گذار دموکراتیک
1.6K subscribers
8.54K photos
3.69K videos
606 files
5.52K links
تلاش برای ایجاد دموکراسی در ایران و چاره یابی مسئلە کورد

آدرس وبسایت ما:
www.kodar.info ✔️
www.kjar.online ✔️
www.pjak.eu ✔️


ارتباط با ادمین:
@gozar_democratic ✔️

🆔 @GozarDemocratic
Download Telegram
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده

بسی شاماری



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده بسی شاماری 🆔 @GozarDemocratic

در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده

بسی شاماری



حملات استعماری در کوردستان مقولە‌ی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمی‌گردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دست‌نشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان در منطقە، دولت‌های استعمارگر، ترکیە، ایران، عراق و سوریە در ٩٨ سال گذشتە می‌باشد.

با بکارگیری نسخە نامیمون دولت- ملت عملا و با بهرەوری از قوانین کشوری بە دولت‌های نامبردە آزادی عمل جهت کشتار و ژینوساید فیزیکی و فرهنگی، آسیمیلاسیون و کوچ اجباری و البتە اجحاف مضاعف بە زن دادە شد.

امروز در شرایطی بە این مهم می‌پردازیم کە زمان انقضای قرارداد ننگین لوزان نزدیک است. در حلول آغاز قرارداد آیندە جهت در انحصار نگە‌داشتن خاورمیانە، نظر قریب بە اتفاق تحلیلگران سیاسی دیزاین نوین منطقە است.

منطقەای کە پس از جنگ جهانی دوم قلب تپندە‌ی جنگهای متعدد گشتە و استعمار جهانی و دیکتاتورهای منطقە از هیچ حربەای جهت برافروختە نگە داشتن اختلافات قومی و نژادی، تخریب طبیعت و سرکوب زنان غافل نبودە همواره با استفادە از ترفندهای مشترک و با اتحاد عمل در این مسیر گامهای موازی برداشتەاند.

خالی از لطف نیست نظری اجمالی بە اتفاقاتی کە در چالدران افتاد، پیمان سَور و سپس قرارداد لوزان کە در همگی آنها تصمیم نهائی با تاریخ مصرف معتبر و قانونی برای سرنوشت دیگر ملتهای ساکن منطقە گرفتە شد، منطقەای با موزائیک پر رنگ آئین و فرهنگ و ملیت‌های مختلف کە متاسفانە تاریخ شاهد ژینوساید تعداد کثیری از آنان می‌باشد. ملت کورد با پراکندگی اجباری و اسکان در چهار کشور یکی از معدود بافت جمعیتی‌ست کە تا بە امروز با پرداخت خون‌بهای گزاف توانستە نە تنها بە حیات خود در منطقە ادامە دهد بلکە بە پرچمدار آزادی و صیانت از دموکراسی بدل گردد.

قرار داد لوزان بە مثابە پیمانی نظامی و جهانی محسوب می‌گردد کە بە سبب آن می‌توان ملت کورد را از برجستەترین قربانیان برساخت نظام بین‌المللی حاکم دانست. لذا تقلیل دادن جرم فقط بە حاکمین دیکتاتور در چهار کشور استعمارگر، تفکری منطقەای و مبارزاتی محدود و هدفی نامشخص و بعضا غیر قابل موفقیت را بدنبال خواهد آورد کە تاریخ جنبش ناسیونالیستی در هر چهار بخش کوردستان شاهد عینی این ادعا می‌باشد.

سیستم ضد بشری با بهرە گرفتن از قوانین و قراردادهای خود ساختە و پرداختە با هدف بدست‌آوری سود هرچە بیشتر، تداوم منافع اقتصادی خود و شرکا و البتە مشتعل نگە‌داشتن آتش خانمان‌سوز جنگ و تحمیل آن بر ملت کورد، منطقە‌ی کوردستان را بە قلب تپندە‌ی جنگ تبدیل نمودەاند و از این زاویە استعمار، کنترل و سرکوب جنبش‌های این ملت باعث گشتە کە منطقە از منظر استراتژیکی از اهمیت فراوانی برایشان برخوردار باشد. بە کار گرفتن کارت کورد هموارە در این ٩٨ سال باعث گشتە تا بتوانند بر کشورهای ترکیە، ایران، سوریە و عراق نیز تسلط داشتە و از این مهم چون اهرم فشار، تهدید، جنگ‌افروزی و بهانە‌ی حضور نظامی در منطقە، بهرە برند. کارنامە‌ی مبارزاتی بسیاری از جنبش‌های ملی، ناسیونالیستی نشانگر آن است کە سیستم بە زعم نیاز آن برهە از زمان توانستە عوامل آشوب و خیزش را فراهم آوردە و در بزنگاه موفقیت و یا دستیابی بە دستآوردی در سر بە زنگاه کوردها تنها ماندە و حکومت غاصب و وابستەی جدید با پشتیبانی این نیروی محرکە ضمام امور را در دست گرفتە و سرکوب جنبش کورد را در راس امور اولیە قرار دادە است. در رابطە با این بازی و دیپلماسی بە غایت شنیع و مکارانە اما دو نمود بسیار روشن قابل ذکرند، خیانت فاحش و غیر قابل انکار آمریکا بە ائتلاف نیروهای روژآوا و پشتیبانی از ترکیە جهت لشکرکشی قانونی بە نوار مرزی شمال منطقە و امروز شرایط حاکم بر حکومت اقلیم کوردستان، نقش مخرب حزب و عشیرە‌ی بارزانی و حضور نظامی ارتش ترکیە در آن جغرافیا کە طبعا تمامی این جنب و جوشها بر خلاف قوانین بین‌المللی می‌باشد اما امروزە علنا سیستم حاکم چشم بر تمامی جنایات بستە و استفادە از حریم هوائی را نیز در اختیار ترکیە نهادە، با اشارە‌ی کوتاهی کە رفت نقش سیستم جهانی سود و سرمایە، قرارداد لوزان، حاکمین دیکتاتور و انتصابی در منطقە و اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئوجغرافیائی منطقە‌ی کوردستان برای هر خوانندەای غیر قابل انکار خواهد شد.

مبارزاتی بە قدمت ٩٨ سال و پر از جنایت، خیانت و شکست اما امروز بدل بە جنبشی باز دارندە، آموزش‌دهندە و مهرەای در منطقە گشتە کە با اتحاد احزاب می‌تواند میراث خویش را در معادلات و مبادلات قرن پیش‌رو از آن خویش سازد. چرا کە با مدیریت فلسفە‌ی رهبر آپو از خطر نابودی موجودیت رهیدە و با سابقە‌ی مبارزاتی قریب بە ٤٠ سال مبارزە‌ی قهرمانانە بە پرقدرت‌ترین و با شکوه‌ترین ارتش مردمی منطقە با مشارکت برابر زنان بە جهانیان شناختە شدە است،.
گذار دموکراتیک
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده بسی شاماری 🆔 @GozarDemocratic
فلسفەای کە مرزهای جغرافیائی، نژادی، آئینی، ملی و ملتی، عقیدتی و از همە مهمتر جنسیتی را در نوردیدە، جهانی گشتە و همین امر بە اهمیت آن برای ادامە‌ی کنترل در آیندە توسط مستعمران و اربابانشان افزودە و شرایط را خطرناکتر نمودە است. شرایطی کە در بطن خود سخن از دستاوردهای بزرگ و همزمان خطر از دست دادن همە چیز را می‌پروراند.

ملتی کە شاید بە جرات می‌توان گفت تبلور معنای معنوی این گفتە شاملو می‌باشند کە گفت، من در هیبت ما شدن گشتە و راهی جز ادامە‌ی مبارزە همراە با آموزش منسجم خلق‌های ساکن و دایر نمودن ملت دموکراتیک ندارد.

ورای ضرورت اجتناب‌ناپذیر مطالعە‌ی شگردهای استعمارگران در خاورمیانە و کوردستان باید بە روانشناسی این ملت و تاریخ زیست محیطی آنان نیز پرداخت تا بتوانیم تحلیلی درست‌تر از جایگاهی سیاسی این ملت در جغرافیای سیاسی جهان داشتە باشیم.

زاگرس اولین مکان و سکونت‌گاهی کە انسان هموساپینس تمرین اجتماعی شدن و تعاملات و رواداری بین انسان را آموختند، فرهنگ زاگرسی بە عبارتی بر محور آزادی و عشق‌ورزی و تعامل سازندە‌ی میان انسان، محیط‌زیست و کیهان تحریف و سازماندهی گشتە و کماکان از جانب تمدن‌های اقتدارگرا و مرکزگرای پیرامون خود همانند سامی‌ها و اورالتوی‌ها و پارس‌ها کە تمایل شدید بە اقتدارگرائی مخرب داشتند مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفتە است. مقولە‌ی مقاومت و همزمان خیانت در طول تاریخ مدون انسان هموارە وجود داشتە و دارد اما ملت کورد بە واسطە‌ی آنکە جزو اولین و قدیمی‌ترین جوامع دوران نوسنگی می‌باشند و دستیافت‌ها و نوآوریهای مادی و معنوی بسیاری را بە جامعە‌ی جهانی اهدا نمودەاند، فرهنگ مقاومت و آزادی‌طلبی اتوماتیک بە بن‌ساخت زیستی و فرهنگی آنان تبدیل گشتە و مصائب عدیدە بە مثابە تاثیر آتش گداختە بر آهن شاید آنان را بە پولاد دهر تبدیل نمودە است.

تاریخ کوردستان حجم عظیم و گستردەای از مقاومت، قیام و شهادت را در خود پاسداری می‌نماید. مقاومت در برابر آشوری‌ها، اورارتو، پارس، اعراب و در تاریخ معاصر و پس از قرارداد ننگین لوزان مقاومت قهرمانانە ملت کورد در مقابلە و رویاروئی با تهاجم حکومت‌های استبدادی و فاشیستی ایران، ترکیە، عراق و امپریالیسم جهانی و هیولای برساختەی مدرنیتە کاپیتالیستی یعنی دولت اسلامی داعش. این مقاومت‌ها و پایداری‌ها در بطن خود سخن از خدمت بزرگ و بی‌شائبەای بە جنبش‌های آزادیخواهی در اقصی نقاط جهان را دارد، فرهنگ مبارزە و استقامت، مقابلە و انقلاب در تقابل با نیروهای ضد بشری، ضدزن و مخرب طبیعت. در دورانی کە حاکمیت بیش از دو هزار سال فلسفە افلاطون و سقراط مبنی بر شناساندن زن چون مرد ناقص، تمامی حوزه‌های علمی، سیاسی، اقتصادی، دینی و اجتماعی را در برگرفتە و همین مهم یکی از عوامل زمینە‌ساز و تسری‌دهندە سیستم‌های سلطە‌گر و مردسالار و دولت‌های سلطە‌گر گشت کە هموارە موجودیت‌شان در گرو دو پارگی ساختار معنا و تاکید بر اولویت مادە بر انرژی و جسم بر روح و اقتصاد بر فرهنگ بودە است. بە دیگر سخن از دورانی سخن می‌گوییم کە تبلیغ پیشی گرفتن و سروری جسم و ساختار بە تن، معنا و محتوای تمام حوزەهای زیستی گشتە و بالطبع در اینچنین شرایطی مراحل مبارزە با ریشە‌ی این ایدئولوژی بە مراتب سخت‌تر و دادن آگاهی در این زمینە باید در اولویت مبارزە قرار گیرد.

نظام حاکم بر خاورمیانە بە کلی و بالاخص کشورهای غاصب کوردستان بر پایەی دیگرسازی، خودکامگی، مرکزگرا و مستبد، ارتش و مردسالار، عدالت‌ستیز و تبعیض‌گرا بنیاد نهادە شدە و مزید بر علت از دین استفادە سیاسی و ابزاری می‌نمایند، شرایطی کە زنان را در منگنە‌ی مرگ و لبیک بە کمترین‌ها قرار دادە است.

جنبش زنان کورد و تاثیر غیر قابل انکار آن در ایران را نمی‌توان بدون بررسی جنبش زنان ایران، دستآوردها و لیدرهای آن مورد بحث قرار داد.

اصولا جنبش زنان در ایران را می‌توان جنبشی در شکل ملی – سنتی نام برد کە در سالهای ١٢٨٩ تا ١٣٢٠ شکل گرفتە و بە دستاوردهای نسبی نیز دست یافت. از دوران مشروطیت و تشکیل انجمن‌های مخفی و نیمە‌مخفی با حضور برجستە‌ی خانم زرین تاج قزوینی نخستین منادی آزادی زن در ایران کە پس از آن مبارزات ملی‌گرایانە و تلاش در جهت کسب آزادی بیان و حق رای نام برد کە البتە این امر تاثیر مستقیم از وضعیت سیاسی جهان پس از جنگ جهانی اول گرفتە بود. تاریخ ذکر شدە مصادف است با مبارزات وسیع زنان در آمریکا و انگلستان جهت کسب حق رأی و سپس با توجە بە پیروزی انقلاب در شوروی و مواضع راسخ و روشن مارکس و لنین در مورد زنان و نقش آنها در جامعە تسهیلاتی جهت کسب آزادی‌هایی برای زنان در جوامع آمریکا و اروپا ایجاد گشت کە جنبش زنان ایران نیز از آن گشایش تاریخی بی‌بهرە نماند.
گذار دموکراتیک
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده بسی شاماری 🆔 @GozarDemocratic
پس از انقلاب مشروطە با همکاری مستقیم و کمک مالی زنان طبقە مرفە، انجمن‌هایی تشکیل و مدارس دخترانە ساختە و نشریات زنانە نشر گردید. دورەای کە زنان برای کسب آزادی، حق رأی، حق تحصیل، نشر و چاپ نوشتار زنان در روزنامە و جریدەهای روز تلاش فراوانی نمودە و سنگ‌بنای جنبش زنان چیدمان خاص خود را گرفت اما متاسفانە آخرین تشکل‌های بازماندە از آن کوشش فراوان در سال ١٣١١ منحل گشت. پس از انحلال آنها سازمان‌های مستقل زنان زیر نظر رضا شاە و دیگر سازمان‌های کنترل کنندە‌ی دولتی با نام سازمان زنان تشکیل گشت، از دیگر تشکلات زنانە آن دوران می‌توان بە تشکیلات زنان ایران در حزب تودە، انجمن باهماد آزادگان کە از برجستە‌ترین پایەهای مبارزاتی و خواست‌هایشان می‌توان بە افزایش دستیابی امکان بە حقوق بیشتر، کشف حجاب و حق طلاق برای زنان نام برد.

در واقع می‌توان گفت سالهای ١٣٢٠ تا ١٣٣١ سالهای تجدد حیات محدود و کنترل شدە زنان در ایران می‌باشد کە در این دوران سازمان‌های مستقل‌تر اما پراکندە چون حزب زنان و جمعیت زنان تشکیل گشت اما متاسفانە چندان همگرا نبودە و بعدها تمام فعالیت‌هایشان بە کنترل رضا شاە در آمد، در دهە‌ی ١٣٣٠ توسط حکومت حاکم متمرکزسازی گشتە و در نهایت تحت نام سازمان زنان ایران رونمائی گشت و از حالت جنبش اجتماعی خارج گردید.

تاریخ جدید مبارزات زنان در ایران پس از ربودە شدن قیام باشکوە ١٣٥٧ دیگر برای بدست آوردن حقوق اجتماعی و سیاسی نبود بلکە تلاشی گشت جهت باز پس گرفتن حقوق بدیهی و اجتماعی کە حکومت اسلامی با استناد بە قوانین دینی زنان را از آن بی بهره نمودە و بە عبارتی خلع حقوقی نمود کە زنان با تلاش بسیار کسب نمودە بودند. از جملە آن حقوق می‌توان بە قانون خانوادە، حق سقط جنین، اختیار در حجاب و پوشش نام برد. البتە بە دلائل عدیدەای در این باب می‌توان اشارە نمود اما در اینجا بسندە می‌نمایم بە قوانین مرد‌سالار کە زن را نە تنها قانونا جنس دوم نامیدەاند بلکە صاحب قلمان و شاعرانش نیز در ترویج این نحوە‌ی نگرش بە نصف جمعیت جهان کوشا بودە و قلم‌زنی نمودەاند از نظرات نظام‌الملک در سیاست‌نامە تا آثار سعدی و فردوسی کە مالامال است از سخنان نغز و قصار سکسیت و ضد زن.



🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
① در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده بسی شاماری حملات استعماری در کوردستان مقولە‌ی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمی‌گردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دست‌نشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان…



اما در بطن و بستر قیام ١٣٥٧، جنبش زنان را در غرب ایران،کوردستان شاهدیم. جنبش زنان کوردستان با وصف دارا بودن وجوە اشتراک بسیار از جملە بعد جغرافیائی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از دیگر جنبش‌های نامبردە در ایران متمایز بود. جنبش زنان کورد در عین برخورداری از حضور آئین مختلف و طبقات متفاوت و متمایز در خود از ایستائی خاص خود نیز بهرە مند بود. نە گفتن بە جمهوری اسلامی و در مقابل تجاوز حکومت بە خاک کوردستان مسلح شدنشان نوعی عصیان و استقامت را در آنان بوجود آورد کە یکی از افتخارات و دستاوردهای بزرگ جنبش مقاومت محسوب می‌گردد. مشارکت در جنبشی ملی اما با هدف بدست آوردن حقوق برابر و گذر از کلیشەهای متداول جنسیتی را باید چون رنسانسی در جنبش زنان آنزمان نام برد. حال بگذریم از نقاط ضعف بزرگی کە باعث گشت زنان در آن برهە‌ی تاریخی در جنبش بە رشد و تعالی کە حق برحقشان بود نرسند اما در سنخ خود آن مشارکت و مسلح شدن را باید با دیدە‌ی احترام نگریست.

در رابطە با مشارکت زنان در احزاب کلاسیک باید بە اتفاقات پس از قرارداد لوزان برگردیم. در سال ١٣٤٦ جمهوری کوردستان بە رهبری قاضی محمد تشکیل شد و در آن مدت کوتاە کە ادارە‌ی منطقە را در دست داشت تلاشهای غیرقابل انکاری جهت تشویق و تهیج زنان بە امر مشارکت در جنبش نمود اما متاسفانە با توجە بە آنکە اساسا جنبش ملی با سیاستی مردانە بود و زنان نە بە عنوان فعالین جنبش و کادرهای فعال حزبی یا رهبری، بلکه برای حمایت از جنبشی ملی بە حزب راە پیدا نمودند. در آن دوران سازمان یەکیتی ژنان کوردستان کە شاخەای از حزب دموکرات کوردستان بود تشکیل گردید، اعضای آن اکثرا از خانوادە مسئولین و افراد نزدیک کادر و اعضای حزب بودند و آگاهی بە حقوق زنان نداشتە و دغدغە‌ی اصلی‌شان نیز برابری جنسیتی نبود و مردان در مسند قدرت نشستە نیز تلاشی در جهت اسقاط نمودن مناسبات نابرابر در میان این دو جنس را ننمود. البتە نە تنها این حزب بلکە دیگر احزاب مترقی آنزمان و قبل و بعد از آن نیز از عهدە این مهم برنیامد. از جملە سازمان زنان کورد در سال ١٩١٩ کە توسط نخبگان ناسیونالیست تبعیدی در استانبول تشکیل گشت و یا حضور خانم مبارز و زمیندار در دوران حکومت خودمختار شیخ محمود بە نام حپسە خان کە سازمان زنان را تشکیل داد اما باز بە همان دلیل همیشگی یعنی در حاشیە قرار گرفتن جنبش زنان با خواست برابری و سیطرە‌ی دفاع از جنبش ملی با هیچ دستاوردی در جنبشی کاملا ملی، ناسیونالیستی اضمحلال یافت.

جنبش‌های زنانە همیشە مورد تاخت و تاز ناسیونالیست‌ها و اینترناسیونالیست‌های چپ مورد بی‌مهری قرار گرفتە و بە عبارتی تاریخ مبارزاتی زنان کورد همچون تاریخ ملت کورد تاریخی سرکوب شدە می‌باشد. برای نوشتن تاریخ بە تحریف نرفتە‌ی زن اما باید قدم در میدان مبارزە با دادن آگاهی نهاد.آگاهی و باروری رشد سیاسی زنان باید از اصول اولیە برای فراهم نمودن فرصت یا همانا خلاء سیاسی برای رسیدن بە برابری قرار گیرد، تجربە‌ی ارزندەای کە زنان مبارز در روژآوا پرچمدارش گشتند و امروز در این باب در سطح بین‌الملل آوازە‌ی شهامت و عصیانگری، برابر‌طلبی و چیرە‌دستی‌شان در امور مدنی، اجتماعی و نظامی بە گوش می‌رسد. زنی کە فاقد قوەی حفاظت از خویش است و بە حالت ملک در آوردە شدە توصیفی بهتر از مستعمرەای بە بزرگی نصف جمعیت جهان با سیستم بردەداری نمی‌توان از آن نمود، شرایطی کە با از بین بردن اخلاق در جامعە‌ی مدنی و نیرو گرفتن هژمونیک و مردسالار پدید گشت و با پیروی نمودن از سیاست تهی از اخلاق، زن صد چندان لگدمال گشت و بە یوغ بردگی کشیدە شد. تاریخ مبارزاتی معاصر اما آزین است بە جنبشی کە زن را برای اولین بار از حالت ابژگی در آوردە و بە سوژە مبدل نمودە است. در این باب شاید اشارە بە اینترناشنال شدن و درنوردیدن مرزهای نژادی، دینی، عقیدتی و جغرافیائی خط سە با پرچمداری زنان روژآوا خالی از لطف نباشد کە بە خاطرات یکی از مبارزین آلمانی کە چندی پیش نشر گردید اشارە نمایم.

گریلای اینترناسیونالیست نوژین دریا: از آنجا که همه بر اساس سیستم قدیمی رشد کرده‌اند، تغییر این ذهنیت نیز مدت زمان زیادی طول می‌کشد. مهم این است که هم ایده‌ها و هم تجربیاتی که در راستای ارزش‌های انقلاب ساخته شده‌اند را توسعه دهیم.

انقلاب روژآوا باعث شد چپ‌گراها و انقلابیون در جهان بیشتر به مبارزه‌ی کوردها بپردازند و آنها را به رسمیت بشناسند. برخی از آنها برای شناختن انقلاب و تجربه‌ی آن با چشم خود به روژآوای کوردستان رفتند. نوژین دریا همچنین یکی از کسانی است که ۴ سال پیش برای نگاه دقیق‌تر به انقلاب، از مناطق شمالی و شرقی سوریه بازدید کرده بود. نوژین دریا که اهل آلمان است زبان کوردی را خیلی خوب یاد گرفته است. اساساً نوژین دریا تصمیم گرفت یک سال در منطقه بماند، اما او عاشق انقلاب زنان شد و دیگر نمی‌توانست از آن دست بکشد.

انقلاب روژآوا مرا به خود جذب كرد
گذار دموکراتیک
① در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده بسی شاماری حملات استعماری در کوردستان مقولە‌ی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمی‌گردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دست‌نشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان…
نوژین دریا مدت‌ها عضو گروه‌های اکولوژیست، آنارشیست و فمینیست آلمان بود. نوژین می‌گوید، بسیاری از پروژه‌ها در آن گروه‌ها شروع می‌شدند، اما آنها همیشه در جایی گیر می‌افتادند و این کافی نبود. بنابراین، او به دنبال چیز دیگری است. سپس او شروع به شناختن الگوی رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان می‌کند و مقاومت کوبانی بر نوژین نیز تأثیر می‌گذارد و تصمیم می‌گیرد به روژآوا بیاید. نوژین از تجربه‌ی خود چنین می‌گوید: “بسیاری از مردم متعجب بودند که در یک مکان کوچک این همه مقاومت وجود دارد. انقلاب در اینجا مرا به خود جذب کرد. قبل از آمدن می‌گفتم، با توجه به قدرتم یک سال اینجا کار می‌کنم. اما من طرفدار انقلاب بودم و هنوز هم اینجا هستم. من به تدریج زبان کوردی را یاد گرفتم.”

او وضعیت آلمان و روژاوا را اینگونه توصیف می‌کند: “مبارزات و قیام‌ها و جنبش‌های زنان بسیاری در آلمان وجود دارد، اما آنها تا یک حدی پیش می‌روند. سپس همه دوباره خود به تنهایی عمل می‌کنند، تنها و تحت بروکراسی دولتی کوچک هستند. همچنین فشار اقتصادی سرمایه‌داران منجر به شکست پروژه‌‌ها می‌شود. در روژآوا سازماندهی اجتماعی و عدم خشونت علیه زنان در همه‌ی شئونات زندگی وجود دارد. به عنوان مثال، زنان در تعاونی‌ها، جوامع، شوراها، دانشگاه و در دفاع از میهن پیشاهنگ هستند. ایجاد جایگزین در هر زمینه از زندگی، توسعه و حفظ آن، یک مفهوم عالی است و تأثیر زیادی روی انسان دارد. در آلمان، افراد مبارز به خود افتخار می‌کنند و خود را متفاوت از جامعه می‌بینند. اما در اینجا یک انقلاب اجتماعی اتفاق افتاده است و یک نیروی اجتماعی نیز وجود دارد. این یک مبارزه و نیروی متفاوت است.

وی با اشاره به تلاش‌ها و مجالس‌ آلمان، آنها را با روژآوا مقایسه می‌کند: “این مجالس به سرعت برچیده شدند، ایده‌های آنها طولانی مدت نبود. در اینجا یک ایده و استراتژی بلند مدت وجود دارد. در بسیاری از انقلاب‌ها سازماندهی زنان اساسی نیست، بنابراین تغییرات عمیق زیادی در جوامع رخ نداد. انقلابیون در مکانی راکد زندگی می‌کردند و به سرعت تصفیه شدند. بنابراین، دفاع از خود به صورت مشترک مهم است. معنای انترناسیونالیسم نیز تا حدی اینگونه است. تجربه‌ای که مردم از مبارزات آلمان و انقلاب روژآوا به دست می‌آورند ایجاد روابط عمیق است. با گسترش این بذرهای زندگی آزاد، کنفدراسیون دمکراتیک زنان و مردم جهان نزدیک است.”

آنچه او در روژآوا می‌بیند فراتر از تصور اوست: “من در اینجا بیش از آنچه تصور می‌کردم، دیده‌ام. بسیاری از موارد در اینجا آزمایش می‌شوند. در این روند انقلاب، همیشه قدم‌هایی برداشته می‌شود و موارد اشتباه اصلاح می‌شوند. گام‌های جدید با جدیت برداشته شده که این بسیار مهم است. از آنجا که همه در سیستم قدیمی رشد کرده‌اند، تغییر این ذهنیت نیز مدت زمان زیادی طول می‌کشد. مهم این است که هم ایده‌ها و هم تجربیاتی که در راستای ارزش‌های انقلاب ساخته شده‌اند را توسعه دهیم. این یک طبیعت بسیار سرشار است. در شرایط دشوار، راه‌حل‌ها یافت می‌شوند، آزمایش می‌شوند‌، ارزیابی می‌شوند و اصلاح می‌شوند.

بسیاری از زنان در سراسر جهان می‌خواستند به شمال و شرق سوریه بیایند و در فعالیت‌های مستقل، اجتماعی و علمی شرکت کنند تا واقعیت انقلاب زنان را بشناسند و درک کنند. به همین دلیل موسسه‌ی آندره وولف در سال ۲۰۱۹ تاسیس شد. اعضای موسسه کار خود را به روشی جمعی و مبتنی بر الگوی دموکراسی، اکولوژیک و آزادی زنان انجام می‌دهند. ما تلاش می‌کنیم تا بتوانیم با ژنولوژی به عنوان یک روش تفکر و یک روش زندگی کنار بیاییم. یک گروه اسپانیایی کتابی را به زبان اسپانیایی در اینجا منتشر کردند. این کتاب به زبان ارمنی نیز منتشر شده است. همچنین برخی از گروه‌های زنان از کشورهای مختلف به اینجا می‌آیند و ما در اینجا با هم زندگی می‌کنیم.

آری انقلاب روژآوا نە تنها روژآوای کوردستان و سوریە، بلکە بنیان‌های تمامی خاورمیانە را متحول نمودە و می‌تواند تاثیرات شگرف بر دیگر جنبش‌های برابری‌خواهانە زنان در جهان داشتە باشد، البتە با خواندن یادداشت رفیق نوژین هر خوانندەای بە راحتی پی بە نقطە ضعفهای جنبش زنان، فعالین محیط‌زیست و فمنیست‌ها خواهد برد و همزمان واقف بە ضرورت تاریخی سیستم فکری حاکم بر جنبش روژآوا بر محور زن و حیات آزاد، بە همین جهت ضروری می‌بینم کە هواداران و اعضای این خط فکری در بعد وسیع‌تری سعی در شناساندن آن بە جامعە بین‌المللی نمایند.

فراموش ننمائیم کە فرهنگ هر جامعە متاثر از قانون حاکم بر آن منطقە می‌باشد و با کمال تاثر قانون حاکم هیرارشی و مردسالاری بودە و تمامی دستاوردهای بشر از علم و تکنیک گرفتە تا آئین و عرف را چون ابزاری بر ضد بشریت و زن بکار می‌بندد.
گذار دموکراتیک
① در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده بسی شاماری حملات استعماری در کوردستان مقولە‌ی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمی‌گردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دست‌نشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان…
پیکار با این مهم بسی سخت و صعب می‌نماید اما غیر ممکن نیست، همانطور کە همگان شاهدند سیستم روژآوا در بطن جنگ سوم جهانی شکل گرفتە و چندی پیش نهمین سال پیروزی خویش را جشن گرفت. پیروزی کە ماحصل شهادت بیش از ١١ هزار نفر از بهترین جوانان کرە‌ی خاکیمان و نقص عضو هزاران سلحشور بودە اما در طرفتەالعینی بازتاب حضور این سیستم در صحنە‌ی سیاست جهانی گشت. امروز از تمامی کشورهای آمریکای جنوبی نە تنها حمایت می‌گردد بلکە تلاشهای بسیاری جهت نمونە‌برداری از این سیستم در ساختار مدیریت در دست اقدام و خواستە‌ی میلیون‌ها زن و مرد آزادیخواە و برابر‌طلب می‌باشد.

خاورمیانە در تب جنگ سوم جهانی سالهاست می‌سوزد و صاحبان قدرت هنوز اذغان بە آن ننمودەاند، آتشی کە توسط مردان قدرت‌پرست برافروختە می‌گردد و تن زنان هیزم شعلە‌ور ماندن آن می‌باشد.

اشارە بە تاریخ ١٩٧٠ تا بە امروز جهت یادآوری جنگهای افغانستان، بنگلادش، عراق، سوریە، ایران و توجە بە آمار بالای کشتار زنان و کودکان، بە اسارت در آمدن و فروششان در بازارهای پورن و سکس زنگ خطریست کە باید در هر بحث و محفلی بە صدا در آوردە شود. سیستمی کە ریشە در ضدیت با زن دارد و خشونت، خشونتی کە آموزش دادە شدە و چون ارکان فرهنگی و جزء لاینفک آداب و رسوم بە آن نگریستە می‌شود و زن از هیچ حمایتی برخوردار نیست.

در پایان باید اشارە نمایم کە سیاست دموکراتیک توسط هزاران زن در طول تاریخ پیش رفتە اما هموارە نیروی بازدارندە و سرکوب مانع رشد و غنای آن گردیدە. اما خوشبختانە امروز ما نسلی شدیم کە عینا در میدان سیاست و جنگ نیز تقابل مدرنیتە دموکراسی بر پایە اقتصاد اکولوژی، دفاع مشروع و آزادی زن را با مدرنیتە‌ی کاپیتالیستی بە نظارە نشستە و شاهد پیشوازی هر چە بیشتر از این فلسفە می‌باشیم، فلسفە و خط فکری کە بر پایە‌ی آموزش و دموکراتیزە نمودن تمامی آحاد جامعە، مشارکت همگان در امور شهروندی و از سر نوشتن تاریخ مبارزە می‌باشد، قطعا جنبش و مبارزات زنان کورد با توجە بە دستاوردهای بزرگی کە تا بە امروز کسب نمودە از ضروریات ادامە و رشد دیگر جنبش‌ها در ایران و منطقە می‌باشد.

زنان کورد مبارز امروز دقیقا نقش شمشیر دموکلس را برای جهان نابرابر بازی می‌نمایند، ضمانت اجرائی گسستن تار موی اسبی کە شمشیر بە آن وصل است اتحاد تمامی زنانی می‌باشد کە علت را بە خوبی درک نمودەاند و ریشە را هدف قرار دادەاند نە تنها مبارزە با معلول.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
کتاب مجموعه شعر (این زخم، پنهان شدنی نیست) چاپ و منتشر گردید
کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە

کتاب مجموعه‌ شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.

محتوای این کتاب از مجموعە اشعار کوتاه تشکیل میشود کە در زیر هر شعر کُردی همتای فارسی آن نیز موجود است. رِیوار آبدانان، نویسندە کتاب، در اشعار خود بە فلسفه و معناشناسانە بودن اشعار اهمیّت بسزایی دادە است کە جذابیت خاصی را دارست و بە درک انسان، از انسان و هستی، نیز پرداختە است.

چاپ نخست کتاب در سال ۱۴۰۰ خورشیدی در چاپخانه چیا صورت گرفته است.


pjak.eu

🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کودار؛ همراهی ملت‌ها‌ی ایران در برابر تهدید دولت‌ها

گولان فهیم



🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملت‌ها‌ی ایران در برابر تهدید دولت‌ها گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
کودار؛ همراهی ملت‌ها‌ی ایران در برابر تهدید دولت‌ها

گولان فهیم


جغرافیایی که اکنون مالامال درگیری، کشمکش‌های تخریب کننده، سرکوب، کشتار و بخصوص نزاع و تناقضات مختلف، دیرزمانی و به صورت طولانی مدت خواستگاه همزیستی، برابری و یکسانی بین اقشار اجتماعی و فرهنگ‌های مختلف بوده است. جغرافیایی بهشت گونه که زندگی در آن نیز، سرشار از معنا و سرشار از احساس زیبای زیستن بود. به بیان سومریان اینجا دیلمون بوده و در تورات عدن، آریایی‌ها آن را پردیس و یا بهشت، اعراب آن را جنت نامیده‌اند. در کتب تاریخی و مقدس، در کتیبه‌ها و سنگ نوشته‌ها، در داستان‌های قدیم از این جغرافیا با این صفات بحث و تعبیر می‌شود. ولی ذهنیت‌های سلطه‌گر و استعمارگر نه تنها به اشغال و تالان این جغرافیا بسنده نکرده، بلکه به نحوه‌ی زندگی و فرهنگ جامعه نیز لطمه وارد ساختند. از یک سو جوامع را زیر فشار، خشونت و سرکوب شدید قرار دادند، از دیگر سو، با به کار بستن انواع و اقسام راهکارها خواستند تا جامعه را از ذات و درون‌مایه‌ی آن، از کارایی و ساختار آن دور و بیگانه سازند. این بدان معنا بود که زندگی با بدی‌ها، زشتی‌ها، اختلافات و تناقضات بسیاری آغشته و در نتیجه بر مسیر سیری نزولی قرار داده شده است. در منطقه و بخصوص کوردستان ما شاهد این هستیم که نظام‌های سلطه‌گر برای دست‌یابی به این هدف از هیچ ترفند و راهکاری رویگردان نبوده‌اند. آنها نیازمند اجتماعات یا گروه‌های انسانی‌ای هستند که بتوانند به راحتی سلطه‌ی خود را بر آنان تحمیل نمایند. اجتماعاتی شامل انسان‌هائی که از ماهیت اصلی خویش؛ جامعه‌شده‌گی و موجودیت، بی‌بهره باشند. برای چنین هدفی هر راهکار مباح و مشروع دیده می‌شود.

در میان اقوام و ملت‌های مختلف، کوردها جزء ملت‌هائی هستند که یکی از گرایشات و خصوصیات بنیادین‌شان را می‌توان همگرائی نام برد. آن‌ها همچنین توانسته‌اند این خصوصیت که در عین حال نیز یک قابلیت و توانمندی محسوب شده را به اقوام منطقه نیز بیاموزند. چنانچه از تاریخ اجتماعی کوردها مشهود است، آنان هرگز با همسایگان و اقوام دیگر، ستیزجوئی ننموده و هرگز آغازگر جنگهای رویداده نیز نبوده‌اند. بکله هر بار برای دفاع از موجودیت خویش، به ناچار و در چارچوب دفاع مشروع وارد میدان جنگ شده‌اند. اگر هم فرصتی برای صلح نیز یافته باشند، قطعا به جای جنگ، گزینه‌ی صلح و آشتی را برگزیده‌اند. آنها از همزیستی با دیگران استقبال کرده‌اند. این نشان از غنای فرهنگی و اعتماد بنفسی دارد، که در واقع نیروی اصلی این خلق برای خودمدیرتی را در بردارد. در مقابل این؛ نیروهایی که از قوای تاثیرگذاری برخوردار نیستند، نیروی خشونت و بخصوص فشار را بکار می‌بندند. در حالیکه نیروهایی که قادر به تاثیرگذاری هستند متدهای سازگار و ماندگارتری به کار می‌بندند.

کوردها یکی از اقوام اصلی و کهن منطقه می‌باشند که دارای فرهنگی بسیار غنی و مسالمیت‌آمیز هستند. صلح‌طلبی و آشتی‌گرائی یکی از خصیصه‌های اصلی ملت کورد را تکشیل می‌دهد. در واقع میان فرهنگ کوردها و جغرافیای کوردستان شباهت‌های بسیاری وجود دارند. می‌توان چنین استنباط کرد که جغرافیای کوردستان بر شکل‌گیری فرهنگ ملت کورد تاثیرات حائز اهمیتی داشته است. اما متاسفانه آنچه از حمله، غصب و استثمار، بر سر این جغرافیا آمده، بر کوردها نیز بشدت روا داشته شده است. آنچه طی تاریخ 5هزار ساله‌ی تمدن، که تاریخی سراسر جنگ و تالان را در برگرفته، می‌توان دریافت این ‌است که در دوران و مرحله‌های مختلف تاریخ، این سرزمین با لشکرکشی نیروهای امپریالیست، اشغالگر روبرو مانده است. از نیروهای تالانگر اوروکیان سومری گرفته تا زورگویان آشور، از ارتش توطئه‌گر هخامنشی گرفته تا نیروهای اسکندر مقدونی، از فاتحان اسلام گرفته تا مغولان، از جنگندگان صفوی و عثمانی گرفته تا نیروی سپاه پاسدارن و ارتش فاشیست ترکیه همگی پی در پی و بدون وقفه کوردستان و کوردها را آماج حملات خود قرار داده‌اند. وقتی به سرانجام می‌نگریم، شاهد این هستیم که همگی بی‌فرجام مانده‌اند. شاید از این است که در این مرحله از تاریخ، نظام سرمایه‌داری و نمایندگان آن در منطقه، بویژه نیروهای استعمارگر کوردستان، تا این حد بی‌پروا، به خلقمان یورش می‌برند. چون هنوز نتوانسته‌اند ویژگی و کاراکتر اصلی کوردها را دگرگون سازند. مهم‌تر اینکه کوردها در سده‌ی اخیر و بخصوص در سده‌ی کنونی، در موضع محاصره‌شدگی و منزوی باقی نماندند. بلکه برعکس، به نیرویی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل گشته‌اند تا بتوانند نظامی جایگزین نظام مستبد و استعمارگر جهانی ارائه دهند. بدین صورت، رفته رفته این طرح حیات نوین و آزاد در میان خلق‌های منطقه و جهان نیز با هیجان، شور و شوقی بسیار فراوان مورد توجه قرار گرفت. علی‌رغم تمامی این‌ها، شرایط و اوضاع برآمده از این حملات، کوردستان را دربرگرفت و متاثر ساخت.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملت‌ها‌ی ایران در برابر تهدید دولت‌ها گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
این با خود نیاز به پیشوایان و پیشاهنگانی جهت سازماندهی مبارزات را به عنوان یک واقعیت گریزناپذیر، پیش‌روی این خلق قرار داد. اگر علی‌رغم تمامی دشواریها و سختی‌هایی که متحمل گشته، هنوز بحث از موجودیت خود داشته و این موجودیت تا کنون به بقای خود ادامه داده، مدیون پیشاهنگان قهرمانی‌ست که درون خود پرورانده است. در بین هر ملت و جامعه‌ای می‌توان نمونه‌های پیشوا و پیشاهنگ آن ملت را یافت، ولی آنچه که کوردستان را متفاوت نموده، نقش و نیاز به پیشاهنگان مداوم بوده است. کوردستان از یک جهت سرزمین مبارزه و مقاومت دلاوران و مبارزین قهرمان است. مقاومت و مبارزه طوری به بخش تفکیک‌ناپذیر فرهنگ این جامعه بدل شده که دیگر تغییر و یا نابودی این فرهنگ، ناممکن و یا بسیار سخت می‌نمایاند. البته پیشاهنگ و مبارز تنها با جامه‌ی جنگاور در صحنه‌ی مبارزه قد علم نمی‌کند. هر فردی در این سرزمین، بخصوص کسانیکه برای فرهنگ ملی خویش ارزش قائل بوده و با این فرهنگ پرورش یافته‌اند، با حس مسئولیت برخورد کرده و سعی داشته‌اند تا نقش پیشاهنگی و مبارزه را در هر عرصه‌ای ایفا نمایند. هنرمند با آثاری که ارائه داده، با اشعار و ترانه‌هایش، با ملودی و نوایش، صنعت کار، کشاورز و چوپان، نویسنده و … هر یک در عرصه‌ی هنری و فعالیت خویش این فرهنگ مقاومت را رشد و نمو بخشیده‌اند. از بدل‌های محتمل و دشواری که باید در ازای آزادی و بقای موجودیت بپردازند، دریغ نورزیده‌اند. در این راه مقدس بسیاری از پیشاهنگان شهید شدند، در واقع شهدا سرچشمه‌ی زندگی و اصرار بر حیاتی آزادانه را سمبلیزه نموده‌اند. با اینکه هر شهادت درد و رنجشی بزرگ برای این خلق بهمراه داشته، آن‌ها معنا و ارزش شهدا و نقشی را که آنان در راه زندگی شرافتمندانه ایفا نموده‌اند را به خوبی دریافته و بدینسان شهید را به الگوی ارزشی حیات خویش مبدل ساخته است. مادران با به دنیا آوردن هر فرزندی، آن‌ها را برای هرگونه سختی و مبارزه آماده و پرورش می‌دهند. ساختن، پرداختن و سرودن ترانه‌هایی در یادبود قهرمانان این وطن به عنوان لالائی در گوش این کودکان، حافظه و ذهنیتی ایجاد می‌کند که آن‌ها را در راه آزادی و کرامت انسانی، حاضر به گذار از هر چیزی می‌گردند.

نظام فاشیستی دولت – ملت‌ها همزمان با تاسیس نظام خود در هر مکانی، نگرش و ذهنیت تک بعدی‌اش در حاکمیت بر فرم جامعه‌ی هموژن گشته‌ی یک ملت، یک دین و یک پرچم، همانگونه که تمامی منطقه‌ی خاورمیانه که نمایانگر موزاییک خلق‌ها، آیین‌ها و تنوعات فرهنگی را به صحرایی بایر مبدل نمود، کوردستان را نیز دچار همان آسیب‌ها و تخریبات گرداند. کوردها برای این نظام نادمکراتیک، موجودی گشتند که باید نابود می‌شدند. این نیز از طریق انکار و یک نسل‌کشی فرهنگی و فیزیکی میسر می‌شد. کاراکتر اصلی و نخستین دولت – ملت فاشیست ترکیه دشمنی با کوردهاست و در این راه برای اینکه کوردی نه تنها در کشور تحت حاکمیت‌اش، بلکه در کل منطقه هیچ گونه دستاوردی نداشته و بکلی نابود شوند، برنامه ریزی‌های بسیار گسترده‌ای در سطح منطقه و جهان بکار بسته است. این روش غیر انسانی نظام فاشیستی ترکیه الگو و مدلی ایدئال برای دیگر دولت – ملت‌ها گشت. همانطور که در بالا ذکر آن رفت، یک ملیتی و یا یک فرهنگی، ویژگی اصلی نظام های دولت – ملت را تشکیل می‌دهد، ولی دولت – ملت‌هایی که بر کوردستان سیطره داشتند، برای رسیدن به ایده‌ی خویش قتل عام و ابزارهای بسیار وحشیانه‌ای بکار بستند.

نظام دولت – ملت ایران نیز در این میان از بدو تاسیس خود بخصوص در دوران حاکمیت رژیم شاهنشاهی، رژیم آتاتورک در ترکیه را سرمشق اعمال ضد فرهنگی خود قرار داد. نظام تئوکراتیک و ضد دمکراتیک کنونی حاکم نیز از این سیاست پیروی می‌کند. با تاسیس نظام کنونی، شخص نخست حاکم در این نظام؛ خمینی فتوای کشتار کوردها را اعلان کرد. در این چارچوب نیروهای تروریستی نظام با سرکردگی خلخالی به کوردستان حمله‌ور شدند و صدها نفر را به شکلی بسیار وحشیانه به قتل رساندند. انقلاب خلق‌های ایران به محاصره‌ی نظامی در آمده بود که با قتل‌عام در شهرهای سنه، سقز، مریوان و … خودنمایی می‌کرد. روزهای خونین کوردستان وارد مرحله‌ای دیگر شد. کوردها نیز در این انقلاب و با هدف تاسیس نظامی دمکراتیک، حقوقی و برابر مبارزات وسیعی داشتند، ولی نظام حاکم و سلطه‌گر کشتار و قتل‌عام این خلق را در کارنامه‌ی نخستین روزهای حکمداری خود به ثبت رسانید. کوردستان کاملا میلیتاریزه شد و کوردها همچون دشمن خدا و کفار در افکار عمومی کشور و جهان معرفی شدند.

کوردها برای جلوگیری از این حملات و در چارچوب دفاع از خویش آنگونه که باید و شاید از نیروی سازماندهی و دفاعی برخوردار نبودند، ولی همان خوی مبارزه‌گری و مقاومت‌طلبی آنها، موجب شد که در مدت زمانی کوتاه پیشاهنگان این خلق در صحنه حضوری فعال از خود نشان دهند.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملت‌ها‌ی ایران در برابر تهدید دولت‌ها گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
از آنها می توان به کاک فواد مصطفی سلطانی یکی از پیشاهنگان و فرزندان دلسوز، یارانش، قاسملو و … نام برد.

کاک فواد شخصیتی آگاه، برابری‌خواه، دلیر و میهن‌دوست بود. در دوران دانشجوئی و قبل از انقلاب توسط نیروهای ساواک رژیم شاهنشاهی دستگیر و به 11 ماه زندان محکوم گشت. او پس از آزادی که همزمان بود با انقلاب، بی هیچ تعللی، در فعالیت‌های سیاسی جای گرفت و برای به رسمیت بخشیدن به اراده و موجودیت کوردها، همچنین در راستای حل مسئله ی کورد در ایران، ایفای نقش کرد. کاک فواد در ملاقات و مذاکره‌های بین نیروهای حاکمیت و کوردها نیز شرکت داشت. او در این مذاکره‌ها تلاش نمود که مسئله را بشکلی مسالمت‌آمیز ختم و چاره‌یابی کند. ولی در مقابل برخوردهای انکارگر و یا سرکوبگر مذاکره‌گران رژیم نیز تسلیم نگشت. بلافاصله پس از بی‌نتیجه ماندن این مذاکرات و شروع حملات نظامی رژیم به کوردستان، نیروهای پیشمرگ را بسیج و وارد مقاومت و مبارزه در کوهستان‌های کوردستان شد.

رژیم ایران نیک آگاه است که کوردها با پیشاهنگ و مبارزان پیشتاز خود نیرومند هستند و می‌توانند مبارزه را ادامه دهند. از این‌رو همیشه این اشخاص مورد هدف قرار می‌گیرند. این سیاست در سطح کشور پایه‌ریزی و عملی می‌شود. نظام اشخاص تاثیرگذار، مخالف و مبارز را یا با سرکوب به تسلیمیت وادار کرده، یا مجبور به ترک کشور می‌کند. یا اینکه با توطئه‌ای بی‌اعتبار و یا در یک عملیات تروریستی بی‌تاثیر می‌کند. حتی بسیاری از اشخاص مخالف نظام، در کشورهای خارج مورد حمله‌ی نظام قرار می گیرند که در تاریخ سیاسی شرق کوردستان نمونه‌هائی از این دست بسیارند. قاسملو و شرفکندی چهره‌های برجسته و شناخته شده‌ای هستند، به جز آنها ده‌ها سیاستمدار و مبارز کورد در قلب اروپا و یا مناطق دیگر جهان ترور شده و گمنام مانده‌اند.

مخترعین و موسسین اعدام و چوبه‌ی‌دار نادانسته هستند، ولی نظام‌های سلطه‌گر از این ابزار غیرانسانی بی‌نهایت استفاده را برای برپا ماندن برده‌اند. در این باره نظام ایران شماره‌ی اول لیست سودجویی از این ابزار را به خود اختصاص می‌دهد. چرا که اگر این نظام 42 سال است هنوز پابرجا می‌باشد و علی‌رغم مبارزات و مقاومت‌های گسترده‌ی خلق‌های ایرانی، هنوز توانسته که سلطه‌ی خویش را حفظ نماید، مدیون این ابزار است. البته ناگفته نماند که علل زیادی می‌توان برشمرد، ولی یکی از این علت‌ها بیگمان زورگویی، ظلم و بی‌رحمی نظام می‌باشد. هر نیرویی، هر شخصیتی، هر خلق و یا قشری که سعی در مبارزه دارد با خطر اعدام مواجه است. چه کارگر باشد، چه دانشجو و یا یک روستایی معمولی، چه سیاستمدار و یا روزنامه‌نگاری مشهور، وقتی برای نظام ایجاد خطر کرد، خطر اعدام نیز برای وی به میان خواهد آمد. نظام آنچنان در به کارگیری این ابزار ماهرانه به روایت بخشی می‌پردازد که به آسانی و بدون ترس از قیام مردمی یا موضعی بین‌المللی در برابر قتل‌عام‌هائی که از این طریق به راه انداخته، اقدام می‌نماید. دلایل رژیم شرعی و یا دلایل ملی – امنیتی هستند.

در ایران یکی از خلق‌هایی که بیشترین صدمات متعاقب از به کارگیری این راهکار غیر وجدانی و ضد انسانی را دیده، خلق کورد می‌باشد. هزاران جوان کورد اعم از زن و مرد به چوبه‌ی دار آویخته شده و جان باخته‌اند. مبارزین کورد، پیشمرگ‌ها، اسیران جنگ، فعالین مدنی، مخالفین، زنان و علمای دینی کورد همگی در لیست اعدام قرار گرفتند. طناب اعدام در کوردستان همیشه آویزان ماند، از دوره‌ی تاسیس نظام تا کنون روزانه کوردها اعدام می‌شوند. اعدام‌هایی که همیشه مورد خشم و اعتراض خلق‌مان قرار گرفت و هرگز عزم و اصرارشان را برای مبارزه تضعیف نکرد. بخصوص اعدام شدن رفقای ارجمندمان شیرین علم هولی، ماموستا فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان نقطه عطفی بود برای ابراز نارضایتی. در واقع این شهدا نه تنها بعلت اعدام شدن، قبل از اعدام نیز با اینکه خوب می‌دانستند به پای چوبه‌ی دار برده خواهند شد، با ایستار و برخوردی انقلابی و مبارزاتی‌ای که در طول زندگی و دوران زندان از خود نشان دادند، نه تنها در دل خلق کورد که تمامی خلق‌های ایران و آزادیخواهان سراسر جهان جای گرفتند. لذا شهادت آنها به انفجاری تبدیل شد. صدها جوان کورد، زن و مرد برای خونخواهی و انتقام آنها به صفوف مبارزه پیوستند. بسیاری نیز پرچم مبارزات آنها را در شرق کوردستان و ایران برافراشته و هنوز بر این راه قرار دارند.

راهکار و متدهایی که نظام در برابر کوردها اعمال می‌دارد، با شیوه‌های متنوع هنوز بر سر کارند. این در حالی‌ست که نارضایتی و مقاومتی که کوردها از خود نشان می‌دهند، اعدام‌ها از میان براشته نشده‌اند. کوردها در صحنه‌ی مبارزه از کوچکترین امکان و فرصتی استفاده کرده و برای بدست آوردن حقوق اولیه‌ی خود و آزادی و مدیریت خویش بسترسازی می‌کنند.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملت‌ها‌ی ایران در برابر تهدید دولت‌ها گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
علی‌رغم راهکار مسالمت‌آمیز و صلح‌جویانه‌ی خلق کورد، نظام با سرکوب، دستگیری، زندان و حبس با تمام توان بر آن است که از این وضعیت جلوگیری به عمل آورد. نظام ایران نیز همپای دولت فاشیستی ترکیه از این وضع واهمه دارد. آنها موجودیت خود را متکی به اختلاف و تناقض بین خلق‌ها ساخته‌اند. در چنین وضعیتی طرح آزادسازی خلق‌ها و هویت‌ها از سوی کوردها برایشان مخاطره‌آمیز می‌باشد. نظام ایران در سالهای اخیر بخصوص پس از جنگ‌هایی که منطقه را فراگرفت، به سیاست فشار و سرکوب خلق ها در داخل کشور بیشتر از گذشته می‌پردازد. کوچکترین اعتراض با کشتار پاسخ داده می‌شود. در قیام‌های آبان ماه، دی ماه و امسال نیز در خوزستان همان صحنه‌ها را شاهد شدیم. در شرق کوردستان کشتار نظام آنچنان شدید بود که هنوز عواقب بسیاری از گم شدگان نامعلوم است، هنوز بسیاری نیز در زندان‌ها یا شکنجه‌خانه‌ها هستند.

زنان ایرانی از فعالترین، پویاترین و دینامیکترین نیروی جامعه در این مقاومت‌ها هستند، زنان ایرانی را می‌توان در همه‌ی صحنه‌های نبرد و در ستیز با برخوردهای ضد اجتماعی و ضدزن نظام حاکم دید. آنها نه تنها برای خود مبارزه می‌کنند، بلکه علیه نابرابری، نظام طبقاتی و تبعیض‌های نژادی، علیه عملکردهای غیر دمکراتیک نظام، سیاست‌های فاسد و اقتصاد بحران‌زای نظام در صحنه‌ی مبارزه هستند. از این است که نظام، سرکوب زنان را در اولویت طرح‌های خود قرار داده است. سرکوب زنان نیز روش‌های متنوعی را شامل می‌شود. جامعه‌ی زن، خانواده‌ی زن و به طورکلی دنیای زن را به گرسنه ماندن محکوم گردانده، با بیماری رودررو گردانده و ناتوان باقی می‌گذارند. با ویروس‌های بدگمانی، بدبینی، پوچگرایی، جاسوس‌سازی و … از هم می‌پاشند. با ضعیف ساختن جامعه در صددند تا از نیروی زن کاسته و یا حداقل آن را غیرفعال سازند. از طرف دیگر مستقیما زنان هدف یورش هستند. قوه‌های مقننه، قضاییه و مجریه و تمامی نهادهای حاکمیت و بخصوص نیروهای نظامی در راستای سیاست تبعیض جنسیتی و جنسیت‌گرایانه‌ی زن ستیز، پایه‌ریزی شده و سیاست‌گذاری می‌کنند. در مقابل این وضع، واقعا دیدن زنان در میدان‌ها، قیام‌ها، شنیدن صدای آنها، شعارهای آنها برای ما تمام زنان مبارز نیز به نیرو و قوت تبدیل می‌شود. زنان این سرزمین نقش پیشاهنگی‌شان را در این مراحل سخت و دشوار مبارزه همچنان ایفا می‌کنند.

جامعه‌ی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بر مبنای پارادایم دمکراسی، اکولوژی و آزادی زنان در این وهله‌ی تاریخی در شرق کوردستان و ایران بشکلی فراگیر در حال مبارزه است. البته ما بر این باوریم که بستر و زمینه‌ی مبارزات ما را مبارزات تاریخی کوردستان و خلق‌های ایران تشکیل می‌دهند. حفظ ارزش و دستاوردهایی که ثمره‌ی تلاش و بدل‌های گران‌بهاست برای ما در حکم رکن اصلی مبارزه‌ می‌باشد. در این راستا برای دست یافتن به آزادی و دمکراسی خلق‌ها در ایران و شرق کوردستان، بخصوص حل مسائل و بحران‌های کنونی، تاریخ مبارزاتی ایران و کوردستان برای ما تجربه‌ساز خواهد بود. خطاها و نقص‌هایی که وجود داشتند، عدم اتحاد بین سازمان و نهادهای مبارزاتی، همچنین نحوه‌هایی که بکار گرفته شدند در راه رسیدن به هدف مانع‌ساز بودند. بدین علت همه‌ی مبارزین و نیروهای مقاومت‌گر نیز بایستی برای جبران نواقص گذشته و پیشگیری از تکرار آن‌ها در یک جبهه‌ی متحد و مبارزه‌ی مشترک جای بگیرند. کودار برای حل مسائل در شرق کوردستان و ایران طی بیانیه‌ای پروژه‌ای تحت عنوان نقشه راه ارائه داده بود. این نقشه راه طرحی بلند مدت است که برای عملی‌سازی و اجرایی شدن آن مبارزات گسترده‌ای نیاز است. برای رسیدن به کوردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک، برای جلوگیری از اعدام و برساخت نظامی دمکراتیک، نیاز است همه‌ی جوامع و ملیت‌های ایرانی و شرق کوردستان نیز در این مبارزه همرزم و همراهمان باشند تا بتوانیم به خواست و مطالبات مشروع و حق‌طلبانه‌ی جامعه دست یابیم.



pjak.eu



🆔 @GozarDemocratic
نەخۆشخانە کەیسی بەرکەوتووانی چەکی کیمیایی بەرواری باڵا پەردەپۆش دەکات


ئەندامێکی ئەو خێزانەی کە لە بۆردوومانەکەی بەرواری باڵا ژەهراویی بوون دەڵێت’تەندروستی خێزانەکەی هێشتا ناجێگیرە’، ئاشکراشی دەکات لای دەستەی مافی مرۆڤ سکاڵایان تۆمارکردووە، بەڵام نەخۆشخانە کەیسەکەیان پەردەپۆش دەکات و لە ڕاپۆرتەکانیاندا دیارییان نەکردووە، کە بەهۆی چەکی کیمیاییەوە ژەهراویی بوون.

جیهاد عەبدوڵا، ئەو هاوڵاتییەی گوندی هرور، کە دایک و باوک و خوشکێکی، لە ڕۆژی چواری ئەیلول بەهۆی بۆردوومانی فڕۆکەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەرەوە ژەهراویی بوون، دوایین زانیاریی لەسەر دۆخی تەندروستی بەرکەوتوان و کەیسەکەیان، بە ڕۆژنیوز دەدات.



جیهاد عەبدوڵا، باسی لەوە کرد، “ئێستا هیچ کام لە بەرکەوتووەکان لە نەخۆشخانە نەماون و لەماڵەوەن، بەڵام هێشتا بارودۆخی تەندروستی دایک، باوک و خوشکەکەم نا جێگیرە و بەهۆی کاریگەریی ژەهری بۆمبەکەوە گێژدەبن و بیناییان نا ڕوونە”.

ئەو هاوڵاتییە نیگەرانە لە بێدەنگیی و نەبوونی هەڵوێست لە بەرامبەر کەیسەکە و وتی: ئەم کەیسەی ئێمە هیچی کەمتر نییە لە کیمیابارانکردنی هەڵەبجە، بەڵام بەداخەوە پشتگوێخراوە، ئێمە لە مافی مرۆڤ سکاڵامان تۆمارکردووە، بەڵام نەخۆشخانە ڕاپۆرتێکی دروستمان پێنادات وەکو بەڵگە بەکاریی بهێنین.

ئەو خێزانە چەند جارێک هەوڵیانداوە ڕاپۆرتی پزیشکیی دروست وەربگرن، بەڵام “نەخۆشخانە ڕوونی ناکاتەوە، کە بە ژەهری چەکی کیمیایی وایان لێهاتووە و دەڵێن بارودۆخیان باشە و کێشەیان نییە”، جیهاد وای وت.

جیهاد عەبدوڵآ، لە لێدوانێکی پێشووی بۆ ڕۆژنیوز ئەوەی ڕاگەیاندبوو، کە لە نەخۆشخانە پزیشکەکان ئاشکرایان کردووە، کە ژەهراویی بوونە و دەرمانی دژە ژەهریان پێداون، بەڵام بۆیان ڕوون نەکردوەتەوە کە کیمیاوییە.

فڕۆکە جەنگییەکانی دەوڵەتی تورکی داگیرکەر، چواری ئەم مانگە، ناوچەی بەرواری باڵای سەربە پارێزگای دهۆکی بۆردوومان کرد، بەگوێرەی زانیارییەکان دەوڵەتی تورک لە بۆردومانەکەدا چەکی کیمیایی بەکار هێناوە و سێ هاوڵاتیی گوندی هرور بەهۆی ئەو بۆردومانەوە ژەهراویی بوون.


ڕۆژنیوز



🆔 @GozarDemocratic
Forwarded from Stêrk TV (Sterk Kurdish TV)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Endamê Komîteya Rêveber a PKK'ê Dûran Kalkan:

'Hedefa me ew e em sala 2. a pêngavê bikin sala serkeftinê'

#Kurdistan #DemDemaAzadiyeYe

◾️ تفاوت رهیافت و متدلوژی سعی رهایی کوردها، با صهیونیزم!؟

سرمایە یهود یا همان صهیونیزم برای رسیدن بە دولت و تشکیل کشور خود (اسرائیل) دست بە ترفندسازی ناسیونالیسم و دولت-ملت سازی زد، آن را بە الگویی جهانی تبدیل کرد تا زمینە مشروعیت بخشی بە ایجاد دولت-ملت و ساخت کشورش مهیا گردد،‏ این ترفند شاید در پایان جنگ جهانی دوم منجر بە دستیابی بە تشکیل اسرائیل و ساخت دولت-ملت یهود گردید، ولی تا ایجاد آن بزرگترین کشتار و قتل و عام را خود ملت یهود متحمل شد، از سوی دیگر این ترفند باعث قتل و عامهای مضاعف فرهنگی و فیزیکی بسیاری از ملت ها و جوامع دیگر شد.

قتل و عام و بحران زادە از این ترفند هنوز هم، بویژه در خاورمیانە ادامە دارد و بقا و اسایش یهود نیز همچنان در معرض تهدید است.

کورد آزاد بجای تبعیت از ناسیونالیسم و مدل دولت-ملت، با گرایش و طرح ملت-دمکراتیک و تلاش انقلابی، در قرن بیست و یکم میتواند هم به رهایی ملی و ‏آزادی میهن خود کوردستان دست یابد، هم ضمینه خاورمیانەای دمکراتیک را کە دستیابی همە خلق ها را بە رهایی و تضمین آن ممکن گرداند، تمهید نماید. از جمله خلق یهود هم.

بدون تردید ملت یهود هم باید برعکس آنچه که تاکنون صهیونیسم کرده، برای تضمین بقای خود در برابر رهایی دیگر خلق‌های منطقه ‏مانع سازی نکند و حتی برعکس برای خاورمیانه‌ای دمکراتیک و آزاد تمام نیرو و فرصت های خود را بکار ببندد، ملتهای منطقه نیز باید هوشیار باشند که در دام یهود هراسی‌ که آگاهانه به آن دامن زده شده است، نیفتند. خاورمیانه آزاد و دمکراتیک میتواند در موازات با آزادی و رهایی‏ دیگر خلق‌های منطقه، آزادی و رهایی ملت یهود را نیز بعنوان یکی از خلق‌های قدیمی منطقه میسر و تضمین گرداند.

در واقع صهیونیسم، امویسم، عثمانیسم، صفویسم که میخواهند در قرن بیست و یکم با برگی نو خود را باز تولید نمایند، برای منطقه اسباب تهدید هستند، نه آزادی و رهایی خلقی مشخص!

#اهون_چیاکو


🔸 ڕێگا و ڕێباز (راە و روش)

https://t.me/regaurebaz
♦️ پیام سید نصرالدین حیدری درباره رشد کاشت مواد مخدر در مناطق یارساننشین گوران، قلخانی و سنجاوی

♦️ ایشان خواهان هوشیاری بیشتر مردم بوده و هشداری نسبت بە مبدل نشدن به ابزار سودجویان و دشمن دادە است.

♦️ پلاتفۆرم یارسان

https://t.me/platformyarsan
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان

مریم فتحی


🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان مریم فتحی 🆔 @GozarDemocratic
مکانیزم دفاعی زنان؛ تشکیلات زنان

مریم فتحی


دنیای امروز ما و بیشتر سرزمین‌های امروزی با معضلات بسیار اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبرو هستند کە نتیجە بحران سیستم مرد _ پدر سالار سرمایه‌داری می‌باشد. بسیاری از قشرهای فعال جوامع بە این مهم رسیدەاند کە گذار از این سیستم و نجات جامعە انسانی و اکوسیستم مستلزم اتحاد لایەهای موجود در جامعە بە پیشاهنگی زنان و خلق‌های تحت ستم است. اما مهم این‌است کە اتحاد بر چە اصول و پایەهایی شکل بگیرد تا اگر درد مشترک را مبنا قرار دهیم جواب بە سوالاتی همچون از کجا آمدەایم؟, در چە برهە‌ی زمانی و مکانی قرار داریم و بە کجا می خواهیم برسیم؟ ضروری خواهد بود. باید بە این مهم واقف بود؛ خاورمیانە کە مهد تمدن بشری بود امروز در اثر بهرەبرداری‌های ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک سیستم امپریالیستی و سرمایەداری، سیستم جنگ‌افروز و منفعت‌طلب جهانی و منطقەای، دولت _ ملت‌های مرد سالار، اشغالگر، بنیادگرا، فاشیست و مرتجع در آتشی مهیب می سوزد. زنان نیز قربانیان اصلی این بحران فاجعەبار هستند، زنانی با ملیت‌ و هویت‌های متفاوت از ملت‌های حاکم نە تنها از سوی این سیستم ضد انسانی و ضد زن، بلکە توسط دیدگاه فمینیستی کلونیال زنان مرکزگرا کە خود نیز قربانی آنند، مواجە می‌گردند. نباید از قلم انداخت کە کلونیالیزم و اشغالگری تنها شامل خاک نمی‌شود. بلکە پرورش، اقتصاد، فرهنگ، تاریخ و حتی طبیعت و اکولوژی را هم در بر می‌گیرد. سرزمینی اشغال شدە جایی است کە مورد تهاجمی همە جانبە از سوی اشغالگر قرار گرفتە و با تهی کردن جامعە از طبیعت و امکان زیست، آن را تماما بردە‌ می‌نماید. این بردگی جوامع را نمی‌توان جدای از بردگی هزاران سالە‌ی زنان دانست. این بردگی زمانی آغاز گشت کە سیستم مردسالار خود را مالک زن و طبیعت خواند و نتیجەاش بحران امروزی دنیایی است کە اکنون سراسر عرصه‌های حیات این جهان را احاطه نموده است. دنیائی کە هر روز دیوار مرزهای گماشته شدە میان انسان‌ها را بلند و مستحکم‌تر می‌کند و دیگر انسان زیر سایە‌ی این سیستم چیزی نیست بە جز کُدی کە با ارقام و گاها با چند حرف الفبایی بستە بە طبقەبندی سیستم حاکم جهانی جایش و حتی درجە‌ی اهمیت داشتن یا نداشتن حق زندگی را برایش تعیین می کنند.

سیستمی کە در ایران حاکم است نە تنها خصوصیات سرمایه‌داری مردسالار را مبنای ایدئولوژیکی نظام سیاسی – مدیریتی خود قرار دادە، بلکه سعی در پیاده‌سازی ذهنیت آن در تمامی بافت‌های جامعە دارد. بلکە سیستمی است کە با اشغال سرزمین ملت‌های مختلف و انکار هویت آن‌ها در صدد اجرای سیاست نسل‌کشی و آسیمیلاسیون جهت از بین بردن این جوامع است.نظام حاکم بر ایران، بر مبانی بنیادگرایی مذهبی و اجرای قوانین بر پایە‌ی شریعت هر چە بیشتر جوامع را بە سوی عقب‌ماندگی سوق میدهد. نظامی کە با آموزش و پرورش ایدئولوژی و مبانی تفکراتیش را میان جامعه به عنوان یک ضد فرهنگ پرداخته و با سیاست‌های ضد اقتصادی خود، جامعه و تمامی کارکردهای آن را فلج نموده و انسان‌ها را بە نیروی کار بدون دستمزد، فقیر و از ناف به خود وابستە‌ می‌نمایند. این رژیم با در اختیار داشتن ارتش، سازمان‌های اطلاعاتی – امنیتی و تسلیحاتی سعی در اختناق هر صدائی که قصد اعتراضی ‌نماید، از هیچ تلاش غیر اخلاقی رویگردان نیست. این نظام در عین حال نقش ابزار و راهکاری جهت مظلوم‌نمائی سیمای پلید خود در داخل و خارج از ایران را بر عهده نهاد صدا و سیما سپرده است.

در این درهم تنیدگی و پیچیدگی وضعیت کە ملت‌های تحت حاکمیت اشغالگری ایران و در رأس آن زنان قرار دارند ضرورت تشکیل یک جبهە‌ی دمکراتیک بر مبنای آزادی زنان هر چە بیشتر به چشم می‌خورد. جبهەای کە تمامی نُرمهای حاکمیت را نقد و از توان ارائه و پیشبرد نظام و کارکردهای آلترناتیڤ مناسب نیز برخوردار است. نرم‌هایی از قبیل کنترل بر بدن زن و جنسیت گرایی، نرمالیزە کردن و تثبیت این تفکر کە تنها مردان توان کنترل اقتصاد، مدیریت و نیروهای سیاسی – نظامی را دارند و با پیش بردن نظامی تمامیت‌خواه و تئوکرات، در شخصیت زنِ بردە، جامعە را نیز بردە‌ی خود می گردانند. نیاز جبهەای کە هم در برابر سیاست‌های جهانی و هم منطقەای با تکیە بر نیروی ذاتی جامعە با محوریت آزادی زن و اکولوژی بتواند هم جوابگوی نیازها و مطالبات جوامع بودە و هم در راه دموکراتیزاسیون جامعە نقش پیشاهنگی را ایفا کند. ضرورت تشکیل چنین جبهە‌ی سازماندهی شدەای بعد از خیزش‌های مردمی سال‌های اخیر در کوردستان، بلوچستان، اقلیم الاحواز و… اعتصابات کارگری، دانشجویی، معلمین در سطح سراسر ایران بر کسی پوشیده نمانده و این نیاز حیاتی با واگذاری افغانستان بە طالبان توسط نیروهای امپریالیزم جهانی را می‌توان هر چە بیشتر احساس نمود.