کتاب مجموعه شعر (این زخم، پنهان شدنی نیست) چاپ و منتشر گردید
کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە
کتاب مجموعه شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.
محتوای این کتاب از مجموعە اشعار کوتاه تشکیل میشود کە در زیر هر شعر کُردی همتای فارسی آن نیز موجود است. رِیوار آبدانان، نویسندە کتاب، در اشعار خود بە فلسفه و معناشناسانە بودن اشعار اهمیّت بسزایی دادە است کە جذابیت خاصی را دارست و بە درک انسان، از انسان و هستی، نیز پرداختە است.
چاپ نخست کتاب در سال ۱۴۰۰ خورشیدی در چاپخانه چیا صورت گرفته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە
کتاب مجموعه شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.
محتوای این کتاب از مجموعە اشعار کوتاه تشکیل میشود کە در زیر هر شعر کُردی همتای فارسی آن نیز موجود است. رِیوار آبدانان، نویسندە کتاب، در اشعار خود بە فلسفه و معناشناسانە بودن اشعار اهمیّت بسزایی دادە است کە جذابیت خاصی را دارست و بە درک انسان، از انسان و هستی، نیز پرداختە است.
چاپ نخست کتاب در سال ۱۴۰۰ خورشیدی در چاپخانه چیا صورت گرفته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
کتاب مجموعه شعر (این زخم، پنهان شدنی نیست) چاپ و منتشر گردید کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە کتاب مجموعه شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.…
ئی-زامە-ئاشارەو-نێیەو-۱-1.pdf
881 KB
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها
✍ گولان فهیم
جغرافیایی که اکنون مالامال درگیری، کشمکشهای تخریب کننده، سرکوب، کشتار و بخصوص نزاع و تناقضات مختلف، دیرزمانی و به صورت طولانی مدت خواستگاه همزیستی، برابری و یکسانی بین اقشار اجتماعی و فرهنگهای مختلف بوده است. جغرافیایی بهشت گونه که زندگی در آن نیز، سرشار از معنا و سرشار از احساس زیبای زیستن بود. به بیان سومریان اینجا دیلمون بوده و در تورات عدن، آریاییها آن را پردیس و یا بهشت، اعراب آن را جنت نامیدهاند. در کتب تاریخی و مقدس، در کتیبهها و سنگ نوشتهها، در داستانهای قدیم از این جغرافیا با این صفات بحث و تعبیر میشود. ولی ذهنیتهای سلطهگر و استعمارگر نه تنها به اشغال و تالان این جغرافیا بسنده نکرده، بلکه به نحوهی زندگی و فرهنگ جامعه نیز لطمه وارد ساختند. از یک سو جوامع را زیر فشار، خشونت و سرکوب شدید قرار دادند، از دیگر سو، با به کار بستن انواع و اقسام راهکارها خواستند تا جامعه را از ذات و درونمایهی آن، از کارایی و ساختار آن دور و بیگانه سازند. این بدان معنا بود که زندگی با بدیها، زشتیها، اختلافات و تناقضات بسیاری آغشته و در نتیجه بر مسیر سیری نزولی قرار داده شده است. در منطقه و بخصوص کوردستان ما شاهد این هستیم که نظامهای سلطهگر برای دستیابی به این هدف از هیچ ترفند و راهکاری رویگردان نبودهاند. آنها نیازمند اجتماعات یا گروههای انسانیای هستند که بتوانند به راحتی سلطهی خود را بر آنان تحمیل نمایند. اجتماعاتی شامل انسانهائی که از ماهیت اصلی خویش؛ جامعهشدهگی و موجودیت، بیبهره باشند. برای چنین هدفی هر راهکار مباح و مشروع دیده میشود.
در میان اقوام و ملتهای مختلف، کوردها جزء ملتهائی هستند که یکی از گرایشات و خصوصیات بنیادینشان را میتوان همگرائی نام برد. آنها همچنین توانستهاند این خصوصیت که در عین حال نیز یک قابلیت و توانمندی محسوب شده را به اقوام منطقه نیز بیاموزند. چنانچه از تاریخ اجتماعی کوردها مشهود است، آنان هرگز با همسایگان و اقوام دیگر، ستیزجوئی ننموده و هرگز آغازگر جنگهای رویداده نیز نبودهاند. بکله هر بار برای دفاع از موجودیت خویش، به ناچار و در چارچوب دفاع مشروع وارد میدان جنگ شدهاند. اگر هم فرصتی برای صلح نیز یافته باشند، قطعا به جای جنگ، گزینهی صلح و آشتی را برگزیدهاند. آنها از همزیستی با دیگران استقبال کردهاند. این نشان از غنای فرهنگی و اعتماد بنفسی دارد، که در واقع نیروی اصلی این خلق برای خودمدیرتی را در بردارد. در مقابل این؛ نیروهایی که از قوای تاثیرگذاری برخوردار نیستند، نیروی خشونت و بخصوص فشار را بکار میبندند. در حالیکه نیروهایی که قادر به تاثیرگذاری هستند متدهای سازگار و ماندگارتری به کار میبندند.
کوردها یکی از اقوام اصلی و کهن منطقه میباشند که دارای فرهنگی بسیار غنی و مسالمیتآمیز هستند. صلحطلبی و آشتیگرائی یکی از خصیصههای اصلی ملت کورد را تکشیل میدهد. در واقع میان فرهنگ کوردها و جغرافیای کوردستان شباهتهای بسیاری وجود دارند. میتوان چنین استنباط کرد که جغرافیای کوردستان بر شکلگیری فرهنگ ملت کورد تاثیرات حائز اهمیتی داشته است. اما متاسفانه آنچه از حمله، غصب و استثمار، بر سر این جغرافیا آمده، بر کوردها نیز بشدت روا داشته شده است. آنچه طی تاریخ 5هزار سالهی تمدن، که تاریخی سراسر جنگ و تالان را در برگرفته، میتوان دریافت این است که در دوران و مرحلههای مختلف تاریخ، این سرزمین با لشکرکشی نیروهای امپریالیست، اشغالگر روبرو مانده است. از نیروهای تالانگر اوروکیان سومری گرفته تا زورگویان آشور، از ارتش توطئهگر هخامنشی گرفته تا نیروهای اسکندر مقدونی، از فاتحان اسلام گرفته تا مغولان، از جنگندگان صفوی و عثمانی گرفته تا نیروی سپاه پاسدارن و ارتش فاشیست ترکیه همگی پی در پی و بدون وقفه کوردستان و کوردها را آماج حملات خود قرار دادهاند. وقتی به سرانجام مینگریم، شاهد این هستیم که همگی بیفرجام ماندهاند. شاید از این است که در این مرحله از تاریخ، نظام سرمایهداری و نمایندگان آن در منطقه، بویژه نیروهای استعمارگر کوردستان، تا این حد بیپروا، به خلقمان یورش میبرند. چون هنوز نتوانستهاند ویژگی و کاراکتر اصلی کوردها را دگرگون سازند. مهمتر اینکه کوردها در سدهی اخیر و بخصوص در سدهی کنونی، در موضع محاصرهشدگی و منزوی باقی نماندند. بلکه برعکس، به نیرویی منطقهای و فرامنطقهای تبدیل گشتهاند تا بتوانند نظامی جایگزین نظام مستبد و استعمارگر جهانی ارائه دهند. بدین صورت، رفته رفته این طرح حیات نوین و آزاد در میان خلقهای منطقه و جهان نیز با هیجان، شور و شوقی بسیار فراوان مورد توجه قرار گرفت. علیرغم تمامی اینها، شرایط و اوضاع برآمده از این حملات، کوردستان را دربرگرفت و متاثر ساخت.
✍ گولان فهیم
جغرافیایی که اکنون مالامال درگیری، کشمکشهای تخریب کننده، سرکوب، کشتار و بخصوص نزاع و تناقضات مختلف، دیرزمانی و به صورت طولانی مدت خواستگاه همزیستی، برابری و یکسانی بین اقشار اجتماعی و فرهنگهای مختلف بوده است. جغرافیایی بهشت گونه که زندگی در آن نیز، سرشار از معنا و سرشار از احساس زیبای زیستن بود. به بیان سومریان اینجا دیلمون بوده و در تورات عدن، آریاییها آن را پردیس و یا بهشت، اعراب آن را جنت نامیدهاند. در کتب تاریخی و مقدس، در کتیبهها و سنگ نوشتهها، در داستانهای قدیم از این جغرافیا با این صفات بحث و تعبیر میشود. ولی ذهنیتهای سلطهگر و استعمارگر نه تنها به اشغال و تالان این جغرافیا بسنده نکرده، بلکه به نحوهی زندگی و فرهنگ جامعه نیز لطمه وارد ساختند. از یک سو جوامع را زیر فشار، خشونت و سرکوب شدید قرار دادند، از دیگر سو، با به کار بستن انواع و اقسام راهکارها خواستند تا جامعه را از ذات و درونمایهی آن، از کارایی و ساختار آن دور و بیگانه سازند. این بدان معنا بود که زندگی با بدیها، زشتیها، اختلافات و تناقضات بسیاری آغشته و در نتیجه بر مسیر سیری نزولی قرار داده شده است. در منطقه و بخصوص کوردستان ما شاهد این هستیم که نظامهای سلطهگر برای دستیابی به این هدف از هیچ ترفند و راهکاری رویگردان نبودهاند. آنها نیازمند اجتماعات یا گروههای انسانیای هستند که بتوانند به راحتی سلطهی خود را بر آنان تحمیل نمایند. اجتماعاتی شامل انسانهائی که از ماهیت اصلی خویش؛ جامعهشدهگی و موجودیت، بیبهره باشند. برای چنین هدفی هر راهکار مباح و مشروع دیده میشود.
در میان اقوام و ملتهای مختلف، کوردها جزء ملتهائی هستند که یکی از گرایشات و خصوصیات بنیادینشان را میتوان همگرائی نام برد. آنها همچنین توانستهاند این خصوصیت که در عین حال نیز یک قابلیت و توانمندی محسوب شده را به اقوام منطقه نیز بیاموزند. چنانچه از تاریخ اجتماعی کوردها مشهود است، آنان هرگز با همسایگان و اقوام دیگر، ستیزجوئی ننموده و هرگز آغازگر جنگهای رویداده نیز نبودهاند. بکله هر بار برای دفاع از موجودیت خویش، به ناچار و در چارچوب دفاع مشروع وارد میدان جنگ شدهاند. اگر هم فرصتی برای صلح نیز یافته باشند، قطعا به جای جنگ، گزینهی صلح و آشتی را برگزیدهاند. آنها از همزیستی با دیگران استقبال کردهاند. این نشان از غنای فرهنگی و اعتماد بنفسی دارد، که در واقع نیروی اصلی این خلق برای خودمدیرتی را در بردارد. در مقابل این؛ نیروهایی که از قوای تاثیرگذاری برخوردار نیستند، نیروی خشونت و بخصوص فشار را بکار میبندند. در حالیکه نیروهایی که قادر به تاثیرگذاری هستند متدهای سازگار و ماندگارتری به کار میبندند.
کوردها یکی از اقوام اصلی و کهن منطقه میباشند که دارای فرهنگی بسیار غنی و مسالمیتآمیز هستند. صلحطلبی و آشتیگرائی یکی از خصیصههای اصلی ملت کورد را تکشیل میدهد. در واقع میان فرهنگ کوردها و جغرافیای کوردستان شباهتهای بسیاری وجود دارند. میتوان چنین استنباط کرد که جغرافیای کوردستان بر شکلگیری فرهنگ ملت کورد تاثیرات حائز اهمیتی داشته است. اما متاسفانه آنچه از حمله، غصب و استثمار، بر سر این جغرافیا آمده، بر کوردها نیز بشدت روا داشته شده است. آنچه طی تاریخ 5هزار سالهی تمدن، که تاریخی سراسر جنگ و تالان را در برگرفته، میتوان دریافت این است که در دوران و مرحلههای مختلف تاریخ، این سرزمین با لشکرکشی نیروهای امپریالیست، اشغالگر روبرو مانده است. از نیروهای تالانگر اوروکیان سومری گرفته تا زورگویان آشور، از ارتش توطئهگر هخامنشی گرفته تا نیروهای اسکندر مقدونی، از فاتحان اسلام گرفته تا مغولان، از جنگندگان صفوی و عثمانی گرفته تا نیروی سپاه پاسدارن و ارتش فاشیست ترکیه همگی پی در پی و بدون وقفه کوردستان و کوردها را آماج حملات خود قرار دادهاند. وقتی به سرانجام مینگریم، شاهد این هستیم که همگی بیفرجام ماندهاند. شاید از این است که در این مرحله از تاریخ، نظام سرمایهداری و نمایندگان آن در منطقه، بویژه نیروهای استعمارگر کوردستان، تا این حد بیپروا، به خلقمان یورش میبرند. چون هنوز نتوانستهاند ویژگی و کاراکتر اصلی کوردها را دگرگون سازند. مهمتر اینکه کوردها در سدهی اخیر و بخصوص در سدهی کنونی، در موضع محاصرهشدگی و منزوی باقی نماندند. بلکه برعکس، به نیرویی منطقهای و فرامنطقهای تبدیل گشتهاند تا بتوانند نظامی جایگزین نظام مستبد و استعمارگر جهانی ارائه دهند. بدین صورت، رفته رفته این طرح حیات نوین و آزاد در میان خلقهای منطقه و جهان نیز با هیجان، شور و شوقی بسیار فراوان مورد توجه قرار گرفت. علیرغم تمامی اینها، شرایط و اوضاع برآمده از این حملات، کوردستان را دربرگرفت و متاثر ساخت.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
این با خود نیاز به پیشوایان و پیشاهنگانی جهت سازماندهی مبارزات را به عنوان یک واقعیت گریزناپذیر، پیشروی این خلق قرار داد. اگر علیرغم تمامی دشواریها و سختیهایی که متحمل گشته، هنوز بحث از موجودیت خود داشته و این موجودیت تا کنون به بقای خود ادامه داده، مدیون پیشاهنگان قهرمانیست که درون خود پرورانده است. در بین هر ملت و جامعهای میتوان نمونههای پیشوا و پیشاهنگ آن ملت را یافت، ولی آنچه که کوردستان را متفاوت نموده، نقش و نیاز به پیشاهنگان مداوم بوده است. کوردستان از یک جهت سرزمین مبارزه و مقاومت دلاوران و مبارزین قهرمان است. مقاومت و مبارزه طوری به بخش تفکیکناپذیر فرهنگ این جامعه بدل شده که دیگر تغییر و یا نابودی این فرهنگ، ناممکن و یا بسیار سخت مینمایاند. البته پیشاهنگ و مبارز تنها با جامهی جنگاور در صحنهی مبارزه قد علم نمیکند. هر فردی در این سرزمین، بخصوص کسانیکه برای فرهنگ ملی خویش ارزش قائل بوده و با این فرهنگ پرورش یافتهاند، با حس مسئولیت برخورد کرده و سعی داشتهاند تا نقش پیشاهنگی و مبارزه را در هر عرصهای ایفا نمایند. هنرمند با آثاری که ارائه داده، با اشعار و ترانههایش، با ملودی و نوایش، صنعت کار، کشاورز و چوپان، نویسنده و … هر یک در عرصهی هنری و فعالیت خویش این فرهنگ مقاومت را رشد و نمو بخشیدهاند. از بدلهای محتمل و دشواری که باید در ازای آزادی و بقای موجودیت بپردازند، دریغ نورزیدهاند. در این راه مقدس بسیاری از پیشاهنگان شهید شدند، در واقع شهدا سرچشمهی زندگی و اصرار بر حیاتی آزادانه را سمبلیزه نمودهاند. با اینکه هر شهادت درد و رنجشی بزرگ برای این خلق بهمراه داشته، آنها معنا و ارزش شهدا و نقشی را که آنان در راه زندگی شرافتمندانه ایفا نمودهاند را به خوبی دریافته و بدینسان شهید را به الگوی ارزشی حیات خویش مبدل ساخته است. مادران با به دنیا آوردن هر فرزندی، آنها را برای هرگونه سختی و مبارزه آماده و پرورش میدهند. ساختن، پرداختن و سرودن ترانههایی در یادبود قهرمانان این وطن به عنوان لالائی در گوش این کودکان، حافظه و ذهنیتی ایجاد میکند که آنها را در راه آزادی و کرامت انسانی، حاضر به گذار از هر چیزی میگردند.
نظام فاشیستی دولت – ملتها همزمان با تاسیس نظام خود در هر مکانی، نگرش و ذهنیت تک بعدیاش در حاکمیت بر فرم جامعهی هموژن گشتهی یک ملت، یک دین و یک پرچم، همانگونه که تمامی منطقهی خاورمیانه که نمایانگر موزاییک خلقها، آیینها و تنوعات فرهنگی را به صحرایی بایر مبدل نمود، کوردستان را نیز دچار همان آسیبها و تخریبات گرداند. کوردها برای این نظام نادمکراتیک، موجودی گشتند که باید نابود میشدند. این نیز از طریق انکار و یک نسلکشی فرهنگی و فیزیکی میسر میشد. کاراکتر اصلی و نخستین دولت – ملت فاشیست ترکیه دشمنی با کوردهاست و در این راه برای اینکه کوردی نه تنها در کشور تحت حاکمیتاش، بلکه در کل منطقه هیچ گونه دستاوردی نداشته و بکلی نابود شوند، برنامه ریزیهای بسیار گستردهای در سطح منطقه و جهان بکار بسته است. این روش غیر انسانی نظام فاشیستی ترکیه الگو و مدلی ایدئال برای دیگر دولت – ملتها گشت. همانطور که در بالا ذکر آن رفت، یک ملیتی و یا یک فرهنگی، ویژگی اصلی نظام های دولت – ملت را تشکیل میدهد، ولی دولت – ملتهایی که بر کوردستان سیطره داشتند، برای رسیدن به ایدهی خویش قتل عام و ابزارهای بسیار وحشیانهای بکار بستند.
نظام دولت – ملت ایران نیز در این میان از بدو تاسیس خود بخصوص در دوران حاکمیت رژیم شاهنشاهی، رژیم آتاتورک در ترکیه را سرمشق اعمال ضد فرهنگی خود قرار داد. نظام تئوکراتیک و ضد دمکراتیک کنونی حاکم نیز از این سیاست پیروی میکند. با تاسیس نظام کنونی، شخص نخست حاکم در این نظام؛ خمینی فتوای کشتار کوردها را اعلان کرد. در این چارچوب نیروهای تروریستی نظام با سرکردگی خلخالی به کوردستان حملهور شدند و صدها نفر را به شکلی بسیار وحشیانه به قتل رساندند. انقلاب خلقهای ایران به محاصرهی نظامی در آمده بود که با قتلعام در شهرهای سنه، سقز، مریوان و … خودنمایی میکرد. روزهای خونین کوردستان وارد مرحلهای دیگر شد. کوردها نیز در این انقلاب و با هدف تاسیس نظامی دمکراتیک، حقوقی و برابر مبارزات وسیعی داشتند، ولی نظام حاکم و سلطهگر کشتار و قتلعام این خلق را در کارنامهی نخستین روزهای حکمداری خود به ثبت رسانید. کوردستان کاملا میلیتاریزه شد و کوردها همچون دشمن خدا و کفار در افکار عمومی کشور و جهان معرفی شدند.
کوردها برای جلوگیری از این حملات و در چارچوب دفاع از خویش آنگونه که باید و شاید از نیروی سازماندهی و دفاعی برخوردار نبودند، ولی همان خوی مبارزهگری و مقاومتطلبی آنها، موجب شد که در مدت زمانی کوتاه پیشاهنگان این خلق در صحنه حضوری فعال از خود نشان دهند.
نظام فاشیستی دولت – ملتها همزمان با تاسیس نظام خود در هر مکانی، نگرش و ذهنیت تک بعدیاش در حاکمیت بر فرم جامعهی هموژن گشتهی یک ملت، یک دین و یک پرچم، همانگونه که تمامی منطقهی خاورمیانه که نمایانگر موزاییک خلقها، آیینها و تنوعات فرهنگی را به صحرایی بایر مبدل نمود، کوردستان را نیز دچار همان آسیبها و تخریبات گرداند. کوردها برای این نظام نادمکراتیک، موجودی گشتند که باید نابود میشدند. این نیز از طریق انکار و یک نسلکشی فرهنگی و فیزیکی میسر میشد. کاراکتر اصلی و نخستین دولت – ملت فاشیست ترکیه دشمنی با کوردهاست و در این راه برای اینکه کوردی نه تنها در کشور تحت حاکمیتاش، بلکه در کل منطقه هیچ گونه دستاوردی نداشته و بکلی نابود شوند، برنامه ریزیهای بسیار گستردهای در سطح منطقه و جهان بکار بسته است. این روش غیر انسانی نظام فاشیستی ترکیه الگو و مدلی ایدئال برای دیگر دولت – ملتها گشت. همانطور که در بالا ذکر آن رفت، یک ملیتی و یا یک فرهنگی، ویژگی اصلی نظام های دولت – ملت را تشکیل میدهد، ولی دولت – ملتهایی که بر کوردستان سیطره داشتند، برای رسیدن به ایدهی خویش قتل عام و ابزارهای بسیار وحشیانهای بکار بستند.
نظام دولت – ملت ایران نیز در این میان از بدو تاسیس خود بخصوص در دوران حاکمیت رژیم شاهنشاهی، رژیم آتاتورک در ترکیه را سرمشق اعمال ضد فرهنگی خود قرار داد. نظام تئوکراتیک و ضد دمکراتیک کنونی حاکم نیز از این سیاست پیروی میکند. با تاسیس نظام کنونی، شخص نخست حاکم در این نظام؛ خمینی فتوای کشتار کوردها را اعلان کرد. در این چارچوب نیروهای تروریستی نظام با سرکردگی خلخالی به کوردستان حملهور شدند و صدها نفر را به شکلی بسیار وحشیانه به قتل رساندند. انقلاب خلقهای ایران به محاصرهی نظامی در آمده بود که با قتلعام در شهرهای سنه، سقز، مریوان و … خودنمایی میکرد. روزهای خونین کوردستان وارد مرحلهای دیگر شد. کوردها نیز در این انقلاب و با هدف تاسیس نظامی دمکراتیک، حقوقی و برابر مبارزات وسیعی داشتند، ولی نظام حاکم و سلطهگر کشتار و قتلعام این خلق را در کارنامهی نخستین روزهای حکمداری خود به ثبت رسانید. کوردستان کاملا میلیتاریزه شد و کوردها همچون دشمن خدا و کفار در افکار عمومی کشور و جهان معرفی شدند.
کوردها برای جلوگیری از این حملات و در چارچوب دفاع از خویش آنگونه که باید و شاید از نیروی سازماندهی و دفاعی برخوردار نبودند، ولی همان خوی مبارزهگری و مقاومتطلبی آنها، موجب شد که در مدت زمانی کوتاه پیشاهنگان این خلق در صحنه حضوری فعال از خود نشان دهند.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
از آنها می توان به کاک فواد مصطفی سلطانی یکی از پیشاهنگان و فرزندان دلسوز، یارانش، قاسملو و … نام برد.
کاک فواد شخصیتی آگاه، برابریخواه، دلیر و میهندوست بود. در دوران دانشجوئی و قبل از انقلاب توسط نیروهای ساواک رژیم شاهنشاهی دستگیر و به 11 ماه زندان محکوم گشت. او پس از آزادی که همزمان بود با انقلاب، بی هیچ تعللی، در فعالیتهای سیاسی جای گرفت و برای به رسمیت بخشیدن به اراده و موجودیت کوردها، همچنین در راستای حل مسئله ی کورد در ایران، ایفای نقش کرد. کاک فواد در ملاقات و مذاکرههای بین نیروهای حاکمیت و کوردها نیز شرکت داشت. او در این مذاکرهها تلاش نمود که مسئله را بشکلی مسالمتآمیز ختم و چارهیابی کند. ولی در مقابل برخوردهای انکارگر و یا سرکوبگر مذاکرهگران رژیم نیز تسلیم نگشت. بلافاصله پس از بینتیجه ماندن این مذاکرات و شروع حملات نظامی رژیم به کوردستان، نیروهای پیشمرگ را بسیج و وارد مقاومت و مبارزه در کوهستانهای کوردستان شد.
رژیم ایران نیک آگاه است که کوردها با پیشاهنگ و مبارزان پیشتاز خود نیرومند هستند و میتوانند مبارزه را ادامه دهند. از اینرو همیشه این اشخاص مورد هدف قرار میگیرند. این سیاست در سطح کشور پایهریزی و عملی میشود. نظام اشخاص تاثیرگذار، مخالف و مبارز را یا با سرکوب به تسلیمیت وادار کرده، یا مجبور به ترک کشور میکند. یا اینکه با توطئهای بیاعتبار و یا در یک عملیات تروریستی بیتاثیر میکند. حتی بسیاری از اشخاص مخالف نظام، در کشورهای خارج مورد حملهی نظام قرار می گیرند که در تاریخ سیاسی شرق کوردستان نمونههائی از این دست بسیارند. قاسملو و شرفکندی چهرههای برجسته و شناخته شدهای هستند، به جز آنها دهها سیاستمدار و مبارز کورد در قلب اروپا و یا مناطق دیگر جهان ترور شده و گمنام ماندهاند.
مخترعین و موسسین اعدام و چوبهیدار نادانسته هستند، ولی نظامهای سلطهگر از این ابزار غیرانسانی بینهایت استفاده را برای برپا ماندن بردهاند. در این باره نظام ایران شمارهی اول لیست سودجویی از این ابزار را به خود اختصاص میدهد. چرا که اگر این نظام 42 سال است هنوز پابرجا میباشد و علیرغم مبارزات و مقاومتهای گستردهی خلقهای ایرانی، هنوز توانسته که سلطهی خویش را حفظ نماید، مدیون این ابزار است. البته ناگفته نماند که علل زیادی میتوان برشمرد، ولی یکی از این علتها بیگمان زورگویی، ظلم و بیرحمی نظام میباشد. هر نیرویی، هر شخصیتی، هر خلق و یا قشری که سعی در مبارزه دارد با خطر اعدام مواجه است. چه کارگر باشد، چه دانشجو و یا یک روستایی معمولی، چه سیاستمدار و یا روزنامهنگاری مشهور، وقتی برای نظام ایجاد خطر کرد، خطر اعدام نیز برای وی به میان خواهد آمد. نظام آنچنان در به کارگیری این ابزار ماهرانه به روایت بخشی میپردازد که به آسانی و بدون ترس از قیام مردمی یا موضعی بینالمللی در برابر قتلعامهائی که از این طریق به راه انداخته، اقدام مینماید. دلایل رژیم شرعی و یا دلایل ملی – امنیتی هستند.
در ایران یکی از خلقهایی که بیشترین صدمات متعاقب از به کارگیری این راهکار غیر وجدانی و ضد انسانی را دیده، خلق کورد میباشد. هزاران جوان کورد اعم از زن و مرد به چوبهی دار آویخته شده و جان باختهاند. مبارزین کورد، پیشمرگها، اسیران جنگ، فعالین مدنی، مخالفین، زنان و علمای دینی کورد همگی در لیست اعدام قرار گرفتند. طناب اعدام در کوردستان همیشه آویزان ماند، از دورهی تاسیس نظام تا کنون روزانه کوردها اعدام میشوند. اعدامهایی که همیشه مورد خشم و اعتراض خلقمان قرار گرفت و هرگز عزم و اصرارشان را برای مبارزه تضعیف نکرد. بخصوص اعدام شدن رفقای ارجمندمان شیرین علم هولی، ماموستا فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان نقطه عطفی بود برای ابراز نارضایتی. در واقع این شهدا نه تنها بعلت اعدام شدن، قبل از اعدام نیز با اینکه خوب میدانستند به پای چوبهی دار برده خواهند شد، با ایستار و برخوردی انقلابی و مبارزاتیای که در طول زندگی و دوران زندان از خود نشان دادند، نه تنها در دل خلق کورد که تمامی خلقهای ایران و آزادیخواهان سراسر جهان جای گرفتند. لذا شهادت آنها به انفجاری تبدیل شد. صدها جوان کورد، زن و مرد برای خونخواهی و انتقام آنها به صفوف مبارزه پیوستند. بسیاری نیز پرچم مبارزات آنها را در شرق کوردستان و ایران برافراشته و هنوز بر این راه قرار دارند.
راهکار و متدهایی که نظام در برابر کوردها اعمال میدارد، با شیوههای متنوع هنوز بر سر کارند. این در حالیست که نارضایتی و مقاومتی که کوردها از خود نشان میدهند، اعدامها از میان براشته نشدهاند. کوردها در صحنهی مبارزه از کوچکترین امکان و فرصتی استفاده کرده و برای بدست آوردن حقوق اولیهی خود و آزادی و مدیریت خویش بسترسازی میکنند.
کاک فواد شخصیتی آگاه، برابریخواه، دلیر و میهندوست بود. در دوران دانشجوئی و قبل از انقلاب توسط نیروهای ساواک رژیم شاهنشاهی دستگیر و به 11 ماه زندان محکوم گشت. او پس از آزادی که همزمان بود با انقلاب، بی هیچ تعللی، در فعالیتهای سیاسی جای گرفت و برای به رسمیت بخشیدن به اراده و موجودیت کوردها، همچنین در راستای حل مسئله ی کورد در ایران، ایفای نقش کرد. کاک فواد در ملاقات و مذاکرههای بین نیروهای حاکمیت و کوردها نیز شرکت داشت. او در این مذاکرهها تلاش نمود که مسئله را بشکلی مسالمتآمیز ختم و چارهیابی کند. ولی در مقابل برخوردهای انکارگر و یا سرکوبگر مذاکرهگران رژیم نیز تسلیم نگشت. بلافاصله پس از بینتیجه ماندن این مذاکرات و شروع حملات نظامی رژیم به کوردستان، نیروهای پیشمرگ را بسیج و وارد مقاومت و مبارزه در کوهستانهای کوردستان شد.
رژیم ایران نیک آگاه است که کوردها با پیشاهنگ و مبارزان پیشتاز خود نیرومند هستند و میتوانند مبارزه را ادامه دهند. از اینرو همیشه این اشخاص مورد هدف قرار میگیرند. این سیاست در سطح کشور پایهریزی و عملی میشود. نظام اشخاص تاثیرگذار، مخالف و مبارز را یا با سرکوب به تسلیمیت وادار کرده، یا مجبور به ترک کشور میکند. یا اینکه با توطئهای بیاعتبار و یا در یک عملیات تروریستی بیتاثیر میکند. حتی بسیاری از اشخاص مخالف نظام، در کشورهای خارج مورد حملهی نظام قرار می گیرند که در تاریخ سیاسی شرق کوردستان نمونههائی از این دست بسیارند. قاسملو و شرفکندی چهرههای برجسته و شناخته شدهای هستند، به جز آنها دهها سیاستمدار و مبارز کورد در قلب اروپا و یا مناطق دیگر جهان ترور شده و گمنام ماندهاند.
مخترعین و موسسین اعدام و چوبهیدار نادانسته هستند، ولی نظامهای سلطهگر از این ابزار غیرانسانی بینهایت استفاده را برای برپا ماندن بردهاند. در این باره نظام ایران شمارهی اول لیست سودجویی از این ابزار را به خود اختصاص میدهد. چرا که اگر این نظام 42 سال است هنوز پابرجا میباشد و علیرغم مبارزات و مقاومتهای گستردهی خلقهای ایرانی، هنوز توانسته که سلطهی خویش را حفظ نماید، مدیون این ابزار است. البته ناگفته نماند که علل زیادی میتوان برشمرد، ولی یکی از این علتها بیگمان زورگویی، ظلم و بیرحمی نظام میباشد. هر نیرویی، هر شخصیتی، هر خلق و یا قشری که سعی در مبارزه دارد با خطر اعدام مواجه است. چه کارگر باشد، چه دانشجو و یا یک روستایی معمولی، چه سیاستمدار و یا روزنامهنگاری مشهور، وقتی برای نظام ایجاد خطر کرد، خطر اعدام نیز برای وی به میان خواهد آمد. نظام آنچنان در به کارگیری این ابزار ماهرانه به روایت بخشی میپردازد که به آسانی و بدون ترس از قیام مردمی یا موضعی بینالمللی در برابر قتلعامهائی که از این طریق به راه انداخته، اقدام مینماید. دلایل رژیم شرعی و یا دلایل ملی – امنیتی هستند.
در ایران یکی از خلقهایی که بیشترین صدمات متعاقب از به کارگیری این راهکار غیر وجدانی و ضد انسانی را دیده، خلق کورد میباشد. هزاران جوان کورد اعم از زن و مرد به چوبهی دار آویخته شده و جان باختهاند. مبارزین کورد، پیشمرگها، اسیران جنگ، فعالین مدنی، مخالفین، زنان و علمای دینی کورد همگی در لیست اعدام قرار گرفتند. طناب اعدام در کوردستان همیشه آویزان ماند، از دورهی تاسیس نظام تا کنون روزانه کوردها اعدام میشوند. اعدامهایی که همیشه مورد خشم و اعتراض خلقمان قرار گرفت و هرگز عزم و اصرارشان را برای مبارزه تضعیف نکرد. بخصوص اعدام شدن رفقای ارجمندمان شیرین علم هولی، ماموستا فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان نقطه عطفی بود برای ابراز نارضایتی. در واقع این شهدا نه تنها بعلت اعدام شدن، قبل از اعدام نیز با اینکه خوب میدانستند به پای چوبهی دار برده خواهند شد، با ایستار و برخوردی انقلابی و مبارزاتیای که در طول زندگی و دوران زندان از خود نشان دادند، نه تنها در دل خلق کورد که تمامی خلقهای ایران و آزادیخواهان سراسر جهان جای گرفتند. لذا شهادت آنها به انفجاری تبدیل شد. صدها جوان کورد، زن و مرد برای خونخواهی و انتقام آنها به صفوف مبارزه پیوستند. بسیاری نیز پرچم مبارزات آنها را در شرق کوردستان و ایران برافراشته و هنوز بر این راه قرار دارند.
راهکار و متدهایی که نظام در برابر کوردها اعمال میدارد، با شیوههای متنوع هنوز بر سر کارند. این در حالیست که نارضایتی و مقاومتی که کوردها از خود نشان میدهند، اعدامها از میان براشته نشدهاند. کوردها در صحنهی مبارزه از کوچکترین امکان و فرصتی استفاده کرده و برای بدست آوردن حقوق اولیهی خود و آزادی و مدیریت خویش بسترسازی میکنند.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
علیرغم راهکار مسالمتآمیز و صلحجویانهی خلق کورد، نظام با سرکوب، دستگیری، زندان و حبس با تمام توان بر آن است که از این وضعیت جلوگیری به عمل آورد. نظام ایران نیز همپای دولت فاشیستی ترکیه از این وضع واهمه دارد. آنها موجودیت خود را متکی به اختلاف و تناقض بین خلقها ساختهاند. در چنین وضعیتی طرح آزادسازی خلقها و هویتها از سوی کوردها برایشان مخاطرهآمیز میباشد. نظام ایران در سالهای اخیر بخصوص پس از جنگهایی که منطقه را فراگرفت، به سیاست فشار و سرکوب خلق ها در داخل کشور بیشتر از گذشته میپردازد. کوچکترین اعتراض با کشتار پاسخ داده میشود. در قیامهای آبان ماه، دی ماه و امسال نیز در خوزستان همان صحنهها را شاهد شدیم. در شرق کوردستان کشتار نظام آنچنان شدید بود که هنوز عواقب بسیاری از گم شدگان نامعلوم است، هنوز بسیاری نیز در زندانها یا شکنجهخانهها هستند.
زنان ایرانی از فعالترین، پویاترین و دینامیکترین نیروی جامعه در این مقاومتها هستند، زنان ایرانی را میتوان در همهی صحنههای نبرد و در ستیز با برخوردهای ضد اجتماعی و ضدزن نظام حاکم دید. آنها نه تنها برای خود مبارزه میکنند، بلکه علیه نابرابری، نظام طبقاتی و تبعیضهای نژادی، علیه عملکردهای غیر دمکراتیک نظام، سیاستهای فاسد و اقتصاد بحرانزای نظام در صحنهی مبارزه هستند. از این است که نظام، سرکوب زنان را در اولویت طرحهای خود قرار داده است. سرکوب زنان نیز روشهای متنوعی را شامل میشود. جامعهی زن، خانوادهی زن و به طورکلی دنیای زن را به گرسنه ماندن محکوم گردانده، با بیماری رودررو گردانده و ناتوان باقی میگذارند. با ویروسهای بدگمانی، بدبینی، پوچگرایی، جاسوسسازی و … از هم میپاشند. با ضعیف ساختن جامعه در صددند تا از نیروی زن کاسته و یا حداقل آن را غیرفعال سازند. از طرف دیگر مستقیما زنان هدف یورش هستند. قوههای مقننه، قضاییه و مجریه و تمامی نهادهای حاکمیت و بخصوص نیروهای نظامی در راستای سیاست تبعیض جنسیتی و جنسیتگرایانهی زن ستیز، پایهریزی شده و سیاستگذاری میکنند. در مقابل این وضع، واقعا دیدن زنان در میدانها، قیامها، شنیدن صدای آنها، شعارهای آنها برای ما تمام زنان مبارز نیز به نیرو و قوت تبدیل میشود. زنان این سرزمین نقش پیشاهنگیشان را در این مراحل سخت و دشوار مبارزه همچنان ایفا میکنند.
جامعهی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بر مبنای پارادایم دمکراسی، اکولوژی و آزادی زنان در این وهلهی تاریخی در شرق کوردستان و ایران بشکلی فراگیر در حال مبارزه است. البته ما بر این باوریم که بستر و زمینهی مبارزات ما را مبارزات تاریخی کوردستان و خلقهای ایران تشکیل میدهند. حفظ ارزش و دستاوردهایی که ثمرهی تلاش و بدلهای گرانبهاست برای ما در حکم رکن اصلی مبارزه میباشد. در این راستا برای دست یافتن به آزادی و دمکراسی خلقها در ایران و شرق کوردستان، بخصوص حل مسائل و بحرانهای کنونی، تاریخ مبارزاتی ایران و کوردستان برای ما تجربهساز خواهد بود. خطاها و نقصهایی که وجود داشتند، عدم اتحاد بین سازمان و نهادهای مبارزاتی، همچنین نحوههایی که بکار گرفته شدند در راه رسیدن به هدف مانعساز بودند. بدین علت همهی مبارزین و نیروهای مقاومتگر نیز بایستی برای جبران نواقص گذشته و پیشگیری از تکرار آنها در یک جبههی متحد و مبارزهی مشترک جای بگیرند. کودار برای حل مسائل در شرق کوردستان و ایران طی بیانیهای پروژهای تحت عنوان نقشه راه ارائه داده بود. این نقشه راه طرحی بلند مدت است که برای عملیسازی و اجرایی شدن آن مبارزات گستردهای نیاز است. برای رسیدن به کوردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک، برای جلوگیری از اعدام و برساخت نظامی دمکراتیک، نیاز است همهی جوامع و ملیتهای ایرانی و شرق کوردستان نیز در این مبارزه همرزم و همراهمان باشند تا بتوانیم به خواست و مطالبات مشروع و حقطلبانهی جامعه دست یابیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
زنان ایرانی از فعالترین، پویاترین و دینامیکترین نیروی جامعه در این مقاومتها هستند، زنان ایرانی را میتوان در همهی صحنههای نبرد و در ستیز با برخوردهای ضد اجتماعی و ضدزن نظام حاکم دید. آنها نه تنها برای خود مبارزه میکنند، بلکه علیه نابرابری، نظام طبقاتی و تبعیضهای نژادی، علیه عملکردهای غیر دمکراتیک نظام، سیاستهای فاسد و اقتصاد بحرانزای نظام در صحنهی مبارزه هستند. از این است که نظام، سرکوب زنان را در اولویت طرحهای خود قرار داده است. سرکوب زنان نیز روشهای متنوعی را شامل میشود. جامعهی زن، خانوادهی زن و به طورکلی دنیای زن را به گرسنه ماندن محکوم گردانده، با بیماری رودررو گردانده و ناتوان باقی میگذارند. با ویروسهای بدگمانی، بدبینی، پوچگرایی، جاسوسسازی و … از هم میپاشند. با ضعیف ساختن جامعه در صددند تا از نیروی زن کاسته و یا حداقل آن را غیرفعال سازند. از طرف دیگر مستقیما زنان هدف یورش هستند. قوههای مقننه، قضاییه و مجریه و تمامی نهادهای حاکمیت و بخصوص نیروهای نظامی در راستای سیاست تبعیض جنسیتی و جنسیتگرایانهی زن ستیز، پایهریزی شده و سیاستگذاری میکنند. در مقابل این وضع، واقعا دیدن زنان در میدانها، قیامها، شنیدن صدای آنها، شعارهای آنها برای ما تمام زنان مبارز نیز به نیرو و قوت تبدیل میشود. زنان این سرزمین نقش پیشاهنگیشان را در این مراحل سخت و دشوار مبارزه همچنان ایفا میکنند.
جامعهی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بر مبنای پارادایم دمکراسی، اکولوژی و آزادی زنان در این وهلهی تاریخی در شرق کوردستان و ایران بشکلی فراگیر در حال مبارزه است. البته ما بر این باوریم که بستر و زمینهی مبارزات ما را مبارزات تاریخی کوردستان و خلقهای ایران تشکیل میدهند. حفظ ارزش و دستاوردهایی که ثمرهی تلاش و بدلهای گرانبهاست برای ما در حکم رکن اصلی مبارزه میباشد. در این راستا برای دست یافتن به آزادی و دمکراسی خلقها در ایران و شرق کوردستان، بخصوص حل مسائل و بحرانهای کنونی، تاریخ مبارزاتی ایران و کوردستان برای ما تجربهساز خواهد بود. خطاها و نقصهایی که وجود داشتند، عدم اتحاد بین سازمان و نهادهای مبارزاتی، همچنین نحوههایی که بکار گرفته شدند در راه رسیدن به هدف مانعساز بودند. بدین علت همهی مبارزین و نیروهای مقاومتگر نیز بایستی برای جبران نواقص گذشته و پیشگیری از تکرار آنها در یک جبههی متحد و مبارزهی مشترک جای بگیرند. کودار برای حل مسائل در شرق کوردستان و ایران طی بیانیهای پروژهای تحت عنوان نقشه راه ارائه داده بود. این نقشه راه طرحی بلند مدت است که برای عملیسازی و اجرایی شدن آن مبارزات گستردهای نیاز است. برای رسیدن به کوردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک، برای جلوگیری از اعدام و برساخت نظامی دمکراتیک، نیاز است همهی جوامع و ملیتهای ایرانی و شرق کوردستان نیز در این مبارزه همرزم و همراهمان باشند تا بتوانیم به خواست و مطالبات مشروع و حقطلبانهی جامعه دست یابیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
نەخۆشخانە کەیسی بەرکەوتووانی چەکی کیمیایی بەرواری باڵا پەردەپۆش دەکات
ئەندامێکی ئەو خێزانەی کە لە بۆردوومانەکەی بەرواری باڵا ژەهراویی بوون دەڵێت’تەندروستی خێزانەکەی هێشتا ناجێگیرە’، ئاشکراشی دەکات لای دەستەی مافی مرۆڤ سکاڵایان تۆمارکردووە، بەڵام نەخۆشخانە کەیسەکەیان پەردەپۆش دەکات و لە ڕاپۆرتەکانیاندا دیارییان نەکردووە، کە بەهۆی چەکی کیمیاییەوە ژەهراویی بوون.
جیهاد عەبدوڵا، ئەو هاوڵاتییەی گوندی هرور، کە دایک و باوک و خوشکێکی، لە ڕۆژی چواری ئەیلول بەهۆی بۆردوومانی فڕۆکەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەرەوە ژەهراویی بوون، دوایین زانیاریی لەسەر دۆخی تەندروستی بەرکەوتوان و کەیسەکەیان، بە ڕۆژنیوز دەدات.
جیهاد عەبدوڵا، باسی لەوە کرد، “ئێستا هیچ کام لە بەرکەوتووەکان لە نەخۆشخانە نەماون و لەماڵەوەن، بەڵام هێشتا بارودۆخی تەندروستی دایک، باوک و خوشکەکەم نا جێگیرە و بەهۆی کاریگەریی ژەهری بۆمبەکەوە گێژدەبن و بیناییان نا ڕوونە”.
ئەو هاوڵاتییە نیگەرانە لە بێدەنگیی و نەبوونی هەڵوێست لە بەرامبەر کەیسەکە و وتی: ئەم کەیسەی ئێمە هیچی کەمتر نییە لە کیمیابارانکردنی هەڵەبجە، بەڵام بەداخەوە پشتگوێخراوە، ئێمە لە مافی مرۆڤ سکاڵامان تۆمارکردووە، بەڵام نەخۆشخانە ڕاپۆرتێکی دروستمان پێنادات وەکو بەڵگە بەکاریی بهێنین.
ئەو خێزانە چەند جارێک هەوڵیانداوە ڕاپۆرتی پزیشکیی دروست وەربگرن، بەڵام “نەخۆشخانە ڕوونی ناکاتەوە، کە بە ژەهری چەکی کیمیایی وایان لێهاتووە و دەڵێن بارودۆخیان باشە و کێشەیان نییە”، جیهاد وای وت.
جیهاد عەبدوڵآ، لە لێدوانێکی پێشووی بۆ ڕۆژنیوز ئەوەی ڕاگەیاندبوو، کە لە نەخۆشخانە پزیشکەکان ئاشکرایان کردووە، کە ژەهراویی بوونە و دەرمانی دژە ژەهریان پێداون، بەڵام بۆیان ڕوون نەکردوەتەوە کە کیمیاوییە.
فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، چواری ئەم مانگە، ناوچەی بەرواری باڵای سەربە پارێزگای دهۆکی بۆردوومان کرد، بەگوێرەی زانیارییەکان دەوڵەتی تورک لە بۆردومانەکەدا چەکی کیمیایی بەکار هێناوە و سێ هاوڵاتیی گوندی هرور بەهۆی ئەو بۆردومانەوە ژەهراویی بوون.
ڕۆژنیوز
🆔 @GozarDemocratic
ئەندامێکی ئەو خێزانەی کە لە بۆردوومانەکەی بەرواری باڵا ژەهراویی بوون دەڵێت’تەندروستی خێزانەکەی هێشتا ناجێگیرە’، ئاشکراشی دەکات لای دەستەی مافی مرۆڤ سکاڵایان تۆمارکردووە، بەڵام نەخۆشخانە کەیسەکەیان پەردەپۆش دەکات و لە ڕاپۆرتەکانیاندا دیارییان نەکردووە، کە بەهۆی چەکی کیمیاییەوە ژەهراویی بوون.
جیهاد عەبدوڵا، ئەو هاوڵاتییەی گوندی هرور، کە دایک و باوک و خوشکێکی، لە ڕۆژی چواری ئەیلول بەهۆی بۆردوومانی فڕۆکەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەرەوە ژەهراویی بوون، دوایین زانیاریی لەسەر دۆخی تەندروستی بەرکەوتوان و کەیسەکەیان، بە ڕۆژنیوز دەدات.
جیهاد عەبدوڵا، باسی لەوە کرد، “ئێستا هیچ کام لە بەرکەوتووەکان لە نەخۆشخانە نەماون و لەماڵەوەن، بەڵام هێشتا بارودۆخی تەندروستی دایک، باوک و خوشکەکەم نا جێگیرە و بەهۆی کاریگەریی ژەهری بۆمبەکەوە گێژدەبن و بیناییان نا ڕوونە”.
ئەو هاوڵاتییە نیگەرانە لە بێدەنگیی و نەبوونی هەڵوێست لە بەرامبەر کەیسەکە و وتی: ئەم کەیسەی ئێمە هیچی کەمتر نییە لە کیمیابارانکردنی هەڵەبجە، بەڵام بەداخەوە پشتگوێخراوە، ئێمە لە مافی مرۆڤ سکاڵامان تۆمارکردووە، بەڵام نەخۆشخانە ڕاپۆرتێکی دروستمان پێنادات وەکو بەڵگە بەکاریی بهێنین.
ئەو خێزانە چەند جارێک هەوڵیانداوە ڕاپۆرتی پزیشکیی دروست وەربگرن، بەڵام “نەخۆشخانە ڕوونی ناکاتەوە، کە بە ژەهری چەکی کیمیایی وایان لێهاتووە و دەڵێن بارودۆخیان باشە و کێشەیان نییە”، جیهاد وای وت.
جیهاد عەبدوڵآ، لە لێدوانێکی پێشووی بۆ ڕۆژنیوز ئەوەی ڕاگەیاندبوو، کە لە نەخۆشخانە پزیشکەکان ئاشکرایان کردووە، کە ژەهراویی بوونە و دەرمانی دژە ژەهریان پێداون، بەڵام بۆیان ڕوون نەکردوەتەوە کە کیمیاوییە.
فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، چواری ئەم مانگە، ناوچەی بەرواری باڵای سەربە پارێزگای دهۆکی بۆردوومان کرد، بەگوێرەی زانیارییەکان دەوڵەتی تورک لە بۆردومانەکەدا چەکی کیمیایی بەکار هێناوە و سێ هاوڵاتیی گوندی هرور بەهۆی ئەو بۆردومانەوە ژەهراویی بوون.
ڕۆژنیوز
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from Stêrk TV (Sterk Kurdish TV)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Endamê Komîteya Rêveber a PKK'ê Dûran Kalkan:
'Hedefa me ew e em sala 2. a pêngavê bikin sala serkeftinê'
#Kurdistan #DemDemaAzadiyeYe
'Hedefa me ew e em sala 2. a pêngavê bikin sala serkeftinê'
#Kurdistan #DemDemaAzadiyeYe
◾️ تفاوت رهیافت و متدلوژی سعی رهایی کوردها، با صهیونیزم!؟
سرمایە یهود یا همان صهیونیزم برای رسیدن بە دولت و تشکیل کشور خود (اسرائیل) دست بە ترفندسازی ناسیونالیسم و دولت-ملت سازی زد، آن را بە الگویی جهانی تبدیل کرد تا زمینە مشروعیت بخشی بە ایجاد دولت-ملت و ساخت کشورش مهیا گردد، این ترفند شاید در پایان جنگ جهانی دوم منجر بە دستیابی بە تشکیل اسرائیل و ساخت دولت-ملت یهود گردید، ولی تا ایجاد آن بزرگترین کشتار و قتل و عام را خود ملت یهود متحمل شد، از سوی دیگر این ترفند باعث قتل و عامهای مضاعف فرهنگی و فیزیکی بسیاری از ملت ها و جوامع دیگر شد.
قتل و عام و بحران زادە از این ترفند هنوز هم، بویژه در خاورمیانە ادامە دارد و بقا و اسایش یهود نیز همچنان در معرض تهدید است.
کورد آزاد بجای تبعیت از ناسیونالیسم و مدل دولت-ملت، با گرایش و طرح ملت-دمکراتیک و تلاش انقلابی، در قرن بیست و یکم میتواند هم به رهایی ملی و آزادی میهن خود کوردستان دست یابد، هم ضمینه خاورمیانەای دمکراتیک را کە دستیابی همە خلق ها را بە رهایی و تضمین آن ممکن گرداند، تمهید نماید. از جمله خلق یهود هم.
بدون تردید ملت یهود هم باید برعکس آنچه که تاکنون صهیونیسم کرده، برای تضمین بقای خود در برابر رهایی دیگر خلقهای منطقه مانع سازی نکند و حتی برعکس برای خاورمیانهای دمکراتیک و آزاد تمام نیرو و فرصت های خود را بکار ببندد، ملتهای منطقه نیز باید هوشیار باشند که در دام یهود هراسی که آگاهانه به آن دامن زده شده است، نیفتند. خاورمیانه آزاد و دمکراتیک میتواند در موازات با آزادی و رهایی دیگر خلقهای منطقه، آزادی و رهایی ملت یهود را نیز بعنوان یکی از خلقهای قدیمی منطقه میسر و تضمین گرداند.
در واقع صهیونیسم، امویسم، عثمانیسم، صفویسم که میخواهند در قرن بیست و یکم با برگی نو خود را باز تولید نمایند، برای منطقه اسباب تهدید هستند، نه آزادی و رهایی خلقی مشخص!
✍ #اهون_چیاکو
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
◾️ تفاوت رهیافت و متدلوژی سعی رهایی کوردها، با صهیونیزم!؟
سرمایە یهود یا همان صهیونیزم برای رسیدن بە دولت و تشکیل کشور خود (اسرائیل) دست بە ترفندسازی ناسیونالیسم و دولت-ملت سازی زد، آن را بە الگویی جهانی تبدیل کرد تا زمینە مشروعیت بخشی بە ایجاد دولت-ملت و ساخت کشورش مهیا گردد، این ترفند شاید در پایان جنگ جهانی دوم منجر بە دستیابی بە تشکیل اسرائیل و ساخت دولت-ملت یهود گردید، ولی تا ایجاد آن بزرگترین کشتار و قتل و عام را خود ملت یهود متحمل شد، از سوی دیگر این ترفند باعث قتل و عامهای مضاعف فرهنگی و فیزیکی بسیاری از ملت ها و جوامع دیگر شد.
قتل و عام و بحران زادە از این ترفند هنوز هم، بویژه در خاورمیانە ادامە دارد و بقا و اسایش یهود نیز همچنان در معرض تهدید است.
کورد آزاد بجای تبعیت از ناسیونالیسم و مدل دولت-ملت، با گرایش و طرح ملت-دمکراتیک و تلاش انقلابی، در قرن بیست و یکم میتواند هم به رهایی ملی و آزادی میهن خود کوردستان دست یابد، هم ضمینه خاورمیانەای دمکراتیک را کە دستیابی همە خلق ها را بە رهایی و تضمین آن ممکن گرداند، تمهید نماید. از جمله خلق یهود هم.
بدون تردید ملت یهود هم باید برعکس آنچه که تاکنون صهیونیسم کرده، برای تضمین بقای خود در برابر رهایی دیگر خلقهای منطقه مانع سازی نکند و حتی برعکس برای خاورمیانهای دمکراتیک و آزاد تمام نیرو و فرصت های خود را بکار ببندد، ملتهای منطقه نیز باید هوشیار باشند که در دام یهود هراسی که آگاهانه به آن دامن زده شده است، نیفتند. خاورمیانه آزاد و دمکراتیک میتواند در موازات با آزادی و رهایی دیگر خلقهای منطقه، آزادی و رهایی ملت یهود را نیز بعنوان یکی از خلقهای قدیمی منطقه میسر و تضمین گرداند.
در واقع صهیونیسم، امویسم، عثمانیسم، صفویسم که میخواهند در قرن بیست و یکم با برگی نو خود را باز تولید نمایند، برای منطقه اسباب تهدید هستند، نه آزادی و رهایی خلقی مشخص!
✍ #اهون_چیاکو
🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)
https://t.me/regaurebaz
Telegram
Rêga û Rêbaz(راە و روش)
کاناڵێکی پەروەردەییە
Forwarded from Yarsan Platform پلاتفۆرم یارسان
♦️ پیام سید نصرالدین حیدری درباره رشد کاشت مواد مخدر در مناطق یارساننشین گوران، قلخانی و سنجاوی
♦️ ایشان خواهان هوشیاری بیشتر مردم بوده و هشداری نسبت بە مبدل نشدن به ابزار سودجویان و دشمن دادە است.
♦️ پلاتفۆرم یارسان
https://t.me/platformyarsan
♦️ ایشان خواهان هوشیاری بیشتر مردم بوده و هشداری نسبت بە مبدل نشدن به ابزار سودجویان و دشمن دادە است.
♦️ پلاتفۆرم یارسان
https://t.me/platformyarsan
گذار دموکراتیک
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان ✍ مریم فتحی 🆔 @GozarDemocratic
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان
✍ مریم فتحی
دنیای امروز ما و بیشتر سرزمینهای امروزی با معضلات بسیار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبرو هستند کە نتیجە بحران سیستم مرد _ پدر سالار سرمایهداری میباشد. بسیاری از قشرهای فعال جوامع بە این مهم رسیدەاند کە گذار از این سیستم و نجات جامعە انسانی و اکوسیستم مستلزم اتحاد لایەهای موجود در جامعە بە پیشاهنگی زنان و خلقهای تحت ستم است. اما مهم ایناست کە اتحاد بر چە اصول و پایەهایی شکل بگیرد تا اگر درد مشترک را مبنا قرار دهیم جواب بە سوالاتی همچون از کجا آمدەایم؟, در چە برهەی زمانی و مکانی قرار داریم و بە کجا می خواهیم برسیم؟ ضروری خواهد بود. باید بە این مهم واقف بود؛ خاورمیانە کە مهد تمدن بشری بود امروز در اثر بهرەبرداریهای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک سیستم امپریالیستی و سرمایەداری، سیستم جنگافروز و منفعتطلب جهانی و منطقەای، دولت _ ملتهای مرد سالار، اشغالگر، بنیادگرا، فاشیست و مرتجع در آتشی مهیب می سوزد. زنان نیز قربانیان اصلی این بحران فاجعەبار هستند، زنانی با ملیت و هویتهای متفاوت از ملتهای حاکم نە تنها از سوی این سیستم ضد انسانی و ضد زن، بلکە توسط دیدگاه فمینیستی کلونیال زنان مرکزگرا کە خود نیز قربانی آنند، مواجە میگردند. نباید از قلم انداخت کە کلونیالیزم و اشغالگری تنها شامل خاک نمیشود. بلکە پرورش، اقتصاد، فرهنگ، تاریخ و حتی طبیعت و اکولوژی را هم در بر میگیرد. سرزمینی اشغال شدە جایی است کە مورد تهاجمی همە جانبە از سوی اشغالگر قرار گرفتە و با تهی کردن جامعە از طبیعت و امکان زیست، آن را تماما بردە مینماید. این بردگی جوامع را نمیتوان جدای از بردگی هزاران سالەی زنان دانست. این بردگی زمانی آغاز گشت کە سیستم مردسالار خود را مالک زن و طبیعت خواند و نتیجەاش بحران امروزی دنیایی است کە اکنون سراسر عرصههای حیات این جهان را احاطه نموده است. دنیائی کە هر روز دیوار مرزهای گماشته شدە میان انسانها را بلند و مستحکمتر میکند و دیگر انسان زیر سایەی این سیستم چیزی نیست بە جز کُدی کە با ارقام و گاها با چند حرف الفبایی بستە بە طبقەبندی سیستم حاکم جهانی جایش و حتی درجەی اهمیت داشتن یا نداشتن حق زندگی را برایش تعیین می کنند.
سیستمی کە در ایران حاکم است نە تنها خصوصیات سرمایهداری مردسالار را مبنای ایدئولوژیکی نظام سیاسی – مدیریتی خود قرار دادە، بلکه سعی در پیادهسازی ذهنیت آن در تمامی بافتهای جامعە دارد. بلکە سیستمی است کە با اشغال سرزمین ملتهای مختلف و انکار هویت آنها در صدد اجرای سیاست نسلکشی و آسیمیلاسیون جهت از بین بردن این جوامع است.نظام حاکم بر ایران، بر مبانی بنیادگرایی مذهبی و اجرای قوانین بر پایەی شریعت هر چە بیشتر جوامع را بە سوی عقبماندگی سوق میدهد. نظامی کە با آموزش و پرورش ایدئولوژی و مبانی تفکراتیش را میان جامعه به عنوان یک ضد فرهنگ پرداخته و با سیاستهای ضد اقتصادی خود، جامعه و تمامی کارکردهای آن را فلج نموده و انسانها را بە نیروی کار بدون دستمزد، فقیر و از ناف به خود وابستە مینمایند. این رژیم با در اختیار داشتن ارتش، سازمانهای اطلاعاتی – امنیتی و تسلیحاتی سعی در اختناق هر صدائی که قصد اعتراضی نماید، از هیچ تلاش غیر اخلاقی رویگردان نیست. این نظام در عین حال نقش ابزار و راهکاری جهت مظلومنمائی سیمای پلید خود در داخل و خارج از ایران را بر عهده نهاد صدا و سیما سپرده است.
در این درهم تنیدگی و پیچیدگی وضعیت کە ملتهای تحت حاکمیت اشغالگری ایران و در رأس آن زنان قرار دارند ضرورت تشکیل یک جبهەی دمکراتیک بر مبنای آزادی زنان هر چە بیشتر به چشم میخورد. جبهەای کە تمامی نُرمهای حاکمیت را نقد و از توان ارائه و پیشبرد نظام و کارکردهای آلترناتیڤ مناسب نیز برخوردار است. نرمهایی از قبیل کنترل بر بدن زن و جنسیت گرایی، نرمالیزە کردن و تثبیت این تفکر کە تنها مردان توان کنترل اقتصاد، مدیریت و نیروهای سیاسی – نظامی را دارند و با پیش بردن نظامی تمامیتخواه و تئوکرات، در شخصیت زنِ بردە، جامعە را نیز بردەی خود می گردانند. نیاز جبهەای کە هم در برابر سیاستهای جهانی و هم منطقەای با تکیە بر نیروی ذاتی جامعە با محوریت آزادی زن و اکولوژی بتواند هم جوابگوی نیازها و مطالبات جوامع بودە و هم در راه دموکراتیزاسیون جامعە نقش پیشاهنگی را ایفا کند. ضرورت تشکیل چنین جبهەی سازماندهی شدەای بعد از خیزشهای مردمی سالهای اخیر در کوردستان، بلوچستان، اقلیم الاحواز و… اعتصابات کارگری، دانشجویی، معلمین در سطح سراسر ایران بر کسی پوشیده نمانده و این نیاز حیاتی با واگذاری افغانستان بە طالبان توسط نیروهای امپریالیزم جهانی را میتوان هر چە بیشتر احساس نمود.
✍ مریم فتحی
دنیای امروز ما و بیشتر سرزمینهای امروزی با معضلات بسیار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبرو هستند کە نتیجە بحران سیستم مرد _ پدر سالار سرمایهداری میباشد. بسیاری از قشرهای فعال جوامع بە این مهم رسیدەاند کە گذار از این سیستم و نجات جامعە انسانی و اکوسیستم مستلزم اتحاد لایەهای موجود در جامعە بە پیشاهنگی زنان و خلقهای تحت ستم است. اما مهم ایناست کە اتحاد بر چە اصول و پایەهایی شکل بگیرد تا اگر درد مشترک را مبنا قرار دهیم جواب بە سوالاتی همچون از کجا آمدەایم؟, در چە برهەی زمانی و مکانی قرار داریم و بە کجا می خواهیم برسیم؟ ضروری خواهد بود. باید بە این مهم واقف بود؛ خاورمیانە کە مهد تمدن بشری بود امروز در اثر بهرەبرداریهای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک سیستم امپریالیستی و سرمایەداری، سیستم جنگافروز و منفعتطلب جهانی و منطقەای، دولت _ ملتهای مرد سالار، اشغالگر، بنیادگرا، فاشیست و مرتجع در آتشی مهیب می سوزد. زنان نیز قربانیان اصلی این بحران فاجعەبار هستند، زنانی با ملیت و هویتهای متفاوت از ملتهای حاکم نە تنها از سوی این سیستم ضد انسانی و ضد زن، بلکە توسط دیدگاه فمینیستی کلونیال زنان مرکزگرا کە خود نیز قربانی آنند، مواجە میگردند. نباید از قلم انداخت کە کلونیالیزم و اشغالگری تنها شامل خاک نمیشود. بلکە پرورش، اقتصاد، فرهنگ، تاریخ و حتی طبیعت و اکولوژی را هم در بر میگیرد. سرزمینی اشغال شدە جایی است کە مورد تهاجمی همە جانبە از سوی اشغالگر قرار گرفتە و با تهی کردن جامعە از طبیعت و امکان زیست، آن را تماما بردە مینماید. این بردگی جوامع را نمیتوان جدای از بردگی هزاران سالەی زنان دانست. این بردگی زمانی آغاز گشت کە سیستم مردسالار خود را مالک زن و طبیعت خواند و نتیجەاش بحران امروزی دنیایی است کە اکنون سراسر عرصههای حیات این جهان را احاطه نموده است. دنیائی کە هر روز دیوار مرزهای گماشته شدە میان انسانها را بلند و مستحکمتر میکند و دیگر انسان زیر سایەی این سیستم چیزی نیست بە جز کُدی کە با ارقام و گاها با چند حرف الفبایی بستە بە طبقەبندی سیستم حاکم جهانی جایش و حتی درجەی اهمیت داشتن یا نداشتن حق زندگی را برایش تعیین می کنند.
سیستمی کە در ایران حاکم است نە تنها خصوصیات سرمایهداری مردسالار را مبنای ایدئولوژیکی نظام سیاسی – مدیریتی خود قرار دادە، بلکه سعی در پیادهسازی ذهنیت آن در تمامی بافتهای جامعە دارد. بلکە سیستمی است کە با اشغال سرزمین ملتهای مختلف و انکار هویت آنها در صدد اجرای سیاست نسلکشی و آسیمیلاسیون جهت از بین بردن این جوامع است.نظام حاکم بر ایران، بر مبانی بنیادگرایی مذهبی و اجرای قوانین بر پایەی شریعت هر چە بیشتر جوامع را بە سوی عقبماندگی سوق میدهد. نظامی کە با آموزش و پرورش ایدئولوژی و مبانی تفکراتیش را میان جامعه به عنوان یک ضد فرهنگ پرداخته و با سیاستهای ضد اقتصادی خود، جامعه و تمامی کارکردهای آن را فلج نموده و انسانها را بە نیروی کار بدون دستمزد، فقیر و از ناف به خود وابستە مینمایند. این رژیم با در اختیار داشتن ارتش، سازمانهای اطلاعاتی – امنیتی و تسلیحاتی سعی در اختناق هر صدائی که قصد اعتراضی نماید، از هیچ تلاش غیر اخلاقی رویگردان نیست. این نظام در عین حال نقش ابزار و راهکاری جهت مظلومنمائی سیمای پلید خود در داخل و خارج از ایران را بر عهده نهاد صدا و سیما سپرده است.
در این درهم تنیدگی و پیچیدگی وضعیت کە ملتهای تحت حاکمیت اشغالگری ایران و در رأس آن زنان قرار دارند ضرورت تشکیل یک جبهەی دمکراتیک بر مبنای آزادی زنان هر چە بیشتر به چشم میخورد. جبهەای کە تمامی نُرمهای حاکمیت را نقد و از توان ارائه و پیشبرد نظام و کارکردهای آلترناتیڤ مناسب نیز برخوردار است. نرمهایی از قبیل کنترل بر بدن زن و جنسیت گرایی، نرمالیزە کردن و تثبیت این تفکر کە تنها مردان توان کنترل اقتصاد، مدیریت و نیروهای سیاسی – نظامی را دارند و با پیش بردن نظامی تمامیتخواه و تئوکرات، در شخصیت زنِ بردە، جامعە را نیز بردەی خود می گردانند. نیاز جبهەای کە هم در برابر سیاستهای جهانی و هم منطقەای با تکیە بر نیروی ذاتی جامعە با محوریت آزادی زن و اکولوژی بتواند هم جوابگوی نیازها و مطالبات جوامع بودە و هم در راه دموکراتیزاسیون جامعە نقش پیشاهنگی را ایفا کند. ضرورت تشکیل چنین جبهەی سازماندهی شدەای بعد از خیزشهای مردمی سالهای اخیر در کوردستان، بلوچستان، اقلیم الاحواز و… اعتصابات کارگری، دانشجویی، معلمین در سطح سراسر ایران بر کسی پوشیده نمانده و این نیاز حیاتی با واگذاری افغانستان بە طالبان توسط نیروهای امپریالیزم جهانی را میتوان هر چە بیشتر احساس نمود.
گذار دموکراتیک
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان ✍ مریم فتحی 🆔 @GozarDemocratic
در یک کلام ما به عنوان خلقها و زنان یا خود را در جبهەای فراگیر و دمکراتیک سازماندهی میکنیم، یا دیگربار قربانی بهرەبرداری و داد و ستدهای میان بلوکهای شرق و غرب در خاورمیانە خواهیم شد.
با مبنا قرار دادن خط سوم کە بر پارادیگمای کفندرالیزم دمکراتیک، زنان بر سە اساس “تئوری، سازماندهی، پراکتیک” به بازتعریف خویش و دنیای ایدئال خود میپردازند. سازمان کژار با هدف سازماندهی زنان در شرق کوردستان و ایران سازماندهی شده و تا کنون توانسته که در شرایط کوهستانهای کوردستان، به تشکیل سە کنگرە از بدو تاسیس خود تا به امروز بپردازد. کژار در عرصەهای تئوری، سیاست، اجتماعی، دفاعی، اقتصادی و تشکیلاتی زنان جوان بە سازماندهی زنان به صورت عملی و در بطن جامعه همت گماشته است. کژار در برابر تمامی مشکلات جامعە سعی دارد با دیدگاهی آزادیخواهانە و دمکراتیک در میدان و عرصهی مبارزاتی حضوری مشخص و پویا داشته باشد. این تنها سیستمهای جهانی و دولت – ملت رژیم ایران نیست که در برابر سازمان کژار، به سیاست و مقابله میپردازند، بلکە نیروها، احزاب، سازمانهای استوار بر ذهنیت ملیت و جنسیتگرائی کە به عنوان نسخەی داخلی و ملی همان نظام در تلاشند، نیز در جبههی متخاصم با پروژه و برنامههای رهائیبخش جامعهی آزاد زنان شرق کوردستان قرار گرفتهاند. و این کار و مبارزە را هر چە بیشتر سخت تر می نماید، زیرا این سیستم برای بقا نیاز بە بازتولید خود در بازەهای زمانی و جغرافیایی داشتە و مقاومت شدیدی در رابطە با دمکراتیزه شدن از خود نشان داده و سیستمی کە قدرت را نە در بدنەی جامعە و خلق کە در طیف و گروهی خاص متمرکز می نماید.
در سوی دیگر اسلام سیاسی و بنیادگرایی مذهبی، سالیانی است کە در بازتولید ذهنیت مردسالار و جنسیتگرای ضد زن نقشی کلیدی را بر عهده دارد. سیستم سلطەگرای پدرسالار بە تنهایی و به صورت منفرد عمل نمیکند، بلکە بیشتر در مشارکت و اتحاد با سایر مدلهای سلطە همچون سرمایهداری، استعمار، نژادپرستی، بنیادگرایی و تخریب طبیعت انواع مختلفی از نابرابری و تبعیض ایجاد می کند. این نیز با خود موجبات ضدیت جنسیتها، قومیت، فرهنگ، طبقات و ادیان و مذاهب را فراهم مینماید. امروزە دینگرایی یکی از تاثیرگذارترین سنگرها در حفظ سیستم پدر- مردسالاری میباشد تا جایی کە مردسالاری بنیادگرای مذهبی در تقویت و افزایش مردسالاری در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نقش اصلی را ایفا میکند.
تحت حاکمیت چنین دولتی؛ ذهنیت جنسیتگرا از نهاد خانوادە شروع، در جامعە رشد و نهادینە گشتە، توسط دولت اسلامگرا، قانونی و اجرا میگردد. زنان قادر بە تصمیمگیری دربارهی سرنوشت خویش نیستند. نگرش مردسالارانە تمامی ارکان جامعە را در بر میگیرد. راه مبارزە با این ذهنیت انسجام و همبستگی زنانیست کە بر مسیر آزادی و برابری قرار گرفتهاند. در همین راستا کژار تا کنون علاوه بر تلاش جهت سازماندهی سیاسی، اجتماعی و دفاع مشروع زنان در شرق کوردستان کمپینها، کارزارها، پروژەها و فعالیتهای گوناگونی را نیز در زمینەی تشریح صحیح مسئلەی زن، اتحاد عمل زنان را به راه انداخته است. کژار با احترام بە تنوعات ملی، اتنیکی و هر چە بیشتر شناساندن حساسیت این مسئلە کە مکانیزم دفاعی زنان، مکانیزمی حیاتی برای تمامی جامعه است را، با آگاهی و اشراف بر اوضاع و احوال نظام پوسیده، ارائە دادە است. از لحاظ تئوری و آسیبشناسی لایەهای مختلف سیستم سلطەگرای مردسالار و همچنین داشتن پروژەهای جایگزین یا پاسخگوی مسائل اجتماعی،کژار دارای بستری قوی و مناسب میباشد.
در زمینهی سازماندهی چە در سطح کوردستان و چە در سطح ایران نقدهای بسیاری بە کژار وارد شده و هنوز با هر گامی که برداشته با انتقادات و رهنمودهای ارزندهای از سوی زنان، ارائه شدهاند. اما هنوز نتوانستە جوابی عملی همسطح با مشکلات و معضلات اجتماعی کە در ایران گریبانگیر زنان شدە است را بدهد. اگرچە در این راستا گامهایی نیز برداشتە است که از آن جمله میتوان به دیدار و گفتگوی مداوم با سازمانها، زنان پیشاهنگ در احزاب مختلف، فراخوان مشترک برای روز جهانی زن و تشکلیل پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان با همکاری زنان آزادیخواه ملیتهای مختلف در ایران. این اقدامات کافی نبودە و میبایست زنان از ملتهای مختلف همچون کورد، عرب، آذربایجانی، ترک، بلوچ، لر، گیلک، لک و… با هم متحد گشتە، آزادانە و فعالانە با اعتماد بە همدیگر این جبهە دمکراتیک را توسعه بخشیده و با خلاقیت هرچه تمامتر سطح مبارزات خویش را ارتقا دهند.
جنبش آزادیخواهی زنان در کوردستان کە تجربەی دهها سال سازماندهی و مبارزە نە تنها بر علیە استعمار و فاشیزم بلکە در مبارزە علیە سیستم هزاران سالە مردسالاری بە شیوەای مداوم را داراست. این جنبش توانست در جنگ علیە داعش و در در یک دهە جنگ و کشتار در سوریە ورای اختلافات و تنوعات زنان را به صورت چترآسا سازماندهی نماید.
با مبنا قرار دادن خط سوم کە بر پارادیگمای کفندرالیزم دمکراتیک، زنان بر سە اساس “تئوری، سازماندهی، پراکتیک” به بازتعریف خویش و دنیای ایدئال خود میپردازند. سازمان کژار با هدف سازماندهی زنان در شرق کوردستان و ایران سازماندهی شده و تا کنون توانسته که در شرایط کوهستانهای کوردستان، به تشکیل سە کنگرە از بدو تاسیس خود تا به امروز بپردازد. کژار در عرصەهای تئوری، سیاست، اجتماعی، دفاعی، اقتصادی و تشکیلاتی زنان جوان بە سازماندهی زنان به صورت عملی و در بطن جامعه همت گماشته است. کژار در برابر تمامی مشکلات جامعە سعی دارد با دیدگاهی آزادیخواهانە و دمکراتیک در میدان و عرصهی مبارزاتی حضوری مشخص و پویا داشته باشد. این تنها سیستمهای جهانی و دولت – ملت رژیم ایران نیست که در برابر سازمان کژار، به سیاست و مقابله میپردازند، بلکە نیروها، احزاب، سازمانهای استوار بر ذهنیت ملیت و جنسیتگرائی کە به عنوان نسخەی داخلی و ملی همان نظام در تلاشند، نیز در جبههی متخاصم با پروژه و برنامههای رهائیبخش جامعهی آزاد زنان شرق کوردستان قرار گرفتهاند. و این کار و مبارزە را هر چە بیشتر سخت تر می نماید، زیرا این سیستم برای بقا نیاز بە بازتولید خود در بازەهای زمانی و جغرافیایی داشتە و مقاومت شدیدی در رابطە با دمکراتیزه شدن از خود نشان داده و سیستمی کە قدرت را نە در بدنەی جامعە و خلق کە در طیف و گروهی خاص متمرکز می نماید.
در سوی دیگر اسلام سیاسی و بنیادگرایی مذهبی، سالیانی است کە در بازتولید ذهنیت مردسالار و جنسیتگرای ضد زن نقشی کلیدی را بر عهده دارد. سیستم سلطەگرای پدرسالار بە تنهایی و به صورت منفرد عمل نمیکند، بلکە بیشتر در مشارکت و اتحاد با سایر مدلهای سلطە همچون سرمایهداری، استعمار، نژادپرستی، بنیادگرایی و تخریب طبیعت انواع مختلفی از نابرابری و تبعیض ایجاد می کند. این نیز با خود موجبات ضدیت جنسیتها، قومیت، فرهنگ، طبقات و ادیان و مذاهب را فراهم مینماید. امروزە دینگرایی یکی از تاثیرگذارترین سنگرها در حفظ سیستم پدر- مردسالاری میباشد تا جایی کە مردسالاری بنیادگرای مذهبی در تقویت و افزایش مردسالاری در عرصههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نقش اصلی را ایفا میکند.
تحت حاکمیت چنین دولتی؛ ذهنیت جنسیتگرا از نهاد خانوادە شروع، در جامعە رشد و نهادینە گشتە، توسط دولت اسلامگرا، قانونی و اجرا میگردد. زنان قادر بە تصمیمگیری دربارهی سرنوشت خویش نیستند. نگرش مردسالارانە تمامی ارکان جامعە را در بر میگیرد. راه مبارزە با این ذهنیت انسجام و همبستگی زنانیست کە بر مسیر آزادی و برابری قرار گرفتهاند. در همین راستا کژار تا کنون علاوه بر تلاش جهت سازماندهی سیاسی، اجتماعی و دفاع مشروع زنان در شرق کوردستان کمپینها، کارزارها، پروژەها و فعالیتهای گوناگونی را نیز در زمینەی تشریح صحیح مسئلەی زن، اتحاد عمل زنان را به راه انداخته است. کژار با احترام بە تنوعات ملی، اتنیکی و هر چە بیشتر شناساندن حساسیت این مسئلە کە مکانیزم دفاعی زنان، مکانیزمی حیاتی برای تمامی جامعه است را، با آگاهی و اشراف بر اوضاع و احوال نظام پوسیده، ارائە دادە است. از لحاظ تئوری و آسیبشناسی لایەهای مختلف سیستم سلطەگرای مردسالار و همچنین داشتن پروژەهای جایگزین یا پاسخگوی مسائل اجتماعی،کژار دارای بستری قوی و مناسب میباشد.
در زمینهی سازماندهی چە در سطح کوردستان و چە در سطح ایران نقدهای بسیاری بە کژار وارد شده و هنوز با هر گامی که برداشته با انتقادات و رهنمودهای ارزندهای از سوی زنان، ارائه شدهاند. اما هنوز نتوانستە جوابی عملی همسطح با مشکلات و معضلات اجتماعی کە در ایران گریبانگیر زنان شدە است را بدهد. اگرچە در این راستا گامهایی نیز برداشتە است که از آن جمله میتوان به دیدار و گفتگوی مداوم با سازمانها، زنان پیشاهنگ در احزاب مختلف، فراخوان مشترک برای روز جهانی زن و تشکلیل پلتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان با همکاری زنان آزادیخواه ملیتهای مختلف در ایران. این اقدامات کافی نبودە و میبایست زنان از ملتهای مختلف همچون کورد، عرب، آذربایجانی، ترک، بلوچ، لر، گیلک، لک و… با هم متحد گشتە، آزادانە و فعالانە با اعتماد بە همدیگر این جبهە دمکراتیک را توسعه بخشیده و با خلاقیت هرچه تمامتر سطح مبارزات خویش را ارتقا دهند.
جنبش آزادیخواهی زنان در کوردستان کە تجربەی دهها سال سازماندهی و مبارزە نە تنها بر علیە استعمار و فاشیزم بلکە در مبارزە علیە سیستم هزاران سالە مردسالاری بە شیوەای مداوم را داراست. این جنبش توانست در جنگ علیە داعش و در در یک دهە جنگ و کشتار در سوریە ورای اختلافات و تنوعات زنان را به صورت چترآسا سازماندهی نماید.
گذار دموکراتیک
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان ✍ مریم فتحی 🆔 @GozarDemocratic
جنبش زنان از این طریق گامهای بزرگ و نوینی را جهت حل مسائل زنان و تمامی اقشار جامعە بردارد. بدین صورت زنان پیشرو در جنبش آزادیخواهی خود با بینشی نوین، کنفدرالیزم دمکراتیک را برای جامعە و کنفدرالیزم دمکراتیک زنان را هم برای تضمین آزادی زنان، رسیدن بە اهدافشان و نیز صیانت از دستاوردهای خلق سازماندهی کند.
در ایران نیز مدتهاست کە حاکمیت تمامی نیروی اقتصادی و دیپلماسی خود را جهت حکم بر جهان شیعە و نیروی نظامی و انسانیاش را برای ایجاد گروههای وابستە در کشورهای دیگر و همچنین سرکوب هر گونە صدای آزادیخواهی درونی از جملە زنان مصرف میکند. قتل عام، زندانی، شکنجە کردن و محبوس کردن زنان در چهار دیواری خانەها و بیکاری و از بین بردن آیندە برای جوانان نیز پروژەای است کە سالهاست رژیم ایران پیرو میکند. سیاست زنکشی و خلع سلاح جامعە، استراتژی این رژیم برای زندە ماندن است. اولین گامهای جمهوری اسلامی کە یورشی تماما سازماندهی شدە و تکرار نظاممند آن در حق زنان بود، به درجەای از درندگی رسیدە کە مردم تشنە را نیز که در کسب حقوق اولیە حیات خود اعتراض میکنند را بە گلولە بسته و در خیابانها قتل و عام میکند.
زندانهای ایران مالامال از زنانی است کە بە این رژیم جنسیتگرای مرد سالار “نە” گفتەاند. با نگاهی بە اعتراضات و خیزشهای مردمی جای پای زنان آزادیخواه و مبارز آشکار بود. در مبارزهی خلقها زنان هموارە ستون اصلی مبارزه بودە و برای آزادی حاضر بە دادن سنگینترین هزینەها بودەاند. در این میان جای یک اتحاد منسجم، یک خواهرانگی آزادیخواهانە و فمنیستی بدور از هر نوع تفکر مردسالار، میان ما زنان در تشکیلات کژار به عنوان سازمان کنفدرال زنان در شرق کوردستان و ایران بارها برای ایجاد این خواهرانگی تلاش کردە و زنان زیادی نیز بە آن پاسخ مثبت دادەاند. اما برای انقلابی زنانە کە حقوق فردی و جمعی تمامی ما را با قبول تفاوتمندیهایمان بە آزادی و دموکراسی واقعی برساند بایستی که هیچ زنی خارج از این جبهە قرار نگیرد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
در ایران نیز مدتهاست کە حاکمیت تمامی نیروی اقتصادی و دیپلماسی خود را جهت حکم بر جهان شیعە و نیروی نظامی و انسانیاش را برای ایجاد گروههای وابستە در کشورهای دیگر و همچنین سرکوب هر گونە صدای آزادیخواهی درونی از جملە زنان مصرف میکند. قتل عام، زندانی، شکنجە کردن و محبوس کردن زنان در چهار دیواری خانەها و بیکاری و از بین بردن آیندە برای جوانان نیز پروژەای است کە سالهاست رژیم ایران پیرو میکند. سیاست زنکشی و خلع سلاح جامعە، استراتژی این رژیم برای زندە ماندن است. اولین گامهای جمهوری اسلامی کە یورشی تماما سازماندهی شدە و تکرار نظاممند آن در حق زنان بود، به درجەای از درندگی رسیدە کە مردم تشنە را نیز که در کسب حقوق اولیە حیات خود اعتراض میکنند را بە گلولە بسته و در خیابانها قتل و عام میکند.
زندانهای ایران مالامال از زنانی است کە بە این رژیم جنسیتگرای مرد سالار “نە” گفتەاند. با نگاهی بە اعتراضات و خیزشهای مردمی جای پای زنان آزادیخواه و مبارز آشکار بود. در مبارزهی خلقها زنان هموارە ستون اصلی مبارزه بودە و برای آزادی حاضر بە دادن سنگینترین هزینەها بودەاند. در این میان جای یک اتحاد منسجم، یک خواهرانگی آزادیخواهانە و فمنیستی بدور از هر نوع تفکر مردسالار، میان ما زنان در تشکیلات کژار به عنوان سازمان کنفدرال زنان در شرق کوردستان و ایران بارها برای ایجاد این خواهرانگی تلاش کردە و زنان زیادی نیز بە آن پاسخ مثبت دادەاند. اما برای انقلابی زنانە کە حقوق فردی و جمعی تمامی ما را با قبول تفاوتمندیهایمان بە آزادی و دموکراسی واقعی برساند بایستی که هیچ زنی خارج از این جبهە قرار نگیرد.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
جبهه آزادی سوریه، چتری برای گروههای تبهکار
همراه با جرم و جنایات صورت گرفته در مناطق اشغالگری، سیاستهای دولت اشغالگر ترک در تغییر اسامی گروههای تبهکار ادامه دارد. دولت ترک تلاش میکند تا گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر شام ادغام کرده و گروه نظامی واحدی از تبهکاران را ایجاد کند.
🆔 @GozarDemocratic
همراه با جرم و جنایات صورت گرفته در مناطق اشغالگری، سیاستهای دولت اشغالگر ترک در تغییر اسامی گروههای تبهکار ادامه دارد. دولت ترک تلاش میکند تا گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر شام ادغام کرده و گروه نظامی واحدی از تبهکاران را ایجاد کند.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
جبهه آزادی سوریه، چتری برای گروههای تبهکار همراه با جرم و جنایات صورت گرفته در مناطق اشغالگری، سیاستهای دولت اشغالگر ترک در تغییر اسامی گروههای تبهکار ادامه دارد. دولت ترک تلاش میکند تا گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر شام ادغام کرده…
جبهه آزادی سوریه، چتری برای گروههای تبهکار
همراه با جرم و جنایات صورت گرفته در مناطق اشغالگری، سیاستهای دولت اشغالگر ترک در تغییر اسامی گروههای تبهکار ادامه دارد. دولت ترک تلاش میکند تا گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر شام ادغام کرده و گروه نظامی واحدی از تبهکاران را ایجاد کند.
روز پنجشنبه اعلام شد که ۵ گروه تبهکار در مناطق اشغال شده سوریه از سوی ترکیه تحت عنوانی جدید و چتری نظامی با نام «جبهه السوریه لتحریر» (جبهه آزادی برای سوریه) سازماندهی و در هم ادغام شدهاند. همزمان با این اقدام اتاق اقدام بزرگ نیز اعلام موجودیت کرده است.
این تحولات یک روز بعد از دیدار نخست خلوصی آکار از مناطق شمال سوریه و خصوصا منطقه عزاز شروع شدند. طبق اطلاعات کسب شده از منابع محلی، خلوصی آکار با فرماندهان گروههای تبهکار هم دیدار کرده است. دیدار آکار چند ساعت بعد از عملیات پاسخ مجلس نظامی باب در ۷ سپتامبر علیه یک پایگاه نظامی اشغالگران که به مرگ ۴۰ نفر از نظامیان ترک و تبهکاران وابسته به آن منجر شد، صورت گرفت. این عملیات در روستای یاشلی از توابع شهر باب صورت گرفت.
هدف از ایجاد جبهه آزادی برای سوریه
جبهه السوریه لتحریر اکنون متکشل از ۵ گروه تبهکار با عناوین ذیل است: فرقه الحمزات، لیوا سلطان سلیمان شاه، فوره المعتصم، فرقه ۲۰ و صقور الشام. گروه سلیمان شاه و حمزات کانون تشکیل این گروه جدید هستند.
فرقه الحمزات ۲۳ آوریل ۲۰۱۶ با ادغام ۵ گروه و با نظارت سازمان اطلاعات ترک ایجاد شد. مرکز این گروه در شهرک مارع از توابع شمال حلب بود. فرقه الحمزات متشکل از این گروهها بود: لیوا الحمزه، لیوا الزیقار، لیوا الشمال، لیوا ماری الصمود، لیوا مهام خاصه.
در ابتدای سال ۲۰۱۶ ائتلاف بینالمللی از طریق ترکیه، حمایتهای لجستیکی خود را از این گروه نشان داد، اما بعد از چند ماه این کمکها و حمایتها قطع شدند. اما علتهای قطع این کمکها اعلام نشدند.
فرقه الحمزات از ایدئولوژی اسلامگرایانه رادیکال ضدغربی برخوردار بود و در چارچوب احیای حاکمیت عثمانی در خاورمیانه فعالیت میکند. این فرقه از فعالترین گروههای همراه با ارتش اشغالگر ترک بود و شهرهای منطقه جرابلس و روستاهای آن در اگوست ۲۰۱۶، بعد از خروج داعش به این گروه تحویل داده شد.
سازمان نظارت بر حقوق بشر سوریه SOHR در این باره اعلام میکند: بسیاری از تبهکاران داعش به گروه تبهکاری فرقه الحمزات پیوستند و در اواخر سال ۲۰۱۷ ادغام خود را با تبهکاران ارتش میهنی اعلام کرده و مستقیما از ترکیه دستور میگیرند.
لیوا سلطان سلیمان شاه
اکثریت تبهکاران این گروه از روستاهای ترکمن شمال سوریه هستند. محمد الجاسم (ابو امشه) رهبری این گروه را بر عهده دارد. این گروه در بهار سال ۲۰۱۶ تشکیل شد و در حملات اشغالگری به مناطق شمال سوریه مانند عفرین و جرابلس شرکت کردند. علیرغم اظهارات بینالمللی مبنی بر محکومیت این گروه و اعلام جنایت این گروه، گروه سلیمان شاه همچنان جنایت خود را از اعم از قتل و آدمربایی خصوصا در منطقه عفرین انجام میدهد. طبق گزارشات سازمان نظارت بر حقوق بشر عفرین-سوریه، تبهکاران سلطان سلیمان، تا کنون نزدیک به ۷۵۰۰ نفر را ربودهاند.
در بسیاری از تصاویر مشخص میشوند که تبهکاران داعشی، همراه با ارتش ترک حملات خود را به مناطق شمال و شمال شرق سوریه ادامه دادهاند. همچنین جنایاتی را مانند داعشیها همچنان ادامه میدهند. تبهکاران این گره در حملات اشغالگرانه به گری سپی و سریکانی نقش مهمی را ایفا کردهاند.
محمد امین سویید از نویسندگان و فعالان سیاسی در رابطه با این موضوع میگوید: دولت اشغالگر ترک گروههای تبهکاری را مجددا سازماندهی کرده و در این سازماندهی مجدد، گروههای وفادار به دولت ترک را برمیگزیند. از گروه جدید خواسته میشود که گروههای کوچک را منحل کرده و همراه با تنشهای موجود در منطقه، سازماندهیهای جدید را مدیریت کند. وی در ادامه افزود: ترکیه منطقه را به عنوان منبع نیروی انسانی مینگرد تا اقدامات پلید خود را در خارج از ترکیه انجام دهد.
طبق گزارشهای سازمان نظارت بر حقوق بشر سوریه، دولت ترک ۱۳ هزار تبهکار را در گروههای حمزات و سلطان سلیمان شاه به لیبی اعزام کرد تا همراه با حکومت وفاق علیه ارتش میهنی لیبی وارد عمل شوند. این سازمان پیش از این هم اعلام کرده بود که شمار تبهکارانی که ترکیه به قره باغ علیه ارمنستان اعلام کرده است بیش از ۲ هزار تبهکار بوده است. همچنین اسامی ۲۳۱ تبهکاری را هم که در جنگ کشته شدهاند مستند کرده است.
محمد سویید در رابطه با ایجاد جبهه آزادی برای سوریه هم اعتقاد دارد: گامی که دولت ترک تلاش دارد تا آن را بردارد این است که گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر الشام ادغام کرده و گروه نظامی متحد و یکپارچهای را از تمامی گروههای تبهکار شمال سوریه در مناطق اشغالی ایجاد کند.
همراه با جرم و جنایات صورت گرفته در مناطق اشغالگری، سیاستهای دولت اشغالگر ترک در تغییر اسامی گروههای تبهکار ادامه دارد. دولت ترک تلاش میکند تا گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر شام ادغام کرده و گروه نظامی واحدی از تبهکاران را ایجاد کند.
روز پنجشنبه اعلام شد که ۵ گروه تبهکار در مناطق اشغال شده سوریه از سوی ترکیه تحت عنوانی جدید و چتری نظامی با نام «جبهه السوریه لتحریر» (جبهه آزادی برای سوریه) سازماندهی و در هم ادغام شدهاند. همزمان با این اقدام اتاق اقدام بزرگ نیز اعلام موجودیت کرده است.
این تحولات یک روز بعد از دیدار نخست خلوصی آکار از مناطق شمال سوریه و خصوصا منطقه عزاز شروع شدند. طبق اطلاعات کسب شده از منابع محلی، خلوصی آکار با فرماندهان گروههای تبهکار هم دیدار کرده است. دیدار آکار چند ساعت بعد از عملیات پاسخ مجلس نظامی باب در ۷ سپتامبر علیه یک پایگاه نظامی اشغالگران که به مرگ ۴۰ نفر از نظامیان ترک و تبهکاران وابسته به آن منجر شد، صورت گرفت. این عملیات در روستای یاشلی از توابع شهر باب صورت گرفت.
هدف از ایجاد جبهه آزادی برای سوریه
جبهه السوریه لتحریر اکنون متکشل از ۵ گروه تبهکار با عناوین ذیل است: فرقه الحمزات، لیوا سلطان سلیمان شاه، فوره المعتصم، فرقه ۲۰ و صقور الشام. گروه سلیمان شاه و حمزات کانون تشکیل این گروه جدید هستند.
فرقه الحمزات ۲۳ آوریل ۲۰۱۶ با ادغام ۵ گروه و با نظارت سازمان اطلاعات ترک ایجاد شد. مرکز این گروه در شهرک مارع از توابع شمال حلب بود. فرقه الحمزات متشکل از این گروهها بود: لیوا الحمزه، لیوا الزیقار، لیوا الشمال، لیوا ماری الصمود، لیوا مهام خاصه.
در ابتدای سال ۲۰۱۶ ائتلاف بینالمللی از طریق ترکیه، حمایتهای لجستیکی خود را از این گروه نشان داد، اما بعد از چند ماه این کمکها و حمایتها قطع شدند. اما علتهای قطع این کمکها اعلام نشدند.
فرقه الحمزات از ایدئولوژی اسلامگرایانه رادیکال ضدغربی برخوردار بود و در چارچوب احیای حاکمیت عثمانی در خاورمیانه فعالیت میکند. این فرقه از فعالترین گروههای همراه با ارتش اشغالگر ترک بود و شهرهای منطقه جرابلس و روستاهای آن در اگوست ۲۰۱۶، بعد از خروج داعش به این گروه تحویل داده شد.
سازمان نظارت بر حقوق بشر سوریه SOHR در این باره اعلام میکند: بسیاری از تبهکاران داعش به گروه تبهکاری فرقه الحمزات پیوستند و در اواخر سال ۲۰۱۷ ادغام خود را با تبهکاران ارتش میهنی اعلام کرده و مستقیما از ترکیه دستور میگیرند.
لیوا سلطان سلیمان شاه
اکثریت تبهکاران این گروه از روستاهای ترکمن شمال سوریه هستند. محمد الجاسم (ابو امشه) رهبری این گروه را بر عهده دارد. این گروه در بهار سال ۲۰۱۶ تشکیل شد و در حملات اشغالگری به مناطق شمال سوریه مانند عفرین و جرابلس شرکت کردند. علیرغم اظهارات بینالمللی مبنی بر محکومیت این گروه و اعلام جنایت این گروه، گروه سلیمان شاه همچنان جنایت خود را از اعم از قتل و آدمربایی خصوصا در منطقه عفرین انجام میدهد. طبق گزارشات سازمان نظارت بر حقوق بشر عفرین-سوریه، تبهکاران سلطان سلیمان، تا کنون نزدیک به ۷۵۰۰ نفر را ربودهاند.
در بسیاری از تصاویر مشخص میشوند که تبهکاران داعشی، همراه با ارتش ترک حملات خود را به مناطق شمال و شمال شرق سوریه ادامه دادهاند. همچنین جنایاتی را مانند داعشیها همچنان ادامه میدهند. تبهکاران این گره در حملات اشغالگرانه به گری سپی و سریکانی نقش مهمی را ایفا کردهاند.
محمد امین سویید از نویسندگان و فعالان سیاسی در رابطه با این موضوع میگوید: دولت اشغالگر ترک گروههای تبهکاری را مجددا سازماندهی کرده و در این سازماندهی مجدد، گروههای وفادار به دولت ترک را برمیگزیند. از گروه جدید خواسته میشود که گروههای کوچک را منحل کرده و همراه با تنشهای موجود در منطقه، سازماندهیهای جدید را مدیریت کند. وی در ادامه افزود: ترکیه منطقه را به عنوان منبع نیروی انسانی مینگرد تا اقدامات پلید خود را در خارج از ترکیه انجام دهد.
طبق گزارشهای سازمان نظارت بر حقوق بشر سوریه، دولت ترک ۱۳ هزار تبهکار را در گروههای حمزات و سلطان سلیمان شاه به لیبی اعزام کرد تا همراه با حکومت وفاق علیه ارتش میهنی لیبی وارد عمل شوند. این سازمان پیش از این هم اعلام کرده بود که شمار تبهکارانی که ترکیه به قره باغ علیه ارمنستان اعلام کرده است بیش از ۲ هزار تبهکار بوده است. همچنین اسامی ۲۳۱ تبهکاری را هم که در جنگ کشته شدهاند مستند کرده است.
محمد سویید در رابطه با ایجاد جبهه آزادی برای سوریه هم اعتقاد دارد: گامی که دولت ترک تلاش دارد تا آن را بردارد این است که گروههای تبهکار در شمال سوریه را در هیات التحریر الشام ادغام کرده و گروه نظامی متحد و یکپارچهای را از تمامی گروههای تبهکار شمال سوریه در مناطق اشغالی ایجاد کند.