گذار دموکراتیک pinned « اطلاعیه... ▪️چنانچە مبرهن است، بعضی از قدرتهای فاشیست منطقەای و خیانتکاران داخلی، با پشتیبانی ابرقدرتها و اشغالگران جهانی، با تمام توان، خاک و فرزندان خلقمان را مورد هجوم قرار دادە و می خواهند چون صدەهای گذشته خلق و نیروهای انقلابیمان را نابود سازند. اگر…»
①
دور باطل استعمار در کردستان
ترور و اعدام
✍ هیمن اَرمَوی
هنرمندی به هنگام زلزله در کرماشان نوشته بود: «کردها تمام مرگها را تجربه کردهاند… مردن با گلوله، مردن با اعدام، مردن زیر شکنجه در زندان… مردن با سر بریده شدن، مردن با بمبهای شیمیایی، مردن دستهجمعی، مردن از سرما، مردن از گرسنگی و اینبار مردن با زلزله… اما هرگز از ترس نمردهاند!»
این سخن حاوی حقیقت شکستناپذیری است که «دشمنان کردها» همیشه خواستهاند بر آن فایق آیند. هر وسیله، روش، اهرم- مکانیزم و راهکاری بکار گرفته شده تا کردها را دچار ترس و خفقان و واهمه نمایند و آنها را به عدول از آرمانهای ملیشان وادارند. بررسی این «راهکار»ها روشنیبخش درک بهتر وضعیت امروزین جامعه کردستان خواهد بود. در این مجال سعی داریم در میان گوناگونی روشهای بکار رفته، «اعدام» و «کشتار» و «ترور» را به مثابه رویکردهایی کردستیزانهای مورد بررسی قرار دهیم که همیشه در دستور عمل دول اشغالگر کردستان قرار داشته و بعنوان یک «راهکار» و «مکانیزم بازدارنده» مورد کاربست واقع شدهاند. در طول تاریخ هزاران سالهی کردها، شاهد بکار رفتن این «اهرم- مکانیزم» هستیم. صد البته که این مکانیزم بصورت انحصاری در برابر کردها بکار نرفته و در طول تاریخ خشونت و اشغالگری و ظلم و بیداد، مورد استفاده واقع شده است. اما موضوع بحث ما در این مقال، کاربست این روش مجازات و تقابل و تنبیه در برابر فرد و جامعهی کرد میباشد.
هدف از اعمال مجازاتهای فیزیکی و جسمی و جانی، دستیابی به چند هدف است: از میان برداشتن فیزیکی و جسمی، درس عبرت دادن به دارندگان افکاری همچون افکار سوژهی مجازات شونده و در نتیجه بازدارندگی، اعمال و اجرای روانی حاکمیت و قدرت خویش و تداوم بخشیدن به آن و دعوت به اقتدا در مقابل ظالم و پذیرش حکم حاکم! عموما «مراقبت و تنبیه» و سطح بالاتر آن یعنی «مجازات» جهت «برقراری»، «تحکیم» و «تداوم» قدرت بوده و چه بسا نتیجهبخش نیز واقع گردیدهاند. گاه مستبدی و یا گروهی الیگارشیک امر مذکور را در جامعهای که خود منسوب به آن است اجرا مینماید اما این ارادهی به برقراری و تحکیم و تداوم قدرت در کردستان، جنبهی متفاوتی دارد و آن این است که از طرف «اشغالگر» اعمال میشود و بنابراین «بیرحمانهتر»، «ناجوانمردانهتر» و «بیاخلاقانهتر» بوده است.
قتلعامهای گوناگونی که در تاریخ کردستان روی دادهاند، اجرای جمعی این «مکانیزم» هستند. تنها کردهای ایزدی در طول تاریخشان با هفتاد و دو ژنوساید (به زبان کردی «فرمان») رو در رو گشتهاند که با حملهی داعش، شمار آن به هفتاد و سه رسید. اینها تنها قتلعامها و نسلکشیهایی است که علیه ایزدیان اعمال گشتهاند. بدون شک به همان اندازه در برابر کردهای غیر ایزدی نیز «برنامه»های نسلکشانه به اجرا درآمدهاند. کشتار کردهای علوی نمونهی تراژیکی در این مورد است. همچنین است قتلعامهایی که کردها بعد از شکست هر شورش (بخوانید مقاومت در برابر نابودی و اضمحلال) دچارش گشتهاند. تنها به قتلعام حلبچه بنگرید و کشتن پنج هزار نفر را در یک پروسهی بسیار کوتاه و سپس به «انفال» بنگرید با صد و هشتاد هزار کشته که دقیقا سی و شش برابر حلبچه است! در تاریخ آمده که به هنگام کوچاندن کردها به آناطولی، در طول راه هفتصد هزار کرد جانشان را از دست دادند! یعنی حدود چهار برابر انفال و صد و چهل برابر حلبچه! حال تنها به تأثیر جمعیتی این کشتارها بنگرید که اگر روی نمیدادند، امروزه جمعیت کردها چند میبود؟ این «مجازات»های سنگین بصورت حربهای جهت کم کردن و در صورت امکان از میان برداشتن پتانسیل جامعهی کردی عمل میکرد و میکند. حاکمان و اشغالگران سرزمین کردستان به اینها بسنده نکرده و جهت به اطاعت واداشتن «بقیة السیف»ها (پسماندهی از تیغ گذراندنها، مابقی جامعهای که پس از کشتار بجا میماند) همان راهکارها را در سطوح لوکال و کوچکتر به اجرا درآورده و درمیآورند. در آخرین اقدامات، دولت ترکیه مزار شهدا در شهر اشغال گشتهی عفرین را بهم ریخته و نبش قبر جمعی کرده و ارزشهای جامعه را لگدمال میکند و یا در شمال کردستان جسد شهدا را پس از ماهها و یا حتی سالها نگه داشتن در سردخانه، از طریق اداره پست به منزلشان میفرستد. تمامی این اعمال وحشیانه جهت ایجاد «رعب»، «ناامیدی»، «یأس»، «آزار روانی» و در کل «صدمات»ی هستند که حداقل نتیجهاش معضلات روانی و شخصیتی است. در نتیجهی اعمال مذکور امروزه جامعهی کرد دچار هزاران مسألهی روحی و صدمات اجتماعی گردیده و به اصطلاح «جامعهای تراوماتیک» (آسیبدیده- صدمهدیده) شده و در نتیجهاش «رفتار» و «برخورد» و «هنجار»های آن مشکلساز گشته است. آسیبها و صدماتی که این اعمال بر جامعهی کرد بجا نهادهاند، در حد انتظار و امید اشغالگران کردستان نیست اما معضلات عدیدهای را نیز با خود به همراه آوردهاند.
دور باطل استعمار در کردستان
ترور و اعدام
✍ هیمن اَرمَوی
هنرمندی به هنگام زلزله در کرماشان نوشته بود: «کردها تمام مرگها را تجربه کردهاند… مردن با گلوله، مردن با اعدام، مردن زیر شکنجه در زندان… مردن با سر بریده شدن، مردن با بمبهای شیمیایی، مردن دستهجمعی، مردن از سرما، مردن از گرسنگی و اینبار مردن با زلزله… اما هرگز از ترس نمردهاند!»
این سخن حاوی حقیقت شکستناپذیری است که «دشمنان کردها» همیشه خواستهاند بر آن فایق آیند. هر وسیله، روش، اهرم- مکانیزم و راهکاری بکار گرفته شده تا کردها را دچار ترس و خفقان و واهمه نمایند و آنها را به عدول از آرمانهای ملیشان وادارند. بررسی این «راهکار»ها روشنیبخش درک بهتر وضعیت امروزین جامعه کردستان خواهد بود. در این مجال سعی داریم در میان گوناگونی روشهای بکار رفته، «اعدام» و «کشتار» و «ترور» را به مثابه رویکردهایی کردستیزانهای مورد بررسی قرار دهیم که همیشه در دستور عمل دول اشغالگر کردستان قرار داشته و بعنوان یک «راهکار» و «مکانیزم بازدارنده» مورد کاربست واقع شدهاند. در طول تاریخ هزاران سالهی کردها، شاهد بکار رفتن این «اهرم- مکانیزم» هستیم. صد البته که این مکانیزم بصورت انحصاری در برابر کردها بکار نرفته و در طول تاریخ خشونت و اشغالگری و ظلم و بیداد، مورد استفاده واقع شده است. اما موضوع بحث ما در این مقال، کاربست این روش مجازات و تقابل و تنبیه در برابر فرد و جامعهی کرد میباشد.
هدف از اعمال مجازاتهای فیزیکی و جسمی و جانی، دستیابی به چند هدف است: از میان برداشتن فیزیکی و جسمی، درس عبرت دادن به دارندگان افکاری همچون افکار سوژهی مجازات شونده و در نتیجه بازدارندگی، اعمال و اجرای روانی حاکمیت و قدرت خویش و تداوم بخشیدن به آن و دعوت به اقتدا در مقابل ظالم و پذیرش حکم حاکم! عموما «مراقبت و تنبیه» و سطح بالاتر آن یعنی «مجازات» جهت «برقراری»، «تحکیم» و «تداوم» قدرت بوده و چه بسا نتیجهبخش نیز واقع گردیدهاند. گاه مستبدی و یا گروهی الیگارشیک امر مذکور را در جامعهای که خود منسوب به آن است اجرا مینماید اما این ارادهی به برقراری و تحکیم و تداوم قدرت در کردستان، جنبهی متفاوتی دارد و آن این است که از طرف «اشغالگر» اعمال میشود و بنابراین «بیرحمانهتر»، «ناجوانمردانهتر» و «بیاخلاقانهتر» بوده است.
قتلعامهای گوناگونی که در تاریخ کردستان روی دادهاند، اجرای جمعی این «مکانیزم» هستند. تنها کردهای ایزدی در طول تاریخشان با هفتاد و دو ژنوساید (به زبان کردی «فرمان») رو در رو گشتهاند که با حملهی داعش، شمار آن به هفتاد و سه رسید. اینها تنها قتلعامها و نسلکشیهایی است که علیه ایزدیان اعمال گشتهاند. بدون شک به همان اندازه در برابر کردهای غیر ایزدی نیز «برنامه»های نسلکشانه به اجرا درآمدهاند. کشتار کردهای علوی نمونهی تراژیکی در این مورد است. همچنین است قتلعامهایی که کردها بعد از شکست هر شورش (بخوانید مقاومت در برابر نابودی و اضمحلال) دچارش گشتهاند. تنها به قتلعام حلبچه بنگرید و کشتن پنج هزار نفر را در یک پروسهی بسیار کوتاه و سپس به «انفال» بنگرید با صد و هشتاد هزار کشته که دقیقا سی و شش برابر حلبچه است! در تاریخ آمده که به هنگام کوچاندن کردها به آناطولی، در طول راه هفتصد هزار کرد جانشان را از دست دادند! یعنی حدود چهار برابر انفال و صد و چهل برابر حلبچه! حال تنها به تأثیر جمعیتی این کشتارها بنگرید که اگر روی نمیدادند، امروزه جمعیت کردها چند میبود؟ این «مجازات»های سنگین بصورت حربهای جهت کم کردن و در صورت امکان از میان برداشتن پتانسیل جامعهی کردی عمل میکرد و میکند. حاکمان و اشغالگران سرزمین کردستان به اینها بسنده نکرده و جهت به اطاعت واداشتن «بقیة السیف»ها (پسماندهی از تیغ گذراندنها، مابقی جامعهای که پس از کشتار بجا میماند) همان راهکارها را در سطوح لوکال و کوچکتر به اجرا درآورده و درمیآورند. در آخرین اقدامات، دولت ترکیه مزار شهدا در شهر اشغال گشتهی عفرین را بهم ریخته و نبش قبر جمعی کرده و ارزشهای جامعه را لگدمال میکند و یا در شمال کردستان جسد شهدا را پس از ماهها و یا حتی سالها نگه داشتن در سردخانه، از طریق اداره پست به منزلشان میفرستد. تمامی این اعمال وحشیانه جهت ایجاد «رعب»، «ناامیدی»، «یأس»، «آزار روانی» و در کل «صدمات»ی هستند که حداقل نتیجهاش معضلات روانی و شخصیتی است. در نتیجهی اعمال مذکور امروزه جامعهی کرد دچار هزاران مسألهی روحی و صدمات اجتماعی گردیده و به اصطلاح «جامعهای تراوماتیک» (آسیبدیده- صدمهدیده) شده و در نتیجهاش «رفتار» و «برخورد» و «هنجار»های آن مشکلساز گشته است. آسیبها و صدماتی که این اعمال بر جامعهی کرد بجا نهادهاند، در حد انتظار و امید اشغالگران کردستان نیست اما معضلات عدیدهای را نیز با خود به همراه آوردهاند.
با نگاهی به چند نمونهی ترور سران کرد در تاریخ معاصر بهتر میتوان به «خط سیر» و یا «شیوه»ی آن پی برد. در ترانههای کردی بسیاری میبینیم که سران کردها پس از سرکوبشان و یا متقاعد کردن در مقابل وعدههایی (عموما با سوگندهای دینی، مهر کردن قرآن و غیره صورت میگرفتند) که به آنان در جهت «امان» داده میشده، به غل و زنجیر کشیده شده، به حبسها و زندانها انداخته شده و عموما بصورتی فجیع و کشته شدهاند. در سدهی بیستم نیز از «سمکوی شکاک» گرفته تا «قاضی محمد» در شرق کردستان و «شیوخ عصیانگر» در جنوب کردستان، دچار همان سرنوشت شدهاند. سمکوی شکاک را در کمینی در شهر اشنویه به دام انداخته و شهید کردند. قاضی محمد را نیز در ملأ عام به همراه همراهانش به دار آویختند. چندین شیخ در زندانهای عثمانی و ترکیه و عراق کشته شدند. شیخ محمود که دیگر شرایط کشتنش مهیا نبود را به تبعید فرستادند. هنگامی که کار «شورش»ها پایان نگرفت، همان رویه را در سطوحی پایینتر نیز ادامه دادند. پس از «انقلاب» ایران، به همراه صدها انقلابی غیرکرد، صدها و حتی هزاران فرد کرد به دار آویخته شده، دستهجمعی اعدام گشته، تیرباران شده و حتی گاه زنده به گور گردانده شدند. دهها و صدها کادر احزاب کردی و مبارزان کرد در زندان گروه گروه اعدام گردیدند. لیست اعدامیان کرد (در دههی شصت هجری شمسی، دههی هشتاد میلادی) اگر بصورت کامل تهیه شود، میتواند عمق فاجعه را در شرق کردستان نشان دهد. اعدامها و تیربارانهای دستهجمعی فرودگاه سنه (سنندج) به سمبل این تیربارانها تبدیل گردید، زیرا که از طرف خبرنگار و یا عکاسی ((جهانگیر رزمی، 27 اوت 1979)) ثبت گردید، اما «اجرائیات» بسیاری نظیر آن صورت گرفت که به هیچ وجه ثبت نگردیدند. «اعدام»ها در سرتاسر جامعه توسعه داده شده و شکل وحشیتری به خود گرفتند. جسد اعدام شدهگان به خانوادههایشان تحویل داده نمیشد و در مواردی که تحویل داده میشد نیز، خانواده بایستی به نشانهی «تشکر» از جمهوری اسلامی، دستهگلی و پاکتی شیرینی و «حقالأعدام» را پرداخت میکرد تا جسدشان را تحویل بگیرند. این عمل تحمیلی ناانسانی در جهت «آزار دادن» و «تنبیه» و «سر به راه کردن» و «تربیت» نزدیکان قربانی و در نهایت کل جامعه بود. نظام مستبد و بیدادگر هرچه که به ذهنش میرسید تا از طریق آن، «حاکمیت»ش را تحکیم بخشد، دریغ نمیورزید و نمیورزد! تنها تصور کنید کدام ذهن طراح این مسأله بوده که در مقابل تحویل جسد، حقالأعدام بگیرند و یا درخواست شیرینی و دستهگل نمایند، تا ببینیم «حاکمیت» چه تحریف نابشری کریهی است که جامعهی کرد با بدترین نوع آن روبرو گردیده و حتی در بخشهای مختلف کردستان با «انواع» آن روبروست!
اجرای اعدام در ملأ عام، خود سئانس دیگری از همان نمایش قدرتگرایانه بود تا گاه و بیگاه به جامعه یادآوری شود که عدول از فرامین نظام حاکم چه تبعاتی به دنبال دارد. کودکانی که از همان کودکی اعدام در ملأ عام را دیده و یا خبر آن را میشنوند و به بحث دربارهی آن در خانواده و جامعه گوش میدهند، نسلی میشوند که در ناخودآگاهشان به روشنی حک شده که سرپیچی از نظام حاکمه به کجا و چهچیز منجر میشود. تنها همین موضوع میتواند درونمایهی تحقیق بسیار مفصلی باشد در باب روانشناسی مجازات و صدمات و آسیبهای اجتماعی در میان نسلی که شاهد این نمایش ددمنشانه هستند. جامعه اینگونه عقیم میگردد و جامعهی امروزین ایران محصول گذار از چنین پروسهی نامیمون و سیاهی است که اخیرا با انتخاب رئیسی به عنوان رئیسجمهور مجددا به روز میگردد. رئیسی از کسانی است که شدیدا این احکام را اجرا کرده و حتی کسی است که از بریدن دست یک «مجرم» اظهار افتخار کرده است. تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل…
عمل تهدیدآمیز اعدام در مقابل جنبش آزادیخواه آپوئیستی در شرق کردستان نیز بکار بسته شد. دولت ایران تنها دولتی است که کادرهای جنبش آپوئیستی را اعدام نموده است. این اعدامها با «حسن حکمت دمیر» آغاز گردیده و بعدها با اعدام کادرهای بسیاری (حبیبالله گلپریپور، شیرین علمهولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر، حسین خضری، فسیح یاسمنی، سیروان نژاوی) نشان داد که ایران کدام بخش از برنامهی مشترک دول منطقهای را ضد جنبش آپوئیستی بر عهده دارد. همین مسأله کافی است تا رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به جنبش آپوئیستی (و به تبع آن خلق کرد) درک گردد. دولت ترکیه از سال 1984 به بعد هیچ یک از اعضای جنبش آپوئیستی را اعدام نکرد، اما جمهوری اسلامی از همان ابتدای توسعهی جنبش در شرق کردستان، بدان اقدام نمود. کار کردن بر روی این موضوع میتواند بسیاری از ابعاد «دشمنی» رژیم ایران با کردها و بویژه جنبش آپوئیستی را روشن نموده و یاریگر برنامهریزیهای بهتری برای مقابله با رژیم مذکور باشد.
اجرای اعدام در ملأ عام، خود سئانس دیگری از همان نمایش قدرتگرایانه بود تا گاه و بیگاه به جامعه یادآوری شود که عدول از فرامین نظام حاکم چه تبعاتی به دنبال دارد. کودکانی که از همان کودکی اعدام در ملأ عام را دیده و یا خبر آن را میشنوند و به بحث دربارهی آن در خانواده و جامعه گوش میدهند، نسلی میشوند که در ناخودآگاهشان به روشنی حک شده که سرپیچی از نظام حاکمه به کجا و چهچیز منجر میشود. تنها همین موضوع میتواند درونمایهی تحقیق بسیار مفصلی باشد در باب روانشناسی مجازات و صدمات و آسیبهای اجتماعی در میان نسلی که شاهد این نمایش ددمنشانه هستند. جامعه اینگونه عقیم میگردد و جامعهی امروزین ایران محصول گذار از چنین پروسهی نامیمون و سیاهی است که اخیرا با انتخاب رئیسی به عنوان رئیسجمهور مجددا به روز میگردد. رئیسی از کسانی است که شدیدا این احکام را اجرا کرده و حتی کسی است که از بریدن دست یک «مجرم» اظهار افتخار کرده است. تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل…
عمل تهدیدآمیز اعدام در مقابل جنبش آزادیخواه آپوئیستی در شرق کردستان نیز بکار بسته شد. دولت ایران تنها دولتی است که کادرهای جنبش آپوئیستی را اعدام نموده است. این اعدامها با «حسن حکمت دمیر» آغاز گردیده و بعدها با اعدام کادرهای بسیاری (حبیبالله گلپریپور، شیرین علمهولی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر، حسین خضری، فسیح یاسمنی، سیروان نژاوی) نشان داد که ایران کدام بخش از برنامهی مشترک دول منطقهای را ضد جنبش آپوئیستی بر عهده دارد. همین مسأله کافی است تا رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به جنبش آپوئیستی (و به تبع آن خلق کرد) درک گردد. دولت ترکیه از سال 1984 به بعد هیچ یک از اعضای جنبش آپوئیستی را اعدام نکرد، اما جمهوری اسلامی از همان ابتدای توسعهی جنبش در شرق کردستان، بدان اقدام نمود. کار کردن بر روی این موضوع میتواند بسیاری از ابعاد «دشمنی» رژیم ایران با کردها و بویژه جنبش آپوئیستی را روشن نموده و یاریگر برنامهریزیهای بهتری برای مقابله با رژیم مذکور باشد.
اعدام سران کرد در ترکیه نیز بر همان منوال بود. اعدام «شیخ سعید پیران» و «سید رضا درسیمی» پیام بسیار سختی به جامعهی کرد در جهت تحمیل قیمومیت و حاکمیت نوپا و ملیگرا و فاشیستی پانترکیسم بود. این عمل بسیار سیستماتیک صورت میگرفت. بعدها و در سال 1999 توطئهی ضد رهبر کردها «عبدالله اوجالان» در 15 فوریه صورت گرفت که مصادف با آغاز قیام شیخ سعید پیران بود و صدور حکم اعدام برای ایشان نیز به روز 29 ژوئیه صورت گرفت که سالروز به دار آویختن شیخ سعید بود؛ یعنی این «اعمال» بصورت یک رشته اقدامات بازدارنده صورت میگیرند که پشتصحنهی تاریخی داشته و آگاهانه طرحریزی میگردند. هرچند دولت ترکیه بعد از 1984 که کردها مجددا قیامی مسلحانه صورت دادند، دست از اجرای حکم اعدام برداشتند و این در جهت نزدیکی به اروپا و عضویت در اتحادیهی اروپا نیز بود، اما «راهکارهای دیگری» را جایگزین آن نمودند. ترکیه از این نظر فریبکارانهتر برخورد نمود. در ظاهر اعدام اجرا نکردند و سال 2002 آن را قانونا لغو کردند، اما سیاهکشیها چنان توسعه یافتند که به مثال هر سال دریغ از پارسال، اعدامها در مقابل آن کم میآورد.
اعدامها در جنوب کردستان نیز بسیار گستردهتر از ترکیه صورت گرفتند. دولت عراق در کنار قتلعام و کشتار و تیرباران دستهجمعی، مبارزان بسیاری را در زندانها اعدام کرد. اعدام افسرانی از کردها که طرفدار «شورش» بودند، اعدام دانشآموزان و دانشجویان کرد آزادیخواه که نمونهی اعدام «لیلا قاسم» و همرانش به سمبل آن تبدیل گردید و اعدام هزاران تن از کردهای بیگناه، جملگی بازتولید همان مکانیزم خشونتبار حاکمیت اشغالگری بود که در سرزمین کردستان برقرار شده بود. خشونت از طرف رژیم عراق در چنان سطحی بود که اعدامها در مقابل آن بصورت باید و شاید به موضوع بحث تبدیل نمیگشتند، ولی این چیزی از ماهیت اعدامها نمیکاست: گرفتن جان انسانها بخاطر ریشهی قومی و اتنیکی و یا داشتن عقیدهای معین!
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
اعدامها در جنوب کردستان نیز بسیار گستردهتر از ترکیه صورت گرفتند. دولت عراق در کنار قتلعام و کشتار و تیرباران دستهجمعی، مبارزان بسیاری را در زندانها اعدام کرد. اعدام افسرانی از کردها که طرفدار «شورش» بودند، اعدام دانشآموزان و دانشجویان کرد آزادیخواه که نمونهی اعدام «لیلا قاسم» و همرانش به سمبل آن تبدیل گردید و اعدام هزاران تن از کردهای بیگناه، جملگی بازتولید همان مکانیزم خشونتبار حاکمیت اشغالگری بود که در سرزمین کردستان برقرار شده بود. خشونت از طرف رژیم عراق در چنان سطحی بود که اعدامها در مقابل آن بصورت باید و شاید به موضوع بحث تبدیل نمیگشتند، ولی این چیزی از ماهیت اعدامها نمیکاست: گرفتن جان انسانها بخاطر ریشهی قومی و اتنیکی و یا داشتن عقیدهای معین!
🆔 @GozarDemocratic
⬇️⬇️⬇️
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
②
⬆️⬆️⬆️
در غرب کردستان (روژآوا) و سوریه، فعالیتهای کردی و پتانسیل جامعهی کردی در سطحی نبود که اینگونه بصورت عریان اعدامها اجرا شوند. خشونت در این بخش از کردستان به شیوهها و راهکارهای دیگری بود که خود مبحثی جداگانه است.
ناگفته نماند که بخشی از این اعدامها نیز به دست عوامل خیانتکار داخل جامعهی کردستان صورت گرفتهاند. اعدام سیامند معینی و رفقایش به دست حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی، اعدام دکتر شوان از طرف همان نیرو اثرات غمبار و ناامیدکنندهی بیشتر از اعدام به دست خود رژیمها در جامعهی کردستان بجا نهاد. این ترفندی بود که رژیمها در چارچوب «جنگ ویژه» و «جنگ روانی» بصورت بهینه از آن استفاده میکردند و میکنند. بررسی آسیبهای ناشی از اعمال صورت گرفتهی کردستیزانه به دست نیروهای مزدور داخلی در کردستان، وظیفهای است که بر عهدهی روشنفکران و انقلابیون و کنشگران کردی بوده و تا بصورت بهینه صورت نگرفته، برملا و رسوا نگشته و مکانیزمهایی جهت عدم احتمال تکرارش تعبیه نگردند، دشوار است بتوان از تمامی آسیبهای ناشی از آن رهایی یافت.
در حالی که اعدامها بصورت به اصطلاح قانونی و از طریق دادگاهها و با صدور احکام اجرا میشدند، سیاهکشیها و ترور و جنایات تاریک بصورتی فراتر از آن و با دستی بازتر صورت میگرفتند و میگیرند. آزاداندیشان بسیاری قربانی دست ترور رژیمهای سرکوبگر گشته و با دسایس مختلف جانشان را از دست دادند. ذکر کردیم که رضا شاه چگونه با وعده و وعید سمکوی شکاک را به شرق کردستان کشیده و با یک کمین ناجوانمردانه ترور کرد. بعدها دیدیم که چگونه «فؤاد مصطفی سلطانی» در یک ماجرای گمانآمیز شهید کرده و آغاز سیر نزولی جنبش کومهله رقم زده شد. ترور «دکتر عبدالرحمن قاسملو» در وین و در فاصلهی کوتاهی بعد از آن ترور «دکتر صادق شرفکندی» در رستوران میکونوس آلمان، با اصرار هرچه بیشتر صورت گرفته و به نوعی تمرینی شد برای ترورهای خارج از کشور. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به تخصص چگونگی تدارکات ترور، تأمین ابعاد دیپلماتیک لازم برای آن، شیوهی عقبنشینی از محل ترور و غیره دست یافته است. ذهنیت انسانکش رژیم ایران حاضر به پرداخت هزینهی چنین عملیاتهایی است و هزینهی آن را میپردازد.
همانگونه که مواضع قدرت ایرانی سابقهای دیرین در کشتن و ترور و سیاهکشیهای ضد خلقها و از جمله و شاید هم در صدر آن ضد کردها داشتهاند، در طول تاریخ معاصر نیز در کنار ظلم و ستم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، کارنامهای مالامال از تروریسم در برابر روشنفکران، سیاستمداران، نویسندگان و هنرمندان و عامهی خلق کرد از خود برجای گذاشتهاند. از کشتن سران کرد در اوایل سدهی بیستم گرفته، تا دوران جمهوری مهاباد شاهد این تروریسم هستیم. در دوران قبل از انقلاب رژیم شاه چندین و چند تن از سران و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی جامعهی کرد را از مناطق کرمانجنشین شمال شرق کردستان گرفته تا به مناطق کلهرنشین کرماشان و ایلام و لر و بختیاری به قتل رساند. تهیهی کارنامهی سیاه رژیم شاه (رضا و محمدرضا) در این حوزه، میتواند به تقویت حافظهی تاریخی- سیاسی کردها یاری رسانده و از ملزوماتی است که باید کردها بدان اقدام ورزند. رژیم ایران با استفاده از ترفندهای گوناگون (از جمله بکار بردن مزدوران کرد، مثلا نمونهی ترور سیامند معینی و خلیل شوباش با استفاده از حربهی مزدور و تروریستی بارزانیها) در پی آن بود که کردها را بدون رهبر و پیشاهنگ باقی بگذارد. با انقلاب ایران امید میرفت که با برقراری یک رژیم دموکراتیک و تأمین حقوق خلقها، این امر به پایان برسد، اما رژیم جمهوری اسلامی آب پاکی بر دست ریخت و نشان داد که این بیخردی ادامه دارد. بعد از انقلاب نهتنها از این اقدامات کاسته نشد (نمونهی به شهادت رساندن فؤاد مصطفی سلطانی) بلکه بعدها و پس از جنگ ایران و عراق بسیار توسعه یافت. ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو و بعدها دکتر صادق شرفکندی، به سمبل گویای تروریسم اعمال شده علیه کردها بدل گردید. صدها کادر احزاب کردی در جنوب کردستان با استفاده از نیروهای پسرو و مزدور کردی به قتل رسیدند، در ترکیه شمار بسیاری از این کادرهای در به در شده قربانی همان تروریسم گردیدند و در داخل ایران نیز شماری از اعضای همان احزاب که «اماننامه» دریافت کرده بودند، با استدلالات و بهانههای دیگری و با پوششهای جداگانه جانشان را از دست دادند. تاکنون نیز شمار کاملی از کادرهای این احزاب که قربانی این اعمال تروریستی گشتهاند وجود نداشته و با وجود آمارهای جسته و گریخته، کار منظم و منسجم و حقوقی و اصولی بر روی پروندههای آنان صورت نگرفته و در چارچوب یک «پروندهی منظم» تنظیم نگشته است.
⬆️⬆️⬆️
در غرب کردستان (روژآوا) و سوریه، فعالیتهای کردی و پتانسیل جامعهی کردی در سطحی نبود که اینگونه بصورت عریان اعدامها اجرا شوند. خشونت در این بخش از کردستان به شیوهها و راهکارهای دیگری بود که خود مبحثی جداگانه است.
ناگفته نماند که بخشی از این اعدامها نیز به دست عوامل خیانتکار داخل جامعهی کردستان صورت گرفتهاند. اعدام سیامند معینی و رفقایش به دست حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری ملا مصطفی بارزانی، اعدام دکتر شوان از طرف همان نیرو اثرات غمبار و ناامیدکنندهی بیشتر از اعدام به دست خود رژیمها در جامعهی کردستان بجا نهاد. این ترفندی بود که رژیمها در چارچوب «جنگ ویژه» و «جنگ روانی» بصورت بهینه از آن استفاده میکردند و میکنند. بررسی آسیبهای ناشی از اعمال صورت گرفتهی کردستیزانه به دست نیروهای مزدور داخلی در کردستان، وظیفهای است که بر عهدهی روشنفکران و انقلابیون و کنشگران کردی بوده و تا بصورت بهینه صورت نگرفته، برملا و رسوا نگشته و مکانیزمهایی جهت عدم احتمال تکرارش تعبیه نگردند، دشوار است بتوان از تمامی آسیبهای ناشی از آن رهایی یافت.
در حالی که اعدامها بصورت به اصطلاح قانونی و از طریق دادگاهها و با صدور احکام اجرا میشدند، سیاهکشیها و ترور و جنایات تاریک بصورتی فراتر از آن و با دستی بازتر صورت میگرفتند و میگیرند. آزاداندیشان بسیاری قربانی دست ترور رژیمهای سرکوبگر گشته و با دسایس مختلف جانشان را از دست دادند. ذکر کردیم که رضا شاه چگونه با وعده و وعید سمکوی شکاک را به شرق کردستان کشیده و با یک کمین ناجوانمردانه ترور کرد. بعدها دیدیم که چگونه «فؤاد مصطفی سلطانی» در یک ماجرای گمانآمیز شهید کرده و آغاز سیر نزولی جنبش کومهله رقم زده شد. ترور «دکتر عبدالرحمن قاسملو» در وین و در فاصلهی کوتاهی بعد از آن ترور «دکتر صادق شرفکندی» در رستوران میکونوس آلمان، با اصرار هرچه بیشتر صورت گرفته و به نوعی تمرینی شد برای ترورهای خارج از کشور. جمهوری اسلامی ایران در این زمینه به تخصص چگونگی تدارکات ترور، تأمین ابعاد دیپلماتیک لازم برای آن، شیوهی عقبنشینی از محل ترور و غیره دست یافته است. ذهنیت انسانکش رژیم ایران حاضر به پرداخت هزینهی چنین عملیاتهایی است و هزینهی آن را میپردازد.
همانگونه که مواضع قدرت ایرانی سابقهای دیرین در کشتن و ترور و سیاهکشیهای ضد خلقها و از جمله و شاید هم در صدر آن ضد کردها داشتهاند، در طول تاریخ معاصر نیز در کنار ظلم و ستم اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، کارنامهای مالامال از تروریسم در برابر روشنفکران، سیاستمداران، نویسندگان و هنرمندان و عامهی خلق کرد از خود برجای گذاشتهاند. از کشتن سران کرد در اوایل سدهی بیستم گرفته، تا دوران جمهوری مهاباد شاهد این تروریسم هستیم. در دوران قبل از انقلاب رژیم شاه چندین و چند تن از سران و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی جامعهی کرد را از مناطق کرمانجنشین شمال شرق کردستان گرفته تا به مناطق کلهرنشین کرماشان و ایلام و لر و بختیاری به قتل رساند. تهیهی کارنامهی سیاه رژیم شاه (رضا و محمدرضا) در این حوزه، میتواند به تقویت حافظهی تاریخی- سیاسی کردها یاری رسانده و از ملزوماتی است که باید کردها بدان اقدام ورزند. رژیم ایران با استفاده از ترفندهای گوناگون (از جمله بکار بردن مزدوران کرد، مثلا نمونهی ترور سیامند معینی و خلیل شوباش با استفاده از حربهی مزدور و تروریستی بارزانیها) در پی آن بود که کردها را بدون رهبر و پیشاهنگ باقی بگذارد. با انقلاب ایران امید میرفت که با برقراری یک رژیم دموکراتیک و تأمین حقوق خلقها، این امر به پایان برسد، اما رژیم جمهوری اسلامی آب پاکی بر دست ریخت و نشان داد که این بیخردی ادامه دارد. بعد از انقلاب نهتنها از این اقدامات کاسته نشد (نمونهی به شهادت رساندن فؤاد مصطفی سلطانی) بلکه بعدها و پس از جنگ ایران و عراق بسیار توسعه یافت. ترور دکتر عبدالرحمن قاسملو و بعدها دکتر صادق شرفکندی، به سمبل گویای تروریسم اعمال شده علیه کردها بدل گردید. صدها کادر احزاب کردی در جنوب کردستان با استفاده از نیروهای پسرو و مزدور کردی به قتل رسیدند، در ترکیه شمار بسیاری از این کادرهای در به در شده قربانی همان تروریسم گردیدند و در داخل ایران نیز شماری از اعضای همان احزاب که «اماننامه» دریافت کرده بودند، با استدلالات و بهانههای دیگری و با پوششهای جداگانه جانشان را از دست دادند. تاکنون نیز شمار کاملی از کادرهای این احزاب که قربانی این اعمال تروریستی گشتهاند وجود نداشته و با وجود آمارهای جسته و گریخته، کار منظم و منسجم و حقوقی و اصولی بر روی پروندههای آنان صورت نگرفته و در چارچوب یک «پروندهی منظم» تنظیم نگشته است.
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
با شروع جنبش آزادیخواه کردی به پیشاهنگی جنبش آپوئیستی در شرق کردستان نیز این ترورها صورت گرفته و همانند نمونههای قبلی به جنوب کردستان نیز سرایت نمود. نمونههای ترور شهید کمال شیخ ساده (کمال خیره)، اقبال مرادی و اخیرا ریبین رحمانی در مناطق جنوب کردستان و ترور دو کادر حزب حیات آزاد کردستان (شهید زاگرس کرماشان و شهید شهوگر سنهای) و ترور موسی باباخانی در هتلی در شهر اربیل نشان داد که این روش همچنان در دستور کار جمهوری اسلامی بوده و از آن دست برنداشتهاند.
جمهوری اسلامی همچنین در کشتن فردی و جمعی روشنفکران و نویسندگان و شاعران و هنرمندان نیز دست بالایی دارد. تصادف اتوبوس کارمندان و نویسندگان مجله سروه به روز 30 بهمنن 1376 شمسی پوششی بود بر کشتار چندین شاعر و هنرمند و نویسندهی کرد. بعدها چندین بار شاهد این «تصادف»ها (تصادف اتوبوس کوهنوردان و حامیان جنگلهای زاگرس در جاده مریوان- سقز) گشتیم. کشتن کسانی که برای جامعهی کرد «امیدبخش» بودند به هر طریقی، در دستور کار رژیم ایران بوده و هست و اجرا گشته و میگردد.
در ترکیهی سدهی بیستم چنان ترورهایی صورت گرفته که شاید هیچگاه نتوان بصورت کامل آنها را برملا نمود. علاوه بر کشتن سران کردی، این تاریککشی کردستیزانه و ترور علیه اقشار جامعه همچون روشنفکران و سرمایهداران، تا اعضای معمولی جامعه و حتی کودکان نیز ادامه داشته است. «احسان نوری پاشا» که رهبر قیام آرارات بود، در تاریخ 25 مارس 1976 در تهران، طی تصادف با یک موتورسیکلت جانش را از دست داد. بر همگان روشن بود که این یک تصادف معمولی نبوده و با هماهنگی کامل ترکیه و ایران صورت گرفته است. از همان دوران تا به امروز کشتن مخالفان رژیم ترکیه در داخل و خارج ادامه داشته است. شاید تفاوتش با ایران این باشد که ترورهای داخلی ترکیه بسیار بیشتر از ایران است. هزاران فرد کُرد با راهکارهای متفاوتی کشته شدند که تقریبا شمار بسیاری از آنان ثبت گردیدهاند. طی پروسهای که با جهتدهی بسیار آگاهانهی دولت ترکیه «جنایات فاعل مجهول» نامیده شدند، هزاران کرد را هدف قرار داده و از بین بردند. این جنایات فاعل مجهول کاملا «فاعل معلوم» بوده و توسط بازوهای تروریستی رژیم ترکیه (مرکز تیمهای ژاندارمری- ژیتَم و حزبالله) صورت میگرفتند. از ترور شخصیتهایی چون «ودات آیدین» (سیاستمدار و کادر مدیریتی حزب دسترنج خلق Halk Emek Partisi در شهر آمد- دیاربکر که روز 5 ژوئن 1991 توسط ژیتَم ربوده شده و دو روز بعد جسدش یافته شد) و «موسی آنتَر» (نویستده، روزنامهنگار و روشنفکر کرد ِ اهل ماردین که در سپتامبر 1992 توسط ژیتم ربوده شده و به قتل رسید) گرفته تا صدها جوانی که تاکنون نیز کسی جواب شکایت خانوادههایشان را نداده و حتی جنازهی بسیاری از آنان هیچگاه دیده نشد. فیلم «من دیدم» (Min Dît) روایت کودکان بازمانده از پدر و مادری کشته شده به دست ژیتَم هستند با بار زندگی بر دوش و آیندهای تراوماتیک. دهها سال است سازمان «مادران شنبه» هر روز شنبهای بخشی از آنان گرد آمده و با در دست داشتن عکسهای فرزندانشان، به دنبال سرنوشت آنان میگردند. این خود بخشی از تراوما و آسیب و صدمهی اجتماعی ناشی از این تروریسم را نشان میدهد. در شمال کردستان و ترکیه هیچ قشری و هیچ جنسی و هیچ ردهی سنی از کردها از تروریسم دولتی در امان نبودند و نیستند و تاکنون نیز بصورت روزانه شاهد تروریسم دولتی در برابر تمامی اقشار خلق کرد هستیم.
با روی کار آمدن حکومت اردوغانی، این ترورها با چاشنی اسلام سیاسی نیز درآمیخته و صورت تندروتری به خود گرفتند. نمونهی بسیار بارز و آزاردهندهی آن قتل سه زن سیاستمدار کرد (سکینه جانسیز، لیلا شایلاماز و فیدان دوغان) در قلب پاریس بود که بدون شک با چشمپوشی و درواقع هماهنگی با نیروهای امنیتی فرانسه انجام گرفت. دستگیری کسی که لیستی از سیاستمداران پناهندهی کرد در اروپا را لو داد که دولت ترکیه در دستور کار قتل خویش قرار داده، نشان از آن داشت که رژیم پانترکی، ترور کردها در خارج از کشور را بصورت جدی دنبال میکند. در سالهای اخیر ترور پیشاهنگهای جنبش آپوئیستی از طریق حملات هوایی و با بهرهگیری از تکنولوژی درونها و هواپیماهای اکتشافی نیز بر انواع ترورها افزوده شده که جنبش آزادیخواهی در حال مبارزه و دفاعی بیامان در برابر آن میباشد.
روایت قتل و کشتن و ترور و تعذیب و شکنجهی رژیم بعث در برابر جامعهی کردی در جنوب کردستان، بدون شک یکی از تراژیکترین و دردآورترین روایتهای تاریخ معاصر نیمهی دوم قرن بیستم در منطقهی خاورمیانه است که تا حدودی رسانهای گشته و آرای عمومی جهانی از آن آگاه است. شکی در این نیست که ریشهی بسیاری از معضلات و مشکلات کنونی جامعهی کردی در جنوب کردستان به صدمات و آسیبهای ناشی از آن اعمال وحشیانه برمیگردد.
جمهوری اسلامی همچنین در کشتن فردی و جمعی روشنفکران و نویسندگان و شاعران و هنرمندان نیز دست بالایی دارد. تصادف اتوبوس کارمندان و نویسندگان مجله سروه به روز 30 بهمنن 1376 شمسی پوششی بود بر کشتار چندین شاعر و هنرمند و نویسندهی کرد. بعدها چندین بار شاهد این «تصادف»ها (تصادف اتوبوس کوهنوردان و حامیان جنگلهای زاگرس در جاده مریوان- سقز) گشتیم. کشتن کسانی که برای جامعهی کرد «امیدبخش» بودند به هر طریقی، در دستور کار رژیم ایران بوده و هست و اجرا گشته و میگردد.
در ترکیهی سدهی بیستم چنان ترورهایی صورت گرفته که شاید هیچگاه نتوان بصورت کامل آنها را برملا نمود. علاوه بر کشتن سران کردی، این تاریککشی کردستیزانه و ترور علیه اقشار جامعه همچون روشنفکران و سرمایهداران، تا اعضای معمولی جامعه و حتی کودکان نیز ادامه داشته است. «احسان نوری پاشا» که رهبر قیام آرارات بود، در تاریخ 25 مارس 1976 در تهران، طی تصادف با یک موتورسیکلت جانش را از دست داد. بر همگان روشن بود که این یک تصادف معمولی نبوده و با هماهنگی کامل ترکیه و ایران صورت گرفته است. از همان دوران تا به امروز کشتن مخالفان رژیم ترکیه در داخل و خارج ادامه داشته است. شاید تفاوتش با ایران این باشد که ترورهای داخلی ترکیه بسیار بیشتر از ایران است. هزاران فرد کُرد با راهکارهای متفاوتی کشته شدند که تقریبا شمار بسیاری از آنان ثبت گردیدهاند. طی پروسهای که با جهتدهی بسیار آگاهانهی دولت ترکیه «جنایات فاعل مجهول» نامیده شدند، هزاران کرد را هدف قرار داده و از بین بردند. این جنایات فاعل مجهول کاملا «فاعل معلوم» بوده و توسط بازوهای تروریستی رژیم ترکیه (مرکز تیمهای ژاندارمری- ژیتَم و حزبالله) صورت میگرفتند. از ترور شخصیتهایی چون «ودات آیدین» (سیاستمدار و کادر مدیریتی حزب دسترنج خلق Halk Emek Partisi در شهر آمد- دیاربکر که روز 5 ژوئن 1991 توسط ژیتَم ربوده شده و دو روز بعد جسدش یافته شد) و «موسی آنتَر» (نویستده، روزنامهنگار و روشنفکر کرد ِ اهل ماردین که در سپتامبر 1992 توسط ژیتم ربوده شده و به قتل رسید) گرفته تا صدها جوانی که تاکنون نیز کسی جواب شکایت خانوادههایشان را نداده و حتی جنازهی بسیاری از آنان هیچگاه دیده نشد. فیلم «من دیدم» (Min Dît) روایت کودکان بازمانده از پدر و مادری کشته شده به دست ژیتَم هستند با بار زندگی بر دوش و آیندهای تراوماتیک. دهها سال است سازمان «مادران شنبه» هر روز شنبهای بخشی از آنان گرد آمده و با در دست داشتن عکسهای فرزندانشان، به دنبال سرنوشت آنان میگردند. این خود بخشی از تراوما و آسیب و صدمهی اجتماعی ناشی از این تروریسم را نشان میدهد. در شمال کردستان و ترکیه هیچ قشری و هیچ جنسی و هیچ ردهی سنی از کردها از تروریسم دولتی در امان نبودند و نیستند و تاکنون نیز بصورت روزانه شاهد تروریسم دولتی در برابر تمامی اقشار خلق کرد هستیم.
با روی کار آمدن حکومت اردوغانی، این ترورها با چاشنی اسلام سیاسی نیز درآمیخته و صورت تندروتری به خود گرفتند. نمونهی بسیار بارز و آزاردهندهی آن قتل سه زن سیاستمدار کرد (سکینه جانسیز، لیلا شایلاماز و فیدان دوغان) در قلب پاریس بود که بدون شک با چشمپوشی و درواقع هماهنگی با نیروهای امنیتی فرانسه انجام گرفت. دستگیری کسی که لیستی از سیاستمداران پناهندهی کرد در اروپا را لو داد که دولت ترکیه در دستور کار قتل خویش قرار داده، نشان از آن داشت که رژیم پانترکی، ترور کردها در خارج از کشور را بصورت جدی دنبال میکند. در سالهای اخیر ترور پیشاهنگهای جنبش آپوئیستی از طریق حملات هوایی و با بهرهگیری از تکنولوژی درونها و هواپیماهای اکتشافی نیز بر انواع ترورها افزوده شده که جنبش آزادیخواهی در حال مبارزه و دفاعی بیامان در برابر آن میباشد.
روایت قتل و کشتن و ترور و تعذیب و شکنجهی رژیم بعث در برابر جامعهی کردی در جنوب کردستان، بدون شک یکی از تراژیکترین و دردآورترین روایتهای تاریخ معاصر نیمهی دوم قرن بیستم در منطقهی خاورمیانه است که تا حدودی رسانهای گشته و آرای عمومی جهانی از آن آگاه است. شکی در این نیست که ریشهی بسیاری از معضلات و مشکلات کنونی جامعهی کردی در جنوب کردستان به صدمات و آسیبهای ناشی از آن اعمال وحشیانه برمیگردد.
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
از آزارهای روحی- روانی گرفته تا معضلات اجتماعی- سیاسی تحت تأثیر شدید این «دوران توحش بعثی» هستند. متأسفانه تاکنون بصورت باید و شاید کاری بر روی این مسأله صورت نگرفته است. رژیمهای گوناگون عراقی به دست نیروهای مزدور در کشتارهایی دست داشتند که تاکنون نیز لکهی سیاهی در تاریخ کرد محسوب میگردند. «کشتار حکاری» که طی آن به دست نیروهای بارزانی حدود 700 کادر طراز اول «اتحادیهی میهنی کردستان» کشته شدند، بزرگترین کمک به نیروهای بعثی در سرکوب کردها بود. اینها تنها مشت نمونهی خروار هستند…
در غرب کردستان و سوریه نیز شاهد ترور بسیاری از سران کرد و روشنفکران بودیم. روز 10 مارس سال 2005 «شیخ معشوق غزنوی» از «مرکز پژوهشهای اسلامی» در دمشق ربوده شد و به قتل رسید. این نمونهی سمبلیک از بیان قتل دهها و صدها کرد به دست نیروهای امنیتی سوریه، سیاست و جوابی بود علیه اعتراضات کردها در ماه مارس سال 2004 میلادی. تاکنون و ده سال پس از باقی نماندن حاکمیت دولت سوریه در غرب کردستان نیز سایهی وحشتی که رژیم سوریه بر خلق روا میداشتند را میتوان در غرب کردستان و شمال سوریه احساس نمود.
«اشارهای گذرا به اعدام و ترور در کردستان» جهت آن بود تا به «هدف از آن» بپردازیم. اعدام و ترور و عموما خشونت علیه کردها در کردستانی که تحت اشغال است، با هدف «مجازات و تنبیه»، «تهدید»، «بازدارندگی» و «عبرت» بکار میرود. در کنار آن، هدف از اعمال خشونتآمیز ایجاد آسیبهایی بر بدنهی جامعه است تا این آسیبها و زخمهای اجتماعی کالبد جامعه را فرسوده کرده و مانع از آن گردد که جامعه در پی حقخواهی و طلب حقوق انسانی خویش برآید. دوران پس از هر سرکوب و اجرای خشونت نشان داده که کردها و جامعهی کردی دچار ترس و واهمه نگشته و از حقوق خویش دست برنداشتهاند. شاید اندکی فروبستهتر شدهاند، سکوت پیشه کردهاند، شوک بر آن وارد شده است و شاید عقبنشینی معینی کردهاند، اما در اولین فرصت آتش آزادیخواهیشان شعلهور شده است. تصویر مردی که با دستان زخمی و باندپیچی شدهاش در فرودگاه سنندج با قامتی راست و ایستاده و سربلند در مقابل جوخه اعدام ایستاده، گویای استقبالی است که دلیرمردان کرد در مقابل دشمنان نشان دادند، مقاومت افسانهوار «سکینه جانسیز» در زندانهای رژیم ترکیه و استقبال جسورانهی «شیرین علمهولی» از حکم اعدامش در زندانهای ایران نشانگر رویکرد شیرزنان کرد در راه آزادیخواهی است. حمایت میلیونی مردم کرد در هر خیزشی ملی و مشارکت در آن نشان از آن دارد که این «مکانیزم خشونت و ترور و اعدام» راه به جایی نبرده و به اهدافش نرسیده است.
اگر مبارزات مردم کرد تا کنون به پیروزی نرسیدهاند، نه ناشی از «ترس» و «هراس» و «عقبنشینی» از آزادیخواهی بعنوان عوامل خارجی است، بلکه ناشی از «نقص در برنامه، سازماندهی، عمل انقلابی و سیاست و دیپلماسی» نیروهای پیشاهنگ کردی است که جملگی عوامل داخلی هستند. صد البته که سیاستهای نیروهای جهانی و منطقهای نیز در نرسیدن نیروهای کردی به اهدافشان مؤثر بوده و سرکوب و فشارهای دول حاکمه پروسهی آزادیخواهی را دچار ضرباتی کرده و آن را گاه عقب رانده و گاه تضعیف نموده است اما هیچگاه سرکوب و ظلم و اهرمهای خشونتآمیز قادر نگشتهاند «اراده» و «عزم» و «خواست» آزادیخواهی را در میان کردها از بین ببرند. این سرکوبها تنها برای کردها ضرر در بر نداشته، بلکه منابع دول حاکمه را بجای صرف شدن جهت پیشرفت و آبادانی، صرف سرکوب نموده و به همگی ضرر رسانده است. شکی در این نیست که این سیاست ملیگرایانه و فاشیستی به زهری جهت کالبد منطقه تبدیل شده است. عدم دست برداشتن کردها از آزادیخواهی نیز به ریشهدار بودن فرهنگ کردی و پتانسیل جامعهی تاریخی- اخلاقی کردستان برمیگردد. موردی که اکثر اشغالگران سرزمین کردستان قادر به درک آن نبوده و به سبب منطق مادی و مکانیک خویش دچار تصور امکان شکست آن میگردند. غافل از اینکه پدیدهای فرهنگی- اجتماعی که طی هزاران سال شکل گرفته با سرکوبی چند ده ساله از بین نخواهد رفت.
خشونتهای اجرایی در کردستان به اهداف اصلی خویش نرسیدند اما تبعات بسیاری را در جامعهی کردی بر جای نهادند. «از دست رفتن اراضی کردنشین و کوچک کردن محدودهی جغرافیایی جامعهی کرد زبان»، «تقلیل جمعیت کردی در نتیجهی قتلعامها و کشتارها و ترورها»، «از بین بردن نیروهای فکری جامعه و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی آن»، «برجای نهادن معلولانی بسیار و ایجاد تلنباری از مسائل سلامتی برای جامعه»، «بی سرپرست ماندن شمار مهمی از کودکان و مسبب گشتن برای بزههای اجتماعی»، «ایجاد هراس اجتماعی و ناامنی فردی در شخصیت افراد»، «سرآمدن کردن امنیت شخصی و اجتماعی و در نتیجهی آن خارج نمودن مسائلی چون پیشرفت اجتماعی، علمی و هنری از دستور کار جامعه»، «محافظهکار نمودن هرچه بیشتر جامعه و فرو بسته شدن آن»، «عقب نگه داشتن
در غرب کردستان و سوریه نیز شاهد ترور بسیاری از سران کرد و روشنفکران بودیم. روز 10 مارس سال 2005 «شیخ معشوق غزنوی» از «مرکز پژوهشهای اسلامی» در دمشق ربوده شد و به قتل رسید. این نمونهی سمبلیک از بیان قتل دهها و صدها کرد به دست نیروهای امنیتی سوریه، سیاست و جوابی بود علیه اعتراضات کردها در ماه مارس سال 2004 میلادی. تاکنون و ده سال پس از باقی نماندن حاکمیت دولت سوریه در غرب کردستان نیز سایهی وحشتی که رژیم سوریه بر خلق روا میداشتند را میتوان در غرب کردستان و شمال سوریه احساس نمود.
«اشارهای گذرا به اعدام و ترور در کردستان» جهت آن بود تا به «هدف از آن» بپردازیم. اعدام و ترور و عموما خشونت علیه کردها در کردستانی که تحت اشغال است، با هدف «مجازات و تنبیه»، «تهدید»، «بازدارندگی» و «عبرت» بکار میرود. در کنار آن، هدف از اعمال خشونتآمیز ایجاد آسیبهایی بر بدنهی جامعه است تا این آسیبها و زخمهای اجتماعی کالبد جامعه را فرسوده کرده و مانع از آن گردد که جامعه در پی حقخواهی و طلب حقوق انسانی خویش برآید. دوران پس از هر سرکوب و اجرای خشونت نشان داده که کردها و جامعهی کردی دچار ترس و واهمه نگشته و از حقوق خویش دست برنداشتهاند. شاید اندکی فروبستهتر شدهاند، سکوت پیشه کردهاند، شوک بر آن وارد شده است و شاید عقبنشینی معینی کردهاند، اما در اولین فرصت آتش آزادیخواهیشان شعلهور شده است. تصویر مردی که با دستان زخمی و باندپیچی شدهاش در فرودگاه سنندج با قامتی راست و ایستاده و سربلند در مقابل جوخه اعدام ایستاده، گویای استقبالی است که دلیرمردان کرد در مقابل دشمنان نشان دادند، مقاومت افسانهوار «سکینه جانسیز» در زندانهای رژیم ترکیه و استقبال جسورانهی «شیرین علمهولی» از حکم اعدامش در زندانهای ایران نشانگر رویکرد شیرزنان کرد در راه آزادیخواهی است. حمایت میلیونی مردم کرد در هر خیزشی ملی و مشارکت در آن نشان از آن دارد که این «مکانیزم خشونت و ترور و اعدام» راه به جایی نبرده و به اهدافش نرسیده است.
اگر مبارزات مردم کرد تا کنون به پیروزی نرسیدهاند، نه ناشی از «ترس» و «هراس» و «عقبنشینی» از آزادیخواهی بعنوان عوامل خارجی است، بلکه ناشی از «نقص در برنامه، سازماندهی، عمل انقلابی و سیاست و دیپلماسی» نیروهای پیشاهنگ کردی است که جملگی عوامل داخلی هستند. صد البته که سیاستهای نیروهای جهانی و منطقهای نیز در نرسیدن نیروهای کردی به اهدافشان مؤثر بوده و سرکوب و فشارهای دول حاکمه پروسهی آزادیخواهی را دچار ضرباتی کرده و آن را گاه عقب رانده و گاه تضعیف نموده است اما هیچگاه سرکوب و ظلم و اهرمهای خشونتآمیز قادر نگشتهاند «اراده» و «عزم» و «خواست» آزادیخواهی را در میان کردها از بین ببرند. این سرکوبها تنها برای کردها ضرر در بر نداشته، بلکه منابع دول حاکمه را بجای صرف شدن جهت پیشرفت و آبادانی، صرف سرکوب نموده و به همگی ضرر رسانده است. شکی در این نیست که این سیاست ملیگرایانه و فاشیستی به زهری جهت کالبد منطقه تبدیل شده است. عدم دست برداشتن کردها از آزادیخواهی نیز به ریشهدار بودن فرهنگ کردی و پتانسیل جامعهی تاریخی- اخلاقی کردستان برمیگردد. موردی که اکثر اشغالگران سرزمین کردستان قادر به درک آن نبوده و به سبب منطق مادی و مکانیک خویش دچار تصور امکان شکست آن میگردند. غافل از اینکه پدیدهای فرهنگی- اجتماعی که طی هزاران سال شکل گرفته با سرکوبی چند ده ساله از بین نخواهد رفت.
خشونتهای اجرایی در کردستان به اهداف اصلی خویش نرسیدند اما تبعات بسیاری را در جامعهی کردی بر جای نهادند. «از دست رفتن اراضی کردنشین و کوچک کردن محدودهی جغرافیایی جامعهی کرد زبان»، «تقلیل جمعیت کردی در نتیجهی قتلعامها و کشتارها و ترورها»، «از بین بردن نیروهای فکری جامعه و پیشاهنگان سیاسی- اجتماعی آن»، «برجای نهادن معلولانی بسیار و ایجاد تلنباری از مسائل سلامتی برای جامعه»، «بی سرپرست ماندن شمار مهمی از کودکان و مسبب گشتن برای بزههای اجتماعی»، «ایجاد هراس اجتماعی و ناامنی فردی در شخصیت افراد»، «سرآمدن کردن امنیت شخصی و اجتماعی و در نتیجهی آن خارج نمودن مسائلی چون پیشرفت اجتماعی، علمی و هنری از دستور کار جامعه»، «محافظهکار نمودن هرچه بیشتر جامعه و فرو بسته شدن آن»، «عقب نگه داشتن
گذار دموکراتیک
دور باطل استعمار در کردستان ترور و اعدام ✍ هیمن اَرمَوی 🆔 @GozarDemocratic
جامعه از سیر پیشرفت طبیعی تکوین ملی» و دهها و صدها معضل دیگر که امروزه همگی گریبانگیر جامعهی کردی شده است.
بایستی بر آسیبهای جانبی و روانی و روحی ناشی از این خشونتها به عنوان یکی از مهمترین نتایج اجرای این خشونتها در کردستان تأمل خاصی صورت بگیرد. همانگونه که اشاره کردیم، جامعه در نتیجهی این اعمال خشونتآمیز دچار آزردگی، معضلات روانی خاص، هراس و بدگمانی و دهها معضل دیگر میگردد که بازتاب آن بر رفتار، برخورد، تعامل و در کل بر روی «حیات» را میتوان دید. شخصیت حاوی این «آسیب»ها، در برقراری «روابط انسانی» نیز دچار مشکل میگردد. در نتیجهی این مسائل و معضلات است که کودکان به درستی آموزش ندیده، تربیت نگردیده و پرورش نمییابند. این نسل از کودکان با به ارث بردن همان معضلات به نسلی تبدیل میشوند که با همان معضلات در آینده فرزندان خود را پرورش میدهند! شخصیتی که دچار این نوع «چندگانگیهای هنجاری» شده و در میان «جهان مطلوب خویش» و «جهان تحمیلی موجود» و دهها هنجار متضاد زندگی میکند، دچار اختلالات رفتاری و شخصیتی گشته، در تصمیمگیریهایش متزلزل و ناروشن بوده، در برقراری روابط نامتعادل شده و برآیند تمامی آنها نیز معضلات اجتماعی عدیدهای میگردد که امروزه جامعهی کردستان دچار آن است. جای شکی نیست که باید ریشهی بسیاری از معضلات را در اعمال اشغالگران و استعمارگران دید. «فرانتس فانون» در کتاب «دوزخیان روی زمین» به معضلاتی میپردازد که ناشی از «استعمار» و «اشغال» هستند. کتاب «چهره استعمارگر، چهره استعمارزده» نوشتهی «آلبر ممی» نیز در همان حوزه به معضلات ناشی از به عبودیت کشاندن انسانها میپردازند. «آموزش ستمدیدگان» نوشتهی «پائولو فریره» نیز هم بررسی چنان مشکلاتی و هم ارائهی راهکارهایی برای رهایی از آن است. در کنار منابع اینچنین جهانی، شمار بسیاری از کتابهای رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان به بررسی معضلات جامعهی کردی و فرد کرد پرداخته و سعی نموده تا الگوی آلترناتیو آن را نیز ارائه کرده و راههای «خودسازی» را نیز نشان دهد. جای آن است یادآور شویم که پیشرفتهای جامعهی کردی و نتایج سیاسی- نظامی آن در منطقه نیز محصول همان افکار رهبر آپو هستند. امروزه بعد از شکست بسیاری از پروژهها در خاورمیانه و موفقیت قاطع پروژهی «اکولوژیک- دموکراتیک و آزادیخواهی زنان»، میبینیم که این روش از «تحلیل» و «خودسازی» به چه میزان صحیح، واقعبینانه، عملی و منطبق با واقعیت اجتماعی خلق کرد و منطقه میباشد.
جنبش آپوئیستی که با جملهی «کردستان مستعمره است» سربرآورد، با آغاز از «خودشناسی» و سپس اقدام به «خودسازی» و «تعمیم آن بر جامعه»، نشان داد که بسترساز تحولات بنیادین در جهت رهایی از استعمار و آثار آن بوده و قادر است (در نمونهی روژآوا و شمال و شرق سوریه) جامعه را بر آن اساس به وادی سعادت بشری هدایت نماید. این حوزهی مستقل و نیازمند به تأمل، خود موضوع و میدانی است جهت تعمیق آگاهی آزادیخواهانهی بشری و اجتماعی. بررسی و تعمق در این حوزه است که هم فرد کرد را قادر میسازد تا با علم و آگاهی بهتری به بررسی معضلات درونی خویش پرداخته و با یک خودسازی معین، خویش را از نو آفریده و به فردی مؤثر (و نه معضلدار) تبدیل گردد و هم در جهت رهانیدن جامعه از آن به یک کنشگر سیاسی- اخلاقی تبدیل گردد که جنبهی فردی و اجتماعیاش در تناسب با تعریف انسانی از شخصیت اوست. اینگونه میتوان از «بحران» و «کائوس» تحمیلی بر شخصیت رهایی یافت و همهی انواع «روش»ها و «اهرم»ها و «اعمال» تروریستی و کشتارمحور را خنثی کرده و نقشههای ناشی از آن را نقش بر آب نمود.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
بایستی بر آسیبهای جانبی و روانی و روحی ناشی از این خشونتها به عنوان یکی از مهمترین نتایج اجرای این خشونتها در کردستان تأمل خاصی صورت بگیرد. همانگونه که اشاره کردیم، جامعه در نتیجهی این اعمال خشونتآمیز دچار آزردگی، معضلات روانی خاص، هراس و بدگمانی و دهها معضل دیگر میگردد که بازتاب آن بر رفتار، برخورد، تعامل و در کل بر روی «حیات» را میتوان دید. شخصیت حاوی این «آسیب»ها، در برقراری «روابط انسانی» نیز دچار مشکل میگردد. در نتیجهی این مسائل و معضلات است که کودکان به درستی آموزش ندیده، تربیت نگردیده و پرورش نمییابند. این نسل از کودکان با به ارث بردن همان معضلات به نسلی تبدیل میشوند که با همان معضلات در آینده فرزندان خود را پرورش میدهند! شخصیتی که دچار این نوع «چندگانگیهای هنجاری» شده و در میان «جهان مطلوب خویش» و «جهان تحمیلی موجود» و دهها هنجار متضاد زندگی میکند، دچار اختلالات رفتاری و شخصیتی گشته، در تصمیمگیریهایش متزلزل و ناروشن بوده، در برقراری روابط نامتعادل شده و برآیند تمامی آنها نیز معضلات اجتماعی عدیدهای میگردد که امروزه جامعهی کردستان دچار آن است. جای شکی نیست که باید ریشهی بسیاری از معضلات را در اعمال اشغالگران و استعمارگران دید. «فرانتس فانون» در کتاب «دوزخیان روی زمین» به معضلاتی میپردازد که ناشی از «استعمار» و «اشغال» هستند. کتاب «چهره استعمارگر، چهره استعمارزده» نوشتهی «آلبر ممی» نیز در همان حوزه به معضلات ناشی از به عبودیت کشاندن انسانها میپردازند. «آموزش ستمدیدگان» نوشتهی «پائولو فریره» نیز هم بررسی چنان مشکلاتی و هم ارائهی راهکارهایی برای رهایی از آن است. در کنار منابع اینچنین جهانی، شمار بسیاری از کتابهای رهبر خلق کرد، عبدالله اوجالان به بررسی معضلات جامعهی کردی و فرد کرد پرداخته و سعی نموده تا الگوی آلترناتیو آن را نیز ارائه کرده و راههای «خودسازی» را نیز نشان دهد. جای آن است یادآور شویم که پیشرفتهای جامعهی کردی و نتایج سیاسی- نظامی آن در منطقه نیز محصول همان افکار رهبر آپو هستند. امروزه بعد از شکست بسیاری از پروژهها در خاورمیانه و موفقیت قاطع پروژهی «اکولوژیک- دموکراتیک و آزادیخواهی زنان»، میبینیم که این روش از «تحلیل» و «خودسازی» به چه میزان صحیح، واقعبینانه، عملی و منطبق با واقعیت اجتماعی خلق کرد و منطقه میباشد.
جنبش آپوئیستی که با جملهی «کردستان مستعمره است» سربرآورد، با آغاز از «خودشناسی» و سپس اقدام به «خودسازی» و «تعمیم آن بر جامعه»، نشان داد که بسترساز تحولات بنیادین در جهت رهایی از استعمار و آثار آن بوده و قادر است (در نمونهی روژآوا و شمال و شرق سوریه) جامعه را بر آن اساس به وادی سعادت بشری هدایت نماید. این حوزهی مستقل و نیازمند به تأمل، خود موضوع و میدانی است جهت تعمیق آگاهی آزادیخواهانهی بشری و اجتماعی. بررسی و تعمق در این حوزه است که هم فرد کرد را قادر میسازد تا با علم و آگاهی بهتری به بررسی معضلات درونی خویش پرداخته و با یک خودسازی معین، خویش را از نو آفریده و به فردی مؤثر (و نه معضلدار) تبدیل گردد و هم در جهت رهانیدن جامعه از آن به یک کنشگر سیاسی- اخلاقی تبدیل گردد که جنبهی فردی و اجتماعیاش در تناسب با تعریف انسانی از شخصیت اوست. اینگونه میتوان از «بحران» و «کائوس» تحمیلی بر شخصیت رهایی یافت و همهی انواع «روش»ها و «اهرم»ها و «اعمال» تروریستی و کشتارمحور را خنثی کرده و نقشههای ناشی از آن را نقش بر آب نمود.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
شەڕڤانان لە چالاکیی تۆڵەکردنەوەدا ١١ چەتەی دیکەیان سزادا
لە ڕیزەچالاکییەکی تۆڵەکردنەوەدا، هێزەکانی ڕزگاریی عەفرین، لە شەرا، عەزاز و مارع، ١١ چەتە سزدران و چواری دیکەش برینداربوون، دەستبەسەر ژمارەیەک چەکیشدا گیرا.
ئەمڕۆ هێزەکانی ڕزگاریی عەفرین، لەسەر ڕیزەچالاکییەکی شەڕڤانانیدا لە شەرا، عەزاز و مارەع، دژبە چەتەکانی سوپای داگیرکەری تورک، ڕاگەیاندراوێکی بڵاوکردەوە و ڤیدیۆی چالاکییەکانیشیان بڵاوکردەوە.
لە ڕاگەیەندراوەکەدا هاتووە: لە ڕۆژانی ٧ بۆ ١٠ی ئەم مانگە، بۆ بیرهێنانەوەی شەهید ‘شیار دەنیز’ و بۆ وەڵامدانەوەی کردەوە دژەمرۆڤانەکانی دەوڵەتی داگیرکەری تورک چالاکیی تۆڵەکردنەوە ئەنجامدرا کە بەمشێوەیەیە:
ڕۆژی ٧ی ئەم مانگە، هێزەکانمان لە ناوچەی شەرا چوونە سەر بارەگایەکی سوپای داگیرکەری تورک و چالاکییەکیان ئەنجامدا، لە ئەنجامی ئەو چالاکییەدا، پێنج چەتە کوژران، دوو چەتە برینداربوون، ماتۆڕسکێڵیک و دۆشکایەک تێکشکێندران، هەروەها دەستگیرا بەسەر دوو چەکی AK-47، چەکێکی بی کەی سی، تەرماڵێک، تەلەفۆنێک، بێتەلێک و ناسنامەی چەتەکان.
ڕۆژی ٩ی ئەم مانگە، لە گوندی تل مالد سەربە ناوچەی مارع، لە ئەنجامی چالاکییەکدا، سێ چەتە کوژران و چەتەیەکیش برینداربوو.
ڕۆژی ١٠ی ئەم مانگە، لە گوندی کل جبرانی سەربە عەزاز، لە ئەنجامی چالاکییەکدا، سێ چەتە کوژران و چەتەیەکیش برینداربوو.
لەم چالاکییانەدا، بە گشتی، ١١ چەتە کوژران و چوار چەتە بریندرابوون.
ڕۆژنیوز
🆔 @GozarDemocratic
لە ڕیزەچالاکییەکی تۆڵەکردنەوەدا، هێزەکانی ڕزگاریی عەفرین، لە شەرا، عەزاز و مارع، ١١ چەتە سزدران و چواری دیکەش برینداربوون، دەستبەسەر ژمارەیەک چەکیشدا گیرا.
ئەمڕۆ هێزەکانی ڕزگاریی عەفرین، لەسەر ڕیزەچالاکییەکی شەڕڤانانیدا لە شەرا، عەزاز و مارەع، دژبە چەتەکانی سوپای داگیرکەری تورک، ڕاگەیاندراوێکی بڵاوکردەوە و ڤیدیۆی چالاکییەکانیشیان بڵاوکردەوە.
لە ڕاگەیەندراوەکەدا هاتووە: لە ڕۆژانی ٧ بۆ ١٠ی ئەم مانگە، بۆ بیرهێنانەوەی شەهید ‘شیار دەنیز’ و بۆ وەڵامدانەوەی کردەوە دژەمرۆڤانەکانی دەوڵەتی داگیرکەری تورک چالاکیی تۆڵەکردنەوە ئەنجامدرا کە بەمشێوەیەیە:
ڕۆژی ٧ی ئەم مانگە، هێزەکانمان لە ناوچەی شەرا چوونە سەر بارەگایەکی سوپای داگیرکەری تورک و چالاکییەکیان ئەنجامدا، لە ئەنجامی ئەو چالاکییەدا، پێنج چەتە کوژران، دوو چەتە برینداربوون، ماتۆڕسکێڵیک و دۆشکایەک تێکشکێندران، هەروەها دەستگیرا بەسەر دوو چەکی AK-47، چەکێکی بی کەی سی، تەرماڵێک، تەلەفۆنێک، بێتەلێک و ناسنامەی چەتەکان.
ڕۆژی ٩ی ئەم مانگە، لە گوندی تل مالد سەربە ناوچەی مارع، لە ئەنجامی چالاکییەکدا، سێ چەتە کوژران و چەتەیەکیش برینداربوو.
ڕۆژی ١٠ی ئەم مانگە، لە گوندی کل جبرانی سەربە عەزاز، لە ئەنجامی چالاکییەکدا، سێ چەتە کوژران و چەتەیەکیش برینداربوو.
لەم چالاکییانەدا، بە گشتی، ١١ چەتە کوژران و چوار چەتە بریندرابوون.
ڕۆژنیوز
🆔 @GozarDemocratic
Telegram
attach 📎
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺ÎXANT JI DIJMINATIYÊ JÎ KÛRTIRE
✍️ Hêvî Dêrik
Hişmendiya hevkarî û xiyanetê ya ku çavkaniya xwe ji serdema Sumeran digire, heta roja me ya îro xwe berdewam dike. Ev çîna ku her tim tenê bi deshilatdarî û berjewendiyên xwe yên teng difikire. Di felaketên ku têne serê civakê de wekî amûrek sereke ji bo hêzên hegemon rol dilîze. Ev çîna ku em behsa wê dikin bi teybet di Kurdistanê de bûye wekî amûrek şerê teybet û ji milê hêzên deshilatdar ve têne bikaranîn û mînakên wê pirin. Bê guman ev çîna ku hevkariyê bi dijminê netewa xwe re dike ji xiyaneta Enkîdo ne qute. Heger mirova bala xwe bide, di destana Gilgamiş de, dema ku Hombaba ji milê Gilgamiş û Enkîdo ve tê dîl girtin, Gilgamiş dixwaze wî serbest berde, lê Enkîdo ji ber tirsa xiyaneta ku li hevalê xwe û axa xwe kiriye û ewê pêşerojê hesab jê were xwestin, lewra di kuştina Hombaba de îsrar dike û li ser daxwaz û îsrara Enkîdo, dawî de ew û Gilgamiş wî dikujin...
berdewam bike...
🌍 https://kjar.online/ku/2021/09/12/ixante-ji-dijminatiye-ji-kurtire/
وبسایت | اینستاگرام | تویتر | فیسبوک | یوتیوب | تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
✍️ Hêvî Dêrik
Hişmendiya hevkarî û xiyanetê ya ku çavkaniya xwe ji serdema Sumeran digire, heta roja me ya îro xwe berdewam dike. Ev çîna ku her tim tenê bi deshilatdarî û berjewendiyên xwe yên teng difikire. Di felaketên ku têne serê civakê de wekî amûrek sereke ji bo hêzên hegemon rol dilîze. Ev çîna ku em behsa wê dikin bi teybet di Kurdistanê de bûye wekî amûrek şerê teybet û ji milê hêzên deshilatdar ve têne bikaranîn û mînakên wê pirin. Bê guman ev çîna ku hevkariyê bi dijminê netewa xwe re dike ji xiyaneta Enkîdo ne qute. Heger mirova bala xwe bide, di destana Gilgamiş de, dema ku Hombaba ji milê Gilgamiş û Enkîdo ve tê dîl girtin, Gilgamiş dixwaze wî serbest berde, lê Enkîdo ji ber tirsa xiyaneta ku li hevalê xwe û axa xwe kiriye û ewê pêşerojê hesab jê were xwestin, lewra di kuştina Hombaba de îsrar dike û li ser daxwaz û îsrara Enkîdo, dawî de ew û Gilgamiş wî dikujin...
berdewam bike...
🌍 https://kjar.online/ku/2021/09/12/ixante-ji-dijminatiye-ji-kurtire/
وبسایت | اینستاگرام | تویتر | فیسبوک | یوتیوب | تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
ÎXANT JI DIJMINATIYÊ JÎ KÛRTIRE | Komelga Jinên Azad yên Rojhilatê Kurdistanê
<p> Hêvî Dêrik Hişmendiya hevkarî û xiyanetê ya ku çavkaniya xwe ji serdema Sumeran digire, heta roja me ya îro xwe berdewam dike. Ev çîna ku her tim tenê bi deshilatdarî û berjewendiyên xwe yên teng difikire. Di felaketên ku têne serê civakê de wekî amûrek…
Forwarded from ارتش سایبری گارد جاویدان ایران
🔺کودک همسری جنایتی وصف نشدنی است
✍️گلاریس از کرماشان
مسئله کودک همسری در حال حاضر یکی از مباحث مورد بحث جامعه پر تنش امروزی ماست. همه ما تا کنون به نحوی با کودک همسری برخورد داشته ایم و حتی بی شک مواردی این چنینی را در اطراف خود دیده ایم. در سال های گذشته فعالیت های مختلف و اطلاع رسانی های مفید در خصوص این موضوع باعث شده که عواقب این به اصطلاح سنت و باور دیرینه برای افراد جامعه تشریح شود و باید گفت که بسیاری از ما به صورت کامل درباره این موضوع اطلاعات کافی داریم اما صرفا آگاهی از این پدیده به معنای کمرنگ شدن این مسئله در باور و افکار افراد جامعه نیست بلکه باید گفت مسئله کودک همسری پایدارتر از هر زمانی به بقای خود ادامه داده است. بسیاری از سنت ها به مرور زمان کمرنگ میشوند و همزمان با چالش های جدید جامعه ماهیت سنتی خود را تغییر میدهند و شکل جدید به خود میگیرند اما مسئله کودک همسری تنها یک سنت نیست بلکه یک اعتقاد مذهبی، یک سبک زندگی و گاهی یک منبع درآمد است...
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/09/12/کودک-همسری-جنایتی-وصف-نشدنی-است/
وبسایت | اینستاگرام | تویتر | فیسبوک | یوتیوب | تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
✍️گلاریس از کرماشان
مسئله کودک همسری در حال حاضر یکی از مباحث مورد بحث جامعه پر تنش امروزی ماست. همه ما تا کنون به نحوی با کودک همسری برخورد داشته ایم و حتی بی شک مواردی این چنینی را در اطراف خود دیده ایم. در سال های گذشته فعالیت های مختلف و اطلاع رسانی های مفید در خصوص این موضوع باعث شده که عواقب این به اصطلاح سنت و باور دیرینه برای افراد جامعه تشریح شود و باید گفت که بسیاری از ما به صورت کامل درباره این موضوع اطلاعات کافی داریم اما صرفا آگاهی از این پدیده به معنای کمرنگ شدن این مسئله در باور و افکار افراد جامعه نیست بلکه باید گفت مسئله کودک همسری پایدارتر از هر زمانی به بقای خود ادامه داده است. بسیاری از سنت ها به مرور زمان کمرنگ میشوند و همزمان با چالش های جدید جامعه ماهیت سنتی خود را تغییر میدهند و شکل جدید به خود میگیرند اما مسئله کودک همسری تنها یک سنت نیست بلکه یک اعتقاد مذهبی، یک سبک زندگی و گاهی یک منبع درآمد است...
بیشتر بخوانید...
🌍 https://kjar.online/fa/2021/09/12/کودک-همسری-جنایتی-وصف-نشدنی-است/
وبسایت | اینستاگرام | تویتر | فیسبوک | یوتیوب | تلگرام
#جامعەی_زنان_آزاد_شرق_کوردستان
🆔 @kjar_2014
t.me
کودک همسری جنایتی وصف نشدنی است | جامعه زنان آزاد شرق کوردستان
<p>گلاریس از کرماشان مسئله کودک همسری در حال حاضر یکی از مباحث مورد بحث جامعه پر تنش امروزی ماست. همه ما تا کنون به نحوی با کودک همسری برخورد داشته ایم و حتی بی شک مواردی این چنینی را در اطراف خود دیده ایم. در سال های گذشته فعالیت های مختلف و اطلاع رسانی…
گذار دموکراتیک
بررسی منشأ و علل پدیده خودکشی در کوردستان و راهکارهای پیشگیری از آن ✍ هوگر دلیل 🆔 @GozarDemocratic
بررسی منشأ و علل پدیده خودکشی در کوردستان و راهکارهای پیشگیری از آن
✍ هوگر دلیل
خودکشی یک پدیده و واقعیت اجتماعی است که مربوط به مکان و زمان خاصی نیست، بلکه جهان شمول است، به این معنی که در هر مکان و زمانی وجود دارد اما میزان آن متفاوت است. آنچه امروزه این پدیده را نسبت به گذشته مهمتر جلوه میدهد، گسترش و افزایش آمار خودکشیها و کاهش سن خودکشی است. ریشهکنی خودکشی در جهان کنونی امری غیرممکن به نظر میرسد اما میتوان با تدابیری کارا تلاش نمود تا آمار پدیده خودکشی را به نحو موثری کاهش داد. بایستی تدابیر مهمی در راستای مبارزه علیه عوامل بسترساز و زمینهساز خودکشی و تقویت عوامل بازدارنده از خودکشی اتخاذ شود. در مسیر مقابله با این پدیده باید با کلیه عواملی که موجب انجام این عمل میشوند مبارزه نمود. در واقع پیشگیری نتیجهبخش در این راستا در صورتی محقق میگردد که تمام عوامل خودکشی اعم از درونی، روحی و جسمی از ابعاد متفاوت اجتماعی، فرهنگی، محیطی و حتی سیاسی و اقتصادی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند. تقویت و ترویج فرهنگها و ارزشهای اجتماعی، ارتقای خدمات پزشکی، بهزیستی، رفاهی و اقتصادی، رشد کمی و کیفی مراکز مشاوره درمانی، جلوگیری از بروز حالات روحی و مسالک انزواگرایانه، کارآمدسازی و استفاده مناسب از رسانهها و برنامههای فرهنگی – اجتماعی و بهرهوری صحیح از نیرویهای انسانی میتواند در مبارزه با این پدیده راهگشا باشد. آنچه امروزه بیشترین اسباب خودکشی را تشکیل میدهد، مسائل مهمی چون فقر و بیکاری میباشند که با توجه به این امر با اجرای سیاستهای صحیح اقتصادی و شغلی میتوان درصد قابل توجهی از آمار خودکشی را کاهش داد. دراین مقاله به علل و منشأ پدیدهی خودکشی بویژه در شرق کوردستان پرداخته و راهکارها و عوامل موثر در راستای جلوگیری و کاهش آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
در گذشته علل مرگ و میر انسانها بیشتر یا بلاهای طبیعی مانند سیل، زلزله، بیماریهای همه گیر، قحطی و … بوده یا جنگهای نظامی که در طول تاریخ تغییرات زیادی داشته است. اما در سالهای اخیر به دلایلی که به آنها اشاره میشود، علل و چگونگی مرگ تغییرات زیادی پیدا کرده که ازجمله آنها میتوان به پدیده خودکشی اشاره نمود. خودکشی به معنای نابود کردن و از بین بردن خود، پدیده ای است که سالهاست در جامعه رواج پیدا کرده و موجب معضلات بزرگ اجتماعی شده است در عین حال نیز افزایش مشکلات و معضلات نوین اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزش و بهداشت و حتی سیاسی بر افزایش آمار و علل این پدیده موثر و دخیل بوده و هستند.
تعریف جامعه شناختی از خودکشی میگوید: «خودکشی به هر حالتی از مرگ اطلاق میشود که نتیجه مستقیم و غیرمستقیم عملی باشد که شخص قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش کاملاً آگاه است.» خودکشی ممکن است پایان راه و نتیجه نهایی نارسایی ارتباطی انسانها با یکدیگر و به طور کلی محیطزیست باشد. زمانی که یک انسان با مهمترین و اساسیترین اصل انسان بودن یعنی مقوله ارتباط – با محیط و سایر انسانها – بیگانه شود و دچار انزوا و ایزولاسیون ارتباطی گردد، زیستن و زندگی برای وی فاقد معنی میشود. عدم سازگاریهای اجتماعی توأم با احساس تنهایی و بیگانگی با شبکه ارتباطی انسان که به زندگی ما معنا میبخشد، دست زدن به چنین عملی را آسانتر مینماید.
یکی از اساسیترین معضلات امروزین انسانها معنا بخشیدن به خود و زندگی است که به دلایل سلطه و تحکم بیشتر سیستم سرمایهداری جهانی بر ارزشهای اجتماعی، انسانها از آن محروم گشتهاند. با افزایش هژمونی و سلطهی سیستم سرمایهداری در جهان، تیپ شخصیتی فردگرا، مصرفگرا و از همه مهمتر پوچگرا نیز افزایش پیدا کردهاند. آمارها نشان میدهند که اکثر انسانها از داشتن وسایل اولیه زندگی محروم هستند و در سطوح پایین و در سایه اسارت سلطهگران زندگی میکنند. در چنین اوضاعی که حیات انسانی اینگونه بیارزش شده و در نتیجهی آن، انسانها با بحران انسانیت روبهرو گشته و ارزشها متزلزل میشوند. این سیستم شاید برای الیت خاصی در جهان امکانات و وسایل مادی زندگی – به دلیل وابستگیهای اقتصادی و سیاسی – تأمین کرده باشد اما معنا و ارزشهای متناسب با انسانیت به آنها نداده و حتی آنچه را که داشتهاند از آنها سلب کرده است. در حقیقت، انسان به آسانی میتواند احساس کند که فرد را در برابر تأمین نیازهای سطحیاش به خدمت میگیرند و به اسارتی ناخودآگاه و پوششدار در میآورند. از آن دردناکتر، به استخدام درآمدن همه چیز و همهکس در راه توسعه سلطهگران و مواضع قدرت است. حتی دانش و دانشمند نیز از این فاجعه، برکنار نماندهاند و مغزها و ابتکارها نیز به خدمتِ دارندگان قدرت سیاسی و اقتصادی درآمدهاند.
✍ هوگر دلیل
خودکشی یک پدیده و واقعیت اجتماعی است که مربوط به مکان و زمان خاصی نیست، بلکه جهان شمول است، به این معنی که در هر مکان و زمانی وجود دارد اما میزان آن متفاوت است. آنچه امروزه این پدیده را نسبت به گذشته مهمتر جلوه میدهد، گسترش و افزایش آمار خودکشیها و کاهش سن خودکشی است. ریشهکنی خودکشی در جهان کنونی امری غیرممکن به نظر میرسد اما میتوان با تدابیری کارا تلاش نمود تا آمار پدیده خودکشی را به نحو موثری کاهش داد. بایستی تدابیر مهمی در راستای مبارزه علیه عوامل بسترساز و زمینهساز خودکشی و تقویت عوامل بازدارنده از خودکشی اتخاذ شود. در مسیر مقابله با این پدیده باید با کلیه عواملی که موجب انجام این عمل میشوند مبارزه نمود. در واقع پیشگیری نتیجهبخش در این راستا در صورتی محقق میگردد که تمام عوامل خودکشی اعم از درونی، روحی و جسمی از ابعاد متفاوت اجتماعی، فرهنگی، محیطی و حتی سیاسی و اقتصادی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرند. تقویت و ترویج فرهنگها و ارزشهای اجتماعی، ارتقای خدمات پزشکی، بهزیستی، رفاهی و اقتصادی، رشد کمی و کیفی مراکز مشاوره درمانی، جلوگیری از بروز حالات روحی و مسالک انزواگرایانه، کارآمدسازی و استفاده مناسب از رسانهها و برنامههای فرهنگی – اجتماعی و بهرهوری صحیح از نیرویهای انسانی میتواند در مبارزه با این پدیده راهگشا باشد. آنچه امروزه بیشترین اسباب خودکشی را تشکیل میدهد، مسائل مهمی چون فقر و بیکاری میباشند که با توجه به این امر با اجرای سیاستهای صحیح اقتصادی و شغلی میتوان درصد قابل توجهی از آمار خودکشی را کاهش داد. دراین مقاله به علل و منشأ پدیدهی خودکشی بویژه در شرق کوردستان پرداخته و راهکارها و عوامل موثر در راستای جلوگیری و کاهش آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
در گذشته علل مرگ و میر انسانها بیشتر یا بلاهای طبیعی مانند سیل، زلزله، بیماریهای همه گیر، قحطی و … بوده یا جنگهای نظامی که در طول تاریخ تغییرات زیادی داشته است. اما در سالهای اخیر به دلایلی که به آنها اشاره میشود، علل و چگونگی مرگ تغییرات زیادی پیدا کرده که ازجمله آنها میتوان به پدیده خودکشی اشاره نمود. خودکشی به معنای نابود کردن و از بین بردن خود، پدیده ای است که سالهاست در جامعه رواج پیدا کرده و موجب معضلات بزرگ اجتماعی شده است در عین حال نیز افزایش مشکلات و معضلات نوین اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزش و بهداشت و حتی سیاسی بر افزایش آمار و علل این پدیده موثر و دخیل بوده و هستند.
تعریف جامعه شناختی از خودکشی میگوید: «خودکشی به هر حالتی از مرگ اطلاق میشود که نتیجه مستقیم و غیرمستقیم عملی باشد که شخص قربانی آن را انجام داده و از نتیجه عملش کاملاً آگاه است.» خودکشی ممکن است پایان راه و نتیجه نهایی نارسایی ارتباطی انسانها با یکدیگر و به طور کلی محیطزیست باشد. زمانی که یک انسان با مهمترین و اساسیترین اصل انسان بودن یعنی مقوله ارتباط – با محیط و سایر انسانها – بیگانه شود و دچار انزوا و ایزولاسیون ارتباطی گردد، زیستن و زندگی برای وی فاقد معنی میشود. عدم سازگاریهای اجتماعی توأم با احساس تنهایی و بیگانگی با شبکه ارتباطی انسان که به زندگی ما معنا میبخشد، دست زدن به چنین عملی را آسانتر مینماید.
یکی از اساسیترین معضلات امروزین انسانها معنا بخشیدن به خود و زندگی است که به دلایل سلطه و تحکم بیشتر سیستم سرمایهداری جهانی بر ارزشهای اجتماعی، انسانها از آن محروم گشتهاند. با افزایش هژمونی و سلطهی سیستم سرمایهداری در جهان، تیپ شخصیتی فردگرا، مصرفگرا و از همه مهمتر پوچگرا نیز افزایش پیدا کردهاند. آمارها نشان میدهند که اکثر انسانها از داشتن وسایل اولیه زندگی محروم هستند و در سطوح پایین و در سایه اسارت سلطهگران زندگی میکنند. در چنین اوضاعی که حیات انسانی اینگونه بیارزش شده و در نتیجهی آن، انسانها با بحران انسانیت روبهرو گشته و ارزشها متزلزل میشوند. این سیستم شاید برای الیت خاصی در جهان امکانات و وسایل مادی زندگی – به دلیل وابستگیهای اقتصادی و سیاسی – تأمین کرده باشد اما معنا و ارزشهای متناسب با انسانیت به آنها نداده و حتی آنچه را که داشتهاند از آنها سلب کرده است. در حقیقت، انسان به آسانی میتواند احساس کند که فرد را در برابر تأمین نیازهای سطحیاش به خدمت میگیرند و به اسارتی ناخودآگاه و پوششدار در میآورند. از آن دردناکتر، به استخدام درآمدن همه چیز و همهکس در راه توسعه سلطهگران و مواضع قدرت است. حتی دانش و دانشمند نیز از این فاجعه، برکنار نماندهاند و مغزها و ابتکارها نیز به خدمتِ دارندگان قدرت سیاسی و اقتصادی درآمدهاند.
گذار دموکراتیک
بررسی منشأ و علل پدیده خودکشی در کوردستان و راهکارهای پیشگیری از آن ✍ هوگر دلیل 🆔 @GozarDemocratic
انسانها میبینند که از لحاظ ارزشی در سطح اشیا قرار میگیرند و باید یک عمر مانند ماشین کار کنند و همانگونه که ماشین با نظم خاصی حرکتِ از پیش تعیین شدهای را تکرار میکند، انسان هم باید در ساعت معینی در محل کار حاضر شود و کار معینی را انجام دهد و همانگونه که به هنگام از کار افتادن ماشین، ماشین دیگری جای آن را میگیرد، انسان نیز در موقع از کار افتادگی از دور خارج میشود و کس دیگری جایگزین میگردد! با وعده و مکانیزم بازنشستگی و بیمه، فعالیتهای او را در دوران فعال عمر پیشخرید میکنند. گرفتار شدن جامعه بشریت به یک چنین روش کارخانهای، زندگی انسان را عاری از روح نموده و در نتیجه عواطف انسانی محدود شده و از همه مهمتر معیارهای زندگی و روابط انسانی بیارزش گشتهاند. همه این عوامل تشدید کننده پوچگرایی و عامل دست زدن به پدیده خودکشی در عصر حاضر هستند.
پدیدهی خودکشی را میتوان از ابعاد مختلف و وسیعتری نیز مورد بررسی قرارداد و بصورت تخصصیتر به آن پرداخت. امروزه افزایش چشم گیر این پدیده دلایل دیگری دارد که در ادامه به آنها اشاره میکنیم. از دیدگاه جامعهشناسی، عوامل مهم فرهنگی از قبیل فروپاشی نظام ارزشی سنتی، تحمیل ارزشهای فرهنگی بیگانه، تعارض در ارزشهای فرهنگی حاکم، فردگرایی و اختلال در نظام اجتماعی و عوامل اقتصادی مانند فقر، بیکاری، کم کاری، محرومیت، ناامنی شغلی و عوامل اجتماعی نظیر افزایش جمعیت، مهاجرت، جنگ، تبعیض، بیسوادی، مشکلات مربوط به ازدواج بویژه در کودک همسریها از عوامل مهم خودکشی افراد است. خودکشی از دیدگاه کسی که دست به این کار میزند در واقع یک فریاد کمکخواهی یا اعتراضی است و افراد فقط به دلایل روانی، کینه و انتقام خودکشی نمیکنند، بلکه عواملی مانند احساس شرم، گناه، ترس، نومیدی، درد و حتی اندوه نیز سبب خودکشی میشود. خودکشی، ناشی از هم پاشیدگی نظام زندگی افراد و در هم ریختن قالبها و گسستگی روابط اجتماعی و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد میباشد.
آمارها نشان میدهد که تعداد قربانیان خودکشی در جهان و بویژه در ایران با پاندِمی کرونا بیشتر شده است. چرا که محدودیتهای ناشی از پاندمِی تاثیرات برجستهای بر زندگی انسانها بویژه از لحاظ اقتصادی داشته است. بیکاری، بیپولی، تورم و گرانی بیشتر شده و جامعه را در مقابل فقر و مشکلات معیشتی، بیتحملتر، شکنندهتر، ناپایدارتر و ناامیدتر کرده است. در چنین اوضاعی، مداخلات قدیمی و منسوخ از جنس شعار و وعدههای خوشبینانه برای زخمهای عمیق جامعهای که صبر و شغل و معیشت و امیدشان بر اثر پاندمِی، سیاستهای غلط و ناعادلانهی دولت، تبعیض و محرومیت شدیدا کمرنگ شده، دیگر کارایی ندارد. این اثرات در ایران زیر سایهی نظام تبعیضگرا برای مناطق محروم به مراتب بسیار بیشتر است. همانطور که بیشترین آمار بیکاری متعلق به ایلام و کرماشان است، بیشترین آمار خودکشی نیز متعلق به این استانها میباشد. دیکتاتوری الیگارشیک و دینسالار ایران در خصوص حل مشکلات جامعه بویژه در غرب ایران و مناطق کُردنشین نه تنها تدبیری نیندیشیده، بلکه سعی دارد امیدهای موجود را هم از بین ببرد. امنیت و امید و معیشت را از میان مردم برچیده و جامعه را به تودهای از انسانهای سرخورده تبدیل کنند. برآیند عملکرد مذکور این است که در استانهای ایلام، کرماشان، کوردستان و آذربایجان غربی شاهد بیشترین آمار خودکشی و بیکاری هستیم.
طبق تحقیقات انجام شده دلایل اصلی و عمده خودکشی فقر و بیکاری، اختلافات خانوادگی، بیماریهای روانی و جسمی، ازدواج اجباری و مسائل سیاسی – اجتماعی میباشند. تمامی مسائل ذکر شده را میتوان به شکلی ملموس در شرق کوردستان حس نمود. چرا که رژیم دیکتاتور ایران با اعمال سیاستهایی خصمانه و تبعیضآمیز در پروژههای عمرانی و اقتصادی، همچنین بکارگیری نیروهای غیر بومی در ادارات و کارخانجات و مراکز شغلی، بانیِ اصلی این معضلات و مشکلات میباشد. هنگامی که جامعه از نظر اقتصادی دچار بحران شود، بحرانهای دیگری چون اختلافات خانوادگی و غیره نیز بروز میکنند. خودکشی و افزایش آن نیز نتیجهی خشونت نهادینه شدهای است که هم از لحاظ اقتصادی و هم فشارهایی که از ارکان قدرت و نهادهای امنیتی رژیم بر جامعه تحمیل میشود. زمانیکه جامعه به بالاترین حد بحرانها میرسد، آگاهانه و ناآگاهانه به سوی رفتارهای پرخطری سوق داده میشود که جبران آن غیرممکن است. با بررسی بیشتر این پدیده میتوان دریافت که درصد بالایی از آنها در دلیل انجام دادن اشتراکاتی دارند. این اشتراکات نیز فقر و بیکاری و در زنان نیز ازدواج اجباری است.
پدیدهی خودکشی را میتوان از ابعاد مختلف و وسیعتری نیز مورد بررسی قرارداد و بصورت تخصصیتر به آن پرداخت. امروزه افزایش چشم گیر این پدیده دلایل دیگری دارد که در ادامه به آنها اشاره میکنیم. از دیدگاه جامعهشناسی، عوامل مهم فرهنگی از قبیل فروپاشی نظام ارزشی سنتی، تحمیل ارزشهای فرهنگی بیگانه، تعارض در ارزشهای فرهنگی حاکم، فردگرایی و اختلال در نظام اجتماعی و عوامل اقتصادی مانند فقر، بیکاری، کم کاری، محرومیت، ناامنی شغلی و عوامل اجتماعی نظیر افزایش جمعیت، مهاجرت، جنگ، تبعیض، بیسوادی، مشکلات مربوط به ازدواج بویژه در کودک همسریها از عوامل مهم خودکشی افراد است. خودکشی از دیدگاه کسی که دست به این کار میزند در واقع یک فریاد کمکخواهی یا اعتراضی است و افراد فقط به دلایل روانی، کینه و انتقام خودکشی نمیکنند، بلکه عواملی مانند احساس شرم، گناه، ترس، نومیدی، درد و حتی اندوه نیز سبب خودکشی میشود. خودکشی، ناشی از هم پاشیدگی نظام زندگی افراد و در هم ریختن قالبها و گسستگی روابط اجتماعی و در نتیجه احساس تنهایی و مطرود بودن فرد میباشد.
آمارها نشان میدهد که تعداد قربانیان خودکشی در جهان و بویژه در ایران با پاندِمی کرونا بیشتر شده است. چرا که محدودیتهای ناشی از پاندمِی تاثیرات برجستهای بر زندگی انسانها بویژه از لحاظ اقتصادی داشته است. بیکاری، بیپولی، تورم و گرانی بیشتر شده و جامعه را در مقابل فقر و مشکلات معیشتی، بیتحملتر، شکنندهتر، ناپایدارتر و ناامیدتر کرده است. در چنین اوضاعی، مداخلات قدیمی و منسوخ از جنس شعار و وعدههای خوشبینانه برای زخمهای عمیق جامعهای که صبر و شغل و معیشت و امیدشان بر اثر پاندمِی، سیاستهای غلط و ناعادلانهی دولت، تبعیض و محرومیت شدیدا کمرنگ شده، دیگر کارایی ندارد. این اثرات در ایران زیر سایهی نظام تبعیضگرا برای مناطق محروم به مراتب بسیار بیشتر است. همانطور که بیشترین آمار بیکاری متعلق به ایلام و کرماشان است، بیشترین آمار خودکشی نیز متعلق به این استانها میباشد. دیکتاتوری الیگارشیک و دینسالار ایران در خصوص حل مشکلات جامعه بویژه در غرب ایران و مناطق کُردنشین نه تنها تدبیری نیندیشیده، بلکه سعی دارد امیدهای موجود را هم از بین ببرد. امنیت و امید و معیشت را از میان مردم برچیده و جامعه را به تودهای از انسانهای سرخورده تبدیل کنند. برآیند عملکرد مذکور این است که در استانهای ایلام، کرماشان، کوردستان و آذربایجان غربی شاهد بیشترین آمار خودکشی و بیکاری هستیم.
طبق تحقیقات انجام شده دلایل اصلی و عمده خودکشی فقر و بیکاری، اختلافات خانوادگی، بیماریهای روانی و جسمی، ازدواج اجباری و مسائل سیاسی – اجتماعی میباشند. تمامی مسائل ذکر شده را میتوان به شکلی ملموس در شرق کوردستان حس نمود. چرا که رژیم دیکتاتور ایران با اعمال سیاستهایی خصمانه و تبعیضآمیز در پروژههای عمرانی و اقتصادی، همچنین بکارگیری نیروهای غیر بومی در ادارات و کارخانجات و مراکز شغلی، بانیِ اصلی این معضلات و مشکلات میباشد. هنگامی که جامعه از نظر اقتصادی دچار بحران شود، بحرانهای دیگری چون اختلافات خانوادگی و غیره نیز بروز میکنند. خودکشی و افزایش آن نیز نتیجهی خشونت نهادینه شدهای است که هم از لحاظ اقتصادی و هم فشارهایی که از ارکان قدرت و نهادهای امنیتی رژیم بر جامعه تحمیل میشود. زمانیکه جامعه به بالاترین حد بحرانها میرسد، آگاهانه و ناآگاهانه به سوی رفتارهای پرخطری سوق داده میشود که جبران آن غیرممکن است. با بررسی بیشتر این پدیده میتوان دریافت که درصد بالایی از آنها در دلیل انجام دادن اشتراکاتی دارند. این اشتراکات نیز فقر و بیکاری و در زنان نیز ازدواج اجباری است.
گذار دموکراتیک
بررسی منشأ و علل پدیده خودکشی در کوردستان و راهکارهای پیشگیری از آن ✍ هوگر دلیل 🆔 @GozarDemocratic
اما در کوردستان تنها این عوامل نیستند که چنین آمار چشمگیری را نشان میدهند. رژیم سرکوبگر ایران با اعمال سیاستهایی در قالب جنگ ویژه سعی دارد تا اراده جامعه را تماماً تسلیم خواستههای خود کند. فشارهایی که از طریق جنگ ویژه بر جامعه بویژه جوانان تحمیل میشود مزید بر علت است. با مداخله در تمامی آداب و رسوم و تغییر در شکل و ابعاد برگزاری آنها واژگونی ارزشی ایجاد میکند. همین واژگونی ارزشها که انسانها قبل از تغییر و تحول جامعه بر مبنای آنها میزیستند موجب میشود تا ضربه روانی ناخودآگاهی بر آنها وارد شود. فردی که پایبند سنتها بوده در یک حالت نابسامانی روانی و فکری قرار میگیرد و این نابسامانی که ناشی از یک تضاد روانی است موجب تغییر در رفتار شده و رفتارهای مخاطرهانگیزی مانند خودکشی بروز داده میشوند. اگر جامعه دارای چنان رشد فکری و آگاهی فرهنگی باشد که بتواند دست به انتخاب بزند و نیک را از بد تشخیص دهد، چه از لحاظ فکری و چه در عمل دچار نابسامانی روانی نخواهد شد. اما اگر نتواند ارزشی را برای خود انتخاب کند، یعنی ارزش فعلی را نتواند بپذیرد و در قبول ارزش سنتی نیز درعمل با موانعی برخورد کند، دچار شک و تردید خواهد شد که در نتیجه یک حالت یأس و نومیدی بر آن غلبه خواهد کرد. علت یأس و نومیدی این است که انسان وابستگی و دلبستگی به ارزشهای خود دارد و همین دلبستگی برای انسان تحرک و امید به وجود میآورد. بنابراین هنگامی که جامعه در پذیرش ارزشها دچار شک و تردید شود، به سوی بدبینی و پوچگرایی کشانده خواهد شد. برای مثال ادیان و آیینهای اعتقادی از ارزشهای جامعه میباشند و توجه به اعتقادات اجتماعی به معنای توجه به ارزشهای آن میباشد. حال همانطور که در آیینهای اعتقادی و ادیان، خودکشی حرام اعلام شده پس اگر مسئله باورمندی و ارزش آن مبنا قرار گیرد فکر کردن به انجام این عمل از حالت یک گزینه خارج شده و اندیشیدن به راه چاره در دستور کار واقع میشوند.
چون خودکشی یک پدیده جهان شمول میباشد. در سطح جهانی در راستای جلوگیری از آن اقداماتی انجام شده و روز جهانی پیشگیری از خودکشی همه ساله در ۱۰ سپتامبر و در سراسر جهان برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به خودکشی و پیشگیری از آن در نظر گرفته شده است. « مجمع جهانی پیشگیری از خودکشی (IASP) با همکاری سازمان بهداشت جهانی (WHO) و فدراسیون جهانی سلامت روان این روز را میزبانی میکنند. سازمان ملل متحد یک سیاستنامه پیشگیری از خودکشی را در دهه ۱۹۹۰ منتشر کرده که بسیاری کشورها از آن برای پیشگیری از خودکشی پیروی میکنند.» اما شرق کوردستان از این روز و اقدامات لازمهی آن هیچ سهمی ندارد و مانند تمام مشکلات و بحرانهای دیگر به فراموشی سیستم دولتی سپرده شده است. همچنین تمام سیاستهای رژیم کُردستیز ایران بر مبنای سرخوردگی، تسلیمیت در برابر اوامر آن و نابودی خلق کُرد میباشد. در این راستا با اعمال خصمانهترین سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و تاراج منابع زیرزمینی و روزمینی آن سعی دارد تا کوردستان که مهد معنویات و امید و مقاومت است را رو به نابودی بکشاند. اما علیرغم تمامی این فشارها و بحرانها خلق کُرد با اتحاد و همبستگی همچنین استفاده از فرهنگ و ارزشهای غنی اجتماعی میتواند در حل و کاهش این پدیده موثر عمل نماید. ایجاد و توسعهی پروژههای اشتغالزایی در مناطق کُردنشین توسط خود کوردها و عدم سرمایهگذاری در مناطق غیر کورد میتواند عامل موثری بر کاهش این پدیده باشد. نهادهای مردمی بویژه در حوزههای اجتماعی – فرهنگی با برگزاری همایشها و کلاسهایی در جهت آسیبشناسی و روشنگری در مورد این پدیده میتوانند نقش موثری در کاهش این پدیده داشته باشند. همچنین افزایش معنویات و زنده نگاهداشتن ارزشهای اجتماعی سنتی در راستای افزایش امید و مقابله با مشکلات نیز حائز اهمیّت میباشد. یکی از راهکارهای دیگر میتوان به فرهنگ مقاومت در خلق کُرد اشاره نمود. خلق کُرد که دارای تاریخی مملو از مقاومت میباشد میتواند در این مورد نیز با اتکا به تجربههای تاریخی خود در مقابله با مشکلات بویژه مشکلات اقتصادی و اجتماعی موفق عمل نماید، نهادهای مردمی میتوانند در این خصوص نقش ویژهای داشته باشند و بدون چشمداشت از دولت و حکومت، به خودکشی بعنوان پدیدهای اجتماعی و مسئلهای بااهمیت نگریسته و اراده و کنشی اجتماعی را در تقابل با آن نشان دهند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
چون خودکشی یک پدیده جهان شمول میباشد. در سطح جهانی در راستای جلوگیری از آن اقداماتی انجام شده و روز جهانی پیشگیری از خودکشی همه ساله در ۱۰ سپتامبر و در سراسر جهان برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به خودکشی و پیشگیری از آن در نظر گرفته شده است. « مجمع جهانی پیشگیری از خودکشی (IASP) با همکاری سازمان بهداشت جهانی (WHO) و فدراسیون جهانی سلامت روان این روز را میزبانی میکنند. سازمان ملل متحد یک سیاستنامه پیشگیری از خودکشی را در دهه ۱۹۹۰ منتشر کرده که بسیاری کشورها از آن برای پیشگیری از خودکشی پیروی میکنند.» اما شرق کوردستان از این روز و اقدامات لازمهی آن هیچ سهمی ندارد و مانند تمام مشکلات و بحرانهای دیگر به فراموشی سیستم دولتی سپرده شده است. همچنین تمام سیاستهای رژیم کُردستیز ایران بر مبنای سرخوردگی، تسلیمیت در برابر اوامر آن و نابودی خلق کُرد میباشد. در این راستا با اعمال خصمانهترین سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و تاراج منابع زیرزمینی و روزمینی آن سعی دارد تا کوردستان که مهد معنویات و امید و مقاومت است را رو به نابودی بکشاند. اما علیرغم تمامی این فشارها و بحرانها خلق کُرد با اتحاد و همبستگی همچنین استفاده از فرهنگ و ارزشهای غنی اجتماعی میتواند در حل و کاهش این پدیده موثر عمل نماید. ایجاد و توسعهی پروژههای اشتغالزایی در مناطق کُردنشین توسط خود کوردها و عدم سرمایهگذاری در مناطق غیر کورد میتواند عامل موثری بر کاهش این پدیده باشد. نهادهای مردمی بویژه در حوزههای اجتماعی – فرهنگی با برگزاری همایشها و کلاسهایی در جهت آسیبشناسی و روشنگری در مورد این پدیده میتوانند نقش موثری در کاهش این پدیده داشته باشند. همچنین افزایش معنویات و زنده نگاهداشتن ارزشهای اجتماعی سنتی در راستای افزایش امید و مقابله با مشکلات نیز حائز اهمیّت میباشد. یکی از راهکارهای دیگر میتوان به فرهنگ مقاومت در خلق کُرد اشاره نمود. خلق کُرد که دارای تاریخی مملو از مقاومت میباشد میتواند در این مورد نیز با اتکا به تجربههای تاریخی خود در مقابله با مشکلات بویژه مشکلات اقتصادی و اجتماعی موفق عمل نماید، نهادهای مردمی میتوانند در این خصوص نقش ویژهای داشته باشند و بدون چشمداشت از دولت و حکومت، به خودکشی بعنوان پدیدهای اجتماعی و مسئلهای بااهمیت نگریسته و اراده و کنشی اجتماعی را در تقابل با آن نشان دهند.
pjak.eu
🆔 @GozarDemocratic
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
🆔 @GozarDemocratic
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
🆔 @GozarDemocratic
گذار دموکراتیک
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد. 🆔 @GozarDemocratic
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار اعلام نمود که مقاومت در مناطق حفاظتی میدیا که اشغال آن هدف نخستین دشمن به شمار رفته و از اهمیتی استراتژیک برخوردار است، به پیروزی رسیده است. کوچگری در این باره افزود: پیروزی در مناطق حفاظتی میدیا، به تضمین حضور گریلا میانجامد. این مهم هم تامین کننده حیات آزاد برای خلقمان، زنان و ذهنیت ملت دمکراتیک و توسعه بخش آن خواهد بود.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار در گفتگویی با خبرگزاری فرات نیوز اظهار داشت که تلاشهای دولت ترک برای اشغالگری که از ماه فوریه در گاره اغاز شد، در ۲۳ آوریل گسترش پیدا کرده و ۵ ماه از حمله به مناطق حفاظتی میدیا میگذرد. در طول ۸ ماهی که حمله آغاز شده است، ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/م.ه.پ تصور میکرد که میتواند در باشور کوردستان حضور خود را همیشگی کند و در ترکیه و خاورمیانه حاکمیت خود را در گسترش دهد. در این باره هم از تمام فرصتها و امکانات خود برای جنگ ویژه روانی استفاده کرد. در این مدت از هیچیک از قوانین و حقق جنگی تبعیت نکرده، از سلاح شیمیایی هم استفاده کرده است. جغرافیای کوردستان و مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده و به روستاها و مناطق زیست انسانی آسیب وارد کرده و غارت باشور کوردستان همچنان ادامه دارد، در باکور کوردستان، در تمام مناطقی که خلقمان زندگی میکند، فشار و سرکوب فیزیکی و شکنجه، فشارهای اقتصادی، فرهنگی را افزایش دادهاند. فشارهای آنها به گونهای افزایش یافته است که در جامعه نمیتوان کسی را یافت که دستگیر و بازداشت نشده باشد، در زندانها هم برای درهم شکستن اراده خلق به هر اقدامی دست میزنند. با تحریک امواج نژادپرستانه تعمدا در خانهها، مدارس، کارگاهها و حتی در خیابانها، دست به قتل کورد زده و آن را به وضعیتی عادی تبدیل کردهاند.
کوچگری در رابطه با سکوت مجامع بینالمللی نیز افزود: چنین سکوتی به معنای تصویب و پذیرش طرح نابودی کورد است. در واقع ناتو با تکنولوژی و همکاریهای لجستیکی خود تحت عنوان کمک به پناهندگان، آشکارا نشان میدهد که ائتلاف بینالمللی مانند ائتلاف سال ۱۹۹۹ وارد مرحله اجرا شده است. وضعیت پارت دمکرات کوردستان و سکوت حکومت عراق هم بر این اساس است. در صورتی که حملات صورت گرفته علیه بیمارستان شنگال در جای دیگری روی میداد، قیامتی بر پا میشد. این اقدام جنایت جنگی بود و در چارچوب توطئه بینالمللی برای خاتمه دادن به جنبش آزادی کوردستان بود. پارت دمکرات کوردستان که ستون محلی این حمله است، همکاریهای خود با دولت ترک را اکنون عیان کرده و نشان میدهد که هیچگاه منافع ملی خود را مبنای فعالیتهای خود قرار نمیدهد. به این معنا، فرایند حمله مداوم از یک عملیات موقتی فرا رفته و در نتیجه این همکاریهاست. بدون تردید این حملات مقطعی نبوده و در جریان این فرایند است که سرنوشت و تقدیر همه مشخص خواهد شد.
در رابطه با حملات کنونی به مناطق متینا، زاپ و آواشین، پلشین کوچگری اظهار داشت: در واقع این حملات در نتیجه طرحی درازمدت شکل گرفته است. اگر خط متینا، زاپ و آواشین را اشغال کنند، میتوانند بر منطقه بیشتر تسلط پیدا میکنند، برای آنکه بتوانند به اهداف خود در گاره، شنگال و مخمور دست پیدا کنند، میخواهند به آوانتاژ دست یابند. تا از این طریق هم به نیروهای گریلا آسیب وارد کنند و هم مناطقی را که در داخل باشور کوردستان قرار دارند، تحت کنترل کامل خود قرار دهند. در این هدف آنها فقط نابودی پ.ک.ک نیست، در باشور هم اکنون اجازه حضور هیچ کورد مستقلی را نمیدهند و تلاش میکنند همه را تحت کنترل خود قرار دهند. از این طریق میخواهند تمام دینامیسمهای کوردی را از میان بردارند. و این مسئلهای است که رهیری باشور کوردستان آن را درک نمیکند. آگاهی ملی کورد، آزادی را هدف مستقیم خود قرار دادهاند. به همین دلیل میتوان گفت که تمام خلق کورد و کوردستان را هدف قرار دادهاند. به همین دلیل است که علیرغم آنکه به اهداف خود دست پیدا نکردهاند، اما برای کسب اهداف خود همچنان تلاش میکنند.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که این حمله بیش از چهار ماه است که ادامه دارد. همراه با تکنولوژی، شمار فراوانی از نظامیان و تبهکاران را هم بکار گرفتهاند. وی در ادامه افزود: میدان و مواضعی را که مورد هدف قرار میدهند، از آسمان مورد حمله قرار میدهند. در مناطقی که مستقر میشوند، در مناطق استراتژیک، دشمن دوربین و دستگاههای ردیابی را کار گذاشته است.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار اعلام نمود که مقاومت در مناطق حفاظتی میدیا که اشغال آن هدف نخستین دشمن به شمار رفته و از اهمیتی استراتژیک برخوردار است، به پیروزی رسیده است. کوچگری در این باره افزود: پیروزی در مناطق حفاظتی میدیا، به تضمین حضور گریلا میانجامد. این مهم هم تامین کننده حیات آزاد برای خلقمان، زنان و ذهنیت ملت دمکراتیک و توسعه بخش آن خواهد بود.
پلشین کوچگری از فرماندهان یژاستار در گفتگویی با خبرگزاری فرات نیوز اظهار داشت که تلاشهای دولت ترک برای اشغالگری که از ماه فوریه در گاره اغاز شد، در ۲۳ آوریل گسترش پیدا کرده و ۵ ماه از حمله به مناطق حفاظتی میدیا میگذرد. در طول ۸ ماهی که حمله آغاز شده است، ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/م.ه.پ تصور میکرد که میتواند در باشور کوردستان حضور خود را همیشگی کند و در ترکیه و خاورمیانه حاکمیت خود را در گسترش دهد. در این باره هم از تمام فرصتها و امکانات خود برای جنگ ویژه روانی استفاده کرد. در این مدت از هیچیک از قوانین و حقق جنگی تبعیت نکرده، از سلاح شیمیایی هم استفاده کرده است. جغرافیای کوردستان و مناطق غیرنظامی را هدف قرار داده و به روستاها و مناطق زیست انسانی آسیب وارد کرده و غارت باشور کوردستان همچنان ادامه دارد، در باکور کوردستان، در تمام مناطقی که خلقمان زندگی میکند، فشار و سرکوب فیزیکی و شکنجه، فشارهای اقتصادی، فرهنگی را افزایش دادهاند. فشارهای آنها به گونهای افزایش یافته است که در جامعه نمیتوان کسی را یافت که دستگیر و بازداشت نشده باشد، در زندانها هم برای درهم شکستن اراده خلق به هر اقدامی دست میزنند. با تحریک امواج نژادپرستانه تعمدا در خانهها، مدارس، کارگاهها و حتی در خیابانها، دست به قتل کورد زده و آن را به وضعیتی عادی تبدیل کردهاند.
کوچگری در رابطه با سکوت مجامع بینالمللی نیز افزود: چنین سکوتی به معنای تصویب و پذیرش طرح نابودی کورد است. در واقع ناتو با تکنولوژی و همکاریهای لجستیکی خود تحت عنوان کمک به پناهندگان، آشکارا نشان میدهد که ائتلاف بینالمللی مانند ائتلاف سال ۱۹۹۹ وارد مرحله اجرا شده است. وضعیت پارت دمکرات کوردستان و سکوت حکومت عراق هم بر این اساس است. در صورتی که حملات صورت گرفته علیه بیمارستان شنگال در جای دیگری روی میداد، قیامتی بر پا میشد. این اقدام جنایت جنگی بود و در چارچوب توطئه بینالمللی برای خاتمه دادن به جنبش آزادی کوردستان بود. پارت دمکرات کوردستان که ستون محلی این حمله است، همکاریهای خود با دولت ترک را اکنون عیان کرده و نشان میدهد که هیچگاه منافع ملی خود را مبنای فعالیتهای خود قرار نمیدهد. به این معنا، فرایند حمله مداوم از یک عملیات موقتی فرا رفته و در نتیجه این همکاریهاست. بدون تردید این حملات مقطعی نبوده و در جریان این فرایند است که سرنوشت و تقدیر همه مشخص خواهد شد.
در رابطه با حملات کنونی به مناطق متینا، زاپ و آواشین، پلشین کوچگری اظهار داشت: در واقع این حملات در نتیجه طرحی درازمدت شکل گرفته است. اگر خط متینا، زاپ و آواشین را اشغال کنند، میتوانند بر منطقه بیشتر تسلط پیدا میکنند، برای آنکه بتوانند به اهداف خود در گاره، شنگال و مخمور دست پیدا کنند، میخواهند به آوانتاژ دست یابند. تا از این طریق هم به نیروهای گریلا آسیب وارد کنند و هم مناطقی را که در داخل باشور کوردستان قرار دارند، تحت کنترل کامل خود قرار دهند. در این هدف آنها فقط نابودی پ.ک.ک نیست، در باشور هم اکنون اجازه حضور هیچ کورد مستقلی را نمیدهند و تلاش میکنند همه را تحت کنترل خود قرار دهند. از این طریق میخواهند تمام دینامیسمهای کوردی را از میان بردارند. و این مسئلهای است که رهیری باشور کوردستان آن را درک نمیکند. آگاهی ملی کورد، آزادی را هدف مستقیم خود قرار دادهاند. به همین دلیل میتوان گفت که تمام خلق کورد و کوردستان را هدف قرار دادهاند. به همین دلیل است که علیرغم آنکه به اهداف خود دست پیدا نکردهاند، اما برای کسب اهداف خود همچنان تلاش میکنند.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود اعلام کرد که این حمله بیش از چهار ماه است که ادامه دارد. همراه با تکنولوژی، شمار فراوانی از نظامیان و تبهکاران را هم بکار گرفتهاند. وی در ادامه افزود: میدان و مواضعی را که مورد هدف قرار میدهند، از آسمان مورد حمله قرار میدهند. در مناطقی که مستقر میشوند، در مناطق استراتژیک، دشمن دوربین و دستگاههای ردیابی را کار گذاشته است.
گذار دموکراتیک
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد. 🆔 @GozarDemocratic
از این طریق و کنترل هوایی است که میخواهند نیروهای گریلا را کنترل کنند، تحرکات گریلا را شناسایی کنند، نیروی تهاجمی گریلا را کاهش داده و به نتایجی دست پیدا کنند. دشمن تلفات خود را رسانهای نمیکند. با حضور خود در منطقه میخواهند که از حضور گریلا در منطقه بکاهند و به اشغالگری مشروعیت ببخشند. به همین دلیل، نظامیانی که در منطقه حضور دارند، بیش از آنکه یک نیروی جنگی باشند، نیروی کشف و جستجو و کنترل و تماس است.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت که دشمن شیوه حرکت خود را تغییر داده است، شبانه دست به حرکت میزنند، تجمع ندارند، در گروههای دو نفره حرکت میکنند و از این طریق اهداف کوچکی برای گریلا محسوب میشوند. به فعالیت تجسسی پرداخته و سخنان مردم را شنود میکنند. گروههای مخفی را فعال میکنند. بویژه در مواضع استراتژیک ما که میخواهند ان را به اشغال دربیاورند، اینگونه حرکت میکنند، مانند محاصره یک قلعه، مواضع ما را محاصره میکنند و تلاش میکنند ارتباط مواضع ما را با نقاط دیگر قطع کنند. و در نهایت تلاش میکنند تا این مواضع استراتژیک را از طریق بمباران هوایی، بمب و سلاحهای شیمیایی که دامنه استفاده از آن روز بروز افزایش پیدا میکند، اشغال کنند. تلاش میکنند هوالانی را که در داخل مشغول دفاع هستند به شهادت برسانند، یا برای درهم شکستن آنان، خواهان تسلیم آنان هستند.
۵ ماه است که دشمن از حد نهایی فرصت و امکانات خود استفاده کرده است، تلاش کرده است تا به نتیجه برسد. اما تا کنون هیچ موفقیتی کسب نکرده است. آواشین، مام رشو، در زاپ، جیلوی کوچک، در متینا و زندوره به کابوسی برای دشمن مبدل شده است. واقعیت شکست ارتش در مقابل یگانهای گریلا نشان میدهند که ارتش ترک تنها به تمجید از خود به عنوان قدرتمندترین ارتش ناتو دست میزند. علیرغم محاصره، رفقای ما با استفاده از حداقل امکانات، در استحکامات نه چندان مطمئن خود، مدت ۱۰ روز با روحیه و ارادهای آپویی تا آخرین نفس مفاومت کرده و ارتش ترک را که روحیه خود را از دست داده است، ایثارگری و قدرت خود را بار دیگر نشان داده است. عین این وضعیت در جیلوی کوچک و تپههای زندوره هم روی داده است. دشمن این مواضع را با بمباران شیمیایی مورد هدف قرار داده است، دست زدن به حمله شیمیایی نشان میدهد که دشمن در مقابل نیروهای قهرمان ما شکست خورده است. خارج از این مناطق، دشمن در مناطقی که از ابتدای این عملیات در آنجا مستقر شده است، قدمی نتوانسته است پیشروی کند. سه ماه است که برای اشغال مواضع مستقر در کوهپایههای ورخله، مواضع تپه سور، از تمام فرصتها و امکانات خود استفاده کرده است، با این وجود نتوانسته است که اراده پولادین هوالان ما را که بر اساس خط مشی زیلان شکل گرفته است، در هم بکشند.
علیرغم تمام این تلاشها هم، نتوانستهاند مانع از اقدامات و عملیاتهای زمینی هوالان ما شوند، با عملیاتهای هوالانمان در خاکورک، گوَر تا اندازهای حملات آنها تحت تاثیر قرار گرفته است. مقاومت نیروهای گریلا همچنان ادامه داشته و تمام محاسبات آ.ک.پ را نقش بر آب ساختهاند. و به این معناست که تمام محاسبات آنها اشتباه بوده است. آنها اینگونه حساب کرده بودند که تا تابستان تمام مناطق حفاظتی میدیا را اشغال کرده و سپس میتوانند شنگال، روژآوا را هدف قرار بدهند. اما این محاسبات نقش بر آب شدهاند. ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/ م.ه.پ چون تمام محاسبات خود را اشغال مناطق گریلا قرار داده بود، علیرغم تمام کمکهای سیستم، اکنون دچار وضعیتی شده است که نمیتواند از آن خارج شود. یعنی ترکیه را وارد باتلاقی کردهاند. به این منظور هم از وضعیت ژئوپولتیک منطقه، از آوارگان و تبهکاران بهرهبرداری کرده و هم اکنون این وضعیت به وضعیت اضمحلال رژیم ترک تبدیل شده است. سیمای واقعی ا.ک.پ که اخیرا محاسبات انها در مورد افغانستان هم نقش بر آب شده است، وضعیت آنها را که مانند حبابی است نشان میدهد. و این ضعیت در نتیحه مقاومت و موضعگیری گریلاهایی شکل گرفته است که با روحیه فدایی آپویی، اراده و عقلانیت گریلا را نشان دادهاند.
یعنی نبرد ما در مناطق حفاظتی میدیا ادامه دارد و دشمن تلاش میکند تا آینده و سرنوشت این نبرد را خود معلوم کند. زیرا مناطق حفاظتی میدیا مناطقی هستند که گریلاهای مدرنیته دمکراتیک خود را در این نواحی مجددا سازماندهی کرده و تمام تاکتیکهایشان را پیروزمندانه انجام دادهاند. به همین دلیل است که این مناطق هدف اصلی دشمن بودهاند. این حمله هم در فرایندی است که توطئه بینالمللی برای بار دوم آغاز شده و میخواهند که مناطق گریلا را تصرف کرده و همین مسئله بر اهمیت استراتژیک این مناطق بیش از پیش میافزایند. به همین دلیل است پیروزی ما در مناطق حفاظتی میدیا، تامین کننده موجودیت گریلا خواهد بود.
کوچگری در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان ساخت که دشمن شیوه حرکت خود را تغییر داده است، شبانه دست به حرکت میزنند، تجمع ندارند، در گروههای دو نفره حرکت میکنند و از این طریق اهداف کوچکی برای گریلا محسوب میشوند. به فعالیت تجسسی پرداخته و سخنان مردم را شنود میکنند. گروههای مخفی را فعال میکنند. بویژه در مواضع استراتژیک ما که میخواهند ان را به اشغال دربیاورند، اینگونه حرکت میکنند، مانند محاصره یک قلعه، مواضع ما را محاصره میکنند و تلاش میکنند ارتباط مواضع ما را با نقاط دیگر قطع کنند. و در نهایت تلاش میکنند تا این مواضع استراتژیک را از طریق بمباران هوایی، بمب و سلاحهای شیمیایی که دامنه استفاده از آن روز بروز افزایش پیدا میکند، اشغال کنند. تلاش میکنند هوالانی را که در داخل مشغول دفاع هستند به شهادت برسانند، یا برای درهم شکستن آنان، خواهان تسلیم آنان هستند.
۵ ماه است که دشمن از حد نهایی فرصت و امکانات خود استفاده کرده است، تلاش کرده است تا به نتیجه برسد. اما تا کنون هیچ موفقیتی کسب نکرده است. آواشین، مام رشو، در زاپ، جیلوی کوچک، در متینا و زندوره به کابوسی برای دشمن مبدل شده است. واقعیت شکست ارتش در مقابل یگانهای گریلا نشان میدهند که ارتش ترک تنها به تمجید از خود به عنوان قدرتمندترین ارتش ناتو دست میزند. علیرغم محاصره، رفقای ما با استفاده از حداقل امکانات، در استحکامات نه چندان مطمئن خود، مدت ۱۰ روز با روحیه و ارادهای آپویی تا آخرین نفس مفاومت کرده و ارتش ترک را که روحیه خود را از دست داده است، ایثارگری و قدرت خود را بار دیگر نشان داده است. عین این وضعیت در جیلوی کوچک و تپههای زندوره هم روی داده است. دشمن این مواضع را با بمباران شیمیایی مورد هدف قرار داده است، دست زدن به حمله شیمیایی نشان میدهد که دشمن در مقابل نیروهای قهرمان ما شکست خورده است. خارج از این مناطق، دشمن در مناطقی که از ابتدای این عملیات در آنجا مستقر شده است، قدمی نتوانسته است پیشروی کند. سه ماه است که برای اشغال مواضع مستقر در کوهپایههای ورخله، مواضع تپه سور، از تمام فرصتها و امکانات خود استفاده کرده است، با این وجود نتوانسته است که اراده پولادین هوالان ما را که بر اساس خط مشی زیلان شکل گرفته است، در هم بکشند.
علیرغم تمام این تلاشها هم، نتوانستهاند مانع از اقدامات و عملیاتهای زمینی هوالان ما شوند، با عملیاتهای هوالانمان در خاکورک، گوَر تا اندازهای حملات آنها تحت تاثیر قرار گرفته است. مقاومت نیروهای گریلا همچنان ادامه داشته و تمام محاسبات آ.ک.پ را نقش بر آب ساختهاند. و به این معناست که تمام محاسبات آنها اشتباه بوده است. آنها اینگونه حساب کرده بودند که تا تابستان تمام مناطق حفاظتی میدیا را اشغال کرده و سپس میتوانند شنگال، روژآوا را هدف قرار بدهند. اما این محاسبات نقش بر آب شدهاند. ائتلاف فاشیستی آ.ک.پ/ م.ه.پ چون تمام محاسبات خود را اشغال مناطق گریلا قرار داده بود، علیرغم تمام کمکهای سیستم، اکنون دچار وضعیتی شده است که نمیتواند از آن خارج شود. یعنی ترکیه را وارد باتلاقی کردهاند. به این منظور هم از وضعیت ژئوپولتیک منطقه، از آوارگان و تبهکاران بهرهبرداری کرده و هم اکنون این وضعیت به وضعیت اضمحلال رژیم ترک تبدیل شده است. سیمای واقعی ا.ک.پ که اخیرا محاسبات انها در مورد افغانستان هم نقش بر آب شده است، وضعیت آنها را که مانند حبابی است نشان میدهد. و این ضعیت در نتیحه مقاومت و موضعگیری گریلاهایی شکل گرفته است که با روحیه فدایی آپویی، اراده و عقلانیت گریلا را نشان دادهاند.
یعنی نبرد ما در مناطق حفاظتی میدیا ادامه دارد و دشمن تلاش میکند تا آینده و سرنوشت این نبرد را خود معلوم کند. زیرا مناطق حفاظتی میدیا مناطقی هستند که گریلاهای مدرنیته دمکراتیک خود را در این نواحی مجددا سازماندهی کرده و تمام تاکتیکهایشان را پیروزمندانه انجام دادهاند. به همین دلیل است که این مناطق هدف اصلی دشمن بودهاند. این حمله هم در فرایندی است که توطئه بینالمللی برای بار دوم آغاز شده و میخواهند که مناطق گریلا را تصرف کرده و همین مسئله بر اهمیت استراتژیک این مناطق بیش از پیش میافزایند. به همین دلیل است پیروزی ما در مناطق حفاظتی میدیا، تامین کننده موجودیت گریلا خواهد بود.
گذار دموکراتیک
پلشین کوچگری: محاسبات دولت ترک کاملا نقش بر آب شد پلشین کوچگری از فرماندهان یژا ستار اعلام نمود که محاسبات دولت ترک مبنی بر اشغال مناطق حفاظتی میدیا تا تابستان و هدف قرار دادن شنگال و روژآوا بعد از آن کاملا غلط از آب درآمد. 🆔 @GozarDemocratic
آنهم به تامین حیات آزادی منجر میشود آزادی خلقمان، زنان و عقلانیت ملت دمکراتیک را تحقق میبخشد.
ANF
🆔 @GozarDemocratic
ANF
🆔 @GozarDemocratic