵەتانی داگیرکەر لە سەر ناوی شەڕ لەگەڵ تێرۆر دەیانهەوێ هێزی پاراستنی گەلی کورد لەناو ببەن و هیچ ستاتوویێکی کوردانیان ناوێ . شەهید کردنی هەڤال شوکری لە ناوەندی سلێمانی دا پەیامێکە بۆ گەلی کورد کە دەبێ یەک بگرین
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from خبرگزاری فرات | فارسی
🔹نامهی سرگشاده فعالان روژهلات کوردستان به نهادهای بینالمللی
🔻شماری از فعالان سیاسی، مدنی، محیط زیستی و حقوق بشری روژهلات کوردستان در نامهای به نهادهای بینالمللی و حکومت اقلیم کوردستان خواستار حل مسئله کورد شدند.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/3zBDja5
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
🔻شماری از فعالان سیاسی، مدنی، محیط زیستی و حقوق بشری روژهلات کوردستان در نامهای به نهادهای بینالمللی و حکومت اقلیم کوردستان خواستار حل مسئله کورد شدند.
بیشتر بخوانید...
🌍 https://bit.ly/3zBDja5
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | فیسبوک | توئیتر | ارتباط با ما
ANF News
نامهی سرگشاده فعالان روژهلات کوردستان به نهادهای بینالمللی
جمعی از فعالان سیاسی و مدنی و حقوق بشری از روژهلات کورستان با نوشتن نامەای خطاب به سازمانها و نهادهای بینالمللی، حقوق بشری و حکومت اقلیم کوردستان خواستار حل مسالمتآمیز مساله کورد شدند.متن نامه...
مجازات دو جاسوس رژیم فاشیست ترک در مردین
ی.پ.س اعلام کرد که روز ٢ مهر/ ٢۴ سپتامبر دو مزدور رژیم ترک در مردین به سزای اعمالشان رسیدند.
بنابر اطلاعیه یگان انتقامی شهید باگر تولهلدان یگانهای مدافع غیرنظامیان، شامگاه ٢۴ سپتامبر رأس ساعت ١:٣٠ نیمه شب در مسیر جاده نصیبین-قوسر دو خودفروش کورد به نامهای «عبدالحلیم الچیوغلو» اهل هزخ و «فیراز خلیل» اهل قامشلو و ساکن نصیبین به سزای اعمالشان رسیدند.
ی.پ.س اعلام کرد که این دو مزدور کورد در میان نصیبین و قامشلو به خبرچینی برای سازمان میت میپرداختند.
در اطلاعیه ی.پ.س آمده است:"عبدالحلیم الچیوغلو و فرد همراه وی فیراز خلیل اهل قامشلو و مقیم نصیبین در شهادت یک گریلا دست داشتند، این دو پس از آنکه مدتی تحت تعقیب قرار گرفتند از سوی یگان انتقامی شهید باگر تولهلدان نیروهای ما به سزای اعمالشان رسیدند. این عملیات رأس ساعت ١:٣٠ شامگاه ٢۴ سپتامبر در جاده نصیبین -قوسر در حالی انجام شد که دو فرد مذکور در داخل یک خودرو با پلاک شماره 06 CJB 82 بودند.
عبدالحلیم الچیوغلو و فیراز خلیل در کوردستان به فعالیتهای کنترایی، مزدوریگری و جاسوسی برای دشمن میپرداختند. عبدالحلیم الچیوغلو و فیراز خلیل چنان وانمود میکردند که هوادار جنبش آزادیخواهی کوردستان هستند، اما در واقع دو خبرچین سازمان میت در مسیر نصیبین و قامشلو بودند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ی.پ.س اعلام کرد که روز ٢ مهر/ ٢۴ سپتامبر دو مزدور رژیم ترک در مردین به سزای اعمالشان رسیدند.
بنابر اطلاعیه یگان انتقامی شهید باگر تولهلدان یگانهای مدافع غیرنظامیان، شامگاه ٢۴ سپتامبر رأس ساعت ١:٣٠ نیمه شب در مسیر جاده نصیبین-قوسر دو خودفروش کورد به نامهای «عبدالحلیم الچیوغلو» اهل هزخ و «فیراز خلیل» اهل قامشلو و ساکن نصیبین به سزای اعمالشان رسیدند.
ی.پ.س اعلام کرد که این دو مزدور کورد در میان نصیبین و قامشلو به خبرچینی برای سازمان میت میپرداختند.
در اطلاعیه ی.پ.س آمده است:"عبدالحلیم الچیوغلو و فرد همراه وی فیراز خلیل اهل قامشلو و مقیم نصیبین در شهادت یک گریلا دست داشتند، این دو پس از آنکه مدتی تحت تعقیب قرار گرفتند از سوی یگان انتقامی شهید باگر تولهلدان نیروهای ما به سزای اعمالشان رسیدند. این عملیات رأس ساعت ١:٣٠ شامگاه ٢۴ سپتامبر در جاده نصیبین -قوسر در حالی انجام شد که دو فرد مذکور در داخل یک خودرو با پلاک شماره 06 CJB 82 بودند.
عبدالحلیم الچیوغلو و فیراز خلیل در کوردستان به فعالیتهای کنترایی، مزدوریگری و جاسوسی برای دشمن میپرداختند. عبدالحلیم الچیوغلو و فیراز خلیل چنان وانمود میکردند که هوادار جنبش آزادیخواهی کوردستان هستند، اما در واقع دو خبرچین سازمان میت در مسیر نصیبین و قامشلو بودند."
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
حملات هوایی روسیه به مزدوران ترکیه در بخش شراوا-ی عفرین اشغالی
هواپیماهای جنگنده روسیه نقاط مزدوران رژیم اشغالگر ترک در روستاهای «باصل» و «براد» بخش شراوا در عفرین اشغالی را بمباران کردند. رژیم ترک بخشی از نظامیان خود را از روستای باصل خارج کرد.
در حالیکه طیب اردوغان، رئیس جمهور ترک خود را برای نشست سوچی در ٢٩ سپتامبر آماده میکند، تنش میان رژیم ترک و روسیا بر سر ادلب افزایش یافته است. هواپیماهای جنگنده روسیه در روزهای گذشته مواضح مزدوران رژیم ترک را در جبل زوایه ادلب، جنوب این منطقه و دشت لاذقیه هدف قرار دادند. از دو روز پیش نیز مزدوران رژیم ترک در بخش شراوا-ی عفرین اشغالی هدف حمله واقع شدهاند.
هواپیماهای جنگنده روسیه از شنبه ٢۵ سپتامبر مواضع ارتش ترک و مزدورانش در بخش شراوا را هدف قرار دادهاند. در روستای باصل حداقل ۴ تا ۵ بار مواضع مزدوران ترکیه بمباران شد. صبح امروز نیز از ساعت ۶:٣٠ یکبار دیگر هواپیماهای جنگنده روسیه پایگاههای رژیم ترک و گروه مزدور جبهه الشامیه و گردان حمزه را در روستای باصل بمباران کردند.
جنگندههای روستیه ساعت ٩:٣٠ دقیقه دو بار روستای براد در بخش شراوا را بمباران کردند. این روستا نیز همچون روستای باصل ٣ سال و نیم پیش از سوی رژیم غاصب ترک و تبهکارانش اشغال شد.
اعلام شد که حمله اخیر مقرهای گروهک تبهکار احرار الشام را هدف قرار داده است.
به گفته منابع محلی، جنگندههای روس در روستای باصل نه پایگاههای رژیم ترک بلکه مواضع گروههای مزدور ترک را هدف حمله قرار دادهاند. رژیم ترک پس از این حملات بخشی از نیروهایش را از این روستا خارج کرده است.
در مورد نتایج حملات هوایی روسیه به روستای باصل و براد اطلاع دقیقی در دست نیست. گفته میشود که مزدوران ترکیه در این دو روستا در حالت آماده باش بسر میبرند.
روستاهای باصل و براد نقطههای پایانی مرز میان مناطق اشغالی رژیم ترک و اداره خودمدیریتی دمکراتیک است. رژیم ترک چند ماه پیش مزدوران هیئت تحریر الشام را در این منطقه مستقر کرده بود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هواپیماهای جنگنده روسیه نقاط مزدوران رژیم اشغالگر ترک در روستاهای «باصل» و «براد» بخش شراوا در عفرین اشغالی را بمباران کردند. رژیم ترک بخشی از نظامیان خود را از روستای باصل خارج کرد.
در حالیکه طیب اردوغان، رئیس جمهور ترک خود را برای نشست سوچی در ٢٩ سپتامبر آماده میکند، تنش میان رژیم ترک و روسیا بر سر ادلب افزایش یافته است. هواپیماهای جنگنده روسیه در روزهای گذشته مواضح مزدوران رژیم ترک را در جبل زوایه ادلب، جنوب این منطقه و دشت لاذقیه هدف قرار دادند. از دو روز پیش نیز مزدوران رژیم ترک در بخش شراوا-ی عفرین اشغالی هدف حمله واقع شدهاند.
هواپیماهای جنگنده روسیه از شنبه ٢۵ سپتامبر مواضع ارتش ترک و مزدورانش در بخش شراوا را هدف قرار دادهاند. در روستای باصل حداقل ۴ تا ۵ بار مواضع مزدوران ترکیه بمباران شد. صبح امروز نیز از ساعت ۶:٣٠ یکبار دیگر هواپیماهای جنگنده روسیه پایگاههای رژیم ترک و گروه مزدور جبهه الشامیه و گردان حمزه را در روستای باصل بمباران کردند.
جنگندههای روستیه ساعت ٩:٣٠ دقیقه دو بار روستای براد در بخش شراوا را بمباران کردند. این روستا نیز همچون روستای باصل ٣ سال و نیم پیش از سوی رژیم غاصب ترک و تبهکارانش اشغال شد.
اعلام شد که حمله اخیر مقرهای گروهک تبهکار احرار الشام را هدف قرار داده است.
به گفته منابع محلی، جنگندههای روس در روستای باصل نه پایگاههای رژیم ترک بلکه مواضع گروههای مزدور ترک را هدف حمله قرار دادهاند. رژیم ترک پس از این حملات بخشی از نیروهایش را از این روستا خارج کرده است.
در مورد نتایج حملات هوایی روسیه به روستای باصل و براد اطلاع دقیقی در دست نیست. گفته میشود که مزدوران ترکیه در این دو روستا در حالت آماده باش بسر میبرند.
روستاهای باصل و براد نقطههای پایانی مرز میان مناطق اشغالی رژیم ترک و اداره خودمدیریتی دمکراتیک است. رژیم ترک چند ماه پیش مزدوران هیئت تحریر الشام را در این منطقه مستقر کرده بود.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
کنفدرالیسم دمکراتیک امید بە زندگی آزاد را تحقق میبخشد
✍ رزگار روشنی
این نوشتە سعی میکند با تحلیل بحرانهای کنونی و مسبب آنها در حوزەی انسانی و طبیعی پروژەی سیاسی – اجتماعی کنفدرالیسم دمکراتیک را بە عنوان یک سیستم مدرن اجتماعی برشمرد و آن را بە عنوان راهبردی بە منظور برونرفت از بحران موجود در جهان بە ویژە در ایران و شرق کوردستان مطرح نماید.
🆔 @GozarDemocratic
✍ رزگار روشنی
این نوشتە سعی میکند با تحلیل بحرانهای کنونی و مسبب آنها در حوزەی انسانی و طبیعی پروژەی سیاسی – اجتماعی کنفدرالیسم دمکراتیک را بە عنوان یک سیستم مدرن اجتماعی برشمرد و آن را بە عنوان راهبردی بە منظور برونرفت از بحران موجود در جهان بە ویژە در ایران و شرق کوردستان مطرح نماید.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کنفدرالیسم دمکراتیک امید بە زندگی آزاد را تحقق میبخشد ✍ رزگار روشنی این نوشتە سعی میکند با تحلیل بحرانهای کنونی و مسبب آنها در حوزەی انسانی و طبیعی پروژەی سیاسی – اجتماعی کنفدرالیسم دمکراتیک را بە عنوان یک سیستم مدرن اجتماعی برشمرد و آن را بە عنوان راهبردی…
کنفدرالیسم دمکراتیک امید بە زندگی آزاد را تحقق میبخشد
✍ رزگار روشنی
این نوشتە سعی میکند با تحلیل بحرانهای کنونی و مسبب آنها در حوزەی انسانی و طبیعی پروژەی سیاسی – اجتماعی کنفدرالیسم دمکراتیک را بە عنوان یک سیستم مدرن اجتماعی برشمرد و آن را بە عنوان راهبردی بە منظور برونرفت از بحران موجود در جهان بە ویژە در ایران و شرق کوردستان مطرح نماید.
نگاهی کوتاه بە وضعیت کنونی در حوزهی جهانی:
در تاریخ تمدن، بشریت با فراز و فرودهای فراوانی روبرو شدە است. در روند پیشروی رویدادهای تاریخی ماهیت وجودی انسان بە طور قاعدەمندی از حیاط کمونال و طبیعی دور گشتە و چرخشی مبتنی بر نابخردی میان رابطەی جهان انسان با جهان طبیعت با برتری حاکمیت انسان بر انسان و انسان بر طبیعت بە وجود آمدە است. فروریختن بنیادهای جامعەی زیستمحیطی و برهمزدن توازن و تناسب حیات میان رابطهی انسان و طبیعت بە دست انسان مدرنیتەی سرمایەداری و سیاست توسعەگرای اقتصادی این سیستم، حیاط اجتماعی را در جهان دچار بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اکولوژیک و انسانی کرده و همچنین دگرگونیها و صدمات غیرقابل جبرانی به بیولوژی انسان و طبیعت وارد کردە است. از زمان پیداییش نخستین شکل از تمدن یکجانشینی کە بە دوران سومریان باز میگردد، برساخت دولت کاهنی بە عنوان شکل اولیە و میکرو دولت، تا بە شکل مایکرو و هژمونیزە آن یعنی دولت – ملت مدرنیتەی سرمایەداری امروزین و ایجاد جامعەی سلسلە مراتبی مبتنی بر برتری یکی از دیگری، گروهی از گروهی دیگر و ملتی از ملتی دیگر را میتوان سرمنشأ بحرانها و فجایع تاریخی دنیای امروزین بشریت، همچنین مسبب سرنوشتی که به بطور سیستماتیک رو به وخامت هرچه بیشتر نهاده، وصف نمود. با تأملی کوتاه بر این مسئلە، چنین درکی حاصل میشود کە دولت – ملت مبتنی بر ملیگرایی در جغرافیایی معین با مرزهای بستە و قطعی بە منظور برداشت و تامین منافع از سود و سرمایە بە نفع طبقەای مشخص و با ماهیت قدرتگرائی و ایجاد مدیریت هیرارشیک از جنس چپ و راست و میانەروی آن، مرکز تولید و بازتولید بحرانهای جهان گشتە است. بە همین دلیل، در ساختار و ماهیت دولت-ملت بحرانهای کنونی را حل و فصل نمودن در واقع همانند آب در هاوَن کوبیدن است. میبایست پرروژەای را برشمرد کە موازین و معیارهای آن معطوف بە برساخت جامعەی طبیعی و کمونال بودە و تلاش کند کە انسان را از منوپول مدرنیتە سرمایەداری رها ساختە و بە تمدن دمکراتیک بازگرداند. پروژەای کە بتواند اکوسیستم را از نو بر پایەی رابطەی دمکراتیک میان طبیعت و جامعەی انسانی پایەریزی کند و همینطور جهان طبیعی و اجتماعی را در یک کاسە تعریف و قرار دهد تا شاید راهی باشد برای تحقق مطالبات جامعهی انسانی و حفظ اکوسیستم، بطور دمکراتیک فارغ از رویکرد استعمارگری.
مختصری از وضعیت ایران به مثابهی کنفدرالیسم دمکراتیک:
در عصر کنونی، ما با یک نظام جهانی روبرو هستیم کە بحرانهای کلی جامعهی انسانی و طبیعی محصول یک رویکرد ذهنی مشترک میان آنها است. بدین معنی که بحرانهای کلی از قبیل تخریب اکوسیستم و تغیرات آب و هوایی، بحران نبود رفاە و امنیت اجتماعی، بحران اقتصادی و انواع جنگ نرم و سخت….اصل جمع مشترک این نظامهای جهانی است. با توجه به این اشتراکات جهانی، دولت – ملتها یکدست نیستند و دارای خودویژگیهای ساختاری و ماهیتی خویش بر اساس جهانبینی مختص به خود میباشند. اگر بر جغرافیای سیاسی ایران متمرکز شویم در مییابیم که نظام جمهوری اسلامی ایران تمام بحرانهای جهانی را بە اضافەی بحرانهای حقوق بشری، نبود آزادی سیاسی و اجتماعی، بیعدالتی اجتماعی، بحران اقتصادی و بیکفایتی مدیریتی در حوزەهای اجتماعی، سایسی و دیپلوماسی. همینطور عدم مدیریت وقایع طبیعی و انسانی را در یکجا در خود نهادینە ساخته است. همسو با این بحرانهای کلان نظام فاشیستی مذهبی و مستبد جمهوری اسلامی ایران با عدم درک از وضعیت تاریخی و عینی جامعهی متکثر ایران و بالعکس با اتخاذ رویکرد توتالیترگرایانه بە تمام ارزشهای این جامعه، خلقهای ایران و هرگونە تنوع طلبی سیاسی – اجتماعی و دینامیسم موجود اجتماعی و نافرمانیهای مدنی بە آنها بطور هیولاوار حملەور میشود. دولت – ملت ایران از جنس پادشاهی و جمهوری آن بطور ارثی تنوعات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و همینطور ملی خلقهای ایران را که برآمده از دل تاریخ است را نادیده گرفتهاند و تنوعات فرهنگی – اجتماعی و فراملیتی جامعهی ایران را تهدیدی برای نظام تمرکزگرای خود بازتعریف نمودهاند. همینطور هیچگونە اهمیت و حقی را برای ابراز وجود این خلقها و اقشار مختلف جامعە بە ویژە زنان جهت مشارکت در حوزهی مدیریت اجتماعی و سیاسی و حتی تصمیمگیری در قبال سرنوشت سیاسی و مدیریت روزانهی خود قائل نشدەاند.
✍ رزگار روشنی
این نوشتە سعی میکند با تحلیل بحرانهای کنونی و مسبب آنها در حوزەی انسانی و طبیعی پروژەی سیاسی – اجتماعی کنفدرالیسم دمکراتیک را بە عنوان یک سیستم مدرن اجتماعی برشمرد و آن را بە عنوان راهبردی بە منظور برونرفت از بحران موجود در جهان بە ویژە در ایران و شرق کوردستان مطرح نماید.
نگاهی کوتاه بە وضعیت کنونی در حوزهی جهانی:
در تاریخ تمدن، بشریت با فراز و فرودهای فراوانی روبرو شدە است. در روند پیشروی رویدادهای تاریخی ماهیت وجودی انسان بە طور قاعدەمندی از حیاط کمونال و طبیعی دور گشتە و چرخشی مبتنی بر نابخردی میان رابطەی جهان انسان با جهان طبیعت با برتری حاکمیت انسان بر انسان و انسان بر طبیعت بە وجود آمدە است. فروریختن بنیادهای جامعەی زیستمحیطی و برهمزدن توازن و تناسب حیات میان رابطهی انسان و طبیعت بە دست انسان مدرنیتەی سرمایەداری و سیاست توسعەگرای اقتصادی این سیستم، حیاط اجتماعی را در جهان دچار بحرانهای سیاسی، اقتصادی، اکولوژیک و انسانی کرده و همچنین دگرگونیها و صدمات غیرقابل جبرانی به بیولوژی انسان و طبیعت وارد کردە است. از زمان پیداییش نخستین شکل از تمدن یکجانشینی کە بە دوران سومریان باز میگردد، برساخت دولت کاهنی بە عنوان شکل اولیە و میکرو دولت، تا بە شکل مایکرو و هژمونیزە آن یعنی دولت – ملت مدرنیتەی سرمایەداری امروزین و ایجاد جامعەی سلسلە مراتبی مبتنی بر برتری یکی از دیگری، گروهی از گروهی دیگر و ملتی از ملتی دیگر را میتوان سرمنشأ بحرانها و فجایع تاریخی دنیای امروزین بشریت، همچنین مسبب سرنوشتی که به بطور سیستماتیک رو به وخامت هرچه بیشتر نهاده، وصف نمود. با تأملی کوتاه بر این مسئلە، چنین درکی حاصل میشود کە دولت – ملت مبتنی بر ملیگرایی در جغرافیایی معین با مرزهای بستە و قطعی بە منظور برداشت و تامین منافع از سود و سرمایە بە نفع طبقەای مشخص و با ماهیت قدرتگرائی و ایجاد مدیریت هیرارشیک از جنس چپ و راست و میانەروی آن، مرکز تولید و بازتولید بحرانهای جهان گشتە است. بە همین دلیل، در ساختار و ماهیت دولت-ملت بحرانهای کنونی را حل و فصل نمودن در واقع همانند آب در هاوَن کوبیدن است. میبایست پرروژەای را برشمرد کە موازین و معیارهای آن معطوف بە برساخت جامعەی طبیعی و کمونال بودە و تلاش کند کە انسان را از منوپول مدرنیتە سرمایەداری رها ساختە و بە تمدن دمکراتیک بازگرداند. پروژەای کە بتواند اکوسیستم را از نو بر پایەی رابطەی دمکراتیک میان طبیعت و جامعەی انسانی پایەریزی کند و همینطور جهان طبیعی و اجتماعی را در یک کاسە تعریف و قرار دهد تا شاید راهی باشد برای تحقق مطالبات جامعهی انسانی و حفظ اکوسیستم، بطور دمکراتیک فارغ از رویکرد استعمارگری.
مختصری از وضعیت ایران به مثابهی کنفدرالیسم دمکراتیک:
در عصر کنونی، ما با یک نظام جهانی روبرو هستیم کە بحرانهای کلی جامعهی انسانی و طبیعی محصول یک رویکرد ذهنی مشترک میان آنها است. بدین معنی که بحرانهای کلی از قبیل تخریب اکوسیستم و تغیرات آب و هوایی، بحران نبود رفاە و امنیت اجتماعی، بحران اقتصادی و انواع جنگ نرم و سخت….اصل جمع مشترک این نظامهای جهانی است. با توجه به این اشتراکات جهانی، دولت – ملتها یکدست نیستند و دارای خودویژگیهای ساختاری و ماهیتی خویش بر اساس جهانبینی مختص به خود میباشند. اگر بر جغرافیای سیاسی ایران متمرکز شویم در مییابیم که نظام جمهوری اسلامی ایران تمام بحرانهای جهانی را بە اضافەی بحرانهای حقوق بشری، نبود آزادی سیاسی و اجتماعی، بیعدالتی اجتماعی، بحران اقتصادی و بیکفایتی مدیریتی در حوزەهای اجتماعی، سایسی و دیپلوماسی. همینطور عدم مدیریت وقایع طبیعی و انسانی را در یکجا در خود نهادینە ساخته است. همسو با این بحرانهای کلان نظام فاشیستی مذهبی و مستبد جمهوری اسلامی ایران با عدم درک از وضعیت تاریخی و عینی جامعهی متکثر ایران و بالعکس با اتخاذ رویکرد توتالیترگرایانه بە تمام ارزشهای این جامعه، خلقهای ایران و هرگونە تنوع طلبی سیاسی – اجتماعی و دینامیسم موجود اجتماعی و نافرمانیهای مدنی بە آنها بطور هیولاوار حملەور میشود. دولت – ملت ایران از جنس پادشاهی و جمهوری آن بطور ارثی تنوعات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و همینطور ملی خلقهای ایران را که برآمده از دل تاریخ است را نادیده گرفتهاند و تنوعات فرهنگی – اجتماعی و فراملیتی جامعهی ایران را تهدیدی برای نظام تمرکزگرای خود بازتعریف نمودهاند. همینطور هیچگونە اهمیت و حقی را برای ابراز وجود این خلقها و اقشار مختلف جامعە بە ویژە زنان جهت مشارکت در حوزهی مدیریت اجتماعی و سیاسی و حتی تصمیمگیری در قبال سرنوشت سیاسی و مدیریت روزانهی خود قائل نشدەاند.
گذار دموکراتیک
کنفدرالیسم دمکراتیک امید بە زندگی آزاد را تحقق میبخشد ✍ رزگار روشنی این نوشتە سعی میکند با تحلیل بحرانهای کنونی و مسبب آنها در حوزەی انسانی و طبیعی پروژەی سیاسی – اجتماعی کنفدرالیسم دمکراتیک را بە عنوان یک سیستم مدرن اجتماعی برشمرد و آن را بە عنوان راهبردی…
در همین چهارچوب بر خلاف واقعیت تاریخی و اجتماعی موجود با رویکرد جزماندیشی سعی در همگونسازی این تنوعات و تفاوتها در یک گفتمان غالب بە نفع طبقەی حاکم در چهارچوب یک ملت، یک زبان، یک فرهنگ، یک نظام سیاسی تک بعدی برآمدەاند، و با توسل بە برساخت مدیریت هیرارشیک و تمرکزگرا سعی در استیلای جامعه و تضادهای اجتماعی به منظور یکدستسازی آن داشتهاند. این رویکرد مستبدانه موجب تشدید بحرانهای اجتماعی و اقتصادی همینطور عدم تحقق حقوق فردی و اجتماعی ملیتها در ایران گشته و در نهایت رژیم با جامعه همانند یک پادگان نظامی برخورد میکند. این عملکرد و راهبرد دیکتاتورگرایانه جوامع ایران را در لبهی فروپاشی اجتماعی قرار داده است و بحرانهای روز افزون بحرانزاتر میشوند. این بخشی کوتاهی از پانورامای دردناکیست از وضعیت موجود در جوامع و برای خلقها در ایران.
برای گذار از چنین باتلاقی اجتماعی و سیاسی که جمهوری اسلامی ایران در بیش از چهار دهه حاکمیت خود به ارمغان آورده و بر خلقها و جوامع تحمیل نموده است. یک آلترناتیو منسجم دمکراتیک با جهانبینی چند بعدی کە بتواند روابط میان جامعهی انسانی و طبیعی را در جامعهی ایران مبتنی بر روابط، قوانین دمکراتیک و حقوق بشری بازتعریف کند و شرایط گذار از این رژیم مستبد را فراهم آورد و همزمان بتواند جوابگوی مشکلات و مطالبات جامعهی زیستمحیطی ایران در تمام سطوح در حوزەهای حقوق بشری، آزادیهای فردی و جمعی در بخشهای سیاسی-اجتماعی، رفع ستم جنسیتی، تامین رفاه و عدالت اجتماعی، مشارکت اقشار مختلف جامعه در پروسهی مدیریت اجتماعی و سیاسی، تحقق مطالبات ملی خلقها و حل مشکلات محیطزیستی… و نهایتا برقراری دمکراسی باشد، نیاز مبرم این جوامع میباشد. اینجاست که با توجه به این مسائل ضرورت توجه به ایدهی کنفدرالیسم دمکراتیک به مثابهی یک سیستم سیاسی – اجتماعی مدرن بر پایەی سه معیار اساسی: آزادی زن، اکولوژیک و دمکراتیک به عنوان راەچارەی این بحرانها و تحقق این مطالبات مطرح میشود. کنفدرالیسم دمکراتیک با یک رویکرد دیالکتیکی، تحلیلی دقیق و عمیق از تاریخ، حال و گامهای آینده زمین، مشارکت را برای تمام اقشار جامعه با هرگونه تنوع فرهنگی، اجتماعی، اتنیکی و ملی به منظور سازمانبخشی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود بطور ذاتی در موقعیتهای سیاسی – اجتماعی در فرم خودمدیریتیها فراهم میکند. مطالبات آنها را بدون تغییر در فرم اجتماعی و سیاسی و همینطور ملی برقرار میسازد. همینطور در حوزهی مدیریتی کنفدرالیسم دمکراتیک با تأسیس مجالس، خودمدیریتی، کانتون و فدراسیونها از کوچکترین واحد اجتماعی یعنی روستا گرفته تا بزرگترین آنها کلان شهرها از سمت پایین به بالا تمام اقشار جامعه را در برساخت این سیستم و تصمیم در خصوص آیندهی خود مشارکت میدهد. در همين راستا کنفدرالیسم دمکراتیک قادر است عناصر ناهمگون را گردآورد و در ساختار سیاسی و مدیریت اجتماعی مشارکت دهد. حتی در موارد استثنایی، بعضی مناطق که از لحاظ جغرافیایی اتحاد سیاسی میان اتنیک و خلقها وجود ندارد و پراکندگی بچشم میخورد را در این ساختار غیر تمرکزگرا و منعطف مبتنی بر مرزهای شناور گرد هم میآورد. این راهبرد موانعی که از جمله دمکراسی حداکثری و نمایندگی به اقلیت جامعه در عدم شرکت در پروسهی سیاسی تحمیل میکند را رفع خواهد کرد. و شرایط را با اتکا بر دمکراسی رادیکال بر مبنای برساخت سیستم از پایین به بالا و حضور نماینده و سياست کوچکترین واحد اجتماعی را در سطوح بالای مدیریتی فراهم میسازد. کنفدرالیسم دمکراتیک با درک تاريخی از زندگی و تجربهی مشترک همچنین خودویژگیهای خلقهای ایران، در نظرگرفتن مطالبات ملی آنها میتواند بطور دمکراتیک با برقراری مرزهای شناور انسان محور مبتنی بر ملت دمکراتیک مشکلات اجتماعی – فرهنگی و ملی را بر خلاف دولت – ملت (مرزهای بستە و تنشزا) کمرنگ نماید. به جای مرزهای سفت و سخت و آتشزای ملیگرایی، اتحاد خلقها را به منظور ایجاد زندگی مسالمتآمیز و دمکراتیک میان آنها جهت روابط تقابلی و گذار از سيستم موجود مبنا قرار میدهد. این بدان معنا نیست که درون این سیستم اجتماعی جایی برای تحقق حقوق ملی وجود ندارد. بلکه کنفدرالیسم دمکراتیک مفاهیم ملیتی را قانونی و حق بلامانع در برساخت خودمدیریتیها، که نمود مستقلی از سیاست، اقتصاد، مديريت اجتماعی و دفاعذاتی میباشند را برمیشمرد. کنفدرالیسم دمکراتیک برخلاف نظام دولت –ملت تنوع فرهنگی، اجتماعی و اتنیکی را یک ثروت و سرمایه برمیشمرد. بگونهای که یکی از پایههای تشکیل ماهیت این سیستم بشمار میآید. چنین شرایط ملی، فرهنگی و سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران دلیل اصلی تاکید به مناسبت و همخوان بودن سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک با این جامعهی زیست محیطی میباشد.
برای گذار از چنین باتلاقی اجتماعی و سیاسی که جمهوری اسلامی ایران در بیش از چهار دهه حاکمیت خود به ارمغان آورده و بر خلقها و جوامع تحمیل نموده است. یک آلترناتیو منسجم دمکراتیک با جهانبینی چند بعدی کە بتواند روابط میان جامعهی انسانی و طبیعی را در جامعهی ایران مبتنی بر روابط، قوانین دمکراتیک و حقوق بشری بازتعریف کند و شرایط گذار از این رژیم مستبد را فراهم آورد و همزمان بتواند جوابگوی مشکلات و مطالبات جامعهی زیستمحیطی ایران در تمام سطوح در حوزەهای حقوق بشری، آزادیهای فردی و جمعی در بخشهای سیاسی-اجتماعی، رفع ستم جنسیتی، تامین رفاه و عدالت اجتماعی، مشارکت اقشار مختلف جامعه در پروسهی مدیریت اجتماعی و سیاسی، تحقق مطالبات ملی خلقها و حل مشکلات محیطزیستی… و نهایتا برقراری دمکراسی باشد، نیاز مبرم این جوامع میباشد. اینجاست که با توجه به این مسائل ضرورت توجه به ایدهی کنفدرالیسم دمکراتیک به مثابهی یک سیستم سیاسی – اجتماعی مدرن بر پایەی سه معیار اساسی: آزادی زن، اکولوژیک و دمکراتیک به عنوان راەچارەی این بحرانها و تحقق این مطالبات مطرح میشود. کنفدرالیسم دمکراتیک با یک رویکرد دیالکتیکی، تحلیلی دقیق و عمیق از تاریخ، حال و گامهای آینده زمین، مشارکت را برای تمام اقشار جامعه با هرگونه تنوع فرهنگی، اجتماعی، اتنیکی و ملی به منظور سازمانبخشی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خود بطور ذاتی در موقعیتهای سیاسی – اجتماعی در فرم خودمدیریتیها فراهم میکند. مطالبات آنها را بدون تغییر در فرم اجتماعی و سیاسی و همینطور ملی برقرار میسازد. همینطور در حوزهی مدیریتی کنفدرالیسم دمکراتیک با تأسیس مجالس، خودمدیریتی، کانتون و فدراسیونها از کوچکترین واحد اجتماعی یعنی روستا گرفته تا بزرگترین آنها کلان شهرها از سمت پایین به بالا تمام اقشار جامعه را در برساخت این سیستم و تصمیم در خصوص آیندهی خود مشارکت میدهد. در همين راستا کنفدرالیسم دمکراتیک قادر است عناصر ناهمگون را گردآورد و در ساختار سیاسی و مدیریت اجتماعی مشارکت دهد. حتی در موارد استثنایی، بعضی مناطق که از لحاظ جغرافیایی اتحاد سیاسی میان اتنیک و خلقها وجود ندارد و پراکندگی بچشم میخورد را در این ساختار غیر تمرکزگرا و منعطف مبتنی بر مرزهای شناور گرد هم میآورد. این راهبرد موانعی که از جمله دمکراسی حداکثری و نمایندگی به اقلیت جامعه در عدم شرکت در پروسهی سیاسی تحمیل میکند را رفع خواهد کرد. و شرایط را با اتکا بر دمکراسی رادیکال بر مبنای برساخت سیستم از پایین به بالا و حضور نماینده و سياست کوچکترین واحد اجتماعی را در سطوح بالای مدیریتی فراهم میسازد. کنفدرالیسم دمکراتیک با درک تاريخی از زندگی و تجربهی مشترک همچنین خودویژگیهای خلقهای ایران، در نظرگرفتن مطالبات ملی آنها میتواند بطور دمکراتیک با برقراری مرزهای شناور انسان محور مبتنی بر ملت دمکراتیک مشکلات اجتماعی – فرهنگی و ملی را بر خلاف دولت – ملت (مرزهای بستە و تنشزا) کمرنگ نماید. به جای مرزهای سفت و سخت و آتشزای ملیگرایی، اتحاد خلقها را به منظور ایجاد زندگی مسالمتآمیز و دمکراتیک میان آنها جهت روابط تقابلی و گذار از سيستم موجود مبنا قرار میدهد. این بدان معنا نیست که درون این سیستم اجتماعی جایی برای تحقق حقوق ملی وجود ندارد. بلکه کنفدرالیسم دمکراتیک مفاهیم ملیتی را قانونی و حق بلامانع در برساخت خودمدیریتیها، که نمود مستقلی از سیاست، اقتصاد، مديريت اجتماعی و دفاعذاتی میباشند را برمیشمرد. کنفدرالیسم دمکراتیک برخلاف نظام دولت –ملت تنوع فرهنگی، اجتماعی و اتنیکی را یک ثروت و سرمایه برمیشمرد. بگونهای که یکی از پایههای تشکیل ماهیت این سیستم بشمار میآید. چنین شرایط ملی، فرهنگی و سیاسی در جغرافیای سیاسی ایران دلیل اصلی تاکید به مناسبت و همخوان بودن سیستم کنفدرالیسم دمکراتیک با این جامعهی زیست محیطی میباشد.