پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
🆔 @GozarDemocratic
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد. 🆔 @GozarDemocratic
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار اعلام نمود که مقاومت در مناطق حفاظتی میدیا که اشغال آن هدف نخستین دشمن به شمار رفته و از اهمیتی استراتژیک برخوردار است، به پیروزی رسیده است. کوچگری در این باره افزود: پیروزی در مناطق حفاظتی میدیا، به تضمین حضور گریلا میانجامد. این مهم هم تامین کننده حیات آزاد برای خلقمان، زنان و ذهنیت ملت دمکراتیک و توسعه بخش آن خواهد بود.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار در گفتگویی با خبرگزاری فرات نیوز اظهار داشت که تلاشهای دولت ترک برای اشغالگری که از ماه فوریه در گاره اغاز شد، در ۲۳ آوریل گسترش پیدا کرده و ۵ ماه از حمله به مناطق حفاظتی میدیا میگذرد. در طول ۸ ماهی که حمله آغاز شده است، ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/م.ه.پ تصور میکرد که میتواند در باشور کوردستان حضور خود را همیشگی کند و در ترکیه و خاورمیانه حاکمیت خود را در گسترش دهد. در این باره هم از تمام فرصتها و امکانات خود برای جنگ ویژه روانی استفاده کرد. در این مدت از هیچیک از قوانین و حقق جنگی تبعیت نکرده، از سلاح شیمیایی هم استفاده کرده است. جغرافیای کوردستان و مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده و به روستاها و مناطق زیست انسانی آسیب وارد کرده و غارت باشور کوردستان همچنان ادامه دارد، در باکور کوردستان، در تمام مناطقی که خلقمان زندگی میکند، فشار و سرکوب فیزیکی و شکنجه، فشارهای اقتصادی، فرهنگی را افزایش دادهاند. فشارهای آنها به گونهای افزایش یافته است که در جامعه نمیتوان کسی را یافت که دستگیر و بازداشت نشده باشد، در زندانها هم برای درهم شکستن اراده خلق به هر اقدامی دست میزنند. با تحریک امواج نژادپرستانه تعمدا در خانهها، مدارس، کارگاهها و حتی در خیابانها، دست به قتل کورد زده و آن را به وضعیتی عادی تبدیل کردهاند.
کوچگری در رابطه با سکوت مجامع بینالمللی نیز افزود: چنین سکوتی به معنای تصویب و پذیرش طرح نابودی کورد است. در واقع ناتو با تکنولوژی و همکاریهای لجستیکی خود تحت عنوان کمک به پناهندگان، آشکارا نشان میدهد که ائتلاف بینالمللی مانند ائتلاف سال ۱۹۹۹ وارد مرحله اجرا شده است. وضعیت پارت دمکرات کوردستان و سکوت حکومت عراق هم بر این اساس است. در صورتی که حملات صورت گرفته علیه بیمارستان شنگال در جای دیگری روی میداد، قیامتی بر پا میشد. این اقدام جنایت جنگی بود و در چارچوب توطئه بینالمللی برای خاتمه دادن به جنبش آزادی کوردستان بود. پارت دمکرات کوردستان که ستون محلی این حمله است، همکاریهای خود با دولت ترک را اکنون عیان کرده و نشان میدهد که هیچگاه منافع ملی خود را مبنای فعالیتهای خود قرار نمیدهد. به این معنا، فرایند حمله مداوم از یک عملیات موقتی فرا رفته و در نتیجه این همکاریهاست. بدون تردید این حملات مقطعی نبوده و در جریان این فرایند است که سرنوشت و تقدیر همه مشخص خواهد شد.
در رابطه با حملات کنونی به مناطق متینا، زاپ و آواشین، پلشین کوچگری اظهار داشت: در واقع این حملات در نتیجه طرحی درازمدت شکل گرفته است. اگر خط متینا، زاپ و آواشین را اشغال کنند، میتوانند بر منطقه بیشتر تسلط پیدا میکنند، برای آنکه بتوانند به اهداف خود در گاره، شنگال و مخمور دست پیدا کنند، میخواهند به آوانتاژ دست یابند. تا از این طریق هم به نیروهای گریلا آسیب وارد کنند و هم مناطقی را که در داخل باشور کوردستان قرار دارند، تحت کنترل کامل خود قرار دهند. در این هدف آنها فقط نابودی پ.ک.ک نیست، در باشور هم اکنون اجازه حضور هیچ کورد مستقلی را نمیدهند و تلاش میکنند همه را تحت کنترل خود قرار دهند. از این طریق میخواهند تمام دینامیسمهای کوردی را از میان بردارند. و این مسئلهای است که رهیری باشور کوردستان آن را درک نمیکند. آگاهی ملی کورد، آزادی را هدف مستقیم خود قرار دادهاند. به همین دلیل میتوان گفت که تمام خلق کورد و کوردستان را هدف قرار دادهاند. به همین دلیل است که علیرغم آنکه به اهداف خود دست پیدا نکردهاند، اما برای کسب اهداف خود همچنان تلاش میکنند.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که این حمله بیش از چهار ماه است که ادامه دارد. همراه با تکنولوژی، شمار فراوانی از نظامیان و تبهکاران را هم بکار گرفتهاند. وی در ادامه افزود: میدان و مواضعی را که مورد هدف قرار میدهند، از آسمان مورد حمله قرار میدهند. در مناطقی که مستقر میشوند، در مناطق استراتژیک، دشمن دوربین و دستگاههای ردیابی را کار گذاشته است.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار اعلام نمود که مقاومت در مناطق حفاظتی میدیا که اشغال آن هدف نخستین دشمن به شمار رفته و از اهمیتی استراتژیک برخوردار است، به پیروزی رسیده است. کوچگری در این باره افزود: پیروزی در مناطق حفاظتی میدیا، به تضمین حضور گریلا میانجامد. این مهم هم تامین کننده حیات آزاد برای خلقمان، زنان و ذهنیت ملت دمکراتیک و توسعه بخش آن خواهد بود.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار در گفتگویی با خبرگزاری فرات نیوز اظهار داشت که تلاشهای دولت ترک برای اشغالگری که از ماه فوریه در گاره اغاز شد، در ۲۳ آوریل گسترش پیدا کرده و ۵ ماه از حمله به مناطق حفاظتی میدیا میگذرد. در طول ۸ ماهی که حمله آغاز شده است، ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/م.ه.پ تصور میکرد که میتواند در باشور کوردستان حضور خود را همیشگی کند و در ترکیه و خاورمیانه حاکمیت خود را در گسترش دهد. در این باره هم از تمام فرصتها و امکانات خود برای جنگ ویژه روانی استفاده کرد. در این مدت از هیچیک از قوانین و حقق جنگی تبعیت نکرده، از سلاح شیمیایی هم استفاده کرده است. جغرافیای کوردستان و مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده و به روستاها و مناطق زیست انسانی آسیب وارد کرده و غارت باشور کوردستان همچنان ادامه دارد، در باکور کوردستان، در تمام مناطقی که خلقمان زندگی میکند، فشار و سرکوب فیزیکی و شکنجه، فشارهای اقتصادی، فرهنگی را افزایش دادهاند. فشارهای آنها به گونهای افزایش یافته است که در جامعه نمیتوان کسی را یافت که دستگیر و بازداشت نشده باشد، در زندانها هم برای درهم شکستن اراده خلق به هر اقدامی دست میزنند. با تحریک امواج نژادپرستانه تعمدا در خانهها، مدارس، کارگاهها و حتی در خیابانها، دست به قتل کورد زده و آن را به وضعیتی عادی تبدیل کردهاند.
کوچگری در رابطه با سکوت مجامع بینالمللی نیز افزود: چنین سکوتی به معنای تصویب و پذیرش طرح نابودی کورد است. در واقع ناتو با تکنولوژی و همکاریهای لجستیکی خود تحت عنوان کمک به پناهندگان، آشکارا نشان میدهد که ائتلاف بینالمللی مانند ائتلاف سال ۱۹۹۹ وارد مرحله اجرا شده است. وضعیت پارت دمکرات کوردستان و سکوت حکومت عراق هم بر این اساس است. در صورتی که حملات صورت گرفته علیه بیمارستان شنگال در جای دیگری روی میداد، قیامتی بر پا میشد. این اقدام جنایت جنگی بود و در چارچوب توطئه بینالمللی برای خاتمه دادن به جنبش آزادی کوردستان بود. پارت دمکرات کوردستان که ستون محلی این حمله است، همکاریهای خود با دولت ترک را اکنون عیان کرده و نشان میدهد که هیچگاه منافع ملی خود را مبنای فعالیتهای خود قرار نمیدهد. به این معنا، فرایند حمله مداوم از یک عملیات موقتی فرا رفته و در نتیجه این همکاریهاست. بدون تردید این حملات مقطعی نبوده و در جریان این فرایند است که سرنوشت و تقدیر همه مشخص خواهد شد.
در رابطه با حملات کنونی به مناطق متینا، زاپ و آواشین، پلشین کوچگری اظهار داشت: در واقع این حملات در نتیجه طرحی درازمدت شکل گرفته است. اگر خط متینا، زاپ و آواشین را اشغال کنند، میتوانند بر منطقه بیشتر تسلط پیدا میکنند، برای آنکه بتوانند به اهداف خود در گاره، شنگال و مخمور دست پیدا کنند، میخواهند به آوانتاژ دست یابند. تا از این طریق هم به نیروهای گریلا آسیب وارد کنند و هم مناطقی را که در داخل باشور کوردستان قرار دارند، تحت کنترل کامل خود قرار دهند. در این هدف آنها فقط نابودی پ.ک.ک نیست، در باشور هم اکنون اجازه حضور هیچ کورد مستقلی را نمیدهند و تلاش میکنند همه را تحت کنترل خود قرار دهند. از این طریق میخواهند تمام دینامیسمهای کوردی را از میان بردارند. و این مسئلهای است که رهیری باشور کوردستان آن را درک نمیکند. آگاهی ملی کورد، آزادی را هدف مستقیم خود قرار دادهاند. به همین دلیل میتوان گفت که تمام خلق کورد و کوردستان را هدف قرار دادهاند. به همین دلیل است که علیرغم آنکه به اهداف خود دست پیدا نکردهاند، اما برای کسب اهداف خود همچنان تلاش میکنند.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که این حمله بیش از چهار ماه است که ادامه دارد. همراه با تکنولوژی، شمار فراوانی از نظامیان و تبهکاران را هم بکار گرفتهاند. وی در ادامه افزود: میدان و مواضعی را که مورد هدف قرار میدهند، از آسمان مورد حمله قرار میدهند. در مناطقی که مستقر میشوند، در مناطق استراتژیک، دشمن دوربین و دستگاههای ردیابی را کار گذاشته است.
گذار دموکراتیک
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد. 🆔 @GozarDemocratic
از این طریق و کنترل هوایی است که میخواهند نیروهای گریلا را کنترل کنند، تحرکات گریلا را شناسایی کنند، نیروی تهاجمی گریلا را کاهش داده و به نتایجی دست پیدا کنند. دشمن تلفات خود را رسانهای نمیکند. با حضور خود در منطقه میخواهند که از حضور گریلا در منطقه بکاهند و به اشغالگری مشروعیت ببخشند. به همین دلیل، نظامیانی که در منطقه حضور دارند، بیش از آنکه یک نیروی جنگی باشند، نیروی کشف و جستجو و کنترل و تماس است.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت که دشمن شیوه حرکت خود را تغییر داده است، شبانه دست به حرکت میزنند، تجمع ندارند، در گروههای دو نفره حرکت میکنند و از این طریق اهداف کوچکی برای گریلا محسوب میشوند. به فعالیت تجسسی پرداخته و سخنان مردم را شنود میکنند. گروههای مخفی را فعال میکنند. بویژه در مواضع استراتژیک ما که میخواهند ان را به اشغال دربیاورند، اینگونه حرکت میکنند، مانند محاصره یک قلعه، مواضع ما را محاصره میکنند و تلاش میکنند ارتباط مواضع ما را با نقاط دیگر قطع کنند. و در نهایت تلاش میکنند تا این مواضع استراتژیک را از طریق بمباران هوایی، بمب و سلاحهای شیمیایی که دامنه استفاده از آن روز بروز افزایش پیدا میکند، اشغال کنند. تلاش میکنند هوالانی را که در داخل مشغول دفاع هستند به شهادت برسانند، یا برای درهم شکستن آنان، خواهان تسلیم آنان هستند.
۵ ماه است که دشمن از حد نهایی فرصت و امکانات خود استفاده کرده است، تلاش کرده است تا به نتیجه برسد. اما تا کنون هیچ موفقیتی کسب نکرده است. آواشین، مام رشو، در زاپ، جیلوی کوچک، در متینا و زندوره به کابوسی برای دشمن مبدل شده است. واقعیت شکست ارتش در مقابل یگانهای گریلا نشان میدهند که ارتش ترک تنها به تمجید از خود به عنوان قدرتمندترین ارتش ناتو دست میزند. علیرغم محاصره، رفقای ما با استفاده از حداقل امکانات، در استحکامات نه چندان مطمئن خود، مدت ۱۰ روز با روحیه و ارادهای آپویی تا آخرین نفس مفاومت کرده و ارتش ترک را که روحیه خود را از دست داده است، ایثارگری و قدرت خود را بار دیگر نشان داده است. عین این وضعیت در جیلوی کوچک و تپههای زندوره هم روی داده است. دشمن این مواضع را با بمباران شیمیایی مورد هدف قرار داده است، دست زدن به حمله شیمیایی نشان میدهد که دشمن در مقابل نیروهای قهرمان ما شکست خورده است. خارج از این مناطق، دشمن در مناطقی که از ابتدای این عملیات در آنجا مستقر شده است، قدمی نتوانسته است پیشروی کند. سه ماه است که برای اشغال مواضع مستقر در کوهپایههای ورخله، مواضع تپه سور، از تمام فرصتها و امکانات خود استفاده کرده است، با این وجود نتوانسته است که اراده پولادین هوالان ما را که بر اساس خط مشی زیلان شکل گرفته است، در هم بکشند.
علیرغم تمام این تلاشها هم، نتوانستهاند مانع از اقدامات و عملیاتهای زمینی هوالان ما شوند، با عملیاتهای هوالانمان در خاکورک، گوَر تا اندازهای حملات آنها تحت تاثیر قرار گرفته است. مقاومت نیروهای گریلا همچنان ادامه داشته و تمام محاسبات آ.ک.پ را نقش بر آب ساختهاند. و به این معناست که تمام محاسبات آنها اشتباه بوده است. آنها اینگونه حساب کرده بودند که تا تابستان تمام مناطق حفاظتی میدیا را اشغال کرده و سپس میتوانند شنگال، روژآوا را هدف قرار بدهند. اما این محاسبات نقش بر آب شدهاند. ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/ م.ه.پ چون تمام محاسبات خود را اشغال مناطق گریلا قرار داده بود، علیرغم تمام کمکهای سیستم، اکنون دچار وضعیتی شده است که نمیتواند از آن خارج شود. یعنی ترکیه را وارد باتلاقی کردهاند. به این منظور هم از وضعیت ژئوپولتیک منطقه، از آوارگان و تبهکاران بهرهبرداری کرده و هم اکنون این وضعیت به وضعیت اضمحلال رژیم ترک تبدیل شده است. سیمای واقعی ا.ک.پ که اخیرا محاسبات انها در مورد افغانستان هم نقش بر آب شده است، وضعیت آنها را که مانند حبابی است نشان میدهد. و این ضعیت در نتیحه مقاومت و موضعگیری گریلاهایی شکل گرفته است که با روحیه فدایی آپویی، اراده و عقلانیت گریلا را نشان دادهاند.
یعنی نبرد ما در مناطق حفاظتی میدیا ادامه دارد و دشمن تلاش میکند تا آینده و سرنوشت این نبرد را خود معلوم کند. زیرا مناطق حفاظتی میدیا مناطقی هستند که گریلاهای مدرنیته دمکراتیک خود را در این نواحی مجددا سازماندهی کرده و تمام تاکتیکهایشان را پیروزمندانه انجام دادهاند. به همین دلیل است که این مناطق هدف اصلی دشمن بودهاند. این حمله هم در فرایندی است که توطئه بینالمللی برای بار دوم آغاز شده و میخواهند که مناطق گریلا را تصرف کرده و همین مسئله بر اهمیت استراتژیک این مناطق بیش از پیش میافزایند. به همین دلیل است پیروزی ما در مناطق حفاظتی میدیا، تامین کننده موجودیت گریلا خواهد بود.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت که دشمن شیوه حرکت خود را تغییر داده است، شبانه دست به حرکت میزنند، تجمع ندارند، در گروههای دو نفره حرکت میکنند و از این طریق اهداف کوچکی برای گریلا محسوب میشوند. به فعالیت تجسسی پرداخته و سخنان مردم را شنود میکنند. گروههای مخفی را فعال میکنند. بویژه در مواضع استراتژیک ما که میخواهند ان را به اشغال دربیاورند، اینگونه حرکت میکنند، مانند محاصره یک قلعه، مواضع ما را محاصره میکنند و تلاش میکنند ارتباط مواضع ما را با نقاط دیگر قطع کنند. و در نهایت تلاش میکنند تا این مواضع استراتژیک را از طریق بمباران هوایی، بمب و سلاحهای شیمیایی که دامنه استفاده از آن روز بروز افزایش پیدا میکند، اشغال کنند. تلاش میکنند هوالانی را که در داخل مشغول دفاع هستند به شهادت برسانند، یا برای درهم شکستن آنان، خواهان تسلیم آنان هستند.
۵ ماه است که دشمن از حد نهایی فرصت و امکانات خود استفاده کرده است، تلاش کرده است تا به نتیجه برسد. اما تا کنون هیچ موفقیتی کسب نکرده است. آواشین، مام رشو، در زاپ، جیلوی کوچک، در متینا و زندوره به کابوسی برای دشمن مبدل شده است. واقعیت شکست ارتش در مقابل یگانهای گریلا نشان میدهند که ارتش ترک تنها به تمجید از خود به عنوان قدرتمندترین ارتش ناتو دست میزند. علیرغم محاصره، رفقای ما با استفاده از حداقل امکانات، در استحکامات نه چندان مطمئن خود، مدت ۱۰ روز با روحیه و ارادهای آپویی تا آخرین نفس مفاومت کرده و ارتش ترک را که روحیه خود را از دست داده است، ایثارگری و قدرت خود را بار دیگر نشان داده است. عین این وضعیت در جیلوی کوچک و تپههای زندوره هم روی داده است. دشمن این مواضع را با بمباران شیمیایی مورد هدف قرار داده است، دست زدن به حمله شیمیایی نشان میدهد که دشمن در مقابل نیروهای قهرمان ما شکست خورده است. خارج از این مناطق، دشمن در مناطقی که از ابتدای این عملیات در آنجا مستقر شده است، قدمی نتوانسته است پیشروی کند. سه ماه است که برای اشغال مواضع مستقر در کوهپایههای ورخله، مواضع تپه سور، از تمام فرصتها و امکانات خود استفاده کرده است، با این وجود نتوانسته است که اراده پولادین هوالان ما را که بر اساس خط مشی زیلان شکل گرفته است، در هم بکشند.
علیرغم تمام این تلاشها هم، نتوانستهاند مانع از اقدامات و عملیاتهای زمینی هوالان ما شوند، با عملیاتهای هوالانمان در خاکورک، گوَر تا اندازهای حملات آنها تحت تاثیر قرار گرفته است. مقاومت نیروهای گریلا همچنان ادامه داشته و تمام محاسبات آ.ک.پ را نقش بر آب ساختهاند. و به این معناست که تمام محاسبات آنها اشتباه بوده است. آنها اینگونه حساب کرده بودند که تا تابستان تمام مناطق حفاظتی میدیا را اشغال کرده و سپس میتوانند شنگال، روژآوا را هدف قرار بدهند. اما این محاسبات نقش بر آب شدهاند. ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/ م.ه.پ چون تمام محاسبات خود را اشغال مناطق گریلا قرار داده بود، علیرغم تمام کمکهای سیستم، اکنون دچار وضعیتی شده است که نمیتواند از آن خارج شود. یعنی ترکیه را وارد باتلاقی کردهاند. به این منظور هم از وضعیت ژئوپولتیک منطقه، از آوارگان و تبهکاران بهرهبرداری کرده و هم اکنون این وضعیت به وضعیت اضمحلال رژیم ترک تبدیل شده است. سیمای واقعی ا.ک.پ که اخیرا محاسبات انها در مورد افغانستان هم نقش بر آب شده است، وضعیت آنها را که مانند حبابی است نشان میدهد. و این ضعیت در نتیحه مقاومت و موضعگیری گریلاهایی شکل گرفته است که با روحیه فدایی آپویی، اراده و عقلانیت گریلا را نشان دادهاند.
یعنی نبرد ما در مناطق حفاظتی میدیا ادامه دارد و دشمن تلاش میکند تا آینده و سرنوشت این نبرد را خود معلوم کند. زیرا مناطق حفاظتی میدیا مناطقی هستند که گریلاهای مدرنیته دمکراتیک خود را در این نواحی مجددا سازماندهی کرده و تمام تاکتیکهایشان را پیروزمندانه انجام دادهاند. به همین دلیل است که این مناطق هدف اصلی دشمن بودهاند. این حمله هم در فرایندی است که توطئه بینالمللی برای بار دوم آغاز شده و میخواهند که مناطق گریلا را تصرف کرده و همین مسئله بر اهمیت استراتژیک این مناطق بیش از پیش میافزایند. به همین دلیل است پیروزی ما در مناطق حفاظتی میدیا، تامین کننده موجودیت گریلا خواهد بود.
گذار دموکراتیک
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد. 🆔 @GozarDemocratic
آنهم به تامین حیات آزادی منجر میشود آزادی خلقمان، زنان و عقلانیت ملت دمکراتیک را تحقق میبخشد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic
جەماوەری ئازادیخواز وڵاتپاریز و یەکسانیخوازی دانیشتووی وڵاتی فینلەند!
ئێمە داوا لە هەموو ڕێکخراو و حیزبە سیاسیەکانی هەر چوار پارچەی کوردستان دەکەین بە بێ جیاوازی و بەدوور لە هەر بیرکردنەوەیەکی سیاسی، بەمەبستی بابەتێکی هاوبەش و هەستیار، کە هەر هەموو حیزبەکان تێیدا هاوچارەنوسن، بەشداری ڕێپێوانی ناڕازی دژ بە هێرشەکانی ئەم دواییەی کۆماری سێدارەی ئێران بۆ سەر خاکی باشوری کوردستان و هێزە نەیارەکانی دەوڵەتی ئێران بکەن.
ناونیشانی چالاکی:
ویستگهی میترۆی
کولوساری KULOSAARI METRO ASEMA
و لەوێوە بەرەو باڵۆێزخانەی ڕژێمی نەگریسی کۆماری ئیسلامی
کات: رۆژی هەینی ١٧-ی مانگی سێپتامبەری ٢٠٢١
کاتژمێر ١٦:٠٠
PAIKKA : KULOSAARI
METRO ASEMA
PÄIVÄMÄÄRÄ : 17.09.2021
KLO : 16:00
وێڕای سڵاو و ڕێزی شۆڕشگێرانه
پارتی ژیانی ئازادی کوردستان، PJAK
کۆمەڵە ڕێکخراوی کوردستانی حیزبی کۆمۆنیستی ئێران، ( KOMALA-CPI )
ناوەندی کۆمەڵگای دیموکراتیکی کوردستان (NCDK )
🆔 @GozarDemocratic
ئێمە داوا لە هەموو ڕێکخراو و حیزبە سیاسیەکانی هەر چوار پارچەی کوردستان دەکەین بە بێ جیاوازی و بەدوور لە هەر بیرکردنەوەیەکی سیاسی، بەمەبستی بابەتێکی هاوبەش و هەستیار، کە هەر هەموو حیزبەکان تێیدا هاوچارەنوسن، بەشداری ڕێپێوانی ناڕازی دژ بە هێرشەکانی ئەم دواییەی کۆماری سێدارەی ئێران بۆ سەر خاکی باشوری کوردستان و هێزە نەیارەکانی دەوڵەتی ئێران بکەن.
ناونیشانی چالاکی:
ویستگهی میترۆی
کولوساری KULOSAARI METRO ASEMA
و لەوێوە بەرەو باڵۆێزخانەی ڕژێمی نەگریسی کۆماری ئیسلامی
کات: رۆژی هەینی ١٧-ی مانگی سێپتامبەری ٢٠٢١
کاتژمێر ١٦:٠٠
PAIKKA : KULOSAARI
METRO ASEMA
PÄIVÄMÄÄRÄ : 17.09.2021
KLO : 16:00
وێڕای سڵاو و ڕێزی شۆڕشگێرانه
پارتی ژیانی ئازادی کوردستان، PJAK
کۆمەڵە ڕێکخراوی کوردستانی حیزبی کۆمۆنیستی ئێران، ( KOMALA-CPI )
ناوەندی کۆمەڵگای دیموکراتیکی کوردستان (NCDK )
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده ✍ بسی شاماری 🆔 @GozarDemocratic
①
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده
✍ بسی شاماری
حملات استعماری در کوردستان مقولەی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمیگردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دستنشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان در منطقە، دولتهای استعمارگر، ترکیە، ایران، عراق و سوریە در ٩٨ سال گذشتە میباشد.
با بکارگیری نسخە نامیمون دولت- ملت عملا و با بهرەوری از قوانین کشوری بە دولتهای نامبردە آزادی عمل جهت کشتار و ژینوساید فیزیکی و فرهنگی، آسیمیلاسیون و کوچ اجباری و البتە اجحاف مضاعف بە زن دادە شد.
امروز در شرایطی بە این مهم میپردازیم کە زمان انقضای قرارداد ننگین لوزان نزدیک است. در حلول آغاز قرارداد آیندە جهت در انحصار نگەداشتن خاورمیانە، نظر قریب بە اتفاق تحلیلگران سیاسی دیزاین نوین منطقە است.
منطقەای کە پس از جنگ جهانی دوم قلب تپندەی جنگهای متعدد گشتە و استعمار جهانی و دیکتاتورهای منطقە از هیچ حربەای جهت برافروختە نگە داشتن اختلافات قومی و نژادی، تخریب طبیعت و سرکوب زنان غافل نبودە همواره با استفادە از ترفندهای مشترک و با اتحاد عمل در این مسیر گامهای موازی برداشتەاند.
خالی از لطف نیست نظری اجمالی بە اتفاقاتی کە در چالدران افتاد، پیمان سَور و سپس قرارداد لوزان کە در همگی آنها تصمیم نهائی با تاریخ مصرف معتبر و قانونی برای سرنوشت دیگر ملتهای ساکن منطقە گرفتە شد، منطقەای با موزائیک پر رنگ آئین و فرهنگ و ملیتهای مختلف کە متاسفانە تاریخ شاهد ژینوساید تعداد کثیری از آنان میباشد. ملت کورد با پراکندگی اجباری و اسکان در چهار کشور یکی از معدود بافت جمعیتیست کە تا بە امروز با پرداخت خونبهای گزاف توانستە نە تنها بە حیات خود در منطقە ادامە دهد بلکە بە پرچمدار آزادی و صیانت از دموکراسی بدل گردد.
قرار داد لوزان بە مثابە پیمانی نظامی و جهانی محسوب میگردد کە بە سبب آن میتوان ملت کورد را از برجستەترین قربانیان برساخت نظام بینالمللی حاکم دانست. لذا تقلیل دادن جرم فقط بە حاکمین دیکتاتور در چهار کشور استعمارگر، تفکری منطقەای و مبارزاتی محدود و هدفی نامشخص و بعضا غیر قابل موفقیت را بدنبال خواهد آورد کە تاریخ جنبش ناسیونالیستی در هر چهار بخش کوردستان شاهد عینی این ادعا میباشد.
سیستم ضد بشری با بهرە گرفتن از قوانین و قراردادهای خود ساختە و پرداختە با هدف بدستآوری سود هرچە بیشتر، تداوم منافع اقتصادی خود و شرکا و البتە مشتعل نگەداشتن آتش خانمانسوز جنگ و تحمیل آن بر ملت کورد، منطقەی کوردستان را بە قلب تپندەی جنگ تبدیل نمودەاند و از این زاویە استعمار، کنترل و سرکوب جنبشهای این ملت باعث گشتە کە منطقە از منظر استراتژیکی از اهمیت فراوانی برایشان برخوردار باشد. بە کار گرفتن کارت کورد هموارە در این ٩٨ سال باعث گشتە تا بتوانند بر کشورهای ترکیە، ایران، سوریە و عراق نیز تسلط داشتە و از این مهم چون اهرم فشار، تهدید، جنگافروزی و بهانەی حضور نظامی در منطقە، بهرە برند. کارنامەی مبارزاتی بسیاری از جنبشهای ملی، ناسیونالیستی نشانگر آن است کە سیستم بە زعم نیاز آن برهە از زمان توانستە عوامل آشوب و خیزش را فراهم آوردە و در بزنگاه موفقیت و یا دستیابی بە دستآوردی در سر بە زنگاه کوردها تنها ماندە و حکومت غاصب و وابستەی جدید با پشتیبانی این نیروی محرکە ضمام امور را در دست گرفتە و سرکوب جنبش کورد را در راس امور اولیە قرار دادە است. در رابطە با این بازی و دیپلماسی بە غایت شنیع و مکارانە اما دو نمود بسیار روشن قابل ذکرند، خیانت فاحش و غیر قابل انکار آمریکا بە ائتلاف نیروهای روژآوا و پشتیبانی از ترکیە جهت لشکرکشی قانونی بە نوار مرزی شمال منطقە و امروز شرایط حاکم بر حکومت اقلیم کوردستان، نقش مخرب حزب و عشیرەی بارزانی و حضور نظامی ارتش ترکیە در آن جغرافیا کە طبعا تمامی این جنب و جوشها بر خلاف قوانین بینالمللی میباشد اما امروزە علنا سیستم حاکم چشم بر تمامی جنایات بستە و استفادە از حریم هوائی را نیز در اختیار ترکیە نهادە، با اشارەی کوتاهی کە رفت نقش سیستم جهانی سود و سرمایە، قرارداد لوزان، حاکمین دیکتاتور و انتصابی در منطقە و اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئوجغرافیائی منطقەی کوردستان برای هر خوانندەای غیر قابل انکار خواهد شد.
مبارزاتی بە قدمت ٩٨ سال و پر از جنایت، خیانت و شکست اما امروز بدل بە جنبشی باز دارندە، آموزشدهندە و مهرەای در منطقە گشتە کە با اتحاد احزاب میتواند میراث خویش را در معادلات و مبادلات قرن پیشرو از آن خویش سازد. چرا کە با مدیریت فلسفەی رهبر آپو از خطر نابودی موجودیت رهیدە و با سابقەی مبارزاتی قریب بە ٤٠ سال مبارزەی قهرمانانە بە پرقدرتترین و با شکوهترین ارتش مردمی منطقە با مشارکت برابر زنان بە جهانیان شناختە شدە است،.
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده
✍ بسی شاماری
حملات استعماری در کوردستان مقولەی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمیگردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دستنشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان در منطقە، دولتهای استعمارگر، ترکیە، ایران، عراق و سوریە در ٩٨ سال گذشتە میباشد.
با بکارگیری نسخە نامیمون دولت- ملت عملا و با بهرەوری از قوانین کشوری بە دولتهای نامبردە آزادی عمل جهت کشتار و ژینوساید فیزیکی و فرهنگی، آسیمیلاسیون و کوچ اجباری و البتە اجحاف مضاعف بە زن دادە شد.
امروز در شرایطی بە این مهم میپردازیم کە زمان انقضای قرارداد ننگین لوزان نزدیک است. در حلول آغاز قرارداد آیندە جهت در انحصار نگەداشتن خاورمیانە، نظر قریب بە اتفاق تحلیلگران سیاسی دیزاین نوین منطقە است.
منطقەای کە پس از جنگ جهانی دوم قلب تپندەی جنگهای متعدد گشتە و استعمار جهانی و دیکتاتورهای منطقە از هیچ حربەای جهت برافروختە نگە داشتن اختلافات قومی و نژادی، تخریب طبیعت و سرکوب زنان غافل نبودە همواره با استفادە از ترفندهای مشترک و با اتحاد عمل در این مسیر گامهای موازی برداشتەاند.
خالی از لطف نیست نظری اجمالی بە اتفاقاتی کە در چالدران افتاد، پیمان سَور و سپس قرارداد لوزان کە در همگی آنها تصمیم نهائی با تاریخ مصرف معتبر و قانونی برای سرنوشت دیگر ملتهای ساکن منطقە گرفتە شد، منطقەای با موزائیک پر رنگ آئین و فرهنگ و ملیتهای مختلف کە متاسفانە تاریخ شاهد ژینوساید تعداد کثیری از آنان میباشد. ملت کورد با پراکندگی اجباری و اسکان در چهار کشور یکی از معدود بافت جمعیتیست کە تا بە امروز با پرداخت خونبهای گزاف توانستە نە تنها بە حیات خود در منطقە ادامە دهد بلکە بە پرچمدار آزادی و صیانت از دموکراسی بدل گردد.
قرار داد لوزان بە مثابە پیمانی نظامی و جهانی محسوب میگردد کە بە سبب آن میتوان ملت کورد را از برجستەترین قربانیان برساخت نظام بینالمللی حاکم دانست. لذا تقلیل دادن جرم فقط بە حاکمین دیکتاتور در چهار کشور استعمارگر، تفکری منطقەای و مبارزاتی محدود و هدفی نامشخص و بعضا غیر قابل موفقیت را بدنبال خواهد آورد کە تاریخ جنبش ناسیونالیستی در هر چهار بخش کوردستان شاهد عینی این ادعا میباشد.
سیستم ضد بشری با بهرە گرفتن از قوانین و قراردادهای خود ساختە و پرداختە با هدف بدستآوری سود هرچە بیشتر، تداوم منافع اقتصادی خود و شرکا و البتە مشتعل نگەداشتن آتش خانمانسوز جنگ و تحمیل آن بر ملت کورد، منطقەی کوردستان را بە قلب تپندەی جنگ تبدیل نمودەاند و از این زاویە استعمار، کنترل و سرکوب جنبشهای این ملت باعث گشتە کە منطقە از منظر استراتژیکی از اهمیت فراوانی برایشان برخوردار باشد. بە کار گرفتن کارت کورد هموارە در این ٩٨ سال باعث گشتە تا بتوانند بر کشورهای ترکیە، ایران، سوریە و عراق نیز تسلط داشتە و از این مهم چون اهرم فشار، تهدید، جنگافروزی و بهانەی حضور نظامی در منطقە، بهرە برند. کارنامەی مبارزاتی بسیاری از جنبشهای ملی، ناسیونالیستی نشانگر آن است کە سیستم بە زعم نیاز آن برهە از زمان توانستە عوامل آشوب و خیزش را فراهم آوردە و در بزنگاه موفقیت و یا دستیابی بە دستآوردی در سر بە زنگاه کوردها تنها ماندە و حکومت غاصب و وابستەی جدید با پشتیبانی این نیروی محرکە ضمام امور را در دست گرفتە و سرکوب جنبش کورد را در راس امور اولیە قرار دادە است. در رابطە با این بازی و دیپلماسی بە غایت شنیع و مکارانە اما دو نمود بسیار روشن قابل ذکرند، خیانت فاحش و غیر قابل انکار آمریکا بە ائتلاف نیروهای روژآوا و پشتیبانی از ترکیە جهت لشکرکشی قانونی بە نوار مرزی شمال منطقە و امروز شرایط حاکم بر حکومت اقلیم کوردستان، نقش مخرب حزب و عشیرەی بارزانی و حضور نظامی ارتش ترکیە در آن جغرافیا کە طبعا تمامی این جنب و جوشها بر خلاف قوانین بینالمللی میباشد اما امروزە علنا سیستم حاکم چشم بر تمامی جنایات بستە و استفادە از حریم هوائی را نیز در اختیار ترکیە نهادە، با اشارەی کوتاهی کە رفت نقش سیستم جهانی سود و سرمایە، قرارداد لوزان، حاکمین دیکتاتور و انتصابی در منطقە و اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئوجغرافیائی منطقەی کوردستان برای هر خوانندەای غیر قابل انکار خواهد شد.
مبارزاتی بە قدمت ٩٨ سال و پر از جنایت، خیانت و شکست اما امروز بدل بە جنبشی باز دارندە، آموزشدهندە و مهرەای در منطقە گشتە کە با اتحاد احزاب میتواند میراث خویش را در معادلات و مبادلات قرن پیشرو از آن خویش سازد. چرا کە با مدیریت فلسفەی رهبر آپو از خطر نابودی موجودیت رهیدە و با سابقەی مبارزاتی قریب بە ٤٠ سال مبارزەی قهرمانانە بە پرقدرتترین و با شکوهترین ارتش مردمی منطقە با مشارکت برابر زنان بە جهانیان شناختە شدە است،.
گذار دموکراتیک
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده ✍ بسی شاماری 🆔 @GozarDemocratic
فلسفەای کە مرزهای جغرافیائی، نژادی، آئینی، ملی و ملتی، عقیدتی و از همە مهمتر جنسیتی را در نوردیدە، جهانی گشتە و همین امر بە اهمیت آن برای ادامەی کنترل در آیندە توسط مستعمران و اربابانشان افزودە و شرایط را خطرناکتر نمودە است. شرایطی کە در بطن خود سخن از دستاوردهای بزرگ و همزمان خطر از دست دادن همە چیز را میپروراند.
ملتی کە شاید بە جرات میتوان گفت تبلور معنای معنوی این گفتە شاملو میباشند کە گفت، من در هیبت ما شدن گشتە و راهی جز ادامەی مبارزە همراە با آموزش منسجم خلقهای ساکن و دایر نمودن ملت دموکراتیک ندارد.
ورای ضرورت اجتنابناپذیر مطالعەی شگردهای استعمارگران در خاورمیانە و کوردستان باید بە روانشناسی این ملت و تاریخ زیست محیطی آنان نیز پرداخت تا بتوانیم تحلیلی درستتر از جایگاهی سیاسی این ملت در جغرافیای سیاسی جهان داشتە باشیم.
زاگرس اولین مکان و سکونتگاهی کە انسان هموساپینس تمرین اجتماعی شدن و تعاملات و رواداری بین انسان را آموختند، فرهنگ زاگرسی بە عبارتی بر محور آزادی و عشقورزی و تعامل سازندەی میان انسان، محیطزیست و کیهان تحریف و سازماندهی گشتە و کماکان از جانب تمدنهای اقتدارگرا و مرکزگرای پیرامون خود همانند سامیها و اورالتویها و پارسها کە تمایل شدید بە اقتدارگرائی مخرب داشتند مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفتە است. مقولەی مقاومت و همزمان خیانت در طول تاریخ مدون انسان هموارە وجود داشتە و دارد اما ملت کورد بە واسطەی آنکە جزو اولین و قدیمیترین جوامع دوران نوسنگی میباشند و دستیافتها و نوآوریهای مادی و معنوی بسیاری را بە جامعەی جهانی اهدا نمودەاند، فرهنگ مقاومت و آزادیطلبی اتوماتیک بە بنساخت زیستی و فرهنگی آنان تبدیل گشتە و مصائب عدیدە بە مثابە تاثیر آتش گداختە بر آهن شاید آنان را بە پولاد دهر تبدیل نمودە است.
تاریخ کوردستان حجم عظیم و گستردەای از مقاومت، قیام و شهادت را در خود پاسداری مینماید. مقاومت در برابر آشوریها، اورارتو، پارس، اعراب و در تاریخ معاصر و پس از قرارداد ننگین لوزان مقاومت قهرمانانە ملت کورد در مقابلە و رویاروئی با تهاجم حکومتهای استبدادی و فاشیستی ایران، ترکیە، عراق و امپریالیسم جهانی و هیولای برساختەی مدرنیتە کاپیتالیستی یعنی دولت اسلامی داعش. این مقاومتها و پایداریها در بطن خود سخن از خدمت بزرگ و بیشائبەای بە جنبشهای آزادیخواهی در اقصی نقاط جهان را دارد، فرهنگ مبارزە و استقامت، مقابلە و انقلاب در تقابل با نیروهای ضد بشری، ضدزن و مخرب طبیعت. در دورانی کە حاکمیت بیش از دو هزار سال فلسفە افلاطون و سقراط مبنی بر شناساندن زن چون مرد ناقص، تمامی حوزههای علمی، سیاسی، اقتصادی، دینی و اجتماعی را در برگرفتە و همین مهم یکی از عوامل زمینەساز و تسریدهندە سیستمهای سلطەگر و مردسالار و دولتهای سلطەگر گشت کە هموارە موجودیتشان در گرو دو پارگی ساختار معنا و تاکید بر اولویت مادە بر انرژی و جسم بر روح و اقتصاد بر فرهنگ بودە است. بە دیگر سخن از دورانی سخن میگوییم کە تبلیغ پیشی گرفتن و سروری جسم و ساختار بە تن، معنا و محتوای تمام حوزەهای زیستی گشتە و بالطبع در اینچنین شرایطی مراحل مبارزە با ریشەی این ایدئولوژی بە مراتب سختتر و دادن آگاهی در این زمینە باید در اولویت مبارزە قرار گیرد.
نظام حاکم بر خاورمیانە بە کلی و بالاخص کشورهای غاصب کوردستان بر پایەی دیگرسازی، خودکامگی، مرکزگرا و مستبد، ارتش و مردسالار، عدالتستیز و تبعیضگرا بنیاد نهادە شدە و مزید بر علت از دین استفادە سیاسی و ابزاری مینمایند، شرایطی کە زنان را در منگنەی مرگ و لبیک بە کمترینها قرار دادە است.
جنبش زنان کورد و تاثیر غیر قابل انکار آن در ایران را نمیتوان بدون بررسی جنبش زنان ایران، دستآوردها و لیدرهای آن مورد بحث قرار داد.
اصولا جنبش زنان در ایران را میتوان جنبشی در شکل ملی – سنتی نام برد کە در سالهای ١٢٨٩ تا ١٣٢٠ شکل گرفتە و بە دستاوردهای نسبی نیز دست یافت. از دوران مشروطیت و تشکیل انجمنهای مخفی و نیمەمخفی با حضور برجستەی خانم زرین تاج قزوینی نخستین منادی آزادی زن در ایران کە پس از آن مبارزات ملیگرایانە و تلاش در جهت کسب آزادی بیان و حق رای نام برد کە البتە این امر تاثیر مستقیم از وضعیت سیاسی جهان پس از جنگ جهانی اول گرفتە بود. تاریخ ذکر شدە مصادف است با مبارزات وسیع زنان در آمریکا و انگلستان جهت کسب حق رأی و سپس با توجە بە پیروزی انقلاب در شوروی و مواضع راسخ و روشن مارکس و لنین در مورد زنان و نقش آنها در جامعە تسهیلاتی جهت کسب آزادیهایی برای زنان در جوامع آمریکا و اروپا ایجاد گشت کە جنبش زنان ایران نیز از آن گشایش تاریخی بیبهرە نماند.
ملتی کە شاید بە جرات میتوان گفت تبلور معنای معنوی این گفتە شاملو میباشند کە گفت، من در هیبت ما شدن گشتە و راهی جز ادامەی مبارزە همراە با آموزش منسجم خلقهای ساکن و دایر نمودن ملت دموکراتیک ندارد.
ورای ضرورت اجتنابناپذیر مطالعەی شگردهای استعمارگران در خاورمیانە و کوردستان باید بە روانشناسی این ملت و تاریخ زیست محیطی آنان نیز پرداخت تا بتوانیم تحلیلی درستتر از جایگاهی سیاسی این ملت در جغرافیای سیاسی جهان داشتە باشیم.
زاگرس اولین مکان و سکونتگاهی کە انسان هموساپینس تمرین اجتماعی شدن و تعاملات و رواداری بین انسان را آموختند، فرهنگ زاگرسی بە عبارتی بر محور آزادی و عشقورزی و تعامل سازندەی میان انسان، محیطزیست و کیهان تحریف و سازماندهی گشتە و کماکان از جانب تمدنهای اقتدارگرا و مرکزگرای پیرامون خود همانند سامیها و اورالتویها و پارسها کە تمایل شدید بە اقتدارگرائی مخرب داشتند مورد تهاجم و تجاوز قرار گرفتە است. مقولەی مقاومت و همزمان خیانت در طول تاریخ مدون انسان هموارە وجود داشتە و دارد اما ملت کورد بە واسطەی آنکە جزو اولین و قدیمیترین جوامع دوران نوسنگی میباشند و دستیافتها و نوآوریهای مادی و معنوی بسیاری را بە جامعەی جهانی اهدا نمودەاند، فرهنگ مقاومت و آزادیطلبی اتوماتیک بە بنساخت زیستی و فرهنگی آنان تبدیل گشتە و مصائب عدیدە بە مثابە تاثیر آتش گداختە بر آهن شاید آنان را بە پولاد دهر تبدیل نمودە است.
تاریخ کوردستان حجم عظیم و گستردەای از مقاومت، قیام و شهادت را در خود پاسداری مینماید. مقاومت در برابر آشوریها، اورارتو، پارس، اعراب و در تاریخ معاصر و پس از قرارداد ننگین لوزان مقاومت قهرمانانە ملت کورد در مقابلە و رویاروئی با تهاجم حکومتهای استبدادی و فاشیستی ایران، ترکیە، عراق و امپریالیسم جهانی و هیولای برساختەی مدرنیتە کاپیتالیستی یعنی دولت اسلامی داعش. این مقاومتها و پایداریها در بطن خود سخن از خدمت بزرگ و بیشائبەای بە جنبشهای آزادیخواهی در اقصی نقاط جهان را دارد، فرهنگ مبارزە و استقامت، مقابلە و انقلاب در تقابل با نیروهای ضد بشری، ضدزن و مخرب طبیعت. در دورانی کە حاکمیت بیش از دو هزار سال فلسفە افلاطون و سقراط مبنی بر شناساندن زن چون مرد ناقص، تمامی حوزههای علمی، سیاسی، اقتصادی، دینی و اجتماعی را در برگرفتە و همین مهم یکی از عوامل زمینەساز و تسریدهندە سیستمهای سلطەگر و مردسالار و دولتهای سلطەگر گشت کە هموارە موجودیتشان در گرو دو پارگی ساختار معنا و تاکید بر اولویت مادە بر انرژی و جسم بر روح و اقتصاد بر فرهنگ بودە است. بە دیگر سخن از دورانی سخن میگوییم کە تبلیغ پیشی گرفتن و سروری جسم و ساختار بە تن، معنا و محتوای تمام حوزەهای زیستی گشتە و بالطبع در اینچنین شرایطی مراحل مبارزە با ریشەی این ایدئولوژی بە مراتب سختتر و دادن آگاهی در این زمینە باید در اولویت مبارزە قرار گیرد.
نظام حاکم بر خاورمیانە بە کلی و بالاخص کشورهای غاصب کوردستان بر پایەی دیگرسازی، خودکامگی، مرکزگرا و مستبد، ارتش و مردسالار، عدالتستیز و تبعیضگرا بنیاد نهادە شدە و مزید بر علت از دین استفادە سیاسی و ابزاری مینمایند، شرایطی کە زنان را در منگنەی مرگ و لبیک بە کمترینها قرار دادە است.
جنبش زنان کورد و تاثیر غیر قابل انکار آن در ایران را نمیتوان بدون بررسی جنبش زنان ایران، دستآوردها و لیدرهای آن مورد بحث قرار داد.
اصولا جنبش زنان در ایران را میتوان جنبشی در شکل ملی – سنتی نام برد کە در سالهای ١٢٨٩ تا ١٣٢٠ شکل گرفتە و بە دستاوردهای نسبی نیز دست یافت. از دوران مشروطیت و تشکیل انجمنهای مخفی و نیمەمخفی با حضور برجستەی خانم زرین تاج قزوینی نخستین منادی آزادی زن در ایران کە پس از آن مبارزات ملیگرایانە و تلاش در جهت کسب آزادی بیان و حق رای نام برد کە البتە این امر تاثیر مستقیم از وضعیت سیاسی جهان پس از جنگ جهانی اول گرفتە بود. تاریخ ذکر شدە مصادف است با مبارزات وسیع زنان در آمریکا و انگلستان جهت کسب حق رأی و سپس با توجە بە پیروزی انقلاب در شوروی و مواضع راسخ و روشن مارکس و لنین در مورد زنان و نقش آنها در جامعە تسهیلاتی جهت کسب آزادیهایی برای زنان در جوامع آمریکا و اروپا ایجاد گشت کە جنبش زنان ایران نیز از آن گشایش تاریخی بیبهرە نماند.
گذار دموکراتیک
در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده ✍ بسی شاماری 🆔 @GozarDemocratic
پس از انقلاب مشروطە با همکاری مستقیم و کمک مالی زنان طبقە مرفە، انجمنهایی تشکیل و مدارس دخترانە ساختە و نشریات زنانە نشر گردید. دورەای کە زنان برای کسب آزادی، حق رأی، حق تحصیل، نشر و چاپ نوشتار زنان در روزنامە و جریدەهای روز تلاش فراوانی نمودە و سنگبنای جنبش زنان چیدمان خاص خود را گرفت اما متاسفانە آخرین تشکلهای بازماندە از آن کوشش فراوان در سال ١٣١١ منحل گشت. پس از انحلال آنها سازمانهای مستقل زنان زیر نظر رضا شاە و دیگر سازمانهای کنترل کنندەی دولتی با نام سازمان زنان تشکیل گشت، از دیگر تشکلات زنانە آن دوران میتوان بە تشکیلات زنان ایران در حزب تودە، انجمن باهماد آزادگان کە از برجستەترین پایەهای مبارزاتی و خواستهایشان میتوان بە افزایش دستیابی امکان بە حقوق بیشتر، کشف حجاب و حق طلاق برای زنان نام برد.
در واقع میتوان گفت سالهای ١٣٢٠ تا ١٣٣١ سالهای تجدد حیات محدود و کنترل شدە زنان در ایران میباشد کە در این دوران سازمانهای مستقلتر اما پراکندە چون حزب زنان و جمعیت زنان تشکیل گشت اما متاسفانە چندان همگرا نبودە و بعدها تمام فعالیتهایشان بە کنترل رضا شاە در آمد، در دهەی ١٣٣٠ توسط حکومت حاکم متمرکزسازی گشتە و در نهایت تحت نام سازمان زنان ایران رونمائی گشت و از حالت جنبش اجتماعی خارج گردید.
تاریخ جدید مبارزات زنان در ایران پس از ربودە شدن قیام باشکوە ١٣٥٧ دیگر برای بدست آوردن حقوق اجتماعی و سیاسی نبود بلکە تلاشی گشت جهت باز پس گرفتن حقوق بدیهی و اجتماعی کە حکومت اسلامی با استناد بە قوانین دینی زنان را از آن بی بهره نمودە و بە عبارتی خلع حقوقی نمود کە زنان با تلاش بسیار کسب نمودە بودند. از جملە آن حقوق میتوان بە قانون خانوادە، حق سقط جنین، اختیار در حجاب و پوشش نام برد. البتە بە دلائل عدیدەای در این باب میتوان اشارە نمود اما در اینجا بسندە مینمایم بە قوانین مردسالار کە زن را نە تنها قانونا جنس دوم نامیدەاند بلکە صاحب قلمان و شاعرانش نیز در ترویج این نحوەی نگرش بە نصف جمعیت جهان کوشا بودە و قلمزنی نمودەاند از نظرات نظامالملک در سیاستنامە تا آثار سعدی و فردوسی کە مالامال است از سخنان نغز و قصار سکسیت و ضد زن.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
در واقع میتوان گفت سالهای ١٣٢٠ تا ١٣٣١ سالهای تجدد حیات محدود و کنترل شدە زنان در ایران میباشد کە در این دوران سازمانهای مستقلتر اما پراکندە چون حزب زنان و جمعیت زنان تشکیل گشت اما متاسفانە چندان همگرا نبودە و بعدها تمام فعالیتهایشان بە کنترل رضا شاە در آمد، در دهەی ١٣٣٠ توسط حکومت حاکم متمرکزسازی گشتە و در نهایت تحت نام سازمان زنان ایران رونمائی گشت و از حالت جنبش اجتماعی خارج گردید.
تاریخ جدید مبارزات زنان در ایران پس از ربودە شدن قیام باشکوە ١٣٥٧ دیگر برای بدست آوردن حقوق اجتماعی و سیاسی نبود بلکە تلاشی گشت جهت باز پس گرفتن حقوق بدیهی و اجتماعی کە حکومت اسلامی با استناد بە قوانین دینی زنان را از آن بی بهره نمودە و بە عبارتی خلع حقوقی نمود کە زنان با تلاش بسیار کسب نمودە بودند. از جملە آن حقوق میتوان بە قانون خانوادە، حق سقط جنین، اختیار در حجاب و پوشش نام برد. البتە بە دلائل عدیدەای در این باب میتوان اشارە نمود اما در اینجا بسندە مینمایم بە قوانین مردسالار کە زن را نە تنها قانونا جنس دوم نامیدەاند بلکە صاحب قلمان و شاعرانش نیز در ترویج این نحوەی نگرش بە نصف جمعیت جهان کوشا بودە و قلمزنی نمودەاند از نظرات نظامالملک در سیاستنامە تا آثار سعدی و فردوسی کە مالامال است از سخنان نغز و قصار سکسیت و ضد زن.
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
① در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده ✍ بسی شاماری حملات استعماری در کوردستان مقولەی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمیگردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دستنشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان…
②
اما در بطن و بستر قیام ١٣٥٧، جنبش زنان را در غرب ایران،کوردستان شاهدیم. جنبش زنان کوردستان با وصف دارا بودن وجوە اشتراک بسیار از جملە بعد جغرافیائی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از دیگر جنبشهای نامبردە در ایران متمایز بود. جنبش زنان کورد در عین برخورداری از حضور آئین مختلف و طبقات متفاوت و متمایز در خود از ایستائی خاص خود نیز بهرە مند بود. نە گفتن بە جمهوری اسلامی و در مقابل تجاوز حکومت بە خاک کوردستان مسلح شدنشان نوعی عصیان و استقامت را در آنان بوجود آورد کە یکی از افتخارات و دستاوردهای بزرگ جنبش مقاومت محسوب میگردد. مشارکت در جنبشی ملی اما با هدف بدست آوردن حقوق برابر و گذر از کلیشەهای متداول جنسیتی را باید چون رنسانسی در جنبش زنان آنزمان نام برد. حال بگذریم از نقاط ضعف بزرگی کە باعث گشت زنان در آن برهەی تاریخی در جنبش بە رشد و تعالی کە حق برحقشان بود نرسند اما در سنخ خود آن مشارکت و مسلح شدن را باید با دیدەی احترام نگریست.
در رابطە با مشارکت زنان در احزاب کلاسیک باید بە اتفاقات پس از قرارداد لوزان برگردیم. در سال ١٣٤٦ جمهوری کوردستان بە رهبری قاضی محمد تشکیل شد و در آن مدت کوتاە کە ادارەی منطقە را در دست داشت تلاشهای غیرقابل انکاری جهت تشویق و تهیج زنان بە امر مشارکت در جنبش نمود اما متاسفانە با توجە بە آنکە اساسا جنبش ملی با سیاستی مردانە بود و زنان نە بە عنوان فعالین جنبش و کادرهای فعال حزبی یا رهبری، بلکه برای حمایت از جنبشی ملی بە حزب راە پیدا نمودند. در آن دوران سازمان یەکیتی ژنان کوردستان کە شاخەای از حزب دموکرات کوردستان بود تشکیل گردید، اعضای آن اکثرا از خانوادە مسئولین و افراد نزدیک کادر و اعضای حزب بودند و آگاهی بە حقوق زنان نداشتە و دغدغەی اصلیشان نیز برابری جنسیتی نبود و مردان در مسند قدرت نشستە نیز تلاشی در جهت اسقاط نمودن مناسبات نابرابر در میان این دو جنس را ننمود. البتە نە تنها این حزب بلکە دیگر احزاب مترقی آنزمان و قبل و بعد از آن نیز از عهدە این مهم برنیامد. از جملە سازمان زنان کورد در سال ١٩١٩ کە توسط نخبگان ناسیونالیست تبعیدی در استانبول تشکیل گشت و یا حضور خانم مبارز و زمیندار در دوران حکومت خودمختار شیخ محمود بە نام حپسە خان کە سازمان زنان را تشکیل داد اما باز بە همان دلیل همیشگی یعنی در حاشیە قرار گرفتن جنبش زنان با خواست برابری و سیطرەی دفاع از جنبش ملی با هیچ دستاوردی در جنبشی کاملا ملی، ناسیونالیستی اضمحلال یافت.
جنبشهای زنانە همیشە مورد تاخت و تاز ناسیونالیستها و اینترناسیونالیستهای چپ مورد بیمهری قرار گرفتە و بە عبارتی تاریخ مبارزاتی زنان کورد همچون تاریخ ملت کورد تاریخی سرکوب شدە میباشد. برای نوشتن تاریخ بە تحریف نرفتەی زن اما باید قدم در میدان مبارزە با دادن آگاهی نهاد.آگاهی و باروری رشد سیاسی زنان باید از اصول اولیە برای فراهم نمودن فرصت یا همانا خلاء سیاسی برای رسیدن بە برابری قرار گیرد، تجربەی ارزندەای کە زنان مبارز در روژآوا پرچمدارش گشتند و امروز در این باب در سطح بینالملل آوازەی شهامت و عصیانگری، برابرطلبی و چیرەدستیشان در امور مدنی، اجتماعی و نظامی بە گوش میرسد. زنی کە فاقد قوەی حفاظت از خویش است و بە حالت ملک در آوردە شدە توصیفی بهتر از مستعمرەای بە بزرگی نصف جمعیت جهان با سیستم بردەداری نمیتوان از آن نمود، شرایطی کە با از بین بردن اخلاق در جامعەی مدنی و نیرو گرفتن هژمونیک و مردسالار پدید گشت و با پیروی نمودن از سیاست تهی از اخلاق، زن صد چندان لگدمال گشت و بە یوغ بردگی کشیدە شد. تاریخ مبارزاتی معاصر اما آزین است بە جنبشی کە زن را برای اولین بار از حالت ابژگی در آوردە و بە سوژە مبدل نمودە است. در این باب شاید اشارە بە اینترناشنال شدن و درنوردیدن مرزهای نژادی، دینی، عقیدتی و جغرافیائی خط سە با پرچمداری زنان روژآوا خالی از لطف نباشد کە بە خاطرات یکی از مبارزین آلمانی کە چندی پیش نشر گردید اشارە نمایم.
گریلای اینترناسیونالیست نوژین دریا: از آنجا که همه بر اساس سیستم قدیمی رشد کردهاند، تغییر این ذهنیت نیز مدت زمان زیادی طول میکشد. مهم این است که هم ایدهها و هم تجربیاتی که در راستای ارزشهای انقلاب ساخته شدهاند را توسعه دهیم.
انقلاب روژآوا باعث شد چپگراها و انقلابیون در جهان بیشتر به مبارزهی کوردها بپردازند و آنها را به رسمیت بشناسند. برخی از آنها برای شناختن انقلاب و تجربهی آن با چشم خود به روژآوای کوردستان رفتند. نوژین دریا همچنین یکی از کسانی است که ۴ سال پیش برای نگاه دقیقتر به انقلاب، از مناطق شمالی و شرقی سوریه بازدید کرده بود. نوژین دریا که اهل آلمان است زبان کوردی را خیلی خوب یاد گرفته است. اساساً نوژین دریا تصمیم گرفت یک سال در منطقه بماند، اما او عاشق انقلاب زنان شد و دیگر نمیتوانست از آن دست بکشد.
انقلاب روژآوا مرا به خود جذب كرد
اما در بطن و بستر قیام ١٣٥٧، جنبش زنان را در غرب ایران،کوردستان شاهدیم. جنبش زنان کوردستان با وصف دارا بودن وجوە اشتراک بسیار از جملە بعد جغرافیائی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی از دیگر جنبشهای نامبردە در ایران متمایز بود. جنبش زنان کورد در عین برخورداری از حضور آئین مختلف و طبقات متفاوت و متمایز در خود از ایستائی خاص خود نیز بهرە مند بود. نە گفتن بە جمهوری اسلامی و در مقابل تجاوز حکومت بە خاک کوردستان مسلح شدنشان نوعی عصیان و استقامت را در آنان بوجود آورد کە یکی از افتخارات و دستاوردهای بزرگ جنبش مقاومت محسوب میگردد. مشارکت در جنبشی ملی اما با هدف بدست آوردن حقوق برابر و گذر از کلیشەهای متداول جنسیتی را باید چون رنسانسی در جنبش زنان آنزمان نام برد. حال بگذریم از نقاط ضعف بزرگی کە باعث گشت زنان در آن برهەی تاریخی در جنبش بە رشد و تعالی کە حق برحقشان بود نرسند اما در سنخ خود آن مشارکت و مسلح شدن را باید با دیدەی احترام نگریست.
در رابطە با مشارکت زنان در احزاب کلاسیک باید بە اتفاقات پس از قرارداد لوزان برگردیم. در سال ١٣٤٦ جمهوری کوردستان بە رهبری قاضی محمد تشکیل شد و در آن مدت کوتاە کە ادارەی منطقە را در دست داشت تلاشهای غیرقابل انکاری جهت تشویق و تهیج زنان بە امر مشارکت در جنبش نمود اما متاسفانە با توجە بە آنکە اساسا جنبش ملی با سیاستی مردانە بود و زنان نە بە عنوان فعالین جنبش و کادرهای فعال حزبی یا رهبری، بلکه برای حمایت از جنبشی ملی بە حزب راە پیدا نمودند. در آن دوران سازمان یەکیتی ژنان کوردستان کە شاخەای از حزب دموکرات کوردستان بود تشکیل گردید، اعضای آن اکثرا از خانوادە مسئولین و افراد نزدیک کادر و اعضای حزب بودند و آگاهی بە حقوق زنان نداشتە و دغدغەی اصلیشان نیز برابری جنسیتی نبود و مردان در مسند قدرت نشستە نیز تلاشی در جهت اسقاط نمودن مناسبات نابرابر در میان این دو جنس را ننمود. البتە نە تنها این حزب بلکە دیگر احزاب مترقی آنزمان و قبل و بعد از آن نیز از عهدە این مهم برنیامد. از جملە سازمان زنان کورد در سال ١٩١٩ کە توسط نخبگان ناسیونالیست تبعیدی در استانبول تشکیل گشت و یا حضور خانم مبارز و زمیندار در دوران حکومت خودمختار شیخ محمود بە نام حپسە خان کە سازمان زنان را تشکیل داد اما باز بە همان دلیل همیشگی یعنی در حاشیە قرار گرفتن جنبش زنان با خواست برابری و سیطرەی دفاع از جنبش ملی با هیچ دستاوردی در جنبشی کاملا ملی، ناسیونالیستی اضمحلال یافت.
جنبشهای زنانە همیشە مورد تاخت و تاز ناسیونالیستها و اینترناسیونالیستهای چپ مورد بیمهری قرار گرفتە و بە عبارتی تاریخ مبارزاتی زنان کورد همچون تاریخ ملت کورد تاریخی سرکوب شدە میباشد. برای نوشتن تاریخ بە تحریف نرفتەی زن اما باید قدم در میدان مبارزە با دادن آگاهی نهاد.آگاهی و باروری رشد سیاسی زنان باید از اصول اولیە برای فراهم نمودن فرصت یا همانا خلاء سیاسی برای رسیدن بە برابری قرار گیرد، تجربەی ارزندەای کە زنان مبارز در روژآوا پرچمدارش گشتند و امروز در این باب در سطح بینالملل آوازەی شهامت و عصیانگری، برابرطلبی و چیرەدستیشان در امور مدنی، اجتماعی و نظامی بە گوش میرسد. زنی کە فاقد قوەی حفاظت از خویش است و بە حالت ملک در آوردە شدە توصیفی بهتر از مستعمرەای بە بزرگی نصف جمعیت جهان با سیستم بردەداری نمیتوان از آن نمود، شرایطی کە با از بین بردن اخلاق در جامعەی مدنی و نیرو گرفتن هژمونیک و مردسالار پدید گشت و با پیروی نمودن از سیاست تهی از اخلاق، زن صد چندان لگدمال گشت و بە یوغ بردگی کشیدە شد. تاریخ مبارزاتی معاصر اما آزین است بە جنبشی کە زن را برای اولین بار از حالت ابژگی در آوردە و بە سوژە مبدل نمودە است. در این باب شاید اشارە بە اینترناشنال شدن و درنوردیدن مرزهای نژادی، دینی، عقیدتی و جغرافیائی خط سە با پرچمداری زنان روژآوا خالی از لطف نباشد کە بە خاطرات یکی از مبارزین آلمانی کە چندی پیش نشر گردید اشارە نمایم.
گریلای اینترناسیونالیست نوژین دریا: از آنجا که همه بر اساس سیستم قدیمی رشد کردهاند، تغییر این ذهنیت نیز مدت زمان زیادی طول میکشد. مهم این است که هم ایدهها و هم تجربیاتی که در راستای ارزشهای انقلاب ساخته شدهاند را توسعه دهیم.
انقلاب روژآوا باعث شد چپگراها و انقلابیون در جهان بیشتر به مبارزهی کوردها بپردازند و آنها را به رسمیت بشناسند. برخی از آنها برای شناختن انقلاب و تجربهی آن با چشم خود به روژآوای کوردستان رفتند. نوژین دریا همچنین یکی از کسانی است که ۴ سال پیش برای نگاه دقیقتر به انقلاب، از مناطق شمالی و شرقی سوریه بازدید کرده بود. نوژین دریا که اهل آلمان است زبان کوردی را خیلی خوب یاد گرفته است. اساساً نوژین دریا تصمیم گرفت یک سال در منطقه بماند، اما او عاشق انقلاب زنان شد و دیگر نمیتوانست از آن دست بکشد.
انقلاب روژآوا مرا به خود جذب كرد
گذار دموکراتیک
① در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده ✍ بسی شاماری حملات استعماری در کوردستان مقولەی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمیگردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دستنشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان…
نوژین دریا مدتها عضو گروههای اکولوژیست، آنارشیست و فمینیست آلمان بود. نوژین میگوید، بسیاری از پروژهها در آن گروهها شروع میشدند، اما آنها همیشه در جایی گیر میافتادند و این کافی نبود. بنابراین، او به دنبال چیز دیگری است. سپس او شروع به شناختن الگوی رهبر خلق کورد عبدالله اوجالان میکند و مقاومت کوبانی بر نوژین نیز تأثیر میگذارد و تصمیم میگیرد به روژآوا بیاید. نوژین از تجربهی خود چنین میگوید: “بسیاری از مردم متعجب بودند که در یک مکان کوچک این همه مقاومت وجود دارد. انقلاب در اینجا مرا به خود جذب کرد. قبل از آمدن میگفتم، با توجه به قدرتم یک سال اینجا کار میکنم. اما من طرفدار انقلاب بودم و هنوز هم اینجا هستم. من به تدریج زبان کوردی را یاد گرفتم.”
او وضعیت آلمان و روژاوا را اینگونه توصیف میکند: “مبارزات و قیامها و جنبشهای زنان بسیاری در آلمان وجود دارد، اما آنها تا یک حدی پیش میروند. سپس همه دوباره خود به تنهایی عمل میکنند، تنها و تحت بروکراسی دولتی کوچک هستند. همچنین فشار اقتصادی سرمایهداران منجر به شکست پروژهها میشود. در روژآوا سازماندهی اجتماعی و عدم خشونت علیه زنان در همهی شئونات زندگی وجود دارد. به عنوان مثال، زنان در تعاونیها، جوامع، شوراها، دانشگاه و در دفاع از میهن پیشاهنگ هستند. ایجاد جایگزین در هر زمینه از زندگی، توسعه و حفظ آن، یک مفهوم عالی است و تأثیر زیادی روی انسان دارد. در آلمان، افراد مبارز به خود افتخار میکنند و خود را متفاوت از جامعه میبینند. اما در اینجا یک انقلاب اجتماعی اتفاق افتاده است و یک نیروی اجتماعی نیز وجود دارد. این یک مبارزه و نیروی متفاوت است.
وی با اشاره به تلاشها و مجالس آلمان، آنها را با روژآوا مقایسه میکند: “این مجالس به سرعت برچیده شدند، ایدههای آنها طولانی مدت نبود. در اینجا یک ایده و استراتژی بلند مدت وجود دارد. در بسیاری از انقلابها سازماندهی زنان اساسی نیست، بنابراین تغییرات عمیق زیادی در جوامع رخ نداد. انقلابیون در مکانی راکد زندگی میکردند و به سرعت تصفیه شدند. بنابراین، دفاع از خود به صورت مشترک مهم است. معنای انترناسیونالیسم نیز تا حدی اینگونه است. تجربهای که مردم از مبارزات آلمان و انقلاب روژآوا به دست میآورند ایجاد روابط عمیق است. با گسترش این بذرهای زندگی آزاد، کنفدراسیون دمکراتیک زنان و مردم جهان نزدیک است.”
آنچه او در روژآوا میبیند فراتر از تصور اوست: “من در اینجا بیش از آنچه تصور میکردم، دیدهام. بسیاری از موارد در اینجا آزمایش میشوند. در این روند انقلاب، همیشه قدمهایی برداشته میشود و موارد اشتباه اصلاح میشوند. گامهای جدید با جدیت برداشته شده که این بسیار مهم است. از آنجا که همه در سیستم قدیمی رشد کردهاند، تغییر این ذهنیت نیز مدت زمان زیادی طول میکشد. مهم این است که هم ایدهها و هم تجربیاتی که در راستای ارزشهای انقلاب ساخته شدهاند را توسعه دهیم. این یک طبیعت بسیار سرشار است. در شرایط دشوار، راهحلها یافت میشوند، آزمایش میشوند، ارزیابی میشوند و اصلاح میشوند.
بسیاری از زنان در سراسر جهان میخواستند به شمال و شرق سوریه بیایند و در فعالیتهای مستقل، اجتماعی و علمی شرکت کنند تا واقعیت انقلاب زنان را بشناسند و درک کنند. به همین دلیل موسسهی آندره وولف در سال ۲۰۱۹ تاسیس شد. اعضای موسسه کار خود را به روشی جمعی و مبتنی بر الگوی دموکراسی، اکولوژیک و آزادی زنان انجام میدهند. ما تلاش میکنیم تا بتوانیم با ژنولوژی به عنوان یک روش تفکر و یک روش زندگی کنار بیاییم. یک گروه اسپانیایی کتابی را به زبان اسپانیایی در اینجا منتشر کردند. این کتاب به زبان ارمنی نیز منتشر شده است. همچنین برخی از گروههای زنان از کشورهای مختلف به اینجا میآیند و ما در اینجا با هم زندگی میکنیم.
آری انقلاب روژآوا نە تنها روژآوای کوردستان و سوریە، بلکە بنیانهای تمامی خاورمیانە را متحول نمودە و میتواند تاثیرات شگرف بر دیگر جنبشهای برابریخواهانە زنان در جهان داشتە باشد، البتە با خواندن یادداشت رفیق نوژین هر خوانندەای بە راحتی پی بە نقطە ضعفهای جنبش زنان، فعالین محیطزیست و فمنیستها خواهد برد و همزمان واقف بە ضرورت تاریخی سیستم فکری حاکم بر جنبش روژآوا بر محور زن و حیات آزاد، بە همین جهت ضروری میبینم کە هواداران و اعضای این خط فکری در بعد وسیعتری سعی در شناساندن آن بە جامعە بینالمللی نمایند.
فراموش ننمائیم کە فرهنگ هر جامعە متاثر از قانون حاکم بر آن منطقە میباشد و با کمال تاثر قانون حاکم هیرارشی و مردسالاری بودە و تمامی دستاوردهای بشر از علم و تکنیک گرفتە تا آئین و عرف را چون ابزاری بر ضد بشریت و زن بکار میبندد.
او وضعیت آلمان و روژاوا را اینگونه توصیف میکند: “مبارزات و قیامها و جنبشهای زنان بسیاری در آلمان وجود دارد، اما آنها تا یک حدی پیش میروند. سپس همه دوباره خود به تنهایی عمل میکنند، تنها و تحت بروکراسی دولتی کوچک هستند. همچنین فشار اقتصادی سرمایهداران منجر به شکست پروژهها میشود. در روژآوا سازماندهی اجتماعی و عدم خشونت علیه زنان در همهی شئونات زندگی وجود دارد. به عنوان مثال، زنان در تعاونیها، جوامع، شوراها، دانشگاه و در دفاع از میهن پیشاهنگ هستند. ایجاد جایگزین در هر زمینه از زندگی، توسعه و حفظ آن، یک مفهوم عالی است و تأثیر زیادی روی انسان دارد. در آلمان، افراد مبارز به خود افتخار میکنند و خود را متفاوت از جامعه میبینند. اما در اینجا یک انقلاب اجتماعی اتفاق افتاده است و یک نیروی اجتماعی نیز وجود دارد. این یک مبارزه و نیروی متفاوت است.
وی با اشاره به تلاشها و مجالس آلمان، آنها را با روژآوا مقایسه میکند: “این مجالس به سرعت برچیده شدند، ایدههای آنها طولانی مدت نبود. در اینجا یک ایده و استراتژی بلند مدت وجود دارد. در بسیاری از انقلابها سازماندهی زنان اساسی نیست، بنابراین تغییرات عمیق زیادی در جوامع رخ نداد. انقلابیون در مکانی راکد زندگی میکردند و به سرعت تصفیه شدند. بنابراین، دفاع از خود به صورت مشترک مهم است. معنای انترناسیونالیسم نیز تا حدی اینگونه است. تجربهای که مردم از مبارزات آلمان و انقلاب روژآوا به دست میآورند ایجاد روابط عمیق است. با گسترش این بذرهای زندگی آزاد، کنفدراسیون دمکراتیک زنان و مردم جهان نزدیک است.”
آنچه او در روژآوا میبیند فراتر از تصور اوست: “من در اینجا بیش از آنچه تصور میکردم، دیدهام. بسیاری از موارد در اینجا آزمایش میشوند. در این روند انقلاب، همیشه قدمهایی برداشته میشود و موارد اشتباه اصلاح میشوند. گامهای جدید با جدیت برداشته شده که این بسیار مهم است. از آنجا که همه در سیستم قدیمی رشد کردهاند، تغییر این ذهنیت نیز مدت زمان زیادی طول میکشد. مهم این است که هم ایدهها و هم تجربیاتی که در راستای ارزشهای انقلاب ساخته شدهاند را توسعه دهیم. این یک طبیعت بسیار سرشار است. در شرایط دشوار، راهحلها یافت میشوند، آزمایش میشوند، ارزیابی میشوند و اصلاح میشوند.
بسیاری از زنان در سراسر جهان میخواستند به شمال و شرق سوریه بیایند و در فعالیتهای مستقل، اجتماعی و علمی شرکت کنند تا واقعیت انقلاب زنان را بشناسند و درک کنند. به همین دلیل موسسهی آندره وولف در سال ۲۰۱۹ تاسیس شد. اعضای موسسه کار خود را به روشی جمعی و مبتنی بر الگوی دموکراسی، اکولوژیک و آزادی زنان انجام میدهند. ما تلاش میکنیم تا بتوانیم با ژنولوژی به عنوان یک روش تفکر و یک روش زندگی کنار بیاییم. یک گروه اسپانیایی کتابی را به زبان اسپانیایی در اینجا منتشر کردند. این کتاب به زبان ارمنی نیز منتشر شده است. همچنین برخی از گروههای زنان از کشورهای مختلف به اینجا میآیند و ما در اینجا با هم زندگی میکنیم.
آری انقلاب روژآوا نە تنها روژآوای کوردستان و سوریە، بلکە بنیانهای تمامی خاورمیانە را متحول نمودە و میتواند تاثیرات شگرف بر دیگر جنبشهای برابریخواهانە زنان در جهان داشتە باشد، البتە با خواندن یادداشت رفیق نوژین هر خوانندەای بە راحتی پی بە نقطە ضعفهای جنبش زنان، فعالین محیطزیست و فمنیستها خواهد برد و همزمان واقف بە ضرورت تاریخی سیستم فکری حاکم بر جنبش روژآوا بر محور زن و حیات آزاد، بە همین جهت ضروری میبینم کە هواداران و اعضای این خط فکری در بعد وسیعتری سعی در شناساندن آن بە جامعە بینالمللی نمایند.
فراموش ننمائیم کە فرهنگ هر جامعە متاثر از قانون حاکم بر آن منطقە میباشد و با کمال تاثر قانون حاکم هیرارشی و مردسالاری بودە و تمامی دستاوردهای بشر از علم و تکنیک گرفتە تا آئین و عرف را چون ابزاری بر ضد بشریت و زن بکار میبندد.
گذار دموکراتیک
① در اینجا یک انقلاب اجتماعی روی داده ✍ بسی شاماری حملات استعماری در کوردستان مقولەی جدیدی نبودە و بە تاریخ معاصر بر نمیگردد بلکە ریشە در گذشتەهای بسیار دور دارد اما آنچە حائز اهمیت بیشتر است همانا اتحاد عمل دستنشاندگان سیستم استثمار انسان بر انسان…
پیکار با این مهم بسی سخت و صعب مینماید اما غیر ممکن نیست، همانطور کە همگان شاهدند سیستم روژآوا در بطن جنگ سوم جهانی شکل گرفتە و چندی پیش نهمین سال پیروزی خویش را جشن گرفت. پیروزی کە ماحصل شهادت بیش از ١١ هزار نفر از بهترین جوانان کرەی خاکیمان و نقص عضو هزاران سلحشور بودە اما در طرفتەالعینی بازتاب حضور این سیستم در صحنەی سیاست جهانی گشت. امروز از تمامی کشورهای آمریکای جنوبی نە تنها حمایت میگردد بلکە تلاشهای بسیاری جهت نمونەبرداری از این سیستم در ساختار مدیریت در دست اقدام و خواستەی میلیونها زن و مرد آزادیخواە و برابرطلب میباشد.
خاورمیانە در تب جنگ سوم جهانی سالهاست میسوزد و صاحبان قدرت هنوز اذغان بە آن ننمودەاند، آتشی کە توسط مردان قدرتپرست برافروختە میگردد و تن زنان هیزم شعلەور ماندن آن میباشد.
اشارە بە تاریخ ١٩٧٠ تا بە امروز جهت یادآوری جنگهای افغانستان، بنگلادش، عراق، سوریە، ایران و توجە بە آمار بالای کشتار زنان و کودکان، بە اسارت در آمدن و فروششان در بازارهای پورن و سکس زنگ خطریست کە باید در هر بحث و محفلی بە صدا در آوردە شود. سیستمی کە ریشە در ضدیت با زن دارد و خشونت، خشونتی کە آموزش دادە شدە و چون ارکان فرهنگی و جزء لاینفک آداب و رسوم بە آن نگریستە میشود و زن از هیچ حمایتی برخوردار نیست.
در پایان باید اشارە نمایم کە سیاست دموکراتیک توسط هزاران زن در طول تاریخ پیش رفتە اما هموارە نیروی بازدارندە و سرکوب مانع رشد و غنای آن گردیدە. اما خوشبختانە امروز ما نسلی شدیم کە عینا در میدان سیاست و جنگ نیز تقابل مدرنیتە دموکراسی بر پایە اقتصاد اکولوژی، دفاع مشروع و آزادی زن را با مدرنیتەی کاپیتالیستی بە نظارە نشستە و شاهد پیشوازی هر چە بیشتر از این فلسفە میباشیم، فلسفە و خط فکری کە بر پایەی آموزش و دموکراتیزە نمودن تمامی آحاد جامعە، مشارکت همگان در امور شهروندی و از سر نوشتن تاریخ مبارزە میباشد، قطعا جنبش و مبارزات زنان کورد با توجە بە دستاوردهای بزرگی کە تا بە امروز کسب نمودە از ضروریات ادامە و رشد دیگر جنبشها در ایران و منطقە میباشد.
زنان کورد مبارز امروز دقیقا نقش شمشیر دموکلس را برای جهان نابرابر بازی مینمایند، ضمانت اجرائی گسستن تار موی اسبی کە شمشیر بە آن وصل است اتحاد تمامی زنانی میباشد کە علت را بە خوبی درک نمودەاند و ریشە را هدف قرار دادەاند نە تنها مبارزە با معلول.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
خاورمیانە در تب جنگ سوم جهانی سالهاست میسوزد و صاحبان قدرت هنوز اذغان بە آن ننمودەاند، آتشی کە توسط مردان قدرتپرست برافروختە میگردد و تن زنان هیزم شعلەور ماندن آن میباشد.
اشارە بە تاریخ ١٩٧٠ تا بە امروز جهت یادآوری جنگهای افغانستان، بنگلادش، عراق، سوریە، ایران و توجە بە آمار بالای کشتار زنان و کودکان، بە اسارت در آمدن و فروششان در بازارهای پورن و سکس زنگ خطریست کە باید در هر بحث و محفلی بە صدا در آوردە شود. سیستمی کە ریشە در ضدیت با زن دارد و خشونت، خشونتی کە آموزش دادە شدە و چون ارکان فرهنگی و جزء لاینفک آداب و رسوم بە آن نگریستە میشود و زن از هیچ حمایتی برخوردار نیست.
در پایان باید اشارە نمایم کە سیاست دموکراتیک توسط هزاران زن در طول تاریخ پیش رفتە اما هموارە نیروی بازدارندە و سرکوب مانع رشد و غنای آن گردیدە. اما خوشبختانە امروز ما نسلی شدیم کە عینا در میدان سیاست و جنگ نیز تقابل مدرنیتە دموکراسی بر پایە اقتصاد اکولوژی، دفاع مشروع و آزادی زن را با مدرنیتەی کاپیتالیستی بە نظارە نشستە و شاهد پیشوازی هر چە بیشتر از این فلسفە میباشیم، فلسفە و خط فکری کە بر پایەی آموزش و دموکراتیزە نمودن تمامی آحاد جامعە، مشارکت همگان در امور شهروندی و از سر نوشتن تاریخ مبارزە میباشد، قطعا جنبش و مبارزات زنان کورد با توجە بە دستاوردهای بزرگی کە تا بە امروز کسب نمودە از ضروریات ادامە و رشد دیگر جنبشها در ایران و منطقە میباشد.
زنان کورد مبارز امروز دقیقا نقش شمشیر دموکلس را برای جهان نابرابر بازی مینمایند، ضمانت اجرائی گسستن تار موی اسبی کە شمشیر بە آن وصل است اتحاد تمامی زنانی میباشد کە علت را بە خوبی درک نمودەاند و ریشە را هدف قرار دادەاند نە تنها مبارزە با معلول.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
کتاب مجموعه شعر (این زخم، پنهان شدنی نیست) چاپ و منتشر گردید
کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە
کتاب مجموعه شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.
محتوای این کتاب از مجموعە اشعار کوتاه تشکیل میشود کە در زیر هر شعر کُردی همتای فارسی آن نیز موجود است. رِیوار آبدانان، نویسندە کتاب، در اشعار خود بە فلسفه و معناشناسانە بودن اشعار اهمیّت بسزایی دادە است کە جذابیت خاصی را دارست و بە درک انسان، از انسان و هستی، نیز پرداختە است.
چاپ نخست کتاب در سال ۱۴۰۰ خورشیدی در چاپخانه چیا صورت گرفته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە
کتاب مجموعه شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.
محتوای این کتاب از مجموعە اشعار کوتاه تشکیل میشود کە در زیر هر شعر کُردی همتای فارسی آن نیز موجود است. رِیوار آبدانان، نویسندە کتاب، در اشعار خود بە فلسفه و معناشناسانە بودن اشعار اهمیّت بسزایی دادە است کە جذابیت خاصی را دارست و بە درک انسان، از انسان و هستی، نیز پرداختە است.
چاپ نخست کتاب در سال ۱۴۰۰ خورشیدی در چاپخانه چیا صورت گرفته است.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
کتاب مجموعه شعر (این زخم، پنهان شدنی نیست) چاپ و منتشر گردید کتێبی کۆمەڵە شیعری ئی زامە، ئاشارەو نێیەو چاپ و بڵاو کرایەوە کتاب مجموعه شعر ئی زامە، ئاشارەو نێیەو (این زخم، پنهان شدنی نیست) به قلم رفیق رِیوارآبدانان به دو زبان کُردی و فارسی نوشته شده است.…
ئی-زامە-ئاشارەو-نێیەو-۱-1.pdf
881 KB
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها
✍ گولان فهیم
جغرافیایی که اکنون مالامال درگیری، کشمکشهای تخریب کننده، سرکوب، کشتار و بخصوص نزاع و تناقضات مختلف، دیرزمانی و به صورت طولانی مدت خواستگاه همزیستی، برابری و یکسانی بین اقشار اجتماعی و فرهنگهای مختلف بوده است. جغرافیایی بهشت گونه که زندگی در آن نیز، سرشار از معنا و سرشار از احساس زیبای زیستن بود. به بیان سومریان اینجا دیلمون بوده و در تورات عدن، آریاییها آن را پردیس و یا بهشت، اعراب آن را جنت نامیدهاند. در کتب تاریخی و مقدس، در کتیبهها و سنگ نوشتهها، در داستانهای قدیم از این جغرافیا با این صفات بحث و تعبیر میشود. ولی ذهنیتهای سلطهگر و استعمارگر نه تنها به اشغال و تالان این جغرافیا بسنده نکرده، بلکه به نحوهی زندگی و فرهنگ جامعه نیز لطمه وارد ساختند. از یک سو جوامع را زیر فشار، خشونت و سرکوب شدید قرار دادند، از دیگر سو، با به کار بستن انواع و اقسام راهکارها خواستند تا جامعه را از ذات و درونمایهی آن، از کارایی و ساختار آن دور و بیگانه سازند. این بدان معنا بود که زندگی با بدیها، زشتیها، اختلافات و تناقضات بسیاری آغشته و در نتیجه بر مسیر سیری نزولی قرار داده شده است. در منطقه و بخصوص کوردستان ما شاهد این هستیم که نظامهای سلطهگر برای دستیابی به این هدف از هیچ ترفند و راهکاری رویگردان نبودهاند. آنها نیازمند اجتماعات یا گروههای انسانیای هستند که بتوانند به راحتی سلطهی خود را بر آنان تحمیل نمایند. اجتماعاتی شامل انسانهائی که از ماهیت اصلی خویش؛ جامعهشدهگی و موجودیت، بیبهره باشند. برای چنین هدفی هر راهکار مباح و مشروع دیده میشود.
در میان اقوام و ملتهای مختلف، کوردها جزء ملتهائی هستند که یکی از گرایشات و خصوصیات بنیادینشان را میتوان همگرائی نام برد. آنها همچنین توانستهاند این خصوصیت که در عین حال نیز یک قابلیت و توانمندی محسوب شده را به اقوام منطقه نیز بیاموزند. چنانچه از تاریخ اجتماعی کوردها مشهود است، آنان هرگز با همسایگان و اقوام دیگر، ستیزجوئی ننموده و هرگز آغازگر جنگهای رویداده نیز نبودهاند. بکله هر بار برای دفاع از موجودیت خویش، به ناچار و در چارچوب دفاع مشروع وارد میدان جنگ شدهاند. اگر هم فرصتی برای صلح نیز یافته باشند، قطعا به جای جنگ، گزینهی صلح و آشتی را برگزیدهاند. آنها از همزیستی با دیگران استقبال کردهاند. این نشان از غنای فرهنگی و اعتماد بنفسی دارد، که در واقع نیروی اصلی این خلق برای خودمدیرتی را در بردارد. در مقابل این؛ نیروهایی که از قوای تاثیرگذاری برخوردار نیستند، نیروی خشونت و بخصوص فشار را بکار میبندند. در حالیکه نیروهایی که قادر به تاثیرگذاری هستند متدهای سازگار و ماندگارتری به کار میبندند.
کوردها یکی از اقوام اصلی و کهن منطقه میباشند که دارای فرهنگی بسیار غنی و مسالمیتآمیز هستند. صلحطلبی و آشتیگرائی یکی از خصیصههای اصلی ملت کورد را تکشیل میدهد. در واقع میان فرهنگ کوردها و جغرافیای کوردستان شباهتهای بسیاری وجود دارند. میتوان چنین استنباط کرد که جغرافیای کوردستان بر شکلگیری فرهنگ ملت کورد تاثیرات حائز اهمیتی داشته است. اما متاسفانه آنچه از حمله، غصب و استثمار، بر سر این جغرافیا آمده، بر کوردها نیز بشدت روا داشته شده است. آنچه طی تاریخ 5هزار سالهی تمدن، که تاریخی سراسر جنگ و تالان را در برگرفته، میتوان دریافت این است که در دوران و مرحلههای مختلف تاریخ، این سرزمین با لشکرکشی نیروهای امپریالیست، اشغالگر روبرو مانده است. از نیروهای تالانگر اوروکیان سومری گرفته تا زورگویان آشور، از ارتش توطئهگر هخامنشی گرفته تا نیروهای اسکندر مقدونی، از فاتحان اسلام گرفته تا مغولان، از جنگندگان صفوی و عثمانی گرفته تا نیروی سپاه پاسدارن و ارتش فاشیست ترکیه همگی پی در پی و بدون وقفه کوردستان و کوردها را آماج حملات خود قرار دادهاند. وقتی به سرانجام مینگریم، شاهد این هستیم که همگی بیفرجام ماندهاند. شاید از این است که در این مرحله از تاریخ، نظام سرمایهداری و نمایندگان آن در منطقه، بویژه نیروهای استعمارگر کوردستان، تا این حد بیپروا، به خلقمان یورش میبرند. چون هنوز نتوانستهاند ویژگی و کاراکتر اصلی کوردها را دگرگون سازند. مهمتر اینکه کوردها در سدهی اخیر و بخصوص در سدهی کنونی، در موضع محاصرهشدگی و منزوی باقی نماندند. بلکه برعکس، به نیرویی منطقهای و فرامنطقهای تبدیل گشتهاند تا بتوانند نظامی جایگزین نظام مستبد و استعمارگر جهانی ارائه دهند. بدین صورت، رفته رفته این طرح حیات نوین و آزاد در میان خلقهای منطقه و جهان نیز با هیجان، شور و شوقی بسیار فراوان مورد توجه قرار گرفت. علیرغم تمامی اینها، شرایط و اوضاع برآمده از این حملات، کوردستان را دربرگرفت و متاثر ساخت.
✍ گولان فهیم
جغرافیایی که اکنون مالامال درگیری، کشمکشهای تخریب کننده، سرکوب، کشتار و بخصوص نزاع و تناقضات مختلف، دیرزمانی و به صورت طولانی مدت خواستگاه همزیستی، برابری و یکسانی بین اقشار اجتماعی و فرهنگهای مختلف بوده است. جغرافیایی بهشت گونه که زندگی در آن نیز، سرشار از معنا و سرشار از احساس زیبای زیستن بود. به بیان سومریان اینجا دیلمون بوده و در تورات عدن، آریاییها آن را پردیس و یا بهشت، اعراب آن را جنت نامیدهاند. در کتب تاریخی و مقدس، در کتیبهها و سنگ نوشتهها، در داستانهای قدیم از این جغرافیا با این صفات بحث و تعبیر میشود. ولی ذهنیتهای سلطهگر و استعمارگر نه تنها به اشغال و تالان این جغرافیا بسنده نکرده، بلکه به نحوهی زندگی و فرهنگ جامعه نیز لطمه وارد ساختند. از یک سو جوامع را زیر فشار، خشونت و سرکوب شدید قرار دادند، از دیگر سو، با به کار بستن انواع و اقسام راهکارها خواستند تا جامعه را از ذات و درونمایهی آن، از کارایی و ساختار آن دور و بیگانه سازند. این بدان معنا بود که زندگی با بدیها، زشتیها، اختلافات و تناقضات بسیاری آغشته و در نتیجه بر مسیر سیری نزولی قرار داده شده است. در منطقه و بخصوص کوردستان ما شاهد این هستیم که نظامهای سلطهگر برای دستیابی به این هدف از هیچ ترفند و راهکاری رویگردان نبودهاند. آنها نیازمند اجتماعات یا گروههای انسانیای هستند که بتوانند به راحتی سلطهی خود را بر آنان تحمیل نمایند. اجتماعاتی شامل انسانهائی که از ماهیت اصلی خویش؛ جامعهشدهگی و موجودیت، بیبهره باشند. برای چنین هدفی هر راهکار مباح و مشروع دیده میشود.
در میان اقوام و ملتهای مختلف، کوردها جزء ملتهائی هستند که یکی از گرایشات و خصوصیات بنیادینشان را میتوان همگرائی نام برد. آنها همچنین توانستهاند این خصوصیت که در عین حال نیز یک قابلیت و توانمندی محسوب شده را به اقوام منطقه نیز بیاموزند. چنانچه از تاریخ اجتماعی کوردها مشهود است، آنان هرگز با همسایگان و اقوام دیگر، ستیزجوئی ننموده و هرگز آغازگر جنگهای رویداده نیز نبودهاند. بکله هر بار برای دفاع از موجودیت خویش، به ناچار و در چارچوب دفاع مشروع وارد میدان جنگ شدهاند. اگر هم فرصتی برای صلح نیز یافته باشند، قطعا به جای جنگ، گزینهی صلح و آشتی را برگزیدهاند. آنها از همزیستی با دیگران استقبال کردهاند. این نشان از غنای فرهنگی و اعتماد بنفسی دارد، که در واقع نیروی اصلی این خلق برای خودمدیرتی را در بردارد. در مقابل این؛ نیروهایی که از قوای تاثیرگذاری برخوردار نیستند، نیروی خشونت و بخصوص فشار را بکار میبندند. در حالیکه نیروهایی که قادر به تاثیرگذاری هستند متدهای سازگار و ماندگارتری به کار میبندند.
کوردها یکی از اقوام اصلی و کهن منطقه میباشند که دارای فرهنگی بسیار غنی و مسالمیتآمیز هستند. صلحطلبی و آشتیگرائی یکی از خصیصههای اصلی ملت کورد را تکشیل میدهد. در واقع میان فرهنگ کوردها و جغرافیای کوردستان شباهتهای بسیاری وجود دارند. میتوان چنین استنباط کرد که جغرافیای کوردستان بر شکلگیری فرهنگ ملت کورد تاثیرات حائز اهمیتی داشته است. اما متاسفانه آنچه از حمله، غصب و استثمار، بر سر این جغرافیا آمده، بر کوردها نیز بشدت روا داشته شده است. آنچه طی تاریخ 5هزار سالهی تمدن، که تاریخی سراسر جنگ و تالان را در برگرفته، میتوان دریافت این است که در دوران و مرحلههای مختلف تاریخ، این سرزمین با لشکرکشی نیروهای امپریالیست، اشغالگر روبرو مانده است. از نیروهای تالانگر اوروکیان سومری گرفته تا زورگویان آشور، از ارتش توطئهگر هخامنشی گرفته تا نیروهای اسکندر مقدونی، از فاتحان اسلام گرفته تا مغولان، از جنگندگان صفوی و عثمانی گرفته تا نیروی سپاه پاسدارن و ارتش فاشیست ترکیه همگی پی در پی و بدون وقفه کوردستان و کوردها را آماج حملات خود قرار دادهاند. وقتی به سرانجام مینگریم، شاهد این هستیم که همگی بیفرجام ماندهاند. شاید از این است که در این مرحله از تاریخ، نظام سرمایهداری و نمایندگان آن در منطقه، بویژه نیروهای استعمارگر کوردستان، تا این حد بیپروا، به خلقمان یورش میبرند. چون هنوز نتوانستهاند ویژگی و کاراکتر اصلی کوردها را دگرگون سازند. مهمتر اینکه کوردها در سدهی اخیر و بخصوص در سدهی کنونی، در موضع محاصرهشدگی و منزوی باقی نماندند. بلکه برعکس، به نیرویی منطقهای و فرامنطقهای تبدیل گشتهاند تا بتوانند نظامی جایگزین نظام مستبد و استعمارگر جهانی ارائه دهند. بدین صورت، رفته رفته این طرح حیات نوین و آزاد در میان خلقهای منطقه و جهان نیز با هیجان، شور و شوقی بسیار فراوان مورد توجه قرار گرفت. علیرغم تمامی اینها، شرایط و اوضاع برآمده از این حملات، کوردستان را دربرگرفت و متاثر ساخت.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
این با خود نیاز به پیشوایان و پیشاهنگانی جهت سازماندهی مبارزات را به عنوان یک واقعیت گریزناپذیر، پیشروی این خلق قرار داد. اگر علیرغم تمامی دشواریها و سختیهایی که متحمل گشته، هنوز بحث از موجودیت خود داشته و این موجودیت تا کنون به بقای خود ادامه داده، مدیون پیشاهنگان قهرمانیست که درون خود پرورانده است. در بین هر ملت و جامعهای میتوان نمونههای پیشوا و پیشاهنگ آن ملت را یافت، ولی آنچه که کوردستان را متفاوت نموده، نقش و نیاز به پیشاهنگان مداوم بوده است. کوردستان از یک جهت سرزمین مبارزه و مقاومت دلاوران و مبارزین قهرمان است. مقاومت و مبارزه طوری به بخش تفکیکناپذیر فرهنگ این جامعه بدل شده که دیگر تغییر و یا نابودی این فرهنگ، ناممکن و یا بسیار سخت مینمایاند. البته پیشاهنگ و مبارز تنها با جامهی جنگاور در صحنهی مبارزه قد علم نمیکند. هر فردی در این سرزمین، بخصوص کسانیکه برای فرهنگ ملی خویش ارزش قائل بوده و با این فرهنگ پرورش یافتهاند، با حس مسئولیت برخورد کرده و سعی داشتهاند تا نقش پیشاهنگی و مبارزه را در هر عرصهای ایفا نمایند. هنرمند با آثاری که ارائه داده، با اشعار و ترانههایش، با ملودی و نوایش، صنعت کار، کشاورز و چوپان، نویسنده و … هر یک در عرصهی هنری و فعالیت خویش این فرهنگ مقاومت را رشد و نمو بخشیدهاند. از بدلهای محتمل و دشواری که باید در ازای آزادی و بقای موجودیت بپردازند، دریغ نورزیدهاند. در این راه مقدس بسیاری از پیشاهنگان شهید شدند، در واقع شهدا سرچشمهی زندگی و اصرار بر حیاتی آزادانه را سمبلیزه نمودهاند. با اینکه هر شهادت درد و رنجشی بزرگ برای این خلق بهمراه داشته، آنها معنا و ارزش شهدا و نقشی را که آنان در راه زندگی شرافتمندانه ایفا نمودهاند را به خوبی دریافته و بدینسان شهید را به الگوی ارزشی حیات خویش مبدل ساخته است. مادران با به دنیا آوردن هر فرزندی، آنها را برای هرگونه سختی و مبارزه آماده و پرورش میدهند. ساختن، پرداختن و سرودن ترانههایی در یادبود قهرمانان این وطن به عنوان لالائی در گوش این کودکان، حافظه و ذهنیتی ایجاد میکند که آنها را در راه آزادی و کرامت انسانی، حاضر به گذار از هر چیزی میگردند.
نظام فاشیستی دولت – ملتها همزمان با تاسیس نظام خود در هر مکانی، نگرش و ذهنیت تک بعدیاش در حاکمیت بر فرم جامعهی هموژن گشتهی یک ملت، یک دین و یک پرچم، همانگونه که تمامی منطقهی خاورمیانه که نمایانگر موزاییک خلقها، آیینها و تنوعات فرهنگی را به صحرایی بایر مبدل نمود، کوردستان را نیز دچار همان آسیبها و تخریبات گرداند. کوردها برای این نظام نادمکراتیک، موجودی گشتند که باید نابود میشدند. این نیز از طریق انکار و یک نسلکشی فرهنگی و فیزیکی میسر میشد. کاراکتر اصلی و نخستین دولت – ملت فاشیست ترکیه دشمنی با کوردهاست و در این راه برای اینکه کوردی نه تنها در کشور تحت حاکمیتاش، بلکه در کل منطقه هیچ گونه دستاوردی نداشته و بکلی نابود شوند، برنامه ریزیهای بسیار گستردهای در سطح منطقه و جهان بکار بسته است. این روش غیر انسانی نظام فاشیستی ترکیه الگو و مدلی ایدئال برای دیگر دولت – ملتها گشت. همانطور که در بالا ذکر آن رفت، یک ملیتی و یا یک فرهنگی، ویژگی اصلی نظام های دولت – ملت را تشکیل میدهد، ولی دولت – ملتهایی که بر کوردستان سیطره داشتند، برای رسیدن به ایدهی خویش قتل عام و ابزارهای بسیار وحشیانهای بکار بستند.
نظام دولت – ملت ایران نیز در این میان از بدو تاسیس خود بخصوص در دوران حاکمیت رژیم شاهنشاهی، رژیم آتاتورک در ترکیه را سرمشق اعمال ضد فرهنگی خود قرار داد. نظام تئوکراتیک و ضد دمکراتیک کنونی حاکم نیز از این سیاست پیروی میکند. با تاسیس نظام کنونی، شخص نخست حاکم در این نظام؛ خمینی فتوای کشتار کوردها را اعلان کرد. در این چارچوب نیروهای تروریستی نظام با سرکردگی خلخالی به کوردستان حملهور شدند و صدها نفر را به شکلی بسیار وحشیانه به قتل رساندند. انقلاب خلقهای ایران به محاصرهی نظامی در آمده بود که با قتلعام در شهرهای سنه، سقز، مریوان و … خودنمایی میکرد. روزهای خونین کوردستان وارد مرحلهای دیگر شد. کوردها نیز در این انقلاب و با هدف تاسیس نظامی دمکراتیک، حقوقی و برابر مبارزات وسیعی داشتند، ولی نظام حاکم و سلطهگر کشتار و قتلعام این خلق را در کارنامهی نخستین روزهای حکمداری خود به ثبت رسانید. کوردستان کاملا میلیتاریزه شد و کوردها همچون دشمن خدا و کفار در افکار عمومی کشور و جهان معرفی شدند.
کوردها برای جلوگیری از این حملات و در چارچوب دفاع از خویش آنگونه که باید و شاید از نیروی سازماندهی و دفاعی برخوردار نبودند، ولی همان خوی مبارزهگری و مقاومتطلبی آنها، موجب شد که در مدت زمانی کوتاه پیشاهنگان این خلق در صحنه حضوری فعال از خود نشان دهند.
نظام فاشیستی دولت – ملتها همزمان با تاسیس نظام خود در هر مکانی، نگرش و ذهنیت تک بعدیاش در حاکمیت بر فرم جامعهی هموژن گشتهی یک ملت، یک دین و یک پرچم، همانگونه که تمامی منطقهی خاورمیانه که نمایانگر موزاییک خلقها، آیینها و تنوعات فرهنگی را به صحرایی بایر مبدل نمود، کوردستان را نیز دچار همان آسیبها و تخریبات گرداند. کوردها برای این نظام نادمکراتیک، موجودی گشتند که باید نابود میشدند. این نیز از طریق انکار و یک نسلکشی فرهنگی و فیزیکی میسر میشد. کاراکتر اصلی و نخستین دولت – ملت فاشیست ترکیه دشمنی با کوردهاست و در این راه برای اینکه کوردی نه تنها در کشور تحت حاکمیتاش، بلکه در کل منطقه هیچ گونه دستاوردی نداشته و بکلی نابود شوند، برنامه ریزیهای بسیار گستردهای در سطح منطقه و جهان بکار بسته است. این روش غیر انسانی نظام فاشیستی ترکیه الگو و مدلی ایدئال برای دیگر دولت – ملتها گشت. همانطور که در بالا ذکر آن رفت، یک ملیتی و یا یک فرهنگی، ویژگی اصلی نظام های دولت – ملت را تشکیل میدهد، ولی دولت – ملتهایی که بر کوردستان سیطره داشتند، برای رسیدن به ایدهی خویش قتل عام و ابزارهای بسیار وحشیانهای بکار بستند.
نظام دولت – ملت ایران نیز در این میان از بدو تاسیس خود بخصوص در دوران حاکمیت رژیم شاهنشاهی، رژیم آتاتورک در ترکیه را سرمشق اعمال ضد فرهنگی خود قرار داد. نظام تئوکراتیک و ضد دمکراتیک کنونی حاکم نیز از این سیاست پیروی میکند. با تاسیس نظام کنونی، شخص نخست حاکم در این نظام؛ خمینی فتوای کشتار کوردها را اعلان کرد. در این چارچوب نیروهای تروریستی نظام با سرکردگی خلخالی به کوردستان حملهور شدند و صدها نفر را به شکلی بسیار وحشیانه به قتل رساندند. انقلاب خلقهای ایران به محاصرهی نظامی در آمده بود که با قتلعام در شهرهای سنه، سقز، مریوان و … خودنمایی میکرد. روزهای خونین کوردستان وارد مرحلهای دیگر شد. کوردها نیز در این انقلاب و با هدف تاسیس نظامی دمکراتیک، حقوقی و برابر مبارزات وسیعی داشتند، ولی نظام حاکم و سلطهگر کشتار و قتلعام این خلق را در کارنامهی نخستین روزهای حکمداری خود به ثبت رسانید. کوردستان کاملا میلیتاریزه شد و کوردها همچون دشمن خدا و کفار در افکار عمومی کشور و جهان معرفی شدند.
کوردها برای جلوگیری از این حملات و در چارچوب دفاع از خویش آنگونه که باید و شاید از نیروی سازماندهی و دفاعی برخوردار نبودند، ولی همان خوی مبارزهگری و مقاومتطلبی آنها، موجب شد که در مدت زمانی کوتاه پیشاهنگان این خلق در صحنه حضوری فعال از خود نشان دهند.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
از آنها می توان به کاک فواد مصطفی سلطانی یکی از پیشاهنگان و فرزندان دلسوز، یارانش، قاسملو و … نام برد.
کاک فواد شخصیتی آگاه، برابریخواه، دلیر و میهندوست بود. در دوران دانشجوئی و قبل از انقلاب توسط نیروهای ساواک رژیم شاهنشاهی دستگیر و به 11 ماه زندان محکوم گشت. او پس از آزادی که همزمان بود با انقلاب، بی هیچ تعللی، در فعالیتهای سیاسی جای گرفت و برای به رسمیت بخشیدن به اراده و موجودیت کوردها، همچنین در راستای حل مسئله ی کورد در ایران، ایفای نقش کرد. کاک فواد در ملاقات و مذاکرههای بین نیروهای حاکمیت و کوردها نیز شرکت داشت. او در این مذاکرهها تلاش نمود که مسئله را بشکلی مسالمتآمیز ختم و چارهیابی کند. ولی در مقابل برخوردهای انکارگر و یا سرکوبگر مذاکرهگران رژیم نیز تسلیم نگشت. بلافاصله پس از بینتیجه ماندن این مذاکرات و شروع حملات نظامی رژیم به کوردستان، نیروهای پیشمرگ را بسیج و وارد مقاومت و مبارزه در کوهستانهای کوردستان شد.
رژیم ایران نیک آگاه است که کوردها با پیشاهنگ و مبارزان پیشتاز خود نیرومند هستند و میتوانند مبارزه را ادامه دهند. از اینرو همیشه این اشخاص مورد هدف قرار میگیرند. این سیاست در سطح کشور پایهریزی و عملی میشود. نظام اشخاص تاثیرگذار، مخالف و مبارز را یا با سرکوب به تسلیمیت وادار کرده، یا مجبور به ترک کشور میکند. یا اینکه با توطئهای بیاعتبار و یا در یک عملیات تروریستی بیتاثیر میکند. حتی بسیاری از اشخاص مخالف نظام، در کشورهای خارج مورد حملهی نظام قرار می گیرند که در تاریخ سیاسی شرق کوردستان نمونههائی از این دست بسیارند. قاسملو و شرفکندی چهرههای برجسته و شناخته شدهای هستند، به جز آنها دهها سیاستمدار و مبارز کورد در قلب اروپا و یا مناطق دیگر جهان ترور شده و گمنام ماندهاند.
مخترعین و موسسین اعدام و چوبهیدار نادانسته هستند، ولی نظامهای سلطهگر از این ابزار غیرانسانی بینهایت استفاده را برای برپا ماندن بردهاند. در این باره نظام ایران شمارهی اول لیست سودجویی از این ابزار را به خود اختصاص میدهد. چرا که اگر این نظام 42 سال است هنوز پابرجا میباشد و علیرغم مبارزات و مقاومتهای گستردهی خلقهای ایرانی، هنوز توانسته که سلطهی خویش را حفظ نماید، مدیون این ابزار است. البته ناگفته نماند که علل زیادی میتوان برشمرد، ولی یکی از این علتها بیگمان زورگویی، ظلم و بیرحمی نظام میباشد. هر نیرویی، هر شخصیتی، هر خلق و یا قشری که سعی در مبارزه دارد با خطر اعدام مواجه است. چه کارگر باشد، چه دانشجو و یا یک روستایی معمولی، چه سیاستمدار و یا روزنامهنگاری مشهور، وقتی برای نظام ایجاد خطر کرد، خطر اعدام نیز برای وی به میان خواهد آمد. نظام آنچنان در به کارگیری این ابزار ماهرانه به روایت بخشی میپردازد که به آسانی و بدون ترس از قیام مردمی یا موضعی بینالمللی در برابر قتلعامهائی که از این طریق به راه انداخته، اقدام مینماید. دلایل رژیم شرعی و یا دلایل ملی – امنیتی هستند.
در ایران یکی از خلقهایی که بیشترین صدمات متعاقب از به کارگیری این راهکار غیر وجدانی و ضد انسانی را دیده، خلق کورد میباشد. هزاران جوان کورد اعم از زن و مرد به چوبهی دار آویخته شده و جان باختهاند. مبارزین کورد، پیشمرگها، اسیران جنگ، فعالین مدنی، مخالفین، زنان و علمای دینی کورد همگی در لیست اعدام قرار گرفتند. طناب اعدام در کوردستان همیشه آویزان ماند، از دورهی تاسیس نظام تا کنون روزانه کوردها اعدام میشوند. اعدامهایی که همیشه مورد خشم و اعتراض خلقمان قرار گرفت و هرگز عزم و اصرارشان را برای مبارزه تضعیف نکرد. بخصوص اعدام شدن رفقای ارجمندمان شیرین علم هولی، ماموستا فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان نقطه عطفی بود برای ابراز نارضایتی. در واقع این شهدا نه تنها بعلت اعدام شدن، قبل از اعدام نیز با اینکه خوب میدانستند به پای چوبهی دار برده خواهند شد، با ایستار و برخوردی انقلابی و مبارزاتیای که در طول زندگی و دوران زندان از خود نشان دادند، نه تنها در دل خلق کورد که تمامی خلقهای ایران و آزادیخواهان سراسر جهان جای گرفتند. لذا شهادت آنها به انفجاری تبدیل شد. صدها جوان کورد، زن و مرد برای خونخواهی و انتقام آنها به صفوف مبارزه پیوستند. بسیاری نیز پرچم مبارزات آنها را در شرق کوردستان و ایران برافراشته و هنوز بر این راه قرار دارند.
راهکار و متدهایی که نظام در برابر کوردها اعمال میدارد، با شیوههای متنوع هنوز بر سر کارند. این در حالیست که نارضایتی و مقاومتی که کوردها از خود نشان میدهند، اعدامها از میان براشته نشدهاند. کوردها در صحنهی مبارزه از کوچکترین امکان و فرصتی استفاده کرده و برای بدست آوردن حقوق اولیهی خود و آزادی و مدیریت خویش بسترسازی میکنند.
کاک فواد شخصیتی آگاه، برابریخواه، دلیر و میهندوست بود. در دوران دانشجوئی و قبل از انقلاب توسط نیروهای ساواک رژیم شاهنشاهی دستگیر و به 11 ماه زندان محکوم گشت. او پس از آزادی که همزمان بود با انقلاب، بی هیچ تعللی، در فعالیتهای سیاسی جای گرفت و برای به رسمیت بخشیدن به اراده و موجودیت کوردها، همچنین در راستای حل مسئله ی کورد در ایران، ایفای نقش کرد. کاک فواد در ملاقات و مذاکرههای بین نیروهای حاکمیت و کوردها نیز شرکت داشت. او در این مذاکرهها تلاش نمود که مسئله را بشکلی مسالمتآمیز ختم و چارهیابی کند. ولی در مقابل برخوردهای انکارگر و یا سرکوبگر مذاکرهگران رژیم نیز تسلیم نگشت. بلافاصله پس از بینتیجه ماندن این مذاکرات و شروع حملات نظامی رژیم به کوردستان، نیروهای پیشمرگ را بسیج و وارد مقاومت و مبارزه در کوهستانهای کوردستان شد.
رژیم ایران نیک آگاه است که کوردها با پیشاهنگ و مبارزان پیشتاز خود نیرومند هستند و میتوانند مبارزه را ادامه دهند. از اینرو همیشه این اشخاص مورد هدف قرار میگیرند. این سیاست در سطح کشور پایهریزی و عملی میشود. نظام اشخاص تاثیرگذار، مخالف و مبارز را یا با سرکوب به تسلیمیت وادار کرده، یا مجبور به ترک کشور میکند. یا اینکه با توطئهای بیاعتبار و یا در یک عملیات تروریستی بیتاثیر میکند. حتی بسیاری از اشخاص مخالف نظام، در کشورهای خارج مورد حملهی نظام قرار می گیرند که در تاریخ سیاسی شرق کوردستان نمونههائی از این دست بسیارند. قاسملو و شرفکندی چهرههای برجسته و شناخته شدهای هستند، به جز آنها دهها سیاستمدار و مبارز کورد در قلب اروپا و یا مناطق دیگر جهان ترور شده و گمنام ماندهاند.
مخترعین و موسسین اعدام و چوبهیدار نادانسته هستند، ولی نظامهای سلطهگر از این ابزار غیرانسانی بینهایت استفاده را برای برپا ماندن بردهاند. در این باره نظام ایران شمارهی اول لیست سودجویی از این ابزار را به خود اختصاص میدهد. چرا که اگر این نظام 42 سال است هنوز پابرجا میباشد و علیرغم مبارزات و مقاومتهای گستردهی خلقهای ایرانی، هنوز توانسته که سلطهی خویش را حفظ نماید، مدیون این ابزار است. البته ناگفته نماند که علل زیادی میتوان برشمرد، ولی یکی از این علتها بیگمان زورگویی، ظلم و بیرحمی نظام میباشد. هر نیرویی، هر شخصیتی، هر خلق و یا قشری که سعی در مبارزه دارد با خطر اعدام مواجه است. چه کارگر باشد، چه دانشجو و یا یک روستایی معمولی، چه سیاستمدار و یا روزنامهنگاری مشهور، وقتی برای نظام ایجاد خطر کرد، خطر اعدام نیز برای وی به میان خواهد آمد. نظام آنچنان در به کارگیری این ابزار ماهرانه به روایت بخشی میپردازد که به آسانی و بدون ترس از قیام مردمی یا موضعی بینالمللی در برابر قتلعامهائی که از این طریق به راه انداخته، اقدام مینماید. دلایل رژیم شرعی و یا دلایل ملی – امنیتی هستند.
در ایران یکی از خلقهایی که بیشترین صدمات متعاقب از به کارگیری این راهکار غیر وجدانی و ضد انسانی را دیده، خلق کورد میباشد. هزاران جوان کورد اعم از زن و مرد به چوبهی دار آویخته شده و جان باختهاند. مبارزین کورد، پیشمرگها، اسیران جنگ، فعالین مدنی، مخالفین، زنان و علمای دینی کورد همگی در لیست اعدام قرار گرفتند. طناب اعدام در کوردستان همیشه آویزان ماند، از دورهی تاسیس نظام تا کنون روزانه کوردها اعدام میشوند. اعدامهایی که همیشه مورد خشم و اعتراض خلقمان قرار گرفت و هرگز عزم و اصرارشان را برای مبارزه تضعیف نکرد. بخصوص اعدام شدن رفقای ارجمندمان شیرین علم هولی، ماموستا فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان نقطه عطفی بود برای ابراز نارضایتی. در واقع این شهدا نه تنها بعلت اعدام شدن، قبل از اعدام نیز با اینکه خوب میدانستند به پای چوبهی دار برده خواهند شد، با ایستار و برخوردی انقلابی و مبارزاتیای که در طول زندگی و دوران زندان از خود نشان دادند، نه تنها در دل خلق کورد که تمامی خلقهای ایران و آزادیخواهان سراسر جهان جای گرفتند. لذا شهادت آنها به انفجاری تبدیل شد. صدها جوان کورد، زن و مرد برای خونخواهی و انتقام آنها به صفوف مبارزه پیوستند. بسیاری نیز پرچم مبارزات آنها را در شرق کوردستان و ایران برافراشته و هنوز بر این راه قرار دارند.
راهکار و متدهایی که نظام در برابر کوردها اعمال میدارد، با شیوههای متنوع هنوز بر سر کارند. این در حالیست که نارضایتی و مقاومتی که کوردها از خود نشان میدهند، اعدامها از میان براشته نشدهاند. کوردها در صحنهی مبارزه از کوچکترین امکان و فرصتی استفاده کرده و برای بدست آوردن حقوق اولیهی خود و آزادی و مدیریت خویش بسترسازی میکنند.
گذار دموکراتیک
کودار؛ همراهی ملتهای ایران در برابر تهدید دولتها ✍ گولان فهیم 🆔 @GozarDemocratic
علیرغم راهکار مسالمتآمیز و صلحجویانهی خلق کورد، نظام با سرکوب، دستگیری، زندان و حبس با تمام توان بر آن است که از این وضعیت جلوگیری به عمل آورد. نظام ایران نیز همپای دولت فاشیستی ترکیه از این وضع واهمه دارد. آنها موجودیت خود را متکی به اختلاف و تناقض بین خلقها ساختهاند. در چنین وضعیتی طرح آزادسازی خلقها و هویتها از سوی کوردها برایشان مخاطرهآمیز میباشد. نظام ایران در سالهای اخیر بخصوص پس از جنگهایی که منطقه را فراگرفت، به سیاست فشار و سرکوب خلق ها در داخل کشور بیشتر از گذشته میپردازد. کوچکترین اعتراض با کشتار پاسخ داده میشود. در قیامهای آبان ماه، دی ماه و امسال نیز در خوزستان همان صحنهها را شاهد شدیم. در شرق کوردستان کشتار نظام آنچنان شدید بود که هنوز عواقب بسیاری از گم شدگان نامعلوم است، هنوز بسیاری نیز در زندانها یا شکنجهخانهها هستند.
زنان ایرانی از فعالترین، پویاترین و دینامیکترین نیروی جامعه در این مقاومتها هستند، زنان ایرانی را میتوان در همهی صحنههای نبرد و در ستیز با برخوردهای ضد اجتماعی و ضدزن نظام حاکم دید. آنها نه تنها برای خود مبارزه میکنند، بلکه علیه نابرابری، نظام طبقاتی و تبعیضهای نژادی، علیه عملکردهای غیر دمکراتیک نظام، سیاستهای فاسد و اقتصاد بحرانزای نظام در صحنهی مبارزه هستند. از این است که نظام، سرکوب زنان را در اولویت طرحهای خود قرار داده است. سرکوب زنان نیز روشهای متنوعی را شامل میشود. جامعهی زن، خانوادهی زن و به طورکلی دنیای زن را به گرسنه ماندن محکوم گردانده، با بیماری رودررو گردانده و ناتوان باقی میگذارند. با ویروسهای بدگمانی، بدبینی، پوچگرایی، جاسوسسازی و … از هم میپاشند. با ضعیف ساختن جامعه در صددند تا از نیروی زن کاسته و یا حداقل آن را غیرفعال سازند. از طرف دیگر مستقیما زنان هدف یورش هستند. قوههای مقننه، قضاییه و مجریه و تمامی نهادهای حاکمیت و بخصوص نیروهای نظامی در راستای سیاست تبعیض جنسیتی و جنسیتگرایانهی زن ستیز، پایهریزی شده و سیاستگذاری میکنند. در مقابل این وضع، واقعا دیدن زنان در میدانها، قیامها، شنیدن صدای آنها، شعارهای آنها برای ما تمام زنان مبارز نیز به نیرو و قوت تبدیل میشود. زنان این سرزمین نقش پیشاهنگیشان را در این مراحل سخت و دشوار مبارزه همچنان ایفا میکنند.
جامعهی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بر مبنای پارادایم دمکراسی، اکولوژی و آزادی زنان در این وهلهی تاریخی در شرق کوردستان و ایران بشکلی فراگیر در حال مبارزه است. البته ما بر این باوریم که بستر و زمینهی مبارزات ما را مبارزات تاریخی کوردستان و خلقهای ایران تشکیل میدهند. حفظ ارزش و دستاوردهایی که ثمرهی تلاش و بدلهای گرانبهاست برای ما در حکم رکن اصلی مبارزه میباشد. در این راستا برای دست یافتن به آزادی و دمکراسی خلقها در ایران و شرق کوردستان، بخصوص حل مسائل و بحرانهای کنونی، تاریخ مبارزاتی ایران و کوردستان برای ما تجربهساز خواهد بود. خطاها و نقصهایی که وجود داشتند، عدم اتحاد بین سازمان و نهادهای مبارزاتی، همچنین نحوههایی که بکار گرفته شدند در راه رسیدن به هدف مانعساز بودند. بدین علت همهی مبارزین و نیروهای مقاومتگر نیز بایستی برای جبران نواقص گذشته و پیشگیری از تکرار آنها در یک جبههی متحد و مبارزهی مشترک جای بگیرند. کودار برای حل مسائل در شرق کوردستان و ایران طی بیانیهای پروژهای تحت عنوان نقشه راه ارائه داده بود. این نقشه راه طرحی بلند مدت است که برای عملیسازی و اجرایی شدن آن مبارزات گستردهای نیاز است. برای رسیدن به کوردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک، برای جلوگیری از اعدام و برساخت نظامی دمکراتیک، نیاز است همهی جوامع و ملیتهای ایرانی و شرق کوردستان نیز در این مبارزه همرزم و همراهمان باشند تا بتوانیم به خواست و مطالبات مشروع و حقطلبانهی جامعه دست یابیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
زنان ایرانی از فعالترین، پویاترین و دینامیکترین نیروی جامعه در این مقاومتها هستند، زنان ایرانی را میتوان در همهی صحنههای نبرد و در ستیز با برخوردهای ضد اجتماعی و ضدزن نظام حاکم دید. آنها نه تنها برای خود مبارزه میکنند، بلکه علیه نابرابری، نظام طبقاتی و تبعیضهای نژادی، علیه عملکردهای غیر دمکراتیک نظام، سیاستهای فاسد و اقتصاد بحرانزای نظام در صحنهی مبارزه هستند. از این است که نظام، سرکوب زنان را در اولویت طرحهای خود قرار داده است. سرکوب زنان نیز روشهای متنوعی را شامل میشود. جامعهی زن، خانوادهی زن و به طورکلی دنیای زن را به گرسنه ماندن محکوم گردانده، با بیماری رودررو گردانده و ناتوان باقی میگذارند. با ویروسهای بدگمانی، بدبینی، پوچگرایی، جاسوسسازی و … از هم میپاشند. با ضعیف ساختن جامعه در صددند تا از نیروی زن کاسته و یا حداقل آن را غیرفعال سازند. از طرف دیگر مستقیما زنان هدف یورش هستند. قوههای مقننه، قضاییه و مجریه و تمامی نهادهای حاکمیت و بخصوص نیروهای نظامی در راستای سیاست تبعیض جنسیتی و جنسیتگرایانهی زن ستیز، پایهریزی شده و سیاستگذاری میکنند. در مقابل این وضع، واقعا دیدن زنان در میدانها، قیامها، شنیدن صدای آنها، شعارهای آنها برای ما تمام زنان مبارز نیز به نیرو و قوت تبدیل میشود. زنان این سرزمین نقش پیشاهنگیشان را در این مراحل سخت و دشوار مبارزه همچنان ایفا میکنند.
جامعهی دمکراتیک و آزاد شرق کوردستان (کودار) بر مبنای پارادایم دمکراسی، اکولوژی و آزادی زنان در این وهلهی تاریخی در شرق کوردستان و ایران بشکلی فراگیر در حال مبارزه است. البته ما بر این باوریم که بستر و زمینهی مبارزات ما را مبارزات تاریخی کوردستان و خلقهای ایران تشکیل میدهند. حفظ ارزش و دستاوردهایی که ثمرهی تلاش و بدلهای گرانبهاست برای ما در حکم رکن اصلی مبارزه میباشد. در این راستا برای دست یافتن به آزادی و دمکراسی خلقها در ایران و شرق کوردستان، بخصوص حل مسائل و بحرانهای کنونی، تاریخ مبارزاتی ایران و کوردستان برای ما تجربهساز خواهد بود. خطاها و نقصهایی که وجود داشتند، عدم اتحاد بین سازمان و نهادهای مبارزاتی، همچنین نحوههایی که بکار گرفته شدند در راه رسیدن به هدف مانعساز بودند. بدین علت همهی مبارزین و نیروهای مقاومتگر نیز بایستی برای جبران نواقص گذشته و پیشگیری از تکرار آنها در یک جبههی متحد و مبارزهی مشترک جای بگیرند. کودار برای حل مسائل در شرق کوردستان و ایران طی بیانیهای پروژهای تحت عنوان نقشه راه ارائه داده بود. این نقشه راه طرحی بلند مدت است که برای عملیسازی و اجرایی شدن آن مبارزات گستردهای نیاز است. برای رسیدن به کوردستانی آزاد و ایرانی دمکراتیک، برای جلوگیری از اعدام و برساخت نظامی دمکراتیک، نیاز است همهی جوامع و ملیتهای ایرانی و شرق کوردستان نیز در این مبارزه همرزم و همراهمان باشند تا بتوانیم به خواست و مطالبات مشروع و حقطلبانهی جامعه دست یابیم.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic