Forwarded from Rêga û Rêbaz(راە و روش)
4_5943043803362362896.pdf
7.1 MB
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سربازی که از ارتش ترکیه گریخت کیست و شرح ماجرا چیست؟
هفته گذشته یک نظامی ارتش اشغالگر ترک در عرصه زاپ فرار کرد و در حین فرار به قتل رسید. نام این سرباز «سزایی گنگور» یک کورد اهل وان است. او از سال ٢٠١۵ در قبال پول برای ارتش ترک جنگیده است. آنچه روی داده است را به اختصار میتوان هزیمت و توحش خواند.
🆔 @GozarDemocratic
هفته گذشته یک نظامی ارتش اشغالگر ترک در عرصه زاپ فرار کرد و در حین فرار به قتل رسید. نام این سرباز «سزایی گنگور» یک کورد اهل وان است. او از سال ٢٠١۵ در قبال پول برای ارتش ترک جنگیده است. آنچه روی داده است را به اختصار میتوان هزیمت و توحش خواند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
سربازی که از ارتش ترکیه گریخت کیست و شرح ماجرا چیست؟ هفته گذشته یک نظامی ارتش اشغالگر ترک در عرصه زاپ فرار کرد و در حین فرار به قتل رسید. نام این سرباز «سزایی گنگور» یک کورد اهل وان است. او از سال ٢٠١۵ در قبال پول برای ارتش ترک جنگیده است. آنچه روی داده…
سربازی که از ارتش ترکیه گریخت کیست و شرح ماجرا چیست؟
هفته گذشته یک نظامی ارتش اشغالگر ترک در عرصه زاپ فرار کرد و در حین فرار به قتل رسید. نام این سرباز «سزایی گنگور» یک کورد اهل وان است. او از سال ٢٠١۵ در قبال پول برای ارتش ترک جنگیده است. آنچه روی داده است را به اختصار میتوان هزیمت و توحش خواند.
ارتش اشغالگر ترکیه از روز ٢٣ آوریل حملات اشغالگرانه را علیه گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در مناطق حفاظتی میدیا آغاز کرد. ارتش متجاوز ترک از نخستین روز این حملات متحمل تلفات سنگینی شده است. نه تکنولوژی پیشرفته نظامی و نه تعداد نیروها نتوانسته است در پیشروی ارتش ترک در مقابل گریلا نقش ایفا کند. در عرصه متینا، در عرصه آواشین و در عرصه زاپ نظامیان ترک در برابر مقاومت نیروهای گریلا با شکست مواجه شدند. به همین دلیل ارتش ترک چند روز یکبار نظامیان خود را در این مناطق تغییر داد و همزمان شمار زیادی شبه نظامی و مزدور را به این جنگ وارد کرد. اما با این همه باز هم نتوانستند در مقابل عزم نستوه گریلا گامی به پیش بردارند.
تداوم جنگ روانی و پیروز خواندن ارتشی که تا فرق سر در باتلاق فرورفته است
ارتش ترک از نخستین روز حملات اشغالگرانه با ضربات مهلک گریلا متحمل تلفات سنگینی شده است. اما به روال ٣۵ سال گذشته آمار تلفات خود را از افکار عمومی پنهان کرده است. روزی نیست که چند اشغالگر در مناطق حفاظتی میدیا به هلاکت نرسند اما خبر کشته شدن آنان از سوی هیچ کدام از مراکز جنگ روانی رژیم ترک منتشر نمیشود. رژیم فاشیست ترک که ارتش خود را در باتلاق اضمحلال و شکست تاریخی میبیند با تداوم جنگ روانی از طریق دستگاههای دروغپراکنی در تلاش است خود را برنده این جنگ اعلام کند. اما در مناطق حافظتی میدیا هر روز شواهد تازهای از هزیمت ارتش ترک آشکار میشود. زوال ارتش ترک در جنگ با نیروهای گریلا به حدی افزایش یافت که در تازهترین مورد یک نظامی خود را به قتل رسانده است.
سزایی گنگور چگونه به قتل رسید
در اطلاعیه مرکز خبررسانی نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) آمده است که روز ١٩ شهریور/ ١٠ سپتامبر، زمانی که یک نظامی دشمن در عرصه زاپ با شکست روانی مواجه شده بود از یگان خود جدا میشود و بسوی نیروهای گریلا فرار میکند. اما این نظامی از پشت توسط اشغالگران هدف قرار گرفته و به قتل میرسد. زمانیکه نیروهای گریلا خواستار نجات این نظامی بودند جنگ سختی میان گریلاهای کوردستان و اشغالگران ترک روی داده است. علیرغم آنکه گریلا خواستار نجات این نظامی بود اما او از سوی ارتش ترک به قتل رسید.
این آبروریزی را در رسانههای جنگ ویژه چگونه انکار خواهند کرد
مراکز جنگ روانی و رسانهای رژیم استعمارگر و فاشیست ترک همیشه شمار کشته و زخمیهای خود را از افکار عمومی پنهان کردهاند. نه از تعداد آنان و نه هویت آنان را اعلام میکنند. برپایه گزارش نیروهای گریلا نام این نظامی که از سوی ارتش ترک به قتل رسید سزایی گنگور میباشد. سئوال امروز این است که مراکز جنگ روانی و بلندگوهای دروغپراکنی ترک چگونه این آبروریزی ارتش ترک را انکار خواهند کرد.
سزایی گنگور یک کورد اهل وان بود
همچنانکه گفتیم ارتش ترک برای لاپوشانی ضربات مهلکی که نیروهای گریلا بر او وارد کردهاند تعداد کشته و زخمیهای خود را از افکار عمومی پنهان میکند. ارتش ترک در قبال قتل گنگور خود را به کری و کوری زده است. اما مدارک هویتی اثبات میکنند که سزایی گنگور روز ٢٩ مارس ١٩٩٣ در بخش پایزاوا استان وان باکور کوردستان متولد شده است. نام مادر او نورن و نام پدرش صدیق است. شماره کارت ملی او هم ١۵٣٨٣٩٢٣١۵٠ میباشد. خانواده او سالهاست در نتیجه سیاستهای رژیم استعمارگر و اشغالگر ترک به بخش کاراسو در استان ساکاریا مهاجرت کردهاند. مدارک موجود نشان میدهند که سزای گونگور متأسفانه یک کورد اهل وان بوده است.
گنگور از سال ٢٠١۵ در قبال دریافت پول برای ترکها جنگیده است
مدارک گونگور نشان میدهند که نامبرده از سال ٢٠١۵ به عنوان یک نظامی اجیر شده وارد ارتش ترک شده است. او با درجه گروهبان در نیروی زمینی ارتش ترک جای گرفته است. با شماره ۵۴٩۶-٢٠١۵ در ارتش ترک ثبت شده است.
کورد حتی اگر سرباز دشمن باشد باز هم مورد عفو اشغالگران قرار نمیگیرد
آنچه بر سر سزایی گنگور آمد اثبات کرد که کورد هر چقدر هم مزدور و همکار دشمن باشد باز هم مورد عفو قرار نمیگیرد. تنها یک بار سرپیچی کافیست تا حق حیات از او سلب شود. تمامی کوردهایی که راه مزدوری و خودفروشی را در پیش گرفتهاند مجبور به پذیرش این واقعیت هستند. سرنوشت سزایی گنگور سرنوشت تمامی خودفروشان و مزدوران کورد است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
هفته گذشته یک نظامی ارتش اشغالگر ترک در عرصه زاپ فرار کرد و در حین فرار به قتل رسید. نام این سرباز «سزایی گنگور» یک کورد اهل وان است. او از سال ٢٠١۵ در قبال پول برای ارتش ترک جنگیده است. آنچه روی داده است را به اختصار میتوان هزیمت و توحش خواند.
ارتش اشغالگر ترکیه از روز ٢٣ آوریل حملات اشغالگرانه را علیه گریلاهای جنبش آزادیخواهی کوردستان در مناطق حفاظتی میدیا آغاز کرد. ارتش متجاوز ترک از نخستین روز این حملات متحمل تلفات سنگینی شده است. نه تکنولوژی پیشرفته نظامی و نه تعداد نیروها نتوانسته است در پیشروی ارتش ترک در مقابل گریلا نقش ایفا کند. در عرصه متینا، در عرصه آواشین و در عرصه زاپ نظامیان ترک در برابر مقاومت نیروهای گریلا با شکست مواجه شدند. به همین دلیل ارتش ترک چند روز یکبار نظامیان خود را در این مناطق تغییر داد و همزمان شمار زیادی شبه نظامی و مزدور را به این جنگ وارد کرد. اما با این همه باز هم نتوانستند در مقابل عزم نستوه گریلا گامی به پیش بردارند.
تداوم جنگ روانی و پیروز خواندن ارتشی که تا فرق سر در باتلاق فرورفته است
ارتش ترک از نخستین روز حملات اشغالگرانه با ضربات مهلک گریلا متحمل تلفات سنگینی شده است. اما به روال ٣۵ سال گذشته آمار تلفات خود را از افکار عمومی پنهان کرده است. روزی نیست که چند اشغالگر در مناطق حفاظتی میدیا به هلاکت نرسند اما خبر کشته شدن آنان از سوی هیچ کدام از مراکز جنگ روانی رژیم ترک منتشر نمیشود. رژیم فاشیست ترک که ارتش خود را در باتلاق اضمحلال و شکست تاریخی میبیند با تداوم جنگ روانی از طریق دستگاههای دروغپراکنی در تلاش است خود را برنده این جنگ اعلام کند. اما در مناطق حافظتی میدیا هر روز شواهد تازهای از هزیمت ارتش ترک آشکار میشود. زوال ارتش ترک در جنگ با نیروهای گریلا به حدی افزایش یافت که در تازهترین مورد یک نظامی خود را به قتل رسانده است.
سزایی گنگور چگونه به قتل رسید
در اطلاعیه مرکز خبررسانی نیروهای مدافع خلق کوردستان (ه.پ.گ) آمده است که روز ١٩ شهریور/ ١٠ سپتامبر، زمانی که یک نظامی دشمن در عرصه زاپ با شکست روانی مواجه شده بود از یگان خود جدا میشود و بسوی نیروهای گریلا فرار میکند. اما این نظامی از پشت توسط اشغالگران هدف قرار گرفته و به قتل میرسد. زمانیکه نیروهای گریلا خواستار نجات این نظامی بودند جنگ سختی میان گریلاهای کوردستان و اشغالگران ترک روی داده است. علیرغم آنکه گریلا خواستار نجات این نظامی بود اما او از سوی ارتش ترک به قتل رسید.
این آبروریزی را در رسانههای جنگ ویژه چگونه انکار خواهند کرد
مراکز جنگ روانی و رسانهای رژیم استعمارگر و فاشیست ترک همیشه شمار کشته و زخمیهای خود را از افکار عمومی پنهان کردهاند. نه از تعداد آنان و نه هویت آنان را اعلام میکنند. برپایه گزارش نیروهای گریلا نام این نظامی که از سوی ارتش ترک به قتل رسید سزایی گنگور میباشد. سئوال امروز این است که مراکز جنگ روانی و بلندگوهای دروغپراکنی ترک چگونه این آبروریزی ارتش ترک را انکار خواهند کرد.
سزایی گنگور یک کورد اهل وان بود
همچنانکه گفتیم ارتش ترک برای لاپوشانی ضربات مهلکی که نیروهای گریلا بر او وارد کردهاند تعداد کشته و زخمیهای خود را از افکار عمومی پنهان میکند. ارتش ترک در قبال قتل گنگور خود را به کری و کوری زده است. اما مدارک هویتی اثبات میکنند که سزایی گنگور روز ٢٩ مارس ١٩٩٣ در بخش پایزاوا استان وان باکور کوردستان متولد شده است. نام مادر او نورن و نام پدرش صدیق است. شماره کارت ملی او هم ١۵٣٨٣٩٢٣١۵٠ میباشد. خانواده او سالهاست در نتیجه سیاستهای رژیم استعمارگر و اشغالگر ترک به بخش کاراسو در استان ساکاریا مهاجرت کردهاند. مدارک موجود نشان میدهند که سزای گونگور متأسفانه یک کورد اهل وان بوده است.
گنگور از سال ٢٠١۵ در قبال دریافت پول برای ترکها جنگیده است
مدارک گونگور نشان میدهند که نامبرده از سال ٢٠١۵ به عنوان یک نظامی اجیر شده وارد ارتش ترک شده است. او با درجه گروهبان در نیروی زمینی ارتش ترک جای گرفته است. با شماره ۵۴٩۶-٢٠١۵ در ارتش ترک ثبت شده است.
کورد حتی اگر سرباز دشمن باشد باز هم مورد عفو اشغالگران قرار نمیگیرد
آنچه بر سر سزایی گنگور آمد اثبات کرد که کورد هر چقدر هم مزدور و همکار دشمن باشد باز هم مورد عفو قرار نمیگیرد. تنها یک بار سرپیچی کافیست تا حق حیات از او سلب شود. تمامی کوردهایی که راه مزدوری و خودفروشی را در پیش گرفتهاند مجبور به پذیرش این واقعیت هستند. سرنوشت سزایی گنگور سرنوشت تمامی خودفروشان و مزدوران کورد است.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
آپی نمر: کوبانی برای اردوغان به زخم تبدیل شد
آپی نمر از نمادهای زنده مقاومت کووبانی اعلام کرد که کوبانی همچنان در معرض تهدید قرار دارد و در ادامه افزود: اردوغان میگفت که وارد این شهر میشوم، و نتوانست، همین است که کوبانی برای اردوغان زخمی مبدل شده است.
جنگ داخلی سوریه از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بعد از آغاز این جنگ، داعش از سوی برخی از کادرهای داعش و بعثیهای قدیمی تاسیس شد. داعش در ابتدا رقا و برخی از شهرهای دیگر را اشغال کرده و بعد از آن، در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، متوجه شهر کوبانی شد. داعش با زرادخانهای که از ارتشهای عراق و سوریه تصرف کرده بود، از چند محور به کوبانی حمله کرد. در کوبانی داعش، در مقابله با مقاومت تاریخی رزمندگان یگانهای مدافع خلق و مدافع زنان روبرو شده بود. روستای سرزوری در محور شرقی کوبانی از نقاط مقاومت بود. علیرغم دستور عقب نشینی، ۱۲ رزمنده از یگانهای مدافع زنان و مدافع خلق عقب نشینی نکرده و نبردی دست به یقه با نیروهای داعش را آغاز کردند.
مقاومت در مرکز شهر
مقاومتی که در روستاها با سلاحهای سبک صورت میگرفت، در مدت زمانی کم دامنه ان به داخل شهر کشیده شد. با پیشاهنگی رزمندگان یگانهای مدافع خلق و یگانهای مدافع زنان و مقاومت خانه به خانه انها، دامنه مقاومت گسترده شده و تمام جغرافیای کوردستان را تحت تاثیر مقاومت خود نمود. از شهرهای منطقه خلق به سوی مرز سرازیر شده و شبانه روز در کنار شهر کوبانی در مرز، به نگاهبانی میپرداختند. همین مناطق هم به مراکز مقاومتی تبدیل شدند. موضع مشترک کوردها در مقابله با این حملات، به فرایندی برای دستیابی به اتحاد ملی منجر شد.
قلعه مقاومت
مقاومت کوبانی نه فقط در جغرافیای کورستان، بلکه در تمام جهان طنین انداز شد. انقلابیونی که از هر چهار سوی جهان وارد کوبانی شده بودند، در جبهههای جنگ حضور داشتند. این رویدادها هم بخشی از مقاومت کوبانی علیه داعش بود و از طرف دیگر باعث شد تا خلقهای جهان به سوی کوبانی عازم شوند. کوبانی به عنوان قلعه مقاومت در ذهن انسانیت حک شد.
آپی نمر (خلیل عثمان) ۷۳ ساله که همگام با اعضای یگانهای مدافع زنان و یگانهای مدافع خلق علیه داعش، خانه به خانه جنگیده است، هم اکنون به یکی از نمادهای قلعه مقاومت تبدیل شده است. آپی نمر علیرغم سن بالای خود دست از نبرد با داعش برنداشته و در نبردها جراحت برداشت. وی که فرزندان و نزدیکانش هم در محورهای دیگر مقاومت حضور داشتند، اکنون بعد از گذشت ۷ سال از مقاومت کوبانی برای بازسازی شهر کوبانی فعالیت میکند. آپی نمر در گفتگویی با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که بسیاری از افرادی که همگام با انها از کوبانی دفاع کرده است، هم اکنون جان خود را از دست دادهاند.
آپی نمر پیروزی مقاومت کوبانی را به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای کوردها ارزیابی کرده و در این باره اظهار داشت: باید روح مقاومت همچنان ادامه داشته باشد. باید این روح به عاملی برای آزادی عفرین، سریکانی و گری سپی تبدیل شود که اکنون تحت اشغال گروههای شبه نظامی وابسته به ترکیه هستند. در فرایند مقاومت هزینههای سنگینی داادهایم، زمانیکه خاطراتم را در محورهای جنگ تعریف میکنم، دچار هیجان میشوم. زمانیکه مجروحان جنگی را که همگام با همدیگر در نبردها شرکت داشتیم میبینم، به آن روزها باز میگردم. من میگفتم که دست از کوبانی بر نمیداریم. هم اکنون نیز بر سر حرفمان هستیم.
با یکدست باز هم مبارزه میکنم
آپی نمر در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به حملات ارتش دولت اشغالگر ترک اظهار داشت که کوبانی همچنان در معرض تهدید است. آپی نمر اظهار داشت باید به اطلاعات غلطی که در کانالهای ویژه تلویزیونی متتشر میشوند اعتماد نکرد. اردوغان ۱۰ سال است که اعلام میکند وارد کوبانی میشوم. کوبانی برای اردوغان به زخمی مهلک تبدیل شده است. ما بار دیگر به پیروزی میرسیم. اکنون یک دست دارم، اگر لازم باشد با یک دست بار دیگر سلاح بر دوش گرفته و مقاومت میکنیم. لازم است که متحد شویم، تمام بخشهای کوردستان باید متحد شوند. در چنین صورتی است که هیچ کس نمیتواند بر کورد به پیروزی برسد. کوبانی به تمام کوردستان درود میفرستد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
آپی نمر از نمادهای زنده مقاومت کووبانی اعلام کرد که کوبانی همچنان در معرض تهدید قرار دارد و در ادامه افزود: اردوغان میگفت که وارد این شهر میشوم، و نتوانست، همین است که کوبانی برای اردوغان زخمی مبدل شده است.
جنگ داخلی سوریه از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بعد از آغاز این جنگ، داعش از سوی برخی از کادرهای داعش و بعثیهای قدیمی تاسیس شد. داعش در ابتدا رقا و برخی از شهرهای دیگر را اشغال کرده و بعد از آن، در ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۴، متوجه شهر کوبانی شد. داعش با زرادخانهای که از ارتشهای عراق و سوریه تصرف کرده بود، از چند محور به کوبانی حمله کرد. در کوبانی داعش، در مقابله با مقاومت تاریخی رزمندگان یگانهای مدافع خلق و مدافع زنان روبرو شده بود. روستای سرزوری در محور شرقی کوبانی از نقاط مقاومت بود. علیرغم دستور عقب نشینی، ۱۲ رزمنده از یگانهای مدافع زنان و مدافع خلق عقب نشینی نکرده و نبردی دست به یقه با نیروهای داعش را آغاز کردند.
مقاومت در مرکز شهر
مقاومتی که در روستاها با سلاحهای سبک صورت میگرفت، در مدت زمانی کم دامنه ان به داخل شهر کشیده شد. با پیشاهنگی رزمندگان یگانهای مدافع خلق و یگانهای مدافع زنان و مقاومت خانه به خانه انها، دامنه مقاومت گسترده شده و تمام جغرافیای کوردستان را تحت تاثیر مقاومت خود نمود. از شهرهای منطقه خلق به سوی مرز سرازیر شده و شبانه روز در کنار شهر کوبانی در مرز، به نگاهبانی میپرداختند. همین مناطق هم به مراکز مقاومتی تبدیل شدند. موضع مشترک کوردها در مقابله با این حملات، به فرایندی برای دستیابی به اتحاد ملی منجر شد.
قلعه مقاومت
مقاومت کوبانی نه فقط در جغرافیای کورستان، بلکه در تمام جهان طنین انداز شد. انقلابیونی که از هر چهار سوی جهان وارد کوبانی شده بودند، در جبهههای جنگ حضور داشتند. این رویدادها هم بخشی از مقاومت کوبانی علیه داعش بود و از طرف دیگر باعث شد تا خلقهای جهان به سوی کوبانی عازم شوند. کوبانی به عنوان قلعه مقاومت در ذهن انسانیت حک شد.
آپی نمر (خلیل عثمان) ۷۳ ساله که همگام با اعضای یگانهای مدافع زنان و یگانهای مدافع خلق علیه داعش، خانه به خانه جنگیده است، هم اکنون به یکی از نمادهای قلعه مقاومت تبدیل شده است. آپی نمر علیرغم سن بالای خود دست از نبرد با داعش برنداشته و در نبردها جراحت برداشت. وی که فرزندان و نزدیکانش هم در محورهای دیگر مقاومت حضور داشتند، اکنون بعد از گذشت ۷ سال از مقاومت کوبانی برای بازسازی شهر کوبانی فعالیت میکند. آپی نمر در گفتگویی با خبرگزاری مزوپوتامیا اظهار داشت که بسیاری از افرادی که همگام با انها از کوبانی دفاع کرده است، هم اکنون جان خود را از دست دادهاند.
آپی نمر پیروزی مقاومت کوبانی را به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای کوردها ارزیابی کرده و در این باره اظهار داشت: باید روح مقاومت همچنان ادامه داشته باشد. باید این روح به عاملی برای آزادی عفرین، سریکانی و گری سپی تبدیل شود که اکنون تحت اشغال گروههای شبه نظامی وابسته به ترکیه هستند. در فرایند مقاومت هزینههای سنگینی داادهایم، زمانیکه خاطراتم را در محورهای جنگ تعریف میکنم، دچار هیجان میشوم. زمانیکه مجروحان جنگی را که همگام با همدیگر در نبردها شرکت داشتیم میبینم، به آن روزها باز میگردم. من میگفتم که دست از کوبانی بر نمیداریم. هم اکنون نیز بر سر حرفمان هستیم.
با یکدست باز هم مبارزه میکنم
آپی نمر در ادامه سخنان خود ضمن اشاره به حملات ارتش دولت اشغالگر ترک اظهار داشت که کوبانی همچنان در معرض تهدید است. آپی نمر اظهار داشت باید به اطلاعات غلطی که در کانالهای ویژه تلویزیونی متتشر میشوند اعتماد نکرد. اردوغان ۱۰ سال است که اعلام میکند وارد کوبانی میشوم. کوبانی برای اردوغان به زخمی مهلک تبدیل شده است. ما بار دیگر به پیروزی میرسیم. اکنون یک دست دارم، اگر لازم باشد با یک دست بار دیگر سلاح بر دوش گرفته و مقاومت میکنیم. لازم است که متحد شویم، تمام بخشهای کوردستان باید متحد شوند. در چنین صورتی است که هیچ کس نمیتواند بر کورد به پیروزی برسد. کوبانی به تمام کوردستان درود میفرستد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
بەرز و پیرۆز بێت ساڵڕۆژی شەهیدان
#جەنگاوەر_باهۆز و #ئارام_ئاویەر
نامرن ئەوانەی وا لە دڵی میللەتا دەژین
🆔 @GozarDemocratic
#جەنگاوەر_باهۆز و #ئارام_ئاویەر
نامرن ئەوانەی وا لە دڵی میللەتا دەژین
🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فواد بێریتان، هاوسەرۆکی کۆدار هێرشی چەکدارەکانی پەدەکە بۆ سەر گەریلاکانی کوردستان لە بەرنامەی هێڵی سێی ئاریەن تی ڤی تاووتوێ دەکات
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فواد بێریتان هاوسەرۆکی کۆدار دۆخی دوایی ئێران لەبەرنامەی هێڵی سێ تاووتوێ دەکات و ئاماژە بە داهاتووی ئێران بەرەو کوێ هەنگاو دەنێت، دەکات و کۆمەڵێک خاڵی گرنگی تر دەخاتەڕوو
🆔 @GozarDemocratic
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
بهای جامعهی آگاه و نوین در کوردستان ✍ گوران شاهو 🆔 @GozarDemocratic
بهای جامعهی آگاه و نوین در کوردستان
✍ گوران شاهو
بە جای مقدمە:
من بینوا بندگکی سر براە
نبودم
و راە بهشت مینوی من
بُز رو طوع و خاکساری
نبود.
مرا دیگر گونە خدایی میبایست
شایستەی آفرییندەیی
کە نوالەی ناگزیر را
گردن
کج نمیکند
و خدایی
دیگر گونە
آفریدم.
“شاملو”
زمانی مارکس گفت: آنچە سبب حرکت تاریخ و پیشرفت اجتماعی میگردد، مبارزەی طبقاتی است. این گفتە بی گمان حقایقی را در خود میپروراند، اما همەی حقیقت نیست. در واقع آنچەدر این تحلیل مورد توجە قرار نگرفتە، نقش و جایگاە روشنفکرمبارزانی است کە با قبول مسؤلیت پیشاهنگی پذیرای نقش شدند، سیاست ورزیدند و در مسیر آزادی راەها را گشودند. در واقع هدف از این نوشتار مشخصا بە موضوع سیاست پرداختن و در اینجا نقش سوژەهای آگاە و فعال در این عرصە را کمی واکاوی کردن است.همچنین پرداختن بە اقسام مشارکت سیاسی بە ویژە در جوامع تحت استیلای بیگانە میباشد.
بایستی یادآور شد کە در اینجا هدف، پرداختن بە مفهوم “سیاست” از منظر شرقی – استبدادی آن کە بە معنای تربیت کردن و تنبیە کردن و یا از منظر غربی آن بە معنای ” پولتیک” یا مدیریت شهری و مشارکت در این مدیریت نیست. آنچە بیشتر مورد نظر است،نفس پرداختن بە امر سیاست است و آنانی کە امر سیاست را بە امری رهایی بخش بدل نمودەاند. بدین معنا کە عرصەی سیاست، کە رهبر آپو آنرا همچون عرصەی آزادی نیز ارزیابی نمودە چە سوژەها و احیانا چە ابژەهایی را در خود میپروراند. سؤالی کە در اینجا بە ذهن میآید این است کە آیا هر کنش و یا واکنشی میتواند بە عنوان امر سیاسی تلقی گردد و بە عبارتی بهتر در مسیر آزادی گام برمیدارد؟ و آیا هر مشارکتی را میتوان همچون سیاست ورزی ترجمە کرد؟
اگر بە صورت کلی و همە جانبە بە موضوع بپردازیم، بایستی در جواب بە این سؤال گفت: در مجموع مشارکت سیاسی را میتوان بر دو قسم نمود. اول؛ مشارکتی مبتنی بر احساس مسؤلیت وبە صورت آگاهانە و ارادەمند کە سعی دارد با مشارکت در سیاست راە و مسیر آزادی جامعە را باز نماید، ودر این راە، آزادی فردی خویش را در آزادی اجتماعی مییابد. دوم؛ مشارکتی مبتنی و ناشی از انواع سرخوردگیهای اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، عشقی و فردی بودە و بیشتر در پی خلاصی از مشکلات است. کە صد البتە ناآگاهانە، فرصتطلبانە، خودمحورانە و اگویستی است.
مشارکت سیاسی مبتنی بر مسؤلیت پذیری، آگاهانە و ارادەمند هموارە در نظر دارد تا عرصەی سیاست را در جهت صحیح آن، یعنی تشخیص نیازهای جامعە، برآوردن این نیازها و برای رسیدن بە این هدف خود را سازمان دادن، ایجاد قدرت تصمیم گیری مستقلانە با توجە بە نظام دانایی آن مقطع زمانی کە جامعە بدان دست یافتە و از این طریق رسیدن بە عدم وابستگی و در نهایت نیل بە آزادی و استقلال میباشد. این نوع از مشارکت با علم بە موارد مورد اشارە توانایی فراتر رفتن از خود را بدست آوردە و بە سوژەای جمعی بدل میگردد. در موارد بیشماری نیز جامعە و یا ملتی هویت جمعی خود را در هویت این سوژە جستجو میکنند. در واقع پایبندی و وفاداری بە مفهوم “سیاست” در این نوع مشارکت، خواهد گنجید و سیاسیون این عرصە همارە مورد احترام و اعتماد بی شائبەی جامعە میباشند. چرا کە سوژەی آگاهی کە بە امر سیاست روی آوردە، عرصەی سیاست را نە بە عنوان مجالی برای ارضای امیال سیری ناپذیر خود، بلکە بە عنوان حوزەی آزادی دیدە و جهانهای بهتری را متصور است. این سوژەی آگاە هنرمندانە بە دست نایافتەها اندیشیدە و در نظر دارد بە دور از هیاهو گری و غوغا سالاری و پوپولیسم، بە آفرینش جهانی بهتر، زیباتر، شایستەتر و عادلانەتر بپردازد. آنچە در این نوع از مشارکت سیاسی کە گاە بە صورت فردی و گاە بە صورت جمعی روی میدهد، همان بە جای آوردن وظایف روشنفکرانە، اخلاقی و سیاسی است کە در مسیر حقیقت و آزادی گام برمیدارد. آنچە تاکنون جوامع انسانی را از پرتگاەهای اخلاقی و سلطەگرانە رهایی بخشیدە و موجبات تداوم حیات اجتماعی را امکانپذیر ساختە، سیاستی از این سنخ است. در بحران پیچیدە و تودرتوی امروزین کە راەهای رهایی بە کورە راە بدل گشتەاند، بیش از پیش بە این نوع از مشارکت احساس نیاز میگردد. تاریخ اجتماعی در مسیر تکامل خویش هموارە مرهون این تلاشها بودە و این شخصیتهای فردی – اجتماعی نقششان رنگ نخواهد باخت.
از سوی دیگر اما شاهد مشارکتی “سیاسی”!!! بە ویژە در جوامع تحت استیلای بیگانە، تحت ستم و توسعە نیافتە از نظر سیاسی و اجتماعی هستیم کە بیش از آنکە سیاست رهایی بخش باشد، سیاست، ابزاری جهت گشودن عقدەهای فروخوردە میباشد. در واقع آنچە روی میدهد، استثمار مفهوم سیاست و خیانت بە آن است. و همانگونە کە اشارە کردیم، همان عرصەی آزادی جامعە است.
✍ گوران شاهو
بە جای مقدمە:
من بینوا بندگکی سر براە
نبودم
و راە بهشت مینوی من
بُز رو طوع و خاکساری
نبود.
مرا دیگر گونە خدایی میبایست
شایستەی آفرییندەیی
کە نوالەی ناگزیر را
گردن
کج نمیکند
و خدایی
دیگر گونە
آفریدم.
“شاملو”
زمانی مارکس گفت: آنچە سبب حرکت تاریخ و پیشرفت اجتماعی میگردد، مبارزەی طبقاتی است. این گفتە بی گمان حقایقی را در خود میپروراند، اما همەی حقیقت نیست. در واقع آنچەدر این تحلیل مورد توجە قرار نگرفتە، نقش و جایگاە روشنفکرمبارزانی است کە با قبول مسؤلیت پیشاهنگی پذیرای نقش شدند، سیاست ورزیدند و در مسیر آزادی راەها را گشودند. در واقع هدف از این نوشتار مشخصا بە موضوع سیاست پرداختن و در اینجا نقش سوژەهای آگاە و فعال در این عرصە را کمی واکاوی کردن است.همچنین پرداختن بە اقسام مشارکت سیاسی بە ویژە در جوامع تحت استیلای بیگانە میباشد.
بایستی یادآور شد کە در اینجا هدف، پرداختن بە مفهوم “سیاست” از منظر شرقی – استبدادی آن کە بە معنای تربیت کردن و تنبیە کردن و یا از منظر غربی آن بە معنای ” پولتیک” یا مدیریت شهری و مشارکت در این مدیریت نیست. آنچە بیشتر مورد نظر است،نفس پرداختن بە امر سیاست است و آنانی کە امر سیاست را بە امری رهایی بخش بدل نمودەاند. بدین معنا کە عرصەی سیاست، کە رهبر آپو آنرا همچون عرصەی آزادی نیز ارزیابی نمودە چە سوژەها و احیانا چە ابژەهایی را در خود میپروراند. سؤالی کە در اینجا بە ذهن میآید این است کە آیا هر کنش و یا واکنشی میتواند بە عنوان امر سیاسی تلقی گردد و بە عبارتی بهتر در مسیر آزادی گام برمیدارد؟ و آیا هر مشارکتی را میتوان همچون سیاست ورزی ترجمە کرد؟
اگر بە صورت کلی و همە جانبە بە موضوع بپردازیم، بایستی در جواب بە این سؤال گفت: در مجموع مشارکت سیاسی را میتوان بر دو قسم نمود. اول؛ مشارکتی مبتنی بر احساس مسؤلیت وبە صورت آگاهانە و ارادەمند کە سعی دارد با مشارکت در سیاست راە و مسیر آزادی جامعە را باز نماید، ودر این راە، آزادی فردی خویش را در آزادی اجتماعی مییابد. دوم؛ مشارکتی مبتنی و ناشی از انواع سرخوردگیهای اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، عشقی و فردی بودە و بیشتر در پی خلاصی از مشکلات است. کە صد البتە ناآگاهانە، فرصتطلبانە، خودمحورانە و اگویستی است.
مشارکت سیاسی مبتنی بر مسؤلیت پذیری، آگاهانە و ارادەمند هموارە در نظر دارد تا عرصەی سیاست را در جهت صحیح آن، یعنی تشخیص نیازهای جامعە، برآوردن این نیازها و برای رسیدن بە این هدف خود را سازمان دادن، ایجاد قدرت تصمیم گیری مستقلانە با توجە بە نظام دانایی آن مقطع زمانی کە جامعە بدان دست یافتە و از این طریق رسیدن بە عدم وابستگی و در نهایت نیل بە آزادی و استقلال میباشد. این نوع از مشارکت با علم بە موارد مورد اشارە توانایی فراتر رفتن از خود را بدست آوردە و بە سوژەای جمعی بدل میگردد. در موارد بیشماری نیز جامعە و یا ملتی هویت جمعی خود را در هویت این سوژە جستجو میکنند. در واقع پایبندی و وفاداری بە مفهوم “سیاست” در این نوع مشارکت، خواهد گنجید و سیاسیون این عرصە همارە مورد احترام و اعتماد بی شائبەی جامعە میباشند. چرا کە سوژەی آگاهی کە بە امر سیاست روی آوردە، عرصەی سیاست را نە بە عنوان مجالی برای ارضای امیال سیری ناپذیر خود، بلکە بە عنوان حوزەی آزادی دیدە و جهانهای بهتری را متصور است. این سوژەی آگاە هنرمندانە بە دست نایافتەها اندیشیدە و در نظر دارد بە دور از هیاهو گری و غوغا سالاری و پوپولیسم، بە آفرینش جهانی بهتر، زیباتر، شایستەتر و عادلانەتر بپردازد. آنچە در این نوع از مشارکت سیاسی کە گاە بە صورت فردی و گاە بە صورت جمعی روی میدهد، همان بە جای آوردن وظایف روشنفکرانە، اخلاقی و سیاسی است کە در مسیر حقیقت و آزادی گام برمیدارد. آنچە تاکنون جوامع انسانی را از پرتگاەهای اخلاقی و سلطەگرانە رهایی بخشیدە و موجبات تداوم حیات اجتماعی را امکانپذیر ساختە، سیاستی از این سنخ است. در بحران پیچیدە و تودرتوی امروزین کە راەهای رهایی بە کورە راە بدل گشتەاند، بیش از پیش بە این نوع از مشارکت احساس نیاز میگردد. تاریخ اجتماعی در مسیر تکامل خویش هموارە مرهون این تلاشها بودە و این شخصیتهای فردی – اجتماعی نقششان رنگ نخواهد باخت.
از سوی دیگر اما شاهد مشارکتی “سیاسی”!!! بە ویژە در جوامع تحت استیلای بیگانە، تحت ستم و توسعە نیافتە از نظر سیاسی و اجتماعی هستیم کە بیش از آنکە سیاست رهایی بخش باشد، سیاست، ابزاری جهت گشودن عقدەهای فروخوردە میباشد. در واقع آنچە روی میدهد، استثمار مفهوم سیاست و خیانت بە آن است. و همانگونە کە اشارە کردیم، همان عرصەی آزادی جامعە است.